PDA

نمايش نسخه نهائي : بزرگداشت فردوسي (ره)


صبح
Monday 15 May 2006, 03:32PM
بزرگداشت حكيم ابوالقاسم فردوسي

زهرا شريف‌زاده
۲۵ ارديبهشت ۱۳۸۵


امروز بعد از مسلماني، دو چيز ديگر باعث افتخار است؛ يکي ايراني بودن و ديگري زبان فارسي و اگر فردوسي نبود، اين دو يا نبود يا اگر بود، چيز ديگري بود که معلوم نيست که چقدر جاي افتخار داشت. بي‌ترديد تاريخ شكوهمند ايران زمين سرشار از حماسه‌ها و دلاوري‌ها و از خودگذشتگي‌هاي ملتي بزرگ است كه فردوسي آن را به زيباترين شيوه به رشته نظم كشيده است.

او با درک نياز زمانه خود تاريخ و سرگذشت قوم ايراني را که به فراموشي سپرده شده بود، به زبان شيرين و شيواي فارسي با استادي تمام به نظم درآورد و فرهنگ و قوميت ايراني را از خطر سقوط و زوال نجات داد و اين بزرگ‌ترين منتي است که فردوسي بر ما دارد که همانا او سبب احيا و ابقاي تاريخ ملي ماست.

هرچند جمع‌آوري اين تاريخ را فردوسي نکرده و عمل او تنها اين بوده است که کتابي را که پيش از او فراهم آمده بود، به نظم آورده است، وليکن همين فقره کافي است که او را زنده‌کننده آثار گذشته ايرانيان به شمار آورد. چنانکه خود او اين نکته را متوجه بوده و فرموده است: «عجم زنده کردم بدين پارسي»

بي‌ترديد در تمامي طول تاريخ ادب و فرهنگ جهان، شاعري به كردار حكيم ابوالقاسم فردوسي پاي بر زمين خاكي نگذاشته است. چه حكيم عاليقدر طوس در كار ادب و خرد سرآمد روزگار خود و سرآمد روزگاران است و نوع بشر تاكنون مانند او را نديده است.

ايران زمين در تمامي روزگاران سرآمد قدرت نظامي، فرهنگي، اقتصادي، سياسي و سمبل كشورهاي بزرگ جهان بوده است. كمي خود را باور كنيم و دست به كار شويم و با بزرگان خرد و دانش مانند حكيم ابوالقاسم فردوسي آشتي كنيم كه او ما و ايران را دوست مي‌دارد و در دل شاهنامه‌اش راهكارهايي دارد كه انسان را به شگفتي وا مي‌دارد.

فردوسي اوايل حيات را به کسب مقدمات علوم و ادب گذرانيد و از همان جواني شور شاعري در سر داشت و از همان زمان براي احياي مفاخر پهلوانان و پادشاهان بزرگ ايراني بسيار کوشيد و همين طبع و ذوق شاعري و شور و دلبستگي او بر زنده کردن مفاخر ملي، باعث بوجود آمدن شاهکاري برزگ به نام «شاهنامه» شد.

شاهنامه فردوسي که نزديک به پنجاه هزار بيت دارد، مجموعه‌اي از داستان‌هاي ملي و تاريخ باستاني پادشاهان قديم ايران و پهلوانان بزرگ سرزمين ماست که کارهاي پهلواني آنها را همراه با فتح و ظفر و مردانگي و شجاعت و دينداري توصيف مي‌کند.

شاهنامه فردوسي هم از حيث کميت هم از جهت کيفيت بزرگترين اثر ادبيات و نظم فارسي است، بلکه مي‌توان گفت يکي از شاهکارهاي ادبي جهان است، حتي به جرأت مي‌توان گفت: که شاهنامه معظم‌ترين يادگار ادبي نوع بشر است.

‏فردوسي کسي است که در يكي از سال‌هاي دهه ‎ دومِِ سده چهارم هجري‏ خورشيدي در خانواده‌اي ‏‏«دهقان» در روستاي «پاژ» (/پاز/باز/فاز) از بخش طابَران (/طَبَران) شهر «توس» ‏‏(/طوس) زاده شد. از اشاره‌هاي خود شاعر و نوشته‌هاي كساني چون «نظامي‌ عَروضي» برمي‌آيد و خانواده فردوسي، همچون ديگرْ خاندان‌هاي دهقان در آن زمان، ‏داراي ثروت و مُكنت و آب و زمين كشاورزي بوده و مي‌توانسته‌اند از راه درآمد زمين‌‏هاي خود، در آسودگي و كامروايي ‎ نسبي به سر برند.‏

مي‌توانيم بدين برآيندِ منطقي و باوركردني برسيم كه دوران كودكي و جواني‎‎ چُنين بزرگْمردي در چُنان خانواده گشاده دست و بهروز و فضاي فرهنگ‌پروري، به بيهودگي نگذشته و او با رهنموني استادان و پرورشگراني فرهيخته و دل‌سوز به كار آموزش و پرورش فرهنگي و ادبي و هنري سرگرم بوده است. هنگامي كه در سال 359 ه. خ. دقيقي سراينده هزار بيت گُشتاسْپ‌نامه، در رويدادي كشته شد، فردوسي سي و نُه يا چهل سال داشت و بي‌گُمان تا آن زمان آزمون‌هايي را در كار حماسه‌سرايي و ساختار هنري بخشيدن به روايت‌هاي پهلواني ديرينه از سر گذرانده و به احتمال زياد، نخستين نگارش برخي از داستان‌ها را به پايان رسانده بود. او با دريافت ويژگي‌ها و تَنِش‌هاي زمانه، ضرورتِِ تدوينِِ بي‌درنگِ حماسه ملّي و احرازِ هويّتِِ قومي و فرهنگي و زباني‎ ايرانيان را به خوبي احساس مي‌كرد و تشخيص مي‌داد و شايستگي و توانايي‎ لازم براي بر دوش گرفتن بارِ امانتي چُنين بزرگ و سنگين را در خود مي‌ديد.

از اين رو كارِ ناتمام‌مانده شاعرِ پيشگامِ خود را بر دست گرفت و اين راه دشوار و سنگلاخ را تا پايان پيمود و بار را به شايستگي به منزل رساند.

فردوسي پس از آن‌که تمام وقت و همت خود را در مدت سي و پنج سال صرف ساختن چنين اثر گرانبهايي کرد، در پايان کار آن را به سلطان محمود غزنوي که تازه به سلطنت رسيده بود، عرضه داشت، تا شايد از سلطان محمود، صله و پاداشي دريافت نمايد و باعث ولايت خود شود. سلطان محمود هم نخست وعده داد که شصت هزار دينار به عنوان پاداش و جايزه به فردوسي بپردازد. ولي اندکي بعد، از پيمان خود برگشت و تنها شصت هزار درم يعني يک دهم مبلغي را که وعده داده بود براي وي فرستاد.

و فردوسي از اين پيمان شکني سلطان محمود رنجيده خاطر شد و از غزنين که پايتخت غزنويان بود بيرون آمد و مدتي را در سفر به سر برد و سپس به زادگاه خود بازگشت.

علت اين پيمان‌شکني آن بود که فردوسي، مردي موحد و پايبند مذهب تشيع بود و در شاهنامه در ستايش يزدان سخنان نغز و دلکشي سروده بود، شاهنامه‌اي که در آن يک دوره تاريخ پرشکوه ايران از آغاز تا روزگار آمدن اسلام به ايران در سينه خود جاي داده بود و گوشه‌هاي زيبايي از زندگي انسان ايراني را نيز در خودش بازتاب داده است و در آن تمام جنبه‌هاي زندگي نياکان خود را از موضوعات خانوادگي و روابط افراد با يکديگر گرفته تا مسائل بلند انساني و شيوه زندگي توأم با مسالمت و همزيستي همگاني را در خلال حوادث آن ملاحظه مي‌کنيم، ولي سلطان محمود، پيرو مذهب تسنن بود و به علاوه تمام شاهنامه در مفاخر ايرانيان و مذمت ترکان آن روزگار که نياکان سلطان محمود بودند، سروده شده بود.

همين امر باعث شد که وي به پيمان خود وفادار نماند اما چندي بعد سلطان محمود از کرده خود پشيمان شد و فرمان داد که همان شصت هزار دينار را به طوس ببرند و به فردوسي تقديم کنند ولي هديه سلطان روزي به طوس رسيد که فردوسي با سر بلندي و افتخار حيات فاني را بدرود گفته بود و در گذشته بود.

و جالب اين است که دختر والا همت فردوسي از پذيرفتن هديه پادشاه خودداري نمود و آن را پس فرستاد و افتخار ديگري بر افتخارات پدر بزرگوارش افزود.

امروزه ما افتخار مي‌کنيم که همه ايراني هستيم و هر کجا که هستيم با زبان شيرين و پرشکوه فارسي سخن مي‌گوييم. سعدي شيرين‌سخن، حافظ رازدار، مولاناي عارف و ديگر شاعران و نويسندگان خوشنام ايراني همه از سرچشمه زباني سيراب و سرشار شده‌اند که فردوسي، بناي استوار آن را پيش از آنان پي افکنده است.

آري فردوسي همان شاعري است که بسيار ساده توانسته در توحيد خداوند سخن بگويد:
خداوند دارنده هست و نيست
همه چيز جفتست و ايزد يکيست

و همچنين روشن و خالصانه توانسته به پيامبر و خاندان او اظهار ارادت نمايد چنانکه در يک بيت گفته است:
منم بنده اهل بيت نبي
ستاينده خاک پاي وصي

و هنوز پس از هزار سال، ملت فارسي زباني مثل ايران که دانايي و توانايي را با هم همراه مي‌بيند، مي‌تواند در مقام ستايش از دانش اين شعار بلند فردوسي را روي جلد کتاب‌ها و سردر آموزشگاه‌هاي خود با سرافرازي بنويسد که:
توانا بود هر که دانا بود
ز دانش دل پير برنا بود

و با صداي بلند به فراگيران و نوآموزان خود اعلام کند که:
ز دانش به اندر جهان هيچ نيست
تن مرده وجان نادان يکيست

و ما از خداي بزرگ مي خواهيم که ما در شناخت بهتر و بيشتر معارف ديني و ملي ياري نمايد.

صبح
Monday 15 May 2006, 03:33PM
صفار هرندي: فردوسي‌زدايي مقدمه ايران‌زدايي
۲۵ ارديبهشت ۱۳۸۵

وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي ايران در همايش پژوهشي در آثار و احوال فردوسي گفت: فردوسي‌زدايي مقدمه ايران‌زدايي و حماسه‌زدايي از اين سرزمين و ملت است.

به گزارش ايرنا، حسين صفارهرندي در مراسم آغازين اين همايش در دانشگاه فردوسي افزود: دولتهاي زورمدار و سلطه‌گر زماني كه قصد كشوري را مي‌كنند، بايد پيش از آن ارزش‌هاي اخلاقي و بايد و نبايدهاي آن را بزدايند و روح حماسي را در آنان بميرانند تا راحت به مقاصد خود دست يابند.

وي گفت: مخالفت با ايدئولوژي، زدودن ارزش‌ها و رها كردن جامعه در هرزگي از جمله مقدمات پيروزي آنان است، زيرا اگر افراد روح حماسي، دشمن ستيزي و دلاوري، اعتقاد به خدا و معيارهاي ارزشي را داشته باشند اجازه نمي‌دهند به راحتي دشمن بر سرزمينشان چنگ اندازد.
او افزود: دشمن هم در رسيدن به هدف خود در چنين شرايطي دچار آسيبهاي جدي مي‌شود.

وي با بيان به برخي اقدامات عليه مفاخر و بزرگان اين سرزمين طي ‪۱۰۰‬ سال گذشته گفت: آن زمان به منظور از بين بردن اين ارزش‌ها و معيارها عده‌اي اقدام به تحقير بزرگان علم و ادب و فرهيختگان اين سرزمين كردند.
او حمله كردن و فحش و ناسزا دادن به فردوسي را نمونه‌اي از چنين اقدامات دانست و افزود: اقدام عليه اين شخصيت برجسته ادبي ايران زمين مقدمه‌اي بود براي آنكه كشور را به دشمن بسپاريم.

وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي گفت: عقبه فكري، تاريخي، فرهنگي، اعتقادي و ريشه‌هاي تمدني ما طي قرنها و نيز امروز بلاي جاي دشمنان شده است، چنانكه دشمن توان عرض اندام در برابر اين ملت را ندارد.
وي ادامه داد: حمله به فردوسي در واقع حمله به همان پشتوانه‌هاي غني اعتقاد ملي و هجمه عليه كسي است كه در تمامي صفحات و جاي جاي اثر بي‌نظيرش (شاهنامه) ياد و نام خدا موج مي‌زند.

او فردوسي و شاهنامه را نمادي بارز از دشمن ستيزي و ظلم ستيزي و نفرت از بديها و جانبداري از خوبيها دانست و گفت: او به يك سري از ارزشهاي دايمي معتقد است كه دشمن با وجود اين ارزشها در هر جامعه‌اي توان تهاجم به آن را ندارد.
وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي افزود: فردسي مردي با ايماني عميق، مسلمان و شيعي مسلك معتقد بود كه روح حماسي او در اشعارش بارز و بي‌بديل است.

صفار هرندي گفت: حماسه در خون فردوسي است و تا فردوسي در ميان مردم ما است روح حماسي او در ميان ايرانيان موج مي‌زند و بايد اين روح را در جامعه روز به روز تقويت كرد.