PDA

نمايش نسخه نهائي : زنان كارگر در ديار فراموش شدگان


niloofar_e Shem
Wednesday 4 January 2006, 10:04AM
زنان كارگر در ديار فراموش شدگان
جواد لگزیان

http://www.khabargah.com/images/space.gifاز يك زيرزمين دود گرفته در رباط كريم شروع مي‌كنيم، سميه فاضلي 12 سال است كه در اين زيرزمين جوراب مي‌بافد اما بيمه نيست، درست مثل آن 12 نفر بقيه كه ديگر به‌قول سميه حوصله‌ي حرف‌زدن هم ندارند! از او مي‌پرسم: مجله‌ي ما را مي‌خواني؟ پاسخ مي‌دهد: راست‌وحسيني، نه شما و نه هيچ‌كدام ديگر را نمي‌خوانم؛ فكر نمي‌كنم به‌درد ما بخورد!
وقتي درباره‌ي سنديكا حرف مي‌زنم، حرف‌ها بيش‌تر از كوچه‌هاي درد دل فاصله‌‌مي‌گيرد و به خيابان واقعيت مي‌رسد.
سميه فاضلي از اين مي‌نالد كه همه خيال مي‌كنند، كار محيط مردانه است و كارگران همه مردند و اصلاً زشت است كه زن كارگري كند! در حالي‌كه هر آدمي بايد كار كند!
***
از زيرزمين دود گرفته‌ي رباط‌كريم به مزارع سرسبز گيلان مي‌رويم. مزارعي كه هزاران زن بايد در آن كشتزارهاي سبز، رنج بكشند و كار كنند و در زميني كه مال خودشان نيست بذر اميد بكارند!
شهين يكي از آن‌هاست كه با دو فرزندش پس از اعتياد حاد پدر خانواده، روستاي شمالي را به قصد شهر شلوغ ترك كرده و حالا در شركتي هم منشي است و هم پادو، هم چك نقد كن، هم آبدارچي و ماهي صدو‌بيست تومان مي‌گيرد و بيمه نيست.
وقتي با او حرف مي‌زنم، مي‌گويد قبلاً كارگر بوده‌ام، حالا كارمندم! و من به بچه‌هايش نگاه مي‌كنم؛ شايد آن‌ها بزرگ شوند! شايد...
با تعجب نگاه مي‌كند! زن! زنان كارگر! ول كن بابا! مردهايش چه‌كار مي‌‌كنند كه زن‌ها! اين حرف را خيلي جاها مي‌شود شنيد، از خيابان‌هاي پايتخت تا بيغوله‌‌هاي اطرافش!
***
سهم زنان كارگر چيست؟ اين سؤالي است كه بايد از فعالان جنبش فمينيستي در ايران پرسيد، چرا كه به‌نظر مي‌رسد آن‌ها بيش‌تر دغدغه‌ي آن دارند كه سخن‌گوي اقشار مرفه جامعه باشند| !
درباره‌ي مسايل امروز زنان كارگر در ايران با مريم خراساني از زنان فعال جنبش فمينيسم و طرفدار حقوق زنان به گفت‌وگو نشستم.
خراساني با من در اين زمينه كه سكوتي پيرامون مسايل زنان كارگر وجود دارد، هم عقيده بود. وي گفت:
"مسأله‌ي زنان كارگر به موانع مختلف بر مي‌خورد و علاوه بر مانع مردسالاري در نظام اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي؛ در درون جامعه‌ي كاري و در درون سنديكا‌ها و شوراهاي كارخانجات شاهد ناديده گرفتن حقوق زنان هستيم."
مريم خراساني معقتد است كه "در ايران مشكل مضاعف است؛ زيرا كل طبقه‌ي كارگر مجاز به تشكل آزادانه نيست تا چه رسد به تشكل‌هاي مستقل زنان"
فعاليت‌هاي امروز كارگران زن از ديدگاه مريم خراساني شايسته‌ي تأمل است؛ چرا كه او به حضور زنان تحصيل‌كرده در شوراهاي كارگري كارخانجات ‌و از جمله در شوراي كارخانجات صنايع فلزي، شير پاستوريزه و كفش ملي به‌عنوان يك حضور مثبت اميدوار است.
مـريـم خـراسـانـي بـا نـظـر بـه مـوج خصوصي‌سازي در سال‌هاي اخير يا به‌قول كـارگران، خودماني‌سازي يعني خريداري كـارخـانجات دولتي به ثمن بخس توسط نهادهاي شبه‌دولتي و خودماني و همچنين مسأله‌ي قراردادهاي موقت، به در خطر افتادن كل موجوديت طبقه‌ي كارگر اشاره كرد.
اين فعال خستگي‌ناپذير و پي‌گير مسايل زنان با اظهار نگراني از بازخريد وسيع همراه با اخراج نيروهاي قديمي كه همراه با اخراج و بيكاري گسترده، محيط‌هاي كاري را متشنج مي‌كند؛ يادآور مي‌شود كه زنان با توجه به موقعيت خاص خود بيش‌تر مشمول اخراج قرار مي‌گيرند.
با وجود اين شرايط اما خراساني از چشم‌اندازي روشن مي‌گويد كه كارگران مي‌توانند از استفاده‌ي حداكثري از تجارب ديگران به آن دست يابند. |
مريم خراساني براي نمونه به بحران مالكيت كارخانه‌ها در آرژانتين اشاره كرد و به خود‌گرداني موفق واحدهاي اقتصادي توسط توليدگران به‌عنوان يك مضمون جديد كه سبب تعالي طبقه‌ي كارگر در آمريكاي لاتين شده است صحه گذاشت.
ترجيح مي‌دهم حرف‌هاي ديگر خانم خراساني را در مباحث بعدي پي‌گيري كنم، به ويژه آن‌كه قرار است به‌زودي سلسه مباحث روشن‌فكران و كارگران را ادامه دهيم. از ايشان سپاسگذارم.
***
خانم مهندس علايي در يكي از كارخانجات مشهد كار مي‌كند. او از زناني مي‌گويد كه از روستاها براي كار فصلي به كارخانجات مي‌آيند، بين سه تا شش ماه كار مي‌كنند، يك كار سخت با حجم بسيار بالا و حقوق كم.
هنگامي‌كه از مسايل زنان كارگر پرسيدم، علايي متذكر شد كه كارخانه‌دارها بدين جهت از زنان استفاده مي‌كنند كه هم حرف شنوتر هستند و هم حقوق كم‌تري مي‌گيرند. شرايط بازار كار هم كه مي‌دانيد از چه قرار است. چرخ بر مدار بيگاري مي‌چرخد!
***
مي‌گويند: "به ما مربوط نيست." اين هم پاسخ دستِ سوخته‌ي يك زن در كارخانه‌اي كه رب توليد مي‌كند و به‌علت آن‌چه بي‌احتياطي خوانده مي‌شود، نه‌تنها هزينه‌ي درمان را خود پرداخته است كه از كار هم بي‌كار شده است.
وقتي مي‌گويم: مادرم! چرا شكايت نكردي؟ مي‌گويد: چه‌كسي مي‌خواهد شكايت را ببرد شهر!
***
اگر زنان حقي مي‌خواهند بايد خودشان بيايند! اين هم جواب بي‌جواب يك فعال سنديكايي كه حال ما را حسابي جا آورده شما را نمي‌دانم!
البته در ادامه ايشان فرمودند كه زنان بايد در انتخابات سنديكايي كانديد شونديا سنديكاي مستقل راه بيندازند.
"دو نگاه وجود دارد يكي اين‌كه زنان خودشان تشكل مستقلي بزنند كه معمولاً جواب نمي‌دهد، چون هم تعدادشان كم‌تر است و هم توانشان، يكي هم اين‌كه فعال بيايند در سنديكاها حرفشان را بزنند."
خانم مهندس علايي يادتان هست؟ بله! ايشان اين را گفت و در ضمن در مشهد تا جايي‌كه اطلاع داشتند حتي مَردجماعت هم سنديكا نداشت تا چه رسد به ... ببخشيد!
***
مسأله‌ي جنسيت و كار از پرسش‌هاي مهم امروز ماست. مسأله‌ي زنان كارگر و سرنوشت آنان جزء لاينفك سرنوشت طبقه‌ي كارگر است.
آن‌چه كارگران در شرايط كنوني مي‌دانند اين است: كساني‌كه ستم بيش‌تري ديده‌اند بايد بيش‌تر تلاش كنند، بله كساني‌كه ستم بيش‌تري ديده‌اند بايد بيش‌تر تلاش كنند.
زنان كارگر اكثراً سرپرست خانوار هستند؛ اين آمار را وزارت كار مي‌گويد كه بخش مستقلي هم براي زنان در كادر خود طراحي كرده است اما سهم اين زنان در مديريت كارخانجات و اعمال حق مالكيت بر سرنوشت خويش در محيط كاري چيست؟ اين را زنان كارگر بايد در انتخابات آزاد سنديكاها بگويند!
"رزا لوكزامبورگ" يك زن شورشي است كه در مقطع خاصي از تاريخ آلمان رهبري طبقه‌ي كارگر را بر عهده داشت و با نگاه نافذ خود حركت سرمايه‌داري براي بقاي خود به سوي سراسر جهان - يعني جهاني‌سازي - را پيش‌بيني كرده بود.
خواندن زندگي، مبارزات و ديدگاه‌هاي پيشتاز لوكزامبورگ در كتاب "زن شورشي" تأليف مرحوم "مجيد شريف" خواندني و حركت‌ساز است.
زنان بايد سخن بگويند. اين اولين گام در محيط‌هاي كاري است و بعد راهي به انجام آن‌چه مي‌خواهيم.
***
حيف است كه اين مطلب را به پايان ببريم و از لشگر نيروهاي مخصوص زنان نام نبريم. اين لشكر نيروهاي مخصوص، منشي‌هاي شركت‌ها هستند، با روابط عمومي بسيار بالا و فعال به‌اضافه‌ي اين‌كه معمولاً كليدي‌ترين كار شركت‌ها را انجام مي‌دهند؛ طبق معمول با كم‌ترين حقوق!
منشي‌هاي شركت‌ها هم جزء طبقه‌ي كارگر هستند و مي‌توانند سنديكايي داشته باشند كه از حقوقشان در مواقع كار و بي‌كاري حمايت كنند؛ چرا كه اين تنها راه براي پايان دادن به استخدام ادواري و رسيدن به پايداري شغلي است.
منشي‌هاي شركت كه محور فعاليت روزانه را سامان مي‌دهند و سلسله اعصاب شركت‌ها هستند مي‌توانند يك سنديكا را سامان دهند و به جايگاهي كه حق مسلم آن‌هاست دست يابند.