ahlesonnat
Wednesday 4 April 2007, 08:03PM
شيعه و خمس
شيعه و خمس:
بزرگان و سردمداران مذهب تشيع با استدلال به آيه 41 سوره الانفال بر هر فرد شيعي مذهب واجب دانسته اند كه خمس (20%) اموال و دارايي خود را به ولي امر شيعيان بپردازد. و بدين ترتيب بدعت و نوآوري جديدي به مذهب تشيع راه پيدا كرده است. اين در حالي است كه حتي با نگاهي گذرا به اين آيه كريمه مي توان پي برد كه اين آيه هيچ ربطي به اموال و دارايي مسلمانان ندارد. بلكه در مورد غنيمتهايي صحبت مي كند كه در جنگ با كفار و مشركين به دست مسلمانان مي افتند. خداوند متعال در اين آيه كريمه مي فرمايد:
﴿وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ﴾. [سوره الانفال / 41].
«و بدانيد خمس آنچه به غنيمت برده ايد براي خداوند و پيامبر و خويشاوندان ايشان (بني هاشم و بني المطلب) و يتيمان و فقراء و مسافرين مي باشد».
علاوه بر معني آشكار و واضح اين آيه، مختصر نگاهي به سيرت پيامبر اسلام (صلى الله عليه وسلم) و علي بن ابي طالب -رضي الله عنه- كه بيش از چهار سال عهده دار خلافت بودند و همچنين ساير ائمه بيانگر اين مسأله خواهد بود كه گرفتن خمس از در آمد و دارايي مسلمانان، نوآوري و بدعتي است كه پس از زمان آنها بوجود آمده است.
مؤرخين حتي نام كسانيكه در زمان رسول الله (صلى الله عليه وسلم) و خلفا، مسئول جمع آوري زكات بوده اند را در مؤلفات خود ذكر كرده اند.اما در تمام اين كتابها كوچكترين اشاره اي به اخذ خمس از مسلمانان نشده است. اين مسأله مهر تأييدي است بر نظر آن عده از محققيني كه معتقد هستند اين كلاه از اواخر قرن پنجم بر سر شيعيان گذاشته شد و اموال آنها را به جيب دجالان فريبكار سرازير كرد. آشكار و نمايان بودن اين كلاهبرداري، برخي از بزرگان شيعه همچون احمد اردبيلي كه شيعه او را مقدس لقب داده را بر آن داشته كه از خوف و بيم رسوايي و آبروريزي آنرا رد كرده و اخذ خمس از در آمد و دارايي مردم را حرام دانسته است.
از آنجا كه دجالان احتمال مي داده اند گروهي از شيعيان در مقابل ترفند خمس ايستادگي كرده و از پرداخت آن سرباز زنند، به جعل رواياتي در اين رابطه پرداختند تا اين گونه شيعيان را از عاقبت اين سركشي و عصيان بهراسانند. در يكي از اين روايات جعلي گفته شده: «هر كس از پرداخت يك درهم و يا كمتر از آن سرباز زند، از ظالمين به اهل بيت و غاصبين حق آنها خواهد بود. و هر كس نپرداختن اين حق را روا داند، كافر است. در خبر از ابي بصير آمده: از ابو جعفر -عليه السلام- پرسيدم: كم ارزشترين چيزي كه انسان را به درون جهنم خواهد افكند چيست؟ ايشان در جواب فرمودند: خوردن در همي از مال يتيم. و يتيم حقيقي ما هستيم...» [1] (ada99:شيعه و خمس.htm#_ftn1).
دجالان بر اي افزايش دادن سهم نا مشروع خويش، شيعيان را به دزدي و غارتگري تشويق كرده اند. در روايتي گفته شده: «هر كجا اموال و دارايي ناصبي به دستت افتاد آنرا غارت كن و خمس آنرا به ما بده»[2] (ada99:شيعه و خمس.htm#_ftn2). و در روايت جعلي ديگري گفته شده: «غصب اموال و دارايي ناصبي حلال است»[3] (ada99:شيعه و خمس.htm#_ftn3). جالب است بدانيد مراد اين دجالان از ناصبي، تمام كساني هستند كه ابوبكر و عمر را بر علي مقدم مي دانند[4] (ada99:شيعه و خمس.htm#_ftn4).
ببينيد دجالان چگونه براي پر كردن جيبهاي خود پيروان خويش را علناً به دزدي و غارتگري تشويق مي كنند! كاري كه حتي پست ترين و تبهكارترين فرقه ها و گروهها نيز پيروان خويش را از آن بر حذر مي دارند.
اگر ما نظري بر در آمد هايي كه علما و رهبران شيعه از راه جمع خمس و جمع اموالي كه در زيارتگاهها و مراقد بدست مي آورند بياندازيم و هوسرانيهايي همچون صيغه را مد نظر داشته باشيم، به اين نكته پي خواهيم برد كه آنها هميشه خوشگذران ترين و هوسبازترين افراد جامعه بوده اند. اما با اين ويژگي كه خوشگذراني و هوسبازيهاي خود را تحت نام دين و پيروي از اهل بيت انجام مي دهند. با توجه به اين موضوع هرگز نمي بايد انتظار داشت آنها در مورد مسأله خمس و منكراتي همچون صيغه قول حق را به پيروان خود بگويند. چون در اين صورت در آمد هنگفتي را از دست داده و عيش و نوش خود را بر باد مي دهند. دكتر علي سالوس در اين رابطه مي گويد: «به نظر من اگر به سبب اين اموال هنگفت نمي بود، هيچگاه اختلافات بين جعفريه و ساير امت اسلامي به اين حد باقي نمي ماند. زيرا بسياري از علما و بزرگان آنها براي محفوظ نگاه داشتن اين در آمدها به اختلافات دامن زده و آنها را عميق تر مي سازند»[5] (ada99:شيعه و خمس.htm#_ftn5).
[1] (ada99:شيعه و خمس.htm#_ftnref1) - العروه الوثقي و بهامشها تعليقات مراجعهم في هذا العصر لليزدي 2/366.
[2] (ada99:شيعه و خمس.htm#_ftnref2) - تهذيب الاحكام للطوسي 1/384. السرائر لابن ادريس ص 484، وسايل الشيعه للحر العاملي 6/340.
[3] (ada99:شيعه و خمس.htm#_ftnref3) - تهذيب الاحكام للطوسي 2/48. وسايل الشيعه للحر العاملي 11/60.
[4] (ada99:شيعه و خمس.htm#_ftnref4) - السرائر لابن ادريس ص 471. وسايل الشيعه للحر العاملي 6/341،342.
[5] (ada99:شيعه و خمس.htm#_ftnref5) - اثر الامامه في الفقه الجعفري لعلي السالوس ص 408.
شيعه و خمس:
بزرگان و سردمداران مذهب تشيع با استدلال به آيه 41 سوره الانفال بر هر فرد شيعي مذهب واجب دانسته اند كه خمس (20%) اموال و دارايي خود را به ولي امر شيعيان بپردازد. و بدين ترتيب بدعت و نوآوري جديدي به مذهب تشيع راه پيدا كرده است. اين در حالي است كه حتي با نگاهي گذرا به اين آيه كريمه مي توان پي برد كه اين آيه هيچ ربطي به اموال و دارايي مسلمانان ندارد. بلكه در مورد غنيمتهايي صحبت مي كند كه در جنگ با كفار و مشركين به دست مسلمانان مي افتند. خداوند متعال در اين آيه كريمه مي فرمايد:
﴿وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ﴾. [سوره الانفال / 41].
«و بدانيد خمس آنچه به غنيمت برده ايد براي خداوند و پيامبر و خويشاوندان ايشان (بني هاشم و بني المطلب) و يتيمان و فقراء و مسافرين مي باشد».
علاوه بر معني آشكار و واضح اين آيه، مختصر نگاهي به سيرت پيامبر اسلام (صلى الله عليه وسلم) و علي بن ابي طالب -رضي الله عنه- كه بيش از چهار سال عهده دار خلافت بودند و همچنين ساير ائمه بيانگر اين مسأله خواهد بود كه گرفتن خمس از در آمد و دارايي مسلمانان، نوآوري و بدعتي است كه پس از زمان آنها بوجود آمده است.
مؤرخين حتي نام كسانيكه در زمان رسول الله (صلى الله عليه وسلم) و خلفا، مسئول جمع آوري زكات بوده اند را در مؤلفات خود ذكر كرده اند.اما در تمام اين كتابها كوچكترين اشاره اي به اخذ خمس از مسلمانان نشده است. اين مسأله مهر تأييدي است بر نظر آن عده از محققيني كه معتقد هستند اين كلاه از اواخر قرن پنجم بر سر شيعيان گذاشته شد و اموال آنها را به جيب دجالان فريبكار سرازير كرد. آشكار و نمايان بودن اين كلاهبرداري، برخي از بزرگان شيعه همچون احمد اردبيلي كه شيعه او را مقدس لقب داده را بر آن داشته كه از خوف و بيم رسوايي و آبروريزي آنرا رد كرده و اخذ خمس از در آمد و دارايي مردم را حرام دانسته است.
از آنجا كه دجالان احتمال مي داده اند گروهي از شيعيان در مقابل ترفند خمس ايستادگي كرده و از پرداخت آن سرباز زنند، به جعل رواياتي در اين رابطه پرداختند تا اين گونه شيعيان را از عاقبت اين سركشي و عصيان بهراسانند. در يكي از اين روايات جعلي گفته شده: «هر كس از پرداخت يك درهم و يا كمتر از آن سرباز زند، از ظالمين به اهل بيت و غاصبين حق آنها خواهد بود. و هر كس نپرداختن اين حق را روا داند، كافر است. در خبر از ابي بصير آمده: از ابو جعفر -عليه السلام- پرسيدم: كم ارزشترين چيزي كه انسان را به درون جهنم خواهد افكند چيست؟ ايشان در جواب فرمودند: خوردن در همي از مال يتيم. و يتيم حقيقي ما هستيم...» [1] (ada99:شيعه و خمس.htm#_ftn1).
دجالان بر اي افزايش دادن سهم نا مشروع خويش، شيعيان را به دزدي و غارتگري تشويق كرده اند. در روايتي گفته شده: «هر كجا اموال و دارايي ناصبي به دستت افتاد آنرا غارت كن و خمس آنرا به ما بده»[2] (ada99:شيعه و خمس.htm#_ftn2). و در روايت جعلي ديگري گفته شده: «غصب اموال و دارايي ناصبي حلال است»[3] (ada99:شيعه و خمس.htm#_ftn3). جالب است بدانيد مراد اين دجالان از ناصبي، تمام كساني هستند كه ابوبكر و عمر را بر علي مقدم مي دانند[4] (ada99:شيعه و خمس.htm#_ftn4).
ببينيد دجالان چگونه براي پر كردن جيبهاي خود پيروان خويش را علناً به دزدي و غارتگري تشويق مي كنند! كاري كه حتي پست ترين و تبهكارترين فرقه ها و گروهها نيز پيروان خويش را از آن بر حذر مي دارند.
اگر ما نظري بر در آمد هايي كه علما و رهبران شيعه از راه جمع خمس و جمع اموالي كه در زيارتگاهها و مراقد بدست مي آورند بياندازيم و هوسرانيهايي همچون صيغه را مد نظر داشته باشيم، به اين نكته پي خواهيم برد كه آنها هميشه خوشگذران ترين و هوسبازترين افراد جامعه بوده اند. اما با اين ويژگي كه خوشگذراني و هوسبازيهاي خود را تحت نام دين و پيروي از اهل بيت انجام مي دهند. با توجه به اين موضوع هرگز نمي بايد انتظار داشت آنها در مورد مسأله خمس و منكراتي همچون صيغه قول حق را به پيروان خود بگويند. چون در اين صورت در آمد هنگفتي را از دست داده و عيش و نوش خود را بر باد مي دهند. دكتر علي سالوس در اين رابطه مي گويد: «به نظر من اگر به سبب اين اموال هنگفت نمي بود، هيچگاه اختلافات بين جعفريه و ساير امت اسلامي به اين حد باقي نمي ماند. زيرا بسياري از علما و بزرگان آنها براي محفوظ نگاه داشتن اين در آمدها به اختلافات دامن زده و آنها را عميق تر مي سازند»[5] (ada99:شيعه و خمس.htm#_ftn5).
[1] (ada99:شيعه و خمس.htm#_ftnref1) - العروه الوثقي و بهامشها تعليقات مراجعهم في هذا العصر لليزدي 2/366.
[2] (ada99:شيعه و خمس.htm#_ftnref2) - تهذيب الاحكام للطوسي 1/384. السرائر لابن ادريس ص 484، وسايل الشيعه للحر العاملي 6/340.
[3] (ada99:شيعه و خمس.htm#_ftnref3) - تهذيب الاحكام للطوسي 2/48. وسايل الشيعه للحر العاملي 11/60.
[4] (ada99:شيعه و خمس.htm#_ftnref4) - السرائر لابن ادريس ص 471. وسايل الشيعه للحر العاملي 6/341،342.
[5] (ada99:شيعه و خمس.htm#_ftnref5) - اثر الامامه في الفقه الجعفري لعلي السالوس ص 408.