نمايش نسخه نهائي : اتحاد ، اتحاد ، رمز پيروزي
Scorpion
Sunday 27 November 2005, 02:17PM
باسلام
برادران و خواهران مسلمان
پيشاپيش اگر نميتوانم در کلامم منظورم را صحيح بيان کنم عذرخواهي مي کنم و بر من ببخشيد .
چندي مباحث بين عزيزان مسلمان رو به تندي و جدايي از هم نهاده است ، دوستان ، عزيزان ؛
امروز وقت جدايي و تفرقه نيست امروز دشمنان خطرناکي عليه اسلام بسيج شده اند و روز به روز حلقه محاصره را تنگ تر خواهند نمود .
بايد با حفظ آرامش و اتحاد ميان امت اسلام آماده براي رويارويي با دشمنان خطرناکي شويم که براي نابودي اسلام از هيچ کاري دريغ نخواند کرد .
دقت کنيد که مومن بايد حواس جمع باشد و دقت کنيد در اطرافش چه مي گذرد ، نگذاريم اختلافات داخلي ما را از مشکلات خارجي غافل کند و بياد داشته باشيد که حفظ اسلام از همه چيز واجب تر است .
نمي گويم بحث داخلي نکنيم اما بحث را به تفرقه و تشنج نکشانيم .
دقت کنيم منظورم از دشمن اديان ديگر نيست که منصفان اديان ديگر به راحتي در کنار مسلمانان زندگي کرده و مي کنند بلکه مشکل مستکبران و آنهايي هستند که قصد نابودي اسلام نموده اند .
واعدوا لهم ماستطعتم من قوه
دست در دست هم بخوانيم :
لا اله الا الله الها واحدا ونحن له مسلمون ...
امیر
Sunday 27 November 2005, 05:58PM
با سلام خدمت دوست بسیار بسیار عزیزم جناب scorpion :smile07: :smile07: :smile07:
من حرف شما را کاملا قبول دارم و شما نزد حقیر بسیار محترم و گرامی هستید...
اما تا زمانی که کاربرانی مثل ((حق جو )) که ادعای شیعه بودن دارند و اسیر هوای نفس خود هستند و به حکم آیه شریفه از گمان های خود و هوای نفسانی پیروی میکنند ٍ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَ ما تَهْوَى الْأَنْفُس و با تمسخر سایر کاربران آتش فتنه را شعله ور تر میکنندو با بی اعتنایی به عقاید شهید مطهری این عالم شهید سعی در تخریب شخصیت علمی و فلسفی این استاد عالی مقاوم دارند به هدف مقدس شما هرگز نخواهیم رسید
Scorpion
Monday 28 November 2005, 04:49AM
بسمه تعالي
هر چه گفتيم جز حکايت دوست ، در همه عمر از آن پشيمانيم
با سلام
جناب امير
ضمن تشکر از لطف شما ، بنده اين تاپيک را به خاطر قضاوت درباره ديگر کاربران نزدم در اينجا خواستم نظر دوستان را به اينکه همه ما مسلمانيم جلب کنم و حتي براي لحظاتي هم که شده بدون مباحث داخلي به مشترکات و اهداف جهاني بيانديشيم .
از ساير دوستان هم خواهش ميکنم لااقل در اين تاپيک به بحث داخلي و قضاوت ساير کاربران نپردازند .
به قول آقاي جوادي آملي ما حتي يک جورهايي با تمام انسانها برادريم يک برادري جهاني داريم چه برسد به ميان مسلمانان ( البته اصل کلام يادم نيست و مضمونا نقل کردم و اگر خطايي هست ببخشيد ) .
هدف در کليه امور رضاي خداوند است يعني رضاي خلق هم بدون رضاي او هيچ اهميتي ندارد . بحث هاي ما هم بايد با هدف قرب الي الله باشد مثل نماز . اينجور هم نباشد که به هواي اختلافات داخلي راه را براي دشمنان باز کنيم و يا به هوس چيزهايي ديگر تنگه هاي مهم را رها کنيم که همان خواهد شد که در احد شد و نه تنها امر رسول اکرم صلي الله عليه و آله به فراموشي سپرده شد بلکه به مسلمين هم لطمات شديدي وارد آمد فاعتبروا يا اولي الابصار .
شايد همين اتفاق تا حدي در عراق در جريان است و سعي در ايجاد تفرقه ميان شيعه و سني براي اين است که جا براي آمريکا و متحدانش باز شود و بتوانند بيشتر اموال مسلمين را ببرند و بچاپند و ... .
البته قطعا پيروزي با حق است و آنها دير يا زود با قدرتي اسلامي مواجه خواهند بود که قدرتشان را در هم مي شکند و خداوند مسلمين را در هر گامي که در جهت او بردارند ياري خواهد نمود اين وعده الهي است و وعده الهي حق است .
مي توانيم در اين تاپيک مسائل عمومي جهان اسلام که در جهت اتحاد مسلمانان باشد ذکر کنيم ، اکنون اين حرکت در جاهايي شروع شده است مانند اجازه زيارت قبور ائمه شيعيان در بقيع توسط عربستان سعودي که بنده در خبر ها شنيدم در حال بررسي براي صدور است .
لبيک اللهم لبيک ، لبيک لا شريک لک لبيک ...
امیر
Monday 28 November 2005, 02:24PM
در یادداشتی که توسط آيتالله سيدمصطفي خوانساري، از شاگردان خاص آيتالله حائري و آيتالله بروجردي نوشته شده و به تأييد آيتالله حائري نيز رسيده است، از اقدامات تفرقهافكنانه برخي از روحانيون به شدت انتقاد شده است.
در اين يادداشت كه در سال 1313 منتشر شده، آمده است:
در اين جا ميخواهم چيزي را تذكر دهم كه بسياري از مردم آن را نميدانند و يا اگر بدانند به آن توجهي ندارند و آن زيانهاي بيشماري است كه در نتيجه اختلافات مسلمين پيدا شده و ما به آن اعتنا نداريم.
فرق مسلمين از خاصه و عامه و شيعه و اهل تسنن و طوايف ديگر بايد اين اختلافات را كنار
گذارند و دشمنان بزرگ خود را كه ماديين و نصارا و ديگران هستند، جواب گويند و مزاياي
دين اسلام را به اهل عالم برسانند.
فرق مسلمين بايد همچون اعضاي يك بدن براي يك مقصود، كه ترويج اسلام است بكوشند. دست و پا و ديگر اعضاي بدن گرچه از يكديگر جدا و مفرعند، ولي همه براي يك مقصود كه
نگهداري بدن است، كوشش ميكنند. ما بايد دينداري را از صحابه و تابعين و مسلمانان صدر
اسلام بياموزيم كه از اختلافات خود چشم پوشيدند و در پيشرفت يك مقصود كوشيدند.
آری ، در نتيجه اتحاد و يگانگي آنها بود كه اسلام با آن همه سرعت در همه جاي عالم منتشر شد.
اگر پس از رحلت پيغمبر، مسلمين آن اتحاد را نداشتند و تحت كلمه واحده توحيد و شهادت به رسالت جمع نميشدند، آيا ممكن بود آن پيشرفتها براي اسلام پيدا شود؟ آيا آن همه زحمات پيغمبر اسلام به هدر نميرفت؟ آري به اجتماع جهان را توان گرفت.
در امروز هم اگر مسلمين همان اتحاد را داشته باشند و به وسيله قلم و زبان، مزاياي اسلام را به اهل عالم برسانند، نتيجهاش كمتر نخواهد بود، زيرا مردم امروز، زيانهاي بي ديني را به خوبي ديده و سنجيدهاند. هرگاه ديني مانند اسلام ببينند، به زودي بپذيرند.
گذشته از اين،
اختلافات كنوني مورد ندارد،
زيرا امروز كسي كه داعي خلافت داشته باشد در ميان نيست تا اين كه به اين واسطه اختلافاتي باشد و
در اصل دين كه توحيد و نبوت و معاد است، اختلاف نيست
؛
فقط اختلاف در مسئله امامت و خلافت بلافصل است كه از اصول مذهب است و آن هم به واسطه نبودن امام حاضري مورد ندارد.
اما اختلافات در فروع دين ـ اين اندازه اختلاف در ميان هر قومي هست و نبايد براي اين با يكديگر دشمني كنند. چنان كه عامه در فروع فقهيه، پيروي يكي از فقها و ائمه اربعه خود را ميكنند، شيعه هم متابعت ائمه اثنيعشر و فقهاي خود را مينمايد و اين اختلاف در فروع هم به جايي مضر نيست. فقط همان مسأله خلافت است كه آن هم چون امروز موضوع ندارد، بايد كنار گذارند تا اين كه از اصل مقصود باز نماند، وگرنه ديگران كه منتظر بازار آشفتهاند با بودن اين اختلافات به مقصود خواهند رسيد. داستان سيد و شيخ و بازاري در باغ معروف است كه به واسطه اختلاف، هر سه مغلوب شدند، بلكه آن چه از مراجعه به تاريخ به دست ميآيد، بيشتر غلبههايي كه در عالم شده، به واسطه اختلاف مغلوبين بوده است. »:smile07: :smile07: :smile07:
صبح
Monday 28 November 2005, 06:37PM
بسم الله الرحمن الرحيم
با سلام :)
اين مطلبي است كه به گوش همه ما خورده است اما متاسفانه كماكان ايجاد تفرقه توسط افراد فتنه ر پلي است براي ورود دشمنان ما به ميان جمعهاي ما مسلمانان .
اما از مقوله وحدت اسلامي فقط نام آن مانده است و هنوز مسلمانان به دقت راجع به آن فكر نكرده اند ... لذا بعضي فكر مي كنند براي نيل به وحدت ميبايست عقايد خود را كنار بگذارند ... مقاله جالبي در سايت استاد شهيد مطهري در دسترس است كه بد نيست همه دوستان آن را مطالعه فرمايند :
مقاله اول الغدير و وحدت اسلامی
1 الغدير و وحدت اسلامی
كتاب شريف " الغدير " موجی عظيم در جهان اسلام پديد آورده است .
انديشمندان اسلامی ، از زوايا و جوانب مختلف : ادبی ، تاريخی ، كلامی ،
حديثی ، تفسيری ، اجتماعی بدان نظر افكندهاند . آنچه از زاويه اجتماعی
میتوان بدان نظر افكند ، " وحدت اسلامی " است .
مصلحان و دانشمندان روشنفكر اسلامی عصر ما ، اتحاد و همبستگی ملل و فرق
اسلامی را ، خصوصا در اوضاع و احوال كنونی كه دشمن از همه جوانب بدانها
هجوم آورده و پيوسته با وسايل مختلف در پی توسعه خلافات كهن و اختراع
خلافات نوين است ، از ضروريترين نيازهای اسلامی میدانند . اساسا چنانكه
میدانيم وحدت اسلامی و اخوت اسلامی ، سخت مورد عنايت و اهتمام شارع
مقدس اسلام بوده و از اهم مقاصد اسلام است . قرآن و سنت و تاريخ اسلام
گواه آن میباشد .
از اين رو ، برای برخی اين پرسش پيش آمده كه آيا تأليف و نشر كتابی
مانند " الغدير " كه به هر حال موضوع بحث آن ، كهنترين مسئله خلافی
مسلمين است مانعی در راه هدف مقدس و ايده آل عالی " وحدت اسلامی "
ايجاد نمیكند ؟
ما لازم میدانيم مقدمتا اصل مطلب را - يعنی مفهوم و حدود وحدت اسلامی -
را روشن كنيم ، سپس نقش كتاب شريف " الغدير " و مؤلف جليل القدرش
، " علامه امينی " رضوان الله عليه ، را توضيح دهيم .
وحدت اسلامی
مقصود از وحدت اسلامی چيست ؟ آيا مقصود اين است : از ميان مذاهب
اسلامی يكی انتخاب شود ، و ساير مذاهب كنار گذاشته شود . يا مقصود اين
است كه مشتركات همه مذاهب گرفته شود ، و مفترقات همه آنها كنار
گذاشته شود ، و مذهب جديدی بدين نحو اختراع شود ، كه عين هيچ يك از
مذاهب موجود نباشد ؟ يا اينكه وحدت اسلامی ، به هيچوجه ربطی به وحدت
مذاهب ندارد ، و مقصود از اتحاد مسلمين ، اتحاد پيروان مذاهب مختلف ،
در عين اختلافات مذهبی ، در برابر بيگانگان است ؟
مخالفين اتحاد مسلمين ، برای اينكه از وحدت اسلامی ، مفهومی غير منطقی
و غير عملی بسازند ، آن را به نام وحدت مذهبی توجيه میكنند تا در قدم
اول ، با شكست مواجه گردد . بديهی است كه منظور علمای روشنفكر اسلامی از
وحدت اسلامی ، حصر مذاهب به يك مذهب ، و يا اخذ مشتركات مذاهب و
طرف مفترقات آنها كه نه معقول و منطقی است و نه مطلوب و عملی ، نيست
. منظور اين دانشمندان ، متشكل شدن مسلمين است در يك صف در برابر
دشمنان مشتركشان .
اين دانشمندان میگويند مسلمين مايه وفاقهای بسياری دارند كه میتواند
مبنای يك اتحاد محكم گردد ، مسلمين همه خدای يگانه را میپرستند و همه به
نبوت رسول اكرم ايمان و اذعان دارند ، كتاب همه قرآن و قبله همه كعبه
است ، با هم و مانند هم حج میكنند و مانند هم نماز میخوانند و مانند هم
روزه میگيرند و مانند هم تشكيل خانواده میدهند و داد و ستد مینمايند و
كودكان خود را تربيت میكنند و اموات خود را دفن مینمايند . و جز در
اموری جزئی ، در اين كارها با هم تفاوتی ندارند . مسلمين همه از يك نوع
جهان بينی برخوردارند و يك فرهنگ
مشترك دارند و در يك تمدن عظيم و با شكوه و سابقه دار شركت دارند .
وحدت در جهان بينی ، در فرهنگ ، در سابقه تمدن ، در بينش و منش ، در
معتقدات مذهبی ، در پرستشها و نيايشها ، در آداب و سنن اجتماعی خوب
میتواند از آنها ملت واحد بسازد و قدرتی عظيم و هايل به وجود آورد كه
قدرتهای عظيم جهان ناچار در برابر آنها خضوع نمايند ، خصوصا اينكه در متن
اسلام بر اين اصل تأكيد شده است . مسلمانان به نصر صريح قرآن برادر
يكديگرند و حقوق و تكاليف خاصی آنها را به يكديگر مربوط میكند . با اين
وضع چرا مسلمين از اين همه امكانات وسيع كه از بركت اسلام نصيبشان گشته
استفاده نكنند ؟
از نظر اين گروه از علمای اسلامی ، هيچ ضرورتی ايجاب نمیكند كه مسلمين
به خاطر اتحاد اسلامی ، صلح و مصالحه و گذشتی در مورد اصول يا فروع مذهبی
خود بنمايند . همچنانكه ايجاب نمیكند كه مسلمين درباره اصول و فروع
اختلافی فيمابين ، بحث و استدلال نكنند و كتاب ننويسند . تنها چيزی كه
وحدت اسلامی ، از اين نظر ، ايجاب میكند ، اين است كه مسلمين برای
اينكه احساسات كينه توزی در ميانشان پيدا نشود ، يا شعله ور نگردد
متانت را حفظ كنند ، يكديگر را سب و شتم ننمايند ، به يكديگر تهمت
نزنند و دروغ نبندند ، منطق يكديگر را مسخره نكنند ، و بالاخره ، عواطف
يكديگر را مجروح نسازند و از حدود منطق و استدلال خارج نشوند . و در
حقيقت لااقل حدودی را كه اسلام در دعوت غير مسلمان به اسلام ، لازم دانسته
است ، درباره خودشان رعايت كنند . « ادع الی سبيل ربك بالحكمة و
الموعظة الحسنة و جادلهم بالتی هی احسن ».
برای برخی اين تصور پيش آمده كه مذاهبی كه تنها در فروع با يكديگر
اختلاف دارند ، مانند شافعی و حنفی ، میتوانند با هم برادر باشند
و با يكديگر در يك صف قرار گيرند ، اما مذاهبی كه در اصول با يكديگر
اختلاف نظر دارند به هيچ وجه نمیتوانند با يكديگر برادر باشند . از نظر
اين دسته ، اصول مذهبی مجموعهای به هم پيوسته است و به اصطلاح اصوليون از
نوع " اقل و اكثر ارتباطی " است ، آسيب ديدن يكی عين آسيب ديدن همه
است . عليهذا آنجا كه مثلا اصل " امامت " آسيب میپذيرد و قربانی
میشود ، از نظر معتقدين به اين اصل ، موضوع وحدت و اخوت منتفی است . و
به همين دليل شيعه و سنی به هيچ وجه نمیتوانند دست يكديگر را به عنوان
دو برادر مسلمان بفشارند و در يك جبهه قرار گيرند ، دشمن هر كه باشد .
گروه اول به اين گروه پاسخ میدهند ، میگويند : دليلی ندارد ما اصول را
در حكم يك مجموعه به هم پيوسته بشماريم ، و از اصل " يا همه يا هيچ "
در اينجا پيروی كنيم . اينجا جای قاعده الميسور لايسقط بالمعسور و ما
لايدرك كله لايترك كله است . سيره و روش شخص اميرالمؤمنين علی ، عليه
السلام ، برای ما بهترين و آموزنده ترين درسهاست . علی ، عليه السلام ،
راه و روشی بسيار منطقی و معقول كه شايسته بزرگواری مانند او بود اتخاذ
كرد .
او برای احقاق حق خود ، از هيچ كوششی خودداری نكرد ، همه امكانات خود
را به كار برد كه اصل امامت را احيا كند ، اما هرگز از اشعار " يا همه
يا هيچ " پيروی نكرد . بر عكس ، اصل مالايدرك كله لايترك كله را مبنای
كار خويش قرار داد .
علی در برابر ربايندگان حقش قيام نكرد و قيام نكردنش اضطراری نبود ،
بلكه كاری حساب شده و انتخاب شده بود . او از مرگ بيم نداشت ، چرا
قيام نكرد ، حداكثر اين بود كه كشته شود ، كشته شدن در راه خدا
منتهای آرزوی او بود ، او همواره در آرزوی شهادت بود و با آن ، از كودك
به پستان مادر مأنوستر بود . علی در حساب صحيحش بدين نكته رسيده بود كه
مصلحت اسلام در آن شرائط ترك قيام و بلكه همگامی و همكاری است . خود
كرارا به اين مطلب تصريح میكند .
در يكی از نامههای خود به مالك اشتر ( نامه 62 از نامههای " نهج
البلاغه " مینويسد : « فامسكت يدی حتی رأيت راجعة الناس قد رجعت عن
الاسلام ، يدعون الی محق دين محمد صلی الله عليه و آله ، فخشيت ان لم انصر
الاسلام و اهله ، اری فيه ثلما او هدما تكون المصيبة به علی اعظم من فوت
ولايتكم التی انما هی متاع ايام قلائل » . من اول دست خود را پس كشيدم ،
تا ديدم گروهی از مردم از اسلام بازگشتند و مردم را به نابودی دين محمد (
ص ) دعوت میكنند . پس ترسيدم كه اگر به ياری اسلام و مسلمين بر نخيزم
شكاف يا انهدامی در اسلام خواهم ديد كه مصيبت آن از فوت خلافت چند روزه
بسی بيشتر است .
در شورای شش نفری پس از تعيين و انتخاب عثمان به وسيله عبدالرحمان
بن عوف ، علی عليه السلام ، شكايت و هم آمادگی خود را برای همكاری
اينچنين بيان كرد : « لقد علمتم انی احق الناس بها من غيری ، و الله
لاسلمن ما سلمت امور المسلمين ، و لم يكن فيها جور الا علی خاصة » ( نهج
البلاغه ، خطبه 72 ) يعنی : شما خود میدانيد من از همه برای خلافت شايسته
ترم ، و حال به خدا قسم مادامی كه كار مسلمين روبراه باشد ، و رقيبان من
تنها به كنار زدن من قناعت كنند و تنها شخص من مورد ستم واقع شده باشد
، مخالفتی نخواهم كرد و تسليم خواهم بود .
اينها میرساند كه علی ، اصل " يا همه يا هيچ " را در اين مورد محكوم
میدانسته است . نيازی نيست درباره روش و سيره علی عليه السلام در اين موضوع بيشتر بحث شود ، شواهد و دلائل تاريخی در اين زمينه فراوان است .
صبح
Monday 28 November 2005, 06:43PM
علامه امينی
اكنون نوبت آن است كه ببينيم علامه بزرگوار آيت الله امينی ، مؤلف
جليل القدر " الغدير " از كدام دسته است و چگونه میانديشيده است ؟
آيا ايشان وحدت و اتحاد مسلمين را تنها در دايره تشيع قابل قبول
میدانستهاند ، يا دايره اخوت اسلامی را وسيعتر میدانسته و معتقد بودهاند
اسلام كه با اقرار و اذعان به شهادتين محقق میشود ، خواه ناخواه حقوقی را
به عنوان حق مسلمان بر مسلمان ايجاد میكند وصله اخوت و برادری كه در
قرآن به آن تصريح شده ميان همه مسلمين محفوظ است .
علامه امينی به اين نكته كه لازم است نظر خود را در اين موضوع روشن كنند
و اينكه نقش الغدير در وحدت اسلامی چيست ، آيا مثبت است يا منفی ؟
خود كاملا توجه داشتهاند و برای اينكه از طرف معترضان اعم از آنان كه در
جبهه مخالف خودنمايی میكنند و آنهايی كه در جبهه موافق خود را جا زدهاند
مورد سؤ استفاده واقع نشود ، نظر خود را مكرر توضيح داده و روشن كردهاند
.
علامه امينی طرفدار وحدت اسلامی هستند و با نظری وسيع و روشن بينانه
بدان مینگرند . معظم له در فرصتهای مختلف در مجلدات الغدير اين مسئله
را طرح كردهاند و ما قسمتی از آنها را در اينجا نقل میكنيم :
در مقدمه جلد اول ، اشاره كوتاهی میكنند به اينكه الغدير ، چه نقشی در
جهان اسلام خواهد داشت . میگويند : " و ما اينهمه را خدمت به دين ، و
اعلاء كلمه حق ، و احياء امت اسلامی میشماريم " .
جلد سوم ، صفحه 77 ، پس از نقل اكاذيب ابن تيميه و آلوسی و قصيمی
، مبنی بر اينكه شيعه برخی از اهل بيت را ، از قبيل زيد بن علی بن
الحسين دشمن میدارد ، تحت عنوان " نقد و اصلاح " میگويند :
" . . . اين دروغها و تهمتها تخم فساد را میكارد و دشمنيها را ميان
امت اسلام بر میانگيزد و جماعت اسلام را تبديل به تفرقه مینمايد و جمع
امت را متشتت میسازد و با مصالح عامه مسلمين تضاد دارد " .
نيز در جلد سوم ، صفحه 268 ، تهمت سيد رشيد رضا را به شيعه ، مبنی بر
اينكه " شيعه از هر شكستی كه نصيب مسلمين شود خوشحال میشود تا آنجا كه
پيروزی روس را بر مسلمين در ايران جشن گرفتند " نقل میكنند ، و میگويند
: " اين دروغها ساخته و پرداخته امثال سيد محمد رشيد رضاست . شيعيان
ايران و عراق كه قاعدتا مورد اين تهمت هستند ، و همچنين مستشرقان و
سياحان و نمايندگان ممالك اسلامی و غير هم ، كه در ايران و عراق رفت و
آمد داشته و دارند خبری از اين جريان ندارند . شيعه بلا استثناء ، برای
نفوس و خون و حيثيت و مال عموم مسلمين اعم از شيعه و سنی احترام قائل
است . هر وقت مصيبتی برای عالم اسلام در هر كجا و هر منطقه و برای هر
فرقه پيش آمده است ، در غم آنها شريك بوده است . شيعه هرگز اخوت
اسلامی را كه در قرآن و سنت بدان تصريح شده محدود به جهان تشيع نكرده
است . و در اين جهت فرقی ميان شيعه و سنی قائل نشده است " .
نيز در پايان جلد سوم ، پس از انتقاد از چند كتاب از كتب قدما ، از
قبيل عقد الفريد ابن عبدربه ، الانتصار ابوالحسين خياط معتزلی ، الفرق بين
الفرق ابومنصور بغدادی ، الفصل ابن حزم اندلسی ، الملل و النحل
محمد بن عبدالكريم شهرستانی ، منهاج السنه ابن تيميه ، والبداية و
النهايه ابن كثير و چند كتاب از كتب متأخرين ، از قبيل تاريخ الامم
الاسلاميه شيخ محمد خضری ، فجر الاسلام احمد امين ، الجولة فی ربوع الشرق
الادنی محمد ثابت مصری ، الصراع بين الاسلام و الوثنيه قصيمی ، و الوشيعه
موسی جار الله میگويند :
" هدف ما از نقل و انتقاد اين كتب ، اين است كه به امت اسلام اعلام
خطر كنيم و آنان را بيدار نماييم كه اين كتابها بزرگترين خطر را برای
جامعه اسلامی به وجود میآورد ، زيرا وحدت اسلامی را متزلزل میكند ، صفوف
مسلمين را میپراكند ، هيچ عاملی بيش از اين كتب صفوف مسلمين را از هم
نمیپاشد و وحدتشان را از بين نمیبرد و رشته اخوت اسلامی را پاره نمیكند
" .
علامه امينی در مقدمه جلد پنجم ، تحت عنوان " نظرية كريمة " به
مناسبت يكی از تقدير نامههايی كه از مصر ، درباره الغدير رسيده است ،
نظر خود را در اين موضوع كاملا روشن میكنند و جای هيچ ترديدی باقی
نمیگذارند ، میگويند :
" عقايد و آراء درباره مذاهب آزاد است و هرگز رشته اخوت اسلامی را
كه قرآن كريم با جمله « انما المؤمنون اخوش »بدان تصريح كرده پاره
نمیكند ، هر چند كار مباحثه علمی و مجادله كلامی و مذهبی به اوج خود برسد
، سيره سلف و در رأس آنها صحابه و تابعين همين بوده است .
" ما مؤلفان و نويسندگان در اقطار و اكناف جهان اسلام ، با همه اختلافی
كه در اصول و فروع با يكديگر داريم ، يك جامع مشترك داريم و آن ايمان
به خدا و پيامبر خداست . در كالبد همه ما يك روح و يك عاطفه
حكمفرماست و آن روح اسلام و كلمه اخلاص است " .
" ما مؤلفان اسلامی همه در زير پرچم حق زندگی میكنيم و در تحت قيادت
قرآن و رسالت نبی اكرم انجام وظيفه مینماييم. پيام همه ما اين است كه :
« ان الذين عند الله الاسلام »و شعار همه ما " لا اله الا الله و محمد رسول
الله " است . آری ما حزب خدا و حاميان دين او هستيم ! "
علامه امينی در مقدمه جلد هشتم تحت عنوان " الغدير يوحد الصفوف فی
الملا الاسلامی " مستقيما وارد بحث نقش الغدير در وحدت اسلامی میشوند .
معظم له ، در اين بحث ، اتهامات كسانی را كه میگويند الغدير موجب
تفرقه بيشتر مسلمين میشود ، سخت رد میكنند ، و ثابت میكنند كه بر عكس
، الغدير بسياری از سؤ تفاهمات را از بين میبرد و موجب نزديكتر شدن
مسلمين به يكديگر میگردد . آنگاه اعترافات دانشمندان اسلامی غير شيعه را
در اين باره شاهد میآورند و در پايان ، نامه شيخ محمد سعيد دحدوح را به
همين مناسبت نقل میكنند .
ما برای پرهيز از اطاله بيشتر ، از نقل و ترجمه تمام گفتار علامه امينی
تحت عنوان بالا كه همه در توضيح نقش مثبت الغدير در وحدت اسلامی است
صرف نظر میكنيم ، زيرا آنچه نقل كرديم برای اثبات مقصود كافی است .
نقش مثبت الغدير ، در وحدت اسلامی از اين نظر است كه اولا منطق مستدل
شيعه را روشن میكند و ثابت میكند كه گرايش در حدود صد ميليون مسلمان به
تشيع بر خلاف تبليغات زهر آگين عدهای مولود جريانهای سياسی يا نژادی و
غيره نبوده است ، بلكه يك منطق قوی متكی به قرآن و سنت موجب اين
گرايش شده است ، ثانيا ثابت میكند كه پارهای اتهامات به شيعه كه سبب
فاصله گرفتن مسلمانان ديگر از شيعه شده است از قبيل اينكه شيعه غير
مسلمان را بر مسلمان غير شيعه ترجيح
میدهد و از شكست مسلمانان غير شيعه از غير مسلمانان شادمان میگردد ، و
از قبيل اينكه شيعه به جای حج به زيارت ائمه میرود ، يا در نماز چنين
میكند و در ازدواج موقت چنان ، به كلی بی اساس و دروغ است ، ثالثا
شخص شخيص اميرالمؤمنين علی عليه السلام را كه مظلومترين و مجهول
القدرترين شخصيت بزرگ اسلامی است و میتواند مقتدای عموم مسلمين واقع
شود ، و همچنين ذريه اطهارش را به جهان اسلام معرفی میكند .
برداشت ديگران از الغدير
برداشت بسياری از دانشمندان بيغرض مسلمان غير شيعه از " الغدير "
همين است كه ما گفتيم .
محمد عبدالغنی حسن مصری ، در تقريظ خود بر الغدير كه در مقدمه جلد اول
، چاپ دوم ، چاپ شده است میگويد :
" از خداوند مسئلت میكنم كه بركه آب زلال شما را ( غدير در عربی به
معنای گودال آب است ) سبب صلح و صفا ميان دو برادر شيعه و سنی قرار
دهد كه دست به دست هم داده ، بناء امت اسلامی را بسازند " .
عادل غضبان مدير مجله مصری " الكتاب " در مقدمه جلد سوم میگويد : "
اين كتاب ، منطق شيعه را روشن میكند و اهل سنت میتوانند به وسيله اين
كتاب شيعه را به طور صحيح بشناسند . شناسايی صحيح شيعه سبب میشود كه
آراء شيعه و سنی به يكديگر نزديك شود ، و مجموعا صف واحدی تشكيل دهند
" .
دكتر محمد غلاب ، استاد فلسفه در دانشكده اصول دين جامع از هر ، در
تقريظی كه بر الغدير نوشته و در مقدمه جلد چهارم چاپ كتاب شما در وقت بسيار مناسبی به دستم رسيد ، زيرا اكنون مشغول
جمع آوری و تأليف كتابی درباره زندگی مسلمين از جوانب مختلف هستيم ،
لهذا خيلی مايلم كه اطلاعات صحيحی درباره شيعه اماميه داشته باشم . كتاب
شما به من كمك خواهد كرد و من ديگر مانند ديگران درباره شيعه اشتباه
نخواهم كرد " .
دكتر عبدالرحمان كيالی حلبی ، در تقريظ خود كه در مقدمه جلد چهارم
الغدير چاپ شده ، پس از اشاره به انحطاط مسلمين در عصر حاضر ، و اينكه
چه عواملی میتواند مسلمين را نجات دهد ، و پس از اشاره به اينكه شناخت
صحيح وصی پيغمبر اكرم يكی از آن عوامل است ، میگويد :
" كتاب الغدير و محتويات غنی آن ، چيزی است كه سزاوار است هر
مسلمانی از آن آگاهی يابد ، تا دانسته شود چگونه مورخان كوتاهی كردهاند ،
و حقيقت كجاست . ما به اين وسيله بايد گذشته را جبران كنيم و با كوشش
در راه اتحاد مسلمين به اجر و ثواب نايل گرديم " .
آری آن بود وجهه نظر علامه امينی درباره مسئله مهم اجتماعی عصر ما ، و
اين است عكس العمل نيكوی آن در جهان اسلام . - رضوان الله عليه .
شده است میگويد :
sareban
Wednesday 30 November 2005, 07:26PM
لطفا به اين سوالات جواب دهيد (جواب شرعي لطفا)
1) آيا مثلا براي مقابله با دشمنان فضايي ، وحدت كل جامعه بشري(اعم از كافر ومسلمان)واجب يا ياجايز هست يا خير؟ :smile09: :confused:
2) آيا ميتوان با امريكا بر ضد بعضي از مسلمانان(همچون صدام) متحد شد يا خير؟ :confused:
3) اگر راه يكي است چه فرقي ميان كج راهها هست؟ :smile09:
عاشق نور
Thursday 1 December 2005, 02:48PM
لطفا به اين سوالات جواب دهيد (جواب شرعي لطفا)
1) آيا مثلا براي مقابله با دشمنان فضايي ، وحدت كل جامعه بشري(اعم از كافر ومسلمان)واجب يا ياجايز هست يا خير؟ :smile09: :confused:
2) آيا ميتوان با امريكا بر ضد بعضي از مسلمانان(همچون صدام) متحد شد يا خير؟ :confused:
3) اگر راه يكي است چه فرقي ميان كج راهها هست؟ :smile09:
سلام
پيشنهاد مي كنم سوالات خود را در سايت آيت الله سيستاني (دام ظله) و در قسمت استفتائات مطرح كنيد، به احتمال جواب مناسبي دريافت خواهيد كرد.
زيرا ايشان در موقعيتي قرار دارند، كه بايد در مورد سوالات ۲ و ۳ نيز تصميماتي اتخاذ نمايند.
يا علي
http://www.sistani.org/html/far/
صبح
Thursday 1 December 2005, 04:08PM
لطفا به اين سوالات جواب دهيد (جواب شرعي لطفا)
1) آيا مثلا براي مقابله با دشمنان فضايي ، وحدت كل جامعه بشري(اعم از كافر ومسلمان)واجب يا ياجايز هست يا خير؟ :smile09: :confused:
2) آيا ميتوان با امريكا بر ضد بعضي از مسلمانان(همچون صدام) متحد شد يا خير؟ :confused:
3) اگر راه يكي است چه فرقي ميان كج راهها هست؟ :smile09:
سلام
فكر نكنم جواب شرعي مختص اين سوال وجود داشته باشد اما از لحاظ عقلي منطبق با شرع ميتوان بررسي كرد .
سوال يك و دو در راستاي هم هستند ... در مفاهيم شرعي ( تشبث به كفار ) حرام است و مجاز نيست . تشبث يعني آويزان شدن ، چنگ زدن ، متوسل شدن. لذا اگر اتحاد باعث شود كه ما عزت و استقلال خود را از دست بدهيم ، يقينا در مقابله با صدام يا موجودات فضائي چنين مجوزي نخواهيم داشت كه با آمريكا متحد شويم .... و در مورد آمريكا عموما هم همينطور است آمريكا نيز با ما متحد نميشود مگر سودي در ما ببيند ...
اما ما ميتوانيم با چين و روسيه متحد شويم تا آمريكا را شكست بدهيم و فكر نمي كنم در اين اتحاد جنگي با حفظ منافع طرفين مساله اي باشد .
البته حالت سومي در مورد آمريكا هست كه مصداق ( آسه برو آسه بيا تا گربه شاخت نزنه ) هست ...
در عراق كه براي شيعه چيزي خطرناك تر از صدام و زرقاويون نبوده و نيست و خيانت هاي تاريخي اين قشر اقليت حاكم در عراق باعث كشتار دهها ساله شيعه و. چند ميليون نفري شده است ، آنها نيز نه بعنوان مسلمان بلكه بعنوان دشمناني بدتر از آمريكا شناخته ميشوند ... و هر دو مهاجم و خونريزند ... آنها ما را همچون مسلمانان نميگرند همچنانكه آمريكا ما را از خود نميداند ... فلذا مجبوريم صلاح جامعه شيعه را تصميم گيري كنيم و جوري با خطرات مبارزه كنيم ... آمريكا يك خطر است ، بعث و زرقاوي هم خطر دوم ... مگر آنكه آنها به حقوق ما راضي شوند و به حقوق خود قانع و دست از ظلم و خيانت بكشند كه خدا تجاوزگران را دوست ندارد .
فلذا اصولا مسلمان حساب كردن مهاجم مثل اين است كه دزدي بظاهر مسلمان شناسنامه اي در خانه شما بيايد و با چاقو شما را تهديد كند ... و شما با خود بگوئيد ( نه اين مسلمان است ... نبايد با خود جنگيد ... ) كه اينطوري نميشود ... بايد با تمام قوا با او جنگيد .
sareban
Thursday 1 December 2005, 04:46PM
سلام
فكر نكنم جواب شرعي مختص اين سوال وجود داشته باشد اما از لحاظ عقلي منطبق با شرع ميتوان بررسي كرد .
.
چرا ؟
مگر هر كاري كه ما ميكنيم حكم شرعي ندارد؟
سوال يك و دو در راستاي هم هستند ... در مفاهيم شرعي ( تشبث به كفار ) حرام است و مجاز نيست . تشبث يعني آويزان شدن ، چنگ زدن ، متوسل شدن. لذا اگر اتحاد باعث شود كه ما عزت و استقلال خود را از دست بدهيم ، يقينا در مقابله با صدام يا موجودات فضائي چنين مجوزي نخواهيم داشت كه با آمريكا متحد شويم .... و در مورد آمريكا عموما هم همينطور است آمريكا نيز با ما متحد نميشود مگر سودي در ما ببيند ...
اگر را با مگر تزويج كردند... ;)
لطفا مشخصا و بدون اگر جواب دهيد!
آيا با امريكا يا روسيه ميتوان ضد صدام و يا مهاجمين فضايي متحد شد؟
اما ما ميتوانيم با چين و روسيه متحد شويم تا آمريكا را شكست بدهيم و فكر نمي كنم در اين اتحاد جنگي با حفظ منافع طرفين مساله اي باشد .
چرا به روسيه و چين كافر ميتوان تشبث كرد؟ و چنگ زد؟ :D
آيا آمريكا كافرتر از روسيه و چين است؟
در عراق كه براي شيعه چيزي خطرناك تر از صدام و زرقاويون نبوده و نيست و خيانت هاي تاريخي اين قشر اقليت حاكم در عراق باعث كشتار دهها ساله شيعه و. چند ميليون نفري شده است ، آنها نيز نه بعنوان مسلمان بلكه بعنوان دشمناني بدتر از آمريكا شناخته ميشوند ... و هر دو مهاجم و خونريزند ... آنها ما را همچون مسلمانان نميگرند همچنانكه آمريكا ما را از خود نميداند ... فلذا مجبوريم صلاح جامعه شيعه را تصميم گيري كنيم و جوري با خطرات مبارزه كنيم ... آمريكا يك خطر است ، بعث و زرقاوي هم خطر دوم ... مگر آنكه آنها به حقوق ما راضي شوند و به حقوق خود قانع و دست از ظلم و خيانت بكشند كه خدا تجاوزگران را دوست ندارد .
يعني چه؟!
يعني بالاخره آيا ميتوان با آمريكا يا متحد شد تا زرقاويها را نابود كنيم يا نه ؟
ضمنا اينجا تالار دين است و منظوز من از طرح اين مساله در اينجا بحث شرعي آن بود!
سوال بعدي اينكه اگر ثابت شود كه مثلا فلسطينيان همچون وهابيت هستندو ما را مشرك ميدانند ( البته چنان كه گفتم اگر) در اين صورت كدام يك جايز است؛ اتحاد با اسرائيل ضد وهابيت يا اتحاد با وهابيت ضد اسرائيل؟ چرا و به چه دليل شرعي؟!
Scorpion
Thursday 1 December 2005, 05:26PM
بسمه تعالي
با سلام
يادم هست که يک صحبتي آقاي جوادي آملي کردند و گفتند در اسلام ما چند جور اخوت داريم :
يک اخوتي هست ميان شيعيان ، يک اخوتي هست ميان تمام مسلمانان ، يک اخوتي هست که کلي است و همه انسانها را در بر دارد . ( البته دقيقا يادم نيست حدودا نوشتم ) .
اينک نظر حقير :
بعلاوه اينکه طرف ما طرف حق بايد باشد يعني اگر بر فرض فلسطيني ها ما را مشرک بدانند ما از طرف محق بايد پشتيباني کنيم يعني مثلا فلسطيني ها در شرايط حاضر .
يعني يک فردايي اگر فضايي ها آمدند و نسل بشر در خطر بود ما در کنار آمريکا بر ضد نا حق مي جنگيم .
البته کياست بايد در همه حال با ما باشد و بخاطر همين است که ولي فقيه و مراجع هستند تا حواسشان به کليت قضايا باشد و ما يک وقت دور نخوريم .البته خود ما هم تک تک بايد خيلي حواسمان جمع باشد .
رزقاوي نيز همين است اگر آمريکا حاضر باشد در طرف حق بجنگد ما با او مي توانيم همکاري کنيم ( همچنانکه همکاريهايي نيز بوده است ) و اگر او کاملا در طرف حق نباشد ما به صورت مستقل جبهه اي براي مبارزه با ظلم تشکيل مي دهيم و يا با رعايت مصالح تاحدي با آمريکا در جهت حق همکاري مي کنيم .
در نهايت مسلمانان بايد مستقل باشند و به هيچ کس وابسته نباشد طبق قاعده نفي سبيل چه آمريکا باشد چه رويسه چه چين و چه مانند ايشان .
ياحق
سینا 555
Friday 2 December 2005, 01:22AM
سلام:smile07:
همانگونه كه غير مسلمانان مانند غربيان در كليات خود متفقند وفرهنگ واحدي بين انها حاكم است(فرهنگ غربي)ما مسلمانان نيز ميتوانيم و بايد در كليات و فرهنگ واحد اسلامي خود وحدت داشته باشيم.بدون شك پرسش و بحث و بروز احتلاف نظرها در بسياري زمينه ها نه تنها نبايد عامل اختلاف تلقي شود بلكه وجود اختلاف ارا در ميان امت اسلامي و فرهنگ مشترك بيشتر باعث شكوفايي و پويايي و بالندگي امت اسلامي و حركت به روجلوي جامعه و فرهنگ مشترك خواهد بود.البته به شرط اينكه بحث و منطق بحث بعنوان يك اصل ضروري براي هميشه بين همه پذيرفته شود.
يا علي
sareban
Friday 2 December 2005, 09:18AM
سلام:smile07:
همانگونه كه غير مسلمانان مانند غربيان در كليات خود متفقند وفرهنگ واحدي بين انها حاكم است(فرهنگ غربي)ما مسلمانان نيز ميتوانيم و بايد در كليات و فرهنگ واحد اسلامي خود وحدت داشته باشيم.
يا علي
به به اقا سيناي گل :smile07:
سلام دوست من ، آخر اين چه دليلي است عزيز؟!
غير مسلمانان در شراب خواري هم متحدند پس آيا ما هم بايد شراب خوار شويم؟
اصولا اين چه دليل شرعي است كه ما بايد كارهايمان را بر اساس آنچه كفار ميكنند،
تنظيم كنيم؟ و حجيت چنين دليلي از كجا امده ؟
sareban
Saturday 24 December 2005, 07:35PM
جوابي نبود!! :smile09: :confused:
shangool_611
Saturday 24 December 2005, 10:49PM
اتحاد
خوبه
ولي به نظر شما ايجاد اتحاد بين فرق شيعه شش امامي ، شيعه اثني عشري ،،سني ، معتزله،اخباريون، علي اللهي ، اشاعره، عدليه،حنبلي ، ابوحنفيه ، بابيون ، بهائيون ، صبح ازل ،اسماعيليه ، ... كمي ، فقط كمي سخت نيست .
تشنه
Wednesday 4 January 2006, 11:44AM
سلام
من هم با شما کاملا هم عقیدم و مطمئنم که نظر سایر دوستان هم همینطوره
اگر هم احیانا خلاف این عمل می کنن فقط برای اینه که جو رو از حالت رکود در بیارن
راست و حسینی اگر این بحثها اینجا پیش نمی یومد اونوقت ما باید اینجا می یومدیم چی کار ؟خوب یه دفه بگید بیاید پاچه خاری دیگه:)
1) آيا مثلا براي مقابله با دشمنان فضايي ، وحدت كل جامعه بشري(اعم از كافر ومسلمان)واجب يا ياجايز هست يا خير؟
طبق اصل "دفع افسد بفاسد"
بله
البته اینجا باید این که کدوم افسد ترن رو لحاظ کرد که فکر کنم در مثال شما باید بر عکس عمل کنیم(اما خوب حالا که صدامی در کار نیست):D
چون دیدم داشتین بی راهه می رفتین دخالت کردم وگرنه مارو چه به فتوا دادن:p
سینا 555
Thursday 5 January 2006, 06:37AM
غير مسلمانان در شراب خواري هم متحدند پس آيا ما هم بايد شراب خوار شويم؟
سلام ساری جان عزیز:smile07:
اگر دقت کنی عزیز بنده همچین چیزی نگفتم منظورم این بود کفر در کفر خود متحد است چرا ما در
اعتقاد به الله بین خود اشتراک نداشته باشیم.شما قیاس به مثل فرمودید ظاهرا:( .ضمنا بنده این جواب شما رو یادم رفته بود و اصلا فراموش کرده بودم والا زودتر جواب میدادم:smile07:
sareban
Thursday 5 January 2006, 08:21AM
طبق اصل "دفع افسد بفاسد"
بله
:p
آفرين :smile39:
حال بگوئيد ميان يك سني كه جلوي پيشرفت شيعه را گرفته و تمام انرژي شيعه را معطوف به خود كرده و در قرنها تكيه بر خلافت ، دهها هزار از علويان را كشته و ميان يك مسيحي كه تا به حال ضرري از او نديديم چرا بايد يك سني را انتخاب كرد و با او ضد مسيحي متحد شد؟ :smile09:
و اساسا كدام يك فاسد تر است كسي كه به حق نزديك بوده و از ان دوري جسته يا
كسي كه از ابتدا دور بوده؟
هستي
Thursday 5 January 2006, 08:49AM
بسمه تعالي
سياست قران بر نيزه كردن:
بر داشت ازشهيد مطهري
سياست قران بر نيزه كردن سيزده قرن است كه در بين مسلمانان رايج است مخصوصا هر وقت كه مقدس مابان ومتظا هران زياد مي شوند......اين.سياست از طرف استفاده چي ها رايج مي گردد.درسهايي كه بايد اموخت.
درس اول اينست كه هر وقت جاهلها ونادانها وبي خبر ها مظهر قدس وتقوي شناخته شوند وسيله خوبي به دست اين زيركهاي منفعت پرست مي افتد.
بسيار ديده شده كه عناصر ضد اسلامي از اين وسيله استفاده كرده اند ونيروي خود اسلام را بر عليه اسلام بكار انداخته اند ودر زمينه تفرقه بهره برده اند.
در كشور خودمان كه مردم افتخار دوستي وولايت اهل بيت را دارند منافقان سو, استفاده نموده وسنگري عليه قران واهل بيت به نفع يهود غاصب مي سازند.(ايجاد تفرقه در بين مسلمين با هر وسيله ممكن حتي دوستي اهل بيت)
درس دوم اين است كه بايد كوشش كنيم كه طرز استنباطمان از قران صحيح باشد قران انگاه هادي وراهنما است كه مورد تدبر صحيح واقع شود عالمانه تفسير شودو........
تا راه ورسم استفاده از قران را نيا موزيم ااز ان بهره مند نخواهيم شد.سود جويان گاهي قران را مي خوانند واحتمال باطل را دنبال مي كنند.
قران مسايل را به صورت كلي واصولي طرح مي كند كه نياز به به درك صحيح دارد .
تشخيص مي خواهد.علي عليه السلام مي فر مود:انكم لن تعرفواالرشد حتي تعرفوا الذي تركه.
هرگز راه حق را نخواهيد شناخت مگر انكه بر باطل است بشناسيد
از كتاب جاذبه ودافعه علي عليه السلام.
پس راه حق امام حسين بدون درك راه باطل معاويه ممكن نيست.
تشنه
Thursday 5 January 2006, 08:49PM
اول شما بفرماین که این تشویق برای این بوده که حرف حساب زدم یا اینکه حرف باب میلتون رو؟
اگر مورد اولی مثبته که تشویق بعدی هم فراموش نشه لطفا:)
دوما شما اون شکلک رو هم از کنار فتوای ما بردارید چون نظرمون قطعی بوده و من باب مزاح نبود ...از این بابت می گم که دوستان دیگراحیانا دچار شبهه نشن;)
حالا اصل مطلب
در کل بحثی در اینجا نمی مونه
ولی شما می شه بفرماین که چرا بحث خلیفه های پیشین رووسط می یارید و جنایتهای اونها رو به حساب سنیان عوام می ذارید اما جنایتهایی که الان داره توسط همون مسیحیان(که اسمشون رو مسیحی هم نمی شه گذاشت ) روزانه در جای جای ممالک اسلامی رخ می ده رو حساب نمی کنید؟
اما اگر بخوایم بر مبنای مواردی که ذکر کرین حساب کنیم باید بگیم بنی عباس اگر این جنایات رو در حق علویان انجام می دادن علتش فقط عداوت و دشمنی انها با ائمه اطهار بوده
خوب حالا شما برای من سنی بیارید که با این بزرگواران دشمنی دارن؟اگر هم همچین ادعایی بکنید که می دونم همچین موردی پیش نمی یاد ولی محض احتیاط باید بگم که دروغ محض
بعد از اون و تا حالا هم هر سنی که به ضرر شیعیان(و حتی مسلمانان شیعه وسنی ) قدم برداشته دست پرورده همین به اصطلاح مسیحیان بودن و خودشون تنهایی همچین قدرتی رو نداشتن و به نوعی از طرف اونها حمایت می شدن
نمونش همین صدام تا امریکا باهاش اختلاف پیدا کرد دو روز هم دوام نیاورد و به یک سال نکشیده حکومت و اون همه قدرت و جبروت رو از دست داد
خوب برادر من این هم از سیاست هموناس که غیر مستقیم عمل می کنن نه مستقیم و ما هم فقط ظاهر قضیه رو می بینیم ما (مسلمانها ) هر چی میکشیم در درجه اول از جهل خودمون و در درجه دوم از دست همون دشمنان اسلام نه سنییان (که اونها رو دشمنان شیعیان به حساب می یارین )
خود همین زرقاوی که ما ایشون رو سند عداوتهای سنیان با شیعیان به حسابش می یاریم فقط توسط سه قاضی در اردن(یعنی زادگاهش) حکم اعدامش صادر شده
فکر کنم دیگه روشن شده باشه که مفسد کیه؟ :smile28:
یا حق
امیر
Thursday 5 January 2006, 10:39PM
ساربان :
ميان يك سني كه جلوي پيشرفت شيعه را گرفته و تمام انرژي شيعه را معطوف به خود كرده و در قرنها تكيه بر خلافت ، دهها هزار از علويان را كشته و ميان يك مسيحي كه تا به حال ضرري از او نديديم چرا بايد يك سني را انتخاب كرد و با او ضد مسيحي متحد شد؟
و اساسا كدام يك فاسد تر است كسي كه به حق نزديك بوده و از ان دوري جسته يا
كسي كه از ابتدا دور بوده؟با سلام
جهت تکمیل بحث جناب تشنه
شهید مطهری میفرمایند مسلمانان (شیعه و سنی ) مانند یک پیکر و یک جسم هستند ...اما رابطه مسلمانان و مسیحیان از این سنخ نیست یعنی آنها مانند دو پیکر و دو جسم هستند. لذا اتحاد با آنها تا جایی است که به منافع مسلمانان (شیعه و سنی ) تجاوزی نشود
شاید کسی باور نکند که این صحبت شهید مطهری باشد اما الحق که او انسان منصف و حقجویی بود اما مگر دشمانا ن حقیقت (گروه فرقان )توانستند و جود ایشان را تحمل کنند ؟؟؟!!!!
متفکر شهيد استاد مرتضي مطهري کتاب خدمات متقابل ایران واسلام مینویسد :
عمر هر چند مردی خشن بوده است ، ولی احدی در هوش و دورانديشی
او ترديد ندارد ، عمر برای اينكه همه مسئوليتها را شخصا بر عهده نگيرد و
به علاوه از فكر و انديشه ديگران استمداد جويد ، معمولا در مسائل مهم خصوصا
در سياست خارجی حكومتش شورا تشكيل ميداد و به مشورت میپرداخت كه در
كتب تاريخ مسطور است و به دو نمونهاش به تناسب در نهج البلاغه اشاره
شده است . در هيچ تاريخی ديده نشده كه عمر درباره كتابخانه اسكندريه
شورائی تشكيل داده باشد و با كسی مشورت كرده باشد . بسيار بعيد است كه
چنين تصميمی را بی مشورت اتخاذ كرده باشد . به علاوه اگر عمر چنين
انديشهای میداشت كه ما با وجود قرآن به هيچ كتاب ديگر احتياج نداريم ،
قطعا اين انديشه ديگر را هم داشت كه با وجود مساجد ، احتياج به معبد
ديگر نداريم . پس چرا در قراردادهای خود كليساها و كنيسهها و حتی
آتشكدهها را تحمل ميكند و بلكه دولت اسلامی را متعهد حفظ و نگهداری آنها
در ازاء شرائط ذمه میداند .
344page
چند سال پيش در مؤسسه اسلامی حسينيه ارشاد دو سخنرانی ايراد كردم كه
عنوانش " كتابسوزی اسكندريه " بود ، و بی پايگی آنرا روشن كردم يادم
هست كه بعد از پايان آن سخنرانيها از مؤمن مقدسی نامهای دريافتم به اين
مضمون كه تو چه داعی داری كه دروغ بودن اين قصه را اثبات كنی ! ؟ بگذار
اگر دروغ هم هست مردم بگويند ، زيرا دروغی است به مصلحت و تبليغی است
عليه عمر بن الخطاب و عمرو بن العاص . اين مؤمن مقدس گمان كرده بود كه اينهمه بوق و كرنا كه از اروپا تا هند
را پر كرده ، كتابها در اطرافش مینويسند و رمانها برايش میسازند ، و
برای آنكه مسلم و قطعی تلقی شود در كتب منطق و فلسفه و سئوالات امتحانيه
آنرا میگنجانند به خاطر احساسات ضد عمری يا ضد عمرو بن العاصی است و يا
قربه الی الله و برای خدمت به عالم تشيع و بی آبرو كردن مخالفان
اميرالمؤمنين علی عليه السلام است اين اشخاص نمیدانند كه در جوی كه اين
مسائل مطرح ميشود مسئله اسلام مطرح است و بس و نميدانند كه در جهان
امروز سلاح مؤثر عليه يك كيش و يك آئين بحثهای كلامی و استدلالهای منطقی
ذهنی نيست . در جهان امروز طرح طرز برخورد پيروان يك كيش در جريان
تاريخ با مظاهر فرهنگ و تمدن ، مؤثرترين سلاح له يا عليه آن كيش و آن
آيين است .
354page
صبح
Thursday 5 January 2006, 11:06PM
والله عمر را كه هچ ... حسابش با كرام الكاتبين ... اما پيروان عمر در عراق دارند كاري مي كنند كه از فتنه اختلاف مذهبي بدتر است و ممكن است شيعه سكوت خود را بشكند ... بهرحال تحمل هم حدي دارد و بايد پاسخ اين جنايات و دسيسه ها را داد ... چه چيز بدتر از اين سوءاستفاده از مظلوميت شيعه ...
اسرائيلش هم براي تشيع جنازه دشمنان خود حريمي قائل است ، اما اين بعثي هائي كه حكومت عراق را از دست رفته مي بينند ... از اسرائيل هم بدترند . اميدوارم خداوند آنها را به شارون پيوند دهد كه نه بوئي از اسلام برده اند و نه پيرو محمّد رسول الله ... فقط شخصي بنام عمر را مي شناسند تا براي او جان دهند ... حتي اگر بقيمت ظلم كردن به پيروان محمّد (ص) باشد . برادران اهل سنت بايد بجاي پشتيباني از جبهه جنايتكار وهابي-بعثي اينها را زودتر جمع كنند وگرنه ما هم تا حدي مي توانيم سكوت كنيم و اين روند زورگويي اينها براي اسلام بهتر از فتنه طائفي نيست .
بالاخره نرمش هم حدي دارد ... نايستاده ايم تا مشت هاي رذالت اينها را بخوريم .... اگر خورده ايم هم بخاطر اسلام بوده است ... و بخاطر اسلام هم ممكن است دودمان رهبران اينها را در عراق به باد دهيم و نسل آنها را نابود كنيم ... و ديگر مهم نيست كه اتحاد يعني چه ! چون كاري كرده اند كه ديگر اتحاد معنائي ندارد ... نسخه هاي كپي صدام .. اينها حكومت عراق را ارث پدران خود مي دانند و اصولا نتيجه انتخابات را غير معتبر مي شناسند ... با آمدن وزير دفاع آمريكا ، لحنشان عوض مي شود و فرداي روزي كه انتخابات را تائيد كردند ، ناگهان انتخابات را غير قابل قبول مي دانند ... آن هم با 10 درصد جمعيتي كه دارند و با تمام تقلب هائي كه كردند تا بيشتر بشوند . بهرحال من اميدوارم و چشم دارم كه سپاه بدر دست به كار بشود .
تشنه
Saturday 7 January 2006, 05:46PM
نايستاده ايم تا مشت هاي رذالت اينها را بخوريم .... اگر خورده ايم هم بخاطراسلام بوده است
شما رو به اون خدای احدی که قبولش دارین اینقدر این شعارهای دروغین رو تکرار نکنین
من حاضرم سبیل نداشتم رو گرو بذارم که اگر یک بار-باز هم تاکید می کنم اگر فقط یک بار- به خاطر اسلام قدم برداشته بودیم وضع اسلام و مسلمین به اینجا نمی رسید
در ضمن فکر کنم که جناب scorpian این تاپیک رو به منظور اتحاد زدن اونهایی که می خوان تهدید کنن و خط و نشون بکشن;) لطف کنن پیغامشون رو در تاپیکهای دیگه بذارن:)
ممنون میشیم
صبح
Saturday 7 January 2006, 05:51PM
ئه ... من نمي دونستم همه مسلمونا كافرن :) و حتي ممكن نيست كه يك قدم بخاطر اسلام بردارن !
شما مطمئنين كه مي دونين همشون كافرن ؟! منظور بنده هم از "ما" شخص بنده نبود ، منظورم دقيقا اشخاصي بود كه قدمهاشون يك به يك در جهت اسلام هست و كم هم نيستن !
براي ادامه بحث پيشنهاد مي كنم كه بنشينيد ببينيد سكوت و سكون در مقابل ظلمهائي كه بعثي - وهابي هاي عراق مي كنند ، نتايجش چيه و عوايدش چيه .... و آيا با اين شرايط كه اونها زيركانه دارن دست تو دست آمريكا مي گذارن چه اتفاقي مي افته ، آيا حكومت بعث ديگه بر نمي گرده و آمريكا نابود ميشه يا نه ؟ و آيا ما با سكوت خودمون راه رو براي اونها براي تصاحب مجدد حكومت باز كرديم يا نكرديم ؟
چون اينطوري كه دارن ادامه مي دن ، حكومت هيچ وقت مستقر نخواهد شد ... مگر حكومتي كه اونها بخوان ... اينها تا ابد بمب خواهند داشت ، و شيعه خواهند كشت ... چه فرقي مي كند فتنه مذهبي براه بيافتد يا خير ... آمريكا آمده است تا اين فتنه مذهبي را بر انگيزد ... و اينطور كه پيش مي رود اين فتنه شعله ور خواهد شد ... آنها اكنون چون مي دانند شيعه و سني از فتنه مذهبي اجتناب مي كنند با تطميع هر دو براي حكومت ، سعي مي كنند آنها را رو در روي هم قرار دهند ... و بعثي هائي كه قدرت را از دست داده اند براي بازگشت آن ، دست در دست آمريكا خواهند گذاشت آنچنانكه در انتخابات اخير گذاشتند و بسيار هماهنگ با آمريكا عمل مي كنند .
پس چه چيز عايد ما مي شود اگر همينطور پيش برويم ؟:) ما گفتيم اتحاد ... اما نگفتيم شما بكشيد ما هم نگاه مي كنيم ! :p
آمريكا حكومت شيعه معتقد را تحمل نمي كند ... اين حكومت بايد عوض شود :
چگونه ؟ يا شيعه لائيك ، يا بعبارتي جاسوسان آمريكا بيايند .
يا سني هاي دست در دست آمريكا گذاشته !
پس يا بايد حكومت آمريكا را بپذيريم ، يا حكومت سني ها ! پس متحد شويم تا اين كار را بكنيم ! :p
به شما قول مي دهم كه به زودي آمريكا از عراق خارج خواهد شد ... و بعثي ها با بمبهايشان به جان شيعه مظلوم و بي دفاع خواهند افتاد ... آنوقت است كه افسوس خواهيم خورد كه چرا قبل از اين قدرت نظامي چور نكرديم ... از دست ايران هم كاري بر نخواهد آمد ...
متاسفانه از حسن نيت شيعه سوء استفاده مي شود و تا حدي شيره اي به اسم (اتحاد) بر سر خودمان مي ماليم ... اما چه اتحادي ؟ ما در عراق با اهل سنت اتحادي نداريم ... با طرفي كه حق و عدالت نمي فهمد و خدا را نمي شناسد ... و شيعه را آدم درجه دو مي داند و حكومت را كاملا بعنوان حق مطلق خود در عين اقليت مطلق بودنش ؟ آيا ممكن است ؟
بيائيد ببينيد نام كانالهاي اهل سنت در عراق را :
البغدادية ... بغداد ... الزوراء ، اينها همه نامهاي بغداد است ... ، اين نامها را بسرعت پس از سقوط حكومت صدام گرفتند تا يك چيز بگويند : بغداد مال ماست ! در انتخابات اخير عراق نزديك به 70 درصد از بغداد به ليست شيعه آيت الله سيستاني راي داد ... اين تلويزيونها امروزها كاخ منتصر و كاخ متوكل را بعنوان تاريخ بغداد برايتان پخش مي كنند ... تا نشان دهند نوادگان متوكل و منتصر خونريز و شيعه كش هنوز هم در بغداد هستند ... اگر چه صدام آنها در زندان است !
sareban
Saturday 7 January 2006, 06:27PM
با سلام
، ولی احدی در هوش و دورانديشی
او ترديد ندارد ،354page
خوب بله ! شيطان هم با هوش بود چون قياس كرد و گفت: من از اتشم و انسان از خاك !
و دور انديش هم بود چون ميدانست افراد زيادي همچون خليفتين را گول خواهد ماليد:) :smile55:
امیر
Saturday 7 January 2006, 06:35PM
به مشورت میپرداخت كه در كتب تاريخ مسطور است و به دو نمونهاش به تناسب در نهج البلاغه اشاره شده است:d :d :d :d
sareban
Saturday 7 January 2006, 06:50PM
به مشورت میپرداخت كه در كتب تاريخ مسطور است و به دو نمونهاش به تناسب در نهج البلاغه اشاره شده است:d :d :d :d
آن هم از بي سواديش بود چون نميدانست چكار كند؟
والا چرا در امر ولايت با مولا علي(ع) كه چه عرض كنم با هيچ كس ديگر هم مشورت نكرد؟
و اگر واقعا اهل مشورت بود چرا فقط وقتي كم مي آورد مشورت ميكرد؟!
امیر
Saturday 7 January 2006, 06:57PM
بعد از پايان آن سخنرانيها از مؤمن مقدسی نامهای دريافتم به اين
مضمون كه تو چه داعی داری كه دروغ بودن اين قصه را اثبات كنی ! ؟ بگذار
اگر دروغ هم هست مردم بگويند ، زيرا دروغی است به مصلحت و تبليغی است
عليه عمر بن الخطاب و عمرو بن العاص . اين مؤمن مقدس گمان كرده بود كه اينهمه بوق و كرنا كه از اروپا تا هند
را پر كرده ، كتابها در اطرافش مینويسند و رمانها برايش میسازند ، و
برای آنكه مسلم و قطعی تلقی شود در كتب منطق و فلسفه و سئوالات امتحانيه
آنرا میگنجانند به خاطر احساسات ضد عمری يا ضد عمرو بن العاصی است و يا
قربه الی الله و برای خدمت به عالم تشيع و بی آبرو كردن مخالفان
اميرالمؤمنين علی عليه السلام است اين اشخاص نمیدانند
========
جناب ساربان فکر کنم آن مومن مقدسی که در آن جلسه آن نامه را به شهید مطهری داده بود شما بودی....نه جون من بگو شما بودی یا نبود ی ؟؟؟؟!!!(خجالت نمیکسی چنین نامه هایی به استاد میدهی :smile21: :smile21: :smile21: :D :smile07: ؟؟؟!!!)
sareban
Saturday 7 January 2006, 07:06PM
جناب ساربان فکر کنم آن مومن مقدسی که در آن جلسه آن نامه را به شهید مطهری داده بود شما بودی....نه جون من بگو شما بودی یا نبود ی ؟؟؟؟!!!(خجالت نمیکسی چنین نامه هایی به استاد میدهی :smile21: :smile21: :smile21: :D :smile07: ؟؟؟!!!)
پس ازپايان نوشته هاي شما هم كسي يه من گفت شما وهابي هستيد ! جان من بگو هستي يا نيستي؟
شما هم خجالت نميشكيد ميگوييد شيعه هستم ولي اداي وهابيها را درمي اوريد؟ به اين وويگولنزجد : نفاق :smile21: :smile21: :smile21: :D :smile07:
تشنه
Saturday 7 January 2006, 07:26PM
خوب شما که نظرتون به نیروی بعث که اونها هم دست پرورده همون امریکاییهان و تا اونجا که من می دونم امریکا کلی از اونها رو که در زندان عراق بودن ازاد کرده و به امریکا فرستاده(البته این مطلب رو یه جا خوندم ولی اخبار ایران گفت که قرار ازاد کنه )
براي ادامه بحث پيشنهاد مي كنم كه بنشينيد ببينيد سكوت و سكون در مقابل ظلمهائي كه بعثي - وهابي هاي عراق مي كنند ، نتايجش چيه و عوايدش چي
اما من زودتر عرض کردم که
اگر فقط یک بار- به خاطر اسلام قدم برداشته بودیم وضع اسلام و مسلمین به اینجا نمی رسید
یعنی اگر ما به خاطر مصالح اسلام و مسلمین همون اول که امریکا به عراق حمله کرد مقابلشون وای می ستادیم و اجازه این کار رو بهشون نمی دادیم حالا نه به خاطر روی گلی یه صدام به خاطر مقدساتمون و سایر مسلمین که کار به اینجا ها کشیده نمی شد
درست می گم؟
حالا هم بهتره همونطور که اول دخالت نکردیم حالاشم دخالت نکنیم
خودشون مرجعیت خودشون رو دارن و ایه الله سیستانی هم الحق از اول خوب اومدن و سیاست خوبی رو در پیش گرفتن
صبح
Saturday 7 January 2006, 07:43PM
یعنی اگر ما به خاطر مصالح اسلام و مسلمین همون اول که امریکا به عراق حمله کرد مقابلشون وای می ستادیم و اجازه این کار رو بهشون نمی دادیم حالا نه به خاطر روی گلی یه صدام به خاطر مقدساتمون و سایر مسلمین که کار به اینجا ها کشیده نمی شد
درست می گم؟
حالا هم بهتره همونطور که اول دخالت نکردیم حالاشم دخالت نکنیم
خودشون مرجعیت خودشون رو دارن و ایه الله سیستانی هم الحق از اول خوب اومدن و سیاست خوبی رو در پیش گرفتن
وقتي راه هست ، چرا عمل نباشه ... ، اگر ما به رژيم صدام حمله نكرديم شايد قدرتشو نداشتيم ... اگر مقابل آمريكا از صدام دفاع نكرديم چون هر آن ممكن بود هر دو تاشون عليه ما متحد باشن و احمقانه ترين كار اين بود كه از عراق در مقابل ورود آمريكا دفاع كنيم .... و عاقلانه صبر كرديم تا آمريكا وارد شه ... و با قانوناي خودش خدمتش برسيم كه رسيديم . اما امروز اونها با زور وارد شدن ، و ما هم بايد با زور وارد بشيم ... وگرنه ضرر كرديم . ولي وقتي مي تونيم كاري كنيم كه دوباره صدامي هاي آمريكائي برنگردن ، چطور انجام نديم .
شيعه عراق و ايران هيچوقت از هم جدا نبودن ، مگر با زور ... خودشون و خودمون هم نداره :) اين جمله قصار شما"از اولش هم دخالت نكرديم حالا هم دخالت نكنيم" ، جمله بسيار سبك و غير سياسي و غير منطقي هست . ذاتا اين طور هست و باطنا هم با حقيقت تنافي داره ... چون ما از اولش هم دخالت كرديم چون شيعه هستيم .
تشنه
Sunday 8 January 2006, 07:05PM
:) د همین دیگه تا مطلب کم می یارین شروع می کنین فحش دادن:)
اگر مقابل آمريكا از صدام دفاع نكرديم چون هر آن ممكن بود هر دو تاشون عليه مامتحد باشن و احمقانه ترين كار اين بود كه از عراق در مقابل ورود آمريكا دفاع كنيم .... و عاقلانه صبر كرديم تا آمريكا وارد شه
حتما می خواین منع نکردن جنگ افغانستان رو هم اینطوری توجیه کنید...خدا وکیلی این بهونه شما رو قانع می کنه؟
خوب همیشه اشتباهاتتون رو اینطوری توجیه کردین دیگه ... عقل وسیاست و درایت و .....رو می یارید وسط ...اصلا اسلام کیلویی چند؟
اتفاقا خیلی سنگین ترین که دخالت نکنین شما چرا نمی خواین قبول کنید که الان بلایی که داره از طرف طالبان سر عراقیها می یاد دلیلش دخالت شما هاس و اینکه امریکا اصرار به موندن داره هم همینطور شما که توقع ندارین که امریکا عراق رو دست شما بسپره که اون که این همه راه پا نشده اومده که عراق رو به دشمن دیرینش بده
ذاتا اين طور هست و باطنا هم با حقيقت تنافي داره ... چون ما از اولش هم دخالت كرديم چون شيعه هستيم
اهان
کبستند اینان؟ رفیق نیمه راه
وقت جانبازی به کنج خانقاه
فصل جنگ امد تماشاگر شدند
صلح امد لاله پر پر شدند (البته فعلا که صلحی هم در کار نیست اما خوب شرایط مساعد)-خدا این دوست مارو حفظ کنه که چند تا بیت شعر حسابی کف دست ما گذاشت که...........
ببخشید شما شیعیان اون موقه کجا بودین؟اگر یادتون باشه یکی از شهرکها که تا اخرین لحظه در مقابل امریکا مقاومت کرد ناصریه بود(که همه شون شیعن) صدا مو بعثش که زود فلنگ رو بستن
شما یک کلام بفرماین که قبول دارین اگر احکام اسلام (حالا نه در تمام جهان در همین خاور میانه) اجرا بشه دیگه هیچ مشکلی نمی مونه و ما از نظر قدرت به حد اعلا می رسیم ؟یا نه؟
صبح
Sunday 8 January 2006, 07:24PM
:) د همین دیگه تا مطلب کم می یارین شروع می کنین فحش دادن:)
حتما می خواین منع نکردن جنگ افغانستان رو هم اینطوری توجیه کنید...خدا وکیلی این بهونه شما رو قانع می کنه؟
خوب همیشه اشتباهاتتون رو اینطوری توجیه کردین دیگه ... عقل وسیاست و درایت و .....رو می یارید وسط ...اصلا اسلام کیلویی چند؟
اتفاقا خیلی سنگین ترین که دخالت نکنین شما چرا نمی خواین قبول کنید که الان بلایی که داره از طرف طالبان سر عراقیها می یاد دلیلش دخالت شما هاس و اینکه امریکا اصرار به موندن داره هم همینطور شما که توقع ندارین که امریکا عراق رو دست شما بسپره که اون که این همه راه پا نشده اومده که عراق رو به دشمن دیرینش بده
اهان
کبستند اینان؟ رفیق نیمه راه
وقت جانبازی به کنج خانقاه
فصل جنگ امد تماشاگر شدند
صلح امد لاله پر پر شدند (البته فعلا که صلحی هم در کار نیست اما خوب شرایط مساعد)-خدا این دوست مارو حفظ کنه که چند تا بیت شعر حسابی کف دست ما گذاشت که...........
ببخشید شما شیعیان اون موقه کجا بودین؟اگر یادتون باشه یکی از شهرکها که تا اخرین لحظه در مقابل امریکا مقاومت کرد ناصریه بود(که همه شون شیعن) صدا مو بعثش که زود فلنگ رو بستن
شما یک کلام بفرماین که قبول دارین اگر احکام اسلام (حالا نه در تمام جهان در همین خاور میانه) اجرا بشه دیگه هیچ مشکلی نمی مونه و ما از نظر قدرت به حد اعلا می رسیم ؟یا نه؟
البته خيلي ببخشيدا ، ما ممكنه خيلي جاها قصور كرده باشيم ... اما دليل نميشه بازم قصور كنيم ! و اين حرف كاملا عوامانه و غير منطقي است كه باز هم آن را تكرار كرديد ... البته با توجه به خصلتهاي عاطفي شما اينگونه قضاوت كردنها طبيعي است ... اينطوردر ادامه چاره اي ندارم جز آن حديثي كه با خواندن متن شما به ذهنم آمد بنويسم :
امام صادق عليه السلام مي فرمايند ، حاضرم تكه اي از گوشت دست راستم را بدهم تا دو خصلت از شيعه من گرفته شود ... يكي كتمان نكردن سر و يكي "انقلابي گري كودكانه"
اينكه ما در آن تصميم بگيريم كه برويم و دفاع كنيم و بگيريم بدون اينكه شرايط عقلي را در نظر بگيريم بيشتر شبيه به هوچيگري يك طبل تو خالي است كه همه چيز ما را بر باد خواهد داد . و نمي توان با دو نفر غير مسلح مقابل صد نفر تا دندان مسلح ايستاد و بگوئيم خوب خدا وعده پيروزي داده است ... ! يا اگر روي دره اي پلي نيست ، با پاي پياده از روي دره بپريم ... و بگوئيم خوب خدا كمك مي كند تا به آنطرف برسيم ! .... ما هم مشمول قوانين فيزيك هستيم و نمي توانيم خودكشي كنيم ! :p
صبح
Monday 9 January 2006, 12:58PM
بهرحال من اميدوارم و چشم دارم كه سپاه بدر دست به كار بشود .
خواهرا و برادرا اول من گفتم بعد ايشون : :D
دي ۱۹ , سال ۱۳۸۴
http://hezbollah.ir/news/pics/thumbnails/large/297.jpg
حكيم در گفتگو با سي.ان.ان: صبر شيعيان در قبال تروريسم در حال بسر رسيدن است (http://297/)
عبدالعزيزالحكيم رهبر مجلس اعلاي انقلاب اسلامي عراق طي گفتگويي با شبكه خبري سي.ان.ان آمريكا كه يكشنبه شب پخش شد در مورد انفجارهاي اخير در اماكن مقدس گفت: كاسه صبر شيعيان در قبال تروريسم در حال بسر رسيدن و لبريز شدن است.
وي با اشاره به ضرورت حفظ وحدت ميان مسلمين و اتخاذ سياست صبر شيعيان در قبال حملات تروريستي عليه مسلمانان شيعه بر اساس رعايت همين ضرورت تاكيد كرد .
حكيم افزود: اما نميتوان دست روي دست گذاشت و كشتار زنان كودكان و شيعيان غير نظامي بيگناه را در جريان يك سلسله انفجارهاي كور تماشا كرد.
سي.ان.ان از حكيم به عنوان مرد شماره دو شيعيان بعد از ايتا.. سيستاني نام برد.
حكيم با رد هرگونه دخالت سنيها در حوادث اخير، اين حملات را از سوي گروههاي تروريستي از جمله بازماندگان حزب بعث و رژيم گذشته دانست .
تشنه
Tuesday 10 January 2006, 08:55PM
ما که تا دیروز به دنبال خشونت و جنگ آوری بودیم:D ...حالا چیطور شد که سر از عواطف و احساسات در آوردیم و عاطفی شدیم که خودمون هم خبر نداریم؟!!!!:p
امام صادق عليه السلام مي فرمايند ، حاضرم تكه اي از گوشت دست راستم را بدهم تا دوخصلت از شيعه من گرفته شود ... يكي كتمان نكردن سر و يكي "انقلابي گريكودكانه"
خوب این انقلابی که شما پیوسته بهش می بالین رو هم که همین کودکان ایجاد کردن:)
اينكه ما در آن تصميم بگيريم كه برويم و دفاع كنيم و بگيريم بدون اينكه شرايط عقليرا در نظر بگيريم بيشتر شبيه به هوچيگري يك طبل تو خالي است كه همه چيز ما را برباد خواهد داد . و نمي توان با دو نفر غير مسلح مقابل صد نفر تا دندان مسلح ايستادو بگوئيم خوب خدا وعده پيروزي داده است
لطف کنید تاریخ رو مجددا یه مروری بفرمایید .... در جنگ تحمیلی ما بودیم و یه عالم اما حالا با محاسبات شما شدیم سه تا حالا خودتون همین محاسبه رو ادامه بدین و اون کارایی رم سه برابرش کنید اگر هم دلتون نخواست یک برابرو نصفش کنید ...........حالا نتیجش چه قدر شد؟ کمتر یا بیشتر؟:)
صبح
Tuesday 10 January 2006, 10:22PM
ما که تا دیروز به دنبال خشونت و جنگ آوری بودیم:D ...حالا چیطور شد که سر از عواطف و احساسات در آوردیم و عاطفی شدیم که خودمون هم خبر نداریم؟!!!!:p
نياز به خشونت و هيجان خودش يك نوع احساسه ديگه ! :D منكريد ؟!
خوب این انقلابی که شما پیوسته بهش می بالین رو هم که همین کودکان ایجاد کردن:)
كي كودك بوده ؟! ... اگر قرار بود كودكانه كار كنن كه انقلاب پيروز نمي شد ... مطمئن باشيد اگر توي انقلاب كمي متمايل به سلاح مي شديم ... هيچوقت اين انقلاب پيروز نمي شد ...
لطف کنید تاریخ رو مجددا یه مروری بفرمایید .... در جنگ تحمیلی ما بودیم و یه عالم اما حالا با محاسبات شما شدیم سه تا حالا خودتون همین محاسبه رو ادامه بدین و اون کارایی رم سه برابرش کنید اگر هم دلتون نخواست یک برابرو نصفش کنید ...........حالا نتیجش چه قدر شد؟ کمتر یا بیشتر؟:)
من نمي گم نمي تونيم ... ولي ممكنه با عقلانيت بهتر بتونيم و احتمال شكست رو كم كنيم ! و بايد با قوانين دنيا دست و پنجه نرم كرد ... !
تشنه
Sunday 22 January 2006, 09:52PM
اجازه بدین من اول نوشته تون رو رصد کنم;)
البته با توجه به خصلتهاي عاطفي شما اينگونه قضاوت كردنها طبيعي است
احساسات بله ولی عواطف خیر:)
و بايد با قوانين دنيا دست و پنجه نرم كرد ... !
و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته:)
دیدین پس خودتون هم اخرش اقرار کردین ....."قوانین دنیا" نه- قوانین اسلام- که این دو فعلا از هم جدان
بد جوری هم خودتون رو به این کار ملزم کردین("باید")...شرط می بندم که چون حواستون جای دیگه ای بوده از دستتون در رفت:D و گرنه حالا حالا ها دور می زدین ...خوب حد اقل تو این مدت درستش می کردین
من هم تبریک می گم:)
صبح
Sunday 22 January 2006, 10:20PM
اجازه بدین من اول نوشته تون رو رصد کنم;)
احساسات بله ولی عواطف خیر:)
و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته:)
دیدین پس خودتون هم اخرش اقرار کردین ....."قوانین دنیا" نه- قوانین اسلام- که این دو فعلا از هم جدان
بد جوری هم خودتون رو به این کار ملزم کردین("باید")...شرط می بندم که چون حواستون جای دیگه ای بوده از دستتون در رفت:D و گرنه حالا حالا ها دور می زدین ...خوب حد اقل تو این مدت درستش می کردین
من هم تبریک می گم:)
بايد با قوانين دنيا دست و پنجه نرم كرد ، ... يعني :
بايد طبق قوانين دنيا عـــــمـــــــــــل كرد ؟! :p
عجب ، من اينو نمي دونستم ! :p
تشنه
Monday 23 January 2006, 10:26AM
بايد با قوانين دنيا دست و پنجه نرم كرد ، ... يعني :
بايد طبق قوانين دنيا عـــــمـــــــــــل كرد ؟! :p
در اول و به ظاهر خیر ولی اگر طبق فرمایش شما
من نمي گم نمي تونيم ... ولي ممكنه با عقلانيت بهتر بتونيم و احتمال شكست رو كم كنيم ! و بايد با قوانين دنيا دست و پنجه نرم كرد ... !
عقل رو هم وسط بیاریم معنیش عوض می شه
چون طبق ضوابط عقلی ما که نمی تونیم در مقابل قوانین دنیا مقاومت کنیم و ریسک کردن با عقل جور در نمی یاد اینکه اخرش به این نتیجه می رسیم که "باید به قوانین دنیا عمل کنیم"
باز هم میگم اگر بر مبنای عقل پیش بریم ... شما هم که اینجا خیلی روش مانور دادین
شما هنوزخسته نشدین؟؟؟؟؟:smile22:
صبح
Monday 23 January 2006, 02:13PM
كي خستست ... ؟ دشمن ! :D
عيب نداره اين نظر شما بود ولي نظر من اون چيزي كه شما بعنوان نظر جا ميزنين نيست . و موضوع روشنه ...
يا حق
تشنه
Friday 27 January 2006, 07:53PM
حالا اشکالی هم نداره که اگر احیانا اشتباه کردیم قبول کنیم که اشتباه کردیم (شما هم رو این مسئله باید بیشتر تمرین کنین چون لازمتون میشه):)
در مر عراق فقط ما مقصر نبودیم و تمام دولتهای مسلمان و عربی مقصرن به طوری که در کنفرانسی که سوریه برای خبرنگاران تشکیل داد یه خبرنگار که صحبت کرد به این مورد اشاره کرد که بشار اسد در مقابل حمله آمریکا به عراق سکوت کرد و لب کلامش این بود که ایشون با این اوصاف چطور توقع دارن که بقیه ازشون حمایت کنن......... ولی جوابش رو می شه اینطور داد که در یک صورت این کار شدنیه و اون اینکه در درجه اول قبول کنیم اشتباه کردیم و بعد در صدد بر می یایم که اشتباه رو دوباره تکرار نکنیم
و اما کلا م اول و آخر
پیش به سوی پیروزی =اتحاد اتحاد(ما از اون ور معادله رسیدیم به این ورش):)
صبح
Friday 27 January 2006, 10:14PM
سلام
اشتباه مي كنيد چون عراق را نمي شناسيد . ماجراي پرسش آن خبرنگار از اسد ، مثل اين است كه سوال كني ( چرا حقوق يك كارگر با در آمد يك كشاورز برابر نيست يا چرا ارث زن نصف مرد است ) ... اينها تمام شرايط روشني دارد كه قابل بررسي است .
ما كه از جنگ هراسي نداريم ولي بنده جنگ نكردن شيعه در مقابل اشغال عراق را عين عقلانيت مي دانم نه يك اشتباه يا خطا يا قصور ، بررسي كنيد اگر امروز جنگ كنيم وضعمان خيلي بهتر از سه سال پيش است يا خير ، آيا از سه سال پيش چيزي از دست داديم ، يا خيلي چيزها بدست آورديم ؟ :)
هدف تنها جلوگيري از اشغال عراق نبوده است ، بلكه اگر درست ببينيد ، اشغال عراق يك پوئن مثبت براي شيعه و يك حماقت محض از سوي آمريكا بوده است .... اگر قرار ما بر احساسي جنگ كردن بود ، جنگ هشت ساله خاتمه نميافت .... و ما تابحال در آتش مي سوختيم .... و دشمنانمان با دم خود (گردو) مي شكاندند . بهرحال هر حركتي جوانبي دارد كه مقايسه شرايط دو كشور با هم در مقابل پارامتر حمله و دفاع ، بيشتر از خامي آن خبرنگار محترم ، نشات مي گيرد .
شخصي تعريف مي كرد ، كه در زمان جنگ عده اي بودند كه برنامه ريزي هاي اينچنيني مي كردند مثلا يك برنامه بدين شرح كه با دويست موتور آر پي جي به دست ، به بصره حمله كنند ... با اين كار مردم با آنها مي شوند و بر ضد رژيم صدام ، بنابراين بصره فتح مي شود ! با اين طرح از بالا موافقت نشده بود و بچه ها خيلي ناراحت بودند كه اين بالائيها چرا ترسو هستند و به دستورات اسلام عمل نمي كنند ... ، پس از آن كه سپاهيان هزاران نفره ايران با توپ و تانك و تا خرخره اسلحه به بصره رسيدند ، چندين روز پشت بصره ماندند ... ، و نتوانستند داخل بشوند و دست آخر عقب نشستند ... و آنوقت آن آقايان قصد داشتند دويست نفر از زبده ترين نيروها را به چنين مهلكه اي بفرستند ، نتيجه چيزي نبود جز فنا شدن آنان ... اين يعني عين حماقت :)
يا حق
تشنه
Monday 30 January 2006, 11:23AM
علیک سلام
اشتباه مي كنيد چون عراق را نمي شناسيد
از کجا می دونین؟......این هم مثل قضاوتها و نتیجه گیریهای قبلی تونه؟
اجازه بدین یکی یکی ........
بحث ما سر این بود که آیا سکوت کردن ما در برابر حمله امریکا به عراق درست و طبق موازین اسلام بود ؟
ما نگفتیم که خودمونو بندازیم وسط معرکه فقط کافی بود اعلام کنیم که در صورتی که آمریکا به عراق حمله کنه ما هم اون رو بی جواب نمی ذاریم تا آمریکا بفهمه که عراق همچین هم بی کس و کار نیست و خودش دیگه منصرف میشد حالا احیانا اگر هم حمله می کرد (که احتمالش دراون صورت 0%) بود ما اونوقت می کشیدیم کنار و به روی خودمون هم نمی یاوردیم:D
ما كه از جنگ هراسي نداريم ولي بنده جنگ نكردن شيعه در مقابل اشغال عراق را عين عقلانيت مي دانم نه يك اشتباه يا خطا يا قصور ، بررسي كنيد اگر امروز جنگ كنيم وضعمان خيلي بهتر از سه سال پيش است يا خير ، آيا از سه سال پيش چيزي از دست داديم ، يا خيلي چيزها بدست آورديم ؟ :)
شما دارین اوضاع خودتون رو می سنجین خب چرا بررسی نمی کنید که اگر ما اون اقدام رو می کردیم الان شرایط عراقیها چطور بود
نمی خواین به ما حالی کنید که ایران تمام اینها رو پیش بینی کرده بود و به این دلایل بوده که دخالت نکرد که چون این با عقل جور در نمی یاد و خودش در حکومت خودش هم نتونست پیش بینی کنه که احمدی نژاد روی کار می یاد و پته همه شونو می ریزه رو آب ....اینکه اوضاع در عراق به این سمت و سو کشیده شد اینها همه خدایی بودالبته ذکاوت آیه الله سیستانی هم درش نقش داشته (انصافا نمی خوام تبلیغ کنم و یک حقیقت) نه اقدامات ما ......... اتفاقا ما ایرانیها در یک مورد دخالت کردیم که نزدیک بود همه کارها خراب بشه اما ایشون با تسلط کامل بر اوضاع خرابکاریمون رو مهار کرد(من که می گم اون اقداممون از روی قصد بود ولی خوشحالم که ما در عوض مراجعی مثل آیه الله سیستانی داریم که آگاه و ر صحنه هستن) به خاطر همینه می گم.........(جای نقطه چین همون کلمه قصارم رو بذارین )
. بهرحال هر حركتي جوانبي دارد كه مقايسه شرايط دو كشور با هم در مقابل پارامتر حمله و دفاع ، بيشتر از خامي آن خبرنگار محترم ، نشات مي گيرد .
ببینید اون کنفرانسی که تشکیل شده بود برای این بود که خبرنگاران به کشورهاشون پیغام ببرن که پشت سوریه رو خالی نکنن نه اینکه به همراهشون وارد جنگ بشن و منظور اون خبرنگار هم همین بود که چرا سوریه سکوت کرد نه اینکه چرا وارد جنگ نشد
اگر قرار ما بر احساسي جنگ كردن بود ، جنگ هشت ساله خاتمه نميافت .... و ما تابحال در آتش مي سوختيم
آخ آخ رفت که مشکل بشه دوتا ما سر همون اولیش هم به نتیجه نرسیدیم...... اتفاقا در جنگ تحمیلی هم اگر قرار بود که طبق اصول اسلام عمل کنیم قاعدتا در مدت یک سال تمام شده بود و حتی به همون هشت سال هم کشیده نمی شد که یکی از اشتباهات ما این هم بود .......حالا عاملینش کی یا بودن و چرا اینطور شد بماند
صبح
Monday 30 January 2006, 01:00PM
حرف جديد و خاصي نمي بينم :) تكرار مكررات ... آنچه كه لازم بود عرض شد .
تشنه
Monday 30 January 2006, 07:03PM
حرف جديد و خاصي نمي بينم :) تكرار مكررات ... آنچه كه لازم بود عرض شد .
مگه تا قبل ازاین هم حرف جدیدی زده بودم ؟ من که فکر نمی کنم
من فقط واقعیتها رو اونطور که هست نه اونطور که شما می خواین گذاشتم جلوتون که ببینید اما وقتی که نمی خواید اجباری در کار نیست
فقط امیدوارم که واقعا خودتون این نظراتتون رو قبول نداشته باشین و این نوشته هاتون فقط به منظور لجبازی و برای کوتاه نیومدن باشه
همچنین امیدوارم که سایر مسلمونها نظرشئن با شما یکی نباشه و گرنه باید بگم که هر چی سرمون می یاد حقمونه
و در اخر امیدوارم که دولتهای مسلمان به قول شما حماقت کنن و پشت سوریه رو خالی نکنن تا اوضاع از اینی که هست بدتر نشه
یا علی
IRANIAN YOUTH CLUBS
vBulletin 5.5.3, Copyright ©2000-2010, Jelsoft Enterprises Ltd.