PDA

نمايش نسخه نهائي : چگونه میتوان مشرک شد ؟!


puyan
Friday 10 March 2006, 12:49AM
چگونه میتوان مشرک شد ؟!
در بعضی تاپیکها دیده میشود افرادی هستند که براحتی صفت شرک را بکار میبرند و دیگران را مشرک خطاب میکنند اما وقتی از جزئیات این انتساب میپرسیم و خصوصیات شرک را از نظر آنهاجویا میشویم متاسفانه از مسیر بحث منحرف میشوند و صرفا به تکرار اتهامات گذشته بسنده میکنند !

مناسب دیدم تا تاپیکی را مستقلا در این موضوع باز کنم و بطور مشخص این سوال را مطرح کنم تا کسانی که خود را موحد(!) دانسته و دیگران را مشرک خطاب میکنند درباره این اتهامی که به مسلمانان میزنند توضیح داده و از ادعای خود دفاع کنند .

خواهشمندم کاربران گرامی بحث را از محدوده سوال مطرح شده پراکنده نکنند .

متشکرم

محمد مهدی 128
Friday 10 March 2006, 06:07AM
جناب پویان این مخلوقات ....خدا کوچکترین تصوری ( نه تصدیقی )از شرک وتوحید ندارند
خدا ذلیل کند مسلک وهابیت را که این مفلوکین گول خورده گان آنند :smile07: :smile07:

puyan
Friday 10 March 2006, 01:35PM
جناب پویان این مخلوقات ....خدا کوچکترین تصوری ( نه تصدیقی )از شرک وتوحید ندارند
خدا ذلیل کند مسلک وهابیت را که این مفلوکین گول خورده گان آنند :smile07: :smile07:
سلام
جناب محمد مهدی
بهر حال من با طرح این تاپیک دانش این آقایان را به چالش طلبیده ام تا ببینم حرفهایشان پشتوانه ای دارد یا خیر ؟

متشکرم

حق جو
Friday 10 March 2006, 05:12PM
سلام بر دوست ارجمندم جناب پویان

حق با شماست شرک تنها نوعی تهمت است که وهابیون و جیره خواران آل سعود بوسیله آن سایر مسلمانان را مورد اهانت قرار می دهند و هرگز توانایی اثبات سخن خود را ندارند.
.................................................. .............
در اینجا بنده راهی را که یکی از این دوستان برای رسیدن به مرتبه شرک در مقابل چشمهای بهت زده ما طی کرد ارائه می کنم تا روشن شود چگونه می توان مشرک شد!

فردی همچون جناب زد ایکس سی وی که معتقد است اعتقاد داشتن به وجود کسی که به افکار انسانها دسترسی دارد و حاجت آنها را می دهد شرک است اینگونه مشرک می شود:


بسم الله

با سلام و کمال احترام


از قضا شیطان هم دست بکار شده بود و مشکل آن زن حل شد !!! و همسر آن زن با قرار وثیقه آزاد شد !!!!


در مورد قدرت شیطان ، اینجانب سند قرانی ارائه می دهم !

شیطان گفت ؛
قال فبما اغویتنی لا قعدن لهم صراطک المستقیم ثم لا تینهم من بین ایدیهم و من خلفهم و عن ایمانهم و عن شمائلهم و لا تجد اکثر هم الشاکرین .

و خداوند متعال اینچنین پاسخ فرمودند ؛
قال اخرج منها مذو ما مدحورا لمن تبعک منهم لا ملئن جهنم منکم اجمعین .

اکنون نوبت به شما ست که سند و یا مدرکی قرانی ارائه دهید که توسط آن ثابت کنید که امامان و امام زاده های شما هم می توانند از چپ و راست و جلو و پشت سر به درون تفکر و حس انسان نفوذ کنند و به تعبیری دیگر از رگ گردن به انسان نزدیکتر می باشند تا دعاها و راز و نیازهای انسان را بشنوند و کمکی در برآوردن آن بنمایند ؟!!!!!

وسلام یا الله

puyan
Monday 13 March 2006, 01:21AM
سلام
جناب yawar
ظاهرا شما در ارائه بحث دقیق علمی توانایی ندارید . هر چه من سوال را دقیق میپرسم تا شما به موضع خطای خود پی ببرید در مقابل ، شما جواب عوامانه میدهید و قصه پردازی میکنید. معلوم نبود اگر شما این کلمه های ملا و مترفین را از دکتر شریعتی کش نمیرفتید چیز دیگری برای تکرار در همه نوشته هایتان پیدا میکردید .
یک بام و دو هوا که نمیشود !
شما صفات خدا را ذاتی او میدانید که هیچ تجانسی با مخلوقاتش ندارد . از آن طرف میگویید میتوان با خدا شریک شد ! یعنی صفتی را همانطور که خدا دارد دیگری هم داشته باشد ! و توجه ندارید که این شرکت خدا و خلقش در یک چیز ، محال است محال !

از سوی دیگر در باره مطلق بودن صفت مخلوقین .
شما دروغی را بارها و بارها تکرار میکنید و توهم کرده اید کسی غیر از شما هم این خرافه را باور دارد !
خیر آقای عزیز ! ادعای داشتن قدرت مطلق برای مخلوق خدا را فقط در خط خطی های شما میتوان پیدا کرد !
واقعا چه کسی گفته است که ( مثلا )رسول الله ( اگر ) که صدای زائرینش را بشنود ، با گوشهای طرفین سر میشنود ؟!!
اگر حمل بر توهین نمیکردید برای گوینده چنین حرفی کلمه کوته فکر را پیشنهاد میکردم !

ضمنا نظرتان را درباره این عبارت نیز بگویید :
شما نوشته اید : " هر ادم عاقلي به شنوايي انهم به وسعت كل هستي (دنيا )شنوايي مطلق مي گويد " و شما شنوایی مطلق را نشانه خدا گرفته اید
بسیار خوب ، اگر مشکل شما با این مساله حل میشود ، فرض کنید ( عرض کردم فرض کنید( من قایل به این هستم که یک مخلوق در محدوده کشور ایران همه صداها را میشنود و خارجاز محدوده ایران ، خیر !

به این ترتیب وبا منطق عجیب شما ، شنوایی این مخلوق مطلق نیست و لذا شریک خدا نیست ، چون شما شنوایی مطلق خدا را در محدودهکره زمین میدانید.
متشکرم

puyan
Wednesday 29 March 2006, 05:55PM
سلام
جناب yawar
فعلا ساکنین اقصی نقاط جهان را به حال خود بگذارید تا بعد ...

لطفا با منطق خود و با نگاهی که به عقاید قرآنی دارید پاسخ سوال مطرح شده را بدهید .


1- شما شنوایی مطلق ، همان شنوایی مطلقی که مخصوص خداست ، را در محدوده وسعت کره زمین تعریف کردید و گفتید قدرت شنوایی مطلق ( همه صداهای کره زمین ) همان چیزی است که نشانه خداوند است .
من برای رفع این مشکل شما پرسیده ام اگر بگوییم یک نفر همه صداهای داخل مرزهای ایران را میشوند بر طبق منطق شما برای خدا شریک قایل نشده ایم . و چنین اعتقادی به محدوده شرک نزدیک نمیشود .
آیا شما موافقید ؟


2- از عقاید پیروان قرآن و عترت به " عقاید مالیخولیایی " تعبیر کردید . آقای yawar ! بی ادبی و خشونت شما در این باشگاه بارها بر همگان اثبات شده است . لذا لازم با تاکید دوباره شما نیست !


3- منطق شما ضعیف است ! حاضر در کل مکان ، خدا است ( و حرفی در آن نیست ) اما با این گفته شما که خدایی خدا را به " حاضر در کل مکان " بودن میدانید نمیتوانید هیچگونه شرکی را به کسی نسبت بدهید ! میتوان گفت : مخلوقی را میتوان حاضر در اکثر مکانها بجز چند مکان خاص دانست و به این ترتیب او خدا نشده است ( و شائبه شرک مطرح نیست ) .


4- ضمنا جواب ندادید :
شما صفات خدا را ذاتی او میدانید که هیچ تجانسیبا مخلوقاتش ندارد . از آن طرف میگویید میتوان با خدا شریک شد ! یعنی صفتی راهمانطور که خدا دارد دیگری هم داشته باشد ! و توجه ندارید که این شرکت خدا و خلقشدر یک چیز ، محال است محال !
چگونه میتوان مشرک شد ؟


5- لغزشهای فکری شما و چاله های منطق شما بیش از اینست ، ولی فعلا به همین مقدار بسنده میکنم .

متشکرم

ياور
Wednesday 29 March 2006, 06:57PM
يا الله

اللهم صل علي محمد و ال محمد

من ديكه نمي دانم بايد با چه زباني با تو صحبت كنم كه بفهمي
اما يكبار ديگر هم مي گويم تا كر كري نخوني

ببين در اين دنيايي كه سعادت و شقاوت انسان تشكيل مي گردد و هر كس در پهنه همين هستي خدايي را براي خود متصور مي سازد كه ما فوق همه مخلوقاتش داراي صفاتي مي باشد كه مخلوقين از داشتن چنين صفاتي عاجزند
شما در همين هستي نه تنها پيامبر اكرم ص بلكه دوازده امام و چهارصد و پنجاه هزار امام زاده را به اندازه خداوند شنوا و بينا مي دانيد و با كمال بي شرمي مي گوييد چون شنوايي خداوند از دايره اين هستي بيشتر است پس اين شرك نيست و اين افراد شريك خداوند نمي باشند

ايا غير از اين است كه شما خدايتان را در پهنه همين هستي شناخته ايد و در همين هستي هم داراي صفاتي مي دانيد كه مخلوقينش داراي ان صفات نيستند

الان دوباره مي ياد ميگه چون خدا شنوايي اش از اين هستي بيشتر است پس هر كس صداي هر كس را شنيد طوري نيست و هر كس هر كس را در هر كجا كه ديد -ديد
حتي اگر در حمام لخت باشند

حالا من به تو چه بگويم خودت از اين افكارت خنده ات نمي گيرد- اقاي موحد باسواد -كه خداي شما گوش به حرف كن امامان و امام زاده هايتان شده است كه كي در مورد يك شخص خواهشي بكنند و خداي شما هم بگويد چشم و اسم اون امام زاده را بگذاريد باب الحوائج ؟

يا الله

puyan
Thursday 30 March 2006, 10:05AM
سلام
جناب yawar

1- از آغاز میشد حدس زد که منطق ضعیف شما نهایتا به اهانت و جسارت و بی حرمتی ختم می شود . اما اکنون این نتیجه گیری را به عیان می بینیم .

2- بار ها از تعبیر " همین هستی " استفاده کرده اید و ظاهرا منظورتان همین کره زمین است ، چون میگویید " ما در همین هستی زندگی میکنیم و با خدای همین هستی سر و کار داریم " اما تلاوت آیات قرآن میتواند مخالفت شما را با اسلام و قرآن روشن تر کند ، چون خود قرآن " سبع سماوات طباق " را مطرح میکند و خداوندی خدا در همه عالم مخلوقات را در نظر میگیرد نه ( صرفا ) در کره زمین .

3- نوشته اید : " چهارصد و پنجاه هزار امام زاده " ! اگر مرجع این سرشماری را ذکر کنید بد نیست . اگر هم خودتان ، شخصا ، این سرشماری را به انجام رسانده اید بفرمایید تا همت عالی (!) شما را بستاییم .

4- نوشته اید : " شما در همين هستي نه تنها پيامبر اكرم ص بلكهدوازده امام و چهارصد و پنجاه هزار امام زاده را به اندازه خداوند شنوا و بينا ميدانيد و با كمال بي شرمي مي گوييد چون شنوايي خداوند از دايره اين هستي بيشتر استپس اين شرك نيست و اين افراد شريك خداوند نمي باشند " نمیدانم این مطلب را ، به من منتسب کرده اید ، از کجا آورده اید ! آیا مرجع این مطلب با مرجع عدد امام زادگان ، بر حسب اتفاق ، یکی نیست ؟!!

5- نوشته اید : " الان دوباره مي ياد ميگه " ظاهرا حس ششم خود را تست میکنید !
شما که علاقمند به حدس زدن جواب مخاطبتان هستید میتوانستید پاسخ من را براحتی حدس بزنید . من سوالهای خود را چندین بار تکرار کرده ام ( همان سوالهایی که جواب ندادید ) و الان هم میخواهم همین کار را بکنم .

پس دیدید حدس شما غلط از آب درآمد ؟!

سوال من در پست شماره 5 و 6 آمده است .

متشکرم

حق جو
Thursday 30 March 2006, 11:57AM
سوالات بی جواب مانده جناب پویان:

سلام
جناب yawar
فعلا ساکنین اقصی نقاط جهان را به حال خود بگذارید تا بعد ...

لطفا با منطق خود و با نگاهی که به عقاید قرآنی دارید پاسخ سوال مطرح شده را بدهید .


1- شما شنوایی مطلق ، همان شنوایی مطلقی که مخصوص خداست ، را در محدوده وسعت کره زمین تعریف کردید و گفتید قدرت شنوایی مطلق ( همه صداهای کره زمین ) همان چیزی است که نشانه خداوند است .
من برای رفع این مشکل شما پرسیده ام اگر بگوییم یک نفر همه صداهای داخل مرزهای ایران را میشوند بر طبق منطق شما برای خدا شریک قایل نشده ایم . و چنین اعتقادی به محدوده شرک نزدیک نمیشود .
آیا شما موافقید ؟


2- از عقاید پیروان قرآن و عترت به " عقاید مالیخولیایی " تعبیر کردید . آقای yawar ! بی ادبی و خشونت شما در این باشگاه بارها بر همگان اثبات شده است . لذا لازم با تاکید دوباره شما نیست !


3- منطق شما ضعیف است ! حاضر در کل مکان ، خدا است ( و حرفی در آن نیست ) اما با این گفته شما که خدایی خدا را به " حاضر در کل مکان " بودن میدانید نمیتوانید هیچگونه شرکی را به کسی نسبت بدهید ! میتوان گفت : مخلوقی را میتوان حاضر در اکثر مکانها بجز چند مکان خاص دانست و به این ترتیب او خدا نشده است ( و شائبه شرک مطرح نیست ) .


4- ضمنا جواب ندادید :
شما صفات خدا را ذاتی او میدانید که هیچ تجانسیبا مخلوقاتش ندارد . از آن طرف میگویید میتوان با خدا شریک شد ! یعنی صفتی راهمانطور که خدا دارد دیگری هم داشته باشد ! و توجه ندارید که این شرکت خدا و خلقشدر یک چیز ، محال است محال !
چگونه میتوان مشرک شد ؟


5- لغزشهای فکری شما و چاله های منطق شما بیش از اینست ، ولی فعلا به همین مقدار بسنده میکنم .

متشکرم


ویک سوال دیگر:



جناب یاور


با توجه به آنچه گفتید آیا دوست عزیزتان جناب زد ایکس سی وی که به وجود همه این توانایی ها در شیطان اعتراف کرده ( پست 4 ) ، مشرک است یا نه؟؟!!

ياور
Friday 31 March 2006, 12:51AM
سلام
جناب yawar

1- از آغاز میشد حدس زد که منطق ضعیف شما نهایتا به اهانت و جسارت و بی حرمتی ختم می شود . اما اکنون این نتیجه گیری را به عیان می بینیم .

2- بار ها از تعبیر " همین هستی " استفاده کرده اید و ظاهرا منظورتان همین کره زمین است ، چون میگویید " ما در همین هستی زندگی میکنیم و با خدای همین هستی سر و کار داریم " اما تلاوت آیات قرآن میتواند مخالفت شما را با اسلام و قرآن روشن تر کند ، چون خود قرآن " سبع سماوات طباق " را مطرح میکند و خداوندی خدا در همه عالم مخلوقات را در نظر میگیرد نه ( صرفا ) در کره زمین .

3- نوشته اید : " چهارصد و پنجاه هزار امام زاده " ! اگر مرجع این سرشماری را ذکر کنید بد نیست . اگر هم خودتان ، شخصا ، این سرشماری را به انجام رسانده اید بفرمایید تا همت عالی (!) شما را بستاییم .

4- نوشته اید : " شما در همين هستي نه تنها پيامبر اكرم ص بلكهدوازده امام و چهارصد و پنجاه هزار امام زاده را به اندازه خداوند شنوا و بينا ميدانيد و با كمال بي شرمي مي گوييد چون شنوايي خداوند از دايره اين هستي بيشتر استپس اين شرك نيست و اين افراد شريك خداوند نمي باشند " نمیدانم این مطلب را ، به من منتسب کرده اید ، از کجا آورده اید ! آیا مرجع این مطلب با مرجع عدد امام زادگان ، بر حسب اتفاق ، یکی نیست ؟!!

5- نوشته اید : " الان دوباره مي ياد ميگه " ظاهرا حس ششم خود را تست میکنید !
شما که علاقمند به حدس زدن جواب مخاطبتان هستید میتوانستید پاسخ من را براحتی حدس بزنید . من سوالهای خود را چندین بار تکرار کرده ام ( همان سوالهایی که جواب ندادید ) و الان هم میخواهم همین کار را بکنم .

پس دیدید حدس شما غلط از آب درآمد ؟!

سوال من در پست شماره 5 و 6 آمده است .

متشکرم

يا الله

اللهم صل علي محمد و ال محمد

جناب پويان

خيلي يك انسان بايد پرت باشد كه در جهاني كه زندگي مي كند جدا از خالقش شخص يا اشخاص ديگري را هم همانند خدا شنوا و بصير بداند انوقت ادعاي توحيد و مسلماني هم داشته باشد

شما و شيعيان صفوي ايا چنين اعتقادي نداريد كه مي گوييد

يا ابوالفضل !!

خوب هر ادم چول منگي مي فهمد كه وقتي شما داريد حرف ندا را بكار مي بريد و اين اشخاص كه تازه من تعداد فاكتور شده هايش را گفتم مي خوانيد و انها را صدا مي زنيد

يعني اينكه ان شخص هم شما را مي بيند هم صداي شما را مي شنود هم از باطن و اسرار درونتان خبر دارد و هم شما را مي شناسد
تازه ملتها و قوميتهاي مسلمان هم كه متفاوتند

يك امام زاده جدا از اينكه پس از مرگ ماموريتش شبانه روز اين شده است كه گوش كند و ببيند و تجزيه تحليل كند و به خدا ارجاع دهد

بايد مترجم زبان همه اقوام و ملتهاي مسلمان هم باشد و مثلا هم زبان افريقايي را بفهمد وهم زبان فارسي و هم زبان كردي و تركي وووووووو
و جون مادرت خنده ات نمي گيرد:smile55:


تازه بعد از اينهمه تناقضات كمر شكن شما و علمايي كه من هفت سال دارم با ايشان سروكله مي زنم مي گوييد

ايا اگر خداوند بخواهد نمي شود ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

همه اينها به اذن خداوند صورت مي گيرد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

جمع كنيد اين بساط فيلم بازي را ديگر زمان بيداري مردم خصوصا جوانها فرا رسيده و انها ديگر براي هر سئوال جوابي محكم مي خواهند
و با گريه و زاري و مظلوم كردن امامان و مقام مافوق بشري دادن به ايشان هم ديگر كاري از پيش نمي بريد

چون رحمان سنتش اينست كه در هر دوره اي

ريسمانهاي جادوگران را با عصاي موسي ببلعد

يا الله

moni
Friday 31 March 2006, 01:33AM
چگونه میتوان مشرک شد ؟!

در بعضی تاپیکها دیده میشود افرادی هستند که براحتی صفت شرک را بکار میبرند و دیگران را مشرک خطاب میکنند اما وقتی از جزئیات این انتساب میپرسیم و خصوصیات شرک را از نظر آنهاجویا میشویم متاسفانه از مسیر بحث منحرف میشوند و صرفا به تکرار اتهامات گذشته بسنده میکنند !

مناسب دیدم تا تاپیکی را مستقلا در این موضوع باز کنم و بطور مشخص این سوال را مطرح کنم تا کسانی که خود را موحد(!) دانسته و دیگران را مشرک خطاب میکنند درباره این اتهامی که به مسلمانان میزنند توضیح داده و از ادعای خود دفاع کنند .

خواهشمندم کاربران گرامی بحث را از محدوده سوال مطرح شده پراکنده نکنند .

متشکرم
با سلام :smile07:
اي بابا دوست من اين چه سوالي بود كه كردي :eek:
مشرك شدن كه كاري نداره :smile28:
با خدا شدن و پي حق شدن و تشخيص حق از باطل سخت است :smile09:

puyan
Friday 31 March 2006, 10:02AM
سلام
جناب moni

اتفاقا قصد من از طرح این بحث موشکافی همین کاری است که به قول شما " كاري نداره " !

به نظر من کسانی که براحتی سایر مسلمین را به شرک متهم میکنند نمیدانند شرک چیست !

ممکن است چند آیه از قرآن رونویسی کنند و ژست بگیرند که: ما معنی شرک را میدانیم ، خوب هم میدانیم !

اما وقتی قرار باشد واقعیت شرک را تبیین کنند ناتوان میمانند ! همچنانکه در تاپیک " حرمت لا اله الا الله " و نیز همین تاپیک این اتفاق افتاده است و شما ناتوانی آنها را در تبیین مفهوم شرک ملاحظه میکنید .

متشکرم

puyan
Wednesday 5 April 2006, 09:39PM
سلام

قابل توجه کاربرانی که سایر مسلمانان را مشرک خطاب میکنند :

چگونه میتوان مشرک شد ؟

متشکرم

رهرو
Thursday 6 April 2006, 04:40AM
سلام

قابل توجه کاربرانی که سایر مسلمانان را مشرک خطاب میکنند :

چگونه میتوان مشرک شد ؟

متشکرم
سلام
مثل راه يافتن شرك به قلب انسان , از مثل را ه رفتن يك مورچه سياه در شب تاريك ظلماني بر روي تخته سنگي سياه به انسان نزديكتر است ! ولي من در تعجبم كه چرا
مورچه سياه در مثال بالا شده فيل !
شب تاريك شده روز روشن!
تخت سنگ سياه شده زمين هموار!
يا الله
رهرو

حق جو
Thursday 6 April 2006, 09:10AM
سلام
مثل راه يافتن شرك به قلب انسان , از مثل را ه رفتن يك مورچه سياه در شب تاريك ظلماني بر روي تخته سنگي سياه به انسان نزديكتر است ! ولي من در تعجبم كه چرا
مورچه سياه در مثال بالا شده فيل !
شب تاريك شده روز روشن!
تخت سنگ سياه شده زمين هموار!
يا الله
رهرو

جناب پویان از مخاطبتان انتظار منطق نداشته باشید که منطق اینها ریال سعودی است!

.

puyan
Tuesday 24 October 2006, 12:14AM
سلام

قابل توجه کاربرانی که سایر مسلمانان را مشرک خطاب میکنند ( خصوصا جناب yawar ) :

چگونه میتوان مشرک شد ؟

متشکرم

مشكي
Tuesday 24 October 2006, 10:36AM
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام،
مشرک را به کسی می گویند که چیزی یا کسی را در حداقل یک صفت هم پای خدا بداند. خواه خدا را (نعوذ بالله) کوچک بشمرد یا آن شی را بزرگ.

مشكي
Tuesday 24 October 2006, 11:08AM
شما و شيعيان صفوي ايا چنين اعتقادي نداريد كه مي گوييد

يا ابوالفضل !!

خوب هر ادم چول منگي مي فهمد كه وقتي شما داريد حرف ندا را بكار مي بريد و اين اشخاص كه تازه من تعداد فاكتور شده هايش را گفتم مي خوانيد و انها را صدا مي زنيد

يعني اينكه ان شخص هم شما را مي بيند هم صداي شما را مي شنود هم از باطن و اسرار درونتان خبر دارد و هم شما را مي شناسد
تازه ملتها و قوميتهاي مسلمان هم كه متفاوتند

يك امام زاده جدا از اينكه پس از مرگ ماموريتش شبانه روز اين شده است كه گوش كند و ببيند و تجزيه تحليل كند و به خدا ارجاع دهد

بايد مترجم زبان همه اقوام و ملتهاي مسلمان هم باشد و مثلا هم زبان افريقايي را بفهمد وهم زبان فارسي و هم زبان كردي و تركي وووووووو
و جون مادرت خنده ات نمي گيرد:smile55:


تازه بعد از اينهمه تناقضات كمر شكن شما و علمايي كه من هفت سال دارم با ايشان سروكله مي زنم مي گوييد

ايا اگر خداوند بخواهد نمي شود ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

همه اينها به اذن خداوند صورت مي گيرد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

جمع كنيد اين بساط فيلم بازي را ديگر زمان بيداري مردم خصوصا جوانها فرا رسيده و انها ديگر براي هر سئوال جوابي محكم مي خواهند

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام،
البته من نمی دانم که این عبارت شیعیان صفوی از کی و کجا در این سایت باب شده اما مرام شیعه کجا و مرام صفویه کجا؟:smile09:
این بستگی به دید و اعتقاد شما دارد که گمان می کنید امامان بعد از مرگشان باید به عنوان یک کار جدید و احیانا سخت تر به خواسته های ناپایان ما گوش دهند و رفع و رجوع کنند.
آنان همین کار را اما نه با دید شما در زمان زندگیشان انجام می دادند و می دهند. البته اگر دیدی مادی به آن داشته باشید جواب همان است که خود شما داده اید (جون مادرت خنده ات نمی گیرد).
این کارها برای آنها خسته کننده یا ملال آور نیست :smile27:
اجازه دهید کمی جواب حرف های تمسخر آمیز شما را جدی بدهم تا شاید کمی به قدرت یک امام پی ببرید:
یک امام باید از تمام اموری که به ایشان ارجاع داده می شود باخبر باشد(البته جوابش طولانی و مقدمه اش شاید طولانی تر و کلی باشد برای همین از آن صرف نظر می کنم). خوب پس اگر من با ایشان با زبان فارسی حرف بزنم ایشان می تواند (فقط می تواند نه اینکه باید) فارسی تر از من حرف بزند. :D
این ها فیلم بازی نیست اگر شما به قدرت خدا ایمان داشته باشید و نیز به واسطه بودن معصومین، هرگز این حرفها را نمی زدید. ضمنا این ها جواب های محکمی به نظر می رسد، حداقل برای کسانی که تب موج اسلام گرایی آنها را فرا گرفته است (لطفا مخالفت نکنید که آمارها به خوبی این قضیه را نشان می دهد). اگر این جواب ها قانع کننده نبود چرا این همه انسان مسلمان می شوند.

puyan
Wednesday 1 November 2006, 12:00AM
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام،
مشرک را به کسی می گویند که چیزی یا کسی را در حداقل یک صفت هم پای خدا بداند. خواه خدا را (نعوذ بالله) کوچک بشمرد یا آن شی را بزرگ.
سلام
جناب مصطفی

با توجه به اینکه درباره خدایی شدن یک صفت در نظر بعضی آقایان ایراداتی هست و با وجود آن ایرادها باز هم براحتی دیگران را مشرک خطاب میکنند از آنها میپرسیم که چگونه میتوان برای خدا شریک گرفت ؟ سوالی که آنها علاقه ای به بحث دقیق درباره آن ندارند .

متشکرم

ياور
Wednesday 1 November 2006, 01:24AM
سلام

قابل توجه کاربرانی که سایر مسلمانان را مشرک خطاب میکنند ( خصوصا جناب yawar ) :

چگونه میتوان مشرک شد ؟

متشکرمببخشيد جناب پويان كه حقيقت تلخ است

به اين شكل كه برايت فرقي نكند كه بگويي يا الله يا بگويي يا مسلم ابن عقيل

هر دو در اين هستي شنوايند ؟؟؟

به اين شكل كه دوازده امام و به قول خودتان چهارده معصوم و چهارصد و پنجاه هزار امام زاده را همانند خدا بينا ببيني و بگويي كه همه خلايق در هر كجا كه باشند حتي در خلوتهايشان
اين تعداد انسان مقرب انها را مي بينند و صدايشان را مي شنوند

يعني اينكه انها بر همه زنان امت محرمند و خواهر و مادر شما را حتي اگردر حمام هم كه باشند مي بينند !!

اما قران مي گويد از انجايي كه بينايي و شنوايي خداوند با مخلوق تفاوت دارد مخلوقات هر چه قدر هم كه مقرب باشند هرگز نمي توانند صداي افراد را در خلوتهايشان بشنوند چه برسد كه انها را ببينند

جا افتاد ؟؟!!
يا الله

puyan
Wednesday 1 November 2006, 01:59AM
سلام
جناب yawar

در پست شماره 8 متن زیر را نوشتم و ظاهرا باید دوباره مطالب آنرا یا آوری کنم :

1- از آغاز میشد حدس زد که منطق ضعیف شما نهایتا به اهانت و جسارت و بی حرمتی ختم می شود . اما اکنون این نتیجه گیری را به عیان می بینیم .

2- بار ها از تعبیر " همین هستی " استفاده کرده اید و ظاهرا منظورتان همین کره زمین است ، چون میگویید " ما در همین هستی زندگی میکنیم و با خدای همین هستی سر و کار داریم " اما تلاوت آیات قرآن میتواند مخالفت شما را با اسلام و قرآن روشن تر کند ، چون خود قرآن " سبع سماوات طباق " را مطرح میکند و خداوندی خدا در همه عالم مخلوقات را در نظر میگیرد نه ( صرفا ) در کره زمین .

3- نوشته اید : " چهارصد و پنجاه هزار امام زاده " ! اگر مرجع این سرشماری را ذکر کنید بد نیست . اگر هم خودتان ، شخصا ، این سرشماری را به انجام رسانده اید بفرمایید تا همت عالی (!) شما را بستاییم .

4- نوشته اید : " شما در همين هستي نه تنها پيامبر اكرم ص بلكهدوازده امام و چهارصد و پنجاه هزار امام زاده را به اندازه خداوند شنوا و بينا ميدانيد و با كمال بي شرمي مي گوييد چون شنوايي خداوند از دايره اين هستي بيشتر استپس اين شرك نيست و اين افراد شريك خداوند نمي باشند " نمیدانم این مطلب را ، به من منتسب کرده اید ، از کجا آورده اید ! آیا مرجع این مطلب با مرجع عدد امام زادگان ، بر حسب اتفاق ، یکی نیست ؟!!

5- نوشته اید : " الان دوباره مي ياد ميگه " ظاهرا حس ششم خود را تست میکنید !
شما که علاقمند به حدس زدن جواب مخاطبتان هستید میتوانستید پاسخ من را براحتی حدس بزنید . من سوالهای خود را چندین بار تکرار کرده ام ( همان سوالهایی که جواب ندادید ) و الان هم میخواهم همین کار را بکنم .

پس دیدید حدس شما غلط از آب درآمد ؟!

سوال من در پست شماره 5 و 6 آمده است .

متشکرم

puyan
Sunday 20 May 2007, 06:41PM
سلام

با توجه به اینکه درباره خدایی شدن یک صفت در نظر بعضی آقایان ایراداتی هست و با وجود آن ایرادها باز هم براحتی دیگران را مشرک خطاب میکنند از آنها میپرسیم که چگونه میتوان برای خدا شریک گرفت ؟
سوالی که آنها علاقه ای به بحث دقیق درباره آن ندارند .

متشکرم

puyan
Friday 25 May 2007, 10:36AM
سلام

گفته میشود که شیعیان ائمه علیهم السلام را در صفات خدا با خدا شریک میدانند .

حال سوال من اینست :

مگر همه ما سمیع و بصیر نیستیم ؟
مگر نه اینست که خدا هم سمیع و بصیر است ؟

بعضی با مقایسه شنیدن صدای در خلوت از سوی خدا با عدم این توانایی در ما خواستند تفاوت خدا و خلق را در سمیع بودن توضیح دهند در حالیکه سوال من درباره محدوده ایست که هم خلق میشنود و هم خدا ! مانند شنیدن مردم صدای همدیگر را .

آیا مردم که صدای همدیگر را میشنوند با خدا که سمیع است در صفت " سمیع " اشتراک دارند ؟

آیا همه مردم شریک خدا هستند .

پاسخ یکی از آنها این بود که صفات خدا ذاتی اوست و تجانسی با خلق ندارد .
حال سول اینجاست که با توجه به این نکته ای که خودشان گفتند چگونه از ادعای خود در مشرک بودن شیعیان دفاع میکنند .

و آنها دفاعی نداشتند . حتی مدافع نظریه خودشان هم نبودند .

سوال من از آنها همچنان برقرار است :

چگونه میتوان مشرک شد .
آنها برای پاسخ به این سوال باید جایگاه مخلوق را در برابر خالق نبیین کنند در حالیکه در این زمینه ناتوانند .

متشکرم

shams
Friday 25 May 2007, 11:49PM
سلام بر پويان گرامي
بحث شرک و توحيد جدا يکي از موضوعاتي است که مي تواند به خوبي خيلي از نارسايي ها را برطرف کرده و شبهات في ما بين را برطرف کند.
بازار تکفير و تفسيق و مشرک قلمداد کردن دينداران توسط گروهي ديگر از دينداران در تاريخ هميشه رواج داشته است و هر دوره اي شکل و سياق خاص خود را داشته.
فکر مي کنم اگر کمي دقيق تر به آن نگاه کنيم خيلي از اتهامات شرک و زندقه که به مسلمين زده مي شده ريشه در قدرت سياسي و بازي حاکمان داشته است. نمونه اش تکفير و تهمت فاطمي گري به حسنک وزيردر عصر محمود غزنوي يا تکفير ملاصدرا شيرازي و تا همين اواخر تفسيق روح الله خميني به جرم خواندن فلسفه و آموزش آن.
البته دردنياي کلام اسلامي هم هستند کساني که هنوز بر طبل مشرک و ملحد خواندن ديگران سعي مي کنند و واقعا هم وجهه سياسي ندارند. به نظر مشکل آنان در دايره تنگ فهمشان از توحيد و شرک نهفته است و هنوز نمي توانند از جزميت دست بردارند که توحيد و شرک مفاهيمي مشکک هستند. يعني داراي مراتبي هستند که براي مثال در خصوص توحيد يک طرف آن ابراهيم خليل است که قدرت خدا را در آزمايش با چهار پرنده ديد يا علي (ع) که گفت اگر لحظه اي پرده هاي غيب فرو افتد ذره اي به يقين علي افزوده نخواهد شد و طرف ديگر آن توحيد کسي مثل من گناهکار که فقط از توحيد ظاهر ان را لقلقه زبان خود کرده ام. شرک هم همين طور يک سر آن شيطان و نمرود و فرعون و سر ديگر آن باز من عاصي که بيشتر گناهانم از جنس نوميدي به فضل خدا و درخواست عنايت از دوست و رفيق و صاحبخانه و همسر و فرزند است.
بحث خوبي را آغاز کرده ايد البته اگر با دقت و تامل دنبال شود. شايد در چنين فضايي که عده اي از برادران اهل سنت، دوستان شيعه را کتره اي متهم به شرک مي کنند لازم باشد فضا و همان دايره فهم از شرک و توحيد و کفر و ايمان باز شود.
حق يارتان

shams
Sunday 27 May 2007, 11:22PM
با سلام
از برادران اهل سنت تقاضا مي شود در بحث شرکت نموده و دلايل مشرک بودن برخي شيعيان را ارايه دهند.
حق يارتان

یک تسلیم شده
Monday 28 May 2007, 02:00PM
:قانون(1):

کاربر "یک تسلیم شده"
طبق قوانین توافقی ثبت نام از هرگونه درج عبارات و الفاظ توهین آمیز و تنش زا نسبت به سایر کاربران باشگاه خودداری نمائید . بعلت نقض قوانین در سه عنوان مجزا بمدت سه هفته با محدودیت دسترسی نوشتاری مواجه خواهید گشت .

یک تسلیم شده
Monday 28 May 2007, 02:10PM
سلام

گفته میشود که شیعیان ائمه علیهم السلام را در صفات خدا با خدا شریک میدانند .

حال سوال من اینست :

مگر همه ما سمیع و بصیر نیستیم ؟
مگر نه اینست که خدا هم سمیع و بصیر است ؟

بعضی با مقایسه شنیدن صدای در خلوت از سوی خدا با عدم این توانایی در ما خواستند تفاوت خدا و خلق را در سمیع بودن توضیح دهند در حالیکه سوال من درباره محدوده ایست که هم خلق میشنود و هم خدا ! مانند شنیدن مردم صدای همدیگر را .

آیا مردم که صدای همدیگر را میشنوند با خدا که سمیع است در صفت " سمیع " اشتراک دارند ؟

آیا همه مردم شریک خدا هستند .

پاسخ یکی از آنها این بود که صفات خدا ذاتی اوست و تجانسی با خلق ندارد .
حال سول اینجاست که با توجه به این نکته ای که خودشان گفتند چگونه از ادعای خود در مشرک بودن شیعیان دفاع میکنند .

و آنها دفاعی نداشتند . حتی مدافع نظریه خودشان هم نبودند .

سوال من از آنها همچنان برقرار است :

چگونه میتوان مشرک شد .
آنها برای پاسخ به این سوال باید جایگاه مخلوق را در برابر خالق نبیین کنند در حالیکه در این زمینه ناتوانند .

متشکرم

جناب پویان آن سه ارسال طولانی در تاپیک "بعد از مرگ پیامبران" جواب همه ی اینها بود به شما.

عبدالامير
Monday 28 May 2007, 05:27PM
مشرک یعنی این!
حتی نام خودش را عبدالامیر(بنده ی علی) میگذارد.
دلیلی هم که میآورد اطاعت از رسول است که در قرآن ذکر شده!
ایشان اطاعت از رسول را پرستش محمد و علی و ... ترجمه میکند!
كاربران محترم باشگاه!
خودتان قضاوت كنيد . اگر اندكي بگرديد ، فقط يك فرقه است كه ديگران را متهم به شرك و كفر مي كند !!!:smile21: :smile21: :smile21: :smile21: :smile21: :smile21:
آنها هم وقتي در ميدانهاي مباحثه و منطق خلع سلاح مي شوند ، رو به توهين و تكفير مي آورند .
اين بابا هنوز نمي داند عبد معني غلام هم مي دهد .;) ;) ;)
لذا به اين كاربران توصيه مي شود بيش از اين عصباني نشوند و به جاي اين كار به دنبال نوشتن جواب منطقي باشند.:smile21: :smile21: :smile21: :smile31: :smile31: :smile31: :smile31: :cool: :cool: :cool: :D :D :D

shams
Monday 28 May 2007, 05:42PM
دوست عزيز "يك تسليم شده" سلام
عبد الامير هم مانند عبدالعلي و عبدالباسط و ... بندگي خدا را مي رساند. امير و علي و باسط و ... همگي اسما خدا هستند. كمي اگر آهسته تر و ملايم تر بحث كنيد بد نيست.
در تشيع هيچ كس به غير از خدا قابل پرستش نيست حتي محمد مصطفي و علي مرتضي و حتي ملائكه مقرب الهي. توسل و تضرع در شيعه براي خود حكمت و قانوني نا نوشته دارد كه با جان و زندگي انان آميخته است. برخي علماي شيعه آن را قبول دارند برخي قبول ندارند. رواياتي كه آفرينش كائنات را به پيامبر و اوليا الهي نسبت مي دهد يكسره باطل و جزو اسراييلياتي است كه در بين اهل سنت هم از اين دست روايات كم نيست. بنابراين شرك به مفهومي كه اولياي الهي را در آفرينش و نظم جهان و اداره دنيا و آخرت همگام خدا بدانيم يا انها را معاون باريتعالي در اين امور قلمداد كنيم از شيعيان به دور است ولي همانطور كه در پست پيشين عرض كردم خيلي از امور انسانها رگه هايي از شرك دارد. شعري داريم كه مي گويد :"با توكل زانوي اشتر ببند" يعني اگر در زماني كه زانوي شتر را مي بندي خدا را به مدد نخواهي و با اتكا به نفست آن را انجام دهي كار مشركانه اي انجام دادي!
اين هم نوعي شرك است ولي سطح بسيار نازلي از آن. يك نوع شرك هم هماني است كه فرعون ادعا مي كرد كه " انا ربكم الاعلي" و موسي بيني اش را به خاك ماليد. اين مفاهيم مشكك هستند و به سادگي نمي شود برادران ديني را مشرك و ملحد خطاب كرد.
حق يارتان

امیر
Monday 28 May 2007, 06:48PM
بسمه تعالی

جناب شمس بنده با جواب جناب عبدالامیر موافقم : ((عبد معني غلام هم مي دهد ))

زیرا توجیه شما در مورد اسامی "عبدالنبی"، "عبدالحسین " و...نارساست.

باتشکر
والله اعلم
والسلام

shams
Tuesday 29 May 2007, 12:06AM
سلام امير و سلام عبد الامير و ديگر کاربران
آقاي امير فرمايش شما را درست يافتم.
عبدالامير منظور از اسمشان را منطقي تر عنوان کردند.
حق يارتان

zxcv
Tuesday 29 May 2007, 01:00AM
عبد الامير هم مانند عبدالعلي و عبدالباسط و ... بندگي خدا را مي رساند. امير و علي و باسط و ... همگي اسما خدا هستند.

ابتدا باید ببینیم که نیت و قصد در این نامگذاریها چه بوده که گمان نکنم اکثر کسانی که نامهایی مانند عبد العلی و یا عبدالرضا بر روی فرزندان خود می گذارند منظورشان غلامی خدا وند باشد الا اینکه کسانی بخواهند توجیه کنند .

برخي علماي شيعه آن را ( توسل ) قبول دارند برخي قبول ندارند.

آنهایی که قبول ندارند مطمئنا دیگر شیعه نیستند چون توسل به مردگان جزو لاینفک عقاید شیعه است .


بنابراين شرك به مفهومي كه اولياي الهي را در آفرينش و نظم جهان و اداره دنيا و آخرت همگام خدا بدانيم يا انها را معاون باريتعالي در اين امور قلمداد كنيم از شيعيان به دور است


کدامین مشرک را سراغ دارید که خداوند را به عنوان خالق و ناظم کل جهان قبول نداشته است ؟ اصلا از خود کلمه شرک این مفهوم بر می آید که مشرک کسی است که مخلوقی را در کنار خدا تعبد می کند و نه جدای از خدا . آیات زیر هم به ما می گوید که مشرکین با وجود اعتقاد به رازقیت و خالقیت اختصاصی خدا ولی باز هم با این همه تاکید به تعبد معبودان خود در کنار خدا می پرداختند .

[ وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمَـ'وَاتِ وَ الْأَرْضَ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ ] ... [ وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ نَزَّلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَحْيَا بِهِ الْأَرْضَ مِنْ بَعْدِ مَوْتِهَا لَيَقُولُنَّ اللَّهُ ] ... [ وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَهُمْ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ ] ... [ قُلْ مَنْ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ أَمَّنْ يَمْلِكُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصَارَ وَ مَنْ يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَ يُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ وَ مَنْ يُدَبِّرُ الْأَمْرَ فَسَيَقُولُونَ اللَّهُ ] ... [ قُلْ لِمَنِ الْأَرْضُ وَ مَنْ فِيهَا إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ قُلْ مَنْ رَبُّ السَّمَـ'وَاتِ السَّبْعِ وَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ سَيَقُولُونُ لِلَّهِ قُلْ أَفَلَا تَتَّقُونُ قُلْ مَنْ بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَ هُوَ يُجِيرُ وَ لَا يُجَارُ عَلَيْهِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ فَأَنَّي‌' تُسْحَرُونَ ] .
[ اگر از آنان‌ بپرسي‌: چه‌ كسي‌ آسمانها و زمين‌ را آفريده‌ و خورشيد و ماه‌ را مسخّر نموده‌، به‌ تحقيق‌ خواهند گفت‌: خدا ] ... [ اگر از آنان‌ بپرسي‌: چه‌ كسي‌ آنها را آفريده‌، قطعاً مي‌گويند: خدا ] ... [ اگر از آنان‌ بپرسي‌: چه‌ كسي‌ از آسمان‌ آب‌ را مي‌باراند و زمين‌ را به‌ وسيلة‌ آن‌ بعد از مردنش‌ زنده‌ مي‌گرداند؟ قطعاً خواهند گفت‌: خدا ] ...[ بگو: چه‌ كسي‌ از آسمان‌ به‌ شما روزي‌ مي‌رساند؟ چه‌ كسي‌ بر گوش‌ و چشمها تواناست‌؟ چه‌ كسي‌ زنده‌ را از مرده‌ و مرده‌ را از زنده‌ بيرون‌ مي‌آورد؟ چه‌ كسي‌ امور را تدبير مي‌كند؟ قطعاً خواهند گفت‌: خدا ] ... [ بگو: زمين‌ و تمام‌ كساني‌ كه‌ در آن‌ هستند، از آنِ كيستند اگر مي‌دانيد؟ خواهند گفت‌: از آنِ خدايند. بگو: پس‌ چرا نمي‌انديشيد؟! بگو: چه‌ كسي‌ مالك‌ آسمانهاي‌ هفتگانه‌ و صاحب‌ عرش‌ عظيم‌ است‌؟ بلافاصله‌ خواهند گفت‌: از آنِ خداست‌. بگو پس‌ چرا (تنها از خدا) نمي‌ترسيد؟! بگو: چه‌ كسي‌ فرماندهي‌ بزرگ‌ همه‌ چيز را در دست‌ دارد و او كسي‌ باشد كه‌ (به‌ همه‌) پناه‌ دهد و كسي‌ را (هم‌ نمي‌توان‌) از (عذاب‌) او پناه‌ داد اگر چنانچه‌ راست‌ مي‌گوييد؟ خواهند گفت‌: از آنِ خداست‌. بگو: پس‌ چگونه‌ گول‌ و فريب‌ مي‌خوريد و جادو مي‌شويد؟! ] ...

زیرا توجیه شما در مورد اسامی "عبدالنبی"، "عبدالحسین " و...نارساست.

فرض بگیرید که "منات و یعوق " انسانهای صالحی بودند که خیلی بیش حیات رسول الله زندگی می کردند ، با توجه به این پیش فرض آیا گذاشتن نامهایی مانند "عبد منات "و یا "عبد یعوق " صحیح بود ؟؟ پس چرا دیگر همچین نامهایی در بین اصحاب رسول الله نمی بینیم ؟؟؟ چرا از چیزی دفاع می کنید که بر آن علم ندارید ؟؟

یک تسلیم شده
Tuesday 29 May 2007, 01:42AM
كاربران محترم باشگاه!
خودتان قضاوت كنيد . اگر اندكي بگرديد ، فقط يك فرقه است كه ديگران را متهم به شرك و كفر مي كند !!!:smile21: :smile21: :smile21: :smile21: :smile21: :smile21:
آنها هم وقتي در ميدانهاي مباحثه و منطق خلع سلاح مي شوند ، رو به توهين و تكفير مي آورند .
اين بابا هنوز نمي داند عبد معني غلام هم مي دهد .;) ;) ;)
لذا به اين كاربران توصيه مي شود بيش از اين عصباني نشوند و به جاي اين كار به دنبال نوشتن جواب منطقي باشند.:smile21: :smile21: :smile21: :smile31: :smile31: :smile31: :smile31: :cool: :cool: :cool: :D :D :D


بفرمایید ببینیم گفته های من اگر منطقی نیست از نوع کدام سفسطه است؟

ایشان نمیداند غلام و پرستار و عبد در معنی فرقی با هم ندارند.

روزی 10 بار میگویید ایاک نعبد(تنها او را میپرستیم) بعد با گستاخی تمام این آیه ی بسیار مهم و محکم قرآن را نادیده میگیرد، میگوید کاربر zxcv اشتباه میکند که باید تنها خدا را تعبد کرد.
====================================
جناب شمس
با سلام
من ملایم بحث میکنم. شما تند میخونید فکر میکنید ناملایم گفتم.
بنده قبلا شیعه بودم نیاز نیست این توضیحات رو بدید.

به زودی هم یه ارسال مفصل در مورد «مشرک کیست» میدم همه ی آن هم از قرآن.

عبدالامير
Tuesday 29 May 2007, 09:11AM
بفرمایید ببینیم گفته های من اگر منطقی نیست از نوع کدام سفسطه است؟
نه جناب!
اصلا بهت برنخوره. بحثات كاملا منطقي! مثل نمونه زير كه منطقش سر ريز كرده:

یکم هم بیشتر ماست بخور واسه حافظت خوبه.
[/right]

مشرک یعنی این!
حتی نام خودش را عبدالامیر(بنده ی علی) میگذارد.

من چی بگم آخه؟ وقتی منطق سرت نمیشهاگر هنوز مشکل داری از بی سوادیته، هر وقت رفتی پیش دانشگاهی یا دانشگاه تو درس "شیوه های نوشتاری، گفتاری" میخونی. البته اگر ازشون رد نشده باشی.

ایشان نمیداند غلام و پرستار و عبد در معنی فرقی با هم ندارند.

از ساير كاربران باشگاه مي خواهم در اين مورد نظر بدهند.

روزی 10 بار میگویید ایاک نعبد(تنها او را میپرستیم) بعد با گستاخی تمام این آیه ی بسیار مهم و محکم قرآن را نادیده میگیرد، میگوید کاربر zxcv اشتباه میکند که باید تنها خدا را تعبد کرد.
ضمن تشكر از ادب شما و ساير هم كيشانتان در بحث. بازم كه رگ گردنت زده بيرون .
اشكال اينجاست كه امثال تو فقط يك آيه از قرآن را قبول داريد و بقيه آيات را نفي مي كنيد .
" نومن ببض و نكفر ببعض"


من ملایم بحث میکنم. شما تند میخونید فکر میکنید ناملایم گفتم.

مشك آنست كه خود ببويد....
اينرا به شعور خوانندگان واگذار كن .

عبدالامير
Tuesday 29 May 2007, 09:14AM
مشرک یعنی این!
حتی نام خودش را عبدالامیر(بنده ی علی) میگذارد.
دلیلی هم که میآورد اطاعت از رسول است که در قرآن ذکر شده!
ایشان اطاعت از رسول را پرستش محمد و علی و ... ترجمه میکند!
كاربران محترم باشگاه!
خودتان قضاوت كنيد . اگر اندكي بگرديد ، فقط يك فرقه است كه ديگران را متهم به شرك و كفر مي كند !!!
آنها هم وقتي در ميدانهاي مباحثه و منطق خلع سلاح مي شوند ، رو به توهين و تكفير مي آورند .
اين بابا هنوز نمي داند عبد معني غلام هم مي دهد .
لذا به اين كاربران توصيه مي شود بيش از اين عصباني نشوند و به جاي اين كار به دنبال نوشتن جواب منطقي باشند.


کاربر عبدالامیر
از درج علامت های حاوی تمسخر سایر کاربران خودداری نمائید. شکلک های کنار صفحه مختص استفاده صحیح است و درج علامت خنده مکرر موجب تحریک و تمسخر دیگران است . این شکلک ها از نوشته شما حذف شد

puyan
Tuesday 29 May 2007, 11:11AM
سلام
جناب یک تسلیم شده


جناب پویان آن سه ارسال طولانی در تاپیک "بعد از مرگ پیامبران" جواب همه ی اینها بود به شما.

آن ارسالهای متعدد من در تاپیک قبور مقدس و بعد از مرگ پیامبران و ... هم پاسخ من بود به شما !!

این روش شما که درست نیست ! این تاپیک باز شده تا فارغ از موضوعات متنوع دیگر صرفا حول این موضوع بحث شود .
لذا اگر مطالبتان را ، در هر جای باشگاه و یا غیر آن ، به حال این بحث مفید میدانید در این تاپیک عرضه نمایید تا در همین جا هم درباره آن بحث شود . متشکرم

اما درباره عبد الامیر و عبدالحسین و ...
به نظر من اگر سلبی به موضوع نگاه کنیم بحث کوتاه تر و مفید تر میشود : اگر عبد در عبد الامیر و اسامی مشابه همان عبدی باشد که خدا فرموده است : اعبدوا الله ، یعنی عده ای را در کنار خدا و همچون خدا عبادت نماییم در این صورت این اسامی قابل دفاع نیستند .
اما اگر منظور ، چیزی شبیه به نوکری و کلفتی باشد ( که کلمه عبد در عربی دارای این معنا نیز هست ) اشکالی را در پی نخواهد داشت همچنانکه عده ای نام فرزندشان را غلامعلی ، غلامرضا و ... مینامند .
کسانی هم که این نامها را میگذارند هیچکدامشان نیت و قصد قرار دادن عبودیت الهی در برابر یک بنده خدا را ندارند . میتوانید بپرسید .

متشکرم

puyan
Tuesday 29 May 2007, 11:30AM
ابتدا باید ببینیم که نیت و قصد در این نامگذاریها چه بوده که گمان نکنم اکثر کسانی که نامهایی مانند عبد العلی و یا عبدالرضا بر روی فرزندان خود می گذارند منظورشان غلامی خدا وند باشد الا اینکه کسانی بخواهند توجیه کنند .

.

آنهایی که قبول ندارند مطمئنا دیگر شیعه نیستند چون توسل به مردگان جزو لاینفک عقاید شیعه است .



کدامین مشرک را سراغ دارید که خداوند را به عنوان خالق و ناظم کل جهان قبول نداشته است ؟ اصلا از خود کلمه شرک این مفهوم بر می آید که مشرک کسی است که مخلوقی را در کنار خدا تعبد می کند و نه جدای از خدا . آیات زیر هم به ما می گوید که مشرکین با وجود اعتقاد به رازقیت و خالقیت اختصاصی خدا ولی باز هم با این همه تاکید به تعبد معبودان خود در کنار خدا می پرداختند .

[ وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمَـ'وَاتِ وَ الْأَرْضَ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ ] ... [ وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ نَزَّلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَحْيَا بِهِ الْأَرْضَ مِنْ بَعْدِ مَوْتِهَا لَيَقُولُنَّ اللَّهُ ] ... [ وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَهُمْ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ ] ... [ قُلْ مَنْ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ أَمَّنْ يَمْلِكُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصَارَ وَ مَنْ يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَ يُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ وَ مَنْ يُدَبِّرُ الْأَمْرَ فَسَيَقُولُونَ اللَّهُ ] ... [ قُلْ لِمَنِ الْأَرْضُ وَ مَنْ فِيهَا إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ قُلْ مَنْ رَبُّ السَّمَـ'وَاتِ السَّبْعِ وَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ سَيَقُولُونُ لِلَّهِ قُلْ أَفَلَا تَتَّقُونُ قُلْ مَنْ بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَ هُوَ يُجِيرُ وَ لَا يُجَارُ عَلَيْهِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ فَأَنَّي‌' تُسْحَرُونَ ] .
[ اگر از آنان‌ بپرسي‌: چه‌ كسي‌ آسمانها و زمين‌ را آفريده‌ و خورشيد و ماه‌ را مسخّر نموده‌، به‌ تحقيق‌ خواهند گفت‌: خدا ] ... [ اگر از آنان‌ بپرسي‌: چه‌ كسي‌ آنها را آفريده‌، قطعاً مي‌گويند: خدا ] ... [ اگر از آنان‌ بپرسي‌: چه‌ كسي‌ از آسمان‌ آب‌ را مي‌باراند و زمين‌ را به‌ وسيلة‌ آن‌ بعد از مردنش‌ زنده‌ مي‌گرداند؟ قطعاً خواهند گفت‌: خدا ] ...[ بگو: چه‌ كسي‌ از آسمان‌ به‌ شما روزي‌ مي‌رساند؟ چه‌ كسي‌ بر گوش‌ و چشمها تواناست‌؟ چه‌ كسي‌ زنده‌ را از مرده‌ و مرده‌ را از زنده‌ بيرون‌ مي‌آورد؟ چه‌ كسي‌ امور را تدبير مي‌كند؟ قطعاً خواهند گفت‌: خدا ] ... [ بگو: زمين‌ و تمام‌ كساني‌ كه‌ در آن‌ هستند، از آنِ كيستند اگر مي‌دانيد؟ خواهند گفت‌: از آنِ خدايند. بگو: پس‌ چرا نمي‌انديشيد؟! بگو: چه‌ كسي‌ مالك‌ آسمانهاي‌ هفتگانه‌ و صاحب‌ عرش‌ عظيم‌ است‌؟ بلافاصله‌ خواهند گفت‌: از آنِ خداست‌. بگو پس‌ چرا (تنها از خدا) نمي‌ترسيد؟! بگو: چه‌ كسي‌ فرماندهي‌ بزرگ‌ همه‌ چيز را در دست‌ دارد و او كسي‌ باشد كه‌ (به‌ همه‌) پناه‌ دهد و كسي‌ را (هم‌ نمي‌توان‌) از (عذاب‌) او پناه‌ داد اگر چنانچه‌ راست‌ مي‌گوييد؟ خواهند گفت‌: از آنِ خداست‌. بگو: پس‌ چگونه‌ گول‌ و فريب‌ مي‌خوريد و جادو مي‌شويد؟! ] ...



فرض بگیرید که "منات و یعوق " انسانهای صالحی بودند که خیلی بیش حیات رسول الله زندگی می کردند ، با توجه به این پیش فرض آیا گذاشتن نامهایی مانند "عبد منات "و یا "عبد یعوق " صحیح بود ؟؟ پس چرا دیگر همچین نامهایی در بین اصحاب رسول الله نمی بینیم ؟؟؟ چرا از چیزی دفاع می کنید که بر آن علم ندارید ؟؟


سلام
جناب zxcv
کدامین مشرک را سراغ دارید که خداوند را به عنوان خالق و ناظم کل جهان قبول نداشتهاست ؟ اصلا از خود کلمه شرک این مفهوم بر می آید که مشرک کسی است که مخلوقی را درکنار خدا تعبد می کند و نه جدای از خدا

اگر به همین معنی شرک که شما مطرح کردید توجه نمایید خواهید دید که اگر مشرکان مشرکند به این جهت است که برای خداوند در همان صفاتی که برشمردید (خالق و ناظم کل جهان ) شریک قرار میدهند .

اما درباره آیات سوره مومنون ( لئن سالتهم )
در این باره بحث مفصلی داشتیم که نمیگویم به کجا منجر شد ...

خوب بود یک آیه دیگر را هم که در ادامه همین آیات آمده ذکر میکردید و آن آیه 90 همان سوره است و من نمیدانم چرا هر وقت شما این آیات را می آوردید آیه بعدی را حذف می کنید ؟!!
شما آیات 84 تا 89 سوره مومنون را آوردید و آیه 90 را نیاوردید در حالیکه به همین موضوع مربوط است :
بل اتیناهم بالحق و انهم لکاذبون
ظاهر آیات میرساند که مشرکانی که در پاسخ سوالات میگفتند الله ، دروغ میگفتند .

متشکرم

shams
Tuesday 29 May 2007, 05:24PM
سلام تسليم شده سلام zxcv وسلام بر همه كاربران
من هم سعي مي كنم نوشته هاي شما را ملايم بخوانم ولي شما هم كمي سعي كنيد آرامش خود را حفظ كنيد
و zxcv گرامي هم در نظر داشته باشند كه بحث توسل به هيچ روي ازاركان عقايد تشيع نيست. موضوع بسيار ريشه داري در تشيع است اما ركن نيست. ركن يعني ولايت يعني عصمت ائمه يعني وجود حضرت ولي عصر(عج) يا عدالت باريتعالي و قدمت آن.
حق يارتان

یک تسلیم شده
Wednesday 30 May 2007, 02:30AM
آن ارسالهای متعدد من در تاپیک قبور مقدس و بعد از مرگ پیامبران و ... هم پاسخ من بود به شما !!

من پاسخی در ارتباط به آن گفته ها ندیدم.


این روش شما که درست نیست ! این تاپیک باز شده تا فارغ از موضوعات متنوع دیگر صرفا حول این موضوع بحث شود .
لذا اگر مطالبتان را ، در هر جای باشگاه و یا غیر آن ، به حال این بحث مفید میدانید در این تاپیک عرضه نمایید تا در همین جا هم درباره آن بحث شود . متشکرم

پس لطف کنید جواب برخی از گفته هایتان مانند موضوع «صفات که برای خدا و معصومانتان...» را در آن ارسال ها بیابید و اگر پاسخی به آن دارید اینجا بیان کنید.

اما درباره عبد الامیر و عبدالحسین و ...
به نظر من اگر سلبی به موضوع نگاه کنیم بحث کوتاه تر و مفید تر میشود : اگر عبد در عبد الامیر و اسامی مشابه همان عبدی باشد که خدا فرموده است : اعبدوا الله ، یعنی عده ای را در کنار خدا و همچون خدا عبادت نماییم در این صورت این اسامی قابل دفاع نیستند .
اما اگر منظور ، چیزی شبیه به نوکری و کلفتی باشد ( که کلمه عبد در عربی دارای این معنا نیز هست ) اشکالی را در پی نخواهد داشت همچنانکه عده ای نام فرزندشان را غلامعلی ، غلامرضا و ... مینامند .
کسانی هم که این نامها را میگذارند هیچکدامشان نیت و قصد قرار دادن عبودیت الهی در برابر یک بنده خدا را ندارند . میتوانید بپرسید .

متشکرم

در مورد عبادت بفرمایید چگونه خدا را عبادت میکنید؟

در مورد دوم نیاز نیست از کسی بپرسم خودم شیعه بودم. نا آگاه از بت پرستی هایم. من هم اعمال شما را انجام میدادم. شاید اسم فرزندم را هم عبدالرضا یا غلام علی و ... میگذاشتم. نیتم قطعا نزدیک شدن به خدا بوده است ولی عملم چنین نیست.

خدا از رگ گردن به من نزدیکتر است. با گفتن این که غلام علی هستم خود را به خدا نزدیک نکرده ام بلکه به علی نزدیک کردم در نتیجه به جای این که به خدا نزدیک شوم دورتر میشوم.

کدام یک از موارد زیر مرا به خدا نزدیک تر میکند؟
غلام علی بشم؟
غلام خدا بشم؟

همه ی کاربران لطفا توجه کنید

شاید این آخرین ارسال من باشد.

پس لطفا 3 نفس عمیق بکشید و با آرامش و دقت بخونید و پس از خواندن هر آیه به آن فکر کنید تا آن را بفهمید. بعد به آیه ی بعد بروید.


(98/النحل): پس، هنگامي که قرآن ميخوانيد از شر شيطان مردود به خدا پناه ببريد.

... شيطان اعمال آنها را در نظرشان زيبا جلوه داد...(43/الاَنعام) و (24/النمل) و (63/النحل)
... شيطان کارهاي آنها را در نظرشان زيبا جلوه داده بود، و آنها را از راه منحرف ساخته بود، اگرچه آنها چشم داشتند.(38/العنکبوت)

هر کس پيغام آن بخشنده را ناديده بگيرد، ما شيطان را همنشين هميشگي او قرار ميدهيم. چنين همنشيناني آنها را از راه منحرف ميکنند، اما طوري به آنها وانمود ميکنند که فکر ميکنند هدايت شده اند.(36 و 37/الزخرف)

او بعضيها را هدايت کرد، در حالي که ديگران مرتکب گمراهي شدند. آنها شياطين را بجاي خدا ارباب خود قرار دادهاند، اما هنوز فکر ميکنند که هدايت شده اند.(30/الاَعَراف)

بگو: آيا ميخواهيد بگويم بازنده ترين مردم چه کساني هستند؟ «آنها کساني هستند که همه ي اعمال آنها در زندگي اين دنيا به گمراهي است، اما فکر ميکنند که دارند کارهاي خوب انجام ميدهند.»(103 و 104/الکَهف)

و روزي که ما همه را احضار کنيم از مشرکان سؤال خواهيم کرد، «کجا هستند شرکايي که قرار داديد؟» سپس، وقتي امتحانشان تمام شود، تنها چيزي که ميگويند اينست که «ما به خدا قسم ميخوريم که ما هرگز از مشرکان نبوديم.»(22 و 23/الاَنعام)

پس، آنها افرادى مشرک هستند و از شرکشان آگاه نيستند. آيا ممکن نيست که شما هم يکى از آنها باشيد؟ از کجا مى دانيد که يکى از آنها نيستيد؟ اين تنها شانس شما است که ثابت کند شما مشرک نيستيد.

چگونه مى توانيد ثابت کنيد که مشرک نيستيد؟

کتاب زیر را بخوانید، بسیار مفصل است. هر چند خیلی چیزها میمونه که گفته نشده ولی اگر این رو خوندید و قبول نکردید، لكم دينكم ولي دين.

http://www.masjidtucson.org/farsi/qhi.pdf (http://www.masjidtucson.org/farsi/qhi.pdf)

دانلود کنید بعد بخونید بهتره.

به موارد زیر دقت داشته باشید:

(18/الزمر):آنها کساني هستند که تمام کلمات را گوش ميکنند، سپس از بهترين پيروي ميکنند. اينها کساني هستند که خدا آنها را هدايت کرده است؛ اينها خردمندان هستند.


(8/الجاثيَه): کسي که آيات خدا را که بر او خوانده ميشود، ميشنود، سپس متکبرانه به راه خود ادامه ميدهد، انگار که اصلا آنها را نشنيده. به او قول عذابي دردناک بده.

کسي که هرگز تغيير عقيده نمي دهد و هرگز اشتباهش را اصلاح نمي کند, فردا خردمندتر از امروز نيست. (تيرون ادواردز)
بسياري از مردم خيال مي كنند كه دارند فكر مي كنند، در حالي كه صرفاً در حال نظم و ترتيب دادن مجدد به پيشداوري هايشان هستند. (ويليام جيمز)
پيشداوري منفي عقيده اي است كه براساس منطق نيست ، قضاوت است بي آنكه به موارد جرو بحث گوش داده شده باشد، احساسی است بي آنكه فرد منشا آن را رديابي كرده باشد. ( كري چاپمن)

ایرانی الاصل
Thursday 31 May 2007, 07:33PM
و اما عبد الامير
دوستمان که اين نام به زيبايي بر خود نهاده اند در مضان اتهام شرک قرار گرفته اند و دشمنان امير وی را مشرک خوانده اند که چرا خود را به چنين نام خوانده ای (همانها که اطاعت خدا را فرض نميدانند.... )بگذريم....
و اما در باب عبد سخني جايز است و تذکری چند لازم چراکه حق آن در اين سرفصل ادا نشده است (با استفاده از المعجم الوسيط)
لغت عبد در عربي به معنای مملوک و رقيق(غلام)بکار ميرود و جمع آن عبيد و عبدان است
وقتي عرب کسي را به غلامي ميگيرد نام عبد بر اسم ارباب اضافه ميشود و غلام بدين نام جديد شناخته ميشود

مثلاً اگر کسي به غلامي شخصي به نام علي درآيد غلام را عبدالعلي خوانندبه اين مثال تاريخي توجه کنيد:
هاشم را فرزندی بود به نام "شيبه " پس از آنکه هاشم وفات يافت شيبه در مدينه نزد مادرش ماند تا به بلوغ رسيد مطلب برادر هاشم که پس از وی سقايت حاجيان را به عهده داشت به مدينه رفت تا شيبه را به نزد خود در مکه آورد، و چون مردم مکه او را ديدند که شيبه را در رديف خود سوار مرکب کرده است بيخبر گفتند که مطلب بنده ای (غلامي) خريده است و از آن پس وی را عبدالمطلب خواندند(ابراهيم آيتي تاريخ پيامبر اسلام نقل به مضمون)
اما عابد يعني پرستش کننده و جمع آن عبده و عباد است
اگر جناب عبدالامير ميفرمودند عابدالامير حق با عاليجنابان بود
چراکه عبد با عابد فرق ميکند
هرچند که تاصبح هم که بگوئيم از لغت و اصطلاح و عرف اثری نميکند اما وظيفه حکم دگر ميراند و وجدان امری سوا حتي اگر نپذيرند.
به هر حال عبدالامير عزيز اين نام تا آخر عمرتان بر شما باد و اين سردوشي افتخار در دوران غيبت و ظهور همراهتان....
پس اگر چنين شد مارا فراموش نکنيد...

...
Friday 1 June 2007, 01:45PM
جناب ایرانی الاصل
اگر کسی بخواهد بگوید بنده ی خدا است میگوید عبد الله است یا عابد الله؟
آن اعرابی که غلامی برای خود میگرفتند به او خوراک و پوشاک و جای خواب نمیدادند؟ یا پول نمیدادند؟
بعضی هم به زور به غلامی وادار میشدند (برده).

آیا عبد الامیر این سایت جزو موارد بالاست؟

از علی پول میگیرد؟ یا خوراک، پوشاک و جوای خواب؟

ایرانی الاصل
Saturday 2 June 2007, 04:41AM
آن اعرابی که غلامی برای خود میگرفتند به او خوراک و پوشاک و جای خواب نمیدادند؟ یا پول نمیدادند؟
بعضی هم به زور به غلامی وادار میشدند (برده).

آیا عبد الامیر این سایت جزو موارد بالاست؟

از علی پول میگیرد؟ یا خوراک، پوشاک و جوای خواب؟
سلام
اولاً بحث بر سراين نيست که عبد از مولا پول . امکانات دريافت ميدارد يا خير ، بلکه سخن آن است که عبد فرمانبر بي چون وچراست در برابر اوامر مولا چراکه در تعريف به کليات پرداختم نه جزئيات که البته جزئياتي از آن جنس که شما فرموده ايد در تعريف نميگنجد چرا که متغير است

ثانياً در بهترين مرتبت غلامي و بندگي ، فرد غلام و بنده خداوند متعال است آنگونه که امر وی فرمان ميبرد و از نهي اش باز مي ايستد که به او (در عمل) ميگوئيم عبدالله که با عابد الله در معرض تفاوت است که هر کدام معنايي دربردارد

...
Sunday 3 June 2007, 12:49AM
جواب اولی:
آن غلام که شما گفتید با این غلام که عبدالامیر است فرق میکند.
موضوع بحث همین است.
آن که شما گفتید یا پول میگرید یا خوراک، پوشاک و جای خواب یا به زور غلامی میکند(بنده ی زنجیری).

ولی این یکی همانگونه که برای خدا غلامی میکند برای علی ...

جواب دومی:
آیا عبدالامیر، از امر علی فرمان نميبرد و از نهي اش باز نمي ايستد؟

در ضمن در کل قرآن حتی یک "عابد الله" نداریم. پس موضوع را به عابد نکشانید.

به آیات زیر هم خوبه دقت کنید:

(93/مريم):
إِن كُلُّ مَن فِي السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ إِلَّا آتِي الرَّحْمنِ عَبْداً

(79/آل عِمران):
مَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُؤْتِيَهُ اللّهُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ ثُمَّ يَقُولَ لِلنَّاسِ كُونُوا عِبَاداً لِي مِن دُونِ اللّهِ وَلكِن كُونُوا رَبَّانِيِّينَ بِمَا كُنْتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتَابَ وَبِمَا كُنْتُمْ تَدْرُسُونَ

puyan
Friday 8 June 2007, 01:52PM
ابتدا باید ببینیم که نیت و قصد در این نامگذاریها چه بوده که گمان نکنم اکثر کسانی که نامهایی مانند عبد العلی و یا عبدالرضا بر روی فرزندان خود می گذارند منظورشان غلامی خدا وند باشد الا اینکه کسانی بخواهند توجیه کنند .

.

آنهایی که قبول ندارند مطمئنا دیگر شیعه نیستند چون توسل به مردگان جزو لاینفک عقاید شیعه است .



کدامین مشرک را سراغ دارید که خداوند را به عنوان خالق و ناظم کل جهان قبول نداشته است ؟ اصلا از خود کلمه شرک این مفهوم بر می آید که مشرک کسی است که مخلوقی را در کنار خدا تعبد می کند و نه جدای از خدا . آیات زیر هم به ما می گوید که مشرکین با وجود اعتقاد به رازقیت و خالقیت اختصاصی خدا ولی باز هم با این همه تاکید به تعبد معبودان خود در کنار خدا می پرداختند .

[ وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمَـ'وَاتِ وَ الْأَرْضَ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ ] ... [ وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ نَزَّلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَحْيَا بِهِ الْأَرْضَ مِنْ بَعْدِ مَوْتِهَا لَيَقُولُنَّ اللَّهُ ] ... [ وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَهُمْ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ ] ... [ قُلْ مَنْ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ أَمَّنْ يَمْلِكُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصَارَ وَ مَنْ يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَ يُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ وَ مَنْ يُدَبِّرُ الْأَمْرَ فَسَيَقُولُونَ اللَّهُ ] ... [ قُلْ لِمَنِ الْأَرْضُ وَ مَنْ فِيهَا إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ قُلْ مَنْ رَبُّ السَّمَـ'وَاتِ السَّبْعِ وَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ سَيَقُولُونُ لِلَّهِ قُلْ أَفَلَا تَتَّقُونُ قُلْ مَنْ بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَ هُوَ يُجِيرُ وَ لَا يُجَارُ عَلَيْهِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ فَأَنَّي‌' تُسْحَرُونَ ] .
[ اگر از آنان‌ بپرسي‌: چه‌ كسي‌ آسمانها و زمين‌ را آفريده‌ و خورشيد و ماه‌ را مسخّر نموده‌، به‌ تحقيق‌ خواهند گفت‌: خدا ] ... [ اگر از آنان‌ بپرسي‌: چه‌ كسي‌ آنها را آفريده‌، قطعاً مي‌گويند: خدا ] ... [ اگر از آنان‌ بپرسي‌: چه‌ كسي‌ از آسمان‌ آب‌ را مي‌باراند و زمين‌ را به‌ وسيلة‌ آن‌ بعد از مردنش‌ زنده‌ مي‌گرداند؟ قطعاً خواهند گفت‌: خدا ] ...[ بگو: چه‌ كسي‌ از آسمان‌ به‌ شما روزي‌ مي‌رساند؟ چه‌ كسي‌ بر گوش‌ و چشمها تواناست‌؟ چه‌ كسي‌ زنده‌ را از مرده‌ و مرده‌ را از زنده‌ بيرون‌ مي‌آورد؟ چه‌ كسي‌ امور را تدبير مي‌كند؟ قطعاً خواهند گفت‌: خدا ] ... [ بگو: زمين‌ و تمام‌ كساني‌ كه‌ در آن‌ هستند، از آنِ كيستند اگر مي‌دانيد؟ خواهند گفت‌: از آنِ خدايند. بگو: پس‌ چرا نمي‌انديشيد؟! بگو: چه‌ كسي‌ مالك‌ آسمانهاي‌ هفتگانه‌ و صاحب‌ عرش‌ عظيم‌ است‌؟ بلافاصله‌ خواهند گفت‌: از آنِ خداست‌. بگو پس‌ چرا (تنها از خدا) نمي‌ترسيد؟! بگو: چه‌ كسي‌ فرماندهي‌ بزرگ‌ همه‌ چيز را در دست‌ دارد و او كسي‌ باشد كه‌ (به‌ همه‌) پناه‌ دهد و كسي‌ را (هم‌ نمي‌توان‌) از (عذاب‌) او پناه‌ داد اگر چنانچه‌ راست‌ مي‌گوييد؟ خواهند گفت‌: از آنِ خداست‌. بگو: پس‌ چگونه‌ گول‌ و فريب‌ مي‌خوريد و جادو مي‌شويد؟! ] ...



فرض بگیرید که "منات و یعوق " انسانهای صالحی بودند که خیلی بیش حیات رسول الله زندگی می کردند ، با توجه به این پیش فرض آیا گذاشتن نامهایی مانند "عبد منات "و یا "عبد یعوق " صحیح بود ؟؟ پس چرا دیگر همچین نامهایی در بین اصحاب رسول الله نمی بینیم ؟؟؟ چرا از چیزی دفاع می کنید که بر آن علم ندارید ؟؟


سلام
جناب zxcv
کدامین مشرک را سراغ دارید که خداوند را به عنوان خالق و ناظم کل جهان قبول نداشتهاست ؟ اصلا از خود کلمه شرک این مفهوم بر می آید که مشرک کسی است که مخلوقی را درکنار خدا تعبد می کند و نه جدای از خدا

اگر به همین معنی شرک که شما مطرح کردید توجه نمایید خواهید دید که اگر مشرکان مشرکند به این جهت است که برای خداوند در همان صفاتی که برشمردید (خالق و ناظم کل جهان ) شریک قرار میدهند .

اما درباره آیات سوره مومنون ( لئن سالتهم )
در این باره بحث مفصلی داشتیم که نمیگویم به کجا منجر شد ...

خوب بود یک آیه دیگر را هم که در ادامه همین آیات آمده ذکر میکردید و آن آیه 90 همان سوره است و من نمیدانم چرا هر وقت شما این آیات را می آوردید آیه بعدی را حذف می کنید ؟!!
شما آیات 84 تا 89 سوره مومنون را آوردید و آیه 90 را نیاوردید در حالیکه به همین موضوع مربوط است :
بل اتیناهم بالحق و انهم لکاذبون
ظاهر آیات میرساند که مشرکانی که در پاسخ سوالات میگفتند الله ، دروغ میگفتند .

متشکرم