نمايش نسخه نهائي : جستاری پیرامون خلقت آدم و حوا
راستگویان
Thursday 9 March 2006, 03:13PM
سلام .
در این جستار بر آنیم تا مسائل و شبهات مربوط ب خلقت حضرت آدم و حوا را ،
با یاری شما عزیزان و در حد توان خودمان ، بررسی و حل و فصل نماییم ،
نخست به فایل صوتی زیر گوش فرا دهید تا آغاز سخن معلوم گردد :
http://porsman.persiangig.com/for_forums/adam_evea.mp3
(http://www.filelodge.com/files/hdd4/82541/Islamic/adam_evea.mp3)
هستي
Friday 10 March 2006, 09:59AM
بسمه تعالي
كاش خلاصه اي از مطلب ايشان را مي نوشتيد .تا معلوم شود كه بحث در مورد چيست.
اما بهر حال ايشان خواسته با علم (فرضيه هاي علمي) مطالب اديان را در مورد خلقت انسان به عنوان داستانهاي بچه گانه زير سوال ببرد.
بهتر است كه شما هم جواب خود را بنويسيد.
راستگویان
Friday 10 March 2006, 03:46PM
اتفاقاً قصد من هم یافتن پاسخ است .
من سخنان ایشان را به عنوان تأیید ایشان نیاورده ام .
ولی بسیار خوب ، سعی میکنم که در اولین فرصت ، این شبهات را در یک نوشته ، تقدیم بدارم ،
و با یاری همدیگر بتوانیم پاسخهایی درخور و مناسب فراهم کنیم .
مهدی شاه محمدی
Friday 10 March 2006, 11:48PM
بسمه تعالی
متاسفانه ایشان علم راازجانب بشر دانسته وبه آن استدلال میکند وتمدن های قدیم وکهن راکه بعضا هم جاهلانه وبدون هیچ علمی حاکم بر افراد وافکار آنها بوده ملاک وسند قویی میداندوبراساس آنها بشر تولیدشده ویا جهش یافته ازماده ای میداند وسر منشاء خلقت رانمی تواند بیان کند ولی آیه قران وروایات ائمه مارا که(ما هوالا وحی یوحی)است را قصه وافسانه می داند قرآنی که حتی پست ترین اقوام که اسرائیلی ها هستند به معجزات آن پی برده اند ومیگویند درقرآن مسلمانهاخیلی اسرار نهفته ودانشمندان خود را به کار گرفته اند تا بتوانند ازآن بهره بکیرند قرآنی که معجزه ایست که همه ادیان تا بحال نتوانسته اند ذره ای ایراد بر آن وارد کنند واما اینکه حضرت ادم وحوا پدر ومادر ما هستند یعنی اینکه نسل این بشر از آنها شروع شده وشاید موجودات ویا بشری قبل ازحضرت آدم بوده که نسلش به شکلی دیگر شروع شده باشد وما مسلمانها علم راکلام خدا ورسول او وائمه (ع)که ازجانب خدا هستند میدانیم واین مسلم است که خدا خالق بشر است ومیتوان گفت که بشربا خواست خدا دارای علومی شد و اکر خدای تعالی اراده کند هیچ علمی سودنخواهد داشت وهر کس هم که بگوید خود بشر ازابتدا دارای علم بوده در ضمیر نهان خود میداند که حرفش باطل است واگر خدا بخواهد بشر را هم نیست میکند وخدایی که بتواند بشری را که خود راصاحب علم می داند خلق کند یااز بین ببرد پس علم اورا هم دراختیار خود داردپس می توان نتیجه گرفت که علم فقط در نزد خداست واو دراختیار بشر قرار داده وآن هم ازطریق قرآن واهل بیت(ع).
صبح
Saturday 11 March 2006, 10:30AM
سلام
نام اين سخنور خيلي جدي :smile55: چيست ؟
راستگویان
Saturday 11 March 2006, 10:41PM
سلام
نام اين سخنور خيلي جدي :smile55: چيست ؟
بهرام مشیری
nogodman
Sunday 12 March 2006, 02:45AM
1- یافته های علمی تمامی سخنان ایشان را تایید می کند و بین دانشمندان زیست شناس و ژنتیک دان در مورد اینکه انسان نوعی میمون تکامل یافته است، کاملا توافق وجود دارد. اکنون سخن نه بر سر اصل این قضیه، بلکه در چگونگی، مراحل و دلایل تکامل برقرار می باشد.
2- سخنان کتب دینی حتی واجد کوچکترین اشارات علمی در این باب نیستند تا بعنوان یک نظریه موازی علمی مورد مداقه قرار گیرند.
3- اینکه حضرات نمی خواهند این مسائل را بپذیرند، مشکل خودشان است. قبلا هم در موارد دیگر از این دست مخالفت ها می شده که کار تا به قتل دانشمندان رسیده. آقایان خیلی روشن بگویند با این قضیه به ملاحظات اعتقادی مشکل دارند که سعی در رد این قضیه با دست آویز قرار دادن علوم دیگر، آب در هاون کوبیدن است.
4- نظر مردمان مقدس تنها در قالب یک نظریه مطرح شده که به نظریه «آفرینش هوشمند» معروفست و خلاصه این است که طبیعت از طریق تکامل درونی نمی تواند چنین پیشرفتی کند. این نظریه در اوایل تحقیقات در باب تکامل رواج داشت که با تکامل یافته های علمی، این شقشقیه(!) هم بدرون معابد الهی بازگشت.
5- در نظریه تکامل شبهاتی مطرح بود که علمی بودند و تمامی آنها پاسخ خود را یافتند. از قبیل آنکه ما باید چند گونه انسان داشته باشیم و نیز اینکه پذیرش اصل تکامل باید ما را به موجودات دیگری که در حال تکامل اند برساند و غیره که از حوصله این ورق خارجند.
6- برای تسلیم در مقابل خدا را نمی دانم ولی برای تسلیم در مقابل علم شعور دو-دو تا چهار تا کافیست!
خدای شما آنچه روی داده را نمی دانسته اما احتمالات فردریش انگلس در مقاله «نقش کار در گذار از میمون به انسان» توسط علم بعدها تایید شد.
هاتوا برهانکم ان کنتم صادقین!
nogodman
با قرآن در صحنه
Tuesday 14 March 2006, 01:43AM
با سلام 1- در این باره بین معتقدات قرآنی وآنچه که در ادبیات عوام یا سایر ادیان هست فرق بسیار است .
2- اینگونه نظریات ( knowledge ) هستند و بین knowledge ( آگاهی ) و science ( علم ) فرق بسیار است.
3-معتقدات قرآنی هیچگونه ربطی به اعراب ندارد و حق اینست که امثال این آقایون به جای ÷ردازش ذهن در مورد ایران باستان حد اقل از یک شاعر یا یک فیلسوف در ایران ÷یش از اسلام نام میبردند .
4-اما در اینکه اجداد این آقایون میمون هستند یا خیر جای تردید وجود دارد...
وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ الَّذِينَ اعْتَدَواْ مِنكُمْ فِي السَّبْتِ فَقُلْنَا لَهُمْ كُونُواْ قِرَدَةً خَاسِئِينَ (سوره مبارکه بقره آیه 65)
AntiMatter
Wednesday 15 March 2006, 06:40PM
سلام
ميبينيم كه غيبت كوتاه ما باعث شده تا الماي! كفر بنياد الحادشان را بر اين نظريات اسطوار! كنند!
هنگامي كه عقل در پس زبان نهفته باشد نتيجه اين ميشود كه لفاظي در عين ناآگاهي ادامه پيدا ميكند و گستاخانه دروغ و موهوماتي را بر زبان ميراند كه هيچ از آن آگاهي ندارد!
اينكه آقايان بدون "علم" به موضوعي و تنها با پشتوانه ابزاري قدرتمند به نام لفاظي! اينگونه جولان ميدهند و براي خودشان نوشابه باز ميكنند به هيچ وجه جاي تعجب(لااقل براي ما) ندارد!
بگذريم..
یافته های علمی تمامی سخنان ایشان را تایید می کند و بین دانشمندان زیست شناس و ژنتیک دان در مورد اینکه انسان نوعی میمون تکامل یافته است، کاملا توافق وجود دارد. اکنون سخن نه بر سر اصل این قضیه، بلکه در چگونگی، مراحل و دلایل تکامل برقرار می باشد.
و
در نظریه تکامل شبهاتی مطرح بود که علمی بودند و تمامی آنها پاسخ خود را یافتند. از قبیل آنکه ما باید چند گونه انسان داشته باشیم و نیز اینکه پذیرش اصل تکامل باید ما را به موجودات دیگری که در حال تکامل اند برساند و غیره که از حوصله این ورق خارجند.
اول اين كه اين يافته هاي علمي *بي چون و چرا كجا هستند كه داروين بخت برگشته هم نميدانسته كه مكرر لفظ تيوري و فرض را به كار نبرد!
1-قويترين نظريه موجود دال بر اين است كه انسان در استراليا به ظهور رسيده!(هواداران:شرودينگر-جيگلد-پنروز...)
2-2 ميليون سال ؟!نه فرزند علمي ام!25-35 ميليون سال!!(حيات-جيمز جويس-دلبروك-ژن...)
3-نه تنها همه زيست شناسان بلكه هيچ دانشمندي در اين حوزه نظريه داروين را قبول ندارد!
4-كاربرد لفظ شبهه هم نشان از ناآگاهي گوينده (به طور فجيعي) از اصل موضوع دارد!
نظريه خود به مفهوم شبهه است!گذشته از اين به غير چند مساله دروني تخصصي هيچ چالشي را تا كنون پاسخي نداده بلكه اين نظريه بوده كه با چسباندن فرضيات و نظريات ديگر تغيير كرده تا به اينجا رسيده!(از جمله اشكالات مطرح شده!)
5-عوام (همچون اين آقايان) تصور ميكنند كه نظريه تكامل نظريه داروين بوده و از همين روست كه ميگويد:
سخن نه بر سر اصل این قضیه، بلکه در چگونگی، مراحل و دلایل تکامل برقرار می باشد
در صورتي كه ابدآ چنين نيست!
نظريه تكامل قدمتي حداقل 2600 ساله دارد!
علماي يونان نظريه اي در اين باب داشتند كه معروفترين آن مربوط به ارشميدس (گمان ميكنم) بود.آن نظريه علمي! اين بود:
جهان در ابتدا پر از دست و پا و چشم و .. بود بعد اينها در طي زمان طولاني به هم ميچسبند و موجودات را به وجود ميآورند!
در قرن 10 و 11 ميلادي دانشمندان مسلمان هم نظرياتي داشتند از جمله ابن طفيل و مسعودي كه علمي تر بود!
آنها معتقد بودند كه با توجه به شكل ظاهري بعضي از جانداران آنها نياي مشترك داشتند!
البته در معناي عام اين نظريات هم علمي بودند درست همانند نظريات جديد.اما وقتي ميگوييم *نظريه علمي* مفهوم علم دقيقآ چيزي غير از علم است!چه اگر اينطور نباشد نقض غرض است! و كاربرد آن براي اين است كه مرز بين اظهار نظر كسي همچون اين بابا با كسي همچون انشتين مشخص شود!بگذريم....
نظريه داروين نظريه *انتخاب طبيعي* بود كه همان ساز و كار و مكانيسم تكامل را توضيح ميداد.اينكه ميگويد :
همه نظريه را قبول كردند و فقط مونده مكانيسمش!
يعني اصولآ نميدانسته كه نظريه مزبور در باب توضيح مكانيسم صادر شده نه در اصل موضوع!
اما قسمت بعدي اين هجويات اين است كه كه ميگويد همه اين نظريه را قبول كرده اند!
1-بر فرض كه همه قبول كرده باشند!همه قوانين (و نه نظريات) فيزيك كلاسيك را قبول كرده بودند!اما آن *همه* الان اگر زنده بودند قبول نميكردند!اصولآ به همين خاطر است كه در قرن بيستم! هيچ قانوني به وجود نيامد!
2-هيچ كدام از دانشمندان نظريه داروين را قبول ندارند!بلكه مجموعه اي از نظريات را قبول دارند كه بعضآ متناقض هستند و با علم به اين تناقض است كه قبول دارند!
نظريه اي كه در حال حاظر اجماع بر روي آن وجود دارد نظريه اي موسوم به * گزينش تركيبي* است.
مثلآ طبق نظريه انتخاب طبيعي صفات فرزندان حد واسط صفات والدين است!به عنوان مثال اگر يك فيل دم دراز با يك فيل دم كوتاه به سلامتي بچه دار شوند دم فرزند آنها بايد متوسط باشد!
يا مثلآ داروين معتقد بود كه در هر جمعيت افرادي كه تطابق بيشتري با محيط دارند بيشترين تعداد زاده ها را توليد ميكنند بنابر اين فراواني نسبي صفات اين افراد در هر نسل افزايش ميابد!
اكنون يك بچه دبيرستاني ميداند كه ژنها مسول بروز صفات هستند و ميداند كه برخي از اشكال يك صفت در برخي جمعيتها متداولترند زيرا افراد بيشتريالل هاي آن اشكال را دارا هستند ...
اين يك نمونه از چالشهايي بود كه هرگز به آن پاسخي نتوانست بدهد و ناگزير نظريات مكمل وارد عمل شدند.
نوع ديگر از چالشها عدم قطعيت بود! كه اصولآ نظريات دامن خود را از اين گونه ابهامات دور نگه ميدارند!
مثلآ حتي يك نمونه بله يك نمونه عيني و اثبات شده وجود ندارد كه بتوان ثابت كرد به غير از موهوم گراياني همچون اين آقايان انسان از نسل ميمون است!
نوع ديگر از چالشها همنوع استدلالات اين جماعت ميمون صفت است!
اگر اين آقايان مقداري بيشتر در اين باب غور ميكردند حتمآ به اصطلاحي به نام *حلقه گمشده* ميرسيدند!
اين چالش با زبان خود اينها ميگويد كه چنين چيزي وجود ندارد لااقل نه به اين وضعيت!
حلقه گمشده در واقع در مورد فسيلهايي است كه هرگز پيدا نشده اند.البته آنهايي هم كه پيدا شده است نشان دهنده هيچ چيز قطعي و اثبات شده اي نيست.اما با تكيه بر فرضيات گوناگون فرضيه اي در هر مورد خاص(مثلآ والها) ارايه ميشود كه چند وقت يك بار اصلاح ميشود يا در بعضي مواقع به كلي نقض ميشود(مثلآ پاراپوسيها و..)
چالش بعدي كه باز هم اين شقشقيه همچون خود ملحدان *تصادف پرست* خود درمانده خفقان گرفته است پايداري بسياري از زيست مندان است!
به عنوان مثال خرچنگ نعل اسبي ملقب به *فسيل زنده* 225 ميليون سال است كه همينگونه باقي مانده..
2- سخنان کتب دینی حتی واجد کوچکترین اشارات علمی در این باب نیستند تا بعنوان یک نظریه موازی علمی مورد مداقه قرار گیرند
4- نظر مردمان مقدس تنها در قالب یک نظریه مطرح شده که به نظریه «آفرینش هوشمند» معروفست و خلاصه این است که طبیعت از طریق تکامل درونی نمی تواند چنین پیشرفتی کند. این نظریه در اوایل تحقیقات در باب تکامل رواج داشت که با تکامل یافته های علمی، این شقشقیه(!) هم بدرون معابد الهی بازگشت.
منظور دقيق از *نظريه علمي* چيست؟ و كدام يافته علمي(آدرس دقيق)!
اول :
علم در معناي واقعي تنها به رياضيات(تجربه ناپذير) اطلاق ميگردد.اصولآ وقتي تجربه به ميان ميآيد علم نقض خواهد شد!
به عنوان مثال پزشكي و روانشناسي در حوزه تعريف علم نميگنجند و اصطلاح علوم تجربي به همين خاطر به وجود آمده!
دوم:
كدام يافته علمي توانسته اين چالش بزرگ نظريه مزبور را پاسخ دهد؟دقيق و موردي لطفآ!؟
سوم:
چه كسي به غير از شما آقايان كه قلب كوچكتان گنجايش پذيرش خداي بزرگ را ندارد در مورد يك نظريه ناقص كه بسياري از چالشهاي خود را پاسخ نداده و حتي در يك مورد هم بله يك مورد هم نتوانسته چيزي را به اثبات برساند اينگونه مديحه سرايي كرده؟
2*2=4 به زعم شما بلغور همين چرنديات اشتباه است لابد؟!لااقل خود نظريه را درست فرا بگيريد تا اينگونه دچار خبط و بلاهت علمي! نشويد!
اصولآ هنگامي كه بر روي يك نظريه اجماع وجود دارد نه به خاطر اينستكه امري بديهي و كامل است و به ادعاي شما از تمام چاشها با سربلندي بيرون آمده بلكه به اين خاطر است كه نظريه ديگري نيست.اينكه چرا نظريه معتقدان به خلقت به صورت موازي مورد پذيرش قرار نميگيرد نه به خاطر اين است كه ردي بر آن آورده شده بلكه به خاطر ضعف مشاهده است!
برهان چيست؟ كه شما فرياد طلبتان را بلند كرده ايد؟
بنده ميگويم انسان از ميمون است!
شما دليل ميخواهيد!
من چه دليلي به غير از فرضيات دارم به شما ارايه كنم؟
اگر اينطور فرضيات را به عنوان برهان قبول ميكنيد بنده به راحتي ميتوانم اثبات كنم شما به موش بيشتر شباهت داري تا ميمون!
به هر حال به زودي موضوعي را با همين عنوان آغاز خواهم كرد و مفصل تر و مستدل تر به اين موضوع خواهم پرداخت.
اما ترجيح ميدهم اگر قرار به گفتگويي باشد با عالمان اين جناح باشد كه:
اگر كبري در ميان باشد فرو ريزد واگر عطشي باشد به سيرابي نزديكتر شود..
مرسي
AntiMatter
Wednesday 15 March 2006, 06:42PM
سلام.
جناب راستگويان:
بهتر بود به جاي مبنا قرار دادن داستان سرايي يك ابله! يك متن علمي را انتخاب ميفرموديد.اين ميمون زاده! حدود دو دقيقه به زبان هم تيره گانش صحبت كرد.اما يك حتي يك مورد را هم محض رضاي خدا* علمي* نگفت.اشتباهات كوچك چند ميليوني به كنار!...(با عرض پوزش)
---
اینگونه نظریات ( knowledge ) هستند و بین knowledge ( آگاهی ) و science ( علم ) فرق بسیار است.
البته اينطورها هم نيست!
نظريه و آگاهي و علم هر كدام حوزه جداگانه اي محسوب ميشوند( جدايي حوزه ها مانع از ارتباط بين اينها نيست.)
اصولآ نظريه را با قانون مقايسه ميكنند نه با علم~
مرسي
nogodman
Wednesday 15 March 2006, 09:52PM
آقا ما در این مملکت امنیت نداریم! تا میایم از غیبت دانشمندان استفاده کنیم و الم خود را رنگ کرده جای علم به خورد مردم بدیم، یدفه میان برجکمونو میزنن و ما رو ارضا نشده، بر زمین سرد جهالت بنمایش میذارن!
فکرش رو بکنید آمدیم جواب المی به مطالب علمی یکی از آن «جناح» بفرستیم که به متنی علمی بر می خوریم که نه عصبیست نه -به قول آقایان- توهین آمیز. نه لفاظی نا آگاهانه در خود دارد و نه مغالطات نفس گیر. از هر خطش هم علمی می بارد از «حوزه ای جداگانه» که اگر نمی دانستیم -و البته با تایید ایشان خیالمان راحت شد که الم نبوده دانسته مان- حوزه ها نسبتی با هم نداشتند، ارتباطی به راحتی بین این مطالب بدستمان نمی آمد.
به هر حال چون ایشان مطالب علمی و مستند خود را می خواهند با «جناح» خودشان مطرح کنند، این چند خط را بطور خلاصه از فضای کلی سخنشان مورد اشاره قرار می دهیم.
1- نظریه تکامل تنها افتخارش نصیب داروین است آنهم به پاس انقلاب عظیمی که در این مسیر ایجاد کرد. اگر نه کلیه نظریات ایشان کاملا مردود اعلام شده. اتکا به نقد آرا وی برای به چالش طلبیدن نظریه تکامل، کار عبسیست.
2- خواننده خود را در ملغمه آشفته ای از مباحث درونی فلسفه علم می یابد. مثلا اینکه غیر از (منطق) ریاضی و اصول بدیهی و اولیه منطق تمامی مکاشفات علمی نظریه اند و قابل خدشه و نیز تفاوت بین قانون و نظریه و علم و تجربه و ... که هر کدام به صورت مجزا صحیح است. اما اینها تنها در وادی فلسفه علم مطرح است و کار آن سنجش علوم -و می توان گفت که بصورت ناظر- است. بسیاری از نظریات درونی فلسفه علم نیز حکم آموزه رادیکال دارند که نمی توان و نباید به تاسی از آن جلوی مکاشفات و تجربیات را گرفت و اساسا نظر قائلین نیز این نبوده (همچون آنچه در باب عدم اطلاق علوم تجربی). ظاهرا علمای آن «جناح» چیزی دیده اند و حکم رانده اند که بنا به گفته خودشان، اینها علمی نیست و ... .
3- این که در قرن بیستم قانونی بوجود نیامده، تنها به اعتبارات همان کلام رایج فلسفه علم صحیح است. اگر نه نیازی نبود که پیشرفت (اگر به این دگرگونی مطلق بتوان صفت پیشرفت را منسوب کرد) علم در قرن بیستم و تولید علم و ... به چالش طلبیده شود. نیازی نیست که انسانی شعور کودک دبستانی را هم داشته باشد تا بفهمد با این کلام (قرن بیستم قانونی بوجود نیامده) نمی توان منکر آنچه در این قرن گذشت، شد.
4- آقایان ظاهرا چون نظریات متفاوت در وادی علمای تکامل وجود دارد، رای به نقض کلی این مساله داده اند. اگر به اراده ایشان بود که انسان باید می نشست و مفاتیح می خواند تا آقا ظهور کنند و هفت-نهم علم نا مکشوف را برایشان بیاورند!
5- جدای از این اراجیف مردم مقدس نگفتند که داستان آدم و حوا، قانونست، علمست، تجربه است، نظریه است و ...؟ چنان داد سخن در داده اند که گویی آگاهی مطلقی از آنچه گذشته دارند.
کسانی که این گونه سخن می گویند، احتمالا می توانند داوری مناسبی در باب نظرات مختلف علمای «جناح» شان بدست دهند که آن بهشت برین اولیه کدامست و آن درخت مشهور که تورات شناختش نامیده در وسط این بهشت چه بوده و فرزندان آقای آدم جرا با محارمشان تزویج کرده اند و ... .
6- برای آنانکه می خواهند بدانند و البته فیلتر شکن دارند:
- درباره یک گونه منقرض شده از انسان
http://www.bbc.co.uk/persian/science/story/2004/10/041027_si-hobbit-humanfamily.shtml
- درباره نقش دویدن و فعالیتهای کارورزانه دیگر در تکامل آدمی
http://www.bbc.co.uk/persian/science/story/2004/11/041129_si-running-evolution.shtml
- کشف یک ژن و نقش آن در تکامل
http://www.bbc.co.uk/persian/science/story/2004/03/040326_si_bigbrainfaultygene.shtml
nogodman
با قرآن در صحنه
Wednesday 15 March 2006, 11:54PM
مردم مقدس نگفتند که داستان آدم و حوا، قانونست، علمست، تجربه است، نظریه است و ...؟
با سلام . آنچه که ( از داستان موسوم به آدم و حوا ) به قرآن کریم مربوط است . شامل 2 بخش است که بخش مورد نظر در این بحث نه داستان ، نه قانون ، نه علم ، نه تجربه و نه نظریه است بلکه میتولوژی ( mythology) است .
هستي
Thursday 16 March 2006, 08:29AM
بسمه تعالي
nogodmanجناب
در تكميل بحث هاي جناب انتي ماتر
خدا راشكر كه خودتان هم مي نويسيد نظريه داروين ونه قانون.
قانون علمي بايد تجربه پذير باشد وانچه در دوران تحول اتفاق افتاده يك ميل وگرايش است و نه واقعياتي تجربه پذير.
قبل از داروين هم لامارك به ان پرداخته است.
اما در مورد اثبات علمي هم مي دانيد كه الان نظريه عدم قطعيت مطرح است چون نظريه بعدي مي ايد ونظريه قبلي را خدشه دار ويا ابطال مي كند.
همه حوزها ي دانش بشري در محدوده علم تجربي نيستند تا بخواهيم با علم عقايدمان را بپذيريم.اصلا نظريه پردازي در محدوه علم تجربي نيست.
در اينكه شهود والهام نقش مهمي در پيشرفت علم داشته چيز تازه اي نيست تا شما بخواهيد همه چيز را به مسخره بگيريد.
فعلا شما مساله پذيرش خدايتان را حل كنيد وبعد شبهات ديني بنويسيد انها از مقولات درون ديني است.
هستي
Friday 17 March 2006, 11:20AM
بسمه تعالي
نقل قول
2- سخنان کتب دینی حتی واجد کوچکترین اشارات علمی در این باب نیستند تا بعنوان یک نظریه موازی علمی مورد مداقه قرار گیرند.
بخشي از يك مقاله
ديدگاه قرآن و حيات انسان
مساله خاستگاه حيات، فكر انسان را همواره به خودمشغول داشته و او را به طرح اين مطلب، هم در باب خودش وهم در خصوص موجودات زنده
دور و برش وادار كرده است.
قرآن، ضمن آيه ها يي كه ناظر به تشكيل مجموعه عالم است، بادقتي زائدالوصف از خاستگاه حيات سخن ميگويد كه در اينمقاله سعي شده جنبه ها و جهات منشاء حيات از ديدگاه قرآن،مورد ارزيابي قرارگيرد.
اولم تر الذين كفروا ان السماوات والارض كانتا رتقا ففتقناهما و جعلنا من الماء كل شي حي افلايومنون 1
(مگر آنان كه ناگرويده و كافرند نميدانند كه آسمانها وزمين پيوسته و بسته بودند و ما آنها را از هم بگشاديم وجدايشان كرديم و هرچيز زندهاي را از آب آفريديم آيا ايمان نميآورند و نميگروند.)
در اين آيه به صراحت از منشا حيات ياد ميشود. جمله قرآن را هم ميتوان بدين معني گرفت كه در هر موجود زنده،ماده اصلي و اساسي آب است و هم بدين معني كه آب،خاستگاه هر موجود زندهاي است. و اين هر دو معني دقيقاً بامعلومات علمي مطابقت دارند. ميدانيم كه منشأ حيات آباست، و نيز ميدانيم كه آب نخستين عاملسازاي هر ياخته ياسلول زنده است. بدون آب هيچگونه حياتي امكانپذير نيست.وقتي از امكان حيات در سيارات ديگر گفتوگو ميشود،بلافاصله اين سوال مطرح ميگردد كه آيا در آن سيارات به اندازه كافي آب وجود دارد؟
مطابق معلومات جديد، قديميترين موجوات زنده را بايددر طايفه نباتات جستجو كرد. در قديميترين زمينهائي كه تاكنون شناخته اند، آلك هائي را يافته اند كه متعلق به دوره پرهكامبرين است. زمان ظهور عناصر حيواني نيز اندكي ديرتر است.اين موجودات هم از دل اقيانوسها سر برآورده اند.
كلمه آب، ترجمه يا گزارش كلمه >ماء< است. ماء، هم مشخص آب آسمان (باران) هم آب اقيانوس و نيز هر نوع مايعاتست. ماء به معني اول عنصر اساسي حيات نباتي است.
الذي جعل لكم الارض مهدا و سلك لكم فيها سبلا و انزلمن السماء ماء فاخرجنا به ازواجا من نبات شتي 2
(اوست كه زمين را گهواره و آرامگاه شما كرد و در آنبرايتان راهها بساخت و از آسمان آبي فرو فرستاد، ما از آن آب عناصر جفت گونه رستنيهاي گوناگون را برون آورديم).
معني دوم ماء، مايع است، بدون تعيين نوع آن. در قرآن كلمه ماء به صورت نكره براي تعيين چيزي به كار رفته است كه مبنايساختمان حيوان است:
والله خلق كل دابه من ماء..3
(و خداوند همه جنبندگان را از آبي آفريده...)
در سطور بعد خواهيم ديد كه اين كلمه را ميتوان به نطفه حاوي اسپرماتوزوئيد نيز (كه توسط يكي از غدد ترشح ميشود) اطلاق كرد. بنابراين اعم از آنكه به منشأ حيات به طورعام، توجه كنيم و يا به عنصر ايجاد كننده نباتات در زمين نظرداشته باشيم و يا نطفه حيواني منظور نظرمان باشد، آنچه راقرآن ياد ميكند، دقيقاً با معلومات علمي جديد مطابق مييابيم، به عكس، در قرآن به هيچيك از اسطورهها وافسانه هاي فراواني كه در عصر نزول قرآن در باره منشأ حيات وجود داشته است، برنميخوريم
---------------
.
.
... وتري الارض هامده فاذا انزلنا عليها الماء اهتزت و ربتو انبتت من كل زوج بهيج.12
(و تو زمين را فسرده و مرده بيني و چون آب بر آن فروفرستيم، به جنبش آيد و برآيد. و همه عناصر جفت را، كه بهجت انگيزند بروياند).
... فانبتناها من كل زوج كريم13
(... و همه عناصر خوب جفت را، از زمين برويانديم.)
... و من كل الثمرات جعل فيها زوجين اثنين14
(... و از هر قسم ميوه، دو صنف قرارداد).
همانطور كه ميدانيم، ميوه پايان جريان توليد مثل نباتات عالي است. اين نباتات داراي منظمترين و پيچيدهترين ساختمانها هستند. مرحله قبل از ميوه، گل است. گل داراياندامهاي نر و ماده است. مادگيها، پس از دخالت غبار يا گردگل، ميوه را بهوجود ميآورند، و ميوه پس از رسيدن، دانهها راآزاد ميكند. بنابراين، هر ميوهاي در بردارنده اندامهاي نر و مادهاست و قرآن نيز همين را ميگويد.
البته در برخي از انواع نباتات، ممكن است گلهاي بارورنشده ميوه بدهند (ميوه هاي پارتنوكراپيك)15موز، برخي ازانواع آناناس، انجير، پرتقال و انگور از اين قبيلهاند. معذلك منشأاين ميوهها نيز همان گياهاني است كه جهاز تناسلي دارد.
سرانجام توليد مثل نيز جوانه زدن دانه است. باز شدن پوستهخارجي دانه (كه گاه در درون هسته قرار دارد) سبب خروج ريشه ميشود. ريشه، مواد لازم براي تغذيه نبات را (كه تاكنون بهصورت دانه داراي زندگي بطئي بود) از خاك بهدست ميآورد ونمو ميكند، تا مجدداً فرد ديگري را بهوجود آورد. آيه زير به اين امر اشاره ميكند.
انالله فالق الحب و النوي...
(خداوند، شكافنده دانه و هسته است...)
قرآن، غالباً بهوجود زوج در طايفه نباتي اشاره ميكند، وضمنا مفهوم زوج را در چهارچوب كليتري با حدود غيرمشخص جاي ميدهد.
سبحان الذي خلق الازواج كلها مماتنبت الارض و من انفسهم و ممالايعلمون.
(پاكي و بي عيبي آن خداي را كه همه زوجها (يا عناصرجفت) را بيافريد: از گياهاني كه از زمين ميروياند و از تنهاي مردم و ديگر همه جانوران و از آنچه ندانند)
امروزه ساختها و طرز عمل زوجي در بسياري از اشياءمختلف شناخته شده است. حال آنكه در عصر پيمبر اسلام همانطور كه قرآن ميگويد مردم با اين امر آشنائي نداشته اند.ساختها و طرز عملهاي مذكور هم در بينهايت كوچكها وهم در بينهايت بزرگها، هم در عالم جانوران و هم در طبيعت بيجان وجود دارند. اما آنچه در اين بحث مهم و اساسي است،يادآوري اين مطلب است كه مفهوم مذكور به طور واضح در قرآن بيان شده و هم آهنگي اش با علم امروز نيز محل بحث نيست.
برگرفته از كتاب دين، قرآن و علم
Seraj.irسايت
پاورقيها:
1- انبياء: 30
11- طه: 56
14- رعد: 4
12- حج: 6
13- لقمان: 10
10- Mangenot
15- Parthenocrapique
2- طه: 83
3- نور: 45
4- انعام: 100
5- نحل: 11-12
6- ق: 10-12
7- حجر: 20
8- رعد: 4
9- Guilliermond
AntiMatter
Friday 17 March 2006, 11:39PM
آقا ما در این مملکت امنیت نداریم! تا میایم از غیبت دانشمندان استفاده کنیم و الم خود را رنگ کرده جای علم به خورد مردم بدیم، یدفه میان برجکمونو میزنن و ما رو ارضا نشده، بر زمین سرد جهالت بنمایش میذارن!
فکرش رو بکنید آمدیم جواب المی به مطالب علمی یکی از آن «جناح» بفرستیم که به متنی علمی بر می خوریم که نه عصبیست نه -به قول آقایان- توهین آمیز. نه لفاظی نا آگاهانه در خود دارد و نه مغالطات نفس گیر. از هر خطش هم علمی می بارد از «حوزه ای جداگانه» که اگر نمی دانستیم -و البته با تایید ایشان خیالمان راحت شد که الم نبوده دانسته مان- حوزه ها نسبتی با هم نداشتند، ارتباطی به راحتی بین این مطالب بدستمان نمی آمد.
سلام.
در اين ميان نشانه اي مبني بر تحقير و سركوب و عصبيت و.. به چشم ما نميرسد كه اگر هم اينطور باشد به دستاويز اينكه جسم ما "پوستي واستخواني و گوشتي بيش نيست" و "عمل ما جز جريان هورمون و سيلان آن در گاه و بيگاه دليل ديگري ندارد" خرده اي برما نتوان گرفت!
اگر هم انتساب صفت مورد علاقه به موصوف توهين محسوب ميشود باز هم بر ما حرجي نيست! چه اگر به ما باشد موجوداتي از قبيل ... نه ميمون و نه ميمون زاده بلكه شاهكاري منحصر به فرد از ناظمي هستند كه نه به لحاظ نوع ديدگاه بلكه به سبب وجودي سراسر "نشانه عظمت" شايسته تحسين خالقشان وخلقش است تبارك الله احسن الخالقين!
-
جواب المي شايد اما علمي بعيد ميدانيم چنين چيزي وجود خارجي از آن جناح داشته باشد!از تاييد سخنان بي در و پيكر كه به نادرستي به دانشمندان منتسب كرده اند تا ارايه اطلاعات غلط به همان سبك را ما نخواهيم توانست علم به حساب بياوريم!
شباهت ايشان در كاربرد كلمات مغالطه و .. با ايادي كفر در مواقع اضطراري بدون توان اثبات وقوع چنين "بيگ بنگ" هايي هم جاي تامل دارد!(راستش را بخواهيد ميرود كه حالمان از اين دو كلمه به هم بخورد بس كه...)
به هر حال چون ایشان مطالب علمی و مستند خود را می خواهند با «جناح» خودشان مطرح کنند، این چند خط را بطور خلاصه از فضای کلی سخنشان مورد اشاره قرار می دهیم.
تصورش بر اين است كه اگر در موردي بيشتر توضيح داده شود فضا به همان سمت تغيير ميكند.گر چه با توسل به همين استدلال هم نتوانسته فضا را به درستي تشخيص دهد(در همان موردي كه به تفصيل شرح داده) اما فضاي سخنان ما در همان باب نقد الم با علم بود!
1- نظریه تکامل تنها افتخارش نصیب داروین است آنهم به پاس انقلاب عظیمی که در این مسیر ایجاد کرد. اگر نه کلیه نظریات ایشان کاملا مردود اعلام شده. اتکا به نقد آرا وی برای به چالش طلبیدن نظریه تکامل، کار عبسیست.
ما نميدانيم كه چطور ميشود موضوعي را اثبات كرد!و اعتراف ميكنيم اثبات اينكه نظريه داروين در باب مكانيسم تكامل بوده نه تكامل بسيار دشوار مينمايد حتي اگر اعتراف تمام دانشمندان را هم رديف كنيم!
در مورد استدلال تحريفي گونه جديد! همانطور كه قبلآ معروض داشتيم انقلاب عظيم دستاويز خوبي براي به نام زدن اصل سند نيست!چه اگر انقلاب عظيم ديگري رخ دهد بايد همين رويه را پيش گرفت و سند را از چارلز داروين به نام الم زاده تغيير داد!
فعلآ تا شروع بحث اصلي ما اين را داشته باشيد:
لامارك زيست شناس فرانسوي 40 سال قبل از ارايه نظريه داروين به صورت عمومي(حدود 25 سال قبل از ارايه آن به صورت خصوصي) نظريه اي موسوم به توارث صفات اكتسابي داشت در باب تكامل (كه در كتاب مباني زمين شناسي ليل مرشد داروين با عنوان "نظريه لامارك در باب تكامل" بارها ذكر شده).
در ضمن نظريه انتخاب طبيعي را تنها داروين نبود كه ارايه كرد بلكه همزمان والاس عينآ آن را قبل از انتشارش توسط داروين بيان كرده بود(طي نامه اي به داروين)! و مهندسي اسكاتلندي نظريه اي بسيار مشابه(عينآ مشابه نظريه داروين در باب انواع انتخابها و پايه نظريه داروين) 25 سال قبل از ارايه نظريه داروين در كتابي با عنوان "آثار تاريخ طبيعي حيات(خلقت؟!)" ارايه كرد!
و اما اينكه هدف ما را از نشان دادن فرازهايي از نظريه را - كه اثباتآ مردود شناخته شده توسط همه(به كل) دانشمندان- نشانه اي از تلاش ما براي رد كل نظريه مزبور فرض كرده نقطه قوت ديگري بر نظريه ما مبني بر عدم وجود آگاهي الماي جناح شمال نه تنها از اين موضوع بلكه از عالم علم است!
به غير از اينكه مشخص نكرده كه در كجا اشتباهي رخ داده كه آشفته شده يكسره برداشتش رديه اي از جانب ما بوده!
اصولآ ما ميخواستيم به اين موضوع برسيم كه وجود يك نظريه و پذيرش قانونمند آن چه ارتباطي به عدم وجود خدا ميتواند داشته باشد و اين به آن معنا نخواهد بود كه ما كل نظريه مزبور را قبول نداريم بلكه به اين معناست كه جزم انگاري ايشان را در اين باب انكار كنيم و ماهيت آن را نشان دهيم!
به عنوان مثال اگر انشتين با فرضيه اي محكمتر فيزيك نيوتني را از جايگاه مطلقيت بيرون كرد و استدلال بر ردش آورد معناي آن رد همه آن نبود بلكه كليت آن را به عنوان قانون يا نظريه اي بي رقيب به چالش كشيد!(از علما به خاطر توضيح واضحاتِ واضحات عذر ميخواهم!)
چه
, ما داروين و امثالهم را دوست داريم و اعتقادمان بر عكس اكثريت الما بر اين است كه انسان پرسشگر است و پرسشگري همواره جوابي ميطلبد كه گاه درست و گاه نادرست و گاه ناقص است! وطبقه بندي محبوبيت علم و عالم براي ما نه بر اساس انطباق آن با جزء به جزء اعتقادات ما بلكه بر اساس "هل يستوي الذين يعلمون و لا يعلمون"است و چه به داروين برسيم و چه به انشتن كه الما خدا باوريش را سانسور ميكنند! ما يك نگاه داريم!
2- خواننده خود را در ملغمه آشفته ای از مباحث درونی فلسفه علم می یابد. مثلا اینکه غیر از (منطق) ریاضی و اصول بدیهی و اولیه منطق تمامی مکاشفات علمی نظریه اند و قابل خدشه و نیز تفاوت بین قانون و نظریه و علم و تجربه و ... که هر کدام به صورت مجزا صحیح است. اما اینها تنها در وادی فلسفه علم مطرح است و کار آن سنجش علوم -و می توان گفت که بصورت ناظر- است. بسیاری از نظریات درونی فلسفه علم نیز حکم آموزه رادیکال دارند که نمی توان و نباید به تاسی از آن جلوی مکاشفات و تجربیات را گرفت و اساسا نظر قائلین نیز این نبوده (همچون آنچه در باب عدم اطلاق علوم تجربی). ظاهرا علمای آن «جناح» چیزی دیده اند و حکم رانده اند که بنا به گفته خودشان، اینها علمی نیست و ... .
شايد فلسفه علم را بتوان يك نظام ارزشگذاري فرض كرد اما مسلمآ نظامي نظاره گر نخواهد بود و نقش ديده بان را هم از عهده بر نخواهد آمد!
اما موضوع اصلي چيست!
آيا اين مفاهيم تنها در وادي فلسفه علم مطرح و واجد ارزش است!؟
شايد بتوان اين برداشت را هم سندي بر نا آگاهي آن جناح فرض كرد!سالهاي 1800 تا 1900 را ميتوان مدرك تامي بر رد اين موضوع انگاشت!
زماني كه هم قانون به وجود آمد هم نظريه!با هر دو بار ارزشي متداول امروزين!زماني كه فلسفه علمي نبود مرز بين اينها مشخص بود.
اما كاربرد "ملغمه" به همان مقدار كه كه حبس اين مفاهيم در قلمرو فلسفه علم معنا دارد در مورد توضيحات مطروحه هم معنادار مينمايد!
جاي تعجب است كه ارتباط ميان مفاهيم مذكور و صحت ريز واره آن تاييد ميشود اما كاربرد جمعي آن در تعيين ماهيت ارزشي هر كدام مورد اعتراض قرار ميگيرد و ملغمه خوانده ميشود!
3- این که در قرن بیستم قانونی بوجود نیامده، تنها به اعتبارات همان کلام رایج فلسفه علم صحیح است. اگر نه نیازی نبود که پیشرفت (اگر به این دگرگونی مطلق بتوان صفت پیشرفت را منسوب کرد) علم در قرن بیستم و تولید علم و ... به چالش طلبیده شود. نیازی نیست که انسانی شعور کودک دبستانی را هم داشته باشد تا بفهمد با این کلام (قرن بیستم قانونی بوجود نیامده) نمی توان منکر آنچه در این قرن گذشت، شد.
تصور كرده كه تعيين ماهيت مفاهيم (چه در قلمرو فلسفه علم و چه در خواستگاه اصلي آن) به مفهوم و منظور هدايت جريان است! كه بسي مايه شگفتي ما را فراهم نموده!چه اين برداشت قرايتي از مطالب ما بوده بوشد چه از خود فلسفه علم(كه ظاهرآ اينچنين نبوده)
احتمالآ فرض بر اين گذاشته شده كه:
چون آن جناح نظريه را امري خدشه پذير ميدانند حتمآ وجودش را هم نفي ميكنند و به تبع آن با تمسك به دعوت به قرايت مفاتيح قصد براندازي جريان دارند!
به عنوان مثال وقتي داروين ميگويد:
خلاف اعتقادي كه لامارك بيان ميكند شواهد نشان ميدهند توارث صفات اكتسابي پاسخ زيستمند به تغيير محيط نميتواند باشد!
(درباره انتخاب طبيعي ويرايش آلماني ص 27 )
قصد براندازي جريان گذشته را داشته و كل نظريه لامارك را رد كرده در صورتي كه در بسياري از جنبه ها دنباله رو لامارك و ليل بوده ! و اين ديدگاه تحقيقآ به گوينده خواهد چسبيد كه معتقد است جريان گذشته به كلي وجود نداشته و نظريه تكامل منحصرآ متعلق به داروين است!
حال با توجه به سابقه سلول شماري به اين نتيجه رسيده كه "عقل بچه دبستاني" هم اين موضوع را انكار ميكند!!
به هر حال حدس ما كه بنا بر شواهد موجود از قبيل برداشتهاي بي پايه و جملات بي معنا نظير:
اگر نه کلیه نظریات ایشان کاملا مردود اعلام شده
نیازی نیست که انسانی شعور کودک دبستانی را هم داشته باشد تا بفهمد با این کلام (قرن بیستم قانونی بوجود نیامده) نمی توان منکر آنچه در این قرن گذشت، شد
است "ناآگاهي و تشويش" است و بس.
AntiMatter
Friday 17 March 2006, 11:42PM
4- آقایان ظاهرا چون نظریات متفاوت در وادی علمای تکامل وجود دارد، رای به نقض کلی این مساله داده اند. اگر به اراده ایشان بود که انسان باید می نشست و مفاتیح می خواند تا آقا ظهور کنند و هفت-نهم علم نا مکشوف را برایشان بیاورند!
مثلآ خيال كرده ما وارد وادي فلسفه شده ايم و مستي حاصل از آن امر را بر ما مشتبه كرده كه گفته ايم" در قرن بيست قانوني پا به عرصه ننهاده!اما بايد اين را گوشزد كنيم كه زماني كه ما اين جمله را بر زبان آورديم كاملآ هوشيار بوديم و در عالم "علم" سير ميكرديم و گواه ما عدم وجود و يا تولد قانون است و اصل اين كلام نه از طرف ما بلكه از طرف بزرگ دانشمند محبوب ما اروين عزيز است !
نميتواند درك كند فضاي سخن ما نه انكار وجود گذشته بلكه انكار قطعيت قايل شده اي است كه بنا بر آن گذاشته كه به زور چرند نويسي و استفاده احتمالي از ناآگاهي موجود فضا را به نفع خود تغيير دهد و علم الم را به اهتزاز درآورد.كيست كه نخوانده باشد اين جمله را در رثاي چنين لاطايلاتي را:
یافته های علمی تمامی سخنان ایشان را تایید می کند و بین دانشمندان زیست شناس و ژنتیک دان در مورد اینکه انسان نوعی میمون تکامل یافته است، کاملا توافق وجود دارد. اکنون سخن نه بر سر اصل این قضیه، بلکه در چگونگی، مراحل و دلایل تکامل برقرار می باشد
اين هم شاهكار ديگري است از عالم مستي!
گفته ما اين بود:
هيچ دانشمندي نظريه انتخاب طبيعي داروين را(الما به نام نظريه تكامل ميشناسند!) به رسميت نميشناسد و نظريه مورد اجماع زيست شناسان مجموعه اي از نظريات موسوم به "گزينش طبيعي تركيبي" است!
و از اين گذشته نظريه داروين همان مكانيسم تكامل بوده نه نظريه تكامل كه حالا الما ميگويند همه نظريه داروين را قبول كردند و مكانيسمش مانده!!
از اين جملات ما كه در مقابل ادعاي پوچ غير قابل اتكايي مطرح شده نتيجه گرفته ميشود كه :
ما چون مثلآ نظريه لامارك و ارشميدس را نام برديم و موجود است(با تكيه بر آنها) اين نظريه را مردود اعلام كرديم!!
خود بخوان از اين مجمل...
5- جدای از این اراجیف مردم مقدس نگفتند که داستان آدم و حوا، قانونست، علمست، تجربه است، نظریه است و ...؟ چنان داد سخن در داده اند که گویی آگاهی مطلقی از آنچه گذشته دارند.
کسانی که این گونه سخن می گویند، احتمالا می توانند داوری مناسبی در باب نظرات مختلف علمای «جناح» شان بدست دهند که آن بهشت برین اولیه کدامست و آن درخت مشهور که تورات شناختش نامیده در وسط این بهشت چه بوده و فرزندان آقای آدم جرا با محارمشان تزویج کرده اند و ... .
فعلآ بحث بر سر خزعبلاتي است كه مهر تاييد "علمي" خورده اند نه نظر الهيون!
و همچنين ما قصدمان اين نيست كه سخنان دانشمندان را بي ارزش جلوه دهيم.بلكه منتظر سخن همان دانشمندان در تاييد اين "اراجيف" هستيم.من باب نمونه به وجود آمدن انسان در 2 ميليون سال پيش و اجماع بر روي نظريه داروين و شروع تغيير گونه ها از زمان هجرت انسان به قاره ها(اين از همه جالبتر بود) و شروع حيات در افريقا و اجماع دانشمندان و تاييد هاي علمي مذكور!
6- برای آنانکه می خواهند بدانند و البته فیلتر شکن دارند:
درباره یک گونه منقرض شده از انسان...
آنان كه ميخواهند بدانند نه با الوم تراوش شده از يك بنگاه خبر پراكني كه بايد با مطالعات جزيي تخصصي به اين مهم برسند كه اگر بخواهيم استنباط آقايان را مثلآ در مورد"کشف یک ژن و نقش آن در تکامل"به روشنگري بنشينيم اينگونه ميشود:
وقتي صحبت از نقش ژن در تكامل ميشود منظور نه اين تراوشات قلب مريض است بلكه منظور نقش ژن در تعيين تعداد جمعيت يك گونه و تغييرات (واژه تكامل واژه اي عام است و دانشمندان در متون علمي و تخصصي تغيير را انتخاب ميكنند) درون ساختاري ژن جمعيتي همان گونه است!
يا اينكه بايد با كلام دانشمندان اثبات كنيم كه گزينش طبيعي(بخوانيد تكامل) صرفآ بازي بين جهشهاي بختانه و گزينش قطعيتي و "الزامآ" سازگار نميباشد!
گمانه زني موفقي براي جهش هاي سودآور هرگز رخ نداده و اگر اين فرايند را شبيه سازي كنيم(با رايانه مثلآ) بسيار آهسته پيش خواهد رفت و اگر گزينش بدين شكل بوده باشد ما وجود نميداشتيم!(و نوع ديگري هم مطرح نشده)
در واقع تكامل ملكولي در نزديكي "آستانه" خطا طيف وسيعي از جهشهاي ژني را در بر ميگيرد كه در اين حالت سازش يافته ترين(بخوانيد مناسبترين) گونه موسوم به "وحشي" كه در نظريه داروين نقش مهمي را ايفا ميكند در قياس با كل جمعيت موجود در سطح ملكولي تنها در شمار بسيار اندكي ميتوانند حضور داشته باشند!
در تاييد اين سخنان ميتوان از آزمايشهاي همسان سازي(كلونينگ) مدد جست كه نشان ميدهند كه نوع "وحشي" با ميانگين طيف وسيعي از ترادفهاي ممكن برابر است!
بقيه موارد هم به همين نحو!
ما ترجيح ميدهيم موضوع گام به گام دنبال شود و راضي به پيچيده شدن مشكلات آن جناح نيستيم!
مرسي
nogodman
Saturday 18 March 2006, 05:45AM
1- بنام تمامی المایی که هندسه کلاسیک را هندسه اقلیدسی نامیده اند، از سائرین عالم علم، عذر خواهی می کنیم. آنها نمی دانستند که هندسه قبل از اقلیدس وجود داشته و وی جز بیان تنها چند قانون اولیه (با پوزش از کلمه قانون) و اثبات چند قضیه ساده، کار دیگری در هندسه انجام نداده است. نیز قصد ابوظبی کرده ایم تا به تخریب بیمارستان ابن سینا که تمامی آراء پزشکیش رد شده، بپردازیم!
2- برایمان آشکار نیست که چرا علما بر این باورند که فرق قانون و نظریه را نمی دانیم و فکر می کنیم این فرق ندانسته قبل از تدوین فلسفه علم، وجود نداشته نیز بدنبال چرائی انتساب اقوال غیر واقعی (همه نظریه داروین را قبول کردند و مکانیسمش مانده) به خود می گردیم. آنچه باعث مزید اعجاب ما گردیده آنست که ما به جای خطابه های طولانی خالی از لفاظی(!) در چند خط و به صورت روشن منظور خود را بیان می کنیم.
3- آنانکه علاقمند زیست شناسی اند، بدنبال مطالعه دقیق کتب مربوطه می روند. برای آنانکه علاقمند نتایج پژوهشهایند، همان کار آن بنگاه خبر رسانی (ترجمه و خلاصه مطالب نشریات معتبر علمی - با پوزش از کلمه معتبر!) کفایت می کند. ظاهرا استفاده از نتایج پژوهش های تخصصی فقط در وادی فقه و رساله و استبراء، مقبول و پسندیده است.
4- لب لباب سخن نگارنده دانشمند ما آنست که تمامی آنچه در وادی تکامل (راستی چرا فکر می کنند که منظور ما از این کلمه، مشخصا نظر داروین است و معنی عام آن که منظور ماست، بفکرشان نمی رسد؟) گفته شده نظریه صرف است. و این کار را گاه با نشان دادن تفاوتهای نظریه های مطرح شده در این باب و گاه با دست یازیدن به مباحث فلسفه علم، انجام می دهند.
هم از سر لطف دستی بسر محققین می کشند و آنها را از اینکه نتایج تحقیقاتشان با اعتقادات دانشمندان ما یکی نباشد، ملامت نمی کنند! بنده نوازی کرده و منت بر سر معتکفان آزمایشگاهها می گذارند و آنها را از محبت خود مطمئن می سازند! که یرفع الله الذین امنوا منکم و الذین اوتوا العلم(!) درجات!
5- خب ما نیز می دانیم (و با شنیدن آن از سائرین عالم علم مطمئن شدیم) که هیچ قطعیت صلبی در یافته های آزمایشگاهی نیست.سخن هم این بود که یافته های دانشمندان (نظریه مندان! - این یکی را اصلاح می کنیم، بی هیچ منتی!) سخنان آن آقا را تایید می کند. و فضا کاملا به نفع مبحث تکامل است (چیزی جز این گفتیم؟). و اضافه می کنیم که نظریه مندان با نظریه تکامل (اینکه انسان نوعی میمون تکامل یافته است) به مثابه یک قانون بر خورد می کنند (از فضای سخنانشان چنین استنباط نمی شود؟). در مورد تکوین و تکامل انسان فعلی از افریقا نیز سخنان ایشان (مشیری نامیست ظاهرا) مستند به نظریات نظریه مندان است که اگر لازم است لینکش را بگذاریم. حتی فراتر از این، نظریه مندان قصد دارند که با آزمایشهای ژنتیک در صد نقطه از جهان (اگر اشتباه نکرده باشم) مسیر این حرکت را نیز بدست بیاورند. لینک این را هم باید بگردم که اگر لازم است انجام می دهم.
6- برای هر خط از نوشته ما یک پاراگراف اختصاص یافته (چه با حال!) جز آنچه در مورد اعتقاد خود اندیشمندان ایراد شده بود.
نظریه مندان فارغ از عنایات سائران وادی علم، کار خود را در مورد نظریه غیر قطعی خود با ابزار خویش (که رحل قرآن جزشان نیست) پیش می برند. سائران، عالما باید بجای نقد صرف که کار «احمقان و خرده گیران» یست که مدام «غرغر» میکنند، از فرضها و قطعیات خود سخن بگویند.
ظاهرا ما ماندیم و مشتی نظریه باطل شدنی غیر قطعی آشکار (که مبنای حرکت نظریه مندان است) و سائرین عالم علم ماندند و قوانین قطعی نامکشوف علمی!
این هم از وعده های نصرت الهیست ظاهرا!
... (nogodman)!
------------------
بعدالتحریر: ما از موصوف گشتن به مست ابدا ناراحت نمی شویم بلکه اگر مومن به خدا نامیده شویم احساس یک نوع ... عمیق به ما دست می دهد و به ما بر می خورد!
با قرآن در صحنه
Sunday 19 March 2006, 01:45AM
با سلام از مطالب همه عزیزان استفاده میکنم و از Antimatter گرامی هم برای توضیحشون به بنده تشکر میکنم
داستان آدم و حوا در قرآن با چیزی که افراد نقل میکنند فرق هایی دارد . مثلا بد نیست بدانیم در قرآن کریم اصلا نامهایی با عنوان حوا یا هابیل یا قابیل وجود ندارد. و یا اینکه آن درخت اصلا درخت میوه بوده یا نه و هیچ نامی از هر نوع میوه در میان نیست . یا موضوع مار و دنده چپ و.... اصلا مربوط به قرآن نیستند . یا مثلا از خوردن سخنی نیست و فقط چشیدن هست .
ضمنا جای جای این روایت در عین واقعی بودن تواما حاوی نکات سمبلیک بسیار زیبا و قابل توجهی هم هست .
اما بطور خلاصه و فهرست وار و با زبان عینی تر این روایت مربوط به پیشینه خلقت اولین زوج انسان هست و شامل طی مراحلی مثل ایده اولیه آفرینش انسان و در میان گذاشتن آن با ملائکه ، طراحی ، ساخت نمونه اولیه و بارگزاری نرم افزارها ، تست ، و نمایش آن به ملائکه و هبوط آنها است . ( بخش بعدی هم که ظهورآنها بروی کره زمین و راه اندازی مکانیسم تولید انبوه و کنترل و مراقبت های بعدی هست)
می بینیم که طی این مراحل طبیعتا لازمه هر نوع خلقی هست و در مورد مصنوعات بشری هم تقریبا همینطورهست. و اتفاقا اینکه بعضی نمی خواهند توجهی به پیشینه خلقت موجودات کنند و ناچارا ظهور آنها را ( خود بخود ) میدونند جای تعجب بسیار دارد !!
اما اینکه چرا مهندس آفرینش تاریخچه خلقت انسان را توضیح میدهد بنظرم به این دلیل که انسان یکی از مخلوقات فوق العاده و استثنایی با ویژگیهای خاص ومنحصر به فرد است . به فرموده قرآن انسان بر بسیاری از مخلوقات فضیلت دارد و خداوند پس از خلق انسان به خودش آفرین و تبریک میگوید .
پاسخی هم به 1 سوال nogodman گرامی : خداوند قوانین بشری را پس از خلق آنها و متناوبا در دوره های گوناگون وضع کرده و آن زمان هنوز قانونی مبنی بر حرمت ازدواج با محارم برای انسان اعلام نشده بوده است.
AntiMatter
Monday 20 March 2006, 10:33AM
سلام.
قبل از شروع لازم ديديم توضيحي پيرامون تغيير نحوه گفتارمان بدهيم!
از آنجا كه ما هر چه به زبان خودشان صحبت ميكنيم كمتر متوجه منظورمان ميشوند و براي سد سو استفاده هاي احتمالي خودمان! از اين نوع گفتار براي لفاظي و به ناكجا كشيدن گفتگو و روده درازي! من بعد با زبان رساتر به گفتگو ميپردازيم!
از آفات ساختار بيان قبلي يكي اين بود كه بحث به اين جالبي ممكن است فقط به درد خود ما بخورد و ديگران متوجه ناآگاهي عميق ما نسبت به مفاهيمي كه به كار ميبريم نشوند! و ما با استفاده از كانال مزبور راه را براي ناديده گرفتن كژ فهميمان هموار ميبينيم!(البته اين نه به خاطر ثقيل بودن نوع گفتار بلكه به لحاظ احتمال كم حوصلگي ديگر كاربران!)
------------
1-وقتي معترض آقايان ميشويم كه نا آگاهند! غضب ميكنند!
اين يكي از فرازهاي بسيار مفرح سخنان ايشان است و توصيه ميكنيم حتمآ توجه بيشتري به اين قسمتها داشته باشند!
ايشان خيال ميكند كه وقتي ميگويند هندسه اقليدسي منظور اين است كه هندسه توسط اقليدس اختراع شده يا به سبب انقلاب عظيم ايشان افتخار هندسه و اختراعش به اقليدس رسيده و طبق همين رويه اگر نام "هندسه لباچفسكي" را بشنوند نتيجه ميگيرند كه هندسه را لباچفسكي اختراع كرده!و يا وقتي اصطلاح فيزيك نيوتني به گوشش ميخورد فورآ افتخار علم فيزيك را به نيوتن ميدهند و قبل از نيوتون كپلر و ... وجود نداشته كه فيزيك وجود داشته باشد!
بايد براي ايشان توضيح دهيم كه منظور از كاربرد لفظ "هندسه اقليدسي" *روش* است نه هندسه و اصل آن!!اصولآ هندسه كلاسيك به مجموعه تمام علوم هندسي گفته ميشود كه قبل از هندسه ريماني موجود بوده!نظير قضاياي تالس و ... همه جزو هندسه كلاسيك هستند و مثلآ اگر ميخواهند مشخص كنند كه كدام قسمت از هندسه كلاسيك مورد نظر است از لفظ مثلآ اقليدسي يا تالس(قضايا)و... استفاده ميكنند!
براي ختم حجت براي ايشان :
داروين نظريه تكامل را كه براي پيشينيان نيز معلوم بود ابداع نكرد بلكه در تاييد آن شواهدي فراهم نمود و مكانيسم مشخصي به نام "نظريه انتخاب طبيعي" براي توجيه آن پديد آورد.
جهان بيني راسل ص 60
2-اظهار عجب براي موجز گويي مقداري عجيب است مگر اينكه فرض كنيم قافيه به تنگ آمده كه موجز گويي خودش موجب "مزيد اعجاب"ش شده!
(شيرين عقلي و سنگي و چاهي و...)
اما غير از اينكه به دليل قايل شدن به عدم وجود مفهوم نظريه با بار ارزشي كنوني در قبل از صده 20 و قايل شدن به قطعيتي اينچنيني معتقد به عدم درك اين دو مقوله توسط ايشان هستيم به دليل اينكه معتقد است نظريه داروين الان مورد قبول همه هست و.. معتقديم كه كمترين آگاهي نسبت به نظريه مذكور ندارد و به قول لاك "از ميمون به انسان" را نظريه تكامل ميداند!
در صورتي كه نظريه موجود يكي از نتيجه گيريهايش چيزي شبيه به اين است و اين نتيجه قسمت كوچكي از نتايج بعضآ متناقض درون نظريه تركيبي است كه توضيح داده شد!
3-به غير از علاقه مندان گروه ديگري هم بايد به همين نحو به كسب اطلاع بيشتر بپردازند و آنها كساني هستند كه قصد اثبات ادعايي بر مبناي اين مسايل را دارند.
اگر ناآگاهانه و مانند كشيشان
تا نظريه اي در باب علم ميشنوند فورآ به دنبال خدا در آن يا مانند ايشان به دنبال الحاد در آن بگردند و از اصل و نتايج هيچ اطلاعي نداشته باشند از اين بهتر نخواهد شد!
قبلآ ناآگاهي ايشان را با تشريح شاهدي كه از بنگاه مذكور بر ادعاي خود فرض كرده بود را نشان داديم!
4-منظور عام چيست؟اگر چيزي به غير نظريات موجود هست بفرمايند ما هم منتفع شويم! يا شايد از ماركس به اين مفهوم نو دست پيدا كرده اند؟!بالاخره پايه اش در چيست؟در علم يا چه؟
اما لب لباب سخنان ما و داستان جالب كشف آن!
---هيچ مفهومي منحصرآ از فلسفه علم به كار برده نشده و ايشان به دليل اشتراك اين مفاهيم كه قبل از به وجود آمدن اين فلسفه هم وجود داشته با فلسفه مذكور چنين نتيجه گرفته كه ما از دو حوزه جدا اقامه برهان ميكنيم! و اين هم سندي ديگر از ناآگاهي گوينده اين سخن است كه نميدانسته اين مفاهيم سر چشمه اش در علوم است و به وجود آمدن فلسفه علم ريشه در وجود اين مفاهيم در علوم بوده است!
---به تبع آن مفهوم نظريه مشخص است و به قول راسل(گمان ميكنم) "همان قدر كه عوام سعي در تقويت ايمان به علم دارند دانشمند سعي در ابطال آن دارد!"(نقل به مضمون).ايشان متوجه نميشود كه نظريه مذكور هيچ شاهد قطعي براي اثبات در دست ندارد ومنطق كسي را كه عقل ما را به خاطر عدم اطمينان به چنين بنيادي سستي كه هر آن امكان فروريختنش هست را (همان اعتقادي كه دانشمندان در مورد نظريات دارند) تحقير ميكنند به رسميت نميشناسيم!
---هيچ مدركي ندارد كه اين اعتقاد ما را خدشه دار كند كه چيزي به غير از نظريه "صرف" موجود است!
5-ايشان فرق بين نظريه اي همچون نسبيت كه با رياضيات اثبات ميشود و نظريات تكامل(چه انتخاب طبيعي و چه توارث اكتسابي) را نميدانند و تصور ميكنند هر دو در يك حيطه قرار ميگيرند!و وقتي ما ميگوييم به اين نوع نظريات اعتماد نداريم تصور ميكنند همين اتفاق هم براي ديگر نظريات ميافتد(همان ديدگاه قياسي يونانيان)!
نظريه اي همچون نظريه انتخاب طبيعي اساسش نه علم(معناي عام) است نه حتي نظريه علمي!
اساس اين نظريه بر پايه تصادف است!يعني به هيچ عنوان توضيح نميدهد(حتي دانشمندان فعلي) كه چگونه موجود غير زنده به موجود زنده تك ياخته اي و سپس به موجودات پيچيده اي نظير انسان و سگ و ميمون! تبديل ميشود!
اين شايد پاسخ خوبي به ابهام اين جماعت در مورد چيستي نظر الهيون باشد!چرا كه اساس نظريه الهيون وجود خداست كه اثباتش در اقل يك نظريه است كه تجربه لااقل اثباتش ميكند اما اساس سخن اينها بر هيچ چيز استوار نيست!
نه دانشمندان نه هيچ كس ديگر چنين رويدادي را(تكامل از هيچ به هست و از موجود غير زنده به زنده و..) به هيچ نحوي,نه علمي و غير علمي و عوامي و رياضي و ژنتيك و فلسفه نتوانسته توضيح دهد, ببيند و خلاصه هر چه كه ابزار تجربه و عقل محسوب ميشود در توضيح چنين ديدگاهي عاجز است!
--اينكه آقايان معتقدند كه نظريات علمي در تاييد سخنان آن آقاست براي ما بسيار عجيب است چرا كه ما يكي از ايرادات اصليمان همين بود!
ما توضيح داديم كه بنا بر نظريات معتبر فعلي "علمي" دانشمندان:
1-حيات از استراليا آغاز شده.اصولآ در اين باب بعد از نظريه داروين به ترتيب تاريخي 3 ديدگاه به وجود آمد كه به همان ترتيب اعتبار افزايش ميابد
الف-حيات از آمريكا به وجود آمده
ب-از آفريقا..
ج-از استراليا
به غير از ديدگاه اول كه به فاصله كوتاهي بعد از ارايه منسوخ شد دو ديدگاه باقي مانده همچنان طرفداراني دارند و مخالفاني.منتها تمركز بر روي نظريه جديد است و افراد معتبر تري در اين حوزه به آن معتقدند و شواهد بيشتري در اين باب وجود دارد!
-1.5 يا 2 ميليون سالي وجود ندارد
فعلآ در همين باب ميتوان گفتگو كرد تا اگر اثباتي وجود دارد و برهاني در چنته دارند عرضه كنند و ما هم به همين نحو بعد به طور مفصل تر به ادعاهاي جزيي تر و به پايه سخنانشان در موارد مختلف برسيم!
و ما به خاطر اينكه گفتارمان مستند به گفتار دانشمندان مورد نظر ايشان بود و آقايان تا كنون گفتگوي مستندي را دنبال نكردند و دليلي بر صحت ادعاهاي نسبتآ زياد خود ارايه نكردندخودمان را مجاز ميدانيم كه بگوييم:
هاتوا برهانكم ان كنتم صادقين!
6-در جايي توضيح داديم كه نظريه ارزشي دارد و ما تنها به اندازه ظرفيتش براي آن ارزش قايليم و در جاي ديگر با ذكر چند نمونه از كاستيها-اشتباهات(كه بالاخره ايشان هم منت گذاشتن و قبول كردن)و چالشهاي نظريه مذكور توضيح داديم(لااقل قصد تفهيم اين موضوع بود!) كه اين نظريه نه بر پايه اثباتهاي صلبي و قطعي مانند رياضي و نه مانند نظرياتي در حوزه ژنتيك و فيزيك بر پايه اثباتها تجربي (كه ما تقريبآ آن را قطعي ميشماريم) است بلكه اساس آن بر پايه تصادف غير قابل تجربه و اثبات و مشاهده و ... و جزييات آن بر اساس حدس و فرضيات است!
تمام آزمايشهايي كه در اين زمينه و در جهت اثبات اين نظريات انجام شده (تاكيد ميكنم تمام آزمايشات!) تنها يكي از انواع انتخاب طبيعي را مهر تاييد زده نه تكامل مورد نظر دانشمندان را!(كه مطمانآ برهانهاي غير قابل خدشه اين آقايان موضوعش جداست و جزو آزمايشهاي مذكور نيست!)
مثلآ شانس بقاي پرنده اي تيره رنگ در ميان درختان روشن بسيار كمتر از شانس بقاي همان پرنده با رنگ روشن است! و تغيير محيط مثلآ تغيير رنگ درختان به تيره اين روند هم تغيير ميكند و ژنهاي ناسازگار در حالت قبلي تبديل به ژنهاي سازگار ميشوند و جمعيت ژن مورد نظر بيشتر ميشود و..
آزمايشات نشان دادند(والس و..) كه هيچ گاه جمعيت يك ژن در يك گونه به صفر نميرسد بلكه مقدار آن كم و زياد ميشوند و محيط است كه تعيين ميكند كدام ژن شانس بيشتري داشته باشد و ...
اين تنها چيزي است كه دانشمندان آن را نه به مثابه قانون بلكه به عنوان نظريه اي محكمتر در نظر ميگيرند نه اين چيزي كه آقايان قصد القا آن را دارند! حتي همين ديدگاه دانشمندان در اين مورد هم همراه با تناقضات عيني و استثناهاي رد كننده اين نظريه است اما چون تعداد اين استثناآت بسيار اندك است اصل نظريه را قبول و مورد استفاده قرار ميدهند!
حال ايشان از بيان تناقضات و چالشها و تفاوتهاي ميان مفهوم مورد نظر اين آقايان و دانشمندان نتيجه گرفته اند كه ما غرغر ميكنيم و از جانب خودمان اين چالشها را مطرح ميكنيم!! در صورتي كه اين رويه دانشمندان است و تقصيري بر عهده ما نيست!
واقعآ نميدانم كه آيا در واقع تا به اين حد كم اطلاع از فضاي موجود است يا ...
ايشان اصل كلامش اين است كه:
اگر به عنوان مثال شرودينگر چالشهايي را در مورد فيزيك نيوتني مطرح كرد و تناقضاتي را نشان داد به اين قصد بوده كه دانشمندان را از پيمودن راه پيشرفت بر حذر كند!
به هر حال محض اطلاع اين آقا بايد بگويم كه تمام چالشهايي كه مطرح شده مستند(بعضآ عينآ) به گفته هاي دانشمنداني همچون دودو -روزماري گرانت-استفان گلد در باب نظريات مكمل و نيمي از چالشها مطرح شده و جوليان هاكسلي-ارنست ماير-دبژانسكي در باب نظريه جديد تركيبي و نيم ديگر چالشهاي مطروحه بوده و ريز به ريز مطالب مامستند و قابل تكيه برايشان خواهد بود!
و خيالشان راحت باشد كه منظور از دانشمندان بزرگ در اين حيطه *بزرگترينها* هستند و از كيسه فلاني لقب و نظريه و افتخار نميبخشيم!
اما در حال حاضر ميخواهم موضوع تاييدات مطالب علمي غير قابل خدشه! و چالشهاي تمام كمال پاسخ داده شده! مشخص شود و بعد به اين موضوع برسيم كه نظريه مذكور چطور نظريه اي است و تفاوتش با نظريه اي همچون نسبيت و اساسش چيست و چالشهايي كه موجود است و ...
nogodman
Monday 20 March 2006, 05:53PM
اشاره: نظر به اینکه ما فکر نمی کنیم آنچه در اینجا ایراد می شود متونی مهم و سرنوشت سازی اند، رویه مان بررسی جز به جز نوشتارها نیست. در تمام مدتی هم که در این کلوپ عضویت داشته ایم، تا آنجا که بیادمان هست فقط یک مورد بررسی دقیق صورت گرفته بود که مربوط به متنی از کتب کلاسیک بهائیت بود. ظاهرا آقایان اهمیتی تاریخ ساز برای نوشته های رد و بدل شده قائلند.
سخن بالا البته بدین معنی نیست که تمامی آنچه از آن گذشته ایم و سخنی در بابش ایراد نکردیم مشمول این رویه اند. همانند مباحث تخصصی علوم طبیعی که نه در آن واردیم و نه علاقه ای داریم.
------------------------
اول. رویه جالب حضرات توضیح واضحات است، احتمالا بدین لحاظ که به نا آگاهی ما برسند و ما غضب کنیم (بیشتر خنده مان می گیرد)! این مهم گاه با اشاره به ریشه های فلسفه علم در علوم دیگر صورت می گیرد و گاه با اشاره به تفاوت نظریات وادی تکامل با نظریه انیشتین (این یکی خیلی با حال بود!). نیز توضیح واضحات مزیتی دیگر دارد و آنست که جای چیزهای دیگر را پر کرده و انسان را دارای گذرنامه وادی علما نشان می دهد!
دوم. مطلب جالب دیگر آنست که با انتساب جمله کذبی (نظريه داروين الان مورد قبول همه هست) نتیجه گیری شده که ما از مباحث درونی اطلاعی نداریم! البته لازم به نقل کذب نبود که ما هم اینجا و هم قبلا بر نا آگاهی خود از مباحث تخصصی اشاره کرده بودیم.
سوم. برای اینکه کاملا نا آگاه شمرده نشویم، ما نیز خطابه ای حاوی توضیح واضحات ایراد می کنیم:
علوم تجربی به لحاظ همین خصلت آزمایشگاهی بودنشان، واجد قطعیت مطلقی نیستند. تمامی آنچه در این وادی مطرح است، بنا به آنچه رفت با تاییدات بی شمار هم هرگز به معنای علوم قطعی نخواهند رسید. مثلا در وادی پزشکی روشی که از یک نظریه استنباط شده و موجبات بهبودی شمار زیادی از بیماران را فراهم آورده باشد، ممکن است به صورت واقعیتی عینی پذیرفته شود، ولی خصلتا واجد حقیقتی که از معنی فلسفی علم انتظار می رود نیست.
چهارم. سخن ما اینست (و این بود) که یافته های علمی روز (با پذیرش مناقشه در مورد معنی فلسفی علم و نیز واقعیات جغرافیایی که علوم روز ممکن است در منطقه ای دیگر علوم شب باشند!) سخنان ایراد شده را تایید می کند.نه سخن از باب پیدایش حیات رفته بود و نه چیز دیگر که همه آنچه اشکال شد ما را بیاد علمای ضبط صوتی می اندازد!
nogodman
nogodman
Thursday 30 March 2006, 02:23AM
این اعلام الهدی؟
min
Thursday 30 March 2006, 04:13AM
آقا ما در این مملکت امنیت نداریم! تا میایم از غیبت دانشمندان استفاده کنیم و الم خود را رنگ کرده جای علم به خورد مردم بدیم، یدفه میان برجکمونو میزنن و ما رو ارضا نشده، بر زمین سرد جهالت بنمایش میذارن!
فکرش رو بکنید آمدیم جواب المی به مطالب علمی یکی از آن «جناح» بفرستیم که به متنی علمی بر می خوریم که نه عصبیست نه -به قول آقایان- توهین آمیز. نه لفاظی نا آگاهانه در خود دارد و نه مغالطات نفس گیر. از هر خطش هم علمی می بارد از «حوزه ای جداگانه» که اگر نمی دانستیم -و البته با تایید ایشان خیالمان راحت شد که الم نبوده دانسته مان- حوزه ها نسبتی با هم نداشتند، ارتباطی به راحتی بین این مطالب بدستمان نمی آمد.
به هر حال چون ایشان مطالب علمی و مستند خود را می خواهند با «جناح» خودشان مطرح کنند، این چند خط را بطور خلاصه از فضای کلی سخنشان مورد اشاره قرار می دهیم.
1- نظریه تکامل تنها افتخارش نصیب داروین است آنهم به پاس انقلاب عظیمی که در این مسیر ایجاد کرد. اگر نه کلیه نظریات ایشان کاملا مردود اعلام شده. اتکا به نقد آرا وی برای به چالش طلبیدن نظریه تکامل، کار عبسیست.
2- خواننده خود را در ملغمه آشفته ای از مباحث درونی فلسفه علم می یابد. مثلا اینکه غیر از (منطق) ریاضی و اصول بدیهی و اولیه منطق تمامی مکاشفات علمی نظریه اند و قابل خدشه و نیز تفاوت بین قانون و نظریه و علم و تجربه و ... که هر کدام به صورت مجزا صحیح است. اما اینها تنها در وادی فلسفه علم مطرح است و کار آن سنجش علوم -و می توان گفت که بصورت ناظر- است. بسیاری از نظریات درونی فلسفه علم نیز حکم آموزه رادیکال دارند که نمی توان و نباید به تاسی از آن جلوی مکاشفات و تجربیات را گرفت و اساسا نظر قائلین نیز این نبوده (همچون آنچه در باب عدم اطلاق علوم تجربی). ظاهرا علمای آن «جناح» چیزی دیده اند و حکم رانده اند که بنا به گفته خودشان، اینها علمی نیست و ... .
3- این که در قرن بیستم قانونی بوجود نیامده، تنها به اعتبارات همان کلام رایج فلسفه علم صحیح است. اگر نه نیازی نبود که پیشرفت (اگر به این دگرگونی مطلق بتوان صفت پیشرفت را منسوب کرد) علم در قرن بیستم و تولید علم و ... به چالش طلبیده شود. نیازی نیست که انسانی شعور کودک دبستانی را هم داشته باشد تا بفهمد با این کلام (قرن بیستم قانونی بوجود نیامده) نمی توان منکر آنچه در این قرن گذشت، شد.
4- آقایان ظاهرا چون نظریات متفاوت در وادی علمای تکامل وجود دارد، رای به نقض کلی این مساله داده اند. اگر به اراده ایشان بود که انسان باید می نشست و مفاتیح می خواند تا آقا ظهور کنند و هفت-نهم علم نا مکشوف را برایشان بیاورند!
5- جدای از این اراجیف مردم مقدس نگفتند که داستان آدم و حوا، قانونست، علمست، تجربه است، نظریه است و ...؟ چنان داد سخن در داده اند که گویی آگاهی مطلقی از آنچه گذشته دارند.
کسانی که این گونه سخن می گویند، احتمالا می توانند داوری مناسبی در باب نظرات مختلف علمای «جناح» شان بدست دهند که آن بهشت برین اولیه کدامست و آن درخت مشهور که تورات شناختش نامیده در وسط این بهشت چه بوده و فرزندان آقای آدم جرا با محارمشان تزویج کرده اند و ... .
6- برای آنانکه می خواهند بدانند و البته فیلتر شکن دارند:
- درباره یک گونه منقرض شده از انسان
http://www.bbc.co.uk/persian/science/story/2004/10/041027_si-hobbit-humanfamily.shtml
- درباره نقش دویدن و فعالیتهای کارورزانه دیگر در تکامل آدمی
http://www.bbc.co.uk/persian/science/story/2004/11/041129_si-running-evolution.shtml
- کشف یک ژن و نقش آن در تکامل
http://www.bbc.co.uk/persian/science/story/2004/03/040326_si_bigbrainfaultygene.shtml
nogodman
در مورد نظريه داروين براي اينكه حرف اون نظريه پرداز را هم زمين نگذاريم مي توانيم بپذيريم كه خداوند دو نسل آدم در روي زمين قرار داده يك نسل كه از نسل حضرت آدم هستند يعني ما
و نسل ديگر ميمونهاي تكامل يافته كه خوب عقلشان هم زياد تكميل نيست يعني شما ها كه اين نظريه را خيلي قبول دريد .
دليلش كه مي گويم احتمالا شما از آن نسل هستيد زيرا هر كس اصل خود را بهتر مي شناسد و يقينا شما مي دانيد از كجا آمده ايد كه اينقدر نظريه داروين را دوست داردي و به آن افتخار مي كنيد .:smile21:
AntiMatter
Tuesday 4 April 2006, 04:36AM
سلام.
ما به تناقض گوييهاي الما عادت داريم!
توضيح مقدار اهميت و انتظار پاسخ و مقدار علاقه و اطلاع وي از مباحث و تاييد هاي جالب و از همه جالبتر پافشاري بر صحتش و در زمان مشخص شدن اشتباه زير سيبيلي رد كردن و...
به كرات شاهد تناقض گوييهاي آقايان بوديم و گاهي با توضيح كامل و گاهي هم تحت عنوان "براي تفريح" به بيان آنها ميپردازيم!
طولاني شدنها هم منشا از توضيح واضحاتي! اينچنيني دارد!
از آنجاييكه ما هر چه گفتيم از توبره مشيري و مشيري مسلك نبوده و همانند الماي ظبط سوتي! به محض شنيدن آواي وزغي آن را چشم بسته مهر تاييد نزديم! خودمان را شايسته تر از الماي مذكور در هوار كشيدن و طلب برهان و پست! ميدانيم.
اما ظاهرآ تعطيلات نه چندان طولاني ما خاصيت توهم زايي پيدا كرده!
شايد هم اين هوار ها مفري براي سرپوش گذاشتن بر تبعات تاييدات و پس لرزه هاي حاصل از فرو ريختن هجويات بوده كه ..
و از آنجاييكه ما قصد دوري از اين مبحث جالب را نداريم و نشانه اي در اين مورد از ما بروز نكرده! متعجبيم چطور گمان كرده غيبت كوتاهمان اعلاميه استعفا بوده و به دنبال "اعلام الهدي" ميگردد!
به هر حال..
پس از گزارشات متنابه و معتنابه! در وادي تغييرات رواني خود كه ظاهرآ تصور كرده مثلآ براي ما مهم است كه از فلان صفت ناراحت ميشود يا نه و يا اينكه خنده اش از فلان چيز موضوع بسيار مهمي است و... ما به جواب مساله اي كه ذهنمان را مشغول كرده بود -كه چگونه آلم ما با اندك بازديدش از اين مكان بيش از 150 پست دارد- رسيديم!
الحمدلله!
-----
/- در حالي از توضيح واضحات ما اظهار عجب ميكند كه پس از سه بار سعي ما در تفهيم اين مساله! همچنان در عالم مستي عمر سپري ميكند!
قبلآ هم گفتيم كه مرز بنديهاي مذكور هم در متن علوم موجود است هم در فلسفه علم!منتها با يك دنيا تفاوت!
نظريه در وادي علم مفهومي به غير از آنچه ما گفتيم ندارد و در فلسفه علم ابدآ مفاهيم مورد نظر ما مطرح نيست!
براي تست ناآگاهي ايشان و خلط مبحثهاي بيشماري كه احتمالآ به دليل تورق تصادفي كتبي در موارد مذكور بوده ميتوانيد از ايشان سوال كنيد كه:
واژه "علت" هم در علم(فيزيك-شيمي-زيست و..) وجود دارد هم در فلسفه!آيا به جهت تشابه كلمه مفاهيم هم از نظرش يكي هستند؟
ايشان پاسخشان دقيقآ همين اراجيف مضحكي خواهد بود كه در حال حاظر از آن با عنوان "واضحات" ياد ميكنند!
تنها دليلي كه ايشان براي گريزهاي بي فايده از پاسخ به پرسشهايي منتج از تاييد سخنان مردك مذكور مرتب بيان ميكند همين مطلب است!
اما هرگز به ما نميگويد كه بالاخره اين مفاهيم در همان علم مورد علاقه اش ساري و جاري و محل تكيه هست يا نه!
و يا لااقل اثبات كند تعاريف ما برگرفته از فلسفه علم بوده!
/- مشخصآ توضيح كوتاه ما پيرامون نظريات مذكور از باب تفهيم مساله اي بوده كه هنوز به رغم توضيحات مزبور جا نيفتاده!
اما تعجب ما از اين است كه چطور چشمشان تمثيلهاي كوتاه را ميبينند اما اصل موضوع را كه اثباتآ بيش از 2 برابر سخن پيرامونش گفته شده مورد كم مهري قرار ميدهد! و ما را متهم به ناديده گرفتن آن به دلايل ماليخوليايي مذكور ميكند!
/- اگر ميخواهيد رابطه زوال عقل و گفتار(نوع) را لمس كنيد توجه كنيد:
بین دانشمندان زیست شناس و ژنتیک دان در مورد اینکه انسان نوعی میمون تکامل یافته است، کاملا توافق وجود دارد. اکنون سخن نه بر سر اصل این قضیه، بلکه در چگونگی، مراحل و دلایل تکامل برقرار می باشد.
در نظریه تکامل شبهاتی مطرح بود که علمی بودند و تمامی آنها پاسخ خود را یافتند
نظریه تکامل تنها افتخارش نصیب داروین است آنهم به پاس انقلاب عظیمی که در این مسیر ایجاد کرد
سخن كذب! ما چه بود!:
نظريه داروين الان مورد قبول همه هست.
نظريه تكامل را منتسب به داروين ميكند و مدعي ميشود الان بحث بر سر مكانيسمش در جريان است!اثباتآ منظورش از نظريه تكامل همان "نظريه داروين" است و تاكيد دارد نظريه داروين مورد توافق همه دانشمندان است!
!(مسلمآ بحث ما در مورد دانشمندان بود و نيازي به تاكيد اضافه در اين باب نبود!)
پيدا كنيد...!
/- يكي از اهداف ما در باب توضيح نظريات و تبيين ماهيت آنها اين بود كه آقايان متوجه باشند كه در علوم نظريات درجات مختلفي دارند!
مثال ما در باب مكانيك نيوتوني و قياس آن با انتخاب طبيعي نيز بر همين اساس بود!
توضيح بيشتر با اعتقاد به عدم درك دوباره آن توسط آلم ما(براي كاربران علاقه مند!):
مكانيك نيوتوني و گزينش تركيبي هر دو نظريه اند!
در مورد اول شما ميتوانيد با هر بار آزمايش توجيهي بر درست بودن آن به دست دهيد و كاملآ قابل مشاهده(اثر يا عمل) است!
اما در مورد دوم اساس پذيرش بر روي فرضيات استوار است و طبق گفته داروين "ما فرض ميكنيم كه موجوداتي كه الان موجودند تكامل يافته از نياي مشتركند"(درباره انتخاب طبيعي 40)شما نميتوانيد هيچ چيزي را به قطعيت مكانيك نيوتوني عرضه كنيد.توجه داشته باشيد كه مكانيك نيوتوني هم نظريه بوده اما قطعيتي نسبي داشته كه الان ندارد اما بسيار متفاوت از نظريه مذكور است!
/- گر چه ما به صراحت گفتيم قصد ما از ادامه اين مبحث نه رد نظريه مزبور بلكه در درجه اول آشكار سازي دروغهاي شاخدار! آقايان بوده و بعد از آن توضيحي درست در اين باب!
ما تلويحآ و صراحتآ تاكيد كرديم كه "خدا" و اثبات آن با نه با علوم تجربي بلكه با عقل بايد اثبات كرد و يا رد و تلاش براي رد خدا با اراجيفي از اين دست كه شاهد هستيد تنها نشان از نا آگاهي الما در اين مباحث است و كساني همچون راسل كه ظاهرآ ملحد هم بود براي الحاد خود به هيچ عنوان دست به دامن اين اراجيف نشد و اين كار تنها كار عوام است و بس!
علماي مسلمان يكي از امتيازات فاخرشان هم همين است كه مانند كشيشان به محض رويت يك نظريه در علوم تجربي به دنبال خدا در آن نميگردند چه اين كاري ابلهانه است(چه از طرف منكرين و چه مومنين)
/-از آنجاييكه ما فرق ميان علوم شب و روز را نميدانيم(عدم توانايي در اثبات اراجيف, آقايان را به صدور بيانات بهجت آوري مجبور كرده!) و تنها بر نظريات مطرح و يا قويتر تكيه ميكنيم كاري هم به اين مباحث نداريم!
/-چرنديات(بخوانيد واضحات!)زيادي توسط الما مطرح شده كه اصلش جز سرگرمي كاربرد ديگري(كاري نداريم در حلقه الماي مست! چه كاربرد ديگري دارد!) ندارد و اصرار بر آنها مزيد آن است كه به غير از دلايل مستند عنوان شده به موقع و در زمان بررسي آنها به تبيين بيشتر واقامه براهين مستدل تر به همان شيوه مورد علاقه آقايان خواهيم پرداخت!
براي متهم نشدن به ويراژ دادن سوالاتمان را گام به گام مطرح ميكنيم و منتظر ميمانيم تا آقايان در همان وادي "علم" تجربي ! به جستجو بپردازند و پاسخي مستدل داشته باشند(يكي از مزاياي ديگرش هم كوتاه بودن فرازهاي مورد تحقيق است كه فضا را براي مانور دادن ما كم حجم ميكند!):
"تحقيق نشان داده است,تحقيقات علمي بدون چون و چرا ..."
"بدون چون و چرا" را بدون توجه به مفاهيم فلسفه! و تنها در همين وادي اثبات كنيد!
مرسي!
(اميدواريم در آخر مجبور نباشيم شيپور دست گرفته و به دنبال الما بگرديم!)
nogodman
Wednesday 5 April 2006, 01:26AM
1- پست قبلی صرفا به لحاظ اشتیاق ما به ادامه بحث بود. توهم شیپورچی بودن و غیره که اشاره شده زائیده ذهن راوی حکایات می باشد.
2- نام داروین و بررسی مسائلی از این دست در سخن ما نبود (اشاره به پست اول) لکن پاسخ آمده بود که داروین بخت برگشته خود سخن بسیار از فرض و احتمال رانده! اینکه از «انسان نوعی میمون تکامل یافته است»، برداشت تئوری داروین شده و ... البته زائیده توهمات ماست!
3- ما نیز بر این باوریم که اثبات خدا با علوم طبیعی ممکن نیست. نیز اشاره ای (قبلا) داشتیم که ریشه رد ایده خدا در ما به هیچ روی بر این مسائل استوار نیست، مسائلی که خود بر ناآگاهی در آنها اشاره داشتیم!
البته عدم انتقاد ایشان بر ایراد اصل گفتگو در تالار دین و دنیا نیز با «جناح» بندی در افراد قابل توجیه است.
------------
اما می توان انتقادات را حول دو محور صورت بندی کرد:
اول. در تعاریف فلسفی مرسوم و ... که در این وادی، با توجه به معیار های موجود، تمامی نظریات
با هر درجه که باشند، مطلق و رد نشدنی به حساب نمی آیند و مهمترین علت برقراری و رواج آنها نه مستنداتشان که نبود نظریه دگرگون کننده رقیب می باشد. قبلا هم اشاره شد که تنها با این تعریف اصول اولیه و بدیهی منطق و نیز مباحث اولیه منطق ریاضی نا مخدوشند.
دوم. به ملاحظات علوم طبیعی که اساس قضیه را قبول نداشته باشد. آنچه متفکرین به عنوان نظریات دیگر مطرح کردند، صرفا نافی متصوراتشان بود و نه رد کننده سخن ما!
اینکه تکامل از صبح دیروز آغاز شده نه از صد میلیارد سال قبل و محلش کوچه پشتی ما بوده نه امریکا و افریقا و ... در بطن خود اعتقاد به اصل تکامل (یا تغییر و دگردیسی و گذار و ..) را حمل می کند و اتفاقا نشان دهنده این مهم است که «دعوا بر سر چگونگی، مراحل و دلایل تکامل» برقرار می باشد. آنچه که ما اشاره کرده بودیم نیز اصل این تکامل است و نه چیز دیگر ... .
در ضمن بد نیست که به داستان مناقشه بر سر تدریس منشا حیات و ادله و نتایج آن، که اخیرا در امریکا روایت شده بود، نگاهی بیفتد که خالی از لطف نیست.
nogodman
------------
بعد التحریر: دو قسمت از مکتوبات ما مقابله شده که نگارش آن محصول بی دقتیست. عبارت «نظریه تکامل» در دومی مربوط به عبارت سوم نیست و کلا گذار از میمون به انسان مد نظر است. متعجبیم که متفکرین عالیقدر چه وقتی بر سر تقابل قسمتهای مختلف گذاشته اند! تازه این متون مستانه و ناآگاهانه ماست!
خوب شد کتاب چاپ نکردیم!
AntiMatter
Wednesday 5 April 2006, 08:01AM
سلام.
/- در پست قبل (و پستهاي قبل!) عنوان كرديم براي محدود كردن زاويه مانور ما مستقيم به ايرادات ما پرداخته شود كه من بعد سعي خواهيم كرد خودمان عامل به آن باشيم!
/- علت دميدن در شيپور هر چه بوده باشد اشتياق يا ..! اصل عمل محرز است!
/- جالب است آقايان نميدانند كه اصل استنتاج موضوع مذكور-انشعاب انسان از ميمون- كه به نحو جالبي موضوعي جدا از نظريه تكامل ادعاييشان فرض شده براي اولين بار در انتخاب طبيعي داروين مطرح شده! حال آقايان براي ما توضيح خواهند داد برداشت ما بايد چه چيزي ميبوده!(شايد مجبور شويم كتاب تبار انسان داروين را كپي كنيم تا آقايان مجاب شوند كه اگر بشوند!)
/-محور بندي انتقادات ما به همان ميزان جالب توجه است كه درك آقايان از انتقادات و مطالب ما!
صراحتآ_به نحوي كه صريحتر و روشن تر ممكن نبود_ مشخص نموديم كه مفهوم نظريه در سخن ما برگرفته از متن علم هست و درجه بندي ما مستند -عيني و تلويحي- به سخنان دانشمندان "علوم طبيعي" است و در همان فضا به كار رفته و ادعاي آقايان در باب خلط مباحث فلسفه با علوم طبيعي ابدآ صحيح نيست!
توضيح داديم تصورش -كه به جهت تشابه واژه ها بوده- در اين باب اشتباه است و نشان از ناآگاهي مفاهيم اين واژه ها در علوم مذكور دارد!
مثالهاي فيزيك و .. در باب درجه بندي و كلمه علت در فلسفه هم به همين منظور بود!
حال حرف خودمان در باب علل پذيرشها در حوزه فرضيات را به خودمان باز ميگرداند!
به هر حال براي مشخص شدن موضوع درخواست كرديم روشن و واضح مشخص كنند تعريف و تبيين ما از "فرضيه" در علوم طبيعي وجود خارجي دارد يا خير!
/- نه تنها اثباتش بلكه ردش هم همينطور!
اما ما متعجبيم كه چطور آقايان با قبول اين مطلب در اين راه قدم گذارده اند و در پست اولمان هم تلويحآ به اين موضوع اشاره داشتيم!
رد نظر الاهيون با قطعيت بخشي مضحك به نظريه اي كه به اعتراف خودش آگاهي از چند و چون آن ندارد با هدف رد خدا بوده يا چيز ديگر؟!
/- اصل سخن آقايان در باب نظريه مذكور اين بوده كه نظريه اي به نام نظريه تكامل توسط داروين ابداع شده و الان تمام شبهات پاسخ گفته شده اند و تنها مكانيسمش-همان كوچه و ..- مانده!
ما بارها اثبات كرديم كه بحث ابتدا بر سر چند و چون و محدوده آن بوده و نه بر سر تكامل!
دقيقآ به همان دليل ناآگاهيش متوجه نيست كه تكامل به معناي "تغيير" نيست!
برداشت عوامانه از اين كلمه تبعاتي اينچنيني به دنبال خواهد داشت!
به عنوان مثال روند تكامل براي انسان همچنان ادامه دارد اما هيچ تغييري نميكند!
اندازه مغز در نوساني ثابت-وزن نوزاد و ..
با طرز تفكر عوام گرايانه كه نتيجه اش برداشت مضحك جاري مبني بر اينكه ما ميخواهيم اصل تكامل را -كه خودمان گفته بوديم ريشه در اعصار دور دارد- رد كنيم! خواهد شد اين موضوع چگونه توجيه ميشود!
و يا مثالي كه در مورد خرچنگي موسوم به فسيل زديم از نظر آقايان -كه خوشبختانه وجودش را ياراي تكذيب ندارند! - در آنجا تكامل متوقف شده!
****
همانطور كه بارها گفتيم قصدمان بر اين است كه در وهله اول به آشكار سازي عيار سخنان آقايان بپردازيم و ترجيح ميدهيم اين مهم را گام به گام به انجام برسانيم.
بعد در تاپيكي جداگانه *در تالاري ديگر* به اصل موضوع-تكامل- ريزواره خواهيم پرداخت!
اول آقايان مشخص كنند كه آيا توهم ما باعث شده تصور كنيم پاراگراف ذيل از ايشان بوده يا نه!
یافته های علمی تمامی سخنان ایشان را تایید می کند و بین دانشمندان زیست شناس و ژنتیک دان در مورد اینکه انسان نوعی میمون تکامل یافته است، کاملا توافق وجود دارد. اکنون سخن نه بر سر اصل این قضیه، بلکه در چگونگی، مراحل و دلایل تکامل برقرار می باشد.
اگر توهمي در كار نبوده و آقايان به درستي گفتارشان ايمان دارند و از محاسبه باكي ندارند به اولين سوال ما پاسخ دهند كه:
"تحقيق نشان داده است,تحقيقات علمي بدون چون و چرا ..."
"بدون چون و چرا" را بدون توجه به مفاهيم فلسفه! و تنها در همين وادي اثبات كنيد!
مرسي!
--------
/- اول:
موضوع انشعاب نيا را كه از نظريه نسبيت به امانت نگرفته اند!وقتي در اين مورد سخن به ميان مي آيد اثباتآ منظور انتخاب طبيعي داروين است و اگر آقايان از منشا ديگري به آن رسيدند مشخص كند در غير اينصورت هيچ تغييري در اصل موضوع رخ نخواهد داد!
دوم:
مورد سوم را هم مشخص كنند-تفسير كنند!-
سوم:
كذب ما؟
چهارم:
ظاهرآ روش آقايان در محاسبه انرژي مصرفي قياس به نفس است!چرا كه اگر قرار به صرف چنين انرژي هنگفتي براي اين مسايل لازم داشتيم مدتها قبل انرژيمان به پايان رسيده بود!
ذهن آدمي توانايي خاصي تحت عنوان -پويايي- دارد كه تقريبآ غير ارادي است و ...
nogodman
Wednesday 5 April 2006, 05:00PM
نه نشد!
اولا ما انتقادات را بر این محور ها دسته بندی کردیم تا کلیت قضیه روشن باشد. اگر حضرات مسائل فلسفه علم منظورشان نبوده، ما این را نیز بیان کردیم.
ثانیا هنوز یک نظریه ارائه نکرده اند که اصل «اینکه انسان نوعی میمون تکامل یافته است» را به زیر سئوال ببرد. هر آنچه گفتند روایت دعوا بر سر مکانیسم تکامل بوده، نه اصل آن. و یا دست گذاشتن بر بی دقتی های ما، با تکیه بر نبوغ غیر ارادیشان!
nogodman
هستي
Wednesday 5 April 2006, 06:53PM
بسمه تعالي
در موردفرضيه پيدايش حيات اقايان ماتريا ليست يك حرفهايي مي زنند از جمله
پل ب. وايز گفته:
پيدايش حيات وابسته به اوضاع شيميايي وشرايط فيزيكي زمان گذشته بوده وهيچ عامل فوق الطبيعه اي در اين جريان دخالت نداشته.
بلكه در پيدايش حيات تنها دو عامل اصلي يكي زمان وديگري قوانين فيزيكي وشيميايي(حتما انها هم خودشان بوده اند) دخالت نموده اند.
كه بعدها اپارين هم از همين ها استفاده كرده است.
ايا با كمي دقت معلوم نمي شود كه امكان ندارد بطور تصادفي حيات پيدا شود، وبعد هم بطور تدريجي كامل بشود وبعد هم بشود انسان با شعور.
عقل هم چيز خوبي است.
حالا فرضيه تطوري داروين تاييد بشود يا نشود.
هستي
Wednesday 5 April 2006, 06:53PM
بسمه تعالي
در موردفرضيه پيدايش حيات اقايان ماتريا ليست يك حرفهايي مي زنند از جمله
پل ب. وايز گفته:
پيدايش حيات وابسته به اوضاع شيميايي وشرايط فيزيكي زمان گذشته بوده وهيچ عامل فوق الطبيعه اي در اين جريان دخالت نداشته.
بلكه در پيدايش حيات تنها دو عامل اصلي يكي زمان وديگري قوانين فيزيكي وشيميايي(حتما انها هم خودشان بوده اند) دخالت نموده اند.
كه بعدها اپارين هم از همين ها استفاده كرده است.
ايا با كمي دقت معلوم نمي شود كه امكان ندارد بطور تصادفي حيات پيدا شود، وبعد هم بطور تدريجي كامل بشود وبعد هم بشود انسان با شعور.
عقل هم چيز خوبي است.
حالا فرضيه تطوري داروين تاييد بشود يا نشود.
AntiMatter
Thursday 6 April 2006, 02:32AM
/- ما هم عقيده اي مشابه با قدمت طولانيتري داريم!نشد!
/- اعتراض ما هم به همين دسته بنديها بوده! خواستيم مشخص كنند برهانش مبني بر كاربرد مفاهيم مطروحه ما-طبقه بنديهاي ما در باب نظريه و قانون و..- توسط ما در محدوده فلسفه علم چيست!
ما منتظر ميمانيم تا وجود اين مفاهيم را در متن علوم طبيعي مورد تاييد يا ترديد قرار گيرند واضح!
/- اصل قرار دادن -انشعاب نيا-ي انسان هم شاهكاري در خور توجه است!بد نيست الما اين مطلب را بدانند كه اعتقاد مذكور حتي در زمره نظريه اي علمي نه توسط داروين و نه حتي دانشمندان معاصر هم مطرح نيست!
اين اعتقاد كه در نظريه مطروحه داروين(انتخاب طبيعي) در اولين اعلام داروين در كتاب اول خود بيان شد اصولآ مطرح نشد و بعد از آن داروين در كتابي با عنوان "تبار-گونه؟- انسان" با تصريح به تعميمي بودن اين اعتقاد نسبت به نظريه انتخاب طبيعيش توضيحاتي داده كه در جاي خود قابل توجه است!
/- الما ظاهرآ به هيچ عنوان توان درك جملات ساده ما را ندارند.هر چه فرياد ميكنيم كه قصد ما رد نظريه مذكور نيست باز بر طبل خود ميكوبند!
اساس تمام نوشتارهاي ما به روشني مويد اين مطلب است كه ما به مطالب كذب موجود در اظهار نظرهاي علما بند كرديم !نه نظريه مزبور!
/- خنده امان از ما ميگيرد كه تمام سخنان ما را در حيطه تشريح مكانيسم ديده! توضيحات ما هم در باب توضيح تكامل و مفهوم آن در نزد علماي طبيعي كارگر نيفتاد كه اگر چنين ميبود...
/- مشخصآ به اشكالات عمده اي كه در اين ميان وجود دارند خواهيم پرداخت.همانگونه كه قبلآ شمه اي از تناقضات مطرح شده در همان حوزه علوم طبيعي مورد علاقه آقايان را بيان كرديم.اما قبل از آن ميخواهيم به هدف اصليمان كه از ابتدا اعلام كرديم نايل شويم و بعد از آن به وعده خود در شروع گفتگويي اختصاصي در اين وادي جامه عمل خواهيم پوشاند!
/- ما درمانده شديم در تفهيم تقاضايمان به آقايان.
بالاخره اين پاراگراف از آقايان الما صادر شده يا خير:
یافته های علمی تمامی سخنان ایشان را تایید می کند و بین دانشمندان زیست شناس و ژنتیک دان در مورد اینکه انسان نوعی میمون تکامل یافته است، کاملا توافق وجود دارد. اکنون سخن نه بر سر اصل این قضیه، بلکه در چگونگی، مراحل و دلایل تکامل برقرار می باشد.
اگر قبول ندارند كه هيچ ما علم و كتل خود را در سر منزل ديگري بر پا ميداريم!
اگر هم منت نهاده و قبول دارند اصرارشان بر ناديده گرفتنش را توضيح دهند كه نبوغ غير اراديمان هم كمكي نكرده!
اولين سوال ما همچنان مهجور مانده!
"تحقيق نشان داده است,تحقيقات علمي بدون چون و چرا ..."
"بدون چون و چرا" را بدون توجه به مفاهيم فلسفه! و تنها در همين وادي اثبات كنيد!
مرسي!
nogodman
Saturday 8 April 2006, 02:27AM
1- روشن شدیم که منظور علما، نقد نظریه تکامل نیست! صدای فریادشان تازه به گوش ما رسید. تا کنون مشغول شنود نجواهایی از این دست بودیم:
«بد نيست الما اين مطلب را بدانند كه اعتقاد مذكور حتي در زمره نظريه اي علمي نه توسط داروين و نه حتي دانشمندان معاصر هم مطرح نيست!» و ... که خواننده با حوصله می تواند در متون ارسالی مشاهده کند.
قبلا فکر می کردیم چرا آنچه ما می خواهیم را پاسخ نمی دهند، الان فهمیدیم همین ها که مکتوب داشته اند را خود نیز نمی خواستند! این هم از عجایب سائرین وادی علم است، ظاهرا!
همچنین روشن تر شدیم آنگاه که فهمیدیم «یافته های علمی» در قاموس علما، به «تحقیقات بی چون و چرا» تعبیر شده!
2- بر نکته ای هم انگشت گذاشته اند که لازم است توضیحاتی ارائه شود:
از جمله «... که اصل «اینکه انسان نوعی میمون تکامل یافته است» را به زیر سئوال ببرد. هر آنچه گفتند روایت دعوا بر سر مکانیسم تکامل بوده، نه اصل آن.» برداشت شده که «اصل» بمعنی اصالت آمده.
البته این شاید اشتباه نگارشی ما باشد و اگر گیومه بعد از کلمه «اینکه» می آمد این اشتباه رخ نمی داد. کلمه اصل در این جا به معنی کلیت آمده که انتهای جمله نقل شده نیز موید این معنیست.
اما حضرات هنوز در باب کلیت «اینکه انسان نوعی میمون تکامل یافته است» هیچ توضیحی ندادند.
برای ئالمی (زین پس کلمه ئالم به عنوان اسم فاعل الم به کار می رود تا از اشتباه جلوگیری شود) چون ما نتایج مباحثات، حتی اگر در یک بنگاه خبر پراکنی منتشر شود کافیست. اما از آنانکه علمشان را با مطالعه دقیق در کتب تخصصی -و نه مثلا جزواتی که تحت عنوان پاسخ گویی به شبهات دینی منتشر شده و در دست علاقمندان قرار گرفته- بدست آورده اند، انتظار بیشتری می رفت.
امیدواریم که علما در پست بعدشان، با ذکر مواردی علمی که اصل تکامل (یا تغییر و دگردیسی و گذار و ...) از میمون به انسان را رد می کند، همگان را محظوظ کنند تا کار این تاپیک با پیروزی جناح مومنین پایان یافته و علم و کتل ایمان در منزلی دیگر بر پا شود.
3- لطف کرده برای هم جناحی هایشان توضیح دهند که علوم طبیعی از منظر روش شناسی مطلقا ماتریالیستست. یعنی اگر شخصی ادعا کند که ما در آزمایشگاهمان با روشی، یک خوک را باردار کردیم و هویج از او متولد شد، عینکی های آزمایشگاه های دیگر برای مشاهده این امر صف می کشند و اگر همان فرد جلوی یک آزمایشگاه بگوید کوهها را خدا آفریده، دربان آزمایشگاه او را به کلیسا و یا مسجد راهنمایی می کنند و در صورت اصرار بر این امر، دربان پلیس را خبر می کند!
مثلا خورشید گرفتگی که به عنوان یک نشانه خدا، مومنین را ملزم به برپایی نمازی به همین عنوان می کند؛ توسط یک دانشجوی نجوم به همان سادگی تشریح می شود که شب و روز!
برای جناح خودشان البته بهتر است.
nogodman
AntiMatter
Saturday 8 April 2006, 03:46PM
سلام.
/- آقايان شباهت عجيبي به طوايف سياه پوست قاره سياه دارند!(فرازي از آيات رسولش,تحفه اي..)
به هيچ روي به روي خود نمياورد كه سوال و ايراد اصلي ما كه با يك اسكرولينگ(واژه مناسبي يافت نشد!) ساده بارها به آن بر خواهد خورد چيز ديگري است! و هر از گاهي چرندي مينويسد و زمانيكه پاسخي ميگيرد قسمت تحتاني شاربش را به كمك ميگيرد و چرندي ديگر و انتظار دارد توهماتش مورد تامل و مداقه ما قرار گيرند!
از مباحث اقليدسي گرفته تا همين اواخر كه صدايش را هم در نمياورد ...
انگار نه انگار كه هماورد طلبيش در باب همين علومي بوده كه الان عدم علاقه و اطلاع و .. را دليل سكوتش در اثبات آن عنوان ميكند!
مورد اخير هم در راستاي همان توهمات است!اگر ما والاس و پن روز و داروين را هم در تاييد عيني گفته مان احضار كنيم آقايان به همان دلايل مذكور از ما طلب دليل براي سخن خيالي خود ميكند!
ما ميگوييم(به نقل ازعلماي مربوطه..) -از ميمون به انسان- عقيده اي تعميمي است و.. آقايان برداشت رديه اي از جانب ما دارند كه محلي نميگذاريم!
آقايان يا قبول دارند كه اشكال اوليه و آخريه! ما در تاييد سخنان "آن آقا"! از جانب ايشان بوده يا قبول ندارند!
اگر قبول دارند به اولين اشكال ما پاسخ دهند و اگر قبول ندارند! اشاره اي كافيست تا متوجه شان كنيم!
/- اشكال ما را كه :
تحقيق نشان داده است,تحقيقات علمي بدون چون و چرا ..."
"بدون چون و چرا" را بدون توجه به مفاهيم فلسفه! و تنها در همين وادي اثبات كنيد!
بوده را چگونه فهميده!lol
ظاهرآ غور بيشتر و عميقتري لازم دارند!گمان كرده منظور ما "يافته هاي علمي" و چرندياتي از اين دست بوده!
كه مشخصآ منظور ما آن چيزي كه توهم كردند نبوده ...
پيدا كنيد..
/- گر چه اثباتآ -از ميمون به انسان- را اصلي از اصول نظريه مورد بحث ميداند اما توضيح نميدهند كه چطور براي امري كه خود به اصالت آن در اصل آن_ظاهرآ منظور از اصل دوم همان اصل نظريه انتخاب طبيعي بوده_ ايمان ندارند از ما طلب رديه ميكنند و بنا بر همان توهمات نتيجه ميگيرد كه متوجه فرق دو "اصل" مذكور نشديم!!
بالاخره ايشان معتقدند كه:
از _ميمون به انسان_ اصلي از "اصول" نظريه مذكور است يا خير!
اگر اصلي از اصول است كه اعتراضشان حتي به منظور مذكور خودشان بي پايه است!
اگر هم اصلي از اصول نيست كه كليت آن را چگونه و بر كدام مبنا و مشتق از چه چيزي قبول كرده اند!
در ثاني طلب رديه بر امري كه از ژنهاي نوعي ميمون تا وجود حلقه گمشده اش خود به خود چالشي و طبعآ رديه اي ذاتي به همراه دارد هم موجب تفريح ما شده!
-سفسطه اي جالب رخ داده كه بر خلاف الما آن را بيان خواهيم كرد:
"علوم" طبيعي را از منظري ماترياليست عنوان كرده اما در مقام مقايسه با "عالم" طبيعي بر آمده.
حالا آقايان با نبوغ اراديشان! تناقض زير را پيدا كنند(اگر معتقد به وجود تناقض هستند!)
الف-علوم طبيعي ماترياليست است!
ب-عالم طبيعي ماترياليست است!
ج-عالم طبيعي=علوم طبيعي!
د-آلم ما ماترياليست است!
پس آلم ما= علوم طبيعي=عالم طبيعي=ماترياليست!
(اگر به شيوه ما در تقابلها ايراد دارند مستقيمآ يقه علماي رياضي و منطق را بچسبند!)
هر زمان متوجه تناقض موجود(در صورت وجود!) شدند به هم جناحي هاي خود مساله را توضيح دهند!
نا گفته نماند كه انتشتن خدا بيامرز ظاهرآ از دست دربان احمق مذكور به خاطر اصرارش بر اثبات "رياضي" قضيه تاس معروف! به طرز معجزه آسايي گريخته! كه الما حتمآ پاسخي خواهند داشت!
/- مساله مفرح ديگري نيز موجود است!
آقايان معتقد به علوم طبيعي و استنباطهاي تجربه پذير هستند اما تولد هويج از خوك مذكور را به عنوان اثباتي در جهت عقيده خود مياورد!
قسمت مفرح اين مطلب دقيقآ همان جايي است كه الان عرض شد!لازم به ذكر است كه از منظر عقل چنين رويدادي "پديده " مخالف عقل محسوب نميشود اما در علوم تجربي مطلقآ قابل قبول نيست!
عينكي هاي آزمايشگاههاي مذكور هم بنا بر ماهيت علوم تجربي نه تنها چنين چيزي را قبول نخواهند كرد بلكه صف كذايي مذكور هم تشكيل نخواهد شد مگر از طرف عده اي ابله عاقل!
به بيان روشن تر علم تجربي براي قوانين خود اعتباري هم پايه قوانين رياضي قايل است كه يك انسان واقع گراي "عاقل" هم آن را تا زماني كه ردي بر آن نيامده بي اعتبار نميداند!
به همين جهت است كه وقتي علوم تجربي امري را تيوري لحاظ ميكند به ان معناست كه چالشها و تناقضاتي در ان مطرح و جاري است!
اينجا دقيقآ محل (يكي) از كج فهمي هاي آقايان است!ايشان در جايي ما را متهم كردند كه :
اتکا به نقد آرا وی برای به چالش طلبیدن نظریه تکامل، کار عبسیست.
اين مطلب از آنجا نشات ميگيرد كه اگر تناقضي را مستند "به علوم تجربي" اثبات شده در همان حوزه در مورد نظريه اي بيان كنيد كار بي فايده ايست و تبعآ علماي طبيعي كه اساس مطالعاتشان بر همين مبنا هست كاري بي فايده انجام ميدهند و عينكيهاو .. قس ..!
كه اين نظر جالب هم در جاي خود قابل بررسي است(براي تفريح بيشتر!)
اما ترجيح ميدهيم گام به گام اين موضوعات را دنبال كنيم به دلايلي كه ذكرش رفته...
---
در انتظار بر آورده شدن انگيزه اصليمان در شروع اين مباحث آرزو به دل نمانيم!انشا الله!
مرسي!
nogodman
Monday 10 April 2006, 12:27AM
در گیری با کتب تخصصی(!)، ظاهرا توان علما را در درک مسائل ساده تحت تاثیر قرار داده است!
شخصی یک سخنرانی را تحت عنوان شبهه در دین مطرح کرده و ما پاسخ دادیم که آن سخنرانی صرفا جنباندن ما تحت شارب نبوده و مستند به یافته های علمیست. البته کسانی که مواردی از این دست را مغایر تعالیم دینی می دانند و حس می کنند لطمه ای به باور هایشان وارد آمده، باید در صدد پاسخ گویی به آن بر آیند که احتمالا دینشان نیز از منابعی به این محکمی بدست آورده اند!
که عالم ما از پرده بیرون آمد و طلب تحقیقات بی چون و چرا کرد و تاکید بر اعتقاد انیشتین به خدا و ... !
احتمالا در مطالب قدیمی ما مواردی را یافته اند که با ذکر موارد فراوان تناقض یافته های علمی با متون کلاسیک دینی، نقد مذهب با دست یازیدن به یافته های علمی را فاقد مولفه های یک نقد جامع دانسته است.
البته اثبات یا رد تکامل انسان از میمون گرچه موثر بر دیدگاه ما نیست اما بر دیدگاه دینی بسیار موثر است و ما هر چه بر رد آن با استناد به متون علمی اصرار می ورزیم، سخنرانیهایی در اثبات نسبتمان با قبایل سیاه پوست تحویل می گیریم!
بلا روزگاریه ئالمیت!
nogodman
------------
بعد التحریر: یه سبزی فروش از جناح علما برایشان توضیح دهد که ماتریالیست بودن علوم طبیعی از منظر روش شناسی، بدین معنیست که یک پدیده در این حوزه تنها با علل مادی توجیه می شود و توضیح فرا مادی درباره علل یک فرایند طبیعی از حوزه این علوم خارج است.
این مطلب هیچ ربطی به ماتریالیست بودن علمای حوزه علوم طبیعی ندارد و مومن ترین آنها نیز در مطالعات علمی خود بدین نحو عمل می کنند. فرق یک دعا نویس و یک پزشک مومن را به عنوان مثال برای حضرات تشریح کنند.
ضمنا توضیح مختصری در باب غلو بودن مثال ما به ایشان ارائه کنند. شاید متوجه شوند منظور تولد گیاه معین از حیوان معین نبوده و هدف دورترین مثال از دسترس عقل می باشد.
AntiMatter
Monday 10 April 2006, 11:18AM
سلام.
/- بدمان نميآيد در نجات ما از چاه سياه مذكور جهدي هر چند اندك كنند!-طبيعت جاويدشان كناد!-
/- ما دقيقآ منظورمان تفهيم همين مطلب براي خودمان البته! بوده كه عمليات شاربي مذكور كه با رمز "هاتوا برهانكم.." آغاز شده " مستند به یافته های علمیست" يا خير و آيا المهاي متصاعد شده از جانب آغايي! و تاييد شده از جانب آقايي تا چه حد مستند است!
/-متون قديمي كلاسيك! ايشان از جانب ما مروري نشده و اگر برهاني بر گفته اخير خود دارند بدمان نمي آيد محظوظ شويم!شايد شباهتي بين روح قياسي كشيشان تفتيشي و استقرايي گاليله اي يافت شد!
جامعيت يك نقد مبتني بر مولفه هاي مختصه مرتبطه با درستي آن متفاوت است كه آقايان حتمآ از دستشان در رفته!
نقد پديده"تولد هويج از خوك" ميتواند با دست يازيدن به آ.اس.پي.نت جامعيت پيدا كند اما...
/- البته اشتياقي وافر-تاپيكي مجزا البته-در باب آگاهي از "موارد فراوان تناقض یافته های علمی با متون کلاسیک دینی" ما را قلقلك ميدهد!
/-قبلآ هم علما تذكري مشابه را دادند اما چند سطر بالاتر از همين مطلب اخيرشان بنا بر حدسي كه از اعتقادمان داشته اند بر ما خرده گرفته كه جامعيت نقد متون با دست يازيدن به تجربه را قبول نداريم ظاهرآ يافته هاي المي مذكور -عنوان شده از جانب آقايان- هم در همين وادي هستند و بيانش هم به لحاظ علاقه آقايان به علم بوده و هيچ استعمالي - نفي و اثباتي- در هيچ زمينه اي برايشان ندارد!
گرچه سخن اصلي ما -عيني و تلويحي- اين بوده كه رد و اثبات خدا با توسل به تجربه عقلاني نيست اما هر چه توضيح ميدهيم قصد ما صرفآ بحثي در حيطه سنجش عيار سخنان آقايان هست ظاهرآ توجهي به هر دليل نميشود!
/- برايمان جالب است كه بدانيم ديدگاه ديني چيست!همچنين چگونگي تاثير گذاري اثبات يا رد اصل! مذكور بر ديدگاه ديني را مشتاقيم!
چرا كه به موضوعي معتقد بوديم كه آقايان در جايي صحت آن را تاييد كرده بودند! و اگر به ادعاي اخير خود اعتماد دارند بايد چنين موضوعي را رد كنند!(عدم عقلاني بودن تلاش براي اثبات يا رد خدا با تجربه!)
""البته گمانمان بر اين است كه منظور آقايان از ::هر چه بر رد آن با استناد.. :: ؛؛هر چه بر اثبات آن با استناد ؛؛ بوده""
/- بعد از تمام توضيح واضحات!مطروحه باز به اينجا ميرسيم كه :
بالاخره آقايان معتقد به درستي گفتار "آن آقا" اعتقاد دارند يا خير!؟
(باور بفرماييد فعلآ غرض ديگري نداريم تنها مايليم كه بدانيم آقايان صدور اولين بند از اولين پستشان در تاپيك جاري را از جانب خود قبول دارند يا خير!همين!)
-----------
پرتغال فروش مذكور پيدا شده ظاهرآ!
اگر اينطور است به ايشان بفرمايند دچار عارضه تسلسل بينايي! و البته خفيف شدند!
عبارت "از منظري" اشاره به همان منظر مورد نظر آقايان دارد و "اما" بين دو گزاره خاصيت عطف دارد(شايد بهتر بود "و" عطف ميآمد!) و جملات يمين و يسار جملات مرتبط هستند!
مسلمآ بند:
اگر همان فرد جلوی یک آزمایشگاه بگوید کوهها را خدا آفریده، دربان آزمایشگاه او را به کلیسا و یا مسجد راهنمایی می کنند
به ماترياليست بودن عينكي مذكور در آزمايشگاه و حتي تا پا دري آزمايشگاه تصريح ميكند _غير از اين است توجيهمان كنند!_
ايشان ميتوانند عبارت "در آزمايشگاه" و يا "در حيطه علوم تجربي" را به احكام ما اضافه كنند تا خيالشان راحت تر شود!
با مثال پزشك مومن و .. هم تناقضي حاصل نميشود هيچ به تكامل محتويات هم كمك ميكند!
/- بار چندم است كه تصور ميكند متون كلاسيكش! درك نشده ؛نقد شده!-حداقل 5 مورد از اين نوع پديده ها قابل اثبات است!-
در كجاي سخنان ما نشانه اي مبني بر عدم درك "انفجار كرتاسه"! مذكور رخ نموده!؟
ظاهرآ آقايان عقل و هوش را خلط كرده اند!دور از دسترس عقل به معني غير عقلاني است يا چه؟
اصولآ محدوده دسترسي عقل از نظر آقايان چه ميتواند باشد!؟
شايان ذكر است كه آقايان بايد توجه عميقتري مبذول داشته باشند كه تولد كبريت از ماهي و .. براي ما در نقدمان به عنوان يك پديده غلو شده در علوم تجربي_مطابق خواستشان_ در نظر گرفته شده و عمل آقايان در استفاده از "مفاهيم متفاوت در حوزه هاي متنوع" وقوع اين پديده را نقد كرديم و اثباتآ "غلو" تعبيه شده در نظر گرفته شده!-عبارات واضحتر در بضاعتمان نبود-!
/- اميدواريم بحثهاي حاشيه اي ما را از اصل خواسته مان دور نكند!
مرسي!
nogodman
Tuesday 11 April 2006, 10:22AM
اول. پس حضرات در پی سنجیدن عیار سخن ما هستند! و به طبع این سنجش به معنی مستند نمودن سخنرانی مذکور به نتایج تحقیقات علمیست. پیدا کردن لینکهای آن کمی وقت گیر است که انجام خواهیم داد. شیپور غلاف کنند که انجام می دهیم!
دوم. مذهب بدین لحاظ که شامل مباحثی در طبیعت است، خود را در معرض این قضاوت قرار می دهد. آنچه ما بر آنیم کمترین برخوردی با طبیعت ندارد و تکوین تاریخ و جوامع انسانی را در بر می گیرد. دقیقا علاقه ما سبب مطالعه سطحی در این باب شده و اگر نظری (در واقع سئوال و نکته ای) در این باب به ذهنمان برسد، باید به سنجش اصحاب علوم طبیعی برسد. همانند ساز و کار کارورزی که شواهدی بر تایید آن یافته ایم، لکن تایید آن ما را متخصص علوم طبیعی نمی کند و تکذیب آن نیز تاثیری در کار ما ندارد.
نقد مذهب را نیز اساسا بدون توجه به این گذاره ها انجام میدهیم. و ضمنا نظر ما دقیقا عدم جامعیت نقد مذهب با رویکرد علم طبیعیست.
سوم. پیر سبزی فروش ما ظاهرا توانسته ایشان را قانع کند و البته مسئله مشمول قانون «خودت گفتی» شده که مهم نیست. لطف کند مختصری نیز در باب تفاوت «درستی سخن آن آقا» و «مستند بودن سخنان آن آقا» برایشان توضیح دهند!
nogodman
AntiMatter
Tuesday 11 April 2006, 10:37PM
سلام.
/- جاي اميدواريست كه مناقشات چند پرده اي ما دورنماي اميدوار كننده تري پيدا كرده-كاچي..-
/- اثباتآ هذيانهاي ما حول همين محور بوده اما موضوع ديگري هم در همان هذيانات ما مستتر بوده كه همانا سبك و خواسته جز نگر ماست.راضي به اتلاف وقت آقايان نيستيم.فعلآ از اولين سخن تاييد شده آن آغا سنجش را شروع ميكنيم تا ...
در حال حاضر سوالي بسيار ابتدايي داريم كه آقايان سخنان آن "آغا" را تاييد كرده اند يا نه؟
/- آقايان در اثبات جواز نقد متون_البته از مذهب نام برده كه گمانمان بر اين است كه منظور متون بوده!_ با علوم طبيعي اشاره به شمول مباحث طبيعي در متن متون كرده اند!با اين اوصاف و با توسل به همين استدلال ميتوان ماترياليسم را به جهت آويزان شدن بي دليل به علوم تجربي سرزنش كرد!
چرا كه در قوانين علوم تجربي توجيهات بسيار زيادي بر رد بنياد ماترياليسم_خلق هست از نيست_ وجود دارد و حتي يك نظريه هم در توجيه اين اصل ماترياليسم وجود ندارد!
شايد مثال ساده تر ديگري براي نقد اين عقيده آقايان خالي از لطف نباشد!:
منطق مباحث بسياري دارد كه شامل علوم تجربه پذير است! اما چرا نقد منطق با علوم طبيعي از لحاظ عقلي درست نيست؟
به روشني معتقد به اين بوديم كه نقد متون از روش تجربه مدار_هر چه ميخواهد باشد_ از اساس اشتباه است!
اما آقايان سخنراني در باب توضيح واضحاتي همچون عدم جامعيت نقد علم مدار_طبيعي_ بر متون و .. تحويلمان ميدهند!
اينكه نقد يك مطلب تنها از يك منظر جامعيت ندارد را الماي بي رواديدي همچون ما هم متوجه هستند_هستند؟!_
/- بنا بر ملاحظاتي كه ما نميدانيم آقايان اصرار خاصي بر تاكيد مكرر اعتقادشان مبني بر عدم تاثير گذاري علوم طبيعي بر معتقداتشان دارند اما روشنمان نميكنند اين عقيده اي كه ما بارها بر آن صحه گذاشتيم داراي اعتباري دو سويه هست يا خير؟!
/- آيا به همان دليل كه نقد مذهب با علوم طبيعي را به دليل درگيري در طبيعت مجاز شمرده ميتوان نقدي مشابه را بر اعتقاداتشان داشته باشيم؟!_شايان ذكر است كه چند پست بالاتر قصد چنين كاري را داشتيم ولي آقايان ما را خاموش كردند!_
/- هر چه مطالبمان را مرور ميكنيم موردي مبني بر عدم درك منظور آقايان در هيچ موردي تا كنون به دست نياورديم.كم كم به اين نتيجه نزديك ميشويم كه آقايان يا متوجه عرايض ساده ما نميشوند و يا بنا بر دلايلي ترجيح ميدهند تذكراتي در اين باب هر چند بي محل! بدهند.!
ما به روشني تفكيكي در باب وجود و درستي جامعيت نقادي منظورمان بوده و سخني از ما در باب عدم و يا وجود نقد جامع در باب مذهب تراوش نشده!
بهتر است آقايان من بعد اشاره اي كوتاه به دليل نتيجه گيريهايي از اين دست داشته باشند!تا خوانندگان احتمالي به درك روشنتري نسبت به ظلماتي كه در آن دست و پا ميزنيم برسند و البته از اين راه افتخاري..
*********
/- البته متوجه براهين محكمه گاريچي پيرمان نشديم!
مشخصآ آقايان معتقد بودند كه علوم طبيعي از منظر روش شناسي ماترياليست است و از اين راه به اين نتيجه رسيدند كه در همان محدوده آزمايشگاهي _علوم طبيعي_ , و از همان منظر مذكور دانشمندان نيز ماترياليست هستند و حكم به بازداشت عينكيهاي مذكور در صورت خيرگي در محل و اطراف آزمايشگاه دادند و ...
ما از همين منظر احكامي را صادر كرديم كه يا آقايان به شيوه تقابل ما در صدور آن ايراد دارند يا به اصل تقابل كه بدمان نميآيد موش و گربه اي داشته باشيم!
/- جاي خالي در طرفين سرمان_كله؟!_ نمانده!مرتبآ اشاره داشتيم كه به دنبال مستند بودن هستيم و اصولآ درخواستمان هم در همين وادي بوده و اگر لفظ "درستي" به كار برديم بدنبالش مشخص شده كه منظورمان درستي ادعا در حيطه مشخص شده مان بوده نه اشكالات پاسخ داده شده آقايان در باب خلط مبحثهاي حوزه هاي مختلف نامربوط!
مرسي!
nogodman
Wednesday 12 April 2006, 04:41AM
اصلاحیه
وقت گیر نبود؛ بدین وسیله تاییدات خود از سخنان ارائه شده پس می گیریم: دو نکته مورد اشاره قرار گرفته بود که یکی مربوط به مهاجرت انسان فعلی از افریقاست که مستند است و دیگری زمان آن که کاملا اشتباه است.
-------------
- «مذهب» به «متون» ارتقا داده شده که مطلوب است ولی به دنبال آن علم افشانیهایی صورت گرفته که از اصحاب کتب تخصصی(!) بعید می نماید!
اساسا وقتی در متنی سخن از یک موضوع به میان می آید، در واقع نظری در آن باب رانده شده که آن را از منظری معین نقد پذیر می کند و البته اگر این نقد به رد بیانجامد، به همان اندازه که مطلب معین در شاکله متن تاثیر گذار است، متزلزل می شود. وقتی کتب کلاسیک مذهبی نظری در مورد طبیعت دارند نیز در واقع با این رویکرد می توانند مورد نقد قرار گیرند. جامع نبودن نقد مذهب با استفاده از علم طبیعی -از جهتی- بدین لحاظ است که نظرات ایراد شده در آنها در واقع جز اصلی اعتقادی نیست.
این جواز را ما ندادیم بلکه جواز آن قبل از ما صادر شده و تصور نقیضش دنیای علم (و حتی الم) را تبدیل به صحنه نه چندان دل انگیزی می کند.
-نیز علم پراکنی هایی در باب ماتریالیسم مشاهده شده که متضمن بی توجهی عالم ما در این باب است.
ماتریالیسم نحل مختلف دارد که در بر گیرنده عرصه های متفاوتیست و فصل مشترک آنها صرفا تقدم زندگی بر آگاهی یا ماده بر روح یا ... (که اصل بنیادین تمامشان نیز هست) میباشد. آن دسته از شاخه های ماتریالیسم که دارای فصول مشترک با طبیعتند، در معرض نقد این دسته از علوم قرار می گیرند.
مورد «خلق هست از نیست» نیز مثالی دو رویه است که مذاهب نیز در صورت ثاقب بودنش، از آن بی بهره نخواهند بود.
nogodman
------------
بعد التحریر: اخیرا مشاهده شده که علما با عنوان الم (همان ئالم است در ادبیات علمی) قلم می زنند که در همینجا هرگونه نسبتی با خود و دنیای الم تکذیب را تکذیب می کنیم!
AntiMatter
Thursday 13 April 2006, 06:57PM
سلام.
/-اينكه مقداري از راه رفته شده جاي خوشوقتي است ومباهات!
/- مورد اول ما همچنان حلش مبهم مانده!و آن اينست كه آقايان خدشه دار بودن نظريه فوق را قبول كردند يا خير؟
ظاهرآ "يافته هاي بي چون و چرا" برايشان حل شده منتها به اين خاطر كه در جايي مدعي شدند تمام چالشهاي "علمي" پاسخ داده شده ما را بر آن داشته كه سوالمان را تكرار كنيم!
*********
/-شايد بهتر بود ميگفتند متون به مذهب تعبير شده كه در مطلوب بودنش موافقيم!
/- علم افشاني هاي صورت گرفته بسيار روشن بودند و تكرار صحبتها محلي نداشت و بهتر بود المايي همچون ما را طريقت مينمودند!
به روشني گفتيم:
صرف صحبت از مفاهيمي مشترك در حوزه هايي متنوع جوازي بر درستي نقادي ميان حوزه اي نيست!
در فلسفه درگيري بسياري از مفاهيم تجربه محور را مشاهده ميكنيم!درگيري فلسفه در مفهوم خلقت _از هر نوعي_ به روشني قابل اثبات است!اما چرا نقد فلسفه با علوم تجربي درست نيست؟
شايد داروينيسم و لاماركيسم و .. نمونه بارزي از اين اشتباهات باشد!
نحله هايي از ماترياليسم كه بر مبنا و بنياد نظريات تجربي بنا نهاده شده!
اما برقراري رابطه عكس اين درست است! فلسفه شايستگي نقد مفاهيم علم را دارد!
چرا؟
به چه دليل هنگام نقد علم توسط فلسفه ايرادي وارد نيست اما نقد فلسفه با علم مورد قبول واقع نميشود و درست نيست؟
مباحث فوق_و البته روابط فوق_ حتي در هندسه و منطق و رياضيات نيز قابل تعميم است!
/- متن ما در عدم وجود جواز نبوده كه در عدم درستي و قابل دفاع بودن آن بوده!
مكاتبي همچون داروينيسم تنها مكاتبي هستند كه چنين جوازي داده اند و ما وجودش را نفي نكرديم كه روشن بود!
/- گمان ميكنيم در مدت نه چندان دوري به وجود انشعابات در ماترياليسم اذعان كرده بوديم و آقايان با وجود چنين پيشينه اي از ما جواز تعميم سخن ما را داشتند كه ظاهرآ ترجيح بر اين بوده كه ...
اما اجازه بدهيد مقداري در اين باب هذيان بافي كنيم!
تماما نحل ماترياليسم در مورد خلقت داراي ديدگاه مشتركي هستند و ناگزير از جبهه گيري!
خالق چيست؟_كيست؟!_
اين سوالي است كه گريزي از آن ندارند!
آيا پاسخ انشعابات گوناگون مكتب فوق ماهيتآ تفاوتي دارند؟
خير اما اين پايه مشترك باعث نشده روشهاي مشترك پديد آيد! بلكه بنا بر تنوعات پديدار شده منبعث از شرايط مختلف تاريخي و اجتماعي و طبيعي! روشهاي استدلال تغيير كرده!
گروهي با دست يازيدن به علوم تجربي و گروهي با دست يازيدن به مفاهيم فلسفي به تبيين بنياد مشتركشان ميپردازند!
اگر بخواهيم ريز تر و دقيق تر به اين موضوع بپردازيم به اين جا ميرسيم كه در دو گروه فوق هم هر يك فراخور تغييرات دگرگون شده اند.مكاتب داروين و لامارك و انفصال آنها از هم در يك زير مجموعه واحد ميتواند مثال خوبي باشد.
اما تمام انشعابات در روش است نه فلسفه!
پس ميتوان تمام نحل ماترياليسم را زير چتر "عدم وجود خدا" و طبعآ خلقت تصادفي_با هر بياني_ جمع كرد.
به عبارت ديگر تمام انشعابات ماترياليسم به جهت اينكه در مبحث خلقت صاحب نظري هستند و هيچ نحله اي نميتواند موضع بي طرف در مقابل اين پرسش اتخاذ كند و درست به همين دليل كه ماهيتآ پاسخي طبيعت محور به اين پرسش دارند قابل نقد با علوم طبيعي هستند وعبارت ذيل كه بر پايه استدلال آقايان _نقادي متون به جهت درگيري در طبيعت و علومش_ در نقد تمام ماترياليسم_اعم از طبييعي مسلك و .._ با علوم طبيعي نگاشته شده
درست است!
چرا كه در قوانين علوم تجربي توجيهات بسيار زيادي بر رد بنياد ماترياليسم_خلق هست از نيست_ وجود دارد و حتي يك نظريه هم در توجيه اين اصل ماترياليسم وجود ندارد!
/- شايد بهتر بود براي يك طرفه كردن مثال مذكور عبارت را به اين نحو"خلق تصادفي هست از نيست" اصلاح ميكرديم!
اما از آنجا كه تصور ميكرديم آقايان تا به اين حد نازل به دانسته هاي ما اعتماد دارند كه كاربرد عبارت"خلق هست از نيست" را در هنگامه بحث در مورد ماترياليسم به همان مفهوم اصلاح شده منظور داشتيم از بيان كامل آن خودداري كرديم كه ..
مرسي!
nogodman
Friday 14 April 2006, 05:24AM
بسیار باعث شعف است که باز پس گیری تایید ما از سخنرانی کذایی، راه را برای بررسی نسبت نظریات دینی و تکامل انسان از میمون هموار ساخته است. اگر منظور حضرات از «نظریه فوق» مشخصا نظریه داروین است، باید بگوئیم که از محتوای نظریه اطلاعی نداریم و اساسا سخن ما ناظر به تکامل انسان از میمون بوده که ظاهرا نظریه داروین، یک نظریه در این باب است.
------------------
از قضا متفکرین گرانقدر ما در هر زمینه ای با کتب تخصصی(!) دست به گریبانند!
به هر روی پس از طوفانی که در باب فلسفه و علم و تجربه و لامارک و ... به پا کرده اند، ما مانده ایم و چند توهم نا چیز. از جمله منظور از فلسفه را نفهمیدیم که شاخه های فلسفه است یا روشهای متداول در فلسفه و یا چیز دیگر. مثلا هرمنوتیک در باب حشره شناسی چه نقدی می تواند داشته باشد یا روشهای شوپنهاوری در پژوهشهای کیهانی به چه کار می آیند و ... .
و یا اینکه اگر نظامی فلسفی بر نفی ضربان قلب بنا شود، با گرفتن ساده نبض رد شدنی نیست و ... .
علم پراکنی هایی نیز در باب ماتریالیسم انجام شده که ما را نیازمند سبزی فروش می کند!
همانطور که قبلا هم اشاره کرده بودیم، زمینه های تحقیقاتی و تولیدات شاخه های مختلف ماتریالیسم متفاوت است و اختلاف را تنها در روش آن دیدن نوعی کم لطفیست!
به هر حال ما بسیار مسرور خواهیم شد که آموزه علمی علما در مورد اختلاف روش مثلا ماتریالیسم احساسی لاک و الحادی مارکس باز سازی مجملی گردد تا یکسانی فلسفی آنها نیز عیان شود.
همچنین خوشحال خواهیم شد اگر «خلق غیر تصادفی هست از نیست» از منظر علوم طبیعی اندکی توضیح داده شود.
nogodman
AntiMatter
Wednesday 19 April 2006, 05:19AM
سلام.
/- از طفره آقايان در پاسخ به ابتدايي ترين پرسشمان همچنان انگشت به دهانيم!
متوجه نشديم تحقيقات بي چون و چرا هم در زمره موارد پس گرفته شده به حساب آمده است يا خير؟!
/- به شدت مشعوف شديم از سخنان آقايان در باب از ميمون به انسان و تفكيك آن از نظريه گزينش تركيبي يا به قول آقايان "نظريه داروين!"
قابل توجه حضرات:
"از ميمون به انسان" از پايه بر مبناي نظريه داروين بنا شده و قسمت جالبتر قضيه ,براي نخستين بار ذيل نظريه مذكور توسط شخص داروين عنوان شده و جالتر از همه اين است كه بر بنياد نظريه انتخاب طبيعي و همان فرضيات مبنايي ظاهرآ غير مرتبط(مستقيم) نظريه مذكور قابل توجيه است و انتهاي جذابيت داستان اينجاست كه اگر آقايان قسمت اول سوال ما را پاسخ دهند زنجير وار تكليفشان هم روشن خواهد شد!
---------------------
/- ظاهرآ نبوغ ارادي حضرات در مراحل عالي سير ميكند و از لولهاي پست بيخبر مانده!
شايد وقتي ميگوييم روش رياضي منطق است يا روش علوم تجربي مشاهده و تجربه آقايان بلافاصله به دنبال شاخه ميگردند!و نميتوانند كليتي تصور كنند!
,و شايد به همين خاطر است كه وقتي ميگوييم فلسفه شايستگي نقد "مفاهيم" علم را دارد ياد روشها و شعبات و تبعآ جزيياتي همچون حشره شناسي ميروند!
/- سابقآ سوالي با قصد اشاره اي به اين مطلب داشتيم كه در نظر آقايان مفهوم و اساس "علت" در علوم تجربي و فلسفه چگونه است؟
مثلآ اگر علت زدن نبض را از دو عالم فلسفه و طبيعي جويا شويم _ميتوانيد عالم را با علم جابجا كنيد!_ پاسخ آنها چه خواهد بود؟!
اين مطلب روشن شود ميتوان به دو موضوع فوقاني و تحتاني هم رسيد و عيار سنجي هم در اين وادي داشت!
/- از خلق فلسفه اي بر مبناي علوم تجربي خبر ميدهد و با گرفتن نبضي فلسفه اي را با تجربياتش رد ميكند!
بد نيست آقايان بدانند تركيب اين دو با حفظ گرايش ذاتي و بنيادين علوم طبيعي غير ممكن است و اصولآ فلسفه خودخواه تر از اين است كه تحمل علوم طبيعي را داشته باشد!
در چنين حالتي _تركيب اين دو و يا بنياد ايديولوژيي بر مبناي علوم طبيعي _ فلسفه اي وجود نخواهد داشت!
/- آقايان به پرسش استفهامي اساسي ما توجهي نكردند _ترجيح؟!_ !
ميتوانند هر انشعابي از ماترياليسم را دل به خواه انتخاب كنند و پاسخشان را از مبناي خلقت جويا شوند!بعد از اخذ پاسخ_ صد البته بعد از به نتيجه رسيدن موضوع اصلي اينجا!_ در عنواني مجزا دعوتي شود اجابت خواهيم نمود!
_علت ملقب كردن ماترياليسم لاكي به احساسي و ارتباطش هم بايد جالب باشد!_
/- «خلق غیر تصادفی هست از نیست» يكي از جالبترين مسايل مورد علاقه ماست كه بسيار مشعوف خواهيم شد در صورت تمايل آقايان در جستاري مجزا _حتي همزمان با اين تاپيك! به علت نزديكي آن به اين مبحث!_ به آن بپردازيم!
آقايان علاقه مند بودند منتظريم!
*************************
/-** از آنجا كه ورود ما به اين بحث اساسآ در پاسخ به نداي هل من مبارز آقايان بوده انتظار داريم بيشتر به مباحث اصلي و مرتبط بپردازند و پرداختن به مباحث فرعي را موكول به استارت عناوين جداگانه و بعد از حل موضوع جاري كنند!
مرسي!
nogodman
Saturday 22 April 2006, 06:07AM
امیدوار بودیم که حضرات با ارائه نمونه هایی علمی از لابلای کتب تخصصی(!) خود، که تکامل انسان از میمون را مردود می شمارد، سخن را به راحتی به پایان برسانند که به هر دلیل محقق نشده. در مقابل این تکامل را ساخته داروین دانسته (که کاری به صحت و سقمش نداریم و اساسا به دنبال باستان شناسی این موارد نیستیم) و طوری مطلب را ارائه می دهند که این مسئله منحصرا در نظریه داروین مورد اشاره بوده و الباقی دانشمندان مخالف این نظرند.
به هر حال در انتظار نمونه هایی در این باب هستیم.
-----------
- تمایلی به مناقشه در مطالب بی سر و ته ذکر شده نداریم. اشاره ما به شاخه های فلسفه و روشهای درونی نیز بیشتر مورد استفاده در مطلب مربوط به ماتریالیسم بود که به آن می پردازیم.
فلسفه را در یک قالب کلی دیدن به نحوی که بتواند یک کارکرد عمومی داشته باشد نیز تنها یک تصور ذهنیست و گرنه تنها شاخه ای که صلاحیت تام نقد مفاهیم علم را داراست، فلسفه علم است که خود تجریدی از روند تشکیل تئوریهای علمی، ریشه ها و نتایج و ... علم در بستر تاریخ علم است.
- ما در قم شنیدیم که فلان مسئله اگر محال است، فرضش محال نیست. ولی اکنون با موردی برخورد کردیم و چون سابقه قبلی داشت، تصور می کنیم که حضرات علما با رسیدن به امری محال توقف کرده و اصل سخن را فراموش می کنند! فلذا زین پس به جای مواردی از این دست که موجب علم افشانی حضرات گردیده، به موارد واقعی اشاره می کنیم.
در مطلب مربوط به رابطه علم و فلسفه، سخن ما آن بود که هر متنی به همان میزان که در خود از علوم استفاده می کند و یا اشاراتی به آن دارد، از منظر یاد شده نقد پذیر است. که حضرات این مطلب را ظاهرا با اتکا به مفهوم علم و فلسفه و ترتیبات و تفاوتهایشان مردود می دانند.
حال خوشحال خواهیم شد اگر ایده خود در این باب را در موارد موجود باز سازی کنند. مثلا فلسفه مهم و تاثیر گذار شوپنهاور که نزد وی تولید مثل، به لحاظ ارتباطش با خواست زندگی از اهمیت ویژه ای برخوردارست و متون وی حاوی موارد بسیاری از باز سازی ایده فلسفی اش در طبیعت و مثال های تایید کننده می باشد، چرا از منظر علوم طبیعی قابل نقد نیست؟
- یک کاسه دیدن شعب ماتریالیسم همان قدر صحیح است که انتظار یک کارد کرد کلی از فلسفه داشتن: سئوال یاد شده در مکتب ماتریالیسم مارکس بی پاسخ است و اساسا در دستور کاری این فلسفه قرار ندارد!
و ظاهرا احساسی نامیدن ماتریالیسم لاک، باعث عدم مقایسه بین فلسفه مارکس و لاک گردیده!
لقب «احساسی» را پس می گیریم و منتظر قیاس بین دو فلسفه یاد شده هستیم که ببینیم اختلاف روش دو فیلسوف چگونه است و یکسانی فلسفی آنها چگونه.
- نظر به اینکه این در مطالب این تاپیک -خاصه در پستهای آخر- اصل و حاشیه کاملا تفکیک شده اند و نیز سایر علما لطف کرده و ما را از نظرات خویش -که سایر گفتارها را به انحراف می کشد- محروم ساخته اند، تصور نمی کنیم که احاله پاسخ به «جستارهای دیگر» چندان مطلوب باشد.
منون خواهیم شد که پاسخ سئوالاتی همچون «خلق غیر تصادفی هست از نیست» از منظر علوم طبیعی، در همین قسمت ارائه شود.
nogodman
AntiMatter
Monday 24 April 2006, 01:04AM
سلام.
/- به شدت علاقه مند شديم تصور آقايان را در مورد "از ميمون به انسان" را بهتر درك كنيم.ميگويد طوري سخن ميرانيم تو گويي داروين اولين مبدع آن بوده كه البته منتي گذاشتند و به چشم ميكشيم.چشممان كور خودمان گفتيم و خودمان لرزش را ميكشيم.حال آقايان بفرمايند تصوري غير از اين دارند يا نه؟!
/- سوال اصليمان را پاسخ دهند مساله به سرعت حل خواهد شد!
----------------
/- از آنجاييكه ياخته هاي خاكستري ما به اين حد از تكامل نرسيده اند كه تاب پذيرش براهين محكمه اي نظير "تاييد ميكنم و تكذيب ميكنم هاي جاري" و "اين درست است و آن غلط!" را ندارد آقايان سر وته را ساده تر سامان دهند.ضمنآ آگاه شديم مطالب رد نشده ما بر خلاف مطالب كذب پس گرفته شده فاقد سر وته هستند و "بي سر و ته" به كذبيات و .. اطلاق نميشود!
--------------
/- آقايان علاقه زيادي به پيش كشيدن جزء نظرها و آراي متفكرين در پاسخ به چاله هاي بنيادين دارند.كيست كه نداند ورود به اين مباحث با طرفي كه قصد جدل دارد چه آفاتي دارد.نقل قولي از لاك او را در نظر بعضي ماترياليست و در نظر بعضي خدا باوري راستين ميكند!(رديه معروفش بر اعتقاد استنباط معارف از مبادي اوليه و پذيرفتن مذهب بر اساس معقول و بسط آن در حيات عملي).
و كيست كه نداند بلغور اراجيف الماي ماترياليسم و كاربرد مفرط ايسمهاي چندش آور بدون هدف براي به لجن كشيدن گفتگو چقدر راحت است!
آقايان لطف كنند براي ما از مفاهيم اوليه بگويند و فعلآ در همان وادي سير كنند.
/- نميدانستيم تنها فلسفه علم است كه شايسته نقد مفاهيم علم است!پس قرن 18 به قبل مفاهيم علم مورد نقد قرار نگرفته بود! و ارسطوي خدا بيامرز چرند ميبافته واسلافش هم.!
و اينكه نميدانستيم فلسفه علم منتج از نتايج آزمايشات عينكيها است!و تبعآ بر پايه نتايج علوم شكل گرفته!
قبلآ در اعتراض به سخن ما سخنرانيهاي متنابهي در باب فلسفه علم كرده بودند.درخواست كرديم وجود چنين مفاهيمي را در متن تجربيات يا رد كنند يا قبول كه چيزي نديديم!خواستيم مشخص كنند اشتراك واژگان مبين اشتراك مفاهيم و تبعآ نقادي هاست يا خير كه باز هم جوابي نديديم!
سوالي بسيار ساده است:
آيا مفاهيم مورد بحث در فلسفه علم و همچنين نقد و درجه بندي آنها اشتراكي با آن مفاهيم در علوم طبيعي دارند يا خير؟
/- كاركرد عمومي ديگر چه صيغه ايست؟ يعني وقتي ميگوييم رشته هاي مختلف رياضيات يا هندسه و.. اختلافشان در روشهاست نه در بنياد به اين معناست كه رشته هاي مختلفه داراي يك "كاركرد عمومي" هستند!؟
شايد لازم باشد به نحو ساده تر و مختص كودكاني همچون خودمان! اين مساله را تشريح كنيم!
آيا ماترياليسم ديالكتيك و ماترياليسم اخلاقي هر دو شاخه اي از ماترياليسم هستند يا نه؟_تمام شعبات ماترياليسم_
آيا ماترياليسم از بن و ريشه بر اصالت ماده بنا شده يا خير؟
اگر پاسخ مثبت است كه هيچ اگر نه كه منتظر شنيدن ادله آقايان هستيم.اما چيزي كه الان اثبات شد اين است كه همه انشعابات ماترياليسم از جهان بيني واحدي به نام ماترياليسم نشات ميگيرد.
اساسآ ماترياليسم در مقابل مذهب پديد آمده و به قول راسل براي تاخت به نصوص ديني به وجود آمده و بعد از فرو پاشيدن الاهيات كهن جاي خود را به شكاكيت ميدهد(نقل به مضمون) و از اساس بر يك چيز استوارند و آن اصالت ماده-با هر تعبيري متناسب با شاخه هاي مختلفش اعم از روان و ماده و حس و ..- واين چيزي است كه تمامآ در آن مشتركند.
شايد توضيح اين نكته كه تفاوت در روش بر پايه تفاوت در مسير به وجود ميآيد(همان شعبات) آقايان را بيشتر روشن كند!.
حال اختلاف در ماديگري جدالي با اخلاقي اختلافي در اصل ماديگري نيست بلكه در روش هاي معلول تفاوت شاخه هاست.پرداختن به جزييات موجود شعب ماترياليسم تنها از منظر تاريخ فلسفه داراي اهميت است و در مباحث اينچنيني واجد اهميت و ارزش خاصي نيست!
/- بسيار جالب شر سوال ما را از سرش با يك نفي جالبتر كم كرد!اساسآ به روي خود هم نمياورد كه ماترياليسم قبل از همه- چسبيدن پسوندهاي مربوطه- يك جهان بيني است و نميتواند در مقابل پرسش فوق ساكت بماند آنگونه كه علوم طبيعي مانده اند!.
/- فلسفه در اساس به اثبات و نفي وجود و عدم ميپردازد و علوم طبيعي به بيان خواص و احكام(قانون ها) ميپردازد!
وقتي ميگوييم تركيب فلسفه با علوم طبيعي غير ممكن است به اين معناست كه علوم طبيعي به اين جهت كه شايستگي بحث در باره وجود و عدم را ندارد و اساسآ در اين مورد در تمام رشته ها و انشعاباتش سكوت ميكند و نميتواند پايه ريز "فلسفه اي" باشد.
وقتي فلسفه اي بر مبناي ضربان نبض شكل بگيرد به اين معناست كه كلي بر جزيي بنا نهاده شده كه از منظر عقلي و فلسفي جزو همان قوانين قمي! محسوب ميشود و محال است!
ساده تر:
تسلسل عقلآ محال است و در فلسفه تسلسل قابل پذيرش نيست اما در علوم طبيعي چنين چيزي پذيرفتني است.
تاكيد ما بر روي تفكيك كاربرد مفاهيم مشترك با علوم طبيعي در فلسفه با حفظ ماهيت علوم حسي و عدم آن هم ميتواند ياري رسان باشد!
به طور كلي فلسفه در مفهوم اصلي يك علم صرفآ تعقلي است و اجازه دخالت علوم طبيعي را در مسايلش نميدهد.
آقايان استفاده علوم طبيعي را از فلسفه و بالعكس را با تركيب آنها خلط كرده اند كه ما عادت به اين خلط مبحثها داريم.اما اگر مصر به عقايد خود هستند ابتدا فلسفه را براي ما تعريف و تبيين كنند و قلمرو علوم حسي و فلسفه را مشخص, بعد اثبات كنند كه چگونه فلسفه ميتواند بر پايه نتايج علوم حسي بنا نهاده شود!
علوم حسي با تمام شعباتش به جهت ناتواني در اثبات و نفي وجود نيازمند فلسفه اند.استفاده فلسفه از علوم حسي و بالعكس هم مفهومي اساسآ متفاوت از انچه آقايان در ذهن دارند دارد!
آقايان هرگز نميتوانند مساله اي علمي پيدا كنند-از هر علمي- كه جز مباحث فلسفي بوده باشد.اساسآ به جهت تفاوت سنخيت اين دو مبحث چنين رويدادي محال است-ميتوانند فرضش را بكنند!-
/- پيشنهادمان مبني بر استارت سر فصل مجزا را همچنان منطقي ميبينيم و اگر معتقدند تفكيك مباحث در ذيل عنواني متفاوت مطلوب است قانعمان كنند.اين مبحث عنواني متفاوت دارد و ربطي به مسايل حاشيه اي تفكيك شده! ندارد.
در غير اينصورت ادامه اين بحث در اينجا عقلاني نيست!
/- در مورد خلق تصادفي و غير تصادفي هست از نيست از منظر علوم طبيعي به طور خلاصه :
علوم طبيعي اساسآ در مورد هيچكدام هيچ نظري ندارد!
آقايان مايل به علم افشاني در اين مورد هستند تاپيك ديگر لطفآ
مرسي!
هرمز بهمن
Monday 24 April 2006, 04:36PM
discovery could fill origins gap Fri Mar 24, 11:02 AM ET
2006
http://phenomena.cinescape.com/multimedia/Master_Site/Alternate_History/Master_SiteAlternate_History1605.jpg
ADDIS ABABA (Reuters) - A hominid skull discovered in Ethiopia could fill the gap in the search for the origins of the human race, a scientist said on Friday.
The cranium, found near the city of Gawis, 500 km (300 miles) southeast of the capital Addis Ababa, is estimated to be 200,000 to 500,000 years old.
The skull appeared "to be intermediate between the earlier Homo erectus and the later Homo sapiens," Sileshi Semaw, an Ethiopian research scientist at the Stone Age Institute at Indiana University, told a news conference in Addis Ababa.
It was discovered two months ago in a small gully at the Gawis river drainage basin in Ethiopia's Afar region, southeast of the capital.
Sileshi said significant archaeological collections of stone tools and numerous fossil animals were also found at Gawis.
"(It) opens a window into an intriguing and important period in the development of modern humans," Sileshi said.
Over the last 50 years, Ethiopia has been a hot bed for archaeological discoveries.
Hadar, located near Gawis, is where in 1974 U.S. scientist Donald Johnson found the 3.2 million year old remains of "Lucy," described by scientists as one of the greatest archaeological discoveries in the world.
Lucy is Ethiopia's world-acclaimed archaeological find. The discovery of the almost complete hominid skeleton was a landmark in the search for the origins of humanity.
On the shores of what was formerly a lake in 1967, two Homo sapien skulls dating back 195,000 years were unearthed. The discovery pushed back the known date of mankind, suggesting that modern man and his older precursor existed side by side.
Sileshi said while different from a modern human, the braincase, upper face and jaw of the cranium have unmistakeable anatomical evidence that belong to human ancestry.
"The Gawis cranium provides us with the opportunity to look at the face of one of our ancestors," he added.
AntiMatter
Tuesday 25 April 2006, 05:31PM
سلام.
جناب هرمز بهمن.
اينجا فرومي فارسي زبان است و اعضا ملزم به ارسال پست به زبان فارسي هستند.گر چه بنده در درك آن دچار مشكل نيستم اما شما در صورت تمايل به شركت در بحث بايد اين موضوع را رعايت كنيد.
----
1-اينجا بحث ژورناليستي نميبينم!بحث بر روي آماري جعلي و اطلاعات كذب و مخدوش است!
اگر قصد دفاع از مطالب مورد بحث داريد و چيزي در چنته داريد آماده شنيدنيم!
2-اساسآ اطلاعاتي كه در رسانه هاي خبري و حتي نيمه تخصصي منتشر ميشوند فاقد هر گونه توضيح ريشه اي هستند!
واژه هايي مانند "انسان هوشمند" و "انسان نما" و "نيودرتال" ... و طرز طبقه بنديها و ..نزد خواننده ناآگاه و نيمه آگاه گاهآ معاني نادرست و بعضآ كاملا متضاد همين واژه ها در نزد دانشمندان را دارد.
شايد براي تست بد نباشد از جنابعالي بخواهم مفاهيم بالا را در نزد دانشمندان مربوطه و علت و سبك طبقه بندي آنها را بيان كنيد.!
موضوع و مشكل عقايد دانشمندان نيست چرا كه دانشمندان درست ترين عمل را بدون در نظر گرفتن درستي و نادرستي نتايج حاصله از آزمايشات انجام ميدهند.مشكل اصلي در درجه اول نگرش جزم گرا نسبت به چيزي است كه كليت آن-علم- چنين چيزي را محكم رد ميكند و در درجه دوم تلقي شخصي و اكثرآ ناقص و مسخره از موضوعي علمي است.
تلقي افرادي با روحيه قرون وسطايي و هوچيهاي برژوازي و كشيشان تفتيشي از مكانيك نيوتوني هم همينطور بوده و اين نوع تفكر گر چه در نتايج مورد نظر طيفهاي گوناگون متفاوت بوده اما نوع نگرشها يكسان بوده.!
به هر حال اگر تصور ميكنيد دلايل محكمي براي اثبات مطالب مطروحه در اختيار داريد مايل به شنيدن آن هستم.
مرسي !
nogodman
Thursday 27 April 2006, 12:17PM
منظور ما از تکامل آنست که انسان فعلی محصول تغییر نوعی میمون است و در زمانی و تحت شرایطی و طی روندی که دانشمندان علوم طبیعی در مورد آن بحث می کنند این تکامل آغاز شده و به اینجا رسیده و زین پس نیز -در حالت طبیعی- ادامه خواهد داشت.
این البته برداشت ما از مطالعاتی سطحیست که در این باب داشتیم و بر سر هیچ کدام از موارد ذکر شده به لحاظ عدم تخصص، مناقشه نداریم. اگر واژه معینی به این مفهوم از طرف دانشمندان اطلاق می شود، مایلیم آنرا بدانیم.
----------------
گویا خردمندان جناح علما (فراکسیون ناتانیها!) دچار عارضه تکرر علم افشانی گردیده اند!
- سخن اصلی ما کلیتی بود از تداخل حوزه ای در حوزه دیگر: «اساسا وقتی در متنی سخن از یک موضوع به میان می آید، در واقع نظری در آن باب رانده شده که آن را از منظری معین نقد پذیر می کند و البته اگر این نقد به رد بیانجامد، به همان اندازه که مطلب معین در شاکله متن تاثیر گذار است، متزلزل می شود.»
کاری هم به متن اصلی نداریم که فلسفه است و یا دین است و استفاده کرده یا بنا شده و قس علی هذه. اگر حضرات در این باب نظر دیگری دارند، در افشانی کنند تا شاید به یک معنی واحد برسیم که قابل استفاده در بررسی نسبت آموزه های دینی و مسئله تکامل نیز باشد!
- اینکه در حال حاضر تنها فلسفه علم شایستگی نقد مفاهیم علم را دارد، باعث انکار نقد علم توسط فلاسفه ی قبل از تاسیس فلسفه علم نمی شود. گو اینکه قبل از تدوین دندان پزشکی نیز وظایف یک دندان پزشک را طیفی از حکیم تا دلاک تقبل می کردند.
حضراتی که با کتب تخصصی(!) در زمینه تاریخ یونان آشنا هستند، احتمالا از مواردی از قبیل «تنفر طبیعت از خلا» و تئوری فلاسفه در باره اجسام و نقدهای کلی تر که در زمان خود انتهای علم بود آگاهی دارند. نیز کتب تخصصی(!) شان در تاریخ علم چگونگی رد تمامی تئوری ها توسط کپلر و نیوتن و لاوازیه و ... را به آنها نشان می دهد.
آیا حضرات تا کنون از خود نپرسیده اند که اساسا فلسفه علم (و دیگر شاخه های فلسفه) چرا بوجود آمده اند؟ اگر قرار بود که فلاسفه همه در مورد علم نظر دهند که لازم نبود عده ای جمع شوند و «هسته تحقیقاتی» تشکیل دهند و «پارادایم» بنویسند و حدس بزنند و ابطال کنند. این کارها را کردند تا اگر کسی خواست در مورد مفاهیم علم اظهار نظر کند، از مسیر معین و صحیحی به این کار مبادرت ورزد.
- علم افشانیهایی نیز در نسبت فلسفه علم با خود علم در نقد سخن ما صورت گرفته که ما را نیازمند سبزی فروش می کند تا حضرات را در باب تفاوت «تجرید» و «منتج از نتايج آزمايشات» تفهیم کند!
فلسفه علم تجریدی از مفاهیم علم و تکوین و تکامل آن در بستر تاریخ و دیگر موارد مربوط به علم.
دیگر شاخه های فلسفه، همانند فلسفه تاریخ و غیره نیز محصول تجرید کلیات، از مواردیست که در دست بررسی دارند. اساسا تمامی اصول و مباحث عقلی نیز مفاهیمی تجریدی اند. اگر علما فکر می کنند که مثلا بدیهیات و ریاضیات و منطق و غیره از آسمان به زمین افتاده اند، سخت در اشتباهند که تمامی موارد ذکر شده بازتاب برخورد ذهنی -و عینی- انسان با طبیعت و تجریدی از نتایج این تجربیات بشمار می آیند.
- روشن شدیم که منظور حضرات از عبارات با سر و ته(!)، ماتریالیسم به مثابه یک جهان بینی بوده و نه بررسی داخلی در شاخه های مضحک ماتریالیسم! توهم ما به خاطر شنیدن جملاتی از این دست بود: «ميتوانند هر انشعابي از ماترياليسم را دل به خواه انتخاب كنند و پاسخشان را از مبناي خلقت جويا شوند!»
نیز خوشحال می شویم که تاپیکی تاسیس کنند و ما را در زمینه شاخه های ماتریالیسم -همانند «ماتریالیسم اخلاقی» که از وجودش مطلع نبودیم- روشن سازند!
- قبل از این ظاهرا مشکل، «ملقب كردن ماترياليسم لاكي به احساسي» بود و حال اساسا به شک در مورد ماتریالیست بودن وی رسیده اند.
- تمایلی به الم پراکنی در باب «خلق تصادفي و غير تصادفي هست از نيست» نداشته ایم و نداریم و از تمایلات حضرات بوده. جالبست که علوم طبیعی که زمانی (پست سی و پنجم) «توجيهات بسيار زيادي بر رد» این موضوع داشت، اکنون در این باب مسکوت است!
از تشنجات ناشی از تکرر مذکورست، ظاهرا!
nogodman
------------
بعد التحریر: عبارات محکمه ای به لحاظ صداقتشان، بسیار شریف تر از علوم و الوم رد و بدل شده اند. حداقل نزد ما.
هرمز بهمن
Thursday 27 April 2006, 03:01PM
سلام.
جناب هرمز بهمن.
اينجا فرومي فارسي زبان است و اعضا ملزم به ارسال پست به زبان فارسي هستند.گر چه بنده در درك آن دچار مشكل نيستم اما شما در صورت تمايل به شركت در بحث بايد اين موضوع را رعايت كنيد.
----
1-اينجا بحث ژورناليستي نميبينم!بحث بر روي آماري جعلي و اطلاعات كذب و مخدوش است!
اگر قصد دفاع از مطالب مورد بحث داريد و چيزي در چنته داريد آماده شنيدنيم!
2-اساسآ اطلاعاتي كه در رسانه هاي خبري و حتي نيمه تخصصي منتشر ميشوند فاقد هر گونه توضيح ريشه اي هستند!
واژه هايي مانند "انسان هوشمند" و "انسان نما" و "نيودرتال" ... و طرز طبقه بنديها و ..نزد خواننده ناآگاه و نيمه آگاه گاهآ معاني نادرست و بعضآ كاملا متضاد همين واژه ها در نزد دانشمندان را دارد.
شايد براي تست بد نباشد از جنابعالي بخواهم مفاهيم بالا را در نزد دانشمندان مربوطه و علت و سبك طبقه بندي آنها را بيان كنيد.!
موضوع و مشكل عقايد دانشمندان نيست چرا كه دانشمندان درست ترين عمل را بدون در نظر گرفتن درستي و نادرستي نتايج حاصله از آزمايشات انجام ميدهند.مشكل اصلي در درجه اول نگرش جزم گرا نسبت به چيزي است كه كليت آن-علم- چنين چيزي را محكم رد ميكند و در درجه دوم تلقي شخصي و اكثرآ ناقص و مسخره از موضوعي علمي است.
تلقي افرادي با روحيه قرون وسطايي و هوچيهاي برژوازي و كشيشان تفتيشي از مكانيك نيوتوني هم همينطور بوده و اين نوع تفكر گر چه در نتايج مورد نظر طيفهاي گوناگون متفاوت بوده اما نوع نگرشها يكسان بوده.!
به هر حال اگر تصور ميكنيد دلايل محكمي براي اثبات مطالب مطروحه در اختيار داريد مايل به شنيدن آن هستم.
مرسي !´
من تنها از نوترين يافته هاي فسيلي كه يكي از پشتوانه هاي دانش دارويني هستند
در اينجا مطلبي آوردم، چون آنرا مناسب با بحث ديدم. اگر شما خوشتان نيامده
و يا در راستاي باور هاي ديني و فوت كردن روح در گل كوزه گري نيست، مسئله شماست!
در ضمن، "َ نيودرتال " !! هم نادرست است و " نئاندرتال " درست است.:smile31:
AntiMatter
Thursday 27 April 2006, 03:07PM
سلام.
موضوع مورد بحث دقيقآ همين چيزي است كه آقايان اشاره كردند.منتها ادعايي مطرح شده كه ابتدا بايد تكليف آن مشخص شود و بعد به صورت خودكار ماهيت اين نظريه و چگونگي استنتاج دانشمندان مشخص خواهد شد و در همين حين تفاوت نظريه مذكور با داروي سرماخوردگي و كشفياتي از اين دست مشخص خواهد شد.
آقايان به جاي پرتاب اشيا به موضوع اصلي برگردند و پاسخ صريح را جايگزين تقسيم بنديهاي ناتاني و وندري كنند!
------------------
شيوه آقايان در گفتگو چيزي شبيه اين است:
موضوعي را مطرح ميكند و پاسخي ميگيرد. قسمت اشتباه را يا زير سيبيلي رد ميكند يا در صورت سماجت با يك تكذيب سر و ته را هم مياورد.
موضوعي ديگر را عنوان ميكند. مطلبي بديهي را با چرندي مياميزد و قصد گرفتن نتيجه مورد نظرش را دارد.در جايي با ترجيح ناديده گرفتن تناقضات موجود موضوع را به سر چشمه ديگري ارتباط ميدهد و ...
موضوعي ديگر و به همين ترتيب.چاشني هم نمايشنامه ها و واژه هاي به كار رفته در متون متفكراني همچون انگلس و.. است به اميد انكه..
در پست قبل استدلالمان را براي تفكيك موضوعات آورديم و از آنجا كه آقايان به سبك مردمان قبايل قاره سياه در لابه لاي گفتارشان سخناني كذب نسبتمان ميدهند و فراموش ميكنند و با پيش كشيدن موضوعات متفرقه و بعضآ با سر و ته! سعي در پوشش خبطها دارند و همچنين عدم ارايه استدلالي مبني بر نامطلوب بودن تفكيك مباحث در سرفصلهاي مربوطه ادامه هر مبحثي را منوط به استارت سرفصلي مجزا توسط آقايان ميكنيم!
حضرات ميتوانند موضوع مورد علاقه شان را مطرح كنند تا ديگران نظرشان را در ذيل آن ابراز كنند!
استثناآ توضيحاتي كوتاه:
/- اينكه در صورت اختلاط حوزه هاي مختلف تمام حوزه هاي ذيربط قابل نقد توسط يكديگرند شكي نيست اما موضوعي كه ما توضيح داديم اصولآ چيزي فراتر از اين بود و خلاصه آن اينست كه مثلآ اگر ماترياليسم با استناد به نتايج آزمايشات تجربي در مورد خواص مغز نظر خود را در باب ادراك مستند كند در اينجا به علت استفاده از علوم حسي با حفظ ذات علوم مذكور و مفاهيم آن قابل نقد با علوم تجربي هست.مثالهاي فراواني زده شد كه توجهي به خود جلب نكرد...
/- "ماترياليسم اخلاقي" شاخه اي از "ماترياليسم" است كه شاخه ديگرش همان ماترياليسم فلسفي است.خلاصه آن تقدم ارزشهاي مادي است.
در تيوري اثر ديويي و جهان بيني اثر لرد راسل واژه "ماترياليسم اخلاقي" عينآ درج شده و در صورتي كه الما به زبان آلماني تسلط دارند ميتوانند هر دو كتاب را از پروژه گوتنبرگ مفت و مجاني تهيه كنند!-نسخ انگليسي هم ظاهرآ موجود است كه بايد بگردند!-
(اميدواريم آقايان انتظار نداشته باشند جور تمام ناآگاهي هايشان را بكشيم!)
/- فراموش كرده اند كه صحبت در باب تصادف و غير تصادف را موكول به استارت تاپيك مجزا كرده بوديم!
/- براي تفريح1
.پست 35 كذايي:
چرا كه در قوانين علوم تجربي توجيهات بسيار زيادي بر رد بنياد ماترياليسم_خلق هست از نيست_ وجود دارد و حتي يك نظريه هم در توجيه اين اصل ماترياليسم وجود ندارد!
ساده شده:
در قوانين علوم تجربي موارد بيشماري مبني بر خلق هست از هست وجود دارد و حتي يك مورد نيز در اين قوانين در توجيه عقايد آقايان وجود خارجي ندارد.
مسلمآ اين به آن معنا نيست كه علوم تجربي نظري علمي در باب خلق هست از نيست يا بالعكس دارند.
**قسمت قابل توجه **
اساسآ در عبارت فوق بحث تصادف مطرح نبوده! با اين حال باز هم ميتوانيد تفريح كنيد..
/- براي تفريح 2!
ميتوانند هر انشعابي از ماترياليسم را دل به خواه انتخاب كنند و پاسخشان را از مبناي خلقت جويا شوند!
به كلمات "هر" و "دلبخواه" توجه كافي مبذول شود!
*********************
بسته به ذهنيتشان در باب شرافت دارد!
مرسي!
هرمز بهمن
Thursday 27 April 2006, 03:07PM
... اگر علما فکر می کنند که مثلا بدیهیات و ریاضیات و منطق و غیره از آسمان به زمین افتاده اند، سخت در اشتباهند که تمامی موارد ذکر شده بازتاب برخورد ذهنی -و عینی- انسان با طبیعت و تجریدی از نتایج این تجربیات بشمار می آیند....
:smile07:
http://www.iranclubs.org/forums/showpost.php?p=99177&postcount=78
AntiMatter
Thursday 27 April 2006, 03:19PM
سلام.
جناب هرمز بهمن
در مورد واژه مذكور حق با شماست.منتها بنده به كرات اشتباه تايپي از شما ديدم و اين دليل بي اعتنايي شما به سوال مذكور نميتواند باشد!
علت طبقه بنديها و سبك آنها لطفآ!
-------------------------------
/- منظور شما را از دانش دارويني متوجه نشدم !
/- يافته هاي فسيلي دقيقآ يكي از نقاطي است كه بين ديرين شناسان و زيست شناسان اختلافهاي زيادي بر انگيخته كه به موقع و بعد از توضيحات تكميلي شما به آن خواهيم پرداخت!
/- موضوع مورد بحث با اين بحثهاي ژورناليستي به كلي متفاوت است!لطفآ مباحث را دوره كنيد و محل اشكالتان را دقيق و موردي مشخص كنيد!
مرسي!
هرمز بهمن
Thursday 27 April 2006, 03:33PM
سلام.
جناب هرمز بهمن
در مورد واژه مذكور حق با شماست.منتها بنده به كرات اشتباه تايپي از شما ديدم و اين دليل بي اعتنايي شما به سوال مذكور نميتواند باشد!
علت طبقه بنديها و سبك آنها لطفآ!
-------------------------------
/- منظور شما را از دانش دارويني متوجه نشدم !
/- يافته هاي فسيلي دقيقآ يكي از نقاطي است كه بين ديرين شناسان و زيست شناسان اختلافهاي زيادي بر انگيخته كه به موقع و بعد از توضيحات تكميلي شما به آن خواهيم پرداخت!
/- موضوع مورد بحث با اين بحثهاي ژورناليستي به كلي متفاوت است!لطفآ مباحث را دوره كنيد و محل اشكالتان را دقيق و موردي مشخص كنيد!
مرسي!
بله ، اشتباه تايپي مشخص است و اشتباه غير تايپي هم همچنين،
بهرروي بگذريم!
منظور از دانش دارويني ، همان نظريه تكاملي است كه اكنون چون ثابت شده
نميخواهم از فرنام " نظريه " براي آن سود ببرم و چون واژه " تكامل " هم در
برگردان واژه ي evolution ، بد بر گزيده شده و تلقين نادرست " كامل " شدن را ميكند،
از تركيب " دانش دارويني " سود بردم كه ميتوان آنرا " دانش فراگشت" هم گفت
چون در فارسي نوين و سره نويسان از اين واژه " فراگشت" بجاي تكامل انواع
سود ميبرند. همچنان كه گفتم، اين دانش است و اثبات آن روشن است و حتي پاپ
اعظم هم اين حقيقت را پذيرفته است و خوشبختانه هم آفرينش گرايان و يا هواداران
ID يا همان " طراحي هوشمند " كه تكامل را پذيرفته ولي آنرا در اثر " هدايت"
موجودي هوشمند ( همان خدا) ميدانند، نتوانسته اند ايراد هاي خود را از اين دانش
بصورت دانشيك ( علمي) و برگه دار ( مستند) و فرنود دار ( مستدل) به كرسي بنشانند.
در ضمن بايد بگويم كه فسيل ها، تنها يك پايه اين دانش هستند و امروزه، با پيشرفت
دانش ژنتيك، اين دانش است كه مهمترين پايه و ستون دانش فراگشت است و فسيلها اكنون
تنها ستون تكميلي اين دانش هستند و بر اين پايه، ايراد هاي مخالفان دانش فراگشت
به پس و پيش بودن ادعايي فسيل ها و غيره، خلل در اين دانش پديد نميآورد .
بديد من مطرح كردن ايراد " فسيل ها" از سوي شما، نسان ميدهد كه هنوز در چند
دهه پيس گير كرده ايد و از تراز نوين ايراد هاي مخالفان، دور هستيد. البته بر شما
حرجي هم نيست، چون اين دانش با شتاب شگرفي پيش ميرود و مخالفان آن در رسيدن
به تراز نوين ايراد هايسان هي واپس ميمانند!
در ضمن، لطف كرده ما را تست نكنيد و در پي نخود سياه نفرستيد، ما خود گرگ باران ديده ايم!
AntiMatter
Thursday 27 April 2006, 04:06PM
سلام.
جناب هرمز بهمن
به جاي نشان دادن كركهاي خيس و دندانهاي تيزتان به سوال مشخص و واضح بنده پاسخ دهيد!
/-آيا موضوع مورد گفتگو را متوجه شديد؟بحث بر سر درستي و نادرستي اين نظريه نيست!
بحث دقيقآ بر سر نگاه هوچيگرانه است!
عالمان يك علم آن را نظريه مينامند و شما ..
/- لازم است بدانيد شما دچار حالت معروف"كاسه داغتر از آش" شده ايد.چرا كه دانشمندان هنوز از لفظ نظريه استفاده ميكنند!
/- نظريات ژنتيكدانان و زيست شناسان و روانشناسان و باستان شناسان هر يك در حوزه خود و با مفاهيم مشخص عنوان ميشوند و اصل نظريه مذكور متكي به كشفيات ديرينه شناسان است!
از تغيير غشا تا علينه شدن زوايد مهره اي تمامآ متكي به علم مذكور است!
/- به جاي نشان دادن عقربه سرعت شمار به سوالات پاسخ دهيد!
/- علم دارويني و اراجيفي از اين دست ساخته ذهن شماست.
گذشته از اينها در حال حاضر نظريه تكامل شامل مجموعه اي از نظريات است كه به موقع به آنها خواهيم پرداخت.
لازم است بدانيد بسياري از توجيهات داروين در اين باب مردود شده و نيازمند نظريات ديگر است.
آثارجيگلد و دودوو آيگن ميتواند كمك كننده باشد!
مرسي!
هرمز بهمن
Thursday 27 April 2006, 05:14PM
سلام.
جناب هرمز بهمن
به جاي نشان دادن كركهاي خيس و دندانهاي تيزتان به سوال مشخص و واضح بنده پاسخ دهيد!
/-آيا موضوع مورد گفتگو را متوجه شديد؟بحث بر سر درستي و نادرستي اين نظريه نيست!
بحث دقيقآ بر سر نگاه هوچيگرانه است!
عالمان يك علم آن را نظريه مينامند و شما ..
/- لازم است بدانيد شما دچار حالت معروف"كاسه داغتر از آش" شده ايد.چرا كه دانشمندان هنوز از لفظ نظريه استفاده ميكنند!
/- نظريات ژنتيكدانان و زيست شناسان و روانشناسان و باستان شناسان هر يك در حوزه خود و با مفاهيم مشخص عنوان ميشوند و اصل نظريه مذكور متكي به كشفيات ديرينه شناسان است!
از تغيير غشا تا علينه شدن زوايد مهره اي تمامآ متكي به علم مذكور است!
/- به جاي نشان دادن عقربه سرعت شمار به سوالات پاسخ دهيد!
/- علم دارويني و اراجيفي از اين دست ساخته ذهن شماست.
گذشته از اينها در حال حاضر نظريه تكامل شامل مجموعه اي از نظريات است كه به موقع به آنها خواهيم پرداخت.
لازم است بدانيد بسياري از توجيهات داروين در اين باب مردود شده و نيازمند نظريات ديگر است.
آثارجيگلد و دودوو آيگن ميتواند كمك كننده باشد!
مرسي!
اينكه از فرنام نظريه سود ميبرند، به دليل خويگرفتگي تاريخي است
حتي هنوز هم مثلاً از نظريه ئ اتمي سخن ميگويند ، با وجوديكه ديري
است كه اين امر ثابت، و دانش بزرگي شده است كه خود ايران هم
در پي آن است! نظريه داروين هم همنجور، تنها فرنام ( عنوان ) نظريه
را بدوش ميكشد و امروزه ديگر در خود آن گماني نيست و تنها در مكانيسم
و كاركرد آن است كه پژوهش ميكنند. اين را بهتر است به آگاهي هاي خود
بيفزائيد. حتي هواداران " طراحي هوشمند " هم وجود " نوعي " تكامل را
پذيرفته اند ( جنبشي مذهبي كه در آمريكا بر پاد دانش دارويني درست شده)
ولي ميگويند كه اين امر با طراحي موجود هوشمندي كه همان خدا باشد
درست شده است و " تصادفي " نيست. قطعاً اين ها با هوشتر و زيرك تر
از كساني هستند كه هنوز به گـِل كوزه گري و فوت كردن توح در آن چسبيده اند
ولي اينها هم راه بجايي نميبرند.
اكنون شما هم يا با اين دانش دارويني همداستان هستيد و يا خير، باز بنوعي
انگشت الهي را هم ميخواهيد وارد داستان بكنيد كه از هر ورژني سود ببريد،
از گل كوزه گري گرفته تا طراحي هوشمند و نقشه ئ الهي براي تكامل و...
نميتوانيد آنرا ثابت كنيد، چون ثابت شدني نيست!!
sareban
Thursday 27 April 2006, 05:57PM
اين كه بگوئيم علم فلان چيز را ميگويد و يا فلان چيز را نفي ميكند ، سلاح عاجز است !
اگر واقعا طالب بحث علمي و منطقي هستيد با شواهد تجربي ا ين نطريه را ثابت كنيد؛ در
غير اينصورت ، من هم ميتوانم بگويم علم وفلسفه گفته اند ، خدا هست و نيوتون و هگل و
كانت را مثال بياورم وپس از آن ، از اثبات منطقي سر باز زنم!
اگر بگوئيد اينها مخالفاني هم داشته اند ، من هم همين را ميگويم مگر مخالفان داروينيسم
در همين غرب علم پرور(!!!) كم هستند ؟
مگر نظريه رد داروينيسم در چشم، كه از اهم اشكالات بر آنها ست وجود ندارد؟
كجا هر چيزي كه بدرد نخورد كم كم از بين ميرود ؟
الان هزاران سال است كه مردم ريش دارند ، و صدهها سال است كه آن را مي تراشند ..
تاريخ زدودن پشم كه از اين هم بيشتر است :D و نوره و جولت و
باقي قضايا هم كه جاي خود را دارد!
پس لطفا اين نظريه علمي(!) را اثبات كنيد!
در غير اينصورت انقدر كشك نبافيد وعلم علم نكنيد!
هرمز بهمن
Thursday 27 April 2006, 06:16PM
اين كه بگوئيم علم فلان چيز را ميگويد و يا فلان چيز را نفي ميكند ، سلاح عاجز است !
اگر واقعا طالب بحث علمي و منطقي هستيد با شواهد تجربي ا ين نطريه را ثابت كنيد؛ در
غير اينصورت ، من هم ميتوانم بگويم علم وفلسفه گفته اند ، خدا هست و نيوتون و هگل و
كانت را مثال بياورم وپس از آن ، از اثبات منطقي سر باز زنم!
اگر بگوئيد اينها مخالفاني هم داشته اند ، من هم همين را ميگويم مگر مخالفان داروينيسم
در همين غرب علم پرور(!!!) كم هستند ؟
مگر نظريه رد داروينيسم در چشم، كه از اهم اشكالات بر آنها ست وجود ندارد؟
كجا هر چيزي كه بدرد نخورد كم كم از بين ميرود ؟
الان هزاران سال است كه مردم ريش دارند ، و صدهها سال است كه آن را مي تراشند ..
تاريخ زدودن پشم كه از اين هم بيشتر است :D و نوره و جولت و
باقي قضايا هم كه جاي خود را دارد!
پس لطفا اين نظريه علمي(!) را اثبات كنيد!
در غير اينصورت انقدر كشك نبافيد وعلم علم نكنيد!
پاسخ اين اشكال ها همه موجود است.
نخست اينكه سرعت تغييرات ژنتيكي تابعي از طول عمر موجود
مورد نظر هستند و در باره ئ انسان، اين دگرگوني ها در سد ها
هزاران سال پديد ميايد ( در مگس يكروزه در چند سد سال ..)
و اينكه اكنون انسان ريشو كه چند هزار سال بيشتر نيست كه لباس
ميپوشد و ريس ميزند، نبايد ريش در بياورد ، نادرست است، چون
هم نظريه ئ نادرست لاماركي را گفتيد كه گويا با زدن ريش، همين
ريش از برنامه ئ ژنتيك گويا حدف بايد بشود و هم انيكه انتخاب
طبيعي كه بايد تصميم بگيرد كه كجا و در چه شرايطي ريشو و كجا
و در چه شرايطي بي ريس و كوسه بايد باقي بماند، ده ها و سدها
هزار سال بدرازا ميكشد و از سوي ديگر، همين اكنون هم ميتوان
ديد كه در جاهاي گرمسير مانند آفريقا و چين و جنوب ژاپن و ..
هم پوست تيره و هم ريش و پشم و پيلي كمتر است و در مناطق
شمالي سردسير و مثلاً وايكينگها و .. ميتوان ديد كه پشم وپيلي و
ريش بيشتر است، پس طبيعت بخوبي انتخاب طبيعي اش را كرده
و به ايراد شما پاسخ داده است ، ولي شما راز طبيعت را درنيافته ايد.
مورد چشم هم كه از موارد بسيار نشان داده شده ي اين افراد ضد دانش
است، بخوبي رد شده و نشان داده شده است كه چشم، از ياخته هاي
ساده ئ حساس به نور، در چندين مرحله به صورت امروزي، آنهم در انسان
و يا بهتر از انسان در شهباز ( عقاب ) رسيده است و چگونه نخست
اين ياختههاي حساس كه ارگان مسطحي را ميساختند، گرد و گويالي
( كروي) شده اند و چگونه پس از آن كم كم لايه هاي گوناگون محافظتي و
در آخر حتي عدسي ( لنز) پديد امده است و نشان ميدهد كه هيچ گونه
طراحي هوشمند و .. در پشت آن نبوده و اين از ضرورت انتخاب طبيعي
بوده است كه چشم تا كنون اينهمه تكامل يافته ( و هنوز هم در حال تكامل است)
http://www.pbs.org/wgbh/evolution/change/grand/quicktime/l_011_01.html
و يا گوش ما همان باقي مانده ئ آبشش هاي ماهياني بوده كه نياكان بس دور
ما بوده اند و الخ..
پس كمي مطالعه كافي است كه شبهه ها و ادعاهاي مذهبيون ضد دارويني را كه
هدفشان البته نه اصلاح دانش، بلكه نجات دين است را رد كنيم.
sareban
Thursday 27 April 2006, 06:36PM
پاسخ اين اشكال ها همه موجود است.
نخست اينكه سرعت تغييرات ژنتيكي تابعي از طول عمر موجود
مورد نظر هستند و در باره ئ انسان، اين دگرگوني ها در سد ها
هزاران سال پديد ميايد ( در مگس يكروزه در چند سد سال ..)
و اينكه اكنون انسان ريشو كه چند هزار سال بيشتر نيست كه لباس
ميپوشد و ريس ميزند، نبايد ريش در بياورد ، نادرست است، چون
هم نظريه ئ نادرست لاماركي را گفتيد كه گويا با زدن ريش، همين
ريش از برنامه ئ ژنتيك گويا حدف بايد بشود و هم انيكه انتخاب
طبيعي كه بايد تصميم بگيرد كه كجا و در چه شرايطي ريشو و كجا
و در چه شرايطي بي ريس و كوسه بايد باقي بماند، ده ها و سدها
هزار سال بدرازا ميكشد و از سوي ديگر، همين اكنون هم ميتوان
ديد كه در جاهاي گرمسير مانند آفريقا و چين و جنوب ژاپن و ..
هم پوست تيره و هم ريش و پشم و پيلي كمتر است و در مناطق
شمالي سردسير و مثلاً وايكينگها و .. ميتوان ديد كه پشم وپيلي و
ريش بيشتر است، پس طبيعت بخوبي انتخاب طبيعي اش را كرده
و به ايراد شما پاسخ داده است ، ولي شما راز طبيعت را درنيافته ايد.
مورد چشم هم كه از موارد بسيار نشان داده شده ي اين افراد ضد دانش
است، بخوبي رد شده و نشان داده شده است كه چشم، از ياخته هاي
ساده ئ حساس به نور، در چندين مرحله به صورت امروزي، آنهم در انسان
و يا بهتر از انسان در شهباز ( عقاب ) رسيده است و چگونه نخست
اين ياختههاي حساس كه ارگان مسطحي را ميساختند، گرد و گويالي
( كروي) شده اند و چگونه پس از آن كم كم لايه هاي گوناگون محافظتي و
در آخر حتي عدسي ( لنز) پديد امده است و نشان ميدهد كه هيچ گونه
طراحي هوشمند و .. در پشت آن نبوده و اين از ضرورت انتخاب طبيعي
بوده است كه چشم تا كنون اينهمه تكامل يافته ( و هنوز هم در حال تكامل است)
http://www.pbs.org/wgbh/evolution/change/grand/quicktime/l_011_01.html
و يا گوش ما همان باقي مانده ئ آبشش هاي ماهياني بوده كه نياكان بس دور
ما بوده اند و الخ..
پس كمي مطالعه كافي است كه شبهه ها و ادعاهاي مذهبيون ضد دارويني را كه
هدفشان البته نه اصلاح دانش، بلكه نجات دين است را رد كنيم.
اينها كه همش ادعا بود!
عرض شد كه اگر حرفي هست بايد آن را اثبات كرد و استقرآء ناقص و
ناديده ها هم كه نميتواند علم باشد! براي ما آن شواهدي را كه ديده ايد،
بياوريد تا ما هم همچون شما يقين كنيم والا ميشود علم شخصي خودتان
وعده اي دانشمند ، كه عده اي ديگر همچون ما ، مخالفش هستند!
اينكه نشد بحث!
شما ميتوانستيد در خانه بنشيند و در آشپزخانه مخالفت خود را با بادمجان هم
اعلام كنيد ومن هم همينطور؛ ولي اين دو مخالفت ، نه چيزي را اثبات ميكند ونه نفي!
اينكه به فلان اشكال ، بهمان نظريه پرداز هم جواب داده ، بدرد من نميخورد.
براي من همين مهم است كه ميان خود دانشمندان شان هنوز بحث و مناظره است
وچيزي كه همه را قانع كند وجود ندارد!
اصلا اثبات اين تكامل محال است چرا كه شما تنها چند سنگواره ديده ايد
وبا چند سنگواره نميتوان قانون كلي داد و آنها را به هم مرتبط دانست!
هرمز بهمن
Thursday 27 April 2006, 07:36PM
اينها كه همش ادعا بود!
عرض شد كه اگر حرفي هست بايد آن را اثبات كرد و استقرآء ناقص و
ناديده ها هم كه نميتواند علم باشد! براي ما آن شواهدي را كه ديده ايد،
بياوريد تا ما هم همچون شما يقين كنيم والا ميشود علم شخصي خودتان
وعده اي دانشمند ، كه عده اي ديگر همچون ما ، مخالفش هستند!
اينكه نشد بحث!
شما ميتوانستيد در خانه بنشيند و در آشپزخانه مخالفت خود را با بادمجان هم
اعلام كنيد ومن هم همينطور؛ ولي اين دو مخالفت ، نه چيزي را اثبات ميكند ونه نفي!
اينكه به فلان اشكال ، بهمان نظريه پرداز هم جواب داده ، بدرد من نميخورد.
براي من همين مهم است كه ميان خود دانشمندان شان هنوز بحث و مناظره است
وچيزي كه همه را قانع كند وجود ندارد!
اصلا اثبات اين تكامل محال است چرا كه شما تنها چند سنگواره ديده ايد
وبا چند سنگواره نميتوان قانون كلي داد و آنها را به هم مرتبط دانست!
در ميان دانشمندان كه سخني نيست جز مكانيسم تكامل و نه خود آن
، مخالفان هم مذهبيون هستند و نه دانشمند.
فسيل ها هم نظر ما تا تقويت ميكنند و نه آدم و حوا را، پس ما يك چيزي داريم
كه شما نداريد و آن برگه و سند و شواهد است.
از سوي ديگر هم دستاورد هاي دانش دارويني را داريم كه با آن توانسته اند
كه انواع تازه را در آزمايشگاه بسازند و بدينسان رابطه ئ ژنها با انواع و
دگرگوني ژن ها كه منجر به دگرگوني انواع ( و پديد امدن انواع نو) ميشود
هم ثابت شده است و حتي ميتوانيم شما را همانند سازي ( كلونينگ) هم بكنيم
و يا از ياخته هاي ويژه، براي شما گوش و چشم و دست و پا درست كنيم
( البته اگر اين مذهبيون سنگ اندازي در برابر پژوهش ياخته هاي جنيني
نكنند) پس وضعيت مخالفان خيلي بدتر از آنست كه شما بخواهيد از یك
وضعيت " پات " سخن بگوييد.
...
sareban
Thursday 27 April 2006, 07:50PM
در ميان دانشمندان كه سخني نيست جز مكانيسم تكامل و نه خود آن
، مخالفان هم مذهبيون هستند و نه دانشمند.
فسيل ها هم نظر ما تا تقويت ميكنند و نه آدم و حوا را، پس ما يك چيزي داريم
كه شما نداريد و آن برگه و سند و شواهد است.
از سوي ديگر هم دستاورد هاي دانش دارويني را داريم كه با آن توانسته اند
كه انواع تازه را در آزمايشگاه بسازند و بدينسان رابطه ئ ژنها با انواع و
دگرگوني ژن ها كه منجر به دگرگوني انواع ( و پديد امدن انواع نو) ميشود
هم ثابت شده است و حتي ميتوانيم شما را همانند سازي ( كلونينگ) هم بكنيم
و يا از ياخته هاي ويژه، براي شما گوش و چشم و دست و پا درست كنيم
( البته اگر اين مذهبيون سنگ اندازي در برابر پژوهش ياخته هاي جنيني
نكنند) پس وضعيت مخالفان خيلي بدتر از آنست كه شما بخواهيد از یك
وضعيت " پات " سخن بگوييد.
...
اين هم باز شد ادعا!
مقبوليت اگر دليل بود ،كه مقبوليت نزد مردم هم ميتوانست دليل باشد!
پس لطفا طفره نرويد و فسيلهاي اثبات كننده و ارتباط منطقي
آنها و نفي تولد الهي را به ما نشان دهيد تا براي ما هم مقبول شود!
هرمز بهمن
Thursday 27 April 2006, 07:55PM
اين هم باز شد ادعا!
مقبوليت اگر دليل بود ،كه مقبوليت نزد مردم هم ميتوانست دليل باشد!
پس لطفا طفره نرويد و فسيلهاي اثبات كننده و ارتباط منطقي
آنها و نفي تولد الهي را به ما نشان دهيد تا براي ما هم مقبول شود!
كار دانش كه تنها با مقبوليت نيست!
با آزمايش و اندازه گيري و .. روش و اسلوب علمي
و كارآمدي در تجربه و دستاورد هاي ان دانش است.
زماني كه ما مي توانيم خود با مهندسي ژنتيك، موجود
تازه اي را پديد بياوريم، ديگر خدا و دين بايد بروند آبتني !!
sareban
Thursday 27 April 2006, 08:01PM
با آزمايش و اندازه گيري و .. روش و اسلوب علمي است
!!
شواهد ونشانه هاي اين را هم كه نياورديد!
پس بنظرم شما بايد به آب تني برويد!
هرمز بهمن
Thursday 27 April 2006, 08:17PM
شواهد ونشانه هاي اين را هم كه نياورديد!
پس بنظرم شما بايد به آب تني برويد!
به اندازه كافي هست، به منابع دانشگاهي( كه در اينترنت هم فراوان
هست، با پسوند edu. و غيره) مراجعه كنيد. نيازي نيست كه من اينجا
حمالي كپي پيست براي شما بكنم !
AntiMatter
Thursday 27 April 2006, 09:20PM
سلام.
/- گمان نميكردم شاهد اين باشم كه دانشمندان را موجوداتي امل و بي اراده كه به جهت عادتي مسخره بدانيد كه اقدام به انتخاب مفاهيمي تا اين حد اساسي و مهم ميكنند!
تولد قوانين بيشمار كه ذكرش به آساني آب خوردن است را چگونه توجيه ميكنيد؟
/- نظريه اتمي كه ايران به دنبال آن است چي هست؟تنها نظريه اي كه "نظريه اتمي" خوانده ميشود نظريه اتمي است كه رادرفورد خالق آن است!بدمان نميآيد با نظريه "اتمي" جديدتان آشنا شويم!
شايد هم يك اشتباه غير لفظي است!
/- خوب دقت كنيد(لطفآ اينبار بيشتر!)
قبل از ورود به مباحث تخصصي تر در مورد نوع و سبك تقسيم بنديهاي مورد نظر در حيطه علوم زيستي توضيح دهيد بعد به موارد خواهيم رسيد كه شايد باعث شود مجبور شويد بعضي از علم پراكنيهاي خود را پس بگيريد!پس آهسته آهسته لطفآ!
مرسي!
هرمز بهمن
Friday 28 April 2006, 03:02PM
سلام.
/- گمان نميكردم شاهد اين باشم كه دانشمندان را موجوداتي امل و بي اراده كه به جهت عادتي مسخره بدانيد كه اقدام به انتخاب مفاهيمي تا اين حد اساسي و مهم ميكنند!
تولد قوانين بيشمار كه ذكرش به آساني آب خوردن است را چگونه توجيه ميكنيد؟
/- نظريه اتمي كه ايران به دنبال آن است چي هست؟تنها نظريه اي كه "نظريه اتمي" خوانده ميشود نظريه اتمي است كه رادرفورد خالق آن است!بدمان نميآيد با نظريه "اتمي" جديدتان آشنا شويم!
شايد هم يك اشتباه غير لفظي است!
/- خوب دقت كنيد(لطفآ اينبار بيشتر!)
قبل از ورود به مباحث تخصصي تر در مورد نوع و سبك تقسيم بنديهاي مورد نظر در حيطه علوم زيستي توضيح دهيد بعد به موارد خواهيم رسيد كه شايد باعث شود مجبور شويد بعضي از علم پراكنيهاي خود را پس بگيريد!پس آهسته آهسته لطفآ!
مرسي!
جناب نابغه !
ايران كه در پي نظريه نيست، در پي دستاورد هاي آن است
و منظور اينست كه نام نظريه هنوز بر روي " نظريه اتم"
هست ، با وجوديكه ديگر كسي شكي در باره ئ وجود و كاركرد
اتم ها و .. ندارد و حتي ايران هم درپي دستاورد هاي اين " نظريه "
است. منظور هم اين بود كه عنوان نظريه، هميشه به اين معني نيست
كه چيزي ثابت نشده، بلكه ميتواند به دليل تاريخي روي يك رشته ئ
علمي مانده باشد و نظريه تكامل هم همين سرنوشت را داشته، به
عنوان نظريه آغاز و مطرح شده و اكنون هم كه جهان دانش شكي
در درستي آن ندارد و دستاورد هاي آن انكار ناپدير هستند، بازهم
عنوان نظريه هنوز رويش هست و آويزان شدن شما از اين واقعيت
كه عنوان اين رشته دانش هنوز " نظريه " است را اين چنين رد كرديم
كه گويا متوجه نشديد، عيبي هم ندارد، خوانندگان متوجه شوند كافي
است. ديگر اينكه پيش از اين كه مرا در پي نخود سياه كلاسه كردن
اين و آن مفهوم بفرستيد ( گويا قرار است با اين بهانه من به شما
درس زيست شناسي هم بدهم !)، نخست فرق ميان " نيودرتال " !!
و " نئاندرتال " و غيره را بخوانيد و فهم كنيد و سپس به اين بحث
بازگرديد. ان شاء الله پس از 24 سال ديگر!!:D
AntiMatter
Friday 28 April 2006, 04:16PM
سلام
جناب هرمز بهمن
مشخصآ عدم توانايي باعث نشان دادن كرك و پشم و دندان و انجام حركات ناموزون از جانب شما شده!
/- مشكلي نيست! دقيقآ مرادتان را از نظريه اتمي كه اثبات شده و هنوز نام نظريه بر خود دارد آنهم به دليل محكمه تاريخي! چيست و ايران به دنبال كدام نظريه اتمي است!
مراد بنده دقيقآ اين است كه كدام نظريه بعد از اثبات قطعي از منظر علوم تجربي در چنته داريد كه به دليل جالب تاريخي هنوز لقب زجر آور كودكيش را به يدك ميكشد!
/- اشتباه بنده در كلمه مذكور تنها به دو حرف جا افتاده است و گمان نميكنم براي نوابغي همچون شما كه بعد از 1400 سال ميخواهيد جسد محمد را با عينكتان وارسي كنيد زياد زجر آور باشد!
/- اگر قرار به شعار دادن باشد يقين بدانيد ميتوانم جسد بيجانتان را صحيح و سالم تحويل خانواده تان دهم!
پس ضمن دوري از دلقك بازي و كاربرد براهين مبتني بر صورتك بازي به سوالات پاسخ دهيد و اجازه بدهيد با يك روند كاملآ تخصصي به ادعا هاي شما رسيدگي شود!
يقين بدانيد منابع بنده سر چشمه هايي كمتر از پنرز و گلد و آيگن و ويلار و دودوو و.. نخواهد داشت و كاملآ تخصصي خواهد بود!
ادعايي كرديد كه بايد براي قبولش سنجش دقيقي شود!
مرسي!
هرمز بهمن
Friday 28 April 2006, 05:04PM
سلام
جناب هرمز بهمن
مشخصآ عدم توانايي باعث نشان دادن كرك و پشم و دندان و انجام حركات ناموزون از جانب شما شده!
/- مشكلي نيست! دقيقآ مرادتان را از نظريه اتمي كه اثبات شده و هنوز نام نظريه بر خود دارد آنهم به دليل محكمه تاريخي! چيست و ايران به دنبال كدام نظريه اتمي است!
مراد بنده دقيقآ اين است كه كدام نظريه بعد از اثبات قطعي از منظر علوم تجربي در چنته داريد كه به دليل جالب تاريخي هنوز لقب زجر آور كودكيش را به يدك ميكشد!
/- اشتباه بنده در كلمه مذكور تنها به دو حرف جا افتاده است و گمان نميكنم براي نوابغي همچون شما كه بعد از 1400 سال ميخواهيد جسد محمد را با عينكتان وارسي كنيد زياد زجر آور باشد!
/- اگر قرار به شعار دادن باشد يقين بدانيد ميتوانم جسد بيجانتان را صحيح و سالم تحويل خانواده تان دهم!
پس ضمن دوري از دلقك بازي و كاربرد براهين مبتني بر صورتك بازي به سوالات پاسخ دهيد و اجازه بدهيد با يك روند كاملآ تخصصي به ادعا هاي شما رسيدگي شود!
يقين بدانيد منابع بنده سر چشمه هايي كمتر از پنرز و گلد و آيگن و ويلار و دودوو و.. نخواهد داشت و كاملآ تخصصي خواهد بود!
ادعايي كرديد كه بايد براي قبولش سنجش دقيقي شود!
مرسي!
مشخصاً روشن است كه شما هنوز در نيافتيد كه ايران در پي
نظريه !! اتمي نيست و بلكه در پي دستاورد اين دانش است
كه هنوز نام نظريه را ( از همان دوران كودكي) يدك ميكشد.
نظريه تكامل هم اكنون يك دانش گسترده است كه در درستي
آن و كارآمدي ان ( محك تجربه !!) شكي نيست و حتي ناچار
در ج.ا. يعني امّ الالقراي اسلامي هم درس ميدهند و پاپ هم
حتي پذيرفته است. حال شما كجايش را قبول نداريد جانم !!
بگوييد تا بشما شايد بتوان كمك كرد ( گرچه اميدي چندان ندارم)
نيودرتال را بجاي نئاندرتال نوشتن هم اشتباه تايپي نيست و دو
حرف هم نيست سه حرف است!! و با رديف كردن نام هاي
اين دوستان هم ماست مالي نميشود!! :smile21:
(مثلاً راجر پنروز هم رياضي-فيزيكدان و همكار هاوكينگ است و نه زيست شناس!
و با وجود ترديد هاي كه بويژه در زمان بندي تكامل ابراز كرده است، هيچ استدلالي
بسود آفرينش گرايان ابراز ننموده استhttp://ase.tufts.edu/cogstud/papers/penrose.htm (http://ase.tufts.edu/cogstud/papers/penrose.htm))
AntiMatter
Friday 28 April 2006, 08:10PM
سلام.
/- مشكلي در پذيرفتن خبط مربوطه نداشته و نداريم!
/- با اينكه عبارت شما دقيقآ همين را ميرساند با اينحال مشكلي نيست و كاري به اينكه ايران به دنبال دستاوردهاي آن يا خود نظريه كذايي است نداشته و نداريم!تنها ميخواهيم بدانيم دقيقآ وقتي در حال تايپ عبارت مذكور بوديد كدام نظريه مد نظرتان بوده كه ايران به دنبال آن يا به دنبال دستاوردهاي آن است!
/-يادآوري تخصص پنرز را به حساب خود نمايي ميگذاريم!چرا كه :
1-هيچ اشاره اي به تخصص وي نكرده بوديم كه نيازمند يادآوري فوق باشد!
2- با آوردن نظر تخصصي پنرز توسط شخص خودش صاحب نظر بودن وي در اين مساله اثبات شد(خوشبختانه!)
/- آقايان اين مطلب را به خاطر داشته باشند كه يكي از معيارهاي سنجش مقدار درستي هر نظريه اي چه در اقتصاد چه در زيست و چه فيزيك و ... مقدار اثبات رياضي آن است!به اين مفهوم كه هر چه نظريه اي از اثبات هاي رياضي بيشتر و متنوع تري برخوردار باشد محكم تر است(نسبيت نوشته آلبرت آينشتاين)
/-
/- اصولآ ما قصد اينكه نظري را از هر كسي در باب تصديق نظر الهيون بياوريم نداشتيم!چه نظر الهيون يك نظر فلسفي است و ارتباط دادنش با نظرياتي از اين دست نشان دهنده ناآگاهي عميق شخص مذكور به علوم و مفاهيم آن است!قصد ما همان است كه بارها گفتيم!:
سنجش ادعاهاي هوچيگرانه.پس:
/- منتظر پاسخ به سوالات فوق هستيم!
---------
مسلمآ دلايلي را كه قصد عنوان آن را داريم از متن مذكور بسيار تخصصي تر و جديد تر از 1989 است و از همه مهمتر متفاوت تر!
مرسي!
هرمز بهمن
Friday 28 April 2006, 08:17PM
سلام.
/- مشكلي در پذيرفتن خبط مربوطه نداشته و نداريم!
/- با اينكه عبارت شما دقيقآ همين را ميرساند با اينحال مشكلي نيست و كاري به اينكه ايران به دنبال دستاوردهاي آن يا خود نظريه كذايي است نداشته و نداريم!تنها ميخواهيم بدانيم دقيقآ وقتي در حال تايپ عبارت مذكور بوديد كدام نظريه مد نظرتان بوده كه ايران به دنبال آن يا به دنبال دستاوردهاي آن است!
/-يادآوري تخصص پنرز را به حساب خود نمايي ميگذاريم!چرا كه :
1-هيچ اشاره اي به تخصص وي نكرده بوديم كه نيازمند يادآوري فوق باشد!
2- با آوردن نظر تخصصي پنرز توسط شخص خودش صاحب نظر بودن وي در اين مساله اثبات شد(خوشبختانه!)
/- آقايان اين مطلب را به خاطر داشته باشند كه يكي از معيارهاي سنجش مقدار درستي هر نظريه اي چه در اقتصاد چه در زيست و چه فيزيك و ... مقدار اثبات رياضي آن است!به اين مفهوم كه هر چه نظريه اي از اثبات هاي رياضي بيشتر و متنوع تري برخوردار باشد محكم تر است(نسبيت نوشته آلبرت آينشتاين)
/-
/- اصولآ ما قصد اينكه نظري را از هر كسي در باب تصديق نظر الهيون بياوريم نداشتيم!چه نظر الهيون يك نظر فلسفي است و ارتباط دادنش با نظرياتي از اين دست نشان دهنده ناآگاهي عميق شخص مذكور به علوم و مفاهيم آن است!قصد ما همان است كه بارها گفتيم!:
سنجش ادعاهاي هوچيگرانه.پس:
/- منتظر پاسخ به سوالات فوق هستيم!
---------
مسلمآ دلايلي را كه قصد عنوان آن را داريم از متن مذكور بسيار تخصصي تر و جديد تر از 1989 است و از همه مهمتر متفاوت تر!
مرسي!
خوب،
اگر حالا دوزاري تان افتاد و از سوي ديگر هم ميگوييد كه
با نگر الهيون سر وكاري نداريد و آدم و حوا و گِل گرفتن
و فوت كردن روح و دنده ئ چپ و ... در نگاه شما كشك هست،
پس ديگر بحثي نداريم و نظر من تنها نشان دادن غلط قران بود
كه انجام شد!!
خوشحالم كه شما هم به پاپ ! و به مسئولان
آموزش و پرورش جمهوري اسلامي پيوستيد!
مرسي!:D
هرمز بهمن
Friday 28 April 2006, 08:19PM
..
2- با آوردن نظر تخصصي پنرز توسط شخص خودش صاحب نظر بودن وي در اين مساله اثبات شد(خوشبختانه!)..
تخصص ايشان در فيزيك است، بعد هم نگفته است كه
خدا از روحش در آدم فوت كرده ( البته پس از گلگيري) :smile21:
p.s.
من چند روزي ميروم گردش،
شلوغي نكنيد تا برگردم !!
AntiMatter
Friday 28 April 2006, 09:31PM
سلام.
البته جاي اميدواريست كه بعد از اينهمه توضيح تا حدي هر چند اندك متوجه موضوع شديد!
/-پنروز فيزكو رياضيدان است كه تخصصي كاملآ متفاوت از رياضي يا فيزيك به تنهاييست و به طور خلاصه تخصصي در رابطه با توجيه و تشريح فرايندهاي فيزيكي از راه رياضي است!
/- اصولآ پنرز صلاحيت ابراز نظر تخصصي در مورد نظر الهيون را ندارد
/- متون وعده داده شده كاملآ با تخيلات آقايان متفاوت خواهد بود!
/- اصولآ خلط استدلال تجربي با فلسفي خبطي است كه آقايان از اثبات آن عاجزند!
قبلآ عرض شد كه مثلآ در استدلال تجربي تسلسل بلااشكال است اما در فلسفه خير و...
به طور كلي امتزاج اين دو نتيجه مستقيم ناآگاهي فرد نسبت به مفاهيم مقوله هاي مذكور است!
/- حال براي گردش يا وصولي چيزي زياد مهم نيست!مهم اينست كه بيش از 8 ساعت كار نياز به ...
/- پاسخ به سوالات ابتدايي ما فراموش نشود!
/- در مورد نظريه اتمي هم مايل به كسب اطلاعات بيشتريم!
مرسي!
nogodman
Saturday 29 April 2006, 02:08AM
متحیریم حال که حضرات منظور ما را فهمیده اند، چرا از لابلای متون تخصصی(!) خود چهار تا نظریه نشانمان نمی دهند که بگوید یافته هایی که حکایت از تکامل انسان از میمون میکند، در مسیر غلطی تحلیل شده اند و نظریاتی که متکی به اصل مربوطه اند، از پایه غلطند و مضحکه ای حداکثر در قد و قامت ماتریالیسم است. شاید البته بخواهند این مهم را گام به گام پیش ببرند!
---------
حضرات ظاهرا از مسیر سائرین عالم علم فاصله می گیرند و به شیوه های ئالمانه روی می آورند!
- توضیح ما در اشتراک مباحث حوزه ها را قبول دارند و نقد پذیر بودن این حوزه ها با رویکرد مورد اشتراک را می پذیرند که خود باعث خوش وقتیست. اما ارتباطش با انبوه علم افشانیهای مکرر در باب بنا نشدن فلسفه بر علوم طبیعی بر ما معلوم نیست!
- گویا جور آگاهی های حضرات را ما باید بدوش بکشیم!
سخن ما نبودن مقوله اخلاق در ماتریالیسم نبوده و ماتریالیسم دیالکتیک به این مبحث به عنوان یک مسئله انسانی می پردازد. اشکال ما انشعاب موضوع از ماتریالیسم است که انشعاب مباحث اخلاق از ماتریالیسم همانقدر صحیح است که محاسبه مساحت زیر منحنی را از شعب ریاضیات به حساب آوردن!
البته ما کاملا به این خلط مباحث و اشتباه برداشت کردن هایمان عادت کرده ایم!
پرتاب کردن کلمات از متون تخصصی(!) نیز شائبه ئالم بودن و تمایل به تظاهرات عالمانه را پیش می آورد. بهتر بود به جای قسم حضرت فلان، توضیحی در مورد « تقدم ارزشهاي مادي» می آوردند.
اگر تقدم ارزشهای مادی در اخلاق به معنای برتری عملی با ارزش مادی بیشتر بر عمل دیگر است که بیشتر به اصحاب اغتنام فرصت (اپیکوریسم یونانی) منسوب است و نه به ماتریالیسم دیالکتیک و اگر منظور تاریخی بودن و عدم اطلاق اصول اخلاقیست، تنها در ماتریالیسم دیالکتیک موجود نیست و نیچه ضد ماتریالیسم و هگل ایدئالیست نیز بر این باور بوده اند.
در ضمن اصولا اگر حضرات یک ترکیب اضافه دیدند که یکی از کلماتش ماتریالیسم بود، فورا آنرا شعبه ماتریالیسم به حساب نیاورند که اگر ارتباطات علمی بدین نحو بود، علوم طبیعی -که کمترین ارتباط محتوایی با ماتریالیسم فلسفی ندارد- به لحاظ روشهای کاملا ماتریالیستی نامزد بهتری برای این داستان می بود .
- گویا توضیحات سبزی فروش مذکور در باره نسبت فلسفه علم و خود علم کارساز افتاده!
اساسا به دلایل نه چندان روشن، حضرات از زبان این دوست ما -که در جناحشان است- راحت تر مسائل را متوجه می شوند. برای ما هم تفهیم فرد یاد شده کمتر از علما خسته کننده است! فلذا از او استفاده های دیگری نیز می کنیم:
اول.در مورد شعب و جهان بینی ماتریالیستی خدمت علما بفرمایند که قبلا هم گفتیم فلسفه ماتریالیسم مارکسی، بدین لحاظ که در مورد تاریخ انسان و نهادهای انسانی بحث می کند و خدای خیالی آقایان یقینا قبل از وجود انسان و به طبع نهادهای انسانی موجود بوده، درباره این خدا بحثی ندارد که حضرات ادامه دادند منظور جهان بینی ماتریالیستی بوده!
البته لزوم بحث در مورد تفاوتهای فلسفه و جهان بینی شاید به چشم آید ولی ابتدائا لازم است حضرات پاسخ سئوالشان را از شاخه «ماتریالیسم اخلاقی» که درباره اش وارد تر از ما هستند را برایمان قرائت کنند!
دوم. به علما یاد آوری کنند که «خلق تصادفي و غير تصادفي هست از نيست» از منظر علوم طبیعی را ما مطرح نکردیم و بحثی هم در موردش نکردیم و توضیح دهند که چند جمله ای هم که درباره اش گفتیم، به جهت سنجش ادعای غیر هوچیگرانه آقایان بوده است!
nogodman
------------
بعد التحریر: گویا خلوتی تاپیک را چشم زدیم! اساسا وقتی «و ان یکاد» بر تاپیک ها نخوانند، یک همچین مسئله ای کاملا منطقی و عادی به نظر می رسد!
AntiMatter
Saturday 29 April 2006, 01:07PM
سلام.
مشخص نيست تحير آقايان چه منشايي دارد؟!
چيزي كه ما از ابتدا بر آن پاي ميفشرديم تا كنون تغييري نكرده اما از طرف آقايان شاهد تاييد و تكذيب ها مكرر بوديم كه گاهي نشان از درك خواسته ما دارد و گاهي دور نماي نا اميد كننده قديمي ...
موضوع جديدشان هم اين است كه ما قصد رد نظريه را داريم-نه چندان جديد البته-
اصولآ ما در جايگاهي نيستيم كه بخواهيم يك نظريه علمي را رد يا تاييد كنيم و مشخصآ قصدمان اصلاح تحريفات آقايان و آغاياني بوده كه در يك موضوع علمي به نفع حزب مطبوعه اعمال داشتند بوده!
سوالات هم دقيقآ در همان مسير عنوان ميشوند.خوشبختانه فرد سوم هم بارقه اي از اميد را به نمايش در آورده كه اميدواريم اين يكي تو زرد ...
---------------------
تاپيك مجزا را مهيا كنند تا برسيم!
مرسي!
nogodman
Sunday 30 April 2006, 02:46AM
گویا شاهد پدیده «گذار از نوگادمن» هستیم!
ما البته نسبت به هوچی گر خواندنمان اعتراض نداریم و اگر آقایان طالب بودند، خودمان همان اول می گفتیم! امیدوار بودیم که درگیری با کتب تخصصی(!)، حضرات را در داوری بین نظریات متفاوت واجد صلاحیت کرده باشد که خود نفی نمودند و البته ما حتی نقلی مطابق با خواسته مان دریافت نکردیم.
آخر نفهمیدیم که این داستان تکامل با نظریات نفی کننده روبروست یا نه.
حضرات این را معلوم نمی کنند تا ما هوچی گری خود را در زمینه نسبت آن با آموزه های دینی به نمایش بگذاریم!
--------------
سابقا احاله پاسخ به تاپیک مجزا، در ادبیات جناح علما به «فرار» تعبیر می شد (درست نگفتم آقای ساربان؟!). ما البته این نام را بر آن نمی گذاریم و همچنان که قبلا گفتیم، نظم مطالب اصلی با این حواشی بر هم نمی خورد و اضافه می کنیم که مطالب حاشیه اگر برای بحث اصلی لازم نباشند، لااقل مفیدند.
فلذا دعوت به تاپیک مجزا را کما فی السابق نابجا دانسته و مصریم که حضرات مطالب حاشیه را در همینجا دنبال کنند.
nogodman
AntiMatter
Sunday 30 April 2006, 09:54AM
سلام.
/- گذاري در ميان نيست!
/- نفيآ و اثباتآ به دنبال عيار سنجي تاييدات انجام شده بوده ايم و مطمانآ بعد از حصول نتيجه نيازي به ادامه نيست!
/- شخصي ادعايي كرد و شخصي تاييد.پستيديم و خواستيم منابع معرفي كنندبعد از كش و قوسهاي فراوان تكذيب نيم بندي شد.اما هيچ فرقي در اصل ماجرا حاصل نشد -براي ما-!
/-لب كلامشان اين است كه از ما ميخواهد تاييداتش را اثبات كنيم! كه مصريم مدعي به آن بپردازد!ليكن به جاي آن به گزارش احوالات ميپردازد
------------
/-در متن قبل شاهد صحنه هاي تكراري "حرف عوض كردن" بوديم كه ميتوان تحت عنوان "براي تفريح" عنوان كرد.منتها از آنجا كه هر بار اين نسبت دادن ها مشخص ميشود موضوع ديگري پيش كشيده ميشود هيچ فايده اي را بر آن مترتب نميبينيم!تعويض "ماترياليسم" با "ماترياليسم ديالكتيك" در متن بالا مشتي است...
/- دلايلي براي تغيير تاپيك عنوان شد كه به جز حالات رواني دليلي بر ردش نيامد.
تاپيكي چاق كنند بدمان نميآيد!
/- فرار!: )
ظاهرآ آقايان هم باران ديده اند!
/- در اعلاميه متفكرين ظاهرآ پستي زده اند كه ما نميبينيم! اگر به روزش كنند ما هم حظي ببريم!
مرسي!
nogodman
Sunday 30 April 2006, 09:30PM
حضرات ظاهرا قصد دارند به علم کردن هوچی گری ما، عالمانه به کار تاپیک خاتمه دهند. خوب بود بجای انجام این کار در اینجا، تاپیک دیگری به نام «هوچی گریهای نوگادمن» تاسیس می کردند و این مهم را در آنجا به انجام می رساندند!
دست آخر ما نفهمیدیم که هوچی گری ما چه ارتباطی به بی بنیادی رشته انسان شناسی دارد. امید است که سائرین وادی علم اشاره ای مختصر بنمایند که بیشتر به عنوان بحث جاری مربوط است.
------------
چون حضرات گفتند «هر شاخه دلبخواه» و دلبخواه ما ماتریالیسم دیالکتیک بود، ماتریالیسم دیالکتیک را با ماتریالیسم تعویض کرده ایم! گویا ماتریالیسم دیالکتیک از شاخه های اخلاق هویج شناسیست!
البته همانطور که حضرات اشاره دارند ما همواره پای بندی به "حرف عوض كردن"، به عنوان یکی از شیوه های بحثمان را اثبات کرده ایم و امیدواریم که با صورت بندی صحیح و علمی قضیه مذکور مثلا در ماتریالیسم اخلاقی(!) روش علمی بحث را فرا بگیریم.
و اینکه این امر در اینجا بیشتر با حالات روانی(؟) ما تطابق دارد.
nogodman
AntiMatter
Sunday 30 April 2006, 11:30PM
یافته های علمی تمامی سخنان ایشان را تایید می کند و بین دانشمندان زیست شناس و ژنتیک دان در مورد اینکه انسان نوعی میمون تکامل یافته است، کاملا توافق وجود دارد. اکنون سخن نه بر سر اصل این قضیه، بلکه در چگونگی، مراحل و دلایل تکامل برقرار می باشد.
اين پاراگرافي بود كه ما از ابتدا تا به اينجا به آن ايراد داشتيم!سير تكامل مبحث از طرف ما-البته متاثر از.. - دقيقآ همين رويه را داشت تا آقايان متوجه مساله مورد نظر ما شدند و در 30 با ذكر مطلبي از ما به عنوان مچ گيري عنوان كردند كه مساله را متوجه شده اند!
در 34 گويا صداي شيپور به گوششان خورده و وعده اجابت دادند در 36 اجابت از نوع دومي شد و تكذيبيه اي .تا به اينجا موضوع حل شده به نظر ميرسيد!
در 37 گفتيم كه يك موضوع ديگر هم مانده و آن همان سوال ابتداييمان بود كه همچنان بي پاسخ مانده...!
لازم به ذكر است كه اصل ايراد ما به كذبيات موجود در مبارز طلبيش بوده و مطالب ما را موازي با نظريه مذكور فرض كرده كه چراييش لابد در لابلاي كتب ماركس و هگل و.. و البته همراه تطبيق و حذف و اضافه..
بارها عنوان كرديم كه اصولآ قصد رد و اثباتي نداريم و تنها مرادمان همان بود كه ذكرش رفت و ظاهرآ بعضي اوقات فهميده اند و بعضي اوقات ترجيح بر نديدن بوده-گويا-
هاتو برهانكم...!
-----------
علاقه اي به مناقشه در باب هويج شناسيهاي رايج و تاريخ فلاسفه و امثالهم نداشته و نداريم علت هم بيان شد و واضح است!براي مثال:
تكذيب وجود مفهومي با عنوان ماترياليسم اخلاقي ما را مجبور به بيرون كشيدن كتب تخصصي و آدرس دهي ميكند در مرحله بعد تلويحآ وجودش را ميپذيرد و ايراد به اضافات و .. ميگيرد و وارد مفاهيم آن و تفاوتها و شباهتهاي اين مفهوم از ديدگاه ديگران ميشود و تك قسم ما را با قسمها پاسخ ميدهد بدون آنكه صحت سوگند ما را رد يا تاييد كند و اين سلسله وار ادامه پيدا ميكند ..
در مواردي همچون نقد فلسفه با علم و علم با فلسفه و مفاهيم اساسي مورد مناقشه از گفتگو در محل جدا بدمان نميآيد و فعلآ وجود موجود باران ديده اي را احساس نميكنيم ...!
مرسي!
nogodman
Monday 1 May 2006, 04:56AM
باستان شناسی تاپیک جاری، حداقل برای کسانی که افق دیدشان فراتر از میزان آگاهی و ناآگاهی ماست، نتیجه مناسبی به همراه ندارد.
حال که حضرات قصد ندارند پاسخ روشنی به سئوال ما دهند و رسالتشان در «اذهب الی نوکادمن انه طغی!» خلاصه می شود، بد نیست فرد دیگری پاسخ دهد که این چه نظریه ی بی بنیاد و کم ارزشیست که علومی همچون انسان شناسی و غیره بر آن بنا شده است؟ و اساسا فرقش با نظریه ای مانند بیگ بنگ چیست؟
--------------
این هم تاوان آگاهی های حضرات است برای ما و ناشی از عارضه مذکور!
ما نفی وجود اخلاق در ماتریالیسم را نکردیم که بعدا مقهور کتب تخصصی شان (!) شده و تلویحا بپذیریم. گفته بودند «"ماترياليسم اخلاقي" شاخه اي از "ماترياليسم" است كه شاخه ديگرش همان ماترياليسم فلسفي است» و آنچه ما اشاره کردیم آن بود که ماتریالیسم شاخه ای به این عنوان ندارد و اخلاق در نحل مختلف ماتریالیسم و کلا در هر دستگاه فلسفی مورد بحث قرار می گیرد. مثال واضحش همان مثال محاسبه مساحت زیر منحنی است که در ریاضیات همردیف هندسه و مثلثات قرار نمی گیرد گو اینکه در موردش بحث می شود.
مردیم از بس خلط مبحث و برداشت اشتباه و مصادره به مطلوب و ... کردیم و مثال هایش را علما بر فراز کردند!
nogodman
AntiMatter
Monday 1 May 2006, 02:41PM
سلام.
/- اينكه كسي گفته باشد اين نظريه بي ارزش است مسلمآ نگاهي متفاوت داشته!
گاهي يك آهنگر از ديد خود ارزشي قايل نيست براي نظريات اينچنيني و..
اما اينكه بي بنياد است داستان جدايي دارد!
مسلمآ اگر نظريه مذكور در اصل تطور با ديدگاه ما مشكل داشت نگاهي به دوران جنيني ميتواند بيشتر ما را در مشكل بيندازد كه اينطور نيست به جهتي كه ذكرش رفت!
قبلآ هم عرض كرديم و آقايان تاكيد كردند كه نبايد از علوم انتظار نگاه غايي داشت و علوم ذاتآ به دنبال روابط ماديند و اين كار درست و به جايي است!
منتها مشكل دقيقآ در تعميم نظرات مادي علوم براي رد و اثبات فلسفه و ديد فلسفي است!
مثالهاي متنوعي در رد اين رويه عنوان شد منتها استثناآ قبل از نقل براهين در جهت اثبات ادعا هاي مطرح شده از طرف حضرات موضوع را ساده تر عنوان ميكنيم:
نظريه مذكور و كلآ نظريات تجربي بنا بر ذات خود بنياد خلقت و تطور و .. را بر تصادف ميگذارند!
علت هم مشخص است و آن عدم توانايي در كشف آن است.
نظريه مذكور در نزد دانشمندان دو بخش است .چيزي كه قطعي است نزد دانشمندان همان تكامل است و از ميمون به انسان و كلآ از تطور جزيي و شواهد مربوطه تقريبآ بلا استثنا با شايد و اما صحبت ميشود و مكررآ حذف و اضافات بسياري بر آن شده و توضيح بسيط تر بعد از اجابت!
اشكال ما از آقايان را ميتوانيد با باستان شناسيهاي مربوطه متوجه شويد!
هر گاه ما گفتيم براهين محكمه خود را در اثبات ادعاهاي خود بياوريد آقايان در پاسخ ميگفتند نظريه مذكور را رد كنيد! گو اينكه نظرات آقايان=نظريه تكامل!
---------------
ظاهرآ عارضه اي را كه در گفتار ديگر يقه آقايان را گرفته در اينجا يقه ما را گرفته!
گرفتن مساحت تحت منحني ارتباطي به مباحث هندسي آن -آنطور كه آقايان تصور كرده اند- ندارد! در دیفرانسیل و انتگرال از انتگرال یک تابع برای عمومیت دادن به محاسبه مساحت و حجم و.. یک تابع استفاده می شود.مثلآ انتگرال یک تابع مثبت پیوسته در بازه مشخص منجر به محاسبه مساحت بین خطوط و خم منفی و .. است .
براي اطلاعات بيشتر تاپيك مجزا !(ظاهرآ درگيري با آثار متفاوت متفكريني همچون لايبنيتس آقايان را گيج كرده!)
مرسي!
nogodman
Tuesday 2 May 2006, 12:14AM
ظاهرا حضرات کم کم دارند از گنجینه کتب تخصصی خود ما را محضوض می کنند. قصد نداریم یک بحث را با گرفتن صورت یک جمله سرافرازانه به پایان ببریم. آقایان لطف کنند و عبارت ذیل خود را دقیقا توضیح دهند.
«نظريه مذكور در نزد دانشمندان دو بخش است .چيزي كه قطعي است نزد دانشمندان همان تكامل است و از ميمون به انسان و كلآ از تطور جزيي و شواهد مربوطه تقريبآ بلا استثنا با شايد و اما صحبت ميشود و مكررآ حذف و اضافات بسياري بر آن شده»
و این مهم را بدون در نظر گرفتن اموری همچون «تعميم نظرات مادي علوم براي رد و اثبات فلسفه و ديد فلسفي» انجام دهند که به جای خود در نسبت این دو بحث را ادامه خواهیم داد.
--------------
چون ما تحت تاثیرات نعشه آور لايبنيتسی، تصوری مبنی بر ارتباط محاسبه مساحت تحت منحني با مباحث هندسي آن ارائه ندادیم، حضرات با راهنمایی در مورد محاسبه مذکور با استفاده از انتگرال یک تابع، نظر نداده ما را اصلاح کردند!
وقتی مشکلات به این راحتی در همینجا حل می شود، چه نیاز به تاپیک مجزا هست؟
ارتباطش با بحث ما هم لابد در نظر خوانندگان معلوم است، گرچه ما متوجه نمی شویم!
nogodman
AntiMatter
Tuesday 2 May 2006, 12:38AM
سلام.
/- ظاهرآ آقايان به هيچ عنوان متوجه موضوع نميشوند_نميخواهند؟!_
/- تا به حال كه منتظر رد نظريه از جانب ما بودند! بدون توجه به اينكه قبلآ با علم پراكني هاي موجود مبادرت به اين فعل كردند!
من بعد منتظر اثبات نظرات ما در باب ادعايش ميماند لابد!
موضوع بسيار ساده است!
یافته های علمی تمامی سخنان ایشان را تایید می کند
"ايشان"ي كه در جمله بالا نام برده شده از تحقيقات بي چون و چرا در مورد نظريه مذكور استنادي كرده كه مورد تاييد قرار گرفت!
گفتيم كجايند براهين محكمه بي چون و چرا؟
اشتباه كرديم پرسيديم؟!
اگر نه كه به سادگي اين براهين را ارايه كنند و ما را به زمين سرد الممان بنشانند! و مسلمآ قال قضيه به نفعش كنده شده و پيروز مندانه فرار ما را مشاهده ميكنند!
/- ظاهرآ _براي ما اثباتآ_ روش ديالكتيك بزرگانشان را خيال تست در اين جا دارند!سوال از ما بود! و اعتراض! آقايان مهندسي معكوس ميكنند و ميگويند "توضيح بده كه بي چون و چرا نيستند"!
بعد نتيجه ميگيرند كه "دليلي نديديم!ديدگاهمان "سرافرازانه" اثبات شد!" و باقي ماجرا!
/- آقايان براهين بي چون و چرايشان را بسرفند لطفآ!
--------
/- قياسي شد كه اشتباه آن را گوشزد كرديم!آقايان هر جا نام مساحت شنيدند بالفور هندسه را دخيل نكنند!
/-ارتباطش با قياس كاملآ نا مشهود بود!
/- البته گمان نميكنيم كه پيش كشيدن جز آرا متفكرين و تدوين تاريخهاي اجتماعي و .. در مناسبتهاي مختلف به منظور انتقامي -رم دادني چيزي باشد!
و جمله زير هم شايبه اي در همين حد و قواره! _تلاشي در جهت سرپوش نهادن بر اوهام تكذيب شده خود_ ايجاد ميكند!:
/- >>قصد نداریم یک بحث را با گرفتن صورت یک جمله سرافرازانه به پایان ببریم <<
اوه كه اينطور!
آقايان يقين بدانند كه اگر قرار بود با جملات كوبنده! بحث به پايان ميرسيد مدتها قبل با تكذيب دير هنگامشان! اقدام به آن ميكرديم !
پس رجز كنار بگذارند و سخن كوبنده! شان را عرضه كنند ان كنتم صادقين..
/- بعد از سي و اندي پرده آقايان تازه متون ساده ما را متوجه شدند!حال از حل ساده مسايل و .. سخن ميرانند! كه اثباتآ تخيلي است و با وارد شدن به مباحث جنگ و صلح و فرار و... شبهه هايي رو به تاييد را دامن زدند!
مرسي!
nogodman
Tuesday 2 May 2006, 05:25AM
جناح علما در انتهای آمادگی علمی قرار دارد! کوچکترین تحرکات تدارکاتی ما به مثابه حمله ای سنگین، با ضد حمله ای سنگینتر پاسخ داده می شود!
اوهام از سر بیرون کنند که منظور از جمله یاد شده، پیشبرد بحث تا فضایی مطلوبتر از فضای "دانشمندان نگاه قطعی در مورد فلان" دارند و "با تردید به فلان می نگرند" در یک جمله بود.
در سخنرانی یاد شده نیز تحقیقات بی چون و چرا مربوط به دو مسئله بود یکی مهاجرت اجداد انسان فعلی از افریقا و یکی زمان آن که در مجموع به مسئله تکامل ربط چندانی ندارد و ما نیز تایید خود را از زمان یاد شده پس گرفتیم. فلذا لازم نیست حضرات کیبورد خود را در نسبت تایید ما و سخنرانی یاد شده با مسئله تکامل بیش از این مستهلک نمایند.
جمله انتخابی ما را بد نیست توضیح دقیقتری دهند.
--------
«پيش كشيدن جز آرا متفكرين و تدوين تاريخهاي اجتماعي و ... » در زمانهایی صورت گرفته که قیاسی در آن زمینه ها با موارد ذکر شده وجود داشته و این تلائم البته وثیق تر از قرار داشتن عبارات «مساحت تحت منحني» و «هندسه» در یک جمله بود که حضرات اشتباه در نظر ننوشته و نداشته ما را گوشزد نمایند!
مانده ایم که علما با اینهمه اطلاعات تخصصی(!) در مورد لامارک و هندسه و ماتریالیسم اخلاقی و روشهای دیالکتیکی چه مرحمتی می کنند که وقتی برایمان اختصاص می دهند و اشکالات ما را تصحیح می کنند!
ضمنا هرگونه ارتباط بین رمیدگی احتمالی در اردوگاه علما با جناح الما تکذیب میشود!
nogodman
هرمز بهمن
Tuesday 2 May 2006, 05:09PM
تا دوستان و نادوستان به بحث و طنز نويسي خود ادامه ميدهند.....
يكي از نشانه هاي مهم كه فراگشت ادمي از پريمات هاي نخستين ( نياكان آدم ها و ميمون هاي كنوني)
را نشان ميدهد، انگشتان پاي آدمي است كه اكنون بلا استفاده است، امّا در گذشته براي گرفتن شاخه
ها و پريدن از درختان و .. ( مانند همان كاري كه ميمون ها هنوز ميكنند) بكار ميرفته است.
هم اكنون هم پزشكان، براي آزمايش تندرستي و واكنش عصبي نوزادان، با انگشت و يا يك خودكار،
به كف پاي نوزاد ميزنند و اگر انگشتان پا و شست پا از هم باز شد و پاي نوزاد بدور آن انگشت و
يا خودكار خم شد، نشانگر تندرستي بچه است و نشان هم ميدهد كه پا در گذشته، پيش از اينكه بشر
دو پا شده و با ان راه برود، براي گرفتن درختان و .. بكار ميرفته و اين رفلكس هنوز بصورت
غريزي در آن مانده است.
( plantar grasp )
AntiMatter
Tuesday 2 May 2006, 05:30PM
ميمون دم دراز
بهت ميگم سبك و علت طبقه بندي زيستي رو بگو!نه با ديدن انگشتاي ميمون و خودت نتيجه بگيري كه انسان از ميمونه!
تازگيهام نشونه صحت سيستم عصبي بچه رو از زدن خودكار بيك_لابد_ به كف پاش متوجه ميشن و اگه اون خودكار رو به دستش بزنن نميشه و چون خودكار سيستم عصبيش رو تحريك ميكنه پس يه بچه ميمون خوشكله!
مثلآ اگه من بگم اگه آدم از ميمونه چرا ايدز ميكشتش چه ميخواي بگي ايپ امروزي؟
بعد از اينا بمون بگو نظريه اتمي چيه ابله!
AntiMatter
Tuesday 2 May 2006, 05:49PM
سلام.
/- وارد كردن واژه هايي همچون "فرار" و شيپورهاي مرتبطه تاييد كننده ديدگاه ماست!
/- "تحقيقات بي چون و چرا" مسلمآ در نقش شرط صحت و ابتداي وراجيهاي مذكور آن آغا بوده و شامل تمامي مباحث مرتبطه ميشده!به مدد تكنولوژي بارگذاري مجدد امكان پذير است!
اگر آقايان مشكل شنوايي دارند ميتوانيم لطف كرده و آن را عينآ بازنويسي كنيم!پس:
/- هدايت فضا از *"دانشمندان نگاه قطعی در مورد فلان" دارند * به مورد مطلوبتر دقيقآ وظيفه آقايان است!
نميدانيم كه چه مشكل لا ينحلي موجود است كه نميتوانند شواهد بي چون و چراي موعود را براي ما به نمايش بگذارند!
علاقه مند نيستيم به هيچ وجه مشكل آقايان به گردن ما بيفتد!
-----------------
از رسيدن تداركات موعوده با تضمين پايان نيافتن بحث كذايي جاري بدمان نمي آيد!
مرسي!!
هرمز بهمن
Tuesday 2 May 2006, 06:42PM
:قانون(1):
1- سفسته ئ پرداختن به سخنگو و توهين به شخص وي ( ad hominem )
كه نشانگر استيصال و تهي بودن انبان از منطق است!
2- تازگيها نيست و اين آزمايش كهن است و دكتري بنام( Babinski (1875-1932 به اين
روش شناخت تندرستي عصبي نوزادان دست يافته و در همه ي كشور هاي
پيشرفته، اين آزمايش بر روي نوزادان انجام ميشود. البته كه اين رفلكس در دست
نوزاد هم هست چون دتس همچنان هم ابزار گرفتن باقي مانده، مهم اينست كه در
پا هم هست، با وجويديكه ديگر پا، ابزار گرفتن نيست !اگر شما سواد نداريد، گناه من چيست
كه بايد دشنام بشونم !!
3- ژن ميمون با آدمي تا نزديك 98٪ يكي است و حتي مانند انسان ، چهار گروه خوني دارد.
گرفتن ايدز هم بستگي به اين دارد كه آيا مصونيت در گونه اي در گذشت زمان در برابر
ويروسي وجود دارد يا خير. بررسي انواعي مانند حشرات نشان ميدهد كه جانداران ميتوانند
در اثر جهش ژنتيك در برابر يك ويروس مصون بشوند ويا حتي در برابر زهر ( كه البته هردو،
مولكولهاي كمپلكس شيميايي هستند) مثلاً مصون شدن حشرات در برابر DDT ( زهر مرگبار
حشره اي كه در سده ئ گذشته براي نابودي حشرات بكار گرفته شد) امري مسلم و اثبات شده است
و بدينسان هر جانداري ميتواند با دادن تلفات مناسب، بر پاد يك ويروس يا زهر ايمون و يا مصون
شود و ميمونها هم اگر ايدز نميگيرند، براي اينست كه تلفات خود را داده اند و آنهايي كه جان بدر
برده اند، داراي كيفيتي ژنتيك بوده اند كه در برابر اين ويروس ايمون بوده است.
پس اينجا را هم سواد نداشتيد ( كمي دشنام بگوييد ، تا بيسوادي تان جبران شود!):smile21:
AntiMatter
Wednesday 3 May 2006, 05:24AM
موجود؟؟؟؟!
اولآ:مگه خودت نميگي پرداختن به شخص به جاي پرداختن به سخن سفسطه محسوب ميشه!؟ حالا اگه يكي مثه من به سخن بپردازه و يه تفريحي هم با شخص بكنه بهش چي ميگي؟
دومآ اگه لقب دادن مصداق پرداختن به شخصه و سفسطه پس اگر بگم جناب هرمز عزيز _چندشم شد!_ جناب و ... سفسطه است يا نه؟ مگه ابله و جناب و هرمز و .. يك ابزار خطاب نيست؟ حالا چطور ابله شد سفسطه گري و جناب و آقا و عزيزم تو اين دايره جاش نميشه؟
سومآ برفرض سفسطه اي شده از نوع كذايي مذكور!حالا اگه شخص سفسطه ياب به شخص سفسطه گر بپردازه اسمش چي ميشه؟
/- ؟؟؟؟, رفلكس بابينسكي ارتباطي به خزعبلات و تبعآ نتيجه گيري مسخره تو نداره!
گرفتن انگشت و خودكار و.. رو از كدوم سوراخ بيرون كشيدي؟بعدشم نتيجه مسخرت رو رو اون پايه گذاشتي اونم به دليل مسخره بي فايدگي انگشت پا؟
تو رفلكس باربينسكي شي مذكور به كف پا ميخوره و انگشت شصت رو به بالا ميره و بقيه انگشتا از انگشت كوچيكه به اندازه هاي متفاوت -بسته به شخص- به پايين ميل ميكنه.بعضي افراد هم رفلكس به سمت بالاست!نه گرفتن خودكار و از اين جور چرنديات!
بعد از اينكه به ما گفتي كه اين گرفتن خودكار با انگشت رو از كجات در كردي اونوقت دليل اينكه چرا به كف پا ضربه ميزنن و براي چي اينكار رو ميكنن و اگه رفلكسي بعد از ضربه مشاهده نشه نشونه نقص دستگاه عصبيه يا نه رو بهت ميگم!
مثلآ ميخواست قشنگ با ميمون شبيه سازي بشه !
http://academic.uofs.edu/faculty/kosmahle1/courses/pt351/lab351/babinski.JPG
/-؟؟؟؟؟ انطباق ژنوم انسان با ميمون بيش از 99% است! حالا اگه من بهت نشون بدم كه نوعي موش از شامپانزه داراي انطباق ژنتيك بيشتري در توالي آن است قبول ميكني جدت موش بوده نه ميمون؟
بعدش اگه نشونت بدم كه مكانيسم سازش ژنتيكي سگ از موش و ميمون به انسان شبيه تره چي؟قبول ميكني به سگ شبيهتري تا ميمون؟
/- كدوم ابلهي بهت گفته جهش عامل سازش حشرات با ددت بوده؟ ها؟ ميدوني, اگه اين اشتباهات رو يه زيست شناس مرتكب بشه كه فجايعي بار مياد؟همينجوري واسه خودت بباف!كي به كيه!
اگه قول بدي بري يه تف مشتي تو صورت اون ابله بندازي و بهش بگي دروغگوي كثيف خيانتكار! منم قول ميدم بهت بگم عامل بي اثر شدن ددت روي جك و جونوراي مزرعه آقاي دالتون چي بوده!
نميخوام فعلآ بهت كليد كنم كه تكامل در ژنتيك از بالا به پايينه و اگه يه موجود مثلآ ميمون ژن مقاوم به يه ويروس رو داشته باشه تمامي انشعابات حاصل از اون حتمآ اون ژن رو خواهند داشت و از آنجاييكه نخواهي توانست يه مورد پيدا كني كه يه ميمون چنين ژني رو نداشته باشه پس انسان كه از ميمون هست بايد تو گنجينه ژنتيكش چنين ژني وجود داشته باشه!
پس مشكلاتت رو بيشتر نكن فعلآ!
هستي
Wednesday 3 May 2006, 08:31AM
بسمه تعالي
جناب
اين مطالب كه شما در باره جزئيات تطابق يا عدم تطابق با حيوانات مي نويسيد مستلزم اين است كه مادر باره انسان چه قضاوتي داشته باشيم.
اگر شما بخواهيد ثابت كنيد كه انسان يك حيوان تكامل يافته تر است كه ديگر جايي براي گلايه از توهين ها نمي ماند.
بله اگر بگوئيم انسان موجودي است كه هم بعد مادي دارد وهم بعد الهي، وداراي شرافت انساني است انوقت حرفي.
اما ما ابتدا بايد ثابت كنيم كه انسان فقط ميمون است وكمي پيشرفته تر تا بعد به جزئيات(كه در بالا ذكر كرده ايد) بپردازيم. كه اين هم ادعاي شماست براي اينكه توجيهي براي پيدايش تصادفي حيات وشعور در اين جهان داشته باشيد.
اما بحث بر روال منطقي بايد بر اين روال باشد.
ايا جهان خدايي دارد ويا نه؟
اين جهان را چگونه خلق كرده است؟بر طبق طرح وبرنامه وقانون ياغير از اين؟
(بالفرض كه پيدايش تدريجي مو جودات را هم بپذيريم)
براي جهان اينده اي هست يا نه؟
اينده جهان با كدام علم قابل پيش بيني است؟
واگر جهان ديگر واخرتي باشد انگونه كه پيامبران گفته اند خداوند با ملحدان كه هم خودشان با وجود انذار پيامبران وبا وجود فطرت دروني شان به بيراهه رفته اند وديگران راه به گمراهي كشانده اند چه بايد بكند؟
nogodman
Wednesday 3 May 2006, 11:44AM
نه نشد!
یه آقایی یه سخنرانی کرده و ما اونو تایید کردیم. تو این سخنرانی هم یه جایی آمده بود «تحقیقات، تحقیقات بی چون و چرا عزیزم!». و حضرات گفتند کو این تحقیقات؟ ما گفتیم که اصلا قصد نداریم بحث در مورد یه سخنرانی بکنیم و می خوایم کلیت قضیه رو نیگا کنیم.
گفتند نه! تایید کردی باید درست جواب بدی.
گفتیم ما هر چی درباره تکامل خوندیم اشاره به اون موضوع انسان از میمون داره. گفتند سخنرانی چی شد. گفتیم بی خیال سخنرانی! گفتند نه کل قضیه به این سخنرانی ربط داره، هوچی گر!
بعد از سی و خورده ای پست تفهیم شدیم که راه تکامل از سخنرانی میگذره و «ان فی ذلک السخنرانی آیات لاولی الالباب!»
حالا سخنرانی رو دوباره گوش کردیم. یه خورده درباره اهمیت بعضی قصص در اتاق خواب کودکان و اقوال ولتر و تورات و ... و تحقیقات بی چون و چرا که انسان فعلی از فلان جا نشر پیدا کرده در فلان وقت و بقیه قضایا هم معلوم نیست و مباحثی در باب درز بندی ایده ها و ... .
خوب کدام قسمت از تکامل با این سخنرانی تداخل داره که بحث به اون طرف کشیده میشه؟!
می خوان آقایون در مورد تکامل صحبت کنن یا قصد دارن این قرآن رو با حدیث تفسیر کنند؟
nogodman
------------
بعد التحریر: «فرار» اشاره به حضرات نبود و به یکی از هم جناحیاشون مربوط میشد و به هر اندازه که تصور فرار در دیدگاهشون موثر بوده، اونو باطل کرده!
هرمز بهمن
Wednesday 3 May 2006, 01:01PM
موجود؟؟؟؟!
اولآ:مگه خودت نميگي پرداختن به شخص به جاي پرداختن به سخن سفسطه محسوب ميشه!؟ حالا اگه يكي مثه من به سخن بپردازه و يه تفريحي هم با شخص بكنه بهش چي ميگي؟
دومآ اگه لقب دادن مصداق پرداختن به شخصه و سفسطه پس اگر بگم جناب هرمز عزيز _چندشم شد!_ جناب و ... سفسطه است يا نه؟ مگه ابله و جناب و هرمز و .. يك ابزار خطاب نيست؟ حالا چطور ابله شد سفسطه گري و جناب و آقا و عزيزم تو اين دايره جاش نميشه؟
سومآ برفرض سفسطه اي شده از نوع كذايي مذكور!حالا اگه شخص سفسطه ياب به شخص سفسطه گر بپردازه اسمش چي ميشه؟
/- ؟؟؟؟
, رفلكس بابينسكي ارتباطي به خزعبلات و تبعآ نتيجه گيري مسخره تو نداره!
گرفتن انگشت و خودكار و.. رو از كدوم سوراخ بيرون كشيدي؟بعدشم نتيجه مسخرت رو رو اون پايه گذاشتي اونم به دليل مسخره بي فايدگي انگشت پا؟
تو رفلكس باربينسكي شي مذكور به كف پا ميخوره و انگشت شصت رو به بالا ميره و بقيه انگشتا از انگشت كوچيكه به اندازه هاي متفاوت -بسته به شخص- به پايين ميل ميكنه.بعضي افراد هم رفلكس به سمت بالاست!نه گرفتن خودكار و از اين جور چرنديات!
بعد از اينكه به ما گفتي كه اين گرفتن خودكار با انگشت رو از كجات در كردي اونوقت دليل اينكه چرا به كف پا ضربه ميزنن و براي چي اينكار رو ميكنن و اگه رفلكسي بعد از ضربه مشاهده نشه نشونه نقص دستگاه عصبيه يا نه رو بهت ميگم!
مثلآ ميخواست قشنگ با ميمون شبيه سازي بشه !
http://academic.uofs.edu/faculty/kosmahle1/courses/pt351/lab351/babinski.JPG
/-؟؟؟؟؟ انطباق ژنوم انسان با ميمون بيش از 99% است! حالا اگه من بهت نشون بدم كه نوعي موش از شامپانزه داراي انطباق ژنتيك بيشتري در توالي آن است قبول ميكني جدت موش بوده نه ميمون؟
بعدش اگه نشونت بدم كه مكانيسم سازش ژنتيكي سگ از موش و ميمون به انسان شبيه تره چي؟قبول ميكني به سگ شبيهتري تا ميمون؟
/- كدوم ابلهي بهت گفته جهش عامل سازش حشرات با ددت بوده؟ ها؟ ميدوني, اگه اين اشتباهات رو يه زيست شناس مرتكب بشه كه فجايعي بار مياد؟همينجوري واسه خودت بباف!كي به كيه!
اگه قول بدي بري يه تف مشتي تو صورت اون ابله بندازي و بهش بگي دروغگوي كثيف خيانتكار! منم قول ميدم بهت بگم عامل بي اثر شدن ددت روي جك و جونوراي مزرعه آقاي دالتون چي بوده!
نميخوام فعلآ بهت كليد كنم كه تكامل در ژنتيك از بالا به پايينه و اگه يه موجود مثلآ ميمون ژن مقاوم به يه ويروس رو داشته باشه تمامي انشعابات حاصل از اون حتمآ اون ژن رو خواهند داشت و از آنجاييكه نخواهي توانست يه مورد پيدا كني كه يه ميمون چنين ژني رو نداشته باشه پس انسان كه از ميمون هست بايد تو گنجينه ژنتيكش چنين ژني وجود داشته باشه!
پس مشكلاتت رو بيشتر نكن فعلآ!
1-مي بينم كه در صدد توجيه سفسته هاي خود هستيد كه گويا شوخي و تفريح
بوده ! آدم خردمند كه كاري نميكند كه سپس نياز به ماست مالي داشته باشد!!
كسي كو ندارد خرد را به پيش
دلش گردد از كرده ئ خويش ريش !!
2-
a) گفتم كه بيسواد هستيد و حالا حالا ها بايد از من ياد بگيريد.
رفلكس بابينسكي ( نه باربينسكي :smile21: جناب بيسواد!) همان رفلكس
plantar Grasp هست كه گفتم و مهم هم نيست كه با انگشت و يا
با خودكارو يا با ميله ئ آهني و غيره ، كف پاي نوزاد را بساواييم !!
مهم همان لمس كف پاست كه رفلكس چنگ زدن يا همان grasp
را كه در نياكان ما بوده است را در نوزادان هنوز نشان ميدهد و
يا اينكه نوزادان، بصورت غريزي شنا كردن بلدند و غيره...
b) مصون شدن جانوران و حتي باكتري ها و .. در برابر دارو ها
و يا حتي پني سيلين و .. امري است روشن و اثبات شده كه بر اثر
جهش ژنتيكي و انتخاب طبيعي آناني كه جهش مناسب داشته اند
انجام ميگيرد و اصولاً وجود و اثبات اين جهش هاي ژنتيك، مدرك
اثبات درستي دانش دارويني و نادرستي گل كوزه گري و فوت كردن
روح در آدم و گرفتن حوا از دنده ئ چپ ! وي است!!
كدوم ابلهي بهت گفته جهش عامل سازش حشرات با ددت بوده؟ ها؟ ميدوني, اگه اين اشتباهات رو يه زيست شناس مرتكب بشه كه فجايعي بار مياد؟همينجوري واسه خودت بباف!كي به كيه!
c) در باره ئ DDT هم به اين سايت دايره المعارف
اينترنتي Wikipedia نگاه كنيد بيسواد :
http://en.wikipedia.org/wiki/DDT
تا ببينيد كه روشن نوشته است كه :
Insects with certain mutations in their
sodium channel gene may be resistant to DDT
كه اگر در انگليسي هم بيسواد نباشيد، ميبيند كه معني آن
اينست كه حشرات ميتوانند با جهش هاي معيني در ژن
معيني در برابر DDT پايدار شوند!!
----
A sodium channel point mutation is associated with resistance to DDT
http://www.ncbi.nlm.nih.gov/entrez/query.fcgi?cmd=Retrieve&db=PubMed&list_uids=10469251&dopt=Abstract (http://www.ncbi.nlm.nih.gov/entrez/query.fcgi?cmd=Retrieve&db=PubMed&list_uids=10469251&dopt=Abstract)
http://www.ncbi.nlm.nih.gov/Gifs/NCBIbanner.gif
----
Sodium channel mutation leading to saxitoxin resistance
http://www.nature.com/nature/journal/v434/n7034/full/nature03415.html (http://www.nature.com/nature/journal/v434/n7034/full/nature03415.html)
http://i1.tinypic.com/x3afjd.gif
----
http://www.ionchannels.org/showabstract.php?pmid=16263118
----
Pesticide resistance warning after gene discovery
Media Release, Thursday 26 September 2002
Scientists have raised concerns following the discovery of a single gene that gives vinegar flies resistance to a wide range of pesticides, including the banned DDT.
Scientists are worried as this single mutation unexpectedly provides the fly (Drosophila sp) with resistance to a range of commonly available, but chemically unrelated, pesticides. Significant also, is this species is rarely targeted with pesticides and many of the chemicals it is resistant to, it has never been exposed to before.
http://uninews.unimelb.edu.au/articleid_198.html (http://uninews.unimelb.edu.au/articleid_198.html)
http://uninews.unimelb.edu.au/template-assets/images/logo_crest_comb.gif
.....
كدوم ابلهي بهت گفته جهش عامل سازش حشرات با ددت بوده؟ ها؟ ..
پس ميبينيد كه چه " ابلهاني " سخن مرا ميگويند!!:smile21: :smile21:
هرمز بهمن
Wednesday 3 May 2006, 01:14PM
بسمه تعالي
جناب
اين مطالب كه شما در باره جزئيات تطابق يا عدم تطابق با حيوانات مي نويسيد مستلزم اين است كه مادر باره انسان چه قضاوتي داشته باشيم.
اگر شما بخواهيد ثابت كنيد كه انسان يك حيوان تكامل يافته تر است كه ديگر جايي براي گلايه از توهين ها نمي ماند.
..
1- نخست اينكه توهين هاي ايشان كه تنها توهين هاي حيواني ( ميمون و ..) نيست،
بلكه از لفظ هاي ابله و .. هم سود ! ميبرند كه بهرروي اشكالي ندارد، همين ها را
به داروين هم ميگفتند و از روي استيصال و نداشتن مدرك و دليل بود.
2- ديگر اينكه سخن شما سفسته است، چون روح حاكم بر اين سخنان " فحش دادن"
است و نه توصيف " علمي " انسان.
سفسته ئ ديگر شما :
ديگر اينكه يك سخن زماني فحش است كه در ديد گوينده ي آن ( و نه لزوماً شنونده)
و در فرهنگ و زبان و نيت او فحش شمرده شود. مثلاً فرض كنيد كه شما خواهري
نداشته باشيد ولي كسي به شما بگويد " خواهر فلان ". روشن است كه با وجوديكه
شما خواهر نداريد، اين يك فحش دانسته ميشود و شما بايد با طرف معامله ي بد بكنيد،
چون در زبان و در ديد آن گوينده، اين سخن فحش دانسته ميشود.
يا اينكه در اروپا و غرب، علامت شست رو به بالا، نشانه ي آرزوي كاميابي
و تندرستي است، ولي در ايران اين نشانه بد و " بيلاخ " است. حالا اگر يك
ايراني به يك غربي اين علامت را نشان دهد، با وجوديكه در ديد آن غربي اين
نشانه و حركت ايرادي ندارد ولي در " فحش " بودن آن شكي نيست، چون نيت
آن ايراني فحش بوده و در فرهنگ و در ديد خود او اين كار فحش است.
----------
پس در نتيجه، سخنان جناب آنتي متر بيسواد هم فحش بود و سخنان
شما هم در دفاع از وي و خالي كردن دق دلي هاي ناشي از بيسوادي
تان هم تنها سفسته بودند و با خرد سازگار نميباشند و تنها
تراز بيچارگي و بي فرهنگي خود شما ها، رهروان راه الهي !! را ميرسانند .
SAFA
Wednesday 3 May 2006, 02:10PM
آیا در باهماد خرد گرای شما ضعف و زبونی در پاسخ را با تهمت بیسوادی به همه طرف های گفتگو جبران می کنند ؟
آقای آنتی متر ... به ایران ... به جوانانی مانند شما با این همه اطلاعات در زمینه های مختلف افتخار می کنم ... دریغ از این همه دانش و آگاهی که به پای لجاجت و کینه شخصی فردی ریخته شود که حتی شهامت سکوت دربرابر اشتباه فاحش خود را ندارد
برای شما آرزوی موفقیت می کنم
هرمز بهمن
Wednesday 3 May 2006, 02:33PM
آیا در باهماد خرد گرای شما ضعف و زبونی در پاسخ را با تهمت بیسوادی به همه طرف های گفتگو جبران می کنند ؟
آقای آنتی متر ... به ایران ... به جوانانی مانند شما با این همه اطلاعات در زمینه های مختلف افتخار می کنم ... دریغ از این همه دانش و آگاهی که به پای لجاجت و کینه شخصی فردی ریخته شود که حتی شهامت سکوت دربرابر اشتباه فاحش خود را ندارد
برای شما آرزوی موفقیت می کنم
شما براي نوشته هاي خود دليل نياورديد و به سفسته ئ شعار
و سپس حمايت و دلجويي :smile55: از برادر فكري و ديني تان پرداختيد
كه البته كار خوبي است ولي چون دليل نداشت، بي مايه فطير است!
من هم نشان دادم كه كسي كه نئاندرتال را نيودرتال مينويسد
و بابينسكي را باربينسكي ميداند و از ديگر داده هاي دانشيك،
مانند پايداري حشرات در برابر DDT در اثر جهش ژني و
... آگاهي ندارد و الخ، خودبخود نميتواند آدم باسوادي باشد.
خود شما اگر توان و سواد و آگاهي بسنده داريد كه در اين بحث
تاب بياوريد، بفرمائيد و گام پيش بنهيد و بگفته ئ خودتان، اين
" اشتباهات فاحش" مرا، كه برادر ديني تان به انگيزه نداشتن
سواد بسنده، از نشان دادن آنها ناتوان است، شما نشان بدهيد! ،
وگرنه با پشتيباني رواني !! برادر ديني تان و دكلمه و انشا
نوشتن برپاد من ( جنگ رواني) نميتوانيد بحث دانشيك و منطقي
را بسود خود پايان دهيد. سپاس!
AntiMatter
Thursday 4 May 2006, 12:29AM
/- :قانون(1): !بر فرض من با گفتن :قانون(1): مرتكب سفسطه پرداختن به شخص شدم!حالا اگه نشونت بدم تو قبل از اينكه من مرتكب چنين كاري بشم بارها خودت مرتكب اين كار شدي :قانون(1):
بعد جواب به اين موضوع به ما حتمآ ميگي شماره 1_لابد يادگيري شماره ها رو مثه ميموناي آزمايشگاه عمه من يادگرفتي!_ اسمش سفسطه پرداختن به شخصه يا نه؟
:قانون(1):
___________________________________________________________________
بگذريم...
:قانون(1): عمه من كه نگفت خودكار رو با انگشتاش ميگيره بعدشم اون آزمايش مسخره رو ترتيب بده!
چشمات كه تو شرتت نيست!هست؟ از كدوم يكي از حفره هاي متعددت گرفتن خودكار و .. رو بيرون كشيدي؟
:قانون(1): به سوالا جواب بده:
اگه رفلكسي انجام نشه نشونه نقص عصبهاست؟
رفلكس همه مثه همه؟يعني اگه انگشتاي يكي به سمت بالا برن نتيجه ميگيري كه اون ميمون زاده نيست؟"مردم از خنده"
عكس بالا خالي بنديه؟
چشممون روشن!حالا خودشو با داروين هم مقايسه ميكنه!بابا تو ديگه كي هستي!
______________________________________________________________________
:قانون(1):
انگليسي زبان:
خوب منظور اين جمله چيه؟
منظورش اينه كه مقاومت برخي حشرات در برابر ددت ممكنه از جهش همون ژن معين! به وجود آمده باشه!
اين نشون ميده كه از زيست همونقدر ميدوني كه از منطق!
:قانون(1): اين يه نظريه است و ربطي به دليل مصونيت اجداد دورت تو مزرعه كذايي بعد مدت كوتاهي از مصرف ددت نسبت به اون نداره و ميخواد بگه وجود اون ژن ممكنه در اثر يه جهش باشه نه اينكه دليل مصونيت حشره جهش ژن به دليل كاربرد ددت بوده!كه به وقتش با همين خدمتت ميرسم!
اما دليل مقاوم شدن حشرات براي دانشمندا با اما و اگر معلوم نيست! دليل قطعيش معلومه!
اصولآ تشخيص جهش در ژن موجود بدون داشتن نمونه قبلي قطعي نيست!
واست ميگم دليلش چيه بعد برو اون تف رو تو صورت اون احمق بنداز- طلب من-!
اگه از يه زيست شناس بپرسي واسه چي اجداد دورت كه تو مزرعه آقاي دالتون اهل و عيال داشتن بعد يه سال از كاربرد ددت ديگه لت و پار نشدن بهت ميگه به خاطر اينكه بعضي از افراد يك گونه داراي ژني بودند كه منجر به ايجاد مقاومت نسبت به ددت شده!قبل از اينكه ددت رو به كار ببرن اقوام دور شما چه اونايي كه اين ژن رو داشتن و چه اونايي كه نداشتن به خوشي در كنار هم ميزيستند!و توي توالتاي شيك مستر دالتون شبا پارتي ميگرفتن و از اين صوبتا!
اما بعد اينكه ددت رو ما كشف و استفاده كرديم دوستاني كه فاقد اين ژن بودن به درك واصل ميشن و بقيه دوستان كه واجد اون ژنه بودن زنده ميمونن و ... _كه لابد به خاطر اين بوده كه با هرمز فاميل نزديكتر بودن!_
خوب نتيجه چي ميشه:
-دليل ايمني حضرات ساكن در مزرعه مستر مذكور وجود قبلي ژن سازنده آنزيم مقاوم ساز در بعضي از افراد گونه بوده نه جهش ژن مذكور!
يعني برخلاف اون چيزي كه مالارياي ما ميگه استفاده از ددت موجب هيچ جهشي نشده و تنها كاري كه ددت كرده اينه كه افراد فاقد ژن مقاوم را كمتر و كمتر كرده و افراد مقاوم رو زنده گذاشته!
يه چيز ديگه هم بگم گريه كني ابله!:
آنزيم علت مقاوم سازيه نه ژن!اون ژن فقط مسول توليد آنزيمه!حالا برو آفرين كوچولوي باسواد!(يه وقت اين حرفا رو جلوي يه دانشجوي زيست احمق نزنيا!ممكنه باعث مرگش بشي!)
پايين صفحه رو يه نگاه بنداز اگه قانع نشدي بازم برات ميارم !
______________________________________________________________________
:قانون(1):
-جهش پديده اي نادره و در اين پديده نادر نسبت جهشهاي مفيد به مضر 1 به 99 هست! احتمال اينكه در عرض يك سال پس از تغيير شرايط محيطي جهشي رخ بده بسيار كمه و احتمال اين كه اين جهش مثبت باشه_اگه از راه +*- بخواي اين مساله رو بفهمي كه ميرسي به نواحي شمال غربي ايران!_ بسيار بسيار كمتر از اونه! محاسبه آماري دقيق اين احتمالات رو ميزارم واسه مواقع تفريح بعدي!
/- ابله مگه تو نگفتي _جهش و جديدآ انتخاب طبيعي رو هم وارد كردي كه بهتر شد_ باعث مقاوم سازي ميمون ها به ايدز شده؟ بازم مگه خود مفلوكت نميگي چون من با پنجه پام خودكار ميگيرم پس ميمون زادم! حالا چطور اين عادت مسخره رو از اجدادت گرفتي اما يادت رفته مصونيت در مقابل ايدز رو بگيري؟اگه ميموني ميشناسي كه ايدز از پا ميندازتش تا خودتو به اون بچسبوني بگو تا قانون ژنيك و نظريه تكامل رو تغيير بدي!حداقلش اينه كه يه مواجب مادام العمري نصيبت ميشه كه حتمآ بيشتر از اندازه ايه كه الان ميگيري!آبرو مند ترم هست!
:قانون(1): بابا يه توضيح يه خطي واسه اينكه بفهميم اين "نظريه اتمي" چيه كه با اثبات قطعيش هنوز اسم نظريه رو داره اين همه بالا پايين پريدن نداره كه!اگرم بمون بگي ايران دنبال كدوم نظريه اتميه كه نور علي نور ميشه!
/- نگفتي انطباق ژنتيكي انسان با ميمون آخرش 98% هست يا 99%؟ آخه ميدوني چيه! اين 1% خيلي چيز زياديه!اندازه فرق بين سگ و آدم!
/- بازم نگفتي كه اگه يه موجود رو بهت نشون بدم كه انطباق ژنتيكي بيشتري نسبت به ميمون با آدم داره قبول ميكني جدت ميموناي تانزانيا نبوده و اون موجود بوده!
تازه ميتونم يه موجود نشونت بدم كه مكانيسم اصلاح ژنش خيلي بيشتر از جيمي خوشكله به انسان شبيه تره!
:قانون(1):
----------
منبع: اينجا (http://books.google.com/books?vid=ISBN0873954270&id=eTsjNcJDOtAC&pg=PA292&lpg=PA292&printsec=8&dq=reason%2Binsects+resistant+to+DDT&sig=am4ObnjeyRLJvLrMmEnuPpLbRYo)
AntiMatter
Thursday 4 May 2006, 12:31AM
شما براي نوشته هاي خود دليل نياورديد و به سفسته ئ شعار
و سپس حمايت و دلجويي :smile55: از برادر فكري و ديني تان پرداختيد
كه البته كار خوبي است ولي چون دليل نداشت، بي مايه فطير است!
من هم نشان دادم كه كسي كه نئاندرتال را نيودرتال مينويسد
و بابينسكي را باربينسكي ميداند و از ديگر داده هاي دانشيك،
مانند پايداري حشرات در برابر DDT در اثر جهش ژني و
... آگاهي ندارد و الخ، خودبخود نميتواند آدم باسوادي باشد.
خود شما اگر توان و سواد و آگاهي بسنده داريد كه در اين بحث
تاب بياوريد، بفرمائيد و گام پيش بنهيد و بگفته ئ خودتان، اين
" اشتباهات فاحش" مرا، كه برادر ديني تان به انگيزه نداشتن
سواد بسنده، از نشان دادن آنها ناتوان است، شما نشان بدهيد! ،
وگرنه با پشتيباني رواني !! برادر ديني تان و دكلمه و انشا
نوشتن برپاد من ( جنگ رواني) نميتوانيد بحث دانشيك و منطقي
را بسود خود پايان دهيد. سپاس!
ابله!
سفسطه پرداختن به شخص !( ad hominem )
AntiMatter
Thursday 4 May 2006, 12:33AM
سلام.
/- اساس صحبتها و اساس ورود ما به اين مبحث كذايي همين مسايلي هستند كه آقايان با اصرار از ما ميخواهند آن را اثبات يا رد كنيم_بنا بر موقعيت_
/-تاييد مذكور انجام شده اثباتآ !
/- آيا تاييد مذكور در مورد "بي چون و چرايي" در مورد موارد مذكور در سخنراني آن آغا تكذيب ميشود يا خير؟
اگر تكذيب شود كه خود به خود از ميمون به انسان هم جنبه بي چون و چراييش را از دست خواهد داد و نيازي به اتلاف وقت نخواهد بود! اگر تكذيب نميشود همچنان نياز به اتلاف وقت بي ارزشمان احساس ميشود! و منتظر مشاهده تحقيقات مذكور ميمانيم!
-----------
/- !.
مرسي!
هستي
Thursday 4 May 2006, 07:00AM
بسمه تعالي
جناب
ان نكته اي كه من نوشته بودم وبه ان توجه نكرديد اين بود:
اما ما ابتدا بايد ثابت كنيم كه انسان فقط ميمون است وكمي پيشرفته تر تا بعد به جزئيات(كه در بالا ذكر كرده ايد) بپردازيم. كه اين هم ادعاي شماست براي اينكه توجيهي براي پيدايش تصادفي حيات وشعور در اين جهان داشته باشيد.
deroz
Thursday 4 May 2006, 11:24AM
اقا سلام!
من 1000 دفعه نامه سرگشاده نوشتم!تلفن زدم!ميل زدم!وصد نوع كوفت و زهرمار ديگه ؛كه آقا اين قفسه ميموناي باغ وحش رو تعمير و بازبيني يا تعويض كنيد!
وگرنه ممكنه اين طفلكي ها از قفسه هاشون در رن و وارد شهربشن، دراينصورت با مشاهده پيشرفت هاي نوع بشر به اين فكر ميفتن كه هر چه زودتر بايد موتاسيون بكونن!! تا تبديل به آدميزاد شده و از دست شاخ وبرگ جنگلا و يا ميله هاي قفسه ها راحت بشن!طوريكه بتونن به راحتي انگشتاي پاهاشون رو باز كنن و چركايي كه لاش مونده رو پاك كنن و بشورن!!! {چه غلطا}
چند بار تذكر داديم كه قبل از شروع آموزشهاي ابتدايي به ميمونها اول ببينين كه اصلا ًاين موجودات جنبه ياد گيري رو دارن يا نه؟ كو گوش شنوا!
احتمالا ً دانشمندان و فيلسوفهاي ما در بازديد از اين باغ وحشها با هم گرم مباحثه بودن و يا يكي از مراكز تجمعشون كنار اين باغ وحشهاست كه اينگونه بعضي از اين حيووناي زبون بسته دچار كج فهمي شدن ! خداي ناكرده!!!
يا اينكه ؛ چون بعضي از كتابخونه ها بعد از مدتي كتابهاي از رده خارج رو دور ميندازن ، احتمالا ً مسئولين باغ وحش براي صرفه جويي در هزينه ها ، اين كتب ضايع را براي پوشش زير اين حيونا استفاده كردند تا ميمونها با خيال راحتري " پي پي " بكنن!
در اين بين امكان اينكه يه ميمون بازيگوش بجايي " پي پي " كردن روي اين اوراق ، اونارو برداشته و با توجه به آموزشهايي كه از قبل به اينها داده شده ، شروع به مطالعه! بكنه هم هست!
براي آموزش به اين حيوانات آگاهان موارد زير را گوشزد كردند!
1) روزي چندين بار فصل "6" از كتاب ( هنر استدلال همراه با منطق نمادين ) جهت آشنايي اين عزيزان با واقعيات جوامع بشري در محل قفسه ها خوانده شود ! با صداي بلند تا شير فهم شه !براي زود به نتيجه رسيدن موارد فوق استفاده از cd هاي آموزشي بسيار منطقي بنظر ميرسه.
2) همراه با آموزشهاي فوق خوراندن آبميوه و بخصوص هويج بستني در تابستان كيفيت آموزش رو بالا ميبره!
3) استفاده از موسيقي هايي كه بيشتر شبيه موسيقي هاي ميمونيست تا بشري ، براي ايجاد ارتباط بهتر با مخاطب ضروري بنظر ميرسه. براي اين كار ميتوان در شرايط خاص از "ميرلي مانسن" و شخصيت كارتوني "اسكروج" دعوت به همكاري كرد ! البته بصورت محدود و مخفيانه!چون ممكنه بچه هاي انسان هم از اين مراسم استقبال كنند و در اين صورت مواجه بچه ميمونها با بچه هاي انسان و آشكار شدن تفاوتها ، ممكنه به روحيات ظريف اين موجودات لطمه وارد بكنه!
4) بدليل جهش ژني و تبديل شدن ميمونهاي فوق الذكر به انسان! لازم است كه قفسه هاي ميمونهاي ماده از ميمونهاي نر جدا شده وهمچنين پوشش مناسب براي جنس ماده در نظر گرفته شود! تا در هنگام بازديد ، باعث تحريك پسر بچه هاي انساني نشوند و مورد تجاوز وتعرض قرار نگيرند!كه اين مورد ممكنه باعث ايجاد معضل بزرگ "ماده ميمونهاي فراري" بشه!
5) به لحاظ علاقمندي ميمونها به علوم رايانه اي و منطق و رياضيات و ... كه در اين چند وقته اخير از خود نشان ميدهند ( اين خود دليلي بر جهش قريب الوقوع است) ؛ لازم است شرايطي بوجود آيد تا اين عزيزان در كمال ارامش به تحصيل اين علوم بپردازند ، تا در زماني كه متجهش شدند براي برقراري ارتباط ( مثل الان ) زياد دچار اشكال نباشيم!
6) تشكيل كلاسهاي آموزشي و فرهنگي براي ميمونهاي والد ( پدر و مادر اين وروجكها ) ، طوريكه قانع شوند {هر طور!} به بچه هاي خود مداوم گوشزد كنند كه مادامي كه تبديل به انسان نشده اند با آدميزاد زياد كل كل نكنند ، چون ممكن است بدليل شيطنت هاي كه اداميزاد و بخصوص بچه هاي ادميزاد دارند ، چيزي شبيه خودكار يا ... لاي انگشت پايشان يا لاي چرخشان! يا ... فرو برود كه از ادب بدور است و براي ارتباط اوليه انسانها و ميمونها مضر است!
.
.
.
معمولا ً ميمونها وقتي مورد اذيت و آزار قرار ميگيرند!وحشي شده و فراموش ميكنند كه قراره در آينده نزديك تبديل به آدميزاد شوند ، و در اين شرايط دوست دارند از قسمت چربي دار پشت آدمي
(من خودم تجربشو دارم! اگه خواستين بيشتر در مورد اين حيوانات ماماني براتون ميگم!)كه احيانا ً قسمت حساس و حياتي ايي هم هست گاز بگيرند! در اين شرايط بدليل زير پا گذاشتن عفت عمومي ممكن است جريمه شوندو...!
nogodman
Thursday 4 May 2006, 11:54AM
اول اینکه بچه ها سعی کننین با هم دوست باشین!
دوم هم اینکه ظاهرا حالا ما باید سی و اندی پست بزنیم تا حضرات متوجه بشن که «تحقیقات بی چون و چرا» در اون سخنرانی، مربوط به تکامل نبوده که چون و چرای احتمالی هم مربوط به تکامل بشه!
nogodman
هرمز بهمن
Thursday 4 May 2006, 12:43PM
ابله!
سفسطه پرداختن به شخص !( ad hominem )
روشن شد كه از مصداق اين سفسته هم آگاهي نداريد!
اين سفسته زماني مصداق دارد كه سخن بر سر چيز
ديگري باشد ولي بر عليه خود سخنگو چيزي گفته شود
تا سخن وي را اينگونه از اعتبار بيندازند ( مانند توهين و ..)
در حاليكه سخنان من در آن پيام، اصولاً در باره ئ
بيسوادي هايي بود كه از خود نشان داده ايد و استدلالي
براي رد سخنان شما كه در رابطه هاي ديگرند نبود.
هرمز بهمن
Thursday 4 May 2006, 12:47PM
ميمون دم دراز
بهت ميگم سبك و علت طبقه بندي زيستي رو بگو!نه با ديدن انگشتاي ميمون و خودت نتيجه بگيري كه انسان از ميمونه!
تازگيهام نشونه صحت سيستم عصبي بچه رو از زدن خودكار بيك_لابد_ به كف پاش متوجه ميشن و اگه اون خودكار رو به دستش بزنن نميشه و چون خودكار سيستم عصبيش رو تحريك ميكنه پس يه بچه ميمون خوشكله!
مثلآ اگه من بگم اگه آدم از ميمونه چرا ايدز ميكشتش چه ميخواي بگي ايپ امروزي؟
بعد از اينا بمون بگو نظريه اتمي چيه ابله!
هدف از اين آزمايش، شناخت تندرستي عصبي نوزاد است
و اگر رفلكس طبيعي ( را كه از نياكان ما بما رسيده است)
نشان نداد، نشانگر كاستي دستگاه عصبي نوزاد ميباشد و جاي
نگراني وجود دارد. اين هم براي آگاهي بيشتر شما بيسواد!! :D
هرمز بهمن
Thursday 4 May 2006, 12:52PM
:قانون(1):
اين است منطق الهي عبادي اسلامي ! در اوج جوشش و شكوه !!
:smile21: :smile21: :smile21: :smile21:
البته اين :قانون(1): تركيب جالبي بود و كلي خنديديم،
چون ما را بياد يك شخص معيني كه همه ميشناسيم انداخت!! :smile31:
هرمز بهمن
Thursday 4 May 2006, 01:07PM
..
/- كدوم ابلهي بهت گفته جهش عامل سازش حشرات با ددت بوده؟ ها؟ ..
..اما بعد اينكه ددت رو ما كشف و استفاده كرديم دوستاني كه فاقد اين ژن بودن به درك واصل ميشن و بقيه دوستان كه واجد اون ژنه بودن زنده ميمونن و ....
خوب نتيجه چي ميشه:
-دليل ايمني .... وجود قبلي ژن سازنده آنزيم مقاوم ساز در بعضي از افراد گونه بوده نه جهش ژن مذكور!
يعني برخلاف اون چيزي كه مالارياي ما ميگه استفاده از ددت موجب هيچ جهشي نشده و تنها كاري كه ددت كرده اينه كه افراد فاقد ژن مقاوم را كمتر و كمتر كرده و افراد مقاوم رو زنده گذاشته!
يه چيز ديگه هم بگم گريه كني ابله!:
آنزيم علت مقاوم سازيه نه ژن!اون ژن فقط مسول توليد آنزيمه!..
-جهش پديده اي نادره ..
خوب، ميبينيم كه در اينجا گفته هاي پيشين خود را بلعيده ايد!
1- اعتراف نموديد كه اين حشرات داراي ژن يكسان نبوده اند
2- گفتيد جهش روي ميدهد ( ولي مثلاً به ندرت!)
3- اعتراف كرديد كه انتخاب طبيعي ( كه اينبار بصورت DDT
رخ نموده است) دارندگان ژن هاي ناكارآمد را از ميان برده است.
4- از سوي ديگر ما ادعا نكرديم كه DDT انگيزه ئ جهش بوده،
بلكه اينرا خود شما چنين برداشت كرديد ( از بيسوادي لابد!)،
بلكه گفتيم كه جهش ژنتيك، سبب مقاوم شدن اين حشرات در برابر
اين زهر شده.
نتيجه اينكه، جهش در ژن ها روي ميدهد و در ژن اين حشرات هم
زماني روي داده است كه داراي ژن هاي متفاوت بوده اند. ما هم
نگفتيم كه حكماً در زمان پاشيدن DDT روي داده!
از سوي ديگر هم گفتيم كه در اثر انتخاب طبيعي، حشرات امروزه
( پس از تلفات بسيار) در برابر اين زهر مقاوم شده اند.
پس در نتيجه و در واپسين جمع بندي، اين جهش ژنتيك بوده است
كه اين زادمان حشرات پايدار در برابر زهر را پديد آورده است
و از راه همان انتخاب طبيعي.
آنزيم علت مقاوم سازيه نه ژن!اون ژن فقط مسول توليد آنزيمه!..
بعد هم درفشاني كرديد و مكانيسم توليد آنزيم و ..را به فرمان
ژنها ، براي نشان دادن خورده سواد خود آورديد كه به موضوع
ربط مستقيم نداشت، چون مكانيسم اثر بخشي ژن ها كه مورد
سخن ما نبوده و گرنه ميدانيم كه توليد پروتئين ها و آنزيم ها
و هورمون ها و .. همه از سوي كـُد ژنتيك كنترل ميشوند و نيازي
به خودنمايي هاي شما براي جبران " مافات " !! نبود.
آنزيم علت مقاوم سازيه نه ژن!اون ژن فقط مسول توليد آنزيمه!..
يعني باز همين كه آن ژن, مسئول مقاوم سازي بوده است
ولي جناب بيسواد اين را صريح نميخواهد بگويد:D
پس ميبينيم كه خود شما هم جهش ژنتيك و پرنسيپ انتخاب طبيعي را
قبول داريد و خداوند اين حشرات پايدار و اين فيل امروزي را
همينجور كه هست در آن شش روز نيافريده است!!:smile21:
هرمز بهمن
Thursday 4 May 2006, 04:55PM
اقا سلام!
من 1000 دفعه نامه سرگشاده نوشتم!تلفن زدم!ميل زدم!وصد نوع كوفت و زهرمار ديگه ؛كه آقا اين قفسه ميموناي باغ وحش رو تعمير و بازبيني يا تعويض كنيد!
وگرنه ممكنه اين طفلكي ها از قفسه هاشون در رن و وارد شهربشن، دراينصورت با مشاهده پيشرفت هاي نوع بشر به اين فكر ميفتن كه هر چه زودتر بايد موتاسيون بكونن!! تا تبديل به آدميزاد شده و از دست شاخ وبرگ جنگلا و يا ميله هاي قفسه ها راحت بشن!طوريكه بتونن به راحتي انگشتاي پاهاشون رو باز كنن و چركايي كه لاش مونده رو پاك كنن و بشورن!!! {چه غلطا}
چند بار تذكر داديم كه قبل از شروع آموزشهاي ابتدايي به ميمونها اول ببينين كه اصلا ًاين موجودات جنبه ياد گيري رو دارن يا نه؟ كو گوش شنوا!
احتمالا ً دانشمندان و فيلسوفهاي ما در بازديد از اين باغ وحشها با هم گرم مباحثه بودن و يا يكي از مراكز تجمعشون كنار اين باغ وحشهاست كه اينگونه بعضي از اين حيووناي زبون بسته دچار كج فهمي شدن ! خداي ناكرده!!!
يا اينكه ؛ چون بعضي از كتابخونه ها بعد از مدتي كتابهاي از رده خارج رو دور ميندازن ، احتمالا ً مسئولين باغ وحش براي صرفه جويي در هزينه ها ، اين كتب ضايع را براي پوشش زير اين حيونا استفاده كردند تا ميمونها با خيال راحتري " پي پي " بكنن!
در اين بين امكان اينكه يه ميمون بازيگوش بجايي " پي پي " كردن روي اين اوراق ، اونارو برداشته و با توجه به آموزشهايي كه از قبل به اينها داده شده ، شروع به مطالعه! بكنه هم هست!
براي آموزش به اين حيوانات آگاهان موارد زير را گوشزد كردند!
1) روزي چندين بار فصل "6" از كتاب ( هنر استدلال همراه با منطق نمادين ) جهت آشنايي اين عزيزان با واقعيات جوامع بشري در محل قفسه ها خوانده شود ! با صداي بلند تا شير فهم شه !براي زود به نتيجه رسيدن موارد فوق استفاده از cd هاي آموزشي بسيار منطقي بنظر ميرسه.
2) همراه با آموزشهاي فوق خوراندن آبميوه و بخصوص هويج بستني در تابستان كيفيت آموزش رو بالا ميبره!
3) استفاده از موسيقي هايي كه بيشتر شبيه موسيقي هاي ميمونيست تا بشري ، براي ايجاد ارتباط بهتر با مخاطب ضروري بنظر ميرسه. براي اين كار ميتوان در شرايط خاص از "ميرلي مانسن" و شخصيت كارتوني "اسكروج" دعوت به همكاري كرد ! البته بصورت محدود و مخفيانه!چون ممكنه بچه هاي انسان هم از اين مراسم استقبال كنند و در اين صورت مواجه بچه ميمونها با بچه هاي انسان و آشكار شدن تفاوتها ، ممكنه به روحيات ظريف اين موجودات لطمه وارد بكنه!
4) بدليل جهش ژني و تبديل شدن ميمونهاي فوق الذكر به انسان! لازم است كه قفسه هاي ميمونهاي ماده از ميمونهاي نر جدا شده وهمچنين پوشش مناسب براي جنس ماده در نظر گرفته شود! تا در هنگام بازديد ، باعث تحريك پسر بچه هاي انساني نشوند و مورد تجاوز وتعرض قرار نگيرند!كه اين مورد ممكنه باعث ايجاد معضل بزرگ "ماده ميمونهاي فراري" بشه!
5) به لحاظ علاقمندي ميمونها به علوم رايانه اي و منطق و رياضيات و ... كه در اين چند وقته اخير از خود نشان ميدهند ( اين خود دليلي بر جهش قريب الوقوع است) ؛ لازم است شرايطي بوجود آيد تا اين عزيزان در كمال ارامش به تحصيل اين علوم بپردازند ، تا در زماني كه متجهش شدند براي برقراري ارتباط ( مثل الان ) زياد دچار اشكال نباشيم!
6) تشكيل كلاسهاي آموزشي و فرهنگي براي ميمونهاي والد ( پدر و مادر اين وروجكها ) ، طوريكه قانع شوند {هر طور!} به بچه هاي خود مداوم گوشزد كنند كه مادامي كه تبديل به انسان نشده اند با آدميزاد زياد كل كل نكنند ، چون ممكن است بدليل شيطنت هاي كه اداميزاد و بخصوص بچه هاي ادميزاد دارند ، چيزي شبيه خودكار يا ... لاي انگشت پايشان يا لاي چرخشان! يا ... فرو برود كه از ادب بدور است و براي ارتباط اوليه انسانها و ميمونها مضر است!
.
.
.
معمولا ً ميمونها وقتي مورد اذيت و آزار قرار ميگيرند!وحشي شده و فراموش ميكنند كه قراره در آينده نزديك تبديل به آدميزاد شوند ، و در اين شرايط دوست دارند از قسمت چربي دار پشت آدمي
(من خودم تجربشو دارم! اگه خواستين بيشتر در مورد اين حيوانات ماماني براتون ميگم!)كه احيانا ً قسمت حساس و حياتي ايي هم هست گاز بگيرند! در اين شرايط بدليل زير پا گذاشتن عفت عمومي ممكن است جريمه شوندو...!
لودگي بجاي استدلال علمي.
آنهم يك لودگي كه روشن است نويسنده ي آن كوچترين آگاهي از روند
و مكانيسم تكامل و پيوند" جهش ژنتيك" از يكسو و " انتخاب طبيعي" و
شرايط زيستي از سوي ديگر و زمان هاي دراز آن و و و .. ندارد.
sareban
Thursday 4 May 2006, 06:07PM
جناب آنتي متر، واقعا از شما بعيد بود!!
يعني بدون توهين ، نميتوان بحث كرد؟!
هرمز بهمن
Thursday 4 May 2006, 06:18PM
جناب آنتي متر، واقعا از شما بعيد بود!!
يعني بدون توهين ، نميتوان بحث كرد؟!
:smile07:
باز خوبست كه دستكم آثاري از انسانيت
در برخي از دوستان فهيم تر پيدا ميشود.
deroz
Thursday 4 May 2006, 06:58PM
...
معرفت دسته اولي از شواهد مؤيد نظريه نسبيت نداريم!وهمينطور DNA و همينطور رابطه سرطان با كشيدن سيگار!(اثبات در محافل علمي){اگر هست ثابت شود ، توسط فرد مورد قبول و...}
اما اين موارد را بخاطر اين ميپزيريم كه مرجعيت دانشمندان را در زمينه هاي مختلف قبول داريم!
حال اگر فردي پيدا شد ( و يا دانشمندي نه تمام آنها و نه فرضيه اي كه اثبات شده باشد)و گفت:
انسان حاصل تكامل يا جهش ژنتيكي و يا انتخاب طبيعي طبيعت از ميمون است!
xميگويد pدرست است!
پس pدرست است!
اگر قرار باشد چنين برهاني استحكام منطقي داشته باشد!بايد پيشفرضهايي رعايت شود:
1) xبايد آنچه را كه در موردش سخن ميگويد بداند و اثبات كند و تأييد شود!
2)xبايد از لحاظ علمي صلاحيت سخن گفتن در مورد آن موضوع را داشته باشد!
3)xبايد كسي باشد كه حقيقت را به طور كامل ميداند!و آن را ميگويد.يعني نبايدهيچ دليل ايجابي اي بر عدم صلاحيت و يا غير عينيت او در مورد صداقتش در بيان حقايق يا عدم تعصب و تحريف و...داشته باشيم!
.
.
.
متاسفانه شما ميمون هستيد و نمي شود حرفهاي شما رو تاييد كرد!
deroz
Thursday 4 May 2006, 06:59PM
شما هم بقول دوستمان برويد كشكتان را بسابيد!!!!!!
هنوز خيلي مانده تفاوتها رو درك كني
ميمونك چيتوز
AntiMatter
Thursday 4 May 2006, 10:07PM
سلام.
/- دشمني در كار نيست!دوستي در حد دوستي با حيوانات خانگي است!
جو برو گمشو....!
ميمون بانمك...!
بوزينه باهوش...!
/- اثباتآ و نفيآ بي چون و چرايي در مورد تكامل به كار رفته!باور ندارند لطف وعده داده شده را انجام دهيم!
/- ميتوانيم علاوه بر آن سرافرازانه صورت ديگري را هم از خود حضرات نمايش دهيم!محض محكم كاري البته!
مرسي !
AntiMatter
Thursday 4 May 2006, 10:09PM
...
معرفت دسته اولي از شواهد مؤيد نظريه نسبيت نداريم!وهمينطور DNA و همينطور رابطه سرطان با كشيدن سيگار!(اثبات در محافل علمي){اگر هست ثابت شود ، توسط فرد مورد قبول و...}
اما اين موارد را بخاطر اين ميپزيريم كه مرجعيت دانشمندان را در زمينه هاي مختلف قبول داريم!
حال اگر فردي پيدا شد ( و يا دانشمندي نه تمام آنها و نه فرضيه اي كه اثبات شده باشد)و گفت:
انسان حاصل تكامل يا جهش ژنتيكي و يا انتخاب طبيعي طبيعت از ميمون است!
xميگويد pدرست است!
پس pدرست است!
اگر قرار باشد چنين برهاني استحكام منطقي داشته باشد!بايد پيشفرضهايي رعايت شود:
1) xبايد آنچه را كه در موردش سخن ميگويد بداند و اثبات كند و تأييد شود!
2)xبايد از لحاظ علمي صلاحيت سخن گفتن در مورد آن موضوع را داشته باشد!
3)xبايد كسي باشد كه حقيقت را به طور كامل ميداند!و آن را ميگويد.يعني نبايدهيچ دليل ايجابي اي بر عدم صلاحيت و يا غير عينيت او در مورد صداقتش در بيان حقايق يا عدم تعصب و تحريف و...داشته باشيم!
.
.
.
متاسفانه شما ميمون هستيد و نمي شود حرفهاي شما رو تاييد كرد!
AntiMatter
Thursday 4 May 2006, 10:14PM
سوسك بوگندو!
بهت قول دادم از سوراخ تاريكت بكشمت بيرون!
كدوم بزمجه اي اين پاييني رو قي كرد؟:
..جانداران ميتوانند در اثر جهش ژنتيك در برابر يك ويروس مصون بشوند ويا حتي در برابر زه( كه البته هردو، مولكولهاي كمپلكس شيميايي هستند) مثلاً مصون شدن حشرات در برابر DDT ..
اين معنيش چيه؟معنيش اينه كه:
زهر يا ويروس جانداران رو به وسيله ايجاد جهش مقاوم ميكنه!
:قانون(1): يا به ما نشون بده ددت موجب جهش مقاوم ساز شده يا خفه خون بگير و به حرف دانشمندا گوش كن!
:قانون(1): علم ستيز!
اگه بخوايم روش ابلهانه تو رو-توالي فرضيات در آوردن استدلال براي يك واقعه- به كار ببريم!پاسخ سوال زير چي ميشه؟
دليل ديدن اشيا چيست؟
دليلش بيگ بنگه!
:قانون(1):
حالا يه كار ديگه هم ميشه كرد!
پاراگراف زير رو اول ترجمه كن مالاريا!بعد من ترتيب كار سخته رو واست ميدم و كنار اون چيزايي كه به اسم دليل مقاوم شدن حشرات در برابر ددت آوردي ميذارم و همانطور كه بهت قول دادم با همون نوشته هاي خودت خدمتت خواهم رسيد.يواش يواش!
http://oeccombo.cwru.edu/moral/carson/pesticides.html
Pest Resistance
Some insects are naturally more resistant to certain chemicals. As their susceptible members die, these survivors multiply, passing their resistance to the next generation. The pesticides no longer control at normally recommended rates. Some insects might develop cross-resistance, where resistance to one insecticide means resistance to a second with a similar mode of action as the first, or multiple resistance, where there is resistance to several classes. Depending on the type of resistance and the species of pest, resistance tends to last in the absence of the pesticide.
اين دليل قطعي دانشمندا براي بيان علت مقاوم شدن حشرات به ددت بوده و ددت موجب بروز هيچ جهش مقاوم سازي نشده!
اون بالاييها فقط توضيح علت وجود اون ژن تو بعضي حشرات بوده نه دليل مردن و نمردن حشرات تو مزرعه دالي خان!
حالا بعد از اين به اون ژن معينه ميرسيم!اونجا هم واست دارم ميمون خوشكله!
در مورد رفلكس بابينسكي!
:قانون(1): عمه من كه اين اراجيف رو بلغور نكرده:
يكي از نشانه هاي مهم كه فراگشت ادمي از پريمات هاي نخستين ( نياكان آدم ها و ميمون هاي كنوني)
را نشان ميدهد، انگشتان پاي آدمي است كه اكنون بلا استفاده است، امّا در گذشته براي گرفتن شاخه
ها و پريدن از درختان و .. ( مانند همان كاري كه ميمون ها هنوز ميكنند) بكار ميرفته است.
هم اكنون هم پزشكان، براي آزمايش تندرستي و واكنش عصبي نوزادان، با انگشت و يا يك خودكار،
به كف پاي نوزاد ميزنند و اگر انگشتان پا و شست پا از هم باز شد و پاي نوزاد بدور آن انگشت و
يا خودكار خم شد، نشانگر تندرستي بچه است و نشان هم ميدهد كه پا در گذشته، پيش از اينكه بشر
دو پا شده و با ان راه برود، براي گرفتن درختان و .. بكار ميرفته و اين رفلكس هنوز بصورت
غريزي در آن مانده است.
اون عكس كه دانشيك! بودنش محرزه! چند تا عكس دانشيك ديگه ميخواي نشونت بدم كه رفلكس رو به بالا بوده و خودكار گرفتن و اين مسخره بازيا رو نداشته؟
از همون ويكي پديا جون بيارم يه سير چربيت قبول ميكنه!؟
بعد:
:قانون(1): اگه نشونت بدم اگه مثلآ كسي با تحريك پاي يه نوزاد رفلكسي نديد نشوندهنده عدم رفلكس نيست و همون بچه تو دستش رفلكس داره ميگي :قانون(1):
:قانون(1): اگه بهت نشون بدم رفلكس تو همه يه جور نيست چي؟قبول ميكني ميمون نيستي؟
:قانون(1): مگه تو نگفتي جهش باعث مقاوم سازي ميمون ها به ايدز شده؟ بازم مگه خود مفلوكت نميگي چون من با پنجه پام خودكار ميگيرم پس ميمون زادم! حالا چطور اين عادت مسخره رو از اجدادت گرفتي اما يادت رفته مصونيت در مقابل ايدز رو بگيري؟اگه ميموني ميشناسي كه ايدز از پا ميندازتش تا خودتو به اون بچسبوني بگو تا قانون ژنيك و نظريه تكامل رو تغيير بدي!حداقلش اينه كه يه مواجب مادام العمري نصيبت ميشه كه حتمآ بيشتر از اندازه ايه كه الان ميگيري!آبرو مند ترم هست!
/- واقعآ خيلي با نمكي_حداقل از جيمي با نمكتر!_! بابا يه توضيح يه خطي واسه اينكه بفهميم اين "نظريه اتمي" چيه كه با اثبات قطعيش هنوز اسم نظريه رو داره اين همه بالا پايين پريدن نداره كه!اگرم بمون بگي ايران دنبال كدوم نظريه اتميه كه نور علي نور ميشه!
/- نگفتي انطباق ژنتيكي انسان با ميمون آخرش 98% هست يا 99%؟ آخه ميدوني چيه! اين 1% خيلي چيز زياديه!اندازه فرق بين سگ و آدم!
/- بازم نگفتي كه اگه يه موجود رو بهت نشون بدم كه انطباق ژنتيكي بيشتري نسبت به ميمون با آدم داره قبول ميكني جدت ميموناي تانزانيا نبوده و اون موجود بوده!
تازه ميتونم يه موجود نشونت بدم كه مكانيسم اصلاح ژنش خيلي بيشتر از جيمي خوشكله به انسان شبيه تره!
:قانون(1):
AntiMatter
Thursday 4 May 2006, 10:16PM
لودگي بجاي استدلال علمي.
آنهم يك لودگي كه روشن است نويسنده ي آن كوچترين آگاهي از روند
و مكانيسم تكامل و پيوند" جهش ژنتيك" از يكسو و " انتخاب طبيعي" و
شرايط زيستي از سوي ديگر و زمان هاي دراز آن و و و .. ندارد.
:قانون(1):
سفسطه پرداختن به شخص !( ad hominem )
:قانون(1):
AntiMatter
Thursday 4 May 2006, 10:18PM
سلام!
جناب ساربان!
:قانون(1):
رويه فعلي بنده نيز در راستاي پاسخ طبيعي به محرك خارجي است!
مرسي!
AntiMatter
Thursday 4 May 2006, 10:20PM
اقا سلام!
من 1000 دفعه نامه سرگشاده نوشتم!تلفن زدم!ميل زدم!وصد نوع كوفت و زهرمار ديگه ؛كه آقا اين قفسه ميموناي باغ وحش رو تعمير و بازبيني يا تعويض كنيد!
وگرنه ممكنه اين طفلكي ها از قفسه هاشون در رن و وارد شهربشن، دراينصورت با مشاهده پيشرفت هاي نوع بشر به اين فكر ميفتن كه هر چه زودتر بايد موتاسيون بكونن!! تا تبديل به آدميزاد شده و از دست شاخ وبرگ جنگلا و يا ميله هاي قفسه ها راحت بشن!طوريكه بتونن به راحتي انگشتاي پاهاشون رو باز كنن و چركايي كه لاش مونده رو پاك كنن و بشورن!!! {چه غلطا}
چند بار تذكر داديم كه قبل از شروع آموزشهاي ابتدايي به ميمونها اول ببينين كه اصلا ًاين موجودات جنبه ياد گيري رو دارن يا نه؟ كو گوش شنوا!
احتمالا ً دانشمندان و فيلسوفهاي ما در بازديد از اين باغ وحشها با هم گرم مباحثه بودن و يا يكي از مراكز تجمعشون كنار اين باغ وحشهاست كه اينگونه بعضي از اين حيووناي زبون بسته دچار كج فهمي شدن ! خداي ناكرده!!!
يا اينكه ؛ چون بعضي از كتابخونه ها بعد از مدتي كتابهاي از رده خارج رو دور ميندازن ، احتمالا ً مسئولين باغ وحش براي صرفه جويي در هزينه ها ، اين كتب ضايع را براي پوشش زير اين حيونا استفاده كردند تا ميمونها با خيال راحتري " پي پي " بكنن!
در اين بين امكان اينكه يه ميمون بازيگوش بجايي " پي پي " كردن روي اين اوراق ، اونارو برداشته و با توجه به آموزشهايي كه از قبل به اينها داده شده ، شروع به مطالعه! بكنه هم هست!
براي آموزش به اين حيوانات آگاهان موارد زير را گوشزد كردند!
1) روزي چندين بار فصل "6" از كتاب ( هنر استدلال همراه با منطق نمادين ) جهت آشنايي اين عزيزان با واقعيات جوامع بشري در محل قفسه ها خوانده شود ! با صداي بلند تا شير فهم شه !براي زود به نتيجه رسيدن موارد فوق استفاده از cd هاي آموزشي بسيار منطقي بنظر ميرسه.
2) همراه با آموزشهاي فوق خوراندن آبميوه و بخصوص هويج بستني در تابستان كيفيت آموزش رو بالا ميبره!
3) استفاده از موسيقي هايي كه بيشتر شبيه موسيقي هاي ميمونيست تا بشري ، براي ايجاد ارتباط بهتر با مخاطب ضروري بنظر ميرسه. براي اين كار ميتوان در شرايط خاص از "ميرلي مانسن" و شخصيت كارتوني "اسكروج" دعوت به همكاري كرد ! البته بصورت محدود و مخفيانه!چون ممكنه بچه هاي انسان هم از اين مراسم استقبال كنند و در اين صورت مواجه بچه ميمونها با بچه هاي انسان و آشكار شدن تفاوتها ، ممكنه به روحيات ظريف اين موجودات لطمه وارد بكنه!
4) بدليل جهش ژني و تبديل شدن ميمونهاي فوق الذكر به انسان! لازم است كه قفسه هاي ميمونهاي ماده از ميمونهاي نر جدا شده وهمچنين پوشش مناسب براي جنس ماده در نظر گرفته شود! تا در هنگام بازديد ، باعث تحريك پسر بچه هاي انساني نشوند و مورد تجاوز وتعرض قرار نگيرند!كه اين مورد ممكنه باعث ايجاد معضل بزرگ "ماده ميمونهاي فراري" بشه!
5) به لحاظ علاقمندي ميمونها به علوم رايانه اي و منطق و رياضيات و ... كه در اين چند وقته اخير از خود نشان ميدهند ( اين خود دليلي بر جهش قريب الوقوع است) ؛ لازم است شرايطي بوجود آيد تا اين عزيزان در كمال ارامش به تحصيل اين علوم بپردازند ، تا در زماني كه متجهش شدند براي برقراري ارتباط ( مثل الان ) زياد دچار اشكال نباشيم!
6) تشكيل كلاسهاي آموزشي و فرهنگي براي ميمونهاي والد ( پدر و مادر اين وروجكها ) ، طوريكه قانع شوند {هر طور!} به بچه هاي خود مداوم گوشزد كنند كه مادامي كه تبديل به انسان نشده اند با آدميزاد زياد كل كل نكنند ، چون ممكن است بدليل شيطنت هاي كه اداميزاد و بخصوص بچه هاي ادميزاد دارند ، چيزي شبيه خودكار يا ... لاي انگشت پايشان يا لاي چرخشان! يا ... فرو برود كه از ادب بدور است و براي ارتباط اوليه انسانها و ميمونها مضر است!
.
.
.
معمولا ً ميمونها وقتي مورد اذيت و آزار قرار ميگيرند!وحشي شده و فراموش ميكنند كه قراره در آينده نزديك تبديل به آدميزاد شوند ، و در اين شرايط دوست دارند از قسمت چربي دار پشت آدمي
(من خودم تجربشو دارم! اگه خواستين بيشتر در مورد اين حيوانات ماماني براتون ميگم!)كه احيانا ً قسمت حساس و حياتي ايي هم هست گاز بگيرند! در اين شرايط بدليل زير پا گذاشتن عفت عمومي ممكن است جريمه شوندو...!
لذت برديم !:smile39:
اگر اجازه برداشت و استفاده رو بديد ممنون ميشم!(سياسي نيست;) )
AntiMatter
Thursday 4 May 2006, 10:28PM
:قانون(1):
deroz
Thursday 4 May 2006, 11:34PM
خواهش ميكنم!
من قصدم اين بود كه نشون بدم ، ميمونها - اين موجودات زيبا و دوست داشتني ... - احتياج به مراقبت بيشتري دارند.
كه اگه اين كارو نكنيم ، امكان اينكه اين موجودات هم به خودشون لطمه بزنن و هم به ما انسانها
زياده ، و اين خلاف استدلالهاي عقل سليم براي محافظت از نوع بشر ( خودي و غير خودي!!! شوخيه) است!
:قانون(1):
deroz
Thursday 4 May 2006, 11:53PM
اگر كسى جز حسّ ، ابزارى براى معرفت آدمى نشناسد ، ميمون است!
("جناب deroz" دات كام)
nogodman
Friday 5 May 2006, 01:41AM
خواهشمندیم دوستانی که از میانه بحث به ما پیوستند، اجازه دهند که بحث اصلی سابق (حاشیه فعلی) مسیر خود را به صورت دو جانبه ادمه دهد.
با تشکر
--------------
گویا فایل صوتی سخنرانی برای افراد مختلف، مطالب متفاوت ارائه می دهد!
وعده یه چیزایی ظاهرا داده شده بود در همین زمینه که بد نیست ارائه شود.
اون عبارتشون هم اگر توضیح بدن بازم بد نیست.
nogodman
AntiMatter
Friday 5 May 2006, 02:40AM
/- "اهـــــــم,تحقيق نشان داده است, تحقيقات علمي بدون چون و چرا كه نژاد انسان از آفريقآ به وجود آمده و بعد حركت كرده به قاره هاي ديگه و بيشتر از 1.5 2 ميليون سال پيش و نژادهاي مختلف و رنگهاي مختلف به وجود آمده و.."
مسلمآ مسايل مطرح شده فوق تمامآ در مسير نظريه مذكور مطرحند !مگر اين كه آقايان قصد انكار داشته باشند كه به ترتيب يك نمايش كذايي چند پرده اي ديگر نيازمنديم!
و مطمينيم كه آقايان قصد ندارند مدعي شوند كه ما در جهت رد يا اثبات خودسرانه نظريه مذكور بوديم و اطمينان داريم كاملآ متوجه سمت وسوي مطالبات ما هستند!
/- " ..اضافه می کنیم که نظریه مندان با نظریه تکامل (اینکه انسان نوعی میمون تکامل یافته است) به مثابه یک قانون بر خورد می کنند.."
/-گمان نميكنم مطالب دوستان ديگر خلوت ما را بر هم زده باشد!امواج صوتي نيست كه صدايي مانع شنيدن صداي ديگر شود تحقيقآ!
nogodman
Friday 5 May 2006, 06:12PM
-تحقيق (تحقيقات علمي بدون چون و چرا) نشان داده است:
1- انسان از آفريقآ به وجود آمده
2- بعد حركت كرده به قاره هاي ديگه
3-بيشتر از 1.5 2 ميليون سال پیش این اتفاق افتاده
4-و نژادهاي مختلف و رنگهاي مختلف به وجود آمده
کجاش در مسیر تکامله؟
1-شواهدی بر این قضیه هست که نسل انسان فعلی به افریقا میرسد.
2و4-به قسمت قبل بر می گردد.
3-کاملا غلط است. حدود هفتاد هزار سال پیش نظریه غالب می باشد.
و باز هم کجاش در مسیر تکامله؟ قسمتهای دوم تا چهارم پس از داستان تکامل صورت می پذیرد. قسمت اول نیز در صورت رد شدن به اصل قضیه تکامل آسیب نمی رساند و نظری مستند به شواهدیست که در مورد مکان تکامل یافته شده. نقیضش هم به این صورت می شود: «انسان در جایی غیر از افریقا به وجود آمده» و نه اینکه «از آغاز به همین صورت فعلی بوده».
کل این مطلب اساسا در تضاد با قصه آدم و حوا هم نبوده و با آن قابل تلفیق است.
منتظر نمایش چند پرده ای حضرات هستیم. و به جملاتی همانند آنچه نقل شده و الباقی هم پس از پایان نمایش خواهیم پرداخت.
nogodman
------------
بعد التحریر: «تحقیقات بی چون و چرا» با ماهیت علم ذاتا در تعارض است و وجود خارجی ندارد.
«علوم تجربی به لحاظ همین خصلت آزمایشگاهی بودنشان، واجد قطعیت مطلقی نیستند. تمامی آنچه در این وادی مطرح است، بنا به آنچه رفت با تاییدات بی شمار هم هرگز به معنای علوم قطعی نخواهند رسید. مثلا در وادی پزشکی روشی که از یک نظریه استنباط شده و موجبات بهبودی شمار زیادی از بیماران را فراهم آورده باشد، ممکن است به صورت واقعیتی عینی پذیرفته شود، ولی خصلتا واجد حقیقتی که از معنی فلسفی علم انتظار می رود نیست.»
هرمز بهمن
Friday 5 May 2006, 06:27PM
:قانون(1):
خير معنيش اين نيست بيسواد!
زماني كه شما از بيرون كشيدن اينفورماسيون يك جمله ناتوانيد،
و در اثر بيسوادي جاي علت و معلول را عوض ميكنيد,
گناه ديگران چيست!
look:
hormoz : جانداران ميتوانند در اثر جهش ژنتيك در برابر يك ويروس مصون بشوند ويا حتي در برابر زهر( كه البته هردو، مولكولهاي كمپلكس شيميايي هستند) مثلاً مصون شدن حشرات در برابر DDT
جانداران=فاعل
خوانشAntimatter: زهر يا ويروس جانداران رو به وسيله ايجاد جهش مقاوم ميكنه!
زهر يا ويروس=فاعل
جانداران= مفعول صريح
:smile21: :D
مگه تو نگفتي جهش باعث مقاوم سازي ميمون ها به ايدز شده؟
بله،
جهش ژنتيك، سبب ميشود كه گروهي مقاوم باشند و بر جا بمانند و گروهي
كه اين جهش را نداشته اند تلف بشوند. من نميدانم شماي بيسواد چه ايرادي
داريد!
حالا چطور اين عادت مسخره رو:قانون(1): گرفتي اما يادت رفته مصونيت در مقابل ايدز رو بگيري؟
بيسواد، اين كه ميگويند داروين گفته است كه انسان از نسل ميمون است،
تنها در افواه عوام است و در اصل، هم انسانها و هم ميمون ها از پريمات
هاي نخستين كه هم نياكان ما و هم نياكان ميمونها بوده اند پديد آمده اند و
هر كدام از انواع پريمات هاي كنوني، از اورانگ اوتان گرفته تا شامپانزه
و گوريل و آدمي، بصورت موازي در شرايط گوناگون به تكامل خود ادامه
داده اند، آنها در ميموني شان در جنگل و ما هم در آدميت مان.
زماني كه شماي بيسواد اين را نميدانيد كه ميمون هاي كنوني شاخه موازي
ما هستند و مصون شدن آنها نسبت به ايدز كه نخست در جنگل هاي آنها
پديد امده، و پس از تلفات دادن به ميمون ها، مقاوم هاشان باقي مانده اند،
هيچ ربطي به تكامل موازي ما ندارد، مياييد و اين پرسش هاي مسخره را ميكنيد!
البته كم كم ديگر موارد بيسوادي شما را نشان خواهم داد. نگران نباشيد! :smile21:
هرمز بهمن
Friday 5 May 2006, 06:59PM
-تحقيق (تحقيقات علمي بدون چون و چرا) نشان داده است:
1- انسان از آفريقآ به وجود آمده
2- بعد حركت كرده به قاره هاي ديگه
3-بيشتر از 1.5 2 ميليون سال پیش این اتفاق افتاده
4-و نژادهاي مختلف و رنگهاي مختلف به وجود آمده
کجاش در مسیر تکامله؟
1-شواهدی بر این قضیه هست که نسل انسان فعلی به افریقا میرسد.
2و4-به قسمت قبل بر می گردد.
3-کاملا غلط است. حدود هفتاد هزار سال پیش نظریه غالب می باشد.
و باز هم کجاش در مسیر تکامله؟ قسمتهای دوم تا چهارم پس از داستان تکامل صورت می پذیرد. قسمت اول نیز در صورت رد شدن به اصل قضیه تکامل آسیب نمی رساند و نظری مستند به شواهدیست که در مورد مکان تکامل یافته شده. نقیضش هم به این صورت می شود: «انسان در جایی غیر از افریقا به وجود آمده» و نه اینکه «از آغاز به همین صورت فعلی بوده».
کل این مطلب اساسا در تضاد با قصه آدم و حوا هم نبوده و با آن قابل تلفیق است.
منتظر نمایش چند پرده ای حضرات هستیم. و به جملاتی همانند آنچه نقل شده و الباقی هم پس از پایان نمایش خواهیم پرداخت.
nogodman
------------
بعد التحریر: «تحقیقات بی چون و چرا» با ماهیت علم ذاتا در تعارض است و وجود خارجی ندارد.
«علوم تجربی به لحاظ همین خصلت آزمایشگاهی بودنشان، واجد قطعیت مطلقی نیستند. تمامی آنچه در این وادی مطرح است، بنا به آنچه رفت با تاییدات بی شمار هم هرگز به معنای علوم قطعی نخواهند رسید. مثلا در وادی پزشکی روشی که از یک نظریه استنباط شده و موجبات بهبودی شمار زیادی از بیماران را فراهم آورده باشد، ممکن است به صورت واقعیتی عینی پذیرفته شود، ولی خصلتا واجد حقیقتی که از معنی فلسفی علم انتظار می رود نیست.»
:smile07:
http://www.handprint.com/LS/ANC/migrate.gif
http://www.handprint.com/LS/ANC/evol.gif
AntiMatter
Saturday 6 May 2006, 03:34AM
/- اگه بهت نشون دادم اين طبقه بنديها چقدر بر پايه فرضيات اثبات نشده بنا شده و چند بار حذف و اضافه شده! ميگي كجات گيز گيز ميكنه؟
/- جراتشو داري بگي از كدوم يكي از اسكلتها دي ان اي بدست آوردن و با چه نتايجي؟نداري كه!
/- من هنوز منتظر جواب سوالا هستم!
مثلآ آخر ددت باعث جهش مقاوم ساز شده يا نه؟
يا اين رفلكس بابينسكي چه ربطي به آزمايش مسخرت داشت؟اون عكسه قلابي بود؟يا حرفاي دروغ تو و اون نمايش مسخره؟!
يا اينكه اون نظريه اتمي كه در عين اثبات قطعي بهش هنوز ميگن نظريه محتواش چيه؟خالي بند!
يا اينكه ...
/- گفتم از سوراخت ميكشمت بيرون!نگفتم؟ حالا سر همين طبقه بنديها هم ميخوام همين كار رو كنم!حاضري؟! بيا يه ذره علم افشاني كن بگو اساس طبقه بنديها بر روي چه نظراتي هست و علتش چيه! تا حاليت كنم يه من ماست چقدر كره داره!
/- اون قضيه ميمون و پريمات رو هم به موقعش!فعلآ به اينا برس:
ميگي:
جانداران ميتوانند با جهش در برابر زهر مصون شوند
مانند:
مصونيت حشرات در مقابل ددت!
ميگم:
حشرات به دليل وجود ژني در بعضي از آنها مقاوم شدند.اين ژن قبل از كاربرد ددت وجود داشته پس:
ددت موجب بروز هيچ جهش مقاوم سازي نشده.
بهت گفتم اول اون متن رو ترجمه كن تا من بذارم بغل اون چيزايي كه آوردي تا متوجه اشتباه فاحشت بشي!
AntiMatter
Saturday 6 May 2006, 03:38AM
سلام.
ظاهرآ آقايان تنها از ميمون به انسان را در زمره نظريه مذكور و در آن مسير ميدانند!
تفريق ژنتيك و فرايند تكامل در اثر تغيير محيط(قاره ها-سرزمينها و..) و اثر محيط بر روي گنجينه هاي ژنتيكي افراد گونه و...همگي جنبه هاي مختلف از نظريه مذكور هستند !
به عبارت ساده تر دانشمندان براي توجيه نظريه تكامل در باب وجود تيره هاي مختلف انسان_يا كلآ هر موجودي_ و در ادامه نظريه از ميمون به انسان به تغيير محيط و شرايط استناد ميكنند و بالعكس.!
دانشمند ميگويد ميمون در شرايطي قرار گرفت كه باعث تغيير در اندامها و طبيعتآ ژنتيك آن شده و اين تغييرات خود شامل تغييرات جزيي تري شده و به اين ترتيب تبديل به انسان امروزي شده!
اميدواريم موضوع روشن شده باشد! و ما را از تحقيقات بدون چون و چراي وعده داده شده در موضوعات فوق سيراب نمايند!
/- باز هم ذهن حضرات متوجه فلسفه علم شده و شواهد گوياي عدم درك توضيحات بسيط ما از جانب آقايان است!
روش مذكور كه باعث بهبودي تمام بيماران ميشود از ديد علوم تجربي قطعي است!و اين موضوع كاملآ متفاوت از مورد مذكور است!اين نظريه بر فرض استوار است!
اما يكي ديگر از تفاوتهاي روش مذكور و كلآ روشها و قوانين عيني و قابل اثبات و نه توجيه در علوم تجربي با نظريه مذكور در اكثر ابعاد آن من جمله تبديل انواع از ديد علوم تجربي غير قطعي محسوب ميشوند!
آقايان متوجه منظور ما بشوند كه منظور ما از قطعيت و عدم قطعيت دقيقآ مفاهيم آن در علوم تجربي هستند و نه علوم فلسفي!حداقل 5 مورد تذكر اينچنيني قابل ارايه ميباشد!كه بگردند پيدا خواهند كرد!
/- وقتي از آقايان ميخواهيم دلايل بي چون و چراي خود را مبني بر بي چون و چرايي از ميمون به انسان ارايه كنند اثباتآ منظورمان دلايل بي چون و چرا در حيطه علوم تجربي است!
/- منتظر رسيدگي به باقي قضايا هم خواهيم ماند!
sareban
Saturday 6 May 2006, 09:57PM
باباهاتون میمون بوده
آدمی اشرف مخلوقات است. جهان كه خلق شد و همه چيز كه تمام شد تازه نوبت به آدمي رسيد تا از همه امكانات بهره ببرد كه جهان براي آدم خلق شده بود و آدم چنين سرفراز بود تا اينكه در انگلستانِ قرنِ نوزدهم يكي به اسم داروين پيدا شد كه وقتي بعد از دو دهه تحقيق در سراسر دنيا به موطن خود برگشت نتيجه تحقيقات خود را به مردم چنين اعلام كرد: مردم! باباهاتون ميمون بوده.
تا پيش از آن كسي جرأت زدن چنين حرفي را نداشت. فقط بچه ها بودند كه گاه گاه وقتي با هم دعوا مي كردند به همديگر مي گفتند: بابات مثل ميمونه.
زيست شناسي مي گفت: كار بزرگ داروين همين بود كه به اين مرافعه ها خاتمه داد.
زيست شناس ديگري كه تصاوير آدم و حوا را در كليساهاي لندن زياد ديده بود گفت: حيف آدم و حوا به آن خوش تيپي نبود، اين داروين چه بد سليقه است.
دانشمندي بي دين و مادي هي تكرار مي كرد: تفاوت خيال تا واقعيت تفاوت آدم تا ميمون است. هر چه آن زيباست، اين واقع است.
همين چند سال پيش بود كه نهضت سبزهاي آلمان در مخالفت با تخريب يك جنگل كه در آن ميمونهاي بسياري زندگي مي كردند يك پلاكارد بزرگ به درخت هاي جنگل آويزان كرد و روي آن از زبان ميمونها نوشت: ما پدران شما هستيم. اي فرزندان ناخلف! خانه پدران خود را خراب نكنيد.
يكي مي گفت: بشر چنان حيات وحش را تخريب مي كند كه مي ترسم بزودي يتيم شود.
ميموني گفت: ما هزاره ها در هزار، نسل در نسل، تنزل كرديم تا به انسان رسيديم و حالا آدم، اسم اين تنزل ر تكامل گذاشته است.
ميمون پيري كه سمعك زده بود گفت: خيلي مسخره است. بعضي آدمها ما را مي كشند تا بخورند، در همان حال «روز پدر» و «روز مادر» دارند.
بچه بي تربيتي حرف بدي زد: هر پدري يك نسل به ميمون نزديك تر است.
فيلسوفي گفت: همينطور كه انسان از دل ميمون به وجود آمد، روزي هم موجود تكامل يافته تري از دل آدم بيرون مي آيد و آن وقت است كه آن موجود نيز به نوبه خود انسان را حيوان مي داند و شايد هم بكشد و بخورد.
يكي از اشراف انگلستان در اعتراض به نظريات داروين گفت: شرافت هيچ كس و هيچ موجودي جز با اصل و نسب اصيل امكان ندارد. نظريه داروين شرافت آدم را زير سؤال مي برد. بي علت نيست كه ماركس آنقدر از داروين خوشش مي آمد. او هم ضد اشرافيت بود. او مي خواست پابرهنه ها به حكومت برسند، اين يكي مي خواهد ميمونها معتبر شوند.
ميموني در جنگلي به ديگر ميمونها مي گفت: بايد با نظريه داروين مخالفت كنيم. اينها فردا از ما طلب ارث مي كنند، مي گويند باباي ما هستيد خرجي بدهيد.
deroz
Saturday 6 May 2006, 11:04PM
با سلام
باباهاتون میمون بوده
آدمی اشرف مخلوقات است. جهان كه خلق شد و همه چيز كه تمام شد تازه نوبت به آدمي رسيد تا از همه امكانات بهره ببرد كه جهان براي آدم خلق شده بود و آدم چنين سرفراز بود تا اينكه در انگلستانِ قرنِ نوزدهم يكي به اسم داروين پيدا شد كه وقتي بعد از دو دهه تحقيق در سراسر دنيا به موطن خود برگشت نتيجه تحقيقات خود را به مردم چنين اعلام كرد: مردم! باباهاتون ميمون بوده.
تا پيش از آن كسي جرأت زدن چنين حرفي را نداشت. فقط بچه ها بودند كه گاه گاه وقتي با هم دعوا مي كردند به همديگر مي گفتند: بابات مثل ميمونه.
زيست شناسي مي گفت: كار بزرگ داروين همين بود كه به اين مرافعه ها خاتمه داد.
زيست شناس ديگري كه تصاوير آدم و حوا را در كليساهاي لندن زياد ديده بود گفت: حيف آدم و حوا به آن خوش تيپي نبود، اين داروين چه بد سليقه است.
دانشمندي بي دين و مادي هي تكرار مي كرد: تفاوت خيال تا واقعيت تفاوت آدم تا ميمون است. هر چه آن زيباست، اين واقع است.
همين چند سال پيش بود كه نهضت سبزهاي آلمان در مخالفت با تخريب يك جنگل كه در آن ميمونهاي بسياري زندگي مي كردند يك پلاكارد بزرگ به درخت هاي جنگل آويزان كرد و روي آن از زبان ميمونها نوشت: ما پدران شما هستيم. اي فرزندان ناخلف! خانه پدران خود را خراب نكنيد.
يكي مي گفت: بشر چنان حيات وحش را تخريب مي كند كه مي ترسم بزودي يتيم شود.
ميموني گفت: ما هزاره ها در هزار، نسل در نسل، تنزل كرديم تا به انسان رسيديم و حالا آدم، اسم اين تنزل ر تكامل گذاشته است.
ميمون پيري كه سمعك زده بود گفت: خيلي مسخره است. بعضي آدمها ما را مي كشند تا بخورند، در همان حال «روز پدر» و «روز مادر» دارند.
بچه بي تربيتي حرف بدي زد: هر پدري يك نسل به ميمون نزديك تر است.
فيلسوفي گفت: همينطور كه انسان از دل ميمون به وجود آمد، روزي هم موجود تكامل يافته تري از دل آدم بيرون مي آيد و آن وقت است كه آن موجود نيز به نوبه خود انسان را حيوان مي داند و شايد هم بكشد و بخورد.
يكي از اشراف انگلستان در اعتراض به نظريات داروين گفت: شرافت هيچ كس و هيچ موجودي جز با اصل و نسب اصيل امكان ندارد. نظريه داروين شرافت آدم را زير سؤال مي برد. بي علت نيست كه ماركس آنقدر از داروين خوشش مي آمد. او هم ضد اشرافيت بود. او مي خواست پابرهنه ها به حكومت برسند، اين يكي مي خواهد ميمونها معتبر شوند.
ميموني در جنگلي به ديگر ميمونها مي گفت: بايد با نظريه داروين مخالفت كنيم. اينها فردا از ما طلب ارث مي كنند، مي گويند باباي ما هستيد خرجي بدهيد.
بابا ساربان ؛ تــــــــــــــــــــو هـــــــــم!!!
كارت درسته ..... ، اين كاره اي به خدا.....
بابا يه كم فكر ما هم باش ، تركــــــــــتيـــــديــم از بس حال برديم!!!!
يه تريپ بزار ببينيمت! دمت قيچ ( "گرم" به نوعي ؛ ....)
nogodman
Sunday 7 May 2006, 05:06AM
باعث شعف است که نپرداختن به اصل متن، باعث چند پرده ای شدن نمایش علما می شود!
گفتیم که شواهدی بر بوجود آمدن انسان از افریقا هست و ادامه دادیم که نقیض عبارت یاد شده در بند اول چه می شود و چه نمی شود.
یادمان باشد که پس از اتمام نمایش حضرات، به اولین چیزی که می پردازیم مفهوم تجرید (سابقا در قاموس علما به «منتج از نتايج آزمايشات» تعبیر می شد) و کاربردش در تطور مفاهیم علمی باشد.
منتظر پرده بعد هستیم! و البته بدمان نمی آید که حضرات علما درباره مفهوم تاسیس شاخه ای جدید در علوم طبیعی از منظر خود علم (و نه فلسفه علم) مختصری توضیح دهند که دومین موضوعیست که به آن می پردازیم!
nogodman
------------
بعد التحریر: تمامی متن فوق پس از استماع سخنان سبزی فروش معروف در باب تفاوت «در مسیر تکامل» و «درباره مسیر تکامل» خوانده شود!
nogodman
Sunday 7 May 2006, 05:08AM
سابقا در مبحثی مطلبی نگاشته شده بود که بد نیست با شکل گیری جهتی نوین در استدلالات توسط برخی از کاربران تازه وارد به بحث، دوباره ارسالش کنیم.
« ... البته که ما ناراحت نشدیم، اما این پیامبران که ظاهرا برای تغییرات ارزشی قائل نیستند، حتما بدشان نخواهد آمد که نطفه نام گیرند! و البته میمون را بر نطفه دو فضیلتست. اول آنکه اگر با تقوا باشد، نزد خدا عزیزتر است و نطفه نمی تواند متقی باشد و دیّم آنکه میمون به ذاته نجس نیست و نطفه هست، به شهادت تمامی نطفه های فقیه خداپرست!
حال و حوصله فقهم الان اصلا نیست اگر نه به بحث استحاله در باب نجاسات و مطهرات در این وادی می پرداختیم!»
nogodman
هستي
Sunday 7 May 2006, 07:10AM
بسمه تعالي
عنوان بحث خلقت انسان است وجناب ساربان هم با طنز به نظريه داروين پرداخته است. واينكه چرا بي ربط است را نفهميدم!!
اما اينكه انسان از نطفه ناچيز بوجود امده وبعد به شرافت روح الهي به جايي رسيده است بر كسي پوشيده نيست.
همه موجودات را خداوند افريده است اما تفاوت حيوان وانسان بر همه حتي علم زدگان روشن است تا انجا كه انقدر باورشان شده است كه خدا را هم بنده نيستند.
تشنه
Monday 8 May 2006, 10:05AM
« ... البته که ما ناراحت نشدیم، اما این پیامبران که ظاهرا برای تغییرات ارزشی قائل نیستند، حتما بدشان نخواهد آمد که نطفه نام گیرند! و البته میمون را بر نطفه دو فضیلتست. اول آنکه اگر با تقوا باشد، نزد خدا عزیزتر است و نطفه نمی تواند متقی باشد و دیّم آنکه میمون به ذاته نجس نیست و نطفه هست، به شهادت تمامی نطفه های فقیه خداپرست!
حال و حوصله فقهم الان اصلا نیست اگر نه به بحث استحاله در باب نجاسات و مطهرات در این وادی می پرداختیم!»
nogodman
سلام
دفعه پیش ما به روی خودمون نیوردیم گفتیم شاید خودتون متوجه اشتباهتون بشین اما دوباره تکرارش کردین
از نظر تقسیم بندیه جانداران تا اونجایی که حافظه ما کمک می کنه میمون و انسان جزو گروه پستاندارانن (mammal)
پس منشاء هر دوشون همون نطفه هستش اما با این تفاوت که انسان مراحل تعالی رو پیموده ولی میمون در همون مرحله حیوانی مونده اینکه انسان فی ذاته مقام و جایگاه بالایی داره ولی باز قبول داریم که بعضی ها ترجیح می دن که مقام خودشون رو در حد یک حیوان و یا حتی کمتر تقلیل بدن که در این صورت از دست ما کاری بر نمی یاد و اصراری هم نداریم که به اصلش بر گرده وقتی که اونطوری به مذاقشون خوشتر می یاد ما دیگه چی بگیم؟
یا حق
هرمز بهمن
Monday 8 May 2006, 01:06PM
سلام
دفعه پیش ما به روی خودمون نیوردیم گفتیم شاید خودتون متوجه اشتباهتون بشین اما دوباره تکرارش کردین
از نظر تقسیم بندیه جانداران تا اونجایی که حافظه ما کمک می کنه میمون و انسان جزو گروه پستاندارانن (mammal)
پس منشاء هر دوشون همون نطفه هستش اما با این تفاوت که انسان مراحل تعالی رو پیموده ولی میمون در همون مرحله حیوانی مونده اینکه انسان فی ذاته مقام و جایگاه بالایی داره ولی باز قبول داریم که بعضی ها ترجیح می دن که مقام خودشون رو در حد یک حیوان و یا حتی کمتر تقلیل بدن که در این صورت از دست ما کاری بر نمی یاد و اصراری هم نداریم که به اصلش بر گرده وقتی که اونطوری به مذاقشون خوشتر می یاد ما دیگه چی بگیم؟
یا حق
حقيقت، با آنچه دلبخواه ماست، لزوماً يكي نيست.
اينكه آدميان دلشان نميخواهد كه از زادمان پريمات هاي
نخستين ( به تعبير عوام : ميمون ) باشند، دليل نيست كه
اينگونه نيست و نميتواند باشد. نشاندن آرزو و گرايش ( مذاق)
بجاي واقعيت عيني ، سفسته اي بنام " wishful thinking " است.
هستي
Monday 8 May 2006, 05:15PM
بسمه تعالي
پيچيده تر كردن مطلب وبكار بردن واژه هاي نو تغييري در اصل مطلب ايجاد نمي كند جز اينكه به خودتان بقبولانيد كه علم تجربي هم كاره اي است.
ظاهرا پريمات هاي نخستين كمي محترمانه تر از ميمون است.اما بهرحال ميمون حيوان است وانسان انسان.
تفاوت ميان حيوان وانسان را فرا موش نكنيد.
مگر اينكه اصرار داشته باشد كه انسان را حيوان تكامل يافته تعريف كنيد كه در اينصورت بايد همه ويژگيهاي حيواني را در وي تاييد كنيد .گرچه به قول قران بعض از انسانها با بازگشت به اين جنبه مادي خود:اولئك كالانعام بل هم اضل مي شوند.
فاصله ميان انسان وحيوان انقدر هست كه نتوان براي اين تفاوتها بدون پذيرش خداوند جوابي پيدا كرد.
ارزشها واخلاق وشناخت و در ك زيبايي و هنر وفداكاري و.....را نمي توان در وجود هيچ حيواني وميموني اثبات كرد.
هرمز بهمن
Monday 8 May 2006, 05:24PM
بسمه تعالي
پيچيده تر كردن مطلب وبكار بردن واژه هاي نو تغييري در اصل مطلب ايجاد نمي كند جز اينكه به خودتان بقبولانيد كه علم تجربي هم كاره اي است.
ظاهرا پريمات هاي نخستين كمي محترمانه تر از ميمون است.اما بهرحال ميمون حيوان است وانسان انسان.
تفاوت ميان حيوان وانسان را فرا موش نكنيد.
مگر اينكه اصرار داشته باشد كه انسان را حيوان تكامل يافته تعريف كنيد كه در اينصورت بايد همه ويژگيهاي حيواني را در وي تاييد كنيد .گرچه به قول قران بعض از انسانها با بازگشت به اين جنبه مادي خود:اولئك كالانعام بل هم اضل مي شوند.
فاصله ميان انسان وحيوان انقدر هست كه نتوان براي اين تفاوتها بدون پذيرش خداوند جوابي پيدا كرد.
ارزشها واخلاق وشناخت و در ك زيبايي و هنر وفداكاري و.....را نمي توان در وجود هيچ حيواني وميموني اثبات كرد.
حيوان يعني جاندار( به فارسي) يا جانور، و ادمي هم از حيوانات
است و فرقي در حيوانيت با آنها ندارد. منتها هر حيواني در يك
كار و در يك اندام تخصص و كارآمدي پيدا كرده، مثلاً خفاش در
سونار ( نوعي " رادار" صوتي)، شهباز ( عقاب) در چشم و
تيزبيني و بلند پروازي و آدمي در مغز و انديشه. همين.
ديگر اينكه اين واژه ها بخودي خود نو نيستند،
براي كساني نو هستند كه آگاهي اندك دارند.
هستي
Monday 8 May 2006, 05:32PM
حيوان يعني جاندار( به فارسي) يا جانور، و ادمي هم از حيوانات
است و فرقي در حيوانيت با آنها ندارد. منتها هر حيواني در يك
كار و در يك اندام تخصص و كارآمدي پيدا كرده، مثلاً خفاش در
سونار ( نوعي " رادار" صوتي)، شهباز ( عقاب) در چشم و
تيزبيني و بلند پروازي و آدمي در مغز و انديشه. همين.
ديگر اينكه اين واژه ها بخودي خود نو نيستند،
براي كساني نو هستند كه آگاهي اندك دارند.
بسمه تعالي
پس از نظر شما انسان هم يك جاندار است بدون هيچ تفاوتي؟
قبلا هم عرض شد كه تفاوت بينش ما با شما در همين چيز هاست. شما مي گوئيد
انسان يك حيوان است. وما مي گوئيم:
وانسان موجودي دو بعدي است.مادي والهي
هرمز بهمن
Monday 8 May 2006, 05:40PM
بسمه تعالي
پس از نظر شما انسان هم يك جاندار است بدون هيچ تفاوتي؟
..
گفتيم كه تفاوتي در مادي بودن اينها و يكي بودن ريشه و همانند
بودن در حس بقا و ... نيست، تفاوت در شكل جانداران و در
تخصص آنهاست.
بسمه تعالي
پس از نظر شما انسان هم يك جاندار است بدون هيچ تفاوتي؟
قبلا هم عرض شد كه تفاوت بينش ما با شما در همين چيز هاست. شما مي گوئيد
انسان يك حيوان است. وما مي گوئيم:
وانسان موجودي دو بعدي است.مادي والهي
چون وجود خدا ( الله) ثابت نشده است، چيزي الهي نداريم.
در انسان هم بعد الهي ثابت نشده است و همه كارهاي وي
داراي توضيح مادي هستند. دينياران در اينجا به كارهايي كه انسان
بويژه با مغز خود انجام ميدهد، مانند خردورزي ( محاسبه و
استنتاج منطقي هدفمند ) و يا مهر ورزي و سخنگويي و يا
ياري به همنوعان و .. اشاره ميكنند كه آنها هم كارهاي الهي
و يا گوياي بعد الهي نيستند بلكه توضيح علمي دارند و كار
داده پردازي نيرومند مغز آدمي ميباشند.
ديوونه
Monday 8 May 2006, 08:47PM
چون وجود خدا ( الله) ثابت نشده است،
الحمدلله
:smile09:
(قانون)
Monday 8 May 2006, 09:12PM
گفتيم كه تفاوتي در مادي بودن اينها و يكي بودن ريشه و همانند
بودن در حس بقا و ... نيست، تفاوت در شكل جانداران و در
تخصص آنهاست.
درود
عشق ، كنترل غرايز و احساسات ، ايثار ؛ و از سوي ديگر نفرت ، انحصار طلبي ، بيش خواهي بي كران ، همنوع كشي بيگناهان و بيخبران و غيره را چگونه ارزيابي ميفرماييد؟
چون وجود خدا ( الله) ثابت نشده است، چيزي الهي نداريم.
آيا هر چيز كه براي من اثبات نشود ، به معني اين است كه نيست ؟
nogodman
Tuesday 9 May 2006, 01:45PM
جناب آقای تشنه سلام
سکوت سابق شما بیشتر قرین عقل بود تا سخنرانی حاضرتان. چرا که متن شما این شائبه را پیش می آورد که حضرتعالی بر تمیز بین طنز و متون دیگر ناتوانید و یا اصلا تفاوتشان را هرگز نمی دانید.
پیگیری «نطفه - انسان» و «میمون - انسان» در متن ما همانقدر ژرف اندیشانه است که سئوال در مورد نام دانشمندی که داروین را به جهت عدم ترجیح آدم و حوا بر میمون به علت زیبائیشان مورد نکوهش قرار داده، در متن بالاتر و خرده گیری در باب عدم رعایت تناسبات واقعی در یک کاریکاتور.
فلذا پیشنهاد می شود که هرگاه در برابر اشتباهات ما سکوت کردید، این سکوت را با اشارتی همراه سازید تا درجات عقلانیتان نزد خوانندگان ترفیع یابد، قبل از آنکه در افشانیهای بعدی در خلع این درجات کارگر افتند!
با تشکر nogodman
---------------------
بعد التحریر: برای رفع تشنگی آن جناب در انباری و یخچال ما، مایعات مطلوبی موجود است. مایل اگر بودند، بر ما مماس گردند!
هرمز بهمن
Tuesday 9 May 2006, 03:21PM
درود
عشق ، كنترل غرايز و احساسات ، ايثار ؛ و از سوي ديگر نفرت ، انحصار طلبي ، بيش خواهي بي كران ، همنوع كشي بيگناهان و بيخبران و غيره را چگونه ارزيابي ميفرماييد؟
آيا هر چيز كه براي من اثبات نشود ، به معني اين است كه نيست ؟
1-همه اين صفات و كاركردهاي مغزي- زيستي، در راستاي فرازيست بهينه ئ ژن
( بقاي احسن نوع) پديد آمده اند.
عشق و كنترل غرايز، نسبت به " هم ژن " ها و همخون هاي خود كارگر است
تا فرازيست ژن خود را گارانتي كند ( مثلاً همسرو فرزندان و يا برادران و ،،)
نفرت و خشم و دشمني هم در برابر كساني كه در پي منابع و منافع شما و ژن
شما هستند، يعني در برابر " دشمنان ژن " شما كارگر است.
يعني همه اين اعمال، در واپسين نگاه، در راستاي فرازيست هر چه بهتر ( بهينه)
در درازاي سالهاي فراگشت ( تكامل انواع) ، با انتخاب طبيعي و .. پديد امده اند.
2-در اين باره، در تاپيك زير سخن فراوان گفته شده:
اثبات خداوند از منظر عقل (http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=4327) (http://www.iranclubs.org/forums/images/khazar/misc/multipage.gif 1 (http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=4327) 2 (http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=4327&page=2) 3 (http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=4327&page=3) 4 (http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=4327&page=4) 5 (http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=4327&page=5) ... آخرين صفحه (http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=4327&page=13))
كوتاه اينكه، زماني كه ميگوييم كه " فلان نيست"، يعني مفهوم منطقي
آن اينست كه : وجود فلان اثبات نشده و اگرچه "َ امكان وجودي" فلان
هم رد نشده و نميشود ( چون عدم وجود اثبات قطعي ندارد)، امّا چون
حكم در منطق بر عدم وجود است ( يعني پيشفرض در صورت جهل
عدم است و نه وجود)، پس بايد زندگي را با فرض اينكه فلان وجود ندارد،
در عمل سامان داد. براي همين همه اين را مختصر ميگويند : فلان نيست.
هستي
Tuesday 9 May 2006, 06:21PM
بسمه تعالي
جناب قانون
خلاصه در يك كلام
نفرت وخشم ودشمني و عشق و هرچه احساس انساني هست همه از ماده بوجود امده اند.
علم ثابت كرده. مگر نمي دانيد!!!!
هرمز بهمن
Tuesday 9 May 2006, 07:05PM
بسمه تعالي
جناب قانون
خلاصه در يك كلام
نفرت وخشم ودشمني و عشق و هرچه احساس انساني هست همه از ماده بوجود امده اند.
علم ثابت كرده. مگر نمي دانيد!!!!
:smile07:
دقيقاً.
اگر به بخش هايي از مغز آسيب بزنيد، اين احساس ها
دچار اخلال ميشوند و حتي اينكه با مواد شيميايي و
دارو ها كه ماده شيميايي هستند، ميتوان خشم و .. را
در مغز دستكاري كرد و يا كاهش داد و طرف را آرام
نمود. در حاليكه اگر اينها مادي نبودند، ماده در آنها اثر نداشت.
Limbic System
http://www.waiting.com/waiting.gifs/limbicsystem.gif
كاركرد:
Olfactory pathways:
Amygdala and their different pathways.
Hippocampi and their different pathways.
Limbic lobes: Sex, rage, fear; emotions.
Integration of recent memory, biological rhythms.
Hypothalamus.
در صورت آسيب :
Loss of sense of smell.
Agitation, loss of control of emotion. Loss of recent memory...
http://www.waiting.com/brainfunction.html
http://news.bbc.co.uk/1/hi/health/2635269.stm
http://www.worldwideschool.org/library/books/tech/medicine/OriginandNatureofEmotions/chap5.html
http://www.discover.com/issues/mar-03/cover/
http://www.open2.net/humanmind/article_faces.htm
....
تشنه
Sunday 14 May 2006, 04:19PM
حقيقت، با آنچه دلبخواه ماست، لزوماً يكي نيست.
اينكه آدميان دلشان نميخواهد كه از زادمان پريمات هاي
نخستين ( به تعبير عوام : ميمون ) باشند، دليل نيست كه
اينگونه نيست و نميتواند باشد. نشاندن آرزو و گرايش ( مذاق)
بجاي واقعيت عيني ، سفسته اي بنام " wishful thinking " است.
قبلا از توضیحاتتون تشکر می کنم ولی منظور ما چیز دیگه ای بود که جناب nogodman خودشون متوجه شدن
از اون گزشته یعنی شما می گین که انسان در مسیر تکاملی به این مرحله رسیده
خیلی خب
ما می گیم مراحل خلقت انسان اینه
خاک-> نطفه->خون بسته(علقه)->گوشت(مضغه)->انسان
شما که از نظریه داروین پیروی می کنین می گین مراحلش اینه
خاک-> نطفه->خون بسته(علقه)->گوشت(مضغه)->میمون->...............->انسان
یعنی در مراحل اولیه با هم مشترکیم (نکته ای که از دست دوستتون در رفت) ولی در مراحل بعدی یه مبهوماتی باقی مونده که از خودش جاهای خالی گذاشته
حالا طرفداران این نظریه سه راه بیشتر ندارن
1)اگر بخوان اثبات کنن که واقعا انسانن باید اون قسمت نقطه چین رو پر کنن البته طبق قوانین و ضوابط و قاعده های خودشون و اگر موفق نشدن که .......
2) شهامت به خرج بدن و بگن که ما میمونیم و خودشون رو قاطیه عالم انسانها نکنن......ظاهرا که بعضی ها این امر مایه افتخارشئنه پس از گفتن حقیقت چه واهمه ای دارن
3) راه سوم هم چاره ای براشون نمی مونه جز اینکه همون نظریه اول رو تایید کنن
البته این رو هم اضافه کنم بر کسی پوشیده نیست که بعد از نظریه داروین محققان سعی در اثبات این داشتن که اثبات کنن که میمونها هم از سطح هوشی به انسانها نزدیکن
اون میمون هم که اسمش در تاریخ وارد شده قش بود که در ازای حل کردن اون پازل یه موز عایدش بشه ولی خدا وکیلی من حاضرم شرط ببندم که خودش هم نتونست با این قضیه کنار بیاد ....حتما پیش خودش این سوال براش پیش اومده بود که چی شد ایندفعه با تقلید ما تشویق شدیم و لی دفعات قبل که تقلید می کردیم بهمون فحش می دادن و می گفتن میمون
اینکه حیوانها هم دارای شعورن حرفی نیست در قران هم به اون اشاره شده (هد هد حضرت سلیمان) ولی باز دلیل نمی شه که اونها رو از این حیث به عالم انسانها ربطشون داد
در تکمیل اون مراحل هم نظر به اینکه جناب داروین خدا بیامرز نیستن که ازشون مدد بخواین می تونید از دوستتون جناب nogodman کمک بگیرین ......اتفاقا ایشون سفسطه بافیشون هم خوبه
جناب nogodman
اول فکر کردیم که شما منظورمون رو نگرفتین ولی کم کم که پیش رفتیم با طرز نوشتارتون متوجه شدیم که حدس اولمون اشتباه بوده
ظاهرا هم خیلی براتون گرون تموم شده که سعی کردین به طرقی به خودتون تخفیف بدین ;) ........اگر کار ساز بود ملالی نیست:)
با پاورقی تون هم مهر تایید بر حدسمون زدین ....
و اما .......
1)باز یه قدم از بعضیها که فرق جک و طنز رو نمی دونن جلوتریم و این خود جای بسی امید است
2) طنز دستاویز خوبی نبود وقت کردین بهترش رو پیدا کنین
بعد التحقیق:نوشیدن مایعات مذکور به تشنگان توصیه نمی شود چون اونها نیاز به اب رو رفع نمی کنن بلکه نیاز به تفکر و تعقل که شاخصه انسان بودنه رو رفع می کنه و انسان رو از این دو خصیصه بی نیاز می کنه و نتیجش می شه جناب nogodman که به خودشون زحمت فکر کردن ندادن که دلایل گسترش کمونیستی وگرایش مردم به اون رو جویا بشن و همینطور ........
نویسنده: البته در مورد جناب nogodman این علت به اثرات ناشی از نوشیدنیها بر نمی گرده که در مورد ایشان این امر موروثیست و نیاکانشون بهشون رسیده ....فرزندان خلف(به فتح لام)
نیز از نویسنده:شایان ذکر است که منظور از جناب nogodman در متون بالا شخصیت حقیقیه ایشان نیست بلکه همان شخصیت مجازیه ایشان جناب nogodman است
یا حق
nogodman
Sunday 21 May 2006, 04:16PM
جناب آقای تشنه سلام
ظاهرا پیشنهاد ما را نپذیرفتید.
چرا که در صورت پذیرش، پاسخ مطلب ما به این صورت می شد مثلا:
من در مقابل متن شما سکوت می کنم، پس خردمند هستم!
------------
چرا نواختن کوس رسوایی ما را ادامه نمی دهند سائرین وادی علم؟
nogodman
تشنه
Monday 12 June 2006, 07:13PM
سلام از ماس
مطمئن باشید که اگر پیشنهادتون به جا بود حتما استقبال می شد
اما مسئله اینجاس
که ما عقل کل و خردمند به تمام معنی نیستیم و همچین ادعایی هم نمی کنیم
شما هم جاهل و نادان و ابله نیستین و ما هم همچین ادعایی نمی کنیم هیچ حتی نمی تونیم ثابتش کنیم(حد اقل بعد از پستتون در شرمنده از قرمه سبزی ...... این مسئله برامون ثابت شد)
پس اون ضرب المثل و ایه ای که شما به اونها استناد کردین شامل حال ما نمیشه و اینجا موردی نداره
و ما هم نمی تونیم وقتی می بینیم بعضیها در مواردی مزخرف می گن سکوت کنیم ...در ضمن مانند اون بعضی ها اگر در نوشته هامون ایراداتی دیده بشه و تذکر داده بشه ناراحت نمی شیم که ممنون هم می شیم
اگر فضولی به حساب نیارین اجازه بدین یه سوال بکنیم شما که اون مطالب رو می دونستین پس چرا اینجا هی راه به راه کمونیسم رو از بعد مذهبیش تبلیغ می کنین (چند تا کمونیست می خواین بهتون معرفی کنم که خدا رو بیشتر از من و شما بشناسن و حتی اعتقاداتشون خیلی قویتر از ما باشه؟)......حتی موارد دیگه هم هست که شما خیلی راحت از کنارشون گذشتین........
هرمز بهمن
Tuesday 13 June 2006, 12:51PM
...
چند تا کمونیست می خواین بهتون معرفی کنم که خدا رو بیشتر از من و شما بشناسن و حتی اعتقاداتشون خیلی قویتر از ما باشه؟...:smile21: :smile21: :smile21: :cool:
nogodman
Tuesday 13 June 2006, 02:09PM
جناب آقای تشنه سلام
با موارد چندی از نوشته شما موافقیم. از این دست مثلا: عقل کل نبودن شما و نادان نبودن خودمان و عدم توانایی شما در اثبات جهالت و بلاهت ما.
در مواردی هم متوجه منظورتان نشدیم. عدم صدق آیه و ضرب المثل ما (؟) در مورد شما و مزخرف گویی بعضی ها و عکس العمل شما در این باب و قیاس رفتار شما و آن بعضی ها در مقابل امور متفاوت.
در مورد سئوالتون هم باید مواردی را متذکر شویم.
1- تا حدی سئوال پرسیدن را فضولی نمی دانیم.
2- به یاد نداریم که کمونیسم را، آنهم به مثابه یک مذهب تبلیغ کرده باشیم.
3- لازم نیست در معرفی کمونیست های کذایی زحمت بکشید. اگر که با مبانی و روشهای کمونیسم آشنایی داشتید می دانستید که کمونیسم با برخی ایده های خداباورانه در تضاد نیست.
4- اگر لازم است، موارد فراموش شده را متذکر شوید تا توضیحات لازم را مبذول داریم.
سلونا قبل ان تفقدونا، اما به شرطها و شروطها و توبیک الاخری من شروطها!
nogodman
------------
بعد التحریر: توصیه می شود که پیشنهادات ما را دوباره مد نظر قرار دهند.
هرمز بهمن
Tuesday 13 June 2006, 04:20PM
جناب آقای تشنه سلام
با موارد چندی از نوشته شما موافقیم. از این دست مثلا: عقل کل نبودن شما و نادان نبودن خودمان و عدم توانایی شما در اثبات جهالت و بلاهت ما.
در مواردی هم متوجه منظورتان نشدیم. عدم صدق آیه و ضرب المثل ما (؟) در مورد شما و مزخرف گویی بعضی ها و عکس العمل شما در این باب و قیاس رفتار شما و آن بعضی ها در مقابل امور متفاوت.
در مورد سئوالتون هم باید مواردی را متذکر شویم.
1- تا حدی سئوال پرسیدن را فضولی نمی دانیم.
2- به یاد نداریم که کمونیسم را، آنهم به مثابه یک مذهب تبلیغ کرده باشیم.
3- لازم نیست در معرفی کمونیست های کذایی زحمت بکشید. اگر که با مبانی و روشهای کمونیسم آشنایی داشتید می دانستید که کمونیسم با برخی ایده های خداباورانه در تضاد نیست.
4- اگر لازم است، موارد فراموش شده را متذکر شوید تا توضیحات لازم را مبذول داریم.
سلونا قبل ان تفقدونا، اما به شرطها و شروطها و توبیک الاخری من شروطها!
nogodman
------------
بعد التحریر: توصیه می شود که پیشنهادات ما را دوباره مد نظر قرار دهند.
:smile21: :smile21: :smile21: :smile39: :smile07:
sareban
Tuesday 13 June 2006, 04:23PM
سلونا قبل ان تفقدونا، اما به شرطها و شروطها و توبیک الاخری من شروطها!
.
عربي تان هم كه مثل دين شناسي تان صفر است!
هرمز بهمن
Tuesday 13 June 2006, 07:41PM
عربي تان هم كه مثل دين شناسي تان صفر است!
اين علوم !! ارزاني شما، بدرد آشغال هم نميخورد، تنها بدرد سركيسه كردن مردم ميخورد! :smile31: :smile21: :smile39:
ارژنگ
Tuesday 13 June 2006, 07:51PM
راست می گویند این : استاد سفسطه و لودگی و اراجیف !
هرمز بهمن
Tuesday 13 June 2006, 07:54PM
راست می گویند این : استاد سفسطه و لودگی و اراجیف !
لطفا نوع و چگونگي سفسته را
در سخن اينجانب ! روشن كنيد
و گرنه برويد توي چمن !! :smile21:
ارژنگ
Tuesday 13 June 2006, 08:50PM
تمام انواع !
چمن هم پیشکش خود و خانواده ی محترمتان
ديوونه
Tuesday 13 June 2006, 08:52PM
اين علوم !! ارزاني شما، بدرد آشغال هم نميخورد، تنها بدرد سركيسه كردن مردم ميخورد! :smile31: :smile21: :smile39:
جناب هرمز بامداد این کلمه به نظرتون آشنا نمیاد؟ "الحمدلله" ؟ :smile21:
تشنه
Saturday 17 June 2006, 12:20PM
جناب nogodman اگر لطف کنین و ما رو با همون تشنه مخاطب قرار بدینممنون می شم
و اما
ایه : و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما
ضرب المثل :جواب ابلهان خاموشیست
حله؟
مزخرف گویی ها :
« ... البته که ما ناراحت نشدیم، اما این پیامبران که ظاهرا برای تغییرات ارزشی قائل نیستند، حتما بدشان نخواهد آمد که نطفه نام گیرند! و البته میمون را بر نطفه دو فضیلتست. اول آنکه اگر با تقوا باشد، نزد خدا عزیزتر است و نطفه نمی تواند متقی باشد و دیّم آنکه میمون به ذاته نجس نیست و نطفه هست، به شهادت تمامی نطفه های فقیه خداپرست!
حال و حوصله فقهم الان اصلا نیست اگر نه به بحث استحاله در باب نجاسات و مطهرات در این وادی می پرداختیم!»
البته شما فرمودین که به عنوان طنز بود که طنز هم نیست
اگر هم جک بود قاعدتا یه اشاره ای در بعدالتحریرتون می کردین که این هم رخ نداد
تا حدی سئوال پرسیدن را فضولی نمی دانیم.
ما گفتیم شاید دلایل شخصی یه (مثل بعضیها از روی غرض و یا مرض باشه) ...... که خوشبختانه نبود
جواب مورد چهارتون همون مورد سه هست که شما تقریبا به اونها اشاره کردین........
در اخر هم گفتیم که پیشنهادتون با شرایط ما مطابقت نداره و عملی نیست اما خب بد نیست این پیشنهاد رو به جناب هرمز بهمن بکنین شاید به کارشون خورد
:smile21: :smile21: :smile21: :cool: [/right]
جناب nogodman که خوب به نیشتون خندیدن(بند سه) ..........لازم ندیدیم که بیشتر توضیح بدیم :D
راستگویان
Saturday 17 June 2006, 03:12PM
اصلا فکر نمیکردم که یه همچین استقبالی از این تاپیک بشه، http://qsmile.com/qsimages/29.gif
ممنون از همه دوستان. http://qsmile.com/qsimages/20.gif
من بنا به مشغله هایی که داشتم نتونستم به اینجا سر بزنم.http://qsmile.com/qsimages/25.gif
ان شاء اللّه همه پست ها رو میخونم و نظراتم رو میگم.http://qsmile.com/qsimages/26.gif
اون فایل صوتی رو هم که روی هاست گذاشتم ، از روی هاست حذف شده ،
جای اونو هم عوض میکنم تا دوستانی که نتونستن بشنون ، اونا هم بتونن استفاده بکنن.http://qsmile.com/qsimages/28.gif
قعلا .http://qsmile.com/qsimages/34.gif
nogodman
Saturday 17 June 2006, 08:06PM
جناب آقای تشنه سلام
با تشکر از شما، نظر به اینکه ما فکر می کنیم که اختلافات بین دیدگاه ما و شما فراتر از چند عبارت مختصر می باشد و اساسا ظاهرا وقتی ما می گوئیم هویج، شما توپ تصور می کنید و بر عکس و تصور می کنیم که امکان همگرایی و همسخنی را در این موارد بسیار اندک است (یا شاید چون حوصله معلمین مدارس خاص را در خود سراغ نداریم، این چنین متصور می شویم)،
بهتر می بینیم که شما ذکات علم خود را در جایی غیر از پاسخ مزخرف گویی های ما مصرف کنید.
نیز خوشحال می شویم اگر در مواردی مزخرف گوئی ما از حد گذشت، نحوه برخورد شما بیشتر مبتنی بر ضرب المثل ارائه شده تان باشد تا آیه ارسالی، که ما -گذشته از همه ملاحظات- آلرژی خاصی به آیات الهی داریم!
با تشکر مجدد و آرزوی موفقیت.
nogodman
------------
بعدالتحریر: همان یک صفر هم خود تویی که ما در این وادی اصلا نیستیم!
تشنه
Saturday 17 June 2006, 11:55PM
سلام
1)در حق معمولا اختلافی پیش نمی یاد و همه درش مشترکن .....حالا یا ما درست می گیم یا شما .....یا حق با شماس و یا با ما
بهتر می بینیم که شما ذکات علم خود را در جایی غیر از پاسخ مزخرف گویی های ما مصرف کنید.
نیز خوشحال می شویم اگر در مواردی مزخرف گوئی ما از حد گذشت، نحوه برخورد شما بیشتر مبتنی بر ضرب المثل ارائه شده تان باشد تا آیه ارسالی، که ما -گذشته از همه ملاحظات- آلرژی خاصی به آیات الهی داریم!
خب ما میگیم
ما علیک الا البلاغ المبین
طبق ایه ما اشتباهات رو تذکر می دیم دیگه کاری نداریم که طرف قبول کرد یا نه اون با خودشه
در مان الرژی هم اینه که طرف رو بیشتر در معرض مورد حساسیت اور قرار بدیم تا حساسیتش بر طرف شه
هستي
Tuesday 20 June 2006, 03:43PM
اصلا فکر نمیکردم که یه همچین استقبالی از این تاپیک بشه، http://qsmile.com/qsimages/29.gif
ممنون از همه دوستان. http://qsmile.com/qsimages/20.gif
من بنا به مشغله هایی که داشتم نتونستم به اینجا سر بزنم.http://qsmile.com/qsimages/25.gif
ان شاء اللّه همه پست ها رو میخونم و نظراتم رو میگم.http://qsmile.com/qsimages/26.gif
اون فایل صوتی رو هم که روی هاست گذاشتم ، از روی هاست حذف شده ،
جای اونو هم عوض میکنم تا دوستانی که نتونستن بشنون ، اونا هم بتونن استفاده بکنن.http://qsmile.com/qsimages/28.gif
قعلا .http://qsmile.com/qsimages/34.gif
بسمه تعالي
ظاهرا خيلي طول مي كشد تا ايشان نظر خودشان را بنويسند.
راستگویان
Thursday 22 June 2006, 05:51PM
بسمه تعالي
ظاهرا خيلي طول مي كشد تا ايشان نظر خودشان را بنويسند.
البته من جای دیگری نظراتم را گفته ام ،
ولی استقبال شایانی به عمل نیامد. http://qsmile.com/qsimages/21.gif
http://forum.persiantools.com/showthread.php?t=46779
یک تسلیم شده
Monday 26 March 2007, 06:28AM
1- یافته های علمی تمامی سخنان ایشان را تایید می کند و بین دانشمندان زیست شناس و ژنتیک دان در مورد اینکه انسان نوعی میمون تکامل یافته است، کاملا توافق وجود دارد. اکنون سخن نه بر سر اصل این قضیه، بلکه در چگونگی، مراحل و دلایل تکامل برقرار می باشد.
2- سخنان کتب دینی حتی واجد کوچکترین اشارات علمی در این باب نیستند تا بعنوان یک نظریه موازی علمی مورد مداقه قرار گیرند.
3- اینکه حضرات نمی خواهند این مسائل را بپذیرند، مشکل خودشان است. قبلا هم در موارد دیگر از این دست مخالفت ها می شده که کار تا به قتل دانشمندان رسیده. آقایان خیلی روشن بگویند با این قضیه به ملاحظات اعتقادی مشکل دارند که سعی در رد این قضیه با دست آویز قرار دادن علوم دیگر، آب در هاون کوبیدن است.
4- نظر مردمان مقدس تنها در قالب یک نظریه مطرح شده که به نظریه «آفرینش هوشمند» معروفست و خلاصه این است که طبیعت از طریق تکامل درونی نمی تواند چنین پیشرفتی کند. این نظریه در اوایل تحقیقات در باب تکامل رواج داشت که با تکامل یافته های علمی، این شقشقیه(!) هم بدرون معابد الهی بازگشت.
5- در نظریه تکامل شبهاتی مطرح بود که علمی بودند و تمامی آنها پاسخ خود را یافتند. از قبیل آنکه ما باید چند گونه انسان داشته باشیم و نیز اینکه پذیرش اصل تکامل باید ما را به موجودات دیگری که در حال تکامل اند برساند و غیره که از حوصله این ورق خارجند.
6- برای تسلیم در مقابل خدا را نمی دانم ولی برای تسلیم در مقابل علم شعور دو-دو تا چهار تا کافیست!
خدای شما آنچه روی داده را نمی دانسته اما احتمالات فردریش انگلس در مقاله «نقش کار در گذار از میمون به انسان» توسط علم بعدها تایید شد.
هاتوا برهانکم ان کنتم صادقین!
nogodman
از سایت قرآن شناسی:
واژه آدم در زبان عربی و در قرآن نام فکری انسان است، بشر نام بدنِ انسان است (یعنی نام بیولوژیکی وی)، و انسان نامِ اجتماعی، تاریخی، فرهنگی، رفتاری، اخلاقی و تمدنی وی است. یعنی وقتی انسان آفریده می شود بشر است، بعد که خردمند می شود آدم می شود و بعد که اجتماعی و متمدن و با فرهنگ و اخلاق و رفتار می شود انسان می شود. بعبارتی دیگر وقتی قرآن از بشر صحبت می کند از خلقت و آفرینش بدن انسان صحبت می کند، و هر گاه از آدم صحبت می کند از انسان خردمند (یعنی مرحله خردمند شدن انسان) صحبت می کند، و هر گاه از انسان صحبت می کند از رفتار و اخلاق و تمدن و تاریخ و جامعه انسان و انسانی صحبت می کند
« و به شما رفته رفته رنگ و رو (رنگ و روی بشری) داد و مدت کوتاهی بعد رنگ و روی شما را بهتر نمود»!(3/تقابن)
انسان ابتدا رنگ و روی بشری داده شده و بعد ضمن مدت کوتاهی بهتر شده:
انسان در بلند مـدت (چنانکه مصدر «تـصـوير» به معنی: رسم نـمودن و نقاشی کردن ضمن پروسه بر آن دلالت دارد) چهره بشری بخود گرفته است. (مدت آن 14 ميليون سال برآورد می شود). و بعـد در مدت کوتاهی ظرافت و زيبائی فعلیِ آن را بخود گرفـته، (حرفِ «فـاء» که بر ترتيب و تعـقـيـب دلالت دارد، آمـدن آن بر سرِ فعل اَحْـسَـنَ، بيانگر"بهـتر سـازی چـهـره در کـوتـاه مـدت" پـس از رنگ و روی انسانی بخود گرفتن چهره است). در بررسی هـائی که انـجـام شـده بـرآورد شـده که ظرافـت و زيبائی چـهـره انسان در 10000 سال گـذشـتـه صـورت گرفـته است. و از آنـجـا کـه مـورد خــطاب آيه انسان می باشد، بهتر سازی چهره شامل همه تيره ها می شود.
http://www.quranology.com/t-ketab/hayat/takamole-miljooniye-bashar-farsi.GIF
===================
آفرينش پیوسته بدن
« آيا ما از آفرينش نخستين از پا درآمديم؟! نـه تـنـهـا درنيامديم بلکه اينها پيوسـته در آفرينش جديد نيز هستند».(3/ق)
نکته آيه: انسان پيوسته در آفرينش جديد است:
آيه خطاب به کسانی است که می گويند " دوبـاره زنـده نـخـواهـنـد شـد"! به شـوخی بـه آنـهـا می گـويد: نکند ما در آفـرينش نخستين همه توان خود را از دست داده باشيم! و بعد خطاب به آنها می گويد که: «آنـهـا پيوسته در خلقـت جديد (يعنی تجديد خلقت)» هـسـتـنـد.
انسان چطور پيوسته در تجديد خلـقـت است؟
پـيوسته سلولهائی در بدن انسان می ميرند و سلولهای جديدی درست می شوند. طوريکه در طول زندگی چندين بار بدن انسان کاملاً عوض می شود بجز سلولهائی که احساس هویت و شخصیت فرد با آنها صورت می گیرد و گفته می شود که سلولهای اعصاب هستند.
=====================
پائين آوردن ارتفاع چهار يا هشت نوع از دامها
« و (خدا) هشت جفت (4 نوع) از دامها را برای شما پائین آورد».(6/زمر)
«اَنعَام»: در اصل حيواناتی هستند که برای فرد نَعمَة هستند، ( و نَعمَة يعنی چيزی که رفاه و برخورداری و فراخی زندگی را می آورد)، ولی به دامها (حیواناتی که انسان در کار و زندگی و اقتصاد خود از آنها استفاده ميکند) و بيشتر به شتر و گاو و ميش و بز اطلاق می شود. فعلِِ « اَنزَلَ» فعلِ ماضی از مصدر مزید «انزال» است، و اِنزال به معنی: پائین آوردن است. و منظور از پائین آوردن حیوانات مزبور برای انسان اینست که آنها در گذشته بلند بوده اند و برای کار و بهره وری انسان از آنها مناسب نبوده اند، و خدا ارتفاع آنها را بخاطر امکان استفاده انسان از آنها پائین آورده است. «ازواج»: در آيه می تواند بمعنی جفت باشد که در آنصورت هشت جفت بمعنی چهار نر و چهار ماده از چهار نوع از دامها می شود، و می تواند بمعنی "صنف" باشد که در آنصورت بمعنی هشت نوع از دامها خواهد بود.
فسيلهای پيدا شده حيوانات نشان می دهند که نسل برخی از حيوانات در گذشته از نظر بلندی بلندتر و از نظر حجم بزرگتر از نسل امروزی آنها بوده، و نسل برخی ديگر در گذشته کوچکتر از نسل امروزی آنها بوده است، و همينطور نشان می دهند که حيوانات چگونه در ضمن ده ها ميليون سال تغييراتی کرده اند.
یکی از آن حیوانات که نسل گذشته آن بلندتر و بزرگتر بوده شتر است. فسيل پای شتر که در تصوير می بينيم و در سوريه پيدا شده نشان میدهد که شتری که در گذشته زندگی می کرده دو برابر شتر امروزی بوده، و فسيلهای ديگر که مربوطه به دوران ديگری است نشان می دهد که شتر در گذشته 4 متر ارتفاع داشته است. بهر حال چنانکه آيه گفته خداوند ارتفاع آنرا برای انسان پائین تر آورده تا برای انسان قابل استفاده بشود. ارتفاع شتر امروزی به دو و نيم متر می رسد.
http://www.quranology.com/t-ketab/hayvanat-hasharat-parandegan/nazel-shodane-damha--shotor.JPG
=======================
در آمدن جانـوران از آب
«خدا هر جانوری را (يعنی: همه جانـوران را) در آب آفريد. بنابر اين آن که رویِ شـکـم خـود راه می رود از آنهاست (از آنها آمده)، و آنکه روی دوپا راه می رود از آنهاست (از آنها آمده)، و آنکه روی چهار پا راه می رود از آنهاست (از آنها آمده). خدا هر چه را بخواهد می آفريند».(45/نور)
(وقـتی واژه «کُـلّ» بر سر واژه نکره بيايـد بر تماميت نوع آن دلالت می کند. مانند: نـَظـّـفـتُ کُـلّ بـيتٍ = هر خانه ای را تميز کردم، (که به معنی: "همه خانه ها را تميز کردم" می باشد). بنابر اين قـاعـده عـبارتِ «کُـلّ دابّـةٍ = هر جانوری» به معنی «هـمه جانوران» است. و مِـنْ در «مِـن ماء» به معنی «در» است که از معانی آن است. مانند: « إِذَا نُودِیَ لِلصَّلَاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ ... = هرگاه در روز جمعه برای نماز فراخوان داده شد، بـيدرنگ برای پرستش خداوند بشتابيد»، که «مِــنْ يَـوم الجمعة» به معنی: فـی يَـوم الجمعة اسـت. و مِـنْ در «فـَمِـنـْهُـم» و در «مِـنـْهُـم» ها برای تبعـيض است، (يعنی: برای جداسازی است. به این معنی که واژه «مِـن» نیز به سهم خود معنیِ جدا شدنِ "آنـکـه روی شکم راه می رود و آنکه روی دوپا راه می رود و آنکه روی چهار پا راه می رود" از حيوانات دريائی، را به جمله می دهد).
نکـات آيـه:
1ــ همه جانوران در آب آفريده شده اند. آنهائی که روی شـکـم يـا روی دو پـا يـا روی چهار پـا راه می روند (يعنی در خشکی زندگی می کنند) از جانوران دريائی آمده اند:
ابتدا موجودات دوزيست از آب در آمده اند و طی ميليونها سال زندگی روی خشکی رفـته رفـته تکامل پيدا کرده اند و جانوران تنوع يافته اند.
قرآن در زمان محمد از طرف کسانيکه خود را روشنفکر می پنداشته اند خرافات و افـسانه هـای پيشينيان خوانده می شده است. ولی امروزه همين چيزهای خرافاتی آنروز، از خوراک های دست اول محافل علمی و روشنفکری است.
2ـــ فعل يَخْـلُقُ به معنی می آفريند در وزن مضارع است:
مضارع بـودن فـعـل يَـخـْـلُـق به ايـن معـنی است که خدا همچنان موجودات جديدی را می آفريند. برخی می گويند تکامل بيولوژيکی تمام شده و نژادها و تيره های جديد ديگری بوجود نمی آيند. ولی اين صرفاً يک نظريه است و هيچ دليل علمی در اين رابطه وجود ندارد. از طرفی انسان پيوسته موجودات جديدی را در درياها، جنگـلها و بيابانها پيدا می کند. چند صد سال پيش انسان تعداد انواع موجودات را چند هزار اعلام کرده بود. امروزه بيش از يک ميليون و هـفـت صد هزار نوع را می شناسد.
========================
پـيـدايـش گـيـاه وار انسان
«خدا شما را "گياه وار" از زمين رويانيد»!(17/نوح)
آيه نقل قول صحبت حضرت نوح به قوم خود است. تـشـبيـه رويـش انـسـان از زمـيـن مانند رويش گياه بـه اين معنی است که انسان درجا آفـريده نشده بلکه ضمن مراحلی گياه وار آفـريده شده است:
ـــــــ گـيـاه (يعـنی دانه ای که منجر به پـيدايش گياه می شود) در ابتدای خود عنصری بسيار ساده و در آب و خاک است. بنابر اين انسان (يعنی موجودِ زنده ای که منجر به پيدايش انـسـان شـده) نـيـز در ابـتـدای خـود می بـايست عنصری ساده در آب و خاک بوده باشد. بر اساس شناخت امروزی ما از حيات اولـيه، چنين نيز بوده است.
ـــــــ گـيـاه رفـتـه رفـتـه جـوانه می زند و شـاخ و بـرگ می دهد. بـنابر ايـن آن عـنصر حياتی اوليه نيز رفـته رفته پيچيده و پيچيده شده و صاحب شاخ و برگ يعنی دست و بال و غـيره شده است.
چـيـزی که يک پـيامبر در چند هزار سال پيش گفـته و کسانيکه خود را روشنفکر می دانسته اند به آن می خنديده اند امروزه علم عصر ماست.
=======================
آفرینش بشر ضمن مراحل بلند مدت
« مشکل شما کدام است که به خدا شکوهمندانه نگاه نمی کنيد در حاليکه شما را طی دوره های بلند مدت آفريد».(13و14/نوح)
آيه نقـل قول از گفتارهای نوح به قوم خود است. وی چند هزار سال پيش از ميلاد به مردم خود گفته بوده که انسان ضمن مراحل بلند مدت «انسان» شده، ولی مردم طبق معمول بـوی می خنديده اند و از جمله بوی می گفته اند: تو حالت خوب نيست. (اطوار از جمله جمع « طـَور» است به معنی: يک گام، يک مرحله، يک حالـت از گامها و مراحل و حالات شئ).
http://www.quranology.com/t-ketab/hayat/rast-va-boland---shodane--bashar.JPG
منظور آيه از " روآوردن با وقار و شکوهمندانه به خدا" بخاطر آفرينش انسان در دوره های طولانی، اين بوده که از آنجا که انسان در دراز مدت آفريده شده مانند هر چيز دست ساز وقـت گيرِ ديگر ارزشمند و نفيس است، و خالق آن نيز ارزشمندتر. بنابر اين انسان بايد با وقار و شکوه به آفـريدگار شکوهـمـند خود روبياورد.
==================
تغيير متناسب با محيط طبيعی
« به آنها بگو: خداست که شماها را بنابر وضعيت سرزمين ها آفـريد».(24/ملک)
واژه « ذرء» به معنی: درست کردن اختراعی است.« فـی» در آيه سببی است. و «ارض» در آيه به معنی «سرزمين و طبيعت» است که از معانی آنست.
آيه روی هم رفـته به اين معنی است که انـسـان در ابتدا يک گونه بـوده، پـس از پخـش شـدن در سرزمـينهای مختلـف بنابر وضعيت طبيعتی که در آن زندگی می کرده تغـيـيـرات فـيـزيکی داده شده است.
==================
تنوع يافتن جانوران و هر یک از نژادهای آنها
« و در خلقت خود شما و خلقت هر نوع جانور ديگری که بطور غير منظم گسترش میدهد نشانه هائی برای کسانيکه مسائل را عينی و مادی می فهمند وجود دارد»!(4/جاثیه)
نکته آيه: 1ـــ موجودات بثّ پيدا می کنند. 2ـــ فعل « يبثُّ» در وزن مضارع است. 3ـــ در خلقت انسان و خلقت هر جانور ديگری نشانه هائی وجود دارد.
1ـــ موجـودات بثّ پيدا می کنند:
واژه بَثّ به معنی: گسترش دادن (يا پخش نمودن) غير منظم است. (يعنی: گسترش دادن يا پخش نمودن چيزی به شيوه ها و اشکال گوناگون و متنوع). و «بثّ» نمودن هر نوع جانوری به اين معنی است که: هر نوع جانوری (يعنی هـر نژاد و تيره ای از جانوران) را در اشکال و صورتهای متنوع زياد می کند. که بطور ضمنی و تلويحی به اين معنی است که آنـها را از همديگر در می آورد.
http://www.quranology.com/t-ketab/hayat/basse-janevaran.GIF
2ـــ فعل « يبثُّ» در وزن مضارع است:
مضارع بودن فعـل « يَـبُـثُّ» به اين معنی است که هـنوز نيز نژادهـا و تيره های جديدی از انواع موجودات آفريده می شوند. چند صد سال پيش انسان انـواع مـوجودات را شمرده بود و عددی حول و حوش هفت هزار را برای آنها تعـيـين کرده بود. امروزه انسان در حدود بيش از يک ميلـيون و هـفت صد هـزار نوع موجود زنده را می شناسد. و پيوسته انواع جديدی را پيدا می کند. (برخی نوشته اند که تکامـل و تـنوع انـواع مـوجـودات تـمـام شـده و ديـگـر مـوجـود جـديـدی بوجود نمی آيد. (ولی اين فـقـط يک نظريه است و هـيچگونه توضيح و مبنای علمی برای آن وجود ندارد).
3ـــ در خلقت انسان و خلقت هر جانور ديگری نشانه هائی وجود دارد:
تصوير 1 دست انسان، تصوير 2 بال يک پرنده، تصوير 3 بال خفاش و تصوير 4 بال مارمولک پرنده، تصوير 5 فسيل يک جانور دوزيست است. در همه آنها مچ بازو، مـچـهـای سـاعـد، مچهای دست و انگشتان مشترک است. تفاوت در شکـل و اندازه آنها است که به نوع کاربرد آنها مربوط می شود.
http://www.quranology.com/t-ketab/hayat/hamsani-dar-khelghate-movjoodat.GIF
ایراندوست
Tuesday 27 March 2007, 12:30AM
بارها استخوان انسان ابزار ساز متعلق به صدها هزار سال پیش یافت شد.در حالیکه در ادیان ابراهیمی و سنتی موجودات خیالی به نام ادم و حوا را اولین انسانها می نامند و زمان انها را هم بین 12 هزار سال تا 15 هزار سال پیش می گویند!!!!
کافی است بدانیم که عمر زمین فقط بیش از 4 میلیارد سال است!
مثلا با ازمایش کربن یا درون اتمی عمر دقیق مشخص می شود.
پس همه گفته های ادیان سنتی تنها افسانه است.
صبح
Tuesday 27 March 2007, 01:46AM
بارها استخوان انسان ابزار ساز متعلق به صدها هزار سال پیش یافت شد.در حالیکه در ادیان ابراهیمی و سنتی موجودات خیالی به نام ادم و حوا را اولین انسانها می نامند و زمان انها را هم بین 12 هزار سال تا 15 هزار سال پیش می گویند!!!!
کافی است بدانیم که عمر زمین فقط بیش از 4 میلیارد سال است!
مثلا با ازمایش کربن یا درون اتمی عمر دقیق مشخص می شود.
پس همه گفته های ادیان سنتی تنها افسانه است.
قرآن چنين تصريحي ندارد ... و اين هم يكي به نفع قرآن .
صبح
Tuesday 27 March 2007, 02:07AM
آفرینش بشر ضمن مراحل بلند مدت
« مشکل شما کدام است که به خدا شکوهمندانه نگاه نمی کنيد در حاليکه شما را طی دوره های بلند مدت آفريد».(13و14/نوح)
آيه نقـل قول از گفتارهای نوح به قوم خود است. وی چند هزار سال پيش از ميلاد به مردم خود گفته بوده که انسان ضمن مراحل بلند مدت «انسان» شده، ولی مردم طبق معمول بـوی می خنديده اند و از جمله بوی می گفته اند: تو حالت خوب نيست. (اطوار از جمله جمع « طـَور» است به معنی: يک گام، يک مرحله، يک حالـت از گامها و مراحل و حالات شئ).
نگارنده ، از كجا اين مرحله مرحله بودن را به ( ميمونها ) ربط داده است ؟
قابل ذكر است كه تقليد عقايد در اسلام حرام است و آنچه اين مقاله سعي مي كند انجام دهد ، قبول يك عقيده بدون تحقيق و استدلال درست است. لفظ "دانشمندان معتقدند" ، ابدا كافي نيست و اصلا قابل توجه نيست ... و بهتر است حاجتهاي تاريخي و مستدل آورده شود .
ضمنا ترجمه آورده شده در مقاله درست نيست و ترجمه درست اينگونه است :
جزء 28 سوره التغابن آيه 3
خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ وَصَوَّرَكُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ
آسمانها و زمين را به حق آفريد و شما را صورتگرى كرد و صورتهايتان را نيكوآراست، و فرجام به سوى اوست.
بهرحال اينجا و در آيه و خلقناكم اطوارا .... دم از مرحله مرحله بودن آفرينش انسان ( هر انساني .... مثل انسان زمان پيامبر) ، ميزند ... در حاليكه انسان فعلي ... هيچ گاه به شكل ميمون نبوده است كه "اطوارا" بر او منطبق باشد. و ترجمه كاملا غلطي صورت گرفته است .
در ترجمههاي جاري ، أطوارا به معني مراحل جنين تا انسان كامل ذكر ميشود .... نه ميموني كه معلوم نيست از كجا اين وسط پريده است !!!! اينهمه دم از قرآن زديد كه نتيجتا در ميان آيات قرآن يك ميمون بياوريد .... و نظر مجهول محققان بعلاوه حلقههاي مفقوده ... بجاي نظر پيامبر و امام بنشيند ؟....
nogodman
Tuesday 27 March 2007, 03:12AM
اینکه اساسا این گونه تفسیر بر قرآن جایز است یا نه، به ما مربوط نیست و علمای قرآنی باید در این باب نظر دهند.
اما این تفسیر، که مبتنی بر اختلاف این چنینی «انسان، بشر، آدم» می باشد، ممکن است با قسمت هایی دیگر در قرآن در تضاد بیفتد (در مورد موارد مورد اشاره در پست 159 اطلاعی نداریم). اما قطعا دلالت لفظ «آدم» بر نوع معین (و نه فرد معین) نیازمند ابطال قسمت اعظمی از تفاسیر وارده بر قرآن می باشد. مثلا وارد شدن بسیاری از موارد مورد اشاره قرآن از فضایی «تاریخی» به فضایی «اسطوره ای» از آن دست می باشد. ممکن است به درد سرش نیارزد (گرچه دستاوردی عظیم در مورد مسئله ای که به عنوان یک واقعیت علمی پذیرفته شده است در بر خواهد داشت و حتی ممکن است دانشمندان زیادی را به اسلام دلالت کند). همان انکار و یا اذعان به عدم ادراک، ساده تر است!
-------------------
«استخوان انسان ابزار ساز متعلق به صدها هزار سال پیش» تضادی با «ادم و حوا» به عنوان «اولین انسانها» ندارد. چرا که قرآن هیچ اشاره ای به زمانی «بین 12 هزار سال تا 15 هزار سال پیش» ندارد! فلذا جمله «ادیان ابراهیمی و سنتی» ما حصل یک نوع جهالت عجیب می باشد. گذشته از اینکه در مقابل «ادیان ابراهیمی» چیزی به عنوان ادیان غیر ابراهیمی داریم، اما در مقابل «ادیان سنتی» چیزی به عنوان ادیان غیر سنتی یا مدرن نداریم. مگر منظور بهائیت باشد که فکر نمی کنیم نظر قائل به این سو گذر کند. برای خودش بهتر است گر چه از نظر شعوری به بهائیان پهلویی می زند!
اما یهودیت به عنوان یکی از ادیان ابراهیمی نظر دقیقی در مورد آدم و حوا دارد که پیدایش آنها را مربوط به دقیقا 5767 سال پیش می داند (اویل مهر ماه!). البته این معنی در تفاسیر جدیدی که ارائه داده اند بر انسان «تکامل یافته» اشاره دارد که با فضای اصلی تورات هماهنگی ندارد و بماند.
جمله «کافی است بدانیم که عمر زمین فقط بیش از 4 میلیارد سال است! مثلا با ازمایش کربن یا درون اتمی عمر دقیق مشخص می شود.»، چیز مهمی نیست و فقط برای طولانی شدن پست نگاشته شده است!
ضمنا «پس همه گفته های ادیان سنتی تنها افسانه است» محصول نوعی کتاب خوانی و خانه تکانی مغز است که گویا متاسفانه، اساس و غبار با هم تکانیده شده!
پایان (http://www.iranclubs.net/forums/showpost.php?p=137134&postcount=82)
nogodman
هستي
Tuesday 27 March 2007, 09:02AM
جناب تسليم شده
اگر ممكن است ادرس كامل سايت قران شناسي را بنويسيد.
ضمنا تئوري داروين در حد يك فرضيه است كه اشكالاتي بر ان هم وارد است.
نمي توان هر چه را كه علم مطرح كرد بر قران بار نمود.گرچه كشفيات علمي زمينه نگاه تازه به ايات است واين رمز جاودانگي قران است.
در مورد نظريه تكامل هم ديدگاه استاد مطهري قابل توجه است:
ايشان نظرشان اين است كه حيات فيضي است عالي وبالاتر ازافق جسم محسوس.
وروي اين منطق فرقي نمي كند كه حيات به صورت خلق الساعه در روي زمين موجود شود ويا به صورت تدريج وتكامل وخلق من بعد خلق.
جلد سوم اصول وفلسفه وروش راليسم
بهر حال ايات قران هيچ تضادي با افرينش انسان به صورت تدريجي ندارد ولي تاكيد بر اين است كه انسان تافته جدا بافته اي از ساير موجودات است.بدليل ايه: ثم انشاناه خلقا اخر 14 مومنون
ونيز ايه: ثم سواه ونفخت فيه من روحه 9 سجده كه در مورد ساير موجودات نيامده است.
ایراندوست
Tuesday 27 March 2007, 01:51PM
با عرض پوزش از سایر کار بران گرامی.چون جناب nogodman (http://www.iranclubs.net/forums/member.php?u=1671) به بنده توهین کردند مجبور هستم جوابشان را بدهم=
جناب nogodman (http://www.iranclubs.net/forums/member.php?u=1671) دست بردار از خنگ بازی .تو چی برای دفاع کردن داری؟جز اینکه مثل ...فقط تقلید کردی و این مزخرفاتی که از کودکی توی مغزت کردند مثل ربات تکرار می کنی.برو چهار تا کتاب غیر اخوندی مطالعه کن شاید که ادم شدی!
nogodman
Tuesday 27 March 2007, 08:18PM
در حال مشاهده فرایند تبدیل شعار «نهایت فلسفه طنز است!....» به ایده «ترجیح می دهم یاوه گویی ملال آور باشم تا آنکه هیچ نباشم» هستیم!
البته که بهتر آنست که رباتانه(!) مقلد مزخرفاتی باشیم که از کودکی در مغزمان کرده اند تا تحت تاثیر مسائلی باشیم که از کودکی، در نمی دانم کجایشان فرو کرده اند!
واقعیتش ما سه کتاب غیر آخوندی مطالعه کرده بودیم و در شرف اتمام چهارمی بودیم که طی مشاهده افرادی، از «آدم» شدن منصرف گشته و بی خیال شدیم!
ضمنا بقیه خوانندگان فقط شاهد این فرایند تغییر که نام بردیم، هستند. ما علاوه بر این موارد شاهد مسائل دیگری هم هستیم که در پیام های خصوصی به ما رسیده و اگر لازم باشد، علنی خواهیم کرد.
nogodman
یک تسلیم شده
Sunday 1 April 2007, 06:33PM
نگارنده ، از كجا اين مرحله مرحله بودن را به ( ميمونها ) ربط داده است ؟
در علم اثبات شده با سنگواره و ژنتیک و ... دوست دارید عکس بشر تکامل نیافته را شبیه خرچنگ بکشند؟
قابل ذكر است كه تقليد عقايد در اسلام حرام است و آنچه اين مقاله سعي مي كند انجام دهد ، قبول يك عقيده بدون تحقيق و استدلال درست است. لفظ "دانشمندان معتقدند" ، ابدا كافي نيست و اصلا قابل توجه نيست ... و بهتر است حاجتهاي تاريخي و مستدل آورده شود .
پس شما هم دیگر نگویید 2+2=4 چرا که تقلید عقاید کرده اید و حرام است.
شما که تحقیق کردید نتایج تحقیقاتتان را اینجا بیاورید ببینیم چیست. لازم به ذکر نیست که باید دلایل مستدل و منطقی بیارید.
ضمنا ترجمه آورده شده در مقاله درست نيست و ترجمه درست اينگونه است :
جزء 28 سوره التغابن آيه 3
خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ وَصَوَّرَكُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ
آسمانها و زمين را به حق آفريد و شما را صورتگرى كرد و صورتهايتان را نيكوآراست، و فرجام به سوى اوست.
بهرحال اينجا و در آيه و خلقناكم اطوارا .... دم از مرحله مرحله بودن آفرينش انسان ( هر انساني .... مثل انسان زمان پيامبر) ، ميزند ... در حاليكه انسان فعلي ... هيچ گاه به شكل ميمون نبوده است كه "اطوارا" بر او منطبق باشد. و ترجمه كاملا غلطي صورت گرفته است .
در ترجمههاي جاري ، أطوارا به معني مراحل جنين تا انسان كامل ذكر ميشود .... نه ميموني كه معلوم نيست از كجا اين وسط پريده است !!!! اينهمه دم از قرآن زديد كه نتيجتا در ميان آيات قرآن يك ميمون بياوريد .... و نظر مجهول محققان بعلاوه حلقههاي مفقوده ... بجاي نظر پيامبر و امام بنشيند ؟....
ترجمه ها غلط نیست میخواید بدونید چرا از خود سایت قران شناسی بپرسید:
quranology@hotmail.com (quranology@hotmail.com)
وظیفه ی محمد فقط رساندن پیام بود، وظیفه ی امامانتان هم پیروی از خدا و رسول.
قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِن تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا عَلَيْهِ مَا حُمِّلَ وَعَلَيْكُم مَا حُمِّلْتُمْ وَإِن تُطِيعُوهُ تَهْتَدُوا وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلاَغُ الْمُبِينُ
ایراندوست
Sunday 1 April 2007, 10:40PM
1.بسیار خنده دار است در حالیکه حتی در دروس زیست شناسی دبیرستانها و دانشگاههای داخل ایران
شکل گیری حیات روی کره زمین کاملا سکولار توضیح داده شده است هنوز بعضی مذهبیون که تنها منبعشان چند اخوند بی دانش است تصور می کنند که شکل گیری حیات اینگونه نبوده است!در حالی که علوم تجربی و زیست شناسی تمام بر اساس شواهد و ازمایشگاه و اثبات است.
2.تکاملی در کره زمین در کار نیست بلکه تنها یک تحول و تغییر است.چون تکامل این را به ذهن القا می کند که لابد شعوری در پشت این بوده است در حالیکه بعد از 4 میلیارد سال عمر زمین مثلا گاهی سنگواره ایی به زمین برخورد کرده در 65 میلیون سال پیش و حیات در زمین نابود شده است.و شکل گیری موجودات زنده بر اساس تصادفات و حوادث محیط بوده است.و هر کدام از موجودات می تواند منقرض شود پس تکاملی در کار نیست تنها تحول و تغییر است.
2.
صبح
Sunday 1 April 2007, 11:15PM
در علم اثبات شده با سنگواره و ژنتیک و ... دوست دارید عکس بشر تکامل نیافته را شبیه خرچنگ بکشند؟
پس شما هم دیگر نگویید 2+2=4 چرا که تقلید عقاید کرده اید و حرام است.
شما که تحقیق کردید نتایج تحقیقاتتان را اینجا بیاورید ببینیم چیست. لازم به ذکر نیست که باید دلایل مستدل و منطقی بیارید.
ترجمه ها غلط نیست میخواید بدونید چرا از خود سایت قران شناسی بپرسید:
quranology@hotmail.com (quranology@hotmail.com)
وظیفه ی محمد فقط رساندن پیام بود، وظیفه ی امامانتان هم پیروی از خدا و رسول.
قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِن تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا عَلَيْهِ مَا حُمِّلَ وَعَلَيْكُم مَا حُمِّلْتُمْ وَإِن تُطِيعُوهُ تَهْتَدُوا وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلاَغُ الْمُبِينُ
نتيجه چندين ماه تلاش شما و دوستانتان ... به اينجا رسيد ؟ :)
حديث زنده و مورد وثوق پيامبر را بايد كنار گذاشت و به سايت قرآن شناسي مراجعه كرد .
دو دو تا چهارتا با منطق رياضي قابل اثبات است ... اما واردات مجهولانه ميمون به نظرات شخصي شما چه منبع منطقي مي تواند داشته باشد .... چون دلتان خواسته است ؟ و اين دين دلخواه شما چه ربطي به وحي الهي دارد ؟
صبح
Sunday 1 April 2007, 11:18PM
1.بسیار خنده دار است در حالیکه حتی در دروس زیست شناسی دبیرستانها و دانشگاههای داخل ایران
شکل گیری حیات روی کره زمین کاملا سکولار توضیح داده شده است هنوز بعضی مذهبیون که تنها منبعشان چند اخوند بی دانش است تصور می کنند که شکل گیری حیات اینگونه نبوده است!در حالی که علوم تجربی و زیست شناسی تمام بر اساس شواهد و ازمایشگاه و اثبات است.
2.تکاملی در کره زمین در کار نیست بلکه تنها یک تحول و تغییر است.چون تکامل این را به ذهن القا می کند که لابد شعوری در پشت این بوده است در حالیکه بعد از 4 میلیارد سال عمر زمین مثلا گاهی سنگواره ایی به زمین برخورد کرده در 65 میلیون سال پیش و حیات در زمین نابود شده است.و شکل گیری موجودات زنده بر اساس تصادفات و حوادث محیط بوده است.و هر کدام از موجودات می تواند منقرض شود پس تکاملی در کار نیست تنها تحول و تغییر است.
2.
حرفهاي بدون استناد ... و غير علمي شما ابدا قابل اطمينان نيست و از آنجا كه نظرات دانشمندان در اين مورد متفاوت و در حد نظريه است ، نمي توان بر روي آن استدلال آورد .
اگر چه استدلال فلسفي كه بر اساس اين نوع ادعا مي چرخد نيز بسيار ناقص و لنگ است و داروين جز فرافكني كاري نكرده است .... انسان حتي اگر مراحلي را گذرانده باشد ، باز هم معبود است .... " مضغة علقة " ... بسيار ناچيز تر از ميمون است ... و در قرآن بدان اشاره مي شود ... و اينها هيچ كدام از مخلوق بودن انسان چيزي كم نمي كند .
با پراندن چهار لفظ علمي و مدرسه .... بدون مأخذ و منطق جز اثبات ناداني خود كاري نكرده اند .
nogodman
Monday 2 April 2007, 12:43AM
نظریه، در مورد نحوه تکامل مطرح است و نه اصل آن که به عنوان یک واقعیت علمی پذیرفته شده. داروین هم البته خیلی کارهای مهمی کرد، گرچه اصل نظریه وی به لحاظ علمی مردودست.
و آخر الامر اینکه وقوع تکامل با وجود خدا منافاتی ندارد و با خلق یک باره آدمی که متون مذهبی روی آن تاکید دارند، در تضاد است.
حضرت آقا در سطح این مباحث نیستند!
nogodman
هستي
Monday 2 April 2007, 08:50AM
بسمه تعالي
اين نوشته هاي خودتان را دوباره بخوانيد:
در حاليكه بعد از 4 ميليارد سال عمر زمين مثلا گاهي سنگواره ايي به زمين برخورد كرده در 65 ميليون سال پيش و حيات در زمين نابود شده است.و شكل گيري موجودات زنده بر اساس تصادفات و حوادث محيط بوده است.
من كه نفهميدم كه چگونه بر اثر تصادف وحوادث محيط حيات بوجود امده است.
ایراندوست
Monday 2 April 2007, 05:02PM
مذهبیون اگر بدانند که مادی گرایان جببه مقالب داروین قرار گرفته اند به هواداران داروین خواهند پیوست!
چون اینکه ما معتقد به تکامل باشیم در پشت ان باید یک شعوری وجود داشته باشد که حیات را به سمت کامل شدن ببرد.در حالیکه مادی گرایان از تحول و تغییر صحبت می کنند و حرفی از تکامل نیست.
تغییر و تحول بدین معنا که کیهان ما روزانه میلیونها انفجار نو اختری و سوپر نوا در درون خود دارد که در ان هیدروژن به هلیم تبدیل شده و مابقی به صورت انرژی ازاد می شود .و در کیهانی که حاصل انفجار است چگونه حرف از شعور و نظم در ان زده می شود؟
حقیقت این است که اگر دنبال معنویت در این عالم هستی باشیم انرا در فیزیک و ریاضی نخواهیم بافت انرا در یک دل شکسته بهتر می توان جستجو کرد...
یک تسلیم شده
Monday 2 April 2007, 05:45PM
نتيجه چندين ماه تلاش شما و دوستانتان ... به اينجا رسيد ؟ :)
حديث زنده و مورد وثوق پيامبر را بايد كنار گذاشت و به سايت قرآن شناسي مراجعه كرد .
این بود دلایل مستدل و منطقیتان؟
این احادیث زنده و موثق و غیر منطقی را اثبات کنید که چگونه زنده و موثق هستند!
دو دو تا چهارتا با منطق رياضي قابل اثبات است ... اما واردات مجهولانه ميمون به نظرات شخصي شما چه منبع منطقي مي تواند داشته باشد .... چون دلتان خواسته است ؟
همه اثبات شده است ولی مسلمان نماها از تمدن و علم عقبند.
هر منبع علمی ای هم با دلایل نشانتان بدهیم باز حرف خود را خواهید زد.
قرآن کلام خدا میگوید انسان اینگونه آفریده شده، شما هنوز با احادیثتان بر این باورید که انسان از آسمان افتاد رو زمین.
و اين دين دلخواه شما چه ربطي به وحي الهي دارد ؟
این احادیثی که به محمد نسبت میدهید چه ربطی به وحی الهی دارد؟
تِلْكَ آيَاتُ اللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِالْحَقِّ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَ اللَّهِ وَآيَاتِهِ يُؤْمِنُونَ
صبح
Monday 2 April 2007, 08:10PM
این بود دلایل مستدل و منطقیتان؟
این احادیث زنده و موثق و غیر منطقی را اثبات کنید که چگونه زنده و موثق هستند!
همه اثبات شده است ولی مسلمان نماها از تمدن و علم عقبند.
هر منبع علمی ای هم با دلایل نشانتان بدهیم باز حرف خود را خواهید زد.
قرآن کلام خدا میگوید انسان اینگونه آفریده شده، شما هنوز با احادیثتان بر این باورید که انسان از آسمان افتاد رو زمین.
این احادیثی که به محمد نسبت میدهید چه ربطی به وحی الهی دارد؟
تِلْكَ آيَاتُ اللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِالْحَقِّ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَ اللَّهِ وَآيَاتِهِ يُؤْمِنُونَ
لابد سلف ميمون شما _به زعم خودتان البته_ نزدتان حاضر است .... كه از آن بعنوان يك حقيقت ياد مي كنيد و آن را با اسلام جعلي خود تطبيق مي دهيد .
آدمهائي كه جز حرف خودشان چيزي براي گفتند ندارند و در برابر فرامين الهي ، شريكي چون اميال نفساني خود قائل مي شوند چگونه مي توانند ادعاي دين كنند ؟
بحث اين است كه شما چطور است كه محقيقين علوم تاريخ و حديث را كه بر روي 1400 سال تحقيق مي كند به گوشه اي افكنده و به نظريات موهوم و اثبات نشده محققين در مورد ميلياردها سال آويزان مي شويد .... ؟ آيا اين علم با آن علم فرق دارد ؟ يا اين ميل شماست كه يكي را كنار مي نهد ... و يكي را قبول مي كند ؟ و حاصل آن يك دين جعلي است .
دليل اين تضاد و دوگانگي چيست ؟
جزء 6 سوره النساء آيه 150
إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِاللّهِ وَرُسُلِهِ وَيُرِيدُونَ أَن يُفَرِّقُواْ بَيْنَ اللّهِ وَرُسُلِهِ وَيقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَيُرِيدُونَ أَن يَتَّخِذُواْ بَيْنَ ذَلِكَ سَبِيلاً
أُوْلَـئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ حَقًّا وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا مُّهِينًا
كسانى كه خدا و پيامبرانِ او را انكار مىكنند، و مىخواهند ميان خدا و پيامبرانش تبعيض قائل شوند، و مىگويند: (به بعضى ايمان مىآوريم، و بعضى را انكار مى كنيم) و مىخواهند در ميان اين دو، راهى براى خود انتخاب كنند...
آنها كافران حقيقىاند؛ و براى كافران، مجازات خواركنندهاى فراهم ساختهايم.
صبح
Monday 2 April 2007, 08:15PM
نظریه، در مورد نحوه تکامل مطرح است و نه اصل آن که به عنوان یک واقعیت علمی پذیرفته شده. داروین هم البته خیلی کارهای مهمی کرد، گرچه اصل نظریه وی به لحاظ علمی مردودست.
و آخر الامر اینکه وقوع تکامل با وجود خدا منافاتی ندارد و با خلق یک باره آدمی که متون مذهبی روی آن تاکید دارند، در تضاد است.
حضرت آقا در سطح این مباحث نیستند!
nogodman
تكامل با قرآن كريم تناقضي ندارد ...
جزء 7 سوره الانعام آيه 2
هُوَ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن طِينٍ ثُمَّ قَضَى أَجَلاً وَأَجَلٌ مُّسمًّى عِندَهُ ثُمَّ أَنتُمْ تَمْتَرُونَ
او كسى است كه شما را از گل آفريد؛ سپس مدتى مقرّر داشت [تا انسان تكامل يابد]؛ و اجل حتمى نزد اوست [و فقط او از آن آگاه است]. با اين همه، شما [مشركان در توحيد و يگانگى و قدرت او،] ترديد مىكنيد!
جزء 29 سوره نوح آيه 14
وَقَدْ خَلَقَكُمْ أَطْوَارًا
در حالى كه شما را در مراحل مختلف آفريد !
جزء 8 سوره الاعراف آيه 11
وَلَقَدْ خَلَقْنَاكُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَاكُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلآئِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ لَمْ يَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ
ما شما را آفريديم؛ سپس صورت بندى كرديم؛ بعد به فرشتگان گفتيم: (براى آدم خضوع كنيد!) آنها همه سجده كردند؛ جز ابليس كه از سجدهكنندگان نبود.
صبح
Monday 2 April 2007, 08:36PM
مذهبیون اگر بدانند که مادی گرایان جببه مقالب داروین قرار گرفته اند به هواداران داروین خواهند پیوست!
چون اینکه ما معتقد به تکامل باشیم در پشت ان باید یک شعوری وجود داشته باشد که حیات را به سمت کامل شدن ببرد.در حالیکه مادی گرایان از تحول و تغییر صحبت می کنند و حرفی از تکامل نیست.
تغییر و تحول بدین معنا که کیهان ما روزانه میلیونها انفجار نو اختری و سوپر نوا در درون خود دارد که در ان هیدروژن به هلیم تبدیل شده و مابقی به صورت انرژی ازاد می شود .و در کیهانی که حاصل انفجار است چگونه حرف از شعور و نظم در ان زده می شود؟
حقیقت این است که اگر دنبال معنویت در این عالم هستی باشیم انرا در فیزیک و ریاضی نخواهیم بافت انرا در یک دل شکسته بهتر می توان جستجو کرد...
باز هم چهار كلمه فيزيك و رياضي پراندن دردي از شما درمان نمي كند . اين سنت الحاد است كه هيچ از علم نداند و دائم به تزوير ادعاي علوم كند.
اتفاقا اگر كمي مطالعه در مورد حاصل تحقيقات دانشمندان در مورد فيزيك كوانتوم داشته باشيد ... ، خواهيد دانست كه در فيزيك و اتم ، چيزي جز خدا ... نظم .... تدبير .... ديده نمي شود .
و البته خدا از ديد رياضي بسادگي قابل اثبات است ... و در ساده ترين حالت ، هنگامي كه به زبان آورديد ( يك ) بعنوان اولين شماره.... ، يعني به وجودي اعتراف كرديد كه عضوي از هستي و بي نهايت منظم است يا از ديد ديگر اگر گفتيد يك بعنوان واحد ...، به وجودي همه گير اعتراف كرده ايد كه همه چيز بر آن پايه استوار است ... و اين همان خداست .
گاليله مي گويد : رياضي زباني است كه خداوند جهان را بدان وسيله به رشته تحرير درآورده است.
آلبرت انيشتين مي گويد :
علم بدون مذهب، فلج است و مذهب بدون علم كور.
ماكس پلانك مي گويد :
بر سردر معبد علم نوشته اند هر کس ايمان ندارد وارد نشود.
بيشتر بخوانيد :
http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=4488
ایراندوست
Monday 2 April 2007, 10:06PM
اگر ریاضی زبان کیهان باشد پس پیامبران حقیقی دانشمندان هستند...
صبح
Monday 2 April 2007, 10:22PM
اگر ریاضی زبان کیهان باشد پس پیامبران حقیقی دانشمندان هستند...
استيصال شما در گذاردن گفته هاي پيشين و آوردن ادعاهاي جديد محرز است . هنگامي پيامبران و دانشمندان به خدا و دين دعوت مي كنند ... و شما در مقابل اين حجم مورد مقبول عالمان بشر به والذاريات مي افتيد .... فرق گذاشتن بين رسالت دانشمند و پيامبر نهايت ناداني است ...
اقرأ باسم ربك الذي خلق ... خلق الإنسان من علق ... إقرأ ... و ربك الأكرم .... الذي علّم بالقلم .... علم الإنسان ما لم يعلم ...
اينها اولين آيات وحي بر پيامبر خداست ... و به خواندن ... به قلم .... و دانش اشاره مي كند ... و آنچه از زبان پيامبر بيرون مي آيد جز دعوت به علم و فراگيري دانش نيست ... و يقين بدانيد ... هر چه كه علم بيشتر پيش برود عرصه بر كفر و الحاد تنگ تر خواهد شد .
ایراندوست
Monday 2 April 2007, 11:07PM
ایندگان کره زمین از دوره ما با تعجب به عنوان دوره غار نشینی فکری یاد خواهند کرد و باور نخواهند کرد که چگونه عده ایی به خرافات ادیان سنتی باور داشته اند!
علم به جایی دارد پیش می رود که حتی با مهندسی ژنتیک بدن اسنان را تغییر بدهند.حالا بگردید ببینید در تعالیم ادیان سنتی در مورد خلقت انسان توسط انسان چیزی نگاشته شده است!
nogodman
Tuesday 3 April 2007, 04:39AM
پست 173/
نه بابا جان!
منظور از تکامل این نیست که هویج اول یک دانه است و بعد بزرگ می شود و ... تا به این شکل می رسد!
این هم البته ممکن است تکامل باشد، ولی منظور ما آنست که در علوم بیولوژیک «انسان شناسی» را زاده و بحثش اینست که نوع انسان، یک دفعه به دنیا نیامده است.
البته اینها هیچ کدام مهم نیست! حداکثر یک نوع «فرافکنی» است و نباید باعث شود که حضرات -خدای ناکرده- سر از مفاتیح بلند کنند!
بگذریم! ما یک سئوال برای مان ایجاد شده که اگر مومنین عزیز پاسخی از علوم پیچیده مربوط به قرآن به ما بدهند، خوشحال خواهیم شد:
این آقای «آدم» و منزلشان (سرکار خانم «حوا»!) ناف داشتند؟!
nogodman
badesaba
Tuesday 3 April 2007, 07:10AM
با سلام
سال نوتون جدید.
ساعات اول عضویتمه اما دیدم بحث از قضیه تکامل و این حرفاست نشستم تا
اخر حوندم البته قصد جسارت ندارم اما میشه بگید چند تاتون دانشجوی رشته زیست شتاسی هستید که اینقدر با اطمینان حرفاتون رو میزنید.حالا بچه های رشته ی ما یا اونایی که واقعا تو این زمینه مطالعه داشتن یه چیزی.
قابل توجه دوستان اینکه چند تا مسئله این وسط هست :
1_ این قضیه مربوط به حیطه ی علوم تجربیه و یک تئوریه یعنی ممکنه به همین زودی قضیه نقض بشه چرا؟ چون تئوری نه یک نظریه(یعنی اثبات کامل علمی)
2_ خود حضرات دانشمند زیست شناس این قضیه رو قریب به اتفاق رد کردن(البته در مورد انسان) وصد البته که اون حرف خیلی قدیمی تکامل از شانپانزه (و نه میمون) رد شد.
وحتی نه تنها قضیه شانپانزه که فراتر از اون چیزی حدود یک سال پیش قضیه تکامل از انسانهای نئاندرتال هم رد شد.اونهم بر اساس قواعد اثبات ژنتیکی و شجره نامه ی کلان موجودات زنده(درخت فیلوژنتیکی)
2_2_ در مورد انسان 10 یا 20 هزار ساله و انمسان یکی دو میلیونن ساله که لابلای صحبت یکی از دوستان بود باید یه نکته رو متذکر بشم واونهم اینه که ما در زیست شناسی گروهی از موجودات رو داریم که به اونها انسان ریخت ها میگیم که شامل انسان کنونی میمون ها ،انترها ، شانپانزه ها و.. میشه و در قدیم هم برا انسان این شکلی (امروزه) اگه اشتباه نکنم سه نوع انسان داشتیم( بجز خود انسان کنونی یا " هومو ساپینس ") مثل انسان نئاندرتال .و همون طور که گفتم قضیه تکامل انسان کنونی (10 یا 20 هزار ساله ) از اونها یعنی انسانهای یک میلیون یا ده میلیون ساله از طرف دانشمندان علوم زیستی رد شد و الان این یک قضیه باطل شده است.
3_ اصل قضیه تکامل پذیرفته شده است اما نه تکامل داروینی که بحث بسیار فراتر از داروینه و اصلا داروین این وسط تاریخچه ای ازش مونده ویک اصل کلی که اون هم کامل شد وایراداتش رفع.
این اثبات هم اثبات ژنتیکیه که البته هنوز هم در اون جای بسی تامله چرا که خیلی ها مخالفن و فرضیه ها(نه نظریات هر روز دارن عوض میشن)
4_ کی گفته قضیه فقط یه تصادف و یه تغیره
اگه قضیه به این سادگی بود که شما میگفتید که قضیایا و مشکلات ما که دیگه حلش نور علی نور بود
بالام جان برای یک چنین تحول عظیمی تو عالم برا تشکیل یه سلول ناقابل که ما داریم میلیونها از اون رو در روز از دست میدیم به قول تئوریسین های این رشته بیش از یک میلیارد سال وقت لازم بوده تازه چگونگی همون تصادفی که شما میگید هنوز که هنوزه نمیدونن چطوره بوده وباز هم یک سری احتمالات(نه قطعیات) دادن که اقا شاید(بازم میگم شاید) قضیه این جور بوده
برا قضیه بی نظمی فقط از یه دانشجوی رشته ی فیزیک سوال کنید که بر قضیه ی بی قانون آشوب در فیزیک چقدر قانون حاکمه . این جوری دیگه هیچ وقت نمیگید تصادف بود چون هنوز معنای تصادف بین ماها درست تفهیم نشده
5_ اون جریان شهاب سنگی هم که اون دوستمون گفت دیگه مال عهد بوقه این فرضیات هم عوض شدن( یه نکته به خاطر سنگین بودن تلفظ فرضیه ورایج بودن نظریه دیگه به جای فرضیه همه میگن نظریه)
6_ این قضیه تصادفی هم که دوستمون گفتین همچین تصادف نیست بر این قضایا یک سری قوانین برای همون تغییراتی که گفتید وجود داره و همین جوری نیست شاید اون قضیه تصادفی که شما شندید مربوط به همون بحث قدیم ماتریالیست هاست که الان تو زمین شناسی با نام تصادف از عدم(نبودن ونیستی ) به هستی و وجود داشتن( یعنی شکل گیری هستی به معنای امروزش(=ماده) از هیچ) باشه که هیچ برهان قابل قبول برای این حرف ندارن و فقط یک فرضیه بدون دلیل ، غیر قابل آزمایشه.
از این که این همه حرف زدم(منظور همون نوشتنه ) عذر میخوام0
قصد جسارت نبود
صبح
Tuesday 3 April 2007, 08:49AM
پست 173/
نه بابا جان!
منظور از تکامل این نیست که هویج اول یک دانه است و بعد بزرگ می شود و ... تا به این شکل می رسد!
این هم البته ممکن است تکامل باشد، ولی منظور ما آنست که در علوم بیولوژیک «انسان شناسی» را زاده و بحثش اینست که نوع انسان، یک دفعه به دنیا نیامده است.
البته اینها هیچ کدام مهم نیست! حداکثر یک نوع «فرافکنی» است و نباید باعث شود که حضرات -خدای ناکرده- سر از مفاتیح بلند کنند!
بگذریم! ما یک سئوال برای مان ایجاد شده که اگر مومنین عزیز پاسخی از علوم پیچیده مربوط به قرآن به ما بدهند، خوشحال خواهیم شد:
این آقای «آدم» و منزلشان (سرکار خانم «حوا»!) ناف داشتند؟!
nogodman
قرآن مي فرمايد شما در مراحلي خلق شديد . با توجه به علم موجود مترجمين گاها آنرا به مراحل نطفه - جنين ترجمه كرده اند ... اما نمي توان منظور قرآن را محدود به اين دانست .
امیر
Tuesday 3 April 2007, 12:55PM
بسمه تعالی
ثالثا فرض میكنيم آنچه در علوم در اين زمينه آمده است بيش از حد فرضيه است و از نظر علوم قطعی است ، و هم فرض می كنيم كه ممكن نيست شرايط طبيعی به صورتی فراهم شود كه ماده مراحلی را كه در شرايط ديگر كند و بطیء طی میكند در آن شرايط سريع و تند طی كند و از نظر علم قطعی است كه انسان اجداد حيوانی داشته است . آيا ظواهر مذهبی غير قابل توجيه است ؟ ما اگر مخصوصا قرآن كريم را ملاك قرار دهيم میبينيم قرآن داستان آدم را به صورت به اصطلاح سمبوليك طرح كرده است . منظورم اين نيست كه " آدم " كه در قرآن آمده نام شخص نيست ، چون " سمبل " نوع انسان است ابدا قطعا " آدم اول " يك فرد و يك شخص است و وجود عينی داشته است ، منظورم اين است كه قرآن داستان آدم را از نظر سكونت در بهشت ، اغوای شيطان ، طمع ، حسد ، رانده شدن از بهشت ، توبه و . . . به صورت سمبوليك طرح كرده است . نتيجهای كه قرآن از اين داستان میگيرد ، از نظر خلقت حيرت انگيز آدم نيست و در باب خداشناسی از اين داستان هيچ گونه نتيجه گيری نمی كند ، بلكه قرآن تنها از نظر مقام معنوی انسان و از نظر يك سلسله مسائل اخلاقی ، داستان آدم را طرح میكند . برای يك نفر معتقد به خدا و قرآن كاملا ممكن است كه ايمان خود را به خدا و قرآن حفظ كند و در عين حال داستان كيفيت خلقت آدم را به نحوی توجيه كند . امروز ما افرادی با ايمان و معتقد به خدا و رسول و قرآن را سراغ داريم كه داستان خلقت آدم را در قرآن به نحوی تفسير و توجيه میكنند كه با علوم امروزی منطبق است . احدی ادعا نكرده است كه آن نظريهها برخلاف ايمان به قرآن است . ما خودمان وقتی آن نظريهها را در كتابهای مربوط به اين موضوع مطالعه میكنيم در آنها نكات قابل توجه و تأمل زيادی میبينيم ، هرچند صددرصد قانع نشدهايم .به هر حال ، اين گونه مطالب را بهانه انكار قرآن و مذهب قرار دادن تا چه رسد بهانه انكار خدا قرار دادن ، بسيار دور از انصاف علمی است .
( قسمتي از بحث شهید مطهری در کتاب : علل گرایش به مادیگری ، فصل : توحید و تکامل )
والسلام
ایراندوست
Tuesday 3 April 2007, 01:50PM
بابا ما هم معنویت حالیمونه!یعنی ما زیاد هم علاقه نداریم که اجداد بزرگمون میمون بوده باشند!
البته در سایت هم میهن ما زیاد در این مورد بحث می کنیم.
نظر شخصی بنده حقیر این است اگر کسی دنبال معنویت است در دنیای فیزیک و ریاضی جستجو گر ان نباشد.چون اگر هم چیزی پیدا کند به درد معنویتش نمی خورد!
معنویت را در دلهای شکسته نابتر و خالصتر می توان یافت تا مشاهده تصاویر انفجارهای نو اختری!
فیزیک نجومی را ما تا اخر رفتیم و ساک ساک کردیم اخرش همین شامپانزه و میمون خواهد بود!
hojjat
Tuesday 3 April 2007, 07:20PM
دوست من! چرا اینقدر خودت را می پیچانی؟
بالاخره نظر شخصی شما این است که معنویت در مقابل فرضیه تکامل است یا مادیت؟
مادیت در مقابل فرضیه تکامل(؟؟؟!!!)
مذهبیون اگر بدانند که مادی گرایان جببه مقالب داروین قرار گرفته اند به هواداران داروین خواهند پیوست!
معنویت در مقابل فرضیه تکامل(؟؟؟!!!)
بابا ما هم معنویت حالیمونه!یعنی ما زیاد هم علاقه نداریم که اجداد بزرگمون میمون بوده باشند!
بالاخره می فرمایید هستی همان کتاب آفرینش، که هر گوشه اش نشان و کلام خداست یا فرمایش خود را تکذیب می کنید؟
تایید فرمایش(؟!)
اگر هم خدا کتابی داشته باشد همین طبیعت و کیهان اطراف است و هر چیزی که در اطراف خود می بینیم برگی از این کتاب است. و خود ما نیز قسمتی از ان هستیم.این کتابی است حقیقی و بی واسطه.
تکذیب فرمایش(؟!)
حقیقت این است که اگر دنبال معنویت در این عالم هستی باشیم انرا در فیزیک و ریاضی نخواهیم بافت
بالاخره معتقدید مولتی بندگ سلسله عوامل زیادی دارد یا بی علت بوده؟
لطفا نظریه ی خود را در بی دلیل بودن آن تفصیلا بگویید؟
لطفا اگر معترفید محض پیاده روی حرف می زنید نظریه خود را مفصل نگویید(در تاپیک دین مجموعه ای از ...)
**********
زنگ تفریح:
فیزیک نجومی را ما تا اخر رفتیم و ساک ساک کردیم اخرش همین شامپانزه و میمون خواهد بود!
:smile55:
جناب نهایت طنز! جدا که خودت را مسخره کرده ای !! بهتر نبود اینجا
http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=414&page=4
به جای اینکه بحث از وحدت وجود به صورت مضحکانه ای بزنی جای شامپانزه را در فیزیک نجوم نشانم می دادی!!!
ایراندوست
Wednesday 4 April 2007, 02:04AM
پاسخ پست حجت جان=
1.متن را کامل بخوایند.گفتم تحول و تغییر فرق بسیاری با تکامل دارد.مثلا اگر یک بستنی را در افتاب بگذاریم خودش اب می شود اما اگر