PDA

نمايش نسخه نهائي : چرا خال المومنین ام المومنین را کشت؟!


حق جو
Wednesday 11 October 2006, 01:30AM
:قانون(1):

كاربر حق جو
از كاربرد عبارات و الفاظ تنش‌زا و اهانت به عقايد ساير كاربران جدا بپرهيزيد ، باشگاه جوانان ايراني جهت گفتگوي آرام و فارغ از تنش فعاليت مي‌نمايد. در صورت ادامه اين روند عنوان متوقف و شناسه شما با محدوديت نوشتاري مواجه خواهد گرديد.

پشتيباني باشگاه

سپهران
Wednesday 11 October 2006, 02:33PM
جناب حق جو

اگر در زمینه چگونگی مرگ ویا احیانا قتل عایشه مطالب مستندی دارید خواهشمند است مارا نیز بی خبر نگذارید.
1-آیا عایشه به مرگ طبیعی مرد؟
2-آیا به قتل رسید ؟
3-اگر به قتل رسیده قاتل او کیست ؟
4-محل دفن عایشه کجاست ؟

وهر اطلاعات مستند دیگری نیز وجود دارد مشتاق شنیدن هستم .:smile07:


حشر محبان علی با علی

حق جو
Wednesday 11 October 2006, 11:01PM
مدیریت محترم

در متن مقاله لفظ اهانت آمیزی به کار نرفته است و حذف متن مقاله هیچگونه توجیهی ندارد.
اگر مطرح کردن یک تناقض در اعتقادات جرم باشد بسیاری از مقالات تالار باید حذف شوند.


جناب حق جو

اگر در زمینه چگونگی مرگ ویا احیانا قتل عایشه مطالب مستندی دارید خواهشمند است مارا نیز بی خبر نگذارید.
1-آیا عایشه به مرگ طبیعی مرد؟
2-آیا به قتل رسید ؟
3-اگر به قتل رسیده قاتل او کیست ؟
4-محل دفن عایشه کجاست ؟

وهر اطلاعات مستند دیگری نیز وجود دارد مشتاق شنیدن هستم .:smile07:



حشر محبان علی با علی


جناب سپهران

بنا برمستندات تاریخی عایشه به مرگ طبیعی نمرده بلکه توسط معاویه به قتل رسیده است.
در چنین شرایطی چگونه می توان معاویه را خال المومنین وکاتب وحی و خلیفه پیامبر دانست وعایشه را ام المومنین شمرد؟؟

سوره نساء آیه 93
من یقتل مومنا متعمدا فجزائه جهنم خالدا فیها
هر کس مومنی را عمدا به قتل برساند پاداشش دوزخ است که در آن جاودان خواهد بود

بنا بر این آیه، معاویه هرگز ازآتش جهنم خارج نمی شود مگر آنکه عایشه را از دایره ایمان خارج بدانیم
و همانگونه که عرض کردم جمع بین مقامات ایندو از نظر قران محال است.

EHSAN5
Saturday 21 October 2006, 11:12AM
جناب سپهران

بنا برمستندات تاریخی عایشه به مرگ طبیعی نمرده بلکه توسط معاویه به قتل رسیده است.
در چنین شرایطی چگونه می توان معاویه را خال المومنین وکاتب وحی و خلیفه پیامبر دانست وعایشه را ام المومنین شمرد؟؟

سوره نساء آیه 93
من یقتل مومنا متعمدا فجزائه جهنم خالا فیها
هر کس مومنی را عمدا به قتل برساند پاداشش دوزخ است که در آن جاودان خواهد بود

بنا بر این آیه، معاویه هرگز ازآتش جهنم خارج نمی شود مگر آنکه عایشه را از دایره ایمان خارج بدانیم
و همانگونه که عرض کردم جمع بین مقامات ایندو از نظر قران محال است.[/quote]


:D :D :D :D :D :D :D كيف كردم :D :D :D :D :D :D :D :D

دمت گرم اي والله

puyan
Tuesday 31 October 2006, 11:57PM
سلام

محل پایان عمر عایشه و چگونگی از دنیا رفتن او و نیز محل دفن او از مسایلی است که از دوستان مطلع تقاضای طرح آن را داریم .

متشکرم

بهزاد
Wednesday 1 November 2006, 01:24PM
ظاهرا در بقیع در کنار سایر همسران پیامبر دفن هستند

puyan
Saturday 4 November 2006, 02:57AM
ظاهرا در بقیع در کنار سایر همسران پیامبر دفن هستند
سلام

و ظاهرا شما هم باور کرده اید ؟!


متشکرم

بهزاد
Saturday 4 November 2006, 10:50AM
دلیلی برای باور نکردنش پیدا نکردم
اگه دارین به ما هم بگین، شاید ما هم باور نکردیم

حق جو
Saturday 4 November 2006, 03:46PM
جناب پویان شما دلیلتان را بگویید اما تصور نمی کنم ایشان باور کنند!!
به هر حال برای دیگران قابل استفاده است.

بهزاد
Sunday 5 November 2006, 01:50PM
جناب پویان شما دلیلتان را بگویید اما تصور نمی کنم ایشان باور کنند!!


قصاص قبل از جنایت؟:(

حق جو
Sunday 5 November 2006, 04:19PM
قصاص قبل از جنایت؟:(

گذشت زمان هر مخفی را آشکار می کند

محمدمهدی121
Sunday 5 November 2006, 07:49PM
ظاهرا در همان چاه اهکی که معاویه کنده بود همانجاهم دفن شد

امیر
Wednesday 29 November 2006, 02:17PM
بسم الله الرحمن الرحیم



معاویه بن ابی سفیان کرها" به دین اسلام وارد شد نو طوعا"

پسر ابوسفیان و نورچشم هند جگرخوار، هرگز از جنگ با علی(ع) و کشتن هزاران مسلمان مانند عماریاسر(رض) و خزیمه بن ثابت ذوالشهادتین(رض) و دیگران توبه نکرد و اظهار پشیمانی ننمود و خدای متعال در قرآن مجید تصریح فرموده که قاتل یک فرد مومن اگر در قتل او متعمد باشد، محکوم به لعن است تا چه رسد به قاتل هزاران مومن!
"و من یقتل مومنا متعمدا فجزاوه جهنم خالدا فیها و غضب الله علیه و لعنه و اعد له عذابا عظیما"

اگر گفته شود که کشتار معاویه از راه اجتهاد بوده است! جواب آن است که اجتهاد در برابر نص، باطل است یعنی اجتهاد بشمار نمی آید و با وجود نص نبوی(ص) که:
"عمار یاسر را فرقه باغیه می کشند (1) "

اجتهاد معاویه، باطل میباشد و ادامه جنگ از سوی او، قتل عمد محسوب می شده است.

اگر گفته شود که: شاید نص مزکور به معاویه نرسیده بود ؟!
جواب آن است که: کتاب تاریخ از سنی و شیعه این ادعا را تکذیب می کنند ، چنانکه طبری در تاریخ خود اورده که چون در میان جنگ صفین، عمار(رض) به شهادت رسید و خبر نبوی یعنی:
"و یحک یابن سمیه تقتلک الفئه الباغیه"
را برخی از یاران معاویه برای او نقل کردند دست از خونریزی برنداشت و گفت که:
"انما قتل عمار من جاء به!"(تاریخ طبری،ج5،ص41)

آیا کسی که نص نبوی را بدینصورت تاویل کند، مجتهد است یا مغرض؟
اگر قرار باشد که آورنده عمار را به جنگ، قاتل او بشماریم پس باید قاتل حمزه سید الشهدا(رض) را (معاذالله) نیز رسول خدا(ص) بدانیم!!!
ولی آیا معاویه این معنی را نمی فهمید یا دنیا طلبی و عشق به ریاست به او اجازه نمی داد تا نص پیامبر(ص) را بپذیرد و دست از کشتار مسلمانان بردارد؟ مطلب، بسی روشن است .

==========================
پاورقی :

1 ) بخاری در صحیح خود از عکرمه روایت کرده که وی گفت: ابن عباس به من و پسرش علی گفت: در نزد ابوسعید حاضر شوید و از احادیث او استماع کنید، عکرمه گوید: ما در نزد ابوسعید حاضر شدیم در حالیکه در میان باغش به امور باغداری استغال داشت، ابوسعید پس از اینکه ما را دید عبای خود را برداشت و در کناری جلوس کرد.
در ضمن سخن موضوع ساختمان مسجد حضرت رسول به میان آمد، ابوسعید گفت: ما در هر بار یک خشت بر می داشتیم ولیکن عمار بن یاسر دو خشت بر می داشت، پیغمبر(ص) در این هنگام متوجه او شد و خاک های لباس او را پاک کرد و فرمود:
" عمار را گروه ستمکار خواهند کشت، عمار انان را بطرف بهشت دعوت خواهد کرد ولیکن "فئه باغیه" او را به سوی جهنم دعوت می کنند"


متن حدیثی که درپاورقی مقاله آمده است :

صحيح البخاري
كتاب الجهاد والسير
ـ باب مَسْحِ الْغُبَارِ عَنِ النَّاسِ، فِي السَّبِيلِ


2849 ـ حَدَّثَنَا اِبْرَاهِيمُ بْنُ مُوسَى، اَخْبَرَنَا عَبْدُ الْوَهَّابِ، حَدَّثَنَا خَالِدٌ، عَنْ عِكْرِمَةَ، اَنَّ ابْنَ عَبَّاسٍ، قَالَ لَهُ وَلِعَلِيِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ ائْتِيَا اَبَا سَعِيدٍ فَاسْمَعَا مِنْ حَدِيثِهِ‏.‏ فَاَتَيْنَاهُ وَهُوَ وَاَخُوهُ فِي حَائِطٍ لَهُمَا يَسْقِيَانِهِ، فَلَمَّا رَانَا جَاءَ فَاحْتَبَى وَجَلَسَ فَقَالَ كُنَّا نَنْقُلُ لَبِنَ الْمَسْجِدِ لَبِنَةً لَبِنَةً، وَكَانَ عَمَّارٌ يَنْقُلُ لَبِنَتَيْنِ لَبِنَتَيْنِ، فَمَرَّ بِهِ النَّبِيُّ صلى الله عليه وسلم وَمَسَحَ عَنْ رَاْسِهِ الْغُبَارَ وَقَالَ ‏
"‏ وَيْحَ عَمَّارٍ، تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ، عَمَّارٌ يَدْعُوهُمْ اِلَى اللَّهِ وَيَدْعُونَهُ اِلَى النَّارِ ‏"‏‏.‏



برگرفته از سایت sonnat.org با اندکی تصرف
با تشکر
والسلام

امیر
Wednesday 29 November 2006, 02:23PM
آیا میتوان به معاویه خال المومنین گفت ؟!



جواب : خیر ، نمیتوان گفت


تفسير المنير، ج‏21، ص: 251

جعلت أزواج النبي صلّى اللّه عليه و سلّم أمهات المؤمنين في وجوب التعظيم و البرّ و الإجلال، و حرمة النكاح على الرجال، و تحريم النظر إليهن، و حجبهن عن الرجال، بخلاف الأمهات. و هذه الأمومة لا توجب ميراثا كأمومة التبني، و جاز تزويج بناتهن، و لا يجعلن أخوات للناس، و لا أخوالهن أخوال المؤمنين و خالاتهم، فقد تزوج الزبير أسماء بنت أبي بكر الصديق، و هي أخت عائشة، و لم يقل: هي خالة المؤمنين. و لا يقال لمعاوية و أمثاله خال المؤمنين.

والسلام

حق جو
Wednesday 29 November 2006, 03:11PM
جناب امیر

مگرجز این است که علمای شما از پیامبر(ص) نقل می کنند که فرمود:
اصحاب من ستاره های آسمانند به هر کدام اقتدا کنید هدایت
می شوید
اهل سنت از یک سو معاویه را صحابی و کاتب وحی و ستاره آسمان می دانند واز سوی دیگربرای اعمال زشت او که مورخان سنی نقل کرده اند توجیهی ندارند
آیا با اقتدای به معاویه می توان هدایت شد؟ !!!

امیر
Thursday 30 November 2006, 12:58AM
بسم الله الرحمن الرحیم

( اصحابی کالنجوم بایهم اقتدیتم اهتدیتم )


علماء بزرگ اهل سنت گفته اند که این حدیث از پیامبر صادر نشده است وسند این حدیث ضعیف می باشد (سند روایت یعنی اینکه کسی میگوید من از فلان شخص این حدیث را شنیدم وآن شخص از شخص دیگری تا همین طور برسد به یکی از صحابی واو بگوید این را پیامبر فرموده است حال اگر این سلسله افرادی که ناقل حدیث هستند اگر یکی از آنها دروغگو باشد یا حافظه اش ضعیف باشد این حدیث سندش ضعیف است.)

اسامی بعضی از علماء اهل سنت که میگویند این حدیث صحیح نیست وسند آن اشکال دارد:

احمد بن حنبل : امام فرقه حنابله که یکی از چهار فرقه اهل سنت دراحکام شرعی است وصاحب تالیفات بسیاری است مثل مسند احمد که یکی از مهم ترین کتابهای اهل سنت است . او می گوید : این حدیث صحیح نیست که ابن امیر الحاج در کتاب التقریر والتعبیر این مطلب را ذکر کرده است
(رجوع شود به شرح این کتاب به نام التیسیر ج3 ص243 )

ابن قدامه هم این کلام احمد بن حنبل را در کتابش به نام المنتخب نقل می کند.

المزنی شاگرد شافعی امام فرقه شافعیه اهل سنت که می گوید : اگر این حدیث از پیامبر درست باشد ما باید بگوییم که هر چه از ایشان (صحابه) نقل شده است درست است وهمه صحابه مورد اطمینان هستند وهیچ کدام فاسق ودروغگو نیستند در حالی که این حرف نزد ما اعتباری ندارد وصحیح نیست .
(جامع بیان العلم لابن عبد البر ج3 ص 89و90 )

(اعلام الموقعین ج2 ص223 البحرالمحیطج5ص528 )

ابوبکر البزار که یکی از علمای بزرگ است وصاحب کتاب المسند الکبیر والمعلل می باشد می گوید این حدیث ضعیف است وابن عبد البر نقل می کند که کسی آمد از بزار سوال کرد درباره همین حدیث که مردم می گویند اصحاب من مانند ستاره ها هستند که به هر کدام اقتداء کنید هدایت می شوید، بزار در جواب این سوال می گویداین حدیث درست نیست وصحیح نیست که پیامبر اصلا چنین حرفی را بزند .
(جامع بیان العلم ج2 ص 90 )

ابن عدی که عبد الله بن عدی نام دارد ولی معروف است به ابن القطان این حدیث را در کتابش( به نام الکامل که در رابطه با احادیث جعلی وراویانی است که دروغگو وضعیف می باشند ) می آورد ومی گوید ضعیف است.

ابو الحسن الدارقطنی :که ابن حجر عسقلانی نقل می کند که دار قطنی این حدیث را ضعیف شمرده است.
(تخریج احادیث الکشاف ج2 ص628 )

ابن حزم یکی از علمای بزرگ اهل سنت است که می گوید این حدیث جعلی است وبه دروغ به پیامبر نسبت داده اند. وابن حیان می گوید این حدیث را ابن حزم در کتابش به نام (ابطال الرای والقیاس وا لاستحسان والتعلیل والتقلید)آورده ودرآنجا می گوید این حدیث جعلی می باشد وقطعا باطل است.
(بحرالمحیط ج5 ص 528 سلسلة الاحادیث الضعیفة والموضوعة ج1 ص 78 )

بیهقی صاحب سنن معروف سنن ا لکبری :
ابن حجر می گوید : بیهقی در کتاب خود به نام المدخل این حدیث را جعلی دانسته است .
(الکاف الشاف فی تخریج احادیث الکشاف ج2 ص 628 )


ابن جوزی یکی از علماء اهل سنت وصاحب تالیفاتی است من جمله الموضوعات (که موضوعش در باره احادیث جعلی است).
روایت شده است از نعیم بن حماد که گفت عبد الرحیم بن زید العمی روایت کرده از پدرش وپدر عبد الرحیم از سعید بن المسیب روایت کرده که او از عمر بن خطاب روایت کرده است که پیامبر فرمود: از پروردگار سوال کردم درباره موقعی که اصحاب من اختلاف پیدا می کنند ،در این موقع خدا وند به من وحی کرد که یا محمد : همانا اصحاب تو نزد من به منزله ستارگان آسمان هستند که بعضی ها از بعضی دیگر نورانی تر اند پس اگر کسی به چیزی که این اصحاب در آن اختلاف دارند عمل کند این فرد هدایت می شود(حتی اگز اصحاب در آن چیز با هم اختلاف داشته با شند).

ابن جوزی می گوید این حدیث صحیح نیست چون نعیم بن حماد را علمای رجال قبول ندارند واو را قابل اطمینان نمی دانند.

ابن جوزی می گوید یحیی معین که یکی از علماء بزرگ ایشان است گفته است که عبد الرحیم بن زید دروغگو است.

ذهبی یکی از علماءرجال که صاحب تالیفات بسیاری است من جمله میزال الاعتدال وتذکرة الحفاظ وسیر اعلام النبلاء، که در چند جا از کتاب میزان الاعتدال می گوید که این حدیث جعلی است من جمله از جمله اینکه در شرح حال جعفر بن عبد الواحد الهاشمی القاضی سلسله سند حدیث اصحابی کالنجوم را می آورد (عن وهب بن جریر عن ابیه عن الاعمش عن ابی صالح عن ابی هریرة عن النبی صلی الله علیه و سلم: اصحابی کالنجوم من اقتدی بشئ منها اهتدی . ودر جای دیگر از کتابش در شرح حال زید العمی هم این حدیث را میآورد ومی گوید این حدیث باطل است.
(میزان الاعتدال ج1 ص 413 وج 2 ص102 )

وبسیاری دیگر از علمای اهل سنت تصریح دارند که این حدیث جعلی است مثل سیوطی ، ابن حجر عسقلانی،تاج الدین ابن مکتوم،ابن قیم الجوزیة الزین العراقی، ابن همام، ابن امیر الحاج،السخاوی ،المتقی الهندی،القاضی الشوکانی،ابن تیمیةو السبکی .

مرجع : ( با اندکی تغییر http://sonnat.hopto.org/readarticle.php?article_id=30 )

والسلام

طلوع
Thursday 30 November 2006, 09:52AM
با سلام
اختلاف بین اصحاب فقط بین معاویه و عایشه نبوده وقبلا نیز بین اصحاب دیگر مانند طلحه و زبیر و عایشه و خلیفه وقت جنگ و خونریزی واقع گردیده است که این مسئله واقعا قابل پیگیری است.
خواهشمند است چنانچه توضیحی راجع به این مسئله است بیان فرمایید.

طلوع
Thursday 30 November 2006, 10:06AM
جناب احمد خان اگر جهت رسیدگی به املاک و رعایای خود تشریف نبرده اید لطفا پاسخ سئوالات را مرقوم فرمایید.

طلوع
Thursday 30 November 2006, 10:11AM
با عرض پوزش درج جواب فوق اشتباها به این مقاله ارسال شده است.

حق جو
Thursday 30 November 2006, 05:49PM
بسم الله الرحمن الرحیم

( اصحابی کالنجوم بایهم اقتدیتم اهتدیتم )


علماء بزرگ اهل سنت گفته اند که این حدیث از پیامبر صادر نشده است وسند این حدیث ضعیف می باشد (سند روایت یعنی اینکه کسی میگوید من از فلان شخص این حدیث را شنیدم وآن شخص از شخص دیگری تا همین طور برسد به یکی از صحابی واو بگوید این را پیامبر فرموده است حال اگر این سلسله افرادی که ناقل حدیث هستند اگر یکی از آنها دروغگو باشد یا حافظه اش ضعیف باشد این حدیث سندش ضعیف است.)

اسامی بعضی از علماء اهل سنت که میگویند این حدیث صحیح نیست وسند آن اشکال دارد:

احمد بن حنبل : امام فرقه حنابله که یکی از چهار فرقه اهل سنت دراحکام شرعی است وصاحب تالیفات بسیاری است مثل مسند احمد که یکی از مهم ترین کتابهای اهل سنت است . او می گوید : این حدیث صحیح نیست که ابن امیر الحاج در کتاب التقریر والتعبیر این مطلب را ذکر کرده است
(رجوع شود به شرح این کتاب به نام التیسیر ج3 ص243 )

ابن قدامه هم این کلام احمد بن حنبل را در کتابش به نام المنتخب نقل می کند.

المزنی شاگرد شافعی امام فرقه شافعیه اهل سنت که می گوید : اگر این حدیث از پیامبر درست باشد ما باید بگوییم که هر چه از ایشان (صحابه) نقل شده است درست است وهمه صحابه مورد اطمینان هستند وهیچ کدام فاسق ودروغگو نیستند در حالی که این حرف نزد ما اعتباری ندارد وصحیح نیست .
(جامع بیان العلم لابن عبد البر ج3 ص 89و90 )

(اعلام الموقعین ج2 ص223 البحرالمحیطج5ص528 )

ابوبکر البزار که یکی از علمای بزرگ است وصاحب کتاب المسند الکبیر والمعلل می باشد می گوید این حدیث ضعیف است وابن عبد البر نقل می کند که کسی آمد از بزار سوال کرد درباره همین حدیث که مردم می گویند اصحاب من مانند ستاره ها هستند که به هر کدام اقتداء کنید هدایت می شوید، بزار در جواب این سوال می گویداین حدیث درست نیست وصحیح نیست که پیامبر اصلا چنین حرفی را بزند .
(جامع بیان العلم ج2 ص 90 )

ابن عدی که عبد الله بن عدی نام دارد ولی معروف است به ابن القطان این حدیث را در کتابش( به نام الکامل که در رابطه با احادیث جعلی وراویانی است که دروغگو وضعیف می باشند ) می آورد ومی گوید ضعیف است.

ابو الحسن الدارقطنی :که ابن حجر عسقلانی نقل می کند که دار قطنی این حدیث را ضعیف شمرده است.
(تخریج احادیث الکشاف ج2 ص628 )

ابن حزم یکی از علمای بزرگ اهل سنت است که می گوید این حدیث جعلی است وبه دروغ به پیامبر نسبت داده اند. وابن حیان می گوید این حدیث را ابن حزم در کتابش به نام (ابطال الرای والقیاس وا لاستحسان والتعلیل والتقلید)آورده ودرآنجا می گوید این حدیث جعلی می باشد وقطعا باطل است.
(بحرالمحیط ج5 ص 528 سلسلة الاحادیث الضعیفة والموضوعة ج1 ص 78 )

بیهقی صاحب سنن معروف سنن ا لکبری :
ابن حجر می گوید : بیهقی در کتاب خود به نام المدخل این حدیث را جعلی دانسته است .
(الکاف الشاف فی تخریج احادیث الکشاف ج2 ص 628 )


ابن جوزی یکی از علماء اهل سنت وصاحب تالیفاتی است من جمله الموضوعات (که موضوعش در باره احادیث جعلی است).
روایت شده است از نعیم بن حماد که گفت عبد الرحیم بن زید العمی روایت کرده از پدرش وپدر عبد الرحیم از سعید بن المسیب روایت کرده که او از عمر بن خطاب روایت کرده است که پیامبر فرمود: از پروردگار سوال کردم درباره موقعی که اصحاب من اختلاف پیدا می کنند ،در این موقع خدا وند به من وحی کرد که یا محمد : همانا اصحاب تو نزد من به منزله ستارگان آسمان هستند که بعضی ها از بعضی دیگر نورانی تر اند پس اگر کسی به چیزی که این اصحاب در آن اختلاف دارند عمل کند این فرد هدایت می شود(حتی اگز اصحاب در آن چیز با هم اختلاف داشته با شند).

ابن جوزی می گوید این حدیث صحیح نیست چون نعیم بن حماد را علمای رجال قبول ندارند واو را قابل اطمینان نمی دانند.

ابن جوزی می گوید یحیی معین که یکی از علماء بزرگ ایشان است گفته است که عبد الرحیم بن زید دروغگو است.

ذهبی یکی از علماءرجال که صاحب تالیفات بسیاری است من جمله میزال الاعتدال وتذکرة الحفاظ وسیر اعلام النبلاء، که در چند جا از کتاب میزان الاعتدال می گوید که این حدیث جعلی است من جمله از جمله اینکه در شرح حال جعفر بن عبد الواحد الهاشمی القاضی سلسله سند حدیث اصحابی کالنجوم را می آورد (عن وهب بن جریر عن ابیه عن الاعمش عن ابی صالح عن ابی هریرة عن النبی صلی الله علیه و سلم: اصحابی کالنجوم من اقتدی بشئ منها اهتدی . ودر جای دیگر از کتابش در شرح حال زید العمی هم این حدیث را میآورد ومی گوید این حدیث باطل است.
(میزان الاعتدال ج1 ص 413 وج 2 ص102 )

وبسیاری دیگر از علمای اهل سنت تصریح دارند که این حدیث جعلی است مثل سیوطی ، ابن حجر عسقلانی،تاج الدین ابن مکتوم،ابن قیم الجوزیة الزین العراقی، ابن همام، ابن امیر الحاج،السخاوی ،المتقی الهندی،القاضی الشوکانی،ابن تیمیةو السبکی .

مرجع : ( با اندکی تغییر http://sonnat.hopto.org/readarticle.php?article_id=30 )

والسلام

احسنت آفرین بر شما

خوشحالم که شاهد جاری شدن قسمتی از حق بر قلم شما هستیم.
تصور می کنم آنچه شما ذکر کردید برای اثبات جعلی بودن حدیث (( اصحابم ستاره های آسمان هستند به هر کدام اقتدا کنید هدایت می شوید )) کافی باشد.
سخن ما هم جز این نیست که کسانی که این حدیث را جعل و نشر کرده اند دروغگوهستند.
بدون شک زمانی که عده ای نا اهل خلافت پیامبر اسلام را بر عهده گرفتند جعل فضیلت برای آنها ضروری بنظر می رسید آنهم به گونه ای که گذشته پر از سابقه بت پرستی و شرابخواری ... و آینده پر ازستمکاری را برای آنها توجیه کند.
همانگونه که ابوبکر در موقع غصب فدک و پس از روبرو شدن با اعتراض حضرت زهرا سلام الله علیها بناچار دست به جعل حدیث زد و از پیامبر(ص) اینگونه نقل کرد که: (( ما پیامبران از خود ارث باقی نمی گذاریم آنچه بر جای میگذاریم صدقه است ))
غافل از اینکه قران به میراث گذاری انبیا به صراحت اشاره کرده است!
و ورث سلیمان داود
یرثنی و یرث من آل یعقوب
و بدون شک کسی که به طمع متاع دنیا، برای پیامبر خدا جعل حدیث می کند نه تنها لایق خلافت نیست بلکه....

امیر
Thursday 30 November 2006, 11:48PM
احسنت آفرین بر شما

خوشحالم که شاهد جاری شدن قسمتی از حق بر قلم شما هستیم.
تصور می کنم آنچه شما ذکر کردید برای اثبات جعلی بودن حدیث (( اصحابم ستاره های آسمان هستند به هر کدام اقتدا کنید هدایت می شوید )) کافی باشد.
سخن ما هم جز این نیست که کسانی که این حدیث را جعل و نشر کرده اند دروغگوهستند.
بدون شک زمانی که عده ای نا اهل خلافت پیامبر اسلام را بر عهده گرفتند جعل فضیلت برای آنها ضروری بنظر می رسید آنهم به گونه ای که گذشته پر از سابقه بت پرستی و شرابخواری ... و آینده پر ازستمکاری را برای آنها توجیه کند.
همانگونه که ابوبکر در موقع غصب فدک و پس از روبرو شدن با اعتراض حضرت زهرا سلام الله علیها بناچار دست به جعل حدیث زد و از پیامبر(ص) اینگونه نقل کرد که: (( ما پیامبران از خود ارث باقی نمی گذاریم آنچه بر جای میگذاریم صدقه است ))
غافل از اینکه قران به میراث گذاری انبیا به صراحت اشاره کرده است!
و ورث سلیمان داود
یرثنی و یرث من آل یعقوب
و بدون شک کسی که به طمع متاع دنیا، برای پیامبر خدا جعل حدیث می کند نه تنها لایق خلافت نیست بلکه....

جناب حق جو

نکته واضحی که اصلا نیاز به توضیح هم ندارد اینست که : جعلی بودن حدیث دلیلی بر این نیست که صحابه پیامبر(ص) همگی بر راه هدایت نبوده اند.

نکته دیگر من باب تذکر اینست که شما دائما" کسانی که غیر خود را تکفیر میکنند سرزنش کرده اید ، اما خودتان در کمال تعجب با تمسک به شعری که صحت استناد آن به شافعی ( فقیه و عالم بزرگ اهل سنت ) مورد تردید و در پرده ای از ابهام قرار دارد، اینچنین ناجوانمردانه حمله کرده اید و او را به باد تکفیر واحیانا تمسخر گرفته اید !!
آیا سزاوار است کسی که شهادتین را جاری ساخته ، اینچنین تکفیر کردن !!

تاملی شاید ....


والسلام

حق جو
Saturday 2 December 2006, 08:46AM
جناب حق جو

نکته واضحی که اصلا نیاز به توضیح هم ندارد اینست که : جعلی بودن حدیث دلیلی بر این نیست که صحابه پیامبر(ص) همگی بر راه هدایت نبوده اند.

نکته دیگر من باب تذکر اینست که شما دائما" کسانی که غیر خود را تکفیر میکنند سرزنش کرده اید ، اما خودتان در کمال تعجب با تمسک به شعری که صحت استناد آن به شافعی ( فقیه و عالم بزرگ اهل سنت ) مورد تردید و در پرده ای از ابهام قرار دارد، اینچنین ناجوانمردانه حمله کرده اید و او را به باد تکفیر واحیانا تمسخر گرفته اید !!
آیا سزاوار است کسی که شهادتین را جاری ساخته ، اینچنین تکفیر کردن !!

تاملی شاید ....


والسلام


جناب امیر

اولا- توجه کنید که این حدیث برای اثبات فضیلت کسانی جعل شده که بدون شایستگی سر دمدار بوده اند و به چنین سخنی بسیار نیازمند بوده اند ( ابوبکر و عمر عثمان ).


ثانیا- جعلی بودن این حدیث به این معناست که صحابی بودن به تنهایی امتیازی محسوب نمی شود و نمی توان از یک شخص تنها و تنها به این دلیل که صحابی است تبعیت کرد.
برتری و قابلیت پیشوایی به نص پیامبر بستگی دارد که همانگونه که دیدیم در مورد اصحاب چنین نصی وجود ندارد بخصوص که اینان فاقد دانش و تقوا هم بوده اند.


ثالثا- بنده ادعا نکردم که همگی اصحاب گمراه بوده اند. خیر، بلکه عده قلیلی از آنها که پس از پیامبر، قران و عترت را مورد تمسک و پیروی ( نه ادعای دروغین محبت! ) قرار داده اند و با دشمن اهل بیت دشمنی کرده اند اهل هدایت و نجات بوده اند.


رابعا- شما همان کسی هستید که به بنده و سایرکاربران حاضر در تالار بدون هیچ توجیهی نسبت غلو داده اید و موقعی که با سخن شافعی که به روشنی غالی بودن او را نشان می دهد روبرو شدید اینگونه گفتید که:

بنده منتظر هستم تا جناب حق جو مدرک و سند این گفته خود را بیاورند در غیر اینصورت آن را مانند سایر گفته های پوچ و بی پایه ی ایشان خواهم دانست .



اما پس از ارائه سند توسط جناب پویان نه تنها شاهد هیچ تغییری در نگرش شما نسبت به شافعی نبودیم بلکه فقط به انکار بی دلیل و تفره رفتن رو آوردیدو هنوز هم سوالات جناب پویان و بنده را در مقاله محبت آل البیت بی جواب گذاشته اید!
اینجا بود که تعصب شما در باره شافعی آشکار شد روشن شد که اگر امثال او در مقابل دیدگان شما بت بپرستند باز هم دست از پیرویشان بر نمی دارید!
بی شک با وجود چنین تعصبی سخن گفتن ما از سابقه چهل سال بت پرستی و.... خلفای غاصب هم فایده ای نخواهد داشت.
اما ای کاش این تعصب را درباره اهل بیت داشتید که هم نص پیامبر تاییدشان می کند و هم تقوا و علم و دانش در لحظه لحظه زندگیشان موج میزند و دوست و دشمن آن را پذیرفته اند.