نمايش نسخه نهائي : عصر شیطانی
Folaani
Sunday 29 October 2006, 04:48PM
آیا عصر شیطان است؟
ارژنگ
Sunday 29 October 2006, 05:56PM
باز - پس از چندی ! - این آقای فلانی !
و تاپیکی داغ ! اما بی محتوا !
مشكي
Sunday 29 October 2006, 07:40PM
آیا عصر شیطان است؟
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام،
خیر.
چرا چنین چیزی می گویید؟:cool:
Folaani
Monday 30 October 2006, 10:12AM
یعنی چش و چال شما فساد و بدبختی روز افزون را نمیبیند؟
مشكي
Monday 30 October 2006, 01:32PM
یعنی چش و چال شما فساد و بدبختی روز افزون را نمیبیند؟
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام،
چرا میبینه ولی چش و چال بنده همش قسمت خالیه لیوان رو نگاه نمی کنه:cool:
Folaani
Monday 30 October 2006, 07:51PM
خب نیمهء پرش رو بگو ببینیم!
صبح
Monday 30 October 2006, 08:42PM
اخوي ...
عصر شيطان يا عصر خدا ... من و تو چكاره ايم ؟
جزء 7 سوره الانعام آيه 14
قُلْ أَغَيْرَ اللّهِ أَتَّخِذُ وَلِيًّا فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَهُوَ يُطْعِمُ وَلاَ يُطْعَمُ قُلْ إِنِّيَ أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَسْلَمَ وَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكَينَ
بگو: (آيا غير خدا را ولىّ خود انتخاب كنم؟! [خدايى] كه آفريننده آسمانها و زمين است؛ اوست كه روزى مىدهد، و از كسى روزى نمىگيرد.) بگو: (من مأمورم كه نخستين مسلمان باشم؛ و [خداوند به من دستور داده كه] از مشركان نباش!)
جزء 8 سوره الانعام آيه 163
لاَ شَرِيكَ لَهُ وَبِذَلِكَ أُمِرْتُ وَأَنَاْ أَوَّلُ الْمُسْلِمِينَ
همتايى براى او نيست؛ و به همين مأمور شدهام؛ و من نخستين مسلمانم!
Folaani
Monday 30 October 2006, 10:13PM
بله در این حرفی نیست.
ولی این قضیه آبدارتر از این حرفهاست!
اصلا بنظر من زندگی یه چیز دیگه بوده و بشر هرچی گذشته بدبختتر شده! (الانم هرچی فکر میکنم نباید اینطوری باشه)
از همون اولش که قابیل هابیل رو کشت سیر نزولی زندگیمون آغاز شد! ای لعنت بر پدر و ... ببخشید. استغفرالله!
اولش اینطوری نبوده.
مثلا چطور هابیل و قابیل پیشکش میکردن به خدا و میفهمیدن که خدایی وجود داره و مال کی رو قبول میکنه و یا نمیکنه. پس خیلی بیشتر از من و شما با خدا ارتباط داشتن و پرده ها و لایه های دهشتناک ذهن کمتر بوده. خیلی بیشتر آرامش بوده. خیلی راحتتر بودن. خوشبخت تر بودن؛ آه...
قبول ندارید؟ لااله الا الله ...
صبح
Monday 30 October 2006, 10:25PM
هابيل چه گناهي كرده ؟
يا حسين (ع)!
Folaani
Monday 30 October 2006, 10:30PM
هابیل که مرد!
ولی گفت میذارم منو بکشی تا خودتو بدبختتر کنی - فکر کنم توی قرآن خوندم!
من بودم نمیذاشتم منو بکشه تا خودشو بدبخت نکنه.
مشكي
Monday 30 October 2006, 10:40PM
خب نیمهء پرش رو بگو ببینیم!
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام،
همین موج اسلامگرایی که در جهانه گویای بازگشت مردم به خدا است. یا افزایش یافتن افرادی که به کلیسا یا کنیسه می روند آن هم بعد از انقلاب اسلامی ایران.
صبح
Monday 30 October 2006, 10:48PM
هابیل که مرد!
ولی گفت میذارم منو بکشی تا خودتو بدبختتر کنی - فکر کنم توی قرآن خوندم!
من بودم نمیذاشتم منو بکشه تا خودشو بدبخت نکنه.
شايد مشكل اين است كه مردن را فناي مي دانيد ... كه كشته شدن را بدبختي !
مردن تمام شدن نيست .... مرد كه مرد ! بازگشت . راحت !
اصل كار عمل ماست . حال شمر توبه نكرد و مرد ، ما كه اگر خدا بخواهد به بهشت مي رويم و براي آن تلاش مي كنيم . ما ميليونها سال بعد مثل هابيل و نوح و موسي و عيسي و محمد آراميم و فرقي ميان اين آرامشها نيست اگر چه ديگران خود را گره زده اند ! حسبنا الله و نعم الوكيل !
فكر نمي كنم تو قرآن چنين چيزي خونده باشيد .
مشكي
Monday 30 October 2006, 11:50PM
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام،
من که چنین چیزی در قرآن ندیدم. لطفا آدرس بدهید.
امیر
Tuesday 31 October 2006, 12:19AM
ولی گفت میذارم منو بکشی تا خودتو بدبختتر کنی - فکر کنم توی قرآن خوندم!
من بودم نمیذاشتم منو بکشه تا خودشو بدبخت نکنه.
عزیزم چرا دقت نکردی ...از شما بیشتر انتظار میرفت !!!!
هابیل چه گفت برادر من ؟؟!!
لَئنِ بَسَطتَ إِلىََّ يَدَكَ لِتَقْتُلَنىِ مَا أَنَا بِبَاسِطٍ يَدِىَ إِلَيْكَ لِأَقْتُلَكَ إِنىِّ أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَلَمِينَ(28)
اگر تو براى كشتن من، دست دراز كنى، من هرگز به قتل تو دست نمىگشايم، چون از پروردگار جهانيان مىترسم (28)
إِنىِّ أُرِيدُ أَن تَبُوأَ بِإِثْمِى وَ إِثمِْكَ فَتَكُونَ مِنْ أَصْحَبِ النَّارِ وَ ذَلِكَ جَزَ ؤُاْ الظَّلِمِينَ(29)
من مىخواهم تو با گناه من و خودت (از اين عمل) بازگردى (و بار هر دو گناه را به دوش كشى) و از دوزخيان گردى. و همين است سزاى ستمكاران (29)
توضیح از تفسیر نمونه :
اگر تو به تهديدت جامه عمل بپوشانى و دست به كشتن من دراز كنى، من هرگز مقابله به مثل نخواهم كرد و دست به كشتن تو دراز نمىكنم.چرا كه من از خدا ميترسم و هرگز دست به چنين گناهى نمىآلايم به علاوه من نميخواهم بار گناه ديگرى را بدوش بكشم" بلكه ميخواهم تو بار گناه من و خويش را بدوش بكشى" (زيرا اگر براستى اين تهديد را عملى سازى بار گناهان گذشته من نيز بر دوش تو خواهد افتاد چرا كه حق حيات را از من سلب نمودى بايد غرامت آن را بپردازى و چون عمل صالحى ندارى بايد گناهان مرا بدوش بگيرى!)
توضیح بیشتر از خودم :
در حقیقت هابیل در وضعیتی بوده که دوتا راه بیشتر نداشته
1) قابیل را بکشد : (و خودش رو از مرگ نجات بده )
2) قابیل را نکشد : ( که نتیجه ، این خواهد شد که خودش (هابیل )کشته می شود زیرا ظاهرا قابیل بر قتل وی اصرار داشته و ا اون رو نمیکشته رهایش نمیکرده مانند اینکه الف به ب بگوید یا جای من توی این دنیاست یا جای تو ، و من و تو با هم در این دنیا نخواهیم بود )
و هابیل گزینه دوم را انتخاب میکند
بنابراین منظور از اینکه میگوید ((من مىخواهم تو با گناهِ من و گناهِ خودت [به سوى خدا]بازگردى،)) اینست که "من" نمیخواهم تو را بکشم ( پس در نتیجه تو من را میکشی ) و اگر تو برای کشتن من دست دراز میکنی من چنین نخواهم کرد .
والله اعلم
باتشکر
والسلام
Folaani
Tuesday 31 October 2006, 06:57AM
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام،
همین موج اسلامگرایی که در جهانه گویای بازگشت مردم به خدا است. یا افزایش یافتن افرادی که به کلیسا یا کنیسه می روند آن هم بعد از انقلاب اسلامی ایران.
بنده خدا، آدم ساده فکر کردی همه مثل بعضی هستن که هرچی تبلیغ بکنن و بخونن بگوششون مثل هالوها درجا قبول بکنن؟ لابد باید حتی چشمشون رو هم ببندن و واقعیتهای اطراف رو در مقابل رسانه های چوپان دروغگو دروغ فرض کنن؟
شما مطمئنی اگر با آمار و ارقام و حساب علمی درست و حسابی بررسی کنی چیز خاصی عایدمون میشه؟
من البته نمیگم به خلافش میرسی ولی این موج و امواج که میگید بیشتر بنظرم سرگرمی و داستان همون لجبازیهای کودکانهء حضرات حزب الکذب باشه!!
همونهایی که نشستن و میشمارن که آی دوتا از کفار کشته شد و حساب نمیکنن که ده ها انسان از غیرکفار کشته شد و بی خانه و آواره و بدبخت شد و ناقص العضو شد و ...
تازه همون کافرش هم من نمیدونم چطور میشه از آش و لاش شدن یک انسان احساس لذت و خوشنودی کرد. وقتی اینا رو میبینم دچار هراس و ناامیدی میشم از چیزی که درش زندگی میکنیم و چیزی که انسان هست.
شبکه های ماهواره ای رو هم نگاه کن تا ببینی بین همین مسیحیها چقدر اختلاف هست. یکی میاد میگه اسلام جعلیه و دینتون شیطانیه، یکی میاد یه چیز دیگه میگه؛ یکی میاد میگه مسیح خدا بود، یکی میاد میگه هرچی باشی اگر اینو قبول نداشته باشی کشکه! خلاصه دلقک بازی ایه! نه فقط اسلام بلکه امروز خیلی دینهای دیگه هم همینطورن. فکر کردید کثرت میتونه هرگز آدمهایی مثل من رو خوشباورانه تخدیر کنه؟
تازه کمیت بجا و کیفیت هم بجا! فعلا که زمانهء اسلام سیاسی و انتحاری و پوز زنی و رو کم کنیه! ظاهرا کیفیت دیگه اولویتی نداره. خب بهرحال این وسط برای من بعنوان یک فرد که اعتقادی به اسلام سیاسی و لزوم حکومت دینی به سبک و سیاق حضرات ندارم سرنوشت خودم و حل معماهای مهمتری مهمه. چیزایی که ظاهرا کمتر کسی تونسته جواب کاملش رو پیدا کنه.
Folaani
Tuesday 31 October 2006, 07:12AM
عزیزم چرا دقت نکردی ...از شما بیشتر انتظار میرفت !!!!
هابیل چه گفت برادر من ؟؟!!
لَئنِ بَسَطتَ إِلىََّ يَدَكَ لِتَقْتُلَنىِ مَا أَنَا بِبَاسِطٍ يَدِىَ إِلَيْكَ لِأَقْتُلَكَ إِنىِّ أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَلَمِينَ(28)
اگر تو براى كشتن من، دست دراز كنى، من هرگز به قتل تو دست نمىگشايم، چون از پروردگار جهانيان مىترسم (28)
إِنىِّ أُرِيدُ أَن تَبُوأَ بِإِثْمِى وَ إِثمِْكَ فَتَكُونَ مِنْ أَصْحَبِ النَّارِ وَ ذَلِكَ جَزَ ؤُاْ الظَّلِمِينَ(29)
من مىخواهم تو با گناه من و خودت (از اين عمل) بازگردى (و بار هر دو گناه را به دوش كشى) و از دوزخيان گردى. و همين است سزاى ستمكاران (29)
توضیح از تفسیر نمونه :
اگر تو به تهديدت جامه عمل بپوشانى و دست به كشتن من دراز كنى، من هرگز مقابله به مثل نخواهم كرد و دست به كشتن تو دراز نمىكنم.چرا كه من از خدا ميترسم و هرگز دست به چنين گناهى نمىآلايم به علاوه من نميخواهم بار گناه ديگرى را بدوش بكشم" بلكه ميخواهم تو بار گناه من و خويش را بدوش بكشى" (زيرا اگر براستى اين تهديد را عملى سازى بار گناهان گذشته من نيز بر دوش تو خواهد افتاد چرا كه حق حيات را از من سلب نمودى بايد غرامت آن را بپردازى و چون عمل صالحى ندارى بايد گناهان مرا بدوش بگيرى!)
توضیح بیشتر از خودم :
در حقیقت هابیل در وضعیتی بوده که دوتا راه بیشتر نداشته
1) قابیل را بکشد : (و خودش رو از مرگ نجات بده )
2) قابیل را نکشد : ( که نتیجه ، این خواهد شد که خودش (هابیل )کشته می شود زیرا ظاهرا قابیل بر قتل وی اصرار داشته و ا اون رو نمیکشته رهایش نمیکرده مانند اینکه الف به ب بگوید یا جای من توی این دنیاست یا جای تو ، و من و تو با هم در این دنیا نخواهیم بود )
و هابیل گزینه دوم را انتخاب میکند
بنابراین منظور از اینکه میگوید ((من مىخواهم تو با گناهِ من و گناهِ خودت [به سوى خدا]بازگردى،)) اینست که "من" نمیخواهم تو را بکشم ( پس در نتیجه تو من را میکشی ) و اگر تو برای کشتن من دست دراز میکنی من چنین نخواهم کرد .
والله اعلم
باتشکر
والسلام
تشکر فراوان از شما.
بار اینکار را از دوشم برداشتید. اکنون دفتر یاداشتهایم را باز کرده بودم که ببینم شمارهء این آیه را یادداشت کرده ام یا نه! این یادداشتها خیلی شلوغ و بهم ریخته هم شده است و بعضی موارد عنوان نزده ام (البته بیشتر مطالب قدیمیتر) و خلاصه شما همه کار کردید! توضیح و تفسیر و ... دیگه ما چی میخوایم؟
تفسیر جالبی هم بود. بنظر منطقی میرسه.
Folaani
Tuesday 31 October 2006, 07:24AM
عزیزم چرا دقت نکردی ...از شما بیشتر انتظار میرفت !!!!
ببخشید :(
اینبار مثل اینکه زیادی پرت رفتم :smile31:
Folaani
Tuesday 31 October 2006, 07:52AM
شايد مشكل اين است كه مردن را فناي مي دانيد ... كه كشته شدن را بدبختي !
مردن تمام شدن نيست .... مرد كه مرد ! بازگشت . راحت ! نخیر مردن چیزیست که مرا از آن هراسی نیست و اتفاقا آزاد شدن و نجات از زندگی میدانم!
البته نکته اینکه چگونگی مرگ هم مهم است. دوست دارم بدون درد و رنج بمیرم. نظر شما دراینمورد چیست؟
اصل كار عمل ماست . حال شمر توبه نكرد و مرد ، ما كه اگر خدا بخواهد به بهشت مي رويم و براي آن تلاش مي كنيم . ما ميليونها سال بعد مثل هابيل و نوح و موسي و عيسي و محمد آراميم و فرقي ميان اين آرامشها نيست اگر چه ديگران خود را گره زده اند ! حسبنا الله و نعم الوكيل ! مشکل رنج دنیاست. وگرنه نخ ما گره ندارد!!
اینهم که گفتم هابیل مرد منظورم این بود که این دنیا را پشت سر گذاشت و بدبختیهایش برای ما بجا ماند. هرچه گذشت زندگی وحشتناکتر شد!
بنظر من بشرهای قدیمی خیلی بیشتر از ما به خدا نزدیک بوده اند و قدرت و صلابت بیشتری در مواجهه با طبیعتی که در این جهان آنها را دربرمیگیرد داشته اند.
خوشبخت تر بوده اند، خوشحالتر بوده اند، ...
صبح
Tuesday 31 October 2006, 08:43AM
سلام
به اعتقاد قرآن اینچنین نیست ، زمانی در عصر نوح ... فقط یک کشتی و چند نفر بر روی زمین انسان صالح پیدا می شد و لیاقت دوام فقط برای همین چند انسان و چندین جفت حیوان رقم زده شد . درگیریهای متعدد قوم بنی اسرائیل و دشمنیهای آنها با خدا ، ... هلاکت اقوام مختلف مثل قوم لوط ... نقض آشکار ادعای شماست .
دوستمان مصطفی اشاره ای داشتند بر رویکرد خودحرکت جهان به سمت معنویت که این پس از صدها سال دین گریزی در غرب واضح و مبرهن است ... و هر جا سخن از چالشهای اجتماعی شده است ، بازگشت به معنویت و دین گره گشا ارزیابی شده است . بنده خود زیاد در جستجوهای اینترنتی با این نوع رویکرد در سایتهای خارجی برخورد کرده ام.
البته دلیل آن شاید بطور مستقیم انقلاب اسلامی نباشد ... اما انقلاب اسلامی ایران یکی از قدرت بخش ترین نیروها به این حرکت است ... و بعضی از اسقف های اروپائی به این مطلب اشاره کرده و خواستار دوام حرکت دینی در ایران شده اند . همچنانکه ما نیز وقتی مثلا یک تلویزیون مسیحی فارسی زبان می بینیم به شرط اینکه در این قالب اهداف سیاسی دشمنانمان را پیاده نکند ، بعنوان معارض با آن برخورد نمی کنیم . این حرکت متحد بازگشت به خداست در مقابل پوچ گرائی شیطان ... و بنده همیشه می گویم ، این شبکه ها ، مبلغ خدائی شدن و انسان شدن که باشند ، کمک بزرگی برای مبارزه با کفر و الحاد کرده اند و بهمین دلیل قابل احترامند.
این عصر مبارزه است.... عصر نبرد نهائی ، جائی خواندم در آمریکا سی میلیون نفر جزو گروههای آرماگدونی بطور جدی و بسیار اصولگرایانه مشغول سفر به "فلسطین" و سرزمین "مجدون" هستند ... تا سیاحتی در سرزمین " نبرد نهائی حق و باطل " ... بکنند ! دشمن شر آنها نیز ما مسلمانانیم :D البته این همان رخنه کفر در دین است ...
مشكي
Tuesday 31 October 2006, 10:59AM
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام،
البته جان مایه جواب بنده را (جناب/سرکار)صبح دادند اما:
بنده خدا، آدم ساده فکر کردی همه مثل بعضی هستن که هرچی تبلیغ بکنن و بخونن بگوششون مثل هالوها درجا قبول بکنن؟ لابد باید حتی چشمشون رو هم ببندن و واقعیتهای اطراف رو در مقابل رسانه های چوپان دروغگو دروغ فرض کنن؟
شما مطمئنی اگر با آمار و ارقام و حساب علمی درست و حسابی بررسی کنی چیز خاصی عایدمون میشه؟
بله مطمئنم اگر در اطرافتان نگاهی بیاندازید می بینید که چنین است. شما فکر می کنید چرا پاپ پس از مدتها دوباره علیه اسلام حرف میزند؟چرا آمریکا به دنبال گسترش فرهنگ خود در خاورمیانه (به اعتراف بوش) است؟ چرا در فرانسه جلوی زنان محجبه را در محیطهای آموزشی (که بهترین مکان برای جذب جوانان به اسلام است) را می گیرند؟
اینها نیست مگر به خاطر سر و صدایی که اسلام کرده است.
در ضمن کیفیت فدای کمیت نمی شود. شما نگاهی به زنان مسلمان درانگلیس بیاندازید. بنده در فیلمی مستند دیدم که آنها حجابی داشتند که در هیج جایی در کشورهای اسلامی وجود ندارد. آنها به سختی به حجاب خود چسبیده بودند و آن را رها نمی کردند.
اگر دقت داشته باشید مسلمانان اروپایی یا آمریکایی حتی بهتر از ما زندگی می کنند آنها در حیاطی کوچک نزدیک خیابان یکی از کشورهای اروپایی (متأسفانه یادم نیست کدام کشور) نماز جماعت می خواندند و ... .
Folaani
Tuesday 31 October 2006, 03:08PM
هه هه هه! اینا اگر از معضلات اینجا خبر داشتن میفهمیدن که نباید اجازه بدن ازشون برای افتادن قدرت بدست یک مشت بی سواد احمق پر مدعا سوء استفاده بشه.
البته اسلام از نظر شخصی خوبه ولی فعلا که نمونهء حکومتش چندان موفقیتی نداشته.
به آمارهای فساد و فقر و فحشا و اعتیاد و بیکاری و غیره در مملکت خودتون هم توجه بفرمایید.
سیستمهای برده داری و ظلم و بهره کشی نوین از کارگران هم که از اون دستاوردهای ملی هست که باید بهش افتخار کرد.
Folaani
Tuesday 31 October 2006, 04:26PM
به اعتقاد قرآن اینچنین نیست ، زمانی در عصر نوح ... فقط یک کشتی و چند نفر بر روی زمین انسان صالح پیدا می شد و لیاقت دوام فقط برای همین چند انسان و چندین جفت حیوان رقم زده شد . درگیریهای متعدد قوم بنی اسرائیل و دشمنیهای آنها با خدا ، ... هلاکت اقوام مختلف مثل قوم لوط ... نقض آشکار ادعای شماست .
خب دیگه همین حماقتها باعث بدبختی بشر شده.
مگه نشنیدید مثلا در دوران دور انسانها چقدر قدشان بلند بوده است و همچنین طول عمرشان.
در قرآن هم از اقوامی میگه که بهشون قدرتهای ویژه ای داده شده بوده و مقایسه میکنه میگه شما که از اونها ضعیفتر هستید آیا از سرنوشتی که بسر اونها اومد در اثر گمراهیشون ایمن هستید.
زمان پیامبرانی مثل سلیمان چقدر قدرت و ثروت و خوشبختی داشتن. زمان مرگ هم براحتی و با احترام میمردن. درحالیکه بعدها حتی پیامبران هم با بیماری مردن (نمونش پیامبر اسلام).
قومهایی مثل سبا و اینها چی بوده که در خوشبختی و نعمت بودن؟
خب اینها اگر خریت کردن دلیل نمیشه که نعمت نداشتن. صحبت من همینه دیگه. این بدبختی بشر اینطوری طبیعی نیست. بشر باید قویتر از اینها باشه بطور طبیعی و به قدرت بیشتری نیاز داره.
این وضعیت اسف بار ما وقتی خداوند جمیل و رحیم و کریم هست آدم رو به فکر میندازه.
صبح
Tuesday 31 October 2006, 04:43PM
سلام
نتيجه مي گيريم ، كه اين خراب بودن وضع اقوام مربوط به گذشت زمان نيست بلكه به خود آن اقوام مرتبط است و ﴿إن الله لا يغيّر ما بقوم حتى يغيّروا ما بأنفسهم﴾ [الرعد/11]
خدا هيچ قومي را تغيير ندهد مگر توسط خودشان ؛
و ما يكي از فرزندان قوم خود هستيم.
مشكي
Tuesday 31 October 2006, 05:06PM
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام،
گویا شما فقط وفقط قسمت خالی لیوان را می نگرید. شما چه انتظاری دارید از کشوری که 300 تا 400 سال از کشورهای دیگه عقب موند بعدشم که یه جنگه 8 ساله داشت و الآن هم تو تحریمه. حالا میخواین 30 ساله عقب موندگی 300 ساله رو پاک کنه؟ یاللعجب
مشكي
Tuesday 31 October 2006, 07:52PM
یک نکته را فراموش کردم:
در واقع یک سوال:
آیا شما به اسلام و تمام آنچه که در قرآن نازل شده است اعتقاد دارید؟
1- اگر اعتقاد دارید که پس بدانید در بیشتر جاهایی که خدا از نماز یاد کرده است زکات را هم یاد کرده. برای امر به معروف و نهی از منکر هم گفته شده است: ولتکن منکم امه یدعون الی الخیر و یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و اولئک هم المفلحون: و باید از شما امت خلق را بخیر و صلاح دعوت کنند و مردم را به نیکوکاری امر و از کارهای بد و ناشایست نهی نمایند و اینان واسطه هدایت خلق و خود رستگارند. آیه 104 سوره آل عمران
در آیات دیگر سخن از جهاد است.
آیا این مسائل بیانگر اجتماعی و حکومتی بودن اسلام نیست؟ آیا جهاد بدون دستور حاکم است؟ آیا نباید در چنین صورتی حاکم بر قوانین اسلام مسلط باشد؟ آیا به چنین کسی فقیه نمی گویند؟
Folaani
Wednesday 1 November 2006, 07:22AM
سلام
نتيجه مي گيريم ، كه اين خراب بودن وضع اقوام مربوط به گذشت زمان نيست بلكه به خود آن اقوام مرتبط است و ﴿إن الله لا يغيّر ما بقوم حتى يغيّروا ما بأنفسهم﴾ [الرعد/11]
خدا هيچ قومي را تغيير ندهد مگر توسط خودشان ؛
و ما يكي از فرزندان قوم خود هستيم.
خب پس آدم و حوا هم به ما چه ارتباطی دارن که ما باید بخاطر اشتباه اونها رنج بکشیم و مجازات بشیم؟ بالاخره ارتباطی با وضعیت فعلی ما دارند یا نه؟ اگر دارند که خب پس گذشتگان هم میتوانند با ما در ارتباط باشند!؟ اگر هم ندارند که پس خدا یعنی ما رو بخاطر اشتباه دیگران مجازات کرده!؟
صبح
Wednesday 1 November 2006, 08:16AM
چرا اسم زندگی در دنیا رو میگذارید مجازات ؟ ... اتفاقا مجازات یعنی جهنم و هنوز کسی مجازات نشده است ... مجازات یعنی فنا ... و حیات انسان بر روی زمین نعمت و فرصتی است که خدا به انسانها داده .
آدم نوعی بود که خطا کرد ؛ با وجود تمام نعمتها. البته عده ای معتقدند که بهشتی که آدم رفت ، آزمایشی بود ... ، البته ما از تبعات هجرتهای پدرمان هستیم ... نه مجازات شده برای گناهان او . بهرحال پدر و ولی آدم است دیگر .... اگر پدرمان بر روی زمین ، به آمریکا هجرت کند ... ما متولد آمریکا می شویم . و خدا هم ما را مجازات نکرده است .
Folaani
Wednesday 1 November 2006, 08:51AM
یک نکته را فراموش کردم:
در واقع یک سوال:
آیا شما به اسلام و تمام آنچه که در قرآن نازل شده است اعتقاد دارید؟
1- اگر اعتقاد دارید که پس بدانید در بیشتر جاهایی که خدا از نماز یاد کرده است زکات را هم یاد کرده. برای امر به معروف و نهی از منکر هم گفته شده است: ولتکن منکم امه یدعون الی الخیر و یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و اولئک هم المفلحون: و باید از شما امت خلق را بخیر و صلاح دعوت کنند و مردم را به نیکوکاری امر و از کارهای بد و ناشایست نهی نمایند و اینان واسطه هدایت خلق و خود رستگارند. آیه 104 سوره آل عمران
در آیات دیگر سخن از جهاد است.
آیا این مسائل بیانگر اجتماعی و حکومتی بودن اسلام نیست؟ آیا جهاد بدون دستور حاکم است؟ آیا نباید در چنین صورتی حاکم بر قوانین اسلام مسلط باشد؟ آیا به چنین کسی فقیه نمی گویند؟
اینجا چنین بحثی نداریم. حوصله هم ندارم؛ قدیم زیاد از این حرفا زدیم به جایی نرسیدیدم. البته فکر کنم تاثیرات مثبتی داشت ولی نتیجهء قطعی حاصل نمیتوان کرد.
حالا با حکومت اسلامی یا بدون اون. این تنها عامل نیست و خیلی چیزهای دیگه هم موثره و اسلام هم فقط این نیست! یعنی لزوم تشکیل حکومت اسلامی که البته بنده شخصا چندان اعتقادی بدان ندارم ولی اهل مخالفت و اظهار نظر درمورد اسلام هم نیستم چون مسئولیت دارد و سوادش را ندارم. ولی مسلما اگر یک رای گیری آری یا خیر دیگر بکنند (حداقل در همین لحظه) رای سفید خواهم انداخت!
اگر دموکراسی آری - خیر باشد؛ پاسخم آری خواهد بود.
بالاخره انسان درپیت نسبی است.
نظر شخصی هر انسانی از آن چیزی که بخواهد در بعد اجتماعی اظهار نظر بکند و مثلا حرکت اجتماعی ایجاد بکند خب متفاوت است. چون شما برای خودت بالاخره در اینموارد (سهم فردی خودت) باید یک تصمیمی بگیری! و وقتی نظرت را میخواهند (به شیوهء دموکراسی وار!) خب بقدر خودت میتوانی تاثیر بگذاری و فکر میکنم مشروع باشد که با عقل خودت نظرت را بدهی. چون این را ازت خواسته اند و آن سیستم ساختارش اینطور است و بقایش اینطور است! آیا میتوان فکر را هم از انوار ولایت فقیه جایگزین کرد و هویت و اندیشهء خویش را فراموش کرد؟
حالا شما ببینید این حکومت اسلامتان چقدر پرت و دیکتاتوری است که میخواهید زیر فرش جارویش کنید! آیا میگذارد کسی نظر خود را بگوید اگر مخالف باشد؟ یک فرد بعنوان یک فرد، در هرجا و هر منصب و مقامی؛ این تفاوت دموکراسی است و آزادی بیان با نظام دیکتاتوری ولایت فقیه. (حال تفاوت تئوری تا عملش چیزی هست که برای هر سیستمی هست و رای مثبت و منفی برای هر دو سو هست)
اگر خوب بنگرید میبینید که این وسط یک تضادی هست که از حقیقت انسان شروع میشود و سر دیگرش در عمق دین فرو میرود و هزار گونه تضاد و ابهام و شبه و مشکل را به ذهن متبادر میکند. حالا یکی بیاید اینها را حل کند! بن بست همینجا حاصل میشود و با مقدسات کار مشکل میشود و یک آدمی مثل من دیگر حاضر نیست بیش از این پیش برود؛ ولی کسی که اعتقادی ندارد فحش را میکشد به جان همه! البته من به حکومت راحت فحش میدهم چون تقدسی برای آن قایل نیستم.
اصول دموکراسی امروزه آنچنان واضح و منطقی و حتی در جنبه هایی در راستای اهداف صریح و بسیار مهم دین (همچون برقراری عدالت) مینماید که قرار دادن مقدسات و دین در مقابلش به هر عنوانی توجیه شده نیست. چطور میخواهد توجیه شود؟
اسلام فقط یک و دو مسئله که نیست مثل جهاد و غیره. قضیه خیلی پیچیده تر از این حرفهاست در عمل. حالا شما میخواهید از قدرت اندیشه و منطق برای حل آن استفاده کنید خب بسم الله! شاید یک سیستم نوین کشف کردید که کاملتر از دموکراسی جواب میداد و تضادهایش با مقدسات خیلی کم بود.
ولی تاکنون سیستمی انسانی تر و روشنتر و شفافتر و منطقیتر و کاملتر (بطور نسبی) از دموکراسی ندیده ام روی زمین!!
حکومت پیامبر هم که پیامبر پیامبر بوده و اصولا خودش بحث دیگریست که حوصله اش در اینجا نیست ولی به این مسئلهء حکومت اسلامی (یا حداقل چگونگی آن) در عصر حاضر هم مربوط هست و در بحثش باید مورد بررسی قرار گیرد.
امروز بن بست است در جهان (بیا اینهم بی ارتباط با عصر شیطانی نیست )
شماها (لزوما روی صحبتم با شخص شما نیست آقا مصطفی) هم در بعد جهانی و اینکه بخواهید برای بشریت راه فلاح در سطح حکومت و سیستم ادارهء اجتماع بشری رهنمود کنید، ببخشید، ولی پشمک هستید!
اینطور که شما میخواهید وانمود کنید یا حضرات حکومت و حامیانش که اینها خیلی روشن و واضح است و منطقی و یا این است و یا آن، نخیر بنظر بنده چنین نیست. اینها همه اش سفسطه است و سیاست و ربطی نه به منطق و اخلاقیات پذیرفته شدهء انسانی (مثل حقوق بشر) دارد و نه به دین. احتمالا ربطی به یکسری تفکرات ژنتیکی شدهء قوم و دار و دسته بازی در طول تاریخ دارد!! آنهایی که دین را واقعی میدانند آیا چنین کاری میکنند که هر چیز مادی و بشری را جای احکام دین و دستورات خداوند جا بزنند؟
شما در خوابید! عده ای هم میگویند بحث انتخاب بد و بدتر یا خوب و خوبتر که خب باز این متعادلتر. بحث مصلحت و ظرفیت و اینکه اگر این برود بدتر شود و دیگری آید و هزینه هایش را که بپردازد و اینرا اصلاح کنیم و بند و بساط های دیگر که اوه این قصه سر دراز دارد! اما همهء اینها، یعنی ورژنهای جدید! که خود نشان از جهل همیشگی انسان و نسبی بودن خود درپیتش و فکر و علمش در هر زمان دارد و اثباتی بر رد استبداد و تحجر و بت سازی و ولایت سازی دینی برای حکومت است و باز بن بست و تضادی دیگر در پروندهء حکومتهای دینی، خیلی پذیرفتنی تر و داخل حیطهء منطق مینمایند تا این استدلالهای تکراری و بچه گانه که مدتهاست تکرار میشود! مثل جهاد و احکام اجتماعی اسلام؛ آنهم وقتی اسلام چندین بعد پایه ای دیگر نیز دارد که بحثش را بعضی ظاهرا علاقه دارند زیر فرشها جارو کنند
آنوقت با تمام اینها شما توجه کنید که بدون رای و مشروعیت مردمی دیگر حکومت الهی چه مفهومی میتواند داشته باشد؟ عجبا! یعنی کسانی که سخن از این میگویند که مشروعیت نظام بستگی به نظر مردم و رای ملت ندارد دیگر چقدر از حقیقت دنیا فاصله گرفته اند. حداقل اینطور بنظر میرسد!
شما بگویید آیا دین تنها یک تخدیر است؟ آیا واقعیت را باید با آن انکار کرد؟ آیا حقیقت وجود ندارد؟ آیا انسان بدبخت نیست؟ آیا عصر شیطان نیست؟ آیا زمان ضجهء انسان فرا نرسیده است؟ آیا نباید فریاد زد بر آسمان که ای خدا، نجات!
بعضی میگویند نجات یعنی چه! نجات از چه! - عجبا!!
عجب اندر عجبا ای خالق.
و اینجا دین درون آغاز میشود.
مردان استوار فرو میریزند. به زانو در می آیند. عرفان در نظرت میدرخشد (سوء برداشت نشود هر مکتب و آیینی به اسم عرفان - بلکه گشتن بدنبال نوری پنهان). بدنبال چیزی فراتر میگردی. چرا که تو به خداوندی اعتقاد داری که حقیقت دارد! نه تنها یک افیون!
Folaani
Wednesday 1 November 2006, 09:05AM
چرا اسم زندگی در دنیا رو میگذارید مجازات ؟ ... اتفاقا مجازات یعنی جهنم و هنوز کسی مجازات نشده است ... مجازات یعنی فنا ... و حیات انسان بر روی زمین نعمت و فرصتی است که خدا به انسانها داده .
آدم نوعی بود که خطا کرد ؛ با وجود تمام نعمتها. البته عده ای معتقدند که بهشتی که آدم رفت ، آزمایشی بود ... ، البته ما از تبعات هجرتهای پدرمان هستیم ... نه مجازات شده برای گناهان او . بهرحال پدر و ولی آدم است دیگر .... اگر پدرمان بر روی زمین ، به آمریکا هجرت کند ... ما متولد آمریکا می شویم . و خدا هم ما را مجازات نکرده است .
خب حالا اسمش چه فرقی میکند؟ مثلا چون اسم آنور را گذاشته اند جزا و مجازات، اینور لابد اسم دیگری باید داشته باشد!؟ یا میتوان نتیجه گرفت که رنجی در کار نیست!؟
من رنج میکشم؛ میترسم؛ آرامش ندارم؛ ... همهء اینها نوعی از همان احساسی است که انسان در جهنم دارد. اینطور نیست؟ حالا خفیفتر و کمتر و کوتاهترش را دیگر نمیدانم. ما اینجا داریم زندگی میکنیم و تجربهء زمان حال را میچشیم.
بحث این بود که رابطه ای هست یا نه. حالا تبعات یا اسم دیگر برای من چه تفاوتی میکند. نعوذ بالله یعنی خدا هم مشغول بازی با کلمات است و این وسط تنها حال ماست که واقعیت ندارد؟
صبح
Wednesday 1 November 2006, 12:29PM
من اصلا چنین احساسی ندارم ، گرچه آخرت را بیشتر دوست دارم .
میتوانید از دوستان بپرسید که آنها هم اینقدر در این دنیا احساس عذاب می کنند ؟! که با جهنم قابل مقایسه باشد ؟ ...تاپیک زده و بپرسید :) نظرسنجی !
همانطور که قبلا عرض کردم این عذاب (اگر آنطور که شما فکر می کنید باشد ) هر چه که باشد پایان یافتنی است . و بهمین دلیل انسان می تواند درون همین عذاب آرامش بیابد ... و آن را تقلیل دهد .
مشكي
Wednesday 1 November 2006, 12:50PM
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام،
ببخشید اما جوابتان کمی پرت بود.
جهاد یا امثال آن تنها یکی از جنبه های اسلام است همانطور که شما گفته اید. اسلام تنها اجتماع نیست بلکه فردا هم هست.
احتمالا شما در ایران نیستید گویا ندیدید که چگونه در هنگام رای گیری صف ها پر می شود؟
گویا نمی دانید به اندازه سن این حکومت رای گیری شده است.
در ضمن شما حساب حکومت را با حاکم جدا کنید. این نظام ادعا نمی کند که اسلامی است خیر. ادعا دارد که می خواهد در این جهت حرکت کند. اینکه حاکمان چه می کنند ربطی به حکومت یا اهداف آن ندارد. البته ظاهرا شما خبر ندارید که بعضی ها چگونه نان همین حکومت را می خورند و با صدای نه چندان بلند علیه آن سخن می گویند.
قرار نیست که بخاطر تقدس حکومت حاکمان مقدس شوند و به آن ها اعتراض نشود کما اینکه می شود. البته مسلم است که اگر هر معترضی پا را فراتر از حدود خود بگذارد مجازات خواهد شد و این در هر حکومتی وجود دارد از دیکتاتورترین تا دموکراسی ترین حکومت این قانون وجود دارد و نمی توان منکر آن شد.
اما چرا حاکمیت پیامبر را جدا می کنید مگر ایشان براساس اسلام حرکت نمی کرد او که قانونهای سیاسی را از خود در نمی آورد. این حکومت هم (دقت کنید حکومت نه حاکمیت) به دنبال همین اسلام است.
البته همه ما در همه زمان ها باید بگویم ای خدا، نجات!
Folaani
Wednesday 1 November 2006, 03:33PM
]
خب همین فردا رابطهء تنگاتنگی با مادیات دارد که من وظیفهء اصلی حکومت را تامین آن و برقراری عدالت اجتماعی مناسب میبینم.
اینکه یک چیزهایی را خیلی گنده کرده اند و چسبیده اند به آن که مثلا در غرب فساد زیاد است - که البته جدیدا فکر میکنم دیگر آمارهای خودمان برای یک کشور مسلمان شیعهء درجه یک که اینقدر ادعایشان هم میشود دست کمی ندارد - و شاید چنتا مورد دیگر و انگار که اسلام اساسش همینهاست خودش گاهی دنب خروس است!!
نخیر اسلام حق الناس هم دارد که جزو مهمترینهاست.
خیلی چیزهای دیگر هم دارد. بحثش مفصل است.
ضمنا آمار جامعهء ما را یعنی در اعتیاد و فحشا و بیکاری و اینها چشم و چال شما بازهم نمیبیند؟
خب بگردید دنبال علتش، بعنوان یکی از علتهای مهم و عمده اش میرسید به دقیقا همین مادیات! اختلاف طبقاتی. تحمیق مردم با خرافات برای حکومت کردن. تحمیل یک قرائت خاص از دین برای حکومت کردن. دزدی و فساد مقدس. ...
ببخشید ولی ادعای تامین فردا برای حکومت کردن بیشتر از آنکه احتمال حقیقت داشتن یا قابلیت عملی شدن داشته باشه بدرد سوء استفاده از دین و تحمیق مردم و لاپوشانی و ماست مالی و انحصار قدرت و تثبیت آن در دست شارلاتانها میخورد.
آخر به چه برهانی عقل درپیت ماهم باید این ادعاها را باور کند و دلش خوش باشد؟
شما بر چه اساسی باور میکنید؟
همانطور که گفتم اینها هیچکدامش دین نیست. دروغ است. مافیا بازی است.
اگر دین میخواهید جای دیگر بدنبالش بگردید. ولی اگر منظورتان همان افیون و چسب رازی برای یک تکه کردن تودهء انسانهاست و سیستم فاشیستی که خب بروید روی همین تئوری کار کنید و بقیه انگار نه انگار که وجود دارند!
نمیدانم اینهمه صحبت از همه چیز شده و اینهمه پیامبران و مقدسین راجع به سرنوشت و روش زندگی انسانها صحبت کرده اند ولی درمقابل یک همچین مسئلهء بزرگ و خطیری آنچنان که باید و شاید چیزهای زیاد و واضحی نشنیده ایم! بنظر من منابع از حد مورد انتظار پایینتر است. نه منابع اصلی و مستقیم (مثل قرآن) آنچنان پافشاری کرده اند و چیز واضحی دارند نه آخر و عاقبت چنین حکومتهایی به جاهای خوبی ختم شده. آنهم از افتضاح قرون وسطای مسیحی و ضربهء اصلی که همین نوع مافیای استبداد دینی مسبب آن شد. آنهم دینی که خیلی کمتر از اسلام مرزهایی در حیطهء خطر دارد! آن مسیح محبوب و بغایت مهربان. دینش که اصلا کاری به این حرفها نداشت چطور ازش بهره برداری کردند. حالا اسلام که غول است! اگر این دوره و عصر اطلاعات و رایانه و ماهواره و حقوق بشر و آزادی نبود معلوم نبود الان وضعمان چه بود!
نه بابا جمع کنید این بساط را! آخر کسی که آی کیوش امروزی باشه که گول این حرفها رو نمیخوره!
یک عده کفتار پولها را میشکند بالا، فقر و بیکاری و اعتیاد و فحشا بیداد میکند، آنوقت اینها برای ما دم از فردا میزنند. عجب! پس حکومت شما دنیا را گرفته و فردا را برای ما رزرو میکند!!
خب این همان است که صحبتش شد دیگر!
اما من میگویم فردا را خودم رزرو کرده ام. دست شما درد نکند. امروز ما را لطف کنید!
بگویید ببینم آیا این درخواست در شرع شما حرام میباشد؟!
آیا تفکر بنده شیطانی میباشد؟
ضمنا نگفتم این حکومت همه چیزش بده. از شاهنشاهی که خیلی بهتره حداقل.
ولی حرفها و تفکرات صدمن یک غاز امثال شما که تاحالا کلی ضربه اش را خورده ایم باعث شد که اینهمه ضدحال آمیز سخن بگویم وگرنه به رنجش کسی راضی نیستم.
این حکومت هم کم ضربه زده به ما مگر؟ از همان اول حماقت و سفاهت و خودپرستی مستضعفین تازه به دوران رسیده آشکار بود و خیلیها فهمیدند که الان هم بعضی شان در کشورهای دیگر برای خودشان کسی شده اند.
حملهء تاتاری یک مشت جوان ابله به سفارت آمریکا.
کارهای بیهودهء مردم مشغول کن که اکثر وقتها خودش خسارات زیادی ببار آورده است.
جنگ ۲+۶ ساله با شکست مفتضحانه و برباد دادن انبوهی از بهترین جوانان این کشور؛ کلی دست و پای قطع شده و معلول حاصل شد.
اینها خودش مگر کم است؟ ماشالا اشتهایتان خیلی زیاد است ها!!
پول نفت هم یک حکومتی میگیرد و یک قسمتی به سرقت میرود و یک قسمتی را هدر میدهد و یک قسمتی را خودشان و جیره خورها میخورند و قسمتی هم برای مملکت گذاشته میشود حالا چه شاهکاری کرده اند که کسی بخواهد خود را صاحب منت بر مردم بداند؟
مگر یادتان نیست خمینی چقدر خجالت میکشید و چقدر سرکوفت میزد به کسانی که فکر میکردند حکومت و قدرت ارث بابایشان است؟ چقدر فروتنی میکرد.
بعکس باید یک عده که قبلش پخی نبودند همه چیز شاهان ۲۵۰۰ ساله و بلکه بیشتر از آن (پشتیبانی مردم) را بدست آوردند، خب شکر کنند و از ملت تشکر هم بکنند که اینقدر به ایشان لطف کردند.
مگر مردم کم زحمت کشیدند؟ مگر کار کوچکی کردند؟ مگر همهء کارها را اینها خودشان بتنهایی کردند؟
من میگویم بنظر من دموکراسی بهتره.
چون با منطق و استدلال قانع شدم که این سیستم محدودیتهای ذاتی داره. درش دیکتاتوری هست. عدم شفافیت. مقدس سازی. کسانی که هم وضع کنندهء شریعت هستن و هم حکومتگر و دارای قدرتی که با همین شرع توجیه میشه و اختیارات خودش رو تعریف میکنه.
اینها خیلی ساده هست. یک بچه هم میفهمه.
تصور کنید دادگاهی رو که همه کارش، از قاضی و وکیل و دادستان یک نفر باشه.
ما مگه خودمون پیامبر رو معصوم نمیدونیم؟ و ارادهء او را ارادهء الهی و متصل و هدایت شدهء دایم با وحی خداوند. خب پس خیلی فرق داره با مدعیان فعلی. زمین تا آسمان.
همین ادعای حکومت برای فردا و آخرت مردم خودش حرف بزرگیه! ظاهرا ما از دنیا خیلی عقبیم. چون آنها خیلی پیشتر از ما به این تجربه رسیدند که این ادعا چقدر خطرناک است از سوی انسانهای خطاپذیر و مجهول الباطن.
من حرف زیادی ندارم در این که مثلا الان نمیشه حکومت رو عوض کرد؛ یا به صلاح نیست و هزینه هاش قابل پرداخت نیست یا چه میدونم از این حرفا که مردم ظرفیت دموکراسی رو ندارن و چه میدونم بقول بعضیا حکومتی بر مردمی حکومت میکنه که لیاقتش رو دارن.
بهرحال اینها خود حکومت رو توجیه نمیکنه که درست باشه. انتخاب بد از میان بدتر دلیل این نیست که خوب وجود نداره؛ بلکه ممکنه انتخاب از میان ایندو بهرصورتی به مردم تحمیل بشه یا مردم عقلشون تا همین حد برسه و چاره ای نباشه.
ولی عقلتون رو آپگرید کنید بنده خداها.
همهء روزنامه ها و رسانه های یک جامعهء آزاد را بستند. بی کفایتی خودشان را با خفه کردن اعتراض کارگران بیچاره ای که هیچکس نیست از حق و حقوقشان دفاع کند پاسخ دادند.
نه حزب و تشکل آزاد داریم، نه سندیکا و رسانهء مدافع حقوق اقشار مختلف جامعه.
مگر میزان رای ملت نیست؟
جامعهء آزاد، جامعهء سالم است.
جامعه ای که حکومت از جمع شدن دو نفر بدور هم به هراس نیفتد! یا بطور واقعگراتر بگوییم، حداقل مشروعیت جلوگیری از آن را نداشته باشد.
بدون اینها مطمئن باشید آرزوی رسیدن به آن جاهایی که ادعا میشود، حکایتش میشود، شتر در خواب بیند پنبه دانه - گهی لپ لپ خورد گه دانه دانه!
یک حدی مثل همین نیمه آنارشیزم فعلی بیشتر فکر نمیکنم امید باشد با این تفکرات ارزنده و خردمندانه.
مشكي
Wednesday 1 November 2006, 06:57PM
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام،
ببخشید من به جای آنکه بنویسم فرادا نوشته ام فردا.
نخیر اسلام حق الناس هم دارد که جزو مهمترینهاست.
دقیقا به همین خاطر دین اجتماعی است.
شما بر چه اساسی باور میکنید؟
بر اساس همین حرفی که از شما نقل قول کردم.
نمیدانم اینهمه صحبت از همه چیز شده و اینهمه پیامبران و مقدسین راجع به سرنوشت و روش زندگی انسانها صحبت کرده اند ولی درمقابل یک همچین مسئلهء بزرگ و خطیری آنچنان که باید و شاید چیزهای زیاد و واضحی نشنیده ایم! بنظر من منابع از حد مورد انتظار پایینتر است. نه منابع اصلی و مستقیم (مثل قرآن) آنچنان پافشاری کرده اند و چیز واضحی دارند نه آخر و عاقبت چنین حکومتهایی به جاهای خوبی ختم شده.
گویا شما اصلا تاریخ و قرآن را نخوانده اید. مگر پیامبر(ص) و امام علی(ع) حکومت نکردند. اگر یکی از وسایل اسلام حکومت نبود چرا امامان برای حکومت ها تهدید محسوب می شدند؟ نکند برای آموزش احکام نماز تهدید بودند! مگر در قرآن نگفته شده که گروهی تشکیل دهید تا امر به معروف و نهی از منکر کند؟ مگر این آیه به صراحت حکومتی بودن اسلام را نمی رساند؟ مگر در قرآن برای مجرم مجازات تعیین نشده؟ آیا جز حکومت می تواند کسی را مجازات کند؟ شاید باید برویم از بقالی محله کمک بگیریم که کسی مجازات شود!
آنهم از افتضاح قرون وسطای مسیحی و ضربهء اصلی که همین نوع مافیای استبداد دینی مسبب آن شد. آنهم دینی که خیلی کمتر از اسلام مرزهایی در حیطهء خطر دارد! آن مسیح محبوب و بغایت مهربان. دینش که اصلا کاری به این حرفها نداشت چطور ازش بهره برداری کردند. حالا اسلام که غول است! اگر این دوره و عصر اطلاعات و رایانه و ماهواره و حقوق بشر و آزادی نبود معلوم نبود الان وضعمان چه بود!
مسیحیت را با اسلام قاطی نکنید. مسیحیت (تا آنجا که بنده می دانم) فقه ندارد یعنی نمی تواند در برابر موضوعات جدید حکمی جدید بدهد اما اسلام دارای فقه است. بسیاری از احکام هنوز مخفی است و عالمی متوجه آن نشده است. و در آینده ممکن است به آن برسد و ممکن است نرسد.
در ضمن این اشتباه است که فقط مسیح را مهربان فرض کنیم. مسیح و هر پیامبر دیگری مظهر مهر خداست. اگر دین مسیح اجتماعی نیست چه ربطی به اسلام دارد؟
یک عده کفتار پولها را میشکند بالا، فقر و بیکاری و اعتیاد و فحشا بیداد میکند، آنوقت اینها برای ما دم از فردا میزنند.
بله این درست است اما من گفتم حساب حکومت را با حاکمیت جدا کنید.
حملهء تاتاری یک مشت جوان ابله به سفارت آمریکا
گویا شما از مدارک کشف شده در آن بی خبرید؟
جنگ ۲+۶ ساله با شکست مفتضحانه و برباد دادن انبوهی از بهترین جوانان این کشور؛ کلی دست و پای قطع شده و معلول حاصل شد.
ما نه شکست خوردیم نه پیروز شدیم. بله بسیاری از جوانانمان را از دست دادیم، کلی هم تلفات و خسارات دیدیم اما شما بگو آیا ما جنگ را شروع کردیم؟ اگر کسی به شما حمله می کرد شما چه می کردید؟ تسلیم می شدید که دست و پایتان قطع نشود؟
مگر مردم کم زحمت کشیدند؟ مگر کار کوچکی کردند؟ مگر همهء کارها را اینها خودشان بتنهایی کردند؟
خیر، مردم خیلی زحمت کشیدند اما این به آن معنا نیست که حالا که همه زحمت کشیدند خوب همه هم بیایند در مجلس یا وزیر شوند. بالاخره از میان این مردم یک عده قلیل انتخاب می شوند که آن هم با انتخاب من و شما. اگر از مسئولین متنفرید سعی کنید انتخابات دیگر به هر کسی رای ندهید. وقتی من و شما همینطوری سرمان را می اندازیم و به هر کس که دلمان خواست رای بدهیم همین طوری می شود که الآن هست. اگر این کار را ادامه دهیم منتظر بدتر از اینها هم باشید.
ما مگه خودمون پیامبر رو معصوم نمیدونیم؟ و ارادهء او را ارادهء الهی و متصل و هدایت شدهء دایم با وحی خداوند. خب پس خیلی فرق داره با مدعیان فعلی. زمین تا آسمان.
من عرض کردم که این حکومت به اسلام آن طور که باید عمل نمی کند. اشتباه نکنید بلکه به دنبال آن است.
نه حزب و تشکل آزاد داریم، نه سندیکا و رسانهء مدافع حقوق اقشار مختلف جامعه.
تا آنجا که من می دانم آن قدر که در ایران حزب و تشکل است در هیچ کشور دیگری نیست.
اما رسانه، خود کشور چند تا رسانه دارد؟
اما مدافع حقوق: قبول دارم که کم داریم
جامعهء آزاد، جامعهء سالم است.
تا آزاد را چه تعریفی بکنید! اما:
اگر آزادی اخلاقی یا فرهنگی را می گویید که خوب می دانید چنین جامعه ای بیشتر روان پریش است.
اگر آزادی سیاسی می گویید که این آزادی منجر به اختلافات بنیان کن در میان جامعه می شود. من تا بحال کشوری ندیدم که آزادی سیاسی به کسی بدهد. مثلا در آمریکا تنها دو حزب قوی وجود دارد.
اگر آزادی اقتصادی می گویید که این یعنی هر کسی ثروتمنده ثروتمندتر بشه و هر کی فقیره فقیرتر.
اما آنچه که فکر کنم قبلا گفتم اگر هم نگفتم الآن می گویم که شما از یک حکومت 30 ساله انتظار حکومت 300 ساله یا 100 ساله را نداشته باشید.
البته شما برای هیچ تهمتی دلیلی نیاوردید مثلا چگونه آمار فحشای ایران از کشورهای دیگر بالاتر است یا چرا اسلام تنها فرادا است؟
البته بحث اعتیاد را می شود قبول کرد (مطمئن نیستم) چون همسایه ایران افغانستان است. و مستحضر هستید که در این کشور چگونه مواد مخدر تولید می شود؟
لطفا واقع گرا باشید.
Folaani
Wednesday 1 November 2006, 10:34PM
بحث میزان بالای اعتیاد و فحشا و بیکاری عینی است و آنرا در آشنایان و فامیل دیده ام و میبینم و شواهد مستند است (البته پاره ای تجربهء شخصی آنها نیست (مثلا درمورد اعتیاد) ولی نقل دانسته های آنهاست که خود عینا دیده اند). نسل جدید اکثرشان با معضلات بزرگ و شدیدی مواجهند.
خودم هم جویای کار هستم و وضعیت افتضاح اقتصاد و ظلم به کارگرها را لمس کرده ام (تجربهء بروبچ فامیل هم هست).
مشكي
Wednesday 1 November 2006, 11:22PM
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام،
اگر این طور است که شما می فرمایید که هر کس می تواند بگوید کشور من بالاترین رتبه را در فساد دارد چون من و دیگران آن را لمس کردیم.
در ضمن فکر نمی کنم جواب به این کوتاهی جواب آن چند خط بنده باشد.
Folaani
Thursday 2 November 2006, 10:47AM
یعنی واقعا دوست داری ادامه بدیم؟
مشكي
Thursday 2 November 2006, 11:12AM
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام،
تا بخواهید چگونه ادامه دهید؟؟!!
Folaani
Thursday 2 November 2006, 01:38PM
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام،
اگر این طور است که شما می فرمایید که هر کس می تواند بگوید کشور من بالاترین رتبه را در فساد دارد چون من و دیگران آن را لمس کردیم.
اولا که من کجا گفتم بالاترین آمار فساد؟!
گفتم آمار اعتیاد و بیکاری و فقر و فحشا بسیار بالاست.
درمورد فحشا این نسبی است؛ یعنی شما آمار کشورهای دیگر را که دینشان اسلام نیست میتوانید ملاک برتری ما و تنها بر اثر دارا بودن حکومت به اصطلاح اسلامی بدانید؟
مردم ما مسلمان هستند و اینطور کارها در دین ما اینقدر زشت و همراه با مجازاتهای جدی شمرده شده است؛ بنظرم در ادیان دیگر به این شدت و اهمیت نیست. مسلم است که آمار خام بگیرید وضعیت ما با آنها خیلی بهتر بنظر میرسد. ولی وضعیت ما را با بقیهء کشورهای مسلمان مقایسه بفرمایید ببینیم آیا برتری خاصی هست!؟
اگر از نسل قدیم خودمان هم بپرسید اکثرشان بر این مسئله اذعان میکنند که قدیم و در دوران همان شاهان هم مردم مقیدتر از الان بوده اند.
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام،
تا بخواهید چگونه ادامه دهید؟؟!!
حالا سرفرصت انشالا برمیگردم؛ چیز زیادی نمانده!
مشكي
Thursday 2 November 2006, 04:08PM
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام،
اولا که من کجا گفتم بالاترین آمار فساد؟!
گفتم آمار اعتیاد و بیکاری و فقر و فحشا بسیار بالاست.
درمورد فحشا این نسبی است؛ یعنی شما آمار کشورهای دیگر را که دینشان اسلام نیست میتوانید ملاک برتری ما و تنها بر اثر دارا بودن حکومت به اصطلاح اسلامی بدانید؟
منظور من از آن حرف این بود که نمی توان به صرف لمس مشکل آن رابزرگ کرد. سخن بی دلیل هر چقدر هم که درست باشد بی دلیل است و نمی شود به آن تکیه کرد. من حرف شما را رد نکردم تنها دلیل می خواستم که اگر آمار بگیریم ممکن است حرف شما درست باشد یا ممکن است حرف من درست باشد. سر این من حرفی ندارم.
قبول دارم که هزار امر نیک هم بکنیم چون در کشوری با نام اسلامی زندگی می کنیم باز هم کم است تازه وظیفمان هم هست اما یک خطا هم زیاد است. ولی من همان اول گفتم تنها نباید به قسمت خالی لیوان نگاه کرد.
ولی وضعیت ما را با بقیهء کشورهای مسلمان مقایسه بفرمایید ببینیم آیا برتری خاصی هست!؟
گمان می کنم که برتری با ما باشد.
اگر از نسل قدیم خودمان هم بپرسید اکثرشان بر این مسئله اذعان میکنند که قدیم و در دوران همان شاهان هم مردم مقیدتر از الان بوده اند.
بنده از کسی که دوران جنگ جهانی اول را دیده بود شنیده بودم (خدا رحمتش کند) که دوران رضا خان و محمد رضا شاه افتضاح بود البته این عبارت ایشان نبود اما معنایش همین بود.
البته این را قبول دارم که در میان کشورهایی که مسلمان هستند ایران که سری در سرها دارد نباید این گونه باشد اما لطفا به این جمله که تکراریست فکر کنید.
حدود چند صد سال ما خود نخواستیم پیشرفت کنیم. حدود 400 یا 300 سال ما را عقب نگهداشتند و خود پیشرفت کردند. اکنون یک حکومتی که نام اسلام را یدک می کشد تنها 27 سال عمر دارد. از نظر پیشرفت های کلان شاید نام خوب یا خیلی خوب برازنده آن باشد. اما از نظر جزیی شاید حتی پسرفت داشته باشد.
خوب شما فکر می کنید در برابر چنین نظامی باید چه موضعی داشت؟ آیا باید او را کوبید یا به اصلاح آن همت گماشت؟ ما خود (به عنوان مردم نه حاکمان) چقدر برای اصلاح آن تلاش کرده ایم؟ چقدر در اوقات بیکاری خود را از لحاظ دینی، علمی، ورزشی، یا هر چه که شما بفرمایید خود را خودمان ساخته ایم؟
آیا ما به عنوان مردم همچون مردم چین حاضر شدیم که کفش های چوبین بپوشیم اما کفش خارجی نپوشیم یا مانند مردم ژاپن 20 ساعت کار کنیم! (هر نوع کاری مانند اقتصادی، فرهنگی و...) مسلما نه من نه شما و نه هیچ کس دیگر این کار را نکرده است. پس انتظار چندانی از حکومت نداشته باشید.
حدیثی از امام علی(ع) است که من نقل به مضمون می کنم: مردم جز به صلاح حاکمان اصلاح نپذیرند و حاکمان جز با استقامت مردم اصلاح نشوند.
خوب ما مردم چقدر کار کردیم؟
البته منهای زمان جنگ و انقلاب که انصافا هم مردم و هم حکومت بخوبی کار کرد.
تمام این جملات را خلاصه می کنم: قسمت خالیه لیوان بخاطر اینست که نه ما مردم و نه حاکمان کاری کرده اند و قسمت پر لیوان بخاطر اینست که هر دو گروه کار کردند.
Folaani
Thursday 2 November 2006, 09:24PM
ولی من همان اول گفتم تنها نباید به قسمت خالی لیوان نگاه کرد.
چرا نباید به نیمهء خالی نگاه کرد؟ چه کسی این قانون را درآورده است؟
اگر یک کلمه «فقط» را جا انداخته اید؛ خب مشکلی نیست. ما هم نگفتیم فقط به نیمهء خالی نگاه کنیم.
مگر من نگفتم این حکومت خیلی بهتر از شاهنشاهی است؟ خب این خودش نشان میدهد که چشم بروی نیمهء پر کور نیست! اینطور نیست؟
خب این نسبی است.
بالاخره نیمهء پر و خالی هم با هم نسبتی دارند؛ میتواند بیشتر خالی باشد، بیشتر پر، یا تقریبا مساوی.
گمان می کنم که برتری با ما باشد.
خب اینها که همش حدس و گمان شد.
با آمار صحیح و تحلیل شده باید مقایسه کرد. استفاده از منابع غیررسمی و یا بین المللی هم لازم است که تقلب نشود.
حدود چند صد سال ما خود نخواستیم پیشرفت کنیم. حدود 400 یا 300 سال ما را عقب نگهداشتند و خود پیشرفت کردند. اکنون یک حکومتی که نام اسلام را یدک می کشد تنها 27 سال عمر دارد. از نظر پیشرفت های کلان شاید نام خوب یا خیلی خوب برازنده آن باشد. اما از نظر جزیی شاید حتی پسرفت داشته باشد.
خوب شما فکر می کنید در برابر چنین نظامی باید چه موضعی داشت؟ آیا باید او را کوبید یا به اصلاح آن همت گماشت؟ ما خود (به عنوان مردم نه حاکمان) چقدر برای اصلاح آن تلاش کرده ایم؟ چقدر در اوقات بیکاری خود را از لحاظ دینی، علمی، ورزشی، یا هر چه که شما بفرمایید خود را خودمان ساخته ایم؟
شما مثل اینکه متوجه اهمیت ساختار و تئوری حکومت نیستید؟
موانع ذاتی را که یک حکومت دیکتاتوری بوجود میاورد چگونه میشود حل کرد؟
مسئلهء زمان نیست. مسئله اینست که یک کاری هم هست که بدان میگویند آب در هاون کوبیدن!
یعنی گاهی هم هست که روی یک چیزی که از اساس خراب است هرچقدر هم وقت و انرژی بگذاری هیچ نتیجه ای از آن عاید نخواهد شد یا خیلی کم عاید میشود که میشد با بکار بردن آن وقت و نیرو در کار دیگری نتیجهء خیلی بیشتر بدست آورد. قبول دارید؟
وقتی میبینم سیستم واقعگراتری هست، و در مقابل هنوز نظریه پردازان دینی نتوانسته اند یک نظریه ای معقول و سیستم حکومتی دینی ای مصون از خطر بزرگ استبداد و سوء استفاده و دیکتاتوری ارایه دهند، چه انتظاری دارید. اول باید تئوری صحیح را پیدا کرد و بعد آنرا در عمل آزمود و بقول شما بدان فرصت داد و در راه بکمال رساندنش تلاش کرد. اما روی چیزی که تئوریش ایراد دارد چه باید کرد؟ همینطوری نیرو را بکار برد و مدام وقت و انرژی صرف کرد؟
خب روش مناسبتر و کاملتری وقتی از قبل موجود است و امتحانات خود را در عمل، با نمره های بهتری پاس کرده است، ما باید از آن استفاده کنیم. نظریه پردازان دینی هم فرصت دارند تا اول تئوریشان را درست و قابل پذیرش منطق بکنند و بعد ارایه دهند و اگر واقعا بهتر بود (احتمالا باید سازگاری کافی با دموکراسی داشته باشد) خب در عمل آزموده میشود.
من میگویم این سیستمهای حکومتی از پایه و تئوریشان پر از اشکال و رخنه و نامعقول هستند و روی همین داشتم استدلال میکردم، شما میگویید فرصت بدهید و اصلاح کنید و غیره!
خب ما هم کوشش در راه پی بری به روش صحیح داریم و معرفی و مباحثه بر روی آن.
اینکه شما بیایید بگویید نه فرصت بدهید به یک تئوری که پایه اش مشکل دارد و به مرور درست خواهد شد از آن حرفهاست و سفسطه آمیز و نامعقول بنظر میرسد.
اگر تلاشی برای اصلاح هست خب آیا همین که ما میکنیم خارج از آنست؟
آیا ما به عنوان مردم همچون مردم چین حاضر شدیم که کفش های چوبین بپوشیم اما کفش خارجی نپوشیم یا مانند مردم ژاپن 20 ساعت کار کنیم! (هر نوع کاری مانند اقتصادی، فرهنگی و...) مسلما نه من نه شما و نه هیچ کس دیگر این کار را نکرده است. پس انتظار چندانی از حکومت نداشته باشید.
بالاخره هر چیزی هم باید بر اساس عقل و منطق باشد و افراط و تفریط هردو غلط است.
کار و تلاش در جهت درست و مشروع و معقول قابل تقدیر است.
هر قوم و مسلکی هم برای خودشان ویژگیها و قواعد و دانسته هایی دارند که بالاخره به آن اعتقاد دارند و عقلشان پذیرفته است.
خود من مثال ژاپنیها را قبلا برای دیگران زده ام! خب دیگر اینها اسطوره ای جهانی هستند.
میگویند بعضی از ایشان بر اثر شدت کار کردن جان خود را از دست داده اند!!
یادتان باشد هر ملتی هم ویژگیهای منفی ای هم در مقابل ویژگیهای مثبتش ممکن است داشته باشد.
مثلا زمانی من فکر میکردم این ژاپنیها چرا به این راحتی خودکشی میکنند! ما تا فهمیدیم اینکار از بزرگترین گناهان و کاری صددرصد اشتباه است در بیشتر شرایط.
اینها از قدیم اینطور زندگی میکردند که غرور و شرفشان (که ممکن است همان غرورشان باشد!) برایشان همه چیز بود و شکست در بعضی زمینه ها برایشان قابل تحمل نبود و مثلا این ساموراییها با شکست خوردن در ماموریت خود (که ممکن بود یک ارباب جاه طلبی هم به آنها این ماموریت را داده بود)، براحتی دست به خودکشی میزدند! آنهایی هم که خودکشی نمیکردند دیگر در اجتماع ساموراییها فاقد اعتبار و شرف شمرده میشدند و خود را مترود می یافتند!
شرایط مختلف را هم در نظر بگیرید بالاخره. یک کشوری مثل ما با اینهمه منابع و ثروتهای طبیعی و وسعت و جغرافیا و پتانسیلهای طبیعی مختلف بالاخره باعث بوجود آمدن شرایط متفاوت هم میشود و لزوما نباید در همهء جهات شبیه کشوری مثل ژاپن باشد. شاید آنها به خیلی چیزها مجبور بوده اند که ما لزوما مجبور نیستیم و راههای هوشمندتر و ساده تری برای رسیدن به چیزی که میخواهیم موجود باشد. کشور این ژاپنیها میگویند حتی ممکن است زمانی کاملا به زیر آب برود!! یکوقت آدم میبیند هیچ راهی نیست جز اینکه از جانش مایه بگذارد خب اینکار را میکند. ولی باید هوشمند بود و عقل را بکار گرفت و اگر راه بهتر و نزدیکتری هست آنرا انتخاب کرد.
من خدای ناکرده نمیخواهم تنبلی را تبلغ کنم بلکه میگویم دین ما هیچوقت نگفته اینقدر کار کن تا بمیری! و در منطق و وجدان هم اینطور نیست.
میگویم بکار گرفتن هوش و خرد و اندیشه، خیلی بهتر از بکار بردن قدرت کور است و قدرت را بعنوان مکمل و برای عملی کردن آن باید بکار برد.
برای یک حکومت دیکتاتوری هم مطمئن باشید هیچکس بیش از حد کار نمیکند و این زاییدهء خود حکومتهاست. (راستی اطلاعاتی راجع به نوع حکومت ژاپن هم اگر داشته باشید خوب است! - بنده اطلاعی ندارم)
یک حکومت دیکتاتوری را چون خیلی از مردم متعلق بخود نمیدانند انگیزه و روحیهء مناسب هم برای سازندگی کشورشان ندارند. شما نقش حکومتها را دست کم نگیرید. درست است که نقش مردم هم زیاد است و تبلیغ میشود، ولی خیلی وقتها این خود حکومت است که زاینده و پدید آوردندهء بسیاری چیزهاست که شما به انعکاس آن و پاسخی که مردم در مقابلش میدهند توجه میکنید تا سرچشمهء اصلی. بنده با تفکر و اندیشهء درونی در اینمورد به این مسئله رسیدم که واقعا حکومت میتواند مردم خود را هم بسازد. مردم باید حکومت را بصورت دموکراسی بنا کنند تا واقعا متعلق بخودشان باشد و آنرا دارایی خودشان بدانند. ولی اگر حکومت دیکتاتوری و انحصار و استبداد شد، واقعا توان و روحیه از مردم سلب خواهد شد و مردم با پیامدهای آن دچار نابسامانی و فساد میشوند. منشاء و سرچشمهء قدرتی که میتواند مردم را تهییج و سازماندهی کند در ساختار خود حکومت است. وگرنه مردم علاقمندی خود را و امید خود را از دست خواهند داد. و این منطقی هم هست.
مثلا من مگر عقلم کم است که کلی زحمت برای چیزی بکشم، با اینکه میدانم ساختار قدرت بدون توجه به رای و نظر من و دیگران ممکن است هر آن تصمیمی بگیرد و حرفی بزند و واکنشی بر اساس خودمحوری خودش انجام دهد که تمام زحماتم بر باد فنا رود.
چه بسا مردم بسیار تلاش کنند و چیزهایی را بدست آورند، اما یک سیاستمدار با یک حرف و یک باد معده تمام آنرا به هدر دهد و بلکه خسارتی ایجاد کند که جبرانش مدتهای مدید طول بکشد.
یک رهبریت به سبک دیکتاتوری، یک ساختار خودمحور و انحصارگر، یک دیکتاتوری، اینها چیزی نیست که هیچوقت انسان عاقل و مستقل تلاشهای خود را بر اساس آن استوار کند.
برعکس چیزی که باید باشد و تلاش ما هم در همین جهت است برطرف کردن دیکتاتوری و افشای دروغ انحصارگران قدرت است. رسوایی کفتارها و به امید خدا در نهایت روزی که دیکتاتوری فرو ریزد و حکومت واقعا متعلق به خود مردم باشد و استراتژی آنرا هم مردم تعیین بکنند و تک صدایی استبدادی تبلیغ نشود، بلکه متعادل و با توجه به برایند نظرات و خواستهای تمام مردم منابع و نیروها صرف شود. یک دموکراسی واقعی!
صبح
Thursday 2 November 2006, 10:52PM
خب روش مناسبتر و کاملتری وقتی از قبل موجود است و امتحانات خود را در عمل، با نمره های بهتری پاس کرده است، ما باید از آن استفاده کنیم.
خوب ما هم اگر طرفدار چنین روشهای مضمحلی بودیم که خواهان تحققشان بودیم .
اما سیستمی که شما پیشنهاد می کنید ، سیستمی غیر منطبق با تاریخ و فرهنگ ماست و استقرار آن برای ما محال است .
صاحبان این سیستم هیچگاه چیزی به نام اسلام را نشناخته اند . اما ما مسلمانیم .... و طرز زندگی ما نوعا متفاوت است.
از اشکالهای بزرگ این سیستم "دموکراسی غربی " که قبلا نیز در همین تالار زیاد گفتگو شده است ، عدم وجود نگرش اخلاقی و انسانی به مقوله جامعه ... و اجرای ناشیانه محصولات غریبی همچون اصالت فرد و سکولاریسم است که هیچگاه با مبانی فکری یک ملت اصالتا خداپرست سازگار نیست و تزریق این نظر در جامعه باعث نابودی نتیجه گیری های تاریخی ملت ایران می شود . بوضوح و با تمام اطمینان ادعا می کنم که چنین سیستمهائی هیچگونه توانی برای برابری یا حتی رقابت با اسلام را ندارند. نتیجه اینگونه افکار ، اضمحلال جامعه غربی بحد از دست رفتن ملموس جمعیت آنهاست اگر در سایتهای اجتماعی غربی _علی الخصوص اروپائی_ گشت و گذاری داشته باشید ... بوضوح آه و ناله های انقراض را می شنوید ...
سیستمهای غربی موفقیتی در حوزه نوع حکومت کسب نکرده اند ... آنچه که از آنها موفق بوده رنگها و صحنه های بسیار زیبا و فریبنده فیلمهای تمامیت خواهانه آنها و گرفتار کردن مخاطبانشان در این صحنه های وهمی و اغراق شده است . در سیستم دموکراسی نیز یک رئیس جمهور چهار سال دیکتاتور است ... و کافیست فردی حقه باز ، پولی و سرمایه ای و یا حزبی برای پرتاب شدن بر روی صندلی قدرت داشته باشد تا به قدرت برسد. اگر این فرد بخواهد همجنسبازی را شایع سازد ، ولو جامعه همجنس باز نباشد ، بدون اطلاع جامعه می تواند این کار را در طول چهار سال دیکتاتوری خود آغاز کند ، قوت بخشد ، یا ادامه دهد .... در حالیکه او با شعارهای دیگری به قدرت رسیده است . هیچ نوع قیدی نمی تواند او را از دست زدن به اشاعه قوانین خلاف جامعه باز دارد ... و این کم اشکالی نیست ... بعید است که ما که اسم این را بگذاریم عدالت یا مردمسالاری یا خردگرائی .اگر تصور می کنید که بوش ... و بلر ... و شیراک ، بهترین گزینه برای ریاست کشورشان هستند ، دقیقا در اشتباهید ... مافیاهای پول و قدرت که بر روی سیستمهای دموکراسی غربی چمباتمه زده اند ، ... نشان کامل ضعف این سیستمهاست ... و چشم دیدن می خواهد .
درست است ، غرب پیشرفت علمی فراوانی کرده است ... ، نظم بهتری نسبت به ما دارد ... اما این به نظر من به نوع حکومت ارتباط کاملی نمی تواند داشته باشد . در کویت و امارات حکومت دموکراسی برقرار نیست ... اما عمده مردم راضی هستند ... علاوه بر خودشان نیز مردم ساده دل ما نیز به ساختمانهای آنها غبطه می خورند ... لیکن اسم این پیشرفت و خبرگی و خردورزی نیست ... یقینا تا زمانی که جامعه ما نخواهد نظم و پیشرفت را بپذیرد ، حکومت لیبرال دموکراسی غربی ... ، هیچگونه نفعی بحال این کشور نخواهد داشت ...
قانون اساسی جمهوری اسلامی ، نتیجه گیری از متن تاریخ و حرکات ملت ماست ... نسخه ای بومی که شاید احتیاج به اصلاح پیدا کند ... اما خوشحالیم که این سیستم توسط فرهیختگان خود ما و فرزندان این ملت طراحی شده است ...
خبرگی و پیشرفت ، آنزمان اتفاق می افتد که ما قدم به قدم بر صراط مستقیم رسالت پیامبر آوران خدا ، حرکت کنیم . چه در خانه ...و چه در حکومت . هیچ دلیلی نداریم که دانائی خود نسبت به این حقایق روشن را در حکومت کنار بگذاریم . شاید به نظر شما سیستم فعلی با این هدف جور در نیاید ... ، اما آنچه که محرز است ... هدف همین دستاورد بزرگ بشر ... "صراط مستقیم" است .و لا غیر . این است که خیر دنیا و آخرتمان را فراهم می کند و ما محتاج به تئوریهای شکست خورده کسانی که آخرت را از یاد برده اند و دنیا را خراب کرده اند نیستیم .
صبح
Thursday 2 November 2006, 11:02PM
حملهء تاتاری یک مشت جوان ابله به سفارت آمریکا.
بلاهت مربوط که کسی است که قطعه ای از زمینش در اختیار کودتاچیان 28 مرداد است و سکوت می کند یا بدان لبخند می زند ... یا کسی که با بیرون راندن آن ، ریشه اینچنین تجاوزهائی را می کند ؟
در میان افراد آزاده ، یکی از نقاط درخشان تاریخ ملت ایران ، بسته شدن دفتر آمریکا در تهران بوده و هست ... و دائما از این واقعه بعنوان نقطه درخشش استقلال ایران از دسیسه های سیاسی یک عنصر خارجی تجاوزگر است ...
شهاب*
Friday 3 November 2006, 12:26AM
چرا نباید به نیمهء خالی نگاه کرد؟ چه کسی این قانون را درآورده است؟
اگر یک کلمه «فقط» را جا انداخته اید؛ خب مشکلی نیست. ما هم نگفتیم فقط به نیمهء خالی نگاه کنیم.
....
بلکه متعادل و با توجه به برایند نظرات و خواستهای تمام مردم منابع و نیروها صرف شود. یک دموکراسی واقعی!
دو تا سوال داشتم:
1- آیا دموکراسی یک شیوه ایده ال است؟
2- یک کشور که دارای دموکراسی کامل است نشان دهید.
مشكي
Friday 3 November 2006, 07:55AM
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام،
شما دایم می فرمایید که حکومت دیکتاتوری است.عجیب است مگر کشوری که در عرض 27 سال 27 انتخاب داشته است دیکتاتور است؟؟؟
ببخشید که فعلا وقت ندارم بقیه مطالب که درصفحه 3 هم هست و من نمی دانم چیست بماند برای بعد.
مشكي
Friday 3 November 2006, 10:44AM
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام،
چرا نباید به نیمهء خالی نگاه کرد؟ چه کسی این قانون را درآورده است؟
اگر یک کلمه «فقط» را جا انداخته اید؛ خب مشکلی نیست. ما هم نگفتیم فقط به نیمهء خالی نگاه کنیم.
مگر من نگفتم این حکومت خیلی بهتر از شاهنشاهی است؟ خب این خودش نشان میدهد که چشم بروی نیمهء پر کور نیست! اینطور نیست؟
خب این نسبی است.
بالاخره نیمهء پر و خالی هم با هم نسبتی دارند؛ میتواند بیشتر خالی باشد، بیشتر پر، یا تقریبا مساوی.
گمان می کنم شما عبارت "تنها نباید" را معادل فقط نمی دانید.
خوب شما مشخص بفرمایید که کدام قسمت بیشتر است.
شما مثل اینکه متوجه اهمیت ساختار و تئوری حکومت نیستید؟
شما اصلا درباره ساختار حکومت ایران حرف نزدید. فقط چند تا انتقاد کردید.
موانع ذاتی را که یک حکومت دیکتاتوری بوجود میاورد چگونه میشود حل کرد؟
کدام حکومت دیکتاتوری است. حکومتی که به اندازه عمرش انتخابات داشته است؟ شوخی میفرمایید
مسئلهء زمان نیست. مسئله اینست که یک کاری هم هست که بدان میگویند آب در هاون کوبیدن!
دقیقا مسئله زمان است. اگر دقت کرده باشید پس از گذشت زمانی اکنون وقت بهره برداری از 27 سال گذشته فرا رسیده است.
یعنی گاهی هم هست که روی یک چیزی که از اساس خراب است هرچقدر هم وقت و انرژی بگذاری هیچ نتیجه ای از آن عاید نخواهد شد یا خیلی کم عاید میشود که میشد با بکار بردن آن وقت و نیرو در کار دیگری نتیجهء خیلی بیشتر بدست آورد. قبول دارید؟
کدام کار؟
وقتی میبینم سیستم واقعگراتری هست، و در مقابل هنوز نظریه پردازان دینی نتوانسته اند یک نظریه ای معقول و سیستم حکومتی دینی ای مصون از خطر بزرگ استبداد و سوء استفاده و دیکتاتوری ارایه دهند، چه انتظاری دارید. اول باید تئوری صحیح را پیدا کرد و بعد آنرا در عمل آزمود و بقول شما بدان فرصت داد و در راه بکمال رساندنش تلاش کرد. اما روی چیزی که تئوریش ایراد دارد چه باید کرد؟ همینطوری نیرو را بکار برد و مدام وقت و انرژی صرف کرد؟
خب روش مناسبتر و کاملتری وقتی از قبل موجود است و امتحانات خود را در عمل، با نمره های بهتری پاس کرده است، ما باید از آن استفاده کنیم. نظریه پردازان دینی هم فرصت دارند تا اول تئوریشان را درست و قابل پذیرش منطق بکنند و بعد ارایه دهند و اگر واقعا بهتر بود (احتمالا باید سازگاری کافی با دموکراسی داشته باشد) خب در عمل آزموده میشود.
کدام سیستم؟ منظورتان همان دموکراسی کذایی است که در دو جنگ جهانی شرکت داشت؟ به ویتنام و افغانستان حمله کرد؟ دو بار به عراق لشکرکشی کرد؟ بمب های اتمی بر سر مردم ژاپن انداخت؟ یا همان دموکراسیی می گویید که فقط به دو حزب اجازه می دهد که فقط یک نماینده انتخاب کنند (سر جمع دو نماینده) بعد مردم باصطلاح آزاد به یکی از این دو نفر رای دهند؟ آیا نمره های بهتر آنها اینست؟ اصلا دموکراسی در قاموس شما چه معنا دارد؟ چیزی جز بازگشت به نظر مردم؟ خوب همین مگر در ایران انجام نمی شود؟ مگر نظریه پردازان دینی همین را نمی گویند؟ منتها آنرا در قالب اسلامی ریخته اند که این در تمام کشورها رایج است که دموکراسی در قالبی باشد نه آزاد آزاد. مثلا بعضی جاها باید سرمایه داشته باشی تا نماینده شوی. بعضی جاها باید یک تعداد افراد مشخص از شما حمایت کنند. و در ایران باید مطابق اسلام باشد. یا حداقل مخالف آن نباشد.
من میگویم این سیستمهای حکومتی از پایه و تئوریشان پر از اشکال و رخنه و نامعقول هستند و روی همین داشتم استدلال میکردم، شما میگویید فرصت بدهید و اصلاح کنید و غیره!
شما هیچ استدلالی نیاوردید. فقط گفتید که آمار فحشا و اعتیاد بسیار بالاست. اگر به خاطر همین دو امر حکومت برای شما دیکتاتور شد، خوب آن وقت حرف دیگری است.
خب ما هم کوشش در راه پی بری به روش صحیح داریم و معرفی و مباحثه بر روی آن.
اینکه شما بیایید بگویید نه فرصت بدهید به یک تئوری که پایه اش مشکل دارد و به مرور درست خواهد شد از آن حرفهاست و سفسطه آمیز و نامعقول بنظر میرسد.
اگر تلاشی برای اصلاح هست خب آیا همین که ما میکنیم خارج از آنست؟
بله خارج است. شما تنها و تنها به دنبال ایراد هستید و بدون دلیل می گویید دیکتاتور است. آخر دلیلی روشن بیاورید. نه اینکه به آمار اعتیاد تکیه کنید.
بالاخره هر چیزی هم باید بر اساس عقل و منطق باشد و افراط و تفریط هردو غلط است.
کار و تلاش در جهت درست و مشروع و معقول قابل تقدیر است.
هر قوم و مسلکی هم برای خودشان ویژگیها و قواعد و دانسته هایی دارند که بالاخره به آن اعتقاد دارند و عقلشان پذیرفته است.
خود من مثال ژاپنیها را قبلا برای دیگران زده ام! خب دیگر اینها اسطوره ای جهانی هستند.
میگویند بعضی از ایشان بر اثر شدت کار کردن جان خود را از دست داده اند!!
یادتان باشد هر ملتی هم ویژگیهای منفی ای هم در مقابل ویژگیهای مثبتش ممکن است داشته باشد.
مثلا زمانی من فکر میکردم این ژاپنیها چرا به این راحتی خودکشی میکنند! ما تا فهمیدیم اینکار از بزرگترین گناهان و کاری صددرصد اشتباه است در بیشتر شرایط.
اینها از قدیم اینطور زندگی میکردند که غرور و شرفشان (که ممکن است همان غرورشان باشد!) برایشان همه چیز بود و شکست در بعضی زمینه ها برایشان قابل تحمل نبود و مثلا این ساموراییها با شکست خوردن در ماموریت خود (که ممکن بود یک ارباب جاه طلبی هم به آنها این ماموریت را داده بود)، براحتی دست به خودکشی میزدند! آنهایی هم که خودکشی نمیکردند دیگر در اجتماع ساموراییها فاقد اعتبار و شرف شمرده میشدند و خود را مترود می یافتند!
منظور من این نبود که شما برداشت کردید و حالا داستان سامورایی ها را آوردید. منظور من این بود که ما به عنوان مردم تلاش چندانی نکردیم. گمان می کنم آن حدیث گویای منظور من بود.
شرایط مختلف را هم در نظر بگیرید بالاخره. یک کشوری مثل ما با اینهمه منابع و ثروتهای طبیعی و وسعت و جغرافیا و پتانسیلهای طبیعی مختلف بالاخره باعث بوجود آمدن شرایط متفاوت هم میشود و لزوما نباید در همهء جهات شبیه کشوری مثل ژاپن باشد. شاید آنها به خیلی چیزها مجبور بوده اند که ما لزوما مجبور نیستیم و راههای هوشمندتر و ساده تری برای رسیدن به چیزی که میخواهیم موجود باشد. کشور این ژاپنیها میگویند حتی ممکن است زمانی کاملا به زیر آب برود!! یکوقت آدم میبیند هیچ راهی نیست جز اینکه از جانش مایه بگذارد خب اینکار را میکند. ولی باید هوشمند بود و عقل را بکار گرفت و اگر راه بهتر و نزدیکتری هست آنرا انتخاب کرد.
من خدای ناکرده نمیخواهم تنبلی را تبلغ کنم بلکه میگویم دین ما هیچوقت نگفته اینقدر کار کن تا بمیری! و در منطق و وجدان هم اینطور نیست.
میگویم بکار گرفتن هوش و خرد و اندیشه، خیلی بهتر از بکار بردن قدرت کور است و قدرت را بعنوان مکمل و برای عملی کردن آن باید بکار برد.
برای یک حکومت دیکتاتوری هم مطمئن باشید هیچکس بیش از حد کار نمیکند و این زاییدهء خود حکومتهاست. (راستی اطلاعاتی راجع به نوع حکومت ژاپن هم اگر داشته باشید خوب است! - بنده اطلاعی ندارم)
یک حکومت دیکتاتوری را چون خیلی از مردم متعلق بخود نمیدانند انگیزه و روحیهء مناسب هم برای سازندگی کشورشان ندارند.
شما بگویید روز 22 بهمن که مردم هر ساله بیرون می آیند نشانگر چیست؟ تظاهرات یا راهپیمایی
شما نقش حکومتها را دست کم نگیرید. درست است که نقش مردم هم زیاد است و تبلیغ میشود، ولی خیلی وقتها این خود حکومت است که زاینده و پدید آوردندهء بسیاری چیزهاست که شما به انعکاس آن و پاسخی که مردم در مقابلش میدهند توجه میکنید تا سرچشمهء اصلی.
سرچشمه اصلی مردم است و حکومت برآمده از مردم. هم حکومت و هم حاکمیت از رای مردم به وجود آمده است. شما می توانید با یک رای (که تا چند وقت دیگر هم انجام می شود) ساختار حاکمیت را تغییر دهید.
بنده با تفکر و اندیشهء درونی در اینمورد به این مسئله رسیدم که واقعا حکومت میتواند مردم خود را هم بسازد. مردم باید حکومت را بصورت دموکراسی بنا کنند تا واقعا متعلق بخودشان باشد و آنرا دارایی خودشان بدانند.
چنین حکومتی واقعا کجای دنیا وجود دارد البته به معنای کامل دموکراسی
ولی اگر حکومت دیکتاتوری و انحصار و استبداد شد، واقعا توان و روحیه از مردم سلب خواهد شد و مردم با پیامدهای آن دچار نابسامانی و فساد میشوند. منشاء و سرچشمهء قدرتی که میتواند مردم را تهییج و سازماندهی کند در ساختار خود حکومت است. وگرنه مردم علاقمندی خود را و امید خود را از دست خواهند داد. و این منطقی هم هست.
مثلا من مگر عقلم کم است که کلی زحمت برای چیزی بکشم، با اینکه میدانم ساختار قدرت بدون توجه به رای و نظر من و دیگران ممکن است هر آن تصمیمی بگیرد و حرفی بزند و واکنشی بر اساس خودمحوری خودش انجام دهد که تمام زحماتم بر باد فنا رود.
چه بسا مردم بسیار تلاش کنند و چیزهایی را بدست آورند، اما یک سیاستمدار با یک حرف و یک باد معده تمام آنرا به هدر دهد و بلکه خسارتی ایجاد کند که جبرانش مدتهای مدید طول بکشد.
یک رهبریت به سبک دیکتاتوری، یک ساختار خودمحور و انحصارگر، یک دیکتاتوری، اینها چیزی نیست که هیچوقت انسان عاقل و مستقل تلاشهای خود را بر اساس آن استوار کند.
برعکس چیزی که باید باشد و تلاش ما هم در همین جهت است برطرف کردن دیکتاتوری و افشای دروغ انحصارگران قدرت است. رسوایی کفتارها و به امید خدا در نهایت روزی که دیکتاتوری فرو ریزد و حکومت واقعا متعلق به خود مردم باشد و استراتژی آنرا هم مردم تعیین بکنند و تک صدایی استبدادی تبلیغ نشود، بلکه متعادل و با توجه به برایند نظرات و خواستهای تمام مردم منابع و نیروها صرف شود. یک دموکراسی واقعی!
خود شما بگویید دموکراسی یعنی چه؟ من که با عقل ناقصم فکر میکنم که یعنی رجوع به نظر مردم. اگر منظورتان اینست که چنین چیزی در ایران هست. اگر منظورتان رجوع بی قید و شرط به رای مردم است که اساسا چنین چیزی ممکن نیست! همانگونه که هیچ کشور مدعی دموکراسی، هیچ وقت بدون قید و شرط به رای مردم رجوع نمی کند.
البته شما گفته اید که این دموکراسی شما قبلا هم وجود داشت. لطفا نام کشورش را بگویید.:smile09:
Folaani
Friday 3 November 2006, 09:26PM
خوب ما هم اگر طرفدار چنین روشهای مضمحلی بودیم که خواهان تحققشان بودیم .
مضمحل؟
بفرض مضمحل بودن هم که البته بنظر من خیلی غلو هست و توی مخ شماها نمیدونم به زور چی فرو رفته، دلیل بر نادرستیش نیست. شاید نوعی نقص یا انحراف مثلا درش حاصل شده باشه ولی ایدهء پایهء کاملا انسانی و اخلاقی هست.
صاحبان این سیستم هیچگاه چیزی به نام اسلام را نشناخته اند . اما ما مسلمانیم .... و طرز زندگی ما نوعا متفاوت است.
یک بخش عمده و مهمش هم نوعا متفاوت نیست که در این بخش دموکراسی خیلی معقولتر و نزدیکتر بنظر میرسه برای بدست آوردنش.
نسبیه! هیچکدوم از این سیستمها ظاهرا نمیتونن همهء خواسته ها و سلیقه ها رو برآورده کنن.
از اشکالهای بزرگ این سیستم "دموکراسی غربی " که قبلا نیز در همین تالار زیاد گفتگو شده است ، عدم وجود نگرش اخلاقی و انسانی به مقوله جامعه ... و اجرای ناشیانه محصولات غریبی همچون اصالت فرد و سکولاریسم است که هیچگاه با مبانی فکری یک ملت اصالتا خداپرست سازگار نیست و تزریق این نظر در جامعه باعث نابودی نتیجه گیری های تاریخی ملت ایران می شود . بوضوح و با تمام اطمینان ادعا می کنم که چنین سیستمهائی هیچگونه توانی برای برابری یا حتی رقابت با اسلام را ندارند. نتیجه اینگونه افکار ، اضمحلال جامعه غربی بحد از دست رفتن ملموس جمعیت آنهاست اگر در سایتهای اجتماعی غربی _علی الخصوص اروپائی_ گشت و گذاری داشته باشید ... بوضوح آه و ناله های انقراض را می شنوید ...
زیادی آه و ناله های اونها بخاطر بازتر بودنشون در خیلی حیطه ها نسبت به ما هم میتونه باشه.
اینجا خیلی چیزها خفه شده وگرنه آه و ناله خودمون کم نداریم!
کسی نگفت اونها موفقیت کامل دارن و هیچ مشکلی ندارن. من یک جریان سقوط جهانی رو خیلی بیشتر معقول میدونم تا اینکه بخوایم منحصرا به منقرض شدن سیستمهای غرب نسبت بدیم و خودمون رو مبرا بدونیم. کل دنیا دچار مشکله.
سیستمهای غربی موفقیتی در حوزه نوع حکومت کسب نکرده اند ... آنچه که از آنها موفق بوده رنگها و صحنه های بسیار زیبا و فریبنده فیلمهای تمامیت خواهانه آنها و گرفتار کردن مخاطبانشان در این صحنه های وهمی و اغراق شده است . در سیستم دموکراسی نیز یک رئیس جمهور چهار سال دیکتاتور است ... و کافیست فردی حقه باز ، پولی و سرمایه ای و یا حزبی برای پرتاب شدن بر روی صندلی قدرت داشته باشد تا به قدرت برسد. اگر این فرد بخواهد همجنسبازی را شایع سازد ، ولو جامعه همجنس باز نباشد ، بدون اطلاع جامعه می تواند این کار را در طول چهار سال دیکتاتوری خود آغاز کند ، قوت بخشد ، یا ادامه دهد .... در حالیکه او با شعارهای دیگری به قدرت رسیده است . هیچ نوع قیدی نمی تواند او را از دست زدن به اشاعه قوانین خلاف جامعه باز دارد ... و این کم اشکالی نیست ... بعید است که ما که اسم این را بگذاریم عدالت یا مردمسالاری یا خردگرائی .اگر تصور می کنید که بوش ... و بلر ... و شیراک ، بهترین گزینه برای ریاست کشورشان هستند ، دقیقا در اشتباهید ... مافیاهای پول و قدرت که بر روی سیستمهای دموکراسی غربی چمباتمه زده اند ، ... نشان کامل ضعف این سیستمهاست ... و چشم دیدن می خواهد .
بهرحال چیزی که هست دموکراسی از اول برای حداکثر امکان سلامت قدرت مادی پیاده شد و چاره ای جز نادیده گرفتن معنویت نداشت؛ یا حالا اینطور خواستند! بهرحال همینطور که گفتم شما هم بعکس هستید و البته در تئوری ادعا میکنید که برای مردم امکان سلامت اخلاقی و معنوی را فراهم میکنید و ظاهرا مادیات در درجه بعد قرار دارد و نقصهای این سیستم که بر اثر این عدم تعادل و سفسطه های موجود در این تئوری ایجاد شده عملا سیستم مادی جامعه را همیشه دچار نابسامانی و بی ثباتی و بحران کرده که خود باعث نقص و پوکی سلامت اخلاقی و معنوی جامعه هم شده است.
کسی هم نگفت دموکراسی مطلقا ضعف و رخنه ندارد. خیلی چیزها چیزها در این دنیا نسبی است؛ اگر رییس جمهور بد میتواند در آنجا صدمهء اخلاقی بزند و بطور غیرمستقیم صدمهء مادی، در سیستم شما هم بطور عدهء بیشتری میتوانند صدمه های مادی زیادی بزنند. به اسم حفظ یک مشت مقدسات جعلی و امام سیزدهم و خون شهید و فلان و بهمان هرغلطی خواستند بکنند و رهبر دیکتاتورش اصلاحات رییس جمهور منتخب ۲۰ میلیون جوان را وتو بکند.
Folaani
Friday 3 November 2006, 09:44PM
بلاهت مربوط که کسی است که قطعه ای از زمینش در اختیار کودتاچیان 28 مرداد است و سکوت می کند یا بدان لبخند می زند ... یا کسی که با بیرون راندن آن ، ریشه اینچنین تجاوزهائی را می کند ؟
در میان افراد آزاده ، یکی از نقاط درخشان تاریخ ملت ایران ، بسته شدن دفتر آمریکا در تهران بوده و هست ... و دائما از این واقعه بعنوان نقطه درخشش استقلال ایران از دسیسه های سیاسی یک عنصر خارجی تجاوزگر است ...
در قوانین بین الملل زمین سفارت خاک آن کشور محسوب میشود. اگر چنین چیزی را کشوری پذیرفت و قاعدتا بنای سفارت به معنای پذیرفتن آنست که خب باید رعایت بکند.
اگر هم بعدش یک عده آمدند که اینرا قبول نداشتند خب راه صحیح آنست که به آنها اعلام بکنند و ضرب العجل بدهند تا خودشان تخلیه کنند بروند! نه اینکه مثل الاغ عمل کنند و دشمن و بحران برای کشور درست کنند! آن همه مدت هم گروگانها را نگه داشتند.
یک جو عقل میخواهد که بفهمید اینکار به این روش جز Brute force کردن مسئله ای که راه حل هوشمند (و بلکه روش لازم متعهدانه و اخلاقی) دارد، نیست.
حالا مثلا دوتا سند بدست آوردند که چه؟ به چه دردی میخورد؟ همه همه جا دارند جاسوسی میکنند! در عوض کلی خسارت زدند به مملکت و دشمنی بیشتر ایجاد شد که نیازی نبود و با روش دیپلماتیک و یا حداقل اندازهء یک جو عقل عاقلانه میتوانستند سفارت را بسرعت تعطیل و تخلیه کنند.
بالاخره نمیشود که هر تعهد و قانونی را که حکومت قبلی داشته است با بهانهء انقلاب شدن و تغییر حکومت و بدون احساس کوچکترین مسئولیت و تعهد زیر پا بگذارند و وارونه اش کنند! اینطوری باشد که همه چیز از هم میپاشد! یکسری قوانین بین المللی هست که رعایت آن بنفع تمام بشریت است و مایهء حفظ صلح و دوستی است.
الان مثلا اینهمه سفارت در مملکت هست پس بروید بهشان ابلاغ کنید که آقا ما این قسمت قانون بین الملل را قبول نداریم (که سفارت منطقهء مصون و متعلق به شماست) و سفارتتان با این شرط است!! بعد ببینید آیا هیچکدام از دولتهای آنان سفارتخانه های خود را حفظ خواهند کرد یا نه!
خودتان هم باشید جمع میکنید بساط را و میروید!
Folaani
Friday 3 November 2006, 09:54PM
دو تا سوال داشتم:
1- آیا دموکراسی یک شیوه ایده ال است؟
2- یک کشور که دارای دموکراسی کامل است نشان دهید.
یکی از شیوه های خیلی خوبه :D
فعلا ایدئال نداریم عزیز جان! میگیم بهتره. این نسبیه.
من زیاد وارد نیستم ولی میدونم که خیلی کشورها دموکراسی هستند؛ این نسبی هست. کمتر و بیشتر داره. مثلا انگلستان پادشاهی صوری داره ولی در عمل دموکراسی هم داره تا حدود خوبی.
کشورهای دموکراسی متعددی هستن. اکثرشون هم وضع اقتصاد و پیشرفتشون خوبه.
مثلا کرهء جنوبی هم میگن دموکراسیه. من فکر کنم آلمان هم باید تاحدود زیادی دموکراسی باشه و همینطور خیلی کشورهای اروپایی دیگه. اگر ایراد از قضیهء قانون ضدحجاب فرانسه نگیرید (میخواید پیشدستی کنید هان؟ :smile31:) اونم دموکراسی خوبیه. ببینید ما کامل و مطلق نداریم. میگیم بهترین و موفقترینهای نسبی.
Folaani
Friday 3 November 2006, 10:28PM
گمان می کنم شما عبارت "تنها نباید" را معادل فقط نمی دانید.
خوب شما مشخص بفرمایید که کدام قسمت بیشتر است. ببخشید، ظاهرا حق با شماست!
شما اصلا درباره ساختار حکومت ایران حرف نزدید. فقط چند تا انتقاد کردید. ساختارش آخه تابلوهه!
ولایت فقیه مادام العمر با اختیارات زیاد از جمله حق وتو!
شورای نگهبان و مجلس خبرگان که رهبر خودش روی اونها بصورت مستقیم و غیرمستقیم نفوذ زیاد داره.
محدود کردن بعضی از مناصب تنها به فقها و مردان و خالی بودن جایی برای متخصصان رشته های علمی مثل اقتصاد و بین و الملل و غیره.
کدام حکومت دیکتاتوری است. حکومتی که به اندازه عمرش انتخابات داشته است؟ شوخی میفرمایید همانطور که گفتیم نمایندگان مردم که البته از فیلتر نظارت های استصوابی رهبر و تشکیلات مختلف میگذرند تنها در سطوح زیرین تصمیم گیری هستند و استراتژی ها را نمیتوانند تغییر دهند و تعیین کنند.
مثلا نمایندگان نمیتوانند بگویند با آمریکا رابطه داشته باشیم یا نه.
نمایندگان حتی نمیتوانند تغییر قانون اساسی را موجب شوند.
دقیقا مسئله زمان است. اگر دقت کرده باشید پس از گذشت زمانی اکنون وقت بهره برداری از 27 سال گذشته فرا رسیده است. ببخشید چیزی هم به بهبود وضع مردم مربوط میشود؟
کدام سیستم؟ منظورتان همان دموکراسی کذایی است که در دو جنگ جهانی شرکت داشت؟ به ویتنام و افغانستان حمله کرد؟ دو بار به عراق لشکرکشی کرد؟ بمب های اتمی بر سر مردم ژاپن انداخت؟ یا همان دموکراسیی می گویید که فقط به دو حزب اجازه می دهد که فقط یک نماینده انتخاب کنند (سر جمع دو نماینده) بعد مردم باصطلاح آزاد به یکی از این دو نفر رای دهند؟ آیا نمره های بهتر آنها اینست؟ اصلا دموکراسی در قاموس شما چه معنا دارد؟ چیزی جز بازگشت به نظر مردم؟ خوب همین مگر در ایران انجام نمی شود؟ مگر نظریه پردازان دینی همین را نمی گویند؟ منتها آنرا در قالب اسلامی ریخته اند که این در تمام کشورها رایج است که دموکراسی در قالبی باشد نه آزاد آزاد. مثلا بعضی جاها باید سرمایه داشته باشی تا نماینده شوی. بعضی جاها باید یک تعداد افراد مشخص از شما حمایت کنند. و در ایران باید مطابق اسلام باشد. یا حداقل مخالف آن نباشد. اتفاقا جنگ جهانی را غیردموکراسیها و فاشیزم باعث شد. اینکه میگویند دموکراسیها با هم نمیجنگند را تاکنون شنیده اید؟
کدامیک از این مواردی که گفتید این قاعده را نقض میکند؟
همان ژاپنیها و فاشیستها و موسیلینی و هیتلر اگر مجال میافتند دنیا را بیچاره کرده بودند. آنها دموکراسی نبودند که!
منظور من این نبود که شما برداشت کردید و حالا داستان سامورایی ها را آوردید. منظور من این بود که ما به عنوان مردم تلاش چندانی نکردیم. گمان می کنم آن حدیث گویای منظور من بود. همانطور که گفتم حکومت مردم را فلج کرد.
میخواهی قبول بکن میخواهی نکن. من حرف بیشتری ندارم. اما روزی بالاخره خواهی فهمید که کفتار یعنی چه!
شما بگویید روز 22 بهمن که مردم هر ساله بیرون می آیند نشانگر چیست؟ تظاهرات یا راهپیمایی بلاهت.
سرچشمه اصلی مردم است و حکومت برآمده از مردم. هم حکومت و هم حاکمیت از رای مردم به وجود آمده است. شما می توانید با یک رای (که تا چند وقت دیگر هم انجام می شود) ساختار حاکمیت را تغییر دهید. یخورده بیشتر دقت کن! مثل بیسوادها مینویسی!!
ساختار حاکمیت در قانون اساسی است.
ساختار حکومت که به این آسانی قابل تغییر نیست.
ضمنا عدم شرکت من (یعنی هیچ رای) تلاش صحیح در این راستا خواهد بود.
مشكي
Saturday 4 November 2006, 01:36AM
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
ولایت فقیه مادام العمر با اختیارات زیاد از جمله حق وتو!
شورای نگهبان و مجلس خبرگان ...
ولایت فقیه در اصل مادام العمر نیست. بلکه تا زمانی است که برتر از او شناخته نشده باشد. البته این نشان می دهد شما چندان از ساختار حکومت اطلاعی ندارید. اما حق وتو، تا آنجا که من می دانم خیلی از کشورهای دموکراسی هم چنین اند.
شورای نگهبان و مجلس خبرگان دقیقا یکی از عناصری هستند که در تئوری حکومت دینی خود به خود معنا پیدا می کند و اصلا بدون آن حکومت دینی معنایی ندارد. مثلا وظیفه حکومت دینی این است که قوانینش هم دینی باشد. خوب برای این کار دو راه حل وجود دارد:
1- همه نمایندگان مجلس قبل از ورود به مجلس باید فقیه یا حداقل مسلط به دین الهی شده باشند.
2- گروهی اهل این کار (شش نفر در شورای نگهبان) بر این کار نظارت داشته باشد. البته بحث قانون اساسی هم هست که در همین شورا شش نفر برای این کار انتخاب می شوند.
مجلس خبرگان هم برای تعیین مرجع دینی کشور است مسلما در این کار فقط از افراد مسلط بر دین استفاده می شود.
بنابراین این کارها فقط وفقط از عهده فقها برمی آید.
اما خالی بودن جایی برای متخصصان علمی، بله حرف شما درست است. اما این را می شود به حساب همان نسبی بودن هم گذاشت.
همانطور که گفتیم نمایندگان مردم که البته از فیلتر نظارت های استصوابی رهبر و تشکیلات مختلف میگذرند ...
تشکیلات مختلف نه، فقط شورای نگهبان. آنها فقط استراتژی های اصلی کشور را نمی توانند تغییر دهند. در ضمن در کشورهای دارای دموکراسی هم فیلتر وجود دارد که قبلا گفته ام.
علت این که نمی توانند استراتژی های اصلی کشور را تغییر دهند این است که این استراتژی ها خط دهنده اهداف اصلی کشور است که همانا رسیدن به کشور اسلامی است. تشخیص اسلامی بودن یا نبودن فقط از عهده یک کارشناس مسلط دین برمی آید.
ببخشید چیزی هم به بهبود وضع مردم مربوط میشود؟
تا آنجا که من می دانم، انرژی هسته ای، خودکفایی گندم، ساخت تسلیحات پیشرفته جنگی(این یکی به طور غیر مستقیم) و... به بهبود وضع مردم مربوط می شود.
اتفاقا جنگ جهانی را غیردموکراسیها و فاشیزم باعث شد. ...
خوب جنگ های اخیر را چه می گویید. اینکه می گویند کشور اسلامی صد در صد اسلامی است را شما هم تاکنون شنیده اید؟
نقض آن اینجاست که مردم آن کشورها به عنوان مردم آزاد نمی توانند جلوی جنگ را بگیرند.
بله امثال هیلتر در هر کشوری که باشد اگر فرصت کنند دنیا را بیچاره می کند. مانند کشورهای دموکراسی الآن.
دقت کنید که در سال حدود 5 میلیون بچه افریقایی از گرسنگی می میرند. اگر کشورهای دارای دموکراسی چند بمب اتم نمی ساختند یا چند موشک گران قیمت را نمی ساختند یا نه اصلا وام هایی با بهره های سنگین نمی دادند این بچه ها حتی می توانستند به مدرسه بروند. پس می بینید که کشورهای دارای دموکراسی هم اکنون دنیا را بیچاره کردند.
همانطور که گفتم حکومت مردم را فلج کرد.
میخواهی قبول بکن میخواهی نکن. من حرف بیشتری ندارم. اما روزی بالاخره خواهی فهمید که کفتار یعنی چه!
خوب تا اینجا که دلیل مستندی نیاوردید. البته به جز امار شما در رابطه با اعتیاد و فحشا.
نقل قول:
شما بگویید روز 22 بهمن که مردم هر ساله بیرون می آیند نشانگر چیست؟ تظاهرات یا راهپیمایی
بلاهت.
قانع کننده نیست. شما از طرفی ادعا می کنید که مردم را حکومت فلج کرد از طرف دیگر آنها راهپیمایی می کنند. خودتان کلاهتان را قاضی کنید. آدم برای چیزی که از آن ناراضی است راهپیمایی می کند یا تظاهرات.
یخورده بیشتر دقت کن! مثل بیسوادها مینویسی!!
ساختار حاکمیت در قانون اساسی است.
ساختار حکومت که به این آسانی قابل تغییر نیست.
ضمنا عدم شرکت من (یعنی هیچ رای) تلاش صحیح در این راستا خواهد بود.
قانون اساسی را مردم تصویب کردند. این طور نیست؟ قانون اساسی شالوده ساختار حاکمیت و حکومت است. این طور نیست؟ وقتی مردم برای نظام راهپیمایی می کنند یعنی به شالوده آن هم رایی دوباره میدهند.
عدم شرکت شما یعنی بی تفاوت بودن به سرنوشت جامعه. در ضمن بنده شمای نوعی را گفتم نه فقط شما را.
در قوانین بین الملل زمین سفارت خاک آن کشور محسوب میشود. اگر چنین چیزی را کشوری پذیرفت و قاعدتا بنای سفارت به معنای پذیرفتن آنست که خب باید رعایت بکند.
تا آنجا که من میدانم در همین قوانین برای فقط پنج کشور حق وتو گذاشته است و بقیه را دنبال خود کشانده است.
منظور من اینست که نباید همه قوانین را به خاطر قانون بین الملل بودن پذیرفت. هر حکومت قبل از آنکه در برابر قوانین ضعیف بین الملل جوابگو باشد در برابر مردم خود مسئول است. اگر خود را واقعا در خطر ببیند می تواند این قوانین مغرضانه را دور بزند.
اگر هم بعدش یک عده آمدند که اینرا قبول نداشتند ...
گویا طبع مزاح گویی شما قوی است. خوب عزیز آن موقع که آنها احساس خطر کنند همه مدارک را نابود می کنند بعد دو قورت و نیمشان باقیست که چرا به ما ضرب الاجل می دهید. چه مدرکی دارید.
یک جو عقل میخواهد که بفهمید اینکار به این روش جز Brute force کردن مسئله ای که راه حل هوشمند (و بلکه روش لازم متعهدانه و اخلاقی) دارد، نیست.
به نظر شما جاسوسیه آمریکا متعدانه و اخلاقی است؟ آیا ما باید با ناز آنها را از روی آن همه مدارک (که بعضی هاشان را نابود کردند) بلند کنیم؟ بعضی جاها خشونت هم لازم است. شما قرآن را قبول دارید؟ (تقریبا مطمئنم قبول دارید، حداقل بخش هایش) در قرآن گفته شده که با دشمنانتان با خشونت برخورد کنید. آن وقت شما برای ما اصطلاح می آورید و خواهان نازکشیدن آنها هستید؟
حالا مثلا دوتا سند بدست آوردند که چه؟ به چه دردی میخورد؟...
دوتا که چه عرض کنم.
پیدا کردن این اسناد حداقل به این درد می خورد که بعدا عده ای نگویند که آمریکا دشمن ما نیست. نگویید نیست که خنده دار است.
بالاخره نمیشود که هر تعهد و قانونی را که حکومت قبلی داشته است با بهانهء انقلاب شدن...
اما می شود که هر تعهدی که به ضرر انقلاب است را بدون کوچکترین احساسی زیر پا بگذارند. دقیقا برای همین است که بعد از یک انقلاب در یک کشور تقریبا بیشتر از نصف یا تمام معاهدات آن کشور تغییر می کند. مگر اینکه آن انقلاب علیه فرد باشد نه حکومت.
مطئمن باشید نویسندگان آن قوانین کسانی هستند که صدها سال خون ملت های مختلف را چشیده اند و اگر بتوانند باز هم با کمال پررویی انجام می دهند. این قوانین هم برای همین است اما با یک آرم بشر دوستانه. اوج خیانت نویسندگان این قوانین در قانون حق وتو و امثال آن به وضوح دیده می شود.
الان مثلا اینهمه سفارت در مملکت هست پس بروید بهشان ابلاغ کنید...
اگر ملت از این همه سفارت همان خاطره ای داشتند که ازکودتای آمریکا داشتند حق داشتند که این کار را بکنند.
ما کامل و مطلق نداریم. میگیم بهترین و موفقترینهای نسبی.
خوب است در تفکراتتان درباره حکومت ایران هم همین نسبیت را اعمال کنید. شما دائما از حکومت ایران انتقاد می کنید اما دربرابر هر انتقادی از دموکراسی غرب می گویید همه چیز نسبی است. خوب آیا حکومت ایران هم نسبی نیست؟
Folaani
Saturday 4 November 2006, 08:02AM
:قانون(1):
نقض قوانین باشگاه
جزئیات به صندوق خصوصی ارسال شد .
Folaani
Saturday 4 November 2006, 11:00AM
اصولا فراتر بردن حکومت از یک تشکیلاتی که مردم بر کشور خود میگمارند و اعضای آن تنها حقوق بگیران ملت هستند که وظیفهء خود را انجام بدهند یک دروغ بزرگ است.
گرچه تاکنون بعلت فساد آوری قدرت و امکان سوء استفاده های وسیع از آن و به انحصار درآوردن آن بعلت موجود نبودن سیستمی که بتواند این مشکل را حل کند حکومتها آنقدر طور دیگری رفتار کرده اند که شاید به عوام طور دیگری تلقین شده است و بعضی از مردم دیگر این حقیقت به ذهنشان خطور نمیکند.
آنقدر دیکتاتورها و جنایتکاران و ستمگران بر زمین به زور سر نیزه حکومت رانده اند که مفهوم پاک و اصیل (یا ایدئال) حکومت فراموش شده است.
حکومت به مردم لطفی نمیکند! حکومت منصوب از سوی مردم است و قدرت را به عنوان امانت و ابزار کارش بدست آن داده اند نه وسیله ای برای خیانت به همین مردم؛ حکومت تنها مهمترین و قویترین و بزرگترین تشکیلاتی است که مردم بدان نیاز دارند تا با آن اجتماع خود را اداره کنند.
بعضی جوری سخن میگویند انگار غیر از اینست! خب برهانتان چیست؟
مسلم است که باید قدر حکومت خوب و سالم را دانست، چون مال خودمان است و بدست آوردنش ساده نیست. اما حکومت وابسته به فرد نیست و نباید باشد. مبنایی بجز نظر و خواست مردم هم نباید داشته باشد (میزان در همه چیز رای ملت است). حکومت مادی است و این سیستم مادی باید ساختاری منطقی و علمی داشته باشد. دموکراسی هم فعلا بهترین (و نه کامل) سیستمی است که بشر مدرن توانسته برای حل مسایل خطرناک انحصار قدرت طراحی کند.
Folaani
Saturday 4 November 2006, 11:11AM
:قانون(1):
نقض قوانین باشگاه
جزئیات به صندوق خصوصی ارسال شد .
چه شد کم آوردید پست را سر به نیست نمودید؟ :smile55:
بهتر بود بجای ارسال یک مشت جملات بیهوده که حاوی هیچ اطلاعات مفید بیشتری دربارهء علت اینکار نبود پست بنده را برایم ارسال میکردید تا ویرایش کنم.
البته از مملکتی که سیستم شارلاتانیزم دارد بیش از این انتظار نمیرود!
بخاطر دو کلمه که میتوانست ستاره دار شود کل یک پست را نابود کردید.
من دیگر به فعالیت در این فروم ادامه نمیدهم و از اینجا میروم. چون همانطور که گفتم جایی که زحمت کشیدن بیهوده و آب در هاون کوبیدن باشد نباید سرمایهء وقت و نیروی خویش را تلف کرد. قدرت دست شماست و کاری از دست ما بر نمی آید.
اگر راهی برای احیا و ویرایش پست بنده یافتید که ادامه میدهم. وگرنه خداحافظ :smile07:
پشتیبانی باشگاه
Saturday 4 November 2006, 12:49PM
كاربر Folaani
نوشته شما ، حاوي اهانتهاي متعدد به اشخاص مختلف از جمله طرف گفتگوي شما بود كه عامل نقض قوانين توافقي ثبت نام كه به امضاي شما رسيده ، مي باشد. در صورتي كه قادر به گفتگوي عاري از اهانت نيستيد ، از تالارهاي مناسب روش خود استفاده نمائيد. با وجود جملات متعدد حاوي اهانت و نقض قوانين ناظرين باشگاه زمان كافي براي "ستاره دار نمودن" نوشته در اختيار ندارند و تصور مي شود نگارش متون بدون اهانت آسان تر از ويرايش جملات حاوي اهانت است. در هر صورت تكرار نقض قوانين ، دسترسي نوشتاري شما متوقف خواهد شد و باشگاه پذيراي چنين ادبياتي نخواهد بود.
Folaani
Monday 6 November 2006, 12:32PM
خیله خب من عذرخواهی میکنم. خصوصا از اشخاص حقیقی که اینجا ممکن است به آنها اهانت کرده باشم، که البته چنین قصدی نداشته ام.
بعد از این سعی میکنم از ادبیات مناسبتر و رعایت قوانین باشگاه تبعیت نمایم.
از آقای مصطفی نیز کمال عذرخواهی را دارم.
خوب است؟
راستی این پست ما را نمیتوانید یجوری برگردانید؟ حتما ویرایش خواهم کرد.
پشتیبانی باشگاه
Monday 6 November 2006, 11:09PM
با سلام
متاسفانه از لحاظ فني امكان بازگرداندن متن نوشته شده وجود ندارد.
ارژنگ
Tuesday 7 November 2006, 09:11AM
جناب فلانی .
ممکن است بفرمائید موضوع این تاپیک شما در مورد چیست ؟
و محدوده ی موضوعش تا کجاست ؟
یا برعکس ، بهتر است پرسیده شود : در این تاپیک شما ، اصلا به کدام موضوع پرداخته نمی شود ؟!
Folaani
Tuesday 7 November 2006, 02:04PM
با سلام
متاسفانه از لحاظ فني امكان بازگرداندن متن نوشته شده وجود ندارد.
خوبه پس آواتارتون رو عوض کردید؛ چون میخواستم بگم بجای آچار فرانسه یک چکش بذارید بهتره!
امیدوارم این رو توهین تلقی نکنید و یک شوخی دوستانه بدونید. اما بهرحال نابود کردن خیلی وقتها کار خیلی راحتتریه (خصوصا درصورت دارا بودن قدرت نامحدود و بدون قید و شرط) تا اصلاح کردن و امکان بقا دادن به چیزهایی که ازشون خوشمون نمیاد. جایی برای دیگران هم قایل شدن تا وقتی به ما صدمهء واقعی نمیخوره.
اینجا یک دنیای مجازیه و برای همه جا هست. مثل بازیهای کامپیوتری اگر شما رو هم بکشم (دور از جونت) واقعا کشته نمیشی؛ درد و رنج بحد دنیای واقعی وجود نداره.
از یکی از دوستان انتظار داشتم این پست رو اگر در Cache مرورگرش پیدا کنه برام ارسال بکنه :smile07:
چون حوصلهء دوباره نوشتنش رو ندارم؛ دیگه انگیزهء زیادی هم برای فعالیت در اینجا ندارم. فقط بخاطر اینکه احساس کردم دوتا آدم باشعور اینجا باشه و ممکنه رفتن من به اینصورت انصاف نباشه برگشتم.
Folaani
Tuesday 7 November 2006, 02:06PM
جناب فلانی .
ممکن است بفرمائید موضوع این تاپیک شما در مورد چیست ؟
و محدوده ی موضوعش تا کجاست ؟
یا برعکس ، بهتر است پرسیده شود : در این تاپیک شما ، اصلا به کدام موضوع پرداخته نمی شود ؟!
خوبه این چیزها رو هم بلدید!
پس اول برید سراغ دیکتاتوری ولایت فقیه و دین سیاسی و سیستم شارلاتانیسم دینی ببینید اصلا به کدوم چیزها که بهش ربطی نداره دخالت نکرده و نمیکنه تا بعد.
Folaani
Tuesday 7 November 2006, 02:26PM
اتفاقا عصر شیطانی بی ارتباط به بررسی صحت و سقم حکومتهای دینی که نمونه هاش دیگه در جهان معدود هم هستند نیست! نمیخوام بگم لزوما معنای منفی داره؛ بقول آقا مصطفی شما نیمهء پرش رو هم نگاه کن. اگر نمونهء حکومت دینی برحق باشه مشخص خواهد شد و چرا باید از بحث در اصل و اساس خودش هم هراس داشته باشه؟
من یک تاپیک هم در فروم پاتوقم دارم با همین عنوان:
http://myimei.com/forum/showthread.php?s=2601bde1&tid=163
در اینجا میتونید ببینید که یکطرفه و با تبعیض قضاوت نمیکنم.
اما همیشه مسئلهء حکومت دینی هم بعنوان جزیی از این دیدگاه در فکر داشتم، ولی بعلت پیچیده و خطیر بودنش مطرحش نکردم یا به این حدود نرسیدیم هیچوقت. این راهیه که کسی حاضر نیست بهش توجهی کنه. و این گویی خصلت جهان و مردمانش بوده و خواهد بود. در خوابی عمیق. آنان که بیدار گشته اند و شکاکانه همه جا را میکاوند اندکند. هرچه پیش بروی کمتر انسانی را خواهی دید. کمتر و کمتر. اما نورهایی هست. کورسوهایی که هنوز امید را در دل ما زنده نگاه داشته است. هنوز...
ارژنگ
Tuesday 7 November 2006, 05:22PM
در اصل توسط ارژنگ نوشته شده است http://www.iranclubs.net/forums/images/khazar/buttons/viewpost.gif (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?p=120309#post120309)
جناب فلانی .
ممکن است بفرمائید موضوع این تاپیک شما در مورد چیست ؟
و محدوده ی موضوعش تا کجاست ؟
یا برعکس ، بهتر است پرسیده شود : در این تاپیک شما ، اصلا به کدام موضوع پرداخته نمی شود ؟!
خوبه این چیزها رو هم بلدید!
پس اول برید سراغ دیکتاتوری ولایت فقیه و دین سیاسی و سیستم شارلاتانیسم دینی ببینید اصلا به کدوم چیزها که بهش ربطی نداره دخالت نکرده و نمیکنه تا بعد.
عجیبه هان !
من از شما می پرسم موضوع تاپیک شما چیه وبحث در چه محدوده ای باید باشد .
بعد شما ربطش می دهید به ولایت فقیه و ...
متاسفانه این عادت همیشگی شماست که همواره با چشمانی بسته و با عجله ی تمام ، تاپیکی را با عناوین نه چندان مشخص باز می فرمائید ، و بزودی آنرا تبدیل به میدان بزاز ها در می آورید . آنچنانکه در آن از شیرمرغ تا جان خروس یافت می شود !
اما در آخر که بررسی می شود ، می بینیم که مثلا به 500 موضوع پرداخته اید ، اما حتی از یک کدامشان نیز هیچ نتیجه ی مطلوب و منطقی نگرفته اید !!
این گشودن تاپیک ها ، برای گسترش دانائی و دانش است ، یا گشودن و خلاصی از عقده ها ؟
اگر در پی روشن کردن مسائلی هستید ، بهتر است ابتداء نوعش را مشخص بفرمائید ؛
بعد نگاهی به فهرست و محتوای تاپیک های ایجاد شده بیندازید و ببینید که موضوع مورد نظر شما قبلا ایجاد شده است یا خیر؛
و اگر وجود نداشت ، در یک موضوع مشخص ، تاپیک تان را بیاغازید ،
تا همگان بدانند که موضوع چیست و در چه موردی باید گفتگو بکنند .
Folaani
Tuesday 7 November 2006, 07:32PM
یادم نمیاد بحث حکومت رو من شروع کرده باشم! احتمالا کس دیگه بود. فکر کنم آقا مصطفی.
بعدم گفتم که بی ربط هم نیست به عصر شیطانی. اتفاقا از نظر من همیشه یکی از نمودها و نشانه های عصر شیطانی مشکل دار بودن دین با واقعیت و منطق و پر بودن دین از خرافات و جعلیات و شارلاتانیسم