نمايش نسخه نهائي : حمله به ایران !
ثبت نشده
Sunday 17 September 2006, 01:14PM
با سلام به اهل علم
با توجه به معنای " لا اکراه فی الدین " و با توجه به اینکه دین امری قلبی است و حضور آن بالخصوص دین اسلام در دل افراد از راه قلب است ، مسلمانان چه علت و انگیزه ای برای حمله به ایران داشتند ؟
( احتمالاً سخنان پاپ مشابه این سوال را در اذهان بوجود آورده است )
تشنه
Monday 18 September 2006, 09:28PM
علیک سلام(هر چند که طرفتون ما نبودیم ...مطمئنا)
عنوان مارو تو این فکر برد که این کیه که از جونش سیر شده و می خواد به ایران حمله کنه...پس با این حساب باید می گفتین حمله به اسلام
من فقط همینو بگم که اگر اونطور که ادعا می کنن اسلام بر پایه زور و شمشیر استوار الان هیچ کس به خاطر حفظ جونش هم که شده جرات نمی کرد زر مفت بزنه و هر از گاهی به مسلمونها حمله کنه .....و مثل یهودها بودن که الان از هر گونه حملات در امانن(و نه فقط همله به عقایدشون که از هر حیث)
درست نمی گیم؟
صبح
Monday 18 September 2006, 09:41PM
با سلام به اهل علم
با توجه به معنای " لا اکراه فی الدین " و با توجه به اینکه دین امری قلبی است و حضور آن بالخصوص دین اسلام در دل افراد از راه قلب است ، مسلمانان چه علت و انگیزه ای برای حمله به ایران داشتند ؟
( احتمالاً سخنان پاپ مشابه این سوال را در اذهان بوجود آورده است )
با سلام
در حال حاضر آمریکا به یک صرفا بهانه زیبا به عراق حمله کرده است ... در زمان حمله به عراق ، شما شاهد بودید که هواپیماها و تانکهای آمریکائی (شمشیرهای غرب) در خاک عراق و بر فراز آن جولان می دهند .... تا آزادی به ارمغان بیاورند ... OPERATION IRAQI FREEDOM ... و این امری مردم پسند بود که با افتخار در عناوین رسانه ها و خبرهای فوری ذکر می شد . به این می گویند یک امر انسانی ، زیبا ... اما در اینجا خدعه آلود .
امر فتح از سوی اسلام نیز امری اینچنین عقلی و زیباست ... اما اختلاف اینجاست ، که ما اسلام را مبنای شرافت و آزادی بشر می دانیم ... و آمریکا را چشمه تحمیل خفت و ذلت بشر ... بعبارتی ما مسلمانان ... ، آمریکا را برای سیادت و سروری قبول نداریم ، اما اسلام را چرا ، چون با جان و دل یافته ایم که منبع رحمت و سعادت است ... و مطمئنا اگر روزی شیعه چنین قدرتی بیابد ... از فتح مشابه کوتاه نخواهد آمد ... تا غرب را از زیر بار ظلم کاپیتالیستها و امپریالیستهای خدعه گر (آزاد کند ) ... و بخاطر همین است که پیشرفتهای ایران برای غرب (بسیار) دردآور است .
و اعدوا لهم ماستطعتم من قوة
و تا می توانید برای جنگ با آنها سلاح مهیا کنید
و خواهید دید که با توکل به خدا و نیروی لایزال الهی موفق خواهیم شد. این سطح حقیقی و منشاء واقعی برخوردهای کشورهای دنیا با ماست که متاسفانه _جامعه ما_ تنها در شعارها و تهاجمهای رسانه ای آنها گم می شود . آنها به ما می گویند یا مطیعشان بشویم ، یا جنگ ... و ما ناچاریم محض سعادت و کرامت و آزادمردی خود ... برای احترام به تاریخ و فرهنگ خود ... راه دوم را انتخاب کنیم ... وقتی به کشوری و ملتی گفته می شود سرکش ، یاغی ، زیاده خواه ... حرفهائی که از زبان رئیس جمهور آمریکا و گاها سران اروپائی می شنویم ... یعنی اینجا حکومتی جهانی مطرح است که مقاومتی در برابرش وجود دارد ... تا زمانی که شیعه باشیم و مسلمان ... محکوم به چنین برخوردهائی هستیم ... و شیعه و مسلمان خواهیم ماند و پاسخ این تجاوزها و فسادهای کفر را به تبعیت از قرآن رقم خواهیم زد.
مخلص
Tuesday 19 September 2006, 09:16AM
با سلام
یا دوستان متوجه سوال نشدند یا استنباط من غلط است !!
به نظر من منظور سوال کننده حمله اعراب ( مسلمانان) در زمان عمر بوده و میخواهد بگوید " لااکراه فی الدین " تا زمانی معتبر بوده که پیامبر یا مسلمانان ضعیف بودند و زمانی که قدرتمند شدند می گویند یا بمیر یا اسلام بیاور ( اکراه فی الدین)!!!
صبح
Tuesday 19 September 2006, 10:56PM
خیر ... اشتباه متوجه شدید ، بنده دقیقا به همین مطلب اشاره کردم .
بحث فتح کاملا جدا از تحمیل دین است ... فتح سرزمین در جهت غالب کردن یک اندیشه آزادمنشانه صورت می گیرد .. و آنچه که یک فاتح می خواهد تسلیم شدن مردم مورد تهاجم و دست برداشتن از مقاومت است ... این چیزیست که آمریکا اکنون بعنوان یک رسالت فریبکارانه انسان - دوستانه ، در جهت چیره کردن فرهنگ و خواسته های خود ( مدرنیسم غرب و دموکراسی غرب ) انجام می دهد ... چون اینها را برای خود سعادت دانسته اند ... و این جریان تمام تاریخ و فرهنگ دین ما را قصد به باد دادن دارد .
حال باز هم منشاء اختلاف اینجاست ، که آیا آنچه که اینها انجام می دهند و مدعی هستند ، سعادت بشر است ... یا قرآن و رسالت رسول الله (ص) ؟
امیر
Wednesday 20 September 2006, 01:07AM
به نظر من منظور سوال کننده حمله اعراب ( مسلمانان) در زمان عمر بوده و میخواهد بگوید " لااکراه فی الدین " تا زمانی معتبر بوده که پیامبر یا مسلمانان ضعیف بودند و زمانی که قدرتمند شدند می گویند یا بمیر یا اسلام بیاور ( اکراه فی الدین)!!!
با سلام
جواب جناب مخلص :
ترجمه تفسير الميزان، ج2، ص: 525
[آيه" لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ ..." با آيات وجوب جهاد و قتال نسخ نشده است]
از آنچه كه گذشت اين معنا روشن شد كه آيه مورد بحث يعنى" لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ" به وسيله آيهاى كه جهاد و قتال را واجب مىكند نسخ نشده است، و قائلين به نسخ اشتباه كردهاند.
يكى از شواهد بر اينكه اين آيه نسخ نشده، تعليلى است كه در خود آيه است، و مىفرمايد:" قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ"،" رشد" و" غى" از هم جدا شدهاند و معقول نيست آيهاى كه مىخواهد اين آيه را نسخ كند فقط حكمش (حرمت) را نسخ كرده، ولى علت حكم باقى بماند و اينكه مىبينيم علت حكم باقى مانده براى اينكه مساله روشن شدن" رشد" از" غى" در اسلام چيزى نيست كه برداشته شود، پس آيه:" فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ" «1» يا آيه" وَ قاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ" «2» چون نمىتواند در ظهور حقانيت دين اثرى داشته باشد، پس آن وقت نخواهد توانست حكمى را كه معلول اين ظهور است بردارد، و اصلا چه ارتباطى ميان آيات جهاد با آن مساله هست؟.
و به عبارتى ديگر در آيه شريفه، جمله" لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ" اينطور تعليل مىشود، كه چون حق روشن است، بنا بر اين قبولاندن حق روشن، اكراه نمىخواهد، و اين معنا چيزى است كه حالش قبل از نزول حكم قتال و بعد از نزول آن فرق پيدا نمىكند پس روشنايى حق، امرى است كه در هر حال ثابت است و نسخ نمىپذيرد.
والله اعلم بالصواب
والسلام
xenoidos
Wednesday 20 September 2006, 04:12AM
آقای ثبت نشده
واقعيات تاريخی نشان ميدهد که مردم ايران از ظلم ساسانيان و نظام طبقاتی آن موقع خسته شده بودند - البته باعث و بانی اين دلزدگی مغهای زرتشتی بودند. اتفاقا يکی از جاهايی که اسلام اول بدون شمشير پيشرفت کرد ايران بود؛ حمله هم برای بر انداختن حکومت بود و نه تغيير عقايد مردم ايران. در هرحال تقريبا هر دين (يا ايدئولوژی) که در طول تاريخ بنيان قدرت قرار گرفته به اسمش خونريزی و قساوت شده است و اين دليل نميشود.
شايد هم اشاره به اين باشد که در قرآن بارها مسلمانان به جنگ و کشتن کفار فراخوانده شده اند يا همان تغيير لحن تدريجی قرآن که با افزايش تدريجی قدرت محمد از دعوت آرام (لا اکراه ...) به اعلام جنگ (قتلوا ...) تغيير ميکند. ولی به نظر من مشکل اصلی در طرفداران فعلی اسلام است که به علت حضور اکثر آنها در کشورها فقير و توسعه نيافته، شخصيت اجتماعی و فرهنگی خودشان هم توسعه نيافته است و رفتارهای بدوی و واکنشهای غير متمدنانه نشان ميدهند؛ نمونه اش هم اينکه هر اتفاقی ميفتد جماعت لشوش ميريزند توی خيابانها و شروع به آتش زدن و شکستن و گاهی هم کشتن ميکنند. کارهای آنها هم به اسم دينشان در ميرود. مثلا در تلموت يهوديان حتی مثله کردن دشمنان و رها کردن جسد آنها تا اينکه بپوسد هم ثواب شمرده شده، ولی اسراييليها از صبح تا شب در حال کندن گوش اين و آن نيستند.
البته يک نکته را هم نبايد ناديده گرفت که يک جمله از يک بحث کلی در يک محيط خصوصی استخراج شده در صورتيکه فهوای کلی بحث پاپ ضد اسلامی نيست و بيشتر در نفی خشونت است. يا مثلا کاريکاتورهای روزنامه ای که در يک شهر دور افتاده دانمارک چاپ شده، جهانی ميشود. من فکر ميکنم اين تحريکات با منظور انجام ميشود، حالا برای بی آبرو کردن مسلمين يا دليل ديگر نميدانم. ولی برای جلوگيری از گرايش جوانان غربی به اسلام حربه خوبی است!
ديوونه
Wednesday 20 September 2006, 07:53AM
ولی اسراييليها از صبح تا شب در حال کندن گوش اين و آن نيستند.
:D :eek:
من فکر ميکنم اين تحريکات با منظور انجام ميشود، حالا برای بی آبرو کردن مسلمين يا دليل ديگر نميدانم..
:smile39: اینو خوب اومدی
مخلص
Wednesday 20 September 2006, 09:39AM
جناب صبح
شما ابتدا معنای فتح را بفرمایید تا بتوان انرا از تحمیل دین مجزا کرد ، 1 ) آیا غالب کردن یک اندیشه ( فتح به معنای مورد نظر شما) باید بزور انجام شود ؟
2 ) آیا بهترین موقعیتی که برای ترویج دین (اسلام) رخ داد صلح حدیبیه نبود ؟ البته ، چون امکان تبلیغ یک امر قلبی پیش آمده بود !
لطف بفرمایید آمریکا را قاطی قضیه نکنید تا موضوع شفاف تر شود، آنها در صدد تبلیغ دین نیستند و این را همه جهانیان میدانند !
جناب امیر
مسئله اصلی این نیست که آیا آیات قرآن یکدیگر را نسخ میکنند یا نه ، ممکن است بتوان طوری ترجمه و تفسیر کرد که از تناسخ و تعارض خارج شوند ، مسئله اصلی این است که 3 ) آیا ارائه یک دین ( یا هر امر قلبی ، درونی دیگر ) بزور میشود یا نه !؟
( پیش فرض منظور و معنای معقول برای " لا اکراه فی الدین " همین حقیقت بوده )
4 ) کدام پیامبر یا مبلغ دین برای ارائه دینش از زور استفاده کرده ؟
جناب GodIsDead ، موضع و سخن شما کمی مبهم است !
[/QUOTE]
اتفاقا يکی از جاهايی که اسلام اول بدون شمشير پيشرفت کرد ايران بود؛ [/QUOTE]
5) پس چرا همین روش متعارف و معقول یک دین را ادامه نداد ؟
[/QUOTE]
حمله هم برای بر انداختن حکومت بود و نه تغيير عقايد مردم ايران.[/QUOTE]
6) برای اسلام آوردن حاکم باید از روی چه جسدهایی رد شد ؟
[/QUOTE]
در هرحال تقريبا هر دين (يا ايدئولوژی) که در طول تاريخ بنيان قدرت قرار گرفته به اسمش خونريزی و قساوت شده است و اين دليل نميشود.[/QUOTE]
7) می خواهید بگوئید عمر به اسم اسلام خونریزی و قساوت کرد ؟
[/QUOTE]
يا همان تغيير لحن تدريجی قرآن که با افزايش تدريجی قدرت محمد از دعوت آرام (لا اکراه ...) به اعلام جنگ (قتلوا ...) تغيير ميکند. [/QUOTE]
8) شما هم معتقد به تغییر لحن به علت تغییر تدریجی قدرت هستید ؟
[/QUOTE]
ولی به نظر من مشکل اصلی در طرفداران فعلی اسلام است که به علت حضور اکثر آنها در کشورها فقير و توسعه نيافته، شخصيت اجتماعی و فرهنگی خودشان هم توسعه نيافته است و رفتارهای بدوی و واکنشهای غير متمدنانه نشان ميدهند؛[/QUOTE]
9) اگر راهکار یک مسلمان را دینش مشخص میکند نباید رفتار وی بسته محیط فقیر یا ثروتمند نادرست یا درست باشد !!
[/QUOTE]
البته يک نکته را هم نبايد ناديده گرفت که يک جمله از يک بحث کلی در يک محيط خصوصی استخراج شده در صورتيکه فهوای کلی بحث پاپ ضد اسلامی نيست و بيشتر در نفی خشونت است. [/QUOTE]
10) سخن پاپ منشأ یک سوال یا مسئله شده و ما به دنبال جواب و فعلاً کاری به منظور اصلی پاپ نداریم .
موفق باشید .
امیر
Wednesday 20 September 2006, 03:09PM
تفسير نمونه، ج2، ص: 26.
((الف- جهاد براى خاموش كردن فتنهها))
و به تعبير ديگر جهاد ابتدايى آزادى بخش.
مىدانيم خداوند دستورها و برنامههايى براى سعادت و آزادى و تكامل و خوشبختى و آسايش انسانها طرح كرده است، و پيامبران خود را موظف ساخته كه اين دستورها را به مردم ابلاغ كنند، حال اگر فرد يا جمعيتى ابلاغ اين فرمانها را مزاحم منافع پست خود ببينند و سر راه دعوت انبياء موانعى ايجاد نمايند آنها حق دارند نخست از طريق مسالمتآميز و اگر ممكن نشد با توسل به زور اين موانع را از سر راه دعوت خود بردارند و آزادى تبليغ را براى خود كسب كنند.
به عبارت ديگر: مردم در همه اجتماعات اين حق را دارند كه نداى مناديان راه حق را بشنوند، و در قبول دعوت آنها آزاد باشند حال اگر كسانى بخواهند آنها را از حق مشروعشان محروم سازند و اجازه ندهند صداى مناديان راه خدا به گوش جان آنها برسد و از قيد اسارت و بردگى فكرى و اجتماعى آزاد گردند طرفداران اين برنامه حق دارند براى فراهم ساختن اين آزادى از هر وسيلهاى استفاده كنند، و از اينجا ضرورت" جهاد ابتدايى" در اسلام و ساير اديان آسمانى روشن مىگردد.
همچنين اگر كسانى مؤمنان را تحت فشار قرار دهند كه به آيين سابق باز گردند براى رفع اين فشار نيز از هر وسيلهاى مىتوان استفاده كرد.
((ب- جهاد دفاعى))
آيا صحيح است كسى به انسان حمله كند و او از خود دفاع ننمايد؟ يا ملتى متجاوز و سلطهگر هجوم بر ملت ديگر ببرند و آنها دست روى دست گذارده نابودى كشور و ملت خويش را تماشا كنند.
در اينجا تمام قوانين آسمانى و بشرى به شخص يا جمعيتى كه مورد هجوم واقع شده حق مىدهد براى دفاع از خويشتن به پا خيزد و آنچه در قدرت دارد به كاربرد، و از هر گونه اقدام منطقى براى حفظ موجوديت خويش فروگذار نكند.
اين نوع جهاد را،" جهاد دفاعى" مىنامند، جنگهايى مانند جنگ احزاب و احد و موته و تبوك و حنين و بعضى ديگر از غزوات اسلامى جزء اين بخش از جهاد بوده و جنبه دفاعى داشته است.
هم اكنون بسيارى از دشمنان اسلام، جنگ را بر مسلمين تحميل كردهاند و سرزمينهاى اسلامى را اشغال نموده و منابع آنها را زير سلطه خود گرفتهاند چگونه اسلام اجازه مىدهد در مقابل آنها سكوت شود؟
((ج- جهاد براى حمايت از مظلومان))
شاخه ديگرى از جهاد كه در آيات ديگر قرآن به آن اشاره شده، جهاد براى حمايت از مظلومان است، در آيه 75 سوره نساء مىخوانيم: وَ ما لَكُمْ لا تُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُها وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ نَصِيراً:
" چرا در راه خدا و در راه مردان و زنان و كودكانى كه (بدست ستمگران) تضعيف شدهاند پيكار نمىكنيد، همان افراد (ستمديدهاى) كه مىگويند: خدايا! ما را از اين شهر (مكه) كه اهلش ستمگرند بيرون ببر، و براى ما از سوى خود، وليى قرار ده، و براى ما از سوى خود يار و ياورى معين فرما".
به اين ترتيب، قرآن از مسلمانان مىخواهد كه هم در راه خدا و هم مستضعفان مظلوم، جهاد كنند، و اصولا اين دو از هم جدا نيستند و با توجه به اينكه در آيه فوق قيد و شرطى نيست، اين مظلومان و مستضعفان در هر نقطه جهان، باشند، بايد از آنها دفاع كرده نزديك و دور، داخل و خارج كشور تفاوت نمىكند.
و به تعبير ديگر حمايت از مظلومان در مقابل ظالمان در اسلام يك اصل است كه بايد مراعات شود، حتى اگر به جهاد منتهى گردد، اسلام اجازه نمىدهد مسلمانان در برابر فشارهايى كه به مظلومان جهان وارد مىشود بىتفاوت باشند، و
اين دستور يكى از ارزشمندترين دستورات اسلامى است كه از حقانيت اين آيين خبر مىدهد.
((د- جهاد براى محو شرك و بت پرستى))
اسلام در عين اينكه آزادى عقيده را محترم مىشمرد و هيچ كس را با اجبار دعوت به سوى اين آيين نمىكند، به همين دليل به اقوامى كه داراى كتاب آسمانى هستند، فرصت كافى مىدهد كه با مطالعه و تفكر آيين اسلام را بپذيرند، و اگر نپذيرفتند، با آنها به صورت يك" اقليت هم پيمان" (اهل ذمه) معامله مىكند و با شرايط خاصى كه نه پيچيده است و نه مشكل با آنها همزيستى مسالمتآميز بر قرار مىنمايد، در عين حال نسبت به شرك و بت پرستى، سختگير است زيرا: شرك و بت پرستى نه دين است و نه آيين و نه محترم شمرده مىشود، بلكه يك نوع خرافه و انحراف و حماقت و در واقع يك نوع بيمارى فكرى و اخلاقى است كه بايد به هر قيمت كه ممكن شود آن را ريشهكن ساخت.
كلمه آزادى و احترام به فكر ديگران در مواردى به كار برده مىشود كه فكر و عقيده لا اقل يك ريشه صحيح داشته باشد، اما انحراف و خرافه و گمراهى و بيمارى چيزى نيست كه محترم شمرده شود و به همين دليل اسلام دستور مىدهد كه بت پرستى به هر قيمتى كه شده است حتى به قيمت جنگ، از جامعه بشريت ريشه كن گردد. بت خانهها و آثار شوم بت پرستى اگر از طرق مسالمتآميز ممكن نشد با زور ويران و منهدم گردند.
آرى اسلام مىگويد بايد صفحه زمين از آلودگى به شرك و بت پرستى پاك گردد و به همه مسلمين نويد مىدهد كه سرانجام توحيد و يكتا پرستى به تمام جهان حاكم خواهد شد و شرك و بت پرستى ريشه كن خواهد گشت.
از آنچه در بالا- در مورد اهداف جهاد- آمد روشن مىشود كه اسلام جهاد را با اصول صحيح و منطق عقل هماهنگ ساخته، و هرگز آن را وسيله سلطهجويى و كشورگشايى و غصب حقوق ديگران و تحميل عقيده، و استعمار و استثمار قرار نداده است.
ولى مىدانيم دشمنان اسلام- مخصوصا ارباب كليسا و مستشرقان مغرض با تحريف حقايق، سخنان زيادى بر ضد مساله جهاد اسلامى ايراد كردهاند و اسلام را متهم به خشونت و توسل به زور و شمشير براى تحميل عقيده ساختهاند. و به اين قانون اسلامى سخت هجوم بردهاند.
به نظر مىرسد وحشت آنها از پيشرفت اسلام در جهان، به خاطر معارف قوى، و برنامههاى حساب شده، سبب شده است كه از اسلام چهره دروغين وحشتناكى بسازند، تا جلو پيشرفت اسلام را در جهان بگيرند.
والله اعلم بالصواب
والسلام
صبح
Wednesday 20 September 2006, 06:07PM
واقعيات تاريخی نشان ميدهد که مردم ايران از ظلم ساسانيان و نظام طبقاتی آن موقع خسته شده بودند - البته باعث و بانی اين دلزدگی مغهای زرتشتی بودند. اتفاقا يکی از جاهايی که اسلام اول بدون شمشير پيشرفت کرد ايران بود؛ حمله هم برای بر انداختن حکومت بود و نه تغيير عقايد مردم ايران. در هرحال تقريبا هر دين (يا ايدئولوژی) که در طول تاريخ بنيان قدرت قرار گرفته به اسمش خونريزی و قساوت شده است و اين دليل نميشود.
این ادعا و تعرض به ساحت دین نمی تواند واقع بینانه باشد . قدرت و حکومت همیشه منبع فساد است ، چه نوع حکومتی فساد نگرفته است ، که تنها انگشت بر حکومتهای ایدئولوژیست گذاشته اید ؟ مگر جنگ جهانی اول و دوم که دهها میلیون نفر را به کام مرگ کشاند ، ربطی به دین و حکومت ایدئولوژی داشت و مگر در طول تاریخ جنگی هست که اینقدر کشته داده باشد ؟ . اینکه در تاریخ داریم یک نفر هفده برادر خود را می کشد تا شاه ایران بشود ، اینکه خشایارشا سه هزار زن در حرمسرای خود داشت و مثل شما باده پرور بود و به همین دلایل مردمش را و تاریخش را به ستوه آورد ... مشخصتا ربطی به دین نمی تواند داشته باشد ...
xenoidos
Thursday 21 September 2006, 01:50AM
آقای ديوونه منظور بنده اين بود که اسراييليها با اينکه در تلموتشان موارد بسيار زشت و زننده ای توصيه شده است، عملا اين کارها را نميکنند ولی مسلمانها به واسطه همين "سب نبی" قبل از اينکه مطمئن شوند اصلا قضيه چه بوده شروع به اعمال خارج از تمدن ميکنند که نظرات منفی نسبت به اسلام و تبليغات سوء عليه آن را دامن ميزند.
آقای صبح منظور من را اشتباه متوجه شديد، گفتم هر دين (و ايدئولوژی) که بنيان قدرت قرار گرفته ... يعنی به نام هر دين (و ايدئولوژی = مکتب) که بنيان يک حکومت/قدرت سياسی قرار گرفته و منشأ اعمال حاکميت شده خونريزی و سرکوب هم انجام شده؛ مثلا مارکسيسم-لنينيسم هم وقتی منشأ قدرت حکومتی قرار گرفت مايه بسياری خونريزيها و ظلمها شد، يا حتی دين زرتشت. شما هم همين حرف را زديد، منتهی طور ديگر.
در هر حال اگر کسی شما را به خشونت متهم کند، شما نميتوانيد با انجام اعمال خشونت آميز اشتباه وی را ثابت کنيد!! مسلمانها اگر ميخواهند به عنوان ملتی خشونت طلب و آدم کش معرفی نشوند، با فرياد و نعره و تهديد به اين مقصود نميرسند. تا وقتی صداهايی که از طرف ما به غرب ميرود سيد علی و احمدی نژاد و بن لادن باشد، جوابش هم ميشود پاپ بنديکت و بوش؛ متأسفانه دوران خاتمی و پاپ ژان پل دوم تمام شده.
-----------
نکته: يکی از علايم رشد نيافتگی فرهنگی - اجتماعی همين شخصی کردن بحث است؛ ما داريم درباره قضيه پاپ حرف ميزنيم شما مشروب خوردن من را به ميان ميکشيد، چه ربطی داشت، نميدانم.
سینا 555
Thursday 21 September 2006, 04:00AM
در هر حال اگر کسی شما را به خشونت متهم کند، شما نميتوانيد با انجام اعمال خشونت آميز اشتباه وی را ثابت کنيد!! مسلمانها اگر ميخواهند به عنوان ملتی خشونت طلب و آدم کش معرفی نشوند، با فرياد و نعره و تهديد به اين مقصود نميرسند. تا وقتی صداهايی که از طرف ما به غرب ميرود سيد علی و احمدی نژاد و بن لادن باشد، جوابش هم ميشود پاپ بنديکت و بوش؛ متأسفانه دوران خاتمی و پاپ ژان پل دوم تمام شده.
شما باز شیپورتان را از سر گشاد ان مینوازید چرا که اصلا نیازی نمیبینید که ازهجوم وحشیانه غربیها در گذشته و حال اسمی ببرید.شما اصلا کاری به روابط ظالمانه حاکم بر دنیای کنونی کاری ندارید(اصلا شاید از دید شما قابل بحث هم نیست!).این لیبرالیسم غربی که شما سعی در توجیهش دارید ایا در سالهای پیش هم بخاطر اسلام خواهی ما
ایران را اشغال کرد؟کودتا در کشور ما (بعنوان یک نمونه از خروارها!)انجام داد؟تجاوز به کشورهای دیگر و دخالت در امور انها را در گذشته و حال بخاطر اسلام خواهی انجام داده و میدهد؟لیست تجاوزات و بی حرمتی به خواست ملل جهان در گذشته و حال خیلی بلند بالاتر از انست که شما بخواهی
با توجیهات غیرمنطقی انرا نادیده بگیرید.غرب همیشه برای تجاوزات و وحشی گریهای
سیستماتیک(بخوانید ظاهرا متمدنانه!)خود بهانه ای بوجود اورده است.قرار دادن نام بن لادن که بواقع همپای حمایت کنندگان ان! دشمن ایران اسلامی بوده وهست! و هر چه میکند در جهت منافع حمایت کنندگان اوست! در کنار رهبران جمهوری اسلامی که امروزه با همه غرض ورزی های دنیای سرمایه و لیبرالیسم و رهبران بی ابروی ان اهم از تبلیغات فراوان و سد سازیهای فراوان جهت جلوگیری از پیشرفت مادی و معنوی یک ملت مستقل از دید عمومی ملل جهان منطقی و صلح جویانه و عدالت مندانه تلقی میشوند؛ یا جهل است یا تعصب یا غرض ورزی.کیست که نداند بن لادن را خودشان بوجود اوردند و خودشان بزرگ کردند تا با شوروی بجنگد و پس از پایان کار ازخدمات شایان او(که بعد از سالها رهی گیری باتمام امکانات دنیا! برای پیدا کردن او هنوز معلوم نیست کجاست !)
در هر حال اگر کسی شما را به خشونت متهم کند، شما نميتوانيد با انجام اعمال خشونت آميز اشتباه وی را ثابت کنيد!! مسلمانها اگر ميخواهند به عنوان ملتی خشونت طلب و آدم کش معرفی نشوند، با فرياد و نعره و تهديد به اين مقصود نميرسند. تا وقتی صداهايی که از طرف ما به غرب ميرود سيد علی و احمدی نژاد و بن لادن باشد، جوابش هم ميشود پاپ بنديکت و بوش؛ متأسفانه دوران خاتمی و پاپ ژان پل دوم تمام شده.
چه خشونتی بالاتر از اینکه کشورهای استعمارگر و زورگو در گذشته و حال کشورهای دیگر را اشغال کنند و بعد از ان توهین و اهانت! و بعد هم یکسویه ببرند و بدوزند و بگویند و انتظار هیچ نوع خشونتی هم نداشته باشند؟! بله؟
اینها اگر دنبال گفتگوی واقعی بدور از تبلیغات توهین امیز! بودند چرا هیچگاه برای ایجاد یک فاروم واقعی و گسترده که مسلمانان هم بتوانند از خود دفاع کنند نیستند؟تنها بلدند فیلم خیالی بسازند
و از جایگاه والای خود و در خلاء! برای خود حرافی کنند و انگ بزنند! بیایند در تلویزونها و دانشگاهها و مراکز دیگر بجای تبلیغات رسانه ای بحث و مناظره علمی و منطقی راه بیاندازند و بگذارند اگر واقعا دنبال گفتگو هستند.چرا اول توهین و انگ میزنند و بر مبنای ان
حملات دیگر را در سایه منافع پلیدشان انجام میدهند.انقدر اسلام عالم و دانشمند دارد که به سخنان موهن و جاهلانه جناب پاپ جواب منطقی بدهد.شروع کنند بسم ا..
ولی انها دنبال اینها نیستند! منافع شان اینطور ایجاب میکند که اینگونه حرکت کنند. منافع سیری ناپذیر بهمراه سلطه جویی انها اجازه نمیدهد که بخواهند صدا و حرف منطقی ما که مخالفت با اشغالگری و زورگویی و سلطه جویی و سوداگری افراطی هستیم را بشنوند.انها همیشه بهانه ای برای اعمال پلید خود میبافند.
کسی که توهین میکند به یک چهارم جمعیت جهان نباید انتظار داشته باشد هیچگونه اتفاقی نیوفتد.منطق هم اینرا نمیپذیرد! انکه به قصد توهین و تعصب ورزی و یکسویه نگری! حرفی را میزند
باید بداند که ممکن است احساسات خیلی ها را خدشه دار کند.
نمیدانم چرا انصاف و شرط ازادگی را نیز رعایت نمیکنید و بیان نمیکنید که
حاکمان دنیای مسحیت رهبانی! کثیف ترین جنایات سازمان یافته مخفی و اشکار را در تاریخ خود بثبت رسانده اند! منظور شما اینست که اگر ما هم همه این جنایات چندین صد ساله انها را در غالب تمدنی کذایی! انجام بدهیم اشکالی ندارد؟.مگر بوش مسیحی نیست؟چرا سخنی از خشونت ورزی او نمیکنید؟پاپ بکنار چون او خود را با بوش و بلرو تمدن بظاهر مسیحی یک کاسه میداند ولی شما که ظاهرا ملحدی ازادمنش هستید چرا بخشونت وسیع و سیستماتیک تمدن کلیسایی! که بوش و بلر هم تبلور ان هستند هیچ اشاره ای ندارید؟و فقط مانند همان بوش یکسویه به مسلمانان گیر داده اید؟
اگر انها دنبال خشونت نیستند بیایند کانالی برای گفتگوی سالم باز کنند ما بشدت استقبال میکنیم و اصلا تمام فریاد ما همین است که این را بگوییم.وقتی یکسویه و از بالا هم شاکی هم جای وکیل و قاضی و دادستان و...مینشیدند و میبرند و میدوزند چه انتظاری دارند؟مسلمانان هیچ ترسی ازایجاد بحث های علمی و معرفتی و فرهنگی ندارند بلکه استقبال میکنند.این حاکمان نئو لیبرالیسم و افراطی و طرفدارن حکومت سرمایه بهمراه پاپ عزیزشان هستند که دوست دارند از بالا
و از روی کبر وغرور و سلطه با دیگران حرف بزنند! و انتظار دارند حداقل یک چهارم مردم جهان که مسلمانند
فقط گوش کنند و صرفا نظاره گر باشند. توهین بکنند مطمئنا توهین هم ممکن است
بشنوند! البته اگر بحث علمی و گفتگوی سالم و سازنده و دو سویه میخواهند بکنند چیز دیگریست.
خاتمی نیز فرصتی بود که ملت ایران در مدت هشت سال به حاکمان سرمایه سالاری و غرب داد تا
بیندیشند و از رفتار قلدر مابانه وزورگویانه خود نسبت به خواست های انقلاب اسلامی ما ارج بنهند و
از روی سلطه خواهی و زورگویی با ما برخورد نکنند اما درست در همین سالها انها در مقابل
این حرکت ملت شریف ایران افغانستان و عراق را به اشغال خود دراورند!سخت ترین رفتارها
و تحقیرها را بخصوص در بحث اتمی بر ما تحمیل کردند و میخواستند تعلیق را دایمی کنند!
ولی مردم بزرگ و اگاه ایران فهمیدند با هر قدم عقب نشینی حاکمان سرمایه و سلطه جری تر شده
یک قدم به پیش میایند و این داستان تا دست کشیدن از هر چه عزت و سربلندی و استقلال
یک کشور انقلاب کرده نام دارد ادامه خواهد داشت بنابراین فرصت مردم ما به حاکمان ظلم جهانی
بپایان رسید و میبینید که الان تعلیق را کمتر وکمتر مطرح میکنند چون میدانند مردم ایران
پشت منافع دراز مدت وتاریخی خود هستند که اگر اینطور نبود مطمئن باشید دموکلاشی
با ما طور دیگری رفتار میکرد.
ضمنا در گفته های شما در مورد ایده لوژی باید عرض شود
دموکلاشی بخصوص نوع لیبرالش الان خودش به یک ایده لوژی غیر قابل نقد از بیرون تبدیل شده است!
بقول بوش و بلر سردسته های اینها هر که با ما نیست بر علیه ماست که ماهیتا هم همینطور است و تنها یک شعار نیست.
هر چند هر روز به یک شکلی درایند و مثل اینکه امروز از دهان پاپ همان حرکت یکسویه را بشکلی
دیگر مطرح میکنند.ضمنا گفتگو با تبلیغات سینمایی و بازیهای رایانه ای و برنامه های گسترده رادیو تلویزیونی و ماهواره ای
بقصد توهین و جریحه دار کردن مسلمانان در سطح جهان بدست نمیاید.غرب چون فکر میکند سیطره
رسانه ای را در دست دارد میتواند ازطریق انها با مسلمانان گفتگو کند!
امیر
Thursday 21 September 2006, 11:57AM
مسلمانها به واسطه همين "سب نبی" قبل از اينکه مطمئن شوند اصلا قضيه چه بوده شروع به اعمال خارج از تمدن ميکنند که نظرات منفی نسبت به اسلام و تبليغات سوء عليه آن را دامن ميزند.
کسی که به خود جرئت میدهد به عزیز ترین و بالاترین پیامبر و رسول خداوند حضرت محمد (ص) ( بابی هو و امی ) توهین و استهزاء کند کمترین مجازاتش همین کشتن است و همان بهتر که زمین از لوث وجود چنین افراد کثیفی و گستاخی پاک شود و این به نفع سایر مردم هم هست .
همه چیز را که نمیتوان به مسخره و شوخی گرفت !!!
وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ لَيَقُولُنَّ إِنَّما كُنَّا نَخُوضُ وَ نَلْعَبُ قُلْ أَ بِاللَّهِ وَ آياتِهِ وَ رَسُولِهِ كُنْتُمْ تَسْتَهْزِؤُنَ (65)
و اگر از آنها بپرسى (: «چرا اين اعمال خلاف را انجام داديد؟!»)، مىگويند: «ما بازى و شوخى مىكرديم!» بگو: آيا خدا و آيات او و پيامبرش را مسخره مىكرديد؟
لا تَعْتَذِرُوا قَدْ كَفَرْتُمْ بَعْدَ إيمانِكُم إِنْ نَعْفُ عَنْ طائِفَةٍ مِنْكُمْ نُعَذِّبْ طائِفَةً بِأَنَّهُمْ كانُوا مُجْرِمينَ (66)
(بگو: ) عذر خواهى نكنيد (كه بيهوده است چرا كه) شما پس از ايمان آوردن، كافر شديد! اگر گروهى از شما را (بخاطر توبه) مورد عفو قرار دهيم، گروه ديگرى را عذاب خواهيم كرد زيرا مجرم بودند
والسلام
hammer
Thursday 21 September 2006, 06:08PM
بسم الله
به نظر من ما بایید زودتر به امریکا حمله کنیم ما چیزیی کمتر از امریکا نداریم بلکه با این حمله آقا از ما راضی بشه
----------------------------------------------------------------
جانم فدای رهبر
سینا 555
Friday 22 September 2006, 04:25AM
بسم الله
به نظر من ما بایید زودتر به امریکا حمله کنیم ما چیزیی کمتر از امریکا نداریم بلکه با این حمله آقا از ما راضی بشه
----------------------------------------------------------------
جانم فدای رهبر
نفاق شما در طرفداری از اسلام و اظهاراتی مثل اینکه همه را باید بکشیم و امثالهم در پست های دیگر شما همه در جهت بیان و نهادینه کردن خشونتی غیر منطقی است پاپ جاهل شما! بیان کرد و شما بدنبال بازتاب دادن به ان هستید! خوانندگان گرامی پست های دیگر این فرد را بخوانند تا متوجه بشوند که همه تلاش ایشان ایجاد نفاق و انفعال در بین مسلمانان است.این فرد خود را طرفدار اسلام جا میزندو حکم به کشتن هر چه غیر مسلمان است میدهد! تا پاپ اعظم شان و جناب بوش خشنود شوند!
ایشان میخواهد با بیان اینگونه خزعبلات در قالب یک مسلمان! مقاومت منطقی مسلمانان در مقابل
دشمنان حربی اسلام را منفعل و به خیال خود استهزا کرده باشد!
خیر جناب منافق! هر وقت امریکا و بوش جرات کرد به ما حمله کند انوقت ما میدانیم چگونه از خود
دفاع نماییم:smile31: .شعار دهی دروغین شما بعنوان حمله به امریکا و دیگر خزعبلات در پست های دیگر برای اینست که بگویید اسلام دین خشونت و انجام کارهای غیر معقول است.ولی این بوش
و حامیانش هستند که عقلی ندارند و با شمشیر و خشونت به دنیای اسلام حمله کرده اند.نفاق شما در دفاع از اسلام اظهر من الشمس است.
چه ترفند کودکانه ای را برگزیده اید:p شما دشمنان واقعی رهبریت و ایران اسلامی هستید.هر از گاهی ترفند های جدیدی ساخته و میسازید ولی همیشه مانند کف های روی اب بوده اید که بسرعت محو شده اید.اشکالی ندارد مدتی هم دلتان را به طرفداری افراط گرایانه و البته مغرضانه! از اسلام خوش کنید ولی مطمئن باشید نه تنها کاری از پیش نمیبرید بلکه با رو شدن ترقندهای شما اگاهان
به حقیقت دین الهی مصمم تر از پیش به دفاع از باورها و اعتقادات منطقی و معقول خود برخواهند خواست.ان پاپ شما هم با ان سخنان جاهلانه اش به نظر بنده عدویی بود که سبب خیر شد شما جوجه منافقان که جای خود دارید:smile31:
xenoidos
Friday 22 September 2006, 08:12AM
جناب مخلص، قصد بنده، همانطور که از متن بر ميايد، نفی کلی ارتباط اسلام و خشونت نبوده است؛ بنده هم ميدانم که منشأ بسياری از خشونتهای مسلمانان واقعا در دينشان موجود است، ولی معتقد هستم که قدرت گرفتن برداشتی از اسلام که نماد نوع شيعه آن احمدی نژاد و نماد نوع سنی آن بن لادن است ناشی از عقب ماندگيهای اجتماعی - فرهنگی مسلمانان است؛ اگر مسلمانان همان فرآيند رشد اجتماعی و آگاهی فرهنگی و جدا کردن دين از سياست را که منجر به رنسانس در غرب شد طی کنند و هر اتفاقی را به يک شورش تمام عيار تبديل نکنند، مسلما کسی به خود اجازه نخواهد داد آنها را متهم به خشونت، عقب ماندگی، نقض حقوق بشر و غيره بکند.
برخلاف تصور آقايان، منظور من اين نيست که مسلمانان بايد تابع غرب شوند، بلکه ميتوان تمام اين خواسته ها را با گفتگو و زيرکی سياسی به دست آورد؛ رفتار فعلی مسلمانان تندرو هيچ دستاوردی جز بدنامی در خارج و کاهش محبوبيت در داخل کشورهايشان و شرمساری برای مسلمانان ميانه رو و روشنفکران آن کشورها ندارد.
جناب سينا
اساس دموکراسی ليبرال بر آزادی عقايد، سخن و قدرت و حق انتخاب کردن و انتخاب شدن آزاد و اداره کشور بر اساس يک قانون مشخص قرار دارد؛ تنها خط قرمز يا تابو هم نفی يا تحريف اين حقوق است. اتفاقا طرز فکر نو محافظه کاران که بر آمريکا و متعصبين يهودی که بر اسراييل حاکم هستند به تندروهای مسلمان بسيار نزديک است و بويی از ليبراليسم ندارد، اينها هم سعی دارند با سوء استفاده از اعتقادات دينی (مسيحيت يا يهوديت) و هيجانات ناسيوناليستی و ادعای ارتباط با خدا کارهای خود را پيش ببرند و در اين راه ابايی از محدود کردن آزاديهای مردم کشورشان ندارند؛ اگر سيد علی و محمود از آن طرف روزنامه ميبندند و دور سر خود هاله ميبينند، از اين طرف هم بوش لايحه شکنجه به گنکره ميبرد و از الهامات غيبی به خود سخن ميراند. اينکه کدام طرز فکر (آزادی بيان و عقيده يا رفتار تندروها در هر دو طرف) کلاشی است را عاقلان دانند.
در مورد آن دوستمان هم که گفتند هر چيزی شوخی بردار نيست، بنده حرفم اين بود که اگر مسلمانان ادعا دارند دينشان به خشونت ربطی ندارد، عقل سالم حکم ميکند که نبايد خشونت کنند، اين نکته چندان پيچيده نيست؛ بر فرض بپذيريم کشتن فردی به جرم توهين به کسی که هزار و چهارصد سال پيش ميزيسته، چون آن فرد مقدس است، کار خشونتباری نيست؛ کدام توهين؟ پاپ در يک جلسه طی بحثی در نفی خشونت از بحث مطان يک پادشاه مرده و يک ايرانی مسلمان آنهم از روی کتابی که قبلا به چاپ رسيده يک سؤال نقل ميکند، در سؤال پرسش ميشود که آيا دين محمد جز سياهی و خشونت چيزی آورده است؟ ضمن اينکه از قول خود اصولا جوابی به اين سؤال نميدهد. اين که توهين نيست! نقدی است نادرست که بر دين مطرح شده؛ ميتوان جواب داد: بله! و نمونه هايی از مسايل مثبتی که دين محمد آورده ذکر کرد؛ ولی مسلمانان آتش زدن و پرتاب نارنجک به کليسا و کشتن راهبه و ريختن به خيابان را انتخاب کردند تا ارتباط اسلام و خشونت را نفی کنند!!! مضحک نيست؟ حداقل اگر قرار است به خاطر يک توهين آدم بکشيد، به خاطر ارزش انسانيت هم که شده، کمی تعلل، کمی تأمل، ببينيد اصل قضيه چه بوده، اصلا اول بفهميد به چه چيزی توهين ميگويند ... تقی به توقی ميخورد، سريع: بکشيد! بکشيد!. آنچه شوخی بردار نيست جان انسان است.
مخلص
Saturday 23 September 2006, 11:06AM
كاربر "رهگذر"
سيستم درج نوشته هاي كاربران "رهگذر" بطور آزمايشي پذيراي اين نوع نوشته است و بدين دليل با تاخير مواجه است .و در صورتي كه تمايل به درج مستقيم نوشته خود داريد ، با مطالعه قوانين باشگاه و پذيرش آن ثبت نام بفرمائيد.
امیدوارم مسئولین محترم باشگاه توجیهی برای نگهداشتن 48 ساعته مطالب پست 9 بنده داشته باشند و این سوال را از ایشان دارم که : مطالبی را که فاقد کلمات توهین آمیز به مخاطبین باشد چه دلیلی برای نگهداشتن آن دارید ؟ حتی اگر به نظر غیر منطقی یا خرافه گویی یا . . . باشد ، در حالیکه بعضی از آقایان در بیاناتشان مخاطب خود را متهم به شراب خواری یا نفاق و . . . میکنند !!! امیدوارم که جناحی عمل نکنید .
جنابان صبح ، امیر و GodIsDead
تقاضادارم پاسخ موارد 1 تا 10 از پست 9 را با همان شماره مرقوم فرمائید .
11) جناب امیر ، آیا از مطالب پست 10 شما ( تنوع جهادها در اسلام ) بر نمی آید که به هر شکل که شمشیر را از غلاف بیرون کشند توجیهی برای آن هست و هر عملی ممکن است باشد غیر از زور؟!!
12) آیا درست است که آقای بوش برای حمله به عراق از توجیهات موارد الف و جیم ( خاموش کردن فتنه ، حمایت از مظلوم ) شما استفاده کرده بدون اینکه حتی ادعای تبلیغ دین داشته باشد ؟!!! ( چنین ادعایی نمیتوانست بکند چون بر همگان محرز است که ارائه دین با شمشیر (بمب و موشک ) نمیتواند باشد !)
13) در ضمن هر ایده ای جایگاه خود را دارد شما حق ندارید به کمونیست ، بودا و . . . اتکت حماقت و بیماری فکری و . . . هر چه دلتان خواست بزنید .
مخلص
Sunday 24 September 2006, 09:28AM
میدانید که حکومت ترکیه لائیک است ( و با آمریکا روابط حسنه دارد و در صورت امکان با وی همکاری میکند ) ، حال به سؤالات ذیل پاسخ دهید :
سؤال 1 : اگر ایران به ترکیه حمله نظامی کند کدامیک از گزینه ها توجیه این عملکرد است ؟
1) خاموش کردن فتنه ها
2) دفاع از آب و خاک
3) حمایت از مظلومان
4) محو کردن شرک یا بی دینی
5) تبلیغ و ارائه دین حق
6) هیچکدام
سؤال 2 : با اینکه میدانستیم مردم عراق در تحت ظلم و ستم صدام قرار داشتند چرا جمهوری اسلامی حمله نظامی آمریکا را ( که عنوان حمایت از مظلوم داشت ) محکوم کرده و آنرا دخالت در امور داخلی یک کشور به حساب آورد ؟
صبح
Monday 25 September 2006, 10:55PM
بسم الله
سوال 1 : در صورتی که ایران قدرت بر انداختن حکومت دیکتاتوری - نظامی ترکیه را داشته باشد ، کمک برای بر انداختن نظام آن _برای نجات مردم از زیر بار جور طاغوت و وابستگی به غرب_ ، دفاع از سرزمینهای اسلامی است .
سوال 2 : در کجا حمله نظامی آمریکا به عراق عنوان حمایت از مظلوم(!) داشت ! :D لطیفه می فرمائید ؟ جدای از این ، هر عنوانی که داشت ... شما که خرد و ابزار آن را در اختیار دارید :)
صبح
Monday 25 September 2006, 11:00PM
در مورد آن دوستمان هم که گفتند هر چيزی شوخی بردار نيست، بنده حرفم اين بود که اگر مسلمانان ادعا دارند دينشان به خشونت ربطی ندارد، عقل سالم حکم ميکند که نبايد خشونت کنند، اين نکته چندان پيچيده نيست؛ بر فرض بپذيريم کشتن فردی به جرم توهين به کسی که هزار و چهارصد سال پيش ميزيسته، چون آن فرد مقدس است، کار خشونتباری نيست؛ کدام توهين؟ پاپ در يک جلسه طی بحثی در نفی خشونت از بحث مطان يک پادشاه مرده و يک ايرانی مسلمان آنهم از روی کتابی که قبلا به چاپ رسيده يک سؤال نقل ميکند، در سؤال پرسش ميشود که آيا دين محمد جز سياهی و خشونت چيزی آورده است؟ ضمن اينکه از قول خود اصولا جوابی به اين سؤال نميدهد. اين که توهين نيست! نقدی است نادرست که بر دين مطرح شده؛ ميتوان جواب داد: بله! و نمونه هايی از مسايل مثبتی که دين محمد آورده ذکر کرد؛ ولی مسلمانان آتش زدن و پرتاب نارنجک به کليسا و کشتن راهبه و ريختن به خيابان را انتخاب کردند تا ارتباط اسلام و خشونت را نفی کنند!!! مضحک نيست؟ حداقل اگر قرار است به خاطر يک توهين آدم بکشيد، به خاطر ارزش انسانيت هم که شده، کمی تعلل، کمی تأمل، ببينيد اصل قضيه چه بوده، اصلا اول بفهميد به چه چيزی توهين ميگويند ... تقی به توقی ميخورد، سريع: بکشيد! بکشيد!. آنچه شوخی بردار نيست جان انسان است.
جناب اعلیحضرت ،
مسلمانان حدود یک و نیم میلیارد نفرند که چنین اهانتهائی ، پاسخهای متفاوتی نسبت به موقعیت سیاسی و فرهنگی و تاریخ آنها می تواند داشته باشد . مثلا در اندونزی که جنگهای صلیبی ناموفق فراوانی در جهت حذف اسلام صورت گرفته است ، چنین جسارتهائی غیر قابل تحمل است ... و با چنین عکس العملی مواجه می شود .
اما آنچه که مهم است ، این یک عکس العمل است ... خشونت تنها به نارنجک و سنگ نیست ، بلکه خشونت و وقاحتی که غربیان در تهاجم به اسلام مرتکب می شوند ... به مراتب فاجعه بار تر و اسفبار تر از پاسخ عاجزانه ای است که یک مسلمان اندونزیائی در پس جریحه دار شدن عشقش به اسلام ، اینگونه بیان می دارد ...
چشمها را باید شست ... کرمها را باید دید !
صبح
Monday 25 September 2006, 11:21PM
جناب صبح
شما ابتدا معنای فتح را بفرمایید تا بتوان انرا از تحمیل دین مجزا کرد ، 1 ) آیا غالب کردن یک اندیشه ( فتح به معنای مورد نظر شما) باید بزور انجام شود ؟
2 ) آیا بهترین موقعیتی که برای ترویج دین (اسلام) رخ داد صلح حدیبیه نبود ؟ البته ، چون امکان تبلیغ یک امر قلبی پیش آمده بود !
لطف بفرمایید آمریکا را قاطی قضیه نکنید تا موضوع شفاف تر شود، آنها در صدد تبلیغ دین نیستند و این را همه جهانیان میدانند !
.
فتح مربوط به تصاحب حکمرانی سرزمین ، است ... ، آنچنانکه آمریکا در عراق انجام داد . حال اینکه فاتح چگونه بخواهد سیاست خود را در غالب کردن اندیشه مورد نظر خود پیاده کند ، بحث کاملا مجزائی است و در طول تاریخ با رفتارهای متفاوت همراه بوده است ... و به همین دلیل فتح نمی تواند ارتباط محتومی با " تحمیل دین " داشته باشد ... شاید فاتح اصلا فقط بخواهد نفت ببرد و به دین کاری نداشته باشد .
همچنین بر خلاف تصور یا اشتباه شما نیز آیه ( لا اکراه فی الدین ) آیه ای مدنی است و در زمان اوجگیری قدرت دین اسلام و پیامبر خدا (ص) ، این آیه اعلام شده است . همان زمانی که (یثرب) تحت سلطه رسول الله (ص) در آمد ،.
محل ترویج دین ، هر موقعیتی از صلح حدیبیه ، تا جنگ بدر می تواند باشد و نمی توان آنرا چنین مجزا کرد .
اگر چه تصور می کنید آنها اصلا در پی دین نیستند ، اما ما شاهدیم که مردم آمریکا اتفاقا دین دار تر از مردم اروپا هستند ، و جمعیتی سی میلیون نفری از آمریکا جزو مؤسسات و گروههای "آرماگدونی" ثبت نام کرده اند و بطور دوره ای به زیارت مجدون رفته و یاد جنگ خیر و شر را زنده نگاه می دارند ... و اگر نگوئیم تمام سیاستهای آمریکا بر روی عقده های جنگهای صلیبی بناست ، نمی توانیم منکر شویم که بخش قابل توجهی از این حملات بر اساس آن شکل می گیرد . صلیبی خواندن جنگ مبارزه با تروریسم توسط ، اسائه ادب دانمارکی به ساحت پیامبر خدا ، و حمله ناموفق جدید بوش در فاشیست خواندن اسلامیون ، و سپس حمله پاپ ... نشان آشکار این خط است که روزانه پر رنگ تر می شود و نیاز به مبارزه و عزم جدی دارد .
تشنه
Wednesday 27 September 2006, 11:10AM
سؤال 2 : با اینکه میدانستیم مردم عراق در تحت ظلم و ستم صدام قرار داشتند چرا جمهوری اسلامی حمله نظامی آمریکا را ( که عنوان حمایت از مظلوم داشت ) محکوم کرده و آنرا دخالت در امور داخلی یک کشور به حساب آورد ؟
نکته همینه ما با حمله نظامی مخالف بودیم......با این وجود باز هم بگین که مسلمونها به دنبال خشونتن
باز خدا عمرتون بده که خودتون اقرار کردین
اما اگر با سیایتهای روز اشنا باشین باید بدونبن که اگر واقعا هدف امریکا این بود راهی خیلی بهتر از حمله نظامی داشت
هدف امریکا حتی دسترسی به نفت عراق هم نبود چون امریکا همین جوریش بدون وارد شدن مراحل نظامی نفت خلیج در اختیارشه....هدف ایران بود که به محاسباتش غلط از اب در اومد
tirana
Wednesday 27 September 2006, 11:27AM
با سلام به اهل علم
با توجه به معنای " لا اکراه فی الدین " و با توجه به اینکه دین امری قلبی است و حضور آن بالخصوص دین اسلام در دل افراد از راه قلب است ، مسلمانان چه علت و انگیزه ای برای حمله به ایران داشتند ؟
( احتمالاً سخنان پاپ مشابه این سوال را در اذهان بوجود آورده است )
مسلمان نبودند
:smile07:
IRANIAN YOUTH CLUBS
vBulletin 5.5.3, Copyright ©2000-2009, Jelsoft Enterprises Ltd.