PDA

نمايش نسخه نهائي : شرك وهابيان


بچه با حال
Wednesday 22 February 2006, 08:41PM
در هـمـه اديـان الـهى - خصوصا اسلام - توحيد مهمترين اصل است .
خداوند متعال ,پيامبران را بـرانگيخت و سرلوحه دعوت آنان را تبليغ يكتاپرستى وتبيين توحيد قرارداد.
اين اصل , در قرآن و سنت پيامبر (ص ) به روشنى تبيين شده است و هر مسلمانى بايد, توحيد را از اين منابع زلال بگيرد تامل در اعتقادها و انديشه هاى وهابيون نشان مى دهد كه آنان در اين اصل اساسى به كلى از قرآن و سنت دور افتاده اند و خدا را با اوصافى كه محكمات قرآن و سنت معرفى مى كند ((1)) (http://www.al-shia.com/html/far/books/falsafe/vahabyat/footnt01.htm#link1) قبول ندارند.
بـه اعـتـقـاد آنـان , خداوند در بالاى عرش و يا در آسمان ,محدود و محاط بوده و محتاج به مكان است ((2)) (http://www.al-shia.com/html/far/books/falsafe/vahabyat/footnt01.htm#link2) ابـن تـيـمـية , رهبر وهابيها, در كتابهايش به اين اعتقادات اعتراف نموده و به آيات متشابه قرآن و احاديثى مجعول متوسل گشته و از محكمات قرآن و احاديث قطعى نبوى چشمپوشى كرده است .
او در اثبات عقايدش به اين حديث متوسل شده است كه مى گويد: خـدا هـر شـب و يـا آخـر هـر شـب از عـرش بـه زمـيـن فـرود مـى آيـد و صـبـح آن شـب , بـه عرش برمى گردد ((3)) (http://www.al-shia.com/html/far/books/falsafe/vahabyat/footnt01.htm#link3) در حالى كه شب در زمين دائمى است , يعنى هر لحظه , مكانى در حال شب شدن ومكانى در حال صـبح شدن است و هميشه نصف كره زمين شب است و قسمتى از كره زمين , ثلث آخر شب است .
اگـر خدا محدود و محاط در عرش باشد و براى يك بار هم به زمين فرود بيايد ديگر براى هميشه در زمـين باقى مى ماند چون شب و ثلث آخرشب در زمين تا قيامت برقرار است .
و لحظه اى نيست كه شب يا ثلث آخر شب در كره زمين تمام شود و نباشد در نتيجه اين حديث , خودش را تكذيب مى كند, زيرا ممكن نيست خداوند هر شب به زمين بيايد و صبح آن شب به عرش برگردد و اگر مقصود اين است كه خداوند يكبار به زمين مى آيد و ديگر به عـرش بـرنـمـى گـردد و يـا ايـنكه لااقل تا قيامت برنمى گردد, باز هم عرش از وجود خدا خالى مى گردد.
در حالى كه به اعتقاد وهابيها, خدا در عرش است بـه هـر حـال , ابـن تيميه و پيروانش در كتاب خود به اين عقيده كه از آن يهوديان درخداشناسى اسـت , اعـتـراف و افـتخار مى كند و اين شايد عجيب نباشد.
چون آنهايهوديان را موحد مى دانند و ذبـيـحه (قربانى ) آنها را حلال مى دانند ((4)) (http://www.al-shia.com/html/far/books/falsafe/vahabyat/footnt01.htm#link4).
آنان به قدرى به انحراف عقيده دچار گشته اند كه حتى براى اثبات اعتقادشان به اعتقادات فرعون تمسك مى جويند (به اين صورت كه مى گويند: از آنـجـا كـه فـرعـون معتقد بود كه خداى موسى در آسمان است و لذا به وزيرش هامان دستور داد چيزى براى بسازد تا بتواندبه آسمان برود و خداى موسى را در آنجا ببيند.
پس خدا در عرش است اگـر كـسى بگويد خدا همچون انسان است , يعنى محدود و محتاج به مكان است , به شهادت آيات مـحـكـمـات قرآن , كافر است .
جريرى در كتاب خود به نام الفقه على المذاهب الاربعه اعتقاد به جـسـمـيـت خـداوند و آنچه را مستلزم اعتقاد به تجسم باشدموجب كفر و معتقد به آن را كافر و مشرك مى داند الـبته عجيب اين است كه ابن تيميه خودش مى گويد: اعتقاد به اينكه خداوند جسم دارد موجب ارتداد نمى شود, زيرا قرآن و سنت و ائمه مذاهب نگفته اند كه خداوندجسم نيست سرانجام همين نظرات ((5)) (http://www.al-shia.com/html/far/books/falsafe/vahabyat/footnt01.htm#link5) مشركانه وى درباره خدا و انكارش نسبت به مقام رسول اللّه باعث شد كـه به حكم قضات حنفى , مالكى و شافعى دستگير گرديد و در زندان محبوس گشت تا مرد, در حكمى كه درباره او از طرف سلطان مسلمين صادر شده آمده است : وكـان الشقي ابن تيمية في هذه المدة قد بسط لسان قلمه , و مد عنان كلمه , ونص في كلامه على امـور ومـنـكـرات , واتـى في ذلك بما انكره ائمة الاسلام , وانعقد على خلافه اجماع العلماء الاعلام , وخالف في ذلك علماء عصره وفقهاء شامه ومصره , وعلمنا انه استخف قومه فاطاعوه , حتى اتصل بنا انهم صرحوا في حق اللّه بالتجسيم ...


--- پاورقى ---
1- (javascript:history.go(-1)) از جمله در قرآن , درباره خداوند آمده است : (هو معكم اينما كنتم ) سوره حديد, آيه 4.
(كان اللّه بكل شى ء محيطا) سوره نساء, آيه 126). (اقرب اليه من حبل الوريد) سوره ق , آيه 16.
2- (javascript:history.go(-1)) از كـتـابهايى كه در آنها به اين عقايد تصريح شده عبارت است از رسالة العقيدة الحموية , رسالة العقيدة الواسطية , الفتاوى الكبرى و منهاج السنة تاليف ابن تيمية 3- (javascript:history.go(-1)) كـتـاب مـجموعة الرسائل لابن تيمية ـ در رساله الوصية الكبرى و كتاب الصواعق المرسلة ابن قيم 4- (javascript:history.go(-1)) ر.
ك .
الفتاوى الكبرى از ابن تيميه , ج 2, ص 180, چاپ بيروت .
5- (javascript:history.go(-1)) الدرر الكامنه لابن حجر عسقلانى عن القاضى المالكى قال فقد ثبت كفر ابن تيمية

بچه با حال
Wednesday 22 February 2006, 08:43PM
علاقمندم نظر برادران وهابي را در صحت يا عدم صحت مطلب بالا ، (البته با نقد و نظر علمي نه فحش و ناسزا ،) بدانم .

ياور
Thursday 23 February 2006, 12:28AM
يا الله

اللهم صل علي محمد و ال محمد

با حال جان

اينكه من بگويم تا بيست و پنج سالگي شيعه بودم و هم اكنون به قول شما به جرم خالص خواندن خداوند وهابي شده ام مطلبي نيست كه حداقل در اين انجمن باور شود اما اگر تنها خالص خواندن خداوند جرم است و ايده وهابيان من ترجيح مي دهم كه وهابي شوم و وهابي بميرم اما شيعه نشوم و ننگ رفض را نپذيرم

بارها گفته ام من خدايي را كه گوش به حرف كن دوازده امام و چهارده معصوم و چهاصد و پنجاه هزار امام زاده باشد قبول ندارم

خداي من كسي است كه از واحد است و گوش به حرف كن كسي نيست و از امامان مهربانتر است به من و از امام زادگان نزديكتر به من

و من هرگز مهربانتر و نزديكتر به خودم را رها نمي كنم به بهانه واسطه كه در واسطه گري شما بهانه تان اينست كه كسي باعث مي شود نظر خداوند عوض شود وزودتر به حاجاتتان برسيد

و به اصطلاح من از خداوند مهربانتر و نزديكتر پيدا كرده ايد

برويد با نزديكتر از خدايتان خوش باشيد اما بدانيد كه انها در روز قيامت با شما دشمني مي كنند و منكر اعمال شما مي شوند

يا الله

سینا 555
Thursday 23 February 2006, 04:07AM
علاقمندم نظر برادران وهابي را در صحت يا عدم صحت مطلب بالا ، (البته با نقد و نظر علمي نه فحش و ناسزا ،) بدانم .

جناب بچه با حال سلام:smile07:

ممنونم از مطالب خواندنی شما.اما وهابیان جوابی به شما نخواهند داد جز اینکه بگویند یا الله و
در حرف و حرافی موحد بمانند ولی در عمل بسیار تنگ نظرو خشکه مقدس ! درست کپی طالبان.اینهاخدا را انقدر خالص میخوانند! که جز خودشان کسی دیگری را لایق مسلمانی نمیدانند و برای همین هر که جز اینها ادعای مسلمانی کرد بالفور مهدورالدم شده وحتی کودکان اینها نیز امان ندارند! موفق وموید باشید برادر گرامیم:smile07:

بچه با حال
Thursday 23 February 2006, 07:59AM
يا الله

اللهم صل علي محمد و ال محمد

با حال جان

اينكه من بگويم تا بيست و پنج سالگي شيعه بودم و هم اكنون به قول شما به جرم خالص خواندن خداوند وهابي شده ام مطلبي نيست كه حداقل در اين انجمن باور شود اما اگر تنها خالص خواندن خداوند جرم است و ايده وهابيان من ترجيح مي دهم كه وهابي شوم و وهابي بميرم اما شيعه نشوم

دوست عزيز اشكالي ندارد . من نگفتم كه شما بياييد و شيعه بشويد . شما همان وهابي بمانيد و وهابي بميريد . ان هدي الله هو الهدي . وَلَوْ شَاء اللّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلكِن يُضِلُّ مَن يَشَاءُ وَيَهْدِي مَن يَشَاءُ وَلَتُسْأَلُنَّ عَمَّا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ [النحل : 93] خداوند به پيامبر فرموده است : لَّيْسَ عَلَيْكَ هُدَاهُمْ وَلَـكِنَّ اللّهَ يَهْدِي مَن يَشَاءُ يا در جاي ديگر مي فرمايد :إِنَّكَ لَا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَن يَشَاءُ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ [القصص : 56]

بنا براين بحث در اين نيست كه بخواهم شما را هدايت كنم .


و ننگ رفض را نپذيرم


شما در دين خود مختاريد ولي پاسخ شما را امام شافعي داده است :
اِنْ كانَ رَفْضا حُبُّ آلِ محَّمدٍ فَلْيَشْهَدِ الثَّقَلانِ أنّي رافِضي
«اگر دوستي آل محمد صلي‏الله‏عليه‏و‏آله سبب رافضي بودن است، چه باك، جن و انس شاهد باشند كه بجدّ رافضي هستم!!!»

(نكته : «رفض» يعني ترك و چون شيعه نه با تزوير حاكمان جور فريب خورد و نه تسليم زور طاغوتها شد و نه تن به تطميع داد و در هر حال، سران ستم اموي و عباسي را ترك كرد، «رافضه» ناميده شد؛ البته دشمنان شيعه براي اين تسميه وجوهي ناروا مطرح كرده‏اند. به هر حال نزد اهل سنت، اين تعبير همراه با تحقير براي شيعه به كار مي‏رود. )
اين مطلب را مفصل تر در اين آدرس توضيح داده ام :
http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=4057



بارها گفته ام من خدايي را كه گوش به حرف كن دوازده امام و چهارده معصوم و چهاصد و پنجاه هزار امام زاده باشد قبول ندارم

خداي من كسي است كه از واحد است و گوش به حرف كن كسي نيست و از امامان مهربانتر است به من و از امام زادگان نزديكتر به من

و من هرگز مهربانتر و نزديكتر به خودم را رها نمي كنم



چطور خدا به حرف شما گوش مي كند و لي به حرف بهترين بندگانش گوش نمي كند ؟ دوست عزيز شما پنداشته اي خداي ما شيعيان واحد نيست ؟ بدان كه هر شيعه اي كه براي خدا شريك قائل شود مرتد شده و اين انديشه او از محرمات كبيره در شيعه است. چطور شما چنين اتهام بزرگي را به شيعه مي زني . چنان كه گفتم و دليل هم آوردم (نه اين كه بي دليل اتهام بزنم) ، وهابيت بر اساس شرك بنا شده است نه شيعه. اگر ادعا و دلايل مرا نمي پذيريد لطفا با بيان علمي به نقد آن بپردازيد و مطالب خارج از موضوع مطرح نفرماييد .


و من هرگز مهربانتر و نزديكتر به خودم را رها نمي كنم به بهانه واسطه كه در واسطه گري شما بهانه تان اينست كه كسي باعث مي شود نظر خداوند عوض شود وزودتر به حاجاتتان برسيد و به اصطلاح من از خداوند مهربانتر و نزديكتر پيدا كرده ايد


در اين مورد خوب است به صحيح بخاري و مسند احمد بن حنبل خودتان مراجعه بفرماييد متن آن را براي شما نقل مي كنم :
از مصاديق وسيله، اهل بيت عليهم‏السلام هستند. و از مصاديقش مقام و درجه پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله در بهشت است. آن حضرت دعا فرمود: «اللهم ربّ هذِهِ الدَّعْوَةُ التّامَّةُ والصَّلاةُ الْقائِمَةُ، آتِ مُحَمَّدا الْوَسيلَةَ والفَضيلَةَ وابْعَثْهُ مَقاما مَحْمُودا الَّذي وَعَدْتَهُ حَلَّتْ لَهُ شَفاعَتي يَومَ القيامة»؛ (صحيح بخاري، ج1، ص159، و ج6، ص108، مسند احمد، ج3، ص354؛ كنزالعمال، ش(20983) و (21016) و (21019) و... .

معلوم مي شود شما چندان به منابع ائمه خودتان هم معتقد نيستيد . حتي به عقايد امام حنبل . حال آن كه حنبلي خوانده مي شويد.

بدانيد كه انها در روز قيامت با شما دشمني مي كنند و منكر اعمال شما مي شوند يا الله

قطعا هر كس خلاف فرموده هاي پيامبر و جانشينانش عمل كند همين گونه است كه شما مي فرماييد شيعه و غير شيعه هم ندارد . هر كس بد رفتار باشد آنها منكر اعمال اوخواهند شد و هر كس با اخلاق اسلامي رفتار نمايد به دوستي آنان خواهد رسيد .

بچه با حال
Thursday 23 February 2006, 08:03AM
باز هم تكرار مي كنم علاقمندم نظر برادران وهابي را در صحت يا عدم صحت مطلب موضوع اين تاپيك (شرك وهابيت ) بدانم . خواهش مي كنم خارج از موضوع صحبت نفرماييد . با بيان علمي به نقد مطالبي كه ذكر كرده ام بپردازيد .
متشكرم .

ياور
Thursday 23 February 2006, 12:31PM
يا الله

اللهم صل علي محمد و ال محمد

انوقت تو كه براي اثبات يا رد مطالب همه اش به مطالب ديگران اويزاني
در زماني كه بتوانيد از قوطي عطاري (بحار الانوار چيزي بيرون بياوريد كه يا علي مدد هيچ كس جلودارتان نيست
هر وقت هم گير كرديد به مطالب خرافي و ضد قراني كتابهاي اهل تسنن ووهابيون متوسل مي شويد

حالا بيا و بگو خودت از خود چي داري و در ميان ان جامغزي ات مطلبي براي استناد داري يا نه
باز هم اويزون مطالب ديگران مي شوي

يا الله

ياور
Thursday 23 February 2006, 12:32PM
يا الله

اللهم صل علي محمد و ال محمد

انوقت تو كه براي اثبات يا رد مطالب همه اش به مطالب ديگران اويزاني
در زماني كه بتوانيد از قوطي عطاري (بحار الانوار چيزي بيرون بياوريد كه يا علي مدد هيچ كس جلودارتان نيست
هر وقت هم گير كرديد به مطالب خرافي و ضد قراني كتابهاي اهل تسنن ووهابيون متوسل مي شويد

حالا بيا و بگو خودت از خود چي داري و در ميان ان جامغزي ات مطلبي براي استناد داري يا نه
باز هم اويزون مطالب ديگران مي شوي

يا الله





يا الله

اللهم صل علي محمد و ال محمد

انوقت تو كه براي اثبات يا رد مطالب همه اش به مطالب ديگران اويزاني
در زماني كه بتوانيد از قوطي عطاري (بحار الانوار چيزي بيرون بياوريد كه يا علي مدد هيچ كس جلودارتان نيست
هر وقت هم گير كرديد به مطالب خرافي و ضد قراني كتابهاي اهل تسنن ووهابيون متوسل مي شويد

حالا بيا و بگو خودت از خود چي داري و در ميان ان جامغزي ات مطلبي براي استناد داري يا نه
باز هم اويزون مطالب ديگران مي شوي

يا الله

بچه با حال
Thursday 23 February 2006, 01:48PM
يا الله

اللهم صل علي محمد و ال محمد

انوقت تو كه براي اثبات يا رد مطالب همه اش به مطالب ديگران اويزاني
در زماني كه بتوانيد از قوطي عطاري (بحار الانوار چيزي بيرون بياوريد كه يا علي مدد هيچ كس جلودارتان نيست
هر وقت هم گير كرديد به مطالب خرافي و ضد قراني كتابهاي اهل تسنن ووهابيون متوسل مي شويد

حالا بيا و بگو خودت از خود چي داري و در ميان ان جامغزي ات مطلبي براي استناد داري يا نه
باز هم اويزون مطالب ديگران مي شوي

يا الله




يا الله

اللهم صل علي محمد و ال محمد

انوقت تو كه براي اثبات يا رد مطالب همه اش به مطالب ديگران اويزاني
در زماني كه بتوانيد از قوطي عطاري (بحار الانوار چيزي بيرون بياوريد كه يا علي مدد هيچ كس جلودارتان نيست
هر وقت هم گير كرديد به مطالب خرافي و ضد قراني كتابهاي اهل تسنن ووهابيون متوسل مي شويد

حالا بيا و بگو خودت از خود چي داري و در ميان ان جامغزي ات مطلبي براي استناد داري يا نه
باز هم اويزون مطالب ديگران مي شوي

يا الله

شما بيا و از همين قرآن ثابت كن كه مشرك نيستي و آنچه در كتاب هايتان آمده است اشتباه است . ادعاي شرك در كتاب هاي شما آمده . لذا منتظر پاسختان هستم.

بچه با حال
Saturday 25 February 2006, 01:06PM
امروز روز سومي است كه همچنان منتظر پاسخم .

سپهران
Saturday 25 February 2006, 02:04PM
يا الله

با حال جان

اينكه من بگويم تا بيست و پنج سالگي شيعه بودم و هم اكنون به قول شما به جرم خالص خواندن خداوند وهابي شده ام مطلبي نيست كه حداقل در اين انجمن باور شود اما اگر تنها خالص خواندن خداوند جرم است و ايده وهابيان من ترجيح مي دهم كه وهابي شوم و وهابي بميرم اما شيعه نشوم و ننگ رفض را نپذيرم



يا الله

یاور عزیز

هر کسی سعادت شیعه ماندن ندارداین امر مستلزم طیب مولد است حد واندازه ولیاقت شما همان وهابی گری است و انشا الله بقول خودت وهابی بمیری و با عمر وابن تیمیه محشور باشی .
که هرکس با محب خود محشور می شود0
ثم الجحیم ماوا

بچه با حال
Saturday 25 February 2006, 06:55PM
خبري از پاسخ نشد ؟!

محمد مهدی 128
Monday 27 February 2006, 06:15AM
یاور عزیز

هر کسی سعادت شیعه ماندن ندارداین امر مستلزم طیب مولد است حد واندازه ولیاقت شما همان وهابی گری است و انشا الله بقول خودت وهابی بمیری و با عمر وابن تیمیه محشور باشی .
که هرکس با محب خود محشور می شود0
ثم الجحیم ماوا
سپهران عزیز :
امیدوارم که یاور از نعمت عظمی طیب المولد برخوردار باشد وهدایت شده وبه اصل خود باز گردد که یقینا در صورت طیب المولد بر گردادنه می شود انشائ الله

بچه با حال
Monday 27 February 2006, 09:23AM
شما بيا و از همين قرآن ثابت كن كه مشرك نيستي و آنچه در كتاب هايتان آمده است اشتباه است . ادعاي شرك در كتاب هاي شما آمده .
روز پنجم است كه منتظر پاسختان هستم.

بچه با حال
Thursday 9 March 2006, 09:23AM
12 روز گذشت و همچنان منتظر پاسخ برادران سلفي هستم .

هستي
Saturday 1 April 2006, 08:19AM
بسمه تعالي
اين هم در مورد نقد نظرات ايشان.

بچه با حال
Tuesday 22 August 2006, 10:38AM
شش ماه گذشت .

ارژنگ
Friday 1 September 2006, 03:07AM
این نیز بگذرد !
و پاسخی نخواهد آمد !
زیرا اینان فقط در « قبور مقدس !!! » خودشان مشغولند !

هستي
Thursday 5 April 2007, 11:45AM
اين هم در مورد شرك

ahlesonnat
Thursday 5 April 2007, 12:52PM
چون آنهايهوديان را موحد مى دانند و ذبـيـحه (قربانى ) آنها را حلال مى دانند ((4)) (http://www.al-shia.com/html/far/books/falsafe/vahabyat/footnt01.htm#link4).
آنان به قدرى به انحراف عقيده دچار گشته اند كه حتى براى اثبات اعتقادشان به اعتقادات فرعون تمسك مى جويند (به اين صورت كه مى گويند: از آنـجـا كـه فـرعـون معتقد بود كه خداى موسى در آسمان است و لذا به وزيرش هامان دستور داد چيزى براى بسازد تا بتواندبه آسمان برود و خداى موسى را در آنجا ببيند.
پس خدا در عرش است اگـر كـسى بگويد خدا همچون انسان است , يعنى محدود و محتاج به مكان است , به شهادت آيات مـحـكـمـات قرآن , كافر است .
جريرى در كتاب خود به نام الفقه على المذاهب الاربعه اعتقاد به جـسـمـيـت خـداوند و آنچه را مستلزم اعتقاد به تجسم باشدموجب كفر و معتقد به آن را كافر و مشرك مى داند الـبته عجيب اين است كه ابن تيميه خودش مى گويد: اعتقاد به اينكه خداوند جسم دارد موجب ارتداد نمى شود, زيرا قرآن و سنت و ائمه مذاهب نگفته اند كه خداوندجسم نيست سرانجام همين نظرات ((5)) (http://www.al-shia.com/html/far/books/falsafe/vahabyat/footnt01.htm#link5) مشركانه وى درباره خدا و انكارش نسبت به مقام رسول اللّه باعث شد كـه به حكم قضات حنفى , مالكى و شافعى دستگير گرديد و در زندان محبوس گشت تا مرد, در حكمى كه درباره او از طرف سلطان مسلمين صادر شده آمده است : وكـان الشقي ابن تيمية في هذه المدة قد بسط لسان قلمه , و مد عنان كلمه , ونص في كلامه على امـور ومـنـكـرات , واتـى في ذلك بما انكره ائمة الاسلام , وانعقد على خلافه اجماع العلماء الاعلام , وخالف في ذلك علماء عصره وفقهاء شامه ومصره , وعلمنا انه استخف قومه فاطاعوه , حتى اتصل بنا انهم صرحوا في حق اللّه بالتجسيم ...

اولا: حلال دانستن ذبیحه ی یهود و نصاری مستلزم موحد دانستن آنها نیست, زیرا آیه ی قرآن ذبیحه اهل کتاب در اوایل سوره ی مائده حلال دانسته است. و ابن تیمیه خودشان بیشترین ردود بر یهود و نصاری دارند و کفر و تحریف این دو دین را بیان کرده اند و این مذهب اهل سنت هم هست.
دوما:ایشان مجسمه نیستند, زیرا اصلا همانطور که من گفته ام متأسفانه فقط شما بلد هستید که بدون علم نقل قول کنید, ایشان و تمام اهل سنت درباره اسماو صفات خداوند تبارک و تعالی اینطور میگویند:
که آنها را اثبات میکنیم بدون تأویل و تشبیه و تعطیل.
این جمله شاید برای شما سخت باشد که درک کنید, الآن توضیح میدهم:
به عنوان مثال:در قرآن کریم آمده: الرحمن علی العرش استوی, یعنی خدای تبارک و تعالی بر عرش بالا رفت.
حالا ابن تیمیه چی میگویند:
میگویند که ما عرش را برای خدا ثابت میکنیم زیرا خود قرآن آن را ذکر کرده است و آن را تعطیل و تأویل نمیکنیم.
ضمن اینکه میگویند آن را به مخلوقات تشبیه نمیکنیم و میگویند: لیس کمثله شی و هو السمیع البصیر
یعنی تشبیه و تجسیم را نفی میکنند, بر عکس تصور و دروغهایی که بر ایشان بسته میشود.
این نکته خیلی خیلی دقیق است که فقط متخصصان فن عقیده به آن پی میبرند,
من یک مثال ساده تر خدمت شما عرض میکنم:
مثلا: یدالله فوق أیدیهم
معنا: دست خدا بالای دستان آنهاست.
ابن تیمیه و اهل سنت میگویند: دست خدا را ثابت میکنیم بدون اینکه بگوییم شبیه دیگر دستان است. یعنی تشبیه را نفی میکنند و میگویند کیفیت نمیدانیم, و کیفیت را به خداوند تبارک و تعالی واگذار میکنند. ولی اینکه بگویند دست خدا نعوذ بالله مثل دستهای انسانها یا حیوانات است دروغ است و این کفر محض است و ابن تیمیه خودش هم میگوید که این کفر است و کسی که این اعتقاد داشته باشد مشبهه میگویند.
مثلا: انسانها چشم دارند و حیوانات هم چشم دارند و چشم حیوانات هم مثل هم نیستند, پس مجرد اینکه من گفتم انسان چشم دارد, شما چشم انسان به ذهن شما خطور میکند که نمونه ی آنرا دیده اید, ولی اگر بگویم چشم فلان حیوان (حیوانی که شما ندیده اید) شما نمیتوانید تصور کنید زیرا نه آن را دیده اید و نه وصف آن را شنیده اید, پس کیفیت بر شما مخفی میماند تا اینکه ببینید یا برای شما وصف بکنند.
وقتی گفتند که خدا دست دارد, پس نباید در تصور شما بیاید که مثل دیگر دستهاست زیرا نه خداوند تبارک و تعالی آن را وصف کرده و نه کسی آن را دیده است و نه کیفیت آن را کسی میداند, و اگر شما بگویید نه, خداوند تبارک و تعالی دست ندارد, قرآن را تکذیب کرده اید زیرا در قرآن صریحا آمده و کلمه دست را برای خدا اثبات و ذکر کرده است و اگر آن را تأویل کنید مثلا بگویید منظور قدرت خداست, خوب من سوال میکنم چرا خود خداوند تبارک و تعالی کلمه ی قدرت بکار نبردند, اصلا مستلزم تأویل تشبیه است, یعنی اول شما تشبیه کردید و به خاطر فرار از تشبه در تأویل افتادید. بهترین جواب به این مسأله اهل سنت و جماعت که ابن تیمیه یکی از آنهاست داده است, امام مالک امام اهل سنت و جماعت میگویند: الاستواء معلوم والکیف مجهول والإیمان به واجب والسوال عنه بدعه.
یهنی: معنای استوا معلوم است و کیفیتش مجهول و ایمان به آن واجب (زیرا در قرآن آمده است) و سوال از آن بدعت.
در مورد دست خدا هم همینطور میگوییم: معنای دست معلوم است, و کیفیت آن مجهول است و ایمان به آن واجب است(زیرا در قرآن آمده), سوال درباره ی آن بدعت است زیرا هیچ کدام از یاران واهل بیت پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم این سوال نکرده اند.
ضمن اینکه این مسأله خود اهل تشیع هم در کتابهایشان دارند اگر خواستید خدمتتان با ذکر مصدر عرض خواهم کرد.