PDA

نمايش نسخه نهائي : زنان عارف


دوست ايراني .
Sunday 24 September 2006, 12:24PM
بانو امین


حاجيه خانم سيده نصرت بيگم امين معروف به بانوی مجتهده اصفهانی نصرت امين در سال 1265 هجرى شمسى در شهر اصفهان ديده به جهان گشود. از چهار سالگى به مكتبخانه رفت تا به فراگيرى قرآن و زبان فارسى بپردازد و اين زمانى بود كه در زمينه تحصيل علوم و معارف دينى بالاتر از سطح روخوانى قرآن هيچ مجال و زمينه اى براى حضور زنان نبود؛ بخصوص در سالهاى 1280 به بعد كه تحصيل علم براى پسران هم آسان و ميسر نبود تا چه رسد به دختران.

او در 15 سالگى به ازدواج و همسرى پسر عمويش درآمد. اما زندگى خانوادگى و تربيت فرزندان در فراگيرى دانش او اثرى نگذاشت و آن چنان در جهت كسب علوم دينى از خود جديت نشان داد كه موافقت و مساعدت اطرافيان بويژه همسر خويش را براى ادامه تحصيلات در علوم دينى، فقه و اصول و زبان عربى به دست آورد و همزمان به فراگيری حکمت و فلسفه مبادرت ورزيد. در اين زمان او بيست ساله بود.

مهمترين استاد ايشان كه فقه و اصول و حكمت را به وى آموخت، آيت الله نجف آبادى بود. بانو امين از زمان كودكى كه اهل ذوق و تفكر و تدبر در موجودات و آثار حق تعالى و از عشاق پروردگار كريم بود، در حين تحصيل حكمت به كشف و شهود نيز نائل مى گرديد و در اين رابطه بهترين سند و گواه آثار تفسيرى ايشان كتاب اربعين الهاشميه و نيز نفحات الرحمانيه است.

در سن 40 سالگی به دنبال انتشار كتاب اربعين هاشميه و تأييد مرتبت و تسلط علمی ايشان از سوى علما و مراجع؛ آيت الله حائرى يزدى، آيت الله محمد كاظم يزدى و آيت الله آقا ميرزا اصطهباناتى شيرازى و پس از شركت در آزمون علما و مراجع تقليد وقت (آيت الله شيخ عبدالكريم قمى و آيت الله آقا سيد محمد كاظم شيرازى) كه شامل سؤ الها و پاسخهاى بسيارى بود - تمامى آنها در كتاب جامع الشتات آمده است - از طرف آن آيات عظام، درجه اجتهاد و روايت و قدرت استنباط احكام شرع را دريافت كرد و اولين بانوى مجتهده در جهان اسلام گرديد.

بانو مجتهده امين از آنجا كه دريافته بود مجال و زمينه تعلم براى دختران تا چه حد محدود است لذا بخشى از همت بلند آن بزرگوار مصروف تأسيس ‍ مدرسه براى دختران شد.

در سال 1344 با سرمايه خود يك واحد دبيرستان دخترانه اسلامى در اصفهان تأسيس كرد تا زمينه تحصيل دختران در محيطى سالم به دور از آلودگيهاى رايج در پاره اى محيطهاى آموزشى دخترانه را فراهم آورد.

در سال 1346 اولين مدرسه علوم دينى زنان را به نام مكتب فاطمه (س) تأسيس كرد كه اين سازمان در تعليم و تعلم دينى زنان مسلمان و پرورش زنان برجسته در اين زمينه سهمى شايان توجه و تقدير داشت.

همه اين اقدامات حكايت از روشنگرى فكر، بلندى هدف و عمق دلسوزى اش در امور زنان بود. بانو امين دانشمندى باذوق، متواضع، عارف، خوش برخورد، پرهيزگار، ساكت و كم حرف، و بدون گرايش به تجمل و تكلف و از دوستان صديق اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام بود.

وجود مقدس و پرفيضش آن چنان روحانى و مستغرق در عالم عرفان و معنويت بود كه هر كس او را مى ديد مجذوب جذبه معنويت ايشان مى گرديد و در پرتو نورانيت و نفس مطمئنه او در خود احساس شادى و روحانيت مى كرد. وجود ذى وجود اين زن عالمه نسيمى بود كه بر جامعه زنان وزيد و عامل حركت بخش و تكان دهنده اى براى بيدارى افكار خفته و پيشبرد آنان در راه تحصيل علوم دينى و كمالات معنوى و سير الى الله شد.

بانو امين سالهاى متمادى در راه تحصيل علم و مقامات معنوى زحمت ها كشيد و عملاً ثابت كرد كه زن مى تواند در محيط اجتماع، در زير پرده حجاب و با كمال عفت و تقوى و اجراى برنامه هاى مقدس مذهبى به تحصيل علم ادامه دهد و مقام شامخى را احراز كند و بين علم و دين پيوند برقرار سازد و على رغم نظر كسانى كه تصور مى كردند حجاب مانع پيشرفت و تكامل است و يا عده اى كه مى گفتند زن بايد از هر نوع كمال ترقى و تعالى محروم بماند و بر خلاف منطق اسلام، زن را از ارزش انسانى در رسيدن به مقامات مادى و معنوى و روحانى و سير الى الله بى بهره مى دانستند بپا خاست و آن تصورات غلط را در هم شكست.

پيشتازى در علوم عرفانى، از وى شخصيتى ساخت كه فيلسوف عاليقدر معاصر آيت الله محمد تقى جعفرى رحمت ا... عليه در مورد ايشان مى گويد:

با توجه با آثار قلمى كه از خانم امين در دسترس ما قرار گرفته است به طور قطع مى توان ايشان را يكى از علماى برجسته عالم تشيع معرفى نمود و روش علمى ايشان هم كاملاً قابل مقايسه با ساير دانشمندان بوده بلكه با توجه به مقامات عاليه روحى كه ايشان موفق شده اند بايد ايشان را نخبه اى از دانشمندان به شمار آورد.


همچنين شخصيت هايى چون آيت الله العظمى مرعشى نجفى رحمت ا... عليه و مرحوم علامه طباطبايى رحمت ا... عليه، با توجه به مقام علمى و عرفانى خانم امين، محضر درس او را مايه فيض و افاده مى دانستند.

بانو امين اصفهاني از علماي متعدد اجازه اجتهاد دريافت کرد. آيت الله شيخ محمدرضا نجفي (مسجدشاهي)، آيت الله شيخ محمدکاظم شيرازي، آيت الله حاج شيخ عبدالکريم حائري يزدي، آيت الله ميرزا آقا اصطهباناتي و آيت الله شيخ مرتضي مظاهري از بزرگاني هستند که به بانو امين اصفهاني اجازه اجتهاد اعطا کردند. البته بزرگاني هم موفق به دريافت اجازه از بانو امين اصفهاني شدند که نام برخي از آنها چنين است: آيت الله العظمي سيد شهاب الدين مرعشي نجفي، علامه سيدعباس حسيني کاشاني، شهيد حاج سيد محمد علي قاضي طباطبايي، علامه سيد محمدعلي روضاني، علامه شيخ عبدالحسين اميني (صاحب الغدير)، علامه شيخ عبدالله سبيتي و تعدادي از عالمان و دانشمندان ديگر.

ابتلائات و آزمايش هايى كه خداوند كريم براى صيقلى شدن و خالص ‍ گرديدن روح مطهر اين بنده مقربش نمود، مسئله از دست رفتن فرزندان ايشان بوده است. چنانكه هشت فرزندش به علل مختلف از قبيل بيمارى و... از دست رفتند و تنها يك پسر برايش باقى ماند. اين مصائب نتوانست خللى در عزم و اراده اين يگانه بانوى مجتهده و عارف به وجود آورد و اين نشانگر آن است كه اگر زنان قدم در راه كمال و تعالى زنند و خدا را ناظر اعمال خويش و مالك همه هستى و داراييهاى خويش بيابند، حتى در فقدان فرزند نيز عنان اختيار از كف نمى دهند و متانت و صبورى كه در خور انسان خليفة الله است پيشه مى سازند.
گفته اند دو فرزند كوچك ايشان به فاصله چند روز فوت كردند. بدين مناسبت استادشان آيت الله نجف آبادى سه روز درس را تعطيل مى كنند و به خانه شان نمى روند؛ روز چهارم بانو امين به دنبال استاد مى فرستند و وقتى ايشان مى آيند، علت تعطيلى درس را جويا مى شوند.
آيت الله نجف آبادى مى گويند كه من شرمم مى شود كه بچه تان تازه از دنيا رفته براى درس بيايم و خانم امين پاسخ مى دهند:

من پيش خدا شرمم مى شود كه سه روز است چيزى نخوانده ام. خدا يك چيزى به من داد خودش هم گرفت .



برخي از آثار مکتوب اين بانوى گرانقدر عبارتند از:

1- الاربعين الهاشميه که اولين تاليف ايشان است وتوسط يکي از شاگردانش (بانو علويه همايوني) به فارسي ترجمه شده است.
2- تفسير مخزن العرفان در پانزده جلد که تفسير کل قرآن مجيد است.
3- جامع الشتات
4- روش خوشبختي و توصيه به خواهران ايماني
5- سير و سلوک در روش اوليائ و طريق سير سعداء
6- مخزن اللئالي في فضائل مولي الموالي حضرت علي (ع)
7- اقتباس و ترجمه تهذيب الاخلاق و تطهير الاعراق ابن مسکويه
8- معاد يا آخرين سير بشر
9- نفحات الرحمانيه

بانو امين اصفهاني علاوه بر اين که آثار مکتوبي از خود به يادگار گذاشت و شاگردان متعددي نيز تربيت کرد، به تأسيس مکاتب و مدارس علمي نيز همت گماشت.

سرانجام اين بانوى مكرمه در سن 97 سالگى در آخر شعبان 1403 ه‍ق مطابق با 22 خرداد 1362 ه .‍ق پس از يك عمر پربركت جان به جان آفرين تسليم كرد و به لقاء الله پيوست. پيكر مطهره اين بانوى مكرمه در روز دوشنبه 23 خرداد بر فراز دستهاى انبوه امت عزادار شهر قهرمان پرور اصفهان تشييع شد و در تخت فولاد به خاک سپرده شد. روحش شاد و قرين رحمت الهی.

shams
Monday 28 May 2007, 06:29PM
مدتي بود كه به شرح زندگي اين بانوي بزرگوار علاقمند بودم و در نشريه اي كه سال 78 توقيف شد هم چندي در باب اين شيرزن وادي عرفان قلم زدم ولي آنچنان كه بايد و شايد از وي سخني نيست.
از اين برادر گرامي كه اين سرفصل را ايجاد كرده تشكر مي كنم هرچند تصادفي به آن رسيدم و خيلي هم دير.

دوست ايراني .
Sunday 10 June 2007, 01:50PM
خانواده و اوضاع و احوال اجتماعي عصر ايشان

پدر ايشان حاج سيد محمد علي امين التجار اصفهاني، فردي مومن و سخاوتمند و مادرشان بانويي بسيار شريف، متعبد و خيرخواه بود كه خداوند پس از سه فرزند پسر، اين دختر را به ايشان عطا كرد.

مادر با روشن بيني در چهار سالگي، فرزند را براي آموزش قرآن و فراگيري خواندن ونوشتن به مكتب مي فرستد، در حالي كه فضاي حاكم بر آن ايام به گونه اي بود كه كمتر خانواده اي به خود اجازه مي داد كه دخترش را براي كسب دانش به مكتب يا مدرسه بفرستد و چه بسيار والديني كه آموزش و آشنايي با خط و نوشتن را براي دختران خود جايز نمي دانستند.

در حقيقت عظمت كار اين بانو و تلاش هاي مستمر وي در آن زمان، بسيار درخور توجه است البته ايشان به دليل اينكه اوقات زندگي شان به فراگيري درس و علم مي گذشت، بيشتر در خانه بودند و كمتر از خانه خارج مي شدند. ولي در ايامي كه لازم مي ديدند كه بايد دفاع صورت بگيرد و كاري انجام شود، از منزل خارج مي شدند و به تدريس و راهنمايي بانوان مي پرداختند.

از دوران قاجار كه بگذريم، دوره رضاخان تقريبا مقارن با انديشه تجدد خواهي و تبليغات وسيع اسلام زدايي، خصوصا در اصفهان بود. در آغاز اين دوره ،خانم امين 35 ساله بودند و اصفهان هم در آن ايام حوزه هاي علميه ي [بسيار] داشت. اين شهر بعد از تهران آماج فعاليت هاي تجدد خواهي بعضي از بانوان، قرار گرفت.

مجري اين فعاليت ها ،خانم [صديقه] دولت آبادي بود كه مي گفتند حتي 15 سال قبل از جريان كشف حجاب، ايشان به طور رسمي، حجاب خود را برداشته بود. دولت آبادي، كانوني هم به نام« كانون بانوان» داير كرده بود كه بعد از برداشتن حجابش و ظاهر شدن در ملاء عام، مردم اين كانون را آتش زدند. البته افرادي مانند خانم دولت آبادي كم نبودند.زناني هم بودند كه فكر كردند اگر در اين گونه مراسم شركت كنند،متجدد خوانده مي شوند و عده هاي هم به دليل مشاغلي كه داشتند،به داشتن ملاقات و گفت وشنودهايي مجبور بودند.

يكي از دست پروردگان محفل پر فيض بانو امين در باب نظم، تدبير و عظمت معنوي وي مي گفت: «در مورد زندگي خانم امين بايد بگويم كه در تنظيم وقت، ابتكاري عجيب داشتند و چنان اوقات خود را تنظيم مي كردند كه به تمام كارهايشان مي رسيدند، گويا خداوند به وقت ايشان هم، بركت داده بود. هرگز از حوادث نمي ترسيدند ودر كارها به خدا توكل مي كردند و از ميهمانان با خوشرويي و سادگي پذيرايي مي كردند. مي خواستند جوانان را بدون اجبار و با منطق جذب اسلام كنند.»

اگر بخواهيم ايشان را وصف كنيم ، شايد كتاب ها شود، اما زبان، ياراي بيان و قلم، ياراي نوشتن و كاغذ، گنجايش اين توصيف را ندارد. بايد از آثار بزرگ اين بانو استفاده كرد تا بتوان به شخصيت ايشان پي برد.



3. شاگردان و دانش آموختگان

كليه شاگردان و پرورش يافتگان محضر بابركتش، به جز جهات علمي و آنچه كه مربوط به علوم قرآني و دانش هاي الهي مي شد، در درجه اول، درس معرفت مي آموختند. رفتار و سلوك اين بانوي مجتهد، مهمترين مطلبي بود كه آنان را جذب خود مي نمود.

از ديگر درس آموختگان او گفته است: «اولين برخورد من با ايشان مانند يك بيمار بود. در خودم خيلي احساس دردمندي مي كردم، و احتياج به طبيب حاذقي داشتم.»

بيانات و چهره ايشان براي من دارويي بسيار موثر بود. همان طور كه خودشان بيان مي فرمودند، دارويي كه طبيب مي دهد تلخ است ولي شفايش شيرين است. البته مسايل، خيلي زياد است. من برايشان از ناراحتي هايم گفتم و ايشان توجه پيدا كردند كه من احتياج به كمك دارم. ايشان قدرت تشخيص داشتند و با يك نگاه عميق متوجه مي شدند كه طرف چه مي خواهد، بعد به من پيشنهاد كردند كه اگر مايلي، كتاب (حقايق) فيض كاشاني را به تو درس بدهم، چون چندين مرتبه خودم اين كتاب را مطالعه كرده ام و مي دانم كه خيلي براي شما مناسب است. من هم قبول كردم و درس شروع شد.

يك روز خدمت ايشان رسيدم. گفتند برايم حمد بخوان. گفتم : من كه قابل نيستم براي شما حمد بخوانم. فرمودند: بخوان تا قلب من روشن شود. من كنار تختشان نشستم و دستشان را گرفتم و شروع به خواندن هفتاد مرتبه حمد كردم. همين طور كه حمد مي خواندم در خود فرو رفته بودم كه من قابليت ندارم، خودشان منبع عرفاني و شناخت و موحد حقيقي هستند. ناگهان نگاهم به بيرون افتاد. درختان را شاهد گرفتم و گفتم: خدايا تو مي داني، در قيامت ،تمام اين درختان شهادت مي دهند كه اين شخصيت كه اكنون در اين بستر افتاده است در شبانه روز چقدر با خدا مناجات داشته است. بعداز اين احساس كردم كه همه درختان حمد مي گويند. بدنم شروع كرد به لرزيدن.

آنچه را مشاهده كرده بودم به حاج خانم گفتم. آهي كشيدند، دست روي قلبشان گذاشتند و فرمودند كه حالم خوب شد و احساس آرامش مي كنم. سپس «انا انزلناه» را خواندند و از جا برخاستند و فرمودند كه:« قلبت تا اندازه اي روشن شده است، مواظب باش آن را كدر نكني.» ايشان بسيار متواضع و فروتن بودند، و با مهرباني و دلسوزي، دلشان مي خواست به همه كمك كنند، كمك فكري، كمك علمي و كمك اخلاقي.

روي تحصيلات بالا تاكيد داشتند. مي فرمودند: علم با عمل، علم با تهذيب، علم با تزكيه.

اگر علم بدون تزكيه شد، براي انسان غرور و حجاب مي آورد، ممكن نيست كه انسان بتواند صعود كند، سقوط، حتمي و صد در صد است. مي فرمودند: نفس را تزكيه كنيد كه بعثت انبياء به همين دليل بوده است.»

نسبت ايشان با سي واسطه به امام علي بن ابي طالب(ع) مي رسيد.وي در بيان مقام و موقعيت خاندان عصمت و طهارت و منزلت و جايگاه آنان تلاش مي كرد، به طوريكه عشق و علاقه اش به مقام والاي ولايت در كتاب« مخزن اللئالي في مناقب مولي الموالي حضرت علي(ع)»، روشنگر اين حقيقت است.

4. بانوامين و انقلاب اسلامي

بانو امين، از شيفتگان و معتقدان به انقلاب اسلامي ايران و رهبري عظيم الشأن آن بود. در اين مورد يكي از شاگردان ايشان آورده است: «در سال 59 كه حاجيه خانم امين، اصلاً نمي توانستند از منزل خارج شوند، از طريق تلويزيون در جريان انقلاب قرار داشتند، زماني كه امام (ره) از تلويزيون سوره حمد را تفسير كردند، شيفته ي بيان و مطالب امام شده بودند .به همين علت،به مطالعه آثار امام پرداختند.

روزي بعد از مطالعه كتاب هاي امام، ايشان فرمودند كه: معرفت امام بالاست و عرفان ايشان به حد اعلاي خود رسيده است. اگر كسي خواست، خداي ناكرده تهمتي بزند يا توهيني بكند، از قول من بگوييد كه بد مي بيني. مبادا يك وقت خداي ناكرده توهين كنيد. چون معرفت ايشان بالاست كه ميتوانند اين كارهاي محير العقول را انجام بدهند. حاج خانم خيلي شيفته كتابها و بيانات امام شده بودند:« زيرا كه قدر زر زرگر شناسد قدرگوهر گوهري.»

همين طور امام نيز جوياي احوال اين بانوي مجتهد مي شدند. يكي از روحانيون اصفهان در اين خصوص گفته است: «چند مرتبه كه حضور حضرت امام خميني(ره) مشرف شدم، ايشان جوياي حالات و اشتغالات و سلامتي بانو مجتهده امين شدند و در مقابل به منزل حاجيه خانم امين كه مي رفتم، بانوي ايراني مقيد بودند، براي سلامتي حضرت امام (ره) و موفق شدن ايشان و پيشرفت در اهداف مقدس اسلام دعا كنند.

بانو امين در پاسخ سوالي دررابطه با اينكه در عصر حاضر بهترين جهاد براي زنان چيست، اينگونه پاسخ دادند:

«در موقعيت امروز، آنچه براي زنان در درجه اول مورد اهميت قرار دارد اين است كه، با نفس و دمخواهي هاي خود در مورد زر و زيور و طرز لباس پوشيدن خود و به مدل هاي گوناگون در آمدن، مبارزه كنند.

با اينكه اين كارف مشكل به نظر مي رسد ولي در نتيجه به كمال معنوي، زودتر نايل مي شوند. پس بهترين جهاد، حفظ پوشش زنان است.»

در آن زمان ،رضاخان آرمان هاي جديد و كاذبي داشت و ايدئولوژي مخصوص خودش را ترويج مي كرد. مثلا در مورد تجدد خواهي، درباره ناسيوناليسم افراطي كه اين ناسيوناليسم افراطي را بر دو اصل تحقير فرهنگ و محو آثار تمدن اسلامي و همچنين برگشت به ايران قبل از اسلام قرار داده بود. اتفاقاً در همين زمان بود كه خانم امين از نام مستعار« بانوي ايراني» استفاده كردند.

اين طور استنباط مي شود كه چون رضاخان مي خواست زن ايراني را به قبل از اسلام برگرداند و آن هويت و اصالت را به آن دوران نسبت بدهد، خانم امين خواستند بگويند كه بانوي ايراني اين زمان، بانويي است كه از اسلام و دوران اسلامي، زندگي نوين و واقعي خود را شروع كرده است. يعني دوران قبل از اسلام، هويت و اصالتي نداشته است، ولي از زماني كه اسلام به ايران وارد شد و ايرانيان مسلمان شدند، هويت اصلي و واقعي زن ايراني شكل گرفته است. بنا براين، ايشان در مقابل ناسيوناليسم افراطي رضاخان ،خودشان را بانوي ايراني لقب دادند.»

در آن دوران سخت حاكميت، كه ديكتاتوري رضاخاني براي زدودن ارزش هاي اسلامي و احكام قرآني، قد علم نموده بود، اين بانوي بزرگوار در عين تحصيل و تدريس، به دفاع از معيارها و موازين شرعي پرداخت. سال 1310 مقدمه كشف حجاب بود و سال 1311 كنگره زنان شرق كه دولت آبادي در آن شركت داشت برگزار شد و بعد كشف حجاب به طور رسمي صورت گرفت. مي گويند در همين موقع بود كه خانم امين، كتاب «روش خوشبختي» را نوشته است.

در جايي از آن با ذكر اينكه «همان گونه كه اگر عضوي از اعضاي بدن به بيماري مبتلا شود ساير اعضاء سالم نمي ماند» اين تاثير پذيري را متذكر مي شود. در اين كتاب آمده است كه اگر زنان يك جامعه، كه از اركان آن هستند، فاسد بشوند، جامعه اي را به فساد مي كشند، مخصوصا اگر فساد يا گناهشان علني باشد.

بانو امين پس از آنكه صرف، نحو، بلاغت، تفسير، حديث، فقه، اصول و فلسفه را آموخت، به مطالعات خود در سطوح عاليه ادامه داد تا به درجه اجتهاد رسيد. جديت وي در امر تحصيل به حدي بود كه مي فرمود: «هيچ چيز نمي تواند كلاس درس را تعطيل كند، حتي مرگ فرزند.» يكي از اساتيد بانو امين، مرحوم آيت الله حاج مير سيد علي نجف آبادي نقل كرده است: «روزي شنيدم فرزند ايشان فوت شده است، فكر كردم، خانم ديگر درس را تعطيل خواهد كرد، ولي بر عكس، دو روز، بعد كسي را به سراغم فرستاد كه براي تدريس به منزل ايشان بروم و من از اين علاقه ايشان به درس و تحصيل، سخت تعجب كردم.»

6.اخذ درجه اجتهاد و تائيد مراجع عظام

او بيشتر علوم را در خانه و نزد علامه آيت الله سيد محمد علي نجف آبادي و شيخ مرتضي مظاهري فرا گرفت.

آيت الله آقا سيد محمد علي نجف آبادي از اساتيد برجسته ي بانو امين كه اين مجتهد گرانقدر، فقه و اصول و حكمت را نزد وي خوانده بود، گفته است: «حكمت را دايي ام به من درس داد و يكي نيست كه من به او درس بدهم. من مي خواهم به اين خانم درس بدهم كه از من يادگاري باقي مانده باشد.» زماني كه بانوامين اولين كتاب خود را به نام «اربعين هاشميه» نوشت و كتاب، به حوزه علميه نجف رسيد و علما از آن استقبال كردند، آيت الله آقا سيد محمد علي نجف آبادي در تكميل تشويق هاي علما گفتند: «بانو امين هر چه در اين كتاب نوشته اند از تراوشات فكري خودشان بوده و ربطي به تعليمات من ندارد.»

سيده نصرت امين مجتهد، توسط تعدادي از آيات عظام و مراجع عظيم الشان زمان خود به اخذ درجه اجتهاد و روايت نايل گرديد كه برخي از آنان عبارتند از مرحومان: آيت الله العظمي حاج شيخ عبدالكريم حائري يزدي(موسس حوزه علميه قم)، آيت الله العظمي آقا سيد محمد كاظم شيرازي، آيت الله ابراهيم حسيني شيرازي اصطهبناتي، آيت الله شيخ محمد رضا نجفي اصفهاني، حجة الاسلام و المسلمين حاج شيخ مرتضي مظاهري نجفي اصفهاني.

مقام شامخ علمي و معنوي اين بانوي فرزانه از اجازه روايت آيت الله شيخ محمد رضا نجفي به خوبي استنباط مي شود كه درباره وي فرموده است: « به اين سيده دانشمند و شريف، گوهر گران قدر مستور، گل سرسبد باغ فرزندان زهراي اطهر، بانوي فرزانه، حكيم و عارف كامل... اجازه دادم كه روايت كند از من، هر چه را كه روايتش براي من صحيح است از كتب تفسير و ادعيه و حديث و فقه.»

نتيجه آن همه تلاش و كوشش علمي ، كه زمينه ي آن را تقواي علمي و زهد آن بانوي پرهيزگار فراهم كرده بود به طوري كه حتي دانشمند بزرگ، فقيه اهل بيت و رجال عظيم الشان، آيت الله العظمي سيد شهاب الدين مرعشي نجفي، از خانم امين، درخواست اجازه روايت نمود و ايشان در قسمتي از اين اجازه نامه كه به تاريخ اول محرم الحرام 1358 هـ.ق جهت آيت الله مرعشي نوشته، چنين آورده است: «پس از استخاره به ايشان اجازه دادم كه روايت كنداز من هر چه را كه روايتش براي من صحيح است از كتب تفسير و ادعيه و حديث و فقه و غيره، اينها كه از تاليفات شيعه، آنچه اصحاب، از غير شيعه روايت كرده اند، به جميع طرقي كه معلوم و در خود مضبوط است.»

7. بانوي ايراني و نيازهاي اجتماعي عصر ايشان

اين بانوي مجتهد، نه تنها در مسايل علمي و عملي بلكه در توجه به نيازهاي جامعه نيز بسيار دقيق بود، طوري كه اخلاق و رفتارش در شاگردانش تاثير عميقي داشت. وي دانشگاهي در اصفهان به نام پربركت «مكتب فاطميه» تاسيس نمود كه تشنگان علم و دانش از آن سيراب مي گشتند و جا دارد كه بگوييم از اين مكتب، دانش پژوهاني پرورش يافتند كه بسياري از آنان اينك صاحب تاليفات و آثار پرارجي هستند.

آنچه شاگردان اين بزرگوار نقل قول كرده اند اين است كه : «ايشان در عين تواضع و سادگي،داراي جاذبه معنوي و ابهت خاصي بود. كتاب « روش خوشبختي » را به زبان ساده و شيرين و دلپذير به عنوان زير بناي معتقدات اخلاقي ، تدريس مي نمود، تمام زندگيش در امر تعليم و تربيت و تحقيق و تاليف و حفظ مكتب ، خلاصه شده بود. از جمله ابعاد شخصيت اين بزرگوار، ديانت و اعتماد به نفس بود و به همين دليل است كه پرورش يافتگان او از اين فضايل معنوي بهره مند مي شدند. دانش را رهگشاي حيات بشر مي دانست و عقيده داشت كه بايد از گنجينه هاي گرانقدر بشر استفاده نمود. عشق و علاقه او به قرآن كريم در قالب زبان و بيان نمي گنجد و تفاسير مخزن العرفانش در پانزده مجلد، خود دليل اين اشتياق است.»

مرتبت و موقعيت علمي و عرفاني ايشان به آنجا رسيد كه اكابر و اعاظمي از علما و عرفا، حضور در محضر ايشان را مايه فيض مي دانستند. وي از نظر مقام ، تنها بانوي مجتهد عصر خود قرار گرفت و علماء و افراد بسياري از كشورهاي اسلامي براي ملاقات و گفتگو نزد ايشان مي آمدند. علماي معاصر از جمله آيت الله مرعشي نجفي، علامه آيت الله سيد محمد حسين طباطبايي، استاد محمد تقي جعفري واساتيد حوزه و دانشگاه نيز، با ايشان ارتباط علمي داشتند.

بانوي مجتهد، سيده نصرت امين، خود نمونه اي از فضيلتها بود و به بسياري از چشمه هاي جوشان علم و معرفت دست يافت و سراسر عمر پربركتش را صرف تحصيل و ترويج دين جدش نمود و آثار گرانقدري را در ابعاد ديني، علمي، ادبي، فقه و اصول، عقلي و نقلي و اخلاق، از خود به يادگار گذاشت.

اين حكيم الهي و عارف به نفحات رحماني، نابغه دوران و مجتهد زمان، پس از يك عمر خدمت خالصانه و صادقانه، در بيست و سوم خرداد ماه 1362 مطابق با اول ماه مبارك رمضان سال 1403 هـ.ق سر در نقاب خاك كشيد و به جوار رحمت الهي شتافت. ياد و خاطره اش جاودان و گرامي باد.