PDA

نمايش نسخه نهائي : اخلاص در پرستش "انحراف در شفاعت


ياور
Monday 25 September 2006, 03:36PM
يا الله

اللهم صل علي محمد و ال محمد

از آنجا كه هدف خلقت جن وانس نبود مگر پرستش و بندگي خداوند

يكتا (ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون ){56 ذاريات}نيافريديم جن و

انس را مگر براي عبادت خود مهمترين هدف انبيادر راه تكامل از توحيد

ونفي هر گونه بت پرستي غير خدا شروع ميشود و شالوده و منشا

همه هدايت ها حقيقتا از عبوديت خداوند واحد سرچشمه مي گيرد واين

عبوديت و پرستش ذات خداوند صراط مستقيم است (و ان اعبدوني

صراط مستقيم){يس 61}

اما ملاها و كساني كه به نام دين نان مي خورند با منحرف كردن حس

پرستش انسانها از مبدا حقيقي

اين گنجينه باعظمت .و اين موهبت خداوندي را كه در ذات و سرشت

همه انسا نها وجود دارد را به سوي الهان و معبودهاي غير حقيقي

سوق مي دهند تا بدين حربه با تكيه بر قدرت غير واقعي و مجعول و

متافيزيك معرفي كردن اين بزرگواران و اينكه كسي جز

ايشان سريعترنمي تواند حاجات بندگان را رواسازد خود را ملازم و چاكر

و حتي سگ درگاه ايشان معرفي مي كنند و مي گويند كه تنها ماييم

كه ارتباط شما را باشفيعان برقرار مي كنيم و تنها ماييم كه شما را به

سر منزل مقصود خواهيم رساند و با اين ترفند جدا ازاينكه از راه اين

واسطه گري مردمي را مشرك مي سازند به تمامي مقاصد دنيايي

خود نيز مي رسند زيراكه مردمان مقلدند واز انجايي كه بنا به حس

پرستش بايد چيزي را بپرستند پرستش الله حقيقي را فراموش كرده

و نسخه پرستش غير واقعي ملا و مترفين را مي پذيرند و بابت ان بها

هم مي پردازند انوقت فكر هم مي كنند كه در اوج سعادت قدم بر مي

دارند و به قول يكي از دوستان مي گفت اگر بهترين مداح را بياورند و او

از شب تا صبح يا الله بگويد هيچ كس ريالي به او نمي دهد اما اگر

واسطه ها را صدا بزند و گريه و زاري راه بياندازد و ان واسطه ها را هم

همرديف خدا به مردمان شنوا و بينا و حاضر في كل مكان معرفي كند و

خودرا نيز كسي كه مي خواهد مخ انها را بزند تا گوش به حرف مردمان

كنند انوقت ريال كه هيچ ميليون هم خواهد گرفت و ملاها از موحد

شدن اشخاص مي ترسند زيرا دكان ايشان كساد خواهد شد

بنده هم بنا به وظيفه با سواد كم خود سعيم را بر اين قرار مي دهم كه

با كسب دانش و بهره گيري از استادان علوم قراني از جمله مولف

همين كتاب زيبا محمد ابراهيم شمسي كه خداوند متعال به او جزاي

خير دهد كتاب او را به معرض نمايش گذارده و قدمي هر چند كوچك در

را ه از ميان برداشتن انحرافات و شرك بردارم و از همه برادران تقاضا

دارم كه خداوند را خالص بخوانند

يا الله

puyan
Monday 25 September 2006, 10:46PM
سلام

جناب yawar

چقدر کهنه شده این انشای تکراری شما !!

چرا به آغوش اسلام بر نمیگردید و بجای تعلیم قرآن از معلم حقیقی آن یعنی پیامبر خدا و حجتهای الهی آنرا از شمسی ها و قمری ها درخواست کرده و خود را مرهون و مدیون آنها میکنید ؟

قرآن کتاب خداست و اگر آنرا در محضر معلمین الهی فرا نگیرید به همین آفتی که دچار شده اید مبتلا میشوید . یعنی از قرآن آن چیزی را برداشت میکنید که با خود قرآن مخالف بوده و آیات الهی و فرمایشات رسول خدا به مخالفت آن برخاسته اند .

شما در این انشای خود نسبتهای ناروایی را به مسلمانان وارد ساخته اید و من با توجه به شناخت قبلی از شما میدانم که از ارائه مستندات قابل اعتنا و قابل توجه شانه خالی کرده و صرفا به روش " بزن و در رو " اکتفا میکنید .

البته امیدوارم این بار بر خلاف دفعات متعدد پیشین ترک عادت کرده و برای اتهاماتی که مطرح کرده اید با رعایت ادب و به دور از اسائه ادب مستندات قابل توجهی ارائه نمایید .

متشکرم

صبح
Monday 25 September 2006, 11:33PM
حافظه ها هنوز هم جوان است ! پس از چند ماه غیبت یا فرار از پاسخگوئی به اتهامات بی اساس ، باز هم حرف اول خود را تکرار کرده اید ! متاسفانه ...

پاسخهای حاضر و آماده ... و سوالهائی که هرگز پاسخ داده نشد :
http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=3753&page=10
http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=3521

و چه خیره سری است ... اینگونه تکرار کردن ادعاهای بی اساس !

از دوستان محترم خواهشمندم قبل از اتمام بحثهای واگذاشته شده پیشین ، به تکرار این بحثهای مکرر نپردازند .

ارژنگ
Tuesday 26 September 2006, 12:11AM
يا الله

اللهم صل علي محمد و ال محمد

از آنجا كه هدف خلقت جن وانس نبود مگر پرستش و بندگي خداوند

يكتا (ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون ){56 ذاريات}نيافريديم جن و

انس را مگر براي عبادت خود مهمترين هدف انبيادر راه تكامل از توحيد

ونفي هر گونه بت پرستي غير خدا شروع ميشود و شالوده و منشا

همه هدايت ها حقيقتا از عبوديت خداوند واحد سرچشمه مي گيرد واين

عبوديت و پرستش ذات خداوند صراط مستقيم است (و ان اعبدوني

صراط مستقيم){يس 61}

...
يا الله

دلالت صريح قرآن بر حجيت سنت پيامبر (ص)

در اينكه قرآن تنها كتاب آسماني امت اسلامي است كه براي هدايت مردم جهان در دسترس مي‎باشد شكي نيست ; ولكن منحصر نمودن حجت الهي و طريق هدايت به قرآن صحيح نيست، زيرا عقل و ادراكات قطعي آن نيز يكي ديگر از طرق هدايت بلكه اساس همه استدلالها و حجت ها مي‎باشد; و حتي حجت بودن خود قرآن و فهم و برداشت از آن و نيز رسيدن به اصول دين از راه عقل و استدلالهاي صحيح مي‎باشد. علاوه بر آن سنت پيامبر(ص) يكي ديگر از حجج و منابع ديني مي‎باشد.

در اين راستا به بعضي از آياتي كه دلالت بر حجيت كلام و سنت پيامبر دارد اشاره می شود :


1 - (و ما آتاكم الرسول فخذوه و ما نهاكم عنه فانتهوا)(1) "آنچه را پيامبر به شما داد بگيريد و آنچه را نهي نمود از آن باز ايستيد".


2 - (فاسئلوا اهل الذكر ان كنتم لاتعلمون)(2) "اگر نمي دانيد از اهل ذكر (اهل علم) بپرسيد".

و به اتفاق فريقين بارزترين مصداق اهل ذكر، پيامبر(ص) و اهل بيت او هستند.


3 - (و أنزلنا اليك الذكر لتبين للناس ما نزل اليهم)(3) "و ما قرآن را به تو نازل كرديم تا آن را براي مردم بيان كني".
اين آيه صريح در اعتبار و حجت بودن بيان پيامبر(ص) مي‎باشد نسبت به آنچه از طرف خداوند براي هدايت نازل شده است .


4 - (فان تنازعتم في شئ فردوه الي الله و الرسول)(4) "پس اگر در چيزي نزاع و اختلاف پيدا كرديد آن را به خدا و رسول ارجاع دهيد".

اگر سنت پيامبر(ص) حجت نمي بود قرآن او را براي رفع منازعات و اختلافات بشري در كنار خداوند به عنوان داور قرار نمي داد.


5 - (فلا و ربك لايؤمنون حتي يحكموك فيما شجر بينهم ثم لايجدوا في أنفسهم حرجا مما قضيت و يسلموا تسليما)(5) "نه، هرگز! به خدايت سوگند اينان مؤمن نخواهند بود مگر وقتي كه تو را در اختلافاتشان حكم قرار دهند
و از آنچه قضاوت مي‎كني در دل خود نگراني احساس نكنند و كاملا تسليم تو باشند".

در اين آيه قضاوت پيامبراكرم (ص) به طور كلي و تسليم كامل مردم در برابر آن ملاك ايمان قرار داده شده است .


6 - (ما ضل صاحبكم و ما غوي، و ما ينطق عن الهوي، ان هو الا وحي يوحي)(6) "يار شما [پيامبر(ص)] نه گمراه است و نه كجراه، و از هواي نفس سخن نمي گويد، اين نيست مگر وحيي كه به او مي‎شود".


7 - (قل ان كنتم تحبون الله فاتبعوني يحببكم الله)(7) "بگو اگر خدا را دوست داريد از من ( پیامبر )پيروي كنيد تا خدا شما را دوست بدارد".


8 - (فليحذر الذين يخالفون عن أمره)(8) "بايد بترسند كساني كه از دستورات او( پیامبر ) سرپيچي مي‎كنند"
.

9 - (انما كان قول المؤمنين اذا دعوا الي الله و رسوله ليحكم بينهم أن يقولوا سمعنا و اطعنا و اولئك هم المفلحون)(9) "همانا سخن مؤمنان - آنگاه كه به سوي خدا و پيامبرش خوانده شوند تا ميانشان داوري كند - اين است كه گويند: شنيديم و فرمان برديم ; و اينانند رستگاران".


10 - (و من يطع الله و رسوله و يخش الله و يتقه فاولئك هم الفائزون)(10) "و هر كه خدا و پيامبر او را فرمان برد و از خدا بترسد و از [نافرماني ] او بپرهيزد، پس آنان همان رستگارانند".

11 - (قل أطيعوا الله و أطيعوا الرسول فان تولوا فانما عليه ما حمل و عليكم ما حملتم و ان تطيعوه تهتدوا و ما علي الرسول الا البلاغ المبين)(11) "بگو - اي پيامبر - دستور خدا و رسول را اطاعت نماييد; پس اگر اعراض كرديد هم آنان و هم شما تكليف خاص خود را خواهيد داشت . و اگر دستور رسول را اطاعت كرديد هدايت مي‎شويد. و بر رسول جز تبليغ آشكار نيست".


12 - (و أقيموا الصلاة و آتوا الزكاة و أطيعوا الرسول لعلكم ترحمون)(12) "نماز را به پا داريد و زكات را بپردازيد و از رسول اطاعت كنيد تا مورد رحمت خدا قرار گيريد".


علاوه بر اين، آيات 80 سوره نساء، 157 و 158 سوره اعراف، 66 سوره احزاب، و تمام آياتي كه پيامبر را بشير و نذير و هادي خوانده است همگي دلالت بر حجيت و صحت هدايتگري پيامبر(ص) دارند;

زيرا بدون حجيت سنت پيامبر(ص) وجوب اطاعت مطلق از او و توبيخ مخالفت با او از طرف خداوند حكيم صحيح نخواهد بود.

بنابراين راه هدايت الهي منحصر به قرآن نيست و قول و فعل و حتي تقرير پيامبر(ص) نيز حجت و طريق هدايت خداوند است .



[1] سوره حشر، آيه 7 .
[2] سوره نحل، آيه 43 .
[3] سوره نحل، آيه 44 .
[4] سوره نساء، آيه 59 .
[5] سوره نساء، آيه 65 .
[6] سوره نجم، آيات 2، 3 و 4 .
[7] سوره آل عمران، آيه 31 .
[8] سوره نور، آيه 63 .
[9] سوره نور، آيه 51 .
[10] سوره نور، آيه 52 .
[11] سوره نور، آيه 54 .
[12] سوره نور، آيه 56 .
__________________

محور دوم : حجيت عترت پيامبراكرم (ص) بر اساس احاديث نبوي


حديث ثقلين

طبق روايت متواتر بين فريقين يعني حديث "ثقلين" ، پيامبر(ص) سنت و عترت خود را در كنار قرآن به عنوان مرجع هدايت قرار داده و فرموده است :
"همانا من دو چيز گرانبها و ارزشمند را بين شما برجا مي‎گذارم : كتاب خدا و عترتم - سنت خودم - چيزي كه اگر به آنها چنگ زنيد هرگز گمراه نخواهيد شد".(1)


در اكثر كتابهايي كه اين حديث نقل شده است كلمه "عترتي" وجود دارد، و بر فرض اينكه "سنتي" نقل شده باشد دلالت بر عدم انحصار حجيت به قرآن دارد.


اين روايت در كتب صحاح و سنن و مسانيد اهل سنت با عبارات مختلف مطرح شده كه تفاوتي در دلالت بر معناي مورد نظر ندارد; و راويان آن از طريق اهل سنت آن قدر زيادند كه مرحوم علامه سيد حامد حسين هندي آنها را در دو جلد كتاب بزرگ به نام "عبقات الانوار" جمع آوري كرده است .
در ميان روايات اسلامي شايد روايتي تا اين حد به صورت متواتر نقل نشده باشد. اين روايت را پيامبراكرم (ص) در مواقف حساسي همچون روز عرفه در حجة الوداع، هجدهم ذي الحجة در غدير خم، بر منبر خود در مسجد مدينه، و در نهايت در حجره مبارك خويش در هنگام ارتحال ايراد فرموده است .(2)

يادآوري مي‎شود: بنابر تحقيق صاحب كتاب "الكشاف المنتقي" در
صد وبيست و نه (129) كتاب از كتابهاي اهل سنت، حديث فوق با كلمه "و عترتي اهل بيتي" نقل شده است . همچنين هفت كتاب مستقل توسط علماي اهل سنت در رابطه با حديث ثقلين - كه در آن كلمه "و عترتي و اهل بيتي" وجود دارد - تأليف شده است .(3)


و از آنجا كه پيامبراكرم (ص) هر آنچه مي‎گويد متكي به وحي مي‎باشد - (و ما ينطق عن الهوي ان هو الاوحي يوحي);(4) "از روي هوا سخن نمي گويد و سخن او جز وحي نيست" - حجيت سنت پيامبر و عترت او نيز مستند به وحي الهي بوده و ريشه قرآني دارد
و مصداق كامل (قل ان هدي الله هو الهدي)(5) "بگو همانا هدايت خدا فقط هدايت است" مي‎باشد.

محمد مهدی 128
Tuesday 26 September 2006, 12:44AM
جناب یاور یعداز مدتها مفقود الاثر بودن مزخرفات برقعی را شروع کردی کلمة حق یراد بها باطل
معاویه وعمر وعاص هم قران سر نیزه کردند وشعار قران دادند وخدا خدا می کردند
اگر ذره ای غیرت ومردانگی در تو بود جواب مقاله وما ارسلناک الا رحمة للعالمین بنده را می دادی دانشمند گرامی عالمین در رحمة للعالمین چه فرقی با عالمین در الحمد لله رب العالمین دارد .
شرترا از اینجا کم کن داشتیم در باره نماز وروزه روایت و...می نوشتیم
گر دین نداردی که نداری آزاده باش
الله ی که تو دم از او می زنی همان الله ی است که دشمنان خدا ومحمد وال محمد هم از او دم می زنند
وبتی ساخته وپرداخته ذهن معلولت

zxcv
Tuesday 26 September 2006, 04:06AM
بنده هم بنا به وظيفه با سواد كم خود سعيم را بر اين قرار مي دهم كه با كسب دانش و بهره گيري از استادان علوم قراني از جمله مولف همين كتاب زيبا محمد ابراهيم شمسي كه خداوند متعال به او جزاي خير دهد كتاب او را به معرض نمايش گذارده و قدمي هر چند كوچك در را ه از ميان برداشتن انحرافات و شرك بردارم و از همه برادران تقاضا دارم كه خداوند را خالص بخوانند



بسم الله

با سلام و کمال احترام

با عرض خیر مقدم به دوست عزیز و گرامی جناب یاور ،

امیدوارم در راهی که در پیش رو دارید موفق و موید باشید ، و یقین بدانید که خداوند همیشه پشتیبان مومنان است .

وسلام . یا الله

ياور
Tuesday 26 September 2006, 06:57AM
يا الله

اللهم صل علي محمد و ال محمد



موحد شدن نهايتا مانند ايمان امري است كه خداوند آنرا در قلبها داخل

مي كند نه آن كه ما هفت زبان دنيا را مسلط باشيم و كتابهاي مختلف

بخوانيم و به جاي آن كه مردم را به توحيد متمايل كنيم و بر عكس از

دين گريزان نمائيم به خداوند سميع و عليم پناه مي بريم اگر از اين

دسته قرار گيريم آنگونه كه در اول بحث آمده و آيات:(اعراف 178،كهف

17،زمر 37)اشاره به هدايت از جانب خداوند دارند دعوت به توحيد و

دوري و برائت از مظاهر شرك از بزرگترين مراحل امر به معروف و بهترين

آن مي باشد كه عمل تمام پيلمبران بر طيق اين الگوست و اسوه بودن

حضرت ابراهيم (ص)به عنوان مثال خداوند و دستور خداوند متعال به

رفتار ابراهيمي نشان از اهميت اين موضوع ميدهد و تنها خداوند مي

تواند پاداش موحدان و آمران به توحيد را بدهد و براي آنها اجر دنيوي كم

است در صورتيكه خالص براي خداوند باشد و در جهت قرب به او و وجه

الله قرار گيرد .اگر در جهت غير او باشد بي ارزش و بي اثر و هبا منثورا

مي شود همچنين عدم معرفت اينكه خداست كه هدايت مي كند و اگر

بخواهد همه را يكباره هدايت يا گمراه مي كند.پس كار ما فقط يك

وظيفه و توفيق است و بر آنها اجباري نيست (لا اكراه في الدين){بقره

256}و سخن حق را به آنها مي گوئيم اگر هدايت يافتند به سود خود

هدايت يافته و اگر ظلالت و گمراهي را درپيش گيرند و از حق روشي

گردانند پس ضرر آن بر خودشان است (اسرا15)پس وظيفه ما فقط

تذكر است.(فذكر انما انت مذكر لست عليهم بمصيطر ){غاشيه22}

خداوند هدايت خلق را خود بر عهده دارد (بقره 272)و البته قوم ظالم و

كافر و فاسق را هدايت نمي كند خداوند از باب اتمام حجت و آزمايش و

امتحان ،مردم را به يكديگر مي سنجد اما براي اثبا ت به مردم ،نه درك

خود زيرا او خود مي داند چه كسي لايق لقاء خود را دارد و چه شخصي

صلاحيتي جز طيقات جهنم ندارد و اين پاداش و جزاي خداوند است ولي

او گروه مومن را تنها نمي گذارد ممكن است آزمايش كند و اين امر

حتمي است (عنكبوت 2)ولي رها نمي كند و هنگامي كه او را بخوانند

اجابت مي كند(ادعوني استجب لكم ){غافر}و بايد او را مانند غريق

بخوانند (ادعوا االله دعا الغريق )خداوند را مانند كساني كه در حال غرق

شدن است بخوانيد .پس بخوانيم او را به يكتايي با اسماءاش تا ان

شاءالله اجابت شويم پس هدايت از سوي اوست و رحمت به دست

اوست و تا اورا نخوانيم هدايت و رحمتش شامل ما ني شود (قل ما

يعبوا بكم ربي لو لا دعاءكم ){فرقان 77)(اگر دعا و عبادت شما نباشد

خداوند چه توجه ،عنايت و اعتنايي به شما دارد )

يا الله

EHSAN5
Tuesday 26 September 2006, 10:00AM
:D الهي با شفيعان خودت محشور بشي :D

:D اللهم العن الجبت و الطاغوت :D

alimg7
Tuesday 26 September 2006, 11:57AM
يا الله

اللهم صل علي محمد و ال محمد

از آنجا كه هدف خلقت جن وانس نبود مگر پرستش و بندگي خداوند

يكتا (ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون ){56 ذاريات}نيافريديم جن و

انس را مگر براي عبادت خود مهمترين هدف انبيادر راه تكامل از توحيد

ونفي هر گونه بت پرستي غير خدا شروع ميشود و شالوده و منشا

همه هدايت ها حقيقتا از عبوديت خداوند واحد سرچشمه مي گيرد واين

عبوديت و پرستش ذات خداوند صراط مستقيم است (و ان اعبدوني

صراط مستقيم){يس 61}

اما ملاها و كساني كه به نام دين نان مي خورند با منحرف كردن حس

پرستش انسانها از مبدا حقيقي

اين گنجينه باعظمت .و اين موهبت خداوندي را كه در ذات و سرشت

همه انسا نها وجود دارد را به سوي الهان و معبودهاي غير حقيقي

سوق مي دهند تا بدين حربه با تكيه بر قدرت غير واقعي و مجعول و

متافيزيك معرفي كردن اين بزرگواران و اينكه كسي جز

ايشان سريعترنمي تواند حاجات بندگان را رواسازد خود را ملازم و چاكر

و حتي سگ درگاه ايشان معرفي مي كنند و مي گويند كه تنها ماييم

كه ارتباط شما را باشفيعان برقرار مي كنيم و تنها ماييم كه شما را به

سر منزل مقصود خواهيم رساند و با اين ترفند جدا ازاينكه از راه اين

واسطه گري مردمي را مشرك مي سازند به تمامي مقاصد دنيايي

خود نيز مي رسند زيراكه مردمان مقلدند واز انجايي كه بنا به حس

پرستش بايد چيزي را بپرستند پرستش الله حقيقي را فراموش كرده

و نسخه پرستش غير واقعي ملا و مترفين را مي پذيرند و بابت ان بها

هم مي پردازند انوقت فكر هم مي كنند كه در اوج سعادت قدم بر مي

دارند و به قول يكي از دوستان مي گفت اگر بهترين مداح را بياورند و او

از شب تا صبح يا الله بگويد هيچ كس ريالي به او نمي دهد اما اگر

واسطه ها را صدا بزند و گريه و زاري راه بياندازد و ان واسطه ها را هم

همرديف خدا به مردمان شنوا و بينا و حاضر في كل مكان معرفي كند و

خودرا نيز كسي كه مي خواهد مخ انها را بزند تا گوش به حرف مردمان

كنند انوقت ريال كه هيچ ميليون هم خواهد گرفت و ملاها از موحد

شدن اشخاص مي ترسند زيرا دكان ايشان كساد خواهد شد

بنده هم بنا به وظيفه با سواد كم خود سعيم را بر اين قرار مي دهم كه

با كسب دانش و بهره گيري از استادان علوم قراني از جمله مولف

همين كتاب زيبا محمد ابراهيم شمسي كه خداوند متعال به او جزاي

خير دهد كتاب او را به معرض نمايش گذارده و قدمي هر چند كوچك در

را ه از ميان برداشتن انحرافات و شرك بردارم و از همه برادران تقاضا

دارم كه خداوند را خالص بخوانند

يا الله

:smile07: :smile07: بعد از چند وقت دو باره سروكله اين يارو پيدا شد بابا دست بردار :smile07: :smile07: :smile07:

سپهران
Tuesday 26 September 2006, 02:01PM
:smile07: :smile07: بعد از چند وقت دو باره سروكله اين يارو پيدا شد بابا دست بردار :smile07: :smile07: :smile07:


مطالب این بابا نه یک بار بلکه چندین وچند بار پاسخ داده شده ولی رو که رو نیست سنگ پای مریخ است .

حشر محبان علی با علی

ياور
Tuesday 26 September 2006, 02:27PM
يا الله

اللهم صل علي محمد و ال محمد

توحيد:
خداوند هدايتش را مانند نور در تاريكي فرو برد بي آنكه چيزي جابه جا شوديا بتوان آن را لمس كرد مانند احساس و درك ملكوت خداوند در سخن عيسي بن مريم(ص)در انجيل.
به هر صورت هدف خلق كمال و كمال در هدايت و هدايت در امر خداوند عزوجل است
پس چگونه عمل نمائيم كه مشمول هدايت خداوند متعال شويم نه لايق گمراهي و ظلالت .در اينجا اول بايد به معناي عبوديت و پرستش را در همه اركان و همزمان توحيد را در ابعاد ختلف توضيح دهيم .
كمال معرفت در علم استدلالي نيست بلكه در تصديق قلبي و ايمانست معني تصديق قلبي كه مراتب آن علم اليقين ،عين اليقين و حق اليقين است وقتي به كامل مي رسد كه خدارا به وحدانيت بشناسد و هيچگونه شريكي براي او قائل نشود به همين نحو توحيد هم مراتبي دارد توحيد ذاتي ،صفاتي،افعالي،توحيد در عبوديت و ....
توحيد ذاتي يعني كه جز خداي يكتا خدايي نداند و توحيد صفاتي كه تمام صفات برگشت به يكي و عين ذاتش است نه زائدبر آن و توحيد افعالي كه فاعليت حق را در همه شئون بفهمد.
توحيد ذاتي واجب اوجود يكي است هستيي كه ازلي وابدي است يعني هميشه بوده و هميشه خواهد بود و عارضي نيست بلكه ذاتي است درك وحدت واجب الوجود مرتبه نازله اش به عقل است كه به استدلال عقلي بفهمد مبدا عالم يكي است استدلاهاي عقلي هم زياد شده براي نمونه به موردي اشاره مي كنيم اگر مبدا دو عالم دو تا شد لازمه اش تركيب است در حاليكه اگر واجب الوجود مركب شد ممكن مي شود مركب نياز به اجزا تركيبي و تركيب كننده دارد هر مركبي ممكن و محتاج است اگر واجب الوجود متعدد باشد دو تاكه شد يقينا ما به الاشتراك وما به الامتياز مي خواهد يعني جهات مشترك و جهات مختلف اگر ما به الامتياز نباشد كه دو تا نمي شود و خلاف فرض است .پس هركدام از اينها مركب شدند از دو چيز كه عبارت باشد از ما به الاشتراك و ما به الامتياز و مركب هم نيازمند و ممكن است لذا ديگر واجب الوجود نيست بنابراين بايد به حكم عقل مبدا يكي باشد نمي شود دو تا باشد اگر دو تا باشد هيچكدام واجب الوجود نيستند هر كدام نيازمند يه ايجاد كننده هستند همان كسي كه آنها را تركيب مي كند.
در قرآن كريم خداوند متعال مي فرمايد)لو كان فيهما آلهه الا الله لفسدتا){انبياء 22}يا آيه (اذا لذهب كل اله بما خلق و لعلا بعضهم علي بعض ){مومنون 91}در صورتي كه خداي غير خداي واحد و حتي قدرتي مانند قدرت خداوند و همراه او بود،موجب فساد و برتري جويي يكي بر ديگري مي شد.بلا شك اگر مبدا عالم هستي دو تا باشد اين نظام احسن حاصل نمي شود.پس احسنيت اين نظام به خاطر يگانگي مبدا آن است پس هر چه فساد است ناشي از تعدد و كثرت است و هر چه صلاح است از وحدت ناشي شده است ادله توحيد زياد در علم كلام و حكمت بان شده ولي تا با تصديق قلبي همراه نشود كامل نيست و آن تصديق را و ايمان را خداوند وارد مي كند بايد به مرحله شهود برسد باورش باشد بطوريكه هيچ وسوسه اي در وحدانيت خداوند در دل راه نداشته باشد در هر چيزي شك ممكن باشد چز در مبدا و معاد و البته وقتي چنين مي شود كه خود و من در كار نباشد آنوقت است كه به راستس باورش مي آيد كه هستي و همه موجودات از آن خداست حدود قطع نظر از هستي هيچ است،اين معاني را به خوبي مي فهمد.هستي است كه ظهورات از آن ناشي مي شود،نه حدود كه اعتباري است اين معاني ،به نور قلب قابل درك است.مطالب اين گونه و بحث هاي كلامي و فلسفي از قبيل توحيد و جنبه هاي آن جوهر،عرض ،ذات و.... مطالب خوبي هستند كه در حقيقت روانكاري مبحث توحيد است اما قطع نظر از اين همه پيرايه ها و نقش هاي كلامي ما به دنبال همان توحيد قرآني و به همان سادگي (اياك نعبد و اياك نستعين)(حمد-5)هستيم و از آنجا كه تقليد در فهم اصل دين و اصول آن جايز نمي باشد و عامي ترين مردم نبايد يه عمل پدران و اجداد خود قانع باشند بلكه بايد از اول براي انتخاب يك دين به كنكاش درباره اديان و مذاهب بپردازند اگر چه در حال حاضر اين مسئله كاملا بي معني و شايد به جرات گفت اصلا اجرا نمي شود ،زيرا آن كه يهودي بود يهودي مي شود آن كه مسيحي بود از هر فرقه اي معمولا پيرو همان عقايد پدران و اجداد خود مي شود و آنكه مسلمان است داراي فرزند مسلمان ميشود و انكه بودايي است به دنبال عقايد و اراء اديان الهي يهود،مسيحيت و بالاخره دنبال اسلام نمي رود و در برابر تبليغ ساير عقايد مخالفت كرده و حتي به جنگ مي پردازد .حال جاي بحث دارد اينكه چطور ميشود عقايد انعطاف پذير ايجاد كرد يا اين عقايد را در جهت عقايد صحيح رهنمون كرد به طوري كه سردمداران مخالف نتوانند مخالفت كنند يا يا جبهه عوام را عليه گروه مبلغ ايجاد نكنندو حركت ندهند واين برنامه اي دارد كه در آينده ان شاء الله توضيح مي دهيم.

يا الله

پشتیبانی باشگاه
Tuesday 26 September 2006, 02:35PM
با سلام
با توجه به تركيب گفتگوهاي متعدد و مكرر گذشته و جهت حفظ حقوق ساير كاربران شركت كننده در موضوع ، عنوان جاري بدليل تكرار موضوعات قبلي متوقف شد . براي پيگيري موضوع از گفتگوهاي گذشته كه محتواي يكسان دارند استفاده نمائيد .