PDA

نمايش نسخه نهائي : تفسير قرآن مقام معظم رهبری(14): پديده نفساني و اجتماعي نفاق


peeshgooyy
Sunday 9 April 2006, 11:33AM
تفسير قرآن مقام معظم رهبری(14): پديده نفساني و اجتماعي نفاق
گروه سياسی: رهبر معظم انقلاب درجلسه دوازدهم تفسير قرآن خود، به تبيين پديده نفسانی و اجتماعی نفاق پرداختند.



به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آيت‌الله خامنه‌ای در جلسات تفسير قرآن به تبيين واژه‌های بنيانی كلام‌الله‌مجيد می‌پردازند. اين خبرگزاری با عنايت به رسالت قرآنی خود بر آن است تا به صورت سلسله‌وار نظرات معظم‌له را در موضوعات مختلف قرآنی به مخاطبين خود ارائه دهد.

متن ذيل نظرات ايشان در خصوص پديده نفساني و اجتماعي نفاق است كه درجلسه دوازدهم بيان شده است:

بسم‌الله الرحمن الرحيم

« ومن‌الناس من يقول امنا بالله و باليوم‌الاخره و ماهم بمومنين، يخادعون‌الله والذين امنوا و ما‌يخدعون الا انفسهم و ما يشعرون ، فی قلوبهم مرض فزادهم الله مرضاً و لهم عذاب اليم بما كانوا يكذبون».

( آيات: 8-9-10 سوره بقره )

پديده نفساني و اجتماعي نفاق

و از جمله‌ی اين مردم، كسانی هستند كه گويند بخدا و به روز بازپسين ايمان آورديم، حال آنكه ايمان نياوردند، با خدا و مؤمنان فريب می‌ورزند، اما فقط خود را فريب می‌دهند و نمی‌فهمند، در دل ايشان مرض هست، پس خدا مرض را بر آنان افزوده است، و برای آنان عذابی است دردناك از آن‌رو كه دروغ می‌گفتند.

در اين فصل كه با اين آيات شروع می‌شود، صحبت از نفاق و دو رویی است، يعنی دو شخصيتی. عدم صداقت در گفتار و حتی در شخصيت، اين دورویی را وقتی مورد مصداق قرار بدهيم، معنايش دروغ در قول و عمل و در مقياس فردی و اجتماعی است، كه اين، يكی از مسايل بسيار مهم مطرح شده در قرآن است و در بسياری از سوره‌های قرآن و ده‌ها آيه از آيات قرآن، راجع به اين پديده‌ی نفسانی و پديده‌ی اجتماعی سخن رفته است.

نفاق را در مقياس فردی و اجتماعی

يك مطلب اين‌است كه ما گاهی نفاق را در مقياس فردی مورد ملاحظه قرار می‌دهيم و در بسياری از آحاد مردم در همه‌ی زمان‌ها اين خصلت ناپسند به اين صورت فردی وجود دارد كه وقتی ما با اين ديد نفاق را نگاه كرديم، پديده‌ی نفاق يك بيماری روانی است و يك عدم تعادل و يك حالت بد و نكوهيده است، يعنی خلاف طهارت انسانی و در جهت مخالف جلوه‌های كمال انسانی است.

اين در صورتی است كه ما اين پديده را به شكل يك پديده فردی و به عنوان يك بيماری در يك فرد مورد توجه قرار بدهيم، و اختصاص به اعتقادات و اظهارات و احساسات دينی هم ندارد.

يك انسانی تظاهر می‌كند به دوستی با شما و حال اينكه دوست نيست، يك انسانی تظاهر می‌كند به رحم و مروت، و حال اينكه رحيم و جوانمرد نيست، بلكه يك پديده‌ی شخصی و يك حالت روانی و يك عدم تعادل است.

اما يك وقت كه همين پديده را به صورت يك جريان اجتماعی مورد مطالعه قرار می‌دهيم، يك مسأله‌ی سياسی، اجتماعی می‌شود و در اين حال به صورت يك خطر بزرگ درمی‌آيد و نفاق در اين وضعيت: در يك نظام فكری و عقيدتی، مردمی را شامل می‌شود كه با تظاهر به اعتقاد، با تظاهر به هم‌آوايی و هم‌دلی در موضع انكار و خصومت قرار می‌گيرند، اظهارات‌شان، عملكردشان را همراهی نمی‌كند، كه اين وقت پيش‌آمد يك خطر اجتماعی است.

نفاق يك پديده‌ روانی و يك نامتعادلی

مقصود اين نيست كه ما گاهی نفاق را در يك فرد ملاحظه می‌كنيم و گاهی در يك مجموعه‌ی افراد، بلكه در هر دو صورت، چه در صورت اول كه نفاق يك پديده‌ روانی و يك نامتعادلی است، می‌تواند در هزاران نفر باشد و می‌تواند در يك فرد يا افراد كمی باشد و در صورت دوم هم، كه نفاق به صورت يك حادثه‌ی اجتماعی و يك جريان اجتماعی سياسی خودش را نشان می‌دهد، باز ممكن است در يك جمع كوچكی باشد، حتی در يك فرد باشد. و يا در يك مجموعه‌ای باشد. زاويه ديد ما به اين مسأله دوگونه است: يك وقت يك فرد دورو و منافق را با اين ديد نگاه می‌كنيد، كه اين انسان چون دارای صداقت نيست، پس انسان بزرگوار و انسان صادق و انسان متعادلی نيست، اين يك ديدگاه است و يك وقت همين انسان نامتعادل، اين عدم تعادل و اين بی‌صداقتی را در مقابله با يك نظام فكری و عقيدتی اعمال می‌كند و بكار می‌برد.

اين يك ديدگاه ديگر است، لذا اينجا مسأله بالاتر از يك بيماری فردی است كه بگوييم آقا از لحاظ روانی سالم نيست، سالم باشد يا نباشد اين يك دشمن است، آن هم دشمن خطرناك و پوشيده، اينجا ديدگاه قرآن بيشتر ناظر به اين جنبه دوم است و در يك چنين مواردی كه در اجتماع اين‌چنينی پديده‌ای بوجود می‌آيد، رهبری آن نظام و دستگاه هدايت كننده‌ی آن نظام بايد اين خطر را بدرستی بشناسد و به مردم هم بشناساند، زيرا فريب دهنده است.

نفاق در صدر اسلام

مثلاً زمان نبی اكرم عليه‌و‌علی‌آله‌السلام در صدر اسلام چهره‌ی عبدالله‌بن‌ابی كه رئيس منافقين بود، برای مردم عامی بظاهر چهره يك مسلمان است و در حالی كه در داخل قلعه‌ی ما و در كنار سنگر ما و مسلح به سلاح ماست، از كجا بفهمند كه اين در موضع خصومت و دشمنی است. اين پديده در درون يك نظام چيز بسيار خطرناكی است، يعنی نفاق در ديدگاه دوم و از زاويه ديد دوم كه گفتيم يك پديده خطرناك اجتماعی و سياسی است، صدر اسلام در مدينه پديد آمد.

مكه جای نفاق ورزيدن نبود، مكه ميدان مبارزه‌ی بسيار دشوار و سخت و رو د‌ر رو بود، موضع مسلمين از لحاظ مادی بسيار ضعيف و موضع كفار بسيار خشن و قوی بود، يعنی جايی نبود كه كسی بيايد به مسلمانها بگويد آقا من ايمان آوردم، اما در دل ايمان نداشته باشد، چون ايمان مايه‌ دردسر بود.

هستي
Monday 17 April 2006, 09:10AM
بسمه تعالي
كو گوش شنوا
ايشان با تاكيد بر اينكه مسلمانان بايد قدر تاريخ و ميراث ارزشمند و همچنين قدرت عزت خود را بدانند و از اختلافها و تنگنظريها بپرهيزند، افزودند: نخبگان دنياي اسلام نيز بايد با دوري از خودخواهي و دنياطلبي، احساس مسووليت كنند و وحدت و همبستگي مسلمانان را وجهه همت خود قرار دهند زيرا دشمنان اسلام براي برهم زدن همين اتحاد ضعيف كنوني سرمايهگذاري فراواني كردهاند كه وضع موجود در عراق و ديگر مناطق دنياي اسلام مويد اين مطلب است.

رهبر انقلاب اسلامي، خاطرنشان كردند: اگر دنياي اسلام متحد بود، امروز ملت فلسطين و دولت برخاسته از راي اين مردم تنها نميماندند و زير فشار و تهديد قرار نميگرفتند و كساني كه عاملان اصلي مصيبتهاي مردم فلسطين هستند اينگونه طلبكارانه سخن نميگفتند و در مقابل دولتهاي اروپايي مدعي حقوق بشر نيز بدون هيچ واكنشي، نظارهگر فجايع كنوني بر ضد ملت فلسطين نميبودند.

حضرت آيتالله خامنهاي تصريح كردند: دنياي اسلام بايد با صداي واحد از ملت و مسوولان فلسطيني و پافشاري آنان بر اصول خود، پشتيباني كنند.

ايشان با تاكيد بر اينكه پيامبر اعظم اسلام(ص) كانون عشق و محبت و نقطه وحدت مسلمانان هستند و به همين علت قلم به مزدهاي صهيونيستها به اين كانون اصلي جهان اسلام اهانت ميكنند، افزودند: بر همين اساس نخبگان سياسي، فرهنگي و علمي بايد بر اين كانون و نقطه مركزي تكيه، و براي اتحاد و همدلي بيش از پيش مسلمانان تلاش كنند.