نمايش نسخه نهائي : رفض
بچه با حال
Thursday 23 February 2006, 07:47AM
مقدمه
«ابوعبداللّه محمد بن ادريس بن العباس» معروف به «الإمام الشافعي» (150 ـ 204ق) پيشواي مذهب شافعي ـ يكي از مذاهب چهارگانه اهل سنّت ـ است. مذهبهاي چهارگانه به ترتيب تاريخي: مالكي، حنفي، شافعي و حنبلياند. او از طرف پدر و مادر قرشي است. وي نوه خواهر حضرت فاطمه بنت اسد، مادر امام اميرالمؤمنين عليهالسلام است.1 از دو سالگي پدر را از دست داد و مادرش او را به مكه مكرّمه برد. وي در جواني حافظ قرآن شد و به دانشهاي گوناگون دست يافت؛ وي در ميان قبايل هذيل، ربيعه، مضر به سر برد و مسافرتهاي زيادي به يمن، حجاز، ايران، شام، مصر داشت. او فقه را از شاگردان ابن عباس، كه خود شاگرد اميرالمؤمنين عليهالسلام بود و برخي ديگر از شاگردان اهل بيت عليهمالسلام فرا گرفت و نزد مالك و... شاگردي كرد و در عراق و مصر به تدريس و فتوا پرداخت. از وي به جز آثار فقهي، ديوان شعري به جامانده است كه 9 بار به نام ديوان الشافعي و 7 بار به نام ديوان الامام الشافعي و نيز به نامهاي ديگر منتشر شده است.2
بچه با حال
Thursday 23 February 2006, 07:49AM
در بين اشعار او مواردي كه نشانگر شدّت علاقه او به اهل بيت است ديده ميشود كه اكنون نمونههايي ذكر ميشود.
آل بيت الرسول صلياللهعليهوآله
يا آل بَيْتِ رَسُولِ اللّهِ حبُّكُمُ فَرضٌ مِنَ اللّهِ فِي القرآنِ أنزَلَهُ
يَكْفيكُمْ من عظيمِ الفخرِ أنَّكُمُ مَنْ لَمْ يُصَلِّ عَلَيْكُمْ لا صَلاةَ لَهُ
«اي خاندان رسول خدا، محبت و دوستي شما از طرف خداوند واجب شده و اين فريضهاي است كه در قرآن نازل فرموده است.3
همين افتخار بزرگ براي شما بس كه هر كس بر شما صلوات نفرستد نمازش، باطل است.»4
آل رسول اللّه صلياللهعليهوآله 5
آلُ النبيّ ذَريعَتي وَهُمُو اِلَيْهِ وَسيلَتي6
اَرْجُوبِهِمِ7 أُعْطي غَدا بِيَدِي اليَمينِ صَحيفَتي8
«آل پيامبر صلياللهعليهوآله دستگيره و چنگ آويز منند و همانان وسيلهام به سوي خدايند. اميدوارم كه به [عنايت و حرمت آنان] فرداي قيامت نامه اعمالم به دست راستم داده شود.»
مُحَصِّب و مِني9
ربيع بن سليمان مصري (174 ـ 270 ق.) كه يار و ياور و راوي كتابهاي شافعي است گويد: «با شافعي در سفر حج بوديم. او بر هيچ تپهاي بالا و به هيچ واديي سرازير نشد، جز اينكه ميگريست و اين اشعار را زمزمه ميكرد:
يا راكِبا قِفْ بالمُحصِّبِ10مِنْ مني واهْتِفْ بقاعِدِ خَيفِها11و النّاهِضِ
«اي سواره در شنزار مني (كه معروف به خيف بني كنانه است) بايست و همه حاجيان را، چه آنكهدر [مسجد [خيف مني نشسته يا به نماز ايستاده، ندا بده.»
سَحَرا اذا فاضَ الحَجيجُ12 الي مِني فيضا كَمُلْتَطِمِ13 الغُرَاتِ الفائِضِ
«به سحرگاه هنگامي كه سيل موّاج حاجيان از مشعر سرازير مني ميگردد و بسان فرات موّاج و پرتلاطمي بر سر هم ميريزند [به آواز بلند به همگان بگو:]
اِنْ كانَ رَفْضا14 حُبُّ آلِ محَّمدٍ فَلْيَشْهَدِ الثَّقَلانِ أنّي رافِضي
«اگر دوستي آل محمد صلياللهعليهوآله سبب رافضي بودن است، چه باك، جن و انس شاهد باشند كه بجدّ رافضي هستم!!!»
و أَخبر هُمُ أَنّي مِن النَّفر15الّذي لِوَلاءِ أهْلِ البَيْتِ لَيْسَ بناقِضٍ
«و جمعيّت حجاج را خبر كن كه قطعا من از آن گروهي هستم كه نسبت به ولايت و نصرت اهل بيت عليهمالسلام [ثابت قدمم و هيچ گاه] عهد شكن نخواهم بود.»
حُبُّ اهل البيت16
هنگامي كه شافعي با صراحت، محبت اهل بيت عليهمالسلام را بر زبان آورد و اصرار داشت كه او از شيعيان و پيروان آنان است، درباره او بگو مگوها و شايعات زيادي بر سر زبانها افتاد؛ نهايتا در پاسخ بدگوييها، چنين گفت:
اِذا نحنُ فَضَّلْنا عَليّا فَانّنا رَوافِضُ بالتَّفضِيلِ عِنْدَ ذَوِي الجَهْلِ
«هنگامي كه ما علي عليهالسلام را بر ديگران برتري داديم، نزد افراد نادان، ما رافضي قلمداد ميشويم.»
سُفُن النجاة17
وَلَمّا رأيْتُ الناسَ قَدْ ذَهَبَتْ بِهِمْ مَذاهِبُهُم في أبْحُرِ الغَيِّ والجَهْلِ
«وقتي مردم راديدم كه مذهبهايشان آنان را در درياهاي جهل و گمراهي فرو ميريزد،»
رَكِبْتُ عَلَي اسمِ اللّهِ فِي سُفْنِ النَّجا وَهُم آلُ بَيتِ المصطَفي خاتَمِ الرُّسُلِ18
«با نام خدا به كشتيهاي نجات پيوستم و آنان اهل بيت حضرت محمد مصطفي خاتم پيامبرانند عليهمالسلام .»
وَاَمسَكْتُ حَبْلَ اللّهِ و هُوَ وِلاؤُهُمْ كما قَدْ أُمِرنا بالتمسُّكِ بالحَبْلِ
«وچنگ زدم به «حبل اللّه» و آن ولايت آنان است؛ همان گونه كه به ما دستور دادهاند كه به حبل اللّه تمسّك جوييم.»19
إِذَا افْتَرَقَتْ20 فِي الدّين سَبْعُونَ فِرقَةً ونَيفا كما قَدْ صَحَّ في مُحْكَمِ النَّقْلِ
«هنگامي كه امت واحده اسلامي به بيش از هفتاد فرقه تبديل شدند، چنان كه در روايت معتبر و محكم وارد شده است،»
وَلَمْ يَكُ ناجٍ مِنْهُمْ غيرَ فِرقَةٍ فَقُلْ لِي بِها ياذَالرَّجاحَةِ21 وَالْعَقْلِ
«و جز يك فرقه از آنها اهل نجات نخواهد بود، اي صاحب كمال عقل و حلم به من بگو.»
أفي فِرَقِ الهُلاّكِ آلُ مُحَمَّدٍ22 أمِ الفِرْقَةِ الَّتي نَجَتْ مِنْهُمْ قُلْ لي
«آيا آل محمد در ميان فرقههاي هُلاّك و نابود شوندهاند؟ يا آنان فرقه ناجيه و رستگارند؟ جواب مرا بده.»
فَإِنْ قُلْتَ في النّاجينَ فالقَوْلُ واحِدٌ
وَ اِنْ قلتَ في الهُلاّكِ حَفْتَ عَنِ الْعَدْلِ
«پس اگر بگويي آل محمد در ميان نجات يافتگانند كه عقيده من و شما يكي است [و مدعايم ثابت خواهد شد] و اگر بگويي آنان جزو نابود شوندگانند، بيانصافي كردهاي و از حق و عدل، كناره گرفتهاي.»
بچه با حال
Thursday 23 February 2006, 07:50AM
در بين اشعار او مواردي كه نشانگر شدّت علاقه او به اهل بيت است ديده ميشود كه اكنون نمونههايي ذكر ميشود.
آل بيت الرسول صلياللهعليهوآله
يا آل بَيْتِ رَسُولِ اللّهِ حبُّكُمُ فَرضٌ مِنَ اللّهِ فِي القرآنِ أنزَلَهُ
يَكْفيكُمْ من عظيمِ الفخرِ أنَّكُمُ مَنْ لَمْ يُصَلِّ عَلَيْكُمْ لا صَلاةَ لَهُ
«اي خاندان رسول خدا، محبت و دوستي شما از طرف خداوند واجب شده و اين فريضهاي است كه در قرآن نازل فرموده است.3
همين افتخار بزرگ براي شما بس كه هر كس بر شما صلوات نفرستد نمازش، باطل است.»4
آل رسول اللّه صلياللهعليهوآله 5
آلُ النبيّ ذَريعَتي وَهُمُو اِلَيْهِ وَسيلَتي6
اَرْجُوبِهِمِ7 أُعْطي غَدا بِيَدِي اليَمينِ صَحيفَتي8
«آل پيامبر صلياللهعليهوآله دستگيره و چنگ آويز منند و همانان وسيلهام به سوي خدايند. اميدوارم كه به [عنايت و حرمت آنان] فرداي قيامت نامه اعمالم به دست راستم داده شود.»
مُحَصِّب و مِني9
ربيع بن سليمان مصري (174 ـ 270 ق.) كه يار و ياور و راوي كتابهاي شافعي است گويد: «با شافعي در سفر حج بوديم. او بر هيچ تپهاي بالا و به هيچ واديي سرازير نشد، جز اينكه ميگريست و اين اشعار را زمزمه ميكرد:
يا راكِبا قِفْ بالمُحصِّبِ10مِنْ مني واهْتِفْ بقاعِدِ خَيفِها11و النّاهِضِ
«اي سواره در شنزار مني (كه معروف به خيف بني كنانه است) بايست و همه حاجيان را، چه آنكهدر [مسجد [خيف مني نشسته يا به نماز ايستاده، ندا بده.»
بچه با حال
Thursday 23 February 2006, 07:51AM
سَحَرا اذا فاضَ الحَجيجُ12 الي مِني فيضا كَمُلْتَطِمِ13 الغُرَاتِ الفائِضِ
«به سحرگاه هنگامي كه سيل موّاج حاجيان از مشعر سرازير مني ميگردد و بسان فرات موّاج و پرتلاطمي بر سر هم ميريزند [به آواز بلند به همگان بگو:]
اِنْ كانَ رَفْضا14 حُبُّ آلِ محَّمدٍ فَلْيَشْهَدِ الثَّقَلانِ أنّي رافِضي
«اگر دوستي آل محمد صلياللهعليهوآله سبب رافضي بودن است، چه باك، جن و انس شاهد باشند كه بجدّ رافضي هستم!!!»
و أَخبر هُمُ أَنّي مِن النَّفر15الّذي لِوَلاءِ أهْلِ البَيْتِ لَيْسَ بناقِضٍ
«و جمعيّت حجاج را خبر كن كه قطعا من از آن گروهي هستم كه نسبت به ولايت و نصرت اهل بيت عليهمالسلام [ثابت قدمم و هيچ گاه] عهد شكن نخواهم بود.»
حُبُّ اهل البيت16
هنگامي كه شافعي با صراحت، محبت اهل بيت عليهمالسلام را بر زبان آورد و اصرار داشت كه او از شيعيان و پيروان آنان است، درباره او بگو مگوها و شايعات زيادي بر سر زبانها افتاد؛ نهايتا در پاسخ بدگوييها، چنين گفت:
اِذا نحنُ فَضَّلْنا عَليّا فَانّنا رَوافِضُ بالتَّفضِيلِ عِنْدَ ذَوِي الجَهْلِ
«هنگامي كه ما علي عليهالسلام را بر ديگران برتري داديم، نزد افراد نادان، ما رافضي قلمداد ميشويم.»
سُفُن النجاة17
وَلَمّا رأيْتُ الناسَ قَدْ ذَهَبَتْ بِهِمْ مَذاهِبُهُم في أبْحُرِ الغَيِّ والجَهْلِ
«وقتي مردم راديدم كه مذهبهايشان آنان را در درياهاي جهل و گمراهي فرو ميريزد،»
رَكِبْتُ عَلَي اسمِ اللّهِ فِي سُفْنِ النَّجا وَهُم آلُ بَيتِ المصطَفي خاتَمِ الرُّسُلِ18
«با نام خدا به كشتيهاي نجات پيوستم و آنان اهل بيت حضرت محمد مصطفي خاتم پيامبرانند عليهمالسلام .»
وَاَمسَكْتُ حَبْلَ اللّهِ و هُوَ وِلاؤُهُمْ كما قَدْ أُمِرنا بالتمسُّكِ بالحَبْلِ
«وچنگ زدم به «حبل اللّه» و آن ولايت آنان است؛ همان گونه كه به ما دستور دادهاند كه به حبل اللّه تمسّك جوييم.»19
إِذَا افْتَرَقَتْ20 فِي الدّين سَبْعُونَ فِرقَةً ونَيفا كما قَدْ صَحَّ في مُحْكَمِ النَّقْلِ
«هنگامي كه امت واحده اسلامي به بيش از هفتاد فرقه تبديل شدند، چنان كه در روايت معتبر و محكم وارد شده است،»
وَلَمْ يَكُ ناجٍ مِنْهُمْ غيرَ فِرقَةٍ فَقُلْ لِي بِها ياذَالرَّجاحَةِ21 وَالْعَقْلِ
«و جز يك فرقه از آنها اهل نجات نخواهد بود، اي صاحب كمال عقل و حلم به من بگو.»
أفي فِرَقِ الهُلاّكِ آلُ مُحَمَّدٍ22 أمِ الفِرْقَةِ الَّتي نَجَتْ مِنْهُمْ قُلْ لي
«آيا آل محمد در ميان فرقههاي هُلاّك و نابود شوندهاند؟ يا آنان فرقه ناجيه و رستگارند؟ جواب مرا بده.»
فَإِنْ قُلْتَ في النّاجينَ فالقَوْلُ واحِدٌ
وَ اِنْ قلتَ في الهُلاّكِ حَفْتَ عَنِ الْعَدْلِ
«پس اگر بگويي آل محمد در ميان نجات يافتگانند كه عقيده من و شما يكي است [و مدعايم ثابت خواهد شد] و اگر بگويي آنان جزو نابود شوندگانند، بيانصافي كردهاي و از حق و عدل، كناره گرفتهاي.»
بچه با حال
Thursday 23 February 2006, 07:52AM
إذا كانَ مَوْلَي الْقَوْمِ23 مِنْهُمْ فَإنَّني رَضيتُ بِهِمْ مازالَ في طِلِّهِمْ طِلّي
«هنگامي كه امام و مولاي مسلمانان از اهل بيت عليهمالسلام باشد ـ كه چنين است ـ پس به ضرس قاطع ميگويم كه من به همخطي و همگامي با آنان خشنودم مادامي كه نمنمِ بارش من در ميان بارانشان باشد [و در بين يارانشان سهمي داشته باشم].»
فَخَلِّ عليّا لي إماما وَنَسْلِهِ وأنتَ مِنَ الْباقين فِي سائِر الحِلِّ
«پس علي و نسلش را به عنوان امامان من رها كن [و به من واگذار] و تو نسبت به ديگران، آزادي.»
آل بيت الرسول صلياللهعليهوآله
يا آل بَيْتِ رُسُولِ اللّهِ حبُّكُمُ فَرضٌ مِنَ اللّهِ فِي القرآنِ أنزَلَهُ
يَكْفيكُمْ من عظيمِ الفخرِ أنَّكُمُ مَنْ لَمْ يُصَلِّ عَلَيْكُمْ لا صَلاةَ لَهُ
آل رسول اللّه صلياللهعليهوآله
آلُ النبيّ ذَريعَتي وَهُمُو اِلَيْهِ وَسيلَتي
اَرْجُوبِهِمِ أُعْطي غَدا بِيَدِي اليَمينِ صَحيفَتي
مُحَصِّب و مِني
يا راكِبا قِفْ بالمُحصِّبِ مِنْ مني واهْتِفْ بقاعِدِ خَيفِها و النّاهِضِ
سَحَرا اذا فاضَ الحَجيجُ الي مِني فيضا كَمُلْتَطِمِ الغُرَاتِ الفائِضِ
اِنْ كانَ رَفْضَا حُبُّ آلِ محَّمدٍ فَلْيَشْهَدِ الثَّقَلانِ أنّي رافِضي
و أَخبر هُمُ أَنّي مِن النَّفر الّذي لِوَلاءِ أهْلِ البَيْتِ لَيْسَ بناقِضٍ
* * *
بچه با حال
Thursday 23 February 2006, 07:52AM
حُبُّ اهل البيت
اِذا نحنُ فَضَّلْنا عَليّا فَانّنا رَوافِضُ بالتَّفضِيلِ عِنْدَ ذَوِي الجَهْلِ * * *
سُفُن النجاة
وَلَمّا رأيْتُ الناسَ قَدْ ذَهَبَتْ بِهِمْ مَذاهِبُهُم في أبْحُرِ الغَيِّ والجَهْلِ
رَكِبْتُ عَلَي اسمِ اللّهِ فِي سُفْنِ النَّجا وَهُم آلُ بَيتِ المصطَفي خاتَمِ الرُّسُلِ
وَاَمسَكْتُ حَبْلَ اللّهِ و هُوَ وِلاؤُهُمْ كما قَدْ أُمِرنا بالتمسُّكِ بالحَبْلِ
إِذَا افْتَرَقَتْ فِي الدّين سَبْعُونَ فِرقَةً ونَيفا كما قَدْ صَحَّ في مُحْكَمِ النَّقْلِ
وَلَمْ يَكُ ناجٍ مِنْهُمْ غيرَ فِرقَةٍ فَقُلْ لِي بِها ياذَالرَّجاحَةِ وَالْعَقْلِ
أفي فِرَقِ الهُلاّكِ آلُ مُحَمَّدٍ أمِ الفِرْقَةِ الَّتي نَجَتْ مِنْهُمْ قُلْ لي
إذا كانَ مَوْلَي الْقَوْمِ مِنْهُمْ فَإنَّني رَضيتُ بِهِمْ مازالَ في طِلِّهِمْ طِلّي
فَخَلِّ عليّا لي إماما وَنَسْلِهِ وأنتَ مِنْ الْباقين فِي سائِر الحِلِّ
بچه با حال
Thursday 23 February 2006, 07:57AM
پاورقيها:
10. «مُحَصِّب»: شنزار؛ محل رمي جمره، اگر به فتح صاد خوانده شود، شارح ديوان گويد: محلي است بين مكه و مني كه به مني نزديكتر است ودامنه بني كنانه همان جاست و حدودش از حجون مكه به سوي مني شروع ميشود.
http://www.seraj.ir/images/line01.gif 11. «خيف»: دامنه كوه كه حدّ فاصل ارتفاع كوه و گوديهاي درهها و سيلاب است. مسجد خيف كه در مني قرار دارد. خيف به معناي اخياف مردم يعني دستجات مردم و طوايف گوناگون هم ذكر شده است.
http://www.seraj.ir/images/line01.gif 12. «الحجيج»: جمع حاج.
http://www.seraj.ir/images/line01.gif 13. «مُلتَطَم»: محل تلاطم موج آبها.
http://www.seraj.ir/images/line01.gif 14. «رفض» يعني ترك و چون شيعه نه با تزوير حاكمان جور فريب خورد و نه تسليم زور طاغوتها شد و نه تن به تطميع داد و در هر حال، سران ستم اموي و عباسي را ترك كرد، «رافضه» ناميده شد؛ البته دشمنان شيعه براي اين تسميه وجوهي ناروا مطرح كردهاند. به هر حال نزد اهل سنت، اين تعبير همراه با تحقير براي شيعه به كار ميرود.
http://www.seraj.ir/images/line01.gif 15. «نَفَر» يعني يك شخص، يك فرد، و نَفْر به قبيله، قوم و گروهي كه همراه كسي هستند گفته ميشود.
http://www.seraj.ir/images/line01.gif 16. ش159، ص325.
http://www.seraj.ir/images/line01.gif 17. ش167، ص334 ـ 335.
http://www.seraj.ir/images/line01.gif 18. شارح گويد: نجات، رهايي ورستگاري است. و اين برگرفته از حديث معروف است: «مَثَلُ أهلِ بَيتي كَسَفينة نوحٍ، مَن رَكِبَها نَجا ومَنْ تَخلَّف عنها هَلَك (غَرَقَ)؛ مثل خاندانم بسان كشتي حضرت نوح است كه هر كه بر آن كشتي سوار شد نجات يافت و هر كه واماند، هلاك و يا غرق شد.» و «رَكبْتُ علي اسْمِ اللّهِ» از اين آيه شريفه ← Òبرگرفته شده كه از زبان حضرت نوح عليهالسلام ميفرمايد:«اركَبُوا فيها بسم اللّهِ مَجريها ومُرسيها».
http://www.seraj.ir/images/line01.gif 19. قرآن كريم در سوره آل عمران آيه 103 ميفرمايد: «واعتصموا بِحَبْلِ اللّهِ جَميعا وَلا تَفَرَّقُوا»؛ «همگي به حبل اللّه چنگ زنيد و پراكنده نشويد.»
http://www.seraj.ir/images/line01.gif 1. ديوان الامام الشافعي، ص25؛ مائة أوائل من الرجال، ص488.
http://www.seraj.ir/images/line01.gif 2. مأخذ ما در نقل اشعار و بسياري از توضيحات، ديوان الامام الشافعي به تصحيح محمد عبدالرحيم و زير نظر مكتب البحوث و الدراسات، چاپ دارالفكر بيروت، 1415 ق است.
http://www.seraj.ir/images/line01.gif 20. «افتراق امت»
http://www.seraj.ir/images/line01.gif 21. الرَّجاحَة: اكتمال العقل والحلم.
http://www.seraj.ir/images/line01.gif 22. «أفي فرق الهُلاّك آلُ محمّد» اشاره است به 72 فرقه هلاك شونده. نظير همين استدلال را مبلغ توانا حضرت حجة الاسلام قرائتي در دانشگاه چين بين دانشجويان سنّي، از قرآن كريم مطرح كرد؛ يعني فهرست آيههايي كه ميگويد: اطاعت كنيد را در يك ستون نوشت؛ مثل واژههاي: اتَّبِعوا، اتّبع، اطيعوا و... در مقابل ستوني ديگر از مواردي كه خداوند ميفرمايد: پيروي مكنيد مثل: لاتطع، لاتتّبع، لاتطيعوا.
http://www.seraj.ir/images/line01.gif 23. «مولي القوم» اشاره است به حديث غدير كه در آن پيامبر درباره ولايت خويش پرسيد: «ألَسْتُ أوْلي بِكُمْ مِن أنْفُسِكُمْ؟؛ آيا از خودتان نسبت به شما اولي [؛ برتر] نيستم؟» يعني ولايت حكومتي ندارم؟ گفتند: بلي. فرمود: «مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَليّ مَوْلاهُ؛ هر كه من مولاي اويم، علي عليهالسلام هم مولاي او است.» شافعي گويد: وقتي مولاي مسلمانان از اهل بيت است، من هم از آنهايم.
http://www.seraj.ir/images/line01.gif 3. بيش از صد كتاب درباره فضايل اهل بيت عليهمالسلام در قرآن كريم نوشته شده است، و اين بيت اشاره دارد به آيه مودّت و آيه تطهير و... .
http://www.seraj.ir/images/line01.gif 4. شايد اشاره است به تشهد نماز كه واجب است بخوانيم: «اللهم صل علي محمد و آل محمد» و درباره صلوات بر پيامبر صلياللهعليهوآله و آل او، اهل سنّت كتابهايي به نظم و نثر نوشتهاند. و درباره چگونگي صلوات بر خاندان پيامبر صلياللهعليهوآله تقريبا به همان شكلي كه پس از تكبير دوم نماز ميت ميخوانيم توصيه شده است. ر.ك: كنزالعمال، از فاضل هندي، شمارههاي: 3991 ـ 4014؛ سنن نسايي، كتاب السهو، باب 49؛ سنن ابو داوود، ص978 و... .
http://www.seraj.ir/images/line01.gif 5. ديوان، ص162، ش34.
http://www.seraj.ir/images/line01.gif 6. «ذريعه» يعني وسيله و سبب براي رسيدن به چيزي؛ دستآويزي كه انسان بتواند به كمك او خود را از مهلكه نگه دارد. وسيله الي اللّه، چيزي است كه ميتوان به سبب آن به درگاه خدا توسل جست و به رضا و قرب الهي نايل گشت. قرآن كريم ميفرمايد: «يا ايُّها الّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّهَ وَابْتَغُوا اِلَيْهِ الْوَسيلَةَ وَجاهِدُوا في سَبيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُون»؛ «اي كساني كه ايمان آوردهايد، از خدا پروا كنيد؛ و به سوي او وسيله [و تقرب] جوئيد و در راهش جهاد كنيد باشد كه رستگار شويد.» (مائده/36).
http://www.seraj.ir/images/line01.gif 7. اميد داشتن به شفاعت اهل بيت عليهمالسلام روشن است؛ چنان كه در آخر زيارت جامعه كبيره به درگاه الهي عرض ميكنيم: «اَللّهمَّ اِنّيِ لَوْ وَجَدْتُ شُفَعاءَ أقْرَبَ أليكَ مِن محمّدٍ و أهلِ بيته الاخيارِ الائِمّةِ الابْرارِ لَجَعَلْتُهُمْ شُفَعائي؛ اي خداي من، اگر به درگاه تو شفيعاني مقرّبتر از محمد و ـ خاندانش ـ كه ابرار و بهترينهايند ـ پيدا ميكردم، حتما آنها را شفيعان خودم قرار ميدادم.»
http://www.seraj.ir/images/line01.gif 8. روز قيامت نامه اعمال مؤمنان به دست راست و نامه تبهكاران از پشت سر يا به دست چپ داده ميشود. قرآن كريم ميفرمايد: «فَاَمّا مَنْ اُوتي كتابَهُ بِيَمينِه فَسَوفَ يُحاسَبُ حِسابا يَسيرا وَيَنْقَلِبُ الي أهْلِهِ مَسْرورا وَاَمّا مَنْ اُوتِيَ كِتابَهُ وَراءَ ظَهْرِهِ فَسَوْفَ يَدْعُوا ثُبُورا و يَصْلي سَعيرا...؛ امّا كسي كه كارنامهاش به دست راستش داده شود، او بزودي و بس آسان محاسبه شود و شادمان به سوي كسانش باز گردد و امّا كسي كه كارنامهاش از پشت سر به او داده شود، زود است كه هلاك خويش خواهد و در آتش افروخته در آيد.» (انشقاق/12).
http://www.seraj.ir/images/line01.gif 9. قصيده شماره 109، ص266 ـ 267.
http://www.seraj.ir/images/line01.gif از مصاديق وسيله، اهل بيت عليهمالسلام هستند. و از مصاديقش مقام و درجه پيامبر صلياللهعليهوآله در بهشت است. آن حضرت دعا فرمود: «اللهم ربّ هذِهِ الدَّعْوَةُ التّامَّةُ والصَّلاةُ الْقائِمَةُ، آتِ مُحَمَّدا الْوَسيلَةَ والفَضيلَةَ وابْعَثْهُ مَقاما مَحْمُودا الَّذي وَعَدْتَهُ حَلَّتْ لَهُ شَفاعَتي يَومَ القيامة»؛ (صحيح بخاري، ج1، ص159، و ج6، ص108، مسند احمد، ج3، ص354؛ كنزالعمال، ش(20983) و (21016) و (21019) و... .
حق جو
Thursday 23 February 2006, 09:02AM
دوست عزیز خداوند توفیق شما را افزون کند.
آیا اهل سنت و پیروان شافعی میتوانند در مقابل نسبت رفض به شیعیان سکوت اختیار می کنند؟؟
.
بچه با حال
Thursday 23 February 2006, 01:47PM
نمي دانم . كار دنيا بر عكس است . آمريكا براي اين كه ديگران به او تروريست نگويند همه را متهم به تروريست بودن مي كنند شايد اين هم از همين باب باشد . بايد خودشا ن جواب بدهند.
بچه با حال
Thursday 23 February 2006, 05:29PM
مراد از لفظ "رافضه" و "رفض" در اقوال و كلمات علماء و بزرگان چيست؟
"رافضه" از ماده "رفض" به معناي ترك كردن و رها كردن است، چنان چه در مقابيس اللغة آمده: "رفضتُ الشيء أي تركته" يعني فلان شيء را رفض كردم يعني آن را ترك كردم. و در ادامه گفته: به كساني كه با اميران و حاكمان خود مخالفت ميكردند، روافض گفته ميشد.(1)
اين واژه در ابتدا، همان طور كه در معناي لغوي گفته شد، به كساني كه با حكومت وقت مخالفت ميكردند، اطلاق ميشده است، چنانكه معاويه اين لفظ را بر مردان و عدهاي ديگر كه پس از جنگ جمل نزد او آمده بودند به كار برده و در نامه خود به عمروعاص نوشته است: "وقد سقط الينا مروان بن الحكم في رافضة اهل البصرة"(2)؛ مروان با گروهي از رافضه (كساني كه با عليعليه السلام مخالفت ميكردند) نزد ما آمد. و اين كه بعدها به شيعيان رافضه گفته شد به اين دليل بود كه شيعيان را به خروج از دين و ترك آن متهم ميكردند. و آنان را مخالف و ترك كننده خلفا ميدانستند.
اما بعد از آن اين اصطلاح در مورد شيعيان به دو صورت به كار رفته است:
الف) گاهي اين واژ به همه فرقه هاي شيعه اطلاق شده، چنان كه اسفراييني، اماميه را يكي از فرقه هاي رافضه دانسته و دو فرقه ديگر را كيسانيه و زيديه بر شمرده است.(3)
ب) و گاهي اين واژه به فرقه خاصي از شيعه (اماميه) اطلاق شده چنان كه ابوالحسن اشعري گفته است: "دومين گروه از شيعه، رافضيان يا اماميه اند"(4)
به هر حال با مطالعه در تاريخ متوجه ميشويم كه بعضي از اهل سنت از اين اصطلاح به عنوان حربه براي تضعيف و به انزوا كشيدن شيعه استفاده كرده اند، چرا كه از اين طريق آنها را به رها كردن و ترك دين و خروج از اسلام متهم ميكنند و وقتي شيعيان با چنين برخوردي از طرف اهل سنت مواجه ميشدند نزد ائمهعليهم السلام ميرفتند و از اين وضع شكايت ميكردند و ائمهعليهم السلام با درايت اين مشكل را به نحو مطلوبي حل ميكردند. در روايتي آمده كه يكي از ياران امام صادقعليه السلام به ايشان عرض كرد: مردم به ما لقبي ميدهند كه كمر ما را شكسته و قلبهاي ما را پژمرده كرده است و حاكمان به بهانه اين لقب خون ما را مباح ميدانند. امام صادقعليه السلام فرمود: آيا منظورت لقب "رافضه" است، عرض كرد: آري، امامعليه السلام او را دلداري داد و به او فرمود: اندوهگين مباش كه گروه خاصي از اصحاب موسي (كه فرعون را رها كردند) به اين نام، ناميده شدند... آري شما بدي را رها كرديد ولي آنان خوبي را"(5)
حال جاي بسي تعجب است كه محبان اهل بيتعليهم السلام به خروج از دين متهم ميشوند، اهل بيتي كه مردن همراه با محبت آنان، مردن در اوج و كمال ايمان است "من مات علي حب آل محمد مات مؤمناً متكمل الايمان"(6) و شافعي چه نيكو سروده:
ان كان رفضاً حب آل محمد
فليشهد الثقلان اني رافضي(7)
يعني اگر محبت نسبت به اهل بيت رفض است پس زمين و آسمان شهادت دهند كه من رافضي هستم .
پي نوشت ها:
1) محمد بن فارس، معجم مقابيس اللغة، ذيل كلمه رفض.
2) نصر بن مزاحم: وقعه صفين (مؤسسة العربية الحديثه) ص 24 و شبيه اين عبارت در: انساب الاشراف: بلاذري (دارالفكر، بيروت) ج 3، ص 72 .
3) اسفراييني: التبصير في الدين، تحقيق از كمال يوسف الحوت (عالم الكتب، چاپ اول، 1403 ه) ص 27 .
4) ابوالحسن اشعري: مقالات الاسلاميين (مكتبة العصرية) ج 1، ص 88 .
5) كليني: كافي (دارالاضواء، چاپ سوم، 1405) ج 8، ص 28 .
6) ديوان شافعي (دار احياء التراث العربي، چاپ چهارم، 1402 ه) ص 55. و ابن عساكر: تاريخ دمشق (تحقيق علي شيري، دارالفكر) ج 9، ص 20 .
7) همان.
محمد مهدی 128
Friday 24 February 2006, 06:55AM
طبق روایات اولین کسانی که به انها رافضی گفتند کسانی بودنند که از فرعون کناره گیری کردند
وکسانی هم که از فرعون وجبت وطاغوت ولات وعزی وسامری وگوساله کناره گیری کردنند رافضی گویند :smile07: :smile07: :smile07:
الا لعنت الله علی الظالمین
بچه با حال
Friday 24 February 2006, 08:42AM
روايت جالبي است . مايلم اصل آن را نيز بدانم . متشكرم . مرحبا بناصرنا .
ياور
Friday 24 February 2006, 08:50AM
يا الله
اللهم صل علي محمد و ال محمد
خدا را سپاس مي گوييم كه خودشان بر اساس سنت استدراج خداوندي به مقطعي رسيدند و رافضيت خود را بر ملا كردند
و شما را به خدا ببينيد كه اين غاليان حتي به رفض هم افتخار مي كنند چيزي كه در سراسر تاريخ اسلام تاكنون همه علما از ان برئت كرده اند
جناب تسليم درود خداوند بر شما به خاطر ان اصطلاح زيبايي كه به كار بردي
قوطي عطاري
سرانجام پيروان قوطي عطاري چيزي جز اين نيست مباركتان باشد
اما من مي دانم اگر علي ع در ميان بود امثال شما ها را به اتش مي كشيد
روافض ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
يا الله
بچه با حال
Friday 24 February 2006, 08:55AM
توهين نكن برادر من . تو اصلا مطالب ما را نخوانده و نفهميدهاي آن وقت داري قضاوت مي كني؟ شما همه عقايد و مطالب دين خود را اين گونه مي فهمي ؟ بگو ببينم امام شافعي را قبول داري يا نه ؟
ياور
Friday 24 February 2006, 09:42AM
توهين نكن برادر من . تو اصلا مطالب ما را نخوانده و نفهميدهاي آن وقت داري قضاوت مي كني؟ شما همه عقايد و مطالب دين خود را اين گونه مي فهمي ؟ بگو ببينم امام شافعي را قبول داري يا نه ؟
يا الله
اللهم صل علي محمد و ال محمد
ما را با رافضيان و طرفداران ايشان بحثي نيست
اما شافعي حنبلي مالكي حنفي شيعه سه امامي شيعه هفت امامي و دوازده امامي و وهابي اينها القاب و عناويني است كه بعد از ممات ان مردان طرفداران انها بر روي خود گذاشته اند وگرنه هرگز در زمان حيات هيچ كدام از اين مردان كسي نگفت كه ما شافعي هستيم
نه تنها شافعي بلكه امام علي ع كه از بهترين الگوهاي مسلمانان است كساني هستند كه بايد از سيره زندگي ايشان درس گرفت نه اينكه انها را بت كرد و يا خدا خواند و يا با يك كلمه اذن و يا اراده خداوند انها را دست اندر كار خداوند در امور مربوط به خداوند كرد
يا الله
بچه با حال
Friday 24 February 2006, 09:54AM
يا الله
اللهم صل علي محمد و ال محمد
ما را با رافضيان و طرفداران ايشان بحثي نيست
اما شافعي حنبلي مالكي حنفي شيعه سه امامي شيعه هفت امامي و دوازده امامي و وهابي اينها القاب و عناويني است كه بعد از ممات ان مردان طرفداران انها بر روي خود گذاشته اند وگرنه هرگز در زمان حيات هيچ كدام از اين مردان كسي نگفت كه ما شافعي هستيم
اين پاسخ سؤال من نبود . من پرسيدم آيا امام شافعي را قبول داري ؟
نه تنها شافعي بلكه امام علي ع كه از بهترين الگوهاي مسلمانان است كساني هستند كه بايد از سيره زندگي ايشان درس گرفت نه اينكه انها را بت كرد و يا خدا خواند
هر كس كه امام علي را خدا بداند چه شيعه چه غير شيعه كافر و مشرك است . من بارها اين عقيده را اعلام كردم اما نمي دانم چرا شما اصرار داري هر جا كه مي رسي اين فهم غلط خودت را از شيعه مرتبا تكرار كني . اينجا بحث از رفض است نه خدايي امام علي . نمي دانم شما وهابيان چرا انقدر علاقمنديد به جاي نقد علمي مباحث را منحرف كنيد .
بچه با حال
Monday 27 February 2006, 12:35PM
دو روز گذشت .
هستي
Monday 27 March 2006, 06:16PM
بسمه تعالي
جناب شاليكار
در مورد رفض هم اگر شافعي را قبول داريد كه ديگر بحثي نمي ماند.
اگر قبول نداريد كه بايد دلايل خود را بنويسيد.
IRANIAN YOUTH CLUBS
vBulletin 5.5.3, Copyright ©2000-2010, Jelsoft Enterprises Ltd.