سلام دوستان
Wednesday 9 November 2005, 02:47AM
مبحث تحريفات تاريخ اسلام از لسان قرآن وسنت
هنگامی که پيامبر اسلام صلی الله عليه وآله وسلم به نبوت مبعوث وشروع به دعوت دين اسلام نمودند رفته رفته افراد زيادی گرد ايشان جمع شده وبه دعوت ايشان لبيک گفته ووارد دين اسلام گرديدند. اما اينگونه نبود که تمامی اين افراد به خاطر حقانيت اسلام روی به آن آورده باشند بلکه درميان اين تازه مسلمانان افرادی بودند که بواسطه مطامع دنيايي بظاهر مسلمانی اختيار کرده بودند تا اسلام را وسيله ای برای رسيدن به اهداف خود قرار دهند.
اما مسئله ای که رسيدن به اين هدف را برای آنان ناممکن کرد وهمچنان سدی در مقابل اميال واهداف شوم آنان قرار گرفت مسئله ولايت وخلافت وجانشينی اميرالمومنين عليه السلام بعد از پيامبر اسلام صلی الله عليه وآله وسلم بود که آيه سوم سوره مائده[1] (http://www.iranclubs.org/forums/newthread.php?do=newthread&f=3#_ftn1) اشاره به همين مطلب دارد.
آنان برای حل اين مشکل وبرچيدن اين مانع از سر راه خود ازميان صحابه پيامبر اسلام صلی الله عليه وآله وسلم همراهانی را برای خود پيدا کردند که در دوويژگی مشترک بودند:1-اعتقاد واقعی به اسلام و پيامبری پيامبر اسلام صلی الله عليه وآله وسلم نداشتند 2- تمامی آنان جزو دشمنان اميرالمومنين عليه السلام به شمار می رفتند.
بعدازآن اين عده که تعدادآنان کم نيزنبود بايکديگرمتحد شدند در مرحله اول برنامه ترور رسول خدا صلی الله عليه وآله وسلم را طرح ريزی کردندتا به اين وسيله بتوانند از تبليغ ولايت اميرالمومنين عليه السلام توسط ايشان جلوگيری کنند در موارد متعددی قصد اجراء آن را داشتنداما در همه موارد خداوند بوسيله جبرئيل موضوع را به اطلاع ايشان می رساند و دست آنان رو می شد[2] (http://www.iranclubs.org/forums/newthread.php?do=newthread&f=3#_ftn2) وموفق به اجرای نقشه شوم خود نمی شدندبعد از شکست های پياپی و نصب اميرالمومنين عليه السلام توسط رسول خدا در روز غدير خم به عنوان خليفه ووصي وجانشين خود در حضور بيش از صد هزار نفر از مسلمين برنامه آنان عوض شد. صحيفه ای[3] (http://www.iranclubs.org/forums/newthread.php?do=newthread&f=3#_ftn3) را نوشتند و در آن با يکديگر هم قسم شدند که به هر نحو ممکن نگذارند بعد از پيامبر اسلام صلی الله عليه وآله وسلم خلافت به دست اميرمومنان عليه السلام برسد.
بعد از نوشتن صحيفه برای جلوگيری از تثبيت ولايت اميرالمومنين عليه السلام توسط رسول خدا صلی الله عليه وآله وسلم ايشان را توسط عوامل خود در خانه رسول خدا صلی الله عليه وآله وسلم مسموم وشهيد کردند[4] (http://www.iranclubs.org/forums/newthread.php?do=newthread&f=3#_ftn4).بعد از شهادت پيامبر اسلام صلی الله عليه وآله وسلم دست نفاق از آستين منافقين بيرون آمد و تمامی آنچه تا ديروز به صورت صحيفه ای ملعون به لسان نبی اکرم اسلام صلی الله عليه وآله وسلم درآمده بود به صحنه عمل آمد وردای خلافت به قامت نااهلان پوشانده شد و امير المومنين عليه السلام خانه نشين گشت.
حال سوال اين است که چگونه با اين همه تاکيدات پيامبراسلام صلی الله عليه وآله وسلم مردم بظاهر مسلمان اميرالمومنين عليه السلام را رها نمودند و زير بار خلافت غاصبانه رفتند؟ بسيار نکوست که به دو علت از مهمترين علل آن اشاره شود.
علت اول: يکی از سنت های الهی که در زمان امم گذشته نيز جريان داشته سنت امتحان وآزمايش می باشد تا آنکه مدعيان دروغين پيروی از انبياء از پيروان واقعی آنان شناخته شوند. به عنوان مثال بعد از رهائی بنی اسرائيل از چنگال فرعون خداوند امــت حضرت مـوسی علی نبينا وآله و عليه السلام را بوسيله گوساله سامری مورد آزمايش قرار داد که اکثر بنی اسرائيل بواسطه اين امتحان مرتد گرديدند و گوساله پرست شدند.ودرست همين سنت اولين دليل موفقيت منافقين گرديد.
در آيه اول سوره مبارکه عنکبوت نيز خداوند به همين مسئله اشاره فرموده است[5] (http://www.iranclubs.org/forums/newthread.php?do=newthread&f=3#_ftn5).
در واقع خداوند بواسته امر خطير ولايت مسلمان را در بوته آزمايش وامتحان قرار داد تا صحابی حقيقی پيامبر از مدعيان دروغين باز شناخته شوند. ونتيجه آن هم چيزی نشد مگر« ارتد الناس بعد النبی الا ثلاث»[6] (http://www.iranclubs.org/forums/newthread.php?do=newthread&f=3#_ftn6)يعنی بعد از پيامبر اسلام صلی الله عليه وآله وسلم تمامی مردم بجز سه نفر که عبارت بودند از سلمان و اباذر و مقداد مرتد شدند.
علت دوم: دومين علت موفقيت منافقين در غصب خلافت ريشه در سوابق ومجاهدات اميرالمومنين عليه السلام در زمان پيامبر اسلام صلی الله عليه وآله دارد.
بر هر شخصی که کوچکترين آشنائی با تاريخ صدر اسلام دارد واضح است که تمامی پيشرفتها و موفقيتهای اسلام ومسلمين در زمان پيامبر اسلام صلی الله عليه وآله وسلم مرهون زحمات وفداکاری های اميرمومنان علی عليه السلام بوده است. واين مساله درست چيزی بود که نه تنها عده ای از بظاهر مسلمانان را خوشحال نمی کرد بلکه هر لحظه انتظار عکس آن يعنی غلبه کفر بر اسلام را می کشيدند. چنانکه در روايات وارد شده که عمر وابابکر حتی در زمان حضور در مدينه هم دست از پرستش بت برنداشتند ودر هنگامه جنگ خندق دو بت در لباس خود مخفی کرده بودند تادر صورت غلبه کفار بدان واسطه عدم ايمان خود به خدا ورسولش را اثبات کنند[7] (http://www.iranclubs.org/forums/newthread.php?do=newthread&f=3#_ftn7).
علاوه براين در آغاز دعوت رسول خدا صلی الله عليه وآله وسلم افراد بصورت متفرق وجدا جدا به ايشان ايمان آوردند نه بصورت خانوادگی وقبيله ای ممکن بود از يک خانواده ويا حتی يک قبيله فقط يک به اسلام گرويده باشد ومابقی برکفر خود باقی باشند. همين امر باعث ميگرديد تا در هنگام جنگ بين کفار ومسلمين افرادی از يک قبيله ويا حتی يک خانواده در دوسپاه مقابل هم قرار بگيرند ودرست به همين دليل افراد بسياری از خانواده های مسلمين که در سپاه کفر حضور داشتند بدست اميرالمومنين عليه السلام به هلاکت رسيدند. اين مسئله موجب شد افرادی که ايمان در قلوبشان رسوخ نکرده بود وبه دروغ دعوی مسلمانی داشتند کينه ايشان ر ا به دل بگيرند وبا غاصبان ولايت همدستی کرده واز رسيدن خلافت به ايشان ممانعت کنند.
مؤيد اين گفتار ما روايت شريف نبوی است که در آن پيامبر اسلام صلی الله عليه وآله وسلم يکی ازعلل غصب خلافت وهمچنين جنايات بعدازآن را کينه های مخفی شده در قلوب بظاهر مسلمان ها بيان می نمايند[8] (http://www.iranclubs.org/forums/newthread.php?do=newthread&f=3#_ftn8).
اين دو علت، ازمهمترين علل عدم همراهی مردم با اميرالمومنين عليه السلام ودر نتيجه موفقيت منافقين در غصب خلافت به شمار مي آيد. ادامه دارد......
[1] (http://www.iranclubs.org/forums/newthread.php?do=newthread&f=3#_ftnref1) اليوم يئس الذين کفروا من دينکم
[2] (http://www.iranclubs.org/forums/newthread.php?do=newthread&f=3#_ftnref2)بحار الانوار جلد 22 صفحه 222
[3] (http://www.iranclubs.org/forums/newthread.php?do=newthread&f=3#_ftnref3)بحار الانوار جلد 28 صفحه 94 باب 3 روايت حذيفه
[4] (http://www.iranclubs.org/forums/newthread.php?do=newthread&f=3#_ftnref4)بحار الانوار جلد 28 صفحه 20 روايت 28
[5] (http://www.iranclubs.org/forums/newthread.php?do=newthread&f=3#_ftnref5)احسب الناس ان يترکوا ان يقولوا آمنا وهم لايفتنون
[6] (http://www.iranclubs.org/forums/newthread.php?do=newthread&f=3#_ftnref6)بحار الانوار جلد 22 صفحه 440 روايت 9
[7] (http://www.iranclubs.org/forums/newthread.php?do=newthread&f=3#_ftnref7)بحار الانوار جلد 30 صفحه 321 محل استناد صفحه 325
[8] (http://www.iranclubs.org/forums/newthread.php?do=newthread&f=3#_ftnref8)بحار الانوار جلد 28 صفحه 50
شرح نهج البلاغه ابن ابی الحديد جلد 4 صفحه107
هنگامی که پيامبر اسلام صلی الله عليه وآله وسلم به نبوت مبعوث وشروع به دعوت دين اسلام نمودند رفته رفته افراد زيادی گرد ايشان جمع شده وبه دعوت ايشان لبيک گفته ووارد دين اسلام گرديدند. اما اينگونه نبود که تمامی اين افراد به خاطر حقانيت اسلام روی به آن آورده باشند بلکه درميان اين تازه مسلمانان افرادی بودند که بواسطه مطامع دنيايي بظاهر مسلمانی اختيار کرده بودند تا اسلام را وسيله ای برای رسيدن به اهداف خود قرار دهند.
اما مسئله ای که رسيدن به اين هدف را برای آنان ناممکن کرد وهمچنان سدی در مقابل اميال واهداف شوم آنان قرار گرفت مسئله ولايت وخلافت وجانشينی اميرالمومنين عليه السلام بعد از پيامبر اسلام صلی الله عليه وآله وسلم بود که آيه سوم سوره مائده[1] (http://www.iranclubs.org/forums/newthread.php?do=newthread&f=3#_ftn1) اشاره به همين مطلب دارد.
آنان برای حل اين مشکل وبرچيدن اين مانع از سر راه خود ازميان صحابه پيامبر اسلام صلی الله عليه وآله وسلم همراهانی را برای خود پيدا کردند که در دوويژگی مشترک بودند:1-اعتقاد واقعی به اسلام و پيامبری پيامبر اسلام صلی الله عليه وآله وسلم نداشتند 2- تمامی آنان جزو دشمنان اميرالمومنين عليه السلام به شمار می رفتند.
بعدازآن اين عده که تعدادآنان کم نيزنبود بايکديگرمتحد شدند در مرحله اول برنامه ترور رسول خدا صلی الله عليه وآله وسلم را طرح ريزی کردندتا به اين وسيله بتوانند از تبليغ ولايت اميرالمومنين عليه السلام توسط ايشان جلوگيری کنند در موارد متعددی قصد اجراء آن را داشتنداما در همه موارد خداوند بوسيله جبرئيل موضوع را به اطلاع ايشان می رساند و دست آنان رو می شد[2] (http://www.iranclubs.org/forums/newthread.php?do=newthread&f=3#_ftn2) وموفق به اجرای نقشه شوم خود نمی شدندبعد از شکست های پياپی و نصب اميرالمومنين عليه السلام توسط رسول خدا در روز غدير خم به عنوان خليفه ووصي وجانشين خود در حضور بيش از صد هزار نفر از مسلمين برنامه آنان عوض شد. صحيفه ای[3] (http://www.iranclubs.org/forums/newthread.php?do=newthread&f=3#_ftn3) را نوشتند و در آن با يکديگر هم قسم شدند که به هر نحو ممکن نگذارند بعد از پيامبر اسلام صلی الله عليه وآله وسلم خلافت به دست اميرمومنان عليه السلام برسد.
بعد از نوشتن صحيفه برای جلوگيری از تثبيت ولايت اميرالمومنين عليه السلام توسط رسول خدا صلی الله عليه وآله وسلم ايشان را توسط عوامل خود در خانه رسول خدا صلی الله عليه وآله وسلم مسموم وشهيد کردند[4] (http://www.iranclubs.org/forums/newthread.php?do=newthread&f=3#_ftn4).بعد از شهادت پيامبر اسلام صلی الله عليه وآله وسلم دست نفاق از آستين منافقين بيرون آمد و تمامی آنچه تا ديروز به صورت صحيفه ای ملعون به لسان نبی اکرم اسلام صلی الله عليه وآله وسلم درآمده بود به صحنه عمل آمد وردای خلافت به قامت نااهلان پوشانده شد و امير المومنين عليه السلام خانه نشين گشت.
حال سوال اين است که چگونه با اين همه تاکيدات پيامبراسلام صلی الله عليه وآله وسلم مردم بظاهر مسلمان اميرالمومنين عليه السلام را رها نمودند و زير بار خلافت غاصبانه رفتند؟ بسيار نکوست که به دو علت از مهمترين علل آن اشاره شود.
علت اول: يکی از سنت های الهی که در زمان امم گذشته نيز جريان داشته سنت امتحان وآزمايش می باشد تا آنکه مدعيان دروغين پيروی از انبياء از پيروان واقعی آنان شناخته شوند. به عنوان مثال بعد از رهائی بنی اسرائيل از چنگال فرعون خداوند امــت حضرت مـوسی علی نبينا وآله و عليه السلام را بوسيله گوساله سامری مورد آزمايش قرار داد که اکثر بنی اسرائيل بواسطه اين امتحان مرتد گرديدند و گوساله پرست شدند.ودرست همين سنت اولين دليل موفقيت منافقين گرديد.
در آيه اول سوره مبارکه عنکبوت نيز خداوند به همين مسئله اشاره فرموده است[5] (http://www.iranclubs.org/forums/newthread.php?do=newthread&f=3#_ftn5).
در واقع خداوند بواسته امر خطير ولايت مسلمان را در بوته آزمايش وامتحان قرار داد تا صحابی حقيقی پيامبر از مدعيان دروغين باز شناخته شوند. ونتيجه آن هم چيزی نشد مگر« ارتد الناس بعد النبی الا ثلاث»[6] (http://www.iranclubs.org/forums/newthread.php?do=newthread&f=3#_ftn6)يعنی بعد از پيامبر اسلام صلی الله عليه وآله وسلم تمامی مردم بجز سه نفر که عبارت بودند از سلمان و اباذر و مقداد مرتد شدند.
علت دوم: دومين علت موفقيت منافقين در غصب خلافت ريشه در سوابق ومجاهدات اميرالمومنين عليه السلام در زمان پيامبر اسلام صلی الله عليه وآله دارد.
بر هر شخصی که کوچکترين آشنائی با تاريخ صدر اسلام دارد واضح است که تمامی پيشرفتها و موفقيتهای اسلام ومسلمين در زمان پيامبر اسلام صلی الله عليه وآله وسلم مرهون زحمات وفداکاری های اميرمومنان علی عليه السلام بوده است. واين مساله درست چيزی بود که نه تنها عده ای از بظاهر مسلمانان را خوشحال نمی کرد بلکه هر لحظه انتظار عکس آن يعنی غلبه کفر بر اسلام را می کشيدند. چنانکه در روايات وارد شده که عمر وابابکر حتی در زمان حضور در مدينه هم دست از پرستش بت برنداشتند ودر هنگامه جنگ خندق دو بت در لباس خود مخفی کرده بودند تادر صورت غلبه کفار بدان واسطه عدم ايمان خود به خدا ورسولش را اثبات کنند[7] (http://www.iranclubs.org/forums/newthread.php?do=newthread&f=3#_ftn7).
علاوه براين در آغاز دعوت رسول خدا صلی الله عليه وآله وسلم افراد بصورت متفرق وجدا جدا به ايشان ايمان آوردند نه بصورت خانوادگی وقبيله ای ممکن بود از يک خانواده ويا حتی يک قبيله فقط يک به اسلام گرويده باشد ومابقی برکفر خود باقی باشند. همين امر باعث ميگرديد تا در هنگام جنگ بين کفار ومسلمين افرادی از يک قبيله ويا حتی يک خانواده در دوسپاه مقابل هم قرار بگيرند ودرست به همين دليل افراد بسياری از خانواده های مسلمين که در سپاه کفر حضور داشتند بدست اميرالمومنين عليه السلام به هلاکت رسيدند. اين مسئله موجب شد افرادی که ايمان در قلوبشان رسوخ نکرده بود وبه دروغ دعوی مسلمانی داشتند کينه ايشان ر ا به دل بگيرند وبا غاصبان ولايت همدستی کرده واز رسيدن خلافت به ايشان ممانعت کنند.
مؤيد اين گفتار ما روايت شريف نبوی است که در آن پيامبر اسلام صلی الله عليه وآله وسلم يکی ازعلل غصب خلافت وهمچنين جنايات بعدازآن را کينه های مخفی شده در قلوب بظاهر مسلمان ها بيان می نمايند[8] (http://www.iranclubs.org/forums/newthread.php?do=newthread&f=3#_ftn8).
اين دو علت، ازمهمترين علل عدم همراهی مردم با اميرالمومنين عليه السلام ودر نتيجه موفقيت منافقين در غصب خلافت به شمار مي آيد. ادامه دارد......
[1] (http://www.iranclubs.org/forums/newthread.php?do=newthread&f=3#_ftnref1) اليوم يئس الذين کفروا من دينکم
[2] (http://www.iranclubs.org/forums/newthread.php?do=newthread&f=3#_ftnref2)بحار الانوار جلد 22 صفحه 222
[3] (http://www.iranclubs.org/forums/newthread.php?do=newthread&f=3#_ftnref3)بحار الانوار جلد 28 صفحه 94 باب 3 روايت حذيفه
[4] (http://www.iranclubs.org/forums/newthread.php?do=newthread&f=3#_ftnref4)بحار الانوار جلد 28 صفحه 20 روايت 28
[5] (http://www.iranclubs.org/forums/newthread.php?do=newthread&f=3#_ftnref5)احسب الناس ان يترکوا ان يقولوا آمنا وهم لايفتنون
[6] (http://www.iranclubs.org/forums/newthread.php?do=newthread&f=3#_ftnref6)بحار الانوار جلد 22 صفحه 440 روايت 9
[7] (http://www.iranclubs.org/forums/newthread.php?do=newthread&f=3#_ftnref7)بحار الانوار جلد 30 صفحه 321 محل استناد صفحه 325
[8] (http://www.iranclubs.org/forums/newthread.php?do=newthread&f=3#_ftnref8)بحار الانوار جلد 28 صفحه 50
شرح نهج البلاغه ابن ابی الحديد جلد 4 صفحه107