PDA

نمايش نسخه نهائي : اهل تشیع و توحید ربوبیت


ahlesonnat
Wednesday 4 April 2007, 08:09PM
توحيد ربوبيت
اهل علم در تعريف توحيد ربوبيت گفته اند: توحيد ربوبيت يعني يگانه و منفرد دانستن خداوند متعال در تحقق بخشيدن به آنچه كه صورت پذيرفتن آن تنها به اراده و قدرت الهى امكان پذير است.
اموري همچون آفرينش مخلوقات، روزي رساندن به آنها، اداره كردن امور هستي، زندگي بخشيدن و بازپس گرفتن آن را مي توان در اين مقام به عنوان مثال نام برد[1] (ada99:توحيد ربوبيت.htm#_ftn1).
خداوند متعال در بسياري از آيات قرآن مجيد در مورد توحيد ربوبيت سخن رانده است. در سوره اعراف آيه 54 معبود بر حق فرموده:
﴿أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ تَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ﴾. [الأعراف / 54 ].
«(اي مردم ) بدانيد كه آفرينش و فرمانروايي از آن خداوند مي باشد. منزه و بلند مرتبه است خداوند كه خالق و پادشاه عالميان است».
بسياري از آيات قرآن مجيد بيانگر اين مطلب هستند كه مشركين با وجود انحرافات عظيم خود در مورد توحيد الوهيت، اما به وحدانيت خداوند متعال در صفات ربوبيت ايمان داشته و در اين رابطه مرتكب شرك نمي شده اند.
خداوند متعال مي فرمايد:
﴿وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَهُمْ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ﴾ [الزخرف / 87].
«اگر از مشركين بپرسي چه كسي آنها را آفريده است، ‌يقيناً پاسخ خواهند داد: خداوند».
همچنين خداوندمتعال در سوره يونس آيه 31 فرموده است:
﴿قُلْ مَنْ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ أَمَّنْ يَمْلِكُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَمَنْ يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَيُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ وَمَنْ يُدَبِّرُ الْأَمْرَ فَسَيَقُولُونَ اللَّهُ فَقُلْ أَفَلاَ تَتَّقُونَ﴾[يونس / 31 ].
«(مشركان را ) بگو كيست كه از آسمان و زمين شما را روزي مي رساند؟ و يا اينكه چه كسي مالك و آفريننده گوشها و چشمهاي شما است ؟ و چه كسي است كه جاندار را بي جان و بي جان را از جاندار مي آفريند، و چه كسي است كه امور هستي را اداره مي كند؟ آنها پاسخ خواهند داد: خداوند. به آنها بگو: آيا از عقاب او نمي هراسيد (كه اينگونه در عباداتتان شرك مي ورزيد)؟».
آري ، مشركين با وجود ايمان داشتن به توحيد ربوبيت، ‌همواره در توحيد الوهيت و پرستش و عبادت خداوند دچار انحراف شده و در عبادات خود به خالق هستي شرك مي ورزيدند. خداوند متعال در اين رابطه مي فرمايد:
﴿وَمَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَهُمْ مُشْرِكُونَ﴾ [يوسف /106].
« و بيشترين آنها به خداوند ايمان نمي آورند مگر اينكه در عين حال به او شرك مي ورزند».
اكنون ما به ذكر برخي از انحرافات و گمراهيهايي كه در مذهب تشيع در رابطه با توحيد ربوبيت وجود دارد مي پردازيم. از ميان اين انحرافات و گمراهيها ما به اين مطالب اشاره خواهيم كرد:
1- ائمه را رب و پروردگار دانستن:
مطمئناً اين عنوان خواننده محترم را به تعجب و شگفتي وا مي دارد، اما با مراجعه به آنچه در كتابهاي تفسير و حديث مذهب تشيع نوشته شده، متوجه خواهيم شد اين مسأله حقيقت تلخي است كه بايستي آنرا پذيرفت.
در كتاب «مرآة الأنوار» روايتي دروغين از علي بن ابي طالب (رضي الله عنه) نقل شده كه ايشان گفته اند: «من همان رب و پروردگار زمين هستم كه آنرا آرام نگاه مي دارم»[2] (ada99:توحيد ربوبيت.htm#_ftn2).
ببينيد گستاخي و خيره سري دجالان به كجا رسيده است. آيا رب و پروردگار زمين كسي جز خالق آن مي باشد؟ و آيا امكان دارد علي ابن ابي طالب (رضي الله عنه) چنين سخن كفر آلود و ملحدانه اي بر زبان بياورند؟ خداوند متعال مي فرمايد:
﴿إِنَّ اللَّهَ يُمْسِكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ أَنْ تَزُولا وَلَئِنْ زَالَتَا إِنْ أَمْسَكَهُمَا مِنْ أَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ﴾ [فاطر /41]. «خداوند آسمانها و زمين را از نابودي محفوظ نگاه مي دارد. و اگر آنها رو به زوال نهند كسي جز او نمي تواند آنها را از زوال و نابودي باز دارد».
اكنون به ذكر مثال ديگري مي پردازيم. در آيه 69 سوره الزمر خداوند متعال مي فرمايد:
﴿وَأَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا﴾ [الزمر / 69 ]. «و زمين (محشر در روز قيامت) از نور رب پروردگار خود نوراني گشت».
بياييد ببينيم كتابهاي تفسير شيعه اين آيه را چگونه تفسير كرده اند.
در روايتي كه راوي آن مفضل بن عمر مي باشد از ابا عبدالله نقل شده كه در مورد تفسير اين آيه گفته اند: «مراد از نور رب هنگام ظهور امام چه رخ خواهد داد؟ ايشان فرمودند: نور امام براي مردم كافي بوده و ديگر احتياجي به نور خورشيد و ماه نخواهد بود»[3] (ada99:توحيد ربوبيت.htm#_ftn3).
اكنون به ذكر مثال ديگري مي پردازيم. در سوره كهف آيه 110 خداوند متعال مى فرمايد:﴿وَلا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَداً﴾.﴿و در عبادت و پرستش رب و پروردگار خود، شرك نورزد».
در كتاب تفسير عياشي در مورد آين آيه گفته شده: مراد اين است كه شخص درمورد مسأله خلافت در برابر اميرالمؤمنين علي (-عليه السلام-) سر تسليم فرود آورد و أحدي را با ايشان شريك نگرداند»[4] (ada99:توحيد ربوبيت.htm#_ftn4).
همانگونه كه معاني واضح و آشكار اين آيات بر آن دلالت دارند مراد از كلمه «رب» در اين آيات خداوند متعال بوده و تفسير كردن اين كلمه به امام نمي تواند چيزي جز گمراهي و ضلالت باشد.
اين گمراهيها و ضلالت ها به جايي رسيده كه در يكي از روايات مصادر شيعه در مورد قصه اسراء و معراج پيامبر (صلى الله عليه وسلم) گفته شده: «از رسول الله صلي عليه و آله پرسيده شد خداوند در شب معراج به چه زبان و لغتي با شما سخن گفتند؟ رسول الله صلي الله عليه و آله پاسخ دادند: به لغت و زبان علي بن ابي طالب. اين مسأله چنان مرا به شگفتي و تعجب وا داشت كه از خداوند متعال پرسيدم: اين شما بوديد كه با من سخن گفتيد يا علي ابن ابي طالب؟»[5] (ada99:توحيد ربوبيت.htm#_ftn5).
ما قبلاً نيز به اين نكته اشاره كرديم كه شناعت و قبح اين گمراهيها بهترين برهان و دليل بر بطلان آنها است.
2- دنيا و آخرت را از آن امام دانستن:
كليني يكي از ابواب كتاب خود را اينگونه ناميده است: «زمين از آن امام مي باشد»[6] (ada99:توحيد ربوبيت.htm#_ftn6). او در اين باب حديثي دروغين به اين مضمون روايت كرده است: «ابوبصير مي گويد: ابا عبدالله -عليه السلام- فرمودند: آيا نمي داني كه دنيا و آخرت از آن امام هستند و تحت تصرف و حكم او قرار دارند؟»[7] (ada99:توحيد ربوبيت.htm#_ftn7).
آيا اين اعتقاد باطل، شرك ورزيدن صريح در توحيد ربوبيت محسوب نمي گردد؟ شركي كه حتي ابوجهل و ابولهب نيز آنرا قبول نداشته اند. قرآن مجيد در مورد اين مسأله فرموده است:
﴿أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ﴾ [البقره :107].
«آيا نمي داني مالكيت و فرمانروايي آسمانها و زمين از آن خداوند است؟»
و در آيه ديگري معبود بر حق فرموده است:
﴿الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً وَلَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ﴾. [الفرقان /2]. «آنكس كه فرمانرايي و مالكيت آسمانها و زمين از آن او است. و هرگز فرزندي نداشته و شريكي در فرمانرايي و پادشاهي ندارد».
و در سوره نجم معبود بر حق فرموده است:
﴿فَلِلَّهِ الْآخِرَةُ وَالْأُولَى﴾ [النجم /25]. « دنيا و آخرت از آن خداوند است».
آيا مي توان در قلب كسيكه به اين اعتقادات باطل ايمان داشته باشد كوچكترين اثري از توحيد و يكتاپرستي يافت؟
آري، فرمانروايي و مالكيت نام دنيا و آخرت از آن خداوند متعال مي باشد. و هيچكس نمي تواند ادعا كند خداوند اين فرمانراويي و يا قسمتي از آنرا به احدي از مخلوقات خود واگذار كرده است. چون هيچ دليل و برهاني براي اثبات اين ادعا وجود ندارد و پيروان هر مذهب و فرقه اي مي توانند در مورد پيشوايان و رهبران خويش چنين ادعاي پوچ و بي اساسي داشته باشند.
3- اعتقاد داشتن به حلول خداوند در ائمه:
در يكي از روايات مذهب تشيع در رابطه با اين اعتقاد فاسد و ملحدانه گفته شده: «ابا عبدالله -عليه السلام- فرمودند: آنگاه خداوند دست راست خود را بر ما كشيد و نورالهي در وجود ما حلول كرد»[8] (ada99:توحيد ربوبيت.htm#_ftn8). و در روايت ديگري گفته شده: « ... اما خداوند ذات ما را با ذات خود در هم آميخت»[9] (ada99:توحيد ربوبيت.htm#_ftn9). ايمان داشتن به چنين اعتقاد باطلي نقش بسيار بزرگي در متصف دانستن ائمه به برخي از صفات ربوبيت و در نتيجه پرستش و عبادت كردن آنها داشته است. ما اگر به كتابهاي حديث مذهب تشيع مراجعه كنيم و نگاهي به آنچه در باب معجزات ائمه نوشته شده بيافكنيم خواهيم ديد در بسياري از روايات، انجام دادن اموري به ائمه نسبت داده شده كه اينگونه امور را كسي جز خداوند متعال نمي تواند انجام دهد.. بعنوان مثال يكي از اين روايات، علي ابن ابي طالب را قادر به زنده كردن مردگان معرفي مي كند. در اين روايت گفته شده: «جواني از قبيله بني مخزوم نزد علي بن ابي طالب -عليه السلام- آمده و به ايشان مي گويد: اي دايي من! برادرم چند روز پيش فوت كرد و اين حادثه ناگوار مرا بسيار غمگين و افسرده ساخته است. علي بن ابي طالب -عليه السلام- در جواب خطاب به جوان فرمودند: آيا مي خواهي برادرت را بار ديگر ببيني؟ جوان كه بسيار خوشحال گشته است پاسخ مثبت مي دهد. علي ابن ابي طالب -عليه السلام- خطاب به جوان مي فرمايد: قبر او را به من نشان ده. هنگاميكه علي -عليه السلام- و جوان به قبر مي رسند ايشان زير لب سخني گفته و با پاي خود چند ضربه به قبر ميزنند. با اين عمل ناگهان مرده از قبر بر خاسته و به زبان فارسي سخناني بر زبان مي راند. اميرالمؤمنين -عليه السلام- از او مي پرسند: مگر تو عرب نبودي؟ مرد پاسخ مي دهد: بله، اما چون من پيرو فلاني و فلاني[10] (ada99:توحيد ربوبيت.htm#_ftn10) بودم، پس از مرگ زبانم به فارسي تغير يافت»[11] (ada99:توحيد ربوبيت.htm#_ftn11).
و در اكذوبه ديگري گفته شده علي ابن ابي طالب رضي الله عنه تمام مردگان قبرستان جبانه را زنده كرده اند[12] (ada99:توحيد ربوبيت.htm#_ftn12). و در روايت دروغين ديگري ادعا شده علي ابن علي طالب رضي الله عنه با زدن ضربه اي به تكه سنگي صد شتر از آن بيرون آورده اند[13] (ada99:توحيد ربوبيت.htm#_ftn13).
اينگونه روايات همانگونه كه قبلاً نيز گفتيم چنان بي پايه و اساس و مضحك هستند كه براي اثبات بطلان آنها هيچ احتياجي به ذكر دليل و برهان نيست.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
[1] (ada99:توحيد ربوبيت.htm#_ftnref1)براي كسب اطلاعات بيشتر در مورد مسائل مربوط به اين نوع از توحيد مي توان به اين كتابها مراجعه كرد: مجموع فتاوي شيخ الاسلام ابن تيميه 10 / 33، شرح العقيده الطحاويه لابن ابي العز الحنفي ص 17، تيسير العزيز الحميد لسليمان بن عبدالوهاب ص 33، وسؤال وجواب في أهم المهمات لعبدالرحمن بن سعدي ص 5.

[2] (ada99:توحيد ربوبيت.htm#_ftnref2)مرآه الانوار لابي الحسن الشريف بن الموالي محمد طاهر البناطي الفتوني ص 59، (مطبعه الافتاب، طهران 1374 هـ).

[3] (ada99:توحيد ربوبيت.htm#_ftnref3)تفسير القمي لعلي بن ابراهيم القمي 2/253، (تصحيح و تعليق: طيب الموسوي الجزائري، ط. الثانية، بيروت 1387 هـ، البرهان لهاشم بن سليمان الكتكاني 4/87 (ط: طهران، الثانيه)، تفسير الصافي للفيض الكاشاني 4/331 ، (تصحيح: حسين الاعلمي، موسسه الاعلمي، بيروت).

[4] (ada99:توحيد ربوبيت.htm#_ftnref4)تفسير العياشي لمحمد بن مسعود العياشي 2/353، (تصحيح وتعليق: هاشم الرسولي المحلاتي، المكتبه العلميه، طهران)، والبرهان 2/497 (چاپ سابق الذكر). وتفسير الصافي 3/270 (چاپ سابق الذكر) .

[5] (ada99:توحيد ربوبيت.htm#_ftnref5)كشف الغمه اللأربلي 1/106، (تعليق: هاشم الرسولي، المطبعه العلميه، قم 1381 هـ).

[6] (ada99:توحيد ربوبيت.htm#_ftnref6)اصول الكافي للكليني 1/407-410، (تصحيح و تعليق: علي اكبر الغفاري، دار الكتب الاسلاميه، طهران، الثالثة: 1388هـ).

[7] (ada99:توحيد ربوبيت.htm#_ftnref7)اصول الكافي 1/409 (چاپ سابق الذكر).

[8] (ada99:توحيد ربوبيت.htm#_ftnref8)اصول كافي 1/440 و441 و442 و445، (چاپ سابق الذكر).

[9] (ada99:توحيد ربوبيت.htm#_ftnref9)اصول كافي 1/440 و441 و442 و445، (چاپ سابق الذكر).

[10] (ada99:توحيد ربوبيت.htm#_ftnref10)مراد ابوبكر و عمر (رضي الله عنهما) مي باشد.

[11] (ada99:توحيد ربوبيت.htm#_ftnref11)اصول الكافي للكليني 1/457، (چاپ سابق الذكر)، بحار الانوار للمجلسي 41/192 (احياءالتراث العربي، بيروت، الطبعه الثالثه 1403 هـ)، بصائر الدرجات للصفار ص 76، (المطبوع بالنجف 1370 هـ).

[12] (ada99:توحيد ربوبيت.htm#_ftnref12)بحار الانوار للمجلسي 41/194 (چاپ سابق الذكر).

tirana
Wednesday 4 April 2007, 08:32PM
اگر شيعه ائمه را رب و پروردگار دانستن از اين جهت است مسلمان:
خداوند مي فرمايد كسيكه مرا طلب كند مرا مي يابد وكسي كه مرا يافت مرا مي شناسد و كسي كه مرا شناخت مرا دوست مي دارد و كسي كه مرا دوست داشت عاشق من مي شود و كسي كه عاشق من شد من عاشقش مي شومو كسي كه من عاشقش شدم من او را مي كشم و كسي كه من او را كشتم بر عهده من است پرداخت ديه او و كسي كه بر عهده من است ديه او من خودم ديه او مي باشم .
لين گفته خداست ائمه عاشق خدا شدند و خدا عاشق انها و ...

ahlesonnat
Wednesday 4 April 2007, 09:01PM
قضاوت با خوانندگان, هر دو مطلب میخوانند و نگاه میکنند که کدام به عقل و اسلام و دین نزدیکتر است!!!!!!!!!!!

ماریه
Thursday 5 April 2007, 12:00AM
اگر شيعه ائمه را رب و پروردگار دانستن از اين جهت است مسلمان:
خداوند مي فرمايد كسيكه مرا طلب كند مرا مي يابد وكسي كه مرا يافت مرا مي شناسد و كسي كه مرا شناخت مرا دوست مي دارد و كسي كه مرا دوست داشت عاشق من مي شود و كسي كه عاشق من شد من عاشقش مي شومو كسي كه من عاشقش شدم من او را مي كشم و كسي كه من او را كشتم بر عهده من است پرداخت ديه او و كسي كه بر عهده من است ديه او من خودم ديه او مي باشم .
لين گفته خداست ائمه عاشق خدا شدند و خدا عاشق انها و ...

اگر این حرف جواب مطلب بالایی است باید عرض کنم که اصلا ربطی به مسئله ندارد مگر خدا گفته هر کس عاشق من شود خدا میشود؟ ضمن این که من و شما هم میتوانیم به این درجه محبت برسیم وخاص ائمه نیست.این در حالی است که این سخن سندیت داشته باشد (که من شک دارم )وساخته وبافته صوفیان نباشد !!!!
ولی کجا خداوند چنین حرفی زده است ؟

tirana
Thursday 5 April 2007, 12:28AM
ظاهرا شما متوجه نشيد
اول بگم كه :
قل هو الله احد
انچه بيان شد در صفحه 168 كتاب روح مجرد
تاليف : علامه ايه الله حاج سيد محمد حسين حسيني طهراني
منبع اصلي تر هم همون جا است دوست داشتي برو ببين
منظور :
امام صادق (ع):
عبوديت جوهرهاي است كه در عمقش ربوبيت است پس انچه از عبوديت نيست شود در ربوبيت يافت شود و انچه از ربوبيت پنهان شود در عبوديت يافت شود خداوند متعال ميفرمايد: البته در اتيه ، ما آيات و نشانه هاي توحيد خود را در آفاق و نفوسشان بدانها هشان مي دهيم تا اينكه برايشان آشكار شود كه اوست حق . ايا براي پروردگار تو اين بس نيست كه او بر هرچيز حاضر است يعني موجود است در غيبت تو و ىر حضور تو تا اخر روايت
مصباح الشريعه ص 66

tirana
Thursday 5 April 2007, 01:05AM
ببخشيد اقايان
ahlesonat (http://www.iranclubs.net/forums/member.php?u=4878) و ماريه هرچند فرق نمي كنه جفت شما ها كه يكي هستيد حالا بگزريم .
ميشه چند تا دعا مثلا مثل دعا هاي امام سجاد (ع) از عمر ، ابوبكر و يا عثمان براي ما بيا وريد.:smile34:

tirana
Thursday 5 April 2007, 12:44PM
چند تا دعا فقط