PDA

نمايش نسخه نهائي : اسيب شناسي فهم قران


هستي
Tuesday 28 March 2006, 11:25AM
بسمه تعالي
بعضي گمان مي كنند كه با حذف احاديث هر كس مي تواند از قران برداشت كرده وبه
وحدت برسند.
غافل از اينكه برداشت از قران هم به همان اندازه احاديث مشكلاتي دارد.
اين مقاله به اين بحث مي پردازد.
مقدمه‏اى بر فهم استنباطهاى نظرى و تصديقى از متون دينى و آسيب‏هاى مضبوط
ابن‏السادات
مقدمه
فهم متون دينى، به ويژه قرآن، در يك سطح نيست. پس ناگزير معيارها و آسيب‏هاى آن هم گوناگون خواهد بود، هر چند بخشى از اين معيارها و آسيب‏ها مشترك است و در همه سطوح يكسان مى‏باشد.
مراتب فهم قرآن بستگى به وجود ساحت‏هاى چندگانه قرآن دارد كه در روايات از آن‏ها به «بطون‏» قرآن ياد شده است. (1) همچنين در برخى روايات نيز از آن‏ها به عنوان «عبارات‏»، «اشارات‏»، «لطائف‏» و «حقائق‏» قرآن سخن به ميان آمده است. (2) شايد يكى از معيارهاى جاودانگى قرآن وجود همين سطوح باشد; همان كه موجب شده قرآن در طول زمان جريان يابد تا آنجا كه گفته شده نسل‏هاى متعمق آخرالزمان مى‏توانند از سوره توحيد و آيات شش‏گانه اول سوره حديد به عمق توحيد خداوند - تا آنجا كه ميسور انسان غير معصوم است - راه يابند، و همچنين وجود ساحت‏هايى كه فهم آن‏ها طراوت و تازگى مستمر آيات وحى را در پى دارد (3) و بالاخره، مجموعه آن‏ها با سطوح ديگرى كه با نمودهاى خاص خود فهم قرآن را ذو مراتب مى‏كند. (4)
بدين‏سان، وجود ساحت‏هاى چندگانه قرآن موجب سطوح گوناگون فهم و در نتيجه، موجب آسيب‏هاى خاص خود خواهد بود; چه اين‏كه بافت محتوايى قرآن از علوم و معارف متعدد موجب مى‏شود تا در فهم هر دسته از آن‏ها آسيب‏هاى ويژه‏اى در هر كدام از اين حوزه‏ها مطرح شود.
آنچه در اين نوشتار مورد نظر است، مقدمه‏اى بر فهم استنباطهاى نظرى و فهم تصديقى از متون دينى است، با نگاهى به آسيب‏هاى آن‏ها.
چون فراتر از تعابير و ظواهر لفظى، راه درك سطوح بطونى آيات و نيز حقايق قرآن و معانى نمادين و رمزها و رازهاى حروف مقطعه و مانند آن - كه گاهى از فهم آن به عنوان تجربه درونى ياد مى‏شود - براى انسان‏هاى عادى بسته است - جز آن‏كه از طريق معصومان(ع) به آن معارف راه يابند - به‏طور كلى، مى‏توان گفت در اين سطوح فراتعبيرى كه به بيان معصوم وابسته است، بخشى از آسيب‏ها به حوزه سندشناسى و دشوارى‏هاى طريق صدور، بخشى به «تصديق‏» محتواى رسيده و بخشى نيز به درك هم‏سويى اين معارف با خطوط اساسى كلام خدا و روح حاكم بر قرآن بازمى‏گردد.

هستي
Tuesday 28 March 2006, 11:26AM
ادامه 2
فهم استنباطهاى نظرى و آسيب‏هاى مضبوط
در اين سطح (استنباطهاى نظرى از تعابير لفظى آيات وحى) آسيب‏هاى فهم به دو دسته تقسيم مى‏شوند: آسيب‏هاى قابل مهار و غير قابل مهار. خاستگاه آسيب‏هاى غير قابل مهار رسوبات ذهنى است كه گريزى هم از آن نمى‏باشد; مانند آنچه به عنوان آغشتگى انديشه آدمى به فرهنگ و عادات و عرف عصر نام‏بردار است; زيرا طبيعت انسانى زمينى است و آميختگى با فرهنگ و محيط جزء لاينفك اوست. از اين‏رو، نبايد انتظار داشت آدمى به طور كلى، از تاثير اين رسوبات در امان بماند، هرچند تا حدى كه در اختيار اوست‏بايد از اثر آن‏ها بكاهد تا به پرتگاه «تفسير به راى‏» نزديك نشود. (5) قطعا قرآن كه «بلاغ للناس‏» (ابراهيم: 52) و پيامش جاودانه براى همه عصرها و نسل‏هاست، به اين موضوع توجه داشته كه انسان زمينى با اين مسائل درگير است و هنر جاودانگى قرآن هم آن است كه مى‏تواند از اين آغشتگى‏ها، كه بيرون از حيطه مهار است، عبور كند و پيامش را به گوش جان برساند تا حجت را تمام كند; چرا كه قرآن «نور» است (النساء:174) و خود را پيام‏دار مى‏شناسد.
اما آسيب‏هاى قابل مهار، بخشى از آن‏ها پيشينى است كه از ديدگاه مفسر نسبت‏به قرآن و مبانى كلامى او ريشه مى‏گيرد و بخشى پسينى است و مربوط به مقام فهم مفسر از متن دينى.
الف - آسيب‏هاى پيشينى
در اين بخش، هر نوع ديدگاهى كه مفسر درباره صيانت قرآن از تحريف يا عدم آن، چينش آيات و حتى كلمات، چگونگى بافت آيات در صدر و ذيل، وقف و وصل در آيات، شيوه خطاب‏هاى قرآن، تخصيص قرآن به خبر واحد و نسخ آن و غير آن دارد بر فهم او تاثير مستقيم مى‏گذارد. به عنوان نمونه، مفسرى كه به اين نتيجه رسيده كه قرآن مصون از تحريف است، در آياتى همچون «و ان خفتم الا تقسطوا فى اليتامى فانكحوا ما طاب لكم من النساء»(نساء:3); و اگر مى‏ترسيد مبادا درباره يتيمان، عدل و داد را رعايت نكنيد. پس آن‏كه را از زنان براى شما پاك و پاكيزه است، به نكاح خود درآوريد. نوعى تفسير همراه با الهام از آيه‏127 همين سوره نساء به دست‏خواهد داد كه با نظر كسى كه - نعوذبالله - به «تحريف به نقيصه‏» باور دارد كاملا متفاوت است; زيرا در نظر بدوى، تناسبى بين احكام يتيمان و نكاح نساء نمى‏بيند. در نتيجه، از اين نوع آسيب در فهم مصون نيست; چرا كه به لحاظ گسيختگى (بدوى) در صدر و ذيل آيه شريفه، ناگزير است جمله‏اى را به عنوان جواب شرط براى «و ان خفتم الا تقسطوا فى اليتامى‏» در تقدير بگيرد و فراز دوم آيه را مستقل معنا كند.
همچنين كسى كه به چينش آيات قرآن در حد اعجاز و توقيفى بودنشان باور ندارد و با چنين پيش‏فرضى به محضر قرآن بارمى‏يابد، در مقام تبيين تقدم آيه شريفه «علم القرآن‏»(الرحمن: 2) بر «خلق‏الانسان‏» (الرحمن:3) از آسيب در فهم مصون نيست. يا به عنوان نمونه، اگر مفسر بر اين باور باشد كه در آخر هر آيه‏اى كه اسمى از اسماى الهى آمده، اين در حكم تعليل محتواى آيه و به منزله نورافكنى است كه مفسر را رهنمون مى‏سازد تا آيه را مطابق آن تبيين كند، با كسى كه به اين مبنا قايل نيست در فهم و در نتيجه، در آسيب‏هاى آن تفاوت خواهد داشت. به عنوان مثال در آيه شريفه «لا تدركه الابصار و هو يدرك الابصار و هو اللطيف الخبير»(انعام:103); او را هيچ چشمى درك نمى‏كند و حال آن‏كه او بينندگان را مشاهده مى‏كند و او لطيف و بر هر چيز آگاه است. كلمه «لطيف‏» گاهى از معناى لطف حكايت مى‏كند، ولى در اينجا، بنا به آن مبنا براى (لا تدركه الابصار) علت محسوب مى‏شودو (در برابر «كثيف‏») به «رقيق و نامرئى‏» معنا مى‏شود و از آن، عدم رؤيت‏به بصر به نحو مطلق به اثبات مى‏رسد; چه اين‏كه «خبير» علت‏براى «هو يدرك الابصار» خواهد بود. اما با عدم پذيرش اين مبنا درباره اسماى الهى آخر آيه، احتمال رؤيت‏حق تعالى در قيامت (آن‏گونه كه اشاعره معتقدند) تقويت مى‏شود و اين آسيبى (زيان‏بار) در فهم ايجاد مى‏كند.
در «وقف و وصل‏» آيات نيز با تعين ديدگاه مفسر، فهم او متغير و آسيب‏هايش فراهم‏خواهدبود;مانند آنچه درباره وقف بر كلمه «سلام‏» در سوره قدر رسيده است.(قدر:5)
گذشته از اين، اگر ديدگاه مفسر درباره خطاب‏هاى قرآن پذيرفته باشد كه برخى از خطاب‏هاى قرآن از باب «اياك اعنى واسمعى يا جاره‏» (6) است، فهم او از آيات بى‏شمارى از قرآن با كسى كه اين مبنا را نپذيرفته، تفاوت مى‏كند. همچنين موضع مفسر درباره تخصيص آيه به خبر واحد يا حتى نسخ آن - كه به عنوان ديدگاه‏هاى پيشينى او درباره قرآن مطرح است.
تصحيح ديدگاها و اجتناب از آسيب‏هاى فهم در اين بخش، در گرو باور داشتن قرآن به عنوان آخرين خطابه وحى و حجت و بيان، همگام با شناخت اهداف قرآن و اعجاز همه‏جانبه آن و از همه مهم‏تر، درك مجموعه بستر وحى و حضور در فضاى قرآن و تبيين معارف آن در چنين فضايى است.
ادامه دارد

ياور
Tuesday 28 March 2006, 01:33PM
يا الله

اللهم صل علي محمد و ال محمد

جناب هستي
بعضي گمان مي كنند كه با حذف احاديث هر كس مي تواند از قران برداشت كرده وبه وحدت برسند.غافل از اينكه برداشت از قران هم به همان اندازه احاديث مشكلاتي دارد.
اين مقاله به اين بحث مي پردازد.




گرچه بنده احاديث و روايات صحيحه را قبول دارم و معتقدم كه احاديث و روايات صحيحه

مي تواند انسان را در درك و فهم قران ياري سازد اما قبول اين مطلب دليلي بر ان نمي

باشد كه ما نعوذ بالله قران را بدون احاديث و روايات ناقص و نارسا بدانيم كما اينكه

خودامامان فرموده اند


احاديثنا صعب مستصعب - احاديث ما سخت و بسيارمشكل است !!

و باز اين در حالي است كه خداوند در قران در سوره قمر در مورد اسان بودن فهم قران

چهار مرتبه با تاكيد و اصرار و خداوند مرا ببخشد با التجاء مي فرمايد

و لقد يسرنا القران للذكر فهل من مدكر - ما قران را براي وعظ و اندرز اسان كرديم ايا هست پندگيرنده اي

كه اين تكرار و تكرار مسلما معنا و مفهومي دارد كه اگر محرفان و كجدلاني كه با بهانه

هاي واهي سعي در دوري مردم از كلام الله دارند مي توانستند معنا و مفهوم ان را بفهمند

و در ك كنند عرق شرم بر پيشانيشان مي نشست و انهمه طول و تفسير و قافيه و رديف

جفت نمي كردند


جناب هستي من متاسفم كه بيانم خوب نيست و نمي توانم ان طور كه بايد حق مطلب را ادا

كنم اما من و شما امروزه در اين جهاني كه به موازات پيشرفت بشر در علوم و صنايع

مفيد به همان مقدار و حتي بيشتر در علوم و صنايع غير مفيد و مضر قدم بر مي دارد

بايد اين نكته را درك كنيم كه قران هم به همان مقدار كه كس يا كساني در جهت سعادت و

رستگاري خود و مردمان از ان استفاده صحيح كرده اند و علي شده اند و حسين و زهرا

به همان مقدار و حتي بيشتر هم كس يا كساني در جهت منفي و براي رسيدن و به اهداف

شوم و پست دنيويشان با بكار گرفتن بهترين سلاحهاي روز با انواع و اقسام حربه ها و

تحاريفي كه شامل صنايع ادبي اعم از «عبارات‏»، «اشارات‏»، «لطائف‏» و «حقائق‏و

تعابير و ظواهر لفظى،و بطن و شان نزول و تجويدو ترتيل و غيره و ذالك مي باشد

حداقل اينكه مردمان را از قران دور كرده اند و راه رسيدن به فهم ان را در گروه دانش به

اين صنايع دانسته اند و بس و باز بنده منكر اين صنايع نيستم و بران نمي باشم كه

بگويم اينها همه پوچ است اما فهم قران را به دليل اينگونه مسائل اختصاصي كردن و يا

دشوار نشان دادن فهم قران كه منجر به عدم تعقل و تفكر مردم در معاني قران مي شود

كار صحيحي نمي باشد و كساني كه مروج چنين افكاري مي باشند در واقع در برابر


و لقد يسرنا القران للذكر فهل من مدكر - ما قران را براي وعظ و اندرز اسان كرديم ايا هست پندگيرنده اي


ايه روشن خداوند قد علم كرده اند و چهار تاكيد خداوند را به فراموشي سپرده اند

ياور
Tuesday 28 March 2006, 01:34PM
و من نمي دانم كه در مقام مواجهه با اين ايه شريفه بايد سخن خداوند را بپذيرم يا سخن

ملا و مترفين را كه با بكار بردن جملات زيباو فريبنده و فوق العاده ادبياتي سعي در

دشوار نشان دادن ايات روشن خداوند دارند


و به قول دكتر مي گويند قران هفت بطن دارد و هر بطني دومرتبه هفت بطن دارد حال كي

ما مي توانيم بفهميم كه قران چه مي گويد ؟؟


و جالب اينجاست كه صورت تحريفات ايشان هم صحيح است و كسي نمي تواند به صورت

مسئله ايشان كه باعث دشوارنشان دادن كلام خدا شده است ايراد بگيرد همانطور كه

كلمات زير همه صورت صحيحي دارند اما به مقصود ديگري به كار گرفته مي شوند


«عبارات‏»
، «اشارات‏»
، «لطائف‏»
و «حقائق
‏و تعابير
و ظواهر لفظى،
و بطن
و شان نزول
و تجويدو ترتيل

و بنده براي انكه ياداور شوم كه چگونه از يك كلمه تعبير ناصحيح مي شود قول دكتر را در مورد بطن عرض مي نمايم


دكتر مي گويد :
ملا و مترفين مي گويند : قران هفت بطن دارد و هر بطني دومرتبه هفت بطن دارد حال كي ما مي توانيم بفهميم كه قران چه مي گويد ؟

جواب :

بايد از ايشان پرسيد ايا ان بطني كه تو شكم همه انها مي باشد با ظاهر قران موافق است يا مخالف

ناچارند بگويند موافق !! پس جواب اينست عمل كردن به ظاهر ايات همان عمل به باطن

اياتي است كه ملا و مترفين مي گويند در شكم يكديگرندو هيچ كس نمي داند به غير از ما



يا الله

هستي
Wednesday 29 March 2006, 09:32AM
بسمه تعالي
جناب ياور
منظور از چند بطن داشتن قران اين نيست كه كسي از ان چيزي برداشت نمي كند. اما فهم من كجا وفهم عالمان وپاكان كجا؟
كه براي درك قران علاوه بر مقدماتي مانند زبان عربي واحكام وشان نزول وسنت هاي تاريخ وخلقت وانسان و...نيز نياز است .
ومهمتر از اينها تزكيه براي درك بهتر وروشن.
-------------------------------------------
اما ادامه مقاله(3)
ب - آسيب‏هاى پسينى
در رده‏بندى فهم تعابير لفظى قرآن، سطوحى فروتر از سطح استنباطهاى احكام نظرى مطرح است كه نخستين طبقه آن فهم لغوى تك‏واژه‏ها در زمان نزول وحى و نيز معانى اصطلاحى آن‏ها در فرهنگ قرآن مى‏باشد. آسيب عمده در اين سطح، حضور معناى تطور يافته واژه در ذهن مفسر است كه ممكن است آن را با معناى همين واژه در عصر نزول وحى تطبيق دهد. براى اجتناب از اين آسيب، جز ريشه‏يابى دقيق واژه و درك تدرج دلالت لفظى و تطور حيات و ممات آن گريزى نيست. پس از احراز معناى واژه در آن عصر، كه با تمام آداب و سنن و فرهنگ و اقليم سرزمين وحى گره مى‏خورد، نوبت‏به معناى اصطلاحى آن در فرهنگ قرآن مى‏رسد كه ممكن است در مواردى در طول تاريخ نزول وحى، استعمال‏هاى گوناگون داشته و در آن معناى اصطلاحى با بار معنايى خاصى به كار رفته باشد. به عنوان نمونه، واژه «سفيه‏» كه در عرف عرب زبانان عصر نزول، معناى خاص خود را دارد، در قاموس قرآن كه روى‏گردانى از آيين ابراهيم(ع) را با تعبير «من سفه نفسه‏»(بقره: 130) معرفى مى‏كند، بار معنايى ويژه‏اى به همراه دارد. و از همين قبيل است واژه‏هايى همچون: «قلب‏»، «عقل‏»، «حيات‏» و ... . حتى از تعابير پيوسته‏اى مانند «فى آذانهم وقرا» (انعام: 25)، «جعلنا بينك و بين الذين لا يؤمنون بالاخرة حجابا مستورا» (اسراء: 45) نيز مى‏توان نام برد.
از مرحله فهم لغوى تك‏واژه‏ها و تعابير پيوسته كه بگذاريم، به فهم قرآن در سطح استنباطهاى احكام نظرى از آيات مى‏رسيم. فهم قرآن در سطح استنباطهاى نظرى از آيات وحى، حوزه اصلى نزاع كسانى است كه از فهم قرآن روى‏گردانند و آن را غير قابل حجيت مى‏دانند و با طرح عنوان «تفسير به راى‏»، دل‏نگرانى خود را از آسيب‏هاى آن نشان مى‏دهند.
اين نوع نگرش (غير قابل فهم بودن قرآن در سطوح استنباطهاى نظرى و حتى فروتر از آن) پيشينه‏اى ديرينه دارد. به عنوان مثال،راغب اصفهانى از قول گروهى، چنين نقل مى‏كند: «براى هيچ‏كس تفسير قرآن روا نيست، هرچند دانشمندى اديب، كارآزموده و آشنا به علومى مانند فقه، نحو، اخبار و آثار باشد. تنها بايد به روايات (تفسيرى) از پيامبر(ص) و صحابه‏اى كه شاهد نزول آن بوده‏اند و نيز تابعانى كه از آنان گرفته‏اند، اكتفا شود.» (7)
پيش‏تر از اين گروه، حتى در عصر صحابه، رگه‏هايى از اين تفكر يافت مى‏شد و به صورت روشن‏تر، در عصر تابعين، از سعيد بن مسيب، شعبى، ابن مجاهد و ديگران به عنوان طرفداران اين نظريه نام مى‏برند (8) از همين روست كه گفته‏اند: تفسير در عصر تابعين كاملا از حدود تفسير اثرى - كه نشان بارز تفسير در عصر صحابه است - بيرون نرفت. (9) ادامه اين تفكر در قرن چهارم و پنجم به «حشويه‏» (10) مى‏رسد. سپس گروه ديگرى نيز به نام «اخباريون‏» فهم قرآن بدون كلام و تفسير عترت را باطل شمردند و هر نوع استنباطى از قرآن را تفسير به راى به شمار مى‏آوردند; از جمله سيد صدر(ره) شارح وافيه، (11) محمد امين استرآبادى(ره)، (12) محدث بحرانى(ره) (13) و شيخ حر عاملى(ره) (14) . البته علل و انگيزه چنين رويكردى به فهم قرآن در همه اين طبقات يكسان نيست، هرچند نتايج آن تا حدودى مشابه است.
در اين بخش، همه نزاع‏ها در اين زمينه را مى‏توان بر سر يك نكته گرد آورد كه «آيا قرآن - يا هر نوع متن دينى ديگرى - در سطح تعابير لفظى، در رساندن مرادش همان سيره و شيوه عقلا در محاوره را پيروى كرده است‏يا نه؟» اگر همان شيوه است، پس در اصول فهم قرآن و در انواع دشوارى‏ها و آسيب‏هاى فهم مى‏توان با رجوع به عرف محاوره، آن‏ها را شناخت و مضبوط نمود و از آسيب‏هايش دورى گزيد و در اين صورت راه هموار است و از اين رهگذر مى‏توان به آسيب‏هاى فهم متون دينى رهنمون شد.
آنان كه شيوه محاورات عرفى را در فهم متون دينى به كار مى‏برند، وجود «ناسخ و منسوخ‏»، «شان نزول و فضاى نزول‏»، «روايات تفسيرى معصومان(ع)» و غير آن را هم‏سان با شيوه عرف مى‏بينند كه در رساندن مرادشان از قراين و شواهد پيوسته و ناپيوسته، سياق كلام (خورند سخن)، شرايط صدور خطاب و مانند آن بهره مى‏گيرند. وجود «محكم و متشابه‏» در آيات را نيز به وجهى، به همان شيوه محاورات عرف ارجاع مى‏دهند و مى‏گويند: گاهى گوينده مقاصدش را به طور صريح و روشن بيان مى‏كند و گاهى بخشى از كلامش (بنا به مصالحى) چند پهلوست كه با نهادن آن‏ها در كنار يكديگر مقصودش به دست مى‏آيد. بدين‏سان، پس از فحص و كاوش در قراين و شواهد خطاب و ملاحظه جميع خصوصيات كلام به صورت جمع عرفى، از آيات استنباط احكام نظرى خواهيم داشت و حجيت اين فهم نيز مبتنى بر همان اصول و شيوه محاوره است. خلاصه ديدگاه اين افراد چنين است كه متن دينى تابع قوانين زبانى بشر است و نمى‏توان پاره‏اى از اين قواعد را از روى سليقه شخصى يا به دليل تقدس قرآن، ناديده گرفت.
صاحب تفسير مجدالبيان در اين زمينه مى‏نويسد: «قرآن مجموعه‏اى از واژگان و الفاظ عربى است كه بر شيوه عربى گرد آمده. پس همان‏طور كه براى هر سخن عربى معنايى است كه چون به عرف عرب عرضه شود آن معنا را بعد از ملاحظه سياق كلام و خصوصيات آن و ساير قراين حاليه و مقاليه، پيوسته و ناپيوسته، مى‏شناسد، همين‏طور معناى آيات قرآن نيز پس از ملاحظه آن‏ها شناخته مى‏شود... و شكى نيست كه ظاهر قرآن كلام عربى و به لغت عرب نازل شده و شيوه عقلا (به ويژه) مسلمانان بر آن است كه معناى ظاهرى متبادر از آن كلام را پس از ملاحظه جميع خصوصياتش اخذ كنند ...» (15)
عمده دليل اين گروه (پس از آيات و روايات) آن است كه اگر قرآن شيوه ديگرى را در رساندن مقاصدش پيموده بود از جانب خود قرآن يا هم‏وزنان آن (معصومان(ع)) ابلاغ شده بود و آنچه در نخستين نگاه، مانع پيروى از اين شيوه است‏با تامل، رفع مى‏شود.
براى نمونه، شهيد بزرگوار آية‏الله صدر(ره) در پاسخ به كسانى كه روايات نهى از تفسير به راى را مانعى براى استنباطهاى نظرى دانسته‏اند، مى‏نويسند: «اطلاق روايات مذكور نمى‏تواند از سيره عمل به ظواهر (الفاظ) جلوگيرى كند، چه آن را سيره عقلا بدانيم يا سيره متشرعه; چون براى ردع از سيره عقلا، دليل ردع از نظر حجم و وضوح بايد بتواند با درجه استحكام سيره برابرى كند (و چنين استحكامى در كار نيست.) و از نظر سيره متشرعه نيز ادعاى ما آن است كه اصحاب ائمه(ع) در عمل به ظواهر كتاب درنگ نمى‏كردند (وگرنه خلاف آن شناخته مى‏شد.) بنابراين، با وجود چنين سيره‏اى، عدم صلاحيت اطلاق روايات تفسير به راى به اثبات مى‏رسد و آن را مقيد مى‏نمايد.» (16)
اين تبيين راه‏گشاست; چون اصول فهم متون دينى را مضبوط كرده و آسيب‏هايى را كه در حيطه عرف محاوره عقلا قرار مى‏گيرد نشان مى‏دهد; مانند عدم فحص و بررسى از پيوسته‏هاى كلام، در نظر نگرفتن شرايط صدور خطاب و طول زمان آن، عدم توجه به قراين پيوسته و ناپيوسته، سياق سخن، عام و خاص، مطلق و مقيد و ... .
اما از يك نكته نبايد غافل بود و آن اين‏كه تعلق خاطر به فرهنگ محاوره به نوبه خود، آسيب‏هايى را در فهم قرآن، به ويژه در نوآورى‏هاى معارف وحى، در پى خواهد داشت. به عنوان مثال آياتى كه مى‏فرمايد: «افمن اتبع رضوان الله ... هم درجات عندالله ...»(ال عمران: 162-163) و نيز آيه شريفه «و لكن البر من آمن بالله و اليوم الاخر» (بقره:177) طبق فرهنگ محاوره و مسبوقيت ذهن به عرف عرب زبان، در آيه اول بايد «لام‏» بر سر «هم‏» در تقدير گرفت و آيه را چنين معنا كرد: لهم درجات عندالله; براى آنان نزد خدا درجاتى است; زيرا پيشينه اين نوع معرفت، كه خود انسان درجه باشد، در كار نبوده است. در آيه دوم نيز بايد كلمه‏اى مانند «بر» را مفروض گرفت و چنين گفت: لكن البر بر من آمن بالله يا آن را حمل بر مبالغه كرد; مانند: «زيد عدل‏» تا با معيارهاى ذهنى مفسر هم‏سان شود; چون در اينجا نيز مفسر نمى‏تواند از يگانگى عمل و عامل و عينيت آن، كه در حوزه انسان‏شناسى ويژه قرآن و نوآورى‏هاى وحى، كاملا قابل درك است، پرده بردارد و اين در واقع، محروم كردن خود از نوآورى‏هاى معارف بلندى است كه قرآن ارائه داده است. يا مثلا در آيه‏77 سوره كهف مى‏فرمايد: «فوجدا فيها جدارا يريد ان ينقض فاقامه‏»; آن دو، ديوارى يافتند كه مى‏خواست فرو ريزد. پس آن را سرپا كرد. در شيوه محاوره عرفى و مسبوقيت ذهن به فرهنگ عرف، اراده ديوار حمل بر مجاز مى‏شود; چون ديوار ذى‏شعور نيست و حال آن‏كه وجود اراده براى ديوار و به طور كلى، شعور هستى در فرهنگ قرآن قابل فهم است. از اين نمونه‏ها در قرآن كم نيست.
پرسش اساسى در اينجا اين است كه چگونه مى‏توان فرهنگ محاوره عرفى را با اين نوآورى‏ها آشتى داد و نيز معيار حجيت فهم اين معارف (بيرون از حيطه محاوره) چيست و شيوه اجتناب از آسيب‏هاى آن كدام است؟ اگر در اين بخش هم بتوان بستر كلى خطاب‏هاى وحى و فضاى عمومى حاكم بر قرآن را به دست داد، اين بستر مى‏تواند به عنوان قرينه‏اى عام تلقى شود و با قراين عقلى و شرايط خطاب و صدور و مانند آن اين بخش نيز در حوزه مفاهمه عرفى عقلا قرار گيرد. براى درك اين بستر، انس با كتاب و سنت‏شرط اساسى است.
ادامه دارد

ياور
Wednesday 29 March 2006, 11:08AM
يا الله

اللهم صل علي محمد و ال محمد

جناب هستي با همه اين تفاسير

ايا شما به استناد ايه

و لقد يسرنا القران للذكر فهل من مدكر - ما قران را براي وعظ و اندرز اسان كرديم ايا هست پندگيرنده اي

فهم قران را براي كساني كه سعي دارند كه كلام روشن خدا را بفهمند و پيروي كنند اسان مي دانيد يا خير ؟

puyan
Wednesday 29 March 2006, 11:42AM
سلام
جناب yawar

اولا عرض میکنم فهم قرآن ممکن است ، تا این سخن که همچون بازیچه ای درآمده ، از دست شما گرفته شود .
ثانیا شما بفرمایید : آیا قرآن کاری بجز ( بقول شما ) اندرز ندارد ؟

البته همچون تاپیک های دیگری که شاهد گریز شما بوده ایم در این جا نیز منتظر پاسخ عالمانه (!) شما نمیمانیم اما جواب شما را دادم ، چون حیف بود یاور سوال شما استاد نشود !!

متشکرم

ياور
Wednesday 29 March 2006, 02:19PM
سلام
جناب yawar

اولا عرض میکنم فهم قرآن ممکن است ، تا این سخن که همچون بازیچه ای درآمده ، از دست شما گرفته شود .
ثانیا شما بفرمایید : آیا قرآن کاری بجز ( بقول شما ) اندرز ندارد ؟

البته همچون تاپیک های دیگری که شاهد گریز شما بوده ایم در این جا نیز منتظر پاسخ عالمانه (!) شما نمیمانیم اما جواب شما را دادم ، چون حیف بود یاور سوال شما استاد نشود !!

متشکرم

يا الله
اللهم صل علي محمد و ال محمد

اولا سئوال بنده از تاسيس كننده مقاله بود

ثانيا اصلا به تو ربطي ندارد

نوت بردار كليشه اي امپر مابل ضد ضربه ضد همه چيز

تو برو با الهانت خوش باش كه در سطح كره زمين دوازده امام و چهارده معصوم و چهار صد و پنجاه هزار امامزاده همرديف خداي تو صداي توو خاندانت را مي شنوند و شما را در هر كجا كه باشيد مي بينند و تو ادعا مي كني كه چنين چيزي شرك نيست

ايا شرمت نمي ايد كه اينهمه امامزاده كه در اطراف شهرها پراكنده شده اند ناموس تو را ببينند و صداي انها را در خلوتهايشان بشنوند با غيرت !؟؟

يا الله

هستي
Wednesday 29 March 2006, 05:41PM
بسمه تعالي
جناب ياور
من نمي دانم چرا همه جوابها در همه بحث ها به امام زاده ها بر مي گردد!!!
اما در مورد اينكه قران قابل فهم است كسي منكر ان نيست.اما درجاتي دارد.
مثلا شما قران را به يك جوان 15 ساله بدهيد بخواند كه عربي هم نمي داند چه مي شود؟ به ترجمه ان نگاه مي كند .
ايا واقعا همه نكات ايات را در مي يابد؟

zxcv
Thursday 30 March 2006, 12:16AM
بسم الله

با سلام و کمال احترام

منظور از چند بطن داشتن قران اين نيست كه كسي از ان چيزي برداشت نمي كند. اما فهم من كجا وفهم عالمان وپاكان كجا؟
كه براي درك قران علاوه بر مقدماتي مانند زبان عربي واحكام وشان نزول وسنت هاي تاريخ وخلقت وانسان و...نيز نياز است .

خواهر محترمه هستی .

کدامین از موارد فرق را اهل سنت ندارند ؟!!! آنها عالم دینی دارند !! زبان عربیشان هم گمان کنم بهتر من و شماست !!! مطمئنا به علت اینکه هموطن رسول الله بودند بهتر از من و شما شان نزول و سنت و این جور حرفها را متوجه می شوند !!!
اکنون بفرمائید که چرا به عقیده دانشمندان و علمای مذهب شما ، فرقه اهل سنت جزو گمراه شده گانند ؟!!! مگر نه اینکه شما شرط فهم قران را موارد فوق تعیین کردید ؟!!!

این را گفتم که متوجه بشوید که هیچ کدام از شرایطی که شما برای فهم قران تعیین کرده اید نمی تواند انسان را به سعادت نهایی برساند !!

هدایت نعمتی خدادادی است که امکان دارد توفیق آن به یک بی سواد بیابان گرد داده شود ولی یک دانشمند برجسته با هزار ادعا نتواند به این توفیق بزرگ برسد !!! نمونه هایش بسیار ، بسیارزیاد است که فقط اندک توجه ایی می خواهد !!!

وسلام یا الله

min
Thursday 30 March 2006, 01:50AM
بسم الله

با سلام و کمال احترام



خواهر محترمه هستی .

کدامین از موارد فرق را اهل سنت ندارند ؟!!! آنها عالم دینی دارند !! زبان عربیشان هم گمان کنم بهتر من و شماست !!! مطمئنا به علت اینکه هموطن رسول الله بودند بهتر از من و شما شان نزول و سنت و این جور حرفها را متوجه می شوند !!!
اکنون بفرمائید که چرا به عقیده دانشمندان و علمای مذهب شما ، فرقه اهل سنت جزو گمراه شده گانند ؟!!! مگر نه اینکه شما شرط فهم قران را موارد فوق تعیین کردید ؟!!!

این را گفتم که متوجه بشوید که هیچ کدام از شرایطی که شما برای فهم قران تعیین کرده اید نمی تواند انسان را به سعادت نهایی برساند !!

هدایت نعمتی خدادادی است که امکان دارد توفیق آن به یک بی سواد بیابان گرد داده شود ولی یک دانشمند برجسته با هزار ادعا نتواند به این توفیق بزرگ برسد !!! نمونه هایش بسیار ، بسیارزیاد است که فقط اندک توجه ایی می خواهد !!!

وسلام یا الله
جدا چقدر دلايل محكمي داريد
چون آنها عربند و مكان زندگيشان نزديك تر به مكان زندگي حضرت رسول پس درست مي گويند :smile21:
جدا كه ...

zxcv
Thursday 30 March 2006, 02:08AM
جدا چقدر دلايل محكمي داريد
چون آنها عربند و مكان زندگيشان نزديك تر به مكان زندگي حضرت رسول پس درست مي گويند :smile21:
جدا كه ...

بسم الله


دوست عزیز جناب مین !

فهم بعضی از مسائل به جنابعالی از نوشتن یک دوره کامل دائره المعارف مشکل تر است !!! کمی عجله نکنید و مطالب را با دقتی بیشتر بخوانید تا متوجه شوید که منظور چه بوده !!!!

دوست من استدعا دارم که توجه فرمائید !!!!منظور اینجانب این بود که همانطور که علومی که قبلا عرض کردم ، کمکی به اهل سنت در جهت فهم صحیح قران نکرده است ( البته به عقیده علمای فرقه جنابعالی ) این احتمال را بدهید که این همه حوزه و دانشگاه و اسم و عنوان علمای فرقه جنابعالی هم نتوانسته که معارف صحیح قران را به شما معرفی کند !!!

درک قران زمینه ایی فردی بهمراه توفیق خدا را می طلبد و نه مدرکهای حوزوی و دانشگاهی دهان پر کن !!!! چون همینطور که شما دانشگاه و مرکز دینی دارید دیگران هم دارند !!!

امیدوارم بر خلاف گذشته متوجه کلام بالا بشوید !!!!!

متشکرم .

وسلام یا الله

min
Thursday 30 March 2006, 02:52AM
بسم الله


دوست عزیز جناب مین !

فهم بعضی از مسائل به جنابعالی از نوشتن یک دوره کامل دائره المعارف مشکل تر است !!! کمی عجله نکنید و مطالب را با دقتی بیشتر بخوانید تا متوجه شوید که منظور چه بوده !!!!

دوست من استدعا دارم که توجه فرمائید !!!!منظور اینجانب این بود که همانطور که علومی که قبلا عرض کردم ، کمکی به اهل سنت در جهت فهم صحیح قران نکرده است ( البته به عقیده علمای فرقه جنابعالی ) این احتمال را بدهید که این همه حوزه و دانشگاه و اسم و عنوان علمای فرقه جنابعالی هم نتوانسته که معارف صحیح قران را به شما معرفی کند !!!

درک قران زمینه ایی فردی بهمراه توفیق خدا را می طلبد و نه مدرکهای حوزوی و دانشگاهی دهان پر کن !!!! چون همینطور که شما دانشگاه و مرکز دینی دارید دیگران هم دارند !!!

امیدوارم بر خلاف گذشته متوجه کلام بالا بشوید !!!!!

متشکرم .

وسلام یا الله
خوب حالا مي شود بفرماييد كه اگر درس خواندن و حوزه رفتن كمكي به درك مفاهيم قرآن و اسلام نمي كند پس ترويج علم آموزي در قرآن به چه در مي خورد
خوب بنشينيم دعا كنيم تا خدا درك بدهد و بس
اين سخن شما بر خلاف آيات قرآن است .

zxcv
Thursday 30 March 2006, 04:02AM
خوب حالا مي شود بفرماييد كه اگر درس خواندن و حوزه رفتن كمكي به درك مفاهيم قرآن و اسلام نمي كند پس ترويج علم آموزي در قرآن به چه در مي خورد
خوب بنشينيم دعا كنيم تا خدا درك بدهد و بس
اين سخن شما بر خلاف آيات قرآن است .

بسم الله

با سلام و کمال احترام

برادر من جناب مین .

مطمئنا علم و دانش کمکی بسیار زیادی در جهت درک بهتر دین می باشد !!! ولی معنا و مخاطب مطلب اینجانب در پاسخ انانی است که سعی می کنند فهم قران و دین را اختصاصی کنند !!!

دوست من توجه کنید تا مفهوم مطلب بیشتر برای جنابعالی روشن شود !!! بعضی از دوستان شرط فهم قران را بسیار سخت و به دور از دسترس عوام می دانند و به این بهانه سعی می کنند که تقلید را نوعی وجه عقلانی دهند !!! و این به نظر من کاملا اشتباه است !!!

صحبت من این است که با توجه به این که تمامی مذاهب یا حتی ادیان دیگر دارای یک سری نظامهای آموزش دینی و اعتقادی مربوط به خود می باشند که مطمئنا ثمره این مراکز ، جمعی استاد و اندیشمند سطح بالای علمی و دینی است ، چرا این نظام آموزشی و سطوح عالی دروس دینی کمکی به این دانشمندان نکرده که راه سعادت حقیقی را بیابند ؟!!!

لااقل شمائی که تنها فرقه خود را اهل نجات می دانید بهتر باید معنای مطلب فوق را متوجه بشوبد !!

آیا تصور می کنید که فقط فرقه شما مرکز آموزش دینی دارد ؟!!! یا آیا فکر می کنید که عالم و محقق علوم دینی فقط در مذهب شیعه وجود دارد ؟!!! مطمئنا خیر !!

پس چرا دیگران که هم دانشگاه دارند هم دانشمند دین شناس و حتی در بعضی از موارد از لحاظ همزبانی با قران و پیامبر بر ما برتری دارند ، نتوانسته اند با این همه امتیازات به مفهوم صحیح قران برسند ؟!!

پس باید بدانید که علم خوب است ، ولی ؛

و الله یهدی من یشاء الی صراط مستقیم ( نور - 46)
خداوند هر که را بخواهد براه راست هدایت خواهد کرد

برادر من ، اگر دقتی بیشتر به اطراف خود نمائید ، متوجه می شوید که دانشمندان و محقیقن بسیاری در این جهان وجود دارند که علم و دانش نتوانسته کمکی در هدایت و فهم دین به آنها بنماید !!! همگی آنها تصور می کنند که هدایت یافته اند ولی می دانید که نیستند !!! اما شما لحظه ایمان آوردن برده ایی سیاه پوست بی سوادی را تصور کنید که اربابش امیه بر سینه او سنگ بزرگی را نهاده ، ولی او به جای انکارایمان خود دائما ( الله احد ، الله احد ) را فریاد می زند ! او نه علوم حوزوی و فلسفه یونانی را خوانده بود و نه دانشگاه علوم حدیث و روایات را فارغ التحصیل شده بود !!! بلکه او فقط شامل لطف و هدایت خداوندی شده بود .

:smile07: :smile07: :smile07: :smile07: :smile07: :smile07: :smile07: :smile07: :smile07: :smile07: :smile07: :smile07: :smile07: :smile07: :smile07: :smile07: :smile07: :smile07: :smile07: :smile07: :smile07: :smile07:

{ آن برده سیاه پوست بی سواد ، نامش بلال حبشی بود که آنچنان مسلمانی شد که هزار دانشمند و فیلسوف به گرد پای او نمی رسند }!!

وسلام یا الله

min
Thursday 30 March 2006, 04:38AM
اين كه درك قرآن كار ساده اي نيست يقينا همينگونه است
درك و تفسير قرآن در اكثر موارد نياز به علوم مختلف قرآني دارد كه يقينا بايد افراد آموزش ببينند تا بتوانند آن را دقيق و درست درك كنند .
آيات قرآن محكم و متشابه و ناسخ و منسوخ دارد .
كسي اينها را در نظر نگيرد يقينا به علوم قرآن پي نمي برد وراه به خطا مي برد .
شان نزول آيات خود علم ديگري را مي طلبد
بهترين كسان براي تفسير قرآن كساني هستند كه به سرچشمه وحي وصل باشند و آنان كساني هستند كه پيامبر از آنان به عنوان 12 جانشين خود نام برده است .
علما نيز تفسير خود را از روي سخنان معصومين انجام مي دهند كه باز آن خود علم بزرگي است . با اين وجود هرگز علما نمي گويند به قطع تفسير قرآن همين است كه ما مي گوييم و همواره مي فرمايند انشالله اين باشد .
شما و ساير اشخاصي كه به وهابيت علاقه فراواني داريد بدون اين علوم خود را مفسر قطعي قرآن مي دانيد . هيچ تفسير ديگري را هن بر نمي تابيد .
هيچ كس جز خود را مسلمان نمي دانيد .
در اين كه فرموديد مذاهب ديگر هم عالم درند بله يقينا همين است .
اما خوب است يك سري به مدارس علميه هر دو طرف بزنيد .
شايد چيزي دستگيرتان شد .
فرق بين مدارس علميه شيعه با ساير مذاهب آنقدر هست كه افراد مغرض هم نمي توانند آن را كتمان كنند .

هستي
Thursday 30 March 2006, 09:44AM
بسمه تعالي

هدایت نعمتی خدادادی است که امکان دارد توفیق آن به یک بی سواد بیابان گرد داده شود ولی یک دانشمند برجسته با هزار ادعا نتواند به این توفیق بزرگ برسد !!!

كه حتما به شما داده شده!!!
نقل قول:
دوست من توجه کنید تا مفهوم مطلب بیشتر برای جنابعالی روشن شود !!! بعضی از دوستان شرط فهم قران را بسیار سخت و به دور از دسترس عوام می دانند و به این بهانه سعی می کنند که تقلید را نوعی وجه عقلانی دهند !!! و این به نظر من کاملا اشتباه است.
كسي فهم قران راسخت نمي كند.دشواريهايي دارد.
من دراينكه همه بحثهاي شما بر سر اين است كه دين را از سياست وجامعه دور كنيد ترديدي ندارم .
فرض كنيد من تقليد را كنار بگذارم وخودم بخواهم دين داشته باشم.چه بايد بكنم؟
قران را بر دارم بخوانم.
ويك ترجمه از قران را هم نگاه كنم.
اگر نفهميدم به يك تفسير مرا جعه كنم.كدام تفسير؟
وبعد مطابق فهم خودم عمل كنم.
ايا شما همين را مي گوئيد!! !!!

puyan
Thursday 30 March 2006, 10:03AM
سلام
محقق گرامی ، خانم هستی
همانطور که شما میدانید بحث در تاپیک ها یک بحث عمومی است که همه دوستان در آن شرکت کرده ، اظهار نظر میکنند . از این روست که در این تاپیک شرکت کرده و پاسخی را نوشتم .

در این شرایط ( همانطور که ملاحظه کرده اید ) با گل پراکنی های جناب yawar مواجه شده ام ...

... و من مناسبترین جواب را " خاموشی " تشخیص میدهم !


امیدوارم همه حق پذیران در راه حقجویی و حق پویی موفق باشند .
---------------
ضمنا عرض میکنم همانطور که شما هم به نوع دیگری اشاره فرموده اید دانستن مقدمات رایج ، نهایتا حوزه دریافت ما را از معانی مختلف آیات قرآن گسترش میدهد ؛ ولی مراجعه ما به رسول خدا و صاحبان علم قرآن ، مقصود خدا از آیه و معنی منتخب خدا را از مجموعه معناهای برآمده از یک آیه تبیین مینماید .

و این نکته ایست که جناب zxcv هم به آن بی توجهی میکنند ! و توجه ندارند که سعادت ، در گرو سرسپاری به دستورات دقیق و مشخص خداست و نه پیروی از معناهای متعدد و احتمالی برآمده از آیات قرآن !

متشکرم

هستي
Thursday 30 March 2006, 10:43AM
ادامه4
فهم تصديقى و آسيب‏هاى آن
در فهم استنباطهاى نظرى با مفاهيم تعبيرى سر و كار داشتيم، اما ويژگى‏هاى خاص قرآن به عنوان متن دينى، نوع ديگرى از فهم را پيش روى ما قرار خواهد داد. قرآن كتابى است «مبين‏»(حجر: 1) براى «تذكار»(قمر:17) آدمى و «سهل و يسير،»(قمر:17) لكن «ثقيل‏»(مزمل: 5) است و با محتواى خاص خود، در عين «شفابخشى‏»(يونس:57/اسراء:82/فصلت: 44) و «هدايتگرى‏»(فصلت: 44) و «نور» (نساء: 174) براى گروهى خاص «خسارت‏زا» (الاسراء: 82)، مايه افزايش «طغيان‏» و «كفر» (مائده:64و68) و «حسرت‏آور» (حاقه:52) است و با مجموعه‏اى از آيات متشابه، راه را براى فتنه‏گرى‏آنان كه در دلشان «زيغ‏»(آل‏عمران:7) و انحراف است، فراهم كرده تا انسان را بيازمايد.
اين ويژگى‏ها در بافت و محتواى قرآن اين پرسش را به وجود مى‏آورد كه چطور عده‏اى قرآن را مى‏فهمند و شفا مى‏گيرند و بر فروتنى‏شان افزون مى‏شود و عده‏اى ديگر آن مى‏فهمند ولى بر طغيانشان افزوده مى‏گردد و سر از استهزا در مى‏آورند؟ (روم:10) تفاوت اين فهم‏ها در چيست؟ اين تفاوت را بنا به اشاره خود قرآن، بايد در زمينه‏هاى درونى و نهادى افراد جست و جو كرد واز رهگذر آن، به نوع آسيب‏هاى اين فهم رهنمون شد.
براى دستيابى به شفاى قرآن و هدايت و ديگر دستاوردهايش، بايد به حد نصابى از فهم رسيد كه به آن «فهم تصديقى‏» مى‏گويند. آفريننده اين تركيب (فهم تصديقى) سيدالساجدين، امام على بن الحسين(ع)، مى‏باشند كه در فرازى از دعاى 42 - دعايى كه يك دوره قرآن‏شناسى از نگاه هم‏وزن قرآن است - در صحيفه سجاديه چنين انشا فرموده‏اند: «... و جعلته [اى كتابك] نورا ... و شفاء لمن انصت‏بفهم التصديق الى استماعه‏»; خداوندا، تو قرآن را نور قرار دادى و آن را بر كسى كه با فهم تصديقى (آگاهى همراه با گواهى) به قرآن گوش سپرد شفا گردانيدى.
گره‏زدن بين محمول و موضوع و تصديق به وجود محمول براى موضوع يا سلب محمول از موضوع مرتبه‏اى است كه با ذهن و انديشه سر و كار دارد و مراد از فهم قرآن در عرف قرآن‏پژوهان، همين مرتبه است; يعنى، درك مراد خداى‏تعالى از آيات. اما گره زدن بين ماحصل قضيه و قلب مرتبه‏اى است كه با جان آدمى ارتباط مى‏يابد و مقصد فهم تصديقى است. تلاوت آيات يا استماع آن و درك بسيط از آيات تا استنباطهاى گوناگون نظرى، همه مقدمه‏اى براى حضور قرآن در قلب آدمى (يعنى، پايانه وحى) است. گويى تمام آن مراحل نسخه و درمان و دارو است، اما شفا و نور در اين مرتبه به بار مى‏آيد; يعنى، مرتبه‏اى از آگاهى كه با گواهى آميخته است. و اين نوع آگاهى است كه از متون دينى، به ويژه قرآن، مورد انتظار است تا آدمى را راه برد، دل را خاشع كند و زمينه بهره‏مندى از «القاى وحيانى‏» قرآن و «روحانيت و نورانيت علم‏» را فراهم نمايد.
همان‏گونه كه در كتاب تكوين، فهم قوانين حاكم بر آن و تفسير هستى با موشكافى‏هاى علمى و پژوهش‏هاى گسترده براى هر كس ميسور است، در كتاب تشريع نيز به همين صورت مى‏باشد، اما هر دو، در مرتبه‏اى فروتر از نگاه به كتاب تكوين و تشريع به عنوان مجموعه‏اى از آيات خدا و راهبر انسان به درك مقصد و مقصود اوست. در اين مرتبه، راه براى همه‏كس هموار نيست.
در فهم تصديقى (از كتاب تكوين و تشريع) آسيب‏ها اساسا متوجه قلب پذيرنده است. در اين فهم، قلب آيت‏باور مى‏طلبد و آفت و آسيب آن نيز فاصله با همين صبغه آيتى در آيات تكوينى و آيات وحيانى است كه قرآن در چهره تذكارى‏اش بر جان مى‏نشيند. در نگاه قرآن، هستى «آيات‏الله‏» است و در بعد تبيين تكوين و تعبير آن با القاى وحى نيز همان تعبير «آيات الله‏» به كار رفته است. از باب نمونه، در جايى مى‏فرمايد: «ان فى السموات و الارض لآيت للمؤمنين و فى خلقكم و ما يبث من دابة آيات لقوم يوقنون و اختلاف الليل والنهار و ما انزل الله من رزق فاحيا به الارض بعد موتها و تصريف الرياح آيات لقوم يعقلون‏»(جاثيه:6); همانا در آسمان‏ها و زمين براى مؤمنان نشانه‏هايى است. و در آفرينش شما و آنچه را كه از جانوران پراكند، نشانه‏هايى براى اهل يقين مى‏باشد. و نيز آمد و شد شب و روز و آنچه خداوند از آسمان براى روزى خلق از برف و باران مى‏فرستد و زمين را پس از مرگش زنده مى‏كند و نيز وزش بادها آياتى براى انديشمندان است. قرآن از آنچه در آسمان و زمين است، آفرينش انسان، جانوران، پديدار شدن شب و روز، نزول باران و وزش بادها، همه را آيات خدا براى گروهى خاص بر شمرده است; يعنى، تنها در نگاه آنان موجودات هستى صبغه خاص راهبردى (آيت) دارند و مايه «ذكر»(قلم:52) - يعنى، تنبه به «نهاد فطرت توحيدى‏»(روم:30) - مى‏باشند. آنگاه قرآن در ادامه همان آيات، الفاظ تعبيرى از كتاب تكوين را نيز آيات تلاوت شده ناميده و فرموده است: «تلك آيات الله نتلوها عليك بالحق‏»(جاثيه:6); آن‏ها آيات خداست كه به حق بر تو تلاوت مى‏شود. بدين‏سان، در درك باورگونه (فهم تصديقى) آيات تكوين و تشريع هم‏سانى بوده و آسيب‏هاى آن‏ها نيز مشترك است.
براى درك نوع آسيب‏ها در اين فهم، بايد به اين نكته انديشيد كه در نگاه قرآن، چه ساحتى از انسان مخاطب واقعى آيات تكوينى و تشريعى (با همين صبغه آيتى) است؟
در آيه 171 سوره بقره مى‏خوانيم: «مثل الذين كفروا كمثل الذى ينعق بما لا يسمع الا دعاء و نداء صم بكم عمى فهم لا يعقلون‏»; مثل آنان كه كافر شدند مثل آن (حيوانى) است كه آوازش كنند. از آن آواز (معنايى) نمى‏شنود، جز صدا و ندايى (مبهم). آنان كر و گنگ و كورند و نمى‏انديشند. در آيه 44 سوره فرقان نيز مى‏فرمايد: «ام تحسب ان اكثرهم يسمعون او يعقلون ان هم الا كالانعام بل هم اضل سبيلا»; يا پندارى كه بيش‏تر آنان مى‏شنوند يا درك مى‏كنند؟ ايشان نيستند جز مانند چهارپايان، بلكه از آن‏ها هم بيراهه‏تر. دراين دو آيه، فرمود: آنان جز صدايى (مبهم) چيز ديگرى نمى‏شنوند و در حقيقت كرند و دركشان از آيات بسيار نازل است، به گونه‏اى كه با حيوانات مقايسه مى‏شوند. با اين وجود، در سوره قلم مى‏فرمايد: «و ان يكاد الذين كفروا ليزلقونك بابصارهم لما سمعوا الذكر و يقولون انه لمجنون و ما هو الا ذكر للعالمين‏»(قلم: 51-52); و نزديك است كافران چون قرآن را شنيدند (دهشت زده شده) با چشمانشان تو را چشم‏زخم زنند و مى‏گويند او ديوانه است و حال آن‏كه اين كتاب جز ذكر و يادآورى براى جهانيان نيست.
قرآن در اين آيات، اذعان دارد كه كافران ذكر (يعنى قرآن) را مى‏شنوند و به‏طور حتم، آن را هم مى‏فهمند كه با دهشت‏زدگى از فصاحت قران نزديك است چشم‏زخم زنند. پس سطحى از درك و فهم قرآن براى كافران نيز ميسر است، حتى اين سطح از فهم به صورت عمومى در مساله «تحدى قرآن‏» موضوعيت پيدا مى‏كند. قرآن در حد اعلاى فصاحت و بلاغت، همه قشرها را به تحدى فراخوانده و از اين بعد (فصاحت و بلاغت) اعجاز قرآن مورد وفاق همه دانشمندان قرار گرفته است، هرچند در ابعاد ديگر اعجاز اتفاق نظر ندارند.
معناى اعجاز قرآن در فصاحت و بلاغتش اين است كه گوينده به بهترين بيان، مقاصدش را منتقل كرده است و متناسب با شرايط و اوضاع با گوياترين تعابير در حدى سخن گفته كه ديگران از سخن گفتن در اين سطح عاجزند. معناى «تحدى قرآن‏» در اين بعد آن است كه هر كس با هر نوع گرايش و بينشى (در حد آشنايى‏اش با ادبيات عرب) مى‏تواند قرآن را بفهمد و درماندگى بشر را در رسيدن به بلنداى فصاحت و بلاغت قرآن احساس كند. بنابراين، فهم قرآن در اين سطح براى همه امكان دارد.
جالب آن است كه همين عرب زبانان كه آيات وحى را مى‏شنيدند و حتى از فصاحت و بلاغت قرآن دهشت‏زده مى‏شدند و چاره‏اى جز اعتراف به عجز و درماندگى در برابر آن نداشتند، به پيامبر اكرم(ص) مى‏گفتند: در گوش‏هاى ما سنگينى است و دل‏هاى ما در پرده پوشيده و ميان ما و تو پرده‏اى آويخته است (و از اين‏روست كه پيام‏هاى كتاب تو را نمى‏فهميم.) گزارش قرآن از اعتراف آنان بدين قرار است: «فاعرض اكثرهم فهم لا يسمعون و قالوا قلوبنا فى اكنة مما تدعونا اليه و فى اذاننا وقر و من بيننا و بينك حجاب فاعمل اننا عاملون‏» (فصلت:3-5); بيش‏تر ايشان روى گردانده‏اند. پس نمى‏شنوند و مى‏گويند: دل‏هاى ما از آنچه ما را به سوى آن مى‏خوانى پوشيده و در گوش‏هاى ما سنگينى است و ميان ما و تو پرده‏اى قرار دارد. پس تو كار خود كن، ما هم كار خود مى‏كنيم. خود قرآن كريم هم بر اين اعتراف صحه گذاشته و آنان را از فهم (ويژه) محروم مى‏داند و مى‏فرمايد: «فانك لا تسمع الموتى و لا تسمع الصم الدعاء اذا ولوا مدبرين و ما انت‏بهادى العمى عن ضلالتهم ان تسمع الا من يؤمن بآياتنا فهم مسلمون‏»(روم: 52-53); پس تو مردگان را نمى‏شنوانى و نيز كسانى را كه كرند و پشت كرده‏اند (به بيراهه مى‏روند) و تو هدايت كننده كور چشم‏ها از گمراهيشان نيستى. همانا تو آيات وحى را به گوش كسانى مى‏رسانى كه به آيات ما ايمان داشته و تسليم باشند.بنابراين، عده‏اى واقعا كرند و كور و چون از اين قوا محرومند، واقعا مرده‏اند و هم اكنون در گورستان تن آراميده‏اند. آنان چهره جانشان دگرگون شده، در آن چهره پشت‏به فطرت توحيدى نموده‏اند و به بيراهه مى‏روند. ارمغان قرآن به عنوان متن دينى براى اين افراد چيزى جز «خسارت‏» بيش‏تر و «طغيان‏گرى‏» افزون‏تر، نيست.
فصلنامه معرفت شماره 26

حق جو
Thursday 30 March 2006, 12:39PM
سلام بر همه دوستان عزیز

در مشهد مقدس دعا گوی همه شیعیان بودم ...

با تشکر از خواهرمان هستی در مورد طرح این مقاله.
اینکه فهم قران به آموزش وتعلیم نیاز دارد را هر عاقلی می پذیرد.
اصولا هر چه یک کتاب پربارتر باشد در مورد آن نیاز بیشتری به تعلیم وآموختن خواهد بود.
این به این معنا نیست که ظاهر قران بلا استفاده یا نا مفهوم است.
اما قران کتابی است ذو وجوه که در بسیاری از موارد معنای مورد نظر خداوند در یک آیه مشخص نیست ( آیات متشابه یا بالقوه اشتباه آور ).

این مطلبی است که بنده در مقاله (( از کدام آیه قران پیروی نکنیم؟ )) بر اساس آیه 7 سوره آل عمران به طرح آن پرداختم.
دیدیم که دوستان وهابی مجبور شدند برای پاسخ گویی به نهج البلاغه وحدیث روی آورند ونتوانستند از قران در این مورد پاسخی ارائه کنند ( تایید عملی نیاز به حدیث در کنار قران ).
از سویی دیگر آیات متشابه ومحکم در قران علامت گذاری نشده اند و در خواست مکرر بنده از دوستان اهل سنت و وهابی برای مشخص کردن آیات محکم در قران، بی جواب ماند.

ودر نهایت به دلیل نداشتن پاسخ قرانی، ایندوستان ( شالیکار، امیر، یاور، زد ایکس و رهرو ) دست به کار تهمت وافترا شدند و یک بار به بنده نسبت اخباری گری دادند ویکبار صوفی گری ویکبار انکار قران و یک بار غلو !!!!
اینکه چگونه همه این اعتقادات متضاد میتواند در یکنفر جمع شود واینکه از کجای سخن بنده چنین برداشتهایی شده است هنوز برای من روشن نیست!



ضمنا توجه کنیم که ادعای نامفهوم بودن قران توسط اهل سنت و وهابیون مطرح شده است نه شیعه!
همه میدانیم که دوستان اهل سنت و وهابیون درک معنای حقیقی ( تاویل ) آیات متشابه را مخصوص ذات خداوند میدانند و اینجاست که سوال دیگری از سوی ما مطرح می شود:
وجود آیاتی که فقط خدا معنای آنرا می فهمد در قران چه سودی دارد وچگونه ممکن است پیامبر از مردم برای ایمان آوردن به کتابی که خودش از قسمتی از آن بی اطلاع است توقع داشته باشد؟؟!!
جالبتر اینکه همین اشخاص هر وقت حدیث را در کنار قران می بینند بسرعت تغییررنگ میدهند ومیگویند:
قران ساده وروان وروشن وبرای همه قابل فهم است ونیازی به تفسیراز سوی پیامبر و اهل بیت ندارد!!!!!!!!!!!!!!!!

min
Thursday 30 March 2006, 01:13PM
اگر هدايت فقط خداداي باشد و انسان تاثيري در آن ندارد پس مجازات آنانكه هدايت نمي شوند در آن دنيا را چه بايد ناميد ؟
آيا اين خلاف اصل عدالت خدا نيست ؟
نكند عدالت خدا ار هم قبول نداريد ؟
شما پاسخ دهيد
فهم قرآن آسان است ؟ يا سخت ؟ يا غير ممكن؟
به گفته دوست عزيزم حق جو كه صحيح هم فرموده اند - وهابيها درك دقيق قرآن را غير ممكن مي دانند و فقط آن را نزد خدا مي دانند و لا غير -
شما جزو آن دسته ايد ؟
و يا نه اصلا درك مفاهيم قرآن را سادهع مي دانيد كه هر كس مي تواند آن را بفهمد؟
شما پاسخ دهيد تا بقيه سوالات را در خور اعتقادات شما بيان كنم /

هستي
Thursday 30 March 2006, 03:46PM
بسمه تعالي
با تشكر از همه دوستاني كه اظهار نظر مي كنند.استفاده مي كنم.
اين همه علاقه به درك وفهم مطالب ونقد وارزيابي براي من جالب است.
اگر همه مقاله را يك جا وپشت هم نفرستادم براي اين بود كه مطالعه ان سخت نباشد.
اما باز هم مايلم سوالاتم را از جناب زد ايكس تكرار كنم
.
من دراينكه همه بحثهاي شما بر سر اين است كه دين را از سياست وجامعه دور كنيد ترديدي ندارم .
فرض كنيد من تقليد را كنار بگذارم وخودم بخواهم دين داشته باشم.چه بايد بكنم؟
قران را بر دارم بخوانم.
ويك ترجمه از قران را هم نگاه كنم.
اگر نفهميدم به يك تفسير مرا جعه كنم.كدام تفسير؟
وبعد مطابق فهم خودم عمل كنم.
ايا شما همين را مي گوئيد!! !!!

zxcv
Thursday 30 March 2006, 04:40PM
بسم الله

با سلام و کمال احترام

فهم و درک قران آسان است ، این را یاور و یا زد ایکس نمی گویند ! بلکه گفته خداوند متعال است .

و لقد يسرنا القران للذكر فهل من مذكر .
ما قران را براي وعظ و اندرز اسان كرديم آيا هست پندگيرنده اي ؟

و اینکه هدایت دست خداست هم ؛

لیس علیک هدیهم و لکن الله یهدی من یشاء یشاء ( بقره - 272)
ای رسول وظیفه تو فقط دعوت خلق است و هدایت آنها با تو نیست خدا هر که را بخواهد هدایت می کند .

ان الله یهدی من یرید ( حج - 16)
خداوند هر که را اراده کند هدایت خواهد کرد .

یهدی الله لنوره من یشاء ( نور - 35)
خداوند هر کس را بخواهد بسوی نور خود هدایت می کند .

اما هدایت هم زمینه هایی میخواهد ؛

انک لا تهدی من احببت و لکن الله یهدی من یشاء و هو اعلم با المهتدین ( قصص- 56)
تو نمی توانی هر کس را دلت بخواهد هدایت کنی . خداوند به استعداد مردم آگاهتر است و او می تواند هر کس را بخواهد یه سعادت ابدی برساند .

بله ؛ این استعداد می تواند صفا و صمیمیت قلبی باشد ، می تواند هم علم و دانش باشد ، حتی می تواند یک کار خوب و حسنه باشد ، و یا حتی استعداد ذاتی انسان باشد ، که خدا وند به سبب آن استعداد ، زمینه هدایت انسان را فراهم می نماید ( انشاء الله )

بهترين كسان براي تفسير قرآن كساني هستند كه به سرچشمه وحي وصل باشند و آنان كساني هستند كه پيامبر از آنان به عنوان 12 جانشين خود نام برده است .

جناب مین ؛ جنابعالی برای من ثابت کنید که در دانشگاهها و حوزهای دینی فرقه جنابعالی همان سرچشمه وحی تدریس می شود تا ما هم جوابی به شما بدهیم . برادر من ، کتب بحارالانوار و کافی که نمی شود سر چشمه وحی ؟ !!!! فلسفه و منطق را نمی توان وحی منزل دانست !!! هزار حدیث و روایت جعلی کنار یک آیه می گذارند تا طلبه زبان بسته ، چاره ایی جز قبول آنچیزی که به او تعلیم می دهند نداشته باشد !!!این است خلاصه دروس مذهبی فرقه جنابعالی !!!

اما خوب است يك سري به مدارس علميه هر دو طرف بزنيد .شايد چيزي دستگيرتان شد . فرق بين مدارس علميه شيعه با ساير مذاهب آنقدر هست كه افراد مغرض هم نمي توانند آن را كتمان كنند .

سری زده ام و دیده ام چه آش شله قلمکاری در آنجا تدریس می شود !!! گذشته از انحرافاتی که ما از ریشه و بنیان مراکز مذهبی فرقه جنابعالی می توانیم بگیریم ، اما می شود به ثمره این حوزهها دینی دهها فارق التحصیلی را اضافه کنیم که با اسامی جعلی و ساختگی ، رساله احکام را می نویسند ولی هنوز هم مفهوم کلمه ( لا اله اله الله ) را نمی دانند!!! فلسفه و درس خارج را از برند و لی هنوز نمی دانند معنای ( حنیفا لله غیر مشرکین به ) چیست !!! کتابها در مورد قضاوت اسلامی و عدل و انصاف می نویسند اما چیزی که نمی دانند و نمی خواهند بدانند ، حرام بودن مال مردم خوریست !!

اگر یک روز صبح سری به بزرگراه منتهی به شمال شهر بزنید متوجه منظور عرایض بنده می شوید !! در آنجه می بینید که چند درصد از فارغ التحصیلان این حوزه که علوم آن را تا سطحی عالی فرا گرفته اند علی وار !!!!! با اتومبیلهای آخرین مدل خود از خانه های ویلایی خود به سر کار و ریاست می روند !!! تا تجلی عملی عدالت اسلامی باشند !!!

وسلام یا الله

zxcv
Thursday 30 March 2006, 05:59PM
بسم الله

با سلام و کمال احترام

هستی ؛ فرض كنيد من تقليد را كنار بگذارم وخودم بخواهم دين داشته باشم.؟ جواب ؛ مبارکه

هستی ؛ چه بايد بكنم؟ جواب ؛ قران را بر دارید بخوانید!

هستی ؛ ويك ترجمه از قران را هم نگاه كنم؟ جواب ؛ می تواند یک زبان ترجمه از چند مترجم را بخوانید اما توجه داشته باشید که ترجمه هایی که فعلا در کتابفروشیها موجود است بیشتر به تفسیر می ماند تا ترجمه !

هستی ؛ اگر نفهميدم به يك تفسير مرا جعه كنم.كدام تفسير؟ جواب ؛ اگر اهل هدایت باشید با همان کلمات عربی هم هدایت می شوید !!! حتی نه ، با یک جمله قران مانند ( الحمد لله ) می توان هدایت یافت !!! اما مانعی ندارد ، بله ترجمه می تواند کمکی باشد و حتی تفاسیر و کتب تمامی دانشمندان و محققان مذاهب و ادیان دیگر !!! یعنی همان ( شنیدن قول بهتر و قبول آن ) اما آخر الامر باید ( مطابق فهم خودتان عمل كنید ) بدلیل اینکه خود شما فقط باید پاسخگوی اعمال خود باشید !!!نه علامه طباطبائی و یا شیخ الازهر و یا هر کس دیگر !!!!

اما خلاصه خواهر من دین را مشکل کرده اند !!! اگر مفهوم مطلب را درک کنید خیلی از مسائل برای شما ساده می شود !!!

وسلام یا الله

ياور
Thursday 30 March 2006, 11:00PM
يا الله

اللهم صل علي محمد و ال محمد




اين كه درك قرآن كار ساده اي نيست يقينا همينگونه است
درك و تفسير قرآن در اكثر موارد نياز به علوم مختلف قرآني دارد كه يقينا بايد افراد آموزش ببينند تا بتوانند آن را دقيق و درست درك كنند .
آيات قرآن محكم و متشابه و ناسخ و منسوخ دارد .
كسي اينها را در نظر نگيرد يقينا به علوم قرآن پي نمي برد وراه به خطا مي برد .
شان نزول آيات خود علم ديگري را مي طلبد


از جناب مين خواهشمنديم كه موضع خود را در مقابل اين ايه صريح خداوند كه به عقيده من همراه با اصرار و تكرار انهم چها ر مرتبه از سوي خداوند عالم به سوي ناجوانمردان و تاجران دين نشانه رفته
را مشخص كنند و خود بفرمايند مقصود خداوند چيست ما تفسير نمي كنيم چون به اعتقاد ايشان تفسير وهابي ها تفسير به راي است

يا الله بفرماييد

مي خواهيم ببينيم اين قدر جربزه داريد كه در مقابل خدا نشسته و بر خلاف سخن خداوند كه ان شاءالله ببخشد مرا و التجا مي كند !!!!و مي فرمايد

و لقد يسرنا القران للذكر فهل من مدكر - ما قران را براي وعظ و اندرز اسان كرديم ايا هست پندگيرنده اي !!!!!!!!

حرف بزنيد ؟

يا الله

ياور
Thursday 30 March 2006, 11:08PM
يا الله

اللهم صل علي محمد و ال محمد

خداوند به شما خير دهد بسيار استادانه پاسخ داديد
اين را بدان من الكي از مطلبي استقبال نمي كنم !!!


بسم الله

با سلام و کمال احترام

فهم و درک قران آسان است ، این را یاور و یا زد ایکس نمی گویند ! بلکه گفته خداوند متعال است .

و لقد يسرنا القران للذكر فهل من مذكر .
ما قران را براي وعظ و اندرز اسان كرديم آيا هست پندگيرنده اي ؟

و اینکه هدایت دست خداست هم ؛

لیس علیک هدیهم و لکن الله یهدی من یشاء یشاء ( بقره - 272)
ای رسول وظیفه تو فقط دعوت خلق است و هدایت آنها با تو نیست خدا هر که را بخواهد هدایت می کند .

ان الله یهدی من یرید ( حج - 16)
خداوند هر که را اراده کند هدایت خواهد کرد .

یهدی الله لنوره من یشاء ( نور - 35)
خداوند هر کس را بخواهد بسوی نور خود هدایت می کند .

اما هدایت هم زمینه هایی میخواهد ؛

انک لا تهدی من احببت و لکن الله یهدی من یشاء و هو اعلم با المهتدین ( قصص- 56)
تو نمی توانی هر کس را دلت بخواهد هدایت کنی . خداوند به استعداد مردم آگاهتر است و او می تواند هر کس را بخواهد یه سعادت ابدی برساند .

بله ؛ این استعداد می تواند صفا و صمیمیت قلبی باشد ، می تواند هم علم و دانش باشد ، حتی می تواند یک کار خوب و حسنه باشد ، و یا حتی استعداد ذاتی انسان باشد ، که خدا وند به سبب آن استعداد ، زمینه هدایت انسان را فراهم می نماید ( انشاء الله )

http://www.iranclubs.org/forums/images/khazar/misc/quote_03.gifنقل قول:
بهترين كسان براي تفسير قرآن كساني هستند كه به سرچشمه وحي وصل باشند و آنان كساني هستند كه پيامبر از آنان به عنوان 12 جانشين خود نام برده است .
http://www.iranclubs.org/forums/images/khazar/misc/quote_08.gif


جناب مین ؛ جنابعالی برای من ثابت کنید که در دانشگاهها و حوزهای دینی فرقه جنابعالی همان سرچشمه وحی تدریس می شود تا ما هم جوابی به شما بدهیم . برادر من ، کتب بحارالانوار و کافی که نمی شود سر چشمه وحی ؟ !!!! فلسفه و منطق را نمی توان وحی منزل دانست !!! هزار حدیث و روایت جعلی کنار یک آیه می گذارند تا طلبه زبان بسته ، چاره ایی جز قبول آنچیزی که به او تعلیم می دهند نداشته باشد !!!این است خلاصه دروس مذهبی فرقه جنابعالی !!!

http://www.iranclubs.org/forums/images/khazar/misc/quote_03.gifنقل قول:
اما خوب است يك سري به مدارس علميه هر دو طرف بزنيد .شايد چيزي دستگيرتان شد . فرق بين مدارس علميه شيعه با ساير مذاهب آنقدر هست كه افراد مغرض هم نمي توانند آن را كتمان كنند .
http://www.iranclubs.org/forums/images/khazar/misc/quote_08.gif


سری زده ام و دیده ام چه آش شله قلمکاری در آنجا تدریس می شود !!! گذشته از انحرافاتی که ما از ریشه و بنیان مراکز مذهبی فرقه جنابعالی می توانیم بگیریم ، اما می شود به ثمره این حوزهها دینی دهها فارق التحصیلی را اضافه کنیم که با اسامی جعلی و ساختگی ، رساله احکام را می نویسند ولی هنوز هم مفهوم کلمه ( لا اله اله الله ) را نمی دانند!!! فلسفه و درس خارج را از برند و لی هنوز نمی دانند معنای ( حنیفا لله غیر مشرکین به ) چیست !!! کتابها در مورد قضاوت اسلامی و عدل و انصاف می نویسند اما چیزی که نمی دانند و نمی خواهند بدانند ، حرام بودن مال مردم خوریست !!

اگر یک روز صبح سری به بزرگراه منتهی به شمال شهر بزنید متوجه منظور عرایض بنده می شوید !! در آنجه می بینید که چند درصد از فارغ التحصیلان این حوزه که علوم آن را تا سطحی عالی فرا گرفته اند علی وار !!!!! با اتومبیلهای آخرین مدل خود از خانه های ویلایی خود به سر کار و ریاست می روند !!! تا تجلی عملی عدالت اسلامی باشند !!!

وسلام یا الله


__________________

min
Friday 31 March 2006, 02:04AM
بسم الله

با سلام و کمال احترام

فهم و درک قران آسان است ، این را یاور و یا زد ایکس نمی گویند ! بلکه گفته خداوند متعال است .

و لقد يسرنا القران للذكر فهل من مذكر .
ما قران را براي وعظ و اندرز اسان كرديم آيا هست پندگيرنده اي ؟

و اینکه هدایت دست خداست هم ؛

لیس علیک هدیهم و لکن الله یهدی من یشاء یشاء ( بقره - 272)
ای رسول وظیفه تو فقط دعوت خلق است و هدایت آنها با تو نیست خدا هر که را بخواهد هدایت می کند .

ان الله یهدی من یرید ( حج - 16)
خداوند هر که را اراده کند هدایت خواهد کرد .

یهدی الله لنوره من یشاء ( نور - 35)
خداوند هر کس را بخواهد بسوی نور خود هدایت می کند .

اما هدایت هم زمینه هایی میخواهد ؛

انک لا تهدی من احببت و لکن الله یهدی من یشاء و هو اعلم با المهتدین ( قصص- 56)
تو نمی توانی هر کس را دلت بخواهد هدایت کنی . خداوند به استعداد مردم آگاهتر است و او می تواند هر کس را بخواهد یه سعادت ابدی برساند .

بله ؛ این استعداد می تواند صفا و صمیمیت قلبی باشد ، می تواند هم علم و دانش باشد ، حتی می تواند یک کار خوب و حسنه باشد ، و یا حتی استعداد ذاتی انسان باشد ، که خدا وند به سبب آن استعداد ، زمینه هدایت انسان را فراهم می نماید ( انشاء الله )



جناب مین ؛ جنابعالی برای من ثابت کنید که در دانشگاهها و حوزهای دینی فرقه جنابعالی همان سرچشمه وحی تدریس می شود تا ما هم جوابی به شما بدهیم . برادر من ، کتب بحارالانوار و کافی که نمی شود سر چشمه وحی ؟ !!!! فلسفه و منطق را نمی توان وحی منزل دانست !!! هزار حدیث و روایت جعلی کنار یک آیه می گذارند تا طلبه زبان بسته ، چاره ایی جز قبول آنچیزی که به او تعلیم می دهند نداشته باشد !!!این است خلاصه دروس مذهبی فرقه جنابعالی !!!



سری زده ام و دیده ام چه آش شله قلمکاری در آنجا تدریس می شود !!! گذشته از انحرافاتی که ما از ریشه و بنیان مراکز مذهبی فرقه جنابعالی می توانیم بگیریم ، اما می شود به ثمره این حوزهها دینی دهها فارق التحصیلی را اضافه کنیم که با اسامی جعلی و ساختگی ، رساله احکام را می نویسند ولی هنوز هم مفهوم کلمه ( لا اله اله الله ) را نمی دانند!!! فلسفه و درس خارج را از برند و لی هنوز نمی دانند معنای ( حنیفا لله غیر مشرکین به ) چیست !!! کتابها در مورد قضاوت اسلامی و عدل و انصاف می نویسند اما چیزی که نمی دانند و نمی خواهند بدانند ، حرام بودن مال مردم خوریست !!

اگر یک روز صبح سری به بزرگراه منتهی به شمال شهر بزنید متوجه منظور عرایض بنده می شوید !! در آنجه می بینید که چند درصد از فارغ التحصیلان این حوزه که علوم آن را تا سطحی عالی فرا گرفته اند علی وار !!!!! با اتومبیلهای آخرین مدل خود از خانه های ویلایی خود به سر کار و ریاست می روند !!! تا تجلی عملی عدالت اسلامی باشند !!!

وسلام یا الله

آقاي زد ايكس
شما در همان آيات ساده هم دچار سوء تفاهم شده ايد چه برسد آياتي كه نياز به تعبير و تفسير دارد.
شما بارها و بارها ادعا كرده ايد كه جز قرآـن پذيرفته نيست .
اين پندار غلط را از كدام آيه گرفته ايد ؟‌
تكليف آيات اطعوالله و اطعو الرسول ار هم مشخص نمي كنيد و تفسير به راي مي كنيد . خوب اگر قرار باشد هركس فقط با عقل خود آيات را تفسير كند كه ديگر چيزي از اسلام نمي ماند مي ماند سليقعه هاي افراد . ديگر به آن اسلام نمي گويند .
بارها در مورد احكامي كه در قرآن وجود ندارد و خود شما هم آن را نمي تانيد ناديده بگيريد پرسيديم و پاسخي نديديم
اين چه ديني است كه پاسخ سوالات ساده را هم ندارد ؟
در آخر با آن مثالتان به چه نتيجه اي رسيديد ؟
اگر عده اي از لباسي و موقعيتي سو استفاده كردند مي شود رد تمام آن موضوع ؟

هستي
Friday 31 March 2006, 08:47AM
بسمه تعالي
جناب زد ايكس
متاسفم كه نا اميدتان مي كنم.
سوالات من يه قصدروشن شدن موضع شما بود.
شما دانسته يا ندانسته اب به اسياب استعمار گران مي ريزيد.از نظر انها
بايد دينهاي روشنفكرانه تبليغ بشوند تا روحانيت تشيع از صحنه خارج گردد.انها ازامثال امام امت وميرزاي شيرازي ضربه خورده اند.امام يك فقيه اصولي است. مجتهد است پس بايدبه اجتهاد وفقاهت حمله بشود تا رهبري مذهبي نتواند كاري از پيش ببرد وراه براي سلطه بيشتر انها بر جهان فراهم گردد.
اما يك نكته ديگر هم هست كه مردم شيعه به اين اساني دستشان را از دامن اهل بيت بر نمي دارند وحب انها را كه حب خداوند هم هست(بنا به فرموده پيامبر)بخاطر چند تهمت شرك كنار نمي گذارند.
در حاليكه شرك توهمي شما از نظر تشيع استدلال عالم برزخ وزنده بودن شهدا واولياء رابه همراه دارد.
درمورد فهم قران هم كسي نه منكر علم است ونه منكر فهم.قران دريايي است كه هركس به اندازه ظرفيتش از ان بر مي دارد.
اما اين فهم ودرك ها درجات دارد.كه دراين فهم ودرك هم علم اكتسابي لازم است وهم بهره بردن از علم كساني كه خداوند به انها عنايت داشته است.

ياور
Friday 31 March 2006, 08:48AM
يا الله

اللهم صل علي محمد و ال محمد


http://www.iranclubs.org/forums/images/khazar/misc/quote_03.gifنقل قول:


http://www.iranclubs.org/forums/images/khazar/misc/quote_08.gif

http://www.iranclubs.org/forums/images/khazar/misc/quote_03.gifنقل قول:
اين كه درك قرآن كار ساده اي نيست يقينا همينگونه است
درك و تفسير قرآن در اكثر موارد نياز به علوم مختلف قرآني دارد كه يقينا بايد افراد آموزش ببينند تا بتوانند آن را دقيق و درست درك كنند .
آيات قرآن محكم و متشابه و ناسخ و منسوخ دارد .
كسي اينها را در نظر نگيرد يقينا به علوم قرآن پي نمي برد وراه به خطا مي برد .
شان نزول آيات خود علم ديگري را مي طلبد

http://www.iranclubs.org/forums/images/khazar/misc/quote_08.gif


از جناب مين خواهشمنديم كه موضع خود را در مقابل اين ايه صريح خداوند كه به عقيده من همراه با اصرار و تكرار انهم چها ر مرتبه از سوي خداوند عالم به سوي ناجوانمردان و تاجران دين نشانه رفته
را مشخص كنند و خود بفرمايند مقصود خداوند چيست ما تفسير نمي كنيم چون به اعتقاد ايشان تفسير وهابي ها تفسير به راي است

يا الله بفرماييد

مي خواهيم ببينيم اين قدر جربزه داريد كه در مقابل خدا نشسته و بر خلاف سخن خداوند كه ان شاءالله ببخشد مرا و التجا مي كند !!!!و مي فرمايد

و لقد يسرنا القران للذكر فهل من مدكر - ما قران را براي وعظ و اندرز اسان كرديم ايا هست پندگيرنده اي !!!!!!!!

حرف بزنيد ؟

يا الله

ياور
Friday 31 March 2006, 08:54AM
يا الله

اللهم صل علي محمد و ال محمد




درمورد فهم قران هم كسي نه منكر علم است ونه منكر فهم.قران دريايي است كه هركس به اندازه ظرفيتش از ان بر مي دارد.
اما اين فهم ودرك ها درجات دارد.كه دراين فهم ودرك هم علم اكتسابي لازم است وهم بهره بردن از علم كساني كه خداوند به انها عنايت داشته است.


اين پاسخ زيبا بود اما بايد در كنار ان بحث هدايت را نيز مطرح كرد

يا الله

حق جو
Friday 31 March 2006, 10:36AM
آقاي زد ايكس

شما در همان آيات ساده هم دچار سوء تفاهم شده ايد چه برسد آياتي كه نياز به تعبير و تفسير دارد.
شما بارها و بارها ادعا كرده ايد كه جز قرآـن پذيرفته نيست .
اين پندار غلط را از كدام آيه گرفته ايد ؟‌
تكليف آيات اطیعوا الله و اطیعوا الرسول را هم مشخص نمي كنيد و تفسير به راي مي كنيد . خوب اگر قرار باشد هركس فقط با عقل خود آيات را تفسير كند كه ديگر چيزي از اسلام نمي ماند مي ماند سليقه هاي افراد . ديگر به آن اسلام نمي گويند .
بارها در مورد احكامي كه در قرآن وجود ندارد و خود شما هم آن را نمي توانيد ناديده بگيريد پرسيديم و پاسخي نديديم
اين چه ديني است كه پاسخ سوالات ساده را هم ندارد ؟
در آخر با آن مثالتان به چه نتيجه اي رسيديد ؟
اگر عده اي از لباسي و موقعيتي سوء استفاده كردند مي شود رد تمام آن موضوع ؟



رئیس کل این آقایون در معنای لغت متشابه درمانده شد (مقاله: از کدام آیه قران پیروی نکنیم ) ونهایتا با خواری مقاله را ترک کرد! شما از مرید های چشم وگوش بسته اش چه توقعی دارید!! اینها به قرانی دعوت می کنند که خودشان از آن بی خبر هستند!
و برای رفع اتهام بی سوادی ونداشتن توجیه برای بسیاری از آیات میگویند:

شالیکار:
در ضمن عرض شد که کافران تاویل چه آیاتی را می خواستند و حتی پیامبر(ص) نیز تاویل انها را نمی دانست!



واقعا چه جسارتی!!


آیا خداوند نمی توانست کتابش را به کسی بسپارد که خود معنای آنرا کاملا درک کرده باشد؟؟!!
آیا کفار ومشرکین باید به چنین دین وچنین کتابی ایمان بیاورند که پیامبرش هم از آن سر در نمی آورد؟؟!!
آیا سخنان پیروان ابن تیمیه بیش از آنچه یهود و مسیحیان در این زمان بر علیه پیامبر(ص) می گویند مخرب وزیان آور نیست؟؟

ياور
Friday 31 March 2006, 03:41PM
رئیس کل این آقایون در معنای لغت متشابه درمانده شد (مقاله: از کدام آیه قران پیروی نکنیم ) ونهایتا با خواری مقاله را ترک کرد! شما از مرید های چشم وگوش بسته اش چه توقعی دارید!! اینها به قرانی دعوت می کنند که خودشان از آن بی خبر هستند!
و برای رفع اتهام بی سوادی ونداشتن توجیه برای بسیاری از آیات میگویند:

شالیکار:



واقعا چه جسارتی!!


آیا خداوند نمی توانست کتابش را به کسی بسپارد که خود معنای آنرا کاملا درک کرده باشد؟؟!!
آیا کفار ومشرکین باید به چنین دین وچنین کتابی ایمان بیاورند که پیامبرش هم از آن سر در نمی آورد؟؟!!
آیا سخنان پیروان ابن تیمیه بیش از آنچه یهود و مسیحیان در این زمان بر علیه پیامبر(ص) می گویند مخرب وزیان آور نیست؟؟

يا الله

اللهم صل علي محمد و ال محمد


واقعا چه جسارتی!!


آیا خداوند نمی توانست کتابش را به کسی بسپارد که خود معنای آنرا کاملا درک کرده باشد؟؟!!


تو كه بعد از چهل يا پنجاه سال با اين همه ادعا هنوز نفهميدي كه ترجمه و تفسير غير از تاويل است بروبمير

واقعا خود را به ناداني زدن هم هنري مي خواهد كه در قدرت هركس نيست
اما من به شما تبريك مي گويم كه چنين قدرتي داريد

تاويل يعني صورت تقق خارجي يك ايه

مثلا در ايات قران صحبت از وقوع قيامت شده است و همه يقين دارند كه قيامت بر پا خواهد شد

اما هيچ كس جز خدا نه لحظه وقوع ان را مي داند و نه مي داند كه قيامت به چه شكل برپا مي شود

و اينجاست كه جناب شاليكار مي فرمايند كه تاويل يعضي ايات را فقط خدا مي داند و بس نه ترجه يا تفسير

و ايات بسياري نيز مويد اين مطلب است كه پيامبر نه لحظه وقوع ان را مي داند و نه شكل تحقق ان را

حالا فهميدي يا بگويم برايت تركي صحبت كنند

يا الله

ياور
Friday 31 March 2006, 03:44PM
رئیس کل این آقایون در معنای لغت متشابه درمانده شد (مقاله: از کدام آیه قران پیروی نکنیم ) ونهایتا با خواری مقاله را ترک کرد! شما از مرید های چشم وگوش بسته اش چه توقعی دارید!! اینها به قرانی دعوت می کنند که خودشان از آن بی خبر هستند!
و برای رفع اتهام بی سوادی ونداشتن توجیه برای بسیاری از آیات میگویند:

شالیکار:



واقعا چه جسارتی!!


آیا خداوند نمی توانست کتابش را به کسی بسپارد که خود معنای آنرا کاملا درک کرده باشد؟؟!!
آیا کفار ومشرکین باید به چنین دین وچنین کتابی ایمان بیاورند که پیامبرش هم از آن سر در نمی آورد؟؟!!
آیا سخنان پیروان ابن تیمیه بیش از آنچه یهود و مسیحیان در این زمان بر علیه پیامبر(ص) می گویند مخرب وزیان آور نیست؟؟


يا الله

اللهم صل علي محمد و ال محمد


تو كه بعد از چهل يا پنجاه سال با اين همه ادعا هنوز نفهميدي كه ترجمه و تفسير غير از تاويل است برو؟؟؟؟

واقعا خود را به ناداني زدن هم هنري مي خواهد كه در قدرت هركس نيست
اما من به شما تبريك مي گويم كه چنين قدرتي داريد

تاويل يعني صورت تحقق خارجي يك ايه

مثلا در ايات قران صحبت از وقوع قيامت شده است و همه يقين دارند كه قيامت بر پا خواهد شد

اما هيچ كس جز خدا نه لحظه وقوع ان را مي داند و نه مي داند كه قيامت به چه شكل برپا مي شود

و اينجاست كه جناب شاليكار مي فرمايند كه تاويل يعضي ايات را فقط خدا مي داند و بس نه ترجه يا تفسير

و ايات بسياري نيز مويد اين مطلب است كه پيامبر نه لحظه وقوع ان را مي داند و نه شكل تحقق ان را

حالا فهميدي يا بگويم برايت تركي صحبت كنند

يا الله

هستي
Friday 31 March 2006, 04:11PM
بسمه تعالي
ظاهرا هر تاپيكي با هر عنواني باز شود نتيجه بحث به جدل ختم مي شود.

هستي
Friday 31 March 2006, 04:37PM
محكمات و متشابهات

آيه‏هاى قرآن از لحاظ بيان مطالب يكسان نيست و در دو طيف جداگانه تقسيم‏بندى مى‏شود: نخست آيه‏هايى كه «محكم‏»اند; يعنى، در دلالتشان بر مراد و مقصود خداوند استوار و قطعى‏اند و احتمالات‏گوناگون درباره مفاد آن‏ها وجود ندارد و ديگر آيه‏هايى كه معانى‏گونا گوني را برنمى‏تابد ودردلالت‏بر مقصودگويايى واستوارى دسته‏پيشين راندارد.اين آيه‏هابه‏«متشابهات‏» نامبردارند.
قرآن‏خودبه اين نكته اشاره فرموده است: «هو الذى انزل عليك الكتاب منه آيات محكمات هن ام‏الكتاب واخر متشابهات‏»(آل عمران 7‏
شناخت اين دو دسته عامل مهمى در برداشت و فهم صحيح از قرآن به شمار مى‏آيد; زيرا در پرتو اين آگاهى، تكيه‏گاه فهم متشابهات، كه آيه‏هاى محكم‏اند، به خوبى روشن مى‏شود و مخاطب براى فهم آن مستقيما به سراغ محكمات مى‏رود، بى‏آن‏كه دچار لغزشى شود يا ندانسته ار مراد آيه را بر قرآن تحميل كند. بنابراين، آن‏كه به اين ويژگى قرآن آگاهى ندارد يا آگاه است و از روى عمد بدان توجهى نمى‏كند دچار لغزش و انحراف مى‏شود
و چه بسا، گمان كند كه آيه‏هاى قرآن با هم اختلاف و تناقض دارند - چنان‏كه عده‏اى در صدر اسلام به اين گمراه شده بودند- (13) و يا براساس اين آيه‏ها به جبر گرايش پيدا كنند - آن‏گونه كه برخى از مسلمانان ازآيه‏هايى‏مانند «ليس‏لك من الامر شى‏ء...» (آل عمران:128) و «و الله خلقكم و ما تعملون‏» (صافات:96) عقيده جبر را فهميده‏اند و از آيه‏هاى ديگر، جسمانيت‏خداوند وديده شدن او به چشم (در قيامت) رابرگرفته‏اند;مانند:آيه «الرحمن‏على العرش استوى‏» (طه:5) و آيه «وجوه يومئذ ناضرة الى ربها ناظرة.» (قيامة: 22 و23)
به هر روى، ناآگاهى و بى‏دقتى درباره محكم و متشابه يا ناسخ و منسوخ (كه مصاديقى از متشابهات است) موجب به هم ريختن آيه‏ها (ضرب القرآن بعضه ببعض) خواهد شد، چنان‏كه ممكن است كسى آيه متشابهى را محكم تصور كند و براساس آن، آيه‏هاى ديگر را وارونه بفهمد; چه اين كه پيروان بسيارى از مذاهب انحرافى به آيه‏هاى قرآن تمسك كرده و درستى راى و مذهب خود را با آن تاييد نموده‏اند.

سايتbalagh.net‏

هستي
Friday 31 March 2006, 04:39PM
محكمات و متشابهات

آيه‏هاى قرآن از لحاظ بيان مطالب يكسان نيست و در دو طيف جداگانه تقسيم‏بندى مى‏شود: نخست آيه‏هايى كه «محكم‏»اند; يعنى، در دلالتشان بر مراد و مقصود خداوند استوار و قطعى‏اند و احتمالات‏گوناگون درباره مفاد آن‏ها وجود ندارد و ديگر آيه‏هايى كه معانى‏گونا گوني را برنمى‏تابد ودردلالت‏بر مقصودگويايى واستوارى دسته‏پيشين راندارد.اين آيه‏هابه‏«متشابهات‏» نامبردارند.
قرآن‏خودبه اين نكته اشاره فرموده است: «هو الذى انزل عليك الكتاب منه آيات محكمات هن ام‏الكتاب واخر متشابهات‏»(آل عمران 7‏
شناخت اين دو دسته عامل مهمى در برداشت و فهم صحيح از قرآن به شمار مى‏آيد; زيرا در پرتو اين آگاهى، تكيه‏گاه فهم متشابهات، كه آيه‏هاى محكم‏اند، به خوبى روشن مى‏شود و مخاطب براى فهم آن مستقيما به سراغ محكمات مى‏رود، بى‏آن‏كه دچار لغزشى شود يا ندانسته ار مراد آيه را بر قرآن تحميل كند. بنابراين، آن‏كه به اين ويژگى قرآن آگاهى ندارد يا آگاه است و از روى عمد بدان توجهى نمى‏كند دچار لغزش و انحراف مى‏شود
و چه بسا، گمان كند كه آيه‏هاى قرآن با هم اختلاف و تناقض دارند - چنان‏كه عده‏اى در صدر اسلام به اين گمراه شده بودند- (13) و يا براساس اين آيه‏ها به جبر گرايش پيدا كنند - آن‏گونه كه برخى از مسلمانان ازآيه‏هايى‏مانند «ليس‏لك من الامر شى‏ء...» (آل عمران:128) و «و الله خلقكم و ما تعملون‏» (صافات:96) عقيده جبر را فهميده‏اند و از آيه‏هاى ديگر، جسمانيت‏خداوند وديده شدن او به چشم (در قيامت) رابرگرفته‏اند;مانند:آيه «الرحمن‏على العرش استوى‏» (طه:5) و آيه «وجوه يومئذ ناضرة الى ربها ناظرة.» (قيامة: 22 و23)
به هر روى، ناآگاهى و بى‏دقتى درباره محكم و متشابه يا ناسخ و منسوخ (كه مصاديقى از متشابهات است) موجب به هم ريختن آيه‏ها (ضرب القرآن بعضه ببعض) خواهد شد، چنان‏كه ممكن است كسى آيه متشابهى را محكم تصور كند و براساس آن، آيه‏هاى ديگر را وارونه بفهمد; چه اين كه پيروان بسيارى از مذاهب انحرافى به آيه‏هاى قرآن تمسك كرده و درستى راى و مذهب خود را با آن تاييد نموده‏اند.
سايتbalagh.net‏

حق جو
Friday 31 March 2006, 07:31PM
خواهر گرامیم هستی

سخن بنده وشما یکی است. تنها چیزیکه در کلام من بیش از شما آمده این است که محکمات قران در قران مشخص نشده اند وبنا بر این ادعای کتاب خدا برای ما بس است جایی برای طرح ندارد.

يا الله



تو كه بعد از چهل يا پنجاه سال با اين همه ادعا هنوز نفهميدي كه ترجمه و تفسير غير از تاويل است برو؟؟؟؟

واقعا خود را به ناداني زدن هم هنري مي خواهد كه در قدرت هركس نيست
اما من به شما تبريك مي گويم كه چنين قدرتي داريد

تاويل يعني صورت تحقق خارجي يك ايه

مثلا در ايات قران صحبت از وقوع قيامت شده است و همه يقين دارند كه قيامت بر پا خواهد شد

اما هيچ كس جز خدا نه لحظه وقوع ان را مي داند و نه مي داند كه قيامت به چه شكل برپا مي شود

و اينجاست كه جناب شاليكار مي فرمايند كه تاويل يعضي ايات را فقط خدا مي داند و بس نه ترجه يا تفسير

و ايات بسياري نيز مويد اين مطلب است كه پيامبر نه لحظه وقوع ان را مي داند و نه شكل تحقق ان را

حالا فهميدي يا بگويم برايت تركي صحبت كنند

يا الله

جناب یاور

شما پیروخلیفه ای هستید که در بین عرب وعجم به بد زبانی و اهانت در کلام و خشونت در مقابل زنان وپیرمردان شهرت داشت اما در میدانهای جنگ جز فرار چیزی از اودیده نشد. بنا بر این اهانت وبد دهنی کمال مطلوب شماست و در این باره شما را ملامت نمی کنم!
بله عمربن خطاب اولین کسی بود که به پیامبر نسبت هزیان گویی داد و گفت که کتاب خدا برای ما بس است. اما اهل سنت سخن اورا به کناری افکندند وبا تالیف کتابهای متعدد حدیث و فقه و تـاریخ اسلام، عملا بطلان این سخن را پذیرفتند.
در این بین تنها خوارج و وهابیون هستند که حقیقتا این سخن را پذیرفته اند ومی بینیم که شما سنگ آنرا به سینه می زنید ( پس جایگاه شما از این دو فرقه بیرون نیست).

در اینکه معنای تحت لفظی آیات قران مثل هر متن عربی دیگری قابل فهم است کسی تردید ندارد.
تمام بحث ما در باره معنای حقیقی ومورد نظر خداوند است شما آنرا تاویل بنامید یا هر چیز دیگری.
از این گذشته کجای قران گفته شده که تاویل تحقق خارجی معنای آیه است.
ضمنا قران ازتبعیت آیات متشابهات سخن می گوید نه تبعیت تاویل!!

میدانیم که اهل سنت با پیروی از آیات متشابه قران به خدایی با دو چشم ودودست ویک ساق پا معتقد هستند که در آخرت قابل رویت است اما در دنیا به دلایل نا معلومی خود را مخفی کرده است !
اینها نتیجه پیروی از چنین آیاتی است:

بل یداه مبسوطتان ینفق کیف یشاء
یوم یکشف عن ساق ویدعون الی السجود
وجوه یومئذ ناضره الی ربها ناظره
وجاء ربک والملک صفا صفا


دقت کنید که پیروی ازمعنای ظاهری آیه موجب گمراهی شده است نه تاویل آن!!!
همانگونه که می بینیم برادران اهل سنت در مهمترین مبحث اعتقادی اسلام ( توحید ) علنا در دام تبعیت متشابهات افتاده اند واین خود دلیلی روشن بر این مدعاست که آیات متشابه در قران نا مشخص بوده است.

ودر نهایت در خواست مکرر بنده از دوستان وهابی واهل سنت برای مشخص کردن محکمات قران بی جواب مانده است!!

zxcv
Saturday 1 April 2006, 12:02AM
بسمه تعالي
جناب زد ايكس
متاسفم كه نا اميدتان مي كنم.
سوالات من يه قصدروشن شدن موضع شما بود.
شما دانسته يا ندانسته اب به اسياب استعمار گران مي ريزيد.از نظر انها
بايد دينهاي روشنفكرانه تبليغ بشوند تا روحانيت تشيع از صحنه خارج گردد.انها ازامثال امام امت وميرزاي شيرازي ضربه خورده اند.امام يك فقيه اصولي است. مجتهد است پس بايدبه اجتهاد وفقاهت حمله بشود تا رهبري مذهبي نتواند كاري از پيش ببرد وراه براي سلطه بيشتر انها بر جهان فراهم گردد.
اما يك نكته ديگر هم هست كه مردم شيعه به اين اساني دستشان را از دامن اهل بيت بر نمي دارند وحب انها را كه حب خداوند هم هست(بنا به فرموده پيامبر)بخاطر چند تهمت شرك كنار نمي گذارند.
در حاليكه شرك توهمي شما از نظر تشيع استدلال عالم برزخ وزنده بودن شهدا واولياء رابه همراه دارد.
درمورد فهم قران هم كسي نه منكر علم است ونه منكر فهم.قران دريايي است كه هركس به اندازه ظرفيتش از ان بر مي دارد.
اما اين فهم ودرك ها درجات دارد.كه دراين فهم ودرك هم علم اكتسابي لازم است وهم بهره بردن از علم كساني كه خداوند به انها عنايت داشته است.

بسم الله

با سلام و کمال احترام

خواهر محترم ، این پاسخ نیست ، چیزی مانند نفرین و ناله است !!! ما آیات قران برای شما ردیف می کنیم و شما در عوض نوکر استعمار و سطل آب ، تحویل ما می دهید !!! یک کلام بفرمائید که انتهای تمامی مناظرات با شما به نفرین می انجامد تا ما هم تکلیف خود را بدانیم !!!

اینجا نه قرار است میرزای شیرازی زیر سوال برود و نه حب علی شما کم شود !!! مشتی جوان که دستشان از هر منبع دینی به غیر از قران کوتاه شده ، آمده اند و اعتقاد خود را در این انجمن به چالش گذاشته اند تا سره از ناسره مشخص شود ، شاید به این سبب بتوانند راه صحیح از اشتباه را تمیز دهند !! این دیگر کشیدن پای استعمار و استسمار نمی خواهد !!!

خواهر من ، بارها جناب یاور از شما سوال کرد ولی متاسفانه شما به جای پاسخ باز هم بر طبل عدم سادگی قران خود می کوبید !!! بفرمائید ؛ من نمی گویم ،خدا می گوید !!!آخر شما می خواهید حتی از سخن خدا هم ایراد بگیرید ؟!!!

و لقد يسرنا القران للذكر فهل من مذكر .
ما قران را براي وعظ و اندرز آسان كرديم ، آيا هست پند گيرنده اي ؟!

کاربر محترمه ! مطمئن باشید من انتظار ندارم که شما با مطالب من و یا دیگر ی راه راست را بیابید !!!! گمان نکنم هیچ کدام از دوستانم هم همچین انتظاری از جهادشان داشته باشند !!!! ما انجام وظیفه می کنیم اگر توانستیم موفق باشیم فبه المراد و اگر هم نتوانستیم حداقل انجام وظیفه کرده ایم !!

برداشت ما از قران این است که می نویسیم و هیچ وقت هم ادعای یافتن صراط مستقیم را نکرده ایم و نمی نمائیم و خوشحال می شویم که کسی پیدا شود و ایرادات اعتقاد ما را بگوید، ولی حقیقت این است که مطالب شما و دوستانتان نه تنها ایرادات برداشت ما را نمی گوید بلکه ما را مصمتر می کند که بر اعتقاد خود پای بفشاریم و آن را بیش از پیش تبلیغ نمائیم !!!

وسلام یا الله

min
Saturday 1 April 2006, 12:28AM
يا الله

اللهم صل علي محمد و ال محمد


http://www.iranclubs.org/forums/images/khazar/misc/quote_03.gifنقل قول:


http://www.iranclubs.org/forums/images/khazar/misc/quote_08.gif

http://www.iranclubs.org/forums/images/khazar/misc/quote_03.gifنقل قول:
اين كه درك قرآن كار ساده اي نيست يقينا همينگونه است
درك و تفسير قرآن در اكثر موارد نياز به علوم مختلف قرآني دارد كه يقينا بايد افراد آموزش ببينند تا بتوانند آن را دقيق و درست درك كنند .
آيات قرآن محكم و متشابه و ناسخ و منسوخ دارد .
كسي اينها را در نظر نگيرد يقينا به علوم قرآن پي نمي برد وراه به خطا مي برد .
شان نزول آيات خود علم ديگري را مي طلبد

http://www.iranclubs.org/forums/images/khazar/misc/quote_08.gif


از جناب مين خواهشمنديم كه موضع خود را در مقابل اين ايه صريح خداوند كه به عقيده من همراه با اصرار و تكرار انهم چها ر مرتبه از سوي خداوند عالم به سوي ناجوانمردان و تاجران دين نشانه رفته
را مشخص كنند و خود بفرمايند مقصود خداوند چيست ما تفسير نمي كنيم چون به اعتقاد ايشان تفسير وهابي ها تفسير به راي است

يا الله بفرماييد

مي خواهيم ببينيم اين قدر جربزه داريد كه در مقابل خدا نشسته و بر خلاف سخن خداوند كه ان شاءالله ببخشد مرا و التجا مي كند !!!!و مي فرمايد

و لقد يسرنا القران للذكر فهل من مدكر - ما قران را براي وعظ و اندرز اسان كرديم ايا هست پندگيرنده اي !!!!!!!!

حرف بزنيد ؟

يا الله



قراره هركسي با عقل خود و فقط با عقل خود قرآن را تفسير كند ديگر ؟
در اين آيه خدا مي فرمايد ما قرآن را براي ذكر آسان كرديم پس كه باشد كه تذكر گيرد .
خوب پس قرآن فقط براي همين مورد ساده شده و براي احكام آسان نيست . چون اينجا حرفي از عمل كردن نيامده .
شما مي توانيد نظر ديگري از اين آيه را اثبات كنيد ؟

ياور
Saturday 1 April 2006, 01:37AM
در اين آيه خدا مي فرمايد ما قرآن را براي ذكر آسان كرديم پس كه باشد كه تذكر گيرد .
خوب پس قرآن فقط براي همين مورد ساده شده و براي احكام آسان نيست . چون اينجا حرفي از عمل كردن نيامده .


خالق محمد ص و ائمه ع دارد تو را مي بيند زود باش راستش را بگو معني سخن خداوند چيست !!


و لقد يسرنا القران للذكر فهل من مدكر - ما قران را براي وعظ و اندرز اسان كرديم ايا هست پندگيرنده اي !!!!!!!!

يا الله

min
Saturday 1 April 2006, 03:10AM
خالق محمد ص و ائمه ع دارد تو را مي بيند زود باش راستش را بگو معني سخن خداوند چيست !!


و لقد يسرنا القران للذكر فهل من مدكر - ما قران را براي وعظ و اندرز اسان كرديم ايا هست پندگيرنده اي !!!!!!!!

يا الله
اين چه طرز پاسخ دادن است ؟
من گفتم شما خلاف سخن من مي توانيد از اين آيه اثبات كنيد ؟
جوابي نديدم .

هستي
Saturday 1 April 2006, 08:17AM
بسمه تعالي
جناب زد ايكس
نقل قول:

خواهر محترم ، این پاسخ نیست ، چیزی مانند نفرین و ناله است !!! ما آیات قران برای شما ردیف می کنیم و شما در عوض نوکر استعمار و سطل آب ، تحویل ما می دهید !!! یک کلام بفرمائید که انتهای تمامی مناظرات با شما به نفرین می انجامد تا ما هم تکلیف خود را بدانیم !!!

جواب بر اساس نوشته هاي خودتان در تاپيك دين در نزد خداوند:

دکان بازاری برای خود ساخته اند !!! دهها وهم شکیات و مبطلات نماز را به حکم نماز متصل کرده اند تا شغل خود را توجیه کنند !!! فلان حیوان را حرام و دیگری را حلال گوشت فرض می کنند ، که با این وسیله به عوام بقبو لانند که آنها نمی توانند بدون سرپرست و آقا بالا سر دین خود را بشناسند !!!
ويا
آن عرب بادیه نشین دین را بدون رساله احکام پذیرفته بود!! چون می دانست احکام خارج قران یعنی بدعت !!! یعنی دروغ بستن به خدا و پیامبر !!! او کاملا درک کرده بود که محال است که خداوند حکمی را برای آخرین دینش نازل کند و قولی برای حفظ آن ندهد !!! او چگونه باید به خود این توهم را می قبولاند که خداوند احکام کاملترین دین خود را دست مشتی مال مردم خور سپرده که آنها هم به این بهانه بتوانند نیات دنیایی و شوم خود را به اسم احکام اسلام به مردم معرفی کنند تا دین پاک اسلام به همان عاقبت ادیان پیشین دچار شود !!! محال است

ضمنا ان عرب باديه نشين با تبيين وهدايت پيامبر به ان در جه از ايمان رسيد والا خودش كه سواد نداشت.
----------------------
مي بينيد كه اين شما هستيد كه بعضي وقتها دست خودتان را رو مي كنيد وانگيزه تان را از نوشتن در اين تالار وتالار هاي ديگر مشخص مي شود.
مطمئن باش كه ما اينقدر هشياري داريم كه نيت خالص را از غير ان تشخيص بدهيم.
درمورد ايه اي كه مدام تكرار مي كنيد ظاهرا فراموش مي كنيد كه ايه“ فاسئلوا اهل الذكر ان كنتم لا تعلمون“ را بياوريد چون انوقت مجبوريد دنبال اهل الذكر بگرديد.

حق جو
Saturday 1 April 2006, 11:43AM
خالق محمد ص و ائمه ع دارد تو را مي بيند زود باش راستش را بگو معني سخن خداوند چيست !!

يا الله

جناب یاور

سوالات ما را بی جواب نگذارید!!
دوست عزیزتان جناب زد ایکس سی وی گفت:
شیطان همه انسانها را می بیند و به افکار همه انسانها دسترسی دارد و برای اثبات این سخن مدرک قرانی هم آورد.
حالا پاسخ دهید که آیا با این کار شیطان خدا می شود یا نه ؟؟

به این بابا بگید بی اجازه حرف نزنه که هر چه شما در این دو سال رشتید در دو روز پنبه کرد :smile21: :smile21: :smile21:




و لقد يسرنا القران للذكر فهل من مدكر - ما قران را براي وعظ و اندرز اسان كرديم ايا هست پندگيرنده اي !!!!!!!!



همانگونه که خواهرمان هستی اشاره کرد:


هر چیز اهلی دارد و برای درک بهتر هر موضوع یا کتابی باید به اهل آن مراجعه کرد. قران نیزاهلی دارد که پیامبر و اهل بیتش هستند.
خدا قران را برای ذکر آسان کرده اما عبارت فهل من مدکر در دنباله آیه به این اشاره دارد که افراد پذیرای ذکر بسیار کم هستند.
از این گذشته ذکر خود کلمه ای متشابه در قران است که هر دسته از مسلمانان آنرا به گونه ای معنی کرده اند. اگر معنای ذکر چیزی باشد که شما میگویید ( پند واندرز) میتوان نتیجه گرفت که سادگی قران فقط در مقام پند واندرز است و در بقیه موضوعها ( عقاید، احکام و... ) قران دشوار است.
از سویی دیگر قران مسلمانان را به پیروی و مراجعه به اهل ذکر امرکرده است.

فسئلوا اهل الذکر ان کنتم لا تعلمون
اگر نمی دانید از اهل ذکر بپرسید
ذکر در برخی از آیات، کنایه از قران است که خود سخن ما را تایید میکند.
در برخی آیات دیگر ذکر نامی است از نامهای پیامبر(ص) و بنا بر این اهل ذکر، اهل بیت پیامبر (ص) هستند.

ضمنا این آیه را هم فراموش نکنید:


هو الذی انزل الیک الکتاب منه آیات محکماات هن ام الکتاب و اخر متشابهات فاما الذین فی قلوبهم زیغ فیتبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنه وابتغاء تاویله وما یعلمتاویله الا الله والراسخون فی العلم
او است خدایی که قران را بسوی تو فرستاد که برخی از آیات آن محکم است و آنها اصل قران هستند و قسمتی دیگر از این کتاب، آیات متشابه (شبهه بر انگیز واشتباه آور ) است. پس کسانی که در دلشان میل به باطل است از آیات متشابه تبعیت می نمایند و با منحرف کردن معنای آن فتنه جویی می کنند در حالیکه معنای حقیقی این آیات را جز خدا و راسخان در علم نمی دانند.


و در آخر تکلیف ما را روشن کنید:


شما که می گویید پیامبر اسلام هم معنای حقیقی آیات متشابه قران را نمیداند چطور می توانید قران را ساده و برای همه قابل فهم بدانید؟؟!!!!

تشنه
Saturday 1 April 2006, 12:41PM
با حذف احاديث هر كس مي تواند از قران برداشت كرده وبه وحدت برسند
سلام

فقط اینو می تونم بگم که فقط یکی از دو حالت ممکنه
یعنی یا باید فقط به برداشتهای عقلیه خودمون پسنده بکنیم که در اینصورت با توجه به اینکه عقلها مختلفن و جدیدا هم متنوع تر شدن(عقل سکولار , کمونیسم, فاشیسم,فمنیسم,لیبرالیسم و الی ما شاء الله.......) که در اون صورت اصلا نباید توقع داشت که برداشتهای اینان از قران یکی باشه و بینشون وحدتی بر قرار بشه :)

یا علی

ياور
Saturday 1 April 2006, 02:19PM
يا الله

اللهم صل علي محمد و ال محمد


باسلام

جناب هستي

نتيجه گيري بنده از مكتب اباءو اجدادي ام (تشيع صفوي ) از سن بيست و سه سالگي تاكنون بدين صورت در امده كه اكثر احكام و حتي موضوعاتي كه در تشيع حاكم بر جامعه ما تبليغ مي شود
در درون هر كدام از انها واقعيتي محض نهفته مي باشد و حتي اشك كه در مكتب ما به اشك تحجرو اشك رخوت و سستي تبديل شده است واقعيتي زيبادارد كه جداي از اينكه حركت افرين است حتي مي تواند يك رهرو را به سر منزل مقصود برساند !!
اما متاسفانه انجايي كه سنت روزگار براين است كه با مجاهده شيطانهاي انس و جن هر حقيقتي به چالش بيوفتدو تحريف شود حقايق و موضاعات ديني مكتب تشيع علوي هم از اين مقوله جان سالم به در نبرده و حتي د ربسياري از موارد به ابتذال كشيده شده است
جناب هستي بنده هنوز بنا به اعتقادات شيعه گري خود مراسم شبيهه اي كه براي سرور و سالار شهيدان هر ساله به صورت نمايش در مي ايد را قبول دارم و حتي در باطن اين نمايش مذهبي هم واقعيتي زيبا را مشاهده مي كنم
اما با همه اينها اين واقعيت را خوب درك كرده ام كه اين ملاو مترفين هاي صفوي چگونه با استفاده از نام ها نان مي خورند و چگونه با تقديس واقعيتها و استناد به صورت و ظاهر قضايا و حتي كلمات
سعي در تحريف و بي محتوي كردن مطالب اسلامي دارند و چگونه با حفظ ظواهر حقيقت هاي محض را تا سر حد يك تحريف يا غلو به نابودي كشانده اند و از معنا و مفهوم انداخته اند
مطالب و كلماتي همانند :
شفاعت !
توسل !
اشك !
شبيهه (نمايش تئاتر وقايع كربلا)
بطن داشتن قران
تقليد
شان نزول
تفسير
اشارات و كنايات
فاسئلوا اهل الذكر
همه اينها در درونشان حقيقتي نهفته است اما مشكل وقتي درست مي شود كه با استناد به صورت همين مطالب و كلمات معنا و مفهوم ديگري را در ذهن ها جا بياندازيم
هيچ منكر تفسير نيست -تفسير يعني برگرفتن نقاب از چهره
حال كدام چهره ؟
چهره قران ؟؟؟؟
خير !!
برگرفتن نقاب از چهره خودمان تا با كسب دانش و مطالعه ايات را بفهميم
اما ايا هم اكنون در جامعه كنوني ما تفسير اينگونه معنا مي شود خير مسلما تفسير از نقطه نظر ملا ها
به صورتي به مقلدين القاءمي شود كه كار هر كسي نيست و تنها در يد معدود افراد به خصوصي است
وهفت خان رستم كه چه عرض كنم شايد صدها خان را بايد يك شخص طي كند تا بتواند معناي كلام روشن خداي را بفهمدو اگر به اين سختي است اگر تعدادي از همين افراد معدود و سرشناس داراي مرض و غرض باشند و كلام واقعي خداوند را به مردمان نگويندو يا كج بگويندحال تكليف چيست و ايا گناه مردمان به گردن ملاها مي باشد يا به گردن خودشان ؟؟
پس مي بينيم كه تفسيردر واقع نه به اين مفهوم است و نه انچنان سخت و مشكل كه گروهي به عنوان مقلد مجبور باشند مريد محض و چشم و گوش بسته تعداد افرادي خاص باشند بلكه خود مردم هم مي توانند به عنوان محقق با استناد به قران و احاديث و روايات صحيحه و موافق قران و كسب دانش _ نه فقط در محدوده مكتبي خاص به انچنان سطحي از دانش برسند كه به قول شما نام مفسر بديشان اطلاق گردد
و در مكتب تشيع هم صورت اصلي قضايا باقي مانده و محتواي اكثر مطالب تحريف گرديده و همان معاني تحريف شده هم در جايي با تلقين و در جايي با تبليغ و در جايي هم با تاييدو سكوت رواج پيداكرده و براي مردمان ملكه گرديده و دين مردمان شده است و مرحله بدتر ان در جايي است كه خرافات در نظر مردمان مقدس جلوه داده شده
به عنوان مثال بنده دو مورد از موارد ي كه مي تواند باعث فهم بهتر ايات شودرا متذكر مي شوم كه ملاها به ظاهر انها متمسك ميشوند براي رسيدن به هدفي ديگر

1- رجوع به احاديث و روايات
2- رجوع به فقيهان و مفسران

اينها صورت ظاهري قضايا مي باشند كه عنوانهاي صحيحي مي باشند و ملا و مترفين به ان استناد مي كنند اما مفهوم اشتباهي از انها را دراذهان جا مي اندازند كه مردمان باز بنا به تقليد ناصحيح همه انها را مي پذيرندكه در واقع بايد به شكل زير تعريف شوند

رجوع به احاديث و روايات خوب است اما نه فقط احاديث و روايات شيعه يا سني بلكه همه احاديث و روايات البته با شرط مطابقت با قران اما ايا تشيع احاديث و روايات اهل تسنن را مي پذيردويا تسنن احاديث و روايات شيعه را مي پذيرد خير هر گروهي به احاديث و روايات خويش تكيه مي كند

بايد به همه فقيهان و مفسران اعم از شيعه و سني رجوع كرد و قول انها را شنيد و به مصداق ايه 17سوره زمر قول را شنيد و بهترين ان را پيروي كرد نه فقط قول طباطبايي ويا قول دانشمندان سني

يا الله

حق جو
Saturday 1 April 2006, 08:31PM
جناب یاور


انشاهای تکراری شما در باره تشیع صفوی ما را به یاد موضوع (( علم بهتر است یا ثروت )) و (( فوائد گوسفند را بنویسید )) می اندازد!!
امروزه هر کودکی می داند که متون مرجع شیعیان هر یک بیش از هزار سال قدمت دارند یعنی قرنها قبل از سلسله صفوی.
اگر هنوز هم از ملا ومترفین صفوی احساس خطر می کنید می توانی به اصل این کتابها مراجعه کنید ( البته اگر غرض و مرضی ندارید و هر ماه منتظر ریال سعودی نیستید! ).




خالق محمد ص و ائمه ع دارد تو را مي بيند زود باش راستش را بگو معني سخن خداوند چيست !!


يا الله



سوالات ما را بی جواب نگذارید!!

دوست عزیزتان جناب زد ایکس سی وی گفت:
شیطان همه انسانها را می بیند و به افکار همه انسانها دسترسی دارد و برای اثبات این سخن مدرک قرانی هم آورد.
حالا پاسخ دهید که آیا با این کار شیطان خدا می شود یا نه ؟؟

به این بابا بگید بی اجازه حرف نزنه که هر چه شما در این دو سال از پرشین تاک تا اینجا رشتید در دو روز پنبه کرد :smile21: :smile21: :smile21:



و لقد يسرنا القران للذكر فهل من مدكر - ما قران را براي وعظ و اندرز اسان كرديم ايا هست پندگيرنده اي !!!!!!!!


همانگونه که خواهرمان هستی اشاره کرد:


هر چیز اهلی دارد و برای درک بهتر هر موضوع یا کتابی باید به اهل آن مراجعه کرد. قران نیزاهلی دارد که پیامبر و اهل بیتش هستند.
خدا قران را برای ذکر آسان کرده اما عبارت فهل من مدکر در دنباله آیه به این اشاره دارد که افراد پذیرای ذکر بسیار کم هستند.

از این گذشته ذکر خود کلمه ای متشابه در قران است که هر دسته از مسلمانان آنرا به گونه ای معنی کرده اند. اگر معنای ذکر چیزی باشد که شما میگویید ( پند واندرز) میتوان نتیجه گرفت که سادگی قران فقط در مقام پند واندرز است و در بقیه موضوعها ( عقاید، احکام و... ) قران دشوار است.

از سویی دیگر قران، مسلمانان را به پیروی و مراجعه به اهل ذکر امرکرده است.


فسئلوا اهل الذکر ان کنتم لا تعلمون
اگر نمی دانید از اهل ذکر بپرسید

ذکر در برخی از آیات، کنایه از قران است که خود سخن ما را تایید میکند.
در برخی آیات دیگر ذکر نامی است از نامهای پیامبر(ص) و بنا بر این اهل ذکر، اهل بیت پیامبر (ص) هستند.

ضمنا این آیه را هم فراموش نکنید:


هو الذی انزل الیک الکتاب منه آیات محکماات هن ام الکتاب و اخر متشابهات فاما الذین فی قلوبهم زیغ فیتبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنه وابتغاء تاویله وما یعلمتاویله الا الله والراسخون فی العلم
او است خدایی که قران را بسوی تو فرستاد که برخی از آیات آن محکم است و آنها اصل قران هستند و قسمتی دیگر از این کتاب، آیات متشابه (شبهه بر انگیز واشتباه آور ) است. پس کسانی که در دلشان میل به باطل است از آیات متشابه تبعیت می نمایند و با منحرف کردن معنای آن فتنه جویی می کنند در حالیکه معنای حقیقی این آیات را جز خدا و راسخان در علم نمی دانند.


و در آخر تکلیف ما را روشن کنید:


شما که می گویید هیچکس معنای حقیقی آیات متشابه قران را نمیداند چطور می توانید قران را ساده و برای همه قابل فهم بدانید؟؟!!!!

min
Saturday 1 April 2006, 11:27PM
آقاي ياور از جواب فرار نكنيد
اين فقط فرار از جواب است پاسخ من را بدهيد
مگر قرار نيست هر كس با عقل خود قرآن را تفسير كند ؟
تفسير من آْن بود كه گفتم شما من را با منطق و دليل عقلي راضي كنيد كه معني ديگري ميدهد

ياور
Sunday 2 April 2006, 08:45AM
آقاي ياور از جواب فرار نكنيد
اين فقط فرار از جواب است پاسخ من را بدهيد
مگر قرار نيست هر كس با عقل خود قرآن را تفسير كند ؟
تفسير من آْن بود كه گفتم شما من را با منطق و دليل عقلي راضي كنيد كه معني ديگري ميدهد


يا الله

اللهم صل علي محمد و ال محمد

جناب مين بنده فكر مي كردم كه از انجايي كه مي گويند شما معلمي اين مطلب ساده را مي دانيد
ترجمه اي كه بنده از ايه لقد يسرنا للذكر فهل من مدكر اوردم تنها ترجمه الهي قمشه اي بود مي توانيد قران را ورق بزنيد اما اينكه شما براي گريز از كلام خداوند با بهانه اينكه همه قران را تفسير به راي مي كنند مي خواهيد به همان روش اسلاف و پيشينيانتان معناي كلام خداوند گنگ و مبهم بماند و در اين باشگاه مقاله زير سئوال نرود دست به دامن شبهه اي دو پهلو شده ايد برايتان متاسفم
كه 1- فكر مي كنيد اگر پاسختان را شيهه تان را ندادند پس همان مفهوم غلط شما طبق روال گذشته در اذهان باقي بماند
2- و اگرجواب شبهه تان را دادند بگوييد كه من گفتم چون همه تفسير به راي مي كنند من هم گفتم كه مي خواهم تفسير به راي كنم اما قصدي نداشتم

اما من جواب شما را مي دهم ولي دومرتبه شما را در پيشگاه خداوند متعال مجبور به اقرار مي كنم كه معناي چهار تاكيد خداوند را مبني بر اسان بودن فهم قران براي يادگيري را براي خوانندگان اقرار نماييد

خداوند خود قران را براي ما تعريف نموده !!!

سوره تكوير ايه و28و27 خداوند مي فرمايد

ان هو الا ذكر للعالمين لمن شاء منكم ان يستقيم

نيست اين قران مگر تذكر و پندي براي جهانيان براي هر كسي از شما كه بخواهد براه راست باشد

سوره ص ايه 87خداوند مي فرمايد

ان هو الا ذكر للعالمين

نيست اين قران مگر تذكري براي جهانيان

سوره قلم ايه 52
ان هو الا ذكر للعالمين

نيست اين قران مگر تذكري براي جهانيان

در همه اين ايات خداوند مي فرمايد كه اين قران چيزي جز پند و وعظ نمي باشد و صحبتي از احكام نكرده است و با توجه به اين سه ايه كه مفهوم قران را مشخص نموده چهار مرتبه تاكيد نموده كه ما فهم قران را براي وعظ و پند اسان نموديم

حال لطف كنيد با توجه به ايه ذيل بر خلاف ميل باطني خود اعتراف نماييد كه همه قران براي يادگيري اسان است

ان الذين يكتمون ما انزلنا من البينات و الهدي من بعد ما بيناه للناس في الكتاب اولئك يلعنهم الله و يلعنهم اللعنون

بدرستيكه ان گروه كه ايات واضحه اي را كه براي راهنمايي خلق فرستاديم كتمان نموده –و بعد از انكه براي هدايت مردم در كتاب بيان كرديم پنهان داشتند انها را خدا و تمام انس و ملك نيز لعن مي كنند

يا الله

حق جو
Sunday 2 April 2006, 11:05AM
يا الله

اللهم صل علي محمد و ال محمد

جناب مين بنده فكر مي كردم كه از انجايي كه مي گويند شما معلمي اين مطلب ساده را مي دانيد
ترجمه اي كه بنده از ايه لقد يسرنا للذكر فهل من مدكر اوردم تنها ترجمه الهي قمشه اي بود مي توانيد قران را ورق بزنيد اما اينكه شما براي گريز از كلام خداوند با بهانه اينكه همه قران را تفسير به راي مي كنند مي خواهيد به همان روش اسلاف و پيشينيانتان معناي كلام خداوند گنگ و مبهم بماند و در اين باشگاه مقاله زير سئوال نرود دست به دامن شبهه اي دو پهلو شده ايد برايتان متاسفم
كه 1- فكر مي كنيد اگر پاسختان را شيهه تان را ندادند پس همان مفهوم غلط شما طبق روال گذشته در اذهان باقي بماند
2- و اگرجواب شبهه تان را دادند بگوييد كه من گفتم چون همه تفسير به راي مي كنند من هم گفتم كه مي خواهم تفسير به راي كنم اما قصدي نداشتم

اما من جواب شما را مي دهم ولي دومرتبه شما را در پيشگاه خداوند متعال مجبور به اقرار مي كنم كه معناي چهار تاكيد خداوند را مبني بر اسان بودن فهم قران براي يادگيري را براي خوانندگان اقرار نماييد

خداوند خود قران را براي ما تعريف نموده !!!

سوره تكوير ايه و28و27 خداوند مي فرمايد

ان هو الا ذكر للعالمين لمن شاء منكم ان يستقيم

نيست اين قران مگر تذكر و پندي براي جهانيان براي هر كسي از شما كه بخواهد براه راست باشد

سوره ص ايه 87خداوند مي فرمايد

ان هو الا ذكر للعالمين

نيست اين قران مگر تذكري براي جهانيان

سوره قلم ايه 52
ان هو الا ذكر للعالمين

نيست اين قران مگر تذكري براي جهانيان

در همه اين ايات خداوند مي فرمايد كه اين قران چيزي جز پند و وعظ نمي باشد و صحبتي از احكام نكرده است و با توجه به اين سه ايه كه مفهوم قران را مشخص نموده چهار مرتبه تاكيد نموده كه ما فهم قران را براي وعظ و پند اسان نموديم

حال لطف كنيد با توجه به ايه ذيل بر خلاف ميل باطني خود اعتراف نماييد كه همه قران براي يادگيري اسان است

ان الذين يكتمون ما انزلنا من البينات و الهدي من بعد ما بيناه للناس في الكتاب اولئك يلعنهم الله و يلعنهم اللعنون

بدرستيكه ان گروه كه ايات واضحه اي را كه براي راهنمايي خلق فرستاديم كتمان نموده –و بعد از انكه براي هدايت مردم در كتاب بيان كرديم پنهان داشتند انها را خدا و تمام انس و ملك نيز لعن مي كنند

يا الله


جناب یاور

می بینم که حنای بحث امام زاده ها و ملا ومترفین صفوی آنقدر بی رنگ شده که خودتان هم از ادامه آن پرهیز می کنید!!
.................................................. ..........

کلمه ذکر از کلمات متشابه در قران است که هر کس آنرا به نوعی معنی کرده است. از نظر معنا هم آیات مورد نظر شما متشابه است. چرا که همین قران آسان را میلیاردها نفر در دنیا نمی توانند از رو بخوانند!!! و حتی در بین اعراب میلیونها نفر قادر به درک معنای بسیاری از آیات آن نیستند!!!
و قران خود میگوید:
هو الذی انزل الیک الکتاب منه آیات محکمات هن ام الکتاب و اخر متشابهات فاما الذین فی قلوبهم زیغ فیتبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنه وابتغاء تاویله وما یعلم تاویله الا الله والراسخون فی العلم
او است خدایی که قران را بسوی تو فرستاد که برخی از آیات آن محکم است و آنها اصل قران هستند و قسمتی دیگر از این کتاب، آیات متشابه ( شبهه بر انگیز واشتباه آور ) است. پس کسانی که در دلشان میل به باطل است از آیات متشابه تبعیت می نمایند و با منحرف کردن معنای آن فتنه جویی می کنند در حالیکه معنای حقیقی این آیات را جز خدا و راسخان در علم نمی دانند.

لطفا بدون تفره رفتن و انشا نوشتن جواب بنده را بدهید:


ما می گوییم خدا علم و دانش آیات متشابه را به راسخون در علم داده و دیگران باید به آنها مراجعه کنند.
اما شما می گویید هیچکس معنای حقیقی این آیات را نمیداند.
با وجود چنین ادعایی چطور می توانید قران را ساده و برای همه قابل فهم بدانید؟؟!!!!
از این گذشته محکمات قران در آن مشخص نشده است پس ادعای شما را ( با منطق خودتان که قران را کافی می دانید ) حتی در باره قسمتی از قران نمی توانیم بپذیریم.

هستي
Sunday 2 April 2006, 11:55AM
بسمه تعالي
جناب ياور
اگر شما با ملاء ومترفين مشكل داريد ما هم داريم وچه ربطي به ناديده گرفتن سنت پيامبر وائمه دارد؟
خودتان در شماره 44 نوشته ايد كه:

مطالب و كلماتي همانند :
شفاعت !
توسل !
اشك !
شبيهه (نمايش تئاتر وقايع كربلا)
بطن داشتن قران
تقليد
شان نزول
تفسير
اشارات و كنايات
فاسئلوا اهل الذكر
همه اينها در درونشان حقيقتي نهفته است اما مشكل وقتي درست مي شود كه با استناد به صورت همين مطالب و كلمات معنا و مفهوم ديگري را در ذهن ها جا بياندازيم
پس تنها مي ماند مساله تفسير
چه كسي گفته است كه هر تفسيري اخرين تفسير است وديگر كسي چيزي ننويسد.
همين حالاهم افراد زيادي دارند تفسير مي نويسند واز جمله ايت الله املي.
من نديدم كه كسي حكم كرده باشد كه فقط تفسير علامه ولا غير.
اگر اينگونه بود كه استاد مطهري ديگر تفسير نمي نوشت.
من هم با شما موافقم كه تفاسير متعدد ديده شود واز عقل هم سود ببريم.ومن همين كار را ميكنم.
قران كتابي ذو ابعاد است وبهتر است نظرات گوناگون در ان خوانده وشنيده شود.
اما در مورد بعضي تحريف ها
كسي نمي گويد كه اصلا تحريفي ويا سوء برداشتي نبوده است.
چه بسيار برداشت هاي عوامانه كه اشكال هم دارند وشرك هم در انها هست مثلا نخ بستن به درخت يا حتي به ضريح ويا بعضي انحرافات در عزاداريها.
اما براي ان موارد هم بايد راه صحيح روشنگري وتاثير گذاري را پيدا كرد
اما در مورد سنت
در شيعه 4منبع براي شناخت دين مهم است
كتاب خدا-سنت-عقل-واجماع
مي بينيد كه دخالت عقل هم پذيرفته شده است.
اما نكته اخر اينكه شما در نوشته هايتان موضعي اتخاذ مي كنيد كه تناسب ان با برداشتهاي روشنفكرانه وتاويل به راي نزديكتر است.

zxcv
Sunday 2 April 2006, 03:25PM
يا الله

اللهم صل علي محمد و ال محمد

جناب مين بنده فكر مي كردم كه از انجايي كه مي گويند شما معلمي اين مطلب ساده را مي دانيد
ترجمه اي كه بنده از ايه لقد يسرنا للذكر فهل من مدكر اوردم تنها ترجمه الهي قمشه اي بود مي توانيد قران را ورق بزنيد اما اينكه شما براي گريز از كلام خداوند با بهانه اينكه همه قران را تفسير به راي مي كنند مي خواهيد به همان روش اسلاف و پيشينيانتان معناي كلام خداوند گنگ و مبهم بماند و در اين باشگاه مقاله زير سئوال نرود دست به دامن شبهه اي دو پهلو شده ايد برايتان متاسفم
كه 1- فكر مي كنيد اگر پاسختان را شيهه تان را ندادند پس همان مفهوم غلط شما طبق روال گذشته در اذهان باقي بماند
2- و اگرجواب شبهه تان را دادند بگوييد كه من گفتم چون همه تفسير به راي مي كنند من هم گفتم كه مي خواهم تفسير به راي كنم اما قصدي نداشتم

اما من جواب شما را مي دهم ولي دومرتبه شما را در پيشگاه خداوند متعال مجبور به اقرار مي كنم كه معناي چهار تاكيد خداوند را مبني بر اسان بودن فهم قران براي يادگيري را براي خوانندگان اقرار نماييد

خداوند خود قران را براي ما تعريف نموده !!!

سوره تكوير ايه و28و27 خداوند مي فرمايد

ان هو الا ذكر للعالمين لمن شاء منكم ان يستقيم

نيست اين قران مگر تذكر و پندي براي جهانيان براي هر كسي از شما كه بخواهد براه راست باشد

سوره ص ايه 87خداوند مي فرمايد

ان هو الا ذكر للعالمين

نيست اين قران مگر تذكري براي جهانيان

سوره قلم ايه 52
ان هو الا ذكر للعالمين

نيست اين قران مگر تذكري براي جهانيان

در همه اين ايات خداوند مي فرمايد كه اين قران چيزي جز پند و وعظ نمي باشد و صحبتي از احكام نكرده است و با توجه به اين سه ايه كه مفهوم قران را مشخص نموده چهار مرتبه تاكيد نموده كه ما فهم قران را براي وعظ و پند اسان نموديم

حال لطف كنيد با توجه به ايه ذيل بر خلاف ميل باطني خود اعتراف نماييد كه همه قران براي يادگيري اسان است

ان الذين يكتمون ما انزلنا من البينات و الهدي من بعد ما بيناه للناس في الكتاب اولئك يلعنهم الله و يلعنهم اللعنون

بدرستيكه ان گروه كه ايات واضحه اي را كه براي راهنمايي خلق فرستاديم كتمان نموده –و بعد از انكه براي هدايت مردم در كتاب بيان كرديم پنهان داشتند انها را خدا و تمام انس و ملك نيز لعن مي كنند

يا الله


بسم الله

با سلام و کمال احترام

دوست عزیز جناب یاور .

آفرین بر این همت و پشتکارتان ! شما معنای حقیقی هدف تلاشتان را بخوبی درک کرده اید !! :smile07:

بدرستی که آیات خداوند روشنگر و واضح است و این چیزی نیست که بتوان با حرفهای پوچ و خالی از منطق و عقل بی خردان رنگ نا درستی به آن داد ، ولی آنکه خود را بخواب زده ، مستحق است که در همین نادانی بماند !!!

اما یقین دارم که شما برای جهادتان ، هدفی جز رضای خداوند متعال ندارید و این مهم باعث دلگرمی و استمرار شما در ادامه بحث با این غافلان می شود !!!

انشاء الله خداوند من وشما و همه موحدین این انجمن را به مستقیمترین راه هدایت فرمائید !

با احترام بسیار ! :smile07: :smile07: :smile07: برادر شما زد ایکس

وسلام یا الله

ياور
Sunday 2 April 2006, 06:20PM
يا الله
اللهم صل علي محمد و ال محمد


جناب ياور
اگر شما با ملاء ومترفين مشكل داريد ما هم داريم وچه ربطي به ناديده گرفتن سنت پيامبر وائمه دارد؟ !!؟؟؟؟؟؟؟

جناب هستي بنده خود يكي از مدعيان اثبات سنت صحيحه نبوي مي باشم مقاله اثبات سنت نبوي ام را مي توانيد بخوانيد !!!
حال شما از كدام مطلب بنده چنين برداشتي كرده ايد كه من سنت پيامبر اكرم ص را ناديده گرفته ام:(

در ضمن احتمالا دچار اشتباه لفظي شده ايد ما سنتي به نام سنت ائمه ع نداريم !!!
يا الله

ياور
Sunday 2 April 2006, 06:26PM
جناب یاور

می بینم که حنای بحث امام زاده ها و ملا ومترفین صفوی آنقدر بی رنگ شده که خودتان هم از ادامه آن پرهیز می کنید!!
.................................................. ..........

کلمه ذکر از کلمات متشابه در قران است که هر کس آنرا به نوعی معنی کرده است. از نظر معنا هم آیات مورد نظر شما متشابه است. چرا که همین قران آسان را میلیاردها نفر در دنیا نمی توانند از رو بخوانند!!! و حتی در بین اعراب میلیونها نفر قادر به درک معنای بسیاری از آیات آن نیستند!!!
و قران خود میگوید:
هو الذی انزل الیک الکتاب منه آیات محکمات هن ام الکتاب و اخر متشابهات فاما الذین فی قلوبهم زیغ فیتبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنه وابتغاء تاویله وما یعلم تاویله الا الله والراسخون فی العلم
او است خدایی که قران را بسوی تو فرستاد که برخی از آیات آن محکم است و آنها اصل قران هستند و قسمتی دیگر از این کتاب، آیات متشابه ( شبهه بر انگیز واشتباه آور ) است. پس کسانی که در دلشان میل به باطل است از آیات متشابه تبعیت می نمایند و با منحرف کردن معنای آن فتنه جویی می کنند در حالیکه معنای حقیقی این آیات را جز خدا و راسخان در علم نمی دانند.

لطفا بدون تفره رفتن و انشا نوشتن جواب بنده را بدهید:


ما می گوییم خدا علم و دانش آیات متشابه را به راسخون در علم داده و دیگران باید به آنها مراجعه کنند.
اما شما می گویید هیچکس معنای حقیقی این آیات را نمیداند.
با وجود چنین ادعایی چطور می توانید قران را ساده و برای همه قابل فهم بدانید؟؟!!!!
از این گذشته محکمات قران در آن مشخص نشده است پس ادعای شما را ( با منطق خودتان که قران را کافی می دانید ) حتی در باره قسمتی از قران نمی توانیم بپذیریم.


يا الله
اللهم صل علي محمد و ال محمد

جناب حق جو جون مادرت بي خيال شو !!

حداقل اينكه من ديگه پاسخ تو يكي را نمي دهم پس بيخود دست و پا مزن ؟؟

اما اگر راست و حسيني !مردونه ! اعتراف كردي كه در مورد اينكه تنها سه ايه محكم در قران وجود دارد به اشتباه رفته ايد و غلو كرده ايد شايد يك كاري برايت بكنم

در ضمن خيلي دوست دارم بدانم كه ان سه ايه كدامند :smile20:

يا الله

حق جو
Sunday 2 April 2006, 07:17PM
يا الله
اللهم صل علي محمد و ال محمد

جناب حق جو جون مادرت بي خيال شو !!

حداقل اينكه من ديگه پاسخ تو يكي را نمي دهم پس بيخود دست و پا مزن ؟؟

اما اگر راست و حسيني !مردونه ! اعتراف كردي كه در مورد اينكه تنها سه ايه محكم در قران وجود دارد به اشتباه رفته ايد و غلو كرده ايد شايد يك كاري برايت بكنم

در ضمن خيلي دوست دارم بدانم كه ان سه ايه كدامند :smile20:

يا الله



اگر تصور می کنید که ما مشتاق دیدن دستخط شمائیم سخت در اشتباهید!
آنچه ما دنبال می کنیم آشکار شدن چیزی است که شما آنرا پنهان می کنید.
بله! حرفه شما شبهه افکنی و تفره رفتن از پاسخ است چرا که هیچوقت در برابر منطق اعتقادی شیعه حرفی برای گفتن ندارید.

بنده سوال ساده و قرانی خودم را تکرار می کنم تا روشن شود که قران، شعار قران برای ما بس است را باطل کرده است و شما ( شالیکار، یاور، زد ایکس، تسلیم و رهرو ) که مدافعان این شعار هستید حرفی برای گفتن ندارید.

این شما و این قران:

هو الذی انزل الیک الکتاب منه آیات محکمات هن ام الکتاب و اخر متشابهات فاما الذین فی قلوبهم زیغ فیتبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنه وابتغاء تاویله وما یعلم تاویله الا الله والراسخون فی العلم
او است خدایی که قران را بسوی تو فرستاد که برخی از آیات آن محکم است و آنها اصل قران هستند و قسمتی دیگر از این کتاب، آیات متشابه ( شبهه بر انگیز واشتباه آور ) است. پس کسانی که در دلشان میل به باطل است از آیات متشابه تبعیت می نمایند و با منحرف کردن معنای آن فتنه جویی می کنند در حالیکه معنای حقیقی این آیات را جز خدا و راسخان در علم نمی دانند.

لطفا بدون تفره رفتن، لوده گری و انشا نوشتن جواب بنده را بدهید:

ما می گوییم خدا علم و دانش آیات متشابه را به راسخون در علم داده و دیگران باید به آنها مراجعه کنند.
اما شما می گویید هیچکس معنای حقیقی این آیات را نمیداند.
با وجود چنین ادعایی چطور می توانید قران را ساده و برای همه قابل فهم بدانید؟؟!!!!

از این گذشته محکمات قران در آن مشخص نشده است پس ادعای کتاب خدا برای ما بس است را حتی در باره قسمتی از قران نمی توانیم بپذیریم و مسلمانان چاره ای جز پیروی از سخنان پیامبر(ص) و اهل بیت در کنار قران ندارند.

min
Sunday 2 April 2006, 11:36PM
يا الله

اللهم صل علي محمد و ال محمد

جناب مين بنده فكر مي كردم كه از انجايي كه مي گويند شما معلمي اين مطلب ساده را مي دانيد
ترجمه اي كه بنده از ايه لقد يسرنا للذكر فهل من مدكر اوردم تنها ترجمه الهي قمشه اي بود مي توانيد قران را ورق بزنيد اما اينكه شما براي گريز از كلام خداوند با بهانه اينكه همه قران را تفسير به راي مي كنند مي خواهيد به همان روش اسلاف و پيشينيانتان معناي كلام خداوند گنگ و مبهم بماند و در اين باشگاه مقاله زير سئوال نرود دست به دامن شبهه اي دو پهلو شده ايد برايتان متاسفم
كه 1- فكر مي كنيد اگر پاسختان را شيهه تان را ندادند پس همان مفهوم غلط شما طبق روال گذشته در اذهان باقي بماند
2- و اگرجواب شبهه تان را دادند بگوييد كه من گفتم چون همه تفسير به راي مي كنند من هم گفتم كه مي خواهم تفسير به راي كنم اما قصدي نداشتم

اما من جواب شما را مي دهم ولي دومرتبه شما را در پيشگاه خداوند متعال مجبور به اقرار مي كنم كه معناي چهار تاكيد خداوند را مبني بر اسان بودن فهم قران براي يادگيري را براي خوانندگان اقرار نماييد

خداوند خود قران را براي ما تعريف نموده !!!

سوره تكوير ايه و28و27 خداوند مي فرمايد

ان هو الا ذكر للعالمين لمن شاء منكم ان يستقيم

نيست اين قران مگر تذكر و پندي براي جهانيان براي هر كسي از شما كه بخواهد براه راست باشد

سوره ص ايه 87خداوند مي فرمايد

ان هو الا ذكر للعالمين

نيست اين قران مگر تذكري براي جهانيان

سوره قلم ايه 52
ان هو الا ذكر للعالمين

نيست اين قران مگر تذكري براي جهانيان

در همه اين ايات خداوند مي فرمايد كه اين قران چيزي جز پند و وعظ نمي باشد و صحبتي از احكام نكرده است و با توجه به اين سه ايه كه مفهوم قران را مشخص نموده چهار مرتبه تاكيد نموده كه ما فهم قران را براي وعظ و پند اسان نموديم

حال لطف كنيد با توجه به ايه ذيل بر خلاف ميل باطني خود اعتراف نماييد كه همه قران براي يادگيري اسان است

ان الذين يكتمون ما انزلنا من البينات و الهدي من بعد ما بيناه للناس في الكتاب اولئك يلعنهم الله و يلعنهم اللعنون

بدرستيكه ان گروه كه ايات واضحه اي را كه براي راهنمايي خلق فرستاديم كتمان نموده –و بعد از انكه براي هدايت مردم در كتاب بيان كرديم پنهان داشتند انها را خدا و تمام انس و ملك نيز لعن مي كنند

يا الله

با سلام
آقاي ياور
از پاسخ شما متشكرم
اما اين پاسخ من نبود
شما و دوستانتان شديدا بر اين اصل پافشاري مي كنيد كه قرآن ساده هست و همه مي توانند تفسير كنند و نيازي به مفسرين و معصومين و هيچ كس براي تفسير نيست
اين كه ترجمه استاد الهي قمشه اي را بياوريد دقيقا عكس ادعاهاي شما است .
من تفسيري از اين آيات دادم كه معني لغوي نيز بود
قرآن در همه اين آيات كلمه ذكر را آورده پس فرقي با آن تفسير من ندارند .
قرآن براي تذكر دادن و آيات تذكري قرآن ساده است .
اين را كه من هم در تفسيرم قبول دارم
اما آيا براي بيان احكام و در آوردن احكام نيز جايي قرآن چنين تاكيدي دارد ؟؟؟؟؟؟
هرگز .
از تفاسير استفاده نكنيد .
براي من دليل عقلي يا آيه اي بياوريد كه دقيقا چنين بيان كرده باشد كه همه احكام را از قرآن مي توانيد بفهميد .
آيه اي بياوريد كه بگويد براي شما فقط قرآن كافي است و حق نداريد سراغ سنت رسول برويد و حق نداريد از سخنان معصومين كمك بگيريد .
براي من آيه اي بياوريد كه بگويد تاريخها دروغ هستند و فقط قرآن را بيان كنيد و تاريخ را حرام دانسته باشد .

هستي
Monday 3 April 2006, 04:53PM
بسمه تعالي
جناب ياور در پاسخ به شماره 51
در مورد سنت منظور همان سنت پيامبر است.اما(شيعه) ان را از معصوم مي گيرند.(وسلسله سند به پيامبر مي رسد)
توضيح بيشتر
سنّت كه روايت و حديث و نص نيز بدان اطلاق مى شود، كلامى است كه الفاظ آن از پيامبر اكرم و محتوا و معانى آن از خداوند است.
البته سنّت در علم اصول، سه قسم است: قول، فعل و تقرير معصوم؛ لكن مراد اصوليّين، سنّت صادره از پيامبر ـ ص ـ است و لذا، كتابت را جزء سنّت نياورده اند. روشن است كه اگر سنّت به واسطه امام معصوم رسيده باشد، قسم چهارمى هم خواهد داشت و آن، كتابت است.

كتاب و سنّت، هر دو بايد از پيامبر اكرم به جامعه برسد تا مورد عمل قرار گيرد.
، فرق ميان ما و اهل سنّت، در طريق وصول و سلسله سند سنّت و حديث است. آنچه به عنوان «سنت نبى» از پيامبر گرامى به دست ما رسيده، (با اكثريّتى قاطع) به وس