PDA

نمايش نسخه نهائي : آیا هر آنچه که به پیامبر عزیزمان ((وحی)) شده است در قرآن آمده است ؟!


امیر
Sunday 26 March 2006, 09:55PM
بسم الله الرحمن الرحیم


باسلام به تمامی دوستان عزیز

از آنجا که احتمال دادم برخی از دوستان وحیی که بر پیامبر گرامی و عزیزمان (ص) شده است را (( محدود به آنچه در قرآن آمده )) دانسته اند , لازم آمد با ایجاد این مقاله و ذکر چند مثال و نمونه از ((وحی غیر قرآنی)) این مطلب را برای دوستان روشن کنم

آنچه که به پیامبر عزیزمان (صلی الله علیه وآله و سلم) وحی شده.. اما.... در قرآن نیامده

تعریف وحی غیر قرآنی :
آنچه که بر پیامبر وحی میشده اما در قرآنی که الآن پیش رو داریم چیزی از آن ذکر نشده است و میان مسلمانان به این نام (وحی غیر قرآنی ) مشهور است

مثال ها :
سوره تحریم آیه 3: خداوند پیامبر را از موضوعی مطلع کرده است که ما نمیدانیم دقیقا چه بوده در قرآنی نیامده که این موضوع چه بوده ....یعنی به پیامبر وحی شده که همسر(های) ایشان چه کرده اند اما اینها در قرآن نیامده و آیه ((اظهره الله علیه )) نیز اشاره به همین دارد یعنی خدا وند پیامبر (ص) را مطلع کرده اما معلوم نیست ک خدا چه وحی به پیامبر کرده که ایشان مطلع شده اند
================
سوره احزاب آیه ٢٢ :وقتي مؤمنين احزاب را ديدند اعلام نمودند كه ”الله و رسولش راست آوردند . . “ نشان مي دهد پيامبر اسلام از طريق وحي از موضوع مطلع شده و از پيش به مومنان گفته که احزاب با هم متحد شدند و قصد حمله دارند.
================
سوره فتح آیه ٢٧ :نشان میدهد كه پيامبر قبل از دستور حركت بسوي مكه كه نهايتا منجر به صلح حديبيه شده بود از طريق رؤيا (وحی ) بر اين عمل مطلع شده بود.
================
سوره انفال٧ :معلوم مي دارد كه قبل از وقوع جنگ بدر خداوند به رسولش براي رفتن به منطقه بدر فرمان داده بود.

zxcv
Sunday 26 March 2006, 10:21PM
بسم الله

با سلام و کمال احترام

برادر من جناب امیر .

فقط وحیی که در قران نوشته شده ، باید به ما می رسید !!! اگر ارتباطی خارج از قران هم بین خدا و رسولش بوده ، ربطی به ما ندارد !!!

خلاصه و هدف رسالت ، نزول قرآن بود وبس !!

وسلام یا الله

ياور
Sunday 26 March 2006, 11:37PM
يا الله

اللهم صل علي محمد و ال محمد

با سلام خدمت برادر بزگوار جناب امير

اري مسلما جدا از چارچوب قران و جدا از مثالهايي كه شما در قالب الهام به پيامبر اكرم ص اورديد

مسلما فرامين و دستورات ديگري هم در جهت تشريح احكام مجمل قران به پيامبر اكرم

ص وحي شده كه بنده جدا از چارچوب سنت هاي غلط اباءو اجدادي و همه مسائل و

احكام خرافي و غلطي كه از همين دريچه به پيامبر نسبت داده و مي دهند و حتي سنت

نبوي رسول اكرم را مخدوش نموده اند نام ان ارتباطات وحياني راكه ارتباط تنگاتنگ و

نزديكي با احكام خداوند در قران دارد سنت رسو ل الله مي دانم

كه اين ارتباط معنوي گرچه در قران اثري از ان كمتر مشاهده مي شود اما در واقع بيان يا

توضيح و يا علم به مسائل و احكام قران است كه رسول الله بدان وسيله احكام مجمل

قران را از قالب خط خارج ساخته و براي مردمان به تصوير كشيد

و مطمئنا همه ما كه معتقديم پيامبر سخني خارج از وحي نگفته به تصوير كشيده شدن

اقيموالصلوه و اتو الزكوه توسط رسول الله را هم از مواردي مي دانيم كه گرچه شكل و

كيفيت اجراي ان در قران نيامده اما تصوير و نحوه اجراي ان را در چارچوب نزول وحي

مي دانيم

اما همه اينها دليلي بر ان نمي باشد كه در اين زمانه اي كه ما قرار داريم و تحريفات و

خرافات در هر زمينه اي به اوج خو.د رسيده هر سخن(حديث و روايت ) و هر ايده يا

تفكري را به بهانه سنت رسول الله بپذيريم و ترويج نماييم و ان را نوعي از وحي بدانيم

كه صورتي از ان در قران نمي باشد كما اينكه درمورد سنگسار كس يا كساني بدون هيچ

گونه منبع عقلاني و وحياني چنين عمل شنيعي رامرتكب شده اند و سراخر ان را به سنت

رسول الله چسپانيده اند و حتي دستور ان را مرتبط به همين نوع وحي كرده اند كه تنها

رسول الله ان را مي دانسته و بس

سنت رسول الله صرفا در ارتباط با تشريح احكامي مانند نماز -روزه - زكات - حج -و

جهاد - امر به معروف و نهي از منكر مي باشد كه پيامبر اكرم فهم انها را از طريق وحي كسب نموده.

يا الله

رهرو
Monday 27 March 2006, 05:30AM
برادران عزيز و موحد
سلام عليكم
ببنيد عزيزان : گفته هاي شما متين, ولي اين موضوع يا براي حقير غير قابل فهم و منطق است و يا شما آنرا متوجه نميشويد! من بارها و بارها در تاپيكهايي كه در اين خصوص ( سنت نبوي) ايجاد شده عرض كرده ام كه وجوب رجوع به سنت ("شيوه پيامبر در تبين مجملاتي قرآني كه براي ما ناشناحته است") يا بايد از راه كتابي مكتوب از ايشان به ما رسيده باشد( كه شما آنرا ادرس دهي كنيد و در خصوصش صحبت كنيم) و يا اجماع مسلمين (كساني كه ادعاي مسلماني ميكنند)
در خصوص اول اين امر محال است و يافت تميشود من در بحثي كه با جناب صحابه نيز داشتم به اين مهم اشاره كردم و گفتم اگر بخواهيد حديث رو جاگزين رسول كنيد بايد صحت و سقم آنرا هم عقلي (صحت و سقم حديث) ب اثبات رسانيد (كه باز ممكن به نظر نميرسد) ولي آنچه هر فرد عاقلي ميپذيرد اين است كه اجماع يك قول ميتوان مشخص كننده يك عمل باشد!(اجماع نه اكثريت) ولي اين اجماع دربيان سنت نبوي در دين اسلام خيلي جزئي و فقط در برخي از اشكال و اذكار نماز است .!!
گفته برادرموحدم جناب "zxcv" به نظر من كامل متين و منطقي ست كه :
فقط وحیی که در قران نوشته شده ، باید به ما می رسید !!! اگر ارتباطی خارج از قران هم بین خدا و رسولش بوده ، ربطی به ما ندارد !!!
خلاصه و هدف رسالت ، نزول قرآن بود وبس !!

توجه كنيد كه الله جل جلاله ما راازپذيرفتن و پيروي كردن هر چيزي بدون دانش , ملامت و نهي كرده
خواهشا موقعي كه حرفي از وحي غير قرآني و يا سنت و شيوه رسول اكرم (ص) ميكنيد به طور واضح منبع مورد تصديق خود را هم براي خواننده ويا شنونده بيان كنيد كه مبين شود براي دستيابي به همين وحي مستور و يا شيوه و روش مجهول به كجا و كدامين كتاب بايد رجوع كنيم .
يا الله
رهرو

ياور
Monday 27 March 2006, 06:49AM
يا الله
اللهم صل علي محمد و ال محمد


ولي آنچه هر فرد عاقلي ميپذيرد اين است كه اجماع يك قول ميتوان مشخص كننده يك عمل باشد!(اجماع نه اكثريت) ولي اين اجماع دربيان سنت نبوي در دين اسلام خيلي جزئي و فقط در برخي از اشكال و اذكار نماز است

اري ما هم معتقديم كه با تحقيق و بررسي و رسيدن به نتيجه در مورد همين يك قولها مي تواند روش رسول الله براي ما روشن شود اما اين نياز به تحقيق و برر سي دارد و هرگز كتابي را نخواهيم يافت كه كل سنت رسول الله در ان منعكس شده باشد
كه حتي ممكن است اين سنت مقداري از ان در مكتب تشيع به صورت صحيح باقي مانده باشد و مقداري هم در مكتب تسنن گرچه بنده معتقدم سنت رسول الله به صورت بهتر در ميان اهل تسنن باقي مانده است تا تشيع !!
اما اگر يك رهرو بخواهد نماز بخواند بايد طبق الگويي كه پيامبر ص براي مردمان ارائه كرده نماز بخواندو همانطور كه تحريف در زمينه بالاترين مبدا هستي كه الله است را مي پذيرد در مورد زير مجموعه الله هم اعم از نبي و امام و غيره و ذالك هم بپذيرد كه ممكن است در اثر گذشت زمان مورد تحريف قرار گرفته باشند و اصولا تحريف يك واقعيت دليلي بر عدم ان نمي باشد و اثبات سنت رسول الله نياز به تحقيق و بررسي و كند و كاو دارد
يا الله

ياور
Monday 27 March 2006, 06:50AM
يا الله
اللهم صل علي محمد و ال محمد


ولي آنچه هر فرد عاقلي ميپذيرد اين است كه اجماع يك قول ميتوان مشخص كننده يك عمل باشد!(اجماع نه اكثريت) ولي اين اجماع دربيان سنت نبوي در دين اسلام خيلي جزئي و فقط در برخي از اشكال و اذكار نماز است

اري ما هم معتقديم كه با تحقيق و بررسي و رسيدن به نتيجه در مورد همين يك قولها مي تواند روش رسول الله براي ما روشن شود اما اين نياز به تحقيق و برر سي دارد و هرگز كتابي را نخواهيم يافت كه كل سنت رسول الله در ان منعكس شده باشد
كه حتي ممكن است اين سنت مقداري از ان در مكتب تشيع به صورت صحيح باقي مانده باشد و مقداري هم در مكتب تسنن گرچه بنده معتقدم سنت رسول الله به صورت بهتر در ميان اهل تسنن باقي مانده است تا تشيع
اما اگر يك رهرو بخواهد نماز بخواند بايد طبق الگويي كه پيامبر ص براي مردمان ارائه كرده نماز بخواندو همانطور كه تحريف در زمينه بالاترين مبدا هستي كه الله است را مي پذيرد در مورد زير مجموعه الله هم اعم از نبي و امام و غيره و ذالك هم بپذيرد كه ممكن است در اثر گذشت زمان مورد تحريف قرار گرفته باشند و اصولا تحريف يك واقعيت دليلي بر عدم ان نمي باشد

هستي
Monday 27 March 2006, 10:04AM
حديث قدسى
كتاب: دراية الحديث، ص 43
نويسنده: كاظم مدير شانچى
عبارت از حديثى است كه پيغمبر از خداوند اخبار كند، بدين گونه كه معنا و مضمون آن بر قلب پيغمبر القا مى‏شود و پيغمبر با لفظ خود اداء مى‏نمايد، (1) لذا در الفاظ آن تحدى و اعجاز نيست، به خلاف قرآن كه به الفاظى مخصوص وحى شده كه تغيير آن به لفظى ديگر جايز نيست ديگران در آوردن مثل آن عاجزند.

تهانوى از فوايد امير حميد الدين، شش فرق براى قرآن و حديث قدسى نقل كرده است: 1.قرآن معجزه است‏به خلاف حديث قدسى، 2.قرائت نماز جز به قرآن صحيح نيست، 3.منكر قرآن كافر شمرده مى‏شود به خلاف منكر حديث قدسى، 4.قرآن به وساطت جبراييل وحى مى‏شود، به خلاف حديث قدس5.قرآن به الفاظ مخصوص از لوح محفوظ وحى مى‏شود، ولى در حديث قدسى ممكن است لفظ از پيغمبر باشد، 6.مس قرآن بدون طهارت روا نيست، به خلاف حديث قدسى.
در قواعد التحديث (ص 65) وجه ديگرى براى فرق بين قرآن و حديث قدسى ياد شده است و آن اين است كه در ايصال آن به پيغمبر، كيفيت‏خاصى شرط نيست، چه ممكن است در رؤيا به پيغمبر القاء شود يا به لسان ملك در بيدارى يا به القاء در خاطر «القاء در روع‏» .
ابن حجر هيثمى (در شرح اربعين نووى ضمن شرح حديث ابى‏ذر) مى‏گويد: مجموع احاديث قدسيه‏اى كه از پيغمبر نقل شده، بالغ بر يكصد حديث است كه بعضى آنها را در مجموعه‏اى گرد آورده‏ا
استاد محمد الصباغ در كتاب (الحديث النبوى، ص 31) فرموده: به سال 1389 المجلس الاعلى للشئون الاسلاميه در مصر چهار صد حديث قدسى از كتب سته و موطاء جمع آورده و ضمن دو جلد به نام (الاحاديث القدسيه) انتشار داده است.

از دانشمندان شيعى، شيخ حر عاملى (متوفاى 1104 ه.) نيز كتابى به نام (الجواهر السنية في الاحاديث القدسية‏» در احاديث قدسيه - كه بيشتر از طريق اماميه نقل شده - گرد آورده كه به سال 1302 ه.در بمبئى و اخيرا در نجف چاپ شده است.
.

zxcv
Monday 27 March 2006, 06:08PM
بسم الله

با سلام و کمال احترام

پرسشهایی از معتقدین به سنت !!!

اولا ؛ چرا تصور می کنید که منبع معتبری برای استخراج سنت وجود دارد ؟!!!

دوما ؛ چرا تصور می کنید که موسسین مذاهب و تفرقه در دین ، بهانه ایی غیر از استخراج سنت صحیح داشتند و دارند ؟!!! حتی شیعه !!!

سوما ؛ چرا جای پا ی آنانی می گذارید که دین را فرقه فرقه کرده اند !!! چرا می خواهید فرقه جدید تاسیس کنید ؟!!!

چهارما ؛ چرا تجربه فراموش شده ایی را که قران را تنها امام خود می دانست را محکوم به شکست می دانید ؟!!!

پنجما ؛ چرا تصور می کنید که نبی گرامی همکنون زنده است ؟!!

ششما ؛ چرا باور نمی کنید که خداوند هیچ گاه اطاعت از مردگان را از ما نمی خواهد ؟!!! چرا اطاعت از احادیث و روایات را مساوی با اطاعت از رسول الله می دانید؟!!! چرا نمی دانید که هر آنچه که محمد (ص ) باید به ما می رساند همانی است که در قران آمده است ؟!!

هفتما ؛ چرا خیال می کنید که بر خلاف کتب آسمانی دیگر ، قران کتابی کافی و کامل برای هدایت ما نمی باشد ؟!!!

هشتما؛ چرا تصور می کنید که خداوند احکام آخرین دین خود را بازیچه دست این و آن می کند ؟!! مگر نمی دانید که فقط قران بیمه شده خدائی است ؟!!

نهما ؛ چرا زمینه دروغ بستن به خدا و پیامبر را فراهم می کنید ؟!!! چرا مطلب بالا را نگاهی نمی اندازید که در یابید که چگونه جناب كاظم مدير شانچى ، صد آیه جدید به نام جعلی احدیث قدسی به بهانه سنت نبوی به دین اضافه کرده است!!!

دهما ؛ چرا اجازه نمی دهید که وسیله همیشگی شیطان را برای به گمراهی کشیدن ادیان را از او بگیریم ؟!!

یازدهما ؛ به چه دلیل بهانه عدم کتابت احادیث بنی گرامی را تا دهها سال بعد از رحلت ایشان را نمی جوئید ؟!!! چرا دقت نمی کنید که اصحاب مخلص رسول الله به چه بهانه ایی احادیث را سوزاندند ؟!!!

دوازدهما ؛ چرا درک نمی کنید که در ابتدائی ترین مسائل سنت فرق اسلامی هنوز نتوانسته اند به نتیجه ایی واحد برسند ، وقتی که سنت نتوانسته حتی طریقه ایستادن رسول الله در نماز را به ما بیاموزد چگونه می خواهید در جزئی ترین مسائل خود به سنت رجوع کنید ؟!!!

سیزدهما ؛ چرا بعد از صدهها سال قران هنوز یکی مانده !!! ولی سنت با بهانه استخراج سنت صحیحه به تعداد تفرقه ایی که بین امت اسلامی بوجود آمده ، جزء جزء شده ؟!!!

چهاردهما ؛ چرا نمی دانید که فرقها احکام خود را بجای اینکه از قران استخراج کنند از سنت مورد قبول فرقه خود اسخراج می کنند و همین سنت جعلی فرقه ها باعث شده که همکنون آنقدر کجی ها و انحرافات در دین بوجود بیاید که شما را مجبور کرده دست به قلم شوید و با بدعتها و شرک آنها مبارزه کنید !!!

پانزدهما ؛ چرا فکر می کنید که فرقی بین شما و دیگر موسسین فرقه ها وجود دارد ؟!!!

شانزدهما ؛ چرا دین را مشکل می کنید ؟!!!

( احکام اسلام همانی است که در قران آمده و هر حکمی اضافه بر قران جزو اسلام نیست ، بلکه حکمی مربوط به فرقه هاست !!! به قولی !!! دین را مشکل نکنید !!!زرد و قرمز و سفید ندارد !! گاو ؛ گاو است !!! و هر آنکس که برای بهانه گیری به دنبال حکمی اضافه بر آنچه که خداوند نازل کرده ، می باشد !!! بداند ! که خطر عاقبت بهانه گیران قوم بنی اسرائیل در کمین آنان است )!!!

{تنها معیار بازخواست از ما مسلمانان ، فقط قران است و بس }!!!

وسلام یا الله

هستي
Monday 27 March 2006, 06:28PM
بسمه تعالي
جناب زد ايكس
به تاپيك اثبات سنت مراجعه نما ئيد.
سخت هست اما غير ممكن نيست.

zxcv
Monday 27 March 2006, 06:45PM
بسم الله

با سلام و کمال احترام

شاید در جواب بگویید که: ((چگونگی نماز خواندن بین مسلمانان متفاوت است ))...بنده در جواب میگویم اصل آن کم و بیش حفظ شده است ...همان طور که در قرآن اختلاف قرات به اصل و شاکله آن لطمه ای وارد نمیکند و همانطور که چون در قرات قرآن اختلاف وجود دارد کلا قرآن را رها نمیکنیم ما هم به علت اختلاف جزی در نماز کل آن را رها نخواهیم کرد

دوست عزیز جناب امیر .

یکی از علل مهم قرائتهای مختلف از قران ، همین تفاوتهای سنت است !!! همهگی فرقه ها سعی می کنند قران را همان گونه که سنتشان می پسندد ، تفسیر کنند و این می شود عاقبت اسلام !!!

برادر من ، چرا اساس تفرقه را فراموش می کنید ؟؟؟ چرا باید به بهانه سنت ، قران را زیر سوال ببریم ؟!!

لطفا شمای بفرمائید که سنت را کمکی قران می دانید !!! کدامین نماز ، نماز رسول الله است ؟!!! شما از کجا یقین دارید که رسول الله طبق طریقه اهل سنت نماز می خواند ؟!!! یا شیعه ؟!!! یا دوازده امامی یا مالکی ها ؟!!! و یا هر فرقه و مذهب دیگر ؟!!!

شما نمی توانید که بگوئید که تفاوتی نیست !!! و این را هم نمی توانید ادعا کنید که پیامبر به تمامی طریقه هایی که همکنون فرقه ها نماز می خوانند نماز می خواند !!!

توجه کنید ؛ طبق اعتقادات شما آنکه خلاف سنت نبی ، نماز بخواند نمازش اشکال دارد !! همگی هم با هزار بهانه و حدیث نماز خود را طبق سنت نبی می دانید ؟!!

شما بفرمائید ؛ آیا یقین دارید که نمازی را که همکنون می خوانید همان نمازی است که محمد (ص ) می خواند ؟!!

وسلام یا الله

mohebsahabeh
Monday 27 March 2006, 08:53PM
برادران عزيز و موحد
سلام عليكم
ببنيد عزيزان : گفته هاي شما متين, ولي اين موضوع يا براي حقير غير قابل فهم و منطق است و يا شما آنرا متوجه نميشويد! من بارها و بارها در تاپيكهايي كه در اين خصوص ( سنت نبوي) ايجاد شده عرض كرده ام كه وجوب رجوع به سنت ("شيوه پيامبر در تبين مجملاتي قرآني كه براي ما ناشناحته است") يا بايد از راه كتابي مكتوب از ايشان به ما رسيده باشد( كه شما آنرا ادرس دهي كنيد و در خصوصش صحبت كنيم) و يا اجماع مسلمين (كساني كه ادعاي مسلماني ميكنند)
در خصوص اول اين امر محال است و يافت تميشود من در بحثي كه با جناب صحابه نيز داشتم به اين مهم اشاره كردم و گفتم اگر بخواهيد حديث رو جاگزين رسول كنيد بايد صحت و سقم آنرا هم عقلي (صحت و سقم حديث) ب اثبات رسانيد (كه باز ممكن به نظر نميرسد) ولي آنچه هر فرد عاقلي ميپذيرد اين است كه اجماع يك قول ميتوان مشخص كننده يك عمل باشد!(اجماع نه اكثريت) ولي اين اجماع دربيان سنت نبوي در دين اسلام خيلي جزئي و فقط در برخي از اشكال و اذكار نماز است .!!
گفته برادرموحدم جناب "zxcv" به نظر من كامل متين و منطقي ست كه :

توجه كنيد كه الله جل جلاله ما راازپذيرفتن و پيروي كردن هر چيزي بدون دانش , ملامت و نهي كرده
خواهشا موقعي كه حرفي از وحي غير قرآني و يا سنت و شيوه رسول اكرم (ص) ميكنيد به طور واضح منبع مورد تصديق خود را هم براي خواننده ويا شنونده بيان كنيد كه مبين شود براي دستيابي به همين وحي مستور و يا شيوه و روش مجهول به كجا و كدامين كتاب بايد رجوع كنيم .
يا الله
رهرو

با سلام

ببینید جناب رهرو این اجماع که میگویید چیست؟؟؟ و ان گروه مدعی اسلام از نظر شما کدام گروه است به ما هم بگویید؟؟؟ شیعه؟؟ حنفی؟؟ شافعی؟؟ و... و ایا هیچ کدام از فرق هستند که خود را مسلمان ندانند؟؟؟
و باز هم میگویم اجماع به امری میگویند که تمام فرق چه شیعه چه حنفی مالکی شافهی سلفی و.. در ان امر اجماع داشته باشند و در ان اختلافی نداشته باشند و نه اینکه یک گروه خاص. و در حقیقت ان اجماعی که شما فرمودید مثل همان احادیث است و شما گروه خاصی را میخواهید مسلمان بدانید و شخص دیگری گروه دیگری را.و در این موضوع خیلی اختلاف بیشتر است.

zxcv
Monday 27 March 2006, 08:59PM
زیرا مسلما شما اعتقاد به ((قدیم )) بودن قرآن ندارید ...یعنی دستوارت قرآن را برای عرب 1400 سال پیش که همراه رسوال الله بودند نمیدانید بلکه آن را برای تمامی اعصار و تمامی مردم میدانید پس چگونه است که چنین بر داشتی از قرآن میکنید !!! کمی تامل لازم است تا متوجه شوید تفسیرتان غلط است
عزیز من دستورات قرآن برای تمام مردم است نه کسانی که هم عصر نبی (ص) بودند
اطاعت از رسول هم همان سنت است که کم و بیش در دسترس است

(البته بازهم تکرار میکنم همانطور که قرآن با این عظمت دستخوش اختلاف قرائات شده است سنت هم ناچارا دچار تحولاتی گشت است و این لازمه آن بوده است و ما نباید به بهانه اختلاف جزی در سنت تمام آن را رها کنیم همانطور که قرآن را به سبب اختلافاتش رها نمیکنیم )

بسم الله

با سلام و کمال احترام

برادر من جناب امیر .

اختلافاتی را که در سنت می بینیم را نمی توان با قرائت های متفاوتی که از قران شده مقایسه کرد !! قران بین کل جوامع اسلامی کتابی واحد است و اعتقاد به اینکه در قرانهای موجود اختلافی وجود دارد ، رد کلام خدا در مورد حفظ قران از تحریف و زوال است !!!! قرانی که در خانه من است با تمامی قرانهای نوشته شده فرقی نمی کند، این وعده خداوند است که انجام شد !!

اما اختلافات سنت آنقدر بزرگ است که اساس دین را زیر سوال برده !! برادر من ، گروهی به بهانه سنت نبی ، شرک را عین اخلاص می دانند و گروهی دیگر خیر !!!! گروهی طبق سنت هزاران دروغ را به دینشان اضافه کرده و گروه دیگر هم همینطور !!!بعد شما آن را با قرائتهای متفاوت قران مقایسه می کنید ؟!!

دوست من ، کمی دست از تعصبات فرقه ایی خود بردارید و آگاهانه تر به مسائل نگاهی بباندازید !! چرا خداوند به اهل کتاب هم عصر رسول الله و بعد و قبل از آن فرمانی نداده که از سنت پیامبر شان تبعیت کنند !!! چرا خداوند به اهل کتاب دائما امر می نماید که به کنب مقدس ایمان بیاورید و از آن کتب تبعیت کنند !!! آیا تصور می کنید که در کتابهای تورات و انجیل اطاعت از پیامبران زنده امر نشده بود !!! پس چرا در این قرانی که در دست ما است هیچ جایی نمی یابیم که به اهل کتاب امر شده باشد که در کنار کتب مقدس ، باید سنت نبییشان را هم اطاعت کنند !!!

و اگر غیر از این باشد ، شما نادانسته این باور غیر منصفانه را تبلیغ کرده اید که بر خلاف تورات و انجیل که برای هدایت یهودیان و مسیحان کتابی کامل بوده ،ولی قران برای ما مسلمانان نبوده !!! برادر من ، چرا قران را نمی خوانید آنجایی که می گوید ؛

ثم آتینا موسی الکتاب تماما علی الذی احسن و تفضیلا لکل شیئی و هدی و رحمه لعلهم بلقاء ربهم یومنون ( انعام - 154)
بر موسی کتاب نازل کردیم تا مایه تکمیل حسن عمل مردم نیکوکار و بیان احکام همه چیز و موجب هدایت و رحمت جامعه باشد ، شاید بدیدار خدا در روز قیامت ایمان آرند !!

اکنون آقا امیر شما بگوئید آیا جنابعالی برای قران حداقل همچین مقامی مانند تورات قائل نیستید ؟!!! توجه کنید که قران کتاب پیروان دینی است که به عنوان آخرین و کاملترین دین شناخته می شود !!! پس حتما می دانید که کتابی کامل می تواند مبلغ دینی کامل باشد ؟!!

اما در مورد اینکه اینجانب سخت در اشتباهم ، باید بگویم که اینجانب هیچ ادعایی ندارم و دوست دارم که با مشورت با دوستان به نتیجه ایی برسیم که انشاء الله همان صراط مستقیم باشد، اما وقتی می بینم که شما حتی یک دلیل قانع کننده نتوانسته اید ارائه دهید که با آن بتوانید ثابت کنید که نمازی را که پیروان فرقه تان می خوانند همان نمازی است که محمد (ص) می خوانده ، آنوقت من مجبورمی شوم که دائما بگویم !!!

{ تمامی اسلام در قران مبین است }

وسلام یا الله

ياور
Monday 27 March 2006, 10:24PM
با سلام

ببینید جناب یاور این اجماع که میگویید چیست؟؟؟ و ان گروه مدعی اسلام از نظر شما کدام گروه است به ما هم بگویید؟؟؟ شیعه؟؟ حنفی؟؟ شافعی؟؟ و... و ایا هیچ کدام از فرق هستند که خود را مسلمان ندانند؟؟؟
و باز هم میگویم اجماع به امری میگویند که تمام فرق چه شیعه چه حنفی مالکی شافهی سلفی و.. در ان امر اجماع داشته باشند و در ان اختلافی نداشته باشند و نه اینکه یک گروه خاص. و در حقیقت ان اجماعی که شما فرمودید مثل همان احادیث است و شما گروه خاصی را میخواهید مسلمان بدانید و شخص دیگری گروه دیگری را.و در این موضوع خیلی اختلاف بیشتر است.
يا الله

اللهم صل علي محمد و ال محمد

اول اينكه سلام بسيار دوستت دارم

دوم اينكه موضوع نوشته شده از جناب ره رو مي باشد نه ياور

سوم اينكه دفعه اخرت باشد كه دقت نمي كنيد :(

يا الله

zxcv
Tuesday 28 March 2006, 02:16AM
بسم الله

با سلام و کمال احترام

باز شما بگو در قرآن اختلافی نیست !!!!

بله ، باز هم می گویم اختلافی نیست !!!به این دلیل ؛

( مطالعه در باره قران ما را با اصالتهای سه گانه این کتاب آشنا می کند . اولین اصالت قران اصالت انتساب است ؛ یعنی بدون پی جویی نسخه هایی قدیمی ، روشن است که آنچه امروز به عنوان قران تلاوت می شود ، همان قرانی است که حضرت محمد بن عبد الله (ص) به جهان عرضه کرده است ) استاد مطهری کتاب آشنائی با قران

اما در مورد شبه جنابعالی در مورد قرائتهای متفاوت از قران ، شما را دعوت می کنم که به این آدرس مراجعه کنید!

http://www.koranshenasi.com/porsesh/porsesh101-200/porsesh175.htm (http://www.koranshenasi.com/porsesh/porsesh101-200/porsesh175.htm)

اما دوست عزیز ، ایراد ما نسبت به سنت فقط این نیست که سنت به علت تفاوتهای فاحش ، باعث اختلافات و تفرقه بین امت اسلامی شده و یا حتی سنت مسبب اصلی بوجود آمدن بسیاری از بدعتها و یا حتی شرک با نام جعلی توسل در خانه و بین هموطن ما شده است ، بلکه ما اطاعت بدون چون و چرا از غیر قران را مخالف صریح آیات قران و جمله جوهری ( ایاک نعبد ) می دانیم و برداشتی که همکنون در بین جوامع اسلامی از سنت وجود دارد ، نگاهی تعبدی به دستورات غیر خداست و همین دید تعبدی محض از غیر کلام خداوند باعث شده که هر دروغی یا همان اهواء شیطان به اسم جعلی سنت نبی گرامی و اهل بیت ایشان و صحابه گرانقدر در دین پاک اسلام نفوذ کند!!!

دوست عزیز , ثمره رسالت نبی گرامی قرانی است که در طاقچه خانه تان وجود دارد و اطاعت از قران یعنی اطاعت از فرامین همه انبیاء الهی و تقدیر و تشکر از تلاش و جهادی است که محمد( ص) در طول 23سال برای فراهم کردن زمینه نزول آن صورت داد!! پس بیاید آن را به بهای اندکی نفروشیم و آن را برای این و آن تضعیف نکنیم !!!



شما که اینقدر قرآن قرآن سر میدهید مگر در قرآن بار ها نیامده نماز بخوانید!!!!!!مگر نماز واجب نیست ؟!!پس چگونه نماز بخوانیم ؟؟؟!!!آیا جزاین است که باید مانند پیامبر نماز بخوانیم !!!؟؟

دوست عزیز اشتباه شما همینجاست !! ما می گوئیم که اگر تاکید شود که باید حتما نماز را طبق سنت بخوانیم ، عاقبت همان می شود که تاکنون شده ، اختلاف و اختلاف !!!

اکنون باید به چه نحوی نماز جماعت را خواند ؟!!! نمازی که از اجماع مسلمین بدستمان می رسد را به قران عرضه می کنیم اگر مخالفتی نداشت آن نماز ، نماز مورد قبول ما هم می شود !!! این که آن نماز حتما باید مانند نماز رسول الله باشد یا خیر، اهمیتی ندارد به علت اینکه به هیچ وجه نمی شود طریقه صحیح نماز خواندن رسول الله را درک کنیم !!! عزیز من ، دین را مشکل کرده اند و گرنه دین به سادگی ایمان اصحاب کهف است !!! آنها فقط با همان ایمان به خدای واحد به سعادت رسیدند ! !! دوست من ، دنیا پرستان آنقدر مشکل برای دین ساخته اند که ما و شما نمی توانیم دین را بدون بدعتهای ساختگی آنها ، تصور کنیم !!! اما بدانید که احکام خارج از قران ، دکان بازاری است برای ارباب فرقه ها !!

اننی انا الله لا اله انا فاعبدونی و اقم الصلوه لذکری ( طه - 14)

بله امیر جان !!! نمازی را بخوانید که فقط ذکر خدای واحد در آن باشد نه اسم موسی یا عیسی و یا حتی محمد (ص) و یا سلام وصلوات بر این و آن !! بلکه فقط فقط نام و ذکر خدا !!
کاری نداریم که اجماع چه می گویند !!! کاری نداریم که سنت چه می گوید !! کاری نداریم که ما را مسخره و یا بدعت گذار می نامند !!! ما فقط یک ارباب داریم و آن هم خدای تواناست که به ما امر کرده است که ؛

{ منم خدای واحد ! تنها مرا عبادت کن و نماز را بپای دار فقط برای ذکر من }

وسلام یا الله

تشنه
Tuesday 28 March 2006, 04:40PM
سلام
Game over:)
شما که همه اعتقاداتون بر مبنای قران(طبق ادعاتون ) .......
در کجای قران به این مورد



خلاصه و هدف رسالت ، نزول قرآن بود وبس !!






اشاره شده که ما نمی تونیم پیداش کنیم
اما در عوض این آیه رو پیدا کردیم
<( یا ایها النبی انا ارسلناک شاهدا و مبشرا و نذیرا .... و داعیا الی الله باذنه و سراجا منیرا)>
نظرتون چیه ؟....یعنی دقیقا خلاف ادعای شما.......اصلا شما هیچ متوجه هستین که با این استنباط هاتون دارین مقام و رتبه اون بزرگوار رو تقلیل می دین؟!!!!!
یه اشکال دیگه هم رو این جمله تون می شه گرفت
"هدف رسالت " .............."نزول قران"
مگه پیامبران دیگه هم برای رسالت نیومدن.....طبق گفته شما یا باید اونها رو از حیطه رسالت خارج کرد و یا اینکه ادعا کرد که سایر رسل هم برای نزول قران فرستاده شده باشن که هر دو مورد مردوده مگر اینکه.........

mohebsahabeh
Tuesday 28 March 2006, 08:37PM
يا الله

اللهم صل علي محمد و ال محمد

اول اينكه سلام بسيار دوستت دارم

دوم اينكه موضوع نوشته شده از جناب ره رو مي باشد نه ياور

سوم اينكه دفعه اخرت باشد كه دقت نمي كنيد :(

يا الله

بسم الله الرحمن الرحیم

و علیکم السلام و انی احبک :smile06: :smile07:
میبخشید جناب یاور یک اشتباه کوچک بود و ان شاء الله دفعه اخرم باشد و ان را تصحیح کردم به جناب رهرو.:smile28:

حسین شالیکار
Tuesday 28 March 2006, 09:55PM
بسم الله الرحمن الرحیم





سلام علیکم


سپاس و ستایش ذات مقدس پروردگار عظیم الشانی را سزاست که با کمال بزرگی و بی نیازی و عزت، درهای لطف و مرحمت و مهربانی و عطوفت خود را بر بندگان خود گشود و اذن عام و رخصت داده که هر ساعت و دقیقه از شب و روز و گاه و بیگاه و خلوت او را بخوانند و با خود او بدون واسطه مکالمه و خطاب نمایند

و اما بعد...


جناب zxcv فرمودند:
پس چرا در این قرانی که در دست ما است هیچ جایی نمی یابیم که به اهل کتاب امر شدهباشد که در کنار کتب مقدس ، باید سنت نبییشان را هم اطاعت کنند !!!
و اگر غیر از این باشد ، شما نادانسته این باور غیر منصفانه راتبلیغ کرده اید که بر خلاف تورات و انجیل که برای هدایت یهودیان و مسیحان کتابیکامل بوده ،ولی قران برای ما مسلمانان نبوده!!!


برادر گرامی!!

جاي هيچ شك و ترديدي نيست كه سنت مطهر پيامبر اسلام (ص) دومين مصدر تشريع بعد از كتاب خدا قرآن مى باشد، زيرا غالباً قرآن شامل قواعد عامه و أحكام كلي در تشريع اسلامي است، و سنت مطهر شرح دهنده اين قواعد و كليات مى باشد.


از شما بعید است آیاتی که در این زمینه وارد شده است را ندیده باشید!


ز جمله آياتي كه در اين باره نازل شده و مى فرمايد: "يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُـولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلاً" یعنی "اي مؤمنان، از خداوند اطاعت كنيد و از رسول(او) و صاحبان امرتان(هم) اطاعت كنيد هرگاه در چيزي اختلاف كرديد، اگر به خدا و روز قيامت ايمان داريد، آن را به خدا و رسول بازگردانيد. اين بهتر و نيك انجام تر است"


خداوند مى فرمايد: "وَأَطِيعُواْ اللّهَ وَالرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ" یعنی "و از خدا و رسولِ(او) فرمان بريد تا مشمول رحمت قرار گيريد"



و مى فرمايد: "مَّنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللّهَ وَمَن تَوَلَّى فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا" یعنی "هركس از رسولِ(خدا) اطاعت كند، در حقيقت از خداوند فرمان برده است. و كسى كه روي گرداند، (بدان كه) تو را بر آنان نگهبان نفرستاده ايم"


چگونه ممكن است طاعت او و بازگردانيدن آنچه مردم در آن اختلاف كرده اند به كتاب خدا و سنت رسول الله (ص) باشد اگر احتجاج به سنت رسول الله (ص) نشود؟ بنابراين قول بارى تعالي بندگان خود را بر چيزي ارجاع داده كه وجود ندارد! و اين از باطل ترين و پوچ ترين دروغها است، و از بزرگترين كفرها به خدا و سوء ظن به اوست.


همچنين مى فرمايد:"وَمَا أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ إِلاَّ لِتُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي اخْتَلَفُواْ فِيهِ وَهُدًى وَرَحْمَةً لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ" یعنی "و كتاب را بر تو فروفرستاديم مگر(از آن روي) تا آنچه را كه در اختلاف ورزيدند، برايشان روشن سازي و(نيز براي) راهنمايي و بخشايش براي گروهي كه ايمان مى آورند"

پس چگونه خداوند بيان قرآن نازل شده را به رسـول الله (ص) واگذار مى كند، اگر سنت وجود نداشته باشد، يا اينكه حجت نباشد!


با تشکر


خدانگهدار

zxcv
Tuesday 28 March 2006, 11:07PM
بسم الله

با سلام و کمال احترام

دوست عزیز جناب شالیکار .

امیدوار بودم قبل از اینکه ایراد اتهامی می کردید ، مطالب قبلی اینجانب و سایر دوستانم را نگاهی می انداختید تا متوجه می شدید که پاسخ تمامی ایرادات شما قبل از این به مراتب داده شده ، ولی باز هم متاسفانه توسط دوستی دیگر می شنویم که به ما تهمتی دیگر زده می شود !!!

برادر من ، حواستان باشد که اگر دلایل محکم جناب تسلیم را مطالعه کردید و منطق قوی ایشان توانست که شما را قانع کند که فقط یک ارباب و یک مرجع برای دین خود داشته باشید ( انشاء الله ) ، یک عذر خواهی به تمام آنانی که تنها قران را امام خود می دانند بدهکار می شوید !!!

پرسشی از شما دارم !!! چرا فکر می کنید که پیامبر هنوز هم زنده است و چرا تصور می کنید که تبعیت از احادیث و روایات فرقه ها به مفهوم اطاعت از پیامبر است ؟!!!

وسلام یا الله

zxcv
Wednesday 29 March 2006, 02:11AM
بسم الله

با سلام و کمال احترام

مطالب زیر را از برادر بزرگوارم جناب تسلیم نقل قول می کنم و امید وارم که پاسخی به بسیاری از پرسشهای دوستان باشد !

http://img123.exs.cx/img123/121/flower2413wn.gif

شيطان پرستان زمان پيامبر اسلام و ديگر فرستادگان الهي نيز درست مانند ما عمل مي كردند( چون حربه هاي شيطان در طول تاريخ يكسان و همانند بوده است) آنها معتقد بودند فرشتگان دختران خداوندند و پيامبران نيز فرزندان او هستند. آنها نيز خدا را باور داشتند و از آلهه خود به عنوان اسبابي جهت تقرب به او استفاده مي كردند(درست همانگونه كه ما مي كنيم) اما آنها نه خود و نه اجدادشان اين پيامبران و فرشتگان را نديده بودند ، پس چگونه مي توانستند وسيله تقرب ايشان به الله بشوند؟ با احاديث و رواياتي كه شيطان از زبانشان نقل مي كرد.

شيطان بوسيله اين احاديث و روايات حتي كاري مي كرد كه آنها فرزندان خود را نيز قرباني مي كردند، حرام خدا را حلال و حلال او را حرام مي ساختند. اگر باور نمي كنيد قرآن بخوانيد تا باورتان بشود
.
آنها فقط فكر مي كردند خدا پرستند ، آنها شيطان پرستي بيش نبودند و اين شيطان بود كه برايشان به لباس فرشته و پيامبر در آمده بود.

خداوند كه داناي غيب و شهادت است علناً در كتابش اعلام مي كند كه از وجود چنين فرشتگاني بي اطلاع است.
در واقع خداوند به ما مي فهماند كه هيچگاه چنين فرشتگان و رسولاني نداشته و اينها توهمي بيش نيستند كه شيطان در اذهان مردمان انداخته است. عيسي مسيح حقيقي آن است كه قرآن معرفي مي كند ؛ يك بشر معمولي كه مأمور بوده پيام پروردگارش را ابلاغ كند و هيچ فرقي با پيامبران قبل از خود نداشته است. اما آن عيسي مسيحي كه مسيحيان به آن معتقدند خود شيطان است و كساني كه احكام او را اجرا مي كنند و حرفهاي او را دنباله روي مي كنند شيطان پرستند و خود اين را نمي دانند.

خداوند هرگز فرشته اي به اسم لات ، منات ، عزي و غيره نداشته است ، خداوند در همه آسمانها و زمينش موجودي به اسم مهدي را نمي شناسد و در هيچ جاي كلامش او را ذكر نكرده و ظهورش را وعده نداده است .

شيطان در پس اين اسماء ساختگي مخفي شده تا مردم را فريب دهد و مانع اجراي احكام الهي گردد. آنها كه دل به اين اسماء خوش كرده اند و آنها را در هستي خداوند كاره اي مي دانند شيطان پرستند و خود اين را نمي دانند.

اگر اين امكان وجود داشت كه به عقب برگرديم ، هرگز محمد و علي و فاطمه و حسن و حسين و .... و ابو الفضلي با اين اوصافي كه ما مي شناسيم ، پيدا نمي كرديم. اينها اسمائي حقيقي هستند كه باز هم شيطان در پشتشان پنهان شده و بدينوسيله دارد نقشه هاي شوم خود را عملي مي سازد.

همه آن امتها و اقوامي كه قرآن دارد سرگذشتشان را برايمان نقل مي كند ، به خداوند و خالق آسمانها و زمين معتقد بوده اند و هيچ يك سنگ و چوب و آهن و بارگاه و مقبره پرست نبوده اند ، آنها نيز براي تقرب به خداوند بوده كه به آلهه و بتهاي خود متوسل مي شدند و چون در پس تمام آن اسماء شيطان نشسته بود ، آنها نيز شيطان پرست بودند و خود اين را نمي دانستند و حالا قرآن دارد اين حقيقت را براي ما هويدا مي سازد تا ما نيز گرفتار فريبي كه آنها خوردند نشويم و دست از شيطان پرستي برداريم.

باور نمي كنيد؟! حتي كلام مستقيم خدا را؟!

در آيه زير ابراهيم بت شكن آزر را از تعبد شيطان ( دنباله روي و اطاعت از فرامين شيطان ، يا به قولي پرستش او) منع مي كند .


يَا أَبَتِ لَا تَعْبُدِ الشَّيْطَانَ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلرَّحْمَنِ عَصِيًّا
اي پدر، بندگی شيطان را نكن. او نسبت به خداوند بخشنده سركش است

اما مگر جد ابراهيم شيطان پرست بوده كه ابراهيم او را اينگونه خطاب مي كند ؟! مگر نه اين است كه او و مقلدانش بت مي پرستيدند و مجسمه هايي را كه بدست خود مي ساختند عبادت مي كرده اند؟! براستي معناي كلام ابراهيم چيست؟! آيا اين است كه شيطان قومش را وسوسه كرده تا آن بتها را بسازند و آن قوم با پرستش مجسمه ها در واقع شيطان را بندگي مي كردند؟!

يا اينكه شيطان احكام خود را بصورت احاديث و رواياتي كه از زبان اصنام نقل مي نمود به آنها تحميل مي كرد و چون آنها كلام خدا را رها كرده و كلام شيطان را تعبد مي كردند در واقع به عبادت او مشغول بودند؟!
پاسخ قرآن بر وجه دوم استوار است. قرآن خبر مي دهد كه جد ابراهيم و مقلدانش خداوند را باور داشته اند. نمونه آن همين آيه زير است كه ابراهيم از قومش اعلام برائت مي كند مگر اينكه آلهه خود را كنار گذاشته و خدا را به تنهايي باور داشته باشند. و اين نشان مي دهد كه جد ابراهيم و قوم او به الله يا رحمن نيز معتقد بوده اند .

ادامه دارد .... !!!

zxcv
Wednesday 29 March 2006, 02:12AM
فَلَمَّا رَأَوْا بَأْسَنَا قَالُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَحْدَهُ وَكَفَرْنَا بِمَا كُنَّا بِهِ مُشْرِكِينَ
پس همينكه عذاب ما را ديدند گفتند : همكنون آلهه و كساني را كه شريك خدا مي ساختيم تكفير مي كنيم و فقط به خدا ايمان مي آوريم

اما تا قبل از آن اگر كسي به ايشان مي گفت كه احاديث و روايات و بطور كلي سنت پيشينيان را رها كنيد و كلام خدا را به يمين بگيريد در پاسخش مي گفتند : تو به اين احاديث و روايات كه از زبان معصومين(= شركاء = شيطان) خارج شده توهين مي كني و كاري را كه ميلياردها متدين در طول تاريخ مي كرده اند تكفير مي نمايي و به ما مي گويي كه فقط قرآن(خدا) را بگيريم و بقيه را رها كنيم؟!!!


قَالُواْ أَجِئْتَنَا لِنَعْبُدَ اللّهَ وَحْدَهُ وَنَذَرَ مَا كَانَ يَعْبُدُ آبَاؤُنَا فَأْتِنَا بِمَا تَعِدُنَا إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ
آيا آمده اي تا فقط حرف و حكم خدا را اطاعت كنيم و آنچه را كه اجدادمان مي كردند ، فراموش كنيم ؟ اگر راست مي گويي آن وعده اي را كه به ما مي دهي بياور.

اين يك رسم هميشگي و سنت ديرين است : همواره اينگونه بوده و خواهد بود ، وقتي كسي خدا را به تنهايي مطرح كند ، تكفير مي شود و مردمان او را گمراه مي دانند T اما وقتي در كنار او شركاء(احاديث و روايات) نيز قرار مي گيرد ، خيل ايمان آورنده است كه سرازير مي شود . حال تو هي بگو حكم از آن خداست و هركس به چيزي غير از آن حكم كند فاسق و كافر و ظالم است ، اما آيا كسي تقليد و دنباله روي از آباء و اجداد (شيطان) خود را رها كرده و كلام خدا را گوش مي كند؟


ذَلِكُم بِأَنَّهُ إِذَا دُعِيَ اللَّهُ وَحْدَهُ كَفَرْتُمْ وَإِن يُشْرَكْ بِهِ تُؤْمِنُوا فَالْحُكْمُ لِلَّهِ الْعَلِيِّ الْكَبِيرِ
اين عذاب بخاطر آن است كه وقتی فقط خدا خوانده ميشد قبول نميكرديد و اگر شريکی برای او ساخته ميشد ايمان می ‌‌آورديد. حكم در اختيار خدای بلند مرتبه بزرگ است

آري جد و قوم ابراهيم نيز به الله ايمان داشتند اما نه بصورت وحده ؛ آنها هم خدا را تعبد مي كردند و هم شيطان را . آنها هم خداپرست بودند و هم شيطان پرست و ابراهيم ، با ايمان به خداي وحده و تعبد خداي وحده ايمان خود را خالص كرده بود و همه آلهه آنها را دشمن خود مي دانست مگر الله را چرا كه آنها به الله نيز معتقد بودند:


فَإِنَّهُمْ عَدُوٌّ لِّي إِلَّا رَبَّ الْعَالَمِينَ
همه آنها دشمن من هستند مگر پروردگار آدميان

آلهه و اصنام آنها اگر چه در ظاهر ( مجسمه و گنبد و منار بود) اما در باطن همان مقربين و آبرومندان درگاه الهي قلمداد مي شدند و مجسمه و منار و گنبد فقط نمادي از آن آلهه (شيطان) به شمار مي رفت. آنها نيز هيچ دليلي براي تعبد آلهه خود نداشتند مگر اينكه مي گفتند :


قَالُوا بَلْ وَجَدْنَا آبَاءنَا كَذَلِكَ يَفْعَلُونَ
گفتند بلكه پدران خود را چنين يافتيم

اما فرستاده خداوند بزرگ و نازنين (ابراهيم) در مقابل اين استدلال و برهانشان مي گويد :


قَالَ أَفَرَأَيْتُم مَّا كُنتُمْ تَعْبُدُونَ
أَنتُمْ وَآبَاؤُكُمُ الْأَقْدَمُونَ
آيا اينها را كه بندگي مي كنيد ديده ايد؟ اجدادتان چه؟ آيا آنها به چشم خود آنها را ديده اند؟

مگر قوم ابراهيم و اجدادشان اصنام را به دست خود نتراشيده اند و بامدادان و شامگاهان ناظر آنها نبوده اند ؟ پس اين پرسش عجيب ابراهيم براي چيست؟! پرسش ابراهيم از قومش ما را به ياد پرسش خداوند از قوم محمد رسول الله مي اندازد. كاملاً مشخص و مبرهن است كه قوم پيامبر اسلام به الله ايمان داشته اند ولي فرشتگان را نيز بعنوان دختران خداوند و مقربين درگاه او باور مي كرده اند و به اين آلهه نيز ايمان مي آورده اند.

اما خداوند وجود چنين فرشتگاني را انكار مي كند و آنها را بيش ازاسمائي ساختگي نمي داند و براي اينكه اين لغزش و اشتباه بزرگ را برايشان تفهيم كند مي فرمايند :


أَفَرَأَيْتُمُ اللَّاتَ وَالْعُزَّى
وَمَنَاةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرَى
آيا لات و عزي را ديده ايد و سوميشان منات ، آن را چه؟

و خوب مشخص است كه منظور خداوند ، ديدن مجسمه هاي اصنام مذكور نيست ،چرا كه آنها صبح تا شب با اين مجسمه ها رازو نياز مي كرده اند ، بلكه منظور آن فرشتگاني است كه مجسمه ها سمبلشان بودند و شيطان آنها را به عنوان دختران خداوند معرفي كرده بود و به وسيله احاديث و روايات آنها( كه معلوم نيست چه كسي آنان را ديده يا صدايشان را شنيده) احكام و اوامر خود را به اجرا در مي آورد.

به همين ترتيب ، در طول تاريخ هيچ كس نه مهدي را ديده و نه صدايي از او شنيده و هيچكس اشخاصي به اسم محمد ، علي ، فاطمه ، حسن ، حسين ، ابوالفضل ، رقيه ... را با آن اوصافي كه ما براي اينها تعريف مي كنيم نه ديده و نخواهد ديد. هركس كلام خدا را رها كند و سخنان جعلي اين آلهه را ملاك قرار دهد ، قطعاً شيطان پرست است.

http://img123.exs.cx/img123/121/flower2413wn.gif

وسلام یا الله

zxcv
Wednesday 29 March 2006, 03:40PM
سنت مطهر پيامبر اسلام (ص) دومين مصدر تشريع بعد از كتاب خدا قرآن مى باشد

بسم الله

با سلام و کمال احترام

دوست عزیز جناب شالیکار دو مصدر تشریع برای اسلام تعیین کردند که اولی که همگی به آن متفق قول هستیم قران است و دیگری سنت !!! اکنون اشاره ای گذرا به تفاوتهای این دو مصدر می نمایم .

:smile07: :smile07: :smile07: :smile07: :smile07: :smile07:

قرانی که همکنون در جای جای بلاد اسلامی خوانده می شود انتساب ان به نبی گرامی به یقین رسیده است ولی هیچ حدیث و روایتی وجود ندارد که اصالت انتساب آن به رسول الله یقینا حاصل شود .

قران کتابی واحد است ، ولی سنت به تعداد فرق و مذاهب پراکنده شده است !! یعنی قرانی که در خانه من است با قرانی که در سودان یا چین خوانده می شود هیچ تفاوتی ندارد ، ولی سنت حتی دردو شهر کنار هم می تواند متفاوت باشد تا جایی که این تفاوتها حتی به جایی کشیده شده که برای فرقه ای ، خواندن غیر خدا طبق سنت نبی مجازو ثواب شمرده می شود و لی برای فرقه دیگر عین شرک !!!

اصالت الهی قران ثابت شده است، ولی برای احادیث و روایات به هیچ وجه چنین یقینی نمی توان تصور کرد !!!

اساس اسلام قران است و با قبول این چهارچوب انسان باید خود را به تبعیت از این منشور خدا پرستی ملزم بنماید و در این کتاب راهنما تنها قولی که برای حقظ سندی داده شده حفظ کتاب قران برای آیندگان است و نه سنت !!!

در قران به اهل کتاب هیچ فرمانی نداده شده که از سنت پیامبرشان تبعیت کنند ولی به مراتب اطاعت از کتب مقدس به آنها امر شده است .

سنت به علت باز بدون آن قابل تحریف و نفوذ است و همین باعث شده که سنت بزرگترین سبب انحراف دین شود ، ولی قران به علت بسته و محفوظ بودن آن دست شیاطین و گمراهان تا ابد از نفوذ و تحریف آن کاملا بسته شده است !

تبعیت از قران یعنی تجلی عملی ایاک نعبدی که همیشه در نماز می خوانید ولی تبعیت از سنت به مفهوم اطاعت از هزاران دروغ و نیرنگی که دروغ پردازان به اسم خدا و رسولش به دین چسبانده اند .

تبعیت از سنت یعنی تبعیت از آنچه ابا و اجداد ما انجام می دادند نه پیامبر ما ، و یکی از اصلی ترین دلایل نزول قران و دیگر کتب آسمانی مبارزه با این بلای عاقبت سوز انسانها بوده است!!!

و آنکه می خواهد تفکیکی بین سنت خوب و بد انجام دهد و تبعیت از آن را برای خود واجب نماید ، بداند نا دانسته در حال تاسیس فرقه ایی جدید است! چون تمامی ماسسین فرق و مذاهب ، اولین و تنها بهانه آنها این بود که می خواهند بهترین سنت را بیابند ولی متاسفانه خودتان می بینید که عاقبت مذاهب به چه پرتگاهی سیاهی منجر شده است .

زيرا غالباً قرآن شامل قواعد عامه و أحكام كلي در تشريع اسلامي است، و سنت مطهر شرح دهنده اين قواعد و كليات مى باشد.

و در آخر اضافه می کنم که آیا تصور می کنید که امکان دارد خداوند احکام آخرین و کاملترین دین خود را در مصدر ی بیاورد که خیلی ساده بتوان در آن دخل و تصرف کرد ؟!! محال است !!!

وسلام یا الله

رهرو
Wednesday 29 March 2006, 07:14PM
خدمت برادر عزيز و موحدم جناب "شاليكار"
سلام عليكم
مطمئنم با توجه به جوابيه صريح جناب "ZXCV" مبني بر رد "سنت" اگر شخصي بتواند به ايشان و يا حقير منبعي محكم ارائه دهد كه بشود سنت رسول را از آن استخراج كرد مشتاقانه مي پذيريم . و لي متاسفانه تمام مدعيان سنت دليلي براي ارائه سنت صحيحه ندارند وسنت پيشينيان را ناجوانمرادنه به نام سنت رسول ترويج ميدهند!
منتظر ارائه دادن منبعي محكم و پاسخ جواب جناب "ZXCV" كه سوال حقير نيز ميباشد هستم

چرا فکر می کنید که پیامبر هنوز هم زنده است و چرا تصور می کنید که تبعیت از احادیث و روایات فرقه ها به مفهوم اطاعت از پیامبر است ؟!!!


يا الله
رهرو

min
Wednesday 29 March 2006, 11:31PM
برادران عزيز
با وهابيها كه دين را شديدا منحرف شده مي خواهند بحث كردن بيفايده است
آناني كه دين را فقط از قرآن ميخواهند نه دين ميخواهند و نه قرآن .
بارها و بارها از اين وهابيها مخصوصا اين آقاي ضد ايكس سوال كردم و هيچ پاسخي نديدم -
حتي به بديهي ترين آنها هم پاسخ نمي دهند .
مثلا بارها از ايشان پرسيده ام كه شما كه فقط قرآن را مي پذيريد و سنت و احاديث را قبول نداريد بفرماييد كجاي قرآن فرموده كه نمازها را چگونه نخوانيم ؟
كجاي قرآن اعمال حج دقيقا بيان شده است ؟
كجاي قرآن در مورد روزه احكام آن را بيان كرده ؟
و بسيار سوالات ديگر
اگر ايشان اين سوالات را پاسخ دادند كه محال است پاسخ دهند بقيه سوالها را هم مي پرسم
ولي مطمئن باشيد كه اصلا از ايشان پاسخي دريافت نخواهيد كرد .

mohebsahabeh
Thursday 30 March 2006, 03:40PM
مطمئنم با توجه به جوابيه صريح جناب "ZXCV" مبني بر رد "سنت" اگر شخصي بتواند به ايشان و يا حقير منبعي محكم ارائه دهد كه بشود سنت رسول را از آن استخراج كرد مشتاقانه مي پذيريم . و لي متاسفانه تمام مدعيان سنت دليلي براي ارائه سنت صحيحه ندارند وسنت پيشينيان را ناجوانمرادنه به نام سنت رسول ترويج ميدهند!
منتظر ارائه دادن منبعي محكم و پاسخ جواب جناب "ZXCV" كه سوال حقير نيز ميباشد هستم

يا الله
رهرو

بسم الله الرحمن الرحیم

سنت صحیح را میتوان از احادیث صحیحی که اهل سنت در مورد انها اجماع (همان چیزی که همیشه میگویید) دارند استخراج نمود و اگر هم که میگویید که نمیدانم شیعه ان احادیث را قبول ندارد باید بگویم که شیعه خود قران را هم قبول ندارند و ان را تحریف شده میدانند چه رسد به احادیثی که از اصحاب نقل شده است و ایا شما قران را میتوانید به این دلیل که حالا گروهی ان را قبول ندارند رد کنید؟؟؟ و این موضوع هم خیلی واضح است و بارها گفته شده که خداوند امر به اطاعت از رسول میکند نه اطاعت از رسول زنده کجا خداوند گفته است که از رسول زنده اطاعت کنید؟؟؟ اطاعت از رسول که دهها بار در قران (که داد شما مثلا بر سر ان است) امده است. که ان حکم اطاعت از رسول مطلق است شما بر چه اساس حکم مطلق قران را مقید به زنده بودن رسول میکنید؟؟؟؟ ایا خود این , تغیر حکم خدا نیست؟؟؟ ایا مقید کردن حکم مطلق خدا تغیر حکم قران و تعبد شیطان نیست؟؟؟ و حالا گذشته از اینها دلیلتان چیست که ان حکم خدا فقط در زمان حیات رسول صادق بود؟؟
و چرا شما نماز را بر اساس سنت ابا و اجدادی میخوانید؟؟؟ قران هیچ روشی برای خواندن ان نگفته و این نماز خواندن شما بر اساس سنت ابا اجدادی نیست؟؟؟ اگر نیست بر چه اساس است؟؟؟

zxcv
Thursday 30 March 2006, 09:21PM
بسم الله الرحمن الرحیم

سنت صحیح را میتوان از احادیث صحیحی که اهل سنت در مورد انها اجماع (همان چیزی که همیشه میگویید) دارند استخراج نمود و اگر هم که میگویید که نمیدانم شیعه ان احادیث را قبول ندارد باید بگویم که شیعه خود قران را هم قبول ندارند و ان را تحریف شده میدانند چه رسد به احادیثی که از اصحاب نقل شده است و ایا شما قران را میتوانید به این دلیل که حالا گروهی ان را قبول ندارند رد کنید؟؟؟ و این موضوع هم خیلی واضح است و بارها گفته شده که خداوند امر به اطاعت از رسول میکند نه اطاعت از رسول زنده کجا خداوند گفته است که از رسول زنده اطاعت کنید؟؟؟ اطاعت از رسول که دهها بار در قران (که داد شما مثلا بر سر ان است) امده است. که ان حکم اطاعت از رسول مطلق است شما بر چه اساس حکم مطلق قران را مقید به زنده بودن رسول میکنید؟؟؟؟ ایا خود این , تغیر حکم خدا نیست؟؟؟ ایا مقید کردن حکم مطلق خدا تغیر حکم قران و تعبد شیطان نیست؟؟؟ و حالا گذشته از اینها دلیلتان چیست که ان حکم خدا فقط در زمان حیات رسول صادق بود؟؟

بسم الله

با سلام و کمال احترام

ام کنتم شهدا اذ حضر یعقوب الموت اذ قال تعبدون من بعدی قالوا نعبد الهک و اله آبائک ابراهیم و اسمعیل و اسحق الها واحدا و نحن له مسلمون ( بقره - 133)تلک امه قد خلت لها ما کسبت و لکم ما کسبتم و لا تسئلون عما کانوا یعملون ( بقره - 134)
آیا شما حاضر بودید وقتیکه یعقوب در حال مرگ بود ؟ بفرزندانش گفت ؛ بعد از فوت من چه کسی را پرستش می کنید ؟ آنها جواب دادند ؛ ما خدای تو و پدران تو ابراهیم و اسمعیل و اسحق را می پرستیم که خدای یگانه است ، ما تسلیم اوامر چنین خدائی هستیم .اینها طبقه ایی بودند که از بین رفتند . هر کار و نیک و بدی کردند برای خودشان بود ، شما مسئول اعمال خود هستید اعمال نیک و بد دیگران ارتباطی به شما ندارد .

سوال اینجاست که منظور از مردگان در آیه بالا چه کسانی بود ؟!!!کدام یک از پیامبران خدا ؟!!!! ابراهیم و اسمعیل و اسحق و یعقوب ؟!!! مگر آن پیامبران بزرگ سنت نداشتند ؟!!! چرا فرزندان یعقوب در جواب پدرشان گفتند که( کارهای خوب و بد آن پیامبران بزرگ به خودشان مربوط است )؟!!!کارهای خوب و بد افراد شامل چه اعمالی می شود؟!!! آیا کردار و گفتارهمان کارهای خوب و بد نیست؟!!! و آیا نام جدید آن همان سنت نیست !!!
پس تکلیف تبعیت از سنت مردگان برای فرزندان یعقوب چه می شود ؟!!! چرا پسران یعقوب فقط اطاعت از خداوند را بر خود لازم دانستند ؟!!! و چرا تبعیت از گفتار و کردار یا همان سنت پیامبران گذشته را بر خود لازم نمی دیدند و حتی آن را بر خلاف تعالیم آن بزرگان مرده و پرستش غیر خدا می دانستند ؟!!!


سوالاتی که می تواند پاسخی واضح به پرسش جناب محب صحابه باشد !!

آیا کسانی که قران را نا کافی می دانند بر خلاف آیه 89 سوره نحل عمل نکرده اند ؟!!

و نزلنا علیک الکتاب تبیانا لکل شیئی و هدی و رحمه و بشری للمسلمین ( نحل - 89)
ما قران را بر تو نازل کردیم تا در باره هر چیزی توضیح کافی باشد و حقایق موجودات را روشن سازد و برای مسلمانان مایه هدایت و سعادت باشد .

وسلام یا الله

min
Saturday 1 April 2006, 02:18AM
با سلام

ببینید جناب رهرو این اجماع که میگویید چیست؟؟؟ و ان گروه مدعی اسلام از نظر شما کدام گروه است به ما هم بگویید؟؟؟ شیعه؟؟ حنفی؟؟ شافعی؟؟ و... و ایا هیچ کدام از فرق هستند که خود را مسلمان ندانند؟؟؟
و باز هم میگویم اجماع به امری میگویند که تمام فرق چه شیعه چه حنفی مالکی شافهی سلفی و.. در ان امر اجماع داشته باشند و در ان اختلافی نداشته باشند و نه اینکه یک گروه خاص. و در حقیقت ان اجماعی که شما فرمودید مثل همان احادیث است و شما گروه خاصی را میخواهید مسلمان بدانید و شخص دیگری گروه دیگری را.و در این موضوع خیلی اختلاف بیشتر است.
شما معلوماتتان در مورد سخناني كه مي گوييد بسيار اندك است .
اجماع در هيچ فقهي جز فقه شيعه وجود ندارد .
اجماع يكي از منابع فقه شيعه است و اصلا معنايي كه شما مي گوييد نمي دهد .
اجماع به اين معنا است كه اگر در حكمي همه علماي شيعه يك نظر داشتند آن حكم يقينا حكم امام زمان است .

تشنه
Saturday 1 April 2006, 12:40PM
اینکه اصلا به روی خودتون نیارین که خیلی بد رفتین برای ما چیز عجیبی نیست
اما لازم دونستم این موارد رو گوشزد بدم که به این روالهاتون ادامه ندین که هر فکر و اعتقاد پوچتون رو به ایات قرانی نسبت بدین
این اولین باری نیست که ما برای شما و اسلافتون آیه قرانی اوردیم و براتون روشن کردیم که ادعاتون دقیقا خلاف قرانه و شما به موردی اشاره کردین که باز دقیقا عکس اون در قران اومده یعنی این بازیهاتون (که قران رو یدک بکشین و برای همه روشنه که موسس این بازی چه کسانی بودن) برای همه ما تموم شدس و دسستتون دیگه برای ما رو شده
اما اینکه حالا خیلی به روی خودمون نمی یاریم و بر خلاف ذات و منشمون سکوت می کنیم (این کار رو هم فقط برای اینکه دوستان رو از همبازی و دوستانی مثل شما محروم نکنیم انجام می دیم و لا غیر) باز دلیل نمی شه که در همه موارد بخصوص جسارتهاتون هم سکوت کنیم
این رو هم اضافه کنم که اگر دوستان به مواردی اشاره می کنن که مستقیما در قران بیان نشده باز چند صد قدم از امثال شما ها جلوتر و سرن که اعتقاداتتون و نظراتون دقیقا خلاف قرانه و صریحا هم در قران به خلاف ادعاتون اشاره شده
تازه اول و اخر آیه قرانی رو هم اشتباه نوشته بودم که متاسفانه هیچ یک از مدعیان قران دانمون به این مورد اشاره نکردن :)

موفق باشید

رهرو
Saturday 1 April 2006, 05:10PM
جناب "مين"

اجماع در هيچ فقهي جز فقه شيعه وجود ندارد .
اجماع يكي از منابع فقه شيعه است و اصلا معنايي كه شما مي گوييد نمي دهد .
اجماع به اين معنا است كه اگر در حكمي همه علماي شيعه يك نظر داشتند آن حكم يقينا حكم امام زمان است

از اينكه در اين سال جديد ما را خندانديد از شما متشكرم ولي اين نكته را ياد آور ميشوم انجمن طنز جايي ديگر است .
موفق باشيد:smile28:
يا الله
رهرو

حق جو
Saturday 1 April 2006, 07:50PM
دوستان عزیز وهابی


بنظر بنده برای حفظ وجاهت شما بهتر است به اقای زد ایکس سی وی اجازه ندهید که دست به ارشاد دیگران بزند.
واقعا بی سوادی هم بد دردی است آقا.

من نمی دانم چه کسی این آقایون را مجبور کرده که بیایند و مسلمانان را به قران دعوت کنند، آنهم به گونه ای که مسلمانان قران را کنار بگذارند!



بسم الله



با سلام و کمال احترام

ام کنتم شهدا اذ حضر یعقوب الموت اذ قال تعبدون من بعدی قالوا نعبد الهک و اله آبائک ابراهیم و اسمعیل و اسحق الها واحدا و نحن له مسلمون ( بقره - 133)تلک امه قد خلت لها ما کسبت و لکم ما کسبتم و لا تسئلون عما کانوا یعملون ( بقره - 134)
آیا شما حاضر بودید وقتیکه یعقوب در حال مرگ بود ؟ بفرزندانش گفت ؛ بعد از فوت من چه کسی را پرستش می کنید ؟ آنها جواب دادند ؛ ما خدای تو و پدران تو ابراهیم و اسمعیل و اسحق را می پرستیم که خدای یگانه است ، ما تسلیم اوامر چنین خدائی هستیم .اینها طبقه ایی بودند که از بین رفتند . هر کار و نیک و بدی کردند برای خودشان بود ، شما مسئول اعمال خود هستید اعمال نیک و بد دیگران ارتباطی به شما ندارد .

سوال اینجاست که منظور از مردگان در آیه بالا چه کسانی بود ؟!!!کدام یک از پیامبران خدا ؟!!!! ابراهیم و اسمعیل و اسحق و یعقوب ؟!!! مگر آن پیامبران بزرگ سنت نداشتند ؟!!! چرا فرزندان یعقوب در جواب پدرشان گفتند که( کارهای خوب و بد آن پیامبران بزرگ به خودشان مربوط است )؟!!!کارهای خوب و بد افراد شامل چه اعمالی می شود؟!!! آیا کردار و گفتارهمان کارهای خوب و بد نیست؟!!! و آیا نام جدید آن همان سنت نیست !!!
پس تکلیف تبعیت از سنت مردگان برای فرزندان یعقوب چه می شود ؟!!! چرا پسران یعقوب فقط اطاعت از خداوند را بر خود لازم دانستند ؟!!! و چرا تبعیت از گفتار و کردار یا همان سنت پیامبران گذشته را بر خود لازم نمی دیدند و حتی آن را بر خلاف تعالیم آن بزرگان مرده و پرستش غیر خدا می دانستند ؟!!!


وسلام یا الله





جناب زد ایکس سی وی .....

در آیه 133، خداوند با دیده تایید، به نقل مکالمه بین یعقوب و پسرانش می پردازد. یعقوب در موقع فرا رسیدن مرگ، اعتقادات پسرانش را تجدید می کند و از آنها می پرسد که پس از او چه خدایی را می پرستند.
جالب اینجاست که پسران یعقوب مثل شما نمی گویند بسم الله ، و سلام ، یا الله !!
بلکه اظهار می کنند که در توحید پیرو پدران یعقوب ( آل ابراهیم با توجه به مطلب آیه 132) هستند.
بنا بر این اولاد یعقوب در توحید و خداشناسی به تبعیت از آل ابراهیم امر شده بودند و بنی اسرائیل به امر خدا باید دین خود را از آل ابراهیم و آل یعقوب می گرفتند. چنانکه در سوره یوسف هم به اعطای علم و دانش از سوی خداوند به آل یعقوب اشاره می شود و می فرماید:
وکذالک یجتبیک ربک و یعلمک من تاویل الاحادیث و یتم نعمته علیک و علی آل یعقوب کما اتمها علی ابویک من قبل ابراهیم و اسحق
همانگونه که می بینیم در این آیات تنها سخن از پیروی و اقتدا به پیامبران و خاندان پیامبران است و بر خلاف میل شما، صحبتی از کتاب آسمانی نشده است!!


و اما اشتباه فاحش و کودکانه شما.
خداوند بنا ندارد تا آخر سوره بقره سخنان یعقوب و پسرانش را نقل کند!
بر خلاف تصور شما در آیه 134 روی سخن خداوند به یهودیان مشرک در زمان پیامبر(ص) بر می گردد و به هیچ وجه نقل قولی از پسران یعقوب نیست.
این آیه یهودیان را از امت ابراهیم جدا می کند و تاکید می کند که یهودیان در زمان پیامبر ( به دلیل تفاوتهای بزرگی که در اعتقادات و اعمال با آل ابراهیم و آل یعقوب دارند ) از منتصب بودنشان به آنان نفعی نمی برند.



سوالاتی که می تواند پاسخی واضح به پرسش جناب محب صحابه باشد !!

آیا کسانی که قران را نا کافی می دانند بر خلاف آیه 89 سوره نحل عمل نکرده اند ؟!!

و نزلنا علیک الکتاب تبیانا لکل شیئی و هدی و رحمه و بشری للمسلمین ( نحل - 89)
ما قران را بر تو نازل کردیم تا در باره هر چیزی توضیح کافی باشد و حقایق موجودات را روشن سازد و برای مسلمانان مایه هدایت و سعادت باشد .


در اینکه قران تبیانا لکل شیء است کسی تردید ندارد. اما هر دانشی اهلی دارد و باید آنرا از فرد صاحب نظر فرا گرفت. قران هم از این قاعده بیرون نیست و اگر قرار باشد این مصحف را همچون خوارج بر فراز نیزه کنند و در مقابل اهل بیت قرار دهند چیزی جز گمراهی عاید صاحبش نمی کند.
چنانکه خود قران می فرماید:
یضل به کثیرا

از این گذشته شما که محکمات قران را نمی توانید مشخص کنید چگونه ممکن است از افتادن در دام تبعیت متشابهات مصون بمانید؟

zxcv
Saturday 1 April 2006, 10:29PM
بسم الله

من نمی دانم که چرا باید خود را ملزم کنم و پاسخ آنانی را بدهم که قران را باعث گمراهی می دانند ؟ !! اما چه کنم ؟ دل است !!! اگر روی بعضی ها را کم نکند، آرام نمی گیرد !!!

لطفا خودتان قضاوت کنید ؛

جالب اینجاست که پسران یعقوب مثل شما نمی گویند بسم الله ، و سلام ، یا الله !!بلکه اظهار می کنند که در توحید پیرو پدران یعقوب ( آل ابراهیم با توجه به مطلب آیه 132) هستند.

لطفا به آیات مورد نظر توجه ایی دیگر بیاندازید !

و وصی بها ابراهیم بنیه و یعقوب یا بنی ان الله اصطفی لکم الدین فلا تموتن الا انتم مسلمون ( بقره 132)
ابراهیم و یعقوب در باره تسلیم بودن بفرمان خداوند بفرزندان خود توصیه کردند که ای فرزندان ، خداوند شما را با آئین پاک در بین طوایف بشر بر گزید . شما هم در زندگی و مرگ تسلیم فرمان الهی باشید .

حالا ببینید آئینی که فرزندان یعقوب داشتند و چه بوده چه چیزی را در آن تاکید کردند !!!

ام کنتم شهدا اذ حضر یعقوب الموت اذ قال تعبدون من بعدی قالوا نعبد الهک و اله آبائک ابراهیم و اسمعیل و اسحق الها واحدا و نحن له مسلمون ( بقره - 133)تلک امه قد خلت لها ما کسبت و لکم ما کسبتم و لا تسئلون عما کانوا یعملون ( بقره - 134)
آیا شما حاضر بودید وقتیکه یعقوب در حال مرگ بود ؟ بفرزندانش گفت ؛ بعد از فوت من چه کسی را پرستش می کنید ؟ آنها جواب دادند ؛ ما خدای تو و پدران تو ابراهیم و اسمعیل و اسحق را می پرستیم که خدای یگانه است ، ما تسلیم اوامر چنین خدائی هستیم .اینها طبقه ایی بودند که از بین رفتند . هر کار و نیک و بدی کردند برای خودشان بود ، شما مسئول اعمال خود هستید اعمال نیک و بد دیگران ارتباطی به شما ندارد .


بله ، فرزندان یعقوب صراحتا در این آیات نورانی تبعیت از سنت پیامبران پیشین را رد می کنند، آنها آئین خود را اینچنین معرفی می کنند ( ما فقط خدای تو و پدران تو ابراهیم و اسمعیل و اسحق را می پرستیم که خدای یگانه است) !!! آنها فریاد زدند که کارها ی خوب و بد ( سنت ) ابراهیم و اسماعیل و اسخق و یعقوب به خودشان مربوط است !!!اما باز هم غفلت و غفلت و غفلت می بینیم !!

خداوند آیا ت خود را ظاهر نموده است , هر چند خوشایند مشرکان و گمراهان و اخباریون و علی اللهی ها و چاپلوسان و آدم فروشان و جاسوسان و غیره نباشد !!!!

وسلام یا الله

min
Saturday 1 April 2006, 11:14PM
جناب "مين"

از اينكه در اين سال جديد ما را خندانديد از شما متشكرم ولي اين نكته را ياد آور ميشوم انجمن طنز جايي ديگر است .
موفق باشيد:smile28:
يا الله
رهرو
رهرو جان مي شود دلايل خود را براي رد گفته من بياوريد
در هيچ كدام از منابع فقهي جز شيعه اجماع وجود ندارد .
مي شود بفرماييد كدام يك از مذاهب اسلامي اجماع دارند ؟
ور در فقه شيعه هم اجماع تعريف شده است كه تعريفش را آوردم .
آنچه مد نظر شما است اجماع نيست .