PDA

نمايش نسخه نهائي : گرایش زنان اروپایی به دین اسلام


سینا 555
Friday 30 December 2005, 05:26AM
در حالي كه موج مسلمان شدن مردم اروپا روندي تصاعدي يافته است، كارشناسان اين قاره در جستجوي راز اين گرايش جديد هستند.

به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب»، روزنامه «كريستين‌ساينس‌مانيتور» در گزارشي نوشت: «مري فالوت»، هيچ شباهتي به يك مظنون تروريست ندارد و اصلا نمي‌توان در مورد او چنين پنداشت. يك زن فرانسوي سفيدپوست لاغراندام و محجوب كه با تلفن همراه خود با دوستانش در حال گپ و گفت‌وگو بود و غيرقابل تشخيص از ديگر زناني كه در كافه نشسته بودند، قهوه مي‌نوشيد؛ اين دقيقا همان چيزي است كه مسئولان ضدتروريست اروپايي را نگران ساخته و توجهشان را به سمت هزاران نفر چون او جلب كرده است. خانم «فالوت» كه تازه به اسلام گرويده، از چشم پليس يك خطر بالقوه به شمار مي‌آيد. مرگ «موريل دگوك»، زن بلژيكي كه با اقدامي انتحاري به نيروهاي آمريكايي مستقر در عراق حمله كرد، باعث شد تا در اروپا، نگاه‌ها و توجهات به سمت گرويدن تعداد روزافزون اروپاييان به اسلام، جلب شود كه بيشتر آنان نيز زنان هستند؛ اين موضوع تا پيش از اقدام موريل، چندان مورد توجه نبود.

«پاسكال ميلهوس»، رئيس آژانس اطلاعات و امنيت داخلي فرانسه در مصاحبه اخير خود با «لوموند» گفته است: ما بايد جلوي تجمع و گرد هم آمدن افراد در مكان‌هاي گوناگون را بگيريم.

به عقيده كارشناسان امنيتي اروپا، پليس بايد نسبت به تهديدات مردان جواني كه اصالت خاورميانه‌اي دارند، هشيار باشد، چراكه اين مردان جوان، در روابط خود با زنان اروپايي بسيار راحت‌تر عمل مي‌كنند. تروريست‌ها مي‌توانند از تازه به اسلام گرويده‌ها كه نفعشان در شرايط نظارت و تدابير شديد امنيتي محسوس است، بهره ببرند، بدون آن‌كه توجهي به سوي آنان جلب شود؛ اين سخنان را «ماگنوس رانستورپ»، كارشناس تروريسم از كالج دفاع ملي سوئد در استكلهم گفته است.

خانم «فالوت» كه سه سال پيش به دين اسلام گرويده است، پس از اين‌كه در كودكي براي پرسش‌هاي مذهبي مطرح‌شده در ذهنش، در مذهب كاتوليك، پاسخي نيافت، به دين اسلام گرايش پيدا كرد. او از اين‌كه دين جديدش او را متحمل آزار و اذيت‌ها كند، شك و ترديد دارد و مي‌گويد: اسلام، پيام عشق، صلح، شكيبايي و سازگاري است.

نويسنده مقاله در ادامه مي‌آورد: اين امر نشان‌دهنده آن است كه اروپاييان پس از حوادث 11 سپتامبر، بايد هرچه بيشتر نسبت به رشد اسلام هشيارتر باشند؛ هرچند اشخاص يا ناظران ويژه‌اي در اين‌باره وجود ندارند كه آمار جمعيتي مسلمانان اروپايي را كنترل كنند و بر آن، نظارت داشته باشند كه چگونه سالانه هزاران زن و مرد اروپايي به اسلام مي‌گروند. از ميان اين دسته مسلمانان جديد، تنها گروهي كوچك، جذب گروه‌هاي راديكال و افراطي مي‌شوند و تعداد كمتري از آنان هم به اعمال خشونت‌آميز كشيده مي‌شوند.

تحقيقات نشان داده كه گرويدن به اسلام در زنان اروپايي، بيشتر از مردان است و تنها تعداد كمي از آنان به خاطر ازدواج با يك مرد مسلمان، به دين اسلام درآمده‌اند.

«حيفا جواد»، استاد دانشگاه بيرمنگام انگليس مي‌گويد: تغيير دين به خاطر ازدواج، عمومي‌ترين راه مسلمان شدن بود، اما به تازگي، زنان خود را از اين الزام‌ها بيرون آورده و به ميل خود مسلمان مي‌شوند.

«فالوت» مي‌گويد: روشي را كه اسلام در آن به دنبال نزديكي با خداست، دوست دارد. اسلام از نظر او، آسان‌تر، ساده‌تر و بادقت‌تر است، زيرا صريح و روشن است. او مي‌گويد: به دنبال يك چهارچوب بودم. انسان نيازمند قوانين و رفتارهايي است كه بتواند از آنها پيروي كند. دين مسيحيت، راهكارهاي قابل مراجعه را به من ارائه نداده بود.

به عقيده كارشناساني كه به موضوع گرويدن زنان اروپايي به اسلام و دلايل آنان براي اين كار پرداخته‌اند، اين عمل زنان اروپايي، درواقع واكنشي است كه نسبت به امور نامعلوم و ترديدهاي اخلاقي جامعه غربي از خود نشان مي‌دهند. آنان دوست دارند حس تعلق، مراقبت و حمايت و سهيم بودن در امور را داشته باشند و اين را اسلام به آنان پيشكش مي‌كند.

«كارين وان نووكرك» كه درباره زنان تازه‌مسلمان‌شده هلندي تحقيق مي‌كند، مي‌گويد: ارائه ايده مشخص و معين از زن بودن و مرد بودن از سوي اسلام، باعث جذب افراد شده است و علاوه بر اين، اسلام، جايگاه بيشتري براي خانواده و ايفاي نقش مادري قايل شده است و به زنان همچون اهداف جنسي نگاه نمي‌كند.

«سارا جوزف»، يك انگليسي تازه‌مسلمان و مدير مجله «شيوه زندگي مسلمان» (Emel) است. وي معتقد است، همه زنان اروپايي كه به اسلام گرويده‌اند، در جستجوي يك شيوه زندگي زيبا و محفوظ از تمامي افراط‌هاي فمنيسم غربي هستند كه حقيقتا روشي نادرست است.

«استفانو آليوي»، استاد دانشگاه پادوا ايتاليا مي‌گويد: برخي زنان ديگر نيز به دلايل سياسي به سمت اسلام جذب مي‌شوند، چون اسلام بر معنويت و روحانيت سياستمداران تأكيد دارد و ايده يك قانون الهي و مقدس را مطرح مي‌كند.

پس از تصميم‌گيري، برخي تازه‌مسلمان‌ها آرام‌آرام خود را با روش زندگي مسلمانان وفق مي‌دهند. براي مثال؛ «فالوت»، هنوز آمادگي اين را احساس نكرده كه روسري بپوشد و از لباس‌هاي بلندتر و گشادتر استفاده كند. برخي ديگر براي بروز نمادهاي ظاهري دين جديد، مشتاق‌تر و ديندارتر از هم‌كيشان مسجدبروي خود هستند كه مسلمان به دنيا آمده‌اند.

«بتول التوما»، گرداننده برنامه «تازه‌مسلمان‌ها» در مركز اسلامي شهر لستر انگلستان معتقد است: مراحل اوليه و شروع گرويدن افراد به اسلام، زمان بسيار حساسي است، زيرا شخص به دانش اوليه خود اعتماد چنداني ندارد و يك تازه‌وارد است و طعمه افراد و سازمان‌هاي مختلف مي‌شود.

براي مثال؛ همان زن بلژيكي، پيش از گرويدن به اسلام، معتاد بوده و ترك كرده و از كار بيرون رانده شده است و احتمالا با دست زدن به اقدام نهايي خود و حمله انتحاري، به دنبال فرصتي براي يافتن راه نجات خود بوده است.
«التوما»، مرگ زن بلژيكي در عراق را غم‌انگيزترين پايان توصيف كرده است كه قرباني كساني شد كه از عقيده وي سوءاستفاده كردند.

niloofar_e Shem
Wednesday 4 January 2006, 10:14AM
مسلمانان دژخیم اروپائی


http://www.techcentralstation.com/1208054.html (http://www.techcentralstation.com/1208054.html)



نوشته دکتر فیلیس چسلرPhyllis Chesler و دکتر نانسی کوربلNancy Kobrin


دسامبر 2005



یک زن سفید پوست اروپائی از شهروندان بلژیک به نام موریل دگاکMuriel Degauque ، در یک عملیات انتحاری نا موفق بر علیه آمریکائیها خودش را منفجر کرد. گفته شده است که او اولین زن اروپائی زاده است که در مأموریت انتحاری کشته شده است. او به دین اسلام گرویده بود. همسر او که ایسام گریس نام داشت و یک مراکشی تبار بلژیکی بود؛ در همان روز در یک عملیات انتحاری دیگر بر علیه آمریکائیها در عراق کشته شد. دگاگ یک مسلمان شده ی کینه جو بود. از سر تا پای خود را با چادر می پوشاند و از اینکه با پدر و مادر خود غذا بخورد پرهیز می کرد. به آنها اجازه نمی داد که در حضور او تلویزیون تماشا کنند یا اینکه مشروب بخورند.

عده ی رو به افزایشی از اروپائیها به اسلام گرویده اند. مطابق مقاله ای که در «وال استریت ژورنال» نوشته لن جانسون آمده است، یک سال پس از ماجرای یازده سپتامبر 71000 نفر در آلمان به دین اسلام در آمدند. اگر این رقم درست باشد؛باید در جستجوی این باشیم که بفهمیم مردم وقتی می ترسند و یا اینکه وقتی می خواهند برگ برنده در دستشان باشد ، چه می کنند.مطابق گفته بن لادن مردم وقتی بر اسب قدرت سوار باشند، شناخته می شوند.

به گفته روانشناسی به نام تئودور دالریمپل که در زندانهای بریتانیا بر روی مسلمانان کار می کند؛علت اینکه عده زیادی از مردان سکولار به اسلام روی می آورند این است که اسلام به آنها اجازه بدرفتاری به زنان را می دهد.

بنابر این مطابق گفته این روانشناس مردان غربی که از رشد برابری زن و مرد خرسند نیستند و احساس سرخوردگی و حقارت می کنند و امنیت خود را از دست داده اند؛ به همان شیوه که ندیده جذب زنان آسیایی می شوند؛ جذب اسلام می شوند.

ناگفته نماند که در بعضی از جوامع که دارای نیروی روحی قوی هستند، در جستجوی خدا به اسلام روی می آورند. دکتر مونیکا ولراسار در مقاله ای درباره اینکه چرا اسلام اینقدر مجرمان اروپائی را به خود جذب می کند، عنوان می کند که زندگی چنین اشخاصی از کنترل آنها خارج شده است. حالا به نحوی می خواهند آن را بسازند.

علت دیگر گرایش به دین اسلام درغرب این است که در آنجا تبعیض نژادی وجود دارد. در زندان بعضی از ایالتها؛ در میان تروریستهای زندانی عده ای سیاه پوست آمریکائی به چشم می خورد. زنی به اسم اکتبر لوئیس نام خود را به خدیجه تغییر داد. خدیجه نام اولین زن محمد پیامبر مسلمانان است که قبل از همه به دین اسلام درآمد.

بعضی از سیاه پوستان آمریکا و اروپا به این دلیل به اسلام رو می آورند که به اشتباه فکر می کنند اسلام سیاه و سفید نمی شناسد. (اینطور نیست. به آنچه در سودان رخ می دهد نگاه کنید) آنها فکر می کننند که اسلام در تاریخ خود برده داری نداشته است. در حقیقت بسیاری از عربها و آفریقائیهای مسلمان امروزه هنوز برده داری می کنند.

تا به حال فقط عده معدودی از غربیها جهادگر اسلامی شده اند. از جمله آنها می توان افراد زیر را نام برد:

ریچار رید انگلیسی که مردی بدنام است و او را با لقب بمب کفشی ساز می شناسند، (پدرش هم مسلمان شده بود)، گانسراسکی که یک مسیحی آلمانی- لهستانی است و او را به خاطر مشارکت در گروه القائده در فرانسه نگه داشته اند، جان واکر لیندز آمریکائی که در افغانستان می جنگید، و او را دستگیر و راهی زندان کردند، و جوز پادیلای آمریکائی که به جرم برنامه ریزی برای یک حمله تروریستی در محاکمه به سر می برد.

زنان غربی وقتی مسلمان می شوند که با یک مرد مسلمان ازدواج کنند. پس از ازدواج آنها را متقاعد می کنند که به دین اسلام در آیند. چنین زنانی معمولاً ساده هستند و نسبت به غریبه ها یا چیزهای عجیب احساس رمانتیک دارند. ممکن است بعضی از آنها از محیط غیر صمیمی خانواده دچار آسیب روحی شده باشند و در یک قرارگاه ناشناخته به دنبال زندگی جدیدی می گردند. اما به زودی آنها خود را در محیطی مشابه و وحشتناک تر خواهند یافت. شاید زنان غربی هم همانند مردان همتای خود سر کلافه از دستشان در رفته است و می خواهند چاره ای برای خود پیدا کنند و زندگی خود را از نو بسازند. موریل دگاگ وقتی که نوجوان بود الکل و مواد مخدر مصرف می کرد.

جان پل در سال 2004 از زنان کاتولیک خواست که موقع ازدواج با مسلمانها بیشتر فکر کنند و از مسلمانان خواست که به حقوق بشر، برابری زن و مرد و دموکراسی بیشتر احترام بگذارند. شاید او از اینکه کاتولیک ها به اسلام گرایش پیدا کنند واهمه داشت. اما او این را هم می دانست که زنی که شوهرش مسلمان است، اگر مسلمان نشود، ممکن است حضانت بچه هایش را از دست بدهد، از او دوری کنند، طلاقش را بدهند و حتی ممکن است او را بکشند. این مسائل نه تنها در اروپا بلکه در امریکا هم اتفاق می افتد. برای مثال در سال 2001 یک مسلمان از اهالی غنا، به اسم علی حسن، وقتی که همسر هندوی او از مسلمان شدن خود داری کرد، هم همسر بار دار خود و هم مادر زن و خواهر زنش را کشت.

شاید دگاگ اولین شهید اروپائی باشد، اما اینکه زن بوده است چیز منحصر به فردی نیست. بسیاری از زنان( مسلمان وهندو) دست به کشتارهای انتحاری می زنند. مخصوصاً زنان فلسطینی یا چچنی که شوهر، برادر یا پدر خود را به خاطر کشته شدن در عملیات تروریستی از دست داده اند، و آنها را بیوه های سیاه می شناسند؛ به خاطر انتقام جویی اقدام به چنین کارهایی می کنند. دگاگ هم بیوه ای بود که می خواست، انتقام کشته شدن شوهر تروریست خود را بگیرد.

درست است که دگاک در بلژیک بزرگ شده بود، اما زندگی در یک خانواده پدر سالار را تجربه کرده بود. آنچه در این زندگی شامل حالش شده بود؛ احساس حقارت و بی ارزشی بود. یکی از همسایگان دگاگ به نام آندرا دوران می گوید؛ دگاک وقتی نوجوان بود برادرش را از دست داد. او به من گفت کاش من به جای برادرم که همه او را دوست داشتند، مرده بودم.

بنابراین دگاک که در کودکی نسبت به فرزندان دیگر کمتر طعم محبت را چشیده بود، یک نوع حس حقارت و تقصیر در او رشد کرده بود؛ که مرگ شوهرش این حس را در او تشدید کرد. در اینجا از یک زن مسلمان شده معروف دیگر یاد می کنیم که نامش الخنسا بود. او را به خاطر شعری که در ستایش برادرانش سروده بود، تمجید می کنند. پس از مرگ الخنسا گروه القائده اولین مجله خود را به نام زنان نوشت. شاید اقدام انتحاری دگاک هم به خاطر ستایش برادر و شوهر کشته شده اش صورت گرفته باشد. نظیر دیگر زنانی که اقدام به عملیات انتحاری می کنند؛ ممکن است دگاک از نوعی افسردگی رنج می برده است.

کسانی که به اسلام گرایش پیدا می کنند، بیشتر از مسلمان زاده ها از خود اشتیاق نشان می دهند. آنها نیاز دارند که خودشان را نشان دهند تا پذیرفته شوند. بنابراین علی رغم مشکلاتی که مسلمانان نسل دوم و سوم در اروپا دارند، ما پیش بینی می کنیم که عده بیشتری از زنان و مردان اروپائی به اسلام روی آورند که تروریست بودن راهم انتخاب می کنند. در همین حال گروهایی نظیر القائده و فلسطینیهایی که به دنبال کشتارهای سلسه ای هستند، از اینکه بر روی ذهن زنان و مردان مشتاق یا افسرده کار کنند و آنها را به عملیات انتحاری بکشند، دست بر نمی دارند. بسیار مهم است که درک کنیم مسلمانان اروپائی هم دژخیم می شوند.


پایان مقاله
فیلیس چسلر نویسنده 13 کتاب است که آخرین آن مرگ فمنیسم نام دارد که بر روی آپارتاید جنسی اسلامی تمرکز کرده است.
ناسی کوبان هم استادیار دانشگاه هافیه است. او یک روان تحلیلگر عرب شناس است. کتاب جدید او لباس جدید شیوخ: تروریسم انتحاری اسلامی و همه حقایق مربوط به آن می باشد.


مترجم: پارمیس سعدی

صبح
Wednesday 4 January 2006, 04:37PM
اين مهاجميني كه هيچ بوئي از انسانيت نبرده و درب خانه هاي شخصي مسلمانان را مي شكنند ، جوانان آنها را با فساد اخلاقي از آنها مي گيرند ... و مرد و زن و پير جوان را به خاك و خون مي كشند ، مستحق يك چيز هستند ... بمب

اگر تصور مي كنيد مسلمانان نشسته اند نگاه كنند و ببينند جاسوسان و مزدوران غربي ، زندگي و فرهنگشان را در زير شني تانكها ببينند ... ، خيلي در غلط سير مي كنيد جناب (نيلوفر شم ! ) . يقينا بين مسلمانها و امثال شما جز جنگ براي نابودي شما فسادتان چيزي نيست ، مگر آنكه دست از فتنه و فساد خود بكشيد .

تانكهايتان در سرزمينهاي ما جولان مي دهد ، فتنه فرهنگيتان جوانان ما را به باد فساد و فنا مي دهد ، سرزمين هاي مقدس مسلمانان را غصب كرده ايد و بسياري از آنان را در ذلت و خواري قرار داده ايد ، روزي نيست كه خبر كشته شدن چند شهروند عراقي يا چند نوجوان فلسطيني به گوشمان نخورد ...

چطور انتظار داريد كه كسي عكس العمل نشان ندهد ؟ لابد حقوق انساني مسلمانان را ناديده گرفته ايد ... اگر اينطور است به حكم تاريخ تا به خاك مذلت نشاندن اين ظلمتان مي ايستيم و مقاومت مي كنيم . :smile28:
اكثر اروپائياني كه به جهاد نظامي پرداختند ، از سال 1996 و تجاوز صربها و سكوت چندين ساله جامعه جهاني به آن راه متمسك شدند تا آنها و حاميانشان را به خاك مذلت بنشانند ... بنده از همينجا به همه اين جهادگران سلام و درود مي فرستم و اميدوارم در راه حقشان كه همانا نابودي ظلم و فساد جهاني بهمراه تمام خدم و حشمشان است موفق و پيروز باشند .


1550

niloofar_e Shem
Wednesday 4 January 2006, 10:43PM
درود فرستادن ، مانند همان انتظار شنیدن صدای خدا است . بفرمائید و آنان را یاری کنید اگر به کارشان ایمان دارید .

niloofar_e Shem
Wednesday 4 January 2006, 10:47PM
خارجیها خوش آمدید!
الاهه بقراط

چند سال پیش که خارجیها در شهرهای مختلف آلمان مورد حمله قرار گرفتند، تظاهرات بزرگی در دفاع از زندگی و حقوق آنان در برلین برگزار شد. نگاه و لبخند آلمانی ها پر از مهر و محبت بود و کم مانده بود خارجیها را بغل کنند و ببوسند. چه شعارها که بزرگ و رنگین بر پلاکاردها نوشته و بر دوش می کشیدند. بر یکی نوشته بودند: «خارجیها ها هم مثل ما آدم اند!» و بر پلاکارد عده ای دیگر که کم مانده بود با دسته گل به استقبال خارجیها بروند، نوشته شده بود: «خارجیها خوش آمدید!» باید مدتی در آلمان زندگی کرد و زبان آلمانی دانست تا دریافت شعار «خارجیها خوش آمدید!» تا چه اندازه مضحک و در عین حال غم انگیز است زیرا کلمه «خارجی» در آلمان که در طول سالیان بار منفی یافته است، با تعارف «خوش آمدید!» در تناقضی بس غریب قرار می گیرد:
Auslaender willkommen!

پس از یازده سپتامبر

یازده سپتامبر حتا مفاهیم و برخی طبقه بندی های اجتماعی را نیز جابجا کرده است. اگر چند سال پیش در آلمان منظور از خارجی همانا غیر آلمانی بود، پس از یازده سپتامبر مفهوم «خارجی» عمدتا «مسلمانان» را در بر می گیرد. حال آنکه در این کشور هزاران خارجی دیگر زندگی می کنند که مسلمان نیستند ولی پس از یازده سپتامبر عملا در طبقه ای بالاتر از «خارجی مسلمان» قرار می گیرند! مهاجران مسلمان این طبقه بندی تازه را مدیون فعالیت های تروریستی و خونبار اسلامیست ها هستند!
در اوایل دهه نود نیز موج مبارزه با «بینادگرایی» به راه افتاد. آن زمان پس از فرمان قتل سلمان رشدی نویسنده هندی تبار انگلیسی از سوی آیت الله خمینی و سوء قصد به مترجمان ژاپنی و ایتالیایی «آیه های شیطانی» همه چشم ها به سوی مسلمانان و در رأس آنان رژیم بنیادگرای جمهوری اسلامی دوخته شد. گزارش های متعدد از رادیو و تلویزیون پخش کردند. روزنامه ها و مجلات شماره های ویژه منتشر نمودند و همه به کند و کاو در «بنیادگرایی» و ریشه های آن پرداختند و درباره خطرات ریز و درشت «بنیادگرایی» هشدارها دادند. پس از مدتی آبها از آسیاب افتاد و همه چیز به بوته فراموشی سپرده شد و در حالیکه جرقه یازده سپتامبر در سال 1993 در پارکینگ زیرزمینی برجهای دو قلوی مرکز تجارت جهانی در نیویورک زده شده بود، کسی به روی خود نمی آورد که عملیات پراکنده تروریستی در سراسر جهان چه معنایی می تواند داشته باشد. درست همان گونه که به روی خود نمی آورد در افغانستان و ایران و عراق چه می گذرد! همه به خوبی و خوشی به زندگی خود مشغول بودند. درست مانند «شهر قصه» که خره خراطی می کرد و شتره نمد مالی می کرد، در «شهر قصه» سیاست بین المللی نیز که در سازمان ملل اش شکنجه گران با حق برابر در کنار طرفداران حقوق بشر می نشینند، یکی شکنجه می کرد، یکی اعدام می کرد، یکی مصاحبه های تلویزیونی ترتیب می داد، یکی زنان را از تحصیل و کار محروم می کرد، یکی به زور بر سر زنان چادر و روسری می انداخت، یکی خاک در گورهای دستجمعی می ریخت، یکی ریش را برای مردان اجباری می کرد و یکی هم مجسمه بودا را در بامیان به هوا می فرستاد. خلاصه، همه مشغول کار خود بودند به ویژه آنکه پس از فروپاشی اتحاد شوروی همه چیز در امن و امان بود و ملت های محروم که شیره جانشان توسط دیکتاتورهای داخلی مکیده می شد بیش از پیش در انزوای سیاسی و اقتصادی و فرهنگی فرو می رفتند. شاید تنها انفجاری چون یازده سپتامبر می توانست جهان را از رؤیای شیرینی به در آورد که «هپی اند» ناپایدارش همانا نابودی اتحاد شوروی و بلوک شرق بود.

.....................

niloofar_e Shem
Wednesday 4 January 2006, 10:48PM
چهره عریان بنیادگرایی

در نوامبر 2002 هنگامی که «حزب رفاه و توسعه» در انتخابات ترکیه پیروز شد، رسانه ها از به قدرت رسیدن «اسلامیست ها» در ترکیه خبر دادند. همان زمان دولت جدید ترکیه نه تنها تلاش برای حل مسئله قبرس، نزدیکی به اتحادیه اروپا و رعایت حقوق بشر را جزو برنامه های خود اعلام کرد، بلکه شانزده زن بی حجاب از حزب حاکم به پارلمان راه یافتند و این در حالیست که برخی از ترکهای مهاجر در آلمان برای «حق روسری» در آلمان مبارزه می کنند که استفاده از آن در مدارس و ادارات دولتی خود ترکیه ممنوع است! اروپایی ها برای نشان دادن حسن نیت و «بردباری» خود نسبت به مسلمانان از هیچ اقدامی کوتاهی نمی ورزند. پشت بخشی از این «بردباری» منافع اقتصادی خوابیده است زیرا طبیعت نابکار از بخت بد بسیاری از ذخایر نفتی جهان را در زیر خاک خاورمیانه و کشورهای مسلمان نشین پنهان کرده است. از همین رو جای بسی تأسف است که روشنفکران برجسته و سوسیالیست ها و سبزها در این ماراتن «بردباری» می خواهند از حاکمان اقتصادی کشورهای خود جلو بزنند. شاید باور نکنید که یکی از افراد شناخته شده حزب سبزها برای اثبات عشق و علاقه آلمان نسبت به مسلمانان پیشنهاد کرد یک روز تعطیل اسلامی در این کشور به رسمیت شناخته شود! این سیاستمدار سبز طرح بی همتایش را اتفاقا زمانی مطرح کرد که پیشنهاد لغو تعطیلی روز اتحاد دو آلمان از سوی وزیر دارایی سوسیالیست با اعتراض عمومی روبرو گشته بود! اگر این دو طرح را کنار هم بگذاریم، معنایش این است که از یک سو برای تولید بیشتر می توان روز اتحاد دو آلمان را که نه تنها برای آلمان بلکه برای جهان بی تردید یک روز تاریخی است، نا دیده گرفت و از سوی دیگر برای جلب توجه مسلمانان و معاشقه با دولتهای اسلامی از جمله رژیم ملایان می توان حتا مثلا عید فطر و یا عید قربان و چه بسا روز بعثت را در آلمان تعطیل رسمی اعلام نمود!
یک پیشنهاد دیگر برای اثبات حسن نیت نسبت به مسلمانان از سوی گونتر گراس نویسنده نامدار و برنده جایزه ادبی نوبل و طرفدار سوسیالیست ها مطرح شد. این نویسنده برجسته با استفاده از نیروی تخیل خود پیشنهادی بدیع نمود مبنی بر اینکه کلیسایی در شهر کیل به مسجد تبدیل گردد! یکی از نویسندگان اشپیگل که اتفاقا مجله ای است که از سوی سوسیالیست ها پشتیبانی می شود با استقبال از این پیشنهاد گفت البته تنها به شرطی که یک مسجد نیز در شهر ریاض به کلیسا تبدیل شود! همین مجله در گزارش های مفصلی زیر عنوان «دختران بی حق و حقوق الله» اتفاقا بر روی آیاتی از قرآن انگشت نهاد که در آنها بدون هر گونه ابهامی بر کتک زدن زنان توسط شوهرانشان و قتل کافران و غیر مسلمانان تأکید شده است!
در شرایطی که اسلامیستها با تکیه بر قرآن و احکام شریعت زن ستیزی و عملیات ضد انسانی خود را توجیه می کنند و تروریسم را به مثابه چهره عریان بنیادگرایی اسلامی به نمایش گذاشته اند، هیچ نیرویی جز مسلمانان سکولار و عرفی نمی تواند علیه آنان و به سود اردوگاه ضد تروریسم عمل کند. چندی پیش طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه در اثبات شایستگی کشور خود برای ورود به اتحادیه اروپا و دوری گزیدن از اسلامیست ها و مسلمانان افراطی صریحا این جمله شگفت انگیز را بر زبان آورد: «ترکیه کشوری اسلامی نیست، بلکه کشوریست که اکثر ساکنان آن را مسلمانان تشکیل می دهند». این همان خط راهنمایی است که بر اساس آن کشورهای مسیحی خود را تعریف کرده اند. آنان نیز کشوری مسیحی نیستند، بلکه کشورهایی هستند که اکثر ساکنان آن را مسیحیان تشکیل می دهند. این تعریف بر اصل جدایی دین از دولت تکیه دارد. تنها بر این اساس می توان بردباری را در میان ملیت ها و قوم ها و مذاهب متنوع یک کشور سامان داد و اکثریت را بر اساس پای بندی به حقوق بشر و قوانین دمکراتیک و مدرن یک جامعه تعریف نمود. کسی که معتقد به آزادی و رعایت حقوق بشر و قانون اساسی دمکراتیک است، چه اهمیتی دارد که مسلمان باشد یا یهودی، زرتشتی باشد یا مسیحی، آته ئیست باشد یا بودایی؟! چه اهمیتی دارد که عرب، فارس، ترک، کرد و یا بلوچ باشد؟!
لیکن گویی همواره فاجعه ای باید روی دهد تا چشم ها باز و خوابیده ها بیدار گردند. آلمانی ها پس از قتل فجیع تئو وان گوگ فیلمساز هلندی یک بار دیگر به جنب و جوش افتاده اند. آنها از تکرار حوادث مشابه در کشور خود می ترسند. گرهارد شرودر صدر اعظم آلمان در سخنانی مسلمانان را فرا خواند تا به قانون اساسی این کشور و ارزشهای دمکراتیک و حقوق بشر احترام گذاشته و خود را با فرهنگ آلمانی تطیبق دهند. او تأکید کرد که دولت این کشور «جوامع موازی» را تحمل نخواهد کرد. گفتنی است چند سال پیش که محافظه کاران آلمان عین همین مضمون را زیر عنوان «فرهنگ کاربردی» مطرح کردند، با برچسب «نژاد پرستی» و «خارجی ستیزی» مجبور به سکوت گشتند. این حقیقت یک بار دیگر بیانگر این نکته مهم است که فعالیت اسلامیست ها منطقا به تقویت جبهه محافظه کاران و گسترش نظریات آنان و در بدترین حالت به تقویت راستهای افراطی یاری می رساند.
بدون تردید هیچ کشوری به اندازه ایالات متحده آمریکا دارای تنوع فرهنگی نیست. از دیرباز در شهرهای این کشور محلات متعدد اعم از چینی و روسی و عرب و ترک و یونانی و غیره وجود داشته و دارد. تا کنون نه تنها کسی از وجود «جوامع موازی» در این کشور و مشکلات آن سخن نگفته است، بلکه این پدیده را همواره به مثابه نقطه قوت جامعه آمریکا ارزیابی کرده اند. دلیل البته روشن است: گذشته از اینکه آمریکا کشوری متشکل از مهاجران است، ولی ساکنان محلات متنوع با حفظ آداب و فرهنگ ملی و سنّتی خود، به آمریکایی بودن خویش افتخار می کنند و به قانون اساسی و ارزشهای دمکراتیک این کشور احترام می گذارند. در آلمان و برخی کشورهای اروپایی از ابتدا با مهاجران به مثابه طاعونی و مجرم برخورد شده است. شاید هم به همین دلیل حال که می خواهند مهاجرانی را که سالها آنها را پس زده اند در جامعه خود ادغام کنند، احساس می کنند که باید «حسن نیت» خود را ثابت نمایند. مشکل فقط اینجاست که نقطه تمرکز «بردباری» این بار بر روی مسلمانان قرار گرفته که توضیح عقاید آنان به دلیل فرقه های متعدد مذهبی و «قرائتها» و تفسیرهای متفاوتی که مسلمانان از تنها کتاب آسمانی خود دارند، همه را دچار سردرگمی کرده است. شاید در پاسخ به همین سردرگمی بود که سرانجام خیل مسلمانان عرفی و سکولار در آلمان به حرکت در آمد.
روز شنبه 20 نوامبر بیست هزار نفر از خارجیهای مسلمان در شهر کلن به تظاهرات پرداختند که مبتکر آن ترکها بودند. آنان پرچم های ترکیه، آلمان و اتحادیه اروپا را حمل می کردند. در میان آنان، برعکس تظاهرات روز «قدس» در برلین، زن و مرد، پیر و جوان، با روسری یا بی حجاب به چشم می خورد. آلمانیها نیز همراه با برخی از مسئولان کشوری پا به پای آنان حرکت می کردند. تظاهر کنندگان اصرار داشتنند که جهان نباید اسلامیست ها را با مسلمانان یکی بپندارد. فریاد می زدند که اسلام و مسلمان مخالف تروریسم، خشونت و خونریزی است، که مسلمانان طرفدار دموکراسی، حقوق بشر و بردباری هستند، که مسلمانان با تروریسم اسلامی مبارزه می کنند.
حال ما یک بار دیگر می پرسیم چرا چنین تظاهراتی در نخستین کشور حکومت الله و در جمهوری اسلامی بر پا نمی شود؟! ما به «روشنفکران دینی» و نیروهای «ملی خط تیره مذهبی» در ایران پیشنهاد می کنیم تظاهراتی را سازماندهی کنند تا در آنان مسلمانان ایران مخالفت خود را با اسلامیست ها و تروریسم اسلامی بیان کرده و مانند اکثر مسلمانان جهان بگویند که اسلامیست ها اقلیت کوچکی هستند که از نام اسلام سوء استفاده می کنند. اهمیت برگزاری چنین تظاهراتی در ایران که بی تردید با استقبال همگانی روبرو خواهد شد به جای خود! ما فقط کنجکاویم بدانیم که آیا مسئولان جمهوری اسلامی به این تظاهرات اجازه خواهند داد یا نه! کنجکاوی ما بی دلیل نیست: می خواهیم بدانیم آیا این «مردمسالاری دینی» سرانجام تظاهراتی را علیه خود تحمل خواهد کرد؟!
02 دسامبر 04

سینا 555
Thursday 5 January 2006, 07:27AM
مقاله شما با واقعیات جرج بوش منفور عالم تطابق دارد جناب نیلوفر شم
مسلمان شدن مردم را هم شما و هم بنده میبینیم و متاسفم برایت که کاری
از دستتان برنمیاید;)

شما جوری از مسلمانان بعنوان تروریست و غیره حرف میزنید اولا مثل اینکه
جرج بوش منفور عالم که به کشتار انها میپردازد فرشته است:d

خیر کاربر جان این دیگر بر همه مسجل شده است که طیف شما بدلیل مبارزه با تروریسم!
با همه اسلام مشکل دارید کماینکه در نوشته های خود در این سایت بروز داده اید و در این مسیر بهمراه جنایتکارانی مثل بوش و شارون قرار دارید.مبارکتان باشد;)


پاینده اسلام و ایران:smile07: :smile07: :smile07:

صبح
Thursday 5 January 2006, 10:48AM
سينا جان بالاخره اين ميليون ميليون بودجه هاي تصويبي كنگره آمريكا بايد به يك سري مترجم داده بشه ديگه ! حيفه ...

niloofar_e Shem
Thursday 5 January 2006, 09:35PM
<SPAN lang=FA dir=rtl style="FONT-FAMILY: Arial">زن و آزادی!

<SPAN lang=FA style="FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Arial">

niloofar_e Shem
Thursday 5 January 2006, 09:38PM
در روز دوم نوامبر ۲۰۰۴ تئو وان گوگ روزنامه‌نگار، فیلمساز و چهره مشهور تلویزیون در هلند، در خیابانی نزدیک خانه‌اش در شرق آمستردام (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%85) با شلیک چند گلوله به قتل رسید. قاتل او محمد بویری (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D9%88%DB%8C%D8%B1%DB%8C) پس از شلیک گردن او را با کارد می‌برد و دشنه‌ای در قلبش فرو می‌کند. محمد، بیست‌وهفت ساله و بنیادگرای مسلمانی است که والدینش از مهاجرین مراکشی (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D9%85%D8%B1%D8%A7%DA%A9%D8%B4%DB%8C&action=edit) هستند. او در آمستردام بدنیا آمده، تحصیل کرده و قادر به خواندن و نوشتن به زبان عربی نیست. او از اعضای یک شبکه تروریستی به نام گروه هوفستاد (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%DA%AF%D8%B1%D9%88%D9%87_%D9%87%D9%88%D9%81%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF&action=edit) است که قبل از این ترور توسط پلیس شناسایی شده بود. تئو وان گوگ فیلمسازی با استعداد و درگیر با مسائل اجتماعی بود. او در مقالاتش با صراحت و طنز، بعضاً تند و تو‌هین‌‌آمیز، اسلام و مسلمانان بنیادگرا را عقب مانده و قرون وسطایی می‌نامید. او با کارگردانی فیلم تسلیم (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%AA%D8%B3%D9%84%DB%8C%D9%85_%28%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85%29&action=edit) ("مطیع" هم ترجمه شده) که در آن به اسلام بعنوان عامل اصلی سرکوب زنان مسلمان پرداخته می‌شود؛ خشم مسلمانان را برانگیخت. پخش این فیلم از تلویزیون واکنشهای تندی را در هلند به همراه داشت. در نامه‌ای که محمد بویری بر روی جسد وان گوگ بر جا می‌نهد؛ خانم آیان هیرسی علی (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D9%86_%D9%87%DB%8C%D8%B1%D8%B3%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C&action=edit) نماینده لیبرال و سومالی‌تبار مجلس هلند را که به دلیل موضع گیریهای ضد اسلامی خود مشهور و سناریوی فیلم "تسلیم" را نوشته بود، به مرگ تهدید می‌کند بدنبال این ترور خانم هیرسی علی برای حفظ جانش مدتی در خارج از هلند بسر برد و هم اکنون تحت مراقبت شبانه روزی پلیس به سر کار خود بر گشته است.

سینا 555
Friday 6 January 2006, 07:45AM
سينا جان بالاخره اين ميليون ميليون بودجه هاي تصويبي كنگره آمريكا بايد به يك سري مترجم داده بشه ديگه ! حيفه ...

بله میبینم از بس مشغول جیره خواری هستند وقت جواب دادن هم برایشان نیست:p
نمیدونم پس این بوش که گفته بود پولها را به مخالفان جمهوری اسلامی ایران و همچنین مخالفان اسلام سیاسی میدهد کجا هستند؟البته امثال شمیم خان اینگونه خبرها را را نشنیدند حتما!!و لابد نمیدونند پولها بین چه کسانی قرار بوده تقسیم بشود! و طبع سیاسی انها اینگونه اخبار رو دوست نمیدارد;)

سینا 555
Friday 6 January 2006, 08:37AM
در روز دوم نوامبر ۲۰۰۴ تئو وان گوگ روزنامه‌نگار، فیلمساز و چهره مشهور تلویزیون در هلند، در خیابانی نزدیک خانه‌اش در شرق آمستردام (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%85) با شلیک چند گلوله به قتل رسید. قاتل او محمد بویری (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D9%88%DB%8C%D8%B1%DB%8C) پس از شلیک گردن او را با کارد می‌برد و دشنه‌ای در قلبش فرو می‌کند. محمد، بیست‌وهفت ساله و بنیادگرای مسلمانی است که والدینش از مهاجرین مراکشی (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D9%85%D8%B1%D8%A7%DA%A9%D8%B4%DB%8C&action=edit) هستند. او در آمستردام بدنیا آمده، تحصیل کرده و قادر به خواندن و نوشتن به زبان عربی نیست. او از اعضای یک شبکه تروریستی به نام گروه هوفستاد (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%DA%AF%D8%B1%D9%88%D9%87_%D9%87%D9%88%D9%81%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF&action=edit) است که قبل از این ترور توسط پلیس شناسایی شده بود. تئو وان گوگ فیلمسازی با استعداد و درگیر با مسائل اجتماعی بود. او در مقالاتش با صراحت و طنز، بعضاً تند و تو‌هین‌‌آمیز، اسلام و مسلمانان بنیادگرا را عقب مانده و قرون وسطایی می‌نامید. او با کارگردانی فیلم تسلیم (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%AA%D8%B3%D9%84%DB%8C%D9%85_%28%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85%29&action=edit) ("مطیع" هم ترجمه شده) که در آن به اسلام بعنوان عامل اصلی سرکوب زنان مسلمان پرداخته می‌شود؛ خشم مسلمانان را برانگیخت. پخش این فیلم از تلویزیون واکنشهای تندی را در هلند به همراه داشت. در نامه‌ای که محمد بویری بر روی جسد وان گوگ بر جا می‌نهد؛ خانم آیان هیرسی علی (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D9%86_%D9%87%DB%8C%D8%B1%D8%B3%DB%8C_%D8%B9%D9%84%DB%8C&action=edit) نماینده لیبرال و سومالی‌تبار مجلس هلند را که به دلیل موضع گیریهای ضد اسلامی خود مشهور و سناریوی فیلم "تسلیم" را نوشته بود، به مرگ تهدید می‌کند بدنبال این ترور خانم هیرسی علی برای حفظ جانش مدتی در خارج از هلند بسر برد و هم اکنون تحت مراقبت شبانه روزی پلیس به سر کار خود بر گشته است.


او به سزای اعمال خود رسید در حالیکه میدانست بازی کردن با عواطف و عقاید میلیونها انسان و
جهت دهی دروغین و مغرضانه اش نه تنها با قوانین کشور خودش بواقع ناسازگارباید باشد بلکه از اخلاق به اصطلاح روشنفکری نیز بدور است.در کشوری که تحقیق (http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=1338) در باره افسانه هولوکاست بدلیل ناراحت کردن عواطف صهیونیست ها جرم است و زندانی و جریمه و بی ابرویی دارد او با حمایت حاکمان کاپیستالیست کشورش!به ساخت فیملی دست میزند که احساسات میلیونها انسان را به بازی میگیرد و بواقع با این کارش به قتل عامی گسترده زیر لوای ازادی بیان میپردازد!
اگر به ابعاد تخریب جانهای نفوس مسلمان از طرف او توجه کنید خواهید یافت که به هلاکت رسیدن
او نه تنها نادرست نبوده است بلکه عین عدالت است.عدالتی که هیئت حاکمه هلند با پشتوانه سرمایه سالاران برای بخش بزرگی از جامعه انجا هیچگاه به ارمغان نیاورد و جواب این بی عدالتی و گستاخی
اگاهانه را سرانجام یک فرد مسلمان عاصی از این بی عدالتی داد تا یاداور ظلم رسانه ای غرب بر علیه مسلمانان باشد ظلمی رسانه ای در قالب فرهنگی ولی یک سویه!!

به یاد داشته باشید همین طرفداران ازادی بیان در کشورهای غربی همچون هلند به بهانه پخش یک فیلم تاریخی دراما در تلویزیون المنار که به شکلی هنر مندانه و غیر مستقیم به سر منشاهای گوساله پرستی پرداخت بطور همزمان وفله ای کل المنار در اروپا و جاهای دیگر بدستور گوساله پرستان بن شد و ممنوع التصویر برای همیشه!!!!!!!!!!!

اگر ساخت یک فیلم ازادی بیان است پس چرا در انجا نه تنها فیلم مورد نظر بلکه کل المنار و سحر را برای همیشه بستند؟!!!!

این بی عدالتی ها را خود دامن میزنید و شرم هم ندارید که یک سویه به قاضی بروید و لابد خیال میکنید کشتار رسانه ای یک فرهنگ جمعی کمتر از به درک واصل شدن یک دست به مزد اجیر و رانت خواربا حمایت همه دستگاه سرمایه داری در قالب یک به اصطلاح هنرمند باشد!

برای جلوگیری از فرار شما به صراحت از شما پرسیده میشود چرا ریشه همه برنامه های المنار و سحر را بعنوان اعتراض به نشان دادن یک فیلم بستید؟ما مسلمانان هم میخواهیم ریشه ان کانال تلویزیونی را که فیلمی سراسر موهن و زاویه دار سیاسی را نشان داد ببندیم و در این میان اگر کسی به عواطف و احساسات ما گوشی نداد و خر خود را راند انرا کمال بی عدالتی میدانیم و این بی عدالتی را بنیان تنش ها میدانیم که دود عواقبش به چشم خود ظالمان نیز خواهد رفت و مظلوم نمایی ظالم ها در اینجا عین حقه بازی و ریا کاری و دودوزه بازی با استاندارهای دوگانه است!!!

niloofar_e Shem
Friday 6 January 2006, 09:40PM
شما با حذف فیزیکی افراد میخواهید که حقانیت خود را ثابت کنید ؟
براوووووووووووووووووو !!!!!!!!!!!!

اگر براستی اندیشه خود را قوی میدانید با آنان رقابت رسانه ای کنید !

سینا 555
Saturday 7 January 2006, 04:43PM
شما با حذف فیزیکی افراد میخواهید که حقانیت خود را ثابت کنید ؟
براوووووووووووووووووو !!!!!!!!!!!!

اگر براستی اندیشه خود را قوی میدانید با آنان رقابت رسانه ای کنید !


حدف فیزیکی کار غربیان بوده وهست فراموشت نشود!
اخبار حذف فیزیکی سیا و موساد فراوان بوده و هست.
همین خونریزی و تولید جنگ برای فرهنگ غرب در تمام
این قرون مشغول به ان بوده و هم اکنون نیز هستند نشانه کامل
و تام تمام حذف فیزیکی است.منتها شما شبه روشنفکران نه میبینید و نه میخواهید ببینید.

اما اما...

بنده پرسیده چرا المنار و سحر حذف فیزیکی شد؟
شما جوابی ندادید!!فقط فرمودی مقابله رسانه ای بکنید!

اخر روشن ضمیر گرامی با چشم خود نمیبینی
ما مقابله رسانه ای نابرابری را شروع کردیم ولی انها به حذف فیزیکی ما رو اوردند!!!:smile09:

سینا 555
Sunday 8 January 2006, 09:37AM
جوابی نرسید!:smile09:

niloofar_e Shem
Tuesday 10 January 2006, 08:58AM
حدف فیزیکی کار غربیان بوده وهست فراموشت نشود!
اخبار حذف فیزیکی سیا و موساد فراوان بوده و هست.
همین خونریزی و تولید جنگ برای فرهنگ غرب در تمام
این قرون مشغول به ان بوده و هم اکنون نیز هستند نشانه کامل
و تام تمام حذف فیزیکی است.منتها شما شبه روشنفکران نه میبینید و نه میخواهید ببینید.

اما اما...

بنده پرسیده چرا المنار و سحر حذف فیزیکی شد؟
شما جوابی ندادید!!فقط فرمودی مقابله رسانه ای بکنید!

اخر روشن ضمیر گرامی با چشم خود نمیبینی
ما مقابله رسانه ای نابرابری را شروع کردیم ولی انها به حذف فیزیکی ما رو اوردند!!!:smile09:

صبر کنم جانم ، کار و زندگی هم داریم ! جوابت می آید !
فعلا که اکثر تروریست ها ، مسلمان هستند و از شرق بر خاسته !
:rolleyes:

niloofar_e Shem
Tuesday 10 January 2006, 09:01AM
مقاله شما با واقعیات جرج بوش منفور عالم تطابق دارد جناب نیلوفر شم
مسلمان شدن مردم را هم شما و هم بنده میبینیم و متاسفم برایت که کاری
از دستتان برنمیاید;)

شما جوری از مسلمانان بعنوان تروریست و غیره حرف میزنید اولا مثل اینکه
جرج بوش منفور عالم که به کشتار انها میپردازد فرشته است:d

خیر کاربر جان این دیگر بر همه مسجل شده است که طیف شما بدلیل مبارزه با تروریسم!
با همه اسلام مشکل دارید کماینکه در نوشته های خود در این سایت بروز داده اید و در این مسیر بهمراه جنایتکارانی مثل بوش و شارون قرار دارید.مبارکتان باشد;)


پاینده اسلام و ایران:smile07: :smile07: :smile07:

پاینده چی ؟؟؟؟؟؟؟؟
:smile21:

m_gasemi
Tuesday 20 November 2007, 08:22PM
salam