PDA

نمايش نسخه نهائي : دين در نزد خداوند فقط اسلام است


صفحه : [1] 2 3 4 5

taslim
Monday 21 November 2005, 04:09PM
با نام خدا كه بهترين آغاز است

قرآن كريم با وجود همه گستردگي و تنوع موضوعاتش ، براي مخاطبين خود كه مطلق انسانها را شامل مي شود ، يك پيام نهايي دارد : متفرق نشويد !
خداوند سبحان براي تحقق اين امر و ظهور جهان متحد به انسانها پيشنهاد مي كند تا به قرآن ، كه به گفته خودش تنها معيار تميز حق از باطل مي باشد ، اعتصام كنند و در اين راه به هيچ سخني جز كلام وحي كه تماماً بصورت يك كتاب روشن و روشنگر در اختيارشان قرارگرفته ، توجهي نكنند.
عدم توجه به اين پيشنهاد اصولي ، قرآن را با وجود تمام وضوح و صراحتش به تصويري سه بعدي همانند كرده است كه برخي ( آنهايي كه فقط به اين كلام اكتفا نمي كنند) آن را معوج و آشفته مي بينند كه هيچ مفهوم خاصي را دنبال نمي كند و برخي ديگر ( كه كلام حق را با هيچ سخن ديگري تلبيس نمي كنند ) آن را كاملاً منظم و با مفهوم مي بينند.
متأسفانه بطوري كه قرآن نيز به آن تأكيد دارد ، اكثر انسانها در زمره گروه اول هستند و با ايمان و بي ايمانشان يكسان است و در منظر قرآن فرق چنداني با يكديگر ندارند. اين گروه خود به دو دسته تقسيم مي شوند :
آنهايي كه بطور كلي قرآن را افسانه پيشينيان مي دانند و نه به خدا اعتقاد دارند و نه معاد.
آنهايي كه به خداوند به اصطلاح ايمان دارند ولي خدايان و الهه هاي ديگر را نيز در كنار او باور دارند هرچند كه خود هرگز به اين موضوع اعتراف نمي كنند. اينها همانهايي هستند كه هريك به سويي رفته اند و دين خداوند (اسلام) را تكه تكه و به فرمان شيطان از آن تعداد زيادي فرقه بوجود آورده اند . شيطان به پيروان هر فرقه اي كه بوجود آورده چنين القاء نموده كه مذهبش از همه مذاهب ديگر بهتر و والا تر است و بدينوسيله ايشان را دچار تكبر نموده و به جان هم انداخته است. درست مانند متكبرين ن‍‍‍زادي كه به صرف تفاوت رنگ پوست ، خون يكديگر را مي ريزند.
عزيزان ! باور كنيد خواستگاه نهايي قرآن ، تشكيل "امت واحده " يا "جهان متحد" است. اگر باور نمي كنيد در صورت علاقه اين بحث را دنبال كنيد.

taslim
Monday 21 November 2005, 04:10PM
قرآن كريم روايت مي كند كه پيامبر اكرم در روز قيامت مي گويد : پروردگار ، امت من قرآن را بكلي
رها نموده و از خود طرد كردند.
افسوس ! درجامعه اي كه بعضيها آن را مدينه فاضله اسلام مي خوانند و قرآن را كتاب قانون اساسي آن مي انگارند ، چه غريب و مهجور است اين اثر شگفت انگيزالهي !
اين كتاب ; ميراث ابراهيم است . ابراهيم بت شكن ، همان جوانمردي كه برخلاف امواج خروشان و سهمگين جهالت و ظلم روزگار خود حركت كرد و از آتش قهر آنها هيچ باكي نداشت .همانكه در طريقت دانستن ، ازهيچ سئوالي روي گردان نبود : خدايا توچگونه مردگان را زنده مي كني ؟
او هيچ چيز را كوركورانه نمي پذيرفت ؛ براي اينكه مي خواست به عينه بداند تا به آنچنان شناختي و اطميناني برسد كه اگر روزي خدا به او فرمود : جگر گوشه ات را گردن بزن ، دچار شك و ترديد نشود و اين كار را بي هيچ چون و چرايي انجام دهد .
اين كتاب قصه غصه ها و رنجهاي موسي از دست قوم لجوج و ديرفهم بني اسرائيل است . موساي عزير ، همان دانشجوي بزرگي كه در دانشگاه الهي و در مسير پيروي ، قبولي و مردودي و بهشت و جهنم در ذهنش جايگاهي نداشتند و فقط به شناخت ، كه همانا اصلي ترين هدف خلقت است مي انديشيد . تا اينكه سرانجام خدا او را به خود اختصاص داد و بعنوان مشعوق برگزيد .
اين كتاب ؛‌ يادگار محمد است . محمد امين ، محمد محبوب ، همانكه شبهاي بسياري از عمر شريف خود را در دخمه ظلماني « حرا » به تفكر پرداخت تا از خاصان درگاه الهي گرديد . و به آنچنان درجه اي از شناخت رسيد كه خدا به جانش قسم مي خورد .
اين كتاب هدايت است كه اينگونه از جمع ما دور افتاده و غبارهاي جهل و ناداني صورت زيبايش را پوشانده اند . تا جايي كه جماعتي آن را وسيله امرار معاش خود قرارداده و در قبرستان و مسجد ، دائماً با صداي انكرالاصوات خود مي خوانند : « مثل الذين حملواتوريه ثم لم يحملوها كمثل الحمار يحمل اسفاراً بئس » و درست مانند همان الاغي كه كتابهاي گرانقدر را برپشت خود حمل مي كند و از گنج دانش آنها محروم مي ماند ، اينان نيز نمي دانند كه چه مي خوانند .


جماعتي ديگر از شهري به شهري و ازكشوري به كشوري روانه گشته تا به وسيله آن قدرت حافظه و صداي خود را مسابقه بگذارند و بعد اين خوراكي ميشود براي رسانه هاي گروهي ، از صدا و سيما گرفته تا نشريات خرد و كلان ، آنگاه عده اي آن را دستمايه خود قرارداده و سند احياء قرآن در جامعه قلمداد مي كنند .


حالا تصور كنيد در يك چنين جوي فردي بخواهد ، از قرآن آنگونه كه بايد صحبت به ميان آورد . در اينجا همواره عده اي وجود خواهند داشت كه اصلاً حاضر نيستند به حرفهاي او گوش دهند و اگر خيلي اصرار كند . با پوزخندي به او خواهند گفت : برو فكر نان باش كه خربزه آب است !
عده اي ديگر كه اندكي خود را مقيد مي دانند ، در حين به ظاهر گوش دادن ، آنقدر خميازه مي كشند كه او را بكلي از كرده خود پشيمان مي سازند . در اين ميان جماعتي هم ، كه هنوز در قرون گذشته بسر مي برند ، وجود دارند كه عمل او را تكفير نموده و قبيح مي پندارند ؛ چرا كه آنها تفكر و حق اظهار نظر در قرآن را فقط از آن كساني مي دانند كه برتمامي علوم دهر مسلط باشند .
اين وضعيت محافل عمومي جامعه ماست . اما در محافل خصوصي وضع بصورت ديگريست ؛ بسياري از افرادي كه در اين محافل هستند قرآن را كاملاً كتاب تخصصي خود مي انگارند و هركسي را به ميان خود راه نمي دهند . در اينجا، چارچوبها و معيارهايي وجود دارند كه احدي حق گذر از آنها را ندارد . هر فكر و ايده اي بايد درون اين چارچوبها بگنچد ، در غير اينصورت هر اندازه هم كه عقلاني و منطقي باشد ، ابداً قابل قبول نخواهد بود . خيلي از كساني كه خودشان را با اين چارچوبها وفق داده اند حتي به چشمان خود نيز بي اعتماد شده اند . درست مانند اصحاب كليسا در روزگار « گاليله » ؛ وقتي گاليله تلسكوپ خود را ساخت و با آن قمرهاي مشتري را ديد كه به دور آن مي چرخند ،‌گفت : بياييد ببينيد ؛ همه چيز آنگونه كه گفته اند به دور زمين نمي چرخد . اما درجواب شنيد : ما به چشمان خود اعتماد نداريم بايد اول ببينيم « ارسطو » در اين باره چه گفته است ! شايد گاليله هم خطاب به آنها گفته باشد : مگر خدا عقل و چشم و گوش به شما نداده ؟ يعني اگر شيطانكي از زبان ارسطو نوشته باشد : خودتان را حلق آويز كنيد ، آيا اين كار مي كنيد ؟ !
خب ، البته آنچه گفته شد وضعيت عمومي جامعه مانيست . هنوز بسيارند افرادي كه بدور از هر گونه هياهو وجنجال ، در تفكرات شبانه خود آزادانه و بدون هيچگونه قيد و بند خاصي قرآن را در مي نوردند و گهرهايي را كه از اعماق اين اقيانوس بي كران استخراج مي كنند ، براي هميشه در صدفهاي سينه هاي خود پنهان مي سازند . هدف اصلي اين نوشته ها نيز همانها هستند .

taslim
Monday 21 November 2005, 04:16PM
بسم الله الرحمن الرحيم

ان الله ربي وربكم فاعبدوه هذا صرط مستقيم
خدا پروردگار من و پروردگار شماست؛ فقط او را فرمانبرداري کنيد، راه راست همين است.

آيه فوق خطاب عيسي مسيح به قومش مي باشد و قرآن به ما مي گويد كه هر پيامبري در بدو رسالتش ، امت و قومش را به همين جمله خطاب نموده و بدين ترتيب اولين فرماني را كه ابلاغ كرده "عدم فرمانبرداري و دنباله روي از سخن غير خدا " بوده است.
بنا بر آيات بسياري از قرآن كريم ، "صراط المستقيم" يا راه راست عبارت است از فرمانبرداري و تبعيت از كلام خداوند سبحان و عدم توجه به كلام غبر اوست. با اين وجود تا كنون كمتر كسي اين قاعده بزرگ و فرمان ازلي را رعايت كرده است ، چرا؟
خداوند سبحان در قرآن كريم به پيامبرانش (مخصوصاً پيامبر اسلام) فرمان مي دهد كه بگويند بشري مانند ما هستند. حال مفهوم اين مطلب چيست؟ آيا مفهوم اين است كه آنها نيز از ادوات انساني برخوردار بوده و غذا مي خورند ، ازدواج مي كنند ودر كوچه و خيابان راه مي روند؟ اين را كه اعراب معاصر پيامبر خوب مي دانستند. اصلاً يكي از ايراداتي كه معاصرين پيامبران به ايشان ميگرفتند همين بود كه آنها را مانند خود بشري بيش نمي دانستند.
اعراب صدر اسلام پيامبر را بسيار عادي مي ديدند و مرتب مي گفتند اگر او راست مي گويد چرا معجزه اي نمي آورد. آنها مي گفتند اصلاً اين چه پيامبريست كه غذا مي خورد و در بازار راه ميرود؟ چرا فرشته اي همراه او نيست و مال و باغي ندارد؟ در واقع اعراب صدر اسلام پيامبر را خوب مي شناختند و بسيار بهتر و حقيقي تر از آنكه ما مي شناسيم. آنها مانند ما وي را در پرتوي درخشان از نور نمي ديدند و ملائكه دائماً زير دست و بالش نمي چرخيدند. پيامبر حقيقي بنا بر روايت قرآن غيب نمي دانست و حتي سود و زياني به حال خود نيز نداشت. اما پيامبري كه ما مي شناسيم فطرتاً امور غيبي را حتي تا چندين هزار سال بعد مي داند و در همه جا حضور دارد(حتي بعد از مرگش) از بيماران عيادت مي كند و بر بالين افراد در حال احتضار مي نشيند. او كاملاً معصوم و بي گناهست و از همه چيز آگاهست و نتنها او بلكه اهل بيت او نيز در امور ذكر شده درست مانند و ي و حتي بهتر از ايشان هستند. بعنوان مثال خدا وند تمام هستي و حتي پيامبر را به خاطر فاطمه آفريده است. نامه اعمال مردم از زير دست مهدي مي گذرد و بنا به قولي برگي از درختي نمي افتد مگر اينكه مهدي از آن آگاه است. و خلاصه اينكه بسياري از صفات خداوندي در مورد ايشان نيز صدق مي كند.
اينكه خداوند به پيامبرش امر مي كند تااعلام كند او نيز بشري مثل ماست براي اين است كه ما نيز مانند مسيحيان و يهوديان و ديگر اقوام گذشته پيامبران و احبار و رهبان خود را با خدا اشتباه نگيريم. خداي گرفتن اين نيست كه مستقيماً شخص را خدا خطاب كني( مانند كساني كه علي را خدا مي دانند) بلكه همينكه صفات خداوندي را به او نسبت دهيم كافيست.

و اما اين معضل بزرگ چه مشكلي به وجود مي آورد و ريشه هاي آن در كجاست؟

همانگونه كه گفته شد؛ خداوند مي گويد تنها مرا فرمانبرداري و تبعيت كنيد كه اين راه مستقيم (صراط المستقيم) است. و شيطان از همان ابتدا عهد كرده بر سر راه مستقيم بنشيند و با دادن نشانيها و علائم راهنماي غلط انسان را از راه مستقيم خارج كند.
در اين راه يكي از مهلك ترين حربه هاي او اين است كه با معصوم و مصون نشان دادن بندگان مخلص خداوند(كه ديگر مرده اند) آنها را مقدس نموده و آنقدر بزرگ جلوه مي دهد كه بتواند اوصاف خداوندي را به آنها نسبت دهد. حالا از حنجره اين مردگان استفاده مي كند و احكام و فرامين خود را در قالب احاديث و روايات كه خود و پيروانش آنها را ساخته اند به اجرا در مي آورد و كاري مي كند تا مردم از فرمانبرداري خداوند دست برداشته و فرمان و احكام وي را به اجرا در آورند و اينجاست كه "عزير" مي شود پسر خدا و يهوديان به دليل اينكه عزير را دارند به خود مي بالند و دين و آيين خود را اشرف اديان و مذاهب دانسته و بهشت را تنها از آن خود مي انگارند و اين يعني شروع جدايش و تفرقه. اما مسيحيان به گونه ديگري فكر مي كنند : از آنجا كه اين جماعت عيسي پسر خدا را دارند و عيسي نيز همه كاره خدا بر روي زمين است ، در نتيجه ايشان بهترين دين را در اختيار دارند و بهشت بر خلاف تصور باطل يهوديان از آن اين جماعت است. در اينجا جماعت مسلمان نيز بيكار نمي نشينند و با وجود صراحت آيات قرآن كه مي گويد بين احدي از پيامبران فرق نگذاريد با پيروي و تعبد احاديث و روايات به اين نتيجه مي رسند كه حتي علماي امت پيامبر از تمامي پيامبران بني اسرائيل بالا تر و والا تر هستند تا چه رسد به پيامبر و نزديكانش كه در واقع جزء خاندان و خانواده خداوند( آل الله ) مي باشند.
شيطان دقيقاً به روش فوق بين اديان و انسانها تفرقه مي اندازد و آنها را عليرغم اينكه از يك پيكر و يك امت واحد(اسلام) هستند از يكديگر جدا مي كند و در اين راه نهايت استفاده را از احاديث و روايات ( كه از اين پس به عنوان قوطي عطاري از آنها ياد خواهد شد) بعمل مي آورد .

taslim
Monday 21 November 2005, 04:48PM
غزالي در "احياء علوم دين " راجع به دين تقليدي سخن بسيار گرانقدري دارند كه معلوم است بر گرفته از تعاليم قرآن كريم است .
مضمون كلام ايشان در باره افرادي كه مذهبشان را از پدرانشان به ارث برده و پاي منبر اين و آن شنيده اند اين است كه آنها بسيار به شنيده هاي خود تعصب نشان مي دهند و بدون هيچگونه بينش و تفكري آن را پيروي مي نمايند و اين پايبندي و تعصب آنها به شنيده ها جلوي رهايشان را از زندان تحجر مي گيرد و امكان ندارد جز معتقدات قبلي اجازه ورود چيز ديگري را به ذهنشان بدهند . پس نظر چنين شخصي دائماً بر شنيده اش قرار دارد و اگر مطلبي به او گفته شود كه خلاف شنيده هايش باشد بلافاصله شيطان تقليد به او حمله آورده و مي گويد: چگونه اين در خاطرت مي گردد كه خلاف معتقدات اسلاف توست؟!
اين دقيقاً همان مشكل بزرگيست كه تمام انبياء الهي با آن دست به گريبان بوده اند . اقوام ايشان به اين دليل از تعاليم پيامبرانشان سر باز مي زدند كه با شنيده هاي قبليشان كه از پدرانشان به ارث برده بودند مطابقت نمي كرد و پيامبران براي مبارزه با معضل بزرگ تقليد ، مجبور به تحمل رنجهاي فراوان و زخم زبانهاي درد آوري بودند كه تماماً از زبان افراد بي فكر و بي شعور بيرون مي آمد و در واقع براي اين افراد نوعي مبارزه با كفر به حساب مي آمد. هر مطلبي كه اين پيامبران مي آوردند بدون هيچگونه تأمل و تفكر و اظهار نظر منطقي از جانب ايشان ، مورد استهزاء و تمسخر قرار مي گرفتند و قرآن مملو است از آياتي كه اين تمسخرها و پاي فشاريهاي بي فكر و تأمل را بيان مي كنند.
امروز نيز همچنان پيروي از دين آباء و اجدادي در ميان اديان به قوت خود باقيست و كتابهاي آسماني (پيامبران خاموش) در انزواي كامل بسر مي برند و احبار و رهبانان و سردمداران ديني به جاي معارف واقعي دين ، يك مشت نقل قولهاي شيطاني راكه از پدرانشان شنيده اند به خورد مردم نا آگاه مي دهند و آنها را به حساب دين مي گذارند.

taslim
Monday 21 November 2005, 04:50PM
به هر دو گروه

آنهايي كه ظاهراً به خدا ايمان دارند و با استفاده از مطالب قوطي عطاري* آيات قرآن را تلبيس مي كنند تا فرقه خود را موجه سازند

آنهايي كه خدا و كتابش را افسانه گذشتگان مي دانند و با استفاده از قوطي عطاري چهره آيات قرآن را مي پوشانند تا بطلان آنها را ثابت نمايند.

براي درك هرچه بهتر مفاهيم و معارف قرآن كريم ، اولين قاعده اي كه مي بايستي رعايت شود عدم اطمينان در مورد صحت آنچيزيست كه از خارج از قرآن در ذهن ما القاء كرده اند. ما بايد ياد بگيريم كه در معني هر آيه و كلمه اي شك كنيم و در وحله اول به دنبال معني و مفهوم آن در خود قرآن باشيم . چرا كه اين كتاب معظم در اكثر مواقع ، خود تعريفي جامعتر و واضحتر از كلمات و آيات ارائه داده است. بگونه اي كه در هيچيك از مراجع لغت و كتب تفسير نمي توان به آن مفهوم دست يافت.

عدم توجه به اين قاعده مهم ما را در فهم بسياري از آيات قرآن كريم دچار اشتباه نموده و مفاهيم كاملاً نادرستي از موضوعاتي مانند : قيامت ، بهشت ، برزخ ، دنيا ، آخرت ، آسمان و خيلي موارد ديگر در ذهنمان حك كرده و در اين راه منابعي كه نقش تأويل كننده آيات خدا را به عهده داشته اند ( قوطي عطاري ) بيشترين سهم را در گمراهي مسلمين اسمي داشته اند.

* معروف است كه در قوطي عطاري هر چيزي پيدا مي شود . حديث و روايت و به طور كلي كلام غير خدا ( حال مي خواهد به يك پيامبر منسوب باشد و يا به مردم كوچه و بازار ، مي خواهد به چندهزار سال پيش برگردد يا همين ديروز ، مي خواهد درست و بجا باشد يا غلط و نا بجا) نيز داراي چنين و يژگي بوده و هرچه بخواهيم مي توانيم از ميان اين مطالب و شنيده ها پيدا كنيم.
مثلاً يك شيعه براي اثبات حقانيت خود ممكن است دست در قوطي عطاري كند و چنين حديثي را بيرون بياورد:
عن على امير المومنين عليه السلام: ((لتفرقن هذه الامه على ثلاث و سبعين فرقه, و الذى نفسى بيده إن الفرق كلها ضلاله الا من اتبعنى و كان من شيعتى.)) (شيخ مفيد, الامالى, ص 213)
يعنى على عليه السلام فرمود: اين امت به هفتاد و سه فرقه تقسيم خواهد شد. سوگند به آنكه جانم در دست اوست, همه فرقه ها بر گمراهى اند مگر آنكس كه مرا پيروى كند و از شيعيان من باشد.
و از آن طرف يك سني نيز مي تواند اين ادعاي او را با مطلبي ديگر از همان قوطي رد كند:
عن على عليه السلام قال: ((تفرقت اليهود على احدى و سبعين فرقه و النصارى على اثنتين و سبعين فرقه و انتم على ثلاث و سبعين فرقه و إن من إضلها و إخبثها من يتشيع إو الشيعه.)) (شيخ محمد بن جعفر الكتانى, نظم المتناثر...., ص 46)
يعنى: على عليه السلام فرمود: يهود بر هفتاد و يك فرقه تقسيم شدند و نصارى بر هفتاد و دو فرقه و شما مسلمانان بر هفتاد و سه فرقه تقسيم مى شويد و قطعا گمراهترين و ناپاكترين اين فرقه ها فرقه اى است كه ادعاى تشيع مى كند و خود را شيعه مى داند.

موحد
Monday 21 November 2005, 05:44PM
جانا سخن از زبان ما مي گوئي!

zxcv
Monday 21 November 2005, 08:58PM
بسم الله

با سلام و کمال احترام

خدمت دوست مسلمان جناب تسلیم .

اعتقادات پاک جنابعالی صد در صد مورد قبول ما است و ما هم در صدد تبلیغ این اعتقاد درست هستیم .

ماهها است که ما فریاد می زنیم که مخالف فرقه سازی در دین هستیم و دین باید فقط از قران گرفته شود و از قران چیزی غیراز مسلمانی و توحید استخراج نمی شود . ولی در جواب دهها تهمت و توهین از هر دو فرقه شنیده ایم .

سنی به ما تهمت تاسیس فقه جدید می زند و شیعه با توهین و فحش از ما استقبال می کند و این را برای رضای خدا به جان می خریم و هرگز از اعتقادات درست خود دست نمی کشیم .

و از شما انتظار داریم که طبق فرمان خداوند برای پیشبرد این اعتقاد قرانی در حد توان خود به روشنگری خود ادامه بدهید .

وسلام یا الله

صبح
Monday 21 November 2005, 09:10PM
باسلام
بسم الله الرحمن الرحيم

پس اين تهمت شركي كه همچون محمد بن عبد الوهاب راه براه به شيعه مي‌زنيد و عليرغم پاسخ‌هاي مستدل فراوان از سنت پيامبر و از منابع شيعه و سني از پاسخ گريزان شده و باز هم سخن خود را تكرار مي‌كنيد چيست ؟

اگر قرار است دين تازه اي تاسيس شود ، و سنت پيامبر و دين او كنار گذاشته بشود ، زودتر بگوئيد ... چرا اينگونه بازي در مي‌آوريد ... دين خدا ميراثي دارد كه متاسفانه شما آنچه كه از آن مي‌پسنديد را برگزيده ايد ... هر چه از شما پرسيده مي‌شود ( اطيعوا الله و اطيعوا الرسول ) چگونه عملي مي‌شود و چگونه معنا پيدا مي‌كند ... پاسخي نيست ...

جزء 1 سوره البقرة آيه 85
... أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَمَا جَزَاء مَن يَفْعَلُ ذَلِكَ مِنكُمْ إِلاَّ خِزْيٌ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يُرَدُّونَ إِلَى أَشَدِّ الْعَذَابِ وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ
... آيا به بعضى از دستورات كتاب آسمانى ايمان مى‏آوريد، و به بعضى كافر مى‏شويد؟! براى كسى از شما كه اين عمل [تبعيض در ميان احكام و قوانين الهى‏] را انجام دهد، جز رسوايى در اين جهان‏، چيزى نخواهد بود، و روز رستاخيز به شديدترين عذابها گرفتار مى‏شوند. و خداوند از آنچه انجام مى‏دهيد غافل نيست‏.

taslim
Monday 21 November 2005, 09:36PM
جانا سخن از زبان ما مي گوئي!
با سلام خدمت برادر بزرگوارم موحد عزيز
اميدوارم اين كوچك كم بضاعت را در ميان جمع گرم و خالصانه خود پذيرا باشيد:smile07:

taslim
Monday 21 November 2005, 09:42PM
بسم الله

با سلام و کمال احترام

خدمت دوست مسلمان جناب تسلیم .

اعتقادات پاک جنابعالی صد در صد مورد قبول ما است و ما هم در صدد تبلیغ این اعتقاد درست هستیم .

ماهها است که ما فریاد می زنیم که مخالف فرقه سازی در دین هستیم و دین باید فقط از قران گرفته شود و از قران چیزی غیراز مسلمانی و توحید استخراج نمی شود . ولی در جواب دهها تهمت و توهین از هر دو فرقه شنیده ایم .

سنی به ما تهمت تاسیس فقه جدید می زند و شیعه با توهین و فحش از ما استقبال می کند و این را برای رضای خدا به جان می خریم و هرگز از اعتقادات درست خود دست نمی کشیم .

و از شما انتظار داریم که طبق فرمان خداوند برای پیشبرد این اعتقاد قرانی در حد توان خود به روشنگری خود ادامه بدهید .

وسلام یا الله
با سلام خدمت برادر عزيزم
اميدوارم بتوانم به سهم ناچيز خويش ، دوش به دوش شما دوستان و برادران گرامي ، پيام واقعي پروردگارم را ابلاغ كنم.

taslim
Monday 21 November 2005, 11:07PM
باسلام
بسم الله الرحمن الرحيم

پس اين تهمت شركي كه همچون محمد بن عبد الوهاب راه براه به شيعه مي‌زنيد و عليرغم پاسخ‌هاي مستدل فراوان از سنت پيامبر و از منابع شيعه و سني از پاسخ گريزان شده و باز هم سخن خود را تكرار مي‌كنيد چيست ؟

اگر قرار است دين تازه اي تاسيس شود ، و سنت پيامبر و دين او كنار گذاشته بشود ، زودتر بگوئيد ... چرا اينگونه بازي در مي‌آوريد ... دين خدا ميراثي دارد كه متاسفانه شما آنچه كه از آن مي‌پسنديد را برگزيده ايد ... هر چه از شما پرسيده مي‌شود ( اطيعوا الله و اطيعوا الرسول ) چگونه عملي مي‌شود و چگونه معنا پيدا مي‌كند ... پاسخي نيست ...
سلام بر صبح عزيز
اميدوارم بنده را قابل دانسته و در بحثهايي كه زين پس مطرح مي شوند افتخار حضور دهيد:smile07:

taslim
Tuesday 22 November 2005, 07:35AM
عدم تعبد پروردگار شرك است

اين نوع شرك كه مبتلا به اكثريت اهل كتاب ( اعم از مسلمان(اسمي) ، يهودي ، مسيحي و غيره ) مي باشد ، خطرناكترين و قديمي ترين حربه شيطان در جهت ايجاد تفرقه بين انسانها ست. همانگونه كه قبلاً بيان گرديد ؛ "صراط المستقيم" يا راه راست عبارت است از اينكه انسان دستورات و احكام ديني خود را صرفاً از كلام خداوند و كتاب آسماني اخذ كند و به هيچ منبع ديگري در كنار قرآن رجوع ننمايد . خداوند سبحان تعهد كرده كه تحقق اين امر ، صلاح و رستگاري دنيوي و اخروي را براي جوامع بشري به ارمغان خواهد آورد بگونه اي كه همه ترسها و اندوهها از بين رفته و دنيا به بهشت مبدل خواهد گرديد.
اولين كسي كه به دام اين نوع شرك افتاد ، آدم بود. خداوند به او حكم كرد كه از درخت نخورد و شيطان فرمان داد كه بخورد و او به جاي خداوند تعبد شيطان را كرد و نتيجتاً از باغ بيرونش كردند. خداوند در آستانه هبوط به او سفارش بسيار بسيار مهمي مي كند و به وي اطمينان مي دهد كه اگر به سفارشش گوش دهد دوباره وضعيتش مانند زماني كه در باغ بود خوب خواهد شد :

اگر از جانب من كتاب هدايت برايتان آمد و از آن پيروي كرديد هرگز دچار وحشت نشده و اندوهگين نخواهيد شد.

يك سئوال:

امروز كتاب هدايت خداوند در ميان ماست و ظاهراً داريم از آن پيروي مي كنيم ، پس چرا روز به روز وضعيتمان بدتر و غم انگيز تر مي شود؟
بخاطر اينكه مانيز به همان فريبي گرفتار شديم كه آدم را از باغ بيرون كرد . ما در اصل داريم شيطان را تعبد مي كنيم و اگر تصور مي كنيم كه ره يافته و بر طريقت مستقيميم ، اين تصور نيز به شيطان تعلق دارد كه در ذهنمان القاء نموده.
شيطان قول داده كه بر سر راه مستقيم بنشيند و اجازه ندهد كه مردمان احكام خداوند را اجرا كنند. او به طرق مختلفي اين كار را انجام مي دهد ولي مشهورترين و كاري ترين آنها اين است كه بندگان مخلص خداوند را بعد از مرگشان به درجه خدايي مي رساند و بعد حنجره ايشان را قرض گرفته و از اين راه قوطي عطاري را با احكام و فرامين خود پر مي كند و نهايتاً انسانها را از يكديگر متفرق مي سازد تا بجاي همياري و همصدايي در جهت اصلاح جوامع ، بمب چند ميليون د لاري بسازند و آن را برسر پابرهنه هاي عراق و افغانستان و ويتنام و... بكوبند. بمب اتمي بسازند و در دم جان صدها هزار انسان را بگيرند. بجاي ادوات كشاورزي و عمراني "خفاش سياه" يك ميليارد دلاري بسازند تا خون انسانها را بمكد.
آيا هنوز گوشهايمان مي شنود؟ آيا بازهم چشمانمان مي بيند؟ آهاي انسانها! تنها راه رهايي ما اين است:


واعتصموا بحبل الله جميعا ولا تفرقوا
به ريسمان الهي ( قرآن) در آويزيد و متفرق نشويد

taslim
Tuesday 22 November 2005, 07:39AM
قرآن ؛ تنها جدا كننده حق از باطل

در قرآن كريم آيات فراواني وجود دارند كه ما را از گرويدن به باطل (قوطي عطاري ) منع و به سخن حق(كلام خدا) تشويق مي كنند . بعنوان نمونه اجازه دهيد تا آيه شماره 19 از سوره معظم رعد را در اينجا مورد بررسي قرار دهيم:

[13:19] افمن يعلم انما انزل اليك من ربك الحق كمن هو اعمى انما يتذكر اولوا الالبب
آيا آن كه تشخيص مي دهد آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده است، حقيقت است با آن كه نابيناست، يكسان است؟ فقط خردمندان توجه خواهند كرد.

انصافاً هيچ يك از ترجمه هاي فارسي و انگليسي كه بنده در باره آيه مذكور ديده ام ، حق مطلب را بجا نياورده و منظور آيه را درست بيان نكرده اند. حقيقت اين است كه مفهوم آيات قرآن در گرو يكديگر است و در هنگام تفسير يا ترجمه مي بايستي كه حتماً به آيات قبل و بعد نيز توجه كامل داشت تا برداشتي كه از قرآن مي كنيم واقعي تر باشد.

[13:17] انزل من السماء ماء فسالت اودية بقدرها فاحتمل السيل زبدا رابيا ومما يوقدون عليه في النار ابتغاء حلية او متع زبد مثله كذلك يضرب الله الحق والبطل فاما الزبد فيذهب جفاء واما ما ينفع الناس فيمكث في الارض كذلك يضرب الله الامثل

اين آيه شماره هفده از سوره معظم رعد است و دو آيه قبل از آيه مورد نظر ما قرار گرفته است. در اينجا خداوند سبحان مثال جالبي مي آورد:

آبي كه از آسمان نازل مي شود و در زمين سيلاب بوجود مي آورد و بزودي روي آن را خار و خاشاك و آشغال مي پوشاند و آب در زير آن مخفي مي شود و نيز فلزي كه ذوب مي شود و روي آن را مواد نا خالص مي گيرند. من از اين مثال خيلي خوشم مي آيد ، شايد دليلش اين باشد كه حرفه ام ريخته گريست و همه روزه از نزديك شاهد چنين واقعه اي هستم. وقتي فلزي ذوب مي شود روي آن را موادي مي پوشانند كه به سرباره موسومند و عموماً ناخالصي و مواد اكسيدي هستند كه بدليل اختلاف وزن مخصوصشان در رو قرار گرفته اند. كسي كه با اين صنعت آشنايي نداشته باشد ، وقتي درب كوره را برايش باز مي كني جز تلي از خاك چيزي نمي بيند و در وهله اول ممكن است تصور كند كه محصول نهايي همان است كه او مي بيند اما وقتي روي فلز را برايش كنار مي زني ، درخشش فلز چشمانش را خيره خواهد ساخت و متوجه مي شود آنچه مي ديد مقصود نبود

خداوند حق و باطل را اينگونه مثال مي زند. هميشه ظهور باطل پر رنگتر از حق است و آنچه در وهله اول ظهور مي كند همان باطل است كه روي حق را پوشانده است. آبي كه به آن پاكي از آسمان نازل مي شود بلافاصله در زير انبوهي از كثافت مستور مي شود و به همين ترتيب قرآني كه از آسمان نازل مي شود و حديث ناب خداوند و تنها معيار حق است بوسيله خدعه هاي ابليس ، ملبس مي شود به حديث غير و انسان را ازرؤيت چره زيبايش محروم ساخته و اينگونه مي شود كه بعد از هزارو چهارصد سال ، قرآن بكر و دست نخورده باقي مي ماند و مردمان بجاي استفاده از اين طلاي ناب و حق اليقين به خاكستر و باطلي كه رويش را پوشانده رجوع مي كنند و در مخيله خود آن را همچون طلا مي انگارند.

ترجمه اي كه در بالا ذيل آيه مورد بحث آورده شده تقريباً از طرف اكثر مفسرين و مترجمين ارائه گرديده و اين ترجمه مناسبي براي آيه نيست .اين جمله خداوند خطاب به ما مي گويد : حق ، تنهاو فقط (انما) آن چيزيست كه از ناحيه پروردگارت به تو نازل شده و وحي گرديده و باقي همه باطل است. مسلماً كسي كه اين را مي داند ره يافته است ، چون: حق (حديث خدا) را از باطل( حديث غير او) بخوبي تشخيص داده و با تعبد آن خود را بر صراط مستقيم قرار داده و آنكس كه اين را نمي داند و حق را نمي بيند و تنها باطل در جلوي چشمشان ظهور مي كند مانند كوري مي مانند كه انساني رذل دستش را گرفته و اورا به بيراه مي برد.

taslim
Tuesday 22 November 2005, 01:58PM
ومن لم يحكم بما انزل الله فاولئك هم الكفرون

كساني كه به كتاب خدا حكم نمي كنند كافرند


در قرآن كريم آيات فراواني وجود دارند كه حقيقت و علم را فقط به كلام خداوند متعال نسبت مي دهند و غير آن را اهواء و اوهام ديگران مي خوانند.
اگر بعد از انزال علم و حكمي واضح همچون قرآن پيامبر باز از اهواء و ظن مردم روزگار خود تبعيت مي كرد از جانب خداوند پشتيباني و ياري نمي شد.

[13:37] وكذلك انزلنه حكما عربيا ولئن اتبعت اهواءهم بعدما جاءك من العلم ما لك من الله من ولي ولا واق
ما اين قوانين را به زبان عربي نازل كرديم و اگر پس از اين دانشي كه بر تو آمده است، به خواسته هايشان رضايت دهي، هيچ ياور و محافظي در مقابل خدا نخواهي داشت.

عجب معارفي دارد اين سوره مظلوم انعام!

[6:119] وما لكم الا تاكلوا مما ذكر اسم الله عليه وقد فصل لكم ما حرم عليكم الا ما اضطررتم اليه وان كثيرا ليضلون باهوائهم بغير علم ان ربك هو اعلم بالمعتدين
چرا از آنچه كه نام خداوند بر آن برده شده نمي خوريد؟ در حالي كه خداوند آنچه بر شما حرام كرده به تفصيل( با جزئيات كامل) بيان كرده و بسياري از مردم با اهواء خود و بدون علم(كلام خدا) ديگران را گمراه مي سازند .پروردگار تو به حال متجاوزين آگاه است.

مشتي از خروار :

سؤال : آيا گوشت ملخ و خرگوش حلال است ؟اگر حلال است : تمام انواع آنها

جواب : گوشت ملخ حلال است .
ـ گوشت خرگوش و تمام انواع آن حرام است .


سؤال : نظر اسلام در مورد خوردن صدف ، خرچنگ و حيوانات ديگر دريايی چيست ؟ آياحکمی کلی در مورد حلال يا حرام بودن موجودات دريايی وجود دارد ؟

جواب : خوردن حيوانات دريائی غير از ماهيهائی که پولک دارند و يا ميگو حرام است !

آقاي سيستاني و امثال او اين احكام را از كجا آورده اند؟ بطور حتم از احاديث و روايات(قوطي عطاري)
درواقع شيطان چون نمي تواند در شريانهاي هميشه زنده و جاويد قرآن باطلي را تزريق كند ، حنجره مردگان را قرض مي گيرد.

حال آوردن اين آيه قرآني در اينجا بسيار مناسب است:

[6:150] قل هلم شهداءكم الذين يشهدون ان الله حرم هذا فان شهدوا فلا تشهد معهم ولا تتبع اهواء الذين كذبوا بءايتنا والذين لا يؤمنون بالاءخرة وهم بربهم يعدلون
بگو گواهان خود را كه گواهي مي دهند خداوند اينها را حرام كرده است بياوريد اگر آنه گواهي دهند تو با آنها گواهي نده و از اهواء كساني كه آيات ما را تكذيب كردند و كساني كه به آخرت ايمان ندارند و براي خداوند شريك قائلند پيروي مكن

موحد
Tuesday 22 November 2005, 02:43PM
:قانون(1):
علت : انتساب القاب غير قابل قبول به مخاطب .

حق جو
Tuesday 22 November 2005, 05:19PM
با سلام

مهم اين است كه مسلمانان گرد ابن تيميه جمع شوند تا به اين ترتيب وحدت حاصل شود!!

هر گونه پيروي و گرايش به سخن اهل بيت پيامبر ممنوع است و چنين افرادي فرقه اي و ملحد و رافضي خوانده مي شوند چرا كه از جماعت گمراهان فاصله گرفته اند!!

صبح
Tuesday 22 November 2005, 05:28PM
سلام بر صبح عزيز
اميدوارم بنده را قابل دانسته و در بحثهايي كه زين پس مطرح مي شوند افتخار حضور دهيد:smile07:
عليکم السلام
خوش آمدید ... در خدمت خلق خدا هستیم .

صبح
Tuesday 22 November 2005, 05:37PM
ومن لم يحكم بما انزل الله فاولئك هم الكفرون

كساني كه به كتاب خدا حكم نمي كنند كافرند


در قرآن كريم آيات فراواني وجود دارند كه حقيقت و علم را فقط به كلام خداوند متعال نسبت مي دهند و غير آن را اهواء و اوهام ديگران مي خوانند.
اگر بعد از انزال علم و حكمي واضح همچون قرآن پيامبر باز از اهواء و ظن مردم روزگار خود تبعيت مي كرد از جانب خداوند پشتيباني و ياري نمي شد.

[13:37] وكذلك انزلنه حكما عربيا ولئن اتبعت اهواءهم بعدما جاءك من العلم ما لك من الله من ولي ولا واق
ما اين قوانين را به زبان عربي نازل كرديم و اگر پس از اين دانشي كه بر تو آمده است، به خواسته هايشان رضايت دهي، هيچ ياور و محافظي در مقابل خدا نخواهي داشت.

عجب معارفي دارد اين سوره مظلوم انعام!

[6:119] وما لكم الا تاكلوا مما ذكر اسم الله عليه وقد فصل لكم ما حرم عليكم الا ما اضطررتم اليه وان كثيرا ليضلون باهوائهم بغير علم ان ربك هو اعلم بالمعتدين
چرا از آنچه كه نام خداوند بر آن برده شده نمي خوريد؟ در حالي كه خداوند آنچه بر شما حرام كرده به تفصيل( با جزئيات كامل) بيان كرده و بسياري از مردم با اهواء خود و بدون علم(كلام خدا) ديگران را گمراه مي سازند .پروردگار تو به حال متجاوزين آگاه است.

مشتي از خروار :

سؤال : آيا گوشت ملخ و خرگوش حلال است ؟اگر حلال است : تمام انواع آنها

جواب : گوشت ملخ حلال است .
ـ گوشت خرگوش و تمام انواع آن حرام است .


سؤال : نظر اسلام در مورد خوردن صدف ، خرچنگ و حيوانات ديگر دريايی چيست ؟ آياحکمی کلی در مورد حلال يا حرام بودن موجودات دريايی وجود دارد ؟

جواب : خوردن حيوانات دريائی غير از ماهيهائی که پولک دارند و يا ميگو حرام است !

آقاي سيستاني و امثال او اين احكام را از كجا آورده اند؟ بطور حتم از احاديث و روايات(قوطي عطاري)
درواقع شيطان چون نمي تواند در شريانهاي هميشه زنده و جاويد قرآن باطلي را تزريق كند ، حنجره مردگان را قرض مي گيرد.

حال آوردن اين آيه قرآني در اينجا بسيار مناسب است:

[6:150] قل هلم شهداءكم الذين يشهدون ان الله حرم هذا فان شهدوا فلا تشهد معهم ولا تتبع اهواء الذين كذبوا بءايتنا والذين لا يؤمنون بالاءخرة وهم بربهم يعدلون
بگو گواهان خود را كه گواهي مي دهند خداوند اينها را حرام كرده است بياوريد اگر آنه گواهي دهند تو با آنها گواهي نده و از اهواء كساني كه آيات ما را تكذيب كردند و كساني كه به آخرت ايمان ندارند و براي خداوند شريك قائلند پيروي مكن

عجیب است ... شما چطور همه احاديث را باطل شمرده اید ... در حالی که خداوند می فرماید ( اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم ؟ ) .

و چطور به قرآن معترفید ... در حالی که قرآن می فرماید :

جزء 21 سوره الاحزاب آيه 21
لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا
قطعاً براى شما در (اقتدا به‏) رسول خدا سرمشقى نيكوست‏: براى آن كس كه به خدا و روز بازپسين اميد دارد و خدا را فراوان ياد مى‏كند.

حال ما احاديث معتبر زيادي در دسترس داريم که بواسطه آن مي شود از رسول الله پيروي کرد ...
واضح پاسخ دهيد که چرا نبايد اينچنين کنیم و نسبت به اين احاديث تجاهل کنيم ؟



جزء 1 سوره البقرة آيه 85
... أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَمَا جَزَاء مَن يَفْعَلُ ذَلِكَ مِنكُمْ إِلاَّ خِزْيٌ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يُرَدُّونَ إِلَى أَشَدِّ الْعَذَابِ وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ
... آيا به بعضى از دستورات كتاب آسمانى ايمان مى‏آوريد، و به بعضى كافر مى‏شويد؟! براى كسى از شما كه اين عمل [تبعيض در ميان احكام و قوانين الهى‏] را انجام دهد، جز رسوايى در اين جهان‏، چيزى نخواهد بود، و روز رستاخيز به شديدترين عذابها گرفتار مى‏شوند. و خداوند از آنچه انجام مى‏دهيد غافل نيست‏.

taslim
Tuesday 22 November 2005, 08:36PM
آيا در همه اعمال ابراهيم و پيروانش براي ما الگو وجود دارد و يا در آن عمل بخصوصي كه در برابر مشركين انجام دادند. آيا پيروان ابراهيم نيز مي توانند از هر حيث براي ما الگو باشند؟

قد كانت لكم اسوة حسنة في ابراهيم و الذين معه اذ قالوا لقومهم انا برآؤا منكم و مما تعبدون من دون الله كفرنا بكم و بدا بيننا و بينكم العداوة و البغضاء ابدا حتى تؤمنوا بالله وحده الا قول ابراهيم لابيه لاستغفرن لك و ما املك لك من الله من شي‏ء ربنا عليك توكلنا و اليك انبنا و اليك المصير (4)
لقد كان لكم فيهم اسوة حسنة لمن كان يرجوا الله و اليوم الآخر و من يتول فان الله هو الغني الحميد (6)
براى شما سرمشق خوبى در زندگى ابراهيم و كسانى كه با او بودند وجود داشت، در آن هنگامى كه به قوم (مشرك) خود گفتند: «ما از شما و آنچه غير از خدا مى‏پرستيد بيزاريم; ما نسبت به شما كافريم; و ميان ما و شما عداوت و دشمنى هميشگى آشكار شده است; تا آن زمان كه به خداى يگانه ايمان بياوريد! -جز آن سخن ابراهيم كه به پدرش ( عمويش آزر) گفت (و وعده داد) كه براى تو آمرزش طلب مى‏كنم، و در عين حال در برابر خداوند براى تو مالك چيزى نيستم (و اختيارى ندارم)!- پروردگارا! ما بر تو توكل كرديم و به سوى تو بازگشتيم، و همه فرجامها بسوى تو است! (4)
(آرى) براى شما در زندگى آنها اسوه حسنه (و سرمشق نيكويى) بود، براى كسانى كه اميد به خدا و روز قيامت دارند; و هر كس سرپيچى كند به خويشتن ضرر زده است، زيرا خداوند بى‏نياز و شايسته ستايش است! (6)


درسو.ره احزاب ، آيا پيامبر اسلام بايد از لحاظ همت و شهامت براي ما اسوه باشد يا از بابت ترسش از مردم؟ ( به جاي ترسيدن از خداوند و اجراي سريع فرمان او) ( وقتي به فرمان خداوند مأمور شد همسر پسر خوانده اش را به عقد خود درآورد)

لقد كان لكم في رسول الله اسوة حسنة لمن كان يرجوا الله و اليوم الآخر و ذكر الله كثيرا (21)
مسلما براى شما در زندگى رسول خدا سرمشق نيكويى بود، براى آنها كه اميد به رحمت خدا و روز رستاخيز دارند و خدا را بسيار ياد مى‏كنند. (21)

امیر
Tuesday 22 November 2005, 08:51PM
جناب تسلیم در مورد الگو بودن
حضرت ابراهیم (ع) قید ((اذ...)) وجود دارد و ظاهرا آن را محدود کرده و تخصیص زده
بلکه در مورد حضرت محمد (ص) در قرآن قیدی وجود ندارد .... فعلشان در هر زمان و هرمکان الگو ست
و همانطور که خودتان ترجمه کردید:
مسلما براى شما در زندگى رسول خدا سرمشق نيكويى بود، براى آنها كه اميد به رحمت خدا و روز رستاخيز دارند و خدا را بسيار ياد مى‏كنند. کسانی که الگویشان پیامبر نیست امیدی هم به آخرت ندارند

taslim
Tuesday 22 November 2005, 09:47PM
جناب تسلیم در مورد الگو بودن
حضرت ابراهیم (ع) قید ((اذ...)) وجود دارد و ظاهرا آن را محدود کرده و تخصیص زده
بلکه در مورد حضرت محمد (ص) در قرآن قیدی وجود ندارد .... فعلشان در هر زمان و هرمکان الگو ست
و همانطور که خودتان ترجمه کردید:
مسلما براى شما در زندگى رسول خدا سرمشق نيكويى بود، براى آنها كه اميد به رحمت خدا و روز رستاخيز دارند و خدا را بسيار ياد مى‏كنند. کسانی که الگویشان پیامبر نیست امیدی هم به آخرت ندارند

دوست گرامي ؛
اگر قرار باشد به مطالب اين دوست كوچكتان توجه نكنيد، با مشكل مواجه خواهيم شد

از اين دو آيه يكي مربوط به ابراهيم و يارانش است و ديگري مربوط به محمد رسول الله و در هيچيك هم "اذا" وجود ندارد:

لقد كان لكم فيهم اسوة حسنة لمن كان يرجوا الله و اليوم الآخر و من يتول فان الله هو الغني الحميد (6)
لقد كان لكم في رسول الله اسوة حسنة لمن كان يرجوا الله و اليوم الآخر و ذكر الله كثيرا (21)

در ضمن بنده اين آيات را ترجمه نكردم و ترجمه آنها نيز زياد برايم مهم نبود تا در آن دقت كنم.

امیر
Tuesday 22 November 2005, 10:53PM
((قد كانت لكم اسوة حسنة في ابراهيم و الذين معه اذ...))
((لقد كان لكم فيهم اسوة حسنة( اذ ....)لمن كان يرجوا الله و اليوم الآخر و من يتول فان الله هو الغني الحميد ))
برادر عزیز ((اذ)) به نظر حقیر در تقدیر است -والله اعلم

از آنجا که در میان آیات مطلق و مقید باید سراق آیات مقید تر رفت من هم در میان این دو آیه سراغ آیه ای میروم که شرط آن را محدود تر کرده و همان آیه ای است که با لفظ ((اذ)) محدود تر شده است
در جایی داریم ((تحریر رقبه)) و درجایی دیگر ((تحریر رقبة مومنة)) و البته آیه دوم مقید تر است

امیر
Tuesday 22 November 2005, 10:53PM
از آنجا که شما پیش فرض های دیگری دارید و بنیان استدلال را بر تفسیر بر اساس ظاهر ریخته لید بعید است به نظر مشترکی دست یابیم

taslim
Wednesday 23 November 2005, 07:46AM
آيا فكر مي كني كه اكثر آنها مي شنوند يا مي فهمند؟ آنها درست مانند حيوانات هستند؛ نه، آنها بسيار بدترند.

[6:116] وان تطع اكثر من في الارض يضلوك عن سبيل الله ان يتبعون الا الظن وان هم الا يخرصون

اگر از اكثر مردم روي زمين اطاعت كني، تو را از راه خدا منحرف خواهند كرد. آنها فقط از گمان خود پيروي مى كنند؛ آنها فقط حدس مي زنند.

أم تحسب أن أكثرهم يسمعون أو يعقلون إن هم إلا كالأنعام بل هم أضل سبيلا

آيا فكر مي كني كه اكثر آنها مي شنوند يا مي فهمند؟ آنها درست مانند حيوانات هستند؛ نه، آنها بسيار بدترند.

واقعاً اكثر انسانها از حيوان بدترند ؛ چون از چشم و گوش و عقلي كه خدا بهشون داده استفاده نمي كنند و همش نگاه به دست ديگران مي كنند . اونا چشمشون دنبال جمعيته و هرچه تعداد جمعيت بيشتر باشه خيالشون راحتتره چون فكر مي كنن كه يه جمعيت كثير اشتباه نمي كنه و ديگر غافل از اينن كه در منظر قرآن تا بوده و بوده جمعيت كثير بر سبيل باطل بودن. هميشه اكثريت مردم مشرك و بت پرست بودن:

[12:106] وما يؤمن اكثرهم بالله الا وهم مشركون
اكثر كساني كه به خدا ايمان دارند، ايمانشان آلوده به شرك و بتپرستي است.

يك حديث بسيار معتبر

مسيحيان بنابر احاديثي كه از گذشتگان خود دريافت كرده اند در اينكه مسيح به صليب كشيده شده و او را كشته اند هيچ شكي ندارند. اين باور كه اساس و شالوده تمام باورهاي ديني و اعتقادي آنهاست موجب نسخ و امحاء آيات خداوندي و ابقاء و جايگزيني آيات شيطاني گرديده كه امروزه اين حقيقت بخوبي از سنتها و مناسكشان پيداست.

تمام كتابها و نوشته هاي دنيا را كه بگرديد محالست حديثي به تواتر و قدمت اين حديث بيابيد . عمر اين حديث به مراتب از عمر اسلام (اسمي) بيشتر و جمعيتي كه آن را باور دارند بسيار انبوه تر از جمعيت به اصطلاح مسلمانان است.

آيا قدمت اين حديث و سلسله جمعيتهايي كه در طول تاريخ آن را سينه به سينه حفظ كرده و از نسلي به نسلي ديگر منتقل ساخته اند موجب اعتبار و صدق آن مي شود؟ آيا سنتهايي كه بر پايه اين اعتقاد شكل گرفته اند بر گرفته از سنت عيسي مسيح مي باشند؟

تنها معيار راستي و فرقان و تميز دهنده حق از باطل مي گويد مسيح كشته نشد و به صليب هم آويخته نگرديد.

يعني: دو ميليارد انسان در زمان حاضر و ميلياردها انسان در طول تاريخ فريب خدعه هاي شيطان را خوردند و همچون انسانهاي كور ، دست به دست او دادند و به بيراهه رفتند . كتاب خداوند آمده است تا اين احاديث شيطاني و متشابهاتي را كه شيطان در امنيت رسولان پيشين القاء كرده است منسوخ و آيات خود را محكم سازد و به نسلها و امتهاي كه پس از نزول قرآن پا به عرصه وجود مي گذارند هشدار دهد كه فريب اين خدعه بسيار قديمي و كاري شيطان را نخورند .

در اين راه ، راسخان علم و صاحبان خرد(از هر امتي) كه تنها به آنچه از نزد پروردگارشان آمده ايمان دارند و حق و باطل را تنها به وسيله آن مي سنجند ، با اعتصام به اين ريسمان محكم الهي هرگز پا به بيراهه نگذاشته و نمي گذارند و همواره بر صراط مستقيم حركت مي كنند . اما آنان كه داراي قلوبي بيمار هستند با پيروي از اهواء و احاديث ديگران و با چشمان بسته دست در دست شيطان نهاده و به سعير مي روند.

پيروي از اهواء ديگران يعني تعبد شيطان ، يعني تفرقه (يعني تفرقه تفرقه تفرقه .... و باز هم تفرقه )، يعني چيزي كه سعادت و راحت دنياو آخرت بشر را از بين برده ، يعني همانچيزي كه قرآن آمده تا از بوجود آمدن آن جلوگيري كند

اما متأسفانه حربه شيطان باز هم كاري افتادو ظن ابليس در مورد كساني كه پيرويش كردند تحقق يافت :

[34:20] ولقد صدق عليهم ابليس ظنه فاتبعوه الا فريقا من المؤمني
قطعاً گمتن ابليس در موردشان تحقق يافت و جز گروهي اندك همگان از او پيروي كردند

احاديث غير كه همچون خاكستري به درد نخور روي طلاي ناب و حديث پاك خدا را پوشانده اند فرقه ها را بوجود آورده اند و فرقه هانيز همان كعبه هاي قلابي هستند كه معمار و مهندس همه آنها شيطان است

taslim
Wednesday 23 November 2005, 01:47PM
بسم الله الرحمن الرحيم

[4:59] يايها الذين ءامنوا اطيعوا الله واطيعوا الرسول واولي الامر منكم فان تنزعتم في شيء فردوه الى الله والرسول ان كنتم تؤمنون بالله واليوم الاءخر ذلك خير واحسن تاويلا
اي كساني كه ايمان آورده ايد، از خدا اطاعت كنيد و از رسول اطاعت كنيد و از كساني كه در ميان شما به امر خداوند نزديكترند( با كتاب آسماني مأنوسترند). چنانچه در هر موضوعي اختلاف پيدا كرديد، به خدا و رسول مراجعه كنيد، اگر واقعا به خدا و روز آخر ايمان داريد. اين برايتان بهتر است و بهترين راه حل را به شما نشان مى دهد.

يك داستان واقعي:

[38:21] وهل اتك نبؤا الخصم اذ تسوروا المحراب
[38:22] اذ دخلوا على داود ففزع منهم قالوا لا تخف خصمان بغى بعضنا على بعض فاحكم بيننا بالحق ولا تشطط واهدنا الى سواء الصرط
[38:23] ان هذا اخي له تسع وتسعون نعجة ولي نعجة وحدة فقال اكفلنيها وعزني في الخطاب
[38:24] قال لقد ظلمك بسؤال نعجتك الى نعجه وان كثيرا من الخلطاء ليبغي بعضهم على بعض الا الذين ءامنوا وعملوا الصلحت وقليل ما هم وظن داود انما فتنه فاستغفر ربه وخر راكعا واناب
[38:25] فغفرنا له ذلك وان له عندنا لزلفى وحسن مءاب
[38:26] يداود انا جعلنك خليفة في الارض فاحكم بين الناس بالحق ولا تتبع الهوى فيضلك عن سبيل الله ان الذين يضلون عن سبيل الله لهم عذاب شديد بما نسوا يوم الحساب
آيا داستان شاكيان هنگامى كه از محراب (داوود) بالا رفتند به تو رسيده است؟! (21)

در آن هنگام كه (بى‏مقدمه) بر او وارد شدند و او از ديدن آنها وحشت كرد; گفتند: «نترس، دو نفر شاكى هستيم كه يكى از ما بر ديگرى ستم كرده; اكنون در ميان ما بحق داورى كن و ستم روا مدار و ما را به راه راست هدايت كن! (22)

اين برادر من است; و او نود و نه ميش دارد و من يكى بيش ندارم اما او اصرار مى‏كند كه: اين يكى را هم به من واگذار; و در سخن بر من غلبه كرده است!» (23)

(داوود) گفت: «مسلما او با درخواست يك ميش تو براى افزودن آن به ميشهايش، بر تو ستم نموده; و بسيارى از شريكان (و دوستان) به يكديگر ستم مى‏كنند، مگر كسانى كه ايمان آورده و اعمال صالح انجام داده‏اند; اما عده آنان كم است!» داوود دانست كه ما او را (با اين ماجرا) آزموده‏ايم، از اين رو از پروردگارش طلب آمرزش نمود و به سجده افتاد و توبه كرد. (24)

ما اين عمل را بر او بخشيديم; و او نزد ما داراى مقامى والا و سرانجامى نيكوست! (25)

اى داوود! ما تو را خليفه و (نماينده خود) در زمين قرار داديم; پس در ميان مردم بحق داورى كن، و از هواى نفس پيروى مكن كه تو را از راه خدا منحرف سازد; كسانى كه از راه خدا گمراه شوند، عذاب شديدى بخاطر فراموش كردن روز حساب دارند! (26)


داستان ، مربوط به قضاوت داود برسر اختلاف دو برادر در باره گوسفندانشان است. بنده براي جلوگيري از اطناب كلام استخراج معاني آيات را به برادران و خواهران عزيزم واگذار مي كنم و به اصل قضيه مي پردازم.
چيزي كه دو برادر از داود مي خواهند قضاوت درست است و در قالب اين عبارت بيان مي شود" فحكم بيننا بلحق"

در قرآن كريم "علم" و"حق" مربوط به كلام و كتاب خداوند است بگونه اي كه هرچيز ديگري غير از آن جزء اهواء ديگران محسوب مي شود و تنها معيار و ميزان حق همان كلام خداست . و هر پيامبري موظف شده تا بر اساس اين معيار و ميزان حق حكم كند توجه كنيد:

[5:48] وانزلنا اليك الكتب بالحق مصدقا لما بين يديه من الكتب ومهيمنا عليه فاحكم بينهم بما انزل الله ولا تتبع اهواءهم عما جاءك من الحق ....

سپس ما اين كتاب آسماني را به حقيقت بر تو نازل كرديم، كه كتاب هاي آسماني پيشين را تصديق مي كند و جايگزين آنهاست. تو در ميان آنها بر طبق آيات خدا حكم كن و از خواسته هايشان چنانچه برخلاف حقيقتي است كه بر تو آمده است، پيروي نكن. ...
[13:37] وكذلك انزلنه حكما عربيا ولئن اتبعت اهواءهم بعدما جاءك من العلم ما لك من الله من ولي ولا واق
ما اين قوانين را به زبان عربي نازل كرديم و اگر پس از اين دانشي كه بر تو آمده است، به خواستههايشان رضايت دهي، هيچ ياور و محافظي در مقابل خدا نخواهي داشت.

[4:105] انا انزلنا اليك الكتب بالحق لتحكم بين الناس بما ارك الله ولا تكن للخائنين خصيما
ما کتاب آسماني را، بحق، بر تو نازل کرده ايم، تا ميان مردم به موجب آنچه خدا به تو نشان داده است، حکم کني. تو از خيانتكاران جانبداري نكن.

آياتي كه اين مطلب را بيان مي كنند فراوان هستند و عزيزان مي توانند خود به آنها رجوع كنند. اشتباه و لغزشي كه داود در قضاوت بين آن دو نفر مرتكب مي شود اين است كه بر اساس كتاب خداوند حكم نمي كند و حكمش حكم خدا نيست . در واقع حاكم فقط خداست و خداوند خود اين مطلب را بارها و بارها در كتاب شريفش به وضوح بيان كرده است ولي ما به دليل پيروي از اهواء ديگران نمي توانيم آن را ببينيم.

داود خليفه اي بيش نيست و صاحب حكم نمي باشد و اگر قرار باشد بين مردم حكم كند بايد بر اساس كتاب قانون كه همان كتاب خداوند است اين كار را انجام دهد البته ايشان به عنوان خليفه و والي از هر كس ديگر بهتر قانون را مي شناسد ولي اين موضوع او را كاملاً از اشتباه مبرا نمي سازد و ما ديديم به چه صورت.

آيه شماره 59 از سوره مباركه نساء در اين خصوص معيار خوبي را بدست ما مي دهد ولي متأسفانه بدليل اهميت بالايي كه دارد از دست برد و تحريف شيطان در امان نما نده است. شيطان به پيروان خود چنين القاء كرده كه اين آيه نشان مي دهد كه رسول هم صاحب حكم است و خداوند اين احكام را مخفيانه فقط به او وحي كرده و در كتابش نياورده است.

وقتي مسلمانان علي رغم وضوح كتاب مفدس و نهي آن از اين كار پذيراي اين خدعه شيطان شدند در واقع دست او را باز گذاشته اند تا كتابي(قوطي عطاري) در مقابل كتاب خداوند علم كند و مردم را از راه خداي متعال گمراه سازد.

وقتي پيامبر حكم دارد و اولي الامر هم حكم دارند ديگر محال است بتوان نزاع و اختلاف بين مسلمانان را حل كرد و ما حصل آن آش شله قلمكاري مي شود كه امروز شاهد آن هستيم.

عزيزان ! برادران و خواهران نازنينم؛ فرماني كه خداوند به همه پيامبران داد اين بود كه دين را بپا دارند و در آن تفرقه نكنند و اين ميسر نمي شود مگر با تعبد مطلق خداوند متعال .يعني تنها از او فرمانبرداري كردن.
اگر مي بينيد دين متفرق شده و به صدها فرقه منشعب شده اشكال در پيروي جاهلانه بندگان خدا از قوطي عطاريست نه قرآن كريم.

هشدار:

حكم رسول چيزي جز حكم خداوند نيست و حكم خداوند بطوري كه آيات فراواني از قرآن به آن اذعان دارند به صورت كتاب است و اگر به آن اعتصام كنيم تا ثريا ستوني بر صراط مستقيم تشكيل داده ايم و يكديگر را گم نمي كنيم و سرگردان نمي شويم و اگر سر در قوطي عطلري كنيم در بيابانهاي مخوف و خشك ثرا سرگردان مي شويم و يكديگر را گم مي كنيم و پايان راهمان به سعير ختم خواهد شد.


ومن لم يحكم بما أنزل الله فأولئك هم الكافرونب

taslim
Wednesday 23 November 2005, 01:52PM
تبيين قرآن بر عهده احدي غير از خداون نيست

[75:16] لا تحرك به لسانك لتعجل به
[75:17] ان علينا جمعه وقرءانه
[75:18] فاذا قرانه فاتبع قرءانه
[75:19] ثم ان علينا بيانه

در بيان آن عجله نکن.
اين ما هستيم كه آن را بصورت قرآن جمع آوري خواهيم كرد.
هنگامي كه ما آن را بخوانيم، تو از چنين قرآني پيروي كن.
سپس، اين ما هستيم كه آن را توضيح خواهيم داد.

taslim
Wednesday 23 November 2005, 04:26PM
يايها الناس كلوا مما في الارض حللا طيبا ولا تتبعوا خطوت الشيطن انه لكم عدو مبين
اي مردم، از محصولات زمين، چيزهايي را كه حلال هستند بخوريد و از گامهاي شيطان پيروي نكنيد؛ او دشمني آشكار و بديهي براي شماست.

از چيزهاي حلال بخوريد و شيطان را تعبد نكنيد

اين فرمان و حكم خداوند به انسانها دقيقاً معادل فرمان و حكميست كه روز اول براي آدم صادر كرد. بعد از اينكه آدم و همسرش تعبد شيطان را كردند و از آنچه برايشان حرام بود خوردند خداوند سبحان خطاب به آنان فرمود :

[7:22]
.... الم انهكما عن تلكما الشجرة واقل لكما ان الشيطن لكما عدو مبين
آيا من شما را از آن درخت منع نكردم و به شما هشدار ندادم كه شيطان دشمني آشكار و بديهي براي شماست؟

در آنجا خداوند پدر ما را از خوردن چيز حرام منع كرده بود و در اينجا از نخوردن چيزي كه حلال است. در آنجا شيطان پدر ما را فريب داد تا به حكمش عمل كند و حرام خدا را بخورد و در اينجا ما را فريب مي دهد تا به حكمش عمل كنيم و حلال خدا را نخوريم.

خداوند سبحان در ادامه آيه 168 مي فرمايند:

[2:169] انما يامركم بالسوء والفحشاء وان تقولوا على الله ما لا تعلمون
او فقط شما را به پليدي و اعمال زشت امر مي كند و اينكه شما درباره خدا چيزي بگوييد كه نمي دانيد.

مسلماً چيزي كه شيطان حكم ميكند جز پليدي و تباهي نيست و به كساني كه احكام او را به خدا نسبت مي دهند چنين القاء مي كند كه اين حكم و امر خداست كه از گذشتگان به شما رسيده و محال است آنها اشتباه كرده باشند.

توجه كنيد:

[7:28] واذا فعلوا فحشة قالوا وجدنا عليها ءاباءنا والله امرنا بها قل ان الله لا يامر بالفحشاء اتقولون على الله ما لا تعلمون
آنها وقتي گناهي بزرگ مرتکب مي شوند، مي گويند: "ما پدران خود را به همين شيوه يافتيم و خدا ما را به آن فرمان داده است." بگو: "خدا هرگز امر به گناه نمي كند. آيا درباره خدا چيزي مى گوييد که نمي دانيد؟"

آقايان آيات عظام! با حرام كردن حلال خداوند و حلال كردن حرام او ، در حقيقت كاري نمي كنند جز پيروي از پدران خود و اجرا نمي كنند مگر حكم شيطان را و خيلي هم شادمانند كه كاملاً هدايت يافته و بر صراط مستقيم هستند.

حق جو
Wednesday 23 November 2005, 05:06PM
سلام بر دوستان عزیز


پیامبراسلام کسی است که جبرئیل خدمت گذار او و خانواده اش بوده است.

انشاء الله ما از کسانی نباشیم که به نقل قران در باره پیامبر خود این گونه می گویند:
سوره مومنون آیه 24 :
ما هذا الا بشر مثلکم یرید ان یتفضل علیکم
این شخص نیست مگر بشری همچون شما که می خواهد به شما برتری یابد!
بلکه پیامبر را آنگونه که خداوند و خودش به مومنان ( و نه به کفار و مشرکین ) معرفی کرده اند بشناسیم:

سوره بقره آیه 253:
تلک الرسل فضلنا بعضهم علی بعض منهم من کلم الله و رفع بعضهم درجات و اتینا عیسی ابن مریم البینات وایدناه بروح القدس
برخی از این پیامبران را بر برخی دیگر برتری دادیم. برخی از ایشان با خدا سخن گفته و بعضی مقامهای بلند یافتند و به عیسی فرزند مریم نشانه های روشن عطا کردیم و نیز او را با روح القدس یاری نمودیم.
سوره بقره آیه 47 :
یا بنی اسرائیل اذکروا نعمتی التی انعمت علیکم و انی فضلتکم علی العالمین
ای بنی اسرائیل بیاد آورید نعمتم را که به شما دادم و شما را ( به سبب بعثت پیامبران ) بر همه جهانیان برتری دادم.
سوره بقره آیات 129 و 130 :
ربنا وابعث فیهم رسولا منهم یتلوا علیهم آیاتک و یعلمهم تالکتاب والحکمه و یزکیهم انک انت العزیز الحکیم.
و من یرغب عن مله ابراهیم الا منئ سفه نفسه و لقد اصطفیناه فی الدنیا و انه فی الاخره لمن الصالحین
( ابراهیم می گوید) پروردگارا در میان ایشان پیامبری از خودشان مبعوث کن تا آیات تو را بر آنها بخواند و به ایشان کتاب و حکمت بیاموزد و ایشان را تزکیه کند که تو توانا و دانا هستی.
بجز افراد بی خرد کسی از آیین ابراهیم روی نمی گرداند. ما او را در دنیا برگزیدیم و او در آخرت از شایستگان است.
و من ذریته داود و سلیمان و ایوب و یوسف و موسی و هرون و کذلک نجزی المحسنین. و زکریا و یحیی عیسی و الیاس کل من الصالحین. و اسماعیل و الیسع و یونس و لوطا و کلا فضلنا علی العالمین و من آبائهم و ذریاتهم واجتبیناهم و هدیناهم الی صراط مستقیم.
و از اولاد او ( ابراهیم ) است داود و سلیمان و ایوب و موسی و هارون و اینگونه به نیکان پاداش می دهیم. و نیز ( از اولاد اوست ) زکریا و یحیی و یسع و یونس و لوط و همه اینها را بر جهانیان برتری دادیم. همینطور از پدرانشان و فرزندانشان و برادرانشان برگزیدیم و برتری دادیم و هدایت کردیم بسوی صراط مستقیم.
سوره اسراء آیه: 21
انظر کیف فضلنا بعضهم علی بعض و للاخره اکبر درجات و اکبر تفضیلا.
بنگر که چگونه عده ای از مردم را بر دیگران برتری دادیم و بدان که در آخرت برتری خلایق بر یکدیگر بسیار بیشتر و بالاتر است.
سوره اسراء آیه 55 :
و ربک اعلم بمن فی السموات و الارض و لقد فضلنا بعض النبیین علی بعض واتینا داود زبورا
پروردگار تو به کسانی که در آسمانها و زمین هستند ( همه مخلوقات ) داناتر است. به تحقیق که ما برخی از پیامبران را بر دیگران برتری دادیم و به داود کتاب زبور را عطا کردیم.
و لقد آتینا داود و سلیمان علما و قالا الحمد لله الذی فضلنا علی کثیر من عباده المومنین
همانا به داود و سلیمان علم و دانش عطا کردیم پس آندو گفتند ستایش و سپاس خایرا که ما را بر بسیاری از بندگان مومنش برتری داد.
سوره آل عمران آیه 73 :
قل ان الفضل بید الله یوتیه من یشاء
بگو برتری متعلق به خداوند است که به هر کس بخواهد می بخشد.

سوره سبا آیه 10 :
و لقد اتینا داود منا فضلا یا جبال اوبی معه و الطیر و النا له الحدید
همانا داود را از نزد خودمان برتری دادیم و کوهها و پرندگان را با او همصدا کردیم و آهن را در دست او نرم نمودیم.
و ما ارسلنا من رسول الا لیطاع باذن الله و لو انهم اذ ظلموا انفسهم جاوک فاستغفروا الله و استغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیما.
فلا و ربک لا یومنون حتی یحکمونک فی ما شجر بینهم ثم لا یجدوا فی انفسهم حرجا مما قضیت و یسلموا تسلیما.
پیامبری را نفرستادیم مگر برای آنکه به خواست خدا مردم از او اطاعت کنند. [/COLOR]اگر کسانی که به خودشان ستم کرده اند ( گناه کاران ) به تو رو آورند و تو ای پیامبر برایشان طلب آمرزش کنی خداوند را توبه پذیر و مهربان می یابند.
اینگونه که خیال می کنند نیست! به پروردگارت سوگند که اینان ایمان نیاورده اند مگر آنگاه که تو را در آنچه مورد اختلافشان است حاکم کنند و به آنچه فرمان دهی راضی شوند و در مقابل تو با جان و دل تسلیم شوند.
سوره نساء آیه : 54
ام یحسدون الناس علی ما اتاهم الله من فضله فقد آتینا آل ابراهیم الکتاب و الحکمه و آتیناهم ملکا عظیما
آیا به کسانی که خداوند به آنها فضیلت داده است حسادت می کنند به تحقیق که ما به آل ابراهیم کتاب و حکمت دادیم و به ایشان حکومتی بزرگ عطا کردیم

و انشاءالله از پیشوایانی پیروی نکنیم که در قیامت پیروانشان می گویند:
و قالت اخریهم لاولیهم فما کان لکم علینا من فضل فذوقوا العذاب بما کنتم تکسبون
و آنها که در عقب هستند به جلوداران و پیشوایان می گویند شما بر ما برتری نداشتید ( که همچون ما در دوزخ هستید ) پس بچشید عذاب را به سبب آنچه کردید.
به عبارت دیگر خلافت و امامت برای کسی که به دیگران برتری ندارد کلید ورود به جهنم است.

از پیروی خلفاي غاصب و ازناب آنها همچون ابن تيميه و محمد بن عبد الوهاب و برقعي و .... به خداوند پناه می بریم.

امیر
Wednesday 23 November 2005, 06:26PM
تبيين قرآن بر عهده احدي غير از خداون نيست

[75:16] لا تحرك به لسانك لتعجل به
[75:17] ان علينا جمعه وقرءانه
[75:18] فاذا قرانه فاتبع قرءانه
[75:19] ثم ان علينا بيانه

در بيان آن عجله نکن.
اين ما هستيم كه آن را بصورت قرآن جمع آوري خواهيم كرد.
هنگامي كه ما آن را بخوانيم، تو از چنين قرآني پيروي كن.
سپس، اين ما هستيم كه آن را توضيح خواهيم داد.
جناب تسلیم
اگر تبيين قرآن بر عهده احدي غير از خدا نيست چرا خداوند میفرماید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
((َ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِم))

taslim
Wednesday 23 November 2005, 07:26PM
جناب تسلیم
اگر تبيين قرآن بر عهده احدي غير از خدا نيست چرا خداوند میفرماید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
((َ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِم))

سلام بر امير عزيز

آيات زير بخوبي منظور از بيان را تشريح مي كنند . كتاب آسماني در اولين جايي كه نزول مي كند همان ذهن و يا قلب پيامبر است و هموست كه بايد آن را به مردم ابلاغ كرده و يا به عبارتي برايشان بيانش كند، غير از اين است؟ ونيز فلسفه وجودي كتاب نيز(بطوري كه آيات فراواني از قرآن مي گويند ) حل اختلاف است.

واذ اخذ الله ميثق الذين اوتوا الكتب لتبيننه للناس ولا تكتمونه فنبذوه وراء ظهورهم واشتروا به ثمنا قليلا فبئس ما يشترون

خدا از كساني كه كتاب آسماني دريافت كردند، پيمان گرفت كه آن را به مردم اعلام كنند و هرگز آن را پنهان نسازند ولي آنها به آن پشت كردند و آن را ناديده گرفتند و به بهايي ناچيز معامله اش كردند. چه معامله بدي
.
[16:43] وما ارسلنا من قبلك الا رجالا نوحي اليهم فسءلوا اهل الذكر ان كنتم لا تعلمون
[16:43] ما پيش از تو نفرستاديم، مگر مرداني را كه به آنها وحي كرديم. از كساني كه كتاب آسماني مي دانند سئوال كنيد، اگر نمي دانيد.

بالبينت والزبر وانزلنا اليك الذكر لتبين للناس ما نزل اليهم ولعلهم يتفكرون
[16:44] ما به آنها مدركها و كتابهاي آسماني داديم. و اين پيام را بر تو نازل كرديم تا آنچه را كه براي آنها فرستاده شده است به مردم اعلام كني، شايد كه بينديشند.
[16:64] وما انزلنا عليك الكتب الا لتبين لهم الذي اختلفوا فيه وهدى ورحمة لقوم يؤمنون

ما اين كتاب را (كه براي حل اختلاف آمده است)به تو نازل نكرديم مگر اينكه آن را بر سر آنچه كه در موردش اختلاف كرده اند برايشان بيان كني و اين كتاب هدايت و نوري براي مؤمنان است.

هيبچگاه تا كنون فكر كرده اي كه چرا اين كتاب هم مي تواند گمراه كننده باشد و هم رهنما؟
و چرا خداوند پيامبرش را از پاي فشاري در مورد آن منع مي كند؟

ياهو 110
Wednesday 23 November 2005, 08:03PM
سلام برتسليم عزيز
آيا وهابيت مشرك است

taslim
Wednesday 23 November 2005, 09:46PM
سلام برتسليم عزيز
آيا وهابيت مشرك است

سلام بر ياهوي عزيزم
به طور حتم هيچ شركي به پاي شرك و هابيت نمي رسد و آنها از اين بابت مريدان درجه يك شيطان هستند مي دانيد چرا؟ چون بيشتر از فرق ديگر به دنبال اهواء ديگران كه چيزي جز احكام شيطان نيست مي روند و شرك واقعي نيز همين است .

ياور
Wednesday 23 November 2005, 10:12PM
يا الله
اللهم صل علي محمد و ال محمد
با عرض سلام و خير مقدم خدمت برادر بزرگوار جناب تسليم
و اما جناب تسليم بنده سعيم براين بود كه تا پايان بحث از بيانات زيباي شما استفاده نمايم اما در خلال مباحث شما اينچنين به نظرم رسيدكه شما نسبت به سنت پيامبر اكرم ص كه تشريح كننده احكام خداوند است دلايلي داريد كه بيشتر بوي رد از انها مي ايد تا قبول
لذا از شما برادر ارجمند سئوالم اينست كه ايا سنت نبوي پيامبر اكرم ص را كه تشريح كننده احكام قران است قبول داريد يا خير ؟؟
و همچنين نظر شما نسبت به احاديث صحيحه و موافق قران كه قران مهر تاييد برانها مي زند چيست
يا الله و يا رحمن يا ذالاجلال و الاكرام

امیر
Wednesday 23 November 2005, 10:58PM
با سلام بر جناب تسلیم ...
فرمودید:
...و هموست كه بايد آن را به مردم ابلاغ كرده و يا به عبارتي برايشان بيانش كند، غير از اين است؟ ....
جناب تسلیم آیا به گمان شما کلمه ((بلاغ )) همان کلمه ((بیان )) است؟؟؟؟از جوابتان این بر میآید که وظیفه تبیین سنت پیامبر که نص قرآن است ((لتبین للناس ))
را با ابلاغ پیام ((یا ایها الرسول بلغ ))
یکی گرفته اید و این منصفانه نیست !!!!!!!!
بلکه دو وظیفه جدا هستند

امیر
Wednesday 23 November 2005, 11:08PM
با سلام جناب تسلیم اگر ممکن است فونت خودتون رو تغییر دهید ....زیرا در کامپیوتر من خیلی ریزه و خواندن آن با مشقت بسیاری همراه است:smile22: :smile22: :smile22: :D

taslim
Wednesday 23 November 2005, 11:36PM
با سلام جناب تسلیم اگر ممکن است فونت خودتون رو تغییر دهید ....زیرا در کامپیوتر من خیلی ریزه و خواندن آن با مشقت بسیاری همراه است:smile22: :smile22: :smile22: :D

امير جان ؛
خدمت برادر گلم عرض كنم كه بنده در ادامه جمله اي كه جنابعالي در رابطه با تبيين قرآن ذكر كرديد مطالب ديگري نيز نوشته بودم ، حوصله كردي آنها را خوب بخواني ؟
بنده خدمت شما برادر نازنينم عرض كردم كه اصولاً اين كتاب براي حل اختلاف آمده تا بدينوسيله از تفرق انسانها جلو گيري كند. كساني كه به آنها كتاب آسماني داده شده ( پيامبر و پيروانش) بايد وقتي به چنين اختلافهايي برخورد كردند به و سيله بيان حكم خداوند كه در كتابش موجود است ، آن اختلاف را حل كنند . نه اينكه از بيانش اجتناب نموده و آن را كتمان نمايند.
آيا شما بين بيان و ابلاغ فرق زيادي مي بينيد؟

taslim
Thursday 24 November 2005, 12:12AM
يا الله
اللهم صل علي محمد و ال محمد
با عرض سلام و خير مقدم خدمت برادر بزرگوار جناب تسليم
و اما جناب تسليم بنده سعيم براين بود كه تا پايان بحث از بيانات زيباي شما استفاده نمايم اما در خلال مباحث شما اينچنين به نظرم رسيدكه شما نسبت به سنت پيامبر اكرم ص كه تشريح كننده احكام خداوند است دلايلي داريد كه بيشتر بوي رد از انها مي ايد تا قبول
لذا از شما برادر ارجمند سئوالم اينست كه ايا سنت نبوي پيامبر اكرم ص را كه تشريح كننده احكام قران است قبول داريد يا خير ؟؟
و همچنين نظر شما نسبت به احاديث صحيحه و موافق قران كه قران مهر تاييد برانها مي زند چيست
يا الله و يا رحمن يا ذالاجلال و الاكرام

برادر عزيزم ؛ ياور مهربان
بنده به هيچ وجه با سنت صحيح پيامبر( كه قرآن آن را تأييد كند و يا با آن مخالف نباشد) مخالف نبوده و از آن پيروي مي كنم . مخالفت بنده با آن دسته از اعماليست كه نام سنت به خود گرفته اند ولي در اصل دسيسه شيطان مي باشند. من با سنتي كه مي گويد پيامبر بعضي از نمازها را با صداي بلند مي خوانده و بعضي را با صداي آهسته ، بشدت مخالفم چون حكم قرآن در اينباره چنين نيست و رعايت حد اعتدال مي باشد. وقتي خداوند راجع به نحوه خواندن نماز(كه فلسفه نماز چيزي فراتر از تصور غلط ما نسبت به آن است) حكمي ندارد ، بدان مفهوم است كه نخواسته براي آن قالب تعيين كند ، اگر چه هيچ اشكالي هم ندارد كه بنده در اينباره از سنت پيامبر( در هنگام جماعت و يا در خلوت خود) پيروي كنم :
گاوي كه بني اسرائيل به فرمان خدا كشتند در جزئيات نه پير بود ونه جوان رنگش هم زرد بود و يك سري مشخصات ديگر ولي آنها در كل اگر يك گاو را كشتهبودند ( بدون مشخصات و جزئيات فوق) مورد قبول واقع مي شد چون در حكم خداوند هيچ يكاز جزئيات گاو مشخص نشده بود و اين خود آنها بودند كه با سئوالهاي مكررشان خواستارجزئيات شدند.
اين بنده كوچك و ناچيز با آن سنتي كه جز ماهي پولك دار و ميگو همه آبزيان را حرام اعلام مي كند بشدت مبارزه مي كنم چون: حكم قرآن بر حليت موجودات آبزيست. بنده با آن سنتي كه صد ضربه تازيانه زن و مرد زنا كار را به مرگ بوسيله ضربه هاي سنگ مبدل مي كند بشدت مخالفم. با آن سنتي كه نسبت نا سخ و منسوخي به آيات قرآن مي دهد مي جنگم .....
وقتي بنده به مسئله قوطي عطاري اشاره مي كنم به هيچ وجه قصد انكارتاريخ را ندارم و يامنظورم اعتقادات هيچ يك از فريقين نيست. اجازه دهيد تا منظورمرا بطور واضح و صريح در قالب يك مثال حقيقي و رويداد واقعي شرح دهم :
يكي از دوستان دايي بنده در ايام جواني و در ماه مبارك رمضان برايتبليغ به يكي از روستا ها اعزام مي شوند. ايشان مي گويند در آن روستا رسم بر اينبود كه براي افطاري غذايي بسيار ساده مي خوردند و آنچه براي او مي آوردند غالباًحليم بود. وي مي گويد : ديدم اگر وضع بخواهد به همان صورت پيش برود طاقت نخواهمآورد و اين بود كه به فكر چاره افتادم : دفعه بعد كه به منبر رفتم به آنها گفتم كهشب گذشته در فلان كتاب به حديثي بر خورده ام كه واقعاً مرا منقلب كردهاست.
در حديث آمده است كه هركس در شبهاي رمضان بخورد كباب ، نازل شودبر او پنجاه هزار ملك كه ( بقيشو يادم نيست). و بعد از همان شب بود كه حليم جايش رابا كباب عوض كرد!
حديث و روايت زماني قابل قبول نخواهد بو كه مابخواهيم از آن براي اثبات چيزي و يا پيش برد مقاصد خود استفاده كنيم ، در غيراينصورت ممكن است يك حديث از لحاظ علمي يا ادبي نكات آموزنده خوبي را براي ما داشتهباشد .
بنده هيچ برايم مهم نيست كه اين حديث را چه كسي گفته ولي وقتي آن را براياولين بار در مطب پزشكي ديدم بسيار از آن لذت بردم :
من در كلبه فقيرانه (ياحقيرانه) خود كسي را دارم كه تو در عرش كبريائيت نداري
من چون تويي را دارم و توچون خود را نداري
قوطي عطلري در جايي جلوه گر مي شود كه آيه اي از قرآن را برداريمو بعد بگوييم فلاني در مورد اين آيه فلان چيز را گفت :
اولئک الذین آتیناهم الکتاب و الحکم والنبوه " فان یکفر بها هولاءفقد وکلنا بها قوما لیسوا بها بکافرین " 89 انعام داریم که پرسیده شد چه کسانی اندکه لیسوا بها بکافرین؟ حضرت رسول دست به پشت سلمان فارسی زدند و فرمودند قوم اینمرد....
یعنی ایرانیان وکلای حفظ دینی هستند که اعراب به آن کافرشدند.
خب ، وقتي تو قوطي عطاري همه چيز پيدا ميشه طرف مقابل هم مي تونهدستشو بكنه اون تو يه چيزي رو كه به سود خودش و ضرر طرف ديگست بياره بيرون. كي بهكيه؟
اگر چه حديث فوق از آن يك انسان است اما بوضوح مشخص است كه طراحاصلي آن شيطان بوده و كسي كه آن را براي اولين بار گفته يا نوشته يقين داشته كه آنآيه چنين چيزي نمي گويد اما بر اساس بغي(همانگونه كه قرآن بارها و بارها اشارهكرده) چنين كاري را كرده است. بطور حتم اين حديث شيطان است چون جز كينه و دشمني وتفرقه چيزي را به د نبال ندارد .

امیر
Thursday 24 November 2005, 12:13AM
خدمت برادر محترم جناب تسلیم:
معنای تبیین را ما به شخصه نمیتوانیم پیداکنیم و کار را به لغت شناسان وا میگذاریم و میدانم از اینکه به شما اعلام کنم که دانشمند مطهری آن را تفسیر معنی کرده ناراحت خواهید شد چرا که از دید شما هیچ کس صالحیت تفسیر قرآن ندارد و هرکس برداشت خود را باید تحمیل کند........ اما حقیقت همان است که عرض شد

امیر
Thursday 24 November 2005, 12:17AM
مطالب ديگري نيز نوشته بودم ، حوصله كردي آنها را خوب بخواني ؟
بله همش را خواندم اما جوابم را در همان بند یافتم که خلاصتا فرقی بین ابلاغ و تبین نگذاشتید

ياور
Thursday 24 November 2005, 07:41AM
يا الله
اللهم صل علي محمد و ال محمد
جناب تسليم درود برشما . امافرموديد وقتي خداوند راجع به نحوه خواندن نماز(كه فلسفه نماز چيزي فراتر از تصور غلط ما نسبت به آن است) حكمي ندارد ، بدان مفهوم است كه نخواسته براي آن قالب تعيين كند ، اگر چه هيچ اشكالي هم ندارد كه بنده در اينباره از سنت پيامبر( در هنگام جماعت و يا در خلوت خود) پيروي كنم :


جناب تسليم همه ما مي دانيم كه در قران فقط خداوند فرموده اقيموالصلوه هرچند در زمينه اوقات ان
و همچنين تعداد ركعتهاي ان هم اشاره اي شده اما ان كسي كه قرار بوده اقيموالصلوه را به تصوير بكشد و از قالب كلمات خارج سازد شخص نازنين پيامبر اكرم ص مي باشد كه تشريح حكم نماز به اصطلاح سنت پيامبر اكرم ص مي باشد و ايا شما به غير از اين تشريح و كيفيت نماز به شكل ديگري از نماز هم اعتقاد داريد كه حتي مي تواند جايگزين اين نماز سنتي شود يا خير
از اينكه وقت شما را مي گيرم شرمنده ام
يا الله يا رحمن يا ذالجلال و الاكرام

taslim
Thursday 24 November 2005, 08:11AM
يا الله
اللهم صل علي محمد و ال محمد
جناب تسليم درود برشما . امافرموديد وقتي خداوند راجع به نحوه خواندن نماز(كه فلسفه نماز چيزي فراتر از تصور غلط ما نسبت به آن است) حكمي ندارد ، بدان مفهوم است كه نخواسته براي آن قالب تعيين كند ، اگر چه هيچ اشكالي هم ندارد كه بنده در اينباره از سنت پيامبر( در هنگام جماعت و يا در خلوت خود) پيروي كنم :


جناب تسليم همه ما مي دانيم كه در قران فقط خداوند فرموده اقيموالصلوه هرچند در زمينه اوقات ان
و همچنين تعداد ركعتهاي ان هم اشاره اي شده اما ان كسي كه قرار بوده اقيموالصلوه را به تصوير بكشد و از قالب كلمات خارج سازد شخص نازنين پيامبر اكرم ص مي باشد كه تشريح حكم نماز به اصطلاح سنت پيامبر اكرم ص مي باشد و ايا شما به غير از اين تشريح و كيفيت نماز به شكل ديگري از نماز هم اعتقاد داريد كه حتي مي تواند جايگزين اين نماز سنتي شود يا خير
از اينكه وقت شما را مي گيرم شرمنده ام
يا الله يا رحمن يا ذالجلال و الاكرام


با سلام خدمت برادر خوبم
اقامه صلات و پرداخت زكات كه در اكثر آيات قرآن كريم با هم مي آيند مفهومي فراتر از حد همين نماز خواندن يوميه و پرداخت پول را مي دهند و انشاءالله در آينده راجع به آن بحث خواهيم كرد.
به اعتقاد بنده وقتي مسلمين به جماعت نماز مي خوانند هيچ شكلي بهتر از آنچه پيامبر نازنين و محبوب آن را وضع كرده وجود ندارد . منتهي عده اي از اين شكل سوء استفاده مي كنند و مي گويند :
اگر قرآن كامل است پس چرا جزئيات نماز در آن نيامده است
بنده در پاسخ چنين سؤالي بود كه گفتم: شكل نماز وحياني نيست و مي تواند با اجماع و قراردادي كه همه مسلمين بر سرش توافق داشته باشند ، تغيير كند.
اما اصل موضوعي كه بنده فعلاً دارم در حول محور آن بحث مي كنم : اياك نعبد و يا تنها خداي را فرمانبرداري كردن است كه عدم رعايت آن شرك است و شرك مورد نظر قرآن نيز همين عدم رعايت اياك نعبد و اياك نستعين( التزام شبانه روزي ما به عدم تعبد و فرمانبرداري و درخواست از غير خداوند )است

taslim
Thursday 24 November 2005, 11:27AM
بسم الله الرحمن الرحيم

وعد الله الذين ءامنوا منكم وعملوا الصلحت ليستخلفنهم في الارض كما استخلف الذين من قبلهم وليمكنن لهم دينهم الذي ارتضى لهم وليبدلنهم من بعد خوفهم امنا يعبدونني لا يشركون بي شيءا ومن كفر بعد ذلك فاولئك هم الفسقون

اين آيه شماره 55 از سوره گرانقدر نور است. اين وعده هميشگي خداوند به انسانهاست كه اگر ايمان بياورند و كارهاي شايسته و نيكو انجام دهند ايشان را خلفا و حكمرانان زمين خواهد گردانيد درست همانگونه كه در مورد پيشينيان چنين كرد و دين و قانوني را كه برايشان بر گزيده است بر قرار خواهد ساخت و صلح و امنيت را جانشين ترس و وحشت خواهد نمود. انسانهايي كه تنها او را تعبد و فرمانبرداري مي كنند و احدي را در حكمش شريك نمي گردانند .

پس چرا؟ خدايا ! اي پروردگار عرش عظيم كه قادر به هرچيزي هستي ، چرا؟ چرا به وعده ات عمل نكردي؟ چرا اجازه دادي تا يك مشت سرباز الكلي و همجنسباز ، به مال و جان و ناموس مسلمين تجاوز كنند و آنها را همچون حيوانات وحشي در قفس حبس نمايند؟ آيا در وعده ات دخالت بمبهاي ليزري و جنگهاي الكترونيك را لحاظ كره بودي ؟ آيا طيراً ابابيل تو توان استقامت در برابر خفاشهاي سياه را نداشتند؟

خدايا ! چرا كساني را كه خود در موردشان گفته بودي : لتجدن اشد الناس عدوة للذين ءامنوا اليهود والذين اشركوا خلفا و جانشينان سر زمينهاي مسلمانان كردي؟ چرا اجازه دادي تا دست كثيف سربازان آمريكايي به مال و جان و ناموس مسلمين برسد؟

خدايا من اعتراض دارم. تو كه مي داني اين صدام لجن و پليد بود كه به مملكت ما و مدينه فاضله اسلام تجاوز كرد و آن اعمال بي شرمانه را در مورد دختران بي گناه سوسنگردي و هويزه اي و خرمشهري انجام داد پس چرا حقمان را به ما برنگرداندي؟ آيا ياري تو سبب مي شد كه با آزادي هر وجب از اين خاك جان صدها نفر فدا شود؟ خدايا ! من امروز است كه گمراه و مرتد شده ام اما چرا آن روز كه هيجده سال بيشتر نداشتم و بر پيشاني بندم يا زهرا نوشته شده بود و بر پشت پيراهنم يا حسين من و ديگر هيجده ساله ها را ياري نكردي؟ آيا قتل عام حاج عمران به سبب ياري تو پروردگار بزرگ بود ؟ يعني پيامبرت را هم در جنگها اينگونه ياري مي كردي؟ حاشا و كلا.

[8:65] يايها النبي حرض المؤمنين على القتال ان يكن منكم عشرون صبرون يغلبوا مائتين وان يكن منكم مائة يغلبوا الفا من الذين كفروا بانهم قوم لا يفقهون

[8:66] الءن خفف الله عنكم وعلم ان فيكم ضعفا فان يكن منكم مائة صابرة يغلبوا مائتين وان يكن منكم الف يغلبوا الفين باذن الله والله مع الصبرين

وعده خالق زماني محقق خواهد شد كه قابليت آن در مخلوقش وجود داشته باشد. در نزد پروردگار ايمان درجاتي دارد و تحقق وعده پروردگار وابسته به افزايش در جه ايمان است . آيا درجه ايمان رزمندگان ما در حدي بود كه مستحق اين وعده جاودانه شويم ؟ خير. اين جواب از آن كسيست كه يك سال متناوب در ميان رزمندگان بوده است. در ميان رزمندگاني كه من با آنها برخورد داشته ام جز معدودي انگشت شمار ديگر هيچكس استحقاق وعده پروردگار را نداشت. در هور الهويزه تنها پرويز زندي بود .آخر او در گرماي شرجي چهل و پنج درجه تا چهل عدد كنسرو را براي تك تك بچه ها باز نمي كرد دست به كنسرو خود نمي زد . هميشه قرآن جيبي خود را به همراه داشت و لحظه اي از ذكر پروردگارش غافل نبود . شبها خواب خود را فراموش مي كرد تا هم صحبت كوچكترهايي باشد كه از پست شب مي ترسيدند . او با حرفهاي شيرين خود لحظات باشكوه و ملكوتيي را به آنها هديه مي كرد ، خدايش بيامرزد و روحش شاد.


آري ، قابليتي را كه رزمندگان كم تعداد "بدر" دارند لشكر انبوه "حنين " ندارد . چرا كه هر ده رزمنده بدر قادر به شكست دادن صد جنگجوي دشمن بود. آيا هر ده رزمنده ما مي توانست بيست نفر و تنها بيست نفر از سربازان دشمن خود را ازبين ببرد؟ هرگز . در معادله شگفت انگيز خداوند هيچ نوع اسلحه جنگي لحاظ نشده است وتنها پارامتر تأثير گذار نفر است و بس
آيا رزمندگان بدر از نظر تجهيزات غني تر بودند يا جنگجويان سپاه كفر؟ آيا در حمله هاي شبانگاهي تعداد رزمندگان ايراني بيشتر بود يا عراقي ها؟
رزمندگان بدر در شب حمله با گريه پروردگار خود را خواندند و از او ياري جستن و خدا نيز وعده خود را در مورد ايشان محقق ساخت:

[8:9] اذ تستغيثون ربكم فاستجاب لكم اني ممدكم بالف من الملئكة مردفين

هنگامي كه براي نجات خود به پروردگارتان التماس مي كرديد، او به شما جواب داد: "من با هزار فرشته كه از پي يكديگر مي آيند، شما را حمايت مي كنم."

اما رزمندگان سپاه دشمن به لات و منات توسل مي كردند و از اين اسمهايي كه پدرانشان نامگذاري كرده بودند ياري مي جستند.

رزمندگان ما نيز در شبهاي حمله دعاي توسل مي خواندندو از انسانهايي هرچند مخلص ، ياري مي جستند كه ديگر نه صدايشان را مي شنيد ند و نه مي توانستند كاري برايشان بكنند . آنهاحتي اسماء(مهدي) را نيز به كمك مي طلبيدند و از چيزي كه پدرانشان نام گذاري كرده اند مي خواستند تا فرماندهي حمله را بعهده بگيرد و اين شدكه آن معادله شگفت انگيز در مورد ما صدق نكرد.

امروز اگرچه اكثر مسلمين جهان به شرك كلاسيك توجهي ندارند و آن را با زبان منع مي كنندو حسابشان را از مردگان و اسمهاي ساختگي جدا كرده اند اما همچنان با پيروي از اهواء ديگران پا در جاي پاي شيطان مي گذارند و با دنباله روي خطوات او تعبد وي را مي كنند و گيرندگان ريسمان الهي و اعتصام كنندگان به كلام او روز به روز كمتر و كمتر مي شوند و همين مي شود كه همجنسبازان آمريكايي و انگليسي مي آيند و هيچ كس هم كاري نمي تواند بكند.

واعتصموا بحبل الله جميعا ولا تفرقوا

امیر
Thursday 24 November 2005, 01:10PM
کلامی کوتاه و مهم با جناب تسلیمجناب تسلیم من نام این را روشنفکری افراطی همرا با جهالت میگذارم
من و شما نه از باب اینکه چون دوست داریم و علاقه داریم مانند رسول الله نماز بخوانیم نماز میخوانیم و نه برای اینکه چون دوست داریم با خداوند عربی صحبت کنیم عربی نماز میخوانیم
بلکه اینها فلسفه های دیگری دارد و آن اینست که تمسک به سنت محمدیة در نص صریح قرآن به آن دستور داده شده در جایی با تعبیر ((اسوة حسنة )) و در جایی دیگر اطاعت از آن جناب که میفرماید ((صلوا کما رایتمونی اصلی ))(نماز بخوانید همانطور که من نماز میخوانم ) با نص صریح اطاعت از خدا عطف میشود و پس از تاکیدات فراوان ((اطیعوالله و اطیعوا الرسول )) اینچنین این سنت به اوج خود میرسد که در قالب ((مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ )) بیان میشود
و تحقق عملی آیات دیگر نیز همین تمسک به سنت است.... در جایی که خداوند به رسولش دستور میدهد ((لتبین للناس )) که مفسرین و متکلمین و دانشمندان علوم قرآنی لازمه آن تبیین را تمسک به سنت حسنه دانسته اند و بر آن اجماع دارند شما چگونه بدون دلیل و برهان میگویید من چون دوست دارم نماز را عربی بخوانم عربی و به سنت پیامبر میخوانم؟؟؟برادر این دستور خداست نه علاقه شخصی اگر با همین منوال پیش روید خوردن گوشت سگ و گرگ هم به دلیل اینکه تحریم قرآنی ندارد برایتان حلال خواهد بود.این نهایت جهالت است که سنت محمدیة را بدن برهان برکناری زده و فریاد ((لا حکم الا لله )) سر بدهیم و در حالی که خداوند اطاعت رسول را بر ما فرض کرده است
مطالب عرضه شده با علم ناقص من بود و الا دلایل بیشماری است که اثبات سنت را در برگرفته است و ذکر آن از حوصله دوستان خارج است

ابومحسن
Thursday 24 November 2005, 01:40PM
رزمندگان ما نيز در شبهاي حمله دعاي توسل مي خواندندو از انسانهايي هرچند مخلص ، ياري مي جستند كه ديگر نه صدايشان را مي شنيد ند و نه مي توانستند كاري برايشان بكنند . آنهاحتي اسماء(مهدي) را نيز به كمك مي طلبيدند و از چيزي كه پدرانشان نام گذاري كرده اند مي خواستند تا فرماندهي حمله را بعهده بگيرد و اين شدكه آن معادله شگفت انگيز در مورد ما صدق نكرد.
جناب تسلیم
ای کلک ;) تو هم تو عطاری کار می کنی و به ما چیزی نمیگی!!:p
:smile55: :smile55: :smile55:

ياور
Thursday 24 November 2005, 02:00PM
کلامی کوتاه و مهم با جناب یاورجناب یاور شما که تقلید کورکورانه را عامل بدبختی میدانید ...خود نا آگاهانه وارد این گرداب خطرناک شده ایدو غافلانه در پی کسانی افتاده اید که تا حالا هیچ معیار مستدل عقلی برای عدم تمسک به سنت حسنه ارائه نکرده اند
و من نام این را روشنفکری افراطی همرا با جهالت میگذارم
من و شما نه از باب اینکه چون دوست داریم و علاقه داریم مانند رسول الله نماز بخوانیم نماز میخوانیم و نه برای اینکه چون دوست داریم با خداوند عربی صحبت کنیم عربی نماز میخوانیم
بلکه اینها فلسفه های دیگری دارد و آن اینست که تمسک به سنت محمدیة در نص صریح قرآن به آن دستور داده شده در جایی با تعبیر ((اسوة حسنة )) و در جایی دیگر اطاعت از آن جناب که میفرماید ((صلوا کما رایتمونی اصلی ))(نماز بخوانید همانطور که من نماز میخوانم ) با نص صریح اطاعت از خدا عطف میشود و پس از تاکیدات فراوان ((اطیعوالله و اطیعوا الرسول )) اینچنین این سنت به اوج خود میرسد که در قالب ((مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ )) بیان میشود
و تحقق عملی آیات دیگر نیز همین تمسک به سنت است.... در جایی که خداوند به رسولش دستور میدهد ((لتبین للناس )) که مفسرین و متکلمین و دانشمندان علوم قرآنی لازمه آن تبیین را تمسک به سنت حسنه دانسته اند و بر آن اجماع دارند شما چگونه بدون دلیل و برهان میگویید من چون دوست دارم نماز را عربی بخوانم عربی و به سنت پیامبر میخوانم؟؟؟برادر این دستور خداست نه علاقه شخصی اگر با همین منوال پیش روید خوردن گوشت سگ و گرگ هم به دلیل اینکه تحریم قرآنی ندارد برایتان حلال خواهد بود.این نهایت جهالت است که سنت محمدیة را بدن برهان برکناری زده و فریاد ((لا حکم الا لله )) سر بدهیم و در حالی که خداوند اطاعت رسول را بر ما فرض کرده است
مطالب عرضه شده با علم ناقص من بود و الا دلایل بیشماری است که اثبات سنت را در برگرفته است و ذکر آن از حوصله دوستان خارج است
يا الله
اللهم صل علي محمدو ال محمد
جناب امير خان درود بر شما
از كدامين سخن بنده متوجه شديد كه من با سنت نبوي پيامبر اكرم ص مخالفم و يا با احاديث صحيحه كه موافق عقل و قران مي باشند كه مي فرماييد :بنده نااگاهانه وارد اين گرداب خطرناك شده ام
فكر مي كنم باز مثل اون دفعه خالي بندي كردي !!!:smile27:
و اگر مقاله را با دقت بخوانيد بنده نيز سئوالات شما را از جناب تسليم سئوال نموده ام و ايشان هم در لفافه و به طور نسبي نسبت به اين سئوالات پاسخ مثبت دادند
لذا از انجايي كه ايشان ياداور شده اند كه موضوع و هدفشان در اين مقاله اثبات چيز ديگري است
بنده به همين حد كفايت كرده و متعاقبا در مبحث ديگري در مورد اطيعو الرسول ان چيزي كه بنده فكر مي كنم مورد نظر شما هم مي باشد باجناب تسليم و اقاي بيطرف بحث خواهيم نمود
يا الله
مويد باشيد

امیر
Thursday 24 November 2005, 04:58PM
جناب یاور حق باشماست :smile07: :smile07: :smile07: (الآن نوشتهام را ویرایش میکنم)
بنده فکر کردم آنچه که شما نقل قول کرده اید از خودتان است و از این بابت حق باشماست ...منظورم این نوشته بود که گویا از خوتان نیست و فقط از جناب تسلیم نقل قول کرده اید وقتي خداوند راجع به نحوه خواندن نماز(كه فلسفه نماز چيزي فراتر از تصور غلط ما نسبت به آن است) حكمي ندارد ، بدان مفهوم است كه نخواسته براي آن قالب تعيين كند ، اگر چه هيچ اشكالي هم ندارد كه بنده در اينباره از سنت پيامبر( در هنگام جماعت و يا در خلوت خود) پيروي كنم

ياور
Thursday 24 November 2005, 10:23PM
جناب یاور حق باشماست :smile07: :smile07: :smile07: (الآن نوشتهام را ویرایش میکنم)
بنده فکر کردم آنچه که شما نقل قول کرده اید از خودتان است و از این بابت حق باشماست ...منظورم این نوشته بود که گویا از خوتان نیست و فقط از جناب تسلیم نقل قول کرده اید
يا الله
اللهم صل علي محمد و ال محمد

خوشال
يا الله

حق جو
Friday 25 November 2005, 11:10AM
امير جان ؛
خدمت برادر گلم عرض كنم كه بنده در ادامه جمله اي كه جنابعالي در رابطه با تبيين قرآن ذكر كرديد مطالب ديگري نيز نوشته بودم ، حوصله كردي آنها را خوب بخواني ؟
بنده خدمت شما برادر نازنينم عرض كردم كه اصولاً اين كتاب براي حل اختلاف آمده تا بدينوسيله از تفرق انسانها جلو گيري كند. كساني كه به آنها كتاب آسماني داده شده ( پيامبر و پيروانش) بايد وقتي به چنين اختلافهايي برخورد كردند به و سيله بيان حكم خداوند كه در كتابش موجود است ، آن اختلاف را حل كنند . نه اينكه از بيانش اجتناب نموده و آن را كتمان نمايند.
آيا شما بين بيان و ابلاغ فرق زيادي مي بينيد؟


دوست عزيز جناب امير

برادريتان با كساني كه حتي سنت پيامبر را قبول ندارند!!! مبارك باشد

لا تجد قوما يومنون بالله و اليوم الاخر يوادون من حاد الله و رسوله !!

taslim
Friday 25 November 2005, 03:27PM
بسم الله الرحمن الرحيم

وما اكثر الناس ولو حرصت بمؤمنين



هركاري كني اكثر مردم ايمان نخواهند آورد

اين آيه شماره 103 از سوره مباركه يوسف است و اعلام مي كند هرچقدر پيامبر اصرار ورزد اكثر مردم ايمان نخواهند آورد. با اين وجود ما داريم مي بينيم كه اكثر مردم جهان متدين هستند و به خدا و دين ايمان دارند و جمعيت افراد لامذهب و بي دين به مراتب كمتر از جمعيت متدينين عالم است. آيا در اينجا تناقضي وجود دارد؟!

آيه مذكور نمي خواهد بگويد اكثر مردم به پيامبر لبيك نمي گويند و ايمان نمي آورند . خير ، اينچنين نيست. بلكه مي خواهد بگويد اكثر اينها كه ايمان آورده اند ، ايمانشان به درد نمي خورد و دينشان باطل است و حقيقي نيست. ظاهراً ايمان آورده و حتي خود نيز گمان نمي كند كه بي ايمان با شند و بر عكس تصور مي كنند بر صراط مستقيم هستند اما در حقيقت كافر هستند. توجه كنيد:

[12:106] وما يؤمن اكثرهم بالله الا وهم مشركون

بيشتر كساني كه به خدا ايمان دارند، ايمانشان آلوده به شرك و بت پرستي است.
درواقع اكثر كساني كه ايمان مي آورند مشرك و كافرند و فقط ظاهراً ايمان آورده اند ولي واقعاً ايمانشان ايمان نيست و فقط يك ايمان اسمي بوده و باطل است. مثل خيلي از ما به اصطلاح مسلمانها ي ايران كه فقط اسم اسلام رويمان است ولي نه مي دانيم نماز چيست، نه روزه و نه آخرت. و نهايت دينداري را در سينه زني مي دانيم كه اگر با قمه توأم باشد ثوابش بيشتر خواهد بود.

[4:136] يايها الذين ءامنوا ءامنوا بالله ورسوله والكتب الذي نزل على رسوله والكتب الذي انزل من قبل ومن يكفر بالله وملئكته وكتبه ورسله واليوم الاءخر فقد ضل ضللا بعيدا
اي كساني كه ايمان آورده ايد ؛ شما فقط فكر مي كنيد ايمان آورده و مسلمانيد ، فكر مي كنيد به خدا و رسولش ايمان آورده ايد و تنها گمان مي كنيد كه آخرت و معاد را باور كرده ايد پس بياييد واقعاً به اينها ايمان آوريد.

[2:62] ان الذين ءامنوا والذين هادوا والنصرى والصبءين من ءامن بالله واليوم الاءخر وعمل صلحا فلهم اجرهم عند ربهم ولا خوف عليهم ولا هم يحزنون
كساني كه به اسلام ايمان آورده اند و كساني كه يهودي ، نصارا و يا صابعي هستند ، هرگاه به خدا و روز رستاخيز ايمان آورند ، و عمل صالح انجام دهند ، پاداششان نزد پروردگارشان مسلم است. هيچگونه ترس و اندوهي براي ايشان نخواهد بود.

در مورد ايمان به خدا ممكن است كسي ايمان داشته با شد و لي در اصل ايمان نداشته باشد و حتي خود نيز اين را متوجه نشود و كلي هم خود را به زحمت بيندازد : روزه بگيرد ، نماز شب بخواند و خيلي از اين امور ديني را انجام دهد . اما در مورد ايمان به معاد ديگر وضع فرق مي كند . مگر ممكن است انسان يهودي باشد ، مسيحي باشد و يا مسلمان باشد اما به معاد ايمان نداشته باشد و تازه خود هم متوجه اين موضوع نشود؟! نمي دانم متوجه منظور من مي شويد؟ مي گويم وقتي اعتقاد به معاد و بهشت و جهنم در قلب من رسوخ كرده و من حتي به خاطر آنها خود را به دردسر مي اندازم ، مگر ممكن است اين اعتقاد و باور من غير حقيقي باشد؟ بله ممكن است.

[2:111] وقالوا لن يدخل الجنة الا من كان هودا او نصرى تلك امانيهم قل هاتوا برهنكم ان كنتم صدقين
و گفتند ؛ كسي به بهشت وارد نمي شود مگر اينكه يهودي يا نصارا باشد ، اين خيال باطل ايشان است . بگو اگر راست مي گوييد برهان بياوريد و مدرك ارائه كنيد

آيا بهشتي كه ساكنانش فقط يهودي يا نصارا باشند وجود خارجي خواهد داشت . آيا كساني كه به يك چنين معاد و آخرتي ايمان دارند فريب ايمان خود را نخورده اند و به معاد واقعي ايمان دارند؟

[3:23] الم تر الى الذين اوتوا نصيبا من الكتب يدعون الى كتب الله ليحكم بينهم ثم يتولى فريق منهم وهم معرضون
آيا توجه كرده اي به کساني که بخشي از کتاب آسماني به آنان داده شده بود و اينکه چگونه از آنان دعوت مي شود که از اين کتاب آسماني خدا پيروي كنند و در زندگي خود طبق آن عمل نمايند، و سپس بعضي از آنها با بيزاري روي مي گردانند؟

[3:24] ذلك بانهم قالوا لن تمسنا النار الا اياما معدودت وغرهم في دينهم ما كانوا يفترون
اين بدان جهت است که گفتند: "آتش دوزخ جز چند روزي ما را لمس نخواهد کرد." آنها اين چنين با دروغ هاي ساختگي خود، در دين خود فريب خوردند.

[3:25] فكيف اذا جمعنهم ليوم لا ريب فيه ووفيت كل نفس ما كسبت وهم لا يظلمون
هنگامي كه آنها را در آن روز اجتناب ناپذير احضار كنيم، چه حالي خواهند داشت؟ هر نفسي حاصل عمل خود را بدون كوچك ترين بي عدالتي دريافت خواهد كرد.

اين جماعت كه با كتاب خدا كاري ندارند. مهم اينست كه باور كرده اند جز چند روزي (آن هم اگر قرار باشد به جهنم بروند) در آتش باقي نخواهند ماند.

توجه مي كنيد؟ همه اينها تاريخ ناب هستند و قبلاً اتفاق افتاد ه اند. ببينيد چگونه به كتاب خدا پشت مي كنند و به سراغ اهواء و اوهام اين و آن و احاديث و آيات شيطاني مي روند.
آيا اينان واقعاً به معاد ايمان دارند؟
آيا آنكسي كه مي گويد شيعه علي جايش در بهشت است به معاد حقيقي ايمان دارد. آيا واقعاً آتش بر كسي كه قطره اشكي بر حسين ريخته حرام مي شود؟ آيا اينگونه نيست كه " وفيت كل نفس ما كسبت" هركاري كردي بكن فقط در ايام محرم عزا داري كن تا گناهانت بخشيده شوند! در طول هفته هر غلطي كه دلت خواست بكن فقط يادت نرود كه در آخر هفته بروي تا كشيش همه آنها را ببخشد.

آري عزيزان ، اين قيامتي كه به ما معرفي كرده اند قلابيست و اگر به آن ايمان داشته باشيم در واقع معاد را رد كرده ايم . پس بياييد تا قيامت حقيقي را بدون هيچ واسطه اي مستقيماً از زبان قرآن شناسايي كنيم.

بنده انشاءالله بزودی این بحث را آغاز خواهم کرد و شما به عینه متوجه ضرباتی که حدیث و روایت بر پیکره اسلام زده اند خواهید شد.

taslim
Friday 25 November 2005, 04:01PM
بسم الله الرحمن الرحيم


ألا لله الدين الخالص والذين اتخذوا من دونه أولياء ما نعبدهم إلا ليقربونا إلى الله زلفى إن الله يحكم بينهم في ما هم فيه يختلفون إن الله لا يهدي من هو كاذب كفار



اين كلام واضح و روان خداوند است. به چشمان خود اعتماد كنيد تا مفهوم آن را به راحتي و بدون نياز به هيچ واسطي در يابيد. عزيزان ؛ برادران و خواهران با ايمانم آيا فكر نمي كنيد كه مشابه حديث فوق را در جايي شنيده باشيد؟ اين حديث و سخن شيطان است كه در كلام پروردگار نقل مي شود.


البته ماهيچ نيازي به آن نداريم و تاريخش به طور كامل سپري شده و يك حربه قديمي شيطانيست كه در گذشته مورد استفاده قرار مي گرفته و به تاريخ پيوسته است. اگر مي بينيد خداوند آن را در قرآنش آورده فقط خواسته بگويد در گذشته افرادي بوده اند كه افراد ديگري را به عنوان اولياءالله تعبد مي كرده اند و بهانه شان هم اين بوده كه چون اين افراد از خوبان و مقربين درگاه الهي هستند مورد تعبد ما قرار مي گيرند تا ما را به خدا نزديك كنند. آنها مي گفتند:



اي آدماي كم خرد و ظاهر بين كه فقط نوك دماغتون نو مي بينيد ! بد بختا مگه ما اينا رو خدا گرفتيم ؟ يعني ما مثه شما نا دونيم كه فرق بين خدا و غير خدا رو ندونيم؟



اينا همه مقربين درگاه خدان ، اينا پيش خدا آبرو دارن ، خدا رو اينا رو مي گيره و لي ماي بدبخت گنه كارو چي؟ ما كجا و اونا كجا؟



اگه مي دونم راست مي گيد چرا مي گيد اينا پسراي خدان ؟ مگه خدا پسر و دختر داره؟



هه هه! هالو رو ببين. يعني توي احمق فكر مي كني ما مي گيم خدا زني داشته و اون زنه اينا رو واسش به دنيا اورده؟ پناه مي بريم به خودش از اين حرف كثيف. بيچاره منظور ما اينه كه اين آبرومندان اونقدر به خدا نزديكن كه نگو و نپرس و اين كه ما ميگيم در واقع اصطلاحيه كه اين نزديكي و قرب و مي رسونه . حالا خر فهم شدي؟



اينا تو دمو دستگاه خدا واسه خودشون بيا و برويي دارن و خدا به اونا علم لدوني داده كه چه مرده و چه زنده از همه چيز خبر دارن . اصلاً محاله برگي از درختي بيفته و اينا ازش غافل باشن. حالا خودت حساب كن ببين تو دنيا چقدر درخت وجود داره و رو هر كدوم از اين درختا چقدر برگ . حالا با قيشو خودت حدس بزن. ما يه اينجور اشخاصي رو مولا و سرور خودمون قرار داديم فهميدي يا هنوز تو مخ پوكت نرفته؟



اگه مي بيني ما زياد سراغ تورات و انجيل نميريم به خاطر اينه كه اين خوبان خدا قبلاً زحمتشو برامون كشيدن و جيكو بيك اين كتابا رو بيرون كشيدن و لقمه رو پختنه و آماده گذاشتن تو دهنمون.



خب اونا كه ديگه خودشون نيستن تا كتاب خدا رو براتون تفسير كنن پس حالا تكليفتون چي ميشه؟



هه هه يارو رو! ببم يعني تو منكر تاريخي؟ بررگان ما هرچي رو اونا از كتاب خدا برامون گفتن و هر چي رو هم خدا خارج از كتاب بهشون وحي كرده سينه به سينه حفظ كردن و با اسناد محكم تحويلمون دادن.



صبر كن ببينم ، شما گفتيد وحي خارج از كتاب ، نه؟ درسته؟ من يه همچين چيزي شنيدم؟ هالو جون خودشه ، درست شنيدي.



خب اگه اينجوري باشه هر كسي مي تونه يه چيزي رو بگه و بعد بگه اينو خدا گفته و اگه شما بگيد كه تو كتابش نيست اونم ميكه اين مربوط به وحي خارج از كتابه. اينطور نيست؟



پسر تو با اين هوشت خوب شد نشدي خرگوش! بچه جون بزرگان ما فكر اينم كردن و از همون ابتدا اونا رو بصورت كتاب در آوردن تا رو توي بزمجه و امثال تو رو كم كنن فهميدي؟ مي گي نه بيا تا ببرمت تو عطاري آقام تا خودت اونا رو ببيني . آخه آقام اين كتابا رو تو عطاريش نگهداري مي كنه.



پس اين ورقا كه لاي كتاباست واسه چيه؟
كدوم ورقا؟
همينا نمي بينيشون؟
اينا اينجا چيكار ميكنن؟!
اين ورقا مال آقامه ، اون هرچي تو عطاري داره رو اينا مينويسه تا وقتي مشتري اومد بده دستشو مجبور نشه راجع به نحوه استفاده اونا هي خودشو خسته كنه
آها ! پس هرچي تو قوطي عطاري بابات گير مياد تو لاي اين كتاباست ؟
يه همچين چيزايي.
صبر كن بينم ، چي گفتي؟
اي نا بكار نا بخرد تو از اين حرفت يه منظوري داشتي .يالا بگو منظورت چي بود!




راستي يه سئوال؛ چرا مسيحيا و يهوديا مي گفتن ما ابناءالله هستيم؟





يه سئوال ديگه ؛ كي مي دونه فرق بين "ابن الله" با " آل الله" چيه؟




لو أراد الله أن يتخذ ولدا لاصطفى مما يخلق ما يشاء سبحانه هو الله الواحد القهار

taslim
Friday 25 November 2005, 04:12PM
آيا در قرآن آيه اي وجود دارد كه به وسيله آيه اي ديگر نسخ شده باشد؟ آيا قضيه ناسخ و منسوخ مربوط به قرآن است يا قوطي عطاري؟




[24:2] الزانية والزاني فاجلدوا كل وحد منهما مائة جلدة ولا تاخذكم بهما رافة في دين الله ان كنتم تؤمنون بالله واليوم الاءخر وليشهد عذابهما طائفة من المؤمنين



زن زناكار و مرد زناكار را هر كدام صد تازيانه بزنيد. در انجام قانون خدا دستخوش ترحم نشويد، اگر واقعا به خدا و روز آخر ايمان داريد. و بگذاريد تا گروهي از مؤمنان شاهد تنبيه آنها باشند.


[4:15] والتي ياتين الفحشة من نسائكم فاستشهدوا عليهن اربعة منكم فان شهدوا فامسكوهن في البيوت حتى يتوفهن الموت او يجعل الله لهن سبيلا



در ميان زنان شما كساني كه مرتكب زنا مي شوند، بايد از ميان خودتان چهار شاهد عليه آنها داشته باشيد. اگر شهادت دهند، پس چنين زناني را در خانههايشان نگاه داريد تا مرگشان فرا رسد، يا اينكه خدا راه خروجي برايشان پديد آورد.


[4:16] والذان ياتينها منكم فءاذوهما فان تابا واصلحا فاعرضوا عنهما ان الله كان توابا رحيما



آن مرد و زني كه مرتکب زنا مي شوند، بايد تنبيه شوند اگر آنها توبه كنند و خود را اصلاح نمايند، آنها را به حال خود بگذاريد. خداست آمرزنده، مهربانترين.


اگر فرض كنيم ترجمه هاي فوق در مورد آيات مذكور صدق مي كند آنگاه نتايج زير حاصل مي شود:

1- آيه اول مي گويد مجازات هريك از زن و مرد زنا كار صد ضربه شلاق است.
2- آيه دوم مي گويد مجازات زن زنا كار حبس ابد در خانه است مگر اينكه خدا راه خروجي برايشان قرار دهد.
3- آيه سوم مي گويد زن و مردي را كه زنا مي كنند شكنجه دهيد و چنانچه توبه كردند و راه صلاح پيش گرفتند از آنها در گذريد.

خب ، بطوري كه ملاحظه مي كنيد اين آيات با يكديگر همخواني ندارند و هريك براي زن و مرد زنا كار حكمي مجزا صادر مي كنند اينطور نيست؟!

مفسرين براي اينكه اين احكام را با يكديگر متحد و يك پارچه نمايند نظريات و فرضيات ضد و نقيضي ارائه داده اند كه پرداختن به تك تك آنها جز تلف كردن وقت چيزي نيست. غالب مفسرين بر اين باورند كه حكم آيه شماره 15 از آيات فوق(حبس ابد) به وسيله آيه شماره 2 سوره نور نسخ شده و ديگر تاريخش سپري شده است. تا اينجا در ميان مفسرين تقريباً يك اتفاق نظري وجود دارد اما در باره آيه شماره 16 اين اتفاق كمتر به چشم مي خورد و هركس خواسته به گونه اي قضيه را توجيه كند و هيچ كس نتوانسته حتي خودش را در اين باره قانع و راضي نمايد تا چه رسد به ديگران. تئوريهايي كه مفسرين در اين باره ارائه كرده اند آنقدر سست و بي اساس هستند كه به راحتي مي توان دلايلي براي ابطال آنها ارائه داد.

البته در اينجا يك تئوري ديگر نيز وجود دارد كه اكثر مفسرين به آن اشاره كرده اند ولي كسي به آن توجه نداشته است.

و اما آن تئوري : دو آيه سوره نساء مر بوط به حكم همجنسبازيست كه آيه 15 حكم همجنسبازي زنان (مساحقه) و آيه 16 حكم همجنسبازي مردان(لواط) را صادر مي كند.


حال اجازه دهيد تا صحت و سقم اين تئوري را با استفاده از آيات قرآن مورد بررسي قرار دهيم:


[4:15] والتي ياتين الفحشة من نسائكم فاستشهدوا عليهن اربعة منكم فان شهدوا فامسكوهن في البيوت حتى يتوفهن الموت او يجعل الله لهن سبيلا

[4:16] والذان ياتينها منكم فءاذوهما فان تابا واصلحا فاعرضوا عنهما ان الله كان توابا رحيما

ابتدا بياييد تا از خود آيات شروع كنيم . آيه شماره 15 صرفاً دارد راجع به زنان صحبت مي كند و هيچ سوپر دكتراي ادبيات عربي هم نمي تواند اين گفته را كه آيه بعدي (شماره 16) مي تواند صرفاً در باره دو مرد باشد رد كند مخصوصاً اينكه ظهور آن نيز در مورد جنس مذكر است.

حالا مي خواهم توجه شمارا به "منكم" و "من نسائكم" كه در آيات فوق آمده است جلب كنم. بنده ادعا نمي كنم در قرآن كريم هرجا منكم آمده منظور مردان هستند چون با توجه به و جود قاعده تغليب و نمونه هاي آن در قرآن اين ادعايي مسخره و احمقانه خواهد بود اما در اينجا قرينه "من نسائكم" كه حساب زنان را از مردان جدا مي كند ذهن ما را به اين سمت ميل مي دهد كه "منكم" را نيز مختص مردان بدانيم.

و اما مهمتري قسمت كار كلمه "الفحشه" است كه در هردو آيه تكرار شده منتها در آيه دوم و در"ياتينها" به جاي الفحشه "ها" نشسته است. فاحشه (بطورعام) بر هر نوع عمل شنيعي اطلاق مي شود ولي چون در مورد عمل زنا بيشترين كار برد را دارد به همين دليل در قرآن كريم هرجا كلمه فاحشه به زنا اطلاق گرديده به صورت عام آمده است. ولي هرجا با الف و لام آمده يعني به صورت"الفحشه" منظور زنا نبوده و يك فاحشه ويزه مانند لواط يا همجنسبازي بوده است :

[7:80] ولوطا اذ قال لقومه اتاتون الفحشة ما سبقكم بها من احد من العلمين

[27:54] ولوطا اذ قال لقومه اتاتون الفحشة وانتم تبصرون

[29:28] ولوطا اذ قال لقومه انكم لتاتون الفحشة ما سبقكم بها من احد من العلمين


البته اين كلمه در يكجاي ديگر با الف و لام آمده كه در زير توضيح آن داده مي شود:

[24:19] ان الذين يحبون ان تشيع الفحشة في الذين ءامنوا لهم عذاب اليم في الدنيا والاءخرة والله يعلم وانتم لا تعلمون

كساني كه دوست دارند ببينند فسادي در ميان مؤمنان رواج پيدا كند، در اين دنيا و در آخرت سزاوار مجازاتي درناك شدهاند. خدا مي داند، در حالي كه شما نمي دانيد.

مرحوم طبا طبايي در اين باره مي گويند: " ... مقصود از فاحشه مطلق فحشاست ، چون زنا و قذف و امثال آن و دوست داشتن اينكه فحشا و قذف در ميان مؤمنين شيوع پيدا كند خود مستوجب عذاب اليم در دنيا و آخرت براي دوستدارنده آن است و بنابر اين ديگر علت ندارد كه ما عذاب در دنيا را حمل بر حد كنيم. چون دوست داشتن شيوع گناه در ميان مؤمنين حد نمي آورد. بلكه اگر لام در الفاحشه را براي عهد بگيريم و مراد از الفاحشه را هم قذف تنها بگيريم ...

و بدين ترتيب علامه علت الف و لام فاحشه اين آيه را به ترتيب فوق توضيح مي دهد.

در آيات مورد بحث نيز فاحشه با الف و لام آمده و نشان مي دهد منظور فاحشه زنا(كه در همه جا به صورت عام آمده) نيست و اين محكم ترين دليل براي تأييد تئوري مذكور است. و اين تئوري نيز تنها تئوري موجود است كه مي تواند آيات فوق را توضيح دهد و الا از تمامي تئوريهاي ديگر بوي شديد ماست مي آيد.

sareban
Friday 25 November 2005, 04:40PM
بسم الله الرحمن الرحيم



وما اكثر الناس ولو حرصت بمؤمنين




هركاري كني اكثر مردم ايمان نخواهند آورد

اين آيه شماره 103 از سوره مباركه يوسف است و اعلام مي كند هرچقدر پيامبر اصرار ورزد اكثر مردم ايمان نخواهند آورد. با اين وجود ما داريم مي بينيم كه اكثر مردم جهان متدين هستند و به خدا و دين ايمان دارند و جمعيت افراد لامذهب و بي دين به مراتب كمتر از جمعيت متدينين عالم است. آيا در اينجا تناقضي وجود دارد؟!

آيه مذكور نمي خواهد بگويد اكثر مردم به پيامبر لبيك نمي گويند و ايمان نمي آورند . خير ، اينچنين نيست. بلكه مي خواهد بگويد اكثر اينها كه ايمان آورده اند ، ايمانشان به درد نمي خورد و دينشان باطل است و حقيقي نيست. ظاهراً ايمان آورده و حتي خود نيز گمان نمي كند كه بي ايمان با شند و بر عكس تصور مي كنند بر صراط مستقيم هستند اما در حقيقت كافر هستند. توجه كنيد:

[12:106] وما يؤمن اكثرهم بالله الا وهم مشركون

بيشتر كساني كه به خدا ايمان دارند، ايمانشان آلوده به شرك و بت پرستي است.
درواقع اكثر كساني كه ايمان مي آورند مشرك و كافرند و فقط ظاهراً ايمان آورده اند ولي واقعاً ايمانشان ايمان نيست و فقط يك ايمان اسمي بوده و باطل است. مثل خيلي از ما به اصطلاح مسلمانها ي ايران كه فقط اسم اسلام رويمان است ولي نه مي دانيم نماز چيست، نه روزه و نه آخرت. و نهايت دينداري را در سينه زني مي دانيم كه اگر با قمه توأم باشد ثوابش بيشتر خواهد بود.
.
من همين دو مورد را كه خواندم حالم از اين طزر نوشته به هم خورد! شما خجالت نميكشيد با قران اينگونه دلبخواه برخورد ميكنيد وهر چه ميخواهيد با تفسير به راي از قران در مياوريد؟
خجالت هم خوب چيزي است! آيا ميدانيد "من فسر القران برايه فليتبوا مقعده من النار" يعني چه ؟
كي ايه اول آنچه شما گفتيد را ميگويد؟
پر واضح است كه شان نزول آيه و نيز الفاظ ايه مربوط به مشركاني است
كه ايمان نمي اوردند؛ ديگر تطبيق آن بر متدينان عالم را از كجا در آوريد؟
خير كساني كه دين دارند هم با به لوازم دين خود عمل ميكنند ويا خير.
در صورت عمل به حكم(ان الذين آمنو وعملو الصالحات) كه عمل صالح يكي از دو چيزي است كه خدا خواسته متدين هستند ... ولي در صورتي كه عمل نكنند متدين هم نيستند ديگر حرف حساب شما چيست نميدانم.. در ضمن كجاي اكثريت مردم جهان مسلمانند؟
در آيه دوم هم ميگويد اكثر+ هم يعني اكثريت آنها، نه اكثريت مسلمانان.
شرم هم خوب چيزي نه؟؟!

موحد
Saturday 26 November 2005, 08:03AM
کلامی کوتاه و مهم با جناب تسلیمجناب تسلیم من نام این را روشنفکری افراطی همرا با جهالت میگذارم
من و شما نه از باب اینکه چون دوست داریم و علاقه داریم مانند رسول الله نماز بخوانیم نماز میخوانیم و نه برای اینکه چون دوست داریم با خداوند عربی صحبت کنیم عربی نماز میخوانیم
بلکه اینها فلسفه های دیگری دارد و آن اینست که تمسک به سنت محمدیة در نص صریح قرآن به آن دستور داده شده در جایی با تعبیر ((اسوة حسنة )) و در جایی دیگر اطاعت از آن جناب که میفرماید ((صلوا کما رایتمونی اصلی ))(نماز بخوانید همانطور که من نماز میخوانم ) با نص صریح اطاعت از خدا عطف میشود و پس از تاکیدات فراوان ((اطیعوالله و اطیعوا الرسول )) اینچنین این سنت به اوج خود میرسد که در قالب ((مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ )) بیان میشود
و تحقق عملی آیات دیگر نیز همین تمسک به سنت است.... در جایی که خداوند به رسولش دستور میدهد ((لتبین للناس )) که مفسرین و متکلمین و دانشمندان علوم قرآنی لازمه آن تبیین را تمسک به سنت حسنه دانسته اند و بر آن اجماع دارند شما چگونه بدون دلیل و برهان میگویید من چون دوست دارم نماز را عربی بخوانم عربی و به سنت پیامبر میخوانم؟؟؟برادر این دستور خداست نه علاقه شخصی اگر با همین منوال پیش روید خوردن گوشت سگ و گرگ هم به دلیل اینکه تحریم قرآنی ندارد برایتان حلال خواهد بود.این نهایت جهالت است که سنت محمدیة را بدن برهان برکناری زده و فریاد ((لا حکم الا لله )) سر بدهیم و در حالی که خداوند اطاعت رسول را بر ما فرض کرده است
مطالب عرضه شده با علم ناقص من بود و الا دلایل بیشماری است که اثبات سنت را در برگرفته است و ذکر آن از حوصله دوستان خارج است

جناب امير خان
شماحق نداريد به كسي كه خالصانه نظرات وتحقيقات خود را بيان مي نمايد توهين كنيد واين كار شما نشان از جهل وتعصب است!
گرچه من خود با بعضي از عقايد جناب تسليم مخالفم وانشاالله پاسخ آن را مي دهم ولي با دليل ومنطق نه با تهمت!
درباره لتبين للناس هم پاسخ شما را در جائي ديگر دادم ولي شما باز هم چسبيده ايد به حرف بعضي از علما!!! اين كار يعني تقليد كور!
اگر قبول نداري پاسخ بنده را با دليل بگو نه اينكه حواله به نظر علما!!!بدهي

taslim
Saturday 26 November 2005, 05:39PM
من همين دو مورد را كه خواندم حالم از اين طزر نوشته به هم خورد! شما خجالت نميكشيد با قران اينگونه دلبخواه برخورد ميكنيد وهر چه ميخواهيد با تفسير به راي از قران در مياوريد؟
خجالت هم خوب چيزي است! آيا ميدانيد "من فسر القران برايه فليتبوا مقعده من النار" يعني چه ؟
كي ايه اول آنچه شما گفتيد را ميگويد؟
پر واضح است كه شان نزول آيه و نيز الفاظ ايه مربوط به مشركاني است
كه ايمان نمي اوردند؛ ديگر تطبيق آن بر متدينان عالم را از كجا در آوريد؟
خير كساني كه دين دارند هم با به لوازم دين خود عمل ميكنند ويا خير.
در صورت عمل به حكم(ان الذين آمنو وعملو الصالحات) كه عمل صالح يكي از دو چيزي است كه خدا خواسته متدين هستند ... ولي در صورتي كه عمل نكنند متدين هم نيستند ديگر حرف حساب شما چيست نميدانم.. در ضمن كجاي اكثريت مردم جهان مسلمانند؟
در آيه دوم هم ميگويد اكثر+ هم يعني اكثريت آنها، نه اكثريت مسلمانان.
شرم هم خوب چيزي نه؟؟!

با سلام
هيچ مي دانيد كتاب منفور بيست و سه سال تماماً بر اساس شأن نزولهايي كه در كتب معتبر حديث وجود دارند نگارش يافته است؟
آيا شما آن شأن نزولها را مي پذيريد؟
اگرنه ، ملاكتان براي رد آنها چيست؟

شما فرموديد: پر واضح است كه شان نزول آيه و نيز الفاظ ايه مربوط به مشركاني است

حرف عجيبي مي زنيد! آيا از روي فكر اين حرف را زديد يا همينجوري؟ مگر نه اين است كه پيامبر از ميان اميين و براي تبليغ آنها بر انگيخته شد؟ آنها به چه ديني متدين بودند كه آيه مذكور دارد صرفاً راجع به مشركين آنها صحبت مي كند؟ آيا مي تواني جواب اين سئوال را بدهي ؟ گمان نكنم؟ نه . تو نمي تواني جوابي براي اين سئوال بيابي.
شما همچنين فرموديد: در ضمن كجاي اكثريت مردم جهان مسلمانند؟
آيا بنده يك چنين حرفي زدم؟!

taslim
Saturday 26 November 2005, 05:42PM
جناب امير خان
شماحق نداريد به كسي كه خالصانه نظرات وتحقيقات خود را بيان مي نمايد توهين كنيد واين كار شما نشان از جهل وتعصب است!
گرچه من خود با بعضي از عقايد جناب تسليم مخالفم وانشاالله پاسخ آن را مي دهم ولي با دليل ومنطق نه با تهمت!
درباره لتبين للناس هم پاسخ شما را در جائي ديگر دادم ولي شما باز هم چسبيده ايد به حرف بعضي از علما!!! اين كار يعني تقليد كور!
اگر قبول نداري پاسخ بنده را با دليل بگو نه اينكه حواله به نظر علما!!!بدهي

سلام بر موحد عزيز
هرانچه را كه بنده در اينجا بيان مي كنم صرفاً بر اساس برداشتهاي شخصي خودم مي باشند و به هيچ وجه اعتقاد ندارم كه همه آنها صحيح هستند كه اگر اينچنين باشد ، از اين كه هستم ، به مراتب نادانتر خواهم بود
بنا براين بسيار خوشحال خواهم شد كه شما برادر عزيز و دانشمندم بنده را راهنمايي فرماييد.

sareban
Saturday 26 November 2005, 06:07PM
با سلام

هيچ مي دانيد كتاب منفور بيست و سه سال تماماً بر اساس شأن نزولهايي كه در كتب معتبر حديث وجود دارند نگارش يافته است؟
آيا شما آن شأن نزولها را مي پذيريد؟
اگرنه ، ملاكتان براي رد آنها چيست؟

شما فرموديد: پر واضح است كه شان نزول آيه و نيز الفاظ ايه مربوط به مشركاني است

حرف عجيبي مي زنيد! آيا از روي فكر اين حرف را زديد يا همينجوري؟ مگر نه اين است كه پيامبر از ميان اميين و براي تبليغ آنها بر انگيخته شد؟ آنها به چه ديني متدين بودند كه آيه مذكور دارد صرفاً راجع به مشركين آنها صحبت مي كند؟ آيا مي تواني جواب اين سئوال را بدهي ؟ گمان نكنم؟ نه . تو نمي تواني جوابي براي اين سئوال بيابي.
شما همچنين فرموديد:در ضمن كجاي اكثريت مردم جهان مسلمانند؟

آيا بنده يك چنين حرفي زدم؟!






1) در باره كتاب بيست وسه ساله قبل از اينكه شما متولد شويد :D بنده بارها در موردمطالب آن بحث كرده ام چه با نام كاربري حلقه در سايت گفتمان(كه به تازگي شما را در آنجا نيز ديده ام) و چه با ساربان در اينجا .
2) شان نزول را ميپذيرم ولي البته با سند صحيح وعدم مخالفت با ديگر آيات و نيز بيان اين نكته كه اگر آيه عام باشد، اصطلاحا شان نزول نميتواند آن را خاص كند بلكه اشاره به يك كبراي كلي دارد كه در مورد خاصي تطبيق شده.
3) زمان پيامبر همه مشرك بودند و كافر به معناي مصطلح و منكر خدا نداشتيم
4) بله مضمون كلام شما اين بود كه چون اكثريت مردم ايمان دارند پس ايه چيز ديگري را ميگويد
حال اگر منظور شما ازاين جمله بوده كه ا كثر مردم به خدا ايمان دارند در اين صورت كلام شما باطل است ، چون منظور از ايماني كه خدا ميگويد هر ايماني نيست بلكه ايمان به اسلام است واگر منطورتان اسلام بود ، نتيجه گيريتان صحيح بود ولي ، مقدمه شما باطل است چون اكثر جهانيان مسلمان نيستند.
پس كلام من تنها حمل به صحت براي استدلال شما بوده
والا آن حرف به خودي خود باطل است;)

taslim
Saturday 26 November 2005, 08:08PM
1) در باره كتاب بيست وسه ساله قبل از اينكه شما متولد شويد :D بنده بارها در موردمطالب آن بحث كرده ام چه با نام كاربري حلقه در سايت گفتمان(كه به تازگي شما را در آنجا نيز ديده ام) و چه با ساربان در اينجا .
2) شان نزول را ميپذيرم ولي البته با سند صحيح وعدم مخالفت با ديگر آيات و نيز بيان اين نكته كه اگر آيه عام باشد، اصطلاحا شان نزول نميتواند آن را خاص كند بلكه اشاره به يك كبراي كلي دارد كه در مورد خاصي تطبيق شده.
3) زمان پيامبر همه مشرك بودند و كافر به معناي مصطلح و منكر خدا نداشتيم
4) بله مضمون كلام شما اين بود كه چون اكثريت مردم ايمان دارند پس ايه چيز ديگري را ميگويد
حال اگر منظور شما ازاين جمله بوده كه ا كثر مردم به خدا ايمان دارند در اين صورت كلام شما باطل است ، چون منظور از ايماني كه خدا ميگويد هر ايماني نيست بلكه ايمان به اسلام است واگر منطورتان اسلام بود ، نتيجه گيريتان صحيح بود ولي ، مقدمه شما باطل است چون اكثر جهانيان مسلمان نيستند.
پس كلام من تنها حمل به صحت براي استدلال شما بوده
والا آن حرف به خودي خود باطل است;)

- حالا كه در سايت گفتمان بوده ايد و بر مورد خطاب آقا بزرگ در آنجا واقف هستيد ، لازم است شما را نيز با اين عنوان خطاب كنم

آقا بزرگ!
2- من از اين حرفهايي كه زديد چيزي سر در نياوردم ( دست خودم نيست سوادم به آنجاها نمي رسد) اما اين عبارت "سند صحيح " را خوب بخاطر بسپار ، چون بزودي كه بحث قيامت و خصوصاً "هفت آسمان" را آغاز كردم ، به شما نشان مي دهم كه "سند صحيح" و "حديث متواتر" يعني چه(انشاءالله).

3- لطف مي كنيد در اين باره بيشتر توضيح دهيد؟
4- فقط مي توانم : لطفاً يكبار ديگر مقاله را بخوانيد

taslim
Saturday 26 November 2005, 09:13PM
بسم الله الرحمن الرحيم



أفغير الله أبتغي حكما وهو الذي أنزل إليكم الكتابمفصلا



با وجود مفصل بودن اين كتاب آيا باز هم بدنبالحكم غير خدا هستيد؟
آيا هنوز هم به چشمان خود اعتماد نداريد و غير خدا را همصاحب حكم مي دانيد؟
برادران و خواهران ، باور كنيد مانيز مانند اقوام گذشته فريبشيطان را خورده و با پيروي از اولياي ساخته دست شيطان از راه راست منحرف شده ايم وفراموش كرده ايم كه راه راست تنها و تنها تعبد حكم خداست. هر روز چندين بار زبانمانرا در دهان مي چرخانيم كه : اياك نعبد (تنها تورا تبعيت و فرمانبرداري مي كنيم (اما بازهم دنبال حكم اولياء ساختگي شيطان هستيم چون او مرتب در گوش ما مي خواند كهاينها آل الله هستند و همه كاره او بر روي زمين . عزيزان اين بندگان خوب و مخلص خداديگر بين ما نيستند و اصلاً نمي دانند كه ما داريم به اسم آنها شيطان را پيروي ميكنيم:

[25:17] ويوم يحشرهم وما يعبدون من دون الله فيقول ءانتم اضللتمعبادي هؤلاء ام هم ضلوا السبيل

[25:18] قالوا سبحنك ما كان ينبغي لنا ان نتخذ من دونك مناولياء ولكن متعتهم وءاباءهم حتى نسوا الذكر وكانوا قومابورا

عزيزان ؛ به چشمان خود اعتماد كنيد ، چيزهايي كه به شما گفته شدهاست اكثراً از قوطي عطاري بيرون آمده اند پس زود آنها را به قوطي باز گردانيد ومحكم درش راببنديد. اين كلام واقعي خداوند است كه دارد شما را مخاطب قرار مي دهد .آيا به حرف خدا اطمينان نداريد؟ آيا واضح تر از اين ديگر مي شود چيزي راگفت؟!

اين آيات دارند مي گويند در روز قيامت وقتي ما را بامعبودانمان(آنهايي كه به خيال خودمان تبعيت مي كرديم يعني همان اولياءالله) محشورمي كنند به آنها خطاب مي شود كه آيا شما اين بندگان مرا گمراه كرديد وآنها در پاسخمي گويند پروردگارا تو پاك و منزهي (اينها را نمي دانيم) اما ما سزاوار نمي دانستيمكسي را بجز تو اولياء بگيريم ( چرا كه به هيچ حكمي بجز حكم تو پايبندنبوديم).

[7:3] اتبعوا ما انزل اليكم من ربكم ولاتتبعوا من دونه اولياء قليلا ما تذكرون

آهاي برادران ، آهاي خواهران ؛ آيا صداي اعتراض پروردگارتان را ميشنويد . چرا توجه نمي كنيد؟! چرا باز بدنبال حكم شيطان هستيد كه از حنجره ساختگياولياءالله بيرون آمده است؟ مگر آنچه از طرف خدا نازل شده بصورت كتاب نيست؟ مگر اينكتاب در تك تك خانه هاي شما پيدا نمي شود؟

[45:6] تلك ءايت الله نتلوها عليك بالحق فبايحديث بعد الله وءايته يؤمنون

اگر به كلام حق و حقيقت خدا ايمان نداريد و اطمينان نداريد پس بعداز اين به كدامين حديث ايمان خواهيد آورد؟

[10:28] ويوم نحشرهم جميعا ثم نقول للذين اشركوا مكانكم انتموشركاؤكم فزيلنا بينهم وقال شركاؤهم ما كنتم اياناتعبدون

[10:29] فكفى بالله شهيدا بيننا وبينكم ان كنا عن عبادتكملغفلين

روزي که همه آنان را احضار کنيم، به کساني که شرک ورزيدند، خواهيمگفت: "ما شما را همراه با کساني که بت کرده بوديد، احضار کرده ايم." و آنان را بايکديگر روبرو خواهيم کرد، و کساني که بت شده بودند به آنها خواهند گفت: "ما هيچ خبرنداشتيم که شما ما را معبود خود قرار داديد.

خدا به عنوان شاهد ميان ما و شما كافي است، كه ما از تعبد شما درمورد خود به كلي بي خبر بوديم

اين بندگان مخلص خداوند اصلاً اطلاع ندارند كه ما ايشان را بتساخته ايم و داريم تعبدشان مي كنيم در حالي كه حتي خود نيز اطلاع نداريم كه در واقعاين شيطان است كه تبعيت مي شود نه آنها. تنها دين خالص از آن خداست ، آن دين خالصيكه از آيات شيطاني قاطي آن نشده باشد ولي متأسفانه اكثر ما به بهانه هاي خيالي اينرا فراموش مي كنيم و باز به دنبال حرف غير خدا هستيم و اگر به ما گفته شود كه چرابه جاي خدا اولياء انتخاب كرده ايد و آنها را تعبد مي كنيد دقيقاً به همان دليلاسلافمان استدلال خواهيم كرد:

[39:3] الا لله الدين الخالص والذين اتخذوامن دونه اولياء ما نعبدهم الا ليقربونا الى الله زلفى ان الله يحكم بينهم في ما همفيه يختلفون ان الله لا يهدي من هو كذب كفار

عزيزان شمارا به خدا اين سوره معظم انعام را بارها و بارها وبارها بخوانيد . نه اينكه ختم آن ثواب ختم قرآن را دارد و نه اينكه اگر آن راخوانديد هفتاد هزار ملك با هفتاد هزار طبق از نو ر برايتان چنين و چنان مي گنند .نه، منظور من هيچ يك از اينها نيست . اگر اين سوره را چندين باربا دقت بخوانيم و از قوطي عطاري هم استفاده نكنيم بسته به اينكه خداوند به كداممانتوجه مي كند ، حتماً و حتماً رستگار خواهيم شد.

ياهو 110
Saturday 26 November 2005, 09:46PM
من همين دو مورد را كه خواندم حالم از اين طزر نوشته به هم خورد


جهت حال به هم خوردگی جنابعالی روزسه بار مصرف شود




اَمِ اتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ شُفَعَاء قُلْ اَوَلَوْ کَانُوا لَا یَمْلِکُونَ شَیْئًا وَلَا یَعْقِلُونَ ﴿ قُل لِّلَّهِ الشَّفَاعَةُ جَمِیعًا لَّهُ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالْاَرْضِ ثُمَّ اِلَیْهِ تُرْجَعُونَ ﴿ وَاِذَا ذُکِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَاَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِینَ لَا یُوْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَاِذَا ذُکِرَ الَّذِینَ مِن دُونِهِ اِذَا هُمْ یَسْتَبْشِرُونَ ﴿ قُلِ اللَّهُمَّ فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَالْاَرْضِ عَالِمَ الْغَیْبِ وَالشَّهَادَةِ اَنتَ تَحْکُمُ بَیْنَ عِبَادِکَ فِی مَا کَانُوا فِیهِ یَخْتَلِفُونَ.
<<آیا غیر خدا را شفیعانی گرفته اند؟ بگو آیا واگر چه مالک چیزی نباشند واگر چه اینان تعقل نمی کنند. بگو مخصوص خداست شفاعت تمام آن. ملک اوست آسمانها وزمین سپس باو بازگشت می شوید. وچون خدارا بتنهائی یادشود منزجر شود دلهای آنها که به آخرت ایمان ندارند وچون پایین تراز خدارا یاد شود آنوقت است که ایشان شاد شوند. بگو ای خدای ایجادکننده آسمانها وزمین ای دانای غیب وآشکار تو در میان بندگانت درباره آنچه درآن اختلاف می کرده اند داوری میکنی>>



دانی که چرا آینه ات غماز نیست


زانکه زنگار زرخش ممتازنیست
درضمن جناب تسبلم عزیز تفسیر به رایت حرف نداشت

taslim
Saturday 26 November 2005, 10:26PM
بسم الله الرحمن الرحيم

[17:49] وقالوا اءذا كنا عظما ورفتا اءنا لمبعوثون خلقا جديدا
[17:50] قل كونوا حجارة او حديدا
[17:51] او خلقا مما يكبر في صدوركم فسيقولون من يعيدنا قل الذي فطركم اول مرة فسينغضون اليك رءوسهم ويقولون متى هو قل عسى ان يكون قريبا

آيا وقتي استخوانهايمان پوسيد و در زمين گم شديم دوباره ما را بيدار ميكنند و از خوابگاهمان بيرون مي آورند؟
هر جه شويد فرق نمي كند مطمئن باشيد برتان مي گردانند
كي؟ چه كسي ما را برمي گرداند؟
آنكس كه اولين بار خلقتان كرد.
چه موقع ما را برمي گردانند؟
شايد نزديك باشد.

اين محاوره مربوط به انسانهاي چهارده قرن پيش است. در آن روز به ايشان هشدار داده شده كه ممكن است قيامت نزديك باشد. در جايي ديگر از قرآن خداوند به صراحت فرموده كه اين وعده نزديك است.
با اين وجود از آن روز هزارو چهارصدسال مي گذرد و هنوز خبري نشده . آيا هزارو چهارصد سال در مقايسه با كل تاريخ تمدن بشر زمان زيادي نيست؟! مگر بشر متدين و متمدن چند هزار سال را پشت سر گذاشته كه اين هزارو چهارصد سال در مقابلش چيزي نباشد؟ تازه ما نمي دانيم چقدر ديگر از عمر جهان باقي مانده. هزارسال؟ ده هزلر سال؟ صد هزارسال ؟ يك ميليون سال؟ چقدر؟ اگر ده هزار سال ديگر مانده باشد چي ؟
يك وقت ما نودو نه كيلومتر راطي مي كنيم و سئوال مي كنيم چقدر مانده تا به مقصد برسيم و در جواب مي شنويم: بيا چيزي نمانده ، نزديك است. فقط يك كيلومتر ديگر مانده. اين منطقيست ، اما اگر نود كيلومتر ديگر( ويا بيشتر) مانده باشد باز هم منطقيست؟

آيا وعده نزديك بودن قيامت با اين زمان زيادي (نسبت به عمر تمدن بشر تا صدر اسلام) كه از صدر اسلام مي گذرد در تناقض نيست؟

امیر
Sunday 27 November 2005, 12:03AM
جناب امير خان

درباره لتبين للناس هم پاسخ شما را در جائي ديگر دادم ولي شما باز هم چسبيده ايد به حرف بعضي از علما!!! اين كار يعني تقليد كور!
اگر قبول نداري پاسخ بنده را با دليل بگو نه اينكه حواله به نظر علما!!!بدهي
جناب موحد خوب است قبل از هرچیز نظر خودتان را بخوانید و با نظر من مقایسه کنید آیا هیچ تضادی میبینید ؟؟؟؟؟؟؟
موحد:
ودسته دوم احكامي كه عقل در تشخيص آنها استقلال ندارد وتابع شرع است مانند شكل نماز يا روزه ويا حج اين احكام را تاسيسي مي نامند كه شرح مجملات قرآن را همچون اقيمو االصلوه واتواالزكوه برعهده سنت نبوي است
جناب موحد آنچه من نوشتم تفصیلی از نظر شما بود وبرای تاکید گقتم : ((علما)) اجماع دارند ( جناب موحد گویا شما به کلمه ((علما)) حساسیت دارید که اینچنین براشفته شدید ؟؟!!!!! از دید بنده عالم یعنی کسی که علم دارد و نه آنچه شما برداشت میکنید)

شماحق نداريد به كسي كه خالصانه نظرات وتحقيقات خود را بيان مي نمايد توهين كنيد واين كار شما نشان از جهل وتعصب است!
جناب موحد از تذکرتان بسیار ممنونم ومتشکر
امیدوارم که دوستان اگر سهو یا منکری در نوشته های بنده مشاهده کردند تذکر دهد چرا که نهی از منکر بر همه واجبست
(هرچند از نظر خودم توهین صریحی در آنچه نوشتم مشهود نیست!!!؟؟؟)
البته قابل ذکر است که مخاطب اصلی نوشته من در اصل شخص دیگری بود و بنده بعدا متوجه اشتباهم شدم و خطابم را به جناب تسلیم تغییر دادم ..........البته خطابم عام است

نکته آخر :
جناب تسلیم
با توجه به آنچه موحد ارائه کرده....اینکه ما برای خودمان شکل و ترتیبی در نماز درست کنیم و با هر زبانی که خواستیم آن را ادا کنیم سخنی بی پایه و اساس است
و اینچنین لزوم تمسک به سنت محمدی (ص) را واجب میآید

zxcv
Sunday 27 November 2005, 01:25AM
بسم الله

با سلام و کمال احترام

به اعتقاد بنده وقتي مسلمين به جماعت نماز مي خوانند هيچ شكلي بهتر از آنچه پيامبر نازنين و محبوب آن را وضع كرده وجود ندارد . منتهي عده اي از اين شكل سوء استفاده مي كنند و مي گويند اگر قرآن كامل است پس چرا جزئيات نماز در آن نيامده استبنده در پاسخ چنين سؤالي بود كه گفتم: شكل نماز وحياني نيست و مي تواند با اجماع و قراردادي كه همه مسلمين بر سرش توافق داشته باشند ، تغيير كند


کاربر گرامی جناب تسلیم .

یکی از اصلی ترین بهانه های قبول احادیث توسط فرقه ها همین عدم درج جزئیات نماز در قران است . اما اینجا یک سوال مطرح می شود که آیا احادیث کمکی به ما کرده اند که طریقه نماز خواندن رسول الله را درک کنیم ؟

گروهی با دسته بسته نماز می خوانند و گروه دیگر با دست باز ! گروهی صلوات در نماز را خیر و برکت نمز می دانند گروه دیگر خیر ! حتی اذان فرقه ها با هم متفاوت است ! اوقات شرعی نماز مذاهب فرق می کند و دهها اختلاف دیگر ! که اتفاقا همه فرق هم ادعای پیروی از سنت رسول الله هم می نمایند !

در صورتی که پیامبر گرامی هر روز پنج مرتبه به جماعت نماز را با اصحاب می خواندند و همه یاران او را دیده اند که چگونه به نماز می ایستاده است ! چرا بعد از هزار و چهارصد سال احادیث و روایات هیچ کمکی به مسلمین نکرده که حتی بدانند رسول الله چگونه به نماز می ایستاده ؟!!!

جناب تسلیم

بزرگترین ضربه ایی که باعث شد اسلام فرقه فرقه شود همین احادیث جعلی و ساختگی بود. هر فرقه ایی برای خود هزاران حدیث جعل کرد و آن را به نام این امام و آن پیامبر به مردم قالب کرد که اعتقادات فرقه خود را بگونه ایی توجیه کند.

اگر نظری اجمالی به تاریخ صدر اسلام بنمایم در می یابیم که مخالفین کتابت حدیث در صدر اسلام بسیار بوده اند که منجمله اصحاب نزدیک رسول الله هم جزو این گروه بودند . اما مگر دنیا پرسنان اجازه دادند که اسلام همانطوری که قران آن را ترسیم کرده به آیندگان برسد ؟!

قران به صراحت حکم زنا را مشخص کرده است ولی احادیث جعلی حکم به سنگسار دادند و این حکمی مخالف قران است .

قران به صراحت حلال و حرام خدا تعیین کرده است ولی احادیث جعلی حرام خدا را حلال و حلال خدا را حرام حکم داده اند .

قران به صراحت و تاکید خواندن غیر خدا را شرک دانسته است ولی احادیث جعلی خواندن غیر خدا را ثواب و مجاز تشخیص داده اند .

و این ثمره احادیث ساختگی است که همکنون صدهها فرقه از اسلام منشعب شده است که برای آنها نام فرقه خود ارجعیت بر نام مسلمانی دارد .

برادر من .

( نقل قول ( احادیث ) حکم نیست . ارشاد است )

( حکم فقط از قران گرفته می شود)

(وما اختلفتم فیه من شیء فحکمه الی الله)
وسلام یا الله

taslim
Sunday 27 November 2005, 07:46AM
زمان قيامت


قرآن كريم زمان قيامت را مشخص كرده و اين اولين معرفت حقيقي ما در باره قيامت خواهد بود كه خداوند سبحان در اختيارمان قرار مي دهد

ظهور زمان واقعي قيامت ، توسط آيات محكم الهي ، ما را در امحاء بسياري از آيات شيطاني و سنتهاي غلط ياري خواهد كرد (انشاءالله).


اين كلام مستقيم خداوند است ؛ پس خوب توجه كنيد:

ويقولون متى هذا الوعد ان كنتم صدقين
اگر راست مي گوييد قيامت كي برپا مي شود؟

سئوال فوق را منكرين معاد از پيامبر مي پرسند و خداوند به او امر مي كند تا در جوابشان بگويد:

[10:49] قل لا املك لنفسي ضرا ولا نفعا الا ما شاء الله لكل امة اجل اذا جاء اجلهم فلا يستءخرون ساعة ولا يستقدمون
بگو من حتي مالك نفع و ضرر خود نيز نيستم(تا چه رسد به غيب گويي) مگر اينكه خداوند چيزي را برايم بخواهد. لكن براي هر نسلي اجلي وجود دارد كه وقتي فرا رسد ساعتي از آن پس و پيش نتوانند كرد.

منكرين معاد اين سئوال را در نه جاي ديگر از قرآن پرسيده اند ، كه يا جوابي مشابه آيه فوق به آنها داده شده و يا پاسخ آنها اين بوده كه قيامت نزديك است

[34:29] ويقولون متى هذا الوعد ان كنتم صدقين
[34:30] قل لكم ميعاد يوم لا تستءخرون عنه ساعة ولا تستقدمون
اگر راست مي گوييد قيامت كي فرا مي رسد؟
موعدش روزيست كه ساعتي پس و پيش نمي شود.

[7:34] ولكل امة اجل فاذا جاء اجلهم لا يستاخرون ساعة ولا يستقدمون
هر نسلي را اجليست و هنگامي كه اين اجل فرا رسد ساعتي پس و پيش نخواهد شد

يعني چه؟ اينم شد جواب؟!

گرفتيد چي شد؟ اجل كه سر بياد ساعتي پس و پيش نميشه
نفهميدم ، چي شد؟! يعني روز قيامت همون روز مرگه؟ يعني مي خواي بگي اونايي كه چند هزار سال پيش مردن قيامتشون برپا شده؟! اين دروغي بيش نيست. مگه خدا خودش نميگه قيامت همگانيه؟ اينكه با عقل جور در نمي ياد، تو ام حرف زدي ها.
نه ، شما اشتباه مي كنيد ؛ قرآن نمي خواهد بگويد قيامت براي در گذشتگان برپا شده . قرآن مي گويد روز مرگ براي آنهايي كه مرده اند و خواهند مرد ، همان روز قيامت است .

آيا اينكه هر نسلي براي خود اجلي دارد كه همان مرگ است ، مي نواند پاسخي براي سئوال : قيامت كي مي رسد ، باشد؟
ما از قرآن ياد گرفته ايم كه آياتش را به تنهايي نبينيم و حتماً ماقبل و مابعد آنها را هم در نظر بگيريم تا رأيمان صادقانه تر باشد. دقيقاً سه آيه قبل از آيه شماره ۴۸ سوره يونس ، كه در ابتداي آيات فوق بيان گرديده ، آيه اي وجود دارد كه مضمونش چنين است:

[10:45] ويوم يحشرهم كان لم يلبثوا الا ساعة من النهار يتعارفون بينهم قد خسر الذين كذبوا بلقاء الله وما كانوا مهتدين
روزي كه محشورشان كنند گويي جز ساعتي از روز نخوابيده اند. يكديگر را بخوبي مي شناشند(قيافه ها در يادشان مانده است) ، آن روز كساني كه بازگشت به سوي پروردگارشان را تكذيب كرده اند زيانبار شده و ره به جايي نخواهند برد

و نيز :

[46:35] فاصبر كما صبر اولوا العزم من الرسل ولا تستعجل لهم كانهم يوم يرون
ما يوعدون لم يلبثوا الا ساعة من نهار بلغ فهل يهلك الا القوم الفسقون
پس ، مانند پيامبران اولوا العزم پيش از خود صبر كن و عجله نداشته باش تا عذابي را كه حتما براي آنها خواهد آمد، ببيني. روزي كه آن را ببينند، به نظر شان خواهد رسيد كه جز ساعتي از روز درنگ نکرده اند. اين قرآن اعلاميه اي است: آيا جزستمكاران كسي هلاك مي شود؟

[79:46] كانهم يوم يرونها لم يلبثوا الا عشية او ضحها
روزي كه آن را ببينند، احساس خواهند كرد كه جز شامگاه و يا نيمروزي نمرده اند.

[17:52] يوم يدعوكم فتستجيبون بحمده وتظنون ان لبثتم الا قليلا
آن روزي که شما را احضار کند، ستايش کنان به او پاسخ خواهيد گفت و تصور خواهيد كرد كه جز مدتي كوتاه از مرگتان نگذشته است.

[20:103] يتخفتون بينهم ان لبثتم الا عشرا
[20:104] نحن اعلم بما يقولون اذ يقول امثلهم طريقة ان لبثتم الا يوما

آنها در ميان خود زمزمه کنان خواهند گفت: بيش از ده روزي از مرگتان نمي گذرد
ما از گفتارهايشان کاملا آگاهيم. دقيق ترين آنها خواهد گفت: شما بيش از يك روز نمرده ايد.

[30:55] ويوم تقوم الساعة يقسم المجرمون ما لبثوا غير ساعة كذلك كانوا يؤفكون
[30:56] وقال الذين اوتوا العلم والايمن لقد لبثتم في كتب الله الى يوم
البعث فهذا يوم البعث ولكنكم كنتم لا تعلمون

در آن روز هنگامي كه آن ساعت فرا رسد، مجرمان قسم خواهند خورد كه يك ساعت از مرگشان نمي گذرد. آنها تا اين حد اشتباه مي كردند.
کساني که از كتاب خداوند بهره اي از علم و ايمان نصيبشان شده است خواهند گفت: "شما به امر خدا تا روز رستاخيز درنگ کرده ايد. اينک، اين روز رستاخيز است، ولي شما آن را تشخيص نداديد."

يك كلوم ختم كلوم:

ديديد چي شد؟ همه اين مرده ها وقتي بيدار ميشن فكر ميكنن ساعتي يا نصف روزي بيشتر نخوابيدن يا نمردن. مثه اون باباهه كه داشت با خرش از كنار اون آبادي خرابه مي رفت و بعدش افتادو مرد. صد سال بعد كه زنده شد تازه فكر مي كرد يه روز يا يه نصف روز بيشتر اونجا نبوده . يا اصحاب كهف كه بعد از اون مدت طولاني از خواب بيدار شدن و تصور مي كردن فقط نصف روز خوابيدن. آيا به نظر شما اين پديده عجيبيست؟! فكر مي كنيد خداوند از اين سيستم در طبيعت استفاده نكرده ؟! چند نمونه عيني و علمي مي خوايد؟! ده تا؟ صد تا؟ چند تا؟

حالا حال كرديد چي شد؟ بابا دمتون گرم مي دونستم فاز مي ديد!

آره خودشه. آدمي كه ميميره درست مثه آدمي كه مي خوابه؛ زمان و احساس نمي كنه. من كه صد سال ديگه ، اما اگه شما همين امروز بميريد بعده يه ساعت يا يه نصف روز (به حساب خودتون ) يه هو مي بينيد بيدارتون ميكنن تا حسابتونو برسن . ميبينيد بعضيا كه حسابرسي شدن جلد پشت حكمشون قرمزه .بعد نيگاه مي كنيد مبينيد مال فرعون قرمزه ، مال هيتلرم قرمزه .بعد يه نفر ديگر رو مي بينيد كه مال اونم قرمزه اما اسمشو نمي دونيد كه بهتون ميگن اين پسر پسر پسر... بوش پسره كه يه دونه بمب هيدروژني انداخته تو ناكازاكي و يه دونه اكسيژني(اين بمب در سال سه هزار اختراع ميشه) انداخته تو هيروشيما .بعدش نوبت به شما مي رسه كه حكمتونو بگيريد ، وااااي ؛ مال منم كه قرمزه.
اونموقع منو مي بينيدكه دارم لي لي كنون مي رم بهشت كه يه دفعه يه نفر جلومو مي گيره: ها ! چي شده؟!
بده بينيم بابا ، اين كه مال تو نيست . پس مال من كدومه؟
هميين جلد قرمزه!

taslim
Sunday 27 November 2005, 07:49AM
بسم الله


با سلام و کمال احترام




کاربر گرامی جناب تسلیم .

یکی از اصلی ترین بهانه های قبول احادیث توسط فرقه ها همین عدم درج جزئیات نماز در قران است . اما اینجا یک سوال مطرح می شود که آیا احادیث کمکی به ما کرده اند که طریقه نماز خواندن رسول الله را درک کنیم ؟

گروهی با دسته بسته نماز می خوانند و گروه دیگر با دست باز ! گروهی صلوات در نماز را خیر و برکت نمز می دانند گروه دیگر خیر ! حتی اذان فرقه ها با هم متفاوت است ! اوقات شرعی نماز مذاهب فرق می کند و دهها اختلاف دیگر ! که اتفاقا همه فرق هم ادعای پیروی از سنت رسول الله هم می نمایند !

در صورتی که پیامبر گرامی هر روز پنج مرتبه به جماعت نماز را با اصحاب می خواندند و همه یاران او را دیده اند که چگونه به نماز می ایستاده است ! چرا بعد از هزار و چهارصد سال احادیث و روایات هیچ کمکی به مسلمین نکرده که حتی بدانند رسول الله چگونه به نماز می ایستاده ؟!!!

جناب تسلیم

بزرگترین ضربه ایی که باعث شد اسلام فرقه فرقه شود همین احادیث جعلی و ساختگی بود. هر فرقه ایی برای خود هزاران حدیث جعل کرد و آن را به نام این امام و آن پیامبر به مردم قالب کرد که اعتقادات فرقه خود را بگونه ایی توجیه کند.

اگر نظری اجمالی به تاریخ صدر اسلام بنمایم در می یابیم که مخالفین کتابت حدیث در صدر اسلام بسیار بوده اند که منجمله اصحاب نزدیک رسول الله هم جزو این گروه بودند . اما مگر دنیا پرسنان اجازه دادند که اسلام همانطوری که قران آن را ترسیم کرده به آیندگان برسد ؟!

قران به صراحت حکم زنا را مشخص کرده است ولی احادیث جعلی حکم به سنگسار دادند و این حکمی مخالف قران است .

قران به صراحت حلال و حرام خدا تعیین کرده است ولی احادیث جعلی حرام خدا را حلال و حلال خدا را حرام حکم داده اند .

قران به صراحت و تاکید خواندن غیر خدا را شرک دانسته است ولی احادیث جعلی خواندن غیر خدا را ثواب و مجاز تشخیص داده اند .

و این ثمره احادیث ساختگی است که همکنون صدهها فرقه از اسلام منشعب شده است که برای آنها نام فرقه خود ارجعیت بر نام مسلمانی دارد .

برادر من .


( نقل قول ( احادیث ) حکم نیست . ارشاد است )

( حکم فقط از قران گرفته می شود)

(وما اختلفتم فیه من شیء فحکمه الی الله)


وسلام یا الله
:smile07: :smile07: :smile07:

موحد
Sunday 27 November 2005, 08:42AM
باسلام خدمت دوستان محقق

موضوعي كه مي خواستم تذكر بدهم اين است كه بعضي از افراد نادان وبعضا مغرض همينكه مي گوييد قرآن قابل فهم است براي همه فوري مي گويند در كجاي قرآن تعداد ركعات نماز را گفته يا اينكه كجا نوشته نماز صبح دوركعت است؟!
اولا كه ما مي گوييم آنچه در قرآن آمده قابل فهم است براي همه نه آنكه در قرآن نيامده ! درباره چيزي كه در قرآن نيست كه ما نگفتيم ...ما مي گوييم آنچه در قرآن هست همه مي فهمند البته تدبر در قرآن انسان را به فهم بيشتر وحقايق زيادي مي رساند ولي به اين معني نيست كه ما ندانيم كه قرآن چه مي گويد وبايد برويم وببينيم حديث چه مي گوييد!!
موضوع ديگر سنت پيامبر است كه فكر كرده اند كه يعني حديث وروايت!!!
سنت يعني راه وروش عملي پيامبر در اجراي احكام خداوند است واين را رسول خدا در مدت بيست وسه سال با عمل خود به مردم نشان داده اند مثلا درمورد همين نماز ايشان بيست وسه سال شب وروز در بين مردم وبا مردم نماز خوانده وهمه ديده ان كه او چگونه نماز ميخواند وبعد از رحلت ايشان هم هيچگاه نماز تعطيل نشده ومرتب اين نماز به همان صورت در مسجد النبي ادامه داشته تا الان!
تاريخ نشان نمي دهد كه در برهه اي از زمان اسلام واحكام آن تعطيل شده باشد كه بعد از مدتهاي طولاني آمده باشند وببينند كه در گذشته چگونه نماز مي خواندند!
پس بنابراين از زمان رسول خدا تا كنون پيوسته ونسل به نسل تا به الان نماز خوانده شده در مسجد النبي واگر قرار بودكه شكل آن را كسي تغيير دهد بلافاصله همگان متوجه مي شدند به همين خاطر است كه در تعداد ركعات نماز در سراسر دنيا اختلافي نيست واختلافات جزئي را هم بعدا علما بوجود آورده اند...پس حداقل ملاك را مي تواند نماز مسجد النبي دانست وبايد ديد آنان چگونه نماز مي خوانند چرا كه مردم فعلي مدينه نسل به نسل تا به زمان پيامبر در اينجا بوده اند وهر نسلي پدران خود را ديده كه چگونه نماز مي خوانده اند...واينكه چرا بعضي دست بسته وبعضي دست باز نماز مي خوانند برااينكه اصحاب رسول خدا اورا ديده بودند كه به هر دو صورت مي خوانده بخصوص در نماز هاي نافله كه قدري طولاني هم مي شد حضرت براي رفع خستگي دستها را برروي هم مي گذاشتند واز اينجا معلوم مي شود كه دست باز ودست بسته چيز چندان مهمي نبوده وموجب بطلان نماز نمي شود مهم خشوع وخضوع وفروتني داشتن در نماز است....

sareban
Sunday 27 November 2005, 09:23AM
باسلام خدمت دوستان محقق

موضوعي كه مي خواستم تذكر بدهم اين است كه بعضي از افراد نادان وبعضا مغرض همينكه مي گوييد قرآن قابل فهم است براي همه فوري مي گويند در كجاي قرآن تعداد ركعات نماز را گفته يا اينكه كجا نوشته نماز صبح دوركعت است؟!
اولا كه ما مي گوييم آنچه در قرآن آمده قابل فهم است براي همه نه آنكه در قرآن نيامده ! درباره چيزي كه در قرآن نيست كه ما نگفتيم ...ما مي گوييم آنچه در قرآن هست همه مي فهمند البته تدبر در قرآن انسان را به فهم بيشتر وحقايق زيادي مي رساند ولي به اين معني نيست كه ما ندانيم كه قرآن چه مي گويد وبايد برويم وببينيم حديث چه مي گوييد!!
موضوع ديگر سنت پيامبر است كه فكر كرده اند كه يعني حديث وروايت!!!
سنت يعني راه وروش عملي پيامبر در اجراي احكام خداوند است واين را رسول خدا در مدت بيست وسه سال با عمل خود به مردم نشان داده اند مثلا درمورد همين نماز ايشان بيست وسه سال شب وروز در بين مردم وبا مردم نماز خوانده وهمه ديده ان كه او چگونه نماز ميخواند وبعد از رحلت ايشان هم هيچگاه نماز تعطيل نشده ومرتب اين نماز به همان صورت در مسجد النبي ادامه داشته تا الان!
تاريخ نشان نمي دهد كه در برهه اي از زمان اسلام واحكام آن تعطيل شده باشد كه بعد از مدتهاي طولاني آمده باشند وببينند كه در گذشته چگونه نماز مي خواندند!
پس بنابراين از زمان رسول خدا تا كنون پيوسته ونسل به نسل تا به الان نماز خوانده شده در مسجد النبي واگر قرار بودكه شكل آن را كسي تغيير دهد بلافاصله همگان متوجه مي شدند به همين خاطر است كه در تعداد ركعات نماز در سراسر دنيا اختلافي نيست واختلافات جزئي را هم بعدا علما بوجود آورده اند...پس حداقل ملاك را مي تواند نماز مسجد النبي دانست وبايد ديد آنان چگونه نماز مي خوانند چرا كه مردم فعلي مدينه نسل به نسل تا به زمان پيامبر در اينجا بوده اند وهر نسلي پدران خود را ديده كه چگونه نماز مي خوانده اند...واينكه چرا بعضي دست بسته وبعضي دست باز نماز مي خوانند برااينكه اصحاب رسول خدا اورا ديده بودند كه به هر دو صورت مي خوانده بخصوص در نماز هاي نافله كه قدري طولاني هم مي شد حضرت براي رفع خستگي دستها را برروي هم مي گذاشتند واز اينجا معلوم مي شود كه دست باز ودست بسته چيز چندان مهمي نبوده وموجب بطلان نماز نمي شود مهم خشوع وخضوع وفروتني داشتن در نماز است....
ماست ماليتان دردي را از شما دوا نكرد!
اگر اشكالتان اين است كه چرا ولايت مولا علي در قران تصريح نشده جواب اين است كه بسياري از واضحات ديگر اسلام نيز تصريح نشده.
و اگر اشكالتان اين است كه چرا قران احتياج به تفسير دارد..جواب اين است كه ايات كه ظهوري دارند و همه آن ظهور را ميفهمند ، در اين صورت به همان مقداري كه ظهور هست ، محتاج به تفسير هم نيستيم ؛
ولي دراوردن مطالب بيشتر ار آن آيه و كنار هم قرار دادن آيات و نتيجه گيريهاي متفاوت ، احتياج به كنار گذاشتن هوا وهوس دارد و با ايدئولوژيهاي پيشيني نميسازد؛ يعني بايد بدون هيچ پيش فرضي ايات را كنار هم گذاشت تا ببينم انها چه ميگويند نه اينكه مثلا بخواهيم مشرك بودن عده اي را به هر وسيله ممكن از آيات قران استخراج كنيم ويا ايه ولايت و اكمالي كه تقريبا نص بر آنچيزي است كه ما ميگوييم را با هزار دوز وكلك به نحوي ديگر تفسير كنيد كه خلاصه به هر وسيله ممكن شيعه محكوم باشد...
پس مخالفت ما با تفسير به راي يا اينگونه تفسيرهاي سليقه اي است و الا در سنت رسول الله(ص) واهل ييت(ع) تدبر در آيات وچنگ زدن به آيات و مخالف با آيات قران نبودن همه وهمه جايگاه عظيمي دارد .

موحد
Sunday 27 November 2005, 12:46PM
ماست ماليتان دردي را از شما دوا نكرد!
اگر اشكالتان اين است كه چرا ولايت مولا علي در قران تصريح نشده جواب اين است كه بسياري از واضحات ديگر اسلام نيز تصريح نشده.
و اگر اشكالتان اين است كه چرا قران احتياج به تفسير دارد..جواب اين است كه ايات كه ظهوري دارند و همه آن ظهور را ميفهمند ، در اين صورت به همان مقداري كه ظهور هست ، محتاج به تفسير هم نيستيم ؛
ولي دراوردن مطالب بيشتر ار آن آيه و كنار هم قرار دادن آيات و نتيجه گيريهاي متفاوت ، احتياج به كنار گذاشتن هوا وهوس دارد و با ايدئولوژيهاي پيشيني نميسازد؛ يعني بايد بدون هيچ پيش فرضي ايات را كنار هم گذاشت تا ببينم انها چه ميگويند نه اينكه مثلا بخواهيم مشرك بودن عده اي را به هر وسيله ممكن از آيات قران استخراج كنيم ويا ايه ولايت و اكمالي كه تقريبا نص بر آنچيزي است كه ما ميگوييم را با هزار دوز وكلك به نحوي ديگر تفسير كنيد كه خلاصه به هر وسيله ممكن شيعه محكوم باشد...
پس مخالفت ما با تفسير به راي يا اينگونه تفسيرهاي سليقه اي است و الا در سنت رسول الله(ص) واهل ييت(ع) تدبر در آيات وچنگ زدن به آيات و مخالف با آيات قران نبودن همه وهمه جايگاه عظيمي دارد .


جناب ماست مالي كه اتفاقا مذهبتان هم همه چيزش ماست ماليه!!
اين مطالب را به طالبان حق وحقيقت عرض كردم نه بتو كه خداوند قفل در دلت نهاده ....

alibitaraf
Sunday 27 November 2005, 01:33PM
جناب تسليم:

نظراتت جالبه انشاءالله كه بيشتر در اين زمينه بنويسي.




موضوعي كه مي خواستم تذكر بدهم اين است كه بعضي از افراد نادان وبعضا مغرض همينكه مي گوييد قرآن قابل فهم است براي همه فوري مي گويند در كجاي قرآن تعداد ركعات نماز را گفته يا اينكه كجا نوشته نماز صبح دوركعت است؟!
اولا كه ما مي گوييم آنچه در قرآن آمده قابل فهم است براي همه نه آنكه در قرآن نيامده ! درباره چيزي كه در قرآن نيست كه ما نگفتيم ...ما مي گوييم آنچه در قرآن هست همه مي فهمند البته تدبر در قرآن انسان را به فهم بيشتر وحقايق زيادي مي رساند ولي به اين معني نيست كه ما ندانيم كه قرآن چه مي گويد وبايد برويم وببينيم حديث چه مي گوييد!!
موضوع ديگر سنت پيامبر است كه فكر كرده اند كه يعني حديث وروايت!!!
سنت يعني راه وروش عملي پيامبر در اجراي احكام خداوند است واين را رسول خدا در مدت بيست وسه سال با عمل خود به مردم نشان داده اند مثلا درمورد همين نماز ايشان بيست وسه سال شب وروز در بين مردم وبا مردم نماز خوانده وهمه ديده ان كه او چگونه نماز ميخواند وبعد از رحلت ايشان هم هيچگاه نماز تعطيل نشده ومرتب اين نماز به همان صورت در مسجد النبي ادامه داشته تا الان!
تاريخ نشان نمي دهد كه در برهه اي از زمان اسلام واحكام آن تعطيل شده باشد كه بعد از مدتهاي طولاني آمده باشند وببينند كه در گذشته چگونه نماز مي خواندند!
پس بنابراين از زمان رسول خدا تا كنون پيوسته ونسل به نسل تا به الان نماز خوانده شده در مسجد النبي واگر قرار بودكه شكل آن را كسي تغيير دهد بلافاصله همگان متوجه مي شدند به همين خاطر است كه در تعداد ركعات نماز در سراسر دنيا اختلافي نيست واختلافات جزئي را هم بعدا علما بوجود آورده اند...پس حداقل ملاك را مي تواند نماز مسجد النبي دانست وبايد ديد آنان چگونه نماز مي خوانند چرا كه مردم فعلي مدينه نسل به نسل تا به زمان پيامبر در اينجا بوده اند وهر نسلي پدران خود را ديده كه چگونه نماز مي خوانده اند...واينكه چرا بعضي دست بسته وبعضي دست باز نماز مي خوانند برااينكه اصحاب رسول خدا اورا ديده بودند كه به هر دو صورت مي خوانده بخصوص در نماز هاي نافله كه قدري طولاني هم مي شد حضرت براي رفع خستگي دستها را برروي هم مي گذاشتند واز اينجا معلوم مي شود كه دست باز ودست بسته چيز چندان مهمي نبوده وموجب بطلان نماز نمي شود مهم خشوع وخضوع وفروتني داشتن در نماز است....
جناب موحد:

با توجه به اينكه شما ميگوييد نماز نسل به نسل به ما ميرسد ولي بازهم نكته مهمي را يادتان رفت زيرا در واقع نمازي هم كه نسل به نسل به ما ميرسد داراي بدعتهايي است كه از طريق كتاب فرقان اين شركيات از آن پيراسته ميشود.

به طور مثال مسلمانان هنوز در نماز بر پيامبر صلوات ميفرستند
هنوز روزي 17 مرتبه شهادت ميدهند كه محمد رسول خداست.
و....

آيا شما توانسته ايد اين نكات را در نماز خود رعايت كنيد؟؟؟
يا باز هم همان روال قبلي پابرجاست و ادعا هنوز به مرحله عمل نرسيده است؟

سوال مهم اين است كه آيا قرآن در روال نماز خواندن شما تاثيري ميگذارد يا به بهانه سنت پيامبر همان روال قبلي است؟ جواب به اين سوال ميتواند همه چيز را روشن كند.

در ضمن خوب است كه سنت پيامبر به طور خاص تعريف شود و اينكه شما چرا اسم آن را سنت پيامبر ميگذاري در حالي كه در قرآن اسمي از آن برده نشده است؟مطمئنا شما دلايل محكمي داريد.

taslim
Sunday 27 November 2005, 02:40PM
به نام خداوند نابود كننده ظالمان

( داخل پرانتز)

وقتي علماي دين! از معنويت تهي مي شوند و از قرآن حرفي براي گفتن ندارند ، آنگاه براي حفظ منافع خويش چاره اي جز تحميق و تحمير مردم كوچه و بازار نمي بينند:
يك روز به وسيله توزيع فيلمهاي ساختگي مانند"معجزه گاو"
روزي ديگر با شايعه زني كه نيمش به ببر تبديل مي شود
و نيز آن دختري كه با پاره كردن قرآن به حيوان تبديل مي شود
و امروز : "معجزه اي كه سگ آن را بوجود مي آورد" آيا ماجرايش به گوشتان خورده است؟ من امروز آن را شنيدم و بسيار اندوهگين شدم.
چرا ؟
اي نامردمان! مگر مال دنيا و رياست چقدر ارزش دارد كه اينگونه خود و ديگران را به پستي و شناعت مي كشانيد؟
از خداوندي كه ناظر بر اين اعمال كثيفتان است شرم نمي كنيد؟!

حدود دو يا سه سال پيش در يكي از مناطق خوزستان زني ظهور كرد كه قادر به شفا دادن مردم بود. اين زن كه به دليل ناراحتي جزام از خانه بيرون انداخته مي شود ، بعد از مدتي بيابانگردي يك شب افتخار ديدار با امام زمان را پيدا ميكند. درهمان شب امام زمان او را شفا داده و به او مي گويد كه از آن پس او نيز قادر به شفا دادن مردمان خواهد بود.
اين مطلبي نيست كه من از خودم در آورده باشم و هر كسي با اندكي تحقيق مي تواند از كم و كيف موضوع آگاه شود.بنده حتي با بعضي از افرادي كه براي گرفتن شفا نزد اين زن رفته بودند صحبت كرده ام. بعضي ها كه به صورت كارواني به آنجا مشرف شدند از انبوه جمعيت و قطار طولاني اتوبوسهايي صحبت مي كردند كه براي ملاقات با او به خوزستان رفته بودند. آنها مي گفتند وي گاهي بالاي پشت بام رفته و با تكان دادن دست به ابراز احساسات حاضران پاسخ مي گفت.
يكي از كساني كه به حضور اين زن شرف ياب شد خاله بنده بود. ايشان پسري چهل و پنج ساله دارند كه نا شنواست و حالا صاحب يك پسر و دختر بزرگ است. وقتي مي خواست پسرش را براي شفا به خوزستان ببرد به او گفتم كه اين حقه بازيست و نبايد اين كار را بكند و او در پاسخ بنده گفت: زن همسايه ما هفده سال بود كه بچه دار نمي شد و بعد كه به نزد اين زن رفت شفا پيدا كرد و حالا باردار است. او به خدا قسم خورد كه زن مذكور در همسايگيشان زندگي مي كند و هر روز او را مي بيند.
وقتي خاله از خوزستان برگشت مرتب از سادگي و وقار آن زن تعريف مي كرد و اينكه براي كار خود هيچ مزدي هم نمي گيرد. فقط يك جعبه شيشه اي آنجا گذاشته كه هركس دلش بخواهد مي تواند پولي در آن بيندازد و در ضمن هركس برايش نامه مي نويسد فقط يك اسكناس صد توماني نا قابل درون نامه مي گذارد.


چند ماه بعد دوباره خاله را ديدم كه به آن زن بد و بي را مي گويد. او ميگفت اين پدر سوخته اصلاً زن نبوده و يك گروه شياد با او همكاري مي كرده كه دستشان رو شده است. در اينجا من به او گفتم مگر تو قسم نخوردي كه زن همسايه تان راشفا داده است و او گفت كه خود از نزديك او را نديده و تحت تأثير حرف ديگران هيجاني شده و آن حرفها را زده است.


حال سؤال اين است: اگر در همان موضعي كه آن شياد كاسبي ميكرد چند نفري عليه امام زمان تبليغ مي كردند و يا اينكه راجع به نظام حرفي ميزدند ، به شب نكشيده از وزارت اطلاعات گرفته تا سران رده اول مملكت از اين موضوع آگاه شده و به سه سوت ترتيب بابا رو مي دادند. چرا با گذشت بيش از يك سال كاسبي اين با با كسي با او كاري نداشت ؟ چه كسي پاسخ اين سؤال را مي داند؟ آيا اينگونه نيست كه آنها از اين امور به نفع خود سوء استفاده مي كنند؟


اينجاست كه خداوند در قرآن شريفش از ما دعوت مي كند كه فقط حقيقت(قرآن) را دنباله روي كنيم و مانند اقوام گذشته به ددنبال اوهام و حرفهاي اين و آن نرويم . چرا كه بعداً همين اوهام چهره حقيقت به خود گرفته و مانند زنگاري چهره كلام خداوند را مي پوشانند. آنگاه به جاي حكم خدا فرمان شيطان به اجرا در آمده و هدف شيطان كه همانا گوش ندادن به حرف خداست ، تحقق مي يابد.


اينجاست كه امت واحده قبل از تشكيل متلاشي شده و تعداد زيادي فرقه تحت نامهاي مختلف جايگزين آن مي شوند و پيروان هر فرقه اي در اينكه فرقه شان بهترين است هيچ شكي نداشته و تصور مي كنند كه اين تنها آناند كه مقبول خداوند بوده و بهشت فقط از آن ايشان است(تكبر فرقه اي) توجه كنيد: وإن هذه أمتكم أمة واحدة وأنا ربكم فاتقون (23:52 ) فتقطعوا أمرهم بينهم زبرا كل حزب بما لديهم فرحون

taslim
Sunday 27 November 2005, 02:52PM
وقتي كه قرآن فراموش مي شود

مرحوم مادر بزرگ بنده در روزهاي پاياني عمر ، تمام ترسش از اين بود كه مبادا در هنگام سئوال و جواب قبر موفق نشود امامان را به ترتيب اسم ببرد و يا يكي از آنها را از قلم بيندازد و جهنمي شود. باور كنيد اين مطلب عين چيزيست كه او مرتب به زبان مي آورد. و اين حكايت قصه غم انگيز جهل و حماقت انسانهاي نا آگاهي است كه در طول تاريخ به فرمان شيطان و به وسيله عوامل او تحميق و تضعيف شده اند.

مادرمن وقتي مي خواهد به سرقبر پدرم برود سعي مي كند اين كا را قبل از نشستن خورشيد انجام دهد ؛ چرا كه بعد از آن مردگان را به "وادى السّلام" مي برند و اگر بعد از آن موقع كسي به سر قبر مرده اش برود باعث مي شود تا او را از "وادى السّلام" بر گردانند.

به چشم خود ديدم و با گوشهايم شنيدم كه يك روحاني درباره مرده اي كه براي بازنشدن دهان ، لبانش را به هم دوخته بودند(در خارج از كشور) اعتراض مي كرد كه آخر با اين وضعيت او چگونه مي تواند به سئوالات شب اول قبر پاسخ دهد.

آيا كتاب "سياحت غرب" را خوانده ايد؟ اگر آن را نداريد مي توانيد به آدرس زير رجوع كنيد:
www.ahl-ul-bayt.org/newlib/Akhlagh/Siyahate_Gh (http://www.ahl-ul-bayt.org/newlib/Akhlagh/Siyahate_Gh)

تاكنون صدها هزار جلد كتاب و نوار كاست از اين اثر در ميان خلق الله توزيع شده تا هرچه بيشتر بر حماقت و جهالت مردم كوچه و بازار و دانشگاهيان كوچه بازاري بيفزايد. با اين وجود اين كتاب يك حسن دارد و آنهم اين است كه نشان مي دهد چگونه سخنان باطل و شيطاني ، كلام حق و حقيقت را مي پوشانند و مطالعه آن براي افراد آگاه بسيار آموزنده خواهد بود. نويسنده در سرتا سر كتاب مرتب از قوطي عطاري مطلب بيرون مي آورد و بر روي آيات قرآن مي چسباند و آنها را بطور كامل مي پوشاند. علاوه بر اين آيات كه به وسيله احاديث و روايات پوشيده مي شوند ، آيات بسياري نيز به چشم مي خورند كه از لابلاي همين سخنان باطل بيرون مي آيند كه خود دليلي بر ابطال اين اهواء شيطاني و تأييد كلام خداوند متعال است. به عنوان مثال، در قسمتي از كتاب چنين آمده است:

گفتم:«شما لابد از محبّين اهل بيت پيغمبريد، و الأ در اينجا راه و جا نداشتيد. و البتّه امام زمان و مهدى موعود(عليه السلام) را در دنيا مى شناختيد كه چشم روشنى پيغمبر(صلى الله عليه وآله) و اهل بيت و همه مؤ منين است.»

و در جمله فوق" اينجا" به و سيله آياتي كه راجع به احوال بهشتيان صحبت مي كنند معرفي شده است. به عبارت ديگر جز شيعيان كسي به بهشت نخواهد رفت و اگر ما جاي شيعه را با هود يا نصارا عوض كنيم يكي از آيات قرآن نمايان خواهد شد:

[2:111] وقالوا لن يدخل الجنة الا من كان هودا او نصرى تلك امانيهم قل هاتوا برهنكم ان كنتم صدقين
و گفتند: "هيچ كس وارد بهشت نخواهد شد، جز يهوديان يا مسيحيان!" اين خيال خام آنهاست. بگو:مدرك خود را به ما نشان دهيد، اگر راست مي گوييد

واقعاً مدرك كسي كه اين مطالب را نوشته است كجاست؟ در قوطي عطاريست؟

taslim
Sunday 27 November 2005, 02:54PM
به نام او كه هرگز نمي ميرد
به خدا دروغ نبنديد

از جمله سئوالاتي كه نكير و منكر در شب اول قبر از قوچاني – نويسنده كتاب منفور و پليد سياحت غرب - مي پرسند و ايشان نيز به آنها جواب درست مي دهد ، در حديث زير قابل رؤيت است:

عين مطلب از سايت اهل البيت
روايت شده كه امام كاظم (ع) فرمود:

در قبر به مؤمن گفته مى شود: پروردگارت كيست؟ پاسخ مى دهد؟ خداوند. آنگاه به او گفته مى شود: دينت چيست؟ پاسخ مى دهد: اسلام. سپس به او گفته مى شود: پيامبرت كيست؟ جواب مى دهد: حضرت محمّد(صلى الله عليه وآله). بعد به او گفته مى شود: امامت كيست؟ و وى نام امامش را مى برد.
سپس به او گفته مى شود: اينها را از كجا دانستى؟
پاسخ مى دهد:
«اَمْرٌ هَدِانى اللهُ لَهُ وثَبَّتَنى عَلَيْهِ»
خداوند مرا به اين امر هدايت نموده و بر آن استوار و ثابت نگاه داشت.
آنگاه به او گفته مى شود بخواب، خوابى كه خواب آشفته اى در آن نمى بينى، بسان خواب عروس. سپس درى رو به بهشت براى او گشوده مى شود؟ و از نسيم و بوى خوش بهشت بر او وارد مى شود. اينجاست كه مؤمن مى گويد: پروردگارا! در برپايى قيامت شتاب فرما، اميد كه من به سوى بستگان و اموالم برگردم.
و در قبر به كافر گفته مى شود: پروردگارت كيست؟ مى گويد: خداوند. آنگاه به او گفته مى شود پيامبرت كيست؟ پاسخ مى دهد: حضرت محمّد (صلى الله عليه وآله). بعد گفته مى شود: دينت چيست؟ جواب مى دهد: اسلام. آنگاه به او گفته مى شود: اينها را از كجا دانستى؟ وى مى گويد:
«سَمْيتُ النّاسُ يَقُولُونَ فَقُلْتُهُ.»
ـ شنيدم مردم چنين مى گويند من نيز آن را گفتم.
اينجاست كه آن دو( نكير و منكر) با گرز چنان بر سر او مى كوبند كه اگر
ثقلان (انس و جن) گردهم آيند طاقت آن را نخواهند داشت

خوب دقت كنيد ! شخص كافر دقيقاً همان پاسخهاي شخص مؤمن را مي دهد و از آنجا كه كافر است اصلاً در رابطه با امامت از او سئوال نمي شود چون اگر به اين سئوال پاسخ درست مي داد ديگر كافر نبود و غرض حديث كه همانا بستن اين مطالب به كلام وحي مي باشد نقض مي شد. در واقع كافراني كه امامت علي و خاندانش را باور ندارند ، رهنمونشان به اين جهالت و كفر همانا اهواء و سخنان مردم است اما مؤمناني كه اين امر را باور دارند هدايتگرشان خداوند و كلام وحي است .

و اين نيز يكي از حيله هاي شيطان است كه به پيروان خود امر مي كند تا در دفاع از القائاتش بگويند:

اَمْرٌ هَدِانى اللهُ لَهُ وثَبَّتَنى عَلَيْهِ

ويا

[7:28] واذا فعلوا فحشة قالوا وجدنا عليها ءاباءنا والله امرنا بها قل ان الله لا يامر بالفحشاء اتقولون على الله ما لا تعلمون

آنها گناهي بزرگ( شرك) مرتکب مي شوند، سپس مي گويند: "ما والدين خود را به همين شيوه يافتيم و خدا ما را به آن فرمان داده است." بگو: "خدا هرگز امر به گناه نمي كند. آيا درباره خدا چيزي مى گوييد که نمي دانيد؟"

حق جو
Sunday 27 November 2005, 04:28PM
جناب تسليم:

نظراتت جالبه انشاءالله كه بيشتر در اين زمينه بنويسي.



جناب موحد:

با توجه به اينكه شما ميگوييد نماز نسل به نسل به ما ميرسد ولي بازهم نكته مهمي را يادتان رفت زيرا در واقع نمازي هم كه نسل به نسل به ما ميرسد داراي بدعتهايي است كه از طريق كتاب فرقان اين شركيات از آن پيراسته ميشود.

به طور مثال مسلمانان هنوز در نماز بر پيامبر صلوات ميفرستند
هنوز روزي 17 مرتبه شهادت ميدهند كه محمد رسول خداست.
و....

آيا شما توانسته ايد اين نكات را در نماز خود رعايت كنيد؟؟؟
يا باز هم همان روال قبلي پابرجاست و ادعا هنوز به مرحله عمل نرسيده است؟

سوال مهم اين است كه آيا قرآن در روال نماز خواندن شما تاثيري ميگذارد يا به بهانه سنت پيامبر همان روال قبلي است؟ جواب به اين سوال ميتواند همه چيز را روشن كند.

در ضمن خوب است كه سنت پيامبر به طور خاص تعريف شود و اينكه شما چرا اسم آن را سنت پيامبر ميگذاري در حالي كه در قرآن اسمي از آن برده نشده است؟مطمئنا شما دلايل محكمي داريد.

بنظر دوستان وهابي بايد مسلمانان در نماز به پيامبري ابن تيميه شهادت دهند!!
و بر آل سعود صلوات بفرستند!!!
جالب اين است كه بقيه جزئيات نماز هم در قران نيست و به اين ترتيب نيازي به ركوع و سجود و قرائت سوره و تكبير و ... نيست چرا كه اينها در قران بيان نشده اند.

موحد
Sunday 27 November 2005, 04:49PM
جناب موحد:

با توجه به اينكه شما ميگوييد نماز نسل به نسل به ما ميرسد ولي بازهم نكته مهمي را يادتان رفت زيرا در واقع نمازي هم كه نسل به نسل به ما ميرسد داراي بدعتهايي است كه از طريق كتاب فرقان اين شركيات از آن پيراسته ميشود.

به طور مثال مسلمانان هنوز در نماز بر پيامبر صلوات ميفرستند
هنوز روزي 17 مرتبه شهادت ميدهند كه محمد رسول خداست.
و....

آيا شما توانسته ايد اين نكات را در نماز خود رعايت كنيد؟؟؟
يا باز هم همان روال قبلي پابرجاست و ادعا هنوز به مرحله عمل نرسيده است؟

سوال مهم اين است كه آيا قرآن در روال نماز خواندن شما تاثيري ميگذارد يا به بهانه سنت پيامبر همان روال قبلي است؟ جواب به اين سوال ميتواند همه چيز را روشن كند.

در ضمن خوب است كه سنت پيامبر به طور خاص تعريف شود و اينكه شما چرا اسم آن را سنت پيامبر ميگذاري در حالي كه در قرآن اسمي از آن برده نشده است؟مطمئنا شما دلايل محكمي داريد.

جناب علي بيطرف
شما مثل اينكه حرف مارا خوب دقت نكردي !
نماز نسل به نسل به مردم مدينه رسيده نه ما !!!يعني نماز از زمان پيامبر تا كنون بدون وقفه در آنجا برگزار شده ونمي توانسته بيكباره عوض شود شما كه سرت را پايين مي اندازي ومرتب مي نويسي لطفا در نوشته ها دقت فرما!!
از اينها گذشته اسلام دين اعتدال است نه افراط ونه تفريط! شما براي اينكه از پشت بام نيفتيد آنقدر عقب عقب رفته ايد كه از پشت پرت شده ايد!!
عزيز من درود فرستادن به پيامبر چه اشكالي دارد كه دائم عزا آن را گرفته اي؟؟!!
يا اينكه چرا در اذان ما شهادت مي دهيم كه محمد رسول خداست !!پسر من اين شعار بزرگ اسلام است وبا سر دادن اذان بايد شعار بزرگ دين خود را به همه اعلام داريم...

alibitaraf
Sunday 27 November 2005, 05:52PM
شما مثل اينكه حرف مارا خوب دقت نكردي !
نماز نسل به نسل به مردم مدينه رسيده نه ما !!!يعني نماز از زمان پيامبر تا كنون بدون وقفه در آنجا برگزار شده ونمي توانسته بيكباره عوض شود

ظاهر نماز نميتواند بيكباره عوض شده باشد. اما كلمات نماز عوض شده است. شما به پرچم عربستان سعودي نگاه كنيد ميبينيد كه كلمه محمد بسيار بزرگتر از كلمه الله است. پرچم عربستان كه در همان مدينه منوره است داراي يك شمشير است و اين نشان دهنده ديد خشن آنان نسبت به جهاد در راه خداست.


شما كه سرت را پايين مي اندازي ومرتب مي نويسي لطفا در نوشته ها دقت فرما!!

دوست عزيز من با تمام دقت تمام نوشته ها را ميخوانم. من ميدانم كه اهل سنت نسبت به شيعيان بهتر در پرستش خدا عمل ميكنند ولي اين نشان دهنده اين نيست كه شما هميشه سرت را بالا مي اندازي . در واقع خداي مهربان توانا اعماق دروني هر انساني را ميداند . ميزان ايمان ما به ميزان تسليم بودن ما در برابر آيات خداست.

از اينها گذشته اسلام دين اعتدال است نه افراط ونه تفريط! شما براي اينكه از پشت بام نيفتيد آنقدر عقب عقب رفته ايد كه از پشت پرت شده ايد!!

شما با اين تهمت از من ميخواهيد كه شرك محدود شده داشته باشم و اين يعني اعتدال در نظر شما !
اعتدال از نظر شما يعني شرك محدود شده !

عزيز من درود فرستادن به پيامبر چه اشكالي دارد كه دائم عزا آن را گرفته اي؟؟!!
يا اينكه چرا در اذان ما شهادت مي دهيم كه محمد رسول خداست !!پسر من اين شعار بزرگ اسلام است وبا سر دادن اذان بايد شعار بزرگ دين خود را به همه اعلام داريم...

شما بايد بهتر درك كنيد كه صلوات فرستادن به اين معنا نيست كه با ذكر نام پيامبر فورا شروع به تكرار جمله اللهم صل علي محمد كنيم . شما اگر راست ميگوييد بياييد آيات مربوط به صلوات را بررسي كن و بدون تعصب مادرزادي آن را بررسي كن .

در ضمن شهادت به رسول بودن پيامبر يك علم است نه يك شهادت روزانه. ما مجاز نيستيم در طول شبانه روز 17 مرتبه در اذان ونماز خود به رسول بودن پيامبر شهادت دهيم بلكه فقط شهادت روزانه به يگانگي خدا مجاز است. در طول تمام تاريخ هميشه به اين طريق مقدسين حاي خدا را گرفته اند.

[63:1] اذا جاءك المنفقون قالوا نشهد انك لرسول الله والله يعلم انك لرسوله والله يشهد ان المنفقين لكذبون
[63:1] هنگامي كه منافقان نزد تو مي آيند، مي گويند: "ما شهادت مي دهيم كه تو رسول خدا هستي."* خدا مي داند كه تو رسولش هستي و خدا شهادت مي دهد كه منافقان دروغگو هستند.

نماز خواندن فقط مخصوص خداست (اقم الصلوة لذكري) . هيچ پيامبري نگفته است كه در نماز بر اسم او شهادت دهيم و بر او صلوات بفرستيم.خداي مهربان براي هر فردي ازمايشي گذاشته است شما كه علمتان زيادتر است پس آزمايش شما هم مشكل تر است. شما فكر ميكنيد كه فقط شيعيان آزمايش ميشوند يا فقط شيعيان در معرض شركند نه خير دوست عزيز خداي مهربان خوب ميداند كه نقطه حساس هر گروهي چيست!

هرچند كه تمام مسلمانان دنيا در روز 17 بار بر پيامبر خود در نماز صلوات بفرستند ولي اين چيزي را عوض نميكند و بالاخره روزي مشخص خواهد شد كه دين خدا پيروز است.

گفته هاي من فقط در جهت نصيحت بود!

ايزد نگهدار

taslim
Sunday 27 November 2005, 07:02PM
ظاهر نماز نميتواند بيكباره عوض شده باشد. اما كلمات نماز عوض شده است. شما به پرچم عربستان سعودي نگاه كنيد ميبينيد كه كلمه محمد بسيار بزرگتر از كلمه الله است. پرچم عربستان كه در همان مدينه منوره است داراي يك شمشير است و اين نشان دهنده ديد خشن آنان نسبت به جهاد در راه خداست.




دوست عزيز من با تمام دقت تمام نوشته ها را ميخوانم. من ميدانم كه اهل سنت نسبت به شيعيان بهتر در پرستش خدا عمل ميكنند ولي اين نشان دهنده اين نيست كه شما هميشه سرت را بالا مي اندازي . در واقع خداي مهربان توانا اعماق دروني هر انساني را ميداند . ميزان ايمان ما به ميزان تسليم بودن ما در برابر آيات خداست.


شما با اين تهمت از من ميخواهيد كه شرك محدود شده داشته باشم و اين يعني اعتدال در نظر شما !
اعتدال از نظر شما يعني شرك محدود شده !



شما بايد بهتر درك كنيد كه صلوات فرستادن به اين معنا نيست كه با ذكر نام پيامبر فورا شروع به تكرار جمله اللهم صل علي محمد كنيم . شما اگر راست ميگوييد بياييد آيات مربوط به صلوات را بررسي كن و بدون تعصب مادرزادي آن را بررسي كن .

در ضمن شهادت به رسول بودن پيامبر يك علم است نه يك شهادت روزانه. ما مجاز نيستيم در طول شبانه روز 17 مرتبه در اذان ونماز خود به رسول بودن پيامبر شهادت دهيم بلكه فقط شهادت روزانه به يگانگي خدا مجاز است. در طول تمام تاريخ هميشه به اين طريق مقدسين حاي خدا را گرفته اند.

[63:1] اذا جاءك المنفقون قالوا نشهد انك لرسول الله والله يعلم انك لرسوله والله يشهد ان المنفقين لكذبون
[63:1] هنگامي كه منافقان نزد تو مي آيند، مي گويند: "ما شهادت مي دهيم كه تو رسول خدا هستي."* خدا مي داند كه تو رسولش هستي و خدا شهادت مي دهد كه منافقان دروغگو هستند.

نماز خواندن فقط مخصوص خداست (اقم الصلوة لذكري) . هيچ پيامبري نگفته است كه در نماز بر اسم او شهادت دهيم و بر او صلوات بفرستيم.خداي مهربان براي هر فردي ازمايشي گذاشته است شما كه علمتان زيادتر است پس آزمايش شما هم مشكل تر است. شما فكر ميكنيد كه فقط شيعيان آزمايش ميشوند يا فقط شيعيان در معرض شركند نه خير دوست عزيز خداي مهربان خوب ميداند كه نقطه حساس هر گروهي چيست!

هرچند كه تمام مسلمانان دنيا در روز 17 بار بر پيامبر خود در نماز صلوات بفرستند ولي اين چيزي را عوض نميكند و بالاخره روزي مشخص خواهد شد كه دين خدا پيروز است.

گفته هاي من فقط در جهت نصيحت بود!

ايزد نگهدار


اين همان چيزيست كه ما برايش نماز مي خوانيم:

(اقم الصلوة لذكري)

آيا كسي مفهوم اين گفته خداوند را مي داند؟

zxcv
Sunday 27 November 2005, 07:10PM
بسم الله

با سلام و کمال احترام

دوست گرامی جناب بیطرف

این عقیده کاملا صحیح است .(نماز خواندن فقط مخصوص ذکر خداست (اقم الصلوة لذكري) )

و من هم با جنابعالی موافقم که چرا در نمازی که باید فقط ذکر خداوند در آن شود نام غیر خدا برده می شود !!! آیا پیامبر در نمازش درود بر خودش می فرستاد ؟!!!!

اما سخن جناب موحد هم تناقضی با این موضوع ندارد لطفا توجه کنید :

اينكه چرا در اذان ما شهادت مي دهيم كه محمد رسول خداست !!

در عصری که بسیاری از دشمنان اسلام نبوت پیامبر گرامی را زیر سوال می برند لازم است که هر روز چندین مرتبه از بلندگوهای مساجد کشورهای اسلامی فریاد بزنیم : ( که خدا یکیست و تاکید بکنیم که محمد ( ص ) رسول خداست )

اماباید توجه کرد که ( فقط تسبح خداوند متعال , اسمش ذکر دارای اجر است )

وسلام یا الله

امیر
Monday 28 November 2005, 12:45AM
افراط و تفریط......تا چه حد ؟؟؟؟

چرا در نمازی که باید فقط ذکر خداوند در آن شود نام غیر خدا برده می شود !!! آیا پیامبر در نمازش درود بر خودش می فرستاد ؟!!!!
جناب zxcv بردن نام غیر خدا در نماز باعث بطلان نماز نیست چرا که خداوند هم در قرآن نام محمد(ص) را بالا برده است 00((محمد رسول الله والذین معه...))شما حتما معتقد هستید که خواندن این سوره بعد از حمد باعث بطلان نماز نیست ...این خداست به ما اجازه داده وشما نباید از خدا جلو بزنی ((لا تقدموا بین ...))

min
Monday 28 November 2005, 12:58AM
افراط و تفریط......تا چه حد ؟؟؟؟


جناب zxcv بردن نام غیر خدا در نماز باعث بطلان نماز نیست چرا که خداوند هم در قرآن نام محمد(ص) را بالا برده است 00((محمد رسول الله والذین معه...))شما حتما معتقد هستید که خواندن این سوره بعد از حمد باعث بطلان نماز نیست ...این خداست به ما اجازه داده وشما نباید از خدا جلو بزنی ((لا تقدموا بین ...))

برادر عزيزم
اينها خدا نمي شناسند كه بخواهند از او جلو بزنند يا عقب بمانند .
اينها فقط منافع دنيوي و شهوت خود ار مي پرستند .
همين و بس

alibitaraf
Monday 28 November 2005, 10:17AM
اين همان چيزيست كه ما برايش نماز مي خوانيم:
(اقم الصلوة لذكري)
آيا كسي مفهوم اين گفته خداوند را مي داند؟

دوست عزيز تسليم و zxcv:

هرچند كه دين خدا بسيار تغييرات كرده است و مترفين به نفع خود درآن تغييرات بوجود آورده اند ولي ماه هميشه پشت ابر نمي ماند. باطل هر چند كه تمام دنيا را گرفته باشد ولي باز هم يك سيلاب كوچك كافيست. هرچند كه تمام مسلمانان در نماز خود بارها اسم پيامبر را ذكر ميكنند ولي اين جو هميشه ادامه ندارد و روزي اين خار و خاشاك با يك سيلاب كوچك نابود ميشود.گذشتگان ما فكر نميكردند روزي كتب حديث زير سوال برود.

اما راجع به ذكر كردن اسم پيامبر در نماز:

با توجه به اين كه دين اسلام دين تمام پيامبران بوده است و همچنين در قرآن كاملش خداي توانا از فرق گذاشتن بين رسولان نهي فرموده است بنابراين ما مجاز نيستيم كه در نماز و اذان خود روزي 17 مرتبه بر رسول بودن پيامبر شهادت دهيم ؟ چرا ما هيچوقت نميگوئيم اشهد ان موسي رسول الله . مگر موسي هم رسول خدا نيست؟
در طول تاريخ هميشه تعصب نسبت به رسولان باعث شده است كه مردم پيام خدا را منكر شوند. مسيحيان با تعصبي كه نسبت به پيامبر مسيح دارند قادر به پذيرش پيام قرآن نيستند و اين دقيقا دليلش ذكر روزانه آنان از پيامبر مسيح است. آنان شب و روز پيامبر مسيح را ذكر ميكنند و دل به او بسته اند بطوريكه حريفي براي او نميپسندند. اين از خواص انسان است.

جديدا اسامي اسلام محمدي و اسلام علوي اختراع شده است و اينها ربطي به اسلام ندارند. چرا خدا در قرآن اصرار دارد كه ابراهيم بنيانگذار اسلام است نه پيامبر محمد ؟ براي اينكه ما اسلام را به محمد رسولخدا اختصاص ندهيم.
شعار تمام پيامبران شهادت به يگانگي خداوند بوده است و هيچكدام شعار خود را تبليغ نكرده اند. شعار محمد رسول خدا هم همين بوده است. اما مسلمانان شعار "اشهد ان محمدا رسول الله " را هم به اصول ايمان خود اضافه كرده اند انگار كه فقط محمد رسول خداست. هيچ كجاي قرآن شهادت به يگانگي خداوند در كنار شهادت به رسالت محمد ذكر نشده است.

[3:18] شهد الله انه لا اله الا هو والملئكة واولوا العلم قائما بالقسط لا اله الا هو العزيز الحكيم
[3:18] خدا شهادت مي دهد كه جز او خدايي نيست. و هم چنين فرشتگان و كساني كه دانش دارند. بحق و انصاف، اوست خداي مطلق؛ جز او خدايي نيست، صاحب اقتدار، حكيمترين.

[2:163] والهكم اله وحد لا اله الا هو الرحمن الرحيم
[2:163] خداي شما خداي واحد است؛ خدايي جز او نيست، بخشنده ترين، مهربان ترين.

[17:110] قل ادعوا الله او ادعوا الرحمن ايا ما تدعوا فله الاسماء الحسنى ولا تجهر بصلاتك ولا تخافت بها وابتغ بين ذلك سبيلا
[17:110] بگو: "او را خدا بخوانيد، يا او را بخشنده ترين بخوانيد؛ با هر نامي بخوانيدش، بهترين نام ها از آن اوست." نمازها (ارتباط با خدا) خود را نه بسيار بلند بخوان و نه در دل؛ با صدايي متعادل بخوان.

[41:6] قل انما انا بشر مثلكم يوحى الي انما الهكم اله وحد فاستقيموا اليه واستغفروه وويل للمشركين
[41:6] بگو: "من جز بشري مانند شما نيستم كه به من وحي شده است كه خداي شما خداي يكتاست. بايد خود را به او اختصاص دهيد و از او طلب بخشش نماييد. واي بر مشركان.

همانطور كه در آيات بالا ميبينيد نام پيامبر محمد ذكر نشده است و تنها به يگانگي خداوند شهادت داده شده است. به محمد رسول خدا دستور داده شده است كه بگويد " قل انما انا بشر مثلكم يوحى الي انما الهكم اله وحد " " بگو: "من جز بشري مانند شما نيستم كه به من وحي شده است كه خداي شما خداي يكتاست " .

البته مشخص است كه محمد رسول خداست و اين يك واقعيت است . مطمئنا كسي رسول بودن محمد را منكر نميشود. اما مهم اين است كه بدانيم در شعار اسلام اسم خاصي از پيامبران ذكر نميشود زيرا كه ما نبايد بين رسولان فرق قائل شويم . البته مشخص است كه محمد رسول خداست و اين يك واقعيت است . مطمئنا كسي رسول بودن محمد را منكر نميشود. اما مهم اين است كه بدانيم در شعار اسلام اسم خاصي از پيامبران ذكر نميشود زيرا كه ما نبايد بين رسولان فرق قائل شويم .

آيه زير به صراحت شهادت را توضيح داده است:

[6:19] قل اي شيء اكبر شهدة قل الله شهيد بيني وبينكم واوحي الي هذا القرءان لانذركم به ومن بلغ ائنكم لتشهدون ان مع الله ءالهة اخرى قل لا اشهد قل انما هو اله وحد وانني بريء مما تشركون

[6:19] بگو: "شهادت چه كسي بالاترين است؟" بگو: "شهادت خدا. او ميان من و شما شاهد است كه اين قرآن* به من وحي شده است، تا آن را به شما و به هر كس كه به آن دست يابد، ابلاغ كنم. درواقع، شما در كنار خدا به خدايان ديگر هم شهادت مى دهيد." بگو: "من مانند شما تشهد نمى گويم؛ فقط يك خدا وجود دارد و من شرك شما را رد مى كنم.

ممكن است كسي بگويد كه با اين كار به محمد رسولخدا احترام ميگذاريم و با اين كارشان نشان ميدهيم كه پيامبر محمد خاتم پيامبران است و آخرين شريعت را آورده است.اما اگر كمي فكر كنند ميدانند كه با اين كار بيشتر از خدا دور ميشوند زيرا كه هيچ جاي قرآن خداي مهربان به ما دستور نداده است كه روزي 5 مرتبه در نماز و اذان خود بر رسالت محمد شهادت دهيم. خدا كجاي قرآن به رسالت محمد شهادت داده است؟ يكجا شهادت به رسالت محمد ذكر شده است كه شهادت منافقين است.

[63:1] اذا جاءك المنفقون قالوا نشهد انك لرسول الله والله يعلم انك لرسوله والله يشهد ان المنفقين لكذبون
[63:1] هنگامي كه منافقان نزد تو مي آيند، مي گويند: "ما شهادت مي دهيم كه تو رسول خدا هستي."* خدا مي داند كه تو رسولش هستي و خدا شهادت مي دهد كه منافقان دروغگو هستند.

خداي مهربان در 63:1 اعلام ميدارد كه رسول بودن محمد يك واقعيت و علم است نه يك شهادت روزانه. همانطور كه در آيه منافقان به رسالت محمد شهادت ميدهند.اما خدا در جواب آنان ميگويد كه خدا ميداند محمد رسول خداست و خدا شهادت ميدهد كه منافقان دروغگوند.
ما ميدانيم كه رسالت محمد حقيقتي است غير قابل انكار. در حقيقت كسي رسالت محمد را قبول نكند در واقع قرآن را منكر شده است. اما چيزي كه بايد به آن توجه كنيم اين است كه ما نبايد آن را جزو شعار روزانه (نماز و اذان) خود قرار دهيم. نماز براي بزرگداشت و يادآوري خداي يكتاست نه رسول بودن محمد.

در اين گفتمان گروههايي جديدا پيدا شده اند كه حتي شهادت روزانه را براي مقدسين خود تعميم داده اند همچون اشهد ان عليا ولي الله و اشهد ان فاطمه بنت رسول الله و هزار چيز ديگر.

خوب حالا شما خود قضاوت كنيد به چنين كسي بگوييد بالاي چشمهاي علي ابروست با تو چه خواهد كرد؟ در واقعيت يكي از حيله هاي شيطان بزرگ كردن شخصيتها با استفاده از ذكر روزانه آنان است.

خداي مهربان هيچوقت راضي نيست كه ما در شعار روزانه خود (نماز و اذان) كه بايد فقط براي ذكر خدا باشد اسمي از محمد و علي آورده شود و هيچوقت راضي نيست كه ما به اين طريق دين آنان را گسترش دهيم و در واقع آنان هم انسانهايي هستند مثل ما.

همانطور كه ميدانيد قرآن معيار درست بودن نماز است. در تمام قرآن اسامي پيامبران به وفور ذكر شده است و همه را مسلمان اعلام نموده است. از سرگذشت آنان گفته است تا كه ما بدانيم پيام و شعار آنان يكي بوده است و به تبع شعار محمد هم همان شعار آنان بوده است. و ما نبايد بين رسولان فرق قائل شويم.

[3:84] قل ءامنا بالله وما انزل علينا وما انزل على ابرهيم واسمعيل واسحق ويعقوب والاسباط وما اوتي موسى وعيسى والنبيون من ربهم لا نفرق بين احد منهم ونحن له مسلمون
[3:84] بگو: "ما به خدا و به آنچه بر ما نازل شد و به آنچه بر ابراهيم، اسماعيل، اسحاق، يعقوب و اسباط نازل شد و به آنچه به موسي، عيسي و پيامبران از جانب پروردگارشان داده شد، ايمان داريم. ما فرقي ميان هيچ يك از آنها نمي گذاريم. ما فقط تسليم او هستيم."

پس ما بايد به تمام پيامبران ايمان بياوريم زيرا كه همه آنان مسلمان بوده اند و ديني غير از اسلام قابل قبول نيست.

[3:85] ومن يبتغ غير الاسلم دينا فلن يقبل منه وهو في الاءخرة من الخسرين
[3:85] هر کس ديني جز "تسليم" براي خود اختيار کند، از او پذيرفته نخواهد شد و در آخرت از بازندگان خواهد بود.

اما خواندن سوره بعد از نماز:

در واقعيت در نماز پيامبر هيچوقت سوره اي بعد از فاتحه خوانده نميشد و ما نبايد بعد از فاتحه سوره اي از قرآن بخوانيم زيرا كه سوره فاتحه به اراده خداوند مخصوص نماز است و اين سوره سبك و سياق خاصي دارد كه مخصوص نماز خواندن است. اين سوره تنها سوره اي است كه خدا از زبان ما گفته است. اما بقيه سوره ها از زبان خود خداي يكتاست. در سوره فاتحه مخاطب خداست هرچند كه سوره را خدا ساخته است ولي در سوره هاي ديگر مخاطب پيامبر و ماييم.

زماني كه خدا ميفرمايد سلام بر ابراهيم. اين سلام از طرف خداست. در واقع خدا نظرش را راجع به ابراهيم بيان كرده است و ما در قرآن داريم كلام خدا را ميخوانيم.همانطور كه در آيه زير خداي مهربان به پيامبر خطاب ميكند و به او گوشزد ميكند كه چرا چيزي را كه خدا براي تو حلال كرده است حرام مي كني؟ و البته به اين معنا نيست كه ما هروقت اين آيه را ميخوانيم به پيامبر محمد دوباره گوشزد ميكنيم كه چرا چيزي را كه خدا براي تو حلال كرده است حرام مي كني!!!!

[66:1] يايها النبي لم تحرم ما احل الله لك تبتغي مرضات ازوجك والله غفور رحيم
[66:1] اي پيامبر، چرا چيزي را كه خدا براي تو حلال كرده است حرام مي كني، فقط براي آنكه زنان خود را خوشنود سازي؟ خداست عفوكننده، مهربان.*


شكل و ظاهر نماز در همه مسلمانان چه شيعه چه سني نسل به نسل حفظ شده است ولي كلمات و مفهوم نماز تحريف شده است. مثلا حجي كه مسلمانان انجام ميدهند در واقع چندين مكرحله به آن اضافه شده است كه در زمان پيامبر نبوده است. در قرآن ماههاي حرام چهار اعلام شده است اما عربستان سعودي كه ادعاي اسلام هم دارد آن را به يك ماه كاهش داده است و اين فقط به خاطر كاهش هزينه هايش است.

ايزد نگهدار.




.

صبح
Monday 28 November 2005, 11:11AM
سلام

جناب علي بي طرف
گذشتگان ما فكر نميكردند روزي كتب حديث زير سوال برود.


شما دليلي هم داريد كه امروز ( حديث ) زير سؤال رفته ؟ :smile55: يا از اين (بايد برود) هاي تيپ گنده ليز است ؟ :p


با توجه به اين كه دين اسلام دين تمام پيامبران بوده است و همچنين در قرآن كاملش خداي توانا از فرق گذاشتن بين رسولان نهي فرموده است بنابراين ما مجاز نيستيم كه در نماز و اذان خود روزي 17 مرتبه بر رسول بودن پيامبر شهادت دهيم ؟ چرا ما هيچوقت نميگوئيم اشهد ان موسي رسول الله . مگر موسي هم رسول خدا نيست؟


از آنجا كه دين خدا يكي است و تفكر كودكانه در آن حاكم نيست ، صدا زدن محمد (ص) همان صدا زدن موسی (ع) است . البته دين خدا را پيامبر ابلاغ تمام كرد و ما مشخصتا پيرو احكام موسي (ع) نيستيم بلكه پيرو احكام محمد (ص) هستيم .


در طول تاريخ هميشه تعصب نسبت به رسولان باعث شده است كه مردم پيام خدا را منكر شوند. مسيحيان با تعصبي كه نسبت به پيامبر مسيح دارند قادر به پذيرش پيام قرآن نيستند و اين دقيقا دليلش ذكر روزانه آنان از پيامبر مسيح است. آنان شب و روز پيامبر مسيح را ذكر ميكنند و دل به او بسته اند بطوريكه حريفي براي او نميپسندند. اين از خواص انسان است.


همانطور كه دوستمان امير گفتند ، افراط جايز نيست ، و شما اينگونه كه پيش مي رويد قرآن را هم زير سوال خواهيد برد ...

كسي چه مي داند ، شايد هدف اصلي شما هم همين باشد . :smile59:


جديدا اسامي اسلام محمدي و اسلام علوي اختراع شده است و اينها ربطي به اسلام ندارند. چرا خدا در قرآن اصرار دارد كه ابراهيم بنيانگذار اسلام است نه پيامبر محمد ؟ براي اينكه ما اسلام را به محمد رسولخدا اختصاص ندهيم.



ممكن است فرق اسلام محمدي با اسلام علوي با اسلام ابراهيمي را بفرمائيد ... چون ما ميان اينها فرقي نمي بينيم . اسلام يعني تسليم فرمان خدا شدن ... آيا ابراهيم و محمد و علي عليهم السلام از اين مهم تخطي كردند ؟


شعار تمام پيامبران شهادت به يگانگي خداوند بوده است و هيچكدام شعار خود را تبليغ نكرده اند. شعار محمد رسول خدا هم همين بوده است.


طبق قرآن خدا خودش به محمّد (ص) سلام و صلوات مي‌دهد ، ما هم محمّد رسول الله (ص) را بخاطر همين ياد مي كنيم ! آيا از نظر شما اشكالي دارد ...

خداوند چرا در قرآن مي فرمايد ( ان الله و ملائكته يصلون علی النبي ، يا ايها الذين آمنو صلوا عليه و سلمو تسليما ) ؟ اين را بارها پرسيديم و اشاره كرديم ... دوستان شما جواب ندادند ، اما اين اولين باري است كه از شما مي‌پرسيم ... آيا توان پاسخ دادن دارديد ؟ يا شما هم اهل فرار هستيد ؟‌:cool:


اما مسلمانان شعار "اشهد ان محمدا رسول الله " را هم به اصول ايمان خود اضافه كرده اند انگار كه فقط محمد رسول خداست. هيچ كجاي قرآن شهادت به يگانگي خداوند در كنار شهادت به رسالت محمد ذكر نشده است.


اين شما هستيد كه جسورانه و خيره سرانه ، رسالت محمّد رسول الله (ص) را ناچيز گرفته و آن را از دين حذف مي كنيد و وقيحانه به آن نسبت خار و خاشاك مي‌دهيد . به نظرم نبايد در مورد اين فتنه و اسائه ادب سكوت كرد و بنده منتظر برخورد جدي با اين اهانت منافقانه هستم .


هرچند كه تمام مسلمانان در نماز خود بارها اسم پيامبر را ذكر ميكنند ولي اين جو هميشه ادامه ندارد و روزي اين خار و خاشاك با يك سيلاب كوچك نابود ميشود.


البته اين جديد نيست و از اوائل اسلام هم افرادي كه خود را مسلمان مي‌ناميدند از پشت به پيامبر اسلام خنجر مي‌زدند تا يادي از پدران قبل از اسلام خود يا گوساله سامري خود زنده كنند ...

اين آيات را بنده در سرفصلي (http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=3635) كه الآن بخاطر جواب ندادن فرقه شما به قعر فهرست موضوعات تالار رفته آوردم ، اما جوابي نبود ... دوستتان گفت كه مباحث ارزش پاسخ دادن ندارد ...


(1) قُلْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَالرَّسُولَ فإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبُّ الْكَافِرِينَ
(2) رَبَّنَا آمَنَّا بِمَا أَنزَلَتْ وَاتَّبَعْنَا الرَّسُولَ فَاكْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِينَ
(3) وَأَطِيعُواْ اللّهَ وَالرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ
(4) الَّذِينَ اسْتَجَابُواْ لِلّهِ وَالرَّسُولِ مِن بَعْدِ مَآ أَصَابَهُمُ الْقَرْحُ لِلَّذِينَ أَحْسَنُواْ مِنْهُمْ وَاتَّقَواْ أَجْرٌ عَظِيمٌ
(5) تِلْكَ حُدُودُ اللّهِ وَمَن يُطِعِ اللّهَ وَرَسُولَهُ يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ
(6) وَمَن يَعْصِ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَيَتَعَدَّ حُدُودَهُ يُدْخِلْهُ نَارًا خَالِدًا فِيهَا وَلَهُ عَذَابٌ مُّهِينٌ
(7) يَوْمَئِذٍ يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَعَصَوُاْ الرَّسُولَ لَوْ تُسَوَّى بِهِمُ الأَرْضُ وَلاَ يَكْتُمُونَ اللّهَ حَدِيثًا
(8) يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلاً
(9) وَمَن يُطِعِ اللّهَ وَالرَّسُولَ فَأُوْلَـئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَيْهِم مِّنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاء وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَـئِكَ رَفِيقًا
(10) مَّنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللّهَ وَمَن تَوَلَّى فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا
(11)‌وَمَن يُشَاقِقِ الرَّسُولَ مِن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدَى وَيَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ نُوَلِّهِ مَا تَوَلَّى وَنُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَسَاءتْ مَصِيرًا
(12) وَمَن يَتَوَلَّ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ فَإِنَّ حِزْبَ اللّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ
(13) وَأَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَاحْذَرُواْ فَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَاعْلَمُواْ أَنَّمَا عَلَى رَسُولِنَا الْبَلاَغُ الْمُبِينُ
(14)‌ الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِندَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالإِنْجِيلِ يَأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَآئِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأَغْلاَلَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ آمَنُواْ بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُواْ النُّورَ الَّذِيَ أُنزِلَ مَعَهُ أُوْلَـئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ
(15) ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ شَآقُّواْ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَمَن يُشَاقِقِ اللّهَ وَرَسُولَهُ فَإِنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ
(16) يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَلاَ تَوَلَّوْا عَنْهُ وَأَنتُمْ تَسْمَعُونَ
(17) يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَجِيبُواْ لِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُم لِمَا يُحْيِيكُمْ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ
(18) وَأَطِيعُواْ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَلاَ تَنَازَعُواْ فَتَفْشَلُواْ وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ وَاصْبِرُواْ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ
(19) قَاتِلُواْ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَلاَ بِالْيَوْمِ الآخِرِ وَلاَ يُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَلاَ يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ حَتَّى يُعْطُواْ الْجِزْيَةَ عَن يَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ



اگر گوش داشتند مي‌شنيدند ... اگر چشم داشتند مي‌ديدند ... و اگر عقل داشتند تفقه مي‌كردند ... و لكن صم بكم عمي فهم لا يعقلون !‌ ديگر چه مي‌توان به امثال شما گفت ... جز اينكه شما را جزو افرادي ياد كنيم كه اسلام را براي بقاي حكومت خود سانسور مي‌كنند ... !‌


واقعيت در نماز پيامبر هيچوقت سوره اي بعد از فاتحه خوانده نميشد و ما نبايد بعد از فاتحه سوره اي از قرآن بخوانيم زيرا كه سوره فاتحه به اراده خداوند مخصوص نماز است و اين سوره سبك و سياق خاصي دارد كه مخصوص نماز خواندن است. اين سوره تنها سوره اي است كه خدا از زبان ما گفته است. اما بقيه سوره ها از زبان خود خداي يكتاست. در سوره فاتحه مخاطب خداست هرچند كه سوره را خدا ساخته است ولي در سوره هاي ديگر مخاطب پيامبر و ماييم.



گرچه اين ادعا اصولا صحيح نيست و منابع تاريخي و حديثي ندارد ... اما جالب اشاره شما به چيزي غير از قرآن است ... حالا اينجا حديث معتبر شد ؟!‌ عجب خيره سريد شما ... ! لطفا پاسخ درستي مبذول بداريد كه اين ادعا از كجا برداشت شده است و چگونه با عقايد شما مي‌خواند ‌؟

صبح
Monday 28 November 2005, 11:22AM
این عقیده کاملا صحیح است .(نماز خواندن فقط مخصوص ذکر خداست (اقم الصلوة لذكري) )


جناب زد اكس سي وي

آيا ذكر خدا تفاوتي با ذكر محمد رسول الله دارد ؟ آيا مسلمانان رسول الله را به خودي خود مي‌شناسند يا بخاطر بندگي خالص او براي خدا برايش احترام قائلند ؟

اين شما هستيد كه در عقيده باطل خود ، ياد خدا را از ياد محمد رسول الله جدا دانسته ايد و اين شرك از سوي شماست ... آنچنانكه براي نمونه 21 آيه از 10 جزو اول قرآن در بالا آورده شد _ و شما جوابي براي آن نداريد _ خداوند خود در قرآن بارها نام خود را در كنار نام رسولش آورده است ... و شما ملزم به اطاعت از سيره و سنت رسولي هستيد كه قرآن فرمان اطاعت از او را داده است ... ( اگر مسلمانيد ) . حال اگر كسي با دليل و با (جرح و تعديل) يا (رجال الحديث) ثابت كرد ، كه رسول الله چگونه عمل مي كرده و چگونه دستور داده است ، شما چطور از پذيرش آن طفره مي‌رويد ؟

alibitaraf
Monday 28 November 2005, 11:37AM
جناب صبح :

شما دليلي هم داريد كه امروز ( حديث ) زير سؤال رفته ؟يا از اين (بايد برود) هاي تيپ گنده ليز است ؟
شما دليلت را بياوريد كه حديث زير سوال نرفته است؟

همانطور كه دوستمان امير گفتند ، افراط جايز نيست ، و شما اينگونه كه پيش مي رويد قرآن را هم زير سوال خواهيد برد ...

اين شما هستي كه قرآن را زير سوال برده اي. در ضمن دوستانت كه ادعا ميكنند قرآن را زير سوال نميبرند به امير ميگويند وهابي و تو به او ميگويي دوست . اين همه ناهماهنگي چرا؟

ممكن است فرق اسلام محمدي با اسلام علوي با اسلام ابراهيمي را بفرمائيد

اسلام يكي است اسلام محمدي و غير محمدي نداريم. اگر داشت خدا ذكر ميفرمود.

اگر گوش داشتند مي‌شنيدند ... اگر چشم داشتند مي‌ديدند ... و اگر عقل داشتند تفقه مي‌كردند ... و لكن صم بكم عمي فهم لا يعقلون ! ديگر چه مي‌توان به امثال شما گفت ... جز اينكه شما را جزو افرادي ياد كنيم كه اسلام را براي بقاي حكومت خود سانسور مي‌كنند ... !
جناب صبح شما بهتر است كه در همان تاپيك سياست و كياست بنويسي.

حالا اينجا حديث معتبر شد ؟! عجب خيره سريد شما ... !

من كجا به حديث اشاره كردم. در ضمن خودتان خيره سريد.



فرمودي در مورد صلوات فرستادن دليلت را بگو و فرار نكن. منتظر جوابتم.

صلوات فرستادن

اصطلاح صلوات فرستادن عادتي است كه بين مسلمين رايج شده است به طوريكه در مجالس و جشنها و شاديها و مراسمهاي رسمي... بر محمد رسول خدا صلوات ميفرستند و با صداي بلند فرياد ميزنند : صل علي محمد و آل محمد.

اتوبوس كه به سر گردنه ميرسد بر محمد صلوات ميفرستند متوقف كه ميشود بر محمد صلوات ميفرستند براي شام كه توقف ميكنند بر جمال محمد صلوات ميفرستند. پشت اتوبوسها مينويسند صل علي محمد و آل محمد.

خاتمه مجالس را با صلوات بر محمد به اتمام ميرسانند . شروع و خاتمه هر كاري را با صلوات بر جمال محمد به انجام ميرسانند. و اين در حالي است كه هر كاري بايد با اسم خدا شروع شود تمام قرآن با بسم الله شروع ميشود اما مسلمانان كارهايشان را با اسم محمد شروع ميكنند. خاتمه هر كاري با حمد خدا بايد انجام گيرد اما به اصطلاح مسلمانان خاتمه هركاري را با صلوات بر محمد به انجام ميرسانند.

اما اين انحراف از چه وقتي پيش آمد؟ در زمان خود محمد رسول خدا چنين چيزي وجود نداشته است و دقيقا در زماني شروع شد كه مسلمين شروع به بزرگ كردن و تقدس شخصيتهاي مذهبي كردند. البته اگر به آنها بگوييد چرا صلوات ميفرستيد ؟ فورا آيه 33:56 را دليل مياورند و ميگويند كه خدا خودش دستور به فرستادن صلوات داده است. اما بهتر است كه واقعا آن آيه را بررسي كنيم ببينيم كه واقعا خدا چنين دستوري داده است يا رهبان و ملاها چنين دستوري داده اند!

[33:56] ان الله وملئكته يصلون على النبي يايها الذين ءامنوا صلوا عليه وسلموا تسليما
[33:56] خدا و فرشتگانش پيامبر را كمك و پشتيباني مي كنند. اي كساني كه ايمان آورده ايد، او را ياري دهيد و از او پشتيباني کنيد و به او توجه نماييد، آن طور كه بايد به او توجه کرد.

"صلوا" به معناي پشتيباني كردن است در حقيقت معناي اصلي آيه اين است كه خدا و ملائكه از نبي پشتيباني ميكنند شما هم از نبي پشتيباني كنيد و درست و واقعي اسلام بياوريد .

در تاييد مطالب بالا آيه 33:43 را نگاه كنيد

[33:40] ما كان محمد ابا احد من رجالكم ولكن رسول الله وخاتم النبيين وكان الله بكل شيء عليما
[33:41] يايها الذين ءامنوا اذكروا الله ذكرا كثيرا
[33:42] وسبحوه بكرة واصيلا
[33:43] هو الذي يصلي عليكم وملئكته ليخرجكم من الظلمت الى النور وكان بالمؤمنين رحيما

[33:40] محمد پدر هيچ يک از مردان شما نبود. او رسول خدا و آخرين پيامبر بود. خدا از همه چيز کاملا آگاه است.
[33:41] اي کساني که ايمان آورده ايد، خدا را فراوان ياد کنيد.*
[33:42] روز و شب او را تجليل نماييد.
[33:43] اوست يكتايي كه همراه با فرشتگانش، به شما كمك مي كند تا شما را از تاريكي ها به نور راهنمايي كند. او نسبت به مؤمنان مهربان ترين است.

همانطور كه ميبينيد در اين آيه هم خدا علاوه بر نبي مومنان را نيز پشتيباني ميكند. مطمئنا خدا بر مومنان صلوات نميفرستد!!

جالب اين است كه آيات قبل از 33:43 حرف از اين دارد كه خدا را به طور مرتب زياد ذكر كنيد . زيرا خدا ميدانست كه روزي مسلمانان به جاي خدا محمد و عيسي را ذكر ميكنند.


[2:157] اولئك عليهم صلوت من ربهم ورحمة واولئك هم المهتدون
[2:157] اينان سزاوار رحمت و نعمت هايي از جانب پروردگارشان شده اند. اينان از هدايت شدگانند.

به اصطلاح مسلمانان در حال حاضر فكر و ذكرشان محمد است بطوريكه در طول شبانه روز كمتر خدا را ذكر ميكنند و بيشتر به فكر محمد هستند تا خدا . وقتي اسم خدا آورده شود كسي عكس العملي نشان نميدهد. اما همينكه اسم محمد ويا علي ذكر شود همه به جنب و جوش ميفتند و شروع به تكرار جمله صل علي محمد و آل محمد ميكنند بعضي به يكبار بسنده نكرده و چندين مرتبه تكرار ميكنند. هدف از دين اين است كه مرتب خدا را ذكر كنيم نه محمد وعلي را !

واقعا پشتيباني از نبي وقتي كه نبي زنده نيست چه معنا و مفهومي به غير از پيروي از دستوراتش دارد؟
معناي واقعي آيه 33:56 اين است كه خدا از مومنان در قبال رسول سه چيز ميخواهد:

الف – معتقد شدن به او (سلموا تسليما)

[33:22] ولما رءا المؤمنون الاحزاب قالوا هذا ما وعدنا الله ورسوله وصدق الله ورسوله وما زادهم الا ايمنا وتسليما
[33:22] هنگامي که مؤمنان واقعي گروه ها را ( آماده حمله ) ديدند، گفتند: "اين همان است که خدا و رسولش به ما وعده داده اند و خدا و رسولش راستگو هستند." اين (موقعيت خطرناک) فقط ايمان آنها را قوي تر کرد و بر ميزان تسليم بودنشان افزود.

[4:65] فلا وربك لا يؤمنون حتى يحكموك فيما شجر بينهم ثم لا يجدوا في انفسهم حرجا مما قضيت ويسلموا تسليما
[4:65] هرگز، به پروردگارت سوگند؛ آنها مؤمن نيستند مگر آنكه نزد تو بيايند تا در مورد اختلافاتشان قضاوت كني، سپس در قبول قضاوت تو هيچگونه ترديدي در دلشان نيابند. آنها بايد تسليم شوند، تسليمي كامل.

ب- حمايت از او (صلوا عليه ) 33:43

ج- تبعيت كردن از پيام رسول (اطيعوا الرسول)


در ضمن اگر رعايت ادب را نفرمئيد با تو ادامه نخواهم داد.
پپيا

alibitaraf
Monday 28 November 2005, 12:20PM
جناب صبح :


در مورد اسوه بودن رسول سوال كردي و مدعي شدي كه تا بحال كسي نتوانسته جواب گويد.
شما گفتي كه اگر كتب حديث را قبول نداري پس چطوري نماز ميخوانيد؟ ما گفتيم كه اگر راست ميگوييد طريقه نماز خواندن را از احاديث براي ما بگوييد احدي به ما جواب نداد.

خيلي خوب در مورد اسوه بودن پيامبر سوال كردي و گفتي كه چرا اسم خدا همراه اسم پيامبر ذكر شده است ؟

من هم يك سوال از شما دارم و آن اين است كه خداي مهربان در سوره توبه آيه يكم ميفرمايد:

[9:1] براءة من الله ورسوله الى الذين عهدتم من المشركين
[9:1] در اين اتمام حجتي است از جانب خدا و رسولش به مشركاني كه با شما پيمان مي بندند.

خدا ميفرمايدبرائت از طرف خدا و رسولش و اسم خدا را همراه اسم رسول ذكر ميكند. در حالي كه خدا سوره توبه را ساخته نه رسول. پس چرا خدا ميگويد برائت از طرف خدا و رسولش. زيرا كه سوره توبه را خدا ساخته و رسول آن را به مردم ابلاغ ميكند. در واقع ما علي الرسول الا البلاغ المبين. رسول ميرساند. رسول پيام كاملش را به ما رسانده است و آن هم قرآن است در يك كتاب جمع و جور.


منتظر جوابم.

صبح
Monday 28 November 2005, 12:28PM
شما دليلت را بياوريد كه حديث زير سوال نرفته است؟

آفتاب آمد دليل آفتاب ... چيزي كه وجود دارد چگونه قابل انكار است ... ؟


اين شما هستي كه قرآن را زير سوال برده اي. در ضمن دوستانت كه ادعا ميكنند قرآن را زير سوال نميبرند به امير ميگويند وهابي و تو به او ميگويي دوست . اين همه ناهماهنگي چرا؟

بنده كجا قرآن را زير سوال برده ام ... اين شما هستيد كه دائما از آيات قرآن فرار كرده و نسبت به آن تجاهل مي كنيد . خلاصه كوچكي از آن بالاتر در دسترس است .

نتيجه عقلي و منطقي اين است كه ما برادران مسلمان با يك " گروه هماهنگ " طرفيم :p كه قرار است عقيده اي از اساس باطل ... و اسلامي ضعيف شده را ترويج كنند. آنها حديث را بي دليل منكر مي‌شوند


اسلام يكي است اسلام محمدي و غير محمدي نداريم. اگر داشت خدا ذكر ميفرمود.

اسلام يكي است اسلام محمدي = اسلام ابراهيمي = اسلام علوي !
آيا چنين معادله اي منطقا نمي‌تواند وجود داشته باشد يا باز هم مرغ يك پا دارد و ما بايد گرفتار ملالغتي بازي فرقه گرايانه باشيم ... ؟‌


اگر
جناب صبح شما بهتر است كه در همان تاپيك سياست و كياست بنويسي.


شما چند نفر انگشت شمار بهتر نيست براي صدها ميليون شيعه و صدها ميليون سني تعيين تكليف نكنيد ؟‌ :p چون اين فرقه جديد التاسيس شما هنوز خيلي كودك است و سالها جا دارد تا به بهائيت و وهابيت برسد و هنوز اول پروژه است كه ساده ترين آشنائي‌ها با جامعه اسلام را هم فرا نگرفته است . تا بيايد " و لتعملمنّ خط الشكسته " خود را مخفي كند ... در دنياي اسلام مضحكه شده است .


البته آزمايشگاه خوبي فراهم است تا انعكاس رفتار شيعه در مقابل اين خزعبلات سنجيده شود و البته "گروه هماهنگ" خوبي است ... گرچه هيچگاه موفق نخواهد شد ...



من كجا به حديث اشاره كردم. در ضمن خودتان خيره سريد.


اين ادعاي بدون منبع از كجا آمده بود كه شما گفتيد ؟ :
" واقعيت در نماز پيامبر هيچوقت سوره اي بعد از فاتحه خوانده نميشد و ما نبايد بعد از فاتحه سوره اي از قرآن بخوانيم "



فرمودي در مورد صلوات فرستادن دليلت را بگو و فرار نكن. منتظر جوابتم.

صلوات فرستادن

اصطلاح صلوات فرستادن عادتي است كه بين مسلمين رايج شده است به طوريكه در مجالس و جشنها و شاديها و مراسمهاي رسمي... بر محمد رسول خدا صلوات ميفرستند و با صداي بلند فرياد ميزنند : صل علي محمد و آل محمد.

اتوبوس كه به سر گردنه ميرسد بر محمد صلوات ميفرستند متوقف كه ميشود بر محمد صلوات ميفرستند براي شام كه توقف ميكنند بر جمال محمد صلوات ميفرستند. پشت اتوبوسها مينويسند صل علي محمد و آل محمد.

خاتمه مجالس را با صلوات بر محمد به اتمام ميرسانند . شروع و خاتمه هر كاري را با صلوات بر جمال محمد به انجام ميرسانند. و اين در حالي است كه هر كاري بايد با اسم خدا شروع شود تمام قرآن با بسم الله شروع ميشود اما مسلمانان كارهايشان را با اسم محمد شروع ميكنند. خاتمه هر كاري با حمد خدا بايد انجام گيرد اما به اصطلاح مسلمانان خاتمه هركاري را با صلوات بر محمد به انجام ميرسانند.

اما اين انحراف از چه وقتي پيش آمد؟ در زمان خود محمد رسول خدا چنين چيزي وجود نداشته است و دقيقا در زماني شروع شد كه مسلمين شروع به بزرگ كردن و تقدس شخصيتهاي مذهبي كردند. البته اگر به آنها بگوييد چرا صلوات ميفرستيد ؟ فورا آيه 33:56 را دليل مياورند و ميگويند كه خدا خودش دستور به فرستادن صلوات داده است. اما بهتر است كه واقعا آن آيه را بررسي كنيم ببينيم كه واقعا خدا چنين دستوري داده است يا رهبان و ملاها چنين دستوري داده اند!

[33:56] ان الله وملئكته يصلون على النبي يايها الذين ءامنوا صلوا عليه وسلموا تسليما
[33:56] خدا و فرشتگانش پيامبر را كمك و پشتيباني مي كنند. اي كساني كه ايمان آورده ايد، او را ياري دهيد و از او پشتيباني کنيد و به او توجه نماييد، آن طور كه بايد به او توجه کرد.

"صلوا" به معناي پشتيباني كردن است در حقيقت معناي اصلي آيه اين است كه خدا و ملائكه از نبي پشتيباني ميكنند شما هم از نبي پشتيباني كنيد و درست و واقعي اسلام بياوريد .

در تاييد مطالب بالا آيه 33:43 را نگاه كنيد

[33:40] ما كان محمد ابا احد من رجالكم ولكن رسول الله وخاتم النبيين وكان الله بكل شيء عليما
[33:41] يايها الذين ءامنوا اذكروا الله ذكرا كثيرا
[33:42] وسبحوه بكرة واصيلا
[33:43] هو الذي يصلي عليكم وملئكته ليخرجكم من الظلمت الى النور وكان بالمؤمنين رحيما

[33:40] محمد پدر هيچ يک از مردان شما نبود. او رسول خدا و آخرين پيامبر بود. خدا از همه چيز کاملا آگاه است.
[33:41] اي کساني که ايمان آورده ايد، خدا را فراوان ياد کنيد.*
[33:42] روز و شب او را تجليل نماييد.
[33:43] اوست يكتايي كه همراه با فرشتگانش، به شما كمك مي كند تا شما را از تاريكي ها به نور راهنمايي كند. او نسبت به مؤمنان مهربان ترين است.

همانطور كه ميبينيد در اين آيه هم خدا علاوه بر نبي مومنان را نيز پشتيباني ميكند. مطمئنا خدا بر مومنان صلوات نميفرستد!!

جالب اين است كه آيات قبل از 33:43 حرف از اين دارد كه خدا را به طور مرتب زياد ذكر كنيد . زيرا خدا ميدانست كه روزي مسلمانان به جاي خدا محمد و عيسي را ذكر ميكنند.


[2:157] اولئك عليهم صلوت من ربهم ورحمة واولئك هم المهتدون
[2:157] اينان سزاوار رحمت و نعمت هايي از جانب پروردگارشان شده اند. اينان از هدايت شدگانند.

به اصطلاح مسلمانان در حال حاضر فكر و ذكرشان محمد است بطوريكه در طول شبانه روز كمتر خدا را ذكر ميكنند و بيشتر به فكر محمد هستند تا خدا . وقتي اسم خدا آورده شود كسي عكس العملي نشان نميدهد. اما همينكه اسم محمد ويا علي ذكر شود همه به جنب و جوش ميفتند و شروع به تكرار جمله صل علي محمد و آل محمد ميكنند بعضي به يكبار بسنده نكرده و چندين مرتبه تكرار ميكنند. هدف از دين اين است كه مرتب خدا را ذكر كنيم نه محمد وعلي را !

واقعا پشتيباني از نبي وقتي كه نبي زنده نيست چه معنا و مفهومي به غير از پيروي از دستوراتش دارد؟
معناي واقعي آيه 33:56 اين است كه خدا از مومنان در قبال رسول سه چيز ميخواهد:

الف – معتقد شدن به او (سلموا تسليما)

[33:22] ولما رءا المؤمنون الاحزاب قالوا هذا ما وعدنا الله ورسوله وصدق الله ورسوله وما زادهم الا ايمنا وتسليما
[33:22] هنگامي که مؤمنان واقعي گروه ها را ( آماده حمله ) ديدند، گفتند: "اين همان است که خدا و رسولش به ما وعده داده اند و خدا و رسولش راستگو هستند." اين (موقعيت خطرناک) فقط ايمان آنها را قوي تر کرد و بر ميزان تسليم بودنشان افزود.

[4:65] فلا وربك لا يؤمنون حتى يحكموك فيما شجر بينهم ثم لا يجدوا في انفسهم حرجا مما قضيت ويسلموا تسليما
[4:65] هرگز، به پروردگارت سوگند؛ آنها مؤمن نيستند مگر آنكه نزد تو بيايند تا در مورد اختلافاتشان قضاوت كني، سپس در قبول قضاوت تو هيچگونه ترديدي در دلشان نيابند. آنها بايد تسليم شوند، تسليمي كامل.

ب- حمايت از او (صلوا عليه ) 33:43

ج- تبعيت كردن از پيام رسول (اطيعوا الرسول)


در ضمن اگر رعايت ادب را نفرمئيد با تو ادامه نخواهم داد.



اين همه داستانرسائي براي عوض كردن مفهوم سه كلمه ؟ :p

قرار نيست از سوي شكم خود معنا براي كلمات عربي بسازيم ... قرار است بحث علمي شود .

آيه مفهوم واضحي دارد :

صلو عليه و سلمو تسليما

"صلوا" به معناي پشتيباني كردن است در حقيقت معناي اصلي آيه اين است كه خدا و ملائكه از نبي پشتيباني ميكنند شما هم از نبي پشتيباني كنيد و درست و واقعي اسلام بياوريد .
اين ادعاي باطل تمام عياري است كه معلوم نيست از كدام بته برآمده است .


معني از المنجد ( لغتنامه عربي )
صلو : صلوات : دعا ، استغفار ، رحمت و مغفرت ، ثناي نكو ، درود و تعظيم به اعلاي ذكر ، اظهار دعوت و ابقاء شريعت او .

سلموا : ( سلام كنيد )‌.
سلام : معني از المنجد ( لغتنامه عربي )
يكي از نامهاي حضرت باريتعالي ، سلامت بي گزندگي ، پاكي از عيب‌ها ، گردن نهادن ؛ تحيت ، مارگزيده .


معني از المنجد ( لغتنامه عربي )
تسليما :قبول و رضايت ، فرمانبرداري ، اطاعت ، پذيرش ، اعتراف ، درود گفتن ، سلام كردن .

حالا بفرمائيد ببينم ، آن معاني باطل را شما از كجا استحصال كرده ايد ؟ به نفع حقيقت است كه علمي بحث كنيد ، و الا مشخص مي‌شو كه قصد فتنه داريد .

و يك مطلب ديگر ... خوشحال مي‏شوم بفرمائيد اين ترجمه هائي كه مي‏آوريد از كدام منبع آورده‏اي و ترجمه كيست ... ؟ من شبيه به اين ترجمه ها را در قرآنهاي مسجدي بعدا ساخته شده كه قبل از انقلاب در محله اي بهائي-يهودي نشين بوده است ديده ام ... اتفاقا در آن قرآن ، آيه هاي مربوط به بني اسرائيل هم بكل حذف شده بود ! :p

alibitaraf
Monday 28 November 2005, 12:51PM
پيروي از رسول:

همانطور كه ميدانيد قرآن پيام خداست. اما مشركان زمان پيامبر ميگفتند كه اين را محمد ساخته است. در واقع اين نشان ميدهد كه آنان رسول را با قرآن ميشناختند. همه حرفشان از پيام جديدي بود كه او آورده بود. خدا كه خودش پايين نيامده تا قرآن را به مردم ابلاغ كند. بلكه اين وظيفه بر عهده رسول است. در واقع اينكه خدا فرموده اطيعوالله و اطيعوالرسول به معناي دو اطاعت موازي نيست. زيرا كه پيام رسول همان پيام خداست زيرا رسول وظيفه ديگري غير از آن ندارد.

اما شما بين پيام خدا و پيام رسول تفرقه انداخته ايد بطوريكه قرآن را به خدا و كتب حديث (مال دو قرن بعد) را به رسول نسبت داده ايد. به اين طريق خدا حرفي ميزند و رسول حرفي ديگر. خدا ميگويد فقط از من كمك بخواهيد اما رسول ميگويد از منم هم كمك بخواهيد.

مشركان ميگفتند قرآن سحر و جادوي پيامبر است نميگفتند كه حديث هاي او به جز قرآن سحر و جادوست. نزديك به 332 جمله اساسي قرآن با قل شروع ميشود و خدا به پيامبر دستور ميدهد كه اين را بگو و پيامبر محمد هم همانها را ميگفت و اينها بهترين جملاتي است كه پيامبر ميتوانسته گفته باشه و پيروي از رسول يعني همين. يعني پيروي از قرآن.

اگر واقعا و الله وكيلي شما ميخواهيد از رسول پيروي كنيد من چندين سخن پيامبر در قرآن را كه با قل شروع ميشود را ذكر ميكنم و شما از آن پيروي كنيد و اين بهترين حرفي است كه پيامبر محمد ميتوانست زده باشد.

[112:1] اعلام كن: "اوست يگانه و تنها خدا.
[112:2] "خداي مطلق.
[112:3] "هرگز نزاده و هرگز زاييده نشده است.
[112:4] "احدي همتاي او نيست."


منتظر جوابم

alibitaraf
Monday 28 November 2005, 12:55PM
اين ادعاي باطل تمام عياري است كه معلوم نيست از كدام بته برآمده است .


معني از المنجد ( لغتنامه عربي )
صلو : صلوات : دعا ، استغفار ، رحمت و مغفرت ، ثناي نكو ، درود و تعظيم به اعلاي ذكر ، اظهار دعوت و ابقاء شريعت او .

سلموا : ( سلام كنيد )‌.
سلام : معني از المنجد ( لغتنامه عربي )
يكي از نامهاي حضرت باريتعالي ، سلامت بي گزندگي ، پاكي از عيب‌ها ، گردن نهادن ؛ تحيت ، مارگزيده .

اگر معني صلي را ميخواهي از خود قرآن چرا نميخواهي؟ مگر قرار نيست كه قرآن حرف رسول باشد و شما از رسول مگر پيروي نميكنيد . نكند پيروي از رسول يعني پيروي از دين آبا و اجدادي؟

[33:43] هو الذي يصلي عليكم وملئكته ليخرجكم من الظلمت الى النور وكان بالمؤمنين رحيما
[33:43] اوست يكتايي كه همراه با فرشتگانش، به شما كمك مي كند تا شما را از تاريكي ها به نور راهنمايي كند. او نسبت به مؤمنان مهربان ترين است.

صبح
Monday 28 November 2005, 01:04PM
پس چرا خدا ميگويد برائت از طرف خدا و رسولش. زيرا كه سوره توبه را خدا ساخته و رسول آن را به مردم ابلاغ ميكند. در واقع ما علي الرسول الا البلاغ المبين. رسول ميرساند. رسول پيام كاملش را به ما رسانده است و آن هم قرآن است در يك كتاب جمع و جور.

البته اين ربطي به پاسخي كه بنده خواسته بودم نداشت ... ، اينكه خداوند سوره توبه را ساخته و رسول پيامش را به ما رسانده ... ، چطور مي‏تواند ثابت كند اطاعت از رسول الله مجاز نيست ؟! و رسول الله اسوه نيست ... يا بر عكس امر قرآن نبايد به احاديث رجوه كرد ؟

شما گفتي كه اگر كتب حديث را قبول نداري پس چطوري نماز ميخوانيد؟ ما گفتيم كه اگر راست ميگوييد طريقه نماز خواندن را از احاديث براي ما بگوييد احدي به ما جواب نداد.

انتظار داريد مثلا جلد 4 و 5 از كتاب "جامع احاديث الشيعة" را برايتان كپي كنم كه بيش از 2000 صفحه است ؟
اما من بعيد مي دانم حتي اگر چنين كنم برود ميخ آهنين در سنگ ... و گويا اينجا خاله بازي در ميان است و اين كودك به آن كودك مي‌گويد : " اگر آب نبات من شيرين نيست پس آب نبات تو چرا شيرين نيست ؟" .
اين چه طرز بحث است ... ؟!

اما اين كتاب هم اكنون در دسترس من است و براي گرفتن بهانه از شما به يكي از احاديث آن اشاره مي‌كنم كه مربوط به سلام نماز است :‌

جامع احاديث الشيعة - ج4 - ص 349
16 - 5 : باب وجوب التشهد و التسليم في آخر الصلوة و كيفيته للإمام و المأموم و المنفرد بيان معناه . شامل 64 حديث

3363 (10) يب 331 - 260 . احمد بن محمد (بن عيسي - يب 260 ) عن علي بن الحكم عن سيف بن الحكم عن سيف بن عميرة عن ابي بكر (الحضرمي - يب 260 )‌ قال قلت اني اصلي بقوم فقال تسلم (سلم -- يب 260 ) واحدة و لا تلتفت قل السلام عليك اليها النبي و رحمة الله و بركاته السلام عليكم ( و لا تقرء في الفجر شيئا من الحم (1) يب331) .

صبح
Monday 28 November 2005, 01:12PM
ظاهرا حال شما خوب نيست ؟‏:)
شما از خود قرآن آيه مي آوريد از خود خودتان ترجمه مي كنيد و مي گوئيد كه از قرآن آوردم ؟‏ خطاي مجددي كه مرتكب شديد ، ترجمه غلط و منحرف آيه به خواستهاي نفساني خودتان بود ... يصلي هيچگاه معناي پشتيباني نمي‌دهد ... !

جزء 22 سوره الاحزاب آيه 43
هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلَائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا
او كسى است كه بر شما درود و رحمت مى‏فرستد، و فرشتگان او [نيز] براى شما تقاضاى رحمت مى‏كنند تا شما را از ظلمات [جهل و شرك گناه‏] به سوى نور [ايمان و علم و تقوا] رهنمون گردد؛ او نسبت به مؤمنان همواره مهربان بوده است‏!.

صبح
Monday 28 November 2005, 01:19PM
پيروي از رسول:

همانطور كه ميدانيد قرآن پيام خداست. اما مشركان زمان پيامبر ميگفتند كه اين را محمد ساخته است. در واقع اين نشان ميدهد كه آنان رسول را با قرآن ميشناختند. همه حرفشان از پيام جديدي بود كه او آورده بود. خدا كه خودش پايين نيامده تا قرآن را به مردم ابلاغ كند. بلكه اين وظيفه بر عهده رسول است. در واقع اينكه خدا فرموده اطيعوالله و اطيعوالرسول به معناي دو اطاعت موازي نيست. زيرا كه پيام رسول همان پيام خداست زيرا رسول وظيفه ديگري غير از آن ندارد.

اما شما بين پيام خدا و پيام رسول تفرقه انداخته ايد بطوريكه قرآن را به خدا و كتب حديث (مال دو قرن بعد) را به رسول نسبت داده ايد. به اين طريق خدا حرفي ميزند و رسول حرفي ديگر. خدا ميگويد فقط از من كمك بخواهيد اما رسول ميگويد از منم هم كمك بخواهيد.

مشركان ميگفتند قرآن سحر و جادوي پيامبر است نميگفتند كه حديث هاي او به جز قرآن سحر و جادوست. نزديك به 332 جمله اساسي قرآن با قل شروع ميشود و خدا به پيامبر دستور ميدهد كه اين را بگو و پيامبر محمد هم همانها را ميگفت و اينها بهترين جملاتي است كه پيامبر ميتوانسته گفته باشه و پيروي از رسول يعني همين. يعني پيروي از قرآن.

اگر واقعا و الله وكيلي شما ميخواهيد از رسول پيروي كنيد من چندين سخن پيامبر در قرآن را كه با قل شروع ميشود را ذكر ميكنم و شما از آن پيروي كنيد و اين بهترين حرفي است كه پيامبر محمد ميتوانست زده باشد.

[112:1] اعلام كن: "اوست يگانه و تنها خدا.
[112:2] "خداي مطلق.
[112:3] "هرگز نزاده و هرگز زاييده نشده است.
[112:4] "احدي همتاي او نيست."


منتظر جوابم
بر خلاف ادعاي بي ريشه شما ، پيروي از حديث التزام به پيروزي از ‍قرآن دارد . و اگر شما ثابت كرديد حديثي با قرآن تناقض دارد ، آنوقت آن حديث بكل باطل اعلام مي‏شود ....

لذا اينكه حديث مربوط به دو قرن بعد است يا چند سال بعد ... دردي از شما درمان نمي‏كند و اتهام اختلاف بين خدا و رسول معنا ندارد . لذا ما موظفيم آنچه كه مي‏بينيم و مي‌شنويم را به رسميت شمرده و بر اساس آن قضاوت كنيم . نمي توانيم آنچه كه به دست ما رسيده را سانسور كنيم و بگوئيم چنين چيزي وجود نداشته است ... به اين مي‌گويند تحجر و دگماتيسم .

كسي شك ندارد كه رسول الله (ص) ، پيام آور خداست ... اما همان پيام‌ها است كه مي‌گويد ... اطيعوا الرسول ... ! و شما باز هم از پاسخ در اين مورد فراري هستيد و بحث را بجاي ديگري مي‌كشانيد ... !

taslim
Monday 28 November 2005, 01:57PM
مكان قيامت


محل شروع قيامت يكي از واضح ترين مطالبيست كه در قرآن كريم به آن اشاره شده اما با اين وجود عده زيادي با اعتصام به كلام غير خدا سر نخ و ريسمان را گم كرده و به بيراهه زده اند و بعد چرندياتي به زبان آورده اند كه " گلاب به رو تون" آدم را دچار تهوع مي كند.
بنده در اينجا نمي خواهم به يك يك آياتي كه در اين باره صحبت مي كنند اشاره كنم و فقط به يك آيه كه ديگر حرفي براي گفتن باقي نمي گذارد متمسك مي شوم:
خداوند سبحان به آدم و خانواده اش در آستانه هبوط اين جمله را مي گويد:

[7:25] قال فيها تحيون وفيها تموتون ومنها تخرجون
گفت: "در آنجا زندگي خواهيد کرد، در آن خواهيد مرد و از آن بيرون آورده خواهيد شد."

آيا همين يكي كفايت نمي كند؟!

اما صبر كنيد ببينم ؛ ظاهراً قيامت توأم است با زلزله اي بسيار شديد كه در اثر آن زمين تكه تكه شده و بطور كامل متلاشي مي شود . و نتنها زمين بلكه كل دنيا با كهكشانهايش از بين خواهند رفت. حال كه ديگر زميني وجود نخواهد داشت ، پس مردگان از كجا بيرون خواهند آمد؟ اگر بگوييد خداوند براي اين كار زميني و آسماني ديگر(همانگونه كه در قرآن اشاره شده) خلق خواهد كرد آيه فوق را چگونه توجيه خواهيد كرد؟ چون در اين آيه سه پديده حيات و مرگ و حشر هرسه در يك زمين اتفاق مي افتد. و باز چه لزومي دارد كه خداوند اين دنيارا تخريب كند و جهاني ديگر بيافريند آنهم فقط و فقط براي حساب كتاب و بعدش آن را بدون استفاده رها نمايد . مگر همين دنياي كنوني براي اينكار چه اشكالي دارد؟ آيا خيلي كوچك است و جوابگوي همه آدمها نيست؟!

alibitaraf
Monday 28 November 2005, 02:05PM
البته اين ربطي به پاسخي كه بنده خواسته بودم نداشت ... ، اينكه خداوند سوره توبه را ساخته و رسول پيامش را به ما رسانده ... ، چطور مي‏تواند ثابت كند اطاعت از رسول الله مجاز نيست ؟! و رسول الله اسوه نيست ... يا بر عكس امر قرآن نبايد به احاديث رجوه كرد ؟

من هيچ وقت نگفتم كه رسول اسوه نيست. بلكه رسول اسوه است و ما بايد او را اسوه خود قرار دهيم. حال چطور شما از من سوال ميكني كه چرا خدا گفته اطيعوالله و اطيعواالرسول ؟
من ميگويم كه چرا خدا در 9:1 فرموده خدا و رسول شما ميگوئيد كه اين ربطي نداشت پس چي ربط دارد؟
من چطوري با شما حرف بزنم كه تو را راضي كند.

مگر شما خود نميگوئيد احاديث را بايد با قرآن سنجيد خوب بفرما بسنج :

متاسفانه عده اي فكر ميكنند كه هر آيه اي از قرآن را ميخوانند و هر كسي كه در آن آيه ذكر شده است را دارند مخاطب خود قرار ميدهند . به اين ترتيب فكر ميكنند كه با خواندن "سلام علي ابراهيم" بر ابراهيم سلام ميفرستند . اين آيات را خدا بيان كرده است و اينها گفته هاي خداست نه ما.

مثلا در سوره تحريم خدا ميفرمايد اي نبي شما چرا جيزي را بر خود حرام كردي كه حلال بود.
و به اين طريق شما در حين قرآن خواندن سرزنش خود را نسبت به رسول تكرار ميكني و هر روز بر رسول ايراد ميگيريد و اين چيز جالبي است . اگر راست ميگوييد اين را جواب دهيد؟

واقعا كسي كه مرده است چطوري ميتوان بر او سلام كرد در حالي كه زماني كه زنده بودند حتي از پس ديوار هم نميشد آنان را صدا كرد. ميليونها نفر در روز بر پيامبر سلام ميكنند . و اين در حالي است كه خداي مهربان هيچ وقت چنين دستوري نداده است .


[49:4] ان الذين ينادونك من وراء الحجرت اكثرهم لا يعقلون
[49:4] و اما كساني كه از پشت ديوارها تو را صدا مي كنند، اكثرشان نمي فهمند.

آيا اينطور نيست؟

taslim
Monday 28 November 2005, 02:08PM
مدت قيامت

آيا روز قيامت پنجاه هزارسال طول مي كشد؟
آيا هزار سال است؟
آيا ينجاه هزار سال است و پنجاه موقف هزار ساله دارد؟
آيا احاديثي كه اين اوهام را بيان مي كنند صحيح و متواتر نيستند؟
علماي اسلام كجايند تا پوچي اين احاديث معتبر و متواتر را به چشم خود ببينند؟
پيروان حديث(شيطان) كجايند تا سست بودن بنياد اعتقاداتشان را به چشم خود ببينند؟

zxcv
Monday 28 November 2005, 02:09PM
بسم الله

با سلام و کمال احترام

مطلب زیبایی جناب مهرداد نوشته اند که اگر سر لوحه مناظرات شود دیگر هیچگاه کسی فرد مقابل را با الفاظ تند و غیر مودبانه مخاطب قرار نمی دهد .

حتما كاربران محترم هدف خيري از گفتگو در اين تالار داشته اند ، لذا از همه دوستان درخواست مي شود از اهانت و تشنج و يا مقابله به مثل پرهيز نمايند تا در محيطي منطقي گفتماني مؤثر ايجاد شود .

دوست گرامی جناب امیر

باور کنید کسی دنبال افراط و تفریط نیست ما در مورد نماز صحبت می کنیم نه در مورد اینکه چند مرتبه نام گرامی رسول الله در قران آمده است لطفا به آیات زیر توجه کنید :


اننی انا الله لا الا انا فاعبدنی و اقم الصلواه لذکری ( طه - 14)
منم خدای واحد . که جز من خدائی وجود ندارد مرا پرستش کن و نماز را مخصوصا برای یاداوری من اقامه کن.

قل اننی هدینی ربی الی صراط مستقیم . دینا قیما مله ابراهیم حنیفا و ماکان المشرکین . قل ان صلاتی ومحیای ومماتی لله رب العالمین .لا شریک له وبذلک امرت و انا اول المسلمین ( انعام - 161و162و163)
ای محمد بگو :محققا خدای من مرا براه راست هدایت کرده بدین محکم و آئین پاک ابراهیم که وجودش از شرک بری و از مشرکین بدور بود . بگو همه حرکات من ( نماز ) من اعمال و طاعات من زندگی و مرگ من همه برای خداست خدای جهانیان که در خدائی خود شریک ندارد بمن در یکتا پرستی امر شده و اول کسی هستم که به آن تسلیم شده است


جناب امیر عزیز

در آیه 14سوره طه که مربوط به خطاب خداوند به موسی در کوه طور می باشد باریتعالی بعد از اینکه خود را برای موسی معرفی می کند نحوه نماز خواندن را برای این پیامبر گرامی ترسیم می کند (نماز بپا دار برای ذکر من )
در آیات سوره انعام رسول الله از قول خداوند به بشر معرفی شده است که اگر به آیات توجه بیشتری کنید در مییابید که اخلاص در عبادات در تمام تعابیر به کار آمده در مورد محمد ( ص ) مثل روز روشن است .( نماز من برای خداست )

اکنون جنابعالی پاسخ دهید که چگونه می شود فرد مخلصی مانند رسول الله در نماز خود چندین مرتبه به خود درود بفرستد ؟!!! مگر ملاک نماز ما نماز پیامبر گرامی نیست ؟!!!

آنقدر اسلام را تغییر داده اند که اگر اسلام حقیقی به مردم معرفی شود همه انگشت در دهان فرو می برند که این چه دینی است و آن را ( افراط و تفریط )می دانند !!!!

آیا روزی با خود اندیشه کرده اید که چرا پیامبر ما امی بود ؟چرا سواد خواندن و نوشتن نداشت؟ چرا معجزه ایی مانند پیامبران دیگر برای او تعریف نشد؟ چرا پسری نداشت؟ چرا دائما اعلام می کرد که ( من بشری مانند سایرین هستم ) ؟
آیا این همه نشانه برای این بود که بجای اینکه مسلمانان ذکر خدا را همیشه بر زبان بیاورند درود بر پیامبر را جایگزین آن کنند ؟!!!

چرا دوستان متوجه نمی شوند که ذکر فقط مخصوص خداست و بس و نام بردن از مابقی مخلوقات اصولا باعث نمی شود که صیغه ذکر جاری شود که ثوابی هم برای او متصور شود .

کار بر محترم جناب صبح

بدلیل اینکه بعد از مدتها نام کاربری اینجانب را درست بیان کردید جواب شما را می دهم .

عزیز من در این مدتی که با این انجمن آشنا شدم اگر بعضی از الفاظ تند جنابعالی را در نظر نگیریم شما را فردی اهل مطالعه شناختم بنابر این به نظر من در آوردن شکلک در حد شخصیت جنابعالی نیست . این را فقط از باب نصیحتی دوستانه عرض کردم .

اما در مورد آن بیست و یک آیه ایی که جنابعالی به عنوان سند آورده اید

توجه کنید :

کجای قران فرموده شده که ای اهل کتاب بجز از تورات و انجیل باید از سنت پیامبر خود هم تبعیت کنید ؟!!!

جان من . چگونه می شود که به غیر از قران که از خداوند همیشه زنده بدست ما رسیده نقل قولی پیدا کرد که بدون تحریف بدست ما رسیده باشد . تجربه کنید !

(تمام اطاعتهایی که در 21 آیه ایی که شما سند آوردید مربوط به اطاعت از خدای همیشه زنده و پیامبر زنده می باشد)

وسلام یا الله

امیر
Monday 28 November 2005, 02:22PM
جناب zxcv شما به کدامین دلیل اعتقاد به ((نخواندن سوره بعد از سوره حمد)) دارید در حالی که همه فرق اجماع دارند ؟؟؟؟؟؟
من میخواهم بعد از نماز سوره فتح را بخوانم و در آن سوره خداوند نام پیامبر را بالا برده است
بنا بر این ذکر نام پیامبر باعث بطلان نماز نیست

alibitaraf
Monday 28 November 2005, 02:34PM
جناب صبح :

مگر قرار نيست كه خدا و ملائكه بر پيامبر صلوات بفرستند پس چرا در قرآن جلو اسم پيامبر علامت ص قرار نداده است؟
منتظر جوابم

جناب امير :

اما خواندن سوره بعد از نماز:
تا آنجايي كه من اطلاع دارم خيلي از فرق اسلامي هر آيه اي را بعد از حمد نميخوانند بلكه فقط آياتي را ميخوانند كه مخاطب در آن خداوند است.

alibitaraf
Monday 28 November 2005, 03:09PM
توجه شما را به قسمتي از كتاب اخير احمد صبحي منصور نويسنده مسلمان مصري جلب ميكنم كه در آن گفته سلام بر پيامبر در زمان بني عباس ساخته شد.

Al - Salah is the main aspect of ( Millat Ebraheem) which the Arabs have inherited from their fathers Ebraheem.It is the same prayer we have now in its shape and times, but Muslims in the Abbasy time had changed two things:

1- They make [ Al Taheyyat ]instead of [ Al Tashahhod] which is mentioned in Sura Al Imran- Verse number 18.

2- They make [ kasr Al salah] in the travel while it is only in time of war and the real fear. Sura Al Nesaa , verse 101- "

امیر
Monday 28 November 2005, 03:22PM
جناب علیبیطرف شما بگو چطور نماز میخوانی ؟؟؟؟!!!!

taslim
Monday 28 November 2005, 03:38PM
مدت قيامت


آيا روز قيامت پنجاه هزارسال طول مي كشد؟
آيا هزار سال است؟
آيا ينجاه هزار سال است و پنجاه موقف هزار ساله دارد؟
آيا احاديثي كه اين اوهام را بيان مي كنند صحيح و متواتر نيستند؟
علماي اسلام كجايند تا پوچي اين احاديث معتبر و متواتر را به چشم خود ببينند؟
پيروان حديث(شيطان) كجايند تا سست بودن بنياد اعتقاداتشان را به چشم خود ببينند؟

اي پيروان حديث

احاديثي كه كه مي گويند روز قيامت پنجاه هزار سال است را به قوطي عطاري برگردانيد و زين پس ، حد اقل در اينجا درش را باز نكنيد. من بعد احدي حق ندارد آيات قرآن را با حديث و روايت تلبيس نمايد و الا بايد پاسخگو باشد.

قرآن كريم مدت قيامت را اينگونه تعيين مي كند:
از زماني كه براي حسابرسي بر مي خيزيم تا "الي ماشاءالله"
قيامت فقط براي حساب و كتاب نيست ؛ بهشت و جهنم نيز مرحله اي از قيامت مي باشند.
اگر باور نداريد آيات زير را بخوانيد:


[7:32] قل من حرم زينة الله التي اخرج لعباده والطيبت من الرزق قل هي للذين ءامنوا في الحيوة الدنيا خالصة يوم القيمة كذلك نفصل الاءيت لقوم يعلمون

بگو چه كسي زينتهاي الهي را كه براي بندگان خود آفريده و نيز روزيهاي پاكيزه را حرام كرده است؟ بگو همه آن در قيامت فقط مخصوص كسانيست كه در دنيا ايمان آورده اند ، اينچنين آيات را براي كساني كه بدانند تفصيل مي دهيم

[22:9] ثاني عطفه ليضل عن سبيل الله له في الدنيا خزي ونذيقه يوم القيمة عذاب الحريق
او متكبرانه سعي مي كند تا مردم را از راه خدا منحرف سازد. او اين چنين در اين دنيا سزاوار حقارت است و ما در روز قيامت او را به عذاب سوزان گرفتار مي كنيم.

[25:69] يضعف له العذاب يوم القيمة ويخلد فيه مهانا
مجازات آنها در روز رستاخيز دو برابر است و در آنجا در ذلت و خواري به سر مي برند.

alibitaraf
Monday 28 November 2005, 03:43PM
جناب امير يكبار ديگر هم طريقه نماز خواندن خود را براي شما گفتم باز هم معرفي ميكنيم:

http://masjidtucson.org/farsi/namaz.pdf

alibitaraf
Monday 28 November 2005, 04:07PM
ببخشيد جناب امير شما بفرمائيد چطور نماز ميخوانيد؟

taslim
Monday 28 November 2005, 04:28PM
[33:56] ان الله وملئكته يصلون على النبي يايها الذين ءامنوا صلوا عليه وسلموا تسليما
[33:43] هو الذي يصلي عليكم وملئكته ليخرجكم من الظلمت الى النور وكان بالمؤمنين رحيما



(داخل پرانتز)

اين دو آيه چه تفاوتي با هم دارند؟
آيا كسي مي تواند پاسخ دهد؟

صبح
Monday 28 November 2005, 04:51PM
من هيچ وقت نگفتم كه رسول اسوه نيست. بلكه رسول اسوه است و ما بايد او را اسوه خود قرار دهيم. حال چطور شما از من سوال ميكني كه چرا خدا گفته اطيعوالله و اطيعواالرسول ؟
من ميگويم كه چرا خدا در 9:1 فرموده خدا و رسول شما ميگوئيد كه اين ربطي نداشت پس چي ربط دارد؟
من چطوري با شما حرف بزنم كه تو را راضي كند.

مگر شما خود نميگوئيد احاديث را بايد با قرآن سنجيد خوب بفرما بسنج :

متاسفانه عده اي فكر ميكنند كه هر آيه اي از قرآن را ميخوانند و هر كسي كه در آن آيه ذكر شده است را دارند مخاطب خود قرار ميدهند . به اين ترتيب فكر ميكنند كه با خواندن "سلام علي ابراهيم" بر ابراهيم سلام ميفرستند . اين آيات را خدا بيان كرده است و اينها گفته هاي خداست نه ما.

مثلا در سوره تحريم خدا ميفرمايد اي نبي شما چرا جيزي را بر خود حرام كردي كه حلال بود.
و به اين طريق شما در حين قرآن خواندن سرزنش خود را نسبت به رسول تكرار ميكني و هر روز بر رسول ايراد ميگيريد و اين چيز جالبي است . اگر راست ميگوييد اين را جواب دهيد؟

واقعا كسي كه مرده است چطوري ميتوان بر او سلام كرد در حالي كه زماني كه زنده بودند حتي از پس ديوار هم نميشد آنان را صدا كرد. ميليونها نفر در روز بر پيامبر سلام ميكنند . و اين در حالي است كه خداي مهربان هيچ وقت چنين دستوري نداده است .


[49:4] ان الذين ينادونك من وراء الحجرت اكثرهم لا يعقلون
[49:4] و اما كساني كه از پشت ديوارها تو را صدا مي كنند، اكثرشان نمي فهمند.

آيا اينطور نيست؟
جناب علي بي طرف

متن مكرر شما نامفهوم و نا مرتبط با بحث است . يا شما فارسي خوب نمي‏دانيد ... يا در رساندن نظر خود با مشكل مواجهيد . بحث شما ارتباطي با گفته هاي بنده ندارد و براي فرار از پاسخ به (اطاعت از رسول) تنظيم شده است ...

من بيست و يك آيه آوردم براي اطاعت از رسول خدا ... ، شما هم يكي آورديد شد 22 تا ! :)

حال معلوم هست چه مي‏گوئيد ؟

صبح
Monday 28 November 2005, 05:15PM
جناب زد اكس سي وي


بدلیل اینکه بعد از مدتها نام کاربری اینجانب را درست بیان کردید جواب شما را می دهم .


البته اين اولين بار نيست كه نام سخت شما را مي‌نويسيم ، قبلا نيز عرض كردم ، هدف من از صدا كردن مشبه نام سخت شما ، استهزاء نبوده است و بعيد مي‌دانم اگر كسي نام شما را (شيفت چپ براست) صدا كند ،‌استهزا تلقي شود ... اما ظاهرا شما كمي ظريف تشريف داشتيد ... ! بهرحال از ايجاد مزاحمت احتمالي عذر مي‌خواهم :)

عزیز من در این مدتی که با این انجمن آشنا شدم اگر بعضی از الفاظ تند جنابعالی را در نظر نگیریم شما را فردی اهل مطالعه شناختم بنابر این به نظر من در آوردن شکلک در حد شخصیت جنابعالی نیست .
این را فقط از باب نصیحتی دوستانه عرض کردم .


خوب اين عرف اينترنتي نيست ... :) نام اصلي اينها كه بدليل بي ترجمگي كلمه (آيكون) به (شكلك) تبديل شده است Emoticon است مخفف (Emotion Icon = نماد احساس ) ... ظاهرا ما فني ها بيشتر با اينترنت آشنا هستيم ، شكلك در اينترنت ايجاد شد تا احساس را منتقل كند و مفهوم و محدوديت سني ديگري در ادبيات اينترنت ندارد ... بدليل اينكه در اينترنت انتقال احساس و حالت بدون اين شكلها صعب است و بنده كه بيش از 10 سال است با شبكه هاي كامپيوتري و اينترنت كار مي كنم سخت است از آنها استفاده نكنم . گرچه كاربرد اينها در نوشته هاي اداري (عيب) است ... اما در جوامع اينترنتي مثل ايران كلابز بسيار معمول و خالي از اشكال مي‌نمايد .


اما در مورد آن بیست و یک آیه ایی که جنابعالی به عنوان سند آورده اید
توجه کنید :
کجای قران فرموده شده که ای اهل کتاب بجز از تورات و انجیل باید از سنت پیامبر خود هم تبعیت کنید ؟!!!
جان من . چگونه می شود که به غیر از قران که از خداوند همیشه زنده بدست ما رسیده نقل قولی پیدا کرد که بدون تحریف بدست ما رسیده باشد . تجربه کنید !
(تمام اطاعتهایی که در 21 آیه ایی که شما سند آوردید مربوط به اطاعت از خدای همیشه زنده و پیامبر زنده می باشد)
وسلام یا الله



جناب زد اكس سي وي ،
اين آيات دستور دهنده اطاعت از پيامبر است ... اگر امروز به شما حديثي رسيد كه معلوم شد از پيامبر است ... چگونه مي‌توانيد از آن تبعيت نكنيد ... آيا حقيقتا و الله وكيلي مي توان گفت آن آيات مربوط به پيامبر زنده است ؟ ...

در درجه دوم ، مگر قرآن براي تمام عصور و براي تمام مؤمنين نيست ؟ چه لزومي داشت كه اطاعت مؤمنين از پيامبر در قرآن امر شود ؟ اين فرمان قرآن است ... و در صورت قبول منطق شما مي‌توانيم بگوئيم ديگر دستورات قرآن نيز مربوط به زنده هاي آن زمان بود ... مثلا وقتي قرآن مي‌گويد : يا ايها الذين آمنوا اتقوا الله ... مي‌توانيم بگوئيم اين مربوط است به افرادي كه آن زمان زنده بوده اند و ما نبايد تقواي خدا پيشه كنيم .


البته اين قضاوت شما خطاست در مورد قرآن و اسلام صدق نمي‌كند .

صبح
Monday 28 November 2005, 05:38PM
جناب صبح :

مگر قرار نيست كه خدا و ملائكه بر پيامبر صلوات بفرستند پس چرا در قرآن جلو اسم پيامبر علامت ص قرار نداده است؟
منتظر جوابم

جناب امير :

اما خواندن سوره بعد از نماز:
تا آنجايي كه من اطلاع دارم خيلي از فرق اسلامي هر آيه اي را بعد از حمد نميخوانند بلكه فقط آياتي را ميخوانند كه مخاطب در آن خداوند است.

اين اصالت ( ص ) از كجا آمده است ؟ :smile55:

جناب علي بي‌طرف ، اين فرقه هائي كه خيلي هستند كيانند ؟... ، اين نتيجه گيري را از كجا كرده اند كه فقط بعضي از آيات قرآن را بخوانند ؟!!!‌

چشم هاي خود را باز كنيد ... و اين آيه را بخوانيد ، خداوند هيچ فرقي با رسولش ندارد ، تمام شيريني وعده بهشت ، فنا شدن در خداست ... و عبدالله هيچ فرقي با الله ندارد و جزوي از اوست ... :

جزء 6 سوره النساء آيه 150
إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِاللّهِ وَرُسُلِهِ وَيُرِيدُونَ أَن يُفَرِّقُواْ بَيْنَ اللّهِ وَرُسُلِهِ وَيقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَيُرِيدُونَ أَن يَتَّخِذُواْ بَيْنَ ذَلِكَ سَبِيلاً
كسانى كه خدا و پيامبرانِ او را انكار مى‏كنند، و مى‏خواهند ميان خدا و پيامبرانش تبعيض قائل شوند، و مى‏گويند: (به بعضى ايمان مى‏آوريم‏، و بعضى را انكار مى كنيم‏) و مى‏خواهند در ميان اين دو، راهى براى خود انتخاب كنند...

جزء 1 سوره البقرة آيه 85
... أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَمَا جَزَاء مَن يَفْعَلُ ذَلِكَ مِنكُمْ إِلاَّ خِزْيٌ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يُرَدُّونَ إِلَى أَشَدِّ الْعَذَابِ وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ
... آيا به بعضى از دستورات كتاب آسمانى ايمان مى‏آوريد، و به بعضى كافر مى‏شويد؟! براى كسى از شما كه اين عمل [تبعيض در ميان احكام و قوانين الهى‏] را انجام دهد، جز رسوايى در اين جهان‏، چيزى نخواهد بود، و روز رستاخيز به شديدترين عذابها گرفتار مى‏شوند. و خداوند از آنچه انجام مى‏دهيد غافل نيست‏.

صبح
Monday 28 November 2005, 05:50PM
جناب امير يكبار ديگر هم طريقه نماز خواندن خود را براي شما گفتم باز هم معرفي ميكنيم:

http://masjidtucson.org/farsi/namaz.pdf
جناب علي بيطرف
اين دستورات نماز را هر نسلي براي خودش تدوين مي كنند ؟! :) يا به تاريخ و حديث هم مراجعه مي‌كند تا بفهمد نيت و تكبير و حمد ، جزوي از نماز است ... چون اينها كه در قرآن تصريح نشده اند .

صبح
Monday 28 November 2005, 05:57PM
(داخل پرانتز)




اين دو آيه چه تفاوتي با هم دارند؟
آيا كسي مي تواند پاسخ دهد؟


از چه نظر چه تفاوتي با هم دارند ؟
اين دو آيه اي است كه خداوند بر بندگان صالح خود فرمان مي‌دهد برسول الله سلام كنند و درود و رحمت بفرستد ... و در آيه اي ديگر مي فرمايد خدا بر مؤمنين سلام و رحمت مي‌فرستند ...

حال مشكل كجاست ؟

صبح
Monday 28 November 2005, 06:04PM
اي پيروان حديث

احاديثي كه كه مي گويند روز قيامت پنجاه هزار سال است را به قوطي عطاري برگردانيد و زين پس ، حد اقل در اينجا درش را باز نكنيد. من بعد احدي حق ندارد آيات قرآن را با حديث و روايت تلبيس نمايد و الا بايد پاسخگو باشد.

قرآن كريم مدت قيامت را اينگونه تعيين مي كند:
از زماني كه براي حسابرسي بر مي خيزيم تا "الي ماشاءالله"
قيامت فقط براي حساب و كتاب نيست ؛ بهشت و جهنم نيز مرحله اي از قيامت مي باشند.
اگر باور نداريد آيات زير را بخوانيد:

جناب تسليم ...

ظاهرا كيسه عطاري نزد شماست ... ، چگونه الي ما شاء الله نمي‏تواند محدوديت داشته باشد .. ( الي ماشاء الله ) فارغ از معناي ضرب المثلي آن يعني ( تا وقتي كه خدا بخواهد ) و شما نمي‏توانيد براي خدا تعيين تكليف كنيد كه تا كي ... !؟

صبح
Monday 28 November 2005, 06:15PM
مكان قيامت


محل شروع قيامت يكي از واضح ترين مطالبيست كه در قرآن كريم به آن اشاره شده اما با اين وجود عده زيادي با اعتصام به كلام غير خدا سر نخ و ريسمان را گم كرده و به بيراهه زده اند و بعد چرندياتي به زبان آورده اند كه " گلاب به رو تون" آدم را دچار تهوع مي كند.
بنده در اينجا نمي خواهم به يك يك آياتي كه در اين باره صحبت مي كنند اشاره كنم و فقط به يك آيه كه ديگر حرفي براي گفتن باقي نمي گذارد متمسك مي شوم:
خداوند سبحان به آدم و خانواده اش در آستانه هبوط اين جمله را مي گويد:

[7:25] قال فيها تحيون وفيها تموتون ومنها تخرجون
گفت: "در آنجا زندگي خواهيد کرد، در آن خواهيد مرد و از آن بيرون آورده خواهيد شد."

آيا همين يكي كفايت نمي كند؟!

اما صبر كنيد ببينم ؛ ظاهراً قيامت توأم است با زلزله اي بسيار شديد كه در اثر آن زمين تكه تكه شده و بطور كامل متلاشي مي شود . و نتنها زمين بلكه كل دنيا با كهكشانهايش از بين خواهند رفت. حال كه ديگر زميني وجود نخواهد داشت ، پس مردگان از كجا بيرون خواهند آمد؟ اگر بگوييد خداوند براي اين كار زميني و آسماني ديگر(همانگونه كه در قرآن اشاره شده) خلق خواهد كرد آيه فوق را چگونه توجيه خواهيد كرد؟ چون در اين آيه سه پديده حيات و مرگ و حشر هرسه در يك زمين اتفاق مي افتد. و باز چه لزومي دارد كه خداوند اين دنيارا تخريب كند و جهاني ديگر بيافريند آنهم فقط و فقط براي حساب كتاب و بعدش آن را بدون استفاده رها نمايد . مگر همين دنياي كنوني براي اينكار چه اشكالي دارد؟ آيا خيلي كوچك است و جوابگوي همه آدمها نيست؟!

جناب ... شما شوخي تون گرفته يا فقط دوست داريد هذيان بنويسيد ؟


قَالَ اهْبِطُواْ بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَلَكُمْ فِي الأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَى حِينٍ «24» قَالَ فِيهَا تَحْيَوْنَ وَفِيهَا تَمُوتُونَ وَمِنْهَا تُخْرَجُونَ «25»


مگر در اين آيات مباركه ، مگر اشاره آيه 25 از سوره اعراف به زمين نيست ... ؟ پس چطور شما آن را به قيامت نسبت مي‌دهيد ...

اين چه كار زشتي است كه در مسائلي به اين مشخصي تشكيكي بسيار سطح پائين مي كنيد ، آيا قصد داريد كه مخاطبان شما در شك بديهيات غوطه ور باشند ؟

امیر
Monday 28 November 2005, 07:07PM
با تشکر از دوستان که پاسخ شما را دادند و میدهند
جناب علی بیطرف
پرسیدید بنده چطور نماز میخوانم و بنده جواب میدهم که همانطور که شیعیان نماز میخوانند...یکی از زیباترین نماز ها را آیت الله محمد تقی بهجت ادا کرده اند و میتوانید در تلوزیون صبحگاه آن را ببینید
جناب علیبیطرف
راستی شما از کجافهمیدید که :
نماز صبح 2 رکعت
نماز ظهر 4
عصر 4
مغرب 3
عشا 4
است؟؟؟؟؟؟؟؟حتما از علم غیبی!!!!!!!!!منتظرجوابم

taslim
Monday 28 November 2005, 07:15PM
از چه نظر چه تفاوتي با هم دارند ؟
اين دو آيه اي است كه خداوند بر بندگان صالح خود فرمان مي‌دهد برسول الله سلام كنند و درود و رحمت بفرستد ... و در آيه اي ديگر مي فرمايد خدا بر مؤمنين سلام و رحمت مي‌فرستند ...

حال مشكل كجاست ؟

با سلام
ممكن است از شما دوست محترم خواهش كنم كه آن دو آيه را به همراه هر ترجمه اي كه خود قبول داريد در اينجا بياوريد؟
لطفاً آيات و ترجمه ها را بطور كامل ذكر كنيد

taslim
Monday 28 November 2005, 07:21PM
جناب تسليم ...

ظاهرا كيسه عطاري نزد شماست ... ، چگونه الي ما شاء الله نمي‏تواند محدوديت داشته باشد .. ( الي ماشاء الله ) فارغ از معناي ضرب المثلي آن يعني ( تا وقتي كه خدا بخواهد ) و شما نمي‏توانيد براي خدا تعيين تكليف كنيد كه تا كي ... !؟

با سلام
دوست محترم؛
مگر بنده نگفتم بهشت و جهنم نيز جزء مراحل قيامت بشمار مي روند؟! نگفتم؟!
آياتي هم در اين باره نياوردم؟
يعني از زماني كه ما محشور مي شويم تا زماني كه در بهشت يا جهنم اقامت داريم فقط پنجاه هزار سال مي شود؟
خواهش مي كنم راجع به مطالبي كه در پاسخ ارائه مي كنيد حتماً فكر كنيد.

صبح
Monday 28 November 2005, 08:02PM
با سلام
ممكن است از شما دوست محترم خواهش كنم كه آن دو آيه را به همراه هر ترجمه اي كه خود قبول داريد در اينجا بياوريد؟
لطفاً آيات و ترجمه ها را بطور كامل ذكر كنيد

جزء 22 سوره الاحزاب آيه 43
هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلَائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا
او كسى است كه بر شما درود و رحمت مى‏فرستد، و فرشتگان او براى شما تقاضاى رحمت مى‏كنند تا شما را از ظلمات به سوى نور رهنمون گردد؛ او نسبت به مؤمنان همواره مهربان بوده است‏!

جزء 22 سوره الاحزاب آيه 56
إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا
خدا و فرشتگانش بر پيامبر درود مى‏فرستد؛ اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، بر او درود فرستيد و سلام گوييد و كاملاً تسليم او باشيد.

صبح
Monday 28 November 2005, 08:10PM
با سلام
دوست محترم؛
مگر بنده نگفتم بهشت و جهنم نيز جزء مراحل قيامت بشمار مي روند؟! نگفتم؟!
آياتي هم در اين باره نياوردم؟
يعني از زماني كه ما محشور مي شويم تا زماني كه در بهشت يا جهنم اقامت داريم فقط پنجاه هزار سال مي شود؟
خواهش مي كنم راجع به مطالبي كه در پاسخ ارائه مي كنيد حتماً فكر كنيد.

شما گفتيد ... ولي اين مشخصتا ارتباطي با ادعاي شما در مورد شريعت اسلامي نداشت . اينكه شما بگوئيد و بعد سه آيه نامرتبطبياوريد نمي‌تواند دليل باشد .

taslim
Monday 28 November 2005, 08:53PM
جناب ... شما شوخي تون گرفته يا فقط دوست داريد هذيان بنويسيد ؟



مگر در اين آيات مباركه ، مگر اشاره آيه 25 از سوره اعراف به زمين نيست ... ؟ پس چطور شما آن را به قيامت نسبت مي‌دهيد ...

اين چه كار زشتي است كه در مسائلي به اين مشخصي تشكيكي بسيار سطح پائين مي كنيد ، آيا قصد داريد كه مخاطبان شما در شك بديهيات غوطه ور باشند ؟

دوست عزيز؛
آنچه را علماي اسلام ! از قول آباء اولين خود نقل كرده اند ، كذب محض است و چيزي جز حديث شيطان نيست كه چهره قيامت واقعي را تلبيس كرده است.
آري ، قيامتي كه به ما معرفي كرده اند يك قيامت قلابيست و من انشاءالله و به ياري پروردگار مهربان قصد دارم در حد بضاعت خود ، پرده از اين موضوع بكر قرآني بردارم و قيامت حقيقي را به طالبان حقيقت معرفي نمايم.
بنده اطمينان دارم كه در پايان اين بحث ، آنچه براي شما شوخي و مسخره به نظرخواهد آمد همين نقل قولهاي علماي اسلام ! خواهد بود ، نه كلام شگفت انگيز پروردگار.
دوست عزيز ، زمين و قيامت و بهشت كاملاً با يكديگر در ارتباط هستند .
آيا شما از قرآن(و فقط از قرآن) دليلي داريد كه اينگونه نيست؟
آيا دليلي داريد كه نشان دهد قيامت از همين زمين خودمان آغاز نمي شود؟

taslim
Monday 28 November 2005, 09:00PM
شما گفتيد ... ولي اين مشخصتا ارتباطي با ادعاي شما در مورد شريعت اسلامي نداشت . اينكه شما بگوئيد و بعد سه آيه نامرتبطبياوريد نمي‌تواند دليل باشد .

آن آيات نا مرتيط دارند راجع به چه صحبت مي كنند؟
مگر نه اين است كه عذاب و پاداش خداوندي را به روز قيامت حواله مي كنند ؟
مگر نمي گويند كه اين عذاب و پاداش در روز قيامت به مردم مي رسد؟
اگر روز قيامت فقط براي حساب كتاب است و فقط پنجاه هزار سال طول مي كشد ، پس اين قيامتي كه آن آيات نا مرتبط دارند از آن صحبت مي كنند كدام قيامت است؟
آيا شما در آن آيات عبارت"يوم القيامه" را نمي بينيد؟ آن را چگونه توجيه مي كنيد؟

taslim
Monday 28 November 2005, 10:01PM
جزء 22 سوره الاحزاب آيه 43
هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلَائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا
او كسى است كه بر شما درود و رحمت مى‏فرستد، و فرشتگان او براى شما تقاضاى رحمت مى‏كنند تا شما را از ظلمات به سوى نور رهنمون گردد؛ او نسبت به مؤمنان همواره مهربان بوده است‏!

جزء 22 سوره الاحزاب آيه 56
إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا
خدا و فرشتگانش بر پيامبر درود مى‏فرستد؛ اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، بر او درود فرستيد و سلام گوييد و كاملاً تسليم او باشيد.


سلام بر صبح عزيز
دوست محترم ؛ در ترجمه آيه اول ، براي كلمه"يصلي" شما بايد يك معني يكسان را بكار ببريد
يا "درود" و يا " رحمت" و هم در مورد فرشتگان و هم خداوند بايد يكسان باشد چون در آيه مذكور فقط يك بار كلمه"يصلي" آمده و شما مجاز نيستيد كه آن را به دو صورت مختلف ترجمه كنيد و هركس اين كار را كرده ، كار درستي نبوده و آنگاه بايد توضيح دهيد كه شما اين عبارت"تقاضاي فرشتگان" را از كجاي آيه فهميديد ؟

و همچنين شما نمي توانيد كلمات"سلمو" و "تسليما" را به دو صورت مختلف ترجمه كنيد چراكه "تسليما" مفعول ممطلق "سلمو" مي باشد.

بنا براين از شما تقاضا مي كنم كه ترجمه خود را اصلاح نماييد و اگر تصور مي كنيد كه ترجمه درستي را بكار برده ايد ، توضيح لازم را مبذول فرماييد

صبح
Monday 28 November 2005, 11:07PM
دوست عزيز؛
آنچه را علماي اسلام ! از قول آباء اولين خود نقل كرده اند ، كذب محض است و چيزي جز حديث شيطان نيست كه چهره قيامت واقعي را تلبيس كرده است.
آري ، قيامتي كه به ما معرفي كرده اند يك قيامت قلابيست و من انشاءالله و به ياري پروردگار مهربان قصد دارم در حد بضاعت خود ، پرده از اين موضوع بكر قرآني بردارم و قيامت حقيقي را به طالبان حقيقت معرفي نمايم.
بنده اطمينان دارم كه در پايان اين بحث ، آنچه براي شما شوخي و مسخره به نظرخواهد آمد همين نقل قولهاي علماي اسلام ! خواهد بود ، نه كلام شگفت انگيز پروردگار.
دوست عزيز ، زمين و قيامت و بهشت كاملاً با يكديگر در ارتباط هستند .
آيا شما از قرآن(و فقط از قرآن) دليلي داريد كه اينگونه نيست؟
آيا دليلي داريد كه نشان دهد قيامت از همين زمين خودمان آغاز نمي شود؟
السلام عليكم
اولين خطاي شما در اين وعده سر خرمن كه چيزي عايد ما نكرد ، اين جسارت هنگفت شما در باطل دانستن همه علما بود ... كه اين آتش تند شما به افراطي بس عجيب و غريب مي‌زند ! خدا آخر و عاقبت همه را بخير بگذارند :)

صبح
Monday 28 November 2005, 11:33PM
سلام بر صبح عزيز
دوست محترم ؛ در ترجمه آيه اول ، براي كلمه"يصلي" شما بايد يك معني يكسان را بكار ببريد
يا "درود" و يا " رحمت" و هم در مورد فرشتگان و هم خداوند بايد يكسان باشد چون در آيه مذكور فقط يك بار كلمه"يصلي" آمده و شما مجاز نيستيد كه آن را به دو صورت مختلف ترجمه كنيد و هركس اين كار را كرده ، كار درستي نبوده و آنگاه بايد توضيح دهيد كه شما اين عبارت"تقاضاي فرشتگان" را از كجاي آيه فهميديد ؟

و همچنين شما نمي توانيد كلمات"سلمو" و "تسليما" را به دو صورت مختلف ترجمه كنيد چراكه "تسليما" مفعول ممطلق "سلمو" مي باشد.

بنا براين از شما تقاضا مي كنم كه ترجمه خود را اصلاح نماييد و اگر تصور مي كنيد كه ترجمه درستي را بكار برده ايد ، توضيح لازم را مبذول فرماييد




سلام بر صبح عزيز
دوست محترم ؛ در ترجمه آيه اول ، براي كلمه"يصلي" شما بايد يك معني يكسان را بكار ببريد
يا "درود" و يا " رحمت" و هم در مورد فرشتگان و هم خداوند بايد يكسان باشد چون در آيه مذكور فقط يك بار كلمه"يصلي" آمده و شما مجاز نيستيد كه آن را به دو صورت مختلف ترجمه كنيد و هركس اين كار را كرده ، كار درستي نبوده




عليكم السلام
حالا مشكل شما گير ملا لغتي بر سر اين مفاهيم بود ؟ :smile55: يا مفهوم آيات كه ظاهر جستيد ؟ :p

خير ، درود كلمه اي فارسي است ، ورحمت كلمه اي عربي است كه براي فهم بيشتر اين امكان وجود دارد كه دو كلمه براي فهم يك كلمه بيايد و مترجم مجاز به انجام اينكار هست ... چرا كه نباشد ؟

و آنگاه بايد توضيح دهيد كه شما اين عبارت"تقاضاي فرشتگان" را از كجاي آيه فهميديد ؟

خداوند بر شما رحمت مي‌كند ، و فرشتگان او نيز . آنچه كه مترجم فوق نوشته است ، براي اجتناب از شرك توضيحي اضافه كرده است تا خواننده خطا نكند .... فرشتگان كه از خودشان رحمت نمي‌كنند عزيز برادر .
و همچنين شما نمي توانيد كلمات"سلمو" و "تسليما" را به دو صورت مختلف ترجمه كنيد چراكه "تسليما" مفعول ممطلق "سلمو" مي باشد.

به دو صورت مختلف ترجمه نشده است ، اما سعي شده است مفهوم رسانده شود و درست نيز رسانده شده است ... در ترجمه تقيد به ادبيات زبان منبع محلي ندارد و اصل رساندن مفهوم به زبان مقصد است. و البته زبان فارسي در خيلي جاها گنجايش پذيرش مفاهيم و دستور عربي را ندارد ... مثل همينجا كه سخت بشود اين عبارت را ترجمه كرد .

ترجمه فوق از آيت الله مكارم شيرازي است كه البته ترجمه متيني است . اما استاد معزي نيز اينچنين ترجمه كرده اند :

بر او و سلام كنيد سلام كردنى [فرمانش را گردن نهيد گردن‏نهادنى‏]

كه به نظرم اگر لغت به لغت ترجمه نمي‌شد ، براي رساندن مفهوم بهتر بود .

بنا براين از شما تقاضا مي كنم كه ترجمه خود را اصلاح نماييد و اگر تصور مي كنيد كه ترجمه درستي را بكار برده ايد ، توضيح لازم را مبذول فرماييد
مبذول فرمودم ! البته بحث ما كلا جدا از اين صحبتها بود ها ! :smile55:

صبح
Monday 28 November 2005, 11:51PM
آن آيات نا مرتيط دارند راجع به چه صحبت مي كنند؟
مگر نه اين است كه عذاب و پاداش خداوندي را به روز قيامت حواله مي كنند ؟
مگر نمي گويند كه اين عذاب و پاداش در روز قيامت به مردم مي رسد؟
اگر روز قيامت فقط براي حساب كتاب است و فقط پنجاه هزار سال طول مي كشد ، پس اين قيامتي كه آن آيات نا مرتبط دارند از آن صحبت مي كنند كدام قيامت است؟
آيا شما در آن آيات عبارت"يوم القيامه" را نمي بينيد؟ آن را چگونه توجيه مي كنيد؟
سلام
من باورم نمي‌شد شما در چنين چيزي مشكل داشته باشيد ... !!! لذا نمي‌فهميدم چه مي‌گوئيد !:)

امروز دولت مقرر مي كند كه 7 ميليون زير خط فقر سهام عدالت بگيرند . با اينكه امروز تكليف معلوم شده است ... اما واجب است كه همين امروز به 7 ميليون نفر سهام عدالت داده شود ؟

با اينحال مي‏توان گفت كه امروز سهام عدالت اختصاص داده شد !

اين آيات مباركه را هم بخوانيد براي سلامتي مفيد است :)

سوره معراج
http://www.al-shia.com/image/far/quran/matn/besm.gif

سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ «1» لِّلْكَافِرينَ لَيْسَ لَهُ دَافِعٌ «2» مِّنَ اللَّهِ ذِي الْمَعَارِجِ «3» تَعْرُجُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ «4» فَاصْبِرْ صَبْرًا جَمِيلًا «5» إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيدًا «6» وَنَرَاهُ قَرِيبًا «7» يَوْمَ تَكُونُ السَّمَاء كَالْمُهْلِ «8» وَتَكُونُ الْجِبَالُ كَالْعِهْنِ «9» وَلَا يَسْأَلُ حَمِيمٌ حَمِيمًا «10»

تقاضاكننده‏اى تقاضاى عذابى كرد كه واقع شد! «1» اين عذاب مخصوص كافران است‏، و هيچ كس نمى‏تواند آن را دفع كند، «2» از سوى خداوند ذى المعارج [= خداوندى كه فرشتگانش بر آسمانها صعود و عروج مى‏كنند]! «3» فرشتگان و روح [= فرشته مقرّب خداوند] بسوى او عروج مى‏كنند در آن روزى كه مقدارش پنجاه هزار سال است‏! «4» پس صبر جميل پيشه كن‏، «5» زيرا آنها آن روز را دور مى‏بينند، «6» و ما آن را نزديك مى‏بينيم‏! «7» همان روز كه آسمان همچون فلز گداخته مى‏شود، «8» و كوه‏ها مانند پشم رنگين متلاشى خواهد بود، «9» و هيچ دوست صميمى سراغ دوستش را نمى‏گيرد! «10»



اي پيروان حديث

احاديثي كه كه مي گويند روز قيامت پنجاه هزار سال است را به قوطي عطاري برگردانيد و زين پس ، حد اقل در اينجا درش را باز نكنيد. من بعد احدي حق ندارد آيات قرآن را با حديث و روايت تلبيس نمايد و الا بايد پاسخگو باشد.

:smile27: :smile21:

taslim
Tuesday 29 November 2005, 12:27AM
عليكم السلام
حالا مشكل شما گير ملا لغتي بر سر اين مفاهيم بود ؟ :smile55: يا مفهوم آيات كه ظاهر جستيد ؟ :p

خير ، درود كلمه اي فارسي است ، ورحمت كلمه اي عربي است كه براي فهم بيشتر اين امكان وجود دارد كه دو كلمه براي فهم يك كلمه بيايد و مترجم مجاز به انجام اينكار هست ... چرا كه نباشد ؟



خداوند بر شما رحمت مي‌كند ، و فرشتگان او نيز . آنچه كه مترجم فوق نوشته است ، براي اجتناب از شرك توضيحي اضافه كرده است تا خواننده خطا نكند .... فرشتگان كه از خودشان رحمت نمي‌كنند عزيز برادر .



به دو صورت مختلف ترجمه نشده است ، اما سعي شده است مفهوم رسانده شود و درست نيز رسانده شده است ... در ترجمه تقيد به ادبيات زبان منبع محلي ندارد و اصل رساندن مفهوم به زبان مقصد است. و البته زبان فارسي در خيلي جاها گنجايش پذيرش مفاهيم و دستور عربي را ندارد ... مثل همينجا كه سخت بشود اين عبارت را ترجمه كرد .

ترجمه فوق از آيت الله مكارم شيرازي است كه البته ترجمه متيني است . اما استاد معزي نيز اينچنين ترجمه كرده اند :



كه به نظرم اگر لغت به لغت ترجمه نمي‌شد ، براي رساندن مفهوم بهتر بود .


مبذول فرمودم ! البته بحث ما كلا جدا از اين صحبتها بود ها ! :smile55:




باسلام
هيچ مي دانيد كه چقدر متناقض مبذول فرموديد؟

مترجمي كه آيه اول را براي اجتناب از شرك اينگونه ترجمه مي كند:

هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلَائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا
او كسى است كه بر شما درود و رحمت مى‏فرستد، و فرشتگان او براى شما تقاضاى رحمت مى‏كنند تا شما را از ظلمات به سوى نور رهنمون گردد؛ او نسبت به مؤمنان همواره مهربان بوده است

چرا در آيه دوم مرتكب شرك شده و آن را اينگونه ترجمه مي كند:
إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا
خدا و فرشتگانش بر پيامبر درود مى‏فرستد؛ اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، بر او درود فرستيد و سلام گوييد و كاملاً تسليم او باشيد.

چرا نمي گويد خدا و فرشتگان بر پيامبر رحمت مي فرستند؟
چرا كلمه اي كه در آيه اول "رحمت" معني شده در آيه دوم مي شود"درود" (حتماً براي اجتناب از شرك!)
مگر نه اين است كه اين دو كلمه معني يكسان مي دهند ؟! پس چرا در اينجا نگفنه: اي كساني ايمان آورده ايد ، بر او رحمت بفرستيد؟ براي اجتناب از شرك در اينجا نمي شد بگونه اي ديگر ترجمه شود؟


دوست عزيز ؛ آن مترجمي كه آيات فوق را بدينسان ترجمه كرده(!) براي اجتناب از شرك اين كار را نكرده بلكه هدف او هماهنگ كردن اين آيات با احاديث وارده بوده است. او در واقع اين آيات را به فرمان شيطان و به تبع احاديث و روايات تلبيس كرده است.
معني درست اين آيات را برادرم "علي بي طرف" بيان كرد ولي گوش شما نخواست آن را بشنود.

taslim
Tuesday 29 November 2005, 12:39AM
بسم الله الرحمن الرحيم
در باره هفت آسمان
يا
ساختارهای زمانی مکانی عرش

هفت آسمان قرآن که مفسرين و متفکرين مسلمان قرنها به رصد آن نشسته اند همچنان در لفافه ای از ابر ابهام مستور مانده و از ميان نظريات موجود، هيچ نظريه ای که بتواند چشم اندازی واضح و روشن از اين موضوع پيچيده و شگرف قرآنی به نمايش درآورد، بگونه ای که هم با عالم قرآن و هم با عالم خارج از قرآن سازش داشته باشد، وجود ندارد.
در قرون گذشته، با ورود نظريه کيهانشناسی بطلميوس به جهان اسلام و با توجه به شباهتهای مختصری که اين نظريه با ظاهر برخی از آيات قرآن داشت، عده ای بر آن شد ند که آيات قرآن را در قالب تنگ اين نظريه ريخته تا بدين وسيله آنچه را که قرآن می گويد با آنچه را که بطلميوس گفته است يک شکل نمايند. بدين ترتيب، هفت آسمان قرآن همان هفت فلک بطلميوس می شدند که خورشيد و ماه و سيارات پنجگانه : عطارد، زهره مريخ، مشتری و زحل را حمل می کردند وکرسی و عرش نيز به ترتييب جای فلک ثوابت و فلک الافلاک را می گرفتند.
نظريه کيهانشناسی بطلميوس علی رغم نا سازگاری با آيات قرآن، مورد توجه مسلمانان قرار گرفت و مدتهای مديدی بعنوان تصويری واضح از آسمانهای هفتگانه قرآن پذيرفته شد. تا اينکه سر انجام کپرنيک وارد کلاس شد و بطلميوس را بيرون کرد و آنچه را که او بر تخته نوشته بود پاک کرد و جز خاطره ای از او باقی نگذاشت.
مدتها بعد از اين واقعه، هفت آسمان نيز جای خود را در منظومه شمسی و نظريه خورشيد مرکزی کپرنيک باز کردند و سيارات بگونه ای منظم شدند که بتوانند توضيحی برای هفت آسمان قرآن باشند. از طرفی مطالعات علمی در باره جو زمين نشان داد که جو دارای ساختاری لايه لايه است و هر لايه دارای چندين کيلومتر ضخامت مي باشد، بنابراين عده ای ديگر دست به کار شدند و هفت آسمان را از منظومه شمسی به جو زمين منتقل کردند. هرچند تعداد لايه های مذکور کمتر از هفت بود اما همواره اين اميدواری وجود داشت که با توسعه علوم جوی بر تعداد آنها افزوده شود. بعضی ديگر که در ناحيه کلان گيتی برای اسکان هفت آسمان با کمبود جا مواجه شده بودند تعدادی از آنها را درون هسته اتم جای دادند. در اين ميان عده ای هم بکلی منکر هفت بودن عدد هفت شدند و گفتند که در بطن هفت معنای کثرت مستتر است و بنابراين منظور از هفت آسمان تعداد بی شماری آسمان ميباشدو خلاصه اينکه:

از نظرگه گفتشان شد مختلف
آن يکی دالش لقب داد اين الف

taslim
Tuesday 29 November 2005, 07:30AM
براي درك هرچه بهتر موضوع قيامت در قرآن ، مقدمتاً به تشريح موضوع "هفت آسمان" يا ساختار عالم مي پردازم.

taslim
Tuesday 29 November 2005, 07:34AM
بسم الله الرحمن الرحيم
در باره هفت آسمان
يا
ساختارهای زمانی مکانی عرش
هفت آسمان قرآن که مفسرين و متفکرين مسلمان قرنها به رصد آن نشسته اند همچنان در لفافه ای از ابر ابهام مستور مانده و از ميان نظريات موجود، هيچ نظريه ای که بتواند چشم اندازی واضح و روشن از اين موضوع پيچيده و شگرف قرآنی به نمايش درآورد، بگونه ای که هم با عالم قرآن و هم با عالم خارج از قرآن سازش داشته باشد، وجود ندارد.
در قرون گذشته، با ورود نظريه کيهانشناسی بطلميوس به جهان اسلام و با توجه به شباهتهای مختصری که اين نظريه با ظاهر برخی از آيات قرآن داشت، عده ای بر آن شد ند که آيات قرآن را در قالب تنگ اين نظريه ريخته تا بدين وسيله آنچه را که قرآن می گويد با آنچه را که بطلميوس گفته است يک شکل نمايند. بدين ترتيب، هفت آسمان قرآن همان هفت فلک بطلميوس می شدند که خورشيد و ماه و سيارات پنجگانه : عطارد، زهره مريخ، مشتری و زحل را حمل می کردند وکرسی و عرش نيز به ترتييب جای فلک ثوابت و فلک الافلاک را می گرفتند.
نظريه کيهانشناسی بطلميوس علی رغم نا سازگاری با آيات قرآن، مورد توجه مسلمانان قرار گرفت و مدتهای مديدی بعنوان تصويری واضح از آسمانهای هفتگانه قرآن پذيرفته شد. تا اينکه سر انجام کپرنيک وارد کلاس شد و بطلميوس را بيرون کرد و آنچه را که او بر تخته نوشته بود پاک کرد و جز خاطره ای از او باقی نگذاشت.
مدتها بعد از اين واقعه، هفت آسمان نيز جای خود را در منظومه شمسی و نظريه خورشيد مرکزی کپرنيک باز کردند و سيارات بگونه ای منظم شدند که بتوانند توضيحی برای هفت آسمان قرآن باشند. از طرفی مطالعات علمی در باره جو زمين نشان داد که جو دارای ساختاری لايه لايه است و هر لايه دارای چندين کيلومتر ضخامت مي باشد، بنابراين عده ای ديگر دست به کار شدند و هفت آسمان را از منظومه شمسی به جو زمين منتقل کردند. هرچند تعداد لايه های مذکور کمتر از هفت بود اما همواره اين اميدواری وجود داشت که با توسعه علوم جوی بر تعداد آنها افزوده شود. بعضی ديگر که در ناحيه کلان گيتی برای اسکان هفت آسمان با کمبود جا مواجه شده بودند تعدادی از آنها را درون هسته اتم جای دادند. در اين ميان عده ای هم بکلی منکر هفت بودن عدد هفت شدند و گفتند که در بطن هفت معنای کثرت مستتر است و بنابراين منظور از هفت آسمان تعداد بی شماری آسمان ميباشدو خلاصه اينکه:
از نظرگه گفتشان شد مختلف
آن يکی دالش لقب داد اين الف

alibitaraf
Tuesday 29 November 2005, 09:09AM
سلام بر همگي :

جناب امير:

شما باز هم از من ميپرسي نمازهاي يوميه چند ركعت است با اين همه تفصيل كه گفته شد شما باز هم از من ميپرسي از كجا ميداني نمازها چند ركعت است. دوست عزيز باز هم مطلب را براي تو مينويسم.
=========================
چرا نماز خواندن در قرآن نيست؟

اگر تمام آب اقيانوسها به جوهر تبديل شود كلام پروردگار تمام نخواهد شد. خدا آن چه را كه براي هدايت لازم است را در كتاب آسمانيش قرار داده است. زيرا او بهتر از هر كس ديگري ما را ميشناسد ميداند كه چه چيزي براي مبارزه با شيطان لازم است همچنين او خيلي چيزها را براي آزمايش ما قرار داده است.
نماز را ابراهيم بوجود آورد و تمام پيامبران بعد از او نماز را بجا مياوردند اسمعيل اسحق موسي و ساير پيامبران . اما چرا عده كثيري از مسيحيان و يهوديان نماز را بجا نمياورند؟ مگر پيامبرشان به آنان نماز را ياد نداده بود! پس چرا در طول تاريخ نماز را گم كردند؟ چرا عده كمي از مسيحيان به اسم نصرانيان و يهوديان مسكو فقط نماز را نگه داشته اند؟چرا طريقه نماز خواندن در كتاب مقدس ذكر نشده است؟!

[19:59] فخلف من بعدهم خلف اضاعوا الصلوة واتبعوا الشهوت فسوف يلقون غيا

[19:59] پس از آنها، او نسل هايي را جايگزين آنان كرد كه نمازها (ارتباط با خدا) را ضايع كردند و از شهوات خود پيروي نمودند. آنها از نتايج آن رنج خواهند برد.

واقعيت اين است كه خداي مهربان نگهداري نماز را بر عهده نسل انسان گذاشته است. نماز نسل به نسل به ما ميرسد و رسيده است. اكثر مسيحيان نماز را گم كردند و ضررش هم را چشيدند و خواهند چشيد در واقع نماز هديه خداي تواناست براي ما انسانها تا كه از طريق نماز عليه شيطان قيام كنيم و بگوييم كه خدا بزرگتر است يعني الله اكبر. يعني خدا از هر كس و هر چيز ديگري بزرگتر است و هيچ كس نميتواند جاي خدا را بگيرد. پدران و مادران موظفند كه نماز را به بچه هايشان ياد دهند. همانطور كه لقمان به فرزندش وصيت ميكند.

[31:17] يبني اقم الصلوة وامر بالمعروف وانه عن المنكر واصبر على ما اصابك ان ذلك من عزم الامور

[31:17] "اي پسر من، نمازها (ارتباط با خدا) را به جا آور. طرفدار پرهيزكاري باش و پليدي را منع كن و در برابر سختي ها صبور باش. اينها از برجسته ترين صفات است.

نماز در واقع يك آداب اجتماعي است كه از پيامبر ابراهيم به ما ارث رسيده است و نسل به نسل و پيامبر به پيامبر به ما رسيده است.

[19:55] وكان يامر اهله بالصلوة والزكوة وكان عند ربه مرضيا

[19:55] او به خانواده اش سفارش مي كرد تا نمازها (ارتباط با خدا) را به جا آورند و زكات (انفاق واجب) را بدهند؛ او مورد قبول پروردگارش بود.


ما بايد مثل ابراهيم باشيم زيرا او تمام هم و غمش ياد دادن مناسك ديني به فرزندانش بود. او به اين آداب ديني اهميت زيادي ميداد. اما متاسفانه پيروان بعدي ابراهيم يعني مسيحيان و يهوديان به وصيت او عمل نكرده و نماز را ترك كردند.مسلمانان هم نمازها را ضايع كردند بطوريكه اسم پيامبر و ديگر مقدسين را وارد نماز كردند و حرمت نماز را شكستند و نتوانستند آن را سالم به نسلهاي بعدي منتقل كنند. با فرقه فرقه شدن مسلمانان هر فرقه اي نماز را به نفع مقدسين خود تغيير داد.در واقع اين به ضرر همه بود. خدا ضرر نميكند نماز خواندن به صرف خود ماست.

[20:132] وامر اهلك بالصلوة واصطبر عليها لا نسءلك رزقا نحن نرزقك والعقبة للتقوى

[20:132] بايد به خانواده خود سفارش كني تا نمازها (ارتباط با خدا) را به جا آورند و صبورانه در انجام آن ثابت قدم باشند. ما از تو روزي نمي خواهيم؛ ما هستيم كه روزي تو را فراهم مي كنيم. پيروزي نهايي متعلق به پرهيزكاران است.

خداي مهربان كتاب قرآن را نازل نموده است كه فرقان است و به عنوان ميزان وترازو عمل ميكند و از طريق اين كتاب نماز از لوس شركيات پيراسته ميشود.كساني كه به كتابهاي حديث (و در اصل فرقه مادرزادي) چسبيده اند و دل بسته اند نميتوانند هضم كنند كه چرا نماز در قرآن ذكر نشده است. البته غافل از اينكه نماز در كتب حديث هم ذكر نشده است. شايد تعجب كنيد كه خيلي از جزئيات نماز در قرآن كاملتر از احاديث ذكر شده است. شما اگر تمام احاديث راجع به نماز را كنار هم قرار دهيد يك هشتم نماز هم بدست نميايد. و اين چيزي است كه تا حالا نتوانسته اند جواب دهند هنوز نميدانند كه نمازي هم كه آنان ميخوانند نسل به نسل بدستشان رسيده است (اما نسل آنان نماز را ضايع كرده و به نفع مقدسين خود تغييرات صورت دادند) .
خداي مهربان حفظ و اداي وظايف ديني را بر عهده خود ما گذاشته است اما در طول زمان عده اي به همين بهانه تقليد را شروع كردند وارد حيطه اي شدند كه گمراهي در آن صددرصد است. شيطان اين را به آنان القا كرد كه نماز در قرآن نيست و جزئيات دين ناكامل است سپس آنان را به سمت كتب حديث متمايل كرد غافل از اينكه اينها همه اش سراب است و در واقع شيطان به آنان دروغ بسيار بزرگي وعده داده بود زيرا آنچه كه او ميگفت در كتب شايعات نبود. در كتب حديث همه چيز هست به جز طريقه نماز خواندن. مثلا در كتب حديث براي وضو گرفتن (كه در قرآن چند مرحله ساده است) نزديك به سي مرحله در نظر گرفته شده است و اين يعني مشكل كردن دين. يعني شروع به تلقين "لزوم تقليد".

دروغي كه شيطان گفت شبيه همان دروغي بود كه جدمان آدم را بآن وسيله از بهشت برون كرد. درخت ممنوعه همان وعده دروغين شيطان بود درخت ممنوعه اي كه نسل ما را بآن بفريفت كتب حديث است كه بوسيله آن "سراب كماليت" را به همراه دارد.كتاب قرآن كامل است هر آنچه را كه خالق براي هدايت ما تشخيص داده باشد در آن هست .مطمئنا كسي بهتر از خداي توانا ما را بهتر نميشناسد. بعد شيطان آمد نسلهاي قبلي مارا وسوسه كرد كه قرآن كامل نيست پس بياييد از اينهايي كه از شايعات زمانه گردآوري شده اند پيروي نمائيد و به وسيله اين شايعات (كه كامل كننده قرآن است!!!) به آرامش خاطر برسيد و نمازتان را بخوانيد.

[2:36] فازلهما الشيطن عنها فاخرجهما مما كانا فيه وقلنا اهبطوا بعضكم لبعض عدو ولكم في الارض مستقر ومتع الى حين
[2:36] اما شيطان آنان را فريب داد و باعث شد از آنجا اخراج شوند. ما گفتيم: "به عنوان دشمنان يکديگر پايين برويد. محل سكونت و روزي شما تا مدتي در زمين خواهد بود."

بسيار خطرناك است براي بدست آوردن تعداد ركعات نماز وارد محوطه اي شويم كه درصد گمراهي در آن صد است. ركعات نماز در احاديث ذكر نشده است و اين خواست خداي تواناست زيرا خواست خدا بالاتر از وعده و وعيدهاي شيطان است. به نظر ميرسد تعداد ركعتهاي نماز يكي از چيزهايي است كه فرقه هاي مسلمان در آن اختلاف ندارند حال با اين وصف به بهانه تعداد ركعات نماز متوسل شدن به كتب شايعات و اقاويل ديوانگي محض است. اين همان وسوسه شيطان است كه فقط سراب است و مطمئنا طرفداران كتب حديث با جستجوي تمام كتب حديث به طريقه انجام نماز نخواهند رسيد. خداي را سپاس ميگوئيم كه تلاشهاي شيطان را مسخره جلوه داد و دين حق را به پيروزي رساند.

بعد عده اي ديگر گفتند كه ما از كتب حديث پيروي نميكنيم ولي در مبهمات قرآن به سنت صحيحه پيامبر رجوع ميكنيم و اين عده ناخود آگاه باز هم در همان تله قبلي گرفتار شدند زيرا در واقع سنت صحيح يعني همان احاديث صحيح. و خود بخود باز هم در ميان انبوهي از اقاويل و شايعات گرفتار ميشوند بطوريكه تا بحال نتوانسته اند نماز خود را تصحيح كنند.با آنكه ادعاي عدم پيروي از كتب حديث را دارند ولي باز هم در نماز و اذان اسم مقدسين خود را ذكر ميكنند و برآنان شهادت ميدهند هنوز بر مقدسين خود با صداي بلند صلوات ميفرستند و اين خود نشان ميدهد كه سنت صحيحه سراب بعدي شيطان است كه مومنين را به آن دچار ميكند.مطمئنا خداي مهربان در قرآن كاملش اسمي از سنت پيامبر نبرده است و طرفداران اين نظريه بايد دليل خود را اقامه كنند.
===============================

جناب صبح :

يكي از راههاي پوشاندن حقيقت در آوردن شلوغبازي است و اين از حقه هاي سياست است. به اين طريق ميخواهي اعصاب مارا خرد كني و بعد رجز خواني كني !
هنوز هيچكدام از سوالات من را جواب نداده اي . لطف بفرمائيد سوالات من را جواب دهيد؟ اگر اينبار تفره رفتي ديگر در بحث شركت نكن دوست عزيز. من كه مجبورت نكرده ام.

alibitaraf
Tuesday 29 November 2005, 09:10AM
سلام بر همگي :

جناب امير:

شما باز هم از من ميپرسي نمازهاي يوميه چند ركعت است با اين همه تفصيل كه گفته شد شما باز هم از من ميپرسي از كجا ميداني نمازها چند ركعت است. دوست عزيز باز هم مطلب را براي تو مينويسم.
=========================
چرا نماز خواندن در قرآن نيست؟

اگر تمام آب اقيانوسها به جوهر تبديل شود كلام پروردگار تمام نخواهد شد. خدا آن چه را كه براي هدايت لازم است را در كتاب آسمانيش قرار داده است. زيرا او بهتر از هر كس ديگري ما را ميشناسد ميداند كه چه چيزي براي مبارزه با شيطان لازم است همچنين او خيلي چيزها را براي آزمايش ما قرار داده است.
نماز را ابراهيم بوجود آورد و تمام پيامبران بعد از او نماز را بجا مياوردند اسمعيل اسحق موسي و ساير پيامبران . اما چرا عده كثيري از مسيحيان و يهوديان نماز را بجا نمياورند؟ مگر پيامبرشان به آنان نماز را ياد نداده بود! پس چرا در طول تاريخ نماز را گم كردند؟ چرا عده كمي از مسيحيان به اسم نصرانيان و يهوديان مسكو فقط نماز را نگه داشته اند؟چرا طريقه نماز خواندن در كتاب مقدس ذكر نشده است؟!

[19:59] فخلف من بعدهم خلف اضاعوا الصلوة واتبعوا الشهوت فسوف يلقون غيا

[19:59] پس از آنها، او نسل هايي را جايگزين آنان كرد كه نمازها (ارتباط با خدا) را ضايع كردند و از شهوات خود پيروي نمودند. آنها از نتايج آن رنج خواهند برد.

واقعيت اين است كه خداي مهربان نگهداري نماز را بر عهده نسل انسان گذاشته است. نماز نسل به نسل به ما ميرسد و رسيده است. اكثر مسيحيان نماز را گم كردند و ضررش هم را چشيدند و خواهند چشيد در واقع نماز هديه خداي تواناست براي ما انسانها تا كه از طريق نماز عليه شيطان قيام كنيم و بگوييم كه خدا بزرگتر است يعني الله اكبر. يعني خدا از هر كس و هر چيز ديگري بزرگتر است و هيچ كس نميتواند جاي خدا را بگيرد. پدران و مادران موظفند كه نماز را به بچه هايشان ياد دهند. همانطور كه لقمان به فرزندش وصيت ميكند.

[31:17] يبني اقم الصلوة وامر بالمعروف وانه عن المنكر واصبر على ما اصابك ان ذلك من عزم الامور

[31:17] "اي پسر من، نمازها (ارتباط با خدا) را به جا آور. طرفدار پرهيزكاري باش و پليدي را منع كن و در برابر سختي ها صبور باش. اينها از برجسته ترين صفات است.

نماز در واقع يك آداب اجتماعي است كه از پيامبر ابراهيم به ما ارث رسيده است و نسل به نسل و پيامبر به پيامبر به ما رسيده است.

[19:55] وكان يامر اهله بالصلوة والزكوة وكان عند ربه مرضيا

[19:55] او به خانواده اش سفارش مي كرد تا نمازها (ارتباط با خدا) را به جا آورند و زكات (انفاق واجب) را بدهند؛ او مورد قبول پروردگارش بود.


ما بايد مثل ابراهيم باشيم زيرا او تمام هم و غمش ياد دادن مناسك ديني به فرزندانش بود. او به اين آداب ديني اهميت زيادي ميداد. اما متاسفانه پيروان بعدي ابراهيم يعني مسيحيان و يهوديان به وصيت او عمل نكرده و نماز را ترك كردند.مسلمانان هم نمازها را ضايع كردند بطوريكه اسم پيامبر و ديگر مقدسين را وارد نماز كردند و حرمت نماز را شكستند و نتوانستند آن را سالم به نسلهاي بعدي منتقل كنند. با فرقه فرقه شدن مسلمانان هر فرقه اي نماز را به نفع مقدسين خود تغيير داد.در واقع اين به ضرر همه بود. خدا ضرر نميكند نماز خواندن به صرف خود ماست.

[20:132] وامر اهلك بالصلوة واصطبر عليها لا نسءلك رزقا نحن نرزقك والعقبة للتقوى

[20:132] بايد به خانواده خود سفارش كني تا نمازها (ارتباط با خدا) را به جا آورند و صبورانه در انجام آن ثابت قدم باشند. ما از تو روزي نمي خواهيم؛ ما هستيم كه روزي تو را فراهم مي كنيم. پيروزي نهايي متعلق به پرهيزكاران است.

خداي مهربان كتاب قرآن را نازل نموده است كه فرقان است و به عنوان ميزان وترازو عمل ميكند و از طريق اين كتاب نماز از لوس شركيات پيراسته ميشود.كساني كه به كتابهاي حديث (و در اصل فرقه مادرزادي) چسبيده اند و دل بسته اند نميتوانند هضم كنند كه چرا نماز در قرآن ذكر نشده است. البته غافل از اينكه نماز در كتب حديث هم ذكر نشده است. شايد تعجب كنيد كه خيلي از جزئيات نماز در قرآن كاملتر از احاديث ذكر شده است. شما اگر تمام احاديث راجع به نماز را كنار هم قرار دهيد يك هشتم نماز هم بدست نميايد. و اين چيزي است كه تا حالا نتوانسته اند جواب دهند هنوز نميدانند كه نمازي هم كه آنان ميخوانند نسل به نسل بدستشان رسيده است (اما نسل آنان نماز را ضايع كرده و به نفع مقدسين خود تغييرات صورت دادند) .
خداي مهربان حفظ و اداي وظايف ديني را بر عهده خود ما گذاشته است اما در طول زمان عده اي به همين بهانه تقليد را شروع كردند وارد حيطه اي شدند كه گمراهي در آن صددرصد است. شيطان اين را به آنان القا كرد كه نماز در قرآن نيست و جزئيات دين ناكامل است سپس آنان را به سمت كتب حديث متمايل كرد غافل از اينكه اينها همه اش سراب است و در واقع شيطان به آنان دروغ بسيار بزرگي وعده داده بود زيرا آنچه كه او ميگفت در كتب شايعات نبود. در كتب حديث همه چيز هست به جز طريقه نماز خواندن. مثلا در كتب حديث براي وضو گرفتن (كه در قرآن چند مرحله ساده است) نزديك به سي مرحله در نظر گرفته شده است و اين يعني مشكل كردن دين. يعني شروع به تلقين "لزوم تقليد".

دروغي كه شيطان گفت شبيه همان دروغي بود كه جدمان آدم را بآن وسيله از بهشت برون كرد. درخت ممنوعه همان وعده دروغين شيطان بود درخت ممنوعه اي كه نسل ما را بآن بفريفت كتب حديث است كه بوسيله آن "سراب كماليت" را به همراه دارد.كتاب قرآن كامل است هر آنچه را كه خالق براي هدايت ما تشخيص داده باشد در آن هست .مطمئنا كسي بهتر از خداي توانا ما را بهتر نميشناسد. بعد شيطان آمد نسلهاي قبلي مارا وسوسه كرد كه قرآن كامل نيست پس بياييد از اينهايي كه از شايعات زمانه گردآوري شده اند پيروي نمائيد و به وسيله اين شايعات (كه كامل كننده قرآن است!!!) به آرامش خاطر برسيد و نمازتان را بخوانيد.

[2:36] فازلهما الشيطن عنها فاخرجهما مما كانا فيه وقلنا اهبطوا بعضكم لبعض عدو ولكم في الارض مستقر ومتع الى حين
[2:36] اما شيطان آنان را فريب داد و باعث شد از آنجا اخراج شوند. ما گفتيم: "به عنوان دشمنان يکديگر پايين برويد. محل سكونت و روزي شما تا مدتي در زمين خواهد بود."

بسيار خطرناك است براي بدست آوردن تعداد ركعات نماز وارد محوطه اي شويم كه درصد گمراهي در آن صد است. ركعات نماز در احاديث ذكر نشده است و اين خواست خداي تواناست زيرا خواست خدا بالاتر از وعده و وعيدهاي شيطان است. به نظر ميرسد تعداد ركعتهاي نماز يكي از چيزهايي است كه فرقه هاي مسلمان در آن اختلاف ندارند حال با اين وصف به بهانه تعداد ركعات نماز متوسل شدن به كتب شايعات و اقاويل ديوانگي محض است. اين همان وسوسه شيطان است كه فقط سراب است و مطمئنا طرفداران كتب حديث با جستجوي تمام كتب حديث به طريقه انجام نماز نخواهند رسيد. خداي را سپاس ميگوئيم كه تلاشهاي شيطان را مسخره جلوه داد و دين حق را به پيروزي رساند.

بعد عده اي ديگر گفتند كه ما از كتب حديث پيروي نميكنيم ولي در مبهمات قرآن به سنت صحيحه پيامبر رجوع ميكنيم و اين عده ناخود آگاه باز هم در همان تله قبلي گرفتار شدند زيرا در واقع سنت صحيح يعني همان احاديث صحيح. و خود بخود باز هم در ميان انبوهي از اقاويل و شايعات گرفتار ميشوند بطوريكه تا بحال نتوانسته اند نماز خود را تصحيح كنند.با آنكه ادعاي عدم پيروي از كتب حديث را دارند ولي باز هم در نماز و اذان اسم مقدسين خود را ذكر ميكنند و برآنان شهادت ميدهند هنوز بر مقدسين خود با صداي بلند صلوات ميفرستند و اين خود نشان ميدهد كه سنت صحيحه سراب بعدي شيطان است كه مومنين را به آن دچار ميكند.مطمئنا خداي مهربان در قرآن كاملش اسمي از سنت پيامبر نبرده است و طرفداران اين نظريه بايد دليل خود را اقامه كنند.
===============================

جناب صبح :

يكي از راههاي پوشاندن حقيقت در آوردن شلوغبازي است و اين از حقه هاي سياست است. به اين طريق ميخواهي اعصاب مارا خرد كني و بعد رجز خواني كني !
هنوز هيچكدام از سوالات من را جواب نداده اي . لطف بفرمائيد سوالات من را جواب دهيد؟ اگر اينبار تفره رفتي ديگر در بحث شركت نكن دوست عزيز. من كه مجبورت نكرده ام.

هستي
Tuesday 29 November 2005, 11:19AM
بسمه تعالي
در باره هفت اسمان
از ايات قران استفاده مي شود كه تمام كراتي را كه ما ميبينيم همه جز’اسمان اول است وشش عالم ديگر از دسترس ديد ما وابزار هاي علمي به دور است.كه ممكن است علم در اينده بتواند به كشف انها نايل شود.
اما من منظورتان را از طرح اين مبحث نفهميدم
ايا منظور اين است كه بعضي چيز ها هست كه مفسران نفهميده اند ,ولي شما فهميده ايد؟پس لطفا نظر خودتان را بنويسيد.

امیر
Tuesday 29 November 2005, 02:18PM
جناب علیبیطرف :eek:
من چی میگم شما چی میگی ؟؟؟؟؟؟؟:eek:
جناب علیبیطرف شما که میگویی حدیث را قبول نداری و اجماع را هم نمیپذیری و فقط کتاب و عقل را قبول داری
از کجا فهمیدی که مثلا نماز صبح دو رکعت است (با توجه به فایلی که سابقا ارسال کردی و در ان شرح نماز و رکعات آن را نوشته بودی )

احتمالا به من جواب میدهی چون اکثر مسلمانان دورکعتی میخونند.......(جناب علیبیطرف این که اکثر مردم میخونن همون اجماعه دیگه!!!!)

من منتظر جواب از قران هستم نه اجماع و نه حدیث و نه عقل.........
حالو حوصله دراز نویسی هم ندارم!!!!:o
با تشکر فراوان

alibitaraf
Tuesday 29 November 2005, 03:22PM
امير تو در ميان كلمات قلمبه گير كرده اي . اجماع !!!! عقل !!!! قياس !!! جزئيات !!!! ميخواهي چه بگي ؟ ميخواهي بگي هر چي عقل گفت! ميخواهي بگي هر چي اجماع گفت. تو هنوز مطلب را متوجه نشده اي. ديد تو نسبت به دين ديد يوناني است. تمام مسلمانان شكل نماز را حفظ كرده اند ولي نه مفهوم و كلمات آن را. تمام مسلمانان نماز صبح را دو ركعت ميخوانند و لي اين به آن دليل نيست كه همه نماز صبح ميخوانند. همه ميدانيم كه نماز صبح دو ركعت است اما آيا همه واقعا صبح نماز ميخوانند آيا واقعا همه در نماز صبح فقط خدا را پرستش ميكنند.

99 درصد مسلمانان ميدانند كه نماز صبح دو ركعت است ولي 1 درصد آنان نماز صبح ميخوانند و كمتر از يك درصد آنان در نمازش فقط خدا را ميخواند. حالا مفهوم اجماع را متوجه شدي؟

نه خير دوست عزيز اجماع به آن معنايي كه تو ميگويي كاملا غلط است. اگر اجماع ملاك باشد همه ديندارند و همه خداپرست. شما كمتر كسي را در ميان مسلمانان ميتواني پيدا كني كه ادعاي دين نداشته باشد ولي همه ميدانيم كه آدمهاي ديندار واقعي اندكند.

به علت مشكلات كاري تا مدت ديگري نميتوانم بنويسم. اما سوالات من از جناب صبح هنوز باقيست.

taslim
Tuesday 29 November 2005, 03:27PM
به نام خدا

يك حديث صحيح و متواتر

بنده در بالا بطور مختصر به برخی از نظريات در باره هفت آسمان اشاره کردم اما يکی از مهمترين آنها را نا گفته باقی گذاشتم. در واقع اين نظريه مربوط به قبل از ورود نظريه بطلميوس به جهان اسلام است و در آن موقع بسيار رواج داشته است. امروزه شما می توانيد آثار اين نظريه را در احاديث موجود بخصوص آنهايی که به قضيه معراج مربوط می شوند شاهد باشيد.

http://www.ghadeer.org/site/thekr/tafsir/t_almizan/j13/almiza01.htm

اين نظريه آنقد ر با ظاهر آيات قرآن سازگار است که بعضی ها وسوسه شده اند تا آن را از شكل كلاسيك خود بيرون آورده و بشكلي مدرن ، دوباره زنده اش كنند .

احتمالاً علت سازگاری نظريه مذکور با ظاهر آيات قرآن اين است که در توجيه آنها وضع شده است.

چار چوب اصلی نظريه به اين صورت است که بر با لای زمين هفت طبقه آسمان بنا شده که اولين آنها آسمان دنيا می باشد و به صورت سقفی ستاره ای،که دارای دروازه های متعدديست، بر فراز زمين بنا شده است. فاصله اين سقف تا زمين به اندازه ايست که اگر ملکی بخواهد آن را طی کند پانصد سال طول خواهد کشيد. درضمن ضخامت خود سقف نيز پانصد سال است و در آنجا فرشتگانی وجود دارند که با پرتاب تيرهايی از جنس شهاب اجازه نمی دهند که شياطين از سقف عبور کرده و يا اخبار عالم با لا را استراق سمع نمايند. از اينجا به بعد شش سقف يا آسمان ديگر وجود دارند که مسافت بين هر کدام از آنها پانصد سال و ضخامت هر يک نيز پانصد سال می باشد و همگی مأمن فرشتگان و ارواح پيامبران و غيره می باشند. عرش خدا بر فراز هفتمين آسمان ( سقف ) واقع شده و خدا در آنجا بر تخت نشسته و به امور بندگان خود رسيدگی می کند. و درست مانند اشراف و پادشاهان قد يم که بر تخت روان می نشستند و عده ای آنها را به اين سو و آن سو حمل می کرد ند، عرش پروردگار نيز برای خود حاملا نی دارد.
حديث معراج ؛ حقيقتاً به آش شله قلم كار مي ماند كه هركس بنا به سليقه و برداشتي كه از قرآن داشته و نيز با توجه به اختلافات مذهبي ، مطلبي به آن افزوده است .
بعنوان مثال : درست است كه محمد افتخار همصحبتي با خداوند ، آنهم در جايي كه حتي ملك به آنجا ره نداشت، راپيدا كرد. اما اگر موسي نبود و محمدرا بارها و بارها به عرش بر نمي گرداند ، معلوم نبود كه امت پيامبر با آن همه نماز چه بايد مي كرد! و اصولاً اين زيركي و درايت موسي بود كه امت اسلام را نجات داد.

taslim
Tuesday 29 November 2005, 03:30PM
علماي اسلام مشكل معراج را با علوم روز حل كردند!

معراج و علوم روز

در گذشته بعضى از فلاسفه كه معتقد به افلاك نه گانه بطلميوسى پوست پيازى بودند، مانع مهم معراج را از نظر علمى وجود همين افلاك و لزوم خرق و التيام در آنها مى پنداشتند.
ولى با فرو ريختن پايه هاى هيئت بطلميوسى، مساله خرق و التيام به دست فراموشى سپرده شد، اما با پيشرفتى كه در هيئت جديد به وجود آمد مسايل تازه اى در زمينه معراج مطرح شده، و سؤالاتى از اين قبيل:
1 ـ براى اقدام به يك سفر فضايى نخستين مانع، نيروى جاذبه است كه بايد با وسايل فوق العاده بر آن پيروز شد; زيرا براى فرار از حوزه جاذبه زمين سرعتى لااقل معادل چهل هزار كيلومتر در ساعت لازم است!
2 ـ مانع ديگر، فقدان هوا در فضاى بيرون جوّ زمين است كه بدون آن انسان نمى تواند زندگى كند.
3 ـ مانع سوم گرماى سوزان آفتاب و سرماى كشنده اى است كه در قسمتى كه آفتاب مستقيما مى تابد و قسمتى كه نمى تابد وجود دارد.
4 ـ مانع چهارم اشعه هاى خطرناكى است كه در ماوراى جو وجود دارد، مانند اشعه كيهانى و اشعه ماوراى بنفش و اشعه ايكس، اين پرتوها هرگاه به مقدار كم به بدن انسان بتابد، زيانى بر ارگانيسم بدن او ندارد، ولى در بيرون جو زمين اين پرتوها فوق العاده زياد و كشنده و مرگبار است، اما براى ما ساكنان زمين وجود قشر هواى جوّ مانع از تابش آنها است.
5 ـ مشكل بىوزنى است، گر چه انسان تدريجا مى تواند به بىوزنى عادت كند، ولى براى ما ساكنان روى زمين اگر بى مقدمه به بيرون جو منتقل شويم و حالت بىوزنى دست دهد، تحمل آن بسيار مشكل يا غير ممكن است.
6 ـ مشكل زمان ششمين مشكل و از مهمترين موانع است، چرا كه علوم روز مى گويد سرعتى بالاتر از سرعت سير نور نيست و اگر كسى بخواهد در سراسر آسمان هاسير كند، بايد سرعتى بيش از سرعت سير نور داشته باشد.
در برابر اين سؤالات توجه به چند نكته لازم است:
1 ـ ما مى دانيم كه با آن همه مشكلاتى كه در سفر فضايى هست، بالاخره انسان توانسته است با نيروى علم بر آن پيروز شود و غير از مشكل زمان، همه مشكلات حل شده و مشكل زمان هم مربوط به سفر به مناطق دور دست است.
2 ـ بدون شك مساله معراج، جنبه عادى نداشته، بلكه با استفاده از نيرو و قدرت بى پايان خداوند صورت گرفته است و همه معجزات انبيا همين گونه است. به عبارت روشن تر معجزه بايد عقلا محال نباشد و همين اندازه كه عقلا امكان پذير بود، بقيه با استمداد از قدرت خداوند حل شدنى است.
هنگامى كه بشر با پيشرفت علم توانايى پيدا كند كه وسايلى سريع بسازد، آنچنان سريع كه از حوزه جاذبه زمين بيرون رود، سفينه هايى بسازد كه مساله اشعه هاى مرگبار بيرون جوّ را حل كند، لباسهايى بپوشد كه او را در برابر سرما و گرماى فوق العاده حفظ كند، با تمرين به بىوزنى عادت نمايد، خلاصه جايى كه انسان بتواند با استفاده از نيروى محدودش، اين راه را طى كند، آيا با استمداد از نيروى نامحدود الهى حل شدنى نيست؟!
ما يقين داريم كه خداوند مركب سريع السيرى كه متناسب اين سفر فضايى بوده
باشد در اختيار پيامبرش گذارده است، و او را از نظر خطراتى كه در اين سفر وجود داشته زير پوشش حمايت خود گرفته، اين مركب چگونه بوده است و چه نام داشته؟ براق؟ رفرف؟ يا مركب ديگر؟ در هر حال از نظر ما مركب مرموز و ناشناخته اى است.
از همه اينها گذشته، فرضيه حد اكثر سرعت كه در بالا گفته شد، امروز در ميان دانشمندان متزلزل شده، هر چند انيشتاين در فرضيه معروف خود به آن سخت معتقد بوده است.
دانشمندان امروز مى گويند امواج جاذبه بدون نياز به زمان در آن واحد از يك سوى جهان به سوى ديگر منتقل مى شود و اثر مى گذارد و حتى اين احتمال وجود دارد كه در حركات مربوط به گستردگى جهان (مى دانيم جهان در حال توسعه است و ستاره ها و منظومه ها به سرعت از هم دور مى شوند) منظومه هايى وجود دارند كه با سرعتى بيش از سرعت سير نور از مركز جهان دور مى شوند.
كوتاه سخن اينكه مشكلاتى كه گفته شد هيچكدام به صورت يك مانع عقلى در اين راه نيست، مانعى كه معراج را به صورت يك محال عقلى در آورد، بلكه مشكلاتى است كه با استفاده از وسايل و نيروى لازم قابل حل است. به هر حال مساله معراج نه از نظر استدلالات عقلى غير ممكن است و نه از نظر موازين علم روز و خارق العاده بودن آن را نيز همه قبول دارند. بنا بر اين هرگاه با دليل قاطع نقلى ثابت شود بايد آن را پذيرفت.

taslim
Tuesday 29 November 2005, 03:38PM
بسمه تعالي
در باره هفت اسمان
از ايات قران استفاده مي شود كه تمام كراتي را كه ما ميبينيم همه جز’اسمان اول است وشش عالم ديگر از دسترس ديد ما وابزار هاي علمي به دور است.كه ممكن است علم در اينده بتواند به كشف انها نايل شود.
اما من منظورتان را از طرح اين مبحث نفهميدم
ايا منظور اين است كه بعضي چيز ها هست كه مفسران نفهميده اند ,ولي شما فهميده ايد؟پس لطفا نظر خودتان را بنويسيد.

با سلام خدمت شما دوست عزيز
همانگونه كه قبلاً عرض كردم ؛ در اينجا بحث اصلي بنده حول محور قيامت مي گردد و موضوع هفت آسمان به عنوان يك مقدمه و پيش نياز لازم براي درك بهتر موضوع قيامت و معاد محسوب مي شود.
چيزي كه بنده در اينجا بيان مي كنم صرفاً يك برداشت شخصي از آيات قرآن است كه در معرض برخورد افكار ديگران قرار مي گيرد تا ايرادات آن مشخص گردند.
اين نظريه ممكن است درست باشد و يا غلط

taslim
Tuesday 29 November 2005, 04:16PM
به نام خالق بزرگ شب و روز

زميني كه قرآن معرفي مي كند نه مسطح است و نه جسمي كروي كه در مركز عالم قرار گرفته است.
زمين قرآن همچون كشتي در مدار و فلك خود شناور است.

مفاهيم شب و روز در قرآن و ساير زبانها


يكي از مفاهيمي كه از شب و روز در قرآن مد نظر است "سياهي يا ظلمت" و "سفيدي يا نور است".
مثال:

[10:27] والذين كسبوا السيءات جزاء سيئة بمثلها وترهقهم ذلة ما لهم من الله من عاصم كانما اغشيت وجوههم قطعا من اليل مظلما اولئك اصحب النار هم فيها خلدون
و اما كساني كه مرتكب گناه شدند، جزاي آنها معادل گناهانشان است. سرنوشت آنها ذلت است و جز خدا هيچ كس نمي تواند از آنها محافظت كند. گويي چهرههايشان با پارههايي از شب تار پوشانده شده است. آنها ساكنان دوزخ خواهند بود و تا ابد در آنجا مي مانند.

و در زبانهاي ديگرنيز:
پايان شب سيه سپيد است

and her hair is black as night


يكي ديگر از مفاهيم شب و روز در قرآن مربوط مي شود به "زمان و دوره هاي زماني"
مثال:
[71:5] قال رب اني دعوت قومي ليلا ونهارا
او گفت: "پروردگارا، من قوم خود را شب و روز دعوت كردم

و در زبانهاي ديگر نيز:

يك شبه ره صد ساله را پيمود

She went to bed one night and woke up a liberal


اما يكي از مفاهيم شب و روز در زبانهاي ديگر "زمين" مي باشد :

همواره نيمي از زمين كه رو به خورشيد است ؛ روز و آن نيمه ديگر شب است

DAY and night
when one part of the Earth faces the Sun, its DAY, and the other side is night

در واقع شب و روز وابسته به خود زمين است و در اثر چرخش زمين حول محور خودش بوجود مي آيد و بدون وجود زمين شب و روز نيز بي مفهوم خواهد بود.

و اما در قرآن

در آيه اي از سوره معظم ياسين چنين آمده است:

[36:32] وان كل لما جميع لدينا محضرون
يكايك آنها(كساني كه مرده اند) نزد ما احضار خواهند شد.

مثال:

[36:33] وءاية لهم الارض الميتة احيينها واخرجنا منها حبا فمنه ياكلوندر اين باره ، يك مثال براي آنها زمين (لم يزرع) مرده است: ما آن را دوباره زنده مي گردانيم و از آن دانه هايي به عنوان رزق براي ايشان(مردمان) توليد مي كنيم.

و درست هفت آيه بعد از اين آمده است:

[36:40] لا الشمس ينبغي لها ان تدرك القمر ولا اليل سابق النهار وكل في فلك يسبحون
نه خورشيد مي تواند به ماه برسد و نه شب از روز پيشي گيرد و هريك در فلك خود شناورند.

مثال:

[36:41] وءاية لهم انا حملنا ذريتهم في الفلك المشحون
در اينباره مثالي(كه شنا وري شب و روز و خورشيد و ماه را تفهيم مي كند) براي آنها اين است كه ما در گذشته اجداد ايشان را در يك كشتي پر حمل كرديم.

[36:42] وخلقنا لهم من مثله ما يركبون
براي همينها نيز چيزي مانند آن كشتي خلق كرده ايم كه بر آن سوار شوند.

[36:43] وان نشا نغرقهم فلا صريخ لهم ولا هم ينقذون
و اگر بخواهيم همه ايشان را غرق خواهيم كرد كه اگر چنين كنيم نه فرياد رسي خواهند داشت و نه راه نجاتي

[36:44] الا رحمة منا ومتعا الى حين
مگر اينكه رحمت ما شامل حالشان شود و تا اجل معيني از زندگي بهره مند شوند


الله اكبر الله اكبر الله اكبر

چه معارف شگفت انگيزي اين سوره ياسين دارد!

خداوند سبحان براي اينكه شنا كردن شب و روز و خورشيد و ماه را براي ما توضيح دهد مثال آن كشتي را مي زند كه در گذشته اجدادمان را با خود حمل كرده است. و اعلام مي كند چيزي ديگر خلق كرده كه مانند آن كشتي دارد به ما سواري مي دهد و از همه مهمتر و شگفت انگيز تر اينكه اگر در اين صورت خداوند بخواهد ما را غرق كند(مگر ما در كشتي نشسته ايم؟!) هيچ راه نجاتي برايمان وجود نخواهد داشت و هيچ فريادرسي هم بدادمان نمي رسد ، با اين وجود تا اجل معيني كشتي ما به حركت خود ادامه خواهد داد.

يادتان مي آيد كه خداوند در آستانه هبوط به آدم چه گفت؟
فرمود:

[7:24] قال اهبطوا بعضكم لبعض عدو ولكم في الارض مستقر ومتع الى حين
گفت : (از مقام خود) فرود آييد در حالي كه بعضي بر بعضي ديگر دشمن خواهيد بود و زمين تا اجل معيني قرارگاه شما خواهد بود

آيا آن چيزي كه همانند كشتي شنا كنان در حال حركت است و دارد به ما سواري مي دهد همين زمين نيست ؟!
آيا اگر خداوند اين كشتيمان را تخريب كند كسي خواهد توانست ما را از غرق شدن نجات دهد ؟! آيا فرياد رسي خواهيم داشت؟!

شب و روز ي كه شنا مي كنند چيزي جز زمين نيستند:

[6:13] وله ما سكن في اليل والنهار وهو السميع العليم
آنچه در شب و روز(زمين) مسكن گزيده خلق خداوند و از آن اوست

در آيت بزرگ زير ، شب و روز چه سنخيتي با خورشيد و ماه و ستارگان دارد؟ اين آيت تنها براي كساني نشانه پروردگار است كه مي انديشند .

[16:12] وسخر لكم اليل والنهار والشمس والقمر والنجوم مسخرت بامره ان في ذلك لاءيت لقوم يعقلون
شب و روز(زمين) وخورشيد و ماه و ستارگان به امر خداوند براي شما تسخير شده اند و قطعاً در اين موضوع براي مردمي كه مي انديشند آيتهاست.

در آيه زير عمل شنا كردن و شناوري "يسبحون" بصورت جمع آمده و نشان مي دهد "شب و روز" نيز جزء شنا كنندگان و اجسام شناورند ؛ شب و روز چگونه شنا مي كنند؟ آيا اگر شب و روز همين زمين خودمان نباشد ، شناوريشان توجيهي خواهد داشت؟!

[21:33] وهو الذي خلق اليل والنهار والشمس والقمر كل في فلك يسبحون
و اوست که شب و روز و خورشيد و ماه را آفريد و هر کدام در فلك خود شناور ند .

آيه زير واقعاً حجت را بر همگان تمام مي كند و اعلام مي كند كه شب و روز به دور يكديگر در حال گردشند:

[24:44] يقلب الله اليل والنهار ان في ذلك لعبرة لاولي الابصر
خداوند شب و روز را بر يكديگر مي گرداند (زير و رو مي كند) ، در اين موضوع براي بينايان پندي وجود دارد

هستي
Tuesday 29 November 2005, 04:28PM
بسمه تعالي
جناب تسليم
شما يك روايت را در مورد سموات از نظر قران اورده ايد وبعد هم ان را رد كرده ايد.واينكه خداوند نعوذ بالله مانند پادشاهان بر تخت نشسته است و......
اما در بخش بعدي نظريه معراج را پذيرفتني دانستيد با اينكه مشكلات سفر به فضا در زمان حاضر هم وجود دارد.
بعد هم فرضيه انبساط جهان را مسلم گرفته ايد در حاليكه در برابر ان
فر ضيه انقباض هم وجود دارد.(واينكه علم در اين مورد نظر قطعي نداده است)
اما بهر حال نظر خودتان را در مورد اسمان هاي هفتگانه از نظر قران بيان نكرديد.واعلام كرديد كه قصدتان بحث هاي مربوط به قيامت بوده است.
بهتر است قدم به قدم جلو برويد وپيش داوريهاي خودتان را هم در مورد بطلان همه احاديث دور بريزيد.

taslim
Tuesday 29 November 2005, 04:59PM
بسمه تعالي
جناب تسليم
شما يك روايت را در مورد سموات از نظر قران اورده ايد وبعد هم ان را رد كرده ايد.واينكه خداوند نعوذ بالله مانند پادشاهان بر تخت نشسته است و......
اما در بخش بعدي نظريه معراج را پذيرفتني دانستيد با اينكه مشكلات سفر به فضا در زمان حاضر هم وجود دارد.
بعد هم فرضيه انبساط جهان را مسلم گرفته ايد در حاليكه در برابر ان
فر ضيه انقباض هم وجود دارد.(واينكه علم در اين مورد نظر قطعي نداده است)
اما بهر حال نظر خودتان را در مورد اسمان هاي هفتگانه از نظر قران بيان نكرديد.واعلام كرديد كه قصدتان بحث هاي مربوط به قيامت بوده است.
بهتر است قدم به قدم جلو برويد وپيش داوريهاي خودتان را هم در مورد بطلان همه احاديث دور بريزيد.

هستي جان؛
اندكي صبر!
بنده به هيچ وجه نظريه معراج را نپذيرفتم
من فقط نشان دادم كه علماي اسلام چگونه مي خواهند آن را توجيه كرده و شكل علمي به آن بدهند

صبح
Tuesday 29 November 2005, 06:26PM
باسلام
هيچ مي دانيد كه چقدر متناقض مبذول فرموديد؟

مترجمي كه آيه اول را براي اجتناب از شرك اينگونه ترجمه مي كند:

هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلَائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا
او كسى است كه بر شما درود و رحمت مى‏فرستد، و فرشتگان او ب