راهنما
Saturday 12 August 2006, 02:36AM
شیخ طوسی بسند معتبر از ابن عباس روایت کرده است که هر بامدادی امیرالمومنین(ع)به خدمت حضرت رسول(ص)میامد و حضرت نمیخواست که دیگری از جلوتر بیاید روزی امد دید که حضرت در صحن خانه خوابیده است و سر خود را در دامن دحیه کلبی گذاشته است حضرت امیر گفت السلام علیک چگونه است حال رسول خدا دحیه گفت:بخیر است ای برادر رسول خدا حضرت فرمود : خدا تورا جزای خیر دهد. دحیه گفت من تورا دوست میدارم و تورا نزد من مدحی است که برای تو هدیه اورده ام توئی امیر مومنان و کشاننده شیعیان بسوی جنان و بهترین فرزندان ادم بعد ازبیغمبر اخر الزمان و در دست تو خواهد بودعلم حمد.در روز قیامت تو با محمد و شیعیان شما بیش از هر کس داخل بهشت خواهید شد.رستگار است هر که تورا دوست دارد و ناامید است هر که دست از ولایت تو بردارد هر که تو را دوست دارد به محبت محمد تو را دوست داشته است و هر که ترا دشمن دارد بدشمنی محمد ترا دشمن داشته است و شفاعت محمد بایشان نخواهد رسید نزدیک بیا که تو سزاوار تری به برگزیده خدا سر انحضرت را در دامن امیرالمومنین (ع) گذاشت و رفت چون حضرت رسول (ص) بیدار شد فرمود این چه صدا بود و با کی سخن میگفتی امیرالمومنین(ع) گفت دحیه چنین گفت حضرت فرموددحیه نبود بلکه جبرئیل بود و ترا بنامی خواند که خدا ترا به ان نام کرده است واوست که محبت ترا در دلهای مومنان انداخته است وترس ترا در سینه های کافران جا داده است
:smile07: :smile07: :smile07: :smile07: :smile07: :smile07: :smile07: :smile07:
:smile07: :smile07: :smile07: :smile07: :smile07: :smile07: :smile07: :smile07: