PDA

نمايش نسخه نهائي : خداوند از چه زماني ستمگر شد؟!


حق جو
Friday 25 November 2005, 03:04PM
سلام بر دوستان عزیز

به راستی خداوند از چه زمانی ستمگر شد؟؟

اگر از من سوال کنید این پاسخ را میگیرید: پس از رحلت پیامبر اسلام!!
می دانیم که همه اهل قبله در گذشته و حال حاضر به شایستگیهای بی مانند علی علیه السلام معترف هستند . بنا بر نقل دانشمندان اهل سنت ابوبکر و عمر و عثمان در ضمن تصاحب قدرت، هر یک بارها به اینکه او برای خلافت شایسته بوده اما حق به حقدار نرسیده معترف شده اند!!
در مقابل تناقض ایجاد شده اولین کسی که به فکر چاره اندیشی افتاد عمر بن خطاب بود.
او که بارها نقاط ضعف ابوبکر را بر زبان آورده و ناشایسته بودن خودش و او را برای خلافت پذیرا شده بود در توجیه فاجعه ای که همه مسلمانان تاریخ به نوعی از آن لطمه خورده اند ( جانشینی و خلافت فردی نا لایق پس از پیامبر که نهایتا خلافت اسلامی را به سلطنت ستمگران مبدل ساخت ) اینگونه توجیه کرد که:
آنچه رخ داد اراده خداوند بود .
به این ترتیب می بینیم خداوند مرتکب عملی ناشایسته که در واقع تعدی و تجاوز به حقوق همه مسلمانان است شده و چه کسی ستمگر تر از چنین خدایی است؟؟
چرا كه بنده گان به دليل وسوسه شيطان و هواي نفس و غرايز جسماني ظلم مي كنند اما خداوند كه فارغ از اينهاست!!!
از همینجا ست که نطفه اعتقاد به جبر در بین اهل سنت بسته شد و اشعریون که اکثریت اعتقادی اهل سنت را تشکیل می دهند بر این قائل شدند که خداوند در دنیا و آخرت ظلم و ستم می کند و آنچه خدا انجام دهد رواست اگر چه ظلم و ستم باشد. بندگان بر خدا حقی ندارند و او بدون عدالت و عقل با آنها معامله خواهد کرد. !!!
عمر بن خطاب که در پایمال کردن وصیت پیامبر و دور کردن حق از اهلش بیشترین نقش را داشت با این حقه شریک جرمی بنام خداوند برای خود فراهم کرد یا به عبارت بهتر گناه بزرگ خود را یکجا به گردن خداوند انداخت
از اینجاست که راهی بی خطر برای همه ستمکاران تاریخ گشوده شد چرا که ظلم ظالمان همه اراده خداست و نباید در این باره کسی را سرزنش کنیم!!! إ

صبح
Friday 25 November 2005, 10:45PM
خير ... خداوند از روزي كه انسان را آفريد ستمگر شد ... !:mad:

خدا مي‌دانست انسانهائي خلق مي‌شوند كه او يگانه عادل دادگر را ستمگر خواهند خواند ... اين ظلم آشكاري است كه در حكومت خدا اتفاق افتاده است . :smile05:

خدايا روي من انسان سياه ... شرمنده ام ! :smile22: :smile22: :smile22:

ياور
Saturday 26 November 2005, 12:04AM
يا الله
اللهم صل علي محمد و ال محمد
هزار و چهار صدسال سخن از غصب و ظلم وستم و لعن و نفرين با ترفند و تزوير ملا و مترفين شده است دين و مكتب و نان و نام براي بعضي ها ديگر بس است
هم اكنون دوران شكوفايي اسلام فرا رسيده و ديگر نمي توان با همان روشهاو واپس گرايي ها مردم را و خصوصا جوانان را فريفت و بنده فكر مي كنم كه برادران اهل سنت هم تا به حال ديگر خود فهميده اند كه ابوبكر و عمر و عثمان اجتهاد در برابر نص نمودند و سرپرستي جامعه اسلامي را به ان شخصي كه طبق وصيت محمد ص لايق ترين شخص بود نسپردند
و ديگر بس است هرچه عمر و نفوس و جان و مال مردم در اين راه تباه شد
بياييد به قران و سنت و عقل و اجماع و احاديث صحيحه رجوع كنيد و مسلمان واقعي شويد كه اين
فيلم ها ديگر ارزش اكران ندارد
يا الله

سپهران
Saturday 26 November 2005, 02:09PM
جناب یاور

اولابامراجعه به کتاب خدا و احادیث صحیح وسخنان شیخین واصحاب اعم از دوست و دشمن ولایت حقه علی ابن ابی طالب (ع)و فرزندان طاهرینش اثبات شده ودر حقانیت آن شکی نیست ویقینا بعد از رسول خداجانشینی حقه با حضرت علی (ع)می باشد که البته و صد البته دستور خدا ورسولش(ص) می باشد.

ثانیااستنباطی که از مطالب شما می گردداینست که جناب عالی دین جدیدی اختراع یا کشف کرده ایدطوری که شیعه وسنی باید از دین خود دست بشویند ومتدین بدین جدید شما که تلویحا همان وهابیت می باشد گردند.

ثالثابنظر می رسدسرکار در لفافه مبلغ افکار واعتقادات پوسیده وفرتوت ابن تیمیه وعبد الوهاب وبرقعی ومصطفی طباطبایی ورهنما و...می باشید که در واقع همان وهابیت است

رابعا با توجه به موضوع این تالار (خداوند از چه زمانی ستمگر شد؟ )برابر مدارک موجودو اطلاعات بدست آمده از کتب وهابیت در هر حکومتی هر شخص ظالمی که به سلطنت برسد اولی الامربوده و اطاعت از او بر مردم واجب است .
که توسط تعدادی وهابی مسلک موجود همین اعتقادبا رنگ ولعاب جدیدعرضه گردیده
است ونام توحید و مبارزه باشرک و...برآن نهاده اند که در نتیجه از روزی که خداوند انسان را خلق کردظالم است !!!!!نعوذ بالله من هذه الخرافات

غافل از اینکه :یریدون لیطفئوا نورالله بافواههم والله متم نوره ولو کره اکافرون

حشر محبان علی باعلی (ع)

حق جو
Tuesday 13 December 2005, 07:23AM
با سلام


شیعیان عدالت خداوند را یکی از اعتقادات اساسی خود می دانند

اما به اعتقاد اهل سنت و وهابیون در باره خداوند، بنده بر خدا هیچ حقی ندارد و خدا در دنيا و آخرت با بندگان هر کاری را که دوست داشته باشد انجام میدهد.
اگر خداوند شخص پرهیزکاری را عذاب کند و یا فرد گناهکاری را گرامی بدارد چون خداست این کار او عین عدالت است!!!!

اعمال بندگان همه خواست خداست و اگر خدا نخواهد بنده گناهکار گناه نمی کند بلکه چون اراده خداوند در کار است بنده گناهکار چاره ای جز گناه کردن ندارد و در حقیقت خداوند او را مجبور به گناه کرده است اما همین خدا در قیامت او را به جرم گناه عذاب خواهد کرد و همه کارهای خداوند عین عدالت است!!!!!!!!

نکته جالب در اینجا این است که اعتقاد نادرست اهل سنت در باره عدالت در واقع منشا تحلیلی و تفسیری ندارد بلکه این اعتقاد ریشه در یک واقعه تاریخی دارد.

از آنجا که همه مسلمانان از دستورات و سفارشات پیامبر در باره برتری علی(ع) بر همه امت مطلع یوده اند و گذشته پر از فضیلت ایشان برای دوست و دشمن آشکار بوده است

پس از انتخاب ابوبکر توسط باند سقیفه و تحمیل این خلافت به مسلمانان در اقصی نقاط قلمرو اسلام برای رفع تضاد ایجاد شده بین سخن پیامبر و شایستگیهای علی (ع) از یک طرف و خلافت ابوبکر از طرف دیگر، عمر بن خطاب به تر ویج این تفکر اقدام کرد که (( آنچه رخ داد خواست خدا بود . ))

این به این معناست که فاجعه غصب حق علی (ع) و خلیفه شدن فردی نالایق پس پیامبر (ص) که امت آخرین پیامبر خدا را به قهقرای جاهلیت باز گرداند ( بزرگترین گناه تاریخ ) به جبر و تحمیل خداوند رخ داده و بنا بر این کسی حق سوال و اعتراض در این باره را ندارد!!

همینجاست که نطفه اعتقاد باطل به جبر در بین اهل سنت بسته شد و نهایتا اشعریون ( که از نظر اعتقادی اکثریت اهل سنت زمان ما را تشکیل می دهند ) به اعتقادات باطلی گرویدند.
خداوند بندگان را به گناه وادار می کند چنانکه ابوبکر و اصحاب سقیفه را به کاری نادرست مجبور کرد !
ظاهرا عمر بن خطاب در باره دنباله موضوع ( در قیامت ) اندیشه خاصی نداشت ( چرا که اصولا اگر به قیامت فکر می کرد نسبت به اهل بیت پیامبر (ص) ستم روا نمی داشت! )
اما اشعریون دنباله موضع را در قیامت مورد تفکر قرار دادند و از آنجا که معاد و عقوبت ستمکاران در قیامت از اعتقادات غیر قابل انکار مسلمانان است به این نتیجه رسیدند که عقوبت بندگانی که خدا آنها را به گناه واداشته است هم حق است.
به عبارت بهتر بنا بر نظر پیروان عمر (( ظلم و ستم خدا به بندگان در دنيا و آخرت حق است چون از کارهای خداست و کسی را نشاید که در این باره به خدای ستمگر اعتراض کند!! ))

اینگونه است که عمر بن خطاب برای توجیه گناه بزرگ خود و باند سقیفه به گناهی دیگر آلوده شد و خداوند را ظالم و ستمگر معرفی کرد

و همینجا بود که میدان برای ظلم و تعدی زورمندان نسبت به سایر مردم در اسلام گشوده شد چرا که ظلم و ستم ظالمان عمل خداست و ......

حق گو
Tuesday 13 December 2005, 07:47AM
خداوند از چه زماني ستمگر شد؟!
اززمانيكه شيعه پديد آمد!
شيعه معتقد است كه خداوند ستمگروظالم است! چرا؟

شيعيان معتقدند كه خداوند در قيامت به عدالت حكم نمي كند شيعيان علي وامامان همگي بدون حساب وكتاب وارد بهشت مي شوند فقط كافي است شما ولايت علي را قبول داشته باشي وبراي حسين اشگ ريخته باشي وسينه وزنجير زده باشي خلاصه هركس در دنيا براي چهارده معصوم ونزديكانشان از رقيه وسكينه گرفته تا ابولفضل وآقا علي عباس چاپلوسي كرده ولو هرقدر هم گناه كرده خدا جرات مجازات آنها را ندارد وآنها مي آيند ومريدان خود را مي برند به بهشت چه كسي مي تواند جلوي آنها را بگيرد!!!
فقط مي ماند بقيه مردم دنيا كه بينواها بايد حساب وكتاب پس دهند كه خوب حالشان معلوم است!!:smile22: :smile22: :smile22:

صبح
Tuesday 13 December 2005, 09:19AM
جناب حق گو ، بر خلاف اسم شما ، در ولايت شما ، دروغ و تهمت زدن امري حياتي است ... ؟!

رسول الله (ص) : علي و شيعته هم الفائزون !
حسبنا الله و نعم الوكيل ، نعم المولی و نعم النصير

حق جو
Tuesday 13 December 2005, 02:20PM
خداوند از چه زماني ستمگر شد؟!
اززمانيكه شيعه پديد آمد!
شيعه معتقد است كه خداوند ستمگروظالم است! چرا؟

شيعيان معتقدند كه خداوند در قيامت به عدالت حكم نمي كند شيعيان علي وامامان همگي بدون حساب وكتاب وارد بهشت مي شوند فقط كافي است شما ولايت علي را قبول داشته باشي وبراي حسين اشگ ريخته باشي وسينه وزنجير زده باشي خلاصه هركس در دنيا براي چهارده معصوم ونزديكانشان از رقيه وسكينه گرفته تا ابولفضل وآقا علي عباس چاپلوسي كرده ولو هرقدر هم گناه كرده خدا جرات مجازات آنها را ندارد وآنها مي آيند ومريدان خود را مي برند به بهشت چه كسي مي تواند جلوي آنها را بگيرد!!!
فقط مي ماند بقيه مردم دنيا كه بينواها بايد حساب وكتاب پس دهند كه خوب حالشان معلوم است!!:smile22: :smile22: :smile22:


با سلام

جناب موحد

متاسفانه در مقابل نقاط كور اعتقاداتتان بجاي تبيين مطلب و ارائه دليل بر درستي اعتقادتان صرفا به حمله كور كورانه مي پردازيد كه طبعا راه به جايي نمي برد و تنها، نشانه وارد بودن اشكال بر اعتقادات اصلي شماست.


در مورد شفاعت دهها بار به شما پاسخ قانع كننده داده شده است اما دشمني با اهل بيت شما را به انكار وا مي دارد.

شفاعت در مورد گناهاني كه ظلم به نفس خوانده مي شود ( گناهاني كه با تعدي و ستم به ديگران همراه نيست) انجام مي شود و در چنين مواردي عطوفت و بخشش خداوند از طريق اولياي او تحقق مي يابد


اگر بنده اي ظلم به غير داشته باشد تنها پس از جبران و كسب رضايت فرد ستمديده مورد بخشش واقع مي شود. پس ظلم و ستمي در كار نيست به همين سادگي!!


اينهم دليل قراني بر حقانيت شفاعت توسط اولياء خدا:


و قالو اتخذ الله ولدا بل عباد مکرمون لا یسبقونه بالقول و هم بامره یعملون. یعلم ما بین ایدیهم و ما خلفهم و لایشفعون الا لمن ارتضی و هم من خشیته مشفقون ( سوره انبیاء آیه 28 و 27 )

یعنی : گفتند که خداوند اولاد اختیار کرده است ( قوی یهود در باره پیامبر خود عزیر و نصارا در باره عیسی ) اینچنین نیست بلکه ایشان بندگان گرامی خداوند هستند که در سخن بر او پیشی نمی گیرند ( هر آنچه می گویند مورد خواست و رضایت اوست ) و ایشان به امر خداوند عمل می کنند ( نه هوای نفس و شیطان ). خداوند از پشت سر و جلوی روی ایشان مطلع است و این بندگان مقرب، مطابق رضای خداوند شفاعت می کنند.

زحل
Tuesday 13 December 2005, 07:38PM
[]من میگویم کسی به خدا حق ندارد [/ كان حقا علينا نصر المؤمنين گوئيا قران نخوانده اي

دارا
Wednesday 14 December 2005, 02:14AM
شیعیان عدالت خداوند را یکی از اعتقادات اساسی خود می دانند

اما به اعتقاد اهل سنت و وهابیون در باره خداوند، بنده بر خدا هیچ حقی ندارد و خدا در دنيا و آخرت با بندگان هر کاری را که دوست داشته باشد انجام میدهد.


در همين سه خط شما تناقضي آشكار داريد جناب حق جو

وقتي عدالت وجود داشته باشد ، حق هميشه جاري است
اما اين حق طلب شما نيست بلكه نظمي است كه چه شما باشيد
و چه انسان باشد
و چه انسان وجود نداشته باشد
درذات خداوند وجود دارد
و اجرا خواهد شد

شهادت امير المؤمنين جزوي از عدالت خداست
خدا به انسان اختيار داد تا حركت كند و اين موهبت بزرگ الهي به انسان است
اگر قرار بود اين وعده در اختيار انسان محقق نشود
خداوند خلف وعده كرده بود
و خلقت انسان مثل فرشتگاني كه فقط تبعيت مي كنند مي شد
و ارزشي نداست

و اين در حالي بود كه ابن ملجم مثل شما انسان است
و اختيار حركت و تصميم گيري دارد
و اگر قرار بود كه امامان كشته نشوند
از اول امامي نمي آمد
و مردم كن فيكون شده و بخودي خود هدايت مي شدند
امام مي آيد كه اختيار انسان را به هدايت آورد

زحل
Wednesday 14 December 2005, 08:20PM
سلام خدمت جناب زحل .... نظرم را الآن مینویسم
اتفاقا متظر این آیه بودم که جناب حقجو ارائه کنه که نکرد وشما که ادعای سنی بودن ( ؟؟؟؟!!!)دارید ارائه کردید .....بله اینها همه سنت الهی است ...این که خداوند مومنان را یاری کند اینکه خداوند ظلم نمیکند ...اینکه خداوند نجات میدهد مومنان را ....انکه کسانی که در راهش جهاد کنند هدایت کند و....و از هیچیک از اینها بر داشت نمیشود که کسی به خدا حق داشته باشد بلکه سخنان علی نیز همین است که در مجموع اگر بررسی شود خدا تنها کسی است که حق عله او جاری نمیشود دقت کنید خداوند فرموده حقا علینا نصر....یعنی یاری دادن برماست نه اینکه خود مومنان بر ما حق داشته باشند .....آیا کسی حق عبادت و معرفت خدا را انجام داده؟؟؟
نکته دیگر : در اکثر آیات لفظ حق با معرفه بودن برای خدا آورده شده////مانند : الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يُؤْمِنُون ////////أَنَّ الْحَقَّ لِلَّهِ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا يَفْتَرُون.....و در آیه ای که شما آورده اید اشاره ای به سنت الهی است لذا نکره آورده شده
خلاصه کلام : حق به معنی اینکه کسی بر خدا حق داشته باشد ادعای باطلی است اما سنت الهی (مثل نجات مومنین///آوردن آخرت مثلا :بَلى‏ وَعْداً عَلَيْهِ حَقًّا وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُون عمل به وعده )به معنی حق داشتن نیست بلکه سنتی است که خدا قرار داده و این سنن را تخلفی نیست(اتفاقا این سنت ها هم از فیض او بوده که شامل ما شده دراصل توسط امير نوشته شده است


ضمن سلام چندين بارجواب شما راخواندم تنها تبادردرتوجيه بنظرميايد (شايد به اين جهت كه گفته هاي مطهري را وحي منزل ميداني )لفظ حقا علينا كاملا صريح ومتمايزازسنه الله ميباشدا

حق جو
Wednesday 14 December 2005, 10:54PM
ُ
حَقًّا عَلَيْنا نُنْجِ الْمُؤْمِنين
َ حَقًّا عَلَيْنا نَصْرُ الْمُؤْمِنينَ


سلام خدمت جناب زحل .... نظرم را الآن مینویسم
اتفاقا متظر این آیه بودم که جناب حقجو ارائه کنه که نکرد وشما که ادعای سنی بودن (:eek: ؟؟؟؟!!!)دارید ارائه کردید .....بله اینها همه سنت الهی است ...این که خداوند مومنان را یاری کند اینکه خداوند ظلم نمیکند ...اینکه خداوند نجات میدهد مومنان را ....انکه کسانی که در راهش جهاد کنند هدایت کند و....و از هیچیک از اینها بر داشت نمیشود که کسی به خدا حق داشته باشد بلکه سخنان علی (ع) نیز همین است که در مجموع اگر بررسی شود خدا تنها کسی است که حق عله او جاری نمیشود دقت کنید خداوند فرموده حقا علینا نصر....یعنی یاری دادن برماست نه اینکه خود مومنان بر ما حق داشته باشند .....آیا کسی حق عبادت و معرفت خدا را انجام داده؟؟؟
نکته دیگر : در اکثر آیات لفظ حق با معرفه بودن برای خدا آورده شده////مانند : الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يُؤْمِنُون ////////أَنَّ الْحَقَّ لِلَّهِ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا يَفْتَرُون.....و در آیه ای که شما آورده اید اشاره ای به سنت الهی است لذا نکره آورده شده
خلاصه کلام : حق به معنی اینکه کسی بر خدا حق داشته باشد ادعای باطلی است اما سنت الهی (مثل نجات مومنین///آوردن آخرت مثلا :بَلى‏ وَعْداً عَلَيْهِ حَقًّا وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُون عمل به وعده )به معنی حق داشتن نیست بلکه سنتی است که خدا قرار داده و این سنن را تخلفی نیست(اتفاقا این سنت ها هم از فیض او بوده که شامل ما شده )


با عرض سلام

و کذلک حقا علینا ننجی المومنین

نجات دادن مومنان ( از هلاکت دنیا و عذاب آخرت ) حقی است بر عهده ما
( خداوند )


بنده اين آيه را در مقاله علي اللهي ها طرح كرده بودم وهمچنان منتظر پاسخ هستم.

توجيهات بي دليل شما در باره آيه راه به جايي نمي برد. خداوند در اين آيه حق مومنان را بر خود پذيرا شده است

اگر نجات مومنان سنت الهي است چرا صدها پيامبر خدا به دست بني اسرائيل كشته شدند؟؟

چگونه است كه خدا گاهي به سنتش عمل نمي كند ؟؟

كجاي آيه در باره سنت سخن گفته و آيا هر جا كلمه اي بصورت نكره بكار رفته باشد سخن در باره سنت الهي است؟؟

سوره بقره آيه 241

و للمطلقات مطاع بالمعروف حقا علي المتقين

و براي زناني كه طلاق داده شده اند بهره مند شوند ( بوسيله شوهرانشان ) به نيكويي كه اين حقي است بر عهده مردان تقوا پيشه

آيا چون كلمه حق در اينجا بطور نكره آمده است به اين معناست كه اداي مال در هنگام طلاق سنت الهي است؟؟!! هرگز !!
بلكه نكره بودن در اينجا حكايت از اين دارد كه اين تنها حقي نيست كه بر گردن مومنان است و يكي از چندين حق است به همين صورت خداوند با نكره آوردن كلمه حق حقوق مومنان بر خود را پذيرفته است
اين قانون آبكي را از كجا استخراج كرديد؟؟!!

حق جو
Thursday 15 December 2005, 10:28AM
WIDTH=160 HEIGHT=78

نقض قوانين باشگاه بواسطه بكار بردن الفاظ و عبارات توهين آميز


كاربر حق جو
عليرغم تذكرات مكرر مسئولين باشگاه شما بر تخطي از قوانين و درج جملات و عبارات توهين و تشنج آميز اصرار مي‏ورزيد . بنابراين چنان كه قبلا نيز پس از سلسله يادآوريها و درخواست‌ هاي مسئولين از حضرتعالي مبني بر عدم نقض قوانين ، شناسه شما يك هفته محدود بود ، دسترسي نوشتاري اين شناسه شما مجددا به مدت يك ماه سلب خواهد شد . در صورت تكرار اين عدول از قوانين باشگاه توسط شناسه ديگر شما ، ( -آزاد- ) ، عضويت هر دو شناسه شما ملغي خواهد شد .

پشتيباني باشگاه جوانان ايراني

http://www.iranclubs.org/tos

-آزاد-
Friday 16 December 2005, 11:45AM
با سلام

جناب امیر

می بینم که هر وقت حرفی برای گفتن ندارید به پشتیبانی باشگاه پناهنده می شوید !!!!



اثبات از این واضح تر


بله !! بهترین راه اثبات حرف نادرست شما این است که به پشتیبانی باشگاه مراجعه کنید


عجبا خداوند خود حق مومنان را بر خود پذیرا شده اما شما زیر بار نمی روید:



بندگان بر خدا حق دارند


حتی کافران بر خدا این حق را دارند که با آنها به عدالت رفتار شود اما مومنان بیش از این بر خدا حق دارند چنانکه قران می گوید:

و کذلک حقا علینا ننجی المومنین

و اینگونه است که نجات دادن مومنان ( از هلاکت دنیا و عذاب آخرت ) حقی است بر عهده ما ( خداوند )


بشنوید سخن جناب امیر را برای انحراف معنای آیه

چون کلمه حق در آیه بصورت نکره آمده است سخن آیه در باره سنت خداوند است نه حق !!!!

عجب!!

پس اینجا هم سخن از سنت خداوند است:

و للمطلقات مطاع بالمعروف حقا علی المتقین
برای زنان طلاق داده شده حقی بر عهده مومنان است که آنرا به نیکویی بپردازند.

شاید پرداخت مال به زنان در موقع طلاق از سنتهای الهی است و ما خبر نداریم!!!

بنده از خود چیزی ندارد اما پس از آفریده شدن توسط خدا، مخلوق و بنده اوست و به این ترتیب نسبت به خداوند حق دارد تا خدا به وعده هایش عمل کند، هدایت او را بر عهده بگیرد و مورد عدالت خداوند واقع شود.

همچنانکه نوزاد در موقع تولد نسبت به مادرش از خود چیزی ندارد اما حق دارد که نگهداری و تربیت و محافظت شود چرا که نوزاد به این مسائل نیازمند است و مادر این توانایی را دارد تا نیاز حقیقی او را برآورد.

min
Saturday 17 December 2005, 12:17AM
برای اینکه بدانیم می شود بنده هم بر خدا حق داشته باشد یا نه باید عدالت که از صفات خدا است را درک کنیم
آری اگر مانند نویسنده این تاپیک خدا را ظالم بدانیم می شود انسان هرگز در برابر خدا صاحب حق نشود
ولی چون من اعتقاد دارم خدا عادل مطلق است پس می شود انسان نسبت به خدا حق پیدا کند
البته در جایی که خداوند این حق را به رسمیت شناخته است .
آن کجا است ؟
زمانی که خداوند برای اعمالی بهشت را بر انسان واجب می داند انجام این عمل واجب با کیست ؟
یقینا کسی جز خدا نیست
پس اینجا خداوند حقی برای مخلوقات خود قایل شده است . مخلوقاتی که خداوند به آنها عشق می ورزد و آنها را دوست دارد .
اگر قرار باشد انسان بعد از ایثار و گذشت و انجام عمل خیر هیچ حقی نداشته باشد و تازه با کفار و ظالمان برابر باشد واقعا می شود سخنی از عدالت آورد .

صبح
Saturday 17 December 2005, 12:45AM
سلام :)

براي حل مسالمت آميز قضيه ، مي شود گفت ...

حتي اگر بنده خدا حقي بر خدا داشته باشد
اين حق معلول عدالت خداست
و طلبي كه بعضي ها :smile55: دارند چون اين عدالت وجود داشته شكل گرفته

لذا اين حق خود بدون خدا معنائي ندارد .
همچنانكه بنده خدا بدون خدا معنائي ندارد .

پس اگر بگوئيم خدا ستمگر است وجود حق را كه معلول عدالت خداست از بين برده ايم !‌ و تمام نظم جهان از هم مي پاشد . چون حق ناشي از اجراي عدالت است ، و وقتي عدالتي نباشد ، نه بنده اي معنا خواهد داشت و نه حقي ...

لذا به محض اينكه گفتيم (خدا ستمگر است) ، حقوق خود را زايل كرده ايم و گوئي كه حقي وجود ندارد !

-آزاد-
Saturday 17 December 2005, 10:26PM
با سلام

جناب صبح

سخن ما هم همین است که خداوند این حقوق را بر خود واجب کرده نه اینکه دیگری به او تحمیل کرده باشد.

چنانکه در زیارت جامعه می خوانیم:

و بحقهم الذی اوجبت لهم علیه اسئلک...
خداوندا تورا به حقی که برای ائمه معصومین بر خودت واجب کردی سوگند می دهم که...

تعجب می کنم از کسی که خود را شیعه معرفی می کند اما صدها دعای معتبر از ائمه معصومین را با یک جمله انکار می کند : بنده بر خدا هیچ حقی ندارد!!

کسی که تا اینجا زیارت عاشورا را به دلیل لعن غاصبین انکار می کرد از امروز صدها دعای معتبر را انکار می کند چرا که در همه اینها خداوند به حق محمد (ص) و آل محمد علیهم السلام سوگند داده می شود.

صبح
Saturday 17 December 2005, 10:42PM
حالا با اين اوصاف در حالي كه شما معترفيد ، خدائي كه حق مخلوقش را خودش تعيين مي كند ، چگونه ممكن است كه ستمگر شود ؟!

اگر من بگويم خدايا بحق اين روز عزيز ، و اين مكان عزيز ، طاعتم را اجابت بفرما ، خدا را به اعتبار يك چيز مقدسي قسم داده ام ، يا آن روز و آن مكان حقي بر خدا دارند !؟!

متاسفانه بسياري از اين برداشتهاي نادرست شما از كمي اطلاعات در باب الفاظ عربي و معناي آنهاست .

محمد مهدی 128
Monday 19 December 2005, 08:28AM
کسانی که قائل به جبر هستند خداوند را ظالم می دانند عملا نه اعتقادا

-آزاد-
Monday 19 December 2005, 02:55PM
با سلام

جناب صبح

سخن ما هم همین است که خداوند این حقوق را بر خود واجب کرده نه اینکه دیگری به او تحمیل کرده باشد.

چنانکه در زیارت جامعه می خوانیم:

و بحقهم الذی اوجبت لهم علیه اسئلک...
خداوندا تورا به حقی که برای ائمه معصومین بر خودت واجب کردی سوگند می دهم که...

تعجب می کنم از کسی که خود را شیعه معرفی می کند اما صدها دعای معتبر از ائمه معصومین را با یک جمله انکار می کند : بنده بر خدا هیچ حقی ندارد!!

کسی که تا اینجا زیارت عاشورا را به دلیل لعن غاصبین انکار می کرد از امروز صدها دعای معتبر را انکار می کند چرا که در همه اینها خداوند به حق محمد (ص) و آل محمد علیهم السلام سوگند داده می شود.


جناب امیر

تا زمانی که حرفی برای گفتن ندارید و دلیلی از قران یا سخن معصوم و یا عقل مطرح نکنید مخفی شدن در پشت نام شهید مطهری دردی را دوا نمی کند.
عرض کردم که شهید مطهری مرجع نبوده و اگر هم بوده باشد بقای بر میت جایز نیست! در مقابل تمام مراجع بزرگ شیعه دعایی همچون جامعه کبیره را مورد تایید قرار داده اند.
شما سخن این شخص محترم را درک نکرده اید از این گذشته آیا دلیل قرانی بر عصمت شهید مطهری دارید و ما خبر نداریم؟؟!!

صبح
Monday 19 December 2005, 04:52PM
سلام
بقاي ميت كه جايز است . ابتدا به تقليد ميت جايز نيست .;)

min
Tuesday 20 December 2005, 01:57AM
جناب حقجو شهید مطهری مسلما (100 در صد) از شما به احادیث و قرآن آگاه تربوده
در ضمن بنده گمان دارم ایشان به درجاتی از عصمت رسیده اند !!!مطمئن نیستم ؟؟؟؟
ایشان به مقامی رسیده اند که افتخار دیدار چهره رسول الله فخر عالم هستی محمد مصطفی (ص) را در عالم خواب داشته اند
والسلام

از منابع فقهی یگ سند بیاور
اگر قبول نکردیم!!!!
شما برداشتتون فکر کنم از داشتن حق اساسا غلط است
عدالت خدا را اگر کسی قبول داشته باشد نمی تواند حق را نادیده بگیرد .
یا علی

zxcv
Tuesday 20 December 2005, 11:51PM
:قانون(1):
تهاجم غير مستدل به باورهاي سايرين .
در صورت تكرار شناسه شما با محدوديت نوشتاري مواجه خواهد شد .

پشتیبانی باشگاه
Wednesday 21 December 2005, 04:20PM
كاربر امير

همانطور كه ذكر شد از تاريخ 29 آذر به بعد هر سرفصلي با محتواي تخريب و تحريك فرق اسلامي و نفرت افكني ميان مسلمانان حذف خواهد شد . سر فصل هاي قديمي تر فعلا در دست بررسي هستند .

:: محمّد ::
ناظر تالار دين و دنيا

سبو
Friday 23 December 2005, 11:55AM
با سلام خدمت ناظر محترم باشگاه جناب آقای محمد

جناب امیر
شما چرا اینقدر بر روی شهید مطهری تاکید دارید
بهتر است به روایات معصومین تکیه کنید تا بیانات شهید مطهری
بیانات شهید مطهری را می شود نپذیرفت ولی روایات صحیحی که از جانب معصومین وارد شده را نمی شود انکار کرد
در ضمن بنظر من شکایت کردن به ناظر باشگاه هم در اثبات سخن شما تأثیری ندارد

-آزاد-
Friday 23 December 2005, 04:19PM
با سلام خدمت ناظر محترم باشگاه جناب آقای محمد

جناب امیر
شما چرا اینقدر بر روی شهید مطهری تاکید دارید
بهتر است به روایات معصومین تکیه کنید تا بیانات شهید مطهری
بیانات شهید مطهری را می شود نپذیرفت ولی روایات صحیحی که از جانب معصومین وارد شده را نمی شود انکار کرد
در ضمن بنظر من شکایت کردن به ناظر باشگاه هم در اثبات سخن شما تأثیری ندارد

چون از قران و حدیث و عقل حرفی برای گفتن ندارند برای پایمال کردن حق اهل بیت باید خود را در پشت نام و عکس شخصی محترم مخفی کنند.

جناب امیر اگر حرفی مستدل به قران یا حدیث دارید منتظر شنیدن هستیم!

خداوند در قران حق بنده مومن را بر خود واجب کرده است:

و کذلک حق علینا ننجی المومنین
و اینگونه است که نجات مومنان حقی است بر عهده خداوند

-آزاد-
Friday 23 December 2005, 07:38PM
با سلام


اگربتوان به دلیل اینکه یک دانشمند قران و حدیث را خوانده است!! قران و حدیث را کنار گذاشت و تنها به نظر او ( و نه سایر دانشمندان ) توجه کرد تا کنون قران و حدیث هزاران رقیب یافته بودند و اثری از دین باقی نمی ماند.




اینهم کتب اربعه شیعه برای کسانی که خود را شیعه می دانند:





قبول شفاعت پیامبر (ص) حقی است بر عهده خداوند



اصول کافی
جلد 1 ص 210
امام باقر (ع) از پیامبر (ص) نقل می کند:

المحبه من الله عزوجل لمن تولی علیا و ائتم به و برء من عدوه و سلم لفضله و للاوصیاء من بعده. حقا علی ان ادخلهم فی شفاعتی و حق علی ربی تبارک و تعالی ان یستجیب لی فیهم فانهم اتباعی و من تبعنی فانه منی.

خداوند کسی را دوست دارد که ولایت علی(ع) را پذیرا شود و او را امام خود قرار دهد و از دشمنش بیزاری بجوید و فضیلتهای او را قبول کند و اوصیاء پیامبر بعد از او را نیز پذیرا باشد. شفاعت نمودن ایشان در درگاه خدا، حقی است بر عهده من و اجابت دعای من در باره آنان حقی است که من بر پرورگارم دارم چرا که ایشان پیروان منند و کسی که از من پیروی کند از من است ( اشاره به آیه قران )

می بینیم که در این آیه پیامبر گرامی اسلام (ص) به حق خودش بر خداوند ( اجابت شفاعت ) با صراحت اشاره می کند.

چگونه ممکن است کسی شفاعت را پذیرا شود اما حق پیامبر(ص) بر خدا را انکار کند!!!

اگر پیامبر بر خدا حقی ندارد به چه دلیل شفاعت او پذیرفته می شود؟؟!!
اگر دعای پیامبر (ص) در درگاه خداوند مثل دعای سایر انسانهاست شفاعت پیامبر از گناهکاران چه مفهومی دارد؟؟





سه گروه بر خدا حق دارند



وسائل الشیعه
ج4 ص 116 باب استحباب الجلوس فی المسجد روایت 4664

عن ابی عبد الله (ع)
قال ثلاثه نفر من خالصه الله عزوجل یوم القیامه رجل زار اخاه فی الله عزوجل فهو زوار الله و علی الله ان یکرم زوره و یعطیه ما سال و رجل دخل المسجد فصلی و عقب انتظارا للصلوه الاخری فهو ضیف الله و حق علی الله ان یکرم ضیفه و الحاج و المعتمر فهما وفد الله و حق علی الله ان یکرم وفده

امام صادق (ع) فرمود:
خداوند در قیامت سه دسته از افراد را خصوصا گرامی می دارد.
1- مردی که برادر مومنش را برای خدا ملاقات کند در حقیقت زائر خداست و بر عهده خداست که زائر خودش را گرامی بدارد.
2- مردی که به مسجد وارد شده و نماز می خواند و پس از نماز به تعقیبات نماز مشغول می شود تا موقع نماز بعدی فرا رسد.این شخص مهمان خداست و گرامی داشت مهمان خدا حقی است بر عهده او.
3- کسیکه حج یا عمره بجا می آورد همچون مسافری است که بر خدا وارد می شود و گرامی داشت مسافر خدا، حقی است بر عهده او.

بنده مومن به سبب عملی نه چندان مشکل بر خدا حقی خواهد داشت. خداوند ما را یاری کند تا با کوچک شمردن حقوق اهل بیت (ع) و گناه اعمال نیکمان را نسوزانیم






جعفر طیار بر خدا حق دارد



من لایحضره الفقیه
ج 4 ص 397

عن الباقر (ع) قال اوحی الله الی رسوله (ص) انی شکرت لجعفر بن ابی طالب اربع خصال..... و ما عبدت صنما قط لانی علمت انه لا یضر و لاینفع
فضرب النبی یده علی عاتقه و قال حق علی الله عزوجل ان یجعل لک جناحین تطیر بهما مع الملئکه فی الجنه

امام باقر (ع) فرمود : خدا به پیامبرش وحی کرد که از قدردانی من نسبت به چهار عمل جعفر بن بی طالب آگاه باش. پیامبر از جعفر بن ابی طالب سوال می کند که چهار عمل پسندیده تو چیست؟ اشان در پاسخ می گوید.... و هرگز بت نپرستیدم چرا که می دانم بتها نفع و ضرری نمی رسانند. در اینجا پیامبر دست بر شانه جعفر می زنند و می فرمایند: حقی است بر عهده خداوند که به تو در بهشت دو بال عطا کند تا همراه فرشتگان پرواز کنی
در سخن پیامبر اشاره ای غیبی به آینده دیده می شود.
جعفر ابن ابیطالب ( برادر علی (ع) )در جنگ موته ( که پیامبر (ص) و علی (ع) در آن حضور نداشتند ) به دستور پیامبر فرماندهی لشگر را بر عهده داشت و دو دستش قطع شد و به شهادت رسید. پس از این واقعه پیامبر مجددا فرمود که خداوند بجای دو دست به او دو بال در بهشت عطا می کند و جعفر بن ابی طالب از آن پس به نام جعفر طیار شناخته شد.

در این حدیث معتبر پیامبر (ص) به حق بنده مقرب خدا جعفر بن ابیطالب اشاره می کنند.






درخواست کننده از خدا در ماه رمضان بر خدا حق دارد



التهذیب
ج 3 ص 124 باب وداع شهر رمضان ر12

عن الصادق (ع) ....... و حق علیک ان لا تخیب سائلک
دعای وداع با ماه رمضان از امام صادق (ع): خداوندا این حقی است بر تو که درخواست کننده از خودت را نا امید بر نگردانی.....


التهذیب
ج5 ص 100 باب دخول مکه ر 12

دعایی که در محل درب مسجد الحرام خوانده می شود
از امام صادق(ع)
و علی کل ماتی حق لمن اتاه و زاره و انت خیر ماتی و اکرم مزور
و بر عهده هر کسی که بسویش روند و او را ملاقات کنند حقی است برای زیارت کننده و تو ای خدا بهترین زیارت شونده هستی...



التهذیب
ج 5 ص 188 باب نزول المزدلفه

... انا ربکم و انتم عبادی ادیتم حقی و حق علی ان استجیب لکم
من پروردگارم و شما بندگان من هستید و ( با انجام مناسک) حق مرا ادا کردید پس قبول دعای شما حقی است بر عهده من





کسی که در بیماری و درد برای خدا بردبار است بر خدا حق دارد چرا که درد از خداست و مومن بر آن صبر می کند.


الاستبصار
ج 2 ص 407 باب استحباب کتم المرض و ترک الشکوه ر2486

عن علی (ع)
من کتم وجعا اصابه ثلاثه ایام من الناس و شکا الی الله عزوجل کان حقا علی الله ان یعافیه فیه

هرکس دردی را که به او وارد شده است برای سه روز از مردم پنهان کند و تنها به خدا شکایت نماید شفا یافتنش حقی است بر عهده خدا

-آزاد-
Friday 23 December 2005, 07:43PM
همه یکتا پرستان بر خدا حق دارند


امالی شیخ صدوق
مجلس 49 ص295

عن ابن عباس عن رسول الله
قال والذی بعثنی بالحق بشیرا و نذیرا لا یعذب الله ...... فیقول الله جل جلاله ملائکتی وعزتی و جلالی ما خلقت خلقا احب لی من المقرین بتوحیدی و ان لا اله غیری و حق علی ان لا اصلی بالنار اهل توحیدی ادخلوا عبادی الجنه

رسول خدا (ص) فرمود: قسم به کسی که مرا به بشارت دادن مبعوث کرد...... پس خداوند می گوید ای ملائکه قسم به عزت و جلالم که در بین مخلوقاتم اهل توحید را بیش از همه دوست دارم و عذاب نشدن اهل توحید حقی است بر عهده من. پس بندگانم ( اهل توحید ) را به بهشت وارد کنید.

اگر فداکاری امام حسین (ع) نبود امروز بر روی زمین یکتا پرستی وجود نداشت همو که فرمود:
ان کان دین جدی لایستقیم الا بقتلی فیا سیوف خذینی

سوال :چگونه است که وقتی سخن به حق امام حسین (ع) بر خدا می رسد برخی اینگونه بر آشفته می شوند؟؟؟

SAFA
Friday 23 December 2005, 11:41PM
جناب آزاد
از پاسخ شما بهره برندگان بهره میبرند ... گویا مخاطب بحث شما چیزی جز پاسخ سوالش را می جوید ... والله اعلم ...

min
Saturday 24 December 2005, 12:15AM
جناب آزاد قبلا هم گفتم اگر حرف شما را بپذیرم یعنی استاد بزرگ حرف اشتباهی زده (با اینهمه تحقیق )
جناب آزاد که به ظاهر آیات تمسک میکنید
بدانید که شهید مطهری این آیات را خوانده بوده .....و بعدا این سخنان پربرکت را گفته ....
شما که اینقدر به ظاهر آیات تمسک میکنید ( حقا ...حق ...حق...حقا...) نظرتان راجع به این آیه چیست ؟؟
((الرحمن علی العرش استوی ))
((الی ربها ناظره ))
برادر همه آیات را که به ظاهر ش استناد نمیکنند!!!!
اشاره به سنت دارد ...قبلا هم گفتم...ما منکر سنت الهی در عالم تکوین نیستیم
والسلام
من که قبلا گفتم شما فقط قصد تخریب استاد را دارید نه چیز دیگر
می دانید که احادیثی می شود آورد که حق انسان را ثابت کند
با برداشت شخصی و غلط خود و انتصاب آن به استاد بزرگوار شهید مطهری که اکنون نیست تا از خود دفاع کند و فریاد بزند که انسانها ما نوکر منطقیم می خواهی ایشان را خراب کنی
هرگز نمی توانی
هرگز
زیرا علاقه ما به استا د شناخت من از ایشان آنقدر است که تخریب چهره آن در من اثر ندارد . بعید می دانم سایر دوستان هم فریب شما را بخورند
ما استاد ار بسیار دوست داریم و من می دانم که ایشان چه منظوری داشته و اصلا اعتقاد ندارن برای تقیه این سخنان را گفته باشد بلکه باید بروی تمام مطالب ایشان را بخوانی تا بفهمی چه گفت
هرچند تو دنبال این نیستی دنبال تخریبی
این که بگویی اگر من احادیث را قبول کنم یعنی استاد غلط کرده یعنی آخر جهالت
احادیث مستند از هر سخنی بر تر است
ما استاد را دوست داریم ولی سخنان ایشان با احادیث و برابری با آنها برای ما حجت است و لاغیر

shangool_611
Saturday 24 December 2005, 01:13AM
تاريخش رو دقيق نميشه تعيين كرد
تا اونجايي كه يادم مي ياد زمان ، در زمان آيين آريايي ميتراي و مهر و خورشيد ، خدا ستمگر كه نبود هيچ خيلي هم رئوف و ومهربون بود. بعد ها توي آيين زرتشت هم همينطور بود
بعد ها يخورده خدا عوض شد . تند تند عصباني ميشد . حتي يه دفعه قوم صالح رو با طوفان نابود كرد ، يه سري هم قوم نوح رو همين طوري با سيل كشت .
به دين موسي كه رسيد خدا يه كمي بهتر شد . نمي دونم شايد ديازپام مصرف مي كرد . اينطوري كه حتي يه سري نشست با سران قوم يهود گوشت زدند سيخ و كباب كردن . باور نمي كنيد كتاب موسي رو بخونيد . زمان عيسي بد نبود . همچين خدا با بنده ها كژ دار مريض رفتار ميكرد . بعضي وقتها خوب بود بعضي وقتها نه . به محمد كه رسيد جالب بود قيافه خدا جالب بود . 13 سال مهربون ترين خدا دوران تاريخ بود . خيلي خيلي مهربون . بيشتر توصيه ميكرد مردم با هم خوب زندگي كنن ، هم ديگه رو اذيت نكن ، دشمنها رو نكشن بلكه به خود خدا واگذار كنن . ولي در يك آن چهره خدا عوض شد و در مدت 10 سال غضبناك ترين و خشم گين ترين و انتقام جو ترين و قدرت طلب ترنين خداي تاريخ شد . ديگه از اون مهربوني ها خبري نبود . ديگه نمي گفت كه دشمنا رو نكشيد ، تازه دستور به كشتن اونا هم ميداد ، حتي اگر با هاشون جنگ نمي كردن . ديد فايده نداره خودش دست به كار شد . حتي كار به جايي رسيد كه مجبور به استفاده از مكر و حيله شد و خودش چنون از اين حيله گري حال كرده بود كه خودش رو ماكرترين مكارها خطاب كرد . بعد از اون 10 سال خدا چند تا شد . يكشون شد يهوه ، يكي پدر و يكي هم الله . بنده هاي اين خداها افتادند به جون هم ديگه . اين ميگفت خداي من بهتره اون ميگفت نه خداي من بهتره . خلاصه يه فيلمي شد كه نگو و نپرس
ادامه فيلم تا لحظاتي ديگر
(چند روزي پيام بازرگاني ببنيد ميام خدمتتون)

zxcv
Saturday 24 December 2005, 01:35AM
بسم الله

با سلام و کمال احترام

به هر دین و آئینی هستی باش ! حداقل به خدایی که من و تو می پرستیم احترام بگذار .

وسلام یا الله

min
Saturday 24 December 2005, 02:14AM
تاريخش رو دقيق نميشه تعيين كرد
تا اونجايي كه يادم مي ياد زمان ، در زمان آيين آريايي ميتراي و مهر و خورشيد ، خدا ستمگر كه نبود هيچ خيلي هم رئوف و ومهربون بود. بعد ها توي آيين زرتشت هم همينطور بود
بعد ها يخورده خدا عوض شد . تند تند عصباني ميشد . حتي يه دفعه قوم صالح رو با طوفان نابود كرد ، يه سري هم قوم نوح رو همين طوري با سيل كشت .
به دين موسي كه رسيد خدا يه كمي بهتر شد . نمي دونم شايد ديازپام مصرف مي كرد . اينطوري كه حتي يه سري نشست با سران قوم يهود گوشت زدند سيخ و كباب كردن . باور نمي كنيد كتاب موسي رو بخونيد . زمان عيسي بد نبود . همچين خدا با بنده ها كژ دار مريض رفتار ميكرد . بعضي وقتها خوب بود بعضي وقتها نه . به محمد كه رسيد جالب بود قيافه خدا جالب بود . 13 سال مهربون ترين خدا دوران تاريخ بود . خيلي خيلي مهربون . بيشتر توصيه ميكرد مردم با هم خوب زندگي كنن ، هم ديگه رو اذيت نكن ، دشمنها رو نكشن بلكه به خود خدا واگذار كنن . ولي در يك آن چهره خدا عوض شد و در مدت 10 سال غضبناك ترين و خشم گين ترين و انتقام جو ترين و قدرت طلب ترنين خداي تاريخ شد . ديگه از اون مهربوني ها خبري نبود . ديگه نمي گفت كه دشمنا رو نكشيد ، تازه دستور به كشتن اونا هم ميداد ، حتي اگر با هاشون جنگ نمي كردن . ديد فايده نداره خودش دست به كار شد . حتي كار به جايي رسيد كه مجبور به استفاده از مكر و حيله شد و خودش چنون از اين حيله گري حال كرده بود كه خودش رو ماكرترين مكارها خطاب كرد . بعد از اون 10 سال خدا چند تا شد . يكشون شد يهوه ، يكي پدر و يكي هم الله . بنده هاي اين خداها افتادند به جون هم ديگه . اين ميگفت خداي من بهتره اون ميگفت نه خداي من بهتره . خلاصه يه فيلمي شد كه نگو و نپرس
ادامه فيلم تا لحظاتي ديگر
(چند روزي پيام بازرگاني ببنيد ميام خدمتتون)
در این که شما ها برای هیچ چیز ارزش قایل نیستید شکی نداریم دیگر لازم به اثبات نیست که زور میزنی این را ثابت کنی

محمد مهدی 128
Saturday 24 December 2005, 04:18AM
اعوذ بالله من شرور انفسنا :smile07:

-آزاد-
Saturday 24 December 2005, 01:55PM
جناب آزاد
از پاسخ شما بهره برندگان بهره میبرند ... گویا مخاطب بحث شما چیزی جز پاسخ سوالش را می جوید ... والله اعلم ...

shangool_611
Saturday 24 December 2005, 02:26PM
آقاي مين
چرا عصباني ميشي
اگه چيزي گفتم كه دروغ بوده رو بگيد
اگه حرفي زدم كه درست نيست رو بگيد
قول اگه ثابت كردين كه من دروغ ميگم هر كاري شما گفتين انجام ميدم
خداي من هيچ وقت ستگر نبوده و نيست و نخواهد بود
خداي من رو توي متن زير پيدا كنيد

shangool_611
Saturday 24 December 2005, 02:29PM
من بي نوا بندگكي سر به راه نبودم
و راه بهشت مينوي من بز روي طوع و خاكساري نبود
مرا ديگر گونه خدايي ميبايست
شايسته آفرينه ايي كه نواله ناگزير را گردن كج نمي كند
و خداي ديگر گونه آفريدم
اما نه خدا و نه شيطان
سرنوشت تو را بتي رقم زد كه ديگران مي پرستيدن
بتي كه
ديگرانش مي پرستيدن
(شادروان شاملو)

SAFA
Saturday 24 December 2005, 02:39PM
عجب بد بندگاني افريد ه است خداي تو كه بزرگي را در انكار آفتاب يافته اند ...
و خرد سيرت انساني در احترام به عقايد ديگران را نياموخته اند ...

SAFA
Saturday 24 December 2005, 02:57PM
مردي براي اصلاح به آرايشگاه رفت، در بين كار گفتگوي جالبي بين آنها در مورد خدا صورت گرفت آرايشگر گفت: من باور نميكنم خدا وجود داشته باشد مشتري پرسيد چرا؟ آرايشگر گفت : كافيست به خيابان بروي و ببيني مگر ميشود با وجود خداي مهربان اينهمه مريضي و درد و رنج وجود داشته باشد؟

مشتري چيزي نگفت و از مغازه بيرون رفت، به محض اينكه از آرايشگاه بيرون آمد مردي را در خيابان ديد با موهاي ژوليده و كثيف با سرعت به آرايشگاه برگشت و به ارايشگر گفت: مي داني به نظر من آرايشگر ها وجود ندارند مرد با تعجب گفت :چرا اين حرف را ميزني؟ من اينجا هستم و همين الان موهاي تو را مرتب كردم مشتري با اعتراض گفت: پس چرا كساني مثل آن مرد بيرون از آريشگاه وجود دارند

مرد با تعجب گفت :چرا اين حرف را ميزني؟ من اينجا هستم و همين الان موهاي تو را مرتب كردم مشتري با اعتراض گفت: پس چرا كساني مثل آن مرد بيرون از آريشگاه وجود دارند "آرايشگر ها وجود دارند فقط مردم به ما مراجعه نميكنند " مشتري گفت دقيقا همين است خدا وجود دارد فقط مردم به او مراجعه نميكنند!! براي همين است كه اينهمه درد و رنج در دنيا وجود دارد