PDA

نمايش نسخه نهائي : آیا واقعا میخواهی رسول الله را ببینی ؟!


امیر
Thursday 14 September 2006, 01:04PM
بسم الله الرحمن الرحيم

السلام عليكم ورحمة الله وبركاته............


اذا كنت تريد رؤيا الرسول صلى الله عليه وآله سلم حقا .............


فتعال فأ قرا هذه القصه ثم احكم على نفسك هل تستطيع ان ترى الرسول صلى الله عليه وآله سلم ام لا ............؟؟؟؟؟؟؟


يحكى ان كان هناك رجل صالح وكان هذا الرجل يرى الرسول صلي الله عليه وآله سلم في منامه في معظم الليالي .
وقد علم بذلك فتى من اهل المدينة كان يتشوق لرؤية الرسول صلي الله عليه وآله سلم فذهب الى هذا الرجل الصالح والح عليه ان يخبره بطريقه لكي يرى الرسول صلي الله عليه وآله سلم.
حاول الرجل الصالح ان يقنعه بأن هذه هبةمن الله . وانه لا يعرف طريقه لرؤية الرسول غير الدعاء والتفكير بالرسول.


لكن الفتى لم يقتنع بكلام الشيخ. فقال الشيخ للفتى بعد ان راى عدم اقتناعه بكلامه ؛
تعال ونم عندي الليله وسوف اجعلك ترى الرسول .

ففرح الفتى بذلك. ولما اتى الليل قدم الرجل الصالح. وقد قام الشيخ بتجهيز العشاء للفتى وكان الفتى جائع .وكان العشاء كثير الملح .

ولم يكون مع العشاء ماء .فاكل الفتى حتى شبع ،ثم طلب من الشيخ ماء ،لاكن الشيخ انساه الما بالتحدث معه ،ثم انصرف الشيخ للنوم ، والفتى لم يشرب الماء ،وكان مشتاق للماء لاكنه استحا من الشيخ ان يوقضه من منامه من اجل ماء ، فنام الفتى وهوه ظمأأأأأأأأن.
وفي الصباح جاء الشيخ للفتى
فقال له الفتى : اريد ماء يا شيخ . فسقاه الشيخ ماء ثم ساله:
هل رايت الرسول البارحة يا فتى ؟؟
فقال لم أرالرسول لكن رايت الانهار والعيون والامطار ومياه بارده
فهنا قال له الشيخ :يا فتى لو انك اشتقت لرؤيات الرسول البارحه
كما اشتقت للماء لرأيت الرسول صلي الله عليه و آله وسلم
يا فتى الزم الدعاء وذكر الرسول الى ان تشتاق له كما اشتقت الي الماء البارد في الظماء الشديد .وسوف تراه انشاء الله

المصدر : موقع المنتدیات صوت القرآن الحکیم : (مع تعدیل قلیل )
http://www.quran-voice.com/vb/showthread.php?t=282

(ترجمه در پست بعدی )

امیر
Thursday 14 September 2006, 01:05PM
ترجمه :
اگر واقعا میخواهی رسول الله را ببینی .......
پس بیا و این قصه را بخوان سپس نسبت به خودت قضاوت کن که آیا میتوانی رسول الله را ببینی یا نه ؟!
حکایت شده که مرد صالحی بود و که رسول الله را در خوابش در شبهایی بزرگ میدید
و یکی از جوانان شهر که مشتاق دیدن رسول الله بود چون این خبر را شنید به سوی ان مرد صالح شتافت و به او اصرار کرد او را از روش کارش آشنا کند تا او هم بتواند رسول الله را ببیند
مرد صالح تلاش کرد تا او را قانع کند که دیدار رسول الله هدیه ای از جانب خداوند است و او راهی غیر از دعا و فکر کردن در مورد پیامبر (ص) نمیشناسد
اما جوان قانع نشد ، و شیخ بعد از اینکه متوجه شد که جوان قانع نشده به او گفت :
بیا و امشب نزد من بخواب تا کاری کنم رسول الله را ببینی.

پس جوان چون این را شنید خوشحال شد و هنگامی که شب فرا رسید شیخ به آماده کردن شام پرداخت و شام هم پر از نمک بود
و همراه غذا آب نبود ، جوان از غذا خورد تا سیر گشت سپس از شیخ آب طلبید اما شیخ با صحبت کردن با او باعث شد تا آب را فراموش کند ، بعد شیخ برای خواب از او جدا شد و جوان هم آب نخورده بود و مشتاق آب بود اما از اینکه شیخ را برای آب از خواب بیدا کند شرم میکرد .
پس جوان در حالی که بسیار تشنه بود به خواب رفت .
صبح که شد شیخ به سوی جوان آمد و جوان به او گفت : آب میخواهم
پس شیخ به او آب داد ، سپس از او پرسید :
آیا دیروز رسول الله را در خواب دیدی ؟!
جواب داد : رسول الله را ندیدم اما در خواب نهر ها و چشمه هایی با آب خنک همراه با باران دیدم .
در اینجا بود که شیخ به او گفت :
اگر تو اینگونه که دیروز برای نوشیدن آب شوق داشتی ، برای دیدن رسول الله اشتیاق داشتی ، حتما او را در خواب میدیدی .
ای جوان به دعا و یاد پیامبر (ص) ملزم باش تا برای دیدنش اشتیاق داشته باشی ، همانطور که وقتی شدیدا تشنه هستی اینچنین به آب خنک مشتاق میشوی .
و ان شاء الله رسول الله را خواهی دید :smile07:
والسلام