PDA

نمايش نسخه نهائي : آمريكا : افزايش 52 درصدي خشونت، تجاوز جنسي به 400 هزار كودك و 94 هزار زن


صبح
Tuesday 15 November 2005, 06:17PM
افزايش 52 درصدي خشونت، تجاوز جنسي به 400 هزار كودك و 94 هزار زن در آمريكا

گزارش‌هاي سالانه سازمان‌هاي مختلف بين‌المللي در زمينه حقوق بشر به ويژه پس از حادثه 11 سپتامبر 2001، حاكي از نقض گسترده حقوق بشر توسط آمريكا در داخل و خارج است كه طبق آمار منتشر شده منابع رسمي، در سال‌هاي 2003 و 2004 حدود 94 هزار زن و 400 هزار كودك در آمريكا مورد تجاوز جنسي قرار گرفته و رفتار‌هاي تبعيض‌آميز و آزار برضد مسلمانان نيز داراي رشد 52 درصدي بوده است.

به گزارش خبرگزاري فارس از سالهاى پس از جنگ دوم جهانى، عملكرد آمريكا در برخورد با حقوق بين‏الملل، براساس اصل انتخاب‏ بوده و آن دسته از كنوانسيون‏ها و معاهدات بين‏المللى امضا شده كه منافع سياسى، اقتصادى و نظامى واشنگتن را تضمين كرده باشد.
دولتمردان آمريكايي در سال‌هاي اخير به ويژه پس از حادثه 11سپتامبر 2001 در قالب مبارزه با تروريسم به نقض گسترده حقوق بشر در داخل كشور خود و ساير كشورها مانند عراق و افغانستان پرداخته و در كنار آن از بزرگترين فاجعه نقض حقوق بشر كه توسط اسراييل در سرزمين‌هاي اشغالي فلسطين از بيش از 50 سال گذشته تاكنون، حمايت مالي، نظامي و سياسي كرده است.
طي چهار سال گذشته، مقامات آمريكايي روي حقوق و آزادي‌هاي مدني اعراب، خاورميانه ‌اي‌ها، آسياي جنوبي‌ها و مسلمانان به نام حفظ امنيت كشور پا گذاشته‌اند.
رييس سازمان عفو بين‌الملل در 8 خرداد 83 با ارائه گزارش سالانه خود در زمينه حقوق بشر، گفت: سياست‌هاي آمريكا در مبارزه با تروريسم جهاني و تلاش براي ايجاد امنيت، به دور از هرگونه اصول است و نقض حقوق‌بشر در داخل و هتك اين حقوق و نيز چشم‌ پوشي از نقض حقوق بشر در خارج، همچون استفاده از قدرت بي‌رويه در هر زمان و هر مكان، ضررهاي جبران‌ناپذيري به عدالت و آزادي در جهان وارد ساخته است و جهان را به محل ناامن و خطرناك‌تري نسبت به سابق تبديل كرده است. سياست‌هاي آمريكا براي محقق ساختن امنيت، به دور از هرگونه آينده‌نگري است.
طبق گزارش سال گذشته (2004) شوراي روابط اسلام و آمريكا كه مقر آن در واشنگتن است، بيشترين تعداد موارد نقض حقوق مدني مسلمانان در ايالات متحده ثبت شده كه نسبت به سال 2003 ، 50 درصد افزايش را نشان مي‌داد. همچنين اين گزارش وجود تبعيض عليه مسلمانان آمريكا را در مورد قوانين كشوري نشان مي‌دهد.
در سال 2003 شكايات مسلمانان عليه نهادهاي مجري قانون تنها هفت درصد از كل شكايات را تشكيل مي‌داد در حالي كه اين رقم در سال 2004 به 26 درصد رسيد. بيشترين افزايش در آمارهاي سال 2004 مربوط به بازداشت‌هاي بي‌دليل، حبس، جستجو و مصادره اموال و بازجويي است.
بر اساس گزارشي كه توسط گروه حقوق مدني مسلمانان آمريكا منتشر شده، اقدامات خشونت‌آميز عليه مسلمانان اين كشور حدود 70 درصد در سال 2003 افزايش يافته است.
در 15 ارديبشهت 2003 نيز شوراي روابط اسلام و آمريكا در گزارش سالانه خود تصريح كرد 1019 حادثه، خشونت، تبعيض و ايجاد مزاحمت در سال 2003 عليه مسلمانان گزارش شده كه بيشترين تعداد ثبت شده از موارد نقض حقوق آنان است.
بر اساس اين گزارش كه «اقدامات بدون حس وطن‌پرستي» نام دارد، جنايات مبتني بر نفرت تا 121 درصد افزايش يافته است؛ اين گروه اعلام كرد، عواملي چون اوضاع پس از حوادث 11 سپتامبر و همچنين حمله آمريكا به عراق در سال گذشته به افزايش خشونت‌ ها عليه مسلمانان آمريكا كمك كرده است.
به گزارش سازمان عفو بين‌الملل از هر 9 آمريكايي در مورد يك نفر پرونده‌سازي نژادي صورت گرفته و سازمان‌هاي فدرال و دولتي به بهانه مبارزه با تروريسم از اين شيوه تحقيركننده و تبعيض‌آميز و خطرناك استفاده كرده‌اند. همچنين گزارشي ديگر كه از سوي دفتر تحقيقات سنا در كاليفرنيا انجام گرفته نشان مي‌دهد FBI در سال 2003 به كليه دفاتر خود دستور داده كه تحقيقات خود را درباره تروريسم براساس اطلاعات جمعيتي جوامع مسلمان منطقه انجام دهند.
طبق گزارش «ائتلاف براي حقوق مهاجران و پناهندگان» در ايلينويز، دولت آمريكا 25 مؤسسه خيريه مسلمانان را تعطيل و بيش از 8 ميليون دلار از كمك‌ها را تنها در ايلينويز مسدود كرده است. دولت همچنين به درخواست گروه‌هاي مسلمان براي در اختيار گذاشتن فهرستي از مؤسسات خيريه اسلامي مورد تاييد كه بتوانند بدون نگراني از اتهام كمك به تروريسم به آنها كمك مالي كنند، خودداري كرده است.
در 22 خرداد 1384 (2005) همچنين پايگاه اينترنتي «ورلد پيس هرالد» به نقل از گزارش شوراي روابط اسلام و آمريكا اعلام كرد خشونت و رفتارهاي تبعيض آميز بر ضد مسلمانان آمريكا در سال 2004، 52 درصد افزايش يافته است. به گفته اين شورا، 1522 رفتار خشونت بار، تبعيض و آزار بر ضد مسلمانان در سال 2004 توسط اين شورا ثبت شده است.
شوراي روابط اسلام و آمريكا بيش از 80 درصد خشونت ها بر ضد مسلمانان را مربوط به ايالت هاي كاليفرنيا، نيويورك، آريزونا، ويرجينيا، تگزاس، فلوريدا، اوهايو، مريلند، نيوجرسي و ايلينويز و برخاسته از ايجاد وحشت غيرواقعي از اسلام در اين كشور دانست.
شوراي روابط اسلام ـ آمريكا در 20 آبان 1384 نيز افزايش گرايشات و تبليغات گسترده ضداسلامي را عاملي براي افزايش اعمال خشونت‌آميز در جامعه آمريكا دانست.
«us News wire» به نقل از شوراي روابط اسلام - آمريكا با بيان اين مطلب از عمليات نژادپرستانه يك مرد مسلح در نزديكي مسجد منطقه لندزدل ابراز تأسف كرد.
«رابرت تلكبون» 25 ساله در 19 آبان 84 جلوي مسجد منطقه «لندزدل» شروع به شليك گلوله به داخل ماشيني در كنار اين مسجد كرد؛ شوراي روابط اسلام ـ آمريكا همچنين اخيراً از حمله به يك خانواده مسلمان در حوالي پنسيلوانيا خبر داده بود.
كوري سايلور، مدير امور حكومتي شوراي روابط اسلام - آمريكا در واشنگتن گفت بسياري از اقداماتي كه با نام اجراي قانون بر ضد سازمان‌ها و ادارات مسلمانان آمريكا اعمال مي‌شوند، دست آخر بدون اقامه اتهام‌هاي متقن و محكمه پسند خاتمه مي‌يابند.
وي ادامه داد: معضل هدف قرار گرفتن مسلمانان در موارد نقض حقوق مدني به دليل اختياراتي است كه به واحد‌هاي اجراي قانون داده شده است. اين اختيارات بر اساس قانون ميهن پرستي كه 45 روز پس از حملات 11 سپتامبر بوسيله كنگره آمريكا تصويب شد، به واحد‌هاي اجرايي داده شد.
نمونه ديگر از نقض حقوق بشر در آمريكا خبري است كه پايگاه اينترنتي نشنال ونگارد در 9 شهريور 84 منتشر كرد: در پي دستگيري چند مسلمان از يك مسجد در سانفرانسيسكو به علت سخناني كه با يكديگر در مسجد ردّ و بدل كرده بودند، فاش شد كه يك جاسوس دولت به مدت سه سال در اين مسجد فعاليت‌ داشته است.
اين مسلمانان دستگير شده به شوخي با يكديگر در مورد خشونت و تروريسم سخن گفته بودند كه اين امر پس از دستگيري آنها معلوم شده است.
اما در جريان اين دستگيري اشتباهي معلوم شده كه يكي از نزديكترين دوستان آنها در مسجد كه همه صحبتهاي صورت گرفته در مسجد را مخفيانه ضبط مي كرده است جاسوس دولت آمريكا بوده كه سه سال به جاسوسي در مسجد مشغول است.
شوراي روابط اسلام - آمريكا همچنين در 25 تيرماه 82 در گزارشي اعلام كرد ميزان خشونت بر ضد مسلمانان آمريكا در سال 2002، 15 درصد افزايش يافته است؛ اين گزارش ميزان خشونتهاي ضد مسلمانان را 525 مورد اعلام كرد كه شامل خشونت ، آزار و اذيت و تبعيض عليه مسلمانان بوده است.
گزارش شوراي روابط اسلام - آمريكا در مدت 1 ژانويه تا 31 دسامبر 2002 تهيه شده است .
در اين گزارش آمده است سياست هاي دولت آمريكا پس از حوادث 11سپتامبر تاثير منفي بسيار زيادي بر مسلمانان آمريكا گذاشته و آزادي هاي مدني آنها را شديدا محدود كرده و اسلام ستيزي رهبران مسيحيان پروتستاني آمريكا مانند " فرانكلين گراهام "‌، "‌جري فالول "‌و " پت رابرتسون " نيز از ديگر اقدامات ضد اسلامي در آمريكا است.
فقر و تنگ‌دستي و بيكاري و شرايط زندگي در آمريكا نسبت مستقيم به رنگ پوست آنها دارد بدين ترتيب كه قابل مقايسه با زندگي سفيد پوستان آمريكا نيست ؛ روزنامه گاردين انگلستان در تاريخ 9 اكتبر 2004 نوشت متوسط درآمد سفيد پوستان در آمريكا 88 هزار دلار در سال بوده كه در مقايسه باهسپانيك‌ها كه از آمريكاي لاتين آمده‌اند يازده برابر بيشتر و در مقايسه با سياه پوستان ‌پانزده برابر بيشتر است.
برابري حقوقي گروهاي مختلف در آمريكا در رابطه با رنگ پوست آنهاكاملا متفاوت بوده تا جايي كه براي جرايم مشابه، آمريكاي لاتيني‌ها و سياه پوستان جريمه بيشتري بايد پرداخت بكنند و مدت زندان بيشتري را متحمل شوند. طبق گزارش نوامبر 2004 وزارت دادگستري آمريكا (The US Department Of Justice ) بيش از 70 درصد مجرمين متعلق به دو گروه غير سفيد پوست بوده‌اند.

صبح
Tuesday 15 November 2005, 06:17PM
حقوق زنان و كودكان در آمريكا از همه فاجعه آميزتر است ، تجاوز جنسي و جسمي به زنان و كودكان در اين كشور بخش بزرگي از جامعه را دربر ميگيرد؛ سازمان پليس آمريكا (FBI ) آمار سال 2003 را انتشار داده كه در آن قيد شده است در اين سال در حدود 94 هزار نفر زن مورد تجاوز جنسي قرار گرفته‌اند در عين حال كه زنان در اين كشور در برابر كار مساوي تنها 80% حقوق مردان را دريافت ميكنند .
طبق گزارش واشنگتن پست كه در 12 اكتبر 2004 منتشر شد 20 ميليون كودك در خانواده فقير زندگي مي كنند كه اين خانواده‌ها قادر نيستند حداقل مواد غذايي را براي فرزندان خود تامين كنند؛ در عين حال ساليانه در آمريكا بيش از 400 هزار كودك مورد تجاوز جنسي قرار ميگيرند و به صف كودكان براي فحشا در مي‌آيند كه اكثريت آنها در كار صنعت سكس مورد سوء استفاده قرار ميگيرند. آمريكا تاكنون كنوانسيون حقوق كودكان و زنان را امضا نكرده است.
هم زمان با انتشار گزارش حقوق بشر براي سال 2004 "پائولا دوبريانسكي" مسئول بين المللي وزارت كشور آمريكا اعلام كرد تمامي كشورهاي ديكتاتوري و حكومتهاي ‌فاسد بشدت زير نظارت آمريكا قرار دارند و تنبيه خواهند شد.
علاوه بر نقض گسترده حقوق بشر در داخل آمريكا سازمان‌هاي بين‌المللي و رسانه‌ها از نقض گسترده و رسوايي‌هاي نظاميان آمريكايي در كشورهاي مختلف و زندان‌هايي تحت نظر دولت واشنگتن خبر داده اند كه رسوايي زندان ابوغريب در عراق و پايگاه دريايي ارتش آمريكا در گوانتانامو واقع در خليج كوبا از پر سر و صداترين آنها بوده است.
نشريه اينترنتي "ديلي‌كاس" در سوم مرداد 1384 نوشت عكسهاي منتشر نشده از زندان ابوغريب بغداد، سربازان آمريكايي را هنگام كتك به قصد كشت يك زنداني عراقي، تجاوز به يك زن زنداني، رفتاري غيراخلاقي با جنازه يكي از زندانيان و تشويق زندانبانان بعثي به تجاوز به پسربچه‌ها نشان مي‌دهد.
بر پايه همين گزارش، زندانبانان در مقابل ديدگان اين مادران عراقي و دوربين‌هاي خود به بچه‌هاي آنان تجاوز كرده‌اند و بدتر از همه در آن فيلمها كه در معرض ديد عموم قرار نگرفته صداي جيغ كودكاني است كه از درد به خود مي‌پيچند.
با اينكه زندانبانان ابوغريب اعتراف كردند دستور شكنجه و قتل زندانيان را از مقامات بالا در ارتش آمريكا دريافت كرده‌اند، در جريان محاكمات نمايشي متهمان، تنها تعدادي از سربازان و افسران جزء، به مجازاتهاي خفيفي محكوم شدند.
به گزارش بي‌بي سي نيز در 6 تيرماه سال‌جاري سازمان ديده‌بان حقوق بشر و اتحاديه آزادي‌هاي مدني آمريكا در گزارشي اعلام كردند دولت آمريكا بيش از حد تصور قانون موسوم به "شاهدان" را مورد سوء استفاده قرار داده است.
دولت آمريكا از اين قانون در جهت دستگيري مظنوناني استفاده مي‌كند كه شواهد كافي عليه آنها در دست نيست و افراد دستگير شده بدون اطلاع از دليل دستگيري خود در خفاي كامل نگهداري شده و از حق دسترسي به وكيل يا ديدار با اعضاي خانواده نيز محروم مي‌شوند و هيچ زمان مشخصي براي پايان دوره حبس آنها اعلام نمي‌شود.
روزنامه اماراتي "الخليج" با درج گزارش سازمان عفو بين‌الملل در 31 خرداد 84 درباره اوضاع زندانيان تحت سلطه نيروهاي آمريكايي به نقل از گزارش اين سازمان آورده است: «در زندان‌هاي آمريكايي در عراق، افغانستان و گوانتانامو شرايط و اوضاعي برقرار است كه شكنجه، رفتار وحشيانه و غيرانساني و برخوردهاي تحقيرآميز اقدامات زشت را به راحتي قابل اجرا مي‌سازد و كرامت انساني، قرباني جنگ آمريكا عليه تروريسم و نيز نظم تحقيقاتي اين كشور شده زيرا دولت آمريكا نه تنها قوانين بين‌المللي و حقوق بشر بلكه به عمد و از سر اراده قوانين انساني جامعه جهاني را زير پا گذاشته است.»
در 4 خرداد سال جاري "ايران خان" دبير كل سازمان عفو بين‌الملل در گزارش سالانه خود كه خبرگزاري فرانسه در لندن آن را منعكس كرده، اعلام كرده است آمريكا روند حقوق بشر را نقض و عنوان كرده است :«وقتي قدرتمندترين كشور جهان به حاكميت قانون و حقوق بشر بي‌اعتنايي مي‌كند، با اين كار خود به ديگران مجوز مي‌دهد تا گستاخانه و بدون نگراني از عواقب كار، حقوق بشر را نقض كنند.»
وي گفت: «واژگان آزادي و عدالت در ارتش آمريكا معمولا براي تعريف و تجويز شكنجه استفاده مي‌شود.»
در 31 مرداد 83 نيز نشريه پزشكي " لسنت" چاپ انگليس در شماره 21 اوت خود با درج گزارش تحقيقي پروفسو "استيون مايلز" استاد دانشگاه "مينه سوتا" فاش ساخت تعدادي از اعضاي كادر پزشكي ارتش آمريكا با جعل اسناد پزشكي مختلف بر ضرب ، جرح و شكنجه زندانيان عراقي در زندان ابوغريب بغداد هنگام بازجويي‌ها سرپوش گذاشتند و با صدور گواهي فوت جعلي براي كساني كه زير شكنجه و بازجويي‌هاي سخت در زندان ابوغريب كشته مي‌شدند، مرگ آنها را ناشي از سكته قلبي، گرمازدگي و غيره جلوه مي‌دادند.
"فلوريا وستفال" سخنگوي كميته بين‌المللي صليب سرخ نيز خودداري عمدي پزشكان آمريكايي را از درمان زندانيان عراقي در بازداشتگاه ابوغريب نقض آشكار قوانين بين‌المللي توصيف كرد.
خبرگزاري فرانسه در گزارشي از كاتماندو، پايتخت نپال ، در تاريخ 25 خرداد سال‌جاري نيز عنوان كرد مدير بخش آسيا و اقيانوسيه سازمان عفو بين‌الملل با انتشار بيانيه‌اي اعلام كرد: «آمريكا، انگليس و هند با فروش تسليحات نظامي به نپال به تسهيل نقض قوانين حقوق بشر طي درگيري‌هاي 9 سال اخير شورشيان مائوئيست كمك كرده‌اند.»
بر اساس اين بيانيه آمريكا در سال 2001، 20 هزار اسلحه خودكار M16 و 29 ميليون دلار كمك هزينه نظامي و انگليس چندين محموله سلاح سبك و 6 هزار و 780 اسلحه به نپال كمك كرده‌اند كه در اين بين انگليس قانون كنترل تسليحات نظامي اتحاديه اروپا موسوم به "قانون اجرا" مصوبه سال 1998را نقض كرده است.
شورش مائوئيستي در نپال از سال 1996 تاكنون بيش از 11 هزار كشته بر جاي گذاشته و برگزاري انتخابات را متوقف كرده است.

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8408230191

niloofar_e Shem
Thursday 5 January 2006, 09:43PM
باز شناسی يک پندار



1ـ خشونت در اسلام

چنانچه ما " جنايت" را به عنوان" نفس يک عمل" و بد ون تفکيک با نيان آن "نفی" کنيم، در اينصورت نمی توا نيم جنايت ها و خشونت های صدر اسلام را در نظر نگيريم. يکی از مهمترين علل گسترش سريع اسلام در جزيرة العرب، خشونت بی حد و حصر در قالب "مسلمان سازی" بوده است. جنگهای اوليه بنام اسلام ـ د ين خدا ـ هنگامی آغاز گرديدند که بخش عمده ای از اعراب ا ز وجود پديده ای به اين نام هيچگونه اطلاعی ندا شتند. اين جنگها همچون د يگر جنگها در ا قصی نقاط جهان بدون پشتوانه ی مالی ميسر نمی شدند، بدين خاطر غزواة پيامبر (غزوه به معنای شبيخون) بمثابه ی يک طرح به مرحله ی اجرا در آمدند. علاوه بر اين غزواة که به آنها خواهيم پرداخت، بخش عمده ای از هزينه های ترويج اسلام توسط سرمايه دارانی تامين می شد که نفع خويش را در گسترش آن می ديدند. از آن جمله اندک ابوبکر، حمزه، ابوطالب، عثمان و شخص محمد با حمايت خديجه از تجّار بزرگ آن زمان. اگـــــــــر به جنگهای اوليه ی اسلام در قالب جنگی تمام عيار (دو گروه مسلح و آماده در مقابل هم) بنگريم، خواهيم د يد که چنين نبوده اند. به عنوان مثال اولين غزوه ی محمد (بدر) هنگامی رخ داد که ابوسفيان، عموی محمد، کاروان بزرگ خود رامملواز اجناس گوناگون از جمله شراب از شام به مکه می برد که "تازه مسلمانان" برهبری محمد به آن شبيخون زدند، همه چيز را به غارت بردند. در اينجا دو سؤال مطرح می گردد: اول اينکه آيا هيچ عقل سليمی ـ منظور ابوسفيان ـ بهنگام عزم جنگ، سرمايه ی ماد ی خود را بهمراه می برد؟! و سؤال دوم اينکه چرا مسلمانان در راه بازگشت کاروان وشب هنگام به آن حمله کردند؟ جواب سؤال اول روشن است: ابوسفيان و همراهانش از وقوع چنين جنگی بی خبر بودند و قاعده ی وجود محافظان نيز جوّ رايج آن روزگار و به عبارتی بخاطر پيشگيری از حمله ی احتمالی"سارقين" بوده است. و اما سؤال دوم: دليل صرفأ مسائل مادی بوده است، چـــــرا که بدون گسترش پشتوانه ی مادی، گسترش اسلام نيز نا ممکن می نمود. اين چند نمونه واقعيتی ر ا گويا می کنند؛ بنياد اسلام بر مبنای حمايت ها و خواست اقشار فقير و ضعيف جامعه ی آن زمان نبوده، بلکه اسلام بوسيله ی عقل های قدرت مدار با ديد گاه ما د ی و حکومتی شکل گرفته وبنا شده است.

مثال روشن ديگری از اين دست، غارت سه قبيله ی يهودی، يکی پس از ديگری وبه بهانه های واهی بوده است. قبيله هائی که در کنار "اوس" و "خزرج" پذ يرای محمد پس از فرار از مکه بوده اند. در اينجا می توان مثال های بی شمار ديگری از کشتارهای زنان، کودکان، مردان و قبايل و در کل اقوام ديگر آورد که از پذيرش اسلام سر باز زدند، که نمونه ی بارز آن ايرا نيان و مردم سرزمين های شمال شرقی عربستان بوده اند. در زمينه ی اينگونه مبا حث مسلمأ مخالفانی نيز وجود دارند که به محض شنيدن، رگهای گردنشان ورم کرده، از هر گونه بحث ونقدی در رابطه با اسلام پرهيز مـــــی کنند، اما نکته ی بسيار حائز اهميت در ا ينجا نمونه هائی ا ست که خود قرآن درغالب پند ها و فرامين بدست می دهد. با در نظر نگرفتن احاديث به دليل امکان دستبرد تاريخی در آنها، اين اشارات قرآن خود بتنهائی گويا ترين مد ارکی اند که تاکنون وجود داشته. بطور مثال چنانچه آيات مکّی و مدنی را با هم مقا يسه کنيم، از جوّ رافت در آيات مکّی و از جو خشونت در آيات مدنی حيرت خواهيم کرد. مقايسه مباحث رحمت، عطوفت و رافت با پوشش های متافيزيکی و شاعرانه ی آن در آيات مکّـــــی و در سوی ديگر، مبحث يا فعل " غنيمت" و قتل و جزای مخالفان در آيات مدنی، خود بر جسته ترين نکات قا بل توجه در قرآن می باشند. ارتکاب قتل های متعد د و ترور مخالفان و براه اندازی جنگهای مختلف، مرحله ای از دگر ديسی اسلام را به نمايش می گذارد که آن محو شدن زير بنای ساختگی پيدا يش اسلام "ارشاد" و سپردن جای خود به "خشونت" ا ست. رهبری اسلام در هر جا، به نياز زمانه رنگ عوض کرده، تا اهداف ماد ی خود را (بدست گيری امتياز خانه ی کعبه، تعد د زوجات، قلمرو سازی و گسترش آن و...) تا مين کند. اينکه ما، چنانچه علل نزول آيات را در زمان نزول، با توجه به وضعيت آرايش قوا بين مسلمانان وغير در نظر بگيريم، متوجه خواهيم شد که "شان نزول آيات دقيقأ و صرفأ مطابق با نطريات شخصی رهبری مسلمانان بوده است."! به عنوان توضيح، هر هنگام که محمد برای پيشبرد اهداف خود احتياج به کمک ماوراء الطبيبعه داشته، چيزی که مورد قبول آن زمان بوده است، معجزه، وحی، امداد غيبی ـ آيه ی نازل شده است! گويا ترين مثال در اينجا می تواند سوره ی "نساء" باشد که خود يکی از بحث انگيزترين سوره های قرآن است. سوره ای که مرکزيت خود را نيازهای شخصی ـ خانوادگی محمد قرار داده و در تامين آنها از هرگونه بخشش و عطايی مضايقه نکرده است. ا ين بحث را در آينده پی خواهيم گرفت.

افشين زند
Afshin1971@yahoo.ca

صبح
Tuesday 10 January 2006, 08:29PM
دوشنبه، 7 آذر، 1384
amrika.persianblog.com
شبكه خبري «C.B.S» در تازه‌ترين قسمت برنامه مشهور «60 دقيقه» خود، بازار هنگفت پورنوگرافي و فيلم‌هاي مستهجن در آمريكا را مورد كالبدشكافي قرار داده است.
در اين گزارش، ارزش فروش فيلم‌هاي مستهجن در آمريكا، سالانه بالغ بر ده ميليارد دلار برآورد شده و از اينكه اين مبلغ چندين برابر هزينه‌اي است كه آمريكايي‌ها صرف فعاليت‌هاي ورزشي مي‌كنند، اظهار نگراني شده است.
در حالي كه تلاش‌هاي خبرنگاران «C.B.S» براي رديابي مافياي پورنوگرافي در آمريكا ناكام مانده است، اين شبكه از شركت‌هاي مشهوري چون «جنرال موتورز»، «ماريوت تايم وارنر»، «VCA» و «VIVID» به عنوان چهره‌هاي اصلي پشت پرده مافياي پورنوگرافي نام مي‌برد.
«C.B.S» در اين گزارش، از فروش سالانه 800 ميليون نسخه از محصولات پورنوگرافي توسط شبكه گسترده‌اي در بازار آمريكا خبر مي‌دهد كه مهم‌ترين معيار آن، به دست آوردن سود هنگفت است كه از وارد شدن به حيطه «ننگ اجتماعي» به دست مي‌آيد.
وجود سايت‌هاي غيراخلاقي با تصاوير مستهجن در اينترنت نيز موضوعي است كه در اين گزارش، مورد توجه قرار گرفته و از 180 ميليون پيوند اينترنتي خلاف اخلاق خبر داده شده است.
فروش محصولات مستهجن، يكي از قديمي‌ترين تجارت‌هاي دنياست و هيچ‌گاه رو به كاهش نرفته است. يكي از بزرگ‌ترين تغييرات فرهنگي آمريكا طي 25 سال اخير، مقبوليت گسترده پورنوگرافي در اين كشور بوده است. محصولاتي كه زماني تنها در پس‌كوچه‌هاي دورافتاده شهرهاي بزرگ،‌ قابل دسترسي بود، هم‌اكنون به وسيله بزرگ‌ترين شركت‌هاي آمريكايي به صورت مستقيم به خانه‌ها و اتاق هتل‌ها تحويل داده مي‌شود. برآورد مي‌شود كه آمريكايي‌ها، سالانه 10 ميليارد دلار را صرف خريد اين محصولات مي‌كنند كه چندين برابر هزينه آنها براي حضور در مكان‌هاي ورزشي حرفه‌اي، خريد موسيقي و يا رفتن به سينماست. تقاضا آنقدر زياد است كه برخي از شركت‌هاي بزرگ آمريكايي مانند «جنرال موتورز»، «ماريوت» و «تايم وارنر»، هم‌اكنون ميليون‌ها نسخه را به فروش مي‌رسانند.
بهترين مكان براي مشاهده اين صنعت، «لاس وگاس» است كه بيش از 200 شركت توليدكننده اين محصولات زير يك سقف گرد آمده و آخرين توليدات خود را در اختيار عموم قرار مي‌دهند.
به گفته پل فيش بين، مؤسس و مدير «اخبار فيلم‌هاي بزرگسالان»، مشتريان آنها، توليدكنندگان اين محصولات، توزيع‌كنندگان، اسپانسرها، صاحبان مغازه‌ها، خريدكنندگان تلويزيوني و مشتريان خارجي هستند.
او مي‌گويد، در تمام آمريكا، 800 ميليون مورد اجاره فيلم‌هاي ويديويي و سي‌دي‌هاي مستهجن وجود دارد. من فكر نمي‌كنم كه تنها 800 نفر باشند كه هر كدام ميليون‌ها مورد محصول را كرايه ‌دهند. به گفته فيش بين، اين محصولات با رضايت كامل بزرگسالان در خانه‌هاي شخصي آنان توليد مي‌شود، هرچند استوديوهاي ويژه‌اي نيز براي اين كار وجود دارد.
بيل ليون، يكي از فعالان سابق صنعت جنگ‌افزار مي‌گويد: «در كاليفرنيا بيش از 12 هزار نفر، مشتري اين محصولات هستند و در اين ايالت ما تنها بيش از 36 ميليون دلار ماليات در اين زمينه مي‌پردازيم، بنابراين صنعت پول زايي است».
ليون، مدير يك اتحاديه به اصطلاح آزادي بيان بود كه درواقع يك سازمان تجاري كه نماينده نزديك 900 شركت فعال در زمينه پورنوگرافي است، شركت Comcast در سال 2002 نزديك 50 ميليون دلار از توليد اين‌گونه برنامه‌ها به دست آورده است. همه شركت‌هاي معروف از Time Warner تا Cable vision به مشتركان خود اين‌گونه محصولات را ارايه مي‌دهند، درست مانند شبكه‌هاي Echo star و Direct TV كه توسط شركت تكنولوژي هيوز از زيرمجموعه‌هاي شركت جنرال‌موتورز اداره مي‌شود.
دنيس مك آلپاين، مي‌گويد، آنها هيچ‌گاه رقم واقعي سود خود را نمي‌گويند، اما من حدس مي‌زنم شركتي مانند Direct TV، احتمالا 200 ميليون و شايد هم تا 500 ميليون از اين صنعت درآمد داشته باشد. در اين ميان مي‌توان به زنجيره هتل‌ها هم اشاره كرد: هيلتون، ماريوت، هايات، شرايتون و هاليدي و اينكه همگي در قبال پخش خصوصي اين فيلم‌ها براي اتاق‌هاي مشتريان از طريق سيستم تلويزيوني هتل، از آنها پول دريافت مي‌كنند و نزديك 50 درصد اين فيلم‌ها، توسط خود همان مشتريان خريداري مي‌شود.
وي مي‌گويد: «به نظر من شركت‌ها به اين علت وارد كار مي‌شوند كه اين صنعت هيچ محدوديت درآمدي ندارد. يك واقعيت نيز در اين زمينه وجود دارد كه هميشه يك نوع ننگ اجتماعي، هنوز هم در اين كار موجود است. شما مي‌توانيد براي اين كارها سود و منفعت كلاني به دست آوريد، چراكه ميزان سود آن بسيار بالاست، بنابراين يك احساس امنيت اقتصادي در آن وجود دارد».
يكي ديگر از مراكز توليد و پخش اين موارد، چاتس وورس از حومه‌هاي ساكت شمال لوس‌آنجلس است كه در آنجا هم شركت‌هاي زيادي مانند VIVID وجود دارند. اين شركت درست مانند شركت‌هاي معروفي همچون پارامونت و يونيورسال در هاليوود است. بيل آشر، مدير اين شركت مي‌گويد، عموما توليد اين‌گونه فيلم‌ها، خرج و هزينه زيادي ندارد. وي مي‌گويد، طي 5 سال گذشته، اين شركت هر ساله رشدي 2 رقمي در ميزان توليدات خود داشته و به گفته خود وي، سال گذشته 1 ميليارد دلار از محصولات آنان به فروش رفته است.
وي مي‌گويد: وقتي ما قسمتي از محصولاتمان را به شبكه‌هاي ماهواره‌اي مي‌فروشيم، آنها همه آمار را تحليل مي‌كنند و بنا بر آمار آنها، ما پرسودترين شركت براي آنها بوده‌ايم.
برنامه «60 دقيقه» اميدوار بود كه دست‌كم بتواند، يك شركت بزرگ را بيابد كه در مورد اين‌گونه فعاليت‌هاي خود صحبت كند، اما هيچ‌كس اين كار را نكرد و تنها عده كمي از آنها گفتند كه اساسا شركت‌هاي آنها محصولات زيادي را توليد مي‌كنند و انتخاب آنها ديگر با مشتري است.
آشر در پايان مي‌گويد: من به شركت‌ها توصيه مي‌كنم كه اگر گزارشگران براي پرسش در مورد توليد فيلم‌هاي بالاي 18 سال به شركت آنها رفتند، اصلا در را باز نكنند. نمايش اين تفريحات بزرگسالان، آنقدر پرسود و درآمدزاست كه كم‌كم به جزيي از فرهنگ تبديل شده و به راحتي قابل دسترس، به سادگي قابل حصول و احتمال طرد قانوني آن هم ناممكن است.
اما اين روند كي و چگونه آغاز شد؟ 25 سال پيش با يك دستگاه خانگي ويديو.
درواقع پورنوگرافي نحوه فروش 25 سال اخير بازار را تغيير داده و معمولا مشتريان آن نيز مردان جوان هستند. با جستجوي اين موارد در اينترنت، مي‌توان به راحتي به نزديك 180 ميليون پيوند دست يافت. به نظر كارشناسان، اين امر تأثير زيادي بر ارزش‌هاي جامعه آمريكا و توانايي دولت در قانونمندي پورنوگرافي دارد.
به گفته لين، كامپيوترها هم‌اكنون به خانه آمريكايي‌ها نيز نفوذ كرده‌اند. آخرين آمار در اين زمينه، اين بود كه حدود 70 تا 80 ميليون آمريكايي داراي كامپيوتر هستند. در كمتر از 10 سال نيز ما از حدود 1000نفر بالاي 18 سال به 80 ميليون نسخه فيلم‌هاي بالاي 18 سال رسيده‌ايم. يعني ما در بين مردم خود پتانسيل عظيمي براي خصوصي نگاه كردن به اين مسائل داريم. اما آيا ايالات متحده نمي‌تواند هيچ‌گونه محدوديت‌ قانوني يا تعقيب قانوني را در اين زمينه اعمال كند؟
پورنو هم‌اكنون آنقدر قابل‌دسترس است كه كم‌كم به زيرمجموعه فرهنگ آمريكا تبديل مي‌شود و حتي خود را در برنامه‌هاي مد و موسيقي تلويزيون نيز نشان مي‌دهد. لوك فورد 37 ساله، ستون‌نويس سايت‌هاي اينترنتي در اين‌باره مي‌گويد: اين مسأله كم‌كم در بين جوانان عادي و پذيرفته مي‌شود، خصوصا در رده سني 18 تا 25 سال. افرادي كه وارد اين حرفه مي‌شوند، مي‌دانند كه راحت‌ترين راه براي به دست آوردن 1000 دلار در دو ساعت، همين است.
با تحقيق در اين رابطه معلوم شد كه اصلا در اين زمينه كمبود نيروي انساني وجود ندارد و به همين دليل است كه 500 شركت بدون وقفه در اين زمينه فعاليت مي‌كنند. فورد مي‌گويد: بسياري از دختراني كه وارد اين صنعت مي‌شوند، تنها با يك تجربه اين كار را ترك مي‌كنند، اين تجربه آنقدر براي آنان دردناك، وحشت‌آور و شرم‌آور است كه ديگر اين كار را نمي‌كنند.
گروه‌هاي مخالف اين مسائل در آمريكا مي‌گويند، صدها نفر از هزاران مردي كه به اين كار روي مي‌آورند، دچار اختلالات رفتاري اجتماعي مي‌شوند و اين عوامل باعث طلاق و از هم‌گسيختگي خانواده‌ها مي‌شود.
ماري بس بوچانان، دادستان بخش غربي پنسيلوانيا مي‌گويد: « اينكه اين مسائل، قابل دسترسي است و مردم آن را تحمل مي‌كنند، به اين معني نيست كه آن را قبول هم دارند».
بيشتر حقوقدانان مي‌گويند، در حال تلاش براي اعمال محدوديت‌هايي قانوني در اين زمينه هستند. بوچانان مي‌گويد: «اين مسأله روز به روز بدتر و بدتر مي‌شود و به همين دليل، نياز به اجراي قانون در اين زمينه احساس مي‌شود. ما بايد به توليدكنندگان، نشان دهيم كه محدوديت‌ها و مرزهايي وجود دارد، محدوديت‌هايي در مورد فروش و پخش محصولاتشان در كشور».
منبع: بازتاب

هستي
Thursday 12 January 2006, 07:45AM
بسمه تعالي
جناب صبح بعضي ها همين چيز هارا تمدن مي دانند!!!

niloofar_e Shem
Thursday 12 January 2006, 09:39AM
فاشیزم مذهبی و خشونت علیه زنان



در چهارمین کنفرانس حقوق بشر در وین در سال 1997 خشونت علیه زنان یکی از سوژه های دارای اولویت برای بررسی در کنفرانس تشخیص داده شد و این نکته ی مهم مورد تاکید قرار گرفت که خشونت- جسم، روان و آزادی زنان را تهدید می کند.

شرکت کنندگان در چهارمین کنفرانس حقوق بشر تاکید کردند که نگرش مردان نسبت به زنان را باید تغییر داد و زنان نیز باید به مردان یاری رسانند تا در برداشت های خود نسبت به افراد جنس زن تجدید نظر کنند.

از مجموعه آن چه در مرکز توجه مجامع بین المللی قرار گرفته است می توان این نکته بسیار مهم را دریافت که خشونت علیه زنان در خانواده مسئله ای است جهانی، و وخامت امر به اندازه ای است که ایجاب می کند کشورهای مختلف، متناسب با ویژگیهای خود، ریشه های آن را شناخته تا در جهت رفع آن اقدام نمایند.

اما وجه تمایز امر با چگونگی سیستم خشونت علیه زنان در ایران این است؛ در حالیکه نظامی فاشیستی- مذهبی، خشونت و سرکوب علیه زنان را در صدر و اولویت نخست خود قرارداده است، بررسی ریشه های مسئله فوق در چنین جامعه ای اساسا متفاوت خواهد بود.

در ایران در نتیجه سنتهای ضد انسانی بخش عمده ای از زنان متحمل خشونت در اشکال گوناگون خانگی می باشند و نیز در فضای زندگی اجتماعی زیر سلطه ی سنتهای زن ستیز احساس ناامنی می کنند. در عین حال نحوه سیاستگذاری فاشیزم مذهبی حاکم بر ایران حکم بر زن ستیزی و خشونت و سرکوب هرچه بیشتر علیه زنان می دهد. به عبارت دیگر ظلمی مضاعف علیه زنان به طور سیستماتیک تداوم دارد که با وجود فاشیزم مذهبی حاکم، رهنمود کنفرانس مذکور خودبخود منتفی می باشد.

در جایی که دستگاههای قضایی و اجرایی و مراجع انتظامی خود ناقض حقوق بشر به طور عام و حقوق زن و اعمال خشونت علیه زنان به طور خاص می باشند، نادیده گرفتن حقوق انسانی زنان از سوی این دستگاهها و طرز برخورد مراجع انتظامی و کتمان ناهنجاری ها و جرایم علیه زنان نه تنها حیرت انگیز نیست بلکه ناشی از ساختار سیاست سرکوب گر و فاشیستی رژیمی قرون وسطایی است که به اقتضای طبیعتش عمل می کند.

در ایران به بهانه مبارزه با مفاسد اجتماعی و مبارزه با تهاجم فرهنگ غربی، زنان را سرکوب نموده و تمام آزادیهای فردی و اجتماعی آنان را محدود و چه بسا از بین برده اند. باورهای اعتقادی در کانون تفاسیر سنتی از دین نیز که طی قرون متمادی بر ساختار ذهنی و بستر فرهنگی مردم ریشه دوانده یکی از عوامل عمده خشونت و زن ستیزی و درنتیجه نابرابری غیرانسانی در روابط زن و مرد در حوزه های سیاسی و اجتماعی است.

خشونت علیه زنان در ایران از ابعاد وسیع و فاجعه باری خبر می دهد. چرا که خشونت در جامعه ایران تنها خانگی نیست. بلکه درحوزه اجتماعی خشونتی بی حد و حصر علیه زنان اعمال می شود و ساختار قانونی، سنتی، دینی و سیاسی نیز از آن حمایت می کند. خشونت در ایران علیه زنان مجموعه ای از خشونت های خانگی، اجتماعی، سیاسی با پشتوانه ی فاشیزم مذهبی بوده و انواع آن از جسمی، جنسی و اقتصادی گرفته تا روانی، اجتماعی و سیاسی به طرز فجیعی بارز است.

در ایران، متاسفانه آمار هنوز و همچنان جایگاه خود را نیافته و به هیچوجه نمی توان به اطلاعات دقیق آماری استناد کرد. اما آنچه از ارقام و آمار دولتی به رغم تلاش در کتمان نگاه داشتن جنایات و ناهنجاریها نیز منتشر می شود به صراحت گویای گوشه ای از فجایع سهمگینی است که هر لحظه علیه بشریت به ویژه زنان در حال وقوع می باشد. چرخه خشونت سیاسی همچنان تداوم دارد و حصار تمامی ارزشهای انسانی شکسته شده است. رویدادها نشان از پاسداری جزمی رژیم از سنت گرایی مذهبی و غیرمذهبی، کهن و متعفنی می دهد که ریشه در جهلی تاریخی دارد. چرا که بقای خود را تنها در حفظ آن می بیند. از یک سو سنتهای دینی خشونت علیه زنان را توجیه و از سویی دیگر سنت های غیردینی آمیخته با خرافات آن را تجویز می نماید. بنابر این می توان بسادگی نتیجه گرفت اعمال خشونت علیه زنان به عنوان ابزاری برای تثبیت این حکومت به کار می رود.



اصول سیاست گذاری فرهنگی در ایران متاثر از دیدگاه سنتی بوده و تحت کنترل حکومت است. چنین اموری زیر نگاه زن ستیز حکومت سامان می یابد مانند عرصه های ورزشی، هنری، اجتماعی، آموزشی و سیاسی.
"زن نمی تواند زمام امور حکومت را به دست گیرد و نیز در مسند قضاوت و حکم بنشیند"
در نظام قانونی ایران، زنان از حق قضاوت محرومند و در دادگاه ها قوانین خشونت آمیز و ضدانسانی علیه زنان به اجرا گذاشته می شود. باورهای منسوخ فاشیستی - سنتی به قدری نسبت به زن تحقیرآمیز است که برای نگاهداشتن او در خانه به صورت شیئی فرمانبردار و خاموش، به تجویز خشونت ناگزیر می شود.

قوه قضاییه قوه ای است که می باید پشتیبان حقوق فردی و اجتماعی در راستای تحقق بخشیدن به عدالت باشد. ایجاد تشکیلات در دادگستری از اختیارات رئیس قوه قضاییه است. رئیس قوه قضاییه را مقام به اصطلاح "رهبری یعنی قدرت مطلقه ولایت فقیه که جانشین خداوند بر روی زمین است" تعیین می کند. کسی که به عینه نماد فاشیزم، بنیادگرایی و تروریسم می باشد.

دخالت موثر زنان در سیاستگذاری یکی از راههای مقابله با خشونت علیه زنان است اما در نظام قانونگذاری، دیدگاه رسمی و نظر فقهی شورای نگهبان (مرجع و نهادی که بر کار قانونگذاری مجلس نظارت دارد و مراقبت می کند که قوانین و مقررات مغایر موازین شرع اسلام و قانون اساسی از تصویب نگذرد و به مرحله اجرا در نیاید که اصل 91 قانون اساسی هدف و نحوه تشکیل آن را شرح داده است) تجدید نظر در قوانین خشونت آمیز نسبت به زنان را خلاف شرع می داند.

حکومت قرون وسطایی ایران نه تنها از ساختاری سنتی و پوسیده برخوردار است بلکه اساسا مبتنی بر جهل و خشونت و سرکوب به ویژه گرایشات افراطی علیه زنان می باشد. در عرصه ی سینما و نمایش همان بس که به تئاتر "اتللو در سرزمین عجایب" اثر غلامحسین ساعدی اشاره شود. جداسازی در مراکز آموزشی و اجتماعی، منع فعالیت زنان هنرمند در جایگاه خواننده و امثال آن، نوع نگارش کتاب های درسی، نشریات و غیره درخصوص زنان که بر محدودیت فضای زندگی به خانه تاکید دارد و با بودجه ی هنگفت حکومتی امکان انتشار می یابد و فقدان امکانات و فرصت برای پرورش جسم، تقویت روح و ارتقا دانش و آگاهی و اساسا به طور تعمدی اشاعه باورهای غلط ناشی از تعصبات بی ریشه و گرایشات ارتجاعی توسط نظام حکومت دیکتاتوری- آخوندی که غالبا باعث می شود خانواده ها از تحصیل کودکان خود به ویژه دختران جلوگیری کنند و فقر اقتصادی و فرهنگی حاکم بر جامعه بیش از پیش دختران را نشانه گرفته است. اینهمه یک سوال بسیار بنیادی را در ذهن مطرح می سازد؛ آیا ساختار سیاسی نظام دیکتاتوری- مذهبی به مانند زنده به گور کردن دختران در عصر جاهلیت عرب نیست؟ آیا نقض آزادی زنان و به انزوا کشیدن، سرکوب و خشونت علیه زنان نوعی دیگر از زنده به گور کردن آنان نیست؟

به هنگامی که حکومت تعیین کننده نوع پوشش و حتی رنگ لباس زنان است، صحبت از رفع تبعیض جنسیتی و برابری و آزادی زنان و مردان در چارچوب وجود چنین نظامی اساسا نمی تواند مطرح باشد.

فضای سیاسی خشونت باری که علیه زنان بر جامعه ایران حاکم است، به لحاظ آنکه ضوابط حقوق بشر را از تمامی جوانب نقض نموده، بحث حقوق زن را به موازات آزادی، برجسته و در اولویت قرار می دهد. پروسه وقایع سیاسی در تاریخ معاصر ایران گواه اراده ای معطوف به دموکراسی است. خوشبختانه زنان ایرانی که اینک به طور کلی در جایگاه مناسبی از شعور اجتماعی و روبه کمال قرار گرفته اند، نسبت به انواع خشونت به طور اخص اجتماعی و سیاسی تسلیم نشده و واکنش نشان داده و مقاومت نموده اند. زنان مبارز و آزادیخواه همراه با مردان آگاه به مثابه ی انسانهای شریفی که زندان، شکنجه، اعدام و بیشمار رنج ها و دشواری ها را به جان خریده اند تا به زیستن معنا دهند و آگاهی بگسترانند.

هستي
Thursday 19 January 2006, 09:06AM
بسمه تعالي
خيلي ها بحث خشونت عليه زنان وكودكان را از ديدگاه اسلام مي بينند. ودر حاليكه بحث خشونت از مباحث فرهنگي جوامع سنتي است وفرهنگ هم امري نيست كه به اين اساني عوض شود.
براي دگرگوني فرهنگي هم بالارفتن اگاهي ها لازم است وهم نياز به زمان هست.
دستوري كه نيست. يكي بگويد خشونت نباشد وتمام بشود.
بعلاوه بر طبق امار هاي ذكر شده در ابتداي گفتگو 52 در صدخشونت در كشورهاي پيشرفته بر عليه زنان وكودكان هم وجود دارد وتفاوت در نوع ان است.

اترین
Monday 29 January 2007, 01:03PM
چرا از امار تجاوز جنسی و خشونت علیه زنان در ایران صحبت نمی کنید؟

هستي
Tuesday 30 January 2007, 11:39AM
بسمه تعالي
چه كسي منكر است؟
بحث بر سر ان است كه در كشورهاي ديگر امار ها بيشتر است.
متاسفم كه بعضي ها ادعاي مسلماني مي كنند ودر عين حال نسبت به همسر وبچه هايشان از سر عطوفت برخورد نمي كنند.
باور كنيد مسلماني انها هم زير سوال است.
همانطور كه در بالا نوشته ام برخي از خشونت ها امري فرهنگي است واصلاح فرهنگ هم امري تدريجي است .وبا زور وقانون هم نمي توان اخلاق وروش هاي سنتي را عوض كرد.

شيفته
Tuesday 8 May 2007, 01:13PM
سلام بر دوستان
من فكر مي كنم موضوعات باهم قاطي شده اند اگر مي خواهيد بدانيد نظر اسلام در مورد برخورد با زنان چگونه است بايد قرآن را بخوانيد كه به قدري توصيه به رفتار نرم و رئوف نسبت به خانمها داشته است كه هر زن مسلماني بايد خوشحال باشد كه در دينش تا اين حد با ارج و قرب است ولي اينكه در جامعه ما با زنان چه رفتاري مي شود و درجه خشونت تا چه حدي است اين به اين دليل است كه متاسفانه مردهاي ايراني در اكثريت فقط در ظاهر مسلمانند و متاسفانه شديدا تحت تاثير خشونت ، بدبيني، خودخواهي و... هستند كه همگي از تعاليم شيطان است و شيطان هم طعمه هاي خود را از دين خاصي انتخاب نمي كند و اگر مردان مسلمان ايراني لااقل سوره نساء را با دقت بخوانند مي فهمند كه چقدر از اسلام به دورند و خواهشم اين است كه اين صفات را به همه مردان ايراني اطلاق نكنيد و آن را به اسلام ربط ندهيد