نمايش نسخه نهائي : از آگاهان می پرسیم!
nogodman
Friday 28 October 2005, 10:09PM
یه مدتی که ما نباشیم، اینجا صحنه مبارزه علمای شیعه و سنی میشه و اینها هم یه جوری حرف می زنن که آدم فکر میکنه واقعا یه چیزی هست به اسم خدا و به کیفیت الله که یه تاجر به اسم محمد رو فرستاده تا حرفشو بزنه و بعد از محمد ... . واقعا -بقول مارکس- حیف است در اینجا کسانی نباشند تا مردمان مقدس با آنها به مجادله بپردازند!
دو سه شب پیش یه چیزی برای ما اومد که سئوالات زیادی برایمان ایجاد کرد. یه حدیث نورانی از امام هفتم شیعیان که اقطاب عالم را درنوردیده و مسائل بسیاری رو حل کرده، احتمالا!
متن حدیث اینست:
عن علی ابن جعفر: سالت اباالحسن موسی عن الرجل یقبل قبل امرته، قال: لا باس (وسائل الشیعه-جلد 14-صفحه77)
سئوالات:
1- علمای قرآنی ببینند که این حدیث شریف با قران تطابق دارد یا نه. اگر ندارد بردیوارش بکوبینم و اگر دارد به دیده اش نهیم.
2- رجالیون گرانقدر بفرمایند که این علی ابن جعفر که بوده. آیا مورد وثوق است یا نه و قس علی هذا.
3- فقهای گرانقدر هم لطف کرده روشن کنند که این حدیث شریف امر معینی را ایجاب می کند یا نه، در باب استحباب آن امر است. نیز بفرمایند که علی الاحوط این امر معین در چه زمانی و علی الاقوی در چه مکانی صورت پذیرد؟
4- عربی دانان هم ترجمه دقیقی ارائه کنند که شاید این حدیث دلالت بر نحوه عملکرد ایزوتوپ ها می کند و ما آنرا اشتباه فهمیده ایم!
5- عمر اسلام ما به کتاب یاد شده نرسید. یه آدم بیکارتر از من این آدرس را ببیند شاید اصلا افترایی بیش نباشد که کمونیستها و در راس آنها آمریکای جنایتکار آن ساخته اند تا سطح وسایل شیعه بودن را به غلط آدرس داده باشند!
توضیح ضروری: این سئوالات در قلمرو فقه پویای جعفریست. علمای سنی و احتمالا وهابی چیزی نگویند که در دریایشان شخصا مرواریدهای فراوان یافته ایم!
nogodman
sareban
Friday 28 October 2005, 10:35PM
شما نميخواهد براي ما نگران باشيد ما هر چه هستيم و هر كه هستيم مسلمانيم و در مقابل شما يك جبهه واحد:smile40:
وقصد هم نداريم سوالي را كه براي مسخره كردن پرسيده اي جواب دهيم ولي شما كه ادعايتان ميشود چيزي بارتان است لطف كنيد وبگوييد چرا شخص كافر بايد راستگو باشد ويا قتلي انجام ندهد؟ ويا اگر بمب اتمي گير آورد تمام دنيا را ويران نكند؟ :smile09:
هيچ دليلي، بله درست شنيديد بنا بر مسلك شما هيچ دليل قانع كننده اي نميتوان بر لزوم اخلاق يافت يافت
ضمنا به اين تاپيك هم سري بزنيد شايد براي ماست مالي جوابي يافتيد:
http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=3546
Scorpion
Saturday 29 October 2005, 09:23PM
بسمه تعالي
با سلام
جناب نوگادمن
بحث ما و شما در چيز هاي ديگري است بهتر است به جاي بحث در فروع به اصول بپردازيم
امیر
Saturday 29 October 2005, 11:20PM
جناب نوگادمن
اگر در جایی گیر کنید که تادر خر خره در باتلاق گیر کرده باشید به چی فکر میکنید ؟؟؟؟
nogodman
Sunday 30 October 2005, 11:12AM
جناب اسکورپیون - دوست گرامی
آقا ما از دیدن نام شما بسیار مشعوف می شویم، خاصه اگر در معدود تاپیکهایی باشد که کلنگش را خودمان زده ایم.
در این تاپیک هم ما بحثی نداشتیم و آنچه بود سئوال بود در علومی که ما در آن تخصص نداریم که وارد شده و بحث کنیم.
در مورد اصول و فروع نیز منظور شما را کاملا متوجه نشدیم. چرا که در دو تاپیک بهائیت کلیات نگاه خود به مقوله مذهب و نیز خطوط کلی نقد ماتریالیستی مذهب را به نمایش گذاشتیم و یکی از اهداف نقد بهائیت را ایجاد کارگاهی برای رویت مکانیسم ماتریالیستی ادیان بیان کردیم. نیز به اجابت خواسته شما یکی دو تاپیک حاوی متون کلاسیک ماتریالیستی، با توضیحی مختصر در مورد جایگاه و کلیت آن تاسیس نموده بودیم.
به هر حال بنده از همسخنی با شما کاملا محظوظ می شوم.
با بهترین درودها
nogodman
nogodman
Sunday 30 October 2005, 11:24AM
خدمت حضراتی که در مقام پاسخگوئی بر می آیند
سئوالات از چند گروه مشخص علما ( محققین قرآن، رجالیون، فقها* و عربیدانان) پرسیده شده بود. نیز زمینه تحقیقی عالی برای دانشجویان فراهم آورده بود!
لطف کنید قبل از پاسخگوئی وابستگی خود را به هر کدام از این گروهها مشخصا بیان فرمائید که در غیر این صورت نسبت به اندازه گیری ابعاد مغز شما اقدام لازم مبذول می گردد.
با احترام nogodman
-------------------
*- در این مورد خاص نظرات انبیای بنی اسرائیل نیز پذیرفته می شود.
امیر
Sunday 30 October 2005, 08:46PM
جناب نوگادمن
اگر در جایی گیر کنید که تادر خر خره در باتلاق گیر کرده باشید به چی فکر میکنید ؟؟؟؟
و در اینجاست که کافران خود را به مردگی میزنند و از شنیدن صدای حقیقت فرار میکنند.....
sareban
Monday 31 October 2005, 12:15AM
و در اینجاست که کافران خود را به مردگی میزنند و از شنیدن صدای حقیقت فرار میکنند..... جناب امير! آيا بهتر نيست در اينجا هم كوتاه بياييد و
مثلا به شمر زمان خويش بد و بيراه بگوييد ونه به جناب نوگودمن ! ;)
امیر
Monday 31 October 2005, 12:59AM
ساربان :
ما هر چه هستيم و هر كه هستيم مسلمانيم و در مقابل شما يك جبهه واحد
جناب ساربان
اتحادتون رو هم دیدیم:confused:
Scorpion
Monday 31 October 2005, 06:09AM
بسمه تعالي
با سلام
جناب نوگادمن
آقا ما از دیدن نام شما بسیار مشعوف می شویم، خاصه اگر در معدود تاپیکهایی باشد که کلنگش را خودمان زده ایم
لطف داريد من هم از بحث علمي که در آن چيزي بياموزم و فايده اي ببرم خوشم مي آيد هرچند طرف مقابل هم عقيده من نباشد و در نهايت حرف هم را نپذيريم .
در مورد اصول و فروع نیز منظور شما را کاملا متوجه نشدیم
مباحثي که فعلا در سايت بين بعضي از دوستان در جريان است مبتني بر فرض قبول وجود واجب الوجود طبق پيش فرض هاي اسلامي است . يعني اينکه شما که از اصل قضيه اختلاف داريد خيلي مهم نيست که معني ان حديث چه باشد و يا چه استفاده اي داشته باشد و جعلي و حقيقي بودنش بررسي گردد .
اين دوستان در مقام اثبات واجب الوجود و لزوم وحدت و ... بحث ندارند بحث بر سر چيز هايي است که نسبت به اين اصل فرع محسوب مي شود .
ياحق
صبح
Monday 31 October 2005, 06:10AM
جناب نوگادمن
اگر در جایی گیر کنید که تادر خر خره در باتلاق گیر کرده باشید به چی فکر میکنید ؟؟؟؟
سلام جناب امير
طبق قرآن در كافران مرضي است و تا زماني كه به اين مرض تن در دهند ، خدا آن را تشديد ميكند ، و علاج اين مرض در تصميم خود آنها نهفته است . به اين مرض ميگويند انكار نشانه هاي خدا ، ايشان انتظار نداشته باشيد كه بگويند در باتلاق به خدا فكر ميكنند ... چون امثال ايشان لازم نيست در باتلاق بيافتند كه به خدا فكر كنند و شده است كه در باتلاقهاي فجيع فلسفي بيافتند كه بر اساس همين مرض براي حل مسائل آن بعضي از متغييرهاي كمكي معادله را حذف ميكنند و با اين وجود ميخواهند معادله حل بشود و كم نيستند (روشنفكراني!!!) از اينان كه در نهايت خودكشي كنند ... بدون اينكه كوچكترين تفكر و اعترافي در مورد نظم دهنده جهان و نشانه هاي او داشته باشند .
محمد مهدی 128
Monday 31 October 2005, 06:32AM
یه مدتی که ما نباشیم، اینجا صحنه مبارزه علمای شیعه و سنی میشه و اینها هم یه جوری حرف می زنن که آدم فکر میکنه واقعا یه چیزی هست به اسم خدا و به کیفیت الله که یه تاجر به اسم محمد رو فرستاده تا حرفشو بزنه و بعد از محمد ... . واقعا -بقول مارکس- حیف است در اینجا کسانی نباشند تا مردمان مقدس با آنها به مجادله بپردازند!
دو سه شب پیش یه چیزی برای ما اومد که سئوالات زیادی برایمان ایجاد کرد. یه حدیث نورانی از امام هفتم شیعیان که اقطاب عالم را درنوردیده و مسائل بسیاری رو حل کرده، احتمالا!
متن حدیث اینست:
عن علی ابن جعفر: سالت اباالحسن موسی عن الرجل یقبل قبل امرته، قال: لا باس (وسائل الشیعه-جلد 14-صفحه77)
سئوالات:
1- علمای قرآنی ببینند که این حدیث شریف با قران تطابق دارد یا نه. اگر ندارد بردیوارش بکوبینم و اگر دارد به دیده اش نهیم.
2- رجالیون گرانقدر بفرمایند که این علی ابن جعفر که بوده. آیا مورد وثوق است یا نه و قس علی هذا.
3- فقهای گرانقدر هم لطف کرده روشن کنند که این حدیث شریف امر معینی را ایجاب می کند یا نه، در باب استحباب آن امر است. نیز بفرمایند که علی الاحوط این امر معین در چه زمانی و علی الاقوی در چه مکانی صورت پذیرد؟
4- عربی دانان هم ترجمه دقیقی ارائه کنند که شاید این حدیث دلالت بر نحوه عملکرد ایزوتوپ ها می کند و ما آنرا اشتباه فهمیده ایم!
5- عمر اسلام ما به کتاب یاد شده نرسید. یه آدم بیکارتر از من این آدرس را ببیند شاید اصلا افترایی بیش نباشد که کمونیستها و در راس آنها آمریکای جنایتکار آن ساخته اند تا سطح وسایل شیعه بودن را به غلط آدرس داده باشند!
توضیح ضروری: این سئوالات در قلمرو فقه پویای جعفریست. علمای سنی و احتمالا وهابی چیزی نگویند که در دریایشان شخصا مرواریدهای فراوان یافته ایم!
بسمه تبارک وتعالی وبحمده وصلی الله علی محمد واله ولعنة الله علی اعدائهم اجمعین
یا علی ؛ وهو العلی العظیم
دو کار لازمست شما انجام دهی 1- آزمایش .......2 رجوع به روانپزشک در صورت منفی بودن آزمایش.
یامرتضی علی مددی 1001اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن الجبت والطاغوت واللات والعزی وابنتیهما ومحبیهما بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیر المؤمنین علیه السلام.
nogodman
nogodman
Tuesday 1 November 2005, 03:01AM
تجاوز-برهان-انبیا-؟ (پاسخ به نامه های خوانندگان!)
----------
1- این آقای ساربان معلوم نیست چه خاطره تلخ و دردناکی دارند که از یک متن مخالف از هر کسی، خیل عظیم متجاوز در نظرشان مجسم می شود و بلافاصله وحدت با دیگران را به رخ متجاوزین خیالی می کشند! بنده در همینجا رسما اعلام می کنم که قصد تجاوز به کسی یا چیزی را نداشته و شرکت خود در تجاوزات احتمالی گذشته را قویا تکذیب می کنم!
2- از سخن ایشان اینچنین به نظر می آید که کفار یکسره دروغ می گویند و در حال قتالند و اگر بمب اتم داشته باشند، دنیا را نابود می کنند. نیز هیچ مومنی دروغ نمی گوید و آدمی نمی کشد و اگر بمب اتم داشته باشد، دنیا را نابود نمی کند. آیا چنین است؟
3- ایشان سئوالی پرسیده اند و با کمال اطمینان به آن سئوال پاسخ داده اند! قبلا هم از این کارها می کردند!
عادت بامزه ایست به نظر ما!
4- شاهکاری در باب اخلاق به وجود آورده اند که جا دارد به عنوان تتمه به آن حدیث شریف اضافه گردد!
اول. یک عمل معین غیر اخلاقیست.
دوم. دین در عدم صدور یک عمل اخلاقی نقش دارد.
سوم. لزوم یک گذاره اخلاقی را نیز دین تایین می کند!
خوب این دوگانه دین و اخلاق که به تائید هم می پردازند، خود بر کجا نشسته اند؟
--------
فرض کنید که شما کافر هستید! و در پی چند سئوال که پرسیدید یدفه برایتان یک همچین نوشته ای می گذارند:
و در اینجاست که کافران خود را به مردگی میزنند و از شنیدن صدای حقیقت فرار میکنند.....
خب از خود می پرسید که «اینجا» کجا بود؟ وقتی به «اینجا» می رسید و می بینید کجاست، به مانند عزرا جامه می درید و موی از سر و ریش می کنید و متحیر می نشینید که چرا به فکر خودتان نرسیده این صواعق البراهین!
این برهان چیست؟ از مغزی تراوش شده که با دیدن برهانی کمر شکن (نشان دادن شتر) قانع شده؟ اگر این فرد در حال برهانیدن بمیرد، آیا می توان در موردش چنین گفت: قتل لشدة برهانه؟!
برهان اینست:
اگر در جایی گیر کنید که تاخرخره در باتلاق گیر کرده باشید به چی فکر میکنید ؟؟؟؟
خب این هم برهانیست! حتما فرد مبرهن –به تاسی از فیلسوف- با خود می گفته: دیدی مچتو گرفتم ای بد نیهیلیست!
قائل ما را به یاد سخن مولایش (علی نامی از اعراب قرن هفتم که وجودش هنوز برایمان محرز نیست) می اندازد: عبادت تجار. اما این دوست مستجاب الدعوه ما عبادتی می کند تا اگر تا خرخره در جایی فرو رفت به جایی پناه برد ...!
پسرم امیرجان!
من معتقدم که انسان نیامده تا پرچم علم را در تپه ای جلوتر فرود آورد.انسان بدنیا می آید تا زندگی کند.
اگر پناه بردن به خدا آرامت می کند، نشاطت را افزون می کند و امیدیست در قلب کوچکت، رهایش نکن.
باشد یا نباشد!
--------
این آقای صبح هم طبق عادت تشریف آورده اند و شعر تلاوت نموده اند! راستش اسم ایشان را که دیدیم، دنبال غلط املائی گشتیم. چیزی نیافتیم. سپس به دنبال اشتباه در کلمات گشتیم که دیدیم در زیرنویس نوشته سوم به جای انبیا نوشته ایم علما! تصحیح کرده و از ایشان کمال تشکر و امتنان را داریم!
در ضمن بد نیست ایشان موقع تلاوتشان اندکی محتاط باشند. مثلا یک جوری کلمه فلسفه را استفاده نکنند که یک آدم غریبه فکر کند خدا نکرده ایشان در این مورد اطلاعاتی نیز دارند!
--------
بسمه تبارک وتعالی وبحمده وصلی الله علی محمد واله ولعنة الله علی اعدائهم اجمعین
یا علی ؛ وهو العلی العظیم
دو کار لازمست شما انجام دهی 1- آزمایش .......2 رجوع به روانپزشک در صورت منفی بودن آزمایش.
یامرتضی علی مددی 1001اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن الجبت والطاغوت واللات والعزی وابنتیهما ومحبیهما بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیر المؤمنین علیه السلام.
شما به این نوشته چه جوابی میدهید؟ ما که عربیمون خوب نیست، فکر کردیم قطعه از مفاتیح است که در چاپ آن ایرادی وجود داشته! نه از این باب که فارسی داخل آنست. از آن رو که برای تمامی امراض در مفاتیح دعای موثری آمده! گیج شدیم که این چه مرضیست که در این گنجینه ماندگار دعایی برای مداوایش نیامده!
اگر راهنمایی کنند خوشحال می شویم!
باور کنید خوشحالتر از الان!
با تشکر nogodman
صبح
Tuesday 1 November 2005, 05:39AM
قربون رازي برم كه الكل رو كشف كرد :)
sareban
Tuesday 1 November 2005, 03:06PM
تجاوز-برهان-انبیا-؟ (پاسخ به نامه های خوانندگان!)
----------
1- این آقای ساربان معلوم نیست چه خاطره تلخ و دردناکی دارند که از یک متن مخالف از هر کسی، خیل عظیم متجاوز در نظرشان مجسم می شود و بلافاصله وحدت با دیگران را به رخ متجاوزین خیالی می کشند! بنده در همینجا رسما اعلام می کنم که قصد تجاوز به کسی یا چیزی را نداشته و شرکت خود در تجاوزات احتمالی گذشته را قویا تکذیب می کنم!
2- از سخن ایشان اینچنین به نظر می آید که کفار یکسره دروغ می گویند و در حال قتالند و اگر بمب اتم داشته باشند، دنیا را نابود می کنند. نیز هیچ مومنی دروغ نمی گوید و آدمی نمی کشد و اگر بمب اتم داشته باشد، دنیا را نابود نمی کند. آیا چنین است؟
3- ایشان سئوالی پرسیده اند و با کمال اطمینان به آن سئوال پاسخ داده اند! قبلا هم از این کارها می کردند!
عادت بامزه ایست به نظر ما!
4- شاهکاری در باب اخلاق به وجود آورده اند که جا دارد به عنوان تتمه به آن حدیث شریف اضافه گردد!
اول. یک عمل معین غیر اخلاقیست.
دوم. دین در عدم صدور یک عمل اخلاقی نقش دارد.سوم. لزوم یک گذاره اخلاقی را نیز دین تایین می کند!
خوب این دوگانه دین و اخلاق که به تائید هم می پردازند، خود بر کجا نشسته اند؟
--------
فرض کنید که شما کافر هستید! و در پی چند سئوال که پرسیدید یدفه برایتان یک همچین نوشته ای می گذارند:
و در اینجاست که کافران خود را به مردگی میزنند و از شنیدن صدای حقیقت فرار میکنند.....
خب از خود می پرسید که «اینجا» کجا بود؟ وقتی به «اینجا» می رسید و می بینید کجاست، به مانند عزرا جامه می درید و موی از سر و ریش می کنید و متحیر می نشینید که چرا به فکر خودتان نرسیده این صواعق البراهین!
این برهان چیست؟ از مغزی تراوش شده که با دیدن برهانی کمر شکن (نشان دادن شتر) قانع شده؟ اگر این فرد در حال برهانیدن بمیرد، آیا می توان در موردش چنین گفت: قتل لشدة برهانه؟!
برهان اینست:
اگر در جایی گیر کنید که تاخرخره در باتلاق گیر کرده باشید به چی فکر میکنید ؟؟؟؟
خب این هم برهانیست! حتما فرد مبرهن –به تاسی از فیلسوف- با خود می گفته: دیدی مچتو گرفتم ای بد نیهیلیست!
قائل ما را به یاد سخن مولایش (علی نامی از اعراب قرن هفتم که وجودش هنوز برایمان محرز نیست) می اندازد: عبادت تجار. اما این دوست مستجاب الدعوه ما عبادتی می کند تا اگر تا خرخره در جایی فرو رفت به جایی پناه برد ...!
با تشکر nogodman
1)خير اين شما هستيد كه خاطرات دردناك داريد و با اقرار خودتان با الكل آن را تسكين ميدهيد! ;)
2) لطفا ماست مالي و دور زدن سوال ممنوع : به نظر يك كافر ،چرا يك انسان اخلاق دارد؟
3) موحدين معتقدند كه خداوند انسان را اينگونه خلاق كرده و اين هم ربطي به وجود دين ندارد(پس اينجا هم بار ديگر بي سوادي خود را به رخ ما كشيديد)
nogodman
Wednesday 2 November 2005, 01:28AM
بنام خالق الکل!
گرچه وعده ما صرفا اندازه گیری ابعاد مغز نویسندگان بود (در برخی موارد بجای اندازه گیری، کار حتی به شمارش سلولهای اندک آنچه مغزشان خوانده می شود، می رسد!) و همچنین ایشان دوگانه اخلاق و دین را هنوز بجای محکمی وصل نکرده اند، لکن چون بازی با برگ اخلاق فراتر از طاقت ماست! (حداقل وقتی کاملا مستیم)، توضیح مختصری در باب اخلاق ارائه می کنیم.
1- تعیین اخلاقی و غیر اخلاقی بودن یک عمل معین (سنجش گزاره های عملی) یکسره متفاوت با تبیین فلسفه و تاریخ اخلاقست.
2- فرقه های مختلف کفار هر کدام فلسفه ای (اکثرا شبه فلسفه ای) برای خود دارند و چون ما به همه نحل آته ایسم تسلط نداریم، از نظر کلیت آنها دفاع نمی کنیم.
3- در ماتریالیسم پراتیک (فلسفه مالوف ما) اخلاق امریست که در فراشد کلی ساختار ثانوی یک جامعه انسانی بنا می شود و اعتبار آن هم عرض اعتبار دیگر زاده های این فرماسیون می باشد. فلذا تا زمانی که کلیت ساختار اولیه به مرحله گذار نرسیده (مرحله انقلاب) معتبر است. البته در یک مرحله معین نیز با تغییر مولفه های داخلی، تغییراتی در تلقی اخلاقی جامعه روی می دهد که به جای خود قابل بررسی اند.
4- چیزی در معنی اخلاق ابدی وجود خارجی ندارد. ایراد آنست که انسانها همواره خود را در عالیترین مرحله تکامل می بینند. مثلا در مبحث اخلاق جنسی، خانواده تک همسری در طول تاریخ بشر به هیچ وجه سیطره ازلی نداشته. در مراحل اولیه، حتی خواهر و برادر همسر قطعی هم تلقی می شدند. حتی چیزی در معانی ازدواج نبوده بلکه جفتگیری درون گروهی صورت می پذیرفته که مثالهای فراوانش در تاریخ تمدن موجود است.
اکنون نیز ژنتیک دانان معتقدند ساختار ضعیف دفاعی بدن انسان نسبت به حیوانات (خاصه آنها که بصورت گروهی و سرپرستی زندگی نمی کنند، همانند اکثر ماهی ها و خزندگان) بدلیل همین مقاربتهای درون گروهیست. جالب توجه اینست که عمر خانواده به مثابه یک سازمان تولید مثل بسیار کمتر از حالت مورد اشاره می باشد. همچنین به عنوان مثال می توان به مساله اهمیت بکارت دختران در زمان ازدواج بعنوان یک عنوان فرعی در بحث خانواده اشاره کرد که با تغییرات مشخصی در سازمان خانواده اهمیت می یابد (به حدی که به رسوم مختلف که اکنون ممکن است غیر عقلانی بنظر برسند، انجامیده) و اکنون بکندی اهمیت خود را در جامعه خود ما از دست می دهد، اتفاقی که مدتهاست در غرب رخ داده ... .
5- در قسمت دوم از بند اول یادداشت قبلی (قسمت مربوط به اخلاق) کلمه «گزاره» صحیح است که اشتباها «گذاره» نوشته شده بود. از آقای صبح خوش تیپ بابت حضور آگاهانه شان کمال تشکر و امتنان را داریم!
nogodman
zxcv
Wednesday 2 November 2005, 04:11AM
بسم الله
با سلام و کمال احترام
مساله اهمیت بکارت دختران در زمان ازدواج بعنوان یک عنوان فرعی در بحث خانواده اشاره کرد که با تغییرات مشخصی در سازمان خانواده اهمیت می یابد (به حدی که به رسوم مختلف که اکنون ممکن است غیر عقلانی بنظر برسند، انجامیده) و اکنون بکندی اهمیت خود را در جامعه خود ما از دست می دهد، اتفاقی که مدتهاست در غرب رخ داده ... .
جناب نوگادمن
نظریه فوق حاصل تراوشات ذهنی فردی مادیگرا می باشد که می خواهد از تمام پدیدههای آفرینش تعریفی مادی داشته باشد .
افول ارزشهای اخلاقی در بعضی از جوامع غربی حاصل علوم زیست شناسی نیست که می خواهند تعریفی ژنتیکی از آن داشته باشید !!!
اساس سست شدن ارزشهای اخلاقی در غرب بر پایه دوری از دین و تعالیم دینی می باشد و یکی از اهداف دستور به تقوی در دین برای زندگی بهتر و حفظ اخلاق می باشد که متاسفانه این ارزش در اکثر ممالک به اصطلاح متمدن غربی رو به فراموشی رفته است . نابو دی خانواده ها و بروز اعمال شنیع خلاف اخلاق که حتی حیوانات از عمل به آن شرم دارند حاصل این نابودی معنوی می باشد .
اما عمل بد همیشه مورد نفرت عوام است و اخلاق با تعریفی مادیگرایانه تغییر ماهیت نمی دهد . همانطور که بعد از هزاران سال عمل زشت و قبیح قوم لوط در بین مردم کاری نا پسند بوده و می باشد . مطمئن باشید که تا ابد رفتارهای خلاف عرف جوامع غربی به عنوان ضد اخلاق شناخته می شود .
اما نزول آرمانهای بشری مربوط به کل جامعه غرب نمی باشد در همان دیار هم می توان معنویت و یکتا پرستی را دید . اما من به جناب نوگادمن حق می دهم که در غرب چیزی به غیر از فساد و فحشاء نبینند ! به علت اینکه در دانسینگها و کاوارهها و میکدهها چیزی غیر از هرزگی و فحشاء نمی توان دید !!!
اما سخنی با دوستان خدا پرست .
افول عقایدمادیگرایان را در تبلیغ هرزگی و فساد و اعمال ضد اخلاق موجود در غرب به وضوح در مطالب دشمنان خدا می توانید ببینید ! و این چیزی نیست جز توفیق خداوند به خدا پرستان برای اینکه بیش از بیش سقوط عقاید منحرف ضد دین و خدا را با چشم خود ببینید .
وسلام یا الله
sareban
Wednesday 2 November 2005, 01:30PM
بنام خالق الکل!
گرچه وعده ما صرفا اندازه گیری ابعاد مغز نویسندگان بود (در برخی موارد بجای اندازه گیری، کار حتی به شمارش سلولهای اندک آنچه مغزشان خوانده می شود، می رسد!) و همچنین ایشان دوگانه اخلاق و دین را هنوز بجای محکمی وصل نکرده اند، لکن چون بازی با برگ اخلاق فراتر از طاقت ماست! (حداقل وقتی کاملا مستیم)، توضیح مختصری در باب اخلاق ارائه می کنیم.
1- تعیین اخلاقی و غیر اخلاقی بودن یک عمل معین (سنجش گزاره های عملی) یکسره متفاوت با تبیین فلسفه و تاریخ اخلاقست.
2- فرقه های مختلف کفار هر کدام فلسفه ای (اکثرا شبه فلسفه ای) برای خود دارند و چون ما به همه نحل آته ایسم تسلط نداریم، از نظر کلیت آنها دفاع نمی کنیم.
3- در ماتریالیسم پراتیک (فلسفه مالوف ما) اخلاق امریست که در فراشد کلی ساختار ثانوی یک جامعه انسانی بنا می شود و اعتبار آن هم عرض اعتبار دیگر زاده های این فرماسیون می باشد. فلذا تا زمانی که کلیت ساختار اولیه به مرحله گذار نرسیده (مرحله انقلاب) معتبر است. البته در یک مرحله معین نیز با تغییر مولفه های داخلی، تغییراتی در تلقی اخلاقی جامعه روی می دهد که به جای خود قابل بررسی اند.
4- چیزی در معنی اخلاق ابدی وجود خارجی ندارد. ایراد آنست که انسانها همواره خود را در عالیترین مرحله تکامل می بینند. مثلا در مبحث اخلاق جنسی، خانواده تک همسری در طول تاریخ بشر به هیچ وجه سیطره ازلی نداشته. در مراحل اولیه، حتی خواهر و برادر همسر قطعی هم تلقی می شدند. حتی چیزی در معانی ازدواج نبوده بلکه جفتگیری درون گروهی صورت می پذیرفته که مثالهای فراوانش در تاریخ تمدن موجود است.
اکنون نیز ژنتیک دانان معتقدند ساختار ضعیف دفاعی بدن انسان نسبت به حیوانات (خاصه آنها که بصورت گروهی و سرپرستی زندگی نمی کنند، همانند اکثر ماهی ها و خزندگان) بدلیل همین مقاربتهای درون گروهیست. جالب توجه اینست که عمر خانواده به مثابه یک سازمان تولید مثل بسیار کمتر از حالت مورد اشاره می باشد. همچنین به عنوان مثال می توان به مساله اهمیت بکارت دختران در زمان ازدواج بعنوان یک عنوان فرعی در بحث خانواده اشاره کرد که با تغییرات مشخصی در سازمان خانواده اهمیت می یابد (به حدی که به رسوم مختلف که اکنون ممکن است غیر عقلانی بنظر برسند، انجامیده) و اکنون بکندی اهمیت خود را در جامعه خود ما از دست می دهد، اتفاقی که مدتهاست در غرب رخ داده ... .
5- در قسمت دوم از بند اول یادداشت قبلی (قسمت مربوط به اخلاق) کلمه «گزاره» صحیح است که اشتباها «گذاره» نوشته شده بود. از آقای صبح خوش تیپ بابت حضور آگاهانه شان کمال تشکر و امتنان را داریم!
nogodman
باز هم فرار!
جناب كافر !!!
ما تاريخ فلسفه را ميخواهيم چيكار؟
چند تا كلمه قلمبه سلمبه مياري كه بگويي سواد داري؟;)
الكلي جون عزيز ،برو سر اصل مطلب!
چرا يك نوگا دمن نبايد پدر خودش را بكشد؟
AntiMatter
Wednesday 2 November 2005, 02:07PM
اکنون نیز ژنتیک دانان معتقدند ساختار ضعیف دفاعی بدن انسان نسبت به حیوانات (خاصه آنها که بصورت گروهی و سرپرستی زندگی نمی کنند، همانند اکثر ماهی ها و خزندگان) بدلیل همین مقاربتهای درون گروهیست.
:smile43:
و جناب nogodman با معرفي منبع اين كشف جالب و گوينده اين سخن نغز به ما در مسير تجربه شيرين *سلول* شماري ياري خواهند رساند!
nogodman
Wednesday 2 November 2005, 03:26PM
جناب zxcv
با سلام و تشکر از عنایت شما.
با توجه به اینکه این اولین همسخنی بنده و شماست و من شناختی فراتر از این پست از شما ندارم، وعده قبلی را فراموش کرده و تنها به ذکر چند نکته کوتاه بسنده می کنم.
1- مطلب من بیشتر از مثال فرعی بود که شما نقل کردید.
2- سخن در جنس توصیف بود نه ارزش گذاری که بدان سمت سوقش دادید.
3- جالب آنست که شما از مطلب من تبلیغ هرزگی برداشت کردید، حال آنکه در همان قسمت نقل شده، خوب بود به جمله ای دیگر نیز عنایت می داشتید: «به حدی که به رسوم مختلف که اکنون ممکن است غیر عقلانی بنظر برسند، انجامیده». اینکه امری اکنون غیر اخلاقی بنظر برسد، در بطن خود اخلاقی بودن در شرایط دیگر را حمل می کند. اینکه چرا برداشت شما از متن این نیست که تبلیغ سنن قرون پیشین شده را در خود جستجو کنید.
4- سخن من تبیین تغییر ارزشهای اخلاقیست نه افول آنها. چرا که بنده قائل به جاودانگی اصول معین اخلاقی نیستم. نیز آنطور که در بند سوم نقل گردید، گرچه اصول اخلاقی تغییر می کنند، لکن در مراحل غیرگذار از اعتبار کاملی برخوردارند. به بیان دیگر این توصیف متغیر بودن اصول اخلاقی (یا به تعبیر رایج نسبیت اخلاق) را تنها در بستر تاریخ مورد مداقه قرار می دهد.
در پایان مثالی دیگر شاید به فهم مطلب کمک کند.
در بحث ازدواج این مثل رایج است که حتی تا همین صد سال پیش عروس و داماد اولین بار همدیگر را در حجله می دیدند. چند دهه بعد نرم رایج آن بود که اینها یکبار تحت نظر خانواده ها به گفتگو با هم بپردازند. اکنون رسم اینست که با نظارت کمتر خانواده ها بیشتر ارتباط داشته باشند. در آینده نیز قطعا تغییر خواهد نمود.
همانطور که فرم گذشته نه چندان دور اکنون بسیار افراطی و غیر عقلانی بنظر می رسد، حال ما نیز در نزد اجدادمان یک بی ناموسی مطلق است!
سخن در برتری کدام نیست بلکه نقل اعتبار هرکدام در جای خود و نیز در مقیاس کلان تر تغییر برداشت اخلاقی انسانها نسبت به شرایط خودشان می باشد.
با تشکر nogodman
---------------------
بعد التحریر:
http://www.bbc.co.uk/persian/science/story/2005/01/050126_si-inbreeding-disease.shtml
nogodman
Wednesday 2 November 2005, 03:28PM
اطلاعیه
نظر به اینکه این تاپیک در بررسی حدیث شریفی از حضرت کاظم علیه السلام(!) بود، و ما مشتاقانه در پی نظرات عالمانه علما در این باب هستیم، پست قبلی آخرین پاسخ من به مطالب حول محور اخلاق می باشد و زین پس در این باب در این تاپیک به مطلبی پاسخ نخواهیم داد.
دوستانی که مایلند این قضیه را پیگیری کنند، تاپیک جدیدی افتتاح کنند و در همینجا لینکش را بگذارند تا ادامه دهیم.
خواهش بنده آنست که استارتر تاپیک حداقل در حد یک انسان معمولی بهره هوشی داشته باشد که ما وقت بر سر هجویات نمی گذاریم. دوستان دیگر صبر کنند تا بینشان یکی با این شرایط ظهور کند.
با احترام و انتظار علمای یاد شده در پست اول!
nogodman
sareban
Wednesday 2 November 2005, 04:01PM
اطلاعیه
نظر به اینکه این تاپیک در بررسی حدیث شریفی از حضرت کاظم علیه السلام(!) بود، و ما مشتاقانه در پی نظرات عالمانه علما در این باب هستیم، پست قبلی آخرین پاسخ من به مطالب حول محور اخلاق می باشد و زین پس در این باب در این تاپیک به مطلبی پاسخ نخواهیم داد.
دوستانی که مایلند این قضیه را پیگیری کنند، تاپیک جدیدی افتتاح کنند و در همینجا لینکش را بگذارند تا ادامه دهیم.
خواهش بنده آنست که استارتر تاپیک حداقل در حد یک انسان معمولی بهره هوشی داشته باشد که ما وقت بر سر هجویات نمی گذاریم. دوستان دیگر صبر کنند تا بینشان یکی با این شرایط ظهور کند.
با احترام و انتظار علمای یاد شده در پست اول!
nogodman
بسيار عالي بود:smile39: .. استارت تاپيكي به نام آموزش راههاي فرار چطوره؟!! :smile21:
sareban
Wednesday 2 November 2005, 04:07PM
جناب zxcv
اینکه امری اکنون غیر اخلاقی بنظر برسد، در بطن خود اخلاقی بودن در شرایط دیگر را حمل می کند. اینکه چرا برداشت شما از متن این نیست که تبلیغ سنن قرون پیشین شده را در خود جستجو کنید.
http://www.bbc.co.uk/persian/science/story/2005/01/050126_si-inbreeding-disease.shtml
1) خوب اگر جفتگيري درون گروهي عامل بيماريهاست واين مطلب الان كشف شده چگونه شد كه اسلام از 1400 سال پيش آنرا بيان كرده؟
2) پس اخلاق هم نسبي است وممكن است در جايي ازدواج با مادر بيماري باشد و در جايي ديگر نباشد؟!:smile21: :smile21: در لينك شما كه چنين چيزي ديده نميشد؟ :smile09:
امیر
Wednesday 2 November 2005, 04:20PM
جناب ساربان گویا دقت نکردید؟؟؟؟!!!!!!http://www.iranclubs.org/forums/images/smilies/18.gif
استارتر تاپیک حداقل در حد یک انسان معمولی بهره هوشی داشته باشد
امیر
Wednesday 2 November 2005, 04:20PM
به دل نگیر
شوخی بود....
امیر
Wednesday 2 November 2005, 04:22PM
....وچنین شوخی هایی برای
ایجاد روحیه در میان کاربران لازم است .....
((ادخال السرور فی قلب المومن))
امیر
Thursday 3 November 2005, 10:58PM
جناب نوگاد من بیخودی منتظر جواب نشین
احتمالا حدیث ضعیف است که کسی نظری ندارد
شما چرا از قرآن آیه نمیاری ؟؟؟!!!!!
nogodman
Friday 4 November 2005, 01:09AM
ما که البته بی سوادیم قربان! نه تنها شتر را برهان اثبات نمی دانیم، بلکه اصلا یه شتر رو درست از نزدیک ندیدیم. شاید اگر می دیدیم و دقت می کردیم، الان «یا من یقبل الیسیر» می گفتیم با دانشمندان علوم قرآنی!
اما چون خواسته بودید، به عنوان مثال داستان آفرینش انسان، با توجه به مطرح شدن قسمتهایی نه چندان بی ربط در این تاپیک، موضوع جالبیست.
مسیر و فضای مطالعات علمی در این زمینه کاملا مغایر داستان خلقت انسان است و شواهد یافته شده علمی مطلقا در تضاد با مطالب کتب مقدس دینی می باشد. چندی پیش در امریکا حتی مباحثی طرح شد که داستان خلقت را بر هر دو مسیر (فرضیه تکامل و آموزه های دینی) نمی توان آموزش داد که ما فرصت پیگیری آن را نداشتیم.
به هر حال ما مدرک ژنتیک و غیره در جیب نداریم (اساسا یک عادت بی سوادانه داریم که تا در موردی اطلاعات کافی نداشته باشیم، وارد مباحث مربوط به آن نمی شویم) اما از فضای کلی که بر مطالعات ما تاثیر می گذارد، آگاهی داریم. جناب عالی و دیگر علما در این شبهای عزیز، بد نیست از خدایتان در مورد بی اطلاعیش از مسیر تکامل انسان سئوال کرده، جوابش را به ما هم بگوئید (در تاپیکی دیگر) و ما را از این کفر جاهلانه خلاص کنید.
ضمنا سلام ما را نیز رسانده و بابت خلق الکل از جانب ما تشکری خاص به عمل آورید.
نوشته شد در شب عید فطر* و در حال بازگشت از میهمانیهای مستانه حضرت دوست!
nogodman
------------
*-شب رویت هلال ماه عینا، در قرن بیست و یکم که می توان عبور دوباره ستارگان دنباله دار را در قرن بیست و هفتم با روز و ساعت تعیین کرد!
zxcv
Friday 4 November 2005, 03:29PM
بسم الله
با سلام و کمال احترام
ما که البته بی سوادیم قربان! نه تنها شتر را برهان اثبات نمی دانیم، بلکه اصلا یه شتر رو درست از نزدیک ندیدیم. شاید اگر می دیدیم و دقت می کردیم، الان «یا من یقبل الیسیر» می گفتیم با دانشمندان علوم قرآنی!
جناب نوگادمن .
در پاسخ به مطلب جنابعالی در به تمسخر گرفتن دعوت قران به دقت در خلقت حیوانی مانند شتر برای درک هر چه بیشتر وجود خداوند متعال مطلبی را برای جنابعالی در مورد نظم موجود در خلقت این موجود شگفت انگیز می نویسم شاید باعث بیداری شود .
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
شتر روی چه حسابی آفـريده شده است؟
1ـــ داخـل دهـان آن از پوست سفـت و سخـت پـوشـيـده شـده کـه باعـث می شود بتواند گياهان دشت و صحرا که خشک و خاردار هستند را بخورد و زخمی نشود.
2ـــ مژه های آن خيلی پرپشت و کيپ همديگر هستند که باعث می شود شن و ماسه و سـنگـريـزه هـای اطـراف به درون چشم وی نـفـوذ نکنند.
3ـــ گـوشـهـای آن کـوچکـ و پـوشـيـده از مـوهـای پـرپـشـت و بهم چسبيده است، که باعث می شود شن و ماسه داخل گوش آن نروند.
4ـــ پـوسـته مـخاطی سوراخ بينی آن سطح خيلی پهنی دارند که راه نفوذ برای شن و ماسه به داخل بينی باقی نمی گذارند، ولی نم و رطوبت لازمه هـوای تـنـفـس را از هـوا می مکند و جذب می کنند.
5ـــ کوهان آن محل ذخيره انرژی است. ضمن اينکه چربی آن قشری برای مقابله با گرما نيز هست.
6ـــ سطح کمر آن باريک است. که باعث می شود تابش گرم و سوزان نيم روزی خورشيد، فقط به قسمت کمی از بدن وی بطور مـؤثر بـتابـد. و در شرايط تابش قبل از نيم روز يا بعد از آن که خورشيد مايل می تابد، اگـر مـجـبـور باشد در آفـتـاب باشـد، رو به خـورشيد و يا پـشـت به خـورشيد زمين گير می شود. که اين نيز بنوبه خود باعث می شود تابش مؤثر خـورشيد فقط به سطح کم بالائی وی بتابد. پوسـت پـشمی وی نيز بخـش عـمده تابش گرمای سوزان را خـنـثی می کند. به اين ترتيب شتر می تواند گرمائی که خيلی از حيوانات ديگر را می کشد تحمل کند.
7ـــ کليه های وی قسمت زيادی از آبهای مصرف شده را دوباره پس می گيرند، (به اين خاطر ادرار آن غليظ است).
8ــــ پوست پـشـمی آن باريک و نرم است. هم گرما را خنثی می کند و هم بدن را خنک می کند.
9ــــ روده آن سلولهای جذب آب دارد. اين سـلـولـهـا قـسـمـت زيـادی از آب مـصـرف شـده مـوجود در غذای روده را جذب می کنند و برای بدن نگه می دارند. (به اين خاطر سرگين آن خيلی خشک است).
10ـــ وقـتی ادرار می کند، دم خود را می جنباند تا ادرار به پـاهـا پاشيده شود. به اين شکل با خيس و مرطوب کردن خود به خنک شدن خود کمک می کند.
11ــــ شکم وی خيلی بزرگ است. می تواند تا 200 ليتر آب بنوشد. علاوه بر آن مجراها و منابع ذخيره آب نيز دارد. که هنگام آب خوردن آنها را نيز پر می کند.
12ـــ مجرای خون وی در اعماق بدن قـرار نگرفـته بـلکه زير پوست گردن و پاها و پهـلـوهـا قرار گرفته است. اين باعث می شود که گرمای بدن را بيشتر به سطح بدن منتقل کند. و سـرخ رگـهـا حتی در شـرايـطـی که تقـريـباً بی آب باشند و در وضعيت تقريبی معادل يک دويست هزارم حجم واقعی خود، باز هم می توانند اکسيژن را به نقـاط مختـلف بدن منتقل کنند.
13ـــ تکـيه گاهـهای وی در حالت نشستن (يعنی زانوها، آرنجها، و سينه) از قـشـر کلفـتِ پوستِ مرده تشکـيل شده است. اين قـشـر گرما را خنثی می کند و باعث می شود بدن آن زخم نشود.
14ـــ کف پهن پای آن با يک قشر شاخه ای مجهز شده که باعث می شـود پای آن در شن و مـاسـه فـرو نرود. و پا را در مـقـابل ماسـه هـای تيز و گرم نيز محافـظـت می کند.
15ـــ درجه حرارت بدن وی می تواند خـيـلـی تغـيـيـر کـند ضمن اينکه از پستانداران است. حرارت بدن وی بين 34 تا 42 درجه در تغيير است. وقتی دما بالا برود دمای بدن وی نيز بالا می رود، اين امر باعـث می شـود کـه تـا دمـای مـشـخصی نيازی به عرق کردن برای خنک کردن خود نداشته باشد. و در مصرف آب خود صرفه جوئی کند.
شتر در واقع به حساب دشت و صحرا پرداخته شده است. يعنی برای گرما، کـمـبـود آب، شـن و مـاسـه.
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
نتيجه توحيدي .
کـسـانی كه می گـويـند دليلی برای وجود خدا نمی بينند!!!. قرآن آنها را به مطالعه پديده های طبيعی مراجعه می دهـد. انـتـخـاب شتر از ميان ساير حيوانات برای مطالعه، به اين معنی است که وی چيزهای خاصی دارد. بر اساس شـناختی کـه ما امروزه از بافت بـيـولـوژيکی شـتـر داريـم نـيز در واقع همينطور هم هست، و می بينيم که در ساختار آفرينش شتر مغز و انـديـشـه و حساب و کتاب خوابيده است. در حالـيکـه در گذشته مردم فکر می کردند که تحمل شتر زياد است نه اينکه چيز خاصی در آن می ديدند.
وسلام يا الله
AntiMatter
Friday 4 November 2005, 04:33PM
به هر حال ما مدرک ژنتیک و غیره در جیب نداریم (اساسا یک عادت بی سوادانه داریم که تا در موردی اطلاعات کافی نداشته باشیم، وارد مباحث مربوط به آن نمی شویم) اما از فضای کلی که بر مطالعات ما تاثیر می گذارد، آگاهی داریم
اميدوار بوديم اهل خرد(لااقل مدعيانش) پذيرش ادعايشان را بر بنياني مينهادند كه توان ادراك آن را داشته باشند و شمارش سلولهاي اندك ما را به پايان برسانند!
به بند كشيدن سخن به بندي ناتوان از مقاومت به حتم يك عادت سوادانه است!
گاهي *خردمداري* به *مهبانگ* متوسل ميشود ( http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=3417 )و ديگري به *ژنتيك* چنگي ميزند و با ما از *شواهد یافته شده علمی* سخن ميگويد و ما را مدهوش ميكند!
از روياي شيرين استدلالات مبهم و دروغ عوالم *علمي* بيدار ميشويم و به خود جرآت سوال از بن و ريشه ميكنيم!
جوابمان ميدهند:
یک عادت بی سوادانه داریم که تا در موردی اطلاعات کافی نداشته باشیم، وارد مباحث مربوط به آن نمی شویم!
باز سرگيجه امانمان نميدهد:!
اکنون نیز ژنتیک دانان معتقدند ساختار ضعیف دفاعی بدن انسان نسبت به حیوانات (خاصه آنها که بصورت گروهی و سرپرستی زندگی نمی کنند، همانند اکثر ماهی ها و خزندگان) بدلیل همین مقاربتهای درون گروهیست.
و زكريايي ديگر , الكلي ديگر, صد مرتبه جانفزاتر! به حلقمان ...:!
مسیر و فضای مطالعات علمی در این زمینه کاملا مغایر داستان خلقت انسان است و شواهد یافته شده علمی مطلقا در تضاد با مطالب کتب مقدس دینی می باشد. چندی پیش در امریکا حتی مباحثی طرح شد که داستان خلقت را بر هر دو مسیر (فرضیه تکامل و آموزه های دینی) نمی توان آموزش داد که ما فرصت پیگیری آن را نداشتیم.
و به تحقيق بر ما ثابت شده آيات ايشان و كسي كه به خود جرآت كنكاش در اصل و نسب اين آيات
روا بدارد شتر شناسي بيش نيست و ما...
ما را ميخواند كه :
بد نیست از خدایتان در مورد بی اطلاعیش از مسیر تکامل انسان سئوال کرده، جوابش را به ما هم بگوئید (در تاپیکی دیگر) و ما را از این کفر جاهلانه خلاص کنید.
و ترس ما از آن است كه بعد از اجابت در بن بست *فرضیه تکامل * نقره داغمان كنند كه :
.... ما فرصت پیگیری آن را نداشتیم...
یک عادت بی سوادانه داریم که تا در .....
يا:
http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?p=79573#post79573
؟
nogodman
Monday 7 November 2005, 01:24AM
جناب zxcv سلام
با تشکر از شما، نظر به اینکه شما از معدود کاربرانی بودید که در مدت عضویت من با حسن نیت برخورد نموده اید، بنده سعی کردم لحن صحبت خود با شما را که در قامت مخالف ظاهر شده اید، تغییر دهم.
فرموده اید «... شاید باعث بیداری شود»، متذکر می شوم که غلظت ادرار شتر باعث نمی شود که بنده نیمه شب یازده رکعت نماز شب اقامه کنم.
با تشکر و احترام.
--------------
آقا ما یکی تضادهای نه چندان مهم مان حل شد. مشکل حضرات این نیست که متون کلاسیک ارائه شده را متوجه نمی شوند، بلکه ایراد در آنست که حتی قدرت فهم نوشته های نه چندان مهم ما را نیز ندارند!
مثلا وقتی ما می گوئیم «چندی پیش در امریکا حتی مباحثی طرح شد که داستان خلقت را بر هر دو مسیر (فرضیه تکامل و آموزه های دینی) نمی توان آموزش داد که ما فرصت پیگیری آن را نداشتیم»، برداشت شان اینست که ما یه چیزی از تکامل شنیدیم و پی گیری نکردیم! نه اینکه اصل جدال وجود داشته و ما نفهمیدیم که دست آخر کدام در سیستم آموزشی تدریس خواهند شد.
یا مثلا وقتی «معرفي منبع اين كشف جالب و گوينده اين سخن نغز» را می خواهند و ما لینک می گذاریم، لینک را رها کرده و به نداشتن مدرک ژنتیک بند می کنند!
چنان چنگ یازیدن به ژنتیک را بیان می کنند که گویی ما کفرمان بر ژنتیک بنا شده!
به هر حال نسبت ما و علوم طبیعی در چارچوب این مثالست: یک رجالی نتایج تحقیقات خود در باب حدیث نورانی ابتدای تاپیک را مثبت ارزیابی می کند. یک فقیه بصرفا به استناد تایید آن رجالی، حکمی صادر می کند که معضلات عموم مسلمین را حل نموده به بهشتشان راهنمایی کند. اگر از فقیه روش تایید حدیث را سئوال کنید، استنادش صرفا قول آن رجالی بوده و وی نه اطلاعات تخصصی در این باب داشته و نه نیازی به آنها دارد.
اما اصل سخن همواره فراموش شده. چه در باب آن حدیث و چه در زمینه تناقض علوم دیرینه شناسی با متون کلاسیک ادیان.
nogodman
AntiMatter
Monday 7 November 2005, 01:44AM
مثلا وقتی ما می گوئیم «چندی پیش در امریکا حتی مباحثی طرح شد که داستان خلقت را بر هر دو مسیر (فرضیه تکامل و آموزه های دینی) نمی توان آموزش داد که ما فرصت پیگیری آن را نداشتیم»، برداشت شان اینست که ما یه چیزی از تکامل شنیدیم و پی گیری نکردیم! نه اینکه اصل جدال وجود داشته و ما نفهمیدیم که دست آخر کدام در سیستم آموزشی تدریس خواهند شد.
و ما به همان دليل محكم سلول و ... نفهميديم از كجا چنين نتيجه اي گرفته ميشود كه ما به اين موضوع واقف نشديم!
دوباره تكرار ميكنيم شايد خودمان متوجه شديم!:
و ترس ما از آن است كه بعد از اجابت در بن بست *فرضیه تکامل * نقره داغمان كنند كه
كه جوابمان دهند:
.... ما فرصت پیگیری آن را نداشتیم...
حال از كجا چنين نتيجه اي منتج ميشود خالق الكل ...
یا مثلا وقتی «معرفي منبع اين كشف جالب و گوينده اين سخن نغز» را می خواهند و ما لینک می گذاریم، لینک را رها کرده و به نداشتن مدرک ژنتیک بند می کنند!
چنان چنگ یازیدن به ژنتیک را بیان می کنند که گویی ما کفرمان بر ژنتیک بنا شده!
و باز هم تعداد سلول ها كار دستمان داد!
ما گفتيم:
@اميدوار بوديم اهل خرد(لااقل مدعيانش) پذيرش ادعايشان را بر بنياني مينهادند كه توان ادراك آن را داشته باشند و شمارش سلولهاي اندك ما را به پايان برسانند!
به بند كشيدن سخن به بندي ناتوان از مقاومت به حتم يك عادت سوادانه است!@
حال اگر نتيجه گيري از اين @بند كردن@ ميشود:
گویی ما کفرمان بر ژنتیک بنا شده
و ما بايد بنياد كفرش را بيابيم.. تقصير از ماست؟!
یک رجالی نتایج تحقیقات خود در باب حدیث نورانی ابتدای تاپیک را مثبت ارزیابی می کند. یک فقیه بصرفا به استناد تایید آن رجالی، حکمی صادر می کند که معضلات عموم مسلمین را حل نموده به بهشتشان راهنمایی کند. اگر از فقیه روش تایید حدیث را سئوال کنید، استنادش صرفا قول آن رجالی بوده و وی نه اطلاعات تخصصی در این باب داشته و نه نیازی به آنها دارد.
و گفتاري كه قرار بود در اين چهار عرصه مطرح شود و ما هم به سبب ناداني دخالتي نكرديم كشيده شد به ژنتيك و فرضيات زيستي-فيزيكي!...
nogodman
Monday 7 November 2005, 05:57AM
نظر به اینکه ما به روشنی منظور خود را بیان نموده و نیز روشنتر آنرا توضیح دادیم و فکر نمی کنیم علاقمندان سلول (در حد نرمی که می توانند داشته باشند) از درک آن عاجز باشند، تمایلی به ادامه چنین بازیهایی نداریم. تنها یک نابغه می تواند از مطلب آن آقا که ویژگیهای شتر را بیان کرده بود، مدرک شتر شناسی طلب کند. استفاده از ماحصل مطالعات دانشمندان علوم مختلف کاری رایج و بلا اشکال است که اگر کسی مشکلی دارد، مسئولش ما نیستیم.
به هر روی ما دیگر به این لفاظیهای وقت گیر پاسخ نخواهیم داد، چنانکه پیش از این نیز رویه مان همین بوده.
--------
قبل از این میان پرده های آنتی متری سخنانی رد و بدل شد که خلاصه اش بدین صورت بود:
آقای امیر در باب قرآن سئوال نمودند که ما داستان آفرینش را در آن به چالش کشیدیم.
در داستان آفرینش آدمی*، آدم به عنوان اولین انسان خلق می شود. به همراه وی نهاد خانواده و مالکیت نیز وجود دارند و ... .
در مورد اینکه نهادهای انسانی بسیار پس از انسان شکل گرفته اند و نیز اینکه انسان موجودی کامل شده از میمون است، دانشمندان علوم مختلف نظرات متقنی دارند.
قسمتهای تاریخی را به صورت نسبتا کاملی در جلد اول تاریخ تمدن** می توانید بیابید. مطالب جدید در خویشاوندی میمون و انسان نیز هست که در صورت لزوم بیان می شود و اگر طلب کنید منابعش معرفی می گردد.
و تمامی آنها را در صورت تمایل، در تاپیکی دیگر پیگیری نمائید که ما هنوز تکلیف آن حدیث شریف را روشن نمیدانیم!
nogodman
---------------
*-منظور ما در این بخش مستندات قرآنست که کتب دیگر چون تورات و اوستا در این بخش به لعنت شیطان هم نمی ارزند!
**-کتب دیگری نیز وجود دارند که بعضا نامشان نیز تاریخ تمدن است. بعضی نیز به باور ما برخی مطالبشان مستندتر از دورانت است ولی به اعتباراتی، ما همان کتاب دورانت در نظر داریم.
AntiMatter
Monday 7 November 2005, 01:14PM
استفاده از ماحصل مطالعات دانشمندان علوم مختلف کاری رایج و بلا اشکال است که اگر کسی مشکلی دارد، مسئولش ما نیستیم.
استفاده از نظريات زيستي در وادي رجال و فقه و... به تازگي رايج شده!
صد البته هر رايجي بلا اشكال است!
و هر بلا اشكالي صحيح!
به هر روی ما دیگر به این لفاظیهای وقت گیر پاسخ نخواهیم داد، چنانکه پیش از این نیز رویه مان همین بوده.
و بلغور ترجمه متون فلسفي آلماني و فرانسه و اصطلاحات رايج ميان مسيحيت اروپايي و همچنين كاربرد جملات بي معنا را هم به اسم متون كلاسيك به خورد ديگران نميدهيم!
در مورد اینکه نهادهای انسانی بسیار پس از انسان شکل گرفته اند و نیز اینکه انسان موجودی کامل شده از میمون است، دانشمندان علوم مختلف نظرات متقنی دارند.
و ما هم ميخواستيم بدانيم اين اثبات هاي محكم و نظريات متقن چه ها هستند!اين همه برآشفتگي را هم نفهميديم!چرا كه از ابتدا همين را بند كرديم!
---------------
اين هم براي تفريح:
در این تاپیک هم ما بحثی نداشتیم و آنچه بود سئوال بود در علومی که ما در آن تخصص نداریم که وارد شده و بحث کنیم.
اساسا یک عادت بی سوادانه داریم که تا در موردی اطلاعات کافی نداشته باشیم، وارد مباحث مربوط به آن نمی شویم
!
موحد
Monday 7 November 2005, 04:31PM
جناب nogodman
نمي خواستم وارد اين بحث ها شوم ولي اتفاقي آمدم وديدم شما اين طور عنوان نموديدكه بين خلقت تكاملي وآموزه هاي ديني تضاد هست؟! البته درباره خلقت انسان در تورات چيزي نمي گويم چرا كه سراسر خرافه وتحريف شده است كه متاسفانه اين افكار خرافي مانند خيلي عقايد ديگر از يهود در بين مسلمين رسوخ نموده از جمله خلقت آدم وحوا از گل وفوت كردن خدا در آن وزنده شدن و...ولي نظر قران كريم چيز ديگري است يعني تكامل حال اگر مايل بوديد مي توانيم در اين باره بحث كنيم!
nogodman
Monday 7 November 2005, 07:58PM
جناب موحد سلام.
اینکه شما نظر قرآن را به تکامل متمایل کردید، در نظر من حاصل ناآگاهی شما نسبت به تکامل یا قرآن و یا هر دوست. به هر حال بنده برای این بحث حاضرم. تاپیک جدیدی بنا کنید و لینکش را در اینجا بگذارید.
nogodman
zxcv
Tuesday 8 November 2005, 01:48AM
بسم الله
با سلام و کمال احترام
فرموده اید «... شاید باعث بیداری شود»، متذکر می شوم که غلظت ادرار شتر باعث نمی شود که بنده نیمه شب یازده رکعت نماز شب اقامه کنم.
جناب نوگادمن
اگر این اتفاق می افتاد و جنابعالی با دیدن یک موجود منظم پی به یک نظم هدفمند و در پی آن معتقد به یک ناظم توانا می شدید ! چقدر مایه مسرت و خوشحالی بود .
دیگر مرگ را فنا مطلق نمی دانستید و هدف داشتید .
خوب بودن و بد نشدن برای شما مفهوم داشت .
یک خدا داشتید که هم مهربان بود و هم دوست داشتنی .
او را دوست داشتید و او هم شما را دوست داشت .
جناب نوگادمن
جنابعالی انحرفات مدعیا ن خدا پرستی را به حساب خدای توانا نگذارید . قوانین آنان با قوانینی که خداوند امر به آن کرده از زمین تا آسمان فرق می کند . آنها گناهان و انحرافات خود را بی انصافانه به حساب دین خدا می گذارند برای آبادی دنیایشان !
اما آنها دین نیستند بلکه ضد دین هستند !
اگر روزی خداوند به شما توفیق داد و او را شناختید و به قول جنابعالی برای خواندن نماز شبانگاه بیدار شدید . مطمئن هستم که ازاین مدعیان دروغین خدا پرستی سعادتمند تر و خوشبختر می شوید. برای اینکه شما اگر خدا را بپذیرید با شناخت پذیرفته اید نه با تقلید کور کورانه .
به امید آن روز
وسلام یا الله
موحد
Tuesday 8 November 2005, 08:53AM
جناب موحد سلام.
اینکه شما نظر قرآن را به تکامل متمایل کردید، در نظر من حاصل ناآگاهی شما نسبت به تکامل یا قرآن و یا هر دوست. به هر حال بنده برای این بحث حاضرم. تاپیک جدیدی بنا کنید و لینکش را در اینجا بگذارید.
nogodman
جناب آگاه!!!!!!
شما اصل را بر حماقت وناداني خود پايه گذاري نموديد بنده ديگر باشما چه بحثي نمايم؟!
nogodman
Tuesday 8 November 2005, 12:19PM
جناب zxcv
از لطف و عنایت بی بدیل شما کاملا محظوظ و متشکرم. گر چه بی اعتقادی به خدا در من به چیزی شبیه یک نوع ایمان دینی رسیده، اما شخصا امکان اعتقاد به خدا -وشاید اختیار دین- را هرگز منتفی نمی بینم. از آن رو که مسیر رسیدن به یک اعتقاد برایم بسیار مهمتر از خود آن اعتقاد معین می باشد. در واقع نتیجه یک پژوهش در مقابل ادله ای که بر آن اقامه می شود، هیچ است.
امروز که اثری از خدایتان نیست، شاید فردا روز دیگری باشد.
با تشکر مجدد.
----------------
جناب موحد
نظریه تکامل یک تک گزاره نیست که در ساختار متفاوتی حل شود. بلکه خود را به مثابه یک ساختار کامل با شاخ و برگهای ضروری تفکیک ناپذیر معرفی می کند که کاملا ابطال پذیر بوده و تطور آن مشروط به مکاشفات دیگر علوم است.
از این رو در نگاه اول (چیزی که مشخص نمودید) خواستم این مورد را متذکر شده باشم.
اگر تمایل به بحث داشتید به همان شیوه که ذکر شد، عمل نمائید.
با احترام nogodman
1156
Monday 17 March 2008, 09:14PM
لطفا برام چندتا اس ام اس بفرستید:smile34:
IRANIAN YOUTH CLUBS
vBulletin 5.5.3, Copyright ©2000-2010, Jelsoft Enterprises Ltd.