PDA

نمايش نسخه نهائي : دروازه سرزمين شيطان


alibitaraf
Tuesday 25 October 2005, 12:11PM
بنام خدا بخشنده مهربان

سلام دوستان عزيز
در ماه مبارك رمضان مطالعه اي در مورد زير داشتم كه آن را در اختيار ديگر دوستان قرار ميدهم . از نظرات دوستان تشكر ميكنم.


دروازه سرزمين شيطان

شيطان خوب ميداند كه تنها گناه غير قابل بخشش شرك است و به همين خاطر او سعي ميكند تا كه ما را وارد اين حيطه كند او تا آدمي را وارد مرحله شرك نكند ول كن نيست. به همين خاطر تمام پيامبران وظيفه داشته اند تا كه مارا از اين حيله آگاه كنند. يكي از مواردي كه به عنوان دروازه شرك محسوب ميشود طاغوت يا سركشي است. طاغوت از طغي گرفته شده است و به معناي سركشي و زياده روي و لبريزشدن است.

[16:36] ولقد بعثنا في كل امة رسولا ان اعبدوا الله واجتنبوا الطغوت فمنهم من هدى الله ومنهم من حقت عليه الضللة فسيروا في الارض فانظروا كيف كان عقبة المكذبين
[16:36] ما براي هر جامعه اي رسولي فرستاديم، مي گفت: "خدا را بپرستيد و از پرستش هرگونه بتي اجتناب کنيد." پس از آن، بعضي را خدا هدايت کرد، در حالي که بعضي ديگر به گمراهي محکوم شدند. در زمين بگرديد و عاقبت تکذيب کنندگان را ببينيد.

اجتناب و دوري از طاغوت از اولين دستورات پيامبران بوده است. طاغوت دروازه شرك است زيرا از اين طريق شيطان ما را به محوطه شرك وارد ميكند. در حقيقت كسي كه از طاغوت دوري نكند به طور اتوماتيك و خود به خود وارد سرزمين شرك خواهد شد. در اينجا بهتر است قبل از هر چيزي معناي طاغوت را روشن كنيم و ببينيم كه شيطان چطوري ازاين حيله حرفه اي براي مشرك شدن ما استفاده ميكند.
طاغوت يا " سركشي " در حالت كلي به دو نوع تقسيم ميشود :

1- دوست داشتن و عشق بيش از حد :

شما اگر كسي و يا چيزي را از خاصيتهايش (مثل زيبايي توانايي و ...) مستقل بدانيد به طور اتوماتيك به او گرايش پيدا ميكنيد و در نهايت و بعد از مدتي اين دوست داشتن به عشق بيش از حد مبدل ميشود. در طول تاريخ عشق بيش از حد به مقدسين و پيامبران و امامان در نهايت به پرستش آنان منجر ميشد.شيطان ملعون از طريق اين حقه خيلي ها را در طول تاريخ دچار شرك كرده است و آنان را بدبخت كرده است و اين حقه تمام تاريخ بوده است.

[2:165] ومن الناس من يتخذ من دون الله اندادا يحبونهم كحب الله والذين ءامنوا اشد حبا لله ولو يرى الذين ظلموا اذ يرون العذاب ان القوة لله جميعا وان الله شديد العذاب
[2:165] با اين حال، برخي از مردم معبوداني را همتاي خدا قرار مي دهند و به آنها چنان عشق مي ورزند كه گويي خدا هستند. كساني كه ايمان دارند بيش از هر كس، به خدا عشق مي ورزند. اگر فقط ستمكاران مي توانستند خود را هنگام روبرو شدن با عذاب ببينند، آنگاه متوجه مي شدند كه تمام قدرتها فقط متعلق به خداست و عذاب خدا هيبتانگيز است.

در قرن حاضر طاغوتهاي ديگر بوجود آمده است عده اي بيش از حد به جشنها پارتي ها فستيوالها عشق پيدا كرده اند. عده اي ديگر شيفته روءسا و رهبران خود هستند.عده اي ديگر شيفته مد روز هستند. تمام اينها طاغوت است . و در نهايت شيطان آنان را وارد سرزمين خود (شرك) ميكند. حتي عشق بيش از حد نسبت به همسر و فرزندان آنان را به طاغوت بدل ميكند.

[8:28] واعلموا انما امولكم واولدكم فتنة وان الله عنده اجر عظيم
[8:28] بدانيد که پول و فرزندان شما امتحاني هستند و اينکه خدا صاحب پاداشي است عظيم.

[3:14] زين للناس حب الشهوت من النساء والبنين والقنطير المقنطرة من الذهب والفضة والخيل المسومة والانعم والحرث ذلك متع الحيوة الدنيا والله عنده حسن المءاب
[3:14] لذت هاي دنيوي، از قبيل زنان، داشتن فرزندان، انباشته هاي طلا و نقره، اسب هاى تربيت شده، چارپايان و محصولات زراعتي براي مردم زيبا جلوه داده شده است. اينها ماديات اين دنياست. جايگاهي به مراتب بهتر نزد خدا در نظر گرفته شده است.

عشق بيش از حد نسبت به چيزي باعث ميشود كه به او دل بسته شود در نتيجه كم كم جاي خدا را در دل شما ميگيرد. اگر شما بيش از حد به مشروب علاقه منديد كم كم و يواش يواش جاي خداي شما را ميگيرد. اگر شما بيش از حد به فيلم سينمايي علاقه منديد كم كم جاي خداي شما را ميگيرد بطوريكه بعد از مدتي حاضريد نماز نخوانيد تا كه فيلم سينمايي را از دست ندهيد.حاضريد فلان سريال را از دست ندهيد اما نماز نخوانيد . عشق بيش از حد نسبت به چيزي شما را وارد مرحله طاغوت ميكند كه مرحله بعد از طاغوت شرك است.

وسوسه شيطان -------< طاغوت ------- < شرك

2- ترس و نفرت بيش از حد :

اينبار شيطان ملعون آن ور سكه را هدف قرار ميدهد. اگر شما نسبت به چيزي و يا كسي نفرت و ترس بيش از حد داشته باشيد در اين صورت دچار طاغوت شده ايد و در نهايت منجر به شرك ميشود. تمام جنگها و خونريزيهاي تاريخ به علت نفرتها و ترسهاي بيش از حد بوجود آمده است.

[4:77] الم تر الى الذين قيل لهم كفوا ايديكم واقيموا الصلوة وءاتوا الزكوة فلما كتب عليهم القتال اذا فريق منهم يخشون الناس كخشية الله او اشد خشية وقالوا ربنا لم كتبت علينا القتال لولا اخرتنا الى اجل قريب قل متع الدنيا قليل والاءخرة خير لمن اتقى ولا تظلمون فتيلا
[4:77] آيا توجه كردهاي که به آنان گفته شد: "لازم نيست بجنگيد؛ کافي است نماز بخوانيد و زکات بدهيد." سپس، چون جنگ بر آنان مقرر شد، چنان از مردم ترسيدند که از خدا ترسيدند، يا حتي بيشتر؟ و گفتند: "پروردگار ما، چرا اين جنگ را بر ما تحميل کردي؟ اي کاش مدتي ما را مهلت دهي!" بگو: "ماديات اين دنيا پوچ است، در حالي که آخرت براي پرهيزكاران بسيار بهتر است و شما هرگز از كوچك ترين بى عدالتي رنج نخواهيد برد."

قمار و مشروب نوعي طاغوت هستند كه در نهايت منجر به شرك ميشوند. كسي كه قمار ميكند با باختن مال خود ترس و كينه اي بيش از حد در او بوجود ميايد كه در نهايت منجر به طاغوتهاي ديگر ميشود و بالاخره او وارد سرزمين شرك خواهد شد.

[5:91] انما يريد الشيطن ان يوقع بينكم العدوة والبغضاء في الخمر والميسر ويصدكم عن ذكر الله وعن الصلوة فهل انتم منتهون
[5:91] شيطان از طريق مسكرات و قمار مي خواهد ميان شما دشمني و نفرت ايجاد كند و شما را از ياد خدا و نماز بازدارد. پس آيا خودداري مي كنيد؟


ترس ابزار شيطان است زيرا ترس بيش از حد نسبت به چيزي خود نوعي طاغوت است و اين طاغوت بالاخره شما را وارد مرحله شرك ميكند.

[3:175] انما ذلكم الشيطن يخوف اولياءه فلا تخافوهم وخافون ان كنتم مؤمنين
[3:175] اين روش شيطان است كه ترس را به ياران خود القاء مى كند. از آنها نترسيد و درعوض از من بترسيد، اگر مؤمن هستيد.

به همين خاطر خداي مهربان توانا ميفرمايد شيطان را پرستش نكن. البته كمتر كسي مستقيما شيطان را پرستش ميكند شايد در دنيا تعداد اندكي باشند كه اعلام كنند شيطان را پرستش ميكنند. اما منظور از خدا اين بوده است كه شيطان است كه مارا وادار به سركشي ميكند و در نهايت وارد سرزمين شرك ميكند در اين حالت پرستش شيطان شروع ميشود. پرستش شيطان به معناي اطاعت از وسوسه هايش و عدم اجتناب از طاغوت است.

[36:60] الم اعهد اليكم يبني ءادم ان لا تعبدوا الشيطن انه لكم عدو مبين
[36:60] اي فرزندان آدم، آيا من با شما عهد نبستم كه شيطان را نپرستيد؟ كه او سرسخت ترين دشمن شماست؟

[34:40] ويوم يحشرهم جميعا ثم يقول للملئكة اهؤلاء اياكم كانوا يعبدون
[34:40] در روزي كه او همه آنها را احضار كند، به فرشتگان خواهد گفت: "آيا اين مردم شما را مي پرستيدند؟"


شما در نظر بگيريد قماربازي كه همسرش مريض است و احتياج به دكتر دارد در اين حالت او مشغول قمار و يا شبگردي است به جاي اينكه او خود همسرش را به بيمارستان ببرد از همسايه اش ميخواهد كه همسرش را به بيمارستان برساند زيرا كه خود او مشغول است !!!!
حالا شما تصور كنيد اين فرد چقدر به قمار و يا شبگردي علاقمند شده است كه قادر به كنترل نفس خويش نيست و قادر نيست نفسش را راضي كند تا همسرش را به بيمارستان ببرد و آن را به همسايه اش و يا به فردا پس فردا موكول ميكند.

كسي كه معتاد است در زماني كه مشغول مصرف است اگر بچه اش را هم بكشند نميتواند دست از مصرف بردارد زيرا معتادي او از مرحله طاغوت گذشته و وارد سرزمين شرك شده است.كسي كه معتاد است فقط فكر ميكند دارد لذت ميبرد لذت او فقط وسوسه شيطان است كه جنها به او القا ميكنند.

[34:40] ويوم يحشرهم جميعا ثم يقول للملئكة اهؤلاء اياكم كانوا يعبدون
[72:6] 'انسان ها از طريق جن ها قدرت مي جستند، ولي آنها اينان را به مصيبت بيشتري دچار کردند.

[22:12] يدعوا من دون الله ما لا يضره وما لا ينفعه ذلك هو الضلل البعيد
[22:12] او در كنار خدا معبوداني را در حد پرستش قرار مي دهد كه هيچ قدرتي ندارند تا نفع و ضرري به او برسانند؛ چنين است گمراهي واقعي.

[22:13] يدعوا لمن ضره اقرب من نفعه لبئس المولى ولبئس العشير
[22:13] او چيزي را شريك قرار مي دهد كه بيشتر به او ضرر مي رساند تا منفعت. چه مولاي بدي! چه همنشين بدي!

[24:39] والذين كفروا اعملهم كسراب بقيعة يحسبه الظمءان ماء حتى اذا جاءه لم يجده شيءا ووجد الله عنده فوفه حسابه والله سريع الحساب
[24:39] و اما كساني كه كافر هستند، اعمالشان مانند سرابي است در صحرا. شخص تشنه فكر مي كند كه آن آب است، اما هنگامي كه به آن مي رسد، مي فهمد كه چيزي نيست و درعوض، خدا را آنجا مي يابد، تا جزاي كامل اعمالش را بدهد. خدا دقيقترين حسابرس است.

در نهايت بايد گفت كه دوست داشتن چيز خوبي است و لي به اندازه و هر چيزي هم راهي دارد. هر چيزي در دنيا وسيله اي است براي رسيدن به خدا. ولي وسيله را بايد درست استفاده كرد. اگر وسيله درست استفاده نشود به يك طاغوت بدل ميشود و در نهايت شما وارد سرزمين شرك ميشويد.مال دنيا وسيله اي است براي رسيدن به خدا . ولي اگر شما به آن دل ببنديد و عشق بيش از حد نسبت به او داشته باشيد و از آن به فقرا و مساكين نبخشيد كم كم به طاغوت بدل ميشود و در نهايت مشرك از دنيا ميرويد. پيامبر وسيله اي است براي اينكه ما به حرفهايش گوش كنيم و راه راست را پيدا كنيم اما اگر ما بخواهيم از او طلب كمك كنيم و به او دل ببنديم در نهايت به طاغوت بدل شده و يواش يواش وارد سرزمين شيطان ميشويم.

ف

alibitaraf
Tuesday 25 October 2005, 12:13PM
شما تصور كنيد هيچ چيزي بدون خدا لذت بخش نيست . اگر بزرگترين كره آسماني را هم به شما نشان دهند و بگويند كه اين ساخته خدا نيست بلكه ساخته شيطان است و يا خودبخود بوجود آمده است به شما لذتي نخواهد داد بلكه در عوض ترس و رعب را در دل شما بوجود خواهد آورد. خداست كه به زندگي ما معنا و مفهوم ميبخشد و آنوقت از زندگي لذت ميبريم.

[13:16] قل من رب السموت والارض قل الله قل افاتخذتم من دونه اولياء لا يملكون لانفسهم نفعا ولا ضرا قل هل يستوي الاعمى والبصير ام هل تستوي الظلمت والنور ام جعلوا لله شركاء خلقوا كخلقه فتشبه الخلق عليهم قل الله خلق كل شيء وهو الوحد القهر
[13:16] بگو: "چه كسي پروردگار آسمانها و زمين است؟" بگو: "خدا." بگو: "پس چرا غير از او مولاياني قرار مي دهيد كه قدرتي ندارند كه حتي به خودشان نفع يا ضرري برسانند؟" بگو: "آيا كور مانند بيناست؟ آيا تاريكي مانند روشنايي است؟" آيا غير از خدا معبوداني را يافتهاند كه مخلوقاتي نظير مخلوقات او آفريدند، تا جايي كه نتوان دو خلقت را از هم تشخيص داد؟ بگو: "خدا خالق همه چيز است و اوست واحد، بلندمرتبه."

[4:120] يعدهم ويمنيهم وما يعدهم الشيطن الا غرورا
[4:120] او به آنها وعده مي دهد و آنان را اغوا مى كند؛ آنچه شيطان وعده مى دهد، خواب و خيالي بيش نيست.

[35:5] يايها الناس ان وعد الله حق فلا تغرنكم الحيوة الدنيا ولا يغرنكم بالله الغرور
[35:5] اي مردم، وعده خدا حقيقت است؛ بنابراين، فريب اين زندگي فرومايه را نخوريد. با تصورات باطل از خدا منحرف نشويد.

[30:7] يعلمون ظهرا من الحيوة الدنيا وهم عن الاءخرة هم غفلون
[30:7] آنها فقط به چيزهاي اين دنيا كه براي آنها قابل ديدن است اهميت مي دهند، در حالي كه به كلي از آخرت غافل هستند.

اما چطوري ما از طاغوت (دروازه سرزمين شرك) اجتناب كنيم ؟

به همين خاطر خداي مهربان كتابهايي با پيامبران نازل كرده است كه اين كتابها فرقانها و ميزانهايي در آن است. ما بايد با اين فرقان و ميزان (ترازو) خود را از طاغوت دور نگه داريم. فرقان و ميزان همان قرآن است كه از طرف خداي مهربان براي هدايت ما نازل شده است. مثلا خداي توانا در كتاب ميزان و فرقان (قرآن) اعلام كرده است كه نبايد بين رسولان خدا فرقي قائل شويم.

[2:285] ءامن الرسول بما انزل اليه من ربه والمؤمنون كل ءامن بالله وملئكته وكتبه ورسله لا نفرق بين احد من رسله وقالوا سمعنا واطعنا غفرانك ربنا واليك المصير
[2:285] رسول به آنچه از جانب پروردگارش بر او نازل شد، ايمان آورده است و هم چنين مؤمنان. آنها به خدا، فرشتگان او، كتاب آسمانى او و رسولان او ايمان دارند: "ما هيچ فرقى ميان رسولان او نمي گذاريم." آنها مى گويند، ما مي شنويم و اطاعت مي كنيم.* پروردگار ما، ما را ببخش. سرنوشت نهايى به سوى توست."

خداي مهربان اعلام ميدارد كه بين رسولان خدا فرق قائل نشويد حالا شما هي بگوييد محمد سيد المرسلين است . در اين حالت به اين ميزان خدا توجه نكرده ايد و دچار طاغوت شده ايد و سرانجام شما را دچار شرك ميكند.

خداي مهربان در كتاب فرقان اعلام ميدارد كه عشق بيش از حد نسبت به كسي نداشته باشيد حالا شما هي صبح تا غروب عاشق و شيفته علي باشيد در اين حالت دچار طاغوت شده ايد و در نهايت به شرك منجر ميشود.

خدا فرموده كه ما علي الرسول الا البلاغ المبين (وظيفه رسول ابلاغ پيام است). حالا شما برويد و به رسول دل ببنديد و از او كمك بخواهيد در اين حالت دچار طاغوتي وحشتناك شده ايد و در نهايت وارد سرزمين شرك خواهيد شد.

از ما گفتن بود

ايزد نگهدار

ياور
Tuesday 25 October 2005, 12:34PM
باعرض سلام خدمت جناب بيطرف

ديشب شب بيست ويكم چنين تفكري داشتم كه اگر پيغمبر اكرم ص و علي ابن ابيطالب در قيد حيات بودند ما چه شبي داشتيم ايا بيش از اين بود كه همه با هم خداوند متعال را مي خوانديم و از ذات مقدس او مي خواستيم كه گناهان ما را بشويد و مطمئنا علي ع دعاي مولاي يا مولا انت العزيز و انا ذليل و هل يرحم الذليل الا العزيز را قرائت مي كردند و ما گوش مي كرديم اما متاسفانه ديشب پيامبر ص و علي را درمكان خود نديدم صداي ملا ومترفيني را شنيدم كه نام هركسي را به زبان مي اوردند الا الله
يا الله

alibitaraf
Tuesday 25 October 2005, 01:06PM
دوست عزيز ياور با عرض سلام

متاسفانه كسي به اين حرفها گوش نميدهد عاقبت خوبي در انتظار ما ايرانيان نيست. ما كه از عبادت فقط خدا سرباز ميزنيم چطور انتظار هدايت داريم؟

موحد
Wednesday 26 October 2005, 10:30AM
ياور عزيز سلام برشما

آيا در زمان پيامبر گرامي در شب قدر او وساير اصحاب قرآن بر سر مي گذاشتند وفرياد مي زدند به علي به حسن به موسي بن جعفر ..به قائم...(با وجود اينكه در آن زمان قرآن جلد شده نبوده واصلا قائم جعفر وكاظم اينها هم نبودند) اگر نبود اينها بدعت نيست؟؟؟؟اين بدعتها را چه كسي گذارده؟؟؟
اين بدعتها را چه كسي اجرا مي كند؟؟؟

صبح
Wednesday 26 October 2005, 11:08AM
سلام

ما طبق سنت پيامبر اكرم اسلام صلي الله عليه و آله و سلم عمل مي‏كنيم و عملكرد ما با قرآن تناقضي ندارد ، اين مثل اين است بگوئيم كه چون در زمان آنها صابون نبوده است ما هم حق نداريم با صابون دستهاي خود را بشوريم كه اين تعصبي آشكار بيش نيست . اصل مساله گير به توسل از سوي وهابيان و مشابهان آنها ، شرك نيست ، بلكه حكومتي است كه به واسطه حب اهل بيت از دست آنها مي رود و آنها نمي‌خواهند چنين چيزي اتفاق بيافتد . و الا پايه هاي توسل بخوبي در دين آشكار است و جالب اين كه كساني كه ماههاست توسل را شرك مطلق مي‌دانستند ،‌توسل به زنده را امروزها قبول مي‌كنند ... :)


با توسل نه به اسلام چيزي اضافه شده است و نه چيزي كم شده است ، همانطور كه در قرآن گفته شده است كه (وابتغوا اليه الوسيله) ، و اين جستجو ، تناقضي با خواندن نيز ندارد .

سینا 555
Wednesday 26 October 2005, 12:23PM
شما واسه خودتون ميبرين ميدوزين!:d
اتفاقا خداوند بيشتر از هميشه بر دل و جان شيعيان حاكم است
منتها موحد نماها و ظاهر نماها هميشه از درك واقعي
اينگونه حقايق عاجزند.البته شما نشون داديد دروغ هم ميگيد
چون نام الله هميشه در دعاهاي شيعيان فراوان فراوان هست!
و نام ائمه براي شيعيان بطور قطع و يقين جز براي توسل مطرح نيست
و ما خودمان اين را با پوست و گوشت و استخوانمان ميدانيم و حس ميكنيم
و اگاهيم و يقين است و مبرهن است و مستدل است و قطعي است كه الله اكبر
و او يگانه و يكتاست و نيست هيچ شريكي براي او و افريننده و مالك جهان فقط اوست.

خب شما چي ميگيد حالا؟
شما خشكه مقدسان كه ياالله يا الله ميگوييد
معلوم هم نيست موحد باشيد خودتان؟
ممكن است ظاهرا بگوييد يا الله ولي در دل چيز ديگري
قصد كرده باشيد! قبول نداريد ميتواند اينطور باشد؟
چطور به ان قاطعيت مومني را ميگوييد مشرك است؟

واقعا اين ظاهربيني و خشكه مقدسي شما و ايراد اتهام و تهمت شرك
به مومنان مطمئا اگر شما را به جهنم نبرد مسلما يك قدم بسوي اتش
جهنم برده است!

موحد
Wednesday 26 October 2005, 01:21PM
سلام

ما طبق سنت پيامبر اكرم اسلام صلي الله عليه و آله و سلم عمل مي‏كنيم و عملكرد ما با قرآن تناقضي ندارد ، اين مثل اين است بگوئيم كه چون در زمان آنها صابون نبوده است ما هم حق نداريم با صابون دستهاي خود را بشوريم كه اين تعصبي آشكار بيش نيست . اصل مساله گير به توسل از سوي وهابيان و مشابهان آنها ، شرك نيست ، بلكه حكومتي است كه به واسطه حب اهل بيت از دست آنها مي رود و آنها نمي‌خواهند چنين چيزي اتفاق بيافتد . و الا پايه هاي توسل بخوبي در دين آشكار است و جالب اين كه كساني كه ماههاست توسل را شرك مطلق مي‌دانستند ،‌توسل به زنده را امروزها قبول مي‌كنند ... :)


با توسل نه به اسلام چيزي اضافه شده است و نه چيزي كم شده است ، همانطور كه در قرآن گفته شده است كه (وابتغوا اليه الوسيله) ، و اين جستجو ، تناقضي با خواندن نيز ندارد .


واقعا چه استدلالهاي مسخره اي!!!
نماز خواندن در شبهاي ماه مبارك رمضان وخواندن يك جزء از قرآن در هرشب بدعت است موجب كفر ولعن است ولي سينه زدن زنجير زدن فرياد زدن غير خدا در عبادات شبهاي احيا را با صابون زدن مقايسه مي كنند:eek: :eek:

صبح
Wednesday 26 October 2005, 01:34PM
واقعا چه استدلالهاي مسخره اي!!!
نماز خواندن در شبهاي ماه مبارك رمضان وخواندن يك جزء از قرآن در هرشب بدعت است موجب كفر ولعن است ولي سينه زدن زنجير زدن فرياد زدن غير خدا در عبادات شبهاي احيا را با صابون زدن مقايسه مي كنند:eek: :eek:
مطمئنيد كه اين جواب من بود ؟

سينه زدن يا زنجير زدن يك دستور ديني نيست و وارد دين نشده است و اگر مردمي بنا به حب الله و ائمه به وسائلي اينچنيني براي ابراز علاقه خود به امانت پيامبر توسل مي‌جويند ، نمي‌تواند اشكالي داشته باشد . دست شما كه باشد فوتبال بازي كردن را هم جزو دين حساب آورده و اسم آن را بدعت مي گذاريد .

شما گفتيد كه زمان پيامبر قرآن مجلد نبود ، چرا قرآن بر سر مي گيريد ؟‌ عرض كردم زمان پيامبر صابون هم نبود ، پس چرا ما با صابون دست خود را مي‌شوريم ؟ ظاهرا شما كاملا درك مفاهيم را تعطيل كرده و فقط دهان باز كرده و تهمت شرك به اين و آن مي‌زنيد !


ظاهرا شما مفهوم بدعت را هم متوجه نيستيد ، آوردن حكمي بر خلاف حكم پيامبر و ضايع كردن سنت او و ايجاد يك نوع نماز جديد بدعت است ، نه طرز رفتار مردمي كه هيچ كجا حكم ديني آن نيامده است . شما جسورانه و وقيحانه نيت مردمي را كه جز قصد نزديكي به خدا ندارند ، دستكاري مي كنيد و سپس به آنها برچسب شرك مي‌زنيد .

alibitaraf
Wednesday 26 October 2005, 02:09PM
دوست عزيز صبح :

يك مساله باقي ميماند و آن اين است كه يا شما دلايلي از قرآن داريد كه طلب كمك از پيامبر و ائمه را مشروع ميداند و يا اينكه شما ميخواهيد همچنان عقايد خود را داشته باشيد . اگر ميخواهيد طبق قرآن عمل كنيد قرآن در مورد وسيله آن را ميگويد اما اگر ميخواهيد كه طبق عقايد خود عمل كنيد خواهشمندم پاي قرآن را وسط نكشيد زيرا اين آيات اهداف شما را برآورده نمي كند . اگر هم ميخواهيد كه هر كس به شما گفت فقط از خدا طلب كمك كنيد وهابي بناميدش اشتباه ميكنيد زيرا تعداد زيادي از شيعيان وجود دارند كه فقط از خدا طلب كمك ميكنند و من خود آنان را ميشناسم و با هم دوستيم و وهابي هم نيستند حتي اين افراد با وهابيت هم آشنا نيستند. بنابراين اگر ميخواهيد جلو اين تفكر را بگيريد بايد چاره اي ديگر بينديشيد زيرا اين روش كارا نيست و در حقيقت هيچ آدم عاقلي از يكتا پرستي بدش نميايد. دوست عزيز فكر نكنيد همه شيعيان مثل تو فكر ميكنند نخير اينطوري نيست ما همه بندگان خداييم بنابراين آدم عاقل از يكتا پرستي بدش نميايد. اما اگر بعضي گروهها از وهابيها مثل طالبان و بن لادن و ... از اين مورد در تاريخ براي سركوب ديگران استفاده كرده اند در حقيقت نميتوان اشكال را بر عقيده گرفت زيرا كه اين هميشه حيله شيطان بوده است . زيرا شيطان از طريق عده اي يكتاپرستي را خراب ميكند تا كه ديگران قبولش نكنند.همانطور كه شيطان قبل از كشف معجزه 19 از طريق بهائيها آن را بدنام كرد و اين حيله شيطان بود.
شيطان قسم خورده است كه اكثريت را گمراه كند. به همين خاطر خداي مهربان كتاب نازل ميكند تا كه ما خود را با آن ميزان كنيم. حالا اگر شما ميخواهيد طبق قرآن عمل كنيد خيلي خوب است و مطمئنا هدايت خواهيد شد . اما اگر ميخواهيد كه صرفا وهابيت را بكوبيد خواهشمندم كه مسائل يكتاپرستي را بيخيال شو و به جنبه هاي ديگر وهابيت بپرداز. زيرا در حقيقت دست روي نقطه حساسي گذاشته ايد و حتي شيعيان و دوستان خود اين رويه را از تو قبول نميكنند.براي نمونه امير كه خود شيعه است و اين رويه را نميپسندد.
اما اگر ميخواهيد كه طبق گذشتگان خود عمل كنيد بفرمائيد راه باز است كسي جلو شما را نگرفته است. بفرمائيد از عقايد قبلي خود تقليد كنيد. اين رسم روزگار بوده است.
دوست عزيز شما چي فكر ميكنيد؟ مگر آيه نخوانده اي ميگويد كه از دين آبا و اجدادي پيروي نكنيد!!؟
فكر ميكنيد همين كه اسم شما مسلمان است ديگر اين آيه در مورد من و تو نيست و فقط مربوط به مجسمه پرستان بوده است.اگر اينطوري فكر ميكنيد بايد عرض كنم كه شما حتي به ساده ترين آيه قرآن كه همانا عبرت گرفتن از گذشتگان خود است عمل نميكنيد پس خواهشمندم ديگر حرف از قرآن نزنيد.از اين به بعد نگوييد قرآن اينجوري ميگويد بلكه بگوييد ما اينطوري ميگوييم شايد شما چيزي را ميداني كه ما نميدانيم!
در عوض بگو : ""قرآن كافي نيست و بدون احاديث نميتوان قرآن را فهميد و بزرگترهاي ما خيلي بيشتر قرآن را ميفهمند و ما به آنها بيشتر اعتماد ميكنيم و ما طبق تفاسير بزرگانمان از قرآن عمل ميكنيم!""

شما بفرمائيد كدام جنبه از تعريف طاغوت و شرك مشكل داشت تا ما هم بفهميم.

خدا نگهدار

سینا 555
Wednesday 26 October 2005, 05:48PM
مطمئنيد كه اين جواب من بود ؟

سينه زدن يا زنجير زدن يك دستور ديني نيست و وارد دين نشده است و اگر مردمي بنا به حب الله و ائمه به وسائلي اينچنيني براي ابراز علاقه خود به امانت پيامبر توسل مي‌جويند ، نمي‌تواند اشكالي داشته باشد . دست شما كه باشد فوتبال بازي كردن را هم جزو دين حساب آورده و اسم آن را بدعت مي گذاريد .

شما گفتيد كه زمان پيامبر قرآن مجلد نبود ، چرا قرآن بر سر مي گيريد ؟‌ عرض كردم زمان پيامبر صابون هم نبود ، پس چرا ما با صابون دست خود را مي‌شوريم ؟ ظاهرا شما كاملا درك مفاهيم را تعطيل كرده و فقط دهان باز كرده و تهمت شرك به اين و آن مي‌زنيد !


ظاهرا شما مفهوم بدعت را هم متوجه نيستيد ، آوردن حكمي بر خلاف حكم پيامبر و ضايع كردن سنت او و ايجاد يك نوع نماز جديد بدعت است ، نه طرز رفتار مردمي كه هيچ كجا حكم ديني آن نيامده است . شما جسورانه و وقيحانه نيت مردمي را كه جز قصد نزديكي به خدا ندارند ، دستكاري مي كنيد و سپس به آنها برچسب شرك مي‌زنيد .



قياس شما را نگرفتند فكر كردند صابونو با عبادت يك اندازه گرفته ايد!:D موحدنمايان اينقدر متوهم هستند و روي اين توهم ابلهانه شان حاضرند سر بيگناهان را ازته نيز ببرند و فكر كنند دارند به خدا نزديك ميشوند.