نمايش نسخه نهائي : چند سؤال از آقاي zxcv
ابن سينا
Friday 24 February 2006, 10:35PM
بسم رب المهدي
با عرض سلام و وقت بخير
چند سؤال از آقاي zxcv و هم فكرانشان
از ابتدايي كه نوشته هاي آقاي zxcv و هم فكرانشان را مي خواندم من هم مانند ساير دوستان تصور مي كردم ايشان وهابي باشند اما وقتي ديدم اين دوستان به گونه اي حيرت انگيز به ظواهر قرآن تمسك مي كنند و بعضاً هم مانند جناب ياور تصريح دارند به اين كه وهابي نيستند فهميدم كه يك گونه ناشناخته از مسلمين پا به عرصه ظهور گذاشته است. به جرأت مي توانم بگويم در طول تاريخ 1400 ساله اسلام گروهي تا اين حد قشري گرا نبوده اند، البته اينان كار خود را تحقيق و پرهيز از تقليد ذكر مي كنند اما موشكافي انديشه عوامانه ايشان مي رساند كه تنها و تنها نگاه كردن به ظواهر آن هم در حد بسيار ابتدايي و بدون انديشه و تفكر آنها را بدين جا رسانده است.
بگذريم ، اما سؤال:
آقاي zxcv ! شما كه براي هر چيز سند قرآني ارائه مي دهيد و براي هر مطلبي دليل قرآني مي خواهيد دوست دارم بدانم در ساير معارف ديني چگونه از قرآن استفاده مي كنيد، مثلاً شما براي كسي كه منكر خداست چگونه دليل مي آوريد؟
يا كسي كه خدا را قبول دارد اما دين اسلام را قبول ندارد؟
و يا شخصي كه اسلام را قبول دارد اما معتقد است قرآن فعلي تحريف شده است ؟
يا حتي كسي كه اسلام را قبول دارد اما مي گويد با اديان ديگر هم مي توان به سعادت رسيد؟
هم چنين فكر كنم شما نماز هم مي خوانيد ، نماز تان چگونه است ؟
ساير احكام شرعي تان چطور؟ مثل روزه ، حج، زكات ، خمس و ... به چه كيفيت اين عبادات را به جا مي آوريد؟
البته سؤال ديگري هم داشتم: چرا تا اين اندازه فكر خودتان را معيار مي دانيد ؟ احتمال اين را نمي دهيد كه اشتباه كنيد؟ بعضي از قواعد علمي كه شما و دوستانتان به راحتي و مانند آب خوردن و صرفا به اين بهانه كه ساخته آخوندهاست رد مي كنيد آيا تا كنون انديشيده ايد اين قواعد از ذهن هزاران انسان انديشمند و بر پايه اصول منطقي بنا نهاده شده است گذشته و محكم تر شده است؟ البته مي دانم جواب خواهيد داد كه من مقلد نيستم ولي واقعاً اين رويه شما چيزي است مورد قبول هيچ عاقلي نيست.
به هر حال بي صبرانه منتظر جواب هاي شما هستم.
متشكرم
puyan
Saturday 25 February 2006, 12:50AM
سلام
جناب ابن سینا
دوست گرامی ، سه نکته را عرض میکنم :
1- این فکر سابقه دار است ! بلکه از متحجرترین افکاریست که مسلمانان سنی ( اهل سنت شیخین ) از انتساب چنین فکری به خود شرم داشته و دارند و همواره در مخفی کردن این توهم نخ نما سعی داشته اند اما مدتی است که عده ای در این بوق دوباره دمیدن آغاز کرده اند ... اولین گوینده این سخن عمر بود که در حیات پیامبر و در مخالفت صریح با رسول خدا و پس از توهین و بی ادبی ( میراث این دودمان ) گفت : این مرد هذیان میگوید و سپس گفت :حسبنا کتاب الله ( کتاب خدا ما را بس است ! )
بله دوست من ، پروژه نابود کردن سنت نبوی و جدا کردن وحی از حامل آن و مبارزه با نقش پیامبر در دین اسلام به عنوان رسول خدا و حامل و صاحب قرآن سیاست امروز و دیروز نیست بلکه از زمان حیات مبارک خود پیامبر شروع شد . اما پوچی این خرافه بقدری عریان بود که سنیها در قرون بعدی وقتی دیدند که اسلام بدون پیامبر و سنت فقط یک نام است و نه دین ، این توهم باطل را رها کرده و به دنبال سنت گشتند ...
2- جالب است که پیروان این توهم در این دوره و زمان ، و در همین ایران ، خود ، به چند دسته و فرقه تقسیم شده اند و چشم دیدن همدیگر را هم ندارند و هر کدامشان در مخالفت با دیگری داد سخن میدهند ...
3- با شناختی که از این افراد هست مسلما پیروان این فکر ضد قرآنی آیاتی را در پاسخ به شما ردیف میکنند که البته بسیاری از آنها توام با مغلطه و سوء برداشت از قرآن است و نشاندهنده نگاه عوامانه به عبارات عربی و دقیق قرآن است . اما سوالی که بد نیست مطرح شود اینست که مبنای همین تفکر حسبنا کتاب اللهی را بیان کنند . و از طریق آیات این تفکر را اثبات (!) نمایند .
متشکرم
zxcv
Saturday 25 February 2006, 02:27AM
بسم الله
با سلام و کمال احترام
حناب ابن سینا .
لطفا به توهینهای که شما فقط در یک پاسخ خود (قبور مقدس 104) به من نسبت داده اید توجه کنید !!!
{خدا مهر ابطال بر قلب اين جماعت زده -عمري تو سرشه كه بلغور كرد-وهابي خدا نشناس-
بابا من كه گفتم اين آقا فقط حرف خودش رو تكرار مي كنه و فقط هم براي خودش نوشابه باز مي كنه، نيازي به بحث نداره} ابن سینا
به همین سبب دو شرط برای پاسخ به سوالهای جنابعالی دارم که ؛
اولا ؛ از توهینهایی که به اینجانب نسبت داده اید عذر بخواهید!
دوما ؛ حرف دوم خود را پس بگیرید ! بدلیل اینکه اگر همچین عقیده ایی نسبت به عقایدم داشته باشید بحث با اینجانب برای شما بیفایده است !
وسلام یا الله
AntiMatter
Saturday 25 February 2006, 03:14AM
با عرض سلام و وقت بخير
چند سؤال از آقاي zxcv و هم فكرانشان
از ابتدايي كه نوشته هاي آقاي zxcv و هم فكرانشان را مي خواندم من هم مانند ساير دوستان تصور مي كردم ايشان وهابي باشند اما وقتي ديدم اين دوستان به گونه اي حيرت انگيز به ظواهر قرآن تمسك مي كنند و بعضاً هم مانند جناب ياور تصريح دارند به اين كه وهابي نيستند فهميدم كه يك گونه ناشناخته از مسلمين پا به عرصه ظهور گذاشته است. به جرأت مي توانم بگويم در طول تاريخ 1400 ساله اسلام گروهي تا اين حد قشري گرا نبوده اند، البته اينان كار خود را تحقيق و پرهيز از تقليد ذكر مي كنند اما موشكافي انديشه عوامانه ايشان مي رساند كه تنها و تنها نگاه كردن به ظواهر آن هم در حد بسيار ابتدايي و بدون انديشه و تفكر آنها را بدين جا رسانده است.
بگذريم ، اما سؤال:
آقاي zxcv! شما كه براي هر چيز سند قرآني ارائه مي دهيد و براي هر مطلبي دليل قرآني مي خواهيد دوست دارم بدانم در ساير معارف ديني چگونه از قرآن استفاده مي كنيد، مثلاً شما براي كسي كه منكر خداست چگونه دليل مي آوريد؟
يا كسي كه خدا را قبول دارد اما دين اسلام را قبول ندارد؟
و يا شخصي كه اسلام را قبول دارد اما معتقد است قرآن فعلي تحريف شده است ؟
يا حتي كسي كه اسلام را قبول دارد اما مي گويد با اديان ديگر هم مي توان به سعادت رسيد؟
هم چنين فكر كنم شما نماز هم مي خوانيد ، نماز تان چگونه است ؟
ساير احكام شرعي تان چطور؟ مثل روزه ، حج، زكات ، خمس و ... به چه كيفيت اين عبادات را به جا مي آوريد؟
البته سؤال ديگري هم داشتم: چرا تا اين اندازه فكر خودتان را معيار مي دانيد ؟ احتمال اين را نمي دهيد كه اشتباه كنيد؟ بعضي از قواعد علمي كه شما و دوستانتان به راحتي و مانند آب خوردن و صرفا به اين بهانه كه ساخته آخوندهاست رد مي كنيد آيا تا كنون انديشيده ايد اين قواعد از ذهن هزاران انسان انديشمند و بر پايه اصول منطقي بنا نهاده شده است گذشته و محكم تر شده است؟ البته مي دانم جواب خواهيد داد كه من مقلد نيستم ولي واقعاً اين رويه شما چيزي است مورد قبول هيچ عاقلي نيست.
به هر حال بي صبرانه منتظر جواب هاي شما هستم.
متشكرم
من كه توهين!! نكردم.پس دست از تحريم برداريد و به بنده پاسخ بديد!مرسي
ابن سينا
Saturday 25 February 2006, 06:49AM
بسم الله
با سلام و کمال احترام
حناب ابن سینا .
لطفا به توهینهای که شما فقط در یک پاسخ خود (قبور مقدس 104) به من نسبت داده اید توجه کنید !!!
{خدا مهر ابطال بر قلب اين جماعت زده -
باسمه تعالي
جناب zxcv ! بنده يادم نمي آيد به شخص شما حرف هاي اين چنيني زده باشم،علتش هم ادبي است كه در نوشته هاي شما مي بينم، اگر هم چيزي گفته ام نسبت به ياور و ابو حامد بوده كه بعضاً گستاخانه بعضي اعتقادات رو مورد استهزاء قرار مي دهند ( بگذريم كه خود شما هم گاهي اين كارها رو مي كنيد:smile27: )اما به هر حال سوء تفاهم شده.
عمري تو سرشه كه بلغور كرد-
بابا! عمر بلغور كرد نه شما:(
وهابي خدا نشناس-
به شخص شما چنين نوشتم؟؟!!
بابا من كه گفتم اين آقا فقط حرف خودش رو تكرار مي كنه و فقط هم براي خودش نوشابه باز مي كنه، نيازي به بحث نداره} ابن سینا
بابت اين ها عذر خواهي مي كنم، گرچه با عرض معذرت تا حدودي حقيقته
به همین سبب دو شرط برای پاسخ به سوالهای جنابعالی دارم که ؛
اولا ؛ از توهینهایی که به اینجانب نسبت داده اید عذر بخواهید!
اولاً قصد توهين در كار نبوده،
ثانياً اگر رنجيده خاطر شده ايد رسماً عذر خواهي مي كنم:smile28: .
دوما ؛ حرف دوم خود را پس بگیرید ! بدلیل اینکه اگر همچین عقیده ایی نسبت به عقایدم داشته باشید بحث با اینجانب برای شما بیفایده است !
وسلام یا الله
متوجه نشدم منظور از حرف دوم چيست؟؟
ابن سينا
Saturday 25 February 2006, 02:14PM
سلام
جناب ابن سینا
دوست گرامی ، سه نکته را عرض میکنم :
1- این فکر سابقه دار است ! بلکه از متحجرترین افکاریست که مسلمانان سنی ( اهل سنت شیخین ) از انتساب چنین فکری به خود شرم داشته و دارند و همواره در مخفی کردن این توهم نخ نما سعی داشته اند اما مدتی است که عده ای در این بوق دوباره دمیدن آغاز کرده اند ... اولین گوینده این سخن عمر بود که در حیات پیامبر و در مخالفت صریح با رسول خدا و پس از توهین و بی ادبی ( میراث این دودمان ) گفت : این مرد هذیان میگوید و سپس گفت :حسبنا کتاب الله ( کتاب خدا ما را بس است ! )
باسمه تعالي
سلام
دوست عزيز ، جناب پويان !
تا حدودي با شما موافق نيستم ، فكر امثال آقاي zxcv به طور خاص سابقه ندارد ، حتي عمر هم اين گونه نبود كه افراطي فقط بگويد : دليل قرآني ، سند قرآني و ...
عمر گر چه به لفظ گفت : حسبنا كتاب الله اما در عمل بعضي اوقات به سنت رسول الله عمل مي كرد و يا حتي گاهي با اميرالمؤمنين مشورت مي كرد.
اما اين جماعت اساساًٌ هيچ مطلب غير قرآني ( آن هم آن طور كه خودشان مي فهمند) قبول ندارند، و اين واقعاً عجيب است .
يكي از دوستان روحاني من كه دهه محرم تبليغ رفته بود مي گفت حتي بعضي از بچه شيعه ها اين افكار در ذهنشان پديد آمده كه غير از قرآن ( پناه بر خدا) هيچ و پوچ است. من دوست دارم مبناي تفكر اين دوستان را كه به هر حال مسلمان هستند بدانم.
در اين تاپيك خيلي قصد بحث ندارم ، بيشتر مي خواهم جواب سؤالاتم را بدانم.
به اميد آن كه با ظهورش زمين پر از عدل و داد مي شود.
zxcv
Saturday 25 February 2006, 10:34PM
بسم الله
با سلام و کمال احترام
احتمال اين را نمي دهيد كه اشتباه كنيد؟ بعضي از قواعد علمي كه شما و دوستانتان به راحتي و مانند آب خوردن و صرفا به اين بهانه كه ساخته آخوندهاست رد مي كنيد آيا تا كنون انديشيده ايد اين قواعد از ذهن هزاران انسان انديشمند و بر پايه اصول منطقي بنا نهاده شده است گذشته و محكم تر شده است؟ البته مي دانم جواب خواهيد داد كه من مقلد نيستم ولي واقعاً اين رويه شما چيزي است مورد قبول هيچ عاقلي نيست.
جناب ابن سینای عزیز .
شما بفرمائید ما از چه کسی باید تقلید کنیم ؟!!!!
وسلام یا الله
ابن سينا
Saturday 25 February 2006, 11:51PM
بسم الله
با سلام و کمال احترام
جناب ابن سینای عزیز .
شما بفرمائید ما از چه کسی باید تقلید کنیم ؟!!!!
وسلام یا الله
بسم رب المهدي
با عرض عليكم السلام و احترام متقابل
جناب zxcv عزيز !
اولاً خواهش مي كنم منظور اصلي مرا درك كنيد و طوري بحث نكنيد كه خداي ناكرده به ذهن بيايد مغرضانه هدف نويسنده را منحرف مي كنيد،
ثانياً اگر بنا به تقليد بود هيچ گاه هيچ كدام از دوستان در اين تالار با شما بحث نمي كردند، صرف اين كه معتقدات ما توسط عده اي قبلاً گفته شده و ما با دليل آنها را قبول نموده ايم تقليد محسوب نمي شود،
ثالثاً خواهش ديگري دارم و آن اين كه بحث با پرداختن به مسائل حاشيه اي منحرف نكنيد ، سؤال اصلي من اين ها نبود ، اگر مي خواهيد ادامه دهيد سؤال هاي اصلي مرا پاسخ بگوييد.
متشكرم
بچه با حال
Sunday 26 February 2006, 11:50AM
تا به حال برادران وهابي حاضر در سايت به هيچ يك از سوالات من نيز پاسخ نداده اند و خيلي علاقمندند كه بحث را عوض كنند .
ابن سينا
Sunday 26 February 2006, 05:51PM
تا به حال برادران وهابي حاضر در سايت به هيچ يك از سوالات من نيز پاسخ نداده اند و خيلي علاقمندند كه بحث را عوض كنند .
باسمه تعالي
سلام
با حال جون ! ضمن اين كه عرض مي كنم واقعاً با حالي فرمايش شما رو نيز تأييد مي كنم ، بسياري از مطالب بي پاسخ مانده يا با برخورد گزينشي بحث اصلي منحرف شده است.
اميدوارم جناب zxcv اين بحث را به سرنوشت بسياري از بحث هاي ديگر دچار نكنند!
اللهم عجل لوليك الفرج
zxcv
Monday 27 February 2006, 03:35AM
تا به حال برادران وهابي حاضر در سايت به هيچ يك از سوالات من نيز پاسخ نداده اند و خيلي علاقمندند كه بحث را عوض كنند .
بسم الله
با سلام وکمال احترام
دوست عزیز جناب ( بچه با حال ) !
چه انتظار دارید ؟!! جناب باحال شما چندین تایپک درست کرده اید و سوالات متعددی مطرح کرده اید که اصولا پرسیدن آن از چون مائی معنا یی ندارد !!! شافعی گفت و انن تمیمه گفت !! خوب گفت که گفت چه ربطی به ما دارد ؟! شما هنوز اعتقادات ما را نشناخته اید ، می خواهید با ما بحث و مناظره کنید ؟! گمان کنم که محال است همچین مناظره ایی به سرانجام بر سد !
شما را دعوت می کنم که اول مطالب گذشته دوستان عزیزم را مطالعه کنید بعد اگر قانع نشدید که منبع ما فقط قران است ! بعد بخواهید که سخنان این و آن را به رخ ما بکشید متاسفانه همان اشتباهی که دوستان شما هم انجام می دهند .
اما جناب ابن سینا عزیز .
من نمی دانم که قصد شما از ساختن این تایپک چه بوده ، ولی این را قبول کنید که سوالات شما ربطی به هم ندارند! ولی اگر منظور ی کلی دارید که می خواهید با آن نتیجه بگیرید که چگونه می شود از قران تمامی نیازهای بشری را دریافت کرد . باید بگویم که ما هیچ وقت این چنین ادعایی را نکردیم با اینکه می دانم که در این معجزه بزرگ و جاودانی خداوند پاسخ همه سوالات نوشته شده است ولی استخراج آن فعلا برای بشر میسر نمی باشد .
اما در مورد دین موضوع فرق می کنید ؛ اسلام همان چیزی است که در قران می باشد و اگر می بینید همکنون هضم این موضوع برای مسلمانان سخت می باشد برای این است که صدهها سال است که از این تنها نقشه راهنمای سعادت به درستی استفاده نکرده اند . آنها برای کلام خدا شریک قائل شدند و سخنان مخلوق خدا را با خدا یکی دانستند و برای این حماقت بزرگ خود هم دلیلی نداشتند.
من در جایی گفته ام که درک این موضوع توفیق الهی می خواهد که قران تمامی اسلام است و به این موضوع اطمینان دارم که اگر تمامی مسلمین فقط قران را اساس و ملاک دین خود قرار می دادند همکنون نباید برای تفرقه و اختلافات و بدعتهای فرقه ها اسلامی غصه می خوردیم !
شما ببینید عدم اطمینان به کافی بودن قران چگونه در حال سوزاندن ریشه اسلام است . شما به غیر از چند مورد جزئی در تمامی احکام اسلامی تفاوت و حتی تضاد را بین اعتقادات فرقه ها را می توانید به وضوح ببینید . و این چیزی نیست غیر تمسک به مرجعی غیر قران که دچار هزاران اختلاف و دروغ شده است .
مثالی می آورم که خودتان متوجه شوید چگونه قران می تواند ما را به سعادت برساند ،
(نماز را بخوان فقط برای ذکر من ) این توصیه خداوند است به موسی(ع) و اگر تمامی مسلمین درک می کردند که مفهوم و معنای این توصیه جوهری چیست ، دیگر هیچ کسی جرات نمی کرد نام غیر خدا را در نمازش ببرد .
وسلام یا الله
بچه با حال
Monday 27 February 2006, 09:37AM
بسم الله
با سلام وکمال احترام
دوست عزیز جناب ( بچه با حال ) !
چه انتظار دارید ؟!! جناب باحال شما چندین تایپک درست کرده اید و سوالات متعددی مطرح کرده اید که اصولا پرسیدن آن از چون مائی معنا یی ندارد !!! شافعی گفت و انن تمیمه گفت !! خوب گفت که گفت چه ربطی به ما دارد ؟! شما هنوز اعتقادات ما را نشناخته اید ، می خواهید با ما بحث و مناظره کنید ؟! گمان کنم که محال است همچین مناظره ایی به سرانجام بر سد !
شما را دعوت می کنم که اول مطالب گذشته دوستان عزیزم را مطالعه کنید بعد اگر قانع نشدید که منبع ما فقط قران است ! بعد بخواهید که سخنان این و آن را به رخ ما بکشید متاسفانه همان اشتباهی که دوستان شما هم انجام می دهند .
اما جناب ابن سینا عزیز .
من نمی دانم که قصد شما از ساختن این تایپک چه بوده ، ولی این را قبول کنید که سوالات شما ربطی به هم ندارند! ولی اگر منظور ی کلی دارید که می خواهید با آن نتیجه بگیرید که چگونه می شود از قران تمامی نیازهای بشری را دریافت کرد . باید بگویم که ما هیچ وقت این چنین ادعایی را نکردیم با اینکه می دانم که در این معجزه بزرگ و جاودانی خداوند پاسخ همه سوالات نوشته شده است ولی استخراج آن فعلا برای بشر میسر نمی باشد .
اما در مورد دین موضوع فرق می کنید ؛ اسلام همان چیزی است که در قران می باشد و اگر می بینید همکنون هضم این موضوع برای مسلمانان سخت می باشد برای این است که صدهها سال است که از این تنها نقشه راهنمای سعادت به درستی استفاده نکرده اند . آنها برای کلام خدا شریک قائل شدند و سخنان مخلوق خدا را با خدا یکی دانستند و برای این حماقت بزرگ خود هم دلیلی نداشتند.
من در جایی گفته ام که درک این موضوع توفیق الهی می خواهد که قران تمامی اسلام است و به این موضوع اطمینان دارم که اگر تمامی مسلمین فقط قران را اساس و ملاک دین خود قرار می دادند همکنون نباید برای تفرقه و اختلافات و بدعتهای فرقه ها اسلامی غصه می خوردیم !
شما ببینید عدم اطمینان به کافی بودن قران چگونه در حال سوزاندن ریشه اسلام است . شما به غیر از چند مورد جزئی در تمامی احکام اسلامی تفاوت و حتی تضاد را بین اعتقادات فرقه ها را می توانید به وضوح ببینید . و این چیزی نیست غیر تمسک به مرجعی غیر قران که دچار هزاران اختلاف و دروغ شده است .
مثالی می آورم که خودتان متوجه شوید چگونه قران می تواند ما را به سعادت برساند ،
(نماز را بخوان فقط برای ذکر من ) این توصیه خداوند است به موسی(ع) و اگر تمامی مسلمین درک می کردند که مفهوم و معنای این توصیه جوهری چیست ، دیگر هیچ کسی جرات نمی کرد نام غیر خدا را در نمازش ببرد .
وسلام یا الله
دوست گرامي و عزيزم
اولا : شماها كه از انديشه هاي ابن تيميه حمايت مي كنيد ، آيا نبايد از انديشه ي خود دفاع كنيد ؟ پس سوالات مربوط به خودتان را بايد جواب بدهيد .
ثانيا : بسياري از اين تاپيك ها را به توصيه خود شما بزرگواران ساختم . در بين بحث دوستان شما مباحث را عوض مي كردند و وقتي اعتراض مي كردم به عنوان تحدي مي گفتند تاپيك ديگري در همين موضوع بسازيد . خوب من هم ساختم . اما چه شد ؟ اين بزرگواران كجا رفتند ؟
هستي
Monday 27 February 2006, 11:27AM
بسمه تعالي
با اجازه جناب ابن سينا
انچه تاكنون من از بحث ها متوجه شده ام اين است كه:
بعضي مدعي اند كه چون قران كتاب كاملي هست پس بدون تبيين پيامبر هم مي تواند هدايتگر باشد ونيازي به حديث نيست.
-چون در احاديث جعليات نيز راه يافته است پس بايد انها را دور ريخته وبه قران تمسك جوئيم.
-اگر احاديث راهگشا بودند پس اختلافات بين فرقه ها چيست؟
وطرف مقابل مي گويند:
-قران وتبيين پيامبر لازم وملزوم هدايت خداوندي هستند.
-باحذف احاديث بخشي از احكام دين بدرستي فهميده واجرا نمي شوند.
-گرچه احاديث جعلي هم در احاديث هست اما اين به معناي حذف همه احاديث نيست.
-براي پي بردن به احاديث صحيح راهها وروشهاي دقيقي هست.
-فرقه هاي مختلف بايد به احاديث صحيح گردن نهند وبرهان حق را بپذيرند.گرچه اين پذيرش سالها مطالعه وتحقيق وتفكر را لازم داشته باشد.
در ادامه اگر نياز هست من انواع حديث وراهاي بررسي ان را بياورم.
بچه با حال
Monday 27 February 2006, 12:16PM
همين طور است كه شما دوست عزيز مي فرماييد اما شيوه برخي از دوستان در حرف و عمل متفاوت است . به طرف مقابل كه مي رسند مرتبا مدعي ميزان بودن قرآنند و مي گو يند كلام شما مطابق با قرآن نيست اما هيچ گاه حاضر نيستند تناقض كلام و عقيده خودشان با آموزه هاي قرآن را پاسخ گو باشند .
رهرو
Monday 27 February 2006, 12:45PM
با سلام
من انواع حديث وراهاي بررسي ان را بياورم
خدمت سرکارخانم " هستی "
خیلی خوشحال میشوم در این زمینه مطلب بیاورید .
بسياري از اين تاپيك ها را به توصيه خود شما بزرگواران ساختم . در بين بحث دوستان شما مباحث را عوض مي كردند و وقتي اعتراض مي كردم به عنوان تحدي مي گفتند تاپيك ديگري در همين موضوع بسازيد . خوب من هم ساختم . اما چه شد ؟ اين بزرگواران كجا رفتند ؟
خدمت جناب "بچه با حال"
اولا"؟:
لطف کنید بفرمائید چه شخصی از شما درخواست تاپیک جداگانه کرده به اسم نام ببرید و با این لفظ همه را مورد خطاب قرار ندهید:smile27:
دوما": در تمامی تاپیکها لفظ خطاب شما وهابیون هستند , حضور هر یک از برادران موحد در این تاپیکها به منزله چسباندن مارک به ایشان است .
در ضمن بیشتر برادران موحد این سایت به هیچ وجه از منابع اهل سنت برای ادعای خود دلیل نمی آورند و بخواهند جوابگوی دلایل آنان باشند.
یا الله
رهرو
ابن سينا
Monday 27 February 2006, 03:24PM
بسم الله
با سلام وکمال احترام
شما هنوز اعتقادات ما را نشناخته اید ، می خواهید با ما بحث و مناظره کنید ؟! گمان کنم که محال است همچین مناظره ایی به سرانجام بر سد !.
باسمه تعالي
سلام
با توجه به مطالبي كه بالا نوشتم اذعان مي كنيد من شما را در زمينه وهابي بودن يا نبودن شناخته ام يا خير؟
به هر حال من اميدوارم مناظره ما به جايي برسد.
اما جناب ابن سینا عزیز .
من نمی دانم که قصد شما از ساختن این تایپک چه بوده ، ولی این را قبول کنید که سوالات شما ربطی به هم ندارند!.
اتفاقاً سؤالات گرچه به ظاهر خيلي بي ربط به نظر مي رسد اما اين كه شما يعني جناب zxcv چگونه به اين سؤالات پاسخ مي دهيد از يك نحوه تفكر واحد بر مي خيزد ، و اساساً هدف من از باز كردن اين تاپيك همين است كه شما براي خيلي از مسائلي كه هر دين بايد نسبت به آن پاسخ گو باشد نمي توانيد جوابي از قرآن دريافت كنيد.
چند نمونه بسيار معروف آن همان سؤال ها ست كه ظاهراً به هم ربطي ندارند ولي اگر منظور مرا خوب در مي يافتيد متوجه مي شديد دنبال چه چيزي هستم؟ و اگر اكنون دريافتيد چه مي گويم خواهشاً بفرماييد جواب اين سؤالات را چگونه مي دهيد؟
به هر حال جداي از هر بحث ديگر بنده به عنوان شاگرد شما ;) مي خواهم پاسخ شما به اين سؤالات را بدانم، خدا را چه ديده ايد شايد به راه راست شما منحرف شدم;) .
ولی اگر منظور ی کلی دارید که می خواهید با آن نتیجه بگیرید که چگونه می شود از قران تمامی نیازهای بشری را دریافت کرد . باید بگویم که ما هیچ وقت این چنین ادعایی را نکردیم با اینکه می دانم که در این معجزه بزرگ و جاودانی خداوند پاسخ همه سوالات نوشته شده است ولی استخراج آن فعلا برای بشر میسر نمی باشد .
اما در مورد دین موضوع فرق می کنید ؛ .
نقطه دعوا همين جاست ؛ من اصلاً نگفتم كه آيا دين تمام نيازهاي بشر را بر طرف مي كند يا خير؟ گرچه در اين كه فرموديد «در اين معجزه بزرگ و جاوداني خداوند پاسخ همه سؤالات نوشته شده است » با نظر شما موافقم.
حرف من اين است كه آيا تمام مسائلي كه يك دين براي پيروانش دارد در قرآن بيان شده است؟ مثلاًٌ پيروان يك دين نياز دارند به اين كه بدانند آيا واقعا اين قرآن از سوي خداست ؟ يا آن كه اساساً آيا خدايي وجود دارد؟ و هزاران سؤال ديگر كه من مانده ام شما چگونه جواب آنها را مي دهيد ؟
شما ببینید عدم اطمینان به کافی بودن قران چگونه در حال سوزاندن ریشه اسلام است .
اين صرفاً يك ادعا است بنده هم ادعا مي كنم كه ببينيد عدم اعتقاد به ولايت ائمه چگونه ريشه كشورهاي سني را مي سوزاند ، شاهدش هم اين است كه غالب كشورهاي سني چگونه ذليل و بدبخت با دريوزگي مقابل كشورهاي قلدري هم چون آمريكا و انگليس سر فرود مي آورند . اما عزت و اقتدار ايران را ببينيد ، چندي پيش مقاله كنت پولاك سناتور آمريكايي را در يكي از سايت هاي خبري خواندم واقعاً از ايراني بودن خود غرور خاصي پيدا كردم كه ديدم چگونه يك سناتور آمريكايي مقابل اسم ايران كه مي رسد كم مي آورد:smile40:
شما به غیر از چند مورد جزئی در تمامی احکام اسلامی تفاوت و حتی تضاد را بین اعتقادات فرقه ها را می توانید به وضوح ببینید . و این چیزی نیست غیر تمسک به مرجعی غیر قران که دچار هزاران اختلاف و دروغ شده است ..
باز هم اتفاقا اين يك ادعا است چون من همان حرف بالا را تكرار هم مي كنم و همان طور كه شما براي حرف بالا هيچ شاهدي نداشتيد براي اين هم هيچ شاهدي نداريد ، اما من شاهد دارم و آن روايت ثقلين است كه از پيغمبر به صورت متواتر نقل شده است ، و باز هم اتفاقاً شما نمي توانيد به هيچ دليل بگوييد اين روايت با قرآن متضاد است.
مثالی می آورم که خودتان متوجه شوید چگونه قران می تواند ما را به سعادت برساند ،
(نماز را بخوان فقط برای ذکر من ) این توصیه خداوند است به موسی(ع) و اگر تمامی مسلمین درک می کردند که مفهوم و معنای این توصیه جوهری چیست ، دیگر هیچ کسی جرات نمی کرد نام غیر خدا را در نمازش ببرد ..
بارك الله ! اومدي سر اصل مطلب، حالا همين نماز بدون هيچ ذكر ديگري غير از ذكر خدا چگونه خوانده مي شود ؟ اگر مي گوييد همان گونه كه بقيه مي خوانند منهاي آن جايي كه ذكر غير خدا است مي گويم سند قرآني خود را نشان دهيد كه براي خواندن حمد و سوره و ركوع و سجود و تشهد چه دليل قرآني وجود دارد؟
و اگر بگوييد من رو به قبله مي نشينم و فقط ذكر خدا مي گويم... آنگاه بحث مسير ديگري خواهد پيدا كرد.
به هر حال اميدوارم سير اصلي بحث را منحرف نكنيد ضمن اين اميدواري اميدوارم منظور مرا درك كرده باشيد كه اين تاپيك اساساً براي چه باز شده است؟
و الحمد لله
ابن سينا
Monday 27 February 2006, 03:27PM
بسم الله
با سلام وکمال احترام
شما هنوز اعتقادات ما را نشناخته اید ، می خواهید با ما بحث و مناظره کنید ؟! گمان کنم که محال است همچین مناظره ایی به سرانجام بر سد !.
باسمه تعالي
سلام
با توجه به مطالبي كه بالا نوشتم اذعان مي كنيد من شما را در زمينه وهابي بودن يا نبودن شناخته ام يا خير؟
به هر حال من اميدوارم مناظره ما به جايي برسد.
اما جناب ابن سینا عزیز .
من نمی دانم که قصد شما از ساختن این تایپک چه بوده ، ولی این را قبول کنید که سوالات شما ربطی به هم ندارند!.
اتفاقاً سؤالات گرچه به ظاهر خيلي بي ربط به نظر مي رسد اما اين كه شما يعني جناب zxcv چگونه به اين سؤالات پاسخ مي دهيد از يك نحوه تفكر واحد بر مي خيزد ، و اساساً هدف من از باز كردن اين تاپيك همين است كه شما براي خيلي از مسائلي كه هر دين بايد نسبت به آن پاسخ گو باشد نمي توانيد جوابي از قرآن دريافت كنيد.
چند نمونه بسيار معروف آن همان سؤال ها ست كه ظاهراً به هم ربطي ندارند ولي اگر منظور مرا خوب در مي يافتيد متوجه مي شديد دنبال چه چيزي هستم؟ و اگر اكنون دريافتيد چه مي گويم خواهشاً بفرماييد جواب اين سؤالات را چگونه مي دهيد؟
به هر حال جداي از هر بحث ديگر بنده به عنوان شاگرد شما ;) مي خواهم پاسخ شما به اين سؤالات را بدانم، خدا را چه ديده ايد شايد به راه راست شما منحرف شدم;) .
ولی اگر منظور ی کلی دارید که می خواهید با آن نتیجه بگیرید که چگونه می شود از قران تمامی نیازهای بشری را دریافت کرد . باید بگویم که ما هیچ وقت این چنین ادعایی را نکردیم با اینکه می دانم که در این معجزه بزرگ و جاودانی خداوند پاسخ همه سوالات نوشته شده است ولی استخراج آن فعلا برای بشر میسر نمی باشد .
اما در مورد دین موضوع فرق می کنید ؛ .
نقطه دعوا همين جاست ؛ من اصلاً نگفتم كه آيا دين تمام نيازهاي بشر را بر طرف مي كند يا خير؟ گرچه در اين كه فرموديد «در اين معجزه بزرگ و جاوداني خداوند پاسخ همه سؤالات نوشته شده است » با نظر شما موافقم.
حرف من اين است كه آيا تمام مسائلي كه يك دين براي پيروانش دارد در قرآن بيان شده است؟ مثلاًٌ پيروان يك دين نياز دارند به اين كه بدانند آيا واقعا اين قرآن از سوي خداست ؟ يا آن كه اساساً آيا خدايي وجود دارد؟ و هزاران سؤال ديگر كه من مانده ام شما چگونه جواب آنها را مي دهيد ؟
شما ببینید عدم اطمینان به کافی بودن قران چگونه در حال سوزاندن ریشه اسلام است .
اين صرفاً يك ادعا است بنده هم ادعا مي كنم كه ببينيد عدم اعتقاد به ولايت ائمه چگونه ريشه كشورهاي سني را مي سوزاند ، شاهدش هم اين است كه غالب كشورهاي سني چگونه ذليل و بدبخت با دريوزگي مقابل كشورهاي قلدري هم چون آمريكا و انگليس سر فرود مي آورند . اما عزت و اقتدار ايران را ببينيد ، چندي پيش مقاله كنت پولاك سناتور آمريكايي را در يكي از سايت هاي خبري خواندم واقعاً از ايراني بودن خود غرور خاصي پيدا كردم كه ديدم چگونه يك سناتور آمريكايي مقابل اسم ايران كه مي رسد كم مي آورد:smile40:
شما به غیر از چند مورد جزئی در تمامی احکام اسلامی تفاوت و حتی تضاد را بین اعتقادات فرقه ها را می توانید به وضوح ببینید . و این چیزی نیست غیر تمسک به مرجعی غیر قران که دچار هزاران اختلاف و دروغ شده است ..
باز هم اتفاقا اين يك ادعا است چون من همان حرف بالا را تكرار هم مي كنم و همان طور كه شما براي حرف بالا هيچ شاهدي نداشتيد براي اين هم هيچ شاهدي نداريد ، اما من شاهد دارم و آن روايت ثقلين است كه از پيغمبر به صورت متواتر نقل شده است ، و باز هم اتفاقاً شما نمي توانيد به هيچ دليل بگوييد اين روايت با قرآن متضاد است.
مثالی می آورم که خودتان متوجه شوید چگونه قران می تواند ما را به سعادت برساند ،
(نماز را بخوان فقط برای ذکر من ) این توصیه خداوند است به موسی(ع) و اگر تمامی مسلمین درک می کردند که مفهوم و معنای این توصیه جوهری چیست ، دیگر هیچ کسی جرات نمی کرد نام غیر خدا را در نمازش ببرد ..
بارك الله ! اومدي سر اصل مطلب، حالا همين نماز بدون هيچ ذكر ديگري غير از ذكر خدا چگونه خوانده مي شود ؟ اگر مي گوييد همان گونه كه بقيه مي خوانند منهاي آن جايي كه ذكر غير خدا است مي گويم سند قرآني خود را نشان دهيد كه براي خواندن حمد و سوره و ركوع و سجود و تشهد چه دليل قرآني وجود دارد؟
و اگر بگوييد من رو به قبله مي نشينم و فقط ذكر خدا مي گويم... آنگاه بحث مسير ديگري خواهد پيدا كرد.
به هر حال اميدوارم سير اصلي بحث را منحرف نكنيد ضمن اين اميدواري اميدوارم منظور مرا درك كرده باشيد كه اين تاپيك اساساً براي چه باز شده است؟
و الحمد لله
min
Monday 27 February 2006, 11:44PM
آقاي ابن سينا
محال است ايشان پاسخ دهند
بارها و بارها من همين سوالها را در جاهاي مختلف از اين اشخاص پرسيده ام دريغ از يك پاسخ
هرگز پاسخ نمي دهند
اينان دقيقا همان خوارجي هستند كه فرياد لاحكم الا للله سر دادند و زن حامله را كشتند و مرد عرب را سر بريدند فقط به دليل داشتن دشداشه كوتاه .
اينان وارثان خوارجند .
اما تا پاسخ نداده اجازه ندهيد بحث را به هر جا مي خواهد بكشاند
اينها استاد انحراف در بحث هستند و همين دليلي محكم بر اين است كه اينان خود مي دانند كه منحرفند و بر حق نيستند .
سینا 555
Tuesday 28 February 2006, 05:43AM
خوب جرا جوابی نمیاید باز؟:eek:
فکر کنم ابن سینا یک بار دیگر سوالهای خوبشان را نطرح کنند بد نباشد
در ضمن دوستان ما شییعیان ال محمد(ص)افتخار داریم که بزرگترین و نواورترین مفسر قران
که قران با خود قران تقسیر میکرد در عصر معاصر یعنی مرحوم سید محمد طباطبایی(ره)ستاره درخشان حهان شیعه بود.ایتکه حالا بعضی وهابیون از روش یک عالم شیعه استفاده میکنند و نتایج
نامعلوم! خودشان را میگزند جای تعجب بسیار دارد.المیزان ایشان را همه میشناسند و اعتباربسیار والایی نزد محققان و عالمان دینی دارد حالا چند وهابی امده اند با حرف میخواهند کار بزرگ ایشان را با تفسیرهای بی اساس خود جلو بیاندازند.
بنده منظر جواب هستم!
بچه با حال
Tuesday 28 February 2006, 07:46AM
من هم منتظر جوابم.
(قانون)
Tuesday 28 February 2006, 08:31AM
دوستان گرامي و بزرگوار عرض ادب و سلام گرم بنده را پذيرا باشيد .
از طرح پرسشهاي خوب و ارزنده و پرداختن به بحث هدفدار و مشخص سپاسگزارم ، اما لزومي نمي بينم با ايراد اتهام و طرح مواضع ديگران همراه باشد !
بگذاريد هرگونه كه ايشان راحتند در مباحث شركت نمايند . گرچه براي داشتن بحثي مفيد و روشنگر ، مشخص بودن مواضع طرفين ، كمك شاياني مي كند ، اما لزومي نمي بينم خودمان براي ديگران موضعي در نظر بگيريم و او را در موضع انفعالي قرار دهيم .
فراموش نكنيم هدف ما به زانو در آوردن ديگران در بحث نيست . هدف روشن شدن حق از باطل و در اختيار ديگران گذاشتن قضاوت است . اگر كسي به عقايد ما ايرادي مي گيرد و ما را در موضع تدافعي مي گذارد ، بيش از اينكه براي دفاع و حراست از دين خدا دچار دغدغه و اضطراب مي شويم ، بايستي به جهت اينكه او انگيزه اي ايجاد كرده تا احساس نياز به شناخت درست ، دقيق و عالمانه از دين در ما و ديگران ايجاد گردد ، از او سپاسگزار باشيم .
و يك نكته ديگر
بايد توجه داشته باشيم كه دين خدا را خود خدا نگهبان بوده و از اين پس نيز خواهد بود ، نه ما . ما تنها به امر او عمل مي كنيم و از بابت اين توفيق ، او را ستوده و پيشاني ذلت به درگاهش مي ساييم .
بنا بر اين
در اين راستا هرچه متحمل رنج و زحمت بيشتر مي شويم ، بر نيكي ها و تعالي خويش افزوده ايم .
پس بگذار تا هر چه بيشتر به رنج افتيم و پخته تر گرديم .
خدايا شكر
از اينكه وقت دوستان با خواندن نوشته هاي بنده گرفته شد ، انتظار عفو و بخشش دارم .
ابن سينا
Tuesday 28 February 2006, 05:59PM
باسمه تعالي
سلام دوستان
ضمن اين كه من هم مانند شما منتظر پاسخ هستم، فرمايشات جناب قانون را هم تأييد مي كنم البته با يك قيد و آن اين كه قصد ما منفعل كردن ديگران نيست بلكه من در صدد اين هستم تا اشتباهات ايشان
را بگيرم اما اين نحوه بحث كردن يك نحوه مناظره است كه سقراط از آن استفاده مي كرده و در طول تاريخ منطق و فلسفه اين روش به مرور قوي تر و محكم تر شده است ، به هر حال من اميدوارم آقاي
zxcv و دوستانشان با اين بحث قدري ما را بيشتر با مباني فكري خود آشنا كنند، شايد همان طور كه گفتم ما هم به راه راست ايشان منحرف شويم!;)
اما سخني با جناب zxcv
برادر عزيز ! بنده هم مثل دوستان منتظر جواب هاي حضرت عالي هستم و به شدت معتقدم ادامه اين بحث ما را به سر انجام مي رساند يعني يا به جايي مي رسيم كه يكي از طرفين ( اگر عنادي وجود
نداشته باشد) به طرف ديگر متمايل خواهد شد و يا اين كه مي فهميم بحث كردن بي فايده و لغو است.
من منتظرم جواب تمامي سؤالات خويش را بگيرم چون شما يك تفكر جديد در تاريخ اسلام هستيد و بايد بتوانيد از عقايد خود دفاع كنيد.
نكته ديگر آن كه اگر در بحث علمي هيچ مطلبي غير از مطالب علمي مطرح نشود بحث منحرف نخواهد شد اما بعضاً ديده شده شما و يا دوستانتان و حتي بعضي از دوستان گرامي بنده به استهزاء
عقايد يكديگر مي پردازند و يا همديگر را به تمسخر مي گيرند كه اصلا پسنديده نيست ، انسان نسبت به چيزي كه اعتقاد دارد حساسيت و عاطفه شديد دارد و طبعاًٌ نسبت به كسي كه تمسخر مي كند شديداً
جبهه مي گيرد لذا به تمام دوستان و از جمله خودم توصيه وسفارش مي كنم حين بحث علمي روحيه علمي خودمان را حفظ كنيم و هيچ غير از مباحث علمي نگوييم. ان شاء الله
اللهم عجل لوليك الفرج
بچه با حال
Tuesday 28 February 2006, 06:40PM
من هم تاييد مي كنم .
ابن سينا
Thursday 2 March 2006, 06:18PM
باسمه تعالي
سلام و عرض ادب
جناب آقاي zxcv ! گويا ترجيح مي دهيد جايي كه عقايد شما به چالش كشيده مي شود جواب ندهيد؟ به هر حال اين گونه نيست كه به چيزي اعتقاد داشته
باشيد اما نتوانيد به درستي از آن دفاع كنيد ، همان گونه كه سابق هم گفتم شما و دوستانتان يك نحوه تفكر جديد در تاريخ 1400 ساله اسلام عزيز هستيد، و
بايستي بتوانيد در حوزه كلامي از حدود و ثغور اعتقاداتتان حفاظت كنيد.
اما از آن جا كه ديدم شما سكوت را ترجيح مي دهيد يكي از سؤالاتم را كه جاي
ديگر پاسخش را از شما يافته ام مورد بررسي قرار مي دهم شايد شما بتوانيد از آن دفاع كنيد!
شما در تاپيك در جواب آقاي محب صحابه كه از شما پرسيده بودند نحوه نماز خواندن شما چگونه است گفته بوديد:
من نماز صبح را دو ركعت مي خوانم چون قرآن به من دستور داده اتحاد مسلمين بايد حفظ شود ولي چون همان قرآن به من دستور داده ذكر غير خدا
در نماز نگويم هم چنين هيچ ذكري غير از ذكر خدا نمي گويم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
بايد بگويم هركس ديگر اين حرف را مي زد براي من تعجب آور نبود اما شما
كه ادعاي فضل و تسلط بر مباني قرآني و ... داريد عجيب است چنين حرفي بزنيد كه با همان قرآني كه در آن ذوب شده ايد منافات دارد:
توضيح اين كه :
عبادتي كه شما انجام مي دهيد در حقيقت تكليفي است كه به دوش شما آمده است و حتما بايد يقين 100% داشته باشيد كه شما در مثلاً يك وعده نماز صبح
آن تكليف را انجام داده ايد و حتما تصديق مي كنيد كه اگر احتمال دهيد نماز اشتباه خوانده شده يا هر گونه احتمال ديگر دهيد كه نماز تكليف شده بر شما
از گردن شما ساقط نشده بايد اين احتمال به صفر برسد يعني حتما بايد شما يقين و علم پيدا كنيد كه به آن نماز ديگر در آن وعده مكلف نيستيد.
با حفظ اين مقدمه مي گويم :
اگر شما را در روز قيامت موقع محاسبه اعمال بياورند و بگويند نمازت را
چگونه خواندي ؟
شما جواب مي دهيد من براي حفظ اتحادمسلمين كه خدا به آن دستور داده
بود مطابق با نمازهاي ديگران نماز مي خواندم اما ذكر غير خدا را در نماز نمي گفتم .
به شما گفته مي شود چگونه يقين كرديد اين نماز همان نمازي است كه من مي خواستم ؟
شايد همان طور كه ساير مسلمين در آن ذكر غير خدا را اضافه نموده بودند چيزهاي ديگري را اضافه كرده بودند!
شايد اصلا نماز ي كه من دستور داده بودم بدين شكل نبوده و در طول تاريخ اين اعمال و حركات را به آن اضافه كرده باشند !
شما چه مي دانيد همان طور كه در طول تاريخ اين انسان هاي فلان فلان شده غير از مرا مي پرستيدند ، قبور را پرستش مي كردند ، اعتقاد به توسل و
شفاعت و اين جور چيز ها را از خودشان در آورده بودند نماز را هم بدين شكل از خودشان در آورده باشند ، از چه رو از آنها بدون علم تبعيت كردي ؟
مگر من در قرآنم نگفته بودم:
و لاتقف ما ليس لك به علم
تو بايد علم و يقين جزمي پيدا مي كردي كه نماز ي كه خواندي همان بوده كه من گفتم ،
تو نهايت نهايت خيلي زور بزني مي گويي من 90% احتمال مي دهم اين نماز همان نماز ي است كه تو از من خواسته بودي اما من به تو گفتم :
إن الظن لا يغني من الحق شيئاً
خلاصه جدل بين شما و خدا در مي گيرد و چون حجت نداري ... آخ آخ ديگه باقيش خيلي داغه .
اين يكي از سؤالات ما كه البته شايد شما بتوانيد دفاع كنيد ، البته من تا اون جايي كه فكر كردم با حدود 12 آيه ديگر قرآن ناسازگار بود كه خوب اونا طلبت.
البته شما سؤالات ديگر را هم بايد بتواني جواب بدهي ، نه به من ، به خودت، شما مرا بتواني قانع كني خودت را كه نمي تواني بدون پاسخ بگذاري ! خداي خودت را هم همين طور .
به هر حال ما منتظريم جواب ساير سؤالات رو هم از شما بگيريم.
ابن سينا
Thursday 2 March 2006, 06:19PM
باسمه تعالي
سلام و عرض ادب
جناب آقاي zxcv ! گويا ترجيح مي دهيد جايي كه عقايد شما به چالش كشيده مي شود جواب ندهيد؟ به هر حال اين گونه نيست كه به چيزي اعتقاد داشته
باشيد اما نتوانيد به درستي از آن دفاع كنيد ، همان گونه كه سابق هم گفتم شما و دوستانتان يك نحوه تفكر جديد در تاريخ 1400 ساله اسلام عزيز هستيد، و
بايستي بتوانيد در حوزه كلامي از حدود و ثغور اعتقاداتتان حفاظت كنيد.
اما از آن جا كه ديدم شما سكوت را ترجيح مي دهيد يكي از سؤالاتم را كه جاي
ديگر پاسخش را از شما يافته ام مورد بررسي قرار مي دهم شايد شما بتوانيد از آن دفاع كنيد!
شما در تاپيكي در جواب آقاي محب صحابه كه از شما پرسيده بودند نحوه نماز خواندن شما چگونه است گفته بوديد:
من نماز صبح را دو ركعت مي خوانم چون قرآن به من دستور داده اتحاد مسلمين بايد حفظ شود ولي چون همان قرآن به من دستور داده ذكر غير خدا
در نماز نگويم هم چنين هيچ ذكري غير از ذكر خدا نمي گويم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
بايد بگويم هركس ديگر اين حرف را مي زد براي من تعجب آور نبود اما شما
كه ادعاي فضل و تسلط بر مباني قرآني و ... داريد عجيب است چنين حرفي بزنيد كه با همان قرآني كه در آن ذوب شده ايد منافات دارد:
توضيح اين كه :
عبادتي كه شما انجام مي دهيد در حقيقت تكليفي است كه به دوش شما آمده است و حتما بايد يقين 100% داشته باشيد كه شما در مثلاً يك وعده نماز صبح
آن تكليف را انجام داده ايد و حتما تصديق مي كنيد كه اگر احتمال دهيد نماز اشتباه خوانده شده يا هر گونه احتمال ديگر دهيد كه نماز تكليف شده بر شما
از گردن شما ساقط نشده بايد اين احتمال به صفر برسد يعني حتما بايد شما يقين و علم پيدا كنيد كه به آن نماز ديگر در آن وعده مكلف نيستيد.
با حفظ اين مقدمه مي گويم :
اگر شما را در روز قيامت موقع محاسبه اعمال بياورند و بگويند نمازت را
چگونه خواندي ؟
شما جواب مي دهيد من براي حفظ اتحادمسلمين كه خدا به آن دستور داده
بود مطابق با نمازهاي ديگران نماز مي خواندم اما ذكر غير خدا را در نماز نمي گفتم .
به شما گفته مي شود چگونه يقين كرديد اين نماز همان نمازي است كه من مي خواستم ؟
شايد همان طور كه ساير مسلمين در آن ذكر غير خدا را اضافه نموده بودند چيزهاي ديگري را اضافه كرده بودند!
شايد اصلا نماز ي كه من دستور داده بودم بدين شكل نبوده و در طول تاريخ اين اعمال و حركات را به آن اضافه كرده باشند !
شما چه مي دانيد همان طور كه در طول تاريخ اين انسان هاي فلان فلان شده غير از مرا مي پرستيدند ، قبور را پرستش مي كردند ، اعتقاد به توسل و
شفاعت و اين جور چيز ها را از خودشان در آورده بودند نماز را هم بدين شكل از خودشان در آورده باشند ، از چه رو از آنها بدون علم تبعيت كردي ؟
مگر من در قرآنم نگفته بودم:
و لاتقف ما ليس لك به علم
تو بايد علم و يقين جزمي پيدا مي كردي كه نماز ي كه خواندي همان بوده كه من گفتم ،
تو نهايت نهايت خيلي زور بزني مي گويي من 90% احتمال مي دهم اين نماز همان نماز ي است كه تو از من خواسته بودي اما من به تو گفتم :
إن الظن لا يغني من الحق شيئاً
خلاصه جدل بين شما و خدا در مي گيرد و چون حجت نداري ... آخ آخ ديگه باقيش خيلي داغه .
اين يكي از سؤالات ما كه البته شايد شما بتوانيد دفاع كنيد ، البته من تا اون جايي كه فكر كردم با حدود 12 آيه ديگر قرآن ناسازگار بود كه خوب اونا طلبت.
البته شما سؤالات ديگر را هم بايد بتواني جواب بدهي ، نه به من ، به خودت، شما مرا بتواني قانع كني خودت را كه نمي تواني بدون پاسخ بگذاري ! خداي خودت را هم همين طور .
به هر حال ما منتظريم جواب ساير سؤالات رو هم از شما بگيريم.
ابن سينا
Thursday 2 March 2006, 06:22PM
باسمه تعالي
سلام و عرض ادب
جناب آقاي zxcv ! گويا ترجيح مي دهيد جايي كه عقايد شما به چالش كشيده مي شود جواب ندهيد؟ به هر حال اين گونه نيست كه به چيزي اعتقاد داشته
باشيد اما نتوانيد به درستي از آن دفاع كنيد ، همان گونه كه سابق هم گفتم شما و دوستانتان يك نحوه تفكر جديد در تاريخ 1400 ساله اسلام عزيز هستيد، و
بايستي بتوانيد در حوزه كلامي از حدود و ثغور اعتقاداتتان حفاظت كنيد.
اما از آن جا كه ديدم شما سكوت را ترجيح مي دهيد يكي از سؤالاتم را كه جاي
ديگر پاسخش را از شما يافته ام مورد بررسي قرار مي دهم شايد شما بتوانيد از آن دفاع كنيد!
شما در تاپيكي در جواب آقاي محب صحابه كه از شما پرسيده بودند نحوه نماز خواندن شما چگونه است گفته بوديد:
من نماز صبح را دو ركعت مي خوانم چون قرآن به من دستور داده اتحاد مسلمين بايد حفظ شود ولي چون همان قرآن به من دستور داده ذكر غير خدا
در نماز نگويم هم چنين هيچ ذكري غير از ذكر خدا نمي گويم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
بايد بگويم هركس ديگر اين حرف را مي زد براي من تعجب آور نبود اما شما
كه ادعاي فضل و تسلط بر مباني قرآني و ... داريد عجيب است چنين حرفي بزنيد كه با همان قرآني كه در آن ذوب شده ايد منافات دارد:
توضيح اين كه :
عبادتي كه شما انجام مي دهيد در حقيقت تكليفي است كه به دوش شما آمده است و حتما بايد يقين 100% داشته باشيد كه شما در مثلاً يك وعده نماز صبح
آن تكليف را انجام داده ايد و حتما تصديق مي كنيد كه اگر احتمال دهيد نماز اشتباه خوانده شده يا هر گونه احتمال ديگر دهيد كه نماز تكليف شده بر شما
از گردن شما ساقط نشده بايد اين احتمال به صفر برسد يعني حتما بايد شما يقين و علم پيدا كنيد كه به آن نماز ديگر در آن وعده مكلف نيستيد.
با حفظ اين مقدمه مي گويم :
اگر شما را در روز قيامت موقع محاسبه اعمال بياورند و بگويند نمازت را
چگونه خواندي ؟
شما جواب مي دهيد من براي حفظ اتحادمسلمين كه خدا به آن دستور داده
بود مطابق با نمازهاي ديگران نماز مي خواندم اما ذكر غير خدا را در نماز نمي گفتم .
به شما گفته مي شود چگونه يقين كرديد اين نماز همان نمازي است كه من مي خواستم ؟
شايد همان طور كه ساير مسلمين در آن ذكر غير خدا را اضافه نموده بودند چيزهاي ديگري را اضافه كرده بودند!
شايد اصلا نماز ي كه من دستور داده بودم بدين شكل نبوده و در طول تاريخ اين اعمال و حركات را به آن اضافه كرده باشند !
شما چه مي دانيد همان طور كه در طول تاريخ اين انسان هاي فلان فلان شده غير از مرا مي پرستيدند ، قبور را پرستش مي كردند ، اعتقاد به توسل و
شفاعت و اين جور چيز ها را از خودشان در آورده بودند نماز را هم بدين شكل از خودشان در آورده باشند ، از چه رو از آنها بدون علم تبعيت كردي ؟
مگر من در قرآنم نگفته بودم:
و لاتقف ما ليس لك به علم
تو بايد علم و يقين جزمي پيدا مي كردي كه نماز ي كه خواندي همان بوده كه من گفتم ،
تو نهايت نهايت خيلي زور بزني مي گويي من 90% احتمال مي دهم اين نماز همان نماز ي است كه تو از من خواسته بودي اما من به تو گفتم :
إن الظن لا يغني من الحق شيئاً
خلاصه جدل بين شما و خدا در مي گيرد و چون حجت نداري ... آخ آخ ديگه باقيش خيلي داغه .
اين يكي از سؤالات ما كه البته شايد شما بتوانيد دفاع كنيد ، البته من تا اون جايي كه فكر كردم با حدود 12 آيه ديگر قرآن ناسازگار بود كه خوب اونا طلبت.
البته شما سؤالات ديگر را هم بايد بتواني جواب بدهي ، نه به من ، به خودت، شما مرا بتواني قانع كني خودت را كه نمي تواني بدون پاسخ بگذاري ! خداي خودت را هم همين طور .
به هر حال ما منتظريم جواب ساير سؤالات رو هم از شما بگيريم.
ياور
Thursday 2 March 2006, 10:29PM
يا الله
اللهم صل علي محمد و ال محمد
لطفا زياد شلوغ ننماييد !!
سئوالات خود را يك به يك بفرماييد تا بنده به انها پاسخ گويم
زيرا جواب انها مثل اب خوردن است
يا الله
zxcv
Friday 3 March 2006, 02:14AM
بسم الله
با سلام و کمال احترام
با عرض احترام نسبت به جناب قانون .
دوست عزیز جناب ابن سینا .
اینجانب با حال مزاجی نامساعد و وقت بسیار محدود حداکثر بتوانم در یکی دو تا از تایپکها شرکتی فعال داشته باشم ، آن هم جسته گریخته! و اهمیت موضوعات مطمئنا بر حسب سلیقه اینجانب می تواند متغیر باشد .
وقتی دوست گرامی جناب محب صحابه بحثی در مورد سنت را مطرح نمودند ، اینجانب لازم دیدم که در آن بحث مهم شرکت جویم ، با اینکه می دانم که برادران بزرگوارم تسلیم و رهرو خیلی بهتر ازمن توانستند که حق مطلب را ادا کنند ولی وظیفه خود دانستم که در حد اطلاعات اندکم کمکی به برادران نمایم .
، همان گونه كه سابق هم گفتم شما و دوستانتان يك نحوه تفكر جديد در تاريخ 1400 ساله اسلام عزيز هستيد،
بله ، شاید اشتباه شما در همین جا باشد !! این عقیده ایی که ناب آن را می توانید در مقالات جناب تسلیم در تایپک ( دین نزد خدا اسلام است ) جستجو کنید شاید برای شما ناشناخته باشد ولی قدمتی هزاران ساله دارد!!
از همان زمانی که گل آدم را سرشتند، اسلام بوده و هست و خواهد بود اما همیشه غریب و تنها !!
همه ادعای مسلمانی می کنند اما کجا می توانی مسلمانی حقیقی را پیدا کنی ؟!!! آنچنان اسلام را تغییر داده اند که شرک را اخلاص می نامند ! کتاب خدا را به کناری گذاشته اند و پایبند سخنان غیر خدا شده اند و اگر کسی هم پیدا شود و بگوید ؛ که ایها الناس این بدعت است ! شرک است ! این اسلامی نیست که سراسر فرامینش امر به دل کندن از غیر خدا و عشق فقط به خدا می نماید ، به او تهمت می زنند ، که ؛ آیا شما موسس دین تازه ایی شده اید ؟!!
خیر ، اسلام همین است ! اسلام نه شیعه می شناسد و نه سنی ! و نه 12 امامی و وهابی و شافعی !!! اسلام، اسلام است و هر آن که می خواهد مسلمان باشد و با حالت تسلیم محض در مقابل فرامین خداوند از این دنیا رخت ببندد ، باید فقط نام مسلمانی را برازنده خود بداند و نه اسامی پوچ فرقه های ساخته دست بشر غافل !!!
شما چه مي دانيد همان طور كه در طول تاريخ اين انسان هاي فلان فلان شده غير از مرا مي پرستيدند ، قبور را پرستش مي كردند ، اعتقاد به توسل و شفاعت و اين جور چيز ها را از خودشان در آورده بودند نماز را هم بدين شكل از خودشان در آورده باشند ، از چه رو از آنها بدون علم تبعيت كردي ؟
احسنت !! درست ایراد ما هم همینجاست ! آنقدر دین را تغییر داده اند که دیگر حتی به رکعات نماز هم نمی توان اطمینان داشت !! اکنون چاره چیست ؟!! حداوند راه و چاره را در این آیه به ما نشان داده است .
(اإِنَّنِي أَنَا اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِي وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي)
خدایا هزاران مرتبه سر به آستانت سجده می کنیم که ما آدمیان را لایق دانسته ایی و راهنمایی کامل را در طاقچه خانه هایمان قرار دادی تا به بی راهه نرویم اما افسوس و صد افسوس که نادانی بشر حد تمامی ندارد .
( ای موسی ، نماز خود را فقط برای ذکر من به پای دار ) و من مطمئنا نماز خود را همگون با موسی می خوانم !!! چون می دانم که خدا وند فرمان داده !! بگذار مدعیان مسلمانی به ما بدعت گذار بگویند!!! اما مگر می شود که در نماز خود اسم دهها نفر را ردیف کنم و بگویم که ؛ نماز خواندم فقط مخصوص ذکر خدا ؟!!!
اینجانب واقعا می ترسم که در پیشگاه خداوند با جبروت در مقابل اعمال بد خود چه پاسخی بدهم و لی حداقل برای نماز خود مدرکی به اعتبار آیه 14 سوره طه ارائه می دهم ، اما جناب ابن سینا آیا شما وحشت نمی کنید که برای اذکار غیر خدا در نمازتان چه مدرکی می خواهید تحویل خداوند متعال بدهید ؟!!!
خلاصه جدل بين شما و خدا در مي گيرد و چون حجت نداري ... آخ آخ ديگه باقيش خيلي داغه
من چه کسی هستم که بخواهم از کار خدا ایراد بگیریم ! آگر قرار بر این باشد که من هم جهنمی باشم حداقل خوشحالم که سعی خود را کردم ! خواستم که مسلمان باشم اما حتما توفیق آن را نداشتم ! اما سعی خودم را کردم !
به اینترنت می گویند محلی برای پرحرفا !!!! از نظری هم راست می گویند !!!
اما ما در اینجا حرف نمی زنیم ، ادای وظیفه می کنیم ! وظیفه ایی که خداوند گردن ما گذاشته !! چاره ایی نداریم !! مگر یکی دو مقاله تایپ کردن می تواند جبران نقصی ها و گناها ن ما را بنماید !!! مگر می تواند آن زجر و مصیبتهای بزرگ اصحاب رسول الله را با این چند خط که معلوم نیست کدام یک از آنها مورد قبول خداوند است تلافی شود ؟!!! اما چکار کنیم ؟ باید از حداقل ها نهایت استفاده را ببریم ! چاره ایی نداریم !!!
معلوم نیست که صبر و تحملها و مصلحت اندیشیها تا چه موقع ادامه پیدا می کند و شاید روزی برسد که این حداقل هم از ما گرفته شود ، اما تا زمانی که نفسی داریم نمی توانیم آرام بنشینیم و ببینیم که به کلام الله خیانت می شود !!
نمی دانم ، شاید امروز و فردا مهلت من و شما هم تمام شود و دائره اعمال ما را بچرخانند تا ببیننند که آیا توانسته ایم که مسلمان باشیم و مسلمان بمیریم و اگر در آن وادی حسرت و سعادت من را با زنجیری بر گردن کشان کشان سوی آتش و نگون بختی می کشیدند پیشاپیش از صمیم قلب آرزو می کنم که شما را با هل هله و شادی به سوی وادی خوشبختی و فلاح بدرقه کنند .
وسلام یا الله
رهرو
Friday 3 March 2006, 08:41AM
برادر عزیز و بزرگوار جناب zxcv
سلام علیکم
واقعا" به این قلم شیوا و به این اندیشه زیبای شما تبریک میگویم , امید است الله مرا هم به مستقیم ترین راه هدایت کند.
جناب سینا:
سلام علیکم
فرموده بودید:
اگر شما را در روز قيامت موقع محاسبه اعمال بياورند و بگويند نمازت را چگونه خواندي ؟ شما جواب مي دهيد من براي حفظ اتحادمسلمين كه خدا به آن دستور داده بود مطابق با نمازهاي ديگران نماز مي خواندم اما ذكر غير خدا را در نماز نمي گفتم .
ضمن بخاطر داشته پاسخ جناب "zxcv " این نکته را یاد آور شوم که :با گوشه نگاهی به صفوف جماعت تمامی کسانی که خود را مسلمان می نماند یک نکته زیبا قابل تامل است و آن شکل نماز ایشان است ! همه به یک قبله نماز میخوانند با هم در رکعات تکلیف شده به رکوع و سجود میروند . من به این میگویم اجماع و چیزی که میشود به آن اعتماد کرد و شکل نماز را از آن بیرون کشید واما باتوجه به آیات قرآن اثابت میرسد که نماز نباید چیزی به غیر از وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي
باشد .
یا الله
رهرو
حق جو
Friday 3 March 2006, 09:33AM
بسمه تعالي
با اجازه جناب ابن سينا
انچه تاكنون من از بحث ها متوجه شده ام اين است كه:
بعضي مدعي اند كه چون قران كتاب كاملي هست پس بدون تبيين پيامبر هم مي تواند هدايتگر باشد ونيازي به حديث نيست.
-چون در احاديث جعليات نيز راه يافته است پس بايد انها را دور ريخته وبه قران تمسك جوئيم.
-اگر احاديث راهگشا بودند پس اختلافات بين فرقه ها چيست؟
وطرف مقابل مي گويند:
-قران وتبيين پيامبر لازم وملزوم هدايت خداوندي هستند.
-باحذف احاديث بخشي از احكام دين بدرستي فهميده واجرا نمي شوند.
-گرچه احاديث جعلي هم در احاديث هست اما اين به معناي حذف همه احاديث نيست.
-براي پي بردن به احاديث صحيح راهها وروشهاي دقيقي هست.
-فرقه هاي مختلف بايد به احاديث صحيح گردن نهند وبرهان حق را بپذيرند.گرچه اين پذيرش سالها مطالعه وتحقيق وتفكر را لازم داشته باشد.
در ادامه اگر نياز هست من انواع حديث وراهاي بررسي ان را بياورم.
با عرض سلام
موضوع وارونه شده است!!
اختلاف فرقه ها دلیل بر عدم کفایت احادیث نیست چرا که فرقه ها پیرو یک دسته از احادیث مشخص نیستند. این مطلب در باره قران صدق می کند چرا که همه مسلمانان به قران متمسک هستند اما با این وجود، قران به تنهایی نتوانسته اختلاف را از میان بر دارد. بنده باز هم تاکید می کنم که بسیاری از ضروریترین نیازهای عبادی، فردی، اجتماعی و اخلاقی و ... که همه مسلمانان بطور روز مره به آن محتاجند در قران بیان نشده است!! این مطلبی است که همه دانشمندان مسلمان با تالیف کتابهای تاریخ و حدیث و فقه و احکام و اصول و ... آنرا پذیرفته اند.
ابن سينا
Friday 3 March 2006, 02:02PM
باسمه تعالي
با سلام و عرض ادب
خدا شفا بده ان شاء الله .
بله ، شاید اشتباه شما در همین جا باشد !! این عقیده ایی که ناب آن را می توانید در مقالات جناب تسلیم در تایپک ( دین نزد خدا اسلام است ) جستجو کنید شاید برای شما ناشناخته باشد ولی قدمتی هزاران ساله دارد!!
اتفاقاً اشتباه شما در همينه كه فكر مي كنيد اسلام ناب اينه كه شما داريد ، به هر حال دعوا سر اين چيزا تعيين نرخ وسط همون دعوا است ، شما تا صد سال ديگه حرفتون اين باشه كه اسلام ناب اونيه كه ما داريم و متقابلاً هم ما مرتب بگيم نخير اوني كه ما داريم اسلام نابه مي شه دعواي نسيه، مهم دلايله.
همه ادعای مسلمانی می کنند اما کجا می توانی مسلمانی حقیقی را پیدا کنی ؟!!!
كنار مكتب اهل البيت عليهم السلام
آنچنان اسلام را تغییر داده اند که شرک را اخلاص می نامند ! کتاب خدا را به کناری گذاشته اند و پایبند سخنان غیر خدا شده اند
بدتر از اين رو بهتون بگم كه خيلي وحشتناكه : آن قدر اسلام را تغيير داده اند كه توسل و شفاعت و ... شرك مي نامند ، بدتر از اين ها فقط به ظاهر قرآن آن هم خيلي سطحي چسبيده اند و فهم خودشون رو بر تمام مسلمونهايي كه توي اين 1400 سال اومدن برتري ميدن و فكر مي كنن موحد واقعي بودن يعني اين كه فقط و فقط اسم خدا رو ببرن و هي بگن يا الله و .... خيلي چيزاي ديگه كه اين قدر وحشتناكه و دهشت آوره كه طاقت شنيدنش رو ندارين !
و اگر کسی هم پیدا شود و بگوید ؛ که ایها الناس این بدعت است ! شرک است ! این اسلامی نیست که سراسر فرامینش امر به دل کندن از غیر خدا و عشق فقط به خدا می نماید ، به او تهمت می زنند ، که ؛ آیا شما موسس دین تازه ایی شده اید ؟!!
البته همين طوره ، شما مؤسس هستيد ، فكر شما هيچ سابقه اي نداره تاريخ رو ورق بزنيد ببينيد توي اين 1400 سال يك مسلمان اون جور كه شما فكر مي كنيد فكر مي كرده، بله مي دونم بلا فاصله بعد از اين مطلب مي گيد : مقلد بودن بد درديه ، اما خلط مبحث فرموديد آقا ، اين چيزها تقليد نيست.اسلام نه شیعه می شناسد و نه سنی ! و نه 12 امامی و وهابی و شافعی !!!
اين يكي هم همين طوره ، اسلام فقط اسلام است البته اسلام مساوي با تشيع 12 امامي است اما بقيه همه گم كرده راه .
اسلام، اسلام است و هر آن که می خواهد مسلمان باشد و با حالت تسلیم محض در مقابل فرامین خداوند از این دنیا رخت ببندد ،
ولي به شرطي كه نؤمن ببعض نكفر ببعض نباشه ، بعضي جاهاي قرآن كه با فكرش جور در مي آد قبول كنه ساير آيات رو دور بريزه.
آنقدر دین را تغییر داده اند که دیگر حتی به رکعات نماز هم نمی توان اطمینان داشت !! اکنون چاره چیست ؟!! حداوند راه و چاره را در این آیه به ما نشان داده است .
(اإِنَّنِي أَنَا اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِي وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي).
برادر عزيز! مغالطه نفرماييد ! بحث رو به قهقرا بر نگردونيد ، همه اين ها درست ، شما نماز بخون فقط هم توش ذكر خدا رو بگون اما مطلب بالا رو هم جواب بده كه اون نمازي كه مي خوني با آياتي كه ذكر شد منافات داره يا نه ؟
اما جناب ابن سینا آیا شما وحشت نمی کنید که برای اذکار غیر خدا در نمازتان چه مدرکی می خواهید تحویل خداوند متعال بدهید ؟!!!
ما مدرك زياد داريم ؛
ما قرآن رو فقط منحصر به اون چيزي كه شما مي دونيد نمي بينيم ،
ما معتقديم قرآن كه فرموده اطيعوا الرسول بايد اين اطاعت بي چون و چرا باشه ، البته اطاعت از رسول هم اطاعت از خداي تعالي است و اگر خدا نگفته بود از او هم اطاعت نمي كرديم ، مثل اطاعت از پدر و مادر كه خدا فرموده اما براي اطاعت از پدر و مادر قيد گذاشته بر خلاف اطاعت از رسول ، معلوم مي شه خداي حكيم و عليم مي دونه كه رسولش به هيچ چيزي خلاف دستور او دستور نمي دهد ،
ما معتقديم رسولي كه اطاعتش مطلقاً واجب است به ما فرموده : قرآن و عترتم دو ثقل وزيني هستند كه بر شما واجب است به آنها تمسك كنيد .
ما معتقديم اهل بيت به اذن خدا و به دستور خدا مأمور به تببين دين الهي هستند ، درست مانند دانش آموزي كه سر كلاس هم به كتاب نياز دارد و هم به معلم.
ما معتقديم همان اهل بيت كه همه كارهايشان به و اوامرشان به دستور الهي است به ما فرموده اند چگونه نماز بخوانيم ، چگونه حج بجا آوريم ، چگونه زكات و خمس و .... دهيم و خيلي چگونه هاي ديگر.
من چه کسی هستم که بخواهم از کار خدا ایراد بگیریم ! آگر قرار بر این باشد که من هم جهنمی باشم حداقل خوشحالم که سعی خود را کردم ! خواستم که مسلمان باشم اما حتما توفیق آن را نداشتم ! اما سعی خودم را کردم !
نه عزيز ! سعيت رو بكن حتماً به مقصد مي رسي ،ما شيعه ها افتخار مي كنيم ائمه اي رو به اذن الله داريم كه حقايق هستي رو بيشتر براي ما مكشوف كرده اند ، يكي از اون حقايق اينه:
من عمل بما يعلم ورثه الله علم ما لا يعلم
هر كس به آن چيزي كه مي داند عمل كند خداوند به ارث مي گذارد علمي را كه هرگز نمي دانسته است.
معلوم نیست که صبر و تحملها و مصلحت اندیشیها تا چه موقع ادامه پیدا می کند و شاید روزی برسد که این حداقل هم از ما گرفته شود ، اما تا زمانی که نفسی داریم نمی توانیم آرام بنشینیم و ببینیم که به کلام الله خیانت می شود !!
در اين مسأله هم جهتيم .
نمی دانم ، شاید امروز و فردا مهلت من و شما هم تمام شود و دائره اعمال ما را بچرخانند تا ببیننند که آیا توانسته ایم که مسلمان باشیم و مسلمان بمیریم و اگر در آن وادی حسرت و سعادت من را با زنجیری بر گردن کشان کشان سوی آتش و نگون بختی می کشیدند پیشاپیش از صمیم قلب آرزو می کنم که شما را با هل هله و شادی به سوی وادی خوشبختی و فلاح بدرقه کنند .
نخير من بر خلاف شما عاجزانه از خداي تعالي مي خواهم هر دوي ما را به بهشت برين خود را ه دهد، كه جهنم خدا مظهر غضب اوست نه رحمت او.
ابن سينا
Friday 3 March 2006, 02:21PM
برادر عزیز و بزرگوار جناب zxcv
سلام علیکم
واقعا" به این قلم شیوا و به این اندیشه زیبای شما تبریک میگویم , امید است الله مرا هم به مستقیم ترین راه هدایت کند.
باسمه تعالي
سلام
البته اسلام سرايي با اسلام واقعي تفاوتي بسيار دارد، با متن ادبي و شعر و قصه نمي شه عقايد رو درست كرد كه عزيز!
جناب سینا:
سلام علیکم
فرموده بودید:
ضمن بخاطر داشته پاسخ جناب "zxcv " این نکته را یاد آور شوم که :با گوشه نگاهی به صفوف جماعت تمامی کسانی که خود را مسلمان می نماند یک نکته زیبا قابل تامل است و آن شکل نماز ایشان است ! همه به یک قبله نماز میخوانند با هم در رکعات تکلیف شده به رکوع و سجود میروند . من به این میگویم اجماع و چیزی که میشود به آن اعتماد کرد و شکل نماز را از آن بیرون کشید واما باتوجه به آیات قرآن اثابت میرسد که نماز نباید چیزی به غیر از وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي
باشد .
یا الله
رهرو
بارك الله برادر مسلمان ! پس يه چيز ديگه غير از قرآن هم هست كه مي تونه كشف كنه خدا از ما چي مي خواد و اون اجماعه، همين مقدار كافيه كه ثابت بشه چيز ديگري غير از قرآن هم هست ، گرچه معتقديم قرآن اصل است بقيه براي تفسير آن آمده اند.
ولي به هر حال چندين سؤال ديگر هم مانده ، كه اول تاپيك نوشتم ، جناب ياور كه فكر مي كنه مثل آب خوردنه جواب دادن به اين سؤالها خوب جواب بده ما كه بدمون نمي آد:) .
(قانون)
Friday 3 March 2006, 02:25PM
درود
{ لا رطب و لا يابس إلا في كتاب مبين }
هيچ تر و خشكي نيست مگر اينكه در كتابي است روشنگر .
فرمايش دوستان تا حدي ميتواند قابل قبول باشد كه با آيات ديگر قرآن در تعارض نيفتد . اما اين كه ادعا كنيم قرآن نتوانسته ... اين ادعايي است خام . چرا كه قرآن يك كتاب است . اگر عمل كنيم ، توانمند و همدل و متحد مي شويم . و اگر آنرا به كناري نهيم ، يا به بخشي از آن پابند باشيم و از بخش ديگرش روبگردانيم ، هرگز چنين وحدتي ميانمان نخواهد آمد .
توانايي ماست كه سرنوشت جوامع را رقم مي زند . و إلا كتاب خدا به اندازه كافي توان آن را دارد كه همه را تا آخرين نفر در اين دنيا به نيكبختي و سعادت برساند و جوامع بشري را از هر لحاظ كامياب سازد .
همچنانكه خداوند خود مي فرمايد :
{ إنّ الله لا يغيّر ما بقوم حتي يغيّرو ما بأنفسهم }
خداوند سرنوشت هيچ يك از اقوام بشري را تغيير نخواهد داد تا آنكه خود به تغيير سرنوشت خويش اقدام نمايند .
حال يك سؤال از برادران مسلماني دارم كه تمام احاديث و راويان و اهل بيت عليهم السلام را به كنار مي زنند تا به تصور خود به قرآن تمسك نموده باشند و از شرك (!!!) به كنار :
آيا شما خود قرآن را از شخص پيامبر دريافت نموده ايد ؟
وپرسشي ديگر :
براي استعانت به كلام خدا پناه بردم . در نخستين صفحه ، آيات پاياني سوره حمد ، توجه مرا به خود جلب نمود و بيش از پيش در آنها انديشيدم .
با هم بخوانيم :
{ إهدنا الصراط المستقيم . صراط الّذين أنعمت عليهم . غير المغضوب عليهم . ولا الضّالين }
ابتدا از او (با راهنمايي خود او ) مي خواهيم كه ما را به راه راست هدايت كند . و بعد اين راه را چنين تحديد مي كنيم : راه كساني كه تو بدانها نعمت دادي . نه آنان كه دچار خشم تو گشتند . و نه آنان كه از راه فرو ماندند }
حال بفرماييد صراط مستقيم را در كه بجوييم و از كه بياموزيم ؟ آنها كه خدايشان متنعم گردانيده ، كيانند ؟ و آنان كه دچار خشم او شده يا از راه باز مانده اند چه كساني اند ؟
چگونه مي توانيد اينها را مستندا به قرآن ، بشناسانيد ؟
ما ادعا مي كنيم كه اين گروه ها را با آموزه هاي قرآن يافته ايم و شناخته ايم . و آنان را نشانه و علم براي بازشناسي راه از چاه قرار داده ايم . يعني همان كاري كه شما بي توجه به آن ، نادانسته ما را مشرك مي خوانيد .
خدا همه ما را به راه راست خود هدايت فرمايد و از انحرافات و خرافات و خيالات باز دارد .
zxcv
Friday 3 March 2006, 03:18PM
بسم الله
با سلام و کمال احترام
ما ادعا مي كنيم كه اين گروه ها را با آموزه هاي قرآن يافته ايم و شناخته ايم . و آنان را نشانه و علم براي بازشناسي راه از چاه قرار داده ايم . يعني همان كاري كه شما بي توجه به آن ، نادانسته ما را مشرك مي خوانيد .
دوست عزیز جناب قانون .
خدا نکند که ما کسانی را که بخواهند علی (ع) را الگوی خود دهند مشرک بنامیم ! اتفاقا ما هم سر همین نکته تاکید می کنیم که بجای اینکه از امامان مخلصمان موجودات ما فوق بشری بسازیم که نه پشتوانه قرانی برای آن داریم و نه اصولا این غلوها با تعالیم آن یکتا پرستان سازگاری دارد ! بیایم آن خوبان را الگوی خود قرار دهیم و نگذاریم که تعالیم شیطان به اسم آن امامان در دینمان جایی بگیرد .
صراط مستقیم ؟!!! بفرمائید این هم صراط مستقیم !!!
امام علی (ع) - نامه۳۱آن حضرت
؛آگاه باش آن خزائن آسمانهاوزمین در اختیارخداست به تو اجازه دعا داده واجابت آنراضمانت نموده ودستور داده از او بخواهی تا ببخشد ورحمتش را بطلبی تا رحمت آرد و بین خودش وتو کسی را حاجب قرار نداده وتو را مجبور به توسل به واسطه ننموده واگر گناه کردی از توبه مانعت نکرده و۰۰۰؛
اکنون جناب قانون لطفا توجه می کنید !!! شما تصور کنید که آیا امکان دارد که علی (ع ) و اولادش بر خلاف این وصیت مهم ، این و آن را برای طلب حاجاتشان بطلبند ؟!!! به نظر من محال است !
دو اعتقاد متضاد وجود دارد !
اعتقاد اول ؛ می گوید که خداوند تنها بصیر و سمیع مطلق است و تنها اوست که می تواند به راز و نیاز آدمی گوش فرا دهد و حاجات حاجتمندان را براورده نماید !
اعتقاد دوم ؛اما آنها می گویند که به غیر از خدا هزاران امام و امام زاده هم وجود دارند که می توانند سمیع و بصیر مطلق باشند !!!و در برآوردن حاجاتمان کمکی به ما بنمایند !!!!
به نظر ما برای اعتقاد اول دهها مدرک قرانی وجود دارد اما برای اعتقاد دوم حتی یک سند قرانی نمی شود ارائه داد !!!
به نظر ما تمامی دلیل بت پرستی و شرک ، تبعیت از اعتقاد دوم است !!!در تمامی مسیر تاریخ !!!
به نظر ما اعتقاد به اینکه انسانی هم وجود دارد که می تواند سمیع و بصیر مطلق باشد و کمکی در براوردن حاجات بنماید یعنی تاسیس الهه ایی جدید در کنار الله !
به نظر ما معتقدین به اعتقاد دوم در حال پرستش آن خوبان است نه الگو گیری از آنها !!!
برادر من جناب قانون .
الگو گیری از راه و روش آن خوبان با پرستش آن عزیزان بسیار متفاوت است ! شما ایثار و شهادت حسین(ع) را بیاموز اما فقط خدا را بپرست ! شما زهد و شجاعت علی ( ع) را بیاموز اما فقط خدا را بپرست ! شما علم و دانش صادق (ع) را بیاموز اما فقط خدا را بپرست !!
آنگاه مطمئن باش که راه مستقیم را یافته ایی !!!
وسلام یا الله
zxcv
Friday 3 March 2006, 03:53PM
بسم الله
با سلام و کمال احترام
این مطلب در باره قران صدق می کند چرا که همه مسلمانان به قران متمسک هستند اما با این وجود، قران به تنهایی نتوانسته اختلاف را از میان بر دارد
جناب حق جو .
اکنون شما بفرمائید ، کتابی واحد چرا نتوانسته که اتحاد را ایجاد کند ؟!! مگر نه اینکه هر فرقه ایی پشت هر آیه ایی که به مصلحت گروه او نیست چندین حدیث جعلی را می چسباند که به تصور خود مذهبش را موجه جلوه دهد !!! مذهب مقابل هم همین کار را می کند و اینچنین است که اختلاف و تضاد بین فرقه ها بوجود می آید !!!
قران واحد است و مطمئنا واحد ،وحدت را به ارمغان می آورد اما سنت است که متفاوت است و آنچیزی که اختلاف ایجاد می کند همانی است که یکی نیست !!!
بسیاری از ضروریترین نیازهای عبادی، فردی، اجتماعی و اخلاقی و ... که همه مسلمانان بطور روز مره به آن محتاجند در قران بیان نشده است!!
نمی دانم که آیا مطلب زیر را متوجه می شوید یا خیر !!! اما از جناب تسلیم نقل قول می کنم انشاء الله اگر خدا بخواهد پی به معنای آن می برید .
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
برادر عزيز ! نمي دانم ، شايد درست منظور شما را متوجه نشده باشم و چشم اندازي كه شما آن را به نظاره نشسته ايد چيزي غير از آني باشد كه بنده از گفتار شما تصور كرده ام . اما اگر تصور من درست باشد و شما نسبت به بعضي از مطالب قوطي عطاري موضع تعبدي گرفته باشيد فقط مي توانم ملتمسانه از شما تقاضا كنم كه در عقيده خود تجديد نظر كنيد و ديگر هيچ.
كافيست تصوركنيد قرآن براي ما چيزي كم گذاشته كه بايد توسط غير خدا تكميل شود تا دين خود را از خلوص خارج كنيد و از صراط المستقيم منحرف شويد.
بنده تا كنون چند بار در اينجا به قضيه گاو بني اسرائيل و ايرادات بني اسرائيلي اشاره كرده ام ولي ظاهراً هنوز اهميت اين مطلب بخوبي روشن و تبيين نشده و مي بينم تو دوست عزيز نيز داري همان بحث هميشگي مجمل و مفصل را پيش مي كشي.
بطور حتم و يقين ، نامگذاري سوره بقره توسط خداوند متعال انجام شده است حتي اگر به فرض محال ، عثمان اين اسم را براي سوره انتخاب كرده باشد. شايد اگر برادر خوبم اندكي تأمل مي كردند متوجه مي شدند نامگذاري سوره اي به وسعت بقره از روي حكايتي كه نقل آن چند آيه بيشتر نيست ، بي دليل نباشد. مطلب خيلي مهم است ، مهمتر از آنچه كه در ذهن ما قرار گيرد!
خداوند حكمي را سر بسته و مجمل صادر كرده است و كساني كه قرار است حكم را اجرا كنند خواستار تفصيل حكم و جزئيات بيشتر مي باشند. چرا آنها مستقيماً از موسي نمي خواهند تا اين جزئيات را در اختيارشان قرار دهد؟ مگر موسي چنين اختياري نداشته است؟ چرا موسي شخصاً اقدام به تفصيل حكم نمي كند؟
اگر بني اسرائيل فقط همان حكم مجمل خداوند را اجرا كرده بودند ، مرتكب گناه شده بودند؟
ياورجان ، پاسخ سئوال فوق را مي دهي؟
اگر آنها قبل از آن ايرادات بني اسرائيلي با همديگر توافق مي كردند كه گاوي را بكشند ، خلاف سنت پيامبرشان كاري انجام داده بودند؟
آيا احكام ورود و خروج از مستراح ، مكمل آيات قرآن نيستند؟هستند؟
شما نمي توانيد به مجمل بودن قرآن معتقد شويد اما اين احكام را مسخره كنيد. شما نمي توانيد خود چنين عقيده اي داشته باشيد ، آنگاه علم و كتل و گنبد و منار را محكوم نماييد. چون آنها اين مفصلات را از همان منبعي گرفته اند كه ديگران مفصلات خود را از آن استخراج مي كنند. هيچ برهان و دليلي وجود ندارد كه بتوان بوسيله آن ، كار گروه و فرقه اي را تصديق و گروهي ديگر را رد كرد .
مگر نه اين است كه تنها پيامبر صلاحيت تشريح و تكميل احكام الهي را دارد ؟ پس چرا وقتي چيزي را از پيامبر سئوال و استفتاء مي كردند خود مشكل آنها را حل نمي كرد؟
در هر دو آيه زير از پيامبر چيزي استفتاء شده و خداوند آن را به خود برگردانده و فرموده بگو خدا فتوي مي دهد :
[4:127] ويستفتونك في النساء قل الله يفتيكم فيهن وما يتلى عليكم في الكتب في يتمى النساء التي لا تؤتونهن ما كتب لهن وترغبون ان تنكحوهن والمستضعفين من الولدن وان تقوموا لليتمى بالقسط وما تفعلوا من خير فان الله كان به عليما
[4:176] يستفتونك قل الله يفتيكم في الكللة ان امرؤا هلك ليس له ولد وله اخت فلها نصف ما ترك وهو يرثها ان لم يكن لها ولد فان كانتا اثنتين فلهما الثلثان مما ترك وان كانوا اخوة رجالا ونساء فللذكر مثل حظ الانثيين يبين الله لكم ان تضلوا والله بكل شيء عليم
چرا خداوند بطور پنهاني به او وحي نكرد تا پاسخ استفتاء ايشان را بدهد تا درسي باشد براي مردم كه بفهمند هرچه رسول حكم مي كند همان حكم خداست؟
دوست محترم ، باوركن عدم اعتقاد به تكميل بودن قرآن است كه اين همه مذهب و فرقه را بوجود آورده و پيروي از ارباب متفرق است كه ما را اينچنين متفرق ساخته است . پس بيا تا رب و خداي واحد را تعبد و پيروي كنيم و اجازه ندهيم تا شيطان با حربه هاي مخصوصش ما را عبد و بنده خود سازد.
خداوند دين خود را آسان گرفته است و احكامش ساده و قابل فهم هستند اين ماهستيم كه آنها را پيچيده مي كنيم .
يك گاو ، گاو است ، زرد و لاغر و پير و جوان ندارد ، اينها آن گاو را تكميل نمي كنند بلكه هرچه مفصل مي شوند بيشتر آن را غير قابل دسترس مي سازند تا جايي كه ديگر هيچ گاوي با آن مشخصات پيدا نشود كه ما بتوانيم حكم خدا را به اجرا در آوريم.
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
توجه کردید دین ساده است ، ما هستیم که آن را پیچیده می کنیم و همان می شود که شما تصور می کنید که بدلیل این پیچیدگی خیالی باید به منابعی غیر قران رجوع کنیم .
وسلام یا الله
رهرو
Friday 3 March 2006, 04:25PM
سلام
خدمت جناب "ابن سینا"
بارك الله برادر مسلمان ! پس يه چيز ديگه غير از قرآن هم هست كه مي تونه كشف كنه خدا از ما چي مي خواد و اون اجماعه، همين مقدار كافيه كه ثابت بشه چيز ديگري غير از قرآن هم هست ، گرچه معتقديم قرآن اصل است بقيه براي تفسير آن آمده اند.
آقای محترم چرا سوء برداشت میکنید یا شما بحث مربوط به برادرموحدم جناب "zxcv " و" صحابه" به دقت مطالعه نکردید و یا کلام مرا به درستی متوجه نشدید!
شما نوشته بودید:
در تاپيكي در جواب آقاي محب صحابه كه از شما پرسيده بودند نحوه نماز خواندن شما چگونه است گفته بوديد:من نماز صبح را دو ركعت مي خوانم چون قرآن به من دستور داده اتحاد مسلمين بايد حفظ شود ولي چون همان قرآن به من دستور داده ذكر غير خدا در نماز نگويم هم چنين هيچ ذكري غير از ذكر خدا نمي گويم
این در حالی بود که بحث مربوطه در خصوص قبول و رد سنت (بنام سنت رسول) بوده و جناب "صحابه" بر علیه عقیده موحدین شرکت کننده در بحث , هدفش از این سوال توجیه سنت بود و اینطور میخواست بگوید که با توجه به اینکه رکعات نماز در قرآن نیامده شما این مهم را از کجا گرفته اید !
و این جوابیه برادر موحدم جناب "zxcv " برای پاسخ به همین موضوع بود و بس. اینجانب عرض کردم :
ضمن بخاطر داشته پاسخ جناب "zxcv " این نکته را یاد آور شوم که :با گوشه نگاهی به صفوف جماعت تمامی کسانی که خود را مسلمان می نماند یک نکته زیبا قابل تامل است و آن شکل نماز ایشان است ! همه به یک قبله نماز میخوانند با هم در رکعات تکلیف شده به رکوع و سجود میروند . من به این میگویم اجماع و چیزی که میشود به آن اعتماد کرد و شکل نماز را از آن بیرون کشید واما باتوجه به آیات قرآن اثابت میرسد که نماز نباید چیزی به غیر از وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي
باشد .
اجماع { اجماع کسانی که در تمامی بلادها خود را مسلمان می نامند نه اجماع مردم یک کشور!} برای تشخیص سنت صحیحه حضرت رسول!در موقعی که یکسری احکام مجمل قرآن برای ما مبین نیست ! آنچه الله جل جلاله از ما خواسته بلا استثناء در قرآن وجود داره به این رد برداشت شماست که :
پس يه چيز ديگه غير از قرآن هم هست كه مي تونه كشف كنه خدا از ما چي مي خواد و اون اجماعه، همين مقدار كافيه كه ثابت بشه چيز ديگري غير از قرآن هم هست ، گرچه معتقديم قرآن اصل است بقيه براي تفسير آن آمده اند.
یا الله
رهرو
رهرو
Friday 3 March 2006, 05:16PM
برادر محترم جناب "قانون"
حال يك سؤال از برادران مسلماني دارم كه تمام احاديث و راويان و اهل بيت عليهم السلام را به كنار مي زنند تا به تصور خود به قرآن تمسك نموده باشند و از شرك (!!!) به كنار :
آيا شما خود قرآن را از شخص پيامبر دريافت نموده ايد ؟
برادر مسلمان :کتابیست در دست ما ,که به هنگام پذیرش اسلام , پذیرفتیم که از سوی الله نازل گردیده! به آیاتش رو میآوریم ؟ نوشته "و انا له لحافظون" تحقیق میکنیم بین تمام جوامع مسلمین , همین است و بس .آیا اختلافی مشاهده کرده و دیده اید ؟ این تائید همون حرفی ست که قبلا" زدم . آیا در خصوص حدیث و روایت این چنین گفته محکمی از الله جل جلاله دارید!؟ یک کتب حدیث و روایت مهم رو نام ببر که مبرا از غلو و کفر و دروغ و ... نباشد به حرفت ایمان می آورم !, در این مورد (حدیث و روایت )
از کسانی که ایشان را الگو قرار داده ایم یک حدیث محکم بین اجماع مسلمین وجود دارد که " هر حرف حدیث و روایتی که از ما به شما میرسد اگر موافق قرآن بود بپذیرید و اگر مخالفش بود تکذیب کنید " و " حتی در بعضی جاها" به سینه دیوارش بکوبید"! که تمام موحدین این اصل رو میپذیرند و منکر چینین چیزی نیستند.
وپرسشي ديگر :
براي استعانت به كلام خدا پناه بردم . در نخستين صفحه ، آيات پاياني سوره حمد ، توجه مرا به خود جلب نمود و بيش از پيش در آنها انديشيدم .
با هم بخوانيم :
{ إهدنا الصراط المستقيم . صراط الّذين أنعمت عليهم . غير المغضوب عليهم . ولا الضّالين }
ابتدا از او (با راهنمايي خود او ) مي خواهيم كه ما را به راه راست هدايت كند . و بعد اين راه را چنين تحديد مي كنيم : راه كساني كه تو بدانها نعمت دادي . نه آنان كه دچار خشم تو گشتند . و نه آنان كه از راه فرو ماندند }
حال بفرماييد صراط مستقيم را در كه بجوييم و از كه بياموزيم ؟ آنها كه خدايشان متنعم گردانيده ، كيانند ؟ و آنان كه دچار خشم او شده يا از راه باز مانده اند چه كساني اند ؟
چگونه مي توانيد اينها را مستندا به قرآن ، بشناسانيد ؟
برادر مسلمان: مگر قرآن امر کرده که صراط مستقیم رو از شخصی خاصی بجوئید و بیاموزید ؟ اون که داره داد میزنه ! به آیات قبل از آیه 153 سوره انعام رجوع کنید راه مستقیم خود رو برای من و شما تبین کرده ! و بعد از ذکرش در همین آیه فرموده " و انکه این است راه من راست , پس پیرویش کنید و پیروی نکنید راهها را که پراکنده تان کنداز راه او , بدین توصیه کرده است شما را شاید پرهیزکاری کنید" وآنها رو هم که الله متنعم کرده رو هم به شما معرفی کرده :" انعم علیهم من النبین و الصدیقین و الشهداء و الصلحین و حسن اولئک رفیقا " ولی شمارو امر نکرده که انها رو بخونید؟ و همچنین مشخص شده کسانی که از راه بازمانده اند!؟ خوب بود از اینجای آیه رو بیشتر دقت میکردید " ایاک نعبد و ایاک نستعین " بازماندگان کسانید که غیر این آیه رو عمل کنند!! آیا شما تنها و تنها او را فرمانبردای میکنید!؟ آیا تنها و تنها از او استعانت میجوئید!؟ اگرچنین است خوشا به سعادتتان و اگر نه پس به فکر چاره باشیم .
خدا همه ما را به راه راست خود هدايت فرمايد و از انحرافات و خرافات و خيالات باز دارد .
:smile07: :smile07: آمین
یا الله
رهرو
بچه با حال
Friday 3 March 2006, 09:44PM
دوست عزيزم جناب رهرو، مدت هاست كه منتظر پاسخ شما در تاپيك هاي مربوطه هستم . مشتاقم پاسخ مطالبي را كه مطرح كرده ايد مطالعه بفرماييد و سؤالاتي كه پيش آمده را جواب بدهيد . ممنونم .
(قانون)
Friday 3 March 2006, 10:23PM
بسم الله
با سلام و کمال احترام
دوست عزیز جناب قانون .
خدا نکند که ما کسانی را که بخواهند علی (ع) را الگوی خود دهند مشرک بنامیم ! اتفاقا ما هم سر همین نکته تاکید می کنیم که بجای اینکه از امامان مخلصمان موجودات ما فوق بشری بسازیم که نه پشتوانه قرانی برای آن داریم و نه اصولا این غلوها با تعالیم آن یکتا پرستان سازگاری دارد ! بیایم آن خوبان را الگوی خود قرار دهیم و نگذاریم که تعالیم شیطان به اسم آن امامان در دینمان جایی بگیرد .
صراط مستقیم ؟!!! بفرمائید این هم صراط مستقیم !!!
امام علی (ع) - نامه۳۱آن حضرت
؛آگاه باش آن خزائن آسمانهاوزمین در اختیارخداست به تو اجازه دعا داده واجابت آنراضمانت نموده ودستور داده از او بخواهی تا ببخشد ورحمتش را بطلبی تا رحمت آرد و بین خودش وتو کسی را حاجب قرار نداده وتو را مجبور به توسل به واسطه ننموده واگر گناه کردی از توبه مانعت نکرده و۰۰۰؛
اکنون جناب قانون لطفا توجه می کنید !!! شما تصور کنید که آیا امکان دارد که علی (ع ) و اولادش بر خلاف این وصیت مهم ، این و آن را برای طلب حاجاتشان بطلبند ؟!!! به نظر من محال است !
دو اعتقاد متضاد وجود دارد !
1 ؛ می گوید که خداوند تنها بصیر و سمیع مطلق است و تنها اوست که می تواند به راز و نیاز آدمی گوش فرا دهد و حاجات حاجتمندان را براورده نماید !
2 ؛اما آنها می گویند که به غیر از خدا هزاران امام و امام زاده هم وجود دارند که می توانند سمیع و بصیر مطلق باشند !!!و در برآوردن حاجاتمان کمکی به ما بنمایند !!!!
به نظر ما برای اعتقاد اول دهها مدرک قرانی وجود دارد اما برای اعتقاد دوم حتی یک سند قرانی نمی شود ارائه داد !!!
به نظر ما تمامی دلیل بت پرستی و شرک ، تبعیت از اعتقاد دوم است !!!در تمامی مسیر تاریخ !!!
به نظر ما اعتقاد به اینکه انسانی هم وجود دارد که می تواند سمیع و بصیر مطلق باشد و کمکی در براوردن حاجات بنماید یعنی تاسیس الهه ایی جدید در کنار الله !
به نظر ما معتقدین به اعتقاد دوم در حال پرستش آن خوبان است نه الگو گیری از آنها !!!
برادر من جناب قانون .
الگو گیری از راه و روش آن خوبان با پرستش آن عزیزان بسیار متفاوت است ! شما ایثار و شهادت حسین(ع) را بیاموز اما فقط خدا را بپرست ! شما زهد و شجاعت علی ( ع) را بیاموز اما فقط خدا را بپرست ! شما علم و دانش صادق (ع) را بیاموز اما فقط خدا را بپرست !!
آنگاه مطمئن باش که راه مستقیم را یافته ایی !!!
وسلام
یا الله درود بر شما عزيز برادر
بنده سه بار با دقت تمام نوشته هاي ارزنده شما را خواندم و هيچ اختلافي ميان انديشه شيعه با آن نديدم .
و خود نيز با هيچيك از مطالبتان مخالفتي ندارم جز آن بخش را كه رنگين نمودم .
در اينجا شما نظر شخصي و برداشت خود را نموده ايد .
تا اينجا مانعي ندارد .
اما چنانچه اين نظر را به همه اهل تشيع نسبت دهيد و به اين بهانه خلق خدا را مشرك بدانيد ، بايد خدمتتان عرض كنم كه در اشتباهيد دوست بزرگوار .
به اين آيه شريفه توجه فرماييد :
{ لايكلف الله نفسا إلا وسعها . لها ما كسبت و عليها ما اكتسبت }
خداوند هيچكس را به تكليفي وا نميدارد ، جز به قدر ظرفيتش . دستاوردش از آن خودش خواهد بود و نتيجه اش ، گريبانگير خودش .
حالا به اين نكته توجه فرماييد كه آفريننده انسانها ، خود بهتر مي داند هر كس چه اندازه از دانايي و استعداد فكري برخوردار است .
يكي را مي بيني از درجه اي از اخلاص ، تقوا و يكتا پرستي برخوردار است كه عقل از درك آن در مي ماند .
و ديگري ، با خدا همان اتصالي را دارد كه با دوست و همنشين خود .
در انديشه خود ، خدا را دوست مي دارد . با او صميمي است ، از او گِله مي كند ، در خواست مي كند ، استمداد مي كند ، به او شكايت مي برد ، برايش قصه مي گويد ، درد دل مي كند .
داستان حضرت موسي را بنگريد . آنجا كه خدا مي خواست قدرت خويش را در چوب دستي او بنمايد . از او مي پرسد اين كه در دست داري چيست ؟
مگر او نميداند چيست ؟
چه نيازي به پرسش است ؟
و او نيز پاسخ مي دهد : اين عصاي من است . بر آن تكيه مي كنم . با آن گوسفندان خويش را مي رانم . و كارهاي ديگري هم با آن انجام مي دهم .
مگر او نمي داند خدا اين چيزها را مي داند ؟!
چرا چنين خام و در عين حال صميمي پاسخ مي دهد ؟ دوستانه و همسطح با خود . گويا با يك انسان همسخن گشته .
اين به نظر شما عجيب نيست ؟
او خداست
مهربان و صميمي و دوست دار آدميان .
از اينگونه ارتباط خوشنود ميشود . شايد بتوان به گفتگوي انسان با فرزند خردسالي كه تازه زبان باز نموده تشبيه كرد .
او مهم نيست چه مي گويد و چه مي فهمد و يا برداشتش از والدين چيست . هرچه باشد شيرين است . خواستني است . چون صميمي است .
حالا به موضوع بحث باز گرديم . بسياري از مردم هستند كه دركشان از امام و معصوم و از صلحا و نيكان ، اين است كه آنها از قدرتي ماورا برخوردارند .
اگر از آنها بپرسي آيا اينها را مانند خدا مي داني ؟ با تشدد و ناراحتي به شما خواهد گفت : مگر خدا مانند دارد ؟
او مي داند اينها مانند خدا نيستند . اما معتقد است چون مقرب درگاه الهي ند ، از ديگران برترند .
بنده خود با بسياري از ايشان برخورد از نوع نزديك داشته ام . و ديده ام كه چگونه در حد خود ، خدا را بي مثل و همتا مي دانند .
اما شناختي حتي در حد بنده نادان هم ندارند . از خدا تصوراتي دارند كه چه بسا كفرگونه است . اما نميتوان آنان را كافر خواند .
و چه بسا بسياري از انديشه هاي من و شما و بسياري از « از ما بهتران » نيز خالي از شرك و كفر نباشد . آنگاه چگونه توقع داشته باشيم عوام الناسي كه خدايشان معجوني است از برخي خصوصيات كه از او شنيده اند و ادراكي انساني و ملموس ، چنان موحد باشند كه هيچ خدشه اي بر آن وارد نشود .
آخرين سخن بنده اين است كه اعتقادات شيعه ، همانهايي است كه از اهل بيت عصمت بدانها رسيده ، نه عملكرد خوب و بد بسياري از مردمي كه خود را شيعه مي دانند و دوستدار اهل بيت عليهم السلام .
در پايان ، از حوصله و ادامه بحث و پاسخ به بخش اندكي از پرسشهاي بنده ، از شما سپاسگزارم .
(قانون)
Friday 3 March 2006, 11:10PM
برادر محترم جناب "قانون"
برادر مسلمان :کتابیست در دست ما ,که به هنگام پذیرش اسلام , پذیرفتیم که از سوی الله نازل گردیده!
درود
دوست گرامي اتفاقا بنده روي همين امر زوم كردم كه ببينم شما بي آنكه به چيز ديگري جز قرآن خود را متكي بدانيد ، خود قرآن را پس چگونه يافتيد و به دست آورديد ؟
چگونه مي شود راويان و ناقلان امين را كه اين كتاب توسط آنها سالم و بي نقص و تغيير به دست ما رسيده و از هر تحرفي مصون مانده ، ناگهان غير قابل اعتماد و مشرك و تحريف كننده دانسته شده اند ؟
به آیاتش رو میآوریم ؟ نوشته "و انا له لحافظون" تحقیق میکنیم بین تمام جوامع مسلمین , همین است و بس .آیا اختلافی مشاهده کرده و دیده اید ؟ این تائید همون حرفی ست که قبلا" زدم . آیا در خصوص حدیث و روایت این چنین گفته محکمی از الله جل جلاله دارید!؟ یک کتب حدیث و روایت مهم رو نام ببر که مبرا از غلو و کفر و دروغ و ... نباشد به حرفت ایمان می آورم !, در این مورد (حدیث و روایت )
گمان كنم شما اصلا كتب حديث را نديده ايد كه چنين مغرورانه ادعا مي فرماييد دوست من .
از کسانی که ایشان را الگو قرار داده ایم یک حدیث محکم بین اجماع مسلمین وجود دارد که " هر حرف حدیث و روایتی که از ما به شما میرسد اگر موافق قرآن بود بپذیرید و اگر مخالفش بود تکذیب کنید " و " حتی در بعضی جاها" به سینه دیوارش بکوبید"! که تمام موحدین این اصل رو میپذیرند و منکر چینین چیزی نیستند.
صحيح است
برادر مسلمان: مگر قرآن امر کرده که صراط مستقیم رو از شخصی خاصی بجوئید و بیاموزید ؟ اون که داره داد میزنه ! به آیات قبل از آیه 153 سوره انعام رجوع کنید راه مستقیم خود رو برای من و شما تبین کرده ! و بعد از ذکرش در همین آیه فرموده " و انکه این است راه من راست , پس پیرویش کنید و پیروی نکنید راهها را که پراکنده تان کنداز راه او , بدین توصیه کرده است شما را شاید پرهیزکاری کنید" وآنها رو هم که الله متنعم کرده رو هم به شما معرفی کرده :" انعم علیهم من النبین و الصدیقین و الشهداء و الصلحین و حسن اولئک رفیقا "
دستمان كه از دامان انبيا كوتاه است . براي ما مي فرماييد اين صديقين ، شهدا و صالحين ، مشخصا با ذكر نام ، چه كساني بوده و هستند تا ما ايشان را رفيق خويش بگيريم ؟ و راه را از ايشان بجوييم ؟
ولی شمارو امر نکرده که انها رو بخونید؟
چرا شما اين اندازه اصرار مي ورزيد كه ما ( شيعيان ) جز خدا ، كس ديگري را مي خوانيم ؟
در كداميك از آموزه هاي ما چنين چيزي ديده ايد ؟
آيا اگر از شما برادر مؤمن بخواهم كه دعايم كنيد ، شما را با خدا شريك دانسته ام ؟
اين چه توهم زشتي است كه شما را چنين بر عليه ما ميشوراند ؟ تا بدانجا كه خون بسياري از ما را ( و شايد همه ما را ) مباح بدانيد و به لطايف الحيلي قتل عام شيعيان را در دل توجيه كرده و از اين گناه بزرگ خوشنود مي گرديد ؟
و همچنین مشخص شده کسانی که از راه بازمانده اند!؟ خوب بود از اینجای آیه رو بیشتر دقت میکردید " ایاک نعبد و ایاک نستعین " بازماندگان کسانید که غیر این آیه رو عمل کنند!! آیا شما تنها و تنها او را فرمانبردای میکنید!؟ آیا تنها و تنها از او استعانت میجوئید!؟ اگرچنین است خوشا به سعادتتان و اگر نه پس به فکر چاره باشیم .
بله دقيقا ما فقط و فقط از خدا استعانت مي جوييم ، همچنانكه بندگي ِ تنها او را روا مي دانيم .
به مثالي كه در بالا برايتان آوردم دقت بفرماييد .
اگر باز هم آن را شرك بدانيد و ما را مشرك ، در درك اين نيز عاجز خواهيد ماند .
همچنين است اگر كسي خدا را به مقام پيامبرش سوگند دهد كه حاجتش را برآورد .
در ضمن آنهايي را كه مورد خشم خدا واقع شده اند را نفرموديد كيانند ؟ با ذكر دليل قرآني .
بنا بر اين ، پاسخ شما را نادرست و ناكافي مي دانم .
از پاسختان سپاسگزارم
(قانون)
Friday 3 March 2006, 11:11PM
برادر محترم جناب "قانون"
برادر مسلمان :کتابیست در دست ما ,که به هنگام پذیرش اسلام , پذیرفتیم که از سوی الله نازل گردیده!
درود
دوست گرامي اتفاقا بنده روي همين امر زوم كردم كه ببينم شما بي آنكه به چيز ديگري جز قرآن خود را متكي بدانيد ، خود قرآن را پس چگونه يافتيد و به دست آورديد ؟
چگونه مي شود راويان و ناقلان امين را كه اين كتاب توسط آنها سالم و بي نقص و تغيير به دست ما رسيده و از هر تحرفي مصون مانده ، ناگهان غير قابل اعتماد و مشرك و تحريف كننده دانسته شده اند ؟
به آیاتش رو میآوریم ؟ نوشته "و انا له لحافظون" تحقیق میکنیم بین تمام جوامع مسلمین , همین است و بس .آیا اختلافی مشاهده کرده و دیده اید ؟ این تائید همون حرفی ست که قبلا" زدم . آیا در خصوص حدیث و روایت این چنین گفته محکمی از الله جل جلاله دارید!؟ یک کتب حدیث و روایت مهم رو نام ببر که مبرا از غلو و کفر و دروغ و ... نباشد به حرفت ایمان می آورم !, در این مورد (حدیث و روایت )
گمان كنم شما اصلا كتب حديث را نديده ايد كه چنين خام ادعا مي فرماييد دوست من .
از کسانی که ایشان را الگو قرار داده ایم یک حدیث محکم بین اجماع مسلمین وجود دارد که " هر حرف حدیث و روایتی که از ما به شما میرسد اگر موافق قرآن بود بپذیرید و اگر مخالفش بود تکذیب کنید " و " حتی در بعضی جاها" به سینه دیوارش بکوبید"! که تمام موحدین این اصل رو میپذیرند و منکر چینین چیزی نیستند.
صحيح است
برادر مسلمان: مگر قرآن امر کرده که صراط مستقیم رو از شخصی خاصی بجوئید و بیاموزید ؟ اون که داره داد میزنه ! به آیات قبل از آیه 153 سوره انعام رجوع کنید راه مستقیم خود رو برای من و شما تبین کرده ! و بعد از ذکرش در همین آیه فرموده " و انکه این است راه من راست , پس پیرویش کنید و پیروی نکنید راهها را که پراکنده تان کنداز راه او , بدین توصیه کرده است شما را شاید پرهیزکاری کنید" وآنها رو هم که الله متنعم کرده رو هم به شما معرفی کرده :" انعم علیهم من النبین و الصدیقین و الشهداء و الصلحین و حسن اولئک رفیقا "
دستمان كه از دامان انبيا كوتاه است . براي ما مي فرماييد اين صديقين ، شهدا و صالحين ، مشخصا با ذكر نام ، چه كساني بوده و هستند تا ما ايشان را رفيق خويش بگيريم ؟ و راه را از ايشان بجوييم ؟
ولی شمارو امر نکرده که انها رو بخونید؟
چرا شما اين اندازه اصرار مي ورزيد كه ما ( شيعيان ) جز خدا ، كس ديگري را مي خوانيم ؟
در كداميك از آموزه هاي ما چنين چيزي ديده ايد ؟
آيا اگر از شما برادر مؤمن بخواهم كه دعايم كنيد ، شما را با خدا شريك دانسته ام ؟
اين چه توهم زشتي است كه شما را چنين بر عليه ما ميشوراند ؟ تا بدانجا كه خون بسياري از ما را ( و شايد همه ما را ) مباح بدانيد و به لطايف الحيلي قتل عام شيعيان را در دل توجيه كرده و از اين گناه بزرگ خوشنود مي گرديد ؟
و همچنین مشخص شده کسانی که از راه بازمانده اند!؟ خوب بود از اینجای آیه رو بیشتر دقت میکردید " ایاک نعبد و ایاک نستعین " بازماندگان کسانید که غیر این آیه رو عمل کنند!! آیا شما تنها و تنها او را فرمانبردای میکنید!؟ آیا تنها و تنها از او استعانت میجوئید!؟ اگرچنین است خوشا به سعادتتان و اگر نه پس به فکر چاره باشیم .
بله دقيقا ما فقط و فقط از خدا استعانت مي جوييم ، همچنانكه بندگي ِ تنها او را روا مي دانيم .
به مثالي كه در بالا برايتان آوردم دقت بفرماييد .
اگر باز هم آن را شرك بدانيد و ما را مشرك ، در درك اين نيز عاجز خواهيد ماند .
همچنين است اگر كسي خدا را به مقام پيامبرش سوگند دهد كه حاجتش را برآورد .
در ضمن آنهايي را كه مورد خشم خدا واقع شده اند را نفرموديد كيانند ؟ با ذكر دليل قرآني .
بنا بر اين ، پاسخ شما را نادرست و ناكافي مي دانم .
از پاسختان سپاسگزارم
بچه با حال
Friday 3 March 2006, 11:19PM
درود
دوست گرامي اتفاقا بنده روي همين امر زوم كردم كه ببينم شما بي آنكه به چيز ديگري جز قرآن خود را متكي بدانيد ، خود قرآن را پس چگونه يافتيد و به دست آورديد ؟
چگونه مي شود راويان و ناقلان امين را كه اين كتاب توسط آنها سالم و بي نقص و تغيير به دست ما رسيده و از هر تحرفي مصون مانده ، ناگهان غير قابل اعتماد و مشرك و تحريف كننده دانسته شده اند ؟
گمان كنم شما اصلا كتب حديث را نديده ايد كه چنين خام ادعا مي فرماييد دوست من .
صحيح است
دستمان كه از دامان انبيا كوتاه است . براي ما مي فرماييد اين صديقين ، شهدا و صالحين ، مشخصا با ذكر نام ، چه كساني بوده و هستند تا ما ايشان را رفيق خويش بگيريم ؟ و راه را از ايشان بجوييم ؟
چرا شما اين اندازه اصرار مي ورزيد كه ما ( شيعيان ) جز خدا ، كس ديگري را مي خوانيم ؟
در كداميك از آموزه هاي ما چنين چيزي ديده ايد ؟
آيا اگر از شما برادر مؤمن بخواهم كه دعايم كنيد ، شما را با خدا شريك دانسته ام ؟
اين چه توهم زشتي است كه شما را چنين بر عليه ما ميشوراند ؟ تا بدانجا كه خون بسياري از ما را ( و شايد همه ما را ) مباح بدانيد و به لطايف الحيلي قتل عام شيعيان را در دل توجيه كرده و از اين گناه بزرگ خوشنود مي گرديد ؟
بله دقيقا ما فقط و فقط از خدا استعانت مي جوييم ، همچنانكه بندگي ِ تنها او را روا مي دانيم .
به مثالي كه در بالا برايتان آوردم دقت بفرماييد .
اگر باز هم آن را شرك بدانيد و ما را مشرك ، در درك اين نيز عاجز خواهيد ماند .
همچنين است اگر كسي خدا را به مقام پيامبرش سوگند دهد كه حاجتش را برآورد .
در ضمن آنهايي را كه مورد خشم خدا واقع شده اند را نفرموديد كيانند ؟ با ذكر دليل قرآني .
بنا بر اين ، پاسخ شما را نادرست و ناكافي مي دانم .
از پاسختان سپاسگزارم
:smile39: :smile39: :smile39: :smile39: :smile06: :smile06: ;)
تاييد مي كنم .
zxcv
Saturday 4 March 2006, 02:48AM
بسم الله
با سلام و کمال احترام
جناب قانون عزیز ، جنابعالی با کمال شجاعت فرمودید که با این مطلب من موافق هستید !!
به نظر ما اعتقاد به اینکه انسانی هم وجود دارد که می تواند سمیع و بصیر مطلق باشد و کمکی در براوردن حاجات بنماید یعنی تاسیس الهه ایی جدید در کنار الله !
خوب ، خیلی واضح است که شما هم با ساختن مافوق بشرهایی که هیچگونه اساس و ریشه قرانی ندارند مخالف هستید !! اکنون شما بفرمائید که آیا معتقدین به این نظریه عجیب ، الهه ایی برای خود در کنار خداوند یکتا ساخته اند یا خیر ؟!! و اگر ساخته اند نام این ناشکری و گناه چیست ؟!! شما بفرمائید که اعتقاد به الهه هایی غیر الله نامش چیست ؟! آیا عوام بودن توجیه ایی برای شرک می تواند باشد یا خیر ؟!! شما بفرمائید که آیا می توان مشرکی را پیدا کنید که نگوید (مگر خدا مانند دارد )؟!!!
عوام ؟ !!!! برادر من ،خواص ! خواص ! آن هم نه یکی دو تا بلکه هزار هزار !!! خدایا چه می بینم ؟!!! عزیز من کتب مذهبتان را ببین !! اعتقادات خواصتان را نظاره کن !!! صدا و سیما مملکتمان را نگاهی کن !!! کوچه و خیابان هایتان را توجهی کن !!! خواص خواص !!!آن هم نه یکی دو تا بلکه هزار هزار !!!!
عوام تابع خواص هستند و آنچه خواص انجام می دهند عوام کورکورانه تکرار می کنند !! آنجایی که خواص مذهبمان بجای ( یا الله ) ، ( یا علی ) ورد زبانشان است !!! وقتی که صدا و سیما مملکتمان تبلیغ ( یا علی ) را به جای خدا حافظی به عوام آموزش می دهد !!! وقتی که کتب مذهبمان سراسر تبلیغ یاری خواستن از غیر خداست !!! و وقتی که خواص ما آنچنان می کنند که هیچ بت پرستی نکرده !!! چه انتظاری از عوام این مملکت دارید ؟!!!
دوست عزیز ، هر نفسی جوابگوی اعمال خود است و به بهانه عوام بودن نمی شود شرک را توجیه کرد و اگر می بینید ما هم لفظ شرک را در مورد این انحراف بزرگ بکار می بریم اولا برای این می باشد که خداوند این گناه عظیم را اینچنین معرفی کرده و در ثانی باید خطر را با علامت خطر نشان داد .
و چه بسا بسياري از انديشه هاي من و شما و بسياري از « از ما بهتران » نيز خالي از شرك و كفر نباشد .
مطمئنا همینطور است ! مگر مصادیق شرک یکی دوتاست !! اما فرق معامله اینجاست که اگر به ما بگوئید که طبق آیات قران این عمل شما شرک است با کمال میل می پذیریم و از آن کار شرک آمیز پرهیز می کنیم ، ولی متاسفانه بعضی از عزیزان بجای تسلیم در مقابل فرامین خداوند موضعی تدافعی می گیرند و حتی حاضر نیستند که به آیات قران هم توجهی کنند !!!
آنگاه چگونه توقع داشته باشيم عوام الناسي كه خدايشان معجوني است از برخي خصوصيات كه از او شنيده اند و ادراكي انساني و ملموس ، چنان موحد باشند كه هيچ خدشه اي بر آن وارد نشود .
این عوام الناس تابع مذهبی شده اند که خواص آن از نام امامانمان بر خلاف تعالیم آن بزرگان ، الهه ها یی ساخته اند و آنها را در کنار خداوند می خوانند !!! آ یا نباید از دوست من ، برادر من ، خواهر من و هموطنم بخواهم که خود را از این گمراهی نجات دهد ؟! تا چه موقع سکوت کنیم ؟!! تا چه موقع ببینیم که دروغ پردازان برای آخرت ما تصمیم می گیرند ؟!! تا چه موقع محافظه کاری و سستی ؟!! مگر دین تعارف دارد !! مگر شرک عوام و خواص می شناسد ؟!
نه ! به آن خدای احد و واحد قسم که اکنون زمان خواب و غفلت نیست !! وظیفه هر مسلمانی است که صدای حقیقی قران را به گوش آنانی که هنوز در خواب غفلت هستند برساند !!
وسلام یا الله
رهرو
Saturday 4 March 2006, 05:37AM
دوست عزيزم جناب رهرو، مدت هاست كه منتظر پاسخ شما در تاپيك هاي مربوطه هستم . مشتاقم پاسخ مطالبي را كه مطرح كرده ايد مطالعه بفرماييد و سؤالاتي كه پيش آمده را جواب بدهيد . ممنونم .
شما به دروغ به من جمله ای را نسبت دادید که هرگز از شما نخواسته بودم! من به هیچ وجه در گفتمان شما شرکت نمی کنم , مطمئنا در صورت شرکت بازهم در آینده برای فریب دیگران به من دروغهایی رو نسبت میدهید.
یا الله
رهرو
رهرو
Saturday 4 March 2006, 10:01AM
خدمت برادر مسلمان جناب "قانون"
سلام علیکم
دوست گرامي اتفاقا بنده روي همين امر زوم كردم كه ببينم شما بي آنكه به چيز ديگري جز قرآن خود را متكي بدانيد ، خود قرآن را پس چگونه يافتيد و به دست آورديد ؟
چگونه مي شود راويان و ناقلان امين را كه اين كتاب توسط آنها سالم و بي نقص و تغيير به دست ما رسيده و از هر تحرفي مصون مانده ، ناگهان غير قابل اعتماد و مشرك و تحريف كننده دانسته شده اند ؟
اولا " که تعبیر شما فوق العاده اشتباه است! شما فکر میکنید قرآن توسط روایان و ناقلان حفظ شده و یا الله آنرا حفظ نموده ؟! در ثانی مگر این روایات و حدیث که الان در دست ماست از ضمیر شخص سوم به دست ما رسیده وآیا ایشام معصوم از گناه بودند و یا اینکه از کجا معلوم به اشتباه متوجه نشدند و به اشتباه ننوشتند و به اشتباه برداشت نکردند؟؟ آیا الله عهدی در خصوص حفظ حدیث و روایت رو به ما اعلام کرده جز اینکه در چندین جا فرموده "بعد از این قرآن به کدام حدیث روی می آورید" ؟ ثالثا" اگر حدیث و روایات تمام صحیح و قابل اسثتناد هستند پس ( حدیث سنجش حدیث با قرآن ) لغو و غیر مربوط است زیرا که تمام احادیث مستند بودند!!.
من قبلا این نکته رو متذکر شدم که ما هم هر حدیث و روایتی که موافق قرآن بود میپذیریم و مخالف آنرا رد میکنیم .رابعا" حاضرم در تاپیکی جداگانه تنها باشخص شما بحث کنم و ثابت کنم که قرآن در زمان رسول (ص) جمع آوری و کتابت شده!
گمان كنم شما اصلا كتب حديث را نديده ايد كه چنين خام ادعا مي فرماييد دوست من .
برادر محترم : من به شما عرض کردم اگر یک کتاب حدیث از هر فرقه ای! بیاورید که اون مواردی که من گفتم در اون راه نیافته بود من به حرف شما ایمان میآورم " قل هاتوا برهانکم" منتظرم!
دستمان كه از دامان انبيا كوتاه است . براي ما مي فرماييد اين صديقين ، شهدا و صالحين ، مشخصا با ذكر نام ، چه كساني بوده و هستند تا ما ايشان را رفيق خويش بگيريم ؟ و راه را از ايشان بجوييم ؟
اولا " چه مدرک و منبعی دارید که باید راه رو از کذشتگان بگیرید!؟ مگر الله چنین سفارشی به شما کرده ؟ در ضمن خواهش میکنم این مطلب را برای من شفاف توضیح دهید همین الان چطور راه را از
گذشتگان آموخته اید! بارو کنید قصد جدال ندارم فقط میخواهم بیاموزم !
مگر همین ائمه و پیامبر الگوی خود را از کی گرفتند مگر همین ایشان نبودند که آیات قرآن رو به تصویر کشیدند!؟ اگر قرآن چنین قابلیتی نداشت آنها از کی گرفتند؟!شما نگاهی به خطبه یک نهج البلاغه بیاندازید"وخلف فیکم ما خلقت النبیاء فی اممها اذ لم یترکوهم هملا بغیرطریق واضح ولا علم قائم کتاب ربکم فیکم مبینا حلاله و حرامه!" یعنی چون خدایتعالی رسول خود را از دنیا برد, گذاشت در میان
شما آنچه پیغمبران در میان امم خود گذاشتند زیرا انبیاء امم خود را مهمل و بلاتکلیف نگذاشتند بدون راه روشن و نشانهء برپا, گذشا میان شما کتاب پروردگارتان را در حالیکه حلال و حرام آن روشن و بیان شده بود
و همچنین در خطبه 110 " و تعلموا القرآن فانه احسن الحدیث و تفقهوا فیه ............ " قرآن را فرا گیرید زیرا قرآن نیکوترین حدیث است و در قرآن فقیه شوید, زیرا قرآن زنده کننده دلها است و بنور قرآن شفا جوئید! زیرا شفا سینه ها است و انرا نیکو تلات کنید که نافع ترین قصه ها است .
و همچین خطبه 176 نهج ابلاغه " و اعلموا ان هذا القران هو الناصح ...." بدانید که این قرآن همان نصحیت گویی است که گول نمیزند و راهنمایی است که گمراه نمیکند و گوینده ای است که دروغ نمی گوید و کسی با آن نشست مگر اینکه پس از آن , بزیاده و یا نقصان برخاست, زیادتی در هدایت و نقصان از کوری و بدانید که برای احدی پس از قرآن و آشنایی باآن , احتایجی و کمبودی نمی ماند( یعنی بهیج کتابی محتاج نخواهد بود) و برای احدی پیش از قرآن بی نیازی نیست ( یعنی اگر هزاران کتاب خوانی بدون قرآن فقیر خواهی بود) از قرآن شفا بجوئید برای دردهای خود , و بر سختیها, بآن یاری جوئید! , زیر در آن شفا است از بزرگترین درد و آن کفر و نفاق گمراهی و ضلالت است و ببرکت قرآن ازخدا درخواست کنید(یا بدستور او و با دوستی قرآن و یاری او بسوی خدا توجه کنید) و با بودن قرآن از مخلوق چیزی نخواهید, زیرا بندگان توجه نکرده اند بسوی خدا بدستور چیزی مانند قرآن, بدانید که این قرآن شافعی است مورد قبول و گوینده ایست مورد تصدیق , و محققا هر که را قرآن شفاعت کند پذیرفته شود, و کسیکه قرآن علیه او بگوید تصدیق گردد. محققا روز قیامت منادی ندا کند که آگاه باشید هز زارعی مبتلا بزراعت و عاقبت عمل خود میباشد جز آنانکه در دل خود بذر قرآن کاشته باشند. از حافظان قرآن و پیروان قرآن باشید و او را دلیل و راهنمای خود قرار دهید و از آن پند بخواهید , و عقاید خود را متهم بدانید و بر قرآن عرضه بدارید و آراء خود را در قرآن تصفیه کنید و..
اینها حرف من نیست کلامی که شما حداقل خود را شیعه او میدانید! آیا علی (ع) هم وهابی بود!!
ادامه->
رهرو
Saturday 4 March 2006, 10:32AM
نقل از<- قبل
چرا شما اين اندازه اصرار مي ورزيد كه ما ( شيعيان ) جز خدا ، كس ديگري را مي خوانيم ؟
در كداميك از آموزه هاي ما چنين چيزي ديده ايد ؟
مگر نمیخوانید !؟ یک مثال ساده می زنم " یا علی یا محمد یا محمد یا علی اکفیانی فانکما کافیا ونصرانی فانکما ناصرا" ( اگر درست نوشته باشم) یعنی چی ؟ ای علی ای محمد , ای محمد ای علی ; کفایت کنید مرا که شمائید کفایت کنند !! یاری کنید مرا که شمائید یاری کننده !! دقیقا مقابل این آیه "حکومت آسمانهای و زمین تنها از آن خداست , زنده میکند و می میراند , و جز او ولی و یاوری ندارید!" ترجمه مکارم .
و یا در دعای سراسر شرک توسل و یا ...
آيا اگر از شما برادر مؤمن بخواهم كه دعايم كنيد ، شما را با خدا شريك دانسته ام ؟
اين چه توهم زشتي است كه شما را چنين بر عليه ما ميشوراند ؟ تا بدانجا كه خون بسياري از ما را ( و شايد همه ما را ) مباح بدانيد و به لطايف الحيلي قتل عام شيعيان را در دل توجيه كرده و از اين گناه بزرگ خوشنود مي گرديد
تنها موضعی که شیعه هیچ وقت نمی خواهد بپذیرد تمیز مردگان و زنده ها است ! خواندن مدعوی غیبی و متعارفیست !خواندن اشخاصی که هیچ دلیل قرآنی ندارد بلکه نهی و ترد شده, بسیاری از موحدین در این سایت مطلبها نوشته اند که از تکرارش خود داری میکنم ولی برای روشن شدن موضوع مثالی ساده میزنم . الله سمیع و بصیر مطلق است , انسان سمیع و بصیرنصبی - الله برای شنیدن و دیدن احتیاجی به آلتی به نام گوش و چشم ندارد ولی هرکس به غیر او بلی . الله را لا سنه ولانوم ولی هر کس غیر او را چی !؟ حال با این توصیف ما معتقدیم اگر هزار نفر در هزار نقطه مخالف با هزار خواسته متفاوت و یک زمان او را صدا بزنند او به احوال تمام آنها بینا و در همان لحظه (اگربخواهد) نیاز تمام نیازمندان را برطرف میکند! آیا ای خواسته از مخلوق او بر می آید؟! کمش میکنم 10 نفر چطور و کمتر 5 نفر و کمتر 2 نفر!؟ ما معتقدیم چینین خواهشی پوچ است زیرا باید به منبعی دست نیاز دراز کنیم که اطمینان داشته باشیم برای رفع نیاز دارای شرایط فوق است ( یعنی هم ببنید و هم بشنوند و هم خواب و چرتی او را فرا نگیرد ووو) و هیچ کس هم غیر او دارای چنین شرایطی نیست ,( بگذریم از این موضوع که این اصل مربوطه به حیات یک شخص است و در ممات به کل دستش از دنیا کوتاه است )0 و قائلان چنین تفکری رو مشرک می نامند.
" مثل راه یافتن شرک به درون انسان از راه رفتن یک مورچه در شب تاریک ظلمانی بر روی تخت سنگی سیاه به انسان نزدیکتر است ! "
در ضمن نمی دانم چرا هر کس که حرف از توحید و یکتاپرستی زد شما برای فریفتن اذهان دیگران او را سریع متهم به وهابت و قاتلان هزاران انسان می نامید! برادر محترم به بارها در این سایت گفته ام که فرقه ضلاله وهابیت نیز مثل تمام فرقه ها گمراه و از قرآن بدور است.
یا الله
رهرو
بچه با حال
Saturday 4 March 2006, 10:32AM
شما به دروغ به من جمله ای را نسبت دادید که هرگز از شما نخواسته بودم! من به هیچ وجه در گفتمان شما شرکت نمی کنم , مطمئنا در صورت شرکت بازهم در آینده برای فریب دیگران به من دروغهایی رو نسبت میدهید.
یا الله
رهرو
جناب رهرو شما چرا در گفتمان هايي كه مربوط به خودتان است و قبلا با من داشتيد شركت نمي كنيد . شما در آنجا مطلبي را به تفسير نمونه نسبت داده بوديد كه هر چه گشتم آن را در تفسير نمونه نديدم . براي اين كه اين توهم برايم پيش نيايد كه كلام شما دروغ بوده است مشتاقم به تاپيك مربوطه تشريف بياوريد تا از شما دوست خوبم استفاده كنيم.
sprit
Saturday 4 March 2006, 12:33PM
نقل از<- قبل
مگر نمیخوانید !؟ یک مثال ساده می زنم " یا علی محمد یا محمد یا علی اکفیانی فانکما کافیا ونصرانی فانکما ناصرا" ( اگر درست نوشته باشم) یعنی چی ؟ ای علی ای محمد , ای محمد ای علی ; کفایت کنید مرا که شمائید کفایت کنند !! یاری کنید مرا که شمائید یاری کننده !! دقیقا مقابل این آیه "حکومت آسمانهای و زمین تنها از آن خداست , زنده میکند و می میراند , و جز او ولی و یاوری ندارید!" ترجمه مکارم .
و یا در دعای سراسر شرک توسل و یا ...
تنها موضعی که شیعه هیچ وقت نمی خواهد بپذیرد تمیز مردگان و زنده ها است ! خواندن مدعوی غیبی و متعارفیست ! بسیاری از موحدین در این سایت مطلبها نوشته اند که از تکرارش خود داری میکنم ولی برای روشن شدن موضوع مثالی ساده میزنم . الله سمیع و بصیر مطلق است , انسان سمیع و بصیرنصبی - الله برای شنیدن و دیدن احتیاجی به آلتی به نام گوش و چشم ندارد ولی هرکس به غیر او بلی . الله را لا سنه ولانوم ولی هر کس غیر او را چی !؟ حال با این توصیف ما معتقدیم اگر هزار نفر در هزار نقطه مخالف با هزار خواسته متفاوت و یک زمان او را صدا بزنند او به احوال تمام آنها بینا و در همان لحظه (اگربخواهد) نیاز تمام نیازمندان را برطرف میکند! آیا ای خواسته از مخلوق او بر می آید؟! کمش میکنم 10 نفر چطور و کمتر 5 نفر و کمتر 2 نفر!؟ ما معتقدیم چینین خواهشی پوچ است زیرا باید به منبعی دست نیاز دراز کنیم که اطمینان داشته باشیم برای رفع نیاز دارای شرایط فوق است ( یعنی هم ببنید و هم بشنوند و هم خواب و چرتی او را فرا نگیرد ووو) و هیچ کس هم غیر او دارای چنین شرایطی نیست 0 و قائلان چنین تفکری رو مشرک می نامند.
" مثل راه یافتن شرک به درون انسان از راه رفتن یک مورچه در شب تاریک ظلمانی بر روی تخت سنگی سیاه به انسان نزدیکتر است ! "
در ضمن نمی دانم چرا هر کس که حرف از توحید و یکتاپرستی زد شما برای فریفتن اذهان دیگران او را سریع متهم به وهابت و قاتلان هزاران انسان می نامید! برادر محترم به بارها در این سایت گفته ام که فرقه ضلاله وهابیت نیز مثل تمام فرقه ها گمراه و از قرآن بدور است.
یا الله
رهرو
سلام عليکم
درود ....
جناب رهرو ...
شما در باب کمک خواستن و ياري طلبيدن از ائمه اطهار و پيامبر مطالب مبسوطي فرموده ايد ... اما گمان دارم اگر به بنيان هاي اين تفکر رجوع کنيم ... احتمالا به نتايج بهتري دست خواهيم يافت ، تا اينکه اينگونه به مصاديق بپردازيم ...
براي شروع ، از شما پرسشي دارم : نظر شما به طور کلي در باره « شفاعت » چيست ؟
و اين که آيا گمان مي کنيد منظور شيعه از شفاعت ... بروز امري خلاف خواست رب اعلي است ؟؟
متشکرم
zxcv
Sunday 5 March 2006, 01:08AM
بسم الله
با سلام و کمال احترام
در ادامه مطلب قبلی خود به نمونه ایی از غلوهایی اشاره می کنم که هر روزه توسط خواص این مملکت در بوق و کرنا می شود !!!
روز میلاد علی (ع) صداوسیماى جمهورى اسلامى ایران که على القاعده باید از چنین مناسبت هایى براى ارتقا و آگاهى مردم به راه و روش ائمه اطهار(ع) استفاده کافى ببرد برنامه اى پخش کرد که در آن گوینده ماجراى تولد و کودکى علی (ع) را به این صورت تشریح مى کرد.
_____________________________________________
«وقتى مولا به دنیا آمد مادر وى فاطمه بنت اسد خواست او را قنداق کند اما هرچه کرد فرزند اجازه نمى داد و بند قنداق را باز مى کرد. مادر گفت: فرزند دلبندم، چرا چنین مى کنى! این رسم و شیوه ماست. ؟! کودک تازه تولد یافته باید قنداق شود و کودک همچنان با پاهایش قنداق را پس مى زد تا آنکه به صدا آمد و گفت مادر یادت هست وقتى مرا باردار بودى رفتى لب چشمه آب بیارى. ناگهان شیرى در برابر تو ظاهر شد، ترسیدى به تو حمله کند اما در همین زمان سوارى ناشناس سررسید و شیر در برابر او زانو زد و نشست و تو به پاس این کار گلى از کنار چشمه چیدى (و به روایتى دیگر که در کتاب ها آمده گردنبند خود را درآوردى) و به آن سوار دادى. (تصور کنید در سرزمین خشک و بى آب و علف مکه چشمه اى باشد و گل و بوته و سبزه و درختى و بیشه اى که در آن شیر رفت و آمد کند) بگذریم. گوینده ادامه داد: کودک پس از بیان این خاطره گفت: مادر آن سوار من بودم و سپس گل (و به روایتى گردنبند) را به مادر داد و گفت این همان است که به آن سوار دادى.»!!!
_____________________________________________
{ پس می بینید که کار از ریشه خراب است خراب }!!!
وسلام یا الله
puyan
Sunday 5 March 2006, 03:44AM
سلام
جناب zxcv
متاسفانه شما در شناخت ریشه ها و تفکیک آنها از شاخه ها دچار اشتباه شده اید . و این اشتباه در سایر تاپیکها هم از سوی شما مشهود است . و امید است در رفع این اشتباه بکوشید .
متشکرم
بچه با حال
Sunday 5 March 2006, 08:07AM
بسم الله
با سلام و کمال احترام
در ادامه مطلب قبلی خود به نمونه ایی از غلوهایی اشاره می کنم که هر روزه توسط خواص این مملکت در بوق و کرنا می شود !!!
روز میلاد علی (ع) صداوسیماى جمهورى اسلامى ایران که على القاعده باید از چنین مناسبت هایى براى ارتقا و آگاهى مردم به راه و روش ائمه اطهار(ع) استفاده کافى ببرد برنامه اى پخش کرد که در آن گوینده ماجراى تولد و کودکى علی (ع) را به این صورت تشریح مى کرد.
_____________________________________________
«وقتى مولا به دنیا آمد مادر وى فاطمه بنت اسد خواست او را قنداق کند اما هرچه کرد فرزند اجازه نمى داد و بند قنداق را باز مى کرد. مادر گفت: فرزند دلبندم، چرا چنین مى کنى! این رسم و شیوه ماست. ؟! کودک تازه تولد یافته باید قنداق شود و کودک همچنان با پاهایش قنداق را پس مى زد تا آنکه به صدا آمد و گفت مادر یادت هست وقتى مرا باردار بودى رفتى لب چشمه آب بیارى. ناگهان شیرى در برابر تو ظاهر شد، ترسیدى به تو حمله کند اما در همین زمان سوارى ناشناس سررسید و شیر در برابر او زانو زد و نشست و تو به پاس این کار گلى از کنار چشمه چیدى (و به روایتى دیگر که در کتاب ها آمده گردنبند خود را درآوردى) و به آن سوار دادى. (تصور کنید در سرزمین خشک و بى آب و علف مکه چشمه اى باشد و گل و بوته و سبزه و درختى و بیشه اى که در آن شیر رفت و آمد کند) بگذریم. گوینده ادامه داد:کودک پس از بیان این خاطره گفت: مادر آن سوار من بودم و سپس گل (و به روایتى گردنبند) را به مادر داد و گفت این همان است که به آن سوار دادى.»!!!
_____________________________________________
{ پس می بینید که کار از ریشه خراب است خراب }!!!
وسلام یا الله
يكي از تفاوت هاي ريشه اي وهابيت با مذهب اثني عشري آن است كه در وهابيت اصول عقايد با خير واحد ، مورد استناد و اثبات قرار مي گيرد ولي در شيعه چنين نيست .
دوست گرامي من شما مي خواهي با سخن يك منبري يا يك روايت مبناي فكري شيعه را بشناسي و آن وقت بر اساس آن قضاوت كني ؟!
اين نحوه شناخت شما هيچ گاه واقعي نخواهد بود . در ميان فرق اسلامي شيعه از فرقه هايي است كه با شديدترين لحن ها در رواياتش به غلو و غاليان مي تازد . چطور شما اين روايات را ناديده مي گيريد و مي چسبيد به سخنراني يك نفر كه معلوم نيست آن گوينده هم چه كسي بوده است؟
{ پس می بینید که نوع و روش شناخت شما از شيعه و نقد آن ، از ریشه خراب است خراب }!!!
بچه با حال
Sunday 5 March 2006, 08:23AM
<H3>موضع ائمه اهل بيت درباره غاليان </H3>امامان شيعه با شديدترين وجه غلو را مردود دانسته و غاليان را نكوهش و تكفير كردهاند. علامه مجلسى حدود صد روايت از آنان را در اين باره در كتاب بحار الانوار نقل كرده است كه سه نمونه را يادآور مىشويم:
الف: امام على عليهالسلام فرموده است:
«اللهم انى برىء من الغلاة كبراءة عيسى بن مريم من النصارى، اللهم اخذلهم ابدا و لا تنصر منهم احدا» . (6)
خداوندا: من از غلات بيزارى مىجويم، همان گونه كه عيسى بن مريم از نصارى بيزارى جست. خدايا آنان را خوار گردان، واحدى از آنها را يارى مكن.
ب: امام صادق عليهالسلام فرموده است:
«احذروا على شبابكم الغلاة لا يفسدوهم فان الغلاة شر خلق الله، يصغرون عظمة الله و يدعون الربوبية لعباد الله» . (7)
بر جوانان خود از خطر غلات بر حذر باشيد، مبادا عقيده آنان را تباه سازند، زيرا غلات بدترين خلق خدايند، عظمتخدا را كوچك نشان داده و براى بندگان خدا دعوى ربوبيت مىكنند.
ج: در جاى ديگر از معاشرت با غلات نهى كرده و فرموده است:
«لا تقاعدوهم و لا تؤاكلوهم و لا تشاربوهم و لا تصافحوهم و لا تؤارثوهم» . (8)
<H3>علماى اماميه و تكفير غلات </H3>علماى اماميه نيز با شدت غلات را نكوهش و تكفير كردهاند. شيخ صدوق در اين باره مىگويد:
«اعتقاد ما درباره غلات و مفوضه اين است كه آنها كافرند، و بدتر از يهود و نصارى و مجوس و قدريه و حروريه و ديگر فرقههاى گمراهند» . (9)
شيخ مفيد نيز آنان را گمراه و كافر دانسته و تاكيد كرده است كه ائمه اهل بيت عليهم السلام به كفر و خروج آنها از اسلام حكم كردهاند. (10)
علامه مجلسى پس از ذكر اقسام و مظاهر غلو، گفته است:
«اعتقاد به هر يك از آنها سبب الحاد و كفر و خروج از دين است، چنانكه ادله عقليه و آيات و اخبار بر آن دلالت مىكند، و اگر احيانا در روايات، حديثى يافتشود كه موهم يكى از اقسام غلو باشد، بايد تاويل شود، و اگر قابل تاويل نباشد، از افترائات غاليان است. (11)
پىنوشتها:
6- همان، ص 365.
7- همان. ص 296.
8- همان، ص 296.
9- الاعتقادات فى دين الامامية، ص 71.
10- تصحيح الاعتقاد، ص 109.
11- بحار الانوار، ج 25، ص 346.
sprit
Sunday 5 March 2006, 09:56AM
درود ......
گویا دوستان زیاد تمایلی به رجوع به مبانی ندارند ....
جناب رهرو و جناب ZXCV به جای پرداختن به مبانی استدلالی شفاعت .... و مترتبات آن ، مدام در پی گزینش برخی روایات ( فارغ از ضعف و یا قوت سند ) هستند ... و این رویه ... ما را فقط به « ترکستان » خواهد برد ...
دوستان عزیز ،
اگر نگرانی ای از بابت به چالش کشیده شدن عقاید خود ندارید ، لطفا به جای پریدن از این شاخه به آن شاخه .... به اصل موضوع بپردازید ...
پرسش اول این است :
نظر شما در باره شفاعت چیست ؟؟
و آیا گمان می کنید که منظور شیعه از شفاعت .... وقوع امری خلاف مشیت و خواست الهی است ؟؟
متشکرم
mohebsahabeh
Tuesday 7 March 2006, 02:36PM
بسم الله الرحمن الرحیم
نیاز به مجادله و بحثی نمیباشد کافی است به کتب درسی گذشته خود مراجعه نمایید و شعر علی ای همای رحمت را مطالعه نمایید
و این فیلم را هم میتوانید دانلود کنید
1.8 مگابایت
http://www.megaupload.com/?d=W9XOORUS
وارد لینک که شدید روی Continue with Megaupload کلیک کنید
بچه با حال
Tuesday 7 March 2006, 05:11PM
ها اي نوفهمه . ما هر چي وگوييم نوفهمه . ها اين نفهمه .
وَجَعَلْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَن يَفْقَهُوهُ وَفِي آذَانِهِمْ وَقْراً .
(قانون)
Tuesday 7 March 2006, 10:20PM
بسم الله
با سلام و کمال احترام
جناب قانون عزیز ، جنابعالی با کمال شجاعت فرمودید که با این مطلب من موافق هستید !!
سلام و درود بر شما دوست گرامي
هيچ شجاعتي در كار نيست دوست عزيز . بنده نظر و اعتقاد تشيع را عرض كردم . وگرنه چگونه شيعه مولا باشيم و اعتقادي جز اين داشته باشيم كه خدا يكي است و همان خالق ازل و ابد و مدبر الامور و فعال مايشاء ميباشد .
آنانكه پا از اين دايره بيرون مي نهند ، بيشك مشرك و منحرفند . مطلق فقط اوست . ديگران نسبي اند . يكي كمتر يكي بيشتر . اما اينكه شما بفرماييد معصوم ، پس از شهادتش ، يك مرده است ، با آموزه هاي قرآن كريم تباين دارد .
قرآن مي فرمايد :
{ ولا تحسبنّ الّذين قتلوا في سبيل الله امواتاً بل أحياء عند ربهم يرزقون }
آنان را كه در راه خدا كشته مي شوند ، جزو مردگان به شمار نياوريد ، چرا كه ايشان زنده اند و نزد پروردگارشان در حال ارتزاق .
پس ميبينيد ، قرآن كساني را كه شهيد مي شوند ، مرده نميداند و دستور اكيد مي دهد كه ما نيز آنها را مرده نخوانيم . چطور شما همه را ناديده مي گيريد و شهيدان را مرده ميخوانيد ؟ آيا اين خلاف آموزه هاي قطعي و نص صريح آن نيست ؟
حالا اگر اين شهدا ، معصوم و پاك هم باشند ، كه ديگر نور علي نور مي شود . و مرده خواندن آنها ، گناهي نابخشوده تر !!
مسلما كسي كه زنده باشد ، مشخصات افراد زنده را نيز خواهد داشت . نمي شود گفت يكي زنده است ولي نه حركتي دارد ، نه نفس مي كشد ، نه چيزي را حس مي كند و نه از خود واكنشي نشان مي دهد !!!
بنا بر اين نمي توانيد بفرماييد كه شهدا ، مانند مردگان ناشنوا و نابينا هستند .
حال كه معلوم شد زنده اند ، هيچ منعي نيست كه از ايشان نيز حاجتي خواسته شود و استمدادي طلبيده شود .
لذا نتيجه اين مي شود كه هيچكدام از اين توسلات و دست به دامن معصومين و شهدا شدن ، نه شرك است و نه كفر . يك رفتار كاملا عادي و در چارچوب اسلامي ؛ مگر اين كه از حد اعتدال خارج شده باشد و از مرز توحيد گذشته ، به عرصه شرك و الحاد وارد گردد .
در اين صورت ، خود به خود از حدود الهي نيز بيرون رفته و صد البته از اسلام و بخصوص از تشيع ، خروج نموده است .
اما دوست من
چرا شما و دوستان هم نگرتان ، به جاي استناد به تعاليم متعالي شيعه ، عملكرد غلط برخي نوحه خوانان و روضه خوانهاي بيسواد و غالي ( كساني كه در مورد معصومين عليهم السلام ، دچار افراط و غلو و گزافه گويي شده اند ) و احيانا برخي برنامه هاي عاميانه صدا و سيما كه از هرگونه تيزبيني و دقت عقيدتي تهي اند ، را سرلوحه اتهامات خود عليه كل شيعه و تمامي تفكر و انديشه هاي آن نموده ايد ؟
بدانيد هيچيك از عالمان و متقيان شيعه ، يعني همان خواص ( به خلاف آنچه شما پنداشته ايد كه هر بوق به دستي ، جزو خواص شيعه باشد ) ، چنين اعمال و كردار ابلهانه اي را تأييد ننموده اند كه هيچ ، حتي آنان را از اينگونه اعمال شرك آلود و احمقانه ، برحذر داشته اند و آنان را از مجازات روز قيامت بيم داده اند . ولو اينكه گوشي شنوا نباشد و مشتي فريبكار دين فروش ، كسب ماديات را تنها از اين راه ديده اند ، لذا بر ادامه آن اصرار مي ورزند و جوانان ما را اغفال مي نمايند . كه اميدواريم مسؤلين به جدّ جلو اينها را بگيرند .
از نقد ارزنده شما نيز واقعا سپاسگزارم كه اين نقاط ضعف ، بايد با شهامت از دامان پاك اسلام عزيز پالوده گردد .
(قانون)
Tuesday 7 March 2006, 10:29PM
بسم الله الرحمن الرحیم
نیاز به مجادله و بحثی نمیباشد کافی است به کتب درسی گذشته خود مراجعه نمایید و شعر علی ای همای رحمت را مطالعه نمایید
و این فیلم را هم میتوانید دانلود کنید
1.8 مگابایت
http://www.megaupload.com/?d=W9XOORUS
وارد لینک که شدید روی Continue with Megaupload کلیک کنید
درود
اين گزافه گويي ها را در هيچ يك از آموزه هاي تشيع نمي يابيم ، تنها برخي افراد نادان و يا منحرف و افراطي دست به چنين ادعاهايي مي زنند .
بنا بر اين از نظر تشيع هرگز اينها مورد تأييد نيستند و مطرود همگان مي باشند . از شما مي خواهم به جاي ياري جستن از رفتارهاي ابلهان و افراطيون ، عقايد و آموزه هاي ما را نقد بفرماييد ، بدون تحريف و جعل و خدشه .
سپاسگزارم .
ياور
Wednesday 8 March 2006, 01:01AM
سلام و درود بر شما دوست گرامي
هيچ شجاعتي در كار نيست دوست عزيز . بنده نظر و اعتقاد تشيع را عرض كردم . وگرنه چگونه شيعه مولا باشيم و اعتقادي جز اين داشته باشيم كه خدا يكي است و همان خالق ازل و ابد و مدبر الامور و فعال مايشاء ميباشد .
آنانكه پا از اين دايره بيرون مي نهند ، بيشك مشرك و منحرفند . مطلق فقط اوست . ديگران نسبي اند . يكي كمتر يكي بيشتر . اما اينكه شما بفرماييد معصوم ، پس از شهادتش ، يك مرده است ، با آموزه هاي قرآن كريم تباين دارد .
قرآن مي فرمايد :
{ ولا تحسبنّ الّذين قتلوا في سبيل الله امواتاً بل أحياء عند ربهم يرزقون }
آنان را كه در راه خدا كشته مي شوند ، جزو مردگان به شمار نياوريد ، چرا كه ايشان زنده اند و نزد پروردگارشان در حال ارتزاق .
پس ميبينيد ، قرآن كساني را كه شهيد مي شوند ، مرده نميداند و دستور اكيد مي دهد كه ما نيز آنها را مرده نخوانيم . چطور شما همه را ناديده مي گيريد و شهيدان را مرده ميخوانيد ؟ آيا اين خلاف آموزه هاي قطعي و نص صريح آن نيست ؟
حالا اگر اين شهدا ، معصوم و پاك هم باشند ، كه ديگر نور علي نور مي شود . و مرده خواندن آنها ، گناهي نابخشوده تر !!
مسلما كسي كه زنده باشد ، مشخصات افراد زنده را نيز خواهد داشت . نمي شود گفت يكي زنده است ولي نه حركتي دارد ، نه نفس مي كشد ، نه چيزي را حس مي كند و نه از خود واكنشي نشان مي دهد !!!
بنا بر اين نمي توانيد بفرماييد كه شهدا ، مانند مردگان ناشنوا و نابينا هستند .
حال كه معلوم شد زنده اند ، هيچ منعي نيست كه از ايشان نيز حاجتي خواسته شود و استمدادي طلبيده شود .
لذا نتيجه اين مي شود كه هيچكدام از اين توسلات و دست به دامن معصومين و شهدا شدن ، نه شرك است و نه كفر . يك رفتار كاملا عادي و در چارچوب اسلامي ؛ مگر اين كه از حد اعتدال خارج شده باشد و از مرز توحيد گذشته ، به عرصه شرك و الحاد وارد گردد .
در اين صورت ، خود به خود از حدود الهي نيز بيرون رفته و صد البته از اسلام و بخصوص از تشيع ، خروج نموده است .
اما دوست من
چرا شما و دوستان هم نگرتان ، به جاي استناد به تعاليم متعالي شيعه ، عملكرد غلط برخي نوحه خوانان و روضه خوانهاي بيسواد و غالي ( كساني كه در مورد معصومين عليهم السلام ، دچار افراط و غلو و گزافه گويي شده اند ) و احيانا برخي برنامه هاي عاميانه صدا و سيما كه از هرگونه تيزبيني و دقت عقيدتي تهي اند ، را سرلوحه اتهامات خود عليه كل شيعه و تمامي تفكر و انديشه هاي آن نموده ايد ؟
بدانيد هيچيك از عالمان و متقيان شيعه ، يعني همان خواص ( به خلاف آنچه شما پنداشته ايد كه هر بوق به دستي ، جزو خواص شيعه باشد ) ، چنين اعمال و كردار ابلهانه اي را تأييد ننموده اند كه هيچ ، حتي آنان را از اينگونه اعمال شرك آلود و احمقانه ، برحذر داشته اند و آنان را از مجازات روز قيامت بيم داده اند . ولو اينكه گوشي شنوا نباشد و مشتي فريبكار دين فروش ، كسب ماديات را تنها از اين راه ديده اند ، لذا بر ادامه آن اصرار مي ورزند و جوانان ما را اغفال مي نمايند . كه اميدواريم مسؤلين به جدّ جلو اينها را بگيرند .
از نقد ارزنده شما نيز واقعا سپاسگزارم كه اين نقاط ضعف ، بايد با شهامت از دامان پاك اسلام عزيز پالوده گردد .
يا الله
اللهم صل علي محمد و ال محمد
جناب قانون
ايا از نظر شما زنده بودن دليلي بر اين مطلب مي باشد كه حال كه خداوند فرموده است شهيدان زنده اند و نزد الله روزي مي خورند در اين هستي همانند خدا حاضر في كل مكانند و سميع مطلق و بصير مطلقند
و صداي هر كس را در هر گوشه جهان مي شنوند و ايا چرا اين شنوايي و بينايي فقط در زمان ممات ايشان به اين حد رسيده و چرادر زمان حيات خود علي در خطبه چهل و شش نهج البلاغه عرض مي كند كه غير از خدا هيچ كس در ان واحد در دو مكان نمي تواند باشد
در ثاني خداوند در اين ايه فرموده عند ربهم يعني نزد پروردگارشان و نفرموده عندكم كه اگربگوييم عند ربهم همين دنيا مي باشد كه چيزي عوض نشده يعني در همين دنيا بوده اند و هستند و اگر عند ربهم در همين سراي باشد پس روح مومن و كافر عند ربهم مي باشد و اين مطلب را هيچ عقل سالمي نمي پذيرد
عند ربهم دار السلام است خانه سلامت و بهشت است نه اين دنياي پر اشوب كه اگر هنوز روح ائمه در ميان ما باشد ايشان بر اثر اعمال و رفتار مردمان عذاب مي كشند نه اينكه در بين ما باشند و اسايش داشته باشند
انها هر چقدر در اين سراي رنج و محنت و سختي بوده اند بس است و خداوند بر اثر مجاهدت و ايثار و شهادتشان پس از اين سرا انها را نزد خود يعني در دارالسلام برده است
كمي فكر كنيد !!
يا الله
بچه با حال
Wednesday 8 March 2006, 07:22AM
بر اساس آيه يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لاَ تَغْلُواْ فِي دِينِكُمْ وَلاَ تَقُولُواْ عَلَى اللّهِ إِلاَّ الْحَقِّ إِنَّمَا الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ رَسُولُ اللّهِ وَكَلِمَتُهُ أَلْقَاهَا إِلَى مَرْيَمَ وَرُوحٌ مِّنْهُ فَآمِنُواْ بِاللّهِ وَرُسُلِهِ وَلاَ تَقُولُواْ ثَلاَثَةٌ انتَهُواْ خَيْراً لَّكُمْ إِنَّمَا اللّهُ إِلَـهٌ وَاحِدٌ سُبْحَانَهُ أَن يَكُونَ لَهُ وَلَدٌ لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَات وَمَا فِي الأَرْضِ وَكَفَى بِاللّهِ وَكِيلاً [النساء : 171] عيسي روح خداست . آيا شما معتقديد عيسي عليه السلام مرده است ؟ آيا بعد از مرگ جسماني عيسي روح الله، روح (خدايي) او مي ميرد و ، اين روح نمي تواند بر اعمال و رفتار ما مسلط و آگاه باشد؟
(قانون)
Thursday 9 March 2006, 07:26PM
خدمت برادر مسلمان جناب "قانون"
سلام علیکم
اولا " که تعبیر شما فوق العاده اشتباه است! شما فکر میکنید قرآن توسط روایان و ناقلان حفظ شده و یا الله آنرا حفظ نموده ؟! در ثانی مگر این روایات و حدیث که الان در دست ماست از ضمیر شخص سوم به دست ما رسیده وآیا ایشام معصوم از گناه بودند و یا اینکه از کجا معلوم به اشتباه متوجه نشدند و به اشتباه ننوشتند و به اشتباه برداشت نکردند؟؟ آیا الله عهدی در خصوص حفظ حدیث و روایت رو به ما اعلام کرده جز اینکه در چندین جا فرموده "بعد از این قرآن به کدام حدیث روی می آورید" ؟ ثالثا" اگر حدیث و روایات تمام صحیح و قابل اسثتناد هستند پس ( حدیث سنجش حدیث با قرآن ) لغو و غیر مربوط است زیرا که تمام احادیث مستند بودند!!.
درود و سلام بر شما برادر ديني
خير
بنده تصور نمي كنم قرآن را راويان و ناقلان حفظ كرده اند ، اما تشكيك در درستكاري و صداقت ايشان ، حتي همان آيه { إنا نحن نزّلنا الذّكر و إنّا له لحافظون } ( ما خود ، « ذكر » را فرود آورديم و خود نگهبان آنيم ) ، را نيز دچار شك و ترديد ميسازد .
زيرا ما كه خودمان از خدا و رسولش قرآن را نگرفتيم ، مسلما واسطه هايي ميان ما و رسول خدا بوده اند ، بايد تمام اين سلسله واسطه ها ، از درستكاري و صداقت برخوردار بوده باشند تا درستي كتاب ، بر ما آشكار گردد .
اين را كه انكار نمي فرماييد ؟
بنا بر اين ، اگر از همان سلسله اتصال ، احاديثي از معصومين به دست ما رسيد ، و با قرآن هم رابطه معكوس نداشت ، به ناچار بايد آن را بپذيريم .
من قبلا این نکته رو متذکر شدم که ما هم هر حدیث و روایتی که موافق قرآن بود میپذیریم و مخالف آنرا رد میکنیم .
پس در اين مورد با هم اختلافي نداريم . خدا را سپاس .
رابعا" حاضرم در تاپیکی جداگانه تنها باشخص شما بحث کنم و ثابت کنم که قرآن در زمان رسول (ص) جمع آوری و کتابت شده!
برادر محترم : من به شما عرض کردم اگر یک کتاب حدیث از هر فرقه ای! بیاورید که اون مواردی که من گفتم در اون راه نیافته بود من به حرف شما ایمان میآورم " قل هاتوا برهانکم" منتظرم!
گويا خلط مبحث شده و به درستي متوجه مقصود بنده نشده ايد برادر من .
بنده عرض نكردم قرآن را مانند ساير روايات مي پندارم . و نگفتم كه سخن هيچ بشري را با قرآن قياس ميتوان نمود .
بنا بر اين ، اين خطاي ذهني را از ذهن خود بزداييد .
اما اينكه كتاب حديثي را به شما معرفي كنم كه همچون قرآن عاري ، و مصون از هر خدشه و انحراف و ... باشد ، تا حدودي ( و نه قاطع ، مانند قرآن ) مي توان كتبي را كه از معصوم نقل شده اند ، مانند صحيفه فاطمه ( كه البته در دست ما نيست ) ، صحيفه سجاديه و حتي نهج البلاغه را نام برد . اما مسند و محك پايه همان قرآن شريف است .
اولا " چه مدرک و منبعی دارید که باید راه رو از کذشتگان بگیرید!؟ مگر الله چنین سفارشی به شما کرده ؟ در ضمن خواهش میکنم این مطلب را برای من شفاف توضیح دهید همین الان چطور راه را از گذشتگان آموخته اید! بارو کنید قصد جدال ندارم فقط میخواهم بیاموزم !
مگر همین ائمه و پیامبر الگوی خود را از کی گرفتند مگر همین ایشان نبودند که آیات قرآن رو به تصویر کشیدند!؟ اگر قرآن چنین قابلیتی نداشت آنها از کی گرفتند؟
دوست و برادر من ،
مگر بنده عرضم اين بود كه راهمان را بايد تنها از گذشتگان بگيريم ؟
و مگر مي شود بي توجه به گذشته و گذشتگان ، دقايق قرآن كريم را دريافت ؟
آيا مي توانيم خودمان همه رموز و اسرار را از متن قرآن دريابيم ؟
چگونه ؟
قرآن قابليت ارائه همه اسرار هستي را دارد . اما آيا ما قابليت دريافت همه اين اسرار را داريم ؟
اگر چنين بود ، اينهمه كج فهمي ، انحراف ، كفر و ضلالت چگونه در نوع بشر راه يافته ؟
مشخص است كه ناچار ، بايد از علوم ، تجربيات و تحقيقات و كشف و شهود گذشتگان بياموزيم و درس بگيريم . وگرنه ، هميشه درجا زده و در همان ابتداي راه خواهيم ماند ، همانگونه كه قرآن كريم ، فرموده و اصطلاح « ضالّين » را براي آن به كار برده .
دقيقا بايد از همان ائمه و معصومين « عليهم صلوات الله و سلامه » ، كه به توصيف شما ، قرآن را به تصوير كشيدند ، و به قول ما ، قرآن مجسم شدند ، به صورت عملي و اعتقادي ، مفاهيم زنده و زندگي ساز اسلام را ياد بگيريم و همانگونه ( دقيقا همانگونه ) كه آنها آن را به كار بستند و تجسم بخشيده و به تصوير كشيدند ، ما نيز بايد همانگونه در زندگي خويش پياده سازيم .
آنها اسوه ما بودند . همانگونه كه پيامبر اكرم را اسوه خويش گرفتند . ايشان بهترين اسوه ما پس از رسول الله مي باشند . بندگاني كه در درگاه خدا منزلتي يافتند و مقرب و مكرم شدند ( بل عباد مكرمون ) .
!شما نگاهی به خطبه یک نهج البلاغه بیاندازید"وخلف فیکم ما خلقت النبیاء فی اممها اذ لم یترکوهم هملا بغیرطریق واضح ولا علم قائم کتاب ربکم فیکم مبینا حلاله و حرامه!" یعنی چون خدایتعالی رسول خود را از دنیا برد, گذاشت در میان
شما آنچه پیغمبران در میان امم خود گذاشتند زیرا انبیاء امم خود را مهمل و بلاتکلیف نگذاشتند بدون راه روشن و نشانهء برپا, گذشا میان شما کتاب پروردگارتان را در حالیکه حلال و حرام آن روشن و بیان شده بود و همچنین در خطبه 110 " [COLOR=red]و تعلموا القرآن فانه احسن الحدیث و تفقهوا فیه ............ " قرآن را فرا گیرید زیرا قرآن نیکوترین حدیث است و در قرآن فقیه شوید, زیرا قرآن زنده کننده دلها است و بنور قرآن شفا جوئید! زیرا شفا سینه ها است و انرا نیکو تلات کنید که نافع ترین قصه ها است .
و همچین خطبه 176 نهج ابلاغه " و اعلموا ان هذا القران هو الناصح ...." بدانید که این قرآن همان نصحیت گویی است که گول نمیزند و راهنمایی است که گمراه نمیکند و گوینده ای است که دروغ نمی گوید و کسی با آن نشست مگر اینکه پس از آن , بزیاده و یا نقصان برخاست, زیادتی در هدایت و نقصان از کوری و بدانید که برای احدی پس از قرآن و آشنایی باآن , احتایجی و کمبودی نمی ماند( یعنی بهیج کتابی محتاج نخواهد بود) و برای احدی پیش از قرآن بی نیازی نیست ( یعنی اگر هزاران کتاب خوانی بدون قرآن فقیر خواهی بود) از قرآن شفا بجوئید برای دردهای خود , و بر سختیها, بآن یاری جوئید! , زیر در آن شفا است از بزرگترین درد و آن کفر و نفاق گمراهی و ضلالت است و ببرکت قرآن ازخدا درخواست کنید(یا بدستور او و با دوستی قرآن و یاری او بسوی خدا توجه کنید) و با بودن قرآن از مخلوق چیزی نخواهید, زیرا بندگان توجه نکرده اند بسوی خدا بدستور چیزی مانند قرآن, بدانید که این قرآن شافعی است مورد قبول و گوینده ایست مورد تصدیق , و محققا هر که را قرآن شفاعت کند پذیرفته شود, و کسیکه قرآن علیه او بگوید تصدیق گردد. محققا روز قیامت منادی ندا کند که آگاه باشید هز زارعی مبتلا بزراعت و عاقبت عمل خود میباشد جز آنانکه در دل خود بذر قرآن کاشته باشند. از حافظان قرآن و پیروان قرآن باشید و او را دلیل و راهنمای خود قرار دهید و از آن پند بخواهید , و عقاید خود را متهم بدانید و بر قرآن عرضه بدارید و آراء خود را در قرآن تصفیه کنید و..
اینها حرف من نیست کلامی که شما حداقل خود را شیعه او میدانید! آیا علی (ع) هم وهابی بود!!
ادامه->
اينها نور است برادر من .
منكر نور ، كور است عزيز .
اما آيا اينها توجيهي است براي عقايد وهابيت ؟ يا مي خواهيد بينش وهابيگري را كه سرشار از نقصان و انحراف است ، با آوردن چند جمله از مولاي متقيان ، تبيين فرماييد ؟
يا اينكه اتهام ما به خود را مي خواهيد نفي كنيد ؟
در صورت اخير ، بنده با شما موافقم و هرگز شما و دوستان عزيز ديگر را متهم نكرده و نمي كنم ، مگر آنكه خود بدان اذعان كنيد .
اما اينكه كسي رويش مي شود عقايد خود را فاش كند يا نه ، به بنده هيچ ارتباطي ندارد .
zxcv
Friday 10 March 2006, 02:21AM
بسم الله
با سلام و کمال احترام
{ ولا تحسبنّ الّذين قتلوا في سبيل الله امواتاً بل أحياء عند ربهم يرزقون }
آنان را كه در راه خدا كشته مي شوند ، جزو مردگان به شمار نياوريد ، چرا كه ايشان زنده اند و نزد پروردگارشان در حال ارتزاق .
برادر من جناب قانون .
خوب ، ما فرض می کنیم که تمامی امام و امازاده ها اولا مقام شهدا را دارا هستند ! و فرض دوم ما این است که معنای عند ربهم یرزقون این نیست که از آیه برداشت می شود و آن مردگان بر خلاف صراحت آیه قران در این دنیا مانند من و شما زنده هستند !!!
اکنون برای من ثابت کنید که یک انسان زنده چگونه می تواند سمیع و بصیر مطلق باشد؟!!
یعنی چگونه می شود که کسانی پیدا شوند که بعد از مرگشان سمیع و بصیر مطلق شوند ؟!!! ساده تر بگویم چگونه می شود که من در خانه ام بگویم ( یا علی ) !! شما در خانه ات بگوئی ( یا علی ) !!! یک نفر دیگر در بالای قله اورس بگوید ( یا علی ) !!! و میلیونها نفر در یک لحظه و در نقاط مختلف با هم بگویند ( یا علی ) !!! و علی در آن واحد صدای همگی را بشنود و پاسخ همگی را بدهید ؟!!!
توجه کنید که این قدرت عظیم با زنده بودن کاملا متفاوت است !!! من و شما هم زنده هستیم آیا دارای همچین قدرتی هستیم ؟!!
یا الله
ياور
Friday 10 March 2006, 08:15AM
جناب قانون پاسخ بنده را نداديد ؟!يا الله
اللهم صل علي محمد و ال محمد
جناب قانون
ايا از نظر شما زنده بودن دليلي بر اين مطلب مي باشد كه حال كه خداوند فرموده است شهيدان زنده اند و نزد الله روزي مي خورند در اين هستي همانند خدا حاضر في كل مكانند و سميع مطلق و بصير مطلقند
و صداي هر كس را در هر گوشه جهان مي شنوند و ايا چرا اين شنوايي و بينايي فقط در زمان ممات ايشان به اين حد رسيده و چرادر زمان حيات خود علي در خطبه چهل و شش نهج البلاغه عرض مي كند كه غير از خدا هيچ كس در ان واحد در دو مكان نمي تواند باشد
در ثاني خداوند در اين ايه فرموده عند ربهم يعني نزد پروردگارشان و نفرموده عندكم كه اگربگوييم عند ربهم همين دنيا مي باشد كه چيزي عوض نشده يعني در همين دنيا بوده اند و هستند و اگر عند ربهم در همين سراي باشد پس روح مومن و كافر عند ربهم مي باشد و اين مطلب را هيچ عقل سالمي نمي پذيرد
عند ربهم دار السلام است خانه سلامت و بهشت است نه اين دنياي پر اشوب كه اگر هنوز روح ائمه در ميان ما باشد ايشان بر اثر اعمال و رفتار مردمان عذاب مي كشند نه اينكه در بين ما باشند و اسايش داشته باشند
انها هر چقدر در اين سراي رنج و محنت و سختي بوده اند بس است و خداوند بر اثر مجاهدت و ايثار و شهادتشان پس از اين سرا انها را نزد خود يعني در دارالسلام برده است
كمي فكر كنيد !!
يا الله
IRANIAN YOUTH CLUBS
vBulletin 5.5.3, Copyright ©2000-2010, Jelsoft Enterprises Ltd.