PDA

نمايش نسخه نهائي : از کدام آیه قران پیروی نکنیم؟؟!!


حق جو
Friday 17 March 2006, 11:55AM
از کدام آیه قران پیروی نکنیم؟؟!!



سوره آل عمران آیه 7 :

هو الذی انزل الیک الکتاب منه آیات محکماات هن ام الکتاب و اخر متشابهات فاما الذین فی قلوبهم زیغ فیتبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنه وابتغاء تاویله و ما یعلم تاویله الا الله و الراسخون فی العلم
او است خدایی که قران را بسوی تو فرستاد که برخی از آیات آن محکم است و آنها اصل قران هستند و قسمتی دیگر از این کتاب، آیات متشابه است. پس کسانی که که در دلشان میل به باطل است از آیات متشابه تبعیت می نمایند و با منحرف کردن معنای آن فتنه جویی می کنند در حالیکه تاویل آن را کسی جز خدا و راسخان در علم نمی داند

شبهه به معنای مثل و مانند است و علی (ع) می فرماید:
انما سمیه الشبهه شبهه لانها تشبه الحق
همانا شبهه به این علت شبهه نامیده شده که به حق شباهت دارد.

کلمه متشابه با کلمه شبهه از یک ریشه هستند و در یک معنا به کار می روند. چنانکه صاحب المنجد می گوید:
تشابه الرجلان: اشبه کل منهما الاخر

بنا بر آنچه گفتیم آیات متشابه آیاتی هستند که ظاهرا دارای معنایی گمراه کننده، اما شبیه به حق هستند و اگر کسی این معنا را حق بپندارد دچار اشتباه و گمراهی خواهد شد.

قران مجید در آیه فوق مسلمانان را نسبت به پیروی از آیات متشابه بیم می دهد و پیروی از این آیات را روش مومنان نمی داند.
در اینجا هر انسان عاقلی، نیاز به وجود سخن معصوم در کنار قران را احساس می کند.
کسانی که شعار توخالی (( قران برای ما بس است )) را سر می دهند برای فرار از این تنگنا می گویند:
(( باید آیات متشابه قران را بوسیله آیات محکم معنا کرد )) و به این ترتیب سعی در انکار ضرورت حدیث دارند.
سوالی که در اینجا برای هر انسان عاقلی پیش می آید این است که کدام آیه محکم و کدام آیه متشابه است تا بتوان متشابه را بوسیله محکم تفسیر کرد؟؟؟!!
بدون شک هر آیه ای که در نظر اول محکم باشد ممکن است در حقیقت خود از آیات متشابه قران باشد و تفسیر سایر آیات بوسیله آن، تنها به گمراهی منجر شود!
از سویی دیگر در هیچ کجای قران تعداد آیات متشابه ذکر نشده است و اگر کسی ادعا کند که تنها سه آیه از قران محکمند ( برای جاری شدن صیغه جمع ) و بقیه آیات همگی متشابه هستند سخنی به گزافه نگفته است!!

امیر
Friday 17 March 2006, 02:16PM
کسانی که شعار توخالی (( قران برای ما بس است )) را سر می دهند برای فرار از این تنگنا می گویند:
(( باید آیات متشابه قران را بوسیله آیات محکم معنا کرد )) و به این ترتیب سعی در انکار ضرورت حدیث دارند.

جناب .....
فرموده بودید کسانی که معتقداند که ((کتاب خدا برای ما بس است )) همان کسانی اند که میگویند آیات متشابه را باید به محکم ارجاع داد بنده الآن ثابت میکنم که ابدا چنین نیست چرا که
این مطلب را تمامی مفسران بزرگ گفته اند که معنی آیات محکم با متشابه رفع میگردد و این به معنی این نیست که آنها معتقد به آن باشند که ((قران برای ما بس است )) چراکه علامه طباطبایئ خود قائل به این است که متشابهات با ارجاع به محکمات معنایشان روشن میشود
علامة طباطبائی / المیزان:
((متشابهات )) آن آیاتی است که در نظر ابتدایی مصداق و مدلول واقعی آن روشن نیست و با معانی و مصادیق دیگر اشتباه میشود و این تشابه باقی است تا زمانی که آنرا به ((محکمات ))رجوع داده و معانی واقعی هریک را روشن کنیم که بعد از آ« این آیه متشابه تبدیل به محکمه میشود
=====
جناب حق جو لازم به ذکر است که مفسر بزرگ علامه طباطبائی پس از آنکه 16 قول مختلف راجع به معنی (( متشابهات ))را بررسی و نقد میکند معنی ((متشابهات ))را اینچنین مینویسد:
: متشابه آیه ای است که در عین اینکه به مدلول لفظی خود دلالت میکند ...از نظر مقصد و معنا مورد ((شبهه )) و ((تردید)) باشد و چنان نیست که این تردید از لحاظ ((لفظ)) آن پیش آمده باشد تا با طریقه ی مانوسه نزد اهل لسان (ازقبیل ارجاع ((عام )) به خاص و یا برگرداندن ((مطلق )) به مقید معالجه و مرتفع گردد ) بلکه تردید و تشابهی است که از نظر نا سازگاربودن با معنی آیه ای دیگر (یعنی آیه محکمه که درمورد آن شک و تردید نیست ) پدید آمده

امیر
Friday 17 March 2006, 02:49PM
نکته :
علامه طباطبائی معتقد است که ((و)) در (و الراسخون فی العلم ) واو(( استیناف ))است نه واو ((عاطفه )) ایشان برای اثبات مدعای خود چنین مینویسد:
===========================================
تفسیر المیزان ذیل آیه ((... ما یعلم تاویله الا الله و الراسخون فی العلم...))

اگر کسی ((واو)) در راسخون فی العلم را واو عاطفه بگیرد و بخواهد به این سبب ((راسخون در علم )) را هم دانایان به تاویل کتاب محسوب دارد علاوه بر اینکه خلاف ظاهری را مرتکب شده مواجه با اشکال دیگری میگردد .
....زیرا در اینصورت رسول الله از راسخین در علم بلکه افضل آنها خواهد بود و چگونه متصور است که کتاب الهی به قلب رسول الله نازل شود و به مراد آن دانا نباشد ؟! و حال آنکه
قرآن شریف هرجه ذکری از امت کرده و صفت جماعتی را بیان میدارد که رسول الله هم داخل آنهاست به میزان ادبی خود ابتدا تشریفا" نام رسول الله را ذکر میکند و سپس نام بقیه را.
مانند این آیات : ((آمن الرسول بما انزل الیه من ربه و المومنون ))((ثم انزل الله سکینته علی رسوله و علی المومنین ))((لکن الرسول و الذین آمنوا معه ))((وهذا النبی و الذین آمنوا))((لایخزی الله النبی و الذین آمنوا معه ))
بنابر این اگر جمله ((والراسخون فی العلم )) جمله عاطفه می بود روی ادب خویش باید چنین فرماید :
- - - -و ما یعلم تاویله الا الله و رسوله و الراسخون فی العلم - - - -
====================================
علامه طباطبایی در ادمه تفسیر خود ورود استثنا به ((علم تاویل )) را بلا اشکال میداند و چنین مینگارد:
پس ظاهر آیه شریفه ((علم به تاویل ))را مخصوص ذات اقدس الهی میداند و این قسمت منافاتی با ورود استثناء ندارد مانند آیاتی که ((علم غیب)) را مخصوص خدا دانسته و با این وصف ((عالم الغیب فلا یظهر علی غیبه الا من ارتضی من الرسول ))استثنا پذیرفته است

با قرآن در صحنه
Saturday 18 March 2006, 12:39AM
با سلام و تشکر از شما برای طرح این موضوع ...

او است آنكه بر تو ( این ) کتاب را فرستاده است که در آن آيه هاى استوارى است كه آنها مادر كتاب هستند و ديگر آیاتی که متشابه ( ناهویدا ) هستند ( تاویلی هستند ) پس آنان كه در دلهاشان كجى است آیات متشابه را با هدف فتنه جویی و نیز پی بردن به تاویل ( تعبیر ) آنها پيروى ( پیگیری )میكنند در حالى كه تاويل آن را جز خدا نمى‏داند ( تنها خدا میداند و بس ) و فرورفتگان در علم گويند ( آنچه راسخون در علم میگویند اینست) : ايمان آورديم به همگی ( این کتاب ) از نزد پروردگار ما است و يادآور نشوند جز خردمندان‏ .


از آیه شریفه چنین بر نمی آید که نباید از بعضی آیات قرآن کریم پیروی کرد . آنچه هست نباید از آیات متشابه با هدف فتنه جویی و تاویل یابی پیروی کرد که این کار کجدلان است .

اما آیات متشابه یا ناهویدا همان آیاتی هستند که مفهوم آنها در طول تاریخ بشری توسط دنیای علم و دانش بمرور روشن و روشنتر شده و در آینده نیز همچنان روشن و روشنتر خواهند شد .

تاویل نیز تعبیریابی یا سرانجام جویی یا تلاش برای دستیابی و روشن سازی مفهومیست که این آیات در آینده خواهند داشت .
حال کج دلان این آیات را با هدف فتنه جویی و نیز با هدف تاویل یابی دنبال میکنند که برابر این آیه کریمه تلاش برای تاویل یابی این آیات بی نتیجه خواهد ماند چرا که تاویل این آیات را هیچکس جز خداوند نمیداند .

اما راسخون در علم به کل آیات چه محکم و متشابه با یک دید مینگرند و تمایزی بین آنها قائل نمیشوند . وهیچگاه در صدد کنکاش و جستجو درتاویل یابی آیات متشابه بر نمی آیند.

zxcv
Saturday 18 March 2006, 02:05AM
از سویی دیگر در هیچ کجای قران تعداد آیات متشابه ذکر نشده است و اگر کسی ادعا کند که تنها سه آیه از قران محکمند ( برای جاری شدن صیغه جمع ) و بقیه آیات همگی متشابه هستند سخنی به گزافه نگفته است!!

بسم الله

با سلام و کمال احترام

می بینید عاقبت مخالفت با آیات قران انسان را به چه درکی می کشاند ؟!!!آیا می دانید مفهوم کلام بالا چیست ؟!!! یعنی می توان به بهانه آیات متشابه از تمامی قران دست کشید !!!

یعنی در اعتقادات آن فرقه عجیبه تبعیت از بحار الانوار بر تبعیت از قران پیشی گرفته است به بهانه باطل اینکه بحار الانوار قول محکم است ولی قران اینطور نیست !!!! یعنی ایها الناس چه کسی گفته ( ایاک نعبد ) فقط مختص خداست ؟!!! یعنی ای مردم باید از دروغهای دغل بازانی مانند مجلسی اطاعت کرد ولی از کلام خالقتان به بهانه تشابهات اطاعت نکرد !!

یعنی کجا خداوند فرموده است که ؛

و نزلنا علیک الکتاب تبیانا لکل شیئی و هدی و رحمه و بشری للمسلمین ( نحل - 89)
ما قران را بر تو نازل کردیم تا در باره هر چیزی توضیح کافی باشد و حقایق موجودات را روشن سازد و برای مسلمانان مایه هدایت و رحمت و بشارت باشد .

توجه کنید که این موجود عجیب که هر از چند گاهی با مقالاتی آنچنانی سر از این انجمن و آن سایت در می آورد چگونه می خواهد کلام مخلوق را بر آیات الهی ترجیح دهد!!! آیا با قبول مطالب او توسط شما دیگر اعتباری برای اطاعت از قران در ذهن شما می ماند ؟!!! آیا نمی دانید که گروههایی ضد اسلامی شب و روز خود را گذاشته اند که تبعیت از قران را بین جوانان مسلمان به زیر سوال ببرند ؟!!

آیا تایپک ( از کدام آیه پیروی نکنیم )یا همان (از قران پیروی نکنیم ) در راستای همان هدف شوم نمی باشد !!!

فقط کمی بیداری و هوشیاری می خواهد !!!

وسلام یا الله

حسین شالیکار
Saturday 18 March 2006, 10:01AM
از کدام آیه قران پیروی نکنیم؟؟!!





سوره آل عمران آیه 7 :

هو الذی انزل الیک الکتاب منه آیات محکماات هن ام الکتاب و اخر متشابهات فاما الذین فی قلوبهم زیغ فیتبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنه وابتغاء تاویله و ما یعلم تاویله الا الله و الراسخون فی العلم
او است خدایی که قران را بسوی تو فرستاد که برخی از آیات آن محکم است و آنها اصل قران هستند و قسمتی دیگر از این کتاب، آیات متشابه است. پس کسانی که که در دلشان میل به باطل است از آیات متشابه تبعیت می نمایند و با منحرف کردن معنای آن فتنه جویی می کنند در حالیکه تاویل آن را کسی جز خدا و راسخان در علم نمی داند

شبهه به معنای مثل و مانند است و علی (ع) می فرماید:
انما سمیه الشبهه شبهه لانها تشبه الحق
همانا شبهه به این علت شبهه نامیده شده که به حق شباهت دارد.

کلمه متشابه با کلمه شبهه از یک ریشه هستند و در یک معنا به کار می روند. چنانکه صاحب المنجد می گوید:
تشابه الرجلان: اشبه کل منهما الاخر

بنا بر آنچه گفتیم آیات متشابه آیاتی هستند که ظاهرا دارای معنایی گمراه کننده، اما شبیه به حق هستند و اگر کسی این معنا را حق بپندارد دچار اشتباه و گمراهی خواهد شد.

قران مجید در آیه فوق مسلمانان را نسبت به پیروی از آیات متشابه بیم می دهد و پیروی از این آیات را روش مومنان نمی داند.
در اینجا هر انسان عاقلی، نیاز به وجود سخن معصوم در کنار قران را احساس می کند.
کسانی که شعار توخالی (( قران برای ما بس است )) را سر می دهند برای فرار از این تنگنا می گویند:
(( باید آیات متشابه قران را بوسیله آیات محکم معنا کرد )) و به این ترتیب سعی در انکار ضرورت حدیث دارند.
سوالی که در اینجا برای هر انسان عاقلی پیش می آید این است که کدام آیه محکم و کدام آیه متشابه است تا بتوان متشابه را بوسیله محکم تفسیر کرد؟؟؟!!
بدون شک هر آیه ای که در نظر اول محکم باشد ممکن است در حقیقت خود از آیات متشابه قران باشد و تفسیر سایر آیات بوسیله آن، تنها به گمراهی منجر شود!
از سویی دیگر در هیچ کجای قران تعداد آیات متشابه ذکر نشده است و اگر کسی ادعا کند که تنها سه آیه از قران محکمند ( برای جاری شدن صیغه جمع ) و بقیه آیات همگی متشابه هستند سخنی به گزافه نگفته است!!

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم

برادر گرامی حق جو!

این مطالب شما حداکثر مخالفت با قرآن است!

برای روشن شدن بحث ابتدا بهتر است محکم و متشابه را معنا کنیم که در معنای متشابه به اشتباه رفته اید!

خداوند می فرماید: "کتاب احکمت آیاته ثم فصلت" منظور ازا ین آیه چیست؟

ای کاش آن سه ایه ای که عنوان کردید محکمات هستند و با توجه به نوشته هایتان تنها آنها را محکم می دانید و به قول خودتان سخنی گزاف نیست بیان می کردید!

خداوند گناهان همه ما را ببخشد و ما را بیامرزد

خدانگهدار

سپهران
Saturday 18 March 2006, 01:10PM
بنام خدا

آنچه مسلم است جناب حق جو به نکته بسیار مهم و جالبی اشاره نموده که خیلی از دوستان چون به ضرر آنها تمام می شود با مغلطه قصد تخریب دارند وهیاهوی بی دلیل براه می اندازند !
سوالی که بنده از مخالفین دارم این است که یک کتاب فیزیک یا شیمی یاهر کتاب علمی دیگری را در نظر بگیرید این کتب در هر حال احتیاج به معلم واستاد دارد که جزییات ومطالب آن را بیان نماید.

حال آیا قران این کتاب آسمانی با آن عظمت شان و پیچیدگی از نظر محکم ومتشابه ناسخ ومنسوخ
ظاهر وباطن وتاویل .....بدون صاحب واستاد خدایی رها شده که هرکسی با هر عقیده بنا به میل شخصی هر گونه تفسیر کج ومعوج و من در آوردی بدون در نظر گرفتن تفاسیر رسول خدا واهل بیت ایشان از آن استخراج کند ؟ والله از حکمت خدا بدور است .


انما ولیکم الله ورسوله الذین یقیمون الصلوه ویوتون الزکوه وهم راکعون .

امیر
Saturday 18 March 2006, 02:01PM
zxcv : توجه کنید که این موجود عجیب هر از چند گاهی با مقالاتی آنچنانی سر از این انجمن و آن سایت در می آورد
بنده احتمال میدهم که این جریان ضد قرآنی که به راه افتاده ادامه جریان ((اخباری گری )) است که شهید مطهری آن را((نوعی جفا بر قرآن میداند ))و بنده آنرا مایه ننگ جهان تشیع میدانم
خلاصه عقاید اخباریون از دید دانشمند مرتضی مطهری چنین است :
1- اخباریون ((احادیث کتب اربعه)) (تهذیب/ استبصار/ من لایحضر.../کافی )را تماما صحیح میدانند و معتقدند که تقسیم این احادیث به (صحیح ) (موثق) (حسن ) ( ضعیف ) کار غلطی است و به بزرگان جهان تشیع و آنهایی که برخی احادیث کتب اربعه را ((ضعیف)) دانسته اند در کتب خود شدیدا حمله میکنند و با کار آنها به شدت مخالفت دارند چرا که معتقدندن که اگر حدیثی را ضعیف بدانیم این توهین به معصوم میشود
2- اخباریون ((اجماع)) را مطلقا قبول ندارند و آنرا روش سنی ها میدانند
3- اخباروین ((عقل ))را منبع دریافت حکم نمیدانند و میگویند با اینهمه اشتباهات صادره از عقل اعتنا و تکیه کردن به آن جایز نیست و کتب زیادی در رد منطق و عقل نگاشته اند
4 -اخباریون صریحا نگفتند که قرآن را قبول نداریم بلکه قرآنن را محترمانه کار گذاشتند آنها گفتند تنها معصومین هستند که قرآن را میفهمند و میتوانند در آن غور کنند و ما حق استفاده از قرآن را بدون سخن معصومین نداریم
حالا سوالی که پیش میآید اینست که آیا جناب حق جو عقاید اخباروین را قبول دارد یا خیر ؟؟!!!
جناب حق جو آیا اخباریون راست میگفتند !!!!؟؟؟

امیر
Saturday 18 March 2006, 02:09PM
برای آشنایی با عقاید اخباروین این مقاله را بخوانید
http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=3661

سپهران
Saturday 18 March 2006, 02:30PM
بنده احتمال میدهم که این جریان ضد قرآنی که به راه افتاده ادامه جریان ((اخباری گری )) است که شهید مطهری آن را((نوعی جفا بر قرآن میداند ))و بنده آنرا مایه ننگ جهان تشیع میدانم
خلاصه عقاید اخباریون از دید دانشمند مرتضی مطهری چنین است :
1- اخباریون ((احادیث کتب اربعه)) (تهذیب/ استبصار/ من لایحضر.../کافی )را تماما صحیح میدانند و معتقدند که تقسیم این احادیث به (صحیح ) (موثق) (حسن ) ( ضعیف ) کار غلطی است و به بزرگان جهان تشیع و آنهایی که برخی احادیث کتب اربعه را ((ضعیف)) دانسته اند در کتب خود شدیدا حمله میکنند و با کار آنها به شدت مخالفت دارند چرا که معتقدندن که اگر حدیثی را ضعیف بدانیم این توهین به معصوم میشود
2- اخباریون ((اجماع)) را مطلقا قبول ندارند و آنرا روش سنی ها میدانند
3- اخباروین ((عقل ))را منبع دریافت حکم نمیدانند و میگویند با اینهمه اشتباهات صادره از عقل اعتنا و تکیه کردن به آن جایز نیست و کتب زیادی در رد منطق و عقل نگاشته اند
4 -اخباریون صریحا نگفتند که قرآن را قبول نداریم بلکه قرآنن را محترمانه کار گذاشتند آنها گفتند تنها معصومین هستند که قرآن را میفهمند و میتوانند در آن غور کنند و ما حق استفاده از قرآن را بدون سخن معصومین نداریم
حالا سوالی که پیش میآید اینست که آیا جناب حق جو عقاید اخباروین را قبول دارد یا خیر ؟؟!!!
جناب حق جو آیا اخباریون راست میگفتند !!!!؟؟؟

جناب امیر طبق عادت دیرینه باز هم پشت کلام شهید مطهری خودش را پنهان کرد و با این آسمان وریسمان می خواهد کلام پوسیده حسبنا کتاب الله را احیا کند جناب امیر اشتباه نکن برادر اخباری و
غیره را کنار بگذار بچسب به کلام رسول خدا که فرمودند :

انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله وعترتی اهل بیتی .

طبق استدلال شما رسول خدا هم نعوذ بالله اخباری بوده چون از کلام ایشان بر می آید که قران به تنهایی
نیاز جامعه را بر طرف نخواهد کردزیرادر کنار قرآن اهل بیت را قرار داده .

انما ولیکم الله ورسوله الذین یقیمون الصلوه ویوتون الزکوه وهم راکعون

حسین شالیکار
Saturday 18 March 2006, 04:01PM
بنام خدا

آنچه مسلم است جناب حق جو به نکته بسیار مهم و جالبی اشاره نموده که خیلی از دوستان چون به ضرر آنها تمام می شود با مغلطه قصد تخریب دارند وهیاهوی بی دلیل براه می اندازند !
سوالی که بنده از مخالفین دارم این است که یک کتاب فیزیک یا شیمی یاهر کتاب علمی دیگری را در نظر بگیرید این کتب در هر حال احتیاج به معلم واستاد دارد که جزییات ومطالب آن را بیان نماید.

حال آیا قران این کتاب آسمانی با آن عظمت شان و پیچیدگی از نظر محکم ومتشابه ناسخ ومنسوخ
ظاهر وباطن وتاویل .....بدون صاحب واستاد خدایی رها شده که هرکسی با هر عقیده بنا به میل شخصی هر گونه تفسیر کج ومعوج و من در آوردی بدون در نظر گرفتن تفاسیر رسول خدا واهل بیت ایشان از آن استخراج کند ؟ والله از حکمت خدا بدور است .


انما ولیکم الله ورسوله الذین یقیمون الصلوه ویوتون الزکوه وهم راکعون .

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم

برادر گرامی جناب سپهران!

اجازه بدهید و بحث را به بیراهه نکشید! فعلا قصد ما از طرح سوال این نیست که مسئله فهم قرآن را مطرح کنیم.

جناب حق جو مطالبی را عنوان فرمودند که در آخر اضافه کردند اگر کسی بگوید تنها 3 آیه از محکمات است و الباقی متشابه سخنی گزافی نگفته است!

ما نیز از جناب حق جو و همینطور شما که مهر تائیدی بر سخنان برادر حق جو زدید سوالی داریم صرفنظر از هر هیاهو و غوغایی پاسخ دهید و اجازه دهید مقاله روند علمی خود را طی کند:

برای روشن شدن بحث ابتدا بهتر است محکم و متشابه را معنا کنیم که در معنای متشابه به اشتباه رفته اید!

پس سوال اول معنای محکم و متشابه؟

سوال دوم:

خداوند می فرماید: "کتاب احکمت آیاته ثم فصلت" منظور ازا ین آیه چیست؟

سوال سوم:

منظور از راسخون در علم چیست؟


و اینک یک درخواست بنابر مطالبی که عنوان فرمودید:

ای کاش آن سه ایه ای که عنوان کردید محکمات هستند و با توجه به نوشته هایتان تنها آنها را محکم می دانید و به قول خودتان سخنی گزاف نیست بیان می کردید!

امیدوارم بدون هیاهو بتوانیم بحثی علمی را از دوستان مثال مقاله محمد بن عبدالوهاب و عقایدش را دنبال کنیم و من از همینجا از دوستانی که در آنجا با بنده بحث و گفتگو می کنند و این بحث در مسیری علمی و در سایه ادب و نزاکت ادامه دارد تشکر می کنم

با تشکر

خدانگهدار

حق جو
Saturday 18 March 2006, 05:33PM
سلام بر دوستان عزیز


از اینکه به دلیل مشغله با کمی تاخیر پاسخ می دهم عذر می خواهم.


جناب .....
فرموده بودید کسانی که معتقداند که ((کتاب خدا برای ما بس است )) همان کسانی اند که میگویند آیات متشابه را باید به محکم ارجاع داد بنده الآن ثابت میکنم که ابدا چنین نیست چرا که
این مطلب را تمامی مفسران بزرگ گفته اند که معنی آیات محکم با متشابه رفع میگردد و این به معنی این نیست که آنها معتقد به آن باشند که ((قران برای ما بس است )) چراکه علامه طباطبایئ خود قائل به این است که متشابهات با ارجاع به محکمات معنایشان روشن میشود
علامة طباطبائی / المیزان:
((متشابهات )) آن آیاتی است که در نظر ابتدایی مصداق و مدلول واقعی آن روشن نیست و با معانی و مصادیق دیگر اشتباه میشود و این تشابه باقی است تا زمانی که آنرا به ((محکمات ))رجوع داده و معانی واقعی هریک را روشن کنیم که بعد از آ« این آیه متشابه تبدیل به محکمه میشود
=====
جناب حق جو لازم به ذکر است که مفسر بزرگ علامه طباطبائی پس از آنکه 16 قول مختلف راجع به معنی (( متشابهات ))را بررسی و نقد میکند معنی ((متشابهات ))را اینچنین مینویسد:


:متشابه آیه ای است که در عین اینکه به مدلول لفظی خود دلالت میکند ...از نظر مقصد و معنا مورد ((شبهه )) و ((تردید)) باشد و چنان نیست که این تردید از لحاظ ((لفظ)) آن پیش آمده باشد تا با طریقه ی مانوسه نزد اهل لسان (ازقبیل ارجاع ((عام )) به خاص و یا برگرداندن ((مطلق )) به مقید معالجه و مرتفع گردد ) بلکه تردید و تشابهی است که از نظر نا سازگاربودن با معنی آیه ای دیگر (یعنی آیه محکمه که درمورد آن شک و تردید نیست ) پدید آمده



جناب امیر

اگر تصور می کنید که آنچه مدتها به دنبالش بودید یافته اید باید عرض کنم که در اشتباه هستید.
اینکه محکم را باید به متشابه ارجاع داد مطلبی نیست که بنده قصد انکار آنرا داشته باشم اما نیت پلیدی که برخی از دوستان شما آنرا دنبال می کنند استفاده ازارجاع به آیات محکم ( که معلوم نیست کدام آیاتند!! ) برای انکار نیاز به حدیث پیامبر و اهل بیت در جهت درک صحیح قران است. شما که چنین قصدی ندارید؟!!!
مطابق معمول بجای ارائه دلایل معقول و مبتنی بر سخن معصوم باز هم پشت نام یکی از افراد محترم مخفی شدید و سنگر گرفتید!!
آیا علامه طباطبایی حدیث را برای فهم قران لازم نمی داند؟؟!! یا قصد دارد مردم را با ارجاع به آیات محکم از تفسیر اهل بیت منحرف کند؟؟ تصور نمی کنم اینگونه باشد اما شما چطور؟؟!!
از این گذشته روی سخن بنده با مرحوم علامه طبا طبایی نیست و قصد ندارم با ایشان به بحث بنشینم.
این مقاله کسانی را که شعار کتاب خدا برای ما بس است مخاطب قرار داده و نمی دانم شما که اصرار دارید شیعه هستید اینجا چکار می کنید و چرا جبهه گرفته اید؟!!

حق جو
Saturday 18 March 2006, 05:50PM
بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم

برادر گرامی جناب سپهران!

اجازه بدهید و بحث را به بیراهه نکشید! فعلا قصد ما از طرح سوال این نیست که مسئله فهم قرآن را مطرح کنیم.

جناب حق جو مطالبی را عنوان فرمودند که در آخر اضافه کردند اگر کسی بگوید تنها 3 آیه از محکمات است و الباقی متشابه سخنی گزافی نگفته است!

ما نیز از جناب حق جو و همینطور شما که مهر تائیدی بر سخنان برادر حق جو زدید سوالی داریم صرفنظر از هر هیاهو و غوغایی پاسخ دهید و اجازه دهید مقاله روند علمی خود را طی کند:

برای روشن شدن بحث ابتدا بهتر است محکم و متشابه را معنا کنیم که در معنای متشابه به اشتباه رفته اید!

پس سوال اول معنای محکم و متشابه؟

سوال دوم:

خداوند می فرماید: "کتاب احکمت آیاته ثم فصلت" منظور ازا ین آیه چیست؟

سوال سوم:

منظور از راسخون در علم چیست؟


و اینک یک درخواست بنابر مطالبی که عنوان فرمودید:

ای کاش آن سه ایه ای که عنوان کردید محکمات هستند و با توجه به نوشته هایتان تنها آنها را محکم می دانید و به قول خودتان سخنی گزاف نیست بیان می کردید!

امیدوارم بدون هیاهو بتوانیم بحثی علمی را از دوستان مثال مقاله محمد بن عبدالوهاب و عقایدش را دنبال کنیم و من از همینجا از دوستانی که در آنجا با بنده بحث و گفتگو می کنند و این بحث در مسیری علمی و در سایه ادب و نزاکت ادامه دارد تشکر می کنم

با تشکر

خدانگهدار


جناب شالیکار

بد نیست قبل از دست زدن به کی برد برای پاسخ گویی، مقاله مورد نظر را کمی مطالعه کنید. در باره معنای کلمه متشابه در این مقاله کوتاه، نظر خودم را ذکر کرده ام و نیازی به تکرار نیست!

اینکه کدام سه آیه از قران محکم است مشکل شماست و بنده قصد حل کردن آن را ندارم!!
بدون شک در قرانی که در اختیار مسلمانان است تعداد آیات محکم و متشابه ذکر نشده و بر روی هیچیک از آیات قران علامتی که بر محکم یا متشابه بودن دلالت داشته باشد نصب نگردیده است ( حتی در قرانهایی که به دستور ملک عبد الله چاپ می شود !! ) بنا بر این از نظر کسانی که قران را کافی می دانند هر آیه ای بالقوه می تواند محکم یا متشابه باشد و بنا بر آیه فوق الذکر تبعیت از آن هیچگونه تضمینی ندارد!!

در مورد راسخون در علم هم می توانید به کتاب لغت مراجعه کنید چرا که به فرض هر معنایی برای آن، اصل سخن بنده به قوت خود باقی است.

امیر
Saturday 18 March 2006, 10:01PM
جناب حق جو یک کلمه بفرمایید شما اخباری هستید یا نه ؟

حق جو
Saturday 18 March 2006, 10:53PM
جناب حق جو یک کلمه بفرمایید شما اخباری هستید یا نه ؟

جناب امیر سخن مقاله در باره بنده و جنابعالی نیست. با این حال برای اینکه خیالتان راحت شود عرض می کنم که نه!

اما در این باره که شما وهابی یا اشعری یا شافعی هستید بنده با بسیاری از کاربران سایت توافق نظر داریم!!

اینهم اظهار نظرجدید یکی از کاربران بیطرف و محترم تالار در باره جنابعالی:


بسمه تعالي
اگر من به ملاحظاتي اسم افرادي را به صراحت نبردم شما وادارم مي كنيد.اوائل فكر مي كردم شيعه هستيد وبعد هم فكر كردم كه شافعي هستيد وحالا هم اگر بدانم كه بر چه عقيده اي هستيد جواب دادن راحت تر است.


بسمه تعالي
باان عقايدي كه مي نويسيد كه كسي را نمي توان شيعه ناميد.
جرا به ديگران سني نمي گويند؟

حسین شالیکار
Saturday 18 March 2006, 11:23PM
بسم الله الرحمن الرحیم



سلام علیکم

برادر ارجمند جناب حق جو!

کمی آرام باشید!
اگر طریقه بحث کردن به این صورت باشد که باید این باشگاه و سایت های نظیر آن را تعطیل کرد! قطعا هدف ما و شما در اين بررسي نقادانهپذيرش طرف مقابل نيست . ما حرف خود را مطرح مي كنيم طرف مقابل خواست بپذيردنخواست نمي پذيرد غرض بیان دیدگاه ها می باشد و نه تخریب یکدیگر.

برادر گرامی حق جو فرمودند:
جناب شالیکار
بد نیست قبل از دست زدن بهکی برد برای پاسخ گویی، مقاله مورد نظر را کمی مطالعه کنید.

برادر گرامی جناب حق جو!

اتفاقا قبل از اینکه به کی برد دست ببرم، مقاله شما را بارها و بارها مطالعه کردم و لازم دیدم سوالاتم را از شما بزرگوار سوال کنم و شما هم منت گذاشتید و پاسخ دادید!! آنهم چه پاسخی!


برادر گرامی حق جو فرمودند:
در باره معنای کلمهمتشابه در این مقاله کوتاه، نظر خودم را ذکر کرده ام و نیازی به تکرار نیست

بله، مطالب شما را مطالعه کردم شما فرمودید:

شبههبه معنای مثل ومانند است و علیمی فرماید:
انما سمیه الشبهه شبهه لانها تشبهالحق
همانا شبهه به این علتشبهه نامیده شده که به حق شباهت دارد.
کلمهمتشابهبا کلمهشبههاز یک ریشههستند و در یک معنا به کار می روند. چنانکه صاحبالمنجدمیگوید:
تشابه الرجلان: اشبه کل منهماالاخر

دوستان این قسمت را به خوبی و با دقت مطالعه بفرمائید.
در بررسی ریشه کلمات اشتباه کردید!

برادر گرامی حق جو!

شما شبهه را به معنای مثل و مانند آوردید! اگر به منجد نگاهی بیندازید متوجه می شوید که در ذیل کلمه الشبهه به ضم ش آورده است مانند،چیزیکه حق و باطل در آن معلوم نیست.جمع شبه به ضم ش و فتح ب.

باید عرض کنم که متشابه از باب تفاعل است و از ریشه شبه به فتح ش و متشابه تشابه طرفین است.اگر به کتاب منجد الطلاب نگاهی بیندازید متوجه می شوید این مطلب می شوید.چنانچه خدایتعالی می فرماید:"الله نزل احسن الحدیث کتابا متشابها" یعنی "خدایتعالی نازل نموده است بهترین حدیث را کتابی است متشابه" یعنی آیات آن شبیه به یکدیگر است در زیبایی و فصاحت.

چنانچه خدایتعالی در وصف میوه های بهشت می فرماید: "کلما رزقوا منها من ثمره رزقا قالوا هذا الذی رزقنا من قبل و اوتوا به متشابها" یعنی "هرچه روزی داده شوند از میوه گویند گویند این است آنچه از قبل روزی ما شده بود و آورده شوند به میوه ای شبیه یکدیگر"

پس اگر مقصود شما شبهه به معنای مثل و مانند است از ریشه شبه به ضم ش است و هرگز با متشابه که از شبه به فتح ش می باشد هم ریشه نیستند.

همچنین در کتاب منجد الطلاب تشابه الرجلان را به معنای شبیه هم شدند آورده است.

کلام حضرت علی(ع) هم در مورد شبهه به ضم ش و از ریشه شبه به ضم ش می باشد

حسین شالیکار
Saturday 18 March 2006, 11:24PM
برادر حق جو فرمودید:
هو الذی انزل الیک الکتاب منهآیات محکماات هن ام الکتاب و اخر متشابهات فاما الذین فی قلوبهم زیغ فیتبعون ماتشابه منه ابتغاء الفتنه وابتغاء تاویله و ما یعلم تاویله الا الله و الراسخون فیالعلم
او است خدایی که قران رابسوی تو فرستاد که برخی از آیات آن محکم است و آنها اصل قران هستند و قسمتی دیگر ازاین کتاب، آیات متشابه است. پس کسانی که که در دلشان میل به باطل است از آیاتمتشابه تبعیت می نمایند و با منحرف کردن معنای آن فتنه جویی می کنند در حالیکهتاویل آن را کسی جز خدا و راسخان در علم نمی داند

اول آیات را باید کامل آورد!

خداوند می فرماید: " هو الذی انزل الیک الکتاب منهآیات محکماات هن ام الکتاب و اخر متشابهات فاما الذین فی قلوبهم زیغ فیتبعون ماتشابه منه ابتغاء الفتنه وابتغاء تاویله و ما یعلم تاویله الا الله و الراسخون فیالعلم یقولون آمنا به کل من عند ربنا"

شما با این طرز معنا وارد وادی خطرناکی شدید!

واو الراسخون ، واو استیناف است و نه واو عاطفه و اگر آن را واو عاطفه معنا کنیم موجب کفر می گردد.
دقت کنید:
با توجه به کل آیه، اگر واو الراسخون را واو عاطفه در نظر بگیریم چنین معنی می دهد نعوذ بالله "خدا و راسخون می گویند ما ایمان آوردیم تماما از نزد پروردگار ما می باشد"
این معنا غلط و موجب کفر است زیرا اگر واو عاطفه باشد معطوف و معطوف علیه در حکم واحد و باید هر دو ایمان بیاورند به پروردگار خود یعنی الله که معطوف علیه باشد و راسخون که معطوف باشد و این کفر است.

ولی معنی آیه چطور می شود:
"آن خدا خدائی است که نازل نموده بر تو این قران را که بعضی از آن آیات محکماتی است که آنها اصل کتابند و بعضی دیگر آن متشابهات است، پس کسانی که که در دلشان میل به باطل است از آیاتمتشابه تبعیت می نمایند برای فتنه جویی و برای جستن تاویل آن، و نمی داند تاویل آنرا جز خدا، و ثابتان در دانش می گویند ما ایمان آوردیم به آن،تمام آن از نزد پروردگار ماست"

حسین شالیکار
Saturday 18 March 2006, 11:25PM
در ادامه از برادر ارجمند جناب حق جو سوال کردم که راسخون در علم چه کسانی هستند و
برادر حق جو فرمودند:
در موردراسخون در علم هم می توانید به کتاب لغت مراجعه کنید چرا که به فرض هر معنایی برایآن، اصل سخن بنده به قوت خود باقی است

البته این نوع جواب حاکی از آن است که ایشان بر عقاید خود باقی خواهند ماند حتی اگر عقایدشان درست و حق نباشد! البته همانطور که عرض کردم هدف بیان عقاید است و قصد تخریب نیست.
بنابراین بدون در نظر گرفتن کلام آخر ایشان به سراغ خطبه حضرت علی(ع) بنام اشباح می رویم.حضرت در این خطبه راسخان در علم را کسانی می دانند که در امور غیبی به نادانی خود اقرار نماید و می فرماید: "بدانکه راسخون در علم آنانند که اعترافشان به نادانی درباره تفسیر غیب مستور ایشان را از ورود به درهای بسته آن بی نیاز ساخته است و خداوند اعتراف آنانرا به عجز و نادانی از احاطه بر آن امور ستایش نمود و فرو نرفتن ایشان را در چیزهایی که ادراک کنهشان را از انان نخواسته ژرفنگری نامید"


برادر حق جو فرمودند:
در اینجا هر انسان عاقلی، نیازبه وجود سخن معصوم در کنار قران را احساس می کند.

با توجه به کلام حضرت امیر در مورد راسخون در علم هر کسیکه در مطالب غیبی وارد نشود و اقرار به عجز و جهل خود کند در مواردیکه مامور به تحقیق نیست به قول حضرت امیر(ع) چنین کسی از راسخین در علم است.
همچنین رسوخ در علم به معنای استواری و محکمی در آن است و هرکس در علم خود نسبت به هر معلومی استوار و محکم باشد می توان او را راسخ نامید و این انحصاری نیست.

در ضمن تکمیل کننده و تائید کننده سخنان حضرت علی آیه زیر می باشد که می فرماید: "فاما الذین فی قلوبهم زیغ فیتبعون ماتشابه منه ابتغاء الفتنه وابتغاء تاویله" یعنی "اما کسانی که در دلهایشان انحراف است برای فتنه جویی و نیز در جستجوی تاویل متشابهات آنها را دنبال می کنند"
پس اگر علم و آگاهی از تاویل متشابهات ویژه خداوند نبود در آنصورت کسانی را که به دنبال علم مزبور می روند سرزنش نمی فرمود و تنها از فتنه جویی ایشان مذمت می کرد.
بنابراین دوباره تکرار می کنم که واو بر سر والراسخون برای استیناف یعنی شروع جمله جدید است.

حسین شالیکار
Saturday 18 March 2006, 11:26PM
برادر حق جو فرمودند:
کسانیکه شعار توخالی (( قران برای مابساست )) را سر می دهند برای فرار از این تنگنا میگویند:
(( باید آیات متشابه قرانرا بوسیله آیات محکم معنا کرد ))و به این ترتیب سعی در انکار ضرورت حدیث دارند.
سوالی که در اینجا برای هر انسان عاقلی پیش می آید این است که کدام آیهمحکمو کدام آیهمتشابهاست تابتوانمتشابهرا بوسیلهمحکمتفسیرکرد؟؟؟!!
بدون شک هر آیه ای که در نظر اولمحکمباشد ممکن است در حقیقت خود از آیاتمتشابهقران باشد و تفسیر سایر آیات بوسیله آن، تنها به گمراهی منجر شود

برادر گرامی حق جو!

باید دید چرا خداوند گاهی تمام قرآن را محکم می خواند ("کتاب احکمت آیاته ثم فصلت" که بی تفاوت از سوال بنده در مورد این آیه گذشتید) و گاهی متشابه("کلما رزقوا منها من ثمره رزقا قالوا هذا الذی رزقنا من قبل و اوتوا به متشابها") و گاهی هم به متشابه و محکم تقسیم می کند.

آیات قرآن تماما فصیح و روشن و واضح الدلاله می باشد و به این اعتبار تماما محکم است و چون در فصاحت شبیه به یکدیگر است تماما متشابه است،ولی تحقق و وجود خارجی بعضی از آیات در خارج و کیفیت و کمیت وجود آنها در خارج چون بر کسی معلوم نیست جز خداوند،از این جهت خداوند آنها را متشابه خوانده است و در واقع ممیزی که خداوند برای فرق بین محکم و متشابه قرار داده است همین است که اگر کسی تحقق وجود خارجی آیه ای را ندانست آن آیه متشابه است ولو اینکه معنی و ترجمه همان آیه معلوم باشد.

به عنوان مثال خداوند می فرماید: "یوم ینفخ فی الصور فتاتون افواجا" یعنی "روزیکه دمیده شود در صور پس شما فوج فوج می آئید"
معنی آیه واضح است ولی تحقق و وجود خارجی آنرا که در خارج به چه کیفیتی است کسی نمی داند که ماده صور چیست و عرض و طول و کیفیتش چگونه است و چگونه در ان دمیده می شود. خدایتعالی هر آیه ای که چنین باشد و تاویل آنرا یعنی تحقق آنرا کسی نداند به این نظر متشابه می خواند، زیرا تاویل به معنای اول و برگشت از ظاهر بواقع و تحقق در خارج است چنانچه حضرت یوسف خواب دید و گفت: "انی رایت احد عشر کوکبا و الشمس و القمر رایتهم لی ساجدین" یعنی "من در عالم رویا دیدم که 11 ستاره با خورشید و ما برایم سجده کردند" این خواب را فهمید ولی تاویل آن یعنی وجود خارجی ان چگونه است را کسی نمی دانست و حضرت یوسف پس از 40 سال ه سلطان مصر شد و پدر و مادرو برادرانش آمدند و در تعظیم او شرکت کردند وقوع خارجی یعنی تاویل آنرا بیان کرد و گفت: "یا ابت هذا تاویل رویای من قبل" یعنی "ای پدر این است تاویل و تحقق خارجی رویای من"

آیات محکم هر آیه ای است که وقوع و تحقق خارجی آن برای هر کس دانستنی باشد مانند اقیموا الصلاه که هر کس وجود خارجی نماز را درک کرده است.

حسین شالیکار
Saturday 18 March 2006, 11:27PM
برادر حق جو فرمودند:
از سویی دیگر در هیچ کجای قران تعداد آیاتمتشابهذکر نشده است و اگر کسی ادعا کند که تنها سه آیه از قرانمحکمند ( برای جاری شدن صیغه جمع ) و بقیه آیات همگیمتشابههستند سخنی به گزافه نگفته است

ولی وقتیکه از ایشان تنها 3 آیه ای را که از نظر ایشان محکم است را خواستار شدیم فرمودند:

اینکه کدام سه آیه از قران محکم است مشکل شماست و بندهقصد حل کردن آن را ندارم!!

این دوست گرامی فراموش کردند که مدعی باید ادله بیاورد و نه منکر!
ایشان بیان کردند که تنها 3 آیه از کتاب الهی محکم است و اگر کسی هم چنین بگوید گرافه نگفته است ولی وقتی دلیل خواستیم بدون توجه می گویند مشکل خودتان است و کتاب الهی تعداد آیات محکم و متشابه را بیان نکرده است!
پس اگر بیان نکرده شما چطور می گوئید اگر کسی بگوید تنها 3 آیه محکم است و بقیه متشابه سخنی با گزاف نگفته و مهر تائیدی بر این سخن می زنید؟؟

برهان شما چیست؟ اگر ندارید ما هم چنین نوشته ای را ندیده می گیریم ولی اگر دارید بسم الله! بیان کنید!


امیدوارم که اگر جوابی می دهید، جوابی علمی و مستدل باشد و اگر حرفی می زنید مستند و مستدل باشد!

با تشکر

خدانگهدار

zxcv
Saturday 18 March 2006, 11:59PM
جناب امیر سخن مقاله در باره بنده و جنابعالی نیست. با این حال برای اینکه خیالتان راحت شود عرض می کنم که نه!

بسم الله

با سلام و کمال احترام

جناب حق جو !

مقاله سخیف شما نه تنها توهینی به جناب امیر و همه کاربران این انجمن بود بلکه پشت پایی به عقاید تمامی آنانی است که قران را کتاب خداوند و مایه هدایت انسان می دانند !!!

آیا برای دشمنی با ما ، شما باید کلام خداوند را زیر سوال ببرید ؟!!! آیا چون ما می گوئیم که دینتان را فقط از منبعی استخراج کنید که تضمین شده خدائی است شما باید برای تلافی تمامی قران را متشبهات بدانید ( به جز سه آیه ) ؟!!!

خود را گول می زنید ؟!!! آیا مقاله بالا را شما نوشته اید یا خیر ؟!! مقاله بالا عقاید آنانی را نشان می دهد که قصد دارند به ظاهر خیلی محترمانه قران را به کناری بگذارند و تبعیت از احادیث و روایات جعلی را جایگزین آن کنند ؟!!!

و هر آنچه که در این انجمن نوشته می شود نماینگر عقاید نویسنده آن مقاله می باشد و شما صراحتا در این تاپیک هر آنچه را که تاکنون سعی در مخفی کردن آن داشته اید با کمال جسارت نمایان کردید و تمامی کاربران به روشنی مشاهده کردند که شما چگونه در صدد هستید که به تدریج عقایدی را تبلیغ کنید که اولین اصل و قانون آن جایگزین کردن کتب فرقه جنابعالی با قران است !!!

وسلام یا الله

امیر
Sunday 19 March 2006, 12:49AM
همانطور که جناب zxcv گفت جواب تهمت آمیز شما را بنده و سایرین مطالعه کردم اما باید عرض کنم که اگر استشهاد به سخن سایر کاربران ملاک تعیین مذهب دیگر کاربران میباشد باید همگی شما را ((علی اللهی )) بدانند و اینجانب حاضر است به قول بسیاری از کاربران با سابقه که مذهب شما را ((علی اللهی )) دانسته اند و شما را با این لقب صدا کرده اند استشهاد کنم
البته از دید بنده شما نه تنها علی اللهی نیستید بلکه با توجه به حدیث پیامبر (ص) عزیزمان نام مسلمان را هم نمیتوان برایتان گذاشت چرا که ((مسلمان کسی است که مسلمانان از دست و زبانش در امان باشند ))
و بنده منتظر میمانم تا شما در روز قیامت جواب تهمت هایی بیشماری که به بنده روا داشته اید بدهید

حق جو
Sunday 19 March 2006, 03:06PM
با سلام

بسم الله الرحمن الرحیم





سلام علیکم



اتفاقا قبل از اینکه به کی برد دست ببرم، مقاله شما را بارها و بارها مطالعه کردم و لازم دیدم سوالاتم را از شما بزرگوار سوال کنم و شما هم منت گذاشتید و پاسخ دادید!! آنهم چه پاسخی!





جناب شالیکار

در مقاله نیم صفحه ای بالا قسمت عمده ای از سخن به معنا کردن کلمه متشابه اختصاص داده شده است و برای کسی که به پاسخگویی اقدام می کند خواندن اصل مقاله ضروری است بنا بر این یک بار دیگر پیشنهاد می کنم که این زحمت را به خودتان بدهید!
از اینکه پاسخ من به کام شما تلخ است متاسفم!

حق جو
Sunday 19 March 2006, 03:26PM
بسم الله الرحمن الرحیم





سلام علیکم



برادر گرامی حق جو!

شما شبهه را به معنای مثل و مانند آوردید! اگر به منجد نگاهی بیندازید متوجه می شوید که در ذیل کلمه الشبهه به ضم ش آورده است مانند،چیزیکه حق و باطل در آن معلوم نیست.جمع شبه به ضم ش و فتح ب.

باید عرض کنم که متشابه از باب تفاعل است و از ریشه شبه به فتح ش و متشابه تشابه طرفین است.اگر به کتاب منجد الطلاب نگاهی بیندازید متوجه می شوید این مطلب می شوید.



جناب شالیکار

متشابه اسم فاعل از باب تفاعل است و این شما هستید که در باره معنای آن دچار اشتباه شدید!
اگر به ریشه ش ب ه در المنجد مراجعه کنید خواهید دید که شبهه و تشابه را با هر دو معنا آورده است:

شبه مثل
تشابه الرجلان اشبه کل منهما الاخر
الشبهه ج شبه و شبهات المثل
..................................................
شبه علیه الامر لبسه علیه
تشابه الامر کان متشابها غیر محکم
اشتبه فی الامر شک فی صحته
اشتبه الامر علیه خفی و التبس
الشبهه ج شبه و شبهات ما یلتبس فیه الحق بالباطل و الحلال بالحرام

بنا بر این از نظر ریشه، شبهه و تشابه یکی هستند وهر دو می توانند معنای مثل و مانند یا امر مخفی و اشتباه آور را داشته باشند و بهترین راه برای درک معنای این کلمه رجوع به اصل آیه است.
هر عاقلی با خواندن آیه این مطلب را درک می کند که متشابه در اینجا به معنای امر پوشیده و اشتباه آور است و نه مثل و مانند.
اگر آیه را مطابق آنچه گفتید ترجمه کنیم این گونه می شود:
کسانی که در دلهاشان کجی است از آیاتی که بنوعی به هم شباهت دارند پیروی می کنند!! شاید این افراد دنبال صنایع ادبی قران هستند و ما خبر نداریم!!!

حق جو
Sunday 19 March 2006, 03:37PM
بسم الله الرحمن الرحیم





سلام علیکم

برادر ارجمند جناب حق جو!



کلام حضرت علی(ع) هم در مورد شبهه به ضم ش و از ریشه شبه به ضم ش می باشد

برای این استنباط شما نه تنها دلیلی وجود ندارد بلکه معنای سخن امیر المومنین (ع) خود همراهی شباهت و اشتباه با یکدیگر را می رساند:

انما سمیت الشبهه شبهه لانها تشبه الحق
همانا شبهه به این علت شبهه نامیده شده که به حق شباهت دارد.


در حقیقت شبهه چیزی است که به دلیل شباهت به حق باعث اشتباه و گمراهی میشود و صیغه باب تفاعل نیز به همین منظور بکار می رود چنانکه قران می گوید:

قالوا ادع لنا ربک یبین لنا ما هی ان البقر تشابه علینا
از خدا بخواه که ( چگونگی گاو را ) برای ما بیان کند چرا که امر گاو هنوز بر ما مشتبه است ( یا به دلیل شبیه بودن گاو ها نمی دانیم کدامیک مورد نظر خداست )

حسین شالیکار
Sunday 19 March 2006, 11:09PM
بسم الله الرحمن الرحیم





سلام علیکم


برادر گرامی جناب حق جو!


مطالب شما را مجددا مطالعه نمودم و هیچگاه پاسخ های دوستان برای بنده تلخ نبوده و همواره سعی کردم از بررسی پاسخ آنها نردبانی جهت ترقی بسازم چنانچه از پاسخ کوتاه شما تنها به برخی از مطالبم چنین کردم. پس همیشه منتظر پاسخ های شما هستم و خواهم بود.:)


از اینکه این مطالب را نگاشتید تشکر می کنم ولیکن شما از ذکر قرینه های پیوسته و ناپیوسته در قرآن غفلت کردید که توجه به آنها موجب می شود تا معانی مناسب در هر جا فهمیده شود.


به این آیه نگاهی بیندازید، خداوند در این آیه می فرماید: :"الله نزل احسن الحدیث کتابا متشابها" یعنی "خدایتعالی نازل نموده است بهترین حدیث را کتابی است متشابه"


آیا نعوذ بالله خداوند بهترین حدیث را کتابی قرار می دهد که اشتباه آور و گمراه کننده باشد؟؟؟؟؟:smile27:


قطعا خیر در اینجا منظور آن است که آیات آن شبیه به یکدیگر است از جهت فصاحت و زیبایی کلام.

همانطور که قبلا عرض کردم آیات قرآن تماما فصیح و روشن و واضح الدلاله می باشد و به این اعتبار تماما محکم است و چون در فصاحت شبیه به یکدیگر است تماما متشابه است،ولی تحقق و وجود خارجی بعضی از آیات در خارج و کیفیت و کمیت وجود آنها در خارج چون بر کسی معلوم نیست جز خداوند،از این جهت خداوند آنها را متشابه خوانده است


قطعا کسانی که در دلشان کجی وجود دارد دنبال صنایع ادبی نیستند و این نتیجه گیری شما به خاطر اشتباه در معنای آیه می باشد:


همانطور که قبلا هم عرض کردم "فاما الذین فی قلوبهم زیغ فیتبعون ماتشابه منه ابتغاء الفتنه وابتغاء تاویله" یعنی "اما کسانی که در دلهایشان انحراف است برای فتنه جویی و نیز در جستجوی تاویل متشابهات آنها را دنبال می کنند"


اینها به خاطر تاویل آیات متشابه هستند که آنها را دنبال می کنند و چون تاویل آیات ویژه خداوند است خداوند آنها را سرزنش می فرماید


حضرت علی (ع) متشابه را آیاتی می دانند که از غیب مستور سخن می گوید همانند صفات خداوند و اسرار فرمانروایی او چنانچه در خطبه اشباح زمانیکه یکی از مردم از وی می خواهد که خدای خود را چنان بریا ما وصف کن که گویی او را آشکارا می بینی تا محبت و معرفت ما بدو افزون شود با حالتی از خشم و در جواب می فرماید: "ستایش خدای راست که نبخشیدن نعمتهایش چیزی بر او نمی افزاید و بخشیدن مواهبش او را به چیزی نمی کشاند (تا آنجا که فرمود: )پس ای پرسش کننده! نیک بنگر و آنچه را که قرآن درباره اوصاف خداوند به تو نشان داده پیشوای خود قرار بده و از نور هدایت قرآن روشنایی بجوی و چیزی را که شیطان به دانستن آن وادارت کرده ولی در کتاب خدا بر تو واجب نشده است و در سنت پیامبر و پیشوایان هدایت اثری از آن دیده نمی شود رها کن که این نهایت حق خداست بر تو"



در مورد آیه 70 سوره بقره همانطور که شما فرمودید و اقرار کردید تشابه به معنی شبیه به هم آمده است ولی آیا مشتبه شدن امر باعث اشتباه و گمراه شدن آنها شده بود؟ قطعا خیر باز معنای اشتباه و گمراهی بنی اسرائیل از آیه مشخص نمی شود.


خدایتعالی نفرموده بود که یک گاو مشخصی را بکشید بلکه بطور مطلق فرموده بود یک گاو بکشید و بنی اسرائیل می توانست از این اطلاق کمک بگیرد و یک گاو بکشد ولی از آنجائیکه آنان می خواستند با حالتی بی ادبانه نسبت ابهام به کلام خداوند بدهند می گفتند که امر بر ما مشتبه شده است. به این معنی که گاوان شبیه به هم هستند! و هیچگاه معنای اشتباه و گمراهی از این آیه مشخص نمی شود.


در اینمورد تفسیر االمیزان مطلب جالبی نوشته است و نشان می دهد آنها نه تنها اشتباه نکردند و گمراه نشدند بلکه قصد داشتن با مطرح کردن ان البقر تشابه علینا به اوامر الهی و بیانات انبیاء نسبت ابهام دهند و طوری سخن گفتند که از سراپای سخنشان توهین و استخفاف به مقام بمقام والای ربوبیت استشمام می شود،چند نوبت به موسی گفتند به پروردگارت بگو، که انگار پروردگار آنان نیست که آن گاو چگونه گاوی باید باشد و به این نیز اکتفا نکردند و باز همان بی ادبی را تکرار کردند و گفتند از پروردگارت بخواه تا رنگ آن گاو را برای ما روشن سازد باز هم به این اکتفا نکردند و دوباره بی ادبی خود را تکرار کردند و گفتند از پروردگارت بخواه که این گاو را برای ما مشخص کند که گاو بر ما مشتبه شده است چنانچه در ادامه تفسیر المیزان می آید می نویسد: این بی ادبان مکرر گفتند قضیه گاو برای ما مشتبه شده است و با این بی ادبی خود نسبت گیجی و تشابه به بیان خدا دادند و مهمتر از همه اینها که گفتند جنس گاو برای ما مشتبه شده است که انگار خواستند بگویند همه گاو ها که خاصیت مرده زنده کردن ندارند و این خاصیت برای یک گاو مشخص است که این مقدار بیان تو گاو را مشخص نکرد. و خلاصه تاثیر را از گاو دانستند نه از خدا.



جناب حق جو فراموش نکنید که کتابی که احتمالات گوناگون از معانی ناسازگار با یکدیگر را بپذیرد نمی تواند راهنمای مردم باشد و آنها را به راه راست رهبری کند بلکه ایشان را در سرگردانی و تردید می افکند.


البته از جناب حق جو بعید نیست که قرآن را به عنوان راهنما و هدایتگر قبول نداشته باشند!


ایشان تنها 3 آیه از آیات کلام الله را محکم و الباقی را متشابه و متشابهات را باعث اشتباه و گمراهی می دانند، یعنی فقط 3 آیه از قرآن را باعث هدایت می دانند!!!


البته هنوز در اینمورد دلیلی قاطع ارائه ندادند ولیکن این سوال پیش می اید و دوست دارم از سایر دوستان بپرسم که:


آیا این خیانت به اسلام و قرآن نیست؟

آیا این خیانت به پیامبر(ص) نیست؟

آیا این مطالب خیانت به حضرت علی(ع) نیست؟

آیا این مطالب عقاید شیعیان می باشد یا فقط برداشت های شخصی است که به خاطر عناد و لجاجت با برخی به وجود آمده است و هیچ منطق و ادله علمی از آن پشتیبانی نمی کند؟

ائمه شیعه چنین نظری داشتند؟

آیا چنین کسی را می توان شیعه علی(ع) نامید؟

آیا سایر دوستان شیعه نیز چنین عقیده ای دارند؟

نظر سایرین در اینمورد چیست؟



امیدوارم پاسخ بنده به مطالب شما تلخ نباشد، هرچند حقیقت همیشه تلخ بوده است.


منتظر مطالب شما در پاسخ به این نوشتار و نوشتار های گذشته که بی توجه از آن گذشتید هستم.


با تشکر


خدانگهدار

امیر
Sunday 19 March 2006, 11:27PM
آیا چنین کسی را می توان شیعه علی نامید؟

آیا سایر دوستان شیعه نیز چنین عقیده ای دارند؟

نظر سایرین در اینمورد چیست؟
جناب شالیکار از آنجایی که بنده شیعه هستم تا حدی با عقاید حق جو آشنایی دارم
جناب شالیکار اگر در مورد عقاید اخباریون اطلاع و آشنایی کافی داشتید متوجه میشدید که رابطه تنگاتنگی بین مطالب مندرج در این تاپیک از جناب حقجو و عقاید این فرقه وجود دارد
در مورد قرآن :
آنها قرآن را قبول دارند اما محترمانه میبوسند و کنار میگذارند اخباریون میگویند فقط باید به احادیثی که قرآن را تفسیر کرده مراجعه کرد و احدی حق تفسیر قرآن ندارد و آنرا جایز نمیدانند می گویند قرآن فقط برای معصومین آمده و فقط آنها اجازه غور در آن را دارند

محمد مهدی 128
Monday 20 March 2006, 06:58AM
جناب شالیکار از آنجایی که بنده شیعه هستم تا حدی با عقاید حق جو آشنایی دارم
جناب شالیکار اگر در مورد عقاید اخباریون اطلاع و آشنایی کافی داشتید متوجه میشدید که رابطه تنگاتنگی بین مطالب مندرج در این تاپیک از جناب حقجو و عقاید این فرقه وجود دارد
در مورد قرآن :
آنها قرآن را قبول دارند اما محترمانه میبوسند و کنار میگذارند اخباریون میگویند فقط باید به احادیثی که قرآن را تفسیر کرده مراجعه کرد و احدی حق تفسیر قرآن ندارد و آنرا جایز نمیدانند می گویند قرآن فقط برای معصومین آمده و فقط آنها اجازه غور در آن را دارند
البته اینکه ایشان شیعه هست جای شبهه نیست اما ایا مصداق این کلام امام حسین علیه السلام است :
یا شیعة آل ابی سفیان ان لم یکن لکم دینا فلیکونوا احرار

حق جو
Monday 20 March 2006, 09:13AM
بسم الله الرحمن الرحیم







سلام علیکم


برادر گرامی جناب حق جو!



به این آیه نگاهی بیندازید، خداوند در این آیه می فرماید: :"الله نزل احسن الحدیث کتابا متشابها" یعنی "خدایتعالی نازل نموده است بهترین حدیث را کتابی است متشابه"


آیا نعوذ بالله خداوند بهترین حدیث را کتابی قرار می دهد که اشتباه آور و گمراه کننده باشد؟؟؟؟؟:smile27:


قطعا خیر در اینجا منظور آن است که آیات آن شبیه به یکدیگر است از جهت فصاحت و زیبایی کلام.

همانطور که قبلا عرض کردم آیات قرآن تماما فصیح و روشن و واضح الدلاله می باشد و به این اعتبار تماما محکم است و چون در فصاحت شبیه به یکدیگر است تماما متشابه است،ولی تحقق و وجود خارجی بعضی از آیات در خارج و کیفیت و کمیت وجود آنها در خارج چون بر کسی معلوم نیست جز خداوند،از این جهت خداوند آنها را متشابه خوانده است


قطعا کسانی که در دلشان کجی وجود دارد دنبال صنایع ادبی نیستند و این نتیجه گیری شما به خاطر اشتباه در معنای آیه می باشد:


همانطور که قبلا هم عرض کردم "فاما الذین فی قلوبهم زیغ فیتبعون ماتشابه منه ابتغاء الفتنه وابتغاء تاویله" یعنی "اما کسانی که در دلهایشان انحراف است برای فتنه جویی و نیز در جستجوی تاویل متشابهات آنها را دنبال می کنند"


اینها به خاطر تاویل آیات متشابه هستند که آنها را دنبال می کنند و چون تاویل آیات ویژه خداوند است خداوند آنها را سرزنش می فرماید



خدانگهدار

جناب شالیکار

در باره اینکه تشابه و متشابه و شبهه از یک ریشه هستند و همه این کلمات می توانند معنای مثل و مانند و یا اشتباه را داشته باشند از دید فرهنگ لغات دچار اشتباه شدید. سخن شما این بود که تشابه تنها معنای شباهت دارد و دیدیم که این با آنچه صاحب المنجد آورده است مغایر می باشد!
از سوی دیگر قران نیز تشابه را در هر دو معنا استفاده کرده است به این آیه دقت کنید:
قالوا ادع لنا ربک یبین لنا ما هی ان البقر تشابه علینا و انا ان شاء الله لمهتدون
گفتند پروردگارت را بخوان تا برای ما ( خصوصیات گاو را) بیان کند چرا که در باره پیدا کردن آن دچار سر در گمی و اشتباه شدیم و اگر خدا بخواهد به حقیقت راه می یابیم

در این آیه تشابه چیزی است که با آموزش و تبیین از سوی خداوند برطرف می شود و در نقطه مقابل هدایت قرار دارد. این دقیقا همان معنایی است که در آیه مورد بحث مقاله ( آل عمران -7 ) به کار رفته است. بدون شک اگر در این آیه تشابه را به معنای شباهت ( آنچه شما ادعا می کنید) بگیریم باید اینگونه بگوییم:
آنها که در دلهاشان کجی است به دنبال آیاتی که به هم شباهت دارند می گردند!!
آیا این عمل نکوهیده است؟؟!!
شباهت آیات با هم به کجی دلها چه ربطی دارد؟؟!!

تصور نمی کنم هیچ انسان عاقلی آیه را اینگونه معنا کند.
در ادامه سخن شما بنظر می آید که خودتان هم در بین دو معنای شباهت و اشتباه سرگردان هستید و از آنجا که نمی توانید آیه را با معنای شباهت توجیه کنید از روش (( یکی به تخته، یکی به نعل )) سود می برید!! و در نهایت معنای اشتباه و شبهه را تلویحا و از روی ناچاری پذیرا شده اید!!

حق جو
Monday 20 March 2006, 09:28AM
بسم الله الرحمن الرحیم














حضرت علی (ع) متشابه را آیاتی می دانند که از غیب مستور سخن می گوید همانند صفات خداوند و اسرار فرمانروایی او چنانچه در خطبه اشباح زمانیکه یکی از مردم از وی می خواهد که خدای خود را چنان بریا ما وصف کن که گویی او را آشکارا می بینی تا محبت و معرفت ما بدو افزون شود با حالتی از خشم و در جواب می فرماید: "ستایش خدای راست که نبخشیدن نعمتهایش چیزی بر او نمی افزاید و بخشیدن مواهبش او را به چیزی نمی کشاند (تا آنجا که فرمود: )پس ای پرسش کننده! نیک بنگر و آنچه را که قرآن درباره اوصاف خداوند به تو نشان داده پیشوای خود قرار بده و از نور هدایت قرآن روشنایی بجوی و چیزی را که شیطان به دانستن آن وادارت کرده ولی در کتاب خدا بر تو واجب نشده است و در سنت پیامبر و پیشوایان هدایت اثری از آن دیده نمی شود رها کن که این نهایت حق خداست بر تو"



خدانگهدار

در آنچه امیر المومنین (ع) فرموده است نیز اثری از معنای شباهت دیده نمی شود !!
آنچه مولا می فرماید دقیقا در راستای معنای شبهه و اشتباه است. آیا می توانیم بگوییم غیب مستور همان آیات شبیه به هم است؟؟!!! هرگز.
اتفاقا آیاتی که به هم شباهت دارند در قران بیشتر بیان شده اند و بنا بر این باید روشنتر باشند نه پوشیده تر و مخفیتر. در مراجعه مجدد به المنجد می بینیم که صاحب فرهنگ لغات، برای تشابه معنای اختفا و مخفی بودن را نیز ذکر کرده و آنرا در صف شبهه آورده است. به این ترتیب سخن مولا نه تنها به شما کمکی نمی کند بلکه درست بر علیه شماست.
ضمنا توجه داشته باشید که اصل بحث ما بر سر این است که اثبات کنیم برای بهره بردن از قران به حدیث معصوم نیازمندیم و شما برای رد کردن سخن من و تبیین آیه، به حدیث معصوم متوسل شده اید!!
اگر شما این حقیقت را دریافته اید و دست از دشمنی و عناد با سخن معصوم بر داشته اید، مایه خوشحالی ماست و جایی برای ادامه سخنانتان نمی بینم!

حق جو
Monday 20 March 2006, 09:42AM
بسم الله الرحمن الرحیم









سلام علیکم



در مورد آیه 70 سوره بقره همانطور که شما فرمودید و اقرار کردید تشابه به معنی شبیه به هم آمده است ولی آیا مشتبه شدن امر باعث اشتباه و گمراه شدن آنها شده بود؟ قطعا خیر باز معنای اشتباه و گمراهی بنی اسرائیل از آیه مشخص نمی شود.


خدایتعالی نفرموده بود که یک گاو مشخصی را بکشید بلکه بطور مطلق فرموده بود یک گاو بکشید و بنی اسرائیل می توانست از این اطلاق کمک بگیرد و یک گاو بکشد ولی از آنجائیکه آنان می خواستند با حالتی بی ادبانه نسبت ابهام به کلام خداوند بدهند می گفتند که امر بر ما مشتبه شده است. به این معنی که گاوان شبیه به هم هستند! و هیچگاه معنای اشتباه و گمراهی از این آیه مشخص نمی شود.


در اینمورد تفسیر االمیزان مطلب جالبی نوشته است و نشان می دهد آنها نه تنها اشتباه نکردند و گمراه نشدند بلکه قصد داشتن با مطرح کردن ان البقر تشابه علینا به اوامر الهی و بیانات انبیاء نسبت ابهام دهند و طوری سخن گفتند که از سراپای سخنشان توهین و استخفاف به مقام بمقام والای ربوبیت استشمام می شود،چند نوبت به موسی گفتند به پروردگارت بگو، که انگار پروردگار آنان نیست که آن گاو چگونه گاوی باید باشد و به این نیز اکتفا نکردند و باز همان بی ادبی را تکرار کردند و گفتند از پروردگارت بخواه تا رنگ آن گاو را برای ما روشن سازد باز هم به این اکتفا نکردند و دوباره بی ادبی خود را تکرار کردند و گفتند از پروردگارت بخواه که این گاو را برای ما مشخص کند که گاو بر ما مشتبه شده است چنانچه در ادامه تفسیر المیزان می آید می نویسد: این بی ادبان مکرر گفتند قضیه گاو برای ما مشتبه شده است و با این بی ادبی خود نسبت گیجی و تشابه به بیان خدا دادند و مهمتر از همه اینها که گفتند جنس گاو برای ما مشتبه شده است که انگار خواستند بگویند همه گاو ها که خاصیت مرده زنده کردن ندارند و این خاصیت برای یک گاو مشخص است که این مقدار بیان تو گاو را مشخص نکرد. و خلاصه تاثیر را از گاو دانستند نه از خدا.






خدانگهدار

دوست عزیز

سخن ما در باره لغت تشابه و معنای آن از دیدگاه کتاب لغت و قران است.
نظرشما این بود که تشابه معنای مشابهت دارد و به معنای اشتباه و شبهه به کار نمی رود و دیدیم که از نظر فرهنگ لغات آنچه گفتید مردود است.
آوردن داستان گاو بنی اسرائیل و نیت گوینده سخن، هم مشکلی را حل نمی کند. شاید برای دریافتن معنای این لغت باید ما سرگذشت موسی را از زمانی که در گهواره و بر روی رود نیل بود بدانیم؟؟!!!!
معنای اشتباه و شبهه در متن آیه هویدا ست و از لفظ یبین و مهتدون در می یابیم که تشابه چیزی است که با تبیین بر طرف می شود و در مقابل هدایت قرار دارد. این همان معنای شبهه است و نه شباهت.

حق جو
Monday 20 March 2006, 10:53AM
بسم الله الرحمن الرحیم




البته از جناب حق جو بعید نیست که قرآن را به عنوان راهنما و هدایتگر قبول نداشته باشند!


ایشان تنها 3 آیه از آیات کلام الله را محکم و الباقی را متشابه و متشابهات را باعث اشتباه و گمراهی می دانند، یعنی فقط 3 آیه از قرآن را باعث هدایت می دانند!!!


البته هنوز در اینمورد دلیلی قاطع ارائه ندادند ولیکن این سوال پیش می اید و دوست دارم از سایر دوستان بپرسم که:


آیا این خیانت به اسلام و قرآن نیست؟

آیا این خیانت به پیامبر(ص) نیست؟

آیا این مطالب خیانت به حضرت علی(ع) نیست؟

آیا این مطالب عقاید شیعیان می باشد یا فقط برداشت های شخصی است که به خاطر عناد و لجاجت با برخی به وجود آمده است و هیچ منطق و ادله علمی از آن پشتیبانی نمی کند؟

ائمه شیعه چنین نظری داشتند؟

آیا چنین کسی را می توان شیعه علی(ع) نامید؟

آیا سایر دوستان شیعه نیز چنین عقیده ای دارند؟

نظر سایرین در اینمورد چیست؟



امیدوارم پاسخ بنده به مطالب شما تلخ نباشد، هرچند حقیقت همیشه تلخ بوده است.


منتظر مطالب شما در پاسخ به این نوشتار و نوشتار های گذشته که بی توجه از آن گذشتید هستم.


با تشکر


خدانگهدار



و در نهایت جناب شالیکار پس از ته کشیدن حرف حساب ، آستینها را برای تهمت و افترا بالا زده و بجای پاسخ گویی به کسی که در باره متشابهات قران پرسش می کند به او نسبت خیانت می دهد !!


دوست عزیز،


خائن به اسلام و پیامبر(ص) و قران کسی است که با عنوان بی مسمای صحابی! در آخرین روزهای زندگی پیامبر(ص) در مقابل چشم مسلمانان، به پیامبر بزرگوار اسلام، نسبت هذیان گویی داد و با این کار روی ابو جهل و ابو لهب را تا ابدیت سفید کرد! بله این شخص با طرح شعار کتاب خدا برای ما بس است تنها و تنها سعی در خاموش کردن نور خدا و حکمت جوشان در سخنان پیامبر(ص) و اهل بیت را داشت و گرنه خود بارها به بی اطلاعی از قران اعتراف کرده بود!!
این شخص با طرح این شعار در حدود صد آیه از قران را ( که همه مسلمانان را به پیروی از سخن پیامبر(ص) امر می کند ) زیر پا گذاشت.
خائن به پیامبر (ص) کسی است که بارها او را در میان شمشیرهای برهنه کفار، تنها گذاشت و فرار را بر قرار ترجیح داد و.....
بهر حال فعلا از بحث خائنین به پیامبر(ص) و اسلام چشم پوشی می کنیم! و به سوالات اصلی مقاله بر می گردیم.


1- قران در آیه 7 سوره آل عمران آیات خود را به محکم و متشابه ( آیاتی که بالقوه می توانند اشتباه آور و شبهه بر انگیز باشند ) تقسیم کرده است.


2- قران پیروی از این آیات را روش اهل کجی و گمراهی میداند و مسلمانان را از این کار بیم می دهد.


3- در هیچیک از آیات قران، محدوده مشخصی برای متشابهات ذکر نشده است و سوره مشخصی نداریم که همه متشابهات را در خود جای داده باشد تا مسلمانان با خیال راحت به محکمات عمل کنند!


4- از همه کسانی که قران را برای هدایت کافی می دانند و لزوم مراجعه به سخن معلم معصوم را برای فهم قران انکار می کنند می خواهم که بدون تفره رفتن و مغلطه بافی، در همینجا آیات محکم را برای بنده مشخص کنند.


5- آگر آنگونه که دوستان اهل سنت و وهابیون ادعا می کنند معنای متشابهات را فقط و فقط خدا می داند، مسلمانان از وجود این آیات ( که کسی قادر به درک آن نیست !! ) چه سودی می برند؟؟!! آیا فایده بردن از آیات قران به درک و فهم این آیات وابسته نیست؟؟


6- کسانی که ادعا می کنند قران ساده و روان و برای همه قابل فهم است و نیازی به معلم معصوم ندارد چگونه همزمان با این ادعای واهی، می گویند: متشابهات قران را جز خدا کسی نمی داند؟؟!!!!!!!!


7- سخن شیعیان در این مورد روشن است. قاعده کلی مراجعه و پیروی نادان از داناست. این قاعده ای است که همه جهان آنرا در یافته و پذیرفته اند ( البته بجز برادران اهل سنت و دوستان وهابی )
هر علم و دانشی و هر کتاب ارزنده ای بدون معلم شایسته بی فایده و گمراه کننده است و قران نیز از این قانون مستثنی نیست. معلم معصوم قران، معنای آیات قران را برای هر دانشجو آنگونه که شایسته اوست و در حد درک او بیان می کند و به این ترتیب یک آیه از قران می تواند بطور موازی و نه متضاد، معانی مختلفی داشته باشد که در حدیث، برای سطوح مختلف درک و فهم، بیان شده است و برای آیندگان در سطوح متفاوت قابل استفاده است.
اینگونه است که قران، خود به وجود متشابهات و لزوم مراجعه به پیامبر(ص) و اهل بیت برای همه مسلمانان دلالت می کند.

امیر
Monday 20 March 2006, 11:44AM
آنچه که از صحبت های نویسنده مقاله استنباط میشود
1-از آیات متشابه قرآن نباید پیروی کرد
2-غیر از ((3 آیه)) بقیه قرآن از آیات متشابه است
========================
نتیجه : از 6233 آیه نباید پیروی کرد







چه میکنند این اخباریون !!!!!:smile21: :smile21: :smile21:

حق جو
Monday 20 March 2006, 01:17PM
آنچه که از صحبت های نویسنده مقاله استنباط میشود

1-از آیات متشابه قرآن نباید پیروی کرد
2-غیر از ((3 آیه)) بقیه قرآن از آیات متشابه است
========================
نتیجه : از 6233 آیه نباید پیروی کرد




چه میکنند این اخباریون !!!!!
:smile21: :smile21: :smile21:
جناب امیر

خداوند شما را از وهابیون و پیروان ملک عبد الله نگیرد!!
اگر حرفی برای گفتن ندارید بیجهت مصدع نشوید! و بگذارید بزرگترها اظهار نظر کنند!

امیر
Tuesday 21 March 2006, 01:30AM
خائن به اسلام و پیامبر و قران کسی است که با عنوان بی مسمای صحابی! در آخرین روزهای زندگی پیامبر در مقابل چشم مسلمانان، به پیامبر بزرگوار اسلام، نسبت هذیان گویی داد و با این کار روی ابو جهل و ابو لهب را تا ابدیت سفید کرد! بله این شخص با طرح شعار کتاب خدا برای ما بس است تنها و تنها سعی در خاموش کردن نور خدا و حکمت جوشان در سخنان پیامبر و اهل بیت را داشت و گرنه خود بارها به بی اطلاعی از قران اعتراف کرده بود!!
این شخص با طرح این شعار در حدود صد آیه از قران را ( که همه مسلمانان را به پیروی از سخن پیامبر امر می کند ) زیر پا گذاشت.
خائن به پیامبر کسی است که بارها او را در میان شمشیرهای برهنه کفار، تنها گذاشت و فرار را بر قرار ترجیح داد و.....
علاوه بر آنچه با انشای زیبایتان در تعریف خائن مرقوم داشته اید ....علاوه بر آن خائن و ظالم و فاسق و منافق و فاجر کسی است که بر معصوم دروغ ببندد و جوابی هم برای این کار زشت خود ندارد........جناب حق جو آیا شما باتوجه به عقاید خود... گناه تمام دروغ هایی که بر معصوم بسته میشود گناهش را بر کس دیگری (.....) میدانی !!
اگر چنین است منتظر جواب علمی (!) شما هستم
اگر چنین نیست لازم است همین الآن به عمل زشت خود اعتراف کنی
(جناب ناظر فکر نکنید که با قفل کردن یا حذف پیاپی مناظرات بنده میتوانید باعث کتمان حقیقت شوید هدف بنده فقط گرفتن جواب است )

امیر
Tuesday 21 March 2006, 02:11AM
شهید بزرگوار آیت الله مطهری در کتاب (ده گفتار ///بخش: اصل اجتهاد در اسلام) اضافه میکند:
http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=3661

((البته مکتب اخباری گری در اثر مقاومت ها شکسته شد و الآن جز در گوشه و کنار پیروانی ندارد ولی همه افکار اخباریگری که بعد از ملا امین به شدت در میان مردم نفوذ کرد هنوز از مغزها بیرون نرفته.... الآن هم میبینید که خیلی ها تفسیر قرآن را در جایی که حدیث معصوم نیامده جایز نمیدانند ))

حیف شد........عجب استادی رو از دست دادیم !!!!!!؟؟

سوالی که هر خواننده ای پس از مطالعه نویسنده مقاله در ذهنش ایجاد میشود
جناب حق جو در جایی که تفسیر معصوم وارد نشده چه باید کرد ؟؟!!

حق جو
Tuesday 21 March 2006, 09:39AM
جناب حق جو در جایی که تفسیر معصوم وارد نشده چه باید کرد
؟؟!!



جناب امیر


از اینکه بالاخره مجبور شدید ذهنتان را به کار بگیرید و بجای سخنان بیهوده، سوالی را مطرح کنید که ارزش پاسخگویی داشته باشد خوشحالم.
همه ما مسلمانان معتقدیم که خداوند رساندن هدایت به انسانها را بر عهده گرفته است.
تصور نمی کنم شما این آیه را تا آخر عمرتان فراموش کنید ( بحث اثبات حق اهل بیت بر خدا، که شما آنرا انکار می کردید و به جایی نرسیدید):

ان علینا للهدی
به تحقیق که هدایت انسانها حقی است بر عهده ما ( خداوند )

از مجموع آنچه در مقاله و پاسخهای آن دیدیم به اینجا می رسیم که هدایت خداوند، به قران محدود نمی شود و کسی که به قران اکتفا کند این هدایت را بطور ناقص در یافت کرده است و به سر منزل سعادت نمی رسد.

بنا بر این خداوند در مقابل رساندن سخن معصوم ( در حد ضرورت برای نجات امت از گمراهی ) به مسلمانان هم متعهد است و این حق را که انسانها بر او دارند ادا کرده است.
و اما در جایی که سخن معصوم به دست ما نرسیده باشد، به نظر کسانی که بیش از همه با احادیث معصومین آشنا هستند مراجعه می کنیم و آنرا نزدیکترین نظر به رویه اهل بیت علیهم السلام می دانیم.


..............................................................................................................................


برای اینکه از سوالات اصلی مقاله فاصله نگیریم در اینجا این سوالات را که دوستان اهل سنت و وهابی بی جواب گذاشته اند تکرار می کنم:

1- قران در آیه 7 سوره آل عمران آیات خود را به محکم و متشابه ( آیاتی که بالقوه می توانند اشتباه آور و شبهه بر انگیز باشند ) تقسیم کرده است.

2- قران پیروی از این آیات را روش اهل کجی و گمراهی میداند و مسلمانان را از این کار بیم می دهد.

3- در هیچیک از آیات قران، محدوده مشخصی برای متشابهات ذکر نشده است و سوره مشخصی نداریم که همه متشابهات را در خود جای داده باشد تا مسلمانان با خیال راحت به محکمات عمل کنند!

4- از همه کسانی که قران را برای هدایت کافی می دانند و لزوم مراجعه به سخن معلم معصوم را برای فهم قران انکار می کنند می خواهم که بدون تفره رفتن و مغلطه بافی، در همینجا آیات محکم را برای بنده مشخص کنند.

5- آگر آنگونه که دوستان اهل سنت و وهابیون ادعا می کنند معنای متشابهات را فقط و فقط خدا می داند، مسلمانان از وجود این آیات ( که کسی قادر به درک آن نیست !! ) چه سودی می برند؟؟!! آیا فایده بردن از آیات قران به درک و فهم این آیات وابسته نیست؟؟

6- کسانی که ادعا می کنند قران ساده و روان و برای همه قابل فهم است و نیازی به معلم معصوم ندارد چگونه همزمان با این ادعای واهی، می گویند: متشابهات قران را جز خدا کسی نمی داند؟؟!!!!!!!!

7- سخن شیعیان در این مورد روشن است. قاعده کلی مراجعه و پیروی نادان از داناست. این قاعده ای است که همه جهان آنرا در یافته و پذیرفته اند ( البته بجز برادران اهل سنت و دوستان وهابی )
هر علم و دانشی و هر کتاب ارزنده ای بدون معلم شایسته، بی فایده و گمراه کننده است و قران نیز از این قانون مستثنی نیست. معلم معصوم قران، معنای آیات قران را برای هر دانشجو آنگونه که شایسته اوست و در حد درک او بیان می کند و به این ترتیب یک آیه از قران می تواند بطور موازی و نه متضاد، معانی مختلفی داشته باشد که در حدیث، برای سطوح مختلف درک و فهم، بیان شده است و برای آیندگان در سطوح متفاوت قابل استفاده است.
اینگونه است که قران، خود به وجود متشابهات و لزوم مراجعه به پیامبر(ص) و اهل بیت برای همه مسلمانان دلالت می کند.

رهرو
Wednesday 22 March 2006, 03:49PM
صوفي گرامي جناب "حق جو"!
مطالب شما عقايد خرافه فرقه اي است كه ارزش پاسخ گويي ندارد! و مطئمنا تائيد كنندگان آن هم اشخاصي چون سپهران و كاشاني خواهند بود!
من قبل از جوابگويي به سوالات شما از ديدگاه يك مسلمان از شما سوالي دارم كه:
بلفرض قبول توهمات فرقه اي شما , كه قرآن را فقط بايد با كلام معصوم تفسير كرد ! اين معصوم شما الان كجاست كه جواب بسياري از سوالات شما را بدهد؟ اگر كتابي از ايشان موجود است لازم است نام آنرا ببريد تا ماهم مستفيض شويم ؟ كدام كتاب ؟ اصول كافي يا بحار مجلسي ؟!!
فرموديد:

اما در جایی که سخن معصوم به دست ما نرسیده باشد، به نظر کسانی که بیش از همه بااحادیث معصومین آشنا هستند مراجعه می کنیم و آنرا نزدیکترین نظر به رویه اهل بیتعلیهم السلام می دانیم.

اولا پوچ بودن اين گفته شما را در انتها , از كتب خودتان خواهم داد دوما"
اين اشخاص چه كساني هستند؟ اين احاديث را از كي گرفتند ؟! از كدام منبع اين احاديث را استخراج كرده اند ؟ چه تضميني براي اثبات صحت سقم آن داريد!؟ با وجود اينكه اينكه تنها 3 آيه محكم ميباشد و بقيه متشابه چگونه حديث رو بر قرآن عرضه ميكنيد و صحت و سقمش را مي يابد؟!
و حال پاسخ سوالات شما كه در جاي جاي ايت تاپيك به انها پاسخ داده شده
1- قران در آیه 7 سوره آل عمران آیات خود را بهمحکم و متشابه ( آیاتی که بالقوه می تواننداشتباه آور وشبهه بر انگیزباشند ) تقسیم کرده است.
بلفرض قبول اين توهم ! اين آيه را براي ما معني كنيد!؟
:"الله نزل احسن الحدیث کتابا متشابها" یعنی "خدایتعالی نازل نموده است بهترینحدیث را کتابی استمتشابه"
آیا نعوذ بالله خداوند بهترین حدیث را کتابی قرار می دهد که اشتباه آور وگمراه کننده باشد؟؟؟؟؟
قران پیروی از این آیات را روش اهل کجی و گمراهی میداند و مسلمانان را از این کاربیم می دهد
شما قسمتي از آيه را گرفته ايد و بقيه آن را رها كرده ايد !؟ مسلما" آيه به اين موضوع رها نشده كه :" فاما الذين في قلوبهم زيغ فيتبعون ما تشابه " و اما انانكه در دلهايشان ميلي به باطل است پيروي ميكنند انچه متشابه است !
بلكه نوك پيكان بطرف كساني نشانه رفته كه : ما تشابه منه ابتغاء الفتنه و ابتغاء تاويله و ما يعلم تاويله الا الله
بلكه كساني را ملامت ميكند كه براي طلب فتنه و طلب تاويل از متشابهات پيروي ميكنند!؟ ( كه الي ماشاء الله اين موضوع در كتب حديث و تفاسير شما به وفور يافت ميشود نمونه اش بسم الله = اسم الله = علي ! )
و در خصوص تاويل نيز قبلا برادر عزيزم جناب شاليكار به زيبايي توضيح دادند و ما ملزم به تاويل آيات نيستيم .و به هيچ وجه منعي براي خواندن و فهميدن به ميان نياورده و اين توهم زائيد افكار فرقه شماست .

در هیچیک از آیات قران، محدوده مشخصی برای متشابهات ذکر نشده است و سوره مشخصینداریم که همه متشابهات را در خود جای داده باشد تا مسلمانان با خیال راحت بهمحکمات عمل کنند!

بله ! الله در قرآن براي شما هيچ محدوده اي در نظر نگرفته تا براي تاويل و فتنه جويي از آيات قرآن براي سركيسه كردن مردم و افكار عوام استفاده كنيد و شما ميتوانيد براي نيل به اين مقصود با پيروي اربابتان شيطان هر كار دلتان خواست بكنيد!؟
ولي براي مسلمين همين بس كه:
و نزلنا علیک الکتاب تبیانا لکل شیئی وهدی و رحمه و بشری للمسلمین نحل - 89
ما قران را بر تو نازل کردیم تا در باره هر چیزی توضیح کافی باشد و حقایق موجوداترا روشن سازد و برای مسلمانان مایه هدایت و رحمت و بشارت باشد

رهرو
Wednesday 22 March 2006, 03:59PM
از همه کسانی که قران را برای هدایت کافی می دانند و لزوم مراجعه به سخن معلم معصومرا برای فهم قران انکار می کنند می خواهم که بدون تفره رفتن و مغلطه بافی، درهمینجا آیات محکم را برای بنده مشخص کنند

شما معني آيه ذيل را با توجه به توهمات خود و يا كلام معصوم! براي ما بيان كنيد تا من آيات محكم را براي شما مشخص كنم !.
"کتاب احکمت آیاته ثم فصلت" منظور ازا ین آیه چیست؟


آگر آنگونه که دوستان اهل سنت و وهابیون ادعا می کنند معنای متشابهات را فقط و فقطخدا می داند، مسلمانان از وجود این آیات ( که کسی قادر به درک آن نیست !! ) چه سودیمی برند؟؟!! آیا فایده بردن از آیات قران به درک و فهم این آیات وابستهنیست؟؟


اول اينكه تاويل نه معني ! دوما" بله اگر همه همينطور , آيات را معني كنند كه هيچي !!


کسانی که ادعا می کنند قران ساده و روان و برای همه قابل فهم است و نیازی به معلممعصوم ندارد چگونه همزمان با این ادعای واهی، می گویند: متشابهات قران را جز خداکسی نمی داند؟؟!!!!!!!!


آقا ... تاويل متشابهات براي هزارمين بار


سخن شیعیان در این مورد روشن است. قاعده کلی مراجعه و پیروی نادان از داناست. اینقاعده ای است که همه جهان آنرا در یافته و پذیرفته اند

بله شايد سخن شيعه ! شما كه شيعه نيستي ! چرا
چون اگر شيعه بودي و همانطور كه گفتي از كلام معصوم پيروي ميكردي اين سخنان را از نهج البلاغه خودتان خوب ميفهميدي كه :
در خصوص راسخان در علم
راسخان در علم را کسانی می دانند کهدر امور غیبی به نادانی خود اقرار نماید و می فرماید: "بدانکه راسخون در علم آنانندکه اعترافشان به نادانی درباره تفسیر غیب مستور ایشان را از ورود به درهای بسته آنبی نیاز ساخته است و خداوند اعتراف آنانرا به عجز و نادانی از احاطه بر آن امورستایش نمود و فرو نرفتن ایشان را در چیزهایی که ادراک کنهشان را از انان نخواستهژرفنگری نامید"
در خصوص اينكه رسول خدا قرآن را در دسترس امت خود گذارده نه اينكه فقط به وصي خود سپرده باشد
خطبه 1 : و خلف فيكم ما خلف .... يعني چون خدايتعالي رسول خود را از دنيا برد گذاشت در ميان شما انچه پيغمبران در ميان امم خود گذاشتند زيرا انبياء امم خود را بلا تكليف نگذاشتند بدون راه روشن و نشانه برپا!
,گذاشت ميان شما كتاب پروردگارتانرا در حاليكه حلال و حرام ان روشن و بيان شده بود.
فقيه شدن در قرآن نه حديث
خطبه 127:و تعلمواالقرآن فانه احسن الحديث ... يعني وقران را فرا گيريد زيرا قرآن نيكوترين حديث است و در قرآن فقيه شويد زيرا قرآن زنده كننده لها است و بنور قرآن شفا جوئيد زيرا شفاء سينه هاست و آ‌نرا نيكو تلاوت كنيد كه نافع ترين قصه هاست
ترجيح ندادن قران به غير ان و امام و پيشوا بودن قرآن
و يا در مقدمه تفسير صافي از حضرت عسكري روايتي نقل شده كه :
قال رسول الله ان هذا القرآن هوالنور.... يعني رسول خدا(ص) فرمود محققا اين قرآن همان نور روشن و ريسمان متقن و طناب محكم و درجه بالا , و شفاء بهتر و فضيلت بزرگتر و سعادت عظيم تر است كسيكه بنور او استفاده كند خدا او را حفظ كند و كسيكه به آن چنگ زند خدا نجاتش دهد انكه ازاحكام او جدا نگردد خدا او را بالا برد و انكه از ان شفا جويد خدايش شفا دهد و انكه قرآن را بر غير قرآن ترجيح دهد خدا او را هدايت كند و هر كس هدايت را در غير آن بجويد خدا بگمراهيش واگذارد و كسيكه انرا امام و پيشواي خود كند كه مقتدا و مرجع او باشد خدا او را بسوي بهشتهاي نعمت خود بكشاند .
و اما جوابيه كلي را در اين خطبه ميتواني بفهمي
خطبه 176: و اعلموا ان هذا القرآن هوالناصح ...بدانيد كه اين قران همان نصيحت گويي يست كه گول نميزند! و راهنمائي است كه گمراه نميكند و گوينده اي است كه دروغ نميگويد و كسي با آن ننشست مگر اينكه پس از كنار آن بزياده و يا نقصان برخاست ! زيادتي در هدايت و نقصان از كوري!! و بدانيد كه براي احدي پس از قرآن و آشنايي با آن احتياجي و كمبودي نمي ماند (يعني به هيچ كتابي محتاج نخواهد بود) و براي احدي پيش از قرآن بي نيازي نيست (يعني اگر هزاران كتاب بخواني بدون قرآن فقر خواهي بود) ازقرآن شفا بجوئيد براي دردهاي خود و بر سختيها بآن ياري جوئيد زيرا در آن شفاء است از بزرگترين درد و آن كفر و نفاق و گمراهي و ضلالت است و ببركت قرآن از خدا درخواست كنيد(يا بدستور او و بادوستي قرآن و ياري او بسوي خدا توجه كنيد) و با بودن قرآن از مخلوق چيزي نخواهيد! زيرا بندگان توجه نكرده اند بسوي خدا بدستور چيزي مانند قرآن . بدانيد كه اين قرآن شافعي است مورد قبول و گوينده ايست مورد تصديق و محققا" هر كه را قرآن شفاعت كند پذيرفته شود و كسيكه قرآن عليه او بگويد تصديق گردد! محققا روز قيامت منادي ندا كند كه آگاه باشيد هر زارعي مبتلا بزراعت و عاقبت عمل خود ميباشد جز انكه در دل خود بذر قرآن كاشته باشند .
از حافظان و پيروان قرآن باشيد و او را دليل و راهنماي خود قرار دهيد و از آن پند بخواهيد و عقائد خود را متهم بدانيد و بر قرآن عرض بداريد و آراء خود را در قرآن تصفيه كنيد
يا الله
رهرو

حسین شالیکار
Wednesday 22 March 2006, 04:10PM
بسم الله الرحمن الرحیم




سلام علیکم


جناب حق جو


مطالب شما را مطالعه کردم، هرچه بیشتر جلو می روید اهانت شما به قرآن و اسلام بیشتر هویدا می شود و واقعا قصد پاسخگویی نداشتم چراکه در خانه اگر کس است یک حرف بس است!

به هر حال!


لغات دارای معانی گوناگونی هستند ولی همانطور که عرض کردم شما از ذکر قرینه های پیوسته و ناپیوسته در قرآن غفلت کردید که توجه به آنها موجب می شود تا معانی مناسب در هر جا فهمیده شود.


خداوند بزرگ و سبحان می فرماید: "کتاب احکمت آیاته ثم فصلت" و از آیه می توان فهمید که تمام آیات قرآن محکم و از محکماتست.


پس تا اینجا توهین شما نسبت به قرآن که فرمودید قرآن تماما به غیر از 3 آیه متشابه است و چون متشابه را به معنی اشتباه و گمراهی گرفتید پس تمام قرآن غیر از 3 آیه (نعوذ بالله) گمراه کننده است توسط این آیه به بن بست رسید!


ولیکن خداوند در جای دیگری می فرماید: "الله نزل احسن الحدیث کتابا متشابها" یعنی "خدایتعالی نازل نموده است بهترین حدیث را کتابی است متشابه"


اگر متشابه را به این معنی بگیریم که موجب اشتباه و گمراهی می شود پس در اینجا نعوذ بالله خدایتعالی فرموده است تمام کتابش موجب گمراهی است و علاوه بر این یک تناقض با آیه قبلی نیز به وجود می آید!!


جناب حق جو وارد وادی خطرناکی شدید!!


ولی حقیقت این است که متشابه به معنی شبیه به یکدیگر می باشد از نظر فصاحت و زیبایی.

همانطور که قبلا عرض کردم آیات قرآن تماما فصیح و روشن و واضح الدلاله می باشد و به این اعتبار تماما محکم است و چون در فصاحت شبیه به یکدیگر است تماما متشابه است،ولی تحقق و وجود خارجی بعضی از آیات در خارج و کیفیت و کمیت وجود آنها در خارج چون بر کسی معلوم نیست جز خداوند،از این جهت خداوند آنها را متشابه خوانده است.


از طرفی کلام حضرت هم مطابق نظر بالاست چنانچه حضرت علی(ع) که شما مدعی پیروی از ایشان هستید و تنها این یک ادعا است آیات متشابه را آیاتی گرفتند که از غیب مستور سخن می گوید.


پس تا اینجا متشابهات آیاتی هستند که از نظر فصاحت و زیبایی شبیه به یکدیگر می باشند و علاوه بر آن از غیب مستور هم سخن می گویند.


اما می رویم به سراغ آیه مورد بحث همانطور که قبلا هم عرض کردم "فاما الذین فی قلوبهم زیغ فیتبعون ماتشابه منه ابتغاء الفتنه وابتغاء تاویله" یعنی "اما کسانی که در دلهایشان انحراف است برای فتنه جویی و نیز در جستجوی تاویل متشابهات آنها را دنبال می کنند"


در کجای کلام بنده سرگردانی وجود دارد؟


کسانی که در دلهایشان مرض و انحراف وجود دارد به دلیل اینکه دنبال تاویل (دقت بفرمائید) تاویل آیاتی که از نظر فصاحت و زیبایی شبیه به هم و از غیب مستور سخن می گویند هستند و چون تاویل این آیات را کسی نمیداند خداوند آنها را سرزنش نموده!

حسین شالیکار
Wednesday 22 March 2006, 04:12PM
جناب حق جو!


شما خیلی مایل هستید و در کلامتان هویداست که بگوئید برای فهم آیات فقط باید به کلام معصوم مراجعه کرد! و این نشان می دهد که واو الراسخون را واو عطف گرفتید در صورتیکه واو استیناف است و نه واو عاطفه و اگر آن را واو عاطفه معنا کنیم موجب کفر می گردد چنانچه قبلا نیز در اینمورد توضیح دادن


دقت کنید:


با توجه به کل آیه، اگر واو الراسخون را واو عاطفه در نظر بگیریم چنین معنی می دهد نعوذ بالله "خدا و راسخون می گویند ما ایمان آوردیم تماما از نزد پروردگار ما می باشد"
این معنا غلط و موجب کفر است زیرا اگر واو عاطفه باشد معطوف و معطوف علیه در حکم واحد و باید هر دو ایمان بیاورند به پروردگار خود یعنی الله که معطوف علیه باشد و راسخون که معطوف باشد و این کفر است.


ولی معنی آیه چطور می شود:

"آن خدا خدائی است که نازل نموده بر تو این قران را که بعضی از آن آیات محکماتی است که آنها اصل کتابند و بعضی دیگر آن متشابهات است، پس کسانی که که در دلشان میل به باطل است از آیاتمتشابه تبعیت می نمایند برای فتنه جویی و برای جستن تاویل آن، و نمی داند تاویل آنرا جز خدا، و ثابتان در دانش می گویند ما ایمان آوردیم به آن،تمام آن از نزد پروردگار ماست"


ولی آنچه مهم است این مطلب است که با توجه به کلام حضرت امیر در مورد راسخون در علم هر کسیکه در مطالب غیبی وارد نشود و اقرار به عجز و جهل خود کند در مواردیکه مامور به تحقیق نیست به قول حضرت امیر(ع) چنین کسی از راسخین در علم است.

همچنین رسوخ در علم به معنای استواری و محکمی در آن است و هرکس در علم خود نسبت به هر معلومی استوار و محکم باشد می توان او را راسخ نامید و این انحصاری نیست.


در ضمن خداوند نفرموده است که معنا و مفهوم آیات را متوجه نمی شوید بلکه فرموده است تاویل آنرا کسی نمی داند جز خودش!


چنانچه "یوم ینفخ فی الصور فتاتون افواجا" یعنی "روزیکه دمیده شود در صور پس شما فوج فوج می آئید"

معنی آیه واضح است ولی تحقق و وجود خارجی آنرا که در خارج به چه کیفیتی است کسی نمی داند که ماده صور چیست و عرض و طول و کیفیتش چگونه است و چگونه در ان دمیده می شود

در مورد تاویل نیز شما به معنای امروزی یعنی تفسیر می دانید در صورتیکه تاویل به معنای اول و برگشت از ظاهر بواقع و تحقق در خارج است و در اینمورد هم به آیاتی که در مورد خواب حضرت یوسف بود استناد کردم.


در مورد قوم بنی اسرائیل و مسئله گاو هم تفسیر المیزان و سایر تفاسیر به خوبی توضیح دادند و رای به بطلان سخن شما می دهند.


همانطور که به نقل از المیزان عرض کردم آنها دچار اشتباه و گمراهی نشده بودند این بی ادبان مکرر گفتند قضیه گاو برای ما مشتبه شده است و با این بی ادبی خود می خواستند نسبت گیجی و تشابه به بیان خدا دادند و مهمتر از همه اینها که گفتند جنس گاو برای ما مشتبه شده است که انگار خواستند بگویند همه گاو ها که خاصیت مرده زنده کردن ندارند و این خاصیت برای یک گاو مشخص است که این مقدار بیان تو گاو را مشخص نکرد. و خلاصه تاثیر را از گاو دانستند نه از خدا.

آنها قصد داشتن با مطرح کردن ان البقر تشابه علینا به اوامر الهی و بیانات انبیاء نسبت ابهام دهند و طوری سخن گفتند که از سراپای سخنشان توهین و استخفاف به مقام بمقام والای ربوبیت استشمام می شود

خدایتعالی نفرموده بود که یک گاو مشخصی را بکشید بلکه بطور مطلق فرموده بود یک گاو بکشید و بنی اسرائیل می توانست از این اطلاق کمک بگیرد و یک گاو بکشد ولی از آنجائیکه آنان می خواستند با حالتی بی ادبانه نسبت ابهام به کلام خداوند بدهند می گفتند که امر بر ما مشتبه شده است. به این معنی که گاوان شبیه به هم هستند! و هیچگاه معنای اشتباه و گمراهی از این آیه مشخص نمی شود.


کلام بالا کلام علامه طباطبایی در تفسیر المیزان می باشد.آیا ایشان نیز اشتباه کردند؟ تفسیر نمونه مکارم شیرازی نیز چنین است! ایشان نیز اشتباه کرده است؟ کشف الحقایق نیز چنین نوشته، آن نیز اشتباه کرده است؟ در تفسیر احسن الحدیث نیز چنین آمده است، آیا باز اشتباهی شده است؟


جناب حق جو!


با توجه به نوشتار شما در مورد این آیه شما نیز همان بی ادبی قوم بنی اسرائیل را تکرار کردید و سخن خداوند را مبهم نشان دادید!!


خدا نکند بنده به کسی تهمت و افترایی ببندم بلکه فقط نتیجه ای که از کلام شما متصادر می شود را بیان کردم! شما در واقع در مورد این آیات سوال نکردید بلکه نظرات شخصی خود را در مورد آیات بیان کردید و نتیجه گرفتید که فقط 3 آیه قابل هدایت و الباقی گمراه کننده است یعنی وجوه معجزه قرآن یعنی هدایتگر بودن و فصاحت و بلاغت آنرا زیر سوال بردید!!


آیا نتیجه گیزی از صحبت ها و مطالب شما تهمت و افترا است؟


آیا اگر بگوئیم شما هدایتگر بودن قرآن را زیر سوال بردید و در صف کافران و معاندین اسلام قرار گرفتید این تهمت می باشد؟


آیا این عقاید شما نیست که چنین چیزی را بیان می کند؟


جناب حق جو!


شما برای اینکه عقیده خود را به سایرین تحمیل کنید ، قرآن را گمراه کننده و مورد اشتباه می خوانید کاری که حتی حشویه و غلاه که مطرود تمام فرق اسلامی هم هستند نکردند!!


شما تنها 3 آیه از آیات کلام الله را محکم و الباقی را متشابه و متشابهات را باعث اشتباه و گمراهی می دانند، یعنی فقط 3 آیه از قرآن را باعث هدایت می دانند!!!


هیچ دلیل و برهانی در مورد این مسئله ندادید!! حتی این 3 آیه محکم را نیز بیان نکردید در صورتیکه می دانید دلیل را مدعی میاورد!


جناب حق جو


مطالب شما فقط تکرار مکررات است و هیچ ادله علمی و عقلی از آن پشتیبانی نمی کند، حتی سایر دوستان شیعه که اهل منطق و فکر هستند نیز در این بحث با شما همراهی نکردند و شما در این قول تنها هستید!


دوست دارم از سایر دوستان و کاربران محترم هستی، صبح، با قرآن در صحنه، بچه باحال، اسپیریت و سایرین بپرسم که:


آیا سایر دوستان شیعه نیز چنین عقیده ای دارند و معتقدند که تنها 3 آیه از قرآن محکم و الباقی متشابه و موجب گمراهی است؟

آیا ائمه شیعه چنین نظری داشتند؟

آیا اینها فقط برداشت شخصی است و یا عقیده فرقه ای خاص می باشد؟



با تشکر


خدانگهدار

حسین شالیکار
Wednesday 22 March 2006, 04:14PM
بسم الله الرحمن الرحیم




سلام علیکم



جناب حق جو...


فعلا از بحث صحابه بزرگوار پیامبر(ص) خارج می شویم و به اصل قضیه می پردازیم و انحراف ابتدایی بحث را از سوی شما نادیده می گیریم!



البته خیلی زود نتیجه گیری کردید!!



برادر حق جو فرمودند:
قران درآیه 7 سوره آل عمران آیات خود را بهمحکم و متشابه ( آیاتی که بالقوه می تواننداشتباه آور وشبهه بر انگیزباشند ) تقسیم کرده است



آنچه در این آیه روشن و مبرهن است این مطلب است که تاویل آیات متشابه یعنی آیاتی که از لحاظ فصاحت و زیبایی کلام به هم شبیه هستند و از غیب مستور صحبت می کنند باعث فتنه جویی می شود و ما تنها سفارش به ایمان به این آیات شدیم و نه تاویل، و تاویل آنها را فقط خداوند متعال می داند و اگر در پی تاویل آنها باشیم موجب فتنه جویی می شود.

برادر حق جو فرمودند:
قران پیروی از این آیات را روش اهل کجی و گمراهی میداند و مسلمانانرا از این کار بیم می دهد


همانطور که در آیه مشخص است خداوند به دنبال تاویل متشابهات رفتن را کار کسانی می داند که در قلبهایشان زیغ وجود دارد و چون تاویل متشابهات کار خداوند است از این کار بیم می دهد.



برادر حق جو فرمودند:
در هیچیک از آیاتقران، محدوده مشخصی برای متشابهات ذکر نشده است و سوره مشخصی نداریم که همهمتشابهات را در خود جای داده باشد تا مسلمانان با خیال راحت به محکمات عملکنند

ما معتقد هستیم در واقع ممیزی که خداوند برای فرق بین محکم و متشابه قرار داده است همین است که اگر کسی تحقق وجود خارجی آیه ای را ندانست آن آیه متشابه است ولو اینکه معنی و ترجمه همان آیه معلوم باشد.


به عنوان مثال خداوند می فرماید: "یوم ینفخ فی الصور فتاتون افواجا" یعنی "روزیکه دمیده شود در صور پس شما فوج فوج می آئید"

معنی آیه واضح است ولی تحقق و وجود خارجی آنرا که در خارج به چه کیفیتی است کسی نمی داند که ماده صور چیست و عرض و طول و کیفیتش چگونه است و چگونه در ان دمیده می شود. خدایتعالی هر آیه ای که چنین باشد و تاویل آنرا یعنی تحقق آنرا کسی نداند به این نظر متشابه می خواند، زیرا تاویل به معنای اول و برگشت از ظاهر بواقع و تحقق در خارج است چنانچه حضرت یوسف خواب دید و گفت: "انی رایت احد عشر کوکبا و الشمس و القمر رایتهم لی ساجدین" یعنی "من در عالم رویا دیدم که 11 ستاره با خورشید و ما برایم سجده کردند" این خواب را فهمید ولی تاویل آن یعنی وجود خارجی ان چگونه است را کسی نمی دانست و حضرت یوسف پس از 40 سال ه سلطان مصر شد و پدر و مادرو برادرانش آمدند و در تعظیم او شرکت کردند وقوع خارجی یعنی تاویل آنرا بیان کرد و گفت: "یا ابت هذا تاویل رویای من قبل" یعنی "ای پدر این است تاویل و تحقق خارجی رویای من"


آیات محکم هر آیه ای است که وقوع و تحقق خارجی آن برای هر کس دانستنی باشد مانند اقیموا الصلاه که هر کس وجود خارجی نماز را درک کرده است.

حسین شالیکار
Wednesday 22 March 2006, 04:17PM
برادر حق جو فرمودند:
از همه کسانیکه قران را برای هدایت کافی می دانند و لزوم مراجعه به سخن معلم معصوم را برای فهمقران انکار می کنند می خواهم که بدون تفره رفتن و مغلطه بافی، در همینجا آیات محکمرا برای بنده مشخص کنند


جناب حق جو!


ما ممیزی آیات را خدمت شما عرض کردیم و معتقد هستیم که نزلنا علیک الکتاب تبیانا لکل شیئی وهدی و رحمه وبشری للمسلمین در ضمن ما مثل شما معتقد نیستیم که فقط 3 آیه محکم در قرآن وجود دارد و الباقی متشابه و گمراه کننده است که بخواهیم در چند سطر آیات محکم را برای شما بیان کنیم.

ولی شما می توانید در چند سطر این مطلب را بیان کنید زیرا معتقدید فقط 3 آیه محکم است که نهایتا می شود3 خط!! پس شما بدون جنجال و هیاهو آن 3 آیه را بیان نمائید! بالاخره این شما بودید که چنین ادعایی کردید!


برادر حق جو فرمودند:
آگر آنگونه کهدوستان اهل سنت و وهابیون ادعا می کنند معنای متشابهات را فقط و فقط خدا می داند،مسلمانان از وجود این آیات ( که کسی قادر به درک آن نیست !! ) چه سودی می برند؟؟!! آیا فایده بردن از آیات قران به درک و فهم این آیات وابستهنیست؟؟
6- کسانی که ادعا می کنند قران ساده وروان و برای همه قابل فهم است و نیازی به معلم معصوم ندارد چگونه همزمان با اینادعای واهی، می گویند: متشابهات قران را جز خدا کسی نمی داند؟؟!!!!!!!!
7- سخن شیعیان در این مورد روشن است. قاعدهکلی مراجعه و پیروی نادان از داناست. این قاعده ای است که همه جهان آنرا در یافته وپذیرفته اند ( البته بجز برادران اهل سنت و دوستان وهابی )
هر علم و دانشی و هر کتاب ارزنده ای بدون معلم شایسته بی فایده و گمراهکننده است و قران نیز از این قانون مستثنی نیست. معلم معصوم قران، معنای آیات قرانرا برای هر دانشجو آنگونه که شایسته اوست و در حد درک او بیان می کند و به اینترتیب یک آیه از قران می تواند بطور موازی و نه متضاد، معانی مختلفی داشته باشد کهدر حدیث، برای سطوح مختلف درک و فهم، بیان شده است و برای آیندگان در سطوح متفاوتقابل استفاده است.
اینگونه است که قران، خود به وجودمتشابهات و لزوم مراجعه به پیامبرو اهل بیت برای همه مسلماناندلالت می کند


جناب حق جو


این سخن شما نشان می دهد که مطالب بنده را مطالعه نکردید وگرنه چنین نمی نوشتید.

ما ادعا نکردیم که معنا و مفهوم متشابهات را فقط خداوند می داند.بلکه بیان کردیم تاویل انرا فقط خداوند می داند و این نشان می دهد که شما نمی دانید که تاویل به چه معناست و به عنوان معنا و مفهوم و تفسیر به کار می برید در صورتیکه در هیچ جای قرآن تاویل را به معنای مصطلح امروزی (تفسیر و معنا و توجیه) بیان نکرده است.


تاویل در عربی از ماده اول به معنی بازگشت می باشد و به معنای مفعولی بازگشت شده نیز به کار می رود.چنانچه خداوند می فرماید: "بل کذبوا بما لم یحیطوا بعلمه و لما یاتهم تاویله" یعنی "آنچه را که به علمش احاطه نداری تکذیب کردند و هنوز تاویل (بازگشت و تحقق) آن به ایشان نیامده است"

چنانچه حضرت یوسف خواب دید و گفت: "انی رایت احد عشر کوکبا و الشمس و القمر رایتهم لی ساجدین" یعنی "من در عالم رویا دیدم که 11 ستاره با خورشید و ما برایم سجده کردند" این خواب را فهمید ولی تاویل آن یعنی وجود خارجی ان چگونه است را کسی نمی دانست و حضرت یوسف پس از 40 سال ه سلطان مصر شد و پدر و مادرو برادرانش آمدند و در تعظیم او شرکت کردند وقوع خارجی یعنی تاویل آنرا بیان کرد و گفت: "یا ابت هذا تاویل رویای من قبل" یعنی "ای پدر این است تاویل و تحقق خارجی رویای من"

در ضمن با بررسی بیشتر مشخص می شود آیاتی که کافران تاویل (بازگشت) آن را می خواستند آیات قیامت بوده است.

چنانچه می فرماید: "هل ینظرون الا تاویله یوم یاتی تاویله،یقول الذین نسوه من قبل قد جاءت رسل ربنا بالحق فهل لنا من شفعاء فیشفعوا لنا..." یعنی "آیا اینان انتظار تاویل آنرا دارند،روزی تاویل آن می آید(این گفته های ما تحقق یافته و قیامت می رسد)پس کسانی که آن را (قیامت را) در دنیا فراموش کرده بودند می گویند: "فرستادگان خدا حق را به ما آوردند پس آیا میانجیگرانی برای ما هستند تا شفاعت کنند؟ " مشخص است که این سخنان در مورد قیامت است.


برای اثبات این مطلب آیه هایی از قرآن را نقل می کنیم تا واضح شود که آیاتی که کفار تاویل و بازگشت آنرا می خواستند عبارت از آیه هایی بود که در آنها از کارهای خارق العاده مانند وقوع قیامت و اوضاع ان سخن گفته است که قبول آن مطالب برای کفار سخت می آمد، چنانکه در سوره یس آیه 48 می فرماید: "متی هذا الوعد ان کنتم صادقین" یعنی "اگر شما راستگو هستید پس از وعده کی خواهد بود" و نیز چنانکه دیده می شود کفار از زمان وقوع روز بازخواست پرشسهایی می کنند، و حضرت پیغمبر(ص) می فرماید: "نمی دانم آیا آنچه که به شما وعده دادم می شود نزدیک است یا پروردگار من برای آن فاصله ای از زمان را قرار خواهد داد"


گاهی نیز کفار در مقابل آیات به مقام استدلال بر می آمدند و می پرسیدند: "وقتیکه استخوانها ما پوسید و از بین رفت چگونه خدا آنها را جمع آوری کرده دوباره زنده خواهد نمود"


از این آیات مشخص می شود که آنچه کفار تاویلش را می خواستند مطالبی بود که بشر از درک آنها عاجز است و بدانها راهی ندارد و منظور از متشابهات اینگونه آیات است که از حیث زیبایی و فصاحت شبیه به یکدیگر هستند و از غیب مستور خبر می دهند.


با توجه به ادامه آیه مشخص می شود که تاویل آیه را نیز کسی جز خدا نمی داند حتی پیامبر(ص) و سایر ائمه، چنانچه در آیه آمده است زمانیکه کفار از پیغمبر در مورد قیامت سوال می کنند و زمان آن را می خواهند حضرت پیغمبر(ص) می فرماید: "نمی دانم آیا آنچه که به شما وعده دادم می شود نزدیک است یا پروردگار من برای آن فاصله ای از زمان را قرار خواهد داد"


پس حتی معلم قرآن هم نمی داند تاویل آیه چه می تواند باشد! زیرا خداوند آن را خاص خود می داند.


پس با توجه به توضیحاتی که در مورد راسخون در علم داده شد و مشخص شد که منحصر به عده ای نیست و تاویل آیات را نیز کسی غیر از خدا نمی داند تکلیف ما در برابر این آیات آن است که معنای آنرا بفهمیم و به آن ایمان داشته باشیم ولی دنبال تاویل آن نباشیم.


با تشکر


خدانگهدار

فيروز
Wednesday 22 March 2006, 07:03PM
بسم الله

با سلام و کمال احترام

جناب حق جو !

مقاله سخیف شما نه تنها توهینی به جناب امیر و همه کاربران این انجمن بود بلکه پشت پایی به عقاید تمامی آنانی است که قران را کتاب خداوند و مایه هدایت انسان می دانند !!!

آیا برای دشمنی با ما ، شما باید کلام خداوند را زیر سوال ببرید ؟!!! آیا چون ما می گوئیم که دینتان را فقط از منبعی استخراج کنید که تضمین شده خدائی است شما باید برای تلافی تمامی قران را متشبهات بدانید ( به جز سه آیه ) ؟!!!

خود را گول می زنید ؟!!! آیا مقاله بالا را شما نوشته اید یا خیر ؟!! مقاله بالا عقاید آنانی را نشان می دهد که قصد دارند به ظاهر خیلی محترمانه قران را به کناری بگذارند و تبعیت از احادیث و روایات جعلی را جایگزین آن کنند ؟!!!

و هر آنچه که در این انجمن نوشته می شود نماینگر عقاید نویسنده آن مقاله می باشد و شما صراحتا در این تاپیک هر آنچه را که تاکنون سعی در مخفی کردن آن داشته اید با کمال جسارت نمایان کردید و تمامی کاربران به روشنی مشاهده کردند که شما چگونه در صدد هستید که به تدریج عقایدی را تبلیغ کنید که اولین اصل و قانون آن جایگزین کردن کتب فرقه جنابعالی با قران است !!!

وسلام یا الله
با سلام
جناب ايکس!
ظاهرا شما برای بی شرمی حدی قائل نيستيد. دوستان در اين تالار از عقائد شما درباره آيات متشابه آگاهند. زمان زيادی از اظهار نظر شما و هم پالکی هايتان درباره القائات آيات متشابه توسط شيطان!! به پيامبر نمی گذرد. شما و ياور و تسليم نيم بيشتر آيات قرآن را (که آيات تطهير و ولايت و فضائل علی (ع) در بين آنها می درخشد) شيطانی دانسته ولی بالاخره نگفتيد ملاک تشخيص آيات شيطانی از ساير آيات غير از اينکه آيات شيطانی فضل اهل بيت و نفاق دشمنان آنها را نشان می دهد چيست؟؟؟
اگر ملاک همين است بنابراين به عقيده شما نصف بيشتر قرآن در فضائل اهل بيت نازل شده که در اين صورت خواهشمندم ما را از اين فضائل بهره مند کنيد تا محبتمان به خاندان نبوت بيشتر گردد.

حق جو
Wednesday 22 March 2006, 09:12PM
جناب رهرو


شما پیرو خلیفه ای هستید که در بین عرب و عجم به بد دهنی و فحاشی در کلام و خشونت در مقابل پیر مردان و زنان معروف بوده است اما در میدانهای جنگ چیزی جز ترس و فرار و پشت کردن به دشمن از خود نشان نداد و چنین آیاتی در باره او نازل شده است:
و من یولهم یو مئذ دبره الا متحرفا لقتال او متحیزا الا فئه فقد باء بغضب من الله و ماواه جهنم و بئس المصیر
و هر که در روز جنگ به دشمن پشت نموده ( مگر اینکه برای مصالح جنگی از قسمتی از لشگر به یاری قسمت دیگری برود ) و فرار کرد بطرف خشم خدا رو آورده و جایگاهش جهنم است که بد منزلگاهی است

بنا بر این در باره اهانتهای مکرر شما نیازی به بحث و بررسی نمی بینم این غایت و نهایت و کمال مطلوب شماست که آنرا در پیشوایتان دیده اید.

بنده در این مقاله در صدد طرح اعتقادات شیعه یا معتقدات خودم نیستم. بنا براین استدلال شما به نهج البلاغه و تفاسیر شیعه برای مجاب کردن من جایی ندارد و مشکلی را حل نمی کند. تنها چیزی که با این ترتیب روشن می شود نیازمندی همه ما به احادیث معصومین است و بس.

اگر آنگونه که شما مدعی هستید قران برای ما کافی بود سخنان شما به کاسه لیسی نهج البلاغه و تفاسیر شیعه منتهی نمیشد !!
موضوع مقاله نقد ادعای کفایت قران بر اساس آیه 7 سوره آل عمران و سایر آیات قران است. شما که قران را کافی می دانید لزوما باید بتوانید این ادعای واهی را از قران اثبات کنید.


صوفي گرامي جناب "حق جو"!


بلفرض قبول اين توهم ! اين آيه را براي ما معني كنيد!؟
:"الله نزل احسن الحدیث کتابا متشابها" یعنی "خدایتعالی نازل نموده است بهترینحدیث را کتابی استمتشابه"
آیا نعوذ بالله خداوند بهترین حدیث را کتابی قرار می دهد که اشتباه آور وگمراه کننده باشد؟؟؟؟؟




ظاهرا شما هم مثل جناب شالیکار بدون خواندن مقاله و پاسخهای آن، دست به جواب می زنید.
عرض بنده این بود که تشابه و متشابه از نظر لغت و قران در دومعنا استفاده شده است:

1-مشابهت
2- شبهه و اشتباهاینکه خداوند در یک آیه قسمتی از قران را متشابه می داند و در آیه ای دیگر همه آنرا، تنها و تنها با توجه به دو معنی متفاوت، قابل توجیه است.
تکلیف ما را روشن کنید! اگر تشابه تنها یک معنا دارد چگونه این معنا هم در بعضی از آیات است و هم در تمامی آنها .این تناقض آشکار را چگونه توجیه می کنید؟؟!!
آیه مورد استناد شما متشابه را به معنای شباهت به کار برده است به این معنا که آیات قران به نوعی به یکدیگر شباهت دارند.
اما آیه 7 سوره آل عمران با صراحت و روشنی معنای دوم ( شبهه و اشتباه ) را مد نظر قرار می دهد. این آیه آیات قران را دو دسته می کند و تنها یکی از این دو دسته را متشابه می داند و پیروی از آنرا روش اهل زیغ می شمارد و مومنان را به سوی آیات محکم سوق می دهد.

حق جو
Wednesday 22 March 2006, 09:24PM
گفتید که


شما معني آيه ذ يل را با توجه به توهمات خود و يا كلام معصوم! براي ما بيان كنيد تا من آيات محكم را براي شما مشخص كنم !.
"کتاب احکمت آیاته ثم فصلت"منظور ازا ین آیه چیست؟



این مشکل شماست که قرانتان گاهی تماما محکم است و گاهی تماما متشابه و گاهی بعضی از آن محکم است و برخی متشابه !! و اگر کسی از شما سوال کند که محکمات قران کدام آیات هستند بجای جواب به این سوال ساده، سوالی دیگر را مطرح می کنید !!!

احکمت در آیه مورد نظر شما به معنای تحکیم آیات و نبودن عیب و نقص در قران است و این با محکم و متشابه در آیه 7 سوره آل عمران ارتباطی ندارد و گرنه به تناقض می رسید!


گفتید که:


بلفرض قبول اين توهم ! اين آيه را براي ما معني كنيد!؟
:"الله نزل احسن الحدیث کتابا متشابها" یعنی "خدایتعالی نازل نموده است بهترینحدیث را کتابی استمتشابه"
آیا نعوذ باللهخداوند بهترین حدیث را کتابی قرار می دهد که اشتباه آوروگمراه کنندهباشد؟؟؟؟؟



ظاهرا شما هم مثل جناب شالیکار بدون خواندن مقاله و پاسخهای آن، دست به جواب می زنید.
عرض بنده این بود که تشابه و متشابه از نظر لغت و قران در دومعنا استفاده شده است:
1- مشابهت
2- شبهه و اشتباه
اینکه خداوند در یک آیه قسمتی از قران را متشابه می داند و در آیه ای دیگر همه آنرا، تنها و تنها با توجه به دو معنی متفاوت این کلمه قابل توجیه است.
تکلیف ما را روشن کنید! اگر تشابه تنها یک معنا دارد چگونه این معنا در بعضی از آیات نیست ( آیات محکم ) و هم در تمامی آیات هست؟؟!!! این تناقض آشکار را چگونه توجیه می کنید؟؟!!
آیه مورد استناد شما متشابه را به معنای شباهت به کار برده است به این معنا که آیات قران به نوعی به یکدیگر شباهت دارند.
اما آیه 7 سوره آل عمران با صراحت و روشنی معنای دوم ( شبهه و اشتباه ) را مد نظر قرار می دهد. این آیه آیات قران را دو دسته می کند و تنها یکی از این دو دسته را متشابه می داند و پیروی از آنرا روش اهل زیغ می شمارد و مومنان را به سوی آیات محکم سوق می دهد.


در خصوص اينكه رسول خدا قرآن را در دسترس امت خود گذارده نه اينكه فقط به وصي خود سپرده باشد
خطبه 1 : و خلف فيكم ما خلف .... يعني چون خدايتعالي رسول خود را از دنيا برد گذاشت در ميان شما انچه پيغمبران در ميان امم خود گذاشتند زيرا انبياء امم خود را بلا تكليف نگذاشتند بدون راه روشن و نشانه برپا!
,گذاشت ميان شما كتاب پروردگارتانرا در حاليكه حلال و حرام ان روشن و بيان شده بود.
فقيه شدن در قرآن نه حديث

و يا در مقدمه تفسير صافي از حضرت عسكري روايتي نقل شده كه :
قال رسول الله ان هذا القرآن هوالنور.... يعني رسول خدا فرمود محققا اين قرآن همان نور روشن و ريسمان متقن و طناب محكم و درجه بالا , و شفاء بهتر و فضيلت بزرگتر و سعادت عظيم تر است كسيكه بنور او استفاده كند خدا او را حفظ كند و كسيكه به آن چنگ زند خدا نجاتش دهد انكه ازاحكام او جدا نگردد خدا او را بالا برد و انكه از ان شفا جويد خدايش شفا دهد و انكه قرآن را بر غير قرآن ترجيح دهد خدا او را هدايت كند و هر كس هدايت را در غير آن بجويد خدا بگمراهيش واگذارد و كسيكه انرا امام و پيشواي خود كند كه مقتدا و مرجع او باشد خدا او را بسوي بهشتهاي نعمت خود بكشاند .
و اما جوابيه كلي را در اين خطبه ميتواني بفهمي
خطبه 176: و اعلموا ان هذا القرآن هوالناصح ...بدانيد كه اين قران همان نصيحت گويي يست كه گول نميزند! و راهنمائي است كه گمراه نميكند و گوينده اي است كه دروغ نميگويد و كسي با آن ننشست مگر اينكه پس از كنار آن بزياده و يا نقصان برخاست ! زيادتي در هدايت و نقصان از كوري!! و بدانيد كه براي احدي پس از قرآن و آشنايي با آن احتياجي و كمبودي نمي ماند (يعني به هيچ كتابي محتاج نخواهد بود) و براي احدي پيش از قرآن بي نيازي نيست (يعني اگر هزاران كتاب بخواني بدون قرآن فقر خواهي بود) ازقرآن شفا بجوئيد براي دردهاي خود و بر سختيها بآن ياري جوئيد زيرا در آن شفاء است از بزرگترين درد و آن كفر و نفاق و گمراهي و ضلالت است و ببركت قرآن از خدا درخواست كنيد(يا بدستور او و بادوستي قرآن و ياري او بسوي خدا توجه كنيد) و با بودن قرآن از مخلوق چيزي نخواهيد! زيرا بندگان توجه نكرده اند بسوي خدا بدستور چيزي مانند قرآن . بدانيد كه اين قرآن شافعي است مورد قبول و گوينده ايست مورد تصديق و محققا" هر كه را قرآن شفاعت كند پذيرفته شود و كسيكه قرآن عليه او بگويد تصديق گردد! محققا روز قيامت منادي ندا كند كه آگاه باشيد هر زارعي مبتلا بزراعت و عاقبت عمل خود ميباشد جز انكه در دل خود بذر قرآن كاشته باشند .
از حافظان و پيروان قرآن باشيد و او را دليل و راهنماي خود قرار دهيد و از آن پند بخواهيد و عقائد خود را متهم بدانيد و بر قرآن عرض بداريد و آراء خود را در قرآن تصفيه كنيد
يا الله
رهرو
سوال بنده از شما که قران را کافی می دانید این بود که بر اساس قران، کدامیک از آیات قران محکم هستند تا بنده و جنابعالی از آنها تبعیت کنیم . متاسفانه شما بجای پاسخ دادن به این سوال ساده، برای ارشاد بنده دست به فحاشی و اهانت زدید! و برای اثبات سخنتان بجای استناد به قران به نهج البلاغه و حدیث امام حسن عسگری (ع) متوسل شدید!!!
همانگونه که دوستان عزیز شاهد هستند کسانی که شعار حسبنا کتاب الله و لا حکم الا لله را سر می دهد در توضیح آیه ای از قران عملا به عدم کفایت قران معترف هستند و چاره ای جز آوردن حدیث در کنار قران ندارند!!!!

در نهایت آنچه را به عنوان (( جوابیه کلی )) از نهج البلاغه آوردید ( به جهت تاکید شما نه موضوعیت با مقاله ) بررسی می کنیم.

مولا علی (ع) در ادامه آنچه شما بطور تقطیع شده آوردید می فرماید:

مبینا حلاله و حرامه و فرائضه و احکامه و ناسخه و منسوخه و رخصه و عزائمه و خاصه و عامه و عبره و امثاله و مرسله و محدوده و محکمه و متشابهه مفسرا جمله

در این جملات علی (ع) غیر از محکم و متشابه آیات را به هفت صورت دیگر دسته بنده کرده و تصریح کرده که این موارد از سوی پیامبر(ص) بیان شده و جملات قران توسط او تفسیر شده است. به این ترتیب مشکل شما بیشتر می شود!!


کجاست محکم و متشابه قران؟
کجاست ناسخ و منسوخ و رخص و عزائم و خاص و عام و مرسل ومحدود و کجاست تفسیر پیامبر از قران؟؟!!!
آیا هیچ مسلمان شرافتمندی می تواند کسی جز علی (ع) و اولاد معصومینش را معرفی کند که واجد این دانشها باشد؟؟
آیا شخصی همچون عمر بن خطاب که به اعتراف خودش تا آخر عمر رو خوانی سوره بقره را فرا نگرفت می تواند چنین ادعایی داشته باشد؟؟!!
آیا ابوبکر که پیامبر او را برای خواندن یک سوره ( سوره برائت ) بر مردم شایسته ندانست و معنای یک کلمه از قران را ( کلاله ) نمی دانست چنین دانشی را دارد؟!!
آیا در بین شما تا زمان ما و تا قیامت کسی که به قران از این دو خلیفه راشد!! دانا تر باشد یافت می شود؟؟!!
اگر همه این موارد در اختیار مسلمانان است چرا در بای بسم الله تا آخر قران شاهد اینهمه آرا و افکار مختلف و متضاد هستیم؟؟

از این گذشته شما که به نهج البلاغه برای اثبات قران!!!! استناد می کنید چرا سخنان مکرر علی (ع) در باره لزوم پیروی و تمسک به اهل بیت را در نهج البلاغه نمی بینید؟؟!!
و در نهایت اگر قران کافی است چرا شما آداب دینتان را از اصحاب که خودشان یکدیگر را کافر دانستند و به قتل رساندند می گیرید؟؟!!

حق جو
Wednesday 22 March 2006, 11:27PM
بسم الله الرحمن الرحیم





سلام علیکم





در کجای کلام بنده سرگردانی وجود دارد؟


کسانی که در دلهایشان مرض و انحراف وجود دارد به دلیل اینکه دنبال تاویل (دقت بفرمائید) تاویل آیاتی که از نظر فصاحت و زیبایی شبیه به هم و از غیب مستور سخن می گویند هستند و چون تاویل این آیات را کسی نمیداند خداوند آنها را سرزنش نموده!


دوست عزیز

از آنجا که قسمت زیادی از پاسخ شما چیزی جز تکرار سخنان جناب رهرو نیست بنده نیازی به تکرار پاسخ نمی بینم.
قران از تبعیت متشابهات سخن می گوید و ما از دل کسی خبر نداریم تا بدانیم آیا این تبعیت بر مبنای میل به باطل است یا نه؟؟ بنا بر این تنها راهکار منطقی شناختن متشابهات خواهد بود.

در باره معنای تشابه و متشابه به خطا رفتید.
شما تشابه را تنها به معنای شباهت می دانید و برای شبهه ریشه دیگری را ادعا می کنید در حالیکه فرهنگ لغات شما را تکذیب می کند!!

المنجد:

شبه مثل
تشابه الرجلان اشبه کل منهما الاخر
الشبهه ج شبه و شبهات المثل
..................................................
شبه علیه الامر لبسه علیه
تشابه الامر کان متشابها غیر محکم
اشتبه فی الامر شک فی صحته
اشتبه الامر علیه خفی و التبس
الشبهه ج شبه و شبهات ما یلتبس فیه الحق بالباطل و الحلال بالحرام

بنا بر این از نظر ریشه، شبهه و تشابه یکی هستند وهر دو می توانند معنای مثل و مانند یا امر مخفی و اشتباه آور را داشته باشند و بهترین راه برای درک معنای این کلمه رجوع به اصل آیه است.


توجه کنید که آیاتی که شبیه به همند یا فصیح و بلیغند نمی توانند با کجی و مرض و انحراف مرتبط باشند !!
یکبار دیگر عرض کردم که آیات شبیه به هم باید روشنتر و واضحتر باشند نه مخفی تر و پوشیده تر!!

حسین شالیکار
Wednesday 22 March 2006, 11:56PM
بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم

دوست عزیز

از آنجا که قسمت زیادی از پاسخ شما چیزی جز تکرار سخنان جناب رهرو نیست بنده نیازی به تکرار پاسخ نمی بینم.

اتفاقا ما هم نیازی به تکرار مطالب نمی بینیم. بطلان سخن شما واضح و آشکار است و در برابر بسیاری از کلامها سخنی نداشتید جز تکرار مکررات. و این بر هر خواننده ای واضح و مبرهن است اگر از ابتدای بحث را مطالعه بفرماید.

تصمیم بر عهده خواننده می باشد که کلام کدامیک را انتخاب کند!

کلام شما که قرآن را گمراه کننده می خوانید . یا کلام ما را که قرآن را کتاب هدایت و رهنمای زندگانی بشر می دانیم!

قران از تبعیت متشابهات سخن می گوید و ما از دل کسی خبر نداریم تا بدانیم آیا این تبعیت بر مبنای میل به باطل است یا نه؟؟ بنا بر این تنها راهکار منطقی شناختن متشابهات خواهد بود.

نیازی به آگاهی از دل افراد نیست!

زیرا آیه مشخص می کند کسانی که دنبال تاویل آیات و فتنه جویی هستند از آیات متشابه تبعیت می کنند!

تاویل هم که نمی دانستید چه معنایی دارید و مکررا از آن به عنوان تفسیر و ومعنا یاد می کردید! در ضمن عرض شد که کافران تاویل چه آیاتی را می خواستند و حتی پیامبر(ص) نیز تاویل انها را نمی دانست!


در باره معنای تشابه و متشابه به خطا رفتید.
شما تشابه را تنها به معنای شباهت می دانید و برای شبهه ریشه دیگری را ادعا می کنید در حالیکه فرهنگ لغات شما را تکذیب می کند!!

المنجد:

شبه مثل
تشابه الرجلان اشبه کل منهما الاخر
الشبهه ج شبه و شبهات المثل
..................................................
شبه علیه الامر لبسه علیه
تشابه الامر کان متشابها غیر محکم
اشتبه فی الامر شک فی صحته
اشتبه الامر علیه خفی و التبس
الشبهه ج شبه و شبهات ما یلتبس فیه الحق بالباطل و الحلال بالحرام

بنا بر این از نظر ریشه، شبهه و تشابه یکی هستند وهر دو می توانند معنای مثل و مانند یا امر مخفی و اشتباه آور را داشته باشند و بهترین راه برای درک معنای این کلمه رجوع به اصل آیه است.


توجه کنید که آیاتی که شبیه به همند یا فصیح و بلیغند نمی توانند با کجی و مرض و انحراف مرتبط باشند !!
یکبار دیگر عرض کردم که آیات شبیه به هم باید روشنتر و واضحتر باشند نه مخفی تر و پوشیده تر!!


فرض که بنده از لحاظ کتاب لغت اشتباه کردم! اگر اشتباهی باشد می پذیرم ولیکن همانطور که عرض کردم لغات دارای معانی گوناگونی هستند که شما از ذکر قرینه های پیوسته و ناپیوسته در قرآن غفلت کردید که توجه به آنها موجب می شود تا معانی مناسب در هر جا فهمیده شود.

قطعا آیاتی که شبیه به هم هستند موجب انحراف و مرض نمی شوند بلکه به دنبال تاویل آیاتی که خبر از غیب مستور می دهند درضمن شبیه به هم هستند و کسی غیر از خداوند تاویل آنرا نمی داند موجب فتنه جویی می شود!



با تشکر

خدانگهدار

zxcv
Thursday 23 March 2006, 01:43AM
بسم الله

با سلام و کمال احترام

در اصل توسط حق جو نوشته شده است
بنده به آنچه رخ داد افتخار می کنم و اجرش را از اهل بیت خواستارم

اکنون ببینید که این شخص به چه چیزهایی افتخار می کند !!!

در اصل توسط حق جو نوشته شده است
بنا بر آنچه گفتیم آیات متشابه آیاتی هستند که ظاهرا دارای معنایی گمراه کننده، اما شبیه به حق هستند و اگر کسی این معنا را حق بپندارد دچار اشتباه و گمراهی خواهد شد.

تا اینجا ایشان قسمتی از قران را که به قول خودش متشابهات کلام الله می باشند باعث گمراهی میداند!!! اما هنوز حدی را برای آن مشخص نکرده !!!! اما در ادامه می بینید که این شخص به چه نحوی به تمامی قران حمله ای ناجوانمردانه می کند !!!

در اصل توسط حق جو نوشته شده است
سوالی که در اینجا برای هر انسان عاقلی پیش می آید این است که کدام آیه محکم و کدام آیه متشابه است تا بتوان متشابه را بوسیله محکم تفسیر کرد؟؟؟!!بدون شک هر آیه ای که در نظر اول محکم باشد ممکن است در حقیقت خود از آیات متشابه قران باشد و تفسیر سایر آیات بوسیله آن، تنها به گمراهی منجر شود! از سویی دیگر در هیچ کجای قران تعداد آیات متشابه ذکر نشده است و اگر کسی ادعا کند که تنها سه آیه از قران محکمند ( برای جاری شدن صیغه جمع ) و بقیه آیات همگی متشابه هستند سخنی به گزافه نگفته است!!

می بینید که چگونه دشمنان خدا با زیرکی هر چه تماتر تهاجم خود را به کلام الله زمینه چینی می کنند!!! آیا این تبعیت از شیطان نیست که می خواهد به بهانه مشتبهات تمامی قران را زیر سوال ببرد ؟!!اگر قران را باعث گمراهی بدانیم چه چیزی برایمان می ماند ؟!!!

نمی شود که ادعای مسلمانی کرد و در مقابل توهین به قران سکوت کرد !!! در کنار ما به قران اهانت می کنند ولی شما باز هم ساکت نشسته اید!!! آیا تعلقات فرقه ایی برای شما از کلام خالقتان مهمتر است !!! آیا خداوند فقط سه آیه برای هدایت ما و شما فرستاده ؟ !!! آیا قران باعث گمراهی است ؟!!

{ کسانیکه به این قران که برای هدایت نازل شده کفر می ورزند جز نادانی و خسارت نتیجه ایی نمی برند . قران کتاب بزرگی است که در کنار آن باطلی وجود ندارد و حقی را باطل نمی کند زیرا از جانب خدای توانای ستوده صفات نازل شده است . ( سجده - 41و 42)

وسلام یا الله

محمد مهدی 128
Thursday 23 March 2006, 05:45AM
بسم الله

با سلام و کمال احترام


[/i]



اکنون ببینید که این شخص به چه چیزهایی افتخار می کند !!!





تا اینجا ایشان قسمتی از قران را که به قول خودش متشابهات کلام الله می باشند باعث گمراهی میداند!!! اما هنوز حدی را برای آن مشخص نکرده !!!! اما در ادامه می بینید که این شخص به چه نحوی به تمامی قران حمله ای ناجوانمردانه می کند !!!





می بینید که چگونه دشمنان خدا با زیرکی هر چه تماتر تهاجم خود را به کلام الله زمینه چینی می کنند!!! آیا این تبعیت از شیطان نیست که می خواهد به بهانه مشتبهات تمامی قران را زیر سوال ببرد ؟!!اگر قران را باعث گمراهی بدانیم چه چیزی برایمان می ماند ؟!!!

نمی شود که ادعای مسلمانی کرد و در مقابل توهین به قران سکوت کرد !!! در کنار ما به قران اهانت می کنند ولی شما باز هم ساکت نشسته اید!!! آیا تعلقات فرقه ایی برای شما از کلام خالقتان مهمتر است !!! آیا خداوند فقط سه آیه برای هدایت ما و شما فرستاده ؟ !!! آیا قران باعث گمراهی است ؟!!

{ کسانیکه به این قران که برای هدایت نازل شده کفر می ورزند جز نادانی و خسارت نتیجه ایی نمی برند . قران کتاب بزرگی است که در کنار آن باطلی وجود ندارد و حقی را باطل نمی کند زیرا از جانب خدای توانای ستوده صفات نازل شده است . ( سجده - 41و 42)

وسلام یا الله






کما ئیس الکفار من اصحاب القبور :smile07: :smile07: :smile07:

رهرو
Thursday 23 March 2006, 06:58AM
صوفي گرامي جناب "حق جو!!"
من كي و كجا به شما اهانت كردم! مگر آنچه به املا در آوردم جز شايستگي و تفاخرات جنابعالي چيز ديگري بود!
بعد از پاسخ به چند سوال از يك سوال من طفره رفتيد نفرموديدكه :بلفرض قبول توهمات فرقه اي شما , كه قرآن را فقط بايد با كلام معصوم تفسير كرد ! اين معصوم شما الان كجاست كه جواب بسياري از سوالات شما را بدهد؟ اگر كتابي از ايشان موجود است لازم است نام آنرا ببريد تا ماهم مستفيض شويم ؟ كدام كتاب ؟ اصول كافي يا بحار مجلسي ؟!!
من مدعي هستم كه شما شيعه نيستيد و براي ادعا خود دليل آوردم و باز تكرار ميكنم , شيعه معتقد است هر حرف و حديث كه از معصوم به انها ميرسه با قرآن آنرا ميزان ميكنن اگر موافق بود ميپذيرن و اگر مخالف بود به سينه ديوار ميكوبن شما صوفي گرامي احاديث را با توجه به اينكه تمام قران مشتبه و گمراه كننده است به چه چيز مي سنجيد!؟؟ اگر اين توهم را عقيده شيعه بدانيم , چطور احاديث خود را با مشتبهات قرآن مي سنجند؟؟ اين سوالي است كه شما ملزم به جواب آنيد كه اثابت كنند نوع فرقه شما مي باشد!
در جايي باز فرار كرديد و با توجه به عقيده خود نگفتيد كه معني اين آيه چيست : "الله نزل احسن الحديث كتابا متشابها" يعني خدايتعالي نازل نمود است بهترين حديث را , كتابي است متشابه
آيا نعوذ الله خداوند بهترين حديث را كتابي قرار ميدهد كه اشتباه آور و گمراه كننده باشد!؟؟
شما در مقابل جواب جناب "امير" مدعي شديد اخباري نيستيد !حال مطالعه كنندگان ببينند كه چطور ايشان خود در رد افكار خود مطلب مينويسد كه :
بنده در این مقاله در صدد طرح اعتقادات شیعه یا معتقدات خودم نیستم. بنا براین استدلال شما به نهج البلاغه و تفاسیر شیعه برای مجاب کردن من جایی ندارد و مشکلی را حل نمی کند. تنها چیزی که با این ترتیب روشن می شود نیازمندی همه ما به احادیث معصومین است و بس.

ببنيد! ايشان دارد صريحا بيان ميكند كه اعتقاداتش با اعتقادات شيعه فرق ميكند!! و نهج ابلاغه را به طريقي رد ميكند!
شما فكر كرديد تاويل يعني تفسير و معني! و با اين توهم , نافورم تو گل گير كرديد.

عرض بنده این بود که تشابه و متشابه از نظر لغت و قران در دومعنا استفاده شده است:

1-مشابهت
2- شبهه و اشتباه
آنچه شما مقاله تان را با آن اغاز كرديد تاكيد به اين توهم بود كه تمام قرآن بجز سه آيه آن همه مشتبه و گمراه كننده است و تنها سه آيه محكم است و هنوز نيز دليل اين ادعا و آن سه آيه را نتوانستيد عنوان كنيد
و باز مجددا" تاكيد داريد كه:آیه 7 سوره آل عمران با صراحت و روشنی معنای دوم ( شبهه و اشتباه ) را مد نظر قرار می دهد. این آیه آیات قران را دو دسته می کند و تنها یکی از این دو دسته را متشابه می داند و پیروی از آنرا روش اهل زیغ می شمارد و مومنان را به سوی آیات محکم سوق می دهد.
من متوجه نميشوم شما يا اين موضوع را نمي فهميد و يا ...! باز هم تكرار ميكنم كه الله جل جلاله كساني را ملامت كرده كه در طلب تاويل آن بر مي آيند و اين تفكر زائيد تفكر صوفيان و فرقه شماست.

رهرو
Thursday 23 March 2006, 06:59AM
برای اثبات سخنتان بجای استناد به قران به نهج البلاغه و حدیث امام حسن عسگری (ع) متوسل شدید!!!
همانگونه که دوستان عزیز شاهد هستند کسانی که شعار حسبنا کتاب الله و لا حکم الا لله را سر می دهد در توضیح آیه ای از قران عملا به عدم کفایت قران معترف هستند و چاره ای جز آوردن حدیث در کنار قران ندارند!!!!

احتياج به سفسطه نيست ! موضوع طرح اين استناد من در همين نوشته هايم به خوبي روشن است من عرض كردم كه :اگر شيعه بودي و همانطور كه گفتي از كلام معصوم پيروي ميكردي اين سخنان را از نهج البلاغه خودتان خوب ميفهميدي كه : و اين مستندات را براي اثبات اينكه شما شيعه نيستيد آوردم و در بالا خود شما هم معترف به اين موضوع شديد كه اعتقادات شما با شيعيان فرق ميكند!
شما كه معتقد به احاديث معصومين براي تاويل قرآنيد چرا نمي گوئيد از كدام كتاب حديث استفاده ميكنيد؟
شيعه معقتد است نهج البلاغه پس از قرآن معتبرترين كتاب است حال شما كه اسم خود شيعه گذاشتي چرا اين حديث را قبول نميكني !
آيا جز غرض و مرض , چيز ديگري از گفته هاي شما استباط ميشود!؟ من تمام احاديث و كتب شما را
مردود ميدانم شما كه معتقدي چرا منكري؟
شما ميگويي راسخون در علم يعني معصومين و هزاران امام زاده ! و آنچه كه از ايشان روايت ميكنيد ميگه كه :آنانکه اعترافشان به نادانی درباره تفسیر غیب مستور ایشان را از ورود به درهای بسته آنبی نیاز ساخته است و خداوند اعتراف آنانرا به عجز و نادانی از احاطه بر آن امورستایش نمود و فرو نرفتن ایشان را در چیزهایی که ادراک کنهشان را از انان نخواسته ژرفنگری نامید
شما ميگويي كه بايد در حديث فقيه شد و ما به كساني رجوع ميكنيم كه در حديث فقيه باشند و در كتبتان روايت ميكنيد كه ايشان گفته اند كه :خطبه 127:و تعلمواالقرآن فانه احسن الحديث ... يعني وقران را فرا گيريد زيرا قرآن نيكوترين حديث است و در قرآن فقيه شويد زيرا قرآن زنده كننده لها است و بنور قرآن شفا جوئيد زيرا شفاء سينه هاست و آ‌نرا نيكو تلاوت كنيد كه نافع ترين قصه هاست
چگونه توهمات شما با اين خطبه سازگار است چطور اين خطبه مردم را در فقيه شدن به چيزي امر ميكند كه تمامش شبه اور و گمراه كننده است !!
شما مي گويي كه پيامبر قرآن را به وصي خود سپرده و حال اين وصي غيب است و دست ملامترفين است ولي در كتب خوتتان در خصوص اينكه رسول خدا قرآن را در دسترس امت خود گذارده نه اينكه فقط به وصي خود سپرده باشد مطلب داريد كه:
خطبه 1 : و خلف فيكم ما خلف .... يعني چون خدايتعالي رسول خود را از دنيا برد گذاشت در ميان شما انچه پيغمبران در ميان امم خود گذاشتند زيرا انبياء امم خود را بلا تكليف نگذاشتند بدون راه روشن و نشانه برپا
شما ميگوئيد كه تمام آيات قرآن شبه آور و گمرا كننده است ولي در كتب خودتان نقل شده كه هر كه هدايت را در غيز آن بجويد به گمراهي ميرود و بايد آنرا امام و پيشوا خود قرار داد :
مقدمه تفسير صافي از حضرت عسكري :
قال رسول الله ان هذا القرآن هوالنور.... يعني رسول خدا فرمود محققا اين قرآن همان نور روشن و ريسمان متقن و طناب محكم و درجه بالا , و شفاء بهتر و فضيلت بزرگتر و سعادت عظيم تر است كسيكه بنور او استفاده كند خدا او را حفظ كند و كسيكه به آن چنگ زند خدا نجاتش دهد انكه ازاحكام او جدا نگردد خدا او را بالا برد و انكه از ان شفا جويد خدايش شفا دهد و انكه قرآن را بر غير قرآن ترجيح دهد خدا او را هدايت كند و هر كس هدايت را در غير آن بجويد خدا بگمراهيش واگذارد و كسيكه انرا امام و پيشواي خود كند كه مقتدا و مرجع او باشد خدا او را بسوي بهشتهاي نعمت خود بكشاند .
شما ميگويي كه بايد تمامي آيات قرآن , كه شبه آور و گمراه كننده اند و الله پيروي از آنرا روش اهل زيغ شمرده ولي در كتب خودتان منقول است كه :
از حافظان و پيروان قرآن باشيد و او را دليل و راهنماي خود قرار دهيد و از آن پند بخواهيد و عقائد خود را متهم بدانيد و بر قرآن عرض بداريد و آراء خود را در قرآن تصفيه كنيد

صوفي گرامي بر همه اثبات شد كه تو شيعه نيستي وقت انرا رسيد كه از پوستين خود خارج شوي

باز به همه حق جويان شيعي از كتب خودشان مطالعه اين خطبه را ياآور ميشوم.
خطبه 176: و اعلموا ان هذا القرآن هوالناصح ...بدانيد كه اين قران همان نصيحت گويي يست كه گول نميزند! و راهنمائي است كه گمراه نميكند و گوينده اي است كه دروغ نميگويد و كسي با آن ننشست مگر اينكه پس از كنار آن بزياده و يا نقصان برخاست ! زيادتي در هدايت و نقصان از كوري!! و بدانيد كه براي احدي پس از قرآن و آشنايي با آن احتياجي و كمبودي نمي ماند (يعني به هيچ كتابي محتاج نخواهد بود) و براي احدي پيش از قرآن بي نيازي نيست (يعني اگر هزاران كتاب بخواني بدون قرآن فقر خواهي بود) ازقرآن شفا بجوئيد براي دردهاي خود و بر سختيها بآن ياري جوئيد زيرا در آن شفاء است از بزرگترين درد و آن كفر و نفاق و گمراهي و ضلالت است و ببركت قرآن از خدا درخواست كنيد(يا بدستور او و بادوستي قرآن و ياري او بسوي خدا توجه كنيد) و با بودن قرآن از مخلوق چيزي نخواهيد! زيرا بندگان توجه نكرده اند بسوي خدا بدستور چيزي مانند قرآن . بدانيد كه اين قرآن شافعي است مورد قبول و گوينده ايست مورد تصديق و محققا" هر كه را قرآن شفاعت كند پذيرفته شود و كسيكه قرآن عليه او بگويد تصديق گردد! محققا روز قيامت منادي ندا كند كه آگاه باشيد هر زارعي مبتلا بزراعت و عاقبت عمل خود ميباشد جز انكه در دل خود بذر قرآن كاشته باشند .
از حافظان و پيروان قرآن باشيد و او را دليل و راهنماي خود قرار دهيد و از آن پند بخواهيد و عقائد خود را متهم بدانيد و بر قرآن عرض بداريد و آراء خود را در قرآن تصفيه كنيد
يا الله
رهرو

حق جو
Thursday 23 March 2006, 09:21AM
بسم الله الرحمن الرحیم





سلام علیکم

کلام شما که قرآن را گمراه کننده می خوانید . یا کلام ما را که قرآن را کتاب هدایت و رهنمای زندگانی بشر می دانیم!



این بهتان و افترا از سوی شما را تنها و تنها می توان به نداشتن پاسخ در مقابل آیه 7 سوره آل عمران نسبت داد !! من و هیچیک از شیعیان چنین اعتقادی نداریم. اگر دلیلی در این باره دارید بیاورید و گرنه منتظر دوزخ باشید که برای دشمنان اهل بیت و کسانی که به دیگران تهمت میزنند آماده شده است!

نیازی به آگاهی از دل افراد نیست!

زیرا آیه مشخص می کند کسانی که دنبال تاویل آیات و فتنه جویی هستند از آیات متشابه تبعیت می کنند!


به این ترتیب شما که لقمه را از پشت سر می خورید و می گویید اول باید ببینیم چه کسی در دل زیغ و انحراف دارد بعد ببینیم او به چه آیاتی علاقه دارد تا بتوانیم متشابهات قران را معلوم کنیم !! سخن خود را زیر پا گذاشته اید. تا جایی که بنده در آیه 7 سوره آل عمران می بینم نام کسی در این آیه برده نشده است و چون ما به دل انسانها دسترسی نداریم باید متشابهات را از راه دیگری بشناسیم و همانگونه که دیدیم قران خود این آیات را برای ما مشخص نکرده است.


تاویل هم که نمی دانستید چه معنایی دارید و مکررا از آن به عنوان تفسیر و ومعنا یاد می کردید! در ضمن عرض شد که کافران تاویل چه آیاتی را می خواستند و حتی پیامبر(ص) نیز تاویل انها را نمی دانست!



اگر تاویل نوعی معنا برای آیات قران نیست بفرمائید چیست تا ما هم استفاده کنیم!
متاسفانه شما وقاحت را از حد گذرانده اید و در باره پیامبر اسلام سخنی بر زبان می آورید که دشمنان اسلام از یهود و نصارا نیز نمی گویند.
آیا خداوند نمی توانست پیامبری بسوی مردم بفرستد که دست کم خودش معنای آنچه می گوید را بطور کامل بداند؟؟!!
آیا پیامبر آمده تا بگوید: ای مردم من برای شما کتابی آورده ام که خودم از آن سر در نمی آورم اما شما باید به آن ایمان بیاورید تا رستگار شوید؟؟!!

دوستان عزیز وهابی -


وقاحت و بی شرمی هم حدی دارد! اگر از یکی از شما جاهلان، در باره تفسیر و تاویل آیه ای از قران سوال شود بی معطلی شروع به نوشتن می کنید اما وقتی به پیامبر می رسید او را از تفسیر و تاویل قران بی اطلاع می دانید!!
از این گذشته شما که در جایی ( مواجهه با تفسیر و تاویل اهل بیت از قران ) قران را ساده و روان و برای همه قابل فهم می دانید و آنرا بی نیاز ازتفسیر و تاویل می دانید چگونه در جایی دیگر از تفسیر و تاویل قران سخن می گویید و آنرا تا این حد مشکل می دانید که بگویید پیامبر هم از آن اطلاع ندارد!!


فرض که بنده از لحاظ کتاب لغت اشتباه کردم! اگر اشتباهی باشد می پذیرم ولیکن همانطور که عرض کردم لغات دارای معانی گوناگونی هستند که شما از ذکر قرینه های پیوسته و ناپیوسته در قرآن غفلت کردید که توجه به آنها موجب می شود تا معانی مناسب در هر جا فهمیده شود.

قطعا آیاتی که شبیه به هم هستند موجب انحراف و مرض نمی شوند بلکه به دنبال تاویل آیاتی که خبر از غیب مستور می دهند درضمن شبیه به هم هستند و کسی غیر از خداوند تاویل آنرا نمی داند موجب فتنه جویی می شود!

با تشکر

خدانگهدار



اینکه شما در باره معنای لغت مورد بحث در آیه ( متشابه ) به خطا رفتید موضوعی است که خوانندگان آنرا دریافتند و کار به جایی رسید که مجبور به اعتراف شدید!
دوست عزیز- کسیکه معنای لغوی آیات قران را نمی داند نباید دست به ارشاد دیگران بزند و برای چنین شخصی سخن گفتن از قرینه های پیوسته و ناپیوسته هم روا نیست.
جناب شالیکار اگرخودتان از قرینه های پیوسته و نا پیوسته سر در می آورید- که فکر نمی کنم اینگونه باشد- بنده و سایر دوستان را هم راهنمایی کنید!!
تصور نمی کنید برای این کار اندکی سواد قرانی لازم است!
فرهنگ لغات زبان عربی ( المنجد ) در ریشه ش ب ه کار شما را یکسره کرده است:
شبه مثل
تشابه الرجلان اشبه کل منهما الاخر
الشبهه ج شبه و شبهات المثل
..................................................
شبه علیه الامر لبسه علیه
تشابه الامر کان متشابها غیر محکم *****
اشتبه فی الامر شک فی صحته
اشتبه الامر علیه خفی و التبس
الشبهه ج شبه و شبهات ما یلتبس فیه الحق بالباطل و الحلال بالحرام


بنا بر این پرونده ادعای شما در باره آیه بسته است چرا که متشابه هر گاه در مقابل محکم قرار گیرد ( مثل آیه 7 سوره آل عمران) به معنای شبهه و اشتباه و امر مخفی که صحت و سقمش نامعلوم و پوشیده است می باشد و لذا باید قبول کنید که چنین آیاتی به تعداد نا معلوم ! در قران یافت می شوند ومسلمانان برای پیروی از محکمات قران و درک و فهم متشابهات چاره ای جز تمسک به سخنان اهل بیت نبوت ندارند.

حق جو
Thursday 23 March 2006, 10:07AM
دوست عزیز وهابی جناب رهرو

ظاهرا شما هم مثل دوستمان جناب شالیکار بدون درک مقاله دست به پاسخ می برید!
بنده و همه شیعیان معتقدیم که قران ما را بسوی اهل بیت و اهل بیت مارا بسوی قران فرا می خوانند و ایندو لازم و ملزوم یکدیگر هستند و این معنای سخن متواتر پیامبر اسلام است که فرمود ایندو تا قیامت از یکدیگر جدا نمی شوند.
ما در این مقاله در صدد مطرح کردن اعتقادات شیعه نیستیم که شما سخن را بسوی نهج البلاغه و کافی و بحار الانوار می برید! این گونه سخن گفتن شما تنها لزوم حدیث در کنار قران را اثبات می کند و بر علیه مدعای شماست البته اگر بفهمید؟؟!!
ما در این مقاله صحت و سقم ادعای کفایت قران را بر اساس قران و بخصوص این آیه بررسی می کنیم:

سوره آل عمران آیه 7 :

هو الذی انزل الیک الکتاب منه آیات محکماات هن ام الکتاب و اخر متشابهات فاما الذین فی قلوبهم زیغ فیتبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنه وابتغاء تاویله
او است خدایی که قران را بسوی تو فرستاد که برخی از آیات آن محکم است و آنها اصل قران هستند و قسمتی دیگر از این کتاب، آیات متشابه است. پس کسانی که که در دلشان میل به باطل است از آیات متشابه تبعیت می نمایند و با منحرف کردن معنای آن فتنه جویی می کنند



صوفي گرامي جناب "حق جو!!"
من كي و كجا به شما اهانت كردم! مگر آنچه به املا در آوردم جز شايستگي و تفاخرات جنابعالي چيز ديگري بود!
بعد از پاسخ به چند سوال از يك سوال من طفره رفتيد نفرموديدكه :بلفرض قبول توهمات فرقه اي شما , كه قرآن را فقط بايد با كلام معصوم تفسير كرد ! اين معصوم شما الان كجاست كه جواب بسياري از سوالات شما را بدهد؟ اگر كتابي از ايشان موجود است لازم است نام آنرا ببريد تا ماهم مستفيض شويم ؟ كدام كتاب ؟ اصول كافي يا بحار مجلسي ؟!!



من مدعي هستم كه شما شيعه نيستيد و براي ادعا خود دليل آوردم و باز تكرار ميكنم , شيعه معتقد است هر حرف و حديث كه از معصوم به انها ميرسه با قرآن آنرا ميزان ميكنن اگر موافق بود ميپذيرن و اگر مخالف بود به سينه ديوار ميكوبن شما صوفي گرامي احاديث را با توجه به اينكه تمام قران مشتبه و گمراه كننده است به چه چيز مي سنجيد!؟؟ اگر اين توهم را عقيده شيعه بدانيم , چطور احاديث خود را با مشتبهات قرآن مي سنجند؟؟ اين سوالي است كه شما ملزم به جواب آنيد كه اثابت كنند نوع فرقه شما مي باشد!
در جايي باز فرار كرديد و با توجه به عقيده خود نگفتيد كه معني اين آيه چيست : "الله نزل احسن الحديث كتابا متشابها" يعني خدايتعالي نازل نمود است بهترين حديث را , كتابي است متشابه
آيا نعوذ الله خداوند بهترين حديث را كتابي قرار ميدهد كه اشتباه آور و گمراه كننده باشد!؟؟
شما در مقابل جواب جناب "امير" مدعي شديد اخباري نيستيد !حال مطالعه كنندگان ببينند كه چطور ايشان خود در رد افكار خود مطلب مينويسد كه :

ببنيد! ايشان دارد صريحا بيان ميكند كه اعتقاداتش با اعتقادات شيعه فرق ميكند!! و نهج ابلاغه را به طريقي رد ميكند!
شما فكر كرديد تاويل يعني تفسير و معني! و با اين توهم , نافورم تو گل گير كرديد.

آنچه شما مقاله تان را با آن اغاز كرديد تاكيد به اين توهم بود كه تمام قرآن بجز سه آيه آن همه مشتبه و گمراه كننده است و تنها سه آيه محكم است و هنوز نيز دليل اين ادعا و آن سه آيه را نتوانستيد عنوان كنيد
و باز مجددا" تاكيد داريد كه:
من متوجه نميشوم شما يا اين موضوع را نمي فهميد و يا ...! باز هم تكرار ميكنم كه الله جل جلاله كساني را ملامت كرده كه در طلب تاويل آن بر مي آيند و اين تفكر زائيد تفكر صوفيان و فرقه شماست.

در باره کتابا متشابها عرض کردم که معنای شباهت مورد نظر است اما بنا بر معنای متشابه ( در مقابل محکم ) در المنجد، آیه 7 سوره آل عمران متشابه را به معنای شبهه آور و اشتباه برانگیز و مخفی و پوشیده آورده است ( لطفا پنبه را از گوشتان در آورید !! )


بنا بر آیه 7 سوره آل عمران و آنچه گفتیم:


1- قران دارای آیات متشابه است و متشابه به معنای شبهه بر انگیز واشتباه آور می باشد.

2- تعداد این آیات درهیچ کجای قران مشخص نشده است.

3- تقاضای مکرر بنده برای مشخص کردن آیات محکم قران از سوی دوستان وهابی و اهل سنت، بی جواب ماند بنا براین دوستان ما در مشخص کردن آیات محکم هم نا توان هستند!

4- بنا بر آیه فوق الذکر و اینکه متشابهات در هیچ کجای قران علامت گذاری نشده اند، سعادت کسی که بدون توجه به سخن آورنده قران، آیه ای از آن را مورد تمسک و پیروی قرار دهد تضمین شده نیست.

5- همین یک آیه از قران، پرونده (( کتاب خدا برای ما بس است)) را می بندد و همه مسلمانان را به سمت و سوی سخنان اهل بیت سوق می دهد.

رهرو
Friday 24 March 2006, 06:54AM
اما توجه داشته باشید که بنده در مقاله (( از کدام آیه قران پیروی نکنیم )) به اعتقادات شیعه نپرداخته ام تا صحت و سقم آنرا بر اساس منابع شیعه بررسی کنید!!

بنده در این مقاله در صدد طرح اعتقادات شیعه یا معتقدات خودم نیستم. بنا براین استدلال شما به نهج البلاغه و تفاسیر شیعه برای مجاب کردن من جایی ندارد و مشکلی را حل نمی کند. تنها چیزی که با این ترتیب روشن می شود نیازمندی همه ما به احادیث معصومین است و بس.

صوفي گرامي جناب "حقجو!"
از اينكه باز اعتراف خود را عنوان داشتيد از شما متشكرم. اينكه شما اعتقاداتتان با شيعه فرق ميكند را من از اول بحث شما در اين تاپيك آگاه بودم ولي آنچه مهم است پنهان شدن شما زير پوستين شيعه و ترويج عقايد صوفيان و اخباريون در قالب شيعه ست . الله را سپاسگذارم كه ماهيت شما حداقل براي شيعيان خودتان مشخص شد.
بلکه این مقاله نقدی است بر اعتقادات شما و سایر دوستان وهابی که شعار (( کتاب خدا برای ما بس است)) را سر می دهید اما غافلید که قران خود مومنان را بسوی سخن اهل بیت سوق میدهد.

و اما حاضرم سوگند بخورم خودت هم نفهميدي منظورت از جمله بالا چيست!؟:D
شما ميخواهي بر اساس توهمات خودت , و بعد از مارك چسباندن به موحديني كه بارها برائت خود را از هر لقبي جز "مسلمان" بودن اعلام كرده اند , ما را محكوم كني كه قرآن هدايتگر نيست و گمراه كننده است !!:smile39: :smile39:

در باره کتابا متشابها عرض کردم که معنای شباهت مورد نظر است اما بنا بر معنای متشابه ( در مقابل محکم ) در المنجد، آیه 7 سوره آل عمران متشابه را به معنای شبهه آور و اشتباه برانگیز و مخفی و پوشیده آورده است ( لطفا پنبه را از گوشتان در آورید !! )
بنا بر آیه 7 سوره آل عمران و آنچه گفتیم:
1- قران دارای آیات متشابه است و متشابه به معنای شبهه بر انگیز واشتباه آور می باشد.
2- تعداد این آیات درهیچ کجای قران مشخص نشده است.
3- تقاضای مکرر بنده برای مشخص کردن آیات محکم قران از سوی دوستان وهابی و اهل سنت، بی جواب ماند بنا براین دوستان ما در مشخص کردن آیات محکم هم نا توان هستند!
4- بنا بر آیه فوق الذکر و اینکه متشابهات در هیچ کجای قران علامت گذاری نشده اند، سعادت کسی که بدون توجه به سخن آورنده قران، آیه ای از آن را مورد تمسک و پیروی قرار دهد تضمین شده نیست.
5- همین یک آیه از قران، پرونده (( کتاب خدا برای ما بس است)) را می بندد و همه مسلمانان را به سمت و سوی سخنان اهل بیت سوق می دهد.

و اما ادامه مطالب ( گفته هاي فوق) همانطور خودتان اعتراف كرديد اعتقادات شماست . و جواب آن بارهاو بارها داده شده و هچنين سوالاتي كه با توجه به اين توهم حضرت عالي بي جواب مانده ! پس ديگه لازم نمي بينم كه وقت گرانبهاي خود صرف عقايد " صوفي " جماعت بكنم . اميد است برادراني كه وقتشان ايجاب ميكند بتوانند نعوذبالله شما را قانع بكنند!:smile40:
يا الله
رهرو

حسین شالیکار
Friday 24 March 2006, 12:36PM
بسم الله الرحمن الرحیم





سلام علیکم


فکر می کردم کل مطالب بنده را نخوانید و این امر مشخص و مبرهن بود!

چرا شلوغ می کنید! ارام باشید و بحث کنید!


فکر می کردم به پایان بحث نزدیک شویم و خوشبختانه خودتان به خیلی از مسائل در این بحث اعتراف کردید که به دلیل دشمنی با عده ای در دام اهانت و توهین به اسلام و قرآن گرفتار شدید!!



این بهتان و افترا از سوی شما را تنها و تنها می توان به نداشتن پاسخ در مقابل آیه 7 سوره آل عمران نسبت داد !! من و هیچیک از شیعیان چنین اعتقادی نداریم. اگر دلیلی در این باره دارید بیاورید و گرنه منتظر دوزخ باشید که برای دشمنان اهل بیت و کسانی که به دیگران تهمت میزنند آماده شده است!


جناب حق جو!

این بهتان و افترا نیست، کلام خودتان است!


آیات متشابه را آیاتی گرفتید که دارای معنی گمراه کننده هستند و در ادامه فرمودید:


اگر کسی ادعا کند که تنها سه آیه از قران محکمند ( برای جاری شدن صیغه جمع ) و بقیه آیات همگی متشابه هستند سخنی به گزافه نگفته است


پس به نظر شما که آیات متشابه دارای معنی گمراه کننده هستند و تنها 3 آیه محکم است و الباقی متشابه، کل قرآن به جز آن 3 آیه دارای معنی گمراه کننده است و نباید از آن پیروی کرد!!

پس شما معتقد هستید قرآن هدایتگر نیست زیرا تنها 3 آیه محکم دارد و معتقد به پیروی از قرآن نیستید!!


آیا این بهتان و افترا است؟


این نتیجه کلام شماست! و این شما هستید که باید منتظر دوزخ باشید! چراکه یکی از وجوهات معجزه قرآن که همان هدایتگر بودنش است را رد کردید!!


به این ترتیب شما که لقمه را از پشت سر می خورید و می گویید اول باید ببینیم چه کسی در دل زیغ و انحراف دارد بعد ببینیم او به چه آیاتی علاقه دارد تا بتوانیم متشابهات قران را معلوم کنیم !! سخن خود را زیر پا گذاشته اید. تا جایی که بنده در آیه 7 سوره آل عمران می بینم نام کسی در این آیه برده نشده است و چون ما به دل انسانها دسترسی نداریم باید متشابهات را از راه دیگری بشناسیم و همانگونه که دیدیم قران خود این آیات را برای ما مشخص نکرده است


این شما هستید که لقمه را از پشت سر که چه عرض کنم !! از صد جا می چر خانید و می خورید!
نیازی نیست ببینید چه کسی در دلش زیغ وجود دارد و بعد ببینیم به چه آیاتی علاقه دارد زیرا در آیه مشخص است چه کسانی و به چه دلیلی در دلشان زیغ وجود دارد!!

و بنده در جواب عرض کردم نیازی به آگاهی از دل افرادنیست!

زیرا آیه مشخص می کند کسانی که دنبال تاویل آیات متشابه و فتنه جویی هستند از آیات متشابه تبعیت میکنند! و چون دنبال تاویل متشابهات هستند (نه تفسیر) خداوند آنها را سرزنش می کند.

و چون نتوانستید از کلامتان بهره مناسب را ببرید می گوئید که بنده گفتم اول باید طرف را شناخت!!


خیر جناب حق جو!


همانطور که عرض کردم آیات متشابه از غیب مستور سخن می گویند و کسانی که دنبال تاویل این نوع آیات هستند در دلشان زیغ وجود دارد!!


وظیفه ما در برابر این آیات، ایمان نسبت به آنها هست و نا تاویل.


سخت بود؟؟

حسین شالیکار
Friday 24 March 2006, 12:40PM
اگر تاویل نوعی معنا برای آیات قران نیست بفرمائید چیست تا ما هم استفاده کنیم


در مورد تاویل مطالبی نوشتم و از انجائیکه عادت به خواندن مطالب ندارید چنین سوالی کردید!

تاویل در عربی از ماده اول به معنی بازگشت میباشد و به معنای مفعولیبازگشت شده نیز به کار می رود.چنانچه خداوند می فرماید: "بل کذبوا بما لمیحیطوا بعلمه و لما یاتهم تاویله" یعنی "آنچه را که به علمش احاطه نداری تکذیبکردند و هنوز تاویل (بازگشت و تحقق) آن به ایشان نیامدهاست"

چنانچه حضرت یوسف خوابدید و گفت: "انی رایت احد عشر کوکبا و الشمس و القمر رایتهم لی ساجدین" یعنی "من درعالم رویا دیدم که 11 ستاره با خورشید و ما برایم سجده کردند" این خواب را فهمیدولی تاویل آن یعنی وجود خارجی ان چگونه است را کسی نمی دانست و حضرت یوسف پس از 40سال ه سلطان مصر شد و پدر و مادرو برادرانش آمدند و در تعظیم او شرکت کردند وقوعخارجی یعنی تاویل آنرا بیان کرد و گفت: "یا ابت هذا تاویل رویای من قبل" یعنی "ای پدر این است تاویل و تحقق خارجی رویای من"



متاسفانه شما وقاحت را از حد گذرانده اید و در باره پیامبر اسلام سخنی بر زبان می آورید که دشمنان اسلام از یهود و نصارا نیز نمی گویند.
آیا خداوند نمی توانست پیامبری بسوی مردم بفرستد که دست کم خودش معنای آنچه می گوید را بطور کامل بداند؟؟!!
آیا پیامبر آمده تا بگوید: ای مردم من برای شما کتابی آورده ام که خودم از آن سر در نمی آورم اما شما باید به آن ایمان بیاورید تا رستگار شوید؟؟!!
وقاحت و بی شرمی هم حدی دارد! اگر از یکی از شما جاهلان، در باره تفسیر و تاویل آیه ای از قران سوال شود بی معطلی شروع به نوشتن می کنید اما وقتی به پیامبر می رسید او را از تفسیر و تاویل قران بی اطلاع می دانید!!
از این گذشته شما که در جایی ( مواجهه با تفسیر و تاویل اهل بیت از قران ) قران را ساده و روان و برای همه قابل فهم می دانید و آنرا بی نیاز ازتفسیر و تاویل می دانید چگونه در جایی دیگر از تفسیر و تاویل قران سخن می گویید و آنرا تا این حد مشکل می دانید که بگویید پیامبر هم از آن اطلاع ندارد


جناب حق جو!


این نتیجه گیری شما از آنجا متصادر میشود که تمام قرآن به جز 3 آیه را متشابه می دانید! و چون از آنجائیکه مطالب شما باطل است نسبت هایی به ما می دهید که لایق خودتان است!!


در مورد معنای تاویل مطالبی نوشتیم و مشخص شد که بر خلاف نظر شما تاویل به معنای مصطلح امروی (تفسیر و معنا و توجیه) به کار نمی رفته و چنین چیزی هم در قران سابقه ندارد.

پس ما نگفتیم پیامبر(ص) تفسیر آیات را نمی دانسته!! بلکه می گوئیم تاویل آنرا نمی دانسته و چون باز از معنای تاویل غافل بودید در ضمن مطالب بنده را هم مطالعه نکردید دوباره همان اشتباه را تکرار کردید و تاویل و تفسیر را در کنار هم آوردید!


با بررسی بیشتر مشخص می شود آیاتی که کافران تاویل (بازگشت) آن را می خواستند آیاتقیامت بوده است.

چنانچه میفرماید: "هل ینظرون الا تاویله یوم یاتی تاویله،یقول الذین نسوه من قبل قد جاءت رسلربنا بالحق فهل لنا من شفعاء فیشفعوا لنا..." یعنی "آیا اینان انتظار تاویل آنرادارند،روزی تاویل آن می آید(این گفته های ما تحقق یافته و قیامت می رسد)پس کسانی کهآن را (قیامت را) در دنیا فراموش کرده بودند می گویند: "فرستادگان خدا حق را به ماآوردند پس آیا میانجیگرانی برای ما هستند تا شفاعت کنند؟ " مشخص است که این سخناندر مورد قیامت است.

برایاثبات این مطلب آیه هایی از قرآن را نقل می کنیم تا واضح شود که آیاتی که کفارتاویل و بازگشت آنرا می خواستند عبارت از آیه هایی بود که در آنها از کارهای خارقالعاده مانند وقوع قیامت و اوضاع ان سخن گفته است که قبول آن مطالب برای کفار سختمی آمد، چنانکه در سوره یس آیه 48 می فرماید: "متی هذا الوعد ان کنتم صادقین" یعنی "اگر شما راستگو هستید پس از وعده کی خواهد بود" و نیز چنانکه دیده می شود کفار اززمان وقوع روز بازخواست پرشسهایی می کنند، و حضرت پیغمبر(ص)می فرماید: "نمی دانم آیا آنچه که به شما وعده دادم میشود نزدیک است یا پروردگار من برای آن فاصله ای از زمان را قرار خواهدداد"

پس چون پیامبر(ص) تحقق خارجی امر قیامت را نمی دانستند فرمودند نمی دانم! پس تاویل آیات متشابه یعنی آیاتی که از غیب مستور سخن می گویند را کسی جز خدا نمی داند.


(پس این ما نبودیم که گفتیم پیامبر (ص) تاویل آیات را نمی داند بلکه خداوند در قرآن کریم از قول پیامبر(ص) چنین چیزی را آورده و ما هم به آن ایمان داریم و شما شدید کاسه داغتر از آش)


گاهی نیزکفار در مقابل آیات به مقام استدلال بر می آمدند و می پرسیدند: "وقتیکه استخوانهاما پوسید و از بین رفت چگونه خدا آنها را جمع آوری کرده دوباره زنده خواهدنمود"

از این آیات مشخصمی شود که آنچه کفار تاویلش را می خواستند مطالبی بود که بشر از درک آنها عاجز است و بدانها راهی ندارد و منظور از متشابهات اینگونه آیات است که از حیث زیبایی وفصاحت شبیه به یکدیگر هستند و از غیب مستور خبر می دهند.

حسین شالیکار
Friday 24 March 2006, 12:44PM
دوستان عزیز وهابی -
اینکه شما در باره معنای لغت مورد بحث در آیه ( متشابه ) به خطا رفتید موضوعی است که خوانندگان آنرا دریافتند و کار به جایی رسید که مجبور به اعتراف شدید!
دوست عزیز- کسیکه معنای لغوی آیات قران را نمی داند نباید دست به ارشاد دیگران بزند و برای چنین شخصی سخن گفتن از قرینه های پیوسته و ناپیوسته هم روا نیست.
جناب شالیکار اگرخودتان از قرینه های پیوسته و نا پیوسته سر در می آورید- که فکر نمی کنم اینگونه باشد- بنده و سایر دوستان را هم راهنمایی کنید!!
تصور نمی کنید برای این کار اندکی سواد قرانی لازم است!

فرهنگ لغات زبان عربی ( المنجد ) در ریشه ش ب ه کار شما را یکسره کرده است:
شبه مثل
تشابه الرجلان اشبه کل منهما الاخر
الشبهه ج شبه و شبهات المثل
..................................................
شبه علیه الامر لبسه علیه
تشابه الامر کان متشابها غیر محکم *****
اشتبه فی الامر شک فی صحته
اشتبه الامر علیه خفی و التبس
الشبهه ج شبه و شبهات ما یلتبس فیه الحق بالباطل و الحلال بالحرام

بنا بر این پرونده ادعای شما در باره آیه بسته است چرا که متشابه هر گاه در مقابل محکم قرار گیرد ( مثل آیه 7 سوره آل عمران) به معنای شبهه و اشتباه و امر مخفی که صحت و سقمش نامعلوم و پوشیده است می باشد و لذا باید قبول کنید که چنین آیاتی به تعداد نا معلوم ! در قران یافت می شوند ومسلمانان برای پیروی از محکمات قران و درک و فهم متشابهات چاره ای جز تمسک به سخنان اهل بیت نبوت ندارند


بنده مسلمانم چرا که خداوند چنین نامی بر ما نهاده است: "هو سماکم المسلمین" ولیکن اگر شما دوست دارید ما را وهابی خطاب کنید، از نظر من اشکالی ندارد چراکه بنده باید به خداوند پاسخ دهم و نه شما و این خداوند است که از اسرار دل باخبر است و خودش می داند که چنین نیست و این مطالب تهمتی بیش نیست!!

ولیکن به هر حال وهابی بودن بهتر از اهانت و توهین و گمراه کننده خواندن مهمترین و هدایتگر ترین کتاب مسلمین یعنی قرآن توسط یک اخباری است.(البته اخباریون مانند شما نیستند که مستقیما قرآن را گمراه کننده بخوانند به جز 3 آیه و شاید شما را بتوان اخباری تندرو نامید)


به مطالب نوشته شده دقت کنید!


بنده عرض کردم فرض میگیریم چنین چیزی باشد که بنده اشتباه کردم!! فرض!!


در صورتیکه شما بواسطه در نظر نگرفتن حروف هجاء در معنای لغات به اشتباه رفتید.


شبه ( به فتح ش و ب)=مثل، مانند، شبیه
تشابه الرجلان =شبیه هم شدند، مانند هم شدند
شبه (به ضم ش و کسر ب و فتح ه) علیه الامر=مطلب بر او مشتبه شد
الشبهه (به ضم ش و سکون ب و فتح ه)= ج شبه و شبهات (به ضم ش)،چیزی که حق و باطل در آن معلوم نباشد.



آن چیزی که هر انسان عاقلی متوجه ان می شود آن است که کلمات بواسطه تغیر جای حروف هجاء، تغییر معنی می دهند!و این چیزی است که شما آن را نادیده گرفته اید و یا دیدن آن برای شما خوشایند نبوده و تصمیم به ندیدن گرفته اید! و شبه (به فتح ش و ب) را هم معنی با شبه (به ضم ش وفتح ب) گرفته اید در صورتیکه چنین نیست!


مثالی میزنم بابلی و بابلی!


اگر حروف هجاء در آن رعایت نشود به نظر هر دو یک معنی را می دهد ولی وقتی حروف هجا رعایت شود چنین چیزی نیست و هر کدام چیز جداگانه ای را بیان می کند!


بابلی (به کسر ب و ل) منسوب به بابل (به کسر ب) از شهرهای قدیم ساحل فرات در عراق کنونی

بابلی (به ضم ب و کسر ل) منسوب به بابل( به ضم ب) از شهرهای مازندران


در ضمن با نگاهی به المنجد مشخص می شود که شبه (به فتح ش و ب) به معنای شبیه و مثل و مانند آمده است یعنی همان معنایی که مورد نظر ماست و همینطور متشابه به معنی غیر معلوم بودن آمده است یا امری پوشیده یعنی همان که عرض کردیم یعنی از غیب مستور سخن گفتن و هیچگاه در المنجد به معنی اشتباه و گمراه کننده نیامده است مگر اینکه به دستور شما اضافه شده باشد!!


همینطور لغتی که جلویش چند ستاره گذاشتید (تشابه الامر=مطالب متشابه و غیر معلوم) باز معنای مورد نظر ما را می دهد یعنی امری که از غیب مستور سخن می گوید و چون غیب مستور بر هر کسی پوشیده است غیر از خدا، بنابراین غیر معلوم است و تاویلش را فقط خداوند می داند.

حسین شالیکار
Friday 24 March 2006, 12:48PM
خوشبختانه خودتان به این مطلب که مطالب شما عقاید شیعی نیست در تاپیک نظر سنجی در خصوص ادعای جدید "جناب حقجو!" اعتراف کردید:


اما توجه داشته باشید که بنده در مقاله (( از کدام آیه قران پیروی نکنیم )) بهاعتقادات شیعه نپرداخته ام تا صحت و سقم آنرا بر اساس منابع شیعه بررسیکنید


نیاز به بیان این مطالب نبود برای ما واضح و مبرهن بود که این عقاید اخباریون تندرو می باشد !


شما به خاطر دشمنی با عده ای نسبت گمراه کننده و شبهه آور به آیات قرآن دادید و رای به عدم پیروی از آیات قرآن به غیر از 3 آیه دادید!!


و برای اینکه باز بر اعتقاد خود هستید و قصد دارید مطالب را به نوعی به شیعه نسبت بدهید به تناقض گویی روی آوردید و گفتید:


بلکه این مقاله نقدی است بر اعتقادات شما و سایردوستان وهابی که شعار (( کتاب خدا برای ما بس است)) را سر می دهید اما غافلید کهقران خود مومنان را بسوی سخن اهل بیت سوق میدهد


و در جایی دیگر آوردید:


همه شیعیان معتقدیم که قران ما را بسوی اهل بیت و اهل بیت ما را بسوی قران فرا میخوانند


اول اینکه طبق اعتراف صریح خودتان این عقاید شیعه نیست و شما اخباری هستید و این عقاید خاص شماست پس به نیابت از شیعیان صحبت نکنید ولی اگر دوست دارید نیابت اخباریون را داشته باشید ما هم حرفی نداریم!


در ثانی مطلبی که واضح است این است که شما با توجه به اینکه تنها 3 آیه را محکم می دانید و بقیه را متشابه و متشابهات را باعث گمراهی، نمی توانید ادعا کنید که رجوع به قرآن باعث هدایت بسوی اهل بیت می شود زیرا آیات قرآن از نظر شما هدایتگر نیست و باعث اشتباه و گمراهی می شوند و در نتیجه شما را به سمت اهل بیت نمی توانند هدایت کنند!!


تقاضای مکرر بنده برای مشخص کردن آیات محکم قران از سوی دوستان وهابی و اهل سنت، بیجواب ماند بنا براین دوستان ما در مشخص کردن آیات محکم هم نا توان هستند


ما تقاضای شما را لبیک گفتیم و ممیزی آیات را خدمت شما عرض کردیم و معتقد هستیم که نزلنا علیک الکتاب تبیانا لکل شیئی وهدی و رحمه وبشری للمسلمین در ضمن ما مثل شما معتقد نیستیم که فقط 3 آیه محکم در قرآن وجود دارد و الباقی متشابه و گمراه کننده است که بخواهیم در چند سطر آیات محکم را برای شما بیان کنیم.

ولی شما می توانید در چند سطر این مطلب را بیان کنید زیرا معتقدید فقط 3 آیه محکم است که نهایتا می شود3 خط!! پس شما بدون جنجال و هیاهو آن 3 آیه را بیان نمائید! بالاخره این شما بودید که چنین ادعایی کردید!

حسین شالیکار
Friday 24 March 2006, 12:51PM
بنده هر گز ادعا نکردم که محکمات قران تنها سه آیه است!! پس دست ازتهمت و افترا بردارید


مثل اینکه جناب حق جو علاوه بر تناقض گویی به فراموشکاری هم مبتلا شدند و فراموش کردند که فرمودند:


از سویی دیگر در هیچ کجای قران تعداد آیات متشابه ذکر نشده است و اگر کسی ادعا کند که تنها سه آیه از قرانمحکمند ( برای جاری شدن صیغه جمع ) و بقیه آیات همگیمتشابههستند سخنی به گزافه نگفته است


آنچه مشخص است ایشان در این مطالب از قید تنها استفاده کردند و به خاطر جاری شدن صیغه جمع تنها 3 آیه را محکم دانستند و چنین مطلبی را هم تائید و تاکید کردند و البته پس از فشار دوستان مبنی بر روشن کردن 3 آیه محکم، پا بر روی مطالب خود می گذارند و می گویند:


عرض دیگر بنده این بود که آیات متشابه و محکم در قران مشخص نشده وبرای هر دوی اینها در آیه 7 سوره آل عمران از صیغه جمع استفاده شده که بر عدد سه وبیشتر اطلاق می شود


در اینجا بیان می کنند که صیغه جمع بر بیش از 3 نیز اطلاق می شود.یعنی زمانی عنوان کردند که اگر بگوئیم قران تنها 3 آیه محکم دارد و آن 3 آیه هم برای اینکه صیغه جمع جاری باشد سخنی گزافی نیست و سپس عنوان می کنند آیات محکم بیش از 3 می باشد.


اهانت به کلام الله انسان را به کجا که نمی کشاند!!


این تناقضات و فراموشکاری ها نشان از عقب نشینی ایشان از کلام گذشته اش دارد و از آنجائیکه مشخص شد کلامش عقاید شیعه نیست می خواهد به هر روشی شده است کلامش را به عنوان عقاید شیعه به دیگران غالب کند!


اما گفتم کهاگرکسی چنین نظری داشته باشد شما دوستان وهابی در پاسخگویی به او نا توان هستنید ودیدیم که همینگونه است


شما فرمودید اگر کسی چنین نظری داشته باشد سخن گزافی نگفته است!!! نقل قول شما در بالا موجود است!!
در واقع مهر تائیدی بر مطالب هر کسی که بگوید آیات محکم بیش از 3 آیه نیست زدید! در ضمن ما ممیزی آیات محکم و متشابه را بیان کردیم و چون معتقد بودیم آیان محکم بسیار است و نمی توان در شما آورد هرچند تعدادش تقریبا مشخص است ولیکن از شما خواستیم که 3 آیه محکم خود را بیان دارید که در واقع بیش از 3 سطر هم نمی شود و بعد از این خواسته شاهد عقب نشینی شما بودیم!!

حسین شالیکار
Friday 24 March 2006, 12:54PM
از سوی دیگر اگر آیه را مطابق سلیقه شما معنی کنیم اینگونه میشود:
کسانی که در دلهاشان کجی و انحرافاست از آیاتی که به هم شباهت دارد پیروی می کنند!!!
بدون شک هیچ عاقلی آیه را اینگونه معنا نمی کند


این معنا مورد نظر ما هم نیست! لطفا هر معنی که از جیب خود خارج می کنید را به ما نسبت ندهید!

در معنای شما تاویل و همچنین از غیب مستور سخن گفتن جایی ندارد در صورتیکه این آیه را ما قبلا معنا کردیم و معنای آن چنین می شود پس کسانی که که در دلشان میل به باطل است برای فتنه جویی و برای جستن تاویل (تحقق خارجی) آن از آیاتمتشابه (شبیه به هم و از غیب مستور سخن گفتن) تبعیت می نمایند.


معنایی که شما کردید با معنای بنده زمین تا آسما فرق دارد!!




جناب حق جو!


عقب نشینی شما در مورد تعداد آیات متشابه و محکم و تناقض گویی شما و از همه مهمتر اعتراف شما مبنی بر اینکه مطالب نوشته شده شما عقاید شیعه نیست (بلکه عقاید اخباریون است) نشان از پایان یافتن این بحث دارد!!



شما که فرق بین تاویل و تفسیر را نمی دانستید بهتر نبود ساکت می ماندید و در مورد آیات قرآن قضاوت نمی کردید و اینطور در دام اهانت به قرآن و اسلام گرفتار نمی شدید؟


شما که تاثیر حروف هجاء در معانی کلمات را نمی دانستید چطور به خود اجازه دادید در مورد آیات قرآن قضاوت کنید و بگوئید از کل قرآن به جز 3 آیه نباید پیروی کرد؟


از نظر حضرت علی(ع) شما و امثال شما ، جزء محبوبترین بندگان نزد خدا نیستید، چرا که حضرت محبوبترین بندگان را کسانی می داند که زمام امور خویش را به کتاب خدا سپرده باشند و قرآن را رهبر و امام خود قرار دهند!! در حالیکه شما سایرین را از پیروی از آیات الهی منع می کنید و کتاب خدا را به جز 3 آیه گمراه کننده می دانید!


آیا حضرت علی(ع) کتابی را امام خود قرار داده است که نعوذ بالله گمراه کننده بوده است؟؟


چطور حضرت علی(ع) همنشینی با قرآن را موجب افزایش هدایت و کاهش گمراهی می داند ولی داعیان پیروی از ایشان (که البته اعتراف کردند سخنانشان عقاید شیعه نیست در نتیجه خودشان شیعه نیستند) به عکس چنین مطلبی رای می دهند و منع از پیروی از آیات الهی می کنند؟؟


چطور خداوند در کلامش می فرماید: "کتاب احکمت آیاته ثم فصلت" ولی برخی از مدعیان تشیع رای به متشابه بودن کل قران به جز 3 آیه و در نتیجه گمراه بودن کلام الله غیر از آن 3 آیه می دهند!!


آن سه آیه که تنها و تنها در قرآن توسط این مدعیان به عنوان آیات محکم قبول می شود کدام است؟؟


در مورد قوم بنی اسرائیل و مسئله گاو هم تفسیرالمیزان و سایر تفاسیر به خوبی توضیح دادند و رای به بطلان سخن شما میدهند.

نفرمودید کلام علامه طباطبایی در تفسیر المیزان چگونه می باشد.آیا ایشان نیز اشتباه کردند؟ تفسیر نمونه مکارم شیرازی نیز چنین است! ایشاننیز اشتباه کرده است؟ کشف الحقایق نیز چنین نوشته، آن نیز اشتباه کرده است؟ درتفسیر احسن الحدیث نیز چنین آمده است، آیا باز اشتباهی شده است؟


در مورد واو الراسخون نیز توضیحی ندادید و نگفتید واو عطف است یا استیناف و به چه دلیل؟

و...


با تشکر


خدانگهدار

حق جو
Friday 24 March 2006, 08:51PM
این معنا مورد نظر ما هم نیست! لطفا هر معنی که از جیب خود خارج می کنید را به ما نسبت ندهید!

در معنای شما تاویل و همچنین از غیب مستور سخن گفتن جایی ندارد در صورتیکه این آیه را ما قبلا معنا کردیم و معنای آن چنین می شود پس کسانی که که در دلشان میل به باطل است برای فتنه جویی و برای جستن تاویل (تحقق خارجی) آن از آیاتمتشابه (شبیه به هم و از غیب مستور سخن گفتن) تبعیت می نمایند.


معنایی که شما کردید با معنای بنده زمین تا آسما فرق دارد!!




جناب حق جو!


عقب نشینی شما در مورد تعداد آیات متشابه و محکم و تناقض گویی شما و از همه مهمتر اعتراف شما مبنی بر اینکه مطالب نوشته شده شما عقاید شیعه نیست (بلکه عقاید اخباریون است) نشان از پایان یافتن این بحث دارد!!



شما که فرق بین تاویل و تفسیر را نمی دانستید بهتر نبود ساکت می ماندید و در مورد آیات قرآن قضاوت نمی کردید و اینطور در دام اهانت به قرآن و اسلام گرفتار نمی شدید؟


شما که تاثیر حروف هجاء در معانی کلمات را نمی دانستید چطور به خود اجازه دادید در مورد آیات قرآن قضاوت کنید و بگوئید از کل قرآن به جز 3 آیه نباید پیروی کرد؟


از نظر حضرت علی(ع) شما و امثال شما ، جزء محبوبترین بندگان نزد خدا نیستید، چرا که حضرت محبوبترین بندگان را کسانی می داند که زمام امور خویش را به کتاب خدا سپرده باشند و قرآن را رهبر و امام خود قرار دهند!! در حالیکه شما سایرین را از پیروی از آیات الهی منع می کنید و کتاب خدا را به جز 3 آیه گمراه کننده می دانید!


آیا حضرت علی(ع) کتابی را امام خود قرار داده است که نعوذ بالله گمراه کننده بوده است؟؟


چطور حضرت علی(ع) همنشینی با قرآن را موجب افزایش هدایت و کاهش گمراهی می داند ولی داعیان پیروی از ایشان (که البته اعتراف کردند سخنانشان عقاید شیعه نیست در نتیجه خودشان شیعه نیستند) به عکس چنین مطلبی رای می دهند و منع از پیروی از آیات الهی می کنند؟؟


چطور خداوند در کلامش می فرماید: "کتاب احکمت آیاته ثم فصلت" ولی برخی از مدعیان تشیع رای به متشابه بودن کل قران به جز 3 آیه و در نتیجه گمراه بودن کلام الله غیر از آن 3 آیه می دهند!!


آن سه آیه که تنها و تنها در قرآن توسط این مدعیان به عنوان آیات محکم قبول می شود کدام است؟؟


در مورد قوم بنی اسرائیل و مسئله گاو هم تفسیرالمیزان و سایر تفاسیر به خوبی توضیح دادند و رای به بطلان سخن شما میدهند.

نفرمودید کلام علامه طباطبایی در تفسیر المیزان چگونه می باشد.آیا ایشان نیز اشتباه کردند؟ تفسیر نمونه مکارم شیرازی نیز چنین است! ایشاننیز اشتباه کرده است؟ کشف الحقایق نیز چنین نوشته، آن نیز اشتباه کرده است؟ درتفسیر احسن الحدیث نیز چنین آمده است، آیا باز اشتباهی شده است؟


در مورد واو الراسخون نیز توضیحی ندادید و نگفتید واو عطف است یا استیناف و به چه دلیل؟

و...


با تشکر


خدانگهدار



جناب شالیکار


مغلطه و طولانی کردن سخن مشکل شما را حل نمی کند.
آیه 7 سوره آل عمران تبعیت از متشابهات را روش اهل زیغ دانسته است
گفتید که متشابه به معنای شبیه به هم است و دیدم که فرهنگ لغات و معنای آیه 7 سوره آل عمران، هر دو بر علیه شماست. از کسی که معنای لغوی آیه را نمی داند انتظار سکوت می رود نه اطاله کلام!


المنجد:

شبه مثل
تشابه الرجلان اشبه کل منهما الاخر
الشبهه ج شبه و شبهات المثل
..................................................
شبه علیه الامر لبسه علیه
تشابه الامر کان متشابها غیر محکم***
اشتبه فی الامر شک فی صحته
اشتبه الامر علیه خفی و التبس
الشبهه ج شبه و شبهات ما یلتبس فیه الحق بالباطل و الحلال بالحرام

بنا بر این تشابه و متشابه هر گاه در مقابل محکم قرارگیرد به معنای شبهه و اشتباه است.
معنای آیه نیز به گونه ای است که معنای شباهت برای لغت متشابه نارسا است و با توجه به معنای مورد نظر شما باید اینگونه بگوییم:
کسانیکه در دل میل به باطل دارند از آیات شبیه به هم در قران پیروی میکنند!!
هیچ فرد ذی شعوری این معنا را برای آیه نمی پذیرد!!
قرینه دیگری که در قران در باره تشابه وجود دارد نیز از همین معنا حکایت دارد:

قالوا ادع لنا ربک یبین لنا ما هی ان البقر تشابه علینا و انا ان شاء الله لمهتدون
از خدا بخواه که ( چگونگی گاو را ) برای ما بیان کند چرا که امر گاو هنوز بر ما مشتبه است و اگر خدا بخواهد ( راهنمایی کند ) هدایت خواهیم شد.

در این آیه می بینیم که تشابه در اثر تبیین به هدایت مبدل می شود و بنا بر این به معنای شبهه و اشتباه است نه شباهت.

واما مغلطه وبهتان شما درباره اینکه بنده تعداد آیات محکم را سه عدد می دانم!!
چون در آیه مورد بحث از صیغه جمع برای محکمات ومتشابهات استفاده شده هریک از این دومیتوانند سه آیه یا بیشتر باشند واگرمدعی ادعا کند که که تنها سه آیه از قران محکم است کسی نمیتواند ادعای اورا رد کند.
اصل سخن من این است که شما در مشخص کردن این آیات نا توان هستید بنا بر این همیشه ممکن است از متشابه بجای محکم تبعیت کنید!
درخواست مکرر بنده برای مشخص کردن محکمات قران هم از سوی شما بی جواب ماند!!


و اما یک سوال


اگر قران کافی است و شما را از همه چیز بی نیاز می کند چرا شما دینتان را از اصحاب پیامبر که خودشان یکدیگر را کافر دانستند و خونهای یکدیگر را بر زمین ریختند می گیرید. چرا قران، شما را از این کار بی نیاز نکرده است؟؟!!

امیر
Saturday 25 March 2006, 01:04AM
بالاخره انتظار (دراین چند روز که نبودیم )به سر رسید و جناب حق جو (یواشکی ) اعتراف کردند

حق جو :بنده در این مقاله در صدد طرح اعتقادات شیعه یا معتقدات خودم نیستم. بنا براین استدلال شما به نهج البلاغه و تفاسیر شیعه برای مجاب کردن من جایی ندارد و مشکلی را حل نمی کند

و دیگران هم متوجه شدند :
رهرو :اينكه شما اعتقاداتتان با شيعه فرق ميكند را من از اول بحث شما در اين تاپيك آگاه بودم ولي آنچه مهم است پنهان شدن شما زير پوستين شيعه و ترويج عقايد صوفيان و اخباريون در قالب شيعه ست . الله را سپاسگذارم كه ماهيت شما حداقل براي شيعيان خودتان مشخص شد.


حسین شالیکار:خوشبختانه خودتان به این مطلب که مطالب شما عقاید شیعی نیست اعتراف کردید.....
این تناقضات و فراموشکاری ها نشان از عقب نشینی ایشان از کلام گذشته اش دارد و از آنجائیکه مشخص شد کلامش عقاید شیعه نیست می خواهد به هر روشی شده است کلامش را به عنوان عقاید شیعه به دیگران غالب کند!

بله در تایید سخنان ایندو من هم میگویم در شیعه نبودن شما همین کافیست که :

0شیعه بر معصوم نسبت دروغ نمیبندد

کاربران عزیز ملاحظه کنید ایشان برای اینکه اعتقادات خود را اثبات کنند تا مرحله ((گناه کبیره دروغ بستن به معصوم )) پیش میروند؟؟!!!
آیا این شرم ندارد؟؟؟!!!

امیر
Saturday 25 March 2006, 01:08AM
در جایی که سخن معصوم به دست ما نرسیده باشد، به نظر کسانی که بیش از همه با احادیث معصومین آشنا هستند مراجعه می کنیم و آنرا نزدیکترین نظر به رویه اهل بیت علیهم السلام می دانیم
خیلی خوب ....
بنده هم در مورد این سوال که (( آیا کسی بر خدا حق دارد ؟؟))به نظر آیت الله مطهری مراجعه میکنم و ایشان جواب میدهند که : ((هیچکس بر خدا حق ندارد))
و اتفاقا عقلم هم همین رو میگه !!!از طرف دیگر شهید مطهری تسلط خوبی بر احادیث داشتند و شما نمیتوانید این را انکار کنید (البته اگر معتقد به حزب فرقان (قاتلان شهید مطهری ) نباشید )

پس چرا شما در اینجا میگویید به عاقل مراجعه نکنیم ؟؟!!!!
شاید هم معیار های شما طوری است که شهید مطهری را جزعالمان به حدیث به حساب نمیآورد

حسین شالیکار
Saturday 25 March 2006, 01:34AM
بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم

من فکر می کنم با توجه به اعتراف جناب حق جو مبنی بر اینکه مطالبشان اعتقادات شیعه نیست، بحث به پایان رسیده است.

چون هدف بنده نقد جزء به جزء مطالب جناب حق جو برای روشن شدن بحث بود طولانی شد ودیدیم که ایشان چیزی جز تکرار مکررات نداشتند.

شبه ( به فتح ش و ب)=مثل، مانند، شبیه
تشابه الرجلان =شبیه هم شدند، مانند هم شدند
شبه (به ضم ش و کسر ب و فتح ه) علیه الامر=مطلب بر او مشتبه شد
الشبهه (به ضم ش و سکون ب و فتح ه)= ج شبه و شبهات (به ضم ش)،چیزی که حق و باطل در آن معلوم نباشد.


آن چیزی که هر انسان عاقلی متوجه ان می شود آن است که کلمات بواسطه تغیر جای حروف هجاء، تغییر معنی می دهند!و این چیزی است که شما آن را نادیده گرفته اید و یا دیدن آن برای شما خوشایند نبوده و تصمیم به ندیدن گرفته اید! و شبه (به فتح ش و ب) را هم معنی با شبه (به ضم ش وفتح ب) گرفته اید در صورتیکه چنین نیست!


مثالی میزنم بابلی و بابلی!


اگر حروف هجاء در آن رعایت نشود به نظر هر دو یک معنی را می دهد ولی وقتی حروف هجا رعایت شود چنین چیزی نیست و هر کدام چیز جداگانه ای را بیان می کند!


بابلی (به کسر ب و ل) منسوب به بابل (به کسر ب) از شهرهای قدیم ساحل فرات در عراق کنونی

بابلی (به ضم ب و کسر ل) منسوب به بابل( به ضم ب) از شهرهای مازندران


در ضمن با نگاهی به المنجد مشخص می شود که شبه (به فتح ش و ب) به معنای شبیه و مثل و مانند آمده است یعنی همان معنایی که مورد نظر ماست و همینطور متشابه به معنی غیر معلوم بودن آمده است یا امری پوشیده یعنی همان که عرض کردیم یعنی از غیب مستور سخن گفتن و هیچگاه در المنجد به معنی اشتباه و گمراه کننده نیامده است مگر اینکه به دستور شما اضافه شده باشد!!


همینطور لغتی که جلویش چند ستاره گذاشتید (تشابه الامر=مطالب متشابه و غیر معلوم) باز معنای مورد نظر ما را می دهد یعنی امری که از غیب مستور سخن می گوید و چون غیب مستور بر هر کسی پوشیده است غیر از خدا، بنابراین غیر معلوم است و تاویلش را فقط خداوند می داند.


با اینکه ممیزی آیات محکم و متشابه خدمتشان عرض شد و ما تقاضای شما را لبیک گفتیم و ممیزی آیات را خدمت شما عرض کردیم و معتقد هستیم که نزلنا علیک الکتاب تبیانا لکل شیئی وهدی و رحمه وبشری للمسلمین در ضمن ما مثل شما معتقد نیستیم که فقط 3 آیه محکم در قرآن وجود دارد و الباقی متشابه و گمراه کننده است که بخواهیم در چند سطر آیات محکم را برای شما بیان کنیم.

ولی شما می توانید در چند سطر این مطلب را بیان کنید زیرا معتقدید فقط 3 آیه محکم است که نهایتا می شود3 خط!! پس شما بدون جنجال و هیاهو آن 3 آیه را بیان نمائید! بالاخره این شما بودید که چنین ادعایی کردید!

دوباره سوال از تعداد آیات محکم و متشابه می کنند!!

به تناقض گویی روی آوردند وبیان می کنند که صیغه جمع بر بیش از 3 نیز اطلاق می شود.یعنی زمانی عنوان کردند که اگر بگوئیم قران تنها 3 آیه محکم دارد و آن 3 آیه هم برای اینکه صیغه جمع جاری باشد سخنی گزافی نیست و سپس عنوان می کنند آیات محکم بیش از 3 می باشد.


اهانت به کلام الله انسان را به کجا که نمی کشاند!!



در مورد بسیاری از مطالب پاسخ و توضیحی نداشتند!! تاثیر حروف هجاء را نادیده گرفتند و قرآن را مایه گمراهی می دانند!

در مورد نظرات مکارم شیرازی، طباطبایی صاحب تفسیر المیزان و ... در مورد آیه70 سوره بقره که خلاف نظر جناب حق جو را داشتند مطلبی نگفتند!!

معنای تاویل و تفسیر را از هم تشخیص نمی دهند!!


بحث با این فرد و اینگونه افراد که به اعتراف خودشان عقایدشان مربوط به شیعیان نیست (اخباری هستند) بی معناست و حجت تمام شده است.


با تشکر از دوستانیکه بنده را در این بحث یاری کردند و موجب اعترافات و روشن شدن دشمنی جناب حق جو با قرآن شدند تشکر می کنم و از دوستان حقیقت طلب می خواهم که جهت روشن شدن بحثاز ابتدای مقاله این بحث را دنبال کنند و ببینند که کدامیک از طرفین با ادله و دلایل واضح صحبت می کنند!!


خداوند بشارت به بندگانی داده است که کلام را می شنوند و بهترین را انتخاب می کنند.


والسلام علی من اتبع الهدی

zxcv
Saturday 25 March 2006, 01:40AM
حق جو نوشته است !
ما در این مقاله در صدد مطرح کردن اعتقادات شیعه نیستیم که شما سخن را بسوی نهج البلاغه و کافی و بحار الانوار می برید!

بسم الله

با سلام و کمال احترام

{ و مکروا و مکر الله و الله خیر الماکرین } !!!


دوستان عزیز رهرو ، شالیکار ، امیر و هر آنکه این مقاله را پیگیری می نماید ، متن بالا اعترافی واضح و روشن از جناب حق جو می باشد ! ایشان صراحتا اعتراف نموده است که در این انجمن عقایدی را تبلیغ می کند که مربوط به شیعیان نمی باشد !!!

اکنون باید از ایشان پرسید که ایشان مبلغ چه مذهبی است ؟!!! واقعیتی که ایشان قبل از این مکررا آن را انکار می کرد !!!

اگر نظری دوباره به عقاید فرقه ضاله اخباریون بیاندازید کاملا متوجه می شوید که نظریه های جناب حق جو شباهتی کامل با عقاید این قوم نا مسلمان دارد و اینجاست که وظیفه هر مسلمانی است که به نحوی نفرت و انزجار خود را از این دشمنان بل فطره کلام خدا ، نشان دهد !!!

وسلام یا الله

حق جو
Saturday 25 March 2006, 02:35AM
دوستان این قسمت را به خوبی و با دقت مطالعه بفرمائید.
در بررسی ریشه کلمات اشتباه کردید!

برادر گرامی حق جو!

شما شبهه را به معنای مثل و مانند آوردید! اگر به منجد نگاهی بیندازید متوجه می شوید که در ذیل کلمه الشبهه به ضم ش آورده است مانند،چیزیکه حق و باطل در آن معلوم نیست.جمع شبه به ضم ش و فتح ب.

باید عرض کنم که متشابه از باب تفاعل است و از ریشه شبه به فتح ش و متشابه تشابه طرفین است.

در اینجا منظور آن است که آیات آن شبیه به یکدیگر است از جهت فصاحت و زیبایی کلام.



این سخن شما واینهم المنجد:

شبه مثل
تشابه الرجلان اشبه کل منهما الاخر
الشبهه ج شبه و شبهات المثل
..................................................
شبه علیه الامر لبسه علیه
تشابه الامر کان متشابها غیر محکم ****
اشتبه فی الامر شک فی صحته
اشتبه الامر علیه خفی و التبس
الشبهه ج شبه و شبهات ما یلتبس فیه الحق بالباطل و الحلال بالحرام

بنا بر این از نظر ریشه، شبهه و تشابه یکی هستند وهر دو می توانند معنای مثل و مانند یا امر مخفی و اشتباه آور را داشته باشند اما بنا بر تصریح المنجد متشابه هر گاه در مقابل محکم قرار گیرد تنها به معنی امر پوشیده و اشتباه آور است و نه مثل و مانند.


جناب شالیکار


از کسی که معنای لغوی آیه را نمی داند انتظار سکوت میرود نه اطاله کلام!
اگرتصورمی کنید طولانی کردن سخن می تواند نا توانی شما در توجیه معنای آیه را مخفی کند در اشتباه هستید!

آیه مورد بحث:

هو الذی انزل الیک الکتاب منه آیات محکماات هن ام الکتاب و اخر متشابهات فاما الذین فی قلوبهم زیغ فیتبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنه وابتغاء تاویله
او است خدایی که قران را بسوی تو فرستاد که برخی از آیات آن محکم است و آنها اصل قران هستند و قسمتی دیگر از این کتاب، آیات متشابه است. پس کسانی که که در دلشان میل به باطل است از آیات متشابه تبعیت می نمایند و با منحرف کردن معنای آن فتنه جویی می کنند.


بنا براین آیه، آیات قران دو دسته هستند محکمات ومتشابهات.
تبعیت از آیات متشابه ( آیاتی که بالقوه اشتباه اور وشبهه بر انگیز هستند ) روش کسانی است که در دل میل به انحراف دارند و لذا عملی است نکوهیده.
آنچه آیه مورد تایید وتضمین قرار داده تبعیت محکمات است اما محکمات قران، در آن مشخص نشده اند.
از آنجا که ما به دل افراد دسترسی نداریم تا بدانیم چه کسی میل به انحراف دارد، برای پرهیز از تبعیت متشابهات چاره ای جز شناختن این آیات نداریم.
آیات متشابه نیز در قران مشخص نشده اند و با توجه به استعمال صیغه جمع در آیه، اگر مدعی ادعا کند که تنها سه آیه محکم در قران یافت میشود دوستان وهابی که قران را کافی میدانند نمیتوانند با ادله قرانی خلاف آنرا اثبات کنند!!
بنا براین پرونده شعار توخالی (( کتاب خدا برای ما بس است ))
توسط این آیه برای همیشه بسته می شود.
بنده وهمه شیعیان، قران را کتاب هدایت ونجات میدانیم اما فرا موش نمی کنیم که حقایق نهفته دراین کتاب توام با تفسیرو تاویل پیامبر(ص) واهل بیت میتواند انسان را به سر منزل سعادت رهنمون شود وگرنه نیازی به بعثت پیامبر وجود نداشت وخداوند قادر میتوانست برای هدایت انسانها تنها کتاب بفرستد.


درادامه شاهد ادعای گستاخانه جناب شالیکار در باره پیامبر گرامی اسلام بودیم:

در ضمن عرض شد که کافران تاویل چه آیاتی را می خواستند و حتی پیامبر(ص) نیز تاویل انها را نمی دانست!


تاویل چیزی نیست جز نوعی معنا برای آیه و اینکه پیامبر بنوعی از معنای آیات قران بی اطلاع باشد سخنی است بسیار وقیحانه! که روی همه دشمنان اسلام را سفید میکند!!

.............................................


قران ازتبعیت آیات متشابهات سخن می گوید نه تبعیت تاویل!!


میدانیم که اهل سنت با پیروی از آیات متشابه قران به خدایی با دو چشم ودودست ویک ساق پا معتقد هستند که در آخرت قابل رویت است اما در دنیا به دلایل نا معلومی خود را مخفی کرده است !
اینها نتیجه پیروی از چنین آیاتی است:


بل یداه مبسوطتان ینفق کیف یشاء
یوم یکشف عن ساق ویدعون الی السجود
وجوه یومئذ ناضره الی ربها ناظره


دقت کنید که پیروی ازمعنای ظاهری آیه موجب گمراهی شده است نه تاویل آن!!!
همانگونه که می بینیم برادران اهل سنت در مهمترین مبحث اعتقادی اسلام ( توحید ) علنا در دام تبعیت متشابهات افتاده اند واین خود دلیلی روشن بر این مدعاست که آیات متشابه در قران نا مشخص بوده است.

ودر نهایت در خواست مکرر بنده از دوستان وهابی واهل سنت برای مشخص کردن محکمات قران بی جواب ماند!!
........................................
سخن بنده در این مقاله به هیچوجه یک بحث روایی نیست تا تهمت اخباری گری بر آن بارشود!!
در این مقاله کسانی که برخلاف حدیث متواتر پیامبر کتاب خدا و عترت را از یکدیگرجدا میکنند و شعار کتاب خدا برای ما کافی است سرمی دهند به سوی درک وفهم آیه 7 سوره آل عمران دعوت شده اند همین وبس!
همانگونه که در پاسخها ی مقاله دیدیم کسانی که شعار قران برای ما کافی است سر میدهند در توجیه معنای این آیه در مانده شدند ونهایتا به کاسه لیسی نهج البلاغه و حدیث شیعه روی آوردند!! واین تاییدی دیگر بر نظر بنده است.

حق جو
Saturday 25 March 2006, 03:27PM
مولا علی (ع) در ادامه آنچه جناب رهرو بطور تقطیع شده آوردند می فرماید:


و خلف فیکم ما خلفت النبیاء فی اممها اذ لم یترکوهمهملا بغیر طریق واضح ولا علم قائم کتاب ربکم
مبینا حلاله و حرامه و فرائضه و احکامهو ناسخه و منسوخه و رخصه و عزائمه و خاصه و عامه و عبره و امثاله و مرسله و محدوده و محکمه و متشابهه مفسرا جمله

در این جملات علی (ع) غیر از محکم و متشابه آیات را به هفت صورت دیگر دسته بنده کرده و تصریح کرده که این موارد از سوی پیامبر(ص) بیان شده و جملات قران توسط او تفسیر شده است. به این ترتیب مشکل شما بیشتر می شود!!


کجاست محکم و متشابه قران؟
کجاست ناسخ و منسوخ و رخص و عزائم و خاص و عام و مرسل ومحدود و کجاست تفسیر پیامبر از قران؟؟!!!
آیا هیچ مسلمان شرافتمندی می تواند کسی جز علی (ع) و اولاد معصومینش را معرفی کند که واجد این دانشها باشد؟؟
آیا شخصی همچون عمر بن خطاب که به اعتراف خودش تا آخر عمر رو خوانی سوره بقره را فرا نگرفت می تواند چنین ادعایی داشته باشد؟؟!!
آیا ابوبکر که پیامبر او را برای خواندن یک سوره ( سوره برائت ) بر مردم شایسته ندانست و معنای کلمه ساده ای همچون کلاله را نمی دانست چنین دانشی را دارد؟!!
آیا در بین شما تا زمان ما و تا قیامت کسی که به قران از این دو خلیفه راشد!! دانا تر باشد یافت می شود؟؟!!
اگر همه این موارد در اختیار مسلمانان است چرا از بای بسم الله تا آخر قران شاهد اینهمه آرا و افکار مختلف و متضاد هستیم؟؟

از این گذشته شما که به نهج البلاغه برای اثبات قران!!!! استناد می کنید چرا سخنان مکرر علی (ع) در باره لزوم پیروی و تمسک به اهل بیت را در نهج البلاغه نمی بینید؟؟!!

...........................................................


با اجازه دوستان، بنده عازم زیارت امام الانس والجان حضرت علی بن موسی الرضا (ع) هستم.
اگرچه دوستان وهابی بالاخص جناب شالیکار حرف مستدلی برای گفتن ندارند، انشاء الله بعد از مراجعت دنباله سخن را ادامه خواهیم داد.

امیر
Saturday 25 March 2006, 05:57PM
بسم الله

با سلام و کمال احترام

{ و مکروا و مکر الله و الله خیر الماکرین } !!!


دوستان عزیز رهرو ، شالیکار ، امیر و هر آنکه این مقاله را پیگیری می نماید ، متن بالا اعترافی واضح و روشن از جناب حق جو می باشد ! ایشان صراحتا اعتراف نموده است که در این انجمن عقایدی را تبلیغ می کند که مربوط به شیعیان نمی باشد !!!

اکنون باید از ایشان پرسید که ایشان مبلغ چه مذهبی است ؟!!! واقعیتی که ایشان قبل از این مکررا آن را انکار می کرد !!!

اگر نظری دوباره به عقاید فرقه ضاله اخباریون بیاندازید کاملا متوجه می شوید که نظریه های جناب حق جو شباهتی کامل با عقاید این قوم نا مسلمان دارد و اینجاست که وظیفه هر مسلمانی است که به نحوی نفرت و انزجار خود را از این دشمنان بل فطره کلام خدا ، نشان دهد !!!

وسلام یا الله
بله ایشان عاقبت رسوا شد زیرا سنت الهی لایتغیر است
اسْتِكْبَارًا فِي الْأَرْضِ وَمَكْرَ السَّيِّئِ وَلَا يَحِيقُ الْمَكْرُ السَّيِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ

zxcv
Saturday 25 March 2006, 09:07PM
همانگونه که می بینیم برادران اهل سنت در مهمترین مبحث اعتقادی اسلام ( توحید ) علنا در دام تبعیت متشابهات افتاده اند


بسم الله

برای نمونه یکی از مدارکی که ما به آن استناد می کنیم و امثال شما را مشرک می نمامیم این جمله قرانی می باشد !!!


( لا اله الا الله )

شاید شما این سند را هم از متشابهات قرانی می دانید ؟!!!! در ضمن این همان جمله ایی است که در نماز به آن شهادت می دهید!!!

وسلام یا الله

ياور
Sunday 26 March 2006, 12:33AM
ياالله

اللهم صل علي محمد و ال محمد


جناب حق جو

من امشب مجددمقاله را از صفحه يك تا پنج خواندم

و چيزي كه متوجه شدم اين است كه راستي بد خيطي بالا اوردي ;)

و خواهشم اين است كه جون هر كس كه دوست داري ديگه حداقل در اين مقاله چيزي نگو

خودت را بزن به بي خيالي و يك تاپيك ديگه بزن :smile31:

منهم به دوستان پي ام مي زنم مي گم كه دمش را بزنن تو و ديگه بي خيال بشن :smile34:

ما نوكرتيم
خدا خيرت بده
دست از سر اسلام و مسلمين بكش
فكر كنم تو در مورد ابوبكر و عمر مقاله بدي بهتره
چون اينقدر در مورد انها مطالعه داشتي در كتابهاي شيعه در مورد قران نداري
پس يا الله

موفق باشيد

حق جو
Thursday 30 March 2006, 11:17AM
بسم الله

برای نمونه یکی از مدارکی که ما به آن استناد می کنیم و امثال شما را مشرک می نمامیم این جمله قرانی می باشد !!!


( لا اله الا الله )

شاید شما این سند را هم از متشابهات قرانی می دانید ؟!!!! در ضمن این همان جمله ایی است که در نماز به آن شهادت می دهید!!!

وسلام یا الله


در اینجا شاهد یکی از دستآوردهای این مقاله هستیم .
به پاسخ بالا دقت کنید.
در این پاسخ یکی ازکسانی که پیروی ابن تیمیه را برمتابعت پیامبر (ص) واهل بیت ترجیح می دهد و شعار قران برای ما بس است سر می دهد، به وجود متشابهات ( که اشتباه بر انگیز هستند ) در قران اعتراف عاجزانه می کند!!! اما در اینکه کدام آیه متشابه است بحث دارد!
این همه سخن بنده است. بله! اینکه کدام آیه محکم وکدام متشابه است مشکلی است که قران خود آن را حل نمی کند.
بنا بر این امکان گرفتاری در معنای متشابهات برای هر کس که همچون خوارج قران را بر سر نیزه میکند و سخن علی (ع) را نمی پذیرد وجود دارد.



.

حسین شالیکار
Sunday 2 April 2006, 12:16AM
بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم

با توجه به عدم رعایت قوانین معمول حاکم بر تالارهای گفتگو در باشگاه جوانان بنده کلیه تاپیک های خود را به سایت توحید و یکتاپرستی (که الحق کلیه قوانین را رعایت می کنند) منتقل می کنم و قصد دارم در همان سایت نیز به حول قوه الهی ادامه دهم.

دوستان اگر نظری دارند در سایت توحید و یکتاپرستی بیان کنند!

شرط انصاف حکم می کرد که کلیه گفتگو ها را در آنجا بیاورم که آوردم.

بحث با دعوت دوستان (چه قبول کنند و چه نکنند) در سایت توحید و یکتاپرستی ادامه داردد

با تشکر

http://sonnat.hopto.org/articles.php (http://sonnat.hopto.org/articles.php)

حق جو
Sunday 2 April 2006, 02:00AM
بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم

با توجه به عدم رعایت قوانین معمول حاکم بر تالارهای گفتگو در باشگاه جوانان بنده کلیه تاپیک های خود را به سایت توحید و یکتاپرستی (که الحق کلیه قوانین را رعایت می کنند) منتقل می کنم و قصد دارم در همان سایت نیز به حول قوه الهی ادامه دهم.

دوستان اگر نظری دارند در سایت توحید و یکتاپرستی بیان کنند!

شرط انصاف حکم می کرد که کلیه گفتگو ها را در آنجا بیاورم که آوردم.

بحث با دعوت دوستان (چه قبول کنند و چه نکنند) در سایت توحید و یکتاپرستی ادامه داردد

با تشکر






http://sonnat.hopto.org/articles.php (http://sonnat.hopto.org/articles.php)







جناب شالیکار



شیعه به داشتن منطق نیرومند و گفتار روشن مفتخر است و در هر محیطی که طرفین آزادی سخن داشته باشند ( مثل همین تالار ) نا توانی و عجز شما در اثبات اعتقادات محمد بن عبد الوهاب که آنرا به اسم توحید به خورد مردم می دهید رخ می نماید.
شما اولین کسی نیستید که نتوانستید آزادی سخن را تحمل کنید و ترجیح دادید بحث را به جایی بکشانید که بجای منطق با حربه زور طرف مقابل را ساکت کنید!!
همه کاربران شاهد هستند که در طول مدت حضور شما در این مقاله و مقالات مشابه کمترین اعمال فشاری از سوی مسئولان تالار در مورد شما انجام نشده و من نمی دانم منظور شما از رعایت شدن قوانین حاکم بر تالارهای گفتگو در سایت سنت و عدم رعایت آن در اینجا چیست ؟ شاید منظور شما همان بحث با کمک زور و به عبارت بهتر قوانین جنگل است که در سایت سنت به دقت مراعات می شود!!!
به هر حال یک بار دیگر شما را به طرح پاسخ ( البته اگر دارید ) در فضای آزاد این تالار دعوت می کنم و تکرار می کنم که همین یک مقاله برای بر باد دادن شعار پوشالی شما ( قران برای ما بس است ) کفایت می کند.

ضمنا بنده سری هم به سایت مورد حمایت دشمنان این مرز و بوم در انگلستان ( سنت ) زدم و دیدم که شما به چه صورتی مقاله و پاسخهایش را به آنجا منتقل کرده اید واقعا بهترین مثال برای شما خفاشانی هستند که از روشنایی روز بیمناکند و همیشه محیط تاریک و محصور را ترجیح می دهند.
اگر تا این اندازه آزادگی داشتید که غیر از پاسخهای خودتان پاسخهای بنده را هم منتقل کنید شاید جایی برای آنچه ادعا کردید وجود داشت اما .....

سپهران
Monday 3 April 2006, 12:20PM
جناب حق جو

ضمن تشکر از شما :smile07:

به اطلاع شما وسایر کاربران محترم می رساند اینجانب با همین کاربری در سایت باصطلاح سنت
که توسط ایادی وهابیت ودشمنان ایران اداره می شود شروع به فعالیت نمودم ولی بعد از دادن اولین
تایپیک که کلیه مدارک آن نیز از کتب اهل سنت بود بدون دلیل کار بری مرا حذف نمودند؟!؟!
که همین آقای شالیکار(مصطفی طبا طبایی)تلاش مذ بوحانه زیادی جهت توجیه نمودند که خوشبختانه بی نتیجه بود .

بله این است استدال پوشالی دشمنان ولایت .!!!

البته ما از آقای شالیکار (مصطفی خان )نمی گیریم زیرا ایشان به سنت خلیفه ثانیه عمل نموده وچون شکست علمی خورده ضمن تاسی به خلیفه ثانیه با استفاده از بند ج فرار را برقرار ترجیح داده اند .

البته در این مباحثات ثابت شد که قران احتیاج به استاد خدایی دارد وهمین طور بی صاحب رها نشده که
هر زید و بکری بدلخواه خود آن را تفسیر نماید !!و تفاسیر کج ومعوج خود را به خورد خلق الله بدهد.

انما ولیکم الله ورسوله الذین آمنوا الذین یقیمون الصلوه ویوتون الزکوه وهم راکعون (مائده /55)

امیر
Tuesday 4 April 2006, 06:46PM
در جایی که سخن معصوم به دست ما نرسیده باشد، به نظر کسانی که بیش از همه با احادیث معصومین آشنا هستند مراجعه می کنیم و آنرا نزدیکترین نظر به رویه اهل بیت علیهم السلام می دانیم
خیلی خوب ....
بنده هم در مورد این سوال که (( آیا کسی بر خدا حق دارد ؟؟))به نظر آیت الله مطهری مراجعه میکنم و ایشان جواب میدهند که : ((هیچکس بر خدا حق ندارد))
و اتفاقا عقلم هم همین رو میگه !!!از طرف دیگر شهید مطهری تسلط خوبی بر احادیث داشتند و شما نمیتوانید این را انکار کنید (البته اگر معتقد به حزب فرقان (قاتلان شهید مطهری ) نباشید )

پس چرا شما در اینجا میگویید به عاقل مراجعه نکنیم ؟؟!!!!
شاید هم معیار های شما طوری است که شهید مطهری را جزعالمان به حدیث به حساب نمیآورد

حق جو
Tuesday 4 April 2006, 07:06PM
خیلی خوب ....
بنده هم در مورد این سوال که (( آیا کسی بر خدا حق دارد ؟؟))به نظر آیت الله مطهری مراجعه میکنم و ایشان جواب میدهند که : ((هیچکس بر خدا حق ندارد))
و اتفاقا عقلم هم همین رو میگه !!!از طرف دیگر شهید مطهری تسلط خوبی بر احادیث داشتند و شما نمیتوانید این را انکار کنید (البته اگر معتقد به حزب فرقان (قاتلان شهید مطهری ) نباشید )

پس چرا شما در اینجا میگویید به عاقل مراجعه نکنیم ؟؟!!!!
شاید هم معیار های شما طوری است که شهید مطهری را جزعالمان به حدیث به حساب نمیآورد


جناب امیر


اگر به همین چند کلمه ای که از بنده نقل کردید دقت کنید جوابتان را خواهید گرفت !
بنده در تاپیک مربوطه بطور مبسوط از قران وحدیث اثبات کردم که بند گان و بخصوص مومنین و بالاتر از آن معصومین بر خدا حق دارند.

قران:

و کان حقا علینا ننجی المومنین
نجات مومنان حقی است بر عهده ما ( خداوند )

امیر
Tuesday 4 April 2006, 08:16PM
بنده در تاپیک مربوطه بطور مبسوط از قران وحدیث اثبات کردم که بند گان و بخصوص مومنین و بالاتر از آن معصومین بر خدا حق دارند.

قران:

و کان حقا علینا ننجی المومنین
نجات مومنان حقی است بر عهده ما ( خداوند )
باور کن استدلال های شهید مطهری بسیار قوی تر از استدلالهای شماست ....
نمیدانم چرا اینقدر اصرار دارید !!!شما آنقدر برعقاید باطل خود اصرار دارید که حتی حاظر نیستید برای یکبار هم که شده مطالب شهید مطهری رو مطالعه کنید !!!!براتون متاسفم!!!

شهید مطهری از من و شما به قرآن آشنا تر بوده و با صراحت کامل کسی را بر خدا ذی حق نمیداند اما شما:(

اما برای اتمام حجت یکبار دیگر این مطلب را برای ((حق جویان)) ارائه میکنم ;)


بسم الله الرحمن الرحیم

((اسلام و مقتضیات زمان ج 1)) صفحه 318 به بعد

می‏فرمايد : « لا يجری لاحد الا جری عليه و لا يجری عليه الا جری‏ له » حق به نفع هيچكس جريان پيدا نمی‏كند مگر اينكه عليه او هم جريان‏ پيدا می‏كند . يعنی هر فردی بر ديگران حق دارد و متقابلا ديگران هم بر او حقی دارند . شما احدی را پيدا نمی‏كنيد كه او بر ديگران حق داشته باشد ولی‏ ديگران بر او حق نداشته باشند كما اينكه احدی را در دنيا پيدا نخواهيد كرد كه او فقط مسؤوليت داشته باشد و حق بر عهده او تعلق بگيرد ولی او حقی بر ديگران نداشته باشد . يعنی حق ، متقابل است و از اموری است كه‏ وقتی به نفع كسی جريان پيدا می‏كند ، عليه او هم هست . يعنی قهرا هيچ كس بر ديگران‏ ذيحق نمی شود الا اينكه ديگران هم بر او ذيحق می‏گردند . اين ، همين مسأله حق و تكليف و رد اين نظريه‏ای است كه برخی گفته‏اند فقط اجتماع حق پيدا می‏كند برافراد ، اما افراد در مقابل اجتماع فقط تكليف دارند . يعنی حق بر افراد تعلق می‏گيرد ( كه معنايش همان تكليف‏ است ) اما افراد بر اجتماع حق پيدا نمی‏كنند . اميرالمؤمنين می‏فرمايد اينطور نيست ، هر جا كه به نفع كسی حق پيدا می‏شود عليه او هم حق پيدا می‏شود . بعد اين جمله را می‏فرمايد : اگر در دنيا كسی پيدا بشود كه او بر ديگران حق دارد ولی هيچكس بر او حق ندارد ، منحصرا خداوند تبارك و تعالی است : « و لو كان لاحد ان يجری له و لا يجری عليه لكان ذلك خالصا لله سبحانه » ( 1 ) مضمون همين است : اگر يك نفر پيدا بشود كه حق له او جريان دارد ولی عليه او جريان ندارد يعنی او بر ديگران ذيحق هست و هيچكس بر او ذيحق نيست ، او خدا است . و اين ، مطلب بسيار درستی است‏ . علت اينكه حق در مورد خداوند متقابل نيست اين است كه حقی كه خدا بر ديگران يا بر اشياء دارد فرق می‏كند با حقی كه ديگران دارند . حقی كه‏ ديگران دارند معنايش اين است كه می‏توانند انتفاعی ببرند اما حقی كه‏ خداوند دارد معنايش انتفاع بردن او نيست . فقط معنايش اينست كه‏ ديگران در مقابل خدا تكليف و مسؤوليت دارند و هيچكس بر خدا حق پيدا نمی‏كند . عقل ما كوچكتر از آنست كه باور بكند كه احدی بر خدا حقی پيدا نمی‏كند حتی‏ خاتم الانبياء . يعنی هيچكس از خدا طلبكار نمی‏شود . در دنيا هيچكس نيست‏ كه او يك قلم طلبكاری از خدا داشته باشد ولو آنكه عبادت ثقلين را انجام‏ بدهد . آيا كسی در دنيا پيدا می‏شود كه بر خدا حق پيدا بكند ، از او طلبكار بشود به طوری كه اگر خدا آن حقی را كه او دارد به وی ندهد ، حق او را پامال كرده و به او ظلم نموده باشد ؟ نه ، امكان ندارد چنين كسی وجود داشته باشد . در مضمون بعضی از دعاها خوانده‏ايد : « الهی عاملنا بفضلك و لا تعاملنا بعدلك » خدايا ! با فضل خودت با ما رفتار كن ، با عدالت با ما رفتار
نكن . يعنی با گذشت خودت ، با تفضل خودت با ما رفتار كن . آنچه به ما می‏دهی از جانب تو جود باشد ، كرم باشد . ما تقاضا داريم از تو فقط جود وكرم را . خدايا با ما با عدل خودت رفتار نكن . عدل رعايت استحقاقها است ، رعايت حقوق است . خدايا ! اگر تو بخواهی رعايت استحقاق را بكنی‏ يعنی حقوق همه ما را به ما بدهی ، هيچ نمی‏ماند . نوكری كه در خانه كسی‏
خدمت كرده يا شاگردی كه در مغازه فردی كار كرده است ، وقتی بخواهد از او جدا بشود می‏تواند بگويد آقا حقوق مرا بده . دو نفر بشر بر يكديگر حق‏ پيدا می‏كنند اما كسی بر خدا حق پيدا نمی‏كند ولو آنكه عبادت ثقلين را انجام بدهد ، ولو آنكه از لحاظ خلوص نيت در حد اعلا باشد ، ولو آنكه كسی‏ باشد كه درباره‏اش گفته باشند : « ضربه علی يوم الخندق افضل من عباده‏ الثقلين » باز هم او بر خدا ذيحق نمی‏شود برای اينكه بنده در مقابل‏ خدا از خويشتن چيزی ندارد .اگر بندگان را با يكديگر مقايسه بكنيم ، اين‏ ، چيزی دارد و آن ، چيزی ديگر ، اما اگر بندگان را در مقابل خدا در نظر بگيريم ، هيچ بنده‏ای هيچ چيزی از خودش ندارد ، آنچه دارد از اوست .
يك مثال كوچك : پدری دارای دو فرزند است . برای يكی از آندو كفش‏ می‏خرد ، برای ديگری هم كفش می‏خرد . برای اين لباس می‏خرد برای آن هم‏ می‏خرد . به اين پول می‏دهد به او هم پول می‏دهد . اين بچه‏ها وقتی خودشان در مقابل همديگر باشند ، می‏توانند بين خودشان مرز تعيين بكنند . اين می‏گويد اين پالتو مال من است ، مال تو نيست ، و واقعا اين پالتو مال اين است‏
چون پدرش برای او خريده . همچنين آن پالتو مال آن بچه است و مال اين‏ نيست ، زيرا پدرش برای او خريده نه برای اين . يعنی دو بچه در مقابل‏
يكديگر می‏توانند بين خودشان مرز به وجود بياورند . اما آيا همين بچه‏ها در مقابل پدرشان می‏توانند مرز به وجود بياورند ، بگويند اين پالتو مال تو نيست ، مال من است ؟ از نظر ديگران اين امر مضحك است . از نظر كسی كه‏ بداند پدر چه نسبتی با آنها دارد ، اين حرف مضحك است . تو هر چه داری‏ از ناحيه پدر داری . يعنی در آنچه كه ملك پدر است ، تو از آن فرزند
ديگر اولويت داری . الان اين پالتو ملك پدر است . در آنچه كه جزء ثروت‏ پدر است ، اين فرزند از آن فرزند اولويت دارد نه اينكه مال اين فرزند است و مال پدر نيست . نسبت بنده در مقابل خدا از نسبت فرزند و پدر بی‏نهايت درجه قويتر و شديدتر است . يعنی بنده هر چه داشته باشد ، اعم از نيروی بدنی و نيروی روحی ، در عين اينكه مال اين بنده است ، مال خدا است ، از ناحيه خدا به او رسيده است . توفيق عملش از ناحيه خدا است . اگر بنده‏ای هر چه عمل می‏كند بخواهد فقط شكر خدا را بجا بياورد ، آيا امكان دارد ؟ محال است كه بنده تشكر را در مقابل خدا انجام بدهد . يك‏ كسی به شما احسان می‏كند ، شما می‏توانيد در مقابل احسان او تشكر بكنيد چه‏ زبانی و چه عملی ، چون احسان او يك عمل است ، تشكر مال شما است . ولی‏ در مقابل خدا اگر انسان تشكر بكند ، خود همين تشكر يك توفيق الهی است و شكری می‏خواهد . اگر برای هر نعمتی بخواهد تشكر بكند ، يكی از نعمتها همين‏ شكر است . باز برای همين " متشكرم " ، همين " الهی شكر " هم بايد يك " متشكرم " ديگر بگويد . اينست كه بشر از شكر خدا عاجز است . از كجا فرصت پيدا می‏كند كه نعمت او را شكر كند ؟ چه رسد به اينكه فرضا وظيفه‏اش را از لحاظ شكر انجام داد ، يك كار علاوه هم بكند و به خاطر آن‏ از او طلبكار بشود ! سعدی می‏گويد : " منت خدای را عزوجل كه طاعتش موجب قربت است و به‏ شكر اندرش مزيد نعمت " همين بيانی كه عرض كردم بيان يكی از ائمه است‏ كه می‏فرمود هيچ بنده‏ای قادر به شكر خدا نيست چون هر چه را بخواهد شكر كند ، برای همان شكر شكری می‏خواهد . انسان همين قدرت شكر بر نعمت شكر
را ندارد تا چه رسد به نعمت نفس كشيدن ( به قول سعدی ) . زين العابدين‏
( ع ) در دعای ابوحمزه خطاب به خداوند می‏فرمايد :« ا فبلسانی هذا الكال اشكرك » ( 1 ) . اين را توجه داشته باشيد كه‏ درباره ايشان نوشته‏اند : كان يصلی عامه الليل همه شب را به نماز
می‏پرداخت . سحر كه می‏شد اين دعا را می‏خواند . خود اين دعا نمونه بزرگی‏ از زبان آوری بشر است ، نمونه بزرگی از بلاغت و سخنوری بشر است . در مقابل خدا می‏گويد : آيا من با اين زبان گنگ و لكنتی ترا شكر كنم ؟ ! اين‏ است كه اميرالمؤمنين ( ع ) می‏فرمايد : اگر كسی باشد كه او بر ديگران حقی‏ دارد اگر چه می‏فرمايد اين حق ، از نوع حقی كه بندگان بر يكديگر دارندنيست . يعنی اگر نام اين را حق بگذاريم و هيچكس بر وی حق ندارد ، او خدای تبارك و تعالی است

حق جو
Wednesday 5 April 2006, 02:56PM
جناب امیر

آنچه در سخن امیر المومنین به آن اشاره شده این است که بنده به خودی خود و صرفا بر اساس عملی که انجام می دهد بر خدا حقی ندارد. اما وعده های خداوند حقوقی است که او بر خود واجب کرده نه اینکه بنده به او تحمیل کرده باشد.

اینکه شهید مطهری قبل از ما قران را خوانده نمیتواند باعث شود که ما به این خواندن اکتفا کنیم و قران و حدیث را کنار بگذاریم!! کما اینکه افراد برجسته تر و صاحب نظر تر از ایشان در شیعه بسیار بوده اند اما هرگز به کسی نگفته اند که چون من دانا هستم و قران و حدیث را خوانده ام شما فقط کتابهای من را بخوانید!!
یک از کسانی که همه اهل علم در برتری او بر شهید مطهری اتفاق نظر دارند استاد او صاحب المیزان است که در ذیل آیه:

وکذلک حق علینا ننجی المومنین
نجات مومنان حقی است بر عهده ما ( خدا )
حقوق مومنین بر خدا را پذیرا می شود و به این مطلب اشاره می کند که خدا خود این حقوق را بر خود واجب کرده است.





وعده های خداوند محقق می شود




سوره رعد آیه 31 :
ان الله لا یخلف المیعاد
به تحقیق که خداوند خلف وعده نمی کند

سوره نساء آیه 122 :

و الذین آمنوا و عملوا الصالحات سندخلهم حنات تجری من تحتها الانهار خالدین فیها ابدا وعد الله حقا و من اصدق من الله قیلا
آنانکه به خدا گرویدند و عمل صالح انجام دادند را بزودی به بهشت جاودانی وارد می کنیم که در زیر درختانش نهر ها جاری است. این وعده خداست و کیست که در گفتار راستگوتر از خدا باشد

سوال مطرح در اینجا این است که چرا خداوند به انجام وعده های خود پایبند است؟
همانگونه که می دانیم هر وعده مخاطبی دارد و این مخاطب از صاحب وعده انتظار انجام آن را دارد. در شرایطی که مخاطب وعده، با وعده پاداش به عملی وا داشته شده باشد مسئولیت صاحب وعده بیشتر است و اینجاست که صاحب وعده باید حق مخاطب را بشناسد و پاداش عمل را از او دریغ نکند.




آیا بنده می تواند تحقق وعده را از خداوند بخواهد؟





بله. با نگاهی به آیات قران اینگونه می بینیم:
حضرت نوح پس از شروع عذاب خدا بر قومش پسرش را دید که در حال غرق شدن است. نوح در اینجا به یاد وعده خدا در باره نجات خانواده اش می افتد و انجام این وعده را از خداوند می خواهد. بر خلاف انتظار اشعریون خداوند در اینجا به نوح نمی گوید که تو بنده ای و من خدا و تو بر من هیچ حقی نداری و هر گونه بخواهم با پسرت رفتار می کنم!! بلکه بجای چنین سخنانی حق نوح درباره درخواست تحقق وعده را به رسمیت می شناسد اما پاسخ میدهد که:
قال یا نوح انه لیس من اهلک انه عمل غیر صالح
ای نوح این پسر از اهل تو نیست چرا که او صاحب کردار نا شایسته است



از جمله اسمهای خداوند در قران شکور است



سوره فاطر آیه : 29 و 30 :

ان الذین یتلون الکتاب اقاموا الصلوه و انفقوا مما رزقناهم سرا و علانیه یرجون تجاره لن تبور لیوفیهم اجورهم و یزیدهم من فضله انه غفور شکور
آنان که کتاب خدا را تلاوت می کنند و نماز را به پای می دارند و از آنچه به ایشان روزی کردیم انفاق می کنند به تجارتی امید دارند که هرگز زیان نمی یابد. اینکه خداوند پاداش آنها را کامل عطا کند و از کرمش بر آن بیفزاید . به تحقیق که او بخشنده و شکر گزار است.


سوره فاطر آیه 33 و 34 :
و قالوا الحمد لله الذی اذهب عنا الحزن ان ربنا لغفور شکور
می گویند سپاس خدای را که اندوه را از ما دور ساخت همانا پروردگار ما بخشنده و قدردان است.

شکور که صفت مشبهه از ریشه شکر است به معنای کسی است که پیوسته برای هر عمل نیکی از صاحب عمل قدردانی می کند.




خداوند این حقوق را بر خود واجب کرده نه اینکه دیگری به او تحمیل کرده باشد.




این حقوق به سبب عدالت ،شکور بودن و صدق خدا و به واسطه وعده هایی که به انسانها داده است بر او واجب شده است
به عبارت بهتر وعده پروردگاری که راستگو و عادل است حقی است که او با دادن وعده بر خودش واجب می کند.
حتی کافران بر خدا این حق را دارند که با آنها به عدالت رفتار شود اما مومنان بیش از این بر خدا حق دارند چنانکه قران با صراحت به این حق اشاره می کند:

سوره یونس آیه 103 :
و کذلک حقا علینا ننجی المومنین
اینگونه است که نجات دادن مومنان ( از هلاکت دنیا و عذاب آخرت ) حقی است بر عهده ما ( خداوند )

سوره لیل آیه 12 :
ان علینا للهدی
همانا هدایت کردن بر عهده ما است
هدایت نیز حقی است که خدا در قبال بندگانش پذیرا شده است و با ارسال رسل به انجام رسیده است.

گرامی داشت پیامبر و اهل بیت او و همه بندگان مومن وعده خداست و از جمله حقوقی است که او بر خود واجب کرده است.

سپهران
Wednesday 5 April 2006, 05:04PM
جناب امیر

آنچه در سخن امیر المومنین به آن اشاره شده این است که بنده به خودی خود و صرفا بر اساس عملی که انجام می دهد بر خدا حقی ندارد. اما وعده های خداوند حقوقی است که او بر خود واجب کرده نه اینکه بنده به او تحمیل کرده باشد.

اینکه شهید مطهری قبل از ما قران را خوانده نمیتواند باعث شود که ما به این خواندن اکتفا کنیم و قران و حدیث را کنار بگذاریم!! کما اینکه افراد برجسته تر و صاحب نظر تر از ایشان در شیعه بسیار بوده اند اما هرگز به کسی نگفته اند که چون من دانا هستم و قران و حدیث را خوانده ام شما فقط کتابهای من را بخوانید!!
یک از کسانی که همه اهل علم در برتری او بر شهید مطهری اتفاق نظر دارند استاد او صاحب المیزان است که در ذیل آیه:

وکذلک حق علینا ننجی المومنین
نجات مومنان حقی است بر عهده ما ( خدا )
حقوق مومنین بر خدا را پذیرا می شود و به این مطلب اشاره می کند که خدا خود این حقوق را بر خود واجب کرده است.





وعده های خداوند محقق می شود




سوره رعد آیه 31 :
ان الله لا یخلف المیعاد
به تحقیق که خداوند خلف وعده نمی کند

سوره نساء آیه 122 :

و الذین آمنوا و عملوا الصالحات سندخلهم حنات تجری من تحتها الانهار خالدین فیها ابدا وعد الله حقا و من اصدق من الله قیلا
آنانکه به خدا گرویدند و عمل صالح انجام دادند را بزودی به بهشت جاودانی وارد می کنیم که در زیر درختانش نهر ها جاری است. این وعده خداست و کیست که در گفتار راستگوتر از خدا باشد

سوال مطرح در اینجا این است که چرا خداوند به انجام وعده های خود پایبند است؟
همانگونه که می دانیم هر وعده مخاطبی دارد و این مخاطب از صاحب وعده انتظار انجام آن را دارد. در شرایطی که مخاطب وعده، با وعده پاداش به عملی وا داشته شده باشد مسئولیت صاحب وعده بیشتر است و اینجاست که صاحب وعده باید حق مخاطب را بشناسد و پاداش عمل را از او دریغ نکند.





آیا بنده می تواند تحقق وعده را از خداوند بخواهد؟






بله. با نگاهی به آیات قران اینگونه می بینیم:
حضرت نوح پس از شروع عذاب خدا بر قومش پسرش را دید که در حال غرق شدن است. نوح در اینجا به یاد وعده خدا در باره نجات خانواده اش می افتد و انجام این وعده را از خداوند می خواهد. بر خلاف انتظار اشعریون خداوند در اینجا به نوح نمی گوید که تو بنده ای و من خدا و تو بر من هیچ حقی نداری و هر گونه بخواهم با پسرت رفتار می کنم!! بلکه بجای چنین سخنانی حق نوح درباره درخواست تحقق وعده را به رسمیت می شناسد اما پاسخ میدهد که:
قال یا نوح انه لیس من اهلک انه عمل غیر صالح
ای نوح این پسر از اهل تو نیست چرا که او صاحب کردار نا شایسته است




از جمله اسمهای خداوند در قران شکور است






سوره فاطر آیه : 29 و 30 :

ان الذین یتلون الکتاب اقاموا الصلوه و انفقوا مما رزقناهم سرا و علانیه یرجون تجاره لن تبور لیوفیهم اجورهم و یزیدهم من فضله انه غفور شکور
آنان که کتاب خدا را تلاوت می کنند و نماز را به پای می دارند و از آنچه به ایشان روزی کردیم انفاق می کنند به تجارتی امید دارند که هرگز زیان نمی یابد. اینکه خداوند پاداش آنها را کامل عطا کند و از کرمش بر آن بیفزاید . به تحقیق که او بخشنده و شکر گزار است.


سوره فاطر آیه 33 و 34 :
و قالوا الحمد لله الذی اذهب عنا الحزن ان ربنا لغفور شکور
می گویند سپاس خدای را که اندوه را از ما دور ساخت همانا پروردگار ما بخشنده و قدردان است.

شکور که صفت مشبهه از ریشه شکر است به معنای کسی است که پیوسته برای هر عمل نیکی از صاحب عمل قدردانی می کند.







خداوند این حقوق را بر خود واجب کرده نه اینکه دیگری به او تحمیل کرده باشد.





این حقوق به سبب عدالت ،شکور بودن و صدق خدا و به واسطه وعده هایی که به انسانها داده است بر او واجب شده است
به عبارت بهتر وعده پروردگاری که راستگو و عادل است حقی است که او با دادن وعده بر خودش واجب می کند.
حتی کافران بر خدا این حق را دارند که با آنها به عدالت رفتار شود اما مومنان بیش از این بر خدا حق دارند چنانکه قران با صراحت به این حق اشاره می کند:

سوره یونس آیه 103 :
و کذلک حقا علینا ننجی المومنین
اینگونه است که نجات دادن مومنان ( از هلاکت دنیا و عذاب آخرت ) حقی است بر عهده ما ( خداوند )

سوره لیل آیه 12 :
ان علینا للهدی
همانا هدایت کردن بر عهده ما است
هدایت نیز حقی است که خدا در قبال بندگانش پذیرا شده است و با ارسال رسل به انجام رسیده است.

گرامی داشت پیامبر و اهل بیت او و همه بندگان مومن وعده خداست و از جمله حقوقی است که او بر خود واجب کرده است.





ای والله :smile07: :smile07: :smile07:

حق جو
Monday 10 April 2006, 03:01PM
کجایند کسانی که همچون خوارج فریاد کتاب خدا برای ما بس است و حکم مخصوص خداست سر می دهند ؟؟؟
آیا نباید محکمات قران را برای ما مشخص کنند تا بنا بر آیه 7 سوره آل عمران پیروی متشابهات به فتنه و گمراهی منجر نشود؟؟


هو الذی انزل الیک الکتاب منه آیات محکمات هن ام الکتاب و اخر متشابهات فاما الذین فی قلوبهم زیغ فیتبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنه وابتغاء تاویله
او است خدایی که قران را بسوی تو فرستاد که برخی از آیات آن محکم است و آنها اصل قران هستند و قسمتی دیگر از این کتاب، آیات متشابه است. پس کسانی که که در دلشان میل به باطل است از آیات متشابه تبعیت می نمایند و با منحرف کردن معنای آن فتنه جویی می کنند.

رهرو
Monday 10 April 2006, 07:57PM
کجایند کسانی که همچون خوارج فریاد کتاب خدا برای ما بس است و حکم مخصوص خداست سر می دهند ؟؟؟
آیا نباید محکمات قران را برای ما مشخص کنند تا بنا بر آیه 7 سوره آل عمران پیروی متشابهات به فتنه و گمراهی منجر نشود؟؟


هو الذی انزل الیک الکتاب منه آیات محکمات هن ام الکتاب و اخر متشابهات فاما الذین فی قلوبهم زیغ فیتبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنه وابتغاء تاویله
او است خدایی که قران را بسوی تو فرستاد که برخی از آیات آن محکم است و آنها اصل قران هستند و قسمتی دیگر از این کتاب، آیات متشابه است. پس کسانی که که در دلشان میل به باطل است از آیات متشابه تبعیت می نمایند و با منحرف کردن معنای آن فتنه جویی می کنند.
صوفي عزيز و گرامي جناب "حقجو!"
حق داريد! هركس جاي شما بود براي سرپوش گذاشتن به توهماتي كه اساس شيعه را زير سوال ميبرد همين كار را ميكرد .:D :D :D
يا الله
رهرو

سپهران
Tuesday 11 April 2006, 09:22AM
صوفي عزيز و گرامي جناب "حقجو!"
حق داريد! هركس جاي شما بود براي سرپوش گذاشتن به توهماتي كه اساس شيعه را زير سوال ميبرد همين كار را ميكرد .:D :D :D
يا الله
رهرو

وهابی عزیز جناب رهرو

ولی ظواهر قضیه عکس فرمایش شماست و شما باید روی قضیه سرپوش بگذارید وشما ودوستانتان اساس وهابیت را که همان بیت عنکبوت است را زیر سوال بر ده اید :smile21: :smile21: :smile21:

حق جو
Monday 17 April 2006, 03:32PM
کجایند کسانی که همچون خوارج فریاد کتاب خدا برای ما بس است و حکم مخصوص خداست سر می دهند ؟؟؟

:o :o :o :o :o :o :o :o :o :o :o :o :o :o :o :o :o :o :o

آیا کسی که چنین ادعایی دارد نباید محکمات قران را برای ما مشخص کند تا بنا بر آیه 7 سوره آل عمران پیروی متشابهات به فتنه و گمراهی منجر نشود؟؟


هو الذی انزل الیک الکتاب منه آیات محکمات هن ام الکتاب و اخر متشابهات فاما الذین فی قلوبهم زیغ فیتبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنه وابتغاء تاویله
او است خدایی که قران را بسوی تو فرستاد که برخی از آیات آن محکم است و آنها اصل قران هستند و قسمتی دیگر از این کتاب، آیات متشابه است. پس کسانی که که در دلشان میل به باطل است از آیات متشابه تبعیت می نمایند و با منحرف کردن معنای آن فتنه جویی می کنند.

سپهران
Tuesday 18 April 2006, 12:09PM
کجایند کسانی که همچون خوارج فریاد کتاب خدا برای ما بس است و حکم مخصوص خداست سر می دهند ؟؟؟



جناب حق جو

آنچه که تجربه ثابت کرده این است که آقایان پر مدعا هروقت قافیه را تنگ می بینند یاسکوت اختیلر می کنند یا فرار را بهترین راه حل می دانند مانند شالیکار (مصطفی طباطبایی رهنما ورهرو امیر وامثالهم )
لذا انتظار جواب منطقی از آقایان وهابی اشتباه محض است.



انما ولیکم الله ورسوله الذین آمنوا الذین یقیمون الصلوه ویوتون الزکوه وهم راکعون (مائده /55)

peeshgooyy
Tuesday 18 April 2006, 12:24PM
جناب حق‌جو. بحث رو در بخش دين و دنيا شروع كردم. زحمت نمي‌كشيد شروع كنيد؟

حق جو
Monday 29 January 2007, 07:51PM
کجایند کسانی که می گویند:
کتاب خدا برای ما بس است.
مسلمانان با وجود قران به منبع دیگری برای هدایت نیاز ندارند.
قران ساده و برای همه قابل فهم است و نیازی به معلم و مفسر ندارد.
و....


کسی که چنین ادعایی دارد باید محکمات قران را مشخص کند تا بنا بر آیه 7 سوره آل عمران پیروی متشابهات به فتنه و گمراهی منجر نشود؟؟


هو الذی انزل الیک الکتاب منه آیات محکمات هن ام الکتاب و اخر متشابهات فاما الذین فی قلوبهم زیغ فیتبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنه وابتغاء تاویله
او است خدایی که قران را بسوی تو فرستاد که برخی از آیات آن محکم است و آنها اصل قران هستند و قسمتی دیگر از این کتاب، آیات متشابه است. پس کسانی که که در دلشان میل به باطل است از آیات متشابه تبعیت می نمایند و با جستجوی معنای آن فتنه جویی می کنند.

زهرا خلفی
Wednesday 25 June 2008, 11:48PM
از کدام آیه قران پیروی نکنیم؟؟!!




سوره آل عمران آیه 7 :

هو الذی انزل الیک الکتاب منه آیات محکماات هن ام الکتاب و اخر متشابهات فاما الذین فی قلوبهم زیغ فیتبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنه وابتغاء تاویله و ما یعلم تاویله الا الله و الراسخون فی العلم
او است خدایی که قران را بسوی تو فرستاد که برخی از آیات آن محکم است و آنها اصل قران هستند و قسمتی دیگر از این کتاب، آیات متشابه است. پس کسانی که که در دلشان میل به باطل است از آیات متشابه تبعیت می نمایند و با منحرف کردن معنای آن فتنه جویی می کنند در حالیکه تاویل آن را کسی جز خدا و راسخان در علم نمی داند

شبهه به معنای مثل و مانند است و علی (ع) می فرماید:
انما سمیه الشبهه شبهه لانها تشبه الحق
همانا شبهه به این علت شبهه نامیده شده که به حق شباهت دارد.

کلمه متشابه با کلمه شبهه از یک ریشه هستند و در یک معنا به کار می روند. چنانکه صاحب المنجد می گوید:
تشابه الرجلان: اشبه کل منهما الاخر

بنا بر آنچه گفتیم آیات متشابه آیاتی هستند که ظاهرا دارای معنایی گمراه کننده، اما شبیه به حق هستند و اگر کسی این معنا را حق بپندارد دچار اشتباه و گمراهی خواهد شد.

قران مجید در آیه فوق مسلمانان را نسبت به پیروی از آیات متشابه بیم می دهد و پیروی از این آیات را روش مومنان نمی داند.
در اینجا هر انسان عاقلی، نیاز به وجود سخن معصوم در کنار قران را احساس می کند.
کسانی که شعار توخالی (( قران برای ما بس است )) را سر می دهند برای فرار از این تنگنا می گویند:
(( باید آیات متشابه قران را بوسیله آیات محکم معنا کرد )) و به این ترتیب سعی در انکار ضرورت حدیث دارند.
سوالی که در اینجا برای هر انسان عاقلی پیش می آید این است که کدام آیه محکم و کدام آیه متشابه است تا بتوان متشابه را بوسیله محکم تفسیر کرد؟؟؟!!
بدون شک هر آیه ای که در نظر اول محکم باشد ممکن است در حقیقت خود از آیات متشابه قران باشد و تفسیر سایر آیات بوسیله آن، تنها به گمراهی منجر شود!
از سویی دیگر در هیچ کجای قران تعداد آیات متشابه ذکر نشده است و اگر کسی ادعا کند که تنها سه آیه از قران محکمند ( برای جاری شدن صیغه جمع ) و بقیه آیات همگی متشابه هستند سخنی به گزافه نگفته است!!