PDA

نمايش نسخه نهائي : شيعه و غلو


بچه با حال
Sunday 5 March 2006, 08:13AM
غلو و غاليان

على ربانى گلپايگانى

در دنياى اسلام فرقه‏هايى پديد آمده‏اند كه درباره پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله يا ائمه اهل بيت عليهم السلام راه غلو را پيموده و علماى اسلامى- اعم از شيعه و اهل سنت- آنان را مرتد و كافر دانسته‏اند. مؤلف كتاب «الفرق بين الفرق‏» باب جداگانه‏اى از كتاب خود را به غاليان اختصاص داده و گفته است: «باب چهارم از ابواب اين كتاب در بيان فرقه‏هايى است كه به اسلام نسبت داده شده‏اند، ولى در واقع از امت اسلامى نيستند» ، آنگاه بيست فرقه از آنان را نام برده است. (1) اسفرايينى نيز باب سيزدهم از كتاب خود را به ذكر فرقه‏هاى غلات اختصاص داده است. (2)
فرقه‏هايى كه در اين دو كتاب، و نظاير آن آمده، منقرض شده‏اند، و بيان تاريخ و سرگذشت آنان فايده چندانى نخواهد داشت، ولى لازم است ويژگى‏هاى كلى غلو و غاليان و موضع ائمه اهل بيت عليهم السلام و علماى شيعه را درباره آنها يادآور شويم، آنگاه به معرفى برخى از فرقه‏هايى كه هم اكنون در جهان اسلام يا ممالك ديگر وجود دارند و از غلات به شمار مى‏روند بپردازيم.

بچه با حال
Sunday 5 March 2006, 08:14AM
غلو چيست؟

شيخ مفيد در تعريف غلو چنين گفته است:
«غلو در لغت گذشتن از حد و خارج شدن از اعتدال است. خداوند متعال نصارى را از غلو درباره حضرت مسيح نهى كرده و مى‏فرمايد:
«يا اهل الكتاب لا تغلوا فى دينكم و لا تقولوا على الله الا الحق‏» . (3)
آنگاه درباره غلات و مفوضه چنين گفته است:
«غلات گروهى از متظاهرين به اسلامند كه امير المؤمنين و امامان و فرزندان او را به الوهيت و نبوت توصيف كردند، و در حق آنان از حد اعتدال تجاوز كردند، و مفوضه عده‏اى از غلات‏اند، و تفاوت آنها با غلات در اين است كه ائمه را حادث و مخلوق دانسته و گفته‏اند خداوند آنان را آفريده و امر خلق را به آنها تفويض كرده است‏» . (4)
علامه مجلسى مظاهر غلو را در اعتقاد به امور زير برشمرده است:
1- الوهيت پيامبر و ائمه طاهرين عليهم السلام.
2- در معبوديت‏يا خالقيت و رازقيت‏شريك خدايند.
3- حلول خداوند در آنها يا اتحاد خداوند با آنان.
4- آنان بدون وحى و الهام الهى، از غيب آگاهند.
5- نبوت درباره ائمه طاهرين عليهم السلام.
6- تناسخ ارواح ائمه در بدنهاى يكديگر.
7- با معرفت آنان، اطاعت‏خداوند و ترك معصيت الهى لازم نيست. (5)

بچه با حال
Sunday 5 March 2006, 08:14AM
موضع ائمه اهل بيت درباره غاليان

امامان شيعه با شديدترين وجه غلو را مردود دانسته و غاليان را نكوهش و تكفير كرده‏اند. علامه مجلسى حدود صد روايت از آنان را در اين باره در كتاب بحار الانوار نقل كرده است كه سه نمونه را يادآور مى‏شويم:
الف: امام على عليه‏السلام فرموده است:
«اللهم انى برى‏ء من الغلاة كبراءة عيسى بن مريم من النصارى، اللهم اخذلهم ابدا و لا تنصر منهم احدا» . (6)
خداوندا: من از غلات بيزارى مى‏جويم، همان گونه كه عيسى بن مريم از نصارى بيزارى جست. خدايا آنان را خوار گردان، واحدى از آنها را يارى مكن.
ب: امام صادق عليه‏السلام فرموده است:
«احذروا على شبابكم الغلاة لا يفسدوهم فان الغلاة شر خلق الله، يصغرون عظمة الله و يدعون الربوبية لعباد الله‏» . (7)
بر جوانان خود از خطر غلات بر حذر باشيد، مبادا عقيده آنان را تباه سازند، زيرا غلات بدترين خلق خدايند، عظمت‏خدا را كوچك نشان داده و براى بندگان خدا دعوى ربوبيت مى‏كنند.
ج: در جاى ديگر از معاشرت با غلات نهى كرده و فرموده است:
«لا تقاعدوهم و لا تؤاكلوهم و لا تشاربوهم و لا تصافحوهم و لا تؤارثوهم‏» . (8)

بچه با حال
Sunday 5 March 2006, 08:15AM
علماى اماميه و تكفير غلات

علماى اماميه نيز با شدت غلات را نكوهش و تكفير كرده‏اند. شيخ صدوق در اين باره مى‏گويد:
«اعتقاد ما درباره غلات و مفوضه اين است كه آنها كافرند، و بدتر از يهود و نصارى و مجوس و قدريه و حروريه و ديگر فرقه‏هاى گمراهند» . (9)
شيخ مفيد نيز آنان را گمراه و كافر دانسته و تاكيد كرده است كه ائمه اهل بيت عليهم السلام به كفر و خروج آنها از اسلام حكم كرده‏اند. (10)
علامه مجلسى پس از ذكر اقسام و مظاهر غلو، گفته است:
«اعتقاد به هر يك از آنها سبب الحاد و كفر و خروج از دين است، چنانكه ادله عقليه و آيات و اخبار بر آن دلالت مى‏كند، و اگر احيانا در روايات، حديثى يافت‏شود كه موهم يكى از اقسام غلو باشد، بايد تاويل شود، و اگر قابل تاويل نباشد، از افترائات غاليان است. (11)

بچه با حال
Sunday 5 March 2006, 08:16AM
اصل اعتدال را رعايت كنيم

همان گونه كه غلو در حق پيامبران، امامان و اولياى الهى نادرست و مايه كفر و الحاد است، زياده روى در نسبت غلو و غالى دانستن افراد نيز نادرست و بهتان خواهد بود، چنانكه برخى اعتقاد به علم غيب درباره اولياى خاص خداوند، و يا عصمت درباره غير پيامبران و قدرت آنان بر انجام معجزات و كرامات را از مصاديق غلو در دين انگاشته‏اند، و گاهى شيعه را كه مقامات مزبور را در حق ائمه اهل بيت قائل است، متهم به غلو كرده‏اند.
اين عقيده هيچ گونه دليل عقلى و نقلى ندارد، بلكه اصول عقلى و نصوص دينى بر خلاف آن دلالت مى‏كند. و لذا علماى اسلامى- اعم از شيعى و سنى- براى اولياى الهى به كرامت و علم غيب و مانند آن عقيده داشته‏اند. در صحيح بخارى و مسلم از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله روايت‏شده كه بر محدث بودن عده‏اى از انسانها كه پيامبر نبوده‏اند تصريح كرده است. (12)
سعد الدين تفتازانى پس از بيان اينكه ظهور كارهاى خارق العاده از اولياى خداوند از نظر عقلى ممكن است، به آنچه در قرآن كريم درباره حضرت مريم و آصف بن برخيا وارد شده و نيز آنچه درباره كرامات صحابه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله خصوصا على عليه‏السلام نقل شده، بر وقوع آن استدلال كرده و گفته است:
«ظهور كرامات اوليا از نظر وضوح، به سان ظهور معجزات پيامبران است‏» . (13)
بدين جهت، شيخ مفيد، كسانى را كه علم غيب را درباره ائمه اهل بيت عليهم السلام انكار كرده و گمان كرده‏اند كه آنان در احكام دينى به راى و ظن خويش عمل مى‏كرده‏اند، مورد انتقاد قرار داده و اين عقيده را تقصيرى آشكار در حق آنان دانسته است. (14)
بنابر اين مقتضاى ايمان و انصاف اين است كه آنچه را از فضايل و كمالات و معجزات درباره ائمه طاهرين عليهم السلام نقل شده است- جز آنچه با ضروريات دين و براهين قطعى و محكمات قرآن و احاديث مسلم اسلامى منافات دارد- پذيرا شويم. (15)

بچه با حال
Sunday 5 March 2006, 08:17AM
پى‏نوشت‏ها:

1- الفرق بين الفرق، ص 230- 233.
2- التبصير فى الدين، ص 123.
3- نساء / 171.
4- تصحيح الاعتقاد، ص 109.
5- بحار الانوار، ج 25، ص 346.
6- همان، ص 365.
7- همان. ص 296.
8- همان، ص 296.
9- الاعتقادات فى دين الامامية، ص 71.
10- تصحيح الاعتقاد، ص 109.
11- بحار الانوار، ج 25، ص 346.
12- صحيح بخارى، ج 3، ص 295، صحيح مسلم، ج 4، ص 1864، كتاب فضائل الصحابة.
13- شرح المقاصد، ج 5، ص 74- 75.
14- تصحيح الاعتقاد، ص 109.
15- بحار الانوار، ج 25، ص 347.

بچه با حال
Sunday 5 March 2006, 08:31AM
غُلُوّ :

درگذشتن از حد ، گزافكارى ، گزافه ، مبالغه . (قل يا اهل الكتاب لا تغلوا فى دينكم غير الحق ...) : بگو اى اهل كتاب در دينتان به گزافه مگرائيد . (مائدة:77)
<h4>غلو در اصطلاح اصحاب اديان و ارباب ملل و نحل : اعتقاد به الوهيت بشر از جهتى از جهات خدائى يا صفتى از صفات الهى . به تعبير ديگر ، غلو در اسلام عبارت است از اعتقاد به خدائى پيغمبر و ائمه و افراد ديگر از هر جهت و هر صفت ، يا ايمان به شرك ايشان به خدا در معبوديت يا در آفرينش خلق و اعطاى روزى و جز اينها ، يا در صفات ذاتى خداوند مانند قدرت و علم و حكمت ، يا اعتقاد به اينكه خداوند در آن افراد حلول كرده يا با آنان متحد شده است ، يا آنكه آنان بدون وحى و الهام ربانى به امور غيبى آگاهند ، يا قول به اينكه ائمه پيغمبران خدا هستند ، يا قول به اينكه معرفت و شناسائى آنها از بنده اسقاط تكليف مى كند و او را از طاعت خداوند بى نياز مى سازد و تكليف ترك معاصى را از او برمى دارد .
<h4>مرحوم شيخ صدوق در كتاب «اعتقادات» كه مبين عقايد شيعه است مى گويد : اعتقاد ما در باره اهل غلوّ (گزافه گويان در باره ائمه) و مُفَوِّضه (كسانى كه معتقدند خداوند ، آفرينش و روزى و ... را به حضرات ائمه معصومين واگذار نموده) آن است كه اينها كافر به خداوند جليل مى باشند و اينان از يهود و نصارى و مجوس و قدريه (قائلين به جبر) و حروريه (خوارج) و از هر بدعتگذارى بدترند ، و اين كه خداوند ، اين گروه را از هر گروه و فرقه اى حقيرتر و بى مقدارتر دانسته ، كه فرمود : (ما كان لبشر ان يؤتيه الله الكتاب و الحكم و النبوّة ثم يقول للناس كونوا عبادا لى من دون الله ولكن كانوا ربّانيّين بما كنتم تعلّمون الكتاب وبما كنتم تدرسون * ولا يامركم ان تتخذوا الملائكة و النبيّين اربابا ايأمركم بالكفر بعد اذ انتم مسلمون) (آل عمران:79 ـ 80) . و فرمود : (لا تغلوا فى دينكم ولا تقولوا على الله الاّ الحق) . (نساء:171)
<h4>و اعتقاد ما در باره پيغمبر اسلام و اوصياء معصوم آن حضرت آن است كه همه آنها جز مهدى منتظر (كه هنوز عمر شريفش به انتها نرسيده) همه از دار دنيا رفته و به مرگ شهادت (يا حتف انف) عمرشان در اين جهان به پايان رسيده ـ سپس مرحوم صدوق به كيفيت شهادت و درگذشت هر يك از معصومين اشاره مى كند و مى گويد : همه اينها به حقيقت دار فانى را وداع گفته و اين چنين نيست كه به ظاهر مرده باشند و در حقيقت در قيد حيات باشند ، و هر كه بر اين عقيده باشد در واقع گفته خود آنها را دروغ شمرده است ، كه آنها خود به مرگ خود خبر داده اند .
<h4>و حضرت رضا (ع) در دعاى خود مى گفت : «اللهم انّى أبرأ اليك من الحول والقوّة ولا حول ولا قوّة الا بك ، اللهم انّى اعوذ بك و أبرأ اليك من الذين ادّعوا لنا ما ليس لنا بحق ، اللهم انّى أبرأ اليك من الذين قالوا فينا ما لم نقله فى أنفسنا ، اللهم لك الخلق و منك الرزق و ايّاك نعبد و ايّاك نستعين ، اللهم أنت خالقنا و خالق آبائنا الاولين و آبائنا الآخرين ، اللهم لا تليق الربوبية الا بك ولا تصلح الالهيّة الا لك ، فالعن النصارى الذين صغّروا عظمتك و العن المضاهئين لقولهم من بريّتك .
<h4>الّلهم انّا عبيدك و أبناء عبيدك لا نملك لأنفسنا نفعاً و لا ضراً ولا موتاً ولا حياةً ولا نشوراً ، الّلهم من زعم أنّا أرباب فنحن منه براء ، ومن زعم أنّ الينا الخلق و علينا الرزق فنحن اليك منه براء كبراءة عيسى بن مريم من النصارى ، اللهم انّا لم ندعهم الى ما يزعمون ، فلا تؤاخذنا بما يقولون ، و اغفر لنا ما يزعمون ربّ لا تذر على الأرض من الكافرين ديّارا انّك ان تذرهم يضلوا عبادك ولا يلدوا الا فاجراً كفّاراً» .
<h4>از زرارة بن اعين نقل شده كه گفت : به امام صادق (ع) عرض كردم : يكى از فرزندان عبدالله بن سبأ قائل به تفويض مى باشد . حضرت فرمود : تفويض چيست ؟ گفتم : مى گويند : خداوند عز و جل ، محمد(ص) و على (ع) را آفريد و سپس ، كار را به آن دو واگذار نمود ، پس آنها آفريدند و روزى دادند و زنده نمودند و ميرانيدند . حضرت فرمود : دشمن خدا دروغ گفته ، چون به نزد او بازگشتى اين آيه از سوره مباركه رعد را برايش بخوان : (ام جعلوا لله شركاء خلقوا كخلقه فتشابه الخق عليهم قل الله خالق كلّ شىء وهو الواحد القهّار)(رعد:16) . من چون به نزد آن مرد بازگشتم سخن حضرت را برايش بازگفتم و آيه را برايش تلاوت نمودم ، آنچنان سكوت محكوميت بر او حاكم گشت كه گوئى قُلوه سنگى به گلويش افكندم .
<h4>آرى خداوند امر دينش را به پيغمبرش تفويض نموده كه فرمود : (وما آتاكم الرسول فخذوه وما نهاكم عنه فانتهوا)(حشر:7) . چنان كه اوصياء معصومش را نيز بدين تشريف مشرف داشته است . (عقايد صدوق:71)

</h4></h4></h4></h4></h4></h4></h4>

هستي
Monday 27 March 2006, 10:01AM
بسمه تعالي
قابل توجه جناب شاليكار
اين بحث قبلا مطرح شده است.

حسین شالیکار
Monday 27 March 2006, 10:09AM
بسمه تعالي
قابل توجه جناب شاليكار
اين بحث قبلا مطرح شده است.

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم

سرکار خانم هستی!

بنده هم استفاده کردم البته در اینمورد خیلی کم و مختصر توضیح دادند و اگر می دانستم چنین تاپیکی وجود دارد مطالبم را در ادامه می نوشتم.البته اینکه معتقد هستند چنین افرادی در حال حاضر وجود ندارند کمی مبالغه فرمودند و نظایر این افراد را در سایت شاهد هستیم البته ممکن است اندک باشد ولیکن شاهد هستیم که انشاءالله ذکر خواهد شد در ضمن بنده به مبحث غلو نزد اهل سنت نیزخواهم پرداخت و این مطلب است که فکر می کنم مطالب بنده با جناب چه باحال را متمایز نماید.

با تشکر

خدانگهدار