نمايش نسخه نهائي : اسلام راستين و رجوع به سنت پيامبر و حديث آل البيت
صبح
Tuesday 22 November 2005, 04:30PM
سلام علیکم
بسم الله الرحمن الرحیم
نظر به اینکه جریان ( نه سنی و نه شیعه ) موجود در تالار ، عادتا به عقیده مجهولی رجوع کرده و هیچگاه پاسخی بر شهبات اعضای تالار برای آن نداده اند ، بد نیست در گفتگوئی جداگانه در مورد اسلام راستین بکنیم ....
ادعا این است که (قرآن) تنها مرجع مورد قبول برای مراجعه است ... خوب ، اگر این را قبول کنیم ، بنده سوال دارم از دوستانی که رجوع به حدیث را ...
در مرام جدید شما صحت قرآن چگونه ثابت می شود؟ آیا امکان دارد که صحت متن قرآن بدون مراجعه به حدیث ثابت بشود ؟
لطفا گفتگو را تلگرافی و بدون توضیحات زائد ادامه دهید . بنده نیز سعی خواهم کرد ففط به مطالب مهم تر گفتگو پاسخ بدهم .
taslim
Tuesday 22 November 2005, 04:47PM
با سلام خدمت صبح عزيزم
تصور مي كنم منظور شما را از طرح اين مطلب فهميده باشم
مشك آن است كه خود ببو.يد نه آنكه عطار بگويد
بنده حتي محمد رسول الله را هم در تدوين قرآن هيچكاره مي دانم ، من بوي خوش قرآن را احساس كرده ام و قدر اين گنجينه الهي را به اندازه بضاعت نا چيز خويش شناخته ام و اعتقاد من به آن اعتقادي تقليدي نيست و به حرف اين و آن بستگي ندارد . من اين حرفها را كه در تاريخ جمع آوري قرآن نقل كرده اند به قوطي عطاري بر مي گردانم و كوچكترين ارزشي به آنها نمي دهم تا چه رسد وقت خود را صرف بررسي اين اقوال پوچ و بي اساس كنم كه عده اي در آن تخصص گرفته اند.
چگونه ممكن است خداوندي كه توصيه مي كند حتي موارد كوچك و كم اهميتي همچون قرض دادن پول به يكديگر كاملاً ثبت و كتابت شوند ، به محمد دستور ثبت و ضبط كتاب شريفش را نداده باشد تا جايي كه پس از مرگ پيامبر ، در كوچه و خيابان راه بيفتند تا پاره هاي قرآن را از ذهن فراموش كار اين و آن و پوستهاي پراكنده در بين مردمان بازيابي كنند.
اگر خداوند متعال ياريم دهد ، قصد دارم اين بوي خوش را به مشام همگان برسانم
صبح
Tuesday 22 November 2005, 05:08PM
با سلام
دوست عزيز ، عجله نفرمائيد ،
بنده يك سوال مشخص دارم ، انسان كه پيامي دريافت ميكند در درستي و نادرستي آن تحقيق ميكند.
در مورد قرآن بايد پرسيد :
1) آيا محرف نبوده است ؟ ،
2) ترتيب آيات همين است ؟
3) ممكن است يک يا چند آيه حذف و اضافه شده باشند ؟
4) از کجا معلوم که اين همان قرآني است که رسول الله آن را آورده ؟
5) چرا ترتيب نزول با ترتيب آيات متفاوت است ؟
اينها فقط چند سوال ساده و ابتدائي است ... که در صورت وجود پاسخ به سراغ سؤالات جدي تر آن نيز خواهيم رفت .
بنده قصد ندارم تحليل ها و برداشت های شخصی شما را بجای براهین علمی در پاسخ به این سؤالات بشونم و آنچه که درخواست من است براهینی است که حجت را تمام کند ... نه انسان را بیشتر در شک غوطه ور سازد .
zxcv
Tuesday 22 November 2005, 06:46PM
بسم الله
با سلام و کمال احترام
یک سوال :
در کدام آیه قران به اهل کتاب فرمان داده شده است که به همراه کتب مقدسشان باید از نقل قولهای بجا مانده از پیامبرانشان ( احادیث ) هم تبعیت کنند ؟!!!
وسلام یا الله
taslim
Tuesday 22 November 2005, 06:48PM
با عرض سلام خدمت جناب تسلیم
برادر من یک سوال اساسی از شما دارم ...اگر قرآن کافی است چطور میتوان فهمید که نماز ها چگونه و به چه کیفیتی باشد و عمل به دستور ((صلوا کما رایتمونی اصلی )) چطور تحقق می یابد؟؟؟!!!!!
به نام تنها متكبر كبير
سلام بر برادر نازنينم امير
در قرآن كريمجزئيات و اذكار نماز ذكر نشده اند. علاوه بر نماز موارد بسيار ديگري نيز نامبرده شده ولي خداوند متعال به ذكر جزئيات آنها نپرداخته است. مواردي كه درباره آنها كتابها نوشته اند و كتابهايي كه حجم بعضي از آنها چندين برا بر حجمقرآن است.
با اين وجود خداوند متعال ادعا مي كند در كتابش همه چیزبیان شده است . آیا اين عدم ذكر جزئيات با " تفصيل كل شيء " بودن قرآن درتناقض است؟ آيا بر اي تكميل كلام خداوند به معصوم نياز است؟
براي روشن شدنمطلب اجازه دهيد مثالي بياوريم: اگر دقت كرده باشيد در داستان شگفت انگيزيوسف ( كه محال است راوي آن انسا ن باشد) افراد زيادي نقش بازي مي كنند اماقرآن جز يوسف و يعقوب كه هردو نيز پيامبرند ، اسم شخص ديگري را نمي برد. بااين وجود مي بينيم در كتابهاي تفسير و غيره تك تك اين افراد براي خود ناميدارند . نامهاي كه معرف آنها يك معصوم است. نام مادر يوسف راحيل و برادركوچكش بنيامين و همسر عزيز زليخا و... .
قرآن بيان نامهاي مذكور را بهعهده معصوم نگذاشته است، بلكه لازم نبوده اسمي از كسي برده شود هرچند بعداًبر سر اين نامها اختلاف و بحثهاي طويلي به ميان آيد.
بنابر اين قرآن درآنچه لازم است " تفصيل كل شيء" ميباشد و به عبارت ديگر از نظر ملزومات مفصلاست.
از آنجا كه اين ملزومات براي بشر بسيار مهم مي باشند خداوند متعالحفظ آنها را تضمين كرده و خود به عهده گرفته است . لذا از اين بابت بينمسلمانان هيچ اختلافي وجود ندارد؛ قرآني كه در دست من است(گذشته از برخي اختلافات جزئي و انگشت شمار در باره حركات و امثال آن) از لحاظ كليات ، دقيقاً با قرآني كهدر دست عرب ساكن مسجد الحرام (مكه) است و با آني كه در دست مسلمان ساكن دردور افتاده ترين صحراهاي آفريقاست يكسان است. ولي نمازي كه من مي خوانم بانماز كسي كه درعربستان است يكي نيست و اصولاً نماز فرقه ها چه از لحاظ اذكارو چه از نظر آداب با هم فرق مي كند و اين دقيقاً بدليل متفرق بودن مأخذهاست واز خواص امت متفرق و غير متحد است. با اين وجود آنجا كه بحث اتحاد ميانمسلمين پيش مي آيد( ولو به ظاهر) بنا به اجماع و قرارداد تا حدودي ايناختلافات تعديل مي شوند. ما تازماني كه در مملكت خود هستيم (جايي كه قوانينفرقه خودي حكمفرماست) نمازمان را مطابق مذهب خود مي خوانيم . اما وقتي قراراست عضوي از اتحاديه حج شويم بنا بر قراردادي كه از قبل مي گذاريم اندكي نحوهانجام مناسكمان را همسو و همجهت با اتحاديه مي كنيم.
شيعيان معتقدندنمازشان برگرفته از تعاليم امامان است كه معصوم بوده و حرفشان كلام خداست وسنيها هم ادعا مي كنند نمازشان مطابق با سنت پيامبر است كه رسول و سخنگويخداست. بنابراين هيچ كدام زير بار حرف ديگري نمي روند(برخلاف زمان شركت دراتحاديه) سني چون تسبيحات اربعه نمي خواند وبر مهر سجده نمي كند نمازش باطلاست و شيعه چون به جاي فاتحه تسبيحات اربعه مي گويد و دستانش را به هنگامايستادن قفل نمي كند نمازش باطل و خلاف كلام خداست. بنا براين مي بينيم مطلبيكه در قرآن ذكر نشده (در صورتي كه اتحاديه و قراردادي در كار نباشد) بر سرشاختلاف وجود دارد هرچند كه به اصطلاح كلام غير مستقيم خداوند از زبان معصومباشد. تازه علاوه بر اين ، مطالب ديگري نيز در قرآن ذكر شده اند كه حتي معصومهم به ذكر جزئيات آنها نپرداخته است ، مانند جهت قبله براي مسلماني كه در كرهماه و يا ايستگاه فضايي به سر مي برد و يا نحوه انجام روزه و نماز براي كسانيكه در قطب زندگي ميكنند و امثال اينها.
بنابراين ديده مي شود نماز باطلسنيها با يك اجماع و قرارداد ( ولو به طور موقت) صحيح مي شود و مسلمانان ساكنقطب نيز بنا به قراردادي كه بين خود مي بندند مناسك مذهبيشان را يك شكل وهمسو مي كنند . اگر در آينده اثري از حيات در مريخ پيدا شود و انسانها بدانجاراه يابند مسلمانان براي خود قبله اي تعريف خواهند كرد و مناسكشان را دقيقاًمطابق با اوضاع آنجا يكسان خواهند ساخت(مطابق اجماع و قرارداد)
اما براستينماز براي چيست؟ آيا ما مطمئن هستيم كه منظور خداوند را در باره نماز درستفهميده ايم؟ قرآن مي گويد پيامبران گذشته نيز نماز به جا مي آوردند ودرپيشگاه پروردگارشان به سجده مي افتادند؛ نماز آنها به چه صورت بود؟ آياابراهيم نيز در نمازش حمد و سوره مي خواند؟
اگر نماز وحيانيست ، كداميك ازنمازهاي فريقين طبق وحي پروردگار مي باشند؟ كدام فرقه نمازشان باطل حسابخواهد شد؟ آيا نماز هر فرقه اي بطور جداگانه وحي شده است؟ مگر در زمان محمدرسولالله نيز دين خدا تكه تكه و فرقه فرقه شده بود ؟
تصور كنيد فرقه هايبه اصطلاح مسلمان ، خانه كعبه– مظهر اتحاد مسلمانان – را ويران كنند و هريكقسمتهايي از آن را به قبلگاه فرقه خود منتقل سازند و ادعا كنند كه قبله واقعينزد ايشان است و از اقوام و فرق ديگر بخواهند كه به گرد قبله ايشان بگردند.
كعبه واقعي بدانسان ويران شد و از بين رفت ، امروز چيزي كه در اختيارفرقه هاست ديگر كعبه نيست ، چون: خاصيت كعبه را ( متحد سازي) ندارد .
اينبناهاي عنكبوتي كه به نامهاي "شيعه" ، "سني" ، "وهابي" ، "حنبلي" ... و بهعنوان اسلام(كعبه اي كه ويران شد) در اختيار مردمان قرار داده شده اند ،اسلام واقعي نيستند و معمار همه آنها شيطان است
اگر خداوند سبحان براي نماز قالب تعريف نكرده براي اين است كه لازم نبوده.
ما در قرآن مطلبي نداريم كه به ما حكم كرده باشد به چه زباني نمازمان را بخوانيم ، اما مطلب داريم كه حكم مي كند اگر متوجه اذ كار نماز نمي شويم از خواندن آن اجتناب كنيم ،
آيا مادر بي سواد بنده متوجه اذكار نمازي كه يوميه مي خواند مي شود؟
آيا بهتر نيست كه با زبان خودش با پروردگارش ارتباط برقرار كند تا بفهمد چه مي گويد؟!:smile07:
sareban
Tuesday 22 November 2005, 06:49PM
بسم الله
با سلام و کمال احترام
یک سوال :
در کدام آیه قران به اهل کتاب فرمان داده شده است که به همراه کتب مقدسشان باید از نقل قولهای بجا مانده از پیامبرانشان ( احادیث ) هم تبعیت کنند ؟!!!
وسلام یا الله
كدام يك از پيامبران گذشته وصي نداشته و كدام يك از آيات اين حرف را ميزند ؟ :smile09:
واگر داشته اند (و شما دليلي نداريد) كار اين وصي چه بوده ؟
sareban
Tuesday 22 November 2005, 06:52PM
به نام تنها متكبر كبير
آيا مادر بي سواد بنده متوجه اذكار نمازي كه يوميه مي خواند مي شود؟
آيا بهتر نيست كه با زبان خودش با پروردگارش ارتباط برقرار كند تا بفهمد چه مي گويد؟!:smile07:
قياس ابو حنيفه اي و از نوع شيطاني ! :smile27:
پس بهتر هم هست كف پارا با آب بشوريم(يا مسح بكشيم) نه روي پا را، چون كف پا چرك تر است!!
وقتي هم ميخواهيم دست را بشوريم زير بقل را هم يك دستي بكشيم شايد ديگر بو ندهد!
sareban
Tuesday 22 November 2005, 08:00PM
جناب تسلیم
جناب ساربان بحث سر این است که قرآن مفسر میخواهد یا نمیخواهد ؟
به هر حال براي سعادت بشر دو چيز لازم است( حديث متواتر ثقلين )
در ضمن جواب سوال شما قطعا مثبت است .
چرا كه حتي همين وهابيهاي سايت ما هم منكر اين نيستند كه با ايات ديگر ميتوان قران را تفسير كرد؛ در اين صورت بايد از اينها سوال كرد كه آيا علم شما به آيات ديگر قران كامل است و يا خير و چون جواب ،قطعا منفي است ( چرا كه اگر علم كامل بود ديگر دقت در آيات مفهومي نداشت حال انكه دقت در ايات هميشه حاوي مطالب جديدي براي ما بوده است) پس نتيجه اينكه:
1) كسي نميتواند بگويد علمش به قران كامل است
2) اگر علممان به قران كامل نبود تفسيرمان از آيات ديگر هم ناقص و مقطعي خواهد بود
3) اگر تفسيرمان ناقص باشد نميتوان پذيرفت كه خداوند ما را به قبول اين تفسير ناقص ملزم كرده باشد. و مثلا با اين تفسير ناقص ديگران را هم مشرك بخوانيم
نتيجه اين سه مقدمه اين خواهد بود كه:
بايد يك ملجا و مفسر واقعي باشد تا كجرويهاي ما را با علم كامل خود تصحيح نمايد.
واين يعني همان اهل بيت عليهم السلام كه پيامبر در حديث ثقلين ما را به آنها ارجاع داده!
صبح
Tuesday 22 November 2005, 08:06PM
جواب من چه شد ؟ قرار نشد درازگوئي كنيد ... بنده جواب ميخواهم ! :) و از طلب جواب منصرف نخواهم شد .
اولا : جواب من چه شد :)
ثانيا : شما چطور نماز ميخوانيد جناب تسليم ؟ لطفا طرز نماز خواندن خود را شرح دهيد .
ثالثا : خيلي فجيع پرت ميزنيد !!! ما به سوي سنگهاي كعبه نماز نميخوانيم... كعبه كه تخريب هم بشود يكي ديگر ميسازيم . آن مكان است كه مقدس است ... نه سنگهاي كعبه !
تصور كنيد فرقه هايبه اصطلاح مسلمان ، خانه كعبه– مظهر اتحاد مسلمانان – را ويران كنند و هريكقسمتهايي از آن را به قبلگاه فرقه خود منتقل سازند و ادعا كنند كه قبله واقعينزد ايشان است و از اقوام و فرق ديگر بخواهند كه به گرد قبله ايشان بگردند.
خامسا : اين آيات تصور كرده اند كه العياذ بالله رسول مجسمه اي است كه گفته شود از او تبعيت كنيد ... يا سيره اي دارد و سنتي ؟ لطفا همانگونه كه شرح ميدهيد كه چگونه نماز ميخوانيد ، شرح دهيد كه چگونه به قرآن عمل كرده و از رسول الله اطاعت ميكنيد و جوانب و چگونگي اطاعت از رسول الله را توضيح دهيد ....
(1) قُلْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَالرَّسُولَ فإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبُّ الْكَافِرِينَ
(2) رَبَّنَا آمَنَّا بِمَا أَنزَلَتْ وَاتَّبَعْنَا الرَّسُولَ فَاكْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِينَ
(3) وَأَطِيعُواْ اللّهَ وَالرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ
(4) الَّذِينَ اسْتَجَابُواْ لِلّهِ وَالرَّسُولِ مِن بَعْدِ مَآ أَصَابَهُمُ الْقَرْحُ لِلَّذِينَ أَحْسَنُواْ مِنْهُمْ وَاتَّقَواْ أَجْرٌ عَظِيمٌ
(5) تِلْكَ حُدُودُ اللّهِ وَمَن يُطِعِ اللّهَ وَرَسُولَهُ يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ
(6) وَمَن يَعْصِ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَيَتَعَدَّ حُدُودَهُ يُدْخِلْهُ نَارًا خَالِدًا فِيهَا وَلَهُ عَذَابٌ مُّهِينٌ
(7) يَوْمَئِذٍ يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَعَصَوُاْ الرَّسُولَ لَوْ تُسَوَّى بِهِمُ الأَرْضُ وَلاَ يَكْتُمُونَ اللّهَ حَدِيثًا
(8) يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلاً
(9) وَمَن يُطِعِ اللّهَ وَالرَّسُولَ فَأُوْلَـئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَيْهِم مِّنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاء وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَـئِكَ رَفِيقًا
(10) مَّنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللّهَ وَمَن تَوَلَّى فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا
(11)وَمَن يُشَاقِقِ الرَّسُولَ مِن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدَى وَيَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ نُوَلِّهِ مَا تَوَلَّى وَنُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَسَاءتْ مَصِيرًا
(12) وَمَن يَتَوَلَّ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ فَإِنَّ حِزْبَ اللّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ
(13) وَأَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَاحْذَرُواْ فَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَاعْلَمُواْ أَنَّمَا عَلَى رَسُولِنَا الْبَلاَغُ الْمُبِينُ
(14) الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِندَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالإِنْجِيلِ يَأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَآئِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأَغْلاَلَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ آمَنُواْ بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُواْ النُّورَ الَّذِيَ أُنزِلَ مَعَهُ أُوْلَـئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ
(15) ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ شَآقُّواْ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَمَن يُشَاقِقِ اللّهَ وَرَسُولَهُ فَإِنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ
(16) يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَلاَ تَوَلَّوْا عَنْهُ وَأَنتُمْ تَسْمَعُونَ
(17) يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَجِيبُواْ لِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُم لِمَا يُحْيِيكُمْ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ
(18) وَأَطِيعُواْ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَلاَ تَنَازَعُواْ فَتَفْشَلُواْ وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ وَاصْبِرُواْ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ
(19) قَاتِلُواْ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَلاَ بِالْيَوْمِ الآخِرِ وَلاَ يُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَلاَ يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ حَتَّى يُعْطُواْ الْجِزْيَةَ عَن يَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ
قابل توجه آقاي تسليم ، كه ميگويند فقط تبعيت از قرآن كافيست ... كه حتی اگر اين را قبول داشته باشند ... مجبورند از سنت پيامبر و حديث هم اطاعت كنند ... اي كاش يك بار قرآن را خوانده بودند :)
(20) يَحْلِفُونَ بِاللّهِ لَكُمْ لِيُرْضُوكُمْ وَاللّهُ وَرَسُولُهُ أَحَقُّ أَن يُرْضُوهُ إِن كَانُواْ مُؤْمِنِينَ
خدا و رسولش را راضي كنيد ... :)
(21) أَلَمْ يَعْلَمُواْ أَنَّهُ مَن يُحَادِدِ اللّهَ وَرَسُولَهُ فَأَنَّ لَهُ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدًا فِيهَا ذَلِكَ الْخِزْيُ الْعَظِيمُ
آيا نمىدانند هر كس با خدا و رسولش دشمنى كند، براى او آتش دوزخ است؛ جاودانه در آن مىماند؟! اين، همان رسوايى بزرگ است!
آيا (21) آيه براي اطاعت از رسول خدا براي شما كافي است ؟ يا باز هم بياورم ؟
اين يكي را بنگر :
بسم الله
با سلام و کمال احترام
یک سوال :
در کدام آیه قران به اهل کتاب فرمان داده شده است که به همراه کتب مقدسشان باید از نقل قولهای بجا مانده از پیامبرانشان ( احادیث ) هم تبعیت کنند ؟!!!
وسلام یا الله
اي كاش يك بار قرآن را خوانده بودند ... :)
سادسا : توضيح دهيد كه اين همه آيه چرا هميشه نام خدا و رسول را با هم آورده است ... ؟ مگر نيازي بود ؟ آيا اين شرك نيست كه در كنار نام خدا ، نام رسول هم آمده است ؟ :) مگر اطاعت از خدا كافي نيست ... ؟
taslim
Tuesday 22 November 2005, 08:13PM
با سلام
دوست عزيز ، عجله نفرمائيد ،
بنده يك سوال مشخص دارم ، انسان كه پيامي دريافت ميكند در درستي و نادرستي آن تحقيق ميكند.
در مورد قرآن بايد پرسيد :
1) آيا محرف نبوده است ؟ ،
2) ترتيب آيات همين است ؟
3) ممكن است يک يا چند آيه حذف و اضافه شده باشند ؟
4) از کجا معلوم که اين همان قرآني است که رسول الله آن را آورده ؟
5) چرا ترتيب نزول با ترتيب آيات متفاوت است ؟
اينها فقط چند سوال ساده و ابتدائي است ... که در صورت وجود پاسخ به سراغ سؤالات جدي تر آن نيز خواهيم رفت .
بنده قصد ندارم تحليل ها و برداشت های شخصی شما را بجای براهین علمی در پاسخ به این سؤالات بشونم و آنچه که درخواست من است براهینی است که حجت را تمام کند ... نه انسان را بیشتر در شک غوطه ور سازد .
بنده به طور حتم پاسخ اين سئوالات شما را كه برخي را دوباره تكرار كرده ايد خواهم داد( انشاءالله)
فرض كن همچون مني هيچ راهي براي دريافت پاسخ سئوالات فوق نيابد( چون معيار و مأخذم فقط و فقط قرآن است)
شما چگونه و با استفاده از چه معيار و مرجعي به سئوالات فوق پاسخ مي دهيد؟
taslim
Tuesday 22 November 2005, 08:18PM
صبح عزيز!
آسياب به نوبت
عجله نكن !
taslim
Tuesday 22 November 2005, 08:20PM
اگر بدنبال جواب هستي بايد مطالبت را يك به يك عنوان كني و الا
اين شما و اين هم هزاران آيه و سئوال
sareban
Tuesday 22 November 2005, 08:55PM
جناب ساربان ایشان حدیث را قبول ندارندو بر خلاف نظر خودشان این خود فرقه ای جدید است !!!
پس دوستان تا ممکن است از کتاب الله دلیل بیاورند تا حدیث
ممنون
اولا خبر ثقلين قطعي و متواتر است همچون قران( دليل صحت قران و عدم تحريفش هم تواتر آن است)
ثانيا دليل من بيشتر عقلي بود تا حديثي (دوباره دقت كنيد)
در ثالث اگر ما آيه اي اورديم كه دال بر عدم كفايت قران باشد و انها با تفسير به راي آنرا نپذيرفتند چاره نيست؟ شما مشخص كنيد لطفا!
صبح
Tuesday 22 November 2005, 08:56PM
جناب امير ، بنده از ايشان نپرسيدم چطور نماز سنت رسول الله را نميخوانند كه شما چگونگي نماز نخواندن ايشان را براي من مجددا نوشتيد . بنده به ايشان گفتم چطور نماز ميخوانند .... و اصلا مقصود از اين نماز را از كجا برداشت كرده اند ؟ نماز چيست ... ؟ و اگر روزي آمديم به ايشان گفتيم رسول الله اينگونه مي ايستاد و نماز مي خواند ، ايشان بايد طبق قرآن از رسول الله اطاعت كنند يا خير ؟
بد نيست شما هم موضع خود را روشن كنيد كه از آنها هستيد كه به همين واضحي به سنت رسول الله و حديث او پشت ميكنيد يا خير ؟! و آيا يك شيعه علي بن ابيطالب ممكن است چنين كند ؟ اصلا علي بن ابيطالب كه بود ؟ :) وجود داشت ... ؟ كه حالا شما وكيل مدافع رافض سنت او و پسر عمش شده ايد ؟
،
فکر کنم واضح است !!!!!!!!!
چه چيز واضح است ؟ اينكه خدا گفته است نماز بخوانيم ... و ما هم يه چيزي به نام نماز خلق كنيم و بعنوان نماز بخوانيم ؟ شايد دل شما بخواهد جاي نماز را با آميزش انجام دهيد ... ! شايد بخواهيد هر سه سال يك بار نماز بخوانيد ... به نيت قربة الی الله ! واضح است و آيا از اين گرد و خاكي تر هم ميشود ؟ يا اگر ما تاريخي داشته باشيم از سيره رسول خدا و سنت او بايد از او تبعيت كنيم ؟
كدام واضحتر است جناب امير ؟
صبح
Tuesday 22 November 2005, 09:04PM
اگر بدنبال جواب هستي بايد مطالبت را يك به يك عنوان كني و الا
اين شما و اين هم هزاران آيه و سئوال
عزيزم ، من علی الحساب تا سادسا پيش رفتم ... شما فعلا مورد (اولا) بنده جواب بدهيد تا دعايتان كنم ! ;)
امیر
Tuesday 22 November 2005, 09:18PM
دليل صحت قران و عدم تحريفش هم تواتر آن است
برادر صبح :smile07:
به نظر من ایشان دلیل قرآن را اعجاز آن میدانند (مانند علی بیطرف ) و اینکه شما میگوییدمتواتر است را قبول ندارند:confused:
در ثالث اگر ما آيه اي اورديم كه دال بر عدم كفايت قران باشد و انها با تفسير به راي آنرا نپذيرفتند چاره نيست؟ شما مشخص كنيد لطفا!
من مشخص کردم و هنوز منتظر جوابم و میدانم جواب منطقی نخواهم گرفت !!!!
پیامبر اسلام را مفسر قرآن نمیدانید؟؟؟؟؟
آیا دستور تبین قرآن خطاب خداوند به او نبوده ؟؟؟
اگر جوابیتن مثبت است بدانید که خداوند به رسولش فرمان میدهد (( لتبین لهم ))
ممنونم
در قرآن به صراحت پیامبر (ص) مفسر و مبین قرآن است در آنجا که خداوند خطاب میکند ((لتبین لهم ))
چه چيز واضح است ؟
جوابشان نسبت به چگونگی خواندن نماز
ایشان میگوید چون در قرآن نماز به عربی دو 3و 4 رکعتی نیامده پس من هر طور عشقم کشید نماز میخونم:eek:
بد نيست شما هم موضع خود را روشن كنيد كه از آنها هستيد كه به همين واضحي به سنت رسول الله و حديث او پشت ميكنيد يا خير ؟
جناب صبح من که حدیث رو قبول دارم :smile55:
اما دوست دارم اگر میخواهید برای ایشان دلیل بیاورید از قرآن باشد زیرا فرض ایشان بر قرآن است
اگر شما بخواهید برای کافر خدا را اثبات کنید به قرآن استناد نخواهید کرد :smile07:
هستي
Tuesday 22 November 2005, 09:51PM
بسمه تعالي
با سلام
جواب سوالات,( در حد معلومات من)
1-قران تحريف نشده است چون يكبار دفعي بر قلب پيامبرويكبار هم تدريجي به مرور زمان نازل شده است.وپس ازان هم علي باب علم پيامبر جانشين اوبوده است ود رميان مردم.
2- ترتيب سور وايات اينگونه نبوده است چرا كه سير نزول از سوره بقره شروع نمي شود.
اما اگر منظورتان اين است كه از كجا بفهميم خوب معلو م است از روايات كه دران زمان بجاي تاريخ نوشته شده اند چنانكه تاريخ طبري هم به همين سبك روايي نوشته شده است.
3- سوال سوم را هم نميدانم
4-بازهم اسناد ومدارك باقي مانده نشان مي دهند كه همان اياتي است كه برپيامبر نازل شده است.
صبح
Tuesday 22 November 2005, 09:56PM
سلام جناب هستي ...
فقط با خود قرآن :) ميتوانيد ثابت كنيد ... ؟
ظاهرا ما با عده اي طرفيم كه بعد از 1400 سال تفكر و تامل امت رسول الله در اسلام كه به حديث پايبند بودند ، مساله به اين واضحي را رفض ميكنند و قصد اين سرفصل هم روشن شدن اين موضوع است :)
taslim
Tuesday 22 November 2005, 09:57PM
عزيزم ، من علی الحساب تا سادسا پيش رفتم ... شما فعلا مورد (اولا) بنده جواب بدهيد تا دعايتان كنم ! ;)
آيا پاسخ بنده به اولين سئوال جنابعالي قانع كننده بود؟
اگر نبود چرا؟
صبح
Tuesday 22 November 2005, 10:13PM
دقيقا كدام پاسخ ؟
خير بنده نيافتم كه چگونه ميشود شما صحت كلمات قرآن را ، ترتيبش را ، زمانش را ، و اينكه از چه كسي آمده است و چگونه به دست ما رسيده است تشخيص مي دهيد ؟ و اصلا حضرت محمد (ص) چه كسي است ... و آيا اين كافي است كه در خود قرآن گفته شود او (امي) بوده ... ؟ لذا جوابي مختص اين امر يافت نشد ...
آيا غير از اتكا به حديث ميتوان به نتيجه رسيد ؟
taslim
Tuesday 22 November 2005, 10:16PM
دقيقا كدام پاسخ ؟
خير بنده نيافتم كه چگونه ميشود شما صحت كلمات قرآن را ، ترتيبش را ، زمانش را ، و اينكه از چه كسي آمده است و چگونه به دست ما رسيده است تشخيص مي دهيد ؟ و اصلا حضرت محمد (ص) چه كسي است ... و آيا اين كافي است كه در خود قرآن گفته شود او (امي) بوده ... ؟ لذا جوابي مختص اين امر يافت نشد ...
آيا غير از اتكا به حديث ميتوان به نتيجه رسيد ؟
همان سئوالي كه شما اين تاپيك را با آن آغاز كرديد
taslim
Tuesday 22 November 2005, 10:23PM
سلام جناب هستي ...
فقط با خود قرآن :) ميتوانيد ثابت كنيد ... ؟
ظاهرا ما با عده اي طرفيم كه بعد از 1400 سال تفكر و تامل امت رسول الله در اسلام كه به حديث پايبند بودند ، مساله به اين واضحي را رفض ميكنند و قصد اين سرفصل هم روشن شدن اين موضوع است :)
دوست گرامي؛
آنچه قرآن ما را از آن بشد ت منع مي كند همين تكيه بر قدمت(1400) و كثرت(امت اسلام) است.
خداوند ميفرمايند بايد از پيروي اكثر مردم روي زمين پرهيز كرد؛ چون همواره و تا بوده به اين صورت بوده كه اكثريت بر سبيل ضلالتند. آيا به نظر شما غير از اين است؟ چندتا آيه مي خواهيد به شما نشان دهم كه چنين است؟
آيا مي دانيد بزرگترين مشكلي كه هر پيامبري با آن دست به گريبان بوده همين مسئله قدمت و كثرت بوده است؟
امیر
Tuesday 22 November 2005, 10:41PM
سوال حقیر از جناب تسلیم
پیامبر اسلام را مفسر قرآن نمیدانید؟؟؟؟؟
آیا دستور تبین قرآن خطاب خداوند به او نبوده ؟؟؟
اگر جوابیتن مثبت است بدانید که خداوند به رسولش فرمان میدهد (( لتبین لهم ))
ممنونم
صبح
Tuesday 22 November 2005, 10:48PM
عجيب است ... بنده عرض كردم كدام پاسخ ... شما ميفرمائيد همان سوال !
ضمن اينكه شما هيچ تلاشي نمي كنيد به (اولا) بنده پاسخ دهيد مساله را همينطور كش ميدهيد ...
در كجا ما را از امت اسلام نهي مي كند (!!!!) ؟ از قدمت 1400 ساله در كجا نهي شده ايم ؟
كنتم خير امة اخرجت للناس يعني چه ؟ واعتصموا بحبل الله جميعا و لا تفرقوا يعني چه ؟:)
ظاهرا قصد داريد دين كاملا جديدي ارائه نمائيد ؟
بنده سوالم اين بود كه چطور شده است كه شما تازه بعد از 1400 سال به اين نتيجه رسيده ايد كه حديث را نبايد توجه كرد ، آن هم با چنان عجله اي كه قرآن و نماز ستون دين و سنت رسول الله با اين عجله از ياد مي رود ...
بنده ميدانم اين عجله و اصرار براي چيست ، زماني كه سواد مردم اينقدر گسترده نبود و اطلاعات به اين سرعت در دسترس قرار نميگرفت ، عده اي حديثي همچون ثقلين و كساء را ( كه به تواتر در معتبرترين كتب آنان موجود است ) از مردمشان مخفي مي كردند و حكومتشان بر اساس همين بنا شده بود ... حالا كه ديگر نميشود جلوي اين جريان اطلاعات را گرفت ، يقينا حديث مرگ اينان را رقم ميزند و جريان نفي حديث هيچگونه ريشه اسلامي ندارد ... همچنانكه شما نميتوانيد بدون حديث بگوئيد پيامبر قرآن ، محمد بن عبد الله است كه 600 سال بعد از تولد مسيح در عربستان بدنيا آمده است ...
موحد
Wednesday 23 November 2005, 07:45AM
جناب تسلیم
سوال دیگر از شما
پیامبر اسلام را مفسر قرآن نمیدانید؟؟؟؟؟
آیا دستور تبین قرآن خطاب خداوند به او نبوده ؟؟؟
اگر جوابیتن مثبت است بدانید که خداوند به رسولش فرمان میدهد (( لتبین لهم ))
ممنونم
جناب ساربان بحث سر این است که قرآن مفسر میخواهد یا نمیخواهد ؟؟؟؟قرآن به تنهایی حتی بدون توضیح پیامبر کافی و هادی است یا نه ؟؟؟؟؟
جناب امير
در پاسخ سئوال شما مي خواستم عرض كنم:
ظاهرا بعضي ها خيال كرده اند كه پيامبر بايد قرآن را براي مردم تفسير مي كردند حال آنكه ايشان چنين كاري را انجام نداده اند وهيچ تفسيري از ايشان نوشته نشده چرا؟ چون معني آيه خواندن آشكار وابلاغ پيام است ودليلش آن است كه متعلق اين كلمه در آيه كل قرآن است چنانكه مي فرمايد لتبين للناس ما نزل اليهم.تا براي مردم هرچه را كه به سوي ايشان نازل شده تبين كني! ولي پيامبر اكرم همه قرآن را تفسير ننموده اند در حالي كه كل قرآن را به طور آشكار بر مردم خواندند وابلاغ فرمودند! آيات قرآن در خود قرآن تبين شده اند ودلايلش در آيات ذيل است:
... قد بینا الآیات لقوم یوقنون (بقره 118)همانا آيات را براي گروهي كه يقين مي كنند تبيين كرديم.
... کذلک یبین الله لکم الآیات لعلکم تتفکرون(بقره 266)خدا اين چنين آيات را براي شما تبيين مي كند شايد كه بيانديشيد.
... کذلک یبین الله لکم آیاته لعلکم تهتدون(آل عمران 103)خدا چنين آياتش را براي شما تبيين مي كند شايد كه هدايت شويد.
... یبین الله لکم ان تضلوا والله بکل شیء علیم(نساء 176)خدا براي شما تبيين مي كند مبادا گمراه شويد وخدا به هر چيز داناست.
وهمچنين است آيات بسيار زياد ديگري در همين باره...
با و جود چنين آياتي كه قرآن را تبيين شده معرفي مي نمايد رسول اكرم اگر مي خواستند قرآن را تبيين فرمايند در آن صورت تحصيل حاصل لازم مي آمد!وهمين است حكمت!آنكه از رسول خدا تفسيري از كل قرآن به جاي نمانده سنت پيامبر شرح مجملات قرآني است .دانشمندان علم اصول احكام اسلامي را به دودسته تقسيم كرده اند يك دسته احكام امضائي است يعني احكامي كه عقل آدمي حسن وقبح آنهارا با صرف نظر از دستور شرع در مي يابد مانند حسن امانتداري وقبح خيانت اين گونه احكام را شارع مقدس اسلام تصديق وامضاء فرموده ودسته دوم احكامي كه عقل در تشخيص آنها استقلال ندارد وتابع شرع است مانند شكل نماز يا روزه ويا حج اين احكام را تاسيسي مي نامند كه شرح مجملات قرآن را همچون اقيمو االصلوه واتواالزكوه برعهده سنت نبوي است هرچند معناي اين دو واژه معلوم است وبيرون از فهم بشر نيست ولي بقيه آيات قرآن اجمال ندارند واگر پيامبر سخني هم در باره معناي آنها فرموده باشد از باب ارشاد عقل است كه انسان را بسوي تدبر وانديشيدن در قرآن مي كشاند.خداوند در سوره نساء مي فرمايد:آيا در قرآن تدبر نمي كنيد كه اگر قرآن از نزد كسي جز خدا بود قطعا اختلاف بسياري در آن مي يافتيد..پس ابتدا بايد قرآن را سراسر از طريق تدبر فهميده شود تا بفهميم كه در قرآن تناقض وتعارضي نيست پس همه قرآن را بدون رجوع به حديث مي توان فهميد!علامه طباطبائي در مقدمه تفسير الميزان از قول حضرت علي(ع) در نهج البلاغه ذكر مي كند كه آن حضرت در وصف قرآن فرمود :بخشي از قرآن از بخش ديگر سخن مي گويد وقسمتي ازآن گواه قسمت ديگر است..بقول علامه طباطبائي امامان به ما آموزش داده اند كه قرآن را با قرآن تفسير كنيم .در عين حال قرآن كريم داراي نكته ها وظرايف وامتيازات گوناگوني است واين دو مقام يعني فهم آسان ونكته ها با يكديگر قابل جمع اند.ما ادعا داريم كه قرآن كريم در عين آسان وروشن بودن داراي نكات وامتيازات فراواني است كه ممكن است به تدريج فهميده شود ونه در احاديث پيامبر وائمه! البته معناي اين سخن آن نيست كه رسول خدا ويا امامان به اين نكات توجه نداشتند ولي همه آنها در آثارشان نيامده يعني همه را به اهل تدبر در قرآن سپرده اند وهمين است اسرار جاودانگي قرآن! چنانكه امير مومنان در خطبه 18 مي فرمايد:شگفتي هاي قرآن از ميان نمي رود ونكته هايش تمام نمي شود!...نتيجه اي كه از اين بدست مي آيد اينكه اگر ما فهم قرآن را منحصر به كلام امامان بدانيم ديگر قرآن كتاب جاويدان وهميشگي نيست وكتابي كهنه كه مطالبش تمام شده بايد فرض كرد...
حق جو
Wednesday 23 November 2005, 08:45AM
آیا قران بدون حدیث و تفسیر معصوم نجات بخش است ؟
1- اگر کتاب آسمانی به تنهایی کافی بود نیازی به بعثت پیامبران وجود نداشت. منکرین ضرورت حدیث و تفسیر قران، ظاهرا پیامبران را فقط مانند پستچی می دانند ( به پاسخهای بالا توجه شود! ) که کتاب را با دستی از فرشته گرفته و با دست دیگری به امت می دهد و این نهایت کم لطفی است. در تفکر وهابیون، پیامبر در درک قران با افراد جامعه مساوی است و اینجاست که ضرورتی برای وجود پیامبر احساس نمی شود. آیا خداوند قادر نمي توانسته این واسطه غیر موثر را از بین خود و مردم بر دارد؟؟
2- آیا منکرین نیاز امت به چیزی بجز قران منکر عقل بشر هستند!!! آیا قران در بسیاری از آیات به انجام تفکر در آفرینش و در مورد خود قران امر نمی کند. آیا نتیجه تفکر افرادی با دانش مختلف و بهره هوشی متفاوت در قران یکسان است و در این مورد آیا پیروی افرادی که بهره کمتری دارند از آنکه دانش بیشتری دارد صحیح نیست؟؟
هرگاه صحبت از تعقل می شود من و شما نمیتوانیم ادعا کنیم که عقل کل هستیم و به نظر دیگران احترام نگذاریم. از آنجا که دانشمندان بزرگ اسلامی اعم از شیعه و سنی از هزارسال قبل تالیفات متعددی در باره تفسیر قران و حدیث و فقه و رجال و تاریخ داشته اند و آنچه امروزه بنام دین اسلام بدست مسلمانان رسیده است کلی است که از این اجزا تشکیل شده، ادعای بی نیازی امت به صرف داشتن قران سخنی گزافه است که همه دانشمندان مسلمان با وجود اطلاع از آیات تحدی علمی قران بر خلاف آن رفتار کرده اند. در این میان باب علم پیامبر ( علی علیه السلام ) و اهل بیت وحی محکمترین ریسمان برای چنگ زدن و به دست آوردن درک صحیح از قران هستند.
3- اگر مصحف قران بدون تفسیر و بیان امت را بی نیاز می کرد با توجه به اتفاق نظر امت در پیروی از آن نباید شاهد اختلافها و جنگها و تکفیر مسلمانان توسط یکدیگر می بودیم. آیا صحابه پیامبر از قرانی که دوستان وهابی آنرا کافی می دانند بی اطلاع بوده اند که در جنگی همچون جمل و صفین مقابل هم قرار گرفته و خون یکدیگر را مباح دانسته و بر زمین ریختند. آیا برداشتهای متفاوت از قران و عدم پیروی از فرد داناتر راه را بر این خونریزی ها هموار نمی کرد؟؟
4- مهمترین موردی که از قران برای رفع اختلاف بزرگ امت اسلامی استفاده شد ماجرای حکمیت قران توسط حکمین در پایان جنگ صفین بود. کسانی که امروز با عنوان قران گرایی حدیث را نفی می کنند اگر در آن صحنه حاضر بودند به کدام گروه می پیوستند؟؟ با سخنانی که امروز از ایشان می شنویم جای شکی نیست که این افراد در صورت حضور در آن صحنه پیروی بدون فهم از قران را بر اطاعت از سخنان علی (ع) ترجیح می دادند و با عمر و بن عاص همصدا میشدند. اما همه میدانیم که حکمیت قران در مقابل علی( ع) در جنگ صفین به خونریزیهای بعدی ( جنگ نهروان و ....) و شهادت علی (ع) و سلطنت موروثی بنی امیه و ....انجامید.
5- در قرانی که در اختیار ماست پاسخ بسیاری از ضروریترین مسائل که مبتلا به روزمره همه مسلمانان است یافت نمیشود. کسانی که به نماز زیر شمشیر در عربستان صعودی افتخار می کنند پاسخ دهند که اوقات نماز و تعداد رکعات نماز و اینکه در نماز باید چه گفت و چه سوره ای را خواند و چرا دو سوره می خوانیم و چرا هر بار دو سجده می کنیم و چرا ...... آیا در دین عبادتی مهمتر از نماز داریم اگر اطلاعات مربوط به نماز در قران وجود ندارد مسلمانان برچه اساس همه یک جور رفتار می کنند؟؟!! و اگر نماز اینگونه است سایر عبادات چگونه خواهند بود؟؟
6- آیا پیروی کور کورانه از قران در بین اهل سنت منجر به اعتقادات شرک آمیز در مورد توحید ( اساسی ترین مساله اعتقادی اسلام ) نشده است. همه می دانیم که ایشان بر اساس کلمات قران به خدایی با دو چشم و دو ابرو و دو دست و یک ساق پا !! معتقدند که در قیامت هیکل درشت خود را به مردم نشان خواهد داد ولی به دلایل نامعلومی در دنیا این کار را نمی کند !!
7- بدون معلم و مفسر معصوم قران تکلیف جامعه اسلامی چیست؟؟ آیا اگر هر کس مصحفی در جیب داشته باشد و بر اساس برداشت شخصی و باطل خود عمل کند سنگ روی سنگ بند می شود؟؟!!
با این تفکر ناصواب است که شخصی بی اطلاع از قران مثل عمر ابن خطاب ( که بارها به نادانی خود اعتراف کرده) باید بر اساس برداشتهای نادرست خود حکومتداری نماید؟؟ و علی (ع) را که همه بر افزونی دانش او از قران معترفند خانه نشین كند
آیا همینکه سازنده شعار (( کتاب خدا ما را بس است )) با طرح این فکر به مقصود خود در کنار زدن اهل بیت و غصب خلافت دست یافته است کافی نیست و همه امت باید قربانی این طمع ورزی او شوند و به حقایق نهفته در قران دست نیابند؟؟
8- اگر سخنانی که در بی نیازی امت از مفسر معصوم قران گفته می شود صحت داشته باشد چرا خود قران به پیروی از پیامبر و اهل بیت امر می کند؟؟
ما اتاکم الرسول فخذوه و ما نها کم عنه فانتهوا
هر چه پیامبر به شما داد ( امر کرد ) آنرا بگیرید ( بپذیرید و هر جه او از آن نهی کرد شما از انجامش دست باز دارید
و لکم فی رسول الله اسوه حسنه برای شما پیامبر الگویی بسیار نیکوست
ما کان لمومن و لا مومنه اذا قضی الله ورسوله امرا ان یکون لهم الخیره برای هیچ مرد و زن مومنی مجاز نیست که آنچه خدا و رسولش به آن فرمان می دهند اطاعت نکند
یا ایها الذین امنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول واولی الامر منکم
ای کسانی که ایمان آورده اید از خداوند و رسولش و اولی الامر ( که پیامبر ایشان را معرفی کرده است ) فرمانبری کنید .
انما ولیکم الله و رسوله والذین امنوا الذین یقیمون الصلوه و یوتون الزکوه وهم راکعون
بدرستی که خداوند و رسولش و مومنانی که در حال رکوع زکوه می دهند سرپرست و ولی امر شما هستند ( بنا بر روایات شیعه و سنی این آیه در باره علی ع است).)
برای تایید مطالب فوق می توان از آیات بیشماری از قران استفاده کرد اما برای کسی که پرده تعصب بر چشمانش کشیده نشده همین مقدار کافی است. ما سعی نداریم با طولانی کردن بحث و ذکر صدها آیه که با مطلب بی ارتباط هستند غلط اندازی کنیم
قبلا نیز اشاره کرده ام که آیات تحدی علمی قران به هیچ وجه به معنای بینیازی این کتاب از وجود مفسر دانا در هر زمان ( پیامبر و خاندانش ) نمی باشد و از بدیهیات عقلی است که هر چه کتابی پربارتر باشد بیان کننده و شرح دهنده آن نیز باید خبره تر و داناتر باشد و چون هدف از نزول قران هدایت و ارشاد و تزکیه است بنا بر این، این مفسر باید غیر از صلاحیت علمی، پاک و معصوم نیز باشد و بنابر این امت نیازمند رجوع دائمی به سخنان اهل بیت هستند و این همان سفارش پیامبر در حدیث ثقلین است.
دوست عزيز وهابي منتظر پاسخ هستم
امیر
Wednesday 23 November 2005, 12:53PM
موحد:
ودسته دوم احكامي كه عقل در تشخيص آنها استقلال ندارد وتابع شرع است مانند شكل نماز يا روزه ويا حج اين احكام را تاسيسي مي نامند كه شرح مجملات قرآن را همچون اقيمو االصلوه واتواالزكوه برعهده سنت نبوي است
جناب تسلیم
با توجه به آنچه موحد ارائه کرده....اینکه ما برای خودمان شکل و ترتیبی در نماز درست کنیم و با هر زبانی که خواستیم آن را ادا کنیم سخنی بی پایه و اساس است
و اینچنین لزوم تمسک به سنت محمدی (ص) را واجب میآید
taslim
Wednesday 23 November 2005, 02:38PM
بسمه تعالي
با سلام
جواب سوالات,( در حد معلومات من)
1-قران تحريف نشده است چون يكبار دفعي بر قلب پيامبرويكبار هم تدريجي به مرور زمان نازل شده است.وپس ازان هم علي باب علم پيامبر جانشين اوبوده است ود رميان مردم.
2- ترتيب سور وايات اينگونه نبوده است چرا كه سير نزول از سوره بقره شروع نمي شود.
اما اگر منظورتان اين است كه از كجا بفهميم خوب معلو م است از روايات كه دران زمان بجاي تاريخ نوشته شده اند چنانكه تاريخ طبري هم به همين سبك روايي نوشته شده است.
3- سوال سوم را هم نميدانم
4-بازهم اسناد ومدارك باقي مانده نشان مي دهند كه همان اياتي است كه برپيامبر نازل شده است.
1- دوست محترم ؛ ادعاي تحريف قرآن مربوط به بعد از زمان پيامبر و يا صحابه او ست و اينكه قرآن به طور تدريجي به پيامبر نازل شده و يا بصورت دفعي ، ابداً نمي تواند جوابي براي اينكه آيا قرآن تحريف شده يا نه ، باشد. مي تواند؟!
2- ترتيب نزول سوره ها به هر گونه اي كه بوده اهميت چنداني ندارد ، مهم ترتيب و پيوستگي كنوني آن است كه نشان مي دهد نمي تواند كار بشر باشد.
بعنوان مثال: شما وقتي در اولين سوره قرآن از خداوند تقاضاي هدايت به راه مستقيم را مي كنيد ، خداوند در مطلع دومين سوره به شما جواب مي دهد و مي گويد اين كتاب(و دقيقاً همين كتاب) شما را هدايت خواهد كرد و بعد شروع مي كند به نشان دادن راه و در اين مسير شما به وضوح پيوستگي و نظم سوره ها را كاملاً احساس مي كنيد.
اصلاً اجازه دهيد تا مطلب را بگونه ديگري برايت بيان كنم:
شما به من دو شيشه عطر داده ايد كه بر روي هردو برچسبي وجود دارد كه نوشته " عطر گل ياس"
شما مي گوييد از كجا مي فهميد كداميك عطر گل مورد نظر هستند و بنده عرض مي كنم ؛ با بوييدن
شما مي گوييد : ولي روي هردوي آنها نوشته عطر گل ياس
منهم مي گويم خب بنويسد "مشك آن است كه خود ببويد نه آنكه عطار بگويد"
شما مي گوييد...
شما بهتر نبود موضوع بهتري را انتخاب مي كرديد؟
موضوعي كه پاسخ و يا عدم پاسخ به آن يكسان نباشد؟
taslim
Wednesday 23 November 2005, 02:42PM
جناب تسلیم
با توجه به آنچه موحد ارائه کرده....اینکه ما برای خودمان شکل و ترتیبی در نماز درست کنیم و با هر زبانی که خواستیم آن را ادا کنیم سخنی بی پایه و اساس است
و اینچنین لزوم تمسک به سنت محمدی (ص) را واجب میآید
اگر نماز وحيانيست ، كداميك ازنمازهاي فريقين طبق وحي پروردگار مي باشند؟ كدام فرقه نمازشان باطل حسابخواهد شد؟ آيا نماز هر فرقه اي بطور جداگانه وحي شده است؟ مگر در زمان محمدرسولالله نيز دين خدا تكه تكه و فرقه فرقه شده بود ؟
هستي
Wednesday 23 November 2005, 03:31PM
بسمه تعالي
جناب تسليم
همانطور كه جناب صبح نوشته اند منظور اين بود كه ايا به اين سوالات با قران مي توان جواب داد يا نه؟
يا بايد براي پاسخ به انها به تاريخ وروايات مراجعه كرد.
بسياري از احكام با بيان پيامبر روشن ميشوند. واگر قرار بود هركس به فهم خودش از قران عمل كند با تكثري از ارا وعملكردها مواجه ميشديم كه از اين اختلافات فعلي هم بيشر بود.وچه بسا انان كه با فهم اندك خود برداشت مي كنند دچار خطاهاي فاحش هم بشوند.
alibitaraf
Wednesday 23 November 2005, 03:36PM
من حقيقتا دوست ندارم كه در اين گفتمان ديگر چيزي بنويسم ولي در مورد نماز ميخواستم چيزي عرض كنم. و همچنين با نظريات جناب تسليم آشنايي چنداني ندارم ولي رد كتب حديث او را تاييد ميكنم.
عجيب است هر جا بگوييد قرآن كتاب كاملي است در جواب فورا ميگويند كه اگر قرآن كامل است پس شما چطوري نماز ميخوانيد غافل از اينكه در احاديث هم طريقه نماز خواندن ذكر نشده است و اين اشتباه فاحشي است كه كاتبان كتب حديث كردند و فكر پيروان آينده خود را نكردند.!!!!
من در ادامه طريقه نماز خواندن را ذكر خواهم كرد.
ولي از دوستاني كه اين سوال را از ما ميكنند ميپرسم كه شما چطوري نماز ميخوانيد؟ شمايي كه ميگوييد سنت پيامبر و يا شمايي كه ميگوييد حديث آل بيت؟
مايلم كه شما هم طريقه نماز خواندن خود را اعلام كنيد.هر چه زودتر!
همه ما موظفيم كه نماز خواندن را به بچه هايمان ياد دهيم (نمازي بدون شرك)
در واقع نماز خواندن نسل به نسل به ما رسيده است.اما متاسفانه با شرك آلوده شده است
از شما فقط يك سوال دارم و آن اين است كه :آيا مسيحيان و يهوديان نماز ميخواندند يا نه؟
taslim
Wednesday 23 November 2005, 04:04PM
بسمه تعالي
جناب تسليم
همانطور كه جناب صبح نوشته اند منظور اين بود كه ايا به اين سوالات با قران مي توان جواب داد يا نه؟
يا بايد براي پاسخ به انها به تاريخ وروايات مراجعه كرد.
بسياري از احكام با بيان پيامبر روشن ميشوند. واگر قرار بود هركس به فهم خودش از قران عمل كند با تكثري از ارا وعملكردها مواجه ميشديم كه از اين اختلافات فعلي هم بيشر بود.وچه بسا انان كه با فهم اندك خود برداشت مي كنند دچار خطاهاي فاحش هم بشوند.
شيطان (آشكار ترين دشمن انسان) وقتي داشت احكام خود را در قالب احاديث و روايات از حنجره مردگان خارج مي كرد فكر همه چيزش را كرده بود.
او حقه كثيف و ناجوانمردانه "تفسير به رأي" را ابداع كرد تا هركس خواست خودش به قرآن مراجعه كند عمال و خادمانش با اين پتك گران برسرش بكوبند كه آهاي: مگر معصوم(شيطان) در اين باره حرفي براي گفتن نداشته كه تو خود و به عقل ناقص خود مي خواهي قرآن را تفسير كني؟!
دايي بنده تقريباً هر ماه يك بار قرآن را دوره مي كند و با زبان عربي
نيز آشنايي دارد . او كنكاش در آيات قرآن را عمل پسنديده اي نمي داند و معتقد است آنچه ما از قرآن لازم داريم معصومين در اختيارمان قرار داده اند و نيازي به تحقيق بيشتر نيست.
متأسفانه اين تفكريست كه قرنها گريبان گير بسياري از مسلمانان و مردم عادي بوده و امروزه نيز كمابيشس آثار آن به چشم مي خورد. آيات قرآن كه مرتب دارند ما را به تفكر و تعقل در كلام الهي دعوت مي كنند، پس ريشه اين تفكر نادرست در كجاست؟
اگر قرار باشد هر انساني مستقيماً خودش به قرآن رجوع كند و بدور از هرگونه چارچوبي به جستجو در آن بپردازد قطعاً كار و كاسبي شيطان كساد خواهد شد و احكام و فرامينش به اجرا در نخواهند آمد. او در قرآن كه نمي تواند دست ببرد و آياتش را به نفع خود تغيير دهد اين است كه با خدعه حق اظهار نظر در قرآن را اختصاصي مي كند و آن را بر عهده كساني مي گذارد كه ديگر زنده نيستند تا از آرمان خود دفاع كنند. آنگاه هرگونه كه بخواهد مي تواند احكام خود را از ناحيه اين افراد( كه روحشان هم از اين موضوع آگاهي ندارد)عملي كند. او به اين وسيله به راحتي مي تواند يك حرام خدا را حلال و حلال او را حرام كند. بطوري كه گفته شد بر سر راه مستقيم نشسته و هميشه از راه دين وارد مي شود و به گونه اي امر را مشتبه مي كند كه هيچ كس فكر نكند دارد كاري غير ديني انجام مي دهد ببينيد:
[7:28] واذا فعلوا فحشة قالوا وجدنا عليها ءاباءنا والله امرنا بها قل ان الله لا يامر بالفحشاء اتقولون على الله ما لا تعلمون
آنها گناهي بزرگ مرتکب مي شوند، سپس مي گويند: "ما والدين خود را به همين شيوه يافتيم و خدا ما را به آن فرمان داده است." بگو: "خدا هرگز امر به گناه نمي كند. آيا درباره خدا چيزي مى گوييد که نمي دانيد؟"
بنابر اين فكر نكنيد هرچه از گذشتگان به ما رسيده كاملاً درست مي باشد اي بسا كه در پس بسياري از آنها نيرگي از شيطان نهفته است.
حق جو
Wednesday 23 November 2005, 04:51PM
با سلام
دوستان وهابي همچنان منتظر پاسخ هستيم:
آیا قران بدون حدیث و تفسیر معصوم نجات بخش است ؟
1- اگر کتاب آسمانی به تنهایی کافی بود نیازی به بعثت پیامبران وجود نداشت. منکرین ضرورت حدیث و تفسیر قران، ظاهرا پیامبران را فقط مانند پستچی می دانند ( به پاسخهای بالا توجه شود! ) که کتاب را با دستی از فرشته گرفته و با دست دیگری به امت می دهد و این نهایت کم لطفی است. در تفکر وهابیون، پیامبر در درک قران با افراد جامعه مساوی است و اینجاست که ضرورتی برای وجود پیامبر احساس نمی شود. آیا خداوند قادر نمي توانسته این واسطه غیر موثر را از بین خود و مردم بر دارد؟؟
2- آیا منکرین نیاز امت به چیزی بجز قران منکر عقل بشر هستند!!! آیا قران در بسیاری از آیات به انجام تفکر در آفرینش و در مورد خود قران امر نمی کند. آیا نتیجه تفکر افرادی با دانش مختلف و بهره هوشی متفاوت در قران یکسان است و در این مورد آیا پیروی افرادی که بهره کمتری دارند از آنکه دانش بیشتری دارد صحیح نیست؟؟
هرگاه صحبت از تعقل می شود من و شما نمیتوانیم ادعا کنیم که عقل کل هستیم و به نظر دیگران احترام نگذاریم. از آنجا که دانشمندان بزرگ اسلامی اعم از شیعه و سنی از هزارسال قبل تالیفات متعددی در باره تفسیر قران و حدیث و فقه و رجال و تاریخ داشته اند و آنچه امروزه بنام دین اسلام بدست مسلمانان رسیده است کلی است که از این اجزا تشکیل شده، ادعای بی نیازی امت به صرف داشتن قران سخنی گزافه است که همه دانشمندان مسلمان با وجود اطلاع از آیات تحدی علمی قران بر خلاف آن رفتار کرده اند. در این میان باب علم پیامبر ( علی علیه السلام ) و اهل بیت وحی محکمترین ریسمان برای چنگ زدن و به دست آوردن درک صحیح از قران هستند.
3- اگر مصحف قران بدون تفسیر و بیان امت را بی نیاز می کرد با توجه به اتفاق نظر امت در پیروی از آن نباید شاهد اختلافها و جنگها و تکفیر مسلمانان توسط یکدیگر می بودیم. آیا صحابه پیامبر از قرانی که دوستان وهابی آنرا کافی می دانند بی اطلاع بوده اند که در جنگی همچون جمل و صفین مقابل هم قرار گرفته و خون یکدیگر را مباح دانسته و بر زمین ریختند. آیا برداشتهای متفاوت از قران و عدم پیروی از فرد داناتر راه را بر این خونریزی ها هموار نمی کرد؟؟
4- مهمترین موردی که از قران برای رفع اختلاف بزرگ امت اسلامی استفاده شد ماجرای حکمیت قران توسط حکمین در پایان جنگ صفین بود. کسانی که امروز با عنوان قران گرایی حدیث را نفی می کنند اگر در آن صحنه حاضر بودند به کدام گروه می پیوستند؟؟ با سخنانی که امروز از ایشان می شنویم جای شکی نیست که این افراد در صورت حضور در آن صحنه پیروی بدون فهم از قران را بر اطاعت از سخنان علی (ع) ترجیح می دادند و با عمر و بن عاص همصدا میشدند. اما همه میدانیم که حکمیت قران در مقابل علی( ع) در جنگ صفین به خونریزیهای بعدی ( جنگ نهروان و ....) و شهادت علی (ع) و سلطنت موروثی بنی امیه و ....انجامید.
5- در قرانی که در اختیار ماست پاسخ بسیاری از ضروریترین مسائل که مبتلا به روزمره همه مسلمانان است یافت نمیشود. کسانی که به نماز زیر شمشیر در عربستان صعودی افتخار می کنند پاسخ دهند که اوقات نماز و تعداد رکعات نماز و اینکه در نماز باید چه گفت و چه سوره ای را خواند و چرا دو سوره می خوانیم و چرا هر بار دو سجده می کنیم و چرا ...... آیا در دین عبادتی مهمتر از نماز داریم اگر اطلاعات مربوط به نماز در قران وجود ندارد مسلمانان برچه اساس همه یک جور رفتار می کنند؟؟!! و اگر نماز اینگونه است سایر عبادات چگونه خواهند بود؟؟
6- آیا پیروی کور کورانه از قران در بین اهل سنت منجر به اعتقادات شرک آمیز در مورد توحید ( اساسی ترین مساله اعتقادی اسلام ) نشده است. همه می دانیم که ایشان بر اساس کلمات قران به خدایی با دو چشم و دو ابرو و دو دست و یک ساق پا !! معتقدند که در قیامت هیکل درشت خود را به مردم نشان خواهد داد ولی به دلایل نامعلومی در دنیا این کار را نمی کند !!
7- بدون معلم و مفسر معصوم قران تکلیف جامعه اسلامی چیست؟؟ آیا اگر هر کس مصحفی در جیب داشته باشد و بر اساس برداشت شخصی و باطل خود عمل کند سنگ روی سنگ بند می شود؟؟!!
با این تفکر ناصواب است که شخصی بی اطلاع از قران مثل عمر ابن خطاب ( که بارها به نادانی خود اعتراف کرده) باید بر اساس برداشتهای نادرست خود حکومتداری نماید؟؟ و علی (ع) را که همه بر افزونی دانش او از قران معترفند خانه نشین كند
آیا همینکه سازنده شعار (( کتاب خدا ما را بس است )) با طرح این فکر به مقصود خود در کنار زدن اهل بیت و غصب خلافت دست یافته است کافی نیست و همه امت باید قربانی این طمع ورزی او شوند و به حقایق نهفته در قران دست نیابند؟؟
8- اگر سخنانی که در بی نیازی امت از مفسر معصوم قران گفته می شود صحت داشته باشد چرا خود قران به پیروی از پیامبر و اهل بیت امر می کند؟؟
ما اتاکم الرسول فخذوه و ما نها کم عنه فانتهوا
هر چه پیامبر به شما داد ( امر کرد ) آنرا بگیرید ( بپذیرید و هر جه او از آن نهی کرد شما از انجامش دست باز دارید
و لکم فی رسول الله اسوه حسنه برای شما پیامبر الگویی بسیار نیکوست
ما کان لمومن و لا مومنه اذا قضی الله ورسوله امرا ان یکون لهم الخیره برای هیچ مرد و زن مومنی مجاز نیست که آنچه خدا و رسولش به آن فرمان می دهند اطاعت نکند
یا ایها الذین امنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول واولی الامر منکم
ای کسانی که ایمان آورده اید از خداوند و رسولش و اولی الامر ( که پیامبر ایشان را معرفی کرده است ) فرمانبری کنید .
انما ولیکم الله و رسوله والذین امنوا الذین یقیمون الصلوه و یوتون الزکوه وهم راکعون
بدرستی که خداوند و رسولش و مومنانی که در حال رکوع زکوه می دهند سرپرست و ولی امر شما هستند ( بنا بر روایات شیعه و سنی این آیه در باره علی ع است).)
برای تایید مطالب فوق می توان از آیات بیشماری از قران استفاده کرد اما برای کسی که پرده تعصب بر چشمانش کشیده نشده همین مقدار کافی است. ما سعی نداریم با طولانی کردن بحث و ذکر صدها آیه که با مطلب بی ارتباط هستند غلط اندازی کنیم
قبلا نیز اشاره کرده ام که آیات تحدی علمی قران به هیچ وجه به معنای بینیازی این کتاب از وجود مفسر دانا در هر زمان ( پیامبر و خاندانش ) نمی باشد و از بدیهیات عقلی است که هر چه کتابی پربارتر باشد بیان کننده و شرح دهنده آن نیز باید خبره تر و داناتر باشد و چون هدف از نزول قران هدایت و ارشاد و تزکیه است بنا بر این، این مفسر باید غیر از صلاحیت علمی، پاک و معصوم نیز باشد و بنابر این امت نیازمند رجوع دائمی به سخنان اهل بیت هستند و این همان سفارش پیامبر در حدیث ثقلین است.
امیر
Wednesday 23 November 2005, 06:39PM
با سلام خدمت جناب تسلیم
:smile07:
شما در پاسخ عرضه داشتید
اگر نماز وحيانيست ، كداميك ازنمازهاي فريقين طبق وحي پروردگار مي باشند؟ كدام فرقهنمازشان باطل حسابخواهد شد؟ آيا نماز هر فرقه اي بطور جداگانه وحي شده است؟ مگر درزمان محمدرسولالله نيز دين خدا تكه تكه و فرقه فرقه شده بود ؟
جناب تسلیم سوال شما مثل اینست که بپرسیم اگر قرآن وحیانیست کدام قرائت صحیح است ؟؟؟قرات حفص !!!یا نافع مدنی !!!!یا قالون یا....
شما بگو کدام قرائت قرآن صحیح است ؟؟؟حتما یک کدام صحیح است ....همچنین است در مورد نماز ...
اگر اختلاف در مورد نماز نشانه کنار گذاردن آن است....پس اختلاف در مورد قرائت قرآن هم سبب ترک آن خواهد شددر ضمن بحث من اینست که
با توجه به تفسیر آیه شریفه ((لتبین للناس ما نزل الیهم )) لزوم تمسک به سنت محمدی (ص) را واجب میآید
taslim
Wednesday 23 November 2005, 07:41PM
با سلام خدمت جناب تسلیم
:smile07:
شما در پاسخ عرضه داشتید
جناب تسلیم سوال شما مثل اینست که بپرسیم اگر قرآن وحیانیست کدام قرائت صحیح است ؟؟؟قرات حفص !!!یا نافع مدنی !!!!یا قالون یا....
شما بگو کدام قرائت قرآن صحیح است ؟؟؟حتما یک کدام صحیح است ....همچنین است در مورد نماز ...
اگر اختلاف در مورد نماز نشانه کنار گذاردن آن است....پس اختلاف در مورد قرائت قرآن هم سبب ترک آن خواهد شددر ضمن بحث من اینست که
همه اين قرآنها صحيح هستند
چون اختلاف چند حرف و يا علامت در ميان ميليونها ميليون حرف و علامت نه تنها اختلاف محسوب نمي شود بلكه نوعي معجزه براي قرآن بحساب مي آيد و در مفهوم كلي كتاب خللي وارد نمي كند
اما اختلاف بر سر چند ركعت نماز با تعداد محدودي ذكر واقعاً اختلاف است
اين وحي ! با آن وحي ابداً قابل قياس نيست . هست؟!
صبح
Wednesday 23 November 2005, 08:48PM
:smile21: 1- دوست محترم ؛ ادعاي تحريف قرآن مربوط به بعد از زمان پيامبر و يا صحابه او ست و اينكه قرآن به طور تدريجي به پيامبر نازل شده و يا بصورت دفعي ، ابداً نمي تواند جوابي براي اينكه آيا قرآن تحريف شده يا نه ، باشد. مي تواند؟!
2- ترتيب نزول سوره ها به هر گونه اي كه بوده اهميت چنداني ندارد ، مهم ترتيب و پيوستگي كنوني آن است كه نشان مي دهد نمي تواند كار بشر باشد.
بعنوان مثال: شما وقتي در اولين سوره قرآن از خداوند تقاضاي هدايت به راه مستقيم را مي كنيد ، خداوند در مطلع دومين سوره به شما جواب مي دهد و مي گويد اين كتاب(و دقيقاً همين كتاب) شما را هدايت خواهد كرد و بعد شروع مي كند به نشان دادن راه و در اين مسير شما به وضوح پيوستگي و نظم سوره ها را كاملاً احساس مي كنيد.
اصلاً اجازه دهيد تا مطلب را بگونه ديگري برايت بيان كنم:
شما به من دو شيشه عطر داده ايد كه بر روي هردو برچسبي وجود دارد كه نوشته " عطر گل ياس"
شما مي گوييد از كجا مي فهميد كداميك عطر گل مورد نظر هستند و بنده عرض مي كنم ؛ با بوييدن
شما مي گوييد : ولي روي هردوي آنها نوشته عطر گل ياس
منهم مي گويم خب بنويسد "مشك آن است كه خود ببويد نه آنكه عطار بگويد"
شما مي گوييد...
شما بهتر نبود موضوع بهتري را انتخاب مي كرديد؟
موضوعي كه پاسخ و يا عدم پاسخ به آن يكسان نباشد؟
جناب تسليم ،
اين كاملا صحيح است كه قرآن كريم به خودي خود اعجاز است ... ، اما اين نميتواند باعث شود كه انسان از درستي آن و منبع آن اطلاع حاصل نكند و بسيارند آياتي كه هنوز بشر از اعجاز آنها بي اطلاع است ، نسل بعدي ما از پدران خود خواهد پرسيد كه آيا اين قرآن همان قرآني است كه وحي شده يا خير ... اين قرآن از آسمان نيافتاده است كه بگوئيم ( همين كه هست ) و نميتوان آنچه كه از تاريخ و حديث در مورد صحت قرآن در دسترس است را به گوشه اي افكند تا نابود شود .
بهرحال بيپاسخي شما در اين مجال مشخص است ... بخاطر همين هم به همين فضاحت ، ( همين كه هست ) را بدون هيچ منبع قابل اطيمناني كه تعيين كند ،اين همان قرآن محمد رسول الله (ص) است معيار قرار داده ايد و اين دليل منطقي و عقل پسندي نيست .
ترتيب نزول سوره ها به هر گونه اي كه بوده اهميت چنداني ندارد ، مهم ترتيب و پيوستگي كنوني آن است كه نشان مي دهد نمي تواند كار بشر باشد.
هستي
Thursday 24 November 2005, 07:56AM
بسمه تعالي
جناب تسليم
اينكه شيطان اين كار را مي كرد وان كار را مي كنداز قران در اورده ايد يا بحث علمي مي كنيد؟
2-چه كسي گفته كه هيچكس از قران چيزي بر داشت نكند؟وچيزي نفهمد.
3-در اينكه فهم افراد وبر داشت هايشان يكسان نيست ترديدي نيست. اما اينكه كدام فهم به حقيقت وحي نزديكتر است ,شيعه به فهم ودرك ائمه بها مي دهد, حال اگر شما مي خواهيد به درك خودتان بها بدهيد بدهيدو به ديگران چكار داريد؟
فهم ائمه چه ربطي به ابا’ واجداد دارد كه شما مدام انرا مطرح مي كنيد؟
علاوه بر اينها يكي از منابع شيعه اجتهاد است كه طرح برداشتهاي جديد را متضمن است.
در اخر
پيروي از ارا, خويشتن هم گمراهي و هم سلطه شيطان را بدنبال داردوانسان را از تسليم حق بودن دور مي كند.
اين بحث ها مفصل است ومجال مي طلبد.
alibitaraf
Thursday 24 November 2005, 12:35PM
چرا نماز خواندن در قرآن نيست؟
اگر تمام آب اقيانوسها به جوهر تبديل شود كلام پروردگار تمام نخواهد شد. خدا آن چه را كه براي هدايت لازم است را در كتاب آسمانيش قرار داده است. زيرا او بهتر از هر كس ديگري ما را ميشناسد ميداند كه چه چيزي براي مبارزه با شيطان لازم است همچنين او خيلي چيزها را براي آزمايش ما قرار داده است.
نماز را ابراهيم بوجود آورد تمام پيامبران بعد از او نماز را بجا مياوردند اسمعيل اسحق موسي و ساير پيامبران . اما چرا عده كثيري از مسيحيان و يهوديان نماز را بجا نمياورند؟ مگر پيامبرشان به آنان نماز را ياد نداده بود؟ پس چرا در طول تاريخ نماز را گم كردند؟ چرا عده كمي از مسيحيان به اسم نصرانيان و يهوديان مسكو فقط نماز را نگه داشته اند.چرا طريقه نماز خواندن در كتاب مقدس ذكر نشده است؟!
[19:59] فخلف من بعدهم خلف اضاعوا الصلوة واتبعوا الشهوت فسوف يلقون غيا
[19:59] پس از آنها، او نسل هايي را جايگزين آنان كرد كه نمازها (ارتباط با خدا) را ضايع كردند و از شهوات خود پيروي نمودند. آنها از نتايج آن رنج خواهند برد.
واقعيت اين است كه خداي مهربان نگهداري نماز را بر عهده نسل انسان گذاشته است. نماز نسل به نسل به ما ميرسد و رسيده است. اكثر مسيحيان نماز را گم كردند و ضررش هم را چشيدند و خواهند چشيد در واقع نماز هديه خداي تواناست براي ما انسانها تا كه از طريق نماز عليه شيطان قيام كنيم و بگوييم كه خدا بزرگتر است يعني الله اكبر. يعني خدا از هر كس و هر چيز ديگري بزرگتر است و هيچ كس نميتواند جاي خدا را بگيرد. پدران و مادران موظفند كه نماز را به بچه هايشان ياد دهند. همانطور كه لقمان به فرزندش وصيت ميكند.
[31:17] يبني اقم الصلوة وامر بالمعروف وانه عن المنكر واصبر على ما اصابك ان ذلك من عزم الامور
[31:17] "اي پسر من، نمازها (ارتباط با خدا) را به جا آور. طرفدار پرهيزكاري باش و پليدي را منع كن و در برابر سختي ها صبور باش. اينها از برجسته ترين صفات است.
نماز در واقع يك آداب اجتماعي است كه از پيامبر ابراهيم به ما ارث رسيده است و نسل به نسل و پيامبر به پيامبر به ما رسيده است.
[19:55] وكان يامر اهله بالصلوة والزكوة وكان عند ربه مرضيا
[19:55] او به خانواده اش سفارش مي كرد تا نمازها (ارتباط با خدا) را به جا آورند و زكات (انفاق واجب) را بدهند؛ او مورد قبول پروردگارش بود.
ما بايد مثل ابراهيم باشيم زيرا او تمام هم و غمش ياد دادن مناسك ديني به فرزندانش بود. او به اين آداب ديني اهميت زيادي ميداد. اما متاسفانه پيروان بعدي ابراهيم يعني مسيحيان و يهوديان به وصيت او عمل نكرده و نماز را ترك كردند.مسلمانان هم نمازها را ضايع كردند بطوريكه اسم پيامبر و ديگر مقدسين را وارد نماز كردند و حرمت نماز را شكستند و نتوانستند آن را سالم به نسلهاي بعدي منتقل كنند. با فرقه فرقه شدن مسلمانان هر فرقه اي نماز را به نفع مقدسين خود تغيير داد.در واقع اين به ضرر همه بود. خدا ضرري نميكند.نماز خواندن به صرف خود ماست.
[20:132] وامر اهلك بالصلوة واصطبر عليها لا نسءلك رزقا نحن نرزقك والعقبة للتقوى
[20:132] بايد به خانواده خود سفارش كني تا نمازها (ارتباط با خدا) را به جا آورند و صبورانه در انجام آن ثابت قدم باشند. ما از تو روزي نمي خواهيم؛ ما هستيم كه روزي تو را فراهم مي كنيم. پيروزي نهايي متعلق به پرهيزكاران است.
خداي مهربان كتاب قرآن را نازل نموده است كه فرقان است و به عنوان ميزان وترازو عمل ميكند و از طريق اين كتاب نماز از لوس شركيات پيراسته ميشود.كساني كه به كتابهاي حديث (و در اصل فرقه مادرزادي) چسبيده اند و دل بسته اند نميتوانند هضم كنند كه چرا نماز در قرآن ذكر نشده است. البته غافل از اينكه نماز در كتب حديث هم ذكر نشده است. شايد تعجب كنيد كه خيلي از جزئيات نماز در قرآن كاملتر از احاديث ذكر شده است. شما اگر تمام احاديث راجع به نماز را كنار هم قرار دهيد يك هشتم نماز هم بدست نميايد. و اين چيزي است كه تا حالا نتوانسته اند جواب دهند هنوز نميدانند كه نمازي هم كه آنان ميخوانند نسل به نسل بدستشان رسيده است (اما نسل آنان نماز را ضايع كرده و به نفع مقدسين خود تغييرات صورت داده اند) .
خداي مهربان اداي وظايف ديني را بر عهده خود ما گذاشته است اما در طول زمان عده اي به همين بهانه تقليد را شروع كردند وارد حيطه اي شدند كه گمراهي در آن صددرصد است. شيطان اين را به آنان القا كرد كه نماز در قرآن نيست و جزئيات دين ناكامل است سپس آنان را به سمت كتب حديث متمايل كرد غافل از اينكه اينها همه اش سراب است و در واقع شيطان به آنان دروغ بسيار بزرگي وعده داده بود زيرا آنچه كه او ميگفت در كتب شايعات نبود. در كتب حديث همه چيز هست به جز طريقه نماز خواندن. مثلا در كتب حديث براي وضو گرفتن (كه در قرآن چند مرحله ساده است) نزديك به سي مرحله در نظر گرفته شده است و اين يعني مشكل كردن دين. يعني شروع به تلقين "لزوم تقليد".
دروغي كه شيطان گفت شبيه همان دروغي بود كه جدمان آدم را بآن وسيله از بهشت برون كرد. درخت ممنوعه همان وعده دروغين شيطان بود درخت ممنوعه اي كه نسل ما را بآن بفريفت كتب حديث است كه بوسيله آن "سراب كماليت" را به همراه دارد.كتاب قرآن كامل است هر آنچه را كه خالق ما براي هدايت ما تشخيص داده باشد در آن هست .مطمئنا كسي بهتر از خداي توانا ما را بهتر نميشناسد. بعد شيطان آمد نسلهاي قبلي مارا وسوسه كرد كه قرآن كامل نيست پس بياييد از اينهايي كه از شايعات زمانه گردآوري شده اند پيروي نمائيد و به وسيله اين شايعات (كه كامل كننده قرآن است!!!) به آرامش خاطر برسيد و نمازتان را بخوانيد.
[2:36] فازلهما الشيطن عنها فاخرجهما مما كانا فيه وقلنا اهبطوا بعضكم لبعض عدو ولكم في الارض مستقر ومتع الى حين
[2:36] اما شيطان آنان را فريب داد و باعث شد از آنجا اخراج شوند. ما گفتيم: "به عنوان دشمنان يکديگر پايين برويد. محل سكونت و روزي شما تا مدتي در زمين خواهد بود."
بسيار خطرناك است براي بدست آوردن تعداد ركعات نماز وارد محوطه اي شويم كه درصد گمراهي در آن صد است. ركعات نماز در احاديث ذكر نشده است و اين خواست خداي تواناست زيرا خواست خدا بالاتر از وعده و وعيدهاي شيطان است. فكر كنم تعداد ركعتهاي نماز يكي از چيزهايي است كه فرقه هاي مسلمان در آن اختلاف ندارند حال با وصف اين به بهانه تعداد ركعات نماز متوسل شدن به كتب شايعات و اقاويل ديوانگي محض است. اين همان وسوسه شيطان است كه فقط سراب است و مطمئنا طرفداران كتب حديث با جستجوي تمام كتب حديث به طريقه انجام نماز نخواهند رسيد. خداي را سپاس ميگوئيم كه تلاشهاي شيطان را مسخره جلوه داد و دين حق را به پيروزي رساند.
بعد عده اي ديگر گفتند كه ما از كتب حديث پيروي نميكنيم ولي در مبهمات قرآن به سنت صحيحه پيامبر رجوع ميكنيم و اين عده ناخود آگاه باز هم در همان تله قبلي گرفتار شدند زيرا در واقع سنت صحيح يعني همان احاديث صحيح. و خود بخود باز هم در ميان انبوهي از شايعات گرفتار ميشوند بطوريكه تا بحال نتوانسته اند نماز خود را تصحيح كنند.با آنكه ادعاي عدم پيروي از كتب حديث را دارند ولي باز هم در نماز و اذان اسم مقدسين خود را ذكر ميكنند و برآن شهادت ميدهند. هنوز بر مقدسين خود با صداي بلند صلاوت ميفرستند و اين خود نشان ميدهد كه سنت صحيحه (خودبخود همان حديث صحيح ميشود) سراب بعدي شيطان است كه مومنين را به آن دچار ميكند.مطمئنا خداي مهربان در قرآن كاملش اسمي از سنت پيامبر نبرده است و طرفداران اين نظريه بايد دليل خود را اقامه كنند.
امیر
Thursday 24 November 2005, 01:14PM
من نام این را روشنفکری افراطی همرا با جهالت میگذارم
من و شما نه از باب اینکه چون دوست داریم و علاقه داریم مانند رسول الله نماز بخوانیم نماز میخوانیم و نه برای اینکه چون دوست داریم با خداوند عربی صحبت کنیم عربی نماز میخوانیم
بلکه اینها فلسفه های دیگری دارد و آن اینست که تمسک به سنت محمدیة در نص صریح قرآن به آن دستور داده شده در جایی با تعبیر ((اسوة حسنة )) و در جایی دیگر اطاعت از آن جناب که میفرماید ((صلوا کما رایتمونی اصلی ))(نماز بخوانید همانطور که من نماز میخوانم ) با نص صریح اطاعت از خدا عطف میشود و پس از تاکیدات فراوان ((اطیعوالله و اطیعوا الرسول )) اینچنین این سنت به اوج خود میرسد که در قالب ((مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ )) بیان میشود
و تحقق عملی آیات دیگر نیز همین تمسک به سنت است.... در جایی که خداوند به رسولش دستور میدهد ((لتبین للناس )) که مفسرین و متکلمین و دانشمندان علوم قرآنی لازمه آن تبیین را تمسک به سنت حسنه دانسته اند و بر آن اجماع دارند شما چگونه بدون دلیل و برهان میگویید من چون دوست دارم نماز را عربی بخوانم عربی و به سنت پیامبر میخوانم؟؟؟برادر این دستور خداست نه علاقه شخصی اگر با همین منوال پیش روید خوردن گوشت سگ و گرگ هم به دلیل اینکه تحریم قرآنی ندارد برایتان حلال خواهد بود.این نهایت جهالت است که سنت محمدیة را بدن برهان برکناری زده و فریاد ((لا حکم الا لله )) سر بدهیم و در حالی که خداوند اطاعت رسول را بر ما فرض کرده است
مطالب عرضه شده با علم ناقص من بود و الا دلایل بیشماری است که اثبات سنت را در برگرفته است و ذکر آن از حوصله دوستان خارج است
sareban
Thursday 24 November 2005, 06:28PM
من نام این را روشنفکری افراطی همرا با جهالت میگذارم
من و شما نه از باب اینکه چون دوست داریم و علاقه داریم مانند رسول الله نماز بخوانیم نماز میخوانیم و نه برای اینکه چون دوست داریم با خداوند عربی صحبت کنیم عربی نماز میخوانیم
بلکه اینها فلسفه های دیگری دارد و آن اینست که تمسک به سنت محمدیة در نص صریح قرآن به آن دستور داده شده در جایی با تعبیر ((اسوة حسنة )) و در جایی دیگر اطاعت از آن جناب که میفرماید ((صلوا کما رایتمونی اصلی ))(نماز بخوانید همانطور که من نماز میخوانم ) با نص صریح اطاعت از خدا عطف میشود و پس از تاکیدات فراوان ((اطیعوالله و اطیعوا الرسول )) اینچنین این سنت به اوج خود میرسد که در قالب ((مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ )) بیان میشود
و تحقق عملی آیات دیگر نیز همین تمسک به سنت است.... در جایی که خداوند به رسولش دستور میدهد ((لتبین للناس )) که مفسرین و متکلمین و دانشمندان علوم قرآنی لازمه آن تبیین را تمسک به سنت حسنه دانسته اند و بر آن اجماع دارند شما چگونه بدون دلیل و برهان میگویید من چون دوست دارم نماز را عربی بخوانم عربی و به سنت پیامبر میخوانم؟؟؟برادر این دستور خداست نه علاقه شخصی اگر با همین منوال پیش روید خوردن گوشت سگ و گرگ هم به دلیل اینکه تحریم قرآنی ندارد برایتان حلال خواهد بود.این نهایت جهالت است که سنت محمدیة را بدن برهان برکناری زده و فریاد ((لا حکم الا لله )) سر بدهیم و در حالی که خداوند اطاعت رسول را بر ما فرض کرده است
مطالب عرضه شده با علم ناقص من بود و الا دلایل بیشماری است که اثبات سنت را در برگرفته است و ذکر آن از حوصله دوستان خارج است
:smile07: :smile07: :smile39:
احسنت كم كم دارم به شما اميدوار ميشوم:)
sareban
Thursday 24 November 2005, 06:36PM
چرا نماز خواندن در قرآن نيست؟
....
بسيار خطرناك است براي بدست آوردن تعداد ركعات نماز وارد محوطه اي شويم كه درصد گمراهي در آن صد است. ركعات نماز در احاديث ذكر نشده است و اين خواست خداي تواناست زيرا خواست خدا بالاتر از وعده و وعيدهاي شيطان است. فكر كنم تعداد ركعتهاي نماز يكي از چيزهايي است كه فرقه هاي مسلمان در آن اختلاف ندارند حال با وصف اين به بهانه تعداد ركعات نماز متوسل شدن به كتب شايعات و اقاويل ديوانگي محض است. اين همان وسوسه شيطان است كه فقط سراب است و مطمئنا طرفداران كتب حديث با جستجوي تمام كتب حديث به طريقه انجام نماز نخواهند رسيد. خداي را سپاس ميگوئيم كه تلاشهاي شيطان را مسخره جلوه داد و دين حق را به پيروزي رساند.
بعد عده اي ديگر گفتند كه ما از كتب حديث پيروي نميكنيم ولي در مبهمات قرآن به سنت صحيحه پيامبر رجوع ميكنيم و اين عده ناخود آگاه باز هم در همان تله قبلي گرفتار شدند زيرا در واقع سنت صحيح يعني همان احاديث صحيح. و خود بخود باز هم در ميان انبوهي از شايعات گرفتار ميشوند بطوريكه تا بحال نتوانسته اند نماز خود را تصحيح كنند.با آنكه ادعاي عدم پيروي از كتب حديث را دارند ولي باز هم در نماز و اذان اسم مقدسين خود را ذكر ميكنند و برآن شهادت ميدهند. هنوز بر مقدسين خود با صداي بلند صلاوت ميفرستند و اين خود نشان ميدهد كه سنت صحيحه (خودبخود همان حديث صحيح ميشود) سراب بعدي شيطان است كه مومنين را به آن دچار ميكند.مطمئنا خداي مهربان در قرآن كاملش اسمي از سنت پيامبر نبرده است و طرفداران اين نظريه بايد دليل خود را اقامه كنند.
اولا: ماست مالي شما نتوانست به اين سوال جواب دهد كه چرا بسياري از واضحات وضروريات دين در قران نيست و در نتيجه اشكال بي اساس شما كه چرا اسم علي در قران نيامده مانند هميشه نقش بر آب است.
ثانيا: وسط معركه نرخ تعيين نكنيد لطفا!
عدم اختلاف در ركعات نماز و در جايي كه هيچ كس هوا وهوسي در آن نداشته بسيار متفاوت است با قدرت سياسي و اجتماعي كه دهان هر شخص ظالمي را آب مي اندازد ونتيجتا اين عمر و ابوكر بودند كه براي مطامع پليد خود بزور آن را غصب كردند( لقد تقمصها فلان وانه ليعلم ان محلي منها محل القطب من الرحي)
هستي
Thursday 24 November 2005, 06:44PM
بسمه تعالي
يكي از منابع شناخت دين قران است كه مورد قبول همه مي باشد وديگري سنت
اين بخش مربوط به اعتبار سنت است كه مطالعه ان مفيد مي باشد.
ب: سنت: دومين منبع شناخت اسلام سنت است، سنت در اصطلاح به معناي قول، فعل و تقرير رسول اكرم (ص) است و نزد شيعيان سنت ائمه اطهار
(ع) را نيز شامل ميشود. سنت در كنار قرآن از منابع مهم اسلام به شمار ميرود. ائمه اطهار براي تشخيص روايات و احاديث صحيح از احاديث جعلي معيارهاي متعددي را ارائه فرمودهاند مانند عرضه بر قرآن. دانشمندان و علماء اسلام نيز براي تشخيص روايات صحيح از روايتهاي جعلي دانشهاي متعددي را به وجود آوردهاند و تلاشهاي پرثمري را انجام دادهاند مانند علم رجال كه به نقد و بررسي اشخاصي ميپردازد كه در سلسله سند روايتها قرار دارند و يا علم درايه كه جزو دانشهاي متن شناسي احاديث ميباشد و نيز مانند مباحث اصول فقه كه به قواعد ميپردازد كه براي استنباط احكام شرعي فرعي مورد استفاده قرار ميگيرند. ]دائره المعارف بزرگ اسلامي، ج 9، ذيل واژه اصول فقه. [
كتب اربعه كه مجموعه احاديث صحيح را در بردارند از ديگر تلاشهاي علماء اسلام در جمعآوري احاديث صحيح ميباشد. نتيجه آن كه براي تشخيص سنت كه دومين منبع مهم از منابع اسلامي است كوششهاي فراواني صورت گرفته است كه كتابهاي رجالي، اصولي و كتب اربعه را ميتوان از نتايج اين تلاشها دانست. اين تلاشها اين امكان را فراهم نموده است تا دانشمندان اسلامي آسانتر بتواند به سنت صحيح دست يابند.
يك سوال اين است كه اياتزوير و جعل در سنت مي تواند هدايتگري اسلام را تحت تاثير قرار دهد.
.
با توجه به آنچه در باب منابع اسلام گفته شد در مورد پرسش مذكور ميتوان پاسخهاي ذيل را ارائه كرد:
پاسخ اول: پيشفرض پرسش مذكور اين است كه تنها منبع مهمي كه گستردگي قلمرو دين را تأمين ميكند سنت است كه آنهم گرفتار تزوير و جعل است. اين پيش فرض ناشي از عدم شناخت منابع اسلام است. كتاب قرآن جامعترين كتابي است كه اصول زندگي و حيات انساني را ارائه ميكند و عقل نيز منبعي در اسلام است كه با اجتهاد و فهم متون ديني به ارائه حقايق ديني ميپردازد مراجعهاي اجمالي به قرآن نشانگر آن است كه قرآن در ابعاد مختلف زندگي به هدايتگري پرداخته است و قوانين و اصول صحيح زندگي را مطرح كرده است.
پاسخ دوم: اينكه دست جعل و تزوير گاهي سنت را مورد هجوم قرار داده است، سخني درست است اما از اين نكته اساسي غفلت شده است كه مكانيزمهاي مختلفي در اسلام براي زدودن دست جعل و تزوير از احاديث وجود دارد كه از باب نمونه ميتوان به معياريت قرآن، عقل و اخبار متواتر و صحيح السند اشاره كرد بدون شك بكارگيري اين مكانيزمها در خالص كردن سنت موجب ميشود كه سنت معتبر ديني تشخيص داده شود.
پاسخ سوم: وجود جعل و تزوير در اكثر احاديث و روايات و سپس نتيجه گيري هدايت لازم و حداقلي ادعايي غير مستند و اثبات نشده است يعني هرچند وجود جعل و تزوير در روايات و احاديث به طور في الجمله مورد قبول است ولي فراگيري و گستردگي جعل و تزوير ادعايي است كه نيازمند دليل و اثبات ميباشد. گذشته از اينكه دليلي بر چنين امري وجود ندارد دلايل متعددي بر نفي آن وجود دارد كه از باب نمونه ميتوان به موارد ذيل اشاره كرد:
الف: نتيجه تلاشهاي گستردة علماء اسلام در تشخيص احاديث صحيح و معتبر يكي از مواردي است كه نشانگر اعتبار اكثر روايات و احاديث است كتابهاي معتبري چون كتب اربعه و نيز وسايل الشيعه شيخ حرّ عاملي نمونههايي از گستردگي اعتبار احاديث و روايات رسيده است.
ب: بالغيت حجت الهي و اتمام رسالت الهي در عرصه هدايتگري دليل ديگري بر صحت روايات و احاديث به شمار ميرود چرا كه همانطوري كه هدايت حداقلي جزو رسالت الهي ميباشد فياضيت و رحمت گستردة الهي هدايت اكثري را نيز جزو رسالت حتمي الهي قرار ميدهد تا حجت الهي به نحو اتم بر بندگانش اقامه شود.
بنابراين فياضيت و رحمت گستردة الهي موجب ميشود تا هدايت اكثري نيز جزو اهداف حتمي هدايتگري خداي متعال قرار بگيريد و همانگونه كه لزوم هدايتگري حداقلي كاشف از وجود اين ميزان تعاليم اسلامي و آيات و روايات است همينطور فياضيت و رحمت گستردة الهي كه كاشف از لزوم هدايت گري حداكثري است كاشف از وجود اين ميزان تعاليم اسلامي و آيات و روايات خواهد بود.
پاسخ چهارم: با قطع نظر از آنچه در پاسخهاي قبلي ارائه شد مراجعه اجمالي به روايات و احاديث متواتر و معتبري كه در كتب معتبر روايي ما وارد شده است نشانگر اكثري بودن اسلام و هدايتگري حداكثري ميباشد. بابهاي مختلف در كتاب معتبري چون وسايل الشيعه از وجود احاديث معتبر فراوان در عرصهها و ابعاد مختلف زندگي انسان خبر ميدهد و از اين رو روايات و احاديث برجاي مانده نه تنها مؤيد حداقلي بودن اسلام نيستند بلكه گسترههاي مختلف زندگي آدمي را پوشش دادهاند.
از آنچه گذشت نتيجهاي ميگيريم كه جعل و تزوير در اخبار و احاديث هر چند بطور في الجمله مورد قبول ميباشد اما چنان نيست كه بتواند به گستردگي قلمرو اسلام آسيبي برساند.
سيد محمد علي داعي نژاد
صبح
Monday 28 November 2005, 11:31AM
اين آقاياني كه دم از اسلام ميزنند ولي نه شيعه هستند و نه سني ... ، لطفا بگويند جواب من و ديگران چه شد ؟ :smile28:
اگر جواب نداريد خوب تسليم حق شويد ... ! چرا اينگونه بازي در ميآوريد و در تاپيك هاي ديگر ادعاي مفت خود را تكرار مي كنيد ؟
هستي
Sunday 4 December 2005, 08:24AM
بسمه تعالي
از علي نصيري
ييك. اعلان بى نيازى قرآن از سنّت
با خود آيات قرآنْ ناسازگار است. اين آيات بر چند دسته است:
الف) آياتى كه پيامبر(ص) را مبيّن وحى معرّفى كرده اند; نظير آيه: (ونزّلنا عليك الذكر لتبيّن للناس ما نزّل اليهم).40
پيداست كه مقام تبيين (كه افزون بر مقام ابلاغ است), به معناى نياز قرآن به تفسير برونى است كه همان سنّت است.
ب) آياتى كه پيامبر(ص) و اهل بيت(ع) را به عنوان حاملان قول فصل براى رفع اختلافْ معرّفى كرده اند; همانند آيه: (ولو ردوهُ الى الرسول و الى أولى الأمر منهم لعلمهُ الذين يستنبطونه منهم).41
در روايتى كه مرحوم كلينى درباره مناظره هشام بن حكم با مردى شامى در حضور امام صادق(ع) آورده, آمده است:
…هشام پرسيد: (پس از پيامبر(ص), حجّت كيست؟). مرد شامى گفت: (كتاب و سنّت). هشام گفت: (آيا كتاب و سنّت براى رفع اختلاف, كافى است؟). شامى پاسخ داد: (آرى!). هشام پرسيد: (اگر چنين است, چرا تو براى فهم لغت, از شام با من برخاسته, بدين جا آمده اى؟). مرد شامى خاموش شد. امام صادق(ع) به مرد شامى فرمود: (چرا ساكت شده اى؟). گفت: اگر بگويم اختلاف نكرده ايم, دروغ است و اگر بگويم كتاب و سنّتْ رافعِ اختلاف است, بيراهه رفته ام; زيرا در هر دو, احتمالات راه يافته است.42
از اين روايت, استفاده مى شود كه براى رفع اختلافات دينى مردم (كه از مهم ترين وظايف پيامبران است), حتّى سنّت پيامبر(ص) كافى نيست; بلكه مى بايد سنّت اهل بيت(ع) نيز بدان افزوده گردد.
ج) آياتى كه پيامبر(ص) و سنّت ايشان را به عنوان مصدر شريعت شناسانده اند; نظير آيه: (أطيعوا اللّه وأطيعو الرسول و أولى الأمر منكم).43
پيداست اگر تمام احكام در قرآن بيان مى شد, نياز به سنّت نبوى به عنوان منبع دوم براى استخراج احكام نبوى, جا نداشت. جالب است كه در يكى از رواياتِ حكايت شده از عمر, روايات نبويِ ناظر به احكام تشريعى, استثنا شده اند. وى گفته است:
أقلّوا الرواية عن رسول اللّه الاّ فيما يعمل به.44
دو. بى نيازى قرآن از سنّت, خلاف بداهت است. قرآن, داراى بيش از شش هزار آيه است كه بر اساس التزام به ارائه قواعد كلّى, از پرداختن به جزئيات, جز در موارد معدودى اجتناب كرده است; همان گونه كه از قانون اساسى يك امّتْ انتظار است. چه, اگر قرآن به تمام جزئيات مى پرداخت, با حجم عظيمى كه پيدا مى كرد, به كتاب علمى تبديل مى شد, نه كتاب تربيتى.
با آن كه سنّت, با گستره اى كه در اهل سنّت يا شيعه مطرح است, مورد پذيرش قرار گرفته, بسيارى بر اين عقيده اند كه بناى سنّت نيز بر اصول گويى است كه فهم و برداشت مصاديق و تطبيق آنها به عهده فقيهان واگذار شده است; يعنى با وجود قرار گرفتن سنّت در كنار قرآن و نيز بهره جويى از ادلّه ديگر, نظير اجماع و عقل, هنوز براى فهم دينى نياز به اجتهاد است.
اجماع مسلمانان و سيره عملى ايشان و دانشوران اسلامى در عمل به سنّت و اعتبار بخشيدن به آن به عنوان دومين منبع دريافت معارف دينى, از جمله ادلّه ديگر است كه مى توان بر ردّ ديدگاه نخست ارائه نمود.
امیر
Sunday 4 December 2005, 10:32PM
بسمه تعالي
از علي نصيري
ييك. اعلان بى نيازى قرآن از سنّت
با خود آيات قرآنْ ناسازگار است. اين آيات بر چند دسته است:
الف) آياتى كه پيامبر(ص) را مبيّن وحى معرّفى كرده اند; نظير آيه: (ونزّلنا عليك الذكر لتبيّن للناس ما نزّل اليهم).40
پيداست كه مقام تبيين (كه افزون بر مقام ابلاغ است), به معناى نياز قرآن به تفسير برونى است كه همان سنّت است.
ب) آياتى كه پيامبر(ص) و اهل بيت(ع) را به عنوان حاملان قول فصل براى رفع اختلافْ معرّفى كرده اند; همانند آيه: (ولو ردوهُ الى الرسول و الى أولى الأمر منهم لعلمهُ الذين يستنبطونه منهم).41
در روايتى كه مرحوم كلينى درباره مناظره هشام بن حكم با مردى شامى در حضور امام صادق(ع) آورده, آمده است:
…هشام پرسيد: (پس از پيامبر(ص), حجّت كيست؟). مرد شامى گفت: (كتاب و سنّت). هشام گفت: (آيا كتاب و سنّت براى رفع اختلاف, كافى است؟). شامى پاسخ داد: (آرى!). هشام پرسيد: (اگر چنين است, چرا تو براى فهم لغت, از شام با من برخاسته, بدين جا آمده اى؟). مرد شامى خاموش شد. امام صادق(ع) به مرد شامى فرمود: (چرا ساكت شده اى؟). گفت: اگر بگويم اختلاف نكرده ايم, دروغ است و اگر بگويم كتاب و سنّتْ رافعِ اختلاف است, بيراهه رفته ام; زيرا در هر دو, احتمالات راه يافته است.42
از اين روايت, استفاده مى شود كه براى رفع اختلافات دينى مردم (كه از مهم ترين وظايف پيامبران است), حتّى سنّت پيامبر(ص) كافى نيست; بلكه مى بايد سنّت اهل بيت(ع) نيز بدان افزوده گردد.
ج) آياتى كه پيامبر(ص) و سنّت ايشان را به عنوان مصدر شريعت شناسانده اند; نظير آيه: (أطيعوا اللّه وأطيعو الرسول و أولى الأمر منكم).43
پيداست اگر تمام احكام در قرآن بيان مى شد, نياز به سنّت نبوى به عنوان منبع دوم براى استخراج احكام نبوى, جا نداشت. جالب است كه در يكى از رواياتِ حكايت شده از عمر, روايات نبويِ ناظر به احكام تشريعى, استثنا شده اند. وى گفته است:
أقلّوا الرواية عن رسول اللّه الاّ فيما يعمل به.44
دو. بى نيازى قرآن از سنّت, خلاف بداهت است. قرآن, داراى بيش از شش هزار آيه است كه بر اساس التزام به ارائه قواعد كلّى, از پرداختن به جزئيات, جز در موارد معدودى اجتناب كرده است; همان گونه كه از قانون اساسى يك امّتْ انتظار است. چه, اگر قرآن به تمام جزئيات مى پرداخت, با حجم عظيمى كه پيدا مى كرد, به كتاب علمى تبديل مى شد, نه كتاب تربيتى.
با آن كه سنّت, با گستره اى كه در اهل سنّت يا شيعه مطرح است, مورد پذيرش قرار گرفته, بسيارى بر اين عقيده اند كه بناى سنّت نيز بر اصول گويى است كه فهم و برداشت مصاديق و تطبيق آنها به عهده فقيهان واگذار شده است; يعنى با وجود قرار گرفتن سنّت در كنار قرآن و نيز بهره جويى از ادلّه ديگر, نظير اجماع و عقل, هنوز براى فهم دينى نياز به اجتهاد است.
اجماع مسلمانان و سيره عملى ايشان و دانشوران اسلامى در عمل به سنّت و اعتبار بخشيدن به آن به عنوان دومين منبع دريافت معارف دينى, از جمله ادلّه ديگر است كه مى توان بر ردّ ديدگاه نخست ارائه نمود.
درود بر شما معلم محترم و محقق توانا ...:smile07: :smile07: :smile07: :smile07: :smile07:
امیر
Wednesday 7 December 2005, 12:05AM
رد شبهاتي پيرامون سنت نبوي
در طول تاريخ اسلامي گروهها و دسته هايي پيدا شده كه سنت و استدلال كردن به آن را انكار نموده اند. بعضي از آنها چه احاديث متواتر باشد يا آحاد به صراحت آن را انكار و به سوي خارج كردنش از دايره مسائل ديني، دعوت نموده اند ولي دسته ديگر پنداشته اند كه با وجود قرآن از غير آن بي نيازند و بعضي هم بر اين انديشه بوده اند كه بخشي از سنت قابليت آن را دارد كه به آن احتجاج كرد ولي بخشي ديگر از آن چنان قابليتي برخوردار نيست.
اول كسي كه متعرض اين گروهها شد شافعي بود كه اقدام به رد آنها كرد و شبهاتشان را باطل نمود تا جايي كه فصلي را در كتاب "الام" به آن اختصاص داد و گفتگوهايي كه در بين او و بعضي از منكرين كلي اخبار روي داده را در آن بيان داشته است و همچنين در كتاب ديگرش "الرساله" فصل طولاني را به حجت بودن خبر آحاد اختصاص داده است. نزديك بود كه گروههاي منكر سنت بطور كلي نابود شوند اما ناگاه در عصر حاضر با كمكهاي مادي و معنوي استعمارگران و در راستاي منافع آنها و به جهت محكوم كردن اسلام و ويران نمودن اصول و اركان آن چون قارچ روييدند.
يكي از آن كساني كه تنها به قرآن و ترك سنت دعوت مي كند دكتر توفيق صدقي مي باشد. كسي كه در مجله المنار دو مقاله تحت عنوان" الاسلام هو القرآن وحده" اسلام همان قرآن تنهاست، از او به چاپ رسيده است. و به دنبال آن گروهي در شبه قاره هندوستان ايجاد گرديدند كه تنها به قرآن به عنوان مصدر اسلام دعوت نموده و منكر هرگونه ارزش تشريعي براي احاديث شدند اينها همان كساني هستند كه به قرآنيون يا جماعت اهل قرآن معروف شدند. در استدلال كردن به سنت شك و ترديد ايجاد كردند و شبهاتي را كه دكتر توفيق صدقي به آنها تمسك نمود را مورد استناد قرار دادند. كه از جمله اين شبهات اين آيات مي باشند كه در فهم آن دچار اشتباه شدند.
خداوند متعال مي فرمايد:*مَّا فَرَّطْنَا فِي الكِتَابِ مِن شَيْءٍ*[1][1] «ما هيچ چيز را در كتاب فرو گذار نكرده ايم.» و باز مي فرمايد:*وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِّكُلِّ شَيْءٍ*[2][2] «كتاب را براي بيان كردن همه چيز بر تو نازل كرديم.»
مي گويند اين آيات و امثال آن مي رساند كه كتاب شامل تمام مسائل در امورات دين و تمام احكام آن است و چنان آن را توضيح و تفصيل داده است كه به چيز ديگري احتياجي نيست زيرا در غير اين صورت در مسائلي فروگذاري مي شد و حال آنكه قرآن اظهار مي نمايد كه بيان كننده همه چيز است. كه در غير اين صورت باعث تضاد در خبر پروردگار پاك و منزه مي گرديد.
در جواب اين شبهه گفته مي شود كه: اول اينكه منظور از كتاب در آيات فوق قرآن نيست بلكه لوح محفوظ مي باشد چيزي كه شامل همه چيز و مشتمل بر جميع احوال مخلوقات اعم از بزرگ و كوچك و يا آشكار و پنهان در گذشته، حال و آينده به صورت مفصل و كامل مي باشد كه سياق آيه نيز بر آن دلالت دارد چون پروردگار متعال اين جمله*مَّا فَرَّطْنَا فِي الكِتَابِ مِن شَيْءٍ* را به دنبال به اين فرموده خويش مي آورد:*وَمَا مِن دَآبَّةٍ فِي الأَرْضِ وَلاَ طَائِرٍ يَطِيرُ بِجَنَاحَيْهِ إِلاَّ أُمَمٌ أَمْثَالُكُم*[3][3] «هر جنبنده اي در زمين و يا پرنده اي كه با دو بالش پرواز مي كند مانند شما به صورت جمعيت مي باشند.» يعني روزي و سرانجام اعمال آنها نوشته شده است همانگونه كه روزي و سرانجام و اعمال شما نيز كتابت گرديده است. همه اينها در لوح محفوظ نوشته شده اند و چيز از آن از پروردگار پنهان نيست.
ثانياً در صورتي هم كه منظور از آن قرآن باشد چنانكه در فرموده ديگر خداوند بيان مي شود*وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِّكُلِّ شَيْءٍ* معني آن اين است كه خداوند متعال در هيچ چيزي از مسائل ديني و احكام آن فروگذاري ننموده بلكه همه آنها را بصورت كافي بيان فرموده است. ولي اين بيان گاهاً بصورت نص صريح چون بيان كردن اصول دين و عقايد و گاه بصورت قواعد و اصول احكام عمومي مي باشد. با اين حال وجوب نماز و روزه و زكات و حج و حلال نمودن پاكيها و حرمت نجاستها را بصورت مجمل و عام بيان داشته و تفصيل آن را همراه جزئيات امور به رسول الله صلي الله عليه و سلم واگذار نموده است.
به همين دليل هنگامي كه به مطرف بن عبدالله بن شخّير گفته شد: جز با قرآن با ما سخن مگو. گفت: قسم به خداوند چيزي را به جاي قرآن قرار نمي دهم. مي خواهم با زبان كسي كه از ما نيست و به قرآن آگاهتر است با شما سخن گويم. و از عمران بن حصين روايت است كه به مردي كه حامل اين شبهه بود، گفت: تو مرد احمقي هستي. آيا در كتاب خداوند اينكه نماز ظهر چهار ركعت است و نبايد بصورت آشكار قرائت شود را يافته اي؟ سپس نماز و زكات و امثال اينها را بيان داشت. و گفت: آيا تفسير اينها را در كتاب خداوند ديده اي؟ براستي كه كتاب خداوند از آن دم فرو بسته و سنت آن را تفسير نموده است.
بعضي اوقات نيز بيان كردن قرآن بدين صورت است كه ما را به دلايل ديگري كه شارع مقدس آن را در كتابش معتبر داشته و آن را به عنوان دليل و حجتي بر مخلوقاتش قرار داده حواله مي كند.
بنابراين هر حكمي را كه سنت و يا اجماع و يا قياس و يا دلايل ديگر از موارد مورد اعتبار بيان دارد قرآن بصورت حقيقي مبين آن بوده است چون او ما را به آن راهنمايي و عمل به آن را واجب كرده است و با اين توضيح معلوم مي گردد كه تمام احكام شرعي به قرآن برمي گردند.
هنگامي كه ما به سنت متمسك مي شويم و به آنچه در آن است عمل مي كنيم در حقيقت به كتاب خداوند عمل كرده ايم. به همين دليل هنگامي كه عبدالله بن مسعود رضي الله عنه گفت: خداوند كساني را كه خال مي كوبند و يا درخواست كوبيدنش را مي كنند و كساني كه ابروها را باريك مي كنند و براي زيبايي بين دندانها فاصله مي اندازند و آناني را كه خلقت خداوند را تغيير مي دهند، لعن كرده است. اين خبر را زني از قبيله بني اسد به نام ام يعقوب شنيد. پيش او آمد و گفت: به من خبر داده اند كه شما در اين مورد لعن كرده ايد. جواب داد: چگونه من لعن نكنم كسي را كه رسول الله صلي الله عليه و سلم و خداوند در كتابش آن را لعن نموده است. آنگاه ام يعقوب گفت: من تمام چيزهايي كه در قرآن است مطالعه كرده ولي چيزي را كه تو مي گويي در آن نيافته ام. گفت: اگر آن را مي خواندي، مي يافتي. آيا اين فرموده خداوند را قرائت كرده اي كه مي فرمايد:*وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا*[4][4] «آنچه رسول الله صلي الله عليه و سلم برايتان آورده بگيريد و از آنچه نهي نموده دوري كنيد.»؟ گفت: بلي. آنگاه ابن مسعود رضي الله عنه گفت: در اين آيه از آن نهي شده است.
از شافعي روايت است كه روزي در مسجدالحرام نشسته بود و گفت: شما از من هر سؤالي كنيد بوسيله كتاب خدا جواب شما را مي دهم. مردي سؤال كرد و گفت: در مورد كسي كه در حال احرام است و زنبوري را مي كشد چه مي گوييد؟ گفت: چيزي بر او نيست. گفت: اين جواب شما در كجاي قرآن است؟ جواب داد كه خداوند مي فرمايد:*وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا*[5][5] «آنچه رسول الله صلي الله عليه و سلم برايتان آورده بگيريد و از آنچه نهي نموده دوري كنيد.»
امام خطابي مي گويد: خداوند سبحان خبر داده كه در بيان هيچ چيزي از مسائل ديني در كتابش فروگذاري نكرده است. اما بيان كردنش به دو صورت مي باشد: نوعي از آن آشكارا و با ذكر و يادآوري نص آن مي باشد و نوع ديگر آن به رسول الله صلي الله عليه و سلم موكول گرديده كه فرموده خداوند در اين آيه ناظر بر آن است آنگاه كه مي فرمايد:*وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ*[7][7] «ما قرآن را بر تو فرو فرستاديم تا چيزي را كه بر ايشان نازل شده بيان داري. باشد كه فكر كنند.» و هركس كتاب و سنت را با هم جمع كند هر دو صورت بيان را با هم جمع كرده است.
و با اين توضيح گمراهي آنها و بدفهمي ايشان و بي ريشه بودن شبهاتشان معلوم مي گردد و اينكه هيچ منافاتي بين سنديت و حجت بودن سنت و بين آياتي از قرآن كه بيان كننده همه چيز است، وجود ندارد.
منبع : http://www.ahlesonnat.net/publish/article_259.shtml
سینا 555
Thursday 8 December 2005, 03:24AM
بنام خدا
با تشكر از مطالب بسيار خوب دوستان.معلوم است انها كه با عصبيت و افراط زياد گلوباد كرده و دايم
ميگويند فقط قران!فقط قران نه از شيعه هستند و نه اهل سنت.بنده هميشه گفته ام اختلافات شيعيان
و سني ها انچنان نيست كه قابل حل نباشد حقايقي هست كه اگر كشف بشود مسلمين به هم خواهند رسيد منتها اين وسط هميشه اختلال كنندگاني مانند وهابي ها و افراطي هاي داغ تر از خود اسلام!
هستند كه نه اهل سنت اند و از شيعه ولي خيلي قران قرانا ميكنند و باعث بروز اختلافات ناخواسته در جامعه و امت اسلامي ميشوند.
بنده اگر جاي بوش سردسته كفار بودم:p بعد از اينكه نعوذ بالله براي دشمني با مسلمانان مدتي نظريه افراطي ازادي تعبيرهاي شخصي از دين را در ميان مردم مسلمان كاشتم ولي چون نگرفت!(چون وجدان امت اسلامي بيدار است);)
ميفهميدم چون عصر عصر دين خواهي و گرايش به معنويت است همان نظريه افراطي قبلي را براي اختلاف افكني بين مسلمانان و تشتت انان در نظريه اي تفريطي ديگر بنام نظريه فقط قران مطرح ميكردم!!چون ميديدم كه بالاخره همه خواهان اسلامند;)
اما دوستان اگر دقت بفرمايند منشا اين دو نظريه هم ضد اسلام است و هم هم ماحصل انها با وجود
اختلاف ظاهري انها يكيست!:smile09:
بواقع ان نظريه افراطي كه ميگفت ازادي فهم شخصي از متن دين همانقدر دنياي اسلام را دچار تشتت
فراوان ميكرد كه همين نظريه قران به دستان افراطي !! اينها همان حرف را از انور ميزنند چون نتيجه همان ميشود كه هركس برود خودش قران را بخواند و همه چيز را استخراج كند.بدون شك خواندن قران و تعمق در ايات و بالا بردن معلومات ديني و صاحب راي شدن در اسلام بسيار پسنديده است وليكن جامعه اسلامي هميشه به پيشوايان و عالمان اعلم و صاحبان امر محتاج است و خواهد بود و راي عالمان ريشه در جان دين يافته هميشه بر راي ديگران تاثير داشته و خواهد داشت.
بنابراين از نظر بنده اينها كه ميگويند اسلام فقط قران است و بس در واقع همان حرف ازادي فهم
شخصي از دين را در قالبي ديگر ميزنند و دو روي يك سكه هستند و با ايجاد تشتت هاي ناخواسته در قالب طرح شبهات اساسي كه با خود اسلام ناسازگاري ريشه اي دارند! در اختلاف افكني در صفوف مسلمين نقش بسزايي دارند كه بايد هشيار بود.
از نظر حقير وجود اين نظرات افراطي ريشه در يك نوع ماده پرستي بنيادي دارد و مطرح شدن
انها براي اسلام از جهاتي ميتواند امتحان و نوعي تصفيه و خالص سازي از جانب پروردگار براي رشد و تعالي و معنا گرايي و اعتدالگرايي امت اسلامي باشد كه بايد با سعه صدر و بينش عميق اسلامي به استقبال انها رفت.
باز هم ممنونم از مطالب خوب دوستان در اين تاپيك:smile07:
موفق و مويد و شاد و پيروز باشيد:smile28:
سینا 555
Friday 9 December 2005, 06:03AM
بنام خدا
قرآن سخن پيامبران گذشته را كه نقل میكند میگويد همگان گفتند : " ما
از مردم مزدی نمیخواهيم تنها اجر ما بر خداست " .
اما به پيغمبر خاتم خطاب میكند :
« قل لا اسئلكم عليه اجرا الا المودش فی القربی » ( سوره شوری ، آيه 23 )
" بگو از شما مزدی را درخواست نمیكنم مگر دوستی خويشاوندان نزديكم "
.
اينجا جای سئوال است كه چرا ساير پيامبران هيچ اجری را مطالبه نكردند و نبی اكرم برای رسالتش مطالبه مزد كرد ، دوستی خويشاوندان نزديكش را به عنوان پاداش رسالت از مردم خواست ؟
قرآن خود به اين سئوال جواب میدهد :
« قل ما سئلتكم من اجر فهو لكم ان اجری الا علی الله » ( سوره سبأ ، آيه 47 )
" بگو مزدی را كه درخواست كردم چيزی است كه سودش عايد خود شماست .
مزد من جز بر خدا نيست " .
يعنی آنچه را من به عنوان مزد خواستم عايد شما میگردد نه عايد من . اين
دوستی كمندی است برای تكامل و اصلاح خودتان . اين ، اسمش مزد است و الا
در حقيقت خير ديگری است كه به شما پيشنهاد میكنم ، از اين نظر كه اهل
البيت و خويشان پيغمبر مردمی هستند كه گرد آلودگی نروند و دامنی پاك و
پاكيزه دارند .
برگرفته از كتاب جاذبه و دافعه حضرت علي(ع)
استاد شهيد مطهري(ره)
صبح
Friday 16 December 2005, 10:39PM
اين آقاياني كه دم از اسلام ميزنند ولي نه شيعه هستند و نه سني ... ، لطفا بگويند جواب من و ديگران چه شد ؟ :smile28:
اگر جواب نداريد خوب تسليم حق شويد ... ! چرا اينگونه بازي در ميآوريد و در تاپيك هاي ديگر ادعاي مفت خود را تكرار مي كنيد ؟
هر هفته يك بار ... يادم خواهد آمد كه آقايان مثلا موحد كه از قرآن تبعيت از رسولش را (حذف) كرده اند و رسول را ، جدا از خدا مي دانند ، از اين تاپيك (فرار) كردند . ;)
zxcv
Saturday 17 December 2005, 12:46AM
بسم الله
با سلام و کمال احترام
ثابت کنید !
که چگونه امکان دارد سنت رسول الله همان طور که بوده به دست ما برسد ؟!!!!
وسلام یا الله
صبح
Saturday 17 December 2005, 12:52AM
با سلام
بنده در ابتداي بحث بعنوان يك شاگرد سوال كردم ، چگونه اين قرآن همان قرآني است كه رسول خدا آورده است و شما بر آن با چه اطميناني تكيه مي كنيد ؟ ... هر گاه جواب اين را گرفتم ، جواب شما را خواهم داد كه اين حديث چگونه همان احاديث است و در آن تحريفي نيست :)
البته جواب گرفتم كه اعجاز قرآن باعث اطمينان به قرآن است ، اما حقيقتا ما همه جوانب اعجاز قرآن را نشناخته ايم و اين علم ما به قرآن ناقص است ، اما اين دليل لازمي هست كه نظم قرآن را براي صحت آن بررسي كنيم اما حقيقتا كافي نيست ... و نظام قرآن را نسبت به آنچه به آن قرآن كريم گفته مي شود ، ما از راه ديگري بررسي و تثبيت كرده ايم ، كه به آن مي گويند علم تاريخ و حديث ! همانطور كه شما واقفيد به اين علم در ميان پيروان مكتب آل بيت ميگويند : علم رجال الحديث ، و در ميان مكتب خلفا مي گويند : جرح و تعديل !
zxcv
Saturday 17 December 2005, 01:22AM
بسم الله
با سلام و کمال احترام
فعلا بحث ما سر احادیث است لطفا از دایره بحث خارج نشوید .
همانطور كه شما واقفيد به اين علم در ميان پيروان مكتب آل بيت ميگويند : علم رجال الحديث ، و در ميان مكتب خلفا مي گويند : جرح و تعديل !
اکنون سوالی دیگر پیش می آید .
لطفا بفرمائید راویان احادیث کدام فرقه معتبر تر هستند ؟ یعنی احادیث کدام فرقه صحیح تر می باشند ؟
وسلام یا الله
-آزاد-
Saturday 17 December 2005, 08:44AM
با سلام
حفظ قران از نابودی که خداوند آنرا به خود نسبت می دهد به این معنا نیست که در کنار هر مصحفی از قران یک فرشته شمشیر به دست نگهبانی می دهد!
بلکه سنت خدا این است خواسته اش را با واسطه انجام می دهد و در این جا انسانهای امین نگهبان قران بوده اند و آنرا به دست مسلمانان رسانده اند.
همین قاعده در باره حدیث صادق است چرا که همین قران همه مسلمانان را تا دامنه قیامت به پیروی از سخن پیامبر(ص) امر کرده و اگر سخن او به دست ما نرسیده باشد خداوند به چیزی نا ممکن فرمان داده و در حقیقت سند نرسیدن هدایت به مسلمانان را امضا کرده است.
zxcv
Saturday 17 December 2005, 09:36AM
بسم الله
با سلام و کمال احترام
یک سوال ساده
کدام معتبر تر است ؟!! علم رجال الحدیث شیعه یا علم جرح وتعدیل اهل سنت ؟!
وسلام یا الله
صبح
Saturday 17 December 2005, 09:59AM
جناب زد اكس سي وي
شاگرد نمي خواي ؟ :) فرض كن شما مشغول تبليغ دينت هستي و يك فرد از جنگلهاي آمازون كه تا بحال آدم خوار بوده است ، براي استطلاع از روش شما ، اين سوال را از شما مي كند . شما طبيعتا بايد دفاع فطرت پسندي داشته باشيد و گرنه تعارفات درون ديني فايده اي ندارد .
بنده از شما سوال كردم كه قرآن كريم ، از كجا آمده است ! و اصل سوال اين سرفصل همين بود كه كسي به بنده جواب نداد !
اين سوال سختي است ؟!
اما سوال شما :
از شما مي پرسم نانو تكنولوژي آمريكا قوي تر است ، يا نانو تكنولوژي ايران ؟! اين عين است كه بپرسيد رجال الحديث قوي تر است ، يا جرح و تعديل ! هر دو علم حديث هستند و وابسته به دانش و استدلال عقلي ، از هر كدام كه به عقل صفا بدهد ، انسان استفاده مي كند و از آن در قوانين خود ميگنجاند . مسلما منابع تشخيص هر دو علم يك امت هستند و افراد متعلق به يك امت .... فلذا منبع يكي است و اختلاف دانشمندان مطرح است و بر روي اشتراك بوضوح مي توان تصميم گرفت .
zxcv
Saturday 17 December 2005, 05:40PM
بسم الله
با سلام و کمال احترام
دوست عزیز جناب صبح ؛ ما فعلا در حال بحث با جنابعالی هستیم و هر وقت که نوبت به مناظره با جناب تارزان رسید ، می دانم که چگونه با او صحبت کنیم .
خواهش می کنم از پاسخ دادن طفره نروید ! پرسش خود را به نحوی دیگر بیان می کنم شاید بهتر برای شما قابل درک باشد .
بر طبق علم جرح و تعدیل اهل سنت , احادیث منقول از ابو هریره صحیح و مستند می باشند و جزو سنت رسول الله محسوب می شوند ؛ اکنون جنابعالی بفرمائید که بر نظر شیعه، احادیث و روایات منقول از ابوهریره چه گونه داستانی دارند ؟! آیا دانشمندان علم حدیث شیعیان هم در مورد جناب ابوهریره به همان نتیجه ایی رسیده اند که علمای اهل سنت رسیده است ؟ !
وسلام یا الله
صبح
Saturday 17 December 2005, 07:05PM
اين راه حل ديگري براي فرار از پاسخ است ؟ خوب جواب نمي داديد بهتر بود ... بنده فقط يك سوال در رابطه با ديني كه مدعي آن هستيدكردم ! و آن اين بود كه :
در دين شما قرآن از كجا آمده است ؟
اينقدر سخت است ؟! و آيا ما بايد براي پاسخ اين سوال به بررسي يكي از هزاران حديث گو بپردازيم ؟
آيا تصور نمي كنيد مشخص مي شود كه داريد از سوال ساده اما مهم من فرار مي كنيد ؟!
جواب شما رو كمرنگ مي نويسم تا متوجه بشويد اين بحث ما نيست :
الف از (جرح و تعديل ) معصوم انگاشتن همه كساني است كه رسول الله را ولو اندكي ديده اند ! هر كس چنين باشد ، حق تفحص در صداقت او وجود ن، ولو اگر او در 18 ماه كه در شهر رسول خدا بوده باشد 2000 حديث در كتب صحاح داشته باشد ... اما از امام علي عليه السلام كمتر از 100 حديث !
zxcv
Saturday 17 December 2005, 09:23PM
بسم الله
با سلام و کمال احترام
دوست عزیز جناب صبح ، همین پاسخ کمرنگ و اندک جنابعالی را غنیمت می شمارم ومطلبی در مورد آن می نویسم .
الف از (جرح و تعديل ) معصوم انگاشتن همه كساني است كه رسول الله را ولو اندكي ديده اند ! هر كس چنين باشد ، حق تفحص در صداقت او وجود ن، ولو اگر او در 18 ماه كه در شهر رسول خدا بوده باشد 2000 حديث در كتب صحاح داشته باشد ... اما از امام علي عليه السلام كمتر از 100 حديث !
کاربر محترم ، فقط بعد از سه خط پرسش ، جنابعالی احادیث مورد قبول حدود هشتصد میلیون مسلمان که مورد تائید علمای ایشان هم می باشند را صحیح نمی دانید ! و مطمئنا برای یک نفراز اهل سنت همین سه خط هم لازم نیست که احادیث مورد قبول شیعه را رد کند .
اکنون چگونه از ما می خواهید که به سنتی پایبند باشیم که فقط به واسطه سه خط پرسش ، انکار می شود ؟!!!
شیعه جرح و تعدیل علمای اهل سنت را قبول ندارد و اهل سنت هم علم رجال شیعه را رد می کند ! با اینکه هر دو فرقه مدعی هستند که پایبند سنت رسول الله هستند اما یکی سنت رسول الله رااز احادیث ابوهریره استخراج می کند و دیگری از ابن عباس !
شما هنوز بر سر این مسئله که رسول الله چگونه به نماز می ایستاده به نتیجه واحدی نرسیده اید بعد می خواهید که در خصوصی ترین امور خود از سنت پیامبر تبعیت کنید ؟!
هر فرقه دروغهای خود را به اسم سنت رسول الله به مردم قالب کرد و اسلامی را که پیامبر گرامی سالها تلاش کرد که آن رااز بدعتها و خرافات و گفته های شیطانی ، پاک و منزه کند بازهم به همان مسیری بردند که ادیان پیش از این به آن دچار شده بودند . یعنی کنار گذاشتن کلام خدا و تبعیت از سخنان مخلوق خدا .
در ابتدائی ترین مسائل سنت بین فرق اسلامی اختلافهای وسیعی وجود دارد , اما قران کلامی است که قابل تحریف نیست ، در بین همه مسلمانان یک کتاب واحد است , و دعوت قران فقط به فطرت اولیه انسان یعنی عبادت خالصانه خدای واحد است و این است دلیل معجزه بودن قران وبهانه اصلی ما در اینکه فقط قران را به عنوان امام خود می دانیم .
وسلام یا الله
صبح
Saturday 17 December 2005, 11:12PM
بسم الله
با سلام و کمال احترام
دوست عزیز جناب صبح ، همین پاسخ کمرنگ و اندک جنابعالی را غنیمت می شمارم ومطلبی در مورد آن می نویسم .
کاربر محترم ، فقط بعد از سه خط پرسش ، جنابعالی احادیث مورد قبول حدود هشتصد میلیون مسلمان که مورد تائید علمای ایشان هم می باشند را صحیح نمی دانید ! و مطمئنا برای یک نفراز اهل سنت همین سه خط هم لازم نیست که احادیث مورد قبول شیعه را رد کند .
اکنون چگونه از ما می خواهید که به سنتی پایبند باشیم که فقط به واسطه سه خط پرسش ، انکار می شود ؟!!!
شیعه جرح و تعدیل علمای اهل سنت را قبول ندارد و اهل سنت هم علم رجال شیعه را رد می کند ! با اینکه هر دو فرقه مدعی هستند که پایبند سنت رسول الله هستند اما یکی سنت رسول الله رااز احادیث ابوهریره استخراج می کند و دیگری از ابن عباس !
شما هنوز بر سر این مسئله که رسول الله چگونه به نماز می ایستاده به نتیجه واحدی نرسیده اید بعد می خواهید که در خصوصی ترین امور خود از سنت پیامبر تبعیت کنید ؟!
هر فرقه دروغهای خود را به اسم سنت رسول الله به مردم قالب کرد و اسلامی را که پیامبر گرامی سالها تلاش کرد که آن رااز بدعتها و خرافات و گفته های شیطانی ، پاک و منزه کند بازهم به همان مسیری بردند که ادیان پیش از این به آن دچار شده بودند . یعنی کنار گذاشتن کلام خدا و تبعیت از سخنان مخلوق خدا .
در ابتدائی ترین مسائل سنت بین فرق اسلامی اختلافهای وسیعی وجود دارد , اما قران کلامی است که قابل تحریف نیست ، در بین همه مسلمانان یک کتاب واحد است , و دعوت قران فقط به فطرت اولیه انسان یعنی عبادت خالصانه خدای واحد است و این است دلیل معجزه بودن قران وبهانه اصلی ما در اینکه فقط قران را به عنوان امام خود می دانیم .
وسلام یا الله
سلام
جناب زد اكس سي وي
بحث اصلي را باز هم رها كرديد ، همچنانكه در مورد كلمه به كلمه قرآن از روي حديث اجماع است و به همين دليل قرآن بدون تحريف مانده ، احاديثي وجود دارند كه همچون قرآن نقل شده اند و همانطور كه در صحت قرآن شكي نيست ، در صحت آنان نيز شكي نيست .
و البته بنده به دموكراسي در عقيده اعتقادي ندارم بلكه به حكم عقل اعتقاد دارم... اما آن هشتصد ميليون كه تصور نمي كنم حتي يك بار هم اسم (جرح و تعديل) را شنيده باشند ! آن هم از پس حكومت ظلمي كه در طول اين 1400 سال بر عربستان مركز دين اسلام حاكم بوده است و نگذاشته است كه آنها ببينند علمايشان ، اصحابي كه با هم جنگ داشته اند را همه (معصوم) تلقي كرده و حق تحقيق در مورد صداقت آنان را نداده اند .
اما شما كه بر خلاف آن 800 ميليون شنيديد مي بايستي (صبور) باشيد و ( از كوره در نرويد ) ... و اگر در رفتيد هر شخصي كه پيرو شما شد ، قطعا در قدم دوم طبق همين روش چون مأخذي بر قرآن سراغ ندارد آن را منكر خواهد شد و براحتي مي تواند آن را به رسول ديگري نسبت بدهد كه اصلا در 1400 سال پيش زندگي نمي كرده است ... اين روشي است كه شما بر او عرضه داشتيد ... و فردي كه نفر اول را بكشد ، نفر دوم را راحت خواهد كشت !
آنچه كه همچون حديث بدست ما مي رسد ، ملزم به تبعيت هستيم و اگر تجاهل كنيم ظلم كرده ايم ... ما در حد وسع خود تلاش مي كنيم و اگر تلاش نكرديم ظالم هستيم ... حال شايد كسي با وجدانش به اين نتيجه رسيده است كه رسول الله آنگونه به نماز مي ايستاده است . او لابد دليلي دارد كه وجدانش را راضي كرده است و ما هم دليلي و ما همه پيش خدا پاسخگو هستيم ... اصول در قرآن و سنت ثابت است و احكام و عبادات اگر تفاوتي داشته باشد آسيبي نمي رساند...
اگر هر فرقه اي براي خود روشي داشت ... اين آيه كه از ياد ما نرفته است و اختلاف دليلي بر ترك اطلاعات و داده هاي وارده نيست ، ما موظفيم برترينش را انتخاب كنيم :
جزء 23 سوره الزمر آيه 18
الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ
همان كسانى كه سخنان را مىشنوند و از نيكوترين آنها پيروى مىكنند؛ آنان كسانى هستند كه خدا هدايتشان كرده، و آنها خردمندانند.
سنت رسول الله قولي است كه بدست ما رسيده است ، حال هر چند با اختلاف ، ما آن را مي شنويم ، به قرآن عرضه كرده و نيكوترين آن را راه خود مي گزينيم كه يقينا اين همون (اطيعوا الله و الرسول ) تلقي مي شود كه هم وجدانمان راضي باشد هم خدايمان .
zxcv
Sunday 18 December 2005, 12:48AM
بسم الله
با سلام و کمال احترام
(اعتقادات مذهبمان را به قران عرضه کردیم ، نشد !)
مذهبمان بود ! به آن تعصب داشتیم ! دین والدینمان بود ! حاضر نبودیم که حتی احدی حرف نابجایی نسبت به باورهای مذهبمان بزند ! و به شیعه بودن خود افتخار می کردیم !
اما عرضه کردیم، نشد ! به قران عرضه کردیم ! اعتقاداتمان را ! نمی خواند ! همخوانی با قران نداشت !
دیدیم که یا باید قران را بپزیریم یا احادیث مذهبمان را ! یا باید مسلمان باشیم یا پیروی بدون چون چرا از عقاید فرقه مان بنمائیم !
دریافتم که در غفلتی محض بودیم ! احادیثی جعلی به جان دینمان افتاده بود و مانند خوره اساس اسلاممان را ذره ذره نابود می کرد !
چاره ایی نداشتیم !خدا فرمان داده بود ! از شرک بیزاری جستیم ! سخت بود ! تهمت شنیدیم ! از خانواده ترد شدیم ! برای ما محدودیت قائل شدند ! اما خوشحال بودیم !
(چون مسلمان شدیم )
وسلام یا الله
صبح
Sunday 18 December 2005, 10:17PM
بسم الله
با سلام و کمال احترام
(اعتقادات مذهبمان را به قران عرضه کردیم ، نشد !)
مذهبمان بود ! به آن تعصب داشتیم ! دین والدینمان بود ! حاضر نبودیم که حتی احدی حرف نابجایی نسبت به باورهای مذهبمان بزند ! و به شیعه بودن خود افتخار می کردیم !
اما عرضه کردیم، نشد ! به قران عرضه کردیم ! اعتقاداتمان را ! نمی خواند ! همخوانی با قران نداشت !
دیدیم که یا باید قران را بپزیریم یا احادیث مذهبمان را ! یا باید مسلمان باشیم یا پیروی بدون چون چرا از عقاید فرقه مان بنمائیم !
دریافتم که در غفلتی محض بودیم ! احادیثی جعلی به جان دینمان افتاده بود و مانند خوره اساس اسلاممان را ذره ذره نابود می کرد !
چاره ایی نداشتیم !خدا فرمان داده بود ! از شرک بیزاری جستیم ! سخت بود ! تهمت شنیدیم ! از خانواده ترد شدیم ! برای ما محدودیت قائل شدند ! اما خوشحال بودیم !
(چون مسلمان شدیم )
وسلام یا الله
سلام عليكم
جناب زد اكس سي وي
البته آن ديني كه در آن ابن تيميه حجت است يقينا شما را دچار تناقض مي كند ، اما آنچه كه ما در تشيع ديديم و آن را با طيب خاطر پذيرفتيم و شد و چنان بر وجدانمان نشست كه تا پاي جان و خون از آن حمايت مي كنيم .
آنچه كه شما را نگران و روگردان از دستورات مصرح قرآن كرده ، دقيقا اشتباهات و تزويراتي است كه پس از پيامبر اكرم عده اي خيانت در امانت او كردند و اسلام را با حكومت ظلم خود به انحراف كشاندند .
آنچه قبلا آوردم استدلالي بود كه نمي توان از آن چشم پوشيد همچنانكه اهل منطق و دليل و برهان نتوانسته اند در طول 1400 سال از آن چشم بپوشند .... و شما باز هم آن را تجاهل كرديد ، و گفتيد نشد ! بدون اينكه پاسخي منطقي براي آن داشته باشيد .
بهرحال اين تاپيك همچنان در ذهن من باقي خواهد ماند ... كه كسي به من پاسخ نگفت ، اين قرآن از كجا آمده است ؟! :) اين سوالي است كه جواب آن محرز است ، ... اما عده اي همت كرده اند آن را نپذيرند .
امیر
Tuesday 20 December 2005, 08:17PM
جناب صبح مطمئن باشید منکران سنت پاسخی منطقی نخواهند داد
زیرا پیروی از سنت ایشان به نص قرآن لازم است ودشمنان سنت همان دشمنان قرآن هستند
باتشکر:smile07: :smile07: :smile07:
zxcv
Thursday 22 December 2005, 03:37PM
بسم الله
با سلام و کمال احترام
و كساني كه از قرآن بدون سنت دفاع مي كنند در واقع با قرآن مخالفت مي كنند زيرا قرآن با صراحت سنت پيامبر را تصديق كرده است.
والسلام عليكم ورحمة الله وبركاته دفتر آيت الله العظمي مكارم شيرازي / بخش استفتاءات
استفتاء فوق از دفتر جناب مکارم شیرازی می باشد که به علت اینکه متناسب با این مقاله می باشد در این جا کپی و سوالی در مورد آن مطرح می کنم!
پرسش
(سنت رسول الله , چگونه بدست ما رسیده است ؟)
وسلام یا الله
صبح
Thursday 22 December 2005, 03:45PM
قبل از يافتن پاسخ اين سوال بايد انديشيد كه قرآن كريم ، از كدام راه به دست ما رسيده است ؟
اگر اين مطلب واضح شد ، در مورد حديث هم هيچ مشكلي نيست ... چون از همان راهي كه قرآن به دست ما رسيده است ، حديث هم به دست ما رسيده است .
همچنانكه ما در درستي و اعجاز آيات قرآن تفحص مي كنيم ، در چگونگي نقل احاديث هم تفحص مي كنيم و در اينجا سد يا خطوط قرمزي وجود ندارد مگر آنچه كه از راه خود قرآن و حديث ابلاغ گردد.
والسلام علی عباد الله المخلصين
zxcv
Thursday 22 December 2005, 04:11PM
بسم الله
با سلام و کمال احترام
کاربر محترم جناب صبح . قبل از این پاسخ جنابعالی داده شد ولی متاسفاته دقت نکردید .
, اما قران کلامی است که قابل تحریف نیست ، در بین همه مسلمانان یک کتاب واحد است , و دعوت قران فقط به فطرت اولیه انسان یعنی عبادت خالصانه خدای واحد است و این است دلیل معجزه بودن قران وبهانه اصلی ما در اینکه فقط قران را به عنوان امام خود می دانیم .
اکنون از شما سوال می کنم ، که آیا احادیث هم مانند قران در بین مسلمانان یک کتاب واحد مشترک است ؟!!! و آیا احادیث هم مانند قران ، انسان را به سوی فطرتش دعوت می کند ؟!!!
وسلام یا الله
صبح
Thursday 22 December 2005, 05:01PM
چهار هفته پيش در همين تاپيك ، در پاسخ آقاي تسليم :
جناب تسليم ،
اين كاملا صحيح است كه قرآن كريم به خودي خود اعجاز است ... ، اما اين نميتواند باعث شود كه انسان از درستي آن و منبع آن اطلاع حاصل نكند و بسيارند آياتي كه هنوز بشر از اعجاز آنها بي اطلاع است ، نسل بعدي ما از پدران خود خواهد پرسيد كه آيا اين قرآن همان قرآني است كه وحي شده يا خير ... اين قرآن از آسمان نيافتاده است كه بگوئيم ( همين كه هست ) و نميتوان آنچه كه از تاريخ و حديث در مورد صحت قرآن در دسترس است را به گوشه اي افكند تا نابود شود .
بهرحال بيپاسخي شما در اين مجال مشخص است ... بخاطر همين هم به همين فضاحت ، ( همين كه هست ) را بدون هيچ منبع قابل اطيمناني كه تعيين كند ،اين همان قرآن محمد رسول الله (ص) است معيار قرار داده ايد و اين دليل منطقي و عقل پسندي نيست .
صبح
Thursday 22 December 2005, 05:09PM
اکنون از شما سوال می کنم ، که آیا احادیث هم مانند قران در بین مسلمانان یک کتاب واحد مشترک است ؟!!! و آیا احادیث هم مانند قران ، انسان را به سوی فطرتش دعوت می کند ؟!!!
پاسخ اين سوال خود دانسته را مي دانيد... ، آنچه كه باعث توافق بر متن فعلي قرآن است روايات مختلف از اعلام صحت آن از 1400 سال پيش و اعتماد به مردان نقل كننده اين اعتماد است ...
و الا اعتماد به قرآن با تكيه بر اعجاز (كافي) نيست . اگر كافي بود قرآن بعنوان كتابي در غاري نهاده مي شد تا شما برويد ، و پيدايش كنيد ... آنگاه كه محشور شديد آن كتاب هم با شما محشور مي شد ، و كتاب ديگري در غار پديد مي آمد تا فرزندتان برود و بردارد . و چه لزومي بود كه قرآن با يك پيامبر بيايد ... ؟
امیر
Thursday 22 December 2005, 07:30PM
(سنت رسول الله , چگونه بدست ما رسیده است ؟)
از طریق احادیث .... کتب تاریخ....سیره نویسان ....اصحاب پیامبر (ص) .....امامان (ع).....افراد موثق .....
جناب zxcv چه تعبیری از سنت پیامبر دارید !!!
شناخت سنت پیامبر راهی برای الگو گرفتن است ....برادر عزیز آیا به نظر شما اگر برای مثال مطالب زیر در مورد ایشان به دست ما نمیرسید بهتر بود یا اینکه میرسید !!؟؟؟؟
محمّد(صلى الله عليه وآله وسلم) در ميان مردم مكّه به امانتدارى و صداقت مشهور گشت تا آنجا كه همه، او را محمّد امين میخواندند.
در همين سنّ و سال بود كه با نصب حجرالاسود و جلوگيرى از فتنه و آشوب قبايلى، كاردانى و تدبير خويش را ثابت كرد و با شركت در انجمن جوانمردان مكّه (= حلفالفضول) انسان دوستى خود را به اثبات رساند.
میفرمود: برادرت را چه ظالم باشد و چه مظلوم، يارى نما! اصحاب گفتند: معنى يارى كردن مظلوم را دانستيم، ولى ظالم را چگونه يارى كنيم؟ فرمود: دستش را بگيريد تا نتواند به كسى ستم كند
زندگىاش، رفتارش و خصوصيّات اخلاقىاش محبّت، قدرت، خلوص، استقامت و بلندى انديشه و زيبايى روح را الهام مىداد.
سادگى رفتارش و نرمخويى و فروتنیاش از صلابت شخصيّت و جذبه معنويتش نمیكاست.
هر دلى در برابرش به خضوع مینشست و هر غرورى از شكستن در پاى عظمتِ زيبا و خوبِ او سيراب میشد.
فطرت هر مسلمانی در خواهد یافت که این صفات پیامبر(ص) این سنت پیامبر (ص) است ....هر مسلمانی موحدی با خواندن صفات واقعی ایشان اشک حسرت بر دیدگانش ساری خواهد شد
خود ایشان فرمودند (ص) انسان باید نظر واقع بینانه و منصفانه را از قلب خود بگیرد
برادر فطرت شما البته موارد فوق را در مورد پیامبر تصدیق خواهد کرد (به قلبتان مراجعه کنید )...در مورد دروغهایی که به ایشان بسته شده با مقایسه و ارجاع به کتاب به را حتی قابل تشخیص است
چرا سخت میگیرید ؟؟؟؟!!!!!
sareban
Thursday 22 December 2005, 09:58PM
بسم الله
(سنت رسول الله , چگونه بدست ما رسیده است ؟)
مطمئنا اگر هم تنها يك عده بخواهند مدعي سنت باشد انها تنها وتنها شيعه خواهند بود. چه كسي است كه نداند عمر از سه چيز منع كرد:
1) نوشتن سنت پيامبر 2) نوشتن حديث 3) حديث گويي..
واين سنت سيئه تا حدود 150 سال نزد سنيان ادامه داشت واز ان به بعد بود كه آنها قواعد حديث خاص خود را پياده كردند وعلماء وائمه حديث داشتند..
شاگرد ابو حنيفه از او نقل ميكند كه بسبب سياستهاي عمر ودر نتيجه امويان تنها 17 الي 19 حديث از پيامبر (ص)موجود بود و جالب اينكه بعد از اين تاريخ انقدر به يبامبر(ص) دروغ بستند كه بخاري ميگويد من احاديثم را از ميان يك ميليون هفتصد هزار حديث نقل كردم (مقايسه كنيد ميان 17 ويك ميليون هفتصد هزار).
ولي شيعيان از همان ابتدا بواسطه املاء پيامبر (ص) وخط علي(ع)هيچگاه از سنت پيامبر(ص) دور نشدند واين اهل بيت عصمت وطهارت بودند كه بوسيله كتابهايي همچون جامع دسترسي مستقيم به سنت پيامبر داشتند وحتي بسياري از اصحاب نزديك ائمه(ع) توانستند اين كتب را كه دست امام صادق(ع) بود با دو چشم خود ببينند.
غير از اينكه خود ائمه (ع) و سر سلسله اين شجره مباركه فرمودند كه رسول خدا(ص) براي من هزار باب از علم را گشود كه از هر يك از آن هزار باب ديگر باز ميشد در حالي كه در بزرگترين دائرة المعارف شيعي واسلامي تا حال حاضر كه جواهرباشد تنها شصت وسه هزار مساله فقهي موجود است.
zxcv
Friday 23 December 2005, 01:31AM
بسم الله
با سلام و کمال احترام
در حالي كه در بزرگترين دائرة المعارف شيعي واسلامي تا حال حاضر كه جواهرباشد تنها شصت وسه هزار مساله فقهي موجود است.
کاربر محترم جناب ساربان ، امیدوار بودم که در ادامه بیان می کردید که این دائره المعارف معتبر شیعه ! چکیده چند میلیون حدیث می باشد !!! و این را هم اضافه می کردید که چطور می شود که از 17تا 19حدیث 63هزار مسئله فقهی را در آورد ؟!!!
طریقه کسب سنت رسول الله از طریق روایات و احادیث رسیده از ایشان و اصحاب می باشد و شیوه تحقیق در مورد علم صحت احادیث «راوى شناسى و معرفت به طبقات رجال» می باشد . اکنون با توجه به اینکه علم اثبات احادیث در مورد دو فرقه تقریبا به یک شکل می باشد، سوال اینجاست که ؛
چرا سنت بدست آمده از احادیث صحیح مذاهب ، این همه اختلاف و حتی در جاهایی تضاد با هم دارند ؟!!! ( باید توجه داشت که هر دو فرقه علمای بزرگی در علم حدیث دارند )
در ضمن سخنی هم با جناب امیر دارم
کسی مخالف جنبه ارشادی احادیث یا اقول ارشادی از هر انسان زنده و یا مرده ایی نیست ، ولی حکم دینی صادر کردن بر طبق احادیث بحثی جدا دارد که انشاء الله به آن پرداخته می شود .
وسلام یا الله
-آزاد-
Friday 23 December 2005, 09:27AM
مطمئنا اگر هم تنها يك عده بخواهند مدعي سنت باشد انها تنها وتنها شيعه خواهند بود. چه كسي است كه نداند عمر از سه چيز منع كرد:
1) نوشتن سنت پيامبر 2) نوشتن حديث 3) حديث گويي..
واين سنت سيئه تا حدود 150 سال نزد سنيان ادامه داشت واز ان به بعد بود كه آنها قواعد حديث خاص خود را پياده كردند وعلماء وائمه حديث داشتند..
شاگرد ابو حنيفه از او نقل ميكند كه بسبب سياستهاي عمر ودر نتيجه امويان تنها 17 الي 19 حديث از پيامبر (ص)موجود بود و جالب اينكه بعد از اين تاريخ انقدر به يبامبر(ص) دروغ بستند كه بخاري ميگويد من احاديثم را از ميان يك ميليون هفتصد هزار حديث نقل كردم (مقايسه كنيد ميان 17 ويك ميليون هفتصد هزار).
ولي شيعيان از همان ابتدا بواسطه املاء پيامبر (ص) وخط علي(ع)هيچگاه از سنت پيامبر(ص) دور نشدند واين اهل بيت عصمت وطهارت بودند كه بوسيله كتابهايي همچون جامع دسترسي مستقيم به سنت پيامبر داشتند وحتي بسياري از اصحاب نزديك ائمه(ع) توانستند اين كتب را كه دست امام صادق(ع) بود با دو چشم خود ببينند.
غير از اينكه خود ائمه (ع) و سر سلسله اين شجره مباركه فرمودند كه رسول خدا(ص) براي من هزار باب از علم را گشود كه از هر يك از آن هزار باب ديگر باز ميشد در حالي كه در بزرگترين دائرة المعارف شيعي واسلامي تا حال حاضر كه جواهرباشد تنها شصت وسه هزار مساله فقهي موجود است.
sareban
Friday 23 December 2005, 09:45AM
بسم الله
با سلام و کمال احترام
کاربر محترم جناب ساربان ، امیدوار بودم که در ادامه بیان می کردید که این دائره المعارف معتبر شیعه ! چکیده چند میلیون حدیث می باشد !!! و این را هم اضافه می کردید که چطور می شود که از 17تا 19حدیث 63هزار مسئله فقهی را در آورد ؟!!!
شما مثل اينكه متوجه نشديد!
بنده گفتم اين شما سنيان هستيد كه چيزي در چنته نداريد و اصولا هر چقدر هم تقلا كنيد و دست وپا بزنيد ،محال است به سنت صحيح پيامبر(ص) برسيد ؛ اما توضيح دادم كه اين مكتب اهل بيت (ع)بود كه با احاديثي كه از عدل قران واهل بيت عليهم السلام چه از پيامبر(ص) و چه مستقيما از خود ائمه(ع) نقل ميشد دسترستي مستقيم به سنت پيامبر(ص) داشت و اين فقه به صورت صحيحي رشد كرد و چنان كه ميبينم از شصت وسه هزار مساله فقيهي جواهر تا يك ميليون مطلب و سرفصلي كه مولا علي(ع) از پيامبر(ص) فرا گرفت راه زيادي براي رشد ما وجود دارد ؛اما رشد فقهي و عقائدي شما بسبب كمبود نص از پيامبر (چنان كه ديديم 17 الي 19 حديث) ناچار شد كه به قياس و استحسان و امثال آن پناه ببرد و صدهها هزار حديث كذب و دروغ در اين مكتب رخنه كند . والبته اين چيزي نبود جز طبيعت جدايي از مكتب اهل بيت(ع) وپشت پا زدن به انچه شارع مقدس براي بشر ميطلبيد.
zxcv
Friday 23 December 2005, 03:33PM
بسم الله
با سلام و کمال احترام
بنده گفتم اين شما سنيان هستيد كه چيزي در چنته نداريد و اصولا هر چقدر هم تقلا كنيد ودست و پا بزنید ، محال است به سنت صحیح پیامبر برسید ؛
این مطلب به معنی رد کردن علم اثبات احادیث علمای حدود 800میلیون نفر از مسلمین که بر پایه آن سنت رسول الله را برای خود ترسیم کرده اند !ا
اکنون توجه شما را به پاسخ یک نفر از اهل تسنن جلب می کنم که چندی پیش همین پرسش را از ایشان کرده بودم .
باور کنید علمای اهل سنت این قدر که فکر می کنید احمق نیستند. آنها با دقت این احادیث را بررسی کردند و تمامی رفتار و منش پیامبر(ص) را با دقت بررسی و تحلیل مو شکافانه کردند. برای هر چیزی تعریف وجود دارد و فرق بین سنت و آداب قبیله ای و قومی کاملا مشخص است. به هر حال هر کسی یک سری اشتباه کرده است ولی اهل سنت با شیعه که اصلا اساس و بنیادش اشتباه است فرق دارد.
و این مطلب هم به معنی رد کردن علم اثبات احادیث علمای حدود 200میلیون از مسلمین که بر پایه آن سنت رسول الله را برای خود ترسیم کرده اند !
اکنون شما بفرمائید چگونه می شود که بر این سنت تکیه کرد ؟!! چگونه می شود که دانشمندان یک فرقه در مورد سنت رسول الله به یک نتیجه ایی برسند که 180درجه با تحقیق دانشمندان فرقه دیگر متفاوت باشد ؟!!!مگر منبع هر دو احادیث و روایات نیست ؟!!! این همه اختلاف و تضاد برای چیست ؟!!! و ایا سنت تبدیل به بزرگترین عامل تفرقه مسلمین نشده است ؟!!!
کاری به سنی یا شیعه نداریم ! اما تکیه به سنتی که به همین راحتی رد می شود به هیچ وجه نمی تواند دلیل عقلی و قرانی داشته باشد .
به نظر من قران حاوي كل احكامي است كه براي سعادت بشر كافي مي باشد و لي بدليل مشكل كردن دين توسط بعضي از مسلمين ، در تصور عده ايي چاره ايي جز تبعيت از منابعي به غير از قران نمي باشد .
اما بايد ديدکه آيا اين منابع كمكي در نشر و ثبات دين كرده اند .
نماز را مثال مي زنم كه شايد در تصور اوليه اين پندار باشد كه حتما بايد نماز را به طبق احاديث خواند تا نمازي باشد كه مطابق با سنت باشد .
اما ما همكنون مشاهده مي كنيم كه احاديث هيچ كمكي به مسلمين نكرده است كه طريقه نماز خواندن رسول الله را درک کنند و مطابق آن نماز بخوانند . مسلمين حتي در طريقه ايستادن رسول الله در نماز متفق القول نيستند در صورتي كه اصحاب هر روز پنج مرتبه رسول الله را مي ديدند كه چگونه به نماز مي ايستد!!!
اكنون پيشنهاد چيست ؟
اگر مسلمين تمام احکام خود را، به طور مثال نماز را به طور واحد و متحد و قرادادی انتخاب مي كردند و آن را هماهنگ با دستور ات قران در نشان دادن خضوع و خشوع در عبادت خدا ، مي نمودند . اين هم باعث ايجاد اتحاد اسلامي و عدم تفرقه مي شد ، و هم مطابق دستورات قران و مطمئنا طبق سنت رسول الله می باشد ، بدلیل اینکه اولا خداوند امر به اتحاد کرده و دوما سنت رسول الله چیزی به غیر از احکام قران نمی باشد .
بايد توجه داشت اين ديگر تابع اين نيست كه فلان فرقه بگويد كه پيامبر فلان كار را انجام مي داده و فرقه ديگر بگويد كه پيامبر مخالف آن را انجام داده است . همه مسلمين نمازي را مي خوانند كه متحد و يك نواخت و مطابق دستور قران بود .
به طور خلاصه بگويم كه اگر كل مسلمين نه به تبعيت از فلان حديث يا روايت و فقط بر اساس قرادادي بين خودشان و انطباق آن با قران ، احكام خود را صادر مي كردند ، ديگر نه تفرقه ايي بود نه احاديث جعلي بود . نه شيعه ايي بود و نه سني بود .
( و فقط و فقط مسلمانی بود و بس )
وسلام یا الله
sareban
Friday 23 December 2005, 08:56PM
بسم الله
با سلام و کمال احترام
این مطلب به معنی رد کردن علم اثبات احادیث علمای حدود 800میلیون نفر از مسلمین که بر پایه آن سنت رسول الله را برای خود ترسیم کرده اند !ا
اکنون توجه شما را به پاسخ یک نفر از اهل تسنن جلب می کنم که چندی پیش همین پرسش را از ایشان کرده بودم .
و این مطلب هم به معنی رد کردن علم اثبات احادیث علمای حدود 200میلیون از مسلمین که بر پایه آن سنت رسول الله را برای خود ترسیم کرده اند !
اکنون شما بفرمائید چگونه می شود که بر این سنت تکیه کرد ؟!! چگونه می شود که دانشمندان یک فرقه در مورد سنت رسول الله به یک نتیجه ایی برسند که 180درجه با تحقیق دانشمندان فرقه دیگر متفاوت باشد ؟!!!مگر منبع هر دو احادیث و روایات نیست ؟!!! این همه اختلاف و تضاد برای چیست ؟!!! و ایا سنت تبدیل به بزرگترین عامل تفرقه مسلمین نشده است ؟!!!
کاری به سنی یا شیعه نداریم ! اما تکیه به سنتی که به همین راحتی رد می شود به هیچ وجه نمی تواند دلیل عقلی و قرانی داشته باشد .
به نظر من قران حاوي كل احكامي است كه براي سعادت بشر كافي مي باشد و لي بدليل مشكل كردن دين توسط بعضي از مسلمين ، در تصور عده ايي چاره ايي جز تبعيت از منابعي به غير از قران نمي باشد .
اما بايد ديدکه آيا اين منابع كمكي در نشر و ثبات دين كرده اند .
نماز را مثال مي زنم كه شايد در تصور اوليه اين پندار باشد كه حتما بايد نماز را به طبق احاديث خواند تا نمازي باشد كه مطابق با سنت باشد .
اما ما همكنون مشاهده مي كنيم كه احاديث هيچ كمكي به مسلمين نكرده است كه طريقه نماز خواندن رسول الله را درک کنند و مطابق آن نماز بخوانند . مسلمين حتي در طريقه ايستادن رسول الله در نماز متفق القول نيستند در صورتي كه اصحاب هر روز پنج مرتبه رسول الله را مي ديدند كه چگونه به نماز مي ايستد!!!
اكنون پيشنهاد چيست ؟
اگر مسلمين تمام احکام خود را، به طور مثال نماز را به طور واحد و متحد و قرادادی انتخاب مي كردند و آن را هماهنگ با دستور ات قران در نشان دادن خضوع و خشوع در عبادت خدا ، مي نمودند . اين هم باعث ايجاد اتحاد اسلامي و عدم تفرقه مي شد ، و هم مطابق دستورات قران و مطمئنا طبق سنت رسول الله می باشد ، بدلیل اینکه اولا خداوند امر به اتحاد کرده و دوما سنت رسول الله چیزی به غیر از احکام قران نمی باشد .
بايد توجه داشت اين ديگر تابع اين نيست كه فلان فرقه بگويد كه پيامبر فلان كار را انجام مي داده و فرقه ديگر بگويد كه پيامبر مخالف آن را انجام داده است . همه مسلمين نمازي را مي خوانند كه متحد و يك نواخت و مطابق دستور قران بود .
به طور خلاصه بگويم كه اگر كل مسلمين نه به تبعيت از فلان حديث يا روايت و فقط بر اساس قرادادي بين خودشان و انطباق آن با قران ، احكام خود را صادر مي كردند ، ديگر نه تفرقه ايي بود نه احاديث جعلي بود . نه شيعه ايي بود و نه سني بود .
( و فقط و فقط مسلمانی بود و بس )
وسلام یا الله
اولا : گفتيد كه اين هشتصد ميليون مسلمان كه دارند به احاديث اهل سنت عمل ميكنند چه مي شوند؟!
آيا همه اين عدد زياد اشتباه كرده اند؟
جواب اين است كه اكثريت عددي ملاك حقانيت نميشود والا همه ما الان بايد مسيحي مي بوديم چرا كه آنها بيشتر از ما هستند. پس يا مسيحي شويد يا حرف عدد را نزنيد لطفا!
ثانيا گفته ايد منظور از سنت پيامبر همان قران است! :D
كه كشك بودن اين هم بر همگان روشن است چرا كه در قران هيچ يك از اعمال مسلمانان بصورت كامل وجود ندارد ؛ از نماز گرفته تا حج و روزه و مقدار زكات ووو يعني اين سنت پيامبر (ص) بود كه قران را تبيين مينمود و حدود واحبات الاهي و محرمات شرعي را گوشزد ميكرد والبته اين امر مورد اتفاق تمام مسلمانان 800 ميليون سني + 400 ميليون شيعه هم هست بجز شما كه معلوم نيست از كدام وادي عرفاني سخن ميگويد خلاصه مطالب شما ربطي به اسلام نداشت ؛ متشكرم :o
ثالثا : پرسيده ايد حال كه سنيان راه درستي به سنت ندارند چه بايد كرد ؟!
جواب اين است كه چون شيعيان راه درست دارند بايد سنيان، شيعه شوند .
بقيه مطالبتان هم كمي توصيه اخلاقي بود كه به بحث ربطي نداشت !
zxcv
Friday 23 December 2005, 09:30PM
بسم الله
با سلام و کمال احترام
( احادیث قدسی )!!!
اين احاديث قدسي هم چيز عجیبی است !!!! يعني خداوند آياتي ، جدا از قران به رسول الله نازل كرده است ؟!!!! اگر قرار بود مطلبي را خداوند به ما برساند چرا جداي از قران ؟ !!! مگر خداوند نفرموده كه فقط قرا ن را از تحريف حفظ مي كند ؟ پس احاديث قدسي لازم نيست از تحريف حفظ شوند ؟ !!!! آيا احاديث قدسي زمينه را براي دروغ بستن به خدا آماده نمي كند ؟ !!!!
کار از دروغ بستن به رسول الله و ائمه گذشته و به سوی دروغ بستن به خدا رسیده است !!!!
وسلام یا الله
sareban
Friday 23 December 2005, 09:44PM
بسم الله
با سلام و کمال احترام
( احادیث قدسی )!!!
اين احاديث قدسي هم چيز عجیبی است !!!! يعني خداوند آياتي ، جدا از قران به رسول الله نازل كرده است ؟!!!! اگر قرار بود مطلبي را خداوند به ما برساند چرا جداي از قران ؟ !!! مگر خداوند نفرموده كه فقط قرا ن را از تحريف حفظ مي كند ؟ پس احاديث قدسي لازم نيست از تحريف حفظ شوند ؟ !!!! آيا احاديث قدسي زمينه را براي دروغ بستن به خدا آماده نمي كند ؟ !!!!
کار از دروغ بستن به رسول الله و ائمه گذشته و به سوی دروغ بستن به خدا رسیده است !!!!
وسلام یا الله
اسم اين عمل شما اجتهاد مقابل نص است؛ همان كاري كه عمر ميكرد!
يعني رسول الله چيزي را مي آورد وقران هم ميگويد به سخن رسول الله وسيره او واجب است كه گوش دهيد ؛ سپس شخصي مي ايد و ميگويد نخير ما گوش نميدهيم چون دوست نداريم وميپرسد اين سخن پپامبر كه بر امت لازم بوده و واجب ، چرا در خود قران نيامده؟ خدا چه حقي دارد چيزي را در قران نياورد ولي بواسطه پيامبرش از ما بخواهد ؟
ميبينم كه اين خط فكري شباهت زيادي با خط فكري كفر دارد يا اين تفاوت كه انها ميگفتند ما كافريم وبه پيامبر ايمان نداريم ولي اين عده ميگويند ما ايمان داريم ولي سخنان او را گوش نميدهيم!
حال انكه دهها ايه در قران ميفرمايد : الله و الرسول
بسيار خوب به اين مسائل كه كافريد وبا كفار در يك جبهه تشريف داريد (مبارك است!) ولي حال فرض كنيم ما و شما در اين مساله واضح و غير اختلافي هم اختلاف كرديم حال چاره چيست ؟
آيه قران چه مي فرمايد ؟
ميفرمايد : فان تنازعتم في شئي فردوه الي كي ؟ بفرماييد لطفا ؟:smile09:
zxcv
Friday 23 December 2005, 10:06PM
بسم الله
با سلام و کمال احترام
ثانيا گفته ايد منظور از سنت پيامبر همان قران است!
كه كشك بودن اين هم بر همگان روشن است چرا كه در قران هيچ يك از اعمال مسلمانان بصورت كامل وجود ندارد ؛ از نماز گرفته تا حج و روزه و مقدار زكات ووو يعني اين سنت پيامبر (ص) بود كه قران را تبيين مينمود و حدود واحبات الاهي و محرمات شرعي را گوشزد ميكرد
دوست عزیز جناب ساربان
منظور احکام اسلام است که همان ستنی است که از قران برداشت شده و الا سنتی که شیعه یا سنی داعیه تبعیت از آن را دارند اول باید ثابت شود که اصولا همان سنت رسول الله بوده یاخیر ؟!!! که تا کنون حداقل از طرف شما بطلان سنت حدود 800میلیون مسلمان ثابت گردید ه است !!!
جواب اين است كه اكثريت عددي ملاك حقانيت نميشود والا همه ما الان بايد مسيحي مي بوديم چرا كه آنها بيشتر از ما هستند. پس يا مسيحي شويد يا حرف عدد را نزنيد لطفا!
اتفاقا ما هم همین را می گوئیم !!! عدد جمعیت که دلیل صحت منطق نیست !
شاید یک میلیاردو نیم مسیحی و شاید هم یک میلیارد مسلمان به اشتباه رفته باشند و چند جوان گمنام همان راه مسلمانی را پیدا کرده باشند که متاسفانه از طرف بعضی از دوستانتان به آنها وهابی بگویند !!!!
وسلام یا الله
zxcv
Friday 23 December 2005, 11:20PM
بسم الله
با سلام و کمال احترام
ميبينم كه اين خط فكري شباهت زيادي با خط فكري كفر دارد يا اين تفاوت كه انها ميگفتند ما كافريم وبه پيامبر ايمان نداريم ولي اين عده ميگويند ما ايمان داريم ولي سخنان او را گوش نميدهيم!
کاربر محترم جناب ساربان
بگذارید در مورد کفر یا اسلام ما در جایی دیگر قضاوت شود .
شما با اعتراف به اینکه اهل سنت نتوانسته اند تبعیت از سنت رسول الله بنمایند، قبول کرده اید علم اثبات احادیث نمی تواند کمکی به دریافت صحیح سنت رسول الله بنماید .
اکنون پرسشی از جنابعالی دارم .
چگونه می شود که یک عرب زبان نمی تواند سنت اجداد خود را صحیح بدست بیاورد و یک نفر خارجی می تواند ؟
اگر بگوئید ما دانشمند و محقق علم حدیث داریم ! آنها هم دارند !
اگر بگوئید منابع ما معتبر تر است ! آنها هم می گویند !
اگر بگوئید ما پیرو سنت رسول الله هستیم ! آنها هم می گویند !
بنابر این همینطور که من و شما قبول کردیم که علمای اهل تسنن نتوانسته اند سنت رسول راصحیح بدست بیاورند ، باید قبول کنیم که علمای احادیث شیعیان هم نتوانسته اند سنت رسول الله را همانطور که بوده دریافت کنند .
سخن در مورد قبول یا رد احادیث رسول الله نیست ، بلکه طریقه رسیدن صحیح آن احادیث به مامی باشد که با هیچ علمی قابل اجرا نیست .
وسلام یا الله
shangool_611
Saturday 24 December 2005, 01:49AM
حقيقتش اگر كسي اسلام رو قبول داره بدون پذيرفتن احاديث ممكن نيست
بخشي از احكام اسلام توي احاديث ذكر شدن.براي نمونه چند تا رو براتون ذكر ميكنم ، اميدوارم كه مورد استفاده دوستداران دين و اسلام قرار بگيره
1:وهريره از قول محمد بن عبدالله روايت مي كند كه وي گفته است ، اگر مگسي در فنجان چاي شما افتاد ، نوشيدن آن عيب و مانعي ندارد . زيرا اگر يك بال مگس حامل ميكروب باشد ، بال ديگر ان داراي ماده ضد ميكرو بوده و ميكروب موجود در بال اول را از بين خواهد برد
2:ابوطلحه از قول محمد روايت مي كند كه وي گفته است ، فرشته ها وارد خانه اي كه سگ يا پيكره آن باشد نخواهند شد
3:ابوهريره از قول محمد روايت مي كند كه وي گفته است ، انسان هنگامي كه صبح از خواب بر مي خيزد ، بايد سه مرتبه با بيني خود آب بالا بكشد و سپس آنرا با فشار خارج كند . دليل شرعي و مذهبي اين عمل آنست كه هنگامي كه انسان در شب هنگام به خواب مي رود ، شيطان در قسمت بالاي بيني او در تمامشب منزل مي كند.
4:عبدالله روايت مي كند ، زماني شخصي نزد محمد آمد و به او گفت تا بامداد خواب مانده و براي نماز گذاردن بيدار نشده است . محمد به وي پاسخ داد ، سبب خواب ماندن او اين بوده كه شيطان در گوشهايش ادرار كرده است .
5:عبدالرحمان بن ابو ليلا گفته است كه ابو ليلا از قول محمد روايت كرده است كه اگر ماري را در محل سكونت خود ديديد ، به او بگوئيد :ترا به پيماني كه نوح و سليمان پسر داوود با الله بستند سوگند مي هيم به ما آزار نرسان
6: ابوهريره نيز روايت كرده كه محمد گفته است اگر كسي مارمولكي را با يك ضربه بكشد يك صد عمل خوب در نامه اعمال او وارد مي شود و هر گاه كسي مارمولكي را با دو ضربه يا سه ضربه بكشد به همان نسبت اعمالنيك كمتري در نامه اعمالش وارد مي شود
فعلا اين چند تا جوك دست اول رو داشته باشيد تا بعدا
min
Saturday 24 December 2005, 02:09AM
حقيقتش اگر كسي اسلام رو قبول داره بدون پذيرفتن احاديث ممكن نيست
بخشي از احكام اسلام توي احاديث ذكر شدن.براي نمونه چند تا رو براتون ذكر ميكنم ، اميدوارم كه مورد استفاده دوستداران دين و اسلام قرار بگيره
1:وهريره از قول محمد بن عبدالله روايت مي كند كه وي گفته است ، اگر مگسي در فنجان چاي شما افتاد ، نوشيدن آن عيب و مانعي ندارد . زيرا اگر يك بال مگس حامل ميكروب باشد ، بال ديگر ان داراي ماده ضد ميكرو بوده و ميكروب موجود در بال اول را از بين خواهد برد
2:ابوطلحه از قول محمد روايت مي كند كه وي گفته است ، فرشته ها وارد خانه اي كه سگ يا پيكره آن باشد نخواهند شد
3:ابوهريره از قول محمد روايت مي كند كه وي گفته است ، انسان هنگامي كه صبح از خواب بر مي خيزد ، بايد سه مرتبه با بيني خود آب بالا بكشد و سپس آنرا با فشار خارج كند . دليل شرعي و مذهبي اين عمل آنست كه هنگامي كه انسان در شب هنگام به خواب مي رود ، شيطان در قسمت بالاي بيني او در تمامشب منزل مي كند.
4:عبدالله روايت مي كند ، زماني شخصي نزد محمد آمد و به او گفت تا بامداد خواب مانده و براي نماز گذاردن بيدار نشده است . محمد به وي پاسخ داد ، سبب خواب ماندن او اين بوده كه شيطان در گوشهايش ادرار كرده است .
5:عبدالرحمان بن ابو ليلا گفته است كه ابو ليلا از قول محمد روايت كرده است كه اگر ماري را در محل سكونت خود ديديد ، به او بگوئيد :ترا به پيماني كه نوح و سليمان پسر داوود با الله بستند سوگند مي هيم به ما آزار نرسان
6: ابوهريره نيز روايت كرده كه محمد گفته است اگر كسي مارمولكي را با يك ضربه بكشد يك صد عمل خوب در نامه اعمال او وارد مي شود و هر گاه كسي مارمولكي را با دو ضربه يا سه ضربه بكشد به همان نسبت اعمالنيك كمتري در نامه اعمالش وارد مي شود
فعلا اين چند تا جوك دست اول رو داشته باشيد تا بعدا
جالبه دقیقا میره از دروغگوها و متقلبهای تاریخ نقل می کنه
ابو هریره را چه شیعه و چه سنی به جاعل حدیث می شناسند .
sareban
Saturday 24 December 2005, 03:42PM
بسم الله
با سلام و کمال احترام
دوست عزیز جناب ساربان
منظور احکام اسلام است که همان ستنی است که از قران برداشت شده و الا سنتی که شیعه یا سنی داعیه تبعیت از آن را دارند اول باید ثابت شود که اصولا همان سنت رسول الله بوده یاخیر ؟
خوب مگر تا به حال چكار ميكرديم؟ :smile39:
اتفاقا ما هم همین را می گوئیم !!! عدد جمعیت که دلیل صحت منطق نیست !
شاید یک میلیاردو نیم مسیحی و شاید هم یک میلیارد مسلمان به اشتباه رفته باشند و چند جوان گمنام همان راه مسلمانی را پیدا کرده باشند که متاسفانه از طرف بعضی از دوستانتان به آنها وهابی بگویند !!!!
وسلام یا الله
كشك نفرماييد لطفا !
اينكه اكثريت بودن دليل بر حقانيت نيست باعث نميشود هر چيزي را از اقليت بپذيريم
و چون انها اقليتند پس لابد حرفشان هم درست است ! :smile21:
sareban
Saturday 24 December 2005, 03:55PM
بسم الله
با سلام و کمال احترام
شما با اعتراف به اینکه اهل سنت نتوانسته اند تبعیت از سنت رسول الله بنمایند، قبول کرده اید علم اثبات احادیث نمی تواند کمکی به دریافت صحیح سنت رسول الله بنماید .
اکنون پرسشی از جنابعالی دارم .
چگونه می شود که یک عرب زبان نمی تواند سنت اجداد خود را صحیح بدست بیاورد و یک نفر خارجی می تواند ؟
وسلام یا الله
عرب زبان بودن هم ملاك حقانيت نيست
لابد اين را هم بلد نيستنيد!
اگر بگوئید ما دانشمند و محقق علم حدیث داریم ! آنها هم دارند !
اگر بگوئید منابع ما معتبر تر است ! آنها هم می گویند !
اگر بگوئید ما پیرو سنت رسول الله هستیم ! آنها هم می گویند !
اگر هم بگوئيد متعصب باز انها دارند .
اگر هم بگوئيد جاهل چه مركب و چه بسيط باز هم انها دارند.
اگر هم بگوئيد دوري از مكتب اهل بيت (ع) كه سنت ، تنها
نزد انها هست وبس باز انها در آن غوطه ورند!
بنابر این همینطور که من و شما قبول کردیم که علمای اهل تسنن نتوانسته اند سنت رسول راصحیح بدست بیاورند ، باید قبول کنیم که علمای احادیث شیعیان هم نتوانسته اند سنت رسول الله را همانطور که بوده دریافت کنند .
سخن در مورد قبول یا رد احادیث رسول الله نیست ، بلکه طریقه رسیدن صحیح آن احادیث به مامی باشد که با هیچ علمی قابل اجرا نیست .
خير !
پس بنا بر اين همانگونه كه ثابت كرديم انها از سنت دورند، ثابت هم كرديم ابن مكتب اهل ييتست كه راه رسيدن به سنت پيامبر است وبس!
لابد ميدانيد كه دو كتاب صحيفه جامع به خط مولا (ع) و جفر وراثتا نزد ائمه (ع) بوده و در حالي كه اين دو كتاب با ارزشترين تراث اسلامي مكتوب ميتوانست باشد ، ولي علارقم آن بخاري ميگويد : هنگامي كه من ميخواستم از جعفر بن محمد (ع) نقل كنم پرسيدم كه ايا اين تراثي كه از پيامبر نقل ميشود آن را شنيده ايد و يا پيدا كرده ايد؟ يعني اگر شما شنيده باشي من نقل ميكنم ولي اگر در آن كتاب باشد، من نقل نميكنم ! در اينجا ميبينم كه اگر چه هيچ سنت مكتوبي از زمان رسول الله (ص) بسبب سياستهاي خاص عمر و امويان وجود نداشت الا همين كتاب ولي باز هم بخاري بسبب غرض ورزيهاي خاصي از اين ميراث عظيم بجا مانده دوري ميگيزنيد . و عالم تسنن را از ميراث صحيح نبوي بي بهره ميسازد.
shangool_611
Saturday 24 December 2005, 10:37PM
آقاي مين من اين احاديث رو از كتاب صحيح بخاري ذكر كردم
در مورد اعتبار اين كتاب ميتونيد تحقيق كنيد
براي سنيها اين كتاب بعد از قرآن مهترين كتاب به شمار مياد و مهتمرين كتاب صحاح سته است .
اگر هم كه حال نداشتيد به خود من بگيد تا ترجمه متن لاتين همين كتاب رو براتون ذكر كنم تا متوجه اعتبار اين سند بشيد
zxcv
Tuesday 27 December 2005, 10:46PM
بسم الله
با سلام و کمال احترام
(نمونه ایی از مصیبت احادیث دروغ ) !!!
ooooooooooooooooooooooooooooooooooo
خوردن خاک و گل حرام است مگرخاک قبر شريف امام حسین ( ع )!!!
کربلا از کعبه معظمه اشرف است،بلکه دربعضی روايات از نجف هم اشرفتر است !!!!
اين زمين( کربلا ) خدا و ندبيست وچهار هزار سال پيش از کعبه خلق نمود .
و این هم یک حدیث قدسی عجیب !!!!!!
بزرگان از علما تعبیر فوق چنین استفاده کرده اند که زیارت عاشورا کلام قدسی است!!!!!
ooooooooooooooooooooooooooooooooooo
دروغهایی که به اسم رسول الله و امامان به خورد مردم دادند دیگر کارساز نبود!باید ترفندی جدید می ساختند و آن حیله نامش احادیث قدسی بود که توسط آن عقاید سراسر انحراف خود را به دروغ نوعی توجیه وحیانی دادند !!!!
( اما به خدا دروغ بستند )!!!
وسلام یا الله
صبح
Thursday 29 December 2005, 02:28PM
جناب ZXCV كه خود را مسلمان معرفي مي كني ، و جز تكرار اوهام كاري نداري !
پاسخ ندادي قرآن از كجا آمده است . كسي منكر احاديث دروغ نيست ... بيهوده فرافكني نكنيد . همانها كه احاديث دروغ ساختند تا حقانيت اسلام را به نفع شخصي گم كنند ، همانها نيز علاقمندند حديثي وجود نداشته باشد ... .
پاسخ ندادي ، قرآن چگونه مي تواند صحيح باشد ... ؟! و پاسخ نديدي محمد رسول اللهي كه در قرآن آمده و مسلمانان در قرآن به اطاعت از او فرمان داده شده اند چه شخصي است كه ما بايد از او اطاعت كنيم !
به اين ميگويند ( پاشنه آشيل )
بنده منتظرم !:)
taslim
Thursday 29 December 2005, 03:11PM
جناب ZXCV كه خود را مسلمان معرفي مي كني ، و جز تكرار اوهام كاري نداري !
پاسخ ندادي قرآن از كجا آمده است . كسي منكر احاديث دروغ نيست ... بيهوده فرافكني نكنيد . همانها كه احاديث دروغ ساختند تا حقانيت اسلام را به نفع شخصي گم كنند ، همانها نيز علاقمندند حديثي وجود نداشته باشد ... .
پاسخ ندادي ، قرآن چگونه مي تواند صحيح باشد ... ؟! و پاسخ نديدي محمد رسول اللهي كه در قرآن آمده و مسلمانان در قرآن به اطاعت از او فرمان داده شده اند چه شخصي است كه ما بايد از او اطاعت كنيم !
به اين ميگويند ( پاشنه آشيل )
بنده منتظرم !:)
آقاي پاشنه آشيل
آنچه مهم است فقط و فقط خود قرآن است و بس
قرآن در معرض كنكاش و تفكر ما قرار گرفته و اينكه ديگران در مورد آن چه مي گويند اصلاً اهميتي ندارد. ما منتظر ننشسته ايم تا يك حديث قرآن را تأييد كند تا بعد به تبع آن از قرآن تبعيت كنيم.اين فقط براي انسانهاي مقلد( كه خودشان اهل فكر نيستند) مهم است.
مشك آن است كه خود ببويد
نه آنكه عطار بگويد
ببين آقا جان:
يه عطاري دوتا شيشه عطر به من ميده ورو هردو نوشته عطر گل ياس. من درب اولين شيشه رو باز ميكنم و بوي گل ياس رو استشمام مي كنم و بنابر اين قبولش مي كنم. اما دومي رو كه باز مي كنم بوي لاشه مرده به مشامم مي رسه و قبولش نمي كنمو ميگم اين عطر نيست. در اينجا عطار ميگه رو هردوي اين شيشه ها نوشته شده بود"عطر گل ياس" پس چرا تو يكي از اونا رو قبول كردي اما دومي رو پس دادي؟ آيا اين اعتراض عطار نا بجا نيست؟
يعني اگه رو قرآن نوشته شده باشه" عن فلانبن فلانبن فلان" و من بدون توجه به اين برچسب خوندمش و دستگيرم شد كه داره حق رو ميگه اونوقت هر كتاب و سخني رو هم كه رو جلدش نوشته باشه "عن فلانبن فلانبن فلان " بايد بپذيرم؟ آيا اگه اين كار رو بكنم تقليد"قلاده بندگي غير خدا" رو به گردن خودم ننداختم؟
shangool_611
Thursday 29 December 2005, 05:09PM
جناب zxcv
شما دست پيش رو گرفتيد كه پس نيفتيد ، نه؟
به پست قبلي من توجه بفرماييد
صبح
Thursday 29 December 2005, 05:46PM
آقاي پاشنه آشيل
آنچه مهم است فقط و فقط خود قرآن است و بس
قرآن در معرض كنكاش و تفكر ما قرار گرفته و اينكه ديگران در مورد آن چه مي گويند اصلاً اهميتي ندارد. ما منتظر ننشسته ايم تا يك حديث قرآن را تأييد كند تا بعد به تبع آن از قرآن تبعيت كنيم.اين فقط براي انسانهاي مقلد( كه خودشان اهل فكر نيستند) مهم است.
مشك آن است كه خود ببويد
نه آنكه عطار بگويد
ببين آقا جان:
يه عطاري دوتا شيشه عطر به من ميده ورو هردو نوشته عطر گل ياس. من درب اولين شيشه رو باز ميكنم و بوي گل ياس رو استشمام مي كنم و بنابر اين قبولش مي كنم. اما دومي رو كه باز مي كنم بوي لاشه مرده به مشامم مي رسه و قبولش نمي كنمو ميگم اين عطر نيست. در اينجا عطار ميگه رو هردوي اين شيشه ها نوشته شده بود"عطر گل ياس" پس چرا تو يكي از اونا رو قبول كردي اما دومي رو پس دادي؟ آيا اين اعتراض عطار نا بجا نيست؟
يعني اگه رو قرآن نوشته شده باشه" عن فلانبن فلانبن فلان" و من بدون توجه به اين برچسب خوندمش و دستگيرم شد كه داره حق رو ميگه اونوقت هر كتاب و سخني رو هم كه رو جلدش نوشته باشه "عن فلانبن فلانبن فلان " بايد بپذيرم؟ آيا اگه اين كار رو بكنم تقليد"قلاده بندگي غير خدا" رو به گردن خودم ننداختم؟
من در جواب دشما كه بر خلاف نص صريح قرآن بر اطاعت از رسول الله ، دستورات پيامبر را رفض مي كنيد ، سوالاتي مشخص و روشن كردم :
در دين شما قرآن چيست ؟ و صحت آن از كجا ثابت مي شود ؟
شما خود خوب مي دانيد كه به محض اينكه به جواب صحيح اين سوال لب بگشائيد خود را نقض كرده ايد ... و لذا جوابي نمي گوئيد ...
اين نود و دومين نوشته از اين تاپيك است ، و جمعي كه (نه سني و نه شيعه ) هستيد اما مدعي دين اسلام جواب سوال به اين سادگي را نداده اند ... ، و مشخص است كه فقط بر روي تكرار وهم و انحراف خود قصد به كرسي نشاندن آن را داريد . اين سكوت شما در مقابل اين سوال مرا به ياد حكم (علي محمد باب) مي اندازد ، كه سوال كردن را غذغن كرده بود ... و شما نيز ظاهرا (پاسخ دادن به سوالاتي خاص را غدغن كرده ايد ).
لازم است افزوده شود عمده دشمنان اسلام نيز كه دينهاي جديدي تحت عناوين اخلاق و معنويت ميسازند ، دقيقا همين كاركردي را دارند كه شما مي خواهيد آن را تزريق كنيد ... ، معنويتي كه بدرد (پستو) مي خورد و دين را منحصر به عبادت خدا و تعاطف قلبي با پروردگار مي كند ... ، بسيار براي مهاجمين ، مجال خوبي است ... چون ديگر اينجا سيره و سنت رسول الله و خاندانش معنا ندارد ، و انسان دست به سر مي ماند كه چه كند ؟! ... و من نمي دانم از كجا بايد بفهمم ، كه هدف شما دقيقا همين نيست ؟!
zxcv
Friday 30 December 2005, 12:19AM
بسم الله
با سلام و کمال احترام
(باید از کدامین سنت پیروی کنیم)؟
این سنت ؟
ابوهريره نيز روايت كرده كه محمد گفته است اگر كسي مارمولكي را با يك ضربه بكشد يك صد عمل خوب در نامه اعمال او وارد مي شود و هر گاه كسي مارمولكي را با دو ضربه يا سه ضربه بكشد به همان نسبت اعمال نيك كمتري در نامه اعمالش وارد مي شود
يا اين سنت ؟!!!!
خوردن خاک و گل حرام است مگرخاک قبر شريف امام حسين ( ع )!!!
کربلا از کعبه معظمه اشرف است،بلکه دربعضي روايات از نجف هم اشرفتر است !!!!
اين زمين( کربلا ) خدا و ندبيست وچهار هزار سال پيش از کعبه خلق نمود .
بزرگان از علما تعبير فوق چنين استفاده کرده اند که زيارت عاشورا کلام قدسي است!!!!!
اگر اين اراجيف سنت است ؟ ما آن سنت دروغ را نمي خواهيم ! اگر جهل و ناداني را مي خواهند به عنوان سنت رسول الله قالب کنید ؟ ما آن سنت را نمي خواهيم ! اگر آن چیزی را که باعث تفرقه مسلمانان شده ، نامش سنت است ؟ ما آن سنت را نمي خواهيم ! اگر با بهانه سنت براي خدا شريک قائل شده ايد ؟ ما آن سنت را نمي خواهيم ! اگر با استفاده از سنت براي خود معبودانی با نام مهدي یا المهدي ساخته ايد ؟ ما آن سنت را نمي خواهيم !
کتابها از احاديث جعلی نوشتند و نام آن را سنت رسول الله گذاشتند و اطاعت از آن را مانند قران واجب دانستند و ندانستند که براي کلام خدا شريک قائل شدند
مي خواهند سراغ متشابهات قران بروند و اينطور وانمود کنند که پاسخ آن متشابهات در سنت مورد قبول فرقه شان وجود دارد ! اما نمي دانند که آنان ادامه دهنده داستان قوم بني اسرائيل هستند ! آنجايي که خداوند قرباني کردن گوساله ايي را به آن قوم لجوج امر کرد ، ولي بهانه آوردند که آن قربانی بايد چگونه گوساله ايي باشد ؟!!!
و آنهايي هم که همکنون مي خواهند با استفاده از سنت، احکام جديدي را به دين بچسبانند ، نمي دانند که در حال بهانه گيري هستند !
قران حاوي تمام احکامي است که براي سعادت انسان کافي است و احکامي که بر پايه احاديث در طول اين 1400بر دين اسلام عزیز وصل کردند ، تداعي کننده همان بهانه گيريهاي قوم بني اسرائيل است که فرمان خداوند را کامل ندانستند !
مثلا حديث مي آورند که ريش گذاشتن جزء سنت رسول الله بوده !؟!!! و بر اين اساس حکم تراشيدن ريش را به حرام خدا اضافه مي کنند !!!! و اين است بلاي سنت دروغ ! و دسيسه شيطان !
سالها سوختيم و ساختيم که چرا بايد عاقبت اسلام نازنين اينچنين باشد ؟! مگر ما همه پيرو یک کتاب واحد نيستيم ؟ ! مگر ما همه نام خود را مسلمان نگذاشته ايم ؟ مگر ما همه خود را امت محمد نمی نامیم ؟! چرا بايد هر فرقه ایی پرچم (انا الحق) خود را بردارد و فرقه مقابل را تکفير و رد کند ؟
سالهاست که به جان هم افتاده اند ! و دين و آئين خود را وقف اين کرده اند که ثابت کنند که چرا صدهها سال پيش فلان شخص اين کار را کرده يا نکرده ؟!! يا فلاني بايد حاکم مي شده يا نمی شده ؟!! يا باید فلان ملک به اسم او می شده یا نمی شده ؟!!!
اصل توحید را زیر پا گذاشتند ! فرامین قران را اطاعت نکردند ! خدا را ناشکری کردند ! و نام خود را شیعه یا سنی گذاشتند و سالها با هم جنگیدند که مثلا ثابت کنند که در شورای سقیفه خیانت شده یا مصلحت ؟!!!
خدايا ؛ اين همه جهل و ناداني فرقه ها کي تمام مي شود ؟
وسلام يا الله
min
Friday 30 December 2005, 12:24AM
بسم الله
با سلام و کمال احترام
(باید از کدامین سنت پیروی کنیم)؟
این سنت ؟
يا اين سنت ؟!!!!
اگر اين اراجيف سنت است ؟ ما آن سنت دروغ را نمي خواهيم ! اگر جهل و ناداني را مي خواهند به عنوان سنت رسول الله قالب کنید ؟ ما آن سنت را نمي خواهيم ! اگر آن چیزی را که باعث تفرقه مسلمانان شده ، نامش سنت است ؟ ما آن سنت را نمي خواهيم ! اگر با بهانه سنت براي خدا شريک قائل شده ايد ؟ ما آن سنت را نمي خواهيم ! اگر با استفاده از سنت براي خود معبودانی با نام مهدي یا المهدي ساخته ايد ؟ ما آن سنت را نمي خواهيم !
کتابها از احاديث جعلی نوشتند و نام آن را سنت رسول الله گذاشتند و اطاعت از آن را مانند قران واجب دانستند و ندانستند که براي کلام خدا شريک قائل شدند
مي خواهند سراغ متشابهات قران بروند و اينطور وانمود کنند که پاسخ آن متشابهات در سنت مورد قبول فرقه شان وجود دارد ! اما نمي دانند که آنان ادامه دهنده داستان قوم بني اسرائيل هستند ! آنجايي که خداوند قرباني کردن گوساله ايي را به آن قوم لجوج امر کرد ، ولي بهانه آوردند که آن قربانی بايد چگونه گوساله ايي باشد ؟!!!
و آنهايي هم که همکنون مي خواهند با استفاده از سنت، احکام جديدي را به دين بچسبانند ، نمي دانند که در حال بهانه گيري هستند !
قران حاوي تمام احکامي است که براي سعادت انسان کافي است و احکامي که بر پايه احاديث در طول اين 1400بر دين اسلام عزیز وصل کردند ، تداعي کننده همان بهانه گيريهاي قوم بني اسرائيل است که فرمان خداوند را کامل ندانستند !
مثلا حديث مي آورند که ريش گذاشتن جزء سنت رسول الله بوده !؟!!! و بر اين اساس حکم تراشيدن ريش را به حرام خدا اضافه مي کنند !!!! و اين است بلاي سنت دروغ ! و دسيسه شيطان !
سالها سوختيم و ساختيم که چرا بايد عاقبت اسلام نازنين اينچنين باشد ؟! مگر ما همه پيرو یک کتاب واحد نيستيم ؟ ! مگر ما همه نام خود را مسلمان نگذاشته ايم ؟ مگر ما همه خود را امت محمد نمی نامیم ؟! چرا بايد هر فرقه ایی پرچم (انا الحق) خود را بردارد و فرقه مقابل را تکفير و رد کند ؟
سالهاست که به جان هم افتاده اند ! و دين و آئين خود را وقف اين کرده اند که ثابت کنند که چرا صدهها سال پيش فلان شخص اين کار را کرده يا نکرده ؟!! يا فلاني بايد حاکم مي شده يا نمی شده ؟!! يا باید فلان ملک به اسم او می شده یا نمی شده ؟!!!
اصل توحید را زیر پا گذاشتند ! فرامین قران را اطاعت نکردند ! خدا را ناشکری کردند ! و نام خود را شیعه یا سنی گذاشتند و سالها با هم جنگیدند که مثلا ثابت کنند که در شورای سقیفه خیانت شده یا مصلحت ؟!!!
خدايا ؛ اين همه جهل و ناداني فرقه ها کي تمام مي شود ؟
وسلام يا الله
يكبار ديگر هم خدمت شما گفته ام كه اين اعتف=قادات اعتقادات شيعه نيست ولي خوب ميخ آهني نرود در سنگ
zxcv
Friday 30 December 2005, 12:58AM
بسم الله
با سلام و کمال احترام
اين نود و دومين نوشته از اين تاپيك است ، و جمعي كه (نه سني و نه شيعه ) هستيد اما مدعي دين اسلام جواب سوال به اين سادگي را نداده اند .
کاربر محترم جناب صبح ، لطفا به نقل قولها زیر توجه کنید .
اما قران کلامی است که قابل تحریف نیست ، در بین همه مسلمانان یک کتاب واحد است , و دعوت قران فقط به فطرت اولیه انسان یعنی عبادت خالصانه خدای واحد است و این است دلیل معجزه بودن قران وبهانه اصلی ما در اینکه فقط قران را به عنوان امام خود می دانیم .
يه عطاري دوتا شيشه عطر به من ميده ورو هردو نوشته عطر گل ياس. من درب اولين شيشه رو باز ميكنم و بوي گل ياس رو استشمام مي كنم و بنابر اين قبولش مي كنم. اما دومي رو كه باز مي كنم بوي لاشه مرده به مشامم مي رسه و قبولش نمي كنمو ميگم اين عطر نيست. در اينجا عطار ميگه رو هردوي اين شيشه ها نوشته شده بود"عطر گل ياس" پس چرا تو يكي از اونا رو قبول كردي اما دومي رو پس دادي؟ آيا اين اعتراض عطار نا بجا نيست؟
مطمئن هستم جنابعالی که فردی اهل علم و منطق هستید، منظور از گفته های بالا را به راحتی درک می کنید.
در ضمن اثبات معجزه بودن قران با استفاده از احادیث، مانند این است که کسی بخواهد با نور چراغ قوه ایی ، خورشید را نشان دهد ! مطمئنا امکان ندارد!!!!
( معجزه بودن قران را می توان ازخود آیات نورانی قران فهمید، اما فقط کمی لطف خدا می خواهد )
وسلام یا الله
-آزاد-
Friday 30 December 2005, 09:23AM
با وجود این آیات چگونه کسی که خود را پیرو قران می داند سخن پیامبر (ص) را کنار می گذارد و تنها قران را امام خود می شمارد؟؟؟
قران این نوع قران گرایی را رد کرده است!!
دوستان عزیز به آیات زیر دقت کنید
سوره نوح آیه 3-1
انا ارسلنا نوحا الی قومه ان انذر قوک من قبل ان یاتیهم عذاب الیم
قال یا قوم انی لکم نذیر مبین
ان اعبدوا الله و اطیعون
ما نوح را به رسالت فرستادیم تا قومش را بیم دهد پیش از آنکه عذابی دردناک بر آنها وارد شود
نوح به قومش گفت من برای شما بیم دهنده ای آشکار هستم و سخنم این است که خدا را بپرستید و از او بترسید و از من اطاعت کنید
حضرت هود ( آیه 126 سوره شعراء ):
فاتقوا الله و اطیعون
ای قوم از خدا بترسید و از من اطاعت کنید
حضرت صالح (آیه 144 سوره شعراء):
فاتقوا الله و اطیعون
ای قوم از خدا بترسید و از من اطاعت کنید
حضرت لوط ( آیه 163 سوره شعراء ):
فاتقوا الله و اطیعون
ای قوم از خدا بترسید و از من اطاعت کنید
حضرت شعیب ( آیه 179 سوره شعراء ):
فاتقوا الله و اطیعون
ای قوم از خدا بترسید و از من اطاعت کنید
حضرت عیسی ( آیه 50 سوره آل عمران ):
فاتقوا الله و اطیعون
ای قوم از خدا بترسید و از من اطاعت کنید
همه پیامبران و پیامبر اسلام (ص) ( سوره نساء آیه 64 ):
و ما ارسلنا من رسول الا لیطاع باذن الله و لو انهم اذ ظلموا انفسهم جاووک فاستغفروا الله و استغفر لهم الرسول لوجدو ا الله توابا رحیما
ما پیامبران را نفرستادیم مگر برای آنکه به خواست خداوند مورد اطاعت واقع شوند. و اگر کسانی که با گناه به خود ظلم کرده اند به تو ای پیامبر روی آورند و پیامبر برایشان طلب آمرزش کند در اینصورت خداوند را بسیار توبه پذیر و مهربان می یابند.
اطاعت از پیامبر(ص) فرمان خدا و تنها راه هدایت انسانها ( سوره نور آیه 54 ):
قل اطیعوا الله و اطیعوا الرسول فان تولوا فانما علیه ما حمل و علیکم ما حملتم و ان تطیعوه تهتدوا و ما علی الرسول الا البلاع المبین
بگو از خداوند و رسولش اطاعت کنید پس اگر روی بر گردانید او در گرو عمل خودش و شما در گرو عمل خودتان هستید ( اگر از او اطاعت نکنید پیامبر به شما فایده ای نمی رساند ) و اگر از او اطاعت کنید هدایت می شوید. پیامبر تنها برای ابلاغ آشکار مسئولیت دارد.
در حدود صد آیه از قران خداوند مسلمانان را به اطاعت همه جانبه و بی قید و شرط از پیامبر (ص) امر کرده است
( سوره نساء آیه 59 ):
یا ایها الذین آمنوا اطیعو الله و الرسول و اولی الامر منکم فان تنازعتم فی شیء فردوه الی الله والرسول.
ای کسانی که ایمان آورده اید از دستورات خداوند و رسولش (ص) و صاحبان امرتان (ع) اطاعت کنید
با وجود این آیات روشن، کسی که تنها قران امامش باشد راهی جز دوزخ ندارد!!!
اینها کسانی هستند که بقول قران بوسیله قران گمراه می شوند ( یضل به کثیرا )
هستي
Friday 30 December 2005, 11:19AM
بسمه تعالي
جناب زد ايكس
با انكه نمي خواهم وارد بحث هاي تكراري شما بشوم كه بارها جواب داده شده اند, اما گاه نا گزير مي شوم.
اينكه كدام سنت؟پس از پذيرش سنت است.
" حقيقت انكه ترديد در حجيت وسنديت سنت يا انكار ان ترديد در ضروريات ديني وانكار انها است وكسي كه منكر ضروريات ديني باشد در اين مقام ما را با او بحثي نيست وبا او مباحث اصولي تري بايستي عنوان كرد واز مراحل ابتداي تر اغاز نمود.
زيرا كسي كه اصل واساس دين را قبول ندارد ومسلمان نيست طبعا از اين گونه مباحث فرعي بر كنار بوده وبا او بايد اصولي تر بحث نمود."
اما دلائل قراني
ايه 58 سوره نسا :اطيعوالله واطيعوالرسول
ايه7 سوره حشر :ما اتاكم الرسول فخذوه وما نهاكم عنه فانتهوا
ايه 3 سوره نجم: وما ينطق عن الهوي ان هو وحي الا يوحي
كه اين ايات برحجيت كلام پيامبر دلالت دارند.
گزيده ازاستاد محمد تقي حكيم
zxcv
Friday 30 December 2005, 10:00PM
بسم الله
با سلام و کمال احترام
کاربر گرامی هستی
شما سنت رسول الله را به من نشان دهید تا من هم اطاعت کنم ؟!!!
مگر نمی دانید که همکنون تمام فرقه های اسلامی هر کدام به نوبه خود داعیه تبعیت از سنت صحیح پیامبر را می نمایند ؟!!! اکنون بفرمائید که کدام فرقه صحیح می گوید ؟!!!
یعنی کدام فرقه توانسته به احادیثی برسد که توسط آن بتواند راه و روش صحیح زندگی پیامبر را درک کند ؟!!!
وسلام یا الله
صبح
Friday 30 December 2005, 10:30PM
در نود و نهمين نوشته ام ، و پس از دورهاي كلان و بي فايده دوباره ، هنوز به پاسخ سوالم نرسيده ام !
سوال مي كنم :
قرآن از كجا آمده است ؟
صحت آن از كجا ثابت مي شود
رسول الله (ص) كيست ؟جواب مي شنوم :
قرآن كلامي است كه قابل تحريف نيست
پاسخ ندادند كه چطور قابل تحريف نيست . همين الآن در كشورهاي خليج كتابي بنام (فرقان الحق) پخش شده است كه بسياري از آيات قرآن را حذف و جايگزين كرده . اگر شخصي با مقداري دلايل چند آيه را بياورد و به شما بگويد اين كتابي قوي است شما چگونه بدون تاريخ قرآن و حديث آن مي خواهيد ثابت كنيد اين قرآن محرّف نيست ؟
روي دو شيشه عطر بد بو و خوش بو ، نوشته عطر ياس ... ! بد بو را كه قلابي است پس مي دهم !
اين حرف خطرناك بدان مفهوم است كه ايشان مرجع تشخيص خوش بوئي و بدبوئي عطرها هستند ، آنچه كه ايشان بگويند خوب است ... خوب است و آنچه كه از نظر ايشان بد بيايد ، بد است و بقيه بايد تقليد كنند ... اصلا دلايل ديگران هم مهم نيست و بايد دور ريخته شود . بوي اومانيسم هم بدجوري مي آيد . آيا به نظر خوانندگان محترم اين جواب سوال من است ؟! :p
99 :)
shangool_611
Saturday 31 December 2005, 01:06AM
جناب zxcv
شما حق انتخاب نداريد كه كدوم سنت رو بپذيريد
كه البته فرق چنداني هم نمي كنه
در هر حال شما اگر مسلمون هستيد (چه شيعه و چه سني و ...) موظف به پيروي از سنت رسول الله هستيد . كه دين اسلام در حديث كامل ميشه .
منم چند نمونه از حديث هاي نبوي رو خدمتتون عرض كردم كه از مهتمرين و معتبرترين كتابهاي جهان اسلام هستند .
zxcv
Saturday 31 December 2005, 01:55AM
شما حق انتخاب نداريد كه كدوم سنت رو بپذيري]كه البته فرق چنداني هم نمي كنه
در هر حال شما اگر مسلمون هستيد (چه شيعه و چه سني و ...) موظف به پيروي از سنت رسول الله هستيد . كه دين اسلام در حديث كامل ميشه .
منم چند نمونه از حديث هاي نبوي رو خدمتتون عرض كردم كه از مهتمرين و معتبرترين كتابهاي جهان اسلام هستند .
بسم الله
با سلام و کمال احترام
کاربر محترم شما اشتباه می کنید !
اسلام عزیزم از این اراجیف تهی است ؛ اما اگر بعضی ها می خواهند که این دروغها را به دینشان بچسبانند به خودشون مربوط است !
سالهاست که به ما آموزش دادند که سنت را باید مانند قران قبول کنیم و با این حیله هر دروغی را به اسم سنت به مردم قالب کردند و آنچنان پیش رفتند که دین خود را فدای مذهب خود کردند .
خدای مسلمانان همان خدایی است که شما در زمزمه خود با معبود معرفی کردید، اما اگر فرقه ها می خواهند با استفاده ار دروغ او را جور دیگری معرفی کنند، نام آنها را همان شیعه یا سنی بگذاریم بهتر است.
مسلمان خدایی دارد مهربان و بخشنده، که نه با خشونت نسبت به بی گناه موافق است و نه شریکی را در کنار خود تحمل می کند . اکنون اگر شما می خواهید نام او را اهورا مزدا بگذارید به خودتان مربوط است، برای ما نام او الله است .
وسلام یا الله
min
Saturday 31 December 2005, 02:04AM
[I]بسم الله
با سلام و کمال احترام
کاربر محترم شما اشتباه می کنید !
اسلام عزیزم از این اراجیف تهی است ؛ اما اگر بعضی ها می خواهند که این دروغها را به دینشان بچسبانند به خودشون مربوط است !
سالهاست که به ما آموزش دادند که سنت را باید مانند قران قبول کنیم و با این حیله هر دروغی را به اسم سنت به مردم قالب کردند و آنچنان پیش رفتند که دین خود را فدای مذهب خود کردند .
خدای مسلمانان همان خدایی است که شما در زمزمه خود با معبود معرفی کردید، اما اگر فرقه ها می خواهند با استفاده ار دروغ او را جور دیگری معرفی کنند، نام آنها را همان شیعه یا سنی بگذاریم بهتر است.
مسلمان خدایی دارد مهربان و بخشنده، که نه با خشونت نسبت به بی گناه موافق است و نه شریکی را در کنار خود تحمل می کند . اکنون اگر شما می خواهید نام او را اهورا مزدا بگذارید به خودتان مربوط است، برای ما نام او الله است .
وسلام یا الله
سالها است كه دين را اشتباه فهميده اي
در اشتباهت بمان
خود را به خواب بزن و بيدار نشو
همين را ه راه خوبي است براي رسيدن به جهنم
هستي
Saturday 31 December 2005, 09:27AM
بسمه تعالي
جناب زد ايكس
نوشته ايد از كدام سنت؟
براي رسيدن به احاديث صحيح راهايي وجود دارد كه قبلا امده است ومي توانيد به همان نوشته ها مراجعه نمائيد.
اما در مورد اينكه قران امام شماست.وما مي گوئيم جايگاه پيامبر كجاست؟
در ايه اي كه قران را تبيان همه چيز ميداند يعني ايه 89 سوره نحل امده است:
"ويوم نبعث في كل امه شهيدا عليهم من انفسهم وجئنا بك شهيدا علي هولا, ونزلنا عليك الكتاب تبيانا لكل شيي وهدي ورحمه وبشري للمسلمين.
روزي كه ما از ميان هر امتي گواهي از خود انها بر انهامبعوث مي كنيم وترا شاهد وگواه بر انان مي اوريم وما قران را كه بيان كننده هر چيزي است وهدايت ورحمت وبشارت براي مسلمانان بر تو نازل كردهايم.
كمي تامل كنيد مي بينيد كه حتي تبيان بودن قران هم در اخر ايه اي امده است كه پيامبر را گواه مي داند واورا مي اورد كه چگونه به بيان وشيوه او ارج نهاده اند؟
در واقع معيار اخرين قضاوت پيامبر است.
اما در مورد تبيان بودن قران نيز بخشي از ايات مربوط به احكام است كه پيامبر انها را بيان كرده است.ومن نمي دانم چگونه مي توان انها را بدون روش وبيان پيامبر فهميد و انجام داد؟
zxcv
Sunday 1 January 2006, 07:42PM
بسم الله
با سلام و کمال احترام
کاربر گرامی هستی ،
صراحت آیات قران موجود است که قران را برای سعادت و رستگاری بشر کافی دانسته و مطمئنا فرامین رسول الله هم در حیطه همین فرامین قران بوده است .
اما بحث این نیست که ما می گوئیم که خدای نکرده فرامین رسول الله نباید اطاعت شود ، اما مسئله بر سر این موضوع است که چگونه می شود که فرامین رسول الله بدست ما صحیح و سالم رسیده باشد ؟!!
هستی محترم ، شاید این روزها بحث افسانه هولوکاست را شنیده باشید ، کار به صحت یا کذب بودن داستان نداریم ، اما اتفاقی که بر طبق گفته عده ایی ، میلیونها انسان در آن سوزانده شده اند و بر طبق آن ادعا ، دهها کتاب و فیلم درست کرده اند که حتی انکار آن در جوامع غربی تخلف محسوب می شود ! می بینیم که اکنون اصولا صحت آن زیر سوال می رود !
توجه می کنید ! تاریخ همین است ؛ روزی مصدق انسانی انقلابی می شود و فقط بعد از تنها یکی دو سال بعد از انقلاب همین جناب مصدق انسانی ضعیف و تحت تاثیر معرفی می شود! که همکنون اگر از نسل سوم انقلاب در مورد شخصیت مصدق سوال کنیم پاسخی به جز اینکه ؛ مصدق انسانی ضد مراجع بود ؛ ندارد!!!
مطالب فوق به معنی این است که تاریخ را حکومتها می نویسند نه حقیقت گویان !
اکنون باید به مسئله سنت برسیم .
سنت بر پایه نقل قول یا همان گفته های گویندگان احادیث رسول الله نوشته می شود . ویکی از گویندگان گفته های تاریخی که خود هم جزو تاریخ است ابوهریره می باشد، که بسیاری از جوامع اهل سنت بر پایه گفته های ایشان سنت رسول الله را ترسیم کرده اند ! یعنی علمای علم حدیث اهل سنت به این نتیجه رسیده اند که ابوهریره شخصی صادق و قول او حجت است ! ولی می بینیم که در جوامع شیعه قضیه برعکس می باشد و سنت را بر پایه راویان دیگر ترسیم می کنند .
بنابر این می بینیم که سنت هم مانند تاریخ بر اساس جغرافیا و حکومت و شرایط دیگر متغیر است !!!!
بنابر این سنتی که اینچنین اختلاف وسعی بین دریافتهای علما از او دارد که حتی نمی تواند که مسئله نماز را بین مسلمین به صورت واحد در بیاورد ، مطمئنا نمی تواند در احکام دیگر کمکی به پیشبرد اسلام بنما ید .
هستی محترم ، در واکنش اول شاید با این اعتقاد ما که می گوئیم که( قران برای ما کفایت می کند) ، برخورد منفی داشته باشید ! اما اگر کمی دقیقتر و بدور از تعصبات مذهب ابا و اجدادی به قران نگاهی دیگر بنمائید ، درک می کنید که 114سوره قران می تواند که برای رستگاری کامل و کافی باشد .
وسلام یا الله
هستي
Sunday 1 January 2006, 09:18PM
بسمه تعالي
اما در مورد تاريخ
تاريخ را علم بررسي جوامع گذشته مي دانند.
بدون تاريخ يعني اينكه ما گذشته همه ملتها وكشورها وسرگذشتها را دور بريزيم وبگوئيم اين انسانهايي كه مي بينند همين ها هستند بدون هيچ هويتي وسابقه اي.
اين خنده دار ترين حرفي است كه من تا به حال در باره بي ارزشي تاريخ شنيده ام.قران هم يكي از منابع معرفت را تاريخ وسنت هاي پيشينيان مي داند.
درست است كه مورخان از ديدگاه خودشان تاريخ نوشته اند اما اين به اين معنا نيست كه هيچ اتفاقي در تاريخ رخ نداده است.
تاريخ شناسان مي گويند كه براي باز سازي يك قطعه از تاريخ بايد كتابهاي مختلف را در كنار هم قرار داد وبه اسناد غير مكتوب هم مراجعه كرد تا بتوان يك قطعه از تاريخ را دقيق باز سازي كرد.
سخت است اما به زحمتش مي ارزد.
بررسي احاديث هم همين طور است.سخت است اما به درك حقيقت مي ارزد.
zxcv
Sunday 1 January 2006, 10:33PM
بسم الله
با سلام و کمال احترام
کاربر محترم هستی .
ما در مورد تاریخی صحبت می کنیم که می خواهیم بر پایه آن تاریخ ، دین خود را ترسیم کنیم و وجود دروغ در آن، باعث تباه دنیای و آخرت ما می شود بنابر این باید خیلی نسبت به آن حساس باشیم !
به گمانم شما هم قبول دارید سنت هم خود یک نوع تاریخ است ، که باید دقیق و کاملا خالی از دروغ باشد که بتوانیم از آن به خوبی استفاده کنیم .
من برای شما دو مثال آوردم که شما متوجه بشوید که در این دوران با وجود دستگاه های پیشرفته ثبت تاریخ، اما در مورد حادثه عظیمی مانند افسانه هولوکاست به نقطه ایی می رسیم که اصولا وقوع آن زیر سوال می رود ، در صورتی که این واقعه به فرض صحت آن تنها 67سال از وقوع آن گذشته است! بعد از آن می خواهیم دینتان را از تاریخی برداشت کنیم که از جاده های پر فراض و نشیب تاریخ 1400ساله گذشته و هر قدرت و حکومتی آمده به میل خود از آن کم و به آن اضافه کرده است .
شما فقط به این نمونه ازحب و بغضهای تاریخی که نشئت گرفته از تغییر حکومتها می باشد ، توجه کنید ! تاریخ نویسان در قبل از انقلاب از رضا شاه ( پدر شاه ) فقط خوبی ها و محسنات می نوشتند! ولی همین اسطوره و مرد عمل و نظامی کارامد در بعد از انقلاب می شود فردی بی اراده و خائن !!!!!
باید به کدامین تاریخ اعتماد کرد ؟!!! به فرض صحت تاریخ بعد از انقلاب ، اگر خدای نکرده انقلاب اسلامی پیروز نمی شد، باید همکنون کودکان ما در درسهای خود می خواندند که ( رضا شاه، کسی بود که ایران را بسوی دمکراسی و تمدن سوق داد )!!!!! ما در مورد تاریخ همین سی چهل ساله صحبت می کنیم که اینچنین دچار تحریف و دستبرد حکومتها قرار گرفته!
بنابر این واقعاجای تعجب دارد که بخواهیم با تاکید در مورد صحت تاریخی صحبت کنیم که مربوط به صدهها سال قبل می باشد و عجیبتر اینکه بخواهیم که دین خود را بر پایه همین تاریخ بنا نهیم و از این هم عجیبتر آنجاست که آن را همردیف قران کنیم !!!!
وسلام یا الله
هستي
Monday 2 January 2006, 06:02AM
بسمه تعالي
جناب زد ايكس
در مورد ارزيابي تاريخ نياز به كار شناس است.
ودر مورد حديث هم همين طور.
كسي نگفته كه كسي كتابهاي حديث را بردارد وورق بزند وبه هر حديثي هم استناد كند.حديث شناسي هم فني است كه من وشما نمي دانيم.
اما براي رسيدن به حقيقت زحمت هم لازم است براي مثال علامه اميني را ببينيد.براي رسيدن به حقيقت همه كتابهاي حديثي اهل سنت وشيعه را به ارزيابي كشيده است تا كتابش را نوشته است.
شما براي ساده تر شدن كار خودتان مي گوئيد همه چيز را دور بريزيم وبه دين ابتر وناقصي دل خوش كنيم.ديني كه حتي كلام پيامبر هم دران جايي ندارد.
zxcv
Tuesday 3 January 2006, 10:20PM
بسم الله
با سلام و کمال احترام
کاربر محترم هستی .
مطمئنا علامه امینی در تحقیق خود نهایت تلاش خود را انجام داده است که بتواند به منابع صحیح سنت رسول الله برسد! اما سوال اینجاست که مگر ابو عبد الله محمد بن اسمعيل بخارى بدون تحقیق و مطالعه ،صحیح خود نوشته است ؟!!! چگونه می شود که او با این همه تحقیق و مطالعه ، ابوهریره را راوی صادق می داند و علامه امینی خیر ؟!!! چرا باید علمای علم حدیث با وجود این همه مطالعه و دقت نتوانند به نتیجه واحدی در مورد سنت برسند ؟!!!
کاربر گرامی هستی ، همینطور که شما معتقدید که کاتبین صحاح اهل سنت با آن همه تحقیق نتوانسته اند که به سنت رسول الله برسند ، باید قبول کنید که علمای سایر فرق هم نمی توانند که به هدف خود نائل شوند ! واین شکلیت و جوهره تاریخ است که به ناچار باید با تحریف به آیندگان برسد و شاید یکی از دلایل نزول کتب آسمانی هم همین بوده که از تحریف تاریخ جلوگیری شود ، اما نه هر تاریخی بلکه آن قسمتی از عبور تاریخ که برای هدایت بشر کافی می باشد .
لطفا نگاهی به یکی دیگر از اختلافات تاریخی فرقه ها بیاندازید.
جناب عمر خلیفه دوم مسلمین ، در جوامع اهل سنت ایشان را بعنوان یکی از اصحاب خاص رسول الله می دانند و توهین به ایشان را توهین به اسلام محسوب می کنند ! یعنی علمای اهل سنت با تحقیق بسیار به این نتیجه تاریخی رسیده اند که جناب عمر جزئی از مجموعه پاکان عصر رسول الله بوده و ایشان خلیفه بر حق و شجاع و او کسی بوده که بسیاری از فتوحات اسلامی در دوران حکومت ایشان به وقوع پیوسته است .
اما علمای تاریخ شیعه، همان جناب عمر را فردی غاصب ، ضعیف و ناپاک می دانند !!!!! آن هم بر طبق تحقیقات محققین خود !!!!
اکنون تاریخ صحیح کدام است ؟!!! آنچه اهل سنت می گوید یا آنچه شیعیان می گویند ؟!! هر دو ادعای تحقیق و مطالعه در مورد منابع سنت و تاریخ دارند اما این کجا و آن کجا !!!!!
___________________________________________
تلک امه قد خلت ، لها ما کسبت و لکم ما کسبتم و لا یسئلون عما کانوا یعملون (بقره -134)
اینها طبقه ایی بودند که از بین رفتند ، هر کار نیک و بدی کردند برای خودشان بود ، شما مسئول اعمال خود هستید ، اعمال نیک و بد دیگران ارتباطی با شما ندارد .
لطفا شما بفرمائید منظور از آیه فوق چیست ؟!!
وسلام یا الله
صبح
Wednesday 4 January 2006, 12:14AM
سلام
اين يكي ديگر از پاشنه آشيل هاي وهابي هاست ! :) با اين عقايد فشل مي شود قرآن را نيز كنار گذاشت بنده در تعجبم اينها چرا هنوز به قرآن پابندند .
قال الله تعالى { لقد كان في قصصهم عبرةٌ لأولي الألباب };
در داستانهاي آنها ، عبرتهائي براي خردمندان است .
خداوند بارها در قرآن بازگو كردن داستانهاي امتهاي پيشين را عبرت گرفتن اهل خرد مي داند ... ولي اينجا ديگر از امت پيامبر نبايد پند گرفت ! حتي اگر خداوند گفته باشد اطيعوا الله و اطيعو الرسول و اولي الامر منكم ... حتي اگر خداوند در قرآن به پيامبر گفته باشد به مخاطبان خود بگو ( لا أسئلکم عليه اجرا الا المودة فی القربی )...
شما مسلما براي كار آنها سوال نمي شويد ، اما براي كار خودتان و از آنچه كه ديديد و بايد عبرت مي گرفتيد و مي آموختيد ، قطعا سوال خواهيد شد . بايد ببينيم سطح تفكر شما در كجا گير است كه اين آيه را براي فراموش كردن سنت پيامبر و اطاعت از او شاهد مي آوريد !!!!
نه عزيزم با اين دينهاي پوشالي نمي شود سر ايراني جماعت را شيره ماليد ! :) " اعمال نیک و بد دیگران ارتباطی با شما ندارد " هم يك دروغ ديگري است كه در آيه پيدا نمي شود و شما از خودتان اضافه كرديد . آيه فرموده است شما در مورد عمل آنها سوال نمي شويد ... اما در مقابل عمل خود مسئوليد ... و عمل ما وابستگي زيادي به تاريخ و عبرتهاي آن دارد .
راستي نگفتيد ( قرآن از كجا آمده است ) !
109 :)
ياور
Wednesday 4 January 2006, 12:15AM
يا الله
اللهم صل علي محمد و ال محمد
براي هر چيز حق و ميزاني است و اسلام هم سنگ محك _ ترازو_ و وسيله سنجشي دارد
لذا مي بينيم اگر سنگ محك تاريخ و يا احاديث و روايات باشند كه وامصيبتا
احاديث و روايات در صورتي كه موافق قران باشند مي توانند ما را بهتر در درك و فهم ايات كمك كنند
اما تاريخ پر است از سياهي و راست و دروغ و نه مي توان ان را كنار گذاشت و نه بدان استناد كرد
يا الله
صبح
Wednesday 4 January 2006, 12:23AM
يا الله
اللهم صل علي محمد و ال محمد
براي هر چيز حق و ميزاني است و اسلام هم سنگ محك _ ترازو_ و وسيله سنجشي دارد
لذا مي بينيم اگر سنگ محك تاريخ و يا احاديث و روايات باشند كه وامصيبتا
احاديث و روايات در صورتي كه موافق قران باشند مي توانند ما را بهتر در درك و فهم ايات كمك كنند
اما تاريخ پر است از سياهي و راست و دروغ و نه مي توان ان را كنار گذاشت و نه بدان استناد كرد
يا الله
خوب بله اگر من هم مثل معاويه شخصي مثل ابوهريره داشتم كه در هجده ماه سه هزار حديث از پيامبر مي ساخت ... و بعد از عصر ارتباطات اين افتضاحات بين عام لو مي رفت خوب من هم زير آب حديث و سنت پيامبر را ميزدم ! و يك چيزهائي شبيه به (پاكديني) عرضه مي كردم ! :o ظاهرا زحمت (بقاي حكومت) كمتر از (عمل به سنت رسول الله است ) ...:p و اصلا به زحمتش نمي رسد همچون آية الله خوئي از عشق خود به سيرة رسول الله بنشيني و 24 جلد كتاب بنويسي كه كدامها ابوهريره هستند و كدامها عمار و ابوذر و سلمان ! .... گوئي كه تاريخ جرم كرده است كه قبل از روز تولد شما ، وجود داشته است و بايد نابود شود . :cool:
صبح
Wednesday 4 January 2006, 12:28AM
مطمئنا علامه امینی در تحقیق خود نهایت تلاش خود را انجام داده است که بتواند به منابع صحیح سنت رسول الله برسد! اما سوال اینجاست که مگر ابو عبد الله محمد بن اسمعيل بخارى بدون تحقیق و مطالعه ،صحیح خود نوشته است ؟!!! چگونه می شود که او با این همه تحقیق و مطالعه ، ابوهریره را راوی صادق می داند و علامه امینی خیر ؟!!! چرا باید علمای علم حدیث با وجود این همه مطالعه و دقت نتوانند به نتیجه واحدی در مورد سنت برسند ؟!!!
به اين مي گويند منطق ، آية الله اميني تحقيق كرده ... بخاري هم تحقيق كرده ! پس چون هر دو تحقيق كرده اند و نتيجه تحقيقات آنها با هم تناقض دارد هر دو باطل است :smile21: .
112!
:smile55:
معيين
Wednesday 4 January 2006, 05:55AM
علامه اميني را ببينيد.براي رسيدن به حقيقت همه كتابهاي حديثي اهل سنت وشيعه را به ارزيابي كشيده است تا كتابش را نوشته است.
اگر از كتاب علامه اميني براي شما حديث غير قرآن بياورم به دور باطل خود اعتراف ميكنيد؟
يا الله
معيين
معيين
Wednesday 4 January 2006, 05:56AM
منظورم حديث متضاد با قرآن است
هستي
Wednesday 4 January 2006, 08:27AM
بسمه تعالي
علامه اميني يك محقق است نه يك معصوم.(كه اگر تضادي پيدا شد مهم باشد)
شما بهتر است به همان ايات قران جواب بدهيد.اگر كتابي هم در اين مورد مراجعه مي كنيد ان را معرفي كنيد تا ما مجبور نباشيم براي درك حرفهاي شما از خودتان بپرسيم.(چون مذهبتان مشخص نيست)
بهر حال اين سوالات بي جواب مانده اند:
در مورد اولوالامر در ايه" اطيعو الله واطيعو الرسول واولي الامر منكم"
وايه "ومن يطع الرسول فقد اطاع الله "
و
لتبين للناس ما نزل اليهم
وان تطيعوه تهتدوا.
min
Wednesday 4 January 2006, 11:14AM
يا الله
اللهم صل علي محمد و ال محمد
براي هر چيز حق و ميزاني است و اسلام هم سنگ محك _ ترازو_ و وسيله سنجشي دارد
لذا مي بينيم اگر سنگ محك تاريخ و يا احاديث و روايات باشند كه وامصيبتا
احاديث و روايات در صورتي كه موافق قران باشند مي توانند ما را بهتر در درك و فهم ايات كمك كنند
اما تاريخ پر است از سياهي و راست و دروغ و نه مي توان ان را كنار گذاشت و نه بدان استناد كرد
يا الله
چه جالب
حالا اگر ما بخواهيم روايات و احاديث و تاريخ را حذف كنيم آيا اسلام را مي شود فقط از رو.ي قرآن پياده كرد ؟
بفرماييد امتحان كنيم
مي شود بفرماييد كجاي قرآن بيان كرده شما نماز صبح يا ظهر و عصر را چند ركعت بخوانيد ؟
يا مثلا بفرماييد اينكه دقيقا در روزه داشتن بايد چه كاري انجام دهيد يا انجام ندهيد كجاي قرآن است ؟
و يا خيلي از احكام ديگر كه در قرآن روشش نيامده
يادتان باشيد روايات و احاديث و تاريخ قبول نيست . فقط آيات قرآن - احاديث و روايات و تاريخ همه دروغ است .
منتظر پاسختان هستم
هرچند مي دانم هرگز پاسخ نمي دهيد - درست مانند دهها بار قبلي كه همينها را پرسيدم و از پاسخ همه شما فرار كرده ايد .
zxcv
Wednesday 4 January 2006, 06:49PM
بسم الله
با سلام و کمال احترام
راستي نگفتيد ( قرآن از كجا آمده است )! 109 :)
جناب صبح عزیز ،
آنکه نخو اهد هدایت یابد ! 109مقاله که سهل است ! اگر 124هزار پیامبر هم برای هدایت خصوصی او نازل شوند! باز هم همان حرفی را می زند که از ابا و اجداد خود به ارث برده است!!!
واقعا متاسفم !
وسلام یا الله
صبح
Wednesday 4 January 2006, 06:57PM
بسم الله
با سلام و کمال احترام
جناب صبح عزیز ،
آنکه نخو اهد هدایت یابد ! 109مقاله که سهل است ! اگر 124هزار پیامبر هم برای هدایت خصوصی او نازل شوند! باز هم همان حرفی را می زند که از ابا و اجداد خود به ارث برده است!!!
واقعا متاسفم !
وسلام یا الله
118 :smile07:
جناب زد اكس سي وي ، من كه ادعائي نكردم ... فقط يك سوال كردم ، نوشته قبلي شما فراري دگر از سوال واضح من بود ... شما مي تواند هر عاقلي را بياوريد اينجا و بگوئيد كه آيا در اين 118 نوشته سوال ساده من پاسخ داده شده است يا خير ... تا ببينيد ، تاسف خوردن براي چه چيز رواست ... سوال من اين بود و شما پاسخ آن را نداديد :
قرآن كريم از كجا آمده است و نسبت آن به محمد بن عبدالله چگونه ثابت مي شود ؟!
آيا اين سوال اينقدر سخت است ؟! يا شما چشمان خود را بر حقيقت بسته ايد نمي خواهيد پاسخ اين سوال را بدهيد ... كه پاسخ گفتن همانا و به هم ريختن اين دين من در آوردي شما همانا !
حسبنا الله و نعم الوكيل ... نعم المولی و نعم النصير
min
Thursday 5 January 2006, 02:01AM
چه جالب
حالا اگر ما بخواهيم روايات و احاديث و تاريخ را حذف كنيم آيا اسلام را مي شود فقط از رو.ي قرآن پياده كرد ؟
بفرماييد امتحان كنيم
مي شود بفرماييد كجاي قرآن بيان كرده شما نماز صبح يا ظهر و عصر را چند ركعت بخوانيد ؟
يا مثلا بفرماييد اينكه دقيقا در روزه داشتن بايد چه كاري انجام دهيد يا انجام ندهيد كجاي قرآن است ؟
و يا خيلي از احكام ديگر كه در قرآن روشش نيامده
يادتان باشيد روايات و احاديث و تاريخ قبول نيست . فقط آيات قرآن - احاديث و روايات و تاريخ همه دروغ است .
منتظر پاسختان هستم
هرچند مي دانم هرگز پاسخ نمي دهيد - درست مانند دهها بار قبلي كه همينها را پرسيدم و از پاسخ همه شما فرار كرده ايد .
سینا 555
Thursday 5 January 2006, 07:00AM
118 :smile07:
جناب زد اكس سي وي ، من كه ادعائي نكردم ... فقط يك سوال كردم ، نوشته قبلي شما فراري دگر از سوال واضح من بود ... شما مي تواند هر عاقلي را بياوريد اينجا و بگوئيد كه آيا در اين 118 نوشته سوال ساده من پاسخ داده شده است يا خير ... تا ببينيد ، تاسف خوردن براي چه چيز رواست ... سوال من اين بود و شما پاسخ آن را نداديد :
قرآن كريم از كجا آمده است و نسبت آن به محمد بن عبدالله چگونه ثابت مي شود ؟!
آيا اين سوال اينقدر سخت است ؟! يا شما چشمان خود را بر حقيقت بسته ايد نمي خواهيد پاسخ اين سوال را بدهيد ... كه پاسخ گفتن همانا و به هم ريختن اين دين من در آوردي شما همانا !
حسبنا الله و نعم الوكيل ... نعم المولی و نعم النصير
سلام جناب صبح
به گمانم فوکویاما رفیق بوش:p برای اولین بار نظریه "پایان تاریخ" را مطرح کرد که اکنون دیگر از او خبری نیست.اما نفی تاریخ و درسهای عبرتی که خداوند در قران ما را به انها توجه میدهد از طرف قوم "فقط مسلمان":smile31: جای تعجب زیادی داشت;)
بنده هم منتظرم جواب سوالات شما و دیگر دوستان از طرف این جماعت "فقط مسلمان" هستم.
یا علی
zxcv
Friday 6 January 2006, 12:59AM
بسم الله
با سلام و کمال احترام
به گمانم فوکویاما رفیق بوش:p برای اولین بار نظریه "پایان تاریخ" را مطرح کرد که اکنون دیگر از او خبری نیست.اما نفی تاریخ و درسهای عبرتی که خداوند در قران ما را به انها توجه میدهد از طرف قوم "فقط مسلمان":smile31: جای تعجب زیادی داشت;)
کاربر محترم جناب سینا
امیدوار بودم که بجای اینکه نظری گنگ از تز جناب فوکویاما میدادید کمی شرح می دادید که ایشان چه منظوری داشتند ! بعد از ویرانی دیوار برلین ، ایشان این نظریه عجیب را بیان کرد که نشان دهد که بعد از جنگ سرد دنیا به سوی آرامشی و ثباتی دائمی پیش می رود! که این نظریه به هزار و یک دلیل رد شد ! که می توان واقعه یازده سپتامبر و جنگ متحدین و عراق را به عنوان شاهد مدعا آورد .
جناب سینا
تنها منابع تاریخی مستند وقایعی هستند که در کتب مقدس به آنها اشاره شده است و به غیر از آن ، مابقی تاریخ تعریفی نسبی دارند .
تاریخی که مورخان تا کنون نگاشته اند به همان دلایلی که در مطالب قبلی ذکر شد با دروغ و کذب به آیندگان رسیده است !
اکنون جناب سینا شما بفرمائید ؛ چه مدرکی دارید که سنت را از تاریخ متمایز می کند ؟!!!! یعنی با کدامین مدرک ثابت می کنید ، سنتی را که علمای مذهبتان ، شما را موظف به اطاعت از آن می کنند ، همان سنت رسول الله است ؟!!!
وسلام یا الله
IRANIAN YOUTH CLUBS
vBulletin 5.5.3, Copyright ©2000-2010, Jelsoft Enterprises Ltd.