نمايش نسخه نهائي : پاسخ به شبهات قرآنی -> برده داری ؟ !
با قرآن در صحنه
Saturday 11 March 2006, 12:39AM
پاسخ : در قرآن کریم موضوعی با عنوان برده و برده داری وجود ندارد .
بنظر میرسد شبهه وجود برده داری در قرآن مجید ناشی از وجود کلماتی مانند عِبَاد , عَبْد ( در مقابل حُرّ ) , رَقَبَة , فِي الرِّقَاب , مَلَكَتْ أَيْمَان , أَمَة , إِمَاء , أَسِير و اَسْرَى است .
حال آنکه هیچکدام از این کلمات به معنای برده نیستند و در بردارنده مفاهیم دیگری مانند افراد وابسته یا غیرمستقل , امر بران و چاکران , غلامان خانه زاد , خدمتکاران دائمی و ( خانه محرم ) , دختران خدمتکارخانگی , اسیران يا (اسيران بیگار) و نظایر اینها هستند .
قرآن کریم این واقعیت عینی و طبیعی که انسانها از حیث استقلال شغلی و مالی و یا کارگری و کارفرمایی و یا مقام ومنصب اجتماعی و ... از درجات و جایگاه متفاوتی برخوردار هستند را برسمیت میشناسد . اما این مطلقا به مفهوم برسمیت شناختن برده داری نیست .
برده داری رابطه ای غیر انسانی و ظالمانه است که طی آن بردگان کالایی تجاری و قابل خرید و فروش هستند . انسانهایی ستمکش و مظلوم که نه تنها نیروی کارآنان بلکه جان و ناموس و شرف انسانی آنان نیز به رایگان در مالکیت تام واختیاراربابان زور گو و ظالم و ستمگرست .
پر واضح است که قرآن کریم هیچگاه چنین رابطه ننگین و غیر انسانی وظالمانه را برسمیت نشناخته است . بلکه آنرا نفی نیز میکند.
برای نمونه از دیدگاه قرآن هیچ اربابی ( غیر از خدا ) وجود ندارد. و هرگونه ارباب و ارباب گیری کفربوده و نفی گردیده است. ( سوره های مبارکه آل عمران 64 و80 , توبه 31 ویوسف 39 )
ظلم و ستمگری و تجاوز به حقوق وکرامت انسانی بندگان خدا جرم و از بدترین گناهان و مستوجب شدید ترین عذاب های الهیست . ( آیات متعدد )
و تفاوت نژاد و رنگ و زبان در جوامع انسانی فقط بدلیل شناسایی آنها از یکدیگر است . و ملاک کرامت انسانها نزد خدا تنها پرهیزکار تربودن آنهاست . ( سوره های مبارکه حجرات آیه 13 و روم آیه 22)
* * * * * * *
نکته : شاید یافتن مفهوم دقیق کلمه أَسِير نیازمند تحقیق بیشتر باشد . اما بنظر میرسد مراد همان اسیران جنگی هستند . (یا اسیران جنگی که که وادار به کار مجانی یا بیگاری { نوعی از بردگی } میشوند ) . این کلمه در 3 آیه از قرآن موجود است ...
وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا ( سوره مبارکه انسان آیه 8 )
(مومنین) همراه با محبت به مسکینی و فقیری و اسیری غذا میخورانند.
اى پيامبر به آن اسیران كه در دست شمايند بگو اگر خدا در دلهاى شما خيرى بداند به شما بهتر از آنچه از شما گرفته شده بدهد و شما را بيامرزد و خدا آمرزنده مهربان است ( سوره مبارکه انفال آیه 70)
پيامبرى را نسزد ( یا نبوده ) که اسیرانی داشته باشد تا در زمين كشتار كند شما بهره دنيا را میخواهيد و خدا آخرت را میخواهد و خدا عزّتمند حكيم است ( سوره مبارکه انفال آیه 67 )
و نکته جالب توجه در مورد کلمه رقبه (وفی الرقاب) اینکه در تمامی آیات مربوطه خداوند دستور به آزادسازی آنها , نیکویی , محبت , دادن مال به آنها و دادن صدقات به آنها فرموده است ( هر چند این کلمه بمعنای غلام زرخرید یا نوعی برده باشد ) . سوره های مبارکه نساء آیه 92 , مائده 89 ,مجادله 3 , بلد 13 , بقره 177 و توبه 60
مِّا مَلَكَتْ أَيْمَان ( آنچه یمین ها مالک است ) نیز زنانی هستند که تحت مسئولیت صاحب اختیار خود بسر میبرند . و دستيابی به مفهوم دقيقتر ميسور نيست و در هر صورت به معنای بردگان زن نیستند.
حسین شالیکار
Friday 24 March 2006, 01:47PM
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم
بايد گفت كه بردگي از روزگار كهن و قبل از اسلام وجود داشته است و در اينجا مجالي نيست كه به توضيح آنها بپردازم.
اما اينكه نظر اسلام در مورد بردگي و برده داري چه بوده است بايد گفت:
1.بردگي همانطور كه در يونان باستان، رم، ايران و حتي بين يهوديان و مسيحيان رايج بوده است در ميان قبايل عرب قبل از اسلام نيز وجود داشته است و علاوه بر اسيراني كه در يورشها و غارتها به دست ميآوردند، وام داراني كه نمي توانستند وام خود را بپردازند به بردگي فروخته مي شدند(المفصّل، ج4، ص 567).همچنين گاه اشخاص آزاد در جريان يك قمار! خود را مي باختند و به دام بردگي مي افتادند چنانكه عاص بن هشام در قمار خود را به ابولهب باخت! و ابولهب او را به بردگي گرفت و به شترباني خود گماست(همان منبع). برده داران عرب كنيزان خود را به روسپيگري وا مي داشتند و مزدشان را براي خود مي گرفتند(تاريخ طبري، ج9، ص 104، چاپ لندن) و آيه 33 سوره نور كه مي فرمايد كنيزانتان را به زناكاري وامداريد ناظر به همين فاجعه است.
اعراب با كنيزان خويش زناشويي مي كردند و فرزندان آنها را نيز به بردگي مي گرفتند، مگر آنكه كسي از آنها با دليري و جنگاوري نجابت و اصالت خود را به اثبات مي رساند كه در آن صورت به خويشاوندانش مي پيوست وگرنه به حال بردگي باقي مي ماند(تاريخ التمدن الاسلامي،ج4،ص 27 و 28).
2.پيامبر اسلام(ص) پيش از بعثت، تنها غلامي كه همسرش خديجه به او هديه كرده بود، آزاد كرد و او را به پسرخواندگي پذيرفت. اين شخص همان زيد بن حارثه كلبي بود كه از مسلمانان فداكار و از شهداي اسلام شمرده مي شود.
3.هنگاميكه پيامبر(ص) به نبوت مبعوث شد در سوره البلد كه از سور مكي است اين آيات نازل گرديد: ”آدمي از گردونه گذر نكرده است!(تا به قله سعادت يا بهشت موعود رسد) و تو چه مي داني كه آن چيست؟ برده اي را آزاد كردن است“
پس روش اسلام برده گيري و برده داري نبوده بلكه آزاد كردن بردگان بوده است تا ديگر برده اي باقي نماند
جالب اينجاست كه ابوبكر(رضي الله عنه) هفت برد را رهايي بخشيد كه يكي از آنها بلال موذن پيامبر(ص) بوده است.
4. اسلام با دستورات خود تمام راههاي برده گرفتن(استرقاق) را مي بندد.
براي مثال در سوره بقره آيه 280 كه به وام گيرنده اشاره مي كند نه تنها به بردگي و برده گيري اشاره نمي كند بلكه با مهلت دادن به فرد تنگدست و حتي بخشيدن وام توسط وام دهنده جلوي برده گيري را ميگيرد.همچنين اسلام جلوي فروش فرزند بدست پدر را كه در زمان جاهليت انجام مي شد گرفت. اسلام با تعيين مجازاتهاي مشخص براي هر جرم جلوي بردگي به بهانه هاي مختلف را كه در زمان جاهليت انجام مي گرفت سد نمود. دز زمان جاهليت حتي انسانهاي آزاد از مرد و زن و كودك را مي دزديدند و آنان را به بردگي مي فروختند و افراد بسياري از اين راه مال اندوزي مي كردند. پيامبراسلام(ص) صريحأ از اين عمل نهي نموده و در حديث نبوي داريم كه فرمودند: ”خداي تعالي فرموده است كه من در روز رستاخيز با 3 كس بيش از ديگر گنهكاران دشمنم، مردي كه به نام من ببخشايد سپس پيمان شكني كند و مردي كه انسان آزادي را بفروشد و از بهاي آن روزي خورد و مردي كه مزدوري را به كار گمارد و او آن كار را تمام كند ولي آن مزد مزدش را ندهد(صحيح بخاري، كتاب البيوع، حديث شماره 106)
5.اسلام جز در گرفتن اسيران جنگي كه در حقيقت امري ضروري بوده و هيچگاه اين كار منسوخ نشده و نخواهد شد، قواعد و احكامي نياورده است. بنابراين استرقاق يا اسير كردن افراد آزاد در اسلام جز از راه جنگ مشروع و روا نيست و قرآن كريم هم تصريح نموده كه اين كار، پس از درهم شكستن دشمن بايد صورت گيرد ، نه پيش از آن و به طمع برده داري!
چنانچه در سوره الانفال آيه 67 آمده است: ” براي هيچ پيامبري روا نيست كه اسيراني داشته باشد تا آنكه در زمين دشمنان را به سختي درهم شكند، شما بهره دنيا(اسير و غنيمت) را خواهانيد ولي خدا سراي بازپسين را برايتان مي خواهد و خدا عزتمند و حكيم است“
در كتب قديمي سيره و تاريخ( مانند سيره ابن هشام و تاريخ طبري) هنگاميكه به نام مسلمانان مهاجر به حبشه يا مدينه اشاره مي شود از هيچ غلامي يا كنيزي در خدمت آنها نام نمي برد و اگر كنيزاني هم در آن روزگار در گروه مسلمانان بوده اند، بنا بر قانون امّ ولد يا استيلا آزاد شده اند. اما اسرايي كه پس از هجرت در جامعه اسلامي به سر مي بردند، در جنگ اسير شده و بر اساس مقررات خاص با آنها رفتار مي شد كه در اينجا مجال بحث نيست.
6. به طور خلاثه براي آگاهي از احكام اسراء مي توان به قرآن مجيد سوره محمد آيه 4، مراجعه نمود و همچنين از كتب سيره به سيره ابن هشام مي توان اشاره كرد كه براي مثال پيامبر(ص) در جنگ با هوازن به 6000 اسير دست يافت و با تدبيري خاص همه را بدون گرفتن تاوان آزاد كرد(ج4،ص 132)
حسین شالیکار
Friday 24 March 2006, 01:50PM
7.راههايي كه اسلام براي آزادي اسيران پيشنهاد و توصيه كرده بود:
1) هر برده اي كه از چنگ مالك خويش مي گريخت و از مكه به مدينه نزد رسول الله (ص) مي آمد، نزد مسلمانان انساني آزاد به شمار مي آمد(صحيح بخاري، كتاب الطّلاق، ص 62و 63، چاپ مصر)
2)اگر اين غلام يا كنيز از آن مشركاني بود كه با مسلمانان پيمان داشتند، آن غلام و كنيز بازگردانده نمي شدند ولي بهاي ايشان را به مشركان مي پرداختند( همان منبع، ص 63)
3)قانون مكاتبه: هر اسيري مي توانست با مالك خود قرار دادي منعقد كند مبني بر آنكه در برابر آنچه به تدريج مي پردازد، خويشتن را آزاد سازد. در اينصورت اسير اجازه دارد كه به كاري بپردازد تا از درآمد آن خود را آزاد كند. بر مسلمانان نيز فرض بود كه با هداياي مالي او را در اين كار ياري دهند( مدرك سوره نور آيه 33)
4) قانون صدقات: بر اساس اين قانون از مالي كه از مسلمكانان به عنوان زكوة گرفته مي شد براي آزاد ساختن مملوكين استفاده مي گرديد(مدرك سوره توبه آيه 60) پس از وظايف دولت اسلامي آزاد كردن بردگان بوده است.
5) قانون استيلاد و يا امّ ولد: اين قانون مي گويد، اگر زني مملوك از مولاي خود فرزندي پس از ازدواج با وي آورد، در صورت فوت كردن مولي، ان زن آزاد مي گردد و آن زن را اصطلاحأ (امّ ولد) گويند.
6) قانون سرايت: هر كس در مالكيت اسيري با ديگران شريك باشد، همينكه سهم خود را آزاد كند، بر او لازم مي آيد به شرط توانگري، سهم شريكان خويش را نيز بخرد و آن مملوك را آزاد كند.(مدرك الموطّا، مالك بن انس، ج2،ص 772، چاپ استانبول)
7) قانون كفّاره: كه مدارك آن در قرآن كريم(مجادله: 3، مائده: 89، نساء:92) و احاديث نبوي در كتب حديث و فقه است. پس از آزاد كردن بنده تنها در مورد روزه نگرفتن نيست و براي جبران برخي لغزشها نيز مي توان از اين قانون استفاده كرد، مانند ظهار كردن زن، يعني اينكه مرد بگويد همسر من جاي مادر من است و با اين بهانه رابطه زناشوي خود رات با همسرش قطع كند و يا سوگند لغو خوردن يا قتل از روي اشتباه و خطا.
8)قانون تملك ارحام: اگر كسي مالك خويشاوندان خود شود كه بر او محرم هستند بايد آنان را آزاد كند.(مدرك التّاج الجامع للاصول، ج2، ص 271، و سنن ابي داود، ج 2، ص 26)
9)قانون ضرب و تنكيل: كسي كه مملوك خود را بزند يا به او آسيبي برساند، بايد او را در اه خدا آزاد كند( مدرك اللمعه الدمشقيه، اثر محمد مكي عاملي، ج 6، ص 280، چاپ لبنان)
10) قانون جذام و كوري (مرض): ابتلا به جذام و كوري كه از بيماريهاي صعب العلاج و يا لاعلاج به شمار مي آيند و يا مي امدند سبب آزادي بنده بود( تهذيب الاحكام، اثر محم بن حسن طوسي، ج 8، ص 222 ، چاپ بيروت)
11) قوانين متعدد ديگر كه در كتب فقه به آن اشاره شده و مدارك آن از پيامبر خدا(ص) نقل شده است.
در ميان اين قوانيني هيچيك مانند آزاد كردن اسير يا بنده به طور دلخواه تشويق و ترغيب نشده و از پيامبر(ص) آورده اند كه فرمود:” كسي را كه مملوكي را ازاد كند، خداوند در برابر هر عضوي از او، عضوي از آن كس را از آتش آزاد خواهد كرد“(صحيح مسلم، ج2، كتاب العتق، ص 1147، چاپ استانبول)
و همچنين در مورد اذيت و آزار آنان بسيار نهي فرموده و در مورد كسانيكه به اين افراد صدمه وارد كرده بودند حد شرعي را جاري ساختند.
چه كلامي بالاتر از اينكه پيامبر(ص) فرمودند:
بدترين مردم، كساني هستند كه انسانها را مي فروشند
(الفروع من الكافي، اثر كليني رازي، ج 5 ، كتاب المعيشه، ص 114، چاپ تهران)
حضرت(ص) هنگام رحلت پس از توصيه به نماز مردم را به رعايت حال بندگان توصيه فرمود.
برداشت از سایت توحید و یکتاپرستی
http://sonnat.hopto.org (http://sonnat.hopto.org/)
با تشکر
خدانگهدار
mahdi1113
Saturday 25 March 2006, 02:11PM
جناب شالیکار
از کلّ مطالب شما اینگونه برداشت میشود که میباید به برده کمک و توجه کرده و سعی در ازاد کردن وی داشت ولی برده داری در صدر اسلام قانونی و معمول بوده است ، اینطور نیست ؟
حسین شالیکار
Saturday 25 March 2006, 03:00PM
جناب شالیکار
از کلّ مطالب شما اینگونه برداشت میشود که میباید به برده کمک و توجه کرده و سعی در ازاد کردن وی داشت ولی برده داری در صدر اسلام قانونی و معمول بوده است ، اینطور نیست ؟
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم
بنده عرض کردم بردگي همانطور كه در يونان باستان، رم، ايران و حتي بين يهوديان و مسيحيان رايج بوده است در ميان قبايل عرب قبل از اسلام نيز وجود داشته است و اسلام قطعا راه های برده داری را مسدود کرده است و از طرفی راه هایی که برای کمک اسلام بیان کردم راه هایی آزادی اسیران جنگی بود و نه برده!!
اگر فکر می کنید در اسلام برده داری رایج و معمول بوده لطفا دلایل خود را بیان کنید
با تشکر
خدانگهدار
mahdi1113
Sunday 26 March 2006, 10:49AM
جناب شالیکار
در آیاتی که صحبتی از کنیز شده توجه کنید: اگر در فشار جنسی قرار داشتید یا اگر نمیتوانید ازدواج کنید میتوانید از کنیزان بهره ببرید مهم هم نیست که شوهر داشته باشند در این آیات نهیی از کنیزداری نمیبینیم و یا تبلیغی برای ازادی انان ، موارد استفاده ذکر شده، ظاهراً کنیز عدّه هم ندارد !!!
شنیده ام طالبان در جنگی که در افغانستان داشتند فرزند و زنان طرف مقابل را به غلامی و کنیزی میگرفتند ، به نظر شما کار درستی انجام میدادند یا نه ؟ چرا ؟ ( فرض کنید طرف مقابل کافر یا مشرک بوده )
حسین شالیکار
Sunday 26 March 2006, 03:16PM
جناب شالیکار
در آیاتی که صحبتی از کنیز شده توجه کنید: اگر در فشار جنسی قرار داشتید یا اگر نمیتوانید ازدواج کنید میتوانید از کنیزان بهره ببرید مهم هم نیست که شوهر داشته باشند در این آیات نهیی از کنیزداری نمیبینیم و یا تبلیغی برای ازادی انان ، موارد استفاده ذکر شده، ظاهراً کنیز عدّه هم ندارد !!!
شنیده ام طالبان در جنگی که در افغانستان داشتند فرزند و زنان طرف مقابل را به غلامی و کنیزی میگرفتند ، به نظر شما کار درستی انجام میدادند یا نه ؟ چرا ؟ ( فرض کنید طرف مقابل کافر یا مشرک بوده )
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم
جناب مهدی
بهتر است برای حصول نتیجه و بهتر شدن روند بحث متمرکز تر و دقیق تر وارد بحث شویم.
نده قصد دفاع از طالبان و امثال اینها را ندارم چراکه بزرگترین ظلم را این عده به اسلام عزیز کردند ولیکن به شنیده ها نمی شود اطمینان کرد در ضمن در مباحث دینی باید اسلام را در نظر گرفت و رفتار فرقه ای در یک مورد نمی تواند ملاک قرار گیرد.
اگر موافق باشید ازیک به یک به مسائل بپردازیم.
این نتیجه گیری شما ناشی از سطحی نگری به آیات قرآن است پس بنابر این لطف کنید یک به یک آیات را با کلمات عربی آن و نه آنچه در ذهنتان باقی است بیان بفرمائید تا به آن رسیدگی کنیم.
با تشکر
خدانگهدار
با قرآن در صحنه
Monday 3 April 2006, 06:49PM
بنام خدا با سلام و تشکر از زحمات و مطالب ارزشمند جناب شالیکار
مهدی گرامی در مورد این مطلب( ... مهم هم نیست که شوهر داشته باشند)
مطمئنا منظور آیه 24 سوره مبارکه نساء است که با کمال تاسف دست مایه حملات بسیار جدی و تند قرآن ستیزان شده است . آنها با برداشت غلط از آیه اینطور وانمود و تبلیغ میکنند " که با زنان اسیر هر چند شوهر دار باشند ازدواج کنید " که گفته بعضی ازمفسرین محترم نیز گفته آنها را تایید میکند . و چنانچه گفته شده اسارت زن بمنزله طلاق است .
اما در مورد این آیه باید توجه داشته باشیم که این آیه با کلمه ( و ) شروع میشود و دنباله آیه قبلی است پس شکی نیست که این 2 آیه حتما باید با همدیگر و به دنباله یکدیگر خوانده شوند و میتوان گفت که در حقیقت 1 آیه هستند . در این صورت به روشنی میبینیم که موضوع شبهه بکلی تغییر خواهد کرد . به این معنا که موضوع جدایی و استثنا شدن ( ما ملکت ایمان ) مشخصا مربوط به ( محصنات ) نیست بلکه از همه محارم است . توجه کنید :
حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهَاتُكُمْ وَبَنَاتُكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ وَعَمَّاتُكُمْ وَخَالاَتُكُمْ وَبَنَاتُ الأَخِ وَبَنَاتُ الأُخْتِ وَأُمَّهَاتُكُمُ اللاَّتِي أَرْضَعْنَكُمْ وَأَخَوَاتُكُم مِّنَ الرَّضَاعَةِ وَأُمَّهَاتُ نِسَآئِكُمْ وَرَبَائِبُكُمُ اللاَّتِي فِي حُجُورِكُم مِّن نِّسَآئِكُمُ اللاَّتِي دَخَلْتُم بِهِنَّ فَإِن لَّمْ تَكُونُواْ دَخَلْتُم بِهِنَّ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ وَحَلاَئِلُ أَبْنَائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلاَبِكُمْ وَأَن تَجْمَعُواْ بَيْنَ الأُخْتَيْنِ إَلاَّ مَا قَدْ سَلَفَ إِنَّ اللّهَ كَانَ غَفُورًا رَّحِيمًا «23» (http://javascript<b></b>:void(0)) وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاء إِلاَّ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ......
در آیه قبلی محارم ذکر شده است و در ادامه زنان همسردار نیز به آن اضافه شده است . آنگاه ( ما ملکت ایمان ) از همگی آنها ( و نه از زنان شوهر دار ) جدا شده به این معنا که (ما ملکت ایمان) از محارم نیستند .
mahdi1113
Tuesday 4 April 2006, 02:11PM
جناب با قرآن در صحنه
الا ما ملکت . . . میتوانست در انتهای آیه 23 بیاید ولی چون بلافاصله بعد از والمحصنات من النساء آمده بهمان معنا که گفتم هست کما اینکه ترجمه و تفسیر المیزان و مجمع البیان نیز همین برداشت را دارند .
امیر
Monday 3 September 2007, 12:57PM
بسمه تعالی
فلسفه برده داری و مشروعیت آن در اسلام چیست؟ چرا اسلام که دین آزادی و رهائی بخش است برده داری را به طور کلی لغو نکرده است؟
ارسال توسط matin در 23/9/1385.
نظام های اجتماعی در هر دوران تابعی از مجموعه شرایط اقتصادی , سیاسی , فرهنگی و ... می باشد. همان گونه که امروزه نظام کارگری و کارفرمایی و ... در جهان حاکم است و شرایط اقتصادی , اجتماعی , فرهنگی خاص آن را ایجاب نموده است . تا چند قرن پیش در تمامی جهان نظام برده داری روش مناسب برای اداره امور آن دوران بوده است ; به گونه ای که هیچ نظامی در شرایط آن روز امکان جایگزینی آن را نداشته است . از این رو مناسب ترین شیوه در شرایط آن روز, شیوه برده داری بوده است . بررسی زمینه های این موضوع بسیار وسیع و گسترده و از مجال این پاسخ خارج است . اسلام نیز با توجه به اینکه تغییر اساسی در سیستم اجتماعی آن روز نه ضروری بوده و نه ممکن , به اصل این مسائله صحه گذاشت , ولی با وضع قوانین در چند جهت حرکت کرده است :
1- تأمین حقوق افراد با وضع قوانین در مورد کیفیت استرقاق (بنده گرفتن) و تحریم آن جز در موارد خاص.
2- وضع قوانین در جهت حمایت از حقوق بردگان و تنظیم روابط صحیح بین مالک و برده .
3- ترغیب مردم به آزادسازی بردگان و وضع قوانینی برای حصول این مقصود (مانند کفارات و شرایط عتق ). در مجموع اسلام شرایطی را برای بردگان فراهم ساخت که آنان به مقامات و درجات مهم علمی و سیاسی در جامعه اسلامی دست یافتند و حتی مدت ها حکومت ((ممالیک )) بر بسیاری از نقاط کشورهای اسلامی پدیدار شد. در حقیقت اسلام با فراهم آوردن شرایط انسانی و عاطفی برای زندگی بردگان , بردگان را از سراسر دنیا مشتاق به پیوستن به جامعه اسلامی نمود و آنان در بازگشت به موطن خود همراه با آزادی، مبلغ و مروج اسلام می شدند. اسلام راه برده شدن افراد آزاد را مسدود کرد و از سوی دیگر راه آزادی بردگان را گشود و مسلما" یکی از عوامل دگرگونی نظام بردگی در جهان , نقش اسلام در این زمینه بوده است . کنیزها نیز در این بین مشمول همین قاعده و قانون بوده اند. آنان از کشورهای دیگر که در جنگ با مسلمانان اسیر می شدند, و یا به صورت تجاری وارد ممالک اسلامی می گشتند, با فرهنگ اسلامی و مزایای نجات بخش آن آشنا شده و بسیاری از آنان همانند دیگر مردم در جامعه اسلامی زندگی می کردند و مالکیت کنیز در حکم عقد ازدواج بود و موجب محرمیت به مالک آن می گردید. بجاست بدانیم که مادر برخی از ائمه ما کنیز بوده اند, حتی مادر امام زمان (عج ) نیز کنیزی رومی بوده است . سخن در این مقوله بسیار گسترده می باشد. اما توجه به این نکته مهم است که تنها عاملی که در اسلام مجوز استرقاق (گرفتن بنده و کنیز) است موردی است که کسانی در جنگ با اسلام به عنوان دین حق اسیر شده باشند و پرواضح است کسی که به خداوند رحمان کفر ورزیده است و باز به این حد هم بسنده نکرده است بلکه با دین حق مبارزه می نماید. آیا حق حیات برای این گروه قائل شدن , جز از روی تفضل الهی است ؟! معذ لک , اسلام حق حیات اینان را تضمین کرده، کشتن اسیر را جز در شدت درگیری و در معرکه جنگ روا ندانسته است , لکن باید این افرادی که از آزادی عمل خود سوء استفاده نموده علیه دین خدا قیام نموده در نبرد علیه دین خدا و مؤمنین به آن شرکت جسته است , دایره فعالیت هایشان و آزادی آنها محدود گردد. با وجود این آموزه های بسیاری در اسلام برای رهایی آنان ارائه نموده است و برای تحقق این آموزه ها نیز پاداش بسیار زیادی قرار داده است .
برای مطالعه بیشتر ر . ک :
1- تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، ج 6 (عربی) ج 12 (فارسی) ، ذیل آیت 116 تا 120 (سخنی درباره بردگی و بردگی گرفتن)
2- اسلام و مسأله آزادی , بردگی , موسوی زنجانی
3- از بردگی روم قدیم تا مارکسیسم , حجتی کرمانی
4- فرآورده های دینی , ناصر مکارم
5- برده داری در روم باستان , بیدار فکر
6- حقوق بشر, اسدالله مبشری
7- نگاهی به بردگی , محمد علی گرامی
8- بردگی در اسلام , صادق ایرجی
نقل از http://www.porsojoo.com/?q=fa/node/39536
با تشکر
والله اعلم
والسلام
امیر
Monday 3 September 2007, 01:02PM
بسمه تعالی
با سابقه ای که کلمه برده و برده دای در اذهان بجا گذاشته هنگامی که می بینیم اسلام به عنوان منادی آزادی و مکتبی که ادعای محو استثمار و مظاهر آن را دارد ، برداه داری را پذیرفته و حتی در قوانین خود جایی برای آن در نظر گرفته
تعجب کرده از خود می پرسیم که چرا اسلام باید این اصل غیر انسانی را پذیرفته باشد ، ایا اسلام با استثمار مخالف نیست یا برده داری استثمار نیست ؟
ولی حق این است که نه اسلام با استثمار موافق است و نه برداه داری اصلی انسانی است ، بلکه برده داری همان مصداق بارز استثمار و مظهر بهره کشی فرد از فرد است و اسلام همان منادی عدالت و آزادی است ، که با تمام مظاهر استثمار مبارزه بی امان و وقفه ناپذیر دارد
ولی شکل مبارزه در مسیر های مختلف برای رسیدن به اهداف مختلف متفاوت است .
مبارزه علنی برای ریشه کن کردن مساله ای که با جان یک ملت در آمیخته بی ثمر است ، اسلام در زمانی مواجه با پدیده برده داری میشود که ملل متمدن دنیا برده را جزء ثروت به حساب می آوردند ، و نژاد سیاه را پست تر از نژاد سفید میدانستند و معتقد بودند هدف از آفرینش این گروه
خدمت به نژاد سفید است و لذا گاه و بیگاه از طرف کشور های قدرتمند چون روم و یونان گروه هایی به کشور های سیاه نشین آفریقا حمله ور میشدند و سیاهان را شکار میکردند و به بنده میکشیدند و در بازارهای برده فروشی با وضعی ناهنجار آنها را به فروش میرساندند و هر کس به اندازه وسع مالی خود همانطور که گاو و گوسفند داشت برده هم داشت و بر تمام وجود برده های خود مالک بود
برای زدودن چنین پدیده ای نمیتوان آنرا غیر قانونی اعلام کرد چه در اینصورت کسی به طرف اسلام نمی آید تا خود را ملزم به این قانون بداند
پس چاره ای نیست جز اینکه به این پدیده قهری اجتماعی گردن نهاد ولی با فکری که مولد این پدیده است مبارزه کرد .
لذا اسلام در ظاهر برده داری را پذیرفت ولی در کنار همین پذیرش :
اولا : قوانینی وضع کرد که فشار برده داران را بر بردگانی که راهی برای نجات آنان نبود سبکتر کند و این حداکثر کاری بود که در مرحله اول قابل انجام بود
ثانیا : جلو رشد و توسعه برده دای را گرفت لذا میبینیم وعده شدید ترین عذابها را به کسانی میدهد که انسان آزادی را به بردگی بگیرند
و اجازه نمیدهد که انسانهایی را که در خانه و کاشانه خود آزادانه زندگی میکنند صد ها فرسخ از خانه و کاشانه دور کنند و به چنگال ستم گرفتار سازند
ثالثا :مبارزه اساسی خود را با فکر برده داری آغاز کرد و در مقابل کسانی که سفید بودن را ملاک برتری خود قرار میدادند و سیاهان را فقط به جرم سیاهی از خود پست تر میدانستند ندا دارد که ((إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ )) حجرات بخشی از آیه 13
و در مقابل کسانی که اختلاف رنگ را دلیل بر جدا بودن ریشه خلقت میدانستند ندا داد :
(( يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا )) حجرات آبخشی از آیه 13
و این مبارزه فکری به مراتب از مبارزه های دیگر عمیق تر و موثر تر است
رابعا : قوانینی تشریع کرد که خود به خود به محو این پدیده منجر شد ، لذا میبینیم در فقه اسلام مبحثی به نام عتق وجود دارد که در این مبث از چگونگی و طرق آزاد کردن بندگان صحبت میشود ولی کتابی برای چگونگی و طریق برده گیری وجود ندارد مگر چند سطری در کتاب جهاد که در مورد آن بحث میکنیم
در اسلام راههای زیادی برای آزاد شدن بردگان تشریع شده از جمله :
1-کفاره : بعضی از گناهان در شرع مقدس اسلام باعث وجوب کفاره میشوند که در چندین مورد آن مثل روزه خواری عمدی ، خلف نذر ، قتل غیر عمد و غیر آن تعیینا یا تخییرا کفاره اش آزاد کردن یک بنده است .
2- خدمت : هربنده مومنی 7سال به مولایش خدمت کند قهرا آزاد است
و ده ها راه دیگر که همگی برای ریشه کن کردن برده داری به کار گرفته شده
از طرف دیگر در احادیث آمده که پیامبر فرمودند : هرکس یک بنده مومن را آزاد کند خداوند او را از آتش جهنم نجات میدهد
و آزاد کردن بنده را به عنوان بهترین صدقات معرفی میکند و به علاوه یک وظیفه ی کلی و همیشگی برای حکومت اسلامی معین نموده
که از زکات بنده بخرند و آزاد کنند
در زندگی پیشوایان و ائمه معصومین آنچه بیش از همر چیز به چشم میخورد آزاد کردن بنده است .
نتیجه اینکه میتوان گفت : اسلام برده داری را نپذیرفته بلکه برده داری به سلام تحمیل شده لذا اکنون میبینیم در نتیجه اجرای این احکام جز نامی از برده دای در جوامع اسلامی باقی نمانده است
تنها در یک مورد اسلام برده داری را پذیرفته و آن به بردگی گرفتن اسیران جنگی است که آنهم نه برای استثمار و بهره کشی از آنها بلکه برای تربیت و تهذیب آنهاست .
اسلام به جای اینکه دستور به کشتن دسته جمعی اسرا دهد و یا آنها را در میدان های بیگاری زیر فشار کار از پای در آورد یا آنها را رها کند تا دوباره به جامعه مشرک خود بازگردند
دستور به تربیت و بعد آزاد کردن آنها میدهد و این کمال لطف است که در حق این گروه اعمال شده .
((به نقل از ترجمه ی کتاب اخلاق ، نویسنده : سید عبدالله بشر ، مترجم : محمد رضا جباران ، بااندکی تصرف ))
با تشکر
والله اعلم
والسلام
IRANIAN YOUTH CLUBS
vBulletin 5.5.3, Copyright ©2000-2009, Jelsoft Enterprises Ltd.