نمايش نسخه نهائي : شيعه و جهان پيرامون*2*@شيعه و مسآله شرك!@
AntiMatter
Sunday 30 October 2005, 07:29AM
بسم الله الرحمن الرحيم
سلام.
@@@@@@
آيا شيعه مشرك است؟
@@@@@@
براي پاسخ به اين سوال بايد ابتدا معنا و مفهوم شرك مشخص شود سپس با عقايد مسلم شيعه انطباق داده شود.بديهي است كه اخلاق و عادات اجتماعي هيچ گروه,ملت و يا قومي به مذهب و اصل عقايد آنان ارتباط داده نميشود!
و جنبه هاي زير جلدي اين كلمه نيز به دليل اينكه هيچ ارتباطي با مذهب خاصي ندارد و تمام مذاهب مستعد گرفتاري به آن هستند و موضوعي درون شخصي است چشم پوشي ميشود.
ما تنها ميخواهيم ببينيم آيا بر چسب شرك در حوزه اعتقادي ميان مذهبي به شيعه ميچسبد يا خير.به مفاهيم ديگر آن در مقولات ديگر اعم از تجارت و ... نيز بي توجه خواهيم بود.
^شرك چيست؟مشرك كيست؟^
شرك-مشرك-شريك-شراكت واژه هايي هم خانواده هستند.
استعمال اين واژه در مذهب به مفهوم شريك قرار دادن براي خدا است.
شرك به معناي همرديف قرار دان و يا قايل شدن به اشتراك در انجام عمل بين دو يا چند موجود است.
شرك در مذهب به چند خدا پرستي و آيين چند خدايي اطلاق ميگردد.
با توجه به تعريف بالا :
مشرك به كسي اطلاق ميشود كه به شراكت قايل است و به خداياني به غير از خداي يگانه معتقدند.
شرك به طور كلي ناقض وحدت است.
با توجه به تعاريف شرك و همچنين انطباق اين تعريفها با اصول مذهب شيعه, نه تنها هيچ سنخيتي با شرك پيدا نميتوان كرد بلكه توحد و يگانه پرستي آن هر انسان موحدي را سر مست از مفاهيم عميق و زيباي يگانه پرستي خود ميكند!
رهبران معنوي شيعه (امامان شيعه) تنها كساني هستند كه اين موضوع را با نهايت زيبايي مطرح كرده اند و تبيين نموده اند و گاه و بي گاه,وقت و بي وقت به دليل اهميت اين موضوع آن را تشريح كرده و بر اهميت يگانه پرستي تاكيد كرده اند و خطرات شرك را تشريح و تبيين كرده اند و با ظريفترين و روشن ترين استدلالها اين موضوع را مشخص كرده و موضع خود را اعلام كرده اند.
حال از دوستاني كه مايل به ادامه بحث هستند انتظار دارم:
1-ابتدا موضع خود را در مورد تعريفي كه بنده از شرك و مشرك بيان كردم مشخص كنند.يا :
الف-قبول داريد
ب-قبول نداريد
2-اگر تعاريف مقبول شما است و سر اين موضوع اشتراك داريم :
منابع و دلايلي را كه معتقديد طبق اين تعاريف شيعه مشرك ميشود را با ذكر منبع از اصول عقايد شيعه بيان كنيد
3-اگر تعريف ديگري از شرك داريد و تعاريف بالا را قبول نداريد :
ابتدا تعريف معتبر و مستندي از شرك و مشرك ارايه كنيد تا به يك اشتراك در اين مورد برسيم و سپس ادامه بحث را پيگيري كنيم.
4-از منحرف كردن بحث پرهيز كنيد
مرسي
هستي
Sunday 30 October 2005, 08:41AM
بسمه تعالي
بحثي مهم وكار گشايي را شروع كرده ايد.اگر دوستان ديگر هم كمك كنند انشا.ال براي هميشه اين مساله روشن
مي گردد.
اما تعريفي از شرك:
اگر موجودي را در توانايي وقدرت وصفات ديگر هم رتبه خداوند بدانند شرك است.
AntiMatter
Monday 31 October 2005, 07:59AM
مشخص نيست كساني كه فرياد مشرك مشركشان گوش فلك را پر كرده بود كجا هستند؟
يعني با اين همه هجمه كمّي هيچ تعريف مشخصي از شرك ندارند؟
يا اينكه هيچ دليل و سندي از اصول عقايد شيعه دال بر شرك پيدا نكردند؟
يا اينكه با بعضي از شروط مقرر شده براي بحث نظير عدم توهين و انحراف بحث مشكل دارند و بدون اين موارد كارشان پيش نميرود؟!
موحد
Monday 31 October 2005, 08:05AM
شرک به چهار دسته تقسیم میشود1-شرک در ذات خدا.2-شرک در صفات خدا.3-شرک در افعال خدا.4-شرک در عبادت.
شرک در ذات خدا یعنی بیک واجب الوجود اعتقاد نداشتن که البته این اعتقاد چه در گذشته وچه حال بسیار نادر بوده واکثر مردم بیک ذات واجب الوجود اعتقاد دارند.. .شرک در صفات مانند اینکه بگویم غیر خدا در همه جا هست!یا غیر او راموثر در عالم هستی بدانیم!یا اینکه غیر خدارا آگاه وشنوا وبینا در احوال خلق دانستن...وشرک در افعال خدا مانند اینکه غیر خدا را درخلق اشیا بدون اسباب بپنداریم وخرق عادت را بدیگری نسبت دهیم چون فقط اوست که میتواند به آتش دستور سرد شدن دهد ویا زنده شدن مرده ویا زنده کردن پرندگان کشته شده را دهد...واما شرک چهارم شرک در عبادت است که اغلب مردم درزمان پیامبر وهمچنین در حال حاظر مبتلا به آن بوده وهستند.برای آشنائی بهترآن با استفاده از قرآن می بینیم که خداوند به چه دلیلی عقاید مردم مکه ویهود ونصارارا شرک دانسته وبه آنان مشرک خطاب فرموده ومردم ما نیز چگونه به آن مبتلا اند...
موحد
Monday 31 October 2005, 08:12AM
ابتدا باید بدانیم که مشرکین مکه همه توحید در ذات وافعال خدا را قبول داشته اند
درسوره عنکبوت آیات 61و63 میفرماید:
وَلَئِن سَاَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْاَرْضَ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ لَیَقُولُنَّ اللَّهُ فَاَنَّی یُوْفَکُونَ
وَلَئِن سَاَلْتَهُم مَّن نَّزَّلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَاَحْیَا بِهِ الْاَرْضَ مِن بَعْدِ مَوْتِهَا لَیَقُولُنَّ اللَّهُ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ اَکْثَرُهُمْ لَا یَعْقِلُونَ
واگر از ایشان بپرسی چه کسی آسمانها وزمین را خلق کرده وخورشید وماه را که مسخر نموده؟البته خواهند گفت الله پس بکجا سر گردانند.
واگر از آنان بپرسی که از آسمان آبی نازل کرد که زمین را پس از موات بودنش احیا کند؟البته خواهند گفت خدا بگو الحمد الله بلکه بیشترشان بی خردند.
یا در سوره زخرف آیه 87 میفرماید:
وَلَئِن سَاَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَهُمْ لَیَقُولُنَّ اللَّهُ فَاَنَّی یُوْفَکُونَ
واگر از ایشان سئوال کنی چه کسی ایشان را خلق کرده البته می گویند خدا پس بکجا برده میشوند.
پس الله را می شناختند!ولی مهمترین مشکل آنان عبادت غیر خدا بود که اتفاقا خود آنها این اعمال را عبادت نمی دانستند وآنرا وسیله تقرب بخدا ویا شفیع نزد خدا می پنداشتند.کارهای آنان عبارت بود ...خواندن واستمداد طلبیدن از غیر خدا کسانیکه از دنیا رفته بودند از انبیا واولیا وصالحین ومجسمه های آنهارا بعنوان سمبل نگاهداشته وآنان را تقدیس میکردند.سوره زمر آیه 3 میفرماید:
اَلَا لِلَّهِ الدِّینُ الْخَالِصُ وَالَّذِینَ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ اَوْلِیَاء مَا نَعْبُدُهُمْ اِلَّا لِیُقَرِّبُونَا اِلَی اللَّهِ زُلْفَی اِنَّ اللَّهَ یَحْکُمُ بَیْنَهُمْ فِی مَا هُمْ فِیهِ یَخْتَلِفُونَ اِنَّ اللَّهَ لَا یَهْدِی مَنْ هُوَ کَاذِبٌ کَفَّارٌ
آگاه باش دین خالص فقط برای خداست وآنانکه اولیائی غیراز خدا گرفته اند بعنوان اینکه عبادتشان نمی کنیم مگر برای آنکه مارا بسوی خدا نزدیک کنند محققا خدا بین ایشان در آنچه اختلاف میکنند حکم میکند.محققا خدا هدایت نمی کند کسی را که دروغگوی نا سپاس است.
پس ملاحظه فرمودید که خداوند کسانیکه غیر خدا را اولیا میگرفتند واستمداد ویاری میخواستند تحت عنوان اینکه آنان مارا بخدا نزدیک میکنند دروغگو خطاب فرموده که خدا هدایتشان نمی کند....
AntiMatter
Monday 31 October 2005, 08:48AM
شرک در ذات خدا یعنی بیک واجب الوجود اعتقاد نداشتن که البته این اعتقاد چه در گذشته وچه حال بسیار نادر بوده واکثر مردم بیک ذات واجب الوجود اعتقاد دارند.. .شرک در صفات مانند اینکه بگویم غیر خدا در همه جا هست!یا غیر او راموثر در عالم هستی بدانیم!یا اینکه غیر خدارا آگاه وشنوا وبینا در احوال خلق دانستن...وشرک در افعال خدا مانند اینکه غیر خدا را درخلق اشیا بدون اسباب بپنداریم وخرق عادت را بدیگری نسبت دهیم چون فقط اوست که میتواند به آتش دستور سرد شدن دهد ویا زنده شدن مرده ویا زنده کردن پرندگان کشته شده را دهد...واما شرک چهارم شرک در عبادت است که اغلب مردم درزمان پیامبر وهمچنین در حال حاظر مبتلا به آن بوده وهستند.برای آشنائی بهترآن با استفاده از قرآن می بینیم که خداوند به چه دلیلی عقاید مردم مکه ویهود ونصارارا شرک دانسته وبه آنان مشرک خطاب فرموده ومردم ما نیز چگونه به آن مبتلا اند...
سلام.
متوجه نشدم شما تعريف بنده از شرك را قبول داريد يانه؟چرا كه اگر قبول داريد بايد دليلتان را براي مشرك بودن شيعه از اصول عقايد شيعه مي آورديد و اگر قبول نداريد چه تعريف جديدي ارايه كرديد؟
بنده در تعريف شرك عرض كردم كه:
استعمال اين واژه در مذهب به مفهوم شريك قرار دادن براي خدا است.
و
شرك به طور كلي ناقض وحدت است.
اين جمله به معناي اين است كه:
هر نوع قايل شدن شريك براي خدا شرك و قايل شونده مشرك است.هيچ فرقي هم بين قايل شدن به شراكت در ذات و فعل و صفت و عبادت نيست.
آيا شما برداشت ديگري ميكنيد؟اگر بله كه بفرماييد چه برداشتي؟
چرا كه تنها كاري كه شما كرديد توضيح مشروح انواع شرك بوده و شما به جاي تعريف به توصيف روي آورده ايد.
اگر هم كه نه :
آيا شما تعريف جديدي ارايه كرديد از شرك يا خير؟پاسخ شما در دو حالت زير مسير بحث را تعيين خواهد كرد:
1-بله:در اين صورت به طور دقيق تعريف خود را از شرك به صورت *تعريف* بيان كنيد!
2-خير:منتظر ارايه دلايل مستند از اصول مذهب شيعه دال بر مشرك بودن شيعه هستم!
مرسي
موحد
Monday 31 October 2005, 12:49PM
سلام عليكم
بنده منظور شما را از اين جمله متوجه نشدم(شرك به طور كلي ناقض وحدت است. )
شما فرموديد اين جمله به معناي اين است كه:
هر نوع قايل شدن شريك براي خدا شرك و قايل شونده مشرك است.هيچ فرقي هم بين قايل شدن به شراكت در ذات و فعل و صفت و عبادت نيست.
آيا شما برداشت ديگري ميكنيد؟ .بله حرف شما كاملا درست است
باتوجه به تعريف شما وبنده هركسي چه مسلمان وچه غير مسلمان چنين اعتقادي چه قلبي وچه لساني وچه عملي داشته باشد مشرك است
حال بايد ببينم كه كا رها وگفتارهاي مان مطابق ودر را ستاي شرك است يا توحيد
البته اكثريت چه در گذشته وچه درحال كارهاي خود را توجيه مي كنند ولي ملاك حق وباطل دانستن آن قرآن كريم وكلام خداست
خب تا اين مي پذيريد يا خير؟
AntiMatter
Monday 31 October 2005, 02:38PM
سلام عليكم
بنده منظور شما را از اين جمله متوجه نشدم(شرك به طور كلي ناقض وحدت است. )
سلام.
چه چيزي را متوجه نشديد؟!
شرك=قايل شدن به شراكت و اشتراك
وحدت=قايل شدن به توحد و تك انگاري
شرك=نقض وحدت
خيلي واضح بود.اما اگر باز هم متوجه نشديد دقيق معين كنيد تا پاسخ دهم!
شما فرموديد اين جمله به معناي اين است كه:
هر نوع قايل شدن شريك براي خدا شرك و قايل شونده مشرك است.هيچ فرقي هم بين قايل شدن به شراكت در ذات و فعل و صفت و عبادت نيست.
آيا شما برداشت ديگري ميكنيد؟ .بله حرف شما كاملا درست است
خوب ظاهرآ منظور بنده را از جمله بالا متوجه شديد.بنده از اين سخن شما نتيجه ميگيرم كه تعريف بنده را از شرك كاملآ قبول داريد و در اين مورد به توافق رسيديم!
باتوجه به تعريف شما وبنده هركسي چه مسلمان وچه غير مسلمان چنين اعتقادي چه قلبي وچه لساني وچه عملي داشته باشد مشرك است
حال بايد ببينم كه كا رها وگفتارهاي مان مطابق ودر را ستاي شرك است يا توحيد
البته اكثريت چه در گذشته وچه درحال كارهاي خود را توجيه مي كنند ولي ملاك حق وباطل دانستن آن قرآن كريم وكلام خداست
مگر خدا و قرآن تعريف ديگري به غير از آنچه آورده شد از شرك دارند؟اگر دارند چه تعريفي؟اگر هم ندارند تذكر به جايي نبود.
در ضمن در مقاله ابتدايي اين عنوان گوشزد كردم كه كاري به اخلاقيات و عادات اجتماعي نداريم.چرا كه اين مبحثي خارج از حوزه شيعه و غير شيعه و مذهب است و غير مرتبط به موضوع گفتگوي ما!
خب تا اين مي پذيريد يا خير؟
چه چيزي را ؟حرفي را كه خودم زدم ؟!
=========
خوب تا به اينجا يك موضوع مشخص شد و آن:
اجتماع و اشتراك در تعريف شرك.
ما در تعريف شرك به يك اشتراك و وحدت رسيديم.
حالا:
شما از اصول عقايد مسلم شيعه بايد مدركي بياوريد كه بتوان با انطباق با تعريف و مفهوم شرك اثبات كرد شيه مشرك است و شيعه مذهب شرك است.
عرصه منطق عرصه جدل نيست. لطفآ از ميان تمام دلايلي كه در چنته داريد محكمترين دليل و غير قابل نقض ترين سندي كه در اختيار داريد را انتخاب كنيد و همان را مطرح كنيد و از حاشيه روي پرهيز كنيد.
مرسي
موحد
Monday 31 October 2005, 03:08PM
سلام عليكم
در ابتدا بايد خدمت شما عرض كنم حساب ائمه(ع) ازحساب شيعيان كاملا جداست آن بزرگواران در عمر خود هيچگاه سخني بر خلاف توحيد وقرآن برزبان نرانده اند واعمال خلاف توحيد نيز انجام نداده اند ولي شيعيان با نقل قول هائي از آنان وبا اظهار ارادت ودوستي به آنها حرفها وحديثهائي گفته اند كه اينها جزء اصول شيعه ومذهب گرديده كه ما با آنها مخالفيم!
ابتدا تيتر وار به برخي از آنان اشاره مي نمايم واگر مورد قبول شما هست بنده با ذكر دلايل شرك بودن آن را بيان نمايم واگر هم مورد قبول شما نيست برويم بر سر برخي ديگر از عقايد شيعه!
1_اعتقاد براينكه پيامبر وامام ولايت (بمعني سرپرستي والا بمعني دوستي را ما هم قبول داريم)هم تكويني وهم تشريعي دارند
2_اعتقاد بر اينكه پيامبر وامام در همه جا حاظر وناظر وشنوا هستند
3_اعتقاد براينكه امامان قاضي الحاجات هستند ودعاهاي مردم را مي شنوند واجابت مي كنند
.......
AntiMatter
Tuesday 1 November 2005, 12:41PM
در ابتدا بايد خدمت شما عرض كنم حساب ائمه(ع) ازحساب شيعيان كاملا جداست آن بزرگواران در عمر خود هيچگاه سخني بر خلاف توحيد وقرآن برزبان نرانده اند واعمال خلاف توحيد نيز انجام نداده اند ولي شيعيان با نقل قول هائي از آنان وبا اظهار ارادت ودوستي به آنها حرفها وحديثهائي گفته اند كه اينها جزء اصول شيعه ومذهب گرديده كه ما با آنها مخالفيم!
ابتدا تيتر وار به برخي از آنان اشاره مي نمايم واگر مورد قبول شما هست بنده با ذكر دلايل شرك بودن آن را بيان نمايم واگر هم مورد قبول شما نيست برويم بر سر برخي ديگر از عقايد شيعه!
1_اعتقاد براينكه پيامبر وامام ولايت (بمعني سرپرستي والا بمعني دوستي را ما هم قبول داريم)هم تكويني وهم تشريعي دارند
2_اعتقاد بر اينكه پيامبر وامام در همه جا حاظر وناظر وشنوا هستند
3_اعتقاد براينكه امامان قاضي الحاجات هستند ودعاهاي مردم را مي شنوند واجابت مي كنند
.......
سلام.
نشد جناب موحد!
قرار بر اين شد كه:
1-ابتدا تعريف شرك مشخص شود و به اشتراك برسيم كه به حمدالله رسيديم.
2-طبق تعريفي كه از شرك به دست آورديم و مشخص شد شرك يعني چه اصول عقايد شيعه را انطباق داده و در حقيقت عقايد شيعه را عيار سنجي كنيم.
3-به باورهاي عامه مردم و اخلاقيات و عادات آنها كاري نداشته باشيم.
در توضيح بند بالا براي بار سوم دليل اين بي اعتنايي را عرض ميكنم:
عادات و اخلاقهاي توده مردم ممكن است با اصول عقايد آنان همخواني نداشته باشد و هيچ محققي براي عيار سنجي و كسب آگاهي از يك مكتب به سراغ عادات مردمان پيرو آن مكتب نميرود.
شما تنها كار باقي مانده را انجام دهيد و آن:
ارايه محكمترين سند و دليل از اصول شيعه از بين تمام دلايلي كه داريد كه بر مشرك بود شيعيان و شرك محور بودن مذهب شيعه دلالت كند!
بنده از شما محكمترين دليلي را كه طبق تعريف به دست آمده از شرك مشخص ميكند شيعه مشرك است را ميخواهم.
مرسي
موحد
Tuesday 1 November 2005, 01:26PM
سلام عليك
جناب آنتي متر!
چرا دقت نمي كنيد!سئوالات من اصول اعتقادي شيعه است حال اگر شما قبول نداريد آن بحثي ديگر است ولي بنده مي گويم اين عقايد شرك است آيا شما قبول داريد ياخير؟؟
_اعتقاد براينكه پيامبر وامام ولايت (بمعني سرپرستي والا بمعني دوستي را ما هم قبول داريم)هم تكويني وهم تشريعي دارند
2_اعتقاد بر اينكه پيامبر وامام در همه جا حاظر وناظر وشنوا هستند
3_اعتقاد براينكه امامان قاضي الحاجات هستند ودعاهاي مردم را مي شنوند واجابت مي كنند
.......
منتظر جواب مثبت ويا منفي شما هستم
AntiMatter
Tuesday 1 November 2005, 01:34PM
سلام.
جناب موحد عرض كردم تنها يك دليل را با ذكر *منبع* از اصول مسلم شيعه را مطرح كنيد!تنها يك دليل و محكمترين آن!
از بين همين 3 دليلي را كه مدعي هستيد از عقايد مسلم شيعه هستند را يكي را به دلخواه(از همين 3 تا هم نبود نبود) انتخاب كنيد و منبع آن را هم ذكر كنيد.
*بي دقت هم شديم!چندين بار توضيح دادم باز ...*
مرسي
موحد
Tuesday 1 November 2005, 02:00PM
سلام.
جناب موحد عرض كردم تنها يك دليل را با ذكر *منبع* از اصول مسلم شيعه را مطرح كنيد!تنها يك دليل و محكمترين آن!
از بين همين 3 دليلي را كه مدعي هستيد از عقايد مسلم شيعه هستند را يكي را به دلخواه(از همين 3 تا هم نبود نبود) انتخاب كنيد و منبع آن را هم ذكر كنيد.
*بي دقت هم شديم!چندين بار توضيح دادم باز ...*
مرسي
سلام
ظاهرا شما منكر اين عقايد شيعه هستيد!!!!
درمورد همين ولايت تكويني وتشريعي داشتن امامان در تمام كتب شيعه از جمله اصول كافي وحتي كتب بينش اسلامي مدارس كشورمان نيز تدريس مي شودوجود دارد چطور شما منكر هستيد!! بخشي از نظرات توجه كنيد:
آیت الله خمینی در کتاب ولایت فقیه در قسمتی که به ولایت تکوینی اختصاص داده چنین میگوید:{لازمه اثبات ولایت وحکومت برای امام(ع)این نیست که مقام معنوی نداشته باشند برای امام مقامات معنوی هم هست که جدا از وظیفه حکومت است وآن مقام خلافت کلی الهی است.خلافتی است که به موجب آن جمیع ذرات در برابر ولی امر خاضعند.واز ضروریات مذهب ماست که کسی به مقامات معنوی ائمه نمی رسد حتی ملک مقرب ونبی مرسل.درروایات ما رسول اکرم وائمه قبل از این عالم انواری بوده اند در ضل عرش ودر انعقادنطفه طینت از بقیه مردم امتیاز داشته اند...}
ولایت بمعنای سرپرستی است و تکوینی مصدر باب تفعیل است به معنی آفریدن.تشریع نیز قانون گزاری است ولذا ولایت تکوینی به معنای سرپرستی وتسلط بر عالم خلقت است وولایت تشریعی به معنای سرپرستی وتسلط در قانون گذاری است.متولیان مذاهب از جمله شیعه پیامبر وامامان رادارای تسلط تکوینی وتشریعی برجهان وجامعه انسانی میدانندومسلط برعالم هرچه بوده وهست وخواهد بود!ولذا به بندگان توصیه می کنند که آنهارا محل توجه وحمد وستایش ودعا وثنا قراردهند وعملا به عبادت آنها بپردازند!
براساس اعتقادات این جماعت امامان شیعه از انبیای گذشته برتر بوده اندودارای قدرت تصرف وسرپرستی وولایت برجهان وانسان هستند بعبارت دیگر اراده شان حاکم بر هستی است.که قائل شدن به چنین تسلط وولایتی که خاص خدای بی همتاست برای مخلوق شرک وکفر ورد اسلام وقرآن است!
AntiMatter
Tuesday 1 November 2005, 04:21PM
سلام
ظاهرا شما منكر اين عقايد شيعه هستيد!!!!
درمورد همين ولايت تكويني وتشريعي داشتن امامان در تمام كتب شيعه از جمله اصول كافي وحتي كتب بينش اسلامي مدارس كشورمان نيز تدريس مي شودوجود دارد چطور شما منكر هستيد!! بخشي از نظرات توجه كنيد:
سلام.
جدآ؟اين *ظاهرآ* را چگونه استنباط كرده ايد؟بنده نه انكاري كردم نه اثباتي.تنها از ادعاهاي شما طلب انتخاب يكي را كردم!البته الان ميگويم منكر هستم.شما ناقص بيان كرديد.
بيشتر توضيح خواهم داد ...
آیت الله خمینی در کتاب ولایت فقیه در قسمتی که به ولایت تکوینی اختصاص داده چنین میگوید:{لازمه اثبات ولایت وحکومت برای امام(ع)این نیست که مقام معنوی نداشته باشند برای امام مقامات معنوی هم هست که جدا از وظیفه حکومت است وآن مقام خلافت کلی الهی است.خلافتی است که به موجب آن جمیع ذرات در برابر ولی امر خاضعند.واز ضروریات مذهب ماست که کسی به مقامات معنوی ائمه نمی رسد حتی ملک مقرب ونبی مرسل.درروایات ما رسول اکرم وائمه قبل از این عالم انواری بوده اند در ضل عرش ودر انعقادنطفه طینت از بقیه مردم امتیاز داشته اند...}
ولایت بمعنای سرپرستی است و تکوینی مصدر باب تفعیل است به معنی آفریدن.تشریع نیز قانون گزاری است ولذا ولایت تکوینی به معنای سرپرستی وتسلط بر عالم خلقت است وولایت تشریعی به معنای سرپرستی وتسلط در قانون گذاری است.متولیان مذاهب از جمله شیعه پیامبر وامامان رادارای تسلط تکوینی وتشریعی برجهان وجامعه انسانی میدانندومسلط برعالم هرچه بوده وهست وخواهد بود!ولذا به بندگان توصیه می کنند که آنهارا محل توجه وحمد وستایش ودعا وثنا قراردهند وعملا به عبادت آنها بپردازند!
براساس اعتقادات این جماعت امامان شیعه از انبیای گذشته برتر بوده اندودارای قدرت تصرف وسرپرستی وولایت برجهان وانسان هستند بعبارت دیگر اراده شان حاکم بر هستی است.که قائل شدن به چنین تسلط وولایتی که خاص خدای بی همتاست برای مخلوق شرک وکفر ورد اسلام وقرآن است!
بر اساس تعريف شرك هر عبادت و قايل شدن به شراكت براي خدا و قايل شدن به ولايت مطلق بدون اذن او شرك است.
شيعه:
1-غير از خدا را عبادت نميكند
2-غير از خدا را نافذ نميداند مگر به اذن او
خوب طبق تعاريف شما مذهب شيعه مشرك است چون:
به ولايت معتقد است و به همين خاطر پيروان خود را به حمد و ستايش و عبادت اوليا خود دعوت ميكند:
سوال بنده:
1-دقيقآ از كدام منبع چنين چيزي را نقل كرديد كه شيعيان امامان خود را عبادت ميكنند؟
شما فرموديد چون:
مذاهب از جمله شیعه پیامبر وامامان رادارای تسلط تکوینی وتشریعی برجهان وجامعه انسانی میدانندومسلط برعالم هرچه بوده وهست وخواهد بود
پس:
توصیه می کنند که آنهارا محل توجه وحمد وستایش ودعا وثنا قراردهند وعملا به عبادت آنها بپردازند!
2-شيعه معتقد است امامان تنها به اذن پروردگار داراي ولايت هستند.شما يا:
الف-قبول داريد
ب-قبول نداريد
اگر قبول داريد بفرماييد به چه دليل اعتقاد به ولايت شرك محسوب ميشود؟آيا شما داستان حضرت ابراهيم(داستان پرندگان) را قبول داريد؟آيا قبول داريد حضرت ابراهيم در آن قضيه ولايت تكويني داشته اند ؟اگر بله كه بايد بفرماييد آيا قايل شدن به ولايت با اذن و اجازه پروردگار شرك است؟
اگر قبول نداريد بفرماييد در كجاي مذهب شيعه,براي امامان ولايت را مطلق و بدون اذن پروردگار ترويج و تصديق كرده؟
شما عقايد شيعه را ناقص بيان كرديد
پس به طور خلاصه:
1-منبع شما در مورد ادعاي دعوت شيعه به پرستش اوليا خود چيست؟
2-اعتقاد به ولايت به اذن پروردگار چه منافاتي با توحد و اشتراكي با شرك دارد؟
موحد
Wednesday 2 November 2005, 08:21AM
سلام عليكم
متاسفانه يكي از توجيه هاتي كه برخي از اعتقادات شرك آميز خود مي كنند اين است كه اگر امام يا قطب يا پيشواي ما اينكار ها را مي كنند با اذن واجازه خداست!!!!!!حالا از اين حضرات بايد پرسيد خداوند اين اجازه را كجا وبه چه كساني داده؟؟؟!!!!
يكي ديگر از دلايل خنده دار ديگر اينكه مرتب در دين قياس مي كنند مي گويند چون عصاي موسي اژدها شد پس عصاي باباي من هم مي تواند اژدها شود!!!!!
اولا اذن در قرآن كريم بمعني اجازه نيست بلكه بمعني امر وفرمان است ثانيا معجزات پيامبران چه ربطي دارد كه ما هركسي را به آن قياس كنيم وبگويم اوولايت تكويني وتشريعي دارد!!!
بنده قبلا هم توضيح داده ام ولي چون توجه نمي كنيد ناچارم باز تكرار كنم
بر طبق آیات متعدد قرآن کریم معجزات انبیاء فعل آنان محسوب نمی گردد و به فرمان و اراده الهی صورت می پذیرد، مثلا حضرت موسی(ع) وقتی اولین بار خداوند عصایش را به مار تبدیل می نماید، ترسیده و فرار می کند(نمل/10) که نشان می دهد نه تنها در آن عمل نقشی نداشته بلکه اصلا از سرنوشت عصا به هنگام انداختن آن بی اطلاع بوده است.بنابراین نسبت این افعال به انبیاء الهی به صورت مجازی است و این همان موضوعی است که صوفی مسلکان را در تفسیر آیه شریفه "و ما رمیت اذ رمیت ولکن الله رمی" به اشتباه انداخته و آنرا دال بر (وحدت وجود) دانسته اند.در حالیکه آیه شریفه به معجزه الهی که در جنگ بدر اتفاق افتاد اشاره دارد. و ان چنین بود که وقتی رسول خدا(ص) مشتی خاک بر دشمن پاشید و فرمود: "شاهت الوجوه" خدایتعالی آن را به طوفانی مبدل ساخت به طوری که موجب اضمحلال و شکست دشمن گردید پس ترجمه آیه چنین می شود: (تو طوفان برپا نکردی وقتی که مشتی خاک را نداختی بلکه خداوند آن را برپا نمود)
معجزات عیسی(ع) نیز که قرآن کریم خلق مجسمه پرنده و احیاء موتی را به آنحضرت نسبت می دهد، به همین صورت بوده، وقتی حواریون درخواست مائده آسمانی می کنند آن حضرت عرض می کند: "خداوندا! ای صاحب اختیار ما، بر ما مائده ای از آسمان فرود آورد" و نیز در پاسخ درخواست معجزه از پیامبر اکرم(ص) خدایتعالی می فرماید: "بگو منزه است خداوند من، آیا من جز بشری فرستاده هستم؟!" (اسراء/93)
"هیچ رسولی را نرسد که معجزه ای جز به اذن خدا آورد" (غافر/78 و رعد/38)
"رسولانشان به آنها گفتند: ما جز بشری همانند شما نیستیم ولیکن خداوند بر هر کس از بندگانش که بخواهد، منت می نهد، و ما را نرسد که برای شما معجزه ای جز به اذن خدا آوریم" (ابراهیم/11)
"و از جن کسانی را (برای سلیمان مسخر کردیم که) در مقابلش کار می کردند و هر انکس از ایشان را که از فرمان ما سرپیچی نماید از عذاب دوزخ می چشانیم" (سبا/12)
"و آنگاه که (ای عیسی) به اذن من از گل مجسمه پرنده می ساختی و در آن می دمیدی و سپس به اذن من پرنده ای می شد و (نیز) کورمادرزاد و پیسی گرفته را به اذن من بهبود می بخشیدی و آنگاه که به اذن من مردگان را زنده (از گور) خارج می نمودی..." (مائده/110)
"و او رسولی به سوی بنی اسرائیل قرار داد(با این پیام) که معجزه ای از سوی خداوندتان آورده م،که من برای شما از گل همانند شکل پرنده ای را می سازم و در آن می دمم پس به اذن خدا پرنده ای می گردد و (نیز) به اذن خدا کور مادرزاد و پیسی گرفته را بهبود می بخشم" (آل عمران/49)
آنچه به اذن خدا صورت مي گيرد
قوانين طبيعي
والبلد الطیب یخرج نباته باذن ربه والذی خبث لا یخرج الا نکدا کذلک نصرف الآیات لقوم یشکرون
وسرزمين پاك گياهش باذن خداوندش برمي آيد.(اعراف 58)
توتی اکلها کل حین باذن ربها ویضرب الله الامثال للناس لعلهم یتذکرون ومثل کلمة خبیثة کشجرة خبیثة اجتثت من فوق الارض ما لها من قرار
آيا نديدي كه خداوند سخن پاك را به درخت پاكي مثل زده است كه ريشه اش ثابت وساقه اش در آسمان است هرزماني به اذن خداوندش ميوه مي دهد...(ابراهيم 24/25)
الم تر ان الله سخر لکم ما فی الارض والفلک تجری فی البحر بامره ویمسک السماء ان تقع علی الارض الا باذنه ان الله بالناس لرووف رحیم
آيا نديدي كه خداوند آنچه را در زمين است وكشتيها را كه به فرمان او روانند براي شما مسخر كرده وآسمان را از فرو افتادن بدون اذن او برروي زمين نگاه مي دارد!...(حج 65)
فرمانهاي تشريعي
من کان عدوا لله وملآئکته ورسله وجبریل ومیکال فان الله عدو للکافرین
بگو هر كس كه دشمن جبرئيل باشد كافر است درحالي كه او به اذن خدا آن (قرآن) را بر قلب تو نازل نموده است.(بقره 97)
اذن در تماما آیات الهی مقید باذن الله به معنی امر و فرمان است و نه اجازه.
امر پروردگار وقدرت او ذاتي است وقابل واگذاري نيست !!!!
AntiMatter
Wednesday 2 November 2005, 11:25AM
سلام.
باز هم بحث را منحرف كرديد!
ما قرار نيست اينجا در مورد حق بودن يا نبودن شيعه بحث كنيم.همانطور كه از عنوان اين تاپيك مشخص است ميخواهيم اين مسآله را روشن كنيم كه :
آيا شرك با اعتقادات شيعه منطبق است يا خير!
اما شما چه كار كرديد :
موضوع بودن يا نبودن اذن خدا را پيش كشيديد و پرسيديد:
حالا از اين حضرات بايد پرسيد خداوند اين اجازه را كجا وبه چه كساني داده؟؟؟!!!!
اين چه ارتباطي با بحث ما داشت؟
بنده صرا حتآ پرسيدم:
آيا قايل شدن به ولايت مشروط به اذن(فرمان-امر..) پروردگار و تحدت قدرت او شرك محسوب ميشود يا خير؟
اما شما به جاي پاسخ صريح بله يا خير چنين آورديد:
اولا اذن در قرآن كريم بمعني اجازه نيست بلكه بمعني امر وفرمان است ثانيا معجزات پيامبران چه ربطي دارد كه ما هركسي را به آن قياس كنيم وبگويم اوولايت تكويني وتشريعي دارد!!!
1- اذن به معنا فرمان چه تناقضي بر دليل بنده وارد ميكند؟
2-معجزات پيامبران در حيطه ولايت چه تشريعي و چه تكويني(بسته به نوع معجزه) تعريف ميشوند يا خير؟
اگر بله:چرا نميشود از آن براي نقض دليل شما از آنها استفاده كرد؟
اگر نه:پس تعريف خود را از اين تصرف آشكار بيان كنيد و بفرماييد فرق عمل پيامبران كه به فرمان خدا انجام ميگرفته با ولايت چيست؟
بر طبق آیات متعدد قرآن کریم معجزات انبیاء فعل آنان محسوب نمی گردد و به فرمان و اراده الهی صورت می پذیرد، مثلا حضرت موسی(ع) وقتی اولین بار خداوند عصایش را به مار تبدیل می نماید، ترسیده و فرار می کند
1-حضرت عيسي هم لابد هنگام زنده كردن مرده پا به فرار ميگذاشته؟اين چه دليلي است كه با آيه ديگر نقض ميشود؟ با توجه به استدلال شما در اينجا چون حضرت عيسي نتيجه را ميدانست حتمآ فعل خود او بوده؟
2-منظور شما از اينكه معجزات پيامبران فعل آنان محسوب نميشود چيست؟آيا منظورتان فعل مستقل از اذن خداوند است يا فعل غير مستقل؟
اگر منظورتان فعل مستقل است:چه فعلي در دنيا مستقل انجام ميشود؟آيا شما معتقديد كه رويه يا فعلي در جهان وجود دارد كه بدون امر پروردگار و به صورت مستقل انجام گيرد؟
اگر منظورتان فعل غير مستقل است:مگر چيزي غير از اين از ما شنيده ايد؟اگر بله بفرماييد كي و كجا؟
"هیچ رسولی را نرسد که معجزه ای جز به اذن خدا آورد"
و
"رسولانشان به آنها گفتند: ما جز بشری همانند شما نیستیم ولیکن خداوند بر هر کس از بندگانش که بخواهد، منت می نهد، و ما را نرسد که برای شما معجزه ای جز به اذن خدا آوریم" (ابراهیم/11)
اين آيات را در تصديق سخنان بنده آورده ايد؟!
و آنگاه که (ای عیسی) به اذن من از گل مجسمه پرنده می ساختی و در آن می دمیدی و سپس به اذن من پرنده ای می شد و (نیز) کورمادرزاد و پیسی گرفته را به اذن من بهبود می بخشیدی و آنگاه که به اذن من مردگان را زنده (از گور) خارج می نمودی..." (مائده/110)"
و
و او رسولی به سوی بنی اسرائیل قرار داد(با این پیام) که معجزه ای از سوی خداوندتان آورده م،که من برای شما از گل همانند شکل پرنده ای را می سازم و در آن می دمم پس به اذن خدا پرنده ای می گردد و (نیز) به اذن خدا کور مادرزاد و پیسی گرفته را بهبود می بخشم" (آل عمران/49)
پس اينجا مشخص ميشود كه معجزات پيامبران فعل خود آنها بوده منتها با اذن خدا.به عبارت ديگر پيامبران وسيله بودند براي اجراي حكم خدا!درست است يا نه؟در اين آيات صريحآ براي پيامبر فاعليت قايل شده و ميفرمايد تو ساختي-تو بهبود بخشيدي و .. مشروط به اذن من!
اذن در تماما آیات الهی مقید باذن الله به معنی امر و فرمان است و نه اجازهقبلآ هم پرسيدم/اين موضوع ناقض كدام سخن بنده است؟دقيقآ با ذكر جمله بياوريد!اين همه آيات براي معني كردن اين كلمه حتمآ دليلي داشته؟!
امر پروردگار وقدرت او ذاتي است وقابل واگذاري نيست !!!!
كلمه واگذاري در زبان فارسي به مفهوم ترخيص و تفكيك است.منظور شما از اين جمله چيست؟آيا به اين معناست كه خداوند تمام كارها را خود انجام ميدهد؟آيا هيچ وسيله اي در كار نيست؟
========
كل نوشته شما شامل مطالب زير بود:
1-اذن به معناي فرمان است!
اذن در قرآن كريم بمعني اجازه نيست بلكه بمعني امر وفرمان است
2-اعمال پيامبران فعل خودشان نيست!
معجزات انبیاء فعل آنان محسوب نمی گردد
3-اعمال پيامبران فعل خودشان است به اذن پروردگار!
به اذن من پرنده ای می شد و (نیز) کورمادرزاد و پیسی گرفته را به اذن من بهبود می بخشیدی
4-پيامبران به اذن پروردگار ولايت داشتند
من برای شما از گل همانند شکل پرنده ای را می سازم و در آن می دمم پس به اذن خدا پرنده ای می گردد
و تمام آياتي كه دال بر انجام كارهاي منحصر به قدرت خدا توسط پيامبران است!
=======
خوب شما هنوز جواب سوالات قبلي بنده را جواب نداديد كه ابتدا آنها را دوباره مي آورم و سپس سوالات تكراري ديگري را روشن تر ميپرسم!
1-منبع شما در مورد ادعاي دعوت شيعه به پرستش اوليا خود چيست؟
2-اعتقاد به ولايت به اذن پروردگار چه منافاتي با توحد و اشتراكي با شرك دارد؟
3-اذن به معناي فرمان چه تناقضي را ايجاد ميكند؟
4-آيا پيامبران داراي ولايت بودند يا خير؟
5-با توجه به استدلالهاي شما,جنابعالي به ولايت معتقديد اما به اذن خدا.با اين وصف:
در كدامين منبع از منابع تشيع ,شيعه براي امامان خود ولايت مستقل از اذن خداوند در نظر گرفته اند؟
6-آيا انجام اعمال منحصر به قدرت پيامبر توسط انسان به اذن خدا ممكن است يانه؟
7-آيا قايل شدن به انجام اين اعمال توسط انسان به اذن خداوند شرك است؟
=======
مرسي
موحد
Wednesday 2 November 2005, 02:14PM
عزيز من مثل اينكه اين شما هستيد كه مسئله اذن را پيش كشيديد ولي تا ما جواب مي دهيم بلافاصله ميگوييد بحث را منحرف كرديد!!!
در ارتباط با سئوال هاي بي ربط بنده هم مي توانم اينگونه از شما سئوال كنم آيا قائل شدن به خدا بودن امام مشرط به اذن الله وتحت قدرت او شرك محسوب مي گردد؟؟؟؟
انجام معجزه كار خداست بدين معني انداختن عصا يك كار معمولي است وتبديل شدن آن به مار كار وفعل خداست!!
وسيله با واگذاري فرق مي كند
...ولايت تكويني فقط مال خداست واعتقاد داشتن به ولايت تكويني غير او شرك اكبر است وخداوند اين ولايت را بقول شما به اذن به كسي نداده!
آيا شما منكر هستيد كه شيعه معتقد است كه امامان ولايت تكويني دارند؟؟؟؟
علي ولي الله
Wednesday 2 November 2005, 03:01PM
...ولايت تكويني فقط مال خداست واعتقاد داشتن به ولايت تكويني غير او شرك اكبر است وخداوند اين ولايت را بقول شما به اذن به كسي نداده!
آيا شما منكر هستيد كه شيعه معتقد است كه امامان ولايت تكويني دارند؟؟؟؟
هم ولايت تكويني و هم ولايت تشريعي فقط مال خداست و در اين هيچ جاي شكي نيست
اما :
آيا خداوند اجازه ندارد از اين ولايت چه تشريعي و چه تكويني به مقداري كه خد اراده ميكند به كسي بدهد ؟ اگر جواب منفي است به چه دليل .
دليل شما بر اينكه خداوند با اذن خود اين ولايت را به كسي نداده است چيست ؟ .
شيعيان معتقدند كه ولايت تكويني ائمه عليهم السلام از ناحيه خداوند و به اذن و امر پرور دگار است نه اينكه مستقل باشد .
خوب ربط اين اعتقاد باشرك چيست ؟؟.
با عرض معذرت از برادر عزيز AntiMatter
امیر
Wednesday 2 November 2005, 11:22PM
با سلام
از اینکه وارد بحث شدم پوزش میطلبم
اما در میان صحبتها دو سوال برایم ایجاد شد که مربوط به بحث است
در اصل توسط علی ولی الله نوشته شده است
آيا خداوند اجازه ندارد از اين ولايت چه تشريعي و چه تكويني به مقداري كه خد اراده ميكند به كسي بدهد ؟
یک سوال از شما :آیا شما میتوانید اثبات کنید که این ولایت تکوینی به چه کسانی و با چه دلیلی داده شده است ؟؟؟؟
یک سوال از جناب موحد: جناب موحد آیا پیامبر (ص) به اذن الهی حق ولایت تکوینی میتواند داشته باشد ؟؟؟ جناب موحد تاکید من روی پیامبر اسلام است ....
با تشکر بسیار
علي ولي الله
Thursday 3 November 2005, 07:29AM
یک سوال از شما :آیا شما میتوانید اثبات کنید که این ولایت تکوینی به چه کسانی و با چه دلیلی داده شده است ؟؟؟؟
امير جان سلام
فعلا بحث در كبراي قضيه هست بعدا ميتوانيم وارد صغريات شويم و مصاديق را معرفي كنيم چون اول بايد ببينيم ايا خدا اين اجازه را دارد يا اينكه بايد از جناب موحد نما كسب اجازه كند
AntiMatter
Thursday 3 November 2005, 02:48PM
عزيز من مثل اينكه اين شما هستيد كه مسئله اذن را پيش كشيديد ولي تا ما جواب مي دهيم بلافاصله ميگوييد بحث را منحرف كرديد!!!
در ارتباط با سئوال هاي بي ربط بنده هم مي توانم اينگونه از شما سئوال كنم آيا قائل شدن به خدا بودن امام مشرط به اذن الله وتحت قدرت او شرك محسوب مي گردد؟؟؟؟
انجام معجزه كار خداست بدين معني انداختن عصا يك كار معمولي است وتبديل شدن آن به مار كار وفعل خداست!!
وسيله با واگذاري فرق مي كند
...ولايت تكويني فقط مال خداست واعتقاد داشتن به ولايت تكويني غير او شرك اكبر است وخداوند اين ولايت را بقول شما به اذن به كسي نداده!
آيا شما منكر هستيد كه شيعه معتقد است كه امامان ولايت تكويني دارند؟؟؟؟
سلام.
بنده به طور مشخص از شما خواستم كه دليلي از متن عقايد شيعه بياوريد كه طبق تعاريف شرك اثبات شود شيعه مشرك است!منتها همانطور كه در پست قبل اشاره كردم شما به جاي اين كار دو كار نامربوط كرديد:
1-توضيح نامربوط كلمه اذن
كه در اين مورد از شما سوال كردم(3بار) توضيح اين كلمه چه دليلي داشت؟آيا اين كلمه در مفهوم فرمان تناقضي را در دلايل بنده آشكار ميكند؟اگر بله كه چه تناقضي؟اگر هم كه نه پس به چه جهت اين همه توضيح داديد!شما يا بايد وجود ولايت با اذن خدا را تكذيب ميكرديد يا تاييد!
2-از وجود اذن خدا در مورد ولايت مورد قبول شيعيان سوال كرديد
كه ارتباطي با موضوع مورد بحث ما ندارد!
==========
شما در مطلب اخير چند ابهام وسوال را مطرح فرموديد.منتها بهتر بود به سوالاتي كه *مستقيمآ* از متن ادعاهاي شما شده بود پاسخ ميداديد!اين سوالات و ابهامات از اين قرار هستند:
1-قايل شدن به خدا بودن امامان به اذن خدا!
2-انجام معجزه توسط خدا!
3-تفاوت وسيله با واگذاري!
4-انكار داشتن ولايت توسط انسان و منحصر بودن به خدا
آيا چيز ديگري هم هست كه از قلم افتاده باشد؟
====
انتظار دارم به تمام سوالات بنده كه مستقيمآ از متن مطالب و گاهآ تهمتهاي تلويحي شما برآمده پاسخ روشن و مستند بدهيد!با تشكر!
1-در كدامين قسمت از منابع شيعي چنين چيزي را پيدا ميكنيد؟!اين اعتقاد در مذهب شيعه شرك محسوب ميشود اولآ.ثانيآ اين امري غير ممكن است و نه تنها شيعه بلكه هيچ مذهب الهي بنا بر ماهيتش چنين چيزي را ممكن ندانسته و برايش مردود است!
حال شما يا قبول داريد كه در هيچ كجاي مذهب شيعه چنين چيزي وجود ندارد يا قبول نداريد:
الف-اگر قبول داريد كه به چه مناسبتي چنين مطلبي را پرسيديد؟
ب-قبول نداريد:منتظر منبع مورد استناد شما هستم.
----------------
2-تكراري:
الف-منظور شما از اينكه معجزات پيامبران فعل آنان محسوب نميشود چيست؟آيا منظورتان فعل مستقل از اذن خداوند است يا فعل غير مستقل؟
اگر منظورتان فعل مستقل است:چه فعلي در دنيا مستقل انجام ميشود؟آيا شما معتقديد كه رويه يا فعلي در جهان وجود دارد كه بدون امر پروردگار و به صورت مستقل انجام گيرد؟
اگر منظورتان فعل غير مستقل است:مگر چيزي غير از اين از ما شنيده ايد؟اگر بله بفرماييد كي و كجا؟
به عبارت ديگر :آيا خداوند شخصآ اقدام به انجام فعلي(اعم از معجزه و غير آن) ميكند يا تنها اذن (هم به معناي فرمان هم به معناي اجازه) آن را صادر ميكند؟
مسلمآ اعمال انسان(و غير انسان) چه معجزه باشد چه نباشد فعل خود اوست منتها به اذن پروردگار!
شما اين موضوع را رد كرديد.حالا با توجه به استدلال خودتان كه فرموديد:
انجام معجزه كار خداست بدين معني انداختن عصا يك كار معمولي است وتبديل شدن آن به مار كار وفعل خداست!!
ب-در اكثر آياتي كه شما آورده ايد خداوند خطاب به پيامبران ميفرمايد:تو زنده كردي-تو بهبود بخشيدي-تو ... منتها با اذن من!
خوب شما آيا حرفي غير از اين ميتوانيد بزنيد؟البته كه زديد!
ما دقيقا همين را ميگوييم!ما ميگوييم معجزه كار پيامبران بوده منتها با اذن خدا!
با جواب به سوالات بالا اين موضوع را اثبات كنيد كه خداوند شخصآ فعل را مرتكب ميشود!
-----------------
3-جدآ؟
مگر بنده گفتم فرق نميكند؟كجا؟
واگذاري يك فعل و عمل است!
وسيله *ابزار * است!
نوشته بنده:'
كلمه واگذاري در زبان فارسي به مفهوم ترخيص و تفكيك است.منظور شما از اين جمله چيست؟آيا به اين معناست كه خداوند تمام كارها را خود انجام ميدهد؟آيا هيچ وسيله اي در كار نيست؟
اين نوشته بدين معناست كه :
منظور شما از واگذاري چيست؟
گاهي اوقات واگذاري به معنا و مفهوم ول انگاري به كار ميرود به اين معنا كه كاملآ امر واگذار شده به واگذار شونده تعلق ميگيرد!
مثال اين مفهوم واگذاري ملك و..
گاهي اوقات به معنا و مفهوم ابزار انگاري به كار ميرود به اين معنا كه تنها انجام عمل با فرمان و مهيا كردن شرايط و محدود توسط واگذار كننده به واسطه يا همان واگذار شونده تعلق ميگيرد
مثال اين مطلب واگذاري امر نبوت به پيامبران و ....
واگذاري در مفهوم اول را ما كاملآ رد ميكنيم.اگر شما دليلي داريد كه شيعه معتقد به مفهوم اولي است لطفآ ارايه كنيد!
واگذاري در مفهوم دوم را تمام مسلما نان و اديان ديگر نيز قبول دارند و مثال آن را زدم!
حالا يا شما قبول داريد يا نداريد!اگر:
الف-قبول نداريد:دليلتان؟
ب-قبول داريد:مشكل شما با اين اعتقاد شيعه كه امامان ما داراي ولايت هستند چيست؟
------------
4-تكراري:
شما فرموديد:
وخداوند اين ولايت را بقول شما به اذن به كسي نداده!
بنده عرض كردم تصرفات آشكار پيامبران در امور تكويني و تشريعي را چه ميناميد؟تسلط بر باد و حيوانات و..سليمان ولايت نيست؟
اگر ولايت نيست پس چيست؟
-----------
منتظر پاسخ شما هستم!
مرسي
AntiMatter
Thursday 3 November 2005, 05:33PM
با سلام
از اینکه وارد بحث شدم پوزش میطلبم
اما در میان صحبتها دو سوال برایم ایجاد شد که مربوط به بحث است
یک سوال از شما :آیا شما میتوانید اثبات کنید که این ولایت تکوینی به چه کسانی و با چه دلیلی داده شده است ؟؟؟؟
با تشکر بسیار
سلام.
جناب امير:
قبلآ در سوال مشابهي كه جناب موحد كرده بودند عرض كردم:
بحث را منحرف نكنيد! اگر تمايل داريد به بحث وارد شويد از ابتدا نوشته ها را مطالعه بفرماييد و سپس در راستاي رويه بحث مطالبتان را ارايه كنيد!
اگر استدلالهاي مشابه جناب موحد داريد به سوالات متشابه پاسخ دهيد!
مرسي
امیر
Thursday 3 November 2005, 06:15PM
سلام
سوال من از جناب موحد بحث را منحرف نمیکند بلکه در راستای بحث است ....اما سوال دوم را قبول دارم
چشم
موحد
Saturday 5 November 2005, 09:04AM
سلام عليكم
متاسفانه شما پاسخ صريح وروشني نداديد كه آيا قبول داريد كه شيعه معتقد است امامان ولايت دارند يا خير؟؟؟
اگر شما اعتقاد داريد كه خير امامان ولايت ندارند بسيار خوب بنده هم با شما هم عقيده ام ولي اگر معتقد هستيد كه اين از اعتقادات شيعه است اين شرك است چرا؟
1-آیاتی هستند که سلطه وسلطنت بی شریک خدا برجهان را بیان میکنند واو قدرت خودرا به هیچکس تفویض نفرموده وسرپرستی جهان را به کسی واگذار ننموده وجمیع ذرات فقط در برابر او خاضعندوبس نه دربرابر امام وولی وو....
ولله ملک السموات والارض والله علی کل شیء قدیر(آل عمران 189)
<مخصوص خداست ملک آسمانها وزمین وخدابهر کاری قادراست>
ان الله له ملک السموات والارض یحیی ویمیت وما لکم من دون الله من ولی ولا نصیر(توبه 116)
<بیقین ملک آسمانها وزمین برای اوست که زنده میکند ومیمیراند.>
ان الله یمسک السموات والارض ان تزولا ولئن زالتا ان امسکهما من احد من بعده انه کان حلیما غفورا(فاطر 41)
<بیقین خدا آسمان وزمین را از نابودی حفظ میکند واگر نابود شوند غیر از خدا چه کسی میتواند آنها را نگهدارداوست حلیم وغفور>
2-آیاتی هستند که هرنوع تسلط وقدرت غیر خدا را برجهان نفی میکنند که آنها از خاک آفریده شده اند وتسلطی بر جهان وقلوب انسانها ندارند وکارشان رساندن پیام الهی واجرای آنست
قل انما انا بشر مثلکم یوحی الی انما الهکم اله واحد فمن کان یرجو لقاء ربه فلیعمل عملا صالحا ولا یشرک بعبادة ربه احدا(کهف 110)
<بگومن فقط بشری مثل شما هستم که بمن وحی میشود که اله شما اله واحدی است پس هرکس خواهان لقاء پروردگارش است باید عمل صالح کند وکسی را در عبادت پروردگارش شریک نگرداند.>
قل لا املک لنفسی نفعا ولا ضرا الا ما شاء الله...(اعراف 188)
<بگو من مالک نفع وضرر خودم نیستم مگر آنچه که خدا بخواهد>
قل انما ادعو ربی ولا اشرک به احدا.. قل انی لا املک لکم ضرا ولا رشدا. قل انی لن یجیرنی من الله احد ولن اجد من دونه ملتحدا.. الا بلاغا من الله ورسالاته ومن یعص الله ورسوله فان له نار جهنم خالدین فیها ابدا(جن 20 تا 23)
والذین اتخذوا من دونه اولیاء الله حفیظ علیهم وما انت علیهم بوکیل(شوری 6)..........
3-آیاتی هستندکه نشان میدهند که علم ودانش انبیا توسعه بماکان ومایکون نداشته وآنان همه گذشته وحال را نمی دانسته اند وعلم غیب نمی دانستند مگر آنچه خدای عالم به آنان وحی فرموده .
قل لا اقول لکم عندی خزآئن الله ولا اعلم الغیب(انعام 50)
<بگو نمی گویم که خزائن خدا درنزد من است وبگو غیب نمی دانم>
وممن حولکم من الاعراب منافقون ومن اهل المدینة مردوا علی النفاق لا تعلمهم نحن نعلمهم...(توبه 101)
<واز اهل مدینه کسانی هستند که بر نفاق استمرار دارند تو آنهارا نمی شناسی ما که خدا هستیم آنهارا میشناسیم>
قل لا یعلم من فی السموات والارض الغیب الا الله وما یشعرون ایان یبعثون(نمل 65) <بگو هیچکس در آسمان وزمین غیب نمی داند مگر االله ونمیدانند که کی بر انگیخته میشوند>...
وضع بندگان غیر نبی هم که روشن است ودر چنین شرایطی ولایت تکوینی وتشریعی برای آنان قائل شدن شرک در ربوبیت درصفات وافعال خداست والبته دروغ بستن برخدا ورسول خروج از اسلام میباشد. ومن اظلم ممن افتری علی الله کذبا او کذب بالحق لما جاءه الیس فی جهنم مثوی للکافرین.<کیست ظالمتراز کسی که برخدا دروغ ببندد یاحق را تکذیب کندهنگامیکه حق اوراآید آیا جهنم جایگاه متکبرین است>.
....
علي ولي الله
Saturday 5 November 2005, 10:36AM
تمام آياتي كه در جواب آقاي موحد نما به آن استدلال شده است به هيچ عنوان نفي ولايت تكويني از معصومان عليهم السلام نميكند .
زيرا كه ما شيعيان ولايت تكويني اهلبيت عليهم السلام را در عرض ولايت خداوند نميدانيم تا اين آيات آنرا نفي كند .
بلكه طبق اعتقاد ما ولايت تكوينيه اهلبيت عليهم السلام در طول ولايت تكويني خداوند و از طرف خداوند است و چون اهلبيت عليهم السلام مثل بقيه مخلوقات مملوك خداوند هستند پس از هر چه دارند از خداست و اين مطلب منافاتي با و لله ملك السموات و الارض و بقيه ايات ندارد .
مثلا جناب موحد نما خودش را مالك خانه خودش ميداند و خانه ايشان در ارض قرار دارد پس بايد ايشان مشرك باشند چون خداوند فرموده و لله ملك السماوات والارض .
و هم چنين آيه مباركه قل لا املک لنفسی نفعا ولا ضرا الا ما شاء الله... كه در صدد نفي ولايت تكويني مستقل از خواست و ارده خداوند است نه نافي ولايتي كه به امر خداوند باشد و لذا در آخر آيه دارد كه ( الا ما شاء الله ) و اين استثنا همان اعتقاد ما را ثابت ميكند .
پس اينكه ما معتقد هستيم پيامبر و ساير معصومين عليهم السلام ولايت تكويني دارند نه تنها شرك نيست بلكه عين توحيد است چون ولايت آنها از طرف خداوند است و خداوند بهركه هرچه بخواهد بدهد ميدهد ( ذلك فضل الله يؤتيه من يشاء من عباده ) .
و چون العبد و ما في يده كان لمولاه هم بنده و هم هرچه در دست اوست ملك خداوند است پس ولايت اهلبيت عليهم السلام هم ملك خداوند و از آن اوست و اگر آنبزرگواران تصرفي در عالم هستي ميكنند با اذن و اراده آن ذات مقدس و بي مثال است .
موحد
Saturday 5 November 2005, 11:34AM
قرنهاست که به مردم ما تلقین میکنند که ائمه برجهان تسلط تکوینی دارند وبا این امرمردم را به شرکی بالاتر از شرک مشرکین صدر اسلام دچار ساخته اند آنها برای الهه خود تنها مقام شفاعت وواسطه قائل بودند ولی مشرکین امروزی بما میگویندکه جمیع ذرات در مقابل ولی امر خاضعندوگردش زمین وزمان به فرمان آنان صورت میگیرد !!! در آیات بسیار زیادی پیامبر(ص) تابع وحی وابلاغ کننده آن است نه سازنده شرع وقانون !پیامبران نه از خود قانون الهی میسازند ونه برجهان تسلط دارند .ولایت تکوینی وتشریعی برای غیر خدا قائل شدن برخلاف حقیقت وواقعیت وباعث برگرداندن توجه عبادی مردم از خدا بسوی بندگان اوست که بزرگترین گناهی است که قرآن کریم اعلام فرموده واین عقیده زشت پیامبران را از صورت اسوه والگو خارج وباعث میشود که افراد فاجر وفاسقی بااین ادعا که انسان به جائی میتواند برسد که بر عالم هستی تسلط غیبی پیداکند ویا رهبر وشیخ ما به چنین مقامی رسیده وصاحب معجزات وکرامات است انسانها را به عبودیت وپرستش وکرنش درمقابل او وادارند!!
وجالب اينجاست اينها هرگاه كه مي خواهند از عقايد شرك آميز خودبنوعي بگريزند اين را مطرح مي كنند كه ما در طول گفتيم نه عرض ومسئله طول وعرض را مطرح مي كنند!!
علي ولي الله
Saturday 5 November 2005, 11:36AM
تمام آياتي كه در جواب آقاي موحد نما به آن استدلال شده است به هيچ عنوان نفي ولايت تكويني از معصومان عليهم السلام نميكند .
زيرا كه ما شيعيان ولايت تكويني اهلبيت عليهم السلام را در عرض ولايت خداوند نميدانيم تا اين آيات آنرا نفي كند .
بلكه طبق اعتقاد ما ولايت تكوينيه اهلبيت عليهم السلام در طول ولايت تكويني خداوند و از طرف خداوند است و چون اهلبيت عليهم السلام مثل بقيه مخلوقات مملوك خداوند هستند پس از هر چه دارند از خداست و اين مطلب منافاتي با و لله ملك السموات و الارض و بقيه ايات ندارد .
مثلا جناب موحد نما خودش را مالك خانه خودش ميداند و خانه ايشان در ارض قرار دارد پس بايد ايشان مشرك باشند چون خداوند فرموده و لله ملك السماوات والارض .
و هم چنين آيه مباركه قل لا املک لنفسی نفعا ولا ضرا الا ما شاء الله... كه در صدد نفي ولايت تكويني مستقل از خواست و ارده خداوند است نه نافي ولايتي كه به امر خداوند باشد و لذا در آخر آيه دارد كه ( الا ما شاء الله ) و اين استثنا همان اعتقاد ما را ثابت ميكند .
پس اينكه ما معتقد هستيم پيامبر و ساير معصومين عليهم السلام ولايت تكويني دارند نه تنها شرك نيست بلكه عين توحيد است چون ولايت آنها از طرف خداوند است و خداوند بهركه هرچه بخواهد بدهد ميدهد ( ذلك فضل الله يؤتيه من يشاء من عباده ) .
و چون العبد و ما في يده كان لمولاه هم بنده و هم هرچه در دست اوست ملك خداوند است پس ولايت اهلبيت عليهم السلام هم ملك خداوند و از آن اوست و اگر آنبزرگواران تصرفي در عالم هستي ميكنند با اذن و اراده آن ذات مقدس و بي مثال است .
موحد
Saturday 5 November 2005, 12:37PM
ظاهرا شما آياتي داريد كه ولايت تكويني امامان را نشان ميدهد لطفا از جيبتان در آوريد!!!
mahdi1113
Saturday 5 November 2005, 12:50PM
آقاي موحد به استقامت و پايداري شما غبطه ميخورم ، در كشوري كه مهد و جايگاه شيعه است اينچنين سخن گفتن علم و شجاعت و استقامت ميخواهد ، در حقيقت من خودم كمي هراس دارم كه محلم را حك كنند و نيز نه علم شما را دارم و نه آن استقامت را ، واقعاً پيامبران چقدر سعه صدر داشتند منتها آنان با خدا ارتباط نزديك داشتند و همين پشتوانه حركتشان بود فاستقم كما امرت اين گونه بحث ها براي ارتقاي علمي شما خوب است و من اميدوارم زماني برسد تا مناظره تلويزيوني ویا تريبوني به شما و ديگر محققان اختصاص يابد ، من آدرس ايميلم را اينجا نگذاشته ام ولي اميدوارم سعادت گفتگو و تشكر از شما را داشته باشم ، موفق باشيد - مهدي
موحد
Saturday 5 November 2005, 02:45PM
آقاي موحد به استقامت و پايداري شما غبطه ميخورم ، در كشوري كه مهد و جايگاه شيعه است اينچنين سخن گفتن علم و شجاعت و استقامت ميخواهد ، در حقيقت من خودم كمي هراس دارم كه محلم را حك كنند و نيز نه علم شما را دارم و نه آن استقامت را ، واقعاً پيامبران چقدر سعه صدر داشتند منتها آنان با خدا ارتباط نزديك داشتند و همين پشتوانه حركتشان بود فاستقم كما امرت اين گونه بحث ها براي ارتقاي علمي شما خوب است و من اميدوارم زماني برسد تا مناظره تلويزيوني ویا تريبوني به شما و ديگر محققان اختصاص يابد ، من آدرس ايميلم را اينجا نگذاشته ام ولي اميدوارم سعادت گفتگو و تشكر از شما را داشته باشم ، موفق باشيد - مهدي
با عرض سلام خدمت شما آقا مهدي
بنده كوچكتر وحقير تر از آن هستم كه د ر تعريف شما بگنجم!
اين وظيفه هر مسلماني است كه بعد از اينكه با يقين اصول خود را فرا گرفت وبا قلب ايمان آورد ديگران را هم امر بمعرف ونهي از منكر كند ودرراه خدا از هيچ كس وهيچ چيز نترسد وبداند كه حامي وپشتيبان او خداست اميد وارم خداوند همه ما براه راست خودش كه همان توحيد خالص باشد هدايت بفرمايد آمين
حق جو
Sunday 6 November 2005, 09:05AM
با سلام
طبق معمول شاهد تفسير قران بر اساس نظر شخص مطرودي بنام ابن تيميه هستيم. آنهم از سوي كساني كه قران را بي نياز از تفسير مي دانند!!!!
دوستان عزيز وهابي
اگر شرك تا اين اندازه براي شما مهم است چگونه كسي را كه چهل سال سنگ پرستیده جانشین پیامبر می دانید\ ظاهرا شرک برای کسی که هدایت امت را بر دوش می گیرد ایرادی ندارد بلکه خلیفه حتما باید چهل سال سابقه کار اجرایی در زمینه سنگ پرستی داشته باشد چنانکه ابوبکر بعد از خودش تنها به خلافت کسی راضی شد که چنین سابقه ای داشته باشد.
موحد
Sunday 6 November 2005, 03:13PM
گويا ظاهرالصلاح ها دلايلشان بتمام رسيده كه اين مشرك ضبط صوت را باز جلو انداخته اند كه دري وري هاي خود را كپي كند !بدبختان قبرپرست گنبد پرست ....
سپهران
Sunday 6 November 2005, 03:54PM
آقاي موحد نما...
دلايل زياد است ولي باران كه درلطافت طبعش خلاف نيست
...................درباغ لاله رويد ودرشورهزارخس
هردليلي روشنتراز روزهمبراي شما آورده شود چون چشم دلتان كوراست بازسنگ پير بت پرست را
به سينه ميزنيدبرويد مواجبتان را ازوهابي هاي عربستان دريافت كنيد.
صم بكم عمي فهم لا.....
حشرمحبان علي باعلي (ع)......حشر محبان عمرباعمر
موحد
Sunday 6 November 2005, 04:03PM
گويا ظاهرالصلاح ها دلايلشان بتمام رسيده كه اين مشرك ضبط صوت را باز جلو انداخته اند كه دري وري هاي خود را كپي كند !بدبختان قبرپرست گنبد پرست ....
خوبه دوشيفته كار مي كني!!!
حق جو
Sunday 6 November 2005, 05:19PM
دوست عزيز وهابي
بالاخره نگفتيد كه آيا با سابقه زير چهل سال سنگ پرستي هم مي شود خليفه شد يا اينكه ضرورتا بايد چهل سال باشد؟؟!!!
اگر مسلمانان به كسي كه چهل سال سنگ پرستيده دسترسي نداشته باشند تكليف چيست؟؟
آيا در اين تنگنا و به اجبار مي توان كسي را كه از اول خدا پرست بوده خليفه كرد يا نه ؟؟
نظر سرورتان مصطفي طبا طبايي در اين مورد چيست؟؟
علي ولي الله
Sunday 6 November 2005, 05:42PM
تمام آياتي كه در جواب آقاي موحد نما به آن استدلال شده است به هيچ عنوان نفي ولايت تكويني از معصومان عليهم السلام نميكند .
زيرا كه ما شيعيان ولايت تكويني اهلبيت عليهم السلام را در عرض ولايت خداوند نميدانيم تا اين آيات آنرا نفي كند .
بلكه طبق اعتقاد ما ولايت تكوينيه اهلبيت عليهم السلام در طول ولايت تكويني خداوند و از طرف خداوند است و چون اهلبيت عليهم السلام مثل بقيه مخلوقات مملوك خداوند هستند پس از هر چه دارند از خداست و اين مطلب منافاتي با و لله ملك السموات و الارض و بقيه ايات ندارد .
مثلا جناب موحد نما خودش را مالك خانه خودش ميداند و خانه ايشان در ارض قرار دارد پس بايد ايشان مشرك باشند چون خداوند فرموده و لله ملك السماوات والارض .
و هم چنين آيه مباركه قل لا املک لنفسی نفعا ولا ضرا الا ما شاء الله... كه در صدد نفي ولايت تكويني مستقل از خواست و ارده خداوند است نه نافي ولايتي كه به امر خداوند باشد و لذا در آخر آيه دارد كه ( الا ما شاء الله ) و اين استثنا همان اعتقاد ما را ثابت ميكند .
پس اينكه ما معتقد هستيم پيامبر و ساير معصومين عليهم السلام ولايت تكويني دارند نه تنها شرك نيست بلكه عين توحيد است چون ولايت آنها از طرف خداوند است و خداوند بهركه هرچه بخواهد بدهد ميدهد ( ذلك فضل الله يؤتيه من يشاء من عباده ) .
و چون العبد و ما في يده كان لمولاه هم بنده و هم هرچه در دست اوست ملك خداوند است پس ولايت اهلبيت عليهم السلام هم ملك خداوند و از آن اوست و اگر آنبزرگواران تصرفي در عالم هستي ميكنند با اذن و اراده آن ذات مقدس و بي مثال است .
AntiMatter
Sunday 6 November 2005, 07:20PM
سلام.
انتظار داشتم به جاي تعريف و تمجيد از همديگر و پس تعريفات تابعه و پند و نصيحت به ما مردم مشرك! و تدريس تاريخ و ...به سوالات پاسخ ميداديد!
جناب موحد,
شما نميخواهيد مسيوليت نوشته هاي خود را بپذيريد؟
بيش از 4 بار از شما در يك پست خواهش كردم به سوالات پاسخ دهيد!
شما به جاي پاسخ به سوال چند آيه كپي ميكنيد كه كمترين ارتباطي به سوالات ندارد.قسمت جالب ماجرا هم آنجاست كه مدعي كمبود دليل هستيد!
به هر حال:
بنده مستقيمآ از اول تا به حال مطالب شما را ميآورم !سوالات و مطالب خودم را هم در ذيل آن ميآورم تا خداي ناكرده ....
بنده منظور شما را از اين جمله متوجه نشدم(شرك به طور كلي ناقض وحدت است. )
چه چيزي را متوجه نشديد؟!
شرك=قايل شدن به شراكت و اشتراك
وحدت=قايل شدن به توحد و تك انگاري
شرك=نقض وحدت
خيلي واضح بود.اما اگر باز هم متوجه نشديد دقيق معين كنيد تا پاسخ دهم!
مذاهب از جمله شیعه پیامبر وامامان رادارای تسلط تکوینی وتشریعی برجهان وجامعه انسانی میدانندومسلط برعالم هرچه بوده وهست وخواهد بود
پس
توصیه می کنند که آنهارا محل توجه وحمد وستایش ودعا وثنا قراردهند وعملا به عبادت آنها بپردازند!
1-دقيقآ از كدام منبع چنين چيزي را نقل كرديد كه شيعيان امامان خود را عبادت ميكنند؟
2-شيعه معتقد است امامان تنها به اذن پروردگار داراي ولايت هستند.شما يا:
الف-قبول داريد
ب-قبول نداريد
اگر قبول داريد بفرماييد به چه دليل اعتقاد به ولايت شرك محسوب ميشود؟آيا شما داستان حضرت ابراهيم(داستان پرندگان) را قبول داريد؟آيا قبول داريد حضرت ابراهيم در آن قضيه ولايت تكويني داشته اند ؟اگر بله كه بايد بفرماييد آيا قايل شدن به ولايت با اذن و اجازه پروردگار شرك است؟
اگر قبول نداريد بفرماييد در كجاي مذهب شيعه,براي امامان ولايت را مطلق و بدون اذن پروردگار ترويج و تصديق كرده؟
اولا اذن در قرآن كريم بمعني اجازه نيست بلكه بمعني امر وفرمان است ثانيا معجزات پيامبران چه ربطي دارد كه ما هركسي را به آن قياس كنيم وبگويم اوولايت تكويني وتشريعي دارد!!!
1- اذن به معنا فرمان چه تناقضي بر دليل بنده وارد ميكند؟
2-معجزات پيامبران در حيطه ولايت چه تشريعي و چه تكويني(بسته به نوع معجزه) تعريف ميشوند يا خير؟
اگر بله:چرا نميشود از آن براي نقض دليل شما از آنها استفاده كرد؟
اگر نه:پس تعريف خود را از اين تصرف آشكار بيان كنيد و بفرماييد فرق عمل پيامبران كه به فرمان خدا انجام ميگرفته با ولايت چيست؟
بر طبق آیات متعدد قرآن کریم معجزات انبیاء فعل آنان محسوب نمی گردد و به فرمان و اراده الهی صورت می پذیرد، مثلا حضرت موسی(ع) وقتی اولین بار خداوند عصایش را به مار تبدیل می نماید، ترسیده و فرار می کند
1-حضرت عيسي هم لابد هنگام زنده كردن مرده پا به فرار ميگذاشته؟اين چه دليلي است كه با آيه ديگر نقض ميشود؟ با توجه به استدلال شما در اينجا چون حضرت عيسي نتيجه را ميدانست حتمآ فعل خود او بوده؟
2-منظور شما از اينكه معجزات پيامبران فعل آنان محسوب نميشود چيست؟آيا منظورتان فعل مستقل از اذن خداوند است يا فعل غير مستقل؟
اگر منظورتان فعل مستقل است:چه فعلي در دنيا مستقل انجام ميشود؟آيا شما معتقديد كه رويه يا فعلي در جهان وجود دارد كه بدون امر پروردگار و به صورت مستقل انجام گيرد؟
اگر منظورتان فعل غير مستقل است:مگر چيزي غير از اين از ما شنيده ايد؟اگر بله بفرماييد كي و كجا؟
و آنگاه که (ای عیسی) به اذن من از گل مجسمه پرنده می ساختی و در آن می دمیدی و سپس به اذن من پرنده ای می شد و (نیز) کورمادرزاد و پیسی گرفته را به اذن من بهبود می بخشیدی و آنگاه که به اذن من مردگان را زنده (از گور) خارج می نمودی..." (مائده/110)
مشخص ميشود كه معجزات پيامبران فعل خود آنها بوده منتها با اذن خدا.به عبارت ديگر پيامبران وسيله بودند براي اجراي حكم خدا!درست است يا نه؟در اين آيات صريحآ براي پيامبر فاعليت قايل شده و ميفرمايد تو ساختي-تو بهبود بخشيدي و .. مشروط به اذن من!
خدا صراحتآ معجزه را فعل پيامبران ميداند!آنگاه شما چطور منكر هستيد؟دليل لطفآ!
امر پروردگار وقدرت او ذاتي است وقابل واگذاري نيست !!!!
كلمه واگذاري در زبان فارسي به مفهوم ترخيص و تفكيك است.منظور شما از اين جمله چيست؟آيا به اين معناست كه خداوند تمام كارها را خود انجام ميدهد؟آيا هيچ وسيله اي در كار نيست؟
در ارتباط با سئوال هاي بي ربط بنده هم مي توانم اينگونه از شما سئوال كنم آيا قائل شدن به خدا بودن امام مشرط به اذن الله وتحت قدرت او شرك محسوب مي گردد؟؟؟؟
در كدامين قسمت از منابع شيعي چنين چيزي را پيدا ميكنيد؟!اين اعتقاد در مذهب شيعه شرك محسوب ميشود اولآ.ثانيآ اين امري غير ممكن است و نه تنها شيعه بلكه هيچ مذهب الهي بنا بر ماهيتش چنين چيزي را ممكن ندانسته و برايش مردود است!
حال شما يا قبول داريد كه در هيچ كجاي مذهب شيعه چنين چيزي وجود ندارد يا قبول نداريد:
الف-اگر قبول داريد كه به چه مناسبتي چنين مطلبي را پرسيديد؟
ب-قبول نداريد:منتظر منبع مورد استناد شما هستم.
انجام معجزه كار خداست بدين معني انداختن عصا يك كار معمولي است وتبديل شدن آن به مار كار وفعل خداست!!
آيا خداوند شخصآ اقدام به انجام فعلي(اعم از معجزه و غير آن) ميكند يا تنها اذن (هم به معناي فرمان هم به معناي اجازه) آن را صادر ميكند؟
مسلمآ اعمال انسان(و غير انسان) چه معجزه باشد چه نباشد فعل خود اوست منتها به اذن پروردگار!
شما اين موضوع را رد كرديد.حالا با توجه به استدلال خودتان كه فرموديد:
انجام معجزه كار خداست بدين معني انداختن عصا يك كار معمولي است وتبديل شدن آن به مار كار وفعل خداست!!
ب-در اكثر آياتي كه شما آورده ايد خداوند خطاب به پيامبران ميفرمايد:تو زنده كردي-تو بهبود بخشيدي-تو ... منتها با اذن من!
خوب شما آيا حرفي غير از اين ميتوانيد بزنيد؟البته كه زديد!
ما دقيقا همين را ميگوييم!ما ميگوييم معجزه كار پيامبران بوده منتها با اذن خدا!
با جواب به سوالات بالا اين موضوع را اثبات كنيد كه خداوند شخصآ فعل را مرتكب ميشود!
وسيله با واگذاري فرق مي كند
مگر بنده گفتم فرق نميكند؟كجا؟
واگذاري يك فعل و عمل است!
وسيله *ابزار * است!
نوشته بنده:'
كلمه واگذاري در زبان فارسي به مفهوم ترخيص و تفكيك است.منظور شما از اين جمله چيست؟آيا به اين معناست كه خداوند تمام كارها را خود انجام ميدهد؟آيا هيچ وسيله اي در كار نيست؟
اين نوشته بدين معناست كه :
منظور شما از واگذاري چيست؟
گاهي اوقات واگذاري به معنا و مفهوم ول انگاري به كار ميرود به اين معنا كه كاملآ امر واگذار شده به واگذار شونده تعلق ميگيرد!
مثال اين مفهوم واگذاري ملك و..
گاهي اوقات به معنا و مفهوم ابزار انگاري به كار ميرود به اين معنا كه تنها انجام عمل با فرمان و مهيا كردن شرايط و محدود توسط واگذار كننده به واسطه يا همان واگذار شونده تعلق ميگيرد
مثال اين مطلب واگذاري امر نبوت به پيامبران و ....
واگذاري در مفهوم اول را ما كاملآ رد ميكنيم.اگر شما دليلي داريد كه شيعه معتقد به مفهوم اولي است لطفآ ارايه كنيد!
واگذاري در مفهوم دوم را تمام مسلما نان و اديان ديگر نيز قبول دارند و مثال آن را زدم!
حالا يا شما قبول داريد يا نداريد!اگر:
الف-قبول نداريد:دليلتان؟
ب-قبول داريد:مشكل شما با اين اعتقاد شيعه كه امامان ما داراي ولايت هستند چيست؟
وخداوند اين ولايت را بقول شما به اذن به كسي نداده!
بنده عرض كردم تصرفات آشكار پيامبران در امور تكويني و تشريعي را چه ميناميد؟تسلط بر باد و حيوانات و..سليمان ولايت نيست؟
اگر ولايت نيست پس چيست؟
متاسفانه شما پاسخ صريح وروشني نداديد كه آيا قبول داريد كه شيعه معتقد است امامان ولايت دارند يا خير؟؟؟
عجب!
پس اين چيست:
مشكل شما با اين اعتقاد شيعه كه امامان ما داراي ولايت هستند چيست؟
2-معجزات پيامبران در حيطه ولايت چه تشريعي و چه تكويني(بسته به نوع معجزه) تعريف ميشوند يا خير؟
اگر بله:چرا نميشود از آن براي نقض دليل شما از آنها استفاده كرد؟
و حداقل 10 مورد تاييد تلويحي!
-----
پستهاي اخيرتان هيچ چيز جديدي نداشت به غير از توهين و نصيحت و شعار و تدريس تاريخ و آيات بيربط!.!اگر معتقديد كلآ چه در اين پستها و چه در پست هاي قبلي دليلي بر مشرك بودن شيعه ذكر كرده ايد كه بنده متوجه نشده ام و ذكر نكرده ام ضمن پاسخ دادن به اين سوالات به صورت روشن و واضح آنها را هم گوشزد بفرماييد !
(خوب بود گفتم تنها يك موضوع را مطرح كنيد!)
باز هم منتظر پاسخ شما ميمانم!
مرسي
موحد
Monday 7 November 2005, 07:32AM
جناب انتي متر
شما بجاي پاسخ به سفسطه روي آورده ايد!!
از شما تقاضا دارم فقط يك آيه از قرآن دليل بياوريد كه امامان ولايت تكويني دارند خواهش مي كنم زياد شلوغش نكنيد فقط يك آيه كه امامان ولايت تكويني دارند .....طول وعرض بازي ها را هم بگذاريد كنار...
تا انشالله برويم سر اينكه شيعيان عبادت غير خدا مي كنند...
هستي
Monday 7 November 2005, 08:34AM
بسمه تعالي
با سلام وتشكر
مي بينيد كه جوابي ندارند وبحث را منحرف مي كنند.اين را هر خواننده منصفي مي فهمد.در مورد ولايت تكويني هم كه هنوز وقت ان نشده.
شما كه براي ايشان نمي نويسيد.ديگر سني ها هم اگر حرفي داشتند مي نويسند.شما به بحث تان ادمه بدهيد.
موحد
Monday 7 November 2005, 09:43AM
بسمه تعالي
با سلام وتشكر
مي بينيد كه جوابي ندارند وبحث را منحرف مي كنند.اين را هر خواننده منصفي مي فهمد.در مورد ولايت تكويني هم كه هنوز وقت ان نشده.
شما كه براي ايشان نمي نويسيد.ديگر سني ها هم اگر حرفي داشتند مي نويسند.شما به بحث تان ادمه بدهيد.
اگر مثل شما منصف باشند كه خيلي مي فهمند!!!
AntiMatter
Monday 7 November 2005, 12:01PM
از شما تقاضا دارم فقط يك آيه از قرآن دليل بياوريد كه امامان ولايت تكويني دارند خواهش مي كنم زياد شلوغش نكنيد فقط يك آيه كه امامان ولايت تكويني دارند .....طول وعرض بازي ها را هم بگذاريد كنار...
تا انشالله برويم سر اينكه شيعيان عبادت غير خدا مي كنند...
سلام.
بنده بيش از 5 بار تذكر دادم كه قصد اثبات حقانيت شيعه را ندارم.تنها كاري كه قرار است انجام شود اين است كه:
مشخص شود آيا اصول اعتقاد شيعه بر شرك منطبق است يا خير؟
شما دوباره همان سوال قبلي خود را تكرار فرموديد.اين سوال دقيقآ مشابه سوال قبلي شما و جناب امير بود.بنده هم پاسخ دادم كه شما هم پذيرفتيد!
الان دقيقآ بايد به اين موضوع برسيم كه:
تا انشالله برويم سر اينكه شيعيان عبادت غير خدا مي كنند....
پس به پرسشها پاسخ دهيد و بگذاريد روند گفتگو بيش از اين منحرف نشود
مرسي
mahdi1113
Monday 7 November 2005, 12:10PM
[quote=AntiMatter]سلام.
بنده بيش از 5 بار تذكر دادم كه قصد اثبات حقانيت شيعه را ندارم.
یعنی شما آقای انتی متر می خواهید بفرمائید که فرقه شیعه اعتقاداتی دارد که حقانیت آنها را نمیتواند اثبات کند ، درست فهمیدم ؟
ایا دیگر همفکران شما نیز همین نظر را دارند ؟
موحد
Monday 7 November 2005, 12:36PM
سلام.
بنده بيش از 5 بار تذكر دادم كه قصد اثبات حقانيت شيعه را ندارم.تنها كاري كه قرار است انجام شود اين است كه:
مشخص شود آيا اصول اعتقاد شيعه بر شرك منطبق است يا خير؟
شما دوباره همان سوال قبلي خود را تكرار فرموديد.اين سوال دقيقآ مشابه سوال قبلي شما و جناب امير بود.بنده هم پاسخ دادم كه شما هم پذيرفتيد!
الان دقيقآ بايد به اين موضوع برسيم كه:
پس به پرسشها پاسخ دهيد و بگذاريد روند گفتگو بيش از اين منحرف نشود
مرسي
بله اصول اعتقاد شيعه برشرك منطبق است! يكي از آنها اعتقاد داشتن به اينكه امامان ولايت تكويني دارند!!!
بدون اينكه فرار كني بفرماييد شما قبول داريد يانه؟؟؟؟!!!
واضح تر وروشن تر آيا..شما...قبول داريد...كه شيعه...اعتقاد به ...ولايت تكويني ...امام دارد...يانه؟؟؟:confused: :confused: :confused:
AntiMatter
Monday 7 November 2005, 01:05PM
بسمه تعالي
با سلام وتشكر
مي بينيد كه جوابي ندارند وبحث را منحرف مي كنند.اين را هر خواننده منصفي مي فهمد.در مورد ولايت تكويني هم كه هنوز وقت ان نشده.
شما كه براي ايشان نمي نويسيد.ديگر سني ها هم اگر حرفي داشتند مي نويسند.شما به بحث تان ادمه بدهيد.
سلام.
جناب هستي حق با شماست!
بنده هم شخص خاصي را انتخاب نكردم.
مرسي
AntiMatter
Monday 7 November 2005, 01:09PM
[quote=AntiMatter]سلام.
بنده بيش از 5 بار تذكر دادم كه قصد اثبات حقانيت شيعه را ندارم.
یعنی شما آقای انتی متر می خواهید بفرمائید که فرقه شیعه اعتقاداتی دارد که حقانیت آنها را نمیتواند اثبات کند ، درست فهمیدم ؟
ایا دیگر همفکران شما نیز همین نظر را دارند ؟
سلام.
خير .نه تنها درست نفهميديد بلكه ابدآ چيزي از اين جمله نفهميديد!
جناب موحد فهميدند از ايشان بپرسيد!
گر چه با اين برداشتي كه شما كرديد بعيد ميدانم اصلآ بفهميد!
توصيه ميكنم وقتتان را تلف نكنيد!
AntiMatter
Monday 7 November 2005, 01:28PM
بله اصول اعتقاد شيعه برشرك منطبق است! يكي از آنها اعتقاد داشتن به اينكه امامان ولايت تكويني دارند!!!
بدون اينكه فرار كني بفرماييد شما قبول داريد يانه؟؟؟؟!!!
واضح تر وروشن تر آيا..شما...قبول داريد...كه شيعه...اعتقاد به ...ولايت تكويني ...امام دارد...يانه؟؟؟
سلام.
جناب موحد!
شما انتظار داريد بنده هر بار اين دور تسلسل را تكرار كنم!
مگر در پست 17 (http://www.iranclubs.org/forums/showpost.php?p=81392&postcount=17) نفرموديد:
آيا شما منكر هستيد كه شيعه معتقد است كه امامان ولايت تكويني دارند؟؟؟؟
مگر بنده در جواب شما نگفتم:
شما يا بايد وجود ولايت با اذن خدا را تكذيب ميكرديد يا تاييد!
مگر در پست 24 (http://www.iranclubs.org/forums/showpost.php?p=81607&postcount=24) نپرسيديد:
متاسفانه شما پاسخ صريح وروشني نداديد كه آيا قبول داريد كه شيعه معتقد است امامان ولايت دارند يا خير؟؟؟
و بنده در همين پست اخير(37) به شما پاسخ ندادم كه:
شيعه معتقد است امامان تنها به اذن پروردگار داراي ولايت هستند.شما يا:
الف-قبول داريد
ب-قبول نداريد
اگر قبول داريد بفرماييد اين چه موش و گربه بازي هست كه درآورده ايد؟
ما دوباره برگشتيم خانه اول!
بنده در همين پست 37 تمام اشكالاتي كه شما از اول تا اينجا مطرح كرده ايد را آورده ام و پرسشهاي كاملآ بدون جواب خود را هم آورده ام .اتفاقآ تمام مباحث مطرح شده از جانب جنابعالي در مورد ولايت بي كم و كاست مطرح شده!
حالا شما چرا اصرار داريد دوباره پرسش هاي تكراري خودتون را بدون پاسخ دادن تكرار كنيد...؟
به پرسشها پاسخ دهيد.تمام مطالب اين پستتان عينآ در آن هست!
مرسي
AntiMatter
Monday 7 November 2005, 01:31PM
بدون اينكه فرار كني بفرماييد شما قبول داريد يانه؟؟؟؟!!!
ما مرتب ميگيم-اعتراف ميكنيم-اقرار ميكنيم باز ميگن فرار نكن!:smile21: :eek:
mahdi1113
Monday 7 November 2005, 01:31PM
دستتون درد نكنه آقاي آنتي متر ، واقعاً نمونه كاملي از ادب و احترام هستيد ، من مدارك مفيدي براي اثبات عدم حقانيت شما دارم منتها نه شجاعت آقاي موحد را دارم و نه استقامت ايشان را در چنين بحث ها و خصوصاً ادامه بحث با اینچنین طرفين بحثی ، بهر حال اينجا ميتواند محلي براي آموختن ادب نيز باشد .
رب اشرح لی صدری ، اگر خدا بخواهد بموقع حضور خواهم یافت .
موحد
Monday 7 November 2005, 02:58PM
پس حال كه اعتراف كرديد قبول داريد وحرفهاي ما را هم قبول نداريد لطفا
جناب انتي متر
از شما تقاضا دارم فقط يك آيه از قرآن دليل بياوريد كه امامان ولايت تكويني دارند خواهش مي كنم زياد شلوغش نكنيد فقط يك آيه كه امامان ولايت تكويني دارند .....طول وعرض بازي ها را هم بگذاريد كنار...
هستي
Monday 7 November 2005, 04:20PM
بسمه تعالي
با سلام مجدد
هر بحثي مقدماتي دارد وبحث ولايت تكويني مبتني بر پذيرش يا عدم پذيرش توسل وحق شفاعت است. اگر كسي انها را نپذيرد كه ديگر بحث ولايت تكويني بي معنا است.
ايشان اگر ان مقدمات را مي پذيرند كه مي توان وارد ان بحث شد در غير اين صورت نه.
AntiMatter
Monday 7 November 2005, 05:27PM
پس حال كه اعتراف كرديد قبول داريد وحرفهاي ما را هم قبول نداريد لطفا
جناب انتي متر
از شما تقاضا دارم فقط يك آيه از قرآن دليل بياوريد كه امامان ولايت تكويني دارند خواهش مي كنم زياد شلوغش نكنيد فقط يك آيه كه امامان ولايت تكويني دارند .....طول وعرض بازي ها را هم بگذاريد كنار...
جناب mahdi1113
ظاهرآ پير و مراد شما هم با شما همداستان است!
يك نفر به جناب موحد به زبان مادري ايشان جملات زير را تفهيم كند لطفآ:
ما تنها ميخواهيم ببينيم آيا بر چسب شرك در حوزه اعتقادي ميان مذهبي به شيعه ميچسبد يا خير
منابع و دلايلي را كه معتقديد طبق اين تعاريف شيعه مشرك ميشود را با ذكر منبع از اصول عقايد شيعه بيان كنيد
شما از اصول عقايد مسلم شيعه بايد مدركي بياوريد كه بتوان با انطباق با تعريف و مفهوم شرك اثبات كرد شيه مشرك است و شيعه مذهب شرك است.
عرصه منطق عرصه جدل نيست. لطفآ از ميان تمام دلايلي كه در چنته داريد محكمترين دليل و غير قابل نقض ترين سندي كه در اختيار داريد را انتخاب كنيد و همان را مطرح كنيد و از حاشيه روي پرهيز كنيد.
قرار بر اين شد كه:
1-ابتدا تعريف شرك مشخص شود و به اشتراك برسيم كه به حمدالله رسيديم.
2-طبق تعريفي كه از شرك به دست آورديم و مشخص شد شرك يعني چه اصول عقايد شيعه را انطباق داده و در حقيقت عقايد شيعه را عيار سنجي كنيم.
بنده از شما محكمترين دليلي را كه طبق تعريف به دست آمده از شرك مشخص ميكند شيعه مشرك است را ميخواهم.
ما قرار نيست اينجا در مورد حق بودن يا نبودن شيعه بحث كنيم.همانطور كه از عنوان اين تاپيك مشخص است ميخواهيم اين مسآله را روشن كنيم كه :
آيا شرك با اعتقادات شيعه منطبق است يا خير!
بنده به طور مشخص از شما خواستم كه دليلي از متن عقايد شيعه بياوريد كه طبق تعاريف شرك اثبات شود شيعه مشرك است!منتها همانطور كه در پست قبل اشاره كردم شما به جاي اين كار دو كار نامربوط كرديد:
سلام.
بنده بيش از 5 بار تذكر دادم كه قصد اثبات حقانيت شيعه را ندارم.تنها كاري كه قرار است انجام شود اين است كه:
مشخص شود آيا اصول اعتقاد شيعه بر شرك منطبق است يا خير؟
(همين پست قبلي!)...
سفسطه هم معناش مشخص شد!
جناب موحد
آيا سولاتي كه از شما پرسيدم از چيزي به غير از ادعاهاي شما بوده؟
آيا مطلبي اضافه بر اينها گفته بوديد كه از قلم انداخته ام؟
اگر بله كه بفرماييد تا اضافه كنم!
اگر نه :
چرا نميخواهيد پاسخ دهيد؟
به بحث اصلي برگرديد و به سوالات پاسخ دهيد!
AntiMatter
Monday 7 November 2005, 05:30PM
پس حال كه اعتراف كرديد قبول داريد ...
اين كلمه *حال* هم داستاني دارد...
موحد
Monday 7 November 2005, 06:10PM
باز هم عرض مي كنم وخواهش مي كنم تكرار نكنيد
جناب انتي متر
از شما تقاضا دارم فقط يك آيه از قرآن دليل بياوريد كه امامان ولايت تكويني دارند خواهش مي كنم زياد شلوغش نكنيد فقط يك آيه كه امامان ولايت تكويني دارند .....طول وعرض بازي ها را هم بگذاريد كنار...
با چه زبان ساده اي بايد گفت شما قبول داريد كه شيعه اعتقادش مبني بر ولايت داشتن امامان است پس يك آيه دليل بياوريد تا من هم بگويم كه اين شرك است يا نه!!
AntiMatter
Tuesday 8 November 2005, 02:28PM
سلام.
جالب است كه بعد از 38 پست دوباره برگشت به اول بحث!
در پست 15 (http://www.iranclubs.org/forums/showpost.php?p=81359&postcount=15) ايشان گفتند:
متاسفانه يكي از توجيه هاتي كه برخي از اعتقادات شرك آميز خود مي كنند اين است كه اگر امام يا قطب يا پيشواي ما اينكار ها را مي كنند با اذن واجازه خداست!!!!!!حالا از اين حضرات بايد پرسيد خداوند اين اجازه را كجا وبه چه كساني داده؟؟؟!!!!
در پست 16 (http://www.iranclubs.org/forums/showpost.php?p=81372&postcount=16) بنده با نقل قول اين مطلب در پاسخ گفتم:
اين چه ارتباطي با بحث ما داشت؟
بنده صرا حتآ پرسيدم:
آيا قايل شدن به ولايت مشروط به اذن(فرمان-امر..) پروردگار و تحدت قدرت او شرك محسوب ميشود يا خير؟
كه اين تذكر مورد قبول ايشان واقع شد و در پست بعد به روال اصلي بحث برگشتند!
حال به غير از اينكه ايشان خودشون رو به كوچه ... .. ميزنند! اصولآ به روي خودشان هم نميآورند كه بايد مسوليت نوشته هاي خود را بر عهده بگيرند!
ايشان يه حرفهايي زدند كه ظاهرآ بد جور گير كردند!بالاخره به يك نحوي بايد ماستمالي كرد تا مجبور نباشد اين همه تهمت را پس بگيرد!
مرسي
موحد
Tuesday 8 November 2005, 05:44PM
سلام.
جالب است كه بعد از 38 پست دوباره برگشت به اول بحث!
در پست 15 (http://www.iranclubs.org/forums/showpost.php?p=81359&postcount=15) ايشان گفتند:
در پست 16 (http://www.iranclubs.org/forums/showpost.php?p=81372&postcount=16) بنده با نقل قول اين مطلب در پاسخ گفتم:
اين چه ارتباطي با بحث ما داشت؟
بنده صرا حتآ پرسيدم:
آيا قايل شدن به ولايت مشروط به اذن(فرمان-امر..) پروردگار و تحدت قدرت او شرك محسوب ميشود يا خير؟
كه اين تذكر مورد قبول ايشان واقع شد و در پست بعد به روال اصلي بحث برگشتند!
حال به غير از اينكه ايشان خودشون رو به كوچه ... .. ميزنند! اصولآ به روي خودشان هم نميآورند كه بايد مسوليت نوشته هاي خود را بر عهده بگيرند!
ايشان يه حرفهايي زدند كه ظاهرآ بد جور گير كردند!بالاخره به يك نحوي بايد ماستمالي كرد تا مجبور نباشد اين همه تهمت را پس بگيرد!
مرسي
جناب انتي متر!!!
شما كه خودت را به كوچه...نمي زنيد !!چرا جرات ابراز نظر خود يا فرقه ات را نداري؟؟!!آيا برايت سخت است كه بگوئي من يا شيعه معتقد است كه امام ولايت تكويني دارد؟!!
شما مي گوييد به چه دليل شيعه مشرك است بنده عرض كردم :
1_شيعه معتقد است پيامبر وامامان ولايت تكويني وتشريعي دارند به همين دليل مشرك است
2_شيعه معتقد است پيامبر وامامان زنده وحاضر وناظر به احوال بندگان در تمام دروران هاست به همين علت مشرك است.
3_شيعه عبادت را كه مخصوص خداوند است مانند نذر قرباني خواندن وياري طلبيدن و...براي امامان وامامزاده جايز مي داند به همين علت مشرك است.
4_....
5_...
....
حال اگر خواستي يك بيك دلايلش را توضيح دهم .....
AntiMatter
Wednesday 9 November 2005, 01:47PM
پست 9 (http://www.iranclubs.org/forums/showpost.php?p=81214&postcount=9)
سلام عليكم
در ابتدا بايد خدمت شما عرض كنم حساب ائمه(ع) ازحساب شيعيان كاملا جداست آن بزرگواران در عمر خود هيچگاه سخني بر خلاف توحيد وقرآن برزبان نرانده اند واعمال خلاف توحيد نيز انجام نداده اند ولي شيعيان با نقل قول هائي از آنان وبا اظهار ارادت ودوستي به آنها حرفها وحديثهائي گفته اند كه اينها جزء اصول شيعه ومذهب گرديده كه ما با آنها مخالفيم!
ابتدا تيتر وار به برخي از آنان اشاره مي نمايم واگر مورد قبول شما هست بنده با ذكر دلايل شرك بودن آن را بيان نمايم واگر هم مورد قبول شما نيست برويم بر سر برخي ديگر از عقايد شيعه!
1_اعتقاد براينكه پيامبر وامام ولايت (بمعني سرپرستي والا بمعني دوستي را ما هم قبول داريم)هم تكويني وهم تشريعي دارند
2_اعتقاد بر اينكه پيامبر وامام در همه جا حاظر وناظر وشنوا هستند
3_اعتقاد براينكه امامان قاضي الحاجات هستند ودعاهاي مردم را مي شنوند واجابت مي كنند
.......
جواب بنده:
سلام.
نشد جناب موحد!
قرار بر اين شد كه:
1-ابتدا تعريف شرك مشخص شود و به اشتراك برسيم كه به حمدالله رسيديم.
2-طبق تعريفي كه از شرك به دست آورديم و مشخص شد شرك يعني چه اصول عقايد شيعه را انطباق داده و در حقيقت عقايد شيعه را عيار سنجي كنيم.
3-به باورهاي عامه مردم و اخلاقيات و عادات آنها كاري نداشته باشيم.
در توضيح بند بالا براي بار سوم دليل اين بي اعتنايي را عرض ميكنم:
عادات و اخلاقهاي توده مردم ممكن است با اصول عقايد آنان همخواني نداشته باشد و هيچ محققي براي عيار سنجي و كسب آگاهي از يك مكتب به سراغ عادات مردمان پيرو آن مكتب نميرود.
شما تنها كار باقي مانده را انجام دهيد و آن:
ارايه محكمترين سند و دليل از اصول شيعه از بين تمام دلايلي كه داريد كه بر مشرك بود شيعيان و شرك محور بودن مذهب شيعه دلالت كند!
بنده از شما محكمترين دليلي را كه طبق تعريف به دست آمده از شرك مشخص ميكند شيعه مشرك است را ميخواهم.
مرسي
پاسخ ايشان در پست 11 (http://www.iranclubs.org/forums/showpost.php?p=81284&postcount=11):
سلام عليك
جناب آنتي متر!
چرا دقت نمي كنيد!سئوالات من اصول اعتقادي شيعه است حال اگر شما قبول نداريد آن بحثي ديگر است ولي بنده مي گويم اين عقايد شرك است آيا شما قبول داريد ياخير؟؟
_اعتقاد براينكه پيامبر وامام ولايت (بمعني سرپرستي والا بمعني دوستي را ما هم قبول داريم)هم تكويني وهم تشريعي دارند
2_اعتقاد بر اينكه پيامبر وامام در همه جا حاظر وناظر وشنوا هستند
3_اعتقاد براينكه امامان قاضي الحاجات هستند ودعاهاي مردم را مي شنوند واجابت مي كنند
.......
منتظر جواب مثبت ويا منفي شما هستم
و پاسخ بنده:
سلام.
جناب موحد عرض كردم تنها يك دليل را با ذكر *منبع* از اصول مسلم شيعه را مطرح كنيد!تنها يك دليل و محكمترين آن!
از بين همين 3 دليلي را كه مدعي هستيد از عقايد مسلم شيعه هستند را يكي را به دلخواه(از همين 3 تا هم نبود نبود) انتخاب كنيد و منبع آن را هم ذكر كنيد.
*بي دقت هم شديم!چندين بار توضيح دادم باز ...*
مرسي
حالا پست قبلي ايشان را با پست 9 خودشان مقايسه كنيد!
به روشني ايشان بحث را عينآ تكرار ميكند!
جناب موحد:
تمام اين مسايل عينآ در پست 37 بنده جمع آوري شده!
به سوالات پاسخ دهيد همه چيز مشخص خواهد شد!
موحد
Wednesday 9 November 2005, 03:39PM
جناب انتي متر!!!
شما كه خودت را به كوچه...نمي زنيد !!چرا جرات ابراز نظر خود يا فرقه ات را نداري؟؟!!آيا برايت سخت است كه بگوئي من يا شيعه معتقد است كه امام ولايت تكويني دارد؟!!
شما مي گوييد به چه دليل شيعه مشرك است بنده عرض كردم :
1_شيعه معتقد است پيامبر وامامان ولايت تكويني وتشريعي دارند به همين دليل مشرك است
2_شيعه معتقد است پيامبر وامامان زنده وحاضر وناظر به احوال بندگان در تمام دروران هاست به همين علت مشرك است.
3_شيعه عبادت را كه مخصوص خداوند است مانند نذر قرباني خواندن وياري طلبيدن و...براي امامان وامامزاده جايز مي داند به همين علت مشرك است.
4_....
5_...
....
حال اگر خواستي يك بيك دلايلش را توضيح دهم .....
نمي خواهد بگردي بدنبال نقل قول ها لطفا جواب بده؟؟!!!!:smile09: :smile09: :smile09:
AntiMatter
Wednesday 9 November 2005, 04:25PM
سلام.
جناب موحد عرض كردم تنها يك دليل را با ذكر *منبع* از اصول مسلم شيعه را مطرح كنيد!تنها يك دليل و محكمترين آن!
از بين همين 3 دليلي را كه مدعي هستيد از عقايد مسلم شيعه هستند را يكي را به دلخواه(از همين 3 تا هم نبود نبود) انتخاب كنيد و منبع آن را هم ذكر كنيد.
*بي دقت هم شديم!چندين بار توضيح دادم باز ...*
دفعه پيش شما مورد 1 را انتخاب فرموده بوديد.تا به حال هم داشتيم در همين مورد بحث ميكرديم.
اما اگر الان پشيمان شديد و ميخواهيد دليل محكم ديگري بياوريد , اين بار با دقت محكمترين دليل خود را بياوريد تا بعدآ مجبور نباشيد اينگونه ...
مرسي
AntiMatter
Sunday 25 December 2005, 12:35AM
خوب ظاهرآ غيبت ما دليلي بر سكوت ... شده.
اگر كسي مايل به ادامه اين بحث است (با توجه به شرايط گفته شده ) بنده در خدمت هستم!
هستي
Sunday 25 December 2005, 06:42PM
بسمه تعالي
با سلام
با چه كساني مي خواهيد بحث كنيد؟.
با كساني كه مي گويند پيامبر فقط اورنده وحي بوده است ودر طول عمرش هم يك كلام هم كه ما بدان بتوانيم اعتماد كنيم نزده واگر هم حرفي زده ما نمي دانيم چون احاديث را قبول نداريم.
او تنها وظيفه اش ابلاغ وحي به مردم بوده است ومردم خودشان وظيفه داشتند كه بفهمند قران چه مي گويد, وبه ان عمل كنند تا دچار شرك نشوند.اطاعت از پيامبر هم ضرورت ندارد چون ممكن است مثل شيعيان دچار انحراف بشوند.
تنها چيزي كه من تا به حال دستگيرم شده است اين است كه براي هدايت واقعي بايد به اينها رجوع كنيم.
البته اگر شما مايل بوديد بحثي در مورد صراط مستقيم هست كه برا يتان ارسال كنم.
اينها خودشان مستقيم هستند.
taslim
Sunday 25 December 2005, 09:35PM
بسمه تعالي
با سلام
با چه كساني مي خواهيد بحث كنيد؟.
با كساني كه مي گويند پيامبر فقط اورنده وحي بوده است ودر طول عمرش هم يك كلام هم كه ما بدان بتوانيم اعتماد كنيم نزده واگر هم حرفي زده ما نمي دانيم چون احاديث را قبول نداريم.
او تنها وظيفه اش ابلاغ وحي به مردم بوده است ومردم خودشان وظيفه داشتند كه بفهمند قران چه مي گويد, وبه ان عمل كنند تا دچار شرك نشوند.اطاعت از پيامبر هم ضرورت ندارد چون ممكن است مثل شيعيان دچار انحراف بشوند.
تنها چيزي كه من تا به حال دستگيرم شده است اين است كه براي هدايت واقعي بايد به اينها رجوع كنيم.
البته اگر شما مايل بوديد بحثي در مورد صراط مستقيم هست كه برا يتان ارسال كنم.
اينها خودشان مستقيم هستند.
وَأَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَاحْذَرُواْ فَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَاعْلَمُواْ أَنَّمَا عَلَى رَسُولِنَا الْبَلاَغُ الْمُبِينُ
مَّا عَلَى الرَّسُولِ إِلاَّ الْبَلاَغُ وَاللّهُ يَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا تَكْتُمُونَ
وَإِن مَّا نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذِي نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلاَغُ وَعَلَيْنَا الْحِسَابُ
وَقَالَ الَّذِينَ أَشْرَكُواْ لَوْ شَاء اللّهُ مَا عَبَدْنَا مِن دُونِهِ مِن شَيْءٍ نَّحْنُ وَلا آبَاؤُنَا وَلاَ حَرَّمْنَا مِن دُونِهِ مِن شَيْءٍ كَذَلِكَ فَعَلَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَهَلْ عَلَى الرُّسُلِ إِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبِينُ
فَإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلاَغُ الْمُبِينُ
قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِن تَوَلَّوا فَإِنَّمَا عَلَيْهِ مَا حُمِّلَ وَعَلَيْكُم مَّا حُمِّلْتُمْ وَإِن تُطِيعُوهُ تَهْتَدُوا وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ
وَإِن تُكَذِّبُوا فَقَدْ كَذَّبَ أُمَمٌ مِّن قَبْلِكُمْ وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ
فَإِنْ أَعْرَضُوا فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا إِنْ عَلَيْكَ إِلَّا الْبَلَاغُ وَإِنَّا إِذَا أَذَقْنَا الْإِنسَانَ مِنَّا رَحْمَةً فَرِحَ بِهَا وَإِن تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ فَإِنَّ الْإِنسَانَ كَفُورٌ
وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَإِنَّمَا عَلَى رَسُولِنَا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ
فَإنْ حَآجُّوكَ فَقُلْ أَسْلَمْتُ وَجْهِيَ لِلّهِ وَمَنِ اتَّبَعَنِ وَقُل لِّلَّذِينَ أُوْتُواْ الْكِتَابَ وَالأُمِّيِّينَ أَأَسْلَمْتُمْ فَإِنْ أَسْلَمُواْ فَقَدِ اهْتَدَواْ وَّإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلاَغُ وَاللّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ
عجب مدافعيني دارد اين نوع اسلام!
اگر كسي به او بگويد ؛ قرآن بخوان ! خواهد گفت : تو مي خواهي مرا با قرآن خواندن سرگرم كني تا نتوانم جوابت را بدهم!
آيا خداوند هم اشتباه كرده است؟!
آيا بجز ابلاغ ، چيز ديگري به عهده رسول بوده است؟
sareban
Sunday 25 December 2005, 09:40PM
وَأَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَاحْذَرُواْ فَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَاعْلَمُواْ أَنَّمَا عَلَى رَسُولِنَا الْبَلاَغُ الْمُبِينُ
مَّا عَلَى الرَّسُولِ إِلاَّ الْبَلاَغُ وَاللّهُ يَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا تَكْتُمُونَ
وَإِن مَّا نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذِي نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلاَغُ وَعَلَيْنَا الْحِسَابُ
وَقَالَ الَّذِينَ أَشْرَكُواْ لَوْ شَاء اللّهُ مَا عَبَدْنَا مِن دُونِهِ مِن شَيْءٍ نَّحْنُ وَلا آبَاؤُنَا وَلاَ حَرَّمْنَا مِن دُونِهِ مِن شَيْءٍ كَذَلِكَ فَعَلَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَهَلْ عَلَى الرُّسُلِ إِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبِينُ
فَإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلاَغُ الْمُبِينُ
قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِن تَوَلَّوا فَإِنَّمَا عَلَيْهِ مَا حُمِّلَ وَعَلَيْكُم مَّا حُمِّلْتُمْ وَإِن تُطِيعُوهُ تَهْتَدُوا وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ
وَإِن تُكَذِّبُوا فَقَدْ كَذَّبَ أُمَمٌ مِّن قَبْلِكُمْ وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ
فَإِنْ أَعْرَضُوا فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا إِنْ عَلَيْكَ إِلَّا الْبَلَاغُ وَإِنَّا إِذَا أَذَقْنَا الْإِنسَانَ مِنَّا رَحْمَةً فَرِحَ بِهَا وَإِن تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ فَإِنَّ الْإِنسَانَ كَفُورٌ
وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَإِنَّمَا عَلَى رَسُولِنَا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ
فَإنْ حَآجُّوكَ فَقُلْ أَسْلَمْتُ وَجْهِيَ لِلّهِ وَمَنِ اتَّبَعَنِ وَقُل لِّلَّذِينَ أُوْتُواْ الْكِتَابَ وَالأُمِّيِّينَ أَأَسْلَمْتُمْ فَإِنْ أَسْلَمُواْ فَقَدِ اهْتَدَواْ وَّإِن تَوَلَّوْاْفَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلاَغُ وَاللّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ
عجب مدافعيني دارد اين نوع اسلام!
اگر كسي به او بگويد ؛ قرآن بخوان ! خواهد گفت : تو مي خواهي مرا با قرآن خواندن سرگرم كني تا نتوانم جوابت را بدهم!
آيا خداوند هم اشتباه كرده است؟!
آيا بجز ابلاغ ، چيز ديگري به عهده رسول بوده است؟
مگر ما ميگوئيم كار پيامبر بلاغ نيست؟
خير ! بلاغ يعني رساندن پيام بصورت آشكار
اما پيام پيامبر چيست؟
آيا فقط قران؟ از كجاي اين آيات درامد؟
سوال:
آيا پيامبر مسـووليت قضاء و بيان عبادات و نحوه معاملات را بر عهده داشت يا خير؟
taslim
Sunday 25 December 2005, 09:58PM
مگر ما ميگوئيم كار پيامبر بلاغ نيست؟
خير ! بلاغ يعني رساندن پيام بصورت آشكار
اما پيام پيامبر چيست؟
آيا فقط قران؟ از كجاي اين آيات درامد؟
سوال:
آيا پيامبر مسـووليت قضاء و بيان عبادات و نحوه معاملات را بر عهده داشت يا خير؟
سلام آقا بزرگ!
رسيدن بخير
يادت مياد آخرين باري كه با هم صحبت كرديم كي بود؟!
قول مي دي بحثو نصفه نيمه ول نكني و سرنكني زير آب؟
اگه قول بدي منم جوابتو مي دم
اگه انكار كني حد اقل به دو تا از دسته گلات نقل قول مي زنم تا ديگه انكار نكني
قبوله؟
sareban
Sunday 25 December 2005, 10:07PM
سلام آقا بزرگ!
رسيدن بخير
يادت مياد آخرين باري كه با هم صحبت كرديم كي بود؟!
قول مي دي بحثو نصفه نيمه ول نكني و سرنكني زير آب؟
اگه قول بدي منم جوابتو مي دم
اگه انكار كني حد اقل به دو تا از دسته گلات نقل قول مي زنم تا ديگه انكار نكني
قبوله؟
باشه من هستم فقط اگر كارتم تموم شد فردا ميام!
فقط جان من پونصد خطي ننويسي!
خلاصه و مفيد :smile59:
shangool_611
Sunday 25 December 2005, 10:20PM
از شيعه بدعت گذار تر كجا سراغ داريد !!!
sareban
Sunday 25 December 2005, 10:23PM
از شيعه بدعت گذار تر كجا سراغ داريد !!!
اگر هم شيعه بدعت كند سنيان نميتوانند با آن مشكلي داشته باشند ، چون طبق نطر اهل سنت هم ، عمر بدعت كرد و گفت چه خوب بدعتي كردم ( ياد پرفسور بالتازار افتادم كه وقتي چيزي كشف ميكرد سه ساعت به هوا ميپريد!):D :smile21:
sareban
Sunday 25 December 2005, 10:29PM
حالا اين شد يه حرفي
كدوم يكي از سئوالات يا مباحث فوق رو مايليد اول شروع كنيم؟
اگه
موضوعات اين سايت زياد است شما هر كدوم را دوست داري بحث كن ؛ ولي ترجيحا همون قبلي را : مگر ما ميگوئيم كار پيامبر بلاغ نيست؟خير ! بلاغ يعني رساندن پيام بصورت آشكاراما پيام پيامبر چيست؟آيا فقط قران؟ از كجاي اين آيات درامد؟سوال:آيا پيامبر مسـووليت قضاء و بيان عبادات و نحوه معاملات را بر عهده داشت يا خير؟
taslim
Sunday 25 December 2005, 10:31PM
باشه من هستم فقط اگر كارتم تموم شد فردا ميام!
فقط جان من پونصد خطي ننويسي!
خلاصه و مفيد :smile59:
حالا اين شد يه حرفي
كدوم يكي از مباحث فوق رو مايليد اول شروع كنيم
اگه جواب نديد من يكي از اونا روبه دلخواه انتخاب مي كنم
sareban
Sunday 25 December 2005, 10:35PM
حالا اين شد يه حرفي
كدوم يكي از مباحث فوق رو مايليد اول شروع كنيم
اگه جواب نديد من يكي از اونا روبه دلخواه انتخاب مي كنم
جواب دادم حتي زودتر از سوال حذف شده شما
taslim
Sunday 25 December 2005, 10:40PM
مگر ما ميگوئيم كار پيامبر بلاغ نيست؟
خير ! بلاغ يعني رساندن پيام بصورت آشكار
اما پيام پيامبر چيست؟
آيا فقط قران؟ از كجاي اين آيات درامد؟
سوال:
آيا پيامبر مسـووليت قضاء و بيان عبادات و نحوه معاملات را بر عهده داشت يا خير؟
جواب ندادي عزيزم
منظور از مطالب فوق همين چند تا مطلب بالا بود
درضمن بنده خيال حذف اون مطلب رو نداشتم
من ترجيح مي دم بجاي ويرايش ، از حذف استفاده كنم
و بعد مطلب بدون غلط رو دوباره پست كنم
shangool_611
Sunday 25 December 2005, 10:41PM
آقاي ساربان خيلي باسواد تشريف داريد كه اسلام رو فقط شيعه و سني ميبينيد
اگه كسي غير از اين دو فرقه بود بايد چه گلي به سر بگيره
نبايد بگه كه هم شيعه بده و هم سني
حالا سني كمي كم تر بدعت گذار تر
sareban
Sunday 25 December 2005, 10:46PM
جواب ندادي عزيزم
منظور از مطالب فوق همين چند تا مطلب بالا بود
درضمن بنده خيال حذف اون مطلب رو نداشتم
من ترجيح مي دم بجاي ويرايش ، از حذف استفاده كنم
و بعد مطلب بدون غلط رو دوباره پست كنم
مگر خداي ناكرده نابينا هستيد؟ پس پستهاي بالايي جواب چه كسي بود؟
sareban
Sunday 25 December 2005, 10:47PM
آقاي ساربان خيلي باسواد تشريف داريد كه اسلام رو فقط شيعه و سني ميبينيد
........حالا سني كمي كم تر بدعت گذار تر
من اسلام را فقط شيعه وسني نميبينم بلكه فقط شيعه ميبينم! حله؟
taslim
Sunday 25 December 2005, 11:09PM
مگر خداي ناكرده نابينا هستيد؟ پس پستهاي بالايي جواب چه كسي بود؟
بزودي مشخص خواهد شد كه نابينا كيست(انشاء الله)
1- خير ! بلاغ يعني رساندن پيام بصورت آشكار
2- اما پيام پيامبر چيست؟ آيا فقط قران؟ از كجاي اين آيات درامد؟
3- آيا پيامبر مسـووليت قضاء و بيان عبادات و نحوه معاملات را بر عهده داشت يا خير؟
منظور من اين است : كداميك از سه مطلب فوق را اول شروع كنيم؟
افتاد يا نه هنوز؟!
sareban
Sunday 25 December 2005, 11:11PM
بزودي مشخص خواهد شد كه نابينا كيست(انشاء الله)
1- خير ! بلاغ يعني رساندن پيام بصورت آشكار
2- اما پيام پيامبر چيست؟ آيا فقط قران؟ از كجاي اين آيات درامد؟
3- آيا پيامبر مسـووليت قضاء و بيان عبادات و نحوه معاملات را بر عهده داشت يا خير؟
منظور من اين است : كداميك از سه مطلب فوق را اول شروع كنيم؟
افتاد يا نه هنوز؟!
اولي كه بحثي لفظي است پس از دومي شروع كنيد! چرا انقدر دير مينويسد؟ زود باشيديا علي
AntiMatter
Sunday 25 December 2005, 11:59PM
جنابان taslim و shangool_611 از متشنج كردن فضاي گفتمان بپرهيزيد لطفآ(اميدوام معناي *لطفآ* را بدانيد!)اگر بحث را كامل خوانده باشيد بايد بدانيد كه شيوه بحث به شكلي بايد باشد...براي يادآوري:::-تعريف لغوي شرك و مشرك را ذكر كنيد(در صورت قبول نداشتن تعريف اوليه)2-از ميان تمام دلايلي كه داريد تنها يكي و محكمترين دليل خود را دال بر مشرك بودن شيعه بياوريد.::به خاطر داشته باشيد عقايد-رفتار و شيونات رايج عامه دليل به حساب نمي آيد و شما موظفيد از متن اعتقادات مسلم شيعه استدلال كنيد.::شما حق تفسير به رآي از هيچ منبع شيعي (اعم از قرآن و حديث) را نداريد::از وارد شدن به مباحث متفرقه پرهيز كنيد.::***به ياد داشته باشيد در حال گفتگويي منطقي(در مفهوم خاص) هستيد و براي هر گزاره موظف به ارايه :1-گزاره موافقيا2-رديه مخالفهستيد.تكرار ميكنم:تنها يك دليل و يك دليل و محكمترين آن.چرا؟چون:عرصه منطق ميدان جنگ نيست و تنها يك استدلال *منطقي* ميتواند كوهي از ادعا را در چشم به هم زدني نيست كند!
AntiMatter
Monday 26 December 2005, 12:01AM
جناب هستي سلام.ضمن تشكر از لطف شما منتظر بحث مذكور هستم.شاد و سربلند باشيد
shangool_611
Monday 26 December 2005, 12:25AM
درود بر شما جناب آنتي متر
چشم
shangool_611
Monday 26 December 2005, 12:30AM
اولين قسمت
ساختن بارگاه براي امامان و به زيارت رفتن و از آنها معجزه خواستن نمود شرك است
(اين قسمت به عنوان مقدمه است . در آينده بيشتر اين مسئله رو باز مي كنيم)
taslim
Monday 26 December 2005, 06:32AM
اولي كه بحثي لفظي است پس از دومي شروع كنيد! چرا انقدر دير مينويسد؟ زود باشيديا علي
وَأَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَاحْذَرُواْ فَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَاعْلَمُواْ أَنَّمَا عَلَى رَسُولِنَا الْبَلاَغُ الْمُبِينُ
مَّا عَلَى الرَّسُولِ إِلاَّ الْبَلاَغُ وَاللّهُ يَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا تَكْتُمُونَ
وَإِن مَّا نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذِي نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلاَغُ وَعَلَيْنَا الْحِسَابُ
وَقَالَ الَّذِينَ أَشْرَكُواْ لَوْ شَاء اللّهُ مَا عَبَدْنَا مِن دُونِهِ مِن شَيْءٍ نَّحْنُ وَلا آبَاؤُنَا وَلاَ حَرَّمْنَا مِن دُونِهِ مِن شَيْءٍ كَذَلِكَ فَعَلَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَهَلْ عَلَى الرُّسُلِ إِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبِينُ
فَإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلاَغُ الْمُبِينُ
قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِن تَوَلَّوا فَإِنَّمَا عَلَيْهِ مَا حُمِّلَ وَعَلَيْكُم مَّا حُمِّلْتُمْ وَإِن تُطِيعُوهُ تَهْتَدُوا وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ
وَإِن تُكَذِّبُوا فَقَدْ كَذَّبَ أُمَمٌ مِّن قَبْلِكُمْ وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ
فَإِنْ أَعْرَضُوا فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا إِنْ عَلَيْكَ إِلَّا الْبَلَاغُ وَإِنَّا إِذَا أَذَقْنَا الْإِنسَانَ مِنَّا رَحْمَةً فَرِحَ بِهَا وَإِن تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ فَإِنَّ الْإِنسَانَ كَفُورٌ
وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَإِنَّمَا عَلَى رَسُولِنَا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ
فَإنْ حَآجُّوكَ فَقُلْ أَسْلَمْتُ وَجْهِيَ لِلّهِ وَمَنِ اتَّبَعَنِ وَقُل لِّلَّذِينَ أُوْتُواْ الْكِتَابَ وَالأُمِّيِّينَ أَأَسْلَمْتُمْ فَإِنْ أَسْلَمُواْ فَقَدِ اهْتَدَواْ وَّإِن تَوَلَّوْاْفَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلاَغُ وَاللّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ
عجب مدافعيني دارد اين نوع اسلام!
اگر كسي به او بگويد ؛ قرآن بخوان ! خواهد گفت : تو مي خواهي مرا با قرآن خواندن سرگرم كني تا نتوانم جوابت را بدهم!
آيا خداوند هم اشتباه كرده است؟!
آيا بجز ابلاغ ، چيز ديگري به عهده رسول بوده است؟
متن فوق از مطالب گذشته كپي شده است
همانگونه كه مي بينيد ، كلمه «انما» بصورت بر جسته مشخص گرديده و اين نشان مي دهد كه بنده بحث دومي را قبلاً شروع كرده ام و حالا بيشتر راجع به آن توضيح مي دهم :
كلمه « انما» وظايف نبي را محصور مي كند به ابلاغ رسالت(قرآن)
به عبارت ديگر ، تنها وظيفه اي كه از ناحيه خداوند بر عهده پيامبر عزيز اسلام گذاشته شده بود فقط و فقط ابلاغ قرآن بوده كه بخاطرش مبعوث شده است.
من در پست گذشته شما سه بحث را ضروري ديدم و آنها را با شماره مشخص كردم ، اما شما يكي از آنها را ضروري ندانستيد و حالا منتظرم تا ببينم آيا حق با شما بود يا بنده.
sareban
Monday 26 December 2005, 12:11PM
وَأَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَاحْذَرُواْ فَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَاعْلَمُواْ أَنَّمَا عَلَى رَسُولِنَا الْبَلاَغُ الْمُبِينُ
مَّا عَلَى الرَّسُولِ إِلاَّ الْبَلاَغُ وَاللّهُ يَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا تَكْتُمُونَ
وَإِن مَّا نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذِي نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلاَغُ وَعَلَيْنَا الْحِسَابُ
وَقَالَ الَّذِينَ أَشْرَكُواْ لَوْ شَاء اللّهُ مَا عَبَدْنَا مِن دُونِهِ مِن شَيْءٍ نَّحْنُ وَلا آبَاؤُنَا وَلاَ حَرَّمْنَا مِن دُونِهِ مِن شَيْءٍ كَذَلِكَ فَعَلَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَهَلْ عَلَى الرُّسُلِ إِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبِينُ
فَإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلاَغُ الْمُبِينُ
قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِن تَوَلَّوا فَإِنَّمَا عَلَيْهِ مَا حُمِّلَ وَعَلَيْكُم مَّا حُمِّلْتُمْ وَإِن تُطِيعُوهُ تَهْتَدُوا وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ
وَإِن تُكَذِّبُوا فَقَدْ كَذَّبَ أُمَمٌ مِّن قَبْلِكُمْ وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ
فَإِنْ أَعْرَضُوا فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا إِنْ عَلَيْكَ إِلَّا الْبَلَاغُ وَإِنَّا إِذَا أَذَقْنَا الْإِنسَانَ مِنَّا رَحْمَةً فَرِحَ بِهَا وَإِن تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ فَإِنَّ الْإِنسَانَ كَفُورٌ
وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَإِنَّمَا عَلَى رَسُولِنَا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ
فَإنْ حَآجُّوكَ فَقُلْ أَسْلَمْتُ وَجْهِيَ لِلّهِ وَمَنِ اتَّبَعَنِ وَقُل لِّلَّذِينَ أُوْتُواْ الْكِتَابَ وَالأُمِّيِّينَ أَأَسْلَمْتُمْ فَإِنْ أَسْلَمُواْ فَقَدِ اهْتَدَواْ وَّإِن تَوَلَّوْاْفَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلاَغُ وَاللّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ
عجب مدافعيني دارد اين نوع اسلام!
اگر كسي به او بگويد ؛ قرآن بخوان ! خواهد گفت : تو مي خواهي مرا با قرآن خواندن سرگرم كني تا نتوانم جوابت را بدهم!
آيا خداوند هم اشتباه كرده است؟!
آيا بجز ابلاغ ، چيز ديگري به عهده رسول بوده است؟
متن فوق از مطالب گذشته كپي شده است
همانگونه كه مي بينيد ، كلمه «انما» بصورت بر جسته مشخص گرديده و اين نشان مي دهد كه بنده بحث دومي را قبلاً شروع كرده ام و حالا بيشتر راجع به آن توضيح مي دهم :
كلمه « انما» وظايف نبي را محصور مي كند به ابلاغ رسالت(قرآن)
به عبارت ديگر ، تنها وظيفه اي كه از ناحيه خداوند بر عهده پيامبر عزيز اسلام گذاشته شده بود فقط و فقط ابلاغ قرآن بوده كه بخاطرش مبعوث شده است.
من در پست گذشته شما سه بحث را ضروري ديدم و آنها را با شماره مشخص كردم ، اما شما يكي از آنها را ضروري ندانستيد و حالا منتظرم تا ببينم آيا حق با شما بود يا بنده.
شما اگر نميخواهيد بحث كنيد ديگر چرا اين در و آن در ميفرمائيد؟
اگر جوابي به پست من داري رو كن والا خوش گلدي!!!! :cool:
مگر ما ميگوئيم كار پيامبر بلاغ نيست؟
خير ! بلاغ يعني رساندن پيام بصورت آشكار
اما پيام پيامبر چيست؟
آيا فقط قران؟ از كجاي اين آيات درامد؟
سوال:
آيا پيامبر مسـووليت قضاء و بيان عبادات و نحوه معاملات را
بر عهده داشت يا خير؟
taslim
Monday 26 December 2005, 02:27PM
اولي كه بحثي لفظي است پس از دومي شروع كنيد! چرا انقدر دير مينويسد؟ زود باشيد يا علي
و دومي چه بود؟
همين:
2- اما پيام پيامبر چيست؟ آيا فقط قران؟ از كجاي اين آيات درامد؟
تنها پيام پيامبر يا رسالت رسول قرآن است. همه آن آياتي كه آوردم دارند اين مطلب را فرياد مي زنند (اگر گوش شنوايي وجود داشته باشد) و بطوري كه قبلاً نيز گفتم : اكثر اين آيات بواسطه كلمه « انما » تنها وظيفه رسول را ابلاغ رسالت(كتاب آسماني) دانسته اند .
اگربه نظر شما اينگونه نيست دليلتان چيست؟(فقط از قرآن دليل بياوريد)
sareban
Monday 26 December 2005, 04:57PM
و دومي چه بود؟
همين:
2- اما پيام پيامبر چيست؟ آيا فقط قران؟ از كجاي اين آيات درامد؟
تنها پيام پيامبر يا رسالت رسول قرآن است. همه آن آياتي كه آوردم دارند اين مطلب را فرياد مي زنند (اگر گوش شنوايي وجود داشته باشد) و بطوري كه قبلاً نيز گفتم : اكثر اين آيات بواسطه كلمه « انما » تنها وظيفه رسول را ابلاغ رسالت(كتاب آسماني) دانسته اند .
اگربه نظر شما اينگونه نيست دليلتان چيست؟(فقط از قرآن دليل بياوريد)
اين آيات يا در صدد بيان اين مطلبند كه ابلاغ خدا را تنها رسول الله ميرساند نه هر كس و ناكسي ديگري و يا ميخواهند بگويند كه : وظيفه پيامبر اين نيست كه مردم را هم بالفعل هدايت كند، بلكه تو فقط وظيفه داري به آنها بگويي، اما اينكه انها هم بپذيرند خير (چنانكه در ايات ديگري هم اين مضمون تاييد شده) و اينكه وظيفه پيامبر تنها ابلاغ وحي باشد و نه هيچ نمود علني وعملي ديگر، خير؛ و ما به سيره پيامبر هم كه توجه ميكنيم وظيفه رسول الله را كاملا آشكار مشاهده ميكنيم او ميجنگيد ودستور به جهاد و صلح ميداد و سيره كاملا روشني داشت ؛ آيا شما ملتزم ميشود كه هيچ يك از كارهاي پيامبر(ص) خدايي نبوده؟
هستي
Tuesday 27 December 2005, 10:40AM
بسمه تعالي
با سلام
نمي دانم كه چرا شما گمان مي كنيد كه ما قران نمي خوانيم ودر ان تدبر نمي كنيم.
راستش بعضي قران را براي صواب نمي خوانندوبهمين دليل خواندن ان با تفسير ويا به صورت موضو عي وقت مي گيرد.
اما در مورد بلاغي كه در اين ايات اورده ايد اينها خطاب خداوند است به مشركان كه بدانند خداوند هيچكس را مجبور به پذيرش دين نمي كند چرا كه:
لا اكراه في الدين قد تبيين الرشد من الغي
اماراه رشد از راه گمراهي توسط پيامبر تبيين مي گردد:
لتبين للناس ما نزل اليهم
وهدايت واقعي بااطاعت پيامبر توام است.
وان تطيعوه تهتدوا
پس اين مقام پيامبراست :تبيين وهدايت كه با اطاعت او ممكن است نه با حذف او.
قران كتاب هدايت براي زمانهاي ديگر هم هست وبعد از پيامبر هم بايد كساني تبيين ان را برعهده بگيرند تا هر كه هر تاويلي دلش خواست نكند.
من نمي دانم شما چه اصراري داريد كه سفارش پيامبر را براي اطاعت از
اولو الامر نا ديده بگيريد .اين جه نفعي براي شما دارد؟
در ضمن من نديدم كه شما در جايي اولوالامر را توضيح داده باشيد.
لطفا نصيحت را شروع نكنيد همين ها را جواب بدهيد.
taslim
Tuesday 27 December 2005, 03:33PM
اين آيات يا در صدد بيان اين مطلبند كه ابلاغ خدا را تنها رسول الله ميرساند نه هر كس و ناكسي ديگري و يا ميخواهند بگويند كه
توجيه آخوندي ممنوع!
مواظب حرف زدنت باش ! اينجا منبر نيست.
هرچه به ذهنت آمد بيان مي كني ؟! مي خواهي آيات خداوندي را تلبيس كني ؟!
اما اين كوچك بي مقدار چنين اجازه اي را به تو نخواهد داد و به پشتوانه قرآن معظم تو را سر جايت خواهد نشاند.
اي وجدانهاي بيدار ! آيا چشمهاي كسي كه آيات زير را بدانسان مي بيند واقعاً مي بينند؟!
آيا گوشهاي او مي شنوند؟!
1- وظيفه ابلاغ پيام خداوند فقط به عهده رسول الله است
2- وظيفه رسول الله فقط ابلاغ پيام خداوند است
كداميك ؟
كداميك از دو مورد فوق منظور آيات زير است:
وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَإِنَّمَا عَلَى رَسُولِنَا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ
وَقَالَ الَّذِينَ أَشْرَكُواْ لَوْ شَاء اللّهُ مَا عَبَدْنَا مِن دُونِهِ مِن شَيْءٍ نَّحْنُ وَلا آبَاؤُنَا وَلاَ حَرَّمْنَا مِن دُونِهِ مِن شَيْءٍ كَذَلِكَ فَعَلَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَهَلْ عَلَى الرُّسُلِ إِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبِينُ
مَّا عَلَى الرَّسُولِ إِلاَّ الْبَلاَغُ وَاللّهُ يَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا تَكْتُمُونَ
وَقَالَ الَّذِينَ أَشْرَكُواْ لَوْ شَاء اللّهُ مَا عَبَدْنَا مِن دُونِهِ مِن شَيْءٍ نَّحْنُ وَلا آبَاؤُنَا وَلاَ حَرَّمْنَا مِن دُونِهِ مِن شَيْءٍ كَذَلِكَ فَعَلَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْفَهَلْ عَلَىالرُّسُلِ إِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبِينُ
وظيفه پيامبر اين نيست كه مردم را هم بالفعل هدايت كند، بلكه تو فقط وظيفه داري به آنها بگويي، اما اينكه انها هم بپذيرند خير (چنانكه در ايات ديگري هم اين مضمون تاييد شده) و اينكه وظيفه پيامبر تنها ابلاغ وحي باشد و نه هيچ نمود علني وعملي ديگر، خير؛ و ما به سيره پيامبر هم كه توجه ميكنيم وظيفه رسول الله را كاملا آشكار مشاهده ميكنيم او ميجنگيد ودستور به جهاد و صلح ميداد و سيره كاملا روشني داشت ؛ آيا شما ملتزم ميشود كه هيچ يك از كارهاي پيامبر(ص) خدايي نبوده؟
مسلماً هدايت و رستگاري احدي جز به دست خداوند نيست و پيامبر هرگز چنين وظيفه اي بعهده نداشته است ، تنها وظيفه پيامبر ابلاغ پيام خداوند ( قرآن ) بوده است.
اما اين مطلب صحيح ، جواب سئوال من نيست
من مي گويم تنها وظيفه رسول ابلاغ بوده است و يكي از دلايلم وجود ادات حصر و استثناء در آيات مذكور است كه اين وظيفه را محصور به ابلاغ كرده اند.
دليل شما چيست ؟
من منتظرم تا شما يك آيه بياوريد كه نشاندهنده صدق ادعايتان باشد.
اما شما كه سهل است ، حتي آنهايي كه امثال تو مقلدشان هستيد نيز قادر به چنين كاري نخواهند بود
من به همه آنهايي كه اين مطلب را مي خوانند قول مي دهم كه محال است چنين آيه اي در كلام خدا يافت شود
اما بطور حتم در سخنان شيطان(احاديث و روايات) چنين آياتي فراوان يافت خواهند شد.
مگر اينكه شاهد روباه دمش نباشد!
و اما شما گفتيد :
آيا شما ملتزم ميشود كه هيچ يك از كارهاي پيامبر خدايي نبوده؟
من مي گويم هيچ يك و هيچ يك و هيچ يك از كارهاي پيامبر غير خدايي نبوده و به قول معروف بدون اجازه خداوند آب نمي خورده است.
شگفت انگيز است ! اين سئوال را بنده بايد از شما بپرسم نه شما از من ؛ اين شما هستيد كه بر خي از امور پيامبر را در قالب سيره و سنت به محمد نسبت مي دهيد نه من.
اين شما هستيد كه احكام خداوندي را با احكام شيطاني (كه به هيچ روي كوچكترين ربطي به پيامبر ندارند) در هم آميخته ايد.
محمد رسول الله هيچ كار غير خدايي انجام نمي دهد اما محمد بن عبدالله ممكن است
محمد رسول الله هيچگاه از بيان حكم خداوند تمرد نمي كند اما محمد بن عبدالله ممكن است از انجام آن تمرد كند و مسلماً كرده است.
تنها وظيفه محمد رسول الله ابلاغ پيام و احكام پروردگار است اما اجراي اين احكام بعهده او نيست
اين احكام و فرامين بايد به و سيله محمدبن عبدالله يا هر كس ديگري كه در رأس حكومت قرار مي گيرد به اجرا درآيد.
آيه زير به صراحت تمام مي گويد وظيفه پيامبر فقط و فقط بيان حدود الهي است و پاسباني از آنها وظيفه او نيست . اگر كسي به حكم الهي گردن ننهد و حرام او را حلال يا حلال او را حرام كند ، مجازات او به عهده پيامبر نيست و اين مجريان قانون و رؤساي حكومت اسلامي هستند كه چنين وظيفه اي را بر عهده دارند.
وَقَالَ الَّذِينَ أَشْرَكُواْ لَوْ شَاء اللّهُ مَا عَبَدْنَا مِن دُونِهِ مِن شَيْءٍ نَّحْنُ وَلا آبَاؤُنَا وَلاَ حَرَّمْنَا مِن دُونِهِ مِن شَيْءٍ كَذَلِكَ فَعَلَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَهَلْ عَلَى الرُّسُلِ إِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبِينُ
آيا با مرگ پيامبر اجراي احكام و رعايت حدود الهي متوقف مي شود؟ آيا قرآن به عنوان يك قانون مدون اساسي كفايت نمي كند و مجرياني كه با خداوند در ارتباط باشند نيز لازمند.
مواظب باشيد !
شيطان به وسيله همين مجريان تخيلي و اسماء ساختگيست كه دارد احكام خود را به اجرا در مي آورد و رهنمونمان به سمت سعير مي شود.
[3:144] وما محمد الا رسول قد خلت من قبله الرسل افاين مات او قتل انقلبتم على اعقبكم ومن ينقلب على عقبيه فلن يضر الله شيءا وسيجزي الله الشكرين
محمد رسولي بيش از رسولان پيش از خود نبود. اگر او بميرد يا كشته شود، آيا عقبگرد مي كنيد؟ هر كس به روال گذشته بازگردد، كوچكترين صدمهاي به خدا نمي زند. خدا به سپاسگزاران پاداش مي دهد.
taslim
Tuesday 27 December 2005, 03:39PM
بسمه تعالي
اما در مورد بلاغي كه در اين ايات اورده ايد اينها خطاب خداوند است به مشركان كه بدانند خداوند هيچكس را مجبور به پذيرش دين نمي كند چرا كه:
لا اكراه في الدين قد تبيين الرشد من الغي
.
با سلام
اجازه دهيد تا مطالبتان را يك به يك مورد بحث و بررسي قرار دهيم شايد به اين طريق حد اقل خودتان متوجه مطالبي كه مي نويسيد بشويد.
مسلماً در آيه زير مورد خطاب شخص رسول الله است. بنابر اين با توجه به گل افشاني شما ؛ رسول خدا مشرك است.
[13:40] وان ما نرينك بعض الذي نعدهم او نتوفينك فانما عليك البلغ وعلينا الحساب
اگر آنچه را که به آنها وعده مي دهيم، به تو نشان دهيم يا زندگي تو را پيش از آن به پايان برسانيم، تنها ماموريت تو رساندن (پيام) است. اين ما هستيم که به حسابشان رسيدگي خواهيم کرد
تو مي داني از منظر قرآن مشركين چه كساني هستند؟
AntiMatter
Thursday 29 December 2005, 12:47AM
سلام.
جنابان taslim/ shangolظاهرآ شما فقط 1 خط را خوانده ايد!
لطفآ به پست اول مراجعه كنيد و اگر باز هم متوجه سمت و سوي بحث جاري نشده ايد پست قبلي و اگر باز هم متوجه نشديد بفرماييد تا اينبار روشنتر (اگر بشود!) بيان كنم.
به هر حال ما قصد اثبات حق بودن موضع سياسي و ديني شيعه را نداريم.ما تنها ميخواهيم ببينيم آيا شيعه مشرك است يا نه!
ابتدا تعريفتان را از شرك بيان كنيد تا ...
taslimجناب
افتاد؟؟
sareban
Thursday 29 December 2005, 08:48AM
توجيه آخوندي ممنوع!
مواظب حرف زدنت باش ! اينجا منبر نيست.
اتقاقا اگر توجيه اخوندي باشد مقبول است پس ما را با اين چيزها نترسان! چرا كه تخصص اخوند در دين است وهمچنان كه توجيه علمي دكتر مقبول است توجيه ديني اخوند هم اگر طبق نطريات مستند ديني باشد مقبول .
هرچه به ذهنت آمد بيان مي كني ؟!
مگر شما با بيني خود فكر ميكنيد؟:smile21: !:smile55: :D
مي خواهي آيات خداوندي را تلبيس كني ؟!
ببخشيد اين كه حالا گفتيد اين يعنـــــــــــــــــــــي چه؟ :o
sareban
Thursday 29 December 2005, 09:06AM
كداميك ؟
كداميك از دو مورد فوق منظور آيات زير است:
وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَإِنَّمَا عَلَى رَسُولِنَا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ
وَقَالَ الَّذِينَ أَشْرَكُواْ لَوْ شَاء اللّهُ مَا عَبَدْنَا مِن دُونِهِ مِن شَيْءٍ نَّحْنُ وَلا آبَاؤُنَا وَلاَ حَرَّمْنَا مِن دُونِهِ مِن شَيْءٍ كَذَلِكَ فَعَلَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَهَلْ عَلَى الرُّسُلِ إِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبِينُ
مَّا عَلَى الرَّسُولِ إِلاَّ الْبَلاَغُ وَاللّهُ يَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا تَكْتُمُونَ
وَقَالَ الَّذِينَ أَشْرَكُواْ لَوْ شَاء اللّهُ مَا عَبَدْنَا مِن دُونِهِ مِن شَيْءٍ نَّحْنُ وَلا آبَاؤُنَا وَلاَ حَرَّمْنَا مِن دُونِهِ مِن شَيْءٍ كَذَلِكَ فَعَلَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْفَهَلْ علَىالرُّسُلِ إِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبِينُ
اين نوفهمه ! اين هيچي نوفهمه!
كلمه "انما" درقران، هم در "حصر" بكار رفته ؛ همچون:" انما وليكم الله ورسوله والذين آمنوا الذين يقيمون الصلاة ويوتون ازكاة وهم راكعون"
وهم در" غير حصر" همچون :" قل انما هو اله واحد" كه هيچ كس حتي موحد نماهايي همچون شما نميگويند : مثلا چون ، در اين ايه گفته شده خدا، فقط واحد است، پس او ،رب يا رحيم و يا غفور و ودود و جبار نيست و هيچ يك از صدهها صفات ديگر خود را نيز دارا نيست.
گاهي از اين به حصر اضافي تعبير شده!
پس حصر چنان كه همه علماء هم گفته اند دو نوع است حقيقي و اضافي:
وهر كدام هم دو نوع است حصر موضوع بر محمول و حصر محمول بر موضوع
مثلا : اگر بگوئيم زيد نيست مگر عالم : اين يعني زيد هيچ چيز ديگر نيست نه بقال است ونه چقال!
ولي اگر گفتيم: عالمي وجود ندارد مگر زيد: اين به اين معنا نيست كه زيد ، چيز ديگري
نميتواند باشد ومثلا نميتواند تايپيست هم باشد!
اما ايات ميفرمايند: فَإِنَّمَا عَلَى رَسُولِنَا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ
يعني نيست چز اينكه بلاغ مبين با رسول است ؛
يعني بلاغ مبين مخصوص پيامبر است؛ اما آيا كار پيامبر هم مختص بلاغ است ؟
از اين آيه در نمي ايد.
مثلا اگر گفتم : نوشتن را حتما بايد علي انجام دهد ؛ از اين جمله در نمي آيد كه
علي كار ديگري نميتواند و نبايد انجام دهد.و مثلا او نميتواند پخت وپز هم بكند،
كلام در اين است كه بلاغ مبين را كسي ديگر، جز پيامبر نميتواند انجام دهد!
:cool: :smile34:
sareban
Thursday 29 December 2005, 09:25AM
مسلماً هدايت و رستگاري احدي جز به دست خداوند نيست و پيامبر هرگز چنين وظيفه اي بعهده نداشته است ، تنها وظيفه پيامبر ابلاغ پيام خداوند ( قرآن ) بوده است.
اما اين مطلب صحيح ، جواب سئوال من نيست
من مي گويم تنها وظيفه رسول ابلاغ بوده است و يكي از دلايلم وجود ادات حصر و استثناء در آيات مذكور است كه اين وظيفه را محصور به ابلاغ كرده اند.
دليل شما چيست ؟
من منتظرم تا شما يك آيه بياوريد كه نشاندهنده صدق ادعايتان باشد.
اما شما كه سهل است ، حتي آنهايي كه امثال تو مقلدشان هستيد نيز قادر به چنين كاري نخواهند بود
من به همه آنهايي كه اين مطلب را مي خوانند قول مي دهم كه محال است چنين آيه اي در كلام خدا يافت شود
اما بطور حتم در سخنان شيطان(احاديث و روايات) چنين آياتي فراوان يافت خواهند شد.
مگر اينكه شاهد روباه دمش نباشد!
و اما شما گفتيد :
آيا شما ملتزم ميشود كه هيچ يك از كارهاي پيامبر خدايي نبوده؟
من مي گويم هيچ يك و هيچ يك و هيچ يك از كارهاي پيامبر غير خدايي نبوده و به قول معروف بدون اجازه خداوند آب نمي خورده است.
شگفت انگيز است ! اين سئوال را بنده بايد از شما بپرسم نه شما از من ؛ اين شما هستيد كه بر خي از امور پيامبر را در قالب سيره و سنت به محمد نسبت مي دهيد نه من.
اين شما هستيد كه احكام خداوندي را با احكام شيطاني (كه به هيچ روي كوچكترين ربطي به پيامبر ندارند) در هم آميخته ايد.
محمد رسول الله هيچ كار غير خدايي انجام نمي دهد اما محمد بن عبدالله ممكن است
محمد رسول الله هيچگاه از بيان حكم خداوند تمرد نمي كند اما محمد بن عبدالله ممكن است از انجام آن تمرد كند و مسلماً كرده است.
تنها وظيفه محمد رسول الله ابلاغ پيام و احكام پروردگار است اما اجراي اين احكام بعهده او نيست
اين احكام و فرامين بايد به و سيله محمدبن عبدالله يا هر كس ديگري كه در رأس حكومت قرار مي گيرد به اجرا درآيد.
آيه زير به صراحت تمام مي گويد وظيفه پيامبر فقط و فقط بيان حدود الهي است و پاسباني از آنها وظيفه او نيست . اگر كسي به حكم الهي گردن ننهد و حرام او را حلال يا حلال او را حرام كند ، مجازات او به عهده پيامبر نيست و اين مجريان قانون و رؤساي حكومت اسلامي هستند كه چنين وظيفه اي را بر عهده دارند.
وَقَالَ الَّذِينَ أَشْرَكُواْ لَوْ شَاء اللّهُ مَا عَبَدْنَا مِن دُونِهِ مِن شَيْءٍ نَّحْنُ وَلا آبَاؤُنَا وَلاَ حَرَّمْنَا مِن دُونِهِ مِن شَيْءٍ كَذَلِكَ فَعَلَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَهَلْ عَلَى الرُّسُلِ إِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبِينُ
آيا با مرگ پيامبر اجراي احكام و رعايت حدود الهي متوقف مي شود؟ آيا قرآن به عنوان يك قانون مدون اساسي كفايت نمي كند و مجرياني كه با خداوند در ارتباط باشند نيز لازمند.
مواظب باشيد !
شيطان به وسيله همين مجريان تخيلي و اسماء ساختگيست كه دارد احكام خود را به اجرا در مي آورد و رهنمونمان به سمت سعير مي شود.
[3:144] وما محمد الا رسول قد خلت من قبله الرسل افاين مات او قتل انقلبتم على اعقبكم ومن ينقلب على عقبيه فلن يضر الله شيءا وسيجزي الله الشكرين
محمد رسولي بيش از رسولان پيش از خود نبود. اگر او بميرد يا كشته شود، آيا عقبگرد مي كنيد؟ هر كس به روال گذشته بازگردد، كوچكترين صدمهاي به خدا نمي زند. خدا به سپاسگزاران پاداش مي دهد.
حرفهاي صد من يك غاز شما بدرد عمه تان ميخورد!
اساسا بنده آن آيات را در راستاي همان ماموريت الاهي كه خداوند به پيامبر سپرده ميدانم؛
لابد شنيده ايد كه پيامبر(ص) از شدت حرصش براي هدايت مردم پيامهاي الاهي را بارها به كفار ميگفت تا بلكه آنها تغييري در خود ببينند ولي خدا به او فرمود: انك لا تهدي من احببت ( خلاصه اين كه هدايت انها دست تو نيست) و در همين راستا ميفرمايد: وطيفه تو تنها ابلاغ كلام خداست يعني علاوه بر ابلاغ، ديگر اين وطيفه بر دوش تو نيست كه هدايتشان هم بكني!
اما كلام خداوند چيست؟
قران وسنت (يكي سخن مستقيم خدا ويكي سيره عملي رسول الله به صفت پيامبري خدا)
taslim
Thursday 29 December 2005, 01:50PM
حرفهاي صد من يك غاز شما بدرد عمه تان ميخورد!
اساسا بنده آن آيات را در راستاي همان ماموريت الاهي كه خداوند به پيامبر سپرده ميدانم؛
لابد شنيده ايد كه پايمبر از شدت حرصش براي هدايت مردم پيامهاي الاهي را بارها به كفار ميگفت تا بلكه آنها تغييري در خود ببينند ولي خدا به او فرمود: انك لا تهدي من احببت ( خلاصه اين كه هدايت انها دست تو نيست) و در همين راستا ميفرمايد: وطيفه تو تنها ابلاغ كلام خداست يعني علاوه بر ابلاغ، ديگر اين وطيفه بر دوش تو نيست كه هدايتشان هم بكني!
اما كلام خداوند چيست؟
قران وسنت (يكي سخن مستقيم خدا ويكي سيره علمي رسول الله به صفت پيامبري خدا)
البته قبلاً بخوبي متوجه شده بودم كه حرفهاي من به درد تو و امثال تو نمي خورند.
اين حرفها فقط به درد كساني مي خورند كه مصداق كالا نعم بلهم اضل قرار نگرفته اند نه چون تويي كه حتي متوجه چيزهايي كه خود مي نويسي نمي شوي.
آيا اين تو نبودي كه داشتي آيات قرآن را تلبيس مي كردي تا نشان دهي منظور از آيات زير اين بوده كه وظيفه ابلاغ كلام خدا فقط به عهده پيامبر است نه اينكه وظيفه پيامبر فقط ابلاغ وحي ؟!
1- وظيفه ابلاغ پيام خداوند فقط به عهده رسول الله است
2- وظيفه رسول الله فقط ابلاغ پيام خداوند است
كداميك ؟
كداميك از دو مورد فوق منظور آيات زير است:
وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَإِنَّمَا عَلَى رَسُولِنَا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ
وَقَالَ الَّذِينَ أَشْرَكُواْ لَوْ شَاء اللّهُ مَا عَبَدْنَا مِن دُونِهِ مِن شَيْءٍ نَّحْنُ وَلا آبَاؤُنَا وَلاَ حَرَّمْنَا مِن دُونِهِ مِن شَيْءٍ كَذَلِكَ فَعَلَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَهَلْ عَلَى الرُّسُلِ إِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبِينُ
مَّا عَلَى الرَّسُولِ إِلاَّ الْبَلاَغُ وَاللّهُ يَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا تَكْتُمُونَ
وَقَالَ الَّذِينَ أَشْرَكُواْ لَوْ شَاء اللّهُ مَا عَبَدْنَا مِن دُونِهِ مِن شَيْءٍ نَّحْنُ وَلا آبَاؤُنَا وَلاَ حَرَّمْنَا مِن دُونِهِ مِن شَيْءٍ كَذَلِكَ فَعَلَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْفَهَلْ عَلَىالرُّسُلِ إِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبِينُ
پس چه شد كه گرفتار اين تناقض آشكار شدي؟
وطيفه تو تنها ابلاغ كلام خداست يعني علاوه بر ابلاغ، ديگر اين وطيفه بر دوش تو نيست كه هدايتشان هم بكني!
اگر همان مطلب صدمن يك غاز مرا خوانده بودي شايد ديگر مرتكب چنين اشتباهي نمي شدي
اي كساني كه از نعمت شنيدن و ديدن برخورداريد ، آيا منظور آيات فوق همان چيزيست كه اين عمله شيطان مي گويد؟
اين آيات يا در صدد بيان اين مطلبند كه ابلاغ خدا را تنها رسول الله ميرساند نه هر كس و ناكسي ديگري
اما اين موجود آنقدر بي عقل نيست و من مطمئنم كه خودش هيچ اعتقادي به چيزي كه گفته ندارد. اين مربوط به شيطنت اوست ، شيطنتي كه از اربابش شيطان به ارث برده است.
صبح
Thursday 29 December 2005, 02:15PM
جناب تسليم ! :D
خداوند در دهها در آيه از قرآن ، بواسطه رسولش به شما ابلاغ مي كند ... كه از خدا و رسولش اطاعت كنيد ! ...
حالا حرف حسابت چيست ؟! :p آيا آنطور كه اعلام مي كني مسلماني ؟!
taslim
Thursday 29 December 2005, 03:05PM
جناب تسليم ! :D
خداوند در دهها در آيه از قرآن ، بواسطه رسولش به شما ابلاغ مي كند ... كه از خدا و رسولش اطاعت كنيد ! ...
حالا حرف حسابت چيست ؟! :p آيا آنطور كه اعلام مي كني مسلماني ؟!
اي كه زبانت را از دهانت به در كرده اي!
من مي گويم : حكم خدا و رسول يك چيز است ؛ و رسول ابلاغ كننده حكم خداست و هيچ كس خدا را به چشم نمي بيند كه به پشت سر هم آمدن اسم خدا و رسول ايراد بگيريم و بگوييم حتماً حكم رسول نيز ملاك است و الاخوب بود فقط به خدا اشاره شود.مردم تنها كسي را كه مي بينند رسول است. اينطور نيست؟!
آيا شما اينگونه فكر نمي كنيد؟
آيا مي توانيد مطلب زير را پاسخ دهيد؟!
دوست محترم
بنده هرچه فكر كردم اين مستمسك اطيعوالله و اطيعوالرسول را چگونه برايتان شرح دهم به جايي نرسيدم ؛ چون از روز اول يك چيزي در گوش شما فرو كرده اند كه اجازه ورود به چيزهاي دگر را نمي دهد( مگر اينكه خدا بخواهد و لطف كند).
ديدم اگر بگويم حاكم مطلق خداوند است و حكم تنها از آن اوست و رسول تنها مجري اين احكام مي باشد شما بلافاصله مي گوييد اولين بار عمر اين را گفت و يا اين روش خوارج بود و يا فرقه اباضيه اين را مي گويند . اگرچه پيش از همه اينها ، خداوند آن را در قرآنش آورده و آيات زيادي مؤيد آن باشند.
ديدم به هر طريقه اي متوسل شوم شما زير بارش نرفته و مرتب حرف خود را تكرار خواهيد :
ببخشيد اگر قرار بود مردم از پيامبر اطاعت نكنند(لعنت خدا بر كسي كه مي گويد مردم از پيامبر اطاعت نكنند «تسليم») خد ااصلا چرا بعد از اطاعت از خود اطاعت از رسول را آورده - فقط مي گفت از خدا اطاعت كنيد .
ديدم بهتر است به روش خودتان عمل كنم و آيه اي را كه هم خدا و هم رسولش را در چيزي مشترك كرده است بياورم و بعد بگويم : بطوري كه مي بينيد ، آيه زير خداوند و رسولش را در غنائم جنگي ذينفع كرده است و اگر قرار بود غنائم جنگي فقط متعلق به خداوند باشد ( كه بوسيله رسول در امور دين مصرف شود) ديگر ذكر نام رسول بي معنا بود و بلعكس . بنا بر اين مقداري از غنائم جنگي به خدا تعلق مي گيرد و مقداري نيز به رسول.
[8:1] يسءلونك عن الانفال قل الانفال لله والرسول فاتقوا الله واصلحوا ذات بينكم واطيعوا الله ورسوله ان كنتم مؤمنين
آنها درباره غنايم جنگي با تو مشورت مي كنند. بگو: "غنايم جنگي به خدا و رسول تعلق دارد." خدا را در نظر داشته باشيد، يكديگر را به پرهيزكاري تشويق كنيد و از خدا و رسولش اطاعت نماييد، اگر مؤمن هستيد.
حال سئوال اين است: شما سهم خدا را چگونه به او مي دهيد؟
سهم رسول در چه راهي خرج مي شود؟
آيا توضيحي داريد بدهيد يا باز هم حرف خود را خواهيد زد؟!
taslim
Thursday 29 December 2005, 04:05PM
آخر چگونه مي توان به يك برره اي نشان داد و فهماند كه دارد اشتباه مي كند. هركاري كني و هرچه بگويي او خواهد گفت :
اين نوفهمه ! اين هيچي نوفهمه!
و همگان مي دانند درواقع اين برره ايست كه نمي فهمد و نفهمي خود را به ديگران نسبت مي دهد.
sareban
Thursday 29 December 2005, 04:25PM
آخر چگونه مي توان به يك برره اي نشان داد و فهماند كه دارد اشتباه مي كند. هركاري كني و هرچه بگويي او خواهد گفت :
و همگان مي دانند درواقع اين برره ايست كه نمي فهمد و نفهمي خود را به ديگران نسبت مي دهد.
عجب ! :smile21: خوب شد حد اقل اين را فهميدي:smile39: :D
ولي اين با اصل بحث فرق فوكوله!:p :D
sareban
Thursday 29 December 2005, 04:27PM
جناب تسليم ! :D
:smile07: :smile21: :smile39: :smile39:
صبح
Thursday 29 December 2005, 05:15PM
اي كه زبانت را از دهانت به در كرده اي!
من مي گويم : حكم خدا و رسول يك چيز است ؛ و رسول ابلاغ كننده حكم خداست و هيچ كس خدا را به چشم نمي بيند كه به پشت سر هم آمدن اسم خدا و رسول ايراد بگيريم و بگوييم حتماً حكم رسول نيز ملاك است و الاخوب بود فقط به خدا اشاره شود.مردم تنها كسي را كه مي بينند رسول است. اينطور نيست؟!
آيا شما اينگونه فكر نمي كنيد؟
آيا مي توانيد مطلب زير را پاسخ دهيد؟!
ببم جان ! خودت مي فهمي كه چه مي گوئي ؟ همه ما معترفيم كه حكم خدا و رسول يكي است و با هم فرق ندارد ، اما چرا وقتي كه رسول چيزي مي گويد شما آن را جدا از خدا و غير قابل اطاعت مي دانيد ؟! اين جدائي را شما مي افكنيد ، قرآن به كساني كه بين خدا و رسولش فرق قائلند ، وعده جهنم داده است ....
taslim
Thursday 29 December 2005, 11:22PM
:smile07: :smile21: :smile39: :smile39:
چه مي شود كرد؟!
شما نيز مانند اسلافتان عمل مي كنيد
و من الناس من يشتري لهو الحديث ليضل عن سبيل الله بغير علم و يتخذها هزوا اولئك لهم عذاب مهين (6)
و بعضى از مردم سخنان بيهوده را مىخرند تا مردم را از روى نادانى، از راه خدا گمراه سازند و آيات الهى را به استهزا گيرند; براى آنان عذابى خواركننده است! (6)
taslim
Thursday 29 December 2005, 11:24PM
كاربر تسليم
با توجه به قوانين توافقي ثبت نام از بكار بردن الفاظ و عبارات توهين آميز جدا خودداري نمائيد در غير اين صورت در صورت تداوم اين روند شناسه شما با محدوديت نوشتاري مواجه خواهد شد .
پشتيباني باشگاه
-آزاد-
Friday 30 December 2005, 10:25AM
ببم جان ! خودت مي فهمي كه چه مي گوئي ؟ همه ما معترفيم كه حكم خدا و رسول يكي است و با هم فرق ندارد ، اما چرا وقتي كه رسول چيزي مي گويد شما آن را جدا از خدا و غير قابل اطاعت مي دانيد ؟! اين جدائي را شما مي افكنيد ، قرآن به كساني كه بين خدا و رسولش فرق قائلند ، وعده جهنم داده است ....
اینها کسانی هستند که تنها قران امامشان است!! و بقول قران بوسیله قران گمراه می شوند ( یضل به کثیرا )
AntiMatter
Friday 30 December 2005, 11:46AM
تو كه سهلي ، آن مفت خوران مرده خوري هم كه تو قلاده بندگيشان را به گردن آويخته اي نمي توانند جواب سئوالي را كه در بالا مطرح كردم بدهند.
تو هرگز تسليم نخواهي شد
ظاهرآ شما نميتوانيد عادات خود را تغيير دهيد!
اگر حرفي براي گفتن نداريد لازم نيست سياه مشقتان را حتمآ به اتمام برسانيد.تا همينجا هم حقوقتان از جريان حامي محفوظ است!
abd
Friday 30 December 2005, 10:38PM
[21:68] قالوا حرقوه وانصروا ءالهتكم ان كنتم فعلين
اگر بناي دفاع از خدايان خود را داريد او را بسوزانيد
او به مقدسات شما توهين كرده است و مي خواهد آنها را از بين ببرد.
هستي
Friday 30 December 2005, 11:59PM
جناب اب د
شما كه دفاع مي كنيد لطفا نام مذهب ايشان را بگوئيد تا ما بدانيم كه ايشان مسلمان هستند.
منظورم يكي از مذاهب اهل سنت(حنبلي وشافعي حنفي ومالكي ) ويا حد اكثر وهابي .
در غير اينصورت نام مذهب ايشان چيست؟
حتما مي گوئيد ضد شرك . ولابد ايشان مرجع اين دين جديدند كه هركه خواست بايد براي درك دين جديد به ايشان مراجعه كند.
براستي شما هم مقلد ايشان هستيد.!!
اگر نيستيد بگوئيد چه كتابهاي معتبري را خوانده ايد تا به اين نتيجه رسيده ايد.نكند از علم لدني بر خورداريد؟(البته براي درك قران هم بايد كتابهايي خوانده باشيد)
zxcv
Saturday 31 December 2005, 12:06AM
اینها کسانی هستند که تنها قران امامشان است!!
بسم الله
با سلام و کمال احترام
و همکنون کتابی در اختیار ماست که حاوی تمام مصالح امور دین و دنیای بشر است که مستلزم تسکین آلام درونی و مایه هدایت و سعادت و آسایش کافه مسلمانان است ، و قران از حیث راستی و عدالت بحد کمال رسیده است و هیچکس نمی تواند کلمات آن را تغییر بدهد .
خداوند قران را بر رسولش نازل کرد تا در باره هر چیزی توضیح کافی باشد و حقایق موجودات را روشن سازد و برای مومنان شفای قلب و وسیله رستگاری می باشد .
خداوند در این قران از هر مطلب و موضوعی مثلهای روشن برای یشر آورده است ولی وای بر بشر که بیشتر آنها از قبول حقیقت قران امتناع می کنند .
خداوند در قران از هر موضوعی بتفضیل بحث کرده است اما انسان بیش از هر چیز در مقابل کتاب خدا ببحث و مجادله و مشاجره می پردازد .اما فقط صاحبان عقول از حقایق آن متذکر و بهرمند می شوند .
و وقتی در مورد آیات قران فکر می کنم پی به صحت و درستی آن می برم و در مقابل آیات با عظمت آن سر فرود می آورم و درمی یابم که ،
(فقط قران امام من است )
وسلام یا الله
پشتیبانی باشگاه
Saturday 31 December 2005, 12:19AM
با سلام
باطلاع كاربران محترم مي رساند ورودي اينترنتي كاربر abd مطابق با كاربر taslim مي باشد .
پشتيباني باشگاه
sareban
Saturday 31 December 2005, 08:33AM
چه مي شود كرد؟!
شما نيز مانند اسلافتان عمل مي كنيد
بله مانند اسلافمان ، :قانون(1): :D :smile21: :smile22:
taslim
Saturday 31 December 2005, 01:39PM
با سلام
باطلاع كاربران محترم مي رساند ورودي اينترنتي كاربر abd مطابق با كاربر taslim مي باشد .
پشتيباني باشگاه
با سلام
شما خوب بود تعداد دفعات به اضافه تاريخهايي را هم كه من از كامپيوتر عبد استفاده كرده ام مي نوشتيد. او برادر من است و اولين و آخرين استفاده من از كامپيوتر ايشان مربوط به آغاز ورودم به اين تالار بوده است آنموقع من در شهرستان محل سكونت برادرم مهمان ايشان بودم . از آن زمان( حدود چهل روز پيش) به بعد محال است پستي از من پيدا كنيد كه از آدرس عبد ارسال شده باشد.
من تا كنون بارها و بارها از شيعه بودن ، سني بودن ، وهابي و يا هر فرقه و گروه ديگري اعلام برائت كرده ام اما هيچگاه به خودم اجازه استهزاء و مسخره كردن ديگران را نداده ام ، اگر از مهدي به عنوان يك بت و اسم ساختگي ياد كرده ام با دليل بوده و باز هم مي گويم محال است كسي بتواند يك آيه و فقط يك آيه قرآني كه به اين موجود ساختگي و يا افسانه رجعت (علت وجودي مهدي) اشاره داشته باشد ، معرفي كند.
بنده هميشه در مورد صحابه پيامبر احترام را رعايت كرده ام و هييچگاه آنها را به باد استهزاء نگرفته ام . حال شما كه درپي محيطي مسالمت آميز براي گفتماني آزاد هستيد چرا نسبت به نوشته هايي( كه در آنها به صحابه پيامبر توهين مي شود) هيچگونه عكس العملي نشان نمي دهيد؟!
بسم الله الرحمن الرحیم
ان انکر الاصوات لصوت الحمیر.
در تفاسیر آمده که خلیفه ثانیه دارای صدای بسیار بلندی بود طوری که وقتی که می خواست کسی راصدا بزند از درون خانه خود او را صدا می زد بنحویکه اگر طرف حتی در مسجد مدینه بود صدای وی را می شنید و می بایست اورا اجابت می کرد.
آيا سوء استفاده اينچنين از آيات قرآن توهين به اين كتاب بزرگ نيست؟!
-آزاد-
Saturday 31 December 2005, 02:16PM
بسم الله
با سلام و کمال احترام
و همکنون کتابی در اختیار ماست که حاوی تمام مصالح امور دین و دنیای بشر است که مستلزم تسکین آلام درونی و مایه هدایت و سعادت و آسایش کافه مسلمانان است ، و قران از حیث راستی و عدالت بحد کمال رسیده است و هیچکس نمی تواند کلمات آن را تغییر بدهد .
خداوند قران را بر رسولش نازل کرد تا در باره هر چیزی توضیح کافی باشد و حقایق موجودات را روشن سازد و برای مومنان شفای قلب و وسیله رستگاری می باشد .
خداوند در این قران از هر مطلب و موضوعی مثلهای روشن برای یشر آورده است ولی وای بر بشر که بیشتر آنها از قبول حقیقت قران امتناع می کنند .
خداوند در قران از هر موضوعی بتفضیل بحث کرده است اما انسان بیش از هر چیز در مقابل کتاب خدا ببحث و مجادله و مشاجره می پردازد .اما فقط صاحبان عقول از حقایق آن متذکر و بهرمند می شوند .
و وقتی در مورد آیات قران فکر می کنم پیبه صحت و درستی آن می برم و در مقابل آیات با عظمت آن سر فرود می آورم و درمی یابم که ،
(فقط قران امام من است )
وسلام یا الله
http://www.iranclubs.org/forums/images/khazar/misc/quote_03.gifنقل قول:
ببم جان ! خودت مي فهمي كه چه مي گوئي ؟ همه ما معترفيم كه حكم خدا و رسول يكي است و با هم فرق ندارد ، اما چرا وقتي كه رسول چيزي مي گويد شما آن را جدا از خدا و غير قابل اطاعت مي دانيد ؟! اين جدائي را شما مي افكنيد ، قرآن به كساني كه بين خدا و رسولش فرق قائلند ، وعده جهنم داده است ....
در اصل توسط صبح نوشته شده است
http://www.iranclubs.org/forums/images/khazar/misc/quote_08.gif
اینها کسانی هستند که تنها قران امامشان است!! و بقول قران بوسیله قران گمراه می شوند ( یضل به کثیرا )
هستي
Saturday 31 December 2005, 06:35PM
جناب ا ب د
در شماره 102 شما مطالبي را به دفاع از تسليم نوشتيد ومن سوالاتي را مطرح كردم وحالا براي اينكه فرا موش نشوند ياد اوري مي كنم.كه حالابجاي خودتان جواب بدهيد.
نام مذهب شما چيست؟
اگر جديد است ونام ان ضد شرك, پس بگوئيد اگر كسي بخواهد به مذهب شما بگرود بايد چه كتابهايي را بخواند؟.
ايا اگر قران را با ترجمه بخواند كافيست؟.
اگر بايد تفسير بخواند چه تفسيري را بخواند؟.
براي فهم قران چه چيزهاي ديگري لازم است مثلا عربي يا تاريخ يا هيچكدام؟
اگر برايش اشكالي پيش امد به كه رجوع كند؟به شما ؟ درهمين تالار يا كتاب چاپ شده اي هم هست؟
باور كنيد همه سوالاتم جدي هستند.چون معمولا براي شناخت هر
فرقه اي به منابع انها مراجعه مي كنم.
مثلا دكتر سروش كه من بيشتر كتابهاي ايشان را ديده ام.
صبح
Saturday 31 December 2005, 07:14PM
شما كه درپي محيطي مسالمت آميز براي گفتماني آزاد هستيد چرا نسبت به نوشته هايي( كه در آنها به صحابه پيامبر توهين مي شود) هيچگونه عكس العملي نشان نمي دهيد؟!
جواب سوال قبل ما را كه با فحاشي دادي ... !
ولي صحابه كين اونوقت ؟! در قرآن نديدم !:p پيش ما هم كه نيستند ببينيمشان ! :rolleyes:
IRANIAN YOUTH CLUBS
vBulletin 5.5.3, Copyright ©2000-2010, Jelsoft Enterprises Ltd.