PDA

نمايش نسخه نهائي : تاريخ برخلاف واقعيت


سلفي
Friday 6 April 2007, 12:07AM
كاربر سلفي
هرگونه اهانت به عقايد و مقدسات ساير كاربران مغاير با قوانين باشگاه است . در صورت تكرار شناسه شما در باشگاه با محدوديت نوشتاري مواجه خواهد شد . شما مي توانيد نوشته خود بدون " كوچكترين " اهانت ، يا كاربرد الفاظ توهين آميز ويرايش نمائيد. در غير اينصورت باشگاه از پذيرش اين نوع ادبيات معذور است .

هستي
Friday 6 April 2007, 12:09PM
بسمه تعالي
اولا كه منابع را ننوشته ايد
وثانيا
ان زمان كه عمر به حكومت رسيد ام كلثوم دختر حضرت علي 6 سال داشته است
وديگر اينكه طبق تحقيقات ايت الله سيد شهاب الدين مرعشي نجفي ام كلثوم نادختري(ربيبه) امير المومنين بوده ونام مادرش اسماء بنت عميس بوده است. نه ان ام كلثوم كه دختر حضرت علي مي باشد.
در مورد فرزندان حضرت علي تا انجا كه من مي دانم عبارت بودند از امام حسن وامام حسين وزينب وام كلثوم
واز ام البنين هم :عباس وجعفر وعبدالله وعثمان
بهتر است براي اينكه ديگران را دروغگو خطاب نكنيد وبه قول خودتان به نتايج صحيح برسيد بيشتر تحقيق كنيد.

حق جو
Friday 6 April 2007, 12:25PM
بسمه تعالي
اولا كه منابع را ننوشته ايد
وثانيا
ان زمان كه عمر به حكومت رسيد ام كلثوم دختر حضرت علي 6 سال داشته است
وديگر اينكه طبق تحقيقات ايت الله سيد شهاب الدين مرعشي نجفي ام كلثوم نادختري(ربيبه) امير المومنين بوده ونام مادرش اسماء بنت عميس بوده است. نه ان ام كلثوم كه دختر حضرت علي مي باشد.
در مورد فرزندان حضرت علي تا انجا كه من مي دانم عبارت بودند از امام حسن وامام حسين وزينب وام كلثوم
واز ام البنين هم :عباس وجعفر وعبدالله وعثمان
بهتر است براي اينكه ديگران را دروغگو خطاب نكنيد وبه قول خودتان به نتايج صحيح برسيد بيشتر تحقيق كنيد.

از علی (ع) سوال کردند که چرا نام فرزندت را عثمان گذاشتی حضرت فرمود به یاد عثمان ابن مظعون ( که در زمان پیامبر به شهادت رسید ).
آیا نام گذاری علی (ع) در باره فرزندش می تواند فجایعی را که مورخان سنی از خلفا نقل کرده اند به فراموشی بسپارد؟؟!!

سلفی
Friday 6 April 2007, 04:27PM
من تعجب می کنم از شما دوستان چگونه حدیثی که أقایان در کتابهای نقل کرده اند ومی کنند واین منابع در بین ما قرار دارد اطلاعی ندارید .
از هر برادر وخواهری که مانند من ندانسته از دکان داران مذهبی بدون چون چرا اطاعت می کنند تمنا دارم با تحقیق پیش بروم وببینند آیا قرآن آن مورد را مطرح کرده است یا خیر چون اصل وثوابت دین باید در قرآن مطرح شده باشد در غیر اینصورت دروغی است که نباید توجهی به آن شود .

ودر رابطه با منابعی که شما دوستان خواسته اید همان حدیث مشهور که از حضرت مولا علی علیه السلام نقل شده است :"ذاک فرج اغتصبناه" آن شرمگاهی که از ما دزدیدند

وآدرس دقیق نقل این حدیث را برای شما عزیزان مفصلا بیان خواهم کرد

سلفی
Saturday 7 April 2007, 12:08AM
حدیثی که از رجال دینی ما همیشه مطرح می شود که در پاسخ به ازدواج عمر با ام کلثوم دختر مولاعلی علیه السلام اینگونه نقل شده است :"ذاک فرج اغتصبناه" آن شرمگاهی بود که از ما دزدیده شد که دراصول کافی ج/3 ص:86 آمده است .
واصول کافی یکی از معتبرترین کتابهای ما به شمار می رود
امید است که این یک مدرک قوی برای آن دسته ازدوستانی که در جستجوی حقیقتا باشد وگرنه کسی که متعصب چشمانش را کور کرده باشد نه این حتی اگر حضرت مولا علی علیه السلام هم زنده بشود وبه آن اعتراف کند بازهم خواهند گفت که اشتباه است .
خدایا تورا گواه می گیرم که شاگردان پیامبرت همه دوستان صمیمی هم بودند وبنابه انسان بودنشان اختلافاتی در بین آنها بود اما این اختلافات سبب تکفیر ویا ارتداد هیچ کدام از ایشان نمی شود
همانگونه که حضرت حسن با حسین علیهما السلام بایکدیگر بخاطرمعاویه داشتند واین اختلاف بر بزگواری ایشان افزود.

ahlesonnat
Sunday 8 April 2007, 01:14AM
من خیلی زیاد از گفته ی آقای هستی تعجب کردم, مسأله ی ازداوج بین عمر رضی الله عنه و أم کلثوم همی شیعیان و هم سنیان اتفاق دارند. بیا اول مراجع اهل سنت و بعد مراجع شیعیان خدمتتان عرض خواهم کرد, بعد بروید و کتابهایتان را مطالعه کنید. سپس بیایید و انکار جاهلانه بکنید:
اول : ازدواج عمر با ام‌کلثوم دختر علی

در منابع اهل سنت

مصادر اهل سنت بدون اختلاف در روایات مختلف و أَسنادی که ذکر شده، بر ازدواج عمر با ام‌کلثوم اجماع دارند.
از جمله روایاتی که این ازدواج را ذکر کرده‌اند روایت «طبری» متوفای 310 ه‍ در تاریخ خود می‌باشد (1).
و روایت طبری که ابن‌کثیر دمشقی متوفای 477 ه‍ در البدایه والنهایه (2) در بحث همسران عمر و اولاد او بصورت مختصر آورده است.
وی‌ می‌گوید : «اولین همسر علیt فاطمه دخت رسول خدا است که بعد از جنگ بدر با او ازدواج کرد، و حسن و حسین را از او بدنیا آورد، و نیز گفته‌اند : محسن هم داشته است که در بچگی فوت کرده و نيز زینب کبری و ام‌کلثوم که با عمربن خطاب ازدواج نموده است (3).
و ذهبی متوفای 847 ه‍ در تاریخ الاسلام در حوادث سال هفدهم می‌گوید : در این سال عمر با ام‌کلثوم دختر فاطمه زهرا ازدواج کرد که به روایتی چهل هزار درهم مهریه به ایشان داده است (4).
و باز ذهی این ازدواج را در (سیر اعلا النبلاء) در بحث همسران علی‌بن خطاب و فرزندانش آورده است.
وی می‌گوید : وي ام‌کلثوم را عقد نمود، و به او چهل هزار درهم مهریه داد و از ایشان زید و رقیه را به داشت(5).
و نیز ابن الجوزی متوفای 795 ه‍ این ازدواج را در کتاب خود «المنتظم» در بحث همسران و فرزندان عمربن خطاب ذکر می‌کند و مي گويد: (فرزندانی بنام‌های : عبدالله، عبدالرحمن، حفصه که مادرشان زینب دختر مظعون بن حبیب بوده، و زیداکبر و رقیه و مادرشان ام‌کلثوم دختر علی‌بن ابیطالب و دختر فاطمه زهرا دختر رسول‌اللهr بوده، و نیز زیداصغر و عبیدالله که مادرشان ام‌کلثوم دختر جرول بوده داشته است (6).
و دياربکری در (تاریخ الخمیس) و غیره از مورخین و محققین در چندین تألیفات بدون، اختلاف در وقوع این ازدواج با ام‌کلثوم دختر علی و فاطمه زهرا و اینکه فرزندانی بنام «رقیه» و «زید» داشته آن را ذکر کرده است.
و اگر خوف به درازا كشيدن مطلب در کار نبود همه آن روایات را نقل مي نموديم ، لكن آنچه گذشت برای کسی که خواهان هدایت می‌باشد كافيست.
و اما کتب مختلف سیره و شرح حال این ازدواج را ضمن تأکید بر اینکه با ام‌کلثوم بوده نه ديگري از جانب او ذکر کرده‌اند، ضمن اینکه اكثرشان او را ام‌کلثوم نام برده‌اند.
اکنون به بررسی کتب سرگذشت و سیره می‌پردازیم، ابتدا از کتاب (الاصابه فی تمییز الصحابه) ابن حجر عسقلانی متوفای 258 ه‍ شروع می‌کنیم، و منزلت عسقلانی و تبحر ایشان در حدیث و رجال‌شناسی و احوال آنان از کسی پوشیده و قابل انكار نیست ايشان در شرح حال ام كلثوم دختر علي مي گويد:
ابن وهب از عبدالرحمن بن زید بن اسلم از پدرش از پدربزرگشان می‌گوید : عمر با ام‌کلثوم بر سر چهل هزار درهم مهریه ازدواج كرد و زبیر می‌گوید از عمر دو فرزند بنام رقیه و زید داشت که زید و مادرش در یک روز با هم فوت کردند، زید در جنگی میان بنی‌عُدَی که جهت صلح به ميان آنان رفته بود توسط کسی که گفته می‌شود در تاریکی او را تشخیص نداده است، مجروح شده و چند روز بعد همراه مادرش که مریض بود وفات کردند) (7).
و باز می‌گوید : ابن سعد از انس بن عیاض از جعفر بن محمد از پدرش روایت کرده که: عمر ام‌کلثوم را از علی خواستگاری نمود و ايشان در جواب گفتند : «من دخترانم را برای فرزندان جعفر نگهداشته ام عمر گفت: دخترت را از من تزویج کن، به خدا سوگند، روی زمین هیچ کس مانند من کرامت او را محفوظ نمی‌دارد، سپس علی فرمود : حالا راضی هستم (و او را از شما تزویج نمودم) بعد علی نزد مهاجرین رفت و گفت : من را برای عروسی آماده کنید، سپس وي را آماده كردند و پرسیدند با چه کسی ازدواج کرده‌اید؟ گفت : با دختر علی، من شنیده‌ام که پیامبرr می‌فرمود : «همه خویشاوندیها و نسب‌ها روز قیامت قطع می‌شوند الاّ نسب و خویشاوندی من، و من که این را هم آرزو داشتم و حالا داماد و خويشاوند ايشان گشته‌ام. و از طریق عطاء خراسانی آمده که عمر چهل هزار درهم مهریه به او داده است، و با سند صحیح آورده که ابن عمر بر جنازه ام‌کلثوم و فرزندش زید نماز خواند و و زيد را در كنار و نزديك خود قرار داد و باز سند دیگري هم آورده که، سعید بن عاص کسی است كه مسأله را از وي پيچيده ساخت» (8).
- و در (اسدالغابه فی معرفه الصحابه) ابن الاثیر متوفای 630 ه‍ عین این روایات را با اختلاف اندکی در عبارت ذکر كرده که می‌گوید : (ام‌کلثوم دختر علی‌بن ابیطالب مادرش فاطمه دختر رسول‌اللهr است، که بعد از وفات رسولr متولد شد. ام‌کلثوم و فرزندش زید در یک روز با هم وفات نمودند، زید در جنگي میان بنی‌عدی که جهت صلح به آنجا رفته بود، توسط فردي در تاريكي از ناحیه سرش مجروح گردید، و بعد از چند روزی همراه مادرش وفات کرند، و عبدالله‌بن عمر با حسن بن علي با امامت عبدالله‌بن عمر بر آنان نماز میت خواندند) (9).
و عین این روایات با اختلاف اندکی از نظر عبارت در طبقات ابن سعد و عیون‌الاخبار ابن قتیبه و دیگر منابع یافت می‌شوند.
در میانه هاي این بحث دهها منابعی که این ازدواج را ذکر کرده‌اند نام برده ايم و خود نصوص بیان کنند آن را لفظاً نقل نمودیم.
و اینجا دوست دارم به آن روایات یاد شده اشاره اي داشته باشم:
اول : از روایت طبری که قدیمی‌ترین مؤرخان و متوفای 310 ه‍ است درمی‌یابیم که، عمربن‌ خطاب درمرحله اول ام‌کلثوم دختر ابوبکر صدیق را خواستگاری کرد ولی بعلت اینکه عمر به خشني و تندروي معروف بود ام‌کلثوم دختر ابوبکر از زندگی با او ترسیدند و خواستگاری وي را رد نمود. سپس عمروبن عاص بخاطر دفع حرج از عائشه ام‌المؤمنین که دفعه اول خواستگاری را قبول کرده بود دخالت نمود و عمرو نيز چنان اشاره‌ای به ازدواج با ام‌کلثوم دختر علی کرده بود دخالت نمودند.
دوم : در مورد روایت ابن کثیر از مدائنی که گمان می‌کنم آن را از تاریخ طبری خلاصه نموده و چیزی قابل ذکر را با آن اضافه نکرده است.

ahlesonnat
Sunday 8 April 2007, 01:25AM
از منابع اهل تشیع:
جناب هستی من خواهشمندم که مراجعه کنید و کمی مطالعاتتان را بیشتر کنید تا دچار اشتباهات فاحش نشوید:
آن عالم کلینی است و کتابش نيز (الکافی) می‌باشد و اگر خوف طولاني شدن بحث نبود اقوال علما را در مورد کلینی ملقب به «ثقه‌الاسلام» و نیز احادیثی که عبدالحسین شرف‌الدین از اونقل کرده ذکر می‌کردیم، و و صحت مضمون احاديث او قطعي است، و نیز امام یازدهم در مورد اهمیت این کتاب (الکافی) می‌گوید : «این کتاب برای شیعیان ما کافیست»، اطلاع بیشتر در مورد این شخص مراجعه کند به کتب شرح حال و مختصرمقدمه (اصول کافی) و در آن تمام مدح و ثنای را که از کلینی و کتابشان (الکافی) شده بخوانید، و احادیث (الکافی) بیشتر از دهها هزار حدیث می‌باشد.
کلینی در کتاب (الکافی) چهار حدیث را آورده که همه آنها ازدواج عمر با ام‌کلثوم دختر علی‌بن ابیطالب را ثابت می‌کنند که احادیث و همراه سندشان از این قرار هستند :



باب تزویج ام‌کلثوم

1- علی‌بن ابراهیم از پدرش ایشان نیز از ابن ابی عمیر از هشام بن سالم و حمّاد از زراره از ابی‌عبداللهu در موضوع تزویج کلثوم روایت کرده و می‌گوید : «همانا آن فرجی بود که از ما غصب كردند».
2- محمدبن ابی عمیر از هشام بن سالم از ابی‌عبداللهu روایت می‌کند که گفت : هنگامی که از او خواستگاری نمود امیر‌المؤمنین به ایشان گفت : «وی هنوز بچه است» و می‌گوید بعداً به عباس رسیده و به او گفت : چرا من؟ مگر اشکالی در بنده وجود دارد؟ عباس گفت : چه چیزی روی داده؟ گفت : جهت خواستگاری نزد برادرزاده شما رفتم وي من را باز گرداند، به خدا سوگند زمزم را خشک خواهم کرد و همه کرامت و افتخارات شما را نابود می‌کنم و دو شاهد را علیه او برمی‌انگیزم و فاش مي كنم که سرقت کرده است و دستش را قطع می‌نمایم. سپس عباس نزد ایشان رفت تا امر را به وی موکول کند و علی نیزكار را به او موکول نمود) (38).
و نیز در حدیث دیگر که باز کلینی در باب (المتوفی عنها زوجها المدخول بها اين تعتدو مایجب علیها) یعنی زنی که همسرش مرده کجا عده به سر می‌برد و چه چیزی بر او واجب می‌شود آورده است.
1- حمیدبن زیاد از سماعه از محمدبن زیاد از عبدالله سنان و معاویه بن عمار از ابی‌عبداللهu روایت می‌کند که گفتند : درباره زنی که همسرش فوت نموده سؤال کردم که آیا در منزل خودش عده را سپری می‌کند یا اينكه هر جای که دوست داشته باشد؟ گفت : «بله در هرجا كه دوست داشته باشد » چون علیu هنگامی که حضرت عمر فوت کرد، ام‌کلثوم را به نزد فامیلان خود بردند».
2- محمدبن یحیی و غیره از احمدبن محمد بن عیسی از حسین بن سعید از نضر از سوید از هشام بن سالم از سلیمان بن خالد روایت کرده که گفته‌اند : «از ابی‌عبداللهu در مورد زنی که همسرش فوت نموده پرسیدم که بايد کجا عده را تمام ‌کند؟ آیا در منزل پدرش یا هر جا که دوست داشته باشد؟ گفت : «بله هر جا که میل دارد» سپس گفت: علیu هنگام مرگ عمر نزد ام‌کلثوم رفت و دست او را گرفته و به خانه برد) (39).

ahlesonnat
Sunday 8 April 2007, 01:27AM
ترسیدم که بگویید ضعیف است, زیرا به این گفته ی شما شیعیان عادت کرده ایم, هر چی که مخالف عقیده شان در کتابهایشان بود بدون هیچ اساسی میگویند ضعیف است, نه ایندفعه دیگر ضعیف نیست میدانید چرا؟
یکی از علما امامیه که ایشان آخر محدیثن و گسترش‌دهنده علوم اهل بیت بوده محمد باقر مجلسی در (مرآه العقول شرح اخبار آل الرسول) که در واقع شرح احادیث کافی است می‌گوید : آن دو حدیث درباره (تزویج ام‌کلثوم) اولی و دومی حسن می‌باشند (40) و دو حدیث دیگر در باب (متوفی عنها زوجها ... .
حدیث اولی : موثق و حدیث دومی : صحیح است (41).
- پس حداقل اینجا یکی از احادیث چهارگانه صحیح و دیگری موثق و دو عدد آنها نیز در مرتبه حسن قرار دارند و حدیث ضعیفی در آنها وجود ندارد (42).
اگر باز هم از مراجع شیعیان خواستید خبر دهید من حاضرم بیش از 10 مرجع همراه با صحیحترین سندها خدمت شما عرض کنم, اصلا در این زمینه حاضرم بحث مفصلی خدمت شما عرضه کنم, ولی فکر میکنم دیگر کافی باشد که خوانندگان را خسته نکنیم.

صبح
Sunday 8 April 2007, 10:44AM
اتفاقا من هم زماني سني بودم و الآن شيعه شده ام ... :D ... چون ديدم سني ها كمتر به سنت عمل مي كنند .... و سنت را از فيلتر خلفايي كه معلوم نيست طبق كدام سنت خليفه شده اند رد مي كنند و بعد اسمش را سنت مي گذارند ... و بر خلاف سنت پيامبر بجاي اينكه پيرو امير المؤمنين (ع) باشند ... يك چيز در سنت پيامبر چپانده اند به اسم سقيفه بني ساعده و پيرو اين امر وهمي هستند ... اين مجتمع وهمي اشخاصي باده خوار و خونريز همچون وليد و معاويه و يزيد را ناشي شده كه بعدها جسد فرزندان پيامبر (سيدا شباب اهل الجنة) را تيرباران كرده يا سر او را در صحراي كربلا بريدند و به نزد والي و خليفه (!) بردند .... چون پيامبر طبق شهادت قرآن گفته بود " لا أسألکم عليه أجرا إلا المودة في القربی " .... و مودت ، در مكتب سقيفه ... يعني سر بريدن و تيرباران كردن !‌ :) معلوم نيست اين سنت از كجا آمده است ! شايد از زمان لات و عزی . شايد هم از زمان فتح مكه و چون من اصلا ديني به اينها نداشتم ... نتوانستم تحمل كنم و شيعه نشوم !

ahlesonnat
Sunday 8 April 2007, 05:25PM
اتفاقا من هم زماني سني بودم و الآن شيعه شده ام ... :D ... چون ديدم سني ها كمتر به سنت عمل مي كنند .... و سنت را از فيلتر خلفايي كه معلوم نيست طبق كدام سنت خليفه شده اند رد مي كنند و بعد اسمش را سنت مي گذارند ... و بر خلاف سنت پيامبر بجاي اينكه پيرو امير المؤمنين (ع) باشند ... يك چيز در سنت پيامبر چپانده اند به اسم سقيفه بني ساعده و پيرو اين امر وهمي هستند ... اين مجتمع وهمي اشخاصي باده خوار و خونريز همچون وليد و معاويه و يزيد را ناشي شده كه بعدها جسد فرزندان پيامبر (سيدا شباب اهل الجنة) را تيرباران كرده يا سر او را در صحراي كربلا بريدند و به نزد والي و خليفه (!) بردند .... چون پيامبر طبق شهادت قرآن گفته بود " لا أسألکم عليه أجرا إلا المودة في القربی " .... و مودت ، در مكتب سقيفه ... يعني سر بريدن و تيرباران كردن !‌ :) معلوم نيست اين سنت از كجا آمده است ! شايد از زمان لات و عزی . شايد هم از زمان فتح مكه و چون من اصلا ديني به اينها نداشتم ... نتوانستم تحمل كنم و شيعه نشوم !
خوب از قدیم گفتند خلایق هرچه لایق بود دادند!
شما هم همان بهتر که براین عقیده" صفویان در آوردی" بمانی
سقیفه بنی ساعده راهم امیر المومنین رضی الله عنه تأیید کردوفقط ما پیرو او هستیم (عملاونه در حرف فقط)وتایید میکنییم
درسته حسن وحسین رضی الله عنهما سیدا شباب اهل الجنه هستند (ما هیچ وقت منکر حرف حق نمیشیم)همان ولید رضی الله عنه هم پیامبر صلی الله علیه وسلم در باره اش گفته :سیف الله المسلول
پس میبینید که پیامبر صلی الله علیه وسلم پارتی بازی نمیکرده که فقط به فامیل هایش امتیاز بدهد بلکه هر که لایق بود به او وحی میشده که در باره اش حرف بزند.
علی رضی الله عنه اگر اولین کودکی بود که مسلمان شد ابوبکر رضی الله عنه اولین مرد مسلمان بود بله! هنگام بعثت پیامبر صلی الله علیه وسلم علی رضی الله عنه فقط ده سال داشته وابوبکررضی الله عنه سی وهفت سال !
ابوبکررضی الله عنه در سختترین مرحله رسالت پیامبر صلی الله علیه وسلم همراهش بوده واو ثانی اثنین است که خدا در قران معیتش را برای او ثابت کرده با قول پیامبر به او(ان الله معنا )ونگفت ان الله معی!
واو بود که در حیاتش هنگام مریضی جانشین او شد در امامت نمازگزاران !آن موقع پیامبر صلی الله علیه وسلم چرا به علی رضی الله عنه نگفت امام شو ( لابدعمر نگذاشت؟!!!!!!)حتی پیامبر به امامت عمررضی الله عنه راضی نبود وابوبکررضی الله عنه را اولی تر از عمررضی الله عنه دانست در این امر.
در همه جنگها مشاور اصلی پیامبر صلی الله علیه وسلم ابوبکرضی الله عنه ر بود سپس عمررضی الله عنه.
آخر شما فکر نکردید چرا علی رضی الله عنه شجاع ونترس هیچ وقت اعتراضی به ابوبکررضی الله عنه در این مسئله حیاتی نکرد چون میدانست جانشینی براساس نص وجود نداشته است واصلا خودش را اهل این خلافت نمیدانسته است با حضور ابوبکر. در حالی که وقتی فاطمه رضی الله عنها برای قطعه زمینی اعتراض میکند او مانع نمیشود وحتی در این مسئله جانب هیچ یک را نمی گیرد چون عاقل بود ومیدانست یک اختلاف عادی است در برداشت از قول پیامبر صلی الله علیه وسلم.

لا أسألکم عليه أجرا إلا المودة في القربی " ...
این آیه در اوایل اسلام نازل شده و راجع به قریش بوده
در ضمن مودت همیشه بین صحابه وآل بیت بوده ومسائلی که شما از آن کوه میسازید برای آنها یک مسئله پیش پا افتاده بوده.

ahlesonnat
Sunday 8 April 2007, 05:33PM
اتفاقا من هم زماني سني بودم و الآن شيعه شده ام ... :D ... چون ديدم سني ها كمتر به سنت عمل مي كنند .... و سنت را از فيلتر خلفايي كه معلوم نيست طبق كدام سنت خليفه شده اند رد مي كنند و بعد اسمش را سنت مي گذارند ... و بر خلاف سنت پيامبر بجاي اينكه پيرو امير المؤمنين (ع) باشند ... يك چيز در سنت پيامبر چپانده اند به اسم سقيفه بني ساعده و پيرو اين امر وهمي هستند ... اين مجتمع وهمي اشخاصي باده خوار و خونريز همچون وليد و معاويه و يزيد را ناشي شده كه بعدها جسد فرزندان پيامبر (سيدا شباب اهل الجنة) را تيرباران كرده يا سر او را در صحراي كربلا بريدند و به نزد والي و خليفه (!) بردند .... چون پيامبر طبق شهادت قرآن گفته بود " لا أسألکم عليه أجرا إلا المودة في القربی " .... و مودت ، در مكتب سقيفه ... يعني سر بريدن و تيرباران كردن !‌ :) معلوم نيست اين سنت از كجا آمده است ! شايد از زمان لات و عزی . شايد هم از زمان فتح مكه و چون من اصلا ديني به اينها نداشتم ... نتوانستم تحمل كنم و شيعه نشوم !
خوب از قدیم گفتند خلایق هرچه لایق بود دادند!
شما هم همان بهتر که براین عقیده" صفویان در آوردی" بمانی
سقیفه بنی ساعده راهم امیر المومنین رضی الله عنه تأیید کردوفقط ماییم که پیرو او هستیم (عملاونه در حرف فقط)وتایید میکنییم
درسته حسن وحسین رضی الله عنهما سیدا شباب اهل الجنه هستند (ما هیچ وقت منکر حرف حق نمیشیم)همان ولید رضی الله عنه هم پیامبر صلی الله علیه وسلم در باره اش گفته :سیف الله المسلول.

پس میبینید که پیامبر صلی الله علیه وسلم پارتی بازی نمیکرده که فقط به فامیل هایش امتیاز بدهد بلکه هر که لایق بود به او وحی میشده که در باره اش حرف بزند.

علی رضی الله عنه اگر اولین کودکی بود که مسلمان شد ابوبکر رضی الله عنه اولین مرد مسلمان بود بله! هنگام بعثت پیامبر صلی الله علیه وسلم علی رضی الله عنه فقط ده سال داشته وابوبکررضی الله عنه سی وهفت سال !

ابوبکررضی الله عنه در سختترین مرحله رسالت پیامبر صلی الله علیه وسلم همراهش بوده واو ثانی اثنین است که خدا در قران معیتش را برای او ثابت کرده با قول پیامبر به او(ان الله معنا )ونگفت ان الله معی!

واو بود که در حیات پیامبر صلی الله علیه وسلم هنگام مریضی جانشین او شد در امامت نمازگزاران .آن موقع پیامبر صلی الله علیه وسلم چرا به علی رضی الله عنه نگفت امام شو ( لابدعمر نگذاشت؟!!!!!!) حتی پیامبر به امامت عمررضی الله عنه راضی نبود وابوبکررضی الله عنه را اولی تر از عمررضی الله عنه دانست در این امر.

در همه جنگها مشاور اصلی پیامبر صلی الله علیه وسلم ابوبکرضی الله عنه بود سپس عمررضی الله عنه.

آخر شما فکر نکردید چرا علی رضی الله عنه شجاع ونترس هیچ وقت اعتراضی به ابوبکررضی الله عنه در این مسئله حیاتی نکرد چون میدانست جانشینی براساس نص وجود نداشته است واصلا خودش را اهل این خلافت نمیدانسته است با حضور ابوبکر. در حالی که وقتی فاطمه رضی الله عنها برای قطعه زمینی اعتراض میکند او مانع نمیشود وحتی در این مسئله جانب هیچ یک را نمی گیرد چون عاقل بود ومیدانست یک اختلاف عادی است در برداشت از قول پیامبر صلی الله علیه وسلم.

لا أسألکم عليه أجرا إلا المودة في القربی " ...
این آیه در اوایل اسلام نازل شده و راجع به قریش بوده
در ضمن مودت همیشه بین صحابه وآل بیت بوده ومسائلی که شما از آن کوه میسازید برای آنها یک مسئله پیش پا افتاده بوده.
بنا به قول شما "شايد هم از زمان فتح مكه "
مثل اینکه شما از این واقعه ناراحت هستید که ان را با زمان لات وعزی قرین میکنید؟!

هستي
Sunday 8 April 2007, 07:40PM
اتفاقا من هم زماني سني بودم و الآن شيعه شده ام ... :D ... چون ديدم سني ها كمتر به سنت عمل مي كنند .... و سنت را از فيلتر خلفايي كه معلوم نيست طبق كدام سنت خليفه شده اند رد مي كنند و بعد اسمش را سنت مي گذارند ... و بر خلاف سنت پيامبر بجاي اينكه پيرو امير المؤمنين (ع) باشند ... يك چيز در سنت پيامبر چپانده اند به اسم سقيفه بني ساعده و پيرو اين امر وهمي هستند ... اين مجتمع وهمي اشخاصي باده خوار و خونريز همچون وليد و معاويه و يزيد را ناشي شده كه بعدها جسد فرزندان پيامبر (سيدا شباب اهل الجنة) را تيرباران كرده يا سر او را در صحراي كربلا بريدند و به نزد والي و خليفه (!) بردند .... چون پيامبر طبق شهادت قرآن گفته بود " لا أسألکم عليه أجرا إلا المودة في القربی " .... و مودت ، در مكتب سقيفه ... يعني سر بريدن و تيرباران كردن !‌ :) معلوم نيست اين سنت از كجا آمده است ! شايد از زمان لات و عزی . شايد هم از زمان فتح مكه و چون من اصلا ديني به اينها نداشتم ... نتوانستم تحمل كنم و شيعه نشوم !

بسمه تعالي
جناب صبح
فكر مي كنيد در زمان حضور علماي مسلمان در كنفرانس وحدت وبا وجود تاكيدات رهبر انقلاب بر اين ا مر هجوم همه جانبه اين به اصطلاح سني ها وتاكيد بر موارد جزيي مانند زن عمر كه بوده واذان و....چه هدفي تعقيب مي شود؟
من هم اگر گاهي جواب مي نويسم نه براي هدايت اينها كه بخاطر بچه هاي شيعه است.

سلفی
Sunday 8 April 2007, 08:01PM
جناب آقای هستی خیلی براتون شرمنده ام که مسائلی مانند ازدواج حضرت عمرفاروق خلیفه دوم موحدان با جگرپاره حضرت مولاعلی شیرمیدان خلیفه چهارم موحدان یک مساله پیش وپا افتاده بشمار آورد ه اید
درست است دقیقا باید هم اینطور باشد چون اگه غیر این حساب می کردید باید جوابگو جمع غفیری از ما مردم عوام می شدید وتعارض دشمنی وعداوات این دو شخصیت بزرگ واز طرف دیگر ازدواج عمر بادختر مولا علی جای برای جمع بین این دوموضوع براتون نداشت
خوب شد که نمی توانید منکر این حقیقت بشید چون بزرگان دینی ما نیز آنرا ثابت کرده اند پس راهی نمی ماند جز اینکه بگیم این یک مساله پیش وپا افتاده است
پس خدایا چه بگیم :
مولا علی می ترسید ؟نه بخدا نه بخدا نه بخدا
مولا علی ترس از فتنه داشت ودخترش را به شدیدترین دشمن دین خدا داد ؟نه بخدا نه بخدا نه بخدا
مولاعلی دوست صمیمی عمر فاروق بود؟راهی جز این نمی ماند عزیزان

سلفی
Sunday 8 April 2007, 11:21PM
بررسی به واقعیتهای تاریخی عجایبی را ثابت می کند وآنهم اینکه:
دو دشمن قسم خورده روابط خانوادگی برقرار می کنند.
مولا علی علیه السلام که باعمر فاروق دشمنی داشتند بلاخره آشتی کردند وآنهم با ازدواج عمر با دختر مولا علی علیه السلام وعلی هم در مقابل فرزندانش را به نامهای عمر وابوبکروعثمان نامگذاری می کند.
منابع :
آصول کافی ج/1 ص:87 حدیث :"ذاک فرج اغتصبناه" یعنی :آن شرمگاهی است که از ما دزدیده شد

صبح
Monday 9 April 2007, 11:47PM
خوب از قدیم گفتند خلایق هرچه لایق بود دادند!
شما هم همان بهتر که براین عقیده" صفویان در آوردی" بمانی
سقیفه بنی ساعده راهم امیر المومنین رضی الله عنه تأیید کردوفقط ماییم که پیرو او هستیم (عملاونه در حرف فقط)وتایید میکنییم
درسته حسن وحسین رضی الله عنهما سیدا شباب اهل الجنه هستند (ما هیچ وقت منکر حرف حق نمیشیم)همان ولید رضی الله عنه هم پیامبر صلی الله علیه وسلم در باره اش گفته :سیف الله المسلول.

پس میبینید که پیامبر صلی الله علیه وسلم پارتی بازی نمیکرده که فقط به فامیل هایش امتیاز بدهد بلکه هر که لایق بود به او وحی میشده که در باره اش حرف بزند.

علی رضی الله عنه اگر اولین کودکی بود که مسلمان شد ابوبکر رضی الله عنه اولین مرد مسلمان بود بله! هنگام بعثت پیامبر صلی الله علیه وسلم علی رضی الله عنه فقط ده سال داشته وابوبکررضی الله عنه سی وهفت سال !

ابوبکررضی الله عنه در سختترین مرحله رسالت پیامبر صلی الله علیه وسلم همراهش بوده واو ثانی اثنین است که خدا در قران معیتش را برای او ثابت کرده با قول پیامبر به او(ان الله معنا )ونگفت ان الله معی!

واو بود که در حیات پیامبر صلی الله علیه وسلم هنگام مریضی جانشین او شد در امامت نمازگزاران .آن موقع پیامبر صلی الله علیه وسلم چرا به علی رضی الله عنه نگفت امام شو ( لابدعمر نگذاشت؟!!!!!!) حتی پیامبر به امامت عمررضی الله عنه راضی نبود وابوبکررضی الله عنه را اولی تر از عمررضی الله عنه دانست در این امر.

در همه جنگها مشاور اصلی پیامبر صلی الله علیه وسلم ابوبکرضی الله عنه بود سپس عمررضی الله عنه.

آخر شما فکر نکردید چرا علی رضی الله عنه شجاع ونترس هیچ وقت اعتراضی به ابوبکررضی الله عنه در این مسئله حیاتی نکرد چون میدانست جانشینی براساس نص وجود نداشته است واصلا خودش را اهل این خلافت نمیدانسته است با حضور ابوبکر. در حالی که وقتی فاطمه رضی الله عنها برای قطعه زمینی اعتراض میکند او مانع نمیشود وحتی در این مسئله جانب هیچ یک را نمی گیرد چون عاقل بود ومیدانست یک اختلاف عادی است در برداشت از قول پیامبر صلی الله علیه وسلم.

لا أسألکم عليه أجرا إلا المودة في القربی " ...
این آیه در اوایل اسلام نازل شده و راجع به قریش بوده
در ضمن مودت همیشه بین صحابه وآل بیت بوده ومسائلی که شما از آن کوه میسازید برای آنها یک مسئله پیش پا افتاده بوده.
بنا به قول شما "شايد هم از زمان فتح مكه "
مثل اینکه شما از این واقعه ناراحت هستید که ان را با زمان لات وعزی قرین میکنید؟!

سلام عليكم
البته قرار است در حدود گفتگو بنويسيم و فورا از اين شاخه به آن شاخه پرش نكنيم .

در مورد وليد : وليدي كه منظور بنده بود ، آن منظور شما خالد بن الوليد ... با حديث جعلي سيف الله المسلول ... نيست ... بلكه آن وليد ديگري است كه نماز صبح دو ركعت را بر اثر مستي چهار ركعت خواند و هنگامي كه بدو گوشزد شد .... پرسيد آيا بايد باز بخوانم ... ؟ منظور حكومتي است كه ناشي از تخلف از سنت رسول الله ايجاد شد كه به كشتار فرزندان رسول الله ... براي اداي صادقانه (!) دين ( المودة في القربی ) و زير پاي گذاشتن دستورات قرآن و سنت به نتيجه(!) رسيد .

در مورد بيعت :
پاسخ شما را در اين گفتگو آوردم :
http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=6351

در مورد وظيفه مودت براي نزديكان رسول الله : گويا منظور شما اين است كه پنج تن آل عباي حديث كساء عليهم السلام ... نزديكان رسول الله نيستند ... و اين قربی در قرآن كه براي تمامي اعصار آمده ، محدود به قريش مي شود ... و نبايد به ظلم‌هائي كه توسط جاعلان بدعت سقيفه بر نزديكان و آل البيت رسول الله شد اصلا نگاهي انداخت ... آيا اين است امانتي كه رسول خدا براي شما به جاي گذاشته است ؟

گويا اصلا نه جنگ صفيني در كار بوده ... نه جنگ جملي .... نه نهرواني ... گويا در قاموس لغات شما ... به جنگ گفته مي شود (‌مودت) ... گويا نه سقيفه و تخلفي از سنت رسول الله بوده .... و نه سر بريدن حسين (ع) و بني هاشم ... و نه به شهادت رساندن و تيرباران كردن جسد حسن بن علي (ع) ... و نه فدكي ... و نه حمله اي به خانه پيامبر ... نه تبعيد صحابي بارزي همچون أباذر به ربذه ... نه كتك زدن عمار بن ياسر تا سر حد مرگ و بيهوش كردن او در حضور عثمان .... !!!

آيا منظور شما اين است كه اين تعرض‌ها به رسالت رسول الله .... به نزديكان او ... به آل بيت او .... به اصحاب او را فراموش كنيم و به سنت بدعت آميز سقيفه ايمان بياوريم ؟

والسلام من اتبع الهدی

ahlesonnat
Monday 16 April 2007, 06:00PM
افزودن‌ أشهد أن‌ علياً ولي‌ الله در اذان‌

توسط‌ شيعيان‌

اهل‌ سنت‌ معتقدند كه‌ علي‌ رضی الله عنه از اوليا بزرگ‌ الهي‌ است‌. اما اين‌ دليل‌ نمي‌شود كه‌ اذان‌ شهادت‌ بدهيم‌ كه‌ علي‌رضی الله عنه ولي‌ خداست‌. كما اينكه‌ در زمان‌ خود حضرت‌ علي‌ چنين‌ مطالبي‌ در اذان‌ گفته‌ نشده‌ است‌. اصولاً داخل‌ كردن‌چنين‌ مطالبي‌ در نماز راه‌ را بر ورود مطالب‌ ديگري‌ در نماز باز خواهد كرد. مثلاً امام‌ حسن‌ و امام‌ حسين‌ و افراد ديگري‌نيز هستند كه‌ اولياء خدا هستند، پس‌ چرا در اذان‌ شهادت‌ به‌ ولي‌ الله بودن‌ آنها ندهيم‌؟ يا اصلاً چرا اسامي‌ پيامبران‌گذشته‌ را در اذان‌ داخل‌ نكنيم‌؟ مگر شأن‌ و مرتبه‌ ائمه‌ از شأن‌ و مرتبه‌ آنان‌ بالاتر است‌؟ اين‌ بدعت‌ در قرن‌ دهم‌ هجري‌ ودر زمان‌ شاه‌ اسماعيل‌ صفوي‌ موسوم‌ شد. تمامي‌ علمائ شيعه‌ به‌ اين‌ مسئله‌ اذعان‌ مي‌كنند و اضافه‌ مي‌كنند تكرار اشهدان‌ علي‌ ولي‌ الله وحي‌ خير العمل‌ در شه‌ رو دياري‌ نشاندهنده‌ وجود و كيان‌ ملت‌ شيعه‌ در آنجاست‌.

در صدر اسلام‌، نه‌ در زمان‌ علي‌ رضی الله عنه و نه‌ در زمان‌ ساير اهل‌ بيت‌ چنين‌ مطالبي‌ در اذان‌ گفته‌ نشده‌ است‌. ما از شيعيان‌مي‌خواهيم‌ كه‌ اين‌ بدعت‌ را حذف‌ و اين‌ اشتباه‌ را تصحيح‌ كنند و به‌ اذاني‌ كه‌ بلال‌ حبشي‌ رضی الله عنه در مسجد رسول‌ اكرم‌و در محضر پيامبر صلی الله علیه وسلم و اصحاب‌ و منجمله‌ علي‌ رضی الله عنه مي‌گفت‌ برگردند.

ایراندوست
Monday 16 April 2007, 06:54PM
حداقل فایده حضور ما غیر اسلامیون شاید این باشد که شیعه و سنی متحد شوند!
http://smileys.smileycentral.com/cat/7/7_9_8.gif