نمايش نسخه نهائي : چه نیازی است به علی؟ و چه نیازیست به شناختن او؟(دکتر شریعتی)
ارژنگ
Friday 13 October 2006, 08:33PM
به نام خدا.
سخن خود را با طرح یک سوال آغاز می کنم ،و آن این است که :
« چه نیازی است به علی ؟ و امروز ، چه نیازی است به شناختن علی ؟ »
البته فکر می کنم که این سوال ، فقط از طرف ِ شیعیان ِ علی عنوان نشود ؛
زیرا که برای شیعه ی علی - بخصوص شیعه ای که اکنون هست - این سوال چندان مطرح نیست؛ چرا که علی امام و رهبر است ، پس باید او را شناخت و اصولا به او محتاجیم .
ما فرض را بر این می گذاریم که اساسا نسل جوان ما ، روشنفکر ما و روح ِاین عصر و زمان ِ ما ، این سوال را مطرح می کنند . - یا پیش ِ خود ، و یا خطاب به کسانی که از علی دم می زنند - ؛
و من می خواهم به این سوال جواب دهم ؛
جواب ، نه به کسی که نظر تشیع ، معتقد به علی است ،
و حتی ، نه به کسی که مسلمان است ،
بلکه ، به هر کسی و در هر کجا ،
شیعه یا غیر ِ شیعه ،
مسلمان یا غیر مسلمان ،
مومن یا غیر مومن ؛
فقط به یک شرط :
و آن اینکه سوال کننده ی آن ، انسانی باشد که امروز ، برای انسانیت و برای عدالت و برای آزادی ، در خودش احساس مسولیت می کند و به این اصولی که میان ِ همه ی روشنفکران و احرار جهان مشترک است ، معتقد است :
احرار ،
چه دیندار و چه غیر ِ دیندار ،
همچنانکه حسین به دشمنش می گوید که :
« اگر دین ندارید ، لااقل آزاده باشید » .
:smile07:
ارژنگ
Friday 13 October 2006, 09:33PM
هیچگاه مانند امروز !
می خواهم به همه ی آزادگان و به هر آزاده ی انسانی ، که ستایشگر ارزشهای انسانی است ،
بگویم که چه نیازی به شناخت علی است ،
بالاخص اگر آزاده ی انسان ، روشنفکری باشد که در جامعه ی اسلامی و در شرق زندگی می کند و معتقد به هر مسلک و مکتبی است .
می خواهم بگویم که اگر به یک مذهب خاص هم معتقد نباشی ، باز به شناخت علی نیازمندی ,
که انسان ِ امروز و بالاخص روشنفکر مسئول در جامعه های اسلامی ، به شناختن ِ علی ، بیش از هر قرن ِ دیگر نیازمند است .
درست ، بعکس آنچه روشنفکر می پندارد ، که :
« علی یک شخصیت بزرگ تاریخی است ، متعلق به گذشته ، و امروز نیاز انسان ، احساس ِ انسان و هدف های انسان تغییر کرده و بنابراین طرح مجدد آن سیما ، یک کار ِ کهنه و بی ثمر است » ،
می خواهم بگویم که :
هیچگاه مانند امروز ، بشریت ، و بخصوص روشنفکر ِ گرفتار در جامعه های اسلامی ، به شناختن انسانی بنام علی نیازمند نبوده است .
بارها گفته ام و بار دیگر تکرار می کنم که : انسان ِ امروز به « شناخت » علی نیازمند است ، نه به « محبت و عشق ِ » به او ،
زیرا که عشق و محبت ِ بدون شناخت ، نه تنها هیچ ارزشی ندارد ، بلکه سرگرم کننده و تخدیر کننده و معطل کننده نیز خواهد بود .
کسانی که به نام محبت علی و عشق به مولی ، بدون شناختن مولی و فهم ِ دقیق و درست ِ سخن و راه و هدف ِ او ،
مردم را معطل و سرگردان می کنند ،
نه تنها انسانیت و آزادی و عدالت را نابود می کنند ،
بلکه خود ِ این چهره های عزیز را نیز تباه می سازند و شخصیت خود علی را در زیر ِ این تجلیل های بی ثمر ، مجهول نگه می دارند ،
و باعث می شوند کسانی که تا آخر عمر در محبت ِ مولی وفادار می مانند ، هرگز از سخن و راهنمائی های او بهره ای نگیرند و متوقف و منحط بمانند ،
و آنهائی هم که کمی آگاه می شوند و با جهان ِ امروز آشنا، اصولا این گونه علی ِ بی ثمر و این محبت ِ بی نتیجه را رها کنند و به دنبال شخصیت های دیگر ، الگوهای دیگر و رهبران دیگر بروند .
عشق و محبت علی ، بعد از شناخت اوست که به عنوان عامل نجات انسانیت ، می تواند نقش خود را بازی کند ،
گر چه باز هم عده ای شایع خواهند کرد که « فلانی گفته عشق به علی و محبت مولی بی نتیجه است » ، و دنباله ی سخنان مرا حذف می کنند.
چنانکه در کتابی نوشته بودم که :
« اگر علی نمی بود و حکومت علی نمی بود ، رژیم سیاسی و اجتماعی ابوبکر وعمر - در مقایسه با رژیم خسروها و قیصرها - بعنوان بهترین رژیم هائی که در طول تاریخ بوجود آمده شناخته میشد . اما اینکه این رژیم ها محکوم است ، بخاطر این است که رژیم آنها را با رژیم علی ، و خود ِ آنها را با خود علی می سنجیم و بعد بحق محکوم می کنیم » - این چیزی بود که نوشته بودم -
بعد شنیدم که در بعضی مجالس گفته اند « فلانی گفته رژیم ابوبکر و عمر ، از همه ی رژیم ها در دنیا بهتر است » و بعد آنهائی که در مجلس بوده اند گفته اند که « ای خدا لعنتش کند که همچو حرفی زده است » !
نمی دانم که چرا همیشه با عوام ، که وارد به مسائل علمی نیستند ، صحبت می کنند !
و آنها را که احساساتشان قوی است ، تحریک می کنند .
این یک بحث علمی است ، اگر من اشتباه می کنم باید در یک مباحثه و نقد علمی تصحیح شود .
در کتاب « اسلام شناسی » ، بحثی را مطرح کرده ام و آن اینکه اساس جامعه شناسی در تاریخ و فلسفه ی تاریخ ، مبتنی بر چند اصل است :
1- شخصیت و رهبر 2- ناس ، یعنی توده ی مردم 3- سنت ، یعنی قانون ِ اجتماعی و قانون تاریخ. 4- تصادف ، یعنی شرایط اجتماعی که پیش می آید و خود زائیده ی قوانین علمی ِ دیگری است ؛ و این چهار ، عوامل بزرگی هستند که تاریخ را حرکت می دهند و حرکات ِ اجتماعی را تفسیر می کنند .
این یک بحث علمی است ، ولو درست هم نباشد .
بعد شنیدم ، در مشهد ِ خودمان ، شخصی یک عده از آن آدم های نقلعلی بیچاره را تحریک کرده که « ای مردم ! توی این کتاب فلانی نوشته اساس همه ی تاریخ و جامعه و زندگی و دین بر « ناس » است !
آنها هم چون نزدیک ِ افغانستان هستند ..... !!
ارژنگ
Saturday 14 October 2006, 11:41AM
هر کس که به مفاهیم ِ انسانی معتقد است ، به علی معتقد است
دکتر جرج جرداق ، که بزرگترین انسانی است که علی را به بشریت امروز شناسانده است ، در کتاب « الام علی صوت العدالت الانسانیه » می گوید :
« ای روزگار ، کاش می توانستی همه ی قدرت هایت ،
و ای طبیعت کاش می توانستی همه ی استعدادهایت را در خلق ِ
یک انسان بزرگ ، نبوغ بزرگ و قهرمان بزرگ جمع می کردی ،
و یکبار دیگر به جهان ما ، یک علی ِ دیگر می دادی »
نویسنده ی این کتاب یک طبیب مسیحی است و این نشان می دهد که علی ، تنها در چهارچوب یک فرقه ارزیابی نمی شود ،
بلکه هر انسانی که به مفاهیم ِ انسانی معتقد است ، به علی معتقد است ،
و هر عصری و هر نهضتی که به این ارزش ها معتقد است و برای این هدف ها مبارزه می کند ،
به شناخت علی نیازمند است ،
و مسلما وقتی که او را شناخت ، به او عشق می ورزد ،
و این عشق ، بزرگترین نیروی ِ محرک و بزرگترین قدرت نجات دهنده ی انسان می شود .
به نظر من ، شرح حال علی را می توان در سه دوره ی مشخص تقسیم بندی و بیان نمود .
البته دوره ی کودکی مستثنی است ، زیرا با وجودی که از نظر تکوین شخصیت بسیار مهم است ، از نظر نقش اجتماعی ِ انسان ، اهمیتی ندارد .
سه دوره ی جدا از هم و سه فصل کاملا مشخص ، زندگی ِ علی را می سازند ؛ عنوان ِ هر یک از این فصل ها نیز مشخص است :
دوره ی اول از بعثت ِ پیامبر اسلام آغاز می شود .
علی از آغاز ِ بعثت ، همدست و همگام پیامبر بوده و تا لحظه ی مرگ ی پیامبر ، همدم و همگام ِ او مانده و پیامبر ، در دامان علی جان داده است .
در خانه ی پیامبر زندگی می کرده که اولین پیام وحی رسیده و پذیرفته است .
این دوره 23 سال است ( سیزده سال در مکه و ده سال در مدینه ) .
در سیزده سال مکه ، اسلام برای استقرار ِ هدفش از نظر فکری و اعلام شعارهای ِ مذهبیش و ساختن فرد مبارزه کرده است .
این بحث هنوز هم مطرح است که در یک نهضت ، آیا باید افراد را ساخت تا جامعه ی سالم داشته باشیم ؟
یا از همان اول جامعه ی صالح بسازیم تا افراد سالم داشته باشیم ؟
اساسا ، این بحث ، به هر دو صورت غلط است ،
زیرا که با افراد ِ غیر صالح ، چگونه می توان جامعه ی صالح بنا نمود ؟
و از طرفی اگر بخواهیم همه ی افراد را صالح کنیم ، جامعه ی فاسد ، هرگز امکان این کار را به ما نخواهد داد ، زیرا قدرت های اجتماعی ، آنجا نایستاده اند تا ما مشغول ساختن ِ فرد فرد ِ انسان ها شویم .
اما از جهتی دیگر هر دو فکر درست است ؛
یعنی در مرحله ای خاص ، یک مکتب ، یک رهبر و یک پیام آور ، بر اساس مکتبش افراد را می سازد ؛
این افراد ، که بر اساس ِ این مکتب ساخته و پرورده شده اند ، یک گروه متعهد اجتماعی ، فکری و انقلابی را تشکیل می دهند .
در این مرحله ، دوره ی فرد سازی تمام می شود .
در مرحله ی بعد ، این گروه ِ فکری ِ اجتماعی ِ اعتقادی ، می توانند جامعه را دگرگون سازند و نظام و هدف و حکومت ِ تازه ای را بر اساس فکرشان در جامعه استقرار دهند ،
و آنگاه است که جامعه ، جامعه سازی خودش را آغاز می کند .
در تمام ِ این سالها و در هر دوره ، از اولین لحظه ی بعثت تا لحظه ی مرگ پیامبر ،
علی همدل و همگام ِ او ، و در شدیدترین مهلکه ها ، پیشتاز ِ همگان بوده است .
این دوره ی خاص ِ زندگی ِ علی ، با مرگ پیامبر پایان می پذیرد .
این دوره عنوانی دارد و آن مکتب سازی است ،
یعنی استقرار ِ مکتب در ذهن ِ جامعه و پرورش ِ جامعه بر اساس مکتب ، احیای مکتب و ایجاد ِ ایمان در وجدان ِ زمان و تشکیل یک گروه ِ اعتقادی ، و در یک کلمه مبارزه بخاطر هدف .
این ، فصل ِ اول زندگی علی است . 23 سال ِ اول در زندگی علی ،
23 سال مبارزه بخاطر مکتب است .
ارژنگ
Saturday 14 October 2006, 03:28PM
25 سال سکوت ، مشکل ترین رسالت ِ علی .
بلافاصله بعد از مرگ پیامبر ، وضع و جبهه گیری تغییر پیدا می کند ،
رهبری عوض می شود ،
قدرت ها و نیروها و صف هائی که در داخل ِ حزب ، خاموش و پنهان نشسته بودند و در این عمومیت ِ مباره بخاطر مکتب ، خودشان را نشان نمی دادند ، روی کار آمدند .
جناح ها مشخص شد و قدرت های پنهانی ِ داخلی این حزب نمودار شدند ،
و بعد ، سکوت علی آغاز شد ؛
سکوت ، به این معنی که نمی تواند فریاد بزند ،
زیرا ناگهان می بیند کسانی که 23 سال در کنارش بودند ،
نه عکرمه و ابوجهل و ابوسفیان ها ،
بلکه صمیمی ترین و نزدیک ترین یاران خود ِاو و یاران ِ پیامبر که در 23 سال مبارزه بخاطر مکتب ، همگام ِ او و پیامبر بودند ، اکنون در برابرش ایستاده اند ؛
مبارزه یِ با اینها ، به منزله ی نابود کردن شخصیت های بزرگی است که به هر حال ، در شرایط خاص ِ آن روز ، حفظ قدرت و وحدت اسلامی دردستهای آنها و در شخصیت آنها تبلور پیدا کرده بود .
جناح بندی ها و اختلافات خانوادگی و قدرت های داخلی در اسلام و در میان مسلمین چنان بافت ِ پیچیده ای درست کرده بود که این شخصیت ها که در برابر علی ایستاده اند ، گره ِ این بافت محسوب می شدند ؛
و اگر علی بر روی آنان شمشیر بکشد ، در برابر کسانی شمشیر کشیده که برای پایمال کردن حق او برخاسته اند ،
اما نابود کردن ِ آنها ، یا نابود کردن ِ خود ش - هر دو - به این وحدت ِ نیروی ِ جوان ِ اسلام و مرکزیت قدرت ِ اسلام در مدینه آسیب می زند و نیروئی که بنام اسلام در مدینه بوجود آمده و بر سر همه ی قبایل ِ منافق و قدرت های امپراطوری ستمکار و نظامی ایران و روم سایه ی خودش را گسترده ، از داخل متلاشی خواهد شد .
قدرت های بزرگ خارجی متوجه می شوند که نیروها و رهبران و شخصیت ها اصلی ِ این نهضت بجان هم افتاده اند و این بزرگترین عامل برای هجوم به این قدرت و مرکزیت خواهد بود .
وحدت اسلام در دست کسانی است که از این موقعیت برای حفظ مقام خودشان سوء استفاده کرده اند ،
و بنابراین سکوت علی آغاز می شود .
25 سال ساکت بودن :
این بیست و پنج سال سکوت ، متاسفانه سکوتی است که هم شیعیان در باره اش سکوت کرده اند و هم محققین اهل سنت ،
و این سکوت باعث شده است که ارزش علی و بزرگترین تجلی علی و شهامت علی و فداکاری علی و حق پرستی او در این سکوتش ، بر اذهان و افکار ِ مردم روشن نباشد .
این است که امروز می بینیم حتی پیروانش در این باره که علی بجای پیامبر در مکه خوابیده ، اینهمه تکرار و تجلیل می کنند - در صورتیکه درست است که این فداکاری ِ بزرگی است ، اما نه برای علی - و حتی در باره ی اینکه در ِ بزرگ خیبر را از جا کنده و سپر قرار داده ، بعنوان سمبل شهامت ِ علی ، اینهمه مبالغه می کنند و ارزش و نقش آنرا به رخ افکار عمومی می کشند ،
اما از بزرگترین دوره و سخت ترین رسالت ِ علی که سکوت اوست ، سخنی بمیان نمی آورند ،
و کاش بمیان نیاورند که هر گاه در باره اش صحبت می کنند ، بدترین اتهامات را برای توجیه این سکوت به شخصیت و عظمت علی روا می دارند و آن این است که : « این سکوت از ترس است ! چرا بیعت کرد ؟! اگر نمی کرد می کشتندش ! چرا شمشیر نکشید ؟ می ترسید ! بزور آوردندش و چون بزور آوردندش ، به خلافت ِ باطل رای داد » !
از آخر ِ سال دهم و اول یازدهم که دوره ی مکتب تمام می شود و نفاق و اختلاف در داخل جامعه ی اسلامی بروز می کند ، سکوت علی آغاز می شود و این سکوت تا سال سی و پنج ، یعنی سال ِ انقلاب ِ مردم علیه عثمان و کشته شدن عثمان ادامه دارد .
بیست و پنج سال سکوت برای وحدت .
SAFA
Saturday 28 July 2007, 10:45AM
up>
ارژنگ
Saturday 28 July 2007, 12:21PM
آنچه در عثمان یافت نشد ...
در سال 35 انقلابیون بر گرد علی (ع) جمع می شوند و به خاطر عدالت
- یعنی همان چیزی که در عثمان نیافتند و علیه او قیام کردند -
علی را به حکومت انتخاب می کنند.
دوران حکومت علی 5 سال است.
عنوان ِ این دوره از زندگی علی « مکتب » نیست ؛
زیرا همه ی آن جناح های منافق و مومن ،
به شعارهای اسلامی و اصول اعتقادی و پایه های اساسی این مکتب معتقدند ،
همه به شعارهای اسلامی و اصول اعتقادی و پایه های اساسی این مکتب معتقدند،
همه به توحید و نبوت و معاد و قرآن و به رسالت شخص پیامبر معتقدند.
پس این دوره ، « دوره ی استقرار مبارزه برای مکتب » نیست .
از طرفی ، عنوان ِ این دوره ، « دوره ی سکوت برای وحدت » هم نیست ؛
زیرا که اکنون زمامدار شده است .
« اقلیت » است که باید در برابر « همرزم منافق و مصلحت پرست » خودش سکوت و تحمل کند ، تا به نفع « دشمن » تمام نشود؛
اما اکنون علی به حکومت رسیده است و دیگر بزرگترین رسالتش وحدت نیست ,
« عدالت » است .
بنابراین تمام شرح حال ِ علی به 3 دوره تقسیم می شود :
- دوره ی اول ، 23 سال با پیامبر ، برای استقرار مکتب ؛
- دوره دوم ، 25 سال سکوت در برابر جبهه های داخلی مخالف ، برای وحدت ؛
- دوره ی سوم ، 5 سال حکومت برای استقرار عدالت.
نقش علی را در 23 سال مبارزه برای استقرار مکتب اعتقادی اسلام می شناسیم،
در جبهه های جنگ ، قاطعیت و پیشتازی علی ، و مجری بودن علی در برابر احکام و فرماندهی شخص پیامبر ، از احد و حنین و بدر و خندق و از همه ی صحنه های جنگ او را شنیده ایم ،
و ضربه های او را که بعدا دشمن « در داخل اسلام » ! انتقامش را از خود علی و خاندانش گرفت را می شناسیم .
در خندق ، در برابر ابوسفیان و باندش ، ضربه ای زد که پیامبر ، این ضربه ی عجیب و درست و عمیق را این چنین ارزیابی می کند و می گوید :
« همین یک ضربه ی علی ، از عبادت جن و انس بیشتر می ارزد » !
این ارزیابی کاملا درست و منطقی است ،
زیرا که عبادت مردم ِ هر دو جهان برای تک تک افراد ارزش دارد ،
اما این ضربه است که سرنوشت یک نهضت و « سرنوشت انسان » را تغییر می دهد.
و از این روست که :
« اسلام ِ جهاد » ، بیشتر از « اسلام ِ عبادت ِ هر دو جهان » ارزش دارد.
IRANIAN YOUTH CLUBS
vBulletin 5.5.3, Copyright ©2000-2009, Jelsoft Enterprises Ltd.