نمايش نسخه نهائي : خدا در آيين وهابيت
بچه با حال
Wednesday 22 February 2006, 07:35PM
در هـمـه اديـان الـهى - خصوصا اسلام - توحيد مهمترين اصل است .
خداوند متعال ,پيامبران را بـرانگيخت و سرلوحه دعوت آنان را تبليغ يكتاپرستى وتبيين توحيد قرارداد.
اين اصل , در قرآن و سنت پيامبر (ص ) به روشنى تبيين شده است و هر مسلمانى بايد, توحيد را از اين منابع زلال بگيرد تامل در اعتقادها و انديشه هاى وهابيون نشان مى دهد كه آنان در اين اصل اساسى به كلى از قرآن و سنت دور افتاده اند و خدا را با اوصافى كه محكمات قرآن و سنت معرفى مى كند ((1)) (http://www.al-shia.com/html/far/books/falsafe/vahabyat/footnt01.htm#link1) قبول ندارند.
بـه اعـتـقـاد آنـان , خداوند در بالاى عرش و يا در آسمان ,محدود و محاط بوده و محتاج به مكان است ((2)) (http://www.al-shia.com/html/far/books/falsafe/vahabyat/footnt01.htm#link2) ابـن تـيـمـية , رهبر وهابيها, در كتابهايش به اين اعتقادات اعتراف نموده و به آيات متشابه قرآن و احاديثى مجعول متوسل گشته و از محكمات قرآن و احاديث قطعى نبوى چشمپوشى كرده است .
او در اثبات عقايدش به اين حديث متوسل شده است كه مى گويد: خـدا هـر شـب و يـا آخـر هـر شـب از عـرش بـه زمـيـن فـرود مـى آيـد و صـبـح آن شـب , بـه عرش برمى گردد ((3)) (http://www.al-shia.com/html/far/books/falsafe/vahabyat/footnt01.htm#link3) در حالى كه شب در زمين دائمى است , يعنى هر لحظه , مكانى در حال شب شدن ومكانى در حال صـبح شدن است و هميشه نصف كره زمين شب است و قسمتى از كره زمين , ثلث آخر شب است .
اگـر خدا محدود و محاط در عرش باشد و براى يك بار هم به زمين فرود بيايد ديگر براى هميشه در زمـين باقى مى ماند چون شب و ثلث آخرشب در زمين تا قيامت برقرار است .
و لحظه اى نيست كه شب يا ثلث آخر شب در كره زمين تمام شود و نباشد در نتيجه اين حديث , خودش را تكذيب مى كند, زيرا ممكن نيست خداوند هر شب به زمين بيايد و صبح آن شب به عرش برگردد و اگر مقصود اين است كه خداوند يكبار به زمين مى آيد و ديگر به عـرش بـرنـمـى گـردد و يـا ايـنكه لااقل تا قيامت برنمى گردد, باز هم عرش از وجود خدا خالى مى گردد.
در حالى كه به اعتقاد وهابيها, خدا در عرش است بـه هـر حـال , ابـن تيميه و پيروانش در كتاب خود به اين عقيده كه از آن يهوديان درخداشناسى اسـت , اعـتـراف و افـتخار مى كند و اين شايد عجيب نباشد.
چون آنهايهوديان را موحد مى دانند و ذبـيـحه (قربانى ) آنها را حلال مى دانند ((4)) (http://www.al-shia.com/html/far/books/falsafe/vahabyat/footnt01.htm#link4).
آنان به قدرى به انحراف عقيده دچار گشته اند كه حتى براى اثبات اعتقادشان به اعتقادات فرعون تمسك مى جويند (به اين صورت كه مى گويند: از آنـجـا كـه فـرعـون معتقد بود كه خداى موسى در آسمان است و لذا به وزيرش هامان دستور داد چيزى براى بسازد تا بتواندبه آسمان برود و خداى موسى را در آنجا ببيند.
پس خدا در عرش است اگـر كـسى بگويد خدا همچون انسان است , يعنى محدود و محتاج به مكان است , به شهادت آيات مـحـكـمـات قرآن , كافر است .
جريرى در كتاب خود به نام الفقه على المذاهب الاربعه اعتقاد به جـسـمـيـت خـداوند و آنچه را مستلزم اعتقاد به تجسم باشدموجب كفر و معتقد به آن را كافر و مشرك مى داند الـبته عجيب اين است كه ابن تيميه خودش مى گويد: اعتقاد به اينكه خداوند جسم دارد موجب ارتداد نمى شود, زيرا قرآن و سنت و ائمه مذاهب نگفته اند كه خداوندجسم نيست سرانجام همين نظرات ((5)) (http://www.al-shia.com/html/far/books/falsafe/vahabyat/footnt01.htm#link5) مشركانه وى درباره خدا و انكارش نسبت به مقام رسول اللّه باعث شد كـه به حكم قضات حنفى , مالكى و شافعى دستگير گرديد و در زندان محبوس گشت تا مرد, در حكمى كه درباره او از طرف سلطان مسلمين صادر شده آمده است : وكـان الشقي ابن تيمية في هذه المدة قد بسط لسان قلمه , و مد عنان كلمه , ونص في كلامه على امـور ومـنـكـرات , واتـى في ذلك بما انكره ائمة الاسلام , وانعقد على خلافه اجماع العلماء الاعلام , وخالف في ذلك علماء عصره وفقهاء شامه ومصره , وعلمنا انه استخف قومه فاطاعوه , حتى اتصل بنا انهم صرحوا في حق اللّه بالتجسيم ...
--- پاورقى ---
1- (javascript:history.go(-1)) از جمله در قرآن , درباره خداوند آمده است : (هو معكم اينما كنتم ) سوره حديد, آيه 4.
(كان اللّه بكل شى ء محيطا) سوره نساء, آيه 126). (اقرب اليه من حبل الوريد) سوره ق , آيه 16.
2- (javascript:history.go(-1)) از كـتـابهايى كه در آنها به اين عقايد تصريح شده عبارت است از رسالة العقيدة الحموية , رسالة العقيدة الواسطية , الفتاوى الكبرى و منهاج السنة تاليف ابن تيمية 3- (javascript:history.go(-1)) كـتـاب مـجموعة الرسائل لابن تيمية ـ در رساله الوصية الكبرى و كتاب الصواعق المرسلة ابن قيم 4- (javascript:history.go(-1)) ر.
ك .
الفتاوى الكبرى از ابن تيميه , ج 2, ص 180, چاپ بيروت .
5- (javascript:history.go(-1)) الدرر الكامنه لابن حجر عسقلانى عن القاضى المالكى قال فقد ثبت كفر ابن تيمية
ياور
Thursday 23 February 2006, 12:57AM
يا الله
اللهم صل علي محمدو ال محمد
البته من هم تحقيق كردم و مثل اينست كه براي خدا جا و مكاني قائل شده بودند و اينست انحراف انها
حال شما چي
شما كه همانطور كه در طول شبانه روز در همه ساعات و دقايق همانطور كه خداوند در همه حالات صداي شما را مي شنود و شما را مي بينند
خوب به همان شكل هم مسلم ابن عقيل هم در طول شبانه روز در همه ساعات و دقايق صداي شما را مي شنود و شما را مي بينند و حتي بر زنان امت هم محرم است و مثلا اگر خواهر و مادر شما در حمام هم باشند و او را صدا بزنند او نه تنها صداي انها را مي شنود بلكه ايشان را مي بيند
و شما چه مي گوييد
اري وهابيان مشركند برويد فكري به حال زار و نزار خودتان بكنيد كه چهار صد و پنجاه هزار امام زاده هم بر زنان شما محرمند و انها را در هر حالتي مي بينند و صدايشان را مي شنوند و ايا اين براي شما شرم اور نيست
فكر نمي كنم چون ايشان در زمان حياتشان از نظر شما يه صرف خواندن خطبه بر زنان خودشان حلال نمي شدند
و ان زمان هم بر همه زنان محرم بودند و ايا شرم نمي كنيد كه اينطور مكتب امامان را به بازي گرفته ايد اماماني كه نه تنها خون خود بلكه تمام هست و نيست خود را به اتش كشيدند تا امثال من و شما خداپرست شويم و او را بخوانيم و از او فرمانبرداري كنيم نه امام پرست شويم و انها را جاي خدا بگذاريم
يا الله
بچه با حال
Thursday 23 February 2006, 08:52AM
يا الله
اللهم صل علي محمدو ال محمد
البته من هم تحقيق كردم و مثل اينست كه براي خدا جا و مكاني قائل شده بودند و اينست انحراف انها
اين نقد علمي مطالب من نبود . شما اگر وهابي هستيد ( كه هستيد ) بايد با بيان علمي به شبهاتي كه نسبت به خودتان مطرح است پاسخ بدهيد . اين پاسخ شما درست نيست . مگر اين كه بگوييم شما انحراف در مذهب خود را تاييد مي كنيد . آيا اين برداشتم از جمله بالاي شما صحيح است ؟ اگر نيست ادله علمي خود را در رد مطلبي كه تقديم كردم بياوريد .
حال شما چي
شما كه همانطور كه در طول شبانه روز در همه ساعات و دقايق همانطور كه خداوند در همه حالات صداي شما را مي شنود و شما را مي بينند
خوب به همان شكل هم مسلم ابن عقيل هم در طول شبانه روز در همه ساعات و دقايق صداي شما را مي شنود و شما را مي بينند و حتي بر زنان امت هم محرم است و مثلا اگر خواهر و مادر شما در حمام هم باشند و او را صدا بزنند او نه تنها صداي انها را مي شنود بلكه ايشان را مي بيند
و شما چه مي گوييد
موضوع مورد بحث در اين تاپيك شرك وهابيت به خداست . اين مطلب شما رابطه اي با موضوع مورد بحث ما ندارد. خواهشا در همين موضوعي كه مطرح كرده ام در اين تاپيك ، صحبت بفرماييد .
اري وهابيان مشركند برويد فكري به حال زار و نزار خودتان بكنيد كه چهار صد و پنجاه هزار امام زاده هم بر زنان شما محرمند و انها را در هر حالتي مي بينند و صدايشان را مي شنوند و ايا اين براي شما شرم اور نيست ...
آيا كل نقد علمي شما بر رد ادعاي من يعني شرك وهابيت به خدا همين است ؟ خوانندگان قضاوت كنند .
نكته ديگر اين كه شما فرموديد :
اري وهابيان مشركند برويد فكري به حال زار و نزار خودتان بكنيد
در اين مورد مطمئن باشيد كه لابد در اين زمينه فكري كرده ايم اما شما برادران مسلمان در مورد شرك ورزيدنتان به خدا ، كه خود به آن اعتراف مي كنيد ، چه فكري كرده ايد؟ شما كه شرك ورزيدن خود به خدا را قبول داريد آيا فكري به حال خودتان نمي كنيد ؟ شما كه وقتي يك شيعه را مي بينيد اولين كلامي كه از دهانتان بيرون مي آيد واژه مشرك است ، چرا به عقيده خودتان نگاه نمي كنيد؟ اگر ريختن خون مشرك حلال است و بر اين نا آگاهي خود از عقايد شيعه ، شيعيان بي گناه را پيوسته ترور مي كنيد و براي كشتن هر شيعه در عراق مستمري تعيين مي كنيد و ... چرا به تجديد نظر در عقايد خودتان نمي پردازيد ؟ شما خودتان اعتراف مي كنيد مشركيد و آن وقت ديگران را به جرم شرك مي كشيد ؟ واقعا شگفت انگيز است ؟!!
ياور
Thursday 23 February 2006, 12:34PM
يا الله
اللهم صل علي محمد و ال محمد
انوقت تو كه براي اثبات يا رد مطالب همه اش به مطالب ديگران اويزاني
در زماني كه بتوانيد از قوطي عطاري (بحار الانوار چيزي بيرون بياوريد كه يا علي مدد هيچ كس جلودارتان نيست
هر وقت هم گير كرديد به مطالب خرافي و ضد قراني كتابهاي اهل تسنن ووهابيون متوسل مي شويد
حالا بيا و بگو خودت از خود چي داري و در ميان ان جامغزي ات مطلبي براي استناد داري يا نه
باز هم اويزون مطالب ديگران مي شوي
يا الله
منظومه
Thursday 23 February 2006, 01:45PM
يا الله
اللهم صل علي محمد و ال محمد
انوقت تو كه براي اثبات يا رد مطالب همه اش به مطالب ديگران اويزاني
در زماني كه بتوانيد از قوطي عطاري (بحار الانوار چيزي بيرون بياوريد كه يا علي مدد هيچ كس جلودارتان نيست
هر وقت هم گير كرديد به مطالب خرافي و ضد قراني كتابهاي اهل تسنن ووهابيون متوسل مي شويد
حالا بيا و بگو خودت از خود چي داري و در ميان ان جامغزي ات مطلبي براي استناد داري يا نه
باز هم اويزون مطالب ديگران مي شوي
يا الله
امان و الامان از اون يا الله گفتن ...
و اون صلوات فرستادن ...
حرف شما نشانگر اين مطلب است که شما پوستهء اسلامي به خود گرفتيد ... اما در باطن انسانهايي پوسيده هستيد با افکار پوسيده ...
بنازم به آن کساني که شما را خيلي زيبا و وصف ناپذير شستشوي مغزي داده اند ...
شما و امثال شما مايهء ننگ اسلام و پيامبر(ص) هستيد ...
صلوات ميفرستيد و با بي ادبي سخن ميرانيد ...!!
خيلي بايد انسان ابله و کوته فکر باشد که گول يا الله گفتن و آن صلوات فرستادنتان را بخورد ...
آدم با عرضه (!)
جملات بالا را نقد کنيد .... چرا به در و ديوار ميزنيد ...؟؟
بچه با حال
Thursday 23 February 2006, 06:58PM
يا الله
اللهم صل علي محمد و ال محمد
انوقت تو كه براي اثبات يا رد مطالب همه اش به مطالب ديگران اويزاني
در زماني كه بتوانيد از قوطي عطاري (بحار الانوار چيزي بيرون بياوريد كه يا علي مدد هيچ كس جلودارتان نيست
هر وقت هم گير كرديد به مطالب خرافي و ضد قراني كتابهاي اهل تسنن ووهابيون متوسل مي شويد
حالا بيا و بگو خودت از خود چي داري و در ميان ان جامغزي ات مطلبي براي استناد داري يا نه
باز هم اويزون مطالب ديگران مي شوي
يا الله
دوست خوب وهابي من ، يعني شما در بيان علمي خودتان در پاسخ اشكالاتي كه به وهابيت كرده ام مي فرماييد آويزون شده ام ! اين است بيان علمي ؟! آنچه نوشتم مطالبي بود كه با استناد به كتاب هاي خودتان آورده ام . اگر قبول نداريد با همان قرآن مورد نقد و ارزيابي قرار دهيد.
اگر هم شما وهابي نيستيد (مثلا صهيونيست يا مسيحي تربيت شده هستيد و آمده ايد براي تفرقه بين مسلمانان) برويد مطلب خودتان را در تاپيك مربوطه مطرح بفرماييد . موضوع اين تاپيك خدا در آيين وهابيت است . پس اگر در اين موضوع (تاكيد مي كنم فقط همين موضوع ) مطلبي داريد مطرح كنيد تا استفاده كنيم . بحث را عوض نكنيد .
اگر همكاري كنيد از اين همكاري شما تشكر مي كنم.
محمد مهدی 128
Friday 24 February 2006, 06:34AM
يا الله
اللهم صل علي محمدو ال محمد
البته من هم تحقيق كردم و مثل اينست كه براي خدا جا و مكاني قائل شده بودند و اينست انحراف انها
حال شما چي
شما كه همانطور كه در طول شبانه روز در همه ساعات و دقايق همانطور كه خداوند در همه حالات صداي شما را مي شنود و شما را مي بينند
خوب به همان شكل هم مسلم ابن عقيل هم در طول شبانه روز در همه ساعات و دقايق صداي شما را مي شنود و شما را مي بينند و حتي بر زنان امت هم محرم است و مثلا اگر خواهر و مادر شما در حمام هم باشند و او را صدا بزنند او نه تنها صداي انها را مي شنود بلكه ايشان را مي بيند
و شما چه مي گوييد
اري وهابيان مشركند برويد فكري به حال زار و نزار خودتان بكنيد كه چهار صد و پنجاه هزار امام زاده هم بر زنان شما محرمند و انها را در هر حالتي مي بينند و صدايشان را مي شنوند و ايا اين براي شما شرم اور نيست
فكر نمي كنم چون ايشان در زمان حياتشان از نظر شما يه صرف خواندن خطبه بر زنان خودشان حلال نمي شدند
و ان زمان هم بر همه زنان محرم بودند و ايا شرم نمي كنيد كه اينطور مكتب امامان را به بازي گرفته ايد اماماني كه نه تنها خون خود بلكه تمام هست و نيست خود را به اتش كشيدند تا امثال من و شما خداپرست شويم و او را بخوانيم و از او فرمانبرداري كنيم نه امام پرست شويم و انها را جاي خدا بگذاريم
يا الله
یاور عزیز اگر عناد نداری جواب پویان گرامی را می دادی و .........
بچه با حال
Friday 24 February 2006, 08:31AM
در هـمـه اديـان الـهى - خصوصا اسلام - توحيد مهمترين اصل است .
خداوند متعال ,پيامبران را بـرانگيخت و سرلوحه دعوت آنان را تبليغ يكتاپرستى وتبيين توحيد قرارداد.
اين اصل , در قرآن و سنت پيامبر (ص ) به روشنى تبيين شده است و هر مسلمانى بايد, توحيد را از اين منابع زلال بگيرد تامل در اعتقادها و انديشه هاى وهابيون نشان مى دهد كه آنان در اين اصل اساسى به كلى از قرآن و سنت دور افتاده اند و خدا را با اوصافى كه محكمات قرآن و سنت معرفى مى كند ((1)) (http://www.al-shia.com/html/far/books/falsafe/vahabyat/footnt01.htm#link1) قبول ندارند.
بـه اعـتـقـاد آنـان , خداوند در بالاى عرش و يا در آسمان ,محدود و محاط بوده و محتاج به مكان است ((2)) (http://www.al-shia.com/html/far/books/falsafe/vahabyat/footnt01.htm#link2) ابـن تـيـمـية , رهبر وهابيها, در كتابهايش به اين اعتقادات اعتراف نموده و به آيات متشابه قرآن و احاديثى مجعول متوسل گشته و از محكمات قرآن و احاديث قطعى نبوى چشمپوشى كرده است .
او در اثبات عقايدش به اين حديث متوسل شده است كه مى گويد: خـدا هـر شـب و يـا آخـر هـر شـب از عـرش بـه زمـيـن فـرود مـى آيـد و صـبـح آن شـب , بـه عرش برمى گردد ((3)) (http://www.al-shia.com/html/far/books/falsafe/vahabyat/footnt01.htm#link3) در حالى كه شب در زمين دائمى است , يعنى هر لحظه , مكانى در حال شب شدن ومكانى در حال صـبح شدن است و هميشه نصف كره زمين شب است و قسمتى از كره زمين , ثلث آخر شب است .
اگـر خدا محدود و محاط در عرش باشد و براى يك بار هم به زمين فرود بيايد ديگر براى هميشه در زمـين باقى مى ماند چون شب و ثلث آخرشب در زمين تا قيامت برقرار است .
و لحظه اى نيست كه شب يا ثلث آخر شب در كره زمين تمام شود و نباشد در نتيجه اين حديث , خودش را تكذيب مى كند, زيرا ممكن نيست خداوند هر شب به زمين بيايد و صبح آن شب به عرش برگردد و اگر مقصود اين است كه خداوند يكبار به زمين مى آيد و ديگر به عـرش بـرنـمـى گـردد و يـا ايـنكه لااقل تا قيامت برنمى گردد, باز هم عرش از وجود خدا خالى مى گردد.
در حالى كه به اعتقاد وهابيها, خدا در عرش است بـه هـر حـال , ابـن تيميه و پيروانش در كتاب خود به اين عقيده كه از آن يهوديان درخداشناسى اسـت , اعـتـراف و افـتخار مى كند و اين شايد عجيب نباشد.
چون آنهايهوديان را موحد مى دانند و ذبـيـحه (قربانى ) آنها را حلال مى دانند ((4)) (http://www.al-shia.com/html/far/books/falsafe/vahabyat/footnt01.htm#link4).
آنان به قدرى به انحراف عقيده دچار گشته اند كه حتى براى اثبات اعتقادشان به اعتقادات فرعون تمسك مى جويند (به اين صورت كه مى گويند: از آنـجـا كـه فـرعـون معتقد بود كه خداى موسى در آسمان است و لذا به وزيرش هامان دستور داد چيزى براى بسازد تا بتواندبه آسمان برود و خداى موسى را در آنجا ببيند.
پس خدا در عرش است اگـر كـسى بگويد خدا همچون انسان است , يعنى محدود و محتاج به مكان است , به شهادت آيات مـحـكـمـات قرآن , كافر است .
جريرى در كتاب خود به نام الفقه على المذاهب الاربعه اعتقاد به جـسـمـيـت خـداوند و آنچه را مستلزم اعتقاد به تجسم باشدموجب كفر و معتقد به آن را كافر و مشرك مى داند الـبته عجيب اين است كه ابن تيميه خودش مى گويد: اعتقاد به اينكه خداوند جسم دارد موجب ارتداد نمى شود, زيرا قرآن و سنت و ائمه مذاهب نگفته اند كه خداوندجسم نيست سرانجام همين نظرات ((5)) (http://www.al-shia.com/html/far/books/falsafe/vahabyat/footnt01.htm#link5) مشركانه وى درباره خدا و انكارش نسبت به مقام رسول اللّه باعث شد كـه به حكم قضات حنفى , مالكى و شافعى دستگير گرديد و در زندان محبوس گشت تا مرد, در حكمى كه درباره او از طرف سلطان مسلمين صادر شده آمده است : وكـان الشقي ابن تيمية في هذه المدة قد بسط لسان قلمه , و مد عنان كلمه , ونص في كلامه على امـور ومـنـكـرات , واتـى في ذلك بما انكره ائمة الاسلام , وانعقد على خلافه اجماع العلماء الاعلام , وخالف في ذلك علماء عصره وفقهاء شامه ومصره , وعلمنا انه استخف قومه فاطاعوه , حتى اتصل بنا انهم صرحوا في حق اللّه بالتجسيم ...
--- پاورقى ---
1- (http://javascript<b></b>:history.go(-1)) از جمله در قرآن , درباره خداوند آمده است : (هو معكم اينما كنتم ) سوره حديد, آيه 4.
(كان اللّه بكل شى ء محيطا) سوره نساء, آيه 126). (اقرب اليه من حبل الوريد) سوره ق , آيه 16.
2- (http://javascript<b></b>:history.go(-1)) از كـتـابهايى كه در آنها به اين عقايد تصريح شده عبارت است از رسالة العقيدة الحموية , رسالة العقيدة الواسطية , الفتاوى الكبرى و منهاج السنة تاليف ابن تيمية 3- (http://javascript<b></b>:history.go(-1)) كـتـاب مـجموعة الرسائل لابن تيمية ـ در رساله الوصية الكبرى و كتاب الصواعق المرسلة ابن قيم 4- (http://javascript<b></b>:history.go(-1)) ر.
ك .
الفتاوى الكبرى از ابن تيميه , ج 2, ص 180, چاپ بيروت .
5- (http://javascript<b></b>:history.go(-1)) الدرر الكامنه لابن حجر عسقلانى عن القاضى المالكى قال فقد ثبت كفر ابن تيمية
يك بار ديگر سوالم را تكرار مي كنم : اگـر كـسى بگويد خدا همچون انسان است , يعنى محدود و محتاج به مكان است , به شهادت آيات مـحـكـمـات قرآن , كافر است . ابن تيميه رهبر وهابيان نيز چنين گفت و كافر شد و در نتيجه به حكم قاضيان اهل سنت (شافعي حنفي و مالكي) زنداني شد و در زندان مرد .
حال سؤال من از برادران وهابي كه در اين سايت حضور دارند اين است كه آيا بر اساس منابعي كه نقل كردم ، شما هم براي خدا زمان و مكان و جسم قائليد ؟ آيا به عقايد رهبرتان ابن تيميه پايبنديد ؟
بچه با حال
Friday 24 February 2006, 08:32AM
در هـمـه اديـان الـهى - خصوصا اسلام - توحيد مهمترين اصل است .
خداوند متعال ,پيامبران را بـرانگيخت و سرلوحه دعوت آنان را تبليغ يكتاپرستى وتبيين توحيد قرارداد.
اين اصل , در قرآن و سنت پيامبر (ص ) به روشنى تبيين شده است و هر مسلمانى بايد, توحيد را از اين منابع زلال بگيرد تامل در اعتقادها و انديشه هاى وهابيون نشان مى دهد كه آنان در اين اصل اساسى به كلى از قرآن و سنت دور افتاده اند و خدا را با اوصافى كه محكمات قرآن و سنت معرفى مى كند ((1)) (http://www.al-shia.com/html/far/books/falsafe/vahabyat/footnt01.htm#link1) قبول ندارند.
بـه اعـتـقـاد آنـان , خداوند در بالاى عرش و يا در آسمان ,محدود و محاط بوده و محتاج به مكان است ((2)) (http://www.al-shia.com/html/far/books/falsafe/vahabyat/footnt01.htm#link2) ابـن تـيـمـية , رهبر وهابيها, در كتابهايش به اين اعتقادات اعتراف نموده و به آيات متشابه قرآن و احاديثى مجعول متوسل گشته و از محكمات قرآن و احاديث قطعى نبوى چشمپوشى كرده است .
او در اثبات عقايدش به اين حديث متوسل شده است كه مى گويد: خـدا هـر شـب و يـا آخـر هـر شـب از عـرش بـه زمـيـن فـرود مـى آيـد و صـبـح آن شـب , بـه عرش برمى گردد ((3)) (http://www.al-shia.com/html/far/books/falsafe/vahabyat/footnt01.htm#link3) در حالى كه شب در زمين دائمى است , يعنى هر لحظه , مكانى در حال شب شدن ومكانى در حال صـبح شدن است و هميشه نصف كره زمين شب است و قسمتى از كره زمين , ثلث آخر شب است .
اگـر خدا محدود و محاط در عرش باشد و براى يك بار هم به زمين فرود بيايد ديگر براى هميشه در زمـين باقى مى ماند چون شب و ثلث آخرشب در زمين تا قيامت برقرار است .
و لحظه اى نيست كه شب يا ثلث آخر شب در كره زمين تمام شود و نباشد در نتيجه اين حديث , خودش را تكذيب مى كند, زيرا ممكن نيست خداوند هر شب به زمين بيايد و صبح آن شب به عرش برگردد و اگر مقصود اين است كه خداوند يكبار به زمين مى آيد و ديگر به عـرش بـرنـمـى گـردد و يـا ايـنكه لااقل تا قيامت برنمى گردد, باز هم عرش از وجود خدا خالى مى گردد.
در حالى كه به اعتقاد وهابيها, خدا در عرش است بـه هـر حـال , ابـن تيميه و پيروانش در كتاب خود به اين عقيده كه از آن يهوديان درخداشناسى اسـت , اعـتـراف و افـتخار مى كند و اين شايد عجيب نباشد.
چون آنهايهوديان را موحد مى دانند و ذبـيـحه (قربانى ) آنها را حلال مى دانند ((4)) (http://www.al-shia.com/html/far/books/falsafe/vahabyat/footnt01.htm#link4).
آنان به قدرى به انحراف عقيده دچار گشته اند كه حتى براى اثبات اعتقادشان به اعتقادات فرعون تمسك مى جويند (به اين صورت كه مى گويند: از آنـجـا كـه فـرعـون معتقد بود كه خداى موسى در آسمان است و لذا به وزيرش هامان دستور داد چيزى براى بسازد تا بتواندبه آسمان برود و خداى موسى را در آنجا ببيند.
پس خدا در عرش است اگـر كـسى بگويد خدا همچون انسان است , يعنى محدود و محتاج به مكان است , به شهادت آيات مـحـكـمـات قرآن , كافر است .
جريرى در كتاب خود به نام الفقه على المذاهب الاربعه اعتقاد به جـسـمـيـت خـداوند و آنچه را مستلزم اعتقاد به تجسم باشدموجب كفر و معتقد به آن را كافر و مشرك مى داند الـبته عجيب اين است كه ابن تيميه خودش مى گويد: اعتقاد به اينكه خداوند جسم دارد موجب ارتداد نمى شود, زيرا قرآن و سنت و ائمه مذاهب نگفته اند كه خداوندجسم نيست سرانجام همين نظرات ((5)) (http://www.al-shia.com/html/far/books/falsafe/vahabyat/footnt01.htm#link5) مشركانه وى درباره خدا و انكارش نسبت به مقام رسول اللّه باعث شد كـه به حكم قضات حنفى , مالكى و شافعى دستگير گرديد و در زندان محبوس گشت تا مرد, در حكمى كه درباره او از طرف سلطان مسلمين صادر شده آمده است : وكـان الشقي ابن تيمية في هذه المدة قد بسط لسان قلمه , و مد عنان كلمه , ونص في كلامه على امـور ومـنـكـرات , واتـى في ذلك بما انكره ائمة الاسلام , وانعقد على خلافه اجماع العلماء الاعلام , وخالف في ذلك علماء عصره وفقهاء شامه ومصره , وعلمنا انه استخف قومه فاطاعوه , حتى اتصل بنا انهم صرحوا في حق اللّه بالتجسيم ...
--- پاورقى ---
1- (http://javascript<b></b>:history.go(-1)) از جمله در قرآن , درباره خداوند آمده است : (هو معكم اينما كنتم ) سوره حديد, آيه 4.
(كان اللّه بكل شى ء محيطا) سوره نساء, آيه 126). (اقرب اليه من حبل الوريد) سوره ق , آيه 16.
2- (http://javascript<b></b>:history.go(-1)) از كـتـابهايى كه در آنها به اين عقايد تصريح شده عبارت است از رسالة العقيدة الحموية , رسالة العقيدة الواسطية , الفتاوى الكبرى و منهاج السنة تاليف ابن تيمية 3- (http://javascript<b></b>:history.go(-1)) كـتـاب مـجموعة الرسائل لابن تيمية ـ در رساله الوصية الكبرى و كتاب الصواعق المرسلة ابن قيم 4- (http://javascript<b></b>:history.go(-1)) ر.
ك .
الفتاوى الكبرى از ابن تيميه , ج 2, ص 180, چاپ بيروت .
5- (http://javascript<b></b>:history.go(-1)) الدرر الكامنه لابن حجر عسقلانى عن القاضى المالكى قال فقد ثبت كفر ابن تيمية
يك بار ديگر سوالم را تكرار مي كنم : اگـر كـسى بگويد خدا همچون انسان است , يعنى محدود و محتاج به مكان است , به شهادت آيات مـحـكـمـات قرآن , كافر است . ابن تيميه رهبر وهابيان نيز چنين گفت و كافر شد و در نتيجه به حكم قاضيان اهل سنت (شافعي حنفي و مالكي) زنداني شد و در زندان مرد .
حال سؤال من از برادران وهابي كه در اين سايت حضور دارند اين است كه آيا بر اساس منابعي كه نقل كردم ، شما هم براي خدا زمان و مكان و جسم قائليد ؟ آيا به عقايد رهبرتان ابن تيميه پايبنديد ؟
taslim
Friday 24 February 2006, 09:10AM
يك بار ديگر سوالم را تكرار مي كنم : اگـر كـسى بگويد خدا همچون انسان است , يعنى محدود و محتاج به مكان است , به شهادت آيات مـحـكـمـات قرآن , كافر است . ابن تيميه رهبر وهابيان نيز چنين گفت و كافر شد و در نتيجه به حكم قاضيان اهل سنت (شافعي حنفي و مالكي) زنداني شد و در زندان مرد .
حال سؤال من از برادران وهابي كه در اين سايت حضور دارند اين است كه آيا بر اساس منابعي كه نقل كردم ، شما هم براي خدا زمان و مكان و جسم قائليد ؟ آيا به عقايد رهبرتان ابن تيميه پايبنديد ؟
سلام بر دوست عزيزم «بچه با حال»
ممكن است متوجه شده باشيد كه اين موجود كوچك و نا چيز نه با عقيده شيعيان موافق است و نه وسنيان و وهابي ها و اگرچه شما به اشتباه عقيده خودتان را ضد يكديگر تصور مي كنيد اما بنده مي توانم ثابت كنم كه هر دو گروه زير يك علم را گرفته ايد و داريد در يك جبهه مي جنگيد .
در هرصورت بنده هيچ كاري با عقيده وهابيها در باره عرش و خدايي كه برآن نشسته( مانند آدميان ) ندارم اما كاملاً واضح و بديهست كه در اين باره عقيده شما نيز دقيقاً مطابق ايشان است( اگر آنها چنين عقيده اي داشته باشند) بنده مي توانم صدها حديث (از حديث معراج گرفته تا غيره) به شما معرفي كنم كه تصوري از جلوس خدا بر عرشش كه بر فراز آسمان هفتم قرار دارد به ما مي دهند.
بنا براين خرما خورده را منع خرما جايز نيست. شما كه خود در اين باره فراوان حديث داريد جايز نيست از وهابي ها ايراد بگيريد.
عرش چيست؟ حاملان عرش چه كساني هستند ؟ آيا مي توانيد اين سئوال را پاسخ دهيد؟
شما كه به افكار بدوي و پوچ جاهلان در باره عرش و جلوس خدا بر آن ايراد مي گيريد بايد مفهوم حقيقي عرش را دريافته باشيد ، آن مفهوم چيست؟
بچه با حال
Friday 24 February 2006, 10:11AM
سلام بر دوست عزيزم «بچه با حال»
ممكن است متوجه شده باشيد كه اين موجود كوچك و نا چيز نه با عقيده شيعيان موافق است و نه وسنيان و وهابي ها
اتفاقا اين فرمايش شما را تمام دوستان وهابي حاضر در سايت تكرار مي كنند . من هم قبلا گفته ام كه وابستگي به يك مكتب را به انديشه و فكر مي سنجند نه به اسم . برادران وهابي از وهابيت دفاع مي كنند اما براي اين كه بتوانند از لوازم فاسد اعتقادات خود بگريزند و در نمانند از اعلام اين كه وهابي هستند گريزانند و حتي در برخي موارد به وهابي ها توهين هم مي كنند !
و اگرچه شما به اشتباه عقيده خودتان را ضد يكديگر تصور مي كنيد
شما اعتقاد شيعه را در تصويري كه از خدا دارند بخوانيد . در اين زمينه تاپيك مجزايي درست كردم . و اعتقاد وهابيان را هم بخوانيد و آن وقت مقايسه كنيد . ببينيد ضد هستند يا نه .
اما بنده مي توانم ثابت كنم كه هر دو گروه زير يك علم را گرفته ايد و داريد در يك جبهه مي جنگيد .
ثابت كنيد .
در هرصورت بنده هيچ كاري با عقيده وهابيها در باره عرش و خدايي كه برآن نشسته( مانند آدميان ) ندارم
اين تاپيك مربوط به همين موضوعي است كه شما به آن كاري نداريد . پس مي توانيد از طرح مباحثي كه بحث را منحرف مي كند بپرهيزيد و اجازه بدهيد آنها كه كار دارند بيايند و از عقايد خود دفاع كنند .
اما كاملاً واضح و بديهست كه در اين باره عقيده شما نيز دقيقاً مطابق ايشان است( اگر آنها چنين عقيده اي داشته باشند) بنده مي توانم صدها حديث (از حديث معراج گرفته تا غيره) به شما معرفي كنم كه تصوري از جلوس خدا بر عرشش كه بر فراز آسمان هفتم قرار دارد به ما مي دهند.
بنا براين خرما خورده را منع خرما جايز نيست. شما كه خود در اين باره فراوان حديث داريد جايز نيست از وهابي ها ايراد بگيريد.
اين موضوع و فهم نادرستي را كه از شيعه پيدا كرده ايد ، مي توانيد در انجمن مربوطه اي كه ساخته ام مطرح بفرماييد . اينجا فقط خدا در ايين وهابيت بحث مي شود . همين .
عرش چيست؟ حاملان عرش چه كساني هستند ؟ آيا مي توانيد اين سئوال را پاسخ دهيد؟
شما كه به افكار بدوي و پوچ جاهلان در باره عرش و جلوس خدا بر آن ايراد مي گيريد بايد مفهوم حقيقي عرش را دريافته باشيد ، آن مفهوم چيست؟
اين سوال شما اگر مربوط به منظور شيعه از عرش است كه ربطي به موضوع اينجا ندارد و بايد در انجمن خودش مطرح شود اگر هم مرادتان عرش از ديدگاه وهابيت است كه بايد وهابيان جواب بدهند و من هم همين سؤال را از آنان دارم .
سینا 555
Friday 24 February 2006, 10:54AM
ضمن عرض سلام و تشکر از برادر گرامی بچه با حال بخاطر تشریح بنیادی ذهنیت وهابیون
بنده منتظرم انان که خود را مخاطب گفتگوی ارزنده و علمی ایشان میدانند تشریف بیاورند
و در بحث ایشان شرکت کنند.بنده استفاده میکنم.
taslim
Friday 24 February 2006, 08:12PM
اتفاقا اين فرمايش شما را تمام دوستان وهابي حاضر در سايت تكرار مي كنند . من هم قبلا گفته ام كه وابستگي به يك مكتب را به انديشه و فكر مي سنجند نه به اسم . برادران وهابي از وهابيت دفاع مي كنند اما براي اين كه بتوانند از لوازم فاسد اعتقادات خود بگريزند و در نمانند از اعلام اين كه وهابي هستند گريزانند و حتي در برخي موارد به وهابي ها توهين هم مي كنند !
سلام بر دوست محترم
علت بيزاري بنده از وهابيت اين است كه آنها تعبد غير خدا را مي كنند و دنباله رو قوطي عطاري هستند و شرك حقيقي نيز همين است كه شما نيز از آن بي بهره نيستيد. ولي من هرگز از آن عقيده وهابيت كه شما آن را فاسد مي دانيد و به خاطر آن به اين گروه حمله مي كنيد نتنها اعلام برائت نمي كنم ، بلكه آن را عين آيات قرآن مي دانم. من هميشه گفته ام اگر وهابيت يك حرف درست براي گفتن داشته باشد همين رها كردن مردگان و عدم راز و نياز به درگاه آنهاسيت. و اگر شما اين عقيده آنها را ضاله بدانيد ، قطعاً قرآن را كتابي ضاله دانسته ايد ؛ چرا كه اين عقيده منتجه از قرآن است.
taslim
Friday 24 February 2006, 08:16PM
اين سوال شما اگر مربوط به منظور شيعه از عرش است كه ربطي به موضوع اينجا ندارد و بايد در انجمن خودش مطرح شود اگر هم مرادتان عرش از ديدگاه وهابيت است كه بايد وهابيان جواب بدهند و من هم همين سؤال را از آنان دارم .
بنده منتظرم تا جنابعالي توضيحات خود را در اين باره ارائه كنيد ، در هر تاپيكي كه اين كار را شروع كرديد لطف كنيد اطلاع دهيد
حق جو
Friday 24 February 2006, 08:17PM
يك بار ديگر سوالم را تكرار مي كنم : اگـر كـسى بگويد خدا همچون انسان است , يعنى محدود و محتاج به مكان است , به شهادت آيات مـحـكـمـات قرآن , كافر است . ابن تيميه رهبر وهابيان نيز چنين گفت و كافر شد و در نتيجه به حكم قاضيان اهل سنت (شافعي حنفي و مالكي) زنداني شد و در زندان مرد .
حال سؤال من از برادران وهابي كه در اين سايت حضور دارند اين است كه آيا بر اساس منابعي كه نقل كردم ، شما هم براي خدا زمان و مكان و جسم قائليد ؟ آيا به عقايد رهبرتان ابن تيميه پايبنديد ؟
منتظر پاسخ وهابیون ( که از بردن نام فرقه خود شرم دارند ! ) به سوال برادر عزیزمان بچه با حال هستیم.
ضمنا بنده این نکته را اضافه می کنم که منشا بسیاری از این اعتقادات کفر آمیز در پیروی کور کورانه از قران بدون توجه به سخن اهل بیت است و ابن تیمیه بسیاری از اعتقادات نادرست خود را از قران گرفته است اینها مصداق کسانی هستند که بقول قران توسط قران گمراه می شوند:
یضل به کثیرا و مایضل به الا الفاسقین
بوسیله مثالهای قران عده زیادی گمراه می شوند و اینها فاسقان هستند
آیاتی همچون:
بل یداه مبسوطتان
بلکه دو دست او ( خدا ) گشوده است
یوم یکشف عن ساق
روزی که ساق اشکار می شود می شود
الله نور السماوات و الارض
خداوند نور آسمانها و زمین است
الرحمن علی العرش استوی
خداوند بر عرش قرار گرفت
و.....
در حقیقت دشمنان اهل بیت با قران یا بی قران جهنمی و نزد خداوند مشرکند.
taslim
Friday 24 February 2006, 08:20PM
ثابت كنيد .
براي اثبات همين بس كه بنده در مباحثه با دوستان پيرو حديث(وهابي) مرتب از مطالب گذشته استفاده كرده ام و اين نشان مي دهد كه حربه ها و عقايد شما يكي است ، جز همان عقيده بسيار درست و ناب وهابي ها كه دقيقاً مطابق تعاليم قرآن است
بچه با حال
Saturday 25 February 2006, 07:39AM
بنده منتظرم تا جنابعالي توضيحات خود را در اين باره ارائه كنيد ، در هر تاپيكي كه اين كار را شروع كرديد لطف كنيد اطلاع دهيد
حالا اين شد يه حرفي . در اين مورد تاپيكي درست كردم . شما را به آدرس زير دعوت مي كنم :
http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?p=93259#post93259
اما شما دوست وهابي من، هنوز به سوالم در اين تاپيك پاسخ نداده اي ؟ يك بار ديگر مي پرسم :
اگـر كـسى بگويد خدا همچون انسان است , يعنى محدود و محتاج به مكان است , به شهادت آيات مـحـكـمـات قرآن , كافر است . ابن تيميه رهبر وهابيان نيز چنين گفت و كافر شد و در نتيجه به حكم قاضيان اهل سنت (شافعي حنفي و مالكي) زنداني شد و در زندان مرد .
حال سؤال من از شما برادران وهابي كه در اين سايت حضور داريد اين است كه آيا بر اساس منابعي كه نقل كردم ، شما هم براي خدا زمان و مكان و جسم قائليد ؟ آيا به عقايد رهبرتان ابن تيميه پايبنديد ؟
بچه با حال
Saturday 25 February 2006, 07:48AM
من هميشه گفته ام اگر وهابيت يك حرف درست براي گفتن داشته باشد همين رها كردن مردگان و عدم راز و نياز به درگاه آنهاسيت. و اگر شما اين عقيده آنها را ضاله بدانيد ، قطعاً قرآن را كتابي ضاله دانسته ايد ؛ چرا كه اين عقيده منتجه از قرآن است.
با سلام به شما برادر مسلمانم
هر چند شما عقيده شيعه در اين مورد را اشتباه فهميده ايد و مفصلا قابل نقد وبررسي است اما اين موضوع ربطي به بحث ما در اينجا (خدا در آيين وهابيت ) ندارد . لطفا در جاي خود مطرح كنيد و آياتي را هم كه مي گوييد بر تاييد مدعايتان بياوريد . ما شيعيان قرآن را بهترين و سازنده ترين كتاب براي هدايت بشر مي دانيم . قرآن را كتاب آسماني مكتب خود مي دانيم و اميدواريم مسلمين جهان هر چه بيشتر خود و انديشه هايشان را با اين كتاب عزيز بسنجند و به هدايت الهي دست يابند . وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ فَيُضِلُّ اللّهُ مَن يَشَاءُ وَيَهْدِي مَن يَشَاءُ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ [إبراهيم : 4]
علت بيزاري بنده از وهابيت اين است كه آنها تعبد غير خدا را مي كنند و دنباله رو قوطي عطاري هستند و شرك حقيقي نيز همين است كه شما نيز از آن بي بهره نيستيد. ولي من هرگز از آن عقيده وهابيت كه شما آن را فاسد مي دانيد و به خاطر آن به اين گروه حمله مي كنيد نتنها اعلام برائت نمي كنم ، بلكه آن را عين آيات قرآن مي دانم.
خوشحالم (و در عين حال هدايت الهي را براي همه آرزو مي كنم) كه شما دوست خوب من، صادقانه اعتراف كرديد و اعتقاد به شرك به خدا را در آيين خود پذيرفته ايد و فرموديد نه تنها از آن اعلام برائت نمي كنيد بلكه آن را عين آيات قرآن مي دانيد . از عقيده مشركانه متاسفم واز اعتراف صادقانه خرسندم وشما را مي ستايم . حا لطفا آياتي كه گفتيد دلالت بر اين معنا مي كنند ، را بياوريد . از كجاي قرآن برداشت كرديد خدا همچون انسان , محدود و محتاج به مكان و زمان است ؟ منتظر پاسخ شما دوست خوبم هستم .
بچه با حال
Saturday 25 February 2006, 08:34AM
براي اثبات همين بس كه بنده در مباحثه با دوستان پيرو حديث(وهابي) مرتب از مطالب گذشته استفاده كرده ام و اين نشان مي دهد كه حربه ها و عقايد شما يكي است ،
دوست خوب وهابي من
لطفا مبهم صحبت نفرماييد . مرجع ضماير را مشخص كنيد .
1- مباحثه شما با دوستان پيرو حديث در چه موضوعي بوده كه شما در آن موضوع از مطالب گذشته تان استفاده كرده ايد و نتيجه گرفته ايد شيعه و وهابيت در زير يكي علمند ؟
2- اين موضوع و مباحث كجا مطرح شده . گشتم و پيدا نكردم . لطفا آدرس بدهيد علاقمندم كه آن را مطالعه كنم و ببينم اين اثبات كافي هست يا نه .
3- مرجع ضمير شما در «اين نشان مي دهد كه حربه ها و عقايد شما يكي است ،» چيست ؟ چه چيزي نشان مي دهد حربه ها و عقايد ما يكي است ؟
جز همان عقيده بسيار درست و ناب وهابي ها كه دقيقاً مطابق تعاليم قرآن است
منظور شما از « همان عقيده وهابي ها » كدام عقيده است ؟ آيا منظور شما از عقيده وهابي ها موضوع همين تاپيك يعني عقيده به شرك به خداست ؟ اگر اين است چگونه مطابق تعاليم قرآن است ؟ لطفا آيات مربوطه را بيان كنيد .
از لطف شما ممنونم .
taslim
Saturday 25 February 2006, 11:15PM
خوشحالم (و در عين حال هدايت الهي را براي همه آرزو مي كنم) كه شما دوست خوب من، صادقانه اعتراف كرديد و اعتقاد به شرك به خدا را در آيين خود پذيرفته ايد و فرموديد نه تنها از آن اعلام برائت نمي كنيد بلكه آن را عين آيات قرآن مي دانيد . از عقيده مشركانه متاسفم واز اعتراف صادقانه خرسندم وشما را مي ستايم . حا لطفا آياتي كه گفتيد دلالت بر اين معنا مي كنند ، را بياوريد . از كجاي قرآن برداشت كرديد خدا همچون انسان , محدود و محتاج به مكان و زمان است ؟ منتظر پاسخ شما دوست خوبم هستم .
با سلام
وقتي شما همين چتد خط كلام بنده بي مقدار را تحريف مي كنيد و نتيجه مورد علاقه خود را از آن مي گيريد چگونه مي توان در بحث كردن با شما اميدوار بود؟! چگونه مي توان به صداقت شما اطمينان كرد؟!
سلام بر دوست محترم
علت بيزاري بنده از وهابيت اين است كه آنها تعبد غير خدا را مي كنند و دنباله رو قوطي عطاري هستند و شرك حقيقي نيز همين است كه شما نيز از آن بي بهره نيستيد. ولي من هرگز از آن عقيده وهابيت كه شما آن را فاسد مي دانيد و به خاطر آن به اين گروه حمله مي كنيد نتنها اعلام برائت نمي كنم ، بلكه آن را عين آيات قرآن مي دانم. من هميشه گفته ام اگر وهابيت يك حرف درست براي گفتن داشته باشد همين رها كردن مردگان و عدم راز و نياز به درگاه آنهاسيت. و اگر شما اين عقيده آنها را ضاله بدانيد ، قطعاً قرآن را كتابي ضاله دانسته ايد ؛ چرا كه اين عقيده منتجه از قرآن است.
آنهايي كه از ابتدا با آيات قرآن شروع كردند در نيمه راه وا ماندند و ديگر حرفي براي گفتن نداشتند ، شما كه از ابتدا با تمسك به حرفهاي اين و آن شروع كرديد و سر در قوطي عطاري فرو كرديد ، چگونه ممكن است حرفي از قرآن براي گفتن داشته باشيد؟ چگونه ممكن است مطلبي به پيچيدگي« عرش در قرآن» را فهميده باشيد؟
اگر فهميده بوديد نمي گفتيد كه عيسي در آسمان چهارم منتظر است تا مهدي ظهور كند.
براي توجيه سرعت حركت محمد به سمت عرش خدا ، محدود بودن و حد بودن سرعت نور را انكار نمي كرديد.
مگر جنابعالي عروج پيامبرت را به عرش باور نداري؟
مگر نمي گوييد خداوند در عرش به صداي علي با محمد تكلم كرد؟
مگر نمي گوييد اسم حسين را بر پايه عرش حك كرده اند؟
آيا همين احاديث مورد قبول شيعه نبودند كه عرش را فلك الافلاك مي پنداشتند؟
همه روزه چقدر مزخرفات از زبان منبريان و مداحان مرده خور در باره عرش بيرون مي آيد ؟ اگر شيعه به آنها اعتقاد ندارد پس اينان چه كساني هستند؟
تو مي تواني اين را انكار كني؟
مگر همين شما نيستيد كه مي گوييد محمد تا دو وجبي خدا پيش رفت ؟! چند نمونه از اين سخنان را در همين تالار برايت بياورم؟
يعني اگر گمراهي عمل درستي انجام دهد هركس آن عمل درست را انجام دهد گمراه است؟ اين است منطق شما؟
اگر وهابي ها گفتند فقط از خدا استعانت كن و يا خدارا بخوان و مردگان را رها كن ، هركس اين كار را كرد وهابيست؟
مگر وهابيها روايت و حديث را قبول ندارند؟! پس حتماً شما هم وهابي هستيد چون شما نيز حديث و روايت را قبول داريد.
آيا يك بام و دو هوا درست است؟
ياور
Saturday 25 February 2006, 11:49PM
احسنت
بچه با حال
Sunday 26 February 2006, 11:30AM
با سلام
وقتي شما همين چتد خط كلام بنده بي مقدار را تحريف مي كنيد و نتيجه مورد علاقه خود را از آن مي گيريد چگونه مي توان در بحث كردن با شما اميدوار بود؟! چگونه مي توان به صداقت شما اطمينان كرد؟!
كلام جناب عالي اين بود :
من هرگز از آن عقيده وهابيت كه شما آن را فاسد مي دانيد و به خاطر آن به اين گروه حمله مي كنيد نتنها اعلام برائت نمي كنم ، بلكه آن را عين آيات قرآن مي دانم.
و پاسخ من اين :
خوشحالم (و در عين حال هدايت الهي را براي همه آرزو مي كنم) كه شما دوست خوب من، صادقانه اعتراف كرديد و اعتقاد به شرك به خدا را در آيين خود پذيرفته ايد و فرموديد نه تنها از آن اعلام برائت نمي كنيد بلكه آن را عين آيات قرآن مي دانيد . از عقيده مشركانه متاسفم واز اعتراف صادقانه خرسندم وشما را مي ستايم . حا لطفا آياتي كه گفتيد دلالت بر اين معنا مي كنند ، را بياوريد . از كجاي قرآن برداشت كرديد خدا همچون انسان , محدود و محتاج به مكان و زمان است ؟ منتظر پاسخ شما دوست خوبم هستم .
لطفا بفرماييد چگونه من نتيجه و برداشتي خلاف كلام شما داشته ام ؟ اميدواري در بحث به موفقيت در ارائه پاسخ علمي است نه مجادله . شما به جاي اين حرف ها و مجادله پاسخ يا رد علمي بر حرف هاي من بياوريد . شما گفتيد « آن را عين آيات قرآن مي دانم» . من هم پرسيدم از كجاي قرآن اين معنا را برداشت كرديد . لطفا پاسخ دهيد . متشكرم .
آنهايي كه از ابتدا با آيات قرآن شروع كردند در نيمه راه وا ماندند و ديگر حرفي براي گفتن نداشتند ، شما كه از ابتدا با تمسك به حرفهاي اين و آن شروع كرديد و سر در قوطي عطاري فرو كرديد ،
مثل اين كه شما هيچ يك از پست هاي مرا نخوانده ايد ؟! حرف هاي اين و آن كه شما مي فرماييد همان حرف هايي است كه من از كتاب هاي خود شما وهابيان (اين تيميه ، محمد بن عبد الوهاب و ..) آوردم و از شما خواستم كه آنها را با قرآن تطبيق دهيد . چرا چنين نمي كنيد ؟ آيا شيعه بايد بيايد و عقايد وهابيان را با قرآن تطبيق دهد ؟ دوست خوب وهابي من ، شما خودت بايد از مكتب خودت دفاع كني نه من كه شيعه هستم .
چگونه ممكن است حرفي از قرآن براي گفتن داشته باشيد؟
اين همان سؤالي است كه من ده ها بار از شما پرسيدم اما شما تا كنون حتي يك مورد هم به من پاسخ نداده ايد .
چگونه ممكن است مطلبي به پيچيدگي« عرش در قرآن» را فهميده باشيد؟
اگر فهميده بوديد نمي گفتيد كه عيسي در آسمان چهارم منتظر است تا مهدي ظهور كند.
براي توجيه سرعت حركت محمد به سمت عرش خدا ، محدود بودن و حد بودن سرعت نور را انكار نمي كرديد.
مگر جنابعالي عروج پيامبرت را به عرش باور نداري؟
مگر نمي گوييد خداوند در عرش به صداي علي با محمد تكلم كرد؟
مگر نمي گوييد اسم حسين را بر پايه عرش حك كرده اند؟
آيا همين احاديث مورد قبول شيعه نبودند كه عرش را فلك الافلاك مي پنداشتند؟
همه روزه چقدر مزخرفات از زبان منبريان و مداحان مرده خور در باره عرش بيرون مي آيد ؟ اگر شيعه به آنها اعتقاد ندارد پس اينان چه كساني هستند؟
تو مي تواني اين را انكار كني؟
مگر همين شما نيستيد كه مي گوييد محمد تا دو وجبي خدا پيش رفت ؟! چند نمونه از اين سخنان را در همين تالار برايت بياورم؟
برادر گرامي اين حرف هاي شما چه ربطي به موضوع اين تاپيك دارد . من تاپيك معناي عرش را ساختم . اگر واقعا قصد پاسخ گويي داريد چرا سخنان خود را در آنجا مطرح نمي كنيد ؟ چرا شما دوستان وهابي هر وقت به هر تاپيكي مي رويد از موضوعي غير از موضوع جاري آن سحن مي گوييد و سعي مي كنيد سير بحث را عوض كنيد . در مورد سوالاتي كه پرسيديد در تاپيك مربوطه منتظرتان هستم .
يعني اگر گمراهي عمل درستي انجام دهد هركس آن عمل درست را انجام دهد گمراه است؟ اين است منطق شما؟
شما اين منطق را از كدام حرف هاي من برداشت كرديد؟ مشتاقم بدانم .
اگر وهابي ها گفتند فقط از خدا استعانت كن و يا خدارا بخوان و مردگان را رها كن ، هركس اين كار را كرد وهابيست؟
اين جواب چه ربطي به موضوع اينجا دارد . لطفا به تاپيك شرك حاجت خواهان بياييد و آنجا مشكلتان را مطرح كنيد . اينجا خدا در آيين وهابيت بحث مي شود .
مگر وهابيها روايت و حديث را قبول ندارند؟! پس حتماً شما هم وهابي هستيد چون شما نيز حديث و روايت را قبول داريد.
با اين جمله كدام بخش از موضوعات اين تاپيك (خدا در ايين وهابيت) را مي خواهيد پاسخ دهيد ؟!!
لطفا براي مطالب و سوالاتي كه مطرح كردم پاسخ علمي بدهيد و مباحث متفرقه را مطرح نكنيد .
taslim
Sunday 26 February 2006, 02:57PM
دوست محترم
كلام بنده در اصل اين بود
سلام بر دوست محترم
علت بيزاري بنده از وهابيت اين است كه آنها تعبد غير خدا را مي كنند و دنباله رو قوطي عطاري هستند و شرك حقيقي نيز همين است كه شما نيز از آن بي بهره نيستيد. ولي من هرگز از آن عقيده وهابيت كه شما آن را فاسد مي دانيد و به خاطر آن به اين گروه حمله مي كنيد نتنها اعلام برائت نمي كنم ، بلكه آن را عين آيات قرآن مي دانم. من هميشه گفته ام اگر وهابيت يك حرف درست براي گفتن داشته باشد همين رها كردن مردگان و عدم راز و نياز به درگاه آنهاسيت. و اگر شما اين عقيده آنها را ضاله بدانيد ، قطعاً قرآن را كتابي ضاله دانسته ايد ؛ چرا كه اين عقيده منتجه از قرآن است.
و شما دنباله اش را بريديد و آن را بصورت زير در آورديد تا نتيجه مورد علاقه خود را بگيريد
سلام بر دوست محترم
علت بيزاري بنده از وهابيت اين است كه آنها تعبد غير خدا را مي كنند و دنباله رو قوطي عطاري هستند و شرك حقيقي نيز همين است كه شما نيز از آن بي بهره نيستيد. ولي من هرگز از آن عقيده وهابيت كه شما آن را فاسد مي دانيد و به خاطر آن به اين گروه حمله مي كنيد نتنها اعلام برائت نمي كنم ، بلكه آن را عين آيات قرآن مي دانم.
شما اسم اين كار را چه مي گذاريد؟ ساده لوحي يا شيطنت؟
اگر كسي چنين كاري با نوشته شما بكند چكار خواهيد كرد ؟
مطلب زير متعلق به شماست
خدا همچون انسان , محدود و محتاج به مكان و زمان است ؟
جنابعالي كه داشتيد از وهابيت ايراد مي گرفتيد پس چه شد كه خودتان براي خدا زمان و مكان قائل شديد؟
آيا كفر از اين بالاتر ؟
برادر وهابي من
شما كه ديگران را به مؤدب بودن سفارش مي كرديد چه شد كه خودتان آن را فراموش كرديد؟
اگر يك نوجوان مدرسه اي مطلب بنده را خوانده بود بطور حتم منظورمرا مي فهميد ، حال سئوال بنده از شما اين است؛ نتيجه اي كه از مطلب من گرفتيد از روي ساده لوحي بود يا شيطنت؟
اميدوارم براي پاسخ به اين سئوال اقدام به گشودن تاپيكي به نام «پاسخ سئوال شما» نكنيد!
بچه با حال
Sunday 26 February 2006, 06:43PM
دوست محترم
كلام بنده در اصل اين بود
و شما دنباله اش را بريديد و آن را بصورت زير در آورديد تا نتيجه مورد علاقه خود را بگيريد
شما اسم اين كار را چه مي گذاريد؟ ساده لوحي يا شيطنت؟
اگر كسي چنين كاري با نوشته شما بكند چكار خواهيد كرد ؟
مطلب زير متعلق به شماست
جنابعالي كه داشتيد از وهابيت ايراد مي گرفتيد پس چه شد كه خودتان براي خدا زمان و مكان قائل شديد؟
آيا كفر از اين بالاتر ؟
برادر وهابي من
شما كه ديگران را به مؤدب بودن سفارش مي كرديد چه شد كه خودتان آن را فراموش كرديد؟
اگر يك نوجوان مدرسه اي مطلب بنده را خوانده بود بطور حتم منظورمرا مي فهميد ، حال سئوال بنده از شما اين است؛ نتيجه اي كه از مطلب من گرفتيد از روي ساده لوحي بود يا شيطنت؟
اميدوارم براي پاسخ به اين سئوال اقدام به گشودن تاپيكي به نام «پاسخ سئوال شما» نكنيد!
كدام يك از اين مطالب پاسخ سوال من است ؟
يك بار ديگر سوالم را تكرار مي كنم : اگـر كـسى بگويد خدا همچون انسان است , يعنى محدود و محتاج به مكان است , به شهادت آيات مـحـكـمـات قرآن , كافر است . ابن تيميه رهبر وهابيان نيز چنين گفت و كافر شد و در نتيجه به حكم قاضيان اهل سنت (شافعي حنفي و مالكي) زنداني شد و در زندان مرد .
حال سؤال من از برادران وهابي كه در اين سايت حضور دارند اين است كه آيا بر اساس منابعي كه نقل كردم ، شما هم براي خدا زمان و مكان و جسم قائليد ؟ آيا به عقايد رهبرتان ابن تيميه پايبنديد ؟
اگر وهابي هستيد جواب بدهيد .
(قانون)
Sunday 26 February 2006, 10:29PM
با درود بر برادر بزرگوارم جناب بچه با حال گرامي
و همچنين برادر گرامي جناب تسليم
در جايي كه جناب تسليم خود از فرقه وهابيت ابراز انزجار و تبري مي جويند ، چه عاملي باعث شده جناب بچه باحال عزيز چنين اتهامي را به ايشان مي بندند؟
بنده تنها دليل ميطلبم .
زيرا لزومي نمي بينم كسي را به زور متهم به داشتن عقايدي جز آنچه خود ابراز مي نمايد نمود .
از جناب تسليم نيز درخواست مي كنم اگر در رد ادعاي جناب بچه با حال مطلبي دارند ، بياورند ، و در غير اين صورت ، از جدال و مِراء كه خود نوعي شرك محسوب مي شود ، بپرهيزند .
با سپاس
بچه با حال
Monday 27 February 2006, 09:28AM
با درود بر برادر بزرگوارم جناب بچه با حال گرامي
و همچنين برادر گرامي جناب تسليم
در جايي كه جناب تسليم خود از فرقه وهابيت ابراز انزجار و تبري مي جويند ، چه عاملي باعث شده جناب بچه باحال عزيز چنين اتهامي را به ايشان مي بندند؟
بنده تنها دليل ميطلبم .
زيرا لزومي نمي بينم كسي را به زور متهم به داشتن عقايدي جز آنچه خود ابراز مي نمايد نمود .
از جناب تسليم نيز درخواست مي كنم اگر در رد ادعاي جناب بچه با حال مطلبي دارند ، بياورند ، و در غير اين صورت ، از جدال و مِراء كه خود نوعي شرك محسوب مي شود ، بپرهيزند .
با سپاس
با سلام به شما دوست عزيزم .
وابستگي به يك عقيده به نام و اسم نيست به انديشه است . وقتي اين دوستان از انديشه وهابيت دفاع مي كنند طبيعي است كه من بگويم وهابي هستند، حال آنان هر چقدر مي خواهند به وهابيت فحش بدهند . نكته ديگر اين كه مخاطب من در سوالاتم وهابيان هستند اما هميشه اين دوستان مي آيند و اصرار دارند بحث را عوض كنند . من چندين بار تذكر داده ام كه اگر اين آقايان وهابي نيستند ، بحث را عوض نكنند ، اجازه بدهند وهابيان پاسخ بدهند . اگر هم وهابي هستند خوب جواب را بدهند يكي به نعل نزنند و يكي به ميخ .
taslim
Monday 27 February 2006, 03:46PM
با درود بر برادر بزرگوارم جناب بچه با حال گرامي
و همچنين برادر گرامي جناب تسليم
در جايي كه جناب تسليم خود از فرقه وهابيت ابراز انزجار و تبري مي جويند ، چه عاملي باعث شده جناب بچه باحال عزيز چنين اتهامي را به ايشان مي بندند؟
بنده تنها دليل ميطلبم .
زيرا لزومي نمي بينم كسي را به زور متهم به داشتن عقايدي جز آنچه خود ابراز مي نمايد نمود .
از جناب تسليم نيز درخواست مي كنم اگر در رد ادعاي جناب بچه با حال مطلبي دارند ، بياورند ، و در غير اين صورت ، از جدال و مِراء كه خود نوعي شرك محسوب مي شود ، بپرهيزند .
با سپاس
سلام بر برادر عزيزم قانون
يكي از ويژگيهاي موحدين اين است كه جز خدا را نمي خوانند و هيچ واسطه غير مادي را براي رساندن نياز و حاجاتشان به پروردگار ، بر نمي گزينند. آنها مردگان را نمي خوانند چون معتقدند مردگان نه صدايشان را مي شنوند و نه اگر هم بشنوند مي توانند برايشان كاري بكنند.
وهابيها يا حد اقل كساني كه به وهابي مشهور شده اند ، تا حدودي بطور دست و پا شكسته از اين ويژگي برخوردارند و دقيقاً به همين دليل هركس اين ويژگي را داشته باشد ، كساني كه بطور كلي با قرآن بيگانه هستند ، طوطي وار به او وهابي مي گويند. در حالي كه وهابيها پيروان درجه يك قوطي عطاري هستند.
آنها آنچنان اعتباري براي احاديث و روايات قائلند كه تقريباً يك آيه قرآن برايشان فرق چنداني با يك حديث منتسب به پيامبر ندارد. درواقع بت پرستي واقعي همين دنباله روي سخنان و اهواء ديگران است كه در پسشان شيطان نهفته است.
دقيقاً روي همين حساب بود كه بنده در بحثهاي دوستمان «بچه با حال » شركت كردم ، چون مي دانستم او نيز مفهوم واهابيت را متوجه نشده و هركس كه خدا را خالصانه بخواند وهابي تصور مي كند.
من نمي دانم چرا او به خودش وهابي نمي گويد ؛ چون يكي ديگر از ويژگيهاي برجسته وهابيها ، پيروي از احاديث و روايات است و شيعيان نيز از اين ويژگي برخوردارند.
در هرصورت چون شما دوست و برادر بزرگوار فرموده ايد پاسخش را بدهم ، امر شما را اطاعت مي كنم و اين كار را مي كنم :
بنده اعتقاد وهابيت را در باره جسم بودن خداوند و زمان و مكان داشتنش نمي دانم ولي اعتقاد خودم را خوب مي دانم ؛ هيچگاه چنين عقيده اي نداشته ، ندارم و نخواهم داشت.
اما اين دوست عزيز خود مي گويد : «وابستگي به يك عقيده به نام و اسم نيست به انديشه است» اگر اين حرف را بپذيريم آنگاه بنده هيچ شكي ندارم كه اكثر شيعيان به محدود بودن و جسم بودن خدا معتقدند.
اگر باور نداري هربار كه واژه عرش را از زبان كسي (معمولاً از صدا و سيما يا مجالس مداحي و نوحه خاني ) شنيدي ، خوب به چيزي كه مي گويد دقت كن تا اين ادعاي بنده را ثابت شده بيابي.
به خدا قسم مطلبي را كه مي خواهم بگويم چند سال پيش در نمايش مستقيم تلوزيوني مراسم شب قدر ، از زبان يك منبري بسيار معروف شنيده و ديده ام.
او بر منبر نشسته بود و داشت تعريف مي كرد : روزي پيامبر از در وارد شد و در حالي كه سبد خرمايي به دست داشت يكي را بر داشت و در دهن فاطمه گذاشت و گفت : هنياً مريا يافاطمه
و به همين ترتيب حسنين را هم خرما داد و همان عبارت را تكرار كرد . آخر سر يك خرما هم در دهن علي گذاشت اما همينكه آمد همان جمله را بگويد( آخوند در اينجا سر خود را از روي منبر به طرف پايين خم كرد و گفت) خدا از بالاي عرش صدا زد : هنياً مريا ياعلي
جاهد
Monday 27 February 2006, 04:06PM
انك انت الوهاب
خداوند هم خود وهابي است......
كسانيكه از علم وسواد بي بهره اند ومنطقي جز زور ندارند سعيشان اينست كه به ديگران بهتان وافترا ببندند واين وهابي هم حربه اي شده در ايران براي كوبيدن آزاد انديشان ديني كه به امثال مرحوم دكتر شريعتي هم اين مارك را مي زدند
چرا براي بحث دلايل خود را مطرح نمي كنيد
بطور مثال اگر جرج بوش بگويد كه ماست سفيد است آيا منبعد كسي كه سفيد بودن ماست را تاييد كرد آمريكائي وطرفدار جرج بوش است؟؟!!
بچه با حال
Monday 27 February 2006, 06:59PM
انك انت الوهاب
خداوند هم خود وهابي است......
كسانيكه از علم وسواد بي بهره اند ومنطقي جز زور ندارند سعيشان اينست كه به ديگران بهتان وافترا ببندند واين وهابي هم حربه اي شده در ايران براي كوبيدن آزاد انديشان ديني كه به امثال مرحوم دكتر شريعتي هم اين مارك را مي زدند
چرا براي بحث دلايل خود را مطرح نمي كنيد
بطور مثال اگر جرج بوش بگويد كه ماست سفيد است آيا منبعد كسي كه سفيد بودن ماست را تاييد كرد آمريكائي وطرفدار جرج بوش است؟؟!!
برادر عزيزم ، مغالطه نفرماييد . وهابي دو معنا دارد . يكي معناي لغوي به معناي بسيار بخشنده و يكي معناي اصطلاحي كه به پيروان مكتب ابن تيميه مي گويند . آنچه در اين انجمن ها مورد بحث است وهابي به معناي اصطلاحي است و آنچه شما فرموده ايد وهابي به معناي لغوي . اين براي هر كسي مسلام است كه وهابي به معناي لغوي آن پسنديده است و آرزوي هر كسي است كه اين گونه باشد : عِندَهُمْ خَزَائِنُ رَحْمَةِ رَبِّكَ الْعَزِيزِ الْوَهَّابِ [صـ : 9] . يا : رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنتَ الْوَهَّابُ [آل عمران : 8]
نكته ديگر اين كه موضوع مورد بحث در اينجا خدا از ديدگاه وهابيان است نه ديدگاه شما . اگر شما دوست خوبم وهابي هستي و آنچه را گفتم قبول داري ، خوب بسم الله شروع كن به نقد علمي . اگر هم وهابي نيستي و خدا را محدود به زمان و مكان نمي داني كه آن وقت با من هم نظري و دعوايي نيست . در اين صورت مويد آنچه گفتم مي باشي . پس اين ناراحتي شما براي چيست ؟ جايگاه اين فرموده هاي شما اين است كه من كه شيعه ام دارم از يك وهابي سوال مي پرسم و آن وقت شما كه مي گويي وهابي نيستي به عنوان شخص ثالثي آمده اي و به من شيعه اعتراض مي كني كه چرا به من وهابي مي گويي . دوست خوبم . با چه زباني بگويم مخاطب من وهابيون هستند . اگر شما وهابي نيستي و آنچه را كه گفتم قبول نداري و با من هم نظر هستي ، خوب در اين صورت من كه با شما كاري ندارم .
بچه با حال
Monday 27 February 2006, 07:43PM
سلام بر برادر عزيزم قانون
يكي از ويژگيهاي موحدين اين است كه جز خدا را نمي خوانند و هيچ واسطه غير مادي را براي رساندن نياز و حاجاتشان به پروردگار ، بر نمي گزينند.
اين همان اعتقادي است كه هم من قبول دارم و هم شما . پس نزاعي در اين مورد نيست .
آنها مردگان را نمي خوانند چون معتقدند مردگان نه صدايشان را مي شنوند و نه اگر هم بشنوند مي توانند برايشان كاري بكنند.
اين معنا بايد تبيين شود . مراد از خواندن مردگان چيست ؟ اگر مرا د پرستيدن مردگان باشد كه باز هم اين معنا مورد اتفاق من و شما هر دو است و در اين مورد نزاعي نداريم .
اگر مراد شما منع از خواندن مردگان براي دعا و حاجت خواستن و ... است كه اين ادعا بايد ثابت شود . شما بايد از قرآن دليل بياوريد بر اين كه نبايد از مردگان جاجت خواست من هم بايد دليل بياورم كه مي توان حاجت خواست . آنان كه معتقدند نمي توان از مردگان حاجت خواست پيرو مكتب ابن تيميه هستند و حتي بزرگان اهل سنت هم چنين نمي گويند . از آنجا كه موضوع اين تاپيك مربوط به خدا در آيين وهابيت است نه اين مطلبي كه مطرح فرموده ايد ، مناسب است بحث در اين مورد را در تاپيك شرك حاجت خواهان ادامه بدهيم .
وهابيها يا حد اقل كساني كه به وهابي مشهور شده اند ، تا حدودي بطور دست و پا شكسته از اين ويژگي برخوردارند و دقيقاً به همين دليل هركس اين ويژگي را داشته باشد ، كساني كه بطور كلي با قرآن بيگانه هستند ، طوطي وار به او وهابي مي گويند.
اتفاقا يكي از مشخصه هاي وهابيان اعتقاد به منع حاجت خواهي از مردگان است . و در اين مورد تعابير مانند « تاحدودي » معنا ندارد . چرا كه وهابي وجود ندارد كه كاملا به اين معنا اعتقاد نداشته باشد . اگر چنين باشد كه وهابي نيست . شما در تاپيك مربوطه آيات قرآن را بياوريد تا با يكديگر مورد بررسي قرار دهيم .
در حالي كه وهابيها پيروان درجه يك قوطي عطاري هستند.
آنها آنچنان اعتباري براي احاديث و روايات قائلند كه تقريباً يك آيه قرآن برايشان فرق چنداني با يك حديث منتسب به پيامبر ندارد. درواقع بت پرستي واقعي همين دنباله روي سخنان و اهواء ديگران است كه در پسشان شيطان نهفته است.
در اين مورد كاملا با حرف شما دوست خوبم موافقم . چشم و گوش بسته و به طور مطلق روايات را پذيرفتن عملي نكوهيده است خواه آن كه چنين مي كند وهابي باشد خواه شيعه . البته بايد آن سوي سكه را هم در نظر گرفت كه از روايات متواتر و مورد اتفاق تمام فرق مسلمين بايد بهره گرفت . هر چند فكر مي كنم شما به بخش دوم سخن من (تمسك به روايات متواتر) علاقه اي نداريد ولي من مشتاقم كه مباحث خود را بر اساس قرآن و ميزان الهي اللَّهُ الَّذِي أَنزَلَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ وَالْمِيزَانَ پي بگيريم و لي تاكيد دارم كه هر سخني در جاي خودش گفته شود در موضوعات نبايد در هم و اميخته مورد بحث قرار بگيرند .
دقيقاً روي همين حساب بود كه بنده در بحثهاي دوستمان «بچه با حال » شركت كردم ،
من از اين كه افتخار بحث با شما را يافته ام خرسندم و اميدوارم ادامه داشته باشد .
چون مي دانستم او نيز مفهوم واهابيت را متوجه نشده و هركس كه خدا را خالصانه بخواند وهابي تصور مي كند.
اشتباه فهميده ايد . من هرگز چنين نمي گويم . من با جان و دل به اين آيه كريمه معتقدم كه هُوَ الْحَيُّ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ [غافر : 65] و به همين دليل سوال اساسي من اين است كه چرا دوستان وهابي حاضر در سايت به شيعيان مشرك مي گويند . اگر شيعيان مشرك باشند بر اساس مطالبي كه از منابع وهابيان نقل كردم ، برادران وهابي هم مشرك هستند .
من نمي دانم چرا او به خودش وهابي نمي گويد ؛ چون يكي ديگر از ويژگيهاي برجسته وهابيها ، پيروي از احاديث و روايات است و شيعيان نيز از اين ويژگي برخوردارند.
اولا : ملاك پيروي از احاديث را براي شما دوست خوبم گفتم . براي من ملاك متواتر بودن روايات است اما براي وهابيان شما خودت هم گفتي كه به هر روايتي استناد مي كنند و من اين كار آنها را قبول ندارم .
ثانيا: پيروي از احاديث و روايات ملاك خوبي براي جدا كردن وهابي از غير وهابي نيست . در اين صورت بايد حنفي ها مالكي ها شافعي ها و ... همه وهابي باشند .
در هرصورت چون شما دوست و برادر بزرگوار فرموده ايد پاسخش را بدهم ، امر شما را اطاعت مي كنم و اين كار را مي كنم :
لطف فرموديد و از شما سپاسگزاري مي كنم .
بنده اعتقاد وهابيت را در باره جسم بودن خداوند و زمان و مكان داشتنش نمي دانم ولي اعتقاد خودم را خوب مي دانم ؛ هيچگاه چنين عقيده اي نداشته ، ندارم و نخواهم داشت.
مرحبا بناصرنا . عقيده من هم مانند شماست . پس من و شما دوست خوبم در اين موضوع مويد نظرات يكديگرم . بنا بر اين مخاطب اين تاپيك ، شما نيستيد . من براي آن دوست ديگرمان هم گفتم اگر شما دوست خوبم ديدگاه وهابيان را در اين موضوعي كه گفتم قبول داري ، خوب بسم الله شروع كن به نقد علمي . اگر هم قبول نداري و خدا را محدود به زمان و مكان نمي داني كه آن وقت با من هم نظري و دعوايي نيست . در اين صورت مويد آنچه گفتم مي باشي . پس اين ناراحتي شما براي چيست ؟ جايگاه اين فرموده هاي شما اين است كه من كه شيعه ام دارم از يك وهابي سوال مي پرسم و آن وقت شما كه مي گويي وهابي نيستي به عنوان شخص ثالثي آمده اي و به من شيعه اعتراض مي كني كه چرا به من وهابي مي گويي . دوست خوبم ، مخاطب من وهابيون هستند . شما كه با من هم عقيده و هم نظر هستي ، خوب در اين صورت من كه با شما كاري ندارم .
اما اين دوست عزيز خود مي گويد : «وابستگي به يك عقيده به نام و اسم نيست به انديشه است» اگر اين حرف را بپذيريم آنگاه بنده هيچ شكي ندارم كه ...
آيا شما اين حرف را قبول نداري ؟ خدا وكيلي به من جواب بده . آيا اين عبارت من «وابستگي به يك عقيده به نام و اسم نيست به انديشه است» حرف گزاف و غلطي است ؟
اگر باور نداري هربار كه واژه عرش را از زبان كسي (معمولاً از صدا و سيما يا مجالس مداحي و نوحه خاني ) شنيدي ، خوب به چيزي كه مي گويد دقت كن تا اين ادعاي بنده را ثابت شده بيابي.
به خدا قسم مطلبي را كه مي خواهم بگويم چند سال پيش در نمايش مستقيم تلوزيوني مراسم شب قدر ، از زبان يك منبري بسيار معروف شنيده و ديده ام.
او بر منبر نشسته بود و داشت تعريف مي كرد : روزي پيامبر از در وارد شد و در حالي كه سبد خرمايي به دست داشت يكي را بر داشت و در دهن فاطمه گذاشت و گفت : هنياً مريا يافاطمه
و به همين ترتيب حسنين را هم خرما داد و همان عبارت را تكرار كرد . آخر سر يك خرما هم در دهن علي گذاشت اما همينكه آمد همان جمله را بگويد( آخوند در اينجا سر خود را از روي منبر به طرف پايين خم كرد و گفت) خدا از بالاي عرش صدا زد : هنياً مريا ياعلي
دوست خوبم اولا بنا براين شد كه ملاك ها در بحث قرآن باشد نه سخنان اين و آن ولو افراد منبري. اگر اين طور باشد من هم مي توانم حرف هاي زيادي را به وهابيان و ... نسبت بدهم . منبع مورد استناد و سخن ما بايد معتبر باشد .
ثانيا من بارها اعلام آمادگي كردم كه در اين زمينه در تاپيكي كه در همين موضوع عرش ساخته ام از نظرات شما آگاه شوم . در موضوع عرش در آنجا مي توانيم از نظرات يكديگر بهره مند شويم.
از اين كه لطف كرديد و نظر خودتان (خدا محدود به مكان و زمان نيست بر خلاف آنچه وهابيان معتقدند) را اعلام كرديد سپاسگزاري مي كنم و بار ديگر به كليه دوستاني كه مي خواهند در اين بحث شركت كنند عرض ميكنم : دوستان خويم فقط در همين موضوع (خدا در آيين وهابيت) بنويسيد و با بيان علمي به طرح ونقد نظرا ت يكديگر بپردازيد . اگر شما خدا را محدود به زمان و مكان مي دانيد و به آنچه در ابتدا مطرح كردم معتقديد به دفاع از انديشه خود با قرآن و بيان علمي بپردازيد و گرنه از مجادله غير احسن و طرح مسائل نامربوط بپرهيزيد . ادْعُ إِلِى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ [النحل : 125]
بچه با حال
Thursday 9 March 2006, 09:27AM
خوشحالم كه الحمد لله برادران سلفي هم بر خلاف آنچه مي پنداشتم خدا را محدود به مكان و زمان نمي دانند . يك هفته سكوت احتمالا مي تواند نشانه رضايت باشد . اما شبهه اي كه هنوز براي من حل نشده است اين است كه چرا خدا وند را با چنين اوصافي در كتب خود آورده اند .
راستگویان
Friday 10 March 2006, 12:09AM
باز هم جای تشکر از جناب بچه با حال وجود دارد که تلطیف و ملایمت به خرج داده و این عقاید شرک آمیز در مورد خدا را فقط به فرقه وهابیت نسبت داده اند ،
وگرنه عقیده به تجسیم و تحدید خدا ، در معتبرترین کتب اهل سنت و جماعت ( یعنی صحیح بخاری و صحیح مسلم ) نیز آمده است .
در واقع ، اینها جزئی از عقاید اهل سنت است ، ولی ما اینجا انصاف به خرج داده و فقط وهابیان را مورد خطاب قرار میدهیم ،
چرا که این فزقه در حال حاضر ، خطرناکترین فرقه امت اسلامی محسوب میشود ،
و به قول دکتر تیجانی ، در حال حاضر ، « خوارج » این امت ، همین وهابی ها هستند .
http://forum.persiantools.com/images/smilies2/happysmiley.gif
راستگویان
Friday 10 March 2006, 12:12AM
من هميشه گفته ام اگر وهابيت يك حرف درست براي گفتن داشته باشد همين رها كردن مردگان و عدم راز و نياز به درگاه آنهاسيت. و اگر شما اين عقيده آنها را ضاله بدانيد ، قطعاً قرآن را كتابي ضاله دانسته ايد ؛ چرا كه اين عقيده منتجه از قرآن است.
جناب تسلیم ، اینکه حضرتعالی ، امامان بزرگوار شیعه را با افراد عادی یکی میدانید ، و زیارت قبور مطهر ایشان و توسل به ارواح ملکوتی آنها ، جهت تقرب به خداوند متعال را امری بیهوده میشمارید ، قابل بحث و گفتگوست ، به راسنی که چنین نیست ؛
این عقیده و نظر شما ، ناشی از برداشت نادرست از مفهوم « عبادت » می باشد ،
اگر در این مورد صحبت نشده ، من سخنانی برای گفتم دارم ، اگر مایلید ، بسم اللّه
ابتدا شما ادله خود را از قرآن ، مبنی بر رد زیارت قبور ائمه بیاورید .
بچه با حال
Friday 10 March 2006, 08:33AM
دوست خوبم جناب راستگويان ضمن تاييد فرمايشات شما علاقمندم موضوع اين تاپيك عوض نشود . لذا فقط موضوع خدا در آيين وهابيت مورد بحث وبررسي قرار گيرد .
وگرنه عقیده به تجسیم و تحدید خدا ، در معتبرترین کتب اهل سنت و جماعت ( یعنی صحیح بخاری و صحیح مسلم ) نیز آمده است .
ضمن تاييد كلام خوبتان يكي از دلايلي كه من اهل سنت را خطاب قرار ندادم آن است كه غالب اهل سنت روايات تجسيم خداوند را ضعيف مي دانند . لا اقل اين است كه صراحتا خداوند را محدود به مكان و زمان نمي دانند . اما برادران وهابي و سلفي اين گونه نيستند . بر خلاف دوستاني كه در اين گتفگو شركت كردند و گفتند خدا را محدود نمي دانند . من ازاين كه اين برادران اين گونه مستقل و عاقلانه مي انديشند ، خوشحالم .
در ادامه از شما دوست خوبم مي خواهم كه مواردي را كه فرموديد در صحيح بخاري و ... را بياوريد استفاده كنيم . چون صحيح بخاري نيز يكي از منابع مورد استفاده برادران سلفي و وهابي است .
راستگویان
Friday 10 March 2006, 04:02PM
در ادامه از شما دوست خوبم مي خواهم كه مواردي را كه فرموديد در صحيح بخاري و ... را بياوريد استفاده كنيم . چون صحيح بخاري نيز يكي از منابع مورد استفاده برادران سلفي و وهابي است .
حتماً دوست عزیز ،
امروز نمیتوانم ، فردا میروم و از کتابخانه کتاب را برایتان آورده و احادیث را عیناً برایتان بازگو میکنم .
حق جو
Friday 10 March 2006, 05:03PM
سلام بر دوستان عزیز
بر کسی که دستی در مطالعه داشته باشد پوشیده نیست که اهل سنت معتبرترین کتابهای حدیث دانشمندان خود را صحیح نامیده اند. در بین تالیفات اهل سنت شش کتاب بعنوان صحیح ( صحاح سته ) شناخته شده اند. در بین اینها دو صحیح بخاری و مسلم از اعتبار بیشتری برخوردارند و در میان ایندو صحیح بخاری بیش از دیگری مورد اعتماد است.
اهل سنت این کتاب را معتبر ترین کتاب پس از قران می دانند. یکی از اساسی ترین علل گرایش فراوان اهل سنت به این کتاب جانبداری مولف آن از عمر ابن خطاب در نقل حدیث است.
بخاری هر گاه با حدیثی که نقاط ضعف عمر ابن خطاب را آشکار می کند روبرو شده است بی مهابا دست به تحریف زده و در اینمورد ضمن نادیده گرفته آنچه سایر مولفین اهل سنت نقل کرده اند گاهی از اوقات حتی بر خلاف نقل گفتارهای قبلی خودش حدیث سازی می کند!
گذشته از این جانبداری از عمر ابن خطاب در این کتاب بر حفظ حرمت قران و پیامبر نیز مقدم است!!
بشنوید از فصل توحید در صحیح بخاری:
بخاری در صحیحش در کتاب التوحید از عمر ابن خطاب نقل می کند که گفت: به هشام ابن حکیم گوش دادم که در زمان پیامبر قران می خواند پس دیدم او به گونه ای می خواند که من از پیامبر یاد نگرفته ام! او در حال نماز بود. می خواستم همانجا او را باز خواست کنم ولی صبر کردم تا سلام نماز را داد . سپس عبایش را کشیدم و گفتم چه کسی این سوره را اینطور یادت داده است؟ گفت رسول خدا اینچنین یادم داده است. گفتم دروغ می گویی چرا که او همین سوره را طور دیگری به من یاد داده است!!
پس اورا کشیدم و نزد پیامبر بردم و گفتم این شخص سوره فرقان را به گونه ای غیر از آنچه شما به ما آموخته اید می خواند.
پیامبر گفت ای هشام بخوان . او به همانگونه که در نماز از او شنیده بودم شروع به خواندن کرد. حضرت فرمود همینطور نازل شده. سپس به من گفت ای عمر!! تو بخوان.
من هم همانطور که خودش به من آموخته بود خواندم. پیامبر فرمود همینطور نازل شده است!!!!!
این قران بر هفت گونه نازل شده پس بخوانید هر چه می توانید!!!
صحیح بخاری جلد 8 صفحه 215
حق جو
Friday 10 March 2006, 09:00PM
خدای قابل رویت در اعتقاد اهل سنت و وهابیون
عن جریر قال کنا جلوسا عند النبی فنظر الی القمر لیله لیله البدر فقال انکم سترون ربکم کما ترون هذا القمر ، لا تضامون فی رویته ، فان استطعتم لا تغلبوا علی صلاه قبل طلع الشمس و قبل غروبها فافعلوا ثم قرا و سبح باسم ربک قبل طلوع الشمس و قبل الغروب
جریر می گوید یکشب ( شب چهاردهم ) نزد پیامبر نشسته بودیم آنحضرت نگاهی به قرص ماه کرد آنگاه گفت: همانطور که این ماه را می بینید خدا را نیز خواهید دید و در دیدن خداوند به شما هیچ فشار و ناراحتی وارد نخواهد شد. هر چه می توانید در باره نماز صبح و نماز عصر کوشش کنید و موانع را برطرف سازید. رسول خدا سپس این آیه را خواند : پیش از طلوع آفتاب و قبل از غروب نام خدا را تسبیح کن
صحیح بخاری ج1 باب فضل صلوه العصر
صحیح بخاری ج باب فضل صلوه الفجر
صحیح بخاری ج16 تفسیر سوره ق
صحیح بخاری ج9 کتاب التوحید
صحیح مسلم ج2 باب فضل صلوتی الصبح و العصر و المحافظه علیهما
taslim
Friday 10 March 2006, 10:05PM
جناب تسلیم ، اینکه حضرتعالی ، امامان بزرگوار شیعه را با افراد عادی یکی میدانید ، و زیارت قبور مطهر ایشان و توسل به ارواح ملکوتی آنها ، جهت تقرب به خداوند متعال را امری بیهوده میشمارید ، قابل بحث و گفتگوست ، به راسنی که چنین نیست ؛
این عقیده و نظر شما ، ناشی از برداشت نادرست از مفهوم « عبادت » می باشد ،
اگر در این مورد صحبت نشده ، من سخنانی برای گفتم دارم ، اگر مایلید ، بسم اللّه
ابتدا شما ادله خود را از قرآن ، مبنی بر رد زیارت قبور ائمه بیاورید .
سلام بر راستگويان عزيز
دوست محترم ؛ به عقيده بنده ، ريشه اصلي شرك در پرستش و راز و نياز با خدايان و بتها نيست . اصل شرك ، تبعيت و پيروي از سخنانيست كه شيطان برزبان خدايان و بتها جاري مي سازد
در هرصورت بنده بسيار مشتاقم مفهوم عبادت را( در هر تاپيكي كه خود مي پسنديد)- از زبان شما بشنوم .
راستگویان
Saturday 11 March 2006, 11:17PM
سلام بر راستگويان عزيز
دوست محترم ؛ به عقيده بنده ، ريشه اصلي شرك در پرستش و راز و نياز با خدايان و بتها نيست . اصل شرك ، تبعيت و پيروي از سخنانيست كه شيطان برزبان خدايان و بتها جاري مي سازد
در هرصورت بنده بسيار مشتاقم مفهوم عبادت را( در هر تاپيكي كه خود مي پسنديد)- از زبان شما بشنوم .
برای من بسی مایه خوشحالی است که دوستانی به مانند شما را علاقمند به این مسائل میبینم .
حتماً در اولین فرصت تاپیک را میزنم . :)
راستگویان
Saturday 11 March 2006, 11:34PM
خوب ، روایات اهل سنت و جماعت در این باب فراوان است ، « مسلم » این احادیث را در کتاب « الایمان » صحیح خود تدوین کرده است و « بخاری »آنها را در کتاب « التوحید » صحیح خود آورده است .
چون فرصت کمی دارم ، از ذکر احادیث منصرف میشوم و دوستانی که کتاب های صحیحین بخاری و مسلم را در اختیار ندارند و در عین حال میخواهند این روایات را ببینند ، به مطالعه جلد نخست کتاب « معالم المدرستین » ، صفحات 33 تا 43 ارجاع میدهم .
ارژنگ
Friday 1 September 2006, 03:33AM
خدای قابل رویت در اعتقاد اهل سنت و وهابیون
عن جریر قال کنا جلوسا عند النبی فنظر الی القمر لیله لیله البدر فقال انکم سترون ربکم کما ترون هذا القمر ، لا تضامون فی رویته ، فان استطعتم لا تغلبوا علی صلاه قبل طلع الشمس و قبل غروبها فافعلوا ثم قرا و سبح باسم ربک قبل طلوع الشمس و قبل الغروب
جریر می گوید یکشب ( شب چهاردهم ) نزد پیامبر نشسته بودیم آنحضرت نگاهی به قرص ماه کرد آنگاه گفت: همانطور که این ماه را می بینید خدا را نیز خواهید دید و در دیدن خداوند به شما هیچ فشار و ناراحتی وارد نخواهد شد. هر چه می توانید در باره نماز صبح و نماز عصر کوشش کنید و موانع را برطرف سازید. رسول خدا سپس این آیه را خواند : پیش از طلوع آفتاب و قبل از غروب نام خدا را تسبیح کن
صحیح بخاری ج1 باب فضل صلوه العصر
صحیح بخاری ج باب فضل صلوه الفجر
صحیح بخاری ج16 تفسیر سوره ق
صحیح بخاری ج9 کتاب التوحید
صحیح مسلم ج2 باب فضل صلوتی الصبح و العصر و المحافظه علیهما
:smile07: :smile07:
اعوذ بالله
حقگرا
Saturday 19 May 2007, 03:05PM
يا الله
اللهم صل علي محمد و علي آل محمد
عزيزان براي اينكه بدانيد وهابيت چيست و حقيقت را دستگيرتا ن شود مقاله كوچكي نوشته ام در صفحه اصلي موجود مي باشد بخوانيد و ببينيد چقدر شيعيان كوته فكرند . من نمي دانم چرا شيعيان از اهل بيت دفاع مي كنند شيعيان بودند اهل بيت را از بين يردند .
بله حق با شما شيعيان است با خواندن مقاله مي فهمي كه حقيقت چيه و حقيقت دست كيه .كتاب گرويدن و چكونگي سني شدن مرتضي رادمهر را بخوان ببين چي اتفاق افتاده است.
اللهم صل علي محمد و علي آل محمد
IRANIAN YOUTH CLUBS
vBulletin 5.5.3, Copyright ©2000-2010, Jelsoft Enterprises Ltd.