PDA

نمايش نسخه نهائي : ایا سنت همان اجماع است؟


mohebsahabeh
Wednesday 8 March 2006, 06:54AM
بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علی من التبع الهدی


در کل اهل سنت احکام خود را از سه منبع میگیرند
1-قران
2-سنت
3-اجماع
اما حالا گذشته از این ایا سنت همان اجماع است؟

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآَخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا (59)

حالا من کار به اثبات خود سنت ندارم که ان را در مقاله دین نزد خدا فقط اسلام است تسلیم کامل بحث کردم فقط در اینجا میخواهم ببینم که ایا در این ایه که خداوند در امری که تنازع وجود دارد امر میکند ان را به خدا و رسول برگردانید (حالا به خدا برگرداندن فکر نکنم کسی باهاش مشکل داشته باشد) فقط همان به رسول ارجاع دادن است که موضوع بحث ما نیز میباشد حالا ببینیم یعنی چه به رسول برگرداندن
اگر ما بگوییم اکثر احادیث اطمینانی در صحت انها و جود ندارد و به رسول ارجاع دادن در حقیقت به اجماع یعنی مواردی که در انها هیچ اختلافی وجود ندارد و بین تمام فرقه ها مشترک هستند در حقیقت در اینجا یک تضاد بزرگ به وجود امده

اول یک مثال میاورم
کسی که دزدی نکرده ایا میتوان دست او را قطع نمود به این عنوان که خداوند فرموده دست را قطع کنید؟
مسلما خیر در ابتدا یک شرط وجود دارد و تا زمانی که ان شرط اتفاق نیفتاده در حقیقت حکم ان ایه وجود ندارد مگر هنگامی که شرط ایه اتفاق افتاد که همان دزدی است.

در اینجا هم عینا همین طور است خداوند یک شرط قرار داده و ان (فان تنازعتم )است یعنی هنگامی که تنازع به وجود امد بقیه حکم خداوند اجرا میشود و به خدا و رسول ارجاع میشود

حال اگر ما به رسول ارجاع دادن را به اجماع ارجاع دادن نسبت دهیم در حقیقت این اصلا شامل این ایه نمیباشد و در حقیقت ما میگوییم که اجماع چیزی است که در ان اختلافی وجود ندارد پس مسلما در ان تنازعی هم وجود ندارد که ما اصلا بخواهیم به خدا و رسول ارجاع دهیم
پس شرط این ایه و حکم این ایه در هنگامی بر قرار است که در موردی اختلاف و تنازع به وجود بیاید نه در موردی که اختلافی وجود ندارد

پس خود این ایه ثابت میکند که ان اختلافات در مواردی است که خوب, اختلاف وجود دارد و به مرجعی رجوع میدهد که مسلما همه افراد حکم ان را نمیدانند و خیلی افراد هم حاضر به قبول ان نیستند که در ان اختلاف میکنند و خداوند حکم به ارجاع ان اختلاف به خود و رسولش را میدهد و باز هم این ایه ثابت میکند در حقیقت احکام سنت احکامی هستند که مردم در ان اختلاف میکنند و خداوند امر میکنذ به خود و رسولش برگردانید اگر اگر ایمان به خدا و روز اخر دارید پس مساله بسیار هم مهم است مساله ایمان به خدا داشتن یا نداشتن است مساله ساده ای نیست که بخواهیم به سادگی از ان بگذریم و باز هم این ایه که ارجاع به سنت میدهد ثابت میکند که سنت وجود دارد و محفوظ شده است و مشخص, که کدام سنت است و کدام سنت نیست.

و در حقیقت خداوند علمایی از این امت را بر گزید و بوسیله انها سنت را حفظ نموده و به ارجاع به ان هم حکم میکند و ایمان به این ایات هم واجب است پس ایمان به اینکه سنت حقیقی همکنون وجود دارد و میتوان به ان رجوع نمود نیز واجب است و ثابت میکند که سنت غیر از اجماع است.

و السلام علی من التبع الهدی

ياور
Wednesday 8 March 2006, 07:27AM
و باز هم این ایه ثابت میکند در حقیقت احکام سنت احکامی هستند که مردم در ان اختلاف میکنند:( و خداوند امر میکنذ به خود و رسولش برگردانید اگر اگر ایمان به خدا و روز اخر دارید پس مساله بسیار هم مهم است مساله ایمان به خدا داشتن یا نداشتن است مساله ساده ای نیست که بخواهیم به سادگی از ان بگذریم و باز هم این ایه که ارجاع به سنت میدهد ثابت میکند که سنت وجود دارد و محفوظ شده است و مشخص, که کدام سنت است و کدام سنت نیست.

مي شود لطف كنيد بگوييد در زمان حيات رسول الله مردم چگونه در احكامي كه خود از رسول الله مي ديدند مثلا طريقه خواندن نماز اختلاف مي كردند

اگر صحبت از اين مي شود كه در زمان ما صحت يا سقم سنت رسول الله بر اساس اجماع فهميده مي شود به اين دليل است كه خود رسول الله در ميان ما نيست و احاديث و روايات هم به نوعي نمي توانند رافع اختلاف باشند چون هر فرقه اي به احاديث و روايات خود استناد مي كند پس سنت رسول الله در زمان ما بر اساس اجماع صحت و سقمش مشخص مي شود نه صرف احاديث و روايات يك فرقه
يا الله

بچه با حال
Wednesday 8 March 2006, 08:42AM
ایا سنت همان اجماع است؟

آيا اصل اين سؤال درست است ؟

رهرو
Wednesday 8 March 2006, 09:49AM
برادر عزیز و گرامی جناب "محب صحابه "
سلام علیکم

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآَخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا (59)


همانطورکه قبلا" اشاره شده در این آیه سه منبع برای اطاعت مومنین در نظر گرفته شده و این در حالیست که قرآن این کتاب حکیم و مبین بصورت کامل در بین مسلمانان نازل نشده بود و هر سه دارای یک وجه متشابه می باشند و آن حیات است ! الله که حی وقیوم است و پیامبر و اولی الامر!
همه می پذیریم که حکم پیامبر همان حکم الله است و او از خودش در زمان حیاتش هیچ حکمی صادر نمی کرد "ان الحکم الا الله"
و حال با کمی دقت هر سه منبع را می سنجیم ! الله جل جلاله تمامی احکامش در کتابی جمع است که به نام قرآن حیکم در بین تمامی مسلمانان بدون هیچ اختلافی وجود دارد و از عدم اختلافش به معجزه اش به عهدی که در خصوص حفظش زده , پی می بریم کتابیست محکم و مبین . رسول الله (ص) که هرحکمی از او صادر میشد , بود که از دروغ و افترایی که به او نسبت میدادند دفاع کند! و اولامر نیز .
اگر بنا به گفته , قرار باشد در این آیه جای اطیعواالرسول در زمان بعد از او اطیعواالحدیث قرار گیرد می بایست نبی اکرم (ص) کتابی از خود به جای میگذاشت تا تمامی گفته های ایشان در انجا گرد آوری میشد و الله نیز عهدی در خصوص حفظش داده بود , ولی می بینیم که چنین چیزی نیست!.
الله من و شما امر نموده که از چیزی که به آن علم نداری پیروی نکن و حال آیا ضمن بخاطر داشتن این امر, میشود پذیرفت از کتب و فرقه ای که احادیثی را از پیامبر(ص) به نام سنت ارائه میدهند تبعیت کرد!؟
حقیر بارها عرض نمودم که اگر هرکس یک منبع محکم نام ببرد که بتواند اثبات کند آن حرف از حضرت رسول (ص) است من می پذیرم !
من نمی گویم که سنت (شیوه و روش پیامبر) همان اجماع است ولی میگویم تنها چیزی رو که میشود سنت صحیح رو از اون استخراج کرد اجماع ست .( اجماع کسانی که خود را مسلمان می نامند نه اکثریت)
و در حقیقت خداوند علمایی از این امت را بر گزید و بوسیله انها سنت را حفظ نموده و به ارجاع به ان هم حکم میکند و ایمان به این ایات هم واجب است پس ایمان به اینکه سنت حقیقی همکنون وجود دارد و میتوان به ان رجوع نمود نیز واجب است و ثابت میکند که سنت غیر از اجماع است.

در جمله فوق دو نکته وجود دارد که اثبات آن چاره گشایی خیلی از اختلافات می باشد.
1- اینکه الله جل جلاله در کجایی این کتاب مبین و روشنگر اسمی از این علما چه به کل و چه به تفصیل آورده که سنت رسول را حفظ کنند!؟
2- اول اینکه شرط ایمان را الله معین فرموده و کسی غیر از او حق تشریع ندارد و دوما" اینکه سنت صحیح (روش صحیح ) هم اکنون وجود دارد , را رد نمی کنم ولی این روش را باید از کی و کجا آموخت ؟!
یا الله
رهرو

رهرو
Wednesday 8 March 2006, 09:50AM
برادر عزیز و گرامی جناب "محب صحابه "
سلام علیکم

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآَخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا (59)


همانطورکه قبلا" اشاره شده در این آیه سه منبع برای اطاعت مومنین در نظر گرفته شده و این در حالیست که قرآن این کتاب حکیم و مبین بصورت کامل در بین مسلمانان نازل نشده بود و هر سه دارای یک وجه متشابه می باشند و آن حیات است ! الله که حی وقیوم است و پیامبر و اولی الامر!
همه می پذیریم که حکم پیامبر همان حکم الله است و او از خودش در زمان حیاتش هیچ حکمی صادر نمی کرد "ان الحکم الا الله"
و حال با کمی دقت هر سه منبع را می سنجیم ! الله جل جلاله تمامی احکامش در کتابی جمع است که به نام قرآن حیکم در بین تمامی مسلمانان بدون هیچ اختلافی وجود دارد و از عدم اختلافش به معجزه اش به عهدی که در خصوص حفظش زده , پی می بریم کتابیست محکم و مبین . رسول الله (ص) که هرحکمی از او صادر میشد , بود که از دروغ و افترایی که به او نسبت میدادند دفاع کند! و اولامر نیز .
اگر بنا به گفته , قرار باشد در این آیه جای اطیعواالرسول در زمان بعد از او اطیعواالحدیث قرار گیرد می بایست نبی اکرم (ص) کتابی از خود به جای میگذاشت تا تمامی گفته های ایشان در انجا گرد آوری میشد و الله نیز عهدی در خصوص حفظش داده بود , ولی می بینیم که چنین چیزی نیست!.
الله من و شما امر نموده که از چیزی که به آن علم نداری پیروی نکن و حال آیا ضمن بخاطر داشتن این امر, میشود پذیرفت از کتب و فرقه ای که احادیثی را از پیامبر(ص) به نام سنت ارائه میدهند تبعیت کرد!؟
حقیر بارها عرض نمودم که اگر هرکس یک منبع محکم نام ببرد که بتواند اثبات کند آن حرف از حضرت رسول (ص) است من می پذیرم !
من نمی گویم که سنت (شیوه و روش پیامبر) همان اجماع است ولی میگویم تنها چیزی رو که میشود سنت صحیح رو از اون استخراج کرد اجماع ست .( اجماع کسانی که خود را مسلمان می نامند نه اکثریت)
و در حقیقت خداوند علمایی از این امت را بر گزید و بوسیله انها سنت را حفظ نموده و به ارجاع به ان هم حکم میکند و ایمان به این ایات هم واجب است پس ایمان به اینکه سنت حقیقی همکنون وجود دارد و میتوان به ان رجوع نمود نیز واجب است و ثابت میکند که سنت غیر از اجماع است.

در جمله فوق دو نکته وجود دارد که اثبات آن چاره گشایی خیلی از اختلافات می باشد.
1- اینکه الله جل جلاله در کجایی این کتاب مبین و روشنگر اسمی از این علما چه به کل و چه به تفصیل آورده که سنت رسول را حفظ کنند!؟
2- اول اینکه شرط ایمان را الله معین فرموده و کسی غیر از او حق تشریع ندارد و دوما" اینکه سنت صحیح (روش صحیح ) هم اکنون وجود دارد , را رد نمی کنم ولی این روش را باید از کی و کجا آموخت ؟!
یا الله
رهرو

mohebsahabeh
Wednesday 8 March 2006, 08:15PM
بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علی من التبع الهدی


با سلام به شما برادران محترم
ببین یک مثال برای شما میاورم
شما میگویید خواند غیر خدا شرک است درست؟؟!!
من هم میگویم خواند غیر خدا شرک است درست؟؟!!
خوب حالا در این مورد که ما اختلاف و نزاعی نداریم ایا به حکم خدا رجوع میکنیم؟ ایا شما برای من ایه میاورید که خواند غیر خدا شرک است؟و در این مورد با هم بحث میکنیم؟ ایا شما برای من در موضوعی که اختلاف نداریم به خدا ارجاع میدهید؟ مسلما نه چونکه اصلا تنازعی وجود ندارد که ما بخواهیم فردوه الی الله و رسول انجام دهیم و در این موضوع باهم متفقیم
اما برای کسانی که حالا یا حکم را نمیدانند و یا حکم را میدانند اما حاظر به قبول ان نیستند دلیل از قران میاورید و ایه برای اثبات حرف خود میاورید


و همچنین در مورد سایر احکام در احکامی که اختلافی نمیباشد و در اصطلاح در مورد انان اجماع وجود دارد که اصلا تنازعی وجود ندارد و همه اجماع دارند و ارجاع به رسول بی معنی است
و حالا چون بحث من در مورد سنت است سنت را گفتم و گر نه مردم در احکام قران هم اختلاف میکنند چه رسد به سنت و ارجاع همه ان اختلافات بنابر نص ایه ارجاع به خدا و رسول است
و در زمان رسول الله هم همینطور در مواردی که حکم وجود داشت و رسول الله به امر خاصی فرمان می داد دیگر اصحاب مثل ماها که نبودند هی حرف خود را بزنند و اختلاف و نزاع کنند و وقتی یکی میگفت رسول الله چنین گفت دیگران نمیگفتند دلیل و مدرک برای من ارائه کن و قبول میکردند و این در حقیقت خود ارجاع به خدا و رسول بود در احکامی که نازل شده بود و در انها اختلاف نمیکردند و معمولا وقتی یکی حکمی را به نقل از رسول الله میگفت دیگر اصحاب قبول میکردند و به نزد رسول الله نمیرفتند که ببینند ایا واقعا ان شخص درست میگوید یا نه


اما در مواردی که هنوز حکمی وجود نداشت هنگامی که با هم نزاع میکردند چونکه در حقیقت برای ان نراعشان هنوز حکمی وجود نداشت و دین کامل نشده بود پیش رسول الله میرفتند حالا ایشان یا حکمی میدادند و یااینکه ایه ای در ان مورد نازل می شد و این در زمانی بود که هنوز دین کامل نشده بود و هنوز احکام به طور کامل نبودند اما در مورد ان قسمت از دین که رسیده بود تا میتوانستند به همان مراجعه مینمودند
و در حقیقت وقتی شما حکمی را به خدا ارجاع میدهید دارید به کتاب خدا که قران است ارجاع میدهید نه اینکه از الله در مورد مشکلتان سوال کنید و خداوند هم برای اختلاف شما حکمی نازل کند و ارجاع حکم به الله ربطی به حی بودن الله تعالی ندارد بلکه به حکمی مراجعه میکنیم که کلام الله است که 1400 سال پیش نازل نمود نه الان در مورد این اختلاف شما. و همینطور هم در مورد رسول وقتی ما میخواهیم به رسول ارجاع دهیم قرار نیست که نزد رسول زنده برویم و مشکلمان را از او بپرسیم بلکه به اثار و احادیثی که از رسول وجود دارد مراجعه میکنیم


و باز هم این رامیگویم که خداوند میفرماید در چیزی که اختلاف نمودید ان را به خدا و رسول ارجاع دهید نه در چیزی که اختلاف ندارید و اختلافات مثلا خواندن غیر خدا که به سادگی میتوان ان را به خدا ارجاع داد(البته واضح است که این به این معنی نیست که ما به نزد خدای حی برویم و از او در مورد اختلاف سوال نماییم) و شما که میگویید رسول دیگر زنده نیست تا از افترایی که به او نسبت میدهند دفاع کند. این دلیل شماست که رسول باید حی باشد درست؟؟؟اما مگر الله حی نیست؟؟؟ چرا به او افترا میبندند؟؟؟ چرا مسیح و عزیر را فرزندان خدا میدانستند؟؟؟؟ چرا غیر خدا را روزی دهنده و دارای علم غیب و سایر صفات خدا میدانند؟؟؟پس ببین نیاز به دفاع نمیباشد خداوند حکم را نازل کرده و حلال و حرام و شرک و توحید ان مشخص اند حالا کسی قبول کند یا نکند خوب نکند خودش ضرر میکند و حکم خدا تغیری نمیکند.


و برادر گرامی جناب رهرو اولا که اجماع چیزی است که همه قبول داشته باشند چه ان مسلمان و چه ان به ظاهر مسلمان قبر پرست و اما این مسلمانان که شما میگویید و اجماع انان را سنت میدانید چه کسانی هستند و در کدام کشورند بگوید که ما هم اجماع انان را سنت بدانیم و البته مسلما باید گروه بزرگی باشند و علمای زیادی داشته باشند و اعمال انان مثلا در تلویزیون و یا اینترنت پخش شود و ما ان اعمال را ببینیم و بگویم که بله ان مسلمانان در این مورد اجماع دارند و ارجاع به ان اجماع مقدور باشد که خداوند امر به ارجاع به حکم رسول داده است و نه اینکه دو نفر و ده نفر و یک ملیون نفر که حالا مثلا در تهران و یا ایران باشند و به اصطلاح جیکشان هم در نیاید و کسی اسمشان را هم نداند چه رسد به اعتقاداتشان و چه رسد به احکامشان و بتوانیم در موردی که اختلاف داشتیم به این سنت که در حقیقت اجماع ان گروه است مراجعه کنیم.


2- اول اینکه شرط ایمان را الله معین فرموده و کسی غیر از او حق تشریع ندارد و دوما" اینکه سنت صحیح (روش صحیح ) هم اکنون وجود دارد , را رد نمی کنم ولی این روش را باید از کی و کجا آموخت ؟!

مگر من چیز دیگری جز ان چیزی که خداوند قرار داده گفتم؟؟ خداوند میفرماید إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآَخِرِ ایا این جمله شرط ایمان نیست؟؟ایا من این جمله را از پیش خودم گفتم و شرط ایمانی را از پیش خودم قرار دادم یا اینکه خداوند ان را تشریع نموده؟؟
خوب شما که قبول دارید که سنت صحیح وجود دارد ان را از همان کسانی که مسلمان میدانید و اجماع را اتفاق انان میدانید بگیرید البته این گروه را به ما نیز معرفی کنید تا ما نیز بنابر حکم الله در مواردی که اختلاف داریم به انان رجوع کنیم
البته به نظر من برای ارجاع به سنت صحیح میتوان به احادیثی که بین اهل سنت متفق هستند و اهل سنت از تمام فرق (حنفی مالکی شافعی حنبلی سلفی وهابی و...)با الاتفاق قبول دارند و در حقیقت به بیان شما در ان اجماع دارند رجوع نمود


السلام علی من التبع الهدی