PDA

نمايش نسخه نهائي : صحبتی گرم فقط با جناب zxcv


mohebsahabeh
Friday 31 March 2006, 07:20AM
بسم الله الرحمن الرحیم


با سلام به شما جناب zxcv محترم
در ابتدا و قبل از شروع صحبت کردن این را بگویم که از سایر اعضا تقاضا میکنم که در این بحث شرکت نکنند چونکه بر اساس انچه که دیدم در تمام مقالات سایر افراد , همیشه به علت افزایش پاسخها کم کم مقالات روند موضوع اصلی خود را از دست میدهند و به بیراهه کشیده میشوند که هیچ نتیجه ای ندارد و این موضوع تقریبا در تمام مقالات قابل مشاهده است و تقریبا غیر قابل جلوگیری.و انتهای اکثر مقالات با فحش و استهزاء به پایان میرسد و مقاله از دور خارج میشود.
جناب zxcv اگر دوست داشتید در این مقاله شرکت کنید که خوشحال میشوم که صحبتی گرم و ارام و بدون توهین و استهزاء داشته باشیم. و اگر هم دوست نداشتید که هیچی.

و اینکه اولا در این مقاله سعی میکنم هدفم فقط رضای الله تعالی باشد نه حالا اینکه شما را بکوبانم و حرفم را ثابت کنم چونکه این هیچ ارزشی ندارد و من نه تا حالا شما را دیده ام و نه میدانم که در کدام شهر و کدام کشور زندگی میکنید و شاید تا اخر عمر هم شما را نبینم پس این هیچ ارزشی ندارد دوما من خودم شیعه بودم و حالا که خودم در چاه شرک و کفر به الله تعالی بودم و خودم هم نمیدانستم , باز هم به هیچ وجه این را دور از ذهن نمیدانم که به لطف و کرم الله از چاهی در امده باشم و اما به چاله ای(چونکه چاهی بزرگتر از شرک وجود ندارد) دیگر که همان انکار قران باشد افتاده باشم که خودم هم درک نکنم و نفهمم همانطور که به خیال عبادت هزاران شرک انجام میدادم الان هم به خیال دنبال حقیقت بودن از قران دور شوم. (((یا الله ,ما را به راه راست هدایت کن)))
و والله اگر دلائل شما محکم و صحیح باشند دلیلی بر نپذیرفتن انها ندارم چرا که هدف رسیدن به حقیقت و سعادت است نه صحبت و بحث کردن فقط برای نمیدانم وقت گذرانی و مغلوب کردن طرفی که شاید تا اخر عمر هم نه او را ببینم و نه حتی اسم او را بدانم. و شما هم اگر دوست دارشتید در این مقاله شرکت کنید خواهشا با همین نیت وارد شوید تا به لطف خدا هر دو به حقیقت برسیم (یا الله ما را به راه راست هدایت فرما)

البته خیلی از مسائل در تاپیکهای مختلف در مورد انها صحبت شده مثلا در مقاله تسلیم اما در کل به دلایل بسیاری موضوع از اصل منحرف میشد و به نتیجه ای میرسید.

و بحث کلی در مورد سنت است حالا اگر دوست دارید شرکت کنید بگویید تا با هم به گرمی و ارامی ان شاء الله صحبت کنیم. و اگر هم که دوست ندارید اصلا پاسخی ندهید.

zxcv
Friday 31 March 2006, 06:50PM
بسم الله

با سلام و کمال احترام

( دوست عزیز جناب محب صحابه )

قصد نداشتم فعلا بحث سنت را ادامه دهم ، ولی برای احترام به درخواست جنابعالی چندی از دلایل رد سنت را بیان می کنم و منتظر پاسخ قرانی شما و سایر دوستان می مانم .

اولین دلیل من در رد تبعیت از مردگان اینچنین است !

عهد عتیق - کتاب نحمیای نبی ، باب دهم ، آیه 29
{ در مسیر الهی ، که توسط موسی بنده خدا ابلاغ شده بود گام بردارند و تمام فرائض ، دستورها و احکام یهوه را مراعات کنند و به جای آورند }

ابلاغ فوق ، دعوت قوم یهود به تبعیت از احکامی است که مرجع مشخصی برای آن معرفی نشده است اما نزدیکترین برداشتی که می توان از آیه بالا داشت این است که بر موسی احکامی خارج از تورات نازل شده که می شود از آن احکام و قوانین به عنوان سنت موسی یاد کرد !!! اما اینچنین نبود ! چند قرن بعد کتابی از طرف خداوند نازل شد که ردی بر تبعیت از سنت موسی داشت !! توجه کنید !!!

قل یا اهل کتاب لستم علی شیئی حتی تقیموا التورته و الانجیل و ما انزل الیکم من ربکم .....( مائده - 68)
بگو ؛ ای اهل کتاب شما هیچ ارزشی ندارید مگر آنکه تورات و انجیل را موبمو اجراء کنید و قران را هم که از جانب خدای شما نازل شده اطاعت نمائید .....

می بینید که با اینکه از آیه 29 کتاب نحمیای نبی به ظاهر این برداشت می شود که سنتی به عنوان سنت موسی وجود داشته ، ولی قران آن را رد و به اهل کتاب فقط تبعیت از کتب مقدس را امر می نماید .
و در اینجا خداوند اتمام حجتی دارد با قوم یهود در مورد تنها مرجعشان برای هدایت !!!

و آتینا موسی الکتاب و جعلناه هدی لبنی اسرائیل الا تتخذوا من دونی وکیلا ( اسراء - 2)
بر موسی کتاب را نازل کردیم و او را وسیله هدایت و سعادت بنی اسرائیل قرار دادیم که به جز من کسی را بخدائی و نگهابانی خود انتخاب نکنید !!

ثم آتینا موسی الکتاب تماما علی الذی احسن و تفضیلا لکل شیئی و هدی و رحمه لعلکهم بلقاء ربهم یومنون ( انعام - 154)
بر موسی کتاب نازل کردیم تا مایه تکمیل حسن عمل مردم نیکوکار و بیان احکام همه چیز و موجب هدایت و رحمت جامعه باشد شاید بدیدار خدا در روز قیامت ایمان آرند .

اکون جنابعالی بفرمائید که همانگونه که قران بعد از قرنها بنی اسرائیل را فقط به تبعیت از کتب مقدس امر نمود ، اگر خداوند کتابی جدید در این عصر نازل می کرد ! فرامانی غیر تبعیت از قران برای ما مسلمانان داشت ؟!!!! تجربه ایی که از کتب مقدس گرفته می شود لازم اطاعه است !!!

دومین دلیل رد تبعیت از مردگان این آیه شریفه است .

ام کنتم شهدا اذ حضر یعقوب الموت اذ قال تعبدون من بعدی قالوا نعبد الهک و اله آبائک ابراهیم و اسمعیل و اسحق الها واحدا و نحن له مسلمون ( بقره - 133)تلک امه قد خلت لها ما کسبت و لکم ما کسبتم و لا تسئلون عما کانوا یعملون ( بقره - 134)
آیا شما حاضر بودید وقتیکه یعقوب در حال مرگ بود ؟ بفرزندانش گفت ؛ بعد از فوت من چه کسی را پرستش می کنید ؟ آنها جواب دادند ؛ ما خدای تو و پدران تو ابراهیم و اسمعیل و اسحق را می پرستیم که خدای یگانه است ، ما تسلیم اوامر چنین خدائی هستیم .اینها طبقه ایی بودند که از بین رفتند . هر کار و نیک و بدی کردند برای خودشان بود ، شما مسئول اعمال خود هستید اعمال نیک و بد دیگران ارتباطی به شما ندارد .

این پرسش قبل از این شما پرسیده شده ولی متاسفانه پاسخی به ان داده نشد و امیدوارم که همکنون که آماده پاسخ به سوالات ما شده اید به این پرسش هم توجه ایی بنمائید!

سوال اینجاست که منظور از مردگان در آیه بالا چه کسانی بود ؟!!!کدام یک از پیامبران خدا ؟!!!! ابراهیم و اسمعیل و اسحق و یعقوب ؟!!! مگر آن پیامبران بزرگ سنت نداشتند ؟!!! چرا فرزندان یعقوب در جواب پدرشان گفتند که( کارهای خوب و بد آن پیامبران بزرگ به خودشان مربوط است )؟!!!

دقت کنید منظور فرزندان یعقوب این بود که { کارهای خوب و بد یا همان سنت ابراهیم ، اسمعیل ، اسحق ، یعقوب به خودشان مربوط است } این آیه قران است ، من نمی گویم !!!


برادر من جناب محب صحابه ، در طول دوران حیات پربرکت رسول گرامی قران هنوز به طور کامل نازل نشده بود و باید اطاعت از رسول الله امر می شد تا زمینه نزول قران فراهم شود ، اما بعد از نزول کامل قران همه آنچیزی که وظیفه پیامبر بود انجام شد ! و قران همه آنچیزی بود که باید بدست مردم می رسید ! قران سندی محافظت شده است و تمام و کامل است مانند کتبی که خداوند قبل از نازل کرده است .

دوست من انسان مرده با زنده بسیار متفاوت است و هر آنچه تاکنون در قران امر به اطاعت شده ، اطاعت از زنده بوده و اگر تصور شود که مخاطبین اطاعتهای امر شده خداوند در قران مردگان می باشند طبق تجربه ایی که قبل از بیان داشتم امر به محال است !!!امکان ندارد که سنت نبی گرامی همانگونه که بوده بدست ما برسد و همانطور که برادر من جناب رهرو بیان داشتند اگر جنابعالی یا هر کس دیگر بتواند جوابی قانع کننده به این پرسش ما بدهد!! ما بدون هیچ مخالفتی با کمال میل آن را می پذیریم .

{چرا فکر می کنید که پیامبر هنوز هم زنده است ؟!!! و چرا تصور می کنید که تبعیت از احادیث و روایات فرقه ها به مفهوم اطاعت از پیامبر است }؟!!!

دوست من لطفا به اینجانب توصیه نکنید که بیاید از سنتی تبعیت کنید که فلان فرقه از آن تبعیت می کند !!بدلیل اینکه همینطور که شما برای خود دلیل برای صحت سنت خود دارید آنها هم دلیل دارند !!!و همینطور که خرافات در کتب شیعه وجود دارد در آنطرف هم خرافات به وفور دیده می شود !!! و خواهش می کنم که این را هم از من نخواهید که خوبیهای سنت فرقه ها را بگیرم و آن را لازم اطاعه برای خود فرض کنیم !!! بدلیل اینکه نمی خواهم موسس فرقه و اختلافی جدید در دین اسلام باشیم !!! در ثانی ما همیشه در نمازمان ( ایاک نعبد) می گوئیم و نمی خواهیم به سخنان دیگران نگاهی تعبدی داشته باشیم !!!

برادر من ، شما قبل از این فرمودید که شیعه بودید !!! جنابعالی همکنون چگونه تصوری از اعتقادات شیعه دارید ؟!!! آیا به عقاید آن زمان خود نمی خندید ؟!! آیا همکنون عقاید تمامی این آن آیت الله ها و استادانی که هنوز هم معنای ( ایاک نعبد و ایاک نستعین ) را نمی دانند باعث نمی شود هر روز خدا را شکر کنید که چگونه خداوند شما را از آن مذهب خرافی و سراسر شرک نجات داده است ؟!!! اما حتما قبل از این اینچنین نبود !!! شما و من دهها الهه را همراه خدا می خواندیم ، اما تصور می کردیم که عین صواب است !! خود اخلاص است !!!

پس اینجانب به سبب این تجربه به شما و سایر عزیزان توصیه می کنم که فقط برای مدتی اسلام تان را فقط از قران بخواهید طبق همان چیزی که خداوند امر نموده است , . اگر بعد از مدتی به سبب عقاید قبلی تان علامت سوال بزرگی در ذهنتان پدید نیامد باز هم به عقاید قبلی خود برگردید !!! آنموقع شاید با خود بگوئید که چگونه شما تاکنون اطاعت از مردگان را با اطاعت از رسول الله در دوران حیاتش یکی می دانستید ؟!!! و چگونه تصور می کردید که آیا امکان دارد سنت رسول الله بعد از هزار و چهار صد سال سالم به دست ما برسد ؟!!! در صورتی که سنت حتی نتوانسته در جزئی ترین احکام اسلام کمکی به اتحاد بین مسلمین بنماید ؟!!! برادر من شاید آنموقع به اعتقادات کنونی خود با دیدی تعجب آمیر نگاه کنید !!!

اما باز هم ما ادعایی نداریم !! شما و یا هر کس دیگر از برادران مسلمان ما را قانع کند ! اهلا و سهلا ما با کمال میل می پذیریم !!!

وسلام یا الله

mohebsahabeh
Saturday 1 April 2006, 10:46PM
بسم الله الرحمن الرحیم


قصد نداشتم فعلا بحث سنت را ادامه دهم ، ولی برای احترام به درخواست جنابعالی چندی از دلایل رد سنت را بیان می کنم و منتظر پاسخ قرانی شما و سایر دوستان می مانم .


ممنون از اینکه لطف نمودید



اولین دلیل من در رد تبعیت از مردگان اینچنین است !

عهد عتیق - کتاب نحمیای نبی ، باب دهم ، آیه 29
{ در مسیر الهی ، که توسط موسی بنده خدا ابلاغ شده بود گام بردارند و تمام فرائض ، دستورها و احکام یهوه را مراعات کنند و به جای آورند }

البته من در این موضوع اطلاعی ندازم اما در کل این دلیل اولتان ردی بر تبعیت از مردگان نمیباشد بلکه اوامری است که خداوند فرموده.




قل یا اهل کتاب لستم علی شیئی حتی تقیموا التورته و الانجیل و ما انزل الیکم من ربکم .....( مائده - 68)
بگو ؛ ای اهل کتاب شما هیچ ارزشی ندارید مگر آنکه تورات و انجیل را موبمو اجراء کنید و قران را هم که از جانب خدای شما نازل شده اطاعت نمائید .....

می بینید که با اینکه از آیه 29 کتاب نحمیای نبی به ظاهر این برداشت می شود که سنتی به عنوان سنت موسی وجود داشته ، ولی قران آن را رد و به اهل کتاب فقط تبعیت از کتب مقدس را امر می نماید .
و در اینجا خداوند اتمام حجتی دارد با قوم یهود در مورد تنها مرجعشان برای هدایت !!!


خوب در مورد اقوام پیشین چه؟؟؟قوم نوح ملزم به اطاعت از کدام کتاب اسمانی بودند؟؟؟ و اقوام پیش از نوح ملزم به اطاعت از کدام کتاب اسمانی بودند؟؟؟



اکنون جنابعالی بفرمائید که همانگونه که قران بعد از قرنها بنی اسرائیل را فقط به تبعیت از کتب مقدس امر نمود ، اگر خداوند کتابی جدید در این عصر نازل می کرد ! فرامانی غیر تبعیت از قران برای ما مسلمانان داشت ؟!!!!



خیر فکر نمیکنم فرمانی غیر از تبعیت از کتاب اسمانی باشد همانطور که به بنی اسرائیل تبعیت از کتب اسمانی امر میشد.


تجربه ایی که از کتب مقدس گرفته می شود لازم اطاعه است !!!

یعنی چی؟؟


دومین دلیل رد تبعیت از مردگان این آیه شریفه است .

ام کنتم شهدا اذ حضر یعقوب الموت اذ قال تعبدون من بعدی قالوا نعبد الهک و اله آبائک ابراهیم و اسمعیل و اسحق الها واحدا و نحن له مسلمون ( بقره - 133)تلک امه قد خلت لها ما کسبت و لکم ما کسبتم و لا تسئلون عما کانوا یعملون ( بقره - 134)
آیا شما حاضر بودید وقتیکه یعقوب در حال مرگ بود ؟ بفرزندانش گفت ؛ بعد از فوت من چه کسی را پرستش می کنید ؟ آنها جواب دادند ؛ ما خدای تو و پدران تو ابراهیم و اسمعیل و اسحق را می پرستیم که خدای یگانه است ، ما تسلیم اوامر چنین خدائی هستیم .اینها طبقه ایی بودند که از بین رفتند . هر کار و نیک و بدی کردند برای خودشان بود ، شما مسئول اعمال خود هستید اعمال نیک و بد دیگران ارتباطی به شما ندارد .


البته این ایه که شما استدلال میکنید اگر از نظر ان استدلال شما بخواهیم حساب کنیم در حقیقت اینطور میشود , که فرزندان یعقوب در زمان حیات یعقوب , یعقوب را پرستش میکردند و بعد از فوت یعقوب دیگر چون که یعقوب زنده نبود خدای یعقوب را پرستش کردند؟؟؟؟؟؟!!!!!
در صورتی که اگر درست بخواهیم برداشت کنیم در حقیقت فرزندان یعقوب چه در زمان حیات یعقوب و چه پس از فوت یعقوب خدا را عبادت میکردند و هیچ ربطی به زنده و یا مرده بودن یعقوب نداشت بلکه در حقیقت یعقوب داشت پیمانی میگرفت مثلا حالا بر فرض اینکه بعد از من گمراه نشوید و خدایان باطلی را عبادت نکنید نه اینکه فرزندانش ان موقع او را عبادت میکردند و بعد از مرگش خدا را

و اینکه انان اشخاصی بودند که رفتند باز هم ربطی به بر فرض الگو گرفتن از انها ندارد.مثلا من شخصی را میبینم که دکتر است و زندگی خوب و راحتی دارد و بعد از مدتی هم میمیرد و نگاه میکنم میبینم این شخص چونکه دکتر بود زندگی خوبی داشت پس من هم میروم و دکتر میشوم تا زندگی راحتی داشته باشم و در حقیقت از اعمال و رفتار او الگو گرفتم و مسلما هر خوب و بدی که از ان دکتر بودنش داشت برای خودش بود و ربطی به من نداشت.


حالا من هم به همان کتاب اسمانی که بین من و تو مشترک است و هر دو ان را قبول داریم رجوع میکنم همانطور که خداوند به اقوام پیشین امر کرد که به کتب اسمانی خود مراجعه کنند تا هدایت شوند.


خوب حالا یک سوال اسوه یعنی چه؟؟؟
خداوند به ما امر میکند که

قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ وَالَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآَءُ مِنْكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنَا بِكُمْ وَبَدَا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاءُ أَبَدًا حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ إِلَّا قَوْلَ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَكَ وَمَا أَمْلِكُ لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ رَبَّنَا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنَا وَإِلَيْكَ أَنَبْنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ (4) رَبَّنَا لَا تَجْعَلْنَا فِتْنَةً لِلَّذِينَ كَفَرُوا وَاغْفِرْ لَنَا رَبَّنَا إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ (5)لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِيهِمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآَخِرَ وَمَنْ يَتَوَلَّ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ (6)الممتحنه

بتحقیق باشد شما را اقتدای نیکو در ابراهیم و انان که بودند با او هنگامی که...
.....(5)بتحقیق باشد شمارا در ایشان اقتدای نیکو کسی را که هست امید دارد خدا و روز واپسین و هر که روی گرداند پس بدرستیکه خدا اوست بینیاز ستوده.

در اینجا خداوند مستقیما و شدیدا ما را به الگو گرفتن و پیروی از ابراهیم (ایا زنده است؟؟؟) امر میکند و کسی , از ابراهیم مرده الگو میگیرد که در ادامه ایه توضیح داده میشود کسی که امید دارد به خدا و روز واپسین پس الگو گرفتن از ابراهیم مرده خیلی مهم است.

و همچنین

لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآَخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا (21)

بتحقیق بود شما را در پیغمبر خدا اقتدایی خوب کسی را که بود میخواست خدا را و روز بازپسین را و ذکر کرد خدا را بسیار.

البته این ایات نیاز به توضیحی ندارند و فقط اینکه هر دو ایه لقد کان است هم در مورد ابراهیم و هم در مورد رسول الله.و هر دو ایه امر به الگو و اسوه گرفتن مرده حالا از چه چیز مرده؟؟؟ ایا خود مرده یا روش و به اصطلاح سنت مرده یا سنت ابراهیم و محمد؟؟؟؟



دقت کنید منظور فرزندان یعقوب این بود که { کارهای خوب و بد یا همان سنت ابراهیم ، اسمعیل ، اسحق ، یعقوب به خودشان مربوط است } این آیه قران است ، من نمی گویم !!!


اینها هم ایات قران هستند و اوامر خدا.البته در انجا خداوند پیمانی را که یعقوب از فرزندانش گرفت نقل میکند و در اینجا خدا امر به الگو گرفتن از ابراهیم و محمد میکند.

mohebsahabeh
Saturday 1 April 2006, 10:48PM
بسم الله الرحمن الرحیم


سَلَامٌ عَلَى نُوحٍ فِي الْعَالَمِينَ (79) إِنَّا كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ (80) إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِينَ (81) ثُمَّ أَغْرَقْنَا الْآَخَرِينَ (82) وَإِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْرَاهِيمَ (83)الطافات

در اینجا هم خداوند میفرماید که ابراهیم پیرو و شیعه نوح بود اخر چه طور ممکن است که پیروی از مرده جایز نباشد و ابراهیم شیعه نوح مرده باشد؟؟؟؟
اخر چه طور ممکن است که پیروی از مرده جایز نباشد و ابراهیم ان پیامبر بزرگوار شیعه نوح مرده باشد؟؟؟؟
پس ابراهیم ان پیامبر عظیم الشان خود پیرو شخصی مرده بود و خداوند این ایات را برای ما نازل فرموده پس به طبع من نوعی که به طریق بسیار اولی تر باید پیرو نوح ابراهیم و رسول الله باشم. چون در انجا خود ابراهیم پیامبری بود و مسلما مقام رسول الله از نوح بالا تر بود و من هم که قابل مقایسه با ابراهیم نیستم حالا در انجا ان پیامبر عظیم الشان از نوح پیروی میکرد پس من هم باید از توح ابراهیم و محمد که همگی مرده اند پیروی کنم.




دوست من انسان مرده با زنده بسیار متفاوت است و هر آنچه تاکنون در قران امر به اطاعت شده ، اطاعت از زنده بوده



البته پاسخ این موضوع را قبلا دادم در حقیقت اطاعت از امر خدای زنده و قران کتاب اسمانیمان است که امر به اطاعت از رسول به طور مطلق میدهد نه اطاعت از رسول زنده خواهشا شما دلیلتان را بگویید که رسول باید زنده باشد.
و بر چه اساس حکم مطلق خداوند را در مورد اطاعت از رسول که بدون هیچ قید و شرطی ذکر شده ان را به زنده بودن رسول خاص میکنید؟؟؟؟؟؟ اگر چنین بود خود خداوند ایا ان را ذکر نمیکرد؟؟؟و نیازی بود که من و شما به توضیح ایات بپردازیم؟؟؟ شما بر چه اساس چنین شرطی برای این حکم خدا قائل شدید؟؟؟ این موضوع خیلی موضوع خطرناکی است در حقیقت شما دارید حکم ایات خدا و قران را تغیر میدهید.


امکان ندارد که سنت نبی گرامی همانگونه که بوده بدست ما برسد و همانطور که برادر من جناب رهرو بیان داشتند اگر جنابعالی یا هر کس دیگر بتواند جوابی قانع کننده به این پرسش ما بدهد!! ما بدون هیچ مخالفتی با کمال میل آن را می پذیریم .




در مورد این موضوع بارها افراد مختلف صحبت کرده اند اما به دلائل مختلف شاید شلوغی مقالات و...یا جواب داده اید و من ندیدم و یا جوابی به ان ندادید حالا که این مقاله نسبتا تا حالا الحمد لله ارام پیش رفته و مشکلی نداشته خواهشا به این موضوع هم پاسخ دهید.و اگر هم قبلا پاسخ داده اید مجددا ان را برای من هم بگویید.

در این ایه که بارها ذکر شده است
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآَخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا (59)
مسلما خداوند عمل لغو و بیهوده ای انجام نمیدهد ان هم در کتابش امر به اطاعت از خدا و رسول و اولی الامر داده شده است درست؟ و ذکر شده است که اگر در موضوعی اختلاف کردید ان را به خدا و رسول ارجاع دهید اگر به خدا و روز اخر ایمان دارید.

حالا موضوع این است که به خدا و رسول ارجاع دادن به چه معنی میباشد؟؟؟ البته خوب به خدا ارجاع دادن که مشخص است یعنی به قران اما به روسل ارجاع دادن به چه معنی است؟؟؟ یعنی ما باید امر را به چه چیزی و یا چه کسی ارجاع دهیم تا به خدا رسول ارجاع داده باشیم و ایا ممکن است که چنین کاری ممکن نباشد و خدا امر به چیزی که وجود ندارد بدهد؟؟؟


چرا فکر می کنید که پیامبر هنوز هم زنده است ؟!!!


و با ایات کتاب اسمانی که قبول داریم ربط اطاعت از رسول را با زنده بودن رسول بیان کنید.



و چرا تصور می کنید که تبعیت از احادیث و روایات فرقه ها به مفهوم اطاعت از پیامبر است


فعلا من در این مورد صحبتی ندارم و فعلا اثبات خود سنت است نه اثبات حالا احادیث فرقه ای خاص


دوست من لطفا به اینجانب توصیه نکنید که بیاید از سنتی تبعیت کنید که فلان فرقه از آن تبعیت می کند !!بدلیل اینکه همینطور که شما برای خود دلیل برای صحت سنت خود دارید آنها هم دلیل دارند !!!و همینطور که خرافات در کتب شیعه وجود دارد در آنطرف هم خرافات به وفور دیده می شود !!! و خواهش می کنم که این را هم از من نخواهید که خوبیهای سنت فرقه ها را بگیرم و آن را لازم اطاعه برای خود فرض کنیم !!! بدلیل اینکه نمی خواهم موسس فرقه و اختلافی جدید در دین اسلام باشیم !!! در ثانی ما همیشه در نمازمان ( ایاک نعبد) می گوئیم و نمی خواهیم به سخنان دیگران نگاهی تعبدی داشته باشیم !!!


من چنین توصیه این نکردم چون فعلا صحبت بر سر خود سنت است و اینکه اصلا وجود دارد یا نه. انها باشند بعد.


پس اینجانب به سبب این تجربه به شما و سایر عزیزان توصیه می کنم که فقط برای مدتی اسلام تان را فقط از قران بخواهید طبق همان چیزی که خداوند امر نموده است , . اگر بعد از مدتی به سبب عقاید قبلی تان علامت سوال بزرگی در ذهنتان پدید نیامد باز هم به عقاید قبلی خود برگردید !!! آنموقع شاید با خود بگوئید که چگونه شما تاکنون اطاعت از مردگان را با اطاعت از رسول الله در دوران حیاتش یکی می دانستید ؟!!! و چگونه تصور می کردید که آیا امکان دارد سنت رسول الله بعد از هزار و چهار صد سال سالم به دست ما برسد ؟!!! در صورتی که سنت حتی نتوانسته در جزئی ترین احکام اسلام کمکی به اتحاد بین مسلمین بنماید ؟!!! برادر من شاید آنموقع به اعتقادات کنونی خود با دیدی تعجب آمیر نگاه کنید !!!



در این مورد که مشکلی نمیباشد تمام صحبتها هم معمولا از قران است اخه قران است که امر به کاری میکند و ان کار حالا در اینجا ارجاع به رسول است و انچنان این موضوع را بزگ تعین میکند که ان را شرط ایمان به خدا و روز اخر تعین میکند پس بر من واجب است که از دستور خدا و همان قران اطاعت کنم و به ان مرجعی که خدا به ان امر کرده رجوع کنم و گر نه اصلا صحبتی وجود نداشت اخه تمام صحبت من هم همین است که خود قران این حکم را داده نه نمیدانم موسی و محمد.و قران است که به من میگوید که ابراهیم شیعه و پیرو نوح مرده بود.

zxcv
Sunday 2 April 2006, 04:21AM
بسم الله

با سلام و کمال احترام

جناب محب صحابه عزیز !!! شروع می کنیم !

البته من در این موضوع اطلاعی ندازم اما در کل این دلیل اولتان ردی بر تبعیت از مردگان نمیباشد بلکه اوامری است که خداوند فرموده.

ما هیچ وقت اینچنین نگفتم ! توجه فرمائید ! آیه 29 کتاب نحمیای نبی منیع مشخصی برای ابلاغ موسی بیان نداشته !!! یعنی همانند همان چیزی که شما آن را فرض بر تیعیت از سنت رسول الله می دانید !!! مفهوم بهتر آن این است که بنی اسرائیل می توانست با مستمسک قرار دادن این آیه تبعیت از سنت موسی را بر خود واجب بداند !!!! اما اینچنین نبود ! آیه 68 سوره مائده تنها مرجع دین یهود را کتب مقدس می داند !

قل یا اهل کتاب لستم علی شیئی حتی تقیموا التورته و الانجیل و ما انزل الیکم من ربکم .....( مائده - 68)
بگو ؛ ای اهل کتاب شما هیچ ارزشی ندارید مگر آنکه تورات و انجیل را موبمو اجراء کنید و قران را هم که از جانب خدای شما نازل شده اطاعت نمائید .....

خوب در مورد اقوام پیشین چه؟؟؟قوم نوح ملزم به اطاعت از کدام کتاب اسمانی بودند؟؟؟ و اقوام پیش از نوح ملزم به اطاعت از کدام کتاب اسمانی بودند؟؟؟

ما همکنون در حال صحبت در مورد شریعت اسلام هستیم که بنیانگذارش ابراهیم نبی بوده !!! از آن زمان کتاب بوده و بهانه ایی نمی ماند !!!

خیر فکر نمیکنم فرمانی غیر از تبعیت از کتاب اسمانی باشد همانطور که به بنی اسرائیل تبعیت از کتب اسمانی امر میشد.

دوست من ، اگر معنای تائیدتان را می دانستید ، دیگر مشکلی نداشتیم اما اشکالی ندارد ادامه می دهیم !!!

تجربه ایی که از کتب مقدس گرفته می شود لازم اطاعه است !!!یعنی چی؟؟

به نظرم اینجاست که باید بیشتر به آن توجه کنید !!!

ثم آتینا موسی الکتاب تماما علی الذی احسن و تفضیلا لکل شیئی و هدی و رحمه لعلکهم بلقاء ربهم یومنون ( انعام - 154)
بر موسی کتاب نازل کردیم تا مایه تکمیل حسن عمل مردم نیکوکار و بیان احکام همه چیز و موجب هدایت و رحمت جامعه باشد شاید بدیدار خدا در روز قیامت ایمان آرند .

مفهوم ؟!! یعنی به موسی کتابی نازل شد که به تنهایی می توانست قوم بنی اسرائیل را به صراط مستقیم هدایت نماید ، بدون اینکه سنت پیامبران پیشین از جمله ابراهیم و اسحق و یعقوب لازم باشد !!!

دوران عیسی مسیح رسید !!! فرمان انجیل اینچنین بود ؟!!!

متی 4: 17 می فرماید : توبه کنید زیرا ملکوت آسمان نزدیک است. با اطاعت از او که همان آماده شدن برای تعمید است ظاهر می سازیم. ( توبه به معنی برگشت است. برگشت از اطاعت هوسهای نفسانی خود به اطاعت از فرامین مسیح)!

اطاعت از مسیح به چه معنایی می باشد ؟!! آیا سنت عیسی ؟!!! خیر ! توجه کنید !!

و قفینا علی آثارهم بعیسی ابن مریم مصدقا لما بین یدیه من التورته و اتینا الانجیل فیه هدی و نور و مصدقا لما یدیه من التورته و هدی و موعظه للمتقین ( مائده - 46)
و بدنبال آن رسولان ( رسولان بنی اسرائیل ) عیسی پسر مریم را فرستادیم که تورات را که در دسترس او بود تایید کرد و انجیل را که متضمن هدایت و روشنائی برای بشر بود بر او نازل کردیم . انجیل موید تورات بود که پیش از او وجود داشت ، انجیل هم موجب راهنمائی بشر و شامل پند و اندز برای پرهیزکاران است .

پس اینجا هم می بینید اطاعت از عیسی به مفهوم تبعیت از سنت عیسی نیست ، بلکه اطاعت از انجیل و تورات است !!!
تا اینجا مشخص شد که موسی بنی اسرائیل را فقط به تبعیت از تورات قرمان داده است !! و عیسی هم قوم یهود و مسیح را تنها به اطاعت از تورات و انجیل امر کرده بود !!

پیامبر جدیدی مبعوث شد نامش محمد ( ص ) بود فرمانش به اهل کتاب چه بود ؟!!! همان آیه 46 سوره مائده را بخوانید !!! تعجب نمی کنید ؟ تا اینجا فقط امر به تبعیت از کتب مقدس شده ، با اینکه انجیل متی آیه 17:4 صراحتا امر به اطاعت از عیسی کرده است !!! اما قران اطاعت از عیسی را همان اطاعت از انجیل می داند نه سنت عیسی !!!

اکنون فرض بگیرید که خداوند پیامبری در این دوران مبعوث می کرد ! و کتابی آسمانی هم به دست او می سپارد !!! آیا تصور می کنید فرمانی غیر تبعیت از تورات و انجیل و قران و آن کتابی که در دست رسولش است ، می داشت !!! مفهوم جمله { تجربه ایی که از کتب مقدس گرفته می شود لازم اطاعه است } اینچنین است !!

می خواهم توجه شما دوست عزیز را به نکته ایی جالب جلب کنم ؟! قبل از این گفته شد که تورات به تنهایی کتابی کامل برای هدایت قوم یهود است و شما هم آن را تائید کردید اکنون به این آیه توجه کنید ؛

و من قبله کتاب موسی اماما و رحمه و هذا کتاب مصدق لسانا عربیا لینذر الذین ظلموا و بشری للمحسنین ( احقاف- 12)
قبل از این قران کتاب تورات را نازل کردیم که پیشوا و راهنما و مایه هدایت مردم بود و این کتاب موید آن است !!! که به زبان عربی نازل شده تا تجاوزکاران را بترساند و به نیکوکاران مژده بدهد !!!

کتابی موید تورات ؟!!! کامل و تمام !!! پس اگر شما تورات را به تنهایی مایه هدایت می دانید این ظلم به قران است که کتاب مقدس آخرین دین و کاملترین دین خدا را ناقص فرض کنید !!!

حالا همینطور چیزهای عجیب تر جلوی روی ما می آیند ؟

و مصدقا فا لما بین یدی من التوراته و لا حل لکم بعض الذی حرم علیکم و جئتکم با یه من ربکم فاتقوا الله و اطعیون ان الله ربی و ربکم فاعبده هذا صراط مستقیم ( العمران 50و 51)
و من کتاب تورات را تصدیق و تائید می کنم و بعضی از چیزها که بر شما جرام است برای شما حلال خواهم کرد این بود معجز و ججت من - از خدا بترسید و پیرو من باشید ، حداوند پروردگار من و شماست او را عبادت کنید این است راه راست !

چی شد ؟!!! عیسی چیزهایی را حرام و چیزهایی را حلال می کند ؟ اطاعت کنید مرا ؟!! چه کسی ؟ عیسی را ؟!! پس تکلیف آیه 68 سوره مائده چه می شود .؟ شما قبل از این تائید کردید که دستور خداوند به اهل کتاب فقط تبعیت از کتب مقدس بوده ، پس این اطاعتی که عیسی امر کرده چه می شود ؟ !!
پس می بینید اطاعت از پیامبران نه به مفهوم اطاعت از سنت آنان است بلکه همان اطاعت از کتب مقدس است !!!همانطور که خودتان هم تصدیق کردید به اینکه اهل کتاب تبعیتشان فقط از کتب مقدس است !!!

ثم اوجینا الیک ان اتبع مله ابراهیم حنیفا و ما کان من المشرکین ( نحل - 123)
سپس بر تو وحی کردیم که از آئین پاک ابراهیم پاک تبعیت کن که او هیچوقت جزو مشرکین نبود

آئین ابراهیم مگر همان آئین پیشینیان نیست ؟!!! اکنون توجه کنید !!

و هذا کتاب انزلنا مبارک مصدق الذی بین یدیه لتنذر ام لقری و من حولها و الذین یومنون بالاخره یومنون به و هم غلی صلوتهم یحافظون ( انعام - 92)
این قران کتابی است با برکت که از طرف ما نازل شده ، موید کتب آسمانی پیشینیان است و برای آن است که تو بوسیله آن ام القری و اطراف آن را اندز دهی و از عواقب اعمال زشت بترسانی . اما کسانیکه به روز قیامت ایمان دارند خود به خود به قران ایمان دارند و مخصوصا بر ادای نماز ثابت و استمرار دارند .

بله ، قران تبین کننده سنت ابراهیم است و تنها چیزی که باید از آن تبعیت کنیم !

zxcv
Sunday 2 April 2006, 04:22AM
جناب محب صحابه، لطفا این آیه را خود تان تفسر کنید !!!

یا ایها الذین امنوا اطعیوا الله و رسوله و لا تولوا عنه و انتم تسمعون ( انفال - 20)
ای اهل ایمان از دستور خدا و پیغمبر اطاعت کامل داشته باشید در حالیکه به سخنان محمد گوش می دهید به او پشت نکنید !!

حلا شما بگوئید این فرمان مطلق است و زنده و مرده نمی شناسد !! به محمد زنده پشت نکنید نه به جسد او !!! انسان بعد از مرگ دیگر مخاطب محسوب نمی شود این که دیگر از ساده ترین مسلمات است !!!

مسلما خداوند عمل لغو و بیهوده ای انجام نمیدهد ان هم در کتابش امر به اطاعت از خدا و رسول و اولی الامر داده شده است درست؟ و ذکر شده است که اگر در موضوعی اختلاف کردید ان را به خدا و رسول ارجاع دهید اگر به خدا و روز اخر ایمان دارید.


بله دوست من ، هم به خدا ایمان دارم و هم به روز قیامت به همین سبب است که اعتقاد خود را برای اعلام نظر دوستان عرضه داشته ام !!! شاید جوابی قانع کننده بیابم اما متاسفانه نتیجه عکس گرفته ام !!! بگذریم !

انما المومنون الذین آمنوا با الله و رسوله اذا کانوا معه علی امر جامع یذهبوا حتی یستاذنوه - ان الذین یستاذنونک او لئک الذین یو منون بالله و رسوله فاذا استاذنوک لبعض شانهم فاذن شئت منهم لهم الله ان الله غفور رخیم ( نور - 63)
آنها که به خدا و رسول ایمان دارند هر گاه برای امری حضور و اجتماعشان نزد پیغمبر لازم باشد تا از او اجازه نگیرند متفرق نمی شوند کسانیکه برای رفتن خود از تو اجازه می گیرند و به اجازه تو اهمیت می دهند آنها یقینا به خدا و رسول ایمان دارند . هر گاه از تو برای انجام کار ضروری شخصی کیب اجازه کردند به هر کس که خواستی و تشخیص دادی اجازه بده و از خدا برای آنها طلب مغفرت کن زیرا خدا بخشنده و مهربان و عذر پذیر است !!!

من می خواهم از آن دسته از مومنانی محسوب شوم که یقینا به خدا و پیامبر ایمان آورده اند و شامل مخاطبین آیه بالا قرار بگیرم !!! اصلا نه ، من می خواهم حضور پیامبر برسم و فقط با اجازه او از حضورش خارج شوم !!! فقط از شما خواهش می کنم که به من نگوئید که رسول الله اکنون مرده است !!!بدلیل اینکه آیه فوق فرمان خداست و مطلق است !!! زنده و مرده نمی شناسد !!!

وسلام. یا الله

mohebsahabeh
Monday 3 April 2006, 12:23AM
بسم الله الرحمن الرحیم



با سلام و کمال احترام





ما هیچ وقت اینچنین نگفتم ! توجه فرمائید ! آیه 29 کتاب نحمیای نبی منیع مشخصی برای ابلاغ موسی بیان نداشته !!! یعنی همانند همان چیزی که شما آن را فرض بر تیعیت از سنت رسول الله می دانید !!! مفهوم بهتر آن این است که بنی اسرائیل می توانست با مستمسک قرار دادن این آیه تبعیت از سنت موسی را بر خود واجب بداند !!!!




اصلا نبودن حکم و منبع دلیل من بر تبعیت از سنت نیست بلکه دلیل من ایه
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآَخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا (59)
است و این حکمی مشخص است.و این نیز مساله ای واضح است که نمیتوان امری واجب را به دین اضافه و یا کم کرد که بنی اسرائیل و یا من بخواهیم از خود واجبی را اضافه کنیم و مهم اینجاست که خود خدا در این ایه بالا چنین حکمی قرار داده است.



آیه 68 سوره مائده تنها مرجع دین یهود را کتب مقدس می داند !

قل یا اهل کتاب لستم علی شیئی حتی تقیموا التورته و الانجیل و ما انزل الیکم من ربکم .....( مائده - 68)
بگو ؛ ای اهل کتاب شما هیچ ارزشی ندارید مگر آنکه تورات و انجیل را موبمو اجراء کنید و قران را هم که از جانب خدای شما نازل شده اطاعت نمائید .....




البته جناب زد ایکس در مورد این ایه که اوردید حرف , بسیار است در اینجا که ان شائ الله از روی عمد نبوده از روی عمد نبوده شما ایه را نصف کردید که این خیلی کار ناجوری است که امیدوارم از روی عمد نبوده باشد اما مراقب باشید.و اگر خواستید ایه ای را نقل کنید حداقل تا مکان وقف حالا چه اخر ایه و چه وسط ایه ایه را قطق نکنید.و اگر هم خدایی نکرده عمدا چنین بوده این را مجددا بگویم که هدف کوباندن و مغلوب کردن طرف نمیباشد حالا به هر قیمتی که شده حتی به قیمت تیکه تیکه کردن ایات چون ارزشی ندارد. و در مورد این ایه بیشتر توضیح نمیدهم.هر کس دوست داشت خودش ایه را کامل مطالعه کند.





ما همکنون در حال صحبت در مورد شریعت اسلام هستیم که بنیانگذارش ابراهیم نبی بوده !!! از آن زمان کتاب بوده و بهانه ایی نمی ماند !!!



خوب مگر پیامبران قبل از ابراهیم مسلمان نبودند؟؟؟ حالا هر چه بودند کار نداریم , ما هم میگیریم از ابراهیم به بعد , اما میبینیم که خود ابراهیم که شیعه و پیرو نوح بود.که حالا من نمیدانم که نوح چند سال قبل از ابراهیم مرده بود به هر حال ابراهیم پیرو نوح مرده بود.مگر این ایه از قران کتاب اسمانی ما نیست؟؟؟
وَإِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْرَاهِيمَ (83)الصافات
ابراهیم پیرو چه چیز نوح بود کتاب نوح؟؟؟سنت نوح؟؟؟ عمر نوح؟؟؟ لطفا توضیحی هم در مورد این ایه بفرمایید.





به نظرم اینجاست که باید بیشتر به آن توجه کنید !!!

ثم آتینا موسی الکتاب تماما علی الذی احسن و تفضیلا لکل شیئی و هدی و رحمه لعلکهم بلقاء ربهم یومنون ( انعام - 154)
بر موسی کتاب نازل کردیم تا مایه تکمیل حسن عمل مردم نیکوکار و بیان احکام همه چیز و موجب هدایت و رحمت جامعه باشد شاید بدیدار خدا در روز قیامت ایمان آرند .



خوب حالا ایه بعد را هم ادامه میدهیم
ثُمَّ آَتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ تَمَامًا عَلَى الَّذِي أَحْسَنَ وَتَفْصِيلًا لِكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً لَعَلَّهُمْ بِلِقَاءِ رَبِّهِمْ يُؤْمِنُونَ (154) وَهَذَا كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ فَاتَّبِعُوهُ وَاتَّقُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ (155)(الانعام)
خوب همانطور که در انجا فقط گفته شده از تورات و انجیل پیروی کنید در اینجا هم فقط گفته شده که از قران پیروی کنید حالا ایا از قسمتی از قران یا از تمام قران؟؟؟ و همچنین ایاتی که رسول را به عنوان اسوه قرار میدهد ایا ان ایات شامل قران نیستند؟؟؟ایا انها ایات قران نیستند؟؟؟ پس در کل و قتی بخواهیم از قران تبعیت کنیم به ناچار باید از رسول تبعیت کنیم که تبعیت از رسول حکم قران است و اصل , تبعیت از قران است , که خود تبعیت از رسول زیر شاخه ای از احکام قران و تبعیت از قران است نه بدون دلیل تبعیت از رسول.و همچنین اطاعت از اولی الامر.





یعنی به موسی کتابی نازل شد که به تنهایی می توانست قوم بنی اسرائیل را به صراط مستقیم هدایت نماید ، بدون اینکه سنت پیامبران پیشین از جمله ابراهیم و اسحق و یعقوب لازم باشد !!!

دوران عیسی مسیح رسید !!! فرمان انجیل اینچنین بود ؟!!!

متی 4: 17 می فرماید : توبه کنید زیرا ملکوت آسمان نزدیک است. با اطاعت از او که همان آماده شدن برای تعمید است ظاهر می سازیم. ( توبه به معنی برگشت است. برگشت از اطاعت هوسهای نفسانی خود به اطاعت از فرامین مسیح)!

اطاعت از مسیح به چه معنایی می باشد ؟!! آیا سنت عیسی ؟!!! خیر ! توجه کنید !!

و قفینا علی آثارهم بعیسی ابن مریم مصدقا لما بین یدیه من التورته و اتینا الانجیل فیه هدی و نور و مصدقا لما یدیه من التورته و هدی و موعظه للمتقین ( مائده - 46)
و بدنبال آن رسولان ( رسولان بنی اسرائیل ) عیسی پسر مریم را فرستادیم که تورات را که در دسترس او بود تایید کرد و انجیل را که متضمن هدایت و روشنائی برای بشر بود بر او نازل کردیم . انجیل موید تورات بود که پیش از او وجود داشت ، انجیل هم موجب راهنمائی بشر و شامل پند و اندز برای پرهیزکاران است .





ایا شما تورات و انجیل را به طور کامل مطالعه نمودید؟؟؟؟ببین ما خودمان بر سر قرانی که بارها خوانده ایم داریم بحث میکنیم و در مورد ان اختلاف داریم که حکم خدا در مورد سنت در قران چیست , صحبت میکنیم . با اینکه ایات زیادی بر اطاعت کردن از رسول در قران امده. و به طور کلی به یک مسلمان امر میشود که از کتاب اسمانیت قران پیروی کن که همان قران حکم به اطاعت از رسول میدهد و حالا شما از کجا میدانید در خود تورات و انجیل به اطاعت از موسی و عیسی و ابراهیم امر نشده؟؟؟

البته این موضوع هم مهم است. اینکه اینها ایات قران هستند و قران در زمان رسول الله ان کتب را تائید میکرد و به انان میگفت به ان کتب اسمانی عمل کنید که برای شما هدایت است و در حقیقت امر خدا به اطاعت از ان کتب اسمانی عینا مشابه امر به پیروی از سنت رسول میباشد.
چونکه همانطور که ما میگوییم باید از قران اطاعت کنیم و یکی از احکام قران هم اطاعت از رسول الله است در حقیقت وقتی خداوند میفرمود که تورات و انجیل هدایتند و به انها امر به اطاعت از تورات و انجیل و انچه خدا نازل فرموده می نمود در حقیقت ان حکم به ایمان اوردن به رسول الله بود چونکه تورات و انجیل خود رسول الله را تائید میکردند و مردم را به پیروی از او که هنوز به او ایمان نیاورده بودند امر میکردند و در حقیقت هدف قران از امر پیروان ان کتب ایمان به رسول الله بود که حکمی از ان کتب بود.

mohebsahabeh
Monday 3 April 2006, 12:28AM
بسم الله الرحمن الرحیم


پیامبر جدیدی مبعوث شد نامش محمد ( ص ) بود فرمانش به اهل کتاب چه بود ؟!!! همان آیه 46 سوره مائده را بخوانید !!! تعجب نمی کنید ؟ تا اینجا فقط امر به تبعیت از کتب مقدس شده ، با اینکه انجیل متی آیه 17:4 صراحتا امر به اطاعت از عیسی کرده است !!! اما قران اطاعت از عیسی را همان اطاعت از انجیل می داند نه سنت عیسی !!!

اکنون فرض بگیرید که خداوند پیامبری در این دوران مبعوث می کرد ! و کتابی آسمانی هم به دست او می سپارد !!! آیا تصور می کنید فرمانی غیر تبعیت از تورات و انجیل و قران و آن کتابی که در دست رسولش است ، می داشت !!! مفهوم جمله { تجربه ایی که از کتب مقدس گرفته می شود لازم اطاعه است } اینچنین است !!


خیلی جالب است
حالا ان ایه را به طور کامل میاورم و در مورد ان توضیحی هم میدهم
قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَسْتُمْ عَلَى شَيْءٍ حَتَّى تُقِيمُوا التَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرًا مِنْهُمْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ طُغْيَانًا وَكُفْرًا فَلَا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ (68)(المائده)
این همان ایه ای است که شما ان را نصفه اورده بودید.
در اینجا اگر بخواهیم این حرف شما را مد نظر بگیریم در حقیقت محمد تنها وظیفه ای که داشت این بود که به اهل کتاب بگوید به همان کتب خودتان مراجعه و عمل کنید و کاری هم به من نداشته باشید و پیرو من هم نمیخواهد بشوید.
در حالی که حقیقت این است که خداوند و رسول الله به ان اهل کتاب میگوید که به کتب خودتان عمل کنید که کتب اسمانی خودتان محمد رسول الله را تائید میکنند و مژده امدن چنین پیامبری را به عنوان خاتم الانبیا میدهند.و در حقیقت مثل همان پیروی از قران است که وقتی میگوییم باید از قران پیروی کنیم شامل پیروی از سنت هم میشود همانطور که به اهل کتاب گفته شد به کتب خودتان عمل کنید که شامل ایمان اوردن به محمد رسول الله و خاتم الانبیا نیز بود.که ان حکمی در ان کتب بود.



کتابی موید تورات ؟!!! کامل و تمام !!! پس اگر شما تورات را به تنهایی مایه هدایت می دانید این ظلم به قران است که کتاب مقدس آخرین دین و کاملترین دین خدا را ناقص فرض کنید !!!


باز هم میگویم پیروی از تورات و قران یعنی چه؟؟؟ غیر از این است که پیروی از ان کتب در اصل پیروی از احکام انان است؟؟؟؟مگر اینکه بگوییم بله فقط باید از انها پیروی کنیم بدون اینکه انان را بخوانیم و ببینیم احکامشان چیست.

و یک موضوع دیگر

مساله پیروی از مردگان را که کامل بحثش گذشت و میرسد به اطاعت از اولی الامر ایا قران به اطاعت از اولی الامر امر نکرده؟؟؟؟ گرچه اطاعت از اولی الامر مطلق نیست اما به هر حال باز هم قران دارد امر به اطاعت از غیر خدا و غیر قران میدهد ایا این خود قران نیست که امر به اطاعت از امر غیر خودش میدهد؟؟؟


چی شد ؟!!! عیسی چیزهایی را حرام و چیزهایی را حلال می کند ؟ اطاعت کنید مرا ؟!! چه کسی ؟ عیسی را ؟!! پس تکلیف آیه 68 سوره مائده چه می شود .؟ شما قبل از این تائید کردید که دستور خداوند به اهل کتاب فقط تبعیت از کتب مقدس بوده ، پس این اطاعتی که عیسی امر کرده چه می شود ؟ !!
پس می بینید اطاعت از پیامبران نه به مفهوم اطاعت از سنت آنان است بلکه همان اطاعت از کتب مقدس است !!!همانطور که خودتان هم تصدیق کردید به اینکه اهل کتاب تبعیتشان فقط از کتب مقدس است !!!

ایا قران به اطاعت از اولی الامر امر نکرده؟؟؟؟ گرچه اطاعت از اولی الامر مطلق نیست اما به هر حال باز هم قران دارد امر به اطاعت از غیر خدا و غیر قران میدهد ایا این خود قران نیست که امر به اطاعت از امر غیر خودش میدهد؟؟؟



قران تبین کننده سنت ابراهیم است و تنها چیزی که باید از آن تبعیت کنیم !



پس در حقیقت قران ما را به سنت ابراهیم میرساند؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!


جناب محب صحابه، لطفا این آیه را خود تان تفسر کنید !!!

یا ایها الذین امنوا اطعیوا الله و رسوله و لا تولوا عنه و انتم تسمعون ( انفال - 20)
ای اهل ایمان از دستور خدا و پیغمبر اطاعت کامل داشته باشید در حالیکه به سخنان محمد گوش می دهید به او پشت نکنید !!

حلا شما بگوئید این فرمان مطلق است و زنده و مرده نمی شناسد !! به محمد زنده پشت نکنید نه به جسد او !!! انسان بعد از مرگ دیگر مخاطب محسوب نمی شود این که دیگر از ساده ترین مسلمات است !!!



در حقیقت خود این ایه هم مثل ایات فراوان دیگر امر به اطاعت از رسول به طور مطلق میدهد و همانند تمام قران و نک تک ایات ان ایه ای است برای تمام قرون و ایه ای است که 1400 سال پیش نازل شد و تا قیامت حکمی را برای بشریت تعیین کرده است. و تا قیامت هم حکم ان جاری است . غیر از این است؟؟؟
حالا میرویم تا ان شاء الله ببینیم که ایه به طور کامل چه میگوید و منظورش چیست و فایده ان برای من و شما چیست.
در حقیقت ایه دارد مومنان را به طاعت رسول امر میکند و هشدار میدهد از مخالفت با او و تشبیه به کفار که از حکم رسولان سرپیچی مینمودند و از اطاعت کردن از فرامین رسولان سر باز میزدند. و برای این است که خداوند میفرماید (ولا تولو عنه) یعنی از اطاعت از او سر باز نزنید (ولا تولو عنه) به معنی پشت کردن نیست بلکه به معنی اطاعت نکردن است و از اطاعت سرپیچی کردن است. تا اینجایش که کار به زنده و یا مرده بودن ندارد (و انتم تسمعون) یعنی بعد از اینکه شنیدید و یا بهتر بگویم(((دانستید))) انچه که به شما فرمان داده است. {ولا تكونوا كالذين قالوا سمعنا وهم لا يسمعون} و نباشید همانند کسانی که میگفتند شنیدیم ((دانستیم))و نشنیدند ((ندانستند))و اینها در حقیقت منافقین بودند که مسلما منافق هنوز هم وجود دارد و در حقیقت امر را درک میکند و حکم خدا را مییابد اما از ان سر باز میزند.و همچنین (إِنّ شَرّ الدّوَابّ عِندَ اللّهِ الصّمّ الْبُكْمُ الّذِينَ لاَ يَعْقِلُونَ) ((به درستیکه بدترین جنبندگان نزد خدا کران و گنگانند که نمییابند تعقل)) این هم مسلم است که منظور ان کر و گنگ نمیدانم مادر زاد که نیست. ان یک مخلوق و انسانی است که حالا خدا او را کر و گنگ قرار داده مسلما ان بدترین جنبنده نیست پس ان کر و گنگ هم در حقیقت کسانی هستند که ظاهرا گوش دارند و حرف هم میزنند اما در حقیقت کر و گنگ هستند.و نمیفهمند.



بله دوست من ، هم به خدا ایمان دارم و هم به روز قیامت به همین سبب است که اعتقاد خود را برای اعلام نظر دوستان عرضه داشته ام !!! شاید جوابی قانع کننده بیابم اما متاسفانه نتیجه عکس گرفته ام !!! بگذریم !

البته در اینجا من منظورم شما نبودید بلکه من ایه را ترجمه کردم و برای نشان دادن و تاکید بر این امر خدا این قسمت اگر به خدا و روز اخر ایمان دارید. را قرمز کردم.



انما المومنون الذین آمنوا با الله و رسوله اذا کانوا معه علی امر جامع یذهبوا حتی یستاذنوه - ان الذین یستاذنونک او لئک الذین یو منون بالله و رسوله فاذا استاذنوک لبعض شانهم فاذن شئت منهم لهم الله ان الله غفور رخیم ( نور - 63)
آنها که به خدا و رسول ایمان دارند هر گاه برای امری حضور و اجتماعشان نزد پیغمبر لازم باشد تا از او اجازه نگیرند متفرق نمی شوند کسانیکه برای رفتن خود از تو اجازه می گیرند و به اجازه تو اهمیت می دهند آنها یقینا به خدا و رسول ایمان دارند . هر گاه از تو برای انجام کار ضروری شخصی کیب اجازه کردند به هر کس که خواستی و تشخیص دادی اجازه بده و از خدا برای آنها طلب مغفرت کن زیرا خدا بخشنده و مهربان و عذر پذیر است !!!

من می خواهم از آن دسته از مومنانی محسوب شوم که یقینا به خدا و پیامبر ایمان آورده اند و شامل مخاطبین آیه بالا قرار بگیرم !!! اصلا نه ، من می خواهم حضور پیامبر برسم و فقط با اجازه او از حضورش خارج شوم !!! فقط از شما خواهش می کنم که به من نگوئید که رسول الله اکنون مرده است !!!بدلیل اینکه آیه فوق فرمان خداست و مطلق است !!! زنده و مرده نمی شناسد !!!


حالا گذشته از توضیحی که من میدهم ایا شما فکر میکنید این ایه الان از دور خارج شده است؟؟؟ و حکمی ندارد؟؟؟
این ایه هم کمال احترام برای رسول الله را بیان میکند و اهمیت فراوان ان را.

و حالا که بحث این ایه پیش امد و یک موضوع را دیدم ان را اینجا هم ذکر کنم که ان شاء الله سودمند واقع شود و ان ایه بعد ان ایه است.
لَا تَجْعَلُوا دُعَاءَ الرَّسُولِ بَيْنَكُمْ كَدُعَاءِ بَعْضِكُمْ بَعْضًا...(63)النور
مگردانید خواندن رسول را میانتان چون خواندن برخی برخی را
قال الضحاك عن ابن عباس:بعضی اشخاص میگفتند یا محمد , یا اباالقاسم و خداوند انها را از این کار برای احترام به رسول الله نهی نمود و امر کرد که بگویید یا نبی الله , یا رسول الله.

و اگر در مواردی تند صحبت کردم دلخور نشوید.

محمد مهدی 128
Monday 3 April 2006, 04:05AM
اللهم اشغل الظالمین بالظالمین والکافرین بالکافرین والمشرکین بالمشرکین
والمشرکین فی درک الاسفل من الجحیم
کما یئس الکفار من اصحاب القبور
وان جهنم لمحیطة بالکافرین :smile28:

zxcv
Monday 3 April 2006, 05:44AM
بسم الله

با سلام و کمال احترام

البته جناب زد ایکس در مورد این ایه که اوردید حرف , بسیار است در اینجا که ان شائ الله از روی عمد نبوده از روی عمد نبوده شما ایه را نصف کردید که این خیلی کار ناجوری است

شروع شد ؟!!! خیر جناب محب صحابه عزیز ، هیچ عمدی در کار نبود !! مگر قرار نبود با حسن نیت مناظره را به پیش ببریم ؟!! تمامی آیه نوشته می شود که انشاء الله سوء تفاهمی پیش نیاید !!!

قل یا اهل کتاب لستم علی شیئی حتی تقیموا التورته و الانجیل و ما انزل الیکم من ربکم و لیزیدن کثیرا منهم انزل الیک طغیانا و کفرا فلا تاس علی القوم الکافرین ( مائده - 68)
بگو ؛ ای اهل کتاب شما هیچ ارزشی ندارید مگر آنکه تورات و انجیل را موبمو اجراء کنید و قران را هم که از جانب خدای شما نازل شده اطاعت نمائید . ای محمد در عین حال در بسیاری از آنها به جای ایمان ، روح طغیان و کفر ایجاد می کند و بگردنکسشی آنان می افزاید تو هم به حال مردم کافر افسوس و تاسف مخور ، بگذار به سزای اعمال خود برسند !

اکنون جنابعالی تصور می کنید مفهومی که اینجانب می خواستم از آیه برداشت کنم تغییری پیدا کرده است ؟!!!می بینید که همکنون هم اهل کتاب به تبعیت از کتب مقدس امر شده اند و هیچ تفاوتی با قبلا ندارد !!!

وَإِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْرَاهِيمَ (83)الصافات

آیه فوق به این مفهوم است ( که دعوت به توحیدی که ابراهیم منادی آن بود همانی بود که نوح آن را تبلیغ می کرد ، هر دو شریعت از طرف خداوند متعال به این دو پیامبر گرامی وحی شده بود و هر دو یک مفهوم و معنا را روشن می کردند و آن توحید ناب بود )!! می توانید آیا ت قبل و بعد آیه 83 سوره صافات را قرائت کنید تا خودتان متوجه شوید که چگونه خداوند به زیبائی هر چه تمامتر وظیفه و پیغام پیامبران را به هم مرتبط نموده است !!

از مابقی مطالب جنابعالی این برداشت می شود که شما قبول دارید که خداوند به اهل کتاب فقط فرمان تبعیت از کتب مقدس را امر نموده است ، ولی به واسطه ایاتی که اطاعت از نبی گرامی در آن امر شده است ، شما سنت فرقه ها را همان اطاعت از نبی گرامی می دانید !!!

لطفا توجه کنید !!

انجیل برنابا فصل شانزدهم آیه 13
عیسی مسیح خطاب به حواریون { گوش دهید مرا ، زیرا سخن می گویم با شما ، براستی }
انجیل برنابا فصل بیست وششم آیه 15
عیسی گفت ؛ { هر کلمه ایی از کلمات من راست است }

مفهوم آیات انجیل چیست ؟ کتابی مقدس می گوید که ، سخنان عیسی راست و واجب اطاعه است !!!
اکنون دوست عزیز، آیا شباهتی بین این آیات انجیل و آیه 59 سوره نساء نمی بینید ؟!! هر دو کتاب مقدس امر به اطاعت از رسول نموده اند !!! اکنون چطور تصور می کنید که از پشت اطاعت اولی فقط تبعیت از کتب مقدس خارج می شود ، ولی از اطاعت دومی دو مرجع دینی ( قران و سنت ) برای تبعیت مشخص می شود !!! آگر آن اطاعت است ، این هم اطاعت است ا!! اگر اطاعت از محمد ( ص ) باید سنتی در پی داشته باشد چرا باید اطاعت از عیسی ( ع ) سنتی در پی نداشته باشد ؟!!! سوالاتی که پاسخش می تواند جلوی بسیاری از بدعتها و انحرافات را بگیرد !!

شاید پاسخی بهتر از این نیابیم که همانطور که اطاعت از عیسی به معنای تبعیت محض از انجیل می باشد، ( آیه 68 سوره مائده ) ، بنابر این باید قبول کنیم که اطاعت از نبی گرامی اسلام هم یعنی فقط تبعیت از قران مجید !!!

در حقیقت ایه دارد مومنان را به طاعت رسول امر میکند و هشدار میدهد از مخالفت با او و تشبیه به کفار که از حکم رسولان سرپیچی مینمودند و از اطاعت کردن از فرامین رسولان سر باز میزدند. و برای این است که خداوند میفرماید (ولا تولو عنه) یعنی از اطاعت از او سر باز نزنید (ولا تولو عنه) به معنی پشت کردن نیست بلکه به معنی اطاعت نکردن است و از اطاعت سرپیچی کردن است. تا اینجایش که کار به زنده و یا مرده بودن ندارد (و انتم تسمعون) یعنی بعد از اینکه شنیدید و یا بهتر بگویم(((دانستید))) انچه که به شما فرمان

مخاطب آیه فوق مسلمانی بودند که در جنگ بدر توانستند کفار را شکستی خفت بار دهند ، تا اینجایی که خداوند دلیل نصرت و پیروزی ایشان را بیان می کند و به ایشان توصیه می کند ، که در هنگام شنیدن سخنان نبی گرامی و فرامین جنگی او نباید بی توجهی و بی احترامی صورت بگیرد !!! سخنان او را کاملا و با دقت گوش دهید تا خداوند نصرت و پیروزی به شما عطا کند !!
برای اطمینان به حدود پانزده ترجمه از ترجمه های معتبر قران سری زدم تا ببینم که شاید آنچیزی که جناب محب صحابه می فرماید صحیح باشد، ولی آنچه که از خلاصه ترجمه ها یافتم این بود !!!

ای مومنان ؛ خدا و رسولش را اطاعت کنید ، در حالی که می شنوید از او رو نگردانید !

مابقی ایرادات شما گمان نکنم لازم باشد پاسخی به انها داده شود ، بدلیل اینکه در آنها هنوز پاسخی به سوالهای قبلی خودم نیافتم !! همینطور که شما هنوز جوابی قانع کننده به سخنان فرزندان یعقوب در تبعیت نکردن از سنت پیامبران پیشین نداده اید !! همینطور که هنوز جنابعالی هنوز پاسخی که حتی خودتان را مجاب کند به این پرسش که ، من چگونه در این عصر ودوران می توانم فرمان آیه 63 سوره نور را انجام دهم ؟!!! چطور می توان فرمان مطلق خداوند را در اینکه در ( محضر رسول الله فقط با اجازه او از مجلس خارج شوم) را اطاعت کنم و جزو کسانی باشم که به یقین اهل سعادتند !!! اگرامر آیه را مطلق بدانیم باید پیامبر را هم زنده بدانیم !!! تفکیک این دو محال است !!!

وسلام یا الله

mohebsahabeh
Monday 3 April 2006, 09:58AM
اللهم اشغل الظالمین بالظالمین والکافرین بالکافرین والمشرکین بالمشرکین

:smile28:

بسم الله الرحمن الرحیم

امین یا رب العالمین

اللهم اشغل الظالمین بالظالمین والکافرین بالکافرین والمشرکین بالمشرکین
امریکا را به ایران و ایران را به امریکا بر سر انرژی هسته ای
اسرائیل را به ایران و ایران را به اسرائیل
فرانسه انگلیس و المان را به ایران و ایران را به فرانسه انگلیس و المان

حزب الات لبنان رافضی را به رایس و رایس را به حرب الات لبنان رافضی.

mohebsahabeh
Monday 3 April 2006, 10:01AM
والمشرکین فی درک الاسفل من الجحیم



بسم الله الرحمن الرحیم

و المنافقین فی درک الاسفل من الجحیم

سپهران
Monday 3 April 2006, 01:36PM
بسم الله الرحمن الرحیم

امین یا رب العالمین

اللهم اشغل الظالمین بالظالمین والکافرین بالکافرین والمشرکین بالمشرکین
امریکا را به ایران و ایران را به امریکا بر سر انرژی هسته ای
اسرائیل را به ایران و ایران را به اسرائیل
فرانسه انگلیس و المان را به ایران و ایران را به فرانسه انگلیس و المان

حزب الات لبنان رافضی را به رایس و رایس را به حرب الات لبنان رافضی.


اللهم اشغل الظالمین بالظالمین والکافرین بالکافرین و....

طالبان با امریکا وهابیت با بن لادن بوش با ملا عمر اسراییل با عربستان وقص علی ذلک

mohebsahabeh
Monday 3 April 2006, 05:45PM
بسم الله الرحمن الحیم

و علیکم السلام


شروع شد ؟!!! خیر جناب محب صحابه عزیز ، هیچ عمدی در کار نبود !! مگر قرار نبود با حسن نیت مناظره را به پیش ببریم ؟!! تمامی آیه نوشته می شود که انشاء الله سوء تفاهمی پیش نیاید !!!


نه چیزی شروع نشد و منظور من این بود که جملات را نصف نکنید حالا نه فقط اینجا بلکه همه جا و نه برای من بلکه در کل.
و اگر کمی به بالا تر نگاه کنید در انتها من این را هم گفتم که و اگر در مواردی تند صحبت کردم دلخور نشوید. حالا اگر هم ان راندیدید به ان بالا نگاهی بیندازید وجود دارد.


می بینید که همکنون هم اهل کتاب به تبعیت از کتب مقدس امر شده اند و هیچ تفاوتی با قبلا ندارد !!!



وَلَقَدْ قَالَ لَهُمْ هَارُونُ مِنْ قَبْلُ يَا قَوْمِ إِنَّمَا فُتِنْتُمْ بِهِ وَإِنَّ رَبَّكُمُ الرَّحْمَنُ فَاتَّبِعُونِي وَأَطِيعُوا أَمْرِي (90)(طه)
و بتحقیق گفت ایشان را هارون از پیش ای قوم جز این نیست که مبتلا شدید به ان و بدرستیکه پروردگار شما خداست پس پیروی کنید مرا و اطاعت نمایید امر مرا.

در اینجا هارون به قوم امر میکند که از من پیروی کنید و از امر من اطاعت کنید.این را در مقاله تسلیم که بحث بر سر این بود که ایا میتوان از غیر خدا اطاعت نمود اوردم و اینجا هم که صحبت بر سر این است که ایا میتوان از غیر کتاب اطاعت نمود است. مجددا میاورم و توضیحی در مورد ان میدهم
اینجا خداوند میگوید که هارون به قوم گفت از من پیروی کنید و از امر من اطاعت کنید. نه گفت از امر خدا اطاعت کنید و نه گفت از امر کتاب اطاعت کنید.


آیه فوق به این مفهوم است ( که دعوت به توحیدی که ابراهیم منادی آن بود همانی بود که نوح آن را تبلیغ می کرد ، هر دو شریعت از طرف خداوند متعال به این دو پیامبر گرامی وحی شده بود و هر دو یک مفهوم و معنا را روشن می کردند و آن توحید ناب بود )!! می توانید آیا ت قبل و بعد آیه 83 سوره صافات را قرائت کنید تا خودتان متوجه شوید که چگونه خداوند به زیبائی هر چه تمامتر وظیفه و پیغام پیامبران را به هم مرتبط نموده است !!


به هر حال ابراهیم شیعه نوح بود.در هر موردی که حالا حساب کنید فرق ندارد حرف من این است که ابراهیم شیعه شخص مرده بود.



از مابقی مطالب جنابعالی این برداشت می شود که شما قبول دارید که خداوند به اهل کتاب فقط فرمان تبعیت از کتب مقدس را امر نموده است ، ولی به واسطه ایاتی که اطاعت از نبی گرامی در آن امر شده است ، شما سنت فرقه ها را همان اطاعت از نبی گرامی می دانید !!!


قسمت اول حرفتان درست است اما این نکته را هم برای تکمیل بگویم کجا خداوند به اهل کتاب فرمان طبعیت از کتب مقدس را امر کرده؟؟؟؟؟ بله در قران..یعنی در حقیقت در زمانی که دیگر اهل کتاب میبایست به رسول الله ایمان بیاورند و از کتاب و سنت او پیروی کنند.و به کاملترین دین بپیوندند نه اینکه خدا به اهل کتاب امر کند که به کتب خود عمل کنید و به همان دین خود باقی بمانید بلکه میگفت به کتب خود عمل کنید و به پیامبر جدید ایمان بیاورید.
اما من قبلا هم گفتم فعلا کاری به فرقه ها و سنتهای درست و غلط انان ندارم. فعلا صحبت من بر سر اصل سنت رسول الله است نه سنت فرق مختلف و همچنین صحبت من این است که سنت حقیقی رسول الله همکنون وجود دارد به دلیل ایه 59 سوره نساء که حکم به ارجاع به سنت میدهد پس بنابر این ایه من میگویم که وقتی خدا حکم به ارجاع چیزی میدهد پس اصل اصیل ان وجود دارد و میتوانم به ان رجوع کنم حالا کدام فرقه و کدام کتب و احادیث فعلا کاری به ان ندارم و ان خود صحبتی مفصل نیاز دارد

mohebsahabeh
Monday 3 April 2006, 05:55PM
بسم الله الرحمن الرحیم



مفهوم آیات انجیل چیست ؟ کتابی مقدس می گوید که ، سخنان عیسی راست و واجب اطاعه است !!!
اکنون دوست عزیز، آیا شباهتی بین این آیات انجیل و آیه 59 سوره نساء نمی بینید ؟!! هر دو کتاب مقدس امر به اطاعت از رسول نموده اند !!! اکنون چطور تصور می کنید که از پشت اطاعت اولی فقط تبعیت از کتب مقدس خارج می شود ، ولی از اطاعت دومی دو مرجع دینی ( قران و سنت ) برای تبعیت مشخص می شود !!! آگر آن اطاعت است ، این هم اطاعت است ا!! اگر اطاعت از محمد ( ص ) باید سنتی در پی داشته باشد چرا باید اطاعت از عیسی ( ع ) سنتی در پی نداشته باشد ؟!!! سوالاتی که پاسخش می تواند جلوی بسیاری از بدعتها و انحرافات را بگیرد !!


ببینید در حقیقت در انجا خود ان کتاب است که تبعیت از سخنان عیسی را واجب الاطاعه میداند.و در حقیقت مردم را به طبعیت از سنت رسولشان امر میکند که در حقیقت توضیح دهنده کتاب است.و زمانی که پیامبری مثلا موسی فرستاده میشد کتابی داشت و خود ان پیامبر نیز سنتی داشت و تشریح دهنده ان کتاب بود یعنی در حقیقت خود موسی سنتی داشت.و برای پیروان ان کتاب تا زمانی که پیامبر بعدی نیامده بود حکم صادق بود و وقتی که محمد امد در حقیقت سخنان ان پیامبر یعنی رسول الله واجب الاطاعه بودند.
و وقتی پیامبری دیگر میامد مثلا عیسی خود عیسی که میامد در حقیقت برای چه میامد؟؟؟؟ مگر کتاب تورات وجود نداشت؟؟؟ چرا اصلا پیامبری میامد؟؟؟ چونکه مردم کم کم از کتاب و سنت پیامبر قبلی دور میشدند و دیگر بسیاری از احکام ان کتاب و سنت ان رسول در ان زمان شاید بتوان گفت قابل اجرا نبود و هنوز ادیان سیر تکاملی داشتند و خداوند بنا به مقتضیات زمانی و مکانی رسول و کتابی میفرستاد که در حقیقت دیگر برای زمان عیسی میتوان گفت کامل نبود و بنا به مقتضیات زمانی و مکانی خداوند رسول و کتاب دیگری میفرستاد که در حقیقت هر کدام از پیامبران خود دارای سنتی بودند. و وقتی که مثلا عیسی میامد عیسی خود سنتی جدید داشت متناسب با زمان و مکان و افراد.
تا رسید به اخرین پیامبر که در حقیقت در این مرحله خداوند کتاب و سنتی جاودانه و برای همیشه فرستاد. و برای چه قران به اهل کتاب امر میکند به کتب اسمانی عمل کنید؟؟؟ چون در ان کتب اسمانی پیروی از محمد رسول الله امر شده در حقیقت پیروی از کتاب او و سنت او.و باز هم میگویم کجا خداوند به اهل کتاب فرمان طبعیت از کتب مقدس را امر کرده؟؟؟؟؟ بله در قران..یعنی در حقیقت در زمانی که دیگر اهل کتاب میبایست به رسول الله ایمان بیاورند و از کتاب و سنت او پیروی کنند.و به کاملترین دین بپیوندند نه اینکه خدا به اهل کتاب امر کند که به کتب خود عمل کنید و به همان دین خود باقی بمانید در حالی که قران میگوید دین از کسی پذیرفته نیست جز اسلام. بلکه میگفت به کتب خود عمل کنید و به پیامبر جدید ایمان بیاورید.

حالا نمیدانم که تا چه حد سخنانم را گرفتید میبخشید اما روان تر از این نتوانستم بگویم طلفا اگر خوب نفهمیدید چند بار با دقت مطالعه نمایید.



شاید پاسخی بهتر از این نیابیم که همانطور که اطاعت از عیسی به معنای تبعیت محض از انجیل می باشد، ( آیه 68 سوره مائده ) ، بنابر این باید قبول کنیم که اطاعت از نبی گرامی اسلام هم یعنی فقط تبعیت از قران مجید !!!


پس بنا بر قول شما دیگر بر مردمی که در زمان رسول الله هم بودند چه رسد به ما اطاعت از رسول الله واجب نبود.
چه میشد اوووووووووووووه الان از اسلام هیچی باقی نبود.

بارها این را هم گفته ام ما اگر بخواهیم به از قران اطاعت کنیم خود به خود داریم از رسول الله اطاعت میکنیم چون قران به او وحی میشد و او به ما ابلاغ مینمود.

مخاطب آیه فوق مسلمانی بودند که در جنگ بدر توانستند کفار را شکستی خفت بار دهند ، تا اینجایی که خداوند دلیل نصرت و پیروزی ایشان را بیان می کند و به ایشان توصیه می کند ، که در هنگام شنیدن سخنان نبی گرامی و فرامین جنگی او نباید بی توجهی و بی احترامی صورت بگیرد !!! سخنان او را کاملا و با دقت گوش دهید تا خداوند نصرت و پیروزی به شما عطا کند !!




این را من بر اساس تفسیر ابن کثیر معتبر ترین تفسیر اهل سنت اوردم.
در حقیقت ایه دارد مومنان را به طاعت رسول امر میکند و هشدار میدهد از مخالفت با او و تشبیه به کفار که از حکم رسولان سرپیچی مینمودند و از اطاعت کردن از فرامین رسولان سر باز میزدند. و برای این است که خداوند میفرماید (ولا تولو عنه) یعنی از اطاعت از او سر باز نزنید (ولا تولو عنه) به معنی پشت کردن نیست بلکه به معنی اطاعت نکردن است و از اطاعت سرپیچی کردن است. تا اینجایش که کار به زنده و یا مرده بودن ندارد (و انتم تسمعون) یعنی بعد از اینکه شنیدید و یا بهتر بگویم(((دانستید))) انچه که به شما فرمان داده است. {ولا تكونوا كالذين قالوا سمعنا وهم لا يسمعون} و نباشید همانند کسانی که میگفتند شنیدیم ((دانستیم))و نشنیدند ((ندانستند))و اینها در حقیقت منافقین بودند که مسلما منافق هنوز هم وجود دارد و در حقیقت امر را درک میکند و حکم خدا را مییابد اما از ان سر باز میزند.و همچنین (إِنّ شَرّ الدّوَابّ عِندَ اللّهِ الصّمّ الْبُكْمُ الّذِينَ لاَ يَعْقِلُونَ) ((به درستیکه بدترین جنبندگان نزد خدا کران و گنگانند که نمییابند تعقل)) این هم مسلم است که منظور ان کر و گنگ نمیدانم مادر زاد که نیست. ان یک مخلوق و انسانی است که حالا خدا او را کر و گنگ قرار داده مسلما ان بدترین جنبنده نیست پس ان کر و گنگ هم در حقیقت کسانی هستند که ظاهرا گوش دارند و حرف هم میزنند اما در حقیقت کر و گنگ هستند.و نمیفهمند.



همینطور که شما هنوز جوابی قانع کننده به سخنان فرزندان یعقوب در تبعیت نکردن از سنت پیامبران پیشین نداده اید !!


تکرار
البته این ایه که شما استدلال میکنید اگر از نظر ان استدلال شما بخواهیم حساب کنیم در حقیقت اینطور میشود , که فرزندان یعقوب در زمان حیات یعقوب , یعقوب را پرستش میکردند و بعد از فوت یعقوب دیگر چون که یعقوب زنده نبود خدای یعقوب را پرستش کردند؟؟؟؟؟؟!!!!!
در صورتی که اگر درست بخواهیم برداشت کنیم در حقیقت فرزندان یعقوب چه در زمان حیات یعقوب و چه پس از فوت یعقوب خدا را عبادت میکردند و هیچ ربطی به زنده و یا مرده بودن یعقوب نداشت بلکه در حقیقت یعقوب داشت پیمانی میگرفت مثلا حالا بر فرض اینکه بعد از من گمراه نشوید و خدایان باطلی را عبادت نکنید نه اینکه فرزندانش ان موقع او را عبادت میکردند و بعد از مرگش خدا را


همینطور که هنوز جنابعالی هنوز پاسخی که حتی خودتان را مجاب کند به این پرسش که ، من چگونه در این عصر ودوران می توانم فرمان آیه 63 سوره نور را انجام دهم ؟!!! چطور می توان فرمان مطلق خداوند را در اینکه در ( محضر رسول الله فقط با اجازه او از مجلس خارج شوم) را اطاعت کنم و جزو کسانی باشم که به یقین اهل سعادتند !!! اگرامر آیه را مطلق بدانیم باید پیامبر را هم زنده بدانیم !!! تفکیک این دو محال است !!!

خیر من خودم هم هنوز جوابی برای این ایه ندام مگر اینکه این ایه احترام رسول الله را نشان میدهد و بیشتر به زمان حیات او مربوط میباشد.

اما ان طور که من برداشت میکنم شما این را دلیل میاورید بر اینکه احکام اطاعت از رسول قران مربوط به زمان رسول الله بودند و اطاعت از رسول مربوط به همان زمان بود پس در این صورت تمام قران را باید به ان زمان ربط دهیم و همینطور ایات توحید و شرک را و همینطور این سوره

بسم الله الرحمن الحیم
تَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ (1) مَا أَغْنَى عَنْهُ مَالُهُ وَمَا كَسَبَ (2) سَيَصْلَى نَارًا ذَاتَ لَهَبٍ (3) وَامْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ (4) فِي جِيدِهَا حَبْلٌ مِنْ مَسَدٍ (5)


و این سوره که در حقیقت دارد حالا یکی از کفار و مشرکین را وصف میکند
پس اگر بخواهیم با استنا به چند ایه که در مورد خاصی هستند سایر ایات را به زمان خاصی مربوط کنیم پس میشود حرف این غالیان رافضی که ایات توحید و شرک را مخصوص بتان و زمانی خاصی میدانند و پیامبران و امامانی را که در مورد انها غلو شده و به حد خدایی رسانیده اند را بت نمیدانند

و اگر در موردی تند صحبت کردم دلخور نشوید.

mohebsahabeh
Monday 3 April 2006, 05:58PM
اللهم اشغل الظالمین بالظالمین والکافرین بالکافرین و....

طالبان با امریکا وهابیت با بن لادن بوش با ملا عمر اسراییل با عربستان وقص علی ذلک

اللهم اشغل الظالمین بالظالمین والکافرین بالکافرین والمشرکین بالمشرکین
والمشرکین فی درک الاسفل من الجحیم
کما یئس الکفار من اصحاب القبور
وان جهنم لمحیطة بالکافرین :smile28:

بیچاره ها اخر نتوانستند طاقت بیاورند و احترام خود را حفظ کنند و چیزی ننویسند

zxcv
Tuesday 4 April 2006, 02:18AM
بسم الله

با سلام و کمال احترام .

ابتدا باید به این نکته اشاره کنم که اینجانب برداشت خود را از کتاب مقدس برای اعلام نظر دوستان و انتقاد آن عزیزان عرضه داشته ام تا با توکل بر خدا ی متعال و مو شکافی و نقد آن ، بهترین راهی را که منتهی به سعادت می شود، بیابیم ( انشاء الله ) پس آمده شنیدن هر انتقاد و نظری از سایر دوستان مسلمان هم می باشم !

برادر بزرگوار جناب محب صحابه عزیز .

منظورم هیچوقت این نبوده که رسول الله در طول رسالت خویش فقط قران را برای اصحاب می خوانده و هیچ سخنی خارج از قران نفرموده است ، بلکه می گویم که تمامی دلیل رسالت پیامبر فقط منحصر به نزول قران بوده و به تیع آن تمامی تلاشی که پیامبر در طول بیست و سه سال رسالتش متهمل شد برای این بود که زمینه نزول این معجزه بزرگ خداوند مهیا شود . در ثانی اطاعت از هارون هم می تواند تعریفی همانند تعریف فوق داشته باشد با فرق آنکه هارون برای حفظ کتاب مقدس آمده بود نه نزول آن !!
به هر حال ابراهیم شیعه نوح بود.در هر موردی که حالا حساب کنید فرق ندارد حرف من این است که ابراهیم شیعه شخص مرده بود.
برادر من ، توجه نکردید !!! مفهوم مطلب اینجانب این است که ابراهیم و نوح منادی یک شریعت بودند که هر دوشریعت توسط خداوند متعال به ایشان وحی شد !!! گمان نکنم هیچ احدی بدون استفاده از وحی الهی بتواند به شریعت انبیاء پیشین برسد همانی که ما می گوئیم یعنی سنت محمد ( ص ) همانی است که در قران آورده شده !!

فاصله ابراهیم تا نوح به قولی دو هزار و پانصد سال بوده و در آن زمان هم هیچ کتاب مقدسی هم بین آن دو رد و بدل نشده است ، پس چگونه تصور می کنید که ابراهیم طبق سنتی که با نقل قول دیگران بدست آمده آن هم به فاصله دو هزار و پانصد سال بدون امکانات امروزی برای ثبت سخن ، به سنت نوح رسیده است ؟؟؟؟ شما فراموش کرده اید که ابراهیم هم پیامبر خدا بود !!! بنابر این خداوند همانی که به نوح نبی وحی کرد ، به ابراهیم هم همان فرمان را داد ، این است معنای شیعه نوح بودن !!!
قسمت اول حرفتان درست است اما این نکته را هم برای تکمیل بگویم کجا خداوند به اهل کتاب فرمان طبعیت از کتب مقدس را امر کرده؟؟؟؟؟ بله در قران..یعنی در حقیقت در زمانی که دیگر اهل کتاب میبایست به رسول الله ایمان بیاورند و از کتاب و سنت او پیروی کنند.و به کاملترین دین بپیوندند نه اینکه خدا به اهل کتاب امر کند که به کتب خود عمل کنید و به همان دین خود باقی بمانید بلکه میگفت به کتب خود عمل کنید و به پیامبر جدید ایمان بیاورید.
این حرف جدیدی از شما است ! بر خلاف مطالب قبلی جنابعالی شما همکنون تز جدیدی ارائه داده اید !!! به این معنا که شما فرموده اید که تبعیت از سنت موسی تا زمانی واجب بوده که عیسی مبعوث شد و همینطور تبعیت از سنت عیسی تا زمانی واجب می بود که محمد ( ص ) صاحب رسالت گردید و دلایل این جابجایی بین ستنها را انحرافاتی دانستید که در کتب و سنت پیامبران پیشین بوجود آمده است!!!

جالب است !! اولا همکنون ما چیزی به عنوان زوال و یا تحریف قران نداریم!! پس یکی از بهانه های تبعیت از سنت خود به خود گرفته می شود !!! می ماند سنت !!! چطور شما تنها بعد از هفتصد سال سنت عیسی ( ع) را آنچنان دچار بدعتها و کجی ها معرفی می کنید که لازم می دانید که خداوند پیامبری جدید نازل کند و جلوی انحرافاتی که در آئین مسیحیت پیش آمده بگیرد !!! اما در کمال تعجب بعد از هزار و چهار صد سال سنت نبی گرامی را آنچنان دست نخورده می دانید که او را مانند قران واجب اطاعت می دانید ؟؟؟؟ لطفا با انصاف خودتان قضاوت کنید ؟!! مگر کتب صحاح سته و مابقی کتی روایی که از آنها سنت نبی برداشت می شود چه تفاوتی با توهمات و بدعتهایی دارد که بعد از عیسی و موسی ، خاخام ها و کشیشها در ادیان آسمانی بوجود آوردند ؟!!! آیا تغییر نامها از خاخام و کشیش به مفتی و آخوند کافی است که بگوئید سنت آنان بد است و سنت ما خوب است ؟!!

وعده تمامی کتب پیش از قران برای ظهور آخرین منادی توحید را می توانید در بزرگترین معجزه خداوند ببینید ( قران ) در آنجایی که هزار و چهار صد سال گذشته است ولی حتی یک قران نداریم که با قران دیگر متفاوت باشد !!!! ولی متاسفانه بعضی از دوستان توجه نمی کنند که آنچیزی که شما به عنوان سنت می شناسید هیچ چیزی نیست غیر تبیعیت از غیر خدا !!!

دوست من ، احادیث و روایات می توانند مانند هر قول دیگری جنبه ارشادی خود را داشته باشند و یا حتی می توان سخنانی ناب و ارزشمند ی در همین روایات و احادیث یافت به طور مثال از نهج البلاغه می توان الگوئی زیبایی از خدا پرستی را استخراج کرد ، همچنین تجربیات بسیاری می توان از تاریخ گذشتگان گرفت !! هیچگاه نباید تصور شود ما با آنها مخالف هستیم یا همه را منکر شده ایم !!! ولی ما می گوئیم که مراجعی که به سادگی می توانند تحریف و تغییر کنند ، نمی توانند جنبه تعبدی پیدا کنند !!! اگر ما می گوئیم ایاک نعبد یعنی اینکه فقط از تو خدای واحد تبعیت محض می کنیم دیگر نباید از سنتی که مرجع معتبری ندارد احکام دین خود را خارج کنیم و آن حکم را مانند احکام قران بدانیم !!! ما نباید از تاریخی که تحریف آن مانند روز روشن است دینمان را بخواهیم !!!
برادر من ،سالهاست که این فرقه و آن فرقه جنگ و دعوا دارند که چرا این حق به آن رسید و به دیگری نرسید !! آنچنان در مورد سنت پیشینیان بحث و دعوا می کنند که اگر کسی از آن زمان بیاید ، نمی تواند مانند این غافلان در مورد عصر خودش صحبت کند !!!اما آیا یک روز فرقه ها با خود فکر کرده اند که هدف رسالت نبی گرامی چه بوده ؟!!! آیا صد و بیست و چهار هزار پیامبر آمده اند و بشر را امیدوار کرده اند به بعثت یک پیامبری جدید ، که من و تو دعوا کنیم که چرا فدک به این رسید و به آن نرسید !!! آیا هدف متعالی رسول اکرم این جنگ و دعواهای کوچک و کم ارزش می باشد ؟!! اکنون خودتان قضاوت کنید که سبب این همه اختلافات چیست ؟!! نه اینکه فلان فرقه سنت نبی را پشت علی و حسین می بیند و فلان فرقه پشت ابوبکر و عمر ؟!!! این است دلیل بدعتها و اختلافات اسلام !!

عزیز من ؛ اختلافات از قران نبوده و هرگز نمی باشد ! آنچیزی که باعث شد اسلام هم مانند ادیان دیگر تکه تکه شود آنچیزی بود که فریسیان و خاخامها و کشیشها ی دنیا پرست و ملاها و مفتی ها غافل به عنوان سنت این نبی و آن امام مساوی با کلام خداوند دانستند و باعث شدند که آنچیزی که از ادیان بماند فقط پوستی تو خالی و بدون ریشه باشد !!!
بارها این را هم گفته ام ما اگر بخواهیم به از قران اطاعت کنیم خود به خود داریم از رسول الله اطاعت میکنیم چون قران به او وحی میشد و او به ما ابلاغ مینمود.
و ما هم می گوئیم که تنها سخنانی که باید به ما می رسید قرانی است که محفوظ شده و بیمه شده خداوندی است

zxcv
Tuesday 4 April 2006, 02:19AM
البته این ایه که شما استدلال میکنید اگر از نظر ان استدلال شما بخواهیم حساب کنیم در حقیقت اینطور میشود , که فرزندان یعقوب در زمان حیات یعقوب , یعقوب را پرستش میکردند و بعد از فوت یعقوب دیگر چون که یعقوب زنده نبود خدای یعقوب را پرستش کردند؟؟؟؟؟؟!!!!!
دوست من ، در ذهنتان تصور کنید که مخاطب گفتگوی فرزندان یعقوب ، نبی گرامی اسلام بوده و ایشان است که از آنها سوال می کند که بعد از من چه کسی را پرستش می کنید ؟!!!به نظر شما آنها چه پاسخی می دادند ؟ !!

{ ما خدای تو ( محمد ) و پدران تو ابراهیم و اسمعیل را می پرستیم که خدای یگانه است ، ما تسلیم اوامر ( قران ) چنین خدائی هستیم .اینها طبقه ایی بودند که از بین رفتند . هر کار و نیک و بدی ( سنت ) کردند برای خودشان بود ، شما مسئول اعمال خود هستید اعمال نیک و بد دیگران ( سنت ) ارتباطی به شما ندارد }.

دوست من ، اطاعت ( نه عبادت ) از نبی زنده فرمانیست که خداوند آن را امر کرده است ؟!! و دلیل آن برای این بود که زمینه نزول و حفظ کتب مقدس مهیا شود و مطمئنا فرزندان یعقوب هم باید این امر خداوند را اطاعت می کردند چون هم یعقوب پیامبر زنده خدا بود و هم او پدری محترم برای آنها بود !!!
پس اگر بخواهیم با استنا به چند ایه که در مورد خاصی هستند سایر ایات را به زمان خاصی مربوط کنیم پس میشود حرف این غالیان رافضی که ایات توحید و شرک را مخصوص بتان و زمانی خاصی میدانند و پیامبران و امامانی را که در مورد انها غلو شده و به حد خدایی رسانیده اند را بت نمیدانند
برادر بزرگوارم ! متاسفانه این برداشتی که شما از آیات می کنید سطحی ترین نوع برداشت می باشد . تمامی آیات خداوند درس است و این معجزه بزرگ خداوند است که حتی می توان از آیاتی که مخاطب مستقیم آنها مشخص شده ، اخلاقی متعالی آموخت و راهنمایی برای سعادت باشد ، ولی مهم آن چیزی است که از آن آیات آموخته می شود !!!

اکنون خود این آیات هستند که به ما درس می دهند که درک کنیم اطاعت یعنی چه !!! توجه می کنید !! هر دو آیه 59 سوره نساء و 63 سوره نور مخاطب آن "مومنان " می باشد ! شما می گوئید که هر دو دستور ، مرده و زنده نمی شناسد !!! اکنون به من بفرمائید که چگونه من نوعی می توانم خود را جزو مخاطبین مستقیم آیه 63 سوره نور بدانم !!! جان من ، نمی شود هم پیامبر مرده باشد و هم از او بتوانم اجازه خروج از محضر ایشان را بگیرم !! قران تماما درس است مخاطب خاصی هم نمی شناسد ، می توان از همه آیاتش عبرت گرفت

بنابر این یکی از مفاهیمی که 63 سوره نور به ما می آموزیم این است که اطاعت از محمد ( ص ) چیزی خارج از تبعیت تنها از قران نیست !!!دومین درس می تواند اخلاق نیکو و حسنه را به ما بیاموزد !! سومین نصیحت می تواند اهمیت دین و آخرت را در مقابل دنیا و کارهای دنیوی را به ما نشان می دهد و درسهای بسیار دیگر !!! باید ببینم که خداوند منظورش از آیات چیست بعد درسی را که از آن می گیریم الگو و راهنمای خود قرار دهیم !! :smile07:

برادر من ؛ تمامی داستان تلخ شرک و گمراهی بشر از همین تبعیتهای سرچشمه می گیرد که مرجعی نامشخص دارد !!! محلی آماده و مهیا برای نفوذ ویروسی به نام القائات شیطان !!! مروری بر گذشته تاریخ ادیان ما را به این و اقعیت آشنا می کند که سبب اصلی شکست رسولان متعدد الهی در به سر انجام رساندن رسالتشان ، این بود که سخنان شیطان پشت نام مقدسین آنچنان نماد زیبائی برای شرک و بدعت ساخته بود که گمراهان القائات شیطان را همان دین رسولان می پنداشتند ! شرک را خود اخلاص می دانستند و آن را از تبعیت از غیر خدا آموخته بودند !!! احکامی اضافه بر آنچه خداوند نازل کرده بود به دین اضافه می کردند ولی در کمال نا آگاهی باز هم ادعای " ایاک نعبد " سر می دادند !!! ابلیس نام خوبان را وسیله ایی برای رسیدن به اهداف خود کرده است !!! اهواء شیطان به نام سنت پیامبران به خورد مردم داده شد و باعث شد اثری از دین نماند و آنچیزی که ماند شرک مسحیت و قوانین زد دین یهود و بدعتهای مذاهب به ظاهر اسلامی بود !!!

اما خداوند وعده خود را عملی کرد و قران را نازل کرده و آن را تا ابد حفظ می کند !!
پس برای شکر این نعمت بزرگ خدای مهربان ، نگذارید شیطان با دسیسه ایی دیگر فرامین خود را در دینتان وارد کند !!!:smile07:

وسلام یا الله

mohebsahabeh
Tuesday 4 April 2006, 09:26AM
بسم الله الرحمن الرحیم



با سلام به شما برادر گرامی



منظورم هیچوقت این نبوده که رسول الله در طول رسالت خویش فقط قران را برای اصحاب می خوانده و هیچ سخنی خارج از قران نفرموده است ، بلکه می گویم که تمامی دلیل رسالت پیامبر فقط منحصر به نزول قران بوده و به تیع آن تمامی تلاشی که پیامبر در طول بیست و سه سال رسالتش متهمل شد برای این بود که زمینه نزول این معجزه بزرگ خداوند مهیا شود . در ثانی اطاعت از هارون هم می تواند تعریفی همانند تعریف فوق داشته باشد با فرق آنکه هارون برای حفظ کتاب مقدس آمده بود نه نزول آن !!




پس بقیه اعمال و رفتار و گفتار او پشم؟؟؟ پس این چه میشود
لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآَخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا (21)

ببینید ایا خداوند حرف لغو و بیهوده میزند ایا تبعیت از قران شامل تبعیت از این ایات نمیباشد؟؟؟من نمیدانم شما طبعیت از قران را چگونه تصور میکنید؟؟؟ مگر طبعیت از قران به معنای تبعیت از ایات ان نیست؟؟؟ شاید هم طبعیت از قران به معنای طبعیت از جلد ان قسم خوردن به ان در معاملات. فال گرفتن به ان در مشکلات و از زیر ان رد شدن است؟؟؟
چرا خداوند امر میکند که در رسول الله برای شما اسوه است؟؟؟ ایا این ایه با ایه ای که امر به اطاعت از رسول الله میدهد فرق میکند؟؟؟ ایا این دو ایه مشابه نیستند؟؟؟ و ان ایه ای که امر به اطاعت از قران میدهد به چه چیزی امر میدهد؟؟؟ ان هم حتما به چیز دیگری است همانطور که این ایه را به چیز دیگری نسبت میدهید ان ایه را هم به چیز دیگری نسبت دهید.ایا بین امر به اطاعت از قران و اطاعت از رسول فرق نیست ایه این دوایه یکی هستند؟؟؟ پس اصلا چرا دوتا هستند؟؟؟

حالا اگر بگویید که این ایه مربوط به زمان حیات رسول الله است و مخاطب ایه اصحاب هستند این ایه چه میشود؟؟؟

لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِيهِمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآَخِرَ وَمَنْ يَتَوَلَّ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ (6)الممتحنه

این ایه در مورد ابراهیم است. و ان ضمیر فیهم یعنی ابراهیم حالا ابراهیم را جای ضمیر فیهم قرار دهید چه میشود؟؟؟ یعنی دو ایه عینا مشابه هستند و اگر هم ان را بخواهیم به اصحاب و زمان رسول الله مختص کنیم دو ایه عینا مشابه هستند و به اصحاب امر میکند که در ابراهیم (که سالها پیش مرده بود)و رسول الله اسوه حسنه برای شماست و در حقیقت از نظر زمانی هیچ فرقی بین دو ایه نمیباشد و حالا من در این زمان این دو ایه را میخوانم.
خوب در مورد ابراهیم که عینا من میتوانم خودم را جای اصحاب و هم عصر با رسول الله قرار دهم چون ابراهیم از نطر هر دوی این زمانها مرده است و در مورد رسول الله هم عینا میتوانم ایشان را مثل ابراهیم در نظر بگیرم.که سالها پیش به رحمت خدا پیوسته است.

و شما که اطاعت از غیر خدا را به معنی اطاعت از شیطان میدانید اطاعت از رسول و اولی الامر این ایه چه میشود؟؟؟(((حالا در این مورد کار به اطاعت از رسول نداریم که البته مسلما اطاعت از رسول قبل از اطاعت از اولی الامر است و اطاعت از اولی الامر اینجا ذکر شده است اما اطاعت از رسول در همه جا دقیقا بعد از حکم اطاعت از خدا))) اما حالا اولی الامر چه میشود؟؟؟
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ
ایا این ایه قران نمیباشد؟؟؟ برای اطاعت از این امر و حکم خدا من چه باید بکنم؟؟؟ ایا اطاعت از اولی الامر عین اطاعت از حکم خدا و عین اطاعت از ایه قران نیست؟؟؟ یا اینکه خداوند نعوذ بالله امر به اطاعت از شیطان و امر به شرک مینماید؟؟؟ یا اینکه این صلا ایه قران نیست و نباید به ان عمل کرد و یا اینکه در کل باید به جلد قران عمل کرد؟؟؟

البته قبلا هم این را گفته ام ایا بین (((أَطِيعُوا اللَّهَ))) و (((أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ))) فرقی نیست؟؟؟ایا این امر خدا برای من نیست؟؟؟ همانطور که به اصحاب و به من امر نمود که در ابراهیم و رسول الله اسوه حسنه است ایا این ایه هم به اصحاب و من مربوط نیست؟؟؟

و فعلا کار به بقیه مسائل ندارم چونکه وقتی مسائل زیادی مطرح میشود باز هم خیلی از انها بدون پاسخ میمانند چه از نظر من و چه از نظر شما و ان شاء الله در مورد انها هم به موقع صحبت خواهم کرد.

و مجددا میگویم اگر بعضی جاها تند صحبت کردم بد برداشت ننماید و دلخور نشوید.

zxcv
Wednesday 5 April 2006, 05:22AM
بسم الله

با سلام و کمال احترام

{...ان هدى الله هو الهدى...}

نوشته شده توسط جناب محب صحابه !
پس بقیه اعمال و رفتار و گفتار او پشم؟؟؟ پس این چه میشود
نوشته شده توسط زد ایکس !
منظورم هیچوقت این نبوده که رسول الله در طول رسالت خویش فقط قران را برای اصحاب می خوانده و هیچ سخنی خارج از قران نفرموده است ، بلکه می گویم که تمامی دلیل رسالت پیامبر فقط منحصر به نزول قران بوده و به تیع آن تمامی تلاشی که پیامبر در طول بیست و سه سال رسالتش متحمل شد برای این بود که زمینه نزول این معجزه بزرگ خداوند مهیا شود
چرا خداوند امر میکند که در رسول الله برای شما اسوه است؟؟؟
لطفا توجه کنید !
لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه لمن کان یرجوا الله و الیوم الاخر و ذکر الله کثیرا ( الاحزاب - 21)
برای شما در پیروی از پیامبر خیر و سعادتی است ، مخصوصا برای کسانیکه برای کسانیکه به خدا و روز قیامت امیدوارند و بیشتر کارشان ذکر خداست .
لقد کان لکم فیهم اسوه حسنه لمن یرجوا الله و الیوم الا خر و یتول فان الله هو الغنی الحمید ( الممتحنه - 6)
روش ابراهیم و اتباع او برای کسانیکه در بین شما به خدا امیدوارند و قائل به قیامت هستند سرمشق و قابل پیروی است که قوم خویش را برای دین و خدای خود رها کردند ، حال هر کس از خدا رو گردان می شود مختار است و مایه محرومیت خود اوست و الا خدا بی نیاز و ستوده صفات است .

دوست عزیز جناب محب صحابه .
هر دو آیه مومنان را امر کرده اند که از راه و روش محمد (ص) و ابراهیم (ع) که هر دو منادی یک اسلام بودند ، پیروی کنند !!! اکنون سری به آیات قبل از آیه 6 سوره الممتحنه می زنیم تا خود مشاهده کنیم که راه و روش آن رسولان بزرگ الهی چه بوده !

قد کانت لکم اسوه حسنه فی ابراهیم و الذین معه اذ قالوا لقوم انا بر آومنکم و مما تعبدون من دون الله کفر نا بکم و بدا بیننا العداوه و البغضاء ابدا حتی تو منوا با الله وحده الا قول ابراهیم لا بیه لا ستغفرن لک و ما املک من الله من شیئی . ربنا علیک تو کلنا و الیک انبنا و الیک المصیر . ابنا لا تجعلنا فتنه للذین کفروا و اغفرلنا انک انت العزیز الحکیم ( ممتحنه - 4و 5)
ابراهیم و اصحاب او برای شما بهترین سرمشق خواهند بود ،آنها به کفار قوم خود گفتند ؛ ما از شما و خدایان شما بری و بیزارم ما همیشه با شما مخالف خواهیم بود ، کینه و دشمنی بین ما و شما بر قرار است مگر اینکه به خدای یگانه ایمان آرید فقط ابراهیم استسناء به پدرش گفته بود که اگر ایمان بیاوری من برای تو از خدا طلب بخشش می کنم و در غیر این صورت من نمی توانم ترا از قهر خدا حفظ کنم . خداوندا ، تکیه و توکل ما بر توست بدر گاه تو توبه می کنیم و مرجع ما به سوی توست ، خدایا ما را مایه عبرت و امتحان کفار مگردان ، ما را بیامرز ، تو بزرگوار و با حکمتی .

می بینید ؟!! خداوند ابتدا ترسیمی زیبا از روش و راه مسلمانی ابراهیم و محمد را نمایش می دهد و بعد از آن مومنان را به الگو گیری از این سرمشقهای سعادت فرمان می دهد و این است که ما می گوئیم سنت توحیدی پیامبران همانی است که در قران نشان داده شده است !!!

ما بقی ایرادات شما را اگر تاملی در مطالب قبلی اینجانب بنمائید کاملا متوجه می شوید که پاسخ آنها به مراتب داده شده است و لی نمی دانم که چرا شما باز هم آنها را تکرار می کنید ولی شاید دلیلش این باشد که اینجانب نتوانسته ام منظور خود را آنچنان که هست برای شما بیان کنم ! که اگر اینچنین است از شما عذر می خواهم !!!

دوست من ، برای شما آیاتی از انجیل و تورات آوردم که به شما نشان دهم اطاعت از رسولان الهی در تمامی کتب مقدس امر شده است ، ولی می بینید در نهایت آنچیزی که در قران به اهل کتاب دستور داده شده تنها تبعیت از کتب مقدس بوده ! تجربه ایی که باید به آن احترام بگذاریم و آن را سرمشق خود قرار دهیم !

برای اطاعت از این امر و حکم خدا من چه باید بکنم؟؟؟
باید اطاعت فرامین خداوند را نمائید و الگو بگیرید از سنتی پیامبرانی که خداوند آن را در کتب مقدس ترسیم کرده ، همانی که در آیات 4و 5 سوره مبارکه ممتحنه نشان داده شده است !!!
ایا اطاعت از اولی الامر عین اطاعت از حکم خدا و عین اطاعت از ایه قران نیست؟؟
والی مسلمان زنده ، تاکید می کنم والی مسلمان زنده ، نه اینکه سنتی جدید با بهره گیری از نام والی مرده !!!

قل انما بشر مثلکم یوحی الی انما الهکم اله واحد فاستقیموا اله و استغفروه و ویل للمشرکین ( فصلت - 6)
بگو ؛ من بشری مثل شما بیشتر نیستم که به من وحی شده که خدای شما یکی است همه مستقیما به سوی او بروید و از او طلب بخشش کنید و وای به حال مشرکین .

این است سنتی پیامبرانیکه خداوند آن را حفاظت کرده تا ما از آن سرمشق بگیریم !! فرمان خداوند متعال از قول نبی در سندی محفوظ شده !!!اطاعت از این آیه کریمه به معنای اطاعت از سنت نبی و اسوه قرار دادن پیامبر و اطاعت مطلق از خداوند متعال است که بر همه ما واجب است که از آن تبعیت کنیم !! توجه داشته باشید آنچه که در قران آمده ، چه مخاطب مستقیمش تمامی بشریت باشد و چه عده و گروه خاصی مد نظر باشند ، درس و عبرتی می باشد برای تمامی انسانها !!!

دوست من ، امیدوار بودم که اکنون که زحمت پاسخگوئی به سوالات ما را به خود داده اید زحمتی می کشیدید و گزینشی عمل نمی کردید ، آنچه که برای شما در رد سنت آورده شد دلایلی محکم و منطقی از کتب مقدس بود که تاکنون از هیچ کدام از دوستان حتی یک دلیل قرانی برای بطلان آن نیافتم ، ولی باز هم امیدوارم که در ارسال بعدی خود کمی دامنه پاسخگوئی خود را گسترش دهید و مابقی ایرادات ما را هم مد نظر قرار دهید !!

دفاع فرقه ها از سنت به مانند آنکسی است که برای چند میلیار تومان برنامه ریزی می کند ولی تمام دارایی او فقط صد تومان است !!! شما ابتدا باید پاسخی منطقی و قانع کننده به این پرسش بدهید که شما از کجا می توانید سنت صحیح رسول الله را بدست بیا ورید ؟؟؟ ما می گوئیم که فقط از قران می توان اسوه حسنه یا همان سنت رسول الله را آموخت !!! اکنون نوبت شما ست که منبعی دیگر ، برای سنت پیامبر ارائه دهید که حفاظت شده خداوندی باشد و از تمامی القائات شیطان مصون باشد !!

وسلام یا الله


پاورقی ؛ اگر بعضی جا ها تند صحبت کردم بد برداشت ننماید و دلخور نشوید !!!

محمد مهدی 128
Wednesday 5 April 2006, 05:44AM
بسم الله الرحمن الرحیم

و المنافقین فی درک الاسفل من الجحیم
کما ئیس الکفار من اصحاب القبور
ومنافقین همه اربا ب شما وشما پیروانش می باشید یعنی دشمنان خدا ومحمد وآل محمد :smile07: :smile07:

محمد مهدی 128
Wednesday 5 April 2006, 05:46AM
بیچاره ها اخر نتوانستند طاقت بیاورند و احترام خود را حفظ کنند و چیزی ننویسند
بیچاره دشمن خدا وال الله است :smile07: :smile07: :smile07:

mohebsahabeh
Friday 7 April 2006, 07:54AM
بسم الله الرحمن الرحیم


دوست من ، برای شما آیاتی از انجیل و تورات آوردم که به شما نشان دهم اطاعت از رسولان الهی در تمامی کتب مقدس امر شده است ، ولی می بینید در نهایت آنچیزی که در قران به اهل کتاب دستور داده شده تنها تبعیت از کتب مقدس بوده ! تجربه ایی که باید به آن احترام بگذاریم و آن را سرمشق خود قرار دهیم !



تکرار

ببینید در حقیقت در انجا خود ان کتاب است که تبعیت از سخنان عیسی را واجب الاطاعه میداند.و در حقیقت مردم را به طبعیت از سنت رسولشان امر میکند که در حقیقت توضیح دهنده کتاب است.و زمانی که پیامبری مثلا موسی فرستاده میشد کتابی داشت و خود ان پیامبر نیز سنتی داشت و تشریح دهنده ان کتاب بود یعنی در حقیقت خود موسی سنتی داشت.و برای پیروان ان کتاب تا زمانی که پیامبر بعدی نیامده بود حکم صادق بود و وقتی که محمد امد در حقیقت سخنان ان پیامبر یعنی رسول الله واجب الاطاعه بودند.
و وقتی پیامبری دیگر میامد مثلا عیسی خود عیسی که میامد در حقیقت برای چه میامد؟؟؟؟ مگر کتاب تورات وجود نداشت؟؟؟ چرا اصلا پیامبری میامد؟؟؟ چونکه مردم کم کم از کتاب و سنت پیامبر قبلی دور میشدند و دیگر بسیاری از احکام ان کتاب و سنت ان رسول در ان زمان شاید بتوان گفت قابل اجرا نبود و هنوز ادیان سیر تکاملی داشتند و خداوند بنا به مقتضیات زمانی و مکانی رسول و کتابی میفرستاد که در حقیقت دیگر برای زمان عیسی میتوان گفت کامل نبود و بنا به مقتضیات زمانی و مکانی خداوند رسول و کتاب دیگری میفرستاد که در حقیقت هر کدام از پیامبران خود دارای سنتی بودند. و وقتی که مثلا عیسی میامد عیسی خود سنتی جدید داشت متناسب با زمان و مکان و افراد.
تا رسید به اخرین پیامبر که در حقیقت در این مرحله خداوند کتاب و سنتی جاودانه و برای همیشه فرستاد. و برای چه قران به اهل کتاب امر میکند به کتب اسمانی عمل کنید؟؟؟ چون در ان کتب اسمانی پیروی از محمد رسول الله امر شده در حقیقت پیروی از کتاب او و سنت او.و باز هم میگویم کجا خداوند به اهل کتاب فرمان طبعیت از کتب مقدس را امر کرده؟؟؟؟؟ بله در قران..یعنی در حقیقت در زمانی که دیگر اهل کتاب میبایست به رسول الله ایمان بیاورند و از کتاب و سنت او پیروی کنند.و به کاملترین دین بپیوندند نه اینکه خدا به اهل کتاب امر کند که به کتب خود عمل کنید و به همان دین خود باقی بمانید در حالی که قران میگوید دین از کسی پذیرفته نیست جز اسلام. بلکه میگفت به کتب خود عمل کنید و به پیامبر جدید ایمان بیاورید.و در حقیقت بایستی به کتاب و سنت ان پیامبر جدید عمل کنند

حالا نمیدانم که تا چه حد سخنانم را گرفتید میبخشید اما روان تر از این نتوانستم بگویم طلفا اگر خوب نفهمیدید چند بار با دقت مطالعه نمایید.




حالا بقیه پیامبران چه؟؟؟ این همه پیامبر وجود داشت وظیفه انها چه بود؟؟؟ اگر کتاب اسمانی که نزد مردم بود برای هدایت انان کافی بود چرا پیامبرانی که دارای کتاب نبودند فرستاده میشدند؟؟؟ مسلم است چون مردم از کتاب که نزدشان وجود داشت و سنت پیامبرشان دور و منحرف میشدند و در حقیقت نیاز به تجدید بنایی با ان کتاب (که نزدشان موجود بود) و رسول توسط ان رسول جدید بود یعنی در حقیقت یک پیامبر جدید میامد و هیچ کتابی نیز نداشت و فقط وظیفه ان میتوان گفت بر گرداندن مردم به کتاب (که نزدشان وجود داشت) و سنت پیامبر قبلی بود و در حقیقت خود شرح دهنده کتاب پیامبر قبلی بود.و اگر بخواهیم وظیفه رسولان را در اوردن کتاب اسمانی خلاصه کنیم سایر پیامبران را باید از دور خارج کنیم که کتابی نداشتند.




دفاع فرقه ها از سنت به مانند آنکسی است که برای چند میلیار تومان برنامه ریزی می کند ولی تمام دارایی او فقط صد تومان است !!! شما ابتدا باید پاسخی منطقی و قانع کننده به این پرسش بدهید که شما از کجا می توانید سنت صحیح رسول الله را بدست بیا ورید ؟؟؟ ما می گوئیم که فقط از قران می توان اسوه حسنه یا همان سنت رسول الله را آموخت !!! اکنون نوبت شما ست که منبعی دیگر ، برای سنت پیامبر ارائه دهید که حفاظت شده خداوندی باشد و از تمامی القائات شیطان مصون باشد !!


تکرار
فعلا من در این مورد صحبتی ندارم و فعلا اثبات خود سنت است نه اثبات حالا احادیث فرقه ای خاص


تکرار


من چنین توصیه این نکردم چون فعلا صحبت بر سر خود سنت است و اینکه اصلا وجود دارد یا نه. انها باشند بعد.



اما من قبلا هم گفتم فعلا کاری به فرقه ها و سنتهای درست و غلط انان ندارم. فعلا صحبت من بر سر اصل سنت رسول الله است نه سنت فرق مختلف و همچنین صحبت من این است که سنت حقیقی رسول الله همکنون وجود دارد به دلیل ایه 59 سوره نساء که حکم به ارجاع به سنت میدهد پس بنابر این ایه من میگویم که وقتی خدا حکم به ارجاع چیزی میدهد پس اصل اصیل ان وجود دارد و میتوانم به ان رجوع کنم حالا کدام فرقه و کدام کتب و احادیث فعلا کاری به ان ندارم و ان خود صحبتی مفصل نیاز دارد

واقعا ایا صحبتهای قبلی من را میخواندید؟؟؟

zxcv
Saturday 8 April 2006, 04:30AM
بسم الله

با سلام و کمال احترام

دوست محترم جناب محب صحابه .

با اینکه می دانم که به مراتب پاسخ پرسشهای شما را با ارائه دلیل و مدرک قرانی داده ام ولی به احترام جنابعالی باز هم آیا ت نورانی قران را برای اثبات رد مرجعیت سنت خارج از کتاب مقدس ، مکتوب می کنم !

لطفا توجه کنید !

انا انزلنا التورته فیها هدی و نور یحکم بها النبیون الذین اسلموا للذین هادوا و الربانیون و الاخبار بما استحفظوا من کتاب الله و کانوا علیه شهدا فلا تخشوا الناس و اخشون و لا تشتروا با یاتی ثمنا قلیلا و من لم یحکم بما انزل الله فاو لئک هم الکا فرون ( مائده - 44)
ما تورات را که شامل دستور هدایت بشر و نور سعادت بود نازل کردیم و پیغمبرانیکه تابع خدا بودند آنرا در باره قوم یهود اجرا کردند و نیز پیشوایان دینی و دانشمندان که مامور نگهبانی آن بودند بر صدق آن گواه بودند ، بنابر این از بشر نترسید و از قهر و غضب من بترسید ؛ آیات مرا به بهای قلیل و زخارف دنیوی نفروشید ؛ هر کس طبق احکام خدا رای ندهد کافر است .

واقعا این آیات قران عجیب اند ، حقیقتا نازل شده اند که پاسخ تمامی پرسشهای ما را بدهند !!

دقت کردید ؟!! آیه دوران ما بین رسالت موسی و عیسی را شرح می دهد ، اکنون شما بفرمائید ؛ این سنتی جدای از توراتی که شما آن را به عنوان سنت موسی می دانید کجای آیه دیده می شود ؟؟؟؟؟؟؟ توجه می کنید ؟!! حتی پیامبران بنی اسرائیل هم اجازه نداشتند که خارج از کتاب تورات حکمی را صادر کنند ، مگر واضحتر از این آیه می توان مدرکی آورد که به شما ثابت کنیم که تنها مرجع احکام قوم بنی اسرائیل تورات بوده و بس و نه سنت موسی !!!

خوب ؛.اکنون سری به دوران بین رسالت عیسی و بعثت محمد می زنیم !!!

و قفینا علی علی آثارهم بعیسی ابن مریم مصدقا لما بین یدیه من التوراته و آتیناه الانجیل فیه هدی و نور و مصدقا لما بین یدیه من التوریه و هدی و موعظه للمتقین - و لیحکم اهل الانجیل بما انزل الله فیه و من لم یحکم بما انزل الله فاو لئک هم الفاسقون ( مائده - 46و 47)
و بدنبال آم رسولان ( رسولان بنی اسرائیل ) عیسی پسر مریم را فرستادیم که تورات را که در دسترس او بود تائید کند و انجیل را که متضمن هدایت و روشنائی برای بشر بود بر او نازل کردیم ، انجیل موید تورات بود که پیش از او وجود داشت ، انجیل هم موجب راهنمائی بشر و شامل پند واندز برای پرهیزکاران است . و اهل انجیل هم باید کاملا مطابق دستورهائیکه در انجیل داده شده ، رفتار کنند . هر کس به دستور خدا عمل و حکمیت نکند مرتکب گناه شده و از فاسقان است .

باز هم دقت کردید؟!! پس این هم از دوران مابین عیسی و محمد !!! فرمان فقط تبعیت از کتب مقدس می باشد !!! می بینید که هیچ سنت خارج از کتابی در کار نیست !!! اگر اطاعت ازعیسی و موسی یعنی اطاعت از سنت آنها ، پس چرا به قوم یهود و مسیح بعد از موسی و عیسی امر شده که فقط و فقط تبعیت از کتب مقدس بنمایند !!!چرا به آنها امر شده که حکم فقط حکم خداست و هر حکمی خارج از کتاب ، حکم دین نیست بلکه اهواء شیطان است و باعث فسق و کفر می شود ؟!!!

پرسشی که امیدوارم جناب محب صحابه پاسخی روشن و قرانی برای آن بیابند !!!

وسلام یا الله

حق جو
Saturday 8 April 2006, 08:39AM
بسم الله

با سلام و کمال احترام

دوست محترم جناب محب صحابه .

با اینکه می دانم که به مراتب پاسخ پرسشهای شما را با ارائه دلیل و مدرک قرانی داده ام ولی به احترام جنابعالی باز هم آیا ت نورانی قران را برای اثبات رد مرجعیت سنت خارج از کتاب مقدس ، مکتوب می کنم !

لطفا توجه کنید !

انا انزلنا التورته فیها هدی و نور یحکم بها النبیون الذین اسلموا للذین هادوا و الربانیون و الاخبار بما استحفظوا من کتاب الله و کانوا علیه شهدا فلا تخشوا الناس و اخشون و لا تشتروا با یاتی ثمنا قلیلا و من لم یحکم بما انزل الله فاو لئک هم الکا فرون ( مائده - 44)
ما تورات را که شامل دستور هدایت بشر و نور سعادت بود نازل کردیم و پیغمبرانیکه تابع خدا بودند آنرا در باره قوم یهود اجرا کردند و نیز پیشوایان دینی و دانشمندان که مامور نگهبانی آن بودند بر صدق آن گواه بودند ، بنابر این از بشر نترسید و از قهر و غضب من بترسید ؛ آیات مرا به بهای قلیل و زخارف دنیوی نفروشید ؛ هر کس طبق احکام خدا رای ندهد کافر است .

واقعا این آیات قران عجیب اند ، حقیقتا نازل شده اند که پاسخ تمامی پرسشهای ما را بدهند !!

دقت کردید ؟!! آیه دوران ما بین رسالت موسی و عیسی را شرح می دهد ، اکنون شما بفرمائید ؛ این سنتی جدای از توراتی که شما آن را به عنوان سنت موسی می دانید کجای آیه دیده می شود ؟؟؟؟؟؟؟ توجه می کنید ؟!! حتی پیامبران بنی اسرائیل هم اجازه نداشتند که خارج از کتاب تورات حکمی را صادر کنند ، مگر واضحتر از این آیه می توان مدرکی آورد که به شما ثابت کنیم که تنها مرجع احکام قوم بنی اسرائیل تورات بوده و بس و نه سنت موسی !!!

خوب ؛.اکنون سری به دوران بین رسالت عیسی و بعثت محمد می زنیم !!!

و قفینا علی علی آثارهم بعیسی ابن مریم مصدقا لما بین یدیه من التوراته و آتیناه الانجیل فیه هدی و نور و مصدقا لما بین یدیه من التوریه و هدی و موعظه للمتقین - و لیحکم اهل الانجیل بما انزل الله فیه و من یحکم بما انزل الله فاو لئک هم الفاسقون ( مائده - 46و 47)
و بدنبال آم رسولان ( رسولان بنی اسرائیل ) عیسی پسر مریم را فرستادیم که تورات را که در دسترس او بود تائید کند و انجیل را که متضمن هدایت و روشنائی برای بشر بود بر او نازل کردیم ، انجیل موید تورات بود که پیش از او وجود داشت ، انجیل هم موجب راهنمائی بشر و شامل پند واندز برای پرهیزکاران است . و اهل انجیل هم باید کاملا مطابق دستورهائیکه در انجیل داده شده ، رفتار کنند . هر کس به دستور خدا عمل و حکمیت نکند مرتکب گناه شده و از فاسقان است .

باز هم دقت کردید؟!! پس این هم از دوران مابین عیسی و محمد !!! فرمان فقط تبعیت از کتب مقدس می باشد !!! می بینید که هیچ سنت خارج از کتابی در کار نیست !!! اگر اطاعت ازعیسی و موسی یعنی اطاعت از سنت آنها ، پس چرا به قوم یهود و مسیح بعد از موسی و عیسی امر شده که فقط و فقط تبعیت از کتب مقدس بنمایند !!!چرا به آنها امر شده که حکم فقط حکم خداست و هر حکمی خارج از کتاب ، حکم دین نیست بلکه اهواء شیطان است و باعث فسق و کفر می شود ؟!!!

پرسشی که امیدوارم جناب محب صحابه پاسخی روشن و قرانی برای آن بیابند !!!

وسلام یا الله

جناب زد ایکس

سخنان شما چیز تازه ای نیست خوارج در حدود چهارده قرن پیش همینها را گفته اند.
لطفا قرانها را بر سر نیزه کنید و بگویید:
لا حکم الا لله
بعد از این هم بگویید هر کس طبق حکم خدا رای ندهد کافر است و هر که را دوست داشتید بکشید!

mohebsahabeh
Saturday 8 April 2006, 08:37PM
بسم الله الرحمن الرحیم


سوال
دقت کردید ؟!! آیه دوران ما بین رسالت موسی و عیسی را شرح می دهد ، اکنون شما بفرمائید ؛ این سنتی جدای از توراتی که شما آن را به عنوان سنت موسی می دانید کجای آیه دیده می شود ؟؟؟؟؟؟؟ توجه می کنید ؟!! حتی پیامبران بنی اسرائیل هم اجازه نداشتند که خارج از کتاب تورات حکمی را صادر کنند ، مگر واضحتر از این آیه می توان مدرکی آورد که به شما ثابت کنیم که تنها مرجع احکام قوم بنی اسرائیل تورات بوده و بس و نه سنت موسی !!!

سوال
باز هم دقت کردید؟!! پس این هم از دوران مابین عیسی و محمد !!! فرمان فقط تبعیت از کتب مقدس می باشد !!! می بینید که هیچ سنت خارج از کتابی در کار نیست !!! اگر اطاعت ازعیسی و موسی یعنی اطاعت از سنت آنها ، پس چرا به قوم یهود و مسیح بعد از موسی و عیسی امر شده که فقط و فقط تبعیت از کتب مقدس بنمایند !!!چرا به آنها امر شده که حکم فقط حکم خداست و هر حکمی خارج از کتاب ، حکم دین نیست بلکه اهواء شیطان است و باعث فسق و کفر می شود ؟!!!

جواب....

دوست من ، برای شما آیاتی از انجیل و تورات آوردم که به شما نشان دهم اطاعت از رسولان الهی در تمامی کتب مقدس امر شده است ، ولی می بینید در نهایت آنچیزی که در قران به اهل کتاب دستور داده شده تنها تبعیت از کتب مقدس بوده ! تجربه ایی که باید به آن احترام بگذاریم و آن را سرمشق خود قرار دهیم !



با سلام به شما جناب zxcv
خودتان دارید میگوئید که در کتب اسمانی اطاعت از رسولان امر شده پس اطاعت از رسولان یعنی عمل به ان ایه از تورات و انجیل و عمل به ان ایه از تورات و انجیل یعنی اطاعت از رسولان نمیدانم کجای این نامفهوم است و عینا هم در مورد قران , اطاعت از رسول الله یعنی عمل به ایه قران و عمل به ایه قران یعنی اطاعت از رسول الله.و وقتی کتب اسمانی به پیروی از رسولان امر میکند یعنی پیروی از تمام رسولان و همچنین رسولانی که دارای کتاب نبودند.
در حقیقت وقتی خداوند به اهل کتاب دستور پیروی از کتابشان را میدهد در حقیقت دارد به پیروی از کتاب و رسول که در کتاب امر شده امر میکند لطفا کمی بر روی این موضوع فکر کنید چون بارها این موضوع را مطرح کردم اما به نظر میرسد که هنوز منظور من را نفهمیده اید.

البته بارها هم گفته ام و شاید شما بد برداشت کرده اید تمام منظور من این است که خداوند در قران امر کرده که از رسول الله اطاعت کنید مهم همین است که این ایه قران است و حکم الله تعالی و تمام صحبت من هم همین است و قبلا هم گفته ام که در غیر این صورت جایی برای صحبت کردن نبود .که حالا من بخواهم چیزی را که وجود ندارد و دلیلی برای ان ندارم در مورد ان این همه بحث کنم.


وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا (64) فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا (65)(النساء)
ما هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر برای اینکه به فرمان خدا از وی اطاعت شود. و اگر این مخالفان هنگامی که به خود ستم میکردند به نزد تو میامدند و از خدا طلب امرزش میکردند و پیامبر هم برای انها استغفار میکرد خدا را توبه پذیر و مهربان می یافتند*به پروردگارت سوگند که انها مومن نخواهند بود مگر اینکه تو را به داوری طلبند و سپس از داوری تو در دل خود احساس ناراحتی نکنند و کاملا تسلیم باشند.




دقت کردید ؟!! آیه دوران ما بین رسالت موسی و عیسی را شرح می دهد ، اکنون شما بفرمائید ؛ این سنتی جدای از توراتی که شما آن را به عنوان سنت موسی می دانید کجای آیه دیده می شود ؟؟؟؟؟؟؟


اگر سطحی بنگریم بله از ظاهر ایات چنین به نظر نمیرسد اما اگر بخواهیم درست به مفهوم ایه نگاه کنیم بنا به قول خودتان که در کتب اسمانی به اطاعت از رسولان امر شده عینا به کتاب و ان رسول خواهیم رسید.

mohebsahabeh
Saturday 8 April 2006, 08:38PM
جناب زد ایکس

سخنان شما چیز تازه ای نیست خوارج در حدود چهارده قرن پیش همینها را گفته اند.
لطفا قرانها را بر سر نیزه کنید و بگویید:
لا حکم الا لله
بعد از این هم بگویید هر کس طبق حکم خدا رای ندهد کافر است و هر که را دوست داشتید بکشید!

بسم الله الرحمن الرحیم

جناب zxcv

اینها را دیوار در نظر بگیرید

zxcv
Sunday 9 April 2006, 02:12AM
بسم الله

با سلام و کمال احترام
لبته بارها هم گفته ام و شاید شما بد برداشت کرده اید تمام منظور من این است که خداوند در قران امر کرده که از رسول الله اطاعت کنید مهم همین است که این ایه قران است و حکم الله تعالی و تمام صحبت من هم همین است و قبلا هم گفته ام که در غیر این صورت جایی برای صحبت کردن نبود .که حالا من بخواهم چیزی را که وجود ندارد و دلیلی برای ان ندارم در مورد ان این همه بحث کنم.
دوست من ، اینجانب هم بارها برای شما توضیح داده ام و مدرک آوردم که اطاعت از پیامبران ، یعنی تنها اطاعت از کتب مقدس می باشد !! خیلی مطلب ساده است ، نمی دانم چرا شما مطلب را نمی گیرید !!

مگر من از کتاب تورات وانجیل مدرک نیاوردم که در آنها خداوند دستور داده که از پیامبرانتان اطاعت کنید ؟!! خوب مفهوم این اطاعت چیست ؟!! ثمره آن اطاعت برای اقوام بعد از موسی و عیسی اینچنین بود !!

انا انزلنا التورته فیها هدی و نور یحکم بها النبیون الذین اسلموا للذین هادوا و الربانیون و الاخبار بما استحفظوا من کتاب الله و کانوا علیه شهدا فلا تخشوا الناس و اخشون و لا تشتروا با یاتی ثمنا قلیلا و من لم یحکم بما انزل الله فاو لئک هم الکا فرون ( مائده - 44)
ما تورات را که شامل دستور هدایت بشر و نور سعادت بود نازل کردیم و پیغمبرانیکه تابع خدا بودند آنرا در باره قوم یهود اجرا کردند و نیز پیشوایان دینی و دانشمندان که مامور نگهبانی آن بودند بر صدق آن گواه بودند ، بنابر این از بشر نترسید و از قهر و غضب من بترسید ؛ آیات مرا به بهای قلیل و زخارف دنیوی نفروشید ؛ هر کس طبق احکام خدا رای ندهد کافر است .

و قفینا علی علی آثارهم بعیسی ابن مریم مصدقا لما بین یدیه من التوراته و آتیناه الانجیل فیه هدی و نور و مصدقا لما بین یدیه من التوریه و هدی و موعظه للمتقین - و لیحکم اهل الانجیل بما انزل الله فیه و من لم یحکم بما انزل الله فاو لئک هم الفاسقون ( مائده - 46و 47)
و بدنبال آم رسولان ( رسولان بنی اسرائیل ) عیسی پسر مریم را فرستادیم که تورات را که در دسترس او بود تائید کند و انجیل را که متضمن هدایت و روشنائی برای بشر بود بر او نازل کردیم ، انجیل موید تورات بود که پیش از او وجود داشت ، انجیل هم موجب راهنمائی بشر و شامل پند واندز برای پرهیزکاران است . و اهل انجیل هم باید کاملا مطابق دستورهائیکه در انجیل داده شده ، رفتار کنند . هر کس به دستور خدا عمل و حکمیت نکند مرتکب گناه شده و از فاسقان است .

توجه می کنید ؟!! تمامی اطاعتها یی که از پیامبران به اهل کتاب امر شده بود در آیات فوق به اطاعت محض از کتب مقدس منجر شده است !! نه سنتی در کار است و نه چیز دیگر !!! تورات هم اطاعت از موسی را فرمان داده بود اما آنچیزی که برای قوم یهود ماند فقط اطاعت از تورات بود (آیه 44مائده ) ، خداوند در انجیل هم فرموده بود که از عیسی اطاعت کنید آما آنچیزی که ماند فقط تبعیت از انجیل بود !!( آیات 46 و 47 مائده )

برادر من ، آیات قران است!! اکنون چگونه تصور می کنید که اطاعت از نبی گرامی اسلام با اطاعتهای دیگر پیامبران فرق می کند ؟!! پس باید تاکنون درک کرده باشید که اطاعت ازمحمد ( ص ) هم ، سرانجامش فقط به تبعیت از قران می انجامد !!!

همه پیامبران در هنگام رسالتشان باید اطاعت می شدند بدلیل اینکه باید آنها زمینه نزول کتب مقدس را فراهم می کردند و اگر خداوند فرمانی غیر از این می داد اصولا رسالت آنها زیر سوال می رفت ، به خاطر اینکه دیگر کسی از آنها اطاعت نمی کرد تا آنها زمینه نزول وحی الهی را مهیا نمایند !!! اما می بینید که حتی پیامبران بنی اسرائیل هم حق نداشتند از غیر کتاب تورات ، احکام دین خود را خارج کنند تا چه رسد به من و تو که می خواهیم از منبعی غیر کتاب ( سنت ) احکام خود را بدست بیاوریم !! این خلاف عرف کتب مقدس است ، هیچ دینی منبعی غیر کتب الهی برای احکامش نداشته و نخواهد داشت !!!

شما آیه 44 سوره مائده را فرض بگیرید که همکون نازل شده است !!!

ما تورات را که شامل دستور هدایت بشر و نور سعادت بود نازل کردیم و پیغمبرانیکه تابع خدا بودند آنرا در باره قوم یهود اجرا کردند و نیز پیشوایان دینی و دانشمندان که مامور نگهبانی آن بودند بر صدق آن گواه بودند ، بنابر این از بشر نترسید و از قهر و غضب من بترسید ؛ آیات مرا به بهای قلیل و زخارف دنیوی نفروشید ؛ هر کس طبق احکام خدا رای ندهد کافر است .

دقت کنید !!!آیه مبارکه دوران بعد ازحیا ت موسی را توصیف می کند !!! اکنون اگر به جای کلمه تورات ؛ قران را بگذاریم و جای کلمه قوم یهود ، قوم مسلمان بنویسیم ، و احتمال بدهیم که مخاطب مستقیم این آیه مسلمانان این دوران هم می باشند ، چه نتیجه ایی بدستان می آید !! آیا تصور می کنید ارزش قران کمتر از تورات است ؟!!! پس توجه داشته باشید که ( هر آنکس که طبق احکام خدا رای ندهد کافر و فاسق است )


وسلام یا الله

mohebsahabeh
Tuesday 11 April 2006, 04:52PM
بسم الله الرحمن الرحیم


به این ایه توجه کنید
وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اُعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ(النحل 36)
ما در هر امتی رسولی برانگیختیم که خدای یکتا را بپرستید و از طاغوت اجتناب کنید.

طبق این ایه برای هر قومی رسولی فرستاده شده است درست؟؟؟حالا رسولی که برای من و تو فرستاده کیست؟؟؟ ایا پیامبری زنده در این زمان وجود دارد؟؟؟ که با خاتم الانبیا بودن رسول الله متضاد است .یا اینکه اصلا برای ما رسولی فرستاده نشده؟؟؟ که ایه بالا این را هم رد میکند و یا اینکه رسول هم قران است؟؟؟ پس کلمه رسول و قران فرقشان چیست؟؟؟ و کجا به قران لقب رسول داده شده است؟؟؟ و این هم مردود است. پس رسول من و تو غیر از رسول الله است؟؟؟ مسلما نیست.

خوب حالا من ان رسولی که بر طبق ایه بالا برای من فرستاده شده را به این ایات ربط میدهم
قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ
من یطع الرسول فقد اطاع الله
و...و دهها ایه مشابه
مانند اين ايه فراوان است

پس در حقیقت برای من هم رسولی فرستاده شده و به من هم امر شده که از او اطاعت کنم.و او در حقیقت رسول من است.