نمايش نسخه نهائي : اذهاب رجس ، از (( اهل البیت ))
امیر
Wednesday 13 September 2006, 03:13PM
بسم الله الرحمن الرحیم
وَ قَرْنَ في بُيُوتِكُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِيَّةِ الْأُولى وَ أَقِمْنَ الصَّلاةَ وَ آتينَ الزَّكاةَ وَ أَطِعْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيرا
و در خانههايتان قرار گيريد و مانند روزگار جاهليّتِ قديم زينتهاى خود را آشكار مكنيد و نماز برپا داريد و زكات بدهيد و خدا و فرستادهاش را فرمان بريد. خدا فقط مىخواهد آلودگى را از شما خاندان [پيامبر] بزدايد و شما را پاك و پاكيزه گرداند.
با سلام خدمت دوستان
این سخنرانی از جناب کدیور است که بنده به تازگی گوش کرده ام و ایشان درباره آیه تطهیر بحث میکند که (( اذهاب رجس)) از اهل البیت اراده تکوینی خداوند است یا تشریعی ؟
(از دقیقه بیست و پنجاه ثانیه به بعد راجع به بحث است 50 : 20 )
http://www.kadivar.com/Images/Public/Mp3Doc.Gif
http://www.kadivar.com/Data/Remote/0/Data/Resources/Medias/850401-02.mp3
بنده فعلا نظر خاصی مطرح نمیکنم اما میخواستم بگم که اگر دوستان عزیز درباره سخنرانی ایشون بحثی و حرفی دارند در اینجا مطرح کنند
منتظر نظرات دوستان هستم :smile07:
با تشکر
والسلام
علي ولي الله
Thursday 14 September 2006, 02:35AM
کل جواب در این جاست
روایات هم از کتب صحاح و سنن اهل سنت است
چه كسانى اهل بيت پيامبر (ص ) مى باشند ؟
بايد ديد كه اهل بيت ، به چه كسانى گفته مى شود و در اين آيه مباركه چه كسانى از آن اراده شده است ؟
از نظر لغت ، اهل بيت به عشيره و اقرباى انسان اطلاق مى شود، ولى مسلّماً مراد از آيه ، جميع اقرباى پيامبر نيست ؛ زيرا در بين آنان حتى افراد مشرك مثل ابولهب ها وجود داشتند كه يقيناً آيه مباركه شامل آنان نخواهد شد، پس بايد براى شناختن اهل بيت ؛ يعنى كسانى كه در اين آيه مباركه ، مطهر معرّفى شده اند، به رواياتى كه در تفسير آيه وارد شده است مراجعه كرد و اينك چند روايت :
((ابن عبدالبرّ شافعى )) مى گويد: وقتى آيه مباركه تطهير نازل شد، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فاطمه ، على ، حسن و حسين عليهم السّلام را نزد خود خواند و به خداى متعال عرض كرد: ((اللّهم هؤ لاء اهل بيتى فاذهب عنهم الرجس و طهّرهم تطهيراً(16) ؛ خداوندا! اينان اهل بيت منند، پس از آنان رجس را دور و آنان را پاك و مطهر بگردان )) .
((حافظ حسكانى حنفى نيشابورى )) در كتاب ((شواهد التنزيل لقواعد التفضيل ))،(17) بيش از دويست طريق و روايت ذكر مى كند كه آيه مباركه فقط شامل وجودمبارك رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ، على ، فاطمه ، حسن و حسين عليهم السّلام مى شودوبس .
((ابن حجر)) در ((صواعق )) مى گويد: اكثر مفسرين بر آنند كه اين آيه در شاءن على ، فاطمه ، حسن و حسين عليهم السّلام نازل شده است ؛ چون ضمير ((عنكم )) مذكر است .(18)
مسلم در باب فضايل حسنين عليهماالسّلام از صفيه بنت شيبه از ام المؤ منين عايشه روايت مى كند كه گفت :
((خرج النبىُّ صلّى اللّه عليه و آله غداةً و عليه مرط مرحَّل ، من شعر اسود. فجاء الحسن بنُ علي فادخله ثمّ جاء الحُسَيْنُ فدخل معه . ثمّ جاءت فاطمة فادخلها. ثمّ جاء علىُّ فادخله . ثمّ قال : (إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ اءَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا)).(19)
((يك روز صبح پيامبر صلّى اللّه عليه و آله برخاست ، در حالى كه آن حضرت كسا و عبايى بافته شده از پشم سياه بر دوش مبارك داشت پس حسن بن على بر آن حضرت وارد شد، حضرت او را به زير عبا برد، بعد حسين وارد شد و با آن حضرت به زير عبا رفت ، آنگاه فاطمه بر وى داخل گرديد، حضرت او را نيز به زير عبا برد و سپس على عليه السّلام آمد، حضرت او را نيز داخل عبا برد و فرمود: خداوند، اراده فرموده است كه تنها از شما اهل بيت ، رجس و پليدى را دور گرداند و شما را پاك و مطهر نمايد)) .
اين حديث را حاكم ، بيهقى و ابن جرير نيز نقل مى كنند(20) ، حاكم بعد از نقل حديث مى گويد: اين حديث به شرط بخارى و مسلم صحيح است .(21)
سيوطى در الدر المنثور(22) در ذيل آيه مباركه تطهير روايت فوق را ذكر نموده مى گويد: ابن ابى شيبه و احمد و ابى حاتم ، نيز اين روايت را نقل نموده اند.
ترمذى از عمر بن ابى سلمه ، ربيب رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و به سند ديگر از شهر بن حوشب از ام سلمه نقل مى كند كه وقتى اين آيه نازل شد، پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله ، على ، فاطمه ، حسن و حسين عليهم السّلام را نزد خود خوانده ، آنان را با كسا (عبا) پوشانيد. بعد خطاب به خداى متعال عرض كرد: ((اللهم هؤ لاء اهل بيتى و خاصتى اذهب عنهم الرجس و طهّرهم تطهيرا)).(23)
((پروردگارا! ايشان اهل بيت و خواص من هستند پس رجس را از آنان دور كرده و پاك و مطهرشان بگردان )) .
ترمذى به سند خودش از انس بن مالك نقل مى كند كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله شش ماه متصل وقتى براى نماز صبح از منزل بيرون مى آمد، به در خانه فاطمه عليها السّلام كه مى رسيد، مى فرمود: ((الصلاة يا اهل البيت انّما يريد اللّه ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيراً))(24) .
((اى اهل بيت ! موقع نماز است ، خداوند اراده فرموده است كه شما را از رجس و پليدى پاك و مطهر بگرداند)) .
حاكم به سندش از ام سلمه زوجه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله روايت مى كند كه گفت : اين آيه در خانه من نازل شد، پس پيامبر صلّى اللّه عليه و آله كسى را فرستاد دنبال على ، فاطمه ، حسن و حسين عليهم السّلام وقتى همه جمع شدند، خطاب به خداوند عرض كرد: ((خدايا! اينها اهل بيت من هستند))، ام سلمه مى گويد: عرض كردم ، آيا من از اهل بيت نيستم ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود: تو انسان خوبى هستى و عاقبت تو نيكوست ، اما ايشان اهل بيت من هستند(25) . حاكم بعد از نقل اين حديث مى گويد: اين حديث به شرط بخارى صحيح است .
سيوطى در الدرالمنثور(26) در ذيل آيه مباركه ، از ام سلمه روايت مى كند كه گفت : اين آيه در خانه من نازل شد، و در خانه هفت نفر بودند، جبرئيل ، ميكائيل ، على ، فاطمه ، حسن و حسين عليهم السّلام و من نزديك درب خانه بودم ، عرض كردم : يا رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله ! من از اهل بيت شما نيستم ، فرمود تو عاقبت نيكو دارى و از همسران نبى هستى .
هيثمى از ابى برزه نقل مى كند كه گفت : هفده ماه با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نماز خواندم ، هروقت كه آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله از منزل خارج مى شد، مى آمد پشت در منزل فاطمه عليها السّلام ومى فرمود: ((الصلاة عليكم انّما يريد اللّه ليذهب ...))(27) (28) .
اشكال
عده اى از مفسرين اهل سنّت ، آيه فوق را اختصاص مى دهند به همسران پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از جهت اينكه آيه در وسط آياتى آمده است كه در رابطه با زوجات پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نازل شده اند. و آن آيات عبارتند از :
وَاءُسَرِّحْكُنَّ سَرَاحًا جَمِيلاً # وَإِنْ كُنتُنَّ تُرِدْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالدَّارَ الاَْخِرَةَ فَإِنَّ اللَّهَ اءَعَدَّ لِلْمُحْسِنَ تِ مِنكُنَّ اءَجْرًا عَظِيًما# يَ نِسَآءَ النَّبِىِّ مَن يَاءْتِ مِنكُنَّ بِفَ حِشَةٍ مُّبَيِّنَةٍ يُضَ عَفْ لَهَا نُّؤْتِهَآ اءَجْرَهَا مَرَّتَيْنِ وَاءَعْتَدْنَا لَهَا رِزْقًا كَرِيمًا# يَنِسَآءَ النَّبِىِّ لَسْتُنَّ كَاءَحَدٍ مِّنَ النِّسَآءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلاَ تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِى فِى قَلْبِهِى مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلا مَّعْرُوفًا# وَقَرْنَ فِى ةَ وَاءَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ اءَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا# وَاذْكُرْنَ مَا يُتْلَى فِى بُيُوتِكُنَّ مِنْ ءَايَتِ اللَّهِ وَالْحِكْمَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ لَطِيفًا خَبِيرًا)(29) .
((اى پيامبر! به همسرانت بگو: (آنگاه كه آنان از رسول خدا لباسهاى زينتى و تجملات و زيادى نفقه مى خواستند) اگر شما زندگى دنيا و زينتهاى مادى را مى خواهيد پس بياييد با هديه اى شما را بهره مند سازم (مهرهاى شما را پرداخته ) و به نحو نيكو (از قيد زوجيت ) آزاد گردانم (تا به آنچه كه مى خواهيد برسيد) امااگر خدا و پيامبرش و آخرت را مى خواهيد، پس بدانيد كه خداوند براى نيكوكاران شما اجرى عظيم در نظر گرفته است .
اى همسران پيامبر! بدانيد كه اگر يكى از شما كار زشتى را آشكارا مرتكب شود، عذاب او دو برابر (عذاب ديگران ) خواهد بود، و اين كار براى خداوند سهل و آسان است . و اگر يكى از شما بخاطر جلب رضاى خدا و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله خضوع كند (مشغول دعا و عبادت و طاعت شده )، عمل صالح انجام دهد، ما اجر و پاداش او را دو برابر خواهيم داد. و براى او (در بهشت ) رزقى كريم (كه هيچ گونه ناراحتى به دنبال نداشته باشد) آماده خواهيم كرد .
اى همسران پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ! بدانيد كه شما چون يكى از زنان (معمولى ) نيستيد (چرا كه شما زنان پيامبريد و به اين فضيلت بزرگ نايل آمده ايد) اگر از معصيت خدا و رسول او پرهيز كنيد. پس خضوع در گفتار نداشته باشيد (در برابر نامحرم به گونه اى هوس انگيز سخن نگوييد) تا كسى كه داراى روح آلوده و مريض است نسبت به شما طمع كند، موقع صحبت كردن ، عادى سخن بگوييد (طورى كه نرم و نازك نباشد تا موجب كشش دلهاى مريض شود) و سخن شايسته بگوييد! و در خانه هايتان بمانيد و در ميان جمعيّت ظاهر نشويد (زينتهايتان را براى مردان نامحرم آشكار نكنيد،) مثل زنان زمان جاهليت اولى (كه زمان ولادت حضرت ابراهيم يا ما بين آدم و نوح مى باشد و جاهليت اخرى ما بين عيسى عليه السّلام و محمَّد صلّى اللّه عليه و آله است و گفته شده كه مراد از جاهليت اولى جاهليت كفر و از اخرى جاهليت فسق در اسلام است ) و نماز را بپاى داريد و زكات را بپردازيد و خداوند و رسول او را اطاعت كنيد، خداوند فقط اراده فرموده است كه رجس را از شما خاندان دور نموده و شما را پاك و مطهر بگرداند. و ياد كنيد آنچه را كه خوانده مى شود در خانه هاى شما از آيات خداوند و مطالب حكمت آميز (به آيات مباركه قرآن دقت كنيد) به درستى كه خداوند متعال لطيف است (در تدبير خلق ) و خبير است (نسبت به مصالح آنان )).
چون ((آيه تطهير)) بين اين آيات ذكر شده پس مراد از اهل بيت ، همسران پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مى باشند نه على ، فاطمه ، حسن و حسين عليهم السّلام .
جواب :
1 - همه كسانى كه با قرآن و علوم قرآنى سر و كار دارند، مى دانند كه آيات قرآن نجومى (30) نازل شده و درموقع تدوين هم براساس نزول ، تدوين نشده است ، بلكه برخى آيات مدنى در سوره اى كه مكى است درج گرديده و بعضى آيات مكى در سوره مدنى ثبت شده است ، از باب مثال سوره بقره همه آياتش مدنى است جز آيه 281 كه در منى و در حجة الوداع بر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نازل شده است ، يا مثلاً سوره فرقان كه يك سوره مكى است و 77 آيه دارد، آيات 68 تا 70 آن در مدينه نازل شده است ، يا سوره اى كه قبل از سوره ديگر نازل شده در قرآن بعد از آن سوره تدوين شده است ، مثلاً همين سوره احزاب كه مشتمل بر اين آيات است ، بعد از آل عمران نازل شده اما به عنوان سوره 33 در قرآن درج گرديده است يا خيلى از سوره هاى كوچك قرآن كه در دو جزء اخير قرار دارند، سوره هاى مكى هستند و بايد در اول قرآن مى بودند اما در آخر قرآن آورده شده اند. پس اثبات اينكه آيه تطهير در موقع نزول هم بين آيات مذكوره نازل شده مشكل بلكه از نظر ادبى چنانكه خواهد آمد، نادرست مى باشد .
از طرفى ديگر گاهى جمله اى به عنوان استطراد و اعتراض ، بين دو جمله مرتبط با هم واقع مى شود در حالى كه جمله وسطى به دو جمله قبل و بعد ارتباطى ندارد مثل آيه مباركه (... إِنَّهُ مِن كَيْدِكُنَّ إِنَّ كَيْدَكُنَّ عَظِيمٌ# يُوسُفُ اءَعْرِضْ عَنْ هَذَا وَاسْتَغْفِرِى لِذَنبِكِ...)(31) ؛ ((عزيز مصر به همسرش گفت : اين كار از كيد و مكر شما سرچشمه گرفته است و به درستى كه مكر شما زنان بزرگ است ، يوسف ! از اين موضوع دلگير مباش و تو اى زن (زليخا) از گناهى كه مرتكب شده اى استغفار كن )).
مى بينيد در موقع سخن گفتن با زليخا يك مرتبه خطاب متوجه يوسف مى شود. و چون استطراد بايد فايده اى نيز داشته باشد تا لغو نباشد، در اينجا چون زنان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مخاطب به خطاب الهى هستند و از خطاب استفاده مى شود كه آنان معصوم از گناه و مطهر از رجس و پليدى نيستند. براى آنكه مسلمانان متوجه شوند كه خطاب امر و نهى در آيات فقط متوجه زوجات پيامبر صلّى اللّه عليه و آله است نه اهل بيت عليهم السّلام آيه مباركه تطهير وسط آيات فوق ذكر مى شود تا حساب خمسه طيّبه از غيرشان جدا و مشخص باشد .
علي ولي الله
Thursday 14 September 2006, 02:36AM
2 - بايد ديد مراد از ((طهارت )) در آيه مباركه چه نوع طهارتى است . آيا مراد طهارت قلوب و جوانح است يا طهارت اعضا و جوارح ؟
شكى نيست كه مراد از ((طهارت )) در اينجا طهارت قلوب است ؛ چنانكه راغب در مفردات كلمه ((تطهير)) را نيز به همين معنا حمل مى كند، او مى گويد: ((والطهارة ضربان طهارة جسم و طهارة نفس و حمل عليهما عامة الايات ))(32) .
((طهارت دو قسم است ؛ طهارت جسم و طهارت قلب و كلمه طهارت در آيات قرآن به يكى از اين دو معنا حمل مى شود و معناى سومى ندارد)).
و در صفحه بعد مى گويد: ((واللّه يحب المتطهرين فانّه يعنى تطهير النفس )) خدا كه مى فرمايد: پاكيزه ها را دوست مى دارد، يعنى كسانى كه داراى نفس طيبه و پاكيزه هستند و به همين معنا حمل مى كند. جمله ((و يطهركم تطهيراً)) را كه در آيه تطهير آمده است .(33)
وانگهى اگر مراد از طهارت در اين آيه مباركه طهارت ظاهر و جسم باشد، حصر آن براى زوجات پيامبر صلّى اللّه عليه و آله درست نيست ؛ چون خداى متعال اين طهارت را از همه مى خواهد و براى همه اراده كرده است ، كما اينكه ظاهر اشيا هم بر طهارت است مادامى كه نجاست از روى علم و درايت ثابت نشود، آن وقت اين آيه فضيلتى را براى زنان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ثابت نمى كند؛ زيرا از اين جهت بين آنها و غيرشان فرقى وجود نخواهد داشت .
و اگر مراد، طهارت باطن و قلب باشد به اين معنا كه خداوند اراده فرموده است كه دلها و ارواح آنان مطهر بوده و از رجس و پليدى دور بماند، حصر با كلمه ((انّما)) معنا ندارد؛ چون خداوند متعال كسان ديگرى را نيز مطهر قرار داده است . از جمله خود شخص پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله را كه اگر اين آيه مختصّ به زوجات شود، خود آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله را شامل نخواهد شد .
ضمناً اگر بنا باشد زوجه بخاطر زوجيت از زوج كسب فضل كند، فرزند به طريق اولى كسب فضل خواهد كرد در حالى كه در صورت اختصاص به زوجات ، آيه شامل حضرت فاطمه زهرا عليها السّلام نخواهد شد و معناى آن اين مى شود كه خداى متعال اراده فرموده است ، فقط زوجات پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مطهر باشند و بس .
3 - آيا اراده در آيه مباركه تطهير، تكوينيّه است يا تشريعيّه ؟
اگر اراده ، تشريعيّه باشد باز اختصاص طهارت به زنهاى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بلاوجه است ؛ زيرا خداى متعال دين و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را براى عموم مردم ارسال فرموده است ، تا همه را به سوى خير و صلاح دعوت كند، تمام مردم هم مكلف اند كه خود را از رجس و پليدى پاك بگردانند.
مثلاً در ذيل آيات وضو و تيمّم خداوند مى فرمايد: (... وَلَكِن يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ وَلِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ ...)(34) ؛ ((خداوند اگر شما را امر به عبادت از جمله وضو مى فرمايد)، اراده فرموده است تا شما را پاك نموده و نعمت خود را بر شما تمام كند)) .
يا در رابطه با زكات مى فرمايد: (خُذْ مِنْ اءَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِم بِهَا ...)(35) ؛ ((از اموال آنان صدقه اى (به عنوان زكات ) بگير تا بوسيله آن ، آنها را پاك سازى و پرورش دهى !)).
و اگر مراد، اراده تكوينيّه باشد كه هست ؛ اولاً: انحصار آن نسبت به زنهاى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله معنا ندارد؛ چون كسانى ديگر غير از آنها هم جزء اهل بيت هستند. و ثانياً: بايد زوجات پيامبر صلّى اللّه عليه و آله همه در يك سطح از زهد و تقوا و علم و دانش و عصمت از گناه باشند؛ چون اگر چنين نباشد، تخلّف اراده از مراد لازم آمده و در اراده تكوينيه تخلف اراده از مراد محال است ، در حالى كه برادران اهل سنّت ما، همه زنهاى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را در يك سطح نمى دانند، بلكه عايشه را مثلاً بالاتر از ديگر زوجات مى دانند و از سوى ديگر آنان را معصوم از گناه و خطا و اشتباه ندانسته بلكه مواردى در كتابهايشان نقل شده است كه دلالت بر صدور خطا و حتى گناه از آنان دارد و ما به عنوان نمونه يكى دو تا از آن روايات را متذكر مى شويم .
زمخشرى (36) در تفسير اين آيات از سوره تحريم ؛ (ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِّلَّذِينَ كَفَرُواْ امْرَاءَتَ نُوحٍ وَامْرَاءَتَ لُوطٍ كَانَتَا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَلِحَيْنِ...)(37) ؛ ((خداوند براى كفّار، زن نوح و زن لوط را مثل زده است كه هر دو تحت سرپرستى دو بنده از بندگان صالح ما بودند (با دو نفر از بندگان صالح خداوند ازدواج كرده بودند)) مى گويد: در ضمن اين دو تمثيل ، تعريض و كنايه است نسبت به ام المؤ منين عايشه و ام المؤ منين حفصه كه قضيه آنها در اول سوره ذكر شده است ؛ (وَإِذْ اءَسَرَّ النَّبِىُّ إِلَى بَعْضِ اءَزْوَاجِهِى حَدِيثًا ...)(38) ؛ و آنچه آن دو نسبت به پيامبر مرتكب شدند و عليه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به چيزى تظاهر كردند كه آن حضرت ناراحت شد.
در اين دو تمثيل خداوند عايشه و حفصه را تحذير مى كند و مى ترساند به وجه بسيار شديد؛ چون در تمثيل ، كلمه كفر، آورده شده است (ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِّلَّذِينَ كَفَرُواْ...) و باز بر تغليظ و تشديد دلالت مى كند اين گفته خداوند متعال كه (... وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِىُّ عَنِ الْعَلَمِينَ)(39) و در اين دو آيه اشاره شده است كه وظيفه آن دو آن است كه مثل آسيه و مريم باشند در اخلاص و كمال و بخاطر اينكه زوجه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله هستند مغرور نشوند؛ زيرا اين فضيلت به آنان نفع نمى رساند مگر اينكه مخلص باشند .
زمخشرى در ادامه مى گويد: تعريض به حفصه در آيه ارجح مى باشد براى اينكه تشبيه شده است به زن لوط؛ زيرا آن زن افشا كرد آنچه در خانه اش مى گذشت ، و حفصه هم آنچه بين او و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله گذشت ، افشا نمود و با عايشه در ميان گذاشت .
فخر رازى (40) نيز در ذيل آيات فوق مى گويد: در اين دو تمثيل تعريض است نسبت به امّ المؤ منين عايشه و ام المؤ منين حفصه از جهت آنچه از آن دو صادر شد نسبت به پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و تحذير و ترساندن آنان است به شديدترين وجه ؛ زيرا در آيه ، كلمه ((كفر)) آمده است .
قصه حفصه و عايشه آن طورى كه ابن جُرير(41) وبيهقى (42) و ابن سعد(43) و فخر رازى (44) ودارقطنى (45) و عظيم آبادى (46) و محمّد حسين هيكل (47) از علماى مصر ونسائى (48) و ديگر دانشمندان اهل سنت در كتابهاى خودشان نوشته اند، از اين قرار است كه روزى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ماريه قبطيه را كه كنيز آن حضرت و اُم ولد او بود، به خانه حفصه آورد، و چون او آن كنيز را در خانه خود ديد، ناراحت و خشمگين شد .
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله او را آرام نمود و فرمود: اين قضيه را براى عايشه نقل نكن . در بعضى از روايات هم آمده است كه فرمود براى كسى نقل نكن . اما حفصه به آن عهد و پيمان وفادار نمانده ، قصه را براى عايشه تعريف كرد - و بين آن دو طبق روايات دوستى و مودت بود - بعد قصّه ، به همه زنهاى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله رسيد. آن وقت پيامبر قسم ياد كرد كه يك ماه نزديك هيچ كدام از زنهاى خود نرود، پس 29 شب از آنان جدا بود. طبق بعضى روايات به عمر خبر دادند كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله زنهاى خود را طلاق داده است ، اين قضيه وقتى صورت جدى به خود گرفت كه حفصه به خانه پدر خود آمد تا اينكه اين آيه نازل شدكه : (... لِمَ تُحَرِّمُ مَآ اءَحَلَّ اللَّهُ لَكَ ...)(49) ؛ ((چرا آنچه راكه خداوند براى تو حلال نموده بر خود حرام مى كنى )). آنگاه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله قسم خود را شكست و در بعضى از روايات آمده است كه به خاطر شكستن قسم ، كفاره داد.(50)
ابى داوود(51) و احمد بن حنبل در مسند(52) از نعمان بن بشير نقل مى كنند كه روزى ابوبكر از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله اذن خواست كه داخل خانه او شود، در همين موقع صداى عايشه را شنيد كه بر سر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله داد مى كشيد، او به قدرى ناراحت شد كه وقتى داخل خانه گرديد، مى خواست عايشه را بزند و گفت : ديگر نبينم كه صدايت را بر پيامبر بلند كنى و بر سر آن حضرت داد بكشى ، پس رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بين او و عايشه مانع شد تا عايشه را نزند.
ابن سعد به سند خودش از ابن مسيّب نقل مى كند كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به ابوبكر گفت : آيا مرا از دست عايشه خلاص نمى كنى ، پس مسيب مى گويد: ابوبكر دست خود را بلند نموده و محكم به سينه عايشه زد(53) .
اين روايات و نظاير آن كه در كتب معتبره اهل سنّت آمده است ، خود دال بر اين معناست كه ازواج پيامبر صلّى اللّه عليه و آله معصوم از خطا و گناه نبوده اند، پس ((اذهاب رجس )) و گناه در آنان صورت نپذيرفته است والاّ كسى كه داراى قلب پاك و منزّه باشد، هيچ وقت با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله دعوا و نزاع ندارد و يا اينكه نسبت به كارها و برنامه هاى آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله اعتراض نمى كند .
4 - آنچه بيشتر دلالت دارد كه آيه تطهير شامل زنان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نمى شود، ضمير مذكر ((عنكم )) است و اگر مراد زنهاى آن حضرت بودند، بايد خداوند اين چنين ى فرمود: ((إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُنّ الرِّجْسَ اءَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُنَّ تَطْهِيرًا))؛ در حالى كه خداى متعال مى فرمايد: (... إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ اءَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا). معلوم است كه ضمير ((كم )) براى جمع مذكر مخاطب است ، نه براى مؤ نث . مگر اينكه كسى بگويد رعايت قواعد ادبى براى انسانها لازم است و در مورد خداوند اين گونه نيست كه در اين صورت اعتماد و اعتبارى براى قرآن نخواهد ماند .
عكرمه و مقاتل بن سليمان از كسانى هستند كه اصرار عجيب و زيادى دارند تا آيه تطهير را مختص به زوجات پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بسازند و اهل بيت عليهم السّلام را حتّى از مصاديق آن هم به حساب نياورند و بيشتر اقوال كسانى كه قايل به اين قول هستند به آنها بر مى گردد، چون اين دو نفر مورد تاءييد علماى اهل سنّت نيستند، زيرا عكرمه جزء خوارج و درست در نقطه مقابل اهل بيت عليهم السّلام قرار دارد و مقاتل بن سليمان علاوه بر اينكه معتقد به عقايد مرجئه مى باشد در بعضى از اقوال نسبت كذب نيز به او داده شده است ، پس قول و تفسير آن دو از درجه اعتبار ساقط است .(54)
عصمت اهل بيت (ع )
آيه مباركه ((تطهير)) دلالت مى كند كه اهل بيت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله كه طبق نصوص متقدمه شامل خمسه طيبه مى شود، معصوم از خطا و اشتباه هستند؛ زيرا رجسى كه در اين آيه از اهل بيت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نفى شده ، به معناى قذر كه اعم از نجاست است ، مى باشد و شامل تمام كارهاى زشت و گناهان مى شود .
ابن اثير مى گويد: ((الرجس ، اَلقَذَرُ وقد يُعْبَّرُ به عن الحَرامِ والفِعْلِ القَبيحِ والعذابِ، والّلَعْنة والكُفْر(55) ؛ رجس عبارت است از قذر و گاهى تعبير مى شود از آن به حرام و كار زشت و عذاب و لعنت و كفر)) .
ابن منظور هم براى ((رجس )) همين معانى را ذكر مى كند(56) .
زبيدى از ابن كلبى نقل مى كند كه : ((الرجس الماثم ؛ رجس عبارت است از گناهان )).
و همچنين از زجاج نقل مى كند كه : ((الرِّجسُ كُلّ ما استَقْذَر من العَمَلِ بالغَ اللّهُ تعالى فى ذَمِّ هَذهِ الا شياء فَسمّاها رِجسا؛ رجس كارى است كه طبع انسان از آن نفرت دارد و خداى متعال به جهت بيان كردن پستى آن اعمال و اشيا از باب مبالغه آنها را رجس ناميده است )).
و باز مى گويد: ((الرِّجْسُ العذابُ و الْعَمَلُ المودِّى الى العذابِ؛ رجس به معناى عذاب و عملى كه موجب عذاب مى شود، هست ))(57) .
علي ولي الله
Thursday 14 September 2006, 02:37AM
پس نتيجه مى گيريم ، كسانى كه از آنان رجس دور شده است ، معصومند چون به هيچ عنوان گناه و خطايى از آنان سر نمى زند والاّ ذهاب رجس از آنان بى معنا و بلا وجه خواهد بود .
ديدگاه آية اللّه مرعشى نجفى (ره ) در باره آيه تطهير
مرحوم آية اللّه العظمى آقاى نجفى مرعشى قدّس سرّه در حاشيه كتاب ((احقاق الحق )) در تتمّه مى فرمايد: بدانكه آيه تطهير صريح الدلاله است بر عصمت اهل بيت عليهم السّلام ، به اين بيان كه آيه مباركه بالصراحه دلالت دارد بر تعلق اراده خداوند متعال به تطهير اهل بيت عليهم السّلام و ثابت است تحقق آن از جهت آنكه تخلف اراده خداوند از مرادش محال است ؛ زيرا اراده در اين آيه ، اراده تكوينيه هست نه تشريعيه ؛ چون اراده تشريعيه فقط تعلق به فعل مكلّف مى گيرد وروى همين لحاظ مساوى با امر است ، و لكن در آيه تطهير اراده متعلق به فعل خداوند است ؛ چون مى فرمايد: (... إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ ...). علاوه بر اينكه اراده تشريعيه خداوند بر طهارت اختصاص به اهل بيت عليهم السّلام ندارد بلكه شامل جميع مكلّفين مى شود.
تا آنجا كه مى فرمايد: اگر گفته شود احتمال مى رود مراد از تطهير در آيه مباركه ، آمرزش ذنب اهل بيت باشد نه پاك بودن آنان از رجس و مآثم . جواب مى دهيم كه مغفرت و بخشش ، موجب تطهير ناپاكيها نمى شود بلكه سبب رفع عقوبت از گناهكار مى شود؛ زيرا بخشش معصيت موجب انقلاب نفس از آنچه كه هست ، نخواهد شد، همچنانكه بخشيده شدن ظالم از سوى مظلوم ، زشتى عمل او را از بين نمى برد . علاوه بر اين ، اطلاق آيه دلالت دارد كه اهل بيت ، در تمام ازمنه و امكنه و در تمام حالات مطهرند. در حالى كه گناهكار موقع صدور گناه مطهر نيست ؛ زيرا كه مغفرت گناه در حين ارتكاب معصيت ، امكان ندارد، والاّ ديگر گناه ناميده نخواهد شد .
تا آنجا كه مى فرمايد: پس آيه كريمه دلالت دارد بر عصمت اهل بيت عليهم السّلام از جميع انواع رجس ، آن هم با تأ كيدات متعدده كه عبارتند از :
- آوردن لفظ ((انّما)) كه دال بر حصر است در اول آيه .
- داخل كردن ((لام )) در خبر ((ليذهب )) .
- اختصاص كلام به خطاب ((عنكم )) .
- تكرار كردن مؤ دّى و نتيجه كه يك بار مى فرمايد: (... إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ ...) باز بار دوم مى فرمايد: (و يُطَهّرَكُم ) و پشت سر آن مفعول مطلق ((تطهيراً)) را مى آورد و آن را نكره هم مى آورد تا دلالت كند بر اهتمام و تعظيم .
- آنچه را كه بايد مؤ خّر باشد، مقدم ذكر مى كند و آنچه را كه بايد مقدم باشد، مؤ خّر ذكر مى كند، مثل تقديم كلمه ((عنكم )) بر ((رجس ))(58) .
در دستور زبان عربى آمده است كه : تقديم ما حقّه التاءخير، يفيد الحصر و الاختصاص ؛ مقدم كردن چيزى كه بايد مؤ خّر باشد، مفيد حصر واختصاص است ؛ چنانكه در سوره حمد مى خوانيم (ايّاك نعبد) و با اين تقديم مى خواهيم بگوييم كه فقط تو را عبادت مى كنيم و بس . يا مى خوانيم (ايّاك نستعين )؛ فقط از تو كمك مى خواهيم و بس .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
16- الاستيعاب بهامش الاصابه ، ج 3، ص 37 .
17- همان ، ج 2، ص 18 - 140 .
18- الصواعق المحرقة ، ط مصر، ص 141 .
19- صحيح مسلم ، شرح نووى ، ج 15، ص 194 .
20- مستدرك الصحيحين ، ج 3، ص 147. سنن ، ج 2، ص 149. تفسير ابن جرير، ج 22، ص 5 .
21- يعنى مطابق نقل بخارى و مسلم و از طريق آن دو نفر صحيح است .
22- الدر المنثور، ج 5، ص 198 .
23- ترمذى ، صحيح ، ج 5، ص 30، 328 و360، ش 3258، 3875 و3963 .
24- ترمذى ، صحيح ، ج 5، ص 31، ش 3259 .
25- مستدرك الصحيحين ، ج 2، ص 416 .
26- ج 5، ص 198 .
27- مجمع الزوايد، ج 9، ص 119 . ضمناً در صفحات 121، 206 و 207 هم مطالبى كه دال بر مدعاى ماست نقل مى كند .
28- از جمله محدثين و مؤ لفينى كه اين احاديث را نقل كرده اند، مى توان احمد بن حنبل در مسند، ج 1، ص 544، ش 3052 وج 5، ص 79، ش 16540 و ج 7، ص 415، ش 25969. نسائى در خصايص ، ص 3 و خطيب بغدادى در تاريخ بغداد، ج 10، ص 278.ابن عساكر شافعى در تاريخ دمشق در ترجمه على عليه السّلام ، ج 1، ص 250، ح 320. ابن صباغ مالكى در الفصول المهمة ، ص 26. ذهبى در ميزان الاعتدال ، ج 2 ص 381، ش 4154، و غير ايشان را نام برد.
چنانچه اختصاص اين آيه مباركه به پنج تن آل عبا يعنى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ، على ، فاطمه ، حسن و حسين ، در كتابهاى الرياض النضرة ، ج 2، ص 248. مسند ابى داوود طيالسى ، ج 8، ص 274. اسدالغابة ، ج 4، ص 29 و ج 3، ص 413. مشكل الا ثار، ج 1، ص 332، 333، 336 و 338. شواهد التنزيل ، ج 2، ص 33. ينابيع المودة ، ص 229. فرائد السمطين ، ج 2، ص 22، ح 364. مناقب خوارزمى ، ص 61 و غير اينها از كتب ديگر ذكر شده است .
29- احزاب / 28 - 34 .
30- يعنى به طور كامل و يك بار نازل نشده است ، بلكه آيه آيه نازل شده است .
31- يوسف / 28 و 29 .
32- مفردات ، ص 307 .
33- مفردات ، ص 308 .
34- مائده / 6 .
35- توبة / 103 .
36- كشّاف ، ج 4، ص 571 .
37- تحريم / 10 .
38- تحريم / 3 .
39- آل عمران / 97 .
40- تفسير كبير، ج 3، ص 49 .
41- تفسير ابن جرير، ج 28، ص 101 .
42- سنن بيهقى ، ج 7، ص 353 .
43- طبقات ابن سعد، ج 8، ص 134 .
44- تفسير كبير، ج 3، ص 41 .
45- سنن دارقطنى ، ج 3، ص 42 .
46- التعليق المغنى على الدارقطنى (طبع هامش دارقطنى ) ج 3، ص 42 .
47- حيات محمّد صلّى اللّه عليه و آله ، ص 413 .
48- سنن نسائى ، ج 7، ص 71 .
49- تحريم / 1 .
50- ناگفته نماند كه تفريط عايشه و حفصه بر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به طور اجمال و به گونه ديگر در صحيح بخارى كتاب مظالم باب الفرقة والعلية المشرّفة ، ج 3، ص 104 و در كتاب تفسير ذيل آيه تبتغى مرضات ازواجك ، ج 6، ص 68 و در صحيح مسلم كتاب طلاق ، ج 10 بشرح نووى ، ص 73 نيز ذكر شده است .
51- سنن ابى داوود، ج 4، ص 300، ح 4999 .
52- مسند احمد بن حنبل ، ج 5، ص 339، ح 17927 .
53- طبقات ، ج 8 ، ص 56 .
54- ر . ك : به ميزان الاعتدال ، ج 3، ص 93، ش 5716 و ج 4، ص 173، ش 8741 و كتاب الجرح والتعديل ، ج 7، ص 7، ش 32.
البته شيخ الاسلام رازى توثيقاتى براى عكرمه ذكر مى كند. ولى اين نكته را نيز متذكّر مى شود كه يحيى بن سعيد انصارى و مالك گفتار عكرمه را به جهت آنكه با نظر او مخالف بودند، نمى پذيرفتند (چون او از خوارج بود و مطابق آراى آنان نظر مى داد). و ج 8، ص 354، ش 1630 و ملل و نحل ، ج 1، ص 137 و146 .
55- النهاية ، ج 2، ص 200 .
56- لسان العرب ، ج 5، ص 147 .
57- تاج العروس ، ج 4، ص 159 .
58- احقاق الحق ، ج 2، ص 562 .
حق جو
Saturday 23 September 2006, 12:38AM
با سلام و تشکر از جناب علی ولی الله بخاطر مطالب پر بارشان.
همانگونه که می دانیم جناب امیر در طرح شبهه و اغوای اذهان از طریق نقل قول از دیگران مهارت خاصی دارد و همیشه بجای دفاع از سخنان با طلی که از فضل الله و کدیور و ....نقل کرده، فرار را بر قرار ترجیح می دهد. آخرین نمومه رفتار این کار بر را در صفحات آخر مقاله یک سوال از جناب طارق و بشنوید از سرنوشت فتوای آقای فضل الله و خدا پیامبر و اهل بیت به اشخاص معلوم و مشخص نفرین و لعنت می کنند شاهد بودیم. در همه این مقاله ها جناب امیر پس از تنگ شدن قافیه در بحث با این توجیه که "طرف مقابل لایق ادامه بحث نیست" ازمقاله خدا حافظی کرد و ترجیح داد شبهه تازه ای را در مقاله ای دیگر طرح کند.
نکته ای که اشاره به آن دراینجا مفید است خروج عایشه در میان مردان آنهم برای جنگ افروزی و لشگر کشی است. همان عملی که با قسمت ابتدایی آیه ( و قرن فی بیوتکن و لا تبرجن تبرج الجاهلیه الاولی) به هیچ وجه سازگار نیست.
خروج عایشه بر علیه خلیفه و جانشین بر حق پیامبر، سالها پس ازنزول آیه تطهیر و در اواخر عمر عایشه انجام شده و به روشنی نشان می دهد که این زن نه تنها تطهیر نشده بلکه رجس او از بقیه امت به مراتب بیشتر است!!!
بنا بر این شمول آیه در باره زنان پیامبر، ادعای متعصبانه، باطل و غیر قابل دفاعی بیش نیست.
puyan
Monday 25 September 2006, 11:22PM
سلام
جناب علی ولی الله
با تشکر از نوشته خوب شما عرض مبکنم که برگرداندن آیه تطهیر بر غیر پنج تن آل عبا از موضوعات قدیمی و نخ نمای مخالفان اهل بیت است که متاسفانه بعضا توسط افراد کم اطلاع تکرار میشود .
آنچه که با مراجعه ( هر چند ) مختصر به متون تاریخی بدست می آید تطبیق آیه تطهیر با خمسه طیبه است . این حقیقت در نزد افراد آگاه بقدری بدیهی گشته است که گاهی به نظر میرسد لازم نیست دوباره به آن پرداخت . اما توجه شما و آمادگی شما در این زمینه و رفع شبهه از افراد کم اطلاع ستودنی و ارجمند است .
متشکرم
ياور
Tuesday 26 September 2006, 11:37PM
يا الله
اللهم صل علي محمد و ال محمد
چه معصوميت پر مفهوم و زيبايي !!
خدا اراده كرده و ديگر تمام ؟؟
تلاش و مجاهده در اينجا چه مفهومي دارد
معلوم نيست ؟؟!!
با يك فوت مقدس مي شوند يا با تناول يك ميوه بهشتي انساني متافيزيك
مثلا اينها مي خواهند از ائمه ع دفاع كنند اما بيچاره ها نمي دانند كه دارند به شخصيت ايشان توهين مي كنند
معصوميت از گناه در صورتي صحيح است كه شخصي تمام سعي و مجاهده خود را در جهت ترك معاصي و عمل خير بكار گيرد پس در ان موقع عنايت خداوند شامل حال ان شخص شده و ان شخص به مرتبه اي مي رسد كه حتي فكر گناه هم نخواهد كرد اما از نظر ملا و مترفين تشيع صفوي
پيامبر اكرم ص زبانش را در دهان مبارك علي ع مي كند و تمام علم خود را به ايشان منتقل مي كند
برويد بيچاره ها
برويد كسب علم و دانش كنيد و تعصب و جمود را كنار بگذاريد
ياد جمله تاريخي استاد شريعتي افتادم كه گفت
خواستم بگويم فاطمه دختر محمد است ديدم كه نيست !
خواسم بگويم فاطمه همسر علي ابن ابيطالب است ديدم كه نيست !!
خواستم بگويم فاطمه مادر حسن و حسين ع است ديدم كه نيست !!!
اري همه اينها هست و اينهمه فاطمه نيست !!!!
فاطمه فاطمه است!!!!!!!
فاطمه بخاطر كسي و چيزي فاطمه نشده فاطمه فاطمه است
يا الله
هستي
Wednesday 27 September 2006, 08:09AM
بسمه تعالي
جناب ياور
معلوم است كه مطالب را نخوانده اي.
در مورد ايه تطهير پيامبر به نقل شيعه وسني اين پنج نفر را نام برده است.
درايه مباهله هم اين پنج نفر را با خود براي مباهله مي برد.
در حديث كساء هم اين پنج نفرند.
حال اگر شما نه شيعه هستي ونه سني وفقط طرفدار دكتر شريعتي هستي به كتابهاي ايشان استناد كن كه او ايه تطهير را در مورد اين افراد قبول نداشته.
دكتر شريعتي در كتاب امت وامامت كه بحث مي كند امامت را يك امر ذاتي مي داند نه انتخابي.
چون امام يك الگو براي بشريت است نمي تواند به راي مردم باشد.
مگر رياست جمهوري است؟؟
puyan
Thursday 28 September 2006, 04:58AM
چه معصوميت پر مفهوم و زيبايي !!
خدا اراده كرده و ديگر تمام ؟؟
تلاش و مجاهده در اينجا چه مفهومي دارد
معلوم نيست ؟؟!!
با يك فوت مقدس مي شوند يا با تناول يك ميوه بهشتي انساني متافيزيك
مثلا اينها مي خواهند از ائمه ع دفاع كنند اما بيچاره ها نمي دانند كه دارند به شخصيت ايشان توهين مي كنند
معصوميت از گناه در صورتي صحيح است كه شخصي تمام سعي و مجاهده خود را در جهت ترك معاصي و عمل خير بكار گيرد پس در ان موقع عنايت خداوند شامل حال ان شخص شده و ان شخص به مرتبه اي مي رسد كه حتي فكر گناه هم نخواهد كرد اما از نظر ملا و مترفين تشيع صفوي
پيامبر اكرم ص زبانش را در دهان مبارك علي ع مي كند و تمام علم خود را به ايشان منتقل مي كند
برويد بيچاره ها
برويد كسب علم و دانش كنيد و تعصب و جمود را كنار بگذاريد
ياد جمله تاريخي استاد شريعتي افتادم كه گفت
خواستم بگويم فاطمه دختر محمد است ديدم كه نيست !
خواسم بگويم فاطمه همسر علي ابن ابيطالب است ديدم كه نيست !!
خواستم بگويم فاطمه مادر حسن و حسين ع است ديدم كه نيست !!!
اري همه اينها هست و اينهمه فاطمه نيست !!!!
فاطمه فاطمه است!!!!!!!
فاطمه بخاطر كسي و چيزي فاطمه نشده فاطمه فاطمه است
سلام
این برخوردها از سوی کسانی که نه میدانند عصمت چیست و نه با خدا آشنایی دارند نشانه ماده گرایی مفرط و از حد گذشته ایست که اگر آن را دنبال کنید به آنجا میرسد که حتی خود پیامبر هم باید در یک سیر طبیعی و منطقی پیامبر شده باشد و علوم فراوانش را در مدرسه ای تعلیم دیده باشد !
از نظر این گروهک قدرت خدا در ملکش به این حد نیست که یک انسان بدون درس و تعلیم علامه گردد و نمیتوان تصور کرد که علوم و دانشها دفعتا به کسی برسد ! جالب اینجاست که به دیگران توصیه میکنند بیایید توحید را از ما فرا بگیرید !!!
این نگاه مادی مدتها از سوی مخالفان اسلام در جوامع ضد دینی تبلیغ میشد و هم اکنون نیز میشود و لذا دیدن چنین متونی در اینجا عجیب نیست ، آنهم در جایی که مبلغین دین ساختگی بهاییت شلنگ و تخته می اندازند ...
بله جناب yawar
خدا خوب در و تخته را با هم جور میکند !
متشکرم
ياور
Friday 29 September 2006, 01:23AM
سلام
این برخوردها از سوی کسانی که نه میدانند عصمت چیست و نه با خدا آشنایی دارند نشانه ماده گرایی مفرط و از حد گذشته ایست که اگر آن را دنبال کنید به آنجا میرسد که حتی خود پیامبر هم باید در یک سیر طبیعی و منطقی پیامبر شده باشد و علوم فراوانش را در مدرسه ای تعلیم دیده باشد !
از نظر این گروهک قدرت خدا در ملکش به این حد نیست که یک انسان بدون درس و تعلیم علامه گردد و نمیتوان تصور کرد که علوم و دانشها دفعتا به کسی برسد ! جالب اینجاست که به دیگران توصیه میکنند بیایید توحید را از ما فرا بگیرید !!!
این نگاه مادی مدتها از سوی مخالفان اسلام در جوامع ضد دینی تبلیغ میشد و هم اکنون نیز میشود و لذا دیدن چنین متونی در اینجا عجیب نیست ، آنهم در جایی که مبلغین دین ساختگی بهاییت شلنگ و تخته می اندازند ...
بله جناب yawar
خدا خوب در و تخته را با هم جور میکند !
متشکرم
يا الله
اللهم صل علي محمد و ال محمد
اري هزاران مرتبه هم اگر به شما گفته شود باز كليشه هاي منكوب شده در مغز خود را پس مي دهيد
ايا اگر صرف اراده خداوند باشد كه امامان معصوم باشند اين امامان ديگر براي كسي مي توانند الگو باشند
اگر اري پس اين امامان شما بدرد لاي جرز هم نمي خورند چون در صورتي يك امام براي اشخاص ديگر مي تواند الگو باشد كه خوداو هم براي به مقام رسيدن خود تلاش كرده باشد غير از اين هماني است كه گفتم
پيغمبر ص زبانش را در دهان علي مي كند اتوقت تمام علوم او به علي منتقل مي شود
اگر من بخاطر همين يك مطلب شما هفتصد سال بخندم باز هم جا دارد
تمام استدلال شيعه صفوي در چنين مواردي كه قافيه براي ايشان به تنگ مي ايد اينست كه بگويند
خواست و اراده خداوند است بدون هيچ مدركي از قران
ماهم هزار بار مي گوييم كه امكان غير از وقوع است اينكه هر چيزي امكان داشته باشد كسي منكر ان نيست اما مسئله اينست اما ايا شما براي وقوع اين ماليخولياها مدركي هم داريد
اري كاميون كاميون حديث و روايت بدون مدرك و سند غير قراني و بدون عقل
يا الله
puyan
Saturday 30 September 2006, 11:48PM
اري هزاران مرتبه هم اگر به شما گفته شود باز كليشه هاي منكوب شده در مغز خود را پس مي دهيد
ايا اگر صرف اراده خداوند باشد كه امامان معصوم باشند اين امامان ديگر براي كسي مي توانند الگو باشند
اگر اري پس اين امامان شما بدرد لاي جرز هم نمي خورند چون در صورتي يك امام براي اشخاص ديگر مي تواند الگو باشد كه خوداو هم براي به مقام رسيدن خود تلاش كرده باشد غير از اين هماني است كه گفتم
پيغمبر ص زبانش را در دهان علي مي كند اتوقت تمام علوم او به علي منتقل مي شود
اگر من بخاطر همين يك مطلب شما هفتصد سال بخندم باز هم جا دارد
تمام استدلال شيعه صفوي در چنين مواردي كه قافيه براي ايشان به تنگ مي ايد اينست كه بگويند
خواست و اراده خداوند است بدون هيچ مدركي از قران
ماهم هزار بار مي گوييم كه امكان غير از وقوع است اينكه هر چيزي امكان داشته باشد كسي منكر ان نيست اما مسئله اينست اما ايا شما براي وقوع اين ماليخولياها مدركي هم داريد
اري كاميون كاميون حديث و روايت بدون مدرك و سند غير قراني و بدون عقل
سلام
بله جناب yawar
این شما هستید و هنوز تغییر نکرده اید ؛ همان تعابیر زشت و بی ادبانه و ... .
این تعابیر که معرف شماست نشانه بازگشت شما و منطق شماست .
متشکرم
هستي
Sunday 1 October 2006, 06:53AM
بسمه تعالي
جناب ياور
معلوم است كه مطالب را نخوانده اي.
در مورد ايه تطهير پيامبر به نقل شيعه وسني اين پنج نفر را نام برده است.
درايه مباهله هم اين پنج نفر را با خود براي مباهله مي برد.
در حديث كساء هم اين پنج نفرند.
حال اگر شما نه شيعه هستي ونه سني وفقط طرفدار دكتر شريعتي هستي به كتابهاي ايشان استناد كن كه او ايه تطهير را در مورد اين افراد قبول نداشته.
دكتر شريعتي در كتاب امت وامامت كه بحث مي كند امامت را يك امر ذاتي مي داند نه انتخابي.
چون امام يك الگو براي بشريت است نمي تواند به راي مردم باشد.
مگر رياست جمهوري است؟؟
sonni
Tuesday 31 October 2006, 03:28PM
من نميدونم شما چطور تونستيد اين آيه رو كه اولش خطاب به زنان پيامبر هست آيه قبلش خطاب به زنان پيامبر هست آيه بعدش خطاب به زنان پيامبر هست به بقيه نسبت بديد اگه مي فرماييد كه ضماير اين قسمت از آيه مذكر است پاسخش مشخصه : كلمه اهل مذكر است و تمام اين ضماير به اهل برمي گردد مانند آيه اي از سوره طه كه حضرت موسي به همسرشان فرمودند (( قال موسي لاهله اني انست تارا لعلي اتيكم منها بقبس او اجد علي النار هدي)) كه در اين آيه نيز كلمه اهل آمده است و ضمير كم كه مذكر است براي همسر حضرت موسي آمده در كتاب هاي اهل سنت هم آمده كه پيامبر گفتند خدايا اين پنج را هم مشمول اين آيه قرار بده نه كه به مخالفت با قرآن برآيند و بگويند خدايا اينه اهل بيت من هستند نه شخص ديگري لطفا اگر مي خواهيد نقل قولي از كتب اهل سنت بكنيد ابتدا آن كتاب ها را مطالعه كنيد
IRANIAN YOUTH CLUBS
vBulletin 5.5.3, Copyright ©2000-2009, Jelsoft Enterprises Ltd.