سلام دوستان
Thursday 10 November 2005, 11:37PM
بسم الله الرحمن الرحيم
....بعد از غصب خلافت يک مشکل اساسی در برابر منافقين بودآنهم وجود مقدس اميرمؤمنان عليه السلام به اين علت که اميرالمومنين عليه السلام اولاً دارای سوابقی بسيار درخشان در زمان پيامبر اسلام صلی الله عليه وآله وسلم بودند به گونه ای که هيچ پيروزی برای اسلام رقم نمی خورد مگر آنکه نام مبارک علی عليه السلام بر تارک آن می درخشيد هيچ مشکل وگرفتاری لاينحلی بروز نمی کرد مگر آنکه بدستان مبارک ايشان حل می شد.در جنگ بدر ذولفقار علی عليه السلام بود که کفار را مغلوب کرد در جنگ احد در زير سايه مجاهدت علی عليه السلام بود که اسلام باقی ماند و جان شريف پيامبر اسلام صلی الله عليه وآله و سلم از گزند کفار مصون ماند.در جنگ خندق ضربه اميرمومنان عليه السلام بود که تمام اسلام را از شر تمام کفر نجات داد[1] (http://www.iranclubs.org/forums/newthread.php?do=newthread&f=3#_ftn1) ودر جنگ خيبر تنها وتنها حيدر کرار عليه السلام بود که ذلت شکست و فرار را از دامان مسلمين پاک نمود وبا فتح خيبر شادی را برای پيغمبر اسلام صلی الله عليه وآله وسلم به ارمغان آورد. پس با اين حساب سوابق درخشان ايشان برای احدی قابل انکار نبود.
ثانيا: بر همه گان روشن بود که اميرالمومنين عليه السلام صاحب سر نبی ومدينه علم ايشان است[3] (http://www.iranclubs.org/forums/newthread.php?do=newthread&f=3#_ftn3).
وتمامی مردم می دانستند که اغلب اوقات عمر شريف پيامبر اسلام صلی الله عليه وآله وسلم با ايشان سپری شده ودر تمامي اين وقتها پيامبر در حال ابلاغ علوم الهی به ايشان بوده اند.(10)
همه می دانستند که علی عليه السلام بود که بارها پيامبر اسلام صلی الله عليه وآله وسلم او را وصی وجانشين خود خوانده بود ودر روز غدير خم در حضور بيش از صدهزار مسلمان اين مساله را مطرح وازتمامی آنان برای اميرالمومنين عليه السلام بيعت گرفت[5] (http://www.iranclubs.org/forums/newthread.php?do=newthread&f=3#_ftn5).
وبالاخره همه می دانستند که به نص صريح قرآن علی ولی مسلمين امام مبين صاحب علم کتاب هادی امت شاهد بر امت ونفس نبی اکرم اسلام صلی الله عليه وآله وسلم معرفی شده[6] (http://www.iranclubs.org/forums/newthread.php?do=newthread&f=3#_ftn6).
حال خودتان قضاوت کنيد آيا اين وجود شريف با اين همه فضائل وسوابق برای غاصبان مشکل ساز نبود؟ وآيا حضور ايشان در ميان مردم سد راه منافقان نمی شد؟
منافقين برای حل اين مشکل چاره ای جز ترور اميرمومنان عليه السلام نديدند و به همين خاطر بارها نقشه قتل ايشان را طرح ريزی کردند اما در اجراء چيزی بجز شکست و سرافکندگی برايشان باقی نماند. اينک به يک نمونه از آن اشاره می کنيم:
روزی خليفه اول لعنت الله عليه مطلع شد که اميرالمومنين عليه السلام برای سرکشی به باغستان فدک به تنهائی به آنجا عزيمت نموده اند فرصت را غنيمت شمرد و گروهی را به سرکردگی خالد بن وليد لعنت الله عليه به آنجا فرستاد تا ايشان را به قتل برسانند.هنگامی که خالد به فدک رسيد ايشان در حال بازگشت از فدک بودند.خالد با همراهانش درمقابل ايشان صف کشيد ومقصود خود را آشکار کرد . ايشان به طرف خالد حمله ور شدند اورا گرفته وبه طرف آسيابی که در آن نزديکی بود کشاندند وميله محور آسياب را بدور گردن اوحمايل نمودند واورا رها کردند اين نشان ننگ مدتها برگردن خالد بود تااينکه به شفاعت عباس آن را از گردن او باز نمودند[7] (http://www.iranclubs.org/forums/newthread.php?do=newthread&f=3#_ftn7).
[1] (http://www.iranclubs.org/forums/newthread.php?do=newthread&f=3#_ftnref1)بحار الانوار جلد 20 صفحه 186
[2] (http://www.iranclubs.org/forums/newthread.php?do=newthread&f=3#_ftnref2)
[3] (http://www.iranclubs.org/forums/newthread.php?do=newthread&f=3#_ftnref3)وسائل الشيعه جلد 27 صفحه 34
بحار الانوار جلد 40 صفحه 202و203
شرح نهج البلاغه ابن ابی الحديد جلد 7صفحه 219
[4] (http://www.iranclubs.org/forums/newthread.php?do=newthread&f=3#_ftnref4)اين مطلب از زوايات زيادی از جمله روايت شريف ثقلين که از روايات مورد قبول شيعه واهل تسنن است برداشت می شود زيرا برهر شخصی مشخص است که يکی از مصاديق افتراق از قرآن تبيين وتفسير به رای آن می باشداما چنانچه گفته شد به حکم روايت شريف ثقلين قرآن وعترت ازيکديگر جدائی ناپذير می باشند پس درنتيجه کلمات ايشان در تبيين وتفسيرقرآن تنها منبع مورد اطمينان و وثوق می باشد.
[5] (http://www.iranclubs.org/forums/newthread.php?do=newthread&f=3#_ftnref5)اسناد مربوط به واقعه غدير خم بسيار بيش از آنی است که در اينجا بدان اشاره شود. مرحوم علامه امينی رضوان الله عليه اسناد آن را از طرق مختلف شيعه واهل تسنن در يازده جلد کتاب شريف الغدير جمع آوری کرده است .
[6] (http://www.iranclubs.org/forums/newthread.php?do=newthread&f=3#_ftnref6) ولي مسلمين: انما وليکم الله ورسوله والذين آمنوا ويقيمون الصلوه ويوتون الزکاه وهم راکعون
مراجه شود به کتب تفسيری شيعه واهل تسنن که متفقا مصداق اين آيه را اميرالمومنين عليه السلام معرفی کرده اند.
امام مبين: وکل شیء احصيناه فی امام مبين سوره ياسين آيه12
..............................
........................................ امام باقر عليه السلام از پدر بزرگوارش امام سجاد عليه السلام وايشان از پدر بزگوارشان امام حسين عليه السلام نقل فرمودند که هنگامی که آيه وکل شیء احصيناه فی امام مبين نازل شد ابوبکر وعمر ايستادند وخطاب به رسول خدا صلی الله عليه وآله وسلم گفتند:امام مبين تورات است ايشان فرمودند:خير آن دو دوباره گفتند: انجيل است ايشان فرمودند:خير آن دو گفتند قرآن است ايشان باز هم فرمودند: خير در اين هنگام اميرالمومنين عليه السلام وارد شدند پس پيامبر صلی الله عليه وآله وسلم فرمودند: امام مبين ايشان است بدرستيکه امامی که خداوند تمامی اشياء را در او جمع کرده است اوست. بحار الانوار جلد 35 صفحه 427 روايت2
صاحب علم کتاب: قل کفی بالله شهيدا بينی وبينکم ومن عنده علم الکتاب شوره رعد آيه 43
بريد بن معاويه از امام باقر عليه السلام در مورد اين آيه سوال نمود ايشان فرمودند: مقصود مائيم وعلی عليه السلام اولين نفر از ما وبافضيلت ترين ما وبهترين ما بعد از رسول خدا صلی الله عليه وآله وسلم می باشد. اصول کافی جلد 1 صفحه 229
اين روايت از تمامی ائمه عليهم السلام با با همين مضمون نقل شده است که برای اطلاع بيشتر به کتاب شريف بحار الانوار جلد 30 صفحه 199 و389 و429 تا 435 وجلد 40 صفحه 145 و146 می توان مراجعه نمود.
وهمچنين از ابوسعيد خدری روايت شده است که درباره اين آيه از رسول خدا صلی الله عليه وآله وسلم سوال کردم ايشان فرمودند: مقصود از صاحب علم کتاب در اين آيه برادرم علی عليه السلام می باشد. وسائل الشيعه جلد 27صفحه 188
قابل ذکر است که روايات متعددی نيز از طريق اهل تسنن دراين باره رسيده است که ثعلبی در تفسير خود آنها را جمع آوری کرده است.
هادی امت: انما انت المنذر ولکل قوم هاد سوره رعد آيه 7
ابوحمزه ثمالی از امام باقر عليه السلام نقل کرده است که ايشان فرمودند: پيامبر اسلام صلی الله عليه وآله وسلم برای وضو آب طلب نمودند. بعد از وضو دست علی عليه السلام را گرفته وبه دست خود چسباندند سپس فرمودند: انما انت منذر سپس دستشان را به سينه علی عليه السلام چسبانده وفرمودند: ولکل قوم هاد سپس فرمودند: يا علی تو اصل دين وچراغ ايمان ومنتهی هدايت ورهبر سفيد رويان هستی من به اين مطلب شهادت می دهم. بحار الانوار جلد 23 صفحه 2
شاهد بر امت: آيه 43 سوره رعد که در مورد صاحب علم کتاب مورد استناد قرار گرفت دلالت بر اين دارد که صاحب علم کتاب شاهد برامت نيز می باشد زيرا در آن آيه خداوند به رسول گراميش فرموده که به افرادی که از تو بينه می خواهند بگو برای شهادت ميان من وشما خدا وصاحب علم کتاب کافی است و مبين شد که صاحب علم کتاب اميرالمومنين عليه السلام می باشند.
نفس نبی اکرم صلی الله عليه وآله وسلم: فمن حاجک فيه من بعد ما جائک من العلم فقل تعالوا ندع ابنائنا وابنائکم ونسائنا ونسائکم وانفسنا وانفسکم ....
در تمامی کتب تفسيری شيعه واهل تسنن ابنائنا به امام حسن وامام حسين عليهما السلام وبناتنا به بی بی فاطمه زهراء سلام الله عليها وانفسنا به مولا متقيان اميرمومنان عيه السلام تفسير شده است.
[7] (http://www.iranclubs.org/forums/newthread.php?do=newthread&f=3#_ftnref7)بحار الانوار جلد 29 صفحه 46
بحار الانوار جلد 29 صفحه 124
....بعد از غصب خلافت يک مشکل اساسی در برابر منافقين بودآنهم وجود مقدس اميرمؤمنان عليه السلام به اين علت که اميرالمومنين عليه السلام اولاً دارای سوابقی بسيار درخشان در زمان پيامبر اسلام صلی الله عليه وآله وسلم بودند به گونه ای که هيچ پيروزی برای اسلام رقم نمی خورد مگر آنکه نام مبارک علی عليه السلام بر تارک آن می درخشيد هيچ مشکل وگرفتاری لاينحلی بروز نمی کرد مگر آنکه بدستان مبارک ايشان حل می شد.در جنگ بدر ذولفقار علی عليه السلام بود که کفار را مغلوب کرد در جنگ احد در زير سايه مجاهدت علی عليه السلام بود که اسلام باقی ماند و جان شريف پيامبر اسلام صلی الله عليه وآله و سلم از گزند کفار مصون ماند.در جنگ خندق ضربه اميرمومنان عليه السلام بود که تمام اسلام را از شر تمام کفر نجات داد[1] (http://www.iranclubs.org/forums/newthread.php?do=newthread&f=3#_ftn1) ودر جنگ خيبر تنها وتنها حيدر کرار عليه السلام بود که ذلت شکست و فرار را از دامان مسلمين پاک نمود وبا فتح خيبر شادی را برای پيغمبر اسلام صلی الله عليه وآله وسلم به ارمغان آورد. پس با اين حساب سوابق درخشان ايشان برای احدی قابل انکار نبود.
ثانيا: بر همه گان روشن بود که اميرالمومنين عليه السلام صاحب سر نبی ومدينه علم ايشان است[3] (http://www.iranclubs.org/forums/newthread.php?do=newthread&f=3#_ftn3).
وتمامی مردم می دانستند که اغلب اوقات عمر شريف پيامبر اسلام صلی الله عليه وآله وسلم با ايشان سپری شده ودر تمامي اين وقتها پيامبر در حال ابلاغ علوم الهی به ايشان بوده اند.(10)
همه می دانستند که علی عليه السلام بود که بارها پيامبر اسلام صلی الله عليه وآله وسلم او را وصی وجانشين خود خوانده بود ودر روز غدير خم در حضور بيش از صدهزار مسلمان اين مساله را مطرح وازتمامی آنان برای اميرالمومنين عليه السلام بيعت گرفت[5] (http://www.iranclubs.org/forums/newthread.php?do=newthread&f=3#_ftn5).
وبالاخره همه می دانستند که به نص صريح قرآن علی ولی مسلمين امام مبين صاحب علم کتاب هادی امت شاهد بر امت ونفس نبی اکرم اسلام صلی الله عليه وآله وسلم معرفی شده[6] (http://www.iranclubs.org/forums/newthread.php?do=newthread&f=3#_ftn6).
حال خودتان قضاوت کنيد آيا اين وجود شريف با اين همه فضائل وسوابق برای غاصبان مشکل ساز نبود؟ وآيا حضور ايشان در ميان مردم سد راه منافقان نمی شد؟
منافقين برای حل اين مشکل چاره ای جز ترور اميرمومنان عليه السلام نديدند و به همين خاطر بارها نقشه قتل ايشان را طرح ريزی کردند اما در اجراء چيزی بجز شکست و سرافکندگی برايشان باقی نماند. اينک به يک نمونه از آن اشاره می کنيم:
روزی خليفه اول لعنت الله عليه مطلع شد که اميرالمومنين عليه السلام برای سرکشی به باغستان فدک به تنهائی به آنجا عزيمت نموده اند فرصت را غنيمت شمرد و گروهی را به سرکردگی خالد بن وليد لعنت الله عليه به آنجا فرستاد تا ايشان را به قتل برسانند.هنگامی که خالد به فدک رسيد ايشان در حال بازگشت از فدک بودند.خالد با همراهانش درمقابل ايشان صف کشيد ومقصود خود را آشکار کرد . ايشان به طرف خالد حمله ور شدند اورا گرفته وبه طرف آسيابی که در آن نزديکی بود کشاندند وميله محور آسياب را بدور گردن اوحمايل نمودند واورا رها کردند اين نشان ننگ مدتها برگردن خالد بود تااينکه به شفاعت عباس آن را از گردن او باز نمودند[7] (http://www.iranclubs.org/forums/newthread.php?do=newthread&f=3#_ftn7).
[1] (http://www.iranclubs.org/forums/newthread.php?do=newthread&f=3#_ftnref1)بحار الانوار جلد 20 صفحه 186
[2] (http://www.iranclubs.org/forums/newthread.php?do=newthread&f=3#_ftnref2)
[3] (http://www.iranclubs.org/forums/newthread.php?do=newthread&f=3#_ftnref3)وسائل الشيعه جلد 27 صفحه 34
بحار الانوار جلد 40 صفحه 202و203
شرح نهج البلاغه ابن ابی الحديد جلد 7صفحه 219
[4] (http://www.iranclubs.org/forums/newthread.php?do=newthread&f=3#_ftnref4)اين مطلب از زوايات زيادی از جمله روايت شريف ثقلين که از روايات مورد قبول شيعه واهل تسنن است برداشت می شود زيرا برهر شخصی مشخص است که يکی از مصاديق افتراق از قرآن تبيين وتفسير به رای آن می باشداما چنانچه گفته شد به حکم روايت شريف ثقلين قرآن وعترت ازيکديگر جدائی ناپذير می باشند پس درنتيجه کلمات ايشان در تبيين وتفسيرقرآن تنها منبع مورد اطمينان و وثوق می باشد.
[5] (http://www.iranclubs.org/forums/newthread.php?do=newthread&f=3#_ftnref5)اسناد مربوط به واقعه غدير خم بسيار بيش از آنی است که در اينجا بدان اشاره شود. مرحوم علامه امينی رضوان الله عليه اسناد آن را از طرق مختلف شيعه واهل تسنن در يازده جلد کتاب شريف الغدير جمع آوری کرده است .
[6] (http://www.iranclubs.org/forums/newthread.php?do=newthread&f=3#_ftnref6) ولي مسلمين: انما وليکم الله ورسوله والذين آمنوا ويقيمون الصلوه ويوتون الزکاه وهم راکعون
مراجه شود به کتب تفسيری شيعه واهل تسنن که متفقا مصداق اين آيه را اميرالمومنين عليه السلام معرفی کرده اند.
امام مبين: وکل شیء احصيناه فی امام مبين سوره ياسين آيه12
..............................
........................................ امام باقر عليه السلام از پدر بزرگوارش امام سجاد عليه السلام وايشان از پدر بزگوارشان امام حسين عليه السلام نقل فرمودند که هنگامی که آيه وکل شیء احصيناه فی امام مبين نازل شد ابوبکر وعمر ايستادند وخطاب به رسول خدا صلی الله عليه وآله وسلم گفتند:امام مبين تورات است ايشان فرمودند:خير آن دو دوباره گفتند: انجيل است ايشان فرمودند:خير آن دو گفتند قرآن است ايشان باز هم فرمودند: خير در اين هنگام اميرالمومنين عليه السلام وارد شدند پس پيامبر صلی الله عليه وآله وسلم فرمودند: امام مبين ايشان است بدرستيکه امامی که خداوند تمامی اشياء را در او جمع کرده است اوست. بحار الانوار جلد 35 صفحه 427 روايت2
صاحب علم کتاب: قل کفی بالله شهيدا بينی وبينکم ومن عنده علم الکتاب شوره رعد آيه 43
بريد بن معاويه از امام باقر عليه السلام در مورد اين آيه سوال نمود ايشان فرمودند: مقصود مائيم وعلی عليه السلام اولين نفر از ما وبافضيلت ترين ما وبهترين ما بعد از رسول خدا صلی الله عليه وآله وسلم می باشد. اصول کافی جلد 1 صفحه 229
اين روايت از تمامی ائمه عليهم السلام با با همين مضمون نقل شده است که برای اطلاع بيشتر به کتاب شريف بحار الانوار جلد 30 صفحه 199 و389 و429 تا 435 وجلد 40 صفحه 145 و146 می توان مراجعه نمود.
وهمچنين از ابوسعيد خدری روايت شده است که درباره اين آيه از رسول خدا صلی الله عليه وآله وسلم سوال کردم ايشان فرمودند: مقصود از صاحب علم کتاب در اين آيه برادرم علی عليه السلام می باشد. وسائل الشيعه جلد 27صفحه 188
قابل ذکر است که روايات متعددی نيز از طريق اهل تسنن دراين باره رسيده است که ثعلبی در تفسير خود آنها را جمع آوری کرده است.
هادی امت: انما انت المنذر ولکل قوم هاد سوره رعد آيه 7
ابوحمزه ثمالی از امام باقر عليه السلام نقل کرده است که ايشان فرمودند: پيامبر اسلام صلی الله عليه وآله وسلم برای وضو آب طلب نمودند. بعد از وضو دست علی عليه السلام را گرفته وبه دست خود چسباندند سپس فرمودند: انما انت منذر سپس دستشان را به سينه علی عليه السلام چسبانده وفرمودند: ولکل قوم هاد سپس فرمودند: يا علی تو اصل دين وچراغ ايمان ومنتهی هدايت ورهبر سفيد رويان هستی من به اين مطلب شهادت می دهم. بحار الانوار جلد 23 صفحه 2
شاهد بر امت: آيه 43 سوره رعد که در مورد صاحب علم کتاب مورد استناد قرار گرفت دلالت بر اين دارد که صاحب علم کتاب شاهد برامت نيز می باشد زيرا در آن آيه خداوند به رسول گراميش فرموده که به افرادی که از تو بينه می خواهند بگو برای شهادت ميان من وشما خدا وصاحب علم کتاب کافی است و مبين شد که صاحب علم کتاب اميرالمومنين عليه السلام می باشند.
نفس نبی اکرم صلی الله عليه وآله وسلم: فمن حاجک فيه من بعد ما جائک من العلم فقل تعالوا ندع ابنائنا وابنائکم ونسائنا ونسائکم وانفسنا وانفسکم ....
در تمامی کتب تفسيری شيعه واهل تسنن ابنائنا به امام حسن وامام حسين عليهما السلام وبناتنا به بی بی فاطمه زهراء سلام الله عليها وانفسنا به مولا متقيان اميرمومنان عيه السلام تفسير شده است.
[7] (http://www.iranclubs.org/forums/newthread.php?do=newthread&f=3#_ftnref7)بحار الانوار جلد 29 صفحه 46
بحار الانوار جلد 29 صفحه 124