PDA

نمايش نسخه نهائي : بالله که شهر بی تو مرا حبس می شود


nogodman
Tuesday 14 March 2006, 10:14PM
امروز 14 مارس، یکصد و بیست و سومین سالمرگ کارل مارکس بزرگترین و تاثیر گذارترین اندیشمند تاریخ بود. آنچه برویت خوانندگان می رسد، خطابه تدفین فردریش انگلس بر مزار اوست:

شامگاه روز 14 مارس، ساعت یک ربع به 3، بزرگترین اندیشمند تاریخ بشری، از اندیشیدن بازماند. بیش از دو دقیقه نبود که بالینش را ترک کرده بودیم، اما هنگامی که بازگشتیم، او در صندلی راحتی اش به خوابی آرام فرو رفته بود، خوابی آرام اما ابدی.
مرگ این مرد سترگ برای مبارزان اروپا و امریکا و برای علم تایخ فاجعه ببار آورد. فاجعه ای که هرگز به قیاس در نخواهد آمد. فاجعه خموشی این اندیشمند بزرگ بزودی در جهان احساس خواهد شد.
به همان گونه که داروین قانون تکامل زیست را کشف کرد، کارل مارکس قانون تکامل جوامع بشری را کشف و اعلام نمود. این حقیقتیست ساده، اما عریان که آدمی پیش از پرداختن به دانش، سیاست، هنر، مذهب و دیگر گرایش ها، نیازمند خوردن، پوشیدن و داشتن سر پناه است. این نیاز و بایستگی که تا آن زمان در زیر علف های هرز ایدئولوژیک و تحت پوشش عنوان های دهان پرکنی همچون ارزش های معنوی، نهان گشته بود، این حقیقت ساده که تولید نیازهای مادی و به تبع آن، هر مرحله از توسعه اقتصادی یا دوره تاریخی، مولد رشد دستگاه دولت، قانون، هنر و حتی باورهای مذهبی مردمانیست که موجد این تولیدند و نه آن گونه که ادعا می شده است، عکس آن.
اما این نه همه آنست که باید گفت. بنگریم که مارکس شیوه تولید سرمایه داری را در جامعه بورژوائی به گونه ای علمی تعریف کرده و با کشف ارزش «ارزش اضافی» توسط خودش - آنچه را که اقتصاددانان بورژوا و منتقدان سوسیالیست، از توضیح انباشت سود به کژراهه رفته بودند- انقلابی در جهان سرمایه داری افکند. او آشکار کرد که راز رشد سرمایه داری در «ارزش اضافی» نهفته است.
تنها دو کشف از خیل این اکتشافات، برای هر محققی تکافو می کند. خوشا به حال کسی که انجام چنین کشفی به او واگذار شده باشد. مارکس در بیشتر زمینه ها به پژوهش و بررسی پرداخته است -به یاد داشته باشیم که این بررسی ها ژرف کاوانه بود- حتی در ریاضیات به کشف های چندی نائل آمد.
این مرد دانشمند چنین بود. کارهای برگرفته شده حتی نیمی از دستاوردهای او نیست. علم برای مارکس یک نیروی تاریخی پویا و انقلابی بود. با کشف هر نظریه علمی -حتی آنگاه که این اندیشه هنوز به میدان تجربه پای ننهاده بود- دچار مسرت بسیاری می شد. مسرتی به غایت دگرگونه داشت آنگاه که این اندیشه، تاثیری انقلابی در صنعت و شکوفائی تاریخ بشری بر جای می نهاد. بدین جهت با شوق و دقت پیشرفت کشفیات انجام شده در زمینه الکتریسیته و کشفیات مارسل دپرز را دنبال می کرد.
اما مارکس پیش از هر چیز یک انقلابی بود. زیست-ساختار او مبارزه در راه براندازی سرمایه داری و نهاد های منبعث از آن بود. یاری رساندن به امر رهایی کارگران، فعالیت برای آگاهی بخشیدن، برای خود آگاهی و نیازهای خویش. آن خود آگاهی که زمینه ساز رهائیست. و این، شاهکار دستاوردهای او بود.
راه کار او مبارزه بود و با اشتیاق و سرسختی مبارزه اش را پی می گرفت. آن چنان که به راستی همتای او نادر است: روزنامه «راین» 1842- روزنامه «به پیش» 1844 پاریس- «دویچه تسایتونگ» 1847 بروکسل- «راین نو» 49 و 1848-«نیویورک تریبیون»1852 تا 61 و افزون بر این، انبوهی از نوشته های مبارزاتی را پدید آورد. در انجمن های مختلف پاریس، بروکسل و لندن حضوری پویا داشت و از همه مهمتر و برجسته تر، برپائی انجمن بین المللی کارگران بود.
سازماندهی انجمن بین المللی کارگران دستاوردی چنان شکوهمند بود که پدید آورنده اش اگر هیچ کار دیگری انجام نداده بود، به آن مفتخر می شد و می بالید.
کوتاه کلام؛ مارکس مردی بود که در زمان زیستن خود بیش از هر کس دیگری، مورد خشم، ستیز و دروغ پراکنی دشمنان طبقاتی قرار گرفته بود. دولتهای استبدادی و جمهوری خواه او را از گستره حکومت خود بیرون می راندند. بورژواها، محافظه کاران و دمکراتهای تندرو برای تهمت زدن به او بر یکدیگر پیشی می جستند. اما این موانع را او همچون تارهای عنکبوت، در هم می شکافت و بی واهمه از دشواری راهی که در پیش رو داشت، استوار و سرسختانه به پیش می تاخت.
او فقط زمانی به پرسش بر می خاست که بایستگی آن را در می یافت. آری، او درگذشت، در حالی که میلیون ها کارگر به او عشق می ورزیدند، او را می ستودند و در در مرگش به سوگ نشستند. کارگران معادن سیبری تا کالیفرنیا در یادمان او، کران تا کران، شرکت جستند.
من به جرات می گویم، گرچه او مخالفان بی شماری داشت، اما هیچ دشمن شخصی نداشت. او نامش و دستاوردهایش در طی قرون، پایدار می ماند.

17 مارس 1883 - گورستان های گیت - لندن


یادش گرامی باد.
nogodman