PDA

نمايش نسخه نهائي : در انتظار موعود


هستي
Saturday 12 November 2005, 05:40PM
بسمه تعالي
اين عنوان براي جلوگيري از پراكنده شدن بحث هاي مربوط به امام عصر(ع) باز مي شود.دوستا ن در صورت تمايل مي توانند هر حرف وسخني را كه دوست دارند در ان بنويسند.
به شبهات در حد توان اندكم كه از معرفت واقعي به او بدور است جواب مي دهم.پاداشم"برغم مدعياني كه منع عشق كنند" نگاه عنايت اوست.
اميد كه مورد رضايت پروردگارواقع شود.
بديهي است كه جوابها بر اساس پذيرش پيش فرض" كتاب وسنت" خواهد بود.

هستي
Saturday 12 November 2005, 05:41PM
بسمه تعالي
پيامبر فرموده است:
شما اصحاب من هستيد. ليكن "برادران"من مردمي هستند كه در اخرالزمان مي آيند.انان به نبوت من ودين من ايمان مي آورند با اين كه مرا نديده اند.هر يك از انان اعتقاد ودين خويش را با هر سختي اي كه باشد نگاه مي دارد, چنانكه گويي خار مغيلان را در شب تاريك با دست پوست مي كند. يا آتش پر دوام چوب داغ را در دست نگه مي دارد.
آن مومنان مشعلهاي فروزان در تاريكيها هستند.خداوند انان را از اشوبهاي تيره وتار(اخرالزمان) نجات خواهد داد.

هستي
Saturday 12 November 2005, 05:42PM
بسمه تعالي
برغم مدعياني كه منع عشق كنند
از حافظ
خيال روي تو در هر طريق همره ماست
نسيم موي تو پيوند جان اگه ماست
برغم مدعياني كه منع عشق كنند
جمال چهره تو حجت موجه ماست
ببين كه سيب زنخدان تو چه مي گويد
هزار يوسف مصري فتاده در چه ماست

به حاجب در خلوت سراي خاص بگو
فلان ز گوشه نشينان خاك درگه ماست

هستي
Monday 14 November 2005, 07:47AM
امام زمان از نظر ملا صدرا
اشاره: بحث درباره موعود آخرالزمان مسأله‏اى است كه از دير باز مورد توجه انديشمندان و متفكران دينى بوده است. و هر كس بسته به ذوق و استعداد خود به گوشه يا گوشه‏هايى از زواياى مختلف آن توجه كرده است. در اين نوشتار به بررسى ديدگاه عالم ربانى و حكيم الهى محمد بن ابراهيم، صدرالدين شيرازى (معروف به صدرالمتألهين و ملاصدرا) مى‏پردازيم.

1. زمين هيچ‏گاه از حجت الهى خالى نيست
ملاصدرا معتقد است، بر پيامبر واجب است كه براى بعد از خود جانشينانى قرار دهد، و بايد به گونه‏اى درباره آنها تصريح كند كه جايى براى شك و طعن باقى نماند، زيرا وجود مادى آنها براى هميشه باقى نيست، بناچار بايد آشكارا به وجود امامى تصريح كند كه امت بدان اقتدا نمايد1. همچنين بايد دانست كه زمين هيچ‏گاه از حجت الهى خالى نيست، و با رفتن هر كدام، نوبت ديگرى مى‏رسد. ايشان براى اين مدعا به اين آيه استشهاد مى‏كنند:
و لقد أرسلنا نوحاً و إبراهيم و جعلنا فى ذريتهما النبوة و الكتاب فمنهم مهتد و كثير منهم فاسقون ثمّ قفّينا على آثارهم برسلنا، و قفّينا بعيسى بن مريم و آتيناه الإنجيل...2
ما نوح و ابراهيم را فرستاديم، و در فرزندان آنها نبوت و كتاب را قرار داديم، پس از آن بعضى از آنها هدايت يافتند و بسياى از آنها فاسق شدند. سپس به دنبال آنها رسولان ديگر خود را فرستاديم، پس از آن عيسى بن مريم را مبعوث كرديم و به او انجيل عطا كرديم.
بيان ملاصدرا در ذيل اين آيه چنين است:
اين آيه دليل بر اين است كه زمان از كسى كه قيام كند و حجت خدا بر خلقش باشد، خالى نيست، اين سنت الهى از زمان نوح و آدم و آل ابراهيم تا زمان پيامبر ما جارى بوده و سنت الهى تبديل نمى‏شود. با تمام شدن نبوت آن ولايتى كه باطن نبوت است، تا روز قيامت باقى است. پس بناچار بعد از سپرى شدن زمان رسالت، لازم است ولى و سرپرستى باشد كه با كشف شهودى و بدون يادگيرى از خلق، خدا را عبادت كند، و نزد او منبع تمام دانشهاى دانشمندان و مجتهدان موجود است، و در امر دين و دنياى مردم رياست دارد، و از جانب خدا، مردم را به فطرتشان دعوت مى‏كند، چه مردم اطاعت كنند چه نكنند، و يإ؛؛ لاپ‏پ دعوت او را اجابت كنند يا او را انكار نمايند، و فرقى نمى‏كند آن ولى ظاهر باشد و ديگران او را ببينند، ويا همچون بسيارى از ائمه طاهرين از ديده‏ها پوشيده و پنهان باشد.3
شاهد اين مطلب فرمايش على، عليه‏السلام، به كميل است كه پس از بيان فضيلت علم و ارزش علما مى‏فرمايد:
أللّهم بلى! لا تخلواالأرض من قائم للّه بحجّة، ظاهراً و مشهوراً، أو مستتراً مغموراً لئلّا تبطل حجج‏اللّه و بيناته، كم ذا و أين أولئك؟ أولئك واللّه‏الأقلون عدداً، الأعظمون خطراً، بهم يحفظاللّه حجته و بيناته حتى يودعوها نظرائهم، و يزرعوها فى قلوب أشباههم. هجم بهم‏العلم على حقيقةالبصيرة و باشروا روح‏اليقين، و استلانوا ما استوعره‏المترفون، و أنسوا بما استوحش منه‏الجاهلون، صحبواالدنيا بأبدانٍ أرواحها معلّقة بالمحل‏الأعلى؛ أولئك خلفاءاللّه فى أرضه، والدعاة إلى دينه. آه! آه! شوقاً إلى رؤيتهم.
بار خدايا! آرى، زمين از قيام كننده براى خدا به وسيله حجت و دليل، خالى نمى‏ماند، يا آشكار و مشهور است، يا پنهان و مجهول، تا اينكه حجتها و دليلهاى خدا از بين نرود. اينها چند نفرند؟ و كجا هستند؟
سوگند به خدا كه اينها از نظر شمارش اندك هستند و از نظر منزلت و بزرگى، بسيار بزرگوار و بلند مرتبه‏اند. به وسيله اينها حجت و دليلهاى روشن خدا حفظ مى‏شود تا آن را به همانند آنها بسپارند، و آن را در قلبهاى همانند آنها كشت نمايند.
علم و دانش با بصيرت حقيقى به اينها روى آورده، و روح يقين را به كار بسته‏اند. آنچه را كه اشخاص خوش‏گذران سخت مى‏گيرند، اينها آسان مى‏گيرند. و به آنچه كه افراد نادان از آن وحشت دارند، انس گرفته‏اند به وسيله بدنهايى كه ارواح آن به جاى بسيار بلندى آويخته، در دنيا زندگى مى‏كنند. اينها جانشينان خدا در زمينش هستند كه به سوى دين او دعوت مى‏كنند. آه! آه! چه بسيار مشتاق ديدار آنها هستيم.4
صدرالمتألهين پس از بيان على، عليه‏السلام، نتايجى به شرح زير مى‏گيرند:
اول: عالِم حقيقى ولايت و رياست در دين دارد.
دوم: سلسله عرفان به خدا و ولايت مطلقه هيچگاه قطع نمى‏شود.
سوم: آبادى جهان و انسانها و ساير حيوانات و همه موجودات به خاطر وجود آن عالم ربانى است.
چهارم: آن حجت الهى واجب نيست ظاهر باشد و چه بسا پنهان باشد.
پنجم: اولياى خاص الهى، با الهام از خداوند، علوم و معارف را كسب مى‏كنند.
ششم: با اين اوصاف شرافت حكمت الهى و منزلت صاحبان روشن مى‏شود كه چگونه على، عليه‏السلام، مشتاق لقاى آنهاست.5
ادامه دارد

هستي
Monday 14 November 2005, 05:46PM
. شرايط امامت و تعيين مصداق
امامِ منصوب از جانب خدا بايد از گناهان پاك باشد، و بايد داراى اوصاف كماليه‏اى همچون علم، قدرت، شجاعت، كرم، زهد، مروت، و فصاحت در حد اعجاز باشد كه اجتماع همه آنها در يك نفر كمياب باشد و با آن شايسته خلافت در زمين و سپس آسمان شود.
همچنين امام بايد از نقصها و عيبهاى نفسانى كه با خلافت جمع نمى‏شود، همچون كفر، جهل، سفاهت، تندخويى، كبر و نفاق و از امراض بدنى پاك باشد.
صدرالمتألهين پس از بيان اين اوصاف مى‏گويد:
پس از رسول خدا، صلّى‏اللّه‏عليه‏وآله، هيچ كس جز على بن أبى طالب - برادر و پسر عموى پيامبر - داراى چنين فضايل و كمالاتى نبود.
و براى اثبات اين مدعا، سه دليل ذكر مى‏كند:
دليل اول، كلام خدا كه مى‏فرمايد:
لا ينال عهدى‏الظالمين.6
عهد من به ظالمان نمى‏رسد.
دليل دوم، آيه شريفه:
إنّما وليكم‏اللّه و رسوله و الّذين يقيمون الصلاة و يؤتون الزكاة و هم راكعون.7
تنها ولى شما خدا و رسول او، و كسانى هستند كه نماز را بر پا مى‏دارند و در حال ركوع زكات مى‏پردازند.
دليل سوم، تصريح به ولايت على، عليه‏السلام، در حجةالوداع، و احاديث ديگرى كه از پيامبر رسيده است.8
سپس مى‏گويد:
بعد از على، عليه‏السلام، اولاد معصومش كه اين صفات در آنها جمع است، شايستگى ولايت دارند تا برسد به صاحب اين زمان، حضرت مهدى، عجّل‏اللّه‏تعالى‏فرجه، كه به قسط و عدل قيام مى‏كند، زيرا بوسيله او زمين از عدل و قسط پر مى‏شود، پس از آنكه از ظلم و جور پر شده است.
پس وجود آن حضرت ثمره عالم و كمال آن است و با از بين رفتن او همه چيز زايل مى‏شود. زيرا ثابت شده كه وجود انسان كامل علت غايى اين عالم است. و اين مباحث از راه تتبع در آثار و اخبار به دست مى‏آيد، نه از طريق مباحث كلامى و استدلال.9
همچنين در شرح اصول كافى، پس از ذكر رواياتى كه دلالت دارد كه ائمه دوازده نفرند، در جمع‏بندى مى‏گويد:
تمام اين روايات سندشان از طريق اهل سنت ذكر شده و در كتب صحاح آنها، همه آنها ثابت است.
و در ذيل روايت ديگرى درباره حضرت مهدى، از شارح »مشكوة« نقل مى‏كند كه:
اين احاديث و امثال آن، دليل روشنى است بر اين كه خلافت مختص به قريش است و براى غير آنها جايز نيست، و پيامبر اكرم، صلّى‏اللّه‏عليه‏وآله، نيز فرموده اين حكم تا آخر روزگار است، و كسى كه در عقلش آفتى نباشد، و جلو چشمان بصيرتش حجابى نباشد، مى‏داند كه اين روايات متواتر و صحيح دلالت دارد كه جانشينان پيامبر دوازده نفرند كه همه از قريش هستند، و دين الهى و اسلام را تا قيامت بپا مى‏دارند، و جز ائمه شيعه اماميه كسى چنين صفاتى ندارد.10

3. فضيلت اهل‏بيت، عليهم‏السلام
اعتقاد ملاصدرا اين است كه انسانها از لحاظ درجه روحى و در شدت و ضعف با هم متفاوتند.11 بالاترين مرتبه كمال روحى روح انبياست، و در ميان پيامبران نيز شريف‏ترين روح، روح خاتم آنهاست، سپس روح اولياى الهى و اهل پيامبر كه سلسله آنها تا زمان حضرت مهدى ادامه دارد12.
اولياى الهى و علماى بعد از پيامبر تا قيام مهدى، و حتى كسانى كه قبل از پيامبر بوده‏اند از راه باطنى، از روح پيامبر، صلّى‏اللّه‏عليه‏وآله، بهره مى‏جويند.13
همچنين در دست اين بزرگواران كتاب جفر و جامعه به وديعه گذاشته شده و تا ظهور حضرت مهدى، عجّل‏اللّه‏تعالى‏فرجه، از هر امامى به امام ديگر مى‏رسد، و هر چه حلال و حرام خداست و هر چه انسان بدان محتاج است، در آن وجود دارد.14

4. ايمان به حضرت مهدى، عليه‏السلام، ايمان به غيبت است
بر اساس بسيارى از روايات آخرين سلسله امامت به حضرت مهدى، عجّل‏اللّه‏تعالى‏فرجه، مى‏رسد بر همين اساس ايشان تصريح مى‏كند كه علماى اماميه اتفاق نظر دارند كه امام زمان ما، همان مهدى است كه ظهورش در آخرالزمان وعده داده شده است. و بنا بر15 بعضى روايات كه از اصحاب ما رسيده است، مراد به »الذين يؤمنون بالغيب« زمان غيبت و زمان قيام16 آن حضرت است كه قرآن و روايات از آن خبر داده است.17

هستي
Tuesday 15 November 2005, 08:18PM
ادامه
. ويژگى‏هاى حضرت مهدى، عليه‏السلام، در هنگام ظهور
از مطالبى كه بيان شد، روشن مى‏شود كه كارهايى كه در زمان ظهور حضرت مهدى، عليه‏السلام، تحقق مى‏يابد كاملاً با خواسته‏هاى پيامبر اسلام منطبق است، زيرا بين اين دو، به وسيله امرى باطنى ارتباط وجود دارد، و به همين جهت اهداف وحى و نبوت، در زمان ظهور آن حضرت تحقق مى‏يابد، و شعاع خورشيد حقيقت همه جا را فرا مى‏گيرد. در آن روز نور دين و توحيد الهى ظهور پيدا مى‏كند و ظلمتهاى شرك ابليسى غروب مى‏كند، باطل بكلى رخت بر مى‏بندد، زيرا بعد از آنكه زمين از ظلم و جور پر شده است، خداوند به وسيله او زمين را از قسط و عدل پر مى‏كند.18
از ويژگيهاى زمان ظهور اين است كه اختلاف بين اهل ظاهر برطرف مى‏شود، و اجتهاد و كلام از بين مى‏رود و احكام مختلف در يك مسأله تبديل به يك حكم مى‏شود، و آن هم همان حكمى است كه در علم خداى سبحان است، و همچون زمان رسول خدا مذهبها به يك مذهب تبديل مى‏شود، چون اين مطابق علم الهى است.
بنابراين، اگر اجماع فقها در يك فتوا مخالف كشف صحيح باشد، حجّت نيست، هر چند كه مطابق صراحت روايات باشد. بر اساس اين مبنا، اگر كسى از راه كشف صحيح به حكمى از احكام الهى پى برد؛ و در انجام اعمال، با اجماع فتاوى اهل ظاهر مخالفت كند، در اين مخالفت ملامتى نيست و از شريعت خارج نشده است، چون از راه باطن كلام پيامبر و باطن كتاب و سنت را به دست آورده است.19

. اهل سنت و مسأله امامت و مهدويت
صدرالمتألهين با ذكر دو نظريه از اهل سنت درباره امامت و حضرت مهدى، هر دو را رد مى‏كند.
درباره امامت، با تعجب مى‏گويد:
اينها امام را به پادشاهان دنيوى و قدرتمندان حمل كرده‏اند، چه عالم باشند، چه جاهل، چه عادل باشند، چه فاسق.
سپس بر آنها خرده مى‏گيرد كه با توجه به‏اينكه‏در روايات آمده‏است:
من مات و لم يعرف إمام زمانه، مات ميتةالجاهلية
كسى كه بميرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلى مرده است.
حال براى شناخت اين امام جاهل و فاسق چه ثمره‏اى وجود دارد كه اگر كسى بميرد و آن را نشناسد به مرگ جاهليت مرده باشد؟21
اما درباره حضرت مهدى، عجّل‏اللّه‏تعالى‏فرجه، نيز آنها وجود آن حضرت و بقايش را تا اين زمان بعيد مى‏شمارند.
ايشان در جواب مى‏گويد:
اين استبعاد در نهايت سقوط است، زيرا دلايل طبى و نجومى محال بودن بقاى انسان بعد از 120 سال را درست نمى‏داند. ولي ما مواردى از گذشتگان را سراغ داريم كه عمرهاى طولانى داشته‏اند؛ مثل آدم و نوح و امثال آن دو.
.
محقق: عبدالرسول هاديان
منابع:

1. صدرالدين الشيرازى، محمدبنابراهيم، تفسير القرآن الكريم، قم، انتشارات بيدار،

، ج1-6
نهج‏البلاغه (صبحى صالح)، كلمات قصار 147.

شرح الاصول الكافى، ص460.

. صدرالدين شيرازى، محمد، مفاتيح‏الغيب، ص37، مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى،
چاپ اول 1363 عربى.

مفاتيح‏الغيب، ص487.




.

هستي
Thursday 17 November 2005, 05:12PM
بسمه تعالي
موعود در اديان ديگر
اما در كتب يهوديان در عهد عتيق در تورات (تورات عهد عتيق چاپ لندن سال 895 ميلادي امده است : «و اما در خصوص اسماعيل ترا اجابت فرمودم اينک او را برکت داده بارور گردانم و او را بسيار کثير گردانم . دوازده رئيس از وي پديد آيد و امتي عظيم از وي به وجود آورم »
مي دانيم که اسماعيل جدّ عرب است و بني هاشم از نسل اويند و 12 رئيس در اينجا 12 امام معصوم هستند .
حضرت عيسي (ع) نيزدر بيش از 50 مورد در عهد جديد از ظهور ناگهاني حضرت مهدي (ع) خبر داده است مثلاً مي فرمايد «کمرهاي خود را بسته چراغهاي خود را افروخته بداريد.... خوشا به حال آن غلامان که چون آقاي ايشان آيد، ايشان را بيدار يابد ( آماده و حاضر به خدمت و منتظ رظهور) عهد جديد انجيل لوقا 12/35-36
در کتاب شاکموني که پيروان شاکموني در هندوستان او را پيامبر و صاحب کتاب مي دانند آمده است . «پادشاهي و دولت دنيا به فرزند سيد خلايق دو جهان کيشن (1) بزرگوار تمام شود. وي کسي باشد که بر کوه هاي مشرق و مغرب دنيا حكم براند و فرمان کند و برابرها سوار شود و فرشتگان کارکنان او باشند و جن و انس در خدمت او شوند و از سودان که زير خط استوا ست تا ارض تسعين که زير قطب شمالي است و ماوراي بحار را صاحب شود و دين خدا يک دين شود و دين خدا زنده گردد و نام او ايستاده [قائم] و خداشناس باشد.

1-کشن, نام پيامبر اسلام (ص) است به زبان هندي و نام اين فرزند را همانطور که شيعيان قائم مي نامند ايستاده ناميده شده .

سلام دوستان
Friday 18 November 2005, 04:50AM
بسم الله الرحمن الرحيم

سلام جناب رهگذر عزيز
شما در باره نشانه های غايب منتظر در ديگر اديان مطالبی را خواسته بوديد.
مقدمتا بايد به عرض شما برسانم که اين نشانه ها بسيار زياد است اما به عنوان نمونه به برخی از آنان اشاره می کنم ودر صورتی که اين بحث مورد توجه قرار گيرد با مدد از مولايم امام زمان عليه السلام بصورت مفصل طی چند مقاله به آن می پردازم:
مورد اول اعتقاد چينی ها: چينی ها معتقدند که کرشنا ظهور کرده وجهان را نجات می بخشد[1] (http://www.iranclubs.org/forums/newreply.php?do=newreply&noquote=1&p=82142#_ftn1)
مورد دوم مصر باستان: مصريان باستان معتقد بودند که فرستاده خدا در آخر الزمان در کنار خانه خدا ظهور کرده وجهان را تسخير می کند[2] (http://www.iranclubs.org/forums/newreply.php?do=newreply&noquote=1&p=82142#_ftn2)
مورد سوم زبور آل داوود علی نبينا وآله وعليه السلام: اما متوکلان به خداوند وارث زمين خواهند شد.
وحال اندک است که شرير نابود نيست می شود که هرچند مکانی را جستجونمائی ناپديد خواهد شد.
اما متواضعان وارث زمين خواهند شد واز کثرت سلامتی متلذذ خواهند شد.
شريران شمشير کشيدند وکمان چله کردند تا آن که مظلوم ومسکين ر بيندازند وکمانهای ايشان شکسته خواهد شد.[3] (http://www.iranclubs.org/forums/newreply.php?do=newreply&noquote=1&p=82142#_ftn3)
وهمچنين در همين کتاب آمده است:
ای خدا شرع واحکام خود را به ملک وعدالت خود را به ملک زاده عطا فرما تا اين قوم تو را به عدالت وفقرای تورا به انصاف حکم نمايد. به قوم کوهها سلامت وکوير ها عدالت برساند.فقيران قوم تورا حکم نمايد وپسران مسکينان را نجات بخشد وظالم را بشکند.[4] (http://www.iranclubs.org/forums/newreply.php?do=newreply&noquote=1&p=82142#_ftn4)
مورد چهارم کتاب اشعياء نبی علی نبينا وآله وعليه السلام: ونهالی از تنه يسی بيرون آمده شاخه ای از ريشه هايش خواهد شکفت وروح خداوند بر او قرار خواهد گرفت يعنی روح حکمت وفهم وروح مشورت وقوت وروح معرفت وترس خداوند...... وموافق چشم خود داوری خواهد نمود وبر طبق شنيده های خويش تنبيه نخواهد نمود بلکه مسکينان را به عدالت داوری خواهد کرد وبه جهت مظلومان به راستی حکم خواهد نمود.[5] (http://www.iranclubs.org/forums/newreply.php?do=newreply&noquote=1&p=82142#_ftn5)
مورد پنجم کتاب دانيال نبی علی نبينا وآله وعليه السلام: امير عظيمی که برای پسران قوم تو ايستاده قائم است خواهد برخواست وچنان زمان تنگی خواهد شد که از وقتی که امتی بوجود آمده است تا امروز نبوده. واما توای دانيال کلام را مخفی کن وکتاب را تا زمان آخر مهر کن بسياری به سرعت تردد خواهند نمود وعلم افزون خواهد گشت خوشا به حال آنکه انتظار کشد.[6] (http://www.iranclubs.org/forums/newreply.php?do=newreply&noquote=1&p=82142#_ftn6)
مورد ششم انجيل کتاب پيامبر عظيم الشان حضرت عيسی علی نبينا وآله وعليه السلام: کمر های خود را محکم ببنديد چراغ های خود را افروخته بداريد وشما مانند کسانی باشيد که انتظار آقای خود را می کشند .... تا هروقت آيد ودر را بکوبد بی درنگ برای او باز کند. خوشا بحال آن غلامان که آقای ايشان چو آيد ايشان را بيدار يابد. پس شما نيز مستعد باشيد زيرا در ساعتی که گمان نمی بريد پسر انسان می آيد[7] (http://www.iranclubs.org/forums/newreply.php?do=newreply&noquote=1&p=82142#_ftn7).
وبدو قدرت بخشيده شده است که داوری هم بکند زيرا پسر انسان است واز اين تعجب نکنيد زيرا ساعتی می آيد که در آن جميع کسانی که در قبور باشند آواز او را خواهند شنيد وبيرون خواهند آمد[8] (http://www.iranclubs.org/forums/newreply.php?do=newreply&noquote=1&p=82142#_ftn8).
جناب رهگذر عزيز در اينجا می بايست چند نکته را به شما وتمامی عزيزانی که اين ياداشت را مطالعه می کنند تذکر بدهم:
نکته اول اينکه: برخی از عبارات آورده شده با محاورات کنونی ما کمی فرق دارد علت اين مساله آن است که من به علت امانت داری نخواستم در ترجمه عبارات آورده شده دخل وتصرفی کنم که از اين بابت از شما عذر خواهی می کنم.
نکته دوم اينکه : همانگونه که خودتان هم متوجه شده ايد بسياری از اين مضامين با آيات وروايات ما مسلمانان مطابق دارد که بخاطر اينکه شما درخواست کرده بوديد از آيات وروايات چيزی گفته نشود من هم اشاره ای به آن نداشتم اما در صورت لزوم به ان اشاره خواهم نمود.
در پايان از حسن نظر شما به مطالب نوشته شده تشکر می کنم.
ارادتمند شما سلام دوستان



[1] (http://www.iranclubs.org/forums/newreply.php?do=newreply&noquote=1&p=82142#_ftnref1)برگرفته از کتاب ظهور مهدی عليه السلام از ديدگاه اسلام ومذاهب وملل جهان صفحه 44 نوشته سيد اسدالله هاشمی شهيدی

[2] (http://www.iranclubs.org/forums/newreply.php?do=newreply&noquote=1&p=82142#_ftnref2)برگرفته از کتاب ظهور مهدی عليه السلام از ديدگاه اسلام ومذاهب وملل جهان صفحه 44 نوشته سيد اسدالله هاشمی شهيدی

[3] (http://www.iranclubs.org/forums/newreply.php?do=newreply&noquote=1&p=82142#_ftnref3)عهد عتيق کتاب مزامير مزمور 37 برگرفته از کتاب ظهور مهدی عليه السلام از ديدگاه اسلام ومذاهب وملل جهان صفحه 44 نوشته سيد اسدالله هاشمی شهيدی

[4] (http://www.iranclubs.org/forums/newreply.php?do=newreply&noquote=1&p=82142#_ftnref4)عهد عتيق کتاب مزامير مزمور 72 برگرفته از کتاب ظهور مهدی عليه السلام از ديدگاه اسلام ومذاهب وملل جهان صفحه 44 نوشته سيد اسدالله هاشمی شهيدی

[5] (http://www.iranclubs.org/forums/newreply.php?do=newreply&noquote=1&p=82142#_ftnref5)تورات کتاب اشعياء نبی باب 11 پند های 1 تا 10 برگرفته از کتاب ظهور مهدی عليه السلام از ديدگاه اسلام ومذاهب وملل جهان صفحه 44 نوشته سيد اسدالله هاشمی شهيدی

[6] (http://www.iranclubs.org/forums/newreply.php?do=newreply&noquote=1&p=82142#_ftnref6)کتاب مقدس کتاب دانيال نبی باب 12 برگرفته از کتاب ظهور مهدی عليه السلام از ديدگاه اسلام ومذاهب وملل جهان صفحه 44 نوشته سيد اسدالله هاشمی شهيدی

[7] (http://www.iranclubs.org/forums/newreply.php?do=newreply&noquote=1&p=82142#_ftnref7)کتاب مقدس انجيل يوفا صفحه 116 باب 12 برگرفته از کتاب ظهور مهدی عليه السلام از ديدگاه اسلام ومذاهب وملل جهان صفحه 44 نوشته سيد اسدالله هاشمی شهيدی

[8] (http://www.iranclubs.org/forums/newreply.php?do=newreply&noquote=1&p=82142#_ftnref8)کتاب مقدس انجيل يوحنا صفحه 152 باب 5 برگرفته از کتاب ظهور مهدی عليه السلام از ديدگاه اسلام ومذاهب وملل جهان صفحه 44 نوشته سيد اسدالله هاشمی شهيدی

محمد مهدی 128
Friday 18 November 2005, 06:44AM
هستي عزيز وسلام دوستان عزيز سلام موفق باشيد

هستي
Thursday 24 November 2005, 05:50PM
بسمه تعالي
ايه 5 سوره قصص ورابطه ان با امام غايب از ديدگاه امام علي (ع)
ونريد ان نمن علي االذين استضعفوا في الارض ونجعلهم ائمه ونجعلهم الوارثين.
ما اراده كرده ايم كه بر مستضعفان زمين منت نهاده وانان را پيشوايان و وارثان زمين قرار دهيم.
حضرت علي در نهج البلاغه فرموده است:
لتعطفن الدنيا علينا بعد.....
دنيا پس از جموشي وسركشي همچون شتري كه از دادن شير به بچه اش خودداري ميكند به ما روي مياورد.(كلمات قصار شماره 209
وسپس اين ايه سوره قصص را تلاوت فرمود.
ودر حديث ديگري درباره حضرت مهدي مي فرمايد:
هم ال محمد,يبعث الله مهديهم بعد جهدهم فيعزهم ويذل عدوهم.

انها ال محمد هستند.خداوندمهدي انها را بعد از زحمت وفشاري كه بر انان وارد ميشود بر مي انگيزد وبه انها عزت مي دهد ودشمنانشان را خوار وذليل مي كند..

صبح
Thursday 24 November 2005, 07:50PM
بسم الله الرحمن الرحيم
http://www.tanveerbatliwala.8m.com/islamic_site_images/yamahdi-org.jpg
هيچ تا حالا آرزو كرده ايد برگرديد به صفا و سادگي دوران مادر بزرگها و پدر بزرگها ؟
به همان صافي و سادگي قديمي . بدون هيچ گونه فريب ،‌بي هيچ ريا و ظاهر سازي .
هيچ آرزو كرده ايد كاش بر مي گشتيم به روزگاري كه ديوارها كوتاه بود و درهاي خانه ها اين همه قفل و بست نداشت و پنجره ها با اين همه نرده و حفاظ پوشانده نشده بود .
به زمانه اي كه در سخن گفتن روزمره ،‌نياز به سوگند خوردن نبود ، چون جز راست چيزي به زبان نمي‌آمد .
مي‌خوردند و دعايش مي‌كردند و اگر زندگي ات خوب نمي‌چرخيد ، همسايه ها هم احساس مي‌كردند ، نان خوش از گلويشان پايين نمي‌رود .
راستي چرا آن صفا و صميمت از كوچه ها و خيابان هاي ما پركشيد و رفت ؟
چرا از درد و رنج هم بي‌خبريم ؟
چرا به يكديگر به ديده شك و ترديد مي‌نگريم ؟
شايد علتش نوع زندگي هامان باشد كه ما را اين چنين از دوست ، مهر ، فروتني و صفا دور كرده است . شايد اگر مثل قديمي‌ها ، هر شب جمعه به قبرستان كوچكي كه كمي آن طرف تر از خانه بود ، سر مي‌زديم و نگاهمان به سنگ هاي قبري مي‌افتاد كه با صاحبان آشنايش ، خاطره ها داشتيم ،‌ديگر يادمان مي‌ماند كه رفتني هستيم و نبايد دل به اين دنياي ناپايدار بست و به خاطرش دلي را آزرد .
شايد هم تقصير آسمان است . با اين دود و سياهي كه جلوش چشم ما را مي‌گيرد و نمي‌گذارد كه هر شب در زيرش چشم به هزاران ستاره و كهكشان بيندازيم و شب به شب كوچكي و حقارت خود را دوره كنيم تا ديگر فردا صبح رفتارمان با همسايه ديوار به ديوار ، خداوار و ارباب گونه نباشد .
شايد هم مال خورد و خوراكي بود كه پاك بود و حلال ، و ناني كه از تنور در مي‌آمد معلوم بود گندمش را كدام دست پينه بسته معصوم كاشته ، با كدام آب حلال و مباح آبياري شده و كدام آسيابان امين و درستكار ، در آسياب خويش آن راسييده .و
راستي آيا ما وارث آن دلهاي پاكي هستيم كه سخت ترين بيماري‌ها را به مدد يك دعاي خالصانه ، در كنار ضريحي مقدس به شفا مبدل مي‌كرد ؟
آيا ا بقاياي نسلس هستيكه وقتي دلش مي‌گرفت يا آرزويي دست نايافتني داشت ،نذر مي‌كرد تا چها روز جلوي خانه نقلي‌اش را آب و جارو كند تا چشمش به ديدار امام پنهانش روشن شود ؟‌
آيا ما ادامه آدمهاي نابي هستيم كه روزهاي جمعه ، عاشقانه انتظار او را مي‌كشيدند و با اسبي آماده و زين كرده ، راه مي‌افتنادند به سوي دروازه شهر ، تا نشاني باشد از اين كه : مي‌دانيم موعود مي‌آيد و ما به انتظار او حتي مركبش را هم با خود آورده ايم ؟
آيا مي‌شود دوباره برگرديم به صفا و خلوص آن روزگار ؟
"ماشين" و "رايانه" و "بزرگراه"‌مانع نيست ؛ آن چه مانع است چشم‌هايي است كه به گناه آلوده شده ، زبان‌هائي كه به دروغ عادت كرده ، گوش هايي كه جز حرام و غ يبت و تهمت نشنيده و دل هايي كه انديشه هاي غير خدائي تيره و سياهش ساخته است .
كمر همت بايد بست ، بايد آغاز كنيم ، چه بهتر كه از او كه امام زمانمان است ، ياري بگيرم . او هم ، صفا و پاكي را مي‌پسندد نه ريا و نفاق را . مثل قديمي‌ها كه باشيم كه او حاضر حاضر و ناظر خويش ، مي‌ديدند و مطمئن بودند كه هفته اي يك بار كارنامه اعمالشان در حضورش گشوده مي‌شود و دغدغه خاطرشان ، آن بود كه نكند رفتارشان بر چهره او اخمي بنشاند يا اشكي از ديدگان خدابينش چاري كند ...
مي‌شود از همين امروز شروع كرد ...
از همين امروز كه ميلادش را جشن گرفته ايم و شادمانيم كه در چنين ساعاتي ، گام به جان نهاده است .
با يك خطاي كمتر...
با يك كار خوب ....
منبع : جزوه اي بدون نام كه در پانزده شعبان امسال بدستم رسيد .

هستي
Saturday 26 November 2005, 09:29AM
بسمه تعالي
با سلام
انچه نويسنده در اين نوشته حسرت ان را خورده است صفا وپاكي و بي ريايي بوده كه در زمانه ما از نگاه او كم است.
اما مگر مي شود در اين زمان زندگي كرد وهمان رويه را داشت؟
بگمانم هنوز هم هستند كسانيكه پاكي وصفاي درونشان از هاي وهوي ما(خودم را مي گويم)بيشتر است وخداوند با نظر عنايت به انها مي نگرد.
در همين عصر هم ما شاهد بوديم كه مردي از سلاله پاكان با علمش وبا باطن پاكش انقلابي بي نظير را رهبري كرد وبه پيروزي رساند.
وسپس جواناني پيدا شدند عاشق ومومن كه در جنگ بين حق وباطل جانشان را در طبق اخلاص نهاده وبسوي معشوق ابدي شتافتند.
گرچه ممكن است بگوئيد اين فرصت هاي ناب براي انها فراهم بود.
اما,ما كه مانده ايم چه بايد بكنيم؟
براستي در زمانه ما(زمانه غيبت)پايداري بر كدام ارزشها ورفتن بر كدام راه در ارجحيت است؟
ويا براي اينكه از عنوان" انتظار" دور نشويم وظيفه منتظران در شرايط فعلي چيست؟

taslim
Saturday 26 November 2005, 06:47PM
بسمه تعالي
ايه 5 سوره قصص ورابطه ان با امام غايب از ديدگاه امام علي (ع)
ونريد ان نمن علي االذين استضعفوا في الارض ونجعلهم ائمه ونجعلهم الوارثين.
ما اراده كرده ايم كه بر مستضعفان زمين منت نهاده وانان را پيشوايان و وارثان زمين قرار دهيم.
حضرت علي در نهج البلاغه فرموده است:
لتعطفن الدنيا علينا بعد.....
دنيا پس از جموشي وسركشي همچون شتري كه از دادن شير به بچه اش خودداري ميكند به ما روي مياورد.(كلمات قصار شماره 209
وسپس اين ايه سوره قصص را تلاوت فرمود.
ودر حديث ديگري درباره حضرت مهدي مي فرمايد:
هم ال محمد,يبعث الله مهديهم بعد جهدهم فيعزهم ويذل عدوهم.

انها ال محمد هستند.خداوندمهدي انها را بعد از زحمت وفشاري كه بر انان وارد ميشود بر مي انگيزد وبه انها عزت مي دهد ودشمنانشان را خوار وذليل مي كند..

با سلام

يكي از آياتي كه كه در جهت تأييد قرآني موجوديت مهدي موعود به آن اشاره شده ، آيه شماره 5 از سوره مباركه قصص است كه شما در بالا به آن اشاره كرده ايد. هر كسي كه اين آيه را با توجه به آيات ماقبل و مابعدش بخواند مي داند كه راجع به بني اسرائيل است و منظور از الارض نيز همان سرزمينيست كه فرعون در آن ساكن بوده است.علي رغم اينكه بسياري از مفسرين اين موضوع را باور دارند، بعضي از آنها با توجه به پاره اي از روايات گفته اند كه تعميم الارض به كل كره زمين هيچ مشكلي را پيش نمي آورد و چنانچه مستضعفين را هم به كل مستضعفين جهان تعميم دهيم( اگرچه منظور آيه صرفاً بني اسرائيل مي باشد) آنگاه يكي از مصاديق اين آيه مي تواند قيام صاحب زمان باشد.
بنابر اين ايا درست است ما اين آيه را به عنوان يك مدرك قرآني دال بر وجود مهدي موعود بدانيم؟ آيا اگر روايتي در اين باره وجود نداشت به گمان كسي مي رسيد كه شايد آيه مذكور در باره مهدي باشد؟

جهت توضيح بيشتر در باره آيه مورد بحث از شما تقاضا مي كنم نگاهي هم به سوره معظم اعراف (از آيه صد به بعد) بيندازيد .در آنجا به طور مفصل متوجه خواهيم شد كه موضوع از چه قرار است. آيه 136 مي گويد كه چگونه خداوند از فرعونيان انتقام كشيد و آنها را غرق كرد و از بين برد و آيه بعد بيان مي كند كه چگونه بني اسرائيل ( همان قومي كه توسط فرعون مستضعف شده بودند) مناطق خوش آب و هواي سرزمين فرعون را به ارث بردند. توجه كنيد:

وأورثنا القوم الذين كانوا يستضعفون مشارق الأرض ومغاربها التي باركنا فيها وتمت كلمت ربك الحسنى على بني إسرائيل بما صبروا ودمرنا ما كان يصنع فرعون وقومه وما كانوا يعرشون.

بعد از اينكه خداوند بني اسرائيل را از دست فرعونيان نجات مي دهد و وارث سرزمين ايشان مي كند ، اين لطف و نعمت بزرگ الهي را نديد گرفته و مطابق معمول بشر به دنبال غير خدا مي روند و از موسي طلب خدايي ملموس مي كنند. خداوند در آيه 141 مجدداً لطفي را كه در حقشان روا داشته متذكر مي شود:

وإذ أنجيناكم من آل فرعون يسومونكم سوء العذاب يقتلون أبناءكم ويستحيون نساءكم وفي ذلكم بلاء من ربكم عظيم. اين آيه مشابه آيه شماره 4 سوره قصص و نيز آيه 49 سوره مباركه بقره است.

در سوره شعراء دوباره مطلب توضيح داده مي شودو در اينجا بعد از اينكه خداوند سبحان بيان مي كند كه چگونه فرعونيان را از باغها و چشمه ساران و قصرهايشان بيرون ميكند آيه شماره 59 مي آيد:

كذلك وأورثناها بني إسرائيل .

يعني بعد از اينكه فرعونيان چنين و چنان شدند سرزمينشان را بني اسرائيل به ارث بردند. بنابر اين مشخص مي شود وارثان زمين ذكر شده در سوره قصص همان بني اسرائيل هستند .

شما فرموديد كه در كتب آسماني پيشين به منجي آخر زمان اشاره شده است آيا شما در قرآن نيز چنين مطلبي را سراغ داريد؟ مطلبي كه بويش از خود قران به مشام برسد نه اينكه حديث يا روايتي آن را بيان كند
آيا مي توانيد چنين آيه اي را معرفي كنيد؟

هستي
Sunday 27 November 2005, 08:21AM
بسمه تعالي
جناب تسليم
ايه 4 اين است كه فرعون در زمين سركشي كردومردمش را فرقه فرقه ساخت و.............ازمفسدين بود.(فعل ماضي)
ايه بعد مي خواهد بگويد كه اين سركشي ها وجنايت ها بي فايده است وما زمين را تنها به افرار متقي به ارث مي دهيم.
ايه 5سوره قصص مي گويد كه ما مي خواهيم بر مستضعفان زمين منت نهيم .
ايا بر داشت شما اين است كه خداوند مي خواهد بر بني اسراييل منت بگذارد؟
وايا مي خواهد انها را ائمه وپيشوايان قرار دهد؟
وبالاخره هم انها را وارثان زمين قرار دهد؟!!
طبق تفسير شخصي شما همه چيز حتي در اينده متعلق به انهاست.

اماايات قران تنها براي زمان نزول نيستند واين ايه مربوط به اينده ووراثت زمين است كه در اخر الزمان محقق خواهد شد.
علاوه بر اينها همانطور كه در شروع تاپيك متذكر شده ام اين بحث با شرط پذيرش كتاب وسنت است.

حق جو
Sunday 27 November 2005, 08:41AM
با سلام

امیر المومنین علی (ع) در باره این آیه: ( سوره قصص آیه 5)

و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین
یعنی ما اراده داریم تا بر کسانی که در زمین تضعیف و خوار شده اند منت گذاریم و ایشان را امامان و وارثان قرار دهیم.
فرمود:
هم آل محمد یبعث الله مهدیهم بعد جهدهم فیعزهم و یذل عدوهمایشان آل محمد (ص) هستند خداوند مهدی را از ایشان بر می انگیزد تا پس از انکار ( وجود او ) آل محمد (ص) را عزیز دارد و دشمنشان را خوار کند.
از آنجا که شرح و بیان صحیح هر آیه از قران فقط در کلمات گهر بار پیامبر و اهل بیت او یافت می شود برای کسانی که از طیب مولد برخوردار هستند مطمئنا دیدن همین روایت برای پذیرفتن حقیقت کافی است.

جناب تسليم

اگر قرار بود روايت، آنچه را به ذهن شما مي رسد تكرار كند مسلمانان از آن بي نياز بودند!!

در این آیه چهار فعل مضارع بکار رفته است. از بدیهیات دستور زبان عربی ( و دیگر زبانها مثل فارسی ) دلالت فعل مضارع بر زمان حال و آینده می باشد. استفاده در معنای گذشته از فعل مضارع برای بیان استمرار در گذشته ( ماضی استمراری ) است در حالیکه چهار فعل مضارع مستقل درآیه و نرید... به هیچوجه معنای استمرار ندارند. کما اینکه نمیتوان معنی کرد اراده می کردیم، منت می گذاشتیم امامان قرار میدادیم، وارثان قرار می دادیم!!
نتیجه اینکه چهار فعل مضارع در آیه بصورت متداول معنا شده و بر زمان آینده دلالت دارند
واین چیزی بجز تایید فرمایش علی (ع) در روایت فوق نیست.
ضمنا آیاتی که بدلیلی با مطلب قبل پیوستگی زمانی ندارند در قران بیشمار است و نیز بسیار دیده می شود که خداوند در ضمن بیان وقایع اقوام گذشته با یک آیه یا چند آیه دستور یا وعده ای به امت اسلام میدهد و دوباره به مطلب سابق بر می گردد و آیه و نرید از این قبیل است.



و اما سوالات من از شما:

1- بفرض که نظر شما درست باشد و آیه فقط در باره قوم موسی است. بفرمائید که آیا خداوند با قوم موسی خویشی دارد ( همانگونه که یهود ادعا می کردند! ) که فقط مستضعفان آنها را نجات می دهد؟؟!! آیا امت محمد (ص) در اینجا مورد بیمهری خداوند قرار گرفته اند؟؟ علت این بیمهری چیست؟؟
2- امامان از قوم موسی که معاصر با خود او بوده اند و آیه از آن خبر میدهد چه کسانی و چند نفر بوده اند.
3- بفرمائید که آیا منحصر کردن وعده نجات خداوند به قوم یهود تعطیل کردن و زیر پا گذاشتن معنای بلند آیه نیست؟؟
در خاتمه یاد آور میشوم که سخنان شما در باره اینکه خداوند از بین همه اقوام به قوم یهود وعده استیلا و قدرت یافتن داده است با توجه به دلالت آیه بر آینده، فقط بسود صهیونیستهای اسرائیل است و میتواند مورد استفاده آنها واقع شود!!
این مطلب با اعتقادات ساختگی صهیونیستها در زمان ما کاملا منطبق است اما تاکنون شاهد قرانی بر آن یافت نشده بود!!!!!

حق جو
Sunday 27 November 2005, 08:48AM
با سلام

امیر المومنین علی (ع) در باره این آیه: ( سوره قصص آیه 5)

و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین
یعنی ما اراده داریم تا بر کسانی که در زمین تضعیف و خوار شده اند منت گذاریم و ایشان را امامان و وارثان قرار دهیم.
فرمود:
هم آل محمد یبعث الله مهدیهم بعد جهدهم فیعزهم و یذل عدوهمایشان آل محمد (ص) هستند خداوند مهدی را از ایشان بر می انگیزد تا پس از انکار ( وجود او ) آل محمد (ص) را عزیز دارد و دشمنشان را خوار کند.
از آنجا که شرح و بیان صحیح هر آیه از قران فقط در کلمات گهر بار پیامبر و اهل بیت او یافت می شود برای کسانی که از طیب مولد برخوردار هستند مطمئنا دیدن همین روایت برای پذیرفتن حقیقت کافی است.

جناب تسليم

اگر قرار بود روايت، آنچه را به ذهن شما مي رسد تكرار كند مسلمانان از آن بي نياز بودند!!

در این آیه چهار فعل مضارع بکار رفته است. از بدیهیات دستور زبان عربی ( و دیگر زبانها مثل فارسی ) دلالت فعل مضارع بر زمان حال و آینده می باشد. استفاده در معنای گذشته از فعل مضارع برای بیان استمرار در گذشته ( ماضی استمراری ) است در حالیکه چهار فعل مضارع مستقل درآیه و نرید... به هیچوجه معنای استمرار ندارند. کما اینکه نمیتوان معنی کرد اراده می کردیم، منت می گذاشتیم امامان قرار میدادیم، وارثان قرار می دادیم!!
نتیجه اینکه چهار فعل مضارع در آیه بصورت متداول معنا شده و بر زمان آینده دلالت دارند
واین چیزی بجز تایید فرمایش علی (ع) در روایت فوق نیست.
ضمنا آیاتی که بدلیلی با مطلب قبل پیوستگی زمانی ندارند در قران بیشمار است و نیز بسیار دیده می شود که خداوند در ضمن بیان وقایع اقوام گذشته با یک آیه یا چند آیه دستور یا وعده ای به امت اسلام میدهد و دوباره به مطلب سابق بر می گردد و آیه و نرید از این قبیل است.



و اما سوالات من از شما:

1- بفرض که نظر شما درست باشد و آیه فقط در باره قوم موسی است. بفرمائید که آیا خداوند با قوم موسی خویشی دارد ( همانگونه که یهود ادعا می کردند! ) که فقط مستضعفان آنها را نجات می دهد؟؟!! آیا امت محمد (ص) در اینجا مورد بیمهری خداوند قرار گرفته اند؟؟ علت این بیمهری چیست؟؟
2- امامان از قوم موسی که معاصر با خود او بوده اند و آیه از آن خبر میدهد چه کسانی و چند نفر بوده اند.
3- بفرمائید که آیا منحصر کردن وعده نجات خداوند به قوم یهود تعطیل کردن و زیر پا گذاشتن معنای بلند آیه نیست؟؟
در خاتمه یاد آور میشوم که سخنان شما در باره اینکه خداوند از بین همه اقوام به قوم یهود وعده استیلا و قدرت یافتن داده است با توجه به دلالت آیه بر آینده، فقط بسود صهیونیستهای اسرائیل است و میتواند مورد استفاده آنها واقع شود!!
این مطلب با اعتقادات ساختگی صهیونیستها در زمان ما کاملا منطبق است اما تاکنون شاهد قرانی بر آن یافت نشده بود!!!!!

taslim
Sunday 27 November 2005, 02:08PM
و اما سوالات من از شما:

1- بفرض که نظر شما درست باشد و آیه فقط در باره قوم موسی است. بفرمائید که آیا خداوند با قوم موسی خویشی دارد ( همانگونه که یهود ادعا می کردند! ) که فقط مستضعفان آنها را نجات می دهد؟؟!! آیا امت محمد (ص) در اینجا مورد بیمهری خداوند قرار گرفته اند؟؟ علت این بیمهری چیست؟؟
2- امامان از قوم موسی که معاصر با خود او بوده اند و آیه از آن خبر میدهد چه کسانی و چند نفر بوده اند.
3- بفرمائید که آیا منحصر کردن وعده نجات خداوند به قوم یهود تعطیل کردن و زیر پا گذاشتن معنای بلند آیه نیست؟؟
در خاتمه یاد آور میشوم که سخنان شما در باره اینکه خداوند از بین همه اقوام به قوم یهود وعده استیلا و قدرت یافتن داده است با توجه به دلالت آیه بر آینده، فقط بسود صهیونیستهای اسرائیل است و میتواند مورد استفاده آنها واقع شود!!
این مطلب با اعتقادات ساختگی صهیونیستها در زمان ما کاملا منطبق است اما تاکنون شاهد قرانی بر آن یافت نشده بود!!!!!

با سلام خدمت هموطن محترم

تكرار :


بسم الله الرحمن الرحيم

وعد الله الذين ءامنوا منكم وعملوا الصلحت ليستخلفنهم في الارض كما استخلف الذين من قبلهم وليمكنن لهم دينهم الذي ارتضى لهم وليبدلنهم من بعد خوفهم امنا يعبدونني لا يشركون بي شيءا ومن كفر بعد ذلك فاولئك هم الفسقون



اين آيه شماره 55 از سوره گرانقدر نور است. اين وعده هميشگي خداوند به انسانهاست كه اگر ايمان بياورند و كارهاي شايسته و نيكو انجام دهند ايشان را خلفا و حكمرانان زمين خواهد گردانيد درست همانگونه كه در مورد پيشينيان چنين كرد و دين و قانوني را كه برايشان بر گزيده است بر قرار خواهد ساخت و صلح و امنيت را جانشين ترس و وحشت خواهد نمود. انسانهايي كه تنها او را تعبد و فرمانبرداري مي كنند و احدي را در حكمش شريك نمي گردانند .

پس چرا؟ خدايا ! اي پروردگار عرش عظيم كه قادر به هرچيزي هستي ، چرا؟ چرا به وعده ات عمل نكردي؟ چرا اجازه دادي تا يك مشت سرباز الكلي و همجنسباز ، به مال و جان و ناموس مسلمين تجاوز كنند و آنها را همچون حيوانات وحشي در قفس حبس نمايند؟ آيا در وعده ات دخالت بمبهاي ليزري و جنگهاي الكترونيك را لحاظ كره بودي ؟ آيا طيراً ابابيل تو توان استقامت در برابر خفاشهاي سياه را نداشتند؟

خدايا ! چرا كساني را كه خود در موردشان گفته بودي : لتجدن اشد الناس عدوة للذين ءامنوا اليهود والذين اشركوا خلفا و جانشينان سر زمينهاي مسلمانان كردي؟ چرا اجازه دادي تا دست كثيف سربازان آمريكايي به مال و جان و ناموس مسلمين برسد؟

خدايا من اعتراض دارم. تو كه مي داني اين صدام لجن و پليد بود كه به مملكت ما و مدينه فاضله اسلام تجاوز كرد و آن اعمال بي شرمانه را در مورد دختران بي گناه سوسنگردي و هويزه اي و خرمشهري انجام داد پس چرا حقمان را به ما برنگرداندي؟ آيا ياري تو سبب مي شد كه با آزادي هر وجب از اين خاك جان صدها نفر فدا شود؟ خدايا ! من امروز است كه گمراه و مرتد شده ام اما چرا آن روز كه هيجده سال بيشتر نداشتم و بر پيشاني بندم يا زهرا نوشته شده بود و بر پشت پيراهنم يا حسين من و ديگر هيجده ساله ها را ياري نكردي؟ آيا قتل عام حاج عمران به سبب ياري تو پروردگار بزرگ بود ؟ يعني پيامبرت را هم در جنگها اينگونه ياري مي كردي؟ حاشا و كلا.

[8:65] يايها النبي حرض المؤمنين على القتال ان يكن منكم عشرون صبرون يغلبوا مائتين وان يكن منكم مائة يغلبوا الفا من الذين كفروا بانهم قوم لا يفقهون

[8:66] الءن خفف الله عنكم وعلم ان فيكم ضعفا فان يكن منكم مائة صابرة يغلبوا مائتين وان يكن منكم الف يغلبوا الفين باذن الله والله مع الصبرين

وعده خالق زماني محقق خواهد شد كه قابليت آن در مخلوقش وجود داشته باشد. در نزد پروردگار ايمان درجاتي دارد و تحقق وعده پروردگار وابسته به افزايش در جه ايمان است . آيا درجه ايمان رزمندگان ما در حدي بود كه مستحق اين وعده جاودانه شويم ؟ خير. اين جواب از آن كسيست كه يك سال متناوب در ميان رزمندگان بوده است. در ميان رزمندگاني كه من با آنها برخورد داشته ام جز معدودي انگشت شمار ديگر هيچكس استحقاق وعده پروردگار را نداشت. در هور الهويزه تنها پرويز زندي بود .آخر او در گرماي شرجي چهل و پنج درجه تا چهل عدد كنسرو را براي تك تك بچه ها باز نمي كرد دست به كنسرو خود نمي زد . هميشه قرآن جيبي خود را به همراه داشت و لحظه اي از ذكر پروردگارش غافل نبود . شبها خواب خود را فراموش مي كرد تا هم صحبت كوچكترهايي باشد كه از پست شب مي ترسيدند . او با حرفهاي شيرين خود لحظات باشكوه و ملكوتيي را به آنها هديه مي كرد ، خدايش بيامرزد و روحش شاد.


آري ، قابليتي را كه رزمندگان كم تعداد "بدر" دارند لشكر انبوه "حنين " ندارد . چرا كه هر ده رزمنده بدر قادر به شكست دادن صد جنگجوي دشمن بود. آيا هر ده رزمنده ما مي توانست بيست نفر و تنها بيست نفر از سربازان دشمن خود را ازبين ببرد؟ هرگز . در معادله شگفت انگيز خداوند هيچ نوع اسلحه جنگي لحاظ نشده است وتنها پارامتر تأثير گذار نفر است و بس
آيا رزمندگان بدر از نظر تجهيزات غني تر بودند يا جنگجويان سپاه كفر؟ آيا در حمله هاي شبانگاهي تعداد رزمندگان ايراني بيشتر بود يا عراقي ها؟
رزمندگان بدر در شب حمله با گريه پروردگار خود را خواندند و از او ياري جستن و خدا نيز وعده خود را در مورد ايشان محقق ساخت:

[8:9] اذ تستغيثون ربكم فاستجاب لكم اني ممدكم بالف من الملئكة مردفين

هنگامي كه براي نجات خود به پروردگارتان التماس مي كرديد، او به شما جواب داد: "من با هزار فرشته كه از پي يكديگر مي آيند، شما را حمايت مي كنم."

اما رزمندگان سپاه دشمن به لات و منات توسل مي كردند و از اين اسمهايي كه پدرانشان نامگذاري كرده بودند ياري مي جستند.

رزمندگان ما نيز در شبهاي حمله دعاي توسل مي خواندندو از انسانهايي هرچند مخلص ، ياري مي جستند كه ديگر نه صدايشان را مي شنيد ند و نه مي توانستند كاري برايشان بكنند . آنهاحتي اسماء(مهدي) را نيز به كمك مي طلبيدند و از چيزي كه پدرانشان نام گذاري كرده اند مي خواستند تا فرماندهي حمله را بعهده بگيرد و اين شدكه آن معادله شگفت انگيز در مورد ما صدق نكرد.

امروز اگرچه اكثر مسلمين جهان به شرك كلاسيك توجهي ندارند و آن را با زبان منع مي كنندو حسابشان را از مردگان و اسمهاي ساختگي جدا كرده اند اما همچنان با پيروي از اهواء ديگران پا در جاي پاي شيطان مي گذارند و با دنباله روي خطوات او تعبد وي را مي كنند و گيرندگان ريسمان الهي و اعتصام كنندگان به كلام او روز به روز كمتر و كمتر مي شوند و همين مي شود كه همجنسبازان آمريكايي و انگليسي مي آيند و هيچ كس هم كاري نمي تواند بكند.

واعتصموا بحبل الله جميعا ولا تفرقوا

حق جو
Sunday 27 November 2005, 04:18PM
با سلام


در آيه مورد بحث ما سخن از امامت است و تملك زمين نه پيروزي در يك جنگ
اينكه همجنسبازان و شرابخواران مسلمانان را در قفس انداخته اند بنده را به ياد سقيفه بني ساعده مي اندازد.
در اثر آنچه در سقيفه گذشت شخصي همچون يزيد بن معاويه جانشين پيامبر شد و تا كنون نيز آل سعود از نظر همجنس بازي و شرابخواري و شهوتراني روي سربازان امريكايي را سفيد كرده اند.

وقتي اولوا الامر مسلمانان چنين باشد از سرباز امريكايي چه توقعي داريد؟؟

taslim
Sunday 27 November 2005, 05:34PM
با سلام


در آيه مورد بحث ما سخن از امامت است و تملك زمين نه پيروزي در يك جنگ
اينكه همجنسبازان و شرابخواران مسلمانان را در قفس انداخته اند بنده را به ياد سقيفه بني ساعده مي اندازد.
در اثر آنچه در سقيفه گذشت شخصي همچون يزيد بن معاويه جانشين پيامبر شد و تا كنون نيز آل سعود از نظر همجنس بازي و شرابخواري و شهوتراني روي سربازان امريكايي را سفيد كرده اند.

وقتي اولوا الامر مسلمانان چنين باشد از سرباز امريكايي چه توقعي داريد؟؟

با سلام خدمت شما دوست محترم
من در مطلع مطالبم آيه اي از قرآن را آوردم كه وعده استخلاف مؤمنين حقيقي را مي دهد و هيچ فرقي بين استخلاف در زمين و يا به ارث بردن آن و يا پيروزي بر قومي كه آن را غصب كرده اند نيست.
اين را من كم بضاعت نمي گويم ، اين نقل پروردگار بزرگ است در كتاب شريفش:

وقال الملا من قوم فرعون اتذر موسى وقومه ليفسدوا في الارض ويذرك وءالهتك قال سنقتل ابناءهم ونستحي نساءهم وانا فوقهم قهرون

قال موسى لقومه استعينوا بالله واصبروا ان الارض لله يورثها من يشاء من عباده والعقبة للمتقين

قالوا اوذينا من قبل ان تاتينا ومن بعد ما جئتنا قال عسى ربكم ان يهلك عدوكم ويستخلفكم في الارض فينظر كيف تعملون

اشراف و بزرگان قوم فرعون گفتند: آيا به موسى و قومش اجازه مى دهى كه در زمين فساد كنند و تو و خدايان تو را ترك نمايند؟" او گفت: "ما پسرانشان را مى كشيم و دخترانشان را زنده مى گذاريم. ما از آنها بسيار قدرتمندتر هستيم

موسى به قومش گفت: از خدا يارى بجوييد و صبورانه استقامت ورزيد. زمين متعلق به خداست و او آن را به هر يك از بندگانش كه برگزيند، عطا مى كند. و عاقبت از آن پرهيزكاران است

آنها گفتند: پيش از آنكه نزد ما بيايى و پس از آنكه آمدى، ما مورد اذيت و آزار بوديم. او گفت: پروردگارتان دشمنان شما را نابود و شما را در زمين مستقر خواهد كرد، سپس او خواهد ديد كه شما چگونه رفتار مى كنيد

هستي
Monday 28 November 2005, 08:12AM
بسمه تعالي
وعد الله الذين ءامنوا منكم وعملوا الصلحت ليستخلفنهم في الارض كما استخلف الذين من قبلهم وليمكنن لهم دينهم الذي ارتضى لهم وليبدلنهم

من بعد خوفهم امنا يعبدونني لا يشركون بي شيءا ومن كفر بعد ذلك فاولئك هم الفاسقون ايه 55 سوره نور

خداوند به گروهي از مسلمانان (به شرط ايمان وعمل صالح) وعده مي دهد كه انها را خليفه در روي زمين قرار دهد وديني را كه براي انها پسنديده برقرار سازد وخوف وترسشان را به امنيت تبديل سازد تا تنها خدا را بپرستند.
خوب اين وعده الهي است ودر وعده پروردگار خلاف نيست .اما چرا تا به حال محقق نشده است؟
علامه طبا طبايي در ذيل اين ايه پس از ذكر تفاسير مختلف مي نويسند كه:چون چنين جامعه اي از زماني كه پيامبر ص مبعوث گشته مصداق پيدا نكرده است پس مربوط به روزگار حضرت مهدي است ونيز.
درتفسير مجمع البيان از طبرسي امده است كه:اين ايه در باره" مهدي ال محمد" است.
پس نگران نباشيد خداوند به وعده اش عمل خواهدكرد وما منتظريم وشما ميل خودتان است.

هستي
Thursday 1 December 2005, 04:55PM
بسمه تعالي
هو الذي ارسل رسوله بالهدي ودين الحق ليظهره علي الدّين كله ولو كره المشركون" ايه33 سوره توبه
او كسي است كه رسولش را با هدايت ودين حق فرستاد تااورا بر همه دين ها پيروز كرداند واگر چه مشركان را خوش نيايد.
اين ايه خبر از عالمگير شدن ايين اسلام در جهان ميدهد ودر روايات امده است كه:امام صادق فرمود:
به خدا سوگند محتوي اين ايه زماني تحقق مي پذيرد كه قائم ظهور كند وبه هنگامي كه اوقيام كند كسي كه خدا را انكار نمايد در جهان باقي نخواهد ماند. وامام باقر فرموده:
وعده اي كه در اين ايه امده است به هنگام ظهور مهدي از ال محمد(ص) به تحقق مي رسد.

sareban
Thursday 1 December 2005, 05:05PM
1) سياق ايه (نريد ان نمن...) هيچ ابايي از قبول آنچه ما ميگوييم ندارد. چرا كه اصطلاحا : مورد باعث تخصيص وارد نميشود!
2) روايات فراواني از اهل بيت عليهم السلام داريم كه ميگويد آيه دال بر اين مضمون است.
3) پذيرش روايات اهل بيت بر هر مسلماني واجب است ( به مقتضاي حديث متواتر ثقلين)

هستي
Friday 9 December 2005, 12:28PM
بسمه تعالي
مولاي من
تو خليفه اللهي
جانشين زنده وغايب خداوند در زمين.
انان كه نمي دانند جانشين خداوند در زمين چه مرتبه اي دارد ,به انكارت نشسته اند.
مگر نه اين است كه بندگان خداوند به ميزان قربشان به خداوند بالا مي روند وبالاترومقام ومرتبه تورا خداوند تعيين مي كند نه ديگران با فهم ودرك ناقصشان.
اما چه باك؟كه
وصف رخساره خورشيد به اعمي نرسد.

هستي
Friday 16 December 2005, 08:01PM
بسمه تعالي(به صورت گزيده )
1- قرآن و دولت آخر الزمان:
قرآن و روايات متواتره اسلام و كتب مقدسه آسماني عموماً و نوشته هاي گروهي از مدعيان نبوت احياناً ، به الحان گوناگون وتعبيرات مختلف، بشريت را به يك آينده درخشان و عصر مشعشعي نويد و بشارت داده اند، كه جهان در آن عصر ، روضه رضوان شود، نمونه اي از حيات در بهشت برين در همين جهان تشكيل گردد كه گويي جهان، آفرينش نويني به خود گرفته است.
در آن عصر ، زمام اجتماع كبير جهاني از دست بيدادگران بيرون رود و حكومت و داوري بدست با كفايت برگزيدگان خدا و پرهيزگاران افتد. و رياست و دولت حقّه الهيه و زمامداري جهان بشريت، به امر لازم الاجراء الهي در آن زمان، مخصوص موعود كل ملل و مرغوب عموم طوائف ، حضرت مهدي قائم آل محمد(صل الله عليه و اله) ، حجت بن الحسن العسكري خواهد بود.

قرآن كريم كه مهمترين منبع اسلامي است، در اين زمينه يك بحث كلي و اصولي دارد ، بدون اينكه وارد جزئيات بشود؛ يعني خبر از تحقق يك حكومت عدل جهاني در سايه ايمان مي دهد.

چند نمونه از آياتي كه اين بحث را مطرح ساخته ذيلاً از نظر مي گذرانيم:

1- وعدالله الذين آمنوا منكم وعملوالصالحات ليستخلفنهم في الارض كما استخلف الذين من قبلهم و ليمكن لهم دينهم الذي ارتضي لهم و ليبدلهنم من بعد خوفهم أمناً يعبدونني لا يشركون بي شيئاً و من كفر بعد ذلک فأولئك هم الفاسقون1

(خداوند متعال آن دسته از شما مردم را كه ايمان آورده وكارهاي شايسته انجام دادند وعده داده كه قطعاً ايشان را حكمران روي زميني خواهد كرد همانگونه كه به پيشنيان آنها خلافت روي زمين را بخشيد و ديني را كبر براي آنان پسنديده پابرجا خواهد ساخت و خوف ايشان را تبديل به ايمني خواهد كرد .....)

مواردي كه در اين آيه از جانب خدا به انسانهاي صالح كه اعمال شايسته انجام داده شده اين امور سه گانه است:
1- استخلاف في الارض 2- تمكين دين 3- تبديل خوف به امنيت.

نبي اكرم(صل الله عليه و اله) فرمود: «خواهد آمد روزي كه عهد ذلت و خواري ظالمان و منافقان و ملحدان است و روز عزت و رفعت و عبادت و بندگي مؤمنان و آن روز، روز ظهور مهدي است كه ازتمام مراتب دين چيزي نباشدكه نداند و يا داند ونفرمايد2.» از حضرت امام محمدباقر(عليه السلام) در تفسير اين آيه آمده است كه فرمود: اين آيه اشاره به قيام قائم(عليه السلام) است3.

2- «هو الذي ارسل رسوله بالهدي و دين الحق ليظهره علي اللدين كله .....»4

«او كسي است كه پيامبرش را با هدايت و دين حق فرستاد تا بر تمامي اديان پيروزش گرداند .....»

اميرمؤمنان علي(عليه السلام) هنگامي كه آية «هوالذي ارسل رسوله بالهدي .....» را تلاوت فرمود، از ياران خودپرسيد : آيا اين پيروزي ظاهر شده است؟ عرض كردند: آري! فرمود: «نه، سوگند به كسي كه جانم به دست اوست اين پيروزي آشكار نمي شود مگر زماني كه هيچ آبادي روي زمين باقي نماند مگر اينكه صبح و شام بانگ «لااله الاالله» از آن بگوش رسد.5»

حضرت امام باقر(عليه السلام) مي فرمايد: «اين پيروزي به هنگام قيام مهدي از آل محمد(صل الله عليه و اله) خواهد آمد، آنچنان كه هيچ كس در جهان باقي نمي ماند مگر اينكه اقرار به محمد(صل الله عليه و اله) خواهد كرد.6»

3- «وقاتلوهم حتي لا تكون فتنه و يكون الدين كله لله ....»7

«و با آنان بجنگيد تا فتنه اي بر جاي نماند و دين يكسره از آن خدا گردد .....»

محمد بن مسلم مي گويد به امام باقر(عليه السلام) عرض كردم تأويل اين سخن پرودگار متعال كه در سوره انفال مي فرمايد «و قاتلوهم حتي .....» چيست؟ حضرت فرمودند: «هنوز تأويل اين آيه نيامده است پس زماني كه تأويل آن فرا رسد با كافران پيكار شود ومشركان كشته شوند تا به توحيد و خداي يگانه ايمان آورند و مشركي باقي نماند واين به هنگام ظهور قائم اهل بيت(عليه السلام) است.8»

4- «قال موسي لقومه استعينوا بالله واصبروا ان الارض لله يورثها من يشاء من عباده و العاقبه للمتقين»9.

در كتاب «غيبت» نعماني از امام باقر(عليه السلام) روايت شده كه فرمود: «دولتنا آخرالدول ؛ دولت ما آخرين دولتهاست و اهل بيتي كه براي ايشان دولتي باشد باقي نمي مانند مگر آنكه پيش از ما سلطنت مي كرديم مي ديدند هر آينه سلوك مي نموديم مثل سوك اين جماعت و اين است قول خداي عز و جل «و العاقبه للمتقين»10..... پيامبر اسلام فرمود: «القائم المهدي هو وارث الارض و ما فيها.»11

5- «اعلموا ان الله يحيي الارض بعدموتها .....»12

امام باقر(عليه السلام) فرمود: «خداوند زمين را بوسيله قائم(عجل الله تعالي فرجه) زنده كند پس او در زمين، عدل و دادگري كند وزمين را پس از مرگش از ظلم بوسيله عدل زندگي و حيات بخشد.» 13

6- «.... و له اسلم من في السموات و الارض طوعاً و كرهاً و اليه يرجعون.»14

رسول اكرم(صل الله عليه و اله) مي فرمايد: «روزي كه مهدي موعود امام قائم قيام كند به عدالت حكومت كند و در دوران حكومت او در روي زمين از جور و ستم اثري يافت نشود ..... و پيرو هيچ ديني در روي زمين باقي نمي ماند مگر اينكه اسلام مي آورد ..... آيا نشينده ايد كه خداوند سبحان مي فرمايد:

«و له اسلم من في السموات و الارض ......»15

7- «و لقد كتبنا في الزبور من بعد الذكر ان الارض يرثها عبادي الصالحون.»16

(و ما بعد از ذكر تورات در كتاب زبور - داود - نوشتيم كه بندگان صالحمان وارثان زمين خواهد بود.)

در تفسير مجمع البيان در ذيل آيه فوق از امام باقر(عليه السلام) نقل است: «هم اصحاب المهدي في آخرالزمان17 اين آيه و نظاير آن تصريح مي كنند كه بشارت دولت حقه امام زمان0عج) در كتب گذشته نيز ذكر شده است.

هستي
Friday 16 December 2005, 08:03PM
ادامه

8- «ونريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثين. و نمكن لهم في الارض و نري فرعون و هامان وجنودهما منهم ما كانوا يحذرون.»18

(ما اراده كرده ايم كه : بر ضعفاي زمين منت نهاده پيشوا و وارث زمينشان گردانيم و در زمين قدرتشان دهيم .....)

رواياتي چند در اين باره در تفاسير مجمع البيان و الميزان تصريح به اين دارد كه «الذين استضعفوا في الارض» اهل بيت مكرم رسول خدا(صل الله عليه و اله) و ائمه هدي(عليه السلام) مي باشند19 و آخرين ايشان حضرت حجه بن الحسن(عليه السلام) است .
9- أمن يجيب المضطرّ اذا دعاه و يكشف السوء و يجعلكم خلفاءالارض أاله مع الله قليلاً ما تذكرون.»21

حضرت صادق0ع) فرمود: اين آيه نازل شده درحق قائم اوست و الله مضطر هر گاه دو ركعت نماز بخواند درمقام ابراهيم(عليه السلام) و خداي را بخواند پس اجابت مي كند او را و برطرف مي كند سوء را و او را خليفه زمين مي گرداند.22

از اين آيات كه با استشهاد از روايات، در شأن حضرت صاحب الامر(عجل الله تعالي فرجه) نازل شده است دنيا روزي را در پيش دارد كه حكومت جهان بدست صالحان خواهد افتاد و شر و فساد به كلي از عالم انساني رخت خواهد بست. چنانكه رسول اكرم(صل الله عليه و اله) در بشارت به اصحابشان مي فرمايند:

«ابشركم بالمهدي يملأ الارض قسطاً كما ملئت ظلماً و جوراً.»25

بدين ترتيب و با توجه به اينكه زمان ظهور نيز معلوم نيست و هر آن ممكن است اتفاق بيفتد، بنابراين امتهاي مختلف بجاي مأيوس شدن و دست روي دست گذاشتن بايد با جديت هر چه بيشتر در اصلاح امر خويش وتربيت ديگر افراد صالح جهت فراهم آوردن نيروهاي لازم براي تسخير عالم وپاكسازي دنيا از لوث وجود فاسدان و مفسدان، كوشا، جدي و مصمم باشند و هيچ گونه توجيه ودليلي براي مأيوس شدن ندارند.
برگرفته از کتاب نگاهي تحليلي به زندگي حضرت مهدي(عجل الله
تعالي فرجه

پي نوشت :

1- نور / 55 . 2-
2- نجم الثاقب - ميرزا حسين نوري ص 128 3-مهدي انقلابي بزرگ- ناصر مكارم شيرازي.

4- توبه / 33 ، فتح / 28 ، صف / 9.
5-همان 6-- عصر ظهور - علي كوراني ، ترجمه عباس جلالي ، ص 357..
- انفال / 39. 8-- منتخب الاثر ، باب 34، ص 290

9- اعراف 128.

10- و و13و11 نجم الثاقب - ص 14

12-حديد 17

14- ال عمران83

15-- ارشاد مفيد ، ص 4 - 343 بحارالانوار ، ج 52 ، ص 217 .

16- انبيا 105

18- قصص / 5 – 4 .

17- مجلد 4 - چاپ بيروت - بخش دوم - ص 67 .
19-- الميزان ، ج 16 ، ص 11 - چاپ دار الكتب الاسلاميه.



20- نجم الثاقب ، ص 31 .



21- نمل / 62 .

هستي
Wednesday 21 December 2005, 05:01PM
بسمه تعالي

گمراهي الزاماً در يك مصداق ثابت چون پرستش، بت سنگي متجلي نمي شود. در هر عصر و نسلي «باطل» به صورتي ظهور پيدا مي كند چنانكه در ادوار گذشته نيز روزي در فرعون و نمرود ظهور مي كرد و روزي ديگر در ابولهب و ابوسفيان يا پرستش بت سنگي و خرمايي بود و يا پرستش ماه و ستاره.
تفاوت صورتها و مصاديق ناظر بر تفاوت معني و باطن نيست. يك مفهوم ثابت به نام استكبار و طغيانگري است كه در هر عصري به نحوي ظهور مي يابد. مهم كسب و كشف مفاهيم ثابت است.
حب و قرب به اهل بيت، عليهم السلام تجديد و عهد با اينان نيز در نسبت با همين معناست. قرابت جستن با اشتراك در صفات كمالي و جلب و جذب آن ممكن است در جايي «سلمان فارسي» عجم كه هيچ خويشي (با قرابت نسبي و سببي با حضرت نبي اكرم، صلواه الله عليه ندارد مخاطب عبارت دلنشيني: سلمان منا اهل البيت (10) (سلمان از ما اهل بيت است) مي شود و «بولهب» علي رغم قرابتي خوني مخاطب: «تبت يدا ابي لهب» (11)
اشتراك در «مقصد و طريق» يعني «اشتراك در معني بودن و نحوه بودن» در عرصه حيات در خود با خود «قرابت و محرمي» را دارد. وقتي سلمان در سير اكمالي و هم نوا با نوا و ناي «اهل حق» بر كشيده شده، مقامي متعالي يافته. و شايسته آن خطاب شده كه «سلمان از منست» و در مقابل، بسياري در طي دركات نزولي چنان مقام نازلي يافته كه حضرت حق او را مخاطب «بريده باد دستان ابي لهب» مي سازد، بي گمان خواست حضرت حق خواست پيامبر اكرم، صلوه الله نيز هست.
آنگاه كه بزرگ مردي چون نبي اكرم، صلواه الله «ذوب» در حق مي شود و با سلب حيثيت و سلب اراده و اختيار تام و تمام از خود، ظهور تماميت «عبوديت» را سبب مي شود در اين مرتبه به چنان درجه اي از قرابت رسيده كه در «معراج» مخاطب «قاب قوسيني اوادني» (12) مي گردد. يعني در سير اكمالي و طي مراتب پيامبر بدانجا رسيد كه قرابتش به حضرت حق به اندازه در ازاي دو كمان و يا حتي كمتر از آن بود.
بي گمان در اين ساحت «جبرئيل» در خدمت اوست چنانكه در همان سفر در ساحتي حضرت جبرئيل اعلام داشت: لودنوت انملت لاحترقت
اگر نزديكتر بيايم به اندازه يك سرانگشت خواهم سوخت.
استعداد و استحقاق بركشيده شده رسول مرسل، برتر و والاتر از جبرئيل است از همين رو به قول سعدي شيرازي
«رسد آدمي بجايي كه بجز خدا نبيند، بدانجا رسيد كه جز او و خدا نبود. اين درجه از محرمي نصيب حضرت جبرئيل نمي شود.
معناي اراده خداوند در خلقت خليفه، در همين جا ظاهر مي شود. خليفه خدا، خليفه و حجت و اسوه بر«ما سوي الله است.» پهنه حكمراني او از حضرات ملكوتيان مقرب چون «جبرائيل» آغاز مي شود تا كمترين آنها درميان عالم ملك.
پيامبر اكرم، صلواه الله عليه خطاب به علي عليه السلام فرمود:
«يا علي، هر كه از خدا بترسد همه از او مي ترسند هركه از خدا نترسد خدا او را از همه چيز مي ترساند.»(13)
«خشيت» و «خوف» در خود و با خود «خضوع» و افتادگي در برابر رب الارباب را دارد. آن كه افتاده پروردگار مي شود لاجرم «بركشيده» او هم مي شود.
ضروري نسبت يافتن با خالق هستي ورود به مدار «عزت» و «عنايت» اوست. «فمن يتوكل علي الله فهو حسبه»(14) آن كه دل بدو مي سپارد از غير او خوفي ندارد چنان كه «عزت» او را چنان در خود مي پيچيد كه لاجرم از «خوف ماسوي الله» در امان مي ماند.
همين نسبت يافتن و جلب كمالات است كه به اذن الله سهم بزرگي از «هيبت» و «جلال» او نيز شامل عبد مي شود. چنان كه همگان در وقت مواجهه با اولياء و انبياء در برابر هيبت و جلال آنان پشت خم مي كنند. شايد بتوان اين معنا را به عبارت ديگر نيز درك كرد: «العبوديه جوهره كنهها الربوبيه» عبوديت جوهريست كه كنه آن ربوبيت است.
عبد صالح، حسب عبوديت تام و تمام به درجه اي مي رسد كه صفت «تربيت و پرورش» غير خود را (كه در مراتب نازلتر از او سير مي كنند) حاصل مي كند. اين «شأن» جزء ساير شؤوني است كه «باذن الله» جهت تربيت، ارشاد و دستگيري عباد به عبد صالح داده شده است.
به عبارت ديگر، تربيت و پرورش عباد از شؤونات ولي خداوند است. نمي توان كساني را حسب قول خداي تعالي به عنوان «ولي» و صاحب «ولايت» و سرپرست تام در همه امور دنياوي و آخرتي پذيرفت و شأن «پرورش» و تربيت و ارشاد عباد را از آنها سلب كرد. انما وليكم الله و رسوله و الذين امنوا الذين يقيمون الصلوه و يوتون الزكوه و هم راكعون(15)

«سرپرست و ولي شما تنها خداست و پيامبر او و آنها كه ايمان آورده اند. همانها كه نماز را برپا مي دارند و در حال ركوع زكات مي دهند»

جابر بن عبدالله انصاري در واپسين روزهاي عمر پيامبر اكرم، صلواه الله عليه، به خدمت ايشان رسيد و درباره آيه ذيل از او سؤال كرد.

وجعلنا هم ائمه يهدون بامرنا و اوحينا اليهم فعل الخيرات و اقام الصلوه و ايتاء الزكوه و كانوا لنا عابدين(16)

و آنان را پيشواي مردم قرار داديم تا خلق را به امر ما هدايت كنند و هر كار نيكو (از انواع عبادات و خيرات) به خصوص اقامه نماز و اداي زكات را به آنها وحي كرديم و آنها هم به عبادت ما پرداختند.

پيامبر(ص) فرمودند: «اي جابر! منظور از اين آيه اوصياي پس از من مي باشند. روزي مي رسد كه تو فرزندم محمد باقر را زيارت و زمانش را درك خواهي كرد. سلام من را به او برسان....(17)

ترس و احساس افتقار و بيم از مردم در مردم كه گاه باعث «خضوع و خشوع» بي جاي آنها در برابر مردان و زناني چونان خودشان مي شود ناظر بر عدم خشوع و خضوع آنان در برابر پروردگار است. گويا حسب اين عمل پرده هاي محافظ از آنان سلب شده است و آنان خود را بي دفاع احساس ميكنند.
ترس مؤمن از پروردگار، حاصل مشاهده «فقر» ذاتي در برابر «عظمت» حضرت باري تعالي است.

همين «افتقار» مؤمن را مستعد «اقرار به نقصان و ضعف» و اظهار «بندگي» مي كند تا شايد از روي كرم، آن عزيز غني بر او رحمت آورد و از خوان گسترده اش او را نصيب دهد. چنان كه در هواي بركشيده شدن از خوان فقر و ضعف و زبوني دست در دامان محبوب مي آويزد.

هريك از موجودات حسب ظرفيت وجودي و مشيت و اراده خداوندي مظهر صفتي از اوصاف و حامل خصلتي از مجموعه خصايل هستند. چنان كه هريك از آنها و از جمله حيوانات و نباتات سهمي از وفاداري، حلم، صبر، سخا، شجاعت، غضب، غيرت و امثال اينها را دريافت كرده اند و حتي برخي در بارز ساختن صفتي خاص بر ديگران پيشي گرفته اند.

عالم اكبر، آينه جامع جميع اين صفات و خصال در موجودات است. چنان كه «جلال» در غرش دريا و طوفان خود را مي نماياند و جمال جامه گلبرگ گلها و لطافت شبنم را به تن مي كند.
اسماعيل شفيعي سروستاني
پي نوشت.


10- بحارالانوار، ج22، ص.326

11- سوره مسد، آيه.1

12- سوره نجم، آيه.9

13- من لا يحضره الفقيه، ج4، ص753؛بحارالانوار، ج75، ص.270

14- سوره طلاق، آيه.4

15- سوره مائده، آيه.55

16- سوره انبياء، آيه.73

17- تفسيرالبرهان ج3، ص.66

هستي
Friday 30 December 2005, 11:23AM
بسمه تعالي
از نوشته: اي قامت بلند امامت

راحت تر بگويم عشق خود نياز است اما نياز به تبديل شدن وبه اينگونه از بن بست رهيدن, از خود خلاص شدن وبه معشوقي كه بالاترش يافته اي پيوستن
انچه ما با نام عشق امام با ان مانوس شده ايم وبه ان دل بسته ايم عشق نيست واين نياز ادامه يافتن وحركت كردن نيست.
ما از امام نه خودش ونه خودمان كه خانه وزندگي و........مي خواهيم.
توسل واقعي به او وبكار گرفتن او بكار گرفتن او در جايي است كه جايگاه اوست ودر خور اوست
از او بايد حركت, جهت وهدايت گرفت.
عاشق راحت معشوق را مي خواهد نه را حت خودش را
پس بايد كار هايي كه به عهده امام است بر عهده گرفت
چون مالك بود كه مي رفت تا رنج علي را كم كند وسنگيني علي را بردارد.
حتي اگر از او دور باشد وسالها او را نبيند كه اين افراد در جدائيهايشان هم با همند وجمعند ولي ديگران در جمعشان هم از علي جدايند.
اين چنين عشقي مثل اين ايه است كه:
كزرع اخرج شطاه فاستغلظ فاستوي علي سوقه يعجب الزراع ليغيظ بهم الكفار. كه دشمن را مي شكند وغيظ كفار را بر مي اورد.

هستي
Sunday 1 January 2006, 06:36AM
بسمه تعالي
مهدي در روايات اهل سنت
در اكثر روايات كه علماي اهل سنت از پيامبر(ص ) روايت كرده اند , حضرت مهدي (عج ) را از دودمان امام حسين (ع ) دانسته اند , آنهم با مشخصاتي كه همان موقع از زبان پيامبر نقل شده است .
مي توان گفت : قديمي ترين مدركي كه بدست ما رسيده است , مسند احمد حنبل پيشواي فرقه حنبلي اهل سنت است كه احاديث مهدي (عج ) را ثبت و ضبط كرده است كه اين احاديث در مجلدات يك , دو , سه و پنجم ذكر شده است . پس از وي « محمد بن اسماعيل بخاري » , نامي ترين محدث عامه و معاصر امام حسن عسگري (ع ) است كه در كتاب صحيح خود « كتاب الاحكام » احاديث « دوازده پيشواي بعد از پيامبر اسلام كه همگي از قريش خواهند بود و عزت اسلام بستگي به وجود آنها دارد » را نقل نموده است .
علاوه بر اين , بخاري در همان كتاب , موضوعي در باب نزول عيسي بن مريم (ع ) پرداخته كه به همكاري وي به امام زمان اشاره كرده است .
بعد از وي « ابن ماجه قزويني » در كتاب « سنن » خود كه آن هم از صحاح عامه است , احاديث مهدي (عج ) را در بخش مخصوص « باب خروج المهدي » آورده است .
در همان عصر « ابو داود سيستاني » در كتاب « سنن » خود روايات مهدي موعود را در بحثي از آن به عنوان « كتاب المهدي » بيان داشته است و باز در همين عصر « ترمذي » در كتاب « الفتن » از سنن خود بابي و فصلي به نام ماجا المهدي (عج ) بيان نموده كه روايات مربوطه را در آن ذكر كرده است .

هستي
Monday 2 January 2006, 05:44PM
بسمه تعالي
اتفاق مذاهب در موعود اخرالزمان(ازعلي ابر قرشي به طور خلاصه)
با توجه به آنچه گذشت در اين مقاله سعى شده است كه با استفاده از منابع اهل سنت اثبات شود كه شيعه و اهل سنت درباره امام زمان(ع) متفق‏القول‏اند وحدت نظر دارند. به عبارت ديگر:
اهل سنت نيز مانند شيعه مى‏گويند: مهدى موعود(ع) فرزند نهم امام حسين و فرزند چهارم امام رضا و فرزند بلافصل امام حسن عسكرى(ع) است و در سال 255 هجرى در شهر سامرا از مادرى به نام نرجس متولد شده است و در آخرالزمان ظهور كرده و حكومت جهانى واحدى تشكيل خواهد داد.
چنانكه گفته شد همه مطالب بدون استثناء از كتب برادران اهل سنت جمع آورى شده و نگارنده از اين كار دو نظر داشته است‏يكى اينكه: برادران اهل سنت موقع مطالعه آن عذرى نياورند و نگويند كه اين مطالب در كتابهاى ما نيست ديگر آنكه مطالعه كنندگان شيعه مذهب را سبب تحكيم اعتقاد باشد و بدانند آنچه كه آنها عقيده دارند مورد تصديق اهل سنت نيز مى‏باشد. اين مزيت‏به نظر من سبب نزديك شدن اهل سنت و شيعه نسبت‏به يكديگر خواهد گرديد.
مهدى شخصى ، نه مهدى نوعى
برادران اهل سنت در رابطه با مهدى موعود « مى‏گويند: ما به مهدى نوعى عقيده داريم. به عبارت ديگر ما منكر موعود نيستيم . احاديثى كه از رسول خدا(ص)درباره او صادر شده مورد قبول ماست ولى مى‏گوييم، او هنوز متولد نشده و معلوم نيست چه كسى است اما در آينده متولد مى‏شود و بعد از برزگ شدن قيام مى‏كند و حكومت جهانى واحد تشكيل مى‏دهد. او از نسل فاطمه واز فرزندان حسين (ع)است. (4)
مثلا شبراوى شافعى در الاتحاف (5) مى‏گويد: شيعه عقيده دارد مهدى موعود كه احاديث صحيحه در رابطه با او وارد شده ، همان پسر حسن عسكرى خالص است و در آخرالزمان ظهور خواهد كرد ولى صحيح آن است كه او هنوز متولد نشده و در آينده متولد شده و بزرگ مى‏شود واو از اشراف آل البيت الكريم است.»
«ابن ابى الحديد» در شرح نهج‏البلاغه (6) ذيل خطبه‏16 مى‏گويد:
«اكثر محدثين عقيده دارند مهدى موعود از نسل فاطمه(ع) است و اصحاب ما معتزله آن را انكار ندارند و در كتب خود به ذكر او تصريح كرده‏اند و شيوخ مابه او اعتراف كرده‏اند. فقط فرق آن است كه او به عقيده ما هنوز متولد نشده و بعدا متولد خواهد گرديد.
ناگفته نماند كه: اهل سنت‏بر اين گفته خود دليلى از احاديث‏يا آيات نياورده‏اند. فقط شهرتى است كه در ميان ايشان به وجود آمده است و اين از نتايج منزوى شدن اهل بيت(ع)و برگشتن خلافت اسلامى از آنهاست چنانكه در مقدمه مقاله به آن اشاره شد. وانگهى احاديث منقوله در كتب اهل سنت عينا عقيده شعيه را مى‏رساند و در آن احاديث مى‏خوانيم كه: مهدى موعود(ع) دوازدهمين امام از ائمه دوازده‏گانه و نهمين فرزند امام حسين(ع) و چهارمين فزرند امام رضا(ع) و فرزند بلافصل امام حسن عسكرى(ع) است.
و نيز روايات اهل سنت مى‏گويند كه آن حضرت در سال 255 هجرى در نيمه‏شعبان در شهر سامرا از مادرى به نام نرجس به دنيا آمده است. بنابراين شيعه و اهل سنت در مهدى موعود شكى ندارند و هر دو عقيده به مهدى شخصى دارند. منتها، دورانهاى تاريك و انزواى اهل بيت و عصر حكومت‏سياه بنى‏اميه و بنى‏عباس مانع از آن شد كه اهل سنت چيزى را كه در كتابهاى خود نوشته و نقل كرده‏اند در ميان خود شهرت بدهند و مانند شيعه منتظر آمدن مهدى شخصى(ع) باشند.

هستي
Tuesday 3 January 2006, 12:09PM
ادامه 2
ما اينك بعضى از دلايلى را كه دلالت‏بر مهدى شخصى دارند از كتب برادران اهل سنت نقل كرده و درباره آنها توضيح مى‏دهيم:
1- محمد صالح حسينى ترمذى حنفى از سلمان فارسى نقل كرده مى‏گويد:
«دخلت على النبى (ص) فاذاالحسين على فخذه و هو يقبل عينيه و فاه و يقول: انت‏سيد ابن سيدانت امام ابن امام، نت‏حجة‏ابن حجة ابوحجج تسعة من صلبك تا سعهم قائمهم.» (7)
«يعنى داخل محضر رسول خدا(ص) شدم ناگاه ديدم كه حسين(ع) بر روى زانوى آن حضرت است. حضرت چشمها و دهان حسين را مى‏بوسيد و مى‏فرمود: تو آقايى فرزند آقايى، تو امامى، پسر امامى، تو حجتى فرزند حجتى. پدر نه‏نفر حجتى از صلب تو كه نهم آنها قائم آنهاست.
اين حديث‏شريف صريح است در اينكه مهدى موعود(ع) نهمين فرزند امام حسين(ع) است على هذا متولد هم شده است. بنابراين حديث نمى‏شود گفت معلوم نيست مهدى چه كسى است و هنوز متولد نشده است.
«عبدالله بسمل‏» نيز همين حديث را عينا نقل كرده است. (8)
2- «ابوالمويد موفق خوارزمى حنفى‏» (متوفاى 568) آن را با كمى تفاوت از «سليم بن قيس‏» از «سلمان محمدى‏» چنين نقل مى‏كند:
«قال دخلت على النبى(ص) واذاالحسين على فخذه و هو يقبل عينيه و يلثم فاه و يقول انك سيدابن سيدابوسادة انك امام ابن امام ابوائمة، انك حجة ابن حجة ابوحجج تسعة من صلبك تاسعهم قائمهم (9)
«مهدى موعود(ع) در كلام رسول خدا(ص) به احسن وجه تعيين شده و آن نهمين فرزند امام حسين(ع) است.»
3- حافظ شيخ سليمان حنفى قندوزى حديث فوق را در ينابيع‏المودة باب 54 ص 168 و نيز در باب‏56 ص 258 از كتاب مودة القربى تاليف سيد على بن شهاب همدانى شافعى (متوفاى‏786) نقل كرده است و نيز در باب‏77 ص 445 باز از مودة‏القربى و در باب 94 ، ص 492 از خوارزمى به دو سند از سلمان فارسى و امام سجاد(ع) از پدرش امام حسين(ع) نقل كرده كه چنين است:
«عن على بن الحسين عن ابيه الحسين بن على: دخلت على جدى رسول‏الله(ص) فاجلسنى على فخذه و قال لى: ان الله اختار من صلبك يا حسين تسعة ائمة تاسعهم قائمهم و كلهم فى‏الفضل و المنزلة عندالله سواء»
«امام مى‏فرمايد: به محضر جدم رسول‏الله(ص) داخل شدم مرا روى زانوى خويش نشانيد و فرمود خداوند از صلب تو نه نفر امام اختيار كرده كه نهم آنها قائم آنهاست و همه در فضيلت و مقام پيش خداوند يكسانند».
بنابراين مهدى(ع) يك مهدى معين و نهمين فرزند امام حسين(ع) است.
ناگفته نماند كه كتاب «مودة ذوى‏القربى‏» تاليف سيد على بن شهاب همدانى شافعى (متوفاى‏786) حاوى چهارده فصل است كه شيخ سليمان حنفى همه آن كتاب را در «ينابيع‏الموده‏» آورده و آن را باب پنجاه و ششم اين كتاب قرار داده است و در فصل دهم تحت عنوان «المودة العاشرة فى عدد الائمه و ان المهدى منهم‏» حديث مبارك فوق را چنانكه گفته شد - در ص 258 از سليم بن قيس هلالى از سلمان فارسى از رسول‏الله(ص) نقل كرده است.
پس بنابر آنچه ما به دست آورده‏ايم حديث فوق در كتابهاى «مقتل خوارزمى‏» در «ارجح‏المطالب‏» «مناقب مرتضوى‏» ، «مودة ذوى‏القربى‏» و «ينابيع المودة‏» نقل شده است و دلالت‏بر مهدى شخصى دارد يعنى مهدى موعود(ع) فرزند نهم امام حسين(ع) است.
از اين حديث نيز روشن مى‏شود كه مهدى موعود(ع) فرزند نهم امام حسين(ع) است و اگر بگويند چه مانعى دارد كه فرزند امام حسين باشد ولى بعدا در آخرالزمان متولد شود؟! مى‏گوييم به قرينه روايات گذشته و روايات آينده، نه نفر پشت‏سر منظورند. يعنى امام دوازدهم فرزند نهم امام حسين(ع) است.
اين حديث مانند حديث‏سابق دلالت‏بر مهدى معين دارد.
حافظ قندوزى همين حديث را از فرائد السمطين نقل كرده و مى‏گويد:
«قال الشيخ المحدث الفقيه محمد بن ابراهيم الجوينى الحموئى الشافعى فى كتابه فرائد السمطين عن دعبل الخزاعى ... » (20) ‏»
«ابن خشاب ابومحمد عبدالله بن احمد بغدادى در كتاب خود كه سندش را به امام رضا(ع) رسانده كه آن حضرت فرمودند: خلف صالح (مهدى موعود) از فرزندان ابى محمد حسن بن على عسكرى است و او صاحب الزمان و قائم مهدى است‏».
10- حافظ سليمان قندوزى از جابربن يزيد جعفى نقل كرده مى‏گويد: شنيدم جابر بن عبدالله انصارى مى‏گفت: رسول خدا(ص) به من فرمود:
«يا جابر! ان اوصيايى و ائمة المسلمين من بعدى اولهم على ، ثم‏الحسن ، ثم الحسين، ثم على بن الحسين ، ثم محمد بن على المعروف بالباقر ستدركه يا جابر فاذالقيتة فاقرئه منى‏السلام ، ثم جعفربن محمد، ثم موسى بن جعفر ، ثم على بن موسى ، ثم محمد بن على ، ثم على بن محمد، ثم الحسن بن على ،ثم القائم، اسمه اسمى و كنيه كنيتى ابن الحسن بن على ذاك الذى يفتح‏الله على يديه مشارق الارض و مغاربها ذاك‏الذى يغيب عن اوليائه غيبة لا يثبت على القول بامامته الا من امتحن الله قلبه للايمان‏» (32)
«اى جابر! اوصياى من و امامان مسلمين بعد از من اول آنها على بن ابى‏طالب است. بعد از او حسن ، بعد از او حسين ، بعد از او على بن حسين ، بعد از او محمد بن على معروف به باقر . اى جابر! تو او را درك خواهى كرد و چون به خدمتش رسيدى سلام مرا برسان ، بعد از او جعفر بن محمد ، بعد از او موسى‏بن جعفر ، بعد از او على بن موسى ، بعد از او محمد بن على، بعد از او على بن محمد ، بعد از او حسن بن على، بعد از او قائم آل محمد كه نامش نام من و كنيه‏اش كنيه من است پسر حسن بن على ، او همانست كه خدا با دست وى شرق و غرب زمين را فتح مى‏كند، او همانست كه از دوستان خويش مدت زيادى غايب مى‏شود، تا حدى كه در اعتقاد به امامت او باقى نمى‏ماند مگر آنان كه خداوند قلوبشان را با ايمان امتحان كرده است‏»
جابر مى‏گويد: گفتم يا رسول‏الله! آيا مردم در زمان غيبت از وجود وى منتفع مى‏شوند؟ فرمود: آرى به خدايى كه مرا به حق فرستاده، مردم در زمان غيبت از نور ولايتش روشنايى مى‏گيرند. چنانكه مردم از آفتاب بهره مى‏برند با آنكه زير ابرهاست. اى جابر! اينكه گفتم از مكنونات سر خداست و از علم مخزون خدا مى‏باشد آن را اظهار مكن مگر به كسى كه اهليت دارد.
در اينجا بدليل ضيق مجال به ذكر موارد يادشده اكتفا كرده و طالبان را براى مطالعه بيشتر در اين زمينه به كتاب «اتفاق در مهدى موعود» از همين نگارنده ارجاع مى‏دهيم.

پى نوشتها :
1- جلال‏الدين عبدالرحمان سبوطى ، تاريخ الخلفاء ص‏246
2- امام الصادق و المذاهب الاربعه ج 2 ، ص 555 به نقل از مقدمة البيض ابن عبدالبر، ص‏9
3- مقدمه موطا، ص 12، از عبدالوهاب و عبداللطيف
4- منظور ما از «مهدى نوعى‏» همين است و گر نه اهل سنت نيز آن حضرت را فاطمى و حسينى مى‏دانند
5 - بشراوى ، الاتحاف ، باب خامس ص 180 ذيل فصل الثانى عشر من‏الائمه ابوالقاسم محمد
6- ابن ابى الحديد، شرح نهج‏البلاغه، ج 1، ص 281
7- محمد صالح حسينى ترمذى ، مناقب مرتضوى باب دوم ص‏139
8- عبدالله بسمل ، ارجح المطالب فى عد مناقب اسدالله الغالب، ط لاهور، در باب منحصر بودن امامت در دوازده نفر ص‏436
9- مقتل الحسين ، خوارزمى ، ج 1، الفصل السابع فى فضائل الحسين، ص‏146
10- فرائدالسمطين ، ج 2، ص 132 ، حديث 430
11- همان مدرك، 2، ص‏313، حديث‏563
12- ينابيع‏المودة باب 58 ، ص 258
13- فرائد السمطين، باب‏77 ، ص 445
20- ينابيع المودة ، باب 80، ص 454 و باب‏86 ، ص 471
32- ينابيع المودة ، باب 94 ، ص 494

هستي
Friday 6 January 2006, 05:45PM
بسمه تعالي
سلام بر تو
اي دليل قاطع خداي در زمينش
اي ديده بان خدا در ميان خلقش
اي نور خدا كه راه يابند به ان راهيابان وگره گشوده شود براي مومنان
سلام بر تو
اي پاكيزه جان پنهان
اي سر پرست خير خواه
اي كشتي نجات خلق
اي چشمه حيات
بر تو وبر اجداد طا هرينت كه خوبان وپاكان عالمند
خدا كند كه زود گرداند انچه را كه وعده داده است از ياري وظهورامرت
سلام بر تو اي مولاي من
من شناساي توام ودوستدار همه شما از اول تا اخر
تقرب مي جويم بسوي خداوند با تو وبا ال تو
ومنتظر ظهورتو وظهور حق بدست تو هستم
تو دعا كن كه از منتظرينت بمانم.

هستي
Saturday 7 January 2006, 12:26PM
بسمه تعالي
امام‏عصر، عليه‏السلام از منظر پروفسورهانرى كربن

مرحوم پرفسور «هانرى كربن‏»، ايران شناس مشهور فرانسوى از جمله اروپاييانى است كه در دوران زندگى علمى خود، در پى گذر از انديشه‏هاى وجود شناختى انديشورانى همچون «هايدگر» و «ادموند هوسرل‏»، با حكمت‏شرقى شيعى آشنايى حاصل كرده و به دنبال مطالعات چندين ساله، به وجود مبارك امام‏عصر، عجل‏الله تعالى‏فرجه‏الشريف، و معنويت‏بى‏بديل ساير ائمه شيعه، عليهم‏السلام، تمايل قلبى، و يقين عينى و عقلانى يافته است. در اين گفتار كوتاه بر آنيم تا با مرورى سريع در برخى آثار او، ميزان عشق و علاقه او را به آن امام همام مورد بررسى قرار دهيم.

مرحوم علامه سيدمحمدحسين طباطبايى، رضوان‏الله‏تعالى‏عليه، در مقدمه كتاب خود با عنوان «ظهور شيعه‏» كه در واقع متن گفتگوها و مكاتبات ايشان با پرفسور هانرى كربن است‏به همين حساسيت ويژه كربن به حقايق مذهب تشيع اشاره كرده و ضمن ارايه متن گفتگوهاى خود با او از اين نكته ياد مى‏كند كه:

در اين مجلس آقاى دكتر كربن، مذاكره را ادامه داده و گفتند كه امسال موقعى كه اروپا بودم، در «ژنو» كنفرانسى در موضوع «امام منتظر» به عقيده شيعه دادم و اين مطلب براى انديشمندان اروپايى كه حضور داشتند كاملا تازگى داشت.

كربن خود در يكى از پرسشهايى كه از محضر مرحوم علامه به عمل آورده به همين حقيقت‏براى بار ديگر اشاره كرده است. او خطاب به علامه مى‏نگارد:

مطلب اساسى تصور امام غايب، چه اثرى در تفكر فلسفى و اخلاق و روى هم رفته تمام زندگى معنوى شيعيان دارد؟ آيا با تعمق جديدى در اين تصور اساسى، مذهب تشيع نمى‏تواند در دنياى امروزه يك غذاى جديد روحى براى احياى فلسفه و مبدا نيرويى براى زندگى معنوى و اخلاق ببخشد. نيرويى كه تا كنون در تقدير مانده است؟

به اعتقاد كربن در كتاب ارزشمند «تاريخ فلسفه اسلامى‏» بى شك فكر شيعه از آغاز كار فلسفه‏اى را تقويت كرد كه از سنخ فلسفه نبوى بود و با دين نبوى انطباق كامل داشت.
كربن بدرستى اين نكته را مورد توجه قرار داده كه فلسفه نبوى اصولا فلسفه‏اى مربوط به آخرالزمان است. به گفته او فلسفه نبوى مستلزم انديشه‏اى است كه نه به وسيله سابقه تاريخى محصور مى‏شود، نه با كلمات و الفاظى كه با تعليم و در قالب عقايد جزمى و تغيير ناپذير محصور باشد محدود مى‏گردد و نه در افقى كه منابع و قوانين و منطق استدلالى آن افق را حد بندى كند مشخص مى‏شود.

آرى! فكر شيعه متوجه «انتظار» است، اما انتظار نه از طريق ظهور شريعتى نو، بلكه از راه تجلاى كامل كليه معنى پنهانى يا معنى روحانى منزلات آسمانى. انتظار اين ظهور، در انتظار، «امام غايب‏» (امام زمان) ممثل شده است.

به عقيده كربن مفهوم ولايت در اين دوران طولانى انتظار، على الاصول همان هدايت ارشادى امام است كه «اسرار» اصول عقايد را مى‏آموزد. اين مفهوم از سويى شامل مفهوم معرفت است و از سوى ديگر واجد معنى محبت; يعنى معرفتى كه فى نفسه متمركز و نيرومند است.

اگر اين گفته كربن را بپذيريم، تشيع از اين زاويه ديد همان عرفان اسلام است.
كربن در بخشهاى مختلف آثار خود بارها بر اين نكته تاكيد دارد كه اين مسائل، در اساس علم «كلام‏»اهل سنت مورد بحث قرار نگرفته، چرا كه از حيطه قدرت آن بالاتر بوده است. كربن بر خلاف بسيارى از انديشمندان معاصر كه مفهوم انسان كامل يا ولايت، قطب و قطب الاقطاب را زاييده انديشه عارفانى همچون محى الدين عربى (ابن عربى) مى‏دانند، بر اين عقيده پا مى‏فشارد كه اگر از تفسير حقوقى يا فقهى محض شريعت پا را فراتر بگذاريم و به نوعى معراج باطنى كه اساس تفكر شيعه است قائل شويم، گويى تشيع و تصوف دو نام براى يك حقيقتند.

كربن در رساله‏اى خطاب به مرحوم علامه طباطبايى، رضوان‏الله تعالى‏عليه، به اين نكته اشاره دارد كه:

فريدالدين عطار، در حالى كه هنوز سنى بوده، تذكرة الاولياء خود را با شرح حال امام پنجم يعنى حضرت باقر، عليه‏السلام، شروع كرده است.

همچنان كه در كتاب «تاريخ فلسفه اسلامى‏» مى‏نويسد:

در حقيقت از آغاز اسلام، صوفيان شيعى مذهب بودند: در گروه كوفه، شيعه‏اى به نام عبدك، نخستين كسى بود كه صوفى خوانده شد.

بنا به تحقيقات عميق كربن درباره سخنان ائمه، عليهم‏السلام، - بويژه خطبه‏هاى توحيدى نهج‏البلاغه و جوامع روايى شيعه - مفهوم ولايت اصولا از طرف خود امامان شكل گرفته و مبانى نظرى عرفان از سوى ائمه، عليهم‏السلام، فى الجمله مورد قبول بوده است. از اين نظر وقتى صفحات كتاب ابن عربى را مطالعه مى‏كنيم، مطالبى مى‏بينيم كه گويى يك مؤلف شيعى مذهب نوشته است.
كربن در بخشى از كتاب‏تاريخ فلسفه اسلامى خود ضمن نقل روايتى مشهور از نبى مكرم اسلام، صلى‏الله‏عليه‏وآله،كه در آن آمده است:

اگر تنها يك روز به پايان جهان باقى مانده باشد، خداوند آن روز را چندان طولانى خواهد كرد تا مردى از ذريه من كه نامش نام من و كنيه‏اش كنيه من خواهد بود ظهور كند. او زمين را از هماهنگى و عدل پر خواهد ساخت، چنانكه تا آن هنگام از خشونت و جور پر شده است.

به تفسير اين روايت پرداخته و مى‏نويسد:

روزى كه چنين طولانى خواهد شد، زمان غيبت است و اين حديث صريح، طنين خود را در همه قرون و در تمام مراتب شعور و ضمير شيعه منعكس ساخته است.

كربن با باور به اين اعتقاد كه اين ظهور، واقعيت و پيروزى تاويل; يعنى حقيقت دين را آشكار خواهد كرد و به نوع بشر مجال خواهد داد تا وحدت و يگانگى خود را به دست آورد، بر اين نكته تاكيد دارد كه ظهور امام، مستلزم قلب ماهيت دل مردمان است و كمال روز افزون اين ظهور به ايمان پيروان امام وابسته و راه آن چگونگى عمل آنان مى‏باشد.

هستي
Saturday 7 January 2006, 12:28PM
ادامه

البته انتقادى كه به كربن وارد است، غفلتى است كه از وجه مسلحانه و قيام بالسيف حضرت حجت از خود نشان داده است. ليكن اين حقيقت مورد اشاره او را هم نمى‏توان انكار كرد كه: «جلوه يا عدم جلوه امام بر اشخاص، به شايستگى آنان بستگى دارد.»

كربن در تحليلى جالب توجه مى‏نويسد:

جلوه ظهور او بر مردم، همان مفهوم تهذيب و تجديد عالم روحى آنان است و بالنتيجه همان مفهوم عميق انديشه‏اى است كه شيعه از غيبت و ظهور امام دارد. مردم شايستگى خود را براى ديدن امام از بين مى‏برند، آنگاه خود بين امام و خويشتن حجاب مى‏گردند، زيرا وسيله و آلت تجلى و مشاهده آن را; يعنى معرفتى را كه از راه قلب حاصل مى‏شود از دست مى‏دهند، يا آن را فلج‏ساخته و از قدرت و كار مى‏اندازند. پس تا وقتى كه مردم مستعد شناسايى و معرفت امام نگردند، سخن گفتن از ظهور امام غايب هيچ معنى نخواهد داشت.

اگر گفته كربن را بپذيريم ديگر ظهور امام واقعه‏اى نيست كه روزى ناگهان به وقوع بپيوندد، بلكه امرى است كه روز به روز در ضمير و وجدان شيعيان مؤمن رخ مى‏دهد. در اين حالت عقيده به عدم تحرك و مخالفت‏با ترقى كه در اسلام تشريعى - يعنى فقه - غالبا مورد نكوهش قرار گرفته است در هم مى‏شكند و معتقدان به آن امام همام، در جنبش صعودى دوره ولايت كشيده مى‏شوند.

در واقع كربن ظهور امام، عليه‏السلام، را به معرفت قلبى شيعيان منوط مى‏داند. معرفتى كه از نوع معرفت‏شهودى و باطنى است. همو در جاى ديگر - رساله عالم مثال - به نوعى ديگر به همين حقيقت اشاره دارد.

پس به گفته كربن براى مشاهده امام غايب در دوران غيبت نيز مى‏بايد در افق وجودى امام غائب قرار گرفت. به عبارتى اين كلمات راز وجود ماوراى طبيعى امام غايب را در ذهن و آگاهى شيعيان بيان مى‏دارد;

كسى كه در آن حال روحى نباشد، قادر به مشاهده او نخواهد بود.

سخن درباره گفته‏هاى عالمانه هانرى كربن اندكى به درازا كشيد، گرچه نقل همه سخنان او در اين باره و در اين فرصت ميسر نشد. روحش به پاس كوششى كه در ترويج نام مقدس امام‏المسلمين بقية‏الله‏الاعظم، روحى و ارواح‏العالمين له‏الفداء، از خود نشان‏داده قرين رحمت‏باد.آمين!
امين ميرزايي
1. طباطبايى، سيد محمد حسين، ظهور شيعه، انتشارات فقيه و كانون خدمات فرهنگى الست،
1360.
گربن، هانرى، تاريخ فلسفه اسلامى، دكتر اسدالله مبشرى، انتشارات اميركبير، 1361.
. همان، عالم مثال، ترجمه سيد محمد آوينى، فصلنامه نامه فرهنگ، شماره مسلسل 10 و
11، تابستان و پاييز 1372.

هستي
Sunday 8 January 2006, 08:55AM
بسمه تعالي
اگر گفته كربن را بپذيريم ديگر ظهور امام واقعه‏اى نيست كه روزى ناگهان به وقوع بپيوندد، بلكه امرى است كه روز به روز در ضمير و وجدان شيعيان مؤمن رخ مى‏دهد. در اين حالت عقيده به عدم تحرك و مخالفت‏با ترقى كه در اسلام تشريعى - يعنى فقه - غالبا مورد نكوهش قرار گرفته است در هم مى‏شكند و معتقدان به آن امام همام، در جنبش صعودى دوره ولايت كشيده مى‏شوند.

هستي
Monday 9 January 2006, 09:26AM
بسمه تعالي
السلام عليك في انا,الليل والنهار
سلام بر تو در تمامي لحظات شبانه روز.
اگر در كلام پيامبر برترين اعمال انتظار فرج است. ما كه اينگونه نيستيم پس به چه كار مشغوليم؟.
براستي اين بهترين عمل در زمان ما چگونه انجام مي شود؟
ومعناي انتظار سازنده چيست؟

هستي
Friday 13 January 2006, 03:55PM
بسمه تعالي
السلام عليك يا صاحب الزمان
چند مورد ازوظايف منتظران:
معرفت به امام وشناساندن او به ديگران
رفتن به راه او كه راه عبوديت خداوند است.
شناخت ويژ گيهاي جامعه مهدوي
رفتن در مسير ارمانهاي او براي ايجاد جامعه ايده ال اسلامي
معرفي او به عنوان منجي به جهانيان وبارور كردن زمينه انتظار منجي
درك مفهوم انتظار سازنده كه انتظاري توام با سكون وركود نيست
احيا, جهاد واجتهاد وامر به معروف ونهي از منكر به شيوه اسلامي
شناخت زمان و
عمل مناسب مطابق با زمان
وبلاخره تلاش براي رسيدن به ارمانهاي دولت او:عدالت وقسط.امنيت واگاهي ,رفاه,علم واگاهي ,رشد مكارم اخلاقي وسعادت بشري با اجراي احكام الهي .

هستي
Friday 20 January 2006, 08:16PM
بسمه تعالي
در پاسخ به يك شبهه از ابو حامد:
.اگر این استدلال درست باشد، فقط ضرورت وجود امام معصوم
اثبات نمی شود بلکه علاوه ب آن، ضرورت حضور مستمر
امامان معصوم در همه اعصار و تا روز قیامت هم اثبات
می شود و غیبت امام دوازدهم به هیچ وجه قابل توجیه
نخواهد بود.بر اساس قاعده لطف خداوند براي رسيدن انسانها به كمال خداوند انسانها را پس از اخرين پيامبر به خود وا نگذاشته است وحجتي را در زمين باقي گذاشته است.
حضرت علي در نهج البلاغه به كميل

پس از بيان فضيلت علم و ارزش علما مى‏فرمايد:
أللّهم بلى! لا تخلواالأرض من قائم للّه بحجّة، ظاهراً و مشهوراً، أو مستتراً مغموراً لئلّا تبطل حجج‏اللّه و بيناته، كم ذا و أين أولئك؟ أولئك واللّه‏الأقلون عدداً، الأعظمون خطراً، يحفظاللّه حجته و بيناته حتى يودعوها نظرائهم، و يزرعوها فى قلوب أشباههم. هجم بهم‏العلم على حقيقةالبصيرة و باشروا روح‏اليقين، و استلانوا ما استوعره‏المترفون، و أنسوا بما استوحش منه‏الجاهلون، صحبواالدنيا بأبدانٍ أرواحها معلّقة بالمحل‏الأعلى؛ أولئك خلفاء فى أرضه، والدعاة إلى دينه. آه! آه! شوقاً إلى رؤيتهم.
بار خدايا! آرى، زمين از قيام كننده براى خدا به وسيله حجت و دليل، خالى نمى‏ماند، يا آشكار و مشهور است، يا پنهان و مجهول، تا اينكه حجتها و دليلهاى خدا از بين نرود. اينها چند نفرند؟ و كجا هستند؟سوگند به خد كه اينها از نظر شمارش اندك هستند و از نظر منزلت و بزرگى، بسيار بزرگوار و بلند مرتبه‏اند. به وسيله اينها حجت و دليلهاى روشن خدا حفظ مى‏شود تا آن را به همانند آنها بسپارند، و آن را در قلبهاى همانند آنها كشت نمايند.علم و دانش با بصيرت حقيقى به اينها روى آوه، و روح يقين را به كار بسته‏اند. آنچه را كه اشخاص خوش‏گذران سخت مى‏گيرند، اينها آسان مى‏گيرند. و به آنچه كه افراد نادان از آن وحشت دارند، انس گرفته‏اند به وسيله بدنهايى كه ارواح آن به جاى بسيار بلندى آويخته، در دنيا زندگى مى‏كنند. اينها جانشينان خداينش هستند كه به سوى دين او دعوت مى‏كنند. آه! آه! چه بسيار مشتاق ديدار آنها هستم.

پس گرچه پيامبري وارسال رسل تمام شده است اما اين به معناي قطع ارتباط خداوند با انسانها نيست.
از انجا كه با وجود كتاب خدا ووجودعقل در بشر بشر مي تواند به راههاي هدايت دست يابد اما با وجود امكان سركشي وكفر در ميان انسانها خطر سقوط هم وجود دارد وبايد حجتي باشد تا در زمان مناسب انسانها را به
راه راست بر گرداند.
اين حجت به اين دليل غايب است كه بشر همه راهها ومكاتب را تجربه كند وپس از رسيدن به بن بست بفهمد كه تنها راه رستگاري روي اوردن به ارزشهاي الهي است.
وهر وقت اين زمينه پذيرش فراهم شد او ظهور مي كند.
اما غيبت هم به اين معنا ست كه او زندگي مي كند وحيات دارد.
چگونه ممكن است در حاليكه همه موجودات زنده در عالم تاثير دارند او كه عين حيات است هيچ تا ثيري نداشته باشد.اين تاثيرات به اراده اوست وبه اذن پروردگار.
مناجات مي كند دعا مي كند وكمك مي كند به هركه بخواهد وبه هركه اورا بخواند.
نه به همه.نه به كساني كه بر دلهايشان قفل زده اند.او قفل شكني نمي كند.به انهايي لطف مي كند كه خودشان را لايق اين لطف وعنايت مي كنند.خودشان را پاك كرده وخداوند را خالصانه ميخوانند.
اما وظيفه او كه هدايت است نيز معطل نمانده است ودر صورت لزوم هدايتش را بهر نحو كه صلاح بداند به علماي بعد از خودش كه جانشينان او مي باشند مي رساند
او حجت خداوند بر انهاست وانها حجت او بر خلق.

هستي
Friday 27 January 2006, 10:12AM
بسمه تعالي
راه بهره مند شدن از امام عصر(ع) در زمان غيبت

هر چند امام زمان (ع) غايب از انظار است و اين غيبت موجب محروم شدن امّت از قسمتى از بركات وجود آن حضرت است كه متوقف بر ظهور است، ولى قسمتى از فيوضات وابسته به ظهور نيست.
او همچون آفتابى است كه ابر غيبت نمى‏تواند مانع تأثير اشعه وجود او در قلوب پاكيزه شود، مانند اشعه خورشيد كه در اعماق زمين جواهر نفيسه را مى‏پروراند، و حجاب ضخيم سنگ و خاك مانع استفاده آن گوهر از آفتاب نمى‏شود.
و چنان كه بهره‏مند شدن از الطاف خاصّه خداوند به دو طريق ميسّر است:
اوّل: »جهاد فى اللَّه« به تصفيه نفس از كدورتهايى كه مانع از نعكاس نور عنايت اوست.
دوم: »اضطرار« كه رافع حجاب بين فطرت و مبدأ فيض است »أمَّن يجيب المضطر إذا دعاه و يكشف السوء«(1)
همچنين استفاده از واسطه فيض خدا كه اسم اعظم و مثل اعلاى اوست به دو طريق است:
اوّل: به تزكيه فكرى و خلقى و عملى كه »أما تعلم أنّ أمرنا هذا لاينال إلّا بالورع«.(2)
دوم: به انقطاع از اسباب مادّى و اضطرار. از اين طريق بسيار كسانى كه بيچاره شدند، و كارد به استخوان آنها رسيد، و به آن حضرت استغاثه كردند و نتيجه گرفتند.
به قصور و تقصير نسبت به ساحت قدس آن حضرت اعتراف مى‏كنيم. او كسى است كه خدا به او نور خود را، و به وجود او كلمه خود را تمام كرده است. او كسى است كه كمال دين به امامت و كمال امامت به اوست.
خداوند متعال در قرآن مى‏فرمايد: »اوست كه خورشيد را روشنايى و ماه را نور قرار داده است«(3) ، و در وجود حضرت مهدى (ع) خورشيد و ماه هر دو جمعند، و چه بسيار تفاوت است بين خورشيد آسمان دنيا و ماه آن، و بين خورشيد آسمان ملاءِ اعلى و ماه آن.
تفاوت اين است: خورشيد و ماه، روشنايى و نور است، ولى حضرت مهدى (ع) نور فروزان خداوند است، روشنايى پرتوافكن خداوند است، و تأويل آيه شريفه »و أشرقت الأرض بنور ربّها« ظهور آن حضرت(4) است.
اگر ديده تاب ديدن آفتاب آسمان را كه به فرمان خدا روشن است، ندارد چگونه بينش انسان مى‏تواند حقيقت خورشيد وجود را كه به نور خدا منوّر است، ادراك كند؟! آرى قلم از شرح توانايى »سيف الله«ى كه مظهر قدرت لايزال است عاجز، و زبان از بيان دانايى انسانى كه »نوراللَّه« هميشه روشن است، الكن است.

پى‏نوشت‏ها:
× برگرفته از: مقدمه‏اى در اصول دين،
آيةالله العظمى وحيد خراسانى.
1. سوره نمل آيه 62 آيا كيست كه اجابت مى‏كند مضطر را زمانى كه او را بخواند، و برطرف مى‏كند سوء را؟)
2.(آيا نمى‏دانى كه هر آينه امر ما نيل نمى‏شود مگر به ورع) بصائر الدرجات، الجزء الخامس، ص 263، باب 11، ج 2؛ دلائل الإمامة، ص 254، الخرائج و الجرائح، ج 2، ص 278، بحار الانوار، ج 47، ص 71
3.سوره يونس (10)، آيه 5
4.. سوره زمر (39)، آيه 69 (و درخشيد زمين به نور پروردگارش

موعود شماره چهل

سینا 555
Monday 30 January 2006, 08:40AM
سلام ودرود برمنتظران حضرتش:smile06:

نمیدانم چه وقت وکی میایی
همین فردا وشاید عید بیایی

در این دنیای فانی و حقارت
که هر دم ممکن است باشد غایت

خداوندا چنان کن روزو حالم
که بی حجت به یک لحظه نمانم

ولیا حاکما جانا بیا زود
شده دلها همه نازک تر از پود

همه غوغا که در هر کنج پیداست
نشان دوری دلها زدلهاست

ولی در انتظاران جمله حاضر
همه امید دارند بر تو ناصر

دل سرگشته گان هرگز نیاسود
چون بینندش جمال ان یار موعود

الا ای همرهان عمر است و کوتاه
چوچشم برهمزنی پایان رسد راه

بیاییم بهرتعجیل ورضایت
بخواهیم ازخدا وقت عبادت

که مهدی و ولی صاحب زمان را
کند ظاهر زپنهان خانه ما


اللهم عجل لولیک الفرج:smile34:

سینا 555
Wednesday 1 February 2006, 08:28AM
غم مخور ايام هجران رو به پايان مي رود
اين خماري، از سر ما ميگساران ميرود
پرده را از روي ماه خويش بالا ميزند
غمزه را سر مي دهد، غم از دل ما ميرود
بلبل اندر شاخسار گل هويدا مي شود
زاغ با صد شرمساري، از گلستان ميرود
محفل از نور رخ او نور افشان ميشود
هرچه غير از ذكر يار، از ياد رندان ميرود
ابرها از نور خورشيد رخش پنهان شوند
پرده از رخسار آن سرو خرامان ميرود
وعده ديدار نزديك است ياران مژده باد
روز وصلش ميرسد، ايام هجران ميرود

سینا 555
Thursday 2 February 2006, 06:46AM
تابكي در پرده ماني ماه من؟ روشنگري كن
تا كني هر دلبري را عاشق خود، دلبري كن
جلوه يي كن، زهره را چون ذره محو خويش گردان
رخ نما و مشتري را بر رخ خود مشتري كن
تابكي از دوري ماه رخت اختر شمارم؟
چرخ دين را مهر شو، در آسمان روشنگري كن
شاهباز دين ز هر سو ميخورد تيري خدا را
طاير بشكسته بال دين حق را شهپري كن
قاف تا قاف جهان پر شد ز ظلم اي حجت حق
تكيه زن بر مسند عدل الهي داوري كن
موج بحر كفر پهلو ميزند بر ساحل دين
نوح شو، طوفان بپا كن، فلك دين را لنگري كن
تا نداده حق پرستي جاي خود بر بت پرستي
بت شكن شو چون خليل و دفع خوي آزري كن
تا بكي چرخ ستمگر بر مدار ظلم گردد؟
تا كند اندر مدار عدل گردش محوري كن
كفر را از ريشه بر كن، ظلم را از بن برافكن
برق شو، از دشمنان خرمن بسوزان، تندري كن

هستي
Thursday 2 February 2006, 08:46AM
بسمه تعالي
اَين وجهُ اللهِ الذي اِليهِ يَتوجهُ الأولياء
كجاست ان وجه الهي كه اولياء بدو متوسل مي شوند.
غايب هميشه حاضر تو كجايي؟


ُ

هستي
Friday 3 February 2006, 09:57AM
بسمه تعالي
سلام بر تو
اي بهترين بنده خداوند
اي مقربترين
اي كسيكه دوست داشتنت نعمت است
وحب تو حب خدا ودشمني با تو دشمني با خداست
اي كسيكه دلهاي الوده وانديشه هاي سست رابه او راهي نيست
اي ذخيره خداوند براي اخر الزمان
اي وعده حتمي خداوند
اي اخرين منجي
اي ابا صالح المهدي ،ادركني.

هستي
Friday 10 February 2006, 05:45PM
بسمه تعالي
سلام بر او
اين الطالب بذحول الانبيا وابناءالانبياء
اين الطالب بدم المقتول بكربلا
كجاست انكه دادخواه ظلم وستم بر پيامبران است.
كجاست انكه خونخواه مقتول كربلاست.
او مي ايد تا دادهمه پيامبران را از ستمكاران ودشمنان دين خدا بگيرد.
او مي ايد تاانتقام خون به ناحق ريخته حسين(ع) وياران باوفايش وهمه شهيدان راه حق را ازستمگران بگيرد.
كدام كشندگان؟
انان كه نيست شده اند.
ازكساني كه به همان راهي ميروند كه همه گردنكشان روي زمين
مي روند.چه نامشان يزيد وشمر باشد وچه نباشد.

سینا 555
Monday 20 February 2006, 06:40AM
همــــه هست آرزويـــم که ببينــــم از تو رويی چه زيان ترا که من هم، برسم به آرزويی

به کسی جمـــــال خود را ننـــــــــموده و ببينم همه جــا به هر زبانی، بود از تو گفتگويی:smile07: :smile06:

محمد مهدی 128
Monday 20 February 2006, 06:45AM
گفته بودم چو بیائی غم دل با تو بگویم
چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیا ئی :smile07: :smile07: :smile07: :smile07: :smile07:

محمد مهدی 128
Monday 20 February 2006, 06:48AM
از هنگامي كه خداوند تبارك و تعالي هستي را خلق فرمود تمامي هستي در انتظار اين بود تا خداوند تعالي در روي زمين خليفه و جانشين خود را خلق نمايد تا به او اسماء اهل البيت عليهم السلام را تعليم نمايد و آدم به ملائكه اسماء را خبر (اِنباء نه تعليم) دهد اما كار خداوند تعالي تمام نشد تا تك تك انبياء، خلق و به رسالت مبعوث شدند و ابلاغ توحيد و نبوت فرمودند اما هنوز كار تمام نشده بود و عوالم امكانيه وجود منتظر بودند تا گل سرسبد وجود و مخاطب خطاب لولاك ما خلقت الأفلاك در عالم مْلك ظهور فرمايند و بعد از اجلال نزول و مبعوث شدن به رسالت و23 سال زمينه سازي، ابلاغ فرمودند: ولايت كلمه الله التي بها تمِت الاُمور و دهرت الدهور، صاحب الأزليه الأوليه، معشوق ذات اقدس الهي ، خطيب خطبة ألست بربكم، عزيزي كه بإسمه تكونت الكائنات و الأشياء، و هستي بخش با نام مقدس او هستي بخشي مي كند، عزيزي كه قيوميت الهي مرتبه اي از مراتب وجود اوست، او كه لايشغله شأن عن شأنٍ خداوند تعالي به او و در او معنا پيدا مي كند وخطبه البيان و افتخار وتطنجيه و..... آنچه فرمودند بيان مراتب و شؤونات نازله خود به اندازه فهم مخاطبين بود.
بعد از ابلا غ ولايت و اجلال نزول ائمه عليهم السلام در ناسوت باز انتظار همچنان ادامه دارد.
انتظار چه كسي ؟؟ ا نتظار عزيزي كه پيا مبر ا كرم صلي الله عليه وآله وسلم فرمود :
پدر ومادرم فداي او باد، او هم نام و شبيه من است (بحار ج36ص337و ج51 ص108 ح 2 كفايه الاثر ابن خزّاز ص 158)
انتظار صاحبي كه حضرت امير عليه السلام فرمود: جانم فداي او باد، آه كه چقدر مشتاقم او را ببينم. (غيبت نعما ني ص214 بحار ج51ص115)
منتظَري كه امام باقر عليه السلام و علي بن موسي الرضا عليه السلام فرمودند: پدر و مادرم به فدايش. (غيبت نعماني ص245ودلائل الامامه ص245كمال الدين ج1ص57و... )
امام صادق عليه السلام فرمود: اگر او را درك كنم تا زنده ام به او خدمت مي كنم.
(غيبت نعما ني ص245)
انتظار ولي امري كه كمال دين به امامت وكمال امامت به اوست….
سدير گويد: روزي من و مفضل و ابابصير و ابان به حضور مولايمان صادق آل محمد صلي الله عليه و آله و سلم رسيديم در حالي كه حضرت به روي خاك نشسته و عبائي خيبري بر دوش داشتند و مانند مادرِ جوان از دست داده به شدت و از جگر سوزان گريه مي كنند و آنقدر محزون هستند كه از چهرة ايشان هويداست و اشك از چشمان مباركشان جاريست و مي فرمايند: آقا ي من غيبت تو خوابم را ربوده و زمين را بر من تنگ نموده و آرامش قلبم را گرفته. آقاي من مصيبت هاي من متصل شده به حزني دائمي و..... (كمال الدين ج2 ص353ح50 و بحارج51ص219ح9 )
امام صادق عليه السلام فرمودند: قرار بود 400 سال بني اسرائيل در عذاب باشند هنگاميكه عذاب بر بني اسرائيل طولاني شد40 صبح به درگاه الهي ضجه و گريه و توبه كردند بعد از آن خداوند متعال به موسي و هارون وحي فرمود: كه بني اسرائيل را از ظلم فرعون نجات دهيد پس خداوند رحيم 170 سال باقي مانده را بخشيد . سپس اما م صادق عليه السلام فرمود: شما هم اينچنين گريه و استغاثه كنيد تا خداوند متعال امام زمان عجل الله تعالي فرجه را امر به ظهور فرمايد و الاّ اگر اينچنين ضجه و توبه و گريه و دعا نكنيد در ظهور تعجيل نخواهد شد. (تفسير عيّا شي ج2 ص154 ح49تفسير برهان وصافي وساير تفاسير ذيل آيه شريفه 72سوره مباركه هود وبحارج52 ص131ح34 )
بارالها؛ ترا به غيرت و هيبت عباس بن علي بر جهان بدون ظهور مهدي خاتمه ده.
بار پروردگارا؛ تو را به انتظار علي اصغر و رقيه سلام الله عليهما در فرج وليت تعجيل بفرما.
خدا وندا؛ تو را به غربت وليت امام زمان در فرج مهدي فا طمه سلام الله عليهما تعجيل فرما .
بار پرودگارا؛ تو را به آبروي امام زمانت قسم تمامي ناراحتي و غصّه وهم و غم ما را غصّة دوري از وليت امام زمان قرار بده.
الها ؛ تو را به عظمت و مظلوميت اميرالمؤمنين عليه السلام قسم، محبت امام زمان عليه السلام و احساس نياز به آن وجود مقدس را در دل و جان ما ايجاد بفرما.

11 – 14 - 59 –69 – 92 –110 –116 - 118 – 121 -128 – 133 –135 – 213 – 315 – 353 - 1001
يا رب محمد عجل فرج آل محمد صلي الله عليه و آله و سلم
يا رب محمد احفظ غيبة محمد صلي الله عليه و آله و سلم
يا رب محمد انتقم لابنة محمد صلي الله عليه و آله و سلم
(مكيال المكارم عربي ج 2 ص 13)
http://gholamali80.persianblog.com/:smile07: :smile07: :smile07: :smile07: :smile07:

محمد مهدی 128
Friday 24 February 2006, 06:51AM
:smile07: :smile07: :smile07: بقیة الله آجرک الله

هستي
Saturday 25 February 2006, 09:37AM
بسمه تعالي
كجاست ان در هم كوبنده اثار شرك ونفاق؟
كجاست انكه مومنان را عزيز وكافران را خوار مي كند؟
كجاست انكه انتظار ظهورش بهانه زندگي من است.
كجاست انكه امن وامان زمين به دليل دعاها ومنا جاتهاي اوست والا با اينهمه فساد وبي عدالتي وبي حرمتي به اوليا، خداوند حق بود كه عذابهايي بدتر از انچه بر اقوام گذشته نازل شده بر ما نازل مي شد.
خدايا اذن ظهورش بده.
گرچه مي دانم ظهور او به ظهور وامادگي ما بستگي دارد. وما اندر خم يك كوچه مانده ايم.

محمد مهدی 128
Thursday 2 March 2006, 05:57AM
:smile07: :smile07: :smile07: هستی هست جلوگاه خال گونه توست عزیز زهراء:smile07: :smile07: :smile07: :smile07:
فخر کائنات، ولی امر ممکنات، سلطان وجود ،کهف امان ،خاتم الاوصیاء،کلمة الله التّامه،عین الله الناظره ،ید الله الباسطه ،لسان الله الناطقه ،قلب الله الواعی ،سفینة النجاة،عین الحیاة،علم الهدی ،نور ابصار الوری ،صاحب الازلیّة الاولیّة،امیر وفرمانروای هستی ،عزیزی از اولاد فاطمه سلام الله علیها که؛ملک،ملکوت ،عظموت وجبروت،ماهوت ،لاهوت ،هاهوت،وعالم خلق وامروکلمات وعقول وعالم اسماءوصفات ومعانی ؛واله وحیران خال گونه اویند وحیات و وجود را از او می گیرند وبا تسبیح وحمد الهی به گرد خال گونه او می چرخند؛یعنی بقیّة الله الاعظم حجةبن الحسن المهدی عجلّ الله تعالی فرجه الشریف
آنچه در باره أمیر المؤمنین علیه السلام وپیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم وائمّه معصومین علیهم السلام وجود دارد در نفس الأمر؛همه آنها برای وجود مقدس امام زمان عجلّ الله تعالی فرجه الشریف است .
امروز محمد صلی الله علیه وآله وسلم و امیر المؤمنین علي بن ابی طالب علیهما السلام وحسن وحسین صلوات الله علیهما وائمه از ولد حسین صلوات الله علیهم اجمعین امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است.
او که همه عوالم امکانی وجود را در خود جمع نموده وهمه هستی هست به ید اوست.و هر آنچه هست غلام حلقه بگوش اوست.تمامی ممکنات وجودشان به وجود اوست .هرممکنی که می بیند باو می بیند و هرشنونده ای که می شنود باو می شنود .وهر صاحب آوائی که سخن می گوید وآوائی دارد باومی گوید ومی آواید وهر متنفّسی باو نفس می کشد.
ازلحاظ معارفی مطلب صاف است که:در کلّ نظام هستی مادّی وفوق و وراء مادی باید نقطه ومرکز ثقل وجاذبه ای باشد که همه هستی هست وجودشان قائم به او باشد وبه گرد او بچرخند .
آن نقطه خال گونه توست یابن العسگری .
وأصح ونزدیکتر با نفس الأمر آنست که گفته شود هستی هست جلوه و پرتو خال گونه توست پسر فاطمة.
لذا در زیارت روز جمعه خطاب به تو می شود :السلام علیک یا عین الحیات سلام بر تو ای سرچشمه جوشان وخروشان حیات.
به تو گفته می شود :السلام علیک یا ناظر شجرة طوبی وسدرة المنتهی سلام برتو ای عزیزی که اعلی ترین مرتبه بهشت واعلی ترین مرنبه...(به روایات سدرة المنتهی و شجره طوبی رجوع فرمائید)............تحت نگاه توست.
وباز به تو اینچنین خطاب می شود :السلام علیک سلام من عرفک بما عرّفک به الله ونعتک ببعض نعوتک التی انت اهلها وفوقها.
سلام بر تو (سلام چه کسی ؟) سلام کسی که شناخت ترا (آیاخودش شناخت ترا؟) بواسطه آنچه شنا سانید ومعرفی کرد ترا بواسطه آن خدا ووصف کرد ترا (به همه اوصاقت؟) به بعض از اوصافت که تو اهل ولایق وسزاور آن اوصافی وتو والاترو بالاتر وفوق آن اوصاف و وصف الهی.(چون لفظ ضیق وعالم ضیق و عقل وفهم خلق ......)
وباز گفته می شود به تو :وانّک خازن کلّ علم وفاتق کل رتق ومحقق کل حق ومبطل کل باطل .
اراده چه اراده ای است؟که حق تابع میل اوست وباطل تابع کراهت اوست .
فالحق ما رضیتموه والباطل ما اسخطتموه حق آنی است که مورد رضایت وخشنودی شماست وباطل آنست که مورد سخط وغضب شماست. (مفاتیح دعای سلام علی آل یس وزیارت بعدی آن).
:smile07: :smile07: :smile07: :smile07: :smile07:

سینا 555
Thursday 2 March 2006, 06:26AM
http://valiasrtk.tripod.com/photos/thumbnails/400x300/valiasr.jpg

هستي
Thursday 2 March 2006, 07:40AM
بسمه تعالي
با سلام
منظور تان را از ادرس بالا نفهميدم.وارد ان هم شدم ولي چيزي دستگيرم نشد.

محمد مهدی 128
Friday 3 March 2006, 07:02AM
:smile07: :smile07: :smile07: :smile07: السلام علیک یا عین الحیات :smile07: :smile07: :smile07: :smile07:
:smile07: :smile07: :smile07: :smile07: اللهم عجل لولیک الفرج :smile07: :smile07: :smile07: :smile07:

هستي
Friday 3 March 2006, 10:08AM
بسمه تعالي
از ملا محسن فيض

الا يا ايها المهدي مدام الوصل ناولها
كه در دوران هجرانت بسي افتاد مشكلها
صبا از نكهت كويت نسيمي سوي ما اورد
زسوز شعله شوقت چو تاب افتاد در دلها
چو نور مهر تو تابيد بر دلهاي مشتاقان
زخود اهنگ حق كردند بر بستند محملها
دل بي بهره از مهرت حقيقت را كجا يابد
حق از ائينه رويت تجلي كرد بر دلها

هستي
Friday 24 March 2006, 07:26AM
بسمه تعالي

جاده هاي بي انتها رو به افق جاري اند
ما در ابتداي جاده به انتظار نشسته ايم
تا با تو
تا انتها، تا خدا برويم
اين تقدير انتظار با كدام قدر اميخته است؟
با اميد
با تلاش
بادعا،دعاي“ امن يجيب“
براي خلافت زمين
چند بار بخوانم
چند بار بخوانيم؟
كار جنون ما به تماشا كشيده است.
نمي دانم كه دعاي مستجاب تو
چرا در ظهور اجابت نمي شود ؟

انگار بادعاي ما بندگان منتظر گره خورده است .
در قنوت ،در صبح جمعه در كعبه
با دعاي ما ،با انتظار ما
با امادگي ما،امادگي همه
قفل را ما زده ايم
كليدش كجاست؟نمي دانيم
چند دندانه اش كم است؟
تو بگو
تا انتظار به پايان برسد.

محمد مهدی 128
Sunday 26 March 2006, 08:21AM
:smile07: :smile07: :smile07: گفتم که روی ماهت از من چرا نهان است
گفتا که خود حجابی ورنه رخم عیان است :smile07: :smile07: :smile07:

هستي
Friday 31 March 2006, 04:15PM
از عشق تا شعار


بين كسانى كه به راستى، حقيقتى را باور دارند و آنان كه مدعى باور داشتن چيزى هستند تفاوت از زمين تا آسمان است. مانند تفاوت عشق تا شعار.
عشق آسمانى است و عشق ورزيدن كار اهالى آسمان!
شعار زمينى است و شعار دادن حرفه زمينى‏ها!
منتظران واقعى به امامشان عشق مى‏ورزند.
مدعيان انتظار، تنها شعار مى‏دهند.

منتظران واقعى در پى اصلاح وضعيت موجودند.
مدعيان انتظار، هر نوع اصلاحى را محكوم مى‏كنند.

منتظران واقعى تلاش مى‏كنند تا موانع ظهور را بشناسند و آنها را برطرف كنند.
مدعيان انتظار، منتظر مى‏مانند تا امام غايبى بيايد و امور را به صلاح آورد.

منتظران واقعى انتظار را تكليف و رسالت مى‏داند.
مدعيان انتظار براى رفع تكليف منتظرند.

منتظران واقعى، بانشاطند و اميدوارانه به آينده مى‏نگرند.
مدعيان انتظار، مأيوس‏اند و دل‏خسته.

منتظران واقعى، زندگى فردى و اجتماعى خود را براساس آنچه در انتظار اويند سامان مى‏دهند.
مدعيان انتظار، نه در زندگى فردى نه در زندگى اجتماعى خود هيچ تأثيرى از آنچه انتظارش را مى‏كشند، نمى‏پذيرند.

منتظران واقعى، براى استقرار عدالت تلاش مى‏كنند.
مدعيان انتظار، استقرار عدالت را موكول به ظهور منجى غيبى مى‏دانند.
منتظران واقعى، در مقابل ظلم و فساد ايستادگى و مبارزه مى‏كنند.
مدعيان انتظار، با عوامل فساد و ظلم تنها در دل مخالفت مى‏كنند نه در عمل.
منتظران واقعى تلاش مى‏كنند تا حكومتهاى باطل را براندازند و خود زمينه‏ساز حكومت عدل و ايمان گردند.
مدعيان انتظار، اساساً هيچ حكومتى در زمان غيبت را حكومت حق نمى‏دانند و معتقدند بايد منتظر شد تا خود امام بيايد و حكومت كند.

منتظران واقعى، امر به معروف و نهى از منكر مى‏كنند كه سنت همه صالحان عالم است.
مدعيان انتظار، نسبت به ديگران بى‏تفاوتند.

منتظران واقعى، نگران سرنوشت خود و جامعه هستند.
مدعيان انتظار، به سرنوشت خود و جامعه نمى‏انديشند و اقدام جدى‏اى در عرصه‏هاى اجتماعى و اصلاحى نمى‏كنند.

منتظران واقعى، در برابر آزارها و تكذيبها مقاومت مى‏كنند.
مدعيان انتظار، آنقدر محافظه‏كارند كه مورد آزار و تكذيب قرار نمى‏گيرند.

عشق آسمانى است و عشق ورزيدن كار اهالى آسمان!
شعار زمينى است و شعار دادن حرفه زمينى‏ها!

منتظران واقعى، بانشاطند و اميدوارانه به آينده مى‏نگرند.
مدعيان انتظار، مأيوس‏اند و دل‏خسته.

مدعيان انتظار، نسبت به ديگران بى‏تفاوتند.

منتظران واقعى، نگران سرنوشت خود و جامعه هستند.

موعود جوان شماره 28

هستي
Friday 7 April 2006, 01:15PM
بسمه تعالي
حضرت مهدي در نهج البلاغه
در خطبه99 نهج البلاغه فيض الاسلام آمده است:
ويعطف الهدي علي الهدي اذاعطفواالهدي علي الهوي ويعطف الراي علي القران اذا عطفوالقران علي الراي حتي تقوم الحرب بكم علي الساق .

او هواي نفس را به هدايت و رهنمود الهي بر مي گرداند آن هنگام كه مردم هدايت الهي را به خواسته هاي نفساني بر گردانده اند وآنگاه كه مردم قران را تفسير به راي كنند وآراء ونظرات خويش را به قران گرايش دهند.تا انجا كه جنگ همه را بپا خيزاند.

ظاهرا اين دعواي تاويل به راي انقدر بالا مي گيرد تا انكه او بيايد و همه را به هدايت الهي بر گرداند.
پس كجاست ان تحقق وعده الهي.
منتظران را به لب امد نفس.

سینا 555
Thursday 20 April 2006, 04:37AM
از طلعت زيباي تو گر پرده برافتد
ماه از نظر مردم صاحبنظر افتد
گر پيش رخت گل بزند لاف نكويي
از شاخه به يك جنبش باد سحر افتد
در باده عشق تو ندانم چه اثرهاست
كز خويش هرآنكس كه خورد بي خبر افتد
با كام هوس هر كه ره عشق تو پويد
با هر قدمي مرحله اي دورتر افتد
اي حجت ثاني عشر اي مهر جهانتاب
از طلعت زيباي تو كي پرده برافتد؟
گر ديدن روي تو به مرگ است ميسر
با شوق دهم جان كه به رويت نظر افتد
از فخر زنم طعنه بر افلاك چو گردي
از رهگذرت بر من بي پا و سرافتد
اي منجي عالم ستم و جور شد از حد
باز آ كه ز دست متعدي سپرافتد
پر مظلمه شد دهر بيا تا شجر عدل
در سايه جانپرور تو بارور افتد
گر قوت دل منتظران خون جگر شد
غم نيست چو وصل تو بخون جگر افتد
اي منتقم خون شهيدان ره حق
مپسند كه خون هاي مقدس هدر افتد
گويند دعاي سحري راست اثرها
لطفي كه دعاهاي «وفا» كارگر افتد
از محمود شريفي صادقي«وفا»

هستي
Thursday 20 April 2006, 09:25AM
بسمه تعالي
چه عجب كه يكي هم در اين دعواها به ياد امام عصر افتاد.

هستي
Monday 24 April 2006, 11:07AM
بسمه تعالي
از رحيم پور ازغندي:
تعابير بسيار بلندی از همة انبياء، از ازل تا خاتم (ص) راجع به حضرت حجت (ع) رسيده و تقريباًَ جزء اجتماعيترين موضوعات، بين همة اديان الهی و ابراهيمي، بشارت موعود و وعدة منجی است و همه گفتهاند كه كار نيمهتمام و ناتمام انبياء (ع) و اديان، به دست اين مرد بزرگ، كامل خواهد شد. گفتهاند كه بزرگترين تكليف تاريخ، كار بزرگترين مرد تاريخ است. حتی مكاتبی كه الوهيتزدايی و الهيتزدايی شدهاند باز به نوعی و به نحوی به اين مسئله انديشيدهاند، و گرچه نام ايشان را نبردهاند، اما همه بشارت ايشان را دادهاند و حتی مكاتب الحادی چون ماركسيسم نتوانستهاند به مسئله آخرالزمان، بيتفاوت بمانند. بوديزم، مسيحيت و يهوديت نيز كه غالب بشريت را زير پوشش گرفتهاند، در اين خصوص، اعلام كردهاند. يهود، هنوز منتظر مسيح (ع) است و مسيحيت، منتظر ظهور مجدد مسيح (ع) است. همة انبياء، همة مذاهب و اديان و فرق، منتظر گشايشی بزرگ در آينده يا در پايان تاريخ هستند.

هستي
Tuesday 25 April 2006, 07:01AM
بسمه تعالي
همة انبياء، همة مذاهب و اديان و فرق، منتظر گشايشی بزرگ در آينده يا در پايان تاريخ هستند و اشاره خواهم كرد كه حتی امروز مكتبی كه چند دهه برای نفی پايان تاريخ و نفی “غايت” از تاريخ، دست و پا زد و مدعی شد كه اصلاحيات و تاريخ بشر، مبدأ و منتهای روشن ندارد و جهت اصولی خاصی بر آن حاكم نيست، يعنی “ليبراليزم” كه در واقع پنجاه، شصت سال تئوری بافت كه تاريخ غايت نداشته و ندارد، آخرين نظريهپردازانشان چون فوكوياما از “پايان تاريخ” سخن ميگويند، منتها “پايان تاريخ” با روايت خودشان كه تثبيت و تبليغ نظام ليبرال سرمايهداری است.
من در بخش نخست عرايضم دو نظريه، دو نقطهنظر به تاريخ انسان و دو تفسير دربارة فلسفه حيات و مدنيت را به مقايسه ميگذارم تا ببينم كدام با “مهدويت” سازگار است و كدام نيست و چرا؟ و در بخش دوم، بعضی رواياتی راجع به ايشان يا منقول از خود ايشان در اين خصوص كه ايشان چه جامعهای را بنا خواهد كرد و چه حكومتی را خواهند ساخت و مناسبات انسانی و البته حقوق بشر در حكومت ايشان چگونه تعريف خواهد شد را عرض مينمائيم. فهرستوار و سريع مرور خواهم كرد، و البته هر يك از اين روايات، خود ميتواند موضوع يك كنفرانس علمی يا پاياننامه باشد.
“انتظار” را گفتهاند كه سنتز تضاد بين “واقعيت” و “حقيقت” است. “واقعيت” يعنی آنچه هست و “حقيقت” يعنی آنچه نيست ولی بايد باشد. گفتهاند كه انتظار، سنتزی ناشی از تضاد بين واقعيت و حقيقت است، كوبيدن جادة “آنچه هست” تا “آنچه بايد باشد”. پس نكتة نخست اين است كه دو زاوية ديد برای تفسير تاريخ بشر امروز وجود دارد: نخست، آنچه از آن، تعبير به اصل “مسيانيزم” يعنی مسيحيگرايی و موعودگرايی كردهاند و در اينجا، “مسيح” به معنی موعود است و مسيانيزم، دعوت به انتظار است. انتظار برای ظهور موعود و اعتراض به وضع موجود در سطح بشری كه توأم است با وعدة پيروزی قاطع حق و عدل در پايان تاريخ و از آن نيز به اصل “فتوريزم” تعبير كردهاند. “فتوريزم”، “آيندهگرايي” و نگاه به آينده است؛ ايدئولوژيای معطوف به فردا كه ميگويد همة خبرها در آينده است، جهان هنوز تمام نشده، محرومان مأيوس نباشند، مبارزان و مجاهدان راه آزادی و عدالت و آگاهي، از مبارزاتشان پشيمان نشوند. آنها كه دوباره، چهاربار، در نهضت جهانی “اجرای عدالت” شكست خوردهاند نگويند كه همه چيز تمام شد. به آينده نگاه كنيد، سرتان را بالا بگيريد. شهيد داديد، صدمات خورديد، ضايعاتی داديد، در بعضی از جبههها عقب نشستيد، اما سرتان را بالا بگيريد. “فتونيزم” يعنی چشمهايتان را قاطعانه و اميدوارانه به آينده بدوزيد و از پس غروب امروز، طلوع فردا را تصور كنيد و با تصور آن، مبتهج بشويد. اين ايدهای برای اغوای افكار عمومی نيست.
همچنين برخلاف آنچه بعضي جناحهای پراگماتيست گفتهاند كه امام زمان (عج) اگر هم وجود نداشته باشد اعتقاد به او مفيد است، بايد گفت: نه، امام زمان (عج)، هم حقيقت است و هم اعتقاد به او مفيد است. هم حقيقت دارد و هم فايده.
آنها كه ميتوانند حقيقت مهدويت را بفهمند و باور كنند و درگير دگماتيزم تجربهگرايی و جزميات عالم حس هستند و حاضر نشدند از پنجرهای كه به دست انيباء (ع) به فراسوی عالم ماده و ماورای طبيعت، باز شده به بيرون نگاه كنند، ممكن است پديدة امام زمان(عج) را فاقد حقيقت و حداكثر، مفيد فايده بدانند. در حاليكه واقعيت امر، اين است كه قصة امام زمان (عج)، اسطوره نيست و نبايد متهم به نگاه اساطيری مذهبی شود. قصة امام زمان (عج)، “حقيقت” و “فايده” هر دو توأم با يكديگرند.
پس يك خط در نگاه به آيندة انسان و نگاه به تاريخ است كه در غرب، از آن تعبير به “مسيانيزم و فتوريزم” كردند و آن را با همين كوبيدند، چون تاريخ، زنده است، فعال است و از طرف يك موجود ذيشعور، هدايت ميشود و عاقبت بشر به منجلاب، ختم نخواهد شد و به تاريخ بشر، خوشبين و معتقد است كه از پس همة ستمها و بيعدالتيها و دروغهايی كه به بشرگفتهاند و ميگويند، خورشيد “حقيقت و عدالت”، طلوع خواهد كرد و خدا، انسان را با ستمگران تاريخ، وا نخواهد گذارد؛

هستي
Wednesday 26 April 2006, 07:31AM
بسمه تعالي
ادامه

اما متقابلاً خط دومی وجود دارد كه از طرف تفكر ليبرال و سرمايهداری و هژمونی غرب، امروز در دنيا به آكادميها و دانشگاهها پمپاژ ميشود و در سطح افكار عمومی دنيا، به زور تبليغات، القا ميشود و نفی ايدة “غايت تاريخ” است.
وقتی ميگوييم “غرب”، مردم مغربزمين، مراد نيستند. مردم مغربزمين، آنها كه مذهبی و مسيحياند به “موعود”، معتقدند و عليرغم همة بمبارانهايی كه عليه فطرت آنان اعمال شده - ولو يك قشر اقليت در غرب، در آمريكا و اروپا هستند – ولی هنوز لطافت باطنی خود را حفظ كردهاند. من به يادم ميآورم كه با بعضی دوستان در واشنگتن برای ديدار از كليسايی كه بسيار معظم و قديمی بود و تقريباً حالت موزه داشت و شامل هفت كليسای تودرتو بود، رفتيم در سالن كليسا يك دختر دانشجوی آمريكايی را ديدم ايستاده، نی ميزند و اشك ميريزد، ما رفتيم و شايد ساعتی بعد كه برگشتيم اين دختر را ديدم كه همچنان ايستاده و ني مينوازد. صبح يكشنبه بود. جلو رفتم و از او پرسيدم كه تو را چه ميشود؟ گفت: نذر كرده كه در انتظار موعود و به عشق او هر صبح يكشنبه، تا زنده است، بر در كليسا، ني بزند. اين جامعه ای است كه معنويت، انسانيت و عدالت را در آن، شبانه روز بمباران ميكنند با اين وجود، از پس فطرت آن دختر جوان مذهبی دانشجو، در قلب واشنگتن برنميآيند.
پس وقتی از غرب، سخن ميگويم، منظور من، مردم عادي، ناآگاه و سادة مغربزمين، به خصوص محرومين كه حتی فاسدانشان نيز به نحوی مظلوم و قربانی هستند، نيست. مراد “هژمونی سرمايهداری ليبرال” و حاكميت هستههای سرمايهداری يهود است كه امروزه بر آمريكا و از طريق آمريكا بر دنيا حكومت ميكنند، همانها كه در انتخابات اخير كه مملو از تقلب بود برای انتخاب يكی از اين دو نفر، كه هر دو هم حافظ منافع آن هستة سرمايهداری هستند، خرج مغزشويی افكار عمومی كردند و همة اين ميليارها دلار از پول همين شركتها در واقع، سرمايهگذاری و ارباب واقعی غرب و دنيای امروز است و سيستم بردهداری مدرن را هم اينان
همين هستة تفكر ليبرال است كه آمريكا و غرب را رهبری ميكند. حال چرا محافظه كار هستند؟ زيرا وضع موجود در دنيا بايد به نفع آنان حفظ بشود. اين وضع چگونه حفظ شود؟ ابتدا بايد بباورانند كه وضع موجود در جهان و اتفاقی كه در دهه های اخير در دنيا افتاده و ايدئولوژی ليبراليزم در ذيل منافع سرمايهداری جهانی و صهيونيزم، معادلة “قدرت و ثروت” را تعريف ميكند، عين عقلانيت است و همه هم بايد باور كنند و به ما بباورانند كه اتفاقی كه اسم آن را مدرنيته ميگذارند، آخر خط تاريخ است.
ميخواهند بگويند كه هيچ مدينة فاضله ای برتر و پيشروتر از وضع كنونی در جامعة جهانی كه ما آن را رهبری ميكنيم، نه فقط وجود خارجی ندارد، بلكه حتی وجود ذهنی هم نميتواند داشته باشد. پوپر در مصاحبه اش با اشپيگل، چند سال پيش از مرگش گفت امروز مدينة فاضله در كل تاريخ بشر، جامعة ايالات متحده است. مصاحبهگر از او پرسيد در جامعهای كه هر 8 ثانيه، يك قتل و هر 9 ثانيه، يك تجاوز جنسی صورت ميگيرد و جامعهای كه بزرگترين منبع درآمدش مواد مخدر و سلاحهای كشتار جمعی هستهاي، شيميايی و ميكروبی است چگونه مدينة فاضله و پايان تاريخ است؟ او پاسخ ميدهد كه اصل ضرورت فكر كردن به “مدينة فاضله” دروغ بزرگی بوده كه به ما گفتهاند. هيچ مدينة فاضلهای در انتهای تاريخ وجود ندارد و نبايد به آن فكر كرد و اين فكری انحرافی در ذهن بشر و باوری اساطيری است، يا فوكوياما، نظريه پرداز سرمايه داری آمريكا، گفت: اگر تاريخ پايانی هم دارد پايان آن، همين جامعة فعلی ايالات متحده آمريكاست. اين تفكر محافظه كاری است.
“كنسرواتيزم” دفاع از وضع موجود جهانی و دفاع از هرم قدرتی است كه هماكنون بر دنيا حكومت ميكند و در رأس آن سرمايه دارها هستند و همة ملل ديگر، ملتهای شرق، جنوب و همه، قاعدة اين هرم و بردگانی هستند كه رأس هرم قدرت را بر دوش خود بايد بكشند. امروزه ثروت در دنيا چگونه تقسيم شده است؟ چند درصد بشريت، چند درصد ثروت و زمين را در دست دارند و معنی اين آمار مبين چيست؟ و اگر كسی بگويد اين وضع، باز ادامه پيدا كند، به چه معنی است؟
در روايت آمده است كه امام زمان (عج) فاصله های طبقاتی را در سطح جوامع بشری بر هم خواهند زد. در روايت داريم كه در زمان مهدی ما، هيچ انسان گرسنه ای در سراسر زمين پيدا نخواهد شد. اين آن مهدويتی است كه ما به آن معتقديم و همة اديان به آن معتقدند، ولی هيچ كس به اندازة شيعه، راجع به آن جامعة آخرالزمان و انقلاب بزرگ، شفاف سخن نگفته است. و شايد ديگران، آگاهی شفاهی از وضعيت نداشته اند. شيعه حتی نام مقدس آن رهبر انقلاب جهانی را نيز ميداند، روش حكومت او را توصيف كرده است و شايد در هيچ مكتب ديگری چنين نباشد. شما در اُپانيشادها، در وداها، در انجيل، در تورات و در همه منابع شرق و غرب، بشارت آخرالزمان را ميبينيد، ولی هيچ جا به اندازة منابع شيعه، شفاف و دقيق راجع به ايشان، حتی قيافه، حرفها، شعارها و نحوة انقلاب و حاكميتش بحث نشده است. هدف عمدة نظام ليبرال سرمايه داری كه ميگويد ما با “مدينة فاضله”سازی و مسيانيزم، با بنيادگرايی ديني، با راديكاليزم انقلابي،اصولگرايي، حتی غيردينی آن مبارزه ميكند، اين است كه در افكار عمومی بشر، به خصوص در دانشگاههای شرقی و اسلامي، در ذهن دانشجو و سپس در ذهن مردم، حالت ترديد در وضع موجود و حالت متوقع و منتظره، پيش نبايد كه عجب!! پس مدرنيتة سرمايه داري، آخر خط نيست؟ و بايد منتظر بود؟ اين پرسش نبايد در افكار عمومی و خصوصی بشريت، جوانه بزند!! آنها ميخواهند بگويند كه هيچ چيزی ديگر فراتر از اين وضع موجود جهان نيست و آنچه هست، عين علم و عقلانيت و آخر خط و پايان تاريخ است. ميگويند اين جا ايستگاه آخر است و بشريت بايد از قطار پائين بيايند. توجه داشته باشيد نميگويند كه همة بشريت در سطح ما زندگی كنند و امكانات مردم آمريكا را در اختيار داشته باشند. كه اگر بگويند، بايد دست از ستم جهانی و نابرابريها بردارند. چون اگر معنی “جهانی شدن” اين باشد كه توزيع ثروت، قدرت، آگاهی و حرمت و احترام در تمام جهان، يكسان باشد، مورد قبول است، اما جهانی شدن كه آنان ميطلبند به معنی “آمريكايی شدن” است؛ جهانی شدن از نوعی كه در رأسش، سرمايه داران حاكم بر آمريكا باشند و بقية بشريت، قاعدة آن هرم باشند.

هستي
Friday 28 April 2006, 09:41AM
بسمه تعالي
اخرين قسمت
.
گلوباليزيشن1 غربي، توجيه ستم غربی بر جهان است. اينان با “گلوباليزيشن مهدوي” مخالفاند و به گلوباليزيشن سرمايهداری آمريكا فراخوان ميكنند.
اگر گلوباليزيشن، عبارت باشد از جهانی كردن آمريت آمريكا و منافع سرمايهداری حاكم بر آمريكا، صهيونيزم و انگليس، اين گلوباليزيشن فقط به نفع آنهاست و همان را ترويج ميكنند، اين “جهانی شدن” همة فرهنگها و ايدئولوژيهای مقاومت را ميبلعد و هضم ميكند،
اما اگر بگوييم كه ما گلوباليزيشن را قبول داريم، اما نه با معيارهای سرمايهداری يهود، بلكه با معيارهای امام مهدی (عج) كه ميگويد در تمام دنيا هيچ انسان گرسنهای نبايد باشد و نبايد در گوشة افريقا بچههای يازده ساله وزنشان به اندازة بچههای شش ماهة واشنگتن و نيويورك باشد و نبايد استخوان دندهها و پهلوهايشان پوست آنها را بشكافد و از زير پوستشان بيرون بزند، آنها اين گلوباليزيشن مهدوی يعنی عدالت جهانی را پس ميزنند و آنگاه توهم و يوتوپيا ميدانند، چون امام مهدی (عج) امنيت را برای همه، نه فقط برای سرمايهدارهای غرب، ميخواهد.
روايت داريم كه در زمان حكومت جهانی امام مهدی (عج) امنيت بدان حد بر جهان، حاكم ميشود كه يك دختر نوجوان بدون كمترين توهين و تهديدی به تنهايی از اين سوی عالم به آن سوی خواهد رفت. اين در روايات ماست. گلوباليزيشن مهدوی يعنی امنيت برای همه، امنيت برای دخترهای آفريقا، مكزيك، غنا و افغانستان، نه فقط برای دختران سرمايهداران نيويورك. اما تفكر جهانی شدن از آن نوع كه ليبرالسرمايهداری ميگويد و ميخواهد، در واقع عين “محافظهكاري” است، لذا اين در مقياس جهاني، با اصولگرايي، با مدينة فاضلهسازي، با ايدئولوژی و حاكميت ارزشها مخالفاند و ميگويند كه ارزشها اصولاً مفاهيم غيرعلمی و مقولات غيرعقلانياند و لذا مسائلی شخصی بلكه جزء وسايل شخصي!! است و ارزشها، شخصی و نسبی است پس ربطی به حكومت و امر عمومی (پابليك) ندارد و سكولاريزم همين است.
خط تبليغاتی آنان، اين است كه سخن گفتن از مهدويت و گلوباليزيشن و وعدة عدالت جهاني، خيالبافی است و ممكن نيست. در بحثهای دانشگاهيشان همين را بلغور ميكنند تا تز كنسرواتيستی را جهانی كنند و نيز ميگويند اين ايده، اساساً ايدئولوژيك، توتاليتر و تماميتطلب است و يعنی چه كه يك نفر به نام مهدی (عج) ميخواهد بر كل دنيا حكومت واحد برقرار كند؟!
چون در روايت داريم مهدی (عج) با برهان و شمشير، از راه انقلاب جهانی به حاكميت و عدالت جهانی دست خواهد يافت ايشان با مسيحيان به وسيلة انجيل حقيقی و با يهوديان به تورات حقيقی احتجاج و استدلال ميكند و برای هيچ كس، عذر و بهانهای نميگذارد و اغلب مردم با منطق و برهان و موعظه و رحمت، متقاعد ميشوند و آنها كه لجاجت ميكنند با شمشير، اصلاح خواهند شد و بشريت ديگر جز مسلمان نخواهند بود.
-------------------
1-
گلوباليزيشن، عبارت است از جهانی كردن آمريت آمريكا و منافع سرمايه داری حاكم بر آمريكا، صهيونيزم و انگليس

هستي
Thursday 18 May 2006, 05:04PM
بسمه تعالي

گفتند مي ايي
گفتند هزاره اي دارد
دردها به درمان مي رسد
واميد ها به سامان
گفتند وعده پروردگار حق است
وگفته بودند كه انتظار به درازا مي كشد
انقدر كه ايمانها ي مردمان به نقصان گرايد
ونگه داشتن دين چونان نگه داشتن اتش باشد

در هجوم اديان خودساخته بشري
از دجال يك چشم گفتند
كه همه چيز را وارونه مي نما ياند
با اين همه ما مانده ايم وانتظار
ببين!
بي تو عدالت بي معناست و
اميد نااميد شده است

بي تو راه به كجراهه مي رود
واشك هاي منتظران برسيمايشان خشك مي شود
ولبخند، منتظر شكفتن مانده است

بي تو شبهاي پر ستاره هم در انتظار اخرين نجم اند
ستاره نرگس
كه دررصدگاه ستاره شناسان نيز غايب است

بي توخورشيد طلوع واقعي اش را از ياد برده است
خورشيد من برآ كه وقت دميدن است.

محمد مهدی 128
Tuesday 23 May 2006, 08:19AM
:smile07: :smile07: :smile07: هستی هست جلوگاه خال گونه توست عزیز زهراء:smile07: :smile07: :smile07: :smile07:
فخر کائنات، ولی امر ممکنات، سلطان وجود ،کهف امان ،خاتم الاوصیاء،کلمة الله التّامه،عین الله الناظره ،ید الله الباسطه ،لسان الله الناطقه ،قلب الله الواعی ،سفینة النجاة،عین الحیاة،علم الهدی ،نور ابصار الوری ،صاحب الازلیّة الاولیّة،امیر وفرمانروای هستی ،عزیزی از اولاد فاطمه سلام الله علیها که؛ملک،ملکوت ،عظموت وجبروت،ماهوت ،لاهوت ،هاهوت،وعالم خلق وامروکلمات وعقول وعالم اسماءوصفات ومعانی ؛واله وحیران خال گونه اویند وحیات و وجود را از او می گیرند وبا تسبیح وحمد الهی به گرد خال گونه او می چرخند؛یعنی بقیّة الله الاعظم حجةبن الحسن المهدی عجلّ الله تعالی فرجه الشریف
آنچه در باره أمیر المؤمنین علیه السلام وپیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم وائمّه معصومین علیهم السلام وجود دارد در نفس الأمر؛همه آنها برای وجود مقدس امام زمان عجلّ الله تعالی فرجه الشریف است .
امروز محمد صلی الله علیه وآله وسلم و امیر المؤمنین علي بن ابی طالب علیهما السلام وحسن وحسین صلوات الله علیهما وائمه از ولد حسین صلوات الله علیهم اجمعین امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است.
او که همه عوالم امکانی وجود را در خود جمع نموده وهمه هستی هست به ید اوست.و هر آنچه هست غلام حلقه بگوش اوست.تمامی ممکنات وجودشان به وجود اوست .هرممکنی که می بیند باو می بیند و هرشنونده ای که می شنود باو می شنود .وهر صاحب آوائی که سخن می گوید وآوائی دارد باومی گوید ومی آواید وهر متنفّسی باو نفس می کشد.
ازلحاظ معارفی مطلب صاف است که:در کلّ نظام هستی مادّی وفوق و وراء مادی باید نقطه ومرکز ثقل وجاذبه ای باشد که همه هستی هست وجودشان قائم به او باشد وبه گرد او بچرخند .
آن نقطه خال گونه توست یابن العسگری .
وأصح ونزدیکتر با نفس الأمر آنست که گفته شود هستی هست جلوه و پرتو خال گونه توست پسر فاطمة.
لذا در زیارت روز جمعه خطاب به تو می شود :السلام علیک یا عین الحیات سلام بر تو ای سرچشمه جوشان وخروشان حیات.
به تو گفته می شود :السلام علیک یا ناظر شجرة طوبی وسدرة المنتهی سلام برتو ای عزیزی که اعلی ترین مرتبه بهشت واعلی ترین مرنبه...(به روایات سدرة المنتهی و شجره طوبی رجوع فرمائید)............تحت نگاه توست.
وباز به تو اینچنین خطاب می شود :السلام علیک سلام من عرفک بما عرّفک به الله ونعتک ببعض نعوتک التی انت اهلها وفوقها.
سلام بر تو (سلام چه کسی ؟) سلام کسی که شناخت ترا (آیاخودش شناخت ترا؟) بواسطه آنچه شنا سانید ومعرفی کرد ترا بواسطه آن خدا ووصف کرد ترا (به همه اوصاقت؟) به بعض از اوصافت که تو اهل ولایق وسزاور آن اوصافی وتو والاترو بالاتر وفوق آن اوصاف و وصف الهی.(چون لفظ ضیق وعالم ضیق و عقل وفهم خلق ......)
وباز گفته می شود به تو :وانّک خازن کلّ علم وفاتق کل رتق ومحقق کل حق ومبطل کل باطل .
اراده چه اراده ای است؟که حق تابع میل اوست وباطل تابع کراهت اوست .
فالحق ما رضیتموه والباطل ما اسخطتموه حق آنی است که مورد رضایت وخشنودی شماست وباطل آنست که مورد سخط وغضب شماست. (مفاتیح دعای سلام علی آل یس وزیارت بعدی آن).
:smile07: :smile07: :smile07: :smile07: :smile07:
یا علی :smile07: :smile07: :smile07:

محمد مهدی 128
Thursday 8 June 2006, 05:26AM
السلام علیک یا عین الله الناظرةالسلام علیک یا سفینة النجاة السلام علیک یا أبا

محمد مهدی 128
Friday 9 June 2006, 04:51AM
السلام علیک یا بقیةالله هذا یوم الجمعه

سینا 555
Friday 14 July 2006, 01:27AM
اي نهان ساخته از ديده ما صورت خويش
بدر از پرده غيب آي و نما طلعت خويش
طاق شد طاقت ياران بگشا پرده ز رخ
اي نهان ساخته از ديده ما صورت خويش
نه همين چشم براه تو مسلمانانند
عالمي را نگران كرده اي از غيبت خويش
آمد از غيبت تو جان بلب منتظران
همه دادند زكف حوصله و طاقت خويش
بي رخت بسته به روي همه درهاي اميد
بگشا بر رخ احباب در از رحمت خويش
گرچه غرقيم بدرياي گناهان ليكن
شرمساريم و خجالت زده از غفلت خويش

:smile07: :smile07: :smile07: :smile07:

روي دل سوي تو داريم بصد عجز و نياز
جز تو ابراز نداريم به كس حاجت خويش
جز تو ما را نبود ملجايي اي حجت حق
باد سوگند ترا بر شرف و عصمت خويش
دست ما گير كه بيچارگي از حد بگذشت،
بگشا مشكل ما را به يد همت خويش
روزگاري است كه از جهل و نفاق و نخوت
هركسي رنج كسان مي طلبد، راحت خويش
تا كه بر كار خلايق سروسامان بخشي
گير با دست خدايي علم نهضت خويش
توئي آن گوهر يكدانه درياي وجود
كه خداوند جهان خواند ترا حجت خويش
ساخت حق آينه غيب نما روي ترا
نگرد خواست در آن آينه تا طلعت خويش

:smile07: :smile07: :smile07: :smile07:

هست ميلاد همايون تو آن عيد كه حق
در چنين روز عيان كرد مهين آيت خويش
يافت زان روي شرف نيمه شعبان كامروز
شامل حال جهان كرد خدا رحمت خويش
قرب حق يافت به تحقيق كسي كو به صفا
با تو پيوست و گسست از دگران الفت خويش
خوش زدي دم زمديح ولي عصر(فتي)
كه فزودي به بر اهل ولاحرمت خويش
كوش در بندگي آل علي با دل و جان
تا كند شامل حال تو خدا رحمت خويش


:smile07: :smile07: :smile07: :smile07:

هستي
Sunday 16 July 2006, 07:02AM
بسمه تعالي
يا بن الحسن
اي يك گوشه چشمت غم عالم ببرد
حيف باشد كه تو باشي ومرا(ما را)غم ببرد

yamahdi
Monday 17 July 2006, 06:11PM
دعای فرج دعا بر رستگاری و سعادت بشری (لطفا کلیک کنید) (http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=4744)

حضرت رسول الله محمد (ص) فرمود:

"من کذب بالمهدی فقد کفر"
"هرکس مهدی را منکر شود پس کفر ورزیده است."

-عقدالدرر . الفتاوی الحدیثه (از کتب اهل سنت)

سینا 555
Saturday 22 July 2006, 11:30PM
تابكي در پرده ماني ماه من؟ روشنگري كن
تا كني هر دلبري را عاشق خود، دلبري كن
جلوه يي كن، زهره را چون ذره محو خويش گردان
رخ نما و مشتري را بر رخ خود مشتري كن
تابكي از دوري ماه رخت اختر شمارم؟
چرخ دين را مهر شو، در آسمان روشنگري كن
شاهباز دين ز هر سو ميخورد تيري خدا را
طاير بشكسته بال دين حق را شهپري كن
قاف تا قاف جهان پر شد ز ظلم اي حجت حق
تكيه زن بر مسند عدل الهي داوري كن
موج بحر كفر پهلو ميزند بر ساحل دين
نوح شو، طوفان بپا كن، فلك دين را لنگري كن
تا نداده حق پرستي جاي خود بر بت پرستي
بت شكن شو چون خليل و دفع خوي آزري كن
تا بكي چرخ ستمگر بر مدار ظلم گردد؟
تا كند اندر مدار عدل گردش محوري كن
كفر را از ريشه بر كن، ظلم را از بن برافكن
برق شو، از دشمنان خرمن بسوزان، تندري كن

هستي
Friday 8 September 2006, 08:09AM
بسمه تعالي

چراغي بدستم وچراغي در دلم
همه جا در جستجوي انسان كامل
نه با چشم سر كه با چشم دل
نه تنها من، كه همه
اين همه چراغ، اين همه شادي
نشان ازيقين
نشان از انتظار
در جستجوي نوري از خدا

منت خداوند بر بندگان تمام مي شود
اگربيايي

هستي
Friday 8 September 2006, 04:43PM
بسمه تعالي
نقل قول:

بسم الله

با سلام و کمال احترام

ما در مورد وجود و یا عدم وجود شخصی به نام مهدی صحبت نمی کنیم بلکه اصل کلام ما حول این محور می چرخد که آیا امکان دارد که یک نفر با وجود اینکه مریض و بیمار می شود و برای همین احتیاج به نذر صلوات برای سلامتی دارد ، آیا او قادر است دوازده قرن به زندگی خود ادامه دهد و از احوال تمام بندگان خدا با خبر باشد و هر کسی که با او راز و نیاز کند او همه آن را متوجه شود و اراده او مانند اراده خداوندی باشد که زمان و مکان برای او محدودیتی نباشد تا دعاهای ما را در هر مکان و زمانی بشنود وووو

وسلام . یا الله

جناب زد ايكس
ظاهرا يادتان رفته است كه من يكبار در عنوان دين در نزد خداوند فقط اسلام است جواب شما وتسليم را در اين موارد داده ام وحالا هم انها را كپي مي كنم.
من نوشته بودم:
چرا شما يكبار امام مهدي( امام مرا) صدا نمي كنيد تا ببينيد كه چه مي شود؟
اصلا حتما ايات مباهله را خوانده ايد كه پيامبر براي نفرين كردن اهل بيتش( يعني علي وفاطمه وحسن وحسدن) را اورده بود ومعارضان از مباهله ترسيدند
.شما چطور؟نمي ترسيد وگمان مي كنيد كه قسم دادن خداوند به حق اين افراد هيچ تاثيري ندارد؟
افراد هيچ تاثيري ندارد.

وشما ودوستانتان مسخره كرديد وحرفهاي تكراري را نوشتيد.
اما پاسخ من:

بسمه تعالي
به نام او كه يگانه پرودگار وهمه كاره عالم است.
معشوق سزاور پرستش
كه هرچه دارم از اوست حتي عنايت حضرت مهدي را
وقتي حاضر نيستيد اسمش را هم بشنويدپس چگونه باورش كنيد؟.
چه اشوبي كرده ايد ؟اما اينجا اب گل الودي نيست كه از ان ماهي بگيريد.
گفتم اگر بنويسم ائمه مي گويند مرده اند.
اگر بنويسم امام مهدي مي گويند ما ندانسته ايم ونديده ايم
پس نوشتم امام من كه يعني من قبولش دارم و حي وزنده است وولي الله است. وخليفه خداوند در زمين.
. گفتم شما دعا كنيد واز اين مقربترين بنده خداوند بخواهيد كه آميني بگويد شايد از گمراهي نجات يابيد.
گفتم كه پيامبر گفته است كه:قائمي كه در اخرالزمان مي ايد هم نام من است
گفتيد گفته باشد باور نداريم.حرف حرف خودمان است.
پيامبر فر موده: هركس قيام قائم ما را انكار كند كافراست.
حداقل وجهي از كفر را كه انكار قايم است دارد.
ايا زمان ان نرسيده كه اينهمه پيامبر خدا را بي حرمت نكنيد؟؟ وحد اقل يكبار هم كه شده خدا را به حق ان 5نفس مقدس قسم دهيد كه اگر بر راه خطا هستيد نجاتتان دهد.
__________________

هستي
Friday 8 September 2006, 04:44PM
بسمه تعالي
اين را در عنوان قل اعوذ برب الناس اورده ام كه به مناسبت در اينجا مي اورم.
يادتان باشد كه خودتان خواستيد . والا قصد ادامه دادن نداشتم.
---------------------

اما من با ايات قران ثابت كردم كه بندگان مقرب علاوه براعطاي عقاب وثواب دراخرت درهمين دنيا به مراتبي ومواهبي ميرسند.
هر جاهم كه سوال مي كنم براي همين معنا است.كه بالاخره خليفه اللهي مربوط به دنيا هست يا نه؟ ويا فرقان در اين دنيا به او داده مي شود يا در اخرت؟
علامه طباطبايي در معناي قرب اورده اند كه:
"و نيز از مواردى كه كلمه قرب در امور معنوى استعمال شده مورد بندگان در مرحله بندگى و عبوديت است ، و چون نزديك شدن بنده به خداى تعالى امرى است اكتسابى ، كه از راه عبادت و انجام مراسم عبوديت به دست مى آيد، كلمه را در اين مورد در صيغه تقرب استعمال مى كنند، چون تقرب به معناى آن است كه كسى بخواهد به چيزى و يا كسى نزديك شود، بنده خدا با اعمال صالح خود مى خواهد به خدا نزديك گردد، ونزديكى عبارت است از اين كه در معرض شمول رحمت واقع شود، و در آن معرض, شر اسباب و عوامل شقاوت و محروميت را از او دور كنند."
ويا اين جملات
"پس مقربون بلند مرتبه ترين طبقات اهل سعادتند، معلوم است كه چنين مرتبه اى براى كسى حاصل نمى شود مگر از راه عبوديت و رسيدن به حد كمال آن ، همچنان كه فرمود: ((لن يستنكف المسيح ان يكون عبدالله و لا الملائكه المقربون )) و عبوديت تكميل نمى شود مگر وقتى كه عبد تابع محض باشد، و اراده و عملش را تابع اراده مولايش كند، هيچ چيزى نخواهد. و هيچ عملى نكند، مگر بر وفق اراده مولايش ، و اين همان داخل شدن در تحت ولايت خدا است ، پس چنين كسانى اولياء اللّه نيز هستند، و اولياء اللّه تنها همين طايفه اند."
پس اوليا. الله كساني هستند كه بر خلاف اراده مولايش عمل نكند.
ووقتي انساني به اين مرتبه رسيد از انسانهاي معمولي فرا تر ميرود.وخداوند خود هدايت اورا بر عهده مي گيرد با نور وبا فرقان وحتي با روح تاييد كننده:
در ايه22 سوره مجادله:اولئك كتب في قلوبهم الايمان وايدهم بروح منه
"كلمه ((اولئك )) اشاره به مردمى است كه به خاطر ايمانى كه به خدا و روز جزا دارند با دشمنان خدا هر چند پدر و يا پسر يا برادرشان باشد دوستى نمى كنند. و ((كتابت )) به معناى اثبات غير قابل زوال است . و ضمير در ((كتب )) به خداى تعالى برمى گردد. و اين آيه تصريح و نص در اين است كه چنين كسانى مؤ منين حقيقى هستند."
مراد از تاءييد مؤ منين به روحى از او چيست؟علامه اورده است:
و ايدهم بروح منه )) - كلمه ((تاييد)) به معناى تقويت است . و ضمير فاعل در جمله ((ايدهم )) به ((اللّه )) برمى گردد، و همچنين ضمير در ((منه )). و كلمه ((من )) ابتدائيه است . و معناى جمله اين است كه : خداى تعالى اين گونه انسان ها را به روحى از خودتقويت نمود.
نكته اى كه در اينجا هست اين است كه ((روح )) به طورى كه از معناى آن به ذهن تبادر مى كند عبارت است از مبداء حيات ، كه قدرت و شعور از آن ناشى مى شود. بنابر اين ، اگر عبارت ((و ايدهم بروح منه )) را بر ظاهرش باقى بگذاريم ، اين معنا را افاده مى كند كه در مؤ منين علاوه بر روح بشريت كه در مؤ من و كافر هست ، روحى ديگر وجود دارد كه از آن حياتى ديگر ناشى مى شود، و قدرتى و شعورى جديد مى آورد، و به همين معنا است كه آيه ((او من كان ميتا فاحييناه و جعلنا له نورا يمشى به فى الناس كمن مثله فى الظلمات ليس بخارج منها)) به آن اشاره نموده .
با اين توضيح مشخص است كه بعضي از انسانها به مقاماتي ميرسند كه ديگران نمي رسند وانان كه در راه مانده اند نبايد نتيجه بگيرند كه پس عنايت خاص خداوند به هيچكس نمي رسد چون ما ان را درك نكرده ايم.
پس او كه گمان مي كنيد كه هيچكاره است هم زنده است وهم مقرب.
با دعاي او همه چيز شدني است.
ادامه دارد

هستي
Friday 8 September 2006, 04:46PM
بسمه تعالي
از جواب اقاي بهمن پور
-
انکار نمی فرماييد که چه در دوران انبياء و چه پس از آنان گروهی ازآدميان بدون آنکه پيامبر باشند حائز علومی هستند که معمولا از طرق عادی برای ديگران قابل تحصيل نيست. اين علوم همگی از يک منشأ سرچشمه نمی گيرد و بر يک مشی روان نمی شود. از بارزترين و عام ترين نوع اين علوم می توان از تجارب عرفانی نام برد که معمولا پس از تحمل مشقات و پذيرفتن رياضات و اعراض دل از امور فانی و اقبال قلب به عالم باقی، و به عبارت ديگرو در بهترين صورت، با جدی گرفتن پيام انبياء و الهام از کلام آنان، حاصل می گردد؛ و جنابعالی در بسط تجربه نبوی به تفصيل از آن سخن گفته ايد.

در قرآن کريم از کسانی به عنوان علم داران (اولوا العلم) و علم عطا شدگان (الذين اوتوا العلم) نام برده شده است که در دنيا و آخرت از ساير مؤمنين ممتاز و مجزايند. وَيَرَى الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ الَّذِی أُنزِلَ إِلَيْکَ مِن رَّبِّکَ هُوَ الْحَقَّ وَيَهْدِی إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ (6/34) "و آنان که علم عطا شده اند آنچه را از جانب پروردگارت بر تو نازل شده حق و راهنما به راه توانمند ستوده می بينند".
بَلْ هُوَ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ فِی صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ (49/29) "بلکه آن اياتی است روشن در سينه های علم عطا شدگان".
اين علم هر چند به غايت خطير و منتهای رحمت پروردگار بر بندگان خاص خويش است، اما با مقام نبوت فاصله دارد و از آن متمايز است.
به فرموده خود جنابعالی "نفس تجربه دينی، کسی را پيامبر نمی کند و صرف ديدن ملک يا پس پرده عالم شهادت، نبوت نمی آورد. فرشته الهی .ظاهر شد و عيسی را به او هديه کرد، اما مريم پيامبر نشد.
3- گاه اين علوم به حدی در يک شخص متراکم می شود که بيننده غافل توهم می کند که او را با سلسله انبياء نسبتی است و همانگونه که بر انبياء وحی نازل می شد بر او نيز وحی فرو می آيد که صد البته توهمی است نادرست و ناشی از جهل به موارد وحی و مصادر علوم آدميان.
مرحوم شريف رضی در نهج البلاغه داستانی را نقل می کند به اين مضمون که در مجلسی امير المؤمنين از بعضی حوادث آينده خبر دادند و يکی از حاضران به استنکار يا استفسار پرسيد که مگر به شما علم غيب عطا شده است، و امير المؤمنين با خنده پاسخ دادند که اين آن علم غيبی نيست که کسی جز خدا از آن آگاه نيست، بلکه "اين علمی است که خداوند به پيامبرش آموخت و ايشان به من تعليم فرمودند و از خدا خواستند که سينه ام آن را بپذيرد و قلبم آن را فرا گيرد" .
و اين البته مفهومی است که صدها حديث معتبر از پيامبر و اهل بيت ايشان به تصريح و تلويح از آن سخن می گويد.
4- از ماجرای فوق چنين دانسته می شود که همانگونه که علوم ظاهری انبياء قابل تعليم و تعلم بوده است، علوم باطنی ايشان نيز به آنان که قابليت و طهارت لازم را داشته اند قابل تعليم بوده است. و صد البته که نحوه اين تعليم و تعلم با تعليم و تعلمی که عادتا در بين مردمان جريان دارد متفاوت است و اين همان چيزی است که در کامل ترين صورت بر آن نام "وصايت" يا "وراثت" می نهند. محدثين شيعه و سنی از امير المومنين روايت کرده اند که فرمود "علمنی رسول الله ألف باب کل باب يفتح ألف باب" ، "پيامبر خدا به من هزار باب علم آموخت که هر باب هزار باب ديگر را می گشود" .

انتقال کامل اين علوم که بنا بر احاديث معتبر اهل اسلام فقط در مورد علی بن ابی طالب صورت گرفته وايشان را بعد از پيامبر "باب علم نبی" ساخته است، قول و فعل دريافت کننده آن را، همچون قول و فعل پيامبرو آيات قرآن حجيت می بخشد. و هم از اين روست که پيامبر اکرم صاحبان اين علم را در کنار قرآن هدايتگران امت خويش دانست و فرمود "انی تارک فيکم الثقلين، کتاب الله و عترتی"
اما
به قول امام علی در نهج البلاغه: "ما برح لله عزت آلاؤه فی البرهة بعد البرهة و فی ازمان الفترات عباد ناجاهم فی فکرهم و کلمهم فی ذات عقولهم" ، "همواره خداوند در زمان های مختلف [ و در دوران فترت انبياء] بندگانی دارد که در فکرشان و در عمق عقولشان با آنان سخن می گويد." و در سخنی با کميل چنين گفتند: "اللهم بلی لا تخلو الارض من قائم لله بحجة امّا ظاهرا مشهورا و امّا خائفا مغمورا"، "زمين از حجت آشکار يا نهانی خالی نمی ماند." به قول مولانا:
پس به هر دوری وليّی قائم است
تا قيامت آزمايش دائم است
مهدی و هادی وی است ای راه جو
هم نهان و هم نشسته پيش رو"
-------------------------
كافي است يا نظر عرفا را هم مي خواهيد.

هستي
Friday 8 September 2006, 04:47PM
سؤال: آيا امام علم نامحدود دارد؟
پاسخ:
بي شك علم امام مهدي(عج) مانند ساير امامان معصوم (عليهم السلام) از ساير مردم بيشتر است. پيامبر اكرم درباره علم اهل بيت فرمود: « لا تعلّموهم فانّهم اعلم منكم؛ به آنان چيزي نياموزيد ، پس آنان از شما دانا ترند» (1) آنان علم خود را از پيامبر اكرم كه از منبع وحي سرچشمه ميگرفت، اخذ كردهاند. اما علاوه بر آن خود اهل بيت داراي نوعي علوم بودند كه آموختن آن از راه عادي و براي افراد غير معصوم ناممكن است، بلكه به طريق غير عادي آن را بهرهمند ميشدند كه چه به صورت الهام چه به صورت تحديث به آنها اعطا ميشده است. (2) امام رضا در ضمن حديثي در اينباره فرمود: هنگامي كه خداي متعال براي امامت فردي را برگزيند، به او سعه صدر و تحمّل زياد مي دهد و چشمههاي حكمت را در دل او قرار مي دهد و به علم مي دهد تا از پاسخ هيچ پرسشي ناتوان نماند و در يافتن حق سرگردان نشود ، پس او فردي است كه معصوم و مورد تأييد و توفيق و تسديد خدا ميباشد و از خطاها و لغزشها در امان خواهد بود. خداي متعال اين ويژگي هاي ممتاز را به او ميدهد تا حجت بربندگان جوياي حق تمام شود و او شايسته بربندگانش باشد. اين را خدا به هر كه بخواهد ميبخشد. (3)
البته اين علم با اذن و اراده خداي متعال به امام داده مي شود. يعني محدود به اراده و اذن خداي متعال است. «عباد مكرمون لايسبقونه بالقول و هم بأمره يعملون؛ بندگان كرامت داده شدهاي كه در گفتار بر (اراده) او پيشي نميگيرند و آنان به امر او مي دانند ( و علم خود را به امر خدا دارند) »(4).
« وما نتنزّل الّا بأمر ربّك؛ چيزي را نازل نمي كنيم و وحي نميفرستيم مگر به امر پروردگارت» (5) » «فلا يظهر علي غيبه أحراً الّا من ارتضي من رسوله؛ پس اسرار نهان خود را بر كسي آشكار نميكند مگر كساني كه مورد رضايت باشد، عبارت از رسولش»(6).
1. الكيني ، اصول كافي، ج 1 ، ص 294.
2. همان ، كتاب الحجة ، ص 264 و 270.
3. همان، ص 198.
4. سوره انبياء آيه 26 و 27.
5. سوره انبياء ، آيه 28.
6. سوره جن، آيه 28.

در مقاله فوق به نهج البلاغه استناد شده بود:

به قول امام علی در نهج البلاغه: "ما برح لله عزت آلاؤه فی البرهة بعد البرهة و فی ازمان الفترات عباد ناجاهم فی فکرهم و کلمهم فی ذات عقولهم" ، "همواره خداوند در زمان های مختلف [ و در دوران فترت انبياء] بندگانی دارد که در فکرشان و در عمق عقولشان با آنان سخن می گويد." و در سخنی با کميل چنين گفتند: "اللهم بلی لا تخلو الارض من قائم لله بحجة امّا ظاهرا مشهورا و امّا خائفا مغمورا"، "زمين از حجت آشکار يا نهانی خالی نمی ماند."
اگر نهج البلاغه هم قوطي عطاري است .پس بهتر است با كساني مثل خودتان به بحث بپر دازيد تا به نتايج در خشان برسيد!!.
من كه ديگر وقتم را با بحث با شما هدر نخواهم داد.
__________________

محمد مهدی 128
Friday 27 October 2006, 09:17PM
یابن الحسن :مهدی جان تو که با ما دوستی لطف فرما وما را با خودت رفیق کن

EHSAN5
Saturday 28 October 2006, 12:11PM
السلام عليك يا خليفة الله في أرضه و خليفة رسوله ...
سلام بر تو اي جانشين خداوند در زمين او و جانشين پيامبرش

السلام عليك يا حافظ اسرار رب العالمين ...
سلام بر تو اي نگهدارنده رازهاي پروردگار

السلام عليك يا بقية الله من الصفوة المنتجبين ...
سلام برتو اي بازمانده از بزرگان برگزيده

السلام عليك يا وارث كنز العلوم الاهيه...
سلام بر تو اي وارث گنجينه دانش هاي خداوندگار

...................

السلام عليك يا سبيل الله الذي من سلك غيره هلك ...
سلام بر تو اي راه الهي كه رونده جز آن , راه هلاك پيمايد

هستي
Monday 30 October 2006, 07:58AM
بسمه تعالي
راستي دجال كيست؟يك نوشته در باره او ديده ام.
وقت كردم مي اورم،

EHSAN5
Tuesday 31 October 2006, 09:56AM
بسمه تعالي
راستي دجال كيست؟يك نوشته در باره او ديده ام.
وقت كردم مي اورم،

با عرض سلام
بي ادبي نشده باشد
شما در مورد دجال پرسيدي اين آيه را ديدم
گفتم خوب است كه بياورم

قل هو القادر علي أن يبعث عليكم عذابا من فوقكم
بگو آن خدا قادر است كه بر شما بفرستد عذابي از بالاي سر شما يا از زير پاي شما

امام باقر عليه السلام در مورد اين آيه فرمودند : مراد دجال است و صيحه آسماني

بحار 52/181 وتفسير قمي 1/204

هستي
Friday 22 August 2008, 10:42AM
گر چه بعضی ها مطالب بیهوده نوشته اند.اما مطالب مفیدی هم در ان هست.

هستي
Sunday 7 December 2008, 01:06PM
این مطلب در یکی از تالار ها امده است :
تصاویری از شخصیت های ظهور

۱.فرد قمی(امام خمینی (ره)
۲.سید خراسانی:رهبر معظم انقلاب

۳.سید یمانی اول: (سید یمانی لبنانی)

او کسی است که در نبرد خراسانی با سفیانی به خراسانی

کمک می کند. امام سید حسن نصرالله


۴.سید یمانی دوم :(سید یمانی یمنی)

کسی که در نبرد حجاز به حضرت کمک می کند.

البته شاید این یمانی کسی دیگر باشد. الله اعلم


۵. مصری : ( اسماعیل هنیه)

۶.شعیب ابن صالح:احتمالاتی وجود دارد... مثلا:


۷. سید کوفی: مقتدا صدر

کسی که با سفیانی در عراق می جنگد.


۸.نفس زکیه اول: آیه الله حکیم


۹.سفیانی:



در سفری که حقیر (سید عباس موسوی مطلق) همراه ایشان به مدرسه علمیه ولی عصر(عج) در شهرستان بروجرد رفتیم بعد از سخنرانی معظم له یکی از طلبه ها از ایشان سوالی کرد:آقا! می گویند شما سفیانی را دیده اید و گفته اید الان در سوریه است آیا این مطلب راست است یا نه؟ایشان بلافصله عصبانی شدند و گفتند :من نگفتم سفیانی است گفته ام شخصی با مشخصات سفیانی الان وزیر دفاع سوریه است و من با او ملاقات کرده ام وباتوجه علائم سفیانی و ملا قات من با او احتمال داده ام که سفیانی باشد من وقت ظهور را تعیین نکرده ام ولکن این را بدانید ظهور نزدیک است ان شاء الله.البته در سفر اخیر ایشان به شهر درود در ربیع الاول 1420 فر مودند من معتقدم هر صد سال شمسی متعلق به یک امام است و الان قرن 14 متعلق به امام زمان است و حدودا 22 سال دیگر یعنی ظهور خیلی نزدیک است آماده باشید و امیدوارم که زنده باشم.

*************
ظاهرا اینگونه که نویسنده نوشته همه بوقوع پیوسته!!!

خوش خبر
Sunday 7 December 2008, 01:20PM
شايد اين جمعه بيايد شايد
پرده از چهره گشايد شايد

هستي
Wednesday 5 August 2009, 09:36AM
امام زمان از نظر ملا صدرا
اشاره: بحث درباره موعود آخرالزمان مسأله‏اى است كه از دير باز مورد توجه انديشمندان و متفكران دينى بوده است. و هر كس بسته به ذوق و استعداد خود به گوشه يا گوشه‏هايى از زواياى مختلف آن توجه كرده است. در اين نوشتار به بررسى ديدگاه عالم ربانى و حكيم الهى محمد بن ابراهيم، صدرالدين شيرازى (معروف به صدرالمتألهين و ملاصدرا) مى‏پردازيم.

1. زمين هيچ‏گاه از حجت الهى خالى نيست
ملاصدرا معتقد است، بر پيامبر واجب است كه براى بعد از خود جانشينانى قرار دهد، و بايد به گونه‏اى درباره آنها تصريح كند كه جايى براى شك و طعن باقى نماند، زيرا وجود مادى آنها براى هميشه باقى نيست، بناچار بايد آشكارا به وجود امامى تصريح كند كه امت بدان اقتدا نمايد1. همچنين بايد دانست كه زمين هيچ‏گاه از حجت الهى خالى نيست، و با رفتن هر كدام، نوبت ديگرى مى‏رسد. ايشان براى اين مدعا به اين آيه استشهاد مى‏كنند:
و لقد أرسلنا نوحاً و إبراهيم و جعلنا فى ذريتهما النبوة و الكتاب فمنهم مهتد و كثير منهم فاسقون ثمّ قفّينا على آثارهم برسلنا، و قفّينا بعيسى بن مريم و آتيناه الإنجيل...2
ما نوح و ابراهيم را فرستاديم، و در فرزندان آنها نبوت و كتاب را قرار داديم، پس از آن بعضى از آنها هدايت يافتند و بسياى از آنها فاسق شدند. سپس به دنبال آنها رسولان ديگر خود را فرستاديم، پس از آن عيسى بن مريم را مبعوث كرديم و به او انجيل عطا كرديم.
بيان ملاصدرا در ذيل اين آيه چنين است:
اين آيه دليل بر اين است كه زمان از كسى كه قيام كند و حجت خدا بر خلقش باشد، خالى نيست، اين سنت الهى از زمان نوح و آدم و آل ابراهيم تا زمان پيامبر ما جارى بوده و سنت الهى تبديل نمى‏شود. با تمام شدن نبوت آن ولايتى كه باطن نبوت است، تا روز قيامت باقى است. پس بناچار بعد از سپرى شدن زمان رسالت، لازم است ولى و سرپرستى باشد كه با كشف شهودى و بدون يادگيرى از خلق، خدا را عبادت كند، و نزد او منبع تمام دانشهاى دانشمندان و مجتهدان موجود است، و در امر دين و دنياى مردم رياست دارد، و از جانب خدا، مردم را به فطرتشان دعوت مى‏كند، چه مردم اطاعت كنند چه نكنند، و يإ؛؛ لاپ‏پ دعوت او را اجابت كنند يا او را انكار نمايند، و فرقى نمى‏كند آن ولى ظاهر باشد و ديگران او را ببينند، ويا همچون بسيارى از ائمه طاهرين از ديده‏ها پوشيده و پنهان باشد.3
شاهد اين مطلب فرمايش على، عليه‏السلام، به كميل است كه پس از بيان فضيلت علم و ارزش علما مى‏فرمايد:
أللّهم بلى! لا تخلواالأرض من قائم للّه بحجّة، ظاهراً و مشهوراً، أو مستتراً مغموراً لئلّا تبطل حجج‏اللّه و بيناته، كم ذا و أين أولئك؟ أولئك واللّه‏الأقلون عدداً، الأعظمون خطراً، بهم يحفظاللّه حجته و بيناته حتى يودعوها نظرائهم، و يزرعوها فى قلوب أشباههم. هجم بهم‏العلم على حقيقةالبصيرة و باشروا روح‏اليقين، و استلانوا ما استوعره‏المترفون، و أنسوا بما استوحش منه‏الجاهلون، صحبواالدنيا بأبدانٍ أرواحها معلّقة بالمحل‏الأعلى؛ أولئك خلفاءاللّه فى أرضه، والدعاة إلى دينه. آه! آه! شوقاً إلى رؤيتهم.
بار خدايا! آرى، زمين از قيام كننده براى خدا به وسيله حجت و دليل، خالى نمى‏ماند، يا آشكار و مشهور است، يا پنهان و مجهول، تا اينكه حجتها و دليلهاى خدا از بين نرود. اينها چند نفرند؟ و كجا هستند؟
سوگند به خدا كه اينها از نظر شمارش اندك هستند و از نظر منزلت و بزرگى، بسيار بزرگوار و بلند مرتبه‏اند. به وسيله اينها حجت و دليلهاى روشن خدا حفظ مى‏شود تا آن را به همانند آنها بسپارند، و آن را در قلبهاى همانند آنها كشت نمايند.
علم و دانش با بصيرت حقيقى به اينها روى آورده، و روح يقين را به كار بسته‏اند. آنچه را كه اشخاص خوش‏گذران سخت مى‏گيرند، اينها آسان مى‏گيرند. و به آنچه كه افراد نادان از آن وحشت دارند، انس گرفته‏اند به وسيله بدنهايى كه ارواح آن به جاى بسيار بلندى آويخته، در دنيا زندگى مى‏كنند. اينها جانشينان خدا در زمينش هستند كه به سوى دين او دعوت مى‏كنند. آه! آه! چه بسيار مشتاق ديدار آنها هستيم.4
صدرالمتألهين پس از بيان على، عليه‏السلام، نتايجى به شرح زير مى‏گيرند:
اول: عالِم حقيقى ولايت و رياست در دين دارد.
دوم: سلسله عرفان به خدا و ولايت مطلقه هيچگاه قطع نمى‏شود.
سوم: آبادى جهان و انسانها و ساير حيوانات و همه موجودات به خاطر وجود آن عالم ربانى است.
چهارم: آن حجت الهى واجب نيست ظاهر باشد و چه بسا پنهان باشد.
پنجم: اولياى خاص الهى، با الهام از خداوند، علوم و معارف را كسب مى‏كنند.
ششم: با اين اوصاف شرافت حكمت الهى و منزلت صاحبان روشن مى‏شود كه چگونه على، عليه‏السلام، مشتاق لقاى آنهاست.5
ادامه دارد


قابل توجه جناب تاپیک راسته یا دروغه

كنجكاو1
Thursday 6 August 2009, 04:50PM
باعرض سلام

يك سئوال
بدي و شيطان بعد از ظهورحضرت مهدي چه جايگاهي خواهد داشت ؟

مرگ حضرت به چه صورت خواهد بود .مرگ طبيعي يا شهادت

با تشكر

هستي
Friday 7 August 2009, 10:55AM
بسمه تعالی
با سلام
بدی وشیطان هم هستند ولی سلطه کمتری دارند.
می گویندحضرت به شهادت میرسند.ولی من این جواب را ترجیح می دهم:

چگونگی مرگ ایشان یا داشتن زن و فرزند ، مواردی هست که بر پایه احتمالات است ، در هر صورت امام زمان (عج) به مرگی که برایش مقدر شده از دنیا خواهد رفت و کسی جز خدا و ائمه از این چگونگی آگاهی ندارد.

كنجكاو1
Saturday 8 August 2009, 08:09PM
بسمه تعالی
با سلام
بدی وشیطان هم هستند ولی سلطه کمتری دارند.
می گویندحضرت به شهادت میرسند.ولی من این جواب را ترجیح می دهم:

چگونگی مرگ ایشان یا داشتن زن و فرزند ، مواردی هست که بر پایه احتمالات است ، در هر صورت امام زمان (عج) به مرگی که برایش مقدر شده از دنیا خواهد رفت و کسی جز خدا و ائمه از این چگونگی آگاهی ندارد.

باعرض سلام

در حدیثی از جعفر صادق (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D8%B9%D9%81%D8%B1_%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82) آمده است که روز وقت معلوم روزی است پس از ظهور (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B8%D9%87%D9%88%D8%B1) مهدی (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C) که رسول (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%84) خدا رجعت (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D8%AC%D8%B9%D8%AA) کرده و ابلیس را بر روی صخره (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B5%D8%AE%D8%B1%D9%87) (واقع در زیر قبه الصخره (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%82%D8%A8%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B5%D8%AE%D8%B1%D9%87) فعلی) به قتل می رساند.[۱۳] (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%B3#cite_note-12)
در تفسيرالميزان آمده كه عده اي از مفسرين براين عقيده اند كه روز وقت معلوم همان زمان ظهور است

بااين وجود به چه دليل اعتقاد داريد كه شيطان هم هنوز هست ولو با سلطه كم


نظر ائمه درباره مرگ حضرت مهدي چيست ؟

كنجكاو1
Saturday 8 August 2009, 08:12PM
بسمه تعالی
با سلام
بدی وشیطان هم هستند ولی سلطه کمتری دارند.
می گویندحضرت به شهادت میرسند.ولی من این جواب را ترجیح می دهم:

چگونگی مرگ ایشان یا داشتن زن و فرزند ، مواردی هست که بر پایه احتمالات است ، در هر صورت امام زمان (عج) به مرگی که برایش مقدر شده از دنیا خواهد رفت و کسی جز خدا و ائمه از این چگونگی آگاهی ندارد.

باعرض سلام

در حدیثی از جعفر صادق (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D8%B9%D9%81%D8%B1_%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82) آمده است که روز وقت معلوم روزی است پس از ظهور (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B8%D9%87%D9%88%D8%B1) مهدی (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C) که رسول (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%84) خدا رجعت (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D8%AC%D8%B9%D8%AA) کرده و ابلیس را بر روی صخره (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B5%D8%AE%D8%B1%D9%87) (واقع در زیر قبه الصخره (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%82%D8%A8%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B5%D8%AE%D8%B1%D9%87) فعلی) به قتل می رساند.[۱۳] (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%B3#cite_note-12)
در تفسيرالميزان آمده كه عده اي از مفسرين براين عقيده اند كه روز وقت معلوم همان زمان ظهور است

بااين وجود به چه دليل اعتقاد داريد كه شيطان هم هنوز هست ولو با سلطه كم


نظر ائمه درباره مرگ حضرت مهدي چيست ؟

كنجكاو1
Saturday 8 August 2009, 08:14PM
بسمه تعالی
با سلام
بدی وشیطان هم هستند ولی سلطه کمتری دارند.
می گویندحضرت به شهادت میرسند.ولی من این جواب را ترجیح می دهم:

چگونگی مرگ ایشان یا داشتن زن و فرزند ، مواردی هست که بر پایه احتمالات است ، در هر صورت امام زمان (عج) به مرگی که برایش مقدر شده از دنیا خواهد رفت و کسی جز خدا و ائمه از این چگونگی آگاهی ندارد.

باعرض سلام

در حدیثی از جعفر صادق (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D8%B9%D9%81%D8%B1_%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82) آمده است که روز وقت معلوم روزی است پس از ظهور (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B8%D9%87%D9%88%D8%B1) مهدی (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C) که رسول (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%84) خدا رجعت (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D8%AC%D8%B9%D8%AA) کرده و ابلیس را بر روی صخره (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B5%D8%AE%D8%B1%D9%87) (واقع در زیر قبه الصخره (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%82%D8%A8%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B5%D8%AE%D8%B1%D9%87) فعلی) به قتل می رساند.[۱۳] (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%B3#cite_note-12)
در تفسيرالميزان آمده كه عده اي از مفسرين براين عقيده اند كه روز وقت معلوم همان زمان ظهور است

بااين وجود به چه دليل اعتقاد داريد كه شيطان هم هنوز هست ولو با سلطه كم


نظر ائمه درباره مرگ حضرت مهدي چيست ؟

كنجكاو1
Wednesday 12 August 2009, 11:37AM
باعرض سلام

در حدیثی از جعفر صادق (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D8%B9%D9%81%D8%B1_%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82) آمده است که روز وقت معلوم روزی است پس از ظهور (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B8%D9%87%D9%88%D8%B1) مهدی (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C) که رسول (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%84) خدا رجعت (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D8%AC%D8%B9%D8%AA) کرده و ابلیس را بر روی صخره (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B5%D8%AE%D8%B1%D9%87) (واقع در زیر قبه الصخره (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%82%D8%A8%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B5%D8%AE%D8%B1%D9%87) فعلی) به قتل می رساند.[۱۳] (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%B3#cite_note-12)
در تفسيرالميزان آمده كه عده اي از مفسرين براين عقيده اند كه روز وقت معلوم همان زمان ظهور است

بااين وجود به چه دليل اعتقاد داريد كه شيطان هم هنوز هست ولو با سلطه كم


نظر ائمه درباره مرگ حضرت مهدي چيست ؟

باسلام

منتظر جوابم

dena
Wednesday 12 August 2009, 05:03PM
در ظهور او هر حقی به اهلش می رسد،او فتنه ها وچپاول گری ها را از بین می برد،او به مردم نشان می دهد که چه نیکو می توان به عدالت رفتار نمود.

ارشاد/359/7؛روزگار تنهایی/795 و811

seratallah
Wednesday 12 August 2009, 05:30PM
با سلام


يكي از آياتي كه كه در جهت تأييد قرآني موجوديت مهدي موعود به آناشاره شده ، آيه شماره 5 از سوره مباركه قصص است كه شما در بالا به آن اشاره كرده ايد. هر كسي كه اين آيه را با توجه به آياتماقبل و مابعدش بخواند مي داند كه راجع به بني اسرائيل است و منظور از الارض نيزهمان سرزمينيست كه فرعون در آن ساكن بوده است.علي رغم اينكه بسياري از مفسرين اينموضوع را باور دارند، بعضي از آنها با توجه به پاره اي از روايات گفته اند كه تعميمالارض به كل كره زمين هيچ مشكلي را پيش نمي آورد و چنانچه مستضعفين را هم به كلمستضعفين جهان تعميم دهيم( اگرچه منظور آيه صرفاً بني اسرائيل مي باشد) آنگاه يكياز مصاديق اين آيه مي تواند قيام صاحب زمان باشد.
بنابر اين ايا درست است ما اين آيه را به عنوان يك مدرك قرآنيدال بر وجود مهدي موعود بدانيم؟ آيا اگر روايتي در اين باره وجود نداشت به گمان كسيمي رسيد كه شايد آيه مذكور در باره مهدي باشد؟

جهت توضيح بيشتر در باره آيه مورد بحث از شما تقاضا مي كنم نگاهيهم به سوره معظم اعراف (از آيه صد به بعد) بيندازيد .در آنجا به طور مفصل متوجهخواهيم شد كه موضوع از چه قرار است. آيه 136 مي گويد كه چگونه خداوند از فرعونيانانتقام كشيد و آنها را غرق كرد و از بين برد و آيه بعد بيان مي كند كه چگونه بنياسرائيل ( همان قومي كه توسط فرعون مستضعف شده بودند) مناطق خوش آب و هواي سرزمينفرعون را به ارث بردند. توجه كنيد:

وأورثنا القوم الذين كانوا يستضعفون مشارق الأرضومغاربها التي باركنا فيها وتمت كلمت ربك الحسنى على بني إسرائيل بما صبروا ودمرناما كان يصنع فرعون وقومه وما كانوا يعرشون.

بعد از اينكه خداوند بني اسرائيل را ازدست فرعونيان نجات مي دهد و وارث سرزمين ايشان مي كند ، اين لطف و نعمت بزرگ الهيرا نديد گرفته و مطابق معمول بشر به دنبال غير خدا مي روند و از موسي طلب خداييملموس مي كنند. خداوند در آيه 141 مجدداً لطفي را كه در حقشان روا داشته متذكر ميشود:

وإذ أنجيناكم من آل فرعون يسومونكم سوء العذاب يقتلون أبناءكم ويستحيون نساءكموفي ذلكم بلاء من ربكم عظيم. اين آيه مشابه آيه شماره 4 سوره قصص و نيز آيه 49 سورهمباركه بقره است.

در سوره شعراء دوباره مطلب توضيح داده مي شودو در اينجا بعد ازاينكه خداوند سبحان بيان مي كند كه چگونه فرعونيان را از باغها و چشمه ساران وقصرهايشان بيرون ميكند آيه شماره 59 مي آيد:

كذلك وأورثناها بني إسرائيل .

يعني بعداز اينكه فرعونيان چنين و چنان شدند سرزمينشان را بني اسرائيل به ارث بردند. بنابراين مشخص مي شود وارثان زمين ذكر شده در سوره قصص همان بني اسرائيل هستند .

شما فرموديد كه در كتب آسماني پيشين به منجي آخر زمان اشاره شدهاست آيا شما در قرآن نيز چنين مطلبي را سراغ داريد؟ مطلبي كه بويش از خود قران بهمشام برسد نه اينكه حديث يا روايتي آن را بيان كند
آيا مي توانيد چنين آيه اي را معرفي كنيد؟

هستي
Thursday 13 August 2009, 07:36AM
بسمه تعالي
جناب تسليم
ايه 4 اين است كه فرعون در زمين سركشي كردومردمش را فرقه فرقه ساخت و.............ازمفسدين بود.(فعل ماضي)
ايه بعد مي خواهد بگويد كه اين سركشي ها وجنايت ها بي فايده است وما زمين را تنها به افرار متقي به ارث مي دهيم.
ايه 5سوره قصص مي گويد كه ما مي خواهيم بر مستضعفان زمين منت نهيم .
ايا بر داشت شما اين است كه خداوند مي خواهد بر بني اسراييل منت بگذارد؟
وايا مي خواهد انها را ائمه وپيشوايان قرار دهد؟
وبالاخره هم انها را وارثان زمين قرار دهد؟!!
طبق تفسير شخصي شما همه چيز حتي در اينده متعلق به انهاست.

اماايات قران تنها براي زمان نزول نيستند واين ايه مربوط به اينده ووراثت زمين است كه در اخر الزمان محقق خواهد شد.
علاوه بر اينها همانطور كه در شروع تاپيك متذكر شده ام اين بحث با شرط پذيرش كتاب وسنت است.

هستي
Thursday 13 August 2009, 07:39AM
بسمه تعالي
وعد الله الذين ءامنوا منكم وعملوا الصلحت ليستخلفنهم في الارض كما استخلف الذين من قبلهم وليمكنن لهم دينهم الذي ارتضى لهم وليبدلنهم

من بعد خوفهم امنا يعبدونني لا يشركون بي شيءا ومن كفر بعد ذلك فاولئك هم الفاسقون ايه 55 سوره نور

خداوند به گروهي از مسلمانان (به شرط ايمان وعمل صالح) وعده مي دهد كه انها را خليفه در روي زمين قرار دهد وديني را كه براي انها پسنديده برقرار سازد وخوف وترسشان را به امنيت تبديل سازد تا تنها خدا را بپرستند.
خوب اين وعده الهي است ودر وعده پروردگار خلاف نيست .اما چرا تا به حال محقق نشده است؟
علامه طبا طبايي در ذيل اين ايه پس از ذكر تفاسير مختلف مي نويسند كه:چون چنين جامعه اي از زماني كه پيامبر ص مبعوث گشته مصداق پيدا نكرده است پس مربوط به روزگار حضرت مهدي است ونيز.
درتفسير مجمع البيان از طبرسي امده است كه:اين ايه در باره" مهدي ال محمد" است.
پس نگران نباشيد خداوند به وعده اش عمل خواهدكرد وما منتظريم وشما ميل خودتان است.

كنجكاو1
Thursday 13 August 2009, 10:51AM
باعرض سلام

در حدیثی از جعفر صادق (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D8%B9%D9%81%D8%B1_%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82) آمده است که روز وقت معلوم روزی است پس از ظهور (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B8%D9%87%D9%88%D8%B1) مهدی (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C) که رسول (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%84) خدا رجعت (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D8%AC%D8%B9%D8%AA) کرده و ابلیس را بر روی صخره (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B5%D8%AE%D8%B1%D9%87) (واقع در زیر قبه الصخره (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%82%D8%A8%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B5%D8%AE%D8%B1%D9%87) فعلی) به قتل می رساند.[۱۳] (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%B3#cite_note-12)
در تفسيرالميزان آمده كه عده اي از مفسرين براين عقيده اند كه روز وقت معلوم همان زمان ظهور است

بااين وجود به چه دليل اعتقاد داريد كه شيطان هم هنوز هست ولو با سلطه كم


نظر ائمه درباره مرگ حضرت مهدي چيست ؟

باسلام

منتظر جوابم

با سلام .
سركار هستي بنده همچنان منتظر جوابم .

puyan
Thursday 13 August 2009, 11:06AM
سلام

جناب کنجکاو1

شما اساسا به مهدی به عنوان یک باور اسلامی اعتقاد دارید ؟

متشکرم

بیان
Friday 14 August 2009, 12:57AM
سلام

شما به اساسا به مهدی به عنوان یک باور اسلامی اعتقاد دارید ؟

عزیزم بحث رو منحرف نکن فقط جواب بده

زشته چقدر از دادن یه جواب ساده به یه سوال ساده طفره میرید :D

بیان
Friday 14 August 2009, 03:34AM
سلام

قربون اون شکلت تو که این همه از جوب دادن میترسی مگه مجبوری اینطوری خودتو ضایع کنی و ترست رو به همه نشون بدی

puyan
Friday 14 August 2009, 12:12PM
سلام


عزیزم بحث رو منحرف نکن فقط جواب بده

زشته چقدر از دادن یه جواب ساده به یه سوال ساده طفره میرید


پس حتما در پاسخ سوال ما طفره نمیروید :
سوال :

شما به اساسا به مهدی به عنوان یک باور اسلامی اعتقاد دارید ؟

متشکرم

بیان
Friday 14 August 2009, 11:29PM
سلام

خوشم میاد وقتی دست دروغگوها رو میشه خودشون رو میزنن به کوچه علی چپ

یا عیسی
Saturday 15 August 2009, 03:09AM
جناب بیان اگر طفره نمی روید یک خیر یا بلی گفتن خیلی سخت است؟:)


مسلمانان مخالف با عقیده ی مهدویت, تاویل این سوره از قرآن را از خود قرآن بیان کنند. (http://iranclubs.net/forums/showthread.php?t=17200)

هستي
Saturday 15 August 2009, 08:09AM
بسمه تعالی
با سلام
بدی وشیطان هم هستند ولی سلطه کمتری دارند.
می گویندحضرت به شهادت میرسند.ولی من این جواب را ترجیح می دهم:

چگونگی مرگ ایشان یا داشتن زن و فرزند ، مواردی هست که بر پایه احتمالات است ، در هر صورت امام زمان (عج) به مرگی که برایش مقدر شده از دنیا خواهد رفت و کسی جز خدا و ائمه از این چگونگی آگاهی ندارد.

میبینید که جواب داده ام.
به تاپیک او خواهد امد منتظر باشید مراجعه کنید.

http://www.iranclubs.net/forums/showthread.php?t=17560

دران مورد هم من قبلا جوابتان را داده ام :
می گویندحضرت به شهادت میرسند.ولی من این جواب را ترجیح می دهم:

چگونگی مرگ ایشان یا داشتن زن و فرزند ، مواردی هست که بر پایه احتمالات است ، در هر صورت امام زمان (عج) به مرگی که برایش مقدر شده از دنیا خواهد رفت و کسی جز خدا و ائمه از این چگونگی آگاهی ندارد.

در خانه اگر کس است یک حرف بس است.

puyan
Saturday 15 August 2009, 11:03AM
سلام


عزیزم بحث رو منحرف نکن فقط جواب بده

زشته چقدر از دادن یه جواب ساده به یه سوال ساده طفره میرید


پس حتما در پاسخ سوال ما طفره نمیروید :
سوال :

شما به اساسا به مهدی به عنوان یک باور اسلامی اعتقاد دارید ؟

متشکرم

كنجكاو1
Saturday 15 August 2009, 12:24PM
باعرض سلام

در حدیثی از جعفر صادق (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D8%B9%D9%81%D8%B1_%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82) آمده است که روز وقت معلوم روزی است پس از ظهور (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B8%D9%87%D9%88%D8%B1) مهدی (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C) که رسول (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%84) خدا رجعت (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D8%AC%D8%B9%D8%AA) کرده و ابلیس را بر روی صخره (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B5%D8%AE%D8%B1%D9%87) (واقع در زیر قبه الصخره (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%82%D8%A8%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B5%D8%AE%D8%B1%D9%87) فعلی) به قتل می رساند.[۱۳] (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%B3#cite_note-12)
در تفسيرالميزان آمده كه عده اي از مفسرين براين عقيده اند كه روز وقت معلوم همان زمان ظهور است


سركار هستي شما جواب سئوال مرا نداديد

شما گفتيد كه شيطان وبدي هم هست ولو باسلطه كم

ولي بزرگان شما يه چيز ديگري ميگن

حال تكليف من چيه حرف شما رو قبول كنم يا حرف و حديث بزرگانو؟

باتشكر



http://www.iranclubs.org/forums/images/khazar/statusicon/user_online.gif http://www.iranclubs.org/forums/images/khazar/buttons/report.gif (http://www.iranclubs.org/forums/report.php?p=1075817) http://www.iranclubs.org/forums/images/khazar/misc/progress.gif

mehrdad_123
Saturday 15 August 2009, 12:44PM
جناب کنجکاور گرامی
سلام برشما


من متوجه منظورتان نمی شوم! ایراد شما دقیقا به چه چیزی است؟


آیا تمامی ایرادها از بین رفته و فقط در طریق زبانم لال و بازهم لال از دنیا رفتن و.. مولانا صاحب الزمان (عج) گیر کرده اید؟!


باتشکر

بیان
Saturday 15 August 2009, 02:33PM
سلام

عزیزم من نمی دونم شما چرا انقدر از توضیح عقایدتون ترس و واهمه دارین!!!

عوض اینکه عقیدتون رو توضیح بدین همش با سوالهای انحرافی میخواین طفره برین
اگه در مورد عقیدتون مطمن هستین خوب یه توضیح کوچیک ممکنه برای خیلی ها مفید باشه
مثلا هر وقت از پویان در مورد مهدویت توضیح خواستیم ایشون شروع به تفتیش عقاید کردن که شما نسبت به فلان وفلان و فلان موضوع چه عقیده داری؟ خوب حالا اگه ایشون بخوان تو تلویزیون در مورد مهدویت توضیح بدن چکار میکنن؟ از تمام مردم تفتیش عقاید میکنن؟؟

واقعا این همه ترس از توضیح در مورد عقیده برای چیه؟؟؟
ما در تاپیک " شروع مهدویت " هم سوال خیلی ساده پرسیدیم ولی باز هم شاهد ترس از توضیح در مورد عقیده شما بودیم.

در حدیثی از جعفر صادق آمده است که روز وقت معلوم روزی است پس از ظهور مهدی که رسول خدا رجعت کرده و ابلیس را بر روی صخره (واقع در زیر قبه الصخره فعلی) به قتل می رساند.[۱۳]
در تفسيرالميزان آمده كه عده اي از مفسرين براين عقيده اند كه روز وقت معلوم همان زمان ظهور است



شما گفتيد كه شيطان وبدي هم هست ولو باسلطه كم

ولي بزرگان شما يه چيز ديگري ميگن

حال تكليف من چيه حرف شما رو قبول كنم يا حرف و حديث بزرگانو؟

puyan
Saturday 15 August 2009, 05:32PM
سلام

اتفاقا پاسخ ندادن من به شما برای نشان دادن این نکته مهم است که شما نمیتوانید دیگران را بازی دهید !

کسی که اعتقادی به مهدی اسلام ندارد کمترین بحثی با او درباره قدمهای بعدی بحث مهدی نخواهم کرد .
همچنانکه من هیچگاه از اعتقادات وسیع اسلام برای یک مسیحی نمیگویم . با مسیحی در اصل اسلام بحث میکنم نه بیشتر .
با شما هم در اصل باور به مهدی اسلام به عنوان موعود اسلام بحث میکنم نه یک قدم جلوتر .


متشکرم

كنجكاو1
Saturday 15 August 2009, 05:58PM
جناب کنجکاور گرامی
سلام برشما


من متوجه منظورتان نمی شوم! ایراد شما دقیقا به چه چیزی است؟


آیا تمامی ایرادها از بین رفته و فقط در طریق زبانم لال و بازهم لال از دنیا رفتن و.. مولانا صاحب الزمان (عج) گیر کرده اید؟!


باتشکر

باسلام

جناب مهرداد عزيز

جواب اين سئوال براي من خيلي مهم

1- بدي و شيطان بعد از ظهور هست يا نيست ؟

2- مرگ حضرت مهدي ؟ شهادت يا مرگ طبيعي .طبق احاديث وروايات . نه اينكه خودتان چه فكر ميكنيد .

فكر نمي كنم سئوالم خيلي پيچيده باشه

باتشكر

هستي
Sunday 16 August 2009, 06:22AM
باعرض سلام

در حدیثی از جعفر صادق (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D8%B9%D9%81%D8%B1_%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82) آمده است که روز وقت معلوم روزی است پس از ظهور (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B8%D9%87%D9%88%D8%B1) مهدی (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C) که رسول (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%84) خدا رجعت (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D8%AC%D8%B9%D8%AA) کرده و ابلیس را بر روی صخره (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B5%D8%AE%D8%B1%D9%87) (واقع در زیر قبه الصخره (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%82%D8%A8%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B5%D8%AE%D8%B1%D9%87) فعلی) به قتل می رساند.[۱۳] (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%B3#cite_note-12)
در تفسيرالميزان آمده كه عده اي از مفسرين براين عقيده اند كه روز وقت معلوم همان زمان ظهور است


سركار هستي شما جواب سئوال مرا نداديد

شما گفتيد كه شيطان وبدي هم هست ولو باسلطه كم

ولي بزرگان شما يه چيز ديگري ميگن

حال تكليف من چيه حرف شما رو قبول كنم يا حرف و حديث بزرگانو؟

باتشكر



http://www.iranclubs.org/forums/images/khazar/statusicon/user_online.gif http://www.iranclubs.org/forums/images/khazar/buttons/report.gif (http://www.iranclubs.org/forums/report.php?p=1075817) http://www.iranclubs.org/forums/images/khazar/misc/progress.gif
بسمه تعالی
مساله تضعیف شیطان درزمان ظهور حضرت به دلیل رهبری ایشان واجرای عدالت وامنیت در جامعه و... میباشد . وشیطان تنها یک موجود نیست که کشته شود وتمام شود بلکه هم از جن است وهم از انس وهمیشه همراه انسانها هست.
در مورد احادیث هم من حدیث شناس نیستم که سره وناسره ان را تشخیص دهم .
ومثل شما هم یک کتاب نمیگذارم جلو وهر چه دیدم بنویسم.

كنجكاو1
Sunday 16 August 2009, 05:22PM
بسمه تعالی
مساله تضعیف شیطان درزمان ظهور حضرت به دلیل رهبری ایشان واجرای عدالت وامنیت در جامعه و... میباشد . وشیطان تنها یک موجود نیست که کشته شود وتمام شود بلکه هم از جن است وهم از انس وهمیشه همراه انسانها هست.
در مورد احادیث هم من حدیث شناس نیستم که سره وناسره ان را تشخیص دهم .
ومثل شما هم یک کتاب نمیگذارم جلو وهر چه دیدم بنویسم.


باسلام

سركار هستي كدام كتاب

شمامثل اينكه درايران زندگي نمي كنيد . كه اين حرف و حديثها براتون تازگي داره .

از آن زماني كه يادم حرف از امام زمان بوده .

حرف از دجال بود .

حرف از امامي بوده كه مياد وباشمشيرش اكثر مردم روي زمين حتي كودك داخل گهواره راهم ميكشه .

حرف از كسي بوده كه مياد وهمه بدي هارو ازبين ميبره ودنيارو پراز عدل وداد ميكنه .

حرف از امامائي بوده كه زنده ميشن (رجعت ) وميان حكومت مي كنند .

حرف از امامي كه عاقبت شهيد ميشه .

اين حرف و حديث ها كتاب نيست . عمر ي گوشمونو بااين حرفها پركردند حالا شماميگيديك كتاب .

ديگر جاي خرافات نيست . بايد فكر كرد وباتعقل به حقيقت رسيد.

شما ميگيوئيد كه بخاطر رهبري وعدالت ايشان شيطان ضعيف ميشود .

آيا زمان گذشته كه شيطان نيرومند بود . (نعوذ به الله ) رهبري وعدل پيامبران ضعيف بود.؟

mehrdad_123
Sunday 16 August 2009, 05:31PM
باسلام

جناب مهرداد عزيز

جواب اين سئوال براي من خيلي مهم

1- بدي و شيطان بعد از ظهور هست يا نيست ؟

2- مرگ حضرت مهدي ؟ شهادت يا مرگ طبيعي .طبق احاديث وروايات . نه اينكه خودتان چه فكر ميكنيد .

فكر نمي كنم سئوالم خيلي پيچيده باشه

باتشكر

سلام بر شما
اولی هست
دومی شهادت طبق روایات...

خب مشکل حل شد دوست عزیز؟

mehrdad_123
Sunday 16 August 2009, 05:39PM
باسلام

سركار هستي كدام كتاب

شمامثل اينكه درايران زندگي نمي كنيد . كه اين حرف و حديثها براتون تازگي داره .

از آن زماني كه يادم حرف از امام زمان بوده .

حرف از دجال بود .

حرف از امامي بوده كه مياد وباشمشيرش اكثر مردم روي زمين حتي كودك داخل گهواره راهم ميكشه .

حرف از كسي بوده كه مياد وهمه بدي هارو ازبين ميبره ودنيارو پراز عدل وداد ميكنه .

حرف از امامائي بوده كه زنده ميشن (رجعت ) وميان حكومت مي كنند .

حرف از امامي كه عاقبت شهيد ميشه .

اين حرف و حديث ها كتاب نيست . عمر ي گوشمونو بااين حرفها پركردند حالا شماميگيديك كتاب .

ديگر جاي خرافات نيست . بايد فكر كرد وباتعقل به حقيقت رسيد.

شما ميگيوئيد كه بخاطر رهبري وعدالت ايشان شيطان ضعيف ميشود .

آيا زمان گذشته كه شيطان نيرومند بود . (نعوذ به الله ) رهبري وعدل پيامبران ضعيف بود.؟

دوست عزیزم بهره برداری از احساسات برای تبلیغ و فریباندن عام مردم برای چه؟!
ترساندن مردم از مهدویت برای چه؟
بلی مولایم با خیلی ها برخورد نظامی خواهد داشت اما با چه کسی؟!
نه با مخالفش !!!
بلکه با معاند ظالم و جنایت کار!!!


این افکار را شیاطین و برخی از کارمندان شیاطین با تمسک به برخی از روایات ناصحیح و با برخی سطحی نگریها درمورد برخی روایات این فکر را به من و شما القا کرده اند که اگر آقا بیایند حمام خونی از خون افراد عادی و غیر عادی براه خواهد افتاد و... و این افکار ضد مهدوی از حربه های شیاطین است تا در ذهن من و شما القا کرده و ما را از بودن در صف منتظرین آن روز سعادت و خوشبختی شدن بازدارند !!! چرا که در صف منتظرین در آمدن لازمه اش تغییر و تحولات بسیاری است که شیاطین نمی خواهند آن تغییر و تحولات را در من و شما ببینند !
آنها می خواهند (شیاطین انسی و جنی) ما را از مهدویت بهراسانند این درست نقطه ی مقابل مهدویت حقیقی است. البته در این خصوص حقیقتا کم کار شده است کم!!!!

خداوند بانیان انتشار اینچنین افکار ضد مهدوی و مهدویت هراسی در بین مردم را لعنت کند که می خواهند مردم منتظر به بار نیایند چرا که می دانند اگر مردم منتظر به بار بیایند ریشه ی خیلی از فسادها باید کنده شود!!!!!!!!!!!!



در رابطه با مولایم حضرت مهدی (عج) عرض می کنم مولا فقط مخالفینی را که جانی هستند و با حقیقت و درواقع خوشبختی و سعادت مردم عناد و دشمنی می ورزند خواهد جنگید(سیاست مدارا ن ظالم و جنایتکار ) نه مخالفین عادی!!!

مخالفان امامرا می توان به سه دسته تقسیم کرد:


1. مخالفان سیاسی و مذهبی که مسلماناند;
2. مخالفانی که اهل کتاباند;
3. مخالفانی که معاند ومستکبراناند.
اما دسته اول: با مروری بر روایات سیرة مهدی (عج) نشان میدهد، در نظام آن حضرت، آزادیِ مذهب وجود دارد،
و مسلمانی به جرم داشتن عقیدة مخالف، مجازات نمیشوند، و مخالفان مذهبی، حق اظهار عقیده دارند.
ناگفته نماند، امامدر همة مراحلِ دعوت و فعالیت، به تبیین اهداف و علل اقدامات خود میپردازد، و نقطة ابهامی را برای مردم باقی نمیگذارد. مخالفان سیاسی و مذهبی، با استفاده از جوّ آرامی که امامایجاد میکند، به بیان مواضع خود میپردازند و جواب میشنوند.(فروع کافی، کلینی;، ج 8، ص 227، دارالتعارف، بیروت; بحارالانوار، مجلسی;، ج 52، ص 343 و ص 387، مؤسسه الوفأ / وسائل الشیعه، شیخ حرّ عاملی;، ج 11، ص 55، داراحیأ التراث الاسلامی.)
اما دسته دوم: از روایاتِ مستفیض استفاده میشود که، برخورد امام مهدی(عج) با اهل کتاب، بر اساس کتاب و سنت است; و هدف آن حضرت، احیای قوانین قرآن و روش پیامبر اکرم(ص)خواهد بود; و گرفتن جزیه، از مقررات اسلامی و بر اساس قرآن و سنت اعمال خواهد شد.
بنابراین، مقصود از آیة "لِیُظْهِرَهُو عَلَی الدِّینِ کُلِّه;(توبه،33) تا آن را (دین اسلام را) بر هر چه دین است پیروز گرداند." وحدت دین نیست; بلکه حکومت جهانی واحد است.(ر.ک، ارشاد، شیخ مفید;، ج 2، ص 383، مؤسسه آلالبیت / اعلام الوری، امین الاسلام طبرسی;، ص 445، دارالمعرفه، بیروت.)
و اما دسته سوم: بله، امام مهدی(عج) همة مستکبران، مفسدان، کافران را که از دشمنان اصلی امام هستند، در آن روزگار، بعد از اتمام حجت، ریشه کن خواهد کرد; و به این وسیله، هر گونه الحاد و شرک را نابود کرده، و همه بازدارندههای پیشرفت اسلام را از میان خواهد برد، و تمام مردم جهان سر بر فرمان دستورهای ولیعصر امام مهدیغ خواهند برد. و شاید روایاتی که میفرمایند آن حضرت همة دشمنان خود را از دم تیغ میگذراند این گروه از افراد باشند.
شدت عمل امام (ع) با دستة سوم و با ناصبیها و معاندین امری عقلانی، شرعی و مطابق با همة قوانین اجتماعی، انسانی و بین المللی است. پر واضح است ,کسانی که با برقراری قسط و عدل و برپائی مدینة فاضلة حضرت مهدی (عج) ]که در سطح جهان بپا خواهد کرد[ به ستیز برخیزند، آن حضرت آنها را از دم تیغ خواهد گذراند. تا بالاخره بشر شیرینی زندگی خوش توأم با صفا، صمیمیت، برابری، مساوات و... و بدور از هر گونه بی عدالتی، ظلم، فساد، هوی و هوس و... همراه با معارف بلند اسلام و احکام و دستورات الهی را برای اولین بار تجربه کنند.

و اینکه آقا کی می آیند به جز خدا هیچ کس نمی داند ما فقط می توانیم بادعا کردن از خدا بخواهیم ولی خود را زودتر بیاورد! که فرموده اند اگر بخواهید در امر ظهور تعجیل خواهد شد ان شاا...تعالی.
ا...هم عجل لولیک الفرج بحق زینب الکبری(صلوات ا...و سلامه علیها):smile07::smile34:

والسلام علی من اتبع الهدی:smile07:

كنجكاو1
Sunday 16 August 2009, 06:26PM
سلام بر شما
اولی هست
دومی شهادت طبق روایات...

خب مشکل حل شد دوست عزیز؟

باسلام

دوست عزيز مشكل اينجاست .


كسي كه امنيت خودش را نميتواند تضمين كند چگونه ميتواند امنيت اين همه انسان را تضمين كند؟

باتشكر

mehrdad_123
Sunday 16 August 2009, 06:44PM
باسلام

دوست عزيز مشكل اينجاست .


كسي كه امنيت خودش را نميتواند تضمين كند چگونه ميتواند امنيت اين همه انسان را تضمين كند؟

باتشكر


انتظار شما از مهدویت انتظار غیر اسلامی و غیر عقلیست!

شما انتظار غیر بشر را دارید که این انتظار نادرست است!
شما هدایت با اختیار را نمی خواهید شما جبر در هدایت را می خواهید!
کسی مثل سوپر من مرد انکبوتی وووو
اینها منطق اسلام نیست
اسلام با بشری عادی مردم را هدایت می کند و با اختیار خود آنها! نه با زور شمشیر و یا اجبار!!


باتشکر

كنجكاو1
Sunday 16 August 2009, 07:09PM
دوست عزیزم بهره برداری از احساسات برای تبلیغ و فریباندن عام مردم برای چه؟!
ترساندن مردم از مهدویت برای چه؟
بلی مولایم با خیلی ها برخورد نظامی خواهد داشت اما با چه کسی؟!
نه با مخالفش !!!
بلکه با معاند ظالم و جنایت کار!!!


این افکار را شیاطین و برخی از کارمندان شیاطین با تمسک به برخی از روایات ناصحیح و با برخی سطحی نگریها درمورد برخی روایات این فکر را به من و شما القا کرده اند که اگر آقا بیایند حمام خونی از خون افراد عادی و غیر عادی براه خواهد افتاد و... و این افکار ضد مهدوی از حربه های شیاطین است تا در ذهن من و شما القا کرده و ما را از بودن در صف منتظرین آن روز سعادت و خوشبختی شدن بازدارند !!! چرا که در صف منتظرین در آمدن لازمه اش تغییر و تحولات بسیاری است که شیاطین نمی خواهند آن تغییر و تحولات را در من و شما ببینند !
آنها می خواهند (شیاطین انسی و جنی) ما را از مهدویت بهراسانند این درست نقطه ی مقابل مهدویت حقیقی است. البته در این خصوص حقیقتا کم کار شده است کم!!!!

خداوند بانیان انتشار اینچنین افکار ضد مهدوی و مهدویت هراسی در بین مردم را لعنت کند که می خواهند مردم منتظر به بار نیایند چرا که می دانند اگر مردم منتظر به بار بیایند ریشه ی خیلی از فسادها باید کنده شود!!!!!!!!!!!!





باسلام

جناب مهرداد

هيچ گونه فريبي در كار نيست . درج اين مطالب فقط براي رسيدن به حقيقت است .

كساني مردم را فريب ميدهند كه از حماقت مرم نفعي ميبرند .

مثل جريان گريه كردن سگ در حرم امام رضا .كه بعد گنده كار درآمد و فهميدند به چشم سگ گاز اشگ آور زده بودند .

خداون لعنت كند كساني را كه مي خواهند با خرافات وانتشار سخنان باطل مردم را از راه خدا دور كنند. آمين يارب العالمين

mehrdad_123
Sunday 16 August 2009, 07:12PM
خداون لعنت كند كساني را كه مي خواهند با خرافات وانتشار سخنان باطل مردم را از راه خدا دور كنند. آمين يارب العالمين


الهی آمین:smile07:

هستي
Monday 17 August 2009, 07:32AM
مباحث شیطان در نهج البلاغه(2)
- شیطان زمانی فرصت حیله پیدا می کند که حق و باطل درهم آمیخته و حق،ظاهری باطل نماید و مورد طعنه دشمنان شود. این هم به دنبال بدعت های ضد قرآن و دین پیش می آید.

- شیطان زمانی که آرزوهای دراز پدیدار شود، گناه زیبا جلوه کند و زمان توبه را طولانی گرداند تا مرگ فرا رسد و فرصت از دست برود به نتیجه مطلوب خود می رسد.

- امام به خوارج فرمود: شما بدترین مردم هستید و آلت دست شیطان و موجب گمراهی این و آن و فرمود دو دسته به خاطر من تباه شوند: آنها که در دوستی من افراط کنند و به راه غیر حق بردند و نیز آنانکه کینه مرا نگه داشته و به راه کج بردند. راه من وسط و تعادل است.


- از تفرقه بپرهیزید که موجب فساد است، زیرا آن که از جمع مسلمانان به کنار برود، طعمه و بهره شیطان است؛ مثل گوسفندی که اگر از گله دور ماند، نصیب گرگ بیابان است.

- در روزگاری که خوبی کم شود و بدی روی آورد و آسان شود، طعمه شیطان در تباه کردن مردم بیشتر شود. در چنین روزگاری، ساز و برگ شیطان قوی تر است و فریب او گسترده تر شود و شکار او در دسترس. وقتی فقرا زیاد و ثروتمندان در کفران و بدون بخشش، مردان نیک و جوانمردان و پارسایان کم حقند.

- بدانید که شیطان راههای خود را برای شما هموار می کند تا در پی او بروید و گمراه شوید.

- کسانی که به درخواست شیطان پاسخ مساعد داده و دنبال او م یروند که دنیا هدف آنهاست و برای کسب حرام مسابقه دارند و با کردار خود سوی دوزخ می رفته و به ندای خداوند پشت کردند.


- با ستایش خداوند و یاری جستن از دین او، می توان شیطان را از خود دور کرد و فریب او را نخورد، زیرا در حکومت شیطان گمراهی، نادانی پرخاش و ستمکاری، حرام خواری و خواری خردمندان سلطه دارد.

- دشمنی با مردم و حرام خواری، دام های شیطان هستند.

از سایت تبیان

كنجكاو1
Monday 17 August 2009, 09:29AM
سپاس خدارا كه اين توفيق را به ماداد كه بتوانيم يكي از آيات قرآن را از وجود حديث دروغين وساخته ذهن شيطان را پاك كنيم .

از دوستان عزيز جناب مهرداد وسركار هستي تشكر مي كنم كه دراين راه مرا ياري دادند .

در طي اين گفتگو و پاسخ بادوستان ثابت شد كه آيه ( إِلَى يَومِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ «38» الحجر

هيچ گونه ارتباطي با ظهور حضرت مهدي ندارد .

وتمام احاديث ورواياتي كه ميخواهند آيه را به ظهور نسبت بدهند . كذب وساخته ذهن شيطان است .

انشاالله اگر خداوند توفيق بدهد در آينده ديگر آيات قرآن را دراين موضوع با دوستان برسي ميكنيم .

اجر همگي باخداوند

یا عیسی
Monday 17 August 2009, 10:54AM
باسلام ودرود

خود را به در دیوار نزنید دوست عزیز!

فوق فوق مطلب شما این می تواند باشد که بین نظر طباطبایی و دو کاربر گرامی تفاوت وجود دارد که البته ندارد!
اما اگر هم داشته باشد باز هم این اختلاف نظر دلیل بر کتمان اصل مهدویت نیست! اگر اختلاف نظر دلیل بر رد شدن یک موضوع است خود حضرات در این تالار بارها سر مسائل مختلفی باهم اختلاف داشته اید که سندا موجود است من جمله تحریف یا عدم تحریف قرآن! - حال آیا باید گفت چون حضرات در این مورد تحریف یا عدم تحریف اختلاف دارید پس دلیل بر رد قرآن است؟!
البته بماند که این اختلافات و ناتوانیتان بر رفع آنها خود دلیل واضح و اظهر من الشمس بر اصالت مهدویت و رد عقیده ی باطل و غیر قرآنی قرآن مرا کفایت می کند!! می باشد...بگذریم

لذا عرض می کنم دوست عزیز خود را به در دیوار نکوبانید ..!:)

قتل شيطان و ابليس به معناي از بين رفتن همه شياطين - به ويژه انسان هاي شيطان صفت نيست. زيرا تكليف برقرار است و تكليف دائرمدار اختيار خير و شر است و برخي انسان ها هستند كه نقش شيطان را بر عهده دارند. ضمن اين كه نفس اماره نيز است. اما رئيس شيطان ها - ابليس - كه نقش اساسي براي انحراف و گناه دارد از بين مي رود.
درباره ی فرجام زندگی پرخير و برکت واپسين حجت الهي، ديدگاه‌های متفاوتی در بین علمای مسلمین اعم از شیعه و سنی ذکر شده است که با توجه به توضیح فوق منافاتی نیز ندارد که ایشان زبان عالم لال به مرگ طبیعی از دنیا بروند یا به شهادت!


اما آنچه که مهم است او خواهد آمد.
واگر شما ردی بر این اصالت " آمدن" دارید بفرمایید!

آمدنی که اتفاق نظر بین تمام ادیان و عقلای مادیون و الهیون می باشد.
سپاس

عبد من عبادالله
Monday 17 August 2009, 11:12AM
سپاس خدارا كه اين توفيق را به ماداد كه بتوانيم يكي از آيات قرآن را از وجود حديث دروغين وساخته ذهن شيطان را پاك كنيم .

از دوستان عزيز جناب مهرداد وسركار هستي تشكر مي كنم كه دراين راه مرا ياري دادند .

در طي اين گفتگو و پاسخ بادوستان ثابت شد كه آيه ( إِلَى يَومِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ «38» الحجر

هيچ گونه ارتباطي با ظهور حضرت مهدي ندارد .

وتمام احاديث ورواياتي كه ميخواهند آيه را به ظهور نسبت بدهند . كذب وساخته ذهن شيطان است .

انشاالله اگر خداوند توفيق بدهد در آينده ديگر آيات قرآن را دراين موضوع با دوستان برسي ميكنيم .

اجر همگي باخداوند
بسم الله الرحمن الرحیم
متاسفانه بنده از این سرنگار غافل بودم و می بینم که باز عده ای گرد و خاک کرده اند.

اول در مورد این حدیث می گویم. اولا توضیح بفرمایید که از کجا متوجه شدید که این حدیث صحیت ندارد؟!!!
اولا از کجا متوجه شدید که حدیث را به طور صحیح فهمیده اید و بعد هم از کجا به این یقین رسیدید که فهم صحیح از آن با حقایق هستی مغایر است؟!!
با چه جسارتی این حق را به خود می دهید که کلامی را که لااقل به خدای عظیم و دانای اسرار هستی منسوب است را انکار کنید؟ آیا نمی ترسید؟ ولو اینکه حتی معنی که شما می فهمید با مسلمات مغایر باشد. شما تنها می توانید فهم خودتان از آن را رد کنید اما رد کردن اصل حدیث جز از جاهلان بر نمی آید(البته این کلام کلی بود وگرنه در اینجا که حدیث کاملا روشن و زیباست.)

البته باید سند آن بررسی شود اما حتی اگر ضعیف هم باشد نمی توان آن را دلیلی بر انکار آن دانست.

باید توجه داشت که بسیاری از روایات در مورد منتقم آل محمد(عجل الله تعالی فرجه الشریف) به صورت نماد گونه بیان شده است . و مراد معنای اولیه آن نیست. در این حدیث شریف نیز "ابلیس " لزوما به معنای همان شیطانی که بر آدم(علی نبینا و اله و علیه السلام) سجده نکرد نیست. ابلیس در لغت به معنی کسی است که حق را با باطل می پوشاند و مرگ ابلیس در جهان، یعنی در جهان آنروز فضایی به وجود می آید که مرز حق و باطل کاملا اشکار می شود و دیگر فضایی برای آمیختن حق و باطل -برای ابلیسان- باقی نم ماند. مردم به آن درجه از شعور و درک رسیده اند که حقیقت برایشان کاملا آشکار است(در احادیث داریم که حتی نوعروسان حجله نشین -که فارغ از دنیا هستند- هم برایشان حقیقت روشن است)
بله در چنین فضایی ابلیس می میرد.
این بسیار روشن و متقن است. اما آنانی که جسارت دروغ بستن بر خدا را دارند باید پیش از پایان یافتن اجل توبه و انابه کنند چرا که " إِنَّ الَّذِينَ يفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ لَا يفْلِحُونَ(يونس/69)"

یا مولا علی(ع)

كنجكاو1
Monday 17 August 2009, 12:18PM
باسلام

عزيزان لطفا داغ نكنيد

بحث برسر رد مهدويت نيست

بحث برسر صحت حديث است .نه چيز ديگر .
خداوند درقران مجيد مي فرمايد .
شیطان گفت تا روزی كه برانگیخته میشوند به من مهلت بده. (36)
خداوند فرمود: تا وقت معلوم به تو مهلت داده شده. (37 و 38)
شیطان گفت خداوندا بخاطر اینکه مرا گمراه كردی، كارهای زشت را در نظر آنها در زمین جلوه میدهم و همه آنها را گمراه میکنم. (39)
بجز بندگان خالص تو را.* (40)
خداوند ميفرمايد كه مهلت شيطان دراين روز به پايان ميرسد وديگر كاري نمي تواند انجام بدهد

ودرحديثي آمده كه
در حدیثی از جعفر صادق (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D8%B9%D9%81%D8%B1_%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82) آمده است که روز وقت معلوم روزی است پس از ظهور (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B8%D9%87%D9%88%D8%B1) مهدی (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C) که رسول (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%84) خدا رجعت (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D8%AC%D8%B9%D8%AA) کرده و ابلیس را بر روی صخره (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B5%D8%AE%D8%B1%D9%87) (واقع در زیر قبه الصخره (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%82%D8%A8%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B5%D8%AE%D8%B1%D9%87) فعلی) به قتل می رساند.[۱۳] (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%B3#cite_note-12)
در تفسيرالميزان آمده كه عده اي از مفسرين براين عقيده اند كه روز وقت معلوم همان زمان ظهور ا

من از عزيزان پرسيدم كه بدي وشيطن هست

جواب دادن بله هست.. مساله تضعیف شیطان درزمان ظهور حضرت به دلیل رهبری ایشان واجرای عدالت وامنیت در جامعه و... میباشد

خداوند درباره مهلت سخن مي گويد .نه از ضعف ياقدرت شيطان درآن روز

حالا اگر اشتباهي هم هست اشكال در جواب دهندگان سئوال است كه بدون دانش جواب ميدهند .

در ضمن جناب يا عيسي حديث قرآن نيست . وكلام خداون (فقط قرآن )است

باتشكر

عبد من عبادالله
Monday 17 August 2009, 01:04PM
باسلام

عزيزان لطفا داغ نكنيد

بحث برسر رد مهدويت نيست

بحث برسر صحت حديث است .نه چيز ديگر .
خداوند درقران مجيد مي فرمايد .
شیطان گفت تا روزی كه برانگیخته میشوندبه من مهلت بده.(36)
خداوند فرمود: تا وقت معلوم به تو مهلت داده شده.(37و 38)
شیطان گفت خداوندا بخاطر اینکه مرا گمراه كردی، كارهای زشت را در نظر آنها در زمین جلوه میدهم و همه آنها را گمراه میکنم. (39)
بجز بندگان خالص تو را.* (40)
خداوند ميفرمايد كه مهلت شيطان دراين روز به پايان ميرسد وديگر كاري نمي تواند انجام بدهد

ودرحديثي آمده كه
در حدیثی از جعفر صادق (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D8%B9%D9%81%D8%B1_%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82) آمده است که روز وقت معلوم روزی است پس از ظهور (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B8%D9%87%D9%88%D8%B1) مهدی (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C) که رسول (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%84) خدا رجعت (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D8%AC%D8%B9%D8%AA) کرده و ابلیس را بر روی صخره (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B5%D8%AE%D8%B1%D9%87) (واقع در زیر قبه الصخره (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%82%D8%A8%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B5%D8%AE%D8%B1%D9%87) فعلی) به قتل می رساند.[۱۳] (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%B3#cite_note-12)
در تفسيرالميزان آمده كه عده اي از مفسرين براين عقيده اند كه روز وقت معلوم همان زمان ظهور ا

من از عزيزان پرسيدم كه بدي وشيطن هست

جواب دادن بله هست.. مساله تضعیف شیطان درزمان ظهور حضرت به دلیل رهبری ایشان واجرای عدالت وامنیت در جامعه و... میباشد

خداوند درباره مهلت سخن مي گويد .نه از ضعف ياقدرت شيطان درآن روز

حالا اگر اشتباهي هم هست اشكال در جواب دهندگان سئوال است كه بدون دانش جواب ميدهند .

در ضمن جناب يا عيسي حديث قرآن نيست . وكلام خداون (فقط قرآن )است

باتشكر
با سلام
عزیزان لطفا اداب گفتگو را رعایت کنید و اگر سخنی به گزافه گفتم تذکر دهید!

در مورد آن حدیث ویکی پدیا بد نیست مراجعه کنید و کامل آن را ببینید:http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%B3#.D8.A7.D8.A8.D9.84.DB.8C.D8.B3_.D8.AF.D8.B1_.D8.A7.D8.AD.D8.A7.D8.AF.DB.8C.D8.AB_.D8.A7.D8.B3.D9.84.D8.A7.D9.85.DB.8C
در ضمن ما نیز از تضعیف شیطان سخن نگفتیم. بلکه سخن از مرگ شیطان است. شیاطین کسانی است که شیطنت می کنند و اگر نور حقیقت همه جا را گرفته باشد ظلمتی برای سوءاستفاده شیطان باقی نمی ماند و عقلا شیطان کاملا بایکوت می شود.

در ضمن توجه کنید که ما اصراری بر سخن خود نداریم. شما می گویید دوستان چنین گفتند! خوب دوستان بگویند!! اصلا خود می بگویم. مگر ما معاذالله نماینده تام الاختیار خداییم که اگر پاسخی ندهیم و حتی سخن شما را بپذیرم شما آن را دلیلی بر سخن خود بیاوری!!
این شما بودید که قضاوت کردید و حدیث را با جسارت تمام صراحتا دروغین و ساخته ذهن شیطان خواندید!!! قال رسول الله(ص) الحیا هو الدین کله!
امام صادق (ع ) می فرمایند: لا ایمان لمن لا حیا له , کسی که حیاندارد, ایمان ندارد.
پس از خدا حیا کنید و بر اساس سخنهای امثال بنده جسارت دروغ بستن به او را به خودتان ندهید.


در مورد کلام آخرتان خطاب به برادرم یا عیسی هم تصیه می کنم بیشتر قرآن را مطالعه کنید تا بدانید که هم قرآن و هم احادیث سخنان خداوند متعال هستند.
وَمَا ينْطِقُ عَنِ الْهَوَى(النجم/3)
و هرگز از روي هواي نفس سخن نمي‌گويد!
إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْي يوحَى(النجم/4)
آنچه مي‌گويد چيزي جز وحي که بر او نازل شده نيست!
عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَى(النجم/5)
آن کس که قدرت عظيمي دارد او را تعليم داده است؛

یا حق

كنجكاو1
Monday 17 August 2009, 07:49PM
با سلام

در ضمن ما نیز از تضعیف شیطان سخن نگفتیم. بلکه سخن از مرگ شیطان است. شیاطین کسانی است که شیطنت می کنند و اگر نور حقیقت همه جا را گرفته باشد ظلمتی برای سوءاستفاده شیطان باقی نمی ماند و عقلا شیطان کاملا بایکوت می شود.



در مورد کلام آخرتان خطاب به برادرم یا عیسی هم تصیه می کنم بیشتر قرآن را مطالعه کنید تا بدانید که هم قرآن و هم احادیث سخنان خداوند متعال هستند.
وَمَا ينْطِقُ عَنِ الْهَوَى(النجم/3)
و هرگز از روي هواي نفس سخن نمي‌گويد!
إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْي يوحَى(النجم/4)
آنچه مي‌گويد چيزي جز وحي که بر او نازل شده نيست!
عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَى(النجم/5)
آن کس که قدرت عظيمي دارد او را تعليم داده است؛

یا حق

باسلام
جناب بنظر شما معاذالله شيطان سر خداوندرا كلاه گذاشت .؟وچون ديد مهلتش تمام مي شود .

شياطيني را تربيت كرد كه بعد از خودش راهش را ادامه دهند ؟

آيا خداوند برپيامبر دو كتاب نازل كرد ؟ اولي كتاب قرآن و دومي توضيح المسائل قرآن

باتشكر

یا عیسی
Tuesday 18 August 2009, 01:28AM
باسلام:smile07:
عرض کردم هول شده اید و خود را به در و دیوار می کوبید!
عزیزم! لزومی به تکرار پست و توهم بافیتان نبود!
من جوابی نمی بینم:
باسلام ودرود

خود را به در دیوار نزنید دوست عزیز!

فوق فوق مطلب شما این می تواند باشد که بین نظر طباطبایی و دو کاربر گرامی تفاوت وجود دارد که البته ندارد!
اما اگر هم داشته باشد باز هم این اختلاف نظر دلیل بر کتمان اصل مهدویت نیست! اگر اختلاف نظر دلیل بر رد شدن یک موضوع است خود حضرات در این تالار بارها سر مسائل مختلفی باهم اختلاف داشته اید که سندا موجود است من جمله تحریف یا عدم تحریف قرآن! - حال آیا باید گفت چون حضرات در این مورد تحریف یا عدم تحریف اختلاف دارید پس دلیل بر رد قرآن است؟!
البته بماند که این اختلافات و ناتوانیتان بر رفع آنها خود دلیل واضح و اظهر من الشمس بر اصالت مهدویت و رد عقیده ی باطل و غیر قرآنی قرآن مرا کفایت می کند!! می باشد...بگذریم

لذا عرض می کنم دوست عزیز خود را به در دیوار نکوبانید ..!:)

قتل شيطان و ابليس به معناي از بين رفتن همه شياطين - به ويژه انسان هاي شيطان صفت نيست. زيرا تكليف برقرار است و تكليف دائرمدار اختيار خير و شر است و برخي انسان ها هستند كه نقش شيطان را بر عهده دارند. ضمن اين كه نفس اماره نيز است. اما رئيس شيطان ها - ابليس - كه نقش اساسي براي انحراف و گناه دارد از بين مي رود.
درباره ی فرجام زندگی پرخير و برکت واپسين حجت الهي، ديدگاه‌های متفاوتی در بین علمای مسلمین اعم از شیعه و سنی ذکر شده است که با توجه به توضیح فوق منافاتی نیز ندارد که ایشان زبان عالم لال به مرگ طبیعی از دنیا بروند یا به شهادت!


اما آنچه که مهم است او خواهد آمد.
واگر شما ردی بر این اصالت " آمدن" دارید بفرمایید!

آمدنی که اتفاق نظر بین تمام ادیان و عقلای مادیون و الهیون می باشد.

سپاس


جواب؟:)

هستي
Tuesday 18 August 2009, 08:15AM
بسمه تعالي
جناب کنجکاوا
من نگفتم که حدیث ها اعتبار ندارند بلکه گفتم حدیث شناس نیستم که نیازمند دانستن علم رجال وتحصیل علوم حوزوی است.اما در لزوم حدیث این بحث را بخوانید.
از علي نصيري
اعلان بى نيازى قرآن از سنّت با خود آيات قرآنْ ناسازگار است. اين آيات بر چند دسته است:
الف) آياتى كه پيامبر(ص) را مبيّن وحى معرّفى كرده اند; نظير آيه: (ونزّلنا عليك الذكر لتبيّن للناس ما نزّل اليهم).40
پيداست كه مقام تبيين (كه افزون بر مقام ابلاغ است), به معناى نياز قرآن به تفسير برونى است كه همان سنّت است.
ب) آياتى كه پيامبر(ص) و اهل بيت(ع) را به عنوان حاملان قول فصل براى رفع اختلافْ معرّفى كرده اند; همانند آيه: (ولو ردوهُ الى الرسول و الى أولى الأمر منهم لعلمهُ الذين يستنبطونه منهم).41
در روايتى كه مرحوم كلينى درباره مناظره هشام بن حكم با مردى شامى در حضور امام صادق(ع) آورده, آمده است:
…هشام پرسيد: (پس از پيامبر(ص), حجّت كيست؟). مرد شامى گفت: (كتاب و سنّت). هشام گفت: (آيا كتاب و سنّت براى رفع اختلاف, كافى است؟). شامى پاسخ داد: (آرى!). هشام پرسيد: (اگر چنين است, چرا تو براى فهم لغت, از شام با من برخاسته, بدين جا آمده اى؟). مرد شامى خاموش شد. امام صادق(ع) به مرد شامى فرمود: (چرا ساكت شده اى؟). گفت: اگر بگويم اختلاف نكرده ايم, دروغ است و اگر بگويم كتاب و سنّتْ رافعِ اختلاف است, بيراهه رفته ام; زيرا در هر دو, احتمالات راه يافته است.42
از اين روايت, استفاده مى شود كه براى رفع اختلافات دينى مردم (كه از مهم ترين وظايف پيامبران است), حتّى سنّت پيامبر(ص) كافى نيست; بلكه مى بايد سنّت اهل بيت(ع) نيز بدان افزوده گردد.
ج) آياتى كه پيامبر(ص) و سنّت ايشان را به عنوان مصدر شريعت شناسانده اند; نظير آيه: (أطيعوا اللّه وأطيعو الرسول و أولى الأمر منكم).43
پيداست اگر تمام احكام در قرآن بيان مى شد, نياز به سنّت نبوى به عنوان منبع دوم براى استخراج احكام نبوى, جا نداشت. جالب است كه در يكى از رواياتِ حكايت شده از عمر, روايات نبويِ ناظر به احكام تشريعى, استثنا شده اند. وى گفته است:
أقلّوا الرواية عن رسول اللّه الاّ فيما يعمل به.44
دو. بى نيازى قرآن از سنّت, خلاف بداهت است. قرآن, داراى بيش از شش هزار آيه است كه بر اساس التزام به ارائه قواعد كلّى, از پرداختن به جزئيات, جز در موارد معدودى اجتناب كرده است; همان گونه كه از قانون اساسى يك امّتْ انتظار است. چه, اگر قرآن به تمام جزئيات مى پرداخت, با حجم عظيمى كه پيدا مى كرد, به كتاب علمى تبديل مى شد, نه كتاب تربيتى.
با آن كه سنّت, با گستره اى كه در اهل سنّت يا شيعه مطرح است, مورد پذيرش قرار گرفته, بسيارى بر اين عقيده اند كه بناى سنّت نيز بر اصول گويى است كه فهم و برداشت مصاديق و تطبيق آنها به عهده فقيهان واگذار شده است; يعنى با وجود قرار گرفتن سنّت در كنار قرآن و نيز بهره جويى از ادلّه ديگر, نظير اجماع و عقل, هنوز براى فهم دينى نياز به اجتهاد است.
اجماع مسلمانان و سيره عملى ايشان و دانشوران اسلامى در عمل به سنّت و اعتبار بخشيدن به آن به عنوان دومين منبع دريافت معارف دينى, از جمله ادلّه ديگر است كه مى توان بر ردّ ديدگاه نخست ارائه نمود.

هستي
Sunday 23 August 2009, 08:09AM
ازسخنرانی:رحیم پور ازغدی

رحیم پور با تاکید بر محوریت خدا در انتقام‌گیری و مودت با حضرت ولیعصر(عج)، اظهار داشت:
این تفکر که مهدی موعود برای گرفتن انتقام ما شیعیان از دشمنانمان ظهور می‌کند، غلط است چراکه او از دشمنان خدا انتقام می‌گیرد و با دستان خدا دوستی می‌کند.

این استاد دانشگاه با اشاره به روایتی در ذیل آیه ...طوعا و کرها و الیه ترجعون که این قاطعیت و مدارا را فقط مختص به قیامت نمی‌داند و آن را منتسب به دوران ظهور امام زمان می‌کند، خاطرنشان کرد: در زمان ظهور منجی، اسلام آنطور که هست به جهانیان عرضه می‌شود و پیروان ادیان و مکاتب همه آنچه را از مکاتب خود می‌خواند در این دعوت می‌بینند و با اشتیاق به آن ایمان می‌آورند و عده‌ای هم که حتی با استناد به قرآن در برابر آن حضرت می ایستند که آنها با جنگ تسلیم می‌شوند.

وی افزود: ایستادن عده‌ای از مسلمانان با قرآن در برابر حضرت و این بیان که حضرت مهدی کتاب جدیدی غیر از قرآن را آورده است، نشان می‌دهد که در آن زمان امت اسلامی چقدر از حقیقت قرآن دور شده است که وقتی اسلام ناب به او عرضه می‌شود آن را نمی‌پذیرد.

این پژوهشگر با اشاره عدم وجود تکثر در ادیان که از آن به پلورالیزم تعبیر می‌شود یا تضاد در ادیان بر وحدت ادیان در آن زمان تاکید کرد و گفت : به فرموده امام صادق (ع) در حکومت مهدوی اخلاق و معنویت حکم می‌کند و تنها یک دین در جهان حاکم می‌شود و عدالت و وظایف مجهول افراد و ریزترین حقوق آنها نمایان می‌شود.

وی با انتقاد از کسانی که می‌گویند انقلاب حضرت مهدی یک انقلاب کاملا سفید و آرام است تصریح کرد: احمقانه است اگر فرض کنیم که عدالت دشمن ندارد چراکه اگر نداشت پیامبر حکومتی بدون خونریزی را برپا می‌کرد که اینطور نشد و به فرموده امام باقر (ع ) این انقلاب مگر با عرق ریختن و جهاد و خون دادن برپا نمی‌شود.

وی افزود: انتظار یعنی تمرین برابری و برادری و البته تبیین کامل همه حقوق بشر نیازمند جهاد، اخلاق قاطعیت و مدارا در کنار هم است.

وی پیامبر اعظم(ص) را دارای کمال ویژگی‌های خوب یک انسان و به خصوص انبیا دانست و تصریح کرد: غرب در پروژه‌ای برای پاکسازی کلیسا از خشونت و خونریزی و تطهیر افکار عمومی، به طور گسترده از قرن ‪ ۱۹‬و بعد از قرون وسطی، مسیح را به عنوان مظهر عشق معرفی کرد این درحالی است که همه پیامبران مظهر عشق‌اند و پیامبر اعظم در کمال آن است.

رحیم پور ازغدی با اشاره به داستان ازدواج حضرت نرجس که از نوادگان قیصر روم بود با حضرت امام حسن عسکری(ع) این وصلت را پروژه‌ای الهی برای مقبولیت بیشتر امام زمان (عج ) در غرب و شرق عنوان کرد و اظهار داشت: حضرت ولیعصر نه شرقی و نه غربی است و یا هم شرقی است و هم غربی با زبان جهانی با مردم سخن می‌گوید و ما هم اکنون نیازمند این زبان هستیم و این زبان روش و منش و یک نحوه و مدل زندگی است.

وی افزود: ما اگر با این روش زندگی برای اقامه عدل نتوانیم یک روستا و یا حتی خانواده خودمان را قانع کنیم و بر آنها مسلط شویم، نمی‌توانیم در سطح جهان موفق باشیم.

این پژوهشگر معتقد است صحبت از آخرالزمان و آینده بشر تنها با تمسک به ماثورات و مدارک نقلی ممکن است، چراکه ما قدرت پیش بینی و پیشگویی قطعی را نداریم و باید به منابعی که متصل به خدا هستند به درک واقعیت‌های جهان در آینده بپردازیم.

اولین همایش بین‌المللی مقتدای مسیح شامگاه یکشنبه ‪ ۱۸‬مردادماه با حضور بیش از ‪ ۸۰۰‬نفر از طلاب فضلا و اندیشمندان ایران و ‪ ۵‬قاره جهان و از ادیان توحیدی به همت اداره کل اوقاف و امور خیریه استان تهران در مرکز همایشهای بین‌المللی صدا و سیما برگزار شد.

پایان مطلب /

كنجكاو1
Sunday 23 August 2009, 09:53AM
باسلام

تاديروز عده اي فكر مي كردند كه فقط موجودات زنده از قانون تكامل پيروي مي كنند .

ولي مثل اينكه احاديث وروايات نيز از اين قانون پيروي مي كنند .

تاديروز احاديث وروايات ظهور بر محور خشونت مي چرخيد و در دنيا هيچ گونه بدي وشيطان بعد ازظهور باقي نمي ماند . اگر باورنداريد ميتوانيد بريد از پدربزرگها ومادر بزرگها بپرسيد .

اما امروز ديگر خبر از آن احاديث نيست .حالا صحبت از گفتمان است . وبدي وخوبي در كنارهم به خوبي وخوشي زندگي خواهند كرد .

باتشكر

یا عیسی
Thursday 27 August 2009, 04:10AM
باسلام

جناب يا عيسي حول شدي

جناب مهرداد و سركار هستي مي گويند كه شيطان هست ولي شما ميگيد نيست

يه بام ودو هوا كه نميشه




آمدنی که اتفاق نظر بین تمام ادیان و عقلای مادیون و الهیون می باشد.

اگر قرار بود نظر اديان وعقلاي ماديون و الهيون درست باشه ديگه خداوند قرآن براي هدايت بشر نمي فرستاد

سخن خداوند تو از روی راستی و عدالت به پايان رسيد. كسی كه آن را تغيير دهد وجود ندارد. او شنوا و دانا است.(115)
اگر از بيشتر كسانيكه در زمين هستند اطاعت كنی تو را از راه خدا منحرف ميكنند.
آنها فقط از گمان پيروی ميكنند و فقط حدس ميزنند. (116) انعام
باتشكر

سلام و درود
مثل اینکه شما هول شده ای نه بنده؟ کمی دقت کنید برایتان خوب است!
یک بام و دو هوا دیگر چیست؟
بنده می گویم سخنان این دو کاربر گرامی تفاوتی ندارد با آنچه که مثلا طباطبایی گفته است...اگر هم داشته باشد ایرادی نیست و...چرا که: به مطالبم در پایین توجه کنید!
در مورد ادیان اگر کمی فقط کمی فارسی می دانستید و با لغات آن آشنایی داشتید می توانستید بفهمید "اتفاق نظر بین تمام ادیان و مکاتب" آیا اسلام را هم شامل می شود یا خیر؟
مسلمانان مخالف با عقیده ی مهدویت, تاویل این سوره از قرآن را از خود قرآن بیان کنند. (http://iranclubs.net/forums/showthread.php?t=17200):smile07:

بنده مطالبم را دوباره می آورم و منتظر ردیه ی حضرتعالی می نشینم:
.
.
.
24 پست گذشت..!!!


خود را به در دیوار نزنید دوست عزیز!



فوق فوق مطلب شما این می تواند باشد که بین نظر طباطبایی و دو کاربر گرامی تفاوت وجود دارد که البته ندارد!
اما اگر هم داشته باشد باز هم این اختلاف نظر دلیل بر کتمان اصل مهدویت نیست! اگر اختلاف نظر دلیل بر رد شدن یک موضوع است خود حضرات در این تالار بارها سر مسائل مختلفی باهم اختلاف داشته اید که سندا موجود است من جمله تحریف یا عدم تحریف قرآن! - حال آیا باید گفت چون حضرات در این مورد تحریف یا عدم تحریف اختلاف دارید پس دلیل بر رد قرآن است؟!
البته بماند که این اختلافات و ناتوانیتان بر رفع آنها خود دلیل واضح و اظهر من الشمس بر اصالت مهدویت و رد عقیده ی باطل و غیر قرآنی قرآن مرا کفایت می کند!! می باشد...بگذریم

لذا عرض می کنم دوست عزیز خود را به در دیوار نکوبانید ..!:)

قتل شيطان و ابليس به معناي از بين رفتن همه شياطين - به ويژه انسان هاي شيطان صفت نيست. زيرا تكليف برقرار است و تكليف دائرمدار اختيار خير و شر است و برخي انسان ها هستند كه نقش شيطان را بر عهده دارند. ضمن اين كه نفس اماره نيز است. اما رئيس شيطان ها - ابليس - كه نقش اساسي براي انحراف و گناه دارد از بين مي رود.
درباره ی فرجام زندگی پرخير و برکت واپسين حجت الهي، ديدگاه‌های متفاوتی در بین علمای مسلمین اعم از شیعه و سنی ذکر شده است که با توجه به توضیح فوق منافاتی نیز ندارد که ایشان زبان عالم لال به مرگ طبیعی از دنیا بروند یا به شهادت!


اما آنچه که مهم است او خواهد آمد.
واگر شما ردی بر این اصالت " آمدن" دارید بفرمایید!

آمدنی که اتفاق نظر بین تمام ادیان و عقلای مادیون و الهیون می باشد.




مدعی خودش فرار کرده!!!:smile55:






.

پشتیبانی باشگاه
Monday 31 August 2009, 12:18PM
با سلام
گفتگوهای خارج از موضوع به سرنگار ذیل منتقل شد:
http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=28729

باتشکر
پشتیبانی باشگاه جوانان ایرانی