نمايش نسخه نهائي : مسئله (( معاویه )) و اجتهاد در برابر نص نبوی
امیر
Thursday 31 August 2006, 02:52PM
بسم الله الرحمن الرحیم
آیا معاویه اجتهاد در برابر نص نبوی داشته است ؟
الله اعلم
ارژنگ
Thursday 31 August 2006, 05:06PM
:قانون(1):
كاربر ارژنگ
از درج الفاظ و عبارات توهين آميز نسبت به ساير كاربران جدا بپرهيزيد .
در صورت تكرار شناسه شما با محدوديت نوشتاري مواجه خواهد گرديد
پشتيباني باشگاه
حق جو
Friday 1 September 2006, 12:17PM
با سلام
اجتهاد معاویه در برابر نص همانگونه باطل بود که اجتهاد عمر. کشتن بیگناهان به دست معاویه به همان اندازه غیر قابل بخشش است که کشتن مالک بن نویره به دست لشگریان ابوبکر.
همان سپاهی که به بهانه جمع آوری زکوت دست به قتل کسانی زدند که بنا بر نص نبوی منکر خلافت ابوبکر بودند.
و اینگونه بود که اجماع بر خلافت ابوبکر حاصل شد!!!
ضمنا اگر معاویه اظهار ندامت می کرد باز هم قاتل مومن به عمد بود و همیشه در آتش جهنم!
و بازهم ضمنا نصوص پیامبر بر خلافت بلافصل علی (ع) بسیار بیشتر از جمله مورد اشاره نویسنده مقاله در باره عمار بوده که معاویه و سه خلیفه اول همه این نصوص را لگد مال کردند.
حق جو
Saturday 2 September 2006, 11:39PM
دم زدن از انحراف بحث هم حقه جدید شماست تا هر جا کم آوردید به این وسیله بصورت محترمانه میدان را خالی کنید!
نخیر دوست عزیز بحث شما در باره اجتهاد دربرابر نص است و نکات مورد اشاره بنده هم دقیقا در همین مورد است.
اگر تصور می کنید با سخن گفتن از اجتهاد در برابر نص معاویه مخالفتهای مکرر شیخین با نص پیامبر فراموش می شود سخت در اشتباه هستید از این گذشته مگر ممکن است خال المومنین با نص پیامبر مخالفت کند؟؟!!
حق جو
Tuesday 5 September 2006, 12:05AM
آیا میتوان به معاویه خال المومنین گفت ؟!
جواب : خیر ، نمیتوان گفت
تفسير المنير، ج21، ص: 251
کسانی که معاویه را بر جان و مال و ناموس مسلمان مسلط کردند عمر و عثمان بودند که مسلما در جنایات و فسق و فجور معاویه شریک و سهیم هستند اگر چه بار اعمال خودشان سنگینتر از معاویه است!
حق جو
Wednesday 6 September 2006, 01:18AM
همانگونه که می دانیم خلفای غاصب بطور مکرر با نصوص مخالفت کرده اند و در این مورد معاویه به هیچ وجه استثناء محسوب نمی شود !
از جمله این نصوص می توان به موارد زیر اشاره کرد:
نص پیامبر در باره جانشینی بلا فصل علی (ع)
نص پیامبر در باره امامت اولاد حضرت زهرا (س)
نص پیامبر در باره آزار نرساندن به حضرت زهرا (س)
نص قران و پیامبر در مورد پرداخت خمس به اهل بیت
نص قران و پیامبر در باره حرمت جان و مال مومنان
نص قران در باره اطاعت بی چون و چرا ازپیامبر(ص)
و......
عبارت اجتهاد در برابر نص هم چیزی نیست جز توجیه محترمانه ای برای عمل لگد مال کردن!!
حق جو
Wednesday 6 September 2006, 04:13PM
براهل تحقیق پوشیده نیست که اسلاف شما پس از مواجه شدن با مخالفتهای روشن خلفای غاصب با قران و حدیث پیامبر، به منظور حفظ وجهه غاصبین، کلمه اجتهاد را ساختند و آن را حق خلیفه دانستند تا به این وسیله همه جنایتها و مخالفتهای ایشان با قران و حدیث را توجیه کنند.
محمد مهدی 128
Thursday 7 September 2006, 07:06AM
با سلام
اجتهاد معاویه در برابر نص همانگونه باطل بود که اجتهاد عمر. کشتن بیگناهان به دست معاویه به همان اندازه غیر قابل بخشش است که کشتن مالک بن نویره به دست لشگریان ابوبکر.
همان سپاهی که به بهانه جمع آوری زکوت دست به قتل کسانی زدند که بنا بر نص نبوی منکر خلافت ابوبکر بودند.
و اینگونه بود که اجماع بر خلافت ابوبکر حاصل شد!!!
ضمنا اگر معاویه اظهار ندامت می کرد باز هم قاتل مومن به عمد بود و همیشه در آتش جهنم!
و بازهم ضمنا نصوص پیامبر بر خلافت بلافصل علی (ع) بسیار بیشتر از جمله مورد اشاره نویسنده مقاله در باره عمار بوده که معاویه و سه خلیفه اول همه این نصوص را لگد مال کردند.
سلام یعنی نمی فهمد یا خود را به نفمی می زند که شجره ملعونه در قران کریم که مراد بنی امیه ومعاویه هست شاخه ای از عمر هستند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!
محمد مهدی 128
Sunday 17 September 2006, 07:35AM
کی گفته معاویه بد بوده ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
EHSAN5
Sunday 17 September 2006, 11:32AM
برتمامي دشمنان اميرالمومنين علي بن ابيطالب عليه السلام لعنت:عصباني: :عصباني:
ماریه
Tuesday 3 April 2007, 04:30PM
به نام الله
واقعا شگفت آوراست ! استدلالاتی از نص قران وکلام پیامبر میشود که در هیچ منطقی نمی گنجد .
بله اختلاف بین معاویه رضي الله عنه وعلی رضی الله عنه به خاطر اجتهاد مختلف ان دو از قضیه قتل مظلومانه عثمان رضی الله عنه بوده است وهیچ تناقضی با نص الله ورسول ندارد ولی جنگشان نتیجه فتنه انگیزی منافقین (همانهايي كه از اين مسئله براي تفرقه سوء استفاده كردند)بوده است.
حالامن یک نص از قران می آورم که ثابت میکند دو انسان مؤمن ممکن است کارشان به جنگ وکشتار برسد ولی هیچ مرتدیتی بر آن مترتب نمیشود بلکه باید بین آنها اصلاح شود واگر نشد گروه محق باید یاری داده شود ولی فحش وناسزا وافترا به هیچ کدام نباید داد.چون این دو گروه برادر هستند.
"وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ فَإِنْ فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ (9) إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ (10)"سوره حجرات
SAFA
Tuesday 3 April 2007, 06:14PM
فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ
در انديشه شما سانسور اين بخش از آيه به چه دليل است ؟ چگونه باور كنيم كه حسين و قاتلش ... اباذر و قاتلش ... شجره ملعونه مروان و ذريه نبي همه در ميزان قضاوت شما در يك كفه قرار دارند ؟
ماریه
Tuesday 3 April 2007, 07:19PM
من فکر میکردم همه حاضرین اهل فضل وعلم هستند وبه لغت عربی(لغت دینشان) تسلط كامل دارند ونیازی به ترجمه آیه نیست حالا که اینطور نیست عرض میکنم :آیه را بادقت بخوانید وسخن الله را خوب درک کنید الله تعالى تا اخر آیه وحتى در آیه بعد از آن کلمه مؤمنین را تغییر نمیدهد ومیفرماید انها برادر هستند. برادری یعنی چه؟
پس عدل وقسطی که خدا اشاره کرده کجا رفته است؟ در حکم کردن باید عادل بود
در جواب ان شخصی که برای من حدیث میاورد میگویم در خود آیه صریحا آمده " فإن بغت إحداهما" اگر عربی میفهید باغیه وبغت از یک ریشه هستند پس درست است که عمار بدست فرقه باغیه کشته شده است ولی این دلیل نمیشود اجتهاد معاویه رضی الله عنه را باطل اعلام کنیم وبراو که -رضوان خدا بر اوباد - لعنت بفرستیم ازکجا میدانید که پیامبر صلی الله وعلیه وسلم در حضور معاویه رضی الله عنه به عمار این حرف را زده اند ( حدیث دارید؟)
اهل سنت همه ياران پامبر صلی الله وعلیه وسلم را دوست دارند حتی علی معاویه وعمار رضی الله عنهم را, ودر این قضیه منصفانه حق را به علی رضی الله عنه میدهند ولی دوستی وفضل معاویه رضی الله عنه هم پا برجا است چون اصلا خود علی رضی الله عنه ومعاویه رضی الله عنه همدیگر را دوست داشتند وبه هم احترام میگذاشتند چون طبق ایات قران هنوز باهم برادر ومؤمن بودند
اصولا یاران پیامبر بخاطر علم پر بارشان حق اجتهاد کردن داشتند وهرکدامشان اجتهاد کند ولی اجتهاد نادرست یک اجر دارد وانکه اجتهاد درست کند دو اجر دارد واین حکم بر همه مجتهدين صدق میکند
من اگر صریحا میگویم فحش وناسزا وافترا نزنید اولا بخاطر اینست که لعنت فرستادن وکافر شمردن یک شخص مؤمن کمتر از یک ناسزا نیست
در ثاني هرچند در این گفتمان الحمدلله مراقب ومحدودیت هست, که نمیشود فحش وناسزا (علنا) داد ولی خب از قدیم گفتند علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد
بهرحال اگر به ان شخصی که با احترام درباره برادر مؤمن خویش - معاویه رضی الله عنه - صحبت کرده است , توهینی شده است پوزش میخواهم .
ماریه
Tuesday 3 April 2007, 10:09PM
خیلی عجیب است
شما با این که میخواهید خلاف حرف من دلیل بیاورید دقیقا توضیح کلام مرا ذکر میکنید
صحبت من این است طبق مراحل ذکر شده در ایه مذکور "فاصلحوا بينهما فإن بغت إحداهما فقاتلواالتي تبغي" معاويه رضي الله عنه خود را برحق ميدانست(از روی اجتهاد ونه غرض) وجز خونخواهی از قاتلان عثمان رضی الله چیز دیگری از علی رضی الله عنه نمی خواست وهمان خبر تاریخی که بیان فرمودید میگوید :انگاه که به معاویه گفتند بیا تا قران بین ما قضاوت کند, آنها بر آتش بس وصلح اتفاق کردند (علی ومعاویه رضی الله عنهما ) وقرار شد کتاب خدا حکم بین آنها شود(اگر عیاذا بالله مغرض بود به صلح راضی نمیشد). ولی همان فتنه انگیزان وخیانت کاران با عث شدند بین دو سپاه جنگ صورت بگیرد (همان دو به هم زنی امروزی)در ضمن با این اوصاف آنهایی که باعث جنگ شدند همان ها باغی هستند وهمانها باعث ومسبب اصلی قتل عمار هستند نه معاویه رضی الله عنه زیرا ایشان به صلح وحکم قران راضی شده بود ولی منافقینی که در دو سپاه وجود داشتندو خوش نداشتند مسلمین باهم متحد باشند , قانون شکنی کردند وباعث شدند جنگ بوجود بیاید وهمانها مسبب اصلی اختلاف وبحث من وشما هستند در حالي كه آن دو عزیز در برزخ در نعمت وخوشی هستند
واین را الله خودش در قران فرموده است وآنهارا ( المهاجرین والانصار ) به غفران ورضوان وبهشت وعده داده است
وبازهم عرض میکنم الله تعالي هردو گروه را مؤمن بيان کرده است وخداوند به مؤمنان وعده بهشت داده است .قدر صحابه وزحماتشون در نشر دین وعزت دادن به اسلام اینقدر زیاد است که در ذهن نمیگنجد
انها شاگردان مکتب پیامبر صلی الله علیه وسلم بودند وشاهد غزوات وجنگها . حداقل قدر دانی مااز آنها اینست که از آنها به نیکی یاد کنیم ومسائل خلافی آنها را باعث تفرقه بین خودمان ندانیم همانطور که آنها تا اخر عمرشان باهم برادر بودند وایمانشان محکم.
اگر دوست دارید من کتابی را در این باره برای شما طالب حقیقت میاورم تا بخوانید
ماریه
Tuesday 3 April 2007, 11:36PM
واقعا باعث تآسف است
این سخن را برای ختم مسئله بیان میکنم
کمی هم به امضای خودتان فکر کنید حالا دیگر به صحابی گرامی دیگری تهمت میزنید من با شما هیچ حرفی ندارم واصراری ندارم حرف من را قبول کنید
ولی از این همه بد گمانی به بهترین نسل بشریت چه سودی میبرید؟؟ ادم دلش به حال شما میسوزد
نمیترسید از شما در ان دنیا حقشان را طلب کنند ؟!
ما خود را از سخن گفتن وتهمت زدن وغیبت کردن همسایه باز میداریم انهم چیزی را که به چشم میبینیم ولی شما براساس تاریخی که راست ودروغش معلوم نیست پشت سر این سروران افسانه میبافید !
جوابم را ننویسید جون دیگر این موضوع را باز نمی کنم.....
حتما مینویسید جواب کم آوردم وبه همین علت تسلیم شدم ولی من میگویم :
وَإِذَا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ وَقَالُوا لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ سَلَامٌ عَلَيْكُمْ لَا نَبْتَغِي الْجَاهِلِينَ (55) إِنَّكَ لَا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ (56) سوره قصص
إِذَا رَأَيْتَ الَّذِينَ يَخُوضُونَ فِي آَيَاتِنَا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتَّى يَخُوضُوا فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ ,
وَإِمَّا يُنْسِيَنَّكَ الشَّيْطَانُ فَلَا تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّكْرَى مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ
68 سوره انعام
عبدالامير
Wednesday 4 April 2007, 01:55PM
برتمامي دشمنان اميرالمومنين علي بن ابيطالب عليه السلام لعنت:عصباني: :عصباني:
ahlesonnat
Thursday 5 April 2007, 01:42AM
دلیل ماریه را من خدمت شما ذکر میکنم:
خداوند تبارک و تعالی در سوره ی حدید آیه ی 10 می فرمایند:
لَا يَسْتَوِي مِنْكُمْ مَنْ أَنْفَقَ مِنْ قَبْلِ الْفَتْحِ وَقَاتَلَ أُولَئِكَ أَعْظَمُ دَرَجَةً مِنَ الَّذِينَ أَنْفَقُوا مِنْ بَعْدُ وَقَاتَلُوا وَكُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَى وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ.
ابن جریر طبری در مورد تفسیر این آیه فرموده است: الحسنی یعنی بهشت برای هر کسی که در راه خدا انفاق کرده و یا جنگیده است ومعاویه در غزوه حنین در رکاب رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم جنگیده است> این هم به نقل از معتبرترین کتاب تاریخی:
غزوه حنين و حضور معاويه-رضي الله عنه-
حضرت معاويه -رضي الله عنه- از آنجايی که اکثر اوقاتش در کنار رسول الله -صلي الله عليه وسلم- به سر می برد، در غزوات و جنگ های مختلفی نيز در کنار رسول الله -صلي الله عليه وسلم- به شمشير زنی پرداختند.
مهمترين و معروفترين غزوه که ايشان حضور داشتند، غزوه حنين بود.
قال الواقدی: شهد معه حنيناً و اعطاه مائه من الابل و اربعين اوقيه من ذهب و زنها بلال، و شهداليمامه وزعم بعضهم انه هوالذی قتل مسيلمه (حکاه ابن عساکر)[1] (ada99:غزوه حنين و حضور حضرت معاويه.htm#_ftn1)
معاويه -رضي الله عنه- در جنگ يمامه نيز شرکت کرد. و بعضی بر اين باورند که ايشان مسيلمة کذاب را به قتل رسانيده اند.
[1] (ada99:غزوه حنين و حضور حضرت معاويه.htm#_ftnref1) - البدايه و النهايه / ج 8 / ص 121.
اما نسبت نفاق به صحابه ندادند بلکه ذکر کردند که بعضی از منافقین در میان دو سپاه بودند که از اتحاد میان امت اسلامی خوششان نمی آمد, و مصالح خودشان را در خطر می دیدند, همچنان که الآن هم هستند کسانی که از این تفرقه سود میبرند.
ahlesonnat
Thursday 5 April 2007, 01:50AM
هر کسی میخواهد معاویه را از دیدگاه اهل سنت بشناسد به این کتاب مراجعه کند, این هم لینک کتاب:
معاویه را بهتر بشناسیم!!
http://www.islamtxt.com/uploads/mua-wiyah.zip
این فتوحات معاویه رضی الله عنه است, به نظر شما ای کسانی که ادعای انصاف دارید, کسی که دشمن اسلام باشد این همه سرزمین را برای اسلام فتح میکند, البته برای اینکه جواب تمام شبهات را دریافت کنید به کتاب فوق الذکر مراجعه کنید:
فتوحات و پيروزی های مسلمين در دوران معاويه -رضي الله عنه-
معاويه -رضي الله عنه- يکی از بزرگترين فاتحان و فرماندهان جنگی بود، ايشان در زمان خود در زمينه جهاد خدمات فراوانی را انجام داد و تحت فرماندهی ايشان بسياری از مناطق دنيا فتح شده و به تصرف مسلمانان در آمد، که بطور اجمال به پاره ای از آنها اشاره می کنيم:
سال 19 هـ ق، حمله به ((قيساريه)) يکی از مناطق مهم رومی ها و فتح آنجا.
سال 27 هـ ق، حمله به ((قبرس)) با اولين ناو جنگی ساخته شده توسط معاويه -رضي الله عنه-.
سال 28 هـ ق، فتح جزيرة قبرس.
سال 32 هـ ق، در اين سال به مناطق نزديک قسطنطنيه حمله ور شدند.
سال 33 هـ ق، افرنطيه، ملطيه و چند قلعه ديگر رومی ها فتح شد.
سال 35 هـ ق، غزوهء ذی خشب.
سال 42 هـ ق، غزوة ((سبحستان)) يا سيستان.
سال 43 هـ ق، سودان و قسمت بيشتری از سيستان فتح شد.
سال 44 هـ ق، فتح کابل، سيستان تا کابل.
سال 45 هـ ق، لشکر کشی به سوی آفريقا و تصرف بخش بزرگی از آن.
سال 46 هـ ق، حمله به صقليه(سيسلی) برای اولين بار.
سال 47 هـ ق، جنگ های متعدد در آفريقا.
سال 49 هـ ق، لشکر کشی به سوی قسطنطنيه.
سال 51-50 هـ ق، غزوهء قسطنطنيه.
سال 56 هـ ق، غزوهء سمرقند.
ahlesonnat
Thursday 5 April 2007, 01:51AM
خدمات معاويه -رضي الله عنه-
حضرت معاويه -رضي الله عنه- در دوران حکومت خويش به ارائه خدمات ارزنده ای پرداخت که هنوز هم جامعه بشريت خود را مديون آن بزرگوار می داند.
علامه ابن كثير (رحمه الله) می فرمايد: در دوران خلافت ايشان (معاويه -رضي الله عنه) سلسله جهاد برقرار بود، کلمه الله سر بلند شد، اموال غنيمت از هر گوشه کشور به بيت المال سرازير بود و مسلمانان با راحتی و آرامش و عدل و داد زندگی می کردند.
توسعه و گسترش کار پست
اداره پست که در زمان حضرت عمر -رضي الله عنه- تأسيس شده بود، در دوران معاويه -رضي الله عنه- گسترش و توسعه بسياری يافت. و با روش های بسيار جالب نامه ها را سريعاً به مقصد می رساندند، و به همين جهت شعبه هايی در دورترين نقاط جهان افتتاح کرده بودند.
خدمات به اين شکل انجام می شد که از يک شعبه به شعبه ديگر و از آنجا، فرد تازه نفسی با اسب آماده، به شعبه بعدی می رساند.
ادارة بايگانی و ثبت اسناد و مدارک
يکی ديگر از اقدامات معاويه -رضي الله عنه- در زمان حکومتشان، تأسيس اداره ای به نام ((ديوان خاتم)) يا همان ثبت اسناد و مدارک بود. از وقت تأسيس اين اداره، نامه ها و بخش نامه های در آنجا لاک و مهر می شدند و به عنوان سند ثبت و نگهداری می شدند.
تأليف کتاب تاريخ گذشتگان
نوشتن وقايع گذشته و تاريخ سلف، يکی ديگر از اقدامات معاويه -رضي الله عنه- بود. ايشان فردی را معين کردند تا تاريخ خلفاي گذشته و دوران قبل از آنها را تقرير نمآيد و به صورت کتابی گردآوری کند.
تعيين خدمتکار برای بيت الله
از ديگر اقدامت ايشان، استخدام افرادی جهت خدمت در بيت الله و رسيدگی به آن بود، که در آن زمان بيت الله را با بهترين حرير و ديبا پوشاندند.
ساختن ناو جنگی
طراحی و ساخت ناو جنگی، از ديگر اقدامات معاويه -رضي الله عنه- بود که در پيشرفت اسلام و انتقال مجاهدين نقش بسيار مهمی را ايفا نمود.
آمار گيری و امداد رسانی
آمار گيری و امداد رسانی يکی ديگر از اقدامات ايشان، استخدام افرادی برای آمار گيری و مطلع شدن از تولد نوزادان، و مقرر کردن حقوق برای اين نوزادان بود.
ahlesonnat
Thursday 5 April 2007, 01:51AM
جنگ صفين
معاويه -رضي الله عنه- در زمان خلافت حضرت عثمان -رضي الله عنه- به مدت 12 سال، والی تمام شام بود و توانسته بود در اين مدت رضايت مردم را نسبت به خويش جلب نمآيد.
اما پس از شهادت حضرت عثمان -رضي الله عنه- انگار رب العالمين تصميم داشت، مسلمين را مورد آزمايش قرار دهد، به همين جهت فتنه و آشوب آغاز شد. معاويه -رضي الله عنه- معتقد بود که حضرت عثمان -رضي الله عنه- مظلومانه شهيد شده است و نبآيد در انتقام گرفتن از قاتلين هيچگونه نرمشی به خرج داد. از آن طرف نيز منافقين که از قبل منتظر چنين فرصتی بودند و خوشحال و خرسند از اينکه بين اين دو امير بزرگ، اختلافی ايجاد شود، خود را در ميان لشکريان حضرت علی -رضي الله عنه- پنهان کرده بودند.
به دلايلي که حضرت علی -رضي الله عنه- داشتند، تصميم گرفت که آنها را تحويل ندهد وهمين سبب ايجاد اختلاف بين حضرت علی و معاويه -رضي الله عنهما- گرديد.
اين فرصتی طلايي شد برای منافقين، آنها هر روز بر آتش اختلاف می افزودند، اما حضرت علی و معاويه-رضي الله عنهما- غافل از اينکه اتفاق بزرگی می خواهد بيافتد و شيرازه جامعه سلامی را تند بادهای سهمگينی تهديد می کند.
علامه ابن كثير اين داستان را اينگونه بيان می کند:
حضرت ابو مسلم خولانی -رضي الله عنه- با جمعی از صحابه نزد معاويه -رضي الله عنه- رفتند و ايشان را به بيعت با حضرت علی-رضي الله عنه- دعوت دادند، و اين گونه معاويه
-رضي الله عنه- را خطاب کردند: آيا می خواهی با علی وارد جنگ شوی؟ چه فکر کرده ايی؟ آيا از نظر علم و فضل با ايشان برابری؟ معاويه -رضي الله عنه- پاسخ داد: به خدا قسم من چنين تصوری ندارم، و خيلی بهتر از شما می دانم که حضرت علی -رضي الله عنه- از من بهتر است. اما آيا شما نيز اين را قبول نداريد که عثمان -رضي الله عنه- مظلومانه شهيد شد؟ من پسر عمويش هستم. به همين جهت برای انتقام خون او و قصاص از قاتلين، از همه حقدارترم. شما نزد حضرت علی برويد و بگوييد، اگر قاتلين حضرت عثمان -رضي الله عنه- را تحويل دهد، امر خلافت را به او می سپارم و همگی با او بيعت می کنيم.
هيات مذکور نزد حضرت علی -رضي الله عنه- آمدند و پيغام معاويه-رضي الله عنه- را رساندند، اما حضرت علی-رضي الله عنه- به دلايل موجهی که در دست داشت از تسليم قاتلان خودداری نمود، و همين سبب شد که اهل شام که همگی گوش به فرمان معاويه-رضي الله عنه- بودند با حضرت علی بيعت نکنند و اختلاف شروع شد.[1] (ada99:جنك صفين.htm#_ftn1)
اما با توجه به همه اينها آن دو بزرگوار، احترام يکديگر را نگه می داشتند، و هيچکدام برای کسب پست و مقام و رياست جنگ نمی کردند. بلکه هر يک خود را بر راه صحيح و صواب می دانست و به خاطر همان جنگ می کرد.
البته نظريه علماء و جمهور اينست که حضرت علی-رضي الله عنه- در اين کشمکش بر حق بوده و اين خطای اجتهادی بوده که از معاويه-رضي الله عنه- سر زده است.[2] (ada99:جنك صفين.htm#_ftn2)
[1] (ada99:جنك صفين.htm#_ftnref1) - حضرت معاويه و حقايق تاريخی / ص 263.
[2] (ada99:جنك صفين.htm#_ftnref2) - البدايه و النهايه / ج 8 / ص 129.
هستي
Thursday 5 April 2007, 10:36AM
بسمه تعالي
راستش تا به حال با يك سني از اين دست برخورد نكرده بودم ولزومي هم نمي ديدم وارد مسايل اختلاف بر انگيز جزيي بشوم.
اما يك سوال اساسي دارم:
حالا كه معاويه را هم رديف ديگران با لفظ رضي الله عنه مي اوريد ممكن است بگوئيد كه نظرتان در مورد معرفي يزيد به عنوان جانشين خودش چيست؟
وبرتري هاي يزيد را هم ذكر كنيد .لطفا
ahlesonnat
Thursday 5 April 2007, 03:51PM
جواب این سوال نیاز به مقدمه دارد:
در جنگ صفين عمار ياسر که در برابر شاميان از حضرت علي -رضي الله عنه- حمايت ميکرد کشته شد!
عبدالله بن سلمه ميگويد: عمار را که پيرمرد بلند قامتي بود در روز جنگ صفين ديدم، او نيزهاي را در دست گرفته و در حالي که دستانش ميلرزيد، ميگفت: سوگند به خداوندي که جان من در اختيار اوست، با اين پرچم سه بار همراه با رسول خدا جنگيدهام و اين چهارمين بار است که آن را به دست ميگيرم! سوگند به خداوند اگر ما را هم شکست بدهند و تا بحرين تعقيب کنند و مورد ضرب و شتم قرار بدهند، در اين مورد که ما بر حقيم و آنان بر باطل ترديدي ندارم!
قيسبن عباد در صفين از عمار ياسر پرسيد: آيا فکر نميکنيد که جنگ در کنار علي رأي و ديدگاهي اجتهادي است و رأي امکان خطا و اصابه دارد و اين را خود شما از رسول خدا ديده و آموختهايد!؟
عمار گفت: هر چيزي را که رسول خدا -صلى الله عليه وسلم- به ما فرموده و يا از او ديدهايم، به خاطر خير و مصلحت همه مردم بوده است»[5] (ada99:جنك صفين.htm#_ftn5).
عماربن ياسر به اين حقيقت اذعان داشت که اقدام او به حمايت از حضرت علي بر اساس رأي و اجتهاد بوده و اجتهاد نيز احتمال صواب و خطا دارد!
از طرف ديگر رسول خدا -صلى الله عليه وسلم- پيشبيني فرموده بود که: گروه شورشيان و سرکشان عمار بن ياسر را خواهند کشت!
اما ادامه مطلب:
پرده داری از صحنة قتلی مرموز
ahlesonnat
Thursday 5 April 2007, 03:56PM
پرده داری از صحنة قتلی مرموز
اگر بتوانيم ثابت کنيم که قاتل حضرت عمار -رضی الله عنه- چه کسانی هستند خود به خود گروه باغی مشخص می شود و حاميان حق نيز معلوم می گردند. بسياری از مورخان شيعه وسنی در کتابهايشان بدون هيچ شبهه ای اين قتل را به گروه معاويه نسبت داده اند و بر اساس آن نيز حکم بغاوت معاويه و سپاهش را صادر کرده اند. اما اگر ما اهل تحقيق و تفحص باشيم و به مطالب با ديد محققانه و با انصاف بنگريم مي دانيم که از اين حديث صراحتاً ثابت نمي شود که گروه معاويه باغي بوده اند و اين حديث در مورد آنان صدق نمي کند بلکه اين مطلب زماني درست خواهدبود که بتوانيم اثبات کنيم که حضرت عمار -رضی الله عنه- توسط گروه معاويه به قتل رسيده است پس لازم است توضيحات بيشتري در مورد دو مطلب ارائه گردد يکي اينکه آيا حضرت عمار -رضی الله عنه- توسط گروه معاويه به قتل رسيده است يا نه؟ دوم اينکه اگر آنها اين جنايت را مرتکب نشده اند پس قاتل عمار -رضی الله عنه- چه کساني مي باشند؟ خداوند متعال در سوره مبارکه حجرات به مسلمانان دستور مي دهد که هر وقت بين دو گروه از مومنان جنگ در گرفت شما گروه باغي را شناسايي کنيد و با آنها وارد جنگ شويد تا زماني که به سوي دستور الهي بر مي گردند: ﴿وَإِن طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا فَإِن بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ...﴾. [الحجرات: 9]. هرگاه دو گروه از مومنان با هم به جنگ پرداختند در ميان آنان صلح برقرار سازيد اگريکي از آنان در حق ديگري ستم کند و تعدي ورزد ( وصلح را پذيرا نشود ) با آن دسته اي که ستم مي کند و تعدي مي ورزد بجنگيد تا زماني که به سوي اطاعت از فرمان خدا بر گردد و حکم او را پذيرا شود هرگاه بازگشت و فرمان خدا پذيرا شد در ميان ايشان دادگرانه صلح برقرار سازيد (و در اجراي موارد وانجام شرايط آن) عدالت به کار بريد چرا که خدا عادلان را دوست دارد حضرت عکرمه-رضی الله عنه- از حضرت ابن عباس -رضی الله عنهما- روايت مي کند که روزي ابو سعيد خدري -رضی الله عنه- براي ما بازگو کرد که در وقت بناي مسجد نبوي هر يک از صحابه مشغول کاري بودند خود رسول اکرم-صلی الله عليه وسلم- نيز مشغول حمل خشت و سنگ بود در همان لحظات چشمش به حضرت عمار -رضی الله عنه- افتاد که دو تا دو تا سنگ ها را بر مي دارد و حمل مي کند با نگاهي توأم با محبّت و عشق به او مي نگريست و گرد و غبار را از صورتش پاک مي کرد و مي فرمود (ويح عمار, تقتله الفئة الباغية, يدعوهم إلى الجنة, ويدعونه إلى النار)[1] (ada99:برده دارى از صحنهء قتلى مرموز.htm#_ftn2). عمار هنگامي که يک گروه باغي را به سوي بهشت دعوت مي دهد آنها او را به سوي جهنم مي خوانند و بالاخره توسط همين گروه باغي عمار شهيد مي شود و اين مصيبت بر وي خواهد بود . حضرت ابو سعيد -رضی الله عنه- در ادامه می فرمايد : هنگامی که عمار -رضی الله عنه- اين را شنيد فرمود : (أعوذ بالله من الفتن) به خدا پناه مي برم از فتنه ها پيامبر-صلی الله عليه وسلم- در اين حديث فقط مژده شهادت را به ايشان نمي دهد بلکه مي خواهد براي ديگران نيز روشن کند افرادي که حضرت عمار -رضی الله عنه- را به قتل مي رسانند باغي هستند و شما بايد با آنها وارد جنگ شويد تا آنها به راه حقيقي برگردند .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
[1] (ada99:برده دارى از صحنهء قتلى مرموز.htm#_ftnref2) گزيده صحيح بخاری حديث 274.
ahlesonnat
Thursday 5 April 2007, 04:16PM
چرا صحابه و تابعين اقدامي نکردند
مسئلهء مهمّي که اينجا به ذهن خطور مي کند اين که افرادي از صحابه که در زمان حضرت علي -رضی الله عنه- در قيد حيات بوده و نيز تابعيني که اصحاب را ديده اند همه آنها بهتر از ما اين حديث را درک کرده و شنيده بودند که گروه قاتل حضرت عمار -رضی الله عنه- گروه باغي است و بايد با آنها جنگ کرد پس چرا پس از انتشارخبر قتل حضرت عمار -رضی الله عنه- هيچ تغيير و تحولي در موضع اصحاب و تابعين مشاهده نشد؟ بسياري از صحابه رسول الله -صلی الله عليه وسلم- هم در جنگ جمل و هم در جنگ صفين دخالت نکردند و بي طرف ماندند و وارد معرکه نشدند. آنها افرادي بودند که در جاي جاي قرآن از مقام آنها تعريف و تمجيد شده است و نمي توان قبول کرد که آنان وقتي امري مخالف دين برايشان ظاهر شده باشد هيچ عکس العملي را از خود نشان نداده و بي تفاوت نشسته باشند چرا که اين امر تمام آيات و احاديث در مورد اصحاب را زير سؤال مي برد پس قضيه چيز ديگري است و آن اينکه در همان وقت نيز صحابة گرانقدري که در جنگ شرکت نکرده بودند و نيز آناني که در معرکه تابعين را همراهي مي کردند هيچ کدام به طور يقين مطمئن نبودند که حضرت عمار -رضی الله عنه- توسط گروه معاويه کشته شده است؟ وگرنه مي بايست تمام صحابه و تابعين فوراً عليه معاويه موضع مي گرفتند و او را بر حق مي آوردند هر چند برخي از مورخان خائن اين مطلب را درکتاب هايشان نقل کرده اند که بعد از شهادت حضرت عمار -رضی الله عنه- جمع کثيري از سپاه شام به لشکر حضرت علي -رضی الله عنه- پيوستند و عليه او شمشير کشيدند اين روايتي کاملاً ساختگي و بي اساس است و گرنه چنين حرکت مهّم و تحوّل عظيم مي بايست در تمام کتب سيره وتاريخ ثبت می شد که يکباره جهت و سمت وسوی جنگ عوض شده در حالی که چنين چيزی به اثبات نرسيده است.
آيا اين دسيسه و توطئه نيست که بعضی ها با صراحت تمام قتل حضرت عمّار -رضی الله عنه- را به سپاه معاويه نسبت می دهند؟ اين افراد که آن وقت نه در ميدان جنگ بوده اند و نه از آنها کسی را ديده اند پس چطور با اين حماقت چنين حکمی را در مورد اصحاب رسول الله -صلی الله عليه وسلم- صادر می کنند؟ آن بزرگوارانی که شخصاً در آن دوره حضور داشته اند و امکانات و وسائل تحقيق وتفتيش پيرامون اين جريان را بيشتر و بهتر از ما در اختيار داشتند باز هم نتوانستند اطمينان حاصل کنند که حضرت عمّار -رضی الله عنه- توسط سپاه معاويه به قتل رسيده است عجيب است مگر اين دانشمندان معاصر چه مدارکي در دست دارند که متقدمين از آن محروم بوده اند ؟)[1] (ada99:چرا صحابه و تابعين اقدامي نكردند.htm#_ftn1). تعدادي از شاگردان مکتب رسول الله -صلی الله عليه وسلم- تا عهد خليفه چهارم در قيد حيات بودند آنان نمي خواستند صحنة رويارويي مسلمانان را در مقابل هم مشاهده کنند به همين جهت سعي کردند که بي طرف باشند چرا که به قطع بطلان معاويه را باور نداشتند وگرنه کوتاهي در اين مورد گناهي است که از اصحاب رسول الله -صلی الله عليه وسلم- بعيد است هر چند عده اي از جاهلان و خيانتکاران تاريخ آنان را زير سؤال برده و به عنوان سست پيمانان و عافيت طلباني که به زندگي دنيوي علاقه داشتند از آنان ياد مي کنند وکناره گيري اين بزرگمردان از جنگ ميان مسلمانان را دليل بر دنياطلبي و مال خواهي آنان مي دانند اما اين جنايت بزرگي است که به اصحاب رسول الله -صلی الله عليه وسلم- نسبت مي دهند آنان افرادي بودند که خداوند سبحان از آنها اعلام رضايت و خشنودي مي کند حال ما چطور مي توانيم به چنين افرادي نسبت سست پيماني و ... بدهيم؟! در جنگ صفين در هر دو سپاه فقط تعدادي انگشت شمار از صحابه حضور داشتند بقيه به دلايل محکم و قانع کننده ای شرکت نکردند در حالی که بعد از آن هم حضرت علی -رضی الله عنه- با ديده احترام و عزّت به آنان مي نگريست چه شده که امروزه عده ای از به ظاهر طرفداران و محبّان علی -رضی الله عنه- از ايشان علم شان بيشتر شده و آگاهی شان بالاتر رفته و صحابه ای را که در جنگ صفين شرکت نکردند مرتد و سست عقيده می خوانند؟ آيا اين دليل بر دروغ گويی در ادعای محبّت علی
-رضی الله عنه- نيست ؟ مگر نه اينکه دين اسلام توسط اصحاب رسول الله -صلی الله عليه وسلم- به جهانيان و به ما رسيده است پس چطور ممکن است مرتدان و سست عقيده ها در راه نشر دين اين همه ايثار و فداکاری کنند و اين مکتب روشنگر و آسمانی را به اطراف و اکناف عالم هستی برسانند؟ پس بهتر است اندکی تعقل نماييم و اين نقاب تعصب وجهالت را از جلو ديدگان بر داريم .
[1] (ada99:چرا صحابه و تابعين اقدامي نكردند.htm#_ftnref1) پرده برداري از صحنة قتلي مرموز ص 24.
ahlesonnat
Thursday 5 April 2007, 04:18PM
قتل عمّار نقشة شوم منافقان
همان طور که قبلاً اشاره کرديم منافقان کوردلي که از عبدالله بن سبا پيروي مي کردند بعد از قتل حضرت عثمان -رضی الله عنه- خود را در لباس محبّان حضرت علی -رضی الله عنه- درآورده و در قالب حاميان علی -رضی الله عنه- دست به جنايت بزرگي زدند و صحنه هاي جمل و صفين را به وجود آوردند آنان به خوبي حديث مشهور پيامبر -صلی الله عليه وسلم- در مورد حضرت عمّار -رضی الله عنه- را شنيده بودند به همين جهت نقشهء قتل ايشان را ريختند طبيعتاً هم کسي به آنها شک نمي کرد چرا که حضرت عمّار -رضی الله عنه- نيز در سپاه حضرت علی -رضی الله عنه- بود پس به محض شنيدن واقعه شهادت عمّار -رضی الله عنه- هر انساني ذهنش فوراً به طرف سپاه معاويه خطور مي کند و اين در ابتدا امري طبيعي است چرا که آنها به منظور جنگ در مقابل يکديگر صف آرايي کرده بودند منافقان کينه توز و دشمنان اسلام از اين موقعيّت حساس استفاده کرده و خواستند با هدف قرار دادن معيار حق و باطل که همانا حضرت عمّار -رضی الله عنه- بود آتش جنگ را بيافروزند و کشت و کشتاري بيشتري را شاهد باشند آنها به حدي با زيرکي نقشة شومشان را طراحي و اجرا کردند که کسي متوجه نشد و حتي بسياري از مورّخان را نيز تا امروز سردرگم کرده اند وهمگي وقتي ظاهر قضيه را مي نگرند فوراً نسبت به ستمکار و بر باطل بودن معاويه حکم صادر مي کنند.
ahlesonnat
Thursday 5 April 2007, 04:19PM
حضرت عمّار -رضی الله عنه- چگونه به قتل مي رسد؟
کسی در اين شکی ندارد که در سپاه حضرت علی -رضی الله عنه- افراد سبائی و منافق حضور داشته اند اين مطلب را حتی در کتابهای شيعه نقل کرده اند به عنوان نمونه (آقای جواد محدثی) نقل می کند[1] (ada99:حضرت عمار جكونه به قتل مى رسد؟.htm#_ftn1). (معاويه با احساس خطر جدی و نزديک شدن شکست حيله قرآن سر نيزه کردن را پيش گرفت که سبب شد عده ای از منافقان و ترسويان و سطحی نگران ساده که در سپاه حضرت علی بودند دست از ادامه جنگ کشيده و امام را به پذيرفتن حکميت وادار کنند)[2] (ada99:حضرت عمار جكونه به قتل مى رسد؟.htm#_ftn2). پس تمام مورخان اتفاق نظر دارند که افرادی منافق (روافض) در سپاه حضرت علی -رضی الله عنه- حضور داشته اند. آنچه ياداوری اش را در اينجا نيز ضروری می دانم اينکه در سپاه حضرت علی -رضی الله عنه- گروهي از منافقان سبايي فعاليت داشتند و در سيستم حکومتي خليفهء چهارم در لباس دوست و محب ايجاد اختلال مي کردند و در فکر ضربه وارد کردن بر سيستم حکومت اسلامي بودند اين منافقان پس از اجرا کردن نقشة قتل حضرت عمار -رضی الله عنه- دو گروه را رسماً به وجود آوردند:
1- روافض که خود را سربازان جان بر کف حضرت امير -رضی الله عنه- و از محبان راستين او قلمداد مي کردند اما در واقع دشمنان قسم خوردهء آن حضرت -رضی الله عنه- بودند.
2- خوارج مسلمانان ساده لوحي که با تحريک و تشويق سبايي ها در مقابل حضرت علی شورش کرده و از سپاهش جدا شدند.
پس در نظر داشتن اين نکته که سبايي ها از همان اول در سپاه حضرت امير -رضی الله عنه- حضور داشتند و از همان ابتدا در پي ضربه وارد کردن بر هر دو سپاه مسلمانان بوده اند بسيار مهم است چرا که اين نکته به روشن شدن قضية قتل حضرت عمّار -رضی الله عنه- بسيار کمک مي کند چون اگراز آنان فقط با نام خوارج ياد کنيم ممکن است براي افرادي اين سؤال پيش بيايد که خوارج بعداً تشکيل شد پس کدام گروه بوده که از همان ابتدا از مخالفان حضرت علی بوده اند مسلم است که سبايي ها با برنامه اي از پيش تعيين شده در سپاه قرار گرفته بودند و نمي خواستند آتش جنگ فرو نشيند اين منافقان از تاريکي شب استفاده کرده و به راحتي توانستند حضرت عمّار -رضی الله عنه- را به شهادت برساند چون در همان سپاه قرار داشتند و لباس دوست به تن کرده بودند کسي به آنها مشکوک نمي شد پس از اجراي برنامة ترور با عجله حضرت عمّار -رضی الله عنه- را در نزديکي محل استراحت سپاه معاويه انداخته و به سرعت به سوي محل سپاه حضرت علی -رضی الله عنه- بر گشتند مولانا صديقي نيز به همين اشاره دارد و مي گويد ما مدعي هستيم و با وثوق و اعتماد کامل جزماً می گوييم که :سيدناعمار -رضی الله عنه- به دست لشکريان حضرت معاويه -رضی الله عنه- به قتل نرسيده است،بلکه قاتلان وی همان سبايی های بودند که اولاً صرفاً به نام محبان و دوستداران علی -رضی الله عنه- شناخته می شدند و سپس به دو فرقه روافض و خوارج تقسيم شدند اينها همان کسانی هستند که داخل لشکريان حضرت علی -رضی الله عنه- بودند و دوشادوش حضرت عمار -رضی الله عنه- با اهل شام می جنگيدند سپس تحت يک نقشه پليد به خاطر وارد نمودن اتهام بغاوت بر حضرت معاويه -رضی الله عنه- و به خاطر بر انگيختن احساسات عموم مردم عليه او نا جوانمردانه و ديده و دانسته سيدنا عمار -رضی الله عنه- را به شهادت رساندند و جسدش را مخفيانه در ميان لشکريان شام انداختند[3] (ada99:حضرت عمار جكونه به قتل مى رسد؟.htm#_ftn3).
[1] (ada99:حضرت عمار جكونه به قتل مى رسد؟.htm#_ftnref1) عمار ياسر جواد محدثی ص 61
[2] (ada99:حضرت عمار جكونه به قتل مى رسد؟.htm#_ftnref2) از اين نقل های سراپا اشتباه در کتب شيعه فراوان يافت می شود مبنی بر اينکه منافقان خوارج حضرت علی را وادار به پذيرفتن حکميت کرده اند در حالی که اين بزرگترين توهين به صاحت مقدس شير خدا فاتح خيبر به حساب می آيد مگر آن حضرت اين قدر ضعيف بوده که اعتراض چند نفر بی سر و پا ايشان را در مورد امور اسلام و مسلمانان دچار سستی کند نه تنها اين طور نبوده بلکه حضرت با روی گشاده قضيه حکميت رل پذيرفت و اعتراض خوارج به سبب پذيرفتن حکميت از جانب حضرت علی بود آنها می گفتند نبايد حضرت امير جريان حکميت را قبول کند و بايد جنگ ادامه يابد اما متأسفانه اين نوع نقل های سرا پا اشتباه طوری رايج شده که به نسل های جديد تلقين شده و اين گونه حضرت علی را فردی سست اراده قلمداد می نايد اين افراد بايد فردای قيامت در مقابل اين اقدام جاهلانه جوابگوی حضرت امير باشند .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
[3] (ada99:حضرت عمار جكونه به قتل مى رسد؟.htm#_ftnref3) پرده برداري از قتلي مرموز ، ص 38.
ahlesonnat
Thursday 5 April 2007, 04:23PM
اما جواب آقای امیر بعد از این مقدمه ی محققانه و حقجویانه:
بازتاب شهادت حضرت عمّار -رضی الله عنه-
هنگامي که خبر شهادت حضرت عمّار -رضی الله عنه- منتشر شد افراد دو سپاه شوکه شدند چرا که کسي نديده بود عمّار -رضی الله عنه- در ميدان نبرد کشته شود سپاه معاويه نيز چون حديث رسول الله -صلی الله عليه وسلم- را شنيده بودند به شدت مواظب بودندکه به حضرت عمّار -رضی الله عنه- آسيبي نرساند. هني ء مولاي عمر بن خطاب -رضی الله عنه- مي گويد: من در جنگ صفين معاويه را همراهي مي کردم، لشکريان معاويه مي گفتند: قسم به خدا ما هرگز عمار -رضی الله عنه- را نمي کشيم زيرا اگر اين کار از ما سر بزند مصداق سخن رسول الله -صلی الله عليه وسلم- قرار مي گيريم يعني گروه باغي خواهيم بود پس همگي بايد مواظب باشيم. جنگ چند روزي شروع شده بود براي مشاهده کشته شدگان به ميدان رفتم ناگاه چشمم به حضرت عمّار -رضی الله عنه- افتاد که شهيد شده بود با عجله خود را به عمرو بن العاص رساندم وبه او گفتم: اي ابو عبدالله! بلند شو با من بيا چيزمهمي را مي خواهم به تو بگويم به سرعت بلند شد و با من آمد. پرسيدم: در مورد عمّار-رضی الله عنه- چه شنيده اي ؟ گفت: رسول الله -صلی الله عليه وسلم- فرموده که او را يک گروه باغي خواهند کشت. آن وقت گفتم: قسم به خدا من عمّار -رضی الله عنه- را ديدم که کشته شده بو! عمرو بن العاص که شوکه شده بود گفت: اين حرف درست نيست. گفتم: با همين چشمان خودم او را نقش بر زمين ديدم عمرو بن عاص را بردم و جسد عمّار -رضی الله عنه- را نشان دادم، عمرو چند لحظه اي به سوي عمّار-رضی الله عنه- نگريست رنگ و رويش تغيير کرد و پس از کمي تأمل و دقّت گفت عمّار -رضی الله عنه- را کساني کشته اند که او را به اينجا آورده اند وقتي قضيهء شهادت حضرت عمّار -رضی الله عنه- توسط عبدالله بن عمرو عاص به اطلاع معاويه رسيد ايشان بسيار ناراحت شدند چرا که از لشکريان خودش اطمينان کامل داشت که کسي جرأت نمي کند به حضرت عمّار -رضی الله عنه- کوچکترين بي ادبي بکند به همين خاطر ايشان نيز در صحنة قتل حاضر شده و دقيقاً همان کلمات عمرو بن عاص را تکرار کرد و با کمال تعجب گفت: آيا ما عمّار-رضی الله عنه- را کشته ايم؟! ( اين محال است ) قاتل او کسي است که او را کشته و جسدش را اينجا آورده است.
خيانتي ديگر از مورّخان
برخي از تاريخ نويسان و نيز مزدوران قلم به دست بدون بررسي دقيق ماجرا و نيز کلمات صادره از افراد بدون تدبّر حکمي عليه آن طرف صادر کرده و با اين عملشان نسل هايي را بر ضد آنان مي شورانند و سبب مي شوند که جمع کثيري از انسانها از همان ديد آنان قضيه را بنگرند يکي از اين صحنه ها همين صحنه رسيدن خبر شهادت حضرت عمّار -رضی الله عنه- به معاويه مي باشد بعضي از نويسندگان آن را بسيار نابجا ترجمه و تفسير کرده اند که سبب اختلاف بيشتر شده است به عنوان نمونه در اعيان الشيعه آمده است معاويه باحيله عمرو عاص ذهن ها را مشوش نموده و اعلام کرد که قاتل عمّار ما نيستيم بلکه کسي است که او را به جبهه و جنگ کشانده است! وقتي اين سخن به گوش امير المومنين رسيد در خنثي کردن سخن فريبکارانه او فرمود: با اين حساب پس بايد حضرت رسول را هم قاتل حمزة سيد الشهداء بدانيم چرا که او بود که حمزه را به ميدان آورد[1] (ada99:خيانتى ديكر از مورخان.htm#[1]). از اين دست ترجمه و تفسيرهاي نا به جا از سخنان معاويه در کتاب هاي زيادي يافت مي شود که نمي توانيم علت آن را بي سوادي نويسندگان بدانيم بلکه به خاطر تعصب و هدفي که داشته اند عمداً عبارت را به اين شکل ترجمه و تفسير کرده اند اصل عبارت معاويه اين است: (إنما قتله من جاء به فطرحه بين أسنّتنا) [2] (ada99:خيانتى ديكر از مورخان.htm#_ftn2) همانا کسي که او را آورده و در بين نيز هاي ما انداخته قاتل اصلي عمّار است و يا در روايتي از امام احمد (رحمه الله) چنين آمده که معاويه گفت: (أنحن قتلنا؟! إنما قتله الذين جاءوا به). آيا ما او را کشته ايم؟ به حقيقت کساني که (جسد) او را اينجا آورده اند قاتل او هستند. آري! خيانت کاران تاريخ خواسته اند که آتش اختلاف بين حضرت علی -رضی الله عنه- و معاويه را بيافروزند و از جانب خويش اين تهمت را از سوي معاويه به حضرت علی -رضی الله عنه- زده اند که معاويه گفته است عمّار را کساني کشته اند که به ميدان جنگ آورده اند! يعني منظورش حضرت علی -رضی الله عنه- مي باشد که ايشان عمّار -رضی الله عنه- را آورده اند در حالي که اصلاً چنين نيست و اين برداشتي کاملاً مغرضانه و اشتباه از سخن معاويه مي باشد اين چنين سخني از فرد زيرک و عالم باهوشي مانند معاويه بسيار بعيد است مگر او نمي دانست که در بسياري از غزوات پيامبر -صلی الله عليه وسلم- اصحاب را به رفتن به ميدان جنگ تشويق مي نمودند و آن صحابه نيز در آن غزوات کشته مي شدند؟ آيا کسي پيامبر را مسئول قتل آنان مي دانست؟ مگر معاويه اين قدر ساده بوده که اين مسائل را نمي دانسته؟ خير، اصل ترجمه به اين شکل است حضرت عمّار را کساني کشته اند که بعد از قتل او جسدش را به اينجا آورده اند و براي متهم کردن ما نزديک محل ما انداخته اند اين ترجمه کامل سخن معاويه است حالا هر عاقلي قضاوت کند آيا در اين کلام حضرت علی -رضی الله عنه- متهم شده است آيا دراين کلام تهمت و بي ادبي به حضرت علی-رضی الله عنه- مشاهده مي شود؟ آيا اين روايتي ساختگي از سوي نويسندگان قلم به مزد نيست؟!
[1] (ada99:خيانتى ديكر از مورخان.htm#_ftnref1)اعيان الشيعه ، ج 8 ، ص375.
[2] (ada99:خيانتى ديكر از مورخان.htm#_ftnref2) احکام القرآن ، ج 3 . سوره حجرات ، باب قتال اهل بغي .
ahlesonnat
Thursday 5 April 2007, 04:23PM
چرا معاويه گفت ما او را نکشته ايم؟
اين نکتة مهمي است که چرا معاويه و همچنين عمرو بن عاص با قاطعيّت گفتند ما عمّار را نکشته ايم؟! بلکه افراد ديگري او را کشته اند و جسدش را اينجا منتقل کرده اند. معاويه با تعجب تمام گفت: أنحن قتلناه؟ آيا ما او را کشته ايم؟! اين نوع استفهام را در اصطلاح، استفهام انکاري مي گويند، يعني به هيچ وجه ما او را نکشته ايم حالا اين مهم است که چرا با اين قاطعيّت قتل عمّار -رضی الله عنه- را از سوي سپاه خويش انکار کرد:
1. تمام افراد لشکر معاويه حديث مشهور در مورد شهادت حضرت عمّار -رضی الله عنه- را شنيده بود ند و به همين خاطر کسي در فکر کشتن او نبود تا مصداق حديث رسول الله -صلی الله عليه وسلم- قرار نگيرند که فرموده : "تقتلک الفئة الباغية".
2 . معاويه يکي از فرماندهان کار آزموده و با تجربه اي بود که در ميدان های نبرد زيادی حضور يافته بود . به محض ديدن حضرت عمار -رضی الله عنه- فهميد که اين جسد در اين محل ضربه نخورده است و تشخيص اين امر برای يک فرمانده نظامی قوی چون معاويه کار دشواری نبوده است .
از مذاکره و گفتگوی ( عمروبن عاص ) و ( هنی ) مولای حضرت عمر-رضی الله عنه- نيز همين مسائل برداشت می شوند:
1- اينکه حديث "تقتلک الفئة الباغية" به گوش لشکريان شام رسيده بود .
2- بنابر همين همراهان معاويه و لشکريانش می خواستند از کشتن حضرت عمار-رضی الله عنه- پرهيز نمايند. عمروبن عاص می گويد: (اگر ما او را بکشيم بنابر اين حديث باغی هستيم) يعنی آنها خود را کاملاً حق می دانستند و اقدام به قتل حضرت عمار را بغاوت تصور می کردند و اصلاً حاضر نبودند که مصداق چنين نسبتی قرارگيرند ، لذا سوگند خورده و عزم خود را جزم کرده بودند که به هيچ وجه آسيبي به عمار -رضی الله عنه- نرسانند .
3 - عمر و بن عاص مطمئن بود و يقين داشت که سپاه ايشان قطعاً حضرت عمار -رضی الله عنه- را نمي کشند و به همين خاطر در لحظه مشاهده جسد او، بسيار مات و مبهوت شد .
4 - وقتي جسد را مشاهده کرد، پس از فکر و تدبر (و بررسي کردن محل حادثه و نشانه هاي آن) به کُنه و حقيقت حادثه پي برد و اطمينان حاصل کرد که اين حرکت شوم ، از اقدامات منافقان مخفي در سپاه حضرت علي -رضی الله عنه- است که پس از ترور عمار -رضی الله عنه- به خاطر متهم کردن سپاه معاويه جسدش را به اينجا منتقل کرده اند[1] (ada99:جرا معاويه كفت ما او را نكشته ايم؟.htm#[1]) تشخيص اين امر نيز برای عمروبن عاص که به زيرکی وچالاکی شهره خاص و عام بود کار دشواری نبود .
[1] (ada99:جرا معاويه كفت ما او را نكشته ايم؟.htm#_ftnref1) پرده برداری ص 47 و 48.
ahlesonnat
Thursday 5 April 2007, 04:29PM
قابل توجه جناب آقای امیر!
حتما منتظر جواب این سوال بودی و هستی!!! بیا این هم جواب نهایی شما
جناب آقای امیر این چیزهایی که اینجا میخوانید در کشورما خیلی عجیب است زیرا فقط از یک طرف جریان را شنیده اید, بله بیا و یکبار دیگر از این طرف قضیه بشنو و بعدقضاوت کن, جناب آقای امیر این درست نیست که ما بیاییم و فقط سخن یک طرف گوش دهیم وسپس قضاوت کنیم, امیدوارم که قانع شده باشید و اگر هم قانع نشدی باز من با آغوش باز پذیرای انتقادات شما هستم زیرا احساس میکنم شما دنبال حق هستید, من شما را بخاطر اینکه مودبانه بر خلاف جناب جوجو مسائل را مطرح میکنید مسائل را مفصل و محققانه برای شما نوشتم و بیان کردم زیرا دیدم که شما فقط از یک طرف قضیه جریان را شنیده اید, بفرما این هم جواب نهایی:
گروه باغی همان خوارج اند
پس از اين تفاصيل به اين نتيجه رسيديم که اين گروه باغی که رسول الله -صلی الله عليه وسلم- قبلاً در مورد آنان خبر داده بود همان خوارج هستند که بعد از جريان (حمکيت) بر ضد حضرت علی -رضی الله عنه- شمشير کشيدند و نهايتاً نيز در يک نقشه شوم حضرت علی -رضی الله عنه- را به قتل رساندند.
(علامه عينی) در (عمده القاری شرح صحيح بخاری) از (ابن بطال) نقل می کند که ايشان در مورد گروه باغی فرموده اند: (إنّما يصح هذا فی الخوارج الذين بعث إليهم علی -رضی الله عنه- عماراً يدعوهم إلی الجماعة)[1] (ada99:كروه باغى همان خوارج اند.htm#[1]) به راستی که مصداق اين حديث (الفئه الباغيه) خوارج می باشد؛ همان کسانی که حضرت علی -رضی الله عنه- حضرت عمار را نزد آنان فرستاد تا برای پيوستن به جماعت مسلمانان آنان را دعوت دهد.
پس رأی بسياری از بزرگواران و محققان اين است که (فئه باغيه) که در حديث (تقتلک الفئة الباغية) به آن اشاره شده همان گروه منافقان هستند که بعداً به خوارج شهرت يافتند چرا که دلايل زيادی در کتاب های سيره و تاريخ وجود دارد که حضرت علی -رضی الله عنه- حضرت عمّار -رضی الله عنه- را برای تبليغ و ارشاد به ميان آنان فرستاد حال اين قضيه را با اصل حديث پيامبر -صلی الله عليه وسلم- در روز ساختن مسجد النبی ،مقايسه کنيد آنجا پيامبر -صلی الله عليه وسلم- فرمود کسانی عمّار را خواهند کشت که عمّار آنان او را به سوی جهنم دعوت می دهند اما آنان را به سوی بهشت دعوی می دهد اما آنان نمی پذيرند و بالاخره همين ها عمار را می کشند پس با دلايل قطعی ثابت می شود که گروه باغی همان گروه خوارج هستند که قبل از اينکه خوارج را تشکيل دهند مجری تفکرات و برنامه های ابن سباء بودند .
[1] (ada99:كروه باغى همان خوارج اند.htm#_ftnref1) عمده القاری شرح صحيح بخاری ج 2 ص 393
هستي
Friday 6 April 2007, 11:57AM
بسمه تعالي
راستش تا به حال با يك سني از اين دست برخورد نكرده بودم ولزومي هم نمي ديدم وارد مسايل اختلاف بر انگيز جزيي بشوم.
اما يك سوال اساسي دارم:
حالا كه معاويه را هم رديف ديگران با لفظ رضي الله عنه مي اوريد ممكن است بگوئيد كه نظرتان در مورد معرفي يزيد به عنوان جانشين خودش چيست؟
وبرتري هاي يزيد را هم ذكر كنيد .لطفا
IRANIAN YOUTH CLUBS
vBulletin 5.5.3, Copyright ©2000-2010, Jelsoft Enterprises Ltd.