PDA

نمايش نسخه نهائي : 50 درصد درآمد جهان در اختيار سيصد خانواده


صبح
Tuesday 30 May 2006, 04:21PM
۹ خرداد ۱۳۸۵ - بعد از ظهر ۱۵:۳۸

يك اقتصاددان آلماني طي سخناني در مركز پژوهش‌هاي مجلس شوراي اسلامي گفت: نيمي از درآمد جهاني در وضعيت كنوني به حدود 300 خانواده مي‌رسد و بقيه جمعيت 6 ميليارد نفري جهان نيز 50 درصد باقيمانده را به دست مي‌آورند.

به گزارش فارس به نقل از دفتر اطلاع‌رساني مركز پژوهش‌ها، «ولفگانگ برگر»، رئيس موسسه «بيزينس رفرامينگ» آلمان و از طراحان و مدافعان نظام پولي بدون بهره كه به همراه « فريدريش فون‌آش شون بك» برنده جايزه «هدايت ديناميكي» به ايران سفر كرده است، طي سخناني در جمع تعدادي از نمايندگان مجلس، استادان دانشگاه و كارشناسان و صاحبنظران اقتصادي در مركز پژوهشهاي مجلس با تشريح پيامدهاي سوء ناشي از حاكميت نظام اقتصادي مبتني بر بهره در سرتاسر جهان گفت: در حال حاضر 587 نفرميلياردر در جهان وجود دارند كه در هر دو سال و نيم ثروت‌‌شان دو برابر مي‌شود و به عبارت ديگر جريان پول از فقرا به سوي جيب ثروتمندان سرازير شده است.

وي افزايش روزافزون ثروت سرمايه داران بزرگ را نتيجه حاكميت بهره و بهره مركب در نظام پولي دانست و گفت: در طول 20 سال (1975-1995) بدهي خارجي كشورهاي جهان سوم 10 برابر شده و بدهي داخلي در آلمان كه جزء كشورهاي ثروتمند به شمار مي‌آيد 5 برابر و ميزان بدهي‌هاي داخلي آمريكا 6 برابر شده است و اين كشور هم اكنون در بدترين شرايط اقتصادي خود به سر مي‌برد زيرا بدهي‌هاي اين كشور در نتيجه جنگ عراق 400 ميليارد دلار افزايش يافته كه به طور طبيعي اين بدهي را همه مردم دنيا بايد با كاركردن بيشتر بپردازند.

برگر در بخش ديگري از سخنان خود وضعيت اقتصادي موجود را سبب قطع برنامه‌هاي حمايت اجتماعي و نيز كاهش دستمزد واقعي كارگران و حقوق بگيران دانست و افزود: مردم در همه جاي جهان دولتها را تغيير مي‌دهند به اميد آنكه وضع بهتر شود در حالي كه اين شرايط ناشي از بد يا خوب بودن دولتها نيست و به همين دليل آنها بدون تغيير نظام پولي حاكم بر جهان قادر به تغيير وضع موجود نخواهند شد.

وي استفاده از سياست «پول روان» و بدون بهره را كه طي سالهاي 1150 تا 1450 ميلادي در اروپا و پيش از آن در زمان حكومت سومري ها و عيلامي‌ها ـ عصر پيامبري حضرت يسع (ع) ـ در بابل و عيلام رايج بوده و سبب رشد و توسعه وشكوفايي‌ اقتصادي فراواني شده بود، چاره‌ساز مشكل بنيادي موجود در نظام پولي و بانكي دانست و افزود: دانشمندي به نام «سيلويو گزل» طرحي ارائه داده كه بر اساس آن دارندگان پول بايد به جاي دريافت بهره، بابت نگهداري و حبس پول ماليات و عوارضي را تحت عنوان «هزينه نگهداري پول» بپردازند كه پياده شدن اين سياست سبب افزايش توليد و اشتغال و نيز درآمد و رفاه جوامع خواهد شد چرا كه در چنين حالتي افراد براي گريز از پرداخت جريمه نگهداري پول ترجيح خواهند داد كه حتي با بهره صفر درصد پول خود را سرمايه‌گذاري كنند و از نگهداري آن بپرهيزند.

به گفته برگر بررسي‌هاي به عمل آمده در آلمان نشان مي‌دهد كه به طور متوسط دستكم 40 درصد قيمت يك كالا با احتساب تمام زنجيره‌ها و چرخه‌هاي اقتصادي نصيب گيرندگان بهره و بهره مركب مي‌شود كه اين ميزان در مورد آب 35 درصد و مسكن80 درصد است. بنابراين در نظام بدون بهره قيمت كالاها كاهش مي‌يابد و قدرت خريد افراد بالا مي‌رود.

وي در پايان با اشاره به سيطره قدرت‌هاي پولي بر رسانه‌هاي مهم جهان گفت: كساني كه از بهره‌هاي بانكي سود كلان مي‌برند، مانع از انتشار هرگونه مطلب پيرامون نظام بانكي بدون ربا در رسانه‌هاي مهم و تاثيرگذار جهان مي‌شوند
___________________________________

هیبیب هورا ... دموکراسی ...
هیبیب هورا ... لیبرالیسم ...
هیبیب هورا ... کاپیتالیسم .

Folaani
Tuesday 30 May 2006, 05:04PM
خوبه:smile39:
پول منو بدید:smile22:

سینا 555
Tuesday 18 July 2006, 09:03PM
واقعیت دردناک امروز دنیاست!ا دموکراسی کیلوی چند؟
میخوان دنیا ثبات هم داشته باشه!

ادم تعجب میکنه توی این دنیای پر جنبش و جوش اطلاعات و انفجار ان
چنین اخبار به این مهمی چطور خیلی دیر به گوش ادمها میرسه:(

البته این سیصد خانواده با کنی تسامح میشود گفت همان "جامعه جهانی" هم هستند
و خلاصه شریان و خون "مردم جهان" غیر مستقیم و هرمی وار زیر ساتور تیز
این جامعه به اصطلاح جهانیست!

اما یه موردی دیگه ای که از چشم ها دور موند توی این سالها ارایه تفکر زیر هرم جهانی
رفتن توسط بعضی دانشمندان واقعیت گرای وطنی خودمون هست.بخوانید.....



يك كارشناس اقتصادي در پيامي براي بازتاب چنين نوشت: اين روزها كه شاهد به خاک و خون کشيده شدن صدها نفر از کودکان و نوجوانان و زنان و مردان مسلمان و شيعه لبنان و فلسطين توسط رژيم صهيونيستي هستيم، ياد برخي مطالب کتاب مباني نظري برنامه چهارم توسعه كه بي ربط نيز نيست، افتادم.

كساني که با اين کتاب آشنا هستند، به خوبي به ياد دارند که سازمان مديريت و برنامه‌ريزي در زمان آقايان ستاري فر و شرکا، حتي جرأت نکرد اين کتاب را در اختيار مردم قرار دهد و آن را بلافاصله پس از انتشار، جمع‌آوري کرد. در روزهاي گذشته با هر زحمتي که بود، نسخه‌اي از اين کتاب را به دست آوردم و گفتم بد نيست، ديگران هم نيم نگاهي به محتويات آن و ارتباطش با حوادث اخير لبنان و فلسطين داشته باشند.

گوشه‌هايي از کتاب مباني نظري برنامه چهارم، که در زمان رياست جمهوري آقاي خاتمي توسط سازمان مديريت و برنامه‌ريزي منتشر شده، در زير آمده است:
صفحه 342 اين کتاب: «امروز بر همه مسئولان اثبات شده که کشورمان در تقابل با قدرت آمريکا و اسرائيل، قادر نخواهد بود، مسائلي چون فقر و بيکاري را حل کند. حل معضلات فوق در همه جهان با اتصال به اقتصاد جهاني و بهره‌برداري از سرمايه‌گذاري و تکنولوژي خارجي، مقدور و ممکن مي‌باشد. لذا اين عامل مهم در برنامه چهارم توسعه بايستي به دقت مورد مداقه قرار گيرد و جايگاه آن به وضوح براي جهانيان و سرمايه‌گذاران خارجي روشن گردد».

در بخش ديگري از صفحه 342 کتاب مي‌خوانيم: «براي موفقيت يک برنامه توسعه‌اي، بايد در سطح بين‌المللي چهره‌اي همگرا، همکار و ائتلافي از خود نشان داد، هرگونه تعبير نوازندگي خارج از ارکستر بين‌المللي، به خارج کردن جمهوري اسلامي ايران از فهرست کشورهاي مطمئن براي سرمايه‌گذاري و به اصطلاح کشوري با درجه ريسک بالا و به کشوري که صدور تکنولوژي به آن خطرناک است، مي انجامد که وقوع چنين حالتي سم مهلک براي هر برنامه توسعه است».

اين كارشناس در بخش ديگري از پيام خود آورده است: «در جمهوري اسلامي ايران هر گاه تصميم گرفته شده تا برنامه توسعه‌اي تدوين شود، همه رويا‌ پردازان رمانتيک و يا بنيادگرايان، يا به ياد آرمان‌هاي خيالي دراز‌مدت افتاده و يا به ستيز داخلي، منطقه‌اي و بين‌المللي روي آورده‌اند و تلاش كرده‌اند، مقولاتي چون مبارزه با غرب، مبارزه با آمريکا، نابودي اسرائيل، جهاني بودن قدرت جمهوري اسلامي ايران را در برنامه بگنجانند و از اين رو، برنامه تبديل به شير بي يال و دم گشته که کارآيي پايين‌تر از قدرت منطقه‌اي را پيدا کرده است». ( صفحه 343)

همان‌ گونه که در اين مطلب به صراحت اعلام شده، در کتاب مباني نظري برنامه چهارم، مقولاتي چون مبارزه با آمريکا يا اسرائيل از موانع دستيابي ايران به توسعه معرفي شده است. و با توجه با حوادث اخير لبنان و فلسطين واضح است كه تحليل اين افراد تاچه حد صائب و مقرون به صحت بوده است.

گفتني است كه بخش چهارم قانون كنترل صادرات سلاح آمريكا، مقرر مي‌كند كه «محموله‌هاي تسليحاتي صادراتي به كشورهاي ديگر، بايد تنها براي حفظ امنيت داخلي و دفاع مشروع توسط آمريكا مورد استفاده باشد». و وقتي كه آمريكا به عنوان يكي از هم پيمانان دائمي اسرائيل قانونا بايد رابطه خود با اسرائيل قطع كند،(هر چند چنين كاري هرگز صورت نگرفته است) اين سخن برخي اقتصاددانان ، آيا مفهومي جز تحليل غلط و ناسنجيده مي تواند داشته باشد ؟