PDA

نمايش نسخه نهائي : در برابر اهانت های جاهلان ، چه کار کنیم ؟!


امیر
Thursday 3 August 2006, 01:30PM
بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام خدمت تمامی دوستان :smile07:

وظیفه ما که خود را "مسلمان" میدانیم اینست که با ((شناخت)) سیره معصومین(ع) ، رفتار آنها را در تمامی مراحل زندگی پیاده کنیم ، یکی از اصلی ترین روش ها ((شناخت)) و آشنایی با سیره معصومین "مطالعه" آثار رسیده از آنهاست ...

در این تاپیک برآنیم تا به برخی از رفتار معصومین در برابر "اهانت ها" اشاره ای داشته باشیم :

امیر
Thursday 3 August 2006, 01:35PM
امام باقر ، محمد بن علی بن الحسين (ع) ، لقبش(( باقر)) است .
باقر يعنی شكافنده . به آن حضرت ((باقر العلوم)) می‏گفتند ، يعنی‏ شكافنده دانشها .
مردی مسيحی ، به صورت سخريه و استهزاء ، كلمه " باقر " را تصحيف‏ كرد به كلمه(( بقر)) - يعنی گاو - به آن حضرت گفت : " انت بقر " يعنی تو گاوی
امام بدون آنكه از خود ناراحتی نشان بدهد و اظهار عصبانيت كند ، با كمال سادگی گفت :
" نه ، من بقر نيستم من باقرم " .
مسيحی : " تو پسر زنی هستی كه آشپز بود " .
- " شغلش اين بود ، عار و ننگی محسوب نمی‏شود " .
- " مادرت سياه و بی‏شرم و بد زبان بود " .
- " اگر اين نسبتها كه به مادرم می‏دهی راست است ، خداوند او را بيامرزد و از گناهش بگذرد و اگر دروغ است ، از گناه تو بگذرد كه دروغ‏
و افترا بستی " .
مشاهده اين همه حلم ، از مردی كه قادر بود همه گونه موجبات آزار يك‏ مرد خارج از دين اسلام را فراهم آورد ، كافی بود كه انقلابی در روحيه مرد مسيحی ايجاد نمايد ، و او را به سوی اسلام بكشاند .
مرد مسيحی بعدا مسلمان شد ( 1 ) .

(پاورقی : . 1 بحار الانوار ، جلد 11 ، حالات امام باقر ، صفحه . 83 )
(شهید مطهری / داستاد راستان )

ارژنگ
Thursday 3 August 2006, 02:15PM
علی مردی دشمن ساز و ناراضی ساز بود .

اين يكی ديگر از افتخارات بزرگ‏ او است . هر آدم مسلكی و هدفدار و مبارز و مخصوصا انقلابی كه در پی‏عملی ساختن هدفهای مقدس خويش است و مصداق قول‏ خدا است كه : « يجاهدون فی سبيل الله و لا يخافون لومة لائم »( 1 )
" در راه خدا می‏كوشند و از سرزنش سرزنشگری بيم نمی‏كنند "

دشمن ساز و ناراضی درست كن است . لهذا دشمنانش مخصوصا در زمان خودش‏ اگر از دوستانش بيشتر نبوده‏اند كمتر هم نبوده و نيستند
اگر شخصيت علی ، امروز تحريف نشود و همچنانكه بوده ارائه داده شود ، بسياری از مدعيان دوستيش در رديف دشمنانش قرار خواهند گرفت

استاد شهید مرتضی مطهری ، کتاب جاذبه و دافعه علی (ع) صفحه 107

امیر
Thursday 3 August 2006, 02:32PM
(( وَ لا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَ لاَ السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتي‏ هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذي بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ عَداوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَميم‏))

((هرگز نيكى و بدى يكسان نيست , بدى را با نيكى دفع كن، ناگاه (خواهى ديد) همان كس كه ميان تو و او دشمنى است، گويى دوستى گرم و صميمى است‏))
صدق الله العلی العظیم و صدق رسوله الامین
(آیه : 34 / سوره : فصت )



((عنوان بصری)) از امام صادق (ع) روایت کرده که حضرت به من فرمود :
كسيكه‌ به‌ تو بگويد: اگر يك‌ كلمه‌ بگوئي‌ ده‌ تا مي‌شنوي‌ به‌ او بگو: اگر ده‌ كلمه‌ بگوئي‌ يكي‌ هم‌ نمي‌شنوي‌ ،
و كسيكه‌ ترا شتم‌ و سبّ كند و ناسزا گويد، به‌ وي‌ بگو: اگر در آنچه‌ ميگوئي‌ راست‌ ميگوئي‌، من‌ از خدا ميخواهم‌ تا از من‌ درگذرد؛ و اگر در آنچه‌ ميگوئي‌ دروغ‌ ميگوئي‌، پس‌ من‌ از خدا ميخواهم‌ تا از تو درگذرد ،
اگر كسي‌ تو را بيم‌ دهد كه‌ به‌ تو فحش‌ خواهم‌ داد و ناسزا خواهم‌ گفت‌، تو او را مژده‌ بده‌ كه‌ من‌ دربارة‌ تو خيرخواه‌ مي‌باشم‌ و مراعات‌ تو را مي‌نمايم‌.
قسمتی از حدیث ((عنوان بصری ))

امیر
Thursday 3 August 2006, 03:20PM
رفتار عظیم قرآنی از حضرت هود (علی نبینا و آله و علیه السلام )

دشمنان حضرت هود(ع) در نهایت گستاخی و بی شرمی به حضرت(ع) میگفتند :
تورا در بیخردی وسفاهت میبینیم و جداً تو را از دروغگويان مى‏پنداريم‏......حضرت(ع) چه پاسخ میدهد؟! ....حضرت (ع) حتی مقابله به مثل هم نمیکند ....پاسخی واقعا زیبا و منطقی میدهد ....پاسخی که در آن ادبی عظیم نهفته است ...پاسخی که نشان دهنده اخلاقی کریمه است ....مطابق با نص صریح قرآن حضرت (ع) اینچنین به اهانت های دشمنانش پاسخ میدهد :
((لیس بی سفاهة))
یعنی: در من سفاهتی نیست ...من سفیه نیستم .....
بعد میفرماید :
((وَ لكِنِّي رَسُولٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمين‏))
اما من رسول پروردگار جهانیانم
...
این پاسخ حضرت هود (ع) مرا یاد پاسخ حضرت امام باقر (ع) به آن مرد مسیحی انداخت که به صورت سخريه و استهزاء ، كلمه " باقر " را تصحيف‏ كرد به كلمه(( بقر)) - يعنی گاو - به آن حضرت گفت : (( انت بقر)) يعنی تو گاوی
امام(ع) بدون آنكه از خود ناراحتی نشان بدهد و اظهار عصبانيت كند ، در نهایت ادب و حلمی که نشان دهنده اخلاقی بسیار والا میباشد در جواب این اهانت فرمود :
(( نه ، من بقر نيستم من باقرم )) .

( داستان امام باقر(ع) وآن مرد مسیحی که بعدا مسلمان شد را به صورت کاملتر در پست 2 همین تاپیک میتوانید مطالعه کنید )
والسلام

ارژنگ
Friday 4 August 2006, 01:57AM
در جنگ‏ صفين در آخرين روزی كه جنگ داشت به نفع علی خاتمه می‏يافت ، معاويه با مشورت عمرو عاص دست به يك نيرنگ‏ ماهرانه‏ای زد . او ديد تمام فعاليتها و رنجهايش بی‏نتيجه ماند و با شكست‏ يك قدم بيشتر فاصله ندارد . فكر كرد كه جز با اشتباهكاری راه به نجات‏ نمی‏يابد . دستور داد قرآنها را بر سر نيزه‏ها بلند كنند كه مردم ! ما اهل‏ قبله و قرآنيم ، بيائيد آنرا در بين خويش حكم قرار دهيم . اين سخن‏ تازه‏ای نبود كه آنها ابتكار كرده باشند . همان حرفی است كه قبلا علی گفته‏ بود و تسليم نشدند و اكنون هم تسليم نشده اند . بهانه‏ای است تا راه‏ نجات يابند و از شكست قطعی خود را برهانند
علی فرياد برآورد بزنيد آنها را ، اينها صفحه و كاغذ قرآن را بهانه‏ كرده می‏خواهند در پناه لفظ و كتابت قرآن خودشان را حفظ كنند و بعد به‏ همان روش ضد قرآنی خود ادامه دهند . كاغذ و جلد قرآن در مقابل حقيقت آن‏ ، ارزش و احترامی ندارد . حقيقت و جلوه راستين قرآن منم . اينها كاغذ و خط را دستاويز كرده‏اند تا حقيقت و معنی را نابود سازند

عده‏ای از نادانها و مقدس نماهای بی‏تشخيص كه جمعيت كثيری را تشكيل‏ می‏دادند با يكديگر اشاره كردند كه علی چه می‏گويد ؟ فرياد برآوردند كه با قرآن بجنگيم ؟ ! جنگ ما به خاطر احياء قرآن است آنها هم كه خود تسليم‏ قرآنند پس ديگر جنگ چرا ؟ علی گفت من نيز می‏گويم به خاطر قرآن بجنگيد ، اما اينها با قرآن سر و كار ندارند ، لفظ و كتابت قرآن را وسيله حفظ جان خود قرار داده‏اند

در فقه اسلامی ، در كتاب الجهاد ، مسئله‏ای است تحت عنوان " تترس‏ كفار به مسلمين " . مسئله اينست كه اگر دشمنان اسلام در حالی كه با مسلمين در حال جنگ‏اند عده‏ای از اسرای مسلمان را در مقدم جبهه سپر خويش‏ قرار دهند و خود در پشت اين جبهه مشغول فعاليت و پيشروی باشند به طوری‏ كه سپاه اسلام اگر بخواهد از خود دفاع كند و يا به آنها حمله كند و جلو پيشروی آنها را بگيرد چاره‏ای نيست جز اينكه برادران مسلمان خود را كه‏ سپر واقع شده‏اند نيز به حكم ضرورت از ميان بردارد ، يعنی دسترسی به دشمن‏ ستيزه گر و مهاجم امكان پذير نيست جز با كشتن مسلمانان ، در اينجا قتل‏ مسلم به خاطر مصالح عاليه اسلام و به خاطر حفظ جان بقيه مسلمين در قانون‏ اسلام تجويز شده است . آنها نيز در حقيقت سرباز اسلامند و در راه خدا شهيد شده‏اند منتها بايد خونبهای آنان را به بازماندگانشان از بودجه اسلامی‏ بپردازند ( 1 ) و اين تنها از خصائص فقه اسلامی نيست بلكه در قوانين نظامی و جنگی جهان يك قانون مسلم است كه‏ اگر دشمن خواست از نيروهای داخلی استفاده كند آن نيرو را نابود می‏كنند تا به دشمن دست يابند و وی را به عقب برانند

استاد شهید ، مرتضی مطهری - جاذبه و دافعه علی (ع) صفحات 114 و 115

ارژنگ
Friday 4 August 2006, 01:59AM
در فقه اسلامی ، در كتاب الجهاد ، مسئله‏ای است تحت عنوان " تترس‏ كفار به مسلمين " . مسئله اينست كه اگر دشمنان اسلام در حالی كه با مسلمين در حال جنگ‏اند عده‏ای از اسرای مسلمان را در مقدم جبهه سپر خويش‏ قرار دهند و خود در پشت اين جبهه مشغول فعاليت و پيشروی باشند به طوری‏ كه سپاه اسلام اگر بخواهد از خود دفاع كند و يا به آنها حمله كند و جلو پيشروی آنها را بگيرد چاره‏ای نيست جز اينكه برادران مسلمان خود را كه‏ سپر واقع شده‏اند نيز به حكم ضرورت از ميان بردارد ، يعنی دسترسی به دشمن‏ ستيزه گر و مهاجم امكان پذير نيست جز با كشتن مسلمانان ، در اينجا قتل‏ مسلم به خاطر مصالح عاليه اسلام و به خاطر حفظ جان بقيه مسلمين در قانون‏ اسلام تجويز شده است . آنها نيز در حقيقت سرباز اسلامند و در راه خدا شهيد شده‏اند منتها بايد خونبهای آنان را به بازماندگانشان از بودجه اسلامی‏ بپردازند ( 1 ) و اين تنها از خصائص فقه اسلامی نيست بلكه در قوانين نظامی و جنگی جهان يك قانون مسلم است كه‏ اگر دشمن خواست از نيروهای داخلی استفاده كند آن نيرو را نابود می‏كنند تا به دشمن دست يابند و وی را به عقب برانند

استاد شهید ، مرتضی مطهری - جاذبه و دافعه علی (ع) صفحه 115

ارژنگ
Friday 4 August 2006, 02:05AM
در صورتی كه مسلمان و موجود زنده‏ای را اسلام می‏گويد بزن تا پيروزی اسلام‏ بدست آيد ، كاغذ و جلد كه ديگر جای سخن نبايد قرار گيرد . كاغذ و كتابت‏ احترامش به خاطر معنی و محتوا است . امروز جنگ به خاطر محتوای قرآن‏ است . اينها كاغذ را وسيله قرار دادند تا معنی و محتوای قرآن را از بين‏ ببرند
اما نادانی و بی‏خبری همچون پرده‏ای سياه جلو چشم عقلشان را گرفت و از حقيقت بازشان داشت . گفتند ما علاوه بر اينكه با قرآن نمی‏جنگيم ، جنگ‏ با قرآن خود منكری است و بايد برای نهی از آن بكوشيم و با كسانی كه با قرآن می‏جنگند بجنگيم . تا پيروزی نهائی ساعتی بيش نمانده بود . مالك‏ اشتر كه افسری رشيد و فداكار و از جان گذشته بود ، همچنان می‏رفت تا خيمه‏ فرماندهی معاويه را سرنگون كند و راه اسلام را از خارها پاك نمايد . در همين وقت اين گروه به علی فشار آوردند كه ما از پشت حمله می‏كنيم . هر چه علی اصرار می‏كرد آنها بر انكارشان می‏افزودند و بيشتر لجاجت می‏كردند
علی برای مالك پيغام فرستاد جنگ را متوقف كن و خود از صحنه برگرد
او به پيام علی جواب داد كه اگر چند لحظه‏ای را اجازتم دهی جنگ به‏ پايان رسيده و دشمن نيز نابود گشته است
117
شمشيرها را كشيدند كه يا قطعه قطعه‏ات می‏كنيم يا بگو برگردد
باز به دنبالش فرستاد كه اگر می‏خواهی علی را زنده ببينی جنگ را متوقف كن و خود برگرد . او برگشت و دشمن شادمان كه نيرنگش خوب كارگر افتاد
جنگ متوقف شد تا قرآن را حاكم قرار دهند ، مجلس حكميت تشكيل شود و حكمهای دو طرف بر آنچه در قرآن و سنت ، اتفاقی طرفين است حكومت كنند و خصومتها را پايان دهند و يا اختلافی را بر اختلافات بيفزايند و آنچنان‏ را آنچنانتر كنند
علی گفت آنها حكم خود را تعيين كنند تا ما نيز حكم خويش را تعيين‏ كنيم . آنها بدون كوچكترين اختلافی با اتفاق نظر عمر و عاص عصاره نيرنگها را انتخاب كردند . علی عبدالله بن عباس سياستمدار و يا مالك اشتر مرد فداكار و روشن بين با ايمان را پيشنهاد كرد و يا مردی از آن قبيل را اما آن احمقها به دنبال همجنس خويش می‏گشتند و مردی چون ابوموسی را كه مردی‏ بی‏تدبير بود و با علی عليه السلام ميانه خوبی نداشت انتخاب كردند . هر چه علی و دوستان او خواستند اين مردم را روشن كنند كه ابوموسی مرد اين‏ كار نيست و شايستگی اين مقام را ندارد ، گفتند غير او را ما موافقت‏ نكنيم . گفت حالا كه اينچنين است هر چه می‏خواهيد بكنيد . بالاخره او را به عنوان حكم از طرف علی و اصحابش به مجلس حكميت فرستادند

علامه شهید ، مرتضی مطهری ، جاذبه و دافعه علی (ع) صفحات 116 و 117

ارژنگ
Friday 4 August 2006, 02:12AM
در ابتدا يك‏ فرقه ياغی و سركش بودند و به همين جهت " خوارج " ناميده شدند ولی كم‏ كم برای خود اصول و عقائدی تنظيم كردند و حزبی كه در ابتدا فقط رنگ‏ سياست داشت ، تدريجا به صورت يك فقره مذهبی درآمد و رنگ مذهب به‏ خود گرفت . خوارج بعدها به عنوان طرفداران يك مذهب ، دست به‏ فعاليتهای تبليغی حادی زدند . كم كم به فكر افتادند كه به خيال خود ريشه‏ مفاسد دنيای اسلام را كشف كنند . به اين نتيجه رسيدند كه عثمان و علی و معاويه همه برخطا و گناهكارند و ما بايد با مفاسدی كه به وجود آمده‏ مبارزه كنيم ، امر به معروف و نهی از منكر نمائيم . لهذا مذهب خوارج‏ تحت عنوان وظيفه امر به معروف و نهی از منكر به وجود آمد
وظيفه امر به معروف و نهی از منكر قبل از هر چيز دو شرط اساسی دارد : يكی بصيرت در دين و ديگری بصيرت در عمل
بصيرت در دين - همچنانكه در روايت آمده است - اگر نباشد زيان اين‏ كار از سودش بيشتر است .

علامه شهید ، مرتضی مطهری ، جاذبه و دافعه علی (ع) صفحه 120

ارژنگ
Friday 4 August 2006, 02:20AM
خوارج نه بصيرت دينی داشتند و نه بصيرت عملی .

مردمی نادان و فاقد بصيرت بودند بلكه اساسا منكر بصيرت در عمل بودند زيرا اين تكليف را امری تعبدی می‏دانستند و مدعی بودند بايد با چشم بسته‏ انجام داد

علامه شهید ، مرتضی مطهری ، جاذبه و دافعه علی (ع) صفحات 121 -122

ارژنگ
Friday 4 August 2006, 02:24AM
خوارج در نماز جماعت به علی اقتدا نمی‏كردند زيرا او را كافر می‏پنداشتند . به مسجد می‏آمدند و با علی نماز نمی‏گذاردند و احيانا او را می‏آزردند . علی روزی به نماز ايستاده و مردم نيز به او اقتدا كرده‏اند
يكی از خوارج به نام ابن الكواء فريادش بلند شد و آيه‏ای را به عنوان‏ كنايه به علی بلند خواند : « و لقد اوحی اليك و الی الذين من قبلك لئن اشركت ليحبطن عملك و لتكونن من الخاسرين »( 1 )
اين آيه خطاب به پيغمبر است كه به تو و همچنين پيغمبران قبل از تو وحی شد كه اگر مشرك شوی اعمالت از بين می‏رود و از زيانكاران خواهی بود . ابن الكواء با خواندن اين آيه خواست به علی گوشه بزند كه سوابق تو را در اسلام می‏دانيم ، اول مسلمان هستی ، پيغمبر تو را به برادری انتخاب كرد ، در ليلة المبيت فداكاری درخشانی كردی و در بستر پيغمبر خفتی ، خودت‏ را طعمه شمشيرها قراردادی و بالاخره خدمات تو به اسلام قابل انكار نيست ، اما خدا به پيغمبرش هم گفته اگر مشرك بشوی اعمالت به هدر می‏رود ، و چون تو اكنون كافر شدی اعمال گذشته را به هدر دادی
پاورقی : 1 - سوره زمر ، آيه . 65
140
علی در مقابل چه كرد ؟ ! تا صدای او به قرآن بلند شد سكوت كرد تا آيه‏ را به آخر رساند . همين كه به آخر رساند ، علی نماز را ادامه داد . باز ابن الكواء آيه را تكرار كرد و بلا فاصله علی سكوت نمود
علی سكوت می‏كرد چون دستور قرآن است كه : « اذا قری‏ء القرآن فاستمعوا له و انصتوا »( 1 )
" هنگامی كه قرآن خوانده می‏شود گوش فرا دهيد و خاموش شويد "
و به همين دليل است كه وقتی امام جماعت مشغول قرائت است مأمومين‏ بايد ساكت باشند و گوش كنند
بعد از چند مرتبه‏ای كه آيه را تكرار كرد و می‏خواست وضع نماز را به هم‏ زند ، علی اين آيه را خواند : « فاصبر ان وعد الله حق و لا يستخفنك الذين لا يوقنون »( 2 )

" صبر كن وعده خدا حق است و خواهد فرا رسيد . اين مردم بی‏ايمان و يقين ، تو را تكان ندهند و سبكسارت نكنند "

ديگر اعتنا نكرد و به نماز خود ادامه داد ........

علامه شهید ، مرتضی مطهری ، جاذبه و دافعه علی (ع) صفحات 139 - 140

امیر
Friday 4 August 2006, 05:17PM
جناب ارژنگ بحث این تاپیک حول این سوالات است که (( وقتی با اهانت جالان مواجه شدیم وظیفه ما چیست ؟! معصومین که الگوی ما هستند وقتی با اهانت جاهلان مواجه میشدند چه کار میکردند ؟! ائمه در این مورد چه سفارشاتی داشته اند ؟! و...))
لذا خواهشمند است از آوردن مطالبی که ببه طور مستقیم به "این سوالات "نپرداخته است ( عقاید نحله خوارج و...) که منجر به انحراف از موضوع اصلی خواهد شد خودداری کنید.
با تشکر
والسلام

ارژنگ
Friday 4 August 2006, 07:45PM
خب مگر نمی بینید که من هم دقیقا به همین موضوع پرداخته ام ؟!!
شرح برخورد ِ امام علی (ع) با ابرجاهلانی همچون خوارج را آورده ام .
نکند که شما ، خوارج را جاهل نمی دانید ؟!
و یا برخوردهای امام علی (ع) علیه آنان را تائید نمی فرمائید ؟؟؟!!!

امیر
Friday 4 August 2006, 08:07PM
جناب ارژنگ آنچه شما آورده اید مربوط به بحث نیست !!!!شما باید مثال هایی را بیاورید که برخرود ائمه در برابر ((اهانت های)) جاهلان باشد نه خود جاهلان !!!
مسئله خیلی واضح است !!!
.....آیا از مطالبی که شما آورده اید میتوان دریافت که (( در برابر" اهانت" جاهلان چه کار کنیم؟! )) ......این تاپیک ((صرفا)) به پاسخ دادن به این سوال میپردازد نه چیز دیگر ...

لطفا پاسخ بدهید که بنده در کدام قسمت مطالب شما میتوانم جواب پرسش (( در برابر "اهانت" جاهلان چه کار کنیم؟!)) را بیابم ؟!

با تشکر

ارژنگ
Friday 4 August 2006, 10:46PM
جناب ارژنگ آنچه شما آورده اید مربوط به بحث نیست !!!!شما باید مثال هایی را بیاورید که برخرود ائمه در برابر ((اهانت های)) جاهلان باشد نه خود جاهلان !!!
مسئله خیلی واضح است !!!
.....آیا از مطالبی که شما آورده اید میتوان دریافت که (( در برابر" اهانت" جاهلان چه کار کنیم؟! )) ......این تاپیک ((صرفا)) به پاسخ دادن به این سوال میپردازد نه چیز دیگر ...

لطفا پاسخ بدهید که بنده در کدام قسمت مطالب شما میتوانم جواب پرسش (( در برابر "اهانت" جاهلان چه کار کنیم؟!)) را بیابم ؟!

با تشکر

تمام پست هائی که در این تاپیک زده ام ، برخورد امام علی (ع) را نسبت به ابرجاهلان (خوارج ِ احمق و نادان اما به زعم خودشان ! دانشمند و علامه !! ) نشان می دهد :

برای نمونه ، به این یکی بنگرید ! :

خوارج در نماز جماعت به علی اقتدا نمی‏كردند زيرا او را كافر می‏پنداشتند . به مسجد می‏آمدند و با علی نماز نمی‏گذاردند و احيانا او را می‏آزردند . علی روزی به نماز ايستاده و مردم نيز به او اقتدا كرده‏اند
يكی از خوارج به نام ابن الكواء فريادش بلند شد و آيه‏ای را به عنوان‏ كنايه به علی بلند خواند : « و لقد اوحی اليك و الی الذين من قبلك لئن اشركت ليحبطن عملك و لتكونن من الخاسرين »( 1 )
اين آيه خطاب به پيغمبر است كه به تو و همچنين پيغمبران قبل از تو وحی شد كه اگر مشرك شوی اعمالت از بين می‏رود و از زيانكاران خواهی بود . ابن الكواء با خواندن اين آيه خواست به علی گوشه بزند كه سوابق تو را در اسلام می‏دانيم ، اول مسلمان هستی ، پيغمبر تو را به برادری انتخاب كرد ، در ليلة المبيت فداكاری درخشانی كردی و در بستر پيغمبر خفتی ، خودت‏ را طعمه شمشيرها قراردادی و بالاخره خدمات تو به اسلام قابل انكار نيست ، اما خدا به پيغمبرش هم گفته اگر مشرك بشوی اعمالت به هدر می‏رود ، و چون تو اكنون كافر شدی اعمال گذشته را به هدر دادی
پاورقی : 1 - سوره زمر ، آيه . 65

140
علی در مقابل چه كرد ؟ ! تا صدای او به قرآن بلند شد سكوت كرد تا آيه‏ را به آخر رساند . همين كه به آخر رساند ، علی نماز را ادامه داد . باز ابن الكواء آيه را تكرار كرد و بلا فاصله علی سكوت نمود
علی سكوت می‏كرد چون دستور قرآن است كه : « اذا قری‏ء القرآن فاستمعوا له و انصتوا »( 1 )
" هنگامی كه قرآن خوانده می‏شود گوش فرا دهيد و خاموش شويد "
و به همين دليل است كه وقتی امام جماعت مشغول قرائت است مأمومين‏ بايد ساكت باشند و گوش كنند
بعد از چند مرتبه‏ای كه آيه را تكرار كرد و می‏خواست وضع نماز را به هم‏ زند ، علی اين آيه را خواند : « فاصبر ان وعد الله حق و لا يستخفنك الذين لا يوقنون »( 2 )

" صبر كن وعده خدا حق است و خواهد فرا رسيد . اين مردم بی‏ايمان و يقين ، تو را تكان ندهند و سبكسارت نكنند "

ديگر اعتنا نكرد و به نماز خود ادامه داد ........

علامه شهید ، مرتضی مطهری ، جاذبه و دافعه علی (ع) صفحات 139 -

امیر
Saturday 5 August 2006, 01:43AM
سلام جناب ارژنگ ........از توضیحتون ممنونم ....از پست آخرتان که بگذریم ،
حقیر متوجه رابطه بین(( سایر پست ها)) و عنوان تاپیک نشده است ؟!

بررسی پست های شما

در پست (3 ) نوشته اید :

اين يكی ديگر از افتخارات بزرگ‏ او است . هر آدم مسلكی و هدفدار و مبارز و مخصوصا انقلابی كه در پی‏عملی ساختن هدفهای مقدس خويش است و مصداق قول‏ خدا است كه : « يجاهدون فی سبيل الله و لا يخافون لومة لائم »( 1 )
" در راه خدا می‏كوشند و از سرزنش سرزنشگری بيم نمی‏كنند "
دشمن ساز و ناراضی درست كن است . لهذا دشمنانش مخصوصا در زمان خودش‏ اگر از دوستانش بيشتر نبوده‏اند كمتر هم نبوده و نيستند اگر شخصيت علی ، امروز تحريف نشود و همچنانكه بوده ارائه داده شود ، بسياری از مدعيان دوستيش در رديف دشمنانش قرار خواهند گرفت

نکاتی که از نظر بنده از این پست برداشت میشود :

1- امام علی (ع) هم دافعه داشته و هم جاذبه .
2- انسان در راه مسلک خود نباید از سرزنش سرزنشگران ، بترسد.
3- انسان در راه هدفی که برمیدارد دشمن ساز است و ایجاد دافعه میکند.
و...
ممکن است بگویید که از نظر شما چه نکته ای در این پست بوده که جواب به این پرسش را بدهد ((در برابر "اهانت های" جاهلان ، چه کار کنیم ؟! ))


بررسی پست (10) :
خوارج نه بصيرت دينی داشتند و نه بصيرت عملی .مردمی نادان و فاقد بصيرت بودند بلكه اساسا منكر بصيرت در عمل بودند زيرا اين تكليف را امری تعبدی می‏دانستند و مدعی بودند بايد با ؟؟؟‏ انجام داد
علامه شهید ، مرتضی مطهری ، جاذبه و دافعه علی صفحات 121 -122

نکاتی که در این پست به چشم میخورد :

1- خوارج مردمی نادان و جاهل بودند .
2- خوارج نه در" دین" و نه در "عمل" بصیرت داشتند.
و...
ممکن است بگویید که از نظر شما چه نکته ای در این پست بوده که جواب به این پرسش را بدهد ((در برابر "اهانت های" جاهلان ، چه کار کنیم ؟! ))

بررسی پست (9) :
در ابتدا يك‏ فرقه ياغی و سركش بودند و به همين جهت " خوارج " ناميده شدند ولی كم‏ كم برای خود اصول و عقائدی تنظيم كردند و حزبی كه در ابتدا فقط رنگ‏ سياست داشت ، تدريجا به صورت يك فقره مذهبی درآمد و رنگ مذهب به‏ خود گرفت . خوارج بعدها به عنوان طرفداران يك مذهب ، دست به‏ فعاليتهای تبليغی حادی زدند . كم كم به فكر افتادند كه به خيال خود ريشه‏ مفاسد دنيای اسلام را كشف كنند . به اين نتيجه رسيدند كه عثمان و علی و معاويه همه برخطا و گناهكارند و ما بايد با مفاسدی كه به وجود آمده‏ مبارزه كنيم ، امر به معروف و نهی از منكر نمائيم . لهذا مذهب خوارج‏ تحت عنوان وظيفه امر به معروف و نهی از منكر به وجود آمد
وظيفه امر به معروف و نهی از منكر قبل از هر چيز دو شرط اساسی دارد : يكی بصيرت در دين و ديگری بصيرت در عمل
بصيرت در دين - همچنانكه در روايت آمده است - اگر نباشد زيان اين‏ كار از سودش بيشتر است .

علامه شهید ، مرتضی مطهری ، جاذبه و دافعه علی صفحه 120

در این پست بیشتر به چگونگی ((شکل گیری)) خوارج پرداخته شده همچنین اشاراتی گذرا و گوتاه به برخی از ((اعتقادات)) آنها در لابلای نوشته های استاد به چشم میخورد ، در اواخر این پست جهالت آنها در(( شناخت شرایط امر به معروف و نهی از منکر)) بیان شده ...

ممکن است بگویید که از نظر شما چه نکته ای در این پست بوده که جواب به این پرسش را بدهد ((در برابر "اهانت های" جاهلان ، چه کار کنیم ؟! ))

ادامه دارد....

امیر
Saturday 5 August 2006, 01:44AM
ادامه از پست قبل ....

بررسی پست (7) :
در فقه اسلامی ، در كتاب الجهاد ، مسئله‏ای است تحت عنوان " تترس‏ كفار به مسلمين " . مسئله اينست كه اگر دشمنان اسلام در حالی كه با مسلمين در حال جنگ‏اند عده‏ای از اسرای مسلمان را در مقدم جبهه سپر خويش‏ قرار دهند و خود در پشت اين جبهه مشغول فعاليت و پيشروی باشند به طوری‏ كه سپاه اسلام اگر بخواهد از خود دفاع كند و يا به آنها حمله كند و جلو پيشروی آنها را بگيرد چاره‏ای نيست جز اينكه برادران مسلمان خود را كه‏ سپر واقع شده‏اند نيز به حكم ضرورت از ميان بردارد ، يعنی دسترسی به دشمن‏ ستيزه گر و مهاجم امكان پذير نيست جز با كشتن مسلمانان ، در اينجا قتل‏ مسلم به خاطر مصالح عاليه اسلام و به خاطر حفظ جان بقيه مسلمين در قانون‏ اسلام تجويز شده است . آنها نيز در حقيقت سرباز اسلامند و در راه خدا شهيد شده‏اند منتها بايد خونبهای آنان را به بازماندگانشان از بودجه اسلامی‏ بپردازند ( 1 ) و اين تنها از خصائص فقه اسلامی نيست بلكه در قوانين نظامی و جنگی جهان يك قانون مسلم است كه‏ اگر دشمن خواست از نيروهای داخلی استفاده كند آن نيرو را نابود می‏كنند تا به دشمن دست يابند و وی را به عقب برانند

در این پست حکم یکی از مسائل فقهی( تترس کفار به مسلمین ) بیان شده نکته ای دیگر دیده نمیشود ....راستی بنده در مورد همین مسئله" تترس کفار به مسلمین " قبلا در این تالار به آن اشاره داشته ام اگر خواستید آدرس بدهم
ممکن است بگویید که از نظر شما چه نکته ای در این پست بوده که جواب به این پرسش را بدهد ((در برابر "اهانت های" جاهلان ، چه کار کنیم ؟! ))



بررسی پست (6) : (با حذف قسمتی از آن که عینا" در پست بعدی (7) تکرار کرده اید )

در جنگ‏ صفين در آخرين روزی كه جنگ داشت به نفع علی خاتمه می‏يافت ، معاويه با مشورت عمرو عاص دست به يك نيرنگ‏ ماهرانه‏ای زد . او ديد تمام فعاليتها و رنجهايش بی‏نتيجه ماند و با شكست‏ يك قدم بيشتر فاصله ندارد . فكر كرد كه جز با اشتباهكاری راه به نجات‏ نمی‏يابد . دستور داد قرآنها را بر سر نيزه‏ها بلند كنند كه مردم ! ما اهل‏ قبله و قرآنيم ، بيائيد آنرا در بين خويش حكم قرار دهيم . اين سخن‏ تازه‏ای نبود كه آنها ابتكار كرده باشند . همان حرفی است كه قبلا علی گفته‏ بود و تسليم نشدند و اكنون هم تسليم نشده اند . بهانه‏ای است تا راه‏ نجات يابند و از شكست قطعی خود را برهانند
علی فرياد برآورد بزنيد آنها را ، اينها صفحه و كاغذ قرآن را بهانه‏ كرده می‏خواهند در پناه لفظ و كتابت قرآن خودشان را حفظ كنند و بعد به‏ همان روش ضد قرآنی خود ادامه دهند . كاغذ و جلد قرآن در مقابل حقيقت آن‏ ، ارزش و احترامی ندارد . حقيقت و جلوه راستين قرآن منم . اينها كاغذ و خط را دستاويز كرده‏اند تا حقيقت و معنی را نابود سازند
عده‏ای از نادانها و مقدس نماهای بی‏تشخيص كه جمعيت كثيری را تشكيل‏ می‏دادند با يكديگر اشاره كردند كه علی چه می‏گويد ؟ فرياد برآوردند كه با قرآن بجنگيم ؟ ! جنگ ما به خاطر احياء قرآن است آنها هم كه خود تسليم‏ قرآنند پس ديگر جنگ چرا ؟ علی گفت من نيز می‏گويم به خاطر قرآن بجنگيد ، اما اينها با قرآن سر و كار ندارند ، لفظ و كتابت قرآن را وسيله حفظ جان خود قرار داده‏اند
استاد شهید ، مرتضی مطهری - جاذبه و دافعه علی صفحات 114 و 115
در این پست نیرنگ قرآن بر سر نیزه کردن توسط عمر عاص و جهالت عده ای از سپاهیان امام علی (ع) و فریب خوردن آنها بیان شده است و...یادمه یکبار مطالب این پست را در جواب جناب "موحد " آوردم ...بازم اگر خواستید آدرس میدهم

ممکن است بگویید که از نظر شما چه نکته ای در این پست بوده که جواب به این پرسش را بدهد ((در برابر "اهانت های" جاهلان ، چه کار کنیم ؟! ))

سوالی دیگر : بهتر نبود پست آخر را در اینجا میزدید و بقیه پست ها که ربطی به این بحث ندارد را در تاپیکی دیگر ؟!
با تشکر
والسلام

Folaani
Saturday 5 August 2006, 05:18AM
مهربوني خيلي خوبه آقا امير.
آدم خيلي بدبخته. چرا وقتي ميتونيم، بهم محبت نكنيم؟ مگه خدا رو باور نداريم؟
مگه نميخوايم خدا با خودمون مهربون باشه؟
مگه دوست نداريم بهمون آسون بگيره؟
مگه از خودمون خيلي مطمئنيم؟
اصلا مگه محبت چشه كه خشونت بكنيم؟
در قرآن هرجا صحبت از قصاص و مجازات توسط ذيحق هست، ميگه اگر گذشت كنيد براي شما بهتره. اينطوري نيست؟

امیر
Saturday 5 August 2006, 12:27PM
مهربوني خيلي خوبه آقا امير.
آدم خيلي بدبخته. چرا وقتي ميتونيم، بهم محبت نكنيم؟ مگه خدا رو باور نداريم؟
مگه نميخوايم خدا با خودمون مهربون باشه؟
مگه دوست نداريم بهمون آسون بگيره؟
مگه از خودمون خيلي مطمئنيم؟
اصلا مگه محبت چشه كه خشونت بكنيم؟
در قرآن هرجا صحبت از قصاص و مجازات توسط ذيحق هست، ميگه اگر گذشت كنيد براي شما بهتره. اينطوري نيست؟
آفرین بر شما ، دقیقا درست فرمودید . مهربانی هم بسیار زیبا و پسندیده ست . برادر من اگر الگویمان را رسول الله قرار بدهیم مطمئن باشید تمامی صفات حمیده در ما متجلی خواهد شد ...

فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَليظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْر
پس به [بركتِ‏] رحمت الهى، با آنان نرمخو [و پُر مِهر] شدى، و اگر تندخو و سختدل بودى قطعاً از پيرامون تو پراكنده مى‏شدند. پس، از آنان درگذر و برايشان آمرزش بخواه، و در كار [ها] با آنان مشورت كن‏

لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزيزٌ عَلَيْهِ ما عَنِتُّمْ حَريصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنينَ رَؤُفٌ رَحيمٌ
قطعاً، براى شما پيامبرى از خودتان آمد كه بر او دشوار است شما در رنج بيفتيد، به [هدايت‏] شما حريص، و نسبت به مؤمنان، دلسوز مهربان است‏.

جناب فلانی به این تاپیک سری بزنید تا با نمونه هایی از مهربانی و عطوفت فوق العاده مولایمان رسول الله بیشترآشنا بشید : http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=4302


با تشکر از توجه شما
والسلام

ارژنگ
Saturday 5 August 2006, 03:53PM
مهربوني خيلي خوبه آقا امير.
آدم خيلي بدبخته. چرا وقتي ميتونيم، بهم محبت نكنيم؟ مگه خدا رو باور نداريم؟
مگه نميخوايم خدا با خودمون مهربون باشه؟
مگه دوست نداريم بهمون آسون بگيره؟
مگه از خودمون خيلي مطمئنيم؟
اصلا مگه محبت چشه كه خشونت بكنيم؟
در قرآن هرجا صحبت از قصاص و مجازات توسط ذيحق هست، ميگه اگر گذشت كنيد براي شما بهتره. اينطوري نيست؟
سلام جناب فلانی . :smile07:
بر هیچکس پوشیده نیست که مهربانی ، یک صفت لازم و پسندیده ای است .
اما این آقای امیر ، آیه 29 از سوره فتح را کاملا برعکس متوجه شده اند !! :

محمد رسول الله و الذین معه ، اشداء علی الکفار ، رحماء بینهم ...
محمد ، پیامبر الهی ، و کسانی که با او هستند ، با کافران سختگیر ، و با خودشان مهربانند .

اما ایشان این مفهوم را کاملا برعکس دریافته اند ! : رحماء علی الکفار ، اشداء بینهم !!!

جناب امیر با دوستان مسلمان و شیعه ی خود آنچنان مهربانند ! که علیه آنان - با نامهربانی ِتمام !! - همزمان ، سه تا ، سه تا تاپیک می گشایند !!

آنهم فقط برای اینکه از ناراحتی های درونی خود بکاهند و شخصیت ! خود را به نمایش بگذارند !

در آنجا ، دیگر تمام این مهربانی ها و آن سیره و روش های پیامبر و ائمه و بزرگان دین را فراموش می فرمایند ! :smile55:

پشتیبانی باشگاه
Sunday 6 August 2006, 06:57PM
با سلام
گفتگوهاي خارج از عنوان به اين نشاني (http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=4917) انتقال یافت .

ارژنگ
Friday 1 September 2006, 05:41PM
دوستان .
کسی فرق ِ جاهل ِ بیخبر را با مغرض ِ منافق ِ خائن می داند ؟

منظومه
Friday 1 September 2006, 10:45PM
خواهش میکنم بس کنید .:smile07:

مثل اینکه شما جنابان متوجه نیستید خواسته یا نخواسته آب تو آسیاب برخی .... .

در مورد اینکه " در برابر اهانت جاهلان چه کنیم؟ " ، آنچه باید میفهمیدیم ، فهمیدیم .

خواهش میکنم عملا نکات ائمه(ع) را پیاده بفرمائید ، شعار که همه بلدیم .:smile07:

امیر
Friday 1 September 2006, 11:15PM
جناب منظومه
بنده هم باشما موافقم برادر نازنینم http://www.iranclubs.org/forums/images/smilies/u.gif

التماس دعا

ارژنگ
Friday 1 September 2006, 11:50PM
خواهش میکنم بس کنید .:smile07:

مثل اینکه شما جنابان متوجه نیستید خواسته یا نخواسته آب تو آسیاب برخی .... .

در مورد اینکه " در برابر اهانت جاهلان چه کنیم؟ " ، آنچه باید میفهمیدیم ، فهمیدیم .

خواهش میکنم عملا نکات ائمه(ع) را پیاده بفرمائید ، شعار که همه بلدیم .:smile07:
سلام :smile07:
پس لطفا بجای شعار دادن ، به موضوعات ِ مورد مناقشه بپردازید ! :

نظر شما در مورد فردی با خصوصیات و اعمال ِ زیر چیست ؟ :

کدام افتراء ؟؟؟

دفاع بیموردتان از حضرت عایشه و ایستادن در مقابل امام علی ؟

دفاع بیمورد و مفتضح تان از دوستان ِ بهائی تان ؟

دفاغ بیمورد و مفتضح تان از برادران ِ وهابیتان ؟

دفاع بی مورد از جناب طارق ( کسی که با وقاهت تمام شیعیان را متهم به بمب گزاری در حرم امام شیعیان می کند ؟ )

پریدن و اهانت های فراوانتان به کاربرانی که از شما انتفاد کرده اند ، همچون : حق جو و بنده و مین و آزاد و ... ؟

ایجاد اختلاف های فراوان بین دوستان ِ و کاربران این فاروم ؟

ایجاد تاپیک های فراوان و بی مورد و بی مصرف ! در جهت اهانت به کاربران ِ شیعه ؟

و در عوض ! ساکت بودن تان در مقابل اهانت های فراوان کاربران کافر ، به الله ، قرآن ، پیامبر ، ائمه و ... ؟

شکایت های ِ فراوان ِ دروغین و بی مورد و لجوجانه و بچه گانه به مدیران در جهت ِ اخراج کاربرانی که با شما مخالفند ؟

طلبکار بودن از مدیران و دخالت در کار آنان ، در مورد اینکه نمی توانند این فاروم و کاربرانش را اداره بکنند ( با باز کردن ِ تاپیک ضعف نظارت بر تالار دین و دنیا (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=4725) ) ؟

گرفتن نقش یک مسلمان شیعی ، بصورت منافقانه ، از ابتدای ورود به این سایت ؟


اصولا شما در کجای این سایت پای نگذاشته اید که آنجا را طلبکارانه ، به تشنج و اختلاف و تحریف و خودنمائی و ... نکشانده اید ؟؟؟

آیا جنابعالی ، یک چنین شخصی را فقط جاهل ِ صرف می دانید ؟
و یا اینکه صفت خائن و منافق و ... را هم برای چنین شخصی می توان به کار برد ؟ !!

منظومه
Sunday 3 September 2006, 01:31AM
جناب ارژنگ ، من از ابتدای امر که شما با جناب امیر بر سر این مسائل جرومنجر داشتید نبودم .
و به طور دقیق خبر از کل قضیه هم ندارم که شده .
تمام این حرفهایی را هم که زدید را کنار میگذارم و تنها به شما یک جواب خواهم داد .

امام اول ما کیست ؟؟
امیرالمومنین(ع) هستند یا نه ؟؟
اگرنیست که میشود غیر شیعه ، بنابراین از ریشه با هم اختلاف داریم (مرادم از ریشه بعد از قبول اسلام است ) .
ولی اگر امام اول ما شیعیان ، شخصیت برجسته و نازنین مولی امیرالمومنین(ع) هست .
که خب بسیار واضح و مبرهن است که دیدگاه امیرالمومنین(ع) ، رفتار ایشان ، خطابات ایشان، در مورد جناب أم الفتنه چه بود .

--- راستی جناب ارژنگ چرا با محدودیت نوشتاری روبرو شدند ؟!!!!

امیر
Sunday 3 September 2006, 05:58PM
با سلام
اولا از اینکه دوستان بحث رو منحرف نمیکنند کمال تشکر را دارم

منظومه : راستی جناب ارژنگ چرا با محدودیت نوشتاری روبرو شدند ؟!!!!

وَ لا تَجَسَّسُوا وَ لا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً أَ يُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخيهِ مَيْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحيم‏
صدق الله العلی العظیم و صدق رسوله الامین
و هرگز (در كار ديگران) تجسّس نكنيد و هيچ يك از شما ديگرى را غيبت نكند، آيا كسى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده خود را بخورد؟! (به يقين) همه شما از اين امر كراهت داريد تقواى الهى پيشه كنيد كه خداوند توبه‏پذير و مهربان است‏

در ضمن جناب منظومه ، بحث کردن و پاسخ خواستن از برادری که به دلایلی نمیتواند جواب شما را بدهد کاری اخلاقی نیست !!:smile27:
بیشتر دقت کنید
والسلام

منظومه
Sunday 3 September 2006, 10:06PM
علیک سلام .

ظاهرا بعد از ارژنگ نوبت متلک پرونی به من شد .

اون که یک جورهایی حذف شد ، یا حذفش کردند ، بقیه مانده اند .

خواهش میکنم پست من را به دقت مطالعه کنید و بعد در موردش به داوری بنشینید .

لطفا شما مبانی صدق غیبت را برای من بیان بفرمائید تا ببینیم این جملهء من غیبت محسوب میشود و یا صرفا به دلیل عدم آگاهی نسبت به مسئله ایی میباشد .

امیر
Monday 4 September 2006, 12:16AM
و علیکم السلام


منظومه : ظاهرا بعد از ارژنگ نوبت متلک پرونی به من شد .
تا جایی که بنده اطلاع دارم در این تاپیک اهانتی به برادرم جناب ارژنگ نکرده ام بنابراین این تهمت شما را به روز قیامت حواله میدهم و بیشتر از این در اینمورد وارد بحث نمی شوم.
اینکه برادرم ( منظومه )، «نهی از منکر ِ » بنده (با استفاده از آوردن آیات بینات و رعایت ادب و احترام طرف مقابلم) را با نامهربانی تمام به «متلک پرانی» تعبیر میکند ، اگر نامش را عناد و خصم نگذاریم در بهترین حالت ، حکایت از نهایت «بی انصافی و کم لطفی» گوینده دارد .
لطفا شما مبانی صدق غیبت را برای من بیان بفرمائید تا ببینیم این جملهء من غیبت محسوب میشود و یا صرفا به دلیل عدم آگاهی نسبت به مسئله ایی میباشد
اگر برادرم کمی دقت میکردند رنگی( آبی ) کردن و درشت کردن ترجمه آن آیه شریفه در پاسخ بنده به پرسش جنابعالی اینچنین میرساند که قصد حقیر بیشتر جلب توجه شما به این دستور بوده است که (( جستجو و تجسس در کار دیگران جایز نیست ))
پست من را به دقت مطالعه کنید
پست شما را هم خواندم تاجایی که از پست شما (پست 27 ) بر میآید ((مخاطب)) شما در این پست شخصی است که الان به دلایلی قادر به نوشتن جواب شما نمیباشد ، لذا همانطور که یکبار گفتم این کار شما اصولا اخلاقی نیست .
والله اعلم بالصواب
والسلام

منظومه
Monday 4 September 2006, 03:16AM
البته فعلا قصد نداریم به موضوع برادرتان(!) جناب ارژنگ بپردازیم .
که اگر بنا شد این تاپیک نبود ، تاپیکهای دیگر هستند تا بگردی و ببینی که کی متلک می انداخت و کی نمی انداخت .
فعلا از این مقوله بگذریم .

و اما ، اینبار با پوزش فراوان شما بفرمائید : مبانی صدق تجسس چیست ؟؟
تا ببینم و ببینند که کی از کار جناب ارژنگ خواست تجسس بنماید .
آیا جملهء من چنین مضمونی داشت ؟!
یعنی اگر من بپرسم :
چرا جناب ارژنگ با محدودیت نوشتاری مواجه شده اند ، آن هم صرف دلسوزی و از سر تعجب (چون تا جایی که به یاد دارم چیزی از ایشان ندیده بودم)، آیا مشمول آیهء شریفهء لاتجسسوا میشود ؟؟

و یا اینکه ما هم متوسل به آیات و احادیثی شویم که در مورد زشتی تهمت و بهتان سخن میگویند .

پشتیبانی باشگاه
Monday 4 September 2006, 11:59AM
با سلام
بدليل نقض گفتمان عنوان متوقف گرديد .