PDA

نمايش نسخه نهائي : اثبات سنت رسول الله يا سنت نبوي !!


ياور
Monday 27 February 2006, 08:51PM
يا الله

اللهم صل علي محمد وال محمد

علما متقدمين و معاصر اعم از شيعه و سني بر اين اصل اتفاق كرده اند كه اصول و اساسات معتبر براب ثبوت احكام شرعي و بيان حلال و حرام اول كتاب الله است كه از جانب خداوند عزيز
نازل گرديده است كه هيچ باطلي در ان راه ندارد "نه در آينده و نه در گذشته سپس سنت رسول اكرم ص انهم سنت پيامبريكه از هواي نفس خويش سخن نمي گويد و گفتارش جز وحي كه بر او نازل شده چيزديگري نمي باشد
و اما اصل اول كه كتاب الله است و خداوند در مواضع متعددي از قران كريم وجوب پيروي و چنگ زدن به ان و توقف نمودن نزد حدودش را بيان نموده و مي فرمايد :
1- (اتبعوا ما انزل اليكم من ربكم و لا تتبعوا من دونه اولياءقليلاما تذكرون )
اي مردم پيروي كنيد انچه را كه به شما از جانب پروردگار شما نازل شده است و به غير از او ديگري را به حيث دوستي و حامي پيروي نكنيد چه قدر كم پند پذير مي شويد
2- و هذا كتاب انزلناه مبارك فاتبعوه و اتقوا لعلكم ترحمون
و اين كتابي است كه كه ما ان را فرو فرستاديم مبارك است پس پيروي كنيد ان را و تقوي اختيار كنيد تا باشد كه مورد رحمت قرار گيريد
ايات قران در اين مورد بسيار است كه در اين ايات امر شده است كه به انچه كه از طرف الله نازل شده است ايمان اورده و اطاعت نماييد

ادامه

ياور
Monday 27 February 2006, 08:53PM
و اما در كنار اين ايات در قران كريم اياتي وجود دارد كه مسلمانانرا به اطاعت و پيروي از رسول اكرم ص دستور داده است و از انجايي كه پيامبر اكرم براي همه افراد بشر مبعوث شده وكليه گروندگان از جانب خداوند
مامور به اطاعت و پيروي ان حضرت تا قيامت مي باشند فرامين ايات الهي تنها متوجه ياران پيامبر اكرم ص نبوده بلكه تمام افراد بايد جدا از اطيعواالله كه اطاعت خداوند مي باشد از دستورات رسول نيز كه توضيح دهنده مجملات قران مي باشد اطاعت نمايند كما اينكه اگر سنت پيامبر يعني روش پيامبر اكرم ص در تشريح احكام
قران در كنار قران نمي بود قران به تنهايي نمي توانست براي مومنان و گروندگان نمازي واحد را تشريح نمايد
كه مسلمانان بتوانند به صورت جماعت به امامت محمد ص نماز بخوانند و همينطور از انجايي كه يكي از بزرگترين اهداف دين اتحاد مسلمين و فقر زدايي و امر به معروف و نهي از منكر مي باشد در صورتي كه اين
مسائل از طرف پيامبر اكرم ص تشريح نشود و مسلمين فلسفه زكات و مقدار ان را نفهمند به افراط و تفريط روي اورده و حتي ممكن است به جايي برسند كه تمايلات نفساني ايشان را به خساست در پرداخت زكات برساند و همچنين در مورد نماز اگر تعداد ركعاتي از طرف خداوند توسط رسول مشخص نشود و كيفيتي براي خواندن وجود نداشته باشد مطمئنا هر كسي بنا به تمايلات نفساني خود دچار افراط و تفريط شده و كم يا زياد مي خوانند و يا نمي خوانند و در اين حال باز بايد قيد نماز به صورت جماعت را زد و هركسي نسبت به ميزان فهمي كه از مطالب قراني دارد اياتي را در جهت پرستش خدا به كار مي گرفت بدون اينكه داراي حركات و اذكار مشخصي باشد و باز در اين حالت حتي در صورت قبول نماز به صورت فردي امكان خواندن نماز به صورت جماعت وجود نمي نداشت
پس در اينجا لازم مي امد كه در كنار دستورات خداوند در كتاب تشريح كننده اي هم وجود داشته باشد تا حكم خطي قران را از قالب خط به تصوير بكشاند و اين به تصوير كشاندن احكام چيزي نيست جز سنت يا روش صحيح
عمل به دستورات خداوند متعال كه بايد از هرگونه افراط و تفريط در مورد ان اجتناب شود و در اينجا تعدادي از اياتي را كه در قران امده و وجوب عمل به سنت پيامبر اكرم ص را مشخص مي سازد براي ياد اوري مي اورم

(اطيعواالله و الرسول لعلكم ترحمون )الله و رسول اوزا فرمان ببريد تاباشد كه مورد رحمت قرار گيريد(ال عمران 132)

درسوره نساءبه اين مضمون مي فرمايد :

(يا ايها الذين آمنوا اطيعوالله و اطيعوالرسول و اولي الامر منكم فان تنازعتم في شي فردوه الي الله و الرسول ان كنتم تومنون با الله و اليوم الاخر ذلك خيرو احسن تاويلا )

اي كسانيكه ايمان اورديد الله وپيامبر اورا فرمان بريد و كساني را از خود فرمان بريد كه او الي الامرشما هستند
هرگاه بر چيزي در ميان خود اختلاف كرديد ان را به الله و پيامبراوبرگردانيد اگر به الله و روز اخرت ايمان داريد اين كار بهتر و نيك فرجام تر است

و نيز در سوره نساءمي فرمايد (من يطع الرسول فقد اطاع الله و من تولي فما ارسلناك عليهم حفيظا )نساء80

هركه پيامبر را فرمان مي برد پس حقا كه الله را فرمان برده است و كسيكه روگرداني مي كند پس ما ترا بحيث نگهبان بر ايشان نفرستاديم

ياور
Monday 27 February 2006, 08:56PM
و اينها همه نشان مي دهد كه اگر ايات خطي قران كافي و وافي بود خداوند متعال كه نعوذ بالله هرگز سخن اضافي و حتي كلمه اي مضاف نمي اورد به همان اطيعوا الله بسنده مي كرد و هرگز در كنار اطاعت خويش اطاعت رسول را واجب نمي كرد و اين در حالي است كه اطاعت رسول كه همان روش پيامبر اكرم در بيان و تشريح مجملات قران مي باشد و اين مجملات باعث ايجاد وحدت ميان مسلمين چه در ان زمان و چه در زمان ما
مي باشد چه بسا اگر هر كس بنا به فهم خويش از اقيموالصلوه بخواهد نمازي را بخواند هرگز نماز به صورت جماعت و يا جمعه نخواهيم داشت و اين يعني متفرق شدن و سقوط
كه خداوند در اين زمينه مي فرمايد :

و ما انزلنا عليك الكتاب الا لتبين لهم الذي اختلفوا فيه و هدي و رحمه لقوم يومنون (نحل 64)

و ما قران را جز براي اين به تو نازل نكرديم كه همان چيزي را كه در ان اختلاف مي ورزيدند براي ايشان بيان داري و هدايت و رحمتي باشد براي مومنان

و چگونه خداوند جل جلاله توضيح و بيان كتابي را كه بر مردم نازل شده به پيامبر خود تفويض مي كند در صورتيكه سنت يا روششان اصلا وجود نداشته باشد و يا انكه به حيث حجت و دليل پذيرفته نشود همانند دلايلي كه در گذشته باعث شد كه خداوند قران را براي رفع اختلاف نازل سازد كه خداوند اين اطاعت از رسول را براي
به براي اينكه مجددا به همان اختلافي كه در گذشته بدان رسيده بودند را با اين ايه از قران بيان مي دارد در سوره نور ايه 54

قل اطيعو الله و اطيعو الرسول فان تولوا فانما عليه ما حمل و عليكم ما حملتم و ان تطيعوه تهتدوا و ما علي الرسول الا البلاغ المبين

بگو خدارا فرمان بريد و پيامبر را فرمان بريد و اگر رو برگردانيد پس پيامبر مسئول چيزي است كه بر دوش او گذاشته شده است و شما مسئول چيزي هستيد كه بر دوش شما گذاشته شده است و اگر او را فرمان بريد رهياب مي شويد بر پيامبر نيست مگر تبليغ اشكار

و در سوره مذكور به اين مضمون نيز امده است كه :

و اقيموالصلوه و اتوالزكاه و اطيعو الرسول لعلكم ترحمون (نور56)

نمازرا به تمام و كمال ادا كنيد زكات را بپردازيد و پيامبر را اطاعت كنيد تا باشد مورد رحمت قرار گيريد

و در سوره اعراف چنين فرموده است
قل يا ايها الناس اني رسول الله اليكم جميعا الذي له ملك السموات و الارض لا اله الا هو يحيي و يميت فامنوا با الله و رسوله النبي الامي الذي يومن باالله و كلماته و اتبعوه لعلك تهتدون (اعراف 158)

اي مردم من فرستاده الله هستم بسوي همه شما از جانب ذاتي كه پادشاهي اسمانها از ان اوست معبودي جز او نيست زنده مي گرداند و ميميراند پس به الله و پيامبر به ان نبي امي ايمان اريد كه به الله و گفته هاي او ايمان دارد و اورا پيروي كنيد تا باشد كه رهياب شويد

ايات متذكره فوق دلايل بسيار و روشني است بر اينكه هدايت و رحمت همانا در پيروي و اتباع ان حضرت نهفته است پس چگونه اين كار امكان پذير مي گردد اگر به سنت يا روش ان حضرت عمل نشود و يا شخصي بر اين باور باشد كه سنت ان حضرت اساسا صحت ندارد و يا قابل اعتماد و اطمينان نيست خداوند در سوره نور چنين فرموده است

(فليحذرالذين يخالفون عن امره ان تصيبهم فتنه او يصيبهم عذاب اليم (نور63)
پس كسانيكه از حكم پيامبر تخلف مي كنند بايد بترسند كه مبادا با فتنه اي مواجه شوند و يا عذابي دردناك به ايشان رسد

و ما آتاكم الرسول فخذوه و ما نهاكم عنه فانتهوا (حشر 7)

انچه را پيامبر براي شما مي دهد بگيريد و انچه شما را از ان منع مي كند منصرف شويد

ايات در اين زمينه زياد است كه مجموعه اين ايات بر واجب بودن اطاعت و فرمان برداري و پيروي از سنت رسول ان حضرت دلالت مي كند كه اينها همه نشان از ان است كه در واقع كتاب خدا و سنت رسول دو اصل اساسي مي باشند و لازم و ملزوم يكديگرند و كسيكه يكي از اين دو را انكار و يا تكذيب نمايد كويا هر دوي ان را تكذيب نموده است

يا الله

جاهد
Tuesday 28 February 2006, 07:48AM
بسمه تعالي

جناب ياور بحث خوبي را شروع كرده ايد متاسفانه در جامعه كنوني ما افراط وتفريط در دين بلاي جان خود دين گرديده!عده اي كه اخباري هستند وكتاب خدا را بدور انداخته وفقط مشغول اخبار واحاديث هستند وتنها احاديث وروايتهاي كتابهاي فرقه خود را دربست قبول دارند وبس وهيچ ملاك وميزاني نيز جهت درست وغلط بودن ندارند. از طرف ديگر دسته اي هم كه اخيرابخصوص در ايران زياد شده اند درست در نقطه مقابل قرار گرفته واصل سنت پيامبر را منكر گرديده اند كه انكار آن خود كفر است!
در اين دنيا براي معرفي هر مسلك ومرام وتئوري ودين مي بايستي الگوئي باشد والا صرف تئوري پردازي بدون اينكه الگوي عملي آن موجود باشد قابليت اجرائي ندارد به همين دليل خداوند جهت اجرائي بودن دين خود الگوئي رابايد به مردم معرفي نمايد آن الگوئي از جنس خودشان به همين خاطر پيامبر را بهترين الگو براي ما قرارداده كه بايد در اعمال ديني از او سرمشق بگيريم ...
انشالله بتوانم در ادامه اين بحث بيشتر باز نمايم

رهرو
Tuesday 28 February 2006, 11:36AM
با عرض سلام خدمت موحد عزیزجناب یاور
فرموده بودید:

سپس سنت رسول اكرم ص انهم سنت پيامبريكه از هواي نفس خويش سخن نمي گويد و گفتارش جز وحي كه بر او نازل شده چيزديگري نمي باشد


در این خصوص کسی شکی ندارد و نیز نقطه نظر خلافی مشاهده نشده ولی آنچه مهم است تشخیص آنچه به ما رسیده از سنت رسول الله و احادیث و روایات کذب و دروغینی ست که شیعه و سنی و سایر و فرقه ها به ایشان نسبت داده اند. الله جل جلاله ما را از سنت پیشینیان نهی نموده و ما حق نداریم آنچه را که سایر فرقه ها به نام سنت رسول الله جمع کرده اند از وحی الهی بدانیم و بی چون و چرا اجرا کنیم و بگوئیم این احادیث و روایت نیز باید در کنار قرآن باشد تا دستورات الهی قابل اجرا باشند! برنخورده اید به این آیه که . " فبی حدیث بعده یومنون "!!

اما در كنار اين ايات در قران كريم اياتي وجود دارد كه مسلمانانرا به اطاعت و پيروي از رسول اكرم ص دستور داده است و از انجايي كه پيامبر اكرم براي همه افراد بشر مبعوث شده وكليه گروندگان از جانب خداوند
مامور به اطاعت و پيروي ان حضرت تا قيامت مي باشند فرامين ايات الهي تنها متوجه ياران پيامبر اكرم ص نبوده بلكه تمام افراد بايد جدا از اطيعواالله كه اطاعت خداوند مي باشد از دستورات رسول نيز كه توضيح دهنده مجملات قران مي باشد اطاعت نمايند

جناب یاور همانطور که عرض کردم اطاعت از رسول را هیچ کس منکر نیست ولی خیلی مضحکانه است که هر آنچه را الان به شما دادند را شما به اسم سنت رسول به اجرا در آورید و اسمش را بگذارید پیروی از سنت رسول! این دقیقا پیروی از سنت گذشتگان است و بس ! شما باید دلیلی محکم برای به اجرا در آوردن هر حدیث و سنتی داشته باشید! آیا شما میخواهید سنت رسول را از کتاب صحیح مسلم و صحیح بخاری بیاورید؟ یا از کتب شیعه ؟ و یا سایر فرقه ها؟

مسائل از طرف پيامبر اكرم ص تشريح نشود و مسلمين فلسفه زكات و مقدار ان را نفهمند به افراط و تفريط روي اورده و حتي ممكن است به جايي برسند كه تمايلات نفساني ايشان را به خساست در پرداخت زكات برساند و همچنين در مورد نماز اگر تعداد ركعاتي از طرف خداوند توسط رسول مشخص نشود و كيفيتي براي خواندن وجود نداشته باشد مطمئنا هر كسي بنا به تمايلات نفساني خود دچار افراط و تفريط شده و كم يا زياد مي خوانند و يا نمي خوانند و در اين حال باز بايد قيد نماز به صورت جماعت را زد و هركسي نسبت به ميزان فهمي كه از مطالب قراني دارد اياتي را در جهت پرستش خدا به كار مي گرفت بدون اينكه داراي حركات و اذكار مشخصي باشد و باز در اين حالت حتي در صورت قبول نماز به صورت فردي امكان خواندن نماز به صورت جماعت وجود نمي نداشت


قبول کنید که یخورده در بکاربردن کلام فوق تفریط کردید!سنت رسول همین الان هم باعث این نمی شود که کسی زکات خود را حتما بدهد و یا حتما نماز بخواند ! بله در خصوص روش و اندازه چیزهایی منقول است ولی در خصوص انجام و ترک آیات قرآن صریحا بیانگر هر گونه تخلف و اجرا است .
شما حرف از اتحاد و جماعت میزنید !؟ ولی نمونه ای را نمی توانید در خصوص نماز مثال بزنید . شیعه طوری نماز میخواند و پیرو سنت است و سنی طور دیگر و پیرو - شافعی و ملاکی و حنبلی و صوفی و شیخی و وهابی و 0000 همه خود را پیرو سنت رسول میداند ولی همه در نمازشان اختلاف دارند و می بینیم جماعتی و اتحادی که تمام طوایف را گرد هم بیاورد هم اکنون نیز وجود ندارد؟ جز در مکه که صریح آیه قرآن سفارش کرده به تمامی مسلمانان پیرو قرآن که در انجا بر روش آنان عمل کنند (به کسانی که در مکه سکنی گزیده اند)
كتاب تشريح كننده اي هم وجود داشته باشد تا حكم خطي قران را از قالب خط به تصوير بكشاند و اين به تصوير كشاندن احكام چيزي نيست جز سنت يا روش صحيح
اینجانب به شخصه سنت صحیح رو در اجماع می بینم و بس . من معتقدم نه اینکه سنت صحیح نمی بایست اجرا شود ولی این اجرا در صورتی که بخواهد از کتب خاصی و یا فرقه خاصی تشریح شود می بایست ترسید و احتیاط کرد! قرآن میزان و معیار ما در سنجش است . نه فرقه و کتب سایرین . مثلا در خصوص رکعات شما بنگرید و مثال بیاورید کدام فرقه ها اختلاف دارند وکم و زیاد میخوانند ؟ و در مورد سایر موارد نیز اجماع بعد از قرآن شرط انتخاب را مشخص میکند ولاغیر.
یا الله
رهرو

ياور
Wednesday 1 March 2006, 12:30AM
يا الله

اللهم صل علي محمد و ال محمد

با عرض سلام خدمت برادر بزرگوار جناب ره رو



سپس سنت رسول اكرم ص انهم سنت پيامبريكه از هواي نفس خويش سخن نمي گويد و گفتارش جز وحي كه بر او نازل شده چيزديگري نمي باشد



در این خصوص کسی شکی ندارد و نیز نقطه نظر خلافی مشاهده نشده ولی آنچه مهم است تشخیص آنچه به ما رسیده از سنت رسول الله و احادیث و روایات کذب و دروغینی ست که شیعه و سنی و سایر و فرقه ها به ایشان نسبت داده اند. الله جل جلاله ما را از سنت پیشینیان نهی نموده و ما حق نداریم آنچه را که سایر فرقه ها به نام سنت رسول الله جمع کرده اند از وحی الهی بدانیم و بی چون و چرا اجرا کنیم و بگوئیم این احادیث و روایت نیز باید در کنار قرآن باشد تا دستورات الهی قابل اجرا باشند! برنخورده اید به این آیه که . " فبی حدیث بعده یومنون

اولا سنت پيشينيان سنت رسول الله نيست بلكه ايشان هر كدام خود را به سنت رسول الله مي چسپانند و گوشه اي از ان را گرفته و. گوشه اي را رها كرده اند همانند همه فرقه ها كه خود را پيرو قران مي دانند و اصولا سنت يا روش رسول الله در تشريح مجملات قران چه ارتباطي به سنت هاي ابا ءو اجدادي دارد كه شما برادر بزرگوار مي فرماييد سنت رسول الله هم اكنون همان چيزي است كه فرقه ها ان را تبليغ مي كنند
اري هر كدام از فرقه ها جدا از همه موارد تشابهي كه در تعداد ركعات نماز و حركات و ركوع و سجود
بر گرفته از سنت پيامبر اكرم دارند به ميزان قابل توجهي به ان نزديك مي باشند اما اگر در مقطعي از زمان بنا به جنگ و جدال فرقه ها در بر حق بودن خود تا حد سعادت و باطل بودن هر گروهي ديگر به غير از خود دست به تحريفاتي در سنت رسول الله زدند و و مثلا جمله يا كلمه اي به نماز زياد و يا كم كردند هرگز اصل سنت رسول الله به زير سئوال نخواهد رفت و اصولا حقيقت مرتبه اش بسيار يالاتر از ان كه بخواهيم ان را از درون شخصيت ها و حتي يك فرقه خاص بدست اورد بلكه ما موظفيم با مطالعه و كسب دانش در جهت برداشته شدن عينك خاكستري تقليد از ديدگانمان در اين زمانه اي كه حتي بالاترين مبدا هستي در قالب الهان تحريف شده است تحريف هر واقعيت ديگري را هم پذيرا باشيم كما اينكه اگر زماني در ميان گروهي از مردمان با تبليغات مسموم و تحريف همه اشخاص به بتها پناه بردند و الله ان ذات حقيقي را فراموش كردند هرگز چنين مطلبي صحيح نخواهد بود كه نعوذ بالله اشكال از ذات خداوند است و يا دين مشكلي دارد

كه در اين زمينه برادر عزيزو بزگوار جناب محب هم در مقاله دين در نزد خداوند اسلام است اشاره اي داشتند كه :

مثال دیگری می اورم تمام فرق اسلامی قران را قبول دارند اما چرا یکی خواندن غیر الله را عبادت میداند دیگری طواف قبور را عبادت میداند دیگری اصحاب را کافر میداند؟؟؟ایا اینها قران را قبول ندارند ؟؟؟ پس چرا اعمالشان متضاد با قران است و اکثرا حتی با حکم قران علنا و کاملا میجنگند؟؟ در حالی که قران را قبول دارن و خود را عمل کننده به ان میداند؟؟؟
عینا در مورد این کتب سته که فرمودید همینطور است به مثال خیلی کوچکی بسنده میکنم
تقریبا تمام اهل سنت در نماز دستها را میبندند درست؟؟؟ اما یکی دستها را زیر ناف میبندد دیگری بالای ناف دیگری زیر سینه و دیگری بالای سینه درست؟
اما اگر به همین کتب سته نگاهی بیندازی میبینی که در انها و بخوصوص مهمترینشان که بخاری و مسلم هستند احادیثی از رسول الله وجود دارد که رسول الله دستها را روی سینه می بست حالا ایا مشکل از قران و کتب و دین است که یکی به دین عمل نمیکند یکی غیر الله را ندا میدهد یکی.. یکی .. یکی ......و به سنت ابااجدادی خود پایبند است؟؟


پس بدين ترتيب اين اختلاف نمي تواند ناشي از سنت رسول الله باشد بلكه كساني هم صرفا خود را پيرو قران مي دانند باز با هم اختلاف دارند


يا الله

جاهد
Wednesday 1 March 2006, 07:43AM
همانطور كه قبلا هم عرض شد در اين زمينه در بين مسلمانان دو دسته افراطي وجوددارند كه اولي صرف حديث وروايت را ملاك قبول دين مي دانند وحتي حاضر نيستند آيات قرآن را نيزبدون آنها بپذيرند ودرمقابل دسته ديگر كل حديث وسنت را منكر وفقطبه فقط قرآن را ملاك دين قرار مي دهند كه اينها نيز در مقابل بعضي دستورات دين كه مربوط به سنت پيامبر مي گردد مانند تعداد ركعات نماز وغيره دچار مشكل گرديده اند وحتي به بيراه رفته ومعتقد ند كه نماز را هم بايد فارسي خواند ويا به هر تعداد ركعت كه دلمان خواست!
حال بايد ديد تكليفمان چيست؟
از يك سو خداوند امر به اطاعت از پيامبر فرموده(سنت) واز سوئي سنت را هر فرقه اي بسود خود نگاشته وحتي از اين بدتر شيعيان علاوه بر سنت پيامبر سنت ائمه را نيز وارد در دين نموده اند!
بنابراين كليه آياتي كه در قرآن كريم در لزوم اطاعت از رسول هست كه برخي از آنان راجناب ياور آورده اند به اين معنا درست است كه مسلمانها در برابر امر وفرمان رسول در مواردي كه فرمان مي داد(وداده است)موظف به اطاعت بوده (وهستند).در سوره حشر خداوند ميفرمايد:
وما آتاکم الرسول فخذوه وما نهاکم عنه فانتهوا واتقوا الله ان الله شدید العقاب
آنچه رسول خدا به شما داد بگيريد واز آنچه نهي تان نمود باز ايستيد...
ودر سوره محمد ميفرمايد:
یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله واطیعوا الرسول ولا تبطلوا اعمالکم
اي كسانيكه ايمان آورده ايد از خدا واز رسول اطاعت كنيد واعمال خود را باطل نكنيد
حتي چه بسا احكام ديني كه در قرآن نبوده ومسلمانان بنا بفرمان رسول خدا آنهارا اجرا مي كردند مانند احكام غسل ووضو كه آيات مربوطه در سالهاي اواخر هجرت در سوره مائده نازل شد ومسلمانها قبل از آن وضو گرفته ونماز مي خواندند والگو ومرجعشان در اين زمينه نيز رسول اكرم(ص) وفرمان او بوده است.....

جاهد
Wednesday 1 March 2006, 10:40AM
ما قرآنيان براساس دستور خود قرآن موظف به اطاعت از رسول يا سنت او مي باشيم وكسانيكه مدعي قرآني بودن مي كنند ولي سنت پيامبر را منكر هستند درواقع منكر دستور خدا ومنكر قرآن گرديده اند...
حال بايد ديد تمام دستورات وفراميني كه از سوي پيامبر بما رسيده آيا درست وصحيح بوده يا خير؟بايد قطعيت صدور آن اوامر از جانب رسول اكرم(ص) روشن ومدلل گردد.در بسياري از موارد پيامبر مطلبي گفته كه نص ديني وامريه خدا نبوده ودر آن موارد مسلمانها ملزم به اطاعت نيستند به مانند مجموعه گزارشاتي كه از پيامبر(ص) براي مداواي برخي امراض در طب النبي رسيده واگر كسي به آنها عمل نكند مسلما مرتكب گناه نشده است.در اتخاذ مواضع اجتماعي پيامبر بنا به فرمان قرآن با مشورت عمل مي كرده ومسلما راي او بعد از مشورت مي بايستي با نتايج مشورت مي بوده والا اگر قرار بود پيامبر با اصحاب مشورت كرده وسپس بنا به ميل خود تصميم بگيرد امر به مشورت معنا نداشت!
با توجه به نكات فوق در مواردي كه قرآن ميفرمايد:اطيعواالله واطيعواالرسول ..مواردي است كه رسول اكرم فرماني به نام دين مي داده مانند شركت در جهاد تقسيم غنايم عبادات محرمات ونظاير آنها كه در اين موارد فرمان رسول متكي به وحي الهي وبه منزله فرمان خدا بوده است.اما در مواردي كه پيامبرخارج از مقوله دين نظر شخصي مي داده چه بسا خود آن حضرت نظرش را واجب الاعه نمي دانسته چنانكه بنا به گزارش همه مورخان در جريان جنگ احد نظر شخصي را رها ساخته وتسليم نظر اكثريت شد.وحتي خداوند بنا به آيات صريح قرآن بعضي از امور شخصي پيامبر رامورد انتقاد نيز قرار داده مانند:يا ايها النبي لم تحرم ما احل الله لك..اي پيامبر چرا چيزي را كه خدا بتو حلال كرده برخود حرام مي كني؟! واز اينجامعلوم مي شودكه همه آراءپيامبرامريه خدا نبوده است....

حق جو
Wednesday 1 March 2006, 11:56AM
با سلام

در ادامه سخن جناب جاهد:


مثلا اگر پیامبر (ص) در باره انتصاب جانشینش که مهمترین مساله اسلام است سخن گفته باشد این از جانب خدا نیست و نباید آنرا قبول کنیم چرا که اگر چنین کاری بکنیم تکلیف عمر و ابوبکر در این بین چه می شود!! ( تبصره: ابوبکر می تواند برای خود انتصاب جانشین کند و این انتصاب از سنت پیامبر هم بالاتر است و هر کس آنرا انکار کند از اسلام خارج است و رافضی نامیده می شود!!!)
اما اگر پیامبر (ص) در باره تقسیم مشتی غنیمت جنگی که هیچ دخلی به مسلمانان در زمانهای بعد ندارد سخن گفته باشد این حتما دستور خداست !!!
این در حالی است که قران می گوید:
و ما ینطق عن الهوی
پیامبر هر گز به تبعیت از هوای نفس سخن نمی گوید

اگر قرار بر اطاعت از سنت پیامبر باشد بدون شک نمی توان آنرا از منافقان فرا گرفت و اطاعت کرد بلکه این اهل بیت هستند که ما را به سنت پیامبر(ص) رهنمون می شوند.

رهرو
Wednesday 1 March 2006, 05:56PM
خدمت جناب "یاور" و "جاهد" سلام علیکم
قبل از هر چیز خواهش میکنم به مسائیل حاشیه ای که بعضیها به وجود میآورند اعتنا نکنید تا بتوانیم این شاءالله یک نتیجه گیری کلی از این تاپیک داشته باشیم .

اولا سنت پيشينيان سنت رسول الله نيست بلكه ايشان هر كدام خود را به سنت رسول الله مي چسپانند و گوشه اي از ان را گرفته و. گوشه اي را رها كرده اند همانند همه فرقه ها كه خود را پيرو قران مي دانند و اصولا سنت يا روش رسول الله در تشريح مجملات قران چه ارتباطي به سنت هاي ابا ءو اجدادي دارد كه شما برادر بزرگوار مي فرماييد سنت رسول الله هم اكنون همان چيزي است كه فرقه ها ان را تبليغ مي كنند


منبع شما جهت دست یابی به سنت رسول الله (ص) چیست و کجاست ؟
ببنید ما موقعی که به نوری که ما رو از ظلمات رهایی بخشیده مینگریم می بینیم که بعد از 1400 اندی سال هنوز هیچ اختلافی بین تمامی قرآنهایی که در دست مسلمانان هست مشاهده نمیشود و این مصداق
همین آیه است که: " و انا له لحافظون" . پس اطمینان داریم که نوری که در دست ما همان قرآنی ست که بر محمد نازل شده بدون تحریف . ولی در سنت ما به چی منبعی میتوانیم اطمینان کنیم ؟ کدام کتاب ؟ کدام فرقه و مذهب ؟ اگر بخواهیم که تابع فرقه ها باشیم الله جل جلاله فرموده (30:29) بلکه پیروی کردند آنانکه ستم کردند هوسهای خویشرا بدون دانش پس که راهنمایی کند انرا که گمراه ساخت خدا و نیست ایشانرا یاورانی (30:30) پس راستگردن رویت را بدین حقگرای افرینش , خدا را که
آفرید مردم را , برآن نیست تغییری آفرینش خدارا, اینست دین استوار ولیکن بیشتر مردم نمیدانند (30:31) بازگشت کنندگان بسوی او و بپرهیزیدش وبر پای دارید نماز را و نباشید از شرک آورندگان ! (30:32) از انان که پاره پاره کردند دینشانرا و شدند گروه گروه هر گروهی بانچه نزد ایشانست شادمانند .
آیا کتابی دارید که سنت رسول الله در آن باشد و مطئمن باشید دست نخوره باشد!؟ وجوب عمل به سنت در حال حاضرپیرو فرقه خاصی شدن است . شما میخواهید سنت را از کجا بیاورید که مطئن باشید چیزی رو اجرا میکنید که کلام رسول الله است . چیزی رو پیروی میکنید که سنت پیشینیان نیست ؟
غیر از اجماع مدرکی دارید ؟!
یا الله
رهرو

جاهد
Wednesday 1 March 2006, 06:16PM
باسلام
خدمت دوستانيكه در اين بحث علمي تحقيقي شركت مي كنند عرض كنم شياطيني هستند كه مانند هميشه مي خواهند با انحراف بحث نگذارند تا حقايق بر مردمان آشكار گردد وهمچنانكه دين خدارا به انحراف كشاندند براحتي خواهند توانست اين محفل را هم منحرف كنند پس بهتر است جواب اين ياوه سرائي ها را ندهيد ونقطه نظر هاي خود را پيرامون سنت بيان فرماييد.

جناب رهرو براي شروع بحث بايد ابتدا ببينيم آيا شما ويا ديگر دوستان اصل سنت نبي اكرم (ص) را قبول داريد يا خير؟آنگاه برويم سراغ اينكه اين سنت را چگونه وچطور بايد بدست آورد!
همانطور كه در بالا توضيح داده شد سنت پيامبر واطاعت از سنت رسول واجب وانكار آن كفر محسوب مي گردد !
حال سئوال آيا اصل سنت را قبول داريد ياخير؟ البته با دلايلي كه ذكر شد از نظر ما سنت در قرآن وجود دارد وما بايد از آن اطاعت كنيم

zxcv
Wednesday 1 March 2006, 10:11PM
از طرف ديگر دسته اي هم كه اخيرابخصوص در ايران زياد شده اند درست در نقطه مقابل قرار گرفته واصل سنت پيامبر را منكر گرديده اند كه انكار آن خود كفر است!

جناب جاهد !!

بفهم که در حال تهمت زدن به چه افرادی هستید ؟!!! می خواهید در پاسختان بگویم که کسانی که از دروغهایی به نام سنت تبعیت می کنند در حال دروغ بستن به خدا و پیامبر هستند !! بعد از هزار و چهار صد سال آنچنان در مورد سنت نبی گرامی صحبت می کنی که انگاری کنار پیامبر نشسته ایی و در حال اطاعت از او هستی !!!

آنچه لازم بود تا کنون گفته شده و آنکه تقلید می کند نمی تواند چیزی غیر آنچه که به او گفته اند فکر و نظری دهد . لازم نیست که مرجع تقلید عمامه ایی بر سر داشته باشد و یا اسم او فلان آیت الله یا مفتی باشد ! هر آنکس که معلمی غیر قران و عقل دارد ، مقلدی غافل است !!!

آنقدر درک این مطلب برای شما سخت شده که نمی دانید که وقتی که گفته می شود اطاعت از پیامبر ، یعنی اطاعت از پیامبری که می تواند از سخنانش دفاع کند !!! می تواند بگوید که این سخن از من است یا خیر !!! مگر شما هم شده اید مانند آن قوم جاهل که مرده را با زنده یکی می دانند ؟!!!

اطاعت از قران یعنی اطاعت از همه آنچیزی که محمد (ص) باید به ما می رساند و آنچه از فرامینی که رسول الله در دوران حیاتش خارج از قران به امتش امر نمود، فقط برای این بود که نزول قران کامل شود و بعد از نزول کامل قران تنها امام امت ، قران است و بس .

اطيعوالله و اطيعوالرسول و اولي الامر منكم
(اطاعت از خدای زنده و اطاعت از پیامبر زنده و اطاعت از الا امر زنده)

اطاعت از رسول و الاامر مرده بی معنی است !! مگر نمی دانید به سادگی می توان به مردگان دروغ بست ؟!! و شما همان دروغها را می خواهید مانند قران اطاعت کنید !!!!

فکر کنید که چرا تا 250 سال بعد از نبی گرامی حدیثی نوشته نمی شد ؟!! چرا عمر احادیث پیامبر را سوزاند ؟!!! چرا یهود و صلیبیون به بی راهه رفتند ؟! چرا عاقبت مسلمانان اینچنین شد ؟!!!

عجیب است عجیب است و الله عجیب است که شما چرا آنقدر درکتان ضعیف شده که حتی نمی دانید که امکان ندارد که خداوند احکام آخرین و کاملترین دین خود را خارج از گنجینه محفوظ شده ( قران ) بیاورد !!! مگر می شود که قران را حفظ کند ولی احکامی دیگری نازل کند و لوزمی برای حفظ آن نبیند ؟!!!

مگر خدا امر به محال می کند ؟!! اطاعت مردم از رسول لازمه هدف رسالت بود و هدف رسالت تحویل قران به بشر بود!!! و قران است که ثمره رسالت نبی گرامی و تنها مرجع اسلام می باشد .

شما ناخواسته همانی می کنید که سالهاست سعی به محو آن دارید !!!! شما پایه و اساس بدعت و شرک را در بین مسلمانان موجه می کنید و دروغهای دروغ پردازان را مانند قران لازم الطاعه جلوه دهید .

ظلم تابعین غیر قران به قران در آنجایی مشخص می شود که این آیه خوانده می شود .

ثم آتینا موسی الکتاب تماما علی الذی احسن و تفضیلا لکل شیئی و هدی و رحمته لعلکم بلقاء ربهم یومنون ( انعام - 154)
بر موسی کتاب کامل نازل کردیم تا مایه تکمیل حسن عمل مردم نیکوکار و بیان احکام همه چیز و موجب هدایت و رحمت جامعه باشد ، شاید به دیدار خدا در روز قیامت ایمان آرند .

خدایا چگونه باید با این جماعت ثابت کنیم ، که وقتی که تو کتاب بنی اسرائیل را اینچنین توصیف می کنی ، امکان ندارد که برای قران که مخصوص تمامی بشرمی باشد همچین مقامی قائل نشوی !!

خدایا اگر توراتت می تواند به تنهایی انسان را به سعادت برساند چرا اینها می گویند قرانت نمی تواند ؟!! چرا به کلام تو ظلم می کنند ؟!!

خدایا اینان چه کسانی هستند که به ما کافر می گویند ؟!!! به چه گناهی ؟!!

وسلام یا الله

بچه با حال
Wednesday 1 March 2006, 10:36PM
يا الله

اللهم صل علي محمد وال محمد

علما متقدمين و معاصر اعم از شيعه و سني بر اين اصل اتفاق كرده اند كه اصول و اساسات معتبر براب ثبوت احكام شرعي و بيان حلال و حرام اول كتاب الله است كه از جانب خداوند عزيز
نازل گرديده است كه هيچ باطلي در ان راه ندارد "نه در آينده و نه در گذشته سپس سنت رسول اكرم ص انهم سنت پيامبريكه از هواي نفس خويش سخن نمي گويد و گفتارش جز وحي كه بر او نازل شده چيزديگري نمي باشد
و اما اصل اول كه كتاب الله است و خداوند در مواضع متعددي از قران كريم وجوب پيروي و چنگ زدن به ان و توقف نمودن نزد حدودش را بيان نموده و مي فرمايد :
1- (اتبعوا ما انزل اليكم من ربكم و لا تتبعوا من دونه اولياءقليلاما تذكرون )
اي مردم پيروي كنيد انچه را كه به شما از جانب پروردگار شما نازل شده است و به غير از او ديگري را به حيث دوستي و حامي پيروي نكنيد چه قدر كم پند پذير مي شويد
2- و هذا كتاب انزلناه مبارك فاتبعوه و اتقوا لعلكم ترحمون
و اين كتابي است كه كه ما ان را فرو فرستاديم مبارك است پس پيروي كنيد ان را و تقوي اختيار كنيد تا باشد كه مورد رحمت قرار گيريد
ايات قران در اين مورد بسيار است كه در اين ايات امر شده است كه به انچه كه از طرف الله نازل شده است ايمان اورده و اطاعت نماييد

ادامه

فرمايشات متيني است . مرحبا بناصرنا.

بچه با حال
Wednesday 1 March 2006, 10:39PM
و اما در كنار اين ايات در قران كريم اياتي وجود دارد كه مسلمانانرا به اطاعت و پيروي از رسول اكرم ص دستور داده است و از انجايي كه پيامبر اكرم براي همه افراد بشر مبعوث شده وكليه گروندگان از جانب خداوند
مامور به اطاعت و پيروي ان حضرت تا قيامت مي باشند فرامين ايات الهي تنها متوجه ياران پيامبر اكرم ص نبوده بلكه تمام افراد بايد جدا از اطيعواالله كه اطاعت خداوند مي باشد از دستورات رسول نيز كه توضيح دهنده مجملات قران مي باشد اطاعت نمايند كما اينكه اگر سنت پيامبر يعني روش پيامبر اكرم ص در تشريح احكام
قران در كنار قران نمي بود قران به تنهايي نمي توانست براي مومنان و گروندگان نمازي واحد را تشريح نمايد
كه مسلمانان بتوانند به صورت جماعت به امامت محمد ص نماز بخوانند و همينطور از انجايي كه يكي از بزرگترين اهداف دين اتحاد مسلمين و فقر زدايي و امر به معروف و نهي از منكر مي باشد در صورتي كه اين
مسائل از طرف پيامبر اكرم ص تشريح نشود و مسلمين فلسفه زكات و مقدار ان را نفهمند به افراط و تفريط روي اورده و حتي ممكن است به جايي برسند كه تمايلات نفساني ايشان را به خساست در پرداخت زكات برساند و همچنين در مورد نماز اگر تعداد ركعاتي از طرف خداوند توسط رسول مشخص نشود و كيفيتي براي خواندن وجود نداشته باشد مطمئنا هر كسي بنا به تمايلات نفساني خود دچار افراط و تفريط شده و كم يا زياد مي خوانند و يا نمي خوانند و در اين حال باز بايد قيد نماز به صورت جماعت را زد و هركسي نسبت به ميزان فهمي كه از مطالب قراني دارد اياتي را در جهت پرستش خدا به كار مي گرفت بدون اينكه داراي حركات و اذكار مشخصي باشد و باز در اين حالت حتي در صورت قبول نماز به صورت فردي امكان خواندن نماز به صورت جماعت وجود نمي نداشت
پس در اينجا لازم مي امد كه در كنار دستورات خداوند در كتاب تشريح كننده اي هم وجود داشته باشد تا حكم خطي قران را از قالب خط به تصوير بكشاند و اين به تصوير كشاندن احكام چيزي نيست جز سنت يا روش صحيح
عمل به دستورات خداوند متعال كه بايد از هرگونه افراط و تفريط در مورد ان اجتناب شود و در اينجا تعدادي از اياتي را كه در قران امده و وجوب عمل به سنت پيامبر اكرم ص را مشخص مي سازد براي ياد اوري مي اورم

(اطيعواالله و الرسول لعلكم ترحمون )الله و رسول اوزا فرمان ببريد تاباشد كه مورد رحمت قرار گيريد(ال عمران 132)

درسوره نساءبه اين مضمون مي فرمايد :

(يا ايها الذين آمنوا اطيعوالله و اطيعوالرسول و اولي الامر منكم فان تنازعتم في شي فردوه الي الله و الرسول ان كنتم تومنون با الله و اليوم الاخر ذلك خيرو احسن تاويلا )

اي كسانيكه ايمان اورديد الله وپيامبر اورا فرمان بريد و كساني را از خود فرمان بريد كه او الي الامرشما هستند
هرگاه بر چيزي در ميان خود اختلاف كرديد ان را به الله و پيامبراوبرگردانيد اگر به الله و روز اخرت ايمان داريد اين كار بهتر و نيك فرجام تر است

و نيز در سوره نساءمي فرمايد (من يطع الرسول فقد اطاع الله و من تولي فما ارسلناك عليهم حفيظا )نساء80

هركه پيامبر را فرمان مي برد پس حقا كه الله را فرمان برده است و كسيكه روگرداني مي كند پس ما ترا بحيث نگهبان بر ايشان نفرستاديم

فرمايش متيني است و مورد تاييد ما .

بچه با حال
Wednesday 1 March 2006, 11:13PM
و اينها همه نشان مي دهد كه اگر ايات خطي قران كافي و وافي بود خداوند متعال كه نعوذ بالله هرگز سخن اضافي و حتي كلمه اي مضاف نمي اورد به همان اطيعوا الله بسنده مي كرد و هرگز در كنار اطاعت خويش اطاعت رسول را واجب نمي كرد و اين در حالي است كه اطاعت رسول كه همان روش پيامبر اكرم در بيان و تشريح مجملات قران مي باشد و اين مجملات باعث ايجاد وحدت ميان مسلمين چه در ان زمان و چه در زمان ما
مي باشد چه بسا اگر هر كس بنا به فهم خويش از اقيموالصلوه بخواهد نمازي را بخواند هرگز نماز به صورت جماعت و يا جمعه نخواهيم داشت و اين يعني متفرق شدن و سقوط
كه خداوند در اين زمينه مي فرمايد :

و ما انزلنا عليك الكتاب الا لتبين لهم الذي اختلفوا فيه و هدي و رحمه لقوم يومنون (نحل 64)

و ما قران را جز براي اين به تو نازل نكرديم كه همان چيزي را كه در ان اختلاف مي ورزيدند براي ايشان بيان داري و هدايت و رحمتي باشد براي مومنان

و چگونه خداوند جل جلاله توضيح و بيان كتابي را كه بر مردم نازل شده به پيامبر خود تفويض مي كند در صورتيكه سنت يا روششان اصلا وجود نداشته باشد و يا انكه به حيث حجت و دليل پذيرفته نشود همانند دلايلي كه در گذشته باعث شد كه خداوند قران را براي رفع اختلاف نازل سازد كه خداوند اين اطاعت از رسول را براي
به براي اينكه مجددا به همان اختلافي كه در گذشته بدان رسيده بودند را با اين ايه از قران بيان مي دارد در سوره نور ايه 54

قل اطيعو الله و اطيعو الرسول فان تولوا فانما عليه ما حمل و عليكم ما حملتم و ان تطيعوه تهتدوا و ما علي الرسول الا البلاغ المبين

بگو خدارا فرمان بريد و پيامبر را فرمان بريد و اگر رو برگردانيد پس پيامبر مسئول چيزي است كه بر دوش او گذاشته شده است و شما مسئول چيزي هستيد كه بر دوش شما گذاشته شده است و اگر او را فرمان بريد رهياب مي شويد بر پيامبر نيست مگر تبليغ اشكار

و در سوره مذكور به اين مضمون نيز امده است كه :

و اقيموالصلوه و اتوالزكاه و اطيعو الرسول لعلكم ترحمون (نور56)

نمازرا به تمام و كمال ادا كنيد زكات را بپردازيد و پيامبر را اطاعت كنيد تا باشد مورد رحمت قرار گيريد

و در سوره اعراف چنين فرموده است
قل يا ايها الناس اني رسول الله اليكم جميعا الذي له ملك السموات و الارض لا اله الا هو يحيي و يميت فامنوا با الله و رسوله النبي الامي الذي يومن باالله و كلماته و اتبعوه لعلك تهتدون (اعراف 158)

اي مردم من فرستاده الله هستم بسوي همه شما از جانب ذاتي كه پادشاهي اسمانها از ان اوست معبودي جز او نيست زنده مي گرداند و ميميراند پس به الله و پيامبر به ان نبي امي ايمان اريد كه به الله و گفته هاي او ايمان دارد و اورا پيروي كنيد تا باشد كه رهياب شويد

ايات متذكره فوق دلايل بسيار و روشني است بر اينكه هدايت و رحمت همانا در پيروي و اتباع ان حضرت نهفته است پس چگونه اين كار امكان پذير مي گردد اگر به سنت يا روش ان حضرت عمل نشود و يا شخصي بر اين باور باشد كه سنت ان حضرت اساسا صحت ندارد و يا قابل اعتماد و اطمينان نيست خداوند در سوره نور چنين فرموده است

(فليحذرالذين يخالفون عن امره ان تصيبهم فتنه او يصيبهم عذاب اليم (نور63)
پس كسانيكه از حكم پيامبر تخلف مي كنند بايد بترسند كه مبادا با فتنه اي مواجه شوند و يا عذابي دردناك به ايشان رسد

و ما آتاكم الرسول فخذوه و ما نهاكم عنه فانتهوا (حشر 7)

انچه را پيامبر براي شما مي دهد بگيريد و انچه شما را از ان منع مي كند منصرف شويد

ايات در اين زمينه زياد است كه مجموعه اين ايات بر واجب بودن اطاعت و فرمان برداري و پيروي از سنت رسول ان حضرت دلالت مي كند كه اينها همه نشان از ان است كه در واقع كتاب خدا و سنت رسول دو اصل اساسي مي باشند و لازم و ملزوم يكديگرند و كسيكه يكي از اين دو را انكار و يا تكذيب نمايد كويا هر دوي ان را تكذيب نموده است

يا الله



احسنت . تا اينجا با فرمايشات شما موافقم . مطالب جالبي بود . اما آيا تا همين جا كافي است . فقط اطات از خدا و پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله وسلم ؟
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلاً [النساء : 59]

نقش اطاعت از اولي الامر در اين ميان چيست و كجاست ؟

بچه با حال
Wednesday 1 March 2006, 11:15PM
بسمه تعالي

جناب ياور بحث خوبي را شروع كرده ايد متاسفانه در جامعه كنوني ما افراط وتفريط در دين بلاي جان خود دين گرديده!عده اي كه اخباري هستند وكتاب خدا را بدور انداخته وفقط مشغول اخبار واحاديث هستند وتنها احاديث وروايتهاي كتابهاي فرقه خود را دربست قبول دارند وبس وهيچ ملاك وميزاني نيز جهت درست وغلط بودن ندارند. از طرف ديگر دسته اي هم كه اخيرابخصوص در ايران زياد شده اند درست در نقطه مقابل قرار گرفته واصل سنت پيامبر را منكر گرديده اند كه انكار آن خود كفر است!
در اين دنيا براي معرفي هر مسلك ومرام وتئوري ودين مي بايستي الگوئي باشد والا صرف تئوري پردازي بدون اينكه الگوي عملي آن موجود باشد قابليت اجرائي ندارد به همين دليل خداوند جهت اجرائي بودن دين خود الگوئي رابايد به مردم معرفي نمايد آن الگوئي از جنس خودشان به همين خاطر پيامبر را بهترين الگو براي ما قرارداده كه بايد در اعمال ديني از او سرمشق بگيريم ...
انشالله بتوانم در ادامه اين بحث بيشتر باز نمايم

با اصل كلام شما موافقم .در روايت است: اليمين والشمال مظله و الطريق الوسطي هي الجاده . انسان از هر طرف كه افراط يا تفريط كند به گمراهي دچار مي شود و اعتدال مايه نجات است . براي استنباط بن مايه اسلام نبايد به هر رطب ويابسي كه در كتاب هاي حديثي آمده استناد كرد. از آن سو هم نبايد كلا حديث را به كناري انداخت . متواترات مورد اتفاق فرق مسلمين مي تواند سنت شريف پيامبر را به خوبي نمايان سازد . سنتي كه ذكر خدا در آن است و الگويي شايسته براي پيروي است .: لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيراً [الأحزاب : 21]

بچه با حال
Wednesday 1 March 2006, 11:15PM
با عرض سلام خدمت موحد عزیزجناب یاور
فرموده بودید:

در این خصوص کسی شکی ندارد و نیز نقطه نظر خلافی مشاهده نشده ولی آنچه مهم است تشخیص آنچه به ما رسیده از سنت رسول الله و احادیث و روایات کذب و دروغینی ست که شیعه و سنی و سایر و فرقه ها به ایشان نسبت داده اند. الله جل جلاله ما را از سنت پیشینیان نهی نموده و ما حق نداریم آنچه را که سایر فرقه ها به نام سنت رسول الله جمع کرده اند از وحی الهی بدانیم و بی چون و چرا اجرا کنیم و بگوئیم این احادیث و روایت نیز باید در کنار قرآن باشد تا دستورات الهی قابل اجرا باشند! برنخورده اید به این آیه که . " فبی حدیث بعده یومنون "!!

جناب یاور همانطور که عرض کردم اطاعت از رسول را هیچ کس منکر نیست ولی خیلی مضحکانه است که هر آنچه را الان به شما دادند را شما به اسم سنت رسول به اجرا در آورید و اسمش را بگذارید پیروی از سنت رسول! این دقیقا پیروی از سنت گذشتگان است و بس ! شما باید دلیلی محکم برای به اجرا در آوردن هر حدیث و سنتی داشته باشید! آیا شما میخواهید سنت رسول را از کتاب صحیح مسلم و صحیح بخاری بیاورید؟ یا از کتب شیعه ؟ و یا سایر فرقه ها؟


اين همان نكته اي است كه عرض كردم . تمسك به سنت متواتر و مورد قبول تمام فرق مسلمين . يعني رواياتي كه در منابع روايي كليه فرق آمده و مورد تاييد علما قرار گرفته است .


قبول کنید که یخورده در بکاربردن کلام فوق تفریط کردید!سنت رسول همین الان هم باعث این نمی شود که کسی زکات خود را حتما بدهد و یا حتما نماز بخواند !

در اين صورت اشكال از سنت پيامبر نيست اشكال از آن كسي است كه به مال خود طمع كرده و حاضر نيست اين سنت شريف را اجرا كند.



شما حرف از اتحاد و جماعت میزنید !؟ ولی نمونه ای را نمی توانید در خصوص نماز مثال بزنید . شیعه طوری نماز میخواند و پیرو سنت است و سنی طور دیگر و پیرو - شافعی و ملاکی و حنبلی و صوفی و شیخی و وهابی و 0000 همه خود را پیرو سنت رسول میداند ولی همه در نمازشان اختلاف دارند و می بینیم جماعتی و اتحادی که تمام طوایف را گرد هم بیاورد هم اکنون نیز وجود ندارد؟ جز در مکه که صریح آیه قرآن سفارش کرده به تمامی مسلمانان پیرو قرآن که در انجا بر روش آنان عمل کنند (به کسانی که در مکه سکنی گزیده اند)

اینجانب به شخصه سنت صحیح رو در اجماع می بینم و بس . من معتقدم نه اینکه سنت صحیح نمی بایست اجرا شود ولی این اجرا در صورتی که بخواهد از کتب خاصی و یا فرقه خاصی تشریح شود می بایست ترسید و احتیاط کرد! قرآن میزان و معیار ما در سنجش است . نه فرقه و کتب سایرین . مثلا در خصوص رکعات شما بنگرید و مثال بیاورید کدام فرقه ها اختلاف دارند وکم و زیاد میخوانند ؟ و در مورد سایر موارد نیز اجماع بعد از قرآن شرط انتخاب را مشخص میکند ولاغیر.


در همين مواردي هم كه فرموديد همچون نماز و ... اگر به روايات صحيح و متواتر مورد اجماع كليه فرق عمل شود و نظرات شخصي اين و آن كنار گذاشته شود ، اجماع مطلوب به سادگي حاصل مي شود .

ياور
Wednesday 1 March 2006, 11:39PM
خدمت جناب "یاور" و "جاهد" سلام علیکم
قبل از هر چیز خواهش میکنم به مسائیل حاشیه ای که بعضیها به وجود میآورند اعتنا نکنید تا بتوانیم این شاءالله یک نتیجه گیری کلی از این تاپیک داشته باشیم .

منبع شما جهت دست یابی به سنت رسول الله (ص) چیست و کجاست ؟
ببنید ما موقعی که به نوری که ما رو از ظلمات رهایی بخشیده مینگریم می بینیم که بعد از 1400 اندی سال هنوز هیچ اختلافی بین تمامی قرآنهایی که در دست مسلمانان هست مشاهده نمیشود و این مصداق
همین آیه است که: " و انا له لحافظون" . پس اطمینان داریم که نوری که در دست ما همان قرآنی ست که بر محمد نازل شده بدون تحریف . ولی در سنت ما به چی منبعی میتوانیم اطمینان کنیم ؟ کدام کتاب ؟ کدام فرقه و مذهب ؟ اگر بخواهیم که تابع فرقه ها باشیم الله جل جلاله فرموده (30:29) بلکه پیروی کردند آنانکه ستم کردند هوسهای خویشرا بدون دانش پس که راهنمایی کند انرا که گمراه ساخت خدا و نیست ایشانرا یاورانی (30:30) پس راستگردن رویت را بدین حقگرای افرینش , خدا را که
آفرید مردم را , برآن نیست تغییری آفرینش خدارا, اینست دین استوار ولیکن بیشتر مردم نمیدانند (30:31) بازگشت کنندگان بسوی او و بپرهیزیدش وبر پای دارید نماز را و نباشید از شرک آورندگان ! (30:32) از انان که پاره پاره کردند دینشانرا و شدند گروه گروه هر گروهی بانچه نزد ایشانست شادمانند .
آیا کتابی دارید که سنت رسول الله در آن باشد و مطئمن باشید دست نخوره باشد!؟ وجوب عمل به سنت در حال حاضرپیرو فرقه خاصی شدن است . شما میخواهید سنت را از کجا بیاورید که مطئن باشید چیزی رو اجرا میکنید که کلام رسول الله است . چیزی رو پیروی میکنید که سنت پیشینیان نیست ؟
غیر از اجماع مدرکی دارید ؟!
یا الله
رهرو



يا الله

اللهم صل علي محمد و ال محمد

قبل از هر چيز بنده فكر مي كنم كه بايد تعريف خاصي از سنت ارائه نمود تا معاني عرفي و اصطلاحي

كه نسبت به اين جمله به كار گرفته مي شود از اذهان زدوده شود

متاسفانه هر زمان صحبت از سنت مي شوداذهان بعضي از برادران متوجه اين موضوع مي شود كه

مقصود يكسري از اعمال و رفتار عرفي پيشينيان است كه از گذشته دور تا به امروزنسل به نسل به

مردم منتقل مي شود و باز با توجه به اينكه اينگونه اشخاص كه با غور در مسائل فقهي به قابل

استناد نبودن همه احاديث و روايات رسيده اند به چنين تفكري رسيده اند كه چگونه مي شود سواي از

قران كه غير قابل تحريف است احكامي ديگر همسو با قران در هر دوره اي بدون تحريف باقي بماند و قابل اجرا باشد
و اينها همه در صورتي است كه وقتي صحبت از سنت مي شود مقصود روش و تبيين اجراي يكسري

احكام مجمل قراني توسط رسول الله مي باشد كه برگرفته از قران است نه وابسته به مسائل عرفي و

عقيدتي اقوام و ملل گذشته و كه معني روشن تر ان روش است

و اين روش پيامبر اكرم ص درواقع تبيين و نحوه اجراي احكامي همچون اجراي صلوه و رسيدن به

فهم تعداد ركعات نماز و نفاصيل احكام روزه -زكات -حج -جهاد -مي باشد لذا از انجايي كه اسلام دين

افراط و تفريط نيست ودين اتحاد و همبستگي است خداوند براي هر چيزي حد و حدود و ميزاني قرار

داده تا گروندگان جدا از سهولت در نحوه اجراي احكام به اتحاد برسند و متفرق نشوند و برابر با

هواي نفساني به افراط و تفريط در مورد احكام نپردازند

ودر مورد انتقاد دوم همانطور كه گفته شود ما با توجه به اصل تحريف پذيري حتي در معاني قران كه

توسط فرقه ها صورت مي گيرد و حتي تحريف ذات خداوند در قالب الهان نبايد متوقع باشيم كه سنت

رسول الله نبايد مورد دستخوش هيچ گونه تحريفي قرار گيرد واصولا تحريف واقعيتي دال بر انكار ان نيست
پس مي بينيم كه نحوه نماز خواندن رسول الله كه سنت يا روش او مي باشد بعد از هزاروچهارصدسال

گرچه دستخوش تحريفاتي در حركات و گاها بعضي اذكار قرار گرفته اما به حدي نيست كه صورت

اصلي ان خط خورده باشد ويا از ميان رفته باشد كما اينكه اگر قرار بود كه صورت اصلي نماز به

طور كلي تحريف شودو يا از ميان برود خداوند متعال كه علمش به همه زمانها محيط است هرگز به

گروه ايمان اورندگان دستور به خواندن نماز جمعه نمي داد

يا ايها الذين امنوا اذا نودي للصلوه الجمعه فاسعوا الي ذكر الله و ذرو البيع ذلكم خير لكم ان كنتم تعلمون

اي گروه ايمان اورندگان چون ندا كرده شود براي نماز در روز جمعه پس بشتابيد بسوي ذكر خدا و كنار گذاريد بيع را ان بهتر است براي شما اگر بدانيد

و ايا كساني كه فكر مي كنند سنت رسول الله تحريف شده و يا اصلا وجود ندارد جواب اين ايه را چه

خواهند داد و ايا اگر صورت نمازي توسط رسول الله مشخص نشده باشد و تا به امروز وجود نداشته

باشد نعوذ بالله اين ايه عبث و بيهوده نمي باشد ؟؟

و ايا خداوند امر به محال نموده است ؟؟

و يا با علم به اينكه تشريح اين حكم توسط رسولش در ميان مسلمين باقي خواهد ماند امر به نماز نموده است !!؟؟؟

يا الله

رهرو
Thursday 2 March 2006, 09:39AM
خدمت جناب "یاور" و "جاهد" سلام علیکم

جناب رهرو براي شروع بحث بايد ابتدا ببينيم آيا شما ويا ديگر دوستان اصل سنت نبي اكرم file:///D:/Documents%20and%20Settings/master%20mobtaker/My%20Documents/اثبات%20سنت%20رسول%20الله%20يا%20سنت%20نبوي%20!!%20-%20باشگاه%20جوانان%20ايراني_files/salallah.gif را قبول داريد يا خير؟آنگاه برويم سراغ اينكه اين سنت را چگونه وچطور بايد بدست آورد!
همانطور كه در بالا توضيح داده شد سنت پيامبر واطاعت از سنت رسول واجب وانكار آن كفر محسوب مي گردد !


منظور شما از اصل سنت نبی اکرم (ص)چیست؟ اگر منظور شما روش و شیوه ایشان است بله اینجانب به شخصه قبول دارم به شرطی که شما بتوانید اثبات کنید که از رسول الله ست .

متاسفانه هر زمان صحبت از سنت مي شوداذهان بعضي از برادران متوجه اين موضوع مي شود كه
مقصود يكسري از اعمال و رفتار عرفي پيشينيان است كه از گذشته دور تا به امروزنسل به نسل به
مردم منتقل مي شود

مگر غیر اینست جناب یاور! شما این اعمال و رفتار رو از کسی غیر پیشینیان گرفته اید!؟ اگر دلیل محکمی دارید ارائه دهید؟

وقتي صحبت از سنت مي شود مقصود روش و تبيين اجراي يكسري احكام مجمل قراني توسط رسول الله مي باشد كه برگرفته از قران است نه وابسته به مسائل عرفي وعقيدتي اقوام و ملل گذشته و كه معني روشن تر ان روش است

حرف ماهم حرف و روایاتیست که بنام حضرت رسول و به اسم سنت میخواهد به قول شما احکام مجمل قرآن را تبین کند ست ! میدانید چه شباهت خیره کننده ای بین این ایده شما و مشرکین جامعه ما وجود دارد؟
آنها زیارت عاشورا رو به روایت فلان امام و امام زاده میدانند و بعضی به روایت , حدیث قدسی می نامند و برایش هزاران ثواب می ترشاند - فلان دعا ضد و نقیض قرآن را به روایت فلان بن فلان به پیامبر متصل میکنند و برایش هزاران ثواب میتراشند وووو.... ولی شما عین همین عمل را به شیوه سنت به اجرا در می آورید فلان عمل و فلان کار را که از پیشینیان به دستتان رسیده را به محمد نسبت میدهید و به نام سنت او رواج میدهید و کسی را که قبول نکند کافر مینامید !؟
و اين روش پيامبر اكرم ص درواقع تبيين و نحوه اجراي احكامي همچون اجراي صلوه و رسيدن به

فهم تعداد ركعات نماز و نفاصيل احكام روزه -زكات -حج -جهاد -مي باشد لذا از انجايي كه اسلام دين افراط و تفريط نيست ودين اتحاد و همبستگي است خداوند براي هر چيزي حد و حدود و ميزاني قرار داده تا گروندگان جدا از سهولت در نحوه اجراي احكام به اتحاد برسند و متفرق نشوند و برابر با هواي نفساني به افراط و تفريط در مورد احكام نپردازند

همانطور که اشاره کردم با توجه به اینکه منبع محکمی برای دستیابی به سنت رسول وجود ندارد از وضعیت اسفناک جوامع اسلامی می بینیم که چقدر اتحاد و همبستگی از این سنت دروغین نسبت داده شده به رسول شامل حال مسلمان شده است؟ مشکل و اختلاف تمام جوامع مسلمان ما همین حدیث و روایت و سنت دروغینی است که ملا مترفین به اسم فلان امام و نبی اکرم (ص) در بین عوام رواج داده اند !

مورد انتقاد دوم همانطور كه گفته شود ما با توجه به اصل تحريف پذيري حتي در معاني قران كه
توسط فرقه ها صورت مي گيرد و حتي تحريف ذات خداوند در قالب الهان نبايد متوقع باشيم كه سنت
رسول الله نبايد مورد دستخوش هيچ گونه تحريفي قرار گيرد واصولا تحريف واقعيتي دال بر انكار ان نيست پس مي بينيم كه نحوه نماز خواندن رسول الله كه سنت يا روش او مي باشد بعد از هزاروچهارصدسال گرچه دستخوش تحريفاتي در حركات و گاها بعضي اذكار قرار گرفته اما به حدي نيست كه صورت اصلي ان خط خورده باشد ويا از ميان رفته باشد كما اينكه اگر قرار بود كه صورت اصلي نماز به طور كلي تحريف شودو يا از ميان برود خداوند متعال كه علمش به همه زمانها محيط است هرگز به گروه ايمان اورندگان دستور به خواندن نماز جمعه نمي داد

شما خود معتقدید که سنت رسول الله نیز تحریف شده ! آنوقت چه چیز از سنت رسول رو میخواهید اثبات کنید؟ هیچ کس معتقد نیست که صورت اصلی نماز به طور کلی تحریف شده ولی انچه مسلم است انچه فعلا اجرا میشود از سنت رسول نیست ! شما میگوید سنت رسول آمده نوع نماز خواندن را تبین کرده آیا شما الان هیچ سوالی از نحوه نماز خواندن فعلی مسلمان ندارید؟ آیا تمامی مبهمات آن برای شما آشکار شده ؟ مطمئنید!!؟ نه خیلی چیزها را نمی دانید فقط و فقط میگوید چون سنت رسول الله ست پس درست است ولی اصلا " به این موضوع توجه نمیکنید شاید به اسم او باشد؟ مگر الله شما رو سفارش نکرده که از آنچه که به آن علم نداری تبعیت نکنی ؟ فردا جواب این پیروی کورکورانه را چه میخواهیم بدهیم ؟؟

ايا كساني كه فكر مي كنند سنت رسول الله تحريف شده و يا اصلا وجود ندارد جواب اين ايه را چه
خواهند داد و ايا اگر صورت نمازي توسط رسول الله مشخص نشده باشد و تا به امروز وجود نداشته
باشد نعوذ بالله اين ايه عبث و بيهوده نمي باشد ؟؟

شما با توجه به این آیه میخواهید اثبات کنید سنتی که اکنون در دست من و شماست تحریف نشده و عین کلام رسول است ؟ فقط بُعد نماز را در نظر نگیرید موقعی که شما حرف از قبول و اثبات سنت میزنید منظورتان این است که هر چه را که به نام او فرقه ها سنت می نامند و یا اشاره به منبع خاصی دارید؟
اگر اشاره به منبع محکم خاصی ندارید و گفته فرقه خاصی نیز مد نظرتان نیست با چه چیز میخواهید سنت صحیح او را به اثبات برسانید؟ در مورد نماز جمعه اجماع مشخص کننده شکل نماز جمعه ایست که اززمان حضرت رسول به اجرا در می آمده ولی نوع انرا از کدام فرقه میخواهید تمیز کنید ؟
همانطور که قبلا اشاره کردم اجماع مبین اثبات یک روش است .و بس
یا الله

ياور
Thursday 2 March 2006, 02:43PM
يا الله


اللهم صل علي محمد و ال محمد


با عرض سلام خدمت برادر گرامي جناب ره رو


انتظار مي رود كه ارام تر به بحث ادامه دهيد !!؟؟؟؟؟؟؟؟؟


آنها زیارت عاشورا رو به روایت فلان امام و امام زاده میدانند و بعضی به روایت , حدیث قدسی می نامند و برایش هزاران ثواب می ترشاند - فلان دعا ضد و نقیض قرآن را به روایت فلان بن فلان به پیامبر متصل میکنند و برایش هزاران ثواب میتراشند وووو.... ولی شما عین همین عمل را به شیوه سنت به اجرا در می آورید فلان عمل و فلان کار را که از پیشینیان به دستتان رسیده را به محمد نسبت میدهید و به نام سنت او رواج میدهید و کسی را که قبول نکند کافر مینامید !؟


و اينكه شما در عين توضيح معناي لغوي سنت و عدم ارتباط ان با اعمال و رفتار عرفي مردم كه

سنت پيشينيان نام دارد نتوانستيد تمييز ميان ان دو قائل شويد

به نظر بنده دليلش تكيه كردن شماست نسبت به همان مفهومي كه از قبل نسبت به انها داشته ايد

و گرنه بنده گفتم كه سنت يا روش پيامبر اكرم در واقع تبيين اجراي يكسرياحكام مجمل قراني توسط

رسول الله است كه برگرفته از قران بوده است و به صورت شفاف تر اينكه در قران خداوند در مورد

چگونگي برپايي صلوه و تعداد ركعات و كميت نماز سخني نفرموده و فقط فرموده است اقيموالصلوه

و اين يك حكم مجمل قران است كه نياز به تفصيل دارد و اصولا چه كساني كه گرونده بوده اند و چه

كساني كه به ايين اسلام قرار است بپيوندند بايد از اين اقيمو الصلوه كه تنها در قالب خط و كلمه بيان

شده است تصويري يا الگويي داشته باشند تا بتوانند به اين حكم عمل كنند و صرف نسخه خطي قران

وجمله اقيمو الصلوه هرگز كس يا كساني را به نحوه اجراي صلاه رهنمون نمي سازد

لذا خارج شدن يك حكم از قالب خط و تبديل ان به تصويري براي سرمشق مسلمانان الگويي مي

خواهد كه نه فقط مسلمانان زمان پيامبرص بتوانند از ان بهره ببرند بلكه با توجه به كافه للناسي

قران همه مردمان را با يكديگر متحد مي سازد و با قبول ان الگو در زير لواي اسلام نمازشان را

طبق الگوي پيامبرشان به اجرا در مي اورند و اين تشريح و يا تبديل از قالب خط به تصوير و سراخر

الگو سنت يا روشي است كه از اسوه حسنه رسول الله است و بايد بر جا مانده و بماند تا تكليف ايات

مجمل خداوند مشخص شود و اگر قرار بود كه اين الگو يا روش در ادامه زندگي مردمان از ميان

برود هرگز خداوند خطاب به مومنين دستورخواندن نماز جمعه را صادر نمي كرد وهمه اياتي كه در

ان امر به برپايي نماز شده بود فقط براي مسلمانان زمان پيامبر اكرم ص معنا و مفهوم داشت و

حجت مي بود و ساير مسلمانان دوره هاي بعدي به ان احكام بي اعتنا مي شدند و ان احكام را تعطيل

شده مي پنداشتند حال شما بايد بفرماييد كه ايا تشريح حكم نماز سنت پيامبرص است يا سنت پيشينيان

و ايا هر فرقه اي كه داعيه برحق بودن خود را دارد بر اساس وجود داشتن و علم به سنت پيامبر ص

سنت هاي غلطي را به ان ضميمه كرده يا ايشان بدون توجه به سنت پيامبر اكرم هر كدام شكل و

نوعي نماز را براي خود اختراع نموده اند و نام ان را سنت گذاشته اند

پس مي بينيم كه همه مسلمانان در وهله اول سنت رسول الله را قبول دارند اما با توجه به همان اصل

تحريف پذيري كه در مورد معاني قران و حتي ذات خداوند هم صادق است

اصلي را در جهت اراءو عقايد و افكار پيشينيان تغيير داده و يا كم و زياد نمودند و اين تغيير و تحريف

هرگز به معناي اين نيست كه سنت يا روش پيامبر اكرم ص اشتباه است يا وجود ندارد


و شما برادر بزرگوار پيوسته بر اين مطلب تاكيد داريد كه با توجه به تحريف شدن ان قابل استناد نيست

اما بنده مي گويم كه چگونه شما با اينكه يقين داريد كه قران سخن خداوند است اما تحريف در معاني

ان توسط فرقه ها را قبول داري و چگونه قرار داده شدن الهاني توسط فرقه ها در كنار ذات خداوند

را تاييد مي كني اما در زمان رسيدن به مطلبي به نام سنت توقع داريد كه دست نخورده و بدون هيچ

گونه روايت و حديث ضد و نقيضي وجود داشته باشد و مگر مي شود !!!!!

يا الله

رهرو
Friday 3 March 2006, 07:55AM
خدمت برادر بزرگوار جنا ب یاور:
سلام علیکم
بنده گفتم كه سنت يا روش پيامبر اكرم در واقع تبيين اجراي يكسرياحكام مجمل قراني توسط رسول الله است كه برگرفته از قران بوده است و به صورت شفاف تر اينكه در قران خداوند در مورد چگونگي برپايي صلوه و تعداد ركعات و كميت نماز سخني نفرموده و فقط فرموده است اقيموالصلوه و اين يك حكم مجمل قران است كه نياز به تفصيل دارد
من تعریف شما را برای بهتر به نتیجه رسیدن بحث , قبول میکنم . ولی آنچه که من خیلی به آن اصرار می ورزم و شما موحدین ییرو سنت , مرا در رفع این ابهام یاری نمی کنید این است که:
چه منبعی رو برای استخراج سنت صحیح رسول انتخاب می کنید؟
توجه کنیم اگر ما بخواهیم سنت رو به قرآن عرضه کنیم و اگر خلافش اثبات نشد بپذیریم , یک نکته بسیار مبهم ذیل جای سوال دارد.
و آن اینکه با توجه به قول شما "{ سنت يا روش پيامبر اكرم در واقع تبيين اجراي يكسرياحكام مجمل قراني توسط رسول الله است}" تمامی فرقه ها مثلا" در خصوص نماز شیوه و روشی خاصی رو از ایشان نقل میکنند چگونه باید شیوه و روش ایشان رو از میان سایر فرقه ها تمیز داد و بیرون کشید؟ به کدام منبع محکم می توانیم تکیه کنیم که همانند قرآن دستخوش تحریف نشده باشد؟!
یا الله
رهرو

حق جو
Friday 3 March 2006, 09:43AM
با سلام

جناب رهرو

به همین دلیل است که مردم تا قیامت به اهل بیت و حدیث ایشان نیاز دارند. بدون شک نمی توان حدیث و سنت پیامبر(ص) را از منافقین فرا گرفت. اگر اختلافی در بین مسلمانان پدید آمده منشا آن همین جاست که عده ای صحابی بودن را از ایمان داشتن مهمتر می دانند!! و مثلا این گونه می گویند:





مثلا اگر پیامبر (ص) در باره انتصاب جانشینش که مهمترین مساله اسلام است سخن گفته باشد این از جانب خدا نیست و نباید آنرا قبول کنیم چرا که اگر چنین کاری بکنیم تکلیف عمر و ابوبکر در این بین چه می شود!! ( تبصره: ابوبکر می تواند برای خود انتصاب جانشین کند و این انتصاب از سنت پیامبر هم بالاتر است و هر کس آنرا انکار کند از اسلام خارج است و رافضی نامیده می شود!!!)
اما اگر پیامبر (ص) در باره تقسیم مشتی غنیمت جنگی که هیچ دخلی به مسلمانان در زمانهای بعد ندارد سخن گفته باشد این حتما دستور خداست و سنت پیامبر!!!
----------------------------------------
این در حالی است که قران می گوید:
و ما ینطق عن الهوی
پیامبر هر گز به تبعیت از هوای نفس سخن نمی گوید

اگر قرار بر اطاعت از سنت پیامبر (ص) باشد بدون شک نمی توان آنرا از منافقان فرا گرفت و اطاعت کرد بلکه این اهل بیت هستند که ما را به سنت پیامبر(ص) رهنمون میشوند.

هستي
Friday 3 March 2006, 10:13AM
بسمه تعالي
فكر نمي كنم كه جناب ياور در جانشيني حضرت علي ترديدي داشته باشد.
چون خودش مي نويسد كه تشيع علوي را قبول دارد.

ياور
Friday 3 March 2006, 10:25AM
خدمت برادر بزرگوار جنا ب یاور:
سلام علیکم

من تعریف شما را برای بهتر به نتیجه رسیدن بحث , قبول میکنم . ولی آنچه که من خیلی به آن اصرار می ورزم و شما موحدین ییرو سنت , مرا در رفع این ابهام یاری نمی کنید این است که:
چه منبعی رو برای استخراج سنت صحیح رسول انتخاب می کنید؟
توجه کنیم اگر ما بخواهیم سنت رو به قرآن عرضه کنیم و اگر خلافش اثبات نشد بپذیریم , یک نکته بسیار مبهم ذیل جای سوال دارد.
و آن اینکه با توجه به قول شما "{ سنت يا روش پيامبر اكرم در واقع تبيين اجراي يكسرياحكام مجمل قراني توسط رسول الله است}" تمامی فرقه ها مثلا" در خصوص نماز شیوه و روشی خاصی رو از ایشان نقل میکنند چگونه باید شیوه و روش ایشان رو از میان سایر فرقه ها تمیز داد و بیرون کشید؟ به کدام منبع محکم می توانیم تکیه کنیم که همانند قرآن دستخوش تحریف نشده باشد؟!
یا الله
رهرو

يا الله

اللهم صل علي محمد و ال محمد

ساختار اصلي روش پيامبر اكرم ص در تشريح و اداي نماز در ميان همه فرقه ها يكي مي

باشد - اينكه همه انها بلا استثنا هفده ركعت نماز مي خوانند و همه در ذكر ركوع و

سجود شان يكي مي باشد و همه با توجه به اصل اجماع داراي حركات مشخصي در اداي

نماز مي باشند كه ترتيب و موالات نام دارد

اما ان چيزي كه باعث شده است كه چنين تفكري به وجود ايد كه سنت پيامبر اكرم قابل

استناد نيست صرفا ذكر اندكي از كلمات و يا جملات قراني و يا اداي حركتي خلاف حركت

اجماع مسلمين توسط فرقه هايي مي باشد كه به دليل عداوت با فرقه اي ديگر جمله يا

حركتي را زياد يا كم نمودند در جهت همنوا نبودن با فرقه مخالف به عنوان مثال در زماني

شيعه و شيعيان كه نقطه برابر اهل تسنن مي باشند جمله اشهد ان علي ولي الله را به

اذان اضافه مي كنند براي تبرك
حال ايا شما مي توانيد بگوييد به صرف اضافه كردن اين جمله توسط فرقه اي به نام شيعه

به اذان كه نسبت به مسلمانان كل جهان اقليت مي باشند اذان وجود ندارد يا به حدي

تحريف شده كه طنينش را بايد از منابر و مساجد قطع كرد

مسلما شما با توجه به اصل اجماع و تفكر و مطالعه به اين نتيجه مي رسيد كه اين جمله

در صدر اسلام وجود نداشته و بعدها توسط فرقه اي اضافه گرديده كه همنوا با اجماع

مسلمين ان را فاكتور مي گيريد

در ديگر مسائل هم وضع به همين شكل مي باشد و باز هم تاكيد مي كنم در زماني كه الله

بالاترين مرجع در هستي مي باشد با انواع و اقسام تحاريف وبدعتها و جملات ضد و

نقيض و دروغ و شيطاني از طرف فرقه ها مورد تحريف قرار مي گيرد بسيار اسان است

كه همان تحاريف و جملات ضد و نقيض را در مورد زير مجموعه اش اعم از نبي و امام

و سنت رسول الله نيز پذيرا باشيم

يا الله

ياور
Friday 3 March 2006, 10:34AM
بسمه تعالي
فكر نمي كنم كه جناب ياور در جانشيني حضرت علي ترديدي داشته باشد.
چون خودش مي نويسد كه تشيع علوي را قبول دارد.

يا الله

اللهم صل علي محمد و ال محمد

جناب هستي گرچه بنده ترجيح مي دهم كه فقط بگويم مسلمانم اما شيعه علي بودن يا همان تشيع علوي هم بد نيست چون اگر واقعا كسي علي ع را بشناسد و راهش را بداند تشيع علوي همان مسلمان خالص بودن است و ايندو با هم هيچ گونه تضادي ندارند

و بنده مسلما علي ع را جانشين به حق پيامبر اكرم ص مي دانم و همانطور كه بارها كفته ام ابوبكر و عمر اجتهاد در برابر نص نمودند و سخن صريح پيامبر اكرم ص را نپذيرفتند

يا الله

جاهد
Saturday 4 March 2006, 08:13AM
باسلام خدمت دوستان

جناب ياور قرار شد به سخنان بي ربط به موضوع پاسخ نداده نشود

جناب زد ايكس با عرض تاسف بايد خدمتتان رسانده شود كه شما چنان غرق در مبارزه با شرك شده ايد كه بديهيات دين كه سنت پيامبر باشد رامنكر شده ايد!!دوست عزيز اگر كسانيكه بخاطر حديث وروايت وبه اسم سنت كارهاي شرك آميز انجام مي دهند مشرك مي داني وبخاطر آن اصل سنت رسول را منكر هستي بايد بداني كه اين مشركين براي اعمال خود متوسل به دهها آيه از قرآن نيز مي شوندآيا بايد براي مبارزه با آنها اصل قرآن را نيز منكر شد؟؟؟!!!اين راه صحيحي نيست كه شما در پيش گرفته ايد شما بايد بدانيد كه منكر سنت پيامبر شدن خود كفر است!

جناب رهرو بنده سئوالي خدمت شما وديگر دوستان نمودم ولي بدون دادن پاسخ شما وزدايكس به حاشيه رفتيد!
بنده سئوال اين است كه بيايم اول ببينيم آيا سنت پيامبر را قبول داريم ياخيربعد برويم سراغ اينكه اين سنت را از كجا وچه راهي بايد دريافت نمود

رهرو
Saturday 4 March 2006, 08:48AM
باسلام خدمت دوستان

جناب ياور قرار شد به سخنان بي ربط به موضوع پاسخ نداده نشود

جناب زد ايكس با عرض تاسف بايد خدمتتان رسانده شود كه شما چنان غرق در مبارزه با شرك شده ايد كه بديهيات دين كه سنت پيامبر باشد رامنكر شده ايد!!دوست عزيز اگر كسانيكه بخاطر حديث وروايت وبه اسم سنت كارهاي شرك آميز انجام مي دهند مشرك مي داني وبخاطر آن اصل سنت رسول را منكر هستي بايد بداني كه اين مشركين براي اعمال خود متوسل به دهها آيه از قرآن نيز مي شوندآيا بايد براي مبارزه با آنها اصل قرآن را نيز منكر شد؟؟؟!!!اين راه صحيحي نيست كه شما در پيش گرفته ايد شما بايد بدانيد كه منكر سنت پيامبر شدن خود كفر است!

جناب رهرو بنده سئوالي خدمت شما وديگر دوستان نمودم ولي بدون دادن پاسخ شما وزدايكس به حاشيه رفتيد!
بنده سئوال اين است كه بيايم اول ببينيم آيا سنت پيامبر را قبول داريم ياخيربعد برويم سراغ اينكه اين سنت را از كجا وچه راهي بايد دريافت نمود

خدمت برادر عزیز و موحدم جناب "جاهد"
من قبلا پاسخ شما را داده بودم فکر کنم شلوغی بحث مانع از رویت آن توسط شما شده باشد دو مرتبه کپی میکنم

منظور شما از اصل سنت نبی اکرم (ص)چیست؟ اگر منظور شما روش و شیوه ایشان است بله اینجانب به شخصه قبول دارم به شرطی که شما بتوانید اثبات کنید که از رسول الله ست .


یا الله
رهرو

AntiMatter
Saturday 4 March 2006, 09:28AM
جنگ زرگريه؟

بچه با حال
Saturday 4 March 2006, 10:40AM
يه چيزي تو اين مايه ها . بالاخره بايد سوال هايي مطرح بشه كه جواب داشته باشه !!!

جاهد
Saturday 4 March 2006, 05:47PM
باسلام
جناب رهرو اينكه سنت پيامبر را چگونه بايد بدست آورد مبحث بعدي ما مي باشد ابتدا بگذاريم كسانيكه كل سنت پيامبر را منكر هستند بيايند ودلايلشان رابگويند چرا كه اول بايد ثابت شود سنت پيامبر وجود دارد وما مسلمانها ملزم به رعايت آن هستيم البته ما تا حدودي از خود قرآن دليل آورديم كه سنت پيامبر هم لازم الاجراست

هستي
Saturday 4 March 2006, 08:08PM
بسمه تعالي
چه عجب فهميديد كه در تكيه بر سنت پيامبر حق با ماست.

zxcv
Saturday 4 March 2006, 08:57PM
بسمه تعالي
چه عجب فهميديد كه در تكيه بر سنت پيامبر حق با ماست.

بسم الله

با سلام و کمال احترام

اشتباه نفرمائید خانم هستی !!

آن سنتی که بعضی از برادران عزیز موحد من به آن معتقد هستند با آن سنتی که فرقه شما به آن معتقد هست ، از زمین تا آسمان متفاوت است !!!

وسلام یا الله

puyan
Sunday 5 March 2006, 03:26AM
سلام
جناب zxcv
لطفا با کمی توجه به نوشته های گذشته ، مخالفت عمومی همه مسلمانان را با آنچه شما از پیروی قرآن ادعا میکنید درک نمایید !
همه کسانی که با ریشه های اسلام حد اقلّ ِآشنایی را دارند سنت رسول الله را به عنوان یک اصل اصیل و رکن اساسی در دین الهی اسلام پذیرفته اند و میدانند که گرفتن قرآن و وانهادن سنت رسول الله در واقع به تحریف کشاندن حقیقت اسلام است !
به نوشته جناب جاهد که اتفاقا از سنیها هم هستند توجه کنید :
جناب زد ايكس با عرض تاسف بايد خدمتتان رسانده شود كه شما ... بديهيات دين كه سنت پيامبر باشد رامنكر شده ايد!! ... شما بايد بدانيد كه منكر سنت پيامبر شدن خود كفر است!
اتفاقا ایشان در اینجا به نکته جالبی اشاره کرده اند ! بله ، کسی که سنت پیامبر را از حقیقت اسلام جدا کند در واقع مقام رسالت آن حضرت را خدشه دارد کرده است و به تعبیر جناب جاهد این کار کفر است !

پس لطفا خود را در پس عقاید سنیها مخفی ننمایید . تعابیری مثل : " برادران عزیز موحد " چاره ساز نیست و کسی را طرفدار شما نمیکند !
آنچه گروهک شما به آن قائل است توهمی است که در طول تاریخ ، خطر آفرینی آن برای اساس اسلام شناخته شده است .
قرآن منهای سنت رسول الله همان چیزی است که خوارج ( در شعار لا حکم الا لله ) منادی آن بودند !

بله جناب zxcv آنچه شما میگویید در میان جمع مسلمین ، پیروی جز گروهک شما ندارد !

این سخن جناب جاهد را برای شما تکرار میکنم :
" اول ببينيم آيا سنت پيامبر را قبول داريم ياخيربعد برويم سراغ اينكه اين سنت را از كجا وچه راهي بايد دريافت نمود "

متشکرم

جاهد
Sunday 5 March 2006, 07:53AM
پيش از هر چيز مي خواستم نكته مهمي را ياد آورگردم وآن اينكه اغلب گمان مي كنند كه سنت رسول الله يعني قبول اخبار واحاديث وروايتها!!واين دورا مترادف با هم مي دانند در صورتيكه سنت قطعي پيامبر چيز ديگري است كه البته با گذشت زمان در احاديث وروايات هم وارد شده...سنت پيامبر يعني عمل رسول خدا به احكامي كه خداوند حكم آنها را در كتابش فرموده نه چيز ديگر!والا همانطور كه قبلا هم عرض شد برخي از كارهاي شخصي وسخنان پيامبر مورد انتقاد خداوند نيز بوده مانند
يا ايها النبي لم تحرم ما احل الله لك..اي پيامبر چرا چيزي را كه خدا بتو حلال كرده برخود حرام مي كني؟!
عفا الله عنک لم اذنت لهم حتی یتبین لک الذین صدقوا وتعلم الکاذبین..خدا از تو در گذرد چرا به آنان پيش از آنكه راستگويان بر توآشكار گردند ودروغگويان را بشناسي اجازه معافيت از جنگ دادي؟...
پس بنابراين سنت رسول عمل به احكام قرآن وعينيت بخشيدن به آنها بوده مانند شكل نمازمراسم حج ميزان وچگونگي دريافت زكات و....واين اعمال را پيامبر مخفيانه وبراي چند نفر خاص انجام نداده كه ديگران از آنها اطلاعي نداشته باشند!بلكه آن حضرت در طول بيست وسه سال شب وروز با مردم واصحاب زندگي واين اعمال را انجام داده وتمامي مردم همه ديده بودند و كسي نمي توانست بعد از رحلتش بيكباره شكل اين احكام را عوض كند مثلا نماز صبح را سه ركعت كنند يا خطبه هاي نماز جمعه را بعد از دوركعت نماز بخوانند وغيره...پس مردم اينها را از پيامبر ديده وبا او انجام داده ونسل به نسل عينا منتقل كرده اند بخصوص در مكه ومدينه بنابراين يكي از راههاي شناخت سنت نبوي اجماع مسلمين است البته همانطور كه گفته شد در احكام قرآن نه چيز ديگر...
واما راههاي ديگر .....

محمد مهدی 128
Sunday 5 March 2006, 09:40AM
كاربر mohamdmhdi
از كاربرد الفاظ توهين‌آميز به ساير كابران خودداري فرماييد ، در صورت تداوم اين روند شناسه شما در باشگاه با محدوديت مواجه خواهد شد .

دانشمند گرامی جناب جاهد وهابی مسلک یا نمی فهمی یا خود را به نفهمی می زنی کدام ؟؟؟!!!!
نوشتیم
يه هفته پيش***السلام علیک ایها النبی ورحمة الله وبرکاته ***

وهابی مسلکان که نبی اکرم صلی الله علیه واله وسلم رابی خبر از همه جا ومرده می پندارند ( العیاذ بالله العظیم من کفر الظالمین ).
اگر به حسب ظاهر نماز می خوانند آیا در این دولا وراست شدنشان سلام می دهند
اگر سلام می دهند به شکل خطاب به چه معناست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!
جواب دادی
روز پيش
ج: ***السلام علیک ایها النبی ورحمة الله وبرکاته ***

بسمه تعالي
با تحقيقي بيطرفانهدر مسند عبدالله بن مسعود كه از صحابه پيامبر است و همچنين در كتاب ”صحيح بخاري ،باب استنذان“ و كتاب ”الموطاء مالك بن انس“ و برخي از كتب معتبر ديگر بدست ميايد كهصحابه رسول الله يعد از فوت ايشان در نماز به جاي”السلام عليك ايها النبي و رحمه الله و بركاته“جمله ”السلام علي النبي و رحمة الله و بركاته“را مي گفته اند و گفته ايشان نيز موافق قرآن بوده است زيرا مشاهده مينمائيم كه خداوند در سلام به نوح فرموده است:”سلامعلي نوح في العالمين“ و در ارتباط با سلام برابراهيم فرموده است: ”سلام علي ابراهيم“.

در مسند عبدالله بن مسعود آمده كه گفته است پيامبرتشهد را به من تعليم مي داد همانند اينكه سوره اي از قرآن را به من مي اموزد،ميگفت:”التحيات لله و الصلوات و الطيبات السلامعليك ايها النبي و رحمة الله و بركاته السلام علينا و علي عباد الله الصالحين اشهدان لااله الا الله و اشهد ان محمدا عبده و رسوله و هو بين ظهرانينا فلما قبض قلناالسلام علي النبي“

در آخر اين روايت مشاهدهمي نمائيم كه مي گويد:” فلما قبض قلنا السلام عليالنبي“يعني: بعد از اينكه رسول خدا رحلت فرمودگفتيم:السلام علي النبي

همچنين در كتاب ”الموطاء“ مشاهده مي نمائيم كه عبدالله بن عمر كه ازصحابه رسول الله است و مورد تائيد علما اسلامي ميباشد، بعد از رحلت رسول اكرم درنمازش جمله”السلام علي النبي و رحمة الله وبركاته“را ميگفته است.

در كتاب ”الموطاء“ باب ”التشهد في الصلوة“ روايت ميكند كه: صحابه بعد ازرحلت رسول گرامي اسلام در نمازشان”السلام عليالنبي“مي گفته اند

البته تمام كسانيكه در سلام نمازشان”السلام عليك ايها النبي“مي گويند،پيامبر را حاضر و مخاطب نمي دانند بلكه گفته آنان، مانند قرائت از روي آيه اي ازقرآن است، وقتي سوره تحريم را قرائت مي نمائيم مي خوانيم:”يايها النبي لم تحرم ما احل الله لك تبتغي مرضاتازوجك...اي پيامبر چرا براي خشنودي همسرانت چيزهائيرا كه خدا برايت حلال نموده است حرام مي كني...“

محمد مهدی 128
Sunday 5 March 2006, 09:43AM
منظور ما اين نيست كه پيامبر ار مخاطب قرار داده ايم و با او صحبت ميكنيم، زيرا ميدانيم پيامبر اكنون در اين جهان نيست و همسراني ندارد كه براي خشنوديآنها چيزهائي را بر خود حرام گرداند، بلكه ما آيه اي از قران را قرائت مي نمائيم،ذكر جمله” السلام عليك ايها النبي و رحمة الله وبركاته“نيز در سلام نماز بدين منوالاست.

ولي بهتر است در سلام نمازجمله” السلام علي النبي و رحمة الله وبركاته“را بگوئيم كه خداي ناخواسته براي برخي سوءتعبير نشود.
جواب دادیم
جناب جاهد آشنای قدیمی ودوست جدید بی طرف

علامه بحاثه ودانشمند گرامی طبق افضات شما در زمان نبی اکرم صلی الله علیه واله وسلم خود حضرتش وقتی نماز می خواند و..السلام علیک ایها النبی ...می فرمودند .

شما مدعی هستید طبق انچه نقل فرمود ه اید که فلان وفلان بعد از ایشان اینطور نماز می خواندند .

این تغیر در نماز : أمن الله أم من رسوله ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ آیا به امر خداست یا به امر رسولش صلی الله علیه وآله وسلم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دانشمند بزرگوار بی طرف ایا صحابه حق داشتند در نماز دست ببرند و کلام رسول اکرم صلی الله علیه وسلم که به امر خداوند متعال بود پیش خود عوض کنند ؟!!

به چه حقی؟؟؟

لطفا شفاف دلائلتان را بیان فرما ئید چون بابی باز شد وبنده با شما اینجا بسیار کا ر دارم .

ایا این نو اوری وبدعت نیست وهر بدعت ....

مطلب دیگه ای که اشاره فرمودید ودلیل بر فضل ومیزان علمیت شماست :
وعبارت جنابعالی این است :

البته تمام كسانيكه در سلام نمازشان”السلام عليك ايها النبي“مي گويند،پيامبر را حاضر و مخاطب نمي دانند بلكه گفته آنان، مانند قرائت از روي آيه اي ازقرآن است، وقتي سوره تحريم را قرائت مي نمائيم مي خوانيم:”يايها النبي لم تحرم ما احل الله لك تبتغي مرضاتازوجك...اي پيامبر چرا براي خشنودي همسرانت چيزهائيرا كه خدا برايت حلال نموده است حرام مي كني...“

منظور ما اين نيست كه پيامبر ار مخاطب قرار داده ايم و با او صحبت ميكنيم، زيرا ميدانيم پيامبر اكنون در اين جهان نيست و همسراني ندارد كه براي خشنوديآنها چيزهائي را بر خود حرام گرداند، بلكه ما آيه اي از قران را قرائت مي نمائيم،ذكر جمله” السلام عليك ايها النبي و رحمة الله وبركاته“نيز در سلام نماز بدين منوالاست.

ولي بهتر است در سلام نمازجمله” السلام علي النبي و رحمة الله وبركاته“را بگوئيم كه خداي ناخواسته براي برخي سوءتعبير نشود.

اولا جنابعالی از فهم یا بی اطلاعی خلط مبحث فرموده اید :
در قران کریم و مثالی که شما زده اید از سوره مبارکه تحریم .کسانیکه تلاوت این ایه شریفه را می کنند از باب حکایت کلام خداوند متعال است نسبت به نبی اکرم صلی الله علیه واله وسلم است ؛ در حالی که در نماز انسان با خدای خود سخن می گوید و خطاب است نه حکایت .
البته اگر حضرت استاد فرق بین حکایت وخطاب را بفهمند .
اگر امکان دارد صاحب عکس را هم معرفی فرمائید تا ببینیم ایشان از ارداتمندان به ابن تیمه وعبدالوهاب و...هستند یا ....
یا اینکه ایشان هم مثل شما پیرو مکتب خلفا هستند یا پیرو مکتب اهل البیت علیهم السلام ؟!!
جناب بی طرف بی طرف یعنی بی دین یعنی کسی که حق با باطل برایش فرق ندارد .

محمد مهدی 128
Sunday 5 March 2006, 09:56AM
اماا ینجا :
يك ساعت پيش
#34 (http://www.iranclubs.org/forums/showpost.php?p=94094&postcount=34)
جاهد (http://www.iranclubs.org/forums/member.php?u=2855) vbmenu_register("postmenu_94094", true);
عضو ثابت

(http://www.iranclubs.org/forums/member.php?u=2855)

تاريخ ثبت نام: Feb 2006
پاسخ‌ها: 28
ج: اثبات سنت رسول الله يا سنت نبوي !!

پيش از هر چيز مي خواستم نكته مهمي را ياد آورگردم وآن اينكه اغلب گمان مي كنند كه سنت رسول الله يعني قبول اخبار واحاديث وروايتها!!واين دورا مترادف با هم مي دانند در صورتيكه سنت قطعي پيامبر چيز ديگري است كه البته با گذشت زمان در احاديث وروايات هم وارد شده...سنت پيامبر يعني عمل رسول خدا به احكامي كه خداوند حكم آنها را در كتابش فرموده نه چيز ديگر!والا همانطور كه قبلا هم عرض شد برخي از كارهاي شخصي وسخنان پيامبر مورد انتقاد خداوند نيز بوده مانند
يا ايها النبي لم تحرم ما احل الله لك..اي پيامبر چرا چيزي را كه خدا بتو حلال كرده برخود حرام مي كني؟!
عفا الله عنک لم اذنت لهم حتی یتبین لک الذین صدقوا وتعلم الکاذبین..خدا از تو در گذرد چرا به آنان پيش از آنكه راستگويان بر توآشكار گردند ودروغگويان را بشناسي اجازه معافيت از جنگ دادي؟...
پس بنابراين سنت رسول عمل به احكام قرآن وعينيت بخشيدن به آنها بوده مانند شكل نمازمراسم حج ميزان وچگونگي دريافت زكات و....واين اعمال را پيامبر مخفيانه وبراي چند نفر خاص انجام نداده كه ديگران از آنها اطلاعي نداشته باشند!بلكه آن حضرت در طول بيست وسه سال شب وروز با مردم واصحاب زندگي واين اعمال را انجام داده وتمامي مردم همه ديده بودند و كسي نمي توانست بعد از رحلتش بيكباره شكل اين احكام را عوض كند مثلا نماز صبح را سه ركعت كنند يا خطبه هاي نماز جمعه را بعد از دوركعت نماز بخوانند وغيره...پس مردم اينها را از پيامبر ديده وبا او انجام داده ونسل به نسل عينا منتقل كرده اند بخصوص در مكه ومدينه بنابراين يكي از راههاي شناخت سنت نبوي اجماع مسلمين است البته همانطور كه گفته شد در احكام قرآن نه چيز ديگر...
واما راههاي ديگر .....
__________________
والذين جاهدوا فينا لنهندينهم سبلنا ...

فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه
بشارت باد بر بندگان آن كسانيكه گوش مي دهند سخنان را وپيروي مي كنند از بهترين آنها.
(http://www.iranclubs.org/forums/report.php?p=94094)


ایه شریفه سوره مبارکه تحریم مطلبی است اولا شخصی و کار به رسالت حضرتش ندارد لذا حطاب یا النبی شد نه یا ایها الرسول
ثانیا مربوط به ان دو زن می شود تبتغی مرضات ازواجک
ثالثا اگر عتابی در کار باشد متوجه آن دو زن است به قرینه ایات بعد : وان تتوبا و...وان تظاهرا
اما اینکه مردم کارهای عبادی را می دیدند درسته اما همین را اربابان شما غاصبین خلافت تحریف کردنند والا امروز با ید وضو نماز وادان اهل قبله یکجور بود .
وشما کوچکتر از ان هستی که بخواهی از ظاهر ایات قران نقصی برای شحص اول وجود خاتمالأنبیاء صلی الله علیه واله وسلم بتراشی .
البته اربات عمر در موارد متعدد طبق کتب تسنن اشکالاتی واعتراضاتی داشت وشما هم به تبع او
اما در همین تاپیک جائی سخن از اعمال شرک امیز ...زده ای
وهابی عزیز این شرکی که شما می گوئی وبانیش ابن تیمه وعبدالواب دست پروده مستر همفر انگلیسی است باید تمای اهل قبله که اهل دعا وزیارت وزیارت قبر نبی اکرم بوده اند مشرک باشند و.....
یا علی

محمد مهدی 128
Sunday 5 March 2006, 09:59AM
از بی جوابی مرقوم فرمودید








از فردبي ادب وهتاكي همچون شما كه در برخورد اول با بنده چنين رفتار مينمايد چه انتظاريمي رود وچگونه مي شود با او بحث ومبادله افكار نمود !
آيا شما مشمول بشارتخداوند نيستيد كه فرمودهبشارت با بندگانم را كسانيكه سخنان راگوش مي دهند وبهترين انان را انتخاب مي كنند؟!
__________________
والذينجاهدوا فينالنهندينهم سبلنا ...

فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعوناحسنه
بشارت باد بر بندگان آن كسانيكه گوش ميدهند سخنان را وپيروي مي كنند از بهترين آنها.





جواب دادیم


روز پيش

#11 (http://www.iranclubs.org/forums/showpost.php?p=93728&postcount=11)

mohamdmhdi (http://www.iranclubs.org/forums/member.php?u=2408) vbmenu_register("postmenu_93728", true);
مهمان

تاريخ ثبت نام: Sep 2005
پاسخ‌ها: 448
ج: ***السلام علیک ایها النبی ورحمة الله وبرکاته ***


نقل قول:


از فرد بي ادب وهتاكي همچون شما كه در برخورد اول با بنده چنين رفتار مينمايد چه انتظاري مي رود وچگونه مي شود با او بحث ومبادله افكار نمود !
آيا شما مشمول بشارت خداوند نيستيد كه فرموده بشارت با بندگانم را كسانيكه سخنان را گوش مي دهند وبهترين انان را انتخاب مي كنند؟!



در اصل توسط جاهد نوشته شده است





اتها جواببنده نشد وبنده بی ادبی به شما نکردم بفرما ئید جواب ندارم
در ضمن هر وقت لازمشد می گوئیم نام قبلی شما





اماا ینجا :
يك ساعت پيش

#34 (http://www.iranclubs.org/forums/showpost.php?p=94094&postcount=34)

رهرو
Sunday 5 March 2006, 08:40PM
دوستان موحد سلام علیکم و رحمت الله
با توجه به مذاکره ای که با برخی از دوستان موحد در خصوص تاکید بر نتیجه گیری این مبحث به عمل امده و از انجایی که بعضی از مغرضین با جملات بی ربط و سیاه کردن و کثیف کاری قصد عدم رسیدن به این مهم را دارند لذا از کلیه موحدین دعوت میشود برای ادامه این بحث به آدرس
http://sonnat.hopto.org/articles.php
مراجعه کنند.
یا الله
رهرو

هستي
Monday 27 March 2006, 11:06AM
بسمه تعالي

نقل قول از جناب رهرو

خیلی خوشحال میشوم در این زمینه مطلب بیاورید .

بسمه تعالي

بعضي گمان مي كنند كه شيعه احاديث را بدون بررسي اسناد انها پذيرفته وبنا براين اعتقا داتشان بي پايه مي باشد. در حاليكه حديث شناسي علم خاص خودش را دارد وكار هر كسي نيست.
براي اگاهياز انواع حديث از كتاب درايه الحديث نقل مي شود.

اصطلاحات و اسامى ديگر حديث
كتاب: دراية الحديث، ص 78
نويسنده: كاظم مدير شانچى
مستفيض، مشهور، عزيز مستفيض خبرى است كه روات آن در هر طبقه بيش از دو تن و به قولى زيادتر از سه نفر باشند، ولى به سر حد تواتر نرسيده باشد كه آن را مشهور نيز نامند، (1) منتها در مستفيض شرط كرده‏اند كه روات آن (افراد سلسله سند) در هر طبقه به صفت مزبور متصف باند، ولى در مشهور ممكن است فقط در پاره‏اى از طبقات چنين باشد.
نيز مشهور بر خبرى كه بر زبان‏ها تكرار شود و اشتهار يافته باشد، اطلاق و استعمال مى‏گردد، (2) گر چه روات آن در هر طبقه يا بعضى طبقات از يك نفر تجاوز نكند يا اصلا سندى براى آن نباشد، مانند:
(الصلوة معراج المؤمن) (3) يا (انما الاعمال بالنيات) كه در طبقه اول، فقط عمر بن خطاب آن را از رسول اكرم نقل كرده است (4) (5) و چنانچه خبرى را در هر طبقه دو نفر از دو نفر نقل كنند، عزيز نامند، (6) گر چه ظاهر اين عبارت آن است كه در هر طبقه، دو نفر از دو نفر نقل كنند، ولى وجود اين نوع حديث (به قول علامه احمد شاكر) بسيار مشكل است، بلكه منظور آن است كه در هر طبقه، دو نفر حديث را نقل كرده باشند، گر چه هر يك از دو راوى طبقه‏اى، فقط از يك نفر آن را نقل كنند.منتها در طبقه مروى عنه يك نفر ديگر نيز آن را روايت كرده باد. (7)

عزيز از ماده (عز، يعز) به معنى ندرت و كمى و يا به معنى قوت و استقامت است كه بنابر اول، وجه تسميه خبر به عزيز به لحاظ ندرت و كمى اين گونه احاديث است و بنابر دوم، به جهت اطمينان و وثوق بدين گونه خبر مى‏باشد.
تبصره: ابو على جبايى شرط صحت‏حديث را نقل لا اقل دو نفر در هر طبقه مى‏داند (شرح نخبة الفكر) .
متفق (جمع: متفقات)
حديثى است كه آن را بيشتر پيشوايان حديث‏يا لا اقل چند تن از آنان روايت كرده باشند، مانند متفقات بخارى و مسلم.
متفرد (جمع: متفردات)
حديثى است كه فقط يكى از پيشوايان حديث، نقل كرده باشد و ديگران آن را روايت ننموده باشند، مانند متفردات مسلم. (8)

غريب الاسناد
حديثى است كه در تمام طبقات، فقط يك نفر از يك نفر نقل نموده باشد (9) يا حديثى است كه در بعض طبقات يك نفر آن را نقل نموده، ولى متن آن به طريق ديگرى معروف باشد (10) اين گونه حديث را مفرد نيز گويند. (11)

غريب المتن و الاسناد
حديث معروفى است كه متن آن توسط جمعى از صحابه نقل شده، ولى يك نفر، فقط از صحابى كه ديگران از او نقل نكرده‏اند، روايت كند، حديث غريب بيشتر غير صحيح است. (12)
غريب المتن، مفرد
غريب المتن، حديثى است كه در طبقه اول يا در نقل از شيخ حديث، فقط يك نفر آن را روايت كرده باشد. (13)

گر چه در طبقات بعدى اشتهار يافته و جمعى آن را نقل كرده باشند، مانند حديث: انما الاعمال بالنيات كه فقط عمر بن خطاب نقل نموده و از وى فقط علقمة بن وقاص ليثى و از علقمه فقط محمد بن ابراهيم تميمى و از او فقط يحيى بن سعيد نقل كرده، ولى از يحيى جمع كثيرى (در حدود دويست نفر) روايت كرده‏اند. (14)
غريب را به اعتبارى مفرد نامند، چنان كه اگر در طبقات بعد عده كثيرى نقل كنند (به اين اعتبار) آن را مشهور نيز گويند، مانند همين حديث.

غريب الالفاظ (15)
خبرى است كه در متن حديث، لغات و الفاظ مشكل و دور از استعمال يافت‏شود. (16)
مسند
حديثى است كه سلسله سند آن در جميع مراتب تا به معصوم، مذكور و متصل باشد (17) كه قهرا حديث مرسل و معلق و موقوف و مقطوع را شامل نيست.

هستي
Monday 27 March 2006, 06:20PM
ادامه 2
متصل و موصول
حديثى است كه هر يك از روات آن از راوى طبقه بالاتر بلا واسطه نقل كرده باشند، ولى در اين نوع، رسيدن سلسله حديث‏به معصوم، شرط نيست، چه ممكن است‏سلسله سند تا يكى از شيوخ متصل باشد كه در اين صورت، حديث، متصل نسبى است و از اين جهت، حديث متصل، موقوف و مرفوع را ز شامل مى‏باشد (18) منتها متصل مطلق را حديثى دانند كه سلسله روات تا معصوم يا صحابى، بدون انقطاع ذكر شود. (19)
معنعن
حديثى است كه در تمام سلسله سند هر يك از ناقلين تصريح به لفظ (عن فلان) نموده باشد، بدون اين كه راوى لفظ (سمعت) و مانند آن را در روايت‏بياورد. (20)
تبصره 1.در معنعن، چنانچه روات از شبهه تدليس برى باشند، متصل خواهد بود، مشروط بر اين كه ملاقات هر يك از روات با مروى عنه ممكن باشد و الا ممكن است راوى، مروى عنه را نديده باشد و از وى (بعن فلان) نقل حديث كند، بنابر اين، روايت منقطع خواهد بود.

تبصره 2.در قواعد التحديث آمده: (و كثر ايضا استعمال (عن) فى الاجازة)، يعنى معمولا چنانچه راوى از شيخ حديث، صاحب اجازه باشد، به لفظ (عن فلان) حديث را نقل مى‏كند.
تبصره 3.معنعن از مصدر جعلى عنعنه گرفته شده است (مقباس الدرايه) .

مؤنن
حديث مسندى است كه در سند گفته شود: (حدثنا فلان ان فلانا حدثه...) كه لفظ (ان) در نقل يكايك روات آورده شود.

مرفوع
حديثى است كه از وسط سلسله يا آخر آن، يك يا چند نفر از روات افتاده باشند، لكن راوى تصريح به رفع نمايد، مثلا: كلينى عن على بن ابراهيم عن ابيه رفعه دلى الصادق عليه السلام قال... (21)

در مرفوع، اصطلاح ديگرى نيز معمول مى‏باشد و آن حديثى است كه در آخر به معصوم اضافه و انتساب يابد، چه سند حديث مقطوع و مرسل باشد يا مسند. (22)
معلق (23)
حديثى است كه از اول سلسله سند يك تن يا بيشتر از روات افتاده باشد (24) كه احاديث كتاب من لا يحضره الفقيه و قسمتى از احاديث تهذيبين (تهذيب و استبصار) در نخستين نظر چنين است، ولى صاحبان كتب مزبور در آخر كتاب‏هاى نامبرده، رجال غير مذكور سلسله سند را طبق ضابطهو قاعده‏اى تعيين فرموده‏اند. (25) (26)
مفرد، شاذ، نادر، محفوظ
مفرد بر دو قسم است: مطلق و نسبى.

چنانچه انفراد در اصل سند (يعنى اولين راوى و سر سلسله ناقلين حديث) واقع شود، آن را مفرد مطلق گويند، و در غير اين صورت نسبى است. (27)

مفرد مطلق حديثى است كه راوى آن به نقل حديث منفرد باشد يعنى ديگر روات، اين حديث را ذكر نكرده باشند. (28)

اين گونه حديث را «غريب‏» نيز مى‏نامند و اگر دو تن آن را نقل نموده باشند، «عزيز» گويند.
و اما مفرد نسبى، حديثى است كه مثلا اهل شهرى در نقل آن منفرد باشد (29) (30)

مشهور علماء، حديث مفرد را شاذ هم مى‏نامند، (31) ولى شافعى و علماى حجاز و نيز جمعى از علماى شيعه در تعريف شاذ گفته‏اند: شاذ حديثى است كه در مقابل و معارض حديث مشهور يا حديثى كه رواتش حافظتر است واقع شود. (32) چنين حديثى نادر هم ناميده مى‏شود
چنانچه راوى حديث‏شاذ (يعنى مخالف مشهور) غير ثقه باشد، حديث مزبور را «منكر» و «مردود» نيز نامند. (33)
عكس حديث‏شاذ را حديث «محفوظ‏» گويند، (34) بنابر اين حديث محفوظ، حديث مشهورى است كه حديث‏شاذى با آن مخالف باشد
طبق تعريف مشهور، حديث «انما الاعمال بالنيات‏» شاذ است، زيرا در طبقه اول فقط عمر آن را روايت كرده و در طبقه دوم فقط علقمه از وى و در طبقه سوم فقط محمد بن ابراهيم از علقمه و در طبقه چهارم، يحيى بن سعيد (35)
به هر حال محققان، مجرد انفراد راوى را (در صورتى كه ثقه باشد) موجب رد حديث ندانسته‏اند.
متابع، شاهد
چنانچه بعض افراد سلسله سند حديثى با راويان حديث مفردى كه همان مضمون را نقل نموده‏اند، موافق باشند، آن حديث را متابع گويند. (36)
حديث متابع و شاهد بيشتر از آن جهت كه مؤيد مضمون حديث ديگرى است، مورد توجه قرار مى‏گيرد، لذا صحت‏حديث زياد ملحوظ نيست و اگر مضمون حديث مفرد به سلسله سند ديگرى نقل شود، آن را «شاهد» نامند. (37)
گاهى متابع بر شاهد و به عكس، اطلاق مى‏شود. (38)
مدرج
حديثى است كه راوى، كلام خود يا كلام بعضى راويان را داخل در متن نمايد كه موجب اشتباه كلام وى با سخن معصوم شود، چه اين عمل به عنوان شرح و توضيح حديث‏باشد و چه به عنوان استشهاد به آن، يا طى نقل زنجيره حديث، توضيحى درباره يكى از راويان، اضافه نمايد يا دو حديثرا كه هر كدام به سلسله سندى نقل شده است، ضمن سلسله سند ديگرى آورد، يا دو متن را كه به دو سند رسيده است، به يك سند نقل كند يا متن حديثى را بدون قسمتى از آن نقل كند و سپس شخص ديگرى همان متن را با قسمتى كه در سند مزبور نيست، ولى به سند ديگر آمده از وى نقل نمايد. (39)

مكاتب
حديثى است كه متضمن دستخط معصوم باشد، چه ابتداءا مرقوم فرموده باشد و چه در مقام جواب سؤال كسى.بعضى مكاتب را در مورد امرى كه امام املاء فرموده باشد، نيز تعميم داده‏اند. (40

هستي
Monday 27 March 2006, 06:21PM
ادامه 3
مصحف
حديثى است كه قسمتى از سند يا متن آن به كلمه يا عبارت مشابه آن تغيير يافته باشد. (41)

مشابهت دو كلمه كه موجب تصحيف مى‏شود، ممكن است در كتابت‏باشد، مانند تصحيف «مراجم‏» به «مزاجم‏» و «بريد» به «يزيد» (بريد بن معاويه عجلى به يزيد بن معاويه)، و جرير به حريز، و نيز مانند تصحيف (من صام رمضان و اتبعه ستا من شوال)، كه كلمه (ستا) به (شيئا) تصحيه است، (42) و مثل حديث: ان النبي احتجر بالمسجد، اي اتخذ حجرة من حصير (يعنى رسول اكرم در مسجد حجره‏اى از حصير و بوريا ساخت) كه به (احتجم) (يعنى پيغمبر در مسجد حجامت فرمود) تصحيف شده است. (43)
گاهى نيز تصحيف در معنى و مفاد حديث است، مثل اين حديث كه از ابو موسى محمد بن المثنى العنزى نقل شده كه گفت: (44) «نحن قوم لنا شرف نحن عنزه صلى الينا رسول الله‏» (45) كه راوى لفظ عنزه را كه مراد عصاى كوتاه است‏به (عنزة) كه نام قبيله راوى است، تصحيف نموده و اد حديث را كه حاكى از نماز گزاردن رسول خدا به طرف عصاى خويش است‏به نماز گزاردن رو به قبيله عنزه تغيير داده است. (46)
محرف
حديثى است كه در سند يا متن آن، كم يا زياد شده و يا حرفى به جاى حرف ديگر نهاده شود، (47) مانند تحريف «ابن ابى مليكه‏» كه تصغير ملكه است، به (ابن ابى ملائكه) كه جمع ملك است، و مانند حديث نبوى «يا على يهلك فيك اثنان، محب غال و مبغض قال‏» كه به (مبغض غال) تحف شده است (48) و مانند عبارتى كه در كتب مقاتل نقل شده: «فلما ذهب على بن الحسين الى القتال رفع الحسين عليه السلام سبابته نحو السماء و قال اللهم اشهد...» (هنگامى كه على اكبر به ميدان رفت، امام حسين عليه السلام نگشت‏سبابه خود را به طرف آسمان بلند كرد و بر قو نفرين نمود) كه بعضى به (رفع الحسين شيبته) (حسين عليه السلام محاسن خود را با دست‏به طرف آسمان گرفت) تحريف كرده‏اند. (49)
عالى و نازل
اولى حديث متصل السند قليل الوسائط است و دومى به عكس آن، (50) يعنى افراد سلسله سند بيش از افراد سلسله همان حديث‏به سند ديگر باشند يا بيشتر از نظاير حديث مزبور باشند.گروهى در قسمت اول (عالى السند) تتبع نموده و نتيجه آن را در كتبى به نام (قرب الاسناد) جمع و بط فرموده‏اند كه از آن جمله قرب الاسناد حميرى (51) است.
كتب جامع احاديث عاليه را اهل سنت (عوالى) نامند.مانند (العوالى المنتقاة) از حافظ ذهبى.كه نسخه‏اى از آن در دار الكتب الظاهريه دمشق موجود است. (52)
مساوات و مصافحه
چنانچه عدد راويان حديثى كه شيخ حديث، از پيغمبر نقل كند، با عدد راويانى كه يكى از صاحبان صحاح، همان حديث را توسط آنان از پيغمبر نقل كرده مساوى باشد، آن را «مساوات‏» گويند.
و اگر عدد روات حديثى تا معصوم كه توسط شيخ راوى نقل شود، با عددى كه يكى از مصنفين صحاح، همان حديث را به توسط راويان ديگر نقل كرده، يكى باشد «مصافحه‏» گويند، چه مانند آن است كه راوى با مصنف آن كتاب در يك زمان مى‏زيسته و نزديك استاد، حديث آموخته و قهرا با ومصافحه نموده است. (53)

رواية الاقران
در صورتى است كه راوى با كسى كه از وى نقل حديث كرده، در سن يا در ملاقات شيخ، مساوى باشد، آن را روايت اقران گويند (54) (55) مانند سيد مرتضى و شيخ طوسى كه از مفيد روايت مى‏كنند.
مدبج
چنانچه در فرض بالا هر يك از دو قرين از يكديگر نقل حديث كنند، مدبج ناميده مى‏شود. (56)
رواية الاكابر عن الاصاغر
چنانچه از اسم آن پيداست، نقل بزرگسال‏تر از كوچك سال‏تر يا كسى كه در اخذ از مشايخ بر ديگرى سبقت داشته از آن ديگر است، مانند نقل پدر از پسر يا صحابى از تابعى. (57)
معروف و منكر و مردود و متروك
معروف، حديثى است كه مضمون آن، نسبت‏به حديث مخالفش، در بين روات اشتهار داشته باشد، و منكر عكس آن است، يعنى خبرى است كه فقط يك نفر غير ثقه آن را نقل كرده باشد و مخالف معروف باشد. (58)
از منكر، گاهى تعبير به مردود و متروك شده، (59) و آن وقتى است كه راوى حديث منكر، متهم به كذب باشد.

معروف و منكر، با مشهور و شاذ يك معنى دارد، گر چه نوعا مراد از معروف، حديثى است كه در مقابل و معارض با حديث منكر آمده باشد.

نيز اصطلاحا به حديثى منكر گويند كه در سلسله سند، موجب ضعفى باشد، ولى شاذ، حديث صحيح السندى است كه با راجح‏تر از خود معارض باشد، (60) منتها شهيد ثانى شاذ را اعم از صحيح السند مى‏داند. (61)

مطروح
حديثى است كه مخالف دليل قطعى و نيز غير قابل تاويل باشد.

محفوظ و شاذ
محفوظ، خبرى است كه جماعتى آن را نقل كرده باشند و مخالف خبر ديگرى باشد كه فقط يك تن به نقل آن منفرد است كه دومى را شاذ گويند. (62)

به عبارت ديگر: خبر مخالف شاذ را محفوظ گويند. (63)

مسلسل
حديثى است كه تمامى يا بيشتر افراد سلسله سند تا به معصوم، هم نام يكديگر باشند يا تمامى روات، اهل يك شهر باشند، يا همگان هنگام روايت داراى خصوصيت مشابهى در گفتار يا كردار باشند يا هر يك از روات، از پدر خويش نقل نموده باشد، مثل اخبرنى فلان «و الله‏» كه لفظ مبور در يكان يكان افراد سلسله سند تكرار شده باشد.يا اخبرنى ابى قال، اخبرنى ابى... (64) (65) (66)

هستي
Monday 27 March 2006, 06:23PM
ادامه4
مزيد
روايتى است كه در متن يا سند آن، زيادتى وجود داشته باشد كه در حديث همسان آن نيست، مانند خبر نبوى: «جعلت لى الارض مسجدا و طهورا» كه مشهور چنين روايت كرده‏اند، ولى به سند ديگرى به لفظ (و ترابها طهورا) نقل شده است. (67)
زيادت در رجال زنجيره سند، آن است روايتى توسط سلسله‏اى نقل شود كه در سند ديگر، يك نفر بر افراد سلسله افزوده شده باشد.
ناسخ و منسوخ
ناسخ حديثى است كه حكم شرعى ثابت در قرآن يا حديث ديگرى را بر دارد و منسوخ به عكس آن، يعنى حديثى است كه حكمى را كه متضمن است توسط حديث ناسخ برداشته شده باشد، (68) مانند حديث نبوى: (افطر الحاجم و المحجوم) كه به حديث (احتجم رسول الله و هو صائم) نسخ شده است، زيرا حديث اول - كه حاكى از بطلان روزه كسى است كه حجامت كند - در سال هشتم هجرت صدور يافته و مضمون حديث دوم كه حاكى از حجامت پيغمبر در حال روزه است در سال دهم هجرت بوده است. (69)

محكم
حديث مقبولى است كه معارض نداشته باشد. (70)

متشابه
تشابه گاهى در سند حديث است و گاهى در متن.

متشابه السند: حديثى است كه اسم بعضى از راويان آن با راوى ديگرى هم در تلفظ و هم در كتابت‏يكسان باشد، ولى در اسم پدر فقط در كتابت متفق باشند، مانند محمد بن عقيل (بفتح عين) و محمد بن عقيل (بضم عين) (71)
يا اين كه در اسم و اسم پدر همسان باشند و امتياز آنها فقط به لقب باشد، مانند احمد بن محمد بن عيسى (الاسدى) و احمد بن محمد بن عيسى (القسرى) (72)

متشابه المتن: حديثى است كه در مفاد و معناى آن دو احتمال مساوى داده شود. (73)

نص، مجمل، ظاهر، مؤول
متن حديث‏به اعتبار واضح بودن دلالت آن بر مراد و يا خفاء آن، به انواع نامبرده تقسيم مى‏شود، زيرا چنانچه لفظ حديث فقط داراى يك معنى است كه غير آن معنى در كلام احتمال داده نمى‏شود، نص است
و اگر داراى دو يا چند معنى است كه هيچيك در مقام احتمال بر ديگرى رجحان ندارد، مجمل است.

و چنان كه يكى از دو يا چند احتمال بر ديگرى ترجيح دارد، احتمال راجح را ظاهر گويند و اگر به واسطه شواهد عقلى يا نقلى بر خلاف ظاهر حمل شود، مؤول نامند. (74)

مبين و مجمل
مبين حديثى است كه الفاظ متن آن ظاهر الدلاله باشد و مجمل به خلاف آن است.

مقبول و مردود
مقبول، حديثى است كه علماء مضمون آن را قبول فرموده و طبق آن عمل نموده باشند. (75)

نوعا اين اصطلاح در مورد احاديثى استعمال مى‏شود، كه به صحت اصطلاحى موصوف نمى‏باشد، مانند مقبوله عمر بن حنظله كه در رسائل شيخ انصارى و ساير كتب اصول به آن استشهاد شده است، زيرا در رجال نسبت‏به عمر بن حنظله، جرح و تعديلى نرسيده است. (76) (77
مردود، خبرى است كه به واسطه عدم اطمينان به صدق آن مورد عمل نباشد. (78)

معتبر، حديثى است كه به مضمون آن عمل شده و يا دليلى بر اعتبارش موجود باشد، مانند وجود چنين خبرى در اصول معتمده. (79)

مشترك
حديثى است كه يكى از رجال سند آن بين ثقه و غير ثقه، مشترك باشد، و به عبارت ديگر از راويان آن يك نفر يا بيشتر، هم نام با ديگرى باشد به طورى كه اين شركت در اسم، موجب ترديد در وثاقت‏حديث گردد، مانند روايتى كه محمد بن قيس در سلسله سند آن باشد. (80)
)
. مشترك اسمى به يكى از علائم ذيل تشخيص داده مى‏شود:
1.لقب، 2.كنيه، 3.نام پدر، 4.جد ادنى، 5.جد اوسط، 6.جد اعلى، 7 و 8.مروى عنه، راوى از وى، 9.امامى كه از وى روايت‏شده است، 10.مكان وى (شهر يا قبيله‏اش)، 11.زمان وى، 12.ولاء (ولاء عتق، هم پيمانى، ولايت‏بر عبد)
متفق و مفترق
حديثى است كه بعضى روات آن در اسم و نام پدر هم نام راويان حديث ديگرى باشند، (81) مانند احمد بن محمد بن عيسى الاسدى و احمد بن محمد بن عيسى القسرى. (82)

فرق اين نوع حديث‏با متشابه السند آن است كه در اين قسم، نام راوى در دو حديث، شبيه يكديگر است، گر چه هر دو موثق باشند و در متشابه السند، راوى يك حديث‏با شخص ديگرى كه از لحاظ درجه وثاقت‏با وى فرق دارد، هم نام است
مؤتلف و مختلف
مجموعا اسم حديثى است كه نام كسى در سلسله سند نقل شود كه ممكن است‏به دو گونه خوانده شود، ولى در كتابت‏يكسان نوشته مى‏شود (83) كه به اعتبار نحوه كتابت، نام راوى، متفق و به لحاظ مسماى اشخاص كه از اين نام احتمال مى‏رود، مفترق ناميده شده و اين قسم، در واقع از شعب تصحيف است، منتها در سلسله سند نه در متن، مانند حنان و حيان (84) و جرير و حريز (85) و نيز مانند خثيم و خيثم (86) و همدانى و همدانى و بريد و يزيد. (87) (88)

گاهى نيز مختلف به احاديث متعارضه اطلاق شده، (89) مانند حديث (فر من المجذوم فرارك من الاسد - از بيمار جذامى دور شويد) با حديث (لا عدوى - پرهيز نكنيد) كه قابل جمع است.

از اهل سنت‏شافعى و ابن قتيبه و طحاوى در مختلف الحديث (به معناى اخير) درباره جمع بين احاديث متعارض، كتاب نوشته‏اند. از شيعه نيز شيخ طوسى كتاب استبصار را به اين منظور تاليف فمورده است.
مشكل
حديثى است كه شامل الفاظ يا معانى مشكله باشد. (90)

موقوف، اثر
حديثى است كه از صحابى معصوم نقل شده، بدون اين كه وى آن را به معصوم اسناد دهد، چه سلسله سند تا صحابى متصل باشد و چه منفصل. (91)

و چنانچه حديث از صحابى پيغمبر نقل شود، اثر هم بر آن اطلاق شده است. (92)

مرسل
حديثى است كه شخصيتى كه خود حديث را از پيغمبر يا امام عليه السلام نشنيده، بدون وساطت صحابى از معصوم نقل كند، (93) به عبارت ديگر، مرسل حديثى است كه آخرين راوى حديث، مذكور يا معلوم نباشد.

گاهى نيز بر حديثى كه از سلسله سند بيش از يك نفر حذف گرديده اطلاق شده است، (94) بنا بر اين، گاهى مرسل به معنى مقطوع يا معضل نيز استعمال شده است، (95) بلكه شامل مرفوع و معلق نيز مى‏گردد.
در حجيت روايت مرسل و عدم آن اختلاف است كه مشروحا در علم الحديث ص 119 بيان شده است. (96)

zxcv
Monday 27 March 2006, 07:50PM
بعضي گمان مي كنند كه شيعه احاديث را بدون بررسي اسناد انها پذيرفته وبنا براين اعتقا داتشان بي پايه مي باشد. در حاليكه حديث شناسي علم خاص خودش را دارد وكار هر كسي نيست.

بسم الله

با سلام و کمال احترام

خواهر محترمه هستی ،

آیا مذاهب دیگر دانشمند حدیث شناس مانند مذهب شما ندارند ؟ !! آیا آنها نمی توانند که مانند دانشمندان مذهب جنابعالی دلایل قبول و رد احادیث فرقه خود را برای ما ردیف کنند ؟!!!

پس چرا به عقیده دانشمندان فرقه شما ، این علمی را که آنها مدعی آن شدند که با آن به احادیث صحیحه رسیده اند کمکی به آنها نکرده که به صراط مستقیم برسند !!

آنها محقق علم حدیث دارند شما هم دارید !!! آنها دانشگاه علوم حدیث شناسی دارند شما هم دارید !!! آنها بهانه های خود را در قبول مرجعی غیر قران ( سنت ) دارند شما هم دارید !!! اما شما علم حدیث آنها را رد می کنید مطمئنا آنها هم همینطور !!! شما سنت آنها را سنت نبی نمی دانید و آنها هم همینطور !!!

کاربر هستی ؛ احتمال بدهید همانطور که علم حدیث آنها کمکی به آنها در یافتن صراط مستقیم نکرده ، شاید دانشمندان حدیث شناس شما هم قادر نبودند با وجود کتب متعدد و دانشگاه ها موجود ، شما را به راه و روش صحیح مسلمانی رهنمون سازند !!!

خواهربزرگوار من ؛ داستان این نیست که چه فرقه ایی علم حدیث شناسیش درست است و چه فرقه ایی غلط !!! بلکه اساس حرف ما این است که اگر دین خود را از مرجعی غیر قران بخواهیم، عاقبت این می شود که می بینیم !!! فرقه هایی بوجود می آیند که فقط نامشان مسلمان است !!! بله ، فقط نامشان !!!

وسلام یا الله

محمد مهدی 128
Tuesday 28 March 2006, 07:41AM
بسم الله

با سلام و کمال احترام

خواهر محترمه هستی ،

آیا مذاهب دیگر دانشمند حدیث شناس مانند مذهب شما ندارند ؟ !! آیا آنها نمی توانند که مانند دانشمندان مذهب جنابعالی دلایل قبول و رد احادیث فرقه خود را برای ما ردیف کنند ؟!!!

پس چرا به عقیده دانشمندان فرقه شما ، این علمی را که آنها مدعی آن شدند که با آن به احادیث صحیحه رسیده اند کمکی به آنها نکرده که به صراط مستقیم برسند !!

آنها محقق علم حدیث دارند شما هم دارید !!! آنها دانشگاه علوم حدیث شناسی دارند شما هم دارید !!! آنها بهانه های خود را در قبول مرجعی غیر قران ( سنت ) دارند شما هم دارید !!! اما شما علم حدیث آنها را رد می کنید مطمئنا آنها هم همینطور !!! شما سنت آنها را سنت نبی نمی دانید و آنها هم همینطور !!!

کاربر هستی ؛ احتمال بدهید همانطور که علم حدیث آنها کمکی به آنها در یافتن صراط مستقیم نکرده ، شاید دانشمندان حدیث شناس شما هم قادر نبودند با وجود کتب متعدد و دانشگاه ها موجود ، شما را به راه و روش صحیح مسلمانی رهنمون سازند !!!

خواهربزرگوار من ؛ داستان این نیست که چه فرقه ایی علم حدیث شناسیش درست است و چه فرقه ایی غلط !!! بلکه اساس حرف ما این است که اگر دین خود را از مرجعی غیر قران بخواهیم، عاقبت این می شود که می بینیم !!! فرقه هایی بوجود می آیند که فقط نامشان مسلمان است !!! بله ، فقط نامشان !!!

وسلام یا الله
کما ئیس الکفار من اصحاب القبور

هستي
Tuesday 28 March 2006, 11:20AM
بسمه تعالي
اينكه ديگر فرقه ها در حديث شناسي ملاك ومعيار دارند يا ندارند خودشان بايد جواب دهند.
علاوه براين فهم وتفسير قران هم كار هركسي نيست.

هستي
Sunday 9 April 2006, 08:05AM
بسمه تعالي
منابع در فرق اسلامي:

حنفي-كتاب خداوند-سنت نبوي-اجماع- قياس وراي- استحسان
-------------------
مالكي -كتاب خداوند-سنت نبوي-اجماع-قياس معدود-استصلاح
----------------
شافعي-كتاب خداوند-سنت نبوي-اجماع-قياس در صورت لزوم
----------------------
حنبلي-كتاب خداوند-سنت نبوي-اجماع-
-----------------------
شيعه-كتاب خداوند- سنت نبوي-اجماع بر قول پيامبر از طريق امام-حكم قطعي عقل
-----------------------
تذكر
دو فرقه حنفي ومالكي نيز از حكم عقل در استحسان واستصلاح استفاده مي كنند.

با قرآن در صحنه
Sunday 9 April 2006, 11:02PM
بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام ازمطالب ارزشمند عزیزان استفاده کردم و تشکر میکنم .

تا جاییکه بنده اطلاع دارم خداوند در قرآن کریم مومنین را مکلف به پیروی از سنت پیامبر گرامی صلوات الله علیه نفرموده است . و موضوع اطاعت از رسول عزیز و یا اسوه گیری ازایشان لزوما به معنای وجوب پیروی از رسومات ( یا سنت های) ایشان نیست .

اما قرآن کریم مومنین را از پیروی از سنتهای رسول ( صلوات الله ) نهی نیز نفرموده است .

لذا اینکه بسیاری از مسلمانان سنت گرا خود را ملزم به پیروی از سنت پیامبر گرامی ( صلوات الله ) بدانند به هیچ وجه منافی با تعالیم قرآن مجید نیست .

همچنان که اگر برخی دیگر از مومنین یا جوامع اسلامی خود را در قید چنین التزامی ندانند نیز منافی با تعالیم قرآن مجید نیست .

چنانچه موضوع سنی بودن ( سنتی یا سنت گرا بودن ) و احترام به سنن نیاکان یا اهتمام به حفظ و هراست از رسم و رسومات باستانی(Traditionalism) در میان اقوام و ملل گوناگون نیز امری سلیقه ای و شخصیست . کما اینکه در میان همین اقوام وملل نیز برخی ( Traditionless ) یا بی سنت هستند و هیچگونه التزام و انقیادی نسبت به حفظ رسم و رسومات سنتی ندارند .

سنت ها در طول تاریخ و بمرور زمان بطور طبیعی محکوم به جایگزینی و تغییرات هستند( غیر از سنت های الهی که تعریف خاص خود را دارد ) و ملت ها در ادوار مختلف بنا بر تغییرات گوناگون شرایط سیاسی و اجتماعی و فرهنگی متناوبا قسمتهایی از آنها را گزینش و حفظ میکنند و قسمتهای دیگر را حذف و بدست فراموشی می سپارند و این واقعیتی طبیعی و ناگزیر است . چنانچه میبینیم اصرار و ابرام در پاسداشت آنها از سوی بعضی از جاهلین نیز امری بیهوده و ارتجاعی می نماید .

بی تردید برخی از سنت های رسول گرامی اسلام (صلوات الله ) نیز بطور طبیعی متاثر از شرایط سیاسی فرهنگی و اجتماعی و ... اعراب و نیز مربوط به زمان خویش بوده است و خداوند مسلمانان را در طول ادوار تاریخی ودر شرایط متفاوت سیاسی فرهنگی و اجتماعی مکلف و متعهد به حفظ و اجرای آن نفرموده است .

بعنوان مثال امروزه برخی ازبرادران و خواهران مسلمان تحقیقی در آمریکا که به برکت قرآن کریم مسلمان شده اند ( وخوشبختانه از تسلط نسبتا بالا و ذی قیمتی از قرآن کریم نیز برخوردارند ) نماز خود را در کنار یکدیگر و نیز با امامت جماعت یکی از خواهران مومنه اقامه میکنند . و نیز اخیرا در ترکیه که البته با انتقاداتی ملایم ( و نه خشونت آمیز ) از ناحیه مسلمانان سنتگرای آن کشور روبرو هستند . و بنظر میرسد در موج نوین و مبارک بیداری اسلامی که تماما به برکت قرآن کریم ایجاد و در حال افزایش است افراد عموما اسلام قرآنی ( مدرن ) یا اسلام منهای سنت را بر میگزینند.

آنچه هست قرآن کریم خود ملزومات اتحاد و جلوگیری از تفرقه و تشتت بین مسلمانان را در همسویی آنها با قبله ای واحد و ... فراهم نموده است که خود بحثی در خور توجه است .

وهرگاه بیرون رفتى پس بگردان روى خود بسوى مسجد حرام و هر جا باشيد بگردانيد رويهاى خود را بسوى آن تا نباشد مردم را بر شما دستاويزى مگر آنان كه ستم كردند از ايشان پس نترسيد از ايشان و مرا بترسيد و تا تمام كنم نعمتم را بر شما و شايد هدايت يابيد 150 چنان كه فرستاديم بر شما فرستاده‏اى از شما كه مى‏خواند بر شما آيتهاى ما را و پاكيزه مى‏سازد شما را و مى‏آموزد به شما كتاب و حكمت را و مى‏آموزد شما را آنچه نبوديد بدانيد 151 (http://javascript<b></b>:void(0)) ( سوره مبارکه بقره )

zxcv
Monday 10 April 2006, 12:38AM
بسم الله

با سلام و کمال احترام

برادر گرامی جناب ( با قران در صحنه ).

از مطالب ارزنده تان استفاده بردیم ! ، اما در مورد آخرین پاسخ شما به این تاپیک برای اینجانب ، سوالاتی پیش آمده که امیدوارم مانند همیشه ، پاسخی قرانی به آن بدهید !

تعریف سنت الهی چگونه است ؟!!

با توجه به اینکه سنتی که همکنون فرق اسلامی به عنوان سنت پیامبر می شناسند همان سنت تحریف پذیر و ابا و احدادی می باشد چگونه شما مرجع دانستن این سنت را اختیاری می دانید ؟!!آیا این تبعیت اختیاری زمینه نفوذ بدعتها و شرک را در دین پدید نمی آورد ؟!!

آیا سنتی که باید از آن تبعیت شود ، غیر از آن چیزی است که در کتاب مقدس آورده شده و محفوظ شده از طرف خداوند است ؟!!!

متشکرم

وسلام یا الله

هستي
Monday 10 April 2006, 08:31AM
بسمه تعالي
جناب با قران در صحنه
اگر اين جناب هدايت كننده بگذارد كه من بحث را ادامه بدهم.
اما در باره سنت گرچه ايه مستقيم نيست اما
منظور اداب ورسوم مردم نيست.
در مورد سنت پيامبر همان چيزي است كه در ايات قران با تبيين پيامبر ويا اطاعت از پيامبر مشخص مي شود.
ما مي گوئيم كه سخنان وسيره پيامبر چه در مورد احكام دين مانند نماز وروزه وحج و.....وچه در مورد تبيين ايات ونيز در مورد بسياري از مسائل ديگر به ما رسيده است وبعضي هم مي گويند رسيده باشد ما كاري به انها نداريم.ما راه خودمان را مي رويم .
ودر مورد پيروي از ائمه هم همان اطاعت از اولوالامر وراهنمايي انها مورد نظر شيعه مي باشد.
ونكته ديگر اينكه امر به اطاعت از پيامبر به معناي رفتن بر راه ايشان و به معناي اطاعت از خداوند است.
ومن يطع الرسول فقد اطاع الله.
وانكه رسول را اطاعت نمي كند پس خدا را اطاعت نمي كند.
وانكه خدا را اطاعت نمي كند پس به من بگوئيد كافر هست يا نه؟

با قرآن در صحنه
Monday 10 April 2006, 10:57AM
بسم الله
با سلام و کمال احترام
برادر گرامی جناب ( با قران در صحنه ).
از مطالب ارزنده تان استفاده بردیم ! ، اما در مورد آخرین پاسخ شما به این تاپیک برای اینجانب ، سوالاتی پیش آمده که امیدوارم مانند همیشه ، پاسخی قرانی به آن بدهید !
تعریف سنت الهی چگونه است ؟!!
متشکرم
وسلام یا الله

برادر ارجمند جناب zxcv گرامی سلام علیکم

بنظرم سنت های الهی کلیشه ها و دالانها و 4 چوب هایی معین هستند که در صورت ورود اختیاری به هر کدام از آنها جبرا در فضایی قانونمند (عمل وعکس العمل) و بدون هیچگونه تبدیل و تحول قرار میگیریم . و گام نهادن درهر کدام از آن سنت ها ناگزیربه منزله پذیرش سرنوشت مختوم و لا یتغیر مربوط به همان سنت است .

مثلا مبادرت به ظلم و کفربه منزله ورود به دالانیست که نتیجه ای جز عذاب در برندارد و این یک سنت الهیست که در مورد پيشینیان هم همین بوده و هیچگونه تبدیل و تحویلی هم در آن نیست . که البته بنظرم موضوع بسیار گسترده تر از همین یک مثال است .

لذا این خود 1 بحث جداگانه و دقیق است و چنانچه میبینیم ارتباطی با آنچه که در این بحث به آن می پردازیم ندارد. چرا که آنچه به عنوان سنت های باستانی و یا سنت رسول ( صلوات الله ) و ... مینامیم در واقع رسم و رسومات آنهاست .

به موارد دیگری که ذکر فرمودید نیز در حد بضاعت ناچیزم خواهم پرداخت و از محضر شما و سایر عزیزان استفاده خواهم کرد انشا الله . با تشکر

با قرآن در صحنه
Monday 10 April 2006, 11:51PM
بسم الله
با توجه به اینکه سنتی که همکنون فرق اسلامی به عنوان سنت پیامبر می شناسند همان سنت تحریف پذیر و ابا و احدادی می باشد چگونه شما مرجع دانستن این سنت را اختیاری می دانید ؟!!آیا این تبعیت اختیاری زمینه نفوذ بدعتها و شرک را در دین پدید نمی آورد ؟!!

آیا سنتی که باید از آن تبعیت شود ، غیر از آن چیزی است که در کتاب مقدس آورده شده و محفوظ شده از طرف خداوند است ؟!!!
یا الله

با سلام . قبلا عرض کنم که بنده در رابطه با این بحث نیازمند تحقیقات جامع و مانع بیشتر در قرآن کریم هستم

اما بنظرم در قرآن کریم بطور طبیعی دستور العملی مبنی برتبعیت از سنتی خاص و ثابت ملاحظه نمیشود .

چرا که قرآن کریم بدلیل ماهیت زنده وجاری و همیشگی اش همه جوامع بشری را در هر دوره ( سنتی .. مدرن ..پست مدرن و بعد از آن .........) در طول همه قرون و اعصار تاریخ به خوبی وبا قدرت و شکوه تمام رهبری و هدایت میکند . لذا طبیعی است که خداوند برخی اموراتی را که از آن به نام سنت یاد میکنیم به خود آنها واگذارده و اموراتی اختیاری هستند .

مثلا خداوند اقامه نماز را کتابت میفرماید اما نحوه اجرای آن و یا مثلا تعداد رکعات آنرا بصورت ( open) وا میگذارد .
حال بسیاری از مومنین در این امر از سنت پیامبر عزیز پیروی میکنند و چه بسا آیندگان نیز این قبیل سنت ها را بدون هیچ مانعی حفظ نمایند . لذا لزومی بر نفی و طرد یکباره و بی دلیل همه سنتهای نبی مکرم ( صلوات الله ) نیست .


آنچه هست تبعیت از بسیاری موارد دیگر که موضوعی در قرآن کریم ندارند و پیداست یا اصلا سنت آن نبی مکرم نبوده و در طول تاریخ به این فربهی رسیده است ( مانند حلال و حرام کردن های دروغین که در تضاد آشکار با آیات الهیست و بسیاری موارد دیگر که تبعیت از آنها موجب ظلالت و گمراهیست) یا موضوعات دیگرمانند سنگسار که اگر هم بنا به شرایط آن روزگاردر برنامه بوده امروزه تبعیت از آن را کنار میگذاریم و...

یا برخی دیگر که حفظ یا کنارنهادن آن اموراتی اختیاری و سلیقه ایست . مثلا خداوند به زنان مومنه سفارش به پوشش میفرماید ولی نوع آن را تعیین نمیکند . حال برخی زنان مومنه بنا بر علاقمندی به پیروی از سنت گذشته هنوز از چادر استفاده میکنند ولی برخی دیگر پوشش های جدید را انتخاب میکنند . یا الله

با قرآن در صحنه
Tuesday 11 April 2006, 01:20AM
بسمه تعالي
جناب با قران در صحنه
اگر اين جناب هدايت كننده بگذارد كه من بحث را ادامه بدهم.
اما در باره سنت گرچه ايه مستقيم نيست اما
منظور اداب ورسوم مردم نيست.
در مورد سنت پيامبر همان چيزي است كه در ايات قران با تبيين پيامبر ويا اطاعت از پيامبر مشخص مي شود.
ما مي گوئيم كه سخنان وسيره پيامبر چه در مورد احكام دين مانند نماز وروزه وحج و.....وچه در مورد تبيين ايات ونيز در مورد بسياري از مسائل ديگر به ما رسيده است وبعضي هم مي گويند رسيده باشد ما كاري به انها نداريم.ما راه خودمان را مي رويم .
ودر مورد پيروي از ائمه هم همان اطاعت از اولوالامر وراهنمايي انها مورد نظر شيعه مي باشد.
ونكته ديگر اينكه امر به اطاعت از پيامبر به معناي رفتن بر راه ايشان و به معناي اطاعت از خداوند است.
ومن يطع الرسول فقد اطاع الله.
وانكه رسول را اطاعت نمي كند پس خدا را اطاعت نمي كند.
وانكه خدا را اطاعت نمي كند پس به من بگوئيد كافر هست يا نه؟

با سلام و تشکر از مطلبتون .
یقینا به فرموده قرآن کریم اطاعت از خدا و رسول و صاحبان امر از آنها بر مومنین واجب است . وبنظرم فرمان مطاع پیامبرگرامی و همچنین ائمه طاهرین ( علیهم السلام ) نیزچیزی جز همان تاکید مجدد و مداوم بر پرستش خدای یگانه و سفارش و وصیت اکید به پیروی ازتعالیم نورانی قرآن کریم نیست .
از مواردی که فرمودید استفاده میکنم و در هر حال اینگونه تبادل نظرها به تعدیل و تصحیح و نزدیکی افکارمون کمک میکنه و همدیگر رو هم کافر یا مشرک نمی خوانیم . انشا الله

zxcv
Tuesday 11 April 2006, 02:06AM
بسم الله

با سلام و کمال احترام

با درود بسیار به شما دوست عزیز .

حال بسیاری از مومنین در این امر از سنت پیامبر عزیز پیروی میکنند و چه بسا آیندگان نیز این قبیل سنت ها را بدون هیچ مانعی حفظ نمایند .

چگونه باید یقین حاصل کرد که این نمازی که اهل فرق می خوانند همان نمازی است که رسول الله می خوانده !! آیا این سنتی که در مذاهب به عنوان سنت نبی شناخته می شود ، ارزش تعبدی دارد ؟!! با توجه به تعریف قبلی شما که سنت گذشتگان را محکوم به تغییر و تحریف دانستید جمله ( حفظ سنت بدون هیچ مانعی ) چه معنایی می تواند داشته باشد ؟!!!

از توجه شما بسیار متشکرم .

وسلام یا الله

zxcv
Tuesday 11 April 2006, 02:11AM
یقینا به فرموده قرآن کریم اطاعت از خدا و رسول و صاحبان امر از آنها بر مومنین واجب است . وبنظرم فرمان مطاع پیامبرگرامی و همچنین ائمه طاهرین ( علیهم السلام ) نیزچیزی جز همان تاکید مجدد و مداوم بر پرستش خدای یگانه و سفارش و وصیت اکید به پیروی ازتعالیم نورانی قرآن کریم نیست .

:smile07: :smile07: :smile07: :smile07: :smile07: :smile07: :smile07: :smile07: :smile07: :smile07: :smile07: :smile07: :smile07: :smile07: :smile07: :smile07: :smile07: :smile07: :smile07: :smile07: :smile07: :smile07:

هستي
Tuesday 11 April 2006, 03:46PM
بسمه تعالي
جناب با قران در صحنه
نقل قول
حال بسیاری از مومنین در این امر از سنت پیامبر عزیز پیروی میکنند و چه بسا آیندگان نیز این قبیل سنت ها را بدون هیچ مانعی حفظ نمایند . لذا لزومی بر نفی و طرد یکباره و بی دلیل همه سنتهای نبی مکرم ( صلوات الله ) نیست

اينكه تعداد ركعات نماز را باز مي گذارد يعني چه؟

يعني نماز صبح را 4 ركعت بخوانيم يا به نظر بعضي ها ذكر بگوئيم!!!
نقل قول .

وبنظرم فرمان مطاع پیامبرگرامی و همچنین ائمه طاهرین ( علیهم السلام ) نیزچیزی جز همان تاکید مجدد و مداوم بر پرستش خدای یگانه و سفارش و وصیت اکید به پیروی ازتعالیم نورانی قرآن کریم نیست.

بله مگر قرار است كه انها جز به پرستش واطاعت خداوند فرمان دهند؟،
دعوا بر سر اين استكه چرا خداوند بعضي انسانها را بدليل قربشان يه خداوند بر ديگران برتري داده ؟
واز نظر انها پيامبر يك فردي است در قد واندازه همين ادمهايي كه توي تالار مي نويسند.
.

با قرآن در صحنه
Wednesday 12 April 2006, 02:07AM
سرکار هستی گرامی با سلام .

ذکر از نماز بالاتر است اما نماز نیز جایگاه خود را دارد و نمیتوان ذکر را جایگزین نماز کرد . ( سوره مبارکه عنکبوت 45 )

در مورد شان پیامبر گرامی خداوند خود در قرآن کریم بوضوح آنرا بیان کرده است و در این مورد راه افراط و تفریط ( از هر دو طرف ) بسته شده است .
قرآن کریم از طرفی به روشنی تبیین فرموده است که او بشری مثل سایرابناء بشر است و لذا خوشبختانه امت محمد ( ص ) هیچگاه مانند امت های قبلی او را در مقام الوهیت نخواهند دانست و در این مورد دچار افراط نخواهند شد .

اما باید به بعضی که در این مورد دچار تفریط گشته اند عرض کنیم که در عظمت شان ایشان همین بس که او تنها پیام آور خدا نیست بلکه خود فرستاده خدا نیزهست .
و اینکه او بشری مثل ماست به معنای عادی بودن او نیست ( چرا که خداوند روح خود را نیز به مثل بشر ارسال فرموده است . سوره مبارکه مریم آیه 17 )

او بشری مثل ماست که بعلاوه به او وحی نیز میشود و همین وجه تمایز او با انسانهای عادیست .

دیگر آنکه او( به نوعی) در میان ماست ( آل عمران 101) که البته اعتصام تنها به خداوند است و این اعتقاد قرآنی با آن نوع اعتقاد خرافی که مسیحیان دارند متفاوت است .

لذا این قبیل گفته ها که " شان پيامبراکرم ( صلوات الله ) در اندازه انسانهای عادی و یا ( تنها یک نامه رسان ) است " گفته ای نا صواب و اندوه زا و مغایر با تعالیم قرآن مجید است .

با قرآن در صحنه
Wednesday 12 April 2006, 02:29AM
برادر گرامی zxcv
با عرض سلام و احترام
عرض اینست که میتوان همه سنت ها را ( چه تحریفی یا غیر آن ) بازبینی و گزینش کرد و شکی نیست که ارزش تعبدی ندارند . با تشکر

با قرآن در صحنه
Wednesday 12 April 2006, 04:59PM
برگزاری نماز جماعت . خواهران و برادران در کنار یکدیگر و به امامت خانم دکتر امینه ودود

http://www.news24.com/News24/World/News/0,,2-10-1462_1678638,00.html

http://news.bbc.co.uk/2/hi/americas/4361931.stm

http://www.natashatynes.org/photos/uncategorized/amina_wadud.jpg