mm-bb
Wednesday 29 January 2003, 04:19PM
برادران و خواهران محترم سلام عرض ميكنم
امروز صحبت خواهم كرد در بارهء حكومت كشورم ؛ و دليل اين صحبت آنكه يكى از برادرانم گفت : عليه اسرائيل چه كرده ؟ جوابش اينجا مياد
سال 1971 م.ش ژنرال حافظ اسد رئيس جمهور شد ؛ و از آن لحظه سوريه به حياه نو وارد شد
سال 1973 آقاى أسد عليه اسرائيل هجوم كرد و در اول رستگار شد و بخشى از زمين اشغالى رهائى كرد اما بعلّت خيانت و عهد شكنى انور السادات كه رئيس جمهور مصر بود پس مرحوم أسد بمطلوبش نرسيد ، مطلوبش اين بود كه همچون با سادات قرار داد : ارتش مصر و ارتش سوريه بايد در ميان فلسطين هر يكى بديگر ملاقات كنند .
از سال 73 تا سال 75 آقاى أسد شروع كرد بجنگ بارتيزانى عليه اسرائيل و بالاخره اسرائيل از شهر قنيطره بيرون رفت و نيروهاى ملل متحد در مرز مؤقت سوريه و فلسطين مستقر شدند .
آقاى أسد از هنگامى كه رئيس جمهور شد ؛ سازمانها و جنبشهاى فلسطينى رو حمايت كرد و قسمت عمده از اين سازمانها هنوز در سوريه هستند .
در سال 77 سادات شروع كرد بگفتگو با رژيم صهيونيستى و سوريه حملهْ سياسي و اعلامى بشدت عليه رژيم سادات آغاز كرد .
سال 78 امام (ره) ديگر در عراق نميتوانست بماند پس مرحوم أسد به ايشان نامه فرست تا بسوريه تشريف بياورد ؛ امام فكر كرد كه ميرود به كويت وسپس به سوريه و لي كويت امام (ره) رو از وارد شدن مرزش باز داشت پس امام (ره) مسافرت كرد بفرانسه .
أسد بزرگ كوشيد تا ملت سوريه شيعي بشوند و يك نامه نوشت به شهيد آيه الله العظمى محمد باقر الصدر تا در سوريه زندگي كند و فرهنگ اهل البيت (ع) منتشر كند اما آقاى صدر بدليل اوضاع و موجبات سختش نتوانست بسوريه بياد
وقتى كه انقلاب اسلامى در ايران پيروز شد آقاى اسد اعلان كرد كه ما با اين انقلاب هستيم و ازش حمايت ميكنيم
در دوران سالهاى دفاع ؛ سوريا تنهاترين يار براى ايران بود ، و هنگاميكه امام (ره) فرياد ميكشد ( هل من ناصر ينصرنى ) اسد فقط گفت لبيك و هرچه توانست از كمكهاى نظامى و سياسى و اقتصادى كه ايران ميخواست اسد ميداد
سال 82 ( اسرائيل) بخشى از زمين لبنان اشغال كرد و ارتش اسد بار ديگر با آن دشمن متوحشانه جنگ كرد ؛ و در آنوقت بكمك ايران و همكارى سوريه حزب الله لبنان متشكل شد
اسد با دوستانش و طرفداران ايران در لبنان توانست كه پيمان 17 ايار در ميان لبنان و ( اسرائيل ) رو لغو كرد .
اسد موافق نبود از اشغال كردن صدام به سرزمين كويت و عليرغم دشمني طولانى كه در ميان سوريه و عراق بود پس او به صدام نامه نوشت كه شما بايد از كويت بيرون كنيد چون جنگ واقعى ما بايد با اسرائيا شود نه با برادران ما و اگر از كويت خارج شديد ما از كشور شما از امريكا و غيره بهر چه بتوانيم حمايت خواهيم كرد اما صدام قبول نكرد .
بعد از شكستن عراق در جنگ كويت اسد مجبور شد تا در جلسات گفتگو با رژيم صهيونيستى شركت كند ولى واقعا هدفش بود اينست كه همه دانند كه اسرائيل در باره عقب نشينى از سرزمين اشغالى جدّى نيست و اين خود جملاتش به اقاى عبد الله نورى كه وزير كشور در ايران بود هنگامى كه نامه از رهبر معظم انقلاب به آقاى اسد رساند ؛ اسد - در ان ديدار - اضافه كرد : ميدانم كه اسرائيل هميشه دشمن ما بود و خواهد بود و لي خواستم تا آنرو جلوى چشمهاى جهان آشكار كنم
مرحوم اسد كوتاهى نكرد در مورد كمك كردن مقاومت اسلامى در لبنان تا بالاخره اسرائيل از جنوب لبنان فرار كرد و اينجا بايد قسمتى از سخن سيد حسن نصر الله رو نقل شده باشد : اين پيروزى راجع به دو كشور و دو انسان هست ؛ انان كه ايران و سوريا و امام خامنئي و جناب آقاى اسد .
و بالاخره بايد گفت كه آقاى بشار اسد خود راه پدر بزرگوارش رو ادامه ميدهد
و السلام عليكم
امروز صحبت خواهم كرد در بارهء حكومت كشورم ؛ و دليل اين صحبت آنكه يكى از برادرانم گفت : عليه اسرائيل چه كرده ؟ جوابش اينجا مياد
سال 1971 م.ش ژنرال حافظ اسد رئيس جمهور شد ؛ و از آن لحظه سوريه به حياه نو وارد شد
سال 1973 آقاى أسد عليه اسرائيل هجوم كرد و در اول رستگار شد و بخشى از زمين اشغالى رهائى كرد اما بعلّت خيانت و عهد شكنى انور السادات كه رئيس جمهور مصر بود پس مرحوم أسد بمطلوبش نرسيد ، مطلوبش اين بود كه همچون با سادات قرار داد : ارتش مصر و ارتش سوريه بايد در ميان فلسطين هر يكى بديگر ملاقات كنند .
از سال 73 تا سال 75 آقاى أسد شروع كرد بجنگ بارتيزانى عليه اسرائيل و بالاخره اسرائيل از شهر قنيطره بيرون رفت و نيروهاى ملل متحد در مرز مؤقت سوريه و فلسطين مستقر شدند .
آقاى أسد از هنگامى كه رئيس جمهور شد ؛ سازمانها و جنبشهاى فلسطينى رو حمايت كرد و قسمت عمده از اين سازمانها هنوز در سوريه هستند .
در سال 77 سادات شروع كرد بگفتگو با رژيم صهيونيستى و سوريه حملهْ سياسي و اعلامى بشدت عليه رژيم سادات آغاز كرد .
سال 78 امام (ره) ديگر در عراق نميتوانست بماند پس مرحوم أسد به ايشان نامه فرست تا بسوريه تشريف بياورد ؛ امام فكر كرد كه ميرود به كويت وسپس به سوريه و لي كويت امام (ره) رو از وارد شدن مرزش باز داشت پس امام (ره) مسافرت كرد بفرانسه .
أسد بزرگ كوشيد تا ملت سوريه شيعي بشوند و يك نامه نوشت به شهيد آيه الله العظمى محمد باقر الصدر تا در سوريه زندگي كند و فرهنگ اهل البيت (ع) منتشر كند اما آقاى صدر بدليل اوضاع و موجبات سختش نتوانست بسوريه بياد
وقتى كه انقلاب اسلامى در ايران پيروز شد آقاى اسد اعلان كرد كه ما با اين انقلاب هستيم و ازش حمايت ميكنيم
در دوران سالهاى دفاع ؛ سوريا تنهاترين يار براى ايران بود ، و هنگاميكه امام (ره) فرياد ميكشد ( هل من ناصر ينصرنى ) اسد فقط گفت لبيك و هرچه توانست از كمكهاى نظامى و سياسى و اقتصادى كه ايران ميخواست اسد ميداد
سال 82 ( اسرائيل) بخشى از زمين لبنان اشغال كرد و ارتش اسد بار ديگر با آن دشمن متوحشانه جنگ كرد ؛ و در آنوقت بكمك ايران و همكارى سوريه حزب الله لبنان متشكل شد
اسد با دوستانش و طرفداران ايران در لبنان توانست كه پيمان 17 ايار در ميان لبنان و ( اسرائيل ) رو لغو كرد .
اسد موافق نبود از اشغال كردن صدام به سرزمين كويت و عليرغم دشمني طولانى كه در ميان سوريه و عراق بود پس او به صدام نامه نوشت كه شما بايد از كويت بيرون كنيد چون جنگ واقعى ما بايد با اسرائيا شود نه با برادران ما و اگر از كويت خارج شديد ما از كشور شما از امريكا و غيره بهر چه بتوانيم حمايت خواهيم كرد اما صدام قبول نكرد .
بعد از شكستن عراق در جنگ كويت اسد مجبور شد تا در جلسات گفتگو با رژيم صهيونيستى شركت كند ولى واقعا هدفش بود اينست كه همه دانند كه اسرائيل در باره عقب نشينى از سرزمين اشغالى جدّى نيست و اين خود جملاتش به اقاى عبد الله نورى كه وزير كشور در ايران بود هنگامى كه نامه از رهبر معظم انقلاب به آقاى اسد رساند ؛ اسد - در ان ديدار - اضافه كرد : ميدانم كه اسرائيل هميشه دشمن ما بود و خواهد بود و لي خواستم تا آنرو جلوى چشمهاى جهان آشكار كنم
مرحوم اسد كوتاهى نكرد در مورد كمك كردن مقاومت اسلامى در لبنان تا بالاخره اسرائيل از جنوب لبنان فرار كرد و اينجا بايد قسمتى از سخن سيد حسن نصر الله رو نقل شده باشد : اين پيروزى راجع به دو كشور و دو انسان هست ؛ انان كه ايران و سوريا و امام خامنئي و جناب آقاى اسد .
و بالاخره بايد گفت كه آقاى بشار اسد خود راه پدر بزرگوارش رو ادامه ميدهد
و السلام عليكم