نمايش نسخه نهائي : بحثی پیرامون کلمه " ندّ " در قرآن و رابطه آن به عقاید مشرکان
puyan
Wednesday 25 October 2006, 01:20AM
بسم الله الرحمن الرحیم
در توضیح محتوای دعوت انبیاء و نحوه برخورد آنها با مخاطبانشان موضوعات مختلفی طرح میگردد و از جنبه های مختلف به این امر نگریسته میشود .
یکی از این منظر ها که از جمله مهمترین آنها و بلکه به نوعی حساسترین آنهاست نوع برخورد پیامبران با مشرکان عصر خود و نیز محتوای عقاید آنهاست . به این معنی که با کنکاش در عقاید مشرکان میفهمیم که اوامر و نواهی پیامبران و خصوصا پیامبر اسلام و نیز آیات مبارک قرآن در برخورد با چنین عقایدی دقیقا چه بوده و چه هدفی را نشانه رفته اند .
از تعبیراتی که قرآن بوسیله آن اعتقادات مشرکین را توصیف میکند " ندّ " است . قرآن در آیات خود میفرماید که مشرکان برای " الله " ، " ندّ " قرار میدهند . در این نوشتار قصد آن داریم تا معنای " ندّ " را بیابیم و معنی حقیقی این عمل مشرکان را دریابیم تا بخوبی از آن اجتناب کرده و در مسیر دستورات قرآن حرکت نماییم .
در این سیر اولا ترجمه بعضی از آیات " ندّ " را میبینیم و سپس در لغت نامه ها به دنبال معنی لغت " ندّ " میگردیم و پس از آن در روایات و احادیث این لغت را پیگیری میکنیم و در آخر به قرآن بازگشت میکنیم و معنای آیه را مجددا بررسی مینماییم .
الَّذي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ فِراشاً وَ السَّماءَ بِناءً وَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَراتِ رِزْقاً لَكُمْ فَلا تَجْعَلُوا لِلَّهِ أَنْداداً وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ (22) بقره
آن خداوندى كه زمين را چون فراشى بگسترد، و آسمان را چون بنايى بيفراشت، و از آسمان آبى فرستاد، و بدان آب براى روزى شما از زمين هر گونه ثمرهاى برويانيد، و خود مىدانيد كه نبايد براى خدا همتايانى قرار دهيد.
همانطور که در آیه مشاهده میکنیم مشرکان برای خدا همتا ( ندّ ) گرفته و خداوند آنها را از این کار نهی فرموده است .
سوال اینجاست که آیا مشرکان فقط در بعضی امور خاص ( مثل عبادت ) برای خدا همتا قرار میدادند و در سایر امور خداوندی خدا را قبول داشته و برای خدا همتایی قرار نمیدادند و یا خیر ، مشرکان در کلیه شؤون خداوندی ( مثل ربوبیت و عبودیت و ... ) برای او همتا قرار داده بودند ؟
برای بررسی دقیقتر به سراغ کتب لغت میرویم :
كتابالعين ج : 8 ص : 10
النِّد: ما كان مثل الشيء يضاده في أموره. آنچه که مانند چیزی است و در امور ، با آن ضدیت دارد .
لسانالعرب ج : 3 ص : 419
أَبو زيد: في كتابه لأِكَيْدِرَ«» و خَلْعِ الأَنْدَادِ و الأَصنام: الأَنْدادُ جمع نِدٍّ، بالكسر، و هو مثل الشيء الذي يُضادُّه في أُموره و يُنادُّه أَي يخالفه، و يريد بها ما كانوا يَتخذونه آلهة من دون اللَّه، تعالى اللَّه.
... مانند چیزی بودن بطوریکه با آن در امورش ضدیت و مخالفت نماید ...
كتابالعين ج : 8 ص : 10
قال الهمداني في كتاب الألفاظ: الأنداد و الأضداد و الأكفاء و النظراء و الأشباه و الأقران و الأمثال و الأشكال نظائر،
و عن الراغب :
الند يقال فيما يشارك في الجوهرية فقط،
و الشكل يقال فيما يشارك في القدر و المساحة،
و الشبه يقال فيما يشارك في الكيفية فقط،
و المساوي فيهما يشارك في الكمية فقط،
و المثل عام في الألفاظ كلها.
با توضیحی که راغب اصفهانی در کتاب مفردات خود نوشته است معنایی که سایر کتابهای لغت از کلمه " ندّ " ارائه کرده اند توضیح داده میشود . بط.ریکه در آن کتابها وقتی " ند " را به " مثل " معنا کرده اند در واقع به معنی عام این لغت پرداخته اند ولی با تفکیکی که راغب در معنای دقیق کلمه " ند " انجام داده است ، معنای آن از سایر کلمات مشابه کاملا جدا شده است .
در نتیجه معنای کلمه " ندّ " مشارکت دو چیز در جوهر و ذات آنهاست ، بطوریکه آن دوچیز با هم در مخالفت و ضدیت قرار بگیرند .
نتیجه ای که تا اینجا میتوان گرفت اینست که مشرکان ، الاهه های خود را شریک و همتای ذاتی و جوهری خدا میدانستند که در امور خدا با او مخالفت و ضدیت هم بنماید ؛ نه اینکه فقط در بعضی امور الاهه هایشان را در مقابل خدا قرار دهند .
اما در میان فرمایشهای بزرگان دین نیز این کلمه به گونه ای بکار رفته است که میتوان معنی آن( " ندّ " ) را از نوع کاربرد آن در جمله فهمید :
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يَخْلُقْ مَا خَلَقَهُ لِتَشْدِيدِ سُلْطَانٍ وَ لَا اسْتِعَانَةٍ عَلَى نِدٍّ مُثَاوِرٍ وَ لَا شَرِيكٍ مُكَاثِرٍ وَ لَا ضِدٍّ مُنَافِرٍ وَ لَكِنْ خَلَائِقُ مَرْبُوبُونَ وَ عِبَادٌ دَاخِرُونَ لَمْ يَحْلُلْ فِي الْأَشْيَاءِ فَيُقَالَ هُوَ كَائِن (نهج البلاغه / صبحى صالح / صفحهى 96 / خطبه 65 )
حمد و سپاس، خداوندى را كه ... آن چيزها كه آفريده نه براى آن است كه بر سلطه و قدرت خود بيفزايد ... و نه به خاطر يارى جستن در دفع همتايى جنگجو يا شريكى توانگر يا ضدى برترى جوى ، بلكه موجودات همه و همه پروردگان او هستند و بندگانى بىمقدار. در اشياء حلول نكرده ، كه توان گفت در درون آنهاست . ( ترجمه آيتى - خ 64 - ص 133 )
دکتر صبحی صالح در توضیح معنای " ندّ " آورده است :
ند : بكسر النون النظير و المثل، و لا يكون إلا مخالفا،و جمعه أنداد
(نظیر و مانند و فقط درباره مخالفت می آید .)
در خطبه برای کلمه " ندّ " صفت المثاور بکار رفته است و معنی آن چنین است :
المثاور : لالمواثب و المحارب ( حمله كننده و قيام كننده از ماده ثورة )
در توضیح این عبارت میتوان گفت که " ند مثاور " همتای مخالفت کننده ای است که مخالفت خود را با جنگ و نزاع دنبال میکند .
اگر معنای " ند " را یک شبیه معمولی و بلکه یک شبیهی که در بعضی امور با خدا شبیه است تصور کنیم در این صورت مخالفت و بلکه جنگاوری آن با خدا غیر قابل قبول خواهد بود ! چگونه یک موجود غیر مستقل مقهور و تحت سیطره کامل خدا میتوان فرض کرد که توانایی مخالفت و جنگاوری و نزاع با خدا داشته باشد ؟!
توجه به این نکته ضروری است که اگر در معنای " ندّ " مخالفت گنجانده میشود ، این نشاندهنده توانایی مستقل آن چیز ، در مخالفت و بلکه مقابله و منازعه با خداست و لذا چنین الاهه ای نمیتواند مقهور و تحت سیطره کامل خدا باشد که اگر چنین بود جنگ و مخالفت با خدا معنی نداشت .
نکته دیگری که از این خطبه میتوان برداشت کرد اینست که امیرالمومنین پس از آنکه میفرمایند : خداوند موجودات را برای اموری که آن حضرت ذکر میکنند نیافریده است درباره مخلوفات خدا توصیفی دارند که ما را در رسیدن به معنای ند کمک میکند ؛ حضرت در مقابل تعابیری چون " ندّ " مخلوقات را مربوب خدا معرفی میکنند . یعنی خلق خدا " ندّ " خدا نیستند بلکه مربوب خدایند . نتیجه این عبارت اینست که اگر هر موجودی را " ندّ " خدا فرض کنیم ، مربوب خدا نبوده بلکه برای او ربوبیتی در مقابل خدا متصور شده ایم !
ِ هُوَ الْوَاحِدُ الْفَرْدُ فِي أَزَلِيَّتِهِ لَا شَرِيكَ لَهُ فِي إِلَهِيَّتِهِ وَ لَا نِدَّ لَهُ فِي رُبُوبِيَّتِهِ بِمُضَادَّتِهِ بَيْنَ الْأَشْيَاءِ الْمُتَضَادَّة ( بحارالأنوار / 4 / 253 )
امیرالمومنین در خطبه خویش عامل " ندّ " را در موضوع ربوبیت خداوند مطرح میکنند و این بدان معناست که اگر موجودی را " ندّ " خداوند بدانیم در حقیقت به ضدیت او با ربوبیت خدا حکم کرده ایم .
بحارالأنوار 25 131 باب 4- جامع في صفات بيان
در روایتی در ذکر قنوت امام رضا علیه السلام میخوانیم که حضرت میفرمودند :
يَا مَنْ تَفَرَّدَ بِالْمُلْكِ فَلَا نِدَّ لَهُ فِي مَلَكُوتِ سُلْطَانِه ( بحارالأنوار/82/257/باب 33 )
در اینجا نیز امام علیه السلام از " ندّ " در مقابل سلطنت ملکوتی خدا یاد میکنند و خداوند را از اینکه در ملکوت سلطانش همتا و منازع و مخالفی داشته باشد بری و دور میدانند .
اگر بحث " ندّ " درباره موجودی بود که مخلوق و مقهور خدا بوده و فقط مشرکان او را در موضوع عبادت و بندگی خدا عَلَم میکردند مطرح کردن او بعنوان همتای محارب خدا در ملکوت سلطانش بی دلیل بود اما هنگامی که میبینیم لغت " ندّ " به معنای همتا و شریک ذاتی یک چیز که مخالف و محارب او نیز هست میباشد در این حالت عبارت امام علیه السلام که خدا را از داشتن " ندّ " در ملکوت سلطانش منزه میداند کاملا روشن میگردد .
puyan
Wednesday 25 October 2006, 01:29AM
فَأَشْهَدُ أَنَّ مَنْ شَبَّهَكَ بِتَبَايُنِ أَعْضَاءِ خَلْقِكَ وَ تَلَاحُمِ حِقَاقِ مَفَاصِلِهِمُ الْمُحْتَجِبَةِ لِتَدْبِيرِ حِكْمَتِكَ لَمْ يَعْقِدْ غَيْبَ ضَمِيرِهِ عَلَى مَعْرِفَتِكَ وَ لَمْ يُبَاشِرْ قَلْبَهُ الْيَقِينُ بِأَنَّهُ لَا نِدَّ لَك ( صبحى صالح / صفحهى 125 / خطبه 91 )
شهادت مىدهم كه هر كه تو را به آفريدگانت تشبيه كند و چنان پندارد، كه تو را اعضايى است جدا از يكديگر و مفصلهايى است به همپيوسته، پوشيده به پوست و گوشت، كه بيانگر تدبير تو در آفرينش پيكرهاست،
ضميرش بحقيقت، تو را نشناخته و دلش به مرحله يقين نرسيده زيرا تو را هيچ همتايى نيست. ( ترجمه دکتر آيتى خ 90 ص 187 )
امیرالمومنین علیه السلام در این فراز با بیان گونه ای از تشبیه خدا و خلق و نفی آن ، چنین تشبیهی را با کلمه ندّ بیان میکنند و این کاملا روشن است که تشبیهاتی از این دست را فقط با شرک ذاتی میتوان توصیف کرد . حضرت خدا را از اینکه دارای اعضاء و مفاصل و پوست و گوشت و ... داشته باشند بری دانسته و میفرمایند خداوند چنین نیست چون خداوند ندّ ندارد !
این فرمایش حضرت گویای این نکته است که کلمه ندّ در بیان مشارکت و مشابهت ذاتی و جوهری کاربرد دارد .
در کتاب - صحيح شرح العقيدة الطحاوية – که نام نویسنده سنی آن حسن بن علي السقاف میباشد در صفحه 717 در نقل روایتی میخوانیم :
وعن عبد الله بن مسعود رضي الله عنه قال : سألت رسول الله صلى الله عليه وسلم : أي الذنب أعظم عند الله ؟ ! فقال : " أن تجعل لله ندا و هو خلقك "
رواه البخاري ( 12 / 112 ) ومسلم ( 1 / 90 ) .
وی سپس در توضیح این حدیث و کلمه " ندّ " مینویسد :
قال الراغب الأصفهاني في " المفردات " ص ( 486 ) ونقل كلامه الحافظ في " الفتح " ( 13 / 491 ) :
" نديد الشئ مشاركه في جوهره ، وذلك ضرب من المماثلة ، فإن المثل يقال في أي مشاركة كانت ، فكل ند مثل وليس كل مثل ندا " .
در آخر عبارت آمده است : ( پس هر ندّی ، مِثل هست ولی هر مِثلی ، ندّ نیست ) در فارسی میگوییم : ( هر گردویی گرد است ولی هر گردی گردو نیست ! )
پس " ندّ " نوع خاصی از همتایی و همانندی و مثلیت است و آن همانندی در جوهر و ذات است .
------
در کتاب الغارات که نام نویسنده آن ابراهيم بن محمد الثقفي میباشد در صفحه 175 جلد1 در بیان فرمایش امیرالمومنین علیه السلام آمده است :
فليس له فيما خلق ضد ، ولا فيما ملك ند ، ولم يشركه في ملكه أحد ، كذلك الله
در نقل این کتاب نیز میبینیم که کلمه " ندّ " در مقابل مالکیت و پادشاهی خدا مطرح میشود و اینجاست که باز هم به کلمه " ندّ " به معنی مخالف ذاتی در ربوبیت و پادشاهی خدا بر میخوریم .
اکنون در بازگشتی به آیه قرآن میتوانیم معنی آن را با استفاده از لغت " ندّ " بار دیگر ملاحظه کنیم و بخوبی دریابیم که " ندّ " در آیه بعنوان یک معارض در ربوبیت خدا مطرح است و به عنوان شریک ذاتی جوهری خدا در نظر مشرکان ، مورد نهی خداوند قرار گرفته است .
zxcv
Wednesday 25 October 2006, 04:46PM
بسم الله
با سلام و کمال احترام
مطالب بالا تنها می تواند از مغز کسی تراوش کند که هیچ گونه آشنایی به مفاهیم قران ندارد ، حتی اگر گرد آورنده مطالب سری به عقاید بزرگان فرقه خود هم می زد پی میبرد که کفار مکه تنها در بعضی از صفات معبودان خود را ند خداوند قرار می دادند !
صاحب تاپیک جناب پویان ، الهه های اقوام سامی را به خدایان روم و یونان باستان به طور بسیار ناشیانه در هم آمیخته است و از آن معجونی بدست آورده که هیچ ساز و کاری با الهه های اقوام سامی ندارد ، ژوپیتر و زئوس برای رومیان فرمانده خدایانی بودند که هر کدام در سایه خدای برتر صاحب قدرت خیر و شری مخصوص به خود بودند ! اما اقوام سامی تعبد را نسبت به الهه های خود به نوعی دیگر نشان می دادند ، انها هیچ گاه وجود خدای بزرگ را نفی و یا رد نمی کردند و هیچ مخلوقی را در اصل ذات همردیف خداوند قرار نمی دادند ! اما آنها الهه های خود را اینگونه مقامی می دادند که ! ( وَمِنَ النَّاسِ مَن يَتَّخِدُ مِنْ دُونِ اللهِ أَنْدَاداً يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللهِ ) يعنى برخى از مردم براى خداوند همتايانى برگزيده و آنان را بسان خدا دوست مى دارند . این آیه خود نشان می دهد که آنها خداوند را پرستش می کردند و نهایت دوست داشتن را نسبت به او ابراز می داشتند، ولی برای آنکه در بعضی از صفات الهه های خود را ند خداوند قرار می دادند پس آنها را هم تا حد خدا دوست می داشتند .!
نكوهش در قرار دادن « ندّ » براى خدا ، در آيات ديگر نيز وارد شده و از آيات مزبور برمى آيد كه مشركان براى خدایان خود شئونى در صفات مانند شئون خدا مى انديشيدند ، سپس در توهم خود به سبب داشتن چنين مقامات آنها را دوست داشته و پرستش مى كردند . به عبارت دیگر چون آنها را ، از برخى از صفات « ندّ » و « نظير » و « مثل » خدا مى پنداشتند ، از اين جهت آنها را تعبد می کردند !
مانند اینکه آنان تصور می کردند که الهه های آنان هم می توانند به درد و دل درونی آنها گوش فرا دهند در صورتی که خداوند یکی از صفات مخصوص خود را اینگونه معرفی می کند ( عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ) این تصریح قران است که تنها خداوند است که از آنچه که در دلهاست آگاهی دارد ، اما آن مشرکین به واسطه جهلی که دچار آن شده بودند الهه های خود را هم مانند خداوند ( علیم بذات الصدور ) تصور می کردند و به همین سبب آنها را مستحق شنیدن دعاهای خود قرار می دادند .
و یکی دیگر از صفاتی که آنها برای معبودان خود متصور بودند این بود که آنها تصور می کردند که الهه های آنان هم قادرند مانند خداوند (مولی و نصیر ) یار و نصرت دهنده آنان باشند ! ( و اتخذوا من دون الله الهه لعلهم ینصرون ) اما خداوند در پاسخ اینگونه آنها را مورد بازخواست قرار می دهد که ( لا یستطیعون نصرکم و هم لهم جند محضرون ) که نه تنها آنها قادر به نصرت شما نیستند بلکه در روز جزا هم برای شما سپاهی حاضر هستند.
عقاید سخیفی که گریبانگیر اکثریت پیروان ادیان شده است ! مشرکینی که در طول تمامی تاریخ ، الهه های خود را در تعاریفی از تقدیس می پیچاندند و آنچنان مقامی عرشی برای آنها متصور می شدند که در بعضی از صفات آنان را همطراز خداوند می دانستند و به این سبب به آنها عشق می ورزیدند . مشرکین مکه هرگز مدعی این نبودند که گفتن ( یا الله ) با عقایدشان در تضاد است و لی به سبب اینکه الهه های خود را " ند " خداوند می دانستند قول ( یا هبل ) و ( یا عزی ) و( یا نسر ) را هم به عنوان " یای " استعانت خود ، گاه و بی گاه به همراه ذکر ( یا الله ) بر زبان خود جاری می کردند و این چنین بود داستان قومی که با اینکه خود را موحد و مومن می پنداشتند ولی به سبب جهل و غفلتشان از کلام خدا وند ، مشرک و گمراه نامیده شدند ! این آیات هم موید این حقیقت است
[ وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمَـ'وَاتِ وَ الْأَرْضَ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ ] ... [ وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ نَزَّلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَحْيَا بِهِ الْأَرْضَ مِنْ بَعْدِ مَوْتِهَا لَيَقُولُنَّ اللَّهُ ] ... [ وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَهُمْ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ ] ... [ قُلْ مَنْ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ أَمَّنْ يَمْلِكُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصَارَ وَ مَنْ يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَ يُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ وَ مَنْ يُدَبِّرُ الْأَمْرَ فَسَيَقُولُونَ اللَّهُ ] ... [ قُلْ لِمَنِ الْأَرْضُ وَ مَنْ فِيهَا إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ قُلْ مَنْ رَبُّ السَّمَـ'وَاتِ السَّبْعِ وَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ سَيَقُولُونُ لِلَّهِ قُلْ أَفَلَا تَتَّقُونُ قُلْ مَنْ بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَ هُوَ يُجِيرُ وَ لَا يُجَارُ عَلَيْهِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ فَأَنَّي' تُسْحَرُونَ ] .
[ اگر از آنان بپرسي: چه كسي آسمانها و زمين را آفريده و خورشيد و ماه را مسخّر نموده، به تحقيق خواهند گفت: خدا ] ... [ اگر از آنان بپرسي: چه كسي آنها را آفريده، قطعاً ميگويند: خدا ] ... [ اگر از آنان بپرسي: چه كسي از آسمان آب را ميباراند و زمين را به وسيلة آن بعد از مردنش زنده ميگرداند؟ قطعاً خواهند گفت: خدا ] ...[ بگو: چه كسي از آسمان به شما روزي ميرساند؟ چه كسي بر گوش و چشمها تواناست؟ چه كسي زنده را از مرده و مرده را از زنده بيرون ميآورد؟ چه كسي امور را تدبير ميكند؟ قطعاً خواهند گفت: خدا ] ... [ بگو: زمين و تمام كساني كه در آن هستند، از آنِ كيستند اگر ميدانيد؟ خواهند گفت: از آنِ خدايند. بگو: پس چرا نميانديشيد؟! بگو: چه كسي مالك آسمانهاي هفتگانه و صاحب عرش عظيم است؟ بلافاصله خواهند گفت: از آنِ خداست. بگو پس چرا (تنها از خدا) نميترسيد؟! بگو: چه كسي فرماندهي بزرگ همه چيز را در دست دارد و او كسي باشد كه (به همه) پناه دهد و كسي را (هم نميتوان) از (عذاب) او پناه داد اگر چنانچه راست ميگوييد؟ خواهند گفت: از آنِ خداست. بگو: پس چگونه گول و فريب ميخوريد و جادو ميشويد؟! ] ...
وسلام . یا الله
puyan
Thursday 26 October 2006, 02:30AM
سلام
جناب zxcv
1- بحث را در آیات قرآن و نیز لغتنامه های معتبر زبان عرب قرار دادم تا شما دست به دامان ژوپیتر و زئوس نشوید و به قرآن بازگردید .
2- شما مطلب مهمی نداشتید که جواب آنها بنویسم و متن مقاله درباره کلمه " ندّ " و معنای جامع آن ، بخوبی ادعاهای بی مبنای شما را پاسخ گفته است .
3- شما طبق عادت قدیمی آیات قرآن را تقطیع مینمایید تا آن بخش از آیات که به سود شما نیستند در معرض نگاه خوانندگان قرار نگیرند . در ادامه آیات سوره مومنون ( آیات لئن سالتهم ... سیقولن الله ) خداوند مشرکان را به دروغگویی وصف میکند و درباره عقاید مشرکان ( که شما آنها را موحد (!) میدانید ) میفرماید که آنها برای خدا فرزند " ولد " قائلند و این ، از نازلترین و زشت ترین انواع شرک ذاتی است که مشرکان ( به نعبیر شما موحدان ) به آن مبتلا بودند . و این خود سند دیگری است بر شرک ربوبی و ذاتی مشرکان مکه
متشکرم
محمد مهدی 128
Sunday 29 October 2006, 06:59AM
سلام
پویان عزیز موفق باشید
امیرالمومنین علیه السلام فرمود تحمل جاهل صدقه است که شما الحمد لله مدتهاست موفق به این کار هستید
كاهن
Sunday 29 October 2006, 09:51AM
آيا شرك در پرستش محدود به " دانستن " چيزي ميشود ( مثلا" يكي دانستن ذات يا يكي دانستن صفات و غيره ) يا به بندگي در مقابل غير خدا و پائين تر از او مربوط است ؟ به سوره الزمر توجه فرماييد :
أَلَا لِلَّهِ الدِّينُ الْخَالِصُ وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَوْلِيَاء مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَى إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ فِي مَا هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي مَنْ هُوَ كَاذِبٌ كَفَّارٌ «3»
آگاه باشيد ! كه دين خالص ويژه خداست ، و آنان كه به جاى خدا سرپرستان برگزيده اند [ و مي گويند : ] ما آنان را جز براى اينكه ما را هر چه بيشتر به خدا نزديك كنند ، نمي پرستيم . بى ترديد خدا ميان آنان درباره آنچه كه اختلاف مي كنند داورى خواهد كرد ; قطعاً خدا آن كس را كه دروغگو و بسيار ناسپاس است ، هدايت نمي كند .
همچنين به سوره الجن توجه فرماييد :
وَأَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدًا «18»
و مساجد ويژه خداست ، پس هيچ كس را با خدا نخوانيد(دعوت نكنيد) « 18»
و درسوره النحل :
وَإِذَا رَأى الَّذِينَ أَشْرَكُواْ شُرَكَاءهُمْ قَالُواْ رَبَّنَا هَـؤُلاء شُرَكَآؤُنَا الَّذِينَ كُنَّا نَدْعُوْ مِن دُونِكَ فَألْقَوْا إِلَيْهِمُ الْقَوْلَ إِنَّكُمْ لَكَاذِبُونَ «86»
و زمانى كه مشركان كساني را كه شريكان خدا قرار داده بودند ببينند ، مي گويند : پروردگارا! اينان شريكانى هستند كه ما آنها را به جاى تو دعوت ميكرديم [ و اينان سبب گمراهى ما شدند . ] ولى (همان اشخاص ) به آنان پاسخ مي دهند : يقيناً شما دروغگوييد [ زيرا سبب گمراهى شما هواى نفس شما بود . ] « 86»
پس شرك ورزيدن به خالق يكتا محدود به نوعي اعتقاد نيست ( شريك دانستن يا ندانستن ) بلكه دعوت كردن از غير خدا و پيروي بي چون و چرا از كسي كه خالق ما نيست شرك است و مستوجب عذاب .
با توجه به اين آيات آيا مجاز هستيم معنا و مفهوم كلام خدا را از غير خدا بپرسيم و براي شنيدن از خالق به مخلوق توجه و توكل كنيم ؟!!
puyan
Monday 30 October 2006, 01:05AM
سلام
جناب پسرخدا (http://www.iranclubs.org/forums/member.php?u=3674)
اولین آیه ای که آوردید ، نتیجه ای را که گرفته اید تایید نمیکند ! چون خداوند در آیه مورد نظر ، مشرکان را در ادعایشان دروغگو معرفی کرده است .
دومین آیه و نیز سومین ای را که آوردید با بحث من قابل جمع است : مشرکان " ندّ " هایی را که برای خدا گرفته بودند میخواندند ؛ یعنی الاهه هایی را میخواندند که آنها را مستقل از خدا میدانستند .
متشکرم
كاهن
Monday 30 October 2006, 09:38AM
سلام
جناب پسرخدا (http://www.iranclubs.org/forums/member.php?u=3674)
اولین آیه ای که آوردید ، نتیجه ای را که گرفته اید تایید نمیکند ! چون خداوند در آیه مورد نظر ، مشرکان را در ادعایشان دروغگو معرفی کرده است ...............
سلام برشما ،
از اين جهت كه خداوند ادعاي مشركان را رد ميكند و آنها را دروغگو ميداند كاملا" حق باشماست ، ولي در اين آيه نوعي از شرك را توضيح ميدهد كه در آن مشرك خود را با اين خيال واهي كه براي نزديك شدن به خالق نياز به مخلوق دارد سرگرم كرده است وبدون اينكه واقعا" آنرا باور كرده باشد ، براي حفظ آبروي دنيايي خود و به خيال خود براي فريب دادن خدا ، ميگويد من براي نزديكي به تو به اين سرپرستان متوسل شدم . غير خدا را بندگي كردم تا به خدا نزديك شوم !!!
در اينجا خدا از شريك دانستن صحبت نميكند ولي از بندگي و اطاعت بي چون چرا از غير خدا كه نوعي شرك در عمل است صحبت ميكند . يعني مشرك خود ميداند كه مشرك است ولي تظاهر ميكند كه مومن است و درعمل در بند و اسير مخلوق است .
پس شرك در قرآن هميشه با باور و اعتقاد به شريك داشتن خدا نيست ، بلكه وقتي در عمل بندگي غير را انجام دهيم باز هم مشرك محسوب ميشويم .
zxcv
Tuesday 31 October 2006, 03:18AM
از اين جهت كه خداوند ادعاي مشركان را رد ميكند و آنها را دروغگو ميداند كاملا" حق باشماست ، ولي در اين آيه نوعي از شرك را توضيح ميدهد كه در آن مشرك خود را با اين خيال واهي كه براي نزديك شدن به خالق نياز به مخلوق دارد سرگرم كرده است وبدون اينكه واقعا" آنرا باور كرده باشد ، براي حفظ آبروي دنيايي خود و به خيال خود براي فريب دادن خدا ، ميگويد من براي نزديكي به تو به اين سرپرستان متوسل شدم . غير خدا را بندگي كردم تا به خدا نزديك شوم !!!
در اينجا خدا از شريك دانستن صحبت نميكند ولي از بندگي و اطاعت بي چون چرا از غير خدا كه نوعي شرك در عمل است صحبت ميكند . يعني مشرك خود ميداند كه مشرك است ولي تظاهر ميكند كه مومن است و درعمل در بند و اسير مخلوق است .
پس شرك در قرآن هميشه با باور و اعتقاد به شريك داشتن خدا نيست ، بلكه وقتي در عمل بندگي غير را انجام دهيم باز هم مشرك محسوب ميشويم .
دوست عزیز ، اگر لطف کنید و اضافه بفرمائید که از نظر یک مسیحی چگونه می شود که نقل قول خالصانه فوق را به اسم کاربری شبه ناک جنابعالی جمع بزنیم ؟!
كاهن
Tuesday 31 October 2006, 09:44AM
دوست عزیز ، اگر لطف کنید و اضافه بفرمائید که از نظر یک مسیحی چگونه می شود که نقل قول خالصانه فوق را به اسم کاربری شبه ناک جنابعالی جمع بزنیم ؟!
دوست گرامي ، پسر خدا به معناي هدايت شده با روح خداست . البته به اين دليل كه به قول شما شبهه ناك مينمود و دوستان مسلمان ديگر خواستند آنرا تغيير دهم ، بنده اطاعت كردم و نام " كاهن " را بجاي آن براي خود انتخاب كردم . اما فرزندي انسان دو جنبه دارد ، نسبت جسماني و نسبت روحاني .
كساني كه در جسم انديشه ميكنند نميتوانند نسبت روحاني را ادراك كنند . اما اگر انسان جسم و جان خود را تسليم روح خدا كند و اجازه دهد كه خدا براي او هدايت گر دائمي باشد ، خدا تواناست به هدايت هر كه بخواهد و به اين ترتيب جسم و جان انسان تسليم كامل براي خدا و مصلوب براي دنيا خواهد بود و خدا با قرار دادن روح خود در انسان او را هدايت ميكند و به قول قرآن :
أَنَّ اللّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ
و بدرستيكه خدا ميان آدمي و قلب او حلول ميكند ( وارد ميشود ) و مسلماً همه شما به سوى او گردآورى خواهيد شد . الانفال 24
قرار گرفتن خدا در ايمان داران از آنها انسانهايي ميسازد كه ميتوانند با روح خدا هدايت شوند و تنها اراده خدا را به جا آورند . به اين افراد در اصطلاح روحاني فرزندان روحاني خدا گفته ميشود چون اين رابطه پنهاني است و شبيه ظاهري و آشكار ندارد ، فقط كسي ميتواند آنرا ادراك كند كه در روح و راستي از خالق خود بخواهد تا بر او آشكار سازد .
آنچه كه قرآن بارها ما را از آن نهي كرده ، وجود اين رابطه روحاني نيست بلكه ايراد اين اتهام به خداست كه او فرزند دارد و چيزي از او " توليد " شده يعني توالد صورت گرفته و اين دروغ است و خدا ما را از اينكه بگوييم خدا فرزندي اتخاذ كرده و يا چيزي از او توليد و " جدا " شده است نهي كرده . اما آيا رابطه روحاني با خدا و گرفتن هدايت خاصه از جانب او نهي شده است ؟!
همانطور كه در امضاي بنده هم ديديد ، در كتاب مقدس هم همين عرض بنده تاييد شده . پولس رسول هم اين عبارت را در رساله به روميان به همين شكل تفسير كرده است .
puyan
Tuesday 31 October 2006, 09:25PM
سلام
جناب پسرخدا (http://www.iranclubs.org/forums/member.php?u=3674)
شما درباره آیه 3 سوره مبارکه زمر و بحث شرک در آن آیه چیزهایی نوشته اید که من آنها در آیه نمیبینم !
لذا خواهشمندم آنچه که در آیه میبینید و بر اساس آن دلایل خود را میچینید دقیقا و با توجه به متن آیه توضیح بفرمایید .
آنچه در آیه ، قطعیست و شما هم متوجه آن شده اید اینست که : مشرکان ادعا داشتند که وقتی الاهه هایشان را عبادت میکردند مقصودشان این بود که آنها را مایه تقرب خویش به خدا قرار دهند و خداوند با دروغگو خواندن آنها ، این قصدشان را تکذیب میکند و لذا عبادت الاهه ها از سوی مشرکان آن هم به نیت تقرب به خدا یک دروغ بیش نیست و در عبادت الاهه ها موضوع تقرب به الله مطرح نبوده است .
متشکرم
امیر
Tuesday 31 October 2006, 11:18PM
ترجمه تفسير الميزان، ج17، ص: 355
[معناى اينكه دين خالص براى خداست و بيان مبناى اعتقادى بت پرستان در باره عبادت ارباب و آلهه و مقصود از اينكه آنان غير خدا را اولياء اتخاذ كردهاند]
" وَ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ ما نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللَّهِ زُلْفى ..."
( جناب پویان این قسمت آبی رنگ را دقت کن ببین با آنچه که شما در تفسیر آیه میگویید تطابق دارد یا نه!!!؟؟؟؟؟؟ )
در سابق گفتيم كه مسلك وثنيت معتقد است كه خداى سبحان بزرگتر از آن است كه ادراك انسانها محيط بر او شود، نه عقلش مىتواند او را درك كند و نه وهم و حسش.پس او منزه از آن است كه ما، روى عبادت را متوجه او كنيم.ناگزير واجب مىشود كه از راه تقرب به مقربين او به سوى او تقرب جوييم و مقربين درگاه او همان كسانىاند كه خداى تعالى تدبير شؤون مختلف عالم را به آنان واگذار كرده.ما بايد آنان را ارباب خود بگيريم، نه خداى تعالى را. سپس همانها را معبود خود بدانيم و به سويشان تقرب بجوييم تا آنها به درگاه خدا ما را شفاعت كنند، و ما را به درگاه او نزديك سازند. و اين آلهه و ارباب عبارتند از ملائكه و جن و قديسين از بشر، اينها ارباب و آلهه حقيقى ما هستند.
و اما اين بتها كه در بتكدهها و معابد نصب مىكنند، تمثالهايى از آن ارباب و آلهه هستند، نه اينكه راستى خود اين بتها خدا باشند. چيزى كه هست عوام آنها بسا مىشود كه بين بتها و ارباب آنها فرق نگذاشته، خود بتها را هم مىپرستند همان طور كه ارباب و آلهه را مىپرستند. عرب جاهليت هم اين طور بودند. و همچنين عوامهاى صابئين. بسا مىشود كه فرقى بين بتهاى كواكب و كواكب كه آنها نيز بتهاى ارواح موكل بر آنها هستند، و بين ارواح كه ارباب و آلهه حقيقى نزد خواص صابئين هستند، فرقى نمىگذارند.
به هر حال پس ارباب و آلهه معبود در نزد وثنيت هستند، و اين ارباب موجوداتى ممكن و مخلوقند، چيزى كه هست خداوند اين مخلوقات را از آنجا كه مقرب درگاه خود مىداند موكل بر تدبير عالم كرده و هر يك را بر حسب مقام و منزلتى كه دارد ماموريتى داده.
و اما خود خداى سبحان به غير از خلق كردن و پديد آوردن كار ديگرى ندارد، و او رب ارباب و اله آلهه است.
حال كه اين معانى را متوجه شدى مىتوانى بفهمى كه منظور از آيه مورد بحث كه مىفرمايد:
" وَ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ" چيست؟ منظور همين وثنيت است كه قائلند غير از خدا اربابى دگر هستند، كه امور عالم را تدبير مىكنند، و ربوبيت و تدبير منسوب به ايشان است، نه منسوب به خداى تعالى.
پس در نظر وثنيت اين ارباب مدبر امور هستند، نتيجهاش هم اين است كه پس بايد در مقابل همين ارباب خاضع شد و آنها را عبادت كرد تا ما را از منافعى برخوردار و بلاها و ضررها را دفع كنند. و حتى بايد از اينها تشكر كرد، چون كارها همه به دست آنان است، نه به دست خدا.
پس معلوم شد كه مراد از" اتخاذ اولياء" اين است كه مشركين به غير از خدا اربابى مىگيرند، و خلاصه مىخواهيم بگوييم ولايت و ربوبيت قريب المعنى هستند، چون رب به معناى مالك مدبر است و ولى به معناى مالك تدبير و يا متصدى تدبير است.
و به همين جهت دنبال كلمه" اوليا" مساله عبادت را ذكر كرده و فرموده:" ما نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونا". بنا بر اين، كلمه" الذين" در جمله" وَ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ" مبتدا و خبر آن جمله" إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ ..." مىباشد. و مراد از" الذين" مشركين است كه قائل به ربوبيت شركا و الوهيت آنها هستند، و براى خدا ربوبيت و الوهيتى قائل نيستند، مگر عوام آنها، كه معتقدند خدا هم با ارباب در معبوديت شريك است.
و جمله" ما نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللَّهِ زُلْفى" تفسيرى است براى معناى اتخاذ اوليا به جاى خدا. و اين جمله حكايت كلام مشركين است و يا به تقدير قول است كه در اين صورت تقدير آن" يقولون ما نعبدهم " است، يعنى مىگويند ما شركاء را نمىپرستيم مگر بدين جهت كه آنها ما را قدمى به سوى خدا نزديك كنند.
پس مشركين از خدا به سوى غير خدا عدول كردهاند و اگر مشركشان مىناميم از اين جهت است كه مشركين براى خدا شريك قائل شدهاند، يعنى غير خدا را ارباب و آلهه عالم خواندهاند، و خدا را رب و اله آن ارباب و آلهه ناميدهاند. و اما شركت در خلقت و ايجاد، مطلبى است كه احدى از مشركين و موحدين قائل بدان نيست.
و در جمله" إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ فِي ما هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ" بعضى «1» گفتهاند: ضمير جمع در آن به مشركين و اولياى آنان، يعنى همان خدايان برمىگردد و معنايش اين است كه خدا بين مشركين و بين اولياى ايشان، در آنچه اختلاف دارند حكم مىكند.
و بعضى «2» ديگر گفتهاند: ضمير مزبور در هر دو جا به مشركين و دشمنان آنان، يعنى اهل اخلاص در دين كه از سياق فهميده مىشود برمىگردد، و معناى آن اين است كه:
خداى تعالى بين مشركين و متدينين حكم خواهد كرد.
و كلمه" كفار" در جمله" إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي مَنْ هُوَ كاذِبٌ كَفَّارٌ" به معناى كسى كه نعمتهاى خدا را بسيار كفران مىكند و يا به معناى اين است كه بسيار حق را مىپوشاند. و در اين جمله اشعار بلكه دلالتى است بر اينكه آن حكمى كه خدا در روز قيامت بين مشركين و مخلصين مىكند عليه مشركين است، نه به نفع ايشان. و مىرساند كه مشركين به سوى آتش خواهند رفت. و مراد از" هدايت" در اينجا رساندن به حسن عاقبت است، نه راهنمايى (چون خداى تعالى هدايت به معناى راهنمايى را از هيچ كس دريغ نمىفرمايد).
(1) روح المعانى، ج 23، ص 235.
(2) روح المعانى، ج 23، ص 236.
والله اعلم
والسلام
puyan
Wednesday 1 November 2006, 12:41AM
سلام
جناب امیر (http://www.iranclubs.org/forums/member.php?u=2363)
درباره آنچه نوشته اید مطالبی را عرض میکنم :
1- ظاهرا آنچه نوشته اید از کتاب یا مقاله ایست . اگر نویسنده آن فرد دیگری است خوبست نام وی و یا نام منبع را هم ذکر کنید تا بتوانیم مراجعه کنیم و اگر هم نویسنده آن خودتان هستید که هیچ .
2- من با آنچه درباره عقیده مشرکان در متن شما آمده بود مخالفتی ندارم و با بیشتر مطالب آن موافقم . جالب است که بحث این تاپیک که به کلمه " ندّ " در قرآن پرداخته همسو با مطالب شما در نوشته بالا است . یعنی مشرکان برای الاهه هایشان عاملیتی منفک از خدا در خلقت قایل بودند .
3- آنچه مورد اصرار افراد گروهک شناخته شده است اینست که : آنها با تکیه بر ادعای مشرکان مبنی بر تقرب به الله از طریق الاهه ها وثنها یا الاهه ها را تحت سیطره الله معرفی میکنند و برای آن الاهه ها عاملیت مستقلی از الله قایل نیستند که این مطلب بر اساس بحث این تاپیک و نیز مطالب شما کاملا اشتباه است و خود خداوند نیز در همین آیه ( آیه 3 سوره زمر ) بر دروغگویی مشرکان در این ادعایشان حکم فرموده است .
به عبارت دیگر : مشرکان میگفتند : جهت عبادت الاهه ها فقط تقرب به الله است و خداوند ضمن قراینی که شما در ظاهر آیه و در بخش اول آیه به آنها اشاره کردید و نیز با دروغ شمردن آین ادعا ، عقیده واقعی مشرکان را برملا میسازد . البته درباره عقیده باطل مشرکان در جاهای بسیاری از قرآن مطالب روشنگری آمده که بحث " ندّ " فقط یکی از آنها است .
متشکرم
كاهن
Wednesday 1 November 2006, 03:13PM
سلام
جناب پسرخدا (http://www.iranclubs.org/forums/member.php?u=3674)
شما درباره آیه 3 سوره مبارکه زمر و بحث شرک در آن آیه چیزهایی نوشته اید که من آنها در آیه نمیبینم !
لذا خواهشمندم آنچه که در آیه میبینید و بر اساس آن دلایل خود را میچینید دقیقا و با توجه به متن آیه توضیح بفرمایید .
آنچه در آیه ، قطعیست و شما هم متوجه آن شده اید اینست که : مشرکان ادعا داشتند که وقتی الاهه هایشان را عبادت میکردند مقصودشان این بود که آنها را مایه تقرب خویش به خدا قرار دهند و خداوند با دروغگو خواندن آنها ، این قصدشان را تکذیب میکند و لذا عبادت الاهه ها از سوی مشرکان آن هم به نیت تقرب به خدا یک دروغ بیش نیست و در عبادت الاهه ها موضوع تقرب به الله مطرح نبوده است .
متشکرم
حرف شما درست است ، كسي كه نداند در حال عبادت غير خداست و بخواهد خدا را با عبادت غير خدا بدست آورد مشرك نيست بلكه گمراه است . خداوند مشرك و كافر را قبل از هرچيز دانا و عالم ميداند . كسي كه ميداند در حال شريك گرفتن براي خداست مشرك است و يا كسي كه ميداند حقيقت چيست و آنرا ميپوشاند كافر است نه كسي كه نميداند . در آن آيه هم خداوند در مورد كساني صحبت كرده كه واقعا" مشرك بودند و ميدانستند كه چنين نيتي يعني نزديكي به خدا را نميخواهند ، آنها ميخواستند خدا و خلق خدا را فريب دهند كه به آتش افتادند نه اينكه از سر ناداني غير خدا را عبادت كرده باشند .
از تذكر بجاي شما سپاسگزارم ؛ اگر مقصود شما را درست نفهميدم لطفا" در خصوص رفع شبهه از ترجمه آيه هرچه صلاح ميدانيد بفرماييد تا بنده ندانسته در گناه نيافتاده باشم . :smile07:
كاهن
Wednesday 1 November 2006, 03:22PM
وَإِذَا رَأى الَّذِينَ أَشْرَكُواْ شُرَكَاءهُمْ قَالُواْ رَبَّنَا هَـؤُلاء شُرَكَآؤُنَا الَّذِينَ كُنَّا نَدْعُوْ مِن دُونِكَ فَألْقَوْا إِلَيْهِمُ الْقَوْلَ إِنَّكُمْ لَكَاذِبُونَ «86»
و زمانى كه مشركان كساني را كه شريكان خدا قرار داده بودند ببينند ، مي گويند : پروردگارا! اينان شريكانى هستند كه ما آنها را به جاى تو دعوت ميكرديم [ و اينان سبب گمراهى ما شدند . ] ولى (همان اشخاص ) به آنان پاسخ مي دهند : يقيناً شما دروغگوييد [ زيرا سبب گمراهى شما هواى نفس شما بود . ] « 86»
پس شرك ورزيدن به خالق يكتا محدود به نوعي اعتقاد نيست ( شريك دانستن يا ندانستن ) بلكه دعوت كردن از غير خدا و پيروي بي چون و چرا از كسي كه خالق ما نيست شرك است و مستوجب عذاب . ( در حالي كه بدانيم چه كرده ايم نه در بي خبري و به غير عمد )
با توجه به اين آيات آيا مجاز هستيم معنا و مفهوم كلام خدا را از غير خدا بپرسيم و براي شنيدن از خالق به مخلوق توجه و توكل كنيم ؟!!
( اگر اين كار را بكنيم با پيروي از مخلوق بجاي خالق ، از غير خدا اطاعت كرده ايم و اين كار ما در فعل عمل شرك آلود است و اگر بدانيم كه چه كرده ايم شرك است و اگر ندانيم گمراهي است . پس هدايت گرفتن از غير خدا در هرصورت اشتباه است و بايد فقط و فقط از خدا بخواهيم ما را هدايت كند . كسي كه از خدا ميخواهد هدايتش كند خدا خود به وسايلي كه صلاح بداند او را هدايت ميكند گاه اين وسيله يك كتاب است گاه يك آدم ديگر كه خدا كلام خود را به قلب او القا كرده است ولي درهرصورت هيچ مومني به خدا حق ندارد قبل از دعا به درگاه خدا و تقاضا براي هدايت از خود او ، سراغ غير خدا برود و بخواهد كه او برايش مثلا" دعا كند يا هدايت بطلبد . اين شرك عملي است يا شرك در فعل اگر دانسته شده باشد و گمراهي اگر ندانسته باشد )
دوستان عزيز كلمات داخل پرانتز را اضافه كردم تا شبهه اي نباشد . اسم پسر خدا تبديل شده به كاهن ،
امیر
Thursday 2 November 2006, 01:27AM
سلام
جناب امیر (http://www.iranclubs.org/forums/member.php?u=2363)
درباره آنچه نوشته اید مطالبی را عرض میکنم :
1- ظاهرا آنچه نوشته اید از کتاب یا مقاله ایست . اگر نویسنده آن فرد دیگری است خوبست نام وی و یا نام منبع را هم ذکر کنید تا بتوانیم مراجعه کنیم و اگر هم نویسنده آن خودتان هستید که هیچ .
2- من با آنچه درباره عقیده مشرکان در متن شما آمده بود مخالفتی ندارم و با بیشتر مطالب آن موافقم . جالب است که بحث این تاپیک که به کلمه " ندّ " در قرآن پرداخته همسو با مطالب شما در نوشته بالا است . یعنی مشرکان برای الاهه هایشان عاملیتی منفک از خدا در خلقت قایل بودند .
3- آنچه مورد اصرار افراد گروهک شناخته شده است اینست که : آنها با تکیه بر ادعای مشرکان مبنی بر تقرب به الله از طریق الاهه ها وثنها یا الاهه ها را تحت سیطره الله معرفی میکنند و برای آن الاهه ها عاملیت مستقلی از الله قایل نیستند که این مطلب بر اساس بحث این تاپیک و نیز مطالب شما کاملا اشتباه است و خود خداوند نیز در همین آیه ( آیه 3 سوره زمر ) بر دروغگویی مشرکان در این ادعایشان حکم فرموده است .
به عبارت دیگر : مشرکان میگفتند : جهت عبادت الاهه ها فقط تقرب به الله است و خداوند ضمن قراینی که شما در ظاهر آیه و در بخش اول آیه به آنها اشاره کردید و نیز با دروغ شمردن آین ادعا ، عقیده واقعی مشرکان را برملا میسازد . البته درباره عقیده باطل مشرکان در جاهای بسیاری از قرآن مطالب روشنگری آمده که بحث " ندّ " فقط یکی از آنها است .
متشکرم
با سلام
1- ظاهرا این عبارت واضح بنده را در اول پست ندیدید که :ترجمه تفسير الميزان، ج17، ص: 355
2و3-بحث بنده درباره ادعای شما است لطفا یکبار دیگر به عبارت آبی و بزرگ شده از تفسیر علامه دقت کنید
با تشکر
والسلام
puyan
Friday 10 November 2006, 01:54PM
سلام
جناب امیر (http://www.iranclubs.org/forums/member.php?u=2363)
1- بله شما نوشته بودید و من متوجه نشدم . از این بابت پوزش میطلبم .
2- آنچه من در صدد گفتن آن بوده و هستم همان چیزیست که در عبارت علامه طباطبایی هم موجود است ، یعنی : مشرکان الاهه هایی که ارباب خود میگرفتند بعضا موجوداتی میدانستند که خداوند اموری را به آنها تفویض کرده و کلا در اختیار آنها قرار داده است مثل الاهه باران ، الاهه چه و چه ... . اما نکته مهم اینجاست که آن الاهه ها در توهم آن عده از مشرکان ، تحت سیطره الله نبودند بلکه الاهه ها ضمن آنکه مخلوق خدا بودند ولی خدا با تفویض امر ( مثلا ) باران به آنها ، خود را کنار کشیده است و به عبارت دقیقتر خدا امر باران را به آن الاهه " تفویض " نموده است و یا خیر ، در کنار تاثیر خدا آنها هم جداگانه موثر بودند . در هر یک از این دو صورت ، آن الاهه ها مستقل از خدا موثر در بخشی از خلقت میشدند . این تلقی البته شرک است و از جنس شرک ربوبی است .
بحث قرآن در کلمه " ند " با توجه به معنی دقیق این کلمه ، این موضوع را بخوبی بیان میکند ( هر چند آیات دیگری هم در این موضوع وجود دارد که نتیجه هر یک آنها هم همین نکته است )
3- بهر حال اگر برداشت شما از نوشته علامه غیر از آن چیزیست که بنده توضیح دادم ( و آن را همسو با بحث این تاپیک از آیه قرآن میبینم ) عرض میکنم که من نوشته خود را با توجه به مبانی قرآنی عرض کرده ام ، اگر شما اشتباهی در آن مشاهده مینمایید با توجه به مبانی کتاب و سنت تشریح بفرمایید .
متشکرم
puyan
Sunday 20 July 2008, 07:51PM
سلام
جناب امیر (http://www.iranclubs.org/forums/member.php?u=2363)
1- بله شما نوشته بودید و من متوجه نشدم . از این بابت پوزش میطلبم .
2- آنچه من در صدد گفتن آن بوده و هستم همان چیزیست که در عبارت علامه طباطبایی هم موجود است ، یعنی : مشرکان الاهه هایی که ارباب خود میگرفتند بعضا موجوداتی میدانستند که خداوند اموری را به آنها تفویض کرده و کلا در اختیار آنها قرار داده است مثل الاهه باران ، الاهه چه و چه ... . اما نکته مهم اینجاست که آن الاهه ها در توهم آن عده از مشرکان ، تحت سیطره الله نبودند بلکه الاهه ها ضمن آنکه مخلوق خدا بودند ولی خدا با تفویض امر ( مثلا ) باران به آنها ، خود را کنار کشیده است و به عبارت دقیقتر خدا امر باران را به آن الاهه " تفویض " نموده است و یا خیر ، در کنار تاثیر خدا آنها هم جداگانه موثر بودند . در هر یک از این دو صورت ، آن الاهه ها مستقل از خدا موثر در بخشی از خلقت میشدند . این تلقی البته شرک است و از جنس شرک ربوبی است .
بحث قرآن در کلمه " ند " با توجه به معنی دقیق این کلمه ، این موضوع را بخوبی بیان میکند ( هر چند آیات دیگری هم در این موضوع وجود دارد که نتیجه هر یک آنها هم همین نکته است )
3- بهر حال اگر برداشت شما از نوشته علامه غیر از آن چیزیست که بنده توضیح دادم ( و آن را همسو با بحث این تاپیک از آیه قرآن میبینم ) عرض میکنم که من نوشته خود را با توجه به مبانی قرآنی عرض کرده ام ، اگر شما اشتباهی در آن مشاهده مینمایید با توجه به مبانی کتاب و سنت تشریح بفرمایید .
متشکرم
puyan
Thursday 28 May 2009, 01:05AM
سلام
از آنجا كه بعضي كاربران بر خلاف پاسخهاي مفصلي كه به ادعاهاي آنها درباره عقايد مشرکان و شبیه نبودن آن عقاید با رفتارهای مسلمانان داده شده است به کپی نمودن مقالات نادرست و حاوی مطالب تحریفی و جعلی پرداخته اند و سعی دارند خصوصا شیعیان را که پیروان راستین دین خدا و پایداران بر نظام توحیدی قرآن و عترت هستند گناهکار و مشرک معرفی کنند لذا مناسب دیدم این تاپیک را به روز کنم .
این افراد به دلیل آموختن عقاید و باورهای تقلیدی از آموزه های ضد قرآنی توانایی دفاع از باورهای غلط خود را در مقابل براهین محکم شیعیان ندارند و همواره از روبرو شدن در بحث های علمی فراری هستند .
آنها مانند کودکان خیابانی هستند که تربیت آلوده ای داشته اند و در خیابانها پرسه میزنند و زنگ منازل را میزنند و فرار میکنند . آنها ادعاهای باطل و چندبار پاسخ داده شده را مینویسند و وقتی از آنها خواسته میشود که از سخنان باطل خود دفاع کنند شلوغ کاری و میکنند و بحث را ترک میکنند و میگریزند .
*****************
این تاپیک یکی از نشانه های شرک ربوبی مشرکان در قرآن است .
مخالفان حقیقت میگویند چون مشرکان دارای توحید ربوبی بودند و برخوردشان با الاهه هایشان مانند برخورد شیعه با امامانش بوده پس شیعیان مشرک هستند چون شیعیان هم خدا را همه کاره میدانند و به امامان توسل میکنند .
در حالی که آنها نمیدانند (البته الان دیگر میدانند ولی خودشان را به نادانی میزنند تا بتوانند باز هم مردم را گمراه کنند ) که مشرکان الاهه هایشان را مستقل از خدا دارای شؤونات مستقلی میدانستند ولی شیعیان امامان را بندگان و عباد خدا و حجتهای خدا و تحت فرمان او میدانند .
فاصله عقیده شیعه با عقاید مشرکان فاصله توحید است با شرک .
اعمال و عقاید شیعه کاملا توحیدی و قرآنی است در حالیکه رفتار مشرکان مبتنی بر عقاید ضد خدایی بود که برای خدا شرکائی در امور عالم قائل بودند . شرکائی که خداوند از آنها ایمنی نداشت و به گفته خدا در قرآن در صدد نابود کردن سلطنت خداوند بودند .
اگر صاحبان عقاید ضد شیعی احساس میکنند کمی میتوانند از ادعای باطل خود دفاع کنند به مطالب این مقاله پاسخ دهند .
متشکرم
hady
Thursday 28 May 2009, 05:17AM
در حالی که آنها نمیدانند (البته الان دیگر میدانند ولی خودشان را به نادانی میزنند تا بتوانند باز هم مردم را گمراه کنند ) که مشرکان الاهه هایشان را مستقل از خدا دارای شؤونات مستقلی میدانستند ولی شیعیان امامان را بندگان و عباد خدا و حجتهای خدا و تحت فرمان او میدانند .
با سلام
جناب پویان
بنده و دوستانم بارها برای شما به ذکر آیات خدا پرداختم.
قل من يرزقكم من السماء والأرض أمن يملك السمع والأبصر ومن يخرج الحي من الميت ويخرج الميت من الحي ومن يدبر الأمر
بگو: «چه كسى شما را از آسمان و زمين روزى مىدهد؟ يا چه كسى مالك (و خالق) گوش و چشمهاست؟ و چه كسى زنده را از مرده، و مرده را از زنده بيرون مىآورد؟ و چه كسى امور (جهان) را تدبير مىكند؟»
فسيقولون الله فقل أفلا تتقون(31/يونس)
بزودى (در پاسخ) مىگويند: «خدا»، بگو: «پس چرا تقوا پيشه نمىكنيد (و از خدا نمىترسيد)؟!
قل لمن الأرض ومن فيها إن كنتم تعلمون(84/المؤمنون)
بگو: «زمين و كسانى كه در آن هستند از آن كيست، اگر شما مىدانيد؟!»
سيقولون لله قل أفلا تذكرون(85/المؤمنون)
بزودى (در پاسخ تو) مىگويند: «همه از آن خداست!» بگو: «آيا متذكر نمىشويد؟!»
قل من رب السموت السبع ورب العرش العظيم(86/المؤمنون)
بگو: «چه كسى پروردگار آسمانهاى هفتگانه، و پروردگار عرش عظيم است؟»
سيقولون لله قل أفلا تتقون(87/المؤمنون)
بزودى خواهند گفت: «همه اينها از آن خداست!» بگو: «آيا تقوا پيشه نمىكنيد (و از خدا نمىترسيد و دست از شرك برنمىداريد)؟!»
قل من بيده ملكوت كل شيء وهو يجير ولا يجار عليه إن كنتم تعلمون(88/المؤمنون)
بگو: «اگر مىدانيد، چه كسى حكومت همه موجودات را در دست دارد، و به بى پناهان پناه مىدهد، و نياز به پناهدادن ندارد؟!»
سيقولون لله قل فأنى تسحرون(89/المؤمنون)
خواهند گفت: «(همه اينها) از آن خداست» بگو: «با اين حال چگونه مىگوييد سحر شدهايد (و اين سخنان سحر و افسون است)؟!»
چرا در آیات بالا مشرکین در جواب رسول الله یادی از معبودان خود نمی کنند و فقط می گویند این امور از آن خداست؟ جالب اینجاست هنگامی که سوال می شود پروردگار و صاحب حکومت آسمان و زمین ،پناهنده بی پناهان روزی دهنده کیست بیدرنگ می گفتند الله و یادی از معبودانشان نمی کردند. اما با این همه آیات روشن نمی دانم چرا عده ایی باز هم بر عقیده باطل و پوچ خود پافشاری می کنند و می گویند که مشرکان الاهه هایشان را مستقل از خدا دارای شؤونات مستقلی میدانستند.
هاتو برهانکم ان کنتم صادقین
puyan
Thursday 28 May 2009, 09:40AM
سلام
شهادت حجت خدا و دختر رسول خدا حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها را ، بدست اشقیاء و اهالی جهنم ، بر فرزند داغدارشان ، حجت خدا و وصی رسول خدا و امام حی ، مهدی آل محمد صلی الله علیهم اجمعین تسلیت عرض میکنم .
خداوند با اذن ظهور ولیش مهدی صاحب الزمان ، دستان وی را برای انتقام از دشمنان خدا باز بگذارد تا شاهد انجام آن کاری که حضرت موسی با سامری و گوساله اش کرد با قاتلان مادر گرامی ایشان باشیم .
جناب hady
شما که مقاله من و بحثهای ادامه آن را حتی یک بار نخوانده اید چطور پاسخ میدهید . تا کی میخواهید به آیات قرآن پشت کنید و با چشمان بسته آموخته های غلط خود را تکرار و تکرار کنید . فاین تذهبون ؟
من که پاسخ همین شبهه قدیمی و سوخته را در بحث ذیل همین مقاله داده ام !!! پس چرا دوباره شبهه را مطرح کرده اید ؟
این شبهه پاسخ دیگری هم دارد ولی من به همان پاسخی که در جواب جناب zxcv در صفحه اول همین تاپیک نوشته ام بسنده میکنم .
شما طبق عادت قدیمی آیات قرآن را تقطیع مینمایید تا آن بخش از آیات که به سود شما نیستند در معرض نگاه خوانندگان قرار نگیرند . در ادامه آیات سوره مومنون ( آیات لئن سالتهم ... سیقولن الله ) خداوند مشرکان را به دروغگویی وصف میکند و درباره عقاید مشرکان ( که شما آنها را موحد (!) میدانید ) میفرماید که آنها برای خدا فرزند " ولد " قائلند و این ، از نازلترین و زشت ترین انواع شرک ذاتی است که مشرکان ( به نعبیر شما موحدان ) به آن مبتلا بودند . و این خود سند دیگری است بر شرک ربوبی و ذاتی مشرکان مکه
اگر آیات 84 تا 89 مؤمنون را مینویسید یا به آن استدلال میکنید چرا آیه 90 را حذف میکنید ؟!
چرا آیه 91 را نمیبینید ؟!
چرا چشم بر آیه 92 میبندید ؟!
اینها آیات الهی نیستند ؟ آیا شما به بخشی از قرآن مؤمنید و به بخشی دیگر کافر ، نؤمن ببعض و نکفر ببعض ؟
* بَلْ أَتَيْناهُمْ بِالْحَقِّ وَ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ (90)*
معنای کاذب را میدانید چیست ؟
خدا چه کسی را دروغگو میداند ؟ آنهم با حرف تاکید "ل" (لکاذبون) : حتما دروغ میگویند !!!
مَا اتَّخَذَ اللَّهُ مِنْ وَلَدٍ وَ ما كانَ مَعَهُ مِنْ إِلهٍ إِذاً لَذَهَبَ كُلُّ إِلهٍ بِما خَلَقَ وَ لَعَلا بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ (91)
معنای ولد را چطور ؟ بلدید ؟
لذهب کل اله بما خلق یعنی هر آلهه ای مخلوقاتش را با حتما خودش میبرد . آنهم با حرف تاکید "ل"
لَعَلا بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ یعنی بعضی از الاهه ها بر بعضی دیگر حتما برتری و چیرگی می جستند . آنهم با حرف تاکید "ل"
عالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ فَتَعالى عَمَّا يُشْرِكُونَ (92)
آری خداوند بالاتر از چنین شرکائی است که شما مشرکان برای خدا قائل هستید .
چنین اعتقادات سخیفی فقط اشاره به استقلال الاهه ها از الله دارد و الا اگر الاهه ها همنشین الله و هم عرض و در کنار الله نبودند بلکه تحت سیطره الله بودند در این صورت اصلا "لعلا بعضهم علی بعض" مطرح نبود و معنی نداشت !!! جالب است که شما میگویید مشرکان الله را قبول داشتند ولی خدا میگوید آنها برای خدا فرزند (ولد) قائل بودند !!!
و خداوند خود را بالاتر و منزه از چنین شریکانی میداند که مشرکان برای خدا قائل بودند !
آیا شما همچنان "سیقولون لله" را بیان اعتقاد مشرکان میدانید ؟ یا متوجه شدید که این "الله" یا "لله" گفتن آنها معنای دیگری بجز ادعای شما دارد ؟
متشکرم
hady
Friday 29 May 2009, 06:26PM
* بَلْ أَتَيْناهُمْ بِالْحَقِّ وَ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ (90)*
معنای کاذب را میدانید چیست ؟
خدا چه کسی را دروغگو میداند ؟ آنهم با حرف تاکید "ل" (لکاذبون) : حتما دروغ میگویند !!!
به نام خدا و با سلام
جناب پویان
شما به استناد آیه 90 سوره مومنون می گویید که مشرکان به دروغ بیان می کردند که معتقدندحاکم و خالق جهان الله تعالی می باشد.
پس جواب دهید در آیات زیر مشرکین در چه چیزی دروغگو هستند؟
وإذا رءا الذين أشركوا شركاءهم قالوا ربنا هؤلاء شركاؤنا الذين كنا ندعوا من دونك فألقوا إليهم القول إنكم لكذبون(86/النحل)
و هنگامى كه مشركان معبودهايى را كه همتاى خدا قرار دادند مىبينند، مىگويند: «پروردگارا! اينها همتايانى هستند كه ما به جاى تو، آنها را مىخوانديم! «در اين هنگام، معبودان به آنها مىگويند: «شما دروغگو هستيد! »
جناب پویان
خوب دقت کنید در آیه بالا همان همتایانی که مشرکین برای خدا می پنداشتند در روز قیامت عبادتشان را انکار و آنها را دروغگو خطاب می کنند. اگر قرار باشد این آیات را به بمانند آیات سوره مومنون معنا کنیم به این نتیجه می رسیم که مشرکین در عبادتشان کاملا موحد بودند و کسی را در کنار خدا نمی خواندند.
مَا اتَّخَذَ اللَّهُ مِنْ وَلَدٍ وَ ما كانَ مَعَهُ مِنْ إِلهٍ إِذاً لَذَهَبَ كُلُّ إِلهٍ بِما خَلَقَ وَ لَعَلا بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ (91)
معنای ولد را چطور ؟ بلدید ؟
شما در اینجا به قسمت اول آیه توجه نکردید. مَا اتَّخَذَ اللَّهُ مِنْ وَلَدٍ
آنها می گفتند این خداست که برای خود فرزند (ابناء الله) و یا خاندانی(آل الله) اختیار کرده و مشیت الله تعالی چنین است که ما باید توجه خود را بسوی اینان کنیم تا آنها شفیع ما در نزد خداوند متعال باشند.
سيقول الذين أشركوا لو شاء الله ما أشركنا ولا ءاباؤنا ولا حرمنا من شيء...(148/الاَنعام)
مشركين خواهند گفت كه اگر خدا ميخواست ما و پدرانمان مشرك نميشديم و چيزي را حرام نميكرديم.
در این راه رهبرانشان سعی می نمودند با دروغ بستن بخدا کارها و اعمال خود را بنوعی توجیه کنند.
فويل للذين يكتبون الكتب بأيديهم ثم يقولون هذا من عند الله ليشتروا به ثمنا قليلا فويل لهم مما كتبت أيديهم وويل لهم مما يكسبون(79/البقره)
پس واي بر كساني كه با دست خود كتاب مي نويسند و مي گويند اينها از جانب خدا است براي آنكه آنرا به بهاي ناچيزي بفروشند. پس واي بر آنها به سبب چيزهايي كه با دستشان نوشتند و واي بر آنها از آنچه بدست مي آورند.
اگر مشرکین معبودانشان را کاملا مستقل از خداوند متعال تصور می کزدند پس این عملشان برای چیست؟
جالب است که شما میگویید مشرکان الله را قبول داشتند ولی خدا میگوید آنها برای خدا فرزند (ولد) قائل بودند !!!
بنده در اینجا فقط به ذکر آیه ایی بسنده می کنم.
فَلَمَّا سَمِعَتْ بِمَكْرِهِنَّ أَرْسَلَتْ إِلَيْهِنَّ وَأَعْتَدَتْ لَهُنَّ مُتَّكَأً وَآتَتْ كُلَّ وَاحِدَةٍ مِنْهُنَّ سِكِّيناً وَقَالَتِ اخْرُجْ عَلَيْهِنَّ فَلَمَّا رَأَيْنَهُ أَكْبَرْنَهُ وَقَطَّعْنَ أَيْدِيَهُنَّ وَقُلْنَ حَاشَ لِلَّهِ مَا هذَا بَشَراً إِنْ هذَا إِلَّا مَلَكٌ كَرِيمٌ(31/يوسف)
چون زن عزيز حرف ايشان را شنيد، كسي را پيش آنها فرستاد (دعوتشان كرد) و براي آنها تكيه گاهي آماده كرد و به دست هر يك از آنها كاردي (و ترنجي) داد و به يوسف گفت پيش آنها برو، چون يوسف را ديدند در نظرشان بزرگ (بالاتر از آنكه تصور ميكردند) آمد دستهايشان را (بجاي ترنج) بريدند و گفتند " خدا پاك است "، اين بشر نيست، اين فرشته بزرگواري است.
puyan
Friday 29 May 2009, 06:57PM
سلام
جناب hady
به نکات زیر توجه کنید :
اولا : شما درباره محتوای قرآنی و محکم این مقاله (بحث ند در قرآن) سکوت کردید !
ثانیا : شما در مقابل استدلال من به آیه ( إِذاً لَذَهَبَ كُلُّ إِلهٍ بِما خَلَقَ ) سکوت کردید !
ثالثا : شما در مقابل استدلال من به آیه (لَعَلا بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ ) سکوت کردید !
رابعا : شما پاسخی در برابر دروغگویی مشرکان در آیه 90 سوره مومنون ( إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ ) ارائه نکردید و نقطه تیز ادعای خود را از آیات سوره مومنون برداشتید و دلیلتان را عوض کردید !
خامسا : شما درباره بحث ولد ادعای بی پشتوانه ای مطرح کردید که لازم است یک بار دیگر خودتان آن را بخوانید تا مطمئن شوید آیا هنوز هم بر این حرفتان هستید یا با دیدن و دقت در آیات قرآن متوجه میشوید که باید حرفتان را پس بگیرید ؟!
تمامی موارد بالا نقاط قوت بحث من و نقاط ضعف ادعای مطرح شده از سوی مخالفان قرآن و عترت است .
چون شما جوابی در مقابل بحثهای بالا نداشتید و حتی دلیلتان را عوض کردید (!) من دلیلی برای پاسخ به سوال ساده شما نمیبینم ، و اگر سوال شما را بی پاسخ رها کنم بازهم به قوت استدلال های من خللی وارد نمیشود و ادعای باطل شده مخالفان قرآن و عترت سامان نمیگیرد ! ولی از آنجا که دوستان محترم باشگاه این بحث را ملاحظه خواهند کرد در پست بعدی به سوالتان میپردازم و نکاتی را اشاره میکنم تا موضوع بیش از پیش روشن شود .
متشکرم
puyan
Friday 29 May 2009, 08:15PM
سلام
جناب hady
وإذا رءا الذين أشركوا شركاءهم قالوا ربنا هؤلاء شركاؤنا الذين كنا ندعوا من دونك فألقوا إليهم القول إنكم لكذبون(86/النحل)
و هنگامى كه مشركان معبودهايى را كه همتاى خدا قرار دادند مىبينند، مىگويند: «پروردگارا! اينها همتايانى هستند كه ما به جاى تو، آنها را مىخوانديم! «در اين هنگام، معبودان به آنها مىگويند: «شما دروغگو هستيد! »
جناب پویان
خوب دقت کنید در آیه بالا همان همتایانی که مشرکین برای خدا می پنداشتند در روز قیامت عبادتشان را انکار و آنها را دروغگو خطاب می کنند. اگر قرار باشد این آیات را به بمانند آیات سوره مومنون معنا کنیم به این نتیجه می رسیم که مشرکین در عبادتشان کاملا موحد بودند و کسی را در کنار خدا نمی خواندند.
شما خودتان در مبنای خودتان این آیه را چگونه معنا میکنید ؟ شما که مدعی هستید "مشرکان شرکاء من دون الله را میخواندند و همین کارشان شرک بود " خوب خودتان هم باید این آیه را معنا کنید !!!
حال من از شما میپرسم :
آیا مشرکان غیر خدا را عبادت نمیکردند ؟
پاسخ من به سوال شما کاملا روشن است اما آن را نگه میدارم تا ببینم شما در مبنای خودتان چطور با این آیه کنار می آیید !
به عبارت دیگر سوال از معنای آیه چیزی نیست که حتما من باید پاسخگوی آن باشم (که البته پاسخگو هستم) بلکه خود شما هم باید پاسخ آن را بدهید !!!
نتیجه آنکه شما با سوالتان درباره این آیه نمیتوانید آیه 90 سوره مومنون را پاسخ دهید و این نکته خیلی مهم است !!!
از آنجا که این آیه خللی به استدلال من وارد نمیکند (هر چند پاسخ سوال شما روشن است) پاسخ آن منوط به ارائه معنای آیه در مبنای خودتان میشود .
سيقول الذين أشركوا لو شاء الله ما أشركنا ولا ءاباؤنا ولا حرمنا من شيء...(148/الاَنعام)
مشركين خواهند گفت كه اگر خدا ميخواست ما و پدرانمان مشرك نميشديم و چيزي را حرام نميكرديم.
در این راه رهبرانشان سعی می نمودند با دروغ بستن بخدا کارها و اعمال خود را بنوعی توجیه کنند.
خوب از این آیه چه استفاده ای میکنید ؟ مگر این آیه چه میگوید که شما به عنوان دلیل از آن استفاده کرده اید ؟!!
بنا بر نقل خداوند مشرکان میگفتند : اگر خداوند میخواست ما و پدرانمان شرک نمیورزیدیم .
خوب پیامبران به آنها میگفتند : بله ، خدا خواسته است که شما شرک نورزید ! پس نورزید !
آنها برای خدا شرکاء مستقلی قائل بودند و به پیامبر میگفتند : اگر خدا خواسته اش بر شرک نورزیدن ما تعلق بگیرد ما از کارمان دست میکشیم . پیامبر هم آمده تا بگوید اتفاقا خدا خواسته اش همین است ! پس شما هم از شریک گرفتن برای خدا دست بکشید .
مشکل شما کجاست ؟
این مطالب چه ربطی به نوع شرک ورزیدن آنها دارد ؟
فويل للذين يكتبون الكتب بأيديهم ثم يقولون هذا من عند الله ليشتروا به ثمنا قليلا فويل لهم مما كتبت أيديهم وويل لهم مما يكسبون(79/البقره)
پس واي بر كساني كه با دست خود كتاب مي نويسند و مي گويند اينها از جانب خدا است براي آنكه آنرا به بهاي ناچيزي بفروشند. پس واي بر آنها به سبب چيزهايي كه با دستشان نوشتند و واي بر آنها از آنچه بدست مي آورند.
اگر مشرکین معبودانشان را کاملا مستقل از خداوند متعال تصور می کزدند پس این عملشان برای چیست؟
این آیه چه ربطی به اعتقادات مشرکان دارد ؟ حالتان چطور است ؟!!
این آیه درباره نوشتن مکتوبی و نسبت دادن آن به خدا است . همین !
متشکرم
hady
Sunday 31 May 2009, 11:08PM
به نام خدا و با سلام خدمت همراهان گرامی
شما خودتان در مبنای خودتان این آیه را چگونه معنا میکنید ؟ شما که مدعی هستید "مشرکان شرکاء من دون الله را میخواندند و همین کارشان شرک بود " خوب خودتان هم باید این آیه را معنا کنید !!!
حال من از شما میپرسم :
آیا مشرکان غیر خدا را عبادت نمیکردند ؟
پاسخ من به سوال شما کاملا روشن است اما آن را نگه میدارم تا ببینم شما در مبنای خودتان چطور با این آیه کنار می آیید !
جناب پویان
لطفا از جواب دادن به سوالات طفره نروید. سوال بنده واضح و روشن است مراد إنكم لكذبون در آیه زیر چیست؟
از وإذا رءا الذين أشركوا شركاءهم قالوا ربنا هؤلاء شركاؤنا الذين كنا ندعوا من دونك فألقوا إليهم القول إنكم لكذبون(86/النحل)
و هنگامى كه مشركان معبودهايى را كه همتاى خدا قرار دادند مىبينند، مىگويند: «پروردگارا! اينها همتايانى هستند كه ما به جاى تو، آنها را مىخوانديم! «در اين هنگام، معبودان به آنها مىگويند: «شما دروغگو هستيد! »
در آیه بالا همان همتایانی که مشرکین برای خدا می پنداشتند در روز قیامت عبادتشان را انکار و آنها را دروغگو خطاب می کنند. اگر قرار باشد این آیات را به بمانند آیات سوره مومنون معنا کنیم به این نتیجه می رسیم که مشرکین در عبادتشان کاملا موحد بودند و کسی را در کنار خدا نمی خواندند.
آنها برای خدا شرکاء مستقلی قائل بودند و به پیامبر میگفتند : اگر خدا خواسته اش بر شرک نورزیدن ما تعلق بگیرد ما از کارمان دست میکشیم . پیامبر هم آمده تا بگوید اتفاقا خدا خواسته اش همین است ! پس شما هم از شریک گرفتن برای خدا دست بکشید .
اگر مشرکین برای خدا شرکاء مستقلی قائل بودند، پس دیگر خواست و اراده خدا چه اهمیتی می توانست برای آنها داشته باشد؟
اگر آنها انداد و همتایانی مستقل از خدا متصور بودند پس چرا مطالبی می نویسند و آن را بدروغ بخدا نسبت بدهند؟
ثانیا : شما در مقابل استدلال من به آیه ( إِذاً لَذَهَبَ كُلُّ إِلهٍ بِما خَلَقَ ) سکوت کردید !
در اینجا فقط به ذکر فقل قولی از جناب علامه طباطبایی بسنده می کنم.
که اگر یادتان باشد گفتیم که مشرکین تنها (تدبیر) را به آلهه نسبت مى دهند، نه (ایجاد) را و همه معترفند که ایجاد عالم مخصوص خداى تعالى است ، چیزى که هست در بعضى از جاها تدبیر شکل خلقت به خود مى گیرد، مانند خلقت جزیى از جزئیات که با وجود آن نظام کلى تمامیت پیدا مى کند، که این هر چند نسبت به
خودش خلق است ، اما نسبت به نظام کلى و ما فوق تدبیر است ، پس در حقیقت در آیه مورد بحث مقصود (از ما خلق )، فعل و تدبیر به هم آمیخته مى باشد، و در قرآن کریم کلمه (خلق ) به فعل نسبت داده شده ، مانند آیه (و اللّه خلقکم و ما تعملون ) و آیه (وجعل لکم من الفلک و الانعام ما ترکبون ).
شما درباره بحث ولد ادعای بی پشتوانه ای مطرح کردید که لازم است یک بار دیگر خودتان آن را بخوانید تا مطمئن شوید آیا هنوز هم بر این حرفتان هستید یا با دیدن و دقت در آیات قرآن متوجه میشوید که باید حرفتان را پس بگیرید ؟!
همانگونه که بنده بیان کردم شما در آیه 91 سوره مومنون بقسمت مَا اتَّخَذَ اللَّهُ مِنْ وَلَدٍ توجه نکردید. مشرکین می گفتند وقالوا اتخذ الرحمن ولدا(88/مريم). فرزند مادون و تحت سیطره پدر بشمار می رود و نه مستقل از آن. بعنوان نمونه در انجیل یوحنا می خوانیم
عيسى با صداى بلند اعلام کرد : "هر کسى ايمانش را بر من قرار دهد، آنقدر به من ايمان نداشته باشد که به کسى که مرا فرستاده ايمان دارد؛ ....... زيرا من از پيش خود صحبت نکرده ام؛ نه، پدرى که مرا فرستاد، به من دستور داده است چه بگويم و چگونه صحبت کنم. از آنجاييکه من ميدانم دستورات او يعنى عمر ابدى، هر چه که بگويم، درست همانطور گفته شود که او به من دستور داده است." [يوحنا ( ) ۵۰- ۱۲:۴۴]
در کتاب مقدس به آیات فراوانی بر می خوریم که مسیح خود را تابع امر خداوند متعال دانسته است. با این همه دلایل روشن در تعجبم چگونه جناب پویان می گوید که مشرکین معبودان کاملا مستقلی از الله تعالی برای خود متصور بودند.
چون شما جوابی در مقابل بحثهای بالا نداشتید و حتی دلیلتان را عوض کردید (!) من دلیلی برای پاسخ به سوال ساده شما نمیبینم ، و اگر سوال شما را بی پاسخ رها کنم بازهم به قوت استدلال های من خللی وارد نمیشود و ادعای باطل شده مخالفان قرآن و عترت سامان نمیگیرد ! ولی از آنجا که دوستان محترم باشگاه این بحث را ملاحظه خواهند کرد در پست بعدی به سوالتان میپردازم و نکاتی را اشاره میکنم تا موضوع بیش از پیش روشن شود .
گربه اي به روباهي رسيد .گربه كه فكر مي كرد روباه حيوان باهوش و زرنگي است ، به او سلام كرد و گفت : حالتان چطور است ؟
روباه مغرور نگاهي به گربه كرد و گفت : اي بيچاره ! شكارچي موش ! چطور جرات كردي و از من احوالپرسي مي كني ؟ اصلا تو چقدر معلومات داري ؟ چند تا هنر داري ؟
گربه با خجالت گفت : من فقط يك هنر دارم
روباه پرسيد : چه هنري ؟
گربه گفت : وقتي سگها دنبالم مي كنند ، مي توانم روي درخت بپرم و جانم را نجات بدهم .
روباه خنديد و گفت : فقط همين ؟ ولي من صد هنر دارم . دلم برايت مي سوزد و مي خواهم به تو ياد بدهم كه چطور با يد با سگها برخورد كني .
در اين لحظه يك شكارچي با سگهايش رسيد . گربه فوري از درخت بالا رفت و فرياد زد عجله كن آقا روباه .
تا روباه خواست كاري كنه ، سگها او را گرفتند .
گربه فرياد زد : آقا روباه شما با صد هنر اسير شديد ؟ اگر مثل من فقط يك هنر داشتيد و اين قدر مغرور نمي شديد ، الان اسير نمي شديد .
puyan
Monday 1 June 2009, 10:13AM
سلام
جناب hady
اگر قرار باشد این آیات را به بمانند آیات سوره مومنون معنا کنیم به این نتیجه می رسیم که مشرکین در عبادتشان کاملا موحد بودند و کسی را در کنار خدا نمی خواندند.
خوب آنگونه معنا نکنید !!!
این چه ربطی به آیه 90 سوره مومنون دارد ؟ شما با این فرافکنی نمیتوانید از معنای آیه 90 سوره مومنون شانه خالی کنید !
تاکید میکنم :
شما که مدعی هستید "مشرکان شرکاء من دون الله را میخواندند و همین کارشان شرک بود " خوب خودتان هم باید بتوانید این آیه را معنا کنید !!! اما ظاهرا نمیتوانید !
اگر مشرکین برای خدا شرکاء مستقلی قائل بودند، پس دیگر خواست و اراده خدا چه اهمیتی می توانست برای آنها داشته باشد؟
اگر آنها انداد و همتایانی مستقل از خدا متصور بودند پس چرا مطالبی می نویسند و آن را بدروغ بخدا نسبت بدهند؟
جناب hady
این یکی از آفات نگاه نادرست به آیات قرآن است . شما نادانسته و جاهلانه از این آیه استفاده کردید !!!
اولا : شما نشان دهید که این آیه درباره مشرکان مکه است تا من به شما توضیح دهم منظورشان چیست .
ثانیا : شما ظاهرا در فهم کلمه "شرک" دچار ناتوانی هستید ! فرض کنیم که این آیه درباره مشرکان است (خوشحال نشوید! گفتم فرض میکنیم) چون مشرک یعنی کسی که در امور خود اقلا دو نفر را دخیل میداند یکی خدا و یکی الاهه . من که ادعا نکردم خدا در زندگی مشرک کاملا بی اثر است بلکه سخن از شراکت در امور است پس ممکن است مشرکان چیزی بنویسند و به خدا هم نسبت دهند . مشکل شما کجاست ؟
تکرار میکنم : شما اصلا نمیدانید این آیه درباره مشرکان مکه است یا نه !!!
قولی از جناب علامه طباطبایی
ایشان (علامه طباطبائی)هر فرمایشی داشته باشند به درد شما نمیخورد چون ایشان مشرکان را دارای الاهه های مستقل میدانند (ولو در حوزه خاصی) و لذا ایشان بخوبی عدم شباهت شیعه و مشرکان را مانند من نتیجه میگیرند ...
مرحوم علامه در تفسیر المیزان فرموده اند :
... وقتى چنين شد لازمهاش اين است كه هر يك از اين الهه مفروض در تدبير آنچه راجع به او است مستقل باشد، و لازمه اين استقلال در تدبير هم اين است كه رابطه اتحاد و اتصال در بين انواع تدبيرهاى جاريه در عالم منقطع باشد، و مثلا نظام جارى در عالم انسانى غير از نظامى باشد كه در ساير انواع حيوانات و نباتات و خشكى و ترى عالم و كوه و دشت و آسمان و زمين جريان دارد. و نظام جارى در هر يك از اين نامبردهها غير از نظام جارى در انسان باشد. و معلوم است كه لازمه چنين انقطاع و بينونت فساد آسمانها و زمين و موجودات در آن دو است، و چون مىبينيم كه آسمانها و زمين و آنچه در ميان آنها است تباه و فاسد نشده، پس مىفهميم كه رابطهاى ميان همه آنها هست، و نظام در همه آنها يكى است. از اينجا هم مىفهميم كه پس مدير همه عالم يكى است. 000" إِذاً لَذَهَبَ كُلُّ إِلهٍ بِما خَلَقَ" 000 معناى آن اين است كه: اگر با خدا خدايانى ديگر مىبود، هر يك از آن خدايان از ديگران جدا مىشد، و تدبير مخصوص به خود مىداشت.
لذا نقل قول از ایشان هیچ آبی را برای شما گرم نمیکند .
شما نمیتوانید از ظهور آیه و تصریح خداوند از اعتقاد استقلالی مشرکان درباره الاهه هایشان فرار کنید . خداوند در آیه 91 مومنون بطور واضح این موضوع را بیان کرده است .
(هر کدام از دوستان درباره آن فرمایش علامه (که جناب hady نقل قول کردند )سوال داشتند بطور خصوصی بپرسند تا جواب بدهم )
عيسى با صداى بلند اعلام کرد : "هر کسى ايمانش را بر من قرار دهد، آنقدر به من ايمان نداشته باشد که به کسى که مرا فرستاده ايمان دارد؛ ....... زيرا من از پيش خود صحبت نکرده ام؛ نه، پدرى که مرا فرستاد، به من دستور داده است چه بگويم و چگونه صحبت کنم. از آنجاييکه من ميدانم دستورات او يعنى عمر ابدى، هر چه که بگويم، درست همانطور گفته شود که او به من دستور داده است." [يوحنا ( ) ۵۰- ۱۲:۴۴]
خیلی جالب شد . امیدوارم دوستان شیعه من هم این بحث را ببینند که چگونه شما برای نشان دادن درستی باورهایتان به کتاب انجیل آویخته اید .
جناب hady
بر خلاف شما من برای نشان دادن حقانیت خود به قرآن استناد میکنم و هدایت را از آن میگیرم و برای نشان دادن حقانیت خود نیازی به استناد به انجیل ندارم .
اگر پشتوانه شما انجیل است پشتوانه من قرآن است !
اولا : در اعتقادات مشرکان ، ولد ، شأنی مستقل دارد و تحت سیطره خدا به عنوان پدر نیست . ضمن آنکه اعتقاد به فرزند برای خدا نشاندهنده شرک ذاتی است ! خداوند در قرآن ، اعتقاد مشرکان به ولد را اعتقاد به موجودات مستقلی بیان میکنند که در حکومت پدر ایفاء نقش میکنند و تحت سیطره پدر نیستند .
ثانیا : اما شما بازهم دلیلتان را عوض کردید !!!
در ارسال قبلی ادعا کردید :
این خداست که برای خود فرزند ... اختیار کرده
شما میخواستید زائیدن خدا و بچه داشتن خدا در باور مشرکان را به فرزند گرفتن (فرزند اختیار کردن ) خدا برای خودش تحریف کنید ، ولی الان از آن ادعا دست کشیدید و میگویید :
فرزند مادون و تحت سیطره پدر بشمار می رود و نه مستقل از آن
یعنی از (ادعای اول) نحوه بچه دار شدن خدا دست کشیدید و به (ادعای دوم )نوع قدرت آن بچه ایراد گرفته اید .
اما نه ادعای اولتان ریشه قرآنی دارد و نه ادعای دومتان !!! مگر آنکه از قرآن دست بکشید و به انجیل متوسل بشوید ، همچنانکه متوسل شده اید .
پس مطالب من در پست 23 همچنان برقرار است .
فراموش نکنیم که شما میخواهید بگویید میان اعتقادات مشرکان و شیعیان شباهت وجود دارد در حالی که در اثبات این ادعای باطل ناتوان شده اید . چون مشرکان شرک ذاتی داشتند و بر خلاف آنها ، شیعیان موحدند ، و نیز مشرکان شرک ربوبی داشتند و بر خلاف آنها ، شیعیان ربوبیت عالم را تحت سیطره الله میدانند .
گربه اي به روباهي رسيد .گربه كه فكر مي كرد روباه حيوان باهوش و زرنگي است ، به او سلام كرد و گفت : حالتان چطور است ؟ روباه مغرور نگاهي به گربه كرد و گفت : اي بيچاره ! شكارچي موش ! چطور جرات كردي و از من احوالپرسي مي كني ؟ اصلا تو چقدر معلومات داري ؟ چند تا هنر داري ؟ گربه با خجالت گفت : من فقط يك هنر دارم روباه پرسيد : چه هنري ؟ گربه گفت : وقتي سگها دنبالم مي كنند ، مي توانم روي درخت بپرم و جانم را نجات بدهم . روباه خنديد و گفت : فقط همين ؟ ولي من صد هنر دارم . دلم برايت مي سوزد و مي خواهم به تو ياد بدهم كه چطور با يد با سگها برخورد كني . در اين لحظه يك شكارچي با سگهايش رسيد . گربه فوري از درخت بالا رفت و فرياد زد عجله كن آقا روباه . تا روباه خواست كاري كنه ، سگها او را گرفتند . گربه فرياد زد : آقا روباه شما با صد هنر اسير شديد ؟ اگر مثل من فقط يك هنر داشتيد و اين قدر مغرور نمي شديد ، الان اسير نمي شديد .
روزی یک نفر به دوسش گفت من دیروز به باغ وحش رفته بودم و برای اولین بار حیوانات را از نزدیک دیدم و با آنها عکس گرفتم .
دوستش گفت چه جالب عکسها را به من نشان میدهی ؟
آن فرد یک عکس را از جبیش بیرون آورد و گفت بله یکی از آن عکسها را همراه دارم .
این عکس من است در کنار قفس میمونها . من در وسط و میمونها در اطراف من در قفس هستند .
دوستش که سعی میکرد دقتش را بیشتر کند با تعجب پرسید ؟
گفتی تو کدامشان هستی ؟!! ...
متشکرم
puyan
Tuesday 2 June 2009, 11:16PM
سلام
مطالعه پست 23 را جهت یادآوری دوستان توصیه میکنم .
متشکرم
puyan
Wednesday 3 June 2009, 04:01PM
سلام
همانطور که در متن مقاله و نیز در بحثهای حاشیه آن گفته شده است ، اعتقادات مشرکان مشابهتی با اعتقادات شیعیان (پیروان قرآن و عترت) ندارد .
تمام آیاتی که مخالفان شیعه از جناب zxcv گرفته تا جناب hady و دیگر مدعیان گروهک منحط "فقط قرآن" و یا دیگر مخالفان شیعه مینویسند تا نشان دهند مطابق آیات قرآن اعمال شیعه شرک است کاملا بی ربط بوده و ناشی از قرآن ناشناسی آنها است .
متشکرم
zxcv
Wednesday 3 June 2009, 08:16PM
ولو شئنا لرفعنه بها ولكنه أخلد إلى الأرض واتبع هويه فمثله كمثل الكلب إن تحمل عليه يلهث أو تتركه يلهث ذلك مثل القوم الذين كذبوا بءايتنا فاقصص القصص لعلهم يتفكرون(176/الاَعَراف)
اگر ميخواستيم قدر او را بوسيله آياتمان بالا ميبرديم. ولي او به زمين دل بست و از دلخواه خود پيروي كرد. حكايت او مثل حكايت سگ است كه اگر به او حمله كني، زبانش را از دهان بيرون مياورد و اگر او را ترك كني، باز همين كار را ميكند. اين حكايت افرادي است كه منكر آيات ما شدند. داستانها را به آنها بگو شايد درباره آن فكر كنند.
puyan
Wednesday 3 June 2009, 09:24PM
سلام
جناب zxcv
احتمالا اگر محیط مجازی نبود سنگ بر میداشتی شیشه خانه ما را می شکستی ! منطق که نباشد کار شما به همین چیزها میرسه .
راستی عقب عقب نرو میخوری به جناب hady که پشت شما قایم شده ، هر دوتون میخورید زمین یه بلائی سرتون میاد فردا پس فردا هم تعطیله رو دستمون میمونید .
متشکرم
puyan
Wednesday 3 June 2009, 11:58PM
سلام
جناب zxcv و جناب hady
بعد از مزاحی که در ارسال قبل به عصبانیت شما تقدیم شد ، سخنی را که سالهاست به شما و دیگر مخالفان قرآن و عترت گفته ام مجددا تکرار میکنم .
همانطور که در بحثهای بالا همه اعضاء محترم باشگاه شاهد بودند شما در برابر دلائل آیات قرآن تاب نیاوردید و شخصیت سست گروهک منحط فقط قرآن در برابر آیات قرآن فرو ریخت .
من شما را به بازگشت به اسلام و قرآن و ترک هواپرستی دعوت میکنم .
اما اگر نخواستید وارد فضای عطرآگین قرآن و عترت شوید به شما میگویم : اگر احساس کردید دلیلی برای باورهای خود دارید ما همواره آماده شنیدن و ارائه پاسخ هستیم .
متشکرم
puyan
Saturday 11 July 2009, 12:42PM
سلام
از پشتیبانی باشگاه به جهت حذف نوشته های غیر مرتبطی که در این صفحه نوشته شد تشکر میکنم .
همچنان میبینم که برخی کاربران درباره اعتقادات مشرکان مطالب نادرستی میگویند که بارها به آنها پاسخ داده شده و آنها مجبور به تزک محیط بحث شده اند ولی باز هم به تصور اینکه اعضاء باشگاه فراموش کرده اند دوباره به تکرار شبهات خود میپدارند به امید اینکه کسی در دام بیفتد .
یکی از روشهای این افراد پوشاندن یک بحث با بحث دیگر است (به اصطلاح شاخه به شاخه پریدن ) تا ناتوانی خود را در اداره بحث خود و دفاع از ادعایشان بپوشانند که جناب مهرداد هم، که به خوبی پاسخشان را مرقوم فرموده اند ، به این حربه اشاره کرده اند .
بهر حال تکرار میکنم اگر کسی قائلست مشرکان الاهه هایشان را مستقل از خدا نمیدانند باید جواب آیات قرآن را بدهد !
نام این تاپیک و مقاله ابتدائی آن و همچنین بحثهای صفحات آن همه در جهت روشنگری این حقیقت روشن است که مشرکان الاهه هایشان را مستقل از خدا میپنداشتند و لذا مراودات آنها با اصنام ، شرک محسوب میشد .
متشکرم
puyan
Monday 13 July 2009, 04:45AM
سلام
مدعیانی که الاهه های مشرکان را غیر مستقل میدانند وقتی در موضع بحث و ارائه دلیل قرار میگیرند پنهان میشوند اما وقتی بحث مشرکان به صفحات بعدی میرود دوباره تحریف قرآن را شروع میکنند و الاهه های مشرکان را غیر مستقل معرفی میکنند تا به این وسیله بتوانند به شیعیان که پیروان قرآن و عترت هستند تهمتهای ناروا بزنند و با این کارشان راه محمد بن عبد الوهاب را در پیش گیرند .
متشکرم
hady
Monday 13 July 2009, 03:11PM
آخه به شما چه بگویم
وقتی بنده از قرآن برای شما دلیل آوردم
وقتی بنده از کتب مورد تاییدتان برای شما دلیل و برهان آورم.
وقتیکه حتی از منابع خود همان مشرکین برای شما دلیل و برهان آوردم که تمام آنها الهه های خود را تحت سیطره و امر خداوند متعال متصور هستند اما شما باز ساز خود را می زنید و می گویید نه آنها برای الهه های خود قدرتی مستقل از خداوند متعال متصورند.
حالا تکلیف من با شما چیست؟
باید چه جوابی بشما بدهم.
آیا جزء خاموشی راه حل دیگری هم هست؟
hady
Monday 13 July 2009, 03:20PM
آیات قرآن می گوید:
ويعبدون من دون الله ما لا يضرهم ولا ينفعهم ويقولون هؤلاء شفعؤنا عند الله قل أتنبءون الله بما لا يعلم في السموت ولا في الأرض سبحنه وتعلى عما يشركون(18/يونس)
غير از خدا چيزي را بندگي ميكنند كه ضرري به آنها نميزند و نفعي به آنها نميرساند و ميگويند اينها شفيعان ما پيش خدا هستند. بگو آيا خدا را از چيزي خبردار ميكنيد كه در آسمانها و زمين از آن اطلاعي ندارد؟ او دور از اين حرفها و بالاتر از چيزهائي است كه شريک او ميسازند.
ألا لله الدين الخالص والذين اتخذوا من دونه أولياء ما نعبدهم إلا ليقربونا إلى الله زلفى إن الله يحكم بينهم في ما هم فيه يختلفون إن الله لا يهدي من هو كذب كفار(3/الزمر)
بدانيد كه دين خالص براي خدا است و كساني كه اوليائي غير از خدا براي خود گرفتهاند ميگويند ما اينها را فقط براي اين عبادت ميكنيم كه ما را به خدا نزديك كنند. خدا بين آنها در مورد چيزهائي كه در آن اختلاف دارند حكم ميكند، خدا آدم دروغگوي كافر را هدايت نميكند.
جناب علامه طباطبایی در تفسیرش می گوید:
در سابق در تفسیر سوره هود و سوره های بعد از آن مکرر اشاره کردیم که: نزاع میان بت پرستان و موحدین در یگانگی معبود و تعدد آن نیست ، و خلاصه در اینکه واجب الوجود موجود بالذات است که وجودش از خودش و وجود تمامی موجودات از او است و یکی است ، هیچ اختلافی نیست، بت پرستان نیز قبول دارند . نزاعی که هست در اله به معنای رب و معبود است ، که بت پرست ها بر آن شده اند که تدبیر عالم با طبقاتی که در اجزای آن هست از ناحیه آفریدگار عالم به موجوداتی شریف و مقرب درگاه او واگذار شده که به همین جهت ما باید آنها را بپرستیم ، تا برای ما شفیع درگاه خدا شود ، و ما را به درگاه او قدمی نزدیک تر کنند.
(تفسیر المیزان، جلد 14، صفه 374، سطر 13)
جناب آیت الله مکارم شیرازی می گوید:
کراراَ گفته ایم در میان مشرکان عرب و غیر عرب کمتر کسی پیدا می شد که بتها را خالق و آفریننده بداند، بلکه آنها بتها را به عنوان وساطت و شفاعت در پیشگاه خدا ، و یا به عنوان اینکه سمبل و نشانه ای هستند از وچودهای مقدس اولیاء الله به ضمیمه این بهانه که معبودها باید موجود محسوس باشد تا با آن انس بگیریم ، پرستش می کردند.
تفسیر نمونه ،جلد 21، ص 134، سطر 9.
خدمات متقابل اسلام و ايران (نوشته استاد مطهری)
معبود يا محراب عبادت
فرضا از نظر توجيه جهان و هستي يعني از نظر توحيد در ذات و در خالقيت موحد بوده اند آيا از نظر عمل ، يعني از نظر عكس العمل پرستشي بشر در مقابل پديد آورنده هستي ، روشي توحيد آميز داشته اند يا شرك آميز ؟ توحيد ذاتي و توحيد در خالقيت مستلزم توحيد در عبادت نيست ، اعراب جاهليت از آن نظر غالبا موحد بودند و لئن سئلتهم من خلق السموات و الارض ليقولن الله ( 1 ) اگر از آنها پرسيده شود آفريننده آسمانها و زمين كيست خواهند گفت : خدا . آنها بتها را خالق و آفريننده نمي دانستند بلكه معبود مي دانستند .
غالب بت پرستان جهان چنين بوده اند . عليهذا فرضا آيين زردشتي را از نظر توحيد ذاتي و افعالي ، آييني توحيدي بدانيم كافي نيست كه از نظر عبادت و پرستش نيز توحيدي بدانيم . عبادت زردشتيان از قديم الايام در آتشكده و در پيشگاه آتش بوده است . ماهيت اين عمل چيست ؟ آيا اينها واقعا اهورامزدا را در حضور آتش مي پرستند ، يا خود آتش را ؟ همچنانكه عرب جاهليت در عين اينكه مي گفت هؤلاء شفعاؤنا عند الله ( 2 ) اينها شفيعان و وسائط ما در نزد خدا هستند ، اقرار داشت كه آنها را مي پرستند : " ما نعبدهم الا ليقربونا الي الله زلفي " ( 3 ) ما اينها را نمي پرستيم جز براي اينكه ما را به خداوند متعال نزديك كنند .
كتابخانه تبيان (http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=19665&Language=1) > شخصیتها (http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=19673&ParentID=1700&Language=1) > كتابخانه مطهر (http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=19673&ParentID=15&Language=1) صفحه 104
و در یوحنا یکی از کتب معتبر همان مسیحیانی که بخاطر شرکشان بارها مورد مواخذه خداوند متعال قرار گرفته اند می خوانیم:
عيسى با صداى بلند اعلام کرد : "هر کسى ايمانش را بر من قرار دهد، آنقدر به من ايمان نداشته باشد که به کسى که مرا فرستاده ايمان دارد؛ ....... زيرا من از پيش خود صحبت نکرده ام؛ نه، پدرى که مرا فرستاد، به من دستور داده است چه بگويم و چگونه صحبت کنم. از آنجاييکه من ميدانم دستورات او يعنى عمر ابدى، هر چه که بگويم، درست همانطور گفته شود که او به من دستور داده است." [يوحنا ( ) ۵۰- ۱۲:۴۴]
.
puyan
Monday 13 July 2009, 06:12PM
سلام
آخه به شما چه بگویم
وقتی بنده از قرآن برای شما دلیل آوردم
وقتی بنده از کتب مورد تاییدتان برای شما دلیل و برهان آورم.
وقتیکه حتی از منابع خود همان مشرکین برای شما دلیل و برهان آوردم که تمام آنها الهه های خود را تحت سیطره و امر خداوند متعال متصور هستند اما شما باز ساز خود را می زنید و می گویید نه آنها برای الهه های خود قدرتی مستقل از خداوند متعال متصورند.
حالا تکلیف من با شما چیست؟
باید چه جوابی بشما بدهم.
آیا جزء خاموشی راه حل دیگری هم هست؟
شنیدید ؟
میگویند در یک محله ، یک بچه مزلف زورگیری میکرده و از رهگذران اخاذی میکرده . یک روز یک نفر از آنجا رد میشده که سابقه او را داشته است .آن بچه مزلف خودنمایی کرده و میخواهد که اخاذی کند : "یا هر چی من میگم میگی چشم یا همین جا خیط خیطیت (بخوانید خط خطی )میکنم ! " . آن آقا که نمیخواست کاری با آن بچه داشته باشد وقتی با شاخ و شانه کشیدن او مواجه میشود ، کمی (!) از خجالت او در می آید و درس مختصری (!) به او میدهد ...
وقتی آن آقا داشت رد و میشد و می رفت صدای آن بچه مزلف را شنید که در حالی که داشت از روی زمین بلند میشد و خاکهای لباسش را میتکاند و دماغش را میگرفت میگفت : آی آقا فردا بیایی اینجا همین آش و همین کاسه است !!!
متشکرم
puyan
Monday 13 July 2009, 06:21PM
سلام
جناب hady
مشکل شما چیست ؟
من که درباره تک تک آیات مورد اشاره شما بحث کردم و به شما نشان دادم که برداشت شما از آنها غلط است ! اتفاقا در صفهات قبلی همین تاپیک هم بحث کردم و شما در مقابل آیات قرآن به زانو در آمدید و نتئانستید در مقابل سخن خدا چیزی بگویید و لاجرم بحث را ترک کردید ...
حالا ادعاهای عجیب و غریب میکنید ؟!
... اشکال ندارد . باز هم دلائل قرآن را عرضه میکنم .
متشکرم
puyan
Monday 13 July 2009, 06:43PM
سلام
جناب hady
شما از همانجایی دلیل بیاورید که ادعادارید آن را قبول دارید ( و البته من معتقدم آن را قبول ندارید ) : قرآن
اما درباره سخن بزرگوارانی که نامشان را بردید :
در صفحه قبل به شما نشان دادم که دقیقا در همان جایی که شما از سخن علامه طباطبائی به نفع خودتان استفاده کردید فقط چند خط بعد ایشان توضیحی دادند تا کسی برداشت غلط شما را نکند اما شما ناجوانمردانه آن بخش را نیاوردید !! تا به مقصود خودتان برسید .
سخن علامه را درباره استقلال یا عدم استقلال الاهه ها دوباره برایتان می آورم :
ایشان (علامه طباطبائی)هر فرمایشی داشته باشند به درد شما نمیخورد چون ایشان مشرکان را دارای الاهه های مستقل میدانند (ولو در حوزه خاصی) و لذا ایشان بخوبی عدم شباهت شیعه و مشرکان را مانند من نتیجه میگیرند ...
مرحوم علامه در تفسیر المیزان فرموده اند :
... وقتى چنين شد لازمهاش اين است كه هر يك از اين الهه مفروض در تدبير آنچه راجع به او است مستقل باشد، و لازمه اين استقلال در تدبير هم اين است كه رابطه اتحاد و اتصال در بين انواع تدبيرهاى جاريه در عالم منقطع باشد، و مثلا نظام جارى در عالم انسانى غير از نظامى باشد كه در ساير انواع حيوانات و نباتات و خشكى و ترى عالم و كوه و دشت و آسمان و زمين جريان دارد. و نظام جارى در هر يك از اين نامبردهها غير از نظام جارى در انسان باشد. و معلوم است كه لازمه چنين انقطاع و بينونت فساد آسمانها و زمين و موجودات در آن دو است، و چون مىبينيم كه آسمانها و زمين و آنچه در ميان آنها است تباه و فاسد نشده، پس مىفهميم كه رابطهاى ميان همه آنها هست، و نظام در همه آنها يكى است. از اينجا هم مىفهميم كه پس مدير همه عالم يكى است. 000" إِذاً لَذَهَبَ كُلُّ إِلهٍ بِما خَلَقَ" 000 معناى آن اين است كه: اگر با خدا خدايانى ديگر مىبود، هر يك از آن خدايان از ديگران جدا مىشد، و تدبير مخصوص به خود مىداشت.
لذا لطفا با کلمات علماء شیعه بازی نکنید !
این درباره فرمایش علامه طباطبائی که روشن شد شما سوء استفاده کردید و من ادامه سخن ایشان را به عنوان نمونه آوردم . درباره سایر بزرگان هم این موضوع تکرار میشود ...
اما شما که قرآن را تنها و تنها مرجع خود ادعا ( فقط ادعا) میکنید چرا برای بیان برهان روشن قرآن دست به دامان تفاسیر شدید ؟!! اگر شما سخن بزرگان علماء شیعه را قبول دارید اعلام کنید تا من سخن آنها را در حقانیت شیعه و بطلان خرافه هایی که شما اعتقاد دارید از کتابهای همان بزرگان برایتان بیاورم .
من شما را به قرآن ارجاع میدهم و شما سعی دارید از قرآن فرار کنید !! چرا ؟!
در ادامه دلائل قرآنی بطلان سخن و ادعایتان را دوباره تکرار میکنم .
متشکرم
puyan
Monday 13 July 2009, 06:57PM
سلام
آیات قرآن می گوید:
ويعبدون من دون الله ما لا يضرهم ولا ينفعهم ويقولون هؤلاء شفعؤنا عند الله قل أتنبءون الله بما لا يعلم في السموت ولا في الأرض سبحنه وتعلى عما يشركون(18/يونس)
غير از خدا چيزي را بندگي ميكنند كه ضرري به آنها نميزند و نفعي به آنها نميرساند و ميگويند اينها شفيعان ما پيش خدا هستند. بگو آيا خدا را از چيزي خبردار ميكنيد كه در آسمانها و زمين از آن اطلاعي ندارد؟ او دور از اين حرفها و بالاتر از چيزهائي است كه شريک او ميسازند
خداوند در قرآن که شما آن را بازیچه خود ساخته اید میفرماید :
يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْديهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لا يَشْفَعُونَ إِلاَّ لِمَنِ ارْتَضى وَ هُمْ مِنْ خَشْيَتِهِ مُشْفِقُونَ (28)انبیاء
آنچه فراروى آنان و آنچه پشت سرشان است مىداند، و جز براى كسى كه [خدا] رضايت دهد، شفاعت نمىكنند و خود از بيم او هراسانند
بر اساس این آیه و آیات فراوان دیگر ، عده ای در قیامت شفاعت میکنند و خداوند شفاعتشان را میپذیرد . لذا نمیتوانید منکر اصل شفاعت در قرآن شوید !
اما شفاعت مشرکان از آن رو مشکل داشت که برای شافعین مقامی مستقل قائل بودند و گمان میکردند که خداوند در شفاعت آنها دخل و تصرفی ندارد . و خداوند تصریح میکند که
ما مِنْ شَفيعٍ إِلاَّ مِنْ بَعْدِ إِذْنِه
شفاعتگرى جز پس از اذن او نيست
لذا خداوند شفاعت مورد نظر مشرکان را مردود میداند ! شفاعتی که اذن خداوند در آن بی اثر بود !
متشکرم
puyan
Monday 13 July 2009, 07:05PM
سلام
جناب hady
ألا لله الدين الخالص والذين اتخذوا من دونه أولياء ما نعبدهم إلا ليقربونا إلى الله زلفى إن الله يحكم بينهم في ما هم فيه يختلفون إن الله لا يهدي من هو كذب كفار(3/الزمر)
بدانيد كه دين خالص براي خدا است و كساني كه اوليائي غير از خدا براي خود گرفتهاند ميگويند ما اينها را فقط براي اين عبادت ميكنيم كه ما را به خدا نزديك كنند. خدا بين آنها در مورد چيزهائي كه در آن اختلاف دارند حكم ميكند، خدا آدم دروغگوي كافر را هدايت نميكند.
همانطور که بارها گفته ام و شما را به قرآن دعوت کرده ام و شما چشم بر قرآن بسته اید ، خداوند در این آیه مشرکان را در ادعایشان دروغگو خطاب میکند ! یعنی اینکه قصد آنها از رفتارشان در مقابل بتها تقرب به خدا نبود و خداوند بخاطر این دروغگویی مشرکان ایشان را توبیخ میکند و عبارت آخر آیه بخوبی گویای موضع خدا در برابر این حیله مشرکان است :
إن الله لا يهدي من هو كاذب كفار
در حقيقت، خدا آن كسى را كه دروغپردازِ ناسپاس است هدايت نمىكند
اگر در مقابل سخن خدا دلیلی برای ارائه دارید مودبانه و بدون هیاهو بیان کنید .
هاتُوا بُرْهانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقينَ
«اگر راست مىگوييد، دليل خود را بياوريد.»
متشکرم
hady
Monday 13 July 2009, 10:49PM
سلام
خداوند در قرآن که شما آن را بازیچه خود ساخته اید میفرماید :
يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْديهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لا يَشْفَعُونَ إِلاَّ لِمَنِ ارْتَضى وَ هُمْ مِنْ خَشْيَتِهِ مُشْفِقُونَ (28)انبیاء
آنچه فراروى آنان و آنچه پشت سرشان است مىداند، و جز براى كسى كه [خدا] رضايت دهد، شفاعت نمىكنند و خود از بيم او هراسانند
بر اساس این آیه و آیات فراوان دیگر ، عده ای در قیامت شفاعت میکنند و خداوند شفاعتشان را میپذیرد . لذا نمیتوانید منکر اصل شفاعت در قرآن شوید !
اما شفاعت مشرکان از آن رو مشکل داشت که برای شافعین مقامی مستقل قائل بودند و گمان میکردند که خداوند در شفاعت آنها دخل و تصرفی ندارد . و خداوند تصریح میکند که
ما مِنْ شَفيعٍ إِلاَّ مِنْ بَعْدِ إِذْنِه
شفاعتگرى جز پس از اذن او نيست
لذا خداوند شفاعت مورد نظر مشرکان را مردود میداند ! شفاعتی که اذن خداوند در آن بی اثر بود !
متشکرم
جناب پویان
چرا از جواب دادن طفره می روید؟ چه کسی منکر اصل شفاعت شده بحث ما این است که مشرکین توجه خود را معطوف الهه های باطل خود کرده بودند به این ضمیمه که ما باید برای رسیدن بخدا توجه خود به آنها معطوف کنیم . عقیده خطرناکی که اکثر مذهبیون اسیر آن شده اند.
سخن علامه را درباره استقلال یا عدم استقلال الاهه ها دوباره برایتان می آورم :
ایشان (علامه طباطبائی)هر فرمایشی داشته باشند به درد شما نمیخورد چون ایشان مشرکان را دارای الاهه های مستقل میدانند (ولو در حوزه خاصی) و لذا ایشان بخوبی عدم شباهت شیعه و مشرکان را مانند من نتیجه میگیرند ...
اگر اشتباه نکنم اکثر علمای شیعه از جمله علامه طباطبایی بمانند بنده در جمله "و لئن سئلتهم ... ليقولن الله : اگر از آنها پرسيده شود ...خواهند گفت : خدا" مشرکین را صادق می بینند.
حال آیا می توانید توضیح دهید ایشان در کدام حوزه مشرکان را دارای الاهه های مستقل می دانستند؟
إن الله لا يهدي من هو كاذب كفار
در حقيقت، خدا آن كسى را كه دروغپردازِ ناسپاس است هدايت نمىكند
پس لطفا بیان کنید مراد إنكم لكذبون در آیه زیر چیست؟
از وإذا رءا الذين أشركوا شركاءهم قالوا ربنا هؤلاء شركاؤنا الذين كنا ندعوا من دونك فألقوا إليهم القول إنكم لكذبون(86/النحل)
و هنگامى كه مشركان معبودهايى را كه همتاى خدا قرار دادند مىبينند، مىگويند: «پروردگارا! اينها همتايانى هستند كه ما به جاى تو، آنها را مىخوانديم! «در اين هنگام، معبودان به آنها مىگويند: «شما دروغگو هستيد! »
در آیه بالا همان همتایانی که مشرکین برای خدا می پنداشتند در روز قیامت عبادتشان را انکار و آنها را دروغگو خطاب می کنند. اگر قرار باشد این آیات را به بمانند آیات سوره مومنون و سوره زمر معنا کنیم به این نتیجه می رسیم که مشرکین در عبادتشان کاملا موحد بودند و کسی را در کنار خدا نمی خواندند.
hady
Monday 13 July 2009, 10:55PM
سلام
جناب hady
مشکل شما چیست ؟
من که درباره تک تک آیات مورد اشاره شما بحث کردم و به شما نشان دادم که برداشت شما از آنها غلط است ! اتفاقا در صفهات قبلی همین تاپیک هم بحث کردم و شما در مقابل آیات قرآن به زانو در آمدید و نتئانستید در مقابل سخن خدا چیزی بگویید و لاجرم بحث را ترک کردید ...
:smile57::smile57::smile57:
puyan
Tuesday 14 July 2009, 12:27AM
سلام
جناب hady
:smile57::smile57::smile57:
شما بجای سجده کردن بر من سعی کنید به اسلام وارد شوید !
بیان کنید مراد إنكم لكذبون در آیه زیر چیست؟
لطفا در خلال یک بحث ، سوال جدیدی وارد نکنید !!!
فرض کنید ( گفته ام فرض کنید ) من جواب سوال شما را نمیدانم . این ربطی به ناتوانی شما در سازگار کردن ادعای باطلتان با قرآن ندارد !
بحث ما این است که مشرکین توجه خود را معطوف الهه های باطل خود کرده بودند به این ضمیمه که ما باید برای رسیدن بخدا توجه خود به آنها معطوف کنیم
این که خیلی ساده است . واقعا شما در درک چنین موضوع ساده ای دچار مشکل هستید ؟
این موضوع که به فراوانی در نظامات این دنیایی هم دیده میشود :
مثلا یک مدرسه هم مدیر دارد و هم ناظم دارد و هم معلم .
شاگرد باید هم معلم را راضی کند هم مدیر را و هم ناظم را .
هرچند مدیر مدیر است اما خود مدیر هم میداند که در اداره امور مدرسه بی نیاز از ناظم و معلم نیست و باید در مناسباتش در امور مدرسه جایگاه ناظم و معلم را حفظ کند چرا که بی نیاز از آنها نیست و بلکه از زیراب زنی های آنها در اداره آموزش پروش در امان نیست . مدیر هر چند مدیر است اما بدلیل نیاز و احتیاج سیاست خود را طوری تنظیم میکند که هم از ناظم کار بکشد و هم از ناحیه او آسیب نبیند . ناظم هم میداند که باید مدیر را محترم بدارد چون مدیر است اما در همان حال باید احترام معلم راهم حفظ کند تا نکند از ناحیه معلم جایگاه او در مدرسه تضعیف شود . خواه نا خواه این وسط شاگرد مدرسه هر چند برای تقرب به مدیر مدرسه که شخص اول مدرسه است از ناظم و معلم تقاضای شفاعت میکند که مدیر سال آینده او را ثبت نام کند ولی میداند نمره را آخر سر معلم به او میدهد . مدیر هم میداند اگر شفاعت ناظم یا معلم را رد کند و از آنها نپذیرد ممکن است خودش در معرض خطر قرار گیرد .
در این نظام هم شفاعت ناظم نزد مدیر محفوظ است و هم جایگاه مستقل ناظم و معلم در برابر شاگرد محفوظ است . در ادارات و سایر نظامهای دنیایی هم همین روش جاری است . مثلا در شهرداری میگویند گاهی آبدارچی کاری میکند که رئیس هم مجبور است ساکت شود ...
همین سریال جومونگ را اگر دیده باشید این نظام فکری کاملا در آن دیده میشود .
امپراتور هر چند امپراتور است اما برای حفظ اقتدار خودش نیازمند است به پسرش یا وزیرش باج دهد و در غیر اینصورت از حمایت آنها برخوردار نمیشود . درست است که امپراتور است ولی محتاج است و نیازمند ، و اطرافیان فرزند امپراتور همین که او را راضی کنند برای راه افتادن کارهایشان کافی است هر چند به دلائلی از فرزند امپراتور بخواهند که نزد امپراتور از آنها شفاعت کند و خود فرزند هم در مقابل امپراتور احترام میگذارد و میداند که امپراتور میتواند به او آسیب بزند ولی در همان حال خود امپراتور هم میداند که فرزندش هم میتواند به طریقی او را از تخت سلطنت به زیر بکشد .
چنین نظامی کاملا در تفکرات مشرکان حاکم بود و آیات قرآن به دقت این نظام را برای ما تشریح میکند .
مشرکان از یک سو به الاهه هایشان برای شفاعت نزد خدا مراجعه میکردند ولی خداوند میفرماید مشرکان برای شافعان ، شفاعت بدون اذن قائل بودند یعنی گمان میکردند که شافعان چه خدا بخواهد و چه خدا نخواهد شفاعت میکنند و اتفاقا خداهم شفاعت آنها را قبول میکند !
خداوند با رد شفاعت بدون اذان میفرماید خود آن شافعان ( مثلا ملائکه) گوش به فرمان خدایند ( یعنی مشرکان قائل نبودند که آنها گوش به فرمان خدا هستند !!)
لا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُون
در سخن بر او پيشى نمىگيرند، و خود به دستور او كار مىكنند.
درباره سخن علامه اگر بخواهم وارد بحث شوم شما کوچکترین نقشی در آن بحث نخواهید داشت چون ملاکها و معیارهای ما شیعیان و از جمله علامه طباطبائی با شما تفاوت دارد . لذا سخن ما بحثهای روائی و جهاتی قرآنی دارد که کاملا همانگ با موازین بر حق شیعی است که شما آنها را قبول ندارد . پس اگر میخواهید چنین بحثی گشوده شود باید در مقابل معیارهای حق شیعه زانوی ادب بزنید و من چون این ادب را در شما سراغ ندارم لذا چنین بحثی را با شما آغاز نمیکنم . آنچه مهم است اعتقاد علامه به مستقل بودن الاهه هاست که من عین عبارت ایشان را آوردم و لذا از فرمایش ایشان دستگیره ای برای شما درست نمیشود !
شما اگر میتوانید بر همان معیاری که ( فکر میکنید ) قبول دارید یعنی قرآن وفادار بمانید تا ببینم چگونه این ادعا باطل را که مشرکان الاهه هایشان را مستقل نمیدانستند پشتیبانی میکنید .
متشکرم
سپهران
Thursday 16 July 2009, 02:07PM
سلام
شنیدید ؟
میگویند در یک محله ، یک بچه مزلف زورگیری میکرده و از رهگذران اخاذی میکرده . یک روز یک نفر از آنجا رد میشده که سابقه او را داشته است .آن بچه مزلف خودنمایی کرده و میخواهد که اخاذی کند : "یا هر چی من میگم میگی چشم یا همین جا خیط خیطیت (بخوانید خط خطی )میکنم ! " . آن آقا که نمیخواست کاری با آن بچه داشته باشد وقتی با شاخ و شانه کشیدن او مواجه میشود ، کمی (!) از خجالت او در می آید و درس مختصری (!) به او میدهد ...
وقتی آن آقا داشت رد و میشد و می رفت صدای آن بچه مزلف را شنید که در حالی که داشت از روی زمین بلند میشد و خاکهای لباسش را میتکاند و دماغش را میگرفت میگفت : آی آقا فردا بیایی اینجا همین آش و همین کاسه است !!!
متشکرم
دست مریزادجناب پویان
puyan
Saturday 18 July 2009, 03:26PM
سلام
هر از گاهی سخن از اعتقاد مشرکان به میان می آید و مدعیانی با استناد ناقص و غلط به آیات قرآن اسباب حمله به مسلمانان را فراهم می آورند .
از آنجا که این موضوع جزو اصلی ترین حربه های وهابیت و فرزندان فکری آنها در مقابله با پیروان قرآن و عترت و نیز سایر مسلمانان است لذا با تاکید بیشتر بر آنچه که در این مقاله و بحثهای پیرامونی آن تقدیم داشته ام ، تقاضا دارم هر کس که در این زمینه دارای خلجان فکری است بیان کند تا درباره آن به گفتگو بپردازیم .
متشکرم
hady
Saturday 18 July 2009, 07:34PM
با سلام
لطفا در خلال یک بحث ، سوال جدیدی وارد نکنید !!!
فرض کنید ( گفته ام فرض کنید ) من جواب سوال شما را نمیدانم . این ربطی به ناتوانی شما در سازگار کردن ادعای باطلتان با قرآن ندارد !
جناب پویان
این بحثی بود که خود شما به میان کشیدید بنده فقط جواب مطالب شما را دادم و اینکه شما از جوابگویی امتناع می ورزید عجز شما را در این خصوص می رساند.
مشرکان از یک سو به الاهه هایشان برای شفاعت نزد خدا مراجعه میکردند ولی خداوند میفرماید مشرکان برای شافعان ، شفاعت بدون اذن قائل بودند یعنی گمان میکردند که شافعان چه خدا بخواهد و چه خدا نخواهد شفاعت میکنند و اتفاقا خداهم شفاعت آنها را قبول میکند !
خداوند با رد شفاعت بدون اذان میفرماید خود آن شافعان ( مثلا ملائکه) گوش به فرمان خدایند ( یعنی مشرکان قائل نبودند که آنها گوش به فرمان خدا هستند !!)
لا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُون
در سخن بر او پيشى نمىگيرند، و خود به دستور او كار مىكنند.
جالب است. اینکه مشرکین قدرتی مستقل برای الهه های خود متصور بودند و بعد همان مشرکین بیان می کردند که
ألا لله الدين الخالص والذين اتخذوا من دونه أولياء ما نعبدهم إلا ليقربونا إلى الله زلفى إن الله يحكم بينهم في ما هم فيه يختلفون إن الله لا يهدي من هو كذب كفار(3/الزمر)
بدانيد كه دين خالص براي خدا است و كساني كه اوليائي غير از خدا براي خود گرفتهاند ميگويند ما اينها را فقط براي اين عبادت بندگی ميكنيم كه ما را به خدا نزديك كنند. خدا بين آنها در مورد چيزهائي كه در آن اختلاف دارند حكم ميكند، خدا آدم دروغگوي كافر را هدايت نميكند.
درباره سخن علامه اگر بخواهم وارد بحث شوم شما کوچکترین نقشی در آن بحث نخواهید داشت چون ملاکها و معیارهای ما شیعیان و از جمله علامه طباطبائی با شما تفاوت دارد . لذا سخن ما بحثهای روائی و جهاتی قرآنی دارد که کاملا همانگ با موازین بر حق شیعی است که شما آنها را قبول ندارد . پس اگر میخواهید چنین بحثی گشوده شود باید در مقابل معیارهای حق شیعه زانوی ادب بزنید و من چون این ادب را در شما سراغ ندارم لذا چنین بحثی را با شما آغاز نمیکنم . آنچه مهم است اعتقاد علامه به مستقل بودن الاهه هاست که من عین عبارت ایشان را آوردم و لذا از فرمایش ایشان دستگیره ای برای شما درست نمیشود !
جناب پویان
قصد بنده از نقل مطالب ایشان این بود که نشان دهم حتی نظرات علما و مفسرین درجه یک شیعه (ازجمله علامه طباطبایی مکارم شیرازی و جناب مطهری) با گفته های شما یکی نیست هر چند که شاید در آخر هر دو طرف به یک نتیجه برسید.
puyan
Saturday 18 July 2009, 08:05PM
سلام
پستهای 21 و 23 و 24 و 26 و 38 و 40 را بخوانید و هر وقت جوابتان آماده شد بنویسید و وقت کاربران را هدر ندهید .
متشکرم
puyan
Monday 20 July 2009, 07:42PM
سلام
اما بنده قاطعانه می گویم که این آیه در رابطه با بت پرستان نیست:
اولا:بت پرستان اصولا به خدای غیبی اعتقادی ندارند و اصلا به این خاطر بت پرست شده اند؛چون می خواستند خدایشان را ببینند،و به خداوند یکتا اعتقادی ندارند؛حال شما به من بگویید اینان می آیند که بگویند ما بت ها را می پرستیم که نزد خدا شفاعتمان کنند در حالی که به خدای دیگری اعتقاد ندارند؟؟؟
ثانیا:خداوند در مسائل مهمی همچون شرک هیچگاه جای تردیدی نمی گذارند،آیا نعوذ بالله خداوند نمی توانست به جای کلمه "دون الله" به معنای "غیر خدا" از کلمه "اصنام" به معنای "بت ها" استفاده کند؟ پس قطعا عده ی دیگری از مشرکان مشمول این آیه خواهند شد؟این طور نیست؟
از آنجا که این بحث کاملا مرتبط با اعتقادات مشرکان است لذا آن را به این تاپیک منتقل کردم . از جناب mbl تقاضا دارم ضمن پیگیری بحثشان در این تاپیک نوشته خود را از تاپیک توسل حذف کنند .
البته نتیجه این بحث کاملا مرتبط با بحث توسل است و میتوان آن را در تاپیک توسل در ترازوی عقل و شرع (http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=22366&page=12)پیگیری کرد ولی جهتی که مربوط به اعتقادات مشرکان است مستقل از اصل توسل است .
متشکرم
puyan
Monday 20 July 2009, 07:51PM
سلام
جناب MBL
اولا:بت پرستان اصولا به خدای غیبی اعتقادی ندارند
سند این ادعا چیست ؟
ثانیا:خداوند در مسائل مهمی همچون شرک هیچگاه جای تردیدی نمی گذارند
مگر کسی غیر از این گفته است ؟
اتفاقا سخن من هم همین است : خداوند تصریح میکند که مشرکان الاهه های مستقل از الله را عبادت میکردند .
متشکرم
MBL
Tuesday 21 July 2009, 11:16AM
سند این ادعا چیست ؟
از شما دیگر انتظار نداشتم این گونه پاسخ مرا بدهید
بت پرست یعنی چی؟آره؟یعنی چی؟یعنی کسی که خدا را چون نمی تواند ببیند به خدایان سنگی و چوبی روی می آورد.
MBL
Tuesday 21 July 2009, 11:21AM
اما بنده قاطعانه می گویم که این آیه در رابطه با بت پرستان نیست:
اولا:بت پرستان اصولا به خدای غیبی اعتقادی ندارند و اصلا به این خاطر بت پرست شده اند؛چون می خواستند خدایشان را ببینند،و به خداوند یکتا اعتقادی ندارند؛حال شما به من بگویید اینان می آیند که بگویند ما بت ها را می پرستیم که نزد خدا شفاعتمان کنند در حالی که به خدای دیگری اعتقاد ندارند؟؟؟
ثانیا:خداوند در مسائل مهمی همچون شرک هیچگاه جای تردیدی نمی گذارند،آیا نعوذ بالله خداوند نمی توانست به جای کلمه "دون الله" به معنای "غیر خدا" از کلمه "اصنام" به معنای "بت ها" استفاده کند؟ پس قطعا عده ی دیگری از مشرکان مشمول این آیه خواهند شد؟این طور نیست؟
جواب قانع کننده می خوام؟
MBL
Tuesday 21 July 2009, 11:29AM
لطفا به قسمت های "اولا" و "ثانیا" به طور مجزا و روشن پاسخ دهید!
MBL
Tuesday 21 July 2009, 11:44AM
برای دوستانی که ممکن است تازه در جریان موضوع قرار گرفته باشند این آیه را دوباره تکرار می کنم:
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
الا لله الدین الخالص و الذین اتخذوا من دونه اولیاء ما نعبدهم الا لیقربونا الی الله زلفی ان الله یحکم بینهم فی ماهم فیه یختلفون ان الله لا یهدی من هو کاذب کفار
آگاه باشید که دین خالص مخصوص خداست و آنان که غیر خدا را به عنوان اولیای خود برمی گزینند(و می گویند:)ما آنان را نمی خوانیم مگر برای اینکه ما را به درگاه خدا مقرب گردانند.خدا البته (این عذر نمی پذیرد و) میان آنها در آنچه اختلاف می کنند حکم خواهد کرد که خدا هرگز آن کس را که بسیار دروغگو و کافر نعمت است هدایت نخواهد کرد.
puyan
Tuesday 21 July 2009, 02:03PM
سلام
بت پرست یعنی چی؟آره؟یعنی چی؟یعنی کسی که خدا را چون نمی تواند ببیند به خدایان سنگی و چوبی روی می آورد.
شما با این درجه از آگاهی چطور در مسائل دینی در این باشگاه براحتی اظهار نظر میکنید ؟
اولا:بت پرستان اصولا به خدای غیبی اعتقادی ندارند و اصلا به این خاطر بت پرست شده اند؛چون می خواستند خدایشان را ببینند
بالاخره این حرف را از یک جائی یاد گرفته اید ! لطفا بگویید با چه سندی این ادعا را کرده اید ؟ آیا این محصول تفکرات شخصی خودتان است یا کمی هم قرآن خوانده اید ؟
متشکرم
MBL
Tuesday 21 July 2009, 03:13PM
شما چرا اینقدر از جواب دادن دلهره دارید و سعی دارید با دور کردن ذهن افراد از ماجرا به سوالات من پاسخ ندهید؛به هرحال من کماکان منتظر یک جواب منطقی از سوی شما و دوستانتان هستم!
MBL
Wednesday 22 July 2009, 07:34AM
جناب پویان
خواهشمندم سریعتر به سوالات پاسخ دهید و از انحراف بحث اصلی(توسل در ترازوی عقل و شرع)اجتناب کنید ضمنا من هنوز در تاپیک اثبات یا رد مهدویت منتظر شمایم... نمی خوام بگم جواب ندادن های شما دلیل بر جواب نداشتن هایتان است...
puyan
Wednesday 22 July 2009, 08:54AM
سلام
شما با این درجه از آگاهی چطور در مسائل دینی در این باشگاه براحتی اظهار نظر میکنید ؟
اولا:بت پرستان اصولا به خدای غیبی اعتقادی ندارند و اصلا به این خاطر بت پرست شده اند؛چون می خواستند خدایشان را ببینند
بالاخره این حرف را از یک جائی یاد گرفته اید ! لطفا بگویید با چه سندی این ادعا را کرده اید ؟ آیا این محصول تفکرات شخصی خودتان است یا کمی هم قرآن خوانده اید ؟
متشکرم
MBL
Wednesday 22 July 2009, 01:07PM
پاسخ شما در توسل در ترازوی عقل و شرع و در پست 184 است.
puyan
Wednesday 22 July 2009, 02:23PM
سلام
جناب mbl
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
الا لله الدین الخالص و الذین اتخذوا من دونه اولیاء ما نعبدهم الا لیقربونا الی الله زلفی ان الله یحکم بینهم فی ماهم فیه یختلفون ان الله لا یهدی من هو کاذب کفار
آگاه باشید که دین خالص مخصوص خداست و آنان که غیر خدا را به عنوان اولیای خود برمی گزینند(و می گویند ما آنان را نمی خوانیم مگر برای اینکه ما را به درگاه خدا مقرب گردانند.خدا البته (این عذر نمی پذیرد و) میان آنها در آنچه اختلاف می کنند حکم خواهد کرد که خدا هرگز آن کس را که بسیار دروغگو و کافر نعمت است هدایت نخواهد کرد.
شما نه میدانید و نه میخواهید بدانید و این موضوع البته برای ما اهمیتی هم ندارد لذا به شما توصیه ای در خواندن قرآن و یا مطالعه در این زمینه عقائد مشرکان نمیکنم .
شما نظر من را درباره این آیه و ارتباط آن با عقائد مشرکان میدانید . حال نظر خودتان را درباره مخاطبان این آیه و توضیحی در که باره عقیده مشرکان در این آیه میدهید بیان کنید .
متشکرم
MBL
Wednesday 22 July 2009, 04:02PM
سلام
جناب mbl
شما نه میدانید و نه میخواهید بدانید و این موضوع البته برای ما اهمیتی هم ندارد لذا به شما توصیه ای در خواندن قرآن و یا مطالعه در این زمینه عقائد مشرکان نمیکنم .
شما نظر من را درباره این آیه و ارتباط آن با عقائد مشرکان میدانید . حال نظر خودتان را درباره مخاطبان این آیه و توضیحی در که باره عقیده مشرکان در این آیه میدهید بیان کنید .
متشکرم
دوست عزیز پویان جان
اولا:اتفاقا بنده برخلاف شما؛شما و دوستانتان را خیلی به خواندن قرآن دعوت می کنم.
ثانیا:البته بنده هنوز نظر نهایی شما را در رابطه با این آیه متوجه نشدم(به دلایل مختلف از جمله عدم صراحت در کلام شما و یا شاید هم پارازیت دادن دوستانتان در میان بحث هایمان ،لذا توصیه می کنم به بقیه عزیزان که مادامی که این بحث به نتیجه نرسیده اظهارنظر بیخودی نکنند...)
حال بگذریم...
و اما نظرات بنده در رابطه با این آیه ی شریفه:
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
الا لله الدین الخالص و الذین اتخذوا من دونه اولیاء ما نعبدهم الا لیقربونا الی الله زلفی ان الله یحکم بینهم فی ماهم فیه یختلفون ان الله لا یهدی من هو کاذب کفار
در ابتدای این آیه ما کلمه "الا" را می بینیم که یکی از حروف منادا و به معنای "آگاه باشید" است و ابتدای این آیه به گروه خاصی اشاره ندارد و لذا تمامی آحاد مردم باید به آن دقت کافی داشته باشند.
در عبارت بعدی خداوند متعال صراحتا اعلام می دارند که دین خالص و بدون هیچ گونه آلودگی به شرک؛ریا؛نفاق و ... مخصوص خداست و لذا این آیه همه را به یک امر مهم می خواند که عرض می کنم.
عبارت بعدی ترجمه اش این است: و کسانی که از غیرخدا اولیایی را اختیار می کنند (و می گویند) ما آنها را نمی پرستیم مگر برای اینکه ما را به خداوند نزدیک و مقرب گردانند.خداوند البته(این عذر را نمی پذیرد و)میان آنها درآنچه اختلاف می کنند حکم خواهد کرد؛قطعا خداوند آن کس را که بسیار دروغگو و کافر نعمت است هدایت نخواهد کرد.
در اینجا ما کلمه "دون الله" را داریم به معنای غیر خدا.هر چه خدا نباشد می شود غیر خدا؛چه مسلمان و چه کافر؛چه خوب و چه بد؛چه پیامبر و چه فرشته همه غیر خدایند...
بنابراین؛این آیه مخصوص تمام مخلوقات است... در قسمت بعد آنان می گویند که ما آنها را نمی پرستیم مگر به قصد قرب الهی... دقت کنید که آن مشرکین از کلمه الله به عنوان خدای خود یاد می کنند و قصد قرب به او را دارند پس بت پرست نیستند(در حالی که مشرک هستند)؛اما راهشان راه شرک محض است.در قسمت بعد نیز خداوند به خاطر این عذر غیر عقلانی(برگذیدن غیر خدا به عنوان اولیا و قصد تقرب به خداوند با آن اولیا)را نمی پذیرد و می گوید در باره آنها حکم خواهد کرد و بعد آنها را بسیار دروغگو و بسیار کافر می خواند.
والسلام
mehrdad_123
Wednesday 22 July 2009, 06:12PM
بت پرست یعنی چی؟آره؟یعنی چی؟یعنی کسی که خدا را چون نمی تواند ببیند به خدایان سنگی و چوبی روی می آورد.
:eek:
این دیگر کیست..
.
puyan
Wednesday 22 July 2009, 11:54PM
دوست عزیز پویان جان
اولا:اتفاقا بنده برخلاف شما؛شما و دوستانتان را خیلی به خواندن قرآن دعوت می کنم.
ثانیا:البته بنده هنوز نظر نهایی شما را در رابطه با این آیه متوجه نشدم(به دلایل مختلف از جمله عدم صراحت در کلام شما و یا شاید هم پارازیت دادن دوستانتان در میان بحث هایمان ،لذا توصیه می کنم به بقیه عزیزان که مادامی که این بحث به نتیجه نرسیده اظهارنظر بیخودی نکنند...)
حال بگذریم...
و اما نظرات بنده در رابطه با این آیه ی شریفه:
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
الا لله الدین الخالص و الذین اتخذوا من دونه اولیاء ما نعبدهم الا لیقربونا الی الله زلفی ان الله یحکم بینهم فی ماهم فیه یختلفون ان الله لا یهدی من هو کاذب کفار
در ابتدای این آیه ما کلمه "الا" را می بینیم که یکی از حروف منادا و به معنای "آگاه باشید" است و ابتدای این آیه به گروه خاصی اشاره ندارد و لذا تمامی آحاد مردم باید به آن دقت کافی داشته باشند.
در عبارت بعدی خداوند متعال صراحتا اعلام می دارند که دین خالص و بدون هیچ گونه آلودگی به شرک؛ریا؛نفاق و ... مخصوص خداست و لذا این آیه همه را به یک امر مهم می خواند که عرض می کنم.
عبارت بعدی ترجمه اش این است: و کسانی که از غیرخدا اولیایی را اختیار می کنند (و می گویند) ما آنها را نمی پرستیم مگر برای اینکه ما را به خداوند نزدیک و مقرب گردانند.خداوند البته(این عذر را نمی پذیرد و)میان آنها درآنچه اختلاف می کنند حکم خواهد کرد؛قطعا خداوند آن کس را که بسیار دروغگو و کافر نعمت است هدایت نخواهد کرد.
در اینجا ما کلمه "دون الله" را داریم به معنای غیر خدا.هر چه خدا نباشد می شود غیر خدا؛چه مسلمان و چه کافر؛چه خوب و چه بد؛چه پیامبر و چه فرشته همه غیر خدایند...
بنابراین؛این آیه مخصوص تمام مخلوقات است... در قسمت بعد آنان می گویند که ما آنها را نمی پرستیم مگر به قصد قرب الهی... دقت کنید که آن مشرکین از کلمه الله به عنوان خدای خود یاد می کنند و قصد قرب به او را دارند پس بت پرست نیستند(در حالی که مشرک هستند)؛اما راهشان راه شرک محض است.در قسمت بعد نیز خداوند به خاطر این عذر غیر عقلانی(برگذیدن غیر خدا به عنوان اولیا و قصد تقرب به خداوند با آن اولیا)را نمی پذیرد و می گوید در باره آنها حکم خواهد کرد و بعد آنها را بسیار دروغگو و بسیار کافر می خواند.
والسلام
سلام
اولا : سخن من درباره مضمون این آیه روشن است . شاید کمتر کسی به اندازه من درباره این آیه در این باشگاه بحث کرده باشد . اگر شما که به هر دلیل با دقت نخوانده اید و سخن من را نفهمیده اید ، ممکن است با تکرار در خواندن دریابید .
ثانیا :درباره "الا" سخنی گفته اید که اهمیتی ندارد ! چه "الا" همه را شامل شود و چه نشود ربطی به محتوای آیه و محل بحث در آیه ندارد .
ثالثا : چه منظور بت پرستان باشند و چه مشرکان غیر بت پرست ، این موضوع هیچ ربطی به محتوای آیه و محل بحث ندارد !
شما موضع بحث را نمیدانید کجاست !!!
************************************************************
اما فرض میکنم هر آنچه شما نوشته اید بی کم و کاست درست و کاملا صحیح است .
خوب ، نتیجه ؟
متشکرم
MBL
Sunday 26 July 2009, 03:27PM
چه منظور بت پرستان باشند و چه مشرکان غیر بت پرست ، این موضوع هیچ ربطی به محتوای آیه و محل بحث ندارد !
اتفاقا مهم همین جاست!در طول تاریخ چه فرقه ای به جز شیعه اعتقاد داشته اند که نزد خدا شفیع دارند و این گونه به پای شفیعانشان افتاده اند؟
خداوند در این آیه به کسانی اشاره دارد که غیر او را برگزیده اند:در طول تاریخ فقط یکی بت پرستان بوده اند که این عمل را انجام داده اند و یکی هم شیعیان.حال اگر اثبات شود این آیه در باب بت پرستان نیست(که در پست های قبل بنده این را اثبات کرده ام) پس صدالبته مربوط به مذهب شیعیان است.حالا ربطش رو فهمیدید؟
puyan
Monday 27 July 2009, 12:25AM
سلام
در طول تاریخ چه فرقه ای به جز شیعه اعتقاد داشته اند که نزد خدا شفیع دارند و این گونه به پای شفیعانشان افتاده اند؟
خداوند در این آیه به کسانی اشاره دارد که غیر او را برگزیده اند:در طول تاریخ فقط یکی بت پرستان بوده اند که این عمل را انجام داده اند و یکی هم شیعیان.حال اگر اثبات شود این آیه در باب بت پرستان نیست(که در پست های قبل بنده این را اثبات کرده ام) پس صدالبته مربوط به مذهب شیعیان است.حالا ربطش رو فهمیدید؟
نمیدانم چند بهار از عمر شما گذشته است ولی میدانم که پاییزهای زیادی از آن نگذشته است چرا که پاییز فصل درس و مدرسه است !
مشرکان دوران پیامبر ملائکه را هم میپرستیدند . اینطور نیست ؟
متشکرم
MBL
Monday 27 July 2009, 08:40AM
سلام
نمیدانم چند بهار از عمر شما گذشته است ولی میدانم که پاییزهای زیادی از آن نگذشته است چرا که پاییز فصل درس و مدرسه است !
مشرکان دوران پیامبر ملائکه را هم میپرستیدند . اینطور نیست ؟
متشکرم
اگر کمی از هوشی که خداوند به شما عطا فرموده است استفاده می کردید میفهمیدید که منظور من تاریخ اسلام است یعنی بعد از گسترش اسلام.
puyan
Monday 27 July 2009, 08:48AM
سلام
منظور من تاریخ اسلام است یعنی بعد از گسترش اسلام
پس شما کاری با آیه 3 سوره زمر ندارید ؟ بحث صرفا درباره آیه 3 سوره زمر بوده است .
متشکرم
MBL
Wednesday 29 July 2009, 03:34PM
باز دوباره سفسطه ها به جای پاسخ دادن ها شروع شد!!!
MBL
Wednesday 29 July 2009, 03:43PM
من تا کنون هر سوالی از شما پرسیده ام کاملا واضح بوده و جواب اکثر آنها بیش از دو خط نبوده است؛اما پاسخهای شما فاصله بسیار زیادی با سوالات من داشتند و موضوع را نه برای من بلکه برای خودتان پیچیده میکردید تا کم کم از بحث فاصله بگیرید؛دوستانتان سعی کردند با به حاشیه کشاندن من مرا از ادامه بحث منصرف کنند حتی برای تحریک من به افکارم نسبت افکار شیطانی دادید ولی من باز هم صبر کردم و این تهمت زشت شما را که فقط خدا می داند چه گناه بزرگی است تحمل کردم ولی دیدم واقعا شما حرفی برای گفتن در رابطه با آیه مورد بحثمان نداشتید(زمر3). من ازقضایای دوشرطی؛شرطی؛اجتماع نقیضین؛برهان خلف و ... در صحبت هایم استفاده کردم که تمامی آنها در علم منطق شناخته شده اند ولی بازهم شما جواب منطقی پیدا نکردید چون دائم در حال فرار از موضوع بودید برادر من؛شده تا به حال یک درصد احتمال بدهی که شاید حق با من باشد؟به خدا من بارها این احتمال را برای خودم متصور شدم که شاید حق با شما باشد ولی بعد از آن اینقدر آیه از قرآن به خاطر آوردم که کاملا عقاید شما را در رابطه با توسل نفی کرده بود...
من از این بحث ها هیچ نفعی نبرده ام و نخواهم برد؛ولی مشتاقم که حتی شده یکی از هموطنانم راه خودشو پیدا کنه...
به هر حال من این بحث را تمام شده می دانم و پیروز این بحث را کتاب خدا می دانم مثل همیشه...
می دانم که بعد از این پست یا خودتان و یا دوستانتان دوباره شروع به سر و صدا می کنید ولی دیگر برایم اهمیت ندارد.
نکته مهم:من این بحث را ادمه خواهم داد اگر و تنها اگر یک پاسخ روشن و زیبا و منطقی ارائه شود.
لا اله الا الله محمد رسول الله
puyan
Thursday 30 July 2009, 12:05AM
سلام
کوتاه سخن :
مقاله من و نیز بحثهای من در ادامه آن همگی موجودند .
بخوانید اگر ایرادی به آنها دارید بنویسید . اگر هم ایرادی ندارید بپذیرید .
متشکرم
MBL
Thursday 30 July 2009, 02:19PM
به به چه خوب!
پس لطفا هر کس توانست جواب سوالات مرا از بین پاسخهای پویان به صورت واضح پیدا کند؛خواهشمندم در همین تاپیک به نمایش بگذارد و مشخص کند که جواب هر سوال من در کدام قسمت است.ان شاءالله همگی استفاده خواهیم کرد!!!منتظریم
puyan
Saturday 8 August 2009, 10:30AM
سلام
ما مشغول پاسخ به شما هستیم . شما بیدارید ؟!
اولا : سخن من درباره مضمون این آیه روشن است . شاید کمتر کسی به اندازه من درباره این آیه در این باشگاه بحث کرده باشد . اگر شما که به هر دلیل با دقت نخوانده اید و سخن من را نفهمیده اید ، ممکن است با تکرار در خواندن دریابید .
ثانیا :درباره "الا" سخنی گفته اید که اهمیتی ندارد ! چه "الا" همه را شامل شود و چه نشود ربطی به محتوای آیه و محل بحث در آیه ندارد .
ثالثا : چه منظور بت پرستان باشند و چه مشرکان غیر بت پرست ، این موضوع هیچ ربطی به محتوای آیه و محل بحث ندارد !
شما موضع بحث را نمیدانید کجاست !!!
************************************************************
اما فرض میکنم هر آنچه شما نوشته اید بی کم و کاست درست و کاملا صحیح است .
خوب ، نتیجه ؟
متشکرم
MBL
Saturday 8 August 2009, 11:09AM
بارها و بارها پاسخ شما را داده ام و دیگر ضرورتی ندارد دوباره آنها را تکرار کنم.
از نظر من شما تا زمانی که یک پاسخ روشن به این سوال روشن که : چرا شیعیان را مشمول مشرکان آیه 3 زمر نمیدانید؟ ندهید،صلاحیت بحث را ندارید.
puyan
Saturday 8 August 2009, 11:46AM
سلام
همانطور که مشخص بود شما نه موضع بحث را میدانید و نه اصولا خودتان میدانید که چه میخواهید بگویید . چشم بستن و داد زدن هم عالمی دارد . اینطور نیست ؟
متشکرم
بیان
Saturday 8 August 2009, 02:15PM
سلام
جناب MBL عزیز شما هم چه توقعی داری ها!!!
از چه کسایی با چه عقایدی توضیح میخوای
بیا سرنگار ایه تطهیر (http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=17073&page=6) رو ببین
ببین چطور با یه سوال ساده تمام عقاید سستشون از پایه به لرزه در اومده و در حال فرو ریختنه!!!
شما خودت رو جای اونها بزار. عقاید اونها رو در ذهن خودت مجسم کن. اونوقت ببین اگه تو هم جای اونها بودی میتونستی از چیزی دفاع کنی یا یه مطلب مفید بنویسی یا جواب سوالی رو بدی؟؟؟؟ قطعا هرگز
پس بهشون حق بده که مدام مطالب قبلیشون رو کپی پیست کنن;);)
puyan
Monday 10 August 2009, 05:32PM
سلام
همانطور که مشخص بود شما نه موضع بحث را میدانید و نه اصولا خودتان میدانید که چه میخواهید بگویید . چشم بستن و داد زدن هم عالمی دارد . اینطور نیست ؟
متشکرم
puyan
Tuesday 11 August 2009, 12:28AM
سلام
جناب mbl
دو هفته از پست 62 میگذرد !!!
شما درباره آیه 3 سوره زمر سخنی برای ارائه دارید ؟ بسم الله
آیا باید گمان کنیم که چشم بسته می آیید و مینویسید و میروید ؟
متشکرم
MBL
Tuesday 11 August 2009, 12:46AM
عجب دنیایی شده!.....
خوشبختانه توی این باشگاه فقط من و تو نیستیم پویان جون!!!
بقیه خودشون قضاوت می کنن که کی دائم درحال فراره؟
برای اینکه دوباره دبه در نیاری پس دوباره می پرسم:
اعمال شیعیان(مانند توسل و ... ) به وضوح در آیه ی 3 زمر نهی شده و این آیه عاملین این اعمال را مشرک معرفی می کند.چطور اینرا انکار می کنید؟
puyan
Tuesday 11 August 2009, 12:54AM
سلام
حالا كه بقيه هم هستند پس آرام باشید و مودبانه جواب بدهید .
پست 62 را بخوانید و ادامه دهید !!!
متشکرم
MBL
Tuesday 11 August 2009, 09:27AM
دوباره می پرسم:
اعمال شیعیان(مانند توسل و ... ) به وضوح در آیه ی 3 زمر نهی شده و این آیه عاملین این اعمال را مشرک معرفی می کند.چطور اینرا انکار می کنید؟
puyan
Tuesday 11 August 2009, 09:46AM
سلام
آیه 3 زمر کمترین ارتباطی با شیعیان ندارد .
هر کس ادعایی در این زمینه دارد ، بگوید .
متشکرم
MBL
Tuesday 11 August 2009, 10:24AM
امامان شیعه "دون الله" هستند یا نه؟
یعنی خدایند نعوذ بالله یا غیر خدا؟
puyan
Tuesday 11 August 2009, 10:32AM
سلام
شما هم من دون الله هستید . کسی که از شما ساعت را بپرسد هم مشمول آیه 3 سوره زمر است . بله ؟
متشکرم
puyan
Friday 14 August 2009, 12:24PM
سلام
یکی از روشهای مخالفان قرآن و عترت پوشاندن یک بحث با بحث دیگر است (به اصطلاح شاخه به شاخه پریدن ) تا ناتوانی خود را در اداره بحث خود و دفاع از ادعایشان بپوشانند .
بهر حال تکرار میکنم اگر کسی قائلست مشرکان الاهه هایشان را مستقل از خدا نمیدانند باید جواب آیات قرآن را بدهد !
نام این تاپیک و مقاله ابتدائی آن و همچنین بحثهای صفحات آن همه در جهت روشنگری این حقیقت روشن است که مشرکان الاهه هایشان را مستقل از خدا میپنداشتند و لذا مراودات آنها با اصنام ، شرک محسوب میشد .
متشکرم
hady
Friday 14 August 2009, 12:59PM
و ما همچنان منتظر پاسخگویی جناب پویان هستیم !!!!!!!:smile47::smile47::smile47:
لطفا بیان کنید مراد إنكم لكذبون در آیه زیر چیست؟
از وإذا رءا الذين أشركوا شركاءهم قالوا ربنا هؤلاء شركاؤنا الذين كنا ندعوا من دونك فألقوا إليهم القول إنكم لكذبون(86/النحل)
و هنگامى كه مشركان معبودهايى را كه همتاى خدا قرار دادند مىبينند، مىگويند: «پروردگارا! اينها همتايانى هستند كه ما به جاى تو، آنها را مىخوانديم! «در اين هنگام، معبودان به آنها مىگويند: «شما دروغگو هستيد! »
در آیه بالا همان همتایانی که مشرکین برای خدا می پنداشتند در روز قیامت عبادتشان را انکار و آنها را دروغگو خطاب می کنند. اگر قرار باشد این آیات را به بمانند آیات سوره مومنون و سوره زمر معنا کنیم به این نتیجه می رسیم که مشرکین در عبادتشان کاملا موحد بودند و کسی را در کنار خدا نمی خواندند.
puyan
Friday 14 August 2009, 04:48PM
سلام
آن معبودان راست میگفتند ؟
متشکرم
IRANIAN YOUTH CLUBS
vBulletin 5.5.3, Copyright ©2000-2010, Jelsoft Enterprises Ltd.