PDA

نمايش نسخه نهائي : همه با هم به استقبال ماه مبارک رمضان میرویم


ابومحسن
Friday 15 September 2006, 01:50PM
شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن هدی للناس و بینات من الهدی و الفرقان

سلام به ماه مبارک رمضان سلام به ماه میهمانی خدا سلام به ضیافت الهی
سلام به خوان کرم الهی
سفره گسترده ایی که تمام انبیا و اولیا خدا بر آن میهمان بودند
انشاالله که ما هم بتوانیم این ماه عزیز را درک کنیم
پس همه با هم به استقبال این میهمانی بزرگ می رویم با خانه تکانی دلامون
از سیاهیها با معطر کردن آن به گلاب قرآن


:smile07: :smile07: :smile07: :smile07: :smile07: :smile07: :smile07: :smile07: :smile07: :smile07: :smile07: :smile07: :smile07: :smile07: :smile07:

سینا 555
Friday 15 September 2006, 11:51PM
سلام ابومحسن جان
چه تاپیک بجا و بموقعی زدید.فقط اینجا شاید مهجور بماند.
انشاا..همگی استحقاق رفتن به ماه میمهانی و ضیافت الهی
را داشته باشیم.ماه خیر و برکت در راه است امیدوارم از الان
خودمونو اماده کرده باشیم:smile07: :smile07: :smile07:

P E Y M A N
Sunday 17 September 2006, 01:17AM
قال رسول الله (ص) : ايها الناس ! انه قد اقبل اليكم شهر الله بالبركة و الرحمة و المغفرة


رمضان، نامى از نام هاى خدا
رمضان از اسماء الله است
رمضان اسمى از اسماء الهى مى‏باشد و نبايست‏به تنهائى ذكر كرد مثلا بگوئيم، رمضان آمد يا رفت، بلكه بايد گفت ماه رمضان آمد، يعنى ماه را بايد به اسم اضافه نمود، در اين رابطه به سخنان حضرت امام محمد باقر (عليه السلام) گوش فرا مى‏دهيم.

هشام بن سالم نقل روايت مى‏نمايد و مى‏گويد: ما هشت نفر از رجال در محضر حضرت ابى جعفر امام باقر (عليهما السلام) بوديم، پس سخن از رمضان به ميان آورديم.

فقال عليه السلام: لا تقولوا هذا رمضان، و لا ذهب رمضان و لا جاء رمضان، فان رمضان اسم من اسماء الله عز و جل لا يجيى و لا يذهب و انما يجيى‏ء و يذهب الزائل و لكن قولوا شهر رمضان فالشهر المضاف الى الاسم و الاسم اسم الله و هو الشهر الذى انزل فيه القرآن، جعله الله تعالى مثلا و عيدا و كقوله تعالى فى عيسى بن مريم (عليهما السلام) و جعلناه مثلا لبنى اسرائيل. (1)

امام عليه السلام فرمود: نگوئيد اين است رمضان، و نگوئيد رمضان رفت و يا آمد، زيرا رمضان نامى از اسماء الله است كه نمى‏رود و نمى‏آيد كه شى‏ء زائل و نابود شدنى مى‏رود و مى‏آيد، بلكه بگوئيد ماه رمضان، پس ماه را اضافه كنيد در تلفظ به اسم، كه اسم اسم الله مى‏باشد، و ماه رمضان ماهى است، كه قرآن در او نازل شده است، و خداوند آن را مثل و عيد قرار داده است همچنانكه پروردگار بزرگ عيسى بن مريم (سلام الله عليهما) را براى بنى اسرائيل مثل قرار داده است، و از حضرت على بن ابى طالب (عليه السلام) روايت‏شده كه حضرت فرمود: «لا تقولوا رمضان و لكن قولوا شهر رمضان فانكم لا تدرون ما رمضان‏» (2) شما به راستى نمى‏دانيد كه رمضان چيست (و چه فضائلى در او نهفته است).

P E Y M A N
Sunday 17 September 2006, 01:21AM
واژه رمضان و معناى اصطلاحى آن
رمضان از مصدر «رمض‏» به معناى شدت گرما، و تابش آفتاب بر رمل... معنا شده است، انتخاب چنين واژه‏اى براستى از دقت نظر و لطافت‏خاصى برخوردار است. چرا كه سخن از گداخته شدن است، و شايد به تعبيرى دگرگون شدن در زير آفتاب گرم و سوزان نفس و تحمل ضربات بى امانش،زيرا كه رمضان ماه تحمل شدائد و عطش مى‏باشد، عطشى ناشى از آفتاب سوزان يا گرماى شديد روزهاى طولانى تابستان.

و عطش ديگر حاصل از نفس سركشى كه پيوسته مى‏گدازد، و سوزشش براستى جبران ناپذير است.

در مقايسه اين دو سوزش، دقيقا رابطه عكس برقرار است، بدين مفهوم كه نفس سركش با چشيدن آب تشنه‏تر مى گردد، وهرگز به يك جرعه بسنده نمى‏كند، و پيوسته آدمى را در تلاش خستگى ناپذير جهت ارضاى تمايلات خود وا مى‏دارد. و در همين رابطه است كه مولوى با لطافت هرچه تمامتر اين تشبيه والا را به كار مى‏گيرد و مى‏گويد:

آب كم جو تشنگى آور به دست تا بجوشد آبت از بالا و پست تا سقا هم ربهم آيد جواب تشنه باش الله اعلم بالصواب زين طلب بنده به كوى حق رسيد درد مريم را به خرما بن كشيد

اما از سوى ديگر، عطش ناشى از آفتاب سوزان سيرى پذير است، و قانع كننده

محمد مهدی 128
Monday 18 September 2006, 08:30AM
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد لله رب العالمين وصلي الله علي نبينا محمد وآله الطيبين الطاهرين لاسيما بقيه الله الأعظم حجة بن الحسن المهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف ولعنة الله علي اعدائهم اجمعين لا سيما الجبت و الطاغو ت واللات و العزي و ا بنتيهما
اللهم کن لولیک الحجة بن الحسن المهدی صلواتک علیه وعلی آبایه فیهذه الساعة
وفی کلّ الساعة ولیّاً وحافظا وقائدا وناصرا و دلیلا وعینا حتیتسکنه ارضک طوعا وتمتعه فیها طویلا.
قال الله تبارک وتعالی :شهر رمضان الذی انزل فیها القرا ن هدی للناس وبیّنات من الهدی والفرقان ......سوره مبارکه بقره آیه شریفه185
بسم الله الرحمن الرحیم حم والکتاب المبین انا انزلناه فی لیلة مبارکة انا کنا منذرین فیها یفرق کل امر حکیم .....سوره مبارکه دخان
بسم الله الرحمن الرحیم انا انزلناه فی لیلة القدر لیلة القدر خیر من الف شهر ....
ماه مبارک رمضان ماه نزول دفعی قران در شب مبارک قدر .
ماه خدا ماه رحمت وبرکت و آمرزش گناه ماهی که نفس در ان تسبیح وخواب در ان عبادت و دعا مستجاب.
ماه بهار قران .
تنها ماهی که نام او در قرآن آمده .
فرمودند: نگوئید رمضان امد رمضان رفت بگوئید همانطور که خداوند تبارک وتعالی فر مود : شهر رمضان ؛ماه رمضان .بعد فرمودند : کسی که همینطور اسم برد ونگفت ماه رمضان پس روزه بگیرد یا صدقه بدهد کفارة . که روزه وصدقه حمل بر استحباب شده .
خداوند تبارک وتعالی فرمود : هر عمل ابن آدم مال خودش هست آلا روزه ؛ الصوم لی وانا اجزی به ،روزه مال من است ومن جزای روزه را می دهم یا من خدا خودم جزای روزه هستم.
مشخص است خداوند متعالی جزای همه اعمال را می دهد اما اینکه در خصوص روزه می فرماید من جزای روزه را می دهم اهمیت روزه را می رساند .
واینکه من جزای روزه هستم مطلب به غایت مهمی است که اهلش می فهمد بطونی دارد .
شایدیکی از بطونش این باشد که شخص روزه دارد می تواند قلبش هم روزه باشد از غیر خدا وخدا خودش را به روزه دار می دهد .رزقنا الله بحق محمد واله صلی الله علیه واله وسلم .

خداوند تبارک وتعالی فرمود :لخلوف فم الصائم عندی اطیب من ریح المسک بوی بد دهان روزه پیش من از بوی مشک خوش بوتر است .
فرمودند: سحری بخورید ولو جرعه آبی آگاه با شید صلوات خدا بر سحری خوران .
فرمودند : روزی که روزه هستید با روز غیر روزه تان فرق به کند .
افطاری دادن به مومنین و افطاری خوردن در خانه برادر دینیت افضل از روزه ات است .
افطاری بدهید ولو به خرمائی و.......
فرمودند : برای روزه دار دو خوشحالی است 1-هنگام افطار 2-هنگامه لقای الهی
در روزه چشم وگوش دهان و.......روزه با شد .
روزه خواص؛ دل روزه هست از غیر خدا و دل گرسنه خداست .
شرافت ماه مبا رمضان به خاطر شب قدر است.
و شرافت شب قدر به خاطر اینکه ولایت مولا علیه السلام واولاد معصومش در آن شب مقدر شد. معانی الاخبار باب معنا لیلة القدر.
وواضح است که مرا از شب قدر نه آنست که در هر سال هست بلکه مراد حقیقت لیلة القدر است که آنچه در سال تکرار می شود تابشی وشعاعی از آن حقیقت است .
ودر تفسر فرات کوفی وتاویل الایات : لیلة ولیلة القدر تاویلش را فرمودند فاطمة سلام الله علیها وهکذا کافی شریف فرمودند تاویل لیلةمبارکة: ان صدیقه طاهره سلام الله علیها است .
که یکی از وجوهی که باز می نماید ومفسر است برای لولا فاطمه لما خلقتکما : لیلة القدریت ان ام ابیها است .
ماه مبارک رمضان ماه میهمانی خداوند متعال بر محبین مولا علیه السلام مبارک باد .
یا علی ؛ وهو العلی العظیم

محمد مهدی 128
Monday 18 September 2006, 08:30AM
آدم که می خاد مهمونی بره خودش ولباساشو مرتب وتمیز می کنه لبا س لباس تقوا و..
خدایا خودت دل ما رو از غیر خودت( با سلامت وعافیت و آرامش وبی غصه ودرد سر )جارو بزن وخالی کن
یا علی مددی

سینا 555
Tuesday 19 September 2006, 02:26AM
در آيات و روايات متعدد به مواردي برمي خوريم كه سخن از «مذمت و نكوهش دنيا» به ميان آمده است. چنين موضعي ممكن است برداشت هاي ناصوابي را در نگاه اول به دنبال داشته باشد و تصور شود كه اساساً «دين» و «دنيا» دو مقوله كاملا متضاد و ناسازگار هستند و دين امري اخروي و گسسته از دنياست.
از ديدگاه اسلام، نظام هستي بر پايه «حقيقت» استوار است و همه موجودات براساس خير و حكمت و حسن غايت آفريده شده اند (سجده/17) از اين رو، مذمت دنيا متوجه «جهان آفرينش» نيست.
واقعيت اين است كه دنيا ذاتاً واجد قبحي نيست كه در مقام نكوهش آن برآييم، بلكه آنچه مورد نكوهش است «نسبت» و «رابطه »اي است كه انسان با دنيا برقرار مي كند. توضيح اين كه انسان به طور تكويني و ذاتي داراي يك سلسله علايق و تمايلات است كه بشرآفرين از خلقت آنها در نهاد انسان، اهداف و غاياتي حكيمانه را جستجو كرده است. همان طور كه جهان آفرينش شايسته مذمت نيست، اين تمايلات و غرايز طبيعي نيز نبايد مورد تحقير و سرزنش واقع شوند. پس اين سخن كه گفته مي شود «علاقه به دنيا مطلقاً مذموم است»، صحيح نيست بلكه نوعي از علاقه و تمايل به دنيا و ماديات كه انسان را «اسير» و «دلبسته» مي سازد و او را از «حركت» و «سير» به سوي تحصيل كمالات انساني و قرب به خداوند باز مي دارد و او را به ورطه سكون و توقف در ماديات مي افكند، مطرود است. اين گونه از رابطه ميان انسان و دنيا را مي توان با تعابيري همچون «دنياگرايي» «ماده زدگي» و «دنياپرستي» توصيف كرد.
همان طور كه در روايات آمده است، رابطه انسان و دنيا به منزله رابطه «كشاورز» با «مزرعه» است (1)، بنابراين، مطلوب ترين حالت براي انسان عبارت است از: بهره گيري حداكثر از جهان عيني مادي در راستاي سعادت اخروي. آدمي بايد ارتباط و نسبت خود را با جهان مادي به صورتي تنظيم كند كه در دام «تعلق دل» و «دلبستگي» و «اسارت» گرفتار نشود و «وسيله» جانشين «هدف» نگردد. امام علي(ع) چه زيبا مي فرمايد: «دنيا خانه بين راه است، نه مقصد و قرارگاه دائمي». (2)
سزاوار است به آياتي از قرآن كه در مقام تبيين اين انديشه برآمده اند اشاره شود:
«ان الذين لايرجون لقاءنا ورضوا بالحيوه الدنيا و اطمأنوا بها والذين هم عن اياتنا غافلون. (يونس/7)
آنان كه اميد ملاقات ما را ندارند (و از آخرت غافلند) و به زندگي دنيا راضي شده اند و بدان آرام گرفته اند و كساني كه از نشانه هاي ما غافلند.
«فاعرض عن من تولي عن ذكرنا و لم يرد الاالحيوه الدنيا. ذلك مبلغهم من العلم». (نجم/30)
از آنان كه از ياد ما روگردانده و جز زندگي دنيا، هدف و مقصدي ندارند روي بگردان. اين است ميزان دانش آنها.
«فرحوا بالحيوه الدنيا و ماالحيوه الدنيا في الاخره الا متاع». (رعد 26)
به زندگي دنيا دلخوش و شادمان شده اند، در صورتي كه زندگي دنيا در مقايسه با آخرت جز متاع ناچيزي نيست.
روشن است چيزي كه در همه آيات نفي و طرد شده اين است كه انسان نهايت آرزوهاي خود را همين دنيا جستجو كند و به لذايذ ناپايدار و سطحي آن بسنده نمايد. انسان در عين اين كه از نعمت هاي دنيا بهره برداري مي كند نبايد در پرتو تمتع از آنها دچار «غفلت» و «نسيان» شود و قلمرو پرواز خود را به همين دنيا «محدود» سازد. درواقع، اسلام ارزش جهان را تنزل نداده، بلكه «ارزش و منزلت انسان» را ارتقاء بخشيده است. اسلام مي خواهد انسان به تمامي هستي «نگاه ابزاري» داشته باشد و آنها را در خدمت تكامل و تعالي خويش درآورد، نه اين كه خويش را در تعلق به آنها محبوس كند. تنها تعلق و وابستگي اي كه ممدوح است و عين آزدي و تكامل تلقي مي شود، عبوديت و حركت به سوي خداست كه براي انسان مطلوبيت فطري و واقعي دارد. (3) خداوند، كمال مطلق است و مقصد غايي همه مخلوقات.
«خداپرستي» به نوعي از غيرخواهي كه انسان را در مسير كمال فطري خود قرار مي دهد و او را به عالي ترين مراتبي كه تكويناً شايسته آنهاست، نايل مي گرداند. «خود واقعي» انسان با گام برداشتن در اين طريق و هدف قرار دادن اين مقصد است كه شكوفا مي شود، همچنان كه قرآن كريم مي فرمايد:
ولاتكونوا كالذين نسواالله فأنسيهم انفسهم (حشر/19) از آناني نباشيد كه خدا را فراموش كردند خدا هم خودشان را دچار فراموشي كرد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پي نوشت ها:
1- الدنيا مزرعه الاخره (كنوز الحقايق).
2- نهج البلاغه، خطبه .201
3- مرتضي مطهري، سيري در نهج البلاغه
ص 305

فرقان
Monday 25 September 2006, 05:33PM
اي خداي مــن چقدر مهـــــــــربوني ....................... دعوتم كردي بيام به مهموني

كـار نداشتي من كي ام خوب يا بـدم ....................... بـار عـام دادي و من هم اومدم

گــــــرچــــه ايـنـجا نعمتهات فراوونه ....................... دل مهمونت گرفته صاحب خونه

مي دوني چيه ؛ تـــو اي همه كس ام ....................... بــراي بـعـــد مردنـم دلـواپـسم

چـه روز سختيه ؛ روز محـشــــــرت ....................... من روعريان ميارن به محضرت

دل من از اون ساعت ؛ پـــــــر محنه ....................... كـه نگـاه اهــل محشــــر به منه

اونجايي كــه مي بينند مــن رو همــه ....................... انـبـيــاء و اهـــل بيت فاطمه(س)

وقتي كه با اذن به من خطاب ميشــــه ....................... بــرا من وقت حساب كتاب ميشه

قـفـل ميشــــه چون زبـونـم در دهـنـم ....................... حرف اون لحظه رو اينجا مي زنم

اگـه خواستي بــد رو رسـوا كـنـي ....................... نامــه اعمال من رو بــــاز كـنـي

اگـــه خواسـتي بـبـــري جـهـنـم ام ....................... حـقـمـه ! شكايـتي نـمي كـنــم

بـــبــر ! امــا خواهـشم از تـــو ايـنـه ....................... يـكجـوري بـــبـر كـه مولام نبينه

جلـو دشمـنـهـا نـذار كـــه بـــد بشه ....................... نـذار اربـــابـم خجالت بــكـشــه

هرچي نباشه من كه نوكرش بــودم ....................... آخـــه مـن مـحـب مـادرش بــــودم