نمايش نسخه نهائي : دعاهای دکتر علی شریعتی
ارژنگ
Tuesday 1 August 2006, 01:00PM
ای خداوند
تو که « به بنی آدم کرامت بخشیده ای » (1)
تو که « امانت خاص ِ خویش را بر دوش ِ بنی آدم نهاده ای » (2)
تو که همه ی پیامبرانت را برای تعلیم کتاب و تحقق عدالت مبعوث کرده ای (3)
تو که «عزت را از آن ِ خود می خوانی و از آن ِ پیامبران ِ خود و از آن ِ انسان هائی که ایمان دارند » ... (4)
ما انسانیم ،
به تو و پیام ِ پیامبران تو ایمان داریم ،
آزادی و آگاهی و عدالت را از تو می خواهیم .
ببخش که سخت محتاجیم ،
و دردناکتر از همه وفت ، قربانی ِ اسارت و جهل و ذلتیم .
__________________________________________________ ____
1- ولقد کرمنا بنی آدم و حملناهم فی البر و البحر و رزقناهم من الطیبات و فضلناهم علی کثیر ممن خلقنا تفضیلا سوره اسرا آیه 70
2- انا عرضنا الامانه علی السماوات و الارض و الجبال فابین ان یحملنها و اشفقن منها و حملها الانسان ... سوره احزاب آیه 72
3- لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط ... سوره حدید آیه 25
4- ... و لله العزه و لرسوله و للمومنین و لاکن المنافقین لا یعلمون سوره منافقون آیه 8
ارژنگ
Tuesday 1 August 2006, 01:17PM
ای خداوند ِ مستضعفان
تو که « اراده کرده ای تا بر بیچاره شدگان زمین منت نهی ، و توده های محکوم ِ ضعف و محروم از حیات را - که در بند کشیدگان ِ تاریخ و قربانیان ستم و غارت زمان و مبغوضان ِ دوزخ ِ زمین اند - به رهبری ِ انسانشان برکشی ، و به وراثت ِ جهانشان برداری » ! (1)
اینک هنگام در رسیده است ، و مستضعفان ِ زمین وعده ی ترا انتظار می کشند ؛
ای مظهر ِ غیرت
مستضعفان ِ زمین ، در این زمان تنها ، پرستندگان ِ تواند.
ای خداوند
تو که « همه ی فرشتگانت را در پای آدم به سجده افکندی » (2)
اینک نمی بینی که بنی آدم را در پای دیوان بخاک سجود افکنده اند ؟
آنان را از بند ِ عبودیت ِ بت های ِ این قرن ــ که خود تراشیده ایم ــ به بندگی ِ آزادی بخش ِ عبادت خویش ، آزادی ببخش !
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــ
1- و نرید ان نمن علی الذین استضعفو فی الارض و نجعلهم الائمه و نجعلهم الوارثین سوره قصص آیه 5
2- و اذ قلنا للملائکه اسجدوالآدم ... سوره بقره آیه 34
ارژنگ
Tuesday 1 August 2006, 01:26PM
ای خداوند
« آنها که به آیات تو کفر می ورزند ، و پیامبران تو را به ناحق می کشند ، و نیز مردانی را که از مردم برخاسته اند و بعدالت و برابری می خوانند ، نابود می کنند » (1) هنوز بر جهان مسلطند .
عذابی را که مژده داده بودی بر آنان فرو فرست !
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــ
1- ان الذین کفرو بآیات الله و یقتلون النبیین بغیر حق و یقتلون الذین یامرون بالقسط من الناس ، فبشرهم بعذاب الیم سوره آل عمران آیه 21
ارژنگ
Tuesday 1 August 2006, 06:18PM
ای خداوند
به علمای ما مسئولیت ،
به عوام ِ ما علم ،
به مومنان ما روشنائی ،
به روشنفکران ِ ما ، ایمان ،
به متعصبین ما فهم ،
به فهمیدگان ِ ما ، تعصب ،
به زنان ما شعور ،
به مردان ما شرف ،
به پیران ما آگاهی ،
به جوانان ِ ما اصالت ،
به اساتید ما عقیده ،
به دانشجویان ما ... نیز عقیده ،
به خفتگان ما بیداری ،
به بیداران ما اراده ،
به مبلغان ما حقیقت ،
به دینداران ما ، دین !!
به نویسندگان ما تعهد ،
به هنرمندان ما درد ،
به شاعران ما شعور ،
به محققان ما هدف ،
به نومیدان ما امید ،
به ضعیفان ما نیرو ،
به محافظه کاران ما ، گستاخی ،
به نشستگان ما قیام ،
به راکدان ِ ما ، تکان ،
به مردگان ِ ما ، حیات ،
به کوران ِ ما نگاه ،
به خاموشان ما ، فریاد ،
به مسلمانان ما ، قرآن !!
به شیعیان ما ، علی !!
به فرقه های ما وحدت ،
به حسودان ما شفاء ،
به خودبینان ما ، انصاف ،
به فحاشان ما ادب ،
به مجاهدان ما صبر ،
به مردم ما ، خودآگاهی ،
و به همه ی ملت ما ، همت ِ تصمیم ، و استعداد ِ فداکاری و شایستگی ِ نجات و عزت ،
ببخش ....
سینا 555
Tuesday 1 August 2006, 07:04PM
ای خداوند
به علمای ما مسئولیت ،
به عوام ِ ما علم ،
به مومنان ما روشنائی ،
به روشنفکران ِ ما ، ایمان ،
به متعصبین ما فهم ،
به فهمیدگان ِ ما ، تعصب ،
به زنان ما شعور ،
به مردان ما شرف ،
به پیران ما آگاهی ،
به جوانان ِ ما اصالت ،
به اساتید ما عقیده ،
به دانشجویان ما ... نیز عقیده ،
به خفتگان ما بیداری ،
به بیداران ما اراده ،
به مبلغان ما حقیقت ،
به دینداران ما ، دین !!
به نویسندگان ما تعهد ،
به هنرمندان ما درد ،
به شاعران ما شعور ،
به محققان ما هدف ،
به نومیدان ما امید ،
به ضعیفان ما نیرو ،
به محافظه کاران ما ، گستاخی ،
به نشستگان ما قیام ،
به راکدان ِ ما ، تکان ،
به مردگان ِ ما ، حیات ،
به کوران ِ ما نگاه ،
به خاموشان ما ، فریاد ،
به مسلمانان ما ، قرآن !!
به شیعیان ما ، علی !!
به فرقه های ما وحدت ،
به حسودان ما شفاء ،
به خودبینان ما ، انصاف ،
به فحاشان ما ادب ،
به مجاهدان ما صبر ،
به مردم ما ، خودآگاهی ،
و به همه ی ملت ما ، همت ِ تصمیم ، و استعداد ِ فداکاری و شایستگی ِ نجات و عزت ،
ببخش ....
:smile34: :smile07:
ارژنگ
Tuesday 1 August 2006, 11:49PM
ای خدای کعبه
این مردمی را که همه ی عمر ،
هر صبح و شام ، در جهان ،
رو به خانه ی تو دارند ،
رو به خانه ی تو می زیند ،
و رو به خانه ی تو می میرند،
این مردمی را که گِرد ِ خانه ی ابراهیم ِ تو طواف می کنند ،
قربانی ِ جهل ِ شرک ،
و در بند ِ جور ِ نمرود مپسند .
ارژنگ
Tuesday 1 August 2006, 11:58PM
و تو ای محمد
پیامبر ِ بیداری و آزادی و قدرت !
در خانه ی تو حریقی دامن گستر درگرفته است ،
و در سرزمین تو سیلی بنیان کن ، از غرب تاختن آورده است ،
و خانواده تو ، دیری است که در بستر ِ سیاه ذلت ، بخواب رفته است.
بر سرشان فریاد زن :
« قم فانذر »
بیدارشان کن !
ارژنگ
Wednesday 2 August 2006, 11:02AM
و تو ای علی
ای شیر !
مرد ِ خدا و مردم،
رب النوع ِ عشق و شمشیر !
ما شایستگی ِ « شناخت ترا » از دست داده ایم .
شناخت ترا از مغزهای ما برده اند ،
اما « عشق ترا » ، علیرغم روزگار ، در عمق وجدان خویش ، در پس ِ پرده های دل ِ خویش ، همچنان مشتعل نگاهداشته ایم ،
چگونه تو عاشقان ِ خویش را در خواری رها می کنی ؟
تو ستمی را بر یک زن یهودی - که در ذمه ی حکومتت می زیست - تاب نیاوردی ،
و اکنون ، مسلمانان را در ذمه ی یهود ببین .
و ببین که بر آنان چه می گذرد !
ای صاحب ِ آن بازو - که « یک ضربه اش از عبادت ِ هر دو جهان برتر است » -
ضربه ای دیگر ... !
تشنه
Wednesday 2 August 2006, 11:59AM
و تو ای علی
ای شیر !
مرد ِ خدا و مردم،
رب النوع ِ عشق و شمشیر !
ما شایستگی ِ « شناخت ترا » از دست داده ایم .
شناخت ترا از مغزهای ما برده اند ،
اما « عشق ترا » ، علیرغم روزگار ، در عمق وجدان خویش ، در پس ِ پرده های دل ِ خویش ، همچنان مشتعل نگاهداشته ایم ،
چگونه تو عاشقان ِ خویش را در خواری رها می کنی ؟
تو ستمی را بر یک زن یهودی - که در ذمه ی حکومتت می زیست - تاب نیاوردی ،
و اکنون ، مسلمانان را در ذمه ی یهود ببین .
و ببین که بر آنان چه می گذرد !
ای صاحب ِ آن بازو - یک « یک ضربه اش از عبادت ِ هر دو جهان برتر است » -
ضربه ای دیگر ... !
خیلی ببخشید ...یه وقت حمل بر بی ادبی نشه......
این متن هم ازایشون بوده یا اینکه به دلیل حرف روز اینو اینجا گذاشتین
ارژنگ
Wednesday 2 August 2006, 02:56PM
خیلی ببخشید ...یه وقت حمل بر بی ادبی نشه......
این متن هم ازایشون بوده یا اینکه به دلیل حرف روز اینو اینجا گذاشتین
سلام بر دوست گرامی ، تشنه ی عزیز :smile07: :smile07:
دوست من ، بنده تمام این مطالب را دارم ، از روی متن اصلی ، مو به مو و کلمه به کلمه تایپ می کنم و مطمئنا کلامی نه به آن می افزایم و نه از آن می کاهم .
این مطالب از کتاب نیایش دکتر علی شریعتی ( مجموعه آثار شماره 8 ) به نام « نیایش » تایپ می شود .( دکتر شریعتی مجموعا 38 جلد مجموعه آثار دارد - یعنی کلیه مطالبی که مربوط به یک موضوع می شده را در یک مجموعه آثار قرار داده اند )
از پیگیری ، دقت و محبت و ادب شما سپاسگزارم .:smile07:
ارژنگ
Wednesday 2 August 2006, 05:27PM
و شما دو تن ( زینب وحسین (ع) ) :
ای خواهر ! ای برادر !
ای شما که به « انسان بودن » معنی دادید ،
و به آزادی ، جان ،
و به ایمان و امید ، ایمان و امید ،
و با مرگ ِ شکوهمند ِ خویش ، به حیات ، زندگی بخشیدید !
آری ای دو تن !
از آن روز ِ دردناک - که خیال نیز از تصورش می هراسد ، و دل از دردش پاره می شود - چشم های این ملت ، از اشک خشک نشده است .
توده ی ما ، قرن هاست که در غم ِ شما و در عشق ِ به شما ، می گرید ، مگر نه عشق تنها با اشک سخن می گوید ؟
یک ملت ، در طول ِ یک تاریخ ، در اندوه شما ضحه می کند ،
بجرم این عشق ، تازیانه ها خورده و قتل عام ها دیده و شکنجه ها شنیده ،
و هرگز، برای یک لحظه ، نام شما دو تن از لبش و یاد شما از خاطرش ، و آتش ِ بی تاب ِ عشق شما از قلبش ، نرفته است .
هر تازیانه ای که از دژخیمی خورده است ، داغ ِ مهر ِ شما را بر پشت و پهلویش نقش کرده است ...
ارژنگ
Wednesday 2 August 2006, 09:53PM
ای زینب
ای زبان ِ علی در کام !
با ملت ِ خویش حرف بزن !
ای زن !
- ای که مردانگی ، در رکاب ِ تو ، جوانمردی آموخت ،
زنان ِ ملت ِ ما - اینان که نام ِ تو آتش عشق و درد بر جانشان می افکند - به تو محتاجند ،
بیش از همه وقت ،
« جهل » از یکسو به اسارت و ذلتشان نشانده است ،
و غرب از سوی دیگر به اسارت ِ پنهان و ذلت ِ تازه شان می کشاند ،
و از خویش و از تو بیگانه شان می سازد ،
آنان را بر « استحمار ِ کهنه و نو » ،
بر بندگی ِ « سنت های پوسیده » و « دعوت های عفن » ،
بر ملعبه سازان ِ « تعصب قدیم » و « تفنن ِ جدید »
به نیروی فریادهائی که بر سر ِ یک شهر ،
- شهر ِ قساوت و وحشت -
می کوبیدی ،
و پایه های یک قصر ،
- قصر ِ جنایت و قدرت - را
می لرزاندی ،
برآشوب !
تا در خویش برآشوبند ،
و تار و پود ِ این پرده های عنکبوت فریب را بدرند ،
و تا - در برابر ِ این طوفان ِ برباد دهنده ای که به وزیدن آغاز کرده است-
« ایستادن » را بیاموزند ،
و این « ماشین ِ هولناک » را
- که از آنها « بازیچه های جدیدی » می سازد ،
باز برای « استحمار ِ جدید » ،
برای « اغفال ِ جدید »
برای پر کردن ِ ایام ِ « فراغت » !
برای بلعیدن ِ حریصانه ی آنچه سرمایه داری به بازار می آورد ،
برای لذت بخشیدن به هوس های ِ کثیف ِ بورژوازی ،
برای شورآفریدن به تالارها و خلوت های بی شور و بی روح ِ « اشرافیت ِ جدید » ،
و برای سرگرمی ِ زندگی ِ پوچ و بی هدف و سرد ِ « جامعه ی رفاه » ، -
در هم بشکنند ،
و خود را ، از « حرم های ِ اسارت ِ قدیم » ،
و « بازارهای بی حرمت ِ جدید » ،
- به امامت ِ تو -
نجات بخشند !
ارژنگ
Friday 4 August 2006, 11:06PM
زینب !
ای زبان ِ علی در کام !
ای رسالت ِ حسین بر دوش !
ای که از کربلا می آئی ،
و پیام ِ شهیدان را ، در میان ِ هیاهوی همیشگی ِ قداره بندان و جلادان ،
همچنان به گوش ِ تاریخ می رسانی ،
با ما سخن بگو ...
مگو که بر شما چه گذشت،
مگو که در آن صحرای ِ سرخ چه دیدی ،
مگو که جنایت در آنجا تا به کجا رسید ،
مگو که خداوند ، آن روز ، عزیزترین و پرشکوه ترین ارزش ها و عظمت هائی را که آفریده است ،
یکجا ، در ساحل ِ فرات ، و بر روی ِ ریگزارهای تفتیده ی بیابان ِ طف ، چگونه به نمایش آورد،
و بر فرشتگانش عرضه کرد ،
تا بدانند که چرا می بایست بر آدم سجده می کردند ... ؟
آری ، زینب !
مگو که در آنجا بر شما چه رفت ،
مگو که دشمنانتان چه کردند ، دوستانتان چه کردند ،
آری ، ای « پیامبر ِ انقلاب ِ حسین » !
ما می دانیم ، همه را شنیده ایم ،
تو پیام ِ کربلا را ، پیام ِ شهیدان را به درستی گذارده ای ،
تو شهیدی هستی که از خون خویش کلمه ساختی ،
- همچون برادرت که با قطره قطره ی خون خویش سخن می گفت -
اما بگو ، ای خواهر ،
بگو که ما چه کنیم ؟!
لحظه ای بنگر که ما چه می کشیم ،
دمی به ما گوش کن تا مصائب خویش را با تو باز گوئیم ،
با تو ای خواهر ِ مهربان ،
این تو هستی که باید بر ما بگریی ،
ای رسول ِ امین ِ برادر ،
که از کربلا می آیی و در طول ِ تاریخ ، بر همه ی نسل ها می گذری و پیام شهیدان را میرسانی ،
ای که از باغ های سرخ شهادت می آیی و بوی ِ گلهای نوشکفته ی آن دیار را در پیراهن داری ،
ای دختر علی !
ای خواهر ، ای که قافله سالار ِ کاروان اسیرانی ،
ما را نیز در پی ِ این قافله ، با خود ببر !!
ارژنگ
Sunday 6 August 2006, 12:53PM
آموزگار ِ بزرگ ِ شهادت
و اما تو ای حسین !
با تو چه بگویم ؟!
« شب ِ تاریک و بیم موج و گردابی چنین هائل »
و تو ای چراغ راه ،
ای کشتی ِ رهائی ،
ای خونی که از آن نقطه ی صحرا ، جاودان میطپی و می جوشی ،
و در بستر ِ زمان جاری هستی ،
و بر همه ی نسل ها می گذری ،
و هر زمین ِ حاصلخیزی را سیراب ِ خون میکنی ،
و هر بذر شایسته را ، در زیر خاک میشکافی و می شکوفانی ،
و هر نهال ِ تشنه ای را به برگ و بار ِ حیات و خرمی می نشانی ،
ای آموزگار ِ بزرگ ِ شهادت !
برقی از آن نور را بر این شبستان ِ سیاه و نومید ِ ما بیفکن ،
قطره ای از آن خون را در بستر خشکیده و نیم مرده ی ما جاری ساز ،
و تفی از آتش ِ آن صحرای ِ آتش خیز رابه این زمستان ِ سرد و فسرده ی ما ببخش .
ای که « مرگ ِ سرخ » را برگزیدی تا عاشقانت را از « مرگ ِ سیاه » برهانی ،
تا با هر قطره ی خونت ، ملتی را حیات بخشی ،
و تاریخی را به طپش آری ،
و کالبد مرده و فسرده ی عصری را گرم کنی ، و بدان جوشش و خروش زندگی و عشق وامیدهی !
ایمان ِ ما ،
ملت ِ ما ،
تاریخ ِ فردای ِ ما ،
کالبد ِ زمان ما ،
« به تو و خون تو محتاج است »
تشنه
Tuesday 8 August 2006, 11:48AM
سلام بر دوست گرامی ، تشنه ی عزیز :smile07: :smile07:
دوست من ، بنده تمام این مطالب را دارم ، از روی متن اصلی ، مو به مو و کلمه به کلمه تایپ می کنم و مطمئنا کلامی نه به آن می افزایم و نه از آن می کاهم .
این مطالب از کتاب نیایش دکتر علی شریعتی ( مجموعه آثار شماره 8 ) به نام « نیایش » تایپ می شود .( دکتر شریعتی مجموعا 38 جلد مجموعه آثار دارد - یعنی کلیه مطالبی که مربوط به یک موضوع می شده را در یک مجموعه آثار قرار داده اند )
از پیگیری ، دقت و محبت و ادب شما سپاسگزارم .:smile07:
سلام از ماس قربان
واقعا که عجب نخبگانی بودن اینها ......خوش به حالشون حالا نیستن ببینن این ذلتی رو که مسلمونها (البته عده ای از اونها -عده ای به معنی بیشتر) برای خودشون اوردن
راستش موندم گرا امام در مورد ایشون گفتن که ایشون علم دارن ولی جناب مطهری عقل دارن در صورتی که هر چی نگاه می کنم ایشون از درک . شعور بالایی بر خوردار بودن
می دونیم این بحثها جاش اینجا نیست ....شما ببخشین
اما واقعا سوالیه برامون
موفق باشید
یا علی/ضربه ای دیگر
ارژنگ
Tuesday 8 August 2006, 06:18PM
سلام از ماس قربان
واقعا که عجب نخبگانی بودن اینها ......خوش به حالشون حالا نیستن ببینن این ذلتی رو که مسلمونها (البته عده ای از اونها -عده ای به معنی بیشتر) برای خودشون اوردن
راستش موندم گرا امام در مورد ایشون گفتن که ایشون علم دارن ولی جناب مطهری عقل دارن در صورتی که هر چی نگاه می کنم ایشون از درک . شعور بالایی بر خوردار بودن
می دونیم این بحثها جاش اینجا نیست ....شما ببخشین
اما واقعا سوالیه برامون
موفق باشید
یا علی/ضربه ای دیگر
سلامی دیگر بر دوست گرامی جناب تشنه :smile07: :smile07:
ظاهرا یک اشتباه کوچک نموده اید !
این جمله ی علم و عقل را امام خمینی برای آقای رجائی و بنی صدر گفته اند .
علماء حقیقی ، اکثرا نظری مساعد درباره ی دکتر شریعتی داشته اند :
آیت الله دکتر سید محمد حسین بهشتی (ره) در باره شریعتی می گویند :
« دکتر شریعتی درای قریحه ای سرشار ، ذهنی تیز ، و اندیشه ی پویائی بود .
در باره ی انسان ، بیش از هر چیز دیگر کوشیده بود و این اندیشه را در رابطه با اسلام و ادیان الهی و در رابطه ی با آنچه فلاسفه و جامعه شناسان و انسان شناسان ِ متفکر ِ دیگر آورده اند و گفته اند دنبال کرده بود.
در عین حال یک قریحه ی سرشار و یک ذوق بدیع بود. نوشته هایش ، کلماتش ، جملاتش ، اسلوب ِ نگارشش ، اسلوب سخنش و کیفیت برخوردش با مسائل و با جامعه ، خود از ابداع ِ فراوان برخوردار بود . تازه آفرینی و نو آفرینی یکی از ویژگیهای برجسته ی دکتر بود .
آنچه در باره ی دکتر باید همیشه و منصفانه داوری شود ، نقش موثر او بود در بازگشت ِ نسل جوان به خویشتن « اسلام ِ خویشتن » و اینکه این نسل بار ِ دیگر هویت خودش را در اسلام باز بیابد .
کارها و آثار دکتر ، در بازگشت ی نسل جوان به خویشتن ِ اسلامی ِ خویش ، بسیار موثر بود و بسیاری از گروه ها و قشرها از مجرای گفته ها و نوشته ها و دید های او موفق شدند که به خویشتن ِ اسلامی خویش باز گردند .
دکتر مردی سخت کوش ، پرتلاش ، پرکار و پراحساس و یک انسان ِ به راستی هنرمند بود ، و این جنبه ی هنری در قلمش و نوشته هایش به خوبی مشهود است »
از کتاب : « دکتر علی شریعتی ، از دیدگاه شخصیت ها »
نوشته ی حجت الاسلام جعفر سعیدی صفحه135
ارژنگ
Wednesday 9 August 2006, 05:00PM
این هم نامه ی کامل علامه ی شهید آیت الله مطهری (ره) به دکتر علی شریعتی :
برادر عزیز ِ دانشمندم ، جناب آقای دکتر علی شریعتی .
قلب ِ خود ِ شما گواه است که چه اندازه به شما ارادت می ورزم
و به آینده ی شما ، از نظر ِ روشن کردن نسل جوان به حقایق اسلامی امیدوارم .
امیدوارم خداوند مثل شما را فراوان فرماید .
انتظار می رفت که قبل از مهر سفری به تهران بفرمائید و دوستان و ارادتمندان را دلشاد نمائید ، متاسفانه این توفیق برای دوستان حاصل نشد ، به هر حال ما سلامت و سعادت و موفقیت بیشتر ِ شما را از خداوند متعال مسئلت داریم .
چندی پیش ، ابوی ِ مکرم ِ حضرتعالی و سرور ِ عزیز ِ ما ، جناب آقای شریعتی ، برحسب ِ تقاضای ِ اینجانب ، نامه ای به حضرتعالی مرقوم داشتند و نوشتند که قرار است به مناسبت چهاردهمین قرن ِ بعثت ِ رسول ِ اکرم (ص) کتابی تالیف شود که از نظر ِ معرفی ِ شخصیت رسول اکرم مفید باشد و تا حد امکان روی آن کار بشود .
رفقا مجموعا بیست موضوع برای آن در نظر گرفته اند ، که البته لیست آن خدمتتان فرستاده خواهد شد . سه موضوع از آن بیست موضوع ، مربوط است به تاریخ ِ زندگی آن حضرت از ولادت با بعثت ، و از بعثت تا هجرت ، و از هجرت تا وفات ، یعنی در سه بخش .
بخش اول و دوم را آقای دکتر سید جعفر شهید به عهده گرفته اند که البته لیاقت این کار را هم دارند و بخش سوم آن را که از دو بخش اول مهمتر است ، برای حضرتعالی در نظر گرفتیم و شاید قسمت اساسی ِ کتاب با توجه به نویسندگان مبرز و لایقش ، همین سه بخش باشد .
قهرا بخش سوم مفصل تر خواهد بود ،
هر چند بنا هست که مجموعا هر بخش از سی چهل صفحه تجاوز نکند ، اما به عقیده ی من ، بخش مربوط به حضرتعالی ، اگر پنجاه صفحه هم شد مانعی ندارد.
مسلما جزئیات را نمی شود در پنجاه صفحه پنجانید ، ولی ما از ذوق و ابتکار و حسن انتخاب جنابعالی انتظار داریم که بطور فشرده و در عین حال روشن ، همه ی نکات ِ روشن ِ آن قسمت از زندگی حضرت را مرقوم فرمائید و مخصوصا قسمت هائی که کمتر مورد توجه دیگران است ، با نظر ِ روشن بین ِ خود آنها را بشکافید ،
از قبیل ِ عللی که منتهی به هجرت شد ،
و فایده ای که رسول اکرم از ایجاد مرکزی در خارج ِ مکه به نفع اسلام برد،
و همین طرز رفتار اسلام و رسول اکرم با اتباع ِ سایر مذاهب ،
و طرز ِ حکومت و سیستم اداره مسلمین از جنبه های سیاسی و اجتماعی و غیره ،
تربیت اجتماعی مسلمین ،
تحلیلی از نامه ها و پیام های آن حضرت به سران ِ جهان ِ آن عصر ،
و امثال این مسائل که خود ِ شما بهتر می دانید .
بنده احتمالا تا دو هفته دیگر به مشهد خواهم آمد و پس از یک شب توقف به فریمان خواهم رفت .
امیدوارم توفیق زبارت عالی را پیدا کنم .
همه دوستان را سلام برسانید .
والسلام علیکم - مرتضی مطهری .
کتاب « دکتر علی شریعتی از دیدگاه شخصیتها » تالیف حجه الاسلام جعفر سعیدی - صفحات 87 و 88
ارژنگ
Thursday 10 August 2006, 02:44AM
این نیز مصاحبه ی آیت الله خامنه ای در مورد دکتر شریعتی :
سوال : با توجه با اینکه شما با دکتر شریعتی سابقه ی صمیمیت و دوستی داشته اید و با او از نزدیک آشنا بوده اید ، آیا شما تمایل دارید در مورد چهره و شخصیت او با ما مصاحبه کنید ؟
جواب :به نظر من شریعتی ، برخلاف آنچه که همگان تصور می کنند ، یک چهره ی همچنان مظلوم است .
و این به دلیل طرفداران و مخالفان اوست ؛
یعنی از شگفتیهای زمان و شاید از شگفتی های شریعتی این است که هم طرفدارانش و هم مخالفانش ، نوعی همدستی با هم کرده اند تا این انسان ِ دردمند و پرشور را ناشناخته نگهدارند !
و این ظلمی به اوست .
...
شریعتی ، یک چهره ی دردمند ِ پرسوز ِ پیگیر برای حاکمیت اسلام بود ، از جمله منادیانی بود که از طرح اسلام بصورت یک ذهنیت ، و غفلت از طرح اسلام بصورت یک ایدئولوژی و قائده ی نظام اجتماعی رنج می برد و کوشش می کرد تا اسلام را به عنوان ِ یک تفکر سازندگی ساز و یک نظام ِ اجتماعی و یک ایدئولوژی ِ رهگشای زندگی مطرح کند .
این بعد ، از شخصیت ِ شریعتی ، آنچنان که باید و شاید شناخته نشده است و روی این بخش ِ وجود ِ او تکیه نمی شود .
می بینید که اگر از یک بعد از سوی قشری از مردم ، شریعتی چهره اش مبالغه آمیز جلوه می کند ، باز بخش دیگری از شخصیت او و گوشه ی دیگری از چهره ی او ، حتی ناشناخته و تاریک باقی مانده است و قسمتی از شخصیت ِ او آنچنان که باید هم ، حتی شناخته نشده است .
...
شریعتی یک آغازگر بود .
در این شک نباید کرد .
او آغاز گر ِ طرح اسلام با زبان ِ فرهنگ ِ نسل ِ جدید بود .
شریعتی آغازگر ِ طرح ِ جدیدترین مسائل ِ کشف شده ی اسلام مترقی بود ...
شریعتی ، بر خلاف ِ آنچه در باره ی او گفته می شود - و هنوز هم عده ای خیال می کنند - نه تنها ضد روحانی نبود ، بلکه عمیقا مومن و معتقد به رسالت ِ روحانیت بود
او می گفت که روحانیت یک ضرورت است ، یک نهاد ِ اصیل و عمیق است و غیر قابل ِ خدشه است و اگر کسی با او مخالفت بکند ، یقینا از یک آبشخور ِ استعماری تغذیه می شود .
اینها اعتقادات ِ او بود ، در این هیچ شک نکنید .
این از چیزهائی بود که جزء معارف ِ قطعی ِ شریعتی بود .
اما در مورد ِ روحانیت ، او تصورش این بود که : روحانیون به رسالتی که بر دوش دارند ، بطور کامل عمل نمی کنند ....
البته با روحانیونی که می فهمید در آن خط نیستند ، با آنها خوب نبود .
وشخصا به امام خمینی بسیار علاقه مند و ارادتمند بود .
روزنامه ی جمهوری اسلامی ، ضمیمه جنگ هفته ، 30 خرداد 1360
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــ
....
او یک انسان ِ تلاشگر و در راه عقیده و فکر ِ اسلامی خستگی ناپذیر و ارعاب ناپذیر بود...
حقیقتا یک جریان ِ بزرگ برای گسترش ِ فکر اسلامی بود .
در جوهر ِ کار شریعتی ، یک تحرک ِ انقلابی ِ محسوسی بود ...
او همه ی مطالب ِ ذهنی را در خدمت ِ یک تحرک و جنبش ِ اسلامی بزرگ قرار داده بود ، و آن چیزی را که شاید به کار شریعتی یک قبول و یک جا افتادگی در بین ِ معاصرین خودش و علاقه مندان خودش می داد همین بود :
ذهنی بحث نمی کرد ، برای تحقق اسلام تلاش می کرد ...
یکی از کارهای اساسی که دکتر شریعتی در نسل ِ میانه ( که شکل زندگی آنها کلا تولید ِ فرهنگی غربی است ) داشته ، همین بوده که بی اعتباری آن فرهنگ را نشان بدهد و آن عظمت فرهنگ غربی را در میان آنان فروریزد ...
من معتقدم : یکی از انگیزه های بیداری و سرخوردگی ملت ما از فرهنگ ی غربی . و از سلطه ی غرب ، مرحوم ِ دکتر شریعتی و موضع گیری های تند ِ ایشان ، در مقابل ِ فرهنگ ِ غرب است ...
مرحوم ِ مطهری ، از نوشته ی دکتر خیلی لذت می برد و خوشش می آمد ،
طوری که استاد مطهری به من گفتند که این نوشته را ( سیمای محمد ) سه با خوانده ام ، از بس جالب بوده ، و زیباترین نوشته ای است که تا کنون تحریر نموده اند و ایشان به من گفتند که به پدر دکتر تبریک بگویم از داشتن ِ چنین پسری ...
مجله سروش ، شماره 102 ، صفحه 30 خرداد 1360
ارژنگ
Thursday 10 August 2006, 05:41PM
متن زیر قسمتی از سخنرانی سردار شهید اسلام ، دکتر مصطفی چمران در هنگام دفن دکتر شریعتی در دمشق است که نشانه ای از سوز ِ دل ِ آن عارف به حق پیوسته است :
.... ای علی ! تو نماینده ی به حق ِ محرومین و زجر دیدگان ِ تاریخی و من ناله ی دردمندان را از حلقوم تو می شنوم ، خروش اعتراض آنان را در فریاد رسای تو می یابم ، سرنوشت هزاران کارگر بدبخت را از دریچه ی چشم تو می بینم که زیر تازیانه ی جلادان ِ فرعون جان می دهند و زیر تخته سنگ ها دفن می شوند و من صدای خرد شدن ِ استخوان های نحیف آنها را از زیر ِ تخته سنگ ها می شنوم و ضجه ی دردمندان و ناله ی زجر دیدگان دلم را به درد می آورد .
ای علی ! با خروش تو ، به جنگ استعمار و استبداد و استحمار بر می خیزیم و همراه ِ تو تاریخ را می شکافیم و فرعون ها و قارون ها و بلعم ها را لعنت می کنیم .
ای علی ! همراه تو ، در راه خدای بزرگ به مجاهدت برمی خیزیم و با اسلحه ی شهادت مجهز می شویم .
من آن راه و مکتبی را مقدس می شمرم که غم ها و دردهای کثیف آدمی را به زیبا و پاک تبدیل کند و آن شخص را تقدیس می کنم که روحش و احساسش و افکارش ، قلب آدمی را صفا و جلا دهد و غم ها و دردهایش را زیبا و متعال کند . روح را از قفس ِ جسد آزاد کرده و به آسمان ها صعود دهد .
بر این حساب ، دکتر علی شریعتی ، به درجه ی بینهایت قابل تقدیس است ،
آدمی را منقلب می کند . روح را از قید ِ زمان و مکان آزاد کرده به ازلیت و ابدیت متصل می نماید و در آسمانها به سیر و سیاحت می پردازد و زیبائی های عجیب و خلاق و سوزنده به آدمی نشان می دهد و ابعادی جدید و مبهوت کننده و پرشکوه از خلقت را به ما می نمایاند ...
و تو ای خدای بزرگ !
علی را به ما هدیه کردی تا راه و رسم عشقبازی و فداکاری را به ما بیاموزاند .
چون شمع بسوزد و راه ِ ما را روشن کند .
ما او را به عنوان بهترین و ارزنده ترین هدیه ی خود ، به تو تقدیم می کنیم ، تا رد ملکوت ِ اعلای تو بیاساید و زندگی جاوید ِ خود را آغاز کند .
قسم به غم ، که روزگاری است که دریای غم بر دلم موج می زند ؛
ای علی ! تو در قلب من زنده و جاویدی ،
قسم به عشق ، که تا وقتی که قلب ِ سوزانم می جوشد و می خروشد و می سوزد ، تو ای علی ! در قلب ِ من حیات داری ، که جاذبه ی آسمانی ِ عشق را در رگهای وجودم به گردش در می آوری ، و حیات ِ مرا از عشق و فداکاری سرشار می کنی .
سوگند به تنهائی ، که نتیجه ی عظمت و عشق و یکتائی است و زاینده ی لطافت و اخلاص و عرفان؛
که تا وقتی که خدا تنهاست ، تو علی ، در تنهائی ِ ما وجود داری .
قسم به عدل و عدالت ، که تا روزگاری که ظلم و ستم بر دوش ِ انسان ها سنگینی می کند ، تو در فریاد ِ ستمدیدگان علیه ستگران می غری و می خروشی .
و قسم به شهادت ، که تا وقتی که فدائیان از جان گذشته ، حیات و هستی خود را در قربانگاه عشق فدا می کنند ،
تو بر شهادت پاک ِ آنها ، شاهدی و شهیدی .
روزنامه ی کیهان - 29 خرداد 1362
ارژنگ
Friday 11 August 2006, 02:16PM
خدایا :
« عقیده ی » مرا از دست ِ « عقده » ام مصون بدار.
به من قدرت ِ تحمل عقیده « مخالف » ارزانی کن .
رشد ِ عقلی و علمی ،ِ مرا ، از فضیلت ِ « تعصب » ، « احساس » و « اشراق » محروم نسازد
مرا همواره ، آگاه و هوشیار دار ، تا پیش از از شناختن ِ « درست » و « کامل ِ » کسی یا فکری - مثبت یا منفی - قضاوت نکنم !
تشنه
Friday 11 August 2006, 04:16PM
سلامی دیگر بر دوست گرامی جناب تشنه :smile07: :smile07:
ظاهرا یک اشتباه کوچک نموده اید !
این جمله ی علم و عقل را امام خمینی برای آقای رجائی و بنی صدر گفته اند .
علماء حقیقی ، اکثرا نظری مساعد درباره ی دکتر شریعتی داشته اند :
آیت الله دکتر سید محمد حسین بهشتی (ره) در باره شریعتی می گویند :
« دکتر شریعتی درای قریحه ای سرشار ، ذهنی تیز ، و اندیشه ی پویائی بود .
در باره ی انسان ، بیش از هر چیز دیگر کوشیده بود و این اندیشه را در رابطه با اسلام و ادیان الهی و در رابطه ی با آنچه فلاسفه و جامعه شناسان و انسان شناسان ِ متفکر ِ دیگر آورده اند و گفته اند دنبال کرده بود.
در عین حال یک قریحه ی سرشار و یک ذوق بدیع بود. نوشته هایش ، کلماتش ، جملاتش ، اسلوب ِ نگارشش ، اسلوب سخنش و کیفیت برخوردش با مسائل و با جامعه ، خود از ابداع ِ فراوان برخوردار بود . تازه آفرینی و نو آفرینی یکی از ویژگیهای برجسته ی دکتر بود .
آنچه در باره ی دکتر باید همیشه و منصفانه داوری شود ، نقش موثر او بود در بازگشت ِ نسل جوان به خویشتن « اسلام ِ خویشتن » و اینکه این نسل بار ِ دیگر هویت خودش را در اسلام باز بیابد .
کارها و آثار دکتر ، در بازگشت ی نسل جوان به خویشتن ِ اسلامی ِ خویش ، بسیار موثر بود و بسیاری از گروه ها و قشرها از مجرای گفته ها و نوشته ها و دید های او موفق شدند که به خویشتن ِ اسلامی خویش باز گردند .
دکتر مردی سخت کوش ، پرتلاش ، پرکار و پراحساس و یک انسان ِ به راستی هنرمند بود ، و این جنبه ی هنری در قلمش و نوشته هایش به خوبی مشهود است »
از کتاب : « دکتر علی شریعتی ، از دیدگاه شخصیت ها »
نوشته ی حجت الاسلام جعفر سعیدی صفحه135
سلام
مطمئنم که من اشتباه نکردم
ولی ظاهرا که استادمون دچار اشتباه شده بودن(چون ما این مطلب رو از ایشون شنیدیم)
اتفاقا خوب شد که این موضوع رو اینجا مطرح کردیم
چندین ساله که این فکر مارو اذیت می ده ....اما خب دیگه خیالمون راحت شد:) ....از هر کسی هم که می پرسیدیم یه جورایی راست و ریستش می کرد :D
از متنهایی هم که می ذارین ممنونم ....استفاده می کنیم
موفق باشید
ارژنگ
Friday 11 August 2006, 06:20PM
سلام
مطمئنم که من اشتباه نکردم
ولی ظاهرا که استادمون دچار اشتباه شده بودن(چون ما این مطلب رو از ایشون شنیدیم)
اتفاقا خوب شد که این موضوع رو اینجا مطرح کردیم
چندین ساله که این فکر مارو اذیت می ده ....اما خب دیگه خیالمون راحت شد:) ....از هر کسی هم که می پرسیدیم یه جورایی راست و ریستش می کرد :D
از متنهایی هم که می ذارین ممنونم ....استفاده می کنیم
موفق باشید
سلام دوست گرامی .
من مطمئنم که امام خمینی آن جمله را در همان مورد مذکور گفته اند .
از اینکه از این متون استفاده می کنید خرسندم .
زنده و سلامت باشید . :smile07: :smile07:
ارژنگ
Friday 11 August 2006, 06:46PM
خدایا :
جهل ِ آمیخته با خودخواهی و حسد ؛
مرا ، رایگان ، ابزار ِ قتاله ی دشمن ، برای حمله به دوست نسازد !
شهرت ؛
منی را که « می خواهم باشم » ، قربانی ِ منی که « می خواهند باشم » ، نکند !
در روح ِ من ، اختلاف در « انسانیت » را ، با اختلاف در « فکر » و اختلاف در « رابطه » ، با هم میامیز ، آنچنان که نتوانم این سه اقنوم جدا از هم را باز شناسم .
مرا بخاطر ِ حسد ، کینه و غرض ، عمله ی آماتور ِ ظلمه مگردان .
خودخواهی را چندان در من بکش ، یا چندان برکش ! ، تا خودخواهی دیگران را احساس نکنم ، و از آن در رنج نباشم .
ارژنگ
Monday 14 August 2006, 05:15PM
خدایا :
مرا ، در ایمان ؛ « اطاعت ِ مطلق » بخش ، تا در جهان ، « عصیان ِ مطلق » باشم .
به من « تقوای ِ ستیز» بیاموز ، تا در انبوه ِ مسئولیت ، نلغزم ،
و از « تقوای ِ پرهیز » مصونم دار ، تا در خلوت ِ عزلت نپوسم .
مرا به ابتذال ِ آرامش و خوشبختی مکشان .
اضطراب های بزرگ ، غمهای ارجمند و حیرت های عظیم را به روحم عطا کن .
لذت ها را به بندگان حقیرت بخش و دردهای عزیز بر جانم ریز .
اندیشه و احساس ِ مرا ، در سطحی پایین میاور که زرنگی های حقیر و پستی های ِ نکبت بار و پلید ِ « شبه آدم های ِ اندک » را متوجه شوم .
چه ، دوست تر می دارم « بزرگواری گول خور » باشم تا همچون اینان ، « کوچکواری گول زن » .
ارژنگ
Tuesday 15 August 2006, 12:52PM
خدایا :
مرا از چهار زندان ِ بزرگ انسان :
«طبیعت»، «تاریخ» ، « جامعه » و « خویشتنن » ، رها کن ،
تا آنچنان که تو ، ای آفریدگار ِ من ، مرا آفریده ای - خود آفریدگار ِ خود باشم ، نه که - همچون حیوان - خود را با محیط ، که محیط را با خود تطبیق دهم .
آتش ِ مقدس ِ « شک » را آنچنان در من بیفروز تا همه ی « یقین » هائی را که در من نقش کرده اند ، بسوزد ،
و آنگاه ، از پس ِ توده ی این خاکستر ، لبخند ِ مهراوه بر لبهای صبح ِ یقینی ، شسته از هر غبار ، طلوع کند .
مرا از فقر ِ ترجمه ، و زبونی ِ تقلید نجات بخش ،
تا قالب های ارثی را بشکنم ،
تا در برابر « قالب ریزی ِ » غرب ، بایستم و تا - همچون این ها و آن ها - دیگران حرف نزنند و من فقط دهنم راتکان دهم !
ارژنگ
Saturday 19 August 2006, 01:15PM
خدایا :
قناعت و صبر و تحمل را از ملتم بازگیر و به من ارزانی دار.
این خرد ِ خرده بین ِ حسابگر ِ مصلحت پرست را که بر دو شاهبال ِ «هجرت» از «هست» ، و «معراج» به «باشد» م ، بندهای بیشمار می زند ، در زیر ِ گام های این کاروان ِ شعله های بیقرار ِ شوق ، که در من شتابان می گذرد ، نابود کن !
مرا از نکبت ِ دوستی ها و دشمنی های ِ ارواح حقیر ، در پناه ِ روح های پرشکوه چون علی ، و دل های زیبای همه ی قرنها - از گیلگمش تا سارتر ، و از لوئی تا عین القضاه ، و از مهراوه تا رزاس - پاک گردان.
تو را همچون فرزند ِ بزرگ حسین ابن علی ، سپاس می گذارم که دشمنان مرا از میان احمق ها برگزینی ، که چند دشمن ِ ابله ، نعمتی است که خداوند تنها به بندگان ِ خاصش عطا می کند .
مرا هرگز مراد ِ بیشعورها و نمکهای میوه مگردان .
بر اراده ، دانش ، عصیان ، بی نیازی ، حیرت ، لطافت ِ روح ، شهامت و تنهائی ام بیفزای .
ارژنگ
Tuesday 29 August 2006, 04:40AM
خدایا :
مرایاری ده تا جامعه ام را بر سه پایه ی :کتاب ، ترازو و آهن استوار کنم ،
و دلم را از سه سرچشمه ی حقیقت ، زیبائی و خیر سیراب سازم .
ارژنگ
Thursday 31 August 2006, 01:05PM
خدایا :
این کلام مقدسی را که به « روسو » الهام کرده ای ، هرگز از یاد ِ من مبر که :
« من دشمن ِ تو و عقاید تو هستم ، اما حاضرم جانم را برای آزادی تو و عقاید تو فدا کنم » !
http://www.gozarehforum.com/images/sm/flower.gif
ارژنگ
Friday 1 September 2006, 01:06AM
خدایا :
« جامعه » ام را از بیماری ِ تصوف و معنویت زدگی شفا بخش ، تا به زندگی و واقعیت برگردد.
و مرا از ابتذال ِ زندگی و بیماری ِ واقعیت زدگی نجات بخش ، تا به آزادیِ عرفانی و کمال ِ معنوی برسم .
http://www.gozarehforum.com/images/sm/flower.gif
ارژنگ
Saturday 2 September 2006, 03:09AM
خدایا :
به روشنفکرانی که اقتصاد را « اصل » می دانند ، بیاموز که : اقتصاد « هدف » نیست ،
و به مذهبی ها که « کمال » را هدف می دانند ، بیاموز که : اقتصاد هم « اصل » است .
ارژنگ
Saturday 2 September 2006, 03:29AM
خدایا :
این آیه را که بر زبان داستایوسکی رانده ای ، بردلهای روشنفکران فرود آرد که :
« اگر خدا نباشد ، همه چیز مجاز است »
جهان فاقد معنی ، و زندگی فاقد هدف و انسان پوچ است ،
و انسان ِ فاقد معنی ، فاقد ِ مسئولیت نیز هست .http://www.gozarehforum.com/images/sm/flower.gif
ارژنگ
Saturday 2 September 2006, 03:34AM
خدایا :
در برابر هر آنچه انسان ماندن را به تباهی می کشاند ، مرا با « نداشتن » و « نخواستن » ، روئین تن کن
http://www.gozarehforum.com/images/sm/flower.gif
ارژنگ
Saturday 2 September 2006, 03:41AM
خدایا :
در تمامی عمرم ، به ابتذال ِ لحظه ای گرفتارم مکن که :
به موجوداتی برخورم که در تمامی عمر ، لحظه ای را در ترجیح ِ « عظمت » ، « عصیان » ، و « رنج » بر « خوشبختی » ، « آرامش » ، و « لذت » ، اندکی تردید کرده اند .
http://www.gozarehforum.com/images/sm/flower.gif
ارژنگ
Sunday 10 September 2006, 09:11AM
خدایا :
به هر که دوست می داری ، بیاموز که :
عشق ، از زندگی کردن بهتر است ،
و به هر که دوست تر می داری ، بچشان که :
دوست داشتن از عشق برتر !
ارژنگ
Sunday 10 September 2006, 09:12AM
خدایا :
به من توفیق ِ :
تلاش در شکست ،
صبر در نومیدی ،
رفتن بی همراه ،
جهاد بی سلاح ،
کار بی پاداش ،
فداکاری در سکوت ،
دین بی دنیا ،
مذهب بی عوام ،
عظمت بی نام ،
خدمت بی نان ،
ایمان بی ریا ،
خوبی بی نمود ،
گستاخی بی خامی ،
مناعت بی غرور ،
عشق بی هوس ،
تنهائی در انبوه ِ جمعیت ،
دوست داشتن ، بی آنکه دوست بداند ،
روزی کن . http://www.gozarehforum.com/images/sm/flower.gif
ارژنگ
Tuesday 19 September 2006, 11:14PM
خدایا :
مرا از همه ی فضائلی که به کار ِ مردم نیاید ، محروم ساز !
و به جهالت ِ وحشی ِ معارف ِ لطیفی مبتلا مکن که ، در جذبه ی احساس های بلند ، و اوج ِ معراج های ِ ماوراء ،
برق ِ گرسنگی را در عمق ِ چشمی ،
و خط ِ کبود ِ تازیانه را بر پشتی ،
نتوانم دید .
http://www.gozarehforum.com/images/sm/flower.gif
ارژنگ
Tuesday 19 September 2006, 11:15PM
خدایا :
پارسایان بزرگی را که در انزوای ِ ریاضت و عزلت ِ پاک ِ عبادت ،
یا علم و هنر !
به « کشتن نفس » کمر بسته اند ،
هر چه زود تر توفیقشان ده !
تا در این طبیعت ِ خوب ِ خدا ، که هر موجودی را - جز اینها - معنائی است ،
و در این اندام ِ زنده ی جهان ، هز ذره ای - جز این انگل ها - سلولی ،
و در این نظام ِ هماهنگ خلقت ، هر مخلوقی را - جز این پاکان ِ پوک ، یا پوکان ِ پاک - نقشی است ،
جائی برای حشره ای - که می داند چرا زندگی می کند - تنگ نباشد ،
و خلقت از بیهودگی و عبث پاک گردد .
و در چشم ِ ظاهر بین حافظ ، خطائی بر قلم ِ صنع نیاید .
http://www.gozarehforum.com/images/sm/flower.gif
ارژنگ
Tuesday 19 September 2006, 11:16PM
خدایا :
به سارتر بگو که اگر ملاک خیر را هم خود ِ من _ آنچنانکه می خواهم - می سازم ، پس نیت خیر ( le bon sens ) که او ملاک اخلاق می گیرد چیست ؟
به ماتریالیست ها بگو که انسان درختی که ناخودآگاه ، در طبیعت ، تاریخ و جامعه می روید نیست .
ارژنگ
Thursday 21 September 2006, 02:37PM
خدایا :
به جامعه ام بیاموز که تنها راه بسوی تو ، از زمین می گذرد ،
اما به من بیراهه ای میانبر نشان بده .
http://www.gozarehforum.com/images/sm/flower.gif
ارژنگ
Thursday 21 September 2006, 02:38PM
خدایا :
به مذهبی ها بفهمان که :
آدم ازخاک است ،
بگو که :
یک پدیده ی مادی نیز به همان اندازه خدا را معنی می کند که یک پدیده ی غیبی ،
در دنیا همان اندازه خدا وجود دارد که در آخرت .
و مذهب اگر پیش از مرگ بکار نیاید ، پس از مرگ ، به هیچ کار نخواهد آمد .
http://www.gozarehforum.com/images/sm/flower.gif
ارژنگ
Thursday 21 September 2006, 02:39PM
خدایا :
کافر کیست ؟
مسلمان کیست ؟
شیعه کیست ؟
سنی کیست ؟
مرزهای درست هر کدام ، کدام است ؟
من آرزو می کنم که روزی سطح شعور و شناخت مذهب ، در این تنها کشور ِ شیعه ی جهان ، به جائی برسد که :
سخنگوی ِ رسمی مذهب ِ ما ، فاطمه را آنچنان که سلیمان کتانی - طبیب مسیحی - شناسانده است .
و علی را آنچنان که دکتر جرج جرداق - دکتر مسیحی - توصیف می کند ،
و اهل بیت را ، آنچنان که ماسینیون کاتولیک تحقیق کرده است ،
و ابوذر غفاری را ، آنچنان که جوده السحار نوشته است ،
و حتی قرآن را آنچنان که بلاشر - کشیش رسمی کلیسا - ترجمه نموده است ،
و پیامبر ما را ، آنچنان که ردنسن - محقق یهودی - می بیند ،
بفهمد.
و ملت شیعه و محبان اهل بیت و متولیان رسمی « ولایت » و مدعیان ِ مذهب ِ حقه ی جعفری ، روزی بتوانند به ترجمه ی آثار این کفار رسمی ! توفیق یابند .
http://www.gozarehforum.com/images/sm/flower.gif
ارژنگ
Tuesday 26 September 2006, 01:21AM
خدایا :
و آنگاه که اینها ،
حسین - حامل ِ پرچم سرخ ِ تاریخ
- و وارث ِ تنهای ِ آدم ، و مجسمه ی زنده و جاودان ِ اعجاز ِ انسانیت -
را عاجز ِ نالانی نشان می دهند که _ در لحظه ی مرگ - از دژخیم ، به زاری و ترحم ، آب ِ خوردن التماس می کند !
اینها که علی - مظهر ِ شرف انسانی و رب النوع ِ شهامت و حریت را - که زبانش در گفتن ِ حق ، همچون شمشیر در کوبیدن ِناحق ، شهره ی تاریخ عالم است ،
عنصر سست و جان ترس و شخصیت لرزانی معرفی می کنند که از ترس جان ، با رژیم ظلم بیعت می کند
و از ترس جان ، غاصب را خلیفه ی رسمی پیامبر می خواند
و از ترس جان به « امام کذاب » اقتدا می کند
و از ترس جان ، عضو شورای نامشروع می شود ،
و از ترس جان ، مقام ِامامت خویش را - که همچون مقام نبوت ِ پیامبر ، به نصب الهی است - به رای و شور می گذارد ،
و از ترس جان، دیگری را در مقامی که خدا باید معین کند ، به رسمیت می شناسند ،
و حتی مظهر جوانمردی و سرخیل آزادگی و عظمت انسانی ، از ترس جان ، به حرام زاده ی کافر ِ غاصب و فاسدی دخترش را به زنی می دهد که انحراف ِ جنسی هم دارد ،
که غصب را او بنیاد کرده است ،
که غلامش همسر عزیز او را زده است ،
که خودش خانه ِ او را به آتش کشیده است ،
که در ِ خانه اش را او به پهلوی فاطمه زده است ، که او پهلوی فاطمه را شکسته است ،
که محسن ِ شش ماهه را ضربه ی وحشی ِ او موجب سقط شده است ....
ارژنگ
Tuesday 26 September 2006, 01:22AM
اینان که فاطمه را - زنی که به تصریح شخص پیامبر : « یکی از چهار زن ممتاز ِ تاریخ ِ بشر است »
که « پیشوای ِ همه ی زنان عالم است » ،
زنی که شخص پیامبر ، دستش را به حرمت می بوسد ،
زنی که همسر و همدل علی ِ بزرگ است ،
دختر پیامبر ِ بزرگ خداست ،
که حسین را پرورده است و زینب را ... -
زن ِ نالان و گریانی نشان می دهند که فقط آه می کشد و نفرین می کند ، و ناله از درد ِ پهلویش و شکایت از قطعه زمینی که دولت از او گرفته است !!
اینان که زینب ،
زنی را که وقتی حسین بسوی مرگ هجرت می کند و انقلاب ِ شگفت ِ خویش را تصمیم می گیرد ، شویش را طلاق می گوید !!
تا برای « اسارت » در راه ِ جهاد ، آزاد باشد ،
او که هر شهیدی از خاندانش بر خاک می افتاد ، همچون بازی پریشان ، از خیمه بیرون می پرید و شیون کنان بر سرش می نشست و به درد می نالید و بر او مرثیه می گفت،
هنگامیکه دو فرزند ِخویش - که آنان را نیز به قربانگاه آورده بود - بخاک افتادند ، باز همه ی چشمها به خیمه ی زینب دوخته شد ، اما خیمه این بار ساکت ماند . حتی صدای پای ی اشکی بر گونه ای برنخاست !
زینب را که - در زنجیر اسارت ، و در بازگشت از قتلگاه ِ همه ی خاندانش ، فریاد های علی وار بر سر شهرهای دژخیمان و کاخ های جلادان ، هنوز در گوش ِ تاریخ طنین افکن است ، و زمین را در زیر ِ پای ستمکاران می لرزاند -
زنی نوحه گر می شناسانند بر مرگ ِ برادر ، و دیگر هیچ !
ارژنگ
Tuesday 26 September 2006, 01:23AM
و این ها ، که پرچمدار ِ انقلاب ِ کربلا را
- که از یادش حماسه ها می جوشد و چهره اش مروت و مردانگی را تفسیر می کند -
قهرمان ِ پارتی های زنانه کرده اند و سمبل سفره های ابلهانه !
اینها شیعه اند !
شیعه ی علی ، تنها پیروان ِ اهل بیت ِ تنها ملتی که حق را تشخیص داده اند و چهره ی پرشکوه ِ علی را و عظمت های خاندان علی را - که همسایه ی سنت است و سرچشمه ی راستین و نخستین ِ حقیقت - یافته اند ؟
و دکتر بنت الشاطی ، استاد دانشگاه و نویسنده ی توانائی ، که قلمش و عمرش همه در خدمت ِ زنان ِ اهل بیت ، که می گفت : « من در این "خانه " زندگی می کنم » ،
سنی است ؟
و بلاشر که روحانی ِ رسمی ِ مسیحیت بود و 40 سال در تحقیق و ترجمه ی قرآن رنج برد و بر روی ِ آیات کور شد ،
و ماسینیون که دریائی از دانش بود و 27 سال ِ تمام در زندگی ِ سلمان ، نخستین بنیانگزار شیعه در ایران ، غرق شد ،
و تمام ِ عمر را به تحقیق و جمع کردن ِ همه ی اطلاعات ِ موجود در طول تاریخ و در همه ی اسناد و آثار و مآخذ عربی و فارسی و ترکی و لاتین و حتی مغولی ، راجع به زندگی و شخصیت و تاثیر ِ شخصیت ِ حضرت فاطمه پس از مرگش در تاریخ ِ ملت ها ، پرداخت ،و هر گاه از فاطمه ، از عرفان ِاسلامی و از سلمان سخن می گفت ، سراپا مشتعل می شد ،
کافر ؟؟!!
خدایا :
به من بگو خود ، تو چگونه می بینی ؟
چگونه قضاوت می کنی ؟
آیا عشق ورزیدن به « اسم ها » تشیع است ؟!
یا شناختن ِ « مسمی ها » ؟
و - بالاتر از این - با پیروی از رسم ها ؟
http://www.gozarehforum.com/images/sm/flower.gifhttp://www.gozarehforum.com/images/sm/flower.gif
ارژنگ
Sunday 8 October 2006, 02:55AM
خدایا :
به من زیستنی عطا کن ، که در لحظه ی مرگ ،
بر بی ثمری ِ لحظه ای که برای زیستن گذشته است ،
حسرت نخورم .
و مردنی عطا کن ، که بر بیهودگی اش ،
سوگوار نباشم ،
بگذار تا آنرا ( مرگ را ) من خود ، انتخاب کنم ، اما آنچنان که تو دوست می داری .
خدایا :
تو « چگونه زیستن » را به من بیاموز ،
« چگونه مردن » را خود ، خواهم آموخت .
http://www.gozarehforum.com/images/sm/flower.gif
ارژنگ
Sunday 8 October 2006, 02:56AM
خدایا :
مرا از این فاجعه ی پلید ِ « مصلحت پرستی »
- که چون « همه کس گیر » شده ، وقاحتش از یاد رفته ،
و بیماری ای شده است که از فرط ِ عمومیتش ،
هر که از آن سالم مانده باشد ،
بیمار می نماید ! -
مصون بدار ،
تا : « به رعایت ِ مصلحتی ، حقیقت را ذبح ِ شرعی نکنم » .
ارژنگ
Sunday 8 October 2006, 02:56AM
خدایا :
مگذار ،
که ایمانم به اسلام ،
و عشقم به خاندان پیامبر ،
مرا ،
با کسبه ی دین ،
با حمَله ی تعصب ،
و عمله ی ارتجاع ،
هم آواز کند .
که : آزادی ام ، اسیر ِ پسند ِ عوام گردد .
که : « دینم » ، در پس ِ « وجهه ی دینی ام » دفن شود ،
که : عوام زدگی ، مرا مقلد ِ تقلید کنندگانم سازد ،
که : آنچه را « حق می دانم » ، بخاطر آنکه « بد می دانند » ، کتمان کنم !
http://www.gozarehforum.com/images/sm/flower.gif
ارژنگ
Wednesday 11 October 2006, 05:38AM
خدایا :
« مسئولیت های شیعه بودن » را
- که علی وار بودن ،
و علی وار زیستن ،
و علی وار مردن ،
و عی وار پرستیدن ،
و علی وار اندیشیدن ،
و علی وار جهاد کردن ،
و علی وار کار کردن ،
و علی وار سخن گفتن ،
و علی وار سکوت کردن است -
تا آنجا که در توان این بنده ی ناتوان علی است ،
همواره فرایادم آر .
ارژنگ
Friday 13 October 2006, 01:43AM
به عنوان ِ « یک من ِ علی وار » :
یک روح در چند بُعد :
خداوند ِ سخن بر منبر ،
خداوند ِ پرستش در محراب ،
خداوند ِ کار در زمین ،
خداوند ِ پیکار در صحنه ،
خداوند ِ وفا ، در کنار ِ محمد ،
خداوند ِ مسئولیت در جامعه ،
خداوند ِ قلم در نهج البلاغه ،
خداوند ِ پارسائی در زندگی ،
خداوند ِ دانش در اسلام ،
خداوند ِ انقلاب در زمان ،
خداوند ِ عدل در حکومت ،
خداوند ِ پدری و انسان پروری در خانه ،
و ...... بنده ی خدا ، در همه وقت !!
و به عنوان یک شیعی ِ مسئول ، وفادار به :
مکتب ،
وحدت ،
و عدالت .
که سه فصل ِ زندگی اوست ،
- و فدا کردن ِ همه مصلحت ها ، در پای ِ حقیقت -
که رفتار ِ اوست
سلیمی
Wednesday 30 April 2008, 10:44PM
بسیار زیبا بود. ممنون. باز هم منتظریم.
پایدار باشید یا علی.
IRANIAN YOUTH CLUBS
vBulletin 5.5.3, Copyright ©2000-2009, Jelsoft Enterprises Ltd.