سینا 555
Wednesday 1 March 2006, 02:08PM
با سلام
کم کم ان اتحادی که گفته میشد بین یهودیت افراطی(صهیونیسم با نماد شارون)مسیحیت افراطی(نئو پروتستانتسم با نماد بوش)و اسلام خرافی و افراطی (وهابیسم با نماد بن لادن) وجود دارد و دنیا را بسوی جنگ وکشتار سوق میدهند در همین سایت از بعد تببین نظرگاه های مشترک شان در حال تبلیغ هستند!!!.جالب است بدانیم ریشه هر سه نوع دید این سه فرقه خطرناک و شدیدا افراطی در ادیان مختلف در یکسری مسایل با هم اشتراک و هماهنگی دارند و ما میبینیم ان اتحاد محسوس سیاسی نظامی بین انها در این سایت دارد بشکلی زیرکانه تئوری پردازی میشود(مخصوص ایرانیان البته;) )
انچه ریشه بنیادی این سه فرقه خطرناک است اعتقاد ریشه ای به جسمانیت بخشیدن به وجود مقدس
خداوند است.ما در یهودیت افراطی این را بوضوح میبینیم در پروتستانیسم از عصر روشنگری و به اصطلاح رنسانس مشاهده میکنیم یک نوع دوری از قداست و دنیایی کردن امر الهی دایما در حال ترویج و بسط بوده است.در سالهای اخیر اسلام افراطی و اسلام طالبانی وهابی و اسلام
بن لادنی در جرگه این پیوند نامقدس و شوم وارد شده است.
انچه در کنه عقاید خرافی و افراطی وهابیت میبینیم چیزی نیست جز همان رویکرد مادیگرایانه به امر مقدس و الهی.جسمانی و دنیایی کردن امر قدسی با بیان زیرکانه "هر کس هر چه خود از دین فهمید"
همان درست است ظاهرا جذاب و گیراست لیکن نیک میدانیم ایده "فهم هر کس از دین بعهده خودش"
ریشه در پروتستانیسم و ان هم در صهیونیسم دارد.براداشت سطحی جامدانه و ماده گرایانه وهابیون همانند اسلاف پرو تستان و صهیونیست شان از امور قدسی و دنیوی کردن انها به روشهای مختلف ریشه در یک جا میتواند داشته باشد و انهم عدم اعتقاد حضوری و شهودی به خداوند یکتاست و بر سبیل ان افتادن در راه "ساتانیسم" و اطاعت از شیطان است.
اگر منبعد دوستان دقت کافی مبذول دارند متوجه هماهنگی این سه قوم افراطی که ظاهرا هم طرفداری و نمایندگی ادیان منتسب به خود را یدک میکشند!!! در تئوریزه کردن و ایجاد اتحاد نظری در حال همکاری نامحسوس و زیرکانه هستند که نباید از دید مومنان هوشیار دور مانده باشد.
البته اتحاد صهیونیسم و پروتستانتیسم در قرون اخیر ارام ارام شگل گرفته و امروزه این موضوع غریبی نمیباشد.با وجودیکه وهابیت که خود مولود توهمات عصر روشنگریست بظاهر در وهله کنونی با صهیونیسم مسیحی سرسختانه دشمن است ولی با کمی دقت میبینیم ریشه همه اینها در یک رویکرد اصطلاحا هرمونوتیک به کلام الهیست که به دنیایی گرایی و قداست زدایی نهادینه شده(در غرب)یا قداست زدایی بشیوه خشک وهابیسم با ایجاد خشونت های کور و بی پایان برای بوجود اوردن کاذب یک"قرون وسطی اسلامی" و پیش زمینه کردن ان برای تولد یک پروسه به ظاهر طبیعی در جهت قداست زدایی ازامر الهی میباشد.بحث های کلامی و بسیار سطحی و خشک وهابیون یاداور تجاهل و تزویر همان سوفسطاییان یونانی در مقابل افلاطون وسقراط همان گوساله پرستان یهود در مقابل حضرت موسی(ع)و همان ابوجهل ها و غیره در مقابل پیامیر اسلام و و خوارج در مقابل امیرالمومنین و.....میباشد.
هر چند ظاهر وهابیسم و بن لادیسم در حال حاضر نمادی ضد صهیونیستی و ضد مسیحی
به خود گرفته ولی کیست که نداند که پایگاههای احتماعی اینها در عربستان و امارات و قطر و عمان و یمن و غیره در بست تحت اختیار صلیبیون صهیونیست میباشد و این چهره کاذب بواقع برای بدام انداختن و به بیراهه بردن خواست تاریخی مسلمانان عدالتخواه در تور مهلک "افراطیسم" با ریشه صهیونی و مرکزیت نئو پروتستانتیسم(امریکا) چیز دیگری نیست.
اتحاد حلقه سوم که همانا افراطیسم اسلامی در قالب وهابیت میباشد در حال انجام است و همانطور که عرض کردم و شهود فراوانی هم بر این مدعا وجود دارد حاکی ازانست که اینها در حال تئوریزه کردن زیربناهای این تفکرات شوم میباشند.بحث تابعییت وهابی ها از تورات و انجیل! و بحث شریک قرار دادن شیطان برای خدا که ارام و اهسته انرا زمزمه میکنند و موارد از این قبیل اتفاقی نیست!!!
انچه مهم است اینست که مومنان و بخصوص شیعیان ردپای این اتحاد شوم و شیطانی را رها نکنند
و انها را مانند سایه دنبال کنند که غفلت از اتحاد افراطی صهیونیسم نئوپروتستانتیسم و وهابیسم
نتایجی شومی برای همه مردم جهان بخصوص ما مسلمانان خواهد داشت.
کم کم ان اتحادی که گفته میشد بین یهودیت افراطی(صهیونیسم با نماد شارون)مسیحیت افراطی(نئو پروتستانتسم با نماد بوش)و اسلام خرافی و افراطی (وهابیسم با نماد بن لادن) وجود دارد و دنیا را بسوی جنگ وکشتار سوق میدهند در همین سایت از بعد تببین نظرگاه های مشترک شان در حال تبلیغ هستند!!!.جالب است بدانیم ریشه هر سه نوع دید این سه فرقه خطرناک و شدیدا افراطی در ادیان مختلف در یکسری مسایل با هم اشتراک و هماهنگی دارند و ما میبینیم ان اتحاد محسوس سیاسی نظامی بین انها در این سایت دارد بشکلی زیرکانه تئوری پردازی میشود(مخصوص ایرانیان البته;) )
انچه ریشه بنیادی این سه فرقه خطرناک است اعتقاد ریشه ای به جسمانیت بخشیدن به وجود مقدس
خداوند است.ما در یهودیت افراطی این را بوضوح میبینیم در پروتستانیسم از عصر روشنگری و به اصطلاح رنسانس مشاهده میکنیم یک نوع دوری از قداست و دنیایی کردن امر الهی دایما در حال ترویج و بسط بوده است.در سالهای اخیر اسلام افراطی و اسلام طالبانی وهابی و اسلام
بن لادنی در جرگه این پیوند نامقدس و شوم وارد شده است.
انچه در کنه عقاید خرافی و افراطی وهابیت میبینیم چیزی نیست جز همان رویکرد مادیگرایانه به امر مقدس و الهی.جسمانی و دنیایی کردن امر قدسی با بیان زیرکانه "هر کس هر چه خود از دین فهمید"
همان درست است ظاهرا جذاب و گیراست لیکن نیک میدانیم ایده "فهم هر کس از دین بعهده خودش"
ریشه در پروتستانیسم و ان هم در صهیونیسم دارد.براداشت سطحی جامدانه و ماده گرایانه وهابیون همانند اسلاف پرو تستان و صهیونیست شان از امور قدسی و دنیوی کردن انها به روشهای مختلف ریشه در یک جا میتواند داشته باشد و انهم عدم اعتقاد حضوری و شهودی به خداوند یکتاست و بر سبیل ان افتادن در راه "ساتانیسم" و اطاعت از شیطان است.
اگر منبعد دوستان دقت کافی مبذول دارند متوجه هماهنگی این سه قوم افراطی که ظاهرا هم طرفداری و نمایندگی ادیان منتسب به خود را یدک میکشند!!! در تئوریزه کردن و ایجاد اتحاد نظری در حال همکاری نامحسوس و زیرکانه هستند که نباید از دید مومنان هوشیار دور مانده باشد.
البته اتحاد صهیونیسم و پروتستانتیسم در قرون اخیر ارام ارام شگل گرفته و امروزه این موضوع غریبی نمیباشد.با وجودیکه وهابیت که خود مولود توهمات عصر روشنگریست بظاهر در وهله کنونی با صهیونیسم مسیحی سرسختانه دشمن است ولی با کمی دقت میبینیم ریشه همه اینها در یک رویکرد اصطلاحا هرمونوتیک به کلام الهیست که به دنیایی گرایی و قداست زدایی نهادینه شده(در غرب)یا قداست زدایی بشیوه خشک وهابیسم با ایجاد خشونت های کور و بی پایان برای بوجود اوردن کاذب یک"قرون وسطی اسلامی" و پیش زمینه کردن ان برای تولد یک پروسه به ظاهر طبیعی در جهت قداست زدایی ازامر الهی میباشد.بحث های کلامی و بسیار سطحی و خشک وهابیون یاداور تجاهل و تزویر همان سوفسطاییان یونانی در مقابل افلاطون وسقراط همان گوساله پرستان یهود در مقابل حضرت موسی(ع)و همان ابوجهل ها و غیره در مقابل پیامیر اسلام و و خوارج در مقابل امیرالمومنین و.....میباشد.
هر چند ظاهر وهابیسم و بن لادیسم در حال حاضر نمادی ضد صهیونیستی و ضد مسیحی
به خود گرفته ولی کیست که نداند که پایگاههای احتماعی اینها در عربستان و امارات و قطر و عمان و یمن و غیره در بست تحت اختیار صلیبیون صهیونیست میباشد و این چهره کاذب بواقع برای بدام انداختن و به بیراهه بردن خواست تاریخی مسلمانان عدالتخواه در تور مهلک "افراطیسم" با ریشه صهیونی و مرکزیت نئو پروتستانتیسم(امریکا) چیز دیگری نیست.
اتحاد حلقه سوم که همانا افراطیسم اسلامی در قالب وهابیت میباشد در حال انجام است و همانطور که عرض کردم و شهود فراوانی هم بر این مدعا وجود دارد حاکی ازانست که اینها در حال تئوریزه کردن زیربناهای این تفکرات شوم میباشند.بحث تابعییت وهابی ها از تورات و انجیل! و بحث شریک قرار دادن شیطان برای خدا که ارام و اهسته انرا زمزمه میکنند و موارد از این قبیل اتفاقی نیست!!!
انچه مهم است اینست که مومنان و بخصوص شیعیان ردپای این اتحاد شوم و شیطانی را رها نکنند
و انها را مانند سایه دنبال کنند که غفلت از اتحاد افراطی صهیونیسم نئوپروتستانتیسم و وهابیسم
نتایجی شومی برای همه مردم جهان بخصوص ما مسلمانان خواهد داشت.