PDA

نمايش نسخه نهائي : از کدام آیه قران پیروی نکنیم؟؟!!


حق جو
Friday 17 March 2006, 11:55AM
از کدام آیه قران پیروی نکنیم؟؟!!



سوره آل عمران آیه 7 :

هو الذی انزل الیک الکتاب منه آیات محکماات هن ام الکتاب و اخر متشابهات فاما الذین فی قلوبهم زیغ فیتبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنه وابتغاء تاویله و ما یعلم تاویله الا الله و الراسخون فی العلم
او است خدایی که قران را بسوی تو فرستاد که برخی از آیات آن محکم است و آنها اصل قران هستند و قسمتی دیگر از این کتاب، آیات متشابه است. پس کسانی که که در دلشان میل به باطل است از آیات متشابه تبعیت می نمایند و با منحرف کردن معنای آن فتنه جویی می کنند در حالیکه تاویل آن را کسی جز خدا و راسخان در علم نمی داند

شبهه به معنای مثل و مانند است و علی (ع) می فرماید:
انما سمیه الشبهه شبهه لانها تشبه الحق
همانا شبهه به این علت شبهه نامیده شده که به حق شباهت دارد.

کلمه متشابه با کلمه شبهه از یک ریشه هستند و در یک معنا به کار می روند. چنانکه صاحب المنجد می گوید:
تشابه الرجلان: اشبه کل منهما الاخر

بنا بر آنچه گفتیم آیات متشابه آیاتی هستند که ظاهرا دارای معنایی گمراه کننده، اما شبیه به حق هستند و اگر کسی این معنا را حق بپندارد دچار اشتباه و گمراهی خواهد شد.

قران مجید در آیه فوق مسلمانان را نسبت به پیروی از آیات متشابه بیم می دهد و پیروی از این آیات را روش مومنان نمی داند.
در اینجا هر انسان عاقلی، نیاز به وجود سخن معصوم در کنار قران را احساس می کند.
کسانی که شعار توخالی (( قران برای ما بس است )) را سر می دهند برای فرار از این تنگنا می گویند:
(( باید آیات متشابه قران را بوسیله آیات محکم معنا کرد )) و به این ترتیب سعی در انکار ضرورت حدیث دارند.
سوالی که در اینجا برای هر انسان عاقلی پیش می آید این است که کدام آیه محکم و کدام آیه متشابه است تا بتوان متشابه را بوسیله محکم تفسیر کرد؟؟؟!!
بدون شک هر آیه ای که در نظر اول محکم باشد ممکن است در حقیقت خود از آیات متشابه قران باشد و تفسیر سایر آیات بوسیله آن، تنها به گمراهی منجر شود!
از سویی دیگر در هیچ کجای قران تعداد آیات متشابه ذکر نشده است و اگر کسی ادعا کند که تنها سه آیه از قران محکمند ( برای جاری شدن صیغه جمع ) و بقیه آیات همگی متشابه هستند سخنی به گزافه نگفته است!!

امیر
Friday 17 March 2006, 02:16PM
کسانی که شعار توخالی (( قران برای ما بس است )) را سر می دهند برای فرار از این تنگنا می گویند:
(( باید آیات متشابه قران را بوسیله آیات محکم معنا کرد )) و به این ترتیب سعی در انکار ضرورت حدیث دارند.

جناب .....
فرموده بودید کسانی که معتقداند که ((کتاب خدا برای ما بس است )) همان کسانی اند که میگویند آیات متشابه را باید به محکم ارجاع داد بنده الآن ثابت میکنم که ابدا چنین نیست چرا که
این مطلب را تمامی مفسران بزرگ گفته اند که معنی آیات محکم با متشابه رفع میگردد و این به معنی این نیست که آنها معتقد به آن باشند که ((قران برای ما بس است )) چراکه علامه طباطبایئ خود قائل به این است که متشابهات با ارجاع به محکمات معنایشان روشن میشود
علامة طباطبائی / المیزان:
((متشابهات )) آن آیاتی است که در نظر ابتدایی مصداق و مدلول واقعی آن روشن نیست و با معانی و مصادیق دیگر اشتباه میشود و این تشابه باقی است تا زمانی که آنرا به ((محکمات ))رجوع داده و معانی واقعی هریک را روشن کنیم که بعد از آ« این آیه متشابه تبدیل به محکمه میشود
=====
جناب حق جو لازم به ذکر است که مفسر بزرگ علامه طباطبائی پس از آنکه 16 قول مختلف راجع به معنی (( متشابهات ))را بررسی و نقد میکند معنی ((متشابهات ))را اینچنین مینویسد:
: متشابه آیه ای است که در عین اینکه به مدلول لفظی خود دلالت میکند ...از نظر مقصد و معنا مورد ((شبهه )) و ((تردید)) باشد و چنان نیست که این تردید از لحاظ ((لفظ)) آن پیش آمده باشد تا با طریقه ی مانوسه نزد اهل لسان (ازقبیل ارجاع ((عام )) به خاص و یا برگرداندن ((مطلق )) به مقید معالجه و مرتفع گردد ) بلکه تردید و تشابهی است که از نظر نا سازگاربودن با معنی آیه ای دیگر (یعنی آیه محکمه که درمورد آن شک و تردید نیست ) پدید آمده

امیر
Friday 17 March 2006, 02:49PM
نکته :
علامه طباطبائی معتقد است که ((و)) در (و الراسخون فی العلم ) واو(( استیناف ))است نه واو ((عاطفه )) ایشان برای اثبات مدعای خود چنین مینویسد:
===========================================
تفسیر المیزان ذیل آیه ((... ما یعلم تاویله الا الله و الراسخون فی العلم...))

اگر کسی ((واو)) در راسخون فی العلم را واو عاطفه بگیرد و بخواهد به این سبب ((راسخون در علم )) را هم دانایان به تاویل کتاب محسوب دارد علاوه بر اینکه خلاف ظاهری را مرتکب شده مواجه با اشکال دیگری میگردد .
....زیرا در اینصورت رسول الله از راسخین در علم بلکه افضل آنها خواهد بود و چگونه متصور است که کتاب الهی به قلب رسول الله نازل شود و به مراد آن دانا نباشد ؟! و حال آنکه
قرآن شریف هرجه ذکری از امت کرده و صفت جماعتی را بیان میدارد که رسول الله هم داخل آنهاست به میزان ادبی خود ابتدا تشریفا" نام رسول الله را ذکر میکند و سپس نام بقیه را.
مانند این آیات : ((آمن الرسول بما انزل الیه من ربه و المومنون ))((ثم انزل الله سکینته علی رسوله و علی المومنین ))((لکن الرسول و الذین آمنوا معه ))((وهذا النبی و الذین آمنوا))((لایخزی الله النبی و الذین آمنوا معه ))
بنابر این اگر جمله ((والراسخون فی العلم )) جمله عاطفه می بود روی ادب خویش باید چنین فرماید :
- - - -و ما یعلم تاویله الا الله و رسوله و الراسخون فی العلم - - - -
====================================
علامه طباطبایی در ادمه تفسیر خود ورود استثنا به ((علم تاویل )) را بلا اشکال میداند و چنین مینگارد:
پس ظاهر آیه شریفه ((علم به تاویل ))را مخصوص ذات اقدس الهی میداند و این قسمت منافاتی با ورود استثناء ندارد مانند آیاتی که ((علم غیب)) را مخصوص خدا دانسته و با این وصف ((عالم الغیب فلا یظهر علی غیبه الا من ارتضی من الرسول ))استثنا پذیرفته است

با قرآن در صحنه
Saturday 18 March 2006, 12:39AM
با سلام و تشکر از شما برای طرح این موضوع ...

او است آنكه بر تو ( این ) کتاب را فرستاده است که در آن آيه هاى استوارى است كه آنها مادر كتاب هستند و ديگر آیاتی که متشابه ( ناهویدا ) هستند ( تاویلی هستند ) پس آنان كه در دلهاشان كجى است آیات متشابه را با هدف فتنه جویی و نیز پی بردن به تاویل ( تعبیر ) آنها پيروى ( پیگیری )میكنند در حالى كه تاويل آن را جز خدا نمى‏داند ( تنها خدا میداند و بس ) و فرورفتگان در علم گويند ( آنچه راسخون در علم میگویند اینست) : ايمان آورديم به همگی ( این کتاب ) از نزد پروردگار ما است و يادآور نشوند جز خردمندان‏ .


از آیه شریفه چنین بر نمی آید که نباید از بعضی آیات قرآن کریم پیروی کرد . آنچه هست نباید از آیات متشابه با هدف فتنه جویی و تاویل یابی پیروی کرد که این کار کجدلان است .

اما آیات متشابه یا ناهویدا همان آیاتی هستند که مفهوم آنها در طول تاریخ بشری توسط دنیای علم و دانش بمرور روشن و روشنتر شده و در آینده نیز همچنان روشن و روشنتر خواهند شد .

تاویل نیز تعبیریابی یا سرانجام جویی یا تلاش برای دستیابی و روشن سازی مفهومیست که این آیات در آینده خواهند داشت .
حال کج دلان این آیات را با هدف فتنه جویی و نیز با هدف تاویل یابی دنبال میکنند که برابر این آیه کریمه تلاش برای تاویل یابی این آیات بی نتیجه خواهد ماند چرا که تاویل این آیات را هیچکس جز خداوند نمیداند .

اما راسخون در علم به کل آیات چه محکم و متشابه با یک دید مینگرند و تمایزی بین آنها قائل نمیشوند . وهیچگاه در صدد کنکاش و جستجو درتاویل یابی آیات متشابه بر نمی آیند.

zxcv
Saturday 18 March 2006, 02:05AM
از سویی دیگر در هیچ کجای قران تعداد آیات متشابه ذکر نشده است و اگر کسی ادعا کند که تنها سه آیه از قران محکمند ( برای جاری شدن صیغه جمع ) و بقیه آیات همگی متشابه هستند سخنی به گزافه نگفته است!!

بسم الله

با سلام و کمال احترام

می بینید عاقبت مخالفت با آیات قران انسان را به چه درکی می کشاند ؟!!!آیا می دانید مفهوم کلام بالا چیست ؟!!! یعنی می توان به بهانه آیات متشابه از تمامی قران دست کشید !!!

یعنی در اعتقادات آن فرقه عجیبه تبعیت از بحار الانوار بر تبعیت از قران پیشی گرفته است به بهانه باطل اینکه بحار الانوار قول محکم است ولی قران اینطور نیست !!!! یعنی ایها الناس چه کسی گفته ( ایاک نعبد ) فقط مختص خداست ؟!!! یعنی ای مردم باید از دروغهای دغل بازانی مانند مجلسی اطاعت کرد ولی از کلام خالقتان به بهانه تشابهات اطاعت نکرد !!

یعنی کجا خداوند فرموده است که ؛

و نزلنا علیک الکتاب تبیانا لکل شیئی و هدی و رحمه و بشری للمسلمین ( نحل - 89)
ما قران را بر تو نازل کردیم تا در باره هر چیزی توضیح کافی باشد و حقایق موجودات را روشن سازد و برای مسلمانان مایه هدایت و رحمت و بشارت باشد .

توجه کنید که این موجود عجیب که هر از چند گاهی با مقالاتی آنچنانی سر از این انجمن و آن سایت در می آورد چگونه می خواهد کلام مخلوق را بر آیات الهی ترجیح دهد!!! آیا با قبول مطالب او توسط شما دیگر اعتباری برای اطاعت از قران در ذهن شما می ماند ؟!!! آیا نمی دانید که گروههایی ضد اسلامی شب و روز خود را گذاشته اند که تبعیت از قران را بین جوانان مسلمان به زیر سوال ببرند ؟!!

آیا تایپک ( از کدام آیه پیروی نکنیم )یا همان (از قران پیروی نکنیم ) در راستای همان هدف شوم نمی باشد !!!

فقط کمی بیداری و هوشیاری می خواهد !!!

وسلام یا الله

حسین شالیکار
Saturday 18 March 2006, 10:01AM
از کدام آیه قران پیروی نکنیم؟؟!!





سوره آل عمران آیه 7 :

هو الذی انزل الیک الکتاب منه آیات محکماات هن ام الکتاب و اخر متشابهات فاما الذین فی قلوبهم زیغ فیتبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنه وابتغاء تاویله و ما یعلم تاویله الا الله و الراسخون فی العلم
او است خدایی که قران را بسوی تو فرستاد که برخی از آیات آن محکم است و آنها اصل قران هستند و قسمتی دیگر از این کتاب، آیات متشابه است. پس کسانی که که در دلشان میل به باطل است از آیات متشابه تبعیت می نمایند و با منحرف کردن معنای آن فتنه جویی می کنند در حالیکه تاویل آن را کسی جز خدا و راسخان در علم نمی داند

شبهه به معنای مثل و مانند است و علی (ع) می فرماید:
انما سمیه الشبهه شبهه لانها تشبه الحق
همانا شبهه به این علت شبهه نامیده شده که به حق شباهت دارد.

کلمه متشابه با کلمه شبهه از یک ریشه هستند و در یک معنا به کار می روند. چنانکه صاحب المنجد می گوید:
تشابه الرجلان: اشبه کل منهما الاخر

بنا بر آنچه گفتیم آیات متشابه آیاتی هستند که ظاهرا دارای معنایی گمراه کننده، اما شبیه به حق هستند و اگر کسی این معنا را حق بپندارد دچار اشتباه و گمراهی خواهد شد.

قران مجید در آیه فوق مسلمانان را نسبت به پیروی از آیات متشابه بیم می دهد و پیروی از این آیات را روش مومنان نمی داند.
در اینجا هر انسان عاقلی، نیاز به وجود سخن معصوم در کنار قران را احساس می کند.
کسانی که شعار توخالی (( قران برای ما بس است )) را سر می دهند برای فرار از این تنگنا می گویند:
(( باید آیات متشابه قران را بوسیله آیات محکم معنا کرد )) و به این ترتیب سعی در انکار ضرورت حدیث دارند.
سوالی که در اینجا برای هر انسان عاقلی پیش می آید این است که کدام آیه محکم و کدام آیه متشابه است تا بتوان متشابه را بوسیله محکم تفسیر کرد؟؟؟!!
بدون شک هر آیه ای که در نظر اول محکم باشد ممکن است در حقیقت خود از آیات متشابه قران باشد و تفسیر سایر آیات بوسیله آن، تنها به گمراهی منجر شود!
از سویی دیگر در هیچ کجای قران تعداد آیات متشابه ذکر نشده است و اگر کسی ادعا کند که تنها سه آیه از قران محکمند ( برای جاری شدن صیغه جمع ) و بقیه آیات همگی متشابه هستند سخنی به گزافه نگفته است!!

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم

برادر گرامی حق جو!

این مطالب شما حداکثر مخالفت با قرآن است!

برای روشن شدن بحث ابتدا بهتر است محکم و متشابه را معنا کنیم که در معنای متشابه به اشتباه رفته اید!

خداوند می فرماید: "کتاب احکمت آیاته ثم فصلت" منظور ازا ین آیه چیست؟

ای کاش آن سه ایه ای که عنوان کردید محکمات هستند و با توجه به نوشته هایتان تنها آنها را محکم می دانید و به قول خودتان سخنی گزاف نیست بیان می کردید!

خداوند گناهان همه ما را ببخشد و ما را بیامرزد

خدانگهدار

سپهران
Saturday 18 March 2006, 01:10PM
بنام خدا

آنچه مسلم است جناب حق جو به نکته بسیار مهم و جالبی اشاره نموده که خیلی از دوستان چون به ضرر آنها تمام می شود با مغلطه قصد تخریب دارند وهیاهوی بی دلیل براه می اندازند !
سوالی که بنده از مخالفین دارم این است که یک کتاب فیزیک یا شیمی یاهر کتاب علمی دیگری را در نظر بگیرید این کتب در هر حال احتیاج به معلم واستاد دارد که جزییات ومطالب آن را بیان نماید.

حال آیا قران این کتاب آسمانی با آن عظمت شان و پیچیدگی از نظر محکم ومتشابه ناسخ ومنسوخ
ظاهر وباطن وتاویل .....بدون صاحب واستاد خدایی رها شده که هرکسی با هر عقیده بنا به میل شخصی هر گونه تفسیر کج ومعوج و من در آوردی بدون در نظر گرفتن تفاسیر رسول خدا واهل بیت ایشان از آن استخراج کند ؟ والله از حکمت خدا بدور است .


انما ولیکم الله ورسوله الذین یقیمون الصلوه ویوتون الزکوه وهم راکعون .

امیر
Saturday 18 March 2006, 02:01PM
zxcv : توجه کنید که این موجود عجیب هر از چند گاهی با مقالاتی آنچنانی سر از این انجمن و آن سایت در می آورد
بنده احتمال میدهم که این جریان ضد قرآنی که به راه افتاده ادامه جریان ((اخباری گری )) است که شهید مطهری آن را((نوعی جفا بر قرآن میداند ))و بنده آنرا مایه ننگ جهان تشیع میدانم
خلاصه عقاید اخباریون از دید دانشمند مرتضی مطهری چنین است :
1- اخباریون ((احادیث کتب اربعه)) (تهذیب/ استبصار/ من لایحضر.../کافی )را تماما صحیح میدانند و معتقدند که تقسیم این احادیث به (صحیح ) (موثق) (حسن ) ( ضعیف ) کار غلطی است و به بزرگان جهان تشیع و آنهایی که برخی احادیث کتب اربعه را ((ضعیف)) دانسته اند در کتب خود شدیدا حمله میکنند و با کار آنها به شدت مخالفت دارند چرا که معتقدندن که اگر حدیثی را ضعیف بدانیم این توهین به معصوم میشود
2- اخباریون ((اجماع)) را مطلقا قبول ندارند و آنرا روش سنی ها میدانند
3- اخباروین ((عقل ))را منبع دریافت حکم نمیدانند و میگویند با اینهمه اشتباهات صادره از عقل اعتنا و تکیه کردن به آن جایز نیست و کتب زیادی در رد منطق و عقل نگاشته اند
4 -اخباریون صریحا نگفتند که قرآن را قبول نداریم بلکه قرآنن را محترمانه کار گذاشتند آنها گفتند تنها معصومین هستند که قرآن را میفهمند و میتوانند در آن غور کنند و ما حق استفاده از قرآن را بدون سخن معصومین نداریم
حالا سوالی که پیش میآید اینست که آیا جناب حق جو عقاید اخباروین را قبول دارد یا خیر ؟؟!!!
جناب حق جو آیا اخباریون راست میگفتند !!!!؟؟؟

امیر
Saturday 18 March 2006, 02:09PM
برای آشنایی با عقاید اخباروین این مقاله را بخوانید
http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=3661

سپهران
Saturday 18 March 2006, 02:30PM
بنده احتمال میدهم که این جریان ضد قرآنی که به راه افتاده ادامه جریان ((اخباری گری )) است که شهید مطهری آن را((نوعی جفا بر قرآن میداند ))و بنده آنرا مایه ننگ جهان تشیع میدانم
خلاصه عقاید اخباریون از دید دانشمند مرتضی مطهری چنین است :
1- اخباریون ((احادیث کتب اربعه)) (تهذیب/ استبصار/ من لایحضر.../کافی )را تماما صحیح میدانند و معتقدند که تقسیم این احادیث به (صحیح ) (موثق) (حسن ) ( ضعیف ) کار غلطی است و به بزرگان جهان تشیع و آنهایی که برخی احادیث کتب اربعه را ((ضعیف)) دانسته اند در کتب خود شدیدا حمله میکنند و با کار آنها به شدت مخالفت دارند چرا که معتقدندن که اگر حدیثی را ضعیف بدانیم این توهین به معصوم میشود
2- اخباریون ((اجماع)) را مطلقا قبول ندارند و آنرا روش سنی ها میدانند
3- اخباروین ((عقل ))را منبع دریافت حکم نمیدانند و میگویند با اینهمه اشتباهات صادره از عقل اعتنا و تکیه کردن به آن جایز نیست و کتب زیادی در رد منطق و عقل نگاشته اند
4 -اخباریون صریحا نگفتند که قرآن را قبول نداریم بلکه قرآنن را محترمانه کار گذاشتند آنها گفتند تنها معصومین هستند که قرآن را میفهمند و میتوانند در آن غور کنند و ما حق استفاده از قرآن را بدون سخن معصومین نداریم
حالا سوالی که پیش میآید اینست که آیا جناب حق جو عقاید اخباروین را قبول دارد یا خیر ؟؟!!!
جناب حق جو آیا اخباریون راست میگفتند !!!!؟؟؟

جناب امیر طبق عادت دیرینه باز هم پشت کلام شهید مطهری خودش را پنهان کرد و با این آسمان وریسمان می خواهد کلام پوسیده حسبنا کتاب الله را احیا کند جناب امیر اشتباه نکن برادر اخباری و
غیره را کنار بگذار بچسب به کلام رسول خدا که فرمودند :

انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله وعترتی اهل بیتی .

طبق استدلال شما رسول خدا هم نعوذ بالله اخباری بوده چون از کلام ایشان بر می آید که قران به تنهایی
نیاز جامعه را بر طرف نخواهد کردزیرادر کنار قرآن اهل بیت را قرار داده .

انما ولیکم الله ورسوله الذین یقیمون الصلوه ویوتون الزکوه وهم راکعون

حسین شالیکار
Saturday 18 March 2006, 04:01PM
بنام خدا

آنچه مسلم است جناب حق جو به نکته بسیار مهم و جالبی اشاره نموده که خیلی از دوستان چون به ضرر آنها تمام می شود با مغلطه قصد تخریب دارند وهیاهوی بی دلیل براه می اندازند !
سوالی که بنده از مخالفین دارم این است که یک کتاب فیزیک یا شیمی یاهر کتاب علمی دیگری را در نظر بگیرید این کتب در هر حال احتیاج به معلم واستاد دارد که جزییات ومطالب آن را بیان نماید.

حال آیا قران این کتاب آسمانی با آن عظمت شان و پیچیدگی از نظر محکم ومتشابه ناسخ ومنسوخ
ظاهر وباطن وتاویل .....بدون صاحب واستاد خدایی رها شده که هرکسی با هر عقیده بنا به میل شخصی هر گونه تفسیر کج ومعوج و من در آوردی بدون در نظر گرفتن تفاسیر رسول خدا واهل بیت ایشان از آن استخراج کند ؟ والله از حکمت خدا بدور است .


انما ولیکم الله ورسوله الذین یقیمون الصلوه ویوتون الزکوه وهم راکعون .

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم

برادر گرامی جناب سپهران!

اجازه بدهید و بحث را به بیراهه نکشید! فعلا قصد ما از طرح سوال این نیست که مسئله فهم قرآن را مطرح کنیم.

جناب حق جو مطالبی را عنوان فرمودند که در آخر اضافه کردند اگر کسی بگوید تنها 3 آیه از محکمات است و الباقی متشابه سخنی گزافی نگفته است!

ما نیز از جناب حق جو و همینطور شما که مهر تائیدی بر سخنان برادر حق جو زدید سوالی داریم صرفنظر از هر هیاهو و غوغایی پاسخ دهید و اجازه دهید مقاله روند علمی خود را طی کند:

برای روشن شدن بحث ابتدا بهتر است محکم و متشابه را معنا کنیم که در معنای متشابه به اشتباه رفته اید!

پس سوال اول معنای محکم و متشابه؟

سوال دوم:

خداوند می فرماید: "کتاب احکمت آیاته ثم فصلت" منظور ازا ین آیه چیست؟

سوال سوم:

منظور از راسخون در علم چیست؟


و اینک یک درخواست بنابر مطالبی که عنوان فرمودید:

ای کاش آن سه ایه ای که عنوان کردید محکمات هستند و با توجه به نوشته هایتان تنها آنها را محکم می دانید و به قول خودتان سخنی گزاف نیست بیان می کردید!

امیدوارم بدون هیاهو بتوانیم بحثی علمی را از دوستان مثال مقاله محمد بن عبدالوهاب و عقایدش را دنبال کنیم و من از همینجا از دوستانی که در آنجا با بنده بحث و گفتگو می کنند و این بحث در مسیری علمی و در سایه ادب و نزاکت ادامه دارد تشکر می کنم

با تشکر

خدانگهدار

حق جو
Saturday 18 March 2006, 05:33PM
سلام بر دوستان عزیز


از اینکه به دلیل مشغله با کمی تاخیر پاسخ می دهم عذر می خواهم.


جناب .....
فرموده بودید کسانی که معتقداند که ((کتاب خدا برای ما بس است )) همان کسانی اند که میگویند آیات متشابه را باید به محکم ارجاع داد بنده الآن ثابت میکنم که ابدا چنین نیست چرا که
این مطلب را تمامی مفسران بزرگ گفته اند که معنی آیات محکم با متشابه رفع میگردد و این به معنی این نیست که آنها معتقد به آن باشند که ((قران برای ما بس است )) چراکه علامه طباطبایئ خود قائل به این است که متشابهات با ارجاع به محکمات معنایشان روشن میشود
علامة طباطبائی / المیزان:
((متشابهات )) آن آیاتی است که در نظر ابتدایی مصداق و مدلول واقعی آن روشن نیست و با معانی و مصادیق دیگر اشتباه میشود و این تشابه باقی است تا زمانی که آنرا به ((محکمات ))رجوع داده و معانی واقعی هریک را روشن کنیم که بعد از آ« این آیه متشابه تبدیل به محکمه میشود
=====
جناب حق جو لازم به ذکر است که مفسر بزرگ علامه طباطبائی پس از آنکه 16 قول مختلف راجع به معنی (( متشابهات ))را بررسی و نقد میکند معنی ((متشابهات ))را اینچنین مینویسد:


:متشابه آیه ای است که در عین اینکه به مدلول لفظی خود دلالت میکند ...از نظر مقصد و معنا مورد ((شبهه )) و ((تردید)) باشد و چنان نیست که این تردید از لحاظ ((لفظ)) آن پیش آمده باشد تا با طریقه ی مانوسه نزد اهل لسان (ازقبیل ارجاع ((عام )) به خاص و یا برگرداندن ((مطلق )) به مقید معالجه و مرتفع گردد ) بلکه تردید و تشابهی است که از نظر نا سازگاربودن با معنی آیه ای دیگر (یعنی آیه محکمه که درمورد آن شک و تردید نیست ) پدید آمده



جناب امیر

اگر تصور می کنید که آنچه مدتها به دنبالش بودید یافته اید باید عرض کنم که در اشتباه هستید.
اینکه محکم را باید به متشابه ارجاع داد مطلبی نیست که بنده قصد انکار آنرا داشته باشم اما نیت پلیدی که برخی از دوستان شما آنرا دنبال می کنند استفاده ازارجاع به آیات محکم ( که معلوم نیست کدام آیاتند!! ) برای انکار نیاز به حدیث پیامبر و اهل بیت در جهت درک صحیح قران است. شما که چنین قصدی ندارید؟!!!
مطابق معمول بجای ارائه دلایل معقول و مبتنی بر سخن معصوم باز هم پشت نام یکی از افراد محترم مخفی شدید و سنگر گرفتید!!
آیا علامه طباطبایی حدیث را برای فهم قران لازم نمی داند؟؟!! یا قصد دارد مردم را با ارجاع به آیات محکم از تفسیر اهل بیت منحرف کند؟؟ تصور نمی کنم اینگونه باشد اما شما چطور؟؟!!
از این گذشته روی سخن بنده با مرحوم علامه طبا طبایی نیست و قصد ندارم با ایشان به بحث بنشینم.
این مقاله کسانی را که شعار کتاب خدا برای ما بس است مخاطب قرار داده و نمی دانم شما که اصرار دارید شیعه هستید اینجا چکار می کنید و چرا جبهه گرفته اید؟!!

حق جو
Saturday 18 March 2006, 05:50PM
بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم

برادر گرامی جناب سپهران!

اجازه بدهید و بحث را به بیراهه نکشید! فعلا قصد ما از طرح سوال این نیست که مسئله فهم قرآن را مطرح کنیم.

جناب حق جو مطالبی را عنوان فرمودند که در آخر اضافه کردند اگر کسی بگوید تنها 3 آیه از محکمات است و الباقی متشابه سخنی گزافی نگفته است!

ما نیز از جناب حق جو و همینطور شما که مهر تائیدی بر سخنان برادر حق جو زدید سوالی داریم صرفنظر از هر هیاهو و غوغایی پاسخ دهید و اجازه دهید مقاله روند علمی خود را طی کند:

برای روشن شدن بحث ابتدا بهتر است محکم و متشابه را معنا کنیم که در معنای متشابه به اشتباه رفته اید!

پس سوال اول معنای محکم و متشابه؟

سوال دوم:

خداوند می فرماید: "کتاب احکمت آیاته ثم فصلت" منظور ازا ین آیه چیست؟

سوال سوم:

منظور از راسخون در علم چیست؟


و اینک یک درخواست بنابر مطالبی که عنوان فرمودید:

ای کاش آن سه ایه ای که عنوان کردید محکمات هستند و با توجه به نوشته هایتان تنها آنها را محکم می دانید و به قول خودتان سخنی گزاف نیست بیان می کردید!

امیدوارم بدون هیاهو بتوانیم بحثی علمی را از دوستان مثال مقاله محمد بن عبدالوهاب و عقایدش را دنبال کنیم و من از همینجا از دوستانی که در آنجا با بنده بحث و گفتگو می کنند و این بحث در مسیری علمی و در سایه ادب و نزاکت ادامه دارد تشکر می کنم

با تشکر

خدانگهدار


جناب شالیکار

بد نیست قبل از دست زدن به کی برد برای پاسخ گویی، مقاله مورد نظر را کمی مطالعه کنید. در باره معنای کلمه متشابه در این مقاله کوتاه، نظر خودم را ذکر کرده ام و نیازی به تکرار نیست!

اینکه کدام سه آیه از قران محکم است مشکل شماست و بنده قصد حل کردن آن را ندارم!!
بدون شک در قرانی که در اختیار مسلمانان است تعداد آیات محکم و متشابه ذکر نشده و بر روی هیچیک از آیات قران علامتی که بر محکم یا متشابه بودن دلالت داشته باشد نصب نگردیده است ( حتی در قرانهایی که به دستور ملک عبد الله چاپ می شود !! ) بنا بر این از نظر کسانی که قران را کافی می دانند هر آیه ای بالقوه می تواند محکم یا متشابه باشد و بنا بر آیه فوق الذکر تبعیت از آن هیچگونه تضمینی ندارد!!

در مورد راسخون در علم هم می توانید به کتاب لغت مراجعه کنید چرا که به فرض هر معنایی برای آن، اصل سخن بنده به قوت خود باقی است.

امیر
Saturday 18 March 2006, 10:01PM
جناب حق جو یک کلمه بفرمایید شما اخباری هستید یا نه ؟

حق جو
Saturday 18 March 2006, 10:53PM
جناب حق جو یک کلمه بفرمایید شما اخباری هستید یا نه ؟

جناب امیر سخن مقاله در باره بنده و جنابعالی نیست. با این حال برای اینکه خیالتان راحت شود عرض می کنم که نه!

اما در این باره که شما وهابی یا اشعری یا شافعی هستید بنده با بسیاری از کاربران سایت توافق نظر داریم!!

اینهم اظهار نظرجدید یکی از کاربران بیطرف و محترم تالار در باره جنابعالی:


بسمه تعالي
اگر من به ملاحظاتي اسم افرادي را به صراحت نبردم شما وادارم مي كنيد.اوائل فكر مي كردم شيعه هستيد وبعد هم فكر كردم كه شافعي هستيد وحالا هم اگر بدانم كه بر چه عقيده اي هستيد جواب دادن راحت تر است.


بسمه تعالي
باان عقايدي كه مي نويسيد كه كسي را نمي توان شيعه ناميد.
جرا به ديگران سني نمي گويند؟

حسین شالیکار
Saturday 18 March 2006, 11:23PM
بسم الله الرحمن الرحیم



سلام علیکم

برادر ارجمند جناب حق جو!

کمی آرام باشید!
اگر طریقه بحث کردن به این صورت باشد که باید این باشگاه و سایت های نظیر آن را تعطیل کرد! قطعا هدف ما و شما در اين بررسي نقادانهپذيرش طرف مقابل نيست . ما حرف خود را مطرح مي كنيم طرف مقابل خواست بپذيردنخواست نمي پذيرد غرض بیان دیدگاه ها می باشد و نه تخریب یکدیگر.

برادر گرامی حق جو فرمودند:
جناب شالیکار
بد نیست قبل از دست زدن بهکی برد برای پاسخ گویی، مقاله مورد نظر را کمی مطالعه کنید.

برادر گرامی جناب حق جو!

اتفاقا قبل از اینکه به کی برد دست ببرم، مقاله شما را بارها و بارها مطالعه کردم و لازم دیدم سوالاتم را از شما بزرگوار سوال کنم و شما هم منت گذاشتید و پاسخ دادید!! آنهم چه پاسخی!


برادر گرامی حق جو فرمودند:
در باره معنای کلمهمتشابه در این مقاله کوتاه، نظر خودم را ذکر کرده ام و نیازی به تکرار نیست

بله، مطالب شما را مطالعه کردم شما فرمودید:

شبههبه معنای مثل ومانند است و علیمی فرماید:
انما سمیه الشبهه شبهه لانها تشبهالحق
همانا شبهه به این علتشبهه نامیده شده که به حق شباهت دارد.
کلمهمتشابهبا کلمهشبههاز یک ریشههستند و در یک معنا به کار می روند. چنانکه صاحبالمنجدمیگوید:
تشابه الرجلان: اشبه کل منهماالاخر

دوستان این قسمت را به خوبی و با دقت مطالعه بفرمائید.
در بررسی ریشه کلمات اشتباه کردید!

برادر گرامی حق جو!

شما شبهه را به معنای مثل و مانند آوردید! اگر به منجد نگاهی بیندازید متوجه می شوید که در ذیل کلمه الشبهه به ضم ش آورده است مانند،چیزیکه حق و باطل در آن معلوم نیست.جمع شبه به ضم ش و فتح ب.

باید عرض کنم که متشابه از باب تفاعل است و از ریشه شبه به فتح ش و متشابه تشابه طرفین است.اگر به کتاب منجد الطلاب نگاهی بیندازید متوجه می شوید این مطلب می شوید.چنانچه خدایتعالی می فرماید:"الله نزل احسن الحدیث کتابا متشابها" یعنی "خدایتعالی نازل نموده است بهترین حدیث را کتابی است متشابه" یعنی آیات آن شبیه به یکدیگر است در زیبایی و فصاحت.

چنانچه خدایتعالی در وصف میوه های بهشت می فرماید: "کلما رزقوا منها من ثمره رزقا قالوا هذا الذی رزقنا من قبل و اوتوا به متشابها" یعنی "هرچه روزی داده شوند از میوه گویند گویند این است آنچه از قبل روزی ما شده بود و آورده شوند به میوه ای شبیه یکدیگر"

پس اگر مقصود شما شبهه به معنای مثل و مانند است از ریشه شبه به ضم ش است و هرگز با متشابه که از شبه به فتح ش می باشد هم ریشه نیستند.

همچنین در کتاب منجد الطلاب تشابه الرجلان را به معنای شبیه هم شدند آورده است.

کلام حضرت علی(ع) هم در مورد شبهه به ضم ش و از ریشه شبه به ضم ش می باشد

حسین شالیکار
Saturday 18 March 2006, 11:24PM
برادر حق جو فرمودید:
هو الذی انزل الیک الکتاب منهآیات محکماات هن ام الکتاب و اخر متشابهات فاما الذین فی قلوبهم زیغ فیتبعون ماتشابه منه ابتغاء الفتنه وابتغاء تاویله و ما یعلم تاویله الا الله و الراسخون فیالعلم
او است خدایی که قران رابسوی تو فرستاد که برخی از آیات آن محکم است و آنها اصل قران هستند و قسمتی دیگر ازاین کتاب، آیات متشابه است. پس کسانی که که در دلشان میل به باطل است از آیاتمتشابه تبعیت می نمایند و با منحرف کردن معنای آن فتنه جویی می کنند در حالیکهتاویل آن را کسی جز خدا و راسخان در علم نمی داند

اول آیات را باید کامل آورد!

خداوند می فرماید: " هو الذی انزل الیک الکتاب منهآیات محکماات هن ام الکتاب و اخر متشابهات فاما الذین فی قلوبهم زیغ فیتبعون ماتشابه منه ابتغاء الفتنه وابتغاء تاویله و ما یعلم تاویله الا الله و الراسخون فیالعلم یقولون آمنا به کل من عند ربنا"

شما با این طرز معنا وارد وادی خطرناکی شدید!

واو الراسخون ، واو استیناف است و نه واو عاطفه و اگر آن را واو عاطفه معنا کنیم موجب کفر می گردد.
دقت کنید:
با توجه به کل آیه، اگر واو الراسخون را واو عاطفه در نظر بگیریم چنین معنی می دهد نعوذ بالله "خدا و راسخون می گویند ما ایمان آوردیم تماما از نزد پروردگار ما می باشد"
این معنا غلط و موجب کفر است زیرا اگر واو عاطفه باشد معطوف و معطوف علیه در حکم واحد و باید هر دو ایمان بیاورند به پروردگار خود یعنی الله که معطوف علیه باشد و راسخون که معطوف باشد و این کفر است.

ولی معنی آیه چطور می شود:
"آن خدا خدائی است که نازل نموده بر تو این قران را که بعضی از آن آیات محکماتی است که آنها اصل کتابند و بعضی دیگر آن متشابهات است، پس کسانی که که در دلشان میل به باطل است از آیاتمتشابه تبعیت می نمایند برای فتنه جویی و برای جستن تاویل آن، و نمی داند تاویل آنرا جز خدا، و ثابتان در دانش می گویند ما ایمان آوردیم به آن،تمام آن از نزد پروردگار ماست"

حسین شالیکار
Saturday 18 March 2006, 11:25PM
در ادامه از برادر ارجمند جناب حق جو سوال کردم که راسخون در علم چه کسانی هستند و
برادر حق جو فرمودند:
در موردراسخون در علم هم می توانید به کتاب لغت مراجعه کنید چرا که به فرض هر معنایی برایآن، اصل سخن بنده به قوت خود باقی است

البته این نوع جواب حاکی از آن است که ایشان بر عقاید خود باقی خواهند ماند حتی اگر عقایدشان درست و حق نباشد! البته همانطور که عرض کردم هدف بیان عقاید است و قصد تخریب نیست.
بنابراین بدون در نظر گرفتن کلام آخر ایشان به سراغ خطبه حضرت علی(ع) بنام اشباح می رویم.حضرت در این خطبه راسخان در علم را کسانی می دانند که در امور غیبی به نادانی خود اقرار نماید و می فرماید: "بدانکه راسخون در علم آنانند که اعترافشان به نادانی درباره تفسیر غیب مستور ایشان را از ورود به درهای بسته آن بی نیاز ساخته است و خداوند اعتراف آنانرا به عجز و نادانی از احاطه بر آن امور ستایش نمود و فرو نرفتن ایشان را در چیزهایی که ادراک کنهشان را از انان نخواسته ژرفنگری نامید"


برادر حق جو فرمودند:
در اینجا هر انسان عاقلی، نیازبه وجود سخن معصوم در کنار قران را احساس می کند.

با توجه به کلام حضرت امیر در مورد راسخون در علم هر کسیکه در مطالب غیبی وارد نشود و اقرار به عجز و جهل خود کند در مواردیکه مامور به تحقیق نیست به قول حضرت امیر(ع) چنین کسی از راسخین در علم است.
همچنین رسوخ در علم به معنای استواری و محکمی در آن است و هرکس در علم خود نسبت به هر معلومی استوار و محکم باشد می توان او را راسخ نامید و این انحصاری نیست.

در ضمن تکمیل کننده و تائید کننده سخنان حضرت علی آیه زیر می باشد که می فرماید: "فاما الذین فی قلوبهم زیغ فیتبعون ماتشابه منه ابتغاء الفتنه وابتغاء تاویله" یعنی "اما کسانی که در دلهایشان انحراف است برای فتنه جویی و نیز در جستجوی تاویل متشابهات آنها را دنبال می کنند"
پس اگر علم و آگاهی از تاویل متشابهات ویژه خداوند نبود در آنصورت کسانی را که به دنبال علم مزبور می روند سرزنش نمی فرمود و تنها از فتنه جویی ایشان مذمت می کرد.
بنابراین دوباره تکرار می کنم که واو بر سر والراسخون برای استیناف یعنی شروع جمله جدید است.

حسین شالیکار
Saturday 18 March 2006, 11:26PM
برادر حق جو فرمودند:
کسانیکه شعار توخالی (( قران برای مابساست )) را سر می دهند برای فرار از این تنگنا میگویند:
(( باید آیات متشابه قرانرا بوسیله آیات محکم معنا کرد ))و به این ترتیب سعی در انکار ضرورت حدیث دارند.
سوالی که در اینجا برای هر انسان عاقلی پیش می آید این است که کدام آیهمحکمو کدام آیهمتشابهاست تابتوانمتشابهرا بوسیلهمحکمتفسیرکرد؟؟؟!!
بدون شک هر آیه ای که در نظر اولمحکمباشد ممکن است در حقیقت خود از آیاتمتشابهقران باشد و تفسیر سایر آیات بوسیله آن، تنها به گمراهی منجر شود

برادر گرامی حق جو!

باید دید چرا خداوند گاهی تمام قرآن را محکم می خواند ("کتاب احکمت آیاته ثم فصلت" که بی تفاوت از سوال بنده در مورد این آیه گذشتید) و گاهی متشابه("کلما رزقوا منها من ثمره رزقا قالوا هذا الذی رزقنا من قبل و اوتوا به متشابها") و گاهی هم به متشابه و محکم تقسیم می کند.

آیات قرآن تماما فصیح و روشن و واضح الدلاله می باشد و به این اعتبار تماما محکم است و چون در فصاحت شبیه به یکدیگر است تماما متشابه است،ولی تحقق و وجود خارجی بعضی از آیات در خارج و کیفیت و کمیت وجود آنها در خارج چون بر کسی معلوم نیست جز خداوند،از این جهت خداوند آنها را متشابه خوانده است و در واقع ممیزی که خداوند برای فرق بین محکم و متشابه قرار داده است همین است که اگر کسی تحقق وجود خارجی آیه ای را ندانست آن آیه متشابه است ولو اینکه معنی و ترجمه همان آیه معلوم باشد.

به عنوان مثال خداوند می فرماید: "یوم ینفخ فی الصور فتاتون افواجا" یعنی "روزیکه دمیده شود در صور پس شما فوج فوج می آئید"
معنی آیه واضح است ولی تحقق و وجود خارجی آنرا که در خارج به چه کیفیتی است کسی نمی داند که ماده صور چیست و عرض و طول و کیفیتش چگونه است و چگونه در ان دمیده می شود. خدایتعالی هر آیه ای که چنین باشد و تاویل آنرا یعنی تحقق آنرا کسی نداند به این نظر متشابه می خواند، زیرا تاویل به معنای اول و برگشت از ظاهر بواقع و تحقق در خارج است چنانچه حضرت یوسف خواب دید و گفت: "انی رایت احد عشر کوکبا و الشمس و القمر رایتهم لی ساجدین" یعنی "من در عالم رویا دیدم که 11 ستاره با خورشید و ما برایم سجده کردند" این خواب را فهمید ولی تاویل آن یعنی وجود خارجی ان چگونه است را کسی نمی دانست و حضرت یوسف پس از 40 سال ه سلطان مصر شد و پدر و مادرو برادرانش آمدند و در تعظیم او شرکت کردند وقوع خارجی یعنی تاویل آنرا بیان کرد و گفت: "یا ابت هذا تاویل رویای من قبل" یعنی "ای پدر این است تاویل و تحقق خارجی رویای من"

آیات محکم هر آیه ای است که وقوع و تحقق خارجی آن برای هر کس دانستنی باشد مانند اقیموا الصلاه که هر کس وجود خارجی نماز را درک کرده است.

حسین شالیکار
Saturday 18 March 2006, 11:27PM
برادر حق جو فرمودند:
از سویی دیگر در هیچ کجای قران تعداد آیاتمتشابهذکر نشده است و اگر کسی ادعا کند که تنها سه آیه از قرانمحکمند ( برای جاری شدن صیغه جمع ) و بقیه آیات همگیمتشابههستند سخنی به گزافه نگفته است

ولی وقتیکه از ایشان تنها 3 آیه ای را که از نظر ایشان محکم است را خواستار شدیم فرمودند:

اینکه کدام سه آیه از قران محکم است مشکل شماست و بندهقصد حل کردن آن را ندارم!!

این دوست گرامی فراموش کردند که مدعی باید ادله بیاورد و نه منکر!
ایشان بیان کردند که تنها 3 آیه از کتاب الهی محکم است و اگر کسی هم چنین بگوید گرافه نگفته است ولی وقتی دلیل خواستیم بدون توجه می گویند مشکل خودتان است و کتاب الهی تعداد آیات محکم و متشابه را بیان نکرده است!
پس اگر بیان نکرده شما چطور می گوئید اگر کسی بگوید تنها 3 آیه محکم است و بقیه متشابه سخنی با گزاف نگفته و مهر تائیدی بر این سخن می زنید؟؟

برهان شما چیست؟ اگر ندارید ما هم چنین نوشته ای را ندیده می گیریم ولی اگر دارید بسم الله! بیان کنید!


امیدوارم که اگر جوابی می دهید، جوابی علمی و مستدل باشد و اگر حرفی می زنید مستند و مستدل باشد!

با تشکر

خدانگهدار

zxcv
Saturday 18 March 2006, 11:59PM
جناب امیر سخن مقاله در باره بنده و جنابعالی نیست. با این حال برای اینکه خیالتان راحت شود عرض می کنم که نه!

بسم الله

با سلام و کمال احترام

جناب حق جو !

مقاله سخیف شما نه تنها توهینی به جناب امیر و همه کاربران این انجمن بود بلکه پشت پایی به عقاید تمامی آنانی است که قران را کتاب خداوند و مایه هدایت انسان می دانند !!!

آیا برای دشمنی با ما ، شما باید کلام خداوند را زیر سوال ببرید ؟!!! آیا چون ما می گوئیم که دینتان را فقط از منبعی استخراج کنید که تضمین شده خدائی است شما باید برای تلافی تمامی قران را متشبهات بدانید ( به جز سه آیه ) ؟!!!

خود را گول می زنید ؟!!! آیا مقاله بالا را شما نوشته اید یا خیر ؟!! مقاله بالا عقاید آنانی را نشان می دهد که قصد دارند به ظاهر خیلی محترمانه قران را به کناری بگذارند و تبعیت از احادیث و روایات جعلی را جایگزین آن کنند ؟!!!

و هر آنچه که در این انجمن نوشته می شود نماینگر عقاید نویسنده آن مقاله می باشد و شما صراحتا در این تاپیک هر آنچه را که تاکنون سعی در مخفی کردن آن داشته اید با کمال جسارت نمایان کردید و تمامی کاربران به روشنی مشاهده کردند که شما چگونه در صدد هستید که به تدریج عقایدی را تبلیغ کنید که اولین اصل و قانون آن جایگزین کردن کتب فرقه جنابعالی با قران است !!!

وسلام یا الله

امیر
Sunday 19 March 2006, 12:49AM
همانطور که جناب zxcv گفت جواب تهمت آمیز شما را بنده و سایرین مطالعه کردم اما باید عرض کنم که اگر استشهاد به سخن سایر کاربران ملاک تعیین مذهب دیگر کاربران میباشد باید همگی شما را ((علی اللهی )) بدانند و اینجانب حاضر است به قول بسیاری از کاربران با سابقه که مذهب شما را ((علی اللهی )) دانسته اند و شما را با این لقب صدا کرده اند استشهاد کنم
البته از دید بنده شما نه تنها علی اللهی نیستید بلکه با توجه به حدیث پیامبر (ص) عزیزمان نام مسلمان را هم نمیتوان برایتان گذاشت چرا که ((مسلمان کسی است که مسلمانان از دست و زبانش در امان باشند ))
و بنده منتظر میمانم تا شما در روز قیامت جواب تهمت هایی بیشماری که به بنده روا داشته اید بدهید

حق جو
Sunday 19 March 2006, 03:06PM
با سلام

بسم الله الرحمن الرحیم





سلام علیکم



اتفاقا قبل از اینکه به کی برد دست ببرم، مقاله شما را بارها و بارها مطالعه کردم و لازم دیدم سوالاتم را از شما بزرگوار سوال کنم و شما هم منت گذاشتید و پاسخ دادید!! آنهم چه پاسخی!





جناب شالیکار

در مقاله نیم صفحه ای بالا قسمت عمده ای از سخن به معنا کردن کلمه متشابه اختصاص داده شده است و برای کسی که به پاسخگویی اقدام می کند خواندن اصل مقاله ضروری است بنا بر این یک بار دیگر پیشنهاد می کنم که این زحمت را به خودتان بدهید!
از اینکه پاسخ من به کام شما تلخ است متاسفم!

حق جو
Sunday 19 March 2006, 03:26PM
بسم الله الرحمن الرحیم





سلام علیکم



برادر گرامی حق جو!

شما شبهه را به معنای مثل و مانند آوردید! اگر به منجد نگاهی بیندازید متوجه می شوید که در ذیل کلمه الشبهه به ضم ش آورده است مانند،چیزیکه حق و باطل در آن معلوم نیست.جمع شبه به ضم ش و فتح ب.

باید عرض کنم که متشابه از باب تفاعل است و از ریشه شبه به فتح ش و متشابه تشابه طرفین است.اگر به کتاب منجد الطلاب نگاهی بیندازید متوجه می شوید این مطلب می شوید.



جناب شالیکار

متشابه اسم فاعل از باب تفاعل است و این شما هستید که در باره معنای آن دچار اشتباه شدید!
اگر به ریشه ش ب ه در المنجد مراجعه کنید خواهید دید که شبهه و تشابه را با هر دو معنا آورده است:

شبه مثل
تشابه الرجلان اشبه کل منهما الاخر
الشبهه ج شبه و شبهات المثل
..................................................
شبه علیه الامر لبسه علیه
تشابه الامر کان متشابها غیر محکم
اشتبه فی الامر شک فی صحته
اشتبه الامر علیه خفی و التبس
الشبهه ج شبه و شبهات ما یلتبس فیه الحق بالباطل و الحلال بالحرام

بنا بر این از نظر ریشه، شبهه و تشابه یکی هستند وهر دو می توانند معنای مثل و مانند یا امر مخفی و اشتباه آور را داشته باشند و بهترین راه برای درک معنای این کلمه رجوع به اصل آیه است.
هر عاقلی با خواندن آیه این مطلب را درک می کند که متشابه در اینجا به معنای امر پوشیده و اشتباه آور است و نه مثل و مانند.
اگر آیه را مطابق آنچه گفتید ترجمه کنیم این گونه می شود:
کسانی که در دلهاشان کجی است از آیاتی که بنوعی به هم شباهت دارند پیروی می کنند!! شاید این افراد دنبال صنایع ادبی قران هستند و ما خبر نداریم!!!

حق جو
Sunday 19 March 2006, 03:37PM
بسم الله الرحمن الرحیم





سلام علیکم

برادر ارجمند جناب حق جو!



کلام حضرت علی(ع) هم در مورد شبهه به ضم ش و از ریشه شبه به ضم ش می باشد

برای این استنباط شما نه تنها دلیلی وجود ندارد بلکه معنای سخن امیر المومنین (ع) خود همراهی شباهت و اشتباه با یکدیگر را می رساند:

انما سمیت الشبهه شبهه لانها تشبه الحق
همانا شبهه به این علت شبهه نامیده شده که به حق شباهت دارد.


در حقیقت شبهه چیزی است که به دلیل شباهت به حق باعث اشتباه و گمراهی میشود و صیغه باب تفاعل نیز به همین منظور بکار می رود چنانکه قران می گوید:

قالوا ادع لنا ربک یبین لنا ما هی ان البقر تشابه علینا
از خدا بخواه که ( چگونگی گاو را ) برای ما بیان کند چرا که امر گاو هنوز بر ما مشتبه است ( یا به دلیل شبیه بودن گاو ها نمی دانیم کدامیک مورد نظر خداست )

حسین شالیکار
Sunday 19 March 2006, 11:09PM
بسم الله الرحمن الرحیم





سلام علیکم


برادر گرامی جناب حق جو!


مطالب شما را مجددا مطالعه نمودم و هیچگاه پاسخ های دوستان برای بنده تلخ نبوده و همواره سعی کردم از بررسی پاسخ آنها نردبانی جهت ترقی بسازم چنانچه از پاسخ کوتاه شما تنها به برخی از مطالبم چنین کردم. پس همیشه منتظر پاسخ های شما هستم و خواهم بود.:)


از اینکه این مطالب را نگاشتید تشکر می کنم ولیکن شما از ذکر قرینه های پیوسته و ناپیوسته در قرآن غفلت کردید که توجه به آنها موجب می شود تا معانی مناسب در هر جا فهمیده شود.


به این آیه نگاهی بیندازید، خداوند در این آیه می فرماید: :"الله نزل احسن الحدیث کتابا متشابها" یعنی "خدایتعالی نازل نموده است بهترین حدیث را کتابی است متشابه"


آیا نعوذ بالله خداوند بهترین حدیث را کتابی قرار می دهد که اشتباه آور و گمراه کننده باشد؟؟؟؟؟:smile27:


قطعا خیر در اینجا منظور آن است که آیات آن شبیه به یکدیگر است از جهت فصاحت و زیبایی کلام.

همانطور که قبلا عرض کردم آیات قرآن تماما فصیح و روشن و واضح الدلاله می باشد و به این اعتبار تماما محکم است و چون در فصاحت شبیه به یکدیگر است تماما متشابه است،ولی تحقق و وجود خارجی بعضی از آیات در خارج و کیفیت و کمیت وجود آنها در خارج چون بر کسی معلوم نیست جز خداوند،از این جهت خداوند آنها را متشابه خوانده است


قطعا کسانی که در دلشان کجی وجود دارد دنبال صنایع ادبی نیستند و این نتیجه گیری شما به خاطر اشتباه در معنای آیه می باشد:


همانطور که قبلا هم عرض کردم "فاما الذین فی قلوبهم زیغ فیتبعون ماتشابه منه ابتغاء الفتنه وابتغاء تاویله" یعنی "اما کسانی که در دلهایشان انحراف است برای فتنه جویی و نیز در جستجوی تاویل متشابهات آنها را دنبال می کنند"


اینها به خاطر تاویل آیات متشابه هستند که آنها را دنبال می کنند و چون تاویل آیات ویژه خداوند است خداوند آنها را سرزنش می فرماید


حضرت علی (ع) متشابه را آیاتی می دانند که از غیب مستور سخن می گوید همانند صفات خداوند و اسرار فرمانروایی او چنانچه در خطبه اشباح زمانیکه یکی از مردم از وی می خواهد که خدای خود را چنان بریا ما وصف کن که گویی او را آشکارا می بینی تا محبت و معرفت ما بدو افزون شود با حالتی از خشم و در جواب می فرماید: "ستایش خدای راست که نبخشیدن نعمتهایش چیزی بر او نمی افزاید و بخشیدن مواهبش او را به چیزی نمی کشاند (تا آنجا که فرمود: )پس ای پرسش کننده! نیک بنگر و آنچه را که قرآن درباره اوصاف خداوند به تو نشان داده پیشوای خود قرار بده و از نور هدایت قرآن روشنایی بجوی و چیزی را که شیطان به دانستن آن وادارت کرده ولی در کتاب خدا بر تو واجب نشده است و در سنت پیامبر و پیشوایان هدایت اثری از آن دیده نمی شود رها کن که این نهایت حق خداست بر تو"



در مورد آیه 70 سوره بقره همانطور که شما فرمودید و اقرار کردید تشابه به معنی شبیه به هم آمده است ولی آیا مشتبه شدن امر باعث اشتباه و گمراه شدن آنها شده بود؟ قطعا خیر باز معنای اشتباه و گمراهی بنی اسرائیل از آیه مشخص نمی شود.


خدایتعالی نفرموده بود که یک گاو مشخصی را بکشید بلکه بطور مطلق فرموده بود یک گاو بکشید و بنی اسرائیل می توانست از این اطلاق کمک بگیرد و یک گاو بکشد ولی از آنجائیکه آنان می خواستند با حالتی بی ادبانه نسبت ابهام به کلام خداوند بدهند می گفتند که امر بر ما مشتبه شده است. به این معنی که گاوان شبیه به هم هستند! و هیچگاه معنای اشتباه و گمراهی از این آیه مشخص نمی شود.


در اینمورد تفسیر االمیزان مطلب جالبی نوشته است و نشان می دهد آنها نه تنها اشتباه نکردند و گمراه نشدند بلکه قصد داشتن با مطرح کردن ان البقر تشابه علینا به اوامر الهی و بیانات انبیاء نسبت ابهام دهند و طوری سخن گفتند که از سراپای سخنشان توهین و استخفاف به مقام بمقام والای ربوبیت استشمام می شود،چند نوبت به موسی گفتند به پروردگارت بگو، که انگار پروردگار آنان نیست که آن گاو چگونه گاوی باید باشد و به این نیز اکتفا نکردند و باز همان بی ادبی را تکرار کردند و گفتند از پروردگارت بخواه تا رنگ آن گاو را برای ما روشن سازد باز هم به این اکتفا نکردند و دوباره بی ادبی خود را تکرار کردند و گفتند از پروردگارت بخواه که این گاو را برای ما مشخص کند که گاو بر ما مشتبه شده است چنانچه در ادامه تفسیر المیزان می آید می نویسد: این بی ادبان مکرر گفتند قضیه گاو برای ما مشتبه شده است و با این بی ادبی خود نسبت گیجی و تشابه به بیان خدا دادند و مهمتر از همه اینها که گفتند جنس گاو برای ما مشتبه شده است که انگار خواستند بگویند همه گاو ها که خاصیت مرده زنده کردن ندارند و این خاصیت برای یک گاو مشخص است که این مقدار بیان تو گاو را مشخص نکرد. و خلاصه تاثیر را از گاو دانستند نه از خدا.



جناب حق جو فراموش نکنید که کتابی که احتمالات گوناگون از معانی ناسازگار با یکدیگر را بپذیرد نمی تواند راهنمای مردم باشد و آنها را به راه راست رهبری کند بلکه ایشان را در سرگردانی و تردید می افکند.


البته از جناب حق جو بعید نیست که قرآن را به عنوان راهنما و هدایتگر قبول نداشته باشند!


ایشان تنها 3 آیه از آیات کلام الله را محکم و الباقی را متشابه و متشابهات را باعث اشتباه و گمراهی می دانند، یعنی فقط 3 آیه از قرآن را باعث هدایت می دانند!!!


البته هنوز در اینمورد دلیلی قاطع ارائه ندادند ولیکن این سوال پیش می اید و دوست دارم از سایر دوستان بپرسم که:


آیا این خیانت به اسلام و قرآن نیست؟

آیا این خیانت به پیامبر(ص) نیست؟

آیا این مطالب خیانت به حضرت علی(ع) نیست؟

آیا این مطالب عقاید شیعیان می باشد یا فقط برداشت های شخصی است که به خاطر عناد و لجاجت با برخی به وجود آمده است و هیچ منطق و ادله علمی از آن پشتیبانی نمی کند؟

ائمه شیعه چنین نظری داشتند؟

آیا چنین کسی را می توان شیعه علی(ع) نامید؟

آیا سایر دوستان شیعه نیز چنین عقیده ای دارند؟

نظر سایرین در اینمورد چیست؟



امیدوارم پاسخ بنده به مطالب شما تلخ نباشد، هرچند حقیقت همیشه تلخ بوده است.


منتظر مطالب شما در پاسخ به این نوشتار و نوشتار های گذشته که بی توجه از آن گذشتید هستم.


با تشکر


خدانگهدار

امیر
Sunday 19 March 2006, 11:27PM
آیا چنین کسی را می توان شیعه علی نامید؟

آیا سایر دوستان شیعه نیز چنین عقیده ای دارند؟

نظر سایرین در اینمورد چیست؟
جناب شالیکار از آنجایی که بنده شیعه هستم تا حدی با عقاید حق جو آشنایی دارم
جناب شالیکار اگر در مورد عقاید اخباریون اطلاع و آشنایی کافی داشتید متوجه میشدید که رابطه تنگاتنگی بین مطالب مندرج در این تاپیک از جناب حقجو و عقاید این فرقه وجود دارد
در مورد قرآن :
آنها قرآن را قبول دارند اما محترمانه میبوسند و کنار میگذارند اخباریون میگویند فقط باید به احادیثی که قرآن را تفسیر کرده مراجعه کرد و احدی حق تفسیر قرآن ندارد و آنرا جایز نمیدانند می گویند قرآن فقط برای معصومین آمده و فقط آنها اجازه غور در آن را دارند

محمد مهدی 128
Monday 20 March 2006, 06:58AM
جناب شالیکار از آنجایی که بنده شیعه هستم تا حدی با عقاید حق جو آشنایی دارم
جناب شالیکار اگر در مورد عقاید اخباریون اطلاع و آشنایی کافی داشتید متوجه میشدید که رابطه تنگاتنگی بین مطالب مندرج در این تاپیک از جناب حقجو و عقاید این فرقه وجود دارد
در مورد قرآن :
آنها قرآن را قبول دارند اما محترمانه میبوسند و کنار میگذارند اخباریون میگویند فقط باید به احادیثی که قرآن را تفسیر کرده مراجعه کرد و احدی حق تفسیر قرآن ندارد و آنرا جایز نمیدانند می گویند قرآن فقط برای معصومین آمده و فقط آنها اجازه غور در آن را دارند
البته اینکه ایشان شیعه هست جای شبهه نیست اما ایا مصداق این کلام امام حسین علیه السلام است :
یا شیعة آل ابی سفیان ان لم یکن لکم دینا فلیکونوا احرار

حق جو
Monday 20 March 2006, 09:13AM
بسم الله الرحمن الرحیم







سلام علیکم


برادر گرامی جناب حق جو!



به این آیه نگاهی بیندازید، خداوند در این آیه می فرماید: :"الله نزل احسن الحدیث کتابا متشابها" یعنی "خدایتعالی نازل نموده است بهترین حدیث را کتابی است متشابه"


آیا نعوذ بالله خداوند بهترین حدیث را کتابی قرار می دهد که اشتباه آور و گمراه کننده باشد؟؟؟؟؟:smile27:


قطعا خیر در اینجا منظور آن است که آیات آن شبیه به یکدیگر است از جهت فصاحت و زیبایی کلام.

همانطور که قبلا عرض کردم آیات قرآن تماما فصیح و روشن و واضح الدلاله می باشد و به این اعتبار تماما محکم است و چون در فصاحت شبیه به یکدیگر است تماما متشابه است،ولی تحقق و وجود خارجی بعضی از آیات در خارج و کیفیت و کمیت وجود آنها در خارج چون بر کسی معلوم نیست جز خداوند،از این جهت خداوند آنها را متشابه خوانده است


قطعا کسانی که در دلشان کجی وجود دارد دنبال صنایع ادبی نیستند و این نتیجه گیری شما به خاطر اشتباه در معنای آیه می باشد:


همانطور که قبلا هم عرض کردم "فاما الذین فی قلوبهم زیغ فیتبعون ماتشابه منه ابتغاء الفتنه وابتغاء تاویله" یعنی "اما کسانی که در دلهایشان انحراف است برای فتنه جویی و نیز در جستجوی تاویل متشابهات آنها را دنبال می کنند"


اینها به خاطر تاویل آیات متشابه هستند که آنها را دنبال می کنند و چون تاویل آیات ویژه خداوند است خداوند آنها را سرزنش می فرماید



خدانگهدار

جناب شالیکار

در باره اینکه تشابه و متشابه و شبهه از یک ریشه هستند و همه این کلمات می توانند معنای مثل و مانند و یا اشتباه را داشته باشند از دید فرهنگ لغات دچار اشتباه شدید. سخن شما این بود که تشابه تنها معنای شباهت دارد و دیدیم که این با آنچه صاحب المنجد آورده است مغایر می باشد!
از سوی دیگر قران نیز تشابه را در هر دو معنا استفاده کرده است به این آیه دقت کنید:
قالوا ادع لنا ربک یبین لنا ما هی ان البقر تشابه علینا و انا ان شاء الله لمهتدون
گفتند پروردگارت را بخوان تا برای ما ( خصوصیات گاو را) بیان کند چرا که در باره پیدا کردن آن دچار سر در گمی و اشتباه شدیم و اگر خدا بخواهد به حقیقت راه می یابیم

در این آیه تشابه چیزی است که با آموزش و تبیین از سوی خداوند برطرف می شود و در نقطه مقابل هدایت قرار دارد. این دقیقا همان معنایی است که در آیه مورد بحث مقاله ( آل عمران -7 ) به کار رفته است. بدون شک اگر در این آیه تشابه را به معنای شباهت ( آنچه شما ادعا می کنید) بگیریم باید اینگونه بگوییم:
آنها که در دلهاشان کجی است به دنبال آیاتی که به هم شباهت دارند می گردند!!
آیا این عمل نکوهیده است؟؟!!
شباهت آیات با هم به کجی دلها چه ربطی دارد؟؟!!

تصور نمی کنم هیچ انسان عاقلی آیه را اینگونه معنا کند.
در ادامه سخن شما بنظر می آید که خودتان هم در بین دو معنای شباهت و اشتباه سرگردان هستید و از آنجا که نمی توانید آیه را با معنای شباهت توجیه کنید از روش (( یکی به تخته، یکی به نعل )) سود می برید!! و در نهایت معنای اشتباه و شبهه را تلویحا و از روی ناچاری پذیرا شده اید!!

حق جو
Monday 20 March 2006, 09:28AM
بسم الله الرحمن الرحیم














حضرت علی (ع) متشابه را آیاتی می دانند که از غیب مستور سخن می گوید همانند صفات خداوند و اسرار فرمانروایی او چنانچه در خطبه اشباح زمانیکه یکی از مردم از وی می خواهد که خدای خود را چنان بریا ما وصف کن که گویی او را آشکارا می بینی تا محبت و معرفت ما بدو افزون شود با حالتی از خشم و در جواب می فرماید: "ستایش خدای راست که نبخشیدن نعمتهایش چیزی بر او نمی افزاید و بخشیدن مواهبش او را به چیزی نمی کشاند (تا آنجا که فرمود: )پس ای پرسش کننده! نیک بنگر و آنچه را که قرآن درباره اوصاف خداوند به تو نشان داده پیشوای خود قرار بده و از نور هدایت قرآن روشنایی بجوی و چیزی را که شیطان به دانستن آن وادارت کرده ولی در کتاب خدا بر تو واجب نشده است و در سنت پیامبر و پیشوایان هدایت اثری از آن دیده نمی شود رها کن که این نهایت حق خداست بر تو"



خدانگهدار

در آنچه امیر المومنین (ع) فرموده است نیز اثری از معنای شباهت دیده نمی شود !!
آنچه مولا می فرماید دقیقا در راستای معنای شبهه و اشتباه است. آیا می توانیم بگوییم غیب مستور همان آیات شبیه به هم است؟؟!!! هرگز.
اتفاقا آیاتی که به هم شباهت دارند در قران بیشتر بیان شده اند و بنا بر این باید روشنتر باشند نه پوشیده تر و مخفیتر. در مراجعه مجدد به المنجد می بینیم که صاحب فرهنگ لغات، برای تشابه معنای اختفا و مخفی بودن را نیز ذکر کرده و آنرا در صف شبهه آورده است. به این ترتیب سخن مولا نه تنها به شما کمکی نمی کند بلکه درست بر علیه شماست.
ضمنا توجه داشته باشید که اصل بحث ما بر سر این است که اثبات کنیم برای بهره بردن از قران به حدیث معصوم نیازمندیم و شما برای رد کردن سخن من و تبیین آیه، به حدیث معصوم متوسل شده اید!!
اگر شما این حقیقت را دریافته اید و دست از دشمنی و عناد با سخن معصوم بر داشته اید، مایه خوشحالی ماست و جایی برای ادامه سخنانتان نمی بینم!

حق جو
Monday 20 March 2006, 09:42AM
بسم الله الرحمن الرحیم









سلام علیکم



در مورد آیه 70 سوره بقره همانطور که شما فرمودید و اقرار کردید تشابه به معنی شبیه به هم آمده است ولی آیا مشتبه شدن امر باعث اشتباه و گمراه شدن آنها شده بود؟ قطعا خیر باز معنای اشتباه و گمراهی بنی اسرائیل از آیه مشخص نمی شود.


خدایتعالی نفرموده بود که یک گاو مشخصی را بکشید بلکه بطور مطلق فرموده بود یک گاو بکشید و بنی اسرائیل می توانست از این اطلاق کمک بگیرد و یک گاو بکشد ولی از آنجائیکه آنان می خواستند با حالتی بی ادبانه نسبت ابهام به کلام خداوند بدهند می گفتند که امر بر ما مشتبه شده است. به این معنی که گاوان شبیه به هم هستند! و هیچگاه معنای اشتباه و گمراهی از این آیه مشخص نمی شود.


در اینمورد تفسیر االمیزان مطلب جالبی نوشته است و نشان می دهد آنها نه تنها اشتباه نکردند و گمراه نشدند بلکه قصد داشتن با مطرح کردن ان البقر تشابه علینا به اوامر الهی و بیانات انبیاء نسبت ابهام دهند و طوری سخن گفتند که از سراپای سخنشان توهین و استخفاف به مقام بمقام والای ربوبیت استشمام می شود،چند نوبت به موسی گفتند به پروردگارت بگو، که انگار پروردگار آنان نیست که آن گاو چگونه گاوی باید باشد و به این نیز اکتفا نکردند و باز همان بی ادبی را تکرار کردند و گفتند از پروردگارت بخواه تا رنگ آن گاو را برای ما روشن سازد باز هم به این اکتفا نکردند و دوباره بی ادبی خود را تکرار کردند و گفتند از پروردگارت بخواه که این گاو را برای ما مشخص کند که گاو بر ما مشتبه شده است چنانچه در ادامه تفسیر المیزان می آید می نویسد: این بی ادبان مکرر گفتند قضیه گاو برای ما مشتبه شده است و با این بی ادبی خود نسبت گیجی و تشابه به بیان خدا دادند و مهمتر از همه اینها که گفتند جنس گاو برای ما مشتبه شده است که انگار خواستند بگویند همه گاو ها که خاصیت مرده زنده کردن ندارند و این خاصیت برای یک گاو مشخص است که این مقدار بیان تو گاو را مشخص نکرد. و خلاصه تاثیر را از گاو دانستند نه از خدا.






خدانگهدار

دوست عزیز

سخن ما در باره لغت تشابه و معنای آن از دیدگاه کتاب لغت و قران است.
نظرشما این بود که تشابه معنای مشابهت دارد و به معنای اشتباه و شبهه به کار نمی رود و دیدیم که از نظر فرهنگ لغات آنچه گفتید مردود است.
آوردن داستان گاو بنی اسرائیل و نیت گوینده سخن، هم مشکلی را حل نمی کند. شاید برای دریافتن معنای این لغت باید ما سرگذشت موسی را از زمانی که در گهواره و بر روی رود نیل بود بدانیم؟؟!!!!
معنای اشتباه و شبهه در متن آیه هویدا ست و از لفظ یبین و مهتدون در می یابیم که تشابه چیزی است که با تبیین بر طرف می شود و در مقابل هدایت قرار دارد. این همان معنای شبهه است و نه شباهت.

حق جو
Monday 20 March 2006, 10:53AM
بسم الله الرحمن الرحیم




البته از جناب حق جو بعید نیست که قرآن را به عنوان راهنما و هدایتگر قبول نداشته باشند!


ایشان تنها 3 آیه از آیات کلام الله را محکم و الباقی را متشابه و متشابهات را باعث اشتباه و گمراهی می دانند، یعنی فقط 3 آیه از قرآن را باعث هدایت می دانند!!!


البته هنوز در اینمورد دلیلی قاطع ارائه ندادند ولیکن این سوال پیش می اید و دوست دارم از سایر دوستان بپرسم که:


آیا این خیانت به اسلام و قرآن نیست؟

آیا این خیانت به پیامبر(ص) نیست؟

آیا این مطالب خیانت به حضرت علی(ع) نیست؟

آیا این مطالب عقاید شیعیان می باشد یا فقط برداشت های شخصی است که به خاطر عناد و لجاجت با برخی به وجود آمده است و هیچ منطق و ادله علمی از آن پشتیبانی نمی کند؟

ائمه شیعه چنین نظری داشتند؟

آیا چنین کسی را می توان شیعه علی(ع) نامید؟

آیا سایر دوستان شیعه نیز چنین عقیده ای دارند؟

نظر سایرین در اینمورد چیست؟



امیدوارم پاسخ بنده به مطالب شما تلخ نباشد، هرچند حقیقت همیشه تلخ بوده است.


منتظر مطالب شما در پاسخ به این نوشتار و نوشتار های گذشته که بی توجه از آن گذشتید هستم.


با تشکر


خدانگهدار



و در نهایت جناب شالیکار پس از ته کشیدن حرف حساب ، آستینها را برای تهمت و افترا بالا زده و بجای پاسخ گویی به کسی که در باره متشابهات قران پرسش می کند به او نسبت خیانت می دهد !!


دوست عزیز،


خائن به اسلام و پیامبر(ص) و قران کسی است که با عنوان بی مسمای صحابی! در آخرین روزهای زندگی پیامبر(ص) در مقابل چشم مسلمانان، به پیامبر بزرگوار اسلام، نسبت هذیان گویی داد و با این کار روی ابو جهل و ابو لهب را تا ابدیت سفید کرد! بله این شخص با طرح شعار کتاب خدا برای ما بس است تنها و تنها سعی در خاموش کردن نور خدا و حکمت جوشان در سخنان پیامبر(ص) و اهل بیت را داشت و گرنه خود بارها به بی اطلاعی از قران اعتراف کرده بود!!
این شخص با طرح این شعار در حدود صد آیه از قران را ( که همه مسلمانان را به پیروی از سخن پیامبر(ص) امر می کند ) زیر پا گذاشت.
خائن به پیامبر (ص) کسی است که بارها او را در میان شمشیرهای برهنه کفار، تنها گذاشت و فرار را بر قرار ترجیح داد و.....
بهر حال فعلا از بحث خائنین به پیامبر(ص) و اسلام چشم پوشی می کنیم! و به سوالات اصلی مقاله بر می گردیم.


1- قران در آیه 7 سوره آل عمران آیات خود را به محکم و متشابه ( آیاتی که بالقوه می توانند اشتباه آور و شبهه بر انگیز باشند ) تقسیم کرده است.


2- قران پیروی از این آیات را روش اهل کجی و گمراهی میداند و مسلمانان را از این کار بیم می دهد.


3- در هیچیک از آیات قران، محدوده مشخصی برای متشابهات ذکر نشده است و سوره مشخصی نداریم که همه متشابهات را در خود جای داده باشد تا مسلمانان با خیال راحت به محکمات عمل کنند!


4- از همه کسانی که قران را برای هدایت کافی می دانند و لزوم مراجعه به سخن معلم معصوم را برای فهم قران انکار می کنند می خواهم که بدون تفره رفتن و مغلطه بافی، در همینجا آیات محکم را برای بنده مشخص کنند.


5- آگر آنگونه که دوستان اهل سنت و وهابیون ادعا می کنند معنای متشابهات را فقط و فقط خدا می داند، مسلمانان از وجود این آیات ( که کسی قادر به درک آن نیست !! ) چه سودی می برند؟؟!! آیا فایده بردن از آیات قران به درک و فهم این آیات وابسته نیست؟؟


6- کسانی که ادعا می کنند قران ساده و روان و برای همه قابل فهم است و نیازی به معلم معصوم ندارد چگونه همزمان با این ادعای واهی، می گویند: متشابهات قران را جز خدا کسی نمی داند؟؟!!!!!!!!


7- سخن شیعیان در این مورد روشن است. قاعده کلی مراجعه و پیروی نادان از داناست. این قاعده ای است که همه جهان آنرا در یافته و پذیرفته اند ( البته بجز برادران اهل سنت و دوستان وهابی )
هر علم و دانشی و هر کتاب ارزنده ای بدون معلم شایسته بی فایده و گمراه کننده است و قران نیز از این قانون مستثنی نیست. معلم معصوم قران، معنای آیات قران را برای هر دانشجو آنگونه که شایسته اوست و در حد درک او بیان می کند و به این ترتیب یک آیه از قران می تواند بطور موازی و نه متضاد، معانی مختلفی داشته باشد که در حدیث، برای سطوح مختلف درک و فهم، بیان شده است و برای آیندگان در سطوح متفاوت قابل استفاده است.
اینگونه است که قران، خود به وجود متشابهات و لزوم مراجعه به پیامبر(ص) و اهل بیت برای همه مسلمانان دلالت می کند.

امیر
Monday 20 March 2006, 11:44AM
آنچه که از صحبت های نویسنده مقاله استنباط میشود
1-از آیات متشابه قرآن نباید پیروی کرد
2-غیر از ((3 آیه)) بقیه قرآن از آیات متشابه است
========================
نتیجه : از 6233 آیه نباید پیروی کرد







چه میکنند این اخباریون !!!!!:smile21: :smile21: :smile21:

حق جو
Monday 20 March 2006, 01:17PM
آنچه که از صحبت های نویسنده مقاله استنباط میشود

1-از آیات متشابه قرآن نباید پیروی کرد
2-غیر از ((3 آیه)) بقیه قرآن از آیات متشابه است
========================
نتیجه : از 6233 آیه نباید پیروی کرد




چه میکنند این اخباریون !!!!!
:smile21: :smile21: :smile21:
جناب امیر

خداوند شما را از وهابیون و پیروان ملک عبد الله نگیرد!!
اگر حرفی برای گفتن ندارید بیجهت مصدع نشوید! و بگذارید بزرگترها اظهار نظر کنند!

امیر
Tuesday 21 March 2006, 01:30AM
خائن به اسلام و پیامبر و قران کسی است که با عنوان بی مسمای صحابی! در آخرین روزهای زندگی پیامبر در مقابل چشم مسلمانان، به پیامبر بزرگوار اسلام، نسبت هذیان گویی داد و با این کار روی ابو جهل و ابو لهب را تا ابدیت سفید کرد! بله این شخص با طرح شعار کتاب خدا برای ما بس است تنها و تنها سعی در خاموش کردن نور خدا و حکمت جوشان در سخنان پیامبر و اهل بیت را داشت و گرنه خود بارها به بی اطلاعی از قران اعتراف کرده بود!!
این شخص با طرح این شعار در حدود صد آیه از قران را ( که همه مسلمانان را به پیروی از سخن پیامبر امر می کند ) زیر پا گذاشت.
خائن به پیامبر کسی است که بارها او را در میان شمشیرهای برهنه کفار، تنها گذاشت و فرار را بر قرار ترجیح داد و.....
علاوه بر آنچه با انشای زیبایتان در تعریف خائن مرقوم داشته اید ....علاوه بر آن خائن و ظالم و فاسق و منافق و فاجر کسی است که بر معصوم دروغ ببندد و جوابی هم برای این کار زشت خود ندارد........جناب حق جو آیا شما باتوجه به عقاید خود... گناه تمام دروغ هایی که بر معصوم بسته میشود گناهش را بر کس دیگری (.....) میدانی !!
اگر چنین است منتظر جواب علمی (!) شما هستم
اگر چنین نیست لازم است همین الآن به عمل زشت خود اعتراف کنی
(جناب ناظر فکر نکنید که با قفل کردن یا حذف پیاپی مناظرات بنده میتوانید باعث کتمان حقیقت شوید هدف بنده فقط گرفتن جواب است )

امیر
Tuesday 21 March 2006, 02:11AM
شهید بزرگوار آیت الله مطهری در کتاب (ده گفتار ///بخش: اصل اجتهاد در اسلام) اضافه میکند:
http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=3661

((البته مکتب اخباری گری در اثر مقاومت ها شکسته شد و الآن جز در گوشه و کنار پیروانی ندارد ولی همه افکار اخباریگری که بعد از ملا امین به شدت در میان مردم نفوذ کرد هنوز از مغزها بیرون نرفته.... الآن هم میبینید که خیلی ها تفسیر قرآن را در جایی که حدیث معصوم نیامده جایز نمیدانند ))

حیف شد........عجب استادی رو از دست دادیم !!!!!!؟؟

سوالی که هر خواننده ای پس از مطالعه نویسنده مقاله در ذهنش ایجاد میشود
جناب حق جو در جایی که تفسیر معصوم وارد نشده چه باید کرد ؟؟!!

حق جو
Tuesday 21 March 2006, 09:39AM
جناب حق جو در جایی که تفسیر معصوم وارد نشده چه باید کرد
؟؟!!



جناب امیر


از اینکه بالاخره مجبور شدید ذهنتان را به کار بگیرید و بجای سخنان بیهوده، سوالی را مطرح کنید که ارزش پاسخگویی داشته باشد خوشحالم.
همه ما مسلمانان معتقدیم که خداوند رساندن هدایت به انسانها را بر عهده گرفته است.
تصور نمی کنم شما این آیه را تا آخر عمرتان فراموش کنید ( بحث اثبات حق اهل بیت بر خدا، که شما آنرا انکار می کردید و به جایی نرسیدید):

ان علینا للهدی
به تحقیق که هدایت انسانها حقی است بر عهده ما ( خداوند )

از مجموع آنچه در مقاله و پاسخهای آن دیدیم به اینجا می رسیم که هدایت خداوند، به قران محدود نمی شود و کسی که به قران اکتفا کند این هدایت را بطور ناقص در یافت کرده است و به سر منزل سعادت نمی رسد.

بنا بر این خداوند در مقابل رساندن سخن معصوم ( در حد ضرورت برای نجات امت از گمراهی ) به مسلمانان هم متعهد است و این حق را که انسانها بر او دارند ادا کرده است.
و اما در جایی که سخن معصوم به دست ما نرسیده باشد، به نظر کسانی که بیش از همه با احادیث معصومین آشنا هستند مراجعه می کنیم و آنرا نزدیکترین نظر به رویه اهل بیت علیهم السلام می دانیم.


.................................................. .................................................. ..........................


برای اینکه از سوالات اصلی مقاله فاصله نگیریم در اینجا این سوالات را که دوستان اهل سنت و وهابی بی جواب گذاشته اند تکرار می کنم:

1- قران در آیه 7 سوره آل عمران آیات خود را به محکم و متشابه ( آیاتی که بالقوه می توانند اشتباه آور و شبهه بر انگیز باشند ) تقسیم کرده است.

2- قران پیروی از این آیات را روش اهل کجی و گمراهی میداند و مسلمانان را از این کار بیم می دهد.

3- در هیچیک از آیات قران، محدوده مشخصی برای متشابهات ذکر نشده است و سوره مشخصی نداریم که همه متشابهات را در خود جای داده باشد تا مسلمانان با خیال راحت به محکمات عمل کنند!

4- از همه کسانی که قران را برای هدایت کافی می دانند و لزوم مراجعه به سخن معلم معصوم را برای فهم قران انکار می کنند می خواهم که بدون تفره رفتن و مغلطه بافی، در همینجا آیات محکم را برای بنده مشخص کنند.

5- آگر آنگونه که دوستان اهل سنت و وهابیون ادعا می کنند معنای متشابهات را فقط و فقط خدا می داند، مسلمانان از وجود این آیات ( که کسی قادر به درک آن نیست !! ) چه سودی می برند؟؟!! آیا فایده بردن از آیات قران به درک و فهم این آیات وابسته نیست؟؟

6- کسانی که ادعا می کنند قران ساده و روان و برای همه قابل فهم است و نیازی به معلم معصوم ندارد چگونه همزمان با این ادعای واهی، می گویند: متشابهات قران را جز خدا کسی نمی داند؟؟!!!!!!!!

7- سخن شیعیان در این مورد روشن است. قاعده کلی مراجعه و پیروی نادان از داناست. این قاعده ای است که همه جهان آنرا در یافته و پذیرفته اند ( البته بجز برادران اهل سنت و دوستان وهابی )
هر علم و دانشی و هر کتاب ارزنده ای بدون معلم شایسته، بی فایده و گمراه کننده است و قران نیز از این قانون مستثنی نیست. معلم معصوم قران، معنای آیات قران را برای هر دانشجو آنگونه که شایسته اوست و در حد درک او بیان می کند و به این ترتیب یک آیه از قران می تواند بطور موازی و نه متضاد، معانی مختلفی داشته باشد که در حدیث، برای سطوح مختلف درک و فهم، بیان شده است و برای آیندگان در سطوح متفاوت قابل استفاده است.
اینگونه است که قران، خود به وجود متشابهات و لزوم مراجعه به پیامبر(ص) و اهل بیت برای همه مسلمانان دلالت می کند.

رهرو
Wednesday 22 March 2006, 03:49PM
صوفي گرامي جناب "حق جو"!
مطالب شما عقايد خرافه فرقه اي است كه ارزش پاسخ گويي ندارد! و مطئمنا تائيد كنندگان آن هم اشخاصي چون سپهران و كاشاني خواهند بود!
من قبل از جوابگويي به سوالات شما از ديدگاه يك مسلمان از شما سوالي دارم كه:
بلفرض قبول توهمات فرقه اي شما , كه قرآن را فقط بايد با كلام معصوم تفسير كرد ! اين معصوم شما الان كجاست كه جواب بسياري از سوالات شما را بدهد؟ اگر كتابي از ايشان موجود است لازم است نام آنرا ببريد تا ماهم مستفيض شويم ؟ كدام كتاب ؟ اصول كافي يا بحار مجلسي ؟!!
فرموديد:

اما در جایی که سخن معصوم به دست ما نرسیده باشد، به نظر کسانی که بیش از همه بااحادیث معصومین آشنا هستند مراجعه می کنیم و آنرا نزدیکترین نظر به رویه اهل بیتعلیهم السلام می دانیم.

اولا پوچ بودن اين گفته شما را در انتها , از كتب خودتان خواهم داد دوما"
اين اشخاص چه كساني هستند؟ اين احاديث را از كي گرفتند ؟! از كدام منبع اين احاديث را استخراج كرده اند ؟ چه تضميني براي اثبات صحت سقم آن داريد!؟ با وجود اينكه اينكه تنها 3 آيه محكم ميباشد و بقيه متشابه چگونه حديث رو بر قرآن عرضه ميكنيد و صحت و سقمش را مي يابد؟!
و حال پاسخ سوالات شما كه در جاي جاي ايت تاپيك به انها پاسخ داده شده
1- قران در آیه 7 سوره آل عمران آیات خود را بهمحکم و متشابه ( آیاتی که بالقوه می تواننداشتباه آور وشبهه بر انگیزباشند ) تقسیم کرده است.
بلفرض قبول اين توهم ! اين آيه را براي ما معني كنيد!؟
:"الله نزل احسن الحدیث کتابا متشابها" یعنی "خدایتعالی نازل نموده است بهترینحدیث را کتابی استمتشابه"
آیا نعوذ بالله خداوند بهترین حدیث را کتابی قرار می دهد که اشتباه آور وگمراه کننده باشد؟؟؟؟؟
قران پیروی از این آیات را روش اهل کجی و گمراهی میداند و مسلمانان را از این کاربیم می دهد
شما قسمتي از آيه را گرفته ايد و بقيه آن را رها كرده ايد !؟ مسلما" آيه به اين موضوع رها نشده كه :" فاما الذين في قلوبهم زيغ فيتبعون ما تشابه " و اما انانكه در دلهايشان ميلي به باطل است پيروي ميكنند انچه متشابه است !
بلكه نوك پيكان بطرف كساني نشانه رفته كه : ما تشابه منه ابتغاء الفتنه و ابتغاء تاويله و ما يعلم تاويله الا الله
بلكه كساني را ملامت ميكند كه براي طلب فتنه و طلب تاويل از متشابهات پيروي ميكنند!؟ ( كه الي ماشاء الله اين موضوع در كتب حديث و تفاسير شما به وفور يافت ميشود نمونه اش بسم الله = اسم الله = علي ! )
و در خصوص تاويل نيز قبلا برادر عزيزم جناب شاليكار به زيبايي توضيح دادند و ما ملزم به تاويل آيات نيستيم .و به هيچ وجه منعي براي خواندن و فهميدن به ميان نياورده و اين توهم زائيد افكار فرقه شماست .

در هیچیک از آیات قران، محدوده مشخصی برای متشابهات ذکر نشده است و سوره مشخصینداریم که همه متشابهات را در خود جای داده باشد تا مسلمانان با خیال راحت بهمحکمات عمل کنند!

بله ! الله در قرآن براي شما هيچ محدوده اي در نظر نگرفته تا براي تاويل و فتنه جويي از آيات قرآن براي سركيسه كردن مردم و افكار عوام استفاده كنيد و شما ميتوانيد براي نيل به اين مقصود با پيروي اربابتان شيطان هر كار دلتان خواست بكنيد!؟
ولي براي مسلمين همين بس كه:
و نزلنا علیک الکتاب تبیانا لکل شیئی وهدی و رحمه و بشری للمسلمین نحل - 89
ما قران را بر تو نازل کردیم تا در باره هر چیزی توضیح کافی باشد و حقایق موجوداترا روشن سازد و برای مسلمانان مایه هدایت و رحمت و بشارت باشد

رهرو
Wednesday 22 March 2006, 03:59PM
از همه کسانی که قران را برای هدایت کافی می دانند و لزوم مراجعه به سخن معلم معصومرا برای فهم قران انکار می کنند می خواهم که بدون تفره رفتن و مغلطه بافی، درهمینجا آیات محکم را برای بنده مشخص کنند

شما معني آيه ذيل را با توجه به توهمات خود و يا كلام معصوم! براي ما بيان كنيد تا من آيات محكم را براي شما مشخص كنم !.
"کتاب احکمت آیاته ثم فصلت" منظور ازا ین آیه چیست؟


آگر آنگونه که دوستان اهل سنت و وهابیون ادعا می کنند معنای متشابهات را فقط و فقطخدا می داند، مسلمانان از وجود این آیات ( که کسی قادر به درک آن نیست !! ) چه سودیمی برند؟؟!! آیا فایده بردن از آیات قران به درک و فهم این آیات وابستهنیست؟؟


اول اينكه تاويل نه معني ! دوما" بله اگر همه همينطور , آيات را معني كنند كه هيچي !!


کسانی که ادعا می کنند قران ساده و روان و برای همه قابل فهم است و نیازی به معلممعصوم ندارد چگونه همزمان با این ادعای واهی، می گویند: متشابهات قران را جز خداکسی نمی داند؟؟!!!!!!!!


آقا ... تاويل متشابهات براي هزارمين بار


سخن شیعیان در این مورد روشن است. قاعده کلی مراجعه و پیروی نادان از داناست. اینقاعده ای است که همه جهان آنرا در یافته و پذیرفته اند

بله شايد سخن شيعه ! شما كه شيعه نيستي ! چرا
چون اگر شيعه بودي و همانطور كه گفتي از كلام معصوم پيروي ميكردي اين سخنان را از نهج البلاغه خودتان خوب ميفهميدي كه :
در خصوص راسخان در علم
راسخان در علم را کسانی می دانند کهدر امور غیبی به نادانی خود اقرار نماید و می فرماید: "بدانکه راسخون در علم آنانندکه اعترافشان به نادانی درباره تفسیر غیب مستور ایشان را از ورود به درهای بسته آنبی نیاز ساخته است و خداوند اعتراف آنانرا به عجز و نادانی از احاطه بر آن امورستایش نمود و فرو نرفتن ایشان را در چیزهایی که ادراک کنهشان را از انان نخواستهژرفنگری نامید"
در خصوص اينكه رسول خدا قرآن را در دسترس امت خود گذارده نه اينكه فقط به وصي خود سپرده باشد
خطبه 1 : و خلف فيكم ما خلف .... يعني چون خدايتعالي رسول خود را از دنيا برد گذاشت در ميان شما انچه پيغمبران در ميان امم خود گذاشتند زيرا انبياء امم خود را بلا تكليف نگذاشتند بدون راه روشن و نشانه برپا!
,گذاشت ميان شما كتاب پروردگارتانرا در حاليكه حلال و حرام ان روشن و بيان شده بود.
فقيه شدن در قرآن نه حديث
خطبه 127:و تعلمواالقرآن فانه احسن الحديث ... يعني وقران را فرا گيريد زيرا قرآن نيكوترين حديث است و در قرآن فقيه شويد زيرا قرآن زنده كننده لها است و بنور قرآن شفا جوئيد زيرا شفاء سينه هاست و آ‌نرا نيكو تلاوت كنيد كه نافع ترين قصه هاست
ترجيح ندادن قران به غير ان و امام و پيشوا بودن قرآن
و يا در مقدمه تفسير صافي از حضرت عسكري روايتي نقل شده كه :
قال رسول الله ان هذا القرآن هوالنور.... يعني رسول خدا(ص) فرمود محققا اين قرآن همان نور روشن و ريسمان متقن و طناب محكم و درجه بالا , و شفاء بهتر و فضيلت بزرگتر و سعادت عظيم تر است كسيكه بنور او استفاده كند خدا او را حفظ كند و كسيكه به آن چنگ زند خدا نجاتش دهد انكه ازاحكام او جدا نگردد خدا او را بالا برد و انكه از ان شفا جويد خدايش شفا دهد و انكه قرآن را بر غير قرآن ترجيح دهد خدا او را هدايت كند و هر كس هدايت را در غير آن بجويد خدا بگمراهيش واگذارد و كسيكه انرا امام و پيشواي خود كند كه مقتدا و مرجع او باشد خدا او را بسوي بهشتهاي نعمت خود بكشاند .
و اما جوابيه كلي را در اين خطبه ميتواني بفهمي
خطبه 176: و اعلموا ان هذا القرآن هوالناصح ...بدانيد كه اين قران همان نصيحت گويي يست كه گول نميزند! و راهنمائي است كه گمراه نميكند و گوينده اي است كه دروغ نميگويد و كسي با آن ننشست مگر اينكه پس از كنار آن بزياده و يا نقصان برخاست ! زيادتي در هدايت و نقصان از كوري!! و بدانيد كه براي احدي پس از قرآن و آشنايي با آن احتياجي و كمبودي نمي ماند (يعني به هيچ كتابي محتاج نخواهد بود) و براي احدي پيش از قرآن بي نيازي نيست (يعني اگر هزاران كتاب بخواني بدون قرآن فقر خواهي بود) ازقرآن شفا بجوئيد براي دردهاي خود و بر سختيها بآن ياري جوئيد زيرا در آن شفاء است از بزرگترين درد و آن كفر و نفاق و گمراهي و ضلالت است و ببركت قرآن از خدا درخواست كنيد(يا بدستور او و بادوستي قرآن و ياري او بسوي خدا توجه كنيد) و با بودن قرآن از مخلوق چيزي نخواهيد! زيرا بندگان توجه نكرده اند بسوي خدا بدستور چيزي مانند قرآن . بدانيد كه اين قرآن شافعي است مورد قبول و گوينده ايست مورد تصديق و محققا" هر كه را قرآن شفاعت كند پذيرفته شود و كسيكه قرآن عليه او بگويد تصديق گردد! محققا روز قيامت منادي ندا كند كه آگاه باشيد هر زارعي مبتلا بزراعت و عاقبت عمل خود ميباشد جز انكه در دل خود بذر قرآن كاشته باشند .
از حافظان و پيروان قرآن باشيد و او را دليل و راهنماي خود قرار دهيد و از آن پند بخواهيد و عقائد خود را متهم بدانيد و بر قرآن عرض بداريد و آراء خود را در قرآن تصفيه كنيد
يا الله
رهرو

حسین شالیکار
Wednesday 22 March 2006, 04:10PM
بسم الله الرحمن الرحیم




سلام علیکم


جناب حق جو


مطالب شما را مطالعه کردم، هرچه بیشتر جلو می روید اهانت شما به قرآن و اسلام بیشتر هویدا می شود و واقعا قصد پاسخگویی نداشتم چراکه در خانه اگر کس است یک حرف بس است!

به هر حال!


لغات دارای معانی گوناگونی هستند ولی همانطور که عرض کردم شما از ذکر قرینه های پیوسته و ناپیوسته در قرآن غفلت کردید که توجه به آنها موجب می شود تا معانی مناسب در هر جا فهمیده شود.


خداوند بزرگ و سبحان می فرماید: "کتاب احکمت آیاته ثم فصلت" و از آیه می توان فهمید که تمام آیات قرآن محکم و از محکماتست.


پس تا اینجا توهین شما نسبت به قرآن که فرمودید قرآن تماما به غیر از 3 آیه متشابه است و چون متشابه را به معنی اشتباه و گمراهی گرفتید پس تمام قرآن غیر از 3 آیه (نعوذ بالله) گمراه کننده است توسط این آیه به بن بست رسید!


ولیکن خداوند در جای دیگری می فرماید: "الله نزل احسن الحدیث کتابا متشابها" یعنی "خدایتعالی نازل نموده است بهترین حدیث را کتابی است متشابه"


اگر متشابه را به این معنی بگیریم که موجب اشتباه و گمراهی می شود پس در اینجا نعوذ بالله خدایتعالی فرموده است تمام کتابش موجب گمراهی است و علاوه بر این یک تناقض با آیه قبلی نیز به وجود می آید!!


جناب حق جو وارد وادی خطرناکی شدید!!


ولی حقیقت این است که متشابه به معنی شبیه به یکدیگر می باشد از نظر فصاحت و زیبایی.

همانطور که قبلا عرض کردم آیات قرآن تماما فصیح و روشن و واضح الدلاله می باشد و به این اعتبار تماما محکم است و چون در فصاحت شبیه به یکدیگر است تماما متشابه است،ولی تحقق و وجود خارجی بعضی از آیات در خارج و کیفیت و کمیت وجود آنها در خارج چون بر کسی معلوم نیست جز خداوند،از این جهت خداوند آنها را متشابه خوانده است.


از طرفی کلام حضرت هم مطابق نظر بالاست چنانچه حضرت علی(ع) که شما مدعی پیروی از ایشان هستید و تنها این یک ادعا است آیات متشابه را آیاتی گرفتند که از غیب مستور سخن می گوید.


پس تا اینجا متشابهات آیاتی هستند که از نظر فصاحت و زیبایی شبیه به یکدیگر می باشند و علاوه بر آن از غیب مستور هم سخن می گویند.


اما می رویم به سراغ آیه مورد بحث همانطور که قبلا هم عرض کردم "فاما الذین فی قلوبهم زیغ فیتبعون ماتشابه منه ابتغاء الفتنه وابتغاء تاویله" یعنی "اما کسانی که در دلهایشان انحراف است برای فتنه جویی و نیز در جستجوی تاویل متشابهات آنها را دنبال می کنند"


در کجای کلام بنده سرگردانی وجود دارد؟


کسانی که در دلهایشان مرض و انحراف وجود دارد به دلیل اینکه دنبال تاویل (دقت بفرمائید) تاویل آیاتی که از نظر فصاحت و زیبایی شبیه به هم و از غیب مستور سخن می گویند هستند و چون تاویل این آیات را کسی نمیداند خداوند آنها را سرزنش نموده!

حسین شالیکار
Wednesday 22 March 2006, 04:12PM
جناب حق جو!


شما خیلی مایل هستید و در کلامتان هویداست که بگوئید برای فهم آیات فقط باید به کلام معصوم مراجعه کرد! و این نشان می دهد که واو الراسخون را واو عطف گرفتید در صورتیکه واو استیناف است و نه واو عاطفه و اگر آن را واو عاطفه معنا کنیم موجب کفر می گردد چنانچه قبلا نیز در اینمورد توضیح دادن


دقت کنید:


با توجه به کل آیه، اگر واو الراسخون را واو عاطفه در نظر بگیریم چنین معنی می دهد نعوذ بالله "خدا و راسخون می گویند ما ایمان آوردیم تماما از نزد پروردگار ما می باشد"
این معنا غلط و موجب کفر است زیرا اگر واو عاطفه باشد معطوف و معطوف علیه در حکم واحد و باید هر دو ایمان بیاورند به پروردگار خود یعنی الله که معطوف علیه باشد و راسخون که معطوف باشد و این کفر است.


ولی معنی آیه چطور می شود:

"آن خدا خدائی است که نازل نموده بر تو این قران را که بعضی از آن آیات محکماتی است که آنها اصل کتابند و بعضی دیگر آن متشابهات است، پس کسانی که که در دلشان میل به باطل است از آیاتمتشابه تبعیت می نمایند برای فتنه جویی و برای جستن تاویل آن، و نمی داند تاویل آنرا جز خدا، و ثابتان در دانش می گویند ما ایمان آوردیم به آن،تمام آن از نزد پروردگار ماست"


ولی آنچه مهم است این مطلب است که با توجه به کلام حضرت امیر در مورد راسخون در علم هر کسیکه در مطالب غیبی وارد نشود و اقرار به عجز و جهل خود کند در مواردیکه مامور به تحقیق نیست به قول حضرت امیر(ع) چنین کسی از راسخین در علم است.

همچنین رسوخ در علم به معنای استواری و محکمی در آن است و هرکس در علم خود نسبت به هر معلومی استوار و محکم باشد می توان او را راسخ نامید و این انحصاری نیست.


در ضمن خداوند نفرموده است که معنا و مفهوم آیات را متوجه نمی شوید بلکه فرموده است تاویل آنرا کسی نمی داند جز خودش!


چنانچه "یوم ینفخ فی الصور فتاتون افواجا" یعنی "روزیکه دمیده شود در صور پس شما فوج فوج می آئید"

معنی آیه واضح است ولی تحقق و وجود خارجی آنرا که در خارج به چه کیفیتی است کسی نمی داند که ماده صور چیست و عرض و طول و کیفیتش چگونه است و چگونه در ان دمیده می شود

در مورد تاویل نیز شما به معنای امروزی یعنی تفسیر می دانید در صورتیکه تاویل به معنای اول و برگشت از ظاهر بواقع و تحقق در خارج است و در اینمورد هم به آیاتی که در مورد خواب حضرت یوسف بود استناد کردم.


در مورد قوم بنی اسرائیل و مسئله گاو هم تفسیر المیزان و سایر تفاسیر به خوبی توضیح دادند و رای به بطلان سخن شما می دهند.


همانطور که به نقل از المیزان عرض کردم آنها دچار اشتباه و گمراهی نشده بودند این بی ادبان مکرر گفتند قضیه گاو برای ما مشتبه شده است و با این بی ادبی خود می خواستند نسبت گیجی و تشابه به بیان خدا دادند و مهمتر از همه اینها که گفتند جنس گاو برای ما مشتبه شده است که انگار خواستند بگویند همه گاو ها که خاصیت مرده زنده کردن ندارند و این خاصیت برای یک گاو مشخص است که این مقدار بیان تو گاو را مشخص نکرد. و خلاصه تاثیر را از گاو دانستند نه از خدا.

آنها قصد داشتن با مطرح کردن ان البقر تشابه علینا به اوامر الهی و بیانات انبیاء نسبت ابهام دهند و طوری سخن گفتند که از سراپای سخنشان توهین و استخفاف به مقام بمقام والای ربوبیت استشمام می شود

خدایتعالی نفرموده بود که یک گاو مشخصی را بکشید بلکه بطور مطلق فرموده بود یک گاو بکشید و بنی اسرائیل می توانست از این اطلاق کمک بگیرد و یک گاو بکشد ولی از آنجائیکه آنان می خواستند با حالتی بی ادبانه نسبت ابهام به کلام خداوند بدهند می گفتند که امر بر ما مشتبه شده است. به این معنی که گاوان شبیه به هم هستند! و هیچگاه معنای اشتباه و گمراهی از این آیه مشخص نمی شود.


کلام بالا کلام علامه طباطبایی در تفسیر المیزان می باشد.آیا ایشان نیز اشتباه کردند؟ تفسیر نمونه مکارم شیرازی نیز چنین است! ایشان نیز اشتباه کرده است؟ کشف الحقایق نیز چنین نوشته، آن نیز اشتباه کرده است؟ در تفسیر احسن الحدیث نیز چنین آمده است، آیا باز اشتباهی شده است؟


جناب حق جو!


با توجه به نوشتار شما در مورد این آیه شما نیز همان بی ادبی قوم بنی اسرائیل را تکرار کردید و سخن خداوند را مبهم نشان دادید!!


خدا نکند بنده به کسی تهمت و افترایی ببندم بلکه فقط نتیجه ای که از کلام شما متصادر می شود را بیان کردم! شما در واقع در مورد این آیات سوال نکردید بلکه نظرات شخصی خود را در مورد آیات بیان کردید و نتیجه گرفتید که فقط 3 آیه قابل هدایت و الباقی گمراه کننده است یعنی وجوه معجزه قرآن یعنی هدایتگر بودن و فصاحت و بلاغت آنرا زیر سوال بردید!!


آیا نتیجه گیزی از صحبت ها و مطالب شما تهمت و افترا است؟


آیا اگر بگوئیم شما هدایتگر بودن قرآن را زیر سوال بردید و در صف کافران و معاندین اسلام قرار گرفتید این تهمت می باشد؟


آیا این عقاید شما نیست که چنین چیزی را بیان می کند؟


جناب حق جو!


شما برای اینکه عقیده خود را به سایرین تحمیل کنید ، قرآن را گمراه کننده و مورد اشتباه می خوانید کاری که حتی حشویه و غلاه که مطرود تمام فرق اسلامی هم هستند نکردند!!


شما تنها 3 آیه از آیات کلام الله را محکم و الباقی را متشابه و متشابهات را باعث اشتباه و گمراهی می دانند، یعنی فقط 3 آیه از قرآن را باعث هدایت می دانند!!!


هیچ دلیل و برهانی در مورد این مسئله ندادید!! حتی این 3 آیه محکم را نیز بیان نکردید در صورتیکه می دانید دلیل را مدعی میاورد!


جناب حق جو


مطالب شما فقط تکرار مکررات است و هیچ ادله علمی و عقلی از آن پشتیبانی نمی کند، حتی سایر دوستان شیعه که اهل منطق و فکر هستند نیز در این بحث با شما همراهی نکردند و شما در این قول تنها هستید!


دوست دارم از سایر دوستان و کاربران محترم هستی، صبح، با قرآن در صحنه، بچه باحال، اسپیریت و سایرین بپرسم که:


آیا سایر دوستان شیعه نیز چنین عقیده ای دارند و معتقدند که تنها 3 آیه از قرآن محکم و الباقی متشابه و موجب گمراهی است؟

آیا ائمه شیعه چنین نظری داشتند؟

آیا اینها فقط برداشت شخصی است و یا عقیده فرقه ای خاص می باشد؟



با تشکر


خدانگهدار

حسین شالیکار
Wednesday 22 March 2006, 04:14PM
بسم الله الرحمن الرحیم




سلام علیکم



جناب حق جو...


فعلا از بحث صحابه بزرگوار پیامبر(ص) خارج می شویم و به اصل قضیه می پردازیم و انحراف ابتدایی بحث را از سوی شما نادیده می گیریم!



البته خیلی زود نتیجه گیری کردید!!



برادر حق جو فرمودند:
قران درآیه 7 سوره آل عمران آیات خود را بهمحکم و متشابه ( آیاتی که بالقوه می تواننداشتباه آور وشبهه بر انگیزباشند ) تقسیم کرده است



آنچه در این آیه روشن و مبرهن است این مطلب است که تاویل آیات متشابه یعنی آیاتی که از لحاظ فصاحت و زیبایی کلام به هم شبیه هستند و از غیب مستور صحبت می کنند باعث فتنه جویی می شود و ما تنها سفارش به ایمان به این آیات شدیم و نه تاویل، و تاویل آنها را فقط خداوند متعال می داند و اگر در پی تاویل آنها باشیم موجب فتنه جویی می شود.

برادر حق جو فرمودند:
قران پیروی از این آیات را روش اهل کجی و گمراهی میداند و مسلمانانرا از این کار بیم می دهد


همانطور که در آیه مشخص است خداوند به دنبال تاویل متشابهات رفتن را کار کسانی می داند که در قلبهایشان زیغ وجود دارد و چون تاویل متشابهات کار خداوند است از این کار بیم می دهد.



برادر حق جو فرمودند:
در هیچیک از آیاتقران، محدوده مشخصی برای متشابهات ذکر نشده است و سوره مشخصی نداریم که همهمتشابهات را در خود جای داده باشد تا مسلمانان با خیال راحت به محکمات عملکنند

ما معتقد هستیم در واقع ممیزی که خداوند برای فرق بین محکم و متشابه قرار داده است همین است که اگر کسی تحقق وجود خارجی آیه ای را ندانست آن آیه متشابه است ولو اینکه معنی و ترجمه همان آیه معلوم باشد.


به عنوان مثال خداوند می فرماید: "یوم ینفخ فی الصور فتاتون افواجا" یعنی "روزیکه دمیده شود در صور پس شما فوج فوج می آئید"

معنی آیه واضح است ولی تحقق و وجود خارجی آنرا که در خارج به چه کیفیتی است کسی نمی داند که ماده صور چیست و عرض و طول و کیفیتش چگونه است و چگونه در ان دمیده می شود. خدایتعالی هر آیه ای که چنین باشد و تاویل آنرا یعنی تحقق آنرا کسی نداند به این نظر متشابه می خواند، زیرا تاویل به معنای اول و برگشت از ظاهر بواقع و تحقق در خارج است چنانچه حضرت یوسف خواب دید و گفت: "انی رایت احد عشر کوکبا و الشمس و القمر رایتهم لی ساجدین" یعنی "من در عالم رویا دیدم که 11 ستاره با خورشید و ما برایم سجده کردند" این خواب را فهمید ولی تاویل آن یعنی وجود خارجی ان چگونه است را کسی نمی دانست و حضرت یوسف پس از 40 سال ه سلطان مصر شد و پدر و مادرو برادرانش آمدند و در تعظیم او شرکت کردند وقوع خارجی یعنی تاویل آنرا بیان کرد و گفت: "یا ابت هذا تاویل رویای من قبل" یعنی "ای پدر این است تاویل و تحقق خارجی رویای من"


آیات محکم هر آیه ای است که وقوع و تحقق خارجی آن برای هر کس دانستنی باشد مانند اقیموا الصلاه که هر کس وجود خارجی نماز را درک کرده است.

حسین شالیکار
Wednesday 22 March 2006, 04:17PM
برادر حق جو فرمودند:
از همه کسانیکه قران را برای هدایت کافی می دانند و لزوم مراجعه به سخن معلم معصوم را برای فهمقران انکار می کنند می خواهم که بدون تفره رفتن و مغلطه بافی، در همینجا آیات محکمرا برای بنده مشخص کنند


جناب حق جو!


ما ممیزی آیات را خدمت شما عرض کردیم و معتقد هستیم که نزلنا علیک الکتاب تبیانا لکل شیئی وهدی و رحمه وبشری للمسلمین در ضمن ما مثل شما معتقد نیستیم که فقط 3 آیه محکم در قرآن وجود دارد و الباقی متشابه و گمراه کننده است که بخواهیم در چند سطر آیات محکم را برای شما بیان کنیم.

ولی شما می توانید در چند سطر این مطلب را بیان کنید زیرا معتقدید فقط 3 آیه محکم است که نهایتا می شود3 خط!! پس شما بدون جنجال و هیاهو آن 3 آیه را بیان نمائید! بالاخره این شما بودید که چنین ادعایی کردید!


برادر حق جو فرمودند:
آگر آنگونه کهدوستان اهل سنت و وهابیون ادعا می کنند معنای متشابهات را فقط و فقط خدا می داند،مسلمانان از وجود این آیات ( که کسی قادر به درک آن نیست !! ) چه سودی می برند؟؟!! آیا فایده بردن از آیات قران به درک و فهم این آیات وابستهنیست؟؟
6- کسانی که ادعا می کنند قران ساده وروان و برای همه قابل فهم است و نیازی به معلم معصوم ندارد چگونه همزمان با اینادعای واهی، می گویند: متشابهات قران را جز خدا کسی نمی داند؟؟!!!!!!!!
7- سخن شیعیان در این مورد روشن است. قاعدهکلی مراجعه و پیروی نادان از داناست. این قاعده ای است که همه جهان آنرا در یافته وپذیرفته اند ( البته بجز برادران اهل سنت و دوستان وهابی )
هر علم و دانشی و هر کتاب ارزنده ای بدون معلم شایسته بی فایده و گمراهکننده است و قران نیز از این قانون مستثنی نیست. معلم معصوم قران، معنای آیات قرانرا برای هر دانشجو آنگونه که شایسته اوست و در حد درک او بیان می کند و به اینترتیب یک آیه از قران می تواند بطور موازی و نه متضاد، معانی مختلفی داشته باشد کهدر حدیث، برای سطوح مختلف درک و فهم، بیان شده است و برای آیندگان در سطوح متفاوتقابل استفاده است.
اینگونه است که قران، خود به وجودمتشابهات و لزوم مراجعه به پیامبرو اهل بیت برای همه مسلماناندلالت می کند


جناب حق جو


این سخن شما نشان می دهد که مطالب بنده را مطالعه نکردید وگرنه چنین نمی نوشتید.

ما ادعا نکردیم که معنا و مفهوم متشابهات را فقط خداوند می داند.بلکه بیان کردیم تاویل انرا فقط خداوند می داند و این نشان می دهد که شما نمی دانید که تاویل به چه معناست و به عنوان معنا و مفهوم و تفسیر به کار می برید در صورتیکه در هیچ جای قرآن تاویل را به معنای مصطلح امروزی (تفسیر و معنا و توجیه) بیان نکرده است.


تاویل در عربی از ماده اول به معنی بازگشت می باشد و به معنای مفعولی بازگشت شده نیز به کار می رود.چنانچه خداوند می فرماید: "بل کذبوا بما لم یحیطوا بعلمه و لما یاتهم تاویله" یعنی "آنچه را که به علمش احاطه نداری تکذیب کردند و هنوز تاویل (بازگشت و تحقق) آن به ایشان نیامده است"

چنانچه حضرت یوسف خواب دید و گفت: "انی رایت احد عشر کوکبا و الشمس و القمر رایتهم لی ساجدین" یعنی "من در عالم رویا دیدم که 11 ستاره با خورشید و ما برایم سجده کردند" این خواب را فهمید ولی تاویل آن یعنی وجود خارجی ان چگونه است را کسی نمی دانست و حضرت یوسف پس از 40 سال ه سلطان مصر شد و پدر و مادرو برادرانش آمدند و در تعظیم او شرکت کردند وقوع خارجی یعنی تاویل آنرا بیان کرد و گفت: "یا ابت هذا تاویل رویای من قبل" یعنی "ای پدر این است تاویل و تحقق خارجی رویای من"

در ضمن با بررسی بیشتر مشخص می شود آیاتی که کافران تاویل (بازگشت) آن را می خواستند آیات قیامت بوده است.

چنانچه می فرماید: "هل ینظرون الا تاویله یوم یاتی تاویله،یقول الذین نسوه من قبل قد جاءت رسل ربنا بالحق فهل لنا من شفعاء فیشفعوا لنا..." یعنی "آیا اینان انتظار تاویل آنرا دارند،روزی تاویل آن می آید(این گفته های ما تحقق یافته و قیامت می رسد)پس کسانی که آن را (قیامت را) در دنیا فراموش کرده بودند می گویند: "فرستادگان خدا حق را به ما آوردند پس آیا میانجیگرانی برای ما هستند تا شفاعت کنند؟ " مشخص است که این سخنان در مورد قیامت است.


برای اثبات این مطلب آیه هایی از قرآن را نقل می کنیم تا واضح شود که آیاتی که کفار تاویل و بازگشت آنرا می خواستند عبارت از آیه هایی بود که در آنها از کارهای خارق العاده مانند وقوع قیامت و اوضاع ان سخن گفته است که قبول آن مطالب برای کفار سخت می آمد، چنانکه در سوره یس آیه 48 می فرماید: "متی هذا الوعد ان کنتم صادقین" یعنی "اگر شما راستگو هستید پس از وعده کی خواهد بود" و نیز چنانکه دیده می شود کفار از زمان وقوع روز بازخواست پرشسهایی می کنند، و حضرت پیغمبر(ص) می فرماید: "نمی دانم آیا آنچه که به شما وعده دادم می شود نزدیک است یا پروردگار من برای آن فاصله ای از زمان را قرار خواهد داد"


گاهی نیز کفار در مقابل آیات به مقام استدلال بر می آمدند و می پرسیدند: "وقتیکه استخوانها ما پوسید و از بین رفت چگونه خدا آنها را جمع آوری کرده دوباره زنده خواهد نمود"


از این آیات مشخص می شود که آنچه کفار تاویلش را می خواستند مطالبی بود که بشر از درک آنها عاجز است و بدانها راهی ندارد و منظور از متشابهات اینگونه آیات است که از حیث زیبایی و فصاحت شبیه به یکدیگر هستند و از غیب مستور خبر می دهند.


با توجه به ادامه آیه مشخص می شود که تاویل آیه را نیز کسی جز خدا نمی داند حتی پیامبر(ص) و سایر ائمه، چنانچه در آیه آمده است زمانیکه کفار از پیغمبر در مورد قیامت سوال می کنند و زمان آن را می خواهند حضرت پیغمبر(ص) می فرماید: "نمی دانم آیا آنچه که به شما وعده دادم می شود نزدیک است یا پروردگار من برای آن فاصله ای از زمان را قرار خواهد داد"


پس حتی معلم قرآن هم نمی داند تاویل آیه چه می تواند باشد! زیرا خداوند آن را خاص خود می داند.


پس با توجه به توضیحاتی که در مورد راسخون در علم داده شد و مشخص شد که منحصر به عده ای نیست و تاویل آیات را نیز کسی غیر از خدا نمی داند تکلیف ما در برابر این آیات آن است که معنای آنرا بفهمیم و به آن ایمان داشته باشیم ولی دنبال تاویل آن نباشیم.


با تشکر


خدانگهدار

فيروز
Wednesday 22 March 2006, 07:03PM
بسم الله

با سلام و کمال احترام

جناب حق جو !

مقاله سخیف شما نه تنها توهینی به جناب امیر و همه کاربران این انجمن بود بلکه پشت پایی به عقاید تمامی آنانی است که قران را کتاب خداوند و مایه هدایت انسان می دانند !!!

آیا برای دشمنی با ما ، شما باید کلام خداوند را زیر سوال ببرید ؟!!! آیا چون ما می گوئیم که دینتان را فقط از منبعی استخراج کنید که تضمین شده خدائی است شما باید برای تلافی تمامی قران را متشبهات بدانید ( به جز سه آیه ) ؟!!!

خود را گول می زنید ؟!!! آیا مقاله بالا را شما نوشته اید یا خیر ؟!! مقاله بالا عقاید آنانی را نشان می دهد که قصد دارند به ظاهر خیلی محترمانه قران را به کناری بگذارند و تبعیت از احادیث و روایات جعلی را جایگزین آن کنند ؟!!!

و هر آنچه که در این انجمن نوشته می شود نماینگر عقاید نویسنده آن مقاله می باشد و شما صراحتا در این تاپیک هر آنچه را که تاکنون سعی در مخفی کردن آن داشته اید با کمال جسارت نمایان کردید و تمامی کاربران به روشنی مشاهده کردند که شما چگونه در صدد هستید که به تدریج عقایدی را تبلیغ کنید که اولین اصل و قانون آن جایگزین کردن کتب فرقه جنابعالی با قران است !!!

وسلام یا الله
با سلام
جناب ايکس!
ظاهرا شما برای بی شرمی حدی قائل نيستيد. دوستان در اين تالار از عقائد شما درباره آيات متشابه آگاهند. زمان زيادی از اظهار نظر شما و هم پالکی هايتان درباره القائات آيات متشابه توسط شيطان!! به پيامبر نمی گذرد. شما و ياور و تسليم نيم بيشتر آيات قرآن را (که آيات تطهير و ولايت و فضائل علی (ع) در بين آنها می درخشد) شيطانی دانسته ولی بالاخره نگفتيد ملاک تشخيص آيات شيطانی از ساير آيات غير از اينکه آيات شيطانی فضل اهل بيت و نفاق دشمنان آنها را نشان می دهد چيست؟؟؟
اگر ملاک همين است بنابراين به عقيده شما نصف بيشتر قرآن در فضائل اهل بيت نازل شده که در اين صورت خواهشمندم ما را از اين فضائل بهره مند کنيد تا محبتمان به خاندان نبوت بيشتر گردد.

حق جو
Wednesday 22 March 2006, 09:12PM
جناب رهرو


شما پیرو خلیفه ای هستید که در بین عرب و عجم به بد دهنی و فحاشی در کلام و خشونت در مقابل پیر مردان و زنان معروف بوده است اما در میدانهای جنگ چیزی جز ترس و فرار و پشت کردن به دشمن از خود نشان نداد و چنین آیاتی در باره او نازل شده است:
و من یولهم یو مئذ دبره الا متحرفا لقتال او متحیزا الا فئه فقد باء بغضب من الله و ماواه جهنم و بئس المصیر
و هر که در روز جنگ به دشمن پشت نموده ( مگر اینکه برای مصالح جنگی از قسمتی از لشگر به یاری قسمت دیگری برود ) و فرار کرد بطرف خشم خدا رو آورده و جایگاهش جهنم است که بد منزلگاهی است

بنا بر این در باره اهانتهای مکرر شما نیازی به بحث و بررسی نمی بینم این غایت و نها&